﻿WEBVTT

00:05.680 --> 00:08.440
« قسمت پنجم »

00:08.465 --> 00:45.965
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:48.160 --> 00:51.580
. ديگه دنبالَم نيا

01:00.450 --> 01:02.750
. ارشدِ بدجنس

01:02.750 --> 01:05.390
. پسرِ نامَرد

01:47.760 --> 01:50.070
. ارشدِ بدجنس

01:50.070 --> 01:52.630
. پسرِ نامَرد

01:56.340 --> 01:59.150
. اِي واي ، اينو ببينيد

01:59.150 --> 02:02.990
يعني چي که يه خون آشام تو قصر زندگي ميکنه ؟

02:09.670 --> 02:11.180
. غيبِشون زد

02:11.180 --> 02:13.830
. ناپديد شدن

02:15.390 --> 02:19.680
اينجا چه خبره ؟

02:19.680 --> 02:25.270
پدرم قبل از مرگِش ، اين کتابُ به من داد و
. درمورد " گي " همه چيُ برام گفت

02:25.270 --> 02:32.180
باورَم نميشد ؛ پادشاهِ اين کشور ، به خون آشام
. خدمت ميکنه

02:36.360 --> 02:38.800
. نگران نباش

02:38.800 --> 02:42.120
من نقشه ي سريِ نابود کردنِ
. اين خون آشامُ پيدا کردم

02:42.120 --> 02:44.330
. پدر

02:45.770 --> 02:49.790
، يون " ، اگه زماني اتفاقي برام افتاد "

02:49.790 --> 02:55.080
کسي به اسمِ " سو جونگدو " رو پيدا کن و
. دفترچه يادداشت وليعهد "جونگهيون"ـو بدست بيار

02:55.080 --> 03:01.440
يون " ، يادت باشه که بجز استادَم ، به "
. هيچکسِ ديگه اي نميتوني اعتماد کني

03:03.350 --> 03:09.700
و سه روز بعدش هم ، پدرم بخاطرِ
. خيانت ، کُشته شد

03:09.700 --> 03:15.690
بايد با چشماي خودم از مرگِ پدرم مطمئن
. ميشدم

03:21.510 --> 03:23.510
! پدر

03:24.940 --> 03:30.440
زخمي مثلِ زخم ساير جسدهاي ديگه اي که
. خون آشام اونارو کُشته بودُ به گردن داشت

03:30.440 --> 03:31.570
! پدر

03:31.570 --> 03:36.610
هم پدرِ شما و هم استادِشون ، هردو
. کُشته شده بودن

03:36.610 --> 03:39.240
! پدر

03:50.510 --> 03:55.040
، اگه يه بار ديگه ازش دفاع کنيد
. . اونوقت نه اعليحضرت

03:55.040 --> 03:58.320
و نه مقام هاي ديگه ، هيچکدوم نميتونن . .
. جونِ سالم به در ببرن

03:58.320 --> 03:59.740
. ديگه بهتره تمومِش کنيد

03:59.740 --> 04:04.630
پادشاه براي حفظِ تاج و تختِش ، حتي حاضر شد
. پسرِ خودشُ هم بکُشه ؛ همچين اتفاقي نميفته

04:04.630 --> 04:10.940
اول بايد دفترچه يادداشتِ وليعهد "جونگهيون"ـو که
. وليعهدِ جديد دزديده بودُ پيدا کنيم

04:10.940 --> 04:16.510
رئيسِ خواجه ها فورا رفت که
. . سو جونگدو " رو پيدا کنه ، اما "

04:16.510 --> 04:19.130
هرچقدر گشتن ، نتونستن دفترچه يادداشتُ . .
. پيدا کنن

04:19.130 --> 04:24.710
با توجه به اينکه " چوي چولچونگ " شديدا
، دنبالِ پيدا کردنِ دانشجوي شهوانيِ

04:24.710 --> 04:28.600
. مشخصِ که " گي " هم دنبالِ دفترچه يادداشتِ

04:28.600 --> 04:33.380
ممکنه " چوي دوگاب " از جايِ اين دفترچه
. باخبر باشه

04:33.380 --> 04:35.960
، درغيراينصورت

04:35.960 --> 04:39.730
. ممکنه دفترچه دستِ " جين " باشه

04:42.970 --> 04:49.260
اعليحضرت ، " کيم " بدستِ يکي از نگهبانا
. کُشته شده و " چوي گاب " هم غيبِش زده

04:54.300 --> 04:59.140
. مشخصِه که يکي از افرادِ دانشجوي شهوانيِ

04:59.920 --> 05:04.160
نکنه برده اي چيزيه ؟

05:06.780 --> 05:07.870
اويزه " يعني چي ؟ "

05:07.870 --> 05:10.850
. اسمِ مستعارِ نويسندگيِ وليعهد "سادونگ"ـه

05:10.850 --> 05:14.360
. احتمالا يکي از نگهباناي وليعهدِه

05:14.360 --> 05:19.510
. تمامِ افرادِ وليعهد که ده سال پيش کُشته شدن

05:23.720 --> 05:26.370
، " بريد ببينيد که نگهباناي وليعهد " سادونگ
. زنده هستن يا نه

05:26.370 --> 05:30.141
اگه بتونيم سندِ بردگيِ يکي از
نجات يافته هارو پيدا کنيم ؛

05:30.167 --> 05:33.245
ممکنه يه ردي از دانشجوي شهوانيُ
. بدست آورده باشيم

05:34.010 --> 05:36.030
دنبالِ اون مردِ يه دست گشتي ؟

05:36.030 --> 05:43.710
چندان به کسي نزديک نيست ؛ بيشترِ کسايي که
. پيشِش ميرن ، اهلِ مانچو هستن

05:43.710 --> 05:46.520
افرادِ بيشتريُ بذار تحت نظر داشته باشنِش و
. اطلاعات بيشتري هم درموردش بدست بيار

05:46.520 --> 05:48.580
. چشم

05:48.580 --> 05:52.001
حالا که اين آگهي ها پخش شدن ؛
. . گي " از هر روشي "

05:52.027 --> 05:55.105
براي پيدا کردنِ دانشجوي شهواني . .
. استفاده ميکنه

05:55.960 --> 05:58.210
. وقتِ زيادي نداريم

05:58.210 --> 06:00.720
. اول خودم بايد پيداش کنم

06:46.570 --> 06:50.490
اگه توي کارِت پيشرفتي داشتي ؛
. ميتوني به افرادَم خبر بدي

06:50.490 --> 06:53.111
. ديگه نيازي نيست شخصا بيايي دنبالَم

06:53.111 --> 06:56.260
که ديگه دنبالِت نيام ؟

06:59.540 --> 07:02.730
تو که ميخواستي اينطوري بکني ، ديگه
چرا پامو برام بستي ؟

07:07.670 --> 07:12.150
آگهي ! آگهيم کجا رفت ؟

07:24.420 --> 07:28.140
. « ديگه دنبالَم نيا ؛ ارشدِ بدجنس ؛ پسرِ نامَرد »

07:41.690 --> 07:45.520
. آگهيِ منم ناپديد شده بود

07:45.520 --> 07:49.449
گيريم آگهي هاي شماهارو مامورا ازتون
، گرفته باشن

07:49.475 --> 07:52.530
اما ، من که توي
. زيرزمينِ کتابفروشي بودم

07:52.530 --> 07:54.420
يعني نگهبانا تا اونجاها هم اومده بودن ؟

07:54.420 --> 07:56.810
اگه اينطور باشه ، چطوريِ که
يانگسون " سالم و سلامت اينجا نشسته ؟ "

07:56.810 --> 08:00.240
جديدا روندِ انجام کارا
. تو کشورِمون ، خيلي مشکوک ميزنه

08:00.240 --> 08:03.580
ديروز که دانشجوي شهوانيِ تقلبي و
. چندتا نگهبانِ تقلبي به تورِمون خوردن

08:03.580 --> 08:05.990
بعدش ، چندتا آگهي پخش شده بود که ميگفت
. يه خون آشام تو قصر زندگي ميکنه

08:05.990 --> 08:10.930
" اولين بار که " يانگسون " حرفِ " محققِ شب رو
. رو زده بود ، ميگفتم که غيرممکنه

08:10.930 --> 08:14.000
اما ، چندروز پيش يه شکارچي ادعا ميکرد که
. محقق شب رو " رو به چشم ديده "

08:14.000 --> 08:17.860
و حتي جسدِ يه يارويي ه توي
. دِبانگول " پيدا شده بود "

08:17.860 --> 08:22.270
. نکنه واقعا خون آشام وجود داشته باشه

08:22.270 --> 08:26.090
خون آشامي که به پادشاه حکمراني ميکنه ؟

08:26.090 --> 08:29.860
. پس ، يه خون آشام پادشاهِ اين کشورِ

08:29.860 --> 08:32.950
. نه ، امکان نداره

08:33.800 --> 08:35.750
! پدر

08:35.750 --> 08:37.780
! هيونگ نيم

08:38.970 --> 08:42.330
. فورا از اينکار بکِش کنار

08:43.670 --> 08:51.410
حتي اگرم دفترچه يادداشتِ وليعهد "جونگهيون"ـو
. نديده باشم ، ميدونم که چه چيزِ خطرناکيه

08:51.410 --> 08:57.950
" تو اون هفت سال که براي وليعهد " سادونگ
. کار ميکردم ، مخفيانه دنبالِ اون کتاب ميگشتم

08:57.950 --> 09:01.350
بعدشم که ، وليعهد "سادونگ"ـو
. اونطوري کُشتن

09:01.350 --> 09:05.190
هرکسي که يه ارتباطي به اون کتاب داشت
. . گير ميفتاد ؛ منم

09:05.190 --> 09:07.420
. چندين سال مخفيانه زندگي کردم . .

09:07.420 --> 09:11.290
يعني هنوزم بايد مخفيانه زندگي کني ؟

09:11.290 --> 09:13.680
. نه

09:14.800 --> 09:21.100
فقط  خودِ وليعهد " سادونگ " و " وِسون " ميدونستن
. که من کتابفروشِ وليعهد بودم

09:21.100 --> 09:27.740
، وقتي که ديدم داري دنبالِ اون کتاب ميگردي
. شوکه شدم و ناخودآگاه دستَمو به روت بلند کردم

09:27.740 --> 09:29.460
. ببخشيد

09:29.460 --> 09:32.880
من پدرِ بديَم که حتي يه کارَم
. نتونستم برات بکنم

09:33.620 --> 09:37.130
. تو که بيشتر از خودِ من صدمه ديدي

09:39.060 --> 09:42.510
آجوشي " وِسون " کجاس ؟

09:42.510 --> 09:44.360
. پنج روزي ميشه که نديدمِش

09:44.360 --> 09:49.450
. حتما از مانچو براش بار آوردن

09:49.450 --> 09:54.230
. معمولا اينجور وقتا که ميشه غيبِش ميزنه

09:59.150 --> 10:03.230
از کارِت با ارشد " اوم سوکيول " انصراف بده ؛
باشه ؟

10:03.230 --> 10:07.360
اگه کسي بفهمه که من کتابفروشِ
، وليعهد " سادونگ " بودم

10:07.360 --> 10:11.780
. خانوادگي به فنا ميريم

10:11.780 --> 10:14.700
به حرفَم گوش بده ، باشه ؟

10:19.190 --> 10:22.020
. باشه

10:26.240 --> 10:30.020
، با تمام وجودم اينو براتون آماده کردم
. لطفا با آرامشِ خاطر ميل کنيد

10:30.020 --> 10:34.210
باشه ، خودت چطوري ، خوبي ؟

10:34.210 --> 10:36.040
. به لطفِ شما خوبم

10:36.040 --> 10:39.040
واقعا ؟ -
، وزيرِ دفاع خودشُ هم پايِ نخست وزير " چوي " ميدونه

10:39.040 --> 10:43.360
اين اواخر ، بابتِ اينکه شهردارِ استانِ جولا شده ؛
. خوب شهرتي براي خودش دست و پا کرده

10:43.360 --> 10:49.420
هنوزم به مردمِ عادي نزول ميده و
. درحالِ زياد کردنِ مال و اموالِشه

10:54.620 --> 10:59.240
اين هديه ي ناقابلي بابتِ اينه که
. وقتِ ارزشمندِتونو در اختيارِ من گذاشتيد

10:59.240 --> 11:04.600
، شنيده بودم که تاجري از مانچو هستي
. مثل اينکه درست شنيدم

11:08.090 --> 11:10.940
، شنيدم ميخواي انتقامِ خانوادَتُ بگيري
« ليست برده هاي مربوط به دولت »

11:10.940 --> 11:15.170
و دنبال ليست برده هايي هستي که
. مربوط به دولت هستن

11:15.170 --> 11:19.320
درحال حاضر ، کشور بخاطر ماجراي اين
، دانشجوي شهواني بهم ريخته

11:19.320 --> 11:20.780
. . ممکنه که اين وسط شما هم

11:20.780 --> 11:24.500
. از نگرانيتون متشکرم

11:24.500 --> 11:29.020
. هديه ي ناچيزي براتون آماده کردم

11:33.810 --> 11:37.540
، باعثِ افتخارِ من و خانوادَم هست که

11:37.540 --> 11:39.990
. کمکي نه چندان زياد به شما کرده باشم

11:39.990 --> 11:41.670
. البته ، البته

11:41.670 --> 11:46.810
هر مَردي براي رسيدن به هدفِش ، بايد
. از زندگيش مايه بذاره

11:46.810 --> 11:52.070
اگه مشکلي داشتي ، درنگ نکن و
. سريع بيا پيشَم

11:52.070 --> 11:54.080
« ليستِ برده هاي مربوط به دولت »

11:58.240 --> 12:03.350
اين دويست نيانگِ ، بعنوان کتابفروشِ شخصيم
. دنبالِ دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون " بگرد

12:03.350 --> 12:06.680
از کارِت با ارشد " اوم سوکگول " انصراف بده ؛
باشه ؟

12:08.030 --> 12:11.050
، پدر بهم گفته که نبايد اينکارو ادامه بدم

12:11.050 --> 12:13.650
. منم که هيچ کاري از دستم برنمياد بکنم

12:33.580 --> 12:36.920
. تا بعد . . بعدا ميبينمتون

12:56.030 --> 12:57.340
موضوع چيه ؟

12:57.340 --> 12:59.290
. بايد يه چيزي به ارشد بگم

12:59.290 --> 13:01.620
. ميتوني به من بگي

13:01.620 --> 13:05.940
. شنيدم که ايشونَم همينو بهت گفته باشن

13:08.070 --> 13:11.890
نتونستم کاري که بهم داده بودنُ انجام بدم ؛
. براي همينم اومدم که پولُ پس بدم

13:11.890 --> 13:15.220
بهشون بگو متاسفم که نتونستم
. کمکي براشون باشم

13:15.220 --> 13:17.620
. نيازي نيست ، ميتوني پولُ نگه داري

13:17.620 --> 13:21.111
، از اين به بعد ، اگه کتابي لازم داشتم

13:21.111 --> 13:25.840
. ميفرستم دنبالِ تو

13:27.970 --> 13:30.140
. . بازم نميتونم همچين پوليُ قبول کنم

13:30.140 --> 13:34.320
از سرورم اين پولُ ميگيري ، اما ، از من نه ؟

13:38.400 --> 13:40.850
. اينطور نيست

13:41.940 --> 13:47.010
راستش ، تو وضعيتي نيستم که
. بتونم از چيزي شکايت کنم

13:47.010 --> 13:49.230
، اگه براي اين دويست نيانگ بخوام کار کنم

13:49.230 --> 13:53.530
. فکرکنم بايد زياد همديگه رو ببينيم

14:20.650 --> 14:23.090
اوضاعِ بيرون چطوره ؟

14:23.090 --> 14:26.000
، با اينکه شما تمام آگهي هارو جمع کردي

14:26.000 --> 14:30.220
. مردم همه از خون آشام صحبت ميکنن

14:30.220 --> 14:34.600
. گي " به زودي از اين آگهي ها باخبر ميشه "

14:35.610 --> 14:38.740
بايد فورا اين افراد و دانشجوي شهواني رو
. پيدا کنيم

14:38.740 --> 14:42.030
اينطور ، ميتونم از نقشه ي سري هم
. محافظت کنم

14:42.030 --> 14:47.310
يانگسون " اومده بود که بگه ديگه "
. نميتونه براتون کار کنه

14:48.460 --> 14:51.500
، مطمئنم که شديدا به پول نياز داره

14:52.310 --> 14:55.590
. اما ، نميدونم چرا همچين تصميمي گرفته

14:58.830 --> 15:01.670
« تحت تعقيب »

15:01.670 --> 15:03.410
. بريم

15:09.780 --> 15:14.570
فکرکنم اون يارو ارشدِ واقعا يه چيزي
. به وليعهد گفته باشه

15:14.570 --> 15:17.930
آخه " جانگ اوجونگ " و بيشترِ افرادِشُ
. از اينجا بردن

15:17.930 --> 15:22.440
. تاحالا پولِ زيادي به وزير دفاع داديم

15:22.440 --> 15:24.620
. هرطور شده جلوشونو ميگيرم ، صبر کن

15:24.620 --> 15:26.590
. چشم ، هيونگ نيم

15:31.120 --> 15:33.910
اين چيه ، هان ؟

15:34.790 --> 15:36.960
خودت چي فکرميکني ؟

15:36.960 --> 15:39.060
فکرميکني چيه ؟

15:39.060 --> 15:40.520
. اومدم بدهيمو پس بدم ديگه

15:40.520 --> 15:44.210
هيونگ نيم ، اين چي داره ميگه ؟

15:44.210 --> 15:47.080
دويست نيانگُ با خودم آوردم ، زودباش
. قراردادُ بيار

15:47.080 --> 15:48.970
چرا چرت و پرت ميگي ؟

15:48.970 --> 15:55.390
ماکسون " ، ايشون اينقدر با ارزشِ که "
. کسايي مثل نوه ي وزيرِ پادشاه و وليعهد ، هواشُ دارن

15:55.390 --> 15:58.710
. ممکنه جونِتُ از دست بدي

15:59.360 --> 16:02.040
منظورت چيه ؟

16:12.370 --> 16:15.980
، با اينکه تمام آگهي ها از بازار جمع شدن

16:15.980 --> 16:19.160
. اما ، همه جا حرف از "گي"ـه

16:19.890 --> 16:22.290
. مردم هم بايد حقيقتُ بدونن

16:22.290 --> 16:26.860
پادشاه و مقام هاي مهم ، همگي به خون آشام
. خدمت ميکنن

16:26.860 --> 16:29.270
، اگه واقعا همينطور باشه

16:29.270 --> 16:33.860
. ممکنه مردم بيفتن دنبالِشون

17:01.220 --> 17:02.780
اون اينجا چکار ميکنه ؟

17:02.780 --> 17:05.130
، سوالي که پرسيديُ

17:05.130 --> 17:08.020
. الان خودم برات تاييد ميکنم

17:08.780 --> 17:11.620
برامون پيام رسيده که قرارِه پادشاه
. . به سخنرانيِ شبانه بياد

17:11.620 --> 17:14.280
. . منم قبول کردم

17:14.280 --> 17:18.010
حتما اين پروفسورِ توانايِ من ، ميتونه
. يه کم وقت برام بخره

17:18.010 --> 17:20.670
مگه نه ؟

17:21.980 --> 17:26.120
. خيلي وقته نديده بودم لبخند بزنيد

17:26.120 --> 17:28.150
. بريد

17:57.960 --> 18:00.070
! ارشد

18:00.070 --> 18:04.060
. ناخودآگاه دوستَمو ترسوندم

18:07.590 --> 18:09.430
. . درسته

18:09.430 --> 18:13.420
. امروز تاحالا چندين بار غافلگيرَم کردي

18:17.300 --> 18:21.280
. اين دويست نيانگيِ که بدهيمو باهاش داده بودي

18:32.380 --> 18:36.970
وقتي اين همه آدم اين وسطِ ، چرا
اينقدر با سرعت رد ميشن ؟

18:41.750 --> 18:44.360
ارشد ، خوبي ؟

18:48.870 --> 18:52.230
. اون . . دخترِ

18:54.290 --> 18:56.570
. لطفا اينو بگير

18:56.570 --> 18:59.350
. قبول نميکنم

18:59.350 --> 19:04.060
نميشه ، چطور ميتونم همچين پولِ
. . به اين زياديُ از شما

19:05.460 --> 19:10.660
چشمِت بزرگتر بنظر ميرسه و مردمکِ چشمِتَم
. تيره و براقِ و حسابي کاملِش ميکنه

19:10.660 --> 19:16.820
مهم تر از همه ، اين دماغِ سر به هوات ؛
. نشون ميده که غرورِت سر به فلک ميکِشه

19:18.560 --> 19:22.000
از اون تيپ آدمايي نيستي که
. حرف گوش کن باشن

19:24.510 --> 19:29.680
به لطفِ يه ارشدِ خاصي ، نوه ي وزيرِ
. دستِ چپِ پادشاه و شخصِ وليعهد ، هوامو دارن

19:29.680 --> 19:33.080
براي همينم غرورَم ديگه حسابي
. اوج گرفته

19:36.020 --> 19:39.560
. نميدونم چطور ميتونم جبرانِش کنم

19:39.560 --> 19:42.410
. ممنون ، ارشد

19:43.280 --> 19:47.470
، اگه اينقدر ازم متشکري
. پس ، يه جور ديگه بايد صِدام بزني

19:47.470 --> 19:52.250
، هربار که باهام حرف ميزني
. هِي ارشد ، ارشد ميکني

19:52.250 --> 19:56.380
اينطوري حس ميکنم فاصله ي زيادي از هم
. داريم و اصلا خوشَم نمياد

19:59.160 --> 20:01.550
. هيونگ نيم خوبه

20:01.550 --> 20:06.820
، ديگه اينطوري صِدام بزن
. منم اين پولُ ازت قبول ميکنم

20:06.820 --> 20:11.000
. . چطور ميتونم يه ارشدُ -
. هيونگ نيم -

20:11.650 --> 20:15.870
. . آخه -
. هيونگ نيم -

20:26.790 --> 20:28.770
. هيونگ نيم

20:29.590 --> 20:33.550
خودشه ؛ از اين به بعد همينطوري
. راحت باهام ميزني

20:38.470 --> 20:43.340
ببينم ، نميخواي سودُ بدي ؟

20:44.360 --> 20:45.970
سود ؟

20:45.970 --> 20:49.200
! چيزاي جديد آورديم . . کفشاي جديد داريم

20:49.200 --> 20:51.700
. يه نگاهي به اين کفشا بندازيد

20:52.550 --> 20:54.460
. اينا محصولاتِ جديدِمون هستن

20:55.230 --> 20:57.620
کوچيکتر از اينَم داريد ؟

21:00.410 --> 21:01.600
. همچين سايزي باشه ، خيلي خوب ميشه

21:01.600 --> 21:05.420
. البته که دارم ، صبر کنيد

21:11.410 --> 21:13.090
. چقدر اين کلاه بهت مياد

21:13.090 --> 21:18.220
آره ، چون سرَم شکلِش طوريه که همه جور
. کلاهي بهش مياد ؛ اين حرفُ زياد از بقيه ميشنوم

21:21.350 --> 21:24.220
اين زخم چيه که رو صورتِت داري ؟

21:26.280 --> 21:28.680
. اين مدرکِ زنده موندنمِه

21:30.540 --> 21:35.580
وقتي که خبرِ کتابِ جديدِ دانشجوي شهوانيُ شنيدم ؛
. رفتم کتابِشُ بگيرم که نزديک بود بميرم

21:35.580 --> 21:39.080
. اما ، هم کتابا تقلبي بودن و هم نگهبانا

21:39.080 --> 21:44.430
همه ـمونو بردن يه جايي و گفتن که
. مارو از دستِ سربازاي واقعي نجات دادن

21:44.430 --> 21:46.960
. حتما خيلي شوکه شده بودي

21:46.960 --> 21:49.700
ميدوني کجا برده بودنِتون ؟

21:52.820 --> 21:57.000
يه خونه ي قديمي بود که فاصله ي
. زيادي با " جانگباوي " نداشت

21:57.000 --> 22:00.860
، وقتي که برگشتم
. اونجارو سوزونده بودن

22:01.980 --> 22:08.330
بگذريم ، بنظرم هم ما و هم دانشجوي شهواني
. شانس آورديم که چيزيمون نشد

22:08.330 --> 22:11.270
. من که ميخوام اينطور درموردش فکرکنم

22:11.270 --> 22:13.580
. چه خوب

22:13.580 --> 22:19.460
از کسي که بهش تهمت خيانت زدن ، داري
دفاع ميکني ؟

22:19.460 --> 22:23.040
. . نه ، اينطور نيست که

22:28.940 --> 22:30.470
. درسته ، همينطوره

22:30.470 --> 22:33.379
حداقل به چشمِ يه کتابفروش
، کتاباش اينقدر عاليَن که

22:33.405 --> 22:36.230
ميشه با کتاباي آدماي
. مهم تاريخ مقايسه ـشون کرد

22:36.230 --> 22:37.940
چطوري ؟

22:37.940 --> 22:41.910
آدماي زيادي براي اينکه بتونن کتاباشُ
. بخونن ، شروع کردن به يادگيريِ زبونِ کُره اي

22:41.910 --> 22:45.360
وقتي که زبون کُره اي ياد بگيرن ، ميرن که
. کتاباي ديگه رو هم بخونن

22:45.360 --> 22:49.410
بعدش ، از اين کتابا ، ميتونن
. چيزاي زيادي ياد بگيرن

22:49.410 --> 22:52.770
و درنهايت ، همه به پيدا کردنِ يه راهي براي
. بهتر کردنِ دنيا ، فکرميکنن

22:52.770 --> 22:55.880
. اميدِ مردم

22:55.880 --> 22:59.360
. اين آدم ، درمورد همچين دنيايي مينويسه

23:05.780 --> 23:09.140
. پس اين آدم کارِش خيلي درسته

23:11.090 --> 23:19.190
موافقم ، اما ، آگهي ـيي که ديشب پخش
. شده بود ، يه چيز باورنکردني توش داشت

23:19.190 --> 23:22.090
. ميگفت يه خون آشام تو قصر زندگي ميکنه

23:23.230 --> 23:29.130
، تو که اينقدر از کتاباش تعريف ميکني
چرا بهش اعتماد نداري ؟

23:34.650 --> 23:37.930
، ميخوام باورِش کنم

23:37.930 --> 23:42.160
اما ، چون درمورد چيزيِ که
. . به سختي ميشه باورِش کرد

23:47.750 --> 23:52.460
. فکرکنم بايد يه بار ديگه رفيقَمو غافلگير کنم

24:25.970 --> 24:28.760
موضوع چيه ؟

24:29.650 --> 24:35.300
زندگيِ سختي دارم و براي همينم اينارو
. براي امنيتَم با خودم ميارم بيرون

24:36.180 --> 24:39.000
. يه لحظه اينجا بمون

24:39.000 --> 24:41.360
. مراقب باش

24:47.690 --> 24:50.600
. اينو دستگير کنيد و به ايجومبو ببريدِش

24:50.600 --> 24:51.600
. اطاعت ميشه

24:51.600 --> 24:55.420
. دنبالِ شما نبودم

24:56.610 --> 24:59.490
. دنبالِ اون کتابفروش بودم

24:59.490 --> 25:02.760
. راس ميگم

25:07.310 --> 25:09.200
. دوباره ميپرسم

25:09.200 --> 25:12.760
چرا يکيُ گذاشته بوديد که منو دنبال کنه ؟

25:12.760 --> 25:15.590
. عذر ميخوام

25:20.160 --> 25:23.940
. ديگه جلوي چشمَم پيدات نميشه

25:28.670 --> 25:31.220
الان ديگه همه چي حلِه ؟

25:33.980 --> 25:36.310
. وايسا

25:37.140 --> 25:40.540
. من هنوز جوابِ سوالَمو نشنيدم

25:40.540 --> 25:42.880
. اون آدم هيچ کارِ اشتباهي نکرده

25:42.880 --> 25:46.560
اشتباه از کسيِ که دستورِ چنين کاريُ
. بهش داده بوده

25:48.790 --> 25:53.650
با چه جرأتي باهام سرِ درست و اشتباه
بودنِ کارَم بحث ميکني ؟

25:55.750 --> 25:57.820
. . به چه جرأتي

25:58.670 --> 26:00.560
اينکارو ميکني ؟ . .

26:00.560 --> 26:03.670
. پس منم يه سوالي ازت ميپرسم

26:03.670 --> 26:05.580
. . چطور يه سليطه

26:05.580 --> 26:07.930
. من دستور داده بودم

26:19.410 --> 26:23.820
، براش توضيح ميدم
. تو ميتوني بري

26:38.530 --> 26:41.700
من دستور داده بودم که
. اون آدم دنبالِت کنه

26:43.570 --> 26:46.450
به چه دليلي ؟

26:48.910 --> 26:52.890
، اين مَردي که اسمِش " وِسون " هست
. . بيش از پنج روزِ که ناپديد شده

26:52.890 --> 26:55.020
. . اين

26:55.020 --> 26:59.520
بنظر ميرسيد که ميدوني چرا اين آدم ميگفته که
. چيزي درمورد دفترچه يادداشتِ وليعهد نميدونه

26:59.520 --> 27:01.570
. مثل اينکه ازم مخفيش ميکني

27:01.570 --> 27:07.830
مهم تر اينکه ، گفته بودي نميتوني کارِتُ انجام بدي ؛
. تعجبي نداره که بهت مشکوک نباشم

27:07.830 --> 27:13.000
براي همينم يکيُ گذاشتم که
. تورو تحت نظر داشته باشه

27:13.000 --> 27:17.630
. ميخواستم بدونم چه چيزايي درموردش ميدوني

27:21.490 --> 27:24.700
. شلوغ بازي درنيار و برو

27:26.930 --> 27:30.400
. ميخواستم برات پيداش کنم

27:39.470 --> 27:42.460
. . ميخواستم پيداش کنم

27:45.540 --> 27:51.490
اما ، بعد از اينکه دويست نيانگُ
. گرفتم ، هيچ کاري نکردم

27:53.790 --> 27:57.220
. درسته که بهم باور نداشته باشيد

27:58.600 --> 28:03.790
اما ، هرچقدرم که بهش فکرميکنم ، ميبينم
. کارِ درست اينه که پولُ پس بدم

28:09.250 --> 28:11.730
. . همينجا گذاشته بودمِش

28:17.030 --> 28:21.030
. . رفته بودم بدهيِ يکيُ بدم که

28:21.030 --> 28:24.100
. پيش من جا گذاشتيش ، رفيق

28:37.930 --> 28:41.780
وليعهد اين بچه رو از کجا ميشناسه ؟

28:42.660 --> 28:48.490
بفرما ، پولِ ايشونو بهش پس بده و
. بعدش بريم يه نوشيدني بخوريم

28:59.010 --> 29:01.440
. بابتِ همه چي ممنون

29:34.780 --> 29:39.220
اون ارشد آخرسر گرفتارِ عشقِ
. يانگسون " ميشه "

29:39.220 --> 29:41.430
منظورت چيه ؟

29:41.430 --> 29:43.630
اولين بار که " يانگسون " اومده بود
، ديدنِ شما

29:43.630 --> 29:47.650
. اشتباهي به اتاقِ اون ارشد رفته بود

29:47.650 --> 29:51.210
يانگسون " ارشدُ تشويق ميکنه که "
. کتاباي تصويريِ شهوت انگيز بکِشه

29:51.210 --> 29:54.420
فکرکنم ارشد آخرسر قبول کرده که
. با " يانگسون " اين کتابارو بده بيرون

30:05.560 --> 30:10.260
، اون ارشدُ همون بارِ اول که ديدمِش
. معلوم بود که اعصاب نداره

30:10.260 --> 30:14.490
انگار فکرميکرد يه بويي چيزي ميدم و
. بعدش محکم جلوي دماغِشُ گرفت

30:14.490 --> 30:16.310
، بعدشَم

30:16.310 --> 30:18.730
، هر سواليَم که ازش بپرسي
. اصلا جوابِتُ نميده

30:18.730 --> 30:24.260
، حتي جوابِ آره يا نه هم ازش بخواي
. . همينطور بهت زُل ميزنه

30:29.270 --> 30:32.250
. انگار که ميخواد بخورتِت

30:38.510 --> 30:40.890
. . اگه اينا ناراحتِت ميکنه ، پس

30:40.890 --> 30:42.750
. بازَم هست

30:42.750 --> 30:49.130
اينقدر سريع راه ميره که نگو ؛ با اون پاهاي بلندِش
. . قدماي بزرگي برميداره ، انگار يکي دنبالِش کرده

30:49.130 --> 30:51.410
! چه غلطا

30:51.410 --> 30:55.050
ميخواي چکار کنم ؟ برم يقه ـشُ بگيرم و
کِشون کِشون بيارمِش اينجا ؟

30:55.050 --> 30:56.370
. نه

30:56.370 --> 30:59.560
از رفيقِ شمشيرزنَم ميخوام که
. همين امشب خفتِش کنه

30:59.560 --> 31:02.580
. نه بابا ؛ نيازي به اينکارا نيست

31:02.580 --> 31:05.860
. نميشه ، همين الان ميرم

31:07.700 --> 31:11.400
. اينکارو نکن ، هيونگ نيم

31:14.030 --> 31:18.060
. اون تاحالا سه بار جونَمو نجات داده

31:20.380 --> 31:23.700
. اون ناجيِ منه

31:23.700 --> 31:30.810
همچين خوشايند نيست که دورِ کمرَمو بگيري و
. درمورد يه مردِ ديگه اي حرف بزني

31:36.200 --> 31:39.170
حالا بهتري ؟

31:42.070 --> 31:45.120
. تو هم خوب ناقلايي

31:46.310 --> 31:51.270
کمکم کردي که تمامِ ناراحتي هام
. از بين برن

31:56.020 --> 31:58.790
گفتي همون روزي که منو ديدي
. اونو ديده بودي

31:58.790 --> 32:03.970
مگه چکارَم کردي که حتي باعث ميشي
به يکي ديگه حسوديم بشه ؟

32:10.720 --> 32:13.510
. ببين ، دوباره اينطوري بهم خيره شدي

32:15.500 --> 32:19.770
يعني اينقدر شبيهِ دوستِتَم ؟

32:20.960 --> 32:26.230
، نه ، هرچي بيشتر نگات ميکنم
. ميبينم که يه ذره هم شبيهِش نيستي

32:26.230 --> 32:29.540
. جين " يه مَردِ "

32:30.390 --> 32:32.300
. باشه

32:36.460 --> 32:38.960
. . ببخشيد ، دويست سال پيش

32:38.960 --> 32:40.750
. حتما بايد پولَمو پس بدي

32:40.750 --> 32:45.350
از فروشِ کتاب هاي تصويريِ
. شهوت انگيزِمون بايد پولَمو پس بدي

32:46.400 --> 32:50.460
يه شاهکاري ميکِشم که
. تا ابد تو چوسان دووم بياره

33:16.590 --> 33:18.950
! به اميدِ موفقيت تو کارِمون

33:23.950 --> 33:31.270
، هروقت که با بقيه ي کتابفروشا مشروب ميخوريم
. من بيشتر از همه دووم ميارم

33:32.330 --> 33:39.310
اوايل ، بخاطر اينکه بقيه فکرنکنن ضعيفَم
. از روي بي ميلي مشروب ميخوردم

33:39.310 --> 33:42.380
. حالا منو نيگا

33:42.380 --> 33:46.300
هرچقدرَم که بخورم ، هيچکس نميفهمه که
. کِي مَستَم و کِي نيستم

33:46.300 --> 33:49.660
نه عادتِ خاصِ مشروب خوري دارم و
. نه تلو تلو ميرم

33:49.660 --> 33:52.410
. عجب مشروب خوري هستي

33:53.530 --> 33:55.920
. گرچه ، شايد فقط منم که اينو ميدونم

33:55.920 --> 34:00.610
تاحالا هيچ مرديُ نديدم که
. تونسته باشه منو شکست بده

34:10.570 --> 34:14.508
خيلي وقته کسيُ نديدم که بتونه
، رقيبِ مشروب خوريم باشه ، اما

34:14.534 --> 34:18.665
متاسفانه بايد زودتر برم و مسابقه رو
. بذاريم براي يه وقتِ ديگه

34:20.111 --> 34:24.470
، منم بعد از اينکه اين آخريُ بخورم ميرم
. مراقبِ خودت باش

34:28.330 --> 34:30.790
. هيونگ نيم

35:03.450 --> 35:08.710
، حوصله ـم ديگه داشت سر ميرفت
. خوب شد ديدمِت

35:19.670 --> 35:22.170
، خودت نميدوني که

35:22.170 --> 35:25.760
. چه بويِ شيريني داري

35:28.660 --> 35:32.760
نميدوني چقدر براي محافظت ازت
. بايد از خودم مايه بذارم

35:34.720 --> 35:37.390
. بايد يه نگاهي به اين بندازيد

35:37.390 --> 35:41.100
. يه شايعه اي درموردتون پخش شده

35:55.710 --> 35:59.810
. ديگه حسابي زياده روي کردم

36:02.670 --> 36:05.920
. بايد همينجا تمومِش کنم

36:15.260 --> 36:17.640
چندوقته که خودتُ جاي مَرد ميزني ؟

36:17.640 --> 36:21.390
برات سخته ، نه ؟

36:21.390 --> 36:24.600
. حالا ديگه حتي تو سرَم صدا هم ميشنوم

36:28.000 --> 36:30.700
. معلومه که برام سخته

36:33.680 --> 36:37.360
، با اينکه حسابي جون ميکَنم

36:37.360 --> 36:41.250
. اما ، هيچي بهتر نميشه

36:41.250 --> 36:43.880
. . خيلي برام سخته

36:45.100 --> 36:51.310
، بايد به درمانِ بابا کمک کنم

36:55.370 --> 36:58.470
. . تازه بدهي هامونَم که هِي بيشتر ميشه

37:02.380 --> 37:07.510
، اينطوري اگه پيش بره
. بايد از همه چي دست بکِشم

37:08.700 --> 37:11.440
. شايد مجبور بشم بيخيالِ همه چي بشم

37:14.800 --> 37:17.770
. خيلي ميترسم

37:57.170 --> 37:59.450
. دوباره دارم ميبينمِش

38:01.480 --> 38:03.860
. حتما دوباره خواب و خيال برَم داشته

38:18.830 --> 38:21.050
. اينَم مشکلِ بزرگيه

38:22.020 --> 38:31.000
هرروز ، يهويي جلوي روم ميبينمت و
. صِداتُ ميشنوم

38:31.960 --> 38:34.410
چرا همَش اينطور ميشه ؟

38:41.190 --> 38:44.510
. . خيلي ناراحت و غمگينَم

38:45.760 --> 38:49.520
. اما ، بازم دلنگرانتَم

38:53.300 --> 38:56.550
چرا قلبَم اينطوري ميشه ؟

38:58.630 --> 39:01.590
. . نکنه

39:02.510 --> 39:05.490
عاشقِت شدم ؟

39:52.770 --> 39:55.480
يعني به سلامت برگشته ؟

40:10.700 --> 40:14.640
. . سرورم ، درمورد امروز ، بي احتياطي

40:14.640 --> 40:18.590
مشکلي نيست ، ديگه نميخواد
، کارَمو انجام بدي

40:18.590 --> 40:21.370
نيازي نيست کسيُ بذاري که
. اون بچه رو زير نظر داشته باشه

40:21.370 --> 40:26.150
جايي براش پيدا کن که " گي " دستِش
. بهش نرسه و خوب مراقبِش باش

40:33.750 --> 40:35.530
! سرورم

40:44.850 --> 40:47.400
. اين انرژيِ کُشنده از طرفِ قصر مياد

40:52.000 --> 40:53.860
. اعليحضرت

41:03.570 --> 41:06.830
. بايد منو بجاش ميکُشتي

41:11.880 --> 41:14.760
چطور ميتونم به پادشاه صدمه بزنم ؟

41:14.760 --> 41:19.680
تازشَم ، بايد دانشجوي شهوانيُ
. برام گير بندازي

41:32.900 --> 41:36.990
دانشجوي شهواني از کجا درموردِ
هويتِ من ميدونسته و چنين چيزي نوشته ؟

41:36.990 --> 41:40.050
. اينو حتما بايد بفهمم

41:42.390 --> 41:46.190
همچين مسئله ي مهميُ حتي به ايشون
. . گزارش نکرده بوديد

41:46.190 --> 41:49.111
. براي محافظت از تاج و تختَم بود

41:49.890 --> 41:52.290
فکرميکني ميذارم تاج و تختي که حتي
، بخاطرِش بچه هامو هم قرباني کردم

41:52.290 --> 41:57.070
به اين راحتي از دستم بره ؟

41:57.070 --> 42:01.460
. اعتمادُ که نميشه با حرف بدست آورد

42:15.300 --> 42:19.910
. حقِ انجامِ تحقيقاتُ فورا بهش ميدي

42:19.910 --> 42:21.880
، بعدش

42:21.880 --> 42:26.880
اگه وليعهدي که اينقدر دوسِش داري ، بتونه
، دانشجوي شهواني رو بگيره

42:30.530 --> 42:34.370
درمورد تاج و تختي که حتي پسرتُ
، بخاطرِش فدا کردي

42:35.910 --> 42:38.490
. فکرميکنم که بايد باهاش چکار کنم

43:01.800 --> 43:06.040
. گي " حمله به افرادِ پادشاهُ شروع کرده "

43:06.040 --> 43:11.500
تا وقتي که پادشاه نتونه دانشجوي شهوانيُ بگيره ؛
. گي " دست از کُشتار برنميداره "

43:33.260 --> 43:35.660
من کِي برگشتم ؟

43:43.040 --> 43:45.280
اين چيه که . . ؟

44:11.111 --> 44:13.450
. غيرممکنه

44:13.450 --> 44:16.550
. . پس ، اين کفشا

44:45.640 --> 44:50.280
. نگاش کن ، حتي تو خوابمَم بهم ميخنده

44:58.250 --> 45:00.330
ميتوني راه بري ؟

45:06.070 --> 45:08.930
. تو خوابَم خيلي باحال تري

45:11.010 --> 45:13.830
. حتي برام از اين کفشا هم ميخري

45:15.870 --> 45:19.330
. حتي خودت کفشارو پام کردي

45:25.270 --> 45:28.111
. تازشَم ، از دستَم عصباني نشدي

45:28.111 --> 45:30.570
. سوال و جوابَمَم نميکني

45:33.480 --> 45:38.480
. اينطوريَم همديگه رو ميبوسيم

46:06.230 --> 46:10.320
اين که خوابِ ، اما . . چرا قلبَم داره
تالاپ تولوپ ميکنه ؟

46:48.640 --> 46:50.030
قلبِ تو هم که مثلِ من داره
. تالاپ تولوپ ميکنه

46:56.510 --> 47:02.030
. فکرنکنم خواب و خيال باشه

47:02.030 --> 47:06.810
. همه چي خيلي واقعي بنظر ميرسه

47:14.280 --> 47:16.480
. داري خواب ميبيني

47:19.720 --> 47:24.700
. بيدار که بشي ، همه چيُ فراموش ميکني

48:37.430 --> 48:41.310
کيم سونگيول " ، داري چکار ميکني ؟ "

48:41.310 --> 48:44.030
ميدوني آرزوي چيُ تو سر داري ؟

49:23.790 --> 49:27.670
. . خوب واقعيتِتُ نگاه کن

49:29.680 --> 49:33.940
تو فقط يه خون آشامي که . .
. آدما پسِش ميزنن

49:38.080 --> 49:45.020
هرگز نميتوني آدم باشي ، هرگز نميتوني با
. آدما روبرو بشي ؛ تو همچين چيزي هستي

50:23.820 --> 50:26.950
. انگار پُفَم کرده

50:26.950 --> 50:29.440
. لبِت يه جوري شده

50:29.440 --> 50:32.750
تو هم فکرميکني لبَم يه جوري شده ؟

50:36.540 --> 50:37.870
اينا چيَن ؟

50:37.870 --> 50:40.520
. کفشِ چرميه

50:40.520 --> 50:42.050
درسته ، نه ؟

50:42.050 --> 50:44.890
تو هم ميگي اينا کفشِ چرميَن ، آره ؟

50:45.930 --> 50:49.500
. دسته ، کفشِ چرميَن

50:49.500 --> 50:52.280
. آره

51:02.170 --> 51:07.760
طرحِ مردِ يه دستُ که داشتم به کتابفروشاي
. هاسانگ نشون ميدادم ، يه طرحِ ديگه ايُ پيدا کردم

51:07.760 --> 51:13.780
ديدم که با اين طرح ، دنبالِ کتابفروشِ
. وليعهد " سادونگ " ميگشتن

51:16.190 --> 51:18.790
ببخشيد ، ارشد ؟

51:18.790 --> 51:27.020
لطفا اينکه اون درمورد دفترچه يادداشتِ
. وليعهد " جونگهيون " ميدونه رو به کسي نگيد

51:28.130 --> 51:32.060
. حتما يه دليلي داره که از بقيه مخفيش کرده

51:32.060 --> 51:37.450
پس تو هم ميدونستي که اين مَرد ، کتابفروشِ
وليعهد " سادونگ " بوده ؟

51:37.450 --> 51:42.640
" بعد از اينکه درموردِ خائن بودنِ وليعهد " سادونگ
، شهادت ميده ، شايعه ميشه که مُرده

51:42.640 --> 51:45.640
. يا به مانچو رفته

51:45.640 --> 51:48.580
. مطمئنم که اين آدم ، خودِ "وِسون"ـه

51:48.580 --> 51:51.120
. شش روز ميشه که ازش خبري نيست

51:51.120 --> 51:54.680
. ببين شکارچي هاي برده اونو گرفتن يا نه

51:54.680 --> 51:56.560
. چشم

52:27.120 --> 52:31.020
، بخواب و غذاهاتُ هم بخور

52:31.810 --> 52:35.900
. براي کُشتنِت که دنبالِت نميگشتم

52:36.840 --> 52:40.700
اگه زماني دفترچه يادداشتِ
، وليعهد "جونگهيون"ـو پيدا کردي

52:40.700 --> 52:43.210
. هروقت که بود ، بيا پيشَم

52:56.870 --> 53:06.940
هيچکس نميتونه مثلِ اون سوپي که ده سال پيش
. براي من و پدرم درست کرده بوديُ درست کنه

53:27.190 --> 53:31.640
، مدرکشَم که اينجاست
. امکان نداره خواب و خيال بوده باشه

53:35.380 --> 53:37.470
. بهتره ازش بپرسم

53:37.470 --> 53:42.500
ديشب به ديدنِ من اومده بودي ؟
اين کفشاي چرميُ تو بهم دادي ؟

53:42.500 --> 53:45.500
. . و لب هامو

53:45.500 --> 53:49.170
يعني ازش بپرسم منو بوسيده يا نه ؟

54:11.270 --> 54:13.690
. نگاش کن

54:13.690 --> 54:16.650
اگه براي ديدنِ شما اومده ، پس براي چي
ميذاره ميره !؟

54:16.650 --> 54:19.310
. واقعا که چقدر اذيت ميکنه

54:19.310 --> 54:21.111
. فقط شلوغ بازي درمياره

54:21.111 --> 54:23.650
هِي ، " جو " ؟ . . کتابفروش ؟

54:23.650 --> 54:25.740
. ولِش کن

54:44.060 --> 54:45.910
سرورم ؟

54:54.850 --> 54:59.770
، " جو يانگسون "
مگه مُخ تو اين کله ـت نداري ؟

55:00.960 --> 55:03.080
، ما که حتي باهم چشم تو چشمَم نشديم
. . چطور ميشه

55:03.080 --> 55:04.830
. خودتون ازمون ميخوايد که بريم

55:04.830 --> 55:10.780
، اگه اينکار به نفعِ "يانگسون"ـه
. پس دليلي نداره که قبولِش نکنم

55:10.780 --> 55:12.560
. اينو براي جبرانِ اينکار ، لطفا قبول کنيد

55:12.560 --> 55:19.150
مطمئنم که سرِ قولِتون براي دادنِ هزينه ي
، جايي براي موندن و

55:19.150 --> 55:21.980
. داروهاي اون بچه ، هستيد

55:21.980 --> 55:26.910
، نگران نباشيد
. همه چيز از قبل آماده شده

55:42.490 --> 55:47.020
ببخشيد که از قبل درمورد اينکه تصميم گرفتم
. اونارو به " تامنا " بفرستم ، بهتون نگفته بودم

55:47.020 --> 55:50.940
شنيدم توي جزيره ي " تامنا " دکتري
. هست که ميتونه پاي اون دخترُ درمان کنه

55:50.940 --> 55:53.350
. آفرين

55:53.350 --> 55:58.920
چون " گي " بويِ "يانگسون"ـو ميشناسه ؛
. هرچي دورتر باشه ، براش بهتره

56:00.250 --> 56:06.480
چيزي درمورد برده هايي که نگهباناي
وليعهد " سادونگ " بودن ، نفهميدي ؟

56:06.480 --> 56:10.710
شنيدم که از پنج سال پيش ، تو ارتشِ استانِ
. جولا " خدمت ميکنن "

56:10.710 --> 56:18.870
وزير دفاع ، امشب مقام هاي دولتي رو به
. اينجا مياره ، ميتونيد درموردش صحبت کنيد

56:19.720 --> 56:20.790
. باشه

56:20.790 --> 56:22.710
سرورم ؟

56:23.880 --> 56:25.810
سرورم ؟

56:25.810 --> 56:26.810
اين همه شلوغ بازي براي چيه ؟

56:26.810 --> 56:28.090
. اتفاقِ بدي افتاده

56:28.090 --> 56:31.750
سربازاي ارتش . . کتابفروش ها و
، حتي خريداراي کتاب هارو

56:31.750 --> 56:35.140
. همه رو دارن ميگيرن

56:58.170 --> 57:00.080
. تمام هيونگ نيم هارو دارن ميگيرن

57:01.020 --> 57:02.140
. بهم قول داديد

57:02.140 --> 57:03.550
. بله

57:03.550 --> 57:08.080
، سه سال ديگه که برگشتم و اومدم ديدنِتون
. بايد همه چيُ خوب ياد گرفته باشيد

57:08.080 --> 57:10.500
. بله

57:10.500 --> 57:14.430
هيونگ نيم ، شما هم سرِ قولِت ميموني ؟

57:14.430 --> 57:18.150
دوباره برميگردي ديدنِمون ؟

57:19.170 --> 57:20.740
. البته که برميگردم

57:20.740 --> 57:24.920
، حتي اگرم شماها خوشِتون نياد
. حتما برميگردم ديدنِتون

57:25.800 --> 57:29.240
. دفعه ي بعد که ببينمِتون ، حسابي بزرگ شديد

57:29.240 --> 57:31.310
داري چکار ميکني ؟

57:32.690 --> 57:35.800
فرار کنيد ، مراقب باشيد گير نيفتيد ؛
باشه ؟

58:28.540 --> 58:30.420
اينکارا براي چيه !؟

58:30.420 --> 58:32.950
. آخ ، کمرَم

58:37.160 --> 58:39.830
. بيشترِ کسايي که گرفته بودنُ آزاد کردن

58:39.830 --> 58:43.950
. اما ، تمام کتابفروشارو با خودشون بُردن

58:51.340 --> 58:55.850
چرا هيچ نگهباني سرِ پُستِش نيست ؟

58:55.850 --> 58:56.950
ميخوان مارو بکُشن ؟

58:56.950 --> 59:00.390
. بيخيال ، امکان نداره بخوان بکُشنِمون

59:45.300 --> 59:47.020
چيه ؟

59:49.440 --> 59:54.150
اين کيف مالِ توئه ؟

59:54.150 --> 59:55.770
. نه

01:00:00.900 --> 01:00:03.300
. مالِ تو نيست

01:00:13.111 --> 01:00:16.610
، کسي که اين بويِ شيرينُ داره

01:00:18.270 --> 01:00:20.360
کي ميتونه باشه ؟

01:00:23.830 --> 01:00:28.840
صاحبِ اين کيف ، اينجاس ؟

01:00:29.830 --> 01:01:10.840
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:11.290 --> 01:01:13.330
« . . آنچه خواهيد ديد »

01:01:13.330 --> 01:01:16.530
. هرطور شده اون آدمو ميگيرم و ميخورمِش

01:01:20.930 --> 01:01:24.660
پس ميگي يکي ديگه هم هست که
مثلِ "گي"ـه ؟

01:01:24.660 --> 01:01:26.320
. ازت متشکرم

01:01:26.320 --> 01:01:29.760
، درسته که مدتِ کوتاهي بود
. اما ، همه چيُ يادم ميمونه

01:01:29.760 --> 01:01:33.140
ازم خواستي بهت بدمِش ، منم دادمِش ؛
. بخورِش و زود بمير

01:01:33.140 --> 01:01:39.140
، مريض نشو
. خوب بخو و خوب استراحت کن

01:01:39.140 --> 01:01:43.980
. آخرسر ميزنم تيکه تيکه ـت ميکنم

01:01:44.140 --> 01:01:54.980
.:: @bollbolljan_com ::.