﻿WEBVTT

00:00.016 --> 00:02.687
آنچه گذشت
... فقط سعی دارم هر کاری از دستم بیاد بکنم

00:02.712 --> 00:04.302
تا خوشحال باشم
و حس بهتری داشته باشم

00:04.327 --> 00:06.904
ـ باید بیخیالش بشی دیگه
ـ بیخیال شوهر مُرده‌ام؟

00:06.932 --> 00:08.064
چرا به فکر خودم نرسیده بود؟

00:08.100 --> 00:10.917
... طوفان زمستانی امروز وارد نیویورک میشه

00:10.953 --> 00:12.902
و حداقل یک متر برف به جا میذاره

00:12.938 --> 00:14.671
فقط دارم مسافرت مائه رو هماهنگ می‌کنم

00:14.673 --> 00:16.773
گوش کنید، شماها مطمئنید
اشکال نداره اگه اون اینجا بمونه؟

00:16.808 --> 00:18.942
ـ البته
ـ به گمونم من واقعا دختر بابامم

00:18.977 --> 00:20.827
... طرز رفتارم بخاطر مرگ لئو

00:20.879 --> 00:23.883
و طرز رفتار بابا بخاطر اینکه
مامانت اونو تحت فشار گذاشته بود تا باهاش بمونه

00:23.908 --> 00:25.958
ـ کی این حرف رو زده؟
ـ جورج

00:26.868 --> 00:28.501
باید حرف بزنیم

00:28.537 --> 00:30.503
میدونم، من همه‌ی هموسا رو خوردم

00:30.539 --> 00:32.722
قبلا از اینکه برم، جاش میخرم

00:32.758 --> 00:34.758
مسئله این نیست
... این

00:34.793 --> 00:36.347
... چند تا سوال در مورد چیزی که

00:36.372 --> 00:39.299
ـ اون روز درباره‌ی بابام گفتی دارم
ـ اوه. چی؟

00:39.324 --> 00:42.509
یادته وقتی گفتی الویا
چطور بابا رو تحت فشار گذاشته بود که پیشش برگرده؟

00:42.534 --> 00:44.517
فکر کنم

00:44.569 --> 00:47.287
،خب، به ناتالی گفتم
... و اونم میگه مامانش چند ساله

00:47.322 --> 00:48.940
با یکی رابطه جدی داره

00:52.404 --> 00:54.320
مارکو رو میشناختی؟

00:54.345 --> 00:57.029
،منظورم اینه
اگه این همه مدته که الویا و ناتالی رو میشناسی

00:57.249 --> 00:59.049
حتما به مارکو هم برخورد کردی

00:59.144 --> 01:01.022
... منظورم اینه

01:02.137 --> 01:04.287
... آره، الان که فکرشو میکنم، من

01:04.323 --> 01:08.777
آره، یه یارو رو یادمه که همش با الویا بود

01:10.062 --> 01:13.296
شاید ناتالی نمیدونسته که
هنوز مامانش بابا رو دوست داشته؟

01:15.574 --> 01:17.250
در مورد این قضیه‌ی الویا چقدر مطمئنی؟

01:17.302 --> 01:18.918
واقعا مطمئن نیستم

01:18.943 --> 01:21.077
ماله خیلی وقت پیش ـه، فقط گمون میکنم

01:21.613 --> 01:23.479
ببخشید
کاش بیشتر میتونستم کمک کنم

01:24.242 --> 01:27.777
و چیز دیگه‌ای نیست
که بابا اون موقع انجام میداده؟

01:27.813 --> 01:30.680
چیزای معمولی
فشار کار

01:30.682 --> 01:33.783
میدونم ویراستارش اونو برای تموم کردن
اون رمان جاسوسی تحت فشار گذاشته بود

01:35.463 --> 01:37.321
فکر کردم در مورد کتاب نمیدونستی

01:39.891 --> 01:42.926
اوه، ببخشید
از طرف خطوط هواییه

01:42.961 --> 01:45.712
بعد از شام با مائه میرم

01:45.764 --> 01:47.115
... واقعا باید برم

01:47.140 --> 01:48.681
ـ سلام، ایپریل
ـ سلام، مائه

01:48.706 --> 01:51.561
جورج، ساک‌های سایز کوچیک رو
برای اسباب حمام و توالت گرفتی؟

01:51.586 --> 01:53.370
ـ آره
ـ ممنونم

01:53.422 --> 01:56.639
و از اونجاییکه خط هوایی پیام داده
که پروازمون به موقع انجام میشه

01:56.692 --> 01:58.358
باید کم کم وسایلم رو جمع کنم

02:00.245 --> 02:01.544
هنوز جمع نکردی؟

02:01.568 --> 02:21.568
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:36.231 --> 02:37.480
فکر میکنم داره دروغ میگه

02:37.482 --> 02:39.199
واقعا فکر میکنم

02:39.234 --> 02:41.534
... نه اینکه جورج دروغ میگه

02:41.570 --> 02:44.571
به عنوان کسی که وجودش رو برای سالها انکار میکرده

02:44.623 --> 02:48.374
خب، اون وجود تو رو انکار نمیکرده

02:48.410 --> 02:49.626
هیچ کسی ازش نپرسیده

02:49.661 --> 02:51.294
... هی، برن، نقش مستندساز این نیست که

02:51.329 --> 02:53.379
همینطور بی طرف باقی بمونه؟

02:53.415 --> 02:56.299
دارم این ژانر رو دوباره خلق میکنم

02:56.334 --> 02:58.435
و به نظر نمیاد عمو جورج داره دروغ میگه

02:58.470 --> 03:00.437
به نظر میاد حقایق رو اشتباه فهمیده

03:01.473 --> 03:03.389
اولین بار وقتی در مورد کتاب بهش گفتم

03:03.425 --> 03:06.176
یه جوری رفتار کرد که
انگار اصلا نمیدونست همچین کتابی وجود داره

03:06.228 --> 03:08.611
،و بعدش امروز
... اتفاقی یادش میاد که

03:08.647 --> 03:12.348
بابا بخاطر ضرب العجل
تموم کردن کتابش تحت فشار بوده؟

03:12.350 --> 03:15.401
آره، حالا اون دروغش بماند
که گفته مامانم هنوز بابا رو میخواسته

03:15.783 --> 03:17.064
یه سوال دارم

03:17.089 --> 03:19.456
اما ایپریل، تو نباید از دستم عصبانی بشی

03:19.491 --> 03:22.609
اگه فکر میکنی بخاطر
... پرسیدن سوالت عصبانی میشم، پس

03:22.661 --> 03:24.410
باید اول دوربین رو خاموش کنی

03:24.446 --> 03:28.123
دیگه نمیخوام برنامه‌ی فیلمسازی تابستانیه برکلی
تا این حد از کارم سر در بیاره

03:28.700 --> 03:30.283
باشه، خیله خب

03:33.705 --> 03:35.572
... مطمئنی

03:35.607 --> 03:38.241
جورج گفته که در مورد کتاب چیزی نمیدونسته؟

03:38.276 --> 03:41.261
،منظورم اینه
این اواخر خیلی سختی کشیدی

03:41.296 --> 03:44.098
امکانش هست که اشتباهی یادت بیاد

03:45.584 --> 03:47.617
و من میدونستم از دستم عصبانی میشی

03:47.652 --> 03:50.637
اما جداً چی برای مخفی کردن مونده؟

03:50.689 --> 03:54.040
چه چیزی بیشتر از یه خانواده مخفی
میتونه مرموزتر باشه؟

03:54.517 --> 03:56.788
منظورم اینه، دو تا خانواد مخفی؟

03:56.929 --> 03:58.060
!رفیق

03:58.085 --> 03:59.863
... چرا جورج بخواد این همه تو دردسر بیفته

03:59.865 --> 04:01.932
تا یه خانواده دیگه رو از ما مخفی کنه

04:01.967 --> 04:03.750
بعد از اینکه ما همه چیو در مورد ناتالی فهمیدیم؟

04:03.803 --> 04:05.178
باشه، گوش کن

04:05.178 --> 04:07.428
... همه‌ی شخصیتای اون کتاب بر اساس یکی از ماها

04:07.464 --> 04:09.514
یا کسایی که میشناسیم شکل گرفته بودن

04:09.549 --> 04:11.382
جزء یکی از شخصیتا

04:11.451 --> 04:13.151
(CIA) ـ اون زنه تو لنگلی
ـ آره

04:13.186 --> 04:15.153
و خیلی روش تمرکز کرده

04:15.188 --> 04:16.616
خب شخصیت اون بر اساس کی بوده؟

04:16.641 --> 04:18.556
اوه، من میدونم

04:18.608 --> 04:22.443
شخصیتش از خواهر مخفی بابا گرفته شده بوده
همینه

04:22.479 --> 04:25.363
و اون با عمو جورج دستشون تو یه کاسه‌س

04:25.398 --> 04:28.616
،که اونم یه دکتر محشر نیست
... یه جاسوسه

04:28.652 --> 04:30.468
... که بخشی از این توطئه‌ی بزرگ

04:30.504 --> 04:34.050
خانوادگی محسوب میشه

04:35.342 --> 04:38.110
شما تا این حد دیوونه‌اید

04:39.329 --> 04:40.411
حالا هر چی
... میخواستم اون قسمتی که

04:40.463 --> 04:42.297
ـ درباره‌ی اون نوشته دوباره بخونم
ـ منم همینطور

04:42.332 --> 04:45.770
باشه،برام یه کارت پستال از شهر دیوونه‌ها بفرستید

04:45.795 --> 04:47.829
شنیدم این موقع از سال اونجا خیلی قشنگه

04:51.508 --> 04:55.183
هی، بث
واو، واقعا داره ایندفعه میشینه

04:55.884 --> 04:58.919
ایپریل بهم نگفته بود میای اینجا

04:59.266 --> 05:01.316
اوه، یه جورایی خودم بهش نگفتم که میام

05:02.402 --> 05:04.102
شما دو تا هنوز با هم حرف نزدید؟

05:04.154 --> 05:06.154
... نه، پس تصمیم گرفتم

05:06.189 --> 05:08.523
مثل یه دیوونه وسط طوفان برف بلند شم بیام اینجا

05:08.575 --> 05:11.159
دیوونه نیستی
دوست خوبی هستی

05:11.194 --> 05:12.327
ایپریل طبقه بالاست

05:12.900 --> 05:14.700
ایپریل درست همین جاست

05:16.449 --> 05:17.733
همه چی مرتبه؟

05:18.535 --> 05:21.336
ـ جواب پیامام رو ندادی
ـ چی؟ جواب دادم که

05:21.371 --> 05:23.851
ایپریل، یه شکلک که قبول نیست

05:23.876 --> 05:25.042
"نوشته بود، "همه چی خوبه

05:25.184 --> 05:27.342
باشه

05:27.377 --> 05:29.260
... پس به گمونم من

05:29.296 --> 05:31.513
... برمیگردم تو اون سرمای بیرون و

05:31.538 --> 05:32.597
نه! لطفا نرو

05:32.632 --> 05:36.434
،به عنوان جانشین مادرت تو بوستون
اجازه نمیدم بری

05:36.469 --> 05:38.002
جورج داره بر میگرده خونه‌ش

05:38.054 --> 05:40.754
و میخواییم شام زود بخوریم
شاید یه کم بازی کنیم

05:41.308 --> 05:42.772
ـ باشه
ـ باشه

05:45.111 --> 05:47.211
اوه، ببخشید
عیب که نداره؟

05:47.596 --> 05:49.680
البته که نداره

05:57.157 --> 06:00.692
خب، برکلی یه مدرسه عالیه، برنا

06:00.744 --> 06:02.026
نمره‌هات که در حد نصابه

06:02.078 --> 06:04.746
و شرط می‌بندم این برنامه تابستونی
هم تو پذیرشت اثر داره

06:04.781 --> 06:06.798
مامان، بس کن
من کالج نمیرم

06:06.850 --> 06:09.934
برای تابستون نمیرم برکلی
و حتی اگه بتونم وارد برنامه بشم

06:09.970 --> 06:12.904
خب، اگه فیلم جدیدت مثل
همون فیلمیه که تو نورث ایسترن ارائه کردی

06:12.906 --> 06:15.673
ـ باید تماشایی باشه
ـ چی رو نمایش دادی؟

06:15.709 --> 06:17.675
همون فیلمی که با فورد ساختم

06:17.677 --> 06:20.745
فیلم بعدی که دارم میسازم
یه فیلم مستند درباره‌ی خانواده‌مونه

06:20.780 --> 06:22.780
پس دراما رو بریزید وسط

06:22.782 --> 06:25.273
اوه، اون مشکل نیست

06:25.298 --> 06:29.134
نه خیلی
نمیخوام غیر واقعی باشه

06:29.806 --> 06:32.323
خب، میدونی، من عاشق فیلمای مستندم

06:32.375 --> 06:34.242
همش دارم اون فیلم مستند
روزای 276 کیلوگرمیم" رو می‌بینم"

06:34.294 --> 06:35.662
باعث میشه فکر کنم خیلی ریزه و میزه‌م

06:35.687 --> 06:38.588
اون که فیلم مستند نیست
یه برنامه‌ی واقع‌نماس

06:38.623 --> 06:40.507
آره، همونه

06:41.643 --> 06:44.360
مائه، سخنرانیت تو کلمبیا چطور پیش رفت؟

06:44.362 --> 06:47.330
تا حالا اینقدر محبوب نبودم
همش 11 نفر اومده بودن

06:47.365 --> 06:49.632
بخاطر اینکه همش کمتر از ده دوازده تا متخصص
... تو کل دنیاست که

06:49.634 --> 06:51.301
میتونن از تحقیقاتش سر در بیارن

06:53.438 --> 06:55.421
هی، شاید دیگه باید برای رفتن به فرودگاه آماده بشیم؟

06:55.457 --> 06:57.340
آره، ممکنه تو این هوا یه کم بیشتر طول بکشه تا برسیم

06:57.342 --> 06:59.259
سارا، از مهمونوازیت خیلی ممنونم

06:59.311 --> 07:00.343
ـ خواهش میکنم
ـ عمو جورج؟

07:01.613 --> 07:04.247
،قبل از اینکه بری
میشه کتاب رو بهم پس بدی؟

07:04.249 --> 07:07.050
خب، راستش هنوز تمومش نکردم
میشه وقتی خوندم، برات بفرستم؟

07:07.085 --> 07:09.102
هنوز نصفه کتاب رو نخوندی؟

07:09.137 --> 07:13.189
یه کم سرش شلوغ بوده
تا ایپریل رو وارد آزمایش بالینی و بقیه چیزا بکنه

07:13.241 --> 07:14.874
یه کم مشغله داشتم

07:14.926 --> 07:16.125
هی، جورج

07:16.127 --> 07:18.625
،قول دادی قبل از رفتنت
حداقل یه بازی کوچیک بکنیم

07:20.065 --> 07:22.031
باشه. باشه، یه بازی

07:22.067 --> 07:23.783
یکی رو انتخاب کن

07:23.835 --> 07:25.969
یادمه بازیای تخته‌ای رو جمع کردی

07:26.004 --> 07:29.689
اوه، شاید اونا تو یکی از جعبه‌ها تو اتاقم باشه
میرم ببینم

07:29.741 --> 07:31.483
شاید بتونی یه لوح احضار روح پیدا کنی

07:31.508 --> 07:33.424
میتونیم از بابا چند تا سوال بپرسیم

07:45.863 --> 07:48.064
چرا همه چی خیسه؟

08:03.783 --> 08:06.199
یه چیز کوچولو برات گرفتم
با خودت ببری نیویورک

08:06.224 --> 08:09.942
بابا. تولد شماس که نزدیکه

08:10.832 --> 08:13.101
... پدرها حق دارن برای دختراشون هدیه بگیرن

08:13.126 --> 08:14.618
هر موقع که عشقشون میکشه

08:15.536 --> 08:18.880
این چیزیه که گیرمون میاد
وقتی کسی نیست باهاش گرگم به هوا بازی کنیم

08:18.905 --> 08:20.630
شرمنده، فمنیستی نبود

08:20.655 --> 08:23.689
اوه، من و مامان خوب یادت دادیم

08:25.280 --> 08:27.964
اینطوری همیشه حس میکنی به خونه نزدیکی

08:28.917 --> 08:31.286
،و شاید وقتی بهش نگاه کنی
یاد من بیفتی

08:32.686 --> 08:34.120
چرا از فلوریدا برگشتی؟

08:34.155 --> 08:35.872
راستش اول میخوام برم بالتیمور

08:35.907 --> 08:36.923
اونجا چه خبره؟

08:37.910 --> 08:39.092
میدونی، برای تحقیقات

08:39.127 --> 08:41.978
،نمیتونم بهت برسم
اما برای تولدت که بر میگردی؟

08:41.980 --> 08:44.981
چون من میام و میخوام ببرمت رستوران ماما ماریا
رستوران مورد علاقه‌ات

08:45.016 --> 08:46.950
اما فقط چند ماهه پیش رفتی نیویورک

08:46.952 --> 08:49.178
هم اتاقیت تازه اومده
من نمیتونم

08:49.203 --> 08:50.316
چرا میتونی

08:50.341 --> 08:53.573
،الی یه کم وقت لازم داره عادت کنه
پس منم بدم نمیاد استراحت کنم

08:53.625 --> 08:55.658
و میخوام ازت تشکر کنم

08:55.677 --> 08:58.428
میدونی، یه بابای معرکه هستی
من خوش شانسم

09:04.988 --> 09:06.369
داری گریه میکنی؟

09:07.269 --> 09:08.615
بابا، هیچ وقت ندیدم گریه کنی

09:08.640 --> 09:10.273
بخاطر این خونه‌ی لعنتیه که پر از زنه

09:11.359 --> 09:12.575
باعث شده نازک و نارنجی بشم

09:12.610 --> 09:13.808
نه فمینیست

09:18.907 --> 09:20.116
ایپریل؟

09:21.202 --> 09:23.252
بازی تعقیب جزئی رو پیدا کردی؟

09:23.305 --> 09:25.972
فکر کردم خوش میگذره اگه همه این بازی رو بکنیم
نمی‌تونم پیداش کنم

09:26.024 --> 09:27.357
نه، فکر کنم مامان بزرگ اون رو کِش رفته

09:27.893 --> 09:30.543
یه بازی دیگه رو هم برداشته

09:31.363 --> 09:32.693
جریان چیه؟

09:33.331 --> 09:35.932
فقط داشتم درباره بابا فکر میکردم

09:35.950 --> 09:37.200
درباره چیش؟

09:38.367 --> 09:41.435
،هر چی بیشتر درباره‌ش فکر میکنم
... حس آزار دهنده‌ای دارم

09:41.954 --> 09:44.543
وقتی برای آخرین بار ازم خدافظی کرد

09:45.525 --> 09:48.292
انگار میدونست این آخرین بار ـه

09:48.317 --> 09:50.267
وقتی به گذشته نگاه میکنیم

09:50.292 --> 09:52.697
لحظه‌های مهم گذشته

09:52.784 --> 09:55.785
،همیشه اونا رو دقیقا همونطوری که اتفاق افتادن
به یاد نمیاریم

09:56.124 --> 09:57.824
نه

09:58.409 --> 10:00.309
اون خیلی احساسی بود

10:00.625 --> 10:03.776
گریه کرد
... بابا هیچ وقت گریه نمیکرد. منظورم اینه

10:06.765 --> 10:08.983
یادته چرا رفت بالتیمور؟

10:10.652 --> 10:12.335
نه، یادم نیست

10:12.370 --> 10:14.637
خیلی مسافرت میرفت

10:14.672 --> 10:18.658
عزیزم، جداً میگم این مسئله راز نیست
که لازم باشه حلش کرد

10:18.693 --> 10:21.617
،حداقلش میشه گفت
بابات یه شخصیت پیچیده داشت

10:23.415 --> 10:28.484
،و به نظر من اگه الان به فکر زندگی خودت نباشی
برات خطرناکه

10:30.372 --> 10:35.291
،همه‌ی اون چیزای هیجان ‌انگیز
و همه‌ی کسایی که دوسِت دارن

10:35.326 --> 10:39.754
چون داری بیش از حد رو گذشته‌ی یکی دیگه تمرکز میکنی

10:40.131 --> 10:41.364
کسی که مُرده

10:48.173 --> 10:50.173
حق با شماست

10:52.177 --> 10:53.943
ـ طبقه پایین می‌بینمت
ـ آره

10:56.748 --> 10:58.581
بازی کلمات رو بیار

11:19.687 --> 11:24.119
یه کم بزنیم جرات پیدا کنیم
قبل از اینکه بخواییم با سوالای سختمون بهش حمله‌ور بشیم

11:24.492 --> 11:26.592
من میگم در مورد خانواده شماره سه ازش بپرسیم

11:26.644 --> 11:28.578
شاید حق با برنا باشه

11:28.613 --> 11:31.514
شاید یه کم زده به سرمون

11:31.549 --> 11:34.117
میدونی، فکر کن چطور میشه
حتی چی باید بگیم؟

11:34.135 --> 11:36.135
بابا یه خانواده سومی هم داشته؟

11:36.171 --> 11:37.693
هیچ مدرکی نداریم

11:37.718 --> 11:39.155
مخصوصا بدون کتاب

11:39.190 --> 11:42.158
ـ که داره ازمون قایمش میکنه
ـ خب، اینو نمیدونیم

11:42.210 --> 11:45.361
،و از اونجاییکه امشب قراره برن
به نظرم این یه نشونه‌س

11:45.396 --> 11:46.979
اوه، چه نشونه‌ای؟

11:47.015 --> 11:49.899
یه نشونه که بیخیالش بشیم
تا بتونم به زندگیم برسم

11:49.951 --> 11:52.118
باشه، فقط یه بازی
بعدش ما از اینجا میریم

11:52.170 --> 11:54.170
ازت متنفرم، پم

11:54.205 --> 11:56.222
پم کیه؟

11:56.274 --> 11:59.593
پم همون طوفان زمستانیه
که باعث شدم پروازمون کنسل بشه

12:00.335 --> 12:03.497
آره، انگار واسه یه شب دیگه اینجا گیر افتادیم

12:03.535 --> 12:05.724
به گمونم باید بیشتر از یه بازی بکنیم

12:08.953 --> 12:11.621
درباره‌ی نشونه چی داشتی میگفتی؟

12:17.657 --> 12:19.457
آره! باشه، خوبه

12:20.730 --> 12:23.614
اوه، هیچ جا مثل آلباما نمیشه

12:23.650 --> 12:24.794
وحشی

12:24.819 --> 12:25.967
ـ بر بریانت؟
ـ ترومن کاپوت

12:26.002 --> 12:27.585
نه، نه
!ریسه ویزراسپون

12:27.637 --> 12:29.554
آره! خوبه باشه

12:29.589 --> 12:31.656
باشه، وایسا

12:31.691 --> 12:34.492
امتیاز 15 به 15 هست

12:34.544 --> 12:36.181
بث، نوبت توئه

12:36.415 --> 12:38.115
خیله خب

12:38.798 --> 12:40.648
باشه

12:40.700 --> 12:43.313
باشه، حاضری؟
خیله خب، شروع کن

12:43.753 --> 12:45.386
مامان سوری

12:45.438 --> 12:46.487
!اوه، استیو جابز

12:46.522 --> 12:48.372
ـ داوسون
ـ کیت هولمز

12:50.376 --> 12:52.126
داستانه عاشقانه
کینه

12:52.178 --> 12:53.344
!ـ الی مک‌گراو
ـ تیلور سویفت

12:53.346 --> 12:55.346
آره. خودشه

12:55.381 --> 12:57.181
جنویا

12:57.216 --> 12:59.317
ـ ان هساوی؟
ـ هورا

12:59.352 --> 13:01.085
ـ بلین
ـ اندرو مک‌کارتی

13:01.154 --> 13:03.187
!آره

13:03.222 --> 13:05.957
ـ همکاری پنج نفره
ـ نیو کمبل؟

13:05.992 --> 13:07.241
متیو فاکس

13:07.293 --> 13:09.126
ـ خیلی باحاله
ـ لیسی چابرت

13:09.128 --> 13:10.811
ـ آره
ـ چی؟

13:10.847 --> 13:13.064
وایسا

13:13.116 --> 13:16.050
اصلا نمیدونم چی شد
این دو تا مغزشون یکیه

13:16.085 --> 13:18.936
میشه یه بازی بکنیم که آدم بزرگا هم بتونن بازی کنن؟

13:18.972 --> 13:20.705
مثل بازی لاف زدن؟

13:20.740 --> 13:23.315
اونی که باید تصمیم بگیری
اگه طرف داره حقیقت رو میگه؟

13:23.347 --> 13:25.826
... خب، فکر کنم سارا بهم گفت

13:25.878 --> 13:27.929
که اِما بازی رو با خودش برده سدونا

13:27.981 --> 13:29.146
آره

13:29.182 --> 13:31.916
طوری نیست
حس میکنم شما ممکنه یه برتری غیر منصفانه داشته باشید

13:36.506 --> 13:38.856
یا میدونی، میتونیم بچسبیم به بازی افراد معروف

13:38.891 --> 13:42.493
رو انتخاب نکنیم  US Weekly فقط بهتره آدمای مجله

13:42.528 --> 13:44.345
و باید هم تیمی‌ها رو عوض کنیم

13:44.380 --> 13:45.796
بث و برنا دیگه نباید تو یه تیم باشن

13:45.832 --> 13:47.765
!ـ نه
ـ چی؟

13:47.800 --> 13:50.534
ـ ای بابا
ـ نامردیه

13:52.205 --> 13:56.107
شیلو جولیت پت چی؟

13:56.159 --> 13:58.409
خوبه
عجیبه اگه من بخوام شیلو باشم؟

13:58.461 --> 14:01.212
ـ یه کوچولو
ـ خدا رو شکر که من تو تیم توام

14:01.264 --> 14:03.147
اصلا نمیدونم این آدما کی هستن

14:05.438 --> 14:07.438
خیلی خوبه که شما دو تا با هم کنار میایید

14:09.122 --> 14:10.635
کِی کنار نمی‌اومدیم؟

14:13.259 --> 14:17.795
دیروز اومدم ببینمت

14:17.797 --> 14:20.181
و یه صحبت کوچولو با روانشناس مجانیم داشتم

14:20.233 --> 14:22.950
مامان
ـ نگرانت بود

14:22.986 --> 14:26.671
ببین، میدونم رفتارم مثل بریتنی اسپیرز سال 2007 شده بود

14:26.706 --> 14:28.308
و میدونم چون شماها نگرانم هستید

14:28.333 --> 14:31.776
اما غیبت کردن درباره‌ی من
باعث نمیشه کمتر دیوونه‌گری کنم

14:32.829 --> 14:34.745
فقط باور کنید که من دارم سعی میکنم

14:36.649 --> 14:37.960
هی، بچه‌ها

14:38.443 --> 14:40.359
شانس بهم رو آورده

14:40.384 --> 14:42.592
مواد لازم برای درست کردن کلوچه رو گرفتم

14:42.617 --> 14:44.931
!هورا

14:48.728 --> 14:53.597
باشه. باشه، دخترا
اگه کسی ازم سوال داره، میتونه بپرسه

14:53.633 --> 14:55.666
پس بپرسید دیگه
... اینجا گیر افتادیم پس

14:55.702 --> 14:58.137
بابا یه خانواده دیگه تو بالتیمور داشته؟

14:58.162 --> 14:59.591
... ـ ایپریل، فکر کردم قرار شد
ـ اون

14:59.616 --> 15:02.615
گفت میتونم هر سوالی بخوام ازش بپرسم
و منم اینو میخوام بدونم

15:02.640 --> 15:05.869
نه. نه، خانواده سوم در کار نبود

15:06.170 --> 15:07.969
پس اونجا چیکار میکرد؟

15:08.693 --> 15:12.170
خب، نویسنده بود
پس همیشه برای تحقیقات مسافرت میکرد

15:12.195 --> 15:14.128
یادته این کتاب ربطی به بالتیمور نداشت

15:14.153 --> 15:16.610
خب، شاید برای یه کتاب دیگه‌ش بوده
کی میدونه؟

15:16.635 --> 15:18.768
... الان که عجله ندارید برید

15:18.793 --> 15:20.660
میشه یه نگاهی به کتاب بندازم؟

15:20.685 --> 15:23.215
زیر وسایلم گذاشتمش
وگرنه مجبور میشم همه چیو بریزم بیرون

15:23.240 --> 15:26.332
ـ وقت داریم
ـ باشه. میدونی چیه؟ کافیه

15:26.357 --> 15:29.945
ایپریل، فکر نمیکنم برات خوب باشه
اینطوری خودتو خسته کنی

15:29.970 --> 15:31.937
میشه یه راند دیگه بازی افراد مشهور رو بکنیم؟

15:31.962 --> 15:33.559
راستش من این دست بازی نمیکنم

15:33.584 --> 15:35.417
باید برم داروهامو بخورم

15:36.753 --> 15:37.835
کلوچه؟

15:37.887 --> 15:39.970
بله، لطفا

15:49.599 --> 15:51.632
ـ هی
ـ ببخشید

15:51.923 --> 15:54.148
،اگه نمیخوای از این فیلم بگیرم
نمی‌‌گیرم

15:54.173 --> 15:57.471
اوه، حتما
...اگه اونا بعد از تماشای خواهر در حال مرگت

15:57.473 --> 16:00.341
که داره شیمی درمانی میکنه، قبولت نکنن
باید خیلی بدجنس باشن

16:00.837 --> 16:01.986
تو نمیمیری

16:03.329 --> 16:04.545
خواهیم دید

16:04.547 --> 16:08.232
عجیبه
مرگ بزرگترین ترسم بود

16:08.284 --> 16:09.844
... اما الان

16:12.121 --> 16:16.023
یه احتمال واقعیه
و اگه نمیرم، جایزه به حساب میاد

16:17.026 --> 16:19.790
تصور کن اون موقع خبر دار نمیشدی سرطان داری

16:19.970 --> 16:22.963
یادته، عمو جورج اولین کسی بود که بهت گفت

16:23.281 --> 16:26.031
ـ برن
ـ عملا بهش گفتی دروغگو

16:28.805 --> 16:31.055
چون فکر میکنم داره بهمون دروغ میگه

16:31.090 --> 16:33.573
برنا، میدونم چه حسی داری
میدونم

16:33.598 --> 16:36.036
مثل همون احساسیه که وقتی در مورد بابا فهمیدم

16:36.746 --> 16:39.630
اینقدر عاشقش بودم که کور شده بودم

16:39.682 --> 16:42.678
و فقط میخوام خودتو برای همین اتفاق با جورج آماده کنی

16:45.988 --> 16:48.757
میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

16:53.746 --> 16:56.363
ببخشید که از جورج در مورد یه خانواده دیگه پرسیدم

16:56.416 --> 16:58.432
... ـ فقط فکر کردم که
ـ عیب نداره

16:58.468 --> 17:01.268
متوجه هستم چرا اینطور فکر میکنی

17:01.270 --> 17:04.132
اما میدونم که حقیقت نداره

17:04.487 --> 17:06.618
از کجا میدونی؟

17:20.197 --> 17:21.947
... وقتی رفته بودی کالج

17:22.604 --> 17:24.376
... برای بابات

17:26.574 --> 17:28.608
یه مشکل بوجود اومد

17:33.028 --> 17:34.135
شبت چطور بود؟

17:34.184 --> 17:35.473
خوب

17:35.517 --> 17:37.366
من و دخترا گوشت بوقلمون خوردیم

17:37.418 --> 17:38.847
... یه کم

17:40.371 --> 17:42.472
یه کم تو یخچال هست، اگه گرسنته

17:46.244 --> 17:48.394
ـ ادوین چطوره؟
ـ اوه، نیومد

17:48.429 --> 17:52.031
... دیگه  t.a احتمالا داره با یه

17:52.066 --> 17:54.217
ـ یه سری تحقیقات انجام میده
ـ تمام شب تنها بودی؟

17:54.269 --> 17:55.434
تنها نه

17:55.436 --> 17:57.103
متصدی بار هم صحبت خوبی بوده

17:57.105 --> 17:59.188
یه بار تو مسابقه جپردی شرکت کرده

17:59.240 --> 18:00.423
توماس

18:00.458 --> 18:03.009
به نوشتن کمک میکنه
هر گفتگویی به نوشتن کمک میکنه

18:03.044 --> 18:04.478
حالات انسان‌ها رو مطالعه میکنم

18:04.503 --> 18:06.219
دیگه حرفاتُ باور نمیکنم

18:08.917 --> 18:10.591
چند تا نوشیدنی خوردی؟

18:14.923 --> 18:17.890
میدونم این اواخر یه کم زیاده‌روی کردم

18:17.942 --> 18:19.909
ـ اما چیزیم نیست
ـ چرا هست

18:21.462 --> 18:24.603
خیلی بی نظم شدی
همه چیو سرسری میگیری. تلو تلو میری

18:26.801 --> 18:28.148
یه چیزی عوض شده

18:30.858 --> 18:34.231
ـ فکر میکنی بابا دائم الخمر بود؟
ـ خودش اعتراف کرد

18:34.408 --> 18:36.790
و منم مجبورش کردم بره مرکز بازپروری

18:37.645 --> 18:39.284
یه جایی تو بالتیمور پیدا کرد

18:40.615 --> 18:41.747
برای همین اونجا بود

18:41.783 --> 18:44.467
نه تا وقتیکه من میخواستم
فقط یه هفته موند

18:46.804 --> 18:49.488
فکر نمیکنم قبل از مرگش خوب شده باشه

18:49.524 --> 18:52.325
چرا اینو قبلا بهم نگفتی؟

18:52.377 --> 18:53.709
باباتو میشناسی، طرز تفکر مغرورانه‌شو

18:53.745 --> 18:57.530
اون دیگه متانت گذشته رو نداشت

18:57.565 --> 19:01.334
... و منم نمیخواستم اون چیزی که از

19:01.369 --> 19:02.850
خاطرات خوبش مونده بود رو خراب کنم

19:03.671 --> 19:06.571
... نمیتونیم خودمون انتخاب کنیم عاشق کی میشیم اما

19:08.443 --> 19:11.244
... اما میتونیم انتخاب کنیم چطور به کسایی که

19:11.279 --> 19:13.412
،دارن خود تخریبی میکنن
واکنش نشون بدیم

19:13.448 --> 19:15.414
... فکر میکردم که باید ازت در برابر

19:15.450 --> 19:17.116
این حقیقت درباره‌ی پدرت محافظت کنم

19:17.151 --> 19:20.219
... اما خوب نبود که بذارم ازش

19:20.238 --> 19:23.039
... یه مرد ایده‌آل بسازی که هیچ کار بدی

19:23.074 --> 19:24.425
ازش بر نمیاد

19:29.097 --> 19:31.197
الان یکی دیگه این وضعیت رو داره

19:31.232 --> 19:32.331
لئو

19:32.367 --> 19:34.140
میدونم، عزیزم

19:35.970 --> 19:37.884
و عشق اول خیلی سخته

19:40.563 --> 19:42.162
... راستش من

19:43.011 --> 19:45.802
مطمئن نیستم اون اولین عشقم بود

19:48.216 --> 19:49.966
و آخری هم نخواهد بود

19:54.105 --> 19:56.072
کجا داری میری؟

19:56.545 --> 19:58.178
خونه

19:58.214 --> 19:59.642
الان؟ چرا؟

19:59.677 --> 20:01.143
چون اینجا دارم دیوونه میشم

20:01.179 --> 20:04.397
دقت کردی یه انرژی خیلی عجیب امشب تو این خونه‌س؟

20:04.422 --> 20:06.949
... من دقت کردم که هر شب یه انرژی عجیب

20:07.001 --> 20:08.217
تو این خونه‌س

20:08.252 --> 20:11.721
،خب، از اونجاییکه من بخشی از این خانواده نیستم
دیگه بهتره برم

20:11.773 --> 20:13.472
مطمئنی میخوای بری؟

20:13.474 --> 20:14.640
ـ آره
ـ باشه

20:14.692 --> 20:17.410
خیله خب
واقعا اون بیرون هوا خرابه

20:18.680 --> 20:20.266
هیچ جا نمیری

20:31.659 --> 20:33.342
... راستی، اشتباه میکنی که میگی

20:33.378 --> 20:35.678
تو بخشی از این خانواده نیستی

20:35.713 --> 20:37.396
... منظورم اینه، تو اینجا

20:37.448 --> 20:42.949
،برای صبحونه، ناهار، شام
سرطان، عروسی، مراسم ختم هستی

20:45.239 --> 20:46.737
مثل خواهرمی

20:46.762 --> 20:49.475
بهش عادت کن

20:49.477 --> 20:53.045
تو از اون خوباشی، برنا کارور

20:53.081 --> 20:55.414
و همینطور تو بازی افراد مشهور معرکه‌ای

20:55.416 --> 20:57.185
ـ میدونم
ـ ترکوندیم

21:02.023 --> 21:04.123
ـ بابا دائم الخمر بوده
ـ چی؟

21:04.158 --> 21:06.175
،مامان بهم گفت
... برای همین هم رفته بود بالتیمور

21:06.210 --> 21:09.061
تا بره مرکز بازپروری که خیلی هم اونجا نموند

21:09.097 --> 21:11.864
،اگه فکرشو بکنی
این همه چیو توضیح میده

21:11.899 --> 21:14.166
یقیننا دروغ گفتن جورج رو توجیه نمیکنه

21:14.432 --> 21:17.203
،شاید فقط سعی کرده از بابا محافظت کنه
مثل همیشه

21:17.238 --> 21:21.236
،خب، اگه مسئله این باشه
پس کتاب باید همونطور که گفت تو چمدونش باشه

21:21.295 --> 21:22.427
بریم ببینیم

21:23.111 --> 21:24.777
یالا

21:24.829 --> 21:26.539
دیگه چیکار میشه اینجا کرد؟

21:27.048 --> 21:29.674
و چه بلایی سر مهارتای گزارشگریت اومده؟

21:30.017 --> 21:31.884
... اگه این یه خبر باحال بود، امکان نداشت

21:31.886 --> 21:33.736
که ایپریل کارور سابق بیخیالش بشه

21:35.323 --> 21:38.982
... در مورد طوفان تاریخیه امشب

21:39.007 --> 21:42.728
... ـ مناطق کم فشار
ـ داره درباره‌ی دو متر برف حرف میزنن

21:42.764 --> 21:44.780
میتونیم واسه یه مدت اینجا باشیم

21:47.902 --> 21:49.719
یه روز آفتابیه

21:49.754 --> 21:51.721
روز بعدش یخ بندون

21:52.013 --> 21:53.696
به نیو انگلند خوش اومدی، مائه

21:54.642 --> 21:56.106
ممنون

21:59.347 --> 22:01.297
خب، خوشحالم یخچال رو پر کردم

22:01.349 --> 22:04.300
،هر چند نمیدونم
یه خانواده میتونه با هوموس و کلوچه زنده بمونه؟

22:04.325 --> 22:05.351
اوه، خب میدونی

22:05.353 --> 22:08.571
،در طول طوفان
مطمئننا تکیلا میره بالای هرم غذایی

22:09.657 --> 22:11.173
یا پایینش

22:11.209 --> 22:12.291
اینو از کجا پیدا کردی؟

22:12.326 --> 22:14.310
پشت قفسه‌ها

22:14.345 --> 22:17.146
امیدوارم از نظرت اشکال نداشته باشه، سارا
مشروبمون تموم شده

22:17.181 --> 22:18.397
ـ نه، اشکال نداره
ـ باشه

22:18.433 --> 22:21.010
حتی یادم نمیاد اون بطری از کجا اومده

22:21.035 --> 22:22.468
شاید یه هدیه ماله خیل وقت پیشه؟

22:22.503 --> 22:24.683
بطری خوشگلیه
چی هست؟

22:24.708 --> 22:28.343
یه نوع مشروب با کیفیت
خیلی وقته از اینا نخوردم

22:29.444 --> 22:33.078
دو سال تو مرکز لوس شیووس با دکترای بدون مرز

22:33.131 --> 22:35.767
... خب، از اونجاییکه از طرف دکترا هم تایید شده

22:35.792 --> 22:38.621
و به نظر میرسه اینجا گیر افتادیم
خدا میدونه واسه چه مدت

22:38.646 --> 22:39.952
خب من نمیخوام، ممنون

22:39.987 --> 22:41.120
منم نمیخوام

22:41.155 --> 22:42.492
مارشملو تموم شده

22:42.565 --> 22:43.616
میرم میارم

22:46.894 --> 22:47.927
لطفا به منم بدید

22:47.929 --> 22:48.994
اوه، ایول

22:50.385 --> 22:53.810
خیال میکنم یا مائه یه کم باهام سر و سنگین شده؟

22:53.835 --> 22:55.734
اوه، اگه من بودم خیلی پیگیرش نمیشدم

22:55.770 --> 22:58.671
میدونی اخلاق دکترا چطوریه که
یه دقیقه دارن یکی رو خوب میکنن

22:58.673 --> 23:00.739
دقیقه بعدش، خیلی بدخلق میشن

23:00.775 --> 23:03.659
سلام، جورج
سلام، سارا

23:03.711 --> 23:05.744
سلام، ناتالی
چیکار میکنی؟

23:05.746 --> 23:08.714
چیکار؟ هیچی
میدونی فقط تو آشپزخونه میچرخم

23:08.716 --> 23:10.716
ایپریل، اونجا داری چیکار میکنی؟

23:10.718 --> 23:14.487
هی، چرا همه‌ی لباسام رو زمین پخشه؟

23:16.491 --> 23:18.424
ـ کتاب کجاست، جورج؟
!ـ ایپرل

23:18.459 --> 23:20.593
گفتی کتاب رو گذاشتی تو چمدونت
پس کو؟

23:20.628 --> 23:23.646
جورج، فقط کتاب رو بهش نشون بده
تا بیخیال ماجرا بشیم

23:23.698 --> 23:25.564
باورم نمیشه رفتی سراغ چمدونام

23:25.600 --> 23:27.433
چون باهامون رو راست نبودی

23:28.719 --> 23:31.957
باشه، گوش کن چی میگم
از شرش خلاص شدم

23:31.982 --> 23:34.306
بخاطر مصلحت این خانواده
هیچ چیش راست نبود

23:34.325 --> 23:36.406
و باعث شده بود همه دیوونه بشن

23:39.213 --> 23:40.437
!مائه

23:44.646 --> 23:46.436
بخیه لازم داری

23:46.611 --> 23:48.260
نیازی نیست

23:48.296 --> 23:50.329
مطمئنم پی زند زبرین دستت شکاف برداشته

23:50.381 --> 23:53.466
،اگه بریدگی هم در کار باشه
بخاطر اون موچین توئه

23:53.501 --> 23:55.401
الان می‌فهمم چرا سراغ جراحی نرفتی

23:55.436 --> 23:57.169
فکر کردم ممکنه یه کم آب بخوای

23:57.205 --> 23:59.155
کاری از دست من بر میاد؟

23:59.207 --> 24:01.140
آره، خواهشا بی حسی رو بده به من

24:02.477 --> 24:05.344
ـ اینقدر مشتت رو فشار نده
ـ اینقدر این موچین رو اشتباهی فرو نکن

24:05.346 --> 24:07.029
اینقدر همه چیو تحت کنترل نگیر

24:07.065 --> 24:10.082
یه مثلی هست که میگن
دکترا بیمارای بدقلقی هستن؟

24:10.118 --> 24:13.302
نه، به نظر من وقتی اینطور میشه
که اون یکی دکتر حس اعتماد رو القا نمیکنه

24:13.337 --> 24:16.965
خب، شاید بخاطر اینه که
دکتر اولی نمیدونه چطور اعتماد کنه

24:21.028 --> 24:22.384
خودم میکنم

24:23.965 --> 24:24.997
ممنون

24:24.999 --> 24:26.762
ممنونم. میرم بخوام

24:33.257 --> 24:34.757
شب بخیر

24:37.103 --> 24:39.497
ببخشید که مجبور شدی اینو ببینی

24:39.522 --> 24:41.355
نه، نه. حرفشو نزن

24:41.380 --> 24:42.885
... منظورم اینه، به نظر می‌رسید که

24:43.651 --> 24:45.442
میدونی، شوخیه بین زوجا باشه

24:46.053 --> 24:47.970
دقیقا نه

24:48.005 --> 24:50.144
اوضاع بینمون خیلی خوب نیست

24:53.511 --> 24:55.578
... فکر میکردم گشتن چمدونای عموت

24:55.613 --> 24:57.517
جالب‌ترین اتفاق امشب میشه

24:58.666 --> 25:01.600
میدونم که احتمالا خیلی درگیر این مسئله شدم

25:01.636 --> 25:02.818
و راستشو بخوای

25:02.854 --> 25:04.770
... سرزنشت نمیکنم اگه بخوای

25:04.772 --> 25:08.344
شماره‌مو از رو گوشیت پاک کنی
و بیخیالم بشی

25:10.761 --> 25:13.462
میدونی، خیلی وقته درباره‌ی زندگیت برام تعریف نکردی

25:15.844 --> 25:17.711
یه جورایی عمدی بوده

25:18.452 --> 25:21.353
چون حال و وضع زندگیم این روزا خیلی خوبه

25:22.390 --> 25:23.639
بیشتر برام بگو

25:23.674 --> 25:29.278
رابطه‌ی من و جاش داره جدی‌تر میشه

25:29.330 --> 25:31.163
کاملا مطمئنم یه چیزی در آخر میشیم

25:31.165 --> 25:33.265
چی؟
هیچ وقت اینطوری حرف نمیزدی

25:33.301 --> 25:34.433
میدونم

25:34.468 --> 25:35.777
چرا بهم نگفتی؟

25:36.686 --> 25:38.686
چطور میتونستم بگم؟
... منظورم اینه

25:39.190 --> 25:41.110
تازه لئو رو از دست دادی

25:43.093 --> 25:46.095
به این معنی نیست که نخوام تو عاشق یکی بشی

25:46.147 --> 25:47.980
نگفتم عاشقشم

25:49.283 --> 25:50.916
داری عاشقش میشی

25:50.952 --> 25:53.732
شاید
اوه، خدای من

25:54.222 --> 25:55.318
ایپ

25:57.601 --> 25:59.895
اوه، هی، میتونی بری
بقیه‌ش با من

26:12.874 --> 26:15.908
،اگه چیزی تو اون کتاب نیست
پس چرا از شرش خلاص شده؟

26:15.910 --> 26:17.910
میدونم
یه چیزی توش بوده

26:19.013 --> 26:20.880
شرط می‌بندم یه برادر هم داریم

26:20.882 --> 26:22.848
همیشه دلم میخواست برادر داشته باشم

26:22.850 --> 26:25.429
معلومه که نه اینطوری

26:26.387 --> 26:29.211
یه جورایی حرف جورج رو باور کردم
وقتی گفت دیگه از بچه خبری نیست

26:29.236 --> 26:31.957
شاید بابا یکیو کُشته؟

26:31.993 --> 26:33.859
فکر نکنم میتونست همچین کاری کنه

26:33.895 --> 26:35.861
اگه بابا گی بوده چی؟

26:35.863 --> 26:38.867
و جورج دست به این همه کار زده
تا لاپوشونی کنه؟

26:38.892 --> 26:39.941
منظورم اینه، مگه تو چه سالی هستیم؟

26:41.352 --> 26:42.434
... چی میشه اگه

26:43.804 --> 26:47.489
مامان و جورج میخواستن
با هم رابطه نامشروع داشته باشن؟

26:47.575 --> 26:50.459
چی؟ سعی داری رنگ و لعاب فیلمت رو بیشتر کنی؟

26:50.511 --> 26:54.153
نه. دوربینی در کار نیست
فقط یه سواله

26:55.316 --> 26:58.584
مامان و جورج؟
چون قبل از بابا با هم دوست بودن؟

26:58.619 --> 27:01.062
سارا و جورج با هم دوست بودن؟

27:01.087 --> 27:03.221
... آره و

27:04.558 --> 27:07.192
همین چند ماهه پیش هم با هم قرار میذاشتن

27:07.194 --> 27:10.496
ـ چی؟
ـ و جورج و مائه با هم به هم زدن

27:10.498 --> 27:14.550
شاید مائه حس کرده هنوز یه چیزی بینشون هست؟

27:17.321 --> 27:19.939
فکر میکنی وقتی سارا متاهل بوده
با هم رابطه داشتن؟

27:21.375 --> 27:23.915
خدا میدونه
بابا همش خارج از شهر بود

27:26.347 --> 27:27.846
... بچه‌ها

27:28.454 --> 27:31.877
تو اولین خط کتاب بابا
... شخصیت اصلی میگه

27:31.986 --> 27:33.984
داره نقشه‌ی مرگ خودش رو میکشه

27:34.922 --> 27:36.460
چی میشه همین اتفاق افتاده؟

27:37.942 --> 27:40.006
... چی میشه اگه بابا خودشو کُشته

27:40.031 --> 27:42.966
وقتی فهمیده که مامان و جورج با هم رابطه دارن؟

27:45.016 --> 27:48.567
نه. وایسا، محاله
جورج پشت فرمون بوده

27:48.602 --> 27:50.002
مگه اینکه نبوده

27:50.037 --> 27:52.705
... اما تو گزارشات پلیس اومده

27:52.740 --> 27:55.607
اون پشت فرمون بوده
شاید دروغ گفته

28:01.142 --> 28:03.500
پتو، پتو

28:03.644 --> 28:05.978
پتوها کجایید؟

28:06.013 --> 28:07.730
... از دستت قایم شدیم چون"

28:07.732 --> 28:10.566
ما رو با اسممون صدا میکنی
"و این یه کم ترسناکه

28:10.601 --> 28:11.902
قبلا خوشمون می‌اومد

28:11.927 --> 28:13.961
ـ باشه
ـ باشه

28:15.473 --> 28:16.588
پیدا کردم
ممنون

28:17.775 --> 28:19.278
هی

28:19.352 --> 28:22.086
بخاطر تو و مائه متاسفم

28:22.111 --> 28:24.724
یه کم غافلگیر شدم
به نظر می‌اومد که اوضاع بینتون خیلی خوبه

28:24.749 --> 28:27.349
خب، منم همینطور فکر میکردم

28:27.384 --> 28:29.485
... اما میدونی چطور میشه وقتی فاصله خیلی زیاده

28:29.520 --> 28:33.372
و هر دو طرف هم حرفه‌ی سختی دارن

28:33.424 --> 28:37.226
آره
هر چند فکر کردم هر جفتتون همچین رابطه‌ای میخواستید

28:37.261 --> 28:40.562
،منظورم اینه، از نظر تئوری موفق بود
اما عملی نه

28:40.598 --> 28:44.133
... و یه جورایی این آخرین تلاشمون بود تا ببینیم

28:44.168 --> 28:47.102
میتونیم رابطه رو حفظ کنیم
و برای همین از نیویورک اومد اینجا

28:47.138 --> 28:50.826
اما گاهی وقتی رابطه‌ای از هم باشیده
دیگه بهتره سعی نکنی درستش کنی

28:52.343 --> 28:54.960
خب، بهش میگم

28:54.995 --> 28:57.980
یه دوست تو بوستون داره
اگه به کسی نیاز داشت

28:58.015 --> 28:59.097
آره، من این کار رو نمیکردم

28:59.133 --> 29:01.984
احساس پیچیده‌ای نسبت به تو داره

29:03.370 --> 29:05.287
به من؟

29:05.322 --> 29:08.323
قبل از اینکه باهاش آشنا بشی
رابطه من و تو تموم شده بود

29:08.359 --> 29:10.794
خب، اون هیچ وقت نتونست بیخیالش بشه

29:22.807 --> 29:25.774
نه، نه

29:25.776 --> 29:27.141
بث، فکر کنم اون دیگه بدرد نمیخوره

29:27.166 --> 29:29.249
نه، امکان نداره
من اینطوری کاملا کبابی دوست دارم

29:33.601 --> 29:35.784
شاید نه به این کبابی

29:35.809 --> 29:36.941
واو

29:36.987 --> 29:38.787
من چی رو از دست دادم؟

29:38.839 --> 29:41.824
برامون نمایش راه انداخته

29:41.859 --> 29:43.675
تقصیر تکیلاس

29:43.727 --> 29:45.511
همش؟

29:46.730 --> 29:48.697
خیلی وقته اینقدر مست ندیدمت

29:48.732 --> 29:50.582
من یه مست باحالم، درسته؟

29:50.634 --> 29:52.801
آره، از اون باحالاشی

29:52.803 --> 29:55.337
... اما وقتی اینطوری مست میشی

29:55.372 --> 29:56.772
معمولا به دوست پسرای سابقت زنگ میزنی

29:56.774 --> 29:59.608
اوه، آره همینطوره

29:59.643 --> 30:02.544
... و الان که در مرحله‌ی قبل عاشقی هستی

30:02.596 --> 30:04.563
آره. آره

30:07.721 --> 30:09.921
مرحله قبل عاشقیم

30:10.487 --> 30:14.623
پس باید برم بخوابم
قبل از اینکه به خوشبختیم گند بزنم

30:14.625 --> 30:18.293
شب بخیر
بدرود، عزیزانم

30:18.329 --> 30:20.429
تو خوشگلی. تو هم

30:20.481 --> 30:23.081
ـ شب بخیر، بث
ـ خوشگلی

30:29.223 --> 30:30.495
باشه

30:31.141 --> 30:32.694
باید با هم صحبت کنیم

30:34.378 --> 30:35.838
یه شایعاتی پخش شده

30:35.863 --> 30:37.697
و فکر کنم الان وقتشه حقیقتُ بفهمیم

30:38.415 --> 30:40.032
به نظرم همین حالاشم حقیقتُ میدونیم

30:46.720 --> 30:48.520
از من بپرسید

30:50.194 --> 30:52.928
... خب، همه میدونیم یه کتاب رو از بین بردی

30:52.963 --> 30:55.440
که با این جمله‌ شروع شده بود
یه مرد که نقشه‌ی مرگش رو کشیده

30:55.465 --> 30:57.132
ایپریل، پدرت رمان‌نویس بود

30:57.184 --> 30:59.067
داستانای تخیلی مینوشت

30:59.103 --> 31:00.135
حقیقت داره؟

31:00.170 --> 31:02.104
اینم تخیلی بود، جورج؟

31:02.156 --> 31:03.989
قبلا این حرفا رو زدیم

31:04.024 --> 31:07.351
درسته
هیچی راست نیست؟ پر از دروغ

31:07.376 --> 31:09.407
مثل چیزی که بین شما و ساراس؟

31:10.147 --> 31:12.731
،مامان، از وقتی بابا مرده
شما و جورج با هم قرار گذاشتید؟

31:12.766 --> 31:16.018
خب، آره
اما این چه ربطی به این جریان داره؟

31:16.020 --> 31:17.753
چرا بهم نگفتی؟

31:17.788 --> 31:18.987
به اندازه کافی خودت مشکل داشتی

31:18.989 --> 31:20.656
و حالا؟

31:20.708 --> 31:22.824
شما دو تا چی رو دارید از ما پنهون می‌کنید؟

31:24.895 --> 31:28.680
سعی دارم از همه‌تون محافظت کنم

31:28.732 --> 31:29.898
میشه تا همین جا بیخیالش بشیم؟

31:29.900 --> 31:32.567
در برابر چی ازمون محافظت کنی؟

31:32.603 --> 31:34.970
،وقتی زن بابا بودی
با جورج رابطه داشتی؟

31:35.443 --> 31:37.773
!نه! نه

31:37.808 --> 31:39.474
آدما اشتباه میکنن

31:39.510 --> 31:40.742
همه‌مون میدونم بابام اشتباه کرد

31:40.778 --> 31:43.528
و میدونی اگه شما هم خیانت کردی

31:43.564 --> 31:46.531
از کجا میدونستی که اون میخواد به زندگیش خاتمه بده؟

31:46.583 --> 31:49.851
به زندگیش خاتمه بده؟
این از کجا اومده؟

31:49.887 --> 31:51.703
مامان

31:53.424 --> 31:56.725
ما فکر میکنم بابا خودشو کُشته
و جورج هم اینو مخفی کرده

31:56.760 --> 31:59.311
میدونید چیه؟
نمیدونی داری چی میگی

31:59.363 --> 32:00.950
... داری درباره‌ی مرگ برادر من حرف میزنی

32:00.975 --> 32:03.976
،انگار یه سریال تلویزیونی بوده
... در حالیکه این اتفاق

32:05.536 --> 32:06.702
واقعا تراژدی بود

32:08.422 --> 32:10.472
... آره، توماس

32:12.476 --> 32:14.443
میخواست خودشو بکشه

32:15.446 --> 32:17.279
اما نه بخاطر اینکه من و مامانت رابطه داشتیم

32:19.383 --> 32:20.482
چون مریض بود

32:23.187 --> 32:24.319
داشت می‌مُرد

32:26.996 --> 32:28.215
پس ایپریل تو نیویورک ـه؟

32:28.280 --> 32:30.196
عاشق اونجاست

32:30.248 --> 32:31.531
هی

32:31.583 --> 32:33.078
لعنتی

32:35.220 --> 32:37.137
این لرزشا کم کم داره بدتر میشه

32:39.141 --> 32:40.390
لرزش نیست

32:40.425 --> 32:43.010
خب، چند ماه گذشته
... ما باید غده‌ی تیروئیدت رو

32:43.048 --> 32:48.313
چک کنیم
ببینیم عفونت یا سکته جزئی در کار نیست

32:49.267 --> 32:50.628
با سارا حرف زدی؟

32:50.653 --> 32:51.695
نه

32:52.437 --> 32:55.750
خب، تامی، مسئله جدیه

32:55.775 --> 32:57.458
جدی هست

32:58.024 --> 33:00.343
و علایم بیماریم رو دیگه نمیشه مخفی کرد

33:00.378 --> 33:02.045
منظورت چیه؟

33:05.686 --> 33:08.134
خب، معلوم شد که من و لو گرینک
... نقطه اشتراک بیشتری از

33:08.186 --> 33:09.903
عشقمون به بستکتبال داریم

33:11.072 --> 33:13.823
?ALS بیماری
... داری میگی تو

33:13.875 --> 33:15.008
آره

33:15.043 --> 33:16.126
دارم  ALS

33:24.319 --> 33:25.368
... آره، اما اون

33:25.536 --> 33:26.840
قابل درمان نیست

33:27.239 --> 33:29.038
فقط یه پیامد داره

33:30.976 --> 33:32.008
و اونم داره از راه میرسه

33:33.812 --> 33:35.221
برای همین به کمکت نیاز دارم

33:36.948 --> 33:38.460
میخوام کمکم کنی بمیرم

33:38.812 --> 33:40.950
اینطوری نگو
... تو میتونی

33:42.387 --> 33:45.410
زندگی کنی
میتونی یه زندگی پر ثمر داشته باشی

33:45.435 --> 33:48.415
،و اگه نداشته باشم
میدونی چطوری میشه که. نمیخوام با اون وضع بمیرم

33:49.778 --> 33:52.562
جورج، تو تنها کسی هستی که میتونم روش حساب کنم

33:52.614 --> 33:53.663
خواهش میکنم

33:53.698 --> 33:54.831
باید با سارا حرف بزنی

33:54.866 --> 33:57.467
نه
به اون یا دخترا حرفی نمیزنم

33:57.502 --> 33:59.552
اونا فقط سعی میکنن منصرفم کنن
... اینطوری

34:00.839 --> 34:03.506
میتونم با خوشنامی از دنیا برم

34:03.542 --> 34:05.344
خوشنامی؟ گور بابای خوشنامی

34:05.911 --> 34:08.757
بچه‌هات بهت نیاز دارن
زنت بهت نیاز داره

34:10.015 --> 34:14.450
حتی اگه برای یه مدت محدود باشه
چطور میتونی اینطوری ولشون کنی؟

34:14.486 --> 34:16.553
،اگه بخاطر خودت نباشه
اینجا میمونی

34:16.588 --> 34:18.294
با اونا میمونی

34:19.518 --> 34:20.929
هر ثانیه که از عمرت مونده

34:21.776 --> 34:23.179
میشنوی؟

34:33.438 --> 34:35.238
امکانش نیست

34:35.273 --> 34:37.290
اون دائم الخمر نبود، سارا

34:37.325 --> 34:39.542
رفت مرکز بازپروری بالتیمور

34:39.578 --> 34:43.263
برای دیدن یه متخصص تو جانز هاپکینز

34:44.316 --> 34:46.219
... جاییکه پذیرفت

34:47.152 --> 34:49.118
که چقدر بیماریش تضعیف کننده بود

34:50.488 --> 34:52.788
راهی برای مُردن نیست

34:55.460 --> 34:56.844
... و با اینحال

34:57.928 --> 35:00.363
همش بهم میگفت نمیخواد زجر بکشه

35:00.398 --> 35:03.478
و من فکر کردم میتونم منصرفش کنم

35:03.876 --> 35:05.101
چه اتفاقی افتاد؟

35:05.136 --> 35:07.003
خب، درست قبل از تولد 55 سالگیش بود

35:07.038 --> 35:09.314
... و منو برای گلف

35:09.975 --> 35:12.734
... و ماهیگیری به فلوریدا

35:13.044 --> 35:14.060
دعوت کرد

35:14.112 --> 35:16.694
احتمالا ناتالی یه چیزایی بادش هست

35:17.065 --> 35:23.488
و وقتی رسیدم اونجا
... بازم بهم التماس کرد کمکش کنم

35:24.222 --> 35:25.855
و هیچ کسی هم خبر دار نشه

35:27.058 --> 35:30.126
بیمه‌ش تو سن 55 سالگی منقضی میشد

35:30.161 --> 35:32.695
پس مجبور بود قبل از تولدش تمومش کنه

35:33.832 --> 35:36.545
در غیر اینصورت باید بیمه‌اش رو تجدید میکرد

35:37.669 --> 35:40.600
و هر آزمایشی که میداد
آشکار میکرد چقدر بیمار ـه

35:40.972 --> 35:43.056
و میخواست از همه‌ی شما مراقبت کنه

35:43.108 --> 35:45.397
و فقط به کمک من نیاز داشت

35:46.611 --> 35:47.660
... شما

35:49.047 --> 35:51.047
شما کمکش کردی خودشو بکشه؟

35:51.082 --> 35:52.570
ایپریل

35:52.595 --> 35:55.851
،بهت قول میدم
... هیچ رازی دیگه در بین نیست

35:57.022 --> 35:58.987
وقتی حرفام تموم بشه، باشه؟

36:02.627 --> 36:04.256
من با نقشه‌اش موافق نبودم

36:05.597 --> 36:07.131
دعوامون شد

36:07.699 --> 36:10.543
اما خدای من، خیلی مصمم بود

36:12.520 --> 36:14.871
پرید تو ماشینش و با سرعت رفت

36:14.906 --> 36:16.706
و منم سوار ماشین کرایه‌ایم شدم
و تعقیبش کردم

36:16.741 --> 36:18.933
چون میدونستم
.... میدونستم میخواد

36:22.397 --> 36:24.597
سعی کردم یه کار کنم بزنه کنار

36:24.649 --> 36:26.506
... تو یه خیابون خلوت

36:27.369 --> 36:30.829
،که چند کیلومتر بیرون کی وست بود
با هم کورس گذاشته بودیم

36:33.458 --> 36:35.829
ماشینامون کنار هم بود

36:37.395 --> 36:39.195
و اون بهم نگاه کرد

36:41.566 --> 36:47.521
و بعدش پاشو گذاشت رو گاز

36:48.206 --> 36:51.253
و دیدم مستقیم به درخت برخورد کرد

36:53.244 --> 36:55.922
و منم وایسادم

36:57.148 --> 36:59.340
... و دویدم پییشش و اون

37:01.436 --> 37:03.152
... منظورم اینه، اون

37:06.541 --> 37:08.693
... میدونید، برادرم

37:11.496 --> 37:15.164
همه جاش شکسته بود. داغون بود
... خونریزی داشت و اون

37:15.200 --> 37:16.636
بد جور صدمه دیده بود

37:16.661 --> 37:18.394
اما هنوز زنده بود

37:19.387 --> 37:20.470
به سختی

37:20.472 --> 37:22.071
شما چیکار کردی؟

37:24.370 --> 37:25.485
هیچ کاری نکردم

37:27.412 --> 37:29.078
اونجا نشستم

37:30.165 --> 37:32.081
و در کنارش بودم

37:32.656 --> 37:33.772
تا آخر

37:34.386 --> 37:37.220
... اما پلیس گفت

37:37.255 --> 37:40.305
... مجبور بودم یه کاری کنم که این اتفاق

37:40.389 --> 37:42.389
یه تصادف به نظر برسه

37:42.977 --> 37:44.758
پس اونو جابه جا کردم

37:44.783 --> 37:47.200
گذاشتم روی صندلی بغل راننده

37:47.232 --> 37:49.679
... و یه دیلم برداشتم

37:49.704 --> 37:52.672
و شیشه‌ی طرف صندلی مسافر رو شکستم

37:54.038 --> 37:59.041
و دستم، بازوهام و صورتم رو کشیدم رو سنگریزه‌ها

38:01.179 --> 38:03.179
و ماشین کرایه‌ایم رو مخفی کردم

38:03.231 --> 38:06.467
و به عنوان راننده ماشین تصادف رو گزارش کردم

38:07.986 --> 38:09.035
... و

38:10.321 --> 38:12.288
... در طول این سال‌ها

38:12.323 --> 38:15.008
سعی دارم همه‌ی اینا رو پشت سر بذارم

38:17.011 --> 38:20.196
چرا این همه کار رو بخاطرش کردی؟

38:20.231 --> 38:22.965
چرا بخاطر اون این همه سال دروغ گفتی؟

38:25.236 --> 38:27.103
اون برادر بزرگم بود

38:27.155 --> 38:29.038
هر کاری براش میکردم

38:30.480 --> 38:32.646
میدونم منطقی نیست

38:33.011 --> 38:35.912
اما حقیقت داره

38:37.212 --> 38:38.345
متاسفم

38:42.053 --> 38:44.720
کاری که کردی قتل بوده

38:44.772 --> 38:48.024
... خب، بعضیا ممکنه بگن به چیزی که

38:49.994 --> 38:54.412
اون میخواست کمک کردم
اما آره، طبق قانون قتل به حساب میاد

38:55.733 --> 38:57.376
ممکنه بیفتی زندان؟

39:03.925 --> 39:05.608
باید بهمون میگفتی

39:07.045 --> 39:08.811
خیلی بهتر بود وقتی نمی‌دونستید

39:08.863 --> 39:10.780
چون اگه حقیقت آشکار میشد

39:10.815 --> 39:12.698
... پول بیمه که

39:12.734 --> 39:15.618
توماس برای شما میخواست
از بین میرفت

39:15.620 --> 39:18.654
پول این خونه، پول بیمه درمانی

39:19.674 --> 39:21.399
ما هیچ وقت اون پول رو نگرفتیم

39:23.061 --> 39:24.760
چطور؟

39:25.930 --> 39:27.030
نمیدونم

39:29.601 --> 39:32.619
هیچ وقت نمیخواستم شما باخبر بشید

39:34.772 --> 39:39.659
چون این راز رو خیلی وقته پیش خودم نگه داشتم

39:41.996 --> 39:44.340
و الان راز شما هم به حساب میاد

39:44.364 --> 40:04.364
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

40:50.782 --> 40:52.865
آره، ممنون گذاشتی بیام خونه‌تون

40:55.587 --> 40:57.987
دیشب دیوونه‌کننده بود

40:58.039 --> 41:00.890
باورم نمیشه جلوی مامان و عموت نئشه شدم

41:00.925 --> 41:03.926
دیشب اتفاقای زیادی افتاد که نمیتونم باور کنم

41:03.962 --> 41:05.745
خوشحالم به سلامت رسیدی خونه

41:08.666 --> 41:09.715
هی، چی شده؟

41:13.838 --> 41:16.672
ایپریل، ناتالی رفته