﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05.300 --> 00:07.160
« قسمت شانزدهم »

00:11.280 --> 00:13.330
. . سرورم

00:13.330 --> 00:14.910
هوجين " ؟ "

00:14.910 --> 00:16.420
. سرورم

00:16.420 --> 00:17.760
! سرورم

00:17.760 --> 00:23.120
حالِتون چطوره ؟

00:23.120 --> 00:26.210
سويانگ " که گفته بود قرارِه "
. يه مدتي مخفي بمونيد

00:26.210 --> 00:29.290
. يانگسون"ـو بردن قصر"

00:29.290 --> 00:31.660
بردنِش قصر ؟

00:31.660 --> 00:33.620
. به خواستِ خودش رفته

00:33.620 --> 00:35.270
. از نقشه ي سري باخبر بوده

00:35.270 --> 00:37.570
. . سرورم ، اينکه

00:37.570 --> 00:39.210
. نبايد ميرفت

00:39.210 --> 00:41.120
منظورت چيه ؟

00:41.120 --> 00:45.590
استاد " بِک " ميگفت که " گي " مادرِ
. واقعيِ "يانگسون"ـو گاز گرفته بوده و اونَم مُرده

00:45.590 --> 00:49.410
پس يعني حتي اگرم " گي " ، "يانگسون"ـو
. . گاز بگيره

00:49.410 --> 00:51.650
. بازم زنده ميمونه

00:52.670 --> 00:54.590
، حتما

00:56.150 --> 00:58.590
. بايد جلوي "يانگسون"ـو بگيرم

01:02.060 --> 01:03.840
. هيونگ نيم

01:03.840 --> 01:06.070
. لطفا مارو قبول کن

01:07.270 --> 01:12.250
قبول کنم ؟
امروز ، اين چه کاري بود که کرديد ؟

01:12.250 --> 01:14.190
. خودمونَم ميدونيم

01:14.190 --> 01:17.280
مگه شما همون مردِ سياهپوش نيستيد ؟

01:17.860 --> 01:21.080
منظورت از سياهپوش چيه ؟

01:23.470 --> 01:27.200
، شنيدم يکي لباس سياه ميپوشه و

01:27.200 --> 01:28.740
. دخترايي که به قصر بردنُ نجات ميده

01:28.740 --> 01:31.210
. اين سومين بارِ

01:32.310 --> 01:34.300
ميخوايد دست رو دست بذاريد و
کاري نکنيد ؟

01:34.300 --> 01:38.810
اگه لباس سياه ميپوشه و
، اينطرف و اونطرف پيداش ميشه

01:39.570 --> 01:42.770
ممکنه " کيم سونگيول " باشه ؟

01:42.770 --> 01:45.160
. حتما خودشه

01:45.160 --> 01:48.630
فورا بگيريدِش ؛
. دستور ميدم که فورا اينکار انجام بشه

01:48.630 --> 01:52.050
. خبرِشُ به رئيس بزرگ ميرسونم

02:13.030 --> 02:15.180
. همگي بريد

02:50.640 --> 02:56.090
. اين لباس هرگز نبايد بدستِ " گي " بيفته

02:56.090 --> 02:59.570
کيم سونگيول " ، کجايي ؟ "

03:01.230 --> 03:02.340
. خورشيد به زودي درمياد

03:02.340 --> 03:04.460
کجا ميريد ؟

03:04.460 --> 03:06.750
همه جا براتون اعلاميه ي تحت تعقيب زدن و
. دنبالِتون هستن

03:06.750 --> 03:08.590
، براي اينکه بتونن مرد سياهپوشُ گير بندازن

03:08.590 --> 03:11.270
. هرکسيُ که ببيننُ دستگير ميکنن

03:12.530 --> 03:14.700
. . سرورم

03:30.450 --> 03:32.310
گزارش شده کسي که بنظر ميرسه
، کيم سونگيول " باشه "

03:32.310 --> 03:35.750
دخترايي که بايد به قصر آورده ميشدنُ
. نجات داده

03:35.750 --> 03:38.390
. حتما بايد ببينمِش

03:38.390 --> 03:44.150
. پادشاه و وزيرِ دست چپ ، مشکوک ميزنن

03:45.700 --> 03:47.540
خوب حواسِت بهشون هست که ؟

03:47.540 --> 03:49.520
. بله

03:49.520 --> 03:54.140
. مثلِ اينکه يه نقشه اي دارن

03:54.140 --> 03:55.740
، البته

03:55.740 --> 03:58.490
. جديدا زيادي آروم بودن

03:59.490 --> 04:02.460
بايد يه لرزه اي به جونِ
. اين وزيرِ دست چپ بندازم

04:09.670 --> 04:14.370
اعليحضرت ، از " گي " نميترسيد ؟

04:14.370 --> 04:18.760
، براي اينکه هميشه تو ترس بودم

04:19.830 --> 04:22.170
. آدماي زيادي جونِشونو بخاطرِ من فدا کردن

04:22.860 --> 04:28.310
به همين خاطر بود که با فکرِ نابود کردنِ
گي " ؛ "

04:28.310 --> 04:32.080
حتي دوستِ قديميمو هم
. دودستي تقديمِ " گي " کردم

04:33.320 --> 04:36.770
هرچند ، براي اينکه از فکرِ
، هايونگ  " دربيام "

04:38.520 --> 04:41.200
. بايد به چشم ميديدم که خون آشام شده

04:58.270 --> 05:01.410
براي اينکه ديگه بيشتر از اين
کسي قرباني نشه ؛

05:01.410 --> 05:04.020
. خودم جلوي " گي " رو ميگيرم

05:04.600 --> 05:08.080
. نه بخاطرِ " سوجين " ، بلکه بخاطرِ همه

05:08.810 --> 05:13.190
براي اينکه مردم صدمه نبينن ؛
. بايد " گي " رو نابود کنم

05:14.450 --> 05:16.480
، درنتيجه ، اگه اين نقشه ي سري

05:16.480 --> 05:19.120
، نقشه اي باشه که جونِ يه آدمو ازش ميگيره

05:19.120 --> 05:21.510
. ديگه لازمِش ندارم

05:22.940 --> 05:27.200
، " تو هم بخاطرِ من و نابود کردنِ " گي

05:27.200 --> 05:30.150
نميخواد بيشتر از اين خودتُ
. تو خطر بندازي

05:31.660 --> 05:34.750
، اگه اتفاقي براي ملکه بيفته

05:34.750 --> 05:36.960
، ديگه ذره اي قدرتِ جنگيدن

05:38.080 --> 05:40.670
. تو وجودم نميمونه

05:45.490 --> 05:48.540
، اعلحيضرت ، عذر ميخوام

05:48.540 --> 05:51.480
. يه موضوعِ فوري پيش اومده

05:55.250 --> 05:56.870
. برميگردم

05:56.870 --> 06:00.320
. اما ، آدماي زيادي شمارو زيرنظر دارن

06:02.540 --> 06:07.310
. خب ، بگو براي ديدنِ مادرم به معبد رفتم

06:35.120 --> 06:38.111
. چه عجب اومدي ، وزير دست چپ

06:40.060 --> 06:42.090
اولين باره اينطرفا تشريف مياري ، نه ؟

06:42.090 --> 06:44.480
. . به چه دليلي

06:44.480 --> 06:48.010
. . منو به همچين جايي آوردي

06:55.660 --> 06:59.170
گفتم شايد بتونيم يه گَپي باهم بزنيم ؛

06:59.170 --> 07:01.190
. براي همينم گفتم بيايي اينجا

07:01.190 --> 07:03.740
حالا چرا اونجا خُشکِت زده ؟

07:03.740 --> 07:06.960
. يه هديه برات آماده کردم

07:09.670 --> 07:11.280
. بيا نزديک تر

07:19.740 --> 07:22.310
. حالا پشتتُ نگاه کن

07:26.750 --> 07:29.390
! " هايونگ "

07:46.460 --> 07:48.160
چطور به اين وضع افتادي ؟

08:00.660 --> 08:03.430
، تاحالا که خونِ زيادي نشده بخوره

08:04.330 --> 08:06.120
ميگي چکار کنيم ؟

08:06.120 --> 08:08.290
. لذت ببر

08:09.280 --> 08:11.160
آخه . . چـ ، چطوري ؟

08:11.790 --> 08:13.910
آخه چرا ؟

08:13.910 --> 08:15.870
هايونگ " ؟ "

08:21.650 --> 08:24.250
. واقعا که بچه ي بدرد بخوريِ

08:24.820 --> 08:27.080
. خواهش ميکنم

08:27.080 --> 08:29.130
. . " هايونگ "

08:30.090 --> 08:32.780
. لطفا اونو بکُش

08:32.780 --> 08:35.000
. التماسِت ميکنم

08:36.310 --> 08:39.100
. خوب گوشاتُ باز کن

08:39.100 --> 08:44.160
ميخوام بدونم که پادشاه جديدا
. تو کله ـش چي ميگذره

08:44.160 --> 08:47.910
بعدا بيشتر بيا اينجا و
. باهام يه صحبتي بکن

08:47.910 --> 08:50.330
. خبراي قصرُ بهم بده

08:52.390 --> 08:56.090
منم کمک ميکنم که
، اين پسر

08:58.500 --> 09:00.430
. چشماشُ در آرامش ببنده

09:09.160 --> 09:11.780
بخاطرِ اين دستورِ بردنِ دختراي جوون
، به قصر

09:11.780 --> 09:13.430
. مردم حسابي قاطي کردن

09:13.430 --> 09:14.590
، مدتِ زيادي نيس که

09:14.590 --> 09:18.300
تو شرق و غربِ کشور پيداش ميشه و
. حالِ اين سربازاي سلطنتيُ جا مياره

09:18.300 --> 09:22.040
شنيدم دخترايي که به زور به قصر
. ميبرنُ نجات ميده

09:22.040 --> 09:25.470
. . اونا -
. دزداي با مراميَن که لباسِ سياه تنِشونه -

09:25.470 --> 09:27.630
. پس با لباسِ سياه ميچرخن

09:27.630 --> 09:30.580
خبر نداشتي ؟

09:30.580 --> 09:33.380
، نميدونم اين آدما کي هستن

09:33.380 --> 09:37.760
اما ، بايد جلوي قربانيِ خون آشام شدنِ
. آدماي ضعيفُ بگيريم

09:37.760 --> 09:41.570
هيونگ نيم ، اينو که ميگم
، فقط ما ميدونيم

09:41.570 --> 09:45.010
جديدا ، يه جايِ " هايانگاک " لَنگ ميزنه ؛

09:45.010 --> 09:47.140
چطور ميشه فاحشه خونه به مدتِ چندروز
هيچ مشتري ـيي نداشته باشه ؟

09:47.140 --> 09:49.630
بنظرت مشکوک نيس ؟

09:49.630 --> 09:53.380
مهم تر اينکه ، سربازاي سلطنتي
. اونجا جمع ميشن

09:53.380 --> 09:55.340
. مگسي چيزي که نيستن يه جا جمع ميشن

09:57.690 --> 09:59.760
. " هايانگاک "

10:40.420 --> 10:42.270
. از اينطرف

11:41.830 --> 11:49.270
گي " اسيرِ عشقِ يه زن شده بوده و باهم "
، بچه دار شدن ، از بينِ اين همه آدم

11:51.410 --> 11:55.320
از سرنوشتِ بدِ توئه که
. بايد از نسلِ اون باشي

11:55.320 --> 12:01.790
خب چکار ميشه کرد ؟
. سرنوشتِ ديگه

12:01.790 --> 12:08.150
دستِ خودم نبوده که اينطوري
، به دنيا بيام

12:38.300 --> 12:42.720
، اما ، تصميمِ اينطور مُردن

12:44.550 --> 12:47.410
. با خودمه

12:51.370 --> 12:53.490
، ارشد

12:54.490 --> 12:59.800
. لطفا قوي بمون

13:29.020 --> 13:32.850
. بايد تا آفتاب نزده ، يه جايي مخفي بشم

14:10.330 --> 14:12.810
! سياهپوش اومد

14:22.730 --> 14:23.720
تو کي هستي ؟

14:23.720 --> 14:28.920
، يکي ميخواد شمارو ببينه
. بهتره اول راه بيفتيم

14:45.190 --> 14:47.980
. اول بشين

14:47.980 --> 14:49.810
تو کي هستي ؟

14:49.810 --> 14:53.440
. من طرفِ مردم هستم

14:53.440 --> 14:58.990
چرا همه دنبالِت هستن ؟

14:58.990 --> 15:01.480
مگه مرتکبِ خيانت به پادشاه شدي ؟

15:01.480 --> 15:05.720
. منم ميخواستم طرفِ مردم باشم

15:05.720 --> 15:14.230
اگه گناهيَم کرده باشم ، اينه که خواستم اول
. از قصدِ پادشاه مطمئن بشم و اينطور اعتمادِشُ از دست دادم

15:14.230 --> 15:20.470
" حالا که عروسکِ خيمه شب بازيِ " گي
شده ، هنوزم اميدي بهش داري ؟

15:21.390 --> 15:28.100
، اگه از من که خون آشامي مثلِ " گي " هستم
. . هنوز همچين انتظاري ميره

15:33.660 --> 15:36.010
. برو

15:47.030 --> 15:51.510
فکرميکني امکان داره که
نظرَم عوض شده باشه ؟

15:51.510 --> 15:56.320
ميخواي فقط بخاطرِ يه دختر ، تمامِ
، اون 120 سالي که

15:56.320 --> 16:01.010
براي شکستِ " گي " سپري کرديُ
به هدر بدي ؟

16:01.010 --> 16:09.160
درسته که بدن و شهوتِ يه خون آشامُ دارم ؛
. اما ، هنوزم قلبِ يه انسان تو وجودمه

16:09.160 --> 16:16.320
گرچه منم ميتونستم هيولا بشم ؛ اما ، يکي
، از دلايل اينکه انسانيتَمو از دست ندادم

16:16.320 --> 16:22.450
اين بود که آرزوهاي وليعهد " جونگهيون " براي
يه کشورِ پُر اميد و نابود کردنِ " گي " رو
، از ياد نبرده بودم ؛ همينطورم

16:24.280 --> 16:32.870
. بيشتر از جونَم ، اون دخترُ دوست دارم

16:36.720 --> 16:43.260
. حالا ، هيچکدومِشونو نميتونم از دست بدم

16:43.260 --> 16:52.260
پس ميخواي با من در بيفتي ؟
که به اين آرزوها برسي ؟

16:52.260 --> 16:55.350
خودتون چي فکرميکنيد ؟

16:55.350 --> 17:00.670
اگه لازمه ي نابود کردنِ " گي " ، قرباني
کردنِ مردم باشه ، حاضريد اينکارو بکنيد ؟

17:00.670 --> 17:07.240
اونوقت ، " گي " واقعا پادشاهِ
اين کشور حساب نميشه ؟

17:07.240 --> 17:13.320
اين جنگ ، واقعا بخاطرِ مردمه ؟

17:13.320 --> 17:14.330
. معلومه که هست

17:14.330 --> 17:22.900
پس حاضريد بخاطرِش از جايگاهِتون هم
دست بکِشيد ؟

17:22.900 --> 17:28.810
حتي حاضرم بخاطرِش
. جونَمو هم از دست بدم

17:44.780 --> 17:46.640
اين لباس از کجا بدستِ شما رسيده ؟

17:46.640 --> 17:52.100
بابتِ رفتارِ ملکه عذرخواهي ميکنم ؛
. تمامِش تقصيرِ من بوده

17:53.370 --> 18:02.720
بعدا درموردِش صحبت ميکنيم ؛ " گي " تاحالا
. چندين بار خونِ نسلِ مادري رو خورده

18:02.720 --> 18:06.010
. حتي خونِ مادرِ واقعيِ "يانگسون"ـو

18:06.010 --> 18:07.070
. . پس يعني اينکه

18:07.070 --> 18:12.220
يعني حتي اگرم "يانگسون"ـو قرباني کنيم ؛
. بازم " گي " کُشته نميشه

18:12.220 --> 18:17.340
يانگسون " همچين چيزيُ نميدونه و "
. " حالا هم رفته قصر ، پيشِ " گي

18:17.340 --> 18:21.750
طبقِ دستورِ " گي " ، دخترا همگي
. توي هايانگاک جمع شدن

18:23.150 --> 18:29.250
. ممکنه تله اي براي کِشيدنِت به اونجا باشه

18:29.250 --> 18:31.800
. مهم نيست

18:31.800 --> 18:35.830
، افرادَمو با خودت ببر
. به خوبي ازت مراقبت ميکنن

18:35.830 --> 18:40.000
منو تحت نظر دارن و نميتونم خودم
. شخصا به اونجا بيام

18:41.530 --> 18:43.730
. ازت ميخوام تو اينکارو بکني

20:00.470 --> 20:04.200
ميشه بعدا اينو به ارشد بديد ؟

20:08.980 --> 20:12.380
. باشه ، حتما اينو بهش ميرسونم

20:15.980 --> 20:19.390
همگي امشب به قصر برده ميشيد ؛
. جايي نريد و همينجا بمونيد

20:20.760 --> 20:23.910
. قرارِه بميرم

20:29.980 --> 20:35.060
، همگي به زودي برميگرديد خونه هاتون
. خيلي نگران نباشيد

20:46.210 --> 20:48.560
. فکرنکنم بشه به آسوني رفت تو

20:48.560 --> 20:51.140
. حرومزاده هاي عوضي

20:51.140 --> 20:55.270
هيونگ نيم ، بهتر نيس همينطور بريم تو و
همه رو نِفله کنيم ؟

20:55.870 --> 20:57.730
، تو همچين موقعيتي

20:57.730 --> 21:00.430
. اِيکاش " کيم سونگيول " اينجا بود

21:07.020 --> 21:09.860
. . اونا -
. هيونگ نيم -

21:33.540 --> 21:37.880
چون شديدا تحت نظر هستن ، اگه همينطور
. حمله کنيم ، ممکنه به خطر بيفتن

21:37.880 --> 21:42.010
نگهبانا جلوي درِ ورودي مستقر شدن ، شماها که
، به اونجا حمله کرديد

21:42.010 --> 21:44.830
. من از مسيرِ ديگه اي وارد ميشم

21:56.720 --> 21:59.000
. اومديد ، سرورم

21:59.000 --> 22:00.780
. بايد همه چيُ آماده کرده باشيد

22:00.780 --> 22:04.740
طبقِ برنامه ، همه رو امشب
. به قصر ميبرم

22:04.740 --> 22:09.190
. قبل از اون ، بايد از يه چيزي مطمئن بشم

22:09.190 --> 22:12.040
. همينجا صبر کنيد -
. بله -

22:12.880 --> 22:15.700
. نيازي به اينکار نيست

22:15.700 --> 22:17.710
چي ؟

22:20.470 --> 22:24.200
و تو همون لحظه بود که
. محقق شب رو پيداش شد

22:24.200 --> 22:27.750
اونّي ، تاحالا " محقق شب رو " رو ديدي ؟

22:27.750 --> 22:33.380
آره که ديدم ، ايندفعه هم محقق شب رو
. مياد و نجاتِمون ميده

22:33.380 --> 22:36.020
. همه ـتون به سلامت برميگرديد

23:10.400 --> 23:14.111
. . قبلا يه جايي ديدمِت

23:15.470 --> 23:18.180
اسمِت چيه ؟

23:20.290 --> 23:21.910
. بومي راک " هستم "

23:21.910 --> 23:24.260
منو ميشناسي ؟

23:26.080 --> 23:28.440
. اولين باره که شمارو ميبينم

23:32.330 --> 23:35.100
. بيا دنبالَم

23:43.750 --> 23:45.910
. مردايِ سياهپوشَن ؛ بگيريدِشون

23:59.150 --> 24:03.330
. هيونگ نيم ، بيا بريم بهشون کمک کنيم

24:03.330 --> 24:06.300
نه ، اگه بي احتياطي کنيد ؛
. صدمه ميبينيد

24:06.300 --> 24:09.730
شما دوتا همينجا بمونيد و دخترا که
. بيرون اومدن ، به يه جاي امن ببرينِشون

24:09.730 --> 24:11.820
. به چشم ، هيونگ نيم

24:57.270 --> 24:59.750
. بيا نزديک تر

25:02.800 --> 25:05.900
واقعا منو نميشناسي ؟

25:19.740 --> 25:24.090
. مطمئنم قبلا يه جايي ديدمِت

25:25.590 --> 25:28.450
منظورتون چيه ؟

25:30.860 --> 25:33.050
. نه

25:33.050 --> 25:35.450
. مطمئنم

25:36.930 --> 25:39.960
. همينجا ميموني و جايي نميري

25:49.100 --> 25:51.550
اين سر و صداها براي چيه ؟

25:51.550 --> 25:54.680
. مثلِ اينکه مرداي سياهپوش حمله کردن

25:54.680 --> 25:56.540
چي ؟

25:57.070 --> 25:59.880
. همه ـشونو بگيريد

26:08.020 --> 26:10.370
. چه خوب که همديگه رو ديديم

26:11.250 --> 26:14.080
چکار ميکنيد ؟
. بگيريدِش

26:27.920 --> 26:30.520
فکرکردي چه غلطي ميکني ؟

26:31.990 --> 26:33.670
يانگسون " کجاس ؟ "

26:33.670 --> 26:37.120
يانگسون " ؟ "

27:07.070 --> 27:08.940
از دختراي اسير هستي ؟

27:08.940 --> 27:11.260
. زودباش فرار کن

27:18.980 --> 27:20.640
. اِي حرومزاده

27:21.800 --> 27:23.760
. . تو

27:23.760 --> 27:28.250
. . ده سال پيش ، وليعهد و همراهانِشُ

27:28.250 --> 27:32.090
چکار ميکني ؟
نميخواي دستِتُ بکِشي کنار ؟

27:32.090 --> 27:35.850
خودتُ وقفِ يه هيولا کردي و
. حتي از خودِ شيطونَم خبيث تري

27:35.850 --> 27:38.630
. . اين

27:43.580 --> 27:44.660
اينجا چه خبره ؟

27:44.660 --> 27:48.640
انگار گروهي به اسمِ مرداي سياهپوش
. دارن دخترارو نجات ميدن

27:48.640 --> 27:52.200
، نبايد اينطور بشه
. بايد به قصر برم

27:52.200 --> 27:54.750
. بيا اول از اينجا بريم

27:59.020 --> 28:01.080
چي شده ؟

28:08.830 --> 28:11.111
چکار ميکني ؟

28:11.111 --> 28:14.600
. دستور دادن که دخترارو آزاد کنيم

28:14.600 --> 28:16.470
واقعا ؟

28:27.640 --> 28:32.230
احتمالا دختري به اسمِ
يانگسون " اينجا نبوده ؟ "

28:38.730 --> 28:43.130
اين دختر بچه هارو ميخوان
. به " گي " بدن

28:44.270 --> 28:46.340
. بيا دنبالم

28:48.000 --> 28:51.020
شما محققِ شب رويي ؟

28:53.730 --> 28:55.230
منظورت چيه ؟

28:55.230 --> 28:59.380
اونّي " بومي " ميگفت که
. محقق شب رو ، مياد و نجاتِمون ميده

29:00.030 --> 29:02.020
بومي " ؟ "

29:02.020 --> 29:04.440
حالا خودش کجاست ؟

29:04.440 --> 29:08.600
. اون آدم ترسناکِ اومد و اونو با خودش بُرد

29:18.550 --> 29:20.410
. دست نگه داريد

29:23.840 --> 29:27.990
، اگه نزديک تر از اين بياييد
. اين آدم ميميره

29:27.990 --> 29:32.070
چکار ميکنيد ؟

29:32.770 --> 29:35.320
. بياييد اينجا

29:35.320 --> 29:37.620
. عجله کنيد

29:40.690 --> 29:42.540
. . مردکِ حرومزاده

29:42.540 --> 29:44.890
. تو هم عضوي از اون سياهپوشا هستي

29:44.890 --> 29:47.340
. هرطور دوس داري فکرکن

29:47.340 --> 29:51.210
دخترايي که اينجا اسير کرديدُ
. فورا آزاد کنيد

29:51.210 --> 29:53.320
، اگه آزادِشون نکنيد

29:53.320 --> 29:55.060
. . اين

30:03.710 --> 30:05.360
وضعيتِ بيرون چطوره ؟

30:05.400 --> 30:10.060
يه مردِ ناشناس وزيرُ گروگان گرفته و
. با سربازاي سلطنتي درگير شده

30:12.860 --> 30:15.260
هرچي زودتر اونارو
. از اينجا ببريد بيرون

30:15.330 --> 30:17.940
. بايد فورا "يانگسون"ـو پيدا کنم

30:18.330 --> 30:25.940
.:: @bollbolljan_com ::.

30:26.190 --> 30:28.130
. عجله کنيد

30:28.130 --> 30:32.200
کي هستي ؟ -
. زيردستاي اون يارو ترسناکِه هستيم -

30:32.200 --> 30:36.330
بهمون گفته اينجا بمونيم و دخترا که
. اومدن ، به جاي امن ببريمِشون

30:36.990 --> 30:40.740
. عجله کنيد

31:09.440 --> 31:11.880
« " ارشد " کيم سونگيول »

31:20.430 --> 31:24.610
. ارشد ، متاسفم

31:25.430 --> 31:27.860
، حرفايي که بهتون زده بودمو

31:27.900 --> 31:30.460
. حالا پس ميگيرم

31:31.390 --> 31:34.200
، اينکه گفته بودم منو هم به اندازه ي

31:34.220 --> 31:36.840
، عشقِ قديمِتون به ياد داشته باشيد

31:37.730 --> 31:41.200
. چيزيِ که هرگز نميتونه اتفاق بيفته

31:41.210 --> 31:44.300
، کسي که عشقِ قديمِتونو ازتون گرفت و

31:44.330 --> 31:46.400
، غم و غصه ي زياديُ تو زندگيتون آورد

31:46.410 --> 31:49.830
، خونِ اون آدم

31:49.860 --> 31:54.440
، تو رگ هاي من جريان داره

31:54.470 --> 31:57.690
، و شما تاحالا چندين بار منو نجات داديد

31:57.760 --> 32:00.460
حالا از همين جون ، براي جبرانِ
. سخاوتمنديتون استفاده ميکنم

32:01.020 --> 32:05.940
. واقعا ازتون متشکرم ، ارشد

32:05.940 --> 32:11.020
، تمام خاطراتِمونو با خودم ميبرم

32:11.020 --> 32:13.520
. منو از ياد ببريد

32:13.570 --> 32:16.200
. امروزُ فراموش نميکنم

32:16.960 --> 32:19.320
، نهايتِ سعيَمو ميکنم و

32:19.340 --> 32:21.010
. کاري که خواستيدُ براتون انجام ميدم

32:21.010 --> 32:23.720
، وقتي که مُردم

32:25.290 --> 32:29.330
، همونطور که عشقِ قديمِتونو به ياد داشتيد

32:29.380 --> 32:31.610
، اگه منو هم تا همون اندازه به ياد داشته باشيد

32:32.140 --> 32:34.560
، منو از ياد نبريد

32:36.090 --> 32:38.030
. هيچي ديگه ازتون نميخوام

33:20.150 --> 33:23.350
. دوتا جون که نداري

33:23.360 --> 33:27.330
واقعا فکرکردي ميتوني زنده از اينجا بري ؟ -
. ساکت باش -

33:27.390 --> 33:31.380
. زودباش دخترارو آزاد کن -
، اگه آزادِشون کنم -

33:31.380 --> 33:34.930
. رئيسِ بزرگ منو ميکُشه

33:37.270 --> 33:39.750
. صبر کن ، وايسا

33:41.630 --> 33:44.470
. دخترارو آزاد کنيد

33:46.540 --> 33:49.940
. آزادِشون کنيد

34:07.590 --> 34:11.010
، منم ؛ حالا که " يانگسون " اينجا نيست

34:11.060 --> 34:12.750
. يعني اينکه رفته قصر

34:16.230 --> 34:18.040
. متوجهم

34:23.730 --> 34:26.680
. زودباشيد بگيريدِش

34:30.330 --> 34:34.370
حالِتون خوبه ؟ -
. کارِت خوب بود -

34:35.630 --> 34:38.050
، الان برميگردم قصر

34:38.060 --> 34:40.220
. بيا و مراقبَم باش

34:54.740 --> 34:59.340
ملکه حالِش خوبه ؟

35:01.200 --> 35:04.710
. بنظر ميرسيد يه چيزي اذيتِش ميکنه

35:04.760 --> 35:07.200
منظورتون چيه ؟

35:07.200 --> 35:11.670
اوايل فکرميکردم که شايد از قصد
، به ما نزديک شده

35:11.710 --> 35:14.120
براي همينم با شک و ترديد بهش
، نگاه ميکردم

35:14.130 --> 35:16.200
، اما ، بعد از مدتي که زيرنظر داشتمِش

35:16.220 --> 35:18.960
. فکرنميکنم که دخترِ چندان بدي باشه

35:20.660 --> 35:25.880
تنها مشکلِش اينه که مثلِ يه بچه يِ بيچاره ؛
، تو زندگيش هيچکس بهش محبت نکرده و جاييَم

35:25.890 --> 35:30.360
. براي رفتن نداشته

35:31.190 --> 35:35.460
. لطفا خوب مراقبِ ملکه باش

35:35.480 --> 35:38.960
. بله ، متوجهم

35:43.120 --> 35:45.300
مشکلي پيش اومده ؟

35:45.350 --> 35:49.360
. ديگه کم کم بايد برم

36:03.240 --> 36:08.120
، وزير حواسِش بهتون هست

36:08.120 --> 36:10.990
. ميتونم با خيالِ راحت برگردم قصر

36:26.270 --> 36:28.850
شنيدم پادشاه رفته بيرون ؛ درسته ؟

36:30.360 --> 36:33.060
. براي ديدنِ مادرشون به معبد رفتن

36:33.090 --> 36:36.000
. هميشه اينکارو ميکنن

36:37.750 --> 36:39.770
. تو واقعا يه چيزِ ديگه اي

36:40.690 --> 36:44.360
. انگار پادشاه کاملا بهت اعتماد کرده

36:44.390 --> 36:47.710
ايندفعه براي فريبِش چه دروغي بارِش کردي ؟

36:48.420 --> 36:52.850
نميترسي که يهويي بذارمِت کنار ؟

36:53.960 --> 36:56.350
ناراحت نميشي ؟

37:03.810 --> 37:06.920
. دخترا تا امشب به اينجا آورده ميشن

37:06.940 --> 37:11.990
، بنظرت " کيم سونگيول " اينجا

37:13.760 --> 37:15.710
پيداش ميشه يا نه ؟

37:15.750 --> 37:18.770
از کجا بايد بدونم ؟

37:32.700 --> 37:35.720
حتما تو تمام اين مدت بدجور
ازم متنفر بودي ، نه ؟

37:36.410 --> 37:41.320
از کِي تاحالا براتون مهم بوده که
ازتون خوشم مياد يا نه ؟

37:41.320 --> 37:43.490
. درسته

37:43.490 --> 37:47.860
، من قلبِ انسان ندارم ، اما

37:47.930 --> 37:52.520
بينِ تمام آدما ، تو بيشتر از همه
. شبيهِ خودم بودي

37:52.530 --> 37:56.220
، دوس دارم بدونم اين قلبِ آدم که

37:56.220 --> 37:58.900
، ميتونه عاشق بشه ، چطورياس

37:58.940 --> 38:03.360
کي حتي حاضر ميشه
جونِشُ بخاطرِ عشقِش بده ؟

38:06.060 --> 38:10.740
بعدش که اينکارو بکني ، فورا
، تو همون لحظه ميفهمي که

38:10.790 --> 38:13.360
اونکارو بخاطرِ هيچي کردي ؛

38:16.810 --> 38:20.260
. برو و عشقِتُ به پاي پادشاه بريز

38:21.090 --> 38:24.740
. آخرسر ، ميفهمي که بد اشتباهي کردي

38:41.390 --> 38:44.430
، ديگه هيچکسُ قرباني نميکنم و

38:44.430 --> 38:46.780
. خودم " گي " رو نابود ميکنم

38:47.560 --> 38:50.980
. نه فقط بخاطرِ " سوجين " ، بلکه بخاطرِ همه

38:51.740 --> 38:55.990
، اينطور بي اينکه کسي صدمه ببينه
. گي " رو نابود ميکنم "

38:57.310 --> 39:02.060
. . پس نقشه ي سري -
، نقشه اي که بخاطرِش يه آدم بايد کُشته بشه رو -

39:02.070 --> 39:04.460
. ديگه لازم ندارم

39:05.970 --> 39:08.640
، تو هم نميخواد بخاطرِ من و

39:08.650 --> 39:13.290
. نابود کردنِ " گي " ، خودتُ تو خطر بندازي

39:14.570 --> 39:17.820
، اگه اتفاقي برات بيفته

39:17.820 --> 39:19.900
، منم ديگه تواني تو وجودم

39:21.010 --> 39:23.940
. براي جنگيدن با " گي " نميمونه

39:41.820 --> 39:44.790
براي نسل ها ، به وظايفِمون عمل کرديم و
، وفادار مونديم

39:44.800 --> 39:47.180
، و تو توي خانواده ي من به دنيا اومدي و

39:47.220 --> 39:50.120
باعث شدم بهت تهمتِ خيانتکار بودن
، زده بشه ؛ همين خودش خيليِ و

39:50.150 --> 39:54.670
حالا باعث شدم تبديل به حيووني بشي که
. حتي به خوديِ خود نميتونه بميره

40:00.210 --> 40:01.500
. وزير چپ

40:02.520 --> 40:03.810
مشکل چيه ؟

40:03.810 --> 40:07.590
. فقط يه دختر از هايانگاک به اينجا رسيده

40:07.590 --> 40:09.260
چي گفتي ؟

40:09.260 --> 40:11.840
اعليحضرت که دستور داده بودن
. هرطور شده جلوي اينکار گرفته بشه

40:11.840 --> 40:14.210
. نخست وزير دستورِ اينکارو دادن

40:14.210 --> 40:18.040
الان اون دختر کجاس ؟
. منو ببر پيشِش

40:23.050 --> 40:24.600
سرورم ، حالِتون خوبه ؟

40:24.600 --> 40:27.010
چرا الَکي خودتُ ميندازي جلو ؟

40:27.010 --> 40:29.380
. برو کنار

40:39.250 --> 40:40.980
. فورا يکي از اعضاي انجمنُ خبر کن

40:40.980 --> 40:43.260
. بله

40:59.290 --> 41:03.140
چرا هنوز اينجايي ؟

41:04.850 --> 41:11.340
نکنه چون نجاتَم دادي و ازم محافظت کردي ؛
حالا ازم پاداش ميخواي ؟

41:11.340 --> 41:15.760
. . باشه ، بهت ميدم

41:25.840 --> 41:27.930
! تو . . تو

41:27.930 --> 41:29.920
شناختيم ؟

41:29.920 --> 41:34.510
فکرکردي اينجا کجاس ؟
. . به چه جرأتي

41:51.900 --> 41:55.240
. داره ازت خون ميره

42:55.660 --> 42:57.800
. صبر کنيد

43:06.160 --> 43:07.940
شما وزيرِ دست چپ نيستيد ؟

43:07.940 --> 43:10.580
، بله ، دارم به تو و

43:10.580 --> 43:16.690
اين دختر ، فرصتِ زنده موندن ميدم ؛
. فورا برگرديد

43:20.820 --> 43:25.090
تو دخترِ " جوسانگ " نيستي ؟

43:25.090 --> 43:26.620
. درسته

43:26.620 --> 43:31.310
. پس "سوجين"ـي

43:33.310 --> 43:37.910
شنيدم من نقشه ي سريِ
. نابوديِ " گي " هستم

43:37.910 --> 43:44.570
پس با اينکه خبر داشتي ، با پايِ
خودت به اينجا اومدي ؟

43:48.620 --> 43:51.080
. کمکم کنيد ، وزير دست چپ

43:51.080 --> 43:56.090
اونوقت که بعنوان دانشجوي شهواني
، منو گرفته بودن ، بهم گفته بوديد که

43:56.950 --> 44:02.640
قرباني شدنِ من ، ميتونه جونِ مردمُ
. نجات بده

44:03.620 --> 44:06.350
. منم الان همينکارو ميکنم

44:09.300 --> 44:11.270
. بريم

44:29.900 --> 44:36.120
. پدرت توي همينجا جونِشُ از دست داد

44:37.030 --> 44:45.040
متاسفم که اونقدر درمونده هستيم که
. مجبوري زندگيتُ بخاطرِش فدا کني

44:48.830 --> 44:51.080
. علياحضرت

44:53.480 --> 44:55.920
شما چطور اومديد اينجا ؟

44:55.920 --> 44:59.770
مگه قبلا همينو بهم نگفته بوديد ملکه ؟

44:59.770 --> 45:06.460
گفته بوديد به فکرِ بهترين چيز
. براي سرورم و اين کشور باشم

45:06.460 --> 45:08.570
. ميرم تو

45:10.410 --> 45:15.490
، پادشاه به زودي برميگرده
. بهتره زودتر بريد تو

45:16.830 --> 45:23.460
مگه پادشاه هم نميخواستن
منو بدستِ " گي " بدن ؟

45:23.460 --> 45:27.980
. براي نجاتِ ارشد ، بايد بميرم

45:27.980 --> 45:33.170
. ميدونم "کيم سونگيول"ـو دوست داري

45:33.170 --> 45:40.620
اما ، پادشاه حاضر نيست بخاطرِ نابوديِ
. گي " ، مردمُ قرباني کنه "

45:40.620 --> 45:43.480
. ديگه تصميمِش اينه

45:45.270 --> 45:53.440
علياحضرت ، اين دختر ، نقشه ي سريِ
. نابوديِ "گي"ـه

45:53.440 --> 45:55.570
چرا باهاش مخالفت ميکنيد ؟

45:55.570 --> 45:59.120
ميخوايد از " گي " محافظت کنيد ؟

45:59.120 --> 46:02.380
. منم ميخوام اين دخترُ فورا به " گي " برسونم

46:02.380 --> 46:06.420
اما ، پادشاه ديگه نميخوان
. کسيُ قرباني کنن

46:06.420 --> 46:10.020
. گفتن راهِ ديگه اي براي اينکار پيدا ميکنن

46:24.330 --> 46:28.140
پادشاه که برگشتن ، ميخوايد
بهشون چي بگيد ؟

46:28.140 --> 46:36.080
، حتي اگرم منو کنار بذارن
. هيچ پشيموني ـيي ندارم

46:47.700 --> 46:54.920
همينجا آخرِ کارِ اون حرومزاده رو ميبينم و
. با " هايونگ " از اينجا ميرم

47:07.030 --> 47:10.190
از تصميمِت مطمئني ؟

47:10.190 --> 47:12.740
. . حتي الانَم

47:14.230 --> 47:17.200
. خودم تنهايي ميرم

47:20.990 --> 47:26.750
، با اينکه صدها سال زندگي کرده
. اما ، بازم به انسان ها مشکوکِه

47:26.750 --> 47:30.230
. نميشه تنهايي بري

47:30.230 --> 47:35.130
فريبِش ميدم تا خودش بخواد
. خونِتُ بخوره

47:35.130 --> 47:40.660
. لطفا نترس و گولِ حرفاشُ نخور

48:23.650 --> 48:25.970
به چه مناسبتي ؟

48:25.970 --> 48:31.920
طبقِ دستورِتون داشتيم آماده ميشديم که
. مرداي سياهپوش بهمون حمله کردن

48:31.920 --> 48:34.590
کيم سونگيول " هم بود ؟ "

48:34.590 --> 48:42.790
دراينمورد چيزي نميدونم ؛ اما ، بقيه فرار کردن و
. فقط تونستم اين دخترُ بيارم

49:03.420 --> 49:06.970
تو دخترِ دانشجوي شهواني نيستي ؟

49:09.390 --> 49:13.590
چطور اين دختر پاشُ تو قصر گذاشته ؟

49:13.590 --> 49:19.960
منم چيزي دراينمورد نميدونستم ، همين تازگي
. درموردش از وزير دست چپ شنيدم

49:21.330 --> 49:23.530
واقعا ؟

49:23.530 --> 49:26.550
هنوز بيرونه ؟

49:26.550 --> 49:29.340
. احتمالا

49:35.520 --> 49:41.140
حتما تو هم خيلي گرسنه اي و
. منم نميتونم خودم تنهايي بخورم که

49:41.140 --> 49:44.300
. برو بيرون و يه غذا براي خودت بيار

49:52.530 --> 49:58.170
به ديدنِ پدربزرگِت که اومدي ، بايد
. يه سلامي بهش بکني

50:06.040 --> 50:08.610
. . درسته

50:08.610 --> 50:10.890
. . اين بو

50:10.890 --> 50:14.540
. اين . . بويِ خونِ درجه يکِ

50:14.540 --> 50:17.710
، کيم سونگيول " براي داشتنِ تو "

50:19.760 --> 50:22.660
. حتما بدجور ديوونه شده بوده

50:25.370 --> 50:28.880
. زودباشيد و خونِشُ بخوريد

50:28.910 --> 50:34.260
رابطه ـت با " کيم سونگيول " چيه ؟
عاشقِ هم بوديد ؟

50:49.470 --> 50:52.710
. " هايونگ "

50:56.300 --> 51:00.840
اشتباه ميکنم ؟

51:03.140 --> 51:05.910
. عاشقِ هم هستيم

51:07.470 --> 51:10.830
. عشقِ انسان و خون آشام

51:10.830 --> 51:14.860
امکان نداره درموردش چيزي
ندوني ، نه ؟

51:14.860 --> 51:19.380
. کيم سونگيول " واقعا خون آشامه "

51:21.500 --> 51:23.910
. ميدونم

51:23.910 --> 51:26.980
ميدوني ؟

51:26.980 --> 51:30.111
فکرميکني عشقِتون تا کِي دووم مياره ؟

51:30.111 --> 51:33.170
، با خوردنِ خونِ آدماي ديگه ـس که

51:33.170 --> 51:38.760
تونسته اين زيباييشُ بدست بياره ؛ تا ده ها
. هزار سالِ ديگه هم زنده ميمونه

51:38.760 --> 51:44.990
اونوقت تو چي ؟
. با گذشتِ زمان ، پير ميشي و ميميري

51:47.890 --> 51:50.000
. مهم نيست

51:51.350 --> 51:54.530
، حتي اگرم تو همين لحظه بميرم

51:54.530 --> 51:57.960
. قلبَم هنوز در آرامشِ

51:59.470 --> 52:05.510
، حتي اگرم هزاران سال زندگي کنيد

52:05.510 --> 52:10.890
هيچوقت معنيِ همچين حسيُ نميتونيد
. درک کنيد

52:13.790 --> 52:15.630
که اينطور ؟

52:17.000 --> 52:20.430
، با اينکه اين همه سال زندگي کرديد

52:20.430 --> 52:23.840
هنوز عشقِتونو از ياد نبُرديد ؟

52:23.840 --> 52:28.050
. اونَم شما که اينقدر قوي و زيبا هستيد

53:05.410 --> 53:07.700
. درسته

53:09.670 --> 53:15.550
اون اولين و آخرين اشتباهَم بعد از
. پا گذاشتن تو دنياي آدما بود

53:17.170 --> 53:21.300
چه اتفاقي براي معشوقه ـتون افتاد ؟

53:25.470 --> 53:29.960
. اگه منو بشناسي ، فورا بايد فرار کني

53:31.800 --> 53:36.170
اينطور نيست که بگي ميخواستم بکُشمِش ؛

53:36.170 --> 53:42.410
اما ، بعد از اينکه فهميدم مخفيانه ازم
. بچه دار شده ، مُرد

53:45.400 --> 53:50.960
يه افسانه اي هست که ميگه
. نسلِ خودم ، ميتونه منو بکُشه

53:54.190 --> 53:56.720
. . پس ، اين دختر

53:56.720 --> 54:01.710
نتونستم اون بچه رو پيدا کنم و
فکرميکردم حتما مُرده ؛

54:01.740 --> 54:04.760
، اما ، بعد از صدسال که

54:04.760 --> 54:10.250
اسماي کسايي که تو اون دفترچه بودن و ميتونستن
، منو بکُشنُ ديدم ، از خودم پرسيدم که

54:11.840 --> 54:14.960
اين آدما چطوري ميخوان منو بکُشن ؟

54:16.710 --> 54:19.510
، نکنه اون بچه زنده مونده و

54:20.720 --> 54:24.010
نسلِ خودشُ بجا گذاشته ؟

54:26.111 --> 54:31.260
براي همينم ، تمام آدمايي که اسمِشون تو اون
، دفترچه بود و خانواده هاشونو

54:31.300 --> 54:34.710
. کُشتم و خونِ تک تکِشونو خوردم

54:36.170 --> 54:41.710
يعني . . ميتونيد خونِشونو بخوريد ؟

54:41.710 --> 54:44.300
. درسته

54:50.620 --> 54:54.380
درُس نيس که طعمه ـتُ
، به اين آسونيا بزني بکُشي

54:56.420 --> 55:02.750
. حالا خونِ تو يکيُ هم ميخورم

55:05.210 --> 55:09.710
. قرباني کردنِ " يانگسون " ، نقشه ي سري نيست

55:34.760 --> 55:39.630
. هايونگ " ، تمومِش کن "

55:41.030 --> 55:43.660
. . بيا با پدرت

55:45.330 --> 55:48.111
. از اين دنيا بريم . .

55:50.410 --> 55:52.670
. بريم

55:56.620 --> 55:59.670
. . " هايونگ "

56:17.290 --> 56:19.750
. . رئيس بزرگ ، اين دختر

56:22.510 --> 56:27.340
اين بچه ، طعمه ي خوبي براي
گرفتار کردنِ " کيم سونگيول " نيست ؟

56:28.250 --> 56:31.910
مگه اينجا نياورده بوديش که
خونِشُ بخورم ؟

56:33.040 --> 56:36.840
. من چندين وقته که شمارو زيرنظر دارم

56:36.840 --> 56:41.000
هميشه فکر و خيالِ زندگي کردن
بعنوانِ يه خون آشامُ داشتم ؛

56:43.440 --> 56:47.111
نميشه خونِ منو بخوريد و منو
، تبديل به خون آشام کنيد تا

56:47.111 --> 56:52.170
بتونم براي مدت هاي زيادي
کنارِتون باشم و بهتون خدمت کنم ؟

56:57.340 --> 57:01.010
اگه ميخواي بعد از تبديل شدن
، به زندگي بعنوانِ خون آشام ادامه بدي

57:01.010 --> 57:04.250
. تا نصفِ روز ، نبايد ذره اي خون بخوري

57:05.230 --> 57:08.420
. بيشترِ آدما اينطوري ميميرن

57:08.420 --> 57:11.600
. . اما -
. هايونگ"ـو ديدي و خودت بايد بدوني" -

57:11.600 --> 57:17.560
اون که اونقدر وفادار بوده ، به محض اينکه
خون آشام شد ، تبديل به هيولايي شد که
. حتي ديگه پدربزرگِ خودشُ هم نميشناسه

57:18.840 --> 57:21.780
. . رئيس بزرگ

57:21.790 --> 57:26.000
اگه جلومو بگيري ، ديگه بيشتر از اين
. نميتونم خودمو کنترل کنم

57:56.430 --> 58:02.010
. قبلا هم يه خون آشام گازِت گرفته بوده

58:18.550 --> 58:21.590
. با اينحال ، تبديل نشدي

58:21.590 --> 58:26.590
نکنه . . خونِ خون آشام تو رگ هاتِه ؟

59:16.060 --> 59:17.910
. زودباش

59:28.720 --> 59:30.870
. عجله کن

01:00:03.960 --> 01:00:06.120
. منو بکُش

01:00:09.460 --> 01:00:11.750
. خواهش ميکنم منو بکُش

01:00:53.070 --> 01:00:56.580
. . " هايونگ "

01:01:08.790 --> 01:01:11.750
. . " گي "

01:01:11.750 --> 01:01:13.970
. همينجا بمونيد

01:01:14.750 --> 01:01:30.970
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:32.150 --> 01:01:34.630
. ارشد

01:01:34.655 --> 01:01:41.155
.:: @bollbolljan_com ::.