﻿WEBVTT

00:03.750 --> 00:09.630
وقتي يه آدم با همچين منظره ي تماشايي
که اصلاً فکرشو هم نميکنه رو به رو ميشه

00:09.630 --> 00:14.130
به نظر مياد قبله اينکه مغزش بخواد از خودش واکنش
احساسي نشون بده.اون طرف خيلي سريع...خشکش ميزنه

00:19.060 --> 00:21.140
هيرو-سان،خوش اومدي

00:23.100 --> 00:24.890
چيزي شده؟

00:24.890 --> 00:26.650
!ميپرسه،چيزي شده؟

00:29.520 --> 00:31.480
پسر،عجب خوابه مَشتي کردم

00:33.150 --> 00:35.780
سلام،اميدوارم مزاحمتون نشده باشم

00:35.780 --> 00:39.120
نواکي،شرمنده.ميتوني برام يه ليوان آب بياري؟

00:39.120 --> 00:40.700
حتماً

00:40.700 --> 00:45.000
معذرت ميخوام ،هيرو-سان،ايشون تو بيمارستان سنپاي من هستن

00:45.000 --> 00:50.540
ما ديشب باهم رفتيم يه لبي تر کرديم،بعدش اون نتونست
به آخرين قطار برسه،برا همين آوردمش که شبو اينجا بمونه

00:50.550 --> 00:53.550
سنپاي،زودباش، لباستو بپوش

00:54.720 --> 00:56.430
اينجوري سرما ميخوريا

00:56.430 --> 00:58.300
خودت چي؟

01:01.970 --> 01:09.480
هيرو-سان،اومم،بزار برات توضيح بدم،اين اونجوري که...فک ميکني نيست

01:09.480 --> 01:11.190
اونجور"؟"

01:11.190 --> 01:14.860
ولي اين "اونجور"از اون "اونجوراي"معمولي نيست

01:14.860 --> 01:16.200
!ما از 20:30 هستيم

01:16.200 --> 01:20.200
بازيگر سينما اوراساکي با همسرش بخاطره ازدواج موفقي که داشتن
به کبوتراي عاشق معروفن،ولي ما مُچه آقارو با يه زنه ديگه گرفتيم

01:20.220 --> 01:27.220
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:28.080 --> 01:30.920
يه انگيزه ي بي پاياني که

01:30.920 --> 01:33.590
قلباي مارو به حرکت در مياره

01:33.590 --> 01:37.300
...حالا ،داستانمون

01:38.220 --> 01:46.140
آيندمون ميره به سمته روشنايي

01:48.940 --> 01:51.810
اگه سعي کنم رو به جلو حرکت کنم

01:51.810 --> 01:54.820
با يه نفر ديگه برخورد ميکنم

01:54.820 --> 01:59.360
و هميشه کنترلمو از دست ميدم

01:59.360 --> 02:05.080
ولي ميخوام باهاش رو در رو بشم و به جلو حرکت کنم

02:05.080 --> 02:09.000
حتي اگه معنيش اين باشه که نتونم ببينمت

02:10.290 --> 02:15.750
لرزش صدات،به همراه ريزش بارون

02:15.750 --> 02:21.430
هنوزم تو شبا باعثه بي خوابيم ميشه

02:21.630 --> 02:24.430
من بايد برم

02:24.430 --> 02:31.390
تا روزي که بتونم ببينمت

02:31.940 --> 02:34.860
يه انگيزه ي بي پاياني که

02:34.860 --> 02:37.480
قلباي مارو به حرکت در مياره

02:37.480 --> 02:41.200
حالا ،داستانمون

02:41.200 --> 02:42.780
داره شروع ميشه

02:42.780 --> 02:45.490
بازتابي که تو ديدارمون هست

02:45.490 --> 02:47.700
اين دنياي خاکستري و راکدو دگرگون ميکنه

02:47.700 --> 02:55.460
و تو يه لحظه،بهش رنگاي درخشان ميبخشه

02:59.930 --> 03:05.050
پروفسور مياگي بازم تموم طوله
ديشب منو معطله کاراي خودش کرد

03:05.160 --> 03:07.490
!وووو!يالا!يدونه ديگه بزنيم،فقط يدونه،يدونه

03:05.180 --> 03:08.890
و منم بدجور از کت و کول افتاده بودم

03:07.520 --> 03:08.890
!ديگه بيشتر از اين نميخورم

03:08.890 --> 03:14.190
ولي امروز نوبته من بود که صبحونه درست کنم،برا همين
منه خاک تو سر بخاطره اون سريعتر برگشتم خونه

03:14.190 --> 03:16.360
و اين چيزي بود که انتظارمو ميکشيد؟

03:16.360 --> 03:17.900
اوم،هيرو-سان

03:17.900 --> 03:21.150
دلم نميخواد اين وسط سوء تفاهمي پيش بياد

03:21.150 --> 03:23.410
ميخوام بگم که واقعاً بينه منو و اون هيچ خبري نيست

03:23.410 --> 03:25.450
اون"سنپايت توي بيمارستانه"، درسته؟

03:25.450 --> 03:27.870
پس هيچ ربطي به من نداره

03:28.370 --> 03:29.540
...هيرو-سان

03:29.540 --> 03:34.120
اين غير عقلاني نيست که ازم انتظار داشته باشي
...وانمود کنم هيچ اتفاقي نيوفتاده

03:34.130 --> 03:36.880
اونم بعد از اينکه برگشتم و ديدم شما دوتا نيمه لخت...
کناره هم کفه اتاق تخت گرفتين خوابيدين؟

03:36.880 --> 03:41.220
اوه،هي،قربونه دستت دو تا تخم مرغم برا من درست کن

03:41.680 --> 03:44.550
سنپاي،مگه نگفته بودي بايد امروز زودتر بري سره شيفته کاريت؟

03:44.550 --> 03:46.890
!زودباش خودتو آماده کن و برو بيمارستان

03:46.890 --> 03:49.560
هي،هي!چرا انقد يخ بازي در مياري؟

03:50.890 --> 03:53.350
اوه،فک نکنم هنوز خودمو معرفي کرده باشم

03:53.350 --> 03:56.400
من تسوموري هستم،متخصص اطفالم.از آشنايي باهات خوشوقتم

03:56.400 --> 03:59.980
به نظر مياد خيلي هواي نواکي رو داري؟واقعاً ممنون

03:59.990 --> 04:01.650
خواهش ميکنم...

04:02.450 --> 04:07.780
هوم...يه جورايي سورپرايز شدم.تو با اون چيزي
که تصور ميکردم خيلي فرق داري

04:07.780 --> 04:08.740
ببخشيد؟

04:08.740 --> 04:14.330
اين پسر همش ميگه تو"خيلي جيگري"برا همين توي ذهنم
تو رو دوست دختر ريزه ميزه ي نواکي يا همچين چيزي تصور ميکردم

04:14.330 --> 04:17.540
...ولي يه جورايي کاملاً برعکسي

04:17.540 --> 04:22.210
اومم،من هيچ مشکلي با جنسيت و اينجور چيزا ندارم
برا همين به نظرم اين موضوع اصلاً موردي نداره

04:22.220 --> 04:23.630
!سنپاي

04:24.130 --> 04:30.810
خب،وقتي اون بيرون از خونه ست،من مسئوليته مراقبت ازشو
به عهده ميگيرم،پس نميخواد نگرانش باشي

04:36.650 --> 04:37.650
اَلو؟

04:37.650 --> 04:38.520
هاا؟

04:39.320 --> 04:41.480
باشه،همين الان ميام

04:42.860 --> 04:47.570
امروز بيکاري،آره؟باهام بيا بيمارستان

04:47.570 --> 04:50.030
اونا گفتن که يه سري بيمار اورژانسي آوردن
و کمک دست کم دارن

04:50.040 --> 04:51.580
...چي؟صبر کن،ولي

04:51.580 --> 04:53.660
برو.اين کارته

04:54.920 --> 04:58.080
زودباش،حرکت کن!ميتوني تو بيمارستان يه چي بخوري

04:59.500 --> 05:04.130
معذرت ميخوام.وقتي برگشتم.خواهشاً،بزار
همه چي رو برات توضيح بدم

05:04.130 --> 05:05.050
!نواکي

05:05.050 --> 05:06.090
!اومدم

05:12.970 --> 05:14.350
!شرمنده

05:15.230 --> 05:17.560
ساعتمو رو ميز جا گذاشتم

05:17.560 --> 05:20.610
آه،آره،اينجاست

05:21.360 --> 05:29.660
اوه،راستي،ميدونستي نواکي الان واقعاً بينه اينکه يه متخصص
اطفال بشه يا تو دانشگاه بمونه دودله؟

05:29.660 --> 05:32.160
ميگفت تو فکره نقل مکانه که زودتر به کارش برسه

05:33.080 --> 05:35.450
اوه؟نميدونستي؟

05:35.460 --> 05:39.920
فک ميکردم قبلاً بهت گفته بود.خب،شرمنده که اينو کشيدم وسط

05:40.630 --> 05:41.250
!خداحافظ

05:44.130 --> 05:46.220
قضيه چيه...؟

05:46.220 --> 05:49.720
!من يه کلمه هم در اين مورد نشنيده بودم

05:50.930 --> 05:54.220
نواکي بهم دروغ نميگه

05:54.220 --> 05:58.560
...برا همين حتي اگه ببينم لخت کناره يه مرده ديگه خوابيده

05:58.560 --> 06:02.980
اين فکر که ممکنه اون منو گول زده باشه معمولاً...
...هيچ وقت به ذهنم خطور نميکنه

06:02.980 --> 06:04.690
...معمولاً

06:06.400 --> 06:09.990
ولي جديداً،همه چي فرق کرده

06:10.370 --> 06:17.830
نواکي سرش داره شلوغ و شلوغتر ميشه، و
منم که هميشه کلي کار سرم ريخته

06:18.460 --> 06:25.130
با اين حال،اون هميشه سعي ميکنه بهم وفادار باشه
حتي موقعي که احساس کردم اگه يه بار ديگه کلمه ي
هيرو-سان" رو از دهنش بشنوم حسابي کتکش ميزنم"

06:26.760 --> 06:34.010
ولي اخيراً،به نظر مياد همش تو فکره يه چيزيه، و احساس
...ميکنم يکمي باهام سرد برخورد ميکنه

06:35.600 --> 06:39.100
قطعاً الان يه چيزي فرق کرده

06:40.940 --> 06:43.360
چند ساله که ما باهم بيرون ميريم...؟

06:44.270 --> 06:51.320
مطمئناً،اگه برا يه مدته طولاني کناره يه نفر بموني،ممکنه تو
...برا اون فرد مثله هوا معمولي بشي و به چشش نياي

06:51.320 --> 06:53.320
...ولي

06:53.330 --> 06:59.540
پس...اون باهام در مورده کارش صحبت نميکنه
چون اين تو حيطه ي کاريه من نيست؟

06:59.540 --> 07:01.540
بعد در مورده نقل مکان چي؟

07:01.540 --> 07:06.550
ماه ديگه مدت اجاره خونه تموم ميشه،پس اون از
اين فرصت استفاده کرده که يه جاي ديگه نقل مکان کنه؟

07:06.550 --> 07:08.050
با کي؟

07:08.050 --> 07:11.840
...ولي خب،مطمئنم که در اين مورد چيزي ازش نشنيدم

07:11.840 --> 07:13.840
...يعني

07:14.640 --> 07:18.060
...يعني اينکه، اون...اون

07:18.060 --> 07:20.060
ازم خسته شده؟

07:20.060 --> 07:22.190
!وايسا،وايسا،وايسا! دستپاچه نشو

07:22.190 --> 07:24.560
منطقي تر فکر کن

07:24.710 --> 07:36.310
نواکي سرش شلوغه

07:25.920 --> 07:36.310
اون شروع به فاصله گرفتن از من کرده

07:28.050 --> 07:36.310
يه چيزي اذيتش ميکنه

07:30.340 --> 07:36.310
اون هيچي در اين مورد بهم نميگه

07:31.930 --> 07:36.310
يه چيزايي در اين مورد به سنپاي خودش گفته

07:33.840 --> 07:36.310
...اونا لخت کنار همديگه خوابيدن

07:37.830 --> 07:39.790
ازم خسته شده؟

07:43.960 --> 07:46.710
من برگشتم،ببخش که دير کردم

07:47.590 --> 07:48.340
هيرو-سان؟

07:48.340 --> 07:50.800
ه-هي،شرمنده

07:50.800 --> 07:54.840
داشتم تو کتاباي قديميم يکم ميگشتم،و قبله اينکه متوجه بشم
ديدم تمومشونو تو اتاق پخشو پلا کردم

07:55.680 --> 07:58.100
نميخواد ناراحت باشي،خودم همشونو جمع و جور ميکنم

07:58.100 --> 08:02.440
اومم،در مورده اون شلوغ کاريه سره صبح واقعاً معذرت ميخوام

08:02.440 --> 08:04.810
و سنپاي هم يکم زيادي پررو بازي در آورد

08:04.810 --> 08:09.570
من بعداً کلي سرش غر زدم و اونم گفت بهت بگم ازت معذرت ميخواد

08:09.570 --> 08:12.110
نه،زياد برام مهم نبود

08:12.110 --> 08:16.070
راستي،بهش گفته بودي باهام زندگي ميکني؟

08:16.620 --> 08:17.580
آره

08:18.580 --> 08:19.910
نبايد...ميگفتم؟

08:20.790 --> 08:29.170
موضوع سره بايد و نبايد نيست.فقط،اون بيرون همه جور
آدمي هست،پس يکم محتاط تر باش

08:30.090 --> 08:35.370
!هيرو-سان،من ...کاري با سنپاي نکردم

08:36.640 --> 08:39.760
!حالا هر چي،برام مهم نيست

08:39.770 --> 08:40.810
...هيرو-سان

08:40.810 --> 08:43.390
!بهت که گفتم،اين قضيه اصلاً به من ربطي نداره

08:44.140 --> 08:44.890
...هيرو-سان

08:44.900 --> 08:46.150
!خفه شو

08:46.150 --> 08:52.230
پزشکي اطفال،دانشگاه،اسباب کشي--برام مهم نيست
برو هر غلطي دلت خواست بکن

08:54.110 --> 08:56.740
چطوري در موردش فهميدي؟

08:57.490 --> 08:59.580
سنپاي بهت گفت؟

08:59.580 --> 09:01.830
آره،اون گفت

09:02.950 --> 09:08.580
اين چه قيافه ي مزخرفيه؟از اينکه در موردش فهميدم ناراحت شدي؟

09:08.590 --> 09:11.840
ديگه واقعا...دارم بدجور عصباني ميشم

09:11.840 --> 09:13.420
...اومم،در اون مورد

09:13.420 --> 09:20.050
هي،برام مهم نيست.به هر حال ميخواي
يه جايي نزديکتر به بيمارستانت زندگي کني

09:20.060 --> 09:27.100
در هر حال چيزي که ناراحتم کرد،اين بود که
اول نيومدي اين قضيه رو با من در ميون بزاري

09:27.900 --> 09:34.070
خب،شايد کارت و مسائل مربوط بهش،چيزاي زيادي
...نداشته باشه که بشه با من در موردشون صحبت کني ،ولي

09:34.900 --> 09:37.950
اوه،که اينطور!اين همون چيزه قديميه

09:37.950 --> 09:43.950
تو همچين مواقعي،من بايد با ملايمت راهنمايش کنم و بهش
قوت قلب بدم و اينجوري همه چي بر ميگرده به حالت معمولش

09:43.950 --> 09:47.620
فقط بايد اينو بهش بگم و بعد همه چي
...به همون شکله سابقش برميگرده

09:47.620 --> 09:53.920
تو بازم داري با اون فکراي مزخرف قديمت ،درمورده اينکه بهم برسي
يا سورپرايزم کني يا همچين چيزايي،خودتو اذيت ميکني،مگه نه؟

09:54.380 --> 09:55.920
اينا مزخرف نيست

09:55.920 --> 10:02.430
ببين،اصلاً امکان نداره با کسي که الان هستي بتوني اينکارو
بکني.تو هنوز يه دکتر واقعي هم نشدي

10:02.890 --> 10:04.680
بجاي من تصميم نگير

10:04.680 --> 10:06.350
...بهت ميگم،غيرممکنه

10:06.350 --> 10:08.850
من راجبه اين موضوع نظره و فکر خودمو دارم

10:09.860 --> 10:12.320
ازت نخواستم برام تعيين تکليف کني

10:21.370 --> 10:29.250
معذرت ميخوام، بايد برم سره کار به دکتر کمک
کنم.صبح بر ميگردم

10:37.840 --> 10:41.680
نواکي...باهام دعوا کرد؟

10:55.280 --> 10:58.280
نميدونم بايد چيکار کنم

10:59.110 --> 11:04.780
برا خودم فک ميکردم،که آره، اون هميشه عاشقم ميمونه

11:04.790 --> 11:10.290
حتماً دليله جدّيي برا گفتن همچين چيزايي بهم داره

11:11.210 --> 11:15.380
وقتي برگشت بايد چي بهش بگم؟

11:16.300 --> 11:17.960
خيلي ترسيدم،دلم نميخواد ببينمش

11:19.010 --> 11:22.760
!چه غلطي دارم ميکنم،من الان 29 سالمه

11:22.760 --> 11:26.260
!چطو ممکنه"کاميجوي اهريمني"خودشو ببازه،چه بچه ننه

11:27.020 --> 11:29.060
کاميجو؟منم

11:29.060 --> 11:34.310
شرمنده که تو روزه بيکاريت بهت زنگ زدم،ولي ميتوني
اون کتابي که بهت قرض داده بودمو هر چي زودتر برام بياري؟

11:34.310 --> 11:36.190
همين الان برا يه کاري شديداً بهت احتياج دارم

11:39.820 --> 11:43.780
...منم،کتابو برات آوردم

11:47.290 --> 11:52.250
ن-نه،نه،اونجوري که فک ميکني نيستا--ما
اصلاً از اون کار بي ادبيا داشتيم نميکرديم

11:57.170 --> 12:00.380
!کاميجور! جونه من حرفمو باور کن

12:00.380 --> 12:03.520
اون يهو سرزده اومد اينجا و شروع کرد باهام به يکي به دو
...!کردن،همش همين

12:03.520 --> 12:04.780
...پس،منظورم اينه که ،اومم

12:04.800 --> 12:09.560
...ببين،اصلاً برام مهم نيست تو با کي سَر و سِّر داري،ولي

12:10.060 --> 12:13.390
اون بچه هنوز يه دبيرستانيه،مگه نه؟اينکارت يکم ريسکش بالاست

12:13.400 --> 12:15.690
!بهت که گفتم،من اصلاً بهش دستم نزدم

12:15.690 --> 12:17.060
...منظورم اينه که،اون پسره رئيسه

12:17.070 --> 12:18.440
...ا-اومم

12:18.440 --> 12:21.320
منه خاک تو سرم ميدونم ،باشه؟يه وقت از دهنت در نره ها

12:21.320 --> 12:26.820
خواهشاً،فقط کاري نکن که تموم
زحمتا و جون کندنامون نابود شه ،باشه؟

12:26.830 --> 12:28.620
فهميدم بابا،نگران نباش

12:28.620 --> 12:32.540
در ضمن،اين ممکنه فقط يه هوس زودگذر براش باشه

12:34.040 --> 12:38.290
ديگه وقتشه که اون جدي به آيندش فکر کنه

12:38.300 --> 12:44.630
و هر وقت احساس کنم تو آينده وجود پيرمردي مثله من
 سدِ راهش ميشه،سريع قضيه رو تمومش ميکنم

12:48.220 --> 12:52.640
مطمئناً منم خيال ندارم سدّه راهه نواکي بشم

12:52.640 --> 12:58.650
خودمم اينو خوب ميدونم که اگه بزارم هر احساس زودگذري
 کنترلم کنه،فقط باعثه نابوديه هردومون ميشم

12:58.650 --> 13:02.860
و يه رابطه که به سمت سکون حرکت ميکنه
ميتونه فقط به يه پايان بد دچار بشه

13:02.860 --> 13:04.650
...اگه بخواد اينجوري بشه،بهتره که فقط

13:06.110 --> 13:14.410
اگه بهش ميگفتم دلم نميخواد باهاش بهم بزنم
يعني اون لبخند ميزد و ميگفت باشه...؟

13:24.130 --> 13:28.140
نوشته:کوساما-ساما،از اينکه با ما معامله ميکنيد ازتون ممنونم.من
يه مورد خوب و اوکازيون مشابه همون چيزي که قبلاً دنبالش بودين
پيدا کردم.جزئيات رو براتون فکس کردم،لطفاً يه نگاهي بهش بندازين

13:35.190 --> 13:36.100
اَلو؟

13:36.100 --> 13:38.690
اوه،هيرو -سان؟

13:38.690 --> 13:43.610
شرمنده،يه کيفه لباس اون دور و برا نديدي؟

13:43.610 --> 13:48.910
يه کيفه مشکليه معموليه؟آره،رو مبله

13:48.910 --> 13:54.620
آخيش!فک کردم حتماً يه جاي ديگه جاش گذاشتم

13:54.620 --> 13:56.000
بر ميگردم و برش ميدارم

13:56.000 --> 13:59.170
ا-اومم...خب،من ميتونم برات بيارمش

13:59.170 --> 14:00.630
...اِه؟ولي

14:00.630 --> 14:05.130
الان يکم وقت دارم، و به هر حال
سره راهم بايد ميرفتم کتابفروشي

14:05.130 --> 14:10.640
واقعاً ازت ممنونم.وقتي اومدي، پيشه بخشه
پذيرش وايسا ،من ميام همونجا

14:10.640 --> 14:11.720
فهميدم

14:17.440 --> 14:19.520
...حس ميکنم يکم عصبي شدم

14:20.310 --> 14:24.860
دارم چه غلطي ميکنم...رقت انگيزه

14:28.110 --> 14:29.950
!سنسه،بيا خر سواري

14:29.950 --> 14:31.950
!منم
!منم
^.^مترجم:منم

14:31.950 --> 14:36.000
!آهاي،اون نميتونه هر کاري خواستين بکنه،دکتر سرش خيلي شلوغه

14:36.000 --> 14:37.500
نه،اشکالي نداره

14:37.500 --> 14:40.040
!خيلي خب،به نوبت همه رو خر سواري ميدم

14:43.630 --> 14:48.130
اون از اون دسته آدمايه که به صورت طبيعي همه دوسش دارن

14:48.130 --> 14:50.640
کاملاً برعکسه من

14:51.090 --> 14:54.140
ميخوام با نواکي چيکار کنم؟

14:55.140 --> 15:00.560
تازه حقيقت اينه که،هر چي برا نواکي
شماره يک"بشه،براش تو بالاترين اولويت قرار ميگيره"

15:00.560 --> 15:05.940
و اگه من يه بخشه غيرضروري تو زندگيش باشم
فقط بايد با ملايمت ازش جدا بشم

15:05.940 --> 15:10.150
اينجوري هيچکدوممون اذيت نميشيم

15:14.660 --> 15:17.750
!هي بچه ها،اينکه خيلي نامرديه

15:17.750 --> 15:21.370
کوساما-سنسه ماله منه

15:25.590 --> 15:28.970
ولي ديگه بايد اين احساساتي بازيا رو تمومش کنم

15:28.970 --> 15:37.930
اين زشت و خجالت آوره،اصلاً هم جالب نيست
...من عمراً همچين کاري بکنم

15:38.230 --> 15:41.980
!اون دستاي کثيفتو از رو نواکيه من بردار

15:46.230 --> 15:48.440
اومم،هيرو-سان...؟

15:53.700 --> 15:56.200
!پليس!زنگ بزنين به پليس

15:58.580 --> 15:59.580
!هيرو-سان

16:00.330 --> 16:01.410
!هيرو-سان

16:02.170 --> 16:04.630
روم سياه.بدنم يه لحظه برا خودش حرکت کرد

16:04.630 --> 16:06.340
!ميخوام برم خودمو به پليس معرفي کنم

16:06.340 --> 16:07.420
...نه،اوم

16:07.420 --> 16:09.010
!اساسي گند زدم

16:09.010 --> 16:15.140
نه،سنپاي فقط يه چندتا خراش کوچولو برداشته
 احتمالاً تو يه روز کاملاً خوب ميشه

16:15.140 --> 16:17.720
!نه،همه چي تموم شد!ديگه اميدي بهم نيست

16:17.720 --> 16:20.060
!من نتونستم خودمو آروم کنم و خونسرد باشم

16:20.060 --> 16:24.350
اگه نتونم خودمو کنترل کنم،حتي
لياقت معلم بودنم ندارم

16:24.350 --> 16:25.900
...هيرو-سان،دارم بهت ميگم

16:25.900 --> 16:27.570
!پس،اين ديگه چه کوفتيه؟

16:31.240 --> 16:33.950
اوه!عجب جاي خوبيه

16:35.200 --> 16:38.530
نزديکه دانشگاست و نقشش هم برا زندگي خوب به نظر مياد

16:39.950 --> 16:41.370
پس واقعيت داشت

16:41.370 --> 16:42.500
هيرو-سان

16:42.500 --> 16:44.620
خيال داري بهم بگي ميخواي ولم کني

16:44.630 --> 16:47.460
ميخواي باهام بياي اينجا؟

16:53.220 --> 16:56.470
خودم تموم اجاره رو ميدم.

16:57.220 --> 16:59.720
خيالت راحت باشه.من کلي پس انداز دارم

17:01.230 --> 17:06.560
شرمنده،دلم ميخواست بعد از اينکه همه ي
کاراشو انجام دادم، بهت بگم

17:06.560 --> 17:09.650
ولي سنپاي اومد و دهن لقي کرد
...و گند زد تو تموم نقشه ها

17:09.650 --> 17:14.610
هاا؟ولي،مگه نميخواستي با سنپايت يه جاي ديگه اسباب کشي کني؟

17:14.610 --> 17:15.990
چي؟

17:15.990 --> 17:17.700
...اومم،خب،منظورم اينه که

17:17.700 --> 17:20.490
پس در مورده قضيه ي بهم زدن با من چي...؟

17:20.490 --> 17:21.540
هااا...؟

17:21.540 --> 17:25.500
کي ميخواد باهات بهم بزنه؟چرا؟

17:25.500 --> 17:28.500
اين چيزيه که خودمم دلم ميخواست بدونم

17:28.500 --> 17:33.760
اوم،نميخوام از نو اون مسئله رو بکشم وسط ولي
بخدا،بينه منو و سنپاي هيچ خبري نبود

17:35.090 --> 17:36.590
بزار برات توضيح بدم

17:36.590 --> 17:40.220
!سنپاي،تو بايد بري تو رختخوابت بخوابي!اينجوري سرما ميخوريا

17:42.390 --> 17:43.560
...از دسته تو

17:44.310 --> 17:45.690
من بخاري کفه اطاق رو روشن کردم

17:47.150 --> 17:49.060
يعني گرم شده؟

17:54.240 --> 17:56.740
و اين چيزي بود که اتفاق افتاد...

17:57.820 --> 18:03.540
خودتو ناراحت نکن.دلم نميخواد هيچکس غيره تو توي بغلم باشه

18:03.540 --> 18:05.710
!خ-خ-خيلي خري

18:05.710 --> 18:07.670
اين ديگه چجورشه؟

18:07.670 --> 18:10.330
اگه ميخواستي خونتو عوض کني،نميتونستي دو کلوم در موردش باهام صحبت کني؟

18:10.340 --> 18:13.800
برام مهم نبود که يه جاي جديدو کرايه کنيم

18:13.800 --> 18:17.630
خب مشخص نبود توي هر جايي که من انتخاب کنم زندگي کني

18:17.630 --> 18:18.720
!چي؟

18:19.430 --> 18:23.100
فک کنم ديگه الان کاملاً فراموش کردي

18:23.100 --> 18:27.730
ولي يادت مياد يه بار باهمديگه داشتيم ساکي ميخورديم و حرف ميزديم؟

18:29.230 --> 18:33.400
تو در مورده اون پروفسوره تو دانشگات و اوسامي-سان حرف ميزدي

18:34.230 --> 18:41.570
هم پروفسور مياگي و هم آکيهيکو
بيشتر اوقات کاملاً آدماي نااميد کننده اي هستن

18:41.580 --> 18:45.240
ولي وقتي صحبت کارشون وسط مياد
خيلي برام قابل احترام ميشن

18:45.250 --> 18:49.370
هر کدوم از اونا برا خودشون يه هدف مشخص کردن
و تا آخرش مردونه پاش هستن

18:49.380 --> 18:53.460
منظورم اينه که،حرف زدن که کاري نداره،درسته؟هر کسي
ميتونه راحت بگه که اونا مرده عملن

18:53.460 --> 18:57.760
راستش آدماي کمي وجود دارن که واقعاً کِششه انجام
اينکارو داشته باشن

18:57.760 --> 19:03.810
يه جورايي دلم ميخواد دنباله رو کسايي مثله اونا باشم
ميخوام نگاهم بهشون باشه و حس ميکنم بايد خيلي چيزا ازشون ياد بگيرم

19:03.810 --> 19:10.310
مرد باشن يا زن برام اهميت نداره؛ من همچين آدمايي که
با قدرت و بدون ترس سمته هدفشون ميرن رو واقعاً دوست دارم

19:11.480 --> 19:15.020
من...اينارو گفتم؟

19:15.610 --> 19:23.030
سر قضيه ي اينکه ميتونم ازت جلو بزنم يا نه
...تو بهم گفتي که بايد بيخيالش بشم

19:23.070 --> 19:25.970
و منم گفتم باشه بيخيال...

19:25.970 --> 19:29.080
ولي اينو فهميدم که نميتونم اينکارو بکنم

19:29.080 --> 19:35.000
من به هر کسي که تو دوست داري حسوديم ميشه

19:35.000 --> 19:41.510
و احساس حسادتم معنيش اين بود که اون آدما
يه چيزايي دارن که من ندارم

19:42.010 --> 19:51.020
هدفه من اينه که مردي بشم که بتونه هم از نظر روحي
و هم اجتماعي مراقبت باشه و حمايتت کنه

19:51.020 --> 19:56.650
برا همين نميتونم اينجوري به خودم اجازه بدم که
فقط باهات راحت زندگي کنم و با اينکار خودمو راضي نگه دارم

19:57.530 --> 20:03.280
وقتي به اين فک کردم که تو رو از نظر مالي حمايتت کنم،موندن
تو دانشگاه نسبت به متخصص اطفال شدن بهتر به نظر ميومد

20:03.280 --> 20:07.490
ولي درمان کردن و مراقبت از بچه هاي بيمار
هم آرزوي منه

20:07.490 --> 20:11.290
حس کردم اگه بيخياله اينکار بشم
مثله اين ميمونه که دارم عينه يه سگ دُم تکون ميدم

20:11.290 --> 20:14.330
پس بجاش،تصميم گرفتم کارايي رو
شروع کنم که الان ميتونم انجامشون بدم

20:15.460 --> 20:22.090
ا-اوم...با اين حساب،ميخواي بگي"بيا خونم و
عروسم شو"يا يه چي تو همين مايه ها...؟

20:23.720 --> 20:28.850
...عروس"؟ اِه،منظورم اينه که،اينجا يه نفر عروسه ديگه،درسته؟ها ها"

20:29.600 --> 20:32.850
ميتوني همه ي اينارو به عنوان خودخواهيه من حساب کني

20:32.850 --> 20:36.270
:ولي يه چيزي هست که دلم ميخواد تو خاطرت بمونه

20:36.270 --> 20:41.860
دنياي من الان و برا هميشه فقط دوره تو ميچرخه

20:42.950 --> 20:46.120
لطفاً اينو هيچ وقت فراموش نکن

20:46.120 --> 20:55.420
موقعي که من برا چيزاي جزئي ناراحت بودم،اون داشت
...کم کم به جلو قدم بر ميداشت و پيشرفت ميکرد،برا خودش

20:56.610 --> 20:59.110
برا من؟

20:59.670 --> 21:02.070
شرمنده اين احمقانه ست

21:02.070 --> 21:04.610
!اصلاً هم احمقانه نيست

21:05.390 --> 21:08.890
باشه،فهميدم.پسر،من از دسته تو چيکار کنم؟

21:10.100 --> 21:11.930
...اون يه احمقه به تموم معناست

21:11.930 --> 21:13.980
...لعنتي،حالا بايد چيکار کنم

21:13.980 --> 21:15.900
...خيلي خوشحالم

21:15.900 --> 21:20.530
...آره...من واقعاً و حقيقتاً

21:21.610 --> 21:24.610
عاشقه اونم...

21:24.610 --> 21:29.700
نفهم،مگه کوري!ما تو يه جاي باز
!...وايساديم!اگه کسي ببينتمون

21:29.700 --> 21:31.120
راست ميگي

21:31.120 --> 21:35.120
پس وقتي رفتيم خونه،بيا يه عالمه اينکارو بکنيم،باشه؟

21:36.250 --> 21:38.000
هيچ شَکي توش نيست،اون يه احمقه به تموم معناست

21:38.000 --> 21:41.840
ولي چي باعث ميشه که يه مرد عاشقه اين احمق بشه...؟

21:41.860 --> 22:01.860
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

22:01.890 --> 22:21.890
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

23:16.060 --> 23:17.430
! خيلي بزرگه ها

23:17.430 --> 23:19.270
آره،بزرگه

23:19.270 --> 23:22.440
اتاقه خوبيه،ازش خوشم اومد

23:22.440 --> 23:24.520
آره،اتاقه خوبيه

23:25.610 --> 23:31.220
آقا،ديگه نميتونم اينجا جاشون بدم!شما بايد
 !يه فکري به حاله اين کوه کتاب بکنيد

23:31.240 --> 23:33.700
!نواکي،گمشو برو بيرون

23:33.700 --> 23:34.740
اِه؟

23:35.060 --> 23:38.980
خره ما کيه؟... نواکيه
^_^