﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.500
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06.530 --> 00:08.780
« قسمت هجدهم »

00:29.670 --> 00:33.190
ميخوايد من ، پادشاهِ سابقِتونو بکُشيد ؟

00:36.290 --> 00:38.200
. حمله

00:53.670 --> 00:55.350
. اعليحضرت

00:57.060 --> 00:59.210
تو يکي از افرادِ ملکه نيستي ؟

00:59.210 --> 01:02.190
. ملکه بهم دستور دادن

01:19.960 --> 01:23.090
. همگي تمومِش کنيد

01:24.290 --> 01:28.170
به کي خدمت ميکنيد ؟
، به پادشاه کشور

01:28.170 --> 01:31.160
يا خون آشامي که تو قصر زندگي ميکنه ؟

01:33.530 --> 01:38.170
حالا که ديگه پادشاه نيستم ، نميتونم
. بهتون بگم چکار کنيد و نکنيد

01:38.170 --> 01:40.370
، اما

01:40.370 --> 01:43.870
، وظيفه ي شما نجاتِ مردمِ اين کشورِ و

01:43.870 --> 01:46.240
. نبايد همديگه رو بکُشيد

01:46.240 --> 01:50.250
پس هرکسي که ميترسه
، دست خالي پيش " گي " برگرده

01:50.250 --> 01:52.900
. فرار کنه و بره

01:52.900 --> 01:55.770
اما ، کسايي که ميخوان
، درکنارِ من بجنگَن

01:55.770 --> 02:00.250
بايد از شمشيري که بدست دارن ، به درستي
. استفاده کنن

02:01.300 --> 02:03.510
. اعليحضرت ، منو بکُشيد

02:03.510 --> 02:07.180
از تهديدِ نخست وزير ميترسيدم و
. گناهِ بدي درحقِتون کردم

02:07.180 --> 02:10.200
. در موقعيتي نيستم که بگم اشتباه کردي يا نه

02:10.200 --> 02:12.020
، منم

02:12.020 --> 02:15.770
. گناهِ نابخشودني ـيي در حقِ کشورِمون کردم

02:16.650 --> 02:20.410
. حالا هم براي بدست آوردنِ بخشِش ، ميجنگم

02:35.890 --> 02:37.950
، از اين به بعد

02:39.580 --> 02:40.900
. من پادشاهَم

02:40.900 --> 02:43.740
چي ؟

02:45.340 --> 02:48.700
. . ببخشيد ، اما

02:48.700 --> 02:50.280
چيه ؟

02:50.280 --> 02:52.800
زياده رويِ که بگم پادشاهَم ؟

02:53.330 --> 02:54.880
. . پس

02:54.880 --> 02:57.800
. فکرکنم امپراطور بهتر باشه

02:57.800 --> 02:59.200
چطوره ؟

02:59.200 --> 03:02.750
حقِ گفتنِ چنين حرفيُ نداري ؛
. . تختِ پادشاه که

03:02.750 --> 03:05.360
. براي هرکسي نيست . .

03:05.360 --> 03:08.570
نظرِ خاصي داريد ؟

03:09.230 --> 03:11.520
، عذر ميخوام

03:12.020 --> 03:14.850
. اما ، اين کشور با قانون اداره ميشه

03:14.850 --> 03:16.850
نکنه يادت رفته ؟

03:16.850 --> 03:21.260
يادتون رفته من بودم که
به همراهِ " تِجو " اون قوانينُ ساختم ؟

03:21.930 --> 03:26.440
البته که همينطوره ؛ اما ، بخاطرِ
، يه سِري اتفاقاتِ اخير

03:26.440 --> 03:28.760
. مردم ديدِ بدي به اداره ي کشور پيدا کردن

03:28.760 --> 03:31.680
خب براي همين خون آشامي که
، تو قصر زندگي ميکردُ بيرون کردم و

03:31.680 --> 03:35.520
پادشاهي که بهش خدمت ميکردُ هم
. از مقامِش برکنار کردم

03:38.620 --> 03:41.830
مگه همينطور نيست ، ملکه ي من ؟

03:47.490 --> 03:50.900
اگه زماني اين خون آشامي که گفتم
، دوباره به قصر برگرده

03:50.900 --> 03:55.930
. ديگه نميتونيد سرِتونو رو گردنِتون نگه داريد

04:00.040 --> 04:04.350
خب حالا بايد چکار کنيم ؟

04:04.350 --> 04:07.000
يه پادشاه چکارايي ميکنه ؟

04:07.000 --> 04:09.540
، به امور اقتصاديِ کشور رسيدگي ميکنه

04:09.540 --> 04:13.020
. . و از اونها براي

04:13.020 --> 04:16.450
فکرنکنم کارِ پادشاه ، اين چيزي
. باشه که داري ميگي

04:17.470 --> 04:19.390
. بيخيال

04:19.390 --> 04:23.800
درِ اتاقِ ذخيره ي قصرُ
. باز کنيد و برام نقره بياريد

04:27.780 --> 04:31.111
. جايگاه وزير دست چپ الان خاليه

04:31.960 --> 04:35.870
هرکسي که بيشترين مقدار نقره رو
. برام بياره ، اين جايگاهَم بدست مياره

04:35.870 --> 04:39.770
. . چي

04:43.500 --> 04:46.960
اين مزخرفات چي بود که ميگفت ؟

04:46.960 --> 04:50.720
مگه از اداره ي کشور چيا حاليشِه که
اين موقع شب مثل ارواح سر و کله ـش پيدا شده ؟

04:50.720 --> 04:55.230
اين رفتارارو از کجا ياد گرفته که
ميخواد اينطوري جايگاهِ خاليُ بفروشه ؟

04:55.230 --> 04:58.260
و براي چي ملکه رو کنارِ خودش نگه داشته ؟

04:58.260 --> 05:03.140
ميخوايد همينطور دست رو دست بذاريد ؟

05:22.240 --> 05:26.380
. خونِ " جو " انگار خوب قويِ

05:26.380 --> 05:27.510
. خداي من

05:27.510 --> 05:32.670
چطوره که هنوز به هوش نيومده ؟

05:33.780 --> 05:35.580
. بذار يه کم استراحت کنه

05:35.580 --> 05:38.860
. . اما ، سرورم هنوز

05:42.600 --> 05:46.890
. بايد برم به يه کاري برسم

05:49.000 --> 05:51.850
. خوب مراقبِش باش

06:42.120 --> 06:44.370
. پدر

06:44.370 --> 06:46.870
. مادر

06:51.670 --> 06:54.380
کجا رفتيد ؟

06:54.380 --> 06:56.200
پدر ؟

06:56.200 --> 06:58.240
مادر ؟

07:05.560 --> 07:07.640
. . وليعهد

07:10.200 --> 07:13.370
اعليحضرت ؟ اعليحضرت ؟

07:21.380 --> 07:22.980
اورابوني ؟

07:22.980 --> 07:24.940
! " ميونگهي "

07:54.280 --> 07:58.840
من يه هيولام ؛ هرگز نميتونم
. کنارِ يه انسان بمونم

07:58.840 --> 08:01.770
. صدسال ، نه . . دويست سال

08:01.770 --> 08:04.810
. هميشه همينطور بوده

08:24.111 --> 08:25.810
سرورم ؟

08:25.810 --> 08:28.200
سرورم ؟

08:29.550 --> 08:33.450
با اين سرعت که ميريد ، نميتونم
. بهتون برسم

08:33.450 --> 08:36.280
هوجين " ؟ " -
بله ، سرورم ؟ -

08:38.040 --> 08:42.250
چيه ، حالِتون خوب نيست ؟

08:52.670 --> 08:54.760
. نه

08:56.440 --> 08:57.800
. . پس

08:57.800 --> 09:00.100
. . سرورم

09:00.100 --> 09:04.560
نميشه وقتي باهم داريم راه ميريم ، يه کم
يواش تر بريد ؟

09:04.560 --> 09:08.070
. تازه ، حتي سنِتونَم ازم بيشتره که

09:08.860 --> 09:12.710
، سويانگ " ترتيبِ کارارو داده و "

09:12.710 --> 09:16.690
. کتابفروش ديگه تا الان بايد برسه

09:16.690 --> 09:19.130
کتابفروش ؟

09:34.280 --> 09:36.750
. خوش اومديد ، سرورم

09:46.410 --> 09:48.240
. " سويانگ "

09:48.920 --> 09:52.620
کتابفروشي که اين کتابُ ميفروشه رو
. پيدا کردم

10:20.040 --> 10:23.140
هرچيزي که سفارش بديدُ
. براتون پيدا ميکنم

10:23.140 --> 10:26.230
کتاباي خوب ، کتاباي عتيقه يا
. کتاباي تُند و هيجان انگيز

10:26.230 --> 10:30.290
البته که ميتونم دفترچه يادداشتِ
. وليعهد "جونگهيون"ـو هم پيدا کنم

10:31.020 --> 10:33.220
. " يانگسون "

10:37.520 --> 10:39.810
. ارشد

10:39.810 --> 10:44.450
نه ، " يانگسون " ، ديگه نيازي نيست
. اينکارو بکني

10:46.370 --> 10:48.200
. بيا بريم

11:22.640 --> 11:25.220
. نه

11:29.330 --> 11:31.140
. . " يانگسون "

11:34.060 --> 11:36.350
. . خونَم

11:37.170 --> 11:39.780
. لطفا خونَمو بخوريد

12:22.840 --> 12:25.310
حالِت خوبه ، ارشد ؟

12:28.690 --> 12:32.540
منو ميشناسيد ؟

12:33.380 --> 12:35.720
چه اتفاقي افتاده ؟

12:36.510 --> 12:39.200
اينجا چکار ميکنم ؟

12:46.520 --> 12:49.270
چيزيت که نشده ؟

12:49.270 --> 12:52.170
چطوري از دستِ " گي " فرار کردي ؟

12:52.170 --> 12:56.040
نکنه . . يادِتون نمياد ؟

12:59.050 --> 13:03.460
يادمه به سرعت خودمو به قصرِ پاييني
. رسوندم که نجاتِت بدم

13:03.460 --> 13:05.760
. . اما ، بعدش

13:14.230 --> 13:18.740
ديدم يه خون آشام اونجا وايساده و
! . . بعدش

13:19.510 --> 13:22.800
. نزديک بود يه لقمه ـم کنه

13:22.800 --> 13:24.910
نميدونم الان براي پيدا کردنِ
. طعمه ـش کجاها داره پرسه ميزنه

13:24.910 --> 13:28.610
حالا کي اونو از قصر پرت کرده بيرون ؟

13:28.610 --> 13:30.460
. نميدونم

13:30.460 --> 13:34.680
شنيدم پادشاهي که کشورُ به اين خون آشام
. فروخته بوده ، حالا تبعيد شده

13:34.680 --> 13:37.510
حالا يه پادشاه جديد نصيبِمون ميشه ؟

13:37.510 --> 13:39.740
. اينَم خودش يه داستاني داره

13:39.740 --> 13:42.830
تا زماني که اون خون آشامُ
، از قصر انداخته باشه بيرون

13:42.830 --> 13:47.960
براي آدمايي مثلِ ما ، اهميتي نداره که
. کي پادشاهِمون باشه

13:47.960 --> 13:51.570
. . درسته ، پادشاه

14:01.470 --> 14:04.670
دقيقا بهش چي گفتي ؟

14:04.670 --> 14:07.790
. اين چيزي نبود که من ميخواستم -
پس ؟ -

14:07.790 --> 14:13.330
اون هيولاييِ که چند صد سال زندگي کرده و
. پادشاهاي زياديُ تو کنترلِش داشته

14:13.330 --> 14:18.670
، فکرکرديد حالا چون ده سال عضوِ دربار بوديد
ميتونيد به گردِ پاي اون برسيد ؟

14:18.670 --> 14:24.820
، نکنه فکرکردي " گي " که به همه مشکوکِ
به اين آسوني قبولِت ميکنه ؟

14:24.820 --> 14:29.120
تا زماني که بتونم پادشاهُ نجات بدم ، برام
. مهم نيست چه اتفاقي براي خودم ميفته

14:29.120 --> 14:34.900
واقعا باور کردي که " گي " به اين آسوني
. فقط اونو تبعيد ميکنه

14:34.900 --> 14:41.960
گي"ـو بيشتر از اينا ميشناسم و"
. خودم ميدونم اون بي برنامه کار نميکنه

14:42.850 --> 14:46.430
با توجه به اين همه علاقه اي که
، براي سالم نگه داشتنِ پادشاه داري

14:48.160 --> 14:50.930
يعني اينکه عاشقِش هستي ؟

14:51.740 --> 14:54.975
تو اين ده سال گذشته ، طمع به تخت
، پادشاهي ـيي داشتيد که نميشد مالِ شما باشه

14:55.001 --> 14:58.210
و حتي دخترِ خودتونو . براي نشون
. دادنِ وفاداريتون ، قرباني کرديد

14:58.210 --> 15:03.280
اما ، آخرسر ، تنها چيزي که نصيبِتون شد
. انجامِ دستورهاي اون بود

15:05.930 --> 15:07.780
فقط بشين و تماشا کن ؛

15:07.780 --> 15:15.050
به زودي خودش ميفهمه تنها جايي که بدردِش
. ميخوره ، همون قصر پايينيِ تاريکِ خودشه

15:42.150 --> 15:46.720
اين نامه ها براي خوندن هستن ، نه اينکه
. روشون پا گذاشته بشه

15:49.240 --> 15:51.520
. چه مزخرفاتي

15:51.520 --> 15:56.140
بنظر ميرسه اعضاي دربار ناراحت هستن و
. با وزير دست راست ، جلسه گذاشتن

15:56.140 --> 16:01.050
چون بهشون گفتم برام نقره بيارن ، حالا
. نگرانِ جيب هاي خودشونَن

16:01.050 --> 16:05.610
، اگه اين آدما گروهي باهاتون مخالفت کنن
. نميتونيد کشورُ به خوبي اداره کنيد

16:05.610 --> 16:10.170
. اگه اينطور بشه ، مردم هم شورِش ميکنن

16:10.170 --> 16:12.800
طوري حرف ميزني که انگار
. خيلي بلدي چطوري کشورُ اداره کني

16:12.800 --> 16:15.550
. انسان هارو دست کم نگيريد

16:15.550 --> 16:19.730
شايد توانِ انتخابِ کسي که
، بايد بهش خدمت کننُ نداشته باشن

16:19.730 --> 16:24.940
اما ، لحظه اي که تصميم بگيرن ديگه نميخوان
. به اون شخص خدمت کنن ، هيچي نميتونه جلوشونو بگيره

16:24.940 --> 16:31.360
نگرانِ من هستي يا اينارو بخاطرِ خودت ميگي ؟

16:33.860 --> 16:38.130
درسته ، آدمارو زياد دست بالا نميگيرم ؛

16:38.130 --> 16:40.820
، اما ، به زودي ميفهمي که

16:40.820 --> 16:46.570
. قلبِ آدم چقدر ضعيف و حيله گر ميتونه باشه

16:48.490 --> 16:51.010
. يه لحظه ميرم بيرون

17:07.360 --> 17:09.290
کي هستي ؟

17:17.840 --> 17:20.760
. پادشاهِ کشورَم

17:21.510 --> 17:23.980
مگه منو نميشناسي ؟

17:40.210 --> 17:42.510
اشکال نداره بذاريم
جو " به همين حال بمونه ؟ "

17:42.510 --> 17:46.090
حتي اگرم ارباب به هوش بياد ، ممکنه
. ديگه به وضعِ عادي برنگرده

17:46.090 --> 17:48.070
. حالِش خوب ميشه

17:48.070 --> 17:52.090
مثل اينکه آثار جانبيِ خوني که خورده بوده
. کم کم داره از بين ميره

17:53.340 --> 17:55.250
. . اما

17:55.250 --> 17:58.780
واقعا خيلي قوي شده بود ؟

17:59.600 --> 18:02.882
" اگه مشکلي براي " يانگسون
، پيش نميومد و فرار نميکرديم

18:02.908 --> 18:05.930
فکرکنم سرورِمون همونجا
. ميتونست کارِ "گي"ـو تموم کنه

18:05.930 --> 18:08.290
. اما ، به اين آسونيا که تموم نميشد

18:08.290 --> 18:14.900
چون غريزه ي خون آشاميش بيشتر
. شده بود ، ممکن بود مثلِ " گي " بشه

18:18.390 --> 18:21.930
. پس داستانِ نسلِ مادري اين بوده

18:24.330 --> 18:28.010
به هوش اومده ؟

18:28.010 --> 18:32.050
نکنه هنوز تو همون وضعِ ترسناکِه ؟

18:32.050 --> 18:35.410
. به وضعِ عاديش برگشته

18:35.410 --> 18:40.450
انگار هيچکدومِ اتفاقاتِ بعد از تبديل شدنِشُ
. به ياد نداره

18:40.450 --> 18:44.130
. پس لطفا چيزي دراونمورد جلوش نگيد

18:44.130 --> 18:47.450
آره ، درسته ، اينطوري بهتره ، نه ؟

18:47.450 --> 18:52.000
آدماي زيادي توي پايتخت
. اونو بعنوان خون آشام ديدن

18:52.000 --> 18:55.040
بالاخره يه زماني درموردِ اتفاقاتِ
. اونروز باخبر ميشه

18:55.040 --> 18:57.480
حتي اگرم براي مدت کمي باشه ، بهتره
. چيزيُ به ياد نياره

18:59.030 --> 19:04.430
، ميترسم اگه اون اتفاقاتُ به ياد بياره
. بيش از پيش خودشُ سرزنش کنه

19:13.410 --> 19:15.630
موضوع چيه ؟

19:16.730 --> 19:18.990
. . سويانگ " ، تو هم تونستي فرار کني "

19:18.990 --> 19:23.020
ارشد ، شما اومدي دنبالِمون و
. به سلامت مارو برگردوندي خونه

19:25.540 --> 19:27.360
واقعا ؟

19:27.360 --> 19:29.030
. بله

19:29.030 --> 19:33.360
چون موقع روز بود ، " گي " نتونست
. از قصرِش بياد بيرون

19:34.690 --> 19:38.650
ميدوني استاد " بِک " کجاست ؟

19:45.500 --> 19:47.260
. ميرم يه نگاهي به اوضاع بندازم

19:47.260 --> 19:48.680
. . نه ، لازم نيست

19:48.680 --> 19:53.400
. من ميرم

19:54.860 --> 19:57.930
. هنوز کاملا خوب نشديد

19:57.930 --> 20:00.710
بايد کمي بيشتر استراحت کنيد ، باشه ؟

20:04.750 --> 20:06.850
خب ، همه ـتون ميخواستيد منو ببينيد ؟

20:06.850 --> 20:11.340
واقعا کارِ بزرگي کرديد که
. شرِ پادشاهِ ضعيفُ کم کرديد

20:11.340 --> 20:13.620
. . اما ، جايگاهِ پادشاه

20:13.620 --> 20:16.560
فکرميکني مردم چه واکنشي نشون ميدن ؟

20:16.560 --> 20:20.850
توي اين کشور و خانواده ي سلطنتي ، جايي
. براي يه هيولا نيست

20:20.850 --> 20:26.280
بهتون که گفتم اين کشور و خانواده ي سلطنتيُ
. خودم درست کردم

20:26.280 --> 20:30.150
. اداره ي کشور به اين آسونيا نيست

20:30.150 --> 20:32.480
يعني چي که براتون نقره بياريم ؟

20:32.480 --> 20:35.940
به چي فکرميکرديد ؟

20:35.940 --> 20:37.980
. اينطور مردم زندگيشون خيلي سخت ميشه

20:37.980 --> 20:40.550
. البته که به جنگ فکرميکنم

20:42.450 --> 20:45.210
جنگ ؟
. . آخه

20:45.210 --> 20:48.101
خون آشام که از قصر فرار کرده ؛
. . از کجا معلوم که بعدا

20:48.127 --> 20:51.170
چندتا خون آشام ديگه قرارِه
سر و کله ـشون پيدا بشه ؟

20:51.170 --> 20:55.330
بايد آمادگيِ مقابله باهاشُ داشته باشيم ؛
موافق نيستيد ؟

20:55.330 --> 20:59.970
تمام نقره هاي که تاحالا جمع شده رو
. ذوب کنيد و ازشون گلوله بسازيد

20:59.970 --> 21:03.780
يعني چي ؟

21:09.710 --> 21:15.710
ميخوايد مردمو بترسونيد که
اونا هم شمارو قبول کنن ؟

21:15.710 --> 21:19.260
، چطوره يه انسانِ بجاي خودتون بذاريد و

21:19.260 --> 21:22.630
با خيالِ راحت توي قصر زندگي کنيد ؟

21:24.050 --> 21:26.250
! اعليحضرت

21:29.470 --> 21:30.360
موضوع چيه ؟

21:30.360 --> 21:34.720
. اطرافِ پايتخت ، چندتا خون آشام ديده شده

21:36.890 --> 21:41.520
واقعا ؟

21:41.520 --> 21:47.440
سربازارو آماده کنيد ؛
. خودم باهاشون ميرم

21:59.111 --> 22:00.720
مامان ؟

22:04.260 --> 22:05.920
مامان ؟

23:03.680 --> 23:08.850
. تمام جسدهايي که گاز گرفته شدنُ بسوزونيد

23:08.850 --> 23:16.090
من ، پادشاهِ اين کشور ، به شخصِ
. تک تک خون آشامارو نابود ميکنم

23:33.830 --> 23:36.620
، نه فقط زخم هام خوب شدن

23:36.620 --> 23:40.400
بلکه بدنم هم نسبت به هر زمان ديگه اي
. سبک تر شده

23:50.940 --> 23:53.140
حالِتون خوبه ؟

23:53.140 --> 23:58.740
نميدونم قضيه چيه ، اما ، حس ميکنم که
. بدنَم از هروقتِ ديگه اي سالم تر و سبک تر شده

24:03.570 --> 24:07.450
، با اينحال ، چون خيلي از خودتون کار کِشيديد
. بايد يه مقدار ديگه استراحت کنيد

24:07.450 --> 24:12.870
چرا اينقدر بي احتياط بودي ؟

24:14.870 --> 24:16.100
. . ارشد

24:16.100 --> 24:22.000
ديگه هرگز بي اينکه چيزي بهم بگي
از کنارَم نميري ؛ متوجهي ؟

24:39.400 --> 24:42.840
. . يانگسون " ، اين زخم "

24:48.870 --> 24:50.960
. ارشد

24:55.250 --> 25:00.240
نميبيني خونِ اين دختر چه بويِ خوبي داره ؟
. برو و حسابي خودتُ سير کن

25:00.240 --> 25:04.290
. و اين دنيارو زير پاهات حس کن

25:07.750 --> 25:10.080
حالِتون خوبه ؟

25:16.850 --> 25:19.480
چطور اينطوري زخم شدي ؟

25:21.010 --> 25:23.350
. چيز خاصي نيست

25:26.890 --> 25:29.340
. بايد از يه چيزي مطمئن بشم

25:33.260 --> 25:36.700
! ارشد ، يه لحظه صبر کن

25:37.430 --> 25:39.830
سرورم ؟

25:39.830 --> 25:42.030
کجا ميريد ؟

25:42.030 --> 25:44.050
. با اين بدنِ ضعيفِتون ، جايي نميشه بريد

25:44.050 --> 25:46.750
لباسِ سياهَم کجاست ؟

25:49.650 --> 25:50.810
. . خب ، اون

25:50.810 --> 25:53.220
. دارم درستش ميکنم

25:53.220 --> 25:55.750
آخه ديگه کهنه شده بود و
. جاهاي زياديش تيکه تيکه بود

25:55.750 --> 25:58.410
. فکرکنم يه مدتي وقت ميبره

25:58.410 --> 26:00.790
. لباسَمو برام بيار

26:00.790 --> 26:03.880
. نميشه ، ارشد . . لطفا گوش بديد

26:03.880 --> 26:05.710
. عجله کن

26:17.510 --> 26:19.690
. اون . . همون خون آشامِ

26:19.690 --> 26:21.150
! فرار کنيد

26:21.150 --> 26:22.840
بخاطرِ اعلاميه ي تحت تعقيبي که
برام زده بودنِ که دارن فرار ميکنن ؟

26:22.840 --> 26:24.770
! خون آشام اومده

26:31.720 --> 26:33.870
. . ببينيد -
. تورو خدا بهم رحم کن -

26:33.870 --> 26:37.070
. نميخوام خون آشام بشم

26:37.070 --> 26:40.140
از کجا درموردم ميدونيد ؟

26:40.140 --> 26:41.480
من چکار کردم ؟

26:41.480 --> 26:45.700
. . مگه خون آشاماي دوشب پيش توي قصر

26:45.700 --> 26:47.890
کارِ تو نبودن ؟ . .

26:47.890 --> 26:51.470
. تورو خدا بهم رحم کن

27:06.640 --> 27:11.780
. پادشاه به زودي مياد و شرِتُ کم ميکنه

27:27.210 --> 27:33.200
واقعا کنترلَمو از دست دادم و
به مردم صدمه زدم ؟

27:33.200 --> 27:35.940
اونارو تبديل به خون آشام کردم ؟

28:11.150 --> 28:15.540
با خوردنِ خونِ " يانگسون " ، تبديل
به هيولا شدم ؟

28:24.030 --> 28:27.870
بالاخره تشريف آوردي ، " کيم سونگيول " ؟

28:27.880 --> 28:35.700
.:: @bollbolljan_com ::.

28:35.720 --> 28:39.380
عوضي ـيي مثلِ تو ، چطور روي
تخت پادشاهي نشسته ؟

28:41.440 --> 28:42.890
. گي"ـه حرومزاده"

28:42.890 --> 28:48.350
، بعنوانِ يکي از افرادِ وفادارِ اين کشور
. سرِت به کارِ خودت باشه

28:49.480 --> 28:55.240
مگه نميدوني اگه بخوام ، ميتونم
به يه چشم بهم زدن ، کارِتُ تموم کنم ؟

28:55.240 --> 29:00.490
ببينم ، بقيه ي خونِ اون دخترُ هم خوردي ؟

29:02.080 --> 29:04.540
. بهت نميخوره اينکارو کرده باشي

29:09.330 --> 29:11.860
. نميتوني پادشاه باشي

29:11.860 --> 29:18.340
اينقدر مردمو اذيت نکن و
. از اون تخت بيا پايين

29:19.520 --> 29:22.480
خب چرا خودت نمياي بکِشيم پايين ؟

29:22.480 --> 29:26.810
غيرممکن نيست که بخواي
تمام خونِ اون دخترُ بخوري ، نه ؟

29:26.810 --> 29:29.910
فکرميکني بعدش چه بلايي سرِ
اين تخت پادشاهي مياد ؟

29:30.760 --> 29:35.720
گي"ـه ديگه اي که ترسناک تر و خشن تر"
از منه ، روي اين تخت مينشينه ، نه ؟

29:40.970 --> 29:44.280
مگه بخاطرِ چشمِ طعمي که خودتَم
به اين تخت داري نيس که اومدي اينجا ؟

29:44.280 --> 29:45.590
. خفه شو

29:45.590 --> 29:48.440
خودم اين کشورُ به همراهِ
، تِجو " تاسيس کردم و "

29:48.440 --> 29:52.130
رفتاراي زشت و حال بهم زنِ نسلِ اونو که
، ميديدم ، با خودم ميگفتم که

29:53.470 --> 29:57.200
چرا همچين موجودي مثلِ من
بايد تو اين دنيا وجود داشته باشه ؟

29:58.230 --> 30:00.950
فقط به اين خاطر که کمکي براي
، جنگيدن سرِ بدست آوردنِ

30:00.976 --> 30:03.550
تخت پادشاهيِ اين موجوداتِ پست باشه ؟

30:03.550 --> 30:08.490
. نه ، تمامِ آدماي اين دنيا ، آرزوي مرگِتُ دارن

30:08.490 --> 30:14.480
هم تو و هم من ، موجوداتي هستيم که
. نبايد اينجا باشيم

30:14.480 --> 30:18.310
. نخير ، ما شکارچي ـييم

30:18.310 --> 30:20.380
. به دنيا اومديم که اين آدمارو شکار کنيم

30:20.380 --> 30:23.050
اگه اينو انکار کني و
، بيخيالِ زندگيِ ابديت بشي

30:23.750 --> 30:28.350
، مثلِ آدمايي که دست به خودکُشي ميزنن
. کارِ غيرعادي ـيي کردي

30:28.460 --> 30:33.150
پس اينکه خون آشام به انسان ها
، حکمراني کنه

30:33.150 --> 30:34.780
مثلا قرارِه عادي باشه ؟

30:34.780 --> 30:38.350
. آدما هم حيووناي ديگه رو کنترل ميکنن

30:38.350 --> 30:41.850
اگه ردَم کنن که
. نميخوام محبورِشون کنم

30:41.850 --> 30:43.840
. اما ، ببين

30:44.640 --> 30:48.950
، ميبيني با اينکه همگي ازم وحشت دارن
. بازم ازم اطاعت ميکنن

30:48.950 --> 30:51.920
. اين چرت و پرتارو تموم کن

30:51.950 --> 30:57.550
فکرکردي حتي يه نفرَم پيدا ميشه که
به خواستِ خودش همراهيت کنه /

30:58.800 --> 31:01.620
هرچقدر که بخواي ميتوني
، اين مزخرفاتُ بگي

31:01.620 --> 31:04.250
، اما ، بالاخره

31:04.250 --> 31:06.130
. بدستِ خودم ميري به درک

31:06.130 --> 31:07.730
براي چي ؟

31:08.310 --> 31:11.330
نکنه دليلِت شخصيِ و
براي اينه که معشوقه ـتُ کُشته بودم ؟

31:11.330 --> 31:15.340
يا بخاطرِ اينه که آدماي زياديُ کُشتم ؟

31:16.460 --> 31:19.250
فکرکردي خودت خيلي خوبي ؟

31:19.250 --> 31:22.830
بدونِ خونِ آدما ميتوني زنده بموني ؟

31:26.100 --> 31:29.510
. الان که آدما بيشتر از من ، از خودت ميترسن

31:29.510 --> 31:32.750
چرا الَکي بخاطرِ اونا
داري انرژيتُ هدر ميدي ؟

31:33.730 --> 31:35.650
، برو يه جايي که هيچکس نميشناستِت و

31:35.650 --> 31:39.500
از " يانگسون " تا زماني که زندگي
. به آخر ميرسه ، محافظت کن

31:39.500 --> 31:44.390
و اگه بازم ديدي دلتنگِ رسيدن به اين
. آدمايي ، ميتوني برگردي

31:47.570 --> 31:50.840
اگه تا اون زمان ، از پادشاه بودن
، خسته شده بودم

31:51.950 --> 31:53.310
. ميتوني خودت روي تخت پادشاهي بنشيني

31:53.310 --> 31:54.700
. تمومِش کن

31:54.700 --> 31:57.130
. تمومِش کن

32:45.860 --> 32:48.460
. کيم سونگيول " اومده بود ديدنَم "

32:48.460 --> 32:52.660
. انگار ديگه دوس نداره باهام بجنگه

32:53.510 --> 32:56.530
. بنظر نميرسه به اين راحتي دست بردار باشه

32:56.530 --> 32:59.050
بخاطر اينه که چيزاي زيادي
. براي محافظت کردن داره

32:59.050 --> 33:01.020
. تو هم همينطوري

33:01.960 --> 33:05.930
، اينکه بي نهايت عاشقِ کسي باشي
. آخرسر ميرسه نقطه ضعفِ خودت

33:05.930 --> 33:10.520
. همينطورم نقطه ي قوت آدماس

33:12.580 --> 33:15.160
شنيدم پادشاه تو راهِ تبعيد که
. بوده ، فرار کرده

33:15.160 --> 33:17.650
، شنيدم که قبل از اون ، يه سِري افراد ناشناسي

33:17.650 --> 33:19.680
. ميخواستن بکُشنِش

33:19.680 --> 33:22.230
درهرحال که هنوز زنده ـس ، نه ؟

33:22.230 --> 33:26.890
. هنوز نقطه ضعفِت سرِ جاشِه

33:31.900 --> 33:34.740
، اگه ارباب چيزي از اونروز بفهمه

33:36.570 --> 33:38.690
چي ميشه ؟

33:39.410 --> 33:41.720
. احتمالا خيلي وحشت زده ميشه

33:41.720 --> 33:46.880
براي مدت زيادي با تمام وجود سعي ميکرد که
. قلبِ انسانيشُ از دست نده

33:48.050 --> 33:52.690
فکرکنم بايد مثلِ خودِ " گي " باشه که
. بتونه بکُشتِش

33:55.310 --> 33:57.220
. سرورم

33:58.410 --> 34:00.740
بِک اينهو " کجاس ؟ "

34:01.830 --> 34:04.790
. . چيزه

34:05.360 --> 34:08.980
دروازه خروجيِ پايتخت که بوديم
، ميخواست "يانگسون"ـو نجات بده که

34:09.800 --> 34:11.820
. آخرسر مُرد

34:16.180 --> 34:17.980
. . من

34:18.880 --> 34:20.720
من اونو کُشتم ؟

34:20.720 --> 34:23.440
. به هيچ وجه

34:23.440 --> 34:24.290
. . سربازاي سلطنتي

34:24.290 --> 34:26.250
. حقيقتُ بگو

34:26.250 --> 34:28.740
. هوجين " حقيقتُ ميگه "

34:29.650 --> 34:31.900
. براي نجاتِ من ، مُرد

34:31.900 --> 34:34.200
. تقصيرِ شما نيست ، ارشد

34:45.330 --> 34:46.960
، اينو بگير

34:47.680 --> 34:50.430
. استاد اينو پوشيده بود

35:02.410 --> 35:05.580
، قدرتِ نجاتِشُ داشتم

35:05.580 --> 35:08.370
اما ، احتمالا حتي تو اون لحظه
. نتونستم بشناسمِش

35:11.240 --> 35:13.300
، درعوض ، ميخواستم خونِتُ بخورم و

35:13.300 --> 35:14.700
. نزديک بوده بهت صدمه بزنم

35:14.700 --> 35:17.140
. تقصيرِ شما نيست

35:21.920 --> 35:27.350
. حالا اون نقشه ي سريُ نابود ميکنم

35:58.070 --> 36:02.080
. شنيدم " گي " خودشُ پادشاه کرده

36:02.080 --> 36:04.660
، اولِش ، نه فقط مردم

36:04.660 --> 36:06.910
بلکه افرادِ دربار هم مخالفِ اينکار بودن ؛

36:06.910 --> 36:09.090
اما ، بعدا که در جاهاي مختلفي از کشور
، خون آشام ديده شد

36:09.090 --> 36:10.420
. وضعيت تغيير پيدا کرد

36:10.420 --> 36:12.530
چي ؟ خون آشام ؟

36:12.530 --> 36:15.870
گي " که خودشُ پادشاه ميدونه ، سربازاي سلطنتيُ "
، با خودش بيرون ميبره و

36:15.870 --> 36:17.630
. خون آشام هارو ميکُشه

36:17.630 --> 36:20.920
. کم کم آدماي بيشتري دارن طرفِش ميرن

36:20.920 --> 36:23.060
اين خون آشاما از کجا اومدن ؟

36:23.060 --> 36:26.390
طبقِ شايعات ، خون آشامي که توي قصر
، زندگي ميکرده ، فرار ميکنه و

36:26.390 --> 36:28.190
. آدماي زيادي اونو توي پايتخت ميبينن

36:28.190 --> 36:32.130
و اون " گي " نيست و "کيم سونگيول"ـه ؟

36:32.130 --> 36:35.130
آدماي زيادي به همين باور هستن که
. اون شخص "کيم سونگيول"ـه

36:35.130 --> 36:40.310
يعني " کيم سونگيول " اون آدمارو
گاز گرفته ؟

36:50.430 --> 36:54.250
، شايد تو اون لحظه آدمِ ديگه اي شده بود

36:54.250 --> 36:55.450
. اما ، امکان نداره اون باشه

36:55.450 --> 36:57.880
. افراد زيادي هستن که ميگن اون بوده

36:57.880 --> 37:01.740
، اسبَمو آماده کنيد
. بايد فورا برم ديدنِش

37:04.540 --> 37:06.340
چندروز گذشته ؟

37:06.340 --> 37:10.160
فکرکنم ميخواد همينجا خودشُ
. مخفي کنه و اينطوري زندگيشُ بگذرونه

37:10.160 --> 37:12.170
. حتما خيلي شوکه شده

37:12.170 --> 37:13.750
. اينطور فايده نداره

37:13.750 --> 37:16.100
. . خودم مجبورِش ميکنم که

37:17.550 --> 37:19.650
. تو برو تو و ببين درچه حالِه

37:40.320 --> 37:42.530
ارشد ؟

38:04.730 --> 38:10.510
. يک ، دو ، سه ، چهار ، پنج

38:12.060 --> 38:15.620
. تا همينقدرُ به ياد ميارم

38:16.360 --> 38:17.520
منظورت چيه ؟

38:17.520 --> 38:20.850
منظورم تعداد بارهاييِ که
. تاحالا نجاتَم داديد

38:21.720 --> 38:26.050
اما ، نه فقط منو ؛ مگه آدماي زياديُ
نجات نداديد ؟

38:30.710 --> 38:32.500
، اما ، اگه حتي يه بارَم

38:32.500 --> 38:35.500
، به آدم بي گناهي صدمه زده باشم

38:35.500 --> 38:38.640
ميدوني معنيش چيه ؟

38:39.680 --> 38:42.190
، وقتي نميتونم خودمو کنترل کنم

38:42.190 --> 38:45.630
. نميدونم به چندنفر صدمه زدم

38:47.080 --> 38:50.530
، من هيولاييَم که هر زماني که باشه
. ميتونه به آدما صدمه بزنه

38:52.450 --> 38:54.550
. من همچين موجوديَم

39:06.840 --> 39:09.520
. شما همچين کاري نميکني

39:09.520 --> 39:11.300
. هرگز

39:16.940 --> 39:18.800
. ببين

39:18.800 --> 39:23.510
. الان ، همون ارشدي هستي که ميشناسم

39:24.650 --> 39:29.610
فقط تو اون لحظه ، براي نجاتَم
، " از دستِ " گي

39:29.610 --> 39:32.830
. خيلي قوي شده بودي

39:46.810 --> 39:48.460
. . سرورم

39:51.400 --> 39:54.360
، ببخشيد که مزاحم شدم

39:54.360 --> 39:58.170
. . اعليحضرت

40:06.670 --> 40:09.650
شنيدم توي مسير تبعيد که بوديد
. توي دردسرِ بدي افتاده بوديد

40:09.650 --> 40:11.740
. ملکه نجاتَم داد

40:11.740 --> 40:15.700
مگه ملکه پيشِ " گي " برنگشته ؟

40:15.700 --> 40:20.040
. بخاطرِ نجاتِ من اينکارو کرد

40:20.040 --> 40:24.690
يه زماني آدمِ " گي " بود ، اما ، حالا ديگه
. مالِ منه

40:25.590 --> 40:28.500
. اون ، کسيِ که بايد ازش محافظت کنم

40:44.200 --> 40:46.230
، پس نقشه ي سري اينه که

40:46.230 --> 40:50.600
اگه خونِ "يانگسون"ـو بخورم ، ميتونم
. . با " گي " بجنگم و اگه اينطور بشه

40:50.600 --> 40:53.710
گي"ـه ديگه اي بوجود مياد ؟"

40:55.740 --> 41:01.600
بهتره فعلا نقشه ي سريُ فراموش کنيم ؛
. مردم بخاطرِ کاراي " گي " دارن کُشته ميشن

41:01.600 --> 41:08.810
اول مردمو نجات ميديم ؛ اطرافِ شهر
. پُر از خون آشام شده

41:10.090 --> 41:14.440
مطمئنيد که کارِ "گي"ـه ؟

41:14.440 --> 41:19.190
پس . . نکنه ميگي کارِ توئه ؟

41:20.970 --> 41:24.710
حتي به وضوح اتفاقاتِ اونروزُ
. نميتونم بياد بيارم

41:24.710 --> 41:25.580
. . اگه

41:25.580 --> 41:31.140
کيم سونگيول"ـي که من ميشناسم ، هرگز"
. به آدماي بي گناه صدمه اي نميزنه

41:31.140 --> 41:34.100
. تو با " گي " فرق ميکني

41:34.100 --> 41:40.820
. نميدونم چطور با " گي " فرق ميکنم

41:40.820 --> 41:43.180
. به خودت باور داشته باش

41:43.180 --> 41:50.160
اگه کارِ تو باشه ، براي چي خون آشاما
بايد تو جاهاي مختلف شهر پراکنده باشن ؟

41:50.160 --> 41:52.840
. مطمئنم که کارِ "گي"ـه

41:52.840 --> 41:57.570
. و خودِشَم داره اون خون آشامارو ميکُشه

41:57.570 --> 42:01.250
يعني ميگيد اين داستانارو
از خودش ساخته ؟

42:01.250 --> 42:06.910
. همينطوريش آدماي زياديُ همراهِ خودش کرده

42:07.700 --> 42:11.654
ميخواي دست رو دست بذاري و
، ببيني که چطور " گي " مردمو

42:11.680 --> 42:15.245
ميکُشه و زنده ميکنه و
بهشون حکمراني ميکنه ؟

42:16.720 --> 42:19.580
. مردم اونقدرا هم احمق نيستن

42:19.580 --> 42:25.940
گي " فقط از ترسِشون از خون آشام "
داره استفاده ميکنه ؛

42:25.940 --> 42:32.490
فقط با دونستنِ حقيقتِ که
. دوباره توانِ جنگيدن پيدا ميکنن

42:39.890 --> 42:47.720
با افرادِ سياهپوش ، براي مردمي که
. با خون آشاما تهديد ميشن ، ميجنگَم

42:47.720 --> 42:53.840
حتي اگرم نتونم موقع جنگيدن
، با " گي " نابودِش کنم

42:54.860 --> 42:58.490
، اگه فقط يه نفرُ هم بتونم نجات بدم

42:58.490 --> 43:02.710
. بازم اينکارو ميکنم

43:12.840 --> 43:18.530
جين " ، نميدونم چطور بايد "
. ازت عذرخواهي کنم

43:19.370 --> 43:23.190
. منم يه مدتي ازتون متنفر بودم

43:23.190 --> 43:26.710
. اما ، ديگه نيستم

43:26.710 --> 43:32.930
براي نجاتِ اين کشور ، کمکِ تو و
. کيم سونگيول"ـو ميخوام"

43:33.950 --> 43:38.820
، اما ، اگه قرار باشه صدمه ببيني
. اين روشُ انتخاب نميکنم

43:38.820 --> 43:45.630
ارشد فعلا ميترسه که نکنه
. خودشَم مثلِ " گي " بشه

43:45.630 --> 43:51.930
، " من که حاضرَم براي نابوديِ " گي
. حتي خودمو هم قرباني کنم

43:53.900 --> 44:03.830
فقط ميترسم که باعث بشم ارشد ، اراده ي محکمي که
. تا به الان و با سختي داشته رو از دست بده

44:09.740 --> 44:13.480
، کسي که چيزي براي محافظت داشته باشه
. آدمِ قوي ـييه

44:13.480 --> 44:18.940
. اينو به کمکِ تو و " کيم سونگيول " فهميدم

44:41.460 --> 44:42.950
. ارشد

44:42.950 --> 44:47.860
ميخواستم ذهنَمو آروم کنم و
. اومدم يه کتابي بخونم

44:47.860 --> 44:52.390
داشتي چي مينوشتي ؟

44:54.250 --> 44:57.830
مگه نگفته بوديد که منتظرِ
رُمان بعديم هستيد ؟

44:58.920 --> 45:03.640
" دليل اينکه مردم درموردِ " محقق شب رو
، اشتباه فکرميکنن و طرفِ " گي " ميرن

45:03.640 --> 45:09.060
اينه که ، بخاطرِ ترسِشون
. نميتونن حقيقتُ ببينن

45:09.150 --> 45:15.350
، حتي اگرم رُمانَم يه کمبودهايي داشته باشه
. ميخوام کمکِشون کنم حقيقتُ بفهمن

45:15.450 --> 45:18.750
ميخوان داستانَمو از سر بنويسم و
. تمام دنيا حقيقتُ بفهمن

45:20.750 --> 45:22.630
. باشه

46:26.590 --> 46:31.500
محقق شب رو " خونِ معشوقه ـشُ خورد و "
. براي مدت کمي ، از خود بيخود شد

46:31.500 --> 46:36.080
بعد ، سريع به خودش اومد و به جنگيدن
. با " گي " ادامه داد

46:36.080 --> 46:39.980
مردم اول فکرميکردن "محقق شب رو"ـيي که
، براي نجاتِشون اومده بوده

46:39.980 --> 46:43.330
خون آشام ديگه اي مثلِ "گي"ـه و
. ازش وحشت داشتن

46:43.330 --> 46:48.770
اما ، بعد به زودي فهميدن که
. اون بخاطرِ چي ميجنگيده

47:28.111 --> 47:33.340
. اميدوارم همه چي مثلِ داستانِت پيش بره

47:52.250 --> 47:55.900
چه حيف که آدم نقره رو
. اينطوري استفاده کنه

47:55.900 --> 48:00.260
اما ، هربار که يکيشونو ميگيريم ، پاداشِمون
. بيشتر و بيشتر ميشه

48:00.260 --> 48:02.610
ديگه کافيه ؛ امروز بايد کجا بريم ؟

48:02.610 --> 48:04.870
شنيدم امشب بايد بريم " يانگجو " و
. فردا هم "ايچون"ـه

48:04.870 --> 48:09.620
نميدونم چطوري از پيش ميدونه که کجا
. بايد بريم سراغِ خون آشاما ؛ کارِش درسته

48:09.620 --> 48:13.590
نميگن قهرمان تو مواقع سختي پيداش ميشه ؟

49:15.330 --> 49:18.170
. از اينطرفه ، بريم

50:01.870 --> 50:05.030
. ممنون -
. گي " و سربازايش به زودي ميرسن " -

50:05.030 --> 50:07.360
. فعلا بايد عقب نشيني کنيم

50:28.620 --> 50:31.590
. انگار امشب دير رسيديم

50:33.210 --> 50:36.560
اينجا کسي زنده مونده ؟

50:40.800 --> 50:43.620
چرا اينقدر دير اومديد ؟

50:43.620 --> 50:45.670
کي ترتيبِ اينارو داده ؟

50:45.670 --> 50:48.930
. مرداي سياهپوش و يه ارشد اومده بودن

50:48.930 --> 50:51.640
. داشتم ميمُردم که اونا نجاتَم دادن

50:51.640 --> 50:53.280
که اينطور ؟

50:54.840 --> 50:56.890
کسي هم ديد ؟

50:57.480 --> 50:58.710
فقط تو زنده موندي ؟

50:58.710 --> 51:01.850
. . بله ، ديدم که

51:49.950 --> 51:51.620
، " گي "

51:51.620 --> 51:54.360
. هرگز نميتونم ببخشمِش

51:54.360 --> 51:56.330
، امروز به دليلي

51:56.330 --> 52:00.090
تو نزديکيِ خودمون اتفاق افتاد و تونستيم
، جلوشو بگيريم ، اما

52:00.700 --> 52:03.360
دفعه ي بعد قرارِه کجا باشه ؟

52:04.420 --> 52:07.710
. شنيدم فردا توي "ايچون"ـه

52:14.590 --> 52:16.650
. ارشد

52:17.740 --> 52:20.380
اينجا نيست ؟

52:34.990 --> 52:37.680
داستانَمو خونده ؟

52:39.780 --> 52:42.310
حالا چکار کنيم ؟

52:42.310 --> 52:44.290
چي شده ؟

52:44.290 --> 52:47.030
. ارباب اينجا نيست

52:47.770 --> 52:49.130
. شلوغِش نکن

52:49.130 --> 52:52.300
اگه ديشب که رفته بوده ، اتفاقي براش
افتاده باشه ، چي ؟

52:52.300 --> 52:55.050
. اونقدرام ضعيف نيست

52:55.870 --> 53:00.430
احتمالا بعد از ديدنِ پادشاه ، با خودش
. گفته که بايد يه کاري بکنه

53:00.960 --> 53:03.740
، حتي اگرم ارباب چيزيش بشه
. هيچکس متوجه نميشه

53:03.740 --> 53:05.770
. مردم فقط طرفِ " گي " هستن

53:05.850 --> 53:10.550
اما ، اينکه ببيني مردم دارن ميميرن و چشمِتُ
. به روش ببندي ، چيزيِ که " گي " ميخواد

53:12.950 --> 53:16.240
ارباب احتمالا بيشتر از همه
. داره عذاب ميکِشه

53:17.620 --> 53:20.700
حداقل کاري که خودش ميخوادُ
. داره انجام ميده

53:21.470 --> 53:23.940
. ما هم بايد همينکارو بکنيم

53:27.450 --> 53:28.870
اون چيه ؟

53:28.870 --> 53:33.020
داستانِ "محقق شب رو"ـييِ که
. مردم منتظرشَن

53:33.750 --> 53:36.700
هر شب داشتي اينو مينوشتي ؟

53:37.260 --> 53:39.340
. خيلي بهت افتخار ميکنم

53:40.580 --> 53:42.350
، چيزِ زيادي که نيست ، اما

53:42.350 --> 53:45.990
حداقل ميخوام اينطوري به ارشد
. يه کمکي کرده باشم

53:47.140 --> 53:50.090
. هيچکدوم هيونگ نيماي کتابفروش ديگه نيستن

53:50.090 --> 53:52.111
بايد چکار کنيم ؟

53:53.260 --> 53:56.200
غمِت نباشه ؛ به اندازه کافي که
، پول داريم

53:56.200 --> 53:58.520
ميتونيم کُپي هاي زيادي ازش درُس کنيم و
. تو خيابونا پخش کنيم

53:58.520 --> 54:02.880
کي دست رد به اين کتاباي جالب که
حتي مجاني هم هستن ميزنه ؟

54:07.650 --> 54:09.430
کسي اينجا نيست ؟

54:11.210 --> 54:12.940
کسي اينجا نيست ؟

54:13.690 --> 54:16.070
کسي اينجا نيست ؟

54:16.070 --> 54:19.290
اينجا خونه ي کتابفروش مرحوم " کونگ " نيست ؟

54:22.060 --> 54:24.540
. درسته ، همينجاس

54:24.540 --> 54:29.350
پولِ زيادي بهتون ميدم ؛
. . هرچي زودتر اينو

54:29.830 --> 54:31.830
. درست کنيد . .

54:34.950 --> 54:38.410
ميتوني ؟ امکانِش هست ؟

54:39.150 --> 54:41.280
. نه ، نميتونم

54:41.930 --> 54:44.030
. باشه

54:44.030 --> 54:46.010
« داستانِ زندگيِ محقق شب »

54:48.220 --> 54:50.010
. پولُ نميتونم قبول کنم

54:50.010 --> 54:51.450
چي ؟

54:51.450 --> 54:55.940
اين کتابُ دخترِ دانشجوي شهواني نوشته ، درسته ؟

54:55.940 --> 55:00.410
، ميدونم پدرمو که از دست داده بودم
. کمکِ زيادي بهم کرده بوده

55:01.000 --> 55:05.260
تمام کسايي که پدرم باهاشون
. کار ميکرده رو ميشناسم

55:05.260 --> 55:07.570
. فقط بذاريد کارو براتون انجام بدم

55:28.820 --> 55:30.680
. يه بار اينو بخونيد

55:30.680 --> 55:31.810
. ممنون

55:31.810 --> 55:34.850
بجاي اون پادشاهِ بي خاصيت که
، به " گي " خدمت ميکرد

55:34.850 --> 55:37.940
. اين پادشاهِ قويِ الان خيلي بهتره

55:37.940 --> 55:39.960
، خون آشاما هرچقدرم که ترسناک باشن

55:39.960 --> 55:42.070
درسته که يه غريبه رو پادشاه بدونيم ؟

55:42.070 --> 55:44.910
از کِي تاحالا از پادشاهي که
ميشناسيمِش ، اطاعت کرديم ؟

55:44.910 --> 55:48.170
. خودشون همه کارارو ميکردن

55:48.170 --> 55:51.640
. يه داستان ديگه اي هم هست

55:51.640 --> 55:53.330
چي ؟

55:56.860 --> 56:00.440
پادشاهِ الان ، درواقع همون خون آشاميِ که
. تو قصر زندگي ميکرده

56:00.440 --> 56:02.720
اين ديگه چه مزخرفيِ ؟

56:02.720 --> 56:04.900
. منم همينو ميگم

56:04.900 --> 56:08.660
مهم تر اينکه ، اين خون آشامايي که
، جديدا تو شهر ميگردن

56:08.660 --> 56:10.860
. ساخته ي خودِ اين يارو هستن

56:10.860 --> 56:14.490
کي اين حرفارو زده ؟

56:14.490 --> 56:16.570
. چقدر شماها رو اعصابين

56:24.950 --> 56:30.500
. يه گروه هستن که واقعا مردمو نجات ميدن

56:32.490 --> 56:34.440
، حتي الانَم هر شب

56:34.440 --> 56:38.310
وقتي که خون آشاما پيداشون ميشه ؛
. اون مَردا هم پيداشون ميشه

57:09.600 --> 57:12.470
شما پادشاه نيستي ؟

57:14.040 --> 57:15.260
تو کي هستي ؟

57:15.260 --> 57:17.180
. . من

57:17.180 --> 57:19.360
، توي ديوانِ عدالت کار ميکردم و . .

57:19.360 --> 57:21.580
. اسمَم "جين يول"ـه

57:21.580 --> 57:24.640
، بعد از برکنار شدنِ شما
. . منم

57:24.640 --> 57:27.520
، رئيسِ اين مَرداي سياهپوش

57:27.520 --> 57:29.200
. پادشاهِ برکنار شده ـس

57:29.200 --> 57:31.350
. . من ديگه

57:31.940 --> 57:34.000
. پادشاه نيستم . .

57:34.000 --> 57:36.750
چطور ميتونيد همچين حرفي بزنيد ؟

57:42.720 --> 57:45.980
من که مردمَمو اينطوري
، به خطر انداختم

57:46.510 --> 57:49.040
چطور ميتونم خودمو هنوز پادشاه بدونم ؟

57:49.040 --> 57:51.300
. اينطور نيست

57:51.300 --> 57:54.960
. شما مارو داري نجات ميدي

57:55.880 --> 57:58.980
. من کاري نکردم

57:59.930 --> 58:02.540
، کسي که شماهارو نجات داده

58:03.310 --> 58:08.160
بيش از صد سال ، درحالِ جنگيدن
. با " گي " بوده

58:12.990 --> 58:14.740
. اونه

58:14.740 --> 58:19.350
و ارشدِ مرموزي که خون آشاماي
، زياديُ کُشته

58:19.350 --> 58:21.270
. . کسي نيست جز

58:26.860 --> 58:28.430
! خداي من

58:32.950 --> 58:37.550
مردم هرروز کارهاي بي نظيرِ
. شمارو ستايش ميکنن

58:37.950 --> 58:42.550
براي نسل هاي آينده ، درموردش
. توي تاريخ نوشته ميشه

58:43.650 --> 58:48.350
ميتونم خودم بعدا شخصا درموردش
، بهشون بگم ، اما ، اينطوريَم

58:48.550 --> 58:50.850
. همچين بدَک نيست

58:52.200 --> 58:53.540
، هرچند

58:53.550 --> 58:58.050
جديدا رُماني درموردتون توي خيابونا پخش شده که
، حرفاي اشتباهي درموردتون توش نوشته شده

58:58.800 --> 59:01.210
. و نظرِ مردمو داره تغيير ميده

59:01.210 --> 59:05.820
همچين تصوراتِ بي فايده اي ، باعث ميشه
واقعيت از ياد بُرده ميشه ؛

59:06.370 --> 59:11.160
هرزمان که همچين کتابيُ ديديد ، بسوزونيد و
، کسايي که اونارو ميخونن يا پخش ميکننُ هم

59:11.160 --> 59:13.450
. بکُشيد

59:13.450 --> 59:17.450
، چندين دانش آموز هستن که

59:17.450 --> 59:21.450
به همين خاطر دورِ هم جمع ميشن ، بايد
. شديدا باهاشون برخورد بشه

59:21.450 --> 59:24.560
انگار هنوز چيزي از ترسِ خون آشامُ
. خوب مزه نکردن

59:24.560 --> 59:26.220
. اعليحضرت

59:30.680 --> 59:31.780
مشکل چيه ؟

59:31.780 --> 59:36.490
ببخشيد که اينو گزارش ميدم ، دوباره
. چندين خون آشام توي " کانگوا " ديده شده

59:36.490 --> 59:40.190
خون آشاما دوباره پيداشون شده !؟

59:40.190 --> 59:42.950
. خون آشام

59:47.810 --> 59:49.600
. ميرم يه نگاهي بندازم

59:49.600 --> 59:53.380
ببخشيد ، يه گروه مرد ناشناسِ سياهپوش
، تو همون زمان پيداشون شد و

59:53.380 --> 59:55.760
. تمامِ اونارو کُشتن

59:55.760 --> 59:57.580
چي !؟

01:00:03.810 --> 01:00:06.610
. . خون آشام

01:00:06.610 --> 01:00:09.700
حالا چکار کنيم ؟

01:00:09.700 --> 01:00:13.010
. بچه ، نرو . . خطرناکه

01:00:13.700 --> 01:00:22.010
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:00:23.450 --> 01:00:26.200
شما " محقق شب رو " هستي ؟

01:00:30.210 --> 01:00:32.710
. اين آدم "محقق شب رو"ـئه

01:00:32.710 --> 01:00:34.860
محقق شب رو " ؟ "

01:00:34.885 --> 01:00:41.385
.:: @bollbolljan_com ::.