﻿WEBVTT

00:00.430 --> 00:15.930
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:16.670 --> 00:20.670
اينکار نشون ميده که هيچ فرقي
. با " گي " نداري

00:24.980 --> 00:27.111
! ارشد

00:28.980 --> 00:38.111
.:: @bollbolljan_com ::.

00:42.470 --> 00:44.210
تو اينجا چکار ميکني ؟

00:44.210 --> 00:47.750
اينجا چه خبره ؟

00:56.600 --> 00:59.150
. . اين

01:09.640 --> 01:13.570
. وليعهد ، سرِتونو بگيريد پايين

01:22.980 --> 01:25.170
. بريم

01:31.200 --> 01:34.350
. بذار بره

01:35.220 --> 01:37.090
« قسمت دوازدهم »

01:41.080 --> 01:44.140
چرا اينقدر بي احتياطي ميکني و
همه جا ميچرخي ؟

01:53.040 --> 01:56.560
شما چرا پيشِ وليعهد بوديد ؟

01:58.250 --> 02:02.220
قرار بود با همکاريِ هم ، " گي " رو
نابود کنيم ؛

02:02.220 --> 02:03.940
، اما

02:03.940 --> 02:08.910
شنيدم که حتي وليعهد و پادشاه هم
. تن به خواسته هايِ " گي " دادن

02:09.720 --> 02:12.300
بهش گفته بودم که اگه هنوزم
، قصدِ نابوديِ " گي " رو داره

02:12.300 --> 02:14.600
. به هايانگاک بياد

02:14.600 --> 02:17.760
. اما ، وليعهد هيچوقت اونجا پيداش نشد

02:17.760 --> 02:21.120
، اگه وليعهد واقعا تسليمِ " گي " شده باشه

02:21.120 --> 02:24.720
، نميتونم ببخشمِش . . اما

02:25.400 --> 02:27.990
. مطمئنم که اون همچين آدمي نيست

02:28.540 --> 02:31.170
براساسِ چي همچين فکري ميکني ؟

02:31.170 --> 02:33.340
، راستش

02:33.340 --> 02:37.820
دفعه ي پيش که هايانگاک بودم ، وليعهدُ
. اونجا ديدم

02:40.730 --> 02:44.390
. ديدم که داشت دنبالِ کسي ميگشت

02:45.070 --> 02:47.970
اما ، شايد بخاطرِ اون يه ذره کينه اي که
، هنوز ازش به دل داشتم بود که

02:47.970 --> 02:51.100
. پيشِ خودم وانمود کردم که اونو نميشناسم

02:54.310 --> 02:58.940
راستش ، يه چيزِ ديگه هم هست که
. هنوز بهتون نگفتم

03:00.720 --> 03:04.950
اين جاي قلمو ، درست شبيهِ همون جاي قلمويي
. هست که وليعهد هم داره

03:04.950 --> 03:10.610
ميگفت که تو دنيا فقط دوتا از اينا وجود داره و
. اون يکيشُ به دوستِ دوران کودکيش داده بوده

03:14.670 --> 03:18.790
، ميخواستم درموردش ازش بپرسم
. اما ، نتونستم

03:19.910 --> 03:24.540
چون نميدونيم هدفِشون از پيدا کردنِ
، اينجا چي بوده

03:24.540 --> 03:28.420
. بهتره فعلا نريم بيرون

03:31.560 --> 03:36.240
چرا "سوجين"ـو نجات نداديد و گذاشتيد
اون خون آشام ببرتِش ؟

03:36.780 --> 03:38.490
منظورت چيه ؟

03:38.490 --> 03:41.960
اون بچه اي که همراهِ خون آشام بود ؛
. سوجين"ـه"

03:41.960 --> 03:45.770
مطمئني اشتباه نميکني ؟
. جين " که پسرِ "

03:45.770 --> 03:50.340
استاد " سو جونگدو " ، دخترِشونو
. مثلِ يه پسر بزرگ ميکردن

03:51.050 --> 03:53.610
چي گفتي ؟

03:53.610 --> 03:57.190
شنيده بودم بخاطرِ اين بوده که نسلِ اونا
به سختي پسردار ميشدن ؛

03:57.190 --> 04:00.440
. اما ، حتما دليلِ ديگه اي داشته

04:01.220 --> 04:02.960
. . پس ، اگه اينطوره

04:02.960 --> 04:07.370
يانگسون " . . تو "جين"ـي ؟ "

04:09.690 --> 04:14.440
تمامِ جنگلُ با دقت گشتم ، اما ، نتونستم
. هيچ ردي ازشون پيدا کنم

04:14.440 --> 04:15.860
اون آدم کي بود ؟

04:15.860 --> 04:19.590
همون خون آشاميِ که به دانشجوي شهواني
. کمک ميکنه

04:19.590 --> 04:22.680
اعليحضرت ، شما اون خون آشامُ ميشناسي ؟

04:22.680 --> 04:26.920
اونوقت که دانشجوي شهواني بودم و ميخواستم
. با " گي " بجنگم ، اون کمکَم کرد

04:26.920 --> 04:31.640
حالا دفترچه رو بدست آورده و بهم گفته اگه
. قصدِ نابوديِ "گي"ـو دارم ، برم به ديدنِش

04:31.640 --> 04:33.500
. امکان نداره

04:33.500 --> 04:36.040
، حتما " سو جونگدو " رو کُشته و

04:36.040 --> 04:39.810
با استفاده از " سو جين " ، دفترچه رو
. بدست آورده

04:39.810 --> 04:42.450
. اونَم يه خون آشامِ و هيچ تفاوتي با " گي " نداره

04:42.450 --> 04:45.030
. بنظرِ من اينطور نيست

04:45.030 --> 04:49.800
تمامِ اين مدت ، تاحالا چندين بار
. کمکِتون کرده

05:01.460 --> 05:05.790
هربار که نگات ميکنم ، يادِ دوستَم که
. ده سال پيش از دست دادمِش ، ميفتم

05:05.790 --> 05:07.250
منظورتون از اينکه ميگيد
از دست دادينِش ، چيه !؟

05:07.250 --> 05:10.310
. منو تنها گذاشت و رفت

05:10.310 --> 05:13.690
. يکي از چيزاي با ارزشَمو بهش داده بودم

05:13.690 --> 05:16.170
. دوباره بهم خيره شديد که

05:17.430 --> 05:21.530
يعني اينقدر شبيهِ اون آدم هستم ؟

05:22.760 --> 05:27.230
نه ، حالا که بيشتر نگات ميکنم ، ميبينم که
. يه ذره هم شبيهِ هم نيستيد

05:30.920 --> 05:33.840
دوستِ اون که يه پسر بوده ؛

05:33.840 --> 05:36.930
براي همين گيج شده بود ؟

05:37.960 --> 05:42.090
. نه ، من که مثلِ يه پسر زندگي ميکردم

05:42.760 --> 05:46.380
پس ، نکنه درواقع دوستِش يه دختر بوده ؟

05:48.370 --> 05:50.870
. چه ميدونم

06:18.950 --> 06:23.570
، دفعه ي پيش بي دليل اذيتِتون کردم
. معذرت ميخوام

06:24.970 --> 06:29.560
تا به اون لحظه ، نميدونستم که
، اداي احترام به دانشجوي شهواني

06:29.560 --> 06:34.120
چه معنايي داره و تا چه اندازه اي مهمِ ؛

06:34.120 --> 06:38.240
بعد از اينکه صحبت هاي شمارو شنيدم و
، بهشون فکر کردم

06:38.240 --> 06:41.280
ترس ، وجودَمو دربر گرفت ؛

06:42.270 --> 06:45.640
اگه بقيه ، بخاطرِ دعاي من براي به آرامش
، رسيدنِ اونها  در زندگيِ بعدي

06:45.640 --> 06:51.620
به اشتباه ، منو يکي از همراهاي
دانشجوي شهواني درنظر ميگرفتن ، چي ميشد ؟

06:52.450 --> 06:56.390
وقتي خودمو نگرانِ اتفاقي که حتي
، براي نيفتاده بود ميديدم

06:56.390 --> 06:59.380
. احساسِ شرمندگي کردم -
. نه -

06:59.950 --> 07:04.370
گرچه دانشجوي شهواني بايد مجازاتِ
، گناهانِش رو بهشت ببينه

07:04.370 --> 07:07.990
اما ، گناهِ کسايي که همراهِش بود ، مگه چي بوده ؟

07:07.990 --> 07:12.720
حتما يه دليلي داره که مردم
بخاطرِش اونو دنبال ميکنن ؛ مگه نه ؟

07:13.680 --> 07:16.910
بخاطرِ بي ثباتيِ کشورِ که
. مردم اينطور رفتار ميکنن

07:16.910 --> 07:22.280
اگه پادشاه به خوبي به کشور ميرسيد ، ديگه
. هرگز چنين اتفاق هايي نميفتاد

07:23.080 --> 07:26.550
، نميترسيد که اينطور درموردِ

07:26.550 --> 07:29.510
پادشاهِ کشور صحبت ميکنيد ؟

07:55.640 --> 07:58.660
حتما قاتل هاييَن که براي کُشتنَم فرستاده شدن ؛
. بگيريدِشون

07:58.660 --> 08:00.660
. اطاعت ميشه

08:20.140 --> 08:23.390
. . خواهش ميکنم نجاتَم بده ؛ پدر

08:23.390 --> 08:26.330
. بانوي من ، بيدار بشيد

08:27.080 --> 08:31.480
همونطور که دستور دادي ، همون کاري که
. . ميخواستيُ انجام ميدم

08:31.480 --> 08:34.070
. . خواهش ميکنم

08:34.070 --> 08:37.150
. . تورو خدا

08:37.150 --> 08:39.940
. مادرمو نجات بديد . .

08:39.940 --> 08:42.700
. خواهش ميکنم نجاتِش بديد

08:57.850 --> 09:02.230
تا الان ، بالاي سرَم بوديد ؟

09:03.290 --> 09:08.490
اگه تير کمي اونطرف تر خورده بود ، ممکن بود
. الان جونِتون در خطر باشه

09:09.120 --> 09:14.000
خوشبختانه ، دکتر به خوبي درمانِتون کرد و
. نبايد مشکلي براتون پيش بياد

09:14.000 --> 09:16.300
. ممنون

09:16.300 --> 09:19.510
. اين منم که بايد متشکر باشم

09:19.510 --> 09:22.260
اون قاتلا براي کُشتنِ من فرستاده شده بودن ؛

09:22.260 --> 09:25.170
اما ، شما خودتونو جلوي من انداختيد و
. نداشتيد تير بخورم

09:25.170 --> 09:28.530
چرا بايد براتون قاتل بفرستن ؟

09:29.810 --> 09:35.260
چون همه جا دشمناي زيادي دارم ، نميتونم
. بفهمم کارِ کدومِشون بوده

09:35.260 --> 09:38.040
. حتما خودتونَم تو بد وضعي هستيد

09:38.040 --> 09:40.840
. ديگه بهتره رفعِ زحمت کنم

09:40.840 --> 09:43.100
. نميشه

09:43.100 --> 09:47.840
ديگه نميتونم بشينم و ببينم که
. يکي ديگه بخاطرَم صدمه ميبينه

09:48.350 --> 09:50.340
. بايد برم

09:50.340 --> 09:54.680
به زودي بايد ازدواج کنم و ميترسم
. پشتِ سرَم حرف بزنن

09:58.390 --> 10:00.220
. کارِ اشتباهي کردم

10:00.220 --> 10:02.000
. نه

10:02.000 --> 10:06.450
. فقط يه ازدواجِ سياسيِ ناخواسته ـس

10:07.060 --> 10:09.760
تو وضعيتِ سختي هستيد ؟

10:12.150 --> 10:16.440
فقط دختريَم که بخاطرِ طمعِ پدرش براي قدرت ؛
. داره فروخته ميشه

10:17.430 --> 10:20.470
. دليلِ خاصي هم نداره

10:23.990 --> 10:28.640
. گرچه ، هدفِ بزرگي توش هست

10:30.390 --> 10:32.860
هدفِ بزرگ ؟

10:32.860 --> 10:39.290
همونطور که گفتيد ، براي اينکه کشور ثبات
. داشته باشه ، بايد پادشاهِ با ثباتي هم داشته باشه

10:39.290 --> 10:45.500
اگه بتونم کمکي براي کشور باشم ، حاضرَم
. از جون و دل مايه بذارم

10:45.500 --> 10:47.410
. . پس

10:47.410 --> 10:53.330
. کسي که ميخوام باهاش ازدواج کنم ، وليعهدِ

10:56.040 --> 10:58.170
. که اينطور

10:58.170 --> 11:01.500
فکرشَم نميکردم که قرارِه شما
. همسرِ وليعهد باشي

11:02.210 --> 11:05.810
الان بيرون خيلي خطرناکِه ، چند نفرُ
. ميفرستم که همراهيتون کنن

11:05.810 --> 11:08.510
. مراقبِ خودتون باشيد

11:24.730 --> 11:29.140
. انگار وليعهدِمون واسه خودش يه پا مَرد شده

11:29.140 --> 11:33.940
بايد يه روزِ خوب انتخاب کنيم و
. فوري مراسم عروسيُ برگزار کنيم

11:33.940 --> 11:39.030
اولين شبِتونو چکار ميکنيد ؟
ميخوايد شبُ تو قصر بمونيد ؟

11:39.030 --> 11:42.930
فکرنکنم اون دختر زيادي به دردِت بخوره ؛

11:42.930 --> 11:47.530
چطوره اونشب ، بياد پيشِ خودم ؟

11:48.580 --> 11:54.550
، ميخوام شبِ عروسي ، جشني ترتيب بدم
. لطفا شما هم تشريف بياريد ، رئيسِ بزرگ

11:54.550 --> 11:56.450
واقعا ؟

11:57.470 --> 12:00.390
. بهش فکرميکنم

12:06.160 --> 12:14.350
اينکه اونا اينقدر راحت قبول کردن که
. دخترمو عروسِشون کنن ، خيلي مشکوکِ

12:14.350 --> 12:16.650
، نخست وزير

12:16.650 --> 12:21.310
تو که خبر نداري تو مدت زماني که
، روي اين تخت نشستم

12:21.310 --> 12:23.650
تاحالا چندتا پادشاهُ تسليمِ خودم کردم ؛
مگه نه ؟

12:23.650 --> 12:26.630
. . عذرميخوام ، رئيسِ بزرگ ؛ اما

12:26.630 --> 12:30.270
. که قرارِه يه جشن برپا کنن

12:30.270 --> 12:33.470
. من که نميتونم نرم

12:35.880 --> 12:39.850
. اين بنده ، " بِک اينهو " ، بهتون اداي احترام ميکنم

12:39.850 --> 12:43.090
حالِتون چطوره ، اعليحضرت ؟

12:43.090 --> 12:47.130
رئيس " بک " ، تو اين مدت چطور بودي ؟

12:47.130 --> 12:50.750
، بعد از اينکه بهت تهمتِ خيانت زده شد
. سختي هاي زيادي کِشيدي

12:50.750 --> 12:53.770
. واقعا ازتون متشکرم

12:53.770 --> 12:58.780
بنظرت اين قصر از اين لحاظ که با خون و عرقِ
مردم ساخته شده ، نجيب ترين قصر حساب ميشه ؟

12:58.780 --> 13:03.030
درواقع اون قصر به منظورِ
. زمينِ شکارِ اون خون آشام ساخته شده

13:03.030 --> 13:08.060
از جونَم مايه ميذارم و
. اونو براتون گير ميندازم ؛ اعليحضرت

13:08.060 --> 13:13.540
با دقتِ تمام ، چيزاي لازم براي شکارُ
آماده کردم ؛ حالا ميتونم بهت اعتماد کنم ؟

13:17.490 --> 13:23.800
پس دخترِ دانشجوي شهواني که حالا
برده شده رو ، " کيم سونگيول " صاحب شده ؟

13:23.800 --> 13:30.320
واقعا فقط اونو بعنوانِ تاجري که
. به مانچو رفت و آمد داره ميشناختم

13:30.320 --> 13:36.410
اونطور که وزير دفاع ميگه ، اون
. هرازگاهي به هايانگاک ميره

13:36.410 --> 13:43.420
همينطورم ، ميدونم زماني که وليعهد خارج از
. قصر زندگي ميکرد ، اغلب به اونجا ميرفته

13:43.420 --> 13:52.470
محضِ احتياط ، يکيُ فرستاده بودم دنبالِ وليعهد که
اگه خواست "کيم سونگيول"ـو ببينه ، خبرِمون کنه ؛

13:52.470 --> 13:54.930
. اما ، بدستِ يکي ديگه کُشته شد

13:54.930 --> 14:00.320
، " پس دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون
دستِ "کيم سونگيول"ـه ؟

14:00.320 --> 14:06.300
اينکه " جو سانگ " ، قبلِ مرگِش گفته بود که
، دفترچه رو به کسِ ديگه اي داده

14:06.300 --> 14:09.900
به منم مربوط ميشه ؟

14:09.900 --> 14:14.880
هيونزو " و وليعهد طوري رفتار ميکنن که "
، انگار خودشونو تسليمِ شما کردن

14:14.880 --> 14:20.550
و درواقع دنبالِ فرصتي هستن که
. با اون دفترچه ، بهتون صدمه بزنن

14:20.550 --> 14:24.050
ميخوايد دست رو دست بذاريد و
کاري نکنيد ؟

14:32.160 --> 14:35.370
وزير دفاع ، تو نظرِت چيه ؟

14:35.370 --> 14:39.900
. منم همينطور فکرميکنم

14:47.390 --> 14:51.270
. که " کيم سونگيول " به هايانگاک ميره

14:54.000 --> 14:58.720
حالِتون چطوره ؟

14:59.490 --> 15:04.080
به ندرت يه چيزايي درموردتون
. از وليعهد ميشنوم

15:04.080 --> 15:09.640
وليعهد ديگه داره ازدواج ميکنه ؛ چطوره که
ديگه به قصر برگرديد ؟

15:10.570 --> 15:15.300
ببخشيد که اينو ميگم ، اما ؛ فکرنکنم
. هنوز وقتِش باشه

15:15.300 --> 15:20.570
، پس تا قبل از ازدواجِش

15:20.570 --> 15:25.700
. به همسرِ وليعهد ، قوانينِ قصرُ آموزش بده

15:25.700 --> 15:28.350
. حتما اينکارو انجام ميدم

15:28.350 --> 15:33.410
. اعليحضرت ، نخست وزير اومدن

15:47.090 --> 15:50.610
. ايشون دخترم هستن

15:50.610 --> 15:53.330
. بهشون سلام کن

16:09.590 --> 16:14.970
. دخترِ نخست وزير ، " چوي هيريونگ " هستم

16:30.500 --> 16:33.930
قبلا همديگه رو ديده بوديد ؟

16:33.930 --> 16:37.600
به ديدنِ مادر که رفته بودم ، چندباري
. توي معبد ديده بودمِش

16:37.600 --> 16:41.670
اون دخترِ نخست وزيرِ ؛ نکنه کاسه اي
زيرِ نيم کاسه باشه ؟

16:41.670 --> 16:44.620
. قبلا بهم کمک کرده

16:44.620 --> 16:47.410
. کاملا با پدرش فرق ميکنه

16:47.410 --> 16:50.140
حواسِت خوب بهش باشه ؛

16:50.140 --> 16:54.020
نبايد فراموش کني که
. اتفاقِ مهميُ پيشِ رو داريم

17:15.870 --> 17:18.400
داري چکار ميکني ؟

17:22.970 --> 17:28.070
مثل اينکه وليعهد ، "يانگسون"ـو
. زماني که " سو جين " بوده ، ميشناخته

17:28.070 --> 17:32.020
بخاطرِ اتفاقاتي که ميفته ، " يانگسون " خاطراتِشُ
. از ياد ميبره و براي همين چيزي نميدونه

17:32.020 --> 17:37.710
بِک اينهو " داره براتون پاپوش درست ميکنه ؟ "

17:37.710 --> 17:41.580
فکرميکنه من اون " گي " هستم که
. سو جونگدو " رو کُشته بوده "

17:41.580 --> 17:45.600
حتما فکرميکنه اون بچه رو دزديدم و
. با خودم آوردم اينجا

17:45.600 --> 17:48.560
اگه سوء تفاهمي پيش اومده باشه ؛
. ميتونيد خودتون برطرفِش کنيد

17:48.560 --> 17:52.760
، اون زمان که شما به " سو جونگدو " رسيديد
. گي " اونو گاز گرفته بوده "

17:52.760 --> 17:56.380
اينطوري ميتونيد مشکلِ "سوجين"ـو هم
. حل کنيد

17:56.380 --> 18:00.630
. . اما ، اونوقت

18:00.630 --> 18:07.780
ميترسيد که نکنه " يانگسون " از
هويتِتون باخبر بشه ؟

18:14.220 --> 18:21.560
مگه اونا چه رابطه اي باهم دارن که
تا اين موقع شب باهم خصوصي حرف ميزنن ؟

18:26.780 --> 18:31.280
. اونا از هم جدا نشدنيَن

18:33.860 --> 18:37.910
يه مَرد و زن ، اين موقع شب ، اونَم
. . تو يه اتاق

18:37.910 --> 18:41.600
يعني فقط دارن باهم حرف ميزنن ؟

18:47.140 --> 18:50.910
. شوخي کردم بابا

18:50.910 --> 18:53.280
. شوخي کردم

18:53.280 --> 18:59.100
از وقتي که "سويانگ"ـو نجات داده
باهم اينطور هستن ؛

18:59.100 --> 19:03.830
. اونطور رابطه اي که فکرميکني ، باهم ندارن

19:03.830 --> 19:05.970
گرفتي ؟

19:11.970 --> 19:14.240
. . پس

19:15.310 --> 19:17.460
باز ميخواي چي بدوني ؟

19:17.460 --> 19:20.470
. ارشد

19:20.470 --> 19:22.680
. يه کم عجيب ميزنه

19:23.970 --> 19:30.030
شايد منم اشتباه ميکنم ، اما ؛ انگار
. بي اندازه سريع و قويِ

19:30.030 --> 19:36.370
با دستِ خالي ، تيري که داشت
. به سمتِش ميومدُ تو هوا گرفت

19:37.850 --> 19:41.440
يعني آدماي ديگه هم که هنرهاي رزمي
بلدَن ، همه ـشون همينطوريَن ؟

19:43.790 --> 19:48.730
شنيدم که اگه به مدتِ سه سال تمريناتِتُ
. ادامه بدي ؛ درنهايت به همچين مهارتي ميرسي

19:48.730 --> 19:50.670
. فقط اين نيست که

19:50.670 --> 19:53.410
. بعضي وقتا ، چشماش يهويي اينطوري ميشه

19:53.410 --> 19:58.320
يهويي يه جوري عوض ميشه که
. انگار اصلا يه آدمِ ديگه اي شده

19:58.320 --> 20:01.800
. چيزاي عجيبي درموردش هست

20:01.800 --> 20:06.390
چـ . . چي ميگي ؟
. بنظرِ من که يه ذره هم عجيب نميزنه

20:08.820 --> 20:12.590
. . نه ، فقط تو اين فکرَم که شايد

20:12.590 --> 20:14.980
. اون " محقق شب رو " باشه . .

20:17.170 --> 20:19.240
اينطور نيس ، نه ؟

20:20.710 --> 20:25.210
. انگار زيادي داستان خوندي

21:03.490 --> 21:05.860
اينجا چکار ميکني ؟

21:06.440 --> 21:07.680
. هيچي

21:08.740 --> 21:11.030
داشتي جاسوسيمُ ميکردي ؟

21:11.030 --> 21:12.450
. نه

21:18.680 --> 21:22.270
چيه ؟ چيزي ميخواستي بهم بگي ؟

21:22.270 --> 21:25.810
. . چيزه

21:27.650 --> 21:32.500
چيزاي زيادي درموردتون هست که
. من ازشون بي خبرَم

21:32.530 --> 21:35.390
چي درموردم هست که
اينقدر بابتِش کنجکاوي ؟

21:35.390 --> 21:39.310
. . خب

21:42.030 --> 21:45.300
ارشد ، تو خانواده داري ؟

21:54.060 --> 21:56.250
، بخاطرِ دليلي که

21:57.010 --> 21:59.280
. نميخوام بگم ، همه ـشون مُردن

22:01.440 --> 22:03.550
. مالِ خيلي وقت پيشِه

22:03.590 --> 22:08.030
با کسي هم بودي ؟

22:10.530 --> 22:14.260
. آره

22:15.400 --> 22:19.330
. آخرسر ، بخاطرِ من ، از اين دنيا رفت

22:21.440 --> 22:23.530
. اينَم مالِ گذشته ـس

22:24.810 --> 22:29.450
. حتما خيلي دردناک بوده -
، فکرميکردم تا لحظه ي مرگَم -

22:29.500 --> 22:31.960
. تا ابد زندگيم همونطور دردناک ميمونه

22:32.000 --> 22:36.590
، اما ، قلبِ آدم

22:36.590 --> 22:39.270
. با گذشتِ زمان ، عوض ميشه

22:41.060 --> 22:42.960
. تازه اينو فهميدم

22:44.490 --> 22:46.790
. من همچين آدمي نيستم

22:48.470 --> 22:52.550
. قلبِ من هرگز عوض بشو نيست که نيست

23:15.720 --> 23:18.730
تا الان چندوقته که آوردمت اينجا ؟

23:18.780 --> 23:21.500
. ده سال

23:21.520 --> 23:25.070
بالاخره داري همون ملکه اي ميشي که
. آرزوشُ داشتي

23:25.120 --> 23:27.230
حالا خوشحالي ؟

23:33.360 --> 23:36.470
، تنها دليلي که بخاطرِش آوردمت اينجا

23:36.490 --> 23:38.400
. کيم سونگيول " بود "

23:40.910 --> 23:42.660
اونو که يادت نرفته ، نه ؟

23:42.680 --> 23:45.100
. از يکي خواستم درموردش تحقيق کنه

23:45.100 --> 23:47.660
. اون خيلي خوب بلدِ خودشُ مخفي کنه

23:47.660 --> 23:49.340
که اينطور ؟

23:54.310 --> 23:56.340
، احتمالا

23:57.780 --> 24:00.940
درمورد جايي به اسمِ هايانگاک چيزي نشنيدي ؟

24:03.850 --> 24:08.750
ميدونم اونجا ، جاييِ که دوشيزه هاي
. نجيبي چون من ، نبايد پاشونو توش بذارن

24:08.770 --> 24:12.070
. ميگن که به اونجا رفت و آمد داره

24:12.090 --> 24:14.320
نميدونستي ؟

24:15.340 --> 24:19.380
بله ، نميدونستم ؛ يکيُ ميذارم که
. درموردش تحقيق کنه

24:19.410 --> 24:21.190
. خوبه

24:23.020 --> 24:26.111
. به زودي ملکه ميشي

24:26.111 --> 24:29.260
. نبايد با اينکارا خسته ـت کنم

24:43.600 --> 24:48.430
من براي شما چي هستم ، سرورم ؟

24:49.690 --> 24:51.330
. . من

24:55.400 --> 24:58.830
سويانگ " ، اونجايي ؟ "

25:35.240 --> 25:37.240
خوبي ؟

25:44.480 --> 25:47.940
منو ميشناسي ؟

25:51.270 --> 25:54.540
، ببخشيد ؛ شما اينقدر زيبا بوديد که

25:54.540 --> 25:57.930
. ناخواسته اسيرِ زيباييتون شدم

25:57.930 --> 25:59.570
، اگه اينطوره

26:00.660 --> 26:04.140
پس چرا حس ميکنم که منو ميشناسي ؟

26:05.160 --> 26:07.040
. امکان نداره

26:07.080 --> 26:11.690
. اولين بارِ که شمارو ميبينم -
، نه -

26:11.690 --> 26:16.160
از نگاهي که تو چشماتِ ، معلومِ که
. حتما منو ميشناسي

26:17.310 --> 26:19.430
چرا وايسادي ؟

26:19.430 --> 26:24.330
. ايشون مشتريِ ويژه ـمون هستن ، همراهيشون کن -
. چشم -

26:25.930 --> 26:27.550
. لطفا بفرماييد تو

26:40.230 --> 26:44.130
. حتما از اين دختر خوشِتون اومده

26:44.130 --> 26:48.590
به اين دختر خوب اعتماد دارم ، ميتونيد
. هروقت خواستيد ، صحبتُ شروع کنيد

27:03.090 --> 27:05.280
اونو ميشناسي ؟

27:09.080 --> 27:13.220
. چندباري اينجا ديدمِشون

27:13.240 --> 27:15.930
، " کيم سونگيول "

27:15.960 --> 27:19.370
واقعا اومده بوده اينجا ، هان ؟

27:19.370 --> 27:22.320
. بله

27:22.320 --> 27:24.940
. اغلب به اينجا رفت و آمد دارن

27:24.970 --> 27:29.730
اما ، هرگز از ما نوشيدني نميگيرن و
. بعد از کمي استراحت ، از اينجا ميرن

27:30.260 --> 27:34.460
چرا دنبالِ اين مَرد هستيد ؟

27:35.790 --> 27:38.290
. نيازي به دونستنِش نيست

27:39.560 --> 27:42.710
. فورا "کيم سونگيول"ـو بيار اينجا

27:43.190 --> 27:48.040
ببخشيد ، من تازه همين امروز
، اسمِ اين آدمو فهميدم

27:48.040 --> 27:50.270
، چون بي خبر به اينجا رفت و آمد داره

27:50.310 --> 27:54.140
. نميدونم کِي به اينجا ميان

27:55.520 --> 27:58.890
، اگه زماني اينجا ديدمِشون

27:58.910 --> 28:02.480
. فورا خبرِشُ به جنابِ نخست وزير ميدم

28:02.510 --> 28:04.600
. همينکارو ميکنيم

28:04.620 --> 28:06.800
، هرطور شده باشه

28:06.830 --> 28:11.170
. کيم سونگيول"ـو براتون پيدا ميکنم"

28:12.010 --> 28:16.320
. سويانگ " ، اين عکسُ نگه دار "

28:16.320 --> 28:19.300
به زيردست هات بگو که هروقت
، اين آدمو ديدن

28:19.320 --> 28:21.290
. همينجا نگهِش دارن

28:21.320 --> 28:24.030
. البته

28:31.030 --> 28:33.140
. من با " گي " فرق ميکنم

28:33.160 --> 28:36.220
چطور ميتونم حرفِتُ باور کنم ؟ -
، " گي " -

28:37.220 --> 28:40.500
. دشمنِ منم هست -
، پس -

28:40.500 --> 28:43.050
بعد از اينکه نابودِش کردي ، چکار ميکني ؟

28:43.070 --> 28:45.650
، به اين زندگيِ شيطانيِ خودم

28:45.680 --> 28:48.370
. پايان ميدم

28:49.240 --> 28:53.000
اگه نظرِت عوض شد ، چي ؟

28:53.000 --> 28:57.000
اونوقت طمع برِت نميداره که
به انسان ها حکمراني کني ؟

28:58.880 --> 29:01.020
. سرورم

29:01.040 --> 29:03.620
. گي " به هايانگاک اومده "

29:03.620 --> 29:05.330
واقعا ؟

29:05.360 --> 29:09.340
ميپرسيده که شما به اونجا
. رفت و آمد داريد يا نه

29:09.340 --> 29:12.930
. سويانگ " ميگفت که فعلا دکِش کرده "

29:13.350 --> 29:16.010
. گي " داره نزديک تر ميشه "

29:16.010 --> 29:20.450
بايد هرچي زودتر از قصدِ
. پادشاه باخبر بشيم

29:27.520 --> 29:29.210
. همونجا وايسا

29:38.560 --> 29:40.740
. وليعهد

29:48.090 --> 29:50.760
، تو که داشتي منو خفه ميکردي

29:50.760 --> 29:53.430
چرا حالا اينقدر مودب شدي ؟

29:55.380 --> 29:57.690
، واقعا متاسفم

29:57.690 --> 30:03.230
اون آدمي که اونجا بود و اين آدمي که
. جلوتون هست ، هردوشون خودمَم

30:04.050 --> 30:10.000
هرچند ، در اصل تصويري که ميخواستم از خودم
، نشون بدم ، خدمت به پادشاه

30:10.000 --> 30:13.870
، در امنيت نگه داشتنِ کشور

30:13.870 --> 30:16.460
. بعنوانِ دوستِ وليعهد بوده

30:16.460 --> 30:20.700
تا الان اينطوري زندگي کردم و
. زمانِش که برسه ، ميميرم

30:20.700 --> 30:23.040
چطور تبديل به خون آشام شدي ؟

30:23.040 --> 30:26.140
. به انتخابِ خودم نبود

30:26.140 --> 30:29.650
. تنها راهِ جنگيدن با " گي " ، همين بود

30:29.650 --> 30:33.780
اگه اينطوره ؛ پس استاد " سو جونگدو " رو
چي ميگي ؟

30:33.780 --> 30:37.490
چه اتفاقي براي " سوجين " افتاده ؟

30:39.000 --> 30:41.850
. بايد باهام يه جايي بياييد

30:55.590 --> 31:00.060
واقعا استاد " سو جونگدو " رو کُشتي ؟

31:01.360 --> 31:05.650
اگه بگم نه ، شما حرفَمو باور ميکنيد ؟

31:06.700 --> 31:12.420
. درسته ، من کُشتمِش

31:14.950 --> 31:21.180
البته ، بعد از اين بود که " گي " اونو
. گاز گرفته بود و تبديل به خون آشام شده بود

31:21.180 --> 31:23.890
، نميتونست تنها بچه ي خودشُ بشناسه و

31:23.890 --> 31:29.050
ميخواست بعنوان طعمه ـش ، خونِشُ بخوره ؛
. منم چاره اي جز کُشتنِش نداشتم

31:29.050 --> 31:33.190
. بايد "سوجين"ـو نجات ميدادم

31:33.190 --> 31:36.250
منظورت اينه که تو "جين"ـو نجات دادي ؟

31:36.250 --> 31:38.700
. بله

31:38.700 --> 31:41.710
هنوزم حرفَمو باور نداريد ؟

31:42.920 --> 31:47.550
فقط منو به چشمِ خون آشامي
ميبينيد که هم پايِ "گي"ـه ؟

31:49.990 --> 31:52.700
. وقتِ زيادي نداريم

31:57.020 --> 32:03.150
اگه باورَم نميکنيد ؛ پس با همين چاقو و
. همين الان ، منو بزنيد

32:11.800 --> 32:13.860
براي نابود کردنِ " گي " ، نقشه ي سريُ
لازم داريد ؛

32:13.860 --> 32:20.830
اما ، اگه خواستيد ، ميتونيد با اين چاقوي
. مخصوص ، بزنيد تو قلبَم و منو بکُشيد

32:23.290 --> 32:27.520
قصرِ جديد که قرارِه عروسيم توش
، برگزار بشه

32:27.520 --> 32:30.360
. زمينِ شکارِ " گي " قرارِه باشه

32:32.290 --> 32:37.040
نميتونيد ؛ اينکه بدونِ نقشه ي سري
. با " گي " واردِ جنگ بشيد ، فرقي با خودکُشي نداره

32:37.040 --> 32:39.600
. خودمون ميدونيم خطرناکه

32:39.600 --> 32:42.550
، وليعهد هم ميخوان دفترچه که

32:42.550 --> 32:46.200
بدستِمون برسه ، طبقِ اون نقشه عمل کنن ؛

32:46.200 --> 32:49.680
اما ، پادشاه اصرار دارن که
. نقشه ي خودشونو انجام بدن

32:56.360 --> 33:04.240
اعليحضرت ، ميتونم به ديدنِ پادشاه برم ؟

33:17.210 --> 33:24.150
سونگيول " ، ميخوام دنياييُ بسازم که "
. همه توش يه اميدي داشته باشن

33:24.150 --> 33:26.320
تو هم تو اين مسير ، همراهيم ميکني ؟

33:27.550 --> 33:32.240
، نُه سالِمون که بود ، بهم گفته بوديد که

33:32.240 --> 33:35.280
نه فقط بخاطرِ شُهرت هست و
، نه ثروتمند شدن

33:35.280 --> 33:41.500
تنها ميخوايد دنياييُ بسازيد که همه توش
. اميدي داشته باشن ؛ اين حرفاتونو هنوز از ياد نبُردم

33:41.500 --> 33:43.200
، خوشحال بودم که ميتونستم بخونم و

33:43.200 --> 33:46.690
. دانشَمو بيشتر و بيشتر کنم

33:46.690 --> 33:51.400
همون لحظه ، دليلَم براي بيشتر کردنِ
. دانش و درکِ اين دنيا بود

34:07.111 --> 34:09.750
به چه دليلي همچين لباسِ رسمي ـيي
پوشيديد ؟

34:11.920 --> 34:15.860
. ميرم قصر به ديدنِ پادشاه

34:17.200 --> 34:21.400
نميتونيد از قدرتِتون براي اينکار
استفاده کنيد ؟

34:21.400 --> 34:25.770
اگه خودتون بخوايد ، ميتونيد به آسوني
. به ديدنِ پادشاه بريد

34:26.560 --> 34:29.430
. اين راه و روشِ خون آشامِ

34:29.430 --> 34:31.730
، اگه بخوام اعتمادِا پادشاهُ بدست بيارم

34:31.730 --> 34:36.030
. بايد بعنوانِ انسان به ديدنِش برم

35:06.950 --> 35:12.260
من " کيم سونگيول " هستم و قبلا
. در هونگ مونکوان کار ميکردم

35:14.500 --> 35:19.470
صد و بيست سال پيش ، محافظ و همراهِ
. وليعهد " جونگهيون " بودم

35:19.470 --> 35:23.830
پس تو همون خون آشامي هستي که
. وليعهد درموردش گفته بود

35:24.770 --> 35:30.250
صد و بيست سال پيش ، درحاليکه به
، وليعهد در جنگيدن به " گي " کمک ميکردم

35:30.250 --> 35:33.200
بدستِ نگهبانِ " گي " گاز گرفته شدم و
. تبديل شدم به خون آشام

35:33.200 --> 35:36.250
، بعد ، براي مدتي طولاني

35:36.250 --> 35:40.350
به دنبالِ دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون " که
. نقشه ي سريِ "گي"ـو داشت ، ميگشتم

35:40.350 --> 35:46.010
. از وليعهد شنيدم که دفترچه رو پيدا کردي

35:46.010 --> 35:49.100
نقشه ي سريِ نابوديِ " گي " چيه ؟

35:58.260 --> 36:02.590
. نقشه ي سري ، داخلِ اين نوشته شده

36:02.590 --> 36:05.380
چي توش نوشته شده ؟

36:28.740 --> 36:33.070
. جمعا ، سه تا نقشه ي سري وجود داره

36:33.070 --> 36:39.200
. اول ، خواستِ سلطنتي هست

36:39.200 --> 36:43.590
دراصل ، پادشاهِ تشنه ي قدرت بود که
، گي " رو احضار کرده بود "

36:43.590 --> 36:48.890
بيرون کردنِ " گي " هم فقط با خواستِ
. پادشاه صورت ميگيره

36:48.890 --> 36:53.000
اگه پادشاه دربرابرِش به زانو دربياد ، اونوقت
. مردم هم بايد همينکارو بکنن

36:53.000 --> 36:55.780
، اگه اينطور بشه

36:55.780 --> 36:59.250
. اونوقت ، " گي " دنيارو بدست ميگيره

36:59.250 --> 37:04.870
، " پس خواستِ پادشاه براي نابوديِ " گي
مهم ترين چيزِ ؟

37:04.870 --> 37:06.870
. بله

37:08.810 --> 37:13.370
. دوم ، نگهبانِ " گي " هست

37:13.370 --> 37:17.280
بعنوانِ تنها خون آشامي که ميتونه
، حريفِ " گي " باشه

37:17.280 --> 37:22.990
چون قلبِ يه انسانُ دارم ، نميتونم
به هيچ انساني ، صدمه بزنم ؛

37:22.990 --> 37:25.440
. اين ، براي محافظت از نقشه ي سري ، مهمِه

37:25.440 --> 37:28.370
پس تويي ؟

37:28.370 --> 37:31.600
. دو موردِ اول که آماده هستن

37:31.600 --> 37:35.380
. بله ، درسته

37:35.380 --> 37:39.500
. آخرين مورد ، طرفِ مادري هست

37:40.700 --> 37:43.960
در نسبِ مادري ، دنبالِ يه زن ميگردم ؛

37:43.960 --> 37:49.270
تاحالا از شش اسمِ مبنا ، براي فهميدنِ
. رازِ طرفِ مادري ، استفاده کردم

37:49.270 --> 37:54.060
. گرچه ، هنوز نتونستم به چيزي برسم

37:54.060 --> 37:57.300
، اگه تو اين مورد کمکَم کنيد

37:57.300 --> 38:02.630
ميتونم سريع تر ، ارتباطِ رابطه ي مادريُ
. با نقشه ي سري پيدا کنم

38:10.200 --> 38:15.160
، حالا گيريم که اون زنُ پيدا کردي

38:15.160 --> 38:17.720
يه زن چکار ميتونه بکنه ؟

38:17.720 --> 38:19.820
، اونو

38:22.550 --> 38:25.240
. هنوز نميدونم

38:25.240 --> 38:30.910
، هرچند ، شکي ندارم که بدونِ نقشه ي سري
. نابود کردنِ " گي " ، غيرممکنه

38:30.910 --> 38:32.950
، به همين خاطر

38:34.500 --> 38:39.510
ازتون خواهش ميکنم که فعلا نقشه ـتون
. براي شکارِ " گي " رو فراموش کنيد

38:40.990 --> 38:44.470
. حرفايي که ميخواستي بزني رو شنيدم

38:45.520 --> 38:47.300
. . هرچند

38:50.600 --> 38:52.610
. . اعليحضرت ، چطور

38:52.610 --> 38:55.280
. اين چيزي جز يه تيکه کاغذ نيست

38:55.280 --> 38:59.430
هم وليعهد " جونگهيون " و
، " هم وليعهد " سادونگ

38:59.430 --> 39:03.210
هردوشون همينُ باور داشتن که آخرسر
. اونطور دردناک ، جونِشونو از دست دادن

39:03.210 --> 39:06.080
نميتونم بذارم اين وليعهد هم درحاليکه
، دنبالِ جوابِ اين سوال ميگرده

39:06.080 --> 39:10.200
. جونِشُ الَکي از دست بده

39:10.200 --> 39:12.670
، تو فناناپذير هستي و

39:12.670 --> 39:15.680
ميتوني اينقدر دنبالِ جوابِ اين سوال
. بگردي تا پيداش کني

39:15.680 --> 39:18.500
اما ، مردمي که تو تمام اين مدت
، اون همه سختي کِشيدن و

39:18.500 --> 39:22.530
پادشاه هايي که بايد مراقبِ اين مردم
، باشن ، انسان هستن

39:22.530 --> 39:25.760
. ما انسان ها ، وقتِ چندان زيادي نداريم

39:25.760 --> 39:29.270
. توي نسلِ خودم ، به اين جنگ پايان ميدم

39:31.200 --> 39:36.080
چکار ميکني ؟
تو اين جنگ همراهيم ميکني ؟

39:37.450 --> 39:39.840
. چيزاي زياديُ از دست ميديد

39:39.840 --> 39:44.760
ميدونم ، براي همينم ازت ميپرسم که
. بهم ملحق ميشي يا نه

39:44.760 --> 39:48.340
اگه واقعا خودتُ يه انسان و
، نه خون آشام ميبيني

39:48.340 --> 39:51.290
، اگه واقعا به اين کشور وفادار هستي

39:51.290 --> 39:54.250
. بايد دستورَمو اطاعت کني

39:58.920 --> 40:03.000
. هرطور شما امر کنيد ، اعليحضرت

40:06.220 --> 40:09.040
نقشه رو بهت گفتن ؟

40:09.040 --> 40:11.720
. بله ، گفتن

40:11.720 --> 40:17.990
خودمو مخفي ميکنم که " گي " خيالِش از طرفِ من
. راحت بشه و بعد از شروعِ شکار ، خودمو نشون ميدم

40:17.990 --> 40:22.420
. ميرم خبرِشُ به رئيس " بِک " بدم

40:27.920 --> 40:29.940
. . " جين "

40:31.630 --> 40:34.220
يانگسون " چطوره ؟ "

40:34.220 --> 40:36.670
ميدونه که درواقع "سوجين"ـه ؟

40:36.670 --> 40:39.510
. هنوز خاطراتِش يادش نيومده

40:39.510 --> 40:42.590
. از ده سال پيش ، خاطراتِشُ از دست داده

40:44.010 --> 40:47.320
. براي همين بود که منو نشناخت

40:49.270 --> 40:51.450
. . تو

40:53.430 --> 40:55.720
عاشقِشي ؟ . .

41:00.010 --> 41:02.540
. . اونَم

41:02.540 --> 41:10.290
زماني که اون خاطراتِشُ به ياد بياره و همه چيُ
. بفهمه ؛ ديگه همه چي فرق ميکنه

41:10.290 --> 41:14.750
. من ، خون آشاميَم که پدرِشُ کُشته

41:14.750 --> 41:18.830
. اونکارو براي نجاتِ خودش کردي

41:18.830 --> 41:25.420
حتي اگرم خاطراتِشُ به ياد بياره ، بازم اونقدر که
. از من متنفرِ ، از تو متنفر نميشه

41:25.420 --> 41:28.090
واقعا اينطور فکرميکنيد ؟

41:30.740 --> 41:33.540
، قبلا گفته بودي که

41:33.540 --> 41:38.180
بعد از نابوديِ " گي " ، تو هم به زندگيِ
. چون هيولات ، پايان ميدي

41:38.180 --> 41:42.710
. هنوزم سرِ حرفَم هستم

41:44.190 --> 41:46.890
. اينکارو نکن

41:46.890 --> 41:50.680
، اگه موفق شديم و تو هم زنده موندي

41:50.680 --> 41:56.180
. خواهش ميکنم اونو خوشبخت کن

42:08.170 --> 42:10.670
نخست وزير ؟

42:12.230 --> 42:15.890
، نميدوني که چقدر زندگي تو اين قصر

42:16.890 --> 42:19.250
. حوصله يِ آدمو سر ميبره

42:19.250 --> 42:24.790
واقعا ميخوايد به اون جشن بريد ؟

42:27.070 --> 42:30.340
. حالا که دعوت شدم ، بايد برم

42:31.840 --> 42:34.770
اون جشن ، براي تبريکِ ازدواجِ وليعهدِ ؛

42:34.770 --> 42:37.810
. درست نيست که دست خالي برم

42:40.730 --> 42:47.510
افرادِمونو فرستادم که اعضاي اون خانواده رو
. پيدا کنن ، اما ، هنوز خبري نشده

42:47.510 --> 42:53.910
ممکنه " گي " تمامِ خويشاوندها از طرفِ
. مادريُ از بين برده باشه

42:53.910 --> 42:57.320
. هوجين " ، تو دنبالِ اين قضيه باش "

42:57.320 --> 42:59.530
. چشم

43:04.310 --> 43:07.710
ميخوايد به شکار بريد ؟

43:09.830 --> 43:12.030
ميخوام بعنوانِ يه شخصِ وفادار ، به وظيفه ـم
. عمل کرده باشم

43:12.030 --> 43:13.950
. خواهش ميکنم نريد

43:13.950 --> 43:15.830
. متاسفم

43:15.830 --> 43:20.750
. نتونستم کاري برات بکنم

43:22.820 --> 43:24.620
. منم همراهِتون ميام

43:24.620 --> 43:27.660
. نميشه

43:27.660 --> 43:33.570
نگرانم هستيد ؟ -
. سويانگ " .      - خودم تصميم ميگيرم چطور بميرم " -

43:33.570 --> 43:37.290
، حتي اگر نميتونم قلبِتونو داشته باشم

43:37.290 --> 43:40.280
. خواهش ميکنم بذاريد کنارِتون بميرم

43:41.280 --> 43:42.710
. نميشه اينکارو بکني

43:42.710 --> 43:44.790
. سرورم

43:46.350 --> 43:48.990
، اگه اتفاقي برام افتاد

43:50.000 --> 43:52.710
. خوب مراقبِ " يانگسون " باش

44:37.200 --> 44:39.980
. ارشد

44:39.980 --> 44:43.460
چي شده که اين موقع شب اينجايي ؟

44:44.410 --> 44:48.660
اينجا کتاباي قديمي زيادِ و
. دارم مرتبِشون ميکنم

44:53.230 --> 44:59.280
اگه بخواي تمام اين کتابارو مرتب کني که
. يه عالمه دست لازم داري

44:59.280 --> 45:01.090
. همينو بگو

45:01.090 --> 45:05.640
شما تمامِ اين کتابارو خوندي ؟

45:05.640 --> 45:09.810
فکرکنم خوندنِ همه ـشون
. يه صد سالي طول ميکِشه

45:09.810 --> 45:15.870
منم ميخوام تک تکِ کتابايي که
. شما خونديُ ، بخونم

45:15.870 --> 45:20.670
پس ميخواي تا آخرِش همينجا بموني ؟

45:30.790 --> 45:32.760
يانگسون " ؟ "

45:41.960 --> 45:44.960
چيزي ميخوايد بهم بگيد ؟

46:33.800 --> 46:36.760
انگار هنوز خوابِه ؛ بيدارِش کنم ؟

46:36.760 --> 46:39.170
. بذار بخوابه

46:46.700 --> 46:52.640
. سويانگ " گفته نمياد بدرقه ـتون "

46:54.380 --> 46:56.560
. باشه

47:00.200 --> 47:02.290
. . اگه تا قبل از طلوعِ آفتاب برنگشتم

47:02.290 --> 47:04.960
. سرورم

47:04.960 --> 47:11.620
همه چيُ به " يانگسون " بگو و هرچيزي که
. براي رفتن و ادامه ي زندگي لازم داره رو براش آماده کن

47:12.570 --> 47:14.550
. . سرورم

47:17.660 --> 47:22.270
. ممنونم که هميشه کنارَم بودي

47:58.610 --> 48:00.910
بک اينهو " رو خبر کنم ، اعليحضرت ؟ "

48:00.910 --> 48:02.200
. آره

48:02.200 --> 48:04.450
. چشم ، اعليحضرت

48:12.640 --> 48:18.050
کيم سونگيول " ، دفترچه يادداشتِ "
. وليعهد "جونگهيون"ـو نشونَم داد

48:18.050 --> 48:23.240
. نقشه ي سريِ نابوديِ " گي " توش بود

48:23.240 --> 48:30.410
هنوز رمزِ " طرفِ مادري " مشخص نشده ؛

48:30.410 --> 48:36.860
يکيُ مخفيانه به " بوريو " فرستادم که
. يه نگاهي به شجره نامه يِ خانواده ها بندازه

48:36.860 --> 48:42.190
. بهم خبر رسيده که يه جوابي پيدا کردن

48:42.190 --> 48:45.850
. . پس -
فکرميکنيم بهتره چکار کنيم ؟ -

48:45.850 --> 48:53.600
بهتره شمشيرِمونو غلاف کنيم و فعلا دست بکار
نشيم يا حالا که ديگه شمشيرُ بيرون کِشيديم ، کارُ
شروع کنيم ؟

48:56.300 --> 49:00.630
به سختي ميشه " گي " رو بي اينکه به چيزي
. مشکوک بشه ، به ميدونِ جنگ بکِشيم

49:00.630 --> 49:08.360
همه آمادگي هاي لازمُ انجام دادن ؛ نبايد
. اين فرصتُ از دست بديم ، اعليحضرت

49:08.360 --> 49:12.680
. شکارُ طبقِ برنامه انجام بديد

51:02.180 --> 51:05.760
، همگي بريد بيرون
. عجله کنيد

51:05.760 --> 51:08.990
. بريم

51:15.960 --> 51:19.210
. تازه داستانِمون داره اوج ميگيره

51:19.210 --> 51:22.280
چطور دلِت اومد همه رو بفرستي برن ؟

51:31.890 --> 51:36.540
يعني مهموني که به خودش زحمتِ
اومدن به اينجا داده رو اينطور تحويل ميگيريد ؟

51:37.550 --> 51:41.040
. حتي هيچکس نيست که برام مشروب بريزه

51:44.610 --> 51:46.570
. . من

51:46.570 --> 51:50.910
. ميخوام که همسرِ وليعهد برام مشروب بريزه

51:52.070 --> 51:54.810
نميشه ؟

52:01.290 --> 52:04.050
. تکون نخور

52:06.030 --> 52:09.870
اجازه ميديد من براتون بريزم ؟

52:19.390 --> 52:23.850
. باشه ، تو ميتوني برام بريزي

52:53.010 --> 52:55.710
، شکار زماني شروع ميشه که

52:55.710 --> 53:00.410
مشروبي که بدستِ گيسانگ براش
. ريخته ميشه رو ميخوره

53:13.930 --> 53:16.080
! حالا

53:28.730 --> 53:32.170
. اعليحضرت ، بايد از اينجا بريم

53:58.180 --> 54:00.880
، خيلي وقته که

54:00.880 --> 54:04.040
. انتظارِ همچين شبِ هيجان انگيزيُ ميکِشيدم

54:23.650 --> 54:29.060
، جشن که تازه شروع شده
با اين عجله کجا تشريف ميبريد ، اعليحضرت ؟

54:33.860 --> 54:36.320
. بگيريدِشون

55:00.550 --> 55:02.520
. فرار کنيد ، اعليحضرت

55:56.240 --> 56:00.980
چرا اينقدر دير کردي ؟
. " کيم سونگيول "

56:15.800 --> 56:18.840
با اينکه ميدونستي اگه باز همديگه رو
، ببينيم ، ميميري

56:18.840 --> 56:21.440
خوب دل و جرأتي از خودت نشون دادي ؛

56:26.410 --> 56:31.090
حالا اون نقشه ي سري که بدجور
دنبالِش بودي ، در چه حالِه ؟

57:11.320 --> 57:15.780
. خوبي ؟ . . چشماتُ باز کن

57:57.980 --> 58:00.280
يون " ؟ "

58:01.020 --> 58:02.580
بله ، اعليحضرت ؟

58:02.580 --> 58:07.680
. مثلِ اينکه ديگه بايد تنها بذارمِت و برم

58:07.680 --> 58:09.250
. متاسفم

58:09.250 --> 58:11.780
منظورتون از اين حرف چيه !؟

58:11.780 --> 58:15.600
نقشه ي اينکارو خودم به تنهايي
. کِشيده بودم

58:15.600 --> 58:17.970
. برو و خبرِشُ به " گي " بده

58:17.970 --> 58:21.760
چطور ميتونم به تنهايي زندگي کنم ؟

58:21.760 --> 58:24.020
زنده بمون ؛

58:24.020 --> 58:28.570
هرطور شده بايد زنده بموني و
. گي " رو نابود کني "

58:28.570 --> 58:33.440
هيچ راهِ ديگه اي نمونده که ؛ چطور بايد
گي " رو نابود کنم ؟ "

58:33.440 --> 58:38.440
. هنوز يه راهِ ديگه مونده

58:38.440 --> 58:44.620
بين سه موردِ نقشه ي سري که توي
، اون دفترچه هست ، يکيش رابطه يِ مادريِ

58:45.430 --> 58:48.600
. . نقشه ي سري

58:48.600 --> 58:51.950
. سوجين"ـه" . .

58:53.430 --> 58:57.450
، از اسمايي که توي دفترچه اومده

58:57.450 --> 59:02.240
، تنها کسي که از طرفِ مادري زنده مونده

59:02.240 --> 59:04.510
. کسي جز " سوجين " نيست

59:04.510 --> 59:08.230
واقعا ؟ -
. آره -

59:08.230 --> 59:10.800
گرچه نميتونيم مطمئن بشيم که
، واقعا از همون نسبِ يا نه

59:10.800 --> 59:14.230
. اما ، به احتمالِ زياد " گي " رو ميکُشه

59:14.230 --> 59:18.420
چطور اون بچه ي ضعيف ، ميتونه
گي " رو بکُشه ؟ "

59:18.420 --> 59:21.620
. بايد خودشُ قرباني کنه

59:22.580 --> 59:26.350
اگه درست فهميده باشم ، بنظرم لحظه اي که
، گي " خونِ اونو بخوره "

59:26.350 --> 59:29.040
. ميميره

59:29.040 --> 59:31.510
، از هر روشي که ميتوني استفاده کن و

59:31.510 --> 59:35.420
. اون بچه رو ببر و به دستِ " گي " برسون

59:52.230 --> 59:55.250
چرا اينطوري شدي ؟

59:58.000 --> 01:00:01.400
منتظرِ ارشد هستي ؟

01:00:01.400 --> 01:00:06.340
. ديگه نمياد

01:00:13.060 --> 01:00:15.580
. . کجا

01:00:15.580 --> 01:00:19.090
. حتما جاي خيلي دوري رفته

01:00:20.160 --> 01:00:22.710
. . جاي

01:00:23.580 --> 01:00:26.111
. خيلي خيلي دوري رفته . .

01:00:26.910 --> 01:00:28.830
. . اون ديگه

01:00:29.650 --> 01:00:32.680
. برنميگرده . .

01:00:32.680 --> 01:00:37.980
منظورت از اين حرفا چيه ؟

01:00:39.460 --> 01:00:42.210
. زودباش بگو ديگه

01:00:46.950 --> 01:00:49.790
. بيا اينجا

01:00:59.160 --> 01:01:02.160
کم کم به خودتون اومديد ؟

01:01:02.720 --> 01:01:03.860
. . نقشه

01:01:03.860 --> 01:01:07.880
. بهتره خيلي به خودتون فشار نياريد

01:01:07.880 --> 01:01:11.090
. . نقشه ي سري

01:01:12.490 --> 01:01:16.220
. سوجين"ـه" . .

01:01:16.245 --> 01:01:21.745
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.