﻿WEBVTT

00:06.840 --> 00:08.170
...خوابم مياد

00:08.170 --> 00:10.840
...يهو،اوساگي-سان

00:11.840 --> 00:13.300
!ميخوام برم خارج

00:13.300 --> 00:15.630
!سنسه،جونه من از خر شيطون پياده شو

00:15.640 --> 00:19.010
اصلاً ميدوني چند روز تا آخرين مهلته تحويله کارت مونده؟

00:19.010 --> 00:21.970
خفه بابا.خودم ميدونم

00:21.980 --> 00:24.730
آه،آيکاوا-سان.صبح بخير

00:24.730 --> 00:26.150
چي شده؟

00:26.150 --> 00:28.650
!ميساکي-کون!بيا جلو اينو بگير

00:28.650 --> 00:33.530
تو يه صحنه از کتابي که تازگيا داره روش کار ميکنه ،نقشه اصليش
که يه دانشجوئه،خيال داره بره سره يه قرار

00:33.530 --> 00:39.120
و بهش ميگم يه قراره معموليم باشه خوبه ولي ميگه
غير ممکنه،اصلاً نميدونه يه قراره معمولي چه جورياست

00:39.120 --> 00:42.240
!و الانم بخاطره اينکه نميتونه بنويستش ميگه ميخواد بره اونوره آب

00:42.250 --> 00:43.080
...که اينطور

00:43.080 --> 00:46.750
فقط 20-30 صفحه ي ديگه مونده
خواهشاً ميشه قبلش اونارو تموم کني؟

00:46.750 --> 00:49.250
!بهت که گفتم،ميتوني هر جور دوست داشتي بنويسيش

00:49.250 --> 00:51.750
يه ديقه وايسا،بگو ببينم کي بود که
چيزايي که اول نوشته بودمو قبول نکرد؟

00:51.760 --> 00:54.300
!يه دانشجوي معمولي نميره هتل پنج ستاره رزرو کنه

00:54.300 --> 00:56.760
!اونا با يه کشتيه مسافرتيه لوکس سفره دوره دنيا نميرن

00:56.760 --> 00:58.390
!اونا هواپيماي خصوصي کرايه نميکنن

00:58.390 --> 00:59.390
من اينکاراو ميکردم

00:59.390 --> 01:01.260
!خب،تو که معمولي نيستي

01:01.260 --> 01:05.020
اي خدا،چه غلطي بايد بکنم؟با اين وقتي که داريم
!امکان نداره بتونم کاراي ويراستاري رو انجام بدم

01:05.020 --> 01:07.520
!مجبورم يه دروغي برا چاپخونه سرهم کنم

01:07.520 --> 01:11.980
قطار ديگه نميدوه؟گربه م يهو به حرف اومد و بهم ميگه
نرو؟ من از تو آبشار سقوط کردم؟

01:11.980 --> 01:18.780
ا-اومم،خب،چرا بهش در مورده قرارايي که تو
دوران دانشجويت ميزاشتي، نميگي؟

01:20.780 --> 01:23.540
هاا؟چيزه بدي گفتم؟

01:23.540 --> 01:25.750
بيشتر از اين بهش فشار نيار

01:25.750 --> 01:27.870
!افتضاحه،افتضاحه،افتضاحه،جداً افتضاحه

01:27.870 --> 01:31.420
ما از قبل آگهي هارو پخش کرديم!اگه زمان انتشارو عقب بندازيم
اونوقت من بايد مسئوليته تموم خسارتارو بعهده بگيرم

01:31.420 --> 01:36.010
اون که احتمالاً در اين مورد کَکِشم نميگزه
ولي اين وسط منم که در حد تيم ملي آبروم ميره

01:36.010 --> 01:39.380
محض رضاي خدا اين دور و برا يه دانشجوي معمولي
نيست که بشه ازش استفاده کرد؟

01:39.390 --> 01:41.490
ينفر که زندگيه واقعي رو تجربه کرده باشه
!تا بتونيم از اطلاعاتش استفاده کنيم

01:40.760 --> 01:42.680
بازم يه رمان همجنسبازيه ديگه ست؟

01:41.490 --> 01:46.750
...ما يه دانشجو لازم داريم،يه دانشجو،يه دانشجو

01:42.680 --> 01:45.220
نه،اين يکي از اون معمولياشه

01:45.230 --> 01:46.140
در مورده چيه؟

01:46.140 --> 01:52.610
يه داستان کمديه احساسي در مورده يه دختر و پسر جوون که يه عشق
در هم برهم دارن و يه غذاشناس ماهر و يه چشمه ي آب گرم اسرار آميز

01:52.610 --> 01:59.240
آه،فهميدم،و ميخواي همه ي اينارو باهمديگه تو يه داستان نوستالژيک
از آدماي جوون و "خاطرات جوونيشون" جمع کني،درسته؟

01:59.240 --> 02:00.110
! پيدا کردم

02:00.120 --> 02:02.240
!يه دانشجوي معمولي

02:02.240 --> 02:05.040
ميساکي کون،تو حتماً يه قرار معمولي رو
قبلاً تجربه کردي،درسته؟

02:05.040 --> 02:09.830
جونه من کمکم کن! بايد بهش
!ياد بدي که"قراره معمولي"يعني چي

02:09.830 --> 02:12.500
...ن-نه،اومم،من

02:12.500 --> 02:14.500
...همه ي قراراي قبليش با من

02:17.300 --> 02:19.510
!باشه،خوشحال ميشم اينکارو بکنم

02:19.510 --> 02:23.510
ميخواين باور کنين يا نه،دخترا بدجور کشته مُرده م
!بودن--اونا يه لحظه هم نميتونستن دوريمو تحمل کنن

02:25.520 --> 02:28.600
!اوه،واقعااااً؟ جداً که برامون مثله کشتيه نجاتي

02:28.600 --> 02:30.500
!دفعه ي بعد برات کلي کلوچه ي خرسيه کرم دار ميارم

02:30.500 --> 02:34.000
!فقط بسپارش به من! بهت ميگم برام عينه آب خودنه

02:37.610 --> 02:39.190
!گندش بزنن!واقعاً گندش بزنن

02:39.200 --> 02:41.280
...الان ديگه نميتونم حرفمو پس بگيرم

02:41.280 --> 02:44.010
يعني يه جورايي کشيده شدم تو اين شلوغ کاريا؟

02:44.034 --> 02:49.034
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:49.200 --> 02:52.040
يه انگيزه ي بي پاياني که

02:52.040 --> 02:54.710
قلباي مارو به حرکت در مياره

02:54.710 --> 02:58.420
...حالا ،داستانمون

02:59.340 --> 03:07.260
آيندمون ميره به سمته روشنايي

03:10.060 --> 03:12.930
اگه سعي کنم رو به جلو حرکت کنم

03:12.930 --> 03:15.940
با يه نفر ديگه برخورد ميکنم

03:15.940 --> 03:20.480
و هميشه کنترلمو از دست ميدم

03:20.480 --> 03:26.200
ولي ميخوام باهاش رو در رو بشم و به جلو حرکت کنم

03:26.200 --> 03:30.120
حتي اگه معنيش اين باشه که نتونم ببينمت

03:31.410 --> 03:36.870
لرزش صدات،به همراه ريزش بارون

03:36.870 --> 03:42.550
هنوزم تو شبا باعثه بي خوابيم ميشه

03:42.750 --> 03:45.550
من بايد برم

03:45.550 --> 03:52.510
تا روزي که بتونم ببينمت

03:53.060 --> 03:55.980
يه انگيزه ي بي پاياني که

03:55.980 --> 03:58.600
قلباي مارو به حرکت در مياره

03:58.600 --> 04:02.320
حالا ،داستانمون

04:02.320 --> 04:03.900
داره شروع ميشه

04:03.900 --> 04:06.610
بازتابي که تو ديدارمون هست

04:06.610 --> 04:08.820
اين دنياي خاکستري و راکدو دگرگون ميکنه

04:08.820 --> 04:16.580
و تو يه لحظه،بهش رنگاي درخشان ميبخشه

04:28.970 --> 04:30.970
«مجله:«ويژه نامه ي توکيو-100 تا از بهترين جاهاي ديدنيه توکيو

04:31.890 --> 04:33.480
...آخ،پسر

04:33.480 --> 04:37.730
ديگه دارم احساس ميکنم موضوع اصلي سر مسئله ي
کتابه اوساگي-سان نيست

04:37.730 --> 04:40.980
بلکه اين يه جورايي آزمايش مردونگي و شجاعته منه

04:41.650 --> 04:45.990
به هر حال،من که زياد تجربه ندارم
...چيکار بايد بکنم

04:45.990 --> 04:48.470
(يک:ناهار خوردن تو پارک(يه بنتوي خونگي باشه بهتره
(دو:خريد(يه چيزي هم برا دختره بخري
سه:آکواريوم
چهار:چرخ و فلک
(پنج:شام(بهتره يه شام دوستانه باشه
شيش:اونو برسوني خونش

04:46.780 --> 04:48.490
!وااو،عاليه!برنامه ي توپي شده

04:48.490 --> 04:54.750
خب،اين يکم پيش و پا افتاده و ساده ست، ولي
حداقل با يه برنامه ساده،کاره اشتباهي ازت سر نميزنه

04:55.370 --> 05:00.250
ولي شرط ميبيندم اگه اوساگي-سان سره اين قرار بره
...حسابي بهش خوش ميگذره

05:00.250 --> 05:05.130
وااي،يه لحظه وايسا!من بايد به اوساگي-سان نشون
بدم که با يه دختر دارم قرار ميزارم

05:05.130 --> 05:07.550
!نه اينکه برا خودم و اون برنامه بريزم

05:08.180 --> 05:10.390
عجب برنامه ي قرار  باحالي شده

05:10.390 --> 05:11.510
!کي بهت گفت ميتوني نگاش کني؟

05:11.510 --> 05:16.770
چرا وقتتو بجا اظهاره نظر دادناي الکي
صرفه تموم کردنه کارت نميکني؟

05:16.770 --> 05:20.270
ولي حتماً بخاطره من خيلي در موردش فک کرده ،مگه نه

05:23.150 --> 05:28.490
خ-خب،ميدوني،به نظر ميومد آيکاوا-سان نزديکه از
استرسه کار زياد خودشو به کشتن بده

05:28.490 --> 05:32.490
به نظرت برا شام که شماره پنجه کجا بريم؟
رستوران ژاپني؟يا فرانسوي؟

05:32.490 --> 05:33.540
!يه رستوران معمولي

05:33.540 --> 05:38.000
اين برنامه ميخواد چيزاي معمولي رو بهت ياد بده
!پس فقط لال شو وحرفامو گوش کن

05:38.000 --> 05:40.250
باشه پس،آقا معلم،يه سوال دارم

05:40.250 --> 05:41.210
چيه؟

05:41.210 --> 05:42.840
اينجا شماره هفتي نيست؟

05:42.840 --> 05:44.760
شماره ي هفت؟در مورده چي داري حرف ميزني؟

05:44.760 --> 05:46.420
خب معلومه اين

05:50.260 --> 05:51.890
!عمراً ، عمراً

05:51.890 --> 05:54.970
!آقا معلم فقط اجازه ميده عشقبازياي بي خطر و مثبت بکني

05:57.770 --> 06:00.770
فک کنم بهتره اجازه ي انجام مدلاي ديگه رو هم بدي

06:00.770 --> 06:03.770
!ت-تمومش کن،الان که هنوز هوا روشنه

06:03.780 --> 06:05.690
دقيقاً.همينش خوبه

06:05.690 --> 06:07.280
!وايسا

06:09.410 --> 06:11.490
!ببخشيد،يه بسته برا تحويل دارم

06:12.280 --> 06:15.870
!آره،اومدم،اومدم،همين الان اونجام

06:22.290 --> 06:25.300
اوسامي فويوهيکو...؟اون ديگه کيه؟

06:25.300 --> 06:28.340
اوسامي"معنيش اينه که يه نسبتي با اوساگي-سان داره"

06:28.340 --> 06:30.180
ولي چرا به اسمه منه؟

06:31.550 --> 06:34.550
!يه خرس با 4 تا ماهي قزل آلا

06:34.530 --> 06:42.920
نامه:برا کمکي که چند روز پيش بهم کردي ازت ممنونم.ميتوني اينو
به عنوان يه تشکر ناچيز بابته مجسمه ي خرس و 3 تا ماهي بدوني
منم يه چيز کوچيک غيرمعمولي تو خونه دارم و واقعاً خوشحال
ميشم اگه اينو نگه داري-اوسامي فويوهيکو

06:34.560 --> 06:35.700
اين ديگه چه کوفتيه؟

06:36.430 --> 06:39.230
ميتوني اينو به عنوان يه تشکر کوچيک بابته اون
مجسمه ي خرس با 3 تا ماهي بدوني

06:39.230 --> 06:42.150
... منم يه چيزه کوچيکه غيرمعمولي تو خونه دارم

06:43.150 --> 06:45.480
!از طرفه بابا-اوساگيه؟

06:45.480 --> 06:48.320
به هر حال،چطو آدرسو گير آورده؟

06:48.360 --> 06:52.950
واااو،محشره!تا حالا يه مجسمه ي خرس چوبي با
!چهارتا ماهي قزل آلا نديده بودم

06:52.950 --> 06:54.660
اينم از طرف تاکاهيروئه؟

06:54.660 --> 06:56.580
!آ-آه،هي،نگاه نکن

06:56.580 --> 06:59.080
برا چي انقد نگراني؟

07:00.080 --> 07:02.420
نوشته:اوسامي فويوهيکو

07:03.670 --> 07:06.960
اِ-اِه،بخدا،اين فقط يه تصادف بود

07:06.960 --> 07:12.130
اون بخاطره اينکه نميدونست چطو سواره قطار بشه به مشکل
بر خورده بود...منم بهش ياد دادم که چيکار کنه

07:12.140 --> 07:17.220
بعدش،مجسمه ي خرس با 3 تا ماهيه داداشمو يادت مياد؟
بخاطره من قبول کرد بَرش داره

07:17.220 --> 07:19.770
...بعدشم برا تشکر منو به چاي دعوت کرد

07:19.770 --> 07:22.140
آه،به هر حال دعوتشو قبول نکردم

07:22.980 --> 07:28.280
ولي بعد بهم گفت ميخواد باهام تا قسمته خروجي قدم بزنه
و منم  پيشه خودم گفتم اينکه ضرري نداره

07:28.280 --> 07:32.070
...اما بعدش ديدم داداشت بيرون منتظره که اون ببره

07:32.070 --> 07:34.660
بعد تازه فهميدم که اون باباته

07:35.120 --> 07:37.280
اين آشغالو بنداز دور

07:37.290 --> 07:41.250
هي وايسا بينم!دور نندازيشا،اون انقد
!مهربون بوده که اينو برام فرستاده

07:41.250 --> 07:45.000
چند بار ديگه بايد بهت بگم،تو هميشه بي احتياطي ميکني

07:45.000 --> 07:46.130
!ديگه نبايد ببينيش

07:46.130 --> 07:49.130
!بهت که گفتم،تصادفي بود

07:49.130 --> 07:53.300
!تازه،اون اينو برا من فرستاده،نه تو
!حق نداري دور بندازيش

07:54.140 --> 07:56.140
!کارت خيلي عجيبه،اوساگي-سان

07:56.140 --> 07:58.140
!هيچکي مثله تو محتاط نيست

07:58.140 --> 08:01.810
!انقد در مورده خونوادت بد حرف نزن

08:01.810 --> 08:02.520
چي؟

08:02.520 --> 08:04.640
...اِ-اِه،نه،منظورم اينه که

08:04.650 --> 08:10.030
...ميدونم اين چيزي نيست که بخوام توش دخالت کنم

08:10.570 --> 08:16.030
بهش قول داده بودم که در مورده خونوادش هيچ سوالي
...نميکنم تا زماني که خودش درموردشون بهم بگه

08:16.620 --> 08:20.080
از اون چيزي شنيدي؟

08:20.080 --> 08:21.040
منظورت چيه؟

08:22.500 --> 08:26.540
!چيه؟اگه چيزي واسه گفتن داري،خب بگو ديگه

08:29.460 --> 08:33.130
يعني چي؟اين ديگه چه جورشه؟

08:37.300 --> 08:41.770
!بزا ببينم!خب خريدمون که تموم شد.بعدي آکواريومه

08:42.350 --> 08:46.060
اوساگي-سان،همه چي رو به راهه؟اين اصلاً بهت کمک ميکنه؟

08:46.060 --> 08:47.770
هاا؟آ-آره

08:47.770 --> 08:50.210
بعدي...موزه ي هنره؟

08:50.210 --> 08:52.460
من که گفتم،آکواريومه

08:52.490 --> 08:54.780
اِه؟اوه،درسته

08:55.490 --> 08:59.530
چي شده؟اوساگي-سان جديداً خيلي عجيب شده

09:00.160 --> 09:06.750
يعني اينکه من داداش و باباشو به صورت اتفاقي ديدم
انقد اونو اذيت ميکنه؟

09:07.380 --> 09:09.830
يعني اين انقد مهمه که اين همه در موردش نگران شده؟

09:11.050 --> 09:14.920
خب،ممکنه اين برا اوساگي سان
...چيزه واقعاً مهمي باشه

09:15.680 --> 09:20.930
به هر حال،الان،بهتره مواظب باشم که
خُلقشو بيشتر از اين تنگ نکنم

09:21.600 --> 09:24.430
!وااااااه،خيلي باحاله

09:25.430 --> 09:28.810
خيلي وقته که اين همه ماهي نديده بودم

09:29.900 --> 09:34.230
شنيدم تازگيا بخاطره قديمي بودنه ساختمونه اينجا
همزمان تمومشو بازسازي کردن

09:34.240 --> 09:38.950
من تو يکي-دو دفعه ي قبل فقط قسمته ورودي رو ديده بودم
!اونجا واقعاً بزرگه.کاره خوبي کرديم که زود اومديم اين قسمت

09:38.950 --> 09:42.280
!واااو،محشره!چقد خوشگلن

09:42.290 --> 09:45.330
هي اوساگي-سان،اونا چه نوع ماهيايي هستن؟

09:45.330 --> 09:46.710
همونين که صبح خورديم

09:47.500 --> 09:48.370
اسب دريايي؟

09:48.370 --> 09:49.710
درسته، اسبه دريايي

09:49.710 --> 09:50.880
راست ميگي؟

09:50.880 --> 09:52.630
انقد چرت و پرت نگو

09:53.420 --> 09:55.800
!آه!اوساگي-سان،نمايشگاه پنگوئنا

09:55.800 --> 09:57.970
!بيا بريم ببينيم،فک کنم الان هنوز جوجه باشن

09:57.970 --> 10:00.550
باشه،باشه.انقد جو گير نشو،بچه جون

10:00.550 --> 10:01.510
اون جوجه ها که فرار نميکنن

10:01.510 --> 10:04.140
!من که جو گير نشدم

10:04.140 --> 10:07.390
اوه،اشکالي نداره اول برم دستشويي؟

10:07.390 --> 10:09.810
خيلي خب،منم ميرم تو قسمت نشينمن يه سيگاري بکشم

10:09.810 --> 10:10.980
باشه

10:18.820 --> 10:21.070
يعني بر گشته به حالته خوبش...؟

10:21.780 --> 10:22.820
...معذرت ميخوام

10:25.750 --> 10:28.250
!آخه چرا بايد الان باهاش چِش تو چش بشم؟

10:29.000 --> 10:30.500
يه لحظه وايسا.بايد باهات حرف بزنم

10:30.500 --> 10:31.920
!من که حرفي واسه گفتن ندارم

10:31.920 --> 10:33.080
خب،من دارم

10:33.090 --> 10:34.090
!ولم کن

10:34.090 --> 10:35.500
صداتو بيار پايين

10:36.760 --> 10:38.380
اينجا چيکار ميکني؟

10:38.380 --> 10:41.840
برا تفريح اومدم،مشخص نيست؟

10:41.840 --> 10:44.550
تو چي،اينجا چيکار ميکني؟

10:44.560 --> 10:45.850
کار

10:45.850 --> 10:48.640
من اين آکواريومو طراحي کردم

10:50.230 --> 10:53.020
الان زمانه خوبيه. از طرفه پدرم برات يه پيغامي دارم

10:53.020 --> 10:54.860
بابته کمکي که چند روز پيش بهش کردي ازت تشکر کرد

10:54.860 --> 10:59.740
دوست داره اگه وقت شد تو رو به يه شام دعوت کنه
و ميخواد بدونه چه روزايي وقته آزاد داري

10:59.740 --> 11:04.280
اِه؟آه.درسته! امروز صبح هديه ش به دستم رسيد

11:04.280 --> 11:06.700
لطفاً از طرفه من ازش تشکر کن

11:06.700 --> 11:09.500
و در مورده برنامه ي شام چي؟

11:09.500 --> 11:12.500
اوه،نه لازم نيست،همون هديه اي که داده کافيه

11:12.500 --> 11:15.590
بينه کاره نيمه وقتم و کلاساي دانشگام
...اصلاً وقته آزادي برام نميمونه

11:15.590 --> 11:17.500
فهميدم.بهش ميگم

11:17.510 --> 11:19.800
بابته درخواسته بي دليلمم هم ازت معذرت ميخوام

11:19.800 --> 11:23.510
به هر حال،وظيفه داشتم که پيغامشو بهت بگم
برا همين مجبور شدم ازت سوال کنم

11:24.600 --> 11:28.010
هديه اي که در موردش گفته بودي--حتماً يه
چيزه کم ارزش برات فرستاده،مگه نه؟

11:28.680 --> 11:32.520
اگه نميخوايش،تو فکره نگه داشتنش نباش

11:32.520 --> 11:34.770
...اونم همين کارو کرد

11:34.770 --> 11:38.980
اين فقط خل و چل بازياي يه پيرمرده.ببخشش

11:38.980 --> 11:43.740
داره در مورده باباي خودش حرف ميزنه.ولي کلماتي
که ميگه خيلي زشت و نيش دارن

11:44.070 --> 11:46.780
...رابطمون يکم ضعيفه

11:47.410 --> 11:47.910
...اومم

11:48.120 --> 11:50.700
شايد يه اردک پلاستکي و يکم بي رو در وايستي
...باهمديگه لخت تو حموم وقت گذروندن

11:50.700 --> 11:54.120
...کمک کنه که همديگه رو بهتر درک کنيد

11:54.130 --> 11:58.800
عجب حرکت شجاعانه اي
حالا حتماً بايد انقد يهويي اينو ازم ميخواستي؟

11:58.800 --> 12:02.670
!نه!اين در مورده من و تو نبود که.اينا حرفاي بابا-اوساگيه

12:04.220 --> 12:10.310
اِه،خب...اومم،خودمم ميدونم که تو جايگاهي نيستم که بخوام اظهاره نظر کنم

12:10.310 --> 12:17.230
ولي ميدوني.تو قطار پدرت نارحت اين بود که
چطو ميتونه باهات رابطه ي بهتري داشته باشه

12:17.400 --> 12:20.360
به نظر ميومد اين خيلي فکرشو مشغول کرده

12:21.320 --> 12:23.950
به هر حال.فک کردم فقط بايد بهت حقيقتو بگم

12:23.950 --> 12:29.120
به نظرم شايد...بد نباشه اگه اينو
... يه جايي تو ذهنت يکم سبک و سنگين کني

12:29.120 --> 12:33.620
...خب،البته اين به من اصلاً ربطي نداره، ولي

12:34.420 --> 12:35.710
بالاخره فهميدم

12:35.710 --> 12:36.620
هاا؟

12:36.630 --> 12:39.130
من با خودم خيلي فکر کردم

12:39.130 --> 12:46.610
تصور ميکردم بخاطره اين ازم ميخواي با پدر و برادرم رو به رو بشم
چون فک ميکردي اين تنها چيزيه که به صَلاحمه

12:46.800 --> 12:47.640
هاا؟

12:47.640 --> 12:50.260
ولي فهميدم که همش همين نيست

12:50.260 --> 12:51.770
هان؟

12:52.220 --> 12:53.730
من عاشقت شدم

12:56.020 --> 13:01.610
هي،هي،هي.خودتو جمع و جور کن آقا جون
!من از اون پسر ژاپنياي مثبتم

13:01.610 --> 13:03.490
...مسخره بازي ديگه بسه

13:03.490 --> 13:04.990
بگو چي ميخواي؟

13:04.990 --> 13:08.990
هر چي دلت بخواد برات آماده ميکنم

13:08.990 --> 13:10.620
!نه قربونه دستت

13:10.620 --> 13:13.580
!فک کنم به اندازه ي جيره ي يه عمرم توت فرنگي و گيلاس خوردم

13:13.580 --> 13:16.000
اگه ميخواي چيزه ديگه اي بهم بدي
حتماً بايد يه جزيره باشه

13:16.000 --> 13:17.250
يه جزيره؟

13:17.250 --> 13:19.080
ميتونم يدونه از اون گرمسيرياي خوبشو برات بگيرم

13:19.080 --> 13:21.380
نميخوام بابا!نميخوام

13:23.380 --> 13:25.010
خيلي دير کرده

13:28.890 --> 13:30.390
...هي،ميسا

13:31.390 --> 13:36.810
کاملاً واضحه اگه با آکيهيکو بموني،آخرش
اتفاقاي بدي برات ميوفته

13:38.350 --> 13:39.310
چي؟

13:39.310 --> 13:43.320
يه آدمه عادي مثله تو واقعاً ميتونه اين همه فشارو تحمل کنه؟

13:43.320 --> 13:47.030
در ضمن ميدوني که اين ممکنه واسه برادرت دردسر ساز بشه

13:47.030 --> 13:47.900
!يه لحظه وايسا

13:47.910 --> 13:52.530
ولي من ميتونم ازت مقابله همه ي اين مشکلا حمايت کنم

13:52.540 --> 13:55.250
!وايسا!اين بحثو اونجوري که خودت ميخواي ادامه نده

13:55.250 --> 14:01.540
من بايد چشاتو به رو واقعيت باز کنم.شايد الان نتوني اينو ببيني
ولي بالاخره روزي مياد که منو انتخاب ميکني

14:01.540 --> 14:03.040
!آره جون خودت،وقته گل ني ايشالله

14:03.050 --> 14:09.470
من با خواسته خودم تو خونه ي اوساگي-سان زندگي ميکنم و
!کاريم نميکنم که برا داداشم مشکل بتراشم

14:09.470 --> 14:13.140
تا زماني که برا اوساگي سان دردسر درست
!نکنم،هيچ مشکلي پيش نمياد

14:30.990 --> 14:34.990
خب؟به نظرت اين تجربه هاي کوچيکي که کردي به دردت ميخوره؟

14:34.990 --> 14:39.000
واقعاً ازت ممنونم.وقتي رفتيم خونه همه رو مينويسم

14:39.000 --> 14:40.670
!مطمئن شو که تمومش ميکني

14:40.670 --> 14:44.380
آيکاوا-سان برام اس ام اس ناراحت کننده اي فرستاده.نگاه؟

14:44.380 --> 14:46.880
!تو ديگه واقعاً پدرشو در آوردي

14:46.880 --> 14:48.880
نگران نباش

14:48.880 --> 14:51.380
هر چيزي که لازم بود بدونم بهم ياد دادي

14:52.600 --> 14:56.720
!اوه،بزار از الان بهت بگم.من اينو مجاني برات انجام ندادما

14:56.720 --> 14:59.430
!واااه،اون برج توکيوئه

14:59.440 --> 15:00.560
ميساکي

15:00.560 --> 15:01.730
هوم؟

15:01.730 --> 15:05.730
فک کنم بهتر باشه انقد خودتو گرفتاره من نکني

15:13.450 --> 15:16.950
آ-آه،آره،شايد

15:16.950 --> 15:22.960
منظورم اينه که،کلاً امروز مجبور شدم اين تمرينارو
که اصلاً نديده بودي رو برات انجام بدم

15:22.960 --> 15:28.630
و اين فقط برا الان نيست.يه جورايي من هميشه آخرش هر وقت
با توئم با کلي بدشانسي رو به رو ميشم

15:29.380 --> 15:33.890
آره،واقعاً راست ميگي!ميدونم، الان جلد
جديد مانگاي مورده علاقم بيرون اومده

15:33.890 --> 15:35.930
ميتوني اونو برام بخريش و منم ميبخشمت

15:35.930 --> 15:40.220
تو ميتوني بري خونه ي تاکاهيرو،يا تنها زندگي کني

15:40.230 --> 15:43.230
هر کدومش باشه،من حتماً تموم هزينه هاتو متقبل ميشم

15:44.100 --> 15:47.730
بهش احتياجي ندارم

15:48.610 --> 15:53.740
آه،احياناً اتفاقي منو با داداشت تو آکواريوم نديدي؟

15:54.370 --> 16:00.910
اوم،نگاه،دلم ميخواد حرفمو باور کني-هر موقع
که ما همديگه رو ديدم،کاملاً تصادفي بوده

16:00.910 --> 16:02.330
ايندفعه هم همينطور بود، يهو به همديگه برخورد کرديم

16:02.330 --> 16:08.750
گفت که اون آکواريومو  خودش طراحي کرده
و بخاطره کارش اونجا بود

16:08.750 --> 16:11.920
مطمئناً هيچي در اين مورد نميدونستم

16:11.920 --> 16:14.970
خب منظورم اينه که اگه ميخواستمم باز نميتونستم مراقب باشم

16:14.970 --> 16:17.470
اِم؛ ولي سعي کردم که مراقب باشم

16:18.060 --> 16:19.560
عصباني هستي؟

16:19.560 --> 16:22.480
...نه،اين چيزي نبود که ميخواستم بگم

16:22.480 --> 16:23.730
پس داري در مورد چي حرف ميزني؟

16:23.730 --> 16:25.850
!امروز خيلي عجيب غريب شده بودي

16:25.850 --> 16:27.980
...خب،تو هميشه عجيبي،ولي

16:27.980 --> 16:31.730
نکنه کاري کردم که باعثه نارحتيش شده؟

16:33.820 --> 16:34.110
...من

16:33.880 --> 16:35.360
...من فقط

16:34.990 --> 16:38.280
...دلم نميخواد بهت آسيبي برسونم

16:38.280 --> 16:43.500
هميشه معتقد بودم،بايد مراعاته همه چيو بکنم و
...برام بهتره که فقط عقب وايسم و

16:43.500 --> 16:46.790
جلو خودمو بگيرم و بجاش رابطمو با بقيه
قط کردم و اينجوري تموم زندگيمو گذروندم

16:47.420 --> 16:52.010
و راستش فک ميکردم بهترين راهو برا خودم
انتخاب کردم و با اين راضي بودم

16:52.010 --> 16:57.510
ولي از وقتي که با تو آشنا شدم، ديگه نتونستم اينکارو بکنم

16:59.560 --> 17:04.810
امکانش زياده که تو آينده هم از نو
با خونوادم برخورد داشته باشي

17:04.810 --> 17:08.150
خونوادم چيزايي رو در موردم ميدونم که تو نميدوني

17:08.150 --> 17:15.070
و هيچ جاي تعجبي نداره که اگه ازشون باخبر
شي منو بزاري و بري

17:15.070 --> 17:19.320
فک کنم اونموقع نتونم کاري برا متوقف کردنت کنم

17:19.320 --> 17:26.330
من ميترسم.نميخوام جلوتو بگيرم،ولي
تو همچون موقعيتي دلم ميخواد يه جا حبست کنم

17:26.330 --> 17:31.750
صدمه زدن بهت تنها کاريه که هيچ وقت نميخوام
انجامش بدم.ولي تو واقعيت اينجوري نيست

17:31.750 --> 17:36.760
بجا اينکه يه روزي ازم متنفر بشي و ولم کني
ترجيح ميدم الان از هم جدا شيم

17:36.760 --> 17:40.300
بزرگترين ترسه من از دست دادنه توئه

17:45.980 --> 17:52.150
...اِ-اِه،خب،ولي تو هيچ وقت کاري نميکني که بهم آسيب برسونه

17:52.150 --> 17:55.940
از موقعي که شروع کرديم باهمديگه زندگي کنيم
تقريباً همش خودمو بهت تحميل کردم

17:58.030 --> 18:00.660
...ا-اوم...آه،پس،يعني

18:00.660 --> 18:07.960
پس يعني داري ميگي دليله اينکه تازگيا انقد
عجيب رفتار ميکردي، همش...بخاطره همين بود؟

18:08.790 --> 18:13.710
اصلاً فکرشو هم نميکردم اوساگي-سان انقد داشت عذاب ميکشيد

18:13.710 --> 18:17.720
يعني ميتونم اين برداشتو کنم که... دلش نميخواد ازش متنفر شم؟

18:20.220 --> 18:22.140
من تنها کسيم که هيچي متوجه نشدم

18:22.140 --> 18:24.720
تنها کسيم که از هيچي خبر نداشت

18:25.390 --> 18:27.850
اوساگي-سان تو اين همه مدت ناراحت بود

18:27.850 --> 18:31.730
اون تو تموم اين مدت فقط به من فک ميکرد،فقط من

18:31.730 --> 18:32.770
معذرت ميخوام

18:32.770 --> 18:36.940
من زياد تو انجام کاراي پيچيده و گفتن کلمه هاي
...قلمبه سلمبه خوب نيستم،ولي

18:36.940 --> 18:39.180
...تنها چيزي که ميتونم بگم

18:37.900 --> 18:39.200
اوساگي-سان

18:41.030 --> 18:42.780
همه چي رو به راهه

18:42.780 --> 18:45.680
...من

18:45.680 --> 18:46.970
دوسِت دارم

18:51.500 --> 18:52.960
!به هر حال،اين ديگه چه جورشه

18:54.170 --> 18:55.960
يعني چي؟يعني چي؟

18:55.960 --> 18:57.710
تموم قضيه همين بود؟

18:57.710 --> 19:00.420
همش بخاطره اينه که يه مشت ناراحتياي احمقونه و بي اهميتو تو خودت جمع کردي

19:00.430 --> 19:02.260
!الکي دلواپست بودم

19:02.970 --> 19:04.760
اونا احمقونه نيستن

19:06.600 --> 19:09.270
...اينو ميدونم

19:11.150 --> 19:17.020
هي،نگاه...من جداً مشکلي ندارم.تو هيچو...بهم تحميل نکردي

19:17.030 --> 19:20.360
منظورم اينه که،وقتي بهش اشاره کردي اصلاً نفهميدم
داري در مورده چي حرف ميزني

19:21.030 --> 19:24.370
اگه واقعاً اينو نميخواستم.پيشت نميموندم

19:28.120 --> 19:32.370
!چ-چيه؟يه چي بگو ديگه

19:32.370 --> 19:34.130
!ميگم يه چي بگو

19:35.420 --> 19:40.880
بدونه گفتن يه کلمه و حتي بدونه اينکه بهم نگاه کنه
اوساگي-سان فقط به بيرونه پنجره خيره شده بود

19:41.720 --> 19:44.470
خيلي وقت بود دسته همو نگرفته بوديم

19:44.470 --> 19:51.850
وقتي بهش فک ميکنم،دستاي اوساگي-سان
سرد به نظر ميومدن،ولي الان خيلي گرمن

19:51.850 --> 19:52.890
موندم چرا

19:52.900 --> 19:54.900
شايد بخاطره اينه که دستش به قلبش خيلي نزديکه

19:55.650 --> 20:01.820
مطمئنم که اين غير ممکنه،ولي يه جورايي حس ميکنم که
يه ضرباني از ميونه دستم به طرفه قلبم در حرکته

20:01.820 --> 20:03.070
اين ماله کيه؟

20:03.070 --> 20:06.910
اين ضربان قلبه کيه؟

20:17.710 --> 20:19.420
...حد اقل ميتونيم لباسامونو در بياريم

20:26.010 --> 20:27.430
دوسِت دارم

20:43.150 --> 20:44.360
دوسِت دارم

20:44.384 --> 21:04.384
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

21:04.408 --> 21:24.408
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

22:17.000 --> 22:20.040
من از دوباره اينجا چيکار ميکنم...؟

22:20.040 --> 22:24.800
آه،درسته.ديروز،تو راه برگشت از چرخ و فلک
...مستقيم اومديم اينجا

22:25.840 --> 22:28.050
من دوسِت دارم

22:32.390 --> 22:34.430
اون ديگه چه کاري بود!من چم شده بود؟

22:34.430 --> 22:36.720
!حتماً از خودم بي خود شده بودم،آره همينه

22:36.730 --> 22:39.310
!خب،ميدوني،هر کسي ممکنه تو همچون موقعيتي قرار بگيره

22:40.100 --> 22:44.320
...گفتن "دوسِت دارم"بطور غير منتظره اي برام آسون بود

22:44.320 --> 22:48.320
خيلي خوشحالم مثله اينکه اينکارم خياله اوساگي-سانو راحت کرد

22:52.320 --> 22:56.830
گفته رفته بيرون...سيگار بخره...هومم؟يه نامه؟

22:58.000 --> 23:02.120
نه،اين يه داستانه.يعني اون قسمتي که گير کرده بودو تموم کرده؟

23:03.060 --> 23:04.360
آواي مهربونه صداي اون

23:04.360 --> 23:05.360
بوسه ي يه لحظه قبل

23:05.360 --> 23:07.190
همديگه رو زيره دوشه حموم در آغوش گرفتن

23:08.220 --> 23:09.720
بيدار شدي

23:09.720 --> 23:12.550
جناب اوساميه عزيز،منو بخاطره اين گستاخيم ببخشيد

23:12.550 --> 23:14.550
ولي ميشه بهم بگين دقيقاً اين چيه؟

23:14.550 --> 23:16.310
رمان همجنسبازيه جديدم

23:16.310 --> 23:19.560
پس اون "داستان روزگار جووني" که
!داوطلب شدم و کلي واسش کمکت کردم چي شد؟

23:20.850 --> 23:23.560
حالا که بهش اشاره کردي،من رو يه چيزي
...تو همين مايه ها داشتم کار ميکردم

23:25.980 --> 23:26.690
اَلو؟

23:26.690 --> 23:27.960
ميرم يکم قدم بزنم

23:27.960 --> 23:29.170
!هي،يه ديقه وايسا

23:29.190 --> 23:31.820
ميساکي-کون،سنسه کجاست؟دست نوشته ها تموم شد ،درسته؟

23:31.820 --> 23:34.780
چاپخونه دست به کار شده،اونا پاشونو تو يه کفش کردن که
!دست نوشته هارو امروز ميخوان

23:35.950 --> 23:40.410
لَشتو برگرد اينجا،اوساگيه کثافت!بهت گفته بودم
!دوست ندارم قاطيه اين شلوغ کاريات بشم

23:41.750 --> 23:45.040
داداش.خيال دارم تو همين چند روز آينده برگردم خونه ي خودمون