﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:55.210 --> 00:58.710
.خیلی آسون بود
.موتورسوار سیاه خیلی ضعیفه

00:58.710 --> 01:01.010
...بکش یا کشته شو
.هیچکدومش خوب نیست

01:01.010 --> 01:02.510
چرا دزدیدینش!؟

01:02.510 --> 01:07.600
،و ازت میخوام که بدزدیش
.ولی تا حد امکان زنده نگهش دار

01:07.600 --> 01:10.020
شاید درسِت رو از بلایی که سر دستمال زردها اومد یاد گرفتی؟

01:10.020 --> 01:13.770
.شنیدم بین تو و رفیق فابت شکاف ایجاد کرد

01:50.140 --> 01:59.940
سوشی روسی

01:51.010 --> 01:54.020
!بخورین! بخورین! سوشی بخورین

01:54.020 --> 01:59.310
آهای بانوی جوان، دوست داری با ماهی تازه پوستت شفاف و با طراوت بشه؟

01:59.520 --> 02:04.190
باهم از سوشی لذت ببرین
.و یه شب به یادموندنی رو رقم بزنین

02:04.190 --> 02:08.200
این همون سوشی‌فروشی‌ـه که توش روسی صحبت میکنند؟

02:10.660 --> 02:12.080
.آره خودشه

02:12.450 --> 02:17.960
،ببین، من دو تا نوچه دارم که روسی حرف میزنند
.ولی فرار کردند، برای همین دنبالشون میگردم

02:18.380 --> 02:26.380
،تو ژاپن، میگن وقتی دیگه دنبال چیز مورد نظر نگردی
.اون موقع پیدا میشه. بفرما داخل

02:29.090 --> 02:33.430
رییس، یه مشتری جلب کردم، حواست که هست؟

02:34.600 --> 02:39.350
.در بین مردان روسی دو نوع ایوان هست

02:39.000 --> 02:43.650
ایوان: مرد روسی، مخصوصاً سرباز روسی

02:40.650 --> 02:44.860
.اولیش، ایوانی هست که با این شغل ازدواج کرده، مثل ربات

02:45.650 --> 02:50.870
.اون یکی ایوان قلابی هست که مغزش پیچ و مهره کم داره

02:56.330 --> 02:59.870
...معنی نمیده
!اصلاً معنی نمیده

03:00.170 --> 03:03.920
مشکل چیه، لینگرین؟

03:04.250 --> 03:06.260
.یه نگاه به این بنداز، دراکون

03:06.670 --> 03:08.130
مشکل چیه؟

03:08.720 --> 03:10.640
.نمیتونم دستم رو بیرون بکشم

03:11.090 --> 03:13.510
.آهان... حالا متوجه شدم

03:14.060 --> 03:17.770
...میخواستم چیزایی که داخلشه بیرون بیارم که دستم گیر کرد

03:19.850 --> 03:23.020
.بریم سراغ مسئله، یاور لینگرین

03:23.020 --> 03:25.030
مسکو عجز و ناله سرش نمیشه

03:25.860 --> 03:28.570
خب درمورد چی صحبت میکنیم؟

03:28.820 --> 03:31.320
.وارونا و سلون

03:31.320 --> 03:33.530
.درسته، درسته

03:33.530 --> 03:36.450
...اگه اون‌ها دخالت نکرده بودند

03:36.450 --> 03:39.790
.واقعاً موقعیت شناس نیستی
.برای همین ـه که مردی

03:40.210 --> 03:44.420
.دنیس و سامیا موقعیت شناس هستند

03:44.420 --> 03:48.720
اون‌ها فرار کردند چون اون انبار اسلحه‌ای که بهش حمله کردیم

03:48.720 --> 03:51.890
.میخواست بهمون از پشت خنجر بزنه

03:53.260 --> 03:59.230
.هیچ چیز عجیب‌تر از وضعیت فعلی دست‌های شما نیست، یاور لینگرین

03:59.430 --> 04:02.060
!از این وضعیت خوشم نمیاد

04:05.570 --> 04:08.820
!آره... فقط باید بهش شلیک کنم

04:11.110 --> 04:15.870
،اگه میخوای با گلوله بشکنیش
بهتر نبود از اول با ضربه داغونش کنی؟

04:15.870 --> 04:19.830
اصلاً چرا با اسلحه دستت رو تو کوزه کردی؟

04:19.830 --> 04:24.080
.نمیفهمم چرا تفنگت رو تو کوزه کردی

04:24.080 --> 04:27.710
.نمیفهمم چی میگی
!روسی حرف بزن

04:28.050 --> 04:32.550
،اگه حرف‌هایی که میزنم بوی ژاپنی یا انگلیسی بده

04:32.550 --> 04:39.060
،پس حتماً یکی از ما دچار مشکل ناحیه ونریک شده
.قسمتی از مغز که درک زبانی رو کنترل میکنه

04:39.060 --> 04:41.230
.هردو باید به بیمارستان بریم

04:39.720 --> 04:41.230
больница (bol'nitsa)
بیمارستان

04:41.350 --> 04:45.230
.خیلی حال میده بفهمیم کی کارش به تیمارستان میکشه

04:42.100 --> 04:43.980
санаторий (sanatoriy)
تیمارستان

04:47.070 --> 04:48.150
...خب

04:48.150 --> 04:50.610
داشتیم درمورد خانم وارونا صحبت میکردیم دیگه؟

04:50.610 --> 04:55.280
.مقدس‌ترین قوانین نانوشته‌ی ما رو زیر سوال بردند

04:55.280 --> 04:59.700
،با این وجود
.مغزشون رو هرطور شده از کاسه سر درمیارم

04:59.700 --> 05:02.660
...دختر خودت... چه ترسناک

05:02.660 --> 05:07.130
برام مهم نیست، چرا یه مدت حبسشون نمیکنی؟

05:07.670 --> 05:09.300
تو انبار حتماً؟

05:09.300 --> 05:12.550
.از گشنگی مردن سخت تر از تیر خوردن‌ـه

05:12.550 --> 05:14.510
تو به مرگ محکوم شدی؟

05:14.510 --> 05:18.470
!بیخیالش! ما که از ارتش یا مافیا نیستیم

05:18.470 --> 05:22.770
،اولاً، از نظر مهارت
.تو قدرت کشتن وارونا رو نداری

05:22.770 --> 05:26.690
،متاسفانه همینطوره
.دستم بهش نمیرسه

05:26.690 --> 05:30.280
دقیقاً به همین دلیل اگور رو به ژاپن فرستادم، یادته؟

05:27.900 --> 05:29.400
تعطیل

05:30.280 --> 05:34.490
،اگه کار بیخ‌دار شد
.از دنیس و سامیا هم برای کمک استفاده میکنم

05:34.900 --> 05:41.120
ولی اون روز، اگور بدجوری در یه مبارزه
.خیابونی جراحت دیده بود

05:41.330 --> 05:44.410
ژاپن هم جای خطرناکیه نه؟

05:44.410 --> 05:47.540
با یه استاد جودو یا کاراته روبه‌رو شده؟

05:47.540 --> 05:50.000
.فهمیدم! این یکی کوزه رو هم میشکنم

05:50.210 --> 05:52.300
،زیاد جای نگرانی نیست

05:52.300 --> 05:55.800
،ولی اگه احتمال جراحت وجود داشته باشه
...بهتره همینطور بشکنیش

05:58.850 --> 06:02.220
،وقتی بشنوه که اگور از یه آدم معمولی شکست خورده

06:02.220 --> 06:04.980
.مطمئنم که وارونا در این مورد ساکت نمیشینه

06:06.390 --> 06:07.400
...خب، آره

06:08.150 --> 06:13.320
،برعکس تو که عین ربات ملعونی
.وارونا ویژگی‌های انسانی هم داره

06:14.070 --> 06:18.280
با توجه به اینکه فرقی بین کشتن غریزی آدم‌ها
.و همینطور مقصودهای خودش نمیذاره

06:18.620 --> 06:23.620
،نمیدونم باید این حرف رو جلوت بزنم یا نه
.ولی به عنوان انسان، وارونا بالغ نیست

06:23.620 --> 06:26.040
،اونم وقتی که جز کتاب هیچی نداشته

06:26.040 --> 06:29.290
،فقط اطلاعات زیادی داره
.ولی از نظر عقلی بچه‌س

06:30.710 --> 06:34.590
...البته وجود یه دختربچه در کشور خارجی محاسن و مزایای خودش رو داره

06:36.840 --> 06:40.600
هرچند اون تونسته تعداد زیادی از اسباب‌بازی‌های
.نامناسب برای بچه‌ها" رو بدزده"

06:44.520 --> 06:49.730
.تکرار میکنم، در بین مردان روسی فقط دو تا ایوان وجود داره

06:50.150 --> 06:53.900
.و هردوشون علاقه‌ای به جلب توجه ندارند

06:54.440 --> 06:56.860
...و مهمون افتخاری امشب

06:57.400 --> 07:02.080
،قاتلی زیبا به نام وارونا
.که در ژاپنی به معنی کلاغه

07:02.490 --> 07:06.120
خصوصیاتی از هر دو نوع ایوان به ارث برده ـــ

07:06.120 --> 07:11.040
،با دقت رباتیک
.و اشتهای انسانی به نابودی

07:12.460 --> 07:16.840
.هرچند در بررسی موقعیت ماهرتر از مردهاست

07:16.970 --> 07:18.340
.یا شاید اینطور فکر میکنی

07:20.050 --> 07:23.640
.قیافه‌ت به شخصیت‌های داخل فیلم میخوره، اگور

07:23.930 --> 07:26.060
زن‌ها برام غش و ضعف میرند؟

07:27.350 --> 07:29.520
خیلی خب، چطوره سر صحبت رو باز کنی؟

07:29.520 --> 07:35.030
چرا مردی که به "ماشین آدمکشی فیلسوف" معروفه
.این همه راه رو از روسیه به اینجا اومده

07:35.030 --> 07:38.610
نکنه بعد این همه مدت اومدی
ما رو ناکار کنی؟

07:38.610 --> 07:42.280
.کلنل با شما کاری نداره

07:42.280 --> 07:45.040
.قضیه اون دو تای دیگه هستند که فرار کردند

07:45.040 --> 07:48.910
به علاوه اینکه چند تا تفنگ ضد تجهیزات
.از سازمان رو دزدیدند

07:49.160 --> 07:51.540
گفتی تفنگ ضد تجهیزات؟

07:52.290 --> 07:55.800
.معلومه دست روی طلای خطرناکی گذاشتند

07:55.800 --> 07:59.420
".نمیتونی خطر رو از میان برداری، ولی میتونی رقص آوا داشته باشی"

07:59.420 --> 08:01.890
"!بیا حشرات سوشی خوار رو به خواب ابدی بفرستیم"

08:01.890 --> 08:03.800
این دوتا کی هستند؟

08:04.010 --> 08:06.810
.اسم رمزیشون وارونا و سلون هست

08:06.970 --> 08:09.100
کلاغ و فیل، هان؟

08:09.890 --> 08:13.100
...سلون رو نمیشناسم، ولی این وارونا

08:13.100 --> 08:16.070
آره، دختر دراکون‌ـه دیگه؟

08:16.070 --> 08:20.320
.اون دختر کوچولویی که میشناختی نیست

08:20.320 --> 08:24.820
.دختر خانوم هنوز دختر خانوم‌‌ـه
.حتی کلنل لینگرین هم قبول داره

08:24.820 --> 08:29.250
،خب، با توجه به شخصیت لینگرین
.احتمالاً درسته

08:29.250 --> 08:34.000
.ولی مدارکی مبنی بر ورودشون به منطقه ایکبوکورو هست

08:34.000 --> 08:36.340
.حس کردم بهتره باهاتون درمیون بذارم

08:36.710 --> 08:39.010
ازمون کمک میخوای بگیریمشون؟

08:39.010 --> 08:41.340
،نه منظورم این نیست

08:41.340 --> 08:45.640
ولی خدایی دوست نداری آشوب به پا کنند، مگه نه؟

08:45.890 --> 08:51.850
خب، مطمئنم دختر خانوم اینقدر بی‌رحم نیست که
.با همچین تفنگی تو توکیو آشوب به پا کنه

08:52.060 --> 08:54.980
.فقط و فقط در بحران‌های واقعی

08:55.190 --> 08:56.860
.امیدوارم همینطور باشه

09:01.700 --> 09:05.030
.اون دختر با دوری از پدرش بزرگ شد

09:05.620 --> 09:10.700
،و اسم رمزی پدرش دراکون بود
...و سعی نکرد با دخترش تماس بگیره

09:10.700 --> 09:13.830
.به جاش، بهش کتاب میداد تا وقت‌کشی بکنه

09:14.920 --> 09:19.630
.همه‌ی کتاب‌ها رو با سرعت زیادی خوند

09:19.800 --> 09:23.840
،و هرچیزی از حقایق مربوط به زندگی گرفته
،تا اطلاعات به‌دردنخور

09:23.840 --> 09:27.010
.یکی پس از دیگری تو سر خودش فرو کرد

09:27.300 --> 09:32.640
،با اطلاع از اینکه پدر این دختر درگیر کسب و کار نامشروع بود

09:32.640 --> 09:35.270
.خانواده‌ها بچه‌هاشون رو ازش دور میکردند

09:36.940 --> 09:42.780
،تنها و بیکس بود
.ولی تا وقتی پیش کتاب‌هاش بود خوشحال بود

09:43.820 --> 09:46.280
...تا اینکه اون لحظه فرا رسید

10:05.800 --> 10:08.640
کجا قایم شدی؟

10:09.300 --> 10:10.930
دختر کوچولو؟

10:12.020 --> 10:13.480
!دختر کوچولو

11:04.440 --> 11:09.740
اون شبی که دزد رو با استفاده از
...هوش و درایتی که از کتاب‌ها به دست آورده بود کشت

11:10.160 --> 11:15.410
وقتی که به جسد نگاه کرد
،بیشتر از چیزی که خیال میکرد خشکش زد

11:15.410 --> 11:18.750
.حس عجیبی در قلبش جریان پیدا کرد

11:20.040 --> 11:23.290
.پدر رباتش بهش تسلی خاطر میداد

11:23.590 --> 11:26.380
...سعی میکرد باهاش ارتباط برقرار کنه

11:26.760 --> 11:29.380
چرا؟ چیکار کرده بود؟

11:30.050 --> 11:32.350
چون جلوی یه آدم بد رو گرفتم؟

11:32.350 --> 11:35.100
چون تونستم یه آدم قویتر از خودم رو بکشم؟

11:35.350 --> 11:37.310
چون قوی بودم؟

11:38.020 --> 11:39.390
.نه احتمالاً

11:40.400 --> 11:41.270
...ولی

11:46.650 --> 11:51.160
.اون مرد نمیخواست بهش تکنیک‌های آدمکشی رو یاد بده

11:56.080 --> 11:59.620
،ولی چون واجب بود بهش دفاع شخصی رو یاد بده

11:59.620 --> 12:03.170
.چاره‌ای نداشت چند تا تکنیک مبارزه یادش بده

12:11.430 --> 12:15.890
.دختر جوان اون تکنیک‌ها رو تبدیل به فنونی برای شکست دادن بقیه کرد

12:16.560 --> 12:18.770
.اول با گردن کلفت‌های شهر شروع کرد

12:18.930 --> 12:21.900
.بعدش سراغ قاچاقچی‌های مسلح رفت

12:22.440 --> 12:25.270
...و بالاخره کارش به مبارزین حرفه‌ای رسید

12:27.190 --> 12:28.190
...سه تا

12:29.360 --> 12:30.200
... پنج تا

12:30.530 --> 12:31.490
...شش تا

12:33.950 --> 12:35.410
،و بعد یه روز

12:35.580 --> 12:40.290
،وقتی که اشتباهی به جای یه باند، درمورد گروه پدرش تحقیق میکرد

12:40.540 --> 12:45.210
،بدون گفتن کلمه ای به مخفیگاهشون رفت
و همه رو  از دم کشت

12:56.680 --> 12:58.560
...اون فهمید

12:58.850 --> 13:02.940
. امکان نداره باباش بخاطر همچین کاری تشویقش کنه

13:03.270 --> 13:07.570
پس چرا این کار رو کرد ؟
. جوابش ساده بود

13:07.690 --> 13:13.240
. چون باحال بود. باحال بود. باحال بود
. باحال بود. باحال بود

13:07.690 --> 13:13.240
"باحال بود"

13:38.220 --> 13:40.810
. من نمیکشمت. مطمئن باش

13:40.810 --> 13:43.480
. تا چد روز نمیتونی تکون بخوری

13:43.480 --> 13:46.270
...یا شاید هم چند ماه

13:46.440 --> 13:51.030
. ولی دلیلی نداره که بخوای بمیری
...تو خیلی خوش شانسی

13:55.490 --> 13:59.660
! این حقیقت نداره
. ماسائومی هنوز دوستمه

13:59.660 --> 14:02.750
. بیا امیدوار باشیم اون هم همین حس رو داشته باشه

14:03.000 --> 14:04.160
این یعنی چی ؟

14:04.410 --> 14:09.920
هیچی، فقط دارم به جوان‌ترهایی که دارن از
. زندگیشون لذت میبرن، حسودی میکنم

14:10.130 --> 14:13.050
. چون خودم هیچ وقت از این جور دوست ها نداشتم

14:13.050 --> 14:16.220
یه منحرف که نمیتونی هیچ جوره از زندگیت بندازیش بیرون
. و یه دمدمی مزاج خشن نفرت انگیز دیوونه

14:16.510 --> 14:17.930
...آه، ولش کن مهم نیست

14:19.050 --> 14:20.680
...برگردیم سر بحث اصلیمون

14:20.680 --> 14:25.940
به عنوان بنیان گذارش، دوست داری دالارز از
. یه سری درجات قدرتی برخوردار باشه، یا نه

14:26.310 --> 14:32.440
با نابود کردن اونایی که اطرافتن و پرورش دادن
. افراد گروه خودت، دالارز ؛ میتونی توی درجات ارتقا بگیری

14:33.030 --> 14:36.450
صد البته اینطوری افرادی رو میبینی
. که با این طرز فکر کاملا موافقن

14:36.450 --> 14:38.530
. باشه، فهمیدم

14:38.530 --> 14:42.490
نگران نباش. با بسته نگه داشتن دهنت میتونی
. این هم بدون خطر پشت سر بذاری

14:39.740 --> 14:43.580
آه...آقا لطفا از گوشیتون توی جاهای تعیین شده
. استفاده کنین

14:42.490 --> 14:46.330
مگه دالارز از این جور گروه ها نیست ؟
کاملا آزاد، مگه نه ؟

14:43.580 --> 14:44.500
. باشه

14:44.500 --> 14:45.960
. خیلی ممنون

14:46.620 --> 14:48.080
. این همون چیزیه که بهش میگن آزادی

14:48.540 --> 14:54.130
بنظر من دالارز یه چیز بیشتر از یه گروه رنگی
. یا همچین چیزیه

14:54.130 --> 15:00.350
برای من شبیه یه ملت یا یه خانواده ست
. ولی آدمای خوب و بد هم توش وجود دارن

15:00.350 --> 15:01.220
...درسته

15:01.220 --> 15:03.100
...مثلا

15:03.310 --> 15:08.020
بیا فرض کنیم بخوای از حمله ی خودسرانه ی دالارزی ها
، به مردم جلوگیری کتی

15:08.020 --> 15:09.980
...و اگر بتونی همچین کاری رو انجام بدی

15:09.980 --> 15:12.020
. اونوقت اون دیگه دالارز نیست

15:12.190 --> 15:15.190
، اگر بتونی تمام گروه رو به اراده ی خودت کنترل کنی

15:15.190 --> 15:17.490
. اونوقت میشه یه چیز دیگه

15:18.610 --> 15:22.370
...قبلا، این گروهی که شوخی شوخی تاسیسش کردی

15:22.370 --> 15:26.960
وقتی که رفتارهای بدشون توی زندگی واقعی شدت
. پیدا کرد، بنظر میرسید که میخوای در این باره براشون یه کاری بکنی

15:27.210 --> 15:29.370
ولی نسبت به این کار بی‌میل نشدی چون بنظرت ناعادلانه بود ؟

15:29.670 --> 15:31.420
...معلومه که بودم

15:31.710 --> 15:36.460
اگر واقعا این طوری فکر میکردی، پس دلت نمیخواست که
. این سازمان دالارز رو تا الان سرپا نگه داری

15:36.800 --> 15:40.640
درعوض، بهتر بود که بیخیالش میشدی
. یا اصلا ازش میومدی بیرون

15:40.640 --> 15:42.180
چطور میتونم اینقدر بی مسئولیت باشم ؟

15:42.180 --> 15:46.470
هیچ کدوم از افراد گروه دالارز دنبالت نمیگردن
. که مسئولیتش رو قبول کنی

15:46.770 --> 15:51.520
ولی اگر هنوز هم میخوای مسئولیتش رو
. به عهده بگیری پس باید عذاب وجدانت زندگیت رو جهنم کنه

15:51.860 --> 15:55.480
خب این چیزیه که دوست دارم بگم
ولی تو الان از این جور آدما نیستی، هستی ؟

15:55.650 --> 15:57.070
تمام اینا رو چرا بهم میگی ؟

15:57.070 --> 16:00.780
این فکر خارج از کنترل شدن دالارز نیست
. که ازش ترسیدی

16:01.870 --> 16:07.080
بلکه فکر عقب موندن از دالارزی که روز به روز
درحال تغییره ترسوندنتت، مگه نه ؟

16:08.370 --> 16:09.960
...واقعا که

16:09.960 --> 16:15.550
...شکنجه دادن یه دختر جوونی مثل این
. میتونستن برای این کار چند تا اراذل و اوباش استخدام کنن

16:17.630 --> 16:19.170
الان صدای چیزی شنیدم ؟

16:21.300 --> 16:22.430
یه اسب ؟

16:23.090 --> 16:25.260
یه اسب وسط شهر چیکار میکنه آخه ؟

16:26.600 --> 16:27.720
...چی

16:28.100 --> 16:29.310
اینجا چه خبره ؟

16:34.440 --> 16:35.440
یه شمشیر ژاپنی ؟

16:36.440 --> 16:40.900
...آم...معذرت میخوام. نمیدونم شما کی هستین

16:41.240 --> 16:42.860
مطمئنین که اشتباه نگرفتین ؟

16:43.030 --> 16:43.700
چی ؟

16:44.280 --> 16:48.580
آم...اگر دزد هستین...من هیج پولی توی خونه
...نگه نمیدارم، پس

16:44.530 --> 16:46.870
این بچه ایی که رو به روم ایستاده...اون چیه ؟

16:47.200 --> 16:48.080
خطرناکه ؟

16:48.410 --> 16:49.250
...ولی

16:48.580 --> 16:49.580
. لطفا برین

16:49.950 --> 16:51.210
...بدنم سر از خود داره تکون میخوره

16:51.790 --> 16:53.210
! من...میمیرم

16:59.130 --> 17:03.510
چی میشه اگه ضربه هاش بهم بخوره ؟
این چیه ؟ یه بچه ؟ یه آدم ؟

17:04.090 --> 17:06.890
...یه چیز...داغ...یادم میاد

17:07.060 --> 17:09.270
...این...مثل اون روزه

17:09.470 --> 17:12.310
...کشته میشم...کشته میشم

17:12.640 --> 17:15.150
! کشته میشم...میتونم بکشم

17:18.190 --> 17:20.030
. میخواستم مطمئن شم

17:20.190 --> 17:21.570
...از اون موقع

17:21.820 --> 17:26.910
آدما واقعا تا این حد شکننده هستن ؟
از جمله خود من...ما واقعا تا این حد شکننده هستیم ؟

17:27.120 --> 17:30.040
...اگر با این شمشیر بهم ضربه بخوره چه اتفاقی برام میفته

17:30.040 --> 17:32.330
...بدجوری دلم میخواد بفهمم

17:32.790 --> 17:34.830
....کاری که دارم میکنم عاقلانه نیست

17:38.040 --> 17:38.920
! موقعیت بحرانی

17:39.750 --> 17:42.010
. تو...مرموز و ...عجیبی

17:42.220 --> 17:46.010
! من باز هم برمیگردم. منتظر باش

17:50.600 --> 17:51.270
چی ؟

17:54.100 --> 17:54.770
! راه بیفت

17:54.770 --> 17:55.520
! مفهوم شد

18:16.710 --> 18:18.210
! غیر طبیعیه...نه

18:18.630 --> 18:19.540
! مثل یه توهمه

18:21.050 --> 18:22.420
این دیگه چیه ؟

18:25.510 --> 18:26.680
! موقعیت بحرانی

18:31.560 --> 18:34.230
! خطر! خطر! خطر! خطر
! خطر! خطر! خطر! خطر

18:34.230 --> 18:35.230
! خطر

18:43.900 --> 18:46.320
سلون، چه اتفاقی برای موتورسوار سیاه افتاد ؟

18:46.320 --> 18:47.700
. نمیدونم

18:47.700 --> 18:52.080
،فقط میتونم بگم محو شد، خب خداقل روی صفحه ی
.مانیتور اثری ازش نیست

18:52.080 --> 18:54.950
صبر کن ببینم، از اون استفاده کردی، وارونا ؟

18:54.950 --> 18:56.160
. کاملا درسته

18:56.960 --> 18:58.380
. یه موقعیت بحرانی بود

19:07.220 --> 19:10.930
. این نزدیکی ها باید یه کارخونه ی متروکه باشه
. لطفا برو اون سمت

19:12.220 --> 19:13.390
میخوای چیکار کنی ؟

19:13.390 --> 19:16.940
. این موتور نشونه گذاری شده
. میخوام نابودش کنم

19:17.850 --> 19:21.310
یا شاید هم ازش به عنوان یه تله برای
. کمین کردن استفاده کنیم

19:29.740 --> 19:30.820
. خطرناکه ها

19:33.870 --> 19:37.660
...نه...نمیدونم...تقریبا بهم شلیک شده بود

19:38.080 --> 19:42.000
با یه دیوار سایه‌ای ضخیم از
...از خودم محافظت کردم ولی

19:42.420 --> 19:44.840
. با این حال بخاطر شدت ضربه تا اینجا به عقب رونده شدم

19:46.340 --> 19:49.720
...خب راستش رو بخوای...کل راه رو پرت شدم

19:50.010 --> 19:52.970
. واقعا نزدیک بودا

19:53.890 --> 19:56.640
. یه تیرانداز تا این حد بهم نزدیک شده بود

19:56.890 --> 19:58.810
آنری چان چرا تو رو هدف قرار داده بود ؟

19:58.810 --> 20:01.860
...خب...خودم هم نمیدونم چه خبره

20:02.190 --> 20:04.570
فکر میکنی باز هم برمیگرده ؟

20:05.230 --> 20:08.740
نگران نباش
. میتونی امشب رو خونه ی من بمونی

20:08.740 --> 20:09.990
...و-ولی

20:10.660 --> 20:12.370
! نگران نباش، نگران نباش

20:12.820 --> 20:15.160
! قبلا هم یه شب خونمون بودی

20:15.830 --> 20:19.580
بعدش هم باید فکرامون رو رو هم بذاریم تا
! یه راه برای مبارزه کردن باهاشون پیدا کنیم

20:19.580 --> 20:21.330
. خیلی ممنونم

20:22.500 --> 20:26.420
راستی، ماسکی، کلاهی چیزی داری ؟

20:26.800 --> 20:29.590
...بی دقتی کردم کلاهم رو توی خیابون جا گذاشتم

20:29.760 --> 20:31.260
، و وقتی برگشتم برش دارم

20:32.930 --> 20:35.430
...یه کامیون از روش رد شد و لهش کرد

20:35.680 --> 20:38.430
...برای یکی دیگه باید برگردم خونه، برای همین

20:40.140 --> 20:46.150
آم...نمیتونی با سایه برای خودت یه کلاه سیاه
درست کنی، مثل دفعه ی قبل که برای من درست کردی ؟

20:49.820 --> 20:51.150
! فکرم به اینجا نرسیده بود

20:54.490 --> 20:57.740
...آخرش هم نتونستم درست بخوابم

20:57.990 --> 21:01.500
، تو پسر خوبی هستی و این قابل احترامه

21:01.500 --> 21:05.540
ولی بخاطر این دالارز رو راه ننداختی چون از
قابل احترام بودن خسته شده بودی ؟

21:06.000 --> 21:09.760
...فرار کردن از معمولی بودن
این رویات نبود ؟

21:10.300 --> 21:12.590
. برای همین نگرانتم

21:13.090 --> 21:14.340
قبلا هم بهت گفتم، مگه نه ؟

21:14.510 --> 21:18.560
برای لذت بردن از یه زندگی عادی باید همیشه
. در حال کامل شدن باشی

21:19.140 --> 21:22.690
ولی مطمئناً این چیزی نیست که بتونی
. به تنهایی به دستش بیاری

21:22.850 --> 21:25.190
...کانرا سان-اوریهارا سان

21:25.190 --> 21:26.520
. میتونی بهم بگی ایزایا

21:26.520 --> 21:27.820
. آخ، باشه

21:28.150 --> 21:31.570
. یادت نره که تو متحدای زیادی داری

21:31.950 --> 21:34.910
، مثلا آنری چان، کیدا کون

21:34.910 --> 21:38.280
و حتی اگر من هم بتونم کاری بکنم
. هرکاری برای کمک کردن بهت انجام میدم

21:38.620 --> 21:41.160
. فقط میخوام فعلا این رو بدونی

21:41.160 --> 21:42.910
...آم، ایزایا سان

21:43.420 --> 21:44.290
بله ؟

21:44.830 --> 21:46.380
. خیلی ازتون ممنونم

21:49.750 --> 21:53.220
...ایزایا سان...همیشه فکر میکردم آدم رو راستی نیست

21:54.010 --> 21:55.180
...اون آدم خوبیه

21:59.600 --> 22:04.390
. دو نوع مرد بین مردای ژاپنی وجود داره

22:05.190 --> 22:07.480
....اونی که آقای مهربون خوبه ست و

22:07.480 --> 22:09.980
. اونی که قبلا آدم خوبی بوده...

22:10.280 --> 22:14.740
و معمولا هرجفتشون موقعیت رو خیلی بهتر از
. اونی که باید میتونن درک کنن و بفهمن

23:45.040 --> 24:00.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:45.830 --> 23:48.040
. به داستانم درمورد یه مرد بی ارزش گوش کن

23:48.040 --> 23:51.290
درمورد پسری که از درون توسط خیانت و خشونت
... و نیرنگ و حیله محاصره شده

23:51.290 --> 23:53.090
،  اون به طرز باور نکردنی با وجدانه

23:53.090 --> 23:55.880
. پسری که ممکنه آواره بشه چون زیاده از حد مهربونه

23:55.880 --> 23:59.220
. قسمت بعدی: مرد خانوم‌باز نه پول داره نه قدرت