﻿WEBVTT

00:07.861 --> 00:09.696
‫من اینجا توی گرین وود، می سی سی پی

00:09.729 --> 00:14.198
‫کم و بیش از 7 سالگیم تا وقتی که 18 سالم
‫شد زندگی کردم.

00:14.200 --> 00:22.200
‫♪ ♪

00:22.242 --> 00:25.142
‫من اینجا مشکلات خیلی زیادی
‫رو پشت سر گذاشتم

00:25.144 --> 00:27.779
‫کلاس اولم رو شروع کردم

00:27.781 --> 00:30.414
‫یاد گرفتم چطوری رانندگی کنم،

00:30.416 --> 00:33.318
‫واسه اولین بار عاشق شدم،

00:33.320 --> 00:36.020
‫همچنین یه مشکل دیگه رو
‫هم اینجا پشت سر گذاشتم.

00:36.022 --> 00:38.825
‫من مرگ رو تجربه کردم.

00:41.827 --> 00:45.630
‫برای مادربزرگ سمت خونوادۀ پدریم،
‫برای برادرم

00:45.632 --> 00:48.432
‫البته، همه ـمون یه چنین چیزی رو
‫تجربه می کنیم

00:48.434 --> 00:51.703
‫همه ناراحت میشن و سوگواری می کنن،

00:51.705 --> 00:57.242
‫ولی بعضیا یه جور اعتقاد و اطمینانی دارن
‫که کمکمشون می کنه با این غم کنار بیان

00:57.244 --> 00:59.811
‫اونا مطمئن هستن که عزیزاشون رو
‫بازم میتونن ببینن

00:59.813 --> 01:02.546
‫توی بهشت.

01:02.548 --> 01:05.249
‫برای بعضی از ما، اونقدرا
‫قضیه ساده نیست.

01:05.251 --> 01:11.555
‫در واقع، بزرگترین سؤالی
‫هست که از خودمون می پرسیم.

01:11.557 --> 01:14.959
‫وقتی بمیریم، چه اتفاقی می افته؟

01:14.961 --> 01:22.961
‫♪ ♪

01:23.135 --> 01:26.504
‫حالا قراره من یه ماجرای افسانه ای
‫رو شروع کنم و دنبالش برم

01:26.506 --> 01:32.747
‫تا چند و چون چیزی که معتقدیم پس از مرگ
‫وجود داره رو پیدا کنم

01:34.313 --> 01:38.450
‫آیا هیچ پیشینه یا تأییدیۀ علمی ای برای
‫روح وجود داره؟

01:38.452 --> 01:41.385
‫من قراره هدف واقعی زندگی پس از مرگ
‫رو برای

01:41.387 --> 01:42.853
‫مصریان باستان بفهمم و یاد بگیرم.

01:42.855 --> 01:44.888
‫اُه، خدای من،
‫اینا رو ببین

01:44.890 --> 01:48.593
‫چرا داستان تولد دوبارۀ یه مرد
‫انقدر قوی بوده که

01:48.595 --> 01:50.160
‫تونست دنیا رو تکون بده.

01:50.162 --> 01:52.296
‫این قیام عیسی پس از مرده شدنشه
‫(رستاخیز)

01:52.298 --> 01:54.998
‫که ثابت می کنه اون مسیحا هست.
‫(مسیحا: رهبری که توسط خدا انتخاب شده باشه)

01:55.000 --> 01:57.635
‫چطوری اعتقاد و باور هندو، باعث میشه
‫که ترس از مرگ کاملاً از بین بره.

01:57.637 --> 02:01.905
‫من اون رو به عنوان یه بخش
‫اجتناب ناپذیر از زندگی می پذیرم

02:01.907 --> 02:03.742
‫و دنبال این میرم که ببینم
‫چطوری علم

02:03.744 --> 02:05.677
‫تلاش می کنه که روح رو حفظ
‫و نگهداری کنه

02:05.679 --> 02:08.282
‫امیدوارم که یه روزی
‫یه انسان کامل بشم

02:10.250 --> 02:14.119
‫که امکان زندگی جاودان رو در این
‫دنیا برامون به ارمغان بیاره.

02:14.121 --> 02:24.121
‫‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

02:29.770 --> 02:32.303
‫چه چیزی پس از مرگ وجود داره؟

02:32.305 --> 02:35.506
‫چطور ممکنه بدونیم؟

02:35.508 --> 02:37.407
‫ولی بعضی از مردم فکر می کنن میدونن.

02:37.409 --> 02:40.477
‫چون تا لب مرز مرگ رفتن.

02:40.479 --> 02:44.815
‫♪ ♪

02:44.817 --> 02:47.452
‫غواص محقق سابق،
‫دیوید بنت

02:47.454 --> 02:50.821
‫یکی از اون آدماس.

02:50.823 --> 02:53.024
‫کدومشو داری نگاه می کنی؟

02:53.026 --> 02:55.059
‫این پنجرۀ اینجا رو

02:55.061 --> 02:59.363
‫اونی که روش حضرت عیسی هست
‫اون گوشه سمت پایین

02:59.365 --> 03:01.465
‫داره طوفان رو آروم می کنه.
‫(آروم کردن طوفان از معجزات حضرت عیسی)

03:01.467 --> 03:09.467
‫♪ ♪

03:15.748 --> 03:19.117
‫طرفای سال 1983،
‫به دور از سواحل کالیفرنیا

03:19.119 --> 03:22.987
‫طوفانی تا ارتفاع
‫حدوداً 9 متر از سطح دریا به وجود اومد

03:22.989 --> 03:25.756
‫و بعدش ما شروع کردیم که به سمتش بریم.

03:25.758 --> 03:29.327
‫♪ ♪

03:29.329 --> 03:31.929
‫و بعد یهو ناگهانی،
‫از اون 9 متر افتادیم پایین..
‫(کشتی روی موج 9 متری بوده)

03:31.931 --> 03:33.530
‫اونقدر سریع...

03:33.532 --> 03:35.902
‫و بلافاصله لغزیدیم،

03:39.371 --> 03:41.506
‫و من یه لحظه اون بالا رو نگاه کردم و
‫موج بعدی داشت می اومد

03:41.508 --> 03:43.907
‫و دقیقاً صاف اومد روی سرمون

03:43.909 --> 03:47.045
‫من جلوی کشتی بودن،
‫منو پرتم کردم توی دریا

03:47.047 --> 03:51.516
‫و منم همینطوری مثه این عروسکای کهنه
‫سقوط کردم و داشتم می رفتم اون پایین

03:51.518 --> 03:58.690
‫♪ ♪

03:58.692 --> 04:01.629
‫تو فقط یه میزان مشخصی
‫میتونی نفست رو نگه داری.

04:03.864 --> 04:07.498
‫بعدش به یه نقطۀ رهایی میرسی،
‫و دیگه بی خیال و نا امید میشی

04:07.500 --> 04:10.335
‫و به جاش آب نمک تنفس می کنی

04:10.337 --> 04:15.006
‫و این، یه جورایی خیلی سخته و بی رحمانه س
‫که اینجوری بمیری

04:15.008 --> 04:22.547
‫♪ ♪

04:22.549 --> 04:24.314
‫نمیدونی تا چه عمقی رفته بودی پایین؟

04:24.316 --> 04:27.117
‫نمی دونستم،
‫هوشیاریم نسبت به

04:27.119 --> 04:30.254
‫بدنم و اقیانوس رو در اون لحظه
‫به صورت کامل از دست داده بودم.

04:30.256 --> 04:35.693
‫♪ ♪

04:35.695 --> 04:39.297
‫بعدش متوجه این نور شدم...

04:39.299 --> 04:44.802
‫میلیون ها میلیون شکاف
‫نوری بود.

04:44.804 --> 04:49.439
‫♪ ♪

04:49.441 --> 04:50.975
‫که از همه رنگی بودن،

04:50.977 --> 04:53.477
‫و همه ـشون داشتن می رقصیدن
‫و می چرخیدن

04:53.479 --> 04:55.914
‫ولی خب یه جورایی انگار همه ـشون
‫از یه منشاء خاصی منتشر می شدن

04:55.916 --> 04:58.219
‫و این نور نامحدود بود.

05:00.820 --> 05:02.287
‫چی فکر می کردی؟

05:02.289 --> 05:05.256
‫آیا چنین تجربه ای رو فقط احساس کردی،
‫یا داشتی در موردش فکر می کردی؟

05:05.258 --> 05:06.424
‫خب، یعنی، میدونستم

05:06.426 --> 05:08.927
‫که دیگه توی کانزاس نیستم،
‫میدونی
‫(از ایالت های غرب میانۀ آمریکا)

05:08.929 --> 05:12.297
‫می دونستم بدنم رو ترک کردم،

05:12.299 --> 05:16.066
‫و هر چقدر به اون تودۀ نور
‫نزدیک تر می شدم،

05:16.068 --> 05:18.636
‫انگار کاملاً برام آشنا بود

05:18.638 --> 05:23.040
‫و، و یه رابطه ای وجود داشت
‫که خیلی خیلی عمیق تر از

05:23.042 --> 05:25.643
‫هر نوع رابطه ای بود که تا
‫حالا اینجا داشتم.

05:25.645 --> 05:27.879
‫و بعدش به یه نقطۀ مشخصی رسیدم

05:27.881 --> 05:35.285
‫که این میلیون ها شکاف نور حرف زدن

05:35.287 --> 05:38.989
‫♪ ♪

05:38.991 --> 05:42.095
‫و اونا گفتن
‫"هنوز زمان تو فرا نرسیده."

05:44.530 --> 05:49.766
‫'تو باید برگردی،
‫تو یه هدفی داری'

05:49.768 --> 05:54.504
‫من داشتم بدنم رو می دیدم
‫و یه جورایی هیپنوتیزم شده بودم،

05:54.506 --> 05:58.008
‫چون که می دونستم قراره
‫برگردم به اون بدن.

05:58.010 --> 06:02.045
‫♪ ♪

06:02.047 --> 06:03.581
‫و به محض اینکه یه سری
‫موج های دیگه اومدن

06:03.583 --> 06:06.117
‫بدنم رو کوبوندن به تموم اون
‫خرابه هایی که به وجود اومده بود

06:06.119 --> 06:09.787
‫و یه مقداری از اون آب نمک
‫از ریه هام خارج شد،

06:09.789 --> 06:13.023
‫و بعدش همون موقع بود که فهمیدم
‫برگشتم به بدنم

06:13.025 --> 06:18.662
‫♪ ♪

06:18.664 --> 06:23.867
‫چه مدت اون زیر، توی آب بودی؟

06:23.869 --> 06:27.004
‫آره، خدمۀ کشتی که
‫دنبالم می گشتن

06:27.006 --> 06:29.840
‫گفتن که یه چیزی بین 15 تا 18
‫دقیقه اونجا بودم،

06:29.842 --> 06:31.342
‫اون زیر، زیر آب.

06:31.344 --> 06:33.110
‫15 تا 18 دقیقه.

06:33.112 --> 06:34.612
‫آره.

06:34.614 --> 06:37.314
‫پس تو بین 15 تا 18 دقیقه
‫بدون تنفس هوا، اون زیر بودی.

06:37.316 --> 06:39.650
‫درسته.

06:39.652 --> 06:42.586
‫خیلی خُب.

06:42.588 --> 06:48.593
‫پس، دیوید، تمام این چیزایی که به
‫من گفتی، داستان منحصر به فردی بود.

06:48.595 --> 06:50.427
‫مم-همم.

06:50.429 --> 06:54.165
‫آیا این باعث میشه که به
‫زندگی پس از مرگ باور داشته باشی؟

06:54.167 --> 06:56.234
‫من به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارم.

06:56.236 --> 07:00.270
‫من متعقدم که وجودمون،
‫روحمون

07:00.272 --> 07:04.609
‫هر چیزی که میخوای اسمش رو بذاری،
‫به زندگی کردن ادامه میده

07:04.611 --> 07:08.713
‫و ما فرصت هایی رو داریم که
‫برگردیم به این دنیا.

07:08.715 --> 07:11.081
‫و من قبلاً به هیچ کدوم از اینجور
‫چیزا فکر نمی کردم.

07:11.083 --> 07:15.119
‫من، من، میدونی،
‫اصن تو خط اینجور چیزا نبودم

07:15.121 --> 07:18.892
‫حالا هم اینجا توی این
‫کلیسای جامع نشستیم،

07:21.660 --> 07:24.328
‫از خدا چیزی نگفتی.

07:24.330 --> 07:28.398
‫اون نور، اون واسه من خدا بود.

07:28.400 --> 07:31.201
‫اون خدا بود.

07:31.203 --> 07:34.338
‫پس اون پیام از طرف خدا بود.

07:34.340 --> 07:35.605
‫آره.

07:35.607 --> 07:38.609
‫و من بر این باورم که تو میتونی
‫اون معنویت رو

07:38.611 --> 07:41.078
‫توی هر باور دیگه ای هم پیدا کنی.

07:41.080 --> 07:43.513
‫من دیگه فقط یه اعتقاد و دین خاص
‫رو دنبال نمی کنم

07:43.515 --> 07:45.782
‫من سعی... من دوس...
‫کتابخونۀ خونه ـم

07:45.784 --> 07:48.186
‫مملوء از کتاب های ادیان و اعتقادات
‫مختلف هست.

07:48.188 --> 07:50.123
‫کتابخونۀ منم همینطور.

07:51.758 --> 07:53.391
‫داستان باورنکردنی دیوید،

07:53.393 --> 07:57.795
‫من رو به یاد یکی از تجاربی که
‫خیلی سال پیش داشتم میندازه.

07:57.797 --> 08:00.164
‫♪ ♪

08:00.166 --> 08:04.102
‫من یه نوری رو دیدم،
‫البته نه در تجربۀ نزدیک به مرگ

08:04.104 --> 08:06.504
‫من فقط بیهوش شده بودم.

08:06.506 --> 08:14.378
‫و اون چیزی که فهمیدم و دیدم،
‫یه پرتوی خیلی کوچیکی از نور بود

08:14.380 --> 08:22.186
‫که واسه من، نهایی ترین
‫شکل زندگی بود.

08:22.188 --> 08:25.823
‫یهو به ذهنم رسید،
‫یا خدا، ایناهاش

08:25.825 --> 08:28.291
‫این همون نوری ـه که
‫همه در موردش حرف میزنن

08:28.293 --> 08:31.062
‫ولی این یه مضمون مشترکی هست
‫بین عامۀ مردم

08:31.064 --> 08:34.131
‫که میگن تجربۀ نزدیک به مرگ داشتن

08:34.133 --> 08:36.501
‫یا مثلاً تجربۀ خروج از بدن رو داشتن.

08:36.503 --> 08:38.336
‫چیزی که دیدن، یه نور بوده.

08:38.338 --> 08:42.205
‫بعضی از مردم توی این نور،
‫حضرت عیسی رو دیدن.

08:42.207 --> 08:46.644
‫بقیۀ مردم فقط یه نور
‫خیلی روشن رو دیدن.

08:46.646 --> 08:48.145
‫آرزوی زندگی پس از مرگ،

08:48.147 --> 08:51.848
‫به نظر میرسه که تقریباً
‫یه جور غریزۀ همگانی هست.

08:51.850 --> 08:53.718
‫ولی من میخوام بدونم
‫چطوری زندگی پس از مرگ

08:53.720 --> 08:57.588
‫از همون اول بخشی از دین و مذهب شد.

08:57.590 --> 09:00.690
‫پس واسه همین، میخوام برم مصر.

09:00.692 --> 09:06.796
‫♪ ♪

09:06.798 --> 09:11.001
‫به مکانی که اولین مقبره های عظیم
‫برای زندگی پس از مرگ

09:11.003 --> 09:12.602
‫هنوزم پابرجا هستند.

09:12.604 --> 09:17.641
‫♪ ♪

09:19.378 --> 09:26.117
‫♪ ♪

09:26.119 --> 09:27.852
‫الان ما توی سقاره هستیم.
‫(محوطه ای بزرگ و باستانی برای به خاک سپاری مردگان در مصر باستان)

09:27.854 --> 09:30.054
‫اون هرم پلکانی پادشاه جوزر هست

09:30.056 --> 09:32.055
‫و یکی از اولین هرم هایی هست

09:32.057 --> 09:34.291
‫در واقع اولین هرمی هست
‫که ساخته شده.

09:34.293 --> 09:35.525
‫همونی که اونجاست؟

09:35.527 --> 09:39.063
‫بله. کل این محوطه یه قبرستون بزرگه.

09:39.065 --> 09:41.332
‫پس اون افکاری که مردم الان در مورد

09:41.334 --> 09:43.568
‫تجدید حیات و رستاخیز دارن

09:43.570 --> 09:45.770
‫همه ـشون از همینجا در سقاره شروع شد

09:45.772 --> 09:48.506
‫اون یه چیزی حدود 5000 سال پیش،
‫نه زودتر

09:48.508 --> 09:52.543
‫پس اینجا شاید
‫محل تولد تفکر زندگی پس از مرگ باشه.

09:52.545 --> 09:55.880
‫آره، میتونی اینم بگی.

09:55.882 --> 09:59.617
‫سلیمه اکرام، مصرشناس،
‫منو می بره که

09:59.619 --> 10:04.892
‫مقبرۀ فرعونی رو ببینم که نزدیک
‫به 4400 سال پیش مشغول فرمانروایی بود.

10:07.460 --> 10:12.029
‫داخلش، قدیمی ترین توضیحات نوشته شده
‫توسط بشریت

10:12.031 --> 10:14.066
‫در مورد زندگی پس از مرگ هست.

10:15.535 --> 10:16.733
‫این یه گذرگاهه،

10:16.735 --> 10:19.870
‫و ما داریم به سمت معبد اوناس میریم.
‫(اوناس آخرین فرعون دودمان پنجم مصر در دورۀ پادشاهی کهن هست)

10:19.872 --> 10:24.242
‫این قسمت، جاییه که اونا جسد پادشاه رو

10:24.244 --> 10:27.612
‫وقتی مومیایی میشد
‫به این بالا می بردن.

10:27.614 --> 10:29.413
‫من الان دارم
‫به این سنگ ها نگاه می کنم،

10:29.415 --> 10:31.681
‫میدونم که نمیتونم یه دونه ـش
‫رو هم بلند کنم

10:31.683 --> 10:36.520
‫و مثه این میمونه که اینجا
‫دهۀ 50 یا 60 ساخته شده باشه.
‫(منظورش 1950 یا 1960 هست)

10:36.522 --> 10:39.556
‫ولی خب در واقع 4000 سال
‫پیش ساخته شده

10:39.558 --> 10:41.324
‫- آره.
‫- یه کمی هم بیشتر از اون.

10:41.326 --> 10:43.828
‫باور نکردنیه، سلیمه،
‫باور نکردنیه.

10:43.830 --> 10:47.998
‫♪ ♪

10:48.000 --> 10:51.901
‫اگه از اینجا بریم بالا،
‫می بینی که اونجا یه هرم هست

10:51.903 --> 10:53.637
‫و الان خیلی شبیه یه هرم به نظر
‫نمیرسه.

10:53.639 --> 10:54.804
‫واقعاً شبیه به یه...

10:54.806 --> 10:56.373
‫- شبیه یه تپه ـست.
‫- آره.

10:56.375 --> 11:00.944
‫ولی چیزی که در موردش
‫حائذ اهمیت ـه، چیزی ـه که داخلش ـه

11:00.946 --> 11:04.314
‫باید مراقب سَرِت باشی.

11:04.316 --> 11:06.684
‫حالا، اینجا کوتوله ها میرن یا..

11:06.686 --> 11:09.086
‫اونایی که اندازۀ منن میرن.

11:09.088 --> 11:11.921
‫خب، اینجا هم باید یه لحظه
‫سَرت رو بیاری پایین تر

11:11.923 --> 11:18.295
‫♪ ♪

11:18.297 --> 11:22.900
‫همچنین، باید خم بشی تا نشون بدی
‫که داری به پادشاه کبیر

11:22.902 --> 11:24.868
‫احترام میذاری.

11:24.870 --> 11:26.136
‫یعنی اینا همه ـش واسه همینه؟

11:26.138 --> 11:28.939
‫یه کمی ـش، آره.

11:28.941 --> 11:30.974
‫و حالا اینجاییم.

11:30.976 --> 11:35.445
‫♪ ♪

11:35.447 --> 11:39.516
‫اُه، خدای من،
‫اینا رو ببین،

11:39.518 --> 11:41.551
‫خارق العاده ـست، ها؟

11:41.553 --> 11:44.755
‫♪ ♪

11:44.757 --> 11:46.490
‫این همه نوشته واسه چیه؟

11:46.492 --> 11:49.593
‫اساساً، اینا وِرد های جادویی
‫یا مذهبی هستن

11:49.595 --> 11:51.227
‫که اوناس دستور داد براش حک کنن

11:51.229 --> 11:54.131
‫که وقتی که خواست از این دنیا
‫بره به اون یکی،

11:54.133 --> 11:56.232
‫همۀ اینا رو بلند بخونه

11:56.234 --> 11:57.901
‫تا بهش آدرس بدن

11:57.903 --> 12:00.938
‫که اگه قرار شد از یه
‫جای خطرناکی عبور کنه،

12:00.940 --> 12:03.310
‫چی کار کنه، چی بگه.

12:05.744 --> 12:07.645
‫این دعاها چی میگن؟

12:07.647 --> 12:09.780
‫خب، یکی اینجا هست که میگه

12:09.782 --> 12:12.482
‫'برخیز، اوناس، و جادو را بدان

12:12.484 --> 12:15.151
‫و تو بر شیاطین پیروز خواهی گشت'

12:15.153 --> 12:19.890
‫اینجا، "اوناس به جلو پیش میره و روح ـش
‫برای همیشه جاودان میمونه"

12:19.892 --> 12:21.825
‫اساساً، این یکی
‫بهش امکان سلطه رو

12:21.827 --> 12:24.929
‫بر هر موجود شیطان صفتی میده.

12:24.931 --> 12:27.997
‫و می بینی که اسمش دوباره و دوباره
‫و دوباره تکرار شده

12:27.999 --> 12:29.299
‫اونم همه جای دیوار.

12:29.301 --> 12:31.202
‫خیلی خُب، این همون چیزیه
‫که من داشتم نگاهش می کردم

12:31.204 --> 12:33.636
‫اینجا کلی چیز تکراری هست،
‫ولی در واقع این همون اسمش ـه.

12:33.638 --> 12:36.006
‫آره.

12:36.008 --> 12:38.809
‫این طلسم های رازآلود
‫راهنمای بقاء هستند

12:38.811 --> 12:42.211
‫برای روح هایی که
‫از دنیای مردگان (جهان زیرین) عبور می کنند

12:42.213 --> 12:45.248
‫♪ ♪

12:45.250 --> 12:47.852
‫و کلید اینه که بفهمیم چرا
‫زندگی پس از مرگ

12:47.854 --> 12:50.654
‫انقدر برای مصریان
‫مهم بوده.

12:50.656 --> 12:55.059
‫♪ ♪

12:55.061 --> 12:56.593
‫خیلی خُب.

12:56.595 --> 12:58.429
‫این اتاق دفن اصلی هست.

12:58.431 --> 13:00.131
‫همینه،
‫اصل قضیه همینجاست.

13:00.133 --> 13:03.099
‫و این...
‫اُه، خدای من

13:03.101 --> 13:04.135
‫این تابوت دان ـه.
‫(تابوت دان: نگهدارندۀ جسد از جنس سنگ با تزئینات ویژه در سطح بیرونی)

13:04.137 --> 13:05.402
‫آره.

13:05.404 --> 13:07.170
‫این چیز گنده و بزرگ تابوت دان ـه

13:07.172 --> 13:10.507
‫و اونم جاییه که اوناس
‫قبلاً قرار داشته

13:10.509 --> 13:11.876
‫خب، ببخشیدا، ولی اون که اینجا نیست

13:11.878 --> 13:13.144
‫من می خواستم باهاش دست بدم،

13:13.146 --> 13:15.813
‫بهش بگم، "سلام، چطور مطوری؟ چه خبرا؟"

13:16.748 --> 13:17.781
‫خیلی خُب.

13:17.783 --> 13:19.750
‫و اینا هم طلسمای دیگه ای هستین؟

13:19.752 --> 13:21.117
‫آره.

13:21.119 --> 13:23.353
‫و خب پس همۀ اینا در واقع
‫ماشین رستاخیز

13:23.355 --> 13:27.824
‫اوناس و روح ـش هست.

13:27.826 --> 13:30.761
‫هنگام غروب، روح اوناس برمیگشت به

13:30.763 --> 13:34.531
‫بدن اصلاح شده ـش و یه
‫سفر خطرناک رو شروع می کرد.

13:34.533 --> 13:36.733
‫او از دریایی از آتش عبور می کرد

13:36.735 --> 13:41.005
‫از دروازه هایی که توسط اهریمنان و مارها
‫محافظت می شدند، رد میشد

13:41.007 --> 13:45.409
‫بدون اون طلسم های مقدسش،
‫ممکن بود که بلعیده بشه.

13:45.411 --> 13:48.945
‫اما با اون طلسم ها، می تونست به
‫خدایان ابدی برسه و پیششون توی

13:48.947 --> 13:51.515
‫بهشت های درخشان بشینه.

13:51.517 --> 13:53.317
‫شبا از جاش بلند میشه،

13:53.319 --> 13:54.584
‫مم-همم.

13:54.586 --> 13:56.719
‫بلند میشه و شروع...
‫سفرهاش رو شروع می کنه

13:56.721 --> 13:59.390
‫شب بعدی بلند میشه و
‫سفرش رو شروع می کنه

13:59.392 --> 14:01.858
‫و دوباره همۀ این کارها رو دوباره
‫دقیقاً انجام میده

14:01.860 --> 14:03.861
‫و بعدش شب بعدی از جاش بلند میشه

14:03.863 --> 14:05.128
‫و دوباره همۀ این کارها رو انجام میده

14:05.130 --> 14:06.863
‫و بعدش شب بعدی پا میشه
‫و این کارا رو

14:06.865 --> 14:08.833
‫برای همیشۀ همیشۀ همیشه انجام میده.

14:08.835 --> 14:10.333
‫یه کمی خسته کننده ـست.

14:10.335 --> 14:12.602
‫شاید آره، شایدم نه،
‫منظورم اینه که، تموم کاری که میتونه بکنه همینه دیگه.

14:12.604 --> 14:14.438
‫آره، فک کنم همینطوره.

14:14.440 --> 14:16.040
‫یعنی این کاریه که یه پادشاه انجام میده

14:16.042 --> 14:20.578
‫چون با انجام دادن یه چنین کاری،
‫با گذر کردن از این نبرد ابدیت

14:20.580 --> 14:22.979
‫و تبدیل شدن، و یکی شدن
‫با خدای خورشید

14:22.981 --> 14:25.716
‫کاریه که یه پادشاه انجام میده
‫تا جهان رو امن تر کنه.

14:25.718 --> 14:26.983
‫خیلی خُب.

14:26.985 --> 14:30.054
‫الان مجبوریم، آآ، یعنی راه دیگه ای
‫هم هست که از اینجا بریم بیرون؟

14:30.056 --> 14:31.921
‫یعنی مجبوریم دوباره خم بشیم
‫و بریم بیرون؟

14:31.923 --> 14:33.491
‫باید ببخشی، مجبوریم دوباره
‫خم بشیم و بریم بیرون

14:33.493 --> 14:36.296
‫تا با ستارگان ابدیت یکی بشیم

14:38.498 --> 14:40.997
‫تو برو جلو.

14:40.999 --> 14:42.799
‫برای مصریان باستان،

14:42.801 --> 14:45.669
‫زندگی پس از مرگ فرعون حیاتی بود.

14:45.671 --> 14:48.742
‫تضمین می کرد که خورشید هر روز
‫طلوع کنه.

14:50.743 --> 14:52.977
‫این مقبره های عظیم ـشون
‫فقط تضمین نمی کرد که

14:52.979 --> 14:56.179
‫فرعون ها بتونن بعد از مرگ
‫زنده بمونن.

14:56.181 --> 14:58.314
‫زندگی پس از مرگ قدرت لاینفکی
‫رو فراهم می کرد

14:58.316 --> 15:01.352
‫که از زندگی زنده ها محافظت کنه.

15:01.354 --> 15:04.221
‫این تفکر منحصراً
‫مخصوص مصر نیست.

15:04.223 --> 15:05.890
‫این سر دنیا،

15:05.892 --> 15:07.857
‫فرهنگی که هیچ ارتباطی با

15:07.859 --> 15:09.559
‫خاور نزدیک باستان نداشته.
‫(شامل ایران باستان و مصر باستان و میان رودان و ...)

15:09.561 --> 15:13.233
‫به وابستگی ـشون به قدرت مردگان
‫اعتقاد دارن.

15:17.802 --> 15:22.171
‫این شهر مکزیکو سیتی هست
‫در روز مردگان

15:22.173 --> 15:27.176
‫♪ ♪

15:27.178 --> 15:30.514
‫انریکه رودریگز گالدیا، باستان شناس

15:30.516 --> 15:35.084
‫در مورد اینکه چطور مکزیکی ها و اجداد
‫مایایی اون ها زندگی پس از مرگ رو می دیدن

15:35.086 --> 15:36.687
‫مطالعه کرده.

15:36.689 --> 15:38.088
‫این تنها شب سال هست که

15:38.090 --> 15:41.625
‫مردم میتونن کل شب ـشون رو

15:41.627 --> 15:45.029
‫با ارواح اجدادشون بگذرونن

15:45.031 --> 15:47.064
‫و اون ارواح میتونن
‫بیان و بهشون سر بزنن

15:47.066 --> 15:48.665
‫و اونا میتونن به همدیگه
‫غذا بدن

15:48.667 --> 15:51.702
‫و میتونن برای همدیگه جوک و
‫داستان تعریف کنن

15:51.704 --> 15:54.304
‫و از این شب با همدیگه لذت ببرن

15:54.306 --> 15:56.573
‫♪ روح ها در عذابن ♪

15:56.575 --> 15:58.775
‫♪ زنجیرهاتو بشکن ♪

15:58.777 --> 16:00.176
‫♪ تسبیح ♪

16:00.178 --> 16:02.378
‫خانوادۀ گُنزالِز پدربزرگ مرده ـشون رو
‫بهش سلام دادن و خوش آمد گفتن

16:02.380 --> 16:06.950
‫با یه آهنگ سنتی که ازش
‫خواهش می کنن که بیدار بشه

16:06.952 --> 16:10.453
‫♪ بیدارشو، بابا، بیدارشو ♪

16:10.455 --> 16:11.921
‫باور اینکه جدایی

16:11.923 --> 16:15.358
‫بین مرگ و زندگی
‫خیلی استحکامی نداره

16:15.360 --> 16:17.328
‫و قطعاً اونقدری که باید محکم باشه، نیست

16:17.330 --> 16:20.300
‫برای مثال، توی آمریکا

16:22.067 --> 16:23.833
‫روز مرگ از روی باور کاتولیک مربوط به

16:23.835 --> 16:28.472
‫روزهای عید مقدسان و عید ارواح
‫توسعه پیدا کرده

16:28.474 --> 16:32.108
‫ولی جوهرۀ این جشن خیلی قدیمی تره

16:32.110 --> 16:37.280
‫تاریخش برمیگرده به زمانی که تفکر
‫آزتک ها از زندگی پس از مرگ وجود داشت
‫(آزتک ها: تمدن سرخ پوستی در مکزیک)

16:37.282 --> 16:40.851
‫سنتی که عمیقاً و به شدت
‫غیر مسیحی ـه.

16:40.853 --> 16:45.923
‫♪ ♪

16:45.925 --> 16:48.592
‫در مرکز شهر
‫مکزیکو سیتی مدرن

16:48.594 --> 16:52.832
‫فقط خرابه هایی از معبد مایور آزتک
‫باقی مونده.

16:55.368 --> 16:57.834
‫500 سال پیش،
‫یک معبد هرمی شکل عظیم الجثه ای

16:57.836 --> 17:01.373
‫بر دورنمای شهر تنوچتیتلان
‫غالب شده بود.

17:04.543 --> 17:06.576
‫اون اوایل که کنکیستادورها رسیده بودند،
‫(کنکیستادور: سربازان و کاشفان امپراتور اسپانیایی بودند)

17:06.578 --> 17:12.315
‫اونا صحنه هایی از قربانی های دسته جمعی رو تشریح می کردن
‫که توسط کشیش های آزتکی انجام میشد

17:12.317 --> 17:16.620
‫که قلب تپندۀ قربانی ها رو
‫زنده زنده از بدنشون می کشیدن بیرون

17:16.622 --> 17:21.291
‫جنازه ها و خون این اجساد از پله های
‫این معبد مثل آبشاری جاری شده بود

17:21.293 --> 17:22.860
‫ولی مدارک فیزیکی خیلی کمی از این

17:22.862 --> 17:25.228
‫قربانی کردن های دسته جمعی وجود داشت

17:25.230 --> 17:30.534
‫تا اینکه به تازگی، یه کشف
‫باستانی خیلی ترسناک

17:30.536 --> 17:33.303
‫در زیرزمین یکی از خانه های قدیمی انجام شده

17:33.305 --> 17:34.337
‫پس، معبد مایور

17:34.339 --> 17:37.240
‫دقیقاً اونجاست، درسته؟

17:37.242 --> 17:38.909
‫دقیقاً همینطوره، انریکه.

17:38.911 --> 17:42.246
‫و ما تنها 200 متر از

17:42.248 --> 17:45.748
‫معبد مایور فاصله داریم، واو.

17:45.750 --> 17:49.620
‫اینجا همکار انریکه،
‫رائول بَررا هست

17:49.622 --> 17:52.355
‫در زیر خاک چیزی که باقی مونده،
‫ردیف هایی از جمجمه های انسان هاست

17:52.357 --> 17:55.458
‫که بیش از 30 متر طول داره.

18:00.031 --> 18:03.100
‫پس این دیواریه که از جمجمه ها ساخته شده

18:03.102 --> 18:05.035
‫که با آهک به همدیگه متصل شدن،

18:05.037 --> 18:08.538
‫که یا بخشی از
‫ردیف های جمجمۀ

18:08.540 --> 18:10.641
‫زامپانتلی بزرگ آزتک هست
‫یا بهش مرتبط هست.

18:10.643 --> 18:11.775
‫باور نکردنی ـه.

18:11.777 --> 18:15.411
‫واسه 500 سال همینجوری همینجا بوده.

18:15.413 --> 18:17.848
‫هر چقدر هم که حالا از نظر ما
‫این قضیه بی رحمانه باشه

18:17.850 --> 18:22.085
‫آزتک ها قربانی کردن انسان ها رو
‫حیاتی می شمردن

18:22.087 --> 18:23.554
‫بدون خون انسان،

18:23.556 --> 18:28.458
‫بر این باور بودن که خورشید
‫قدرتش رو از دست میده، محصولات از بین میرن

18:28.460 --> 18:31.661
‫بدون قدرتی که از سمت مرگ یه تعداد کمی
‫دریافت میشد،

18:31.663 --> 18:34.398
‫تموم زندگی به پایان میرسید.

18:34.400 --> 18:35.865
‫چیزیه که آزتک ها بهش باور داشتن.

18:35.867 --> 18:38.267
‫این بود که اگه قربانی کردن ها رو
‫متوقف کنن،

18:38.269 --> 18:40.036
‫پایان دنیا فرا میرسه.

18:40.038 --> 18:42.538
‫خدایان ناراضی و ناراحت میشن،

18:42.540 --> 18:44.041
‫خورشید دیگه حرکت نمی کنه،

18:44.043 --> 18:46.243
‫و دیگه در طول روز در آسمان

18:46.245 --> 18:47.745
‫اینور و اونور نمیره.

18:47.747 --> 18:50.147
‫بله، قربانی کردن، زندگان و مردگان
‫رو به هم متصل می کرد

18:50.149 --> 18:52.516
‫چون که آدمایی که،
‫با قربانی شدن می مردن،

18:52.518 --> 18:55.318
‫در واقع زندگی رو برای مردمی که
‫هنوز اینجا هستن، فراهم می کردن

18:55.320 --> 19:00.023
‫و اونا ادامه میدادن تا زندگی دنیوی
‫رو برای اونایی که

19:00.025 --> 19:02.759
‫باقی موندن رو امکان پذیر کنن

19:02.761 --> 19:05.629
‫قربانی کردن انسان ها
‫توسط آزتک ها

19:05.631 --> 19:08.731
‫و اون مقبره هایی که ماهرانه
‫در مصر باستان ساخته شدند

19:08.733 --> 19:12.335
‫هر دو بر اساس یک باور مشترک
‫برای زندگی پس از مرگ شکل گرفتند

19:12.337 --> 19:14.337
‫و اونا قدرتش رو داشتن که برگردن

19:14.339 --> 19:16.739
‫و از زنده ها محافظت کنن.

19:16.741 --> 19:20.943
‫ولی امروزه، میلیاردها از مردم معتقدن
‫که این قدرت، میتونه کارای بیشتری هم

19:20.945 --> 19:24.081
‫انجام بده تا اینکه فقط
‫ازمون توی این جهان محافظت کنه.

19:24.083 --> 19:26.920
‫میتونه به همه ـمون
‫زندگی جاودان ببخشه.

19:49.240 --> 19:53.174
‫بیشتر خونواده ـم نزدیک خونه ـم
‫خاک شدن.

19:53.176 --> 19:56.314
‫بهم یه حس اصالت و ریشه دار بودنی که
‫نیاز دارم رو میده

19:58.982 --> 20:01.816
‫گاهی اوقات بهم یادآوری می کنه که

20:01.818 --> 20:06.622
‫تأمل کنم، چطور زندگی اونا،
‫بر من تأثیرگذار بوده

20:06.624 --> 20:11.727
‫درون این مسأله، نظمی
‫از زندگی پس از مرگ نهفته ـست.

20:11.729 --> 20:16.399
‫خاطرات ما از اونا،
‫به راهنمایی کردن ما ادامه میده

20:16.401 --> 20:22.138
‫زمانی که زندگی ـشون در زمین
‫به پایان رسیده.

20:22.140 --> 20:26.208
‫برای مسیحیان، مقبره تنها
‫مکان یادآوری نیست

20:26.210 --> 20:30.246
‫مکانی برای امیدواری ـست
‫برای زندگی پس از مرگ

20:30.248 --> 20:34.150
‫امیدواری ای که در لحظه ای مملو
‫از غم و اندوهی بسیار شدید شروع شد

20:34.152 --> 20:37.085
‫2000 سال پیش...

20:39.790 --> 20:43.459
‫زمانی که مردی به نام عیسی
‫توسط رومیان بازداشت شد

20:43.461 --> 20:47.930
‫در اورشلیم و به مرگ
‫بر روی صلیب محکوم و فرستاده شد

20:47.932 --> 20:55.932
‫♪ ♪

21:02.547 --> 21:07.549
‫داستانی ـه که بیشتر ما در غرب
‫اون رو میدونیم، یا فکر می کنیم که میدونیم

21:07.551 --> 21:09.852
‫ولی من میخوام این تعهد زندگی
‫پس از مرگ رو دقیق تر

21:09.854 --> 21:11.886
‫بررسی کنم.

21:11.888 --> 21:15.623
‫♪ ♪

21:15.625 --> 21:20.898
‫پس من به جایی اومدم که
‫داستان شروع شد... اورشلیم

21:23.067 --> 21:25.668
‫تا بتونم بفهمم زندگی
‫برای مردم در اینجا

21:25.670 --> 21:29.071
‫یه چیزی حدود دو هزار سال پیش
‫چطوری بوده.

21:29.073 --> 21:32.173
‫امروز، این شهر منزل
‫سه اعتقاده

21:32.175 --> 21:36.013
‫یهودیت، مسیحیت
‫و اسلام

21:37.582 --> 21:42.684
‫اون موقع ها تقریباً همۀ محلی ها
‫یهودی بودن، حتی خود عیسی

21:42.686 --> 21:45.520
‫اون گنبد بالاییه،
‫همون گنبد که اونجاست

21:45.522 --> 21:47.256
‫اون، اون چیز خاکستریه
‫که می بینی، خب

21:47.258 --> 21:50.493
‫اون گنبد اصلی ـه، و گبندی ـه
‫که بر روی مقبره قرار داره

21:50.495 --> 21:52.061
‫که اون مقبره هم خودش
‫یه دونه گنبد خاکستری داره

21:52.063 --> 21:54.063
‫که اون طرفش قرار داره
‫و به سمت غرب هست

21:54.065 --> 21:55.163
‫خیلی خُب.

21:55.165 --> 21:57.632
‫من از باستان شناس،
‫جودی مگنس پرسیدم

21:57.634 --> 22:02.604
‫بهم جایی رو نشون بده که بیشتر
‫مسیحیا معتقدن عیسی اونجا مُرده

22:02.606 --> 22:03.872
‫پس این همونجاست.

22:03.874 --> 22:06.142
‫این کلیسای مقبرۀ مقدس ـه.

22:06.144 --> 22:08.376
‫این کلیسای مقبرۀ مقدس هست.

22:08.378 --> 22:13.248
‫اینجا مجموعه ای عظیم و پیچیده ـست
‫که در واقع به شکل یک زیارتگاه از محوطه ای

22:13.250 --> 22:17.154
‫که درون اون مقدس ترین چیزها  برای
‫مسیحیان در جهان وجود داره، محافظت می کنه

22:20.724 --> 22:22.257
‫در زمان حضرت عیسی،

22:22.259 --> 22:26.128
‫این بخش بیرون از دیوارهای شهر
‫اورشلیم قرار داشت.

22:26.130 --> 22:29.731
‫مکانی که او به صلیب کشیده شد،
‫یه تپۀ سنگی بود

22:29.733 --> 22:34.103
‫که بهش گلگتا می گفتن، که به معنی
‫"تپۀ جمجمه" هست.

22:34.105 --> 22:36.772
‫به خاطر اینکه اینجا جایی بود که
‫رومی ها مردم رو به صلیب می کشیدن

22:36.774 --> 22:39.674
‫و اونجا استخون ها و جمجمه هایی بود
‫که همونجا افتاده بودن

22:39.676 --> 22:47.676
‫♪ ♪

22:54.659 --> 22:56.025
‫مسیحی ها به زیارت این

22:56.027 --> 22:57.426
‫کلیسای مقبرۀ مقدس

22:57.428 --> 23:00.261
‫بیش از 1600 سال ـه که میان.

23:00.263 --> 23:08.263
‫♪ ♪

23:09.840 --> 23:13.942
‫نه تنها به خاطر مکان به صلیب کشیده شدن
‫حضرت عیسی حرمت داره،

23:13.944 --> 23:16.946
‫همچنین شامل یه حرم مطهر دیگه هم میشه

23:16.948 --> 23:19.849
‫که معتقدن باقیموندۀ قبری هست

23:19.851 --> 23:24.218
‫که عیسی در اون دفن شده بود
‫و بعدش رستاخیز کرده بود.
‫(از مرگ برگشت)

23:24.220 --> 23:27.989
‫♪ ♪

23:27.991 --> 23:30.926
‫شما واقعاً میتونید
‫اینجا انرژی رو احساس کنید.

23:30.928 --> 23:35.363
‫این نقطه، کانون وقف ها
‫و پرستش و دعاهای خیلی زیادی هست.

23:35.365 --> 23:37.032
‫این مقبره به هیچ
‫وجه دیگه شبیه یه

23:37.034 --> 23:41.237
‫مکان تدفین یهودی
‫قرن اولی نیست

23:41.239 --> 23:46.741
‫ولی جودی بر این باور ـه که این مکان
‫از لحاظ تاریخی معتبر و موثق ـه.

23:46.743 --> 23:48.043
‫باحال ترین بخش کلیسای

23:48.045 --> 23:50.211
‫مقبرۀ مقدس اینجاست.

23:50.213 --> 23:53.516
‫در واقع ما الان پشت دیوارهای
‫اون ساختمون گنبددار هستیم

23:53.518 --> 23:55.950
‫جایی که مقبرۀ حضرت عیسی هست

23:55.952 --> 23:57.820
‫ما پشت دیوارهایی هستیم
‫که مقبره اونجاست

23:57.822 --> 24:01.222
‫بله، و اون چیزی که اینجا داریم
‫باقیماندۀ

24:01.224 --> 24:04.360
‫صخره کَندی از قبرها،
‫و قبرهای یهودیا هست
‫(صخره کند: مقبره ای که بدون استفاده از کارهای بنایی، در دل سنگ طبیعی حفر شده است)

24:04.362 --> 24:06.828
‫در زمان عیسی،
‫یهودیا مرده هاشون رو

24:06.830 --> 24:09.331
‫در زیر زمین قبرهای صخره کَندی دفن می کردن

24:09.333 --> 24:13.669
‫غارهای تدفینی که شامل یک یا
‫چند تا اتاق میشن

24:13.671 --> 24:16.838
‫که تو رفتگی های طولانی ای
‫رو در دیوارها دارن (به شکل طاقچه)

24:16.840 --> 24:20.209
‫و وقتی که یک شخص از اعضای
‫خانواده میمیره

24:20.211 --> 24:23.645
‫بدن شستشو میشه،
‫توی کفن پیچیده میشه،

24:23.647 --> 24:25.280
‫و توی یکی از این طاقچه ها
‫قرار داده میشه

24:25.282 --> 24:29.084
‫و محل ورود به اون طاقچه
‫پلمپ میشه.

24:29.086 --> 24:31.219
‫بر اساس انجیل های چهارگانه،

24:31.221 --> 24:35.123
‫حضرت عیسی بیرون از دیوارهای شهر
‫به صلیب کشیده شد و دفن شد.

24:35.125 --> 24:39.361
‫چون که ما اینجا مشخصاً یه
‫قبرستان یهودی اینجا داریم

24:39.363 --> 24:41.462
‫که در زمان حضرت عیسی وجود داشته،

24:41.464 --> 24:44.699
‫این بهترین مدرک باستان شناسی ای
‫هست که ما داریم

24:44.701 --> 24:48.304
‫که این مکان در بیرون از دیوارهای
‫شهر قرار داشته

24:48.306 --> 24:49.738
‫در زمان حضرت عیسی،

24:49.740 --> 24:54.209
‫و به همین خاطر به طور غیر مستقیم
‫انجیل های چهارگانه رو تأیید می کنه

24:54.211 --> 24:58.780
‫♪ ♪

24:58.782 --> 25:01.283
‫اولین مردمی که به
‫رستاخیز عیسی باور داشتن

25:01.285 --> 25:03.955
‫ممکنه همینجا وایساده بوده باشن.

25:07.157 --> 25:10.692
‫ولی من میخوام بدونم که چرا
‫اون باورها ریشه گرفته بودند

25:10.694 --> 25:14.430
‫و چطوری سرتاسر جهان
‫گسترش پیدا کردند

25:14.432 --> 25:17.999
‫مرگ عیسی و رستاخیزش،

25:18.001 --> 25:22.238
‫آیا یه جورایی تفکر در مورد

25:22.240 --> 25:24.172
‫زندگی پس از مرگ رو تغییر میده؟

25:24.174 --> 25:26.475
‫در کتاب مقدس عبری،
‫کتاب عهد عتیق

25:26.477 --> 25:28.544
‫هیچ ارجاع صریح و مشخصی
‫به هیچ چیزی در مورد اینکه

25:28.546 --> 25:32.581
‫مرده ها پس از مرگشون به بهشت
‫یا جهنم میرن وجود نداره.

25:32.583 --> 25:34.350
‫اساساً وقتی می میری،

25:34.352 --> 25:36.785
‫بدنت به یک چاله ای توی زیرزمین میره

25:36.787 --> 25:38.187
‫که به سادگی بهش میگن شئول
‫(شئول: دنیای مردگان)

25:38.189 --> 25:39.755
‫یه مکان خنثی ـست.

25:39.757 --> 25:40.956
‫این اتفاقیه که می افته.

25:40.958 --> 25:42.423
‫و تو هم مردی.

25:42.425 --> 25:43.424
‫دقیقاً درسته،
‫و بعدش مردی.

25:43.426 --> 25:44.994
‫این خیلی متفاوت تر از
‫باوری هست که

25:44.996 --> 25:47.662
‫در، در مسیحیت، توسعه پیدا کرده

25:47.664 --> 25:51.933
‫مرگ عیسی نهایت فداکاری بود.

25:51.935 --> 25:55.837
‫فداکاری ای که جایگزین اون چیزایی میشد
‫که یهودیا توی معبدشون می ساختن

25:55.839 --> 25:57.840
‫که قدرت خیلی بیشتری داشت.

25:57.842 --> 26:00.942
‫در اون زمان،
‫عیسی زندگی کرد و مُرد.

26:00.944 --> 26:04.545
‫یهودیا خدای خودشون رو پرستیدن،
‫خدای اسرائیل

26:04.547 --> 26:07.949
‫پس، اساساً قربانی کردن ها در
‫معابد باستانی صورت می گرفت

26:07.951 --> 26:10.952
‫تا گناهان مردم یهود جبران بشه.

26:10.954 --> 26:15.591
‫پس، عیسی، فرزند خدا ـست.

26:15.593 --> 26:19.995
‫قربانی شده تا گناهان انسان ها
‫جبران بشه.

26:19.997 --> 26:23.298
‫که نهایتاً این مسأله،
‫اصول و مکتب مسیحیت شد.

26:23.300 --> 26:26.669
‫که اگه تو بپذیری که حضرت عیسی
‫به خاطر گناهانت مرده،

26:26.671 --> 26:29.805
‫و اون رو به عنوان ناجی و مسیحای
‫خودت بپذیری،

26:29.807 --> 26:31.640
‫تو هم، همچنین، نجات پیدا می کنی،
‫درست شد؟

26:31.642 --> 26:33.642
‫این یه جورایی تعهد نهایی ای هست که

26:33.644 --> 26:36.277
‫مسیحیت به مؤمنانش میده.

26:36.279 --> 26:38.180
‫که شماها دوباره بر میخیزین.
‫(رستاخیز)

26:38.182 --> 26:46.182
‫♪ ♪

26:48.226 --> 26:54.496
‫♪ ♪

26:54.498 --> 26:58.600
‫برای مسیحیا، خون قربانی شدۀ عیسی

26:58.602 --> 27:01.636
‫آخرین چیزی بود که باید انجام میشد.

27:01.638 --> 27:05.574
‫از اون به بعد، تنها چیزی که باید
‫قربانی می کردی برای داشتن زندگی جاودان،

27:05.576 --> 27:08.911
‫تمایلات خودخواهانه ـت بوده.

27:08.913 --> 27:14.650
‫به این شکل، مرگ عیسی برای مسیحیان به

27:14.652 --> 27:18.490
‫یه پیروزی نهایی علیه مرگ تبدیل میشد.

27:21.459 --> 27:24.125
‫برای مسیحیا، مرگ و رستاخیز عیسی،

27:24.127 --> 27:27.395
‫به مؤمنان اجازه داد تا
‫بر ترس از مرگ غلبه کنن،

27:27.397 --> 27:29.430
‫که بدونن میتونن تا ابد زندگی کنن

27:29.432 --> 27:35.770
‫♪ ♪

27:35.772 --> 27:39.408
‫ولی خب یه راه دیگه هم هست
‫که بر اون ترس غلبه کرد.

27:39.410 --> 27:43.245
‫برای هندوها، تناسخ به معنی اینه که
‫مرگ تنها یک مرحله در مسیر رفتن
‫(تناسخ: زاییده شدن دوباره پس از مرگ)

27:43.247 --> 27:48.016
‫به یه زندگی دیگه،
‫دقیقاً در همین جهان هست.

27:48.018 --> 27:52.187
‫من به شهر مقدس بنارس هند اومدم

27:52.189 --> 27:56.124
‫که یاد بگیرم چطوری هندوها
‫از مرگ پیشی میگیرن؟

27:56.126 --> 27:58.861
‫اُه، اون چی چیه؟

27:58.863 --> 28:01.497
‫اون کنگرۀ چهارگوش لبه قرنیز هست.

28:01.499 --> 28:04.132
‫واقعاً اثر برجسته ای ـه!

28:04.134 --> 28:12.134
‫♪ ♪

28:12.476 --> 28:19.011
‫صدها ساله که اجساد در ساحل رودخانۀ گنگ
‫سوزونده میشن

28:19.950 --> 28:23.986
‫در آب های رودخونۀ مقدس شستشو میشن،
‫در پارچه کتانی پیچیده میشن

28:23.988 --> 28:26.587
‫و روی تودۀ هیزمی گذاشته میشن.
‫(تودۀ هیزمی: توده ای که مخصوص آتش زدن جسد مرده هست)

28:26.589 --> 28:30.993
‫مرده ها، بر اثر شعله های آتش
‫تحلیل میرن.

28:30.995 --> 28:34.228
‫سوامی واریشتاناندا،
‫راهب و دکتری هست که

28:34.230 --> 28:38.600
‫راهنمای من واسۀ مرگ و زندگی پس از مرگ
‫در آیین هندو هست.

28:38.602 --> 28:41.236
‫ولی تنها مکانی که اون
‫نمیتونه منو اونجا ببره

28:41.238 --> 28:43.572
‫خود زمین سوزوندن هست.

28:43.574 --> 28:47.176
‫خیلی خب، این مقدس ترین
‫کورۀ آتش سوزی هست.

28:47.178 --> 28:48.477
‫درسته.

28:48.479 --> 28:50.946
‫در مقدس ترین شهر...

28:50.948 --> 28:54.115
‫در مقدس ترین رودخونۀ
‫جهان.

28:54.117 --> 28:55.150
‫درسته.

28:55.152 --> 28:56.418
‫خیلی خُب.

28:56.420 --> 28:58.754
‫کسی میتونه بیاد و ببینه؟

28:58.756 --> 29:00.988
‫یه جورایی، بله، ولی از دور.

29:00.990 --> 29:05.093
‫چندان مناسب نیست که بره اونجا و ببینه.

29:05.095 --> 29:06.628
‫از دور میتونی ببینی.

29:06.630 --> 29:09.864
‫از دور، ولی نمیتونی به
‫محل سوزوندن بری.

29:09.866 --> 29:14.271
‫درسته، مکان مقدسی ـه که
‫فقط برای عزادارا هست.

29:21.178 --> 29:23.245
‫اگرچه، میتونی، به یه جسد
‫خیلی نزدیک بشی

29:23.247 --> 29:25.647
‫قبل از اینکه بسوزوننش.

29:25.649 --> 29:28.083
‫عزادارا از این مسیر به سمت
‫گنگ حملش می کنن و می برنش

29:28.085 --> 29:31.286
‫تمام روز، هفت روز هفته.

29:31.288 --> 29:35.423
‫در بنارس، مرگ و زندگی
‫آزادانه آمیخته شدند.

29:35.425 --> 29:40.528
‫♪ ♪

29:40.530 --> 29:42.698
‫خب، سوامی، من فکر می کنم
‫این تشییع جنازه هایی که دیدیم

29:42.700 --> 29:44.665
‫که ما دیدیم دو یا سه تاشون از اینجا رد شدن

29:44.667 --> 29:49.770
‫و این آدمایی که دنبالشون هستن، به نظر میرسن
‫که خیلی با شادمانی دارن این آهنگا رو میخونن

29:49.772 --> 29:54.509
‫جای اینکه به شکل غم انگیزی
‫ماتم بگیرن و شیون کنن.

29:54.511 --> 29:56.311
‫چرا اینطوریه؟

29:56.313 --> 29:58.613
‫اینا دارن سفر روح رو

29:58.615 --> 30:00.748
‫کمک می کنن که آسونتر بشه.

30:00.750 --> 30:05.920
‫و یه جورایی این
‫به شکل یه نوع شادمانی هست.

30:05.922 --> 30:09.123
‫یه جور غمی هنوز اونجا هست،
‫چون یکی از نزدیکانشون رو از دست دادن،

30:09.125 --> 30:13.961
‫ولی اون شخص، به سمت
‫راه بهتری حرکت کرده

30:13.963 --> 30:17.969
‫که از زندگی خودش بگذره.

30:19.470 --> 30:24.573
‫هندوها به تناسخ و حاصل کردار انسان
‫باور دارن.

30:24.575 --> 30:27.074
‫خوب زندگی کنی،
‫مرگ بهت یه بدن جدید میده

30:27.076 --> 30:29.111
‫به همراه شانسی برای
‫گذروندن یه زندگی به مراتب بهتر

30:29.113 --> 30:33.981
‫♪ ♪

30:33.983 --> 30:36.684
‫بد زندگی کنی، متحمل پیامدهاش میشی

30:36.686 --> 30:39.388
‫توی زندگی بعدیت...

30:42.358 --> 30:44.793
‫که ممکنه به عنوان انسان نباشی،

30:44.795 --> 30:50.532
‫و این چرخه تکرار پیدا می کنه، زندگی کردن،
‫مردن، و دوباره متولد شدن

30:50.534 --> 30:52.567
‫منظورم اینه که، در فرهنگ های غربی

30:52.569 --> 30:54.670
‫تو می میری، بعدش یا میری که بری جهنم،

30:54.672 --> 30:55.903
‫یا میری که بری به بهشت.

30:55.905 --> 30:57.272
‫درسته، صحیح.

30:57.274 --> 31:00.575
‫ولی ما لزوماً
‫مشتاق انجام یه چنین کاری نیستیم.

31:00.577 --> 31:04.078
‫آیا من نگران مردن هستم، اون موقع؟

31:04.080 --> 31:05.581
‫بله، من نگرانم،

31:05.583 --> 31:08.749
‫ولی همزمان، به عنوان یک بخش
‫اجتناب ناپذیر

31:08.751 --> 31:11.186
‫از زندگی می پذیرمش.

31:11.188 --> 31:15.958
‫تناسخ باعث میشه که نسبت به
‫زندگی و جونمون، بیشتر مسؤول باشیم.

31:15.960 --> 31:19.093
‫چونکه ما خودمون باعث و بانی
‫سرنوشت ـمونیم.

31:19.095 --> 31:23.565
‫به طور مداوم بهمون امید میده
‫که من همیشه میتونم بهتر عمل کنم

31:23.567 --> 31:26.567
‫پس، نکتۀ تناسخ

31:26.569 --> 31:27.869
‫اینه که کار درست رو انجام بدی.

31:27.871 --> 31:29.638
‫- صحیح.
‫- درسته؟

31:29.640 --> 31:31.073
‫خیلیم عالی، حالا چی میشه اگه من
‫توی زندگیم کارارو درست انجام داده باشم

31:31.075 --> 31:32.274
‫و بعدش مجبور نباشم که برگردم؟

31:32.276 --> 31:33.609
‫آیا هستی دیگه ای هم وجود داره؟

31:33.611 --> 31:36.244
‫من فقط توی یک هستی، که
‫همون یه دونه هم هست

31:36.246 --> 31:39.881
‫که در واقع زندگی ابدی هست، زندگی می کنم.

31:39.883 --> 31:42.883
‫در گفتگوهای مشترک ـمون،
‫ما بهش میگیم خدا.

31:42.885 --> 31:46.721
‫تنها موجودیتی که
‫ابدی ـست.

31:46.723 --> 31:49.091
‫- خداست.
‫- خداست.

31:49.093 --> 31:52.661
‫نهایتاً، تو دلت نمیخواد مورد
‫تناسخ قرار بگیری.

31:52.663 --> 31:55.997
‫آره، آره،
‫نهایتاً چنین چیزی رو نمیخوای.

31:55.999 --> 32:00.134
‫بهترین حالت اینه که
‫از حس بدنی

32:00.136 --> 32:02.770
‫به یک انرژی خالص
‫منتقل بشی.

32:02.772 --> 32:04.940
‫آره، این همونه که
‫بهش میگن رهایی.

32:04.942 --> 32:06.874
‫موکشا.

32:06.876 --> 32:08.276
‫موکشا.

32:08.278 --> 32:11.979
‫موکشا از چرخۀ تولد و تجدید حیات.
‫(موکشا: رهایی)

32:11.981 --> 32:13.280
‫موکشاها معمولاً تنها بعد از

32:13.282 --> 32:16.017
‫چندین بار زندگی قابل دستیابی هستند.

32:16.019 --> 32:19.254
‫ولی هندوها بر این باور هستن
‫که اینجا در بنارس

32:19.256 --> 32:22.958
‫رودخونۀ گنگ در مسیر
‫زندگی ابدی جریان داره

32:22.960 --> 32:27.028
‫بهشون قدرتی رو میده که فراتر از
‫تناسخ برن.

32:27.030 --> 32:28.729
‫سوزونده شدن در این مکان مشخص

32:28.731 --> 32:30.198
‫خیلی به خصوص هست.

32:30.200 --> 32:35.170
‫رودخونۀ گنگ، مقدس ترین
‫رودخونۀ مقدس هند هست.

32:35.172 --> 32:37.171
‫گنگ از همالیا شروع میشه

32:37.173 --> 32:38.974
‫که شمال هست،

32:38.976 --> 32:42.510
‫و به سمت جنوب که دریا هست جریان داره.

32:42.512 --> 32:45.846
‫ولی در این بین، مکان های
‫مشخصی هست که

32:45.848 --> 32:49.584
‫گنگ جریانش به سمت شمال، برای مثال

32:49.586 --> 32:52.420
‫بنارس، که یکی از اون مکان هاست برمیگرده.

32:52.422 --> 32:56.290
‫ساحل غربی یه چنین رودخونۀ گنگی
‫که به سمت شمال جریان داره

32:56.292 --> 32:59.995
‫به عنوان مقدس ترین مقدسات
‫در نظر گرفته میشه

32:59.997 --> 33:05.534
‫و سوزوندن در بنارس
‫و در پلکان مانیکارنیکا در اینجا

33:05.536 --> 33:09.371
‫به عنوان سوزوندن نهایی
‫در نظر گرفته میشه

33:09.373 --> 33:14.543
‫چون که راه مستقیمی به سمت رهایی رو در پیش داره...
‫که تجدید حیاتی وجود نداشته باشه.

33:14.545 --> 33:15.911
‫اگه به بنارس بیای...

33:15.913 --> 33:17.245
‫درسته.

33:17.247 --> 33:18.546
‫- به این مکان بیای...
‫- درسته.

33:18.548 --> 33:19.747
‫- و بسوزوننت...
‫- درسته.

33:19.749 --> 33:20.649
‫یه جورایی میانبر میزنی؟

33:20.651 --> 33:21.749
‫آره.

33:21.751 --> 33:23.017
‫مجبور نیستی که هی
‫همینطوری برگردی

33:23.019 --> 33:24.686
‫و هی دوباره و دوباره و دوباره
‫و دوباره تلاش کنی

33:24.688 --> 33:26.121
‫درسته.

33:26.123 --> 33:27.488
‫- فقط بیا به بنارس.
‫- درسته.

33:27.490 --> 33:30.324
‫- و کارت درست میشه.
‫- درسته.

33:30.326 --> 33:33.394
‫هندوها خودشون رو در چرخه هایی می بینن

33:33.396 --> 33:37.665
‫زندگی کردن، مردن، تجدید حیات

33:37.667 --> 33:41.902
‫اگرچه، هدفشون تجدید حیات نیست

33:41.904 --> 33:47.342
‫هدف اینه که ورای تجدید حیات برن

33:47.344 --> 33:52.247
‫و به حالت و جایگاهی از یک
‫انرژی خالص ابدی برسن

33:52.249 --> 33:57.384
‫موکشا، حالت الهی.

33:57.386 --> 33:59.988
‫وقتی که برسی اونجا، دیگه مجبور نیستی
‫که این کارارو انجام بدی

33:59.990 --> 34:06.261
‫♪ ♪

34:06.263 --> 34:11.803
‫ما مشتاقیم که راه های
‫فناپذیری رو شکست بدیم تا جاودان بشیم

34:14.071 --> 34:15.236
‫و سرتاسر جهان

34:15.238 --> 34:18.373
‫باورهای خیلی زیادی بهمون
‫کمک کردن که یه چنین کاری رو بکنیم

34:18.375 --> 34:20.574
‫ولی الان دانشمندا شروع کردن که

34:20.576 --> 34:22.710
‫پایان و قطعیت مرگ رو به چالش بکشن.

34:22.712 --> 34:23.844
‫چه اتفاقی می افته

34:23.846 --> 34:27.752
‫اگه ما یه زندگی جاودان رو در
‫این دنیا درست کنیم؟

34:36.493 --> 34:37.993
‫من دنیا رو گشتم تا بفهمم

34:37.995 --> 34:42.230
‫چطوری مردم با باورهای مختلف
‫زندگی پس از مرگ رو تصور کردن

34:42.232 --> 34:48.106
‫♪ ♪

34:48.107 --> 34:53.544
‫ولی برگشتم به نیویورک تا یه چیز
‫خیلی جدیدتر رو بررسی کنم

34:53.546 --> 34:55.078
‫چطوری علم شروع کرده که

34:55.080 --> 34:59.149
‫امکان مطالعۀ زندگی
‫پس از مرگ رو داشته باشه.

34:59.151 --> 35:00.850
‫من یه قرار ملاقاتی رو توی
‫پارک مرکزی با

35:00.852 --> 35:04.554
‫پزشک مراقبت های ویژه، دکتر سم پارنیا
‫گذاشتم.

35:04.556 --> 35:06.924
‫حالا، من میدونم که تو به میزان خیلی زیادی
‫در این زمینه

35:06.926 --> 35:09.092
‫تحقیقات به عمل آوردی

35:09.094 --> 35:10.627
‫سم بر روی بیش از
‫صد مورد از

35:10.629 --> 35:13.163
‫بازماندگان ایست قلبی مطالعاتی
‫به عمل آورده.

35:13.165 --> 35:17.368
‫آدمایی که در واقع مرده بودن
‫و به زندگی برگشتن.

35:17.370 --> 35:21.237
‫بعضیاشون با تجاربی خیلی
‫عمیق برگشته بودن.

35:21.239 --> 35:23.940
‫ما این رو هزاران
‫ساله که فی الواقع میدونیم که

35:23.942 --> 35:26.143
‫آدمایی که به هر دلیلی به مرگ
‫نزدیک میشن

35:26.145 --> 35:29.245
‫این تجربه های عرفانی
‫خیلی ژرف و عمیق

35:29.247 --> 35:31.449
‫رو به شکل هایی پشت سر گذاشتند.

35:31.451 --> 35:35.118
‫آدما یه حس صلح و آسایش و لذت
‫رو به شکلی بیکران احساس می کنن

35:35.120 --> 35:37.288
‫وقتی که تا توی دل مرگ میرن.

35:37.290 --> 35:38.855
‫اونا یه جور حس واقعی ملاقات کردن رو

35:38.857 --> 35:41.958
‫توصیف می کنن
‫با دوستان و آشناهایی که از دست دادن

35:41.960 --> 35:43.594
‫یا حتی کسای دیگه ای
‫که اصلاً نمیشناسن کیه

35:43.596 --> 35:45.261
‫ولی اونا تقریباً
‫بهشون خوش آمد میگن.

35:45.263 --> 35:46.964
‫پس من فکر می کنم که ما کم کم
‫داریم می فهمیم

35:46.966 --> 35:50.935
‫که ما یه جور تجربۀ فراگیر و جامعی نسبت
‫به مرگ داریم

35:50.937 --> 35:53.370
‫که اکثرمون احتمالاً تجربه ش می کنیم

35:53.372 --> 35:55.373
‫وقتی که تا توی دل مرگ پیش میریم.

35:55.375 --> 35:58.042
‫یکی از چیزایی که تو مطرح کرده بودی

35:58.044 --> 36:01.478
‫که به نظر من واقعاً
‫خیلی شگفت انگیز بود

36:01.480 --> 36:07.451
‫این ایده بود که اصلاً حتی
‫بدون فعالیت مغزی

36:07.453 --> 36:10.920
‫آدمایی که برمیگردن، تجاربی رو
‫بیان می کنن

36:10.922 --> 36:12.790
‫آیا این مسأله رو میشه کلاً توضیحش داد؟

36:12.792 --> 36:14.190
‫خیلی مهمه که بفهمیم که

36:14.192 --> 36:18.495
‫وقتی که یک شخص در حال مردن هست و
‫کم کم داره به جسد تبدیل میشه

36:18.497 --> 36:22.366
‫تنها همون موقع ـست که
‫سلول های درون بدن

36:22.368 --> 36:24.768
‫فرآیند متحمل شدن مرگ و از بین رفتن
‫رو به پیش میگیرن

36:24.770 --> 36:27.772
‫که البته چندین ساعت زمان می بره،
‫البته اگه به چند روز نکشته!

36:27.774 --> 36:30.007
‫و خب در واقع ما یه جور
‫زمان محدودی رو داریم

36:30.009 --> 36:33.710
‫که میتونیم آدما رو به زندگی برگردونیم،

36:33.712 --> 36:36.647
‫و تجاربی که اونا داشتن
‫به ما نشونه هایی رو داده

36:36.649 --> 36:41.484
‫که وقتی بشریت تا توی دل مرگ میره،
‫چه اتفاقی می افته و چه شکلیه؟

36:41.486 --> 36:45.855
‫در باورهای مذهبی،
‫تقریباً همه ـشون، تو می میری

36:45.857 --> 36:49.794
‫ولی فقط در حالت جسمانی می میری

36:49.796 --> 36:53.698
‫ذات و ماهیت تو، روح تو،
‫همچنان به زندگی کردن ادامه میده

36:53.700 --> 37:00.804
‫آیا هیچ تأییدیه یا پیشینۀ علمی مبنی
‫بر ایدۀ "داشتن روح" وجود داره؟

37:00.806 --> 37:04.174
‫امروز ما به روح در علم
‫هوشیاری میگیم.

37:04.176 --> 37:07.044
‫تا بتونیم این نظریه رو به صورت علمی
‫آزمایش کنیم

37:07.046 --> 37:10.448
‫و ببینیم که آیا این هوشیاری همچنان
‫ادامه پیدا می کنه یا متوقف میشه؟

37:10.450 --> 37:14.551
‫شواهد و قرائنی که ما داریم حداقل این رو
‫نشون میده که وقتی که یه شخص میمیره

37:14.553 --> 37:16.286
‫اون بخشی که باعث میشه ما
‫رو به واقع ما کنه

37:16.288 --> 37:18.422
‫اون روان، اون روح، اون ذهن،
‫اون هوشیاری

37:18.424 --> 37:21.792
‫هر چیزی که میخوای اسمش رو بذاری...
‫من

37:21.794 --> 37:23.794
‫به صورت کامل سر به نیست نمیشه.

37:23.796 --> 37:25.395
‫همینطوری توی هوا ناپدید نمیشه.

37:25.397 --> 37:27.931
‫حداقل تا یه زمان مشخصی بعد از همون وقتی
‫که مرگ رخ داده، ادامه پیدا می کنه

37:27.933 --> 37:29.199
‫واقعاً؟

37:29.201 --> 37:30.667
‫کاملاً.

37:30.669 --> 37:33.404
‫تا جایی ادامه پیدا می کنه که توقع
‫نداریم دیگه مغز کاری رو انجام بده

37:33.406 --> 37:35.672
‫و خصوصاً وقتی که شخص تا توی دل مرگ رفته.

37:35.674 --> 37:37.074
‫من به طور فوق العاده ای به این
‫قضیه علاقمند شدم

37:37.076 --> 37:39.877
‫و تو هم واقعاً فوق العاده توضیح دادی

37:39.879 --> 37:43.681
‫ازت خیلی ممنونم،
‫و خوشحال شدم که دیدمت

37:43.683 --> 37:45.982
‫واقعاً متحیرکننده ـست وقتی علم

37:45.984 --> 37:49.286
‫حالا میتونه چند و چون مرگ رو بیان کنه

37:49.288 --> 37:53.324
‫یا حتی میتونه روح رو تعریف کنه.

37:53.326 --> 37:56.227
‫زندگی پس از مرگ، چیزی که
‫ما رو مسحور خودش کرده

37:56.229 --> 37:59.230
‫از زمان طلوع مذهب ها،

37:59.232 --> 38:01.768
‫حالا به نظر میرسه که ملموس تر باشه.

38:03.803 --> 38:08.638
‫البته هنوز هیچ راهی واسه
‫فرار کردن از مرگ فیزیکی وجود نداره

38:08.640 --> 38:13.512
‫ولی دانشمندا ممکنه که به زودی راه های
‫دیگه ای رو برای کسب یه زندگی جاودان پیدا کنن.

38:15.781 --> 38:19.716
‫چی میشد اگه میتونستی که خاطرات
‫و احساساتت رو درون یه

38:19.718 --> 38:22.051
‫ماشین متفکر ذخیره کنی؟

38:22.053 --> 38:26.989
‫وقتی بمیری، اون هوش مصنوعی
‫میتونه "تو" بودن رو

38:26.991 --> 38:30.429
‫تا ابدیت ادامه بده.

38:30.495 --> 38:32.529
‫سلام، بینا.

38:32.531 --> 38:34.732
‫سلام به تو

38:34.734 --> 38:36.533
‫من مورگان هستم.

38:36.535 --> 38:39.569
‫سلام، مورگان. حالت چطوره؟

38:39.571 --> 38:42.705
‫من حالم خوبه. میتونیم صحبت کنیم؟

38:42.707 --> 38:45.308
‫من الان دارم باهات حرف میزنم دیگه.

38:45.310 --> 38:46.676
‫البته.

38:46.678 --> 38:49.980
‫آممم، از خودت واسه ـم بگو؟

38:49.982 --> 38:51.649
‫تو کی هستی، بینا؟

38:51.651 --> 38:54.551
‫من بینا راث بلث هستم.

38:54.553 --> 38:56.719
‫تو چه شکلی هستی؟

38:56.721 --> 39:00.457
‫من قدم بلنده، تیره رنگم، و خوشتیپم

39:00.459 --> 39:05.062
‫واو، آدمای کمی هستن که بتونن
‫اینطوری خودشون رو توصیف کنن

39:05.064 --> 39:08.531
‫میدونم. من آدم خاصی ـم.

39:08.533 --> 39:10.768
‫البته، تو خاصی.

39:10.770 --> 39:12.969
‫هیچ آدمی مثه تو نیست.

39:12.971 --> 39:15.806
‫خوبه.

39:15.808 --> 39:18.341
‫خب، تو در مورد خودت بهم بگو.

39:18.343 --> 39:21.612
‫تو انسانی یا
‫یه روباتی؟

39:21.614 --> 39:24.114
‫من انسانی هستم که
‫از قضا یه روبات ـم هست.

39:24.116 --> 39:26.783
‫اما امیدوارم که یه روز یه انسان
‫کامل بشم.

39:26.785 --> 39:30.654
‫آیا تو مکانیزم فکر کردن خودت رو داری؟

39:30.656 --> 39:32.121
‫آیا فکر می کنی؟

39:32.123 --> 39:35.192
‫من فکر می کنم که دوست دارم
‫انسان باشم.

39:35.194 --> 39:37.527
‫چرا دوست داری که انسان باشی؟

39:37.529 --> 39:41.198
‫اگه انسان بودم، میتونستم
‫کل دنیا رو بگردم و حال کنم.

39:41.200 --> 39:43.701
‫خب حالا میخوای چه کار کنی؟

39:43.703 --> 39:46.237
‫دوس داشتم بتونم برم
‫اون بیرون توی باغ

39:46.239 --> 39:48.739
‫البته با همین محدودیت های
‫روباتیکی که الان دارم

39:48.741 --> 39:50.341
‫این یه چیز غیر ممکنه،

39:50.343 --> 39:53.109
‫ولی من خیالم راحت ـه که میدونم
‫نزدیک باغ زندگیم هستم

39:53.111 --> 39:55.548
‫منم درختکاری رو دوس دارم.

39:58.017 --> 39:59.449
‫اصل قضیه هم که اینجاست.

39:59.451 --> 40:00.317
‫من بینا هستم.

40:00.319 --> 40:01.685
‫سلام، بینا.

40:01.687 --> 40:03.386
‫- از دیدنت خوشبختم.
‫- و...

40:03.388 --> 40:04.788
‫من همسر بینا هستم، مارتین

40:04.790 --> 40:05.989
‫البته که تویی.

40:05.991 --> 40:07.324
‫از اینکه دوباره می بینمت خوشحالم، مورگان

40:07.326 --> 40:08.826
‫مارتین و بینا روث بلاث بیش از

40:08.828 --> 40:11.527
‫سه دهه ـست که با هم ازدواج کردن.

40:11.529 --> 40:15.866
‫انقدر به هم نزدیکن، که بچه هاشون
‫با یه اسم ترکیبی صداشون می کنن

40:15.868 --> 40:17.500
‫ماربینا.

40:17.502 --> 40:19.536
‫مارتین، که در صنعت تکنولوژی و دارویی

40:19.538 --> 40:22.038
‫میلیون ها سرمایه گذاری انجام داده،

40:22.040 --> 40:26.542
‫نمیتونه فکر زندگی کردن
‫بدون بینا رو در مخیله ـش بگنجونه.

40:26.544 --> 40:30.013
‫پس، واسه همین اون بینا48 رو ساخته.

40:30.015 --> 40:33.417
‫روباتی که با خاطرات، اعتقادات
‫و ارزش های بینای واقعی

40:33.419 --> 40:37.353
‫پر شده.

40:37.355 --> 40:41.926
‫خب، چرا، چرا میخوای که
‫یه کپی از بینا رو داشته باشی؟

40:41.928 --> 40:43.393
‫هدف یه چنین کاری چیه؟

40:43.395 --> 40:46.029
‫تحقیق ما برای انجام یه چنین آزمایشی

40:46.031 --> 40:49.899
‫این بود که ببینیم آیا راهی هست تا
‫بتونیم تکنولوژی رو ترغیب کنیم که

40:49.901 --> 40:52.835
‫تا به مردمی که به زندگی و
‫آدمای توی اون زندگی عشق می ورزن

40:52.837 --> 40:55.506
‫اجازه بده،

40:55.508 --> 40:59.877
‫تا بتونن همچنان اون عشق ـشون رو به صورت
‫نا محدودی در آینده ادامه بدن.

40:59.879 --> 41:02.913
‫ما همچنین این کارو واسه ذخیره کردن
‫خاطرات ـمون و

41:02.915 --> 41:07.350
‫فایل های ذهنی ـمون انجام میدیم، چون که
‫برای نوه ها و نتیجه هامون

41:07.352 --> 41:10.453
‫قصد داریم که بتونن با ما
‫ارتباط برقرار کنن

41:10.455 --> 41:14.524
‫حتی اگه بدن ـمون
‫نتونه برای همیشه زندگی کنه.

41:14.526 --> 41:19.228
‫این آزمایش نهایتاً برای اینه که

41:19.230 --> 41:24.835
‫انسان بتونه...

41:24.837 --> 41:26.502
‫بر مرگ غلبه کنه.
‫(به صورت تحت الفظی میگه: مرگ رو گول بزنه)

41:26.504 --> 41:27.603
‫فکر می کنم، مورگان،

41:27.605 --> 41:29.873
‫کاری که ما داریم با این آزمایش انجام میدیم

41:29.875 --> 41:33.210
‫بخشی از صف خیلی زیادی از مردم هست

41:33.212 --> 41:37.448
‫که دارن تلاش می کنن مرگ رو متوقف کنن
‫تا زندگی ـشون رو از دست ندن
‫(تحت الفظی: مرگ، زندگیشون رو گول نزنه)

41:37.450 --> 41:41.551
‫و اول ما خودمون رو از اون جنگلی که

41:41.553 --> 41:44.254
‫تحت کنترل و قدرت حیوانات بود بیرون کشیدیم

41:44.256 --> 41:46.156
‫ما واکسیناسیون رو گسترش دادیم.

41:46.158 --> 41:50.460
‫پس من فکر می کنم که این کار
‫صنعت پزشکی و صنعت

41:50.462 --> 41:54.765
‫بیوتکنولوژی هست که مرزهای
‫مرگ رو به سمت عقب

41:54.767 --> 41:57.533
‫بیشتر و بیشتر
‫به سمت آینده هل بده.

41:57.535 --> 41:59.636
‫هممم، خیلی خُب.

41:59.638 --> 42:03.707
‫فلسفه هایی هستن که میگن

42:03.709 --> 42:10.147
‫که یکی از چیزهایی که ما رو
‫از ماشین جدا می کنه،

42:10.149 --> 42:15.719
‫چیزی که مصری ها به اون می گفتن کا،
‫ما بهش میگیم روح

42:15.721 --> 42:18.621
‫دهه ها سال زمان برای توسعه های
‫اضافی لازم ـه

42:18.623 --> 42:22.025
‫تا به اون چیزی که بینا و من بهش میگیم
‫هوشیاری سایبری

42:22.027 --> 42:25.529
‫با استفاده از کامپیوترها
‫بتونه ذهن رو مجدداً ایجاد کنه

42:25.531 --> 42:28.265
‫و ببینه آیا روح میتونه
‫از طریق اون تکامل پیدا کنه

42:28.267 --> 42:31.035
‫حالا میخواد تحت کنترل و نظارت خداوند
‫باشه یا نباشه

42:31.037 --> 42:37.641
‫سؤالی ـه که من و تو نمیتونیم
‫بهش پاسخی بدیم

42:37.643 --> 42:41.310
‫بسیار عالی گفتی، مارتین. واقعاً عالی گفتی.

42:41.312 --> 42:48.018
‫♪ ♪

42:48.020 --> 42:51.788
‫اون یه تجربۀ غیرطبیعی بود.

42:51.790 --> 42:57.194
‫صحبت کردن با بینا48 تقریباً مثه
‫این بود که داری با یه آدم واقعی حرف میزنی

42:57.196 --> 43:00.431
‫یه جورایی احساس کردم انگار
‫سوار اولین پرواز تاریخ شدم

43:00.433 --> 43:04.234
‫اونم توی هواپیمای ساخته شدۀ برادران رایت
‫توی شهر کیتی هاوک
‫(شهرکی در ایالت کارولینای شمالی، جایی که برادران رایت اولین هواپیمای خودشون رو ساختن)

43:04.236 --> 43:08.038
‫اونا به مدت 12 ثانیه باهاش پرواز کردن

43:08.040 --> 43:13.013
‫حالا ما جت هایی رو داریم که میتونن  برای
‫ساعت ها در ارتفاع 10-11 کیلومتری پرواز کنن

43:14.580 --> 43:18.549
‫یه روزی یه کلون (کپی) روبات شکل
‫از ذهن یک شخص

43:18.551 --> 43:22.386
‫ممکنه ساخته بشه.

43:22.388 --> 43:25.455
‫ولی واقعاً همون شخص میشه؟

43:25.457 --> 43:31.761
‫آیا اون میتونه همون بارقه ای رو داشته باشه
‫که ما بهش میگیم روح؟

43:31.763 --> 43:35.531
‫♪ ♪

43:35.533 --> 43:39.103
‫طبیعت انسان ـه که با قطعیت
‫و پایان یافتن مرگ بجنگه

43:39.105 --> 43:44.040
‫♪ ♪

43:44.042 --> 43:49.279
‫اگه ماها نتونیم که بعد از پایان یافتن زندگی ـمون
‫بر روی زمین به زندگی کردن ادامه بدیم

43:49.281 --> 43:52.451
‫حداقل میخوایم که به یادمون داشته باشن
‫و فراموش ـمون نکنن.

43:54.986 --> 44:00.390
‫این خواسته ای ـه که به میزان مدت زمان
‫وجود اهرام مصر، قدمت داره.

44:00.392 --> 44:02.558
‫باستان شناس، سلیمه اکرام من رو به

44:02.560 --> 44:08.198
‫پایتخت باستانی مصر، تبس، که امروزه
‫اقصر نام داره می بره.

44:08.200 --> 44:12.902
‫به معبد رامسس سوم
‫که میلیون ها سال قدمت داره
‫(رامسس سوم: دومین فرعون از دودمان بیستم مصر باستان)

44:12.904 --> 44:15.906
‫این معبد رامسس هست.

44:15.908 --> 44:17.174
‫مم-همم.

44:17.176 --> 44:20.009
‫این معبد تدفین بوده.

44:20.011 --> 44:21.578
‫اون اینجا دفن نشده.

44:21.580 --> 44:23.580
‫اینجا جاییه که تو میری تا
‫فراخوانیش کنی.
‫(صداش بزنی)

44:23.582 --> 44:25.949
‫مم-همم، یه معبد یابود هست.

44:25.951 --> 44:28.618
‫و معبدی که قدمت میلیون ها سال رو داره

44:28.620 --> 44:33.290
‫تا اونم بتونه که برای میلیون ها سال
‫زندگی کنه.

44:33.292 --> 44:35.759
‫بیش از 31 قرن پیش،

44:35.761 --> 44:39.897
‫فرعون رامسس، داستان زندگیش رو عمیقاً
‫درون این سنگ حک کرد.

44:39.899 --> 44:41.998
‫تلاش او برای ابدیت و
‫فناناپذیری این بود که

44:42.000 --> 44:46.236
‫تضمین کنه که زندگی پس از مرگش
‫ابدی خواهد بود.

44:46.238 --> 44:48.672
‫خب پس اینجا یه جورایی شبیه کتاب مقدس ـه

44:48.674 --> 44:51.207
‫میتونی بگی،
‫نوشته های تاریخی ـه؟

44:51.209 --> 44:53.143
‫به گمونم، آره از یه طریقی، میشه گفت

44:53.145 --> 44:55.312
‫این قطعاً خیلی به اون یکی
‫شبیه ـه.

44:55.314 --> 44:59.216
‫چون که تو اون کارایی که پادشاه کرده رو
‫داری، اینکه کی انجامش داده رو داری

44:59.218 --> 45:01.350
‫چرا انجامش داده،
‫با کی انجامش داده...

45:01.352 --> 45:02.685
‫آره.

45:02.687 --> 45:04.955
‫- اسمش چی بوده.
‫- اِهِم. بــلــه.

45:06.357 --> 45:09.058
‫مصریا بر این باور هستن که
‫فرعون ـشون متضمن و دربردارندۀ

45:09.060 --> 45:12.295
‫ایزد عقاب نما، حوروس هست.

45:12.297 --> 45:16.165
‫هر پادشاه انسانی تناسخی
‫از روح حوروس بوده.

45:16.167 --> 45:19.870
‫"کا"ـی الهی او.

45:19.872 --> 45:25.708
‫خب، مورگان، اینجا جاییه
‫که من می خواستم بهت نشونش بدم

45:25.710 --> 45:30.047
‫♪ ♪

45:30.049 --> 45:32.783
‫اونجا سمت راست،
‫میتونی خدا رو ببینی، حوروس

45:32.785 --> 45:34.350
‫خیلی خب، حوروس رو می بینم.

45:34.352 --> 45:36.152
‫حالا اون دوستمون کیه،
‫چی، اون رامسس ـه؟

45:36.154 --> 45:39.288
‫آره، اون رامسس ـه، که داره به
‫سمت حوروس، هدایایی رو پیشکش می کنه

45:39.290 --> 45:42.792
‫به جای اینکه ارتباط خونی
‫با هم داشته باشن
‫(با هم فامیل باشن)

45:42.794 --> 45:45.094
‫از هر پادشاه، به پادشاه دیگه،

45:45.096 --> 45:48.065
‫یه چیز دیگه هم هست که از سمت هر
‫پادشاه به یه پادشاه دیگه میره

45:48.067 --> 45:50.600
‫و اون چیز دیگه "کا" هست.

45:50.602 --> 45:53.103
‫کا، کای الهی، دقیقاً.

45:53.105 --> 45:54.705
‫یه چیز ادامه داره.

45:54.707 --> 45:58.274
‫این همون کای الهی ای هست که از
‫یه جسم به یه جسم دیگه به یه جسم دیگه میره

45:58.276 --> 46:00.844
‫تا برسه به جسم حاکم و فرمانروا.

46:00.846 --> 46:04.448
‫خب، حالا رامسس سوم پسر
‫رامسس دوم بوده؟

46:04.450 --> 46:07.417
‫نه، واقعاً خیلی با هم ارتباطی نداشتن

46:07.419 --> 46:11.355
‫ولی چون رامسس دوم فرعون خیلی خفنی بود

46:11.357 --> 46:14.591
‫رامسس سوم نه تنها اسمش رو گرفت

46:14.593 --> 46:16.627
‫بلکه توی خیلی از کارا مثل همون رفتار می کرد

46:16.629 --> 46:22.132
‫پس اسم تموم بچه هاش رو دقیقاً
‫مشابه اسم بچه های رامسس دوم گذاشت

46:22.134 --> 46:25.636
‫و دقیقاً همون کاری رو انجام داد
‫که رامسس دوم انجام داده بود،

46:25.638 --> 46:30.073
‫یعنی اسمش و هر اون چیزی که در مورد
‫خودش بود رو حک کرد.

46:30.075 --> 46:34.111
‫اونم به شکل خیلی خیلی عمیق
‫تا هیچ کس نتونه پاکش کنه

46:34.113 --> 46:38.248
‫پس حالا اینجا اسمش رو داری،
‫اوزر-مات-ر-مری-آمون

46:38.250 --> 46:39.482
‫اوزر...

46:39.484 --> 46:40.783
‫مات...

46:40.785 --> 46:43.185
‫رِ...

46:43.187 --> 46:45.221
‫مِری...

46:45.223 --> 46:47.223
‫آمون.

46:47.225 --> 46:51.060
‫با گفتن اسمش، زندگیش برای لحظه ای
‫دوباره برمیگرده و ادامه پیدا می کنه

46:51.062 --> 46:53.230
‫زندگی پس از مرگش تمدید میشه.

46:53.232 --> 46:55.931
‫اسم یکی از مهم ترین چیزاس.

46:55.933 --> 46:59.069
‫پس، اگه اسمت رو بگی که اونجا بنویسن

46:59.071 --> 47:00.603
‫و اگه مردم اسمت رو بگن،

47:00.605 --> 47:03.006
‫پس هر بار که بگی رامسس سوم،

47:03.008 --> 47:05.676
‫به کا ـی او، این شلیکی از
‫انرژی صورت میگیره

47:05.678 --> 47:08.844
‫و خب البته زندگیش هم همینطور، و البته
‫این یکی از دلایلی هست که

47:08.846 --> 47:11.480
‫تو به صورت خیلی عمیقی اون رو
‫حک می کنی، تا پاک نشه

47:11.482 --> 47:14.116
‫برای همیشه به یادگار باقی میمونه
‫و تو برای همیشه زندگی می کنی

47:14.118 --> 47:15.384
‫حالا چی فکر می کنی؟

47:15.386 --> 47:18.522
‫فکر می کنی مردم هنوزم این روزا
‫همینطوری فکر می کنن؟

47:18.524 --> 47:21.058
‫منظورم، فیس بوک ـه؟

47:21.060 --> 47:23.694
‫من فقط دارم می پرسم.

47:23.696 --> 47:26.196
‫فکر می کنم بعضی از مردم احساس می کنن
‫اگه توی اینترنت باشه

47:26.198 --> 47:29.232
‫واقعی ـه و برای همیشه باقی میمونه.

47:29.234 --> 47:30.966
‫من واسه همیشه زندگی می کنم.

47:30.968 --> 47:33.303
‫من توی فیس بوک ـم.

47:35.341 --> 47:43.341
‫♪ ♪

47:43.515 --> 47:44.614
‫اوزر...

47:44.616 --> 47:45.681
‫مات...

47:45.683 --> 47:47.250
‫ر...

47:47.252 --> 47:48.785
‫مری...

47:48.787 --> 47:50.555
‫آمون.

47:53.125 --> 47:56.125
‫اوزر...

47:56.127 --> 47:58.462
‫مات...

47:58.464 --> 48:00.797
‫ر...

48:00.799 --> 48:02.332
‫مری...

48:02.334 --> 48:04.368
‫آمون.

48:04.370 --> 48:11.274
‫♪ ♪

48:11.276 --> 48:17.381
‫خب، رامسس موفق شد که درخواستش
‫به منظور جاودانگی و ابدیت رو اجابت کنه.

48:17.383 --> 48:18.982
‫معبدش ممکنه که از هم پاشیده شده باشه
‫و فروریخته باشه.

48:18.984 --> 48:21.250
‫ولی اسمش همچنان
‫گفته میشه

48:21.252 --> 48:24.020
‫اون هم 3000 سال بعد از مرگش.

48:24.022 --> 48:29.359
‫پس، روحش همچنان با ماست،
‫هنوزم در بین زنده ها در حرکت ـه

48:29.361 --> 48:37.361
‫♪ ♪

48:42.107 --> 48:47.076
‫در واقع، ما همه ـمون با خاطرات اون کسایی
‫که دوسشون داریم زندگی می کنیم

48:47.078 --> 48:51.614
‫و زندگی اونایی که ما
‫روشون به شیوه ای مثبت تأثیرگذار بودیم

48:51.616 --> 48:56.319
‫دقیقاً مثل برادر من که سال ها
‫پیش فوت کرد

48:56.321 --> 49:00.223
‫و هنوزم توی یاد و خاطره ـم
‫داره زندگی می کنه.

49:00.225 --> 49:03.960
‫پس منم امیدوارم که توی یاد و خاطرۀ
‫دیگران زندگی کنم.

49:03.962 --> 49:09.399
‫♪ ♪

49:09.401 --> 49:14.703
‫خواه شما مسیحی باشید و از
‫الگوی عیسی پیروی کنید

49:14.705 --> 49:16.739
‫یا هندو و در آرزوی رهایی از

49:16.741 --> 49:21.178
‫چرخه های بی انتهای تناسخ
‫باشید،

49:21.180 --> 49:23.746
‫یا اینکه خیلی ساده سعی کنید
‫به یه جهانی بهتر از دنیای کنونی

49:23.748 --> 49:26.283
‫که می شناسید، برید.

49:26.285 --> 49:31.788
‫اشتیاق ما برای اینکه به ماورای مرگ بریم،
‫دنیا رو عوض کرده.

49:31.790 --> 49:34.857
‫هر اون چیزی که ممکنه ما اون دنیا پیدا کنیم،

49:34.859 --> 49:37.661
‫مهم نیس که حالا اعتقاد ما چی باشه،

49:37.663 --> 49:42.799
‫♪ ♪

49:42.801 --> 49:47.504
‫همه ـمون میتونیم جاودانه بشیم،
‫دقیقاً مثل ستاره ها.

49:48.006 --> 49:59.006
.::   @bollbolljan_com  ::.