﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01.340 --> 00:04.020
،با کنترل پیرمردی به اسم میلر

00:04.020 --> 00:07.150
ست اوکوهو رو دید
.یه متقاضی شوالیه جادوگر

00:07.700 --> 00:10.900
،ولی همونطور که داشتن با نمسیس روحی می‌جنگیدن

00:10.900 --> 00:15.990
ست درحالی که داشت از اوکوهو محافظت می‌کرد
.از پشت اژدها افتاد

00:15.990 --> 00:17.120
ست؟

00:17.120 --> 00:18.870
!ست

00:19.190 --> 00:20.980
!اتصال قطع شد

00:20.980 --> 00:23.370
!اژدها های نزدیک در حالت اماده باش بشن

00:23.370 --> 00:25.320
.از سر راه برو کنار، اوکوهو

00:25.320 --> 00:28.330
!ا - ام، خلبان افتاد

00:28.330 --> 00:31.260
!تو طلسم جیسونی رو شکستی
.از سر راه برو کنار

00:33.820 --> 00:35.010
...ست

00:40.000 --> 00:50.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

02:08.980 --> 02:14.980
آورنده‌ی بلا

02:12.050 --> 02:13.850
آوردنده‌ی بلا

02:18.830 --> 02:20.110
.وحشتناکه

02:20.110 --> 02:22.420
.زودباشین، باید از اینجا دور شیم

02:22.420 --> 02:24.930
.ولی نمی‌تونیم اینطوری این زمین رو بذاریم و بریم

02:24.930 --> 02:26.410
.بابا، ببین

02:39.980 --> 02:42.270
.خـ - خیلی ترسناک بود

02:42.950 --> 02:46.350
.هنوزم نمی تونم با دست چپم فانتزیا جمع کنم

02:46.970 --> 02:49.000
یعنی برای اینه که شمشیر تروک خورد بهش؟

02:50.750 --> 02:53.980
.دست راستم ... درست کار می‌کنه

02:53.980 --> 02:56.610
.واو! یه شوالیه جادوگر با شاخ

02:56.610 --> 03:00.090
.نمی‌شه یه شوالیه جادوگر با شاخ باشه

03:00.090 --> 03:03.170
هوی! شماها دارین چیکار می کنین؟

03:03.170 --> 03:05.010
.یه نمسیس اونجاست

03:05.010 --> 03:06.620
!می‌دونیم

03:06.620 --> 03:09.870
.دیدیم که از ناکجاآباد پیداش شد

03:09.870 --> 03:11.430
از ناکجاآباد پیداش شد؟

03:12.180 --> 03:15.380
اول یه تخم از آسمون نیوفتاد پایین؟

03:15.380 --> 03:17.850
.نه، نه چطور

03:17.850 --> 03:22.640
.ما داشتیم زمین و شخم می‌زدیم که یهویی دیدیم اینجاست

03:23.060 --> 03:24.730
...چی روی زمین

03:25.390 --> 03:27.330
.وبه هر حال، اینجا خطریه

03:27.330 --> 03:28.870
!ست

03:32.250 --> 03:34.020
!اوکوهو

03:34.020 --> 03:36.770
.خوشحالم حالت خوبه

03:36.770 --> 03:37.780
...خب، مطمئن

03:39.900 --> 03:43.030
!اوکوهو! تسلیمم! تسلیمم! تسلیمم

03:43.030 --> 03:46.530
چرا سعی کردی با دست خالی بهش حمله کنی؟

03:46.530 --> 03:50.230
...خب
.نمی‌تونستم از جادوم استفاده کنم

03:50.730 --> 03:52.820
!پس باید گولش می‌زدی

03:52.820 --> 03:54.870
!برای همینه افسار رو داده بودم دست تو

03:54.870 --> 03:57.090
!آخ، آخ، آخ

03:59.050 --> 04:02.280
اون چی بود؟
نمسیس حمله کرد؟

04:02.280 --> 04:04.350
!نه، ببین

04:11.980 --> 04:14.290
.جادوی اونا داره از بین می‌ره

04:14.290 --> 04:18.060
دارن قبل از حمله‌ی نهایی
.ضعیفش می‌کنن

04:22.700 --> 04:25.760
...ای وای
...اونا هم آماده برداشت بودن

04:25.760 --> 04:26.880
...آماده بود

04:26.880 --> 04:31.340
ما داریم توان می‌دیم چون شما دارین با اون
!غریبه معامله می‌کنین

04:31.340 --> 04:33.370
چـ - چی؟

04:33.370 --> 04:34.690
.این توان نیست

04:34.690 --> 04:36.790
بابا، تو دولاهان رو دیدی، مگه نه؟

04:36.790 --> 04:38.290
.این نفرینه

04:38.290 --> 04:39.590
!نفرین

04:39.950 --> 04:41.300
دولاهان؟

04:41.840 --> 04:44.750
.ست، ما باید از اینجا بریم

04:44.750 --> 04:46.390
.حمله‌ی بعدی تو راهه

04:53.730 --> 04:54.810
ست؟

04:58.450 --> 04:59.840
.حرکت کردن تو این زره سخته

05:02.310 --> 05:04.070
!ریپالس

05:12.330 --> 05:15.330
!خیلی باحاله
این سپر دیگه چی چیه؟

05:15.930 --> 05:17.220
چیکار می‌کنی؟

05:17.220 --> 05:19.850
حتی نمیتونی از یه حفاظ استفاده کنی؟

05:20.570 --> 05:22.420
،ولی تا وقتی که اینو داشته باشی

05:22.420 --> 05:24.590
!حمله‌های هوایی بهمون نمی‌خورن

05:26.100 --> 05:28.720
!من هیچوقت همچین دستوری نشنیده بودم

05:29.130 --> 05:32.180
دستور؟ دستور چیه؟

05:32.180 --> 05:34.750
مگه دستور حمله و نابودی این مزرعه رو گرفتی؟

05:34.750 --> 05:36.540
!معلومه که نه

05:36.540 --> 05:39.730
!ماموریت ما اینه که نمسیس رو شکست بدیم

05:39.730 --> 05:42.840
پس مهم نیست باید چیکار کنی تا به دستور اطاعت کنی؟

05:42.840 --> 05:45.240
حتی اگه مزرعه رو نابود کنی
مردم چطوری زنده بمونن؟

05:45.240 --> 05:48.290
!کاری که تو می‌کنی بهتر از نمسیس نیست

05:56.000 --> 05:58.730
.این چیزیه که فقط زندگی مردم رو نجات بده

05:59.340 --> 06:02.580
.بدون این مزرعه، مردم از گرسنگی می‌میرن

06:03.630 --> 06:04.880
.می‌رم بجنگم

06:05.580 --> 06:07.010
تو چطور؟

06:09.270 --> 06:10.300
.خیله خب

06:13.140 --> 06:17.460
.می‌خوام از کرومن استفاده کنم، کمکم کن

06:17.870 --> 06:19.580
کرومن؟

06:19.580 --> 06:22.290
.یه طلسم برای محافظت از یه منطقه‌ی بزرگه

06:22.290 --> 06:28.200
ولی جادوگرای بیشتری باید اینکارو بکنن
.حتی اگه یه نفرم بیشتر باشه، بهتر اثر می‌کنه

06:28.200 --> 06:29.530
.باشه

06:31.030 --> 06:32.270
.اینم از این

06:32.700 --> 06:34.450
!کرومن

06:39.540 --> 06:41.580
چی شده؟

06:41.580 --> 06:44.550
.قدرت ما داره از بین می‌ره

06:48.660 --> 06:52.050
این دیگه چیه؟
.مثل این می‌مونه که تو سیلی از فانتزیام

06:52.580 --> 06:55.560
می‌تونه انقدر زیاد فانتزیا جمع کنه؟

06:55.910 --> 06:57.650
خدایی این دیگه کیه؟

06:58.990 --> 07:02.100
لرد برانگور
!طلسم جیسونی داره شکسته می‌شه

07:06.590 --> 07:09.590
.به نظر میاد که اون گنبد داره تمام فانتزیا رو میبلعه

07:09.590 --> 07:12.490
!موردورد
!نمسیس داره ناپدید می شه

07:13.320 --> 07:15.070
.بیا سریع بهش حمله کنیم

07:15.070 --> 07:15.580
.باشه

07:30.460 --> 07:32.340
.بنظرم کار کرد

07:34.740 --> 07:37.600
.ولی این یکی یه نمسیس عجیب بود

07:43.740 --> 07:45.620
...چه مصیبتی

07:45.620 --> 07:48.680
.تقریباً برای درو کردن آماده بودن

07:48.680 --> 07:51.610
.نمی‌تونیم هیچکدوم از اینارو بفروشیم

07:55.950 --> 07:58.430
،بخاطر زحمت‌هاتون ممنون

07:58.430 --> 08:01.910
.ما با موفقیت نمسیس روحی رو شکست دادیم

08:03.540 --> 08:05.100
!آفرین

08:05.100 --> 08:09.170
.مطمئناً خوب شوالیه جادوگری می‌شین

08:09.670 --> 08:10.670
...آما

08:11.050 --> 08:13.300
،تنها کسایی که واقعاً عالی بودن

08:13.660 --> 08:17.930
.موردورد و ساگورامورن که اینجان

08:18.250 --> 08:21.020
.بقیه تون آشغال کله‌ین

08:21.020 --> 08:24.670
چرا آرایش رو شکستین و حمله رو خراب کردین؟

08:24.670 --> 08:27.940
فکر می‌کنین می تونین اینطوری شوالیه جادوگر بشین؟

08:27.940 --> 08:31.070
...بـ - با کمال احترام لرد برانگور

08:31.710 --> 08:36.030
.ما اون موقع به اندازه کافی فانتزیا نداشتیم

08:36.030 --> 08:37.410
چی؟

08:37.410 --> 08:41.930
.فکر کنم بخاطر جادویی بود که اوکوهو روی زمین اجرا کرد

08:41.930 --> 08:43.660
!موافقم

08:43.660 --> 08:45.280
!حرومی

08:45.280 --> 08:47.420
تو بودی که رو زمین جادو زدی؟

08:47.420 --> 08:50.270
چرا همچین کاری رو بی اجازه من انجام دادی؟

08:50.270 --> 08:51.990
!جواب بده، اوکوهو

08:51.990 --> 08:54.690
.عه... من اوکوهو ام

08:54.690 --> 08:55.550
ها؟

08:57.550 --> 08:59.120
!لعنت بهت

08:59.120 --> 09:01.250
چند دفعه باید بگم؟

09:01.250 --> 09:04.310
!شماها تکی چیزی نیستین

09:04.830 --> 09:08.980
.فکر و توانایی تون داخل جنگ بی‌فایده‌س

09:08.980 --> 09:09.730
...ولی

09:09.730 --> 09:11.320
!بهونه نیار

09:11.770 --> 09:15.500
فقط می خوای مرکز توجه باشی؟

09:15.500 --> 09:19.700
!اگه اینطور باشه، پس یه نقال یا یه دلقکی بجای شوالیه

09:19.700 --> 09:23.330
!برو به عضو همون دلقکا تو آرتمیس یا جای دیگه بشو

09:23.910 --> 09:26.650
مگه آموزش های مرلین رو یادت رفته؟

09:26.650 --> 09:30.000
اونی که مهمه تکرو بودن نیست
.بلکه کاره تیمی هماهنگه

09:30.000 --> 09:31.590
!این یعنی جیسونی

09:31.590 --> 09:35.470
.می‌بینم که عوض نشدی، برانگور

09:35.470 --> 09:37.340
...این صدا

09:37.340 --> 09:40.410
!عا - عالیجناب

09:52.630 --> 09:56.350
!عالیجناب ملکه بودیکا وارد می شوند

09:56.860 --> 09:59.310
!شوالیه‌ها! به ملکه خود تعظیم کنید

10:01.370 --> 10:02.870
این چیه؟

10:03.420 --> 10:07.750
چرا فقط با یه پا زانو می‌زنین؟

10:07.750 --> 10:11.100
!اوه، مـ - منو عفو کنید، عالیجناب

10:11.100 --> 10:14.880
خیلی گنده‌س! یعنی اینم نفرینه؟

10:15.290 --> 10:20.060
!عالیجناب، انتظار نداشتم تو همچین جایی ظاهر بشید

10:20.060 --> 10:22.090
!ازتون پوزش می‌خواهم

10:22.090 --> 10:23.760
.کاملاً درسته

10:23.760 --> 10:26.630
.فقط دارم یه سرکشی کوچولو انجام می‌دم

10:26.630 --> 10:29.610
ولی چرا شما تو همچین وضعیتی هستین؟

10:29.610 --> 10:30.650
عالیجناب؟

10:30.650 --> 10:34.650
!اینطوری می‌تونی زیر دامنم و ببینی

10:35.730 --> 10:38.150
!لـ - لطفاً‌منو عفو کنید

10:40.450 --> 10:43.660
.می‌خواستم نمسیس روحی رو ببینم

10:44.270 --> 10:47.200
اون باعث شده مردم من عذاب بکشن، درسته؟

10:47.200 --> 10:48.160
.بله

10:48.160 --> 10:51.940
.مردم من دارن عذاب می کشن

10:52.410 --> 10:56.420
.شما رو تو چه وضعیت وحشتناکی قرار دادم

10:56.420 --> 11:00.100
.شـ - شما خیلی مهربونید، عالیجناب

11:00.100 --> 11:02.680
!بخاطر نگرانی‌تون ممنونم

11:02.680 --> 11:06.080
،درسته که این زمین‌ها آسیب دیدن

11:06.080 --> 11:10.060
.ولی به لطف شوالیه‌ها، کاملاً نابود نشدن

11:10.060 --> 11:12.290
.خوشحالم که اینو می‌شنوم

11:12.290 --> 11:15.500
.ولی سرت باید یکم پایین تر باشه

11:18.420 --> 11:23.320
.عا - عالیجناب، ... همه ما آشفته‌ایم

11:23.320 --> 11:26.330
هوی! چطور جرئت می‌کنی مستقیم به ملکه بگی؟

11:26.330 --> 11:28.050
.تقاضاش رو می‌شنوم

11:28.050 --> 11:29.290
عالیجناب؟

11:29.290 --> 11:32.340
.برانگور، سرت

11:33.890 --> 11:37.210
.درد مردم من مال منه

11:37.710 --> 11:41.460
چه چیزی شما رو آشفته کرده؟

11:41.460 --> 11:44.900
،خب... وقتی شب می‌شه

11:44.900 --> 11:47.490
.همیشه دولاهان ظاهر می‌شه

11:47.490 --> 11:48.870
دولاهان؟

11:48.870 --> 11:52.850
.یه روح ترسناکه که سرش روی دستشه

11:52.850 --> 11:56.210
،خودش رو تو این منطقه نشون می ده

11:56.210 --> 11:58.920
.و تقریباً تو همون  موقع نمسیس روحی

11:58.920 --> 12:00.260
...اوه، طفلکیا

12:01.030 --> 12:05.070
چیز دیگه‌ای هم درباره دولاهان می‌دونی؟

12:05.620 --> 12:10.330
.خب، گفته می شه آورنده ی بلاست

12:10.700 --> 12:13.500
گفتی"بلاست"؟

12:14.660 --> 12:15.850
...عالیجناب

12:16.950 --> 12:19.410
...اول روحیان، و حالاهم دولاهان

12:19.410 --> 12:23.590
چرا ما باید این همه بدبختی رو تحمل کنیم؟

12:28.740 --> 12:31.650
.مردم من، خوب گوش کنید

12:32.220 --> 12:36.290
،با تلاش‌های شوهر فقیدم، پراستاگوس

12:36.290 --> 12:40.570
.سال‌ها جنگ که این سرزمین رو به ستوه آورده بود به پایان رسید

12:40.940 --> 12:44.900
،ما بالاخره به صلح رسیدیم
.هرچند که زودگذر بود

12:45.350 --> 12:51.580
با این حال، چیزی متاسفانه
،دوباره جنگ رو به این سرزمین آورده است

12:51.890 --> 12:54.330
...نمسیس روحی و دولاهان

12:54.900 --> 12:59.590
.هنوز نمی دونم این چیزها برای ما چه معنی‌ای دارن

13:00.140 --> 13:04.620
.با این حال، من باید به همه موجودات این سرزمین گوش بدم

13:05.270 --> 13:09.600
.مطمئنم که روح مرلین بزرگ الان در حال لرزیدنه

13:10.180 --> 13:11.530
و چرا؟

13:12.100 --> 13:16.810
.این چیزیه که شما باید از خودتون بپرسید

13:17.620 --> 13:21.730
آیا ما لایق این هستیم که
جا پای مرلین بزرگ بذاریم؟

13:21.730 --> 13:24.940
آیا چیز‌هایی که گفته رو درک می‌کنیم؟

13:24.940 --> 13:30.990
آیا می‌تونیم مانند ایشون از سرزمین سیفاندیر  محافظت کنیم؟

13:30.990 --> 13:33.910
.نه، نه فقط سرزمین

13:33.910 --> 13:38.250
.می‌تونیم از همه موجودات داخلش محافظت کنیم

13:40.770 --> 13:41.900
.اوکوهو

13:43.380 --> 13:45.660
،همونطور که برانگور گفت

13:45.660 --> 13:50.150
کاری که تو کردی ممکن بود باعث بشه
.یه وضعیت بد به وجود بیاد

13:50.650 --> 13:55.890
.با این حال، کاری که کردی متناسب با خواست مرلین بزرگ بود

13:55.890 --> 13:57.270
...عالیجناب

13:58.330 --> 14:01.930
،این سرزمین که تو شجاعانه ازش محافظت کردی

14:01.930 --> 14:04.420
.الان باید به این کشاورزان سپرده بشه

14:05.170 --> 14:09.340
.من مطمئنم این زمین یه روز دوباره محصول می ده

14:09.950 --> 14:11.010
موافقید؟

14:11.010 --> 14:13.410
!بله! قطعاً

14:15.410 --> 14:19.540
.حالا، باید برگردم و وظایف رسمی‌خودم برسم

14:19.990 --> 14:23.180
.برانگور، دخالت منو ببخش

14:23.180 --> 14:28.300
.تو و سربازانت خوب جنگیدین

14:29.260 --> 14:31.320
!لطف دارید، عالیجناب

14:31.320 --> 14:33.090
...برانگور

14:34.250 --> 14:37.370
.هنوز نباید سرت رو بیاری بالا

14:37.370 --> 14:39.840
!اوه! منظوری نداشتم

14:39.840 --> 14:41.980
!لطفاً منو عفو کنید

14:44.010 --> 14:45.620
.خب، همگی

14:46.110 --> 14:49.630
.دعا می‌کنم مرلین بزرگ حمایت گر تون باشند

14:49.630 --> 14:53.580
.عالیجناب ملکه خارج می‌شوند

14:59.080 --> 15:02.040
.ملکه همیشه زیبا بنظر میاد

15:02.040 --> 15:03.380
.بوی خوبی می‌داد

15:03.380 --> 15:05.180
.کاش سر منم ناز می‌کرد

15:05.180 --> 15:07.380
.دیگه هیچوقت صورتم و نمی‌شورم

15:07.380 --> 15:10.670
!هـ - هوی! انقدر رو ملکه مانور ندین

15:10.670 --> 15:12.770
!برمی‌گردیم قلعه

15:12.770 --> 15:14.470
!اطاعت

15:14.890 --> 15:17.100
.بالاخره برمی‌گردیم

15:17.100 --> 15:18.630
!ست

15:18.630 --> 15:21.220
می‌گم، دیدی؟
دیدیش؟

15:22.210 --> 15:25.620
!ملکه اسم منو می دونست

15:25.620 --> 15:28.860
!می - میدونم! می دونم! ولم کن بابا

15:29.460 --> 15:33.550
!ای خدا
!شرط می‌بندم کلی امتیاز بگیرم

15:34.410 --> 15:37.340
.ولی لرد برانگورم خیلی عصبانی بود

15:37.340 --> 15:39.570
.ولی همیشه همین‌جوریه

15:39.570 --> 15:41.780
.منظورم اینه، ملکه ازم تعریف کرد

15:41.780 --> 15:44.130
!حالا دیگه از گردن من ساقطه

15:44.130 --> 15:45.560
!دراکون

15:45.560 --> 15:48.110
.امروز با دو برابر میوه جشن می‌گیریم

15:49.130 --> 15:51.620
!نه، سه برابر

15:53.110 --> 15:54.510
.اون عجیبه

15:54.510 --> 15:56.280
خب، آماده ای برگردیم؟

15:56.280 --> 15:59.290
،چیزای زیادی هست که می‌خوام ازت بپرسم

15:59.290 --> 16:01.270
.ولی اول، بیا جشن بگیریم

16:01.270 --> 16:02.390
...باشه

16:04.520 --> 16:05.660
ست؟

16:05.660 --> 16:09.400
.ای وای، یادم اومد باید یه کاری رو انجام بدم

16:09.400 --> 16:11.270
.ببخشید، بدون من برو

16:11.270 --> 16:12.420
جدی؟

16:12.420 --> 16:14.110
.پس بعداً می‌بینمت

16:14.110 --> 16:15.530
!با - باشه

16:22.540 --> 16:26.540
می‌گم، گیریم، اینجا چیکار می‌کنی؟

16:26.540 --> 16:29.670
همم، پس می دونستی گیریم بود؟

16:29.670 --> 16:33.010
.آره کاره خیلی سختی نبود

16:33.350 --> 16:39.080
چیش عجیب نیست که یکی که کلا باندپیچیه
اینطوری وایستاده باشه؟

16:39.080 --> 16:40.990
راجب گیریم کنجکاوی؟

16:40.990 --> 16:42.190
.خب، یه جورایی

16:42.190 --> 16:45.770
.اگه بتونم مثل تو حضورم و پاک کنم به دردم می‌خوره

16:46.470 --> 16:49.600
،گیریم مترسک تو مزرعه

16:49.600 --> 16:51.890
،به یه روح تو قبرستون تبدیل می‌شه

16:51.890 --> 16:55.780
،و لباس یه مریض رو میگیره
.خودشو با بقیه هماهنگ میکنه

16:56.340 --> 16:59.280
.از دید تو شاید عجیب بنظر بیاد

16:59.280 --> 17:00.540
.آره

17:01.220 --> 17:05.540
.مردم از چیزایی که خارج از منافع خودشونه آگاهی ندارن

17:06.110 --> 17:09.050
،حتی اگه اونا با چشمای خودشون ببینن

17:09.050 --> 17:11.410
.چیزایی که براشون مهم نیست رو فراموش می‌کنن

17:12.020 --> 17:14.050
.الان بیشتر شبیه گیریمه

17:14.460 --> 17:19.070
.این چیزیه که گیریم می‌تونه با حفظ فاصله از دنیا انجامش بده

17:19.750 --> 17:23.310
این چیزیه که آرزو می‌کنی داشته باشیش؟

17:26.180 --> 17:28.920
.بعلاوه، تو نباید ملث گیریم باشی

17:28.920 --> 17:31.070
،تو موفق شدی دزدکی وارد قلعه بشی

17:31.070 --> 17:33.350
.و خودت رو تو یه موقعیت خوب قرار بدی

17:33.770 --> 17:36.580
.اون قلعه جای آسونی برای وارد شدن نیست

17:36.580 --> 17:38.980
.آره، ولی این چیزیه که بعدش اتفاق میوفته

17:38.980 --> 17:42.570
،ممکنه اطلاعاتی راجب رادیانت تو کتاب خونه باشه

17:42.570 --> 17:45.490
ولی نمی تونم داخلش بشم
.مگه اینکه به اون شوالیه‌ها بپیوندم

17:45.490 --> 17:48.710
هم... گفتی کتابخونه؟

17:48.710 --> 17:50.100
چطور مگه؟

17:50.530 --> 17:53.080
.گیریم یه لطف در حق تو کرده

17:53.080 --> 17:54.610
یعنی چی؟

17:54.610 --> 17:56.590
.تو خیلی کمکم کردی

17:56.590 --> 17:59.050
اگه کاری هست که برات انجام
.فقط بگو

17:59.050 --> 18:03.430
.اونجا تو قلعه چیزی هست که گیریم می‌خوادتش

18:04.530 --> 18:06.180
می‌خوای بدزدمش؟

18:06.180 --> 18:08.650
.نمی‌تونم اینکارو کنم

18:08.650 --> 18:11.820
.نه، فقط یکم قرض می‌گیری

18:13.460 --> 18:14.650
.اینو ببین

18:15.110 --> 18:16.440
این چیه؟

18:16.910 --> 18:19.090
.این یه سنگ حافظه‌س

18:19.090 --> 18:23.550
.جادوگر های بخصوص زیادی این جور سنگ ها رو با خودشون به همراه داشتن

18:24.100 --> 18:28.900
.این توانایی ثبت تجربیات مالکش رو داره

18:28.900 --> 18:31.460
.ها... خوشگله

18:31.810 --> 18:36.080
.تو کتابخونه قلعه چیزی هست که اسمش آنُماتکوعه

18:36.080 --> 18:37.760
آ - آنوما؟

18:37.760 --> 18:42.770
مجموعه‌ای از سنگ‌های حافظه‌س که
.توسط جادوگرای بزرگ گذشته مورد استفاده قرار می‌گرفته

18:42.770 --> 18:46.930
بین شون سنگی هست که توسط یه جادوگر زن
.به اسم ماگوجیا استفاده می شده

18:46.930 --> 18:49.270
فکر می‌کنی بتونی پیداش کنی و یواشکی بیاریش بیرون؟

18:49.270 --> 18:51.740
.مطمئن نیستم

18:51.740 --> 18:55.570
نمی‌تونی خودت بری و برش داری، گیریم؟

18:55.570 --> 18:58.940
.گیریم نمی‌تونه وارد قلعه بشه

18:58.940 --> 19:01.150
ها؟ چرا؟

19:01.150 --> 19:03.970
.بخاطر اینکه گیریم گیریمه

19:03.970 --> 19:06.080
.نگرفتم

19:06.080 --> 19:09.390
می‌خوای از اون سنگ برای چی استفاده کنی؟

19:09.390 --> 19:10.620
.یه کاری

19:10.620 --> 19:11.950
یه کاری چیه؟

19:11.950 --> 19:14.250
.یه کاری یعنی یه کاری

19:15.460 --> 19:17.850
.باشه، خوبه، گرفتم

19:18.270 --> 19:20.240
.بعدشم بهت مدیونم

19:20.240 --> 19:23.970
.ولی خب اصلاً نمی‌دونم چطوری دزدکی برم کتابخونه

19:23.970 --> 19:26.010
.همم، درسته

19:26.010 --> 19:27.060
!هوی

19:27.780 --> 19:30.430
.شاید تو برای جاسوسی مناسب نیستی

19:30.870 --> 19:33.720
،اون دختری که همیشه باهات سفر می‌کرد

19:33.720 --> 19:38.320
.یا اون پسر روح مردی ممکنه برای این کار بهتر باشه

19:38.980 --> 19:41.320
...میلی و داک

19:41.320 --> 19:46.230
راستی، چرا الان باهاشون سفر نمی‌کنی؟

19:46.990 --> 19:51.330
اونا قبلاً وارد کاسیلان مارلین شدن، اینطور نیست؟

19:51.860 --> 19:54.060
همه چی رو می‌دونی، ها؟

19:54.730 --> 19:58.810
.دیدم شون، ولی رفتارشون عجیب بود

19:59.370 --> 20:03.180
شخصاً، گیریم فکر می‌کنه همه چی عجیبه
.که تو هم شامل شون می‌شی

20:03.180 --> 20:05.390
.منظورم اینطور عجیب نیست

20:05.830 --> 20:07.870
...یعنی ... منظورم اینه که

20:07.870 --> 20:10.420
.انگار یه فاصله عجیبی بین مون بود

20:11.780 --> 20:16.980
شاید از اینکه بدون گفتن به اونا از آرتمیس رفتم
.عصبانین

20:16.980 --> 20:21.360
ست، بدون اینکه بهشون بگی رفتی؟

20:21.360 --> 20:25.070
...آره
.یه نامه براشون گذاشتم

20:25.070 --> 20:30.910
همچین کاری باعث می شه سوءتفاهم ها
.و اختلاف نظر‌های ناخواسته درست بشن

20:31.740 --> 20:33.630
بنظرت باید چیکار کنم؟

20:34.130 --> 20:36.460
.متاسفانه، گیریم نظری نداره

20:37.140 --> 20:38.800
،به دلایلی

20:38.800 --> 20:42.120
بنظر میاد گیریم تو درست کردن سوءتفاهم و
.اختلاف نظرهای ناخواسته استاده

20:42.120 --> 20:44.550
.فکر کنم بتونم حدس بزنم چرا

20:44.550 --> 20:50.010
از این گذشته، این واقعاً سوالیه که یه غریبه باید بهش جواب بده؟

20:50.010 --> 20:55.220
نه ... باید این یکی رو خودم حل کنم، ها؟

20:55.650 --> 20:59.290
در این صورت، اگه مسافرخونه ارزون
،لتورپون اتاق خالی داشته باشه

20:59.290 --> 21:00.610
.باید اونجا بمونی

21:01.250 --> 21:03.320
.جاهای دیگه خیلی گرونن

21:03.320 --> 21:06.090
.باشه، ممنون

21:06.090 --> 21:07.550
.بعداً بررسی می‌کنم

21:08.970 --> 21:10.230
...می‌دونی، گیریم

21:10.980 --> 21:14.690
.بنظر میاد خیلی چیزا راجب کاسلین مارلین می‌دونی

21:14.690 --> 21:18.080
.تو راجب اون کتابخونه و قلعه خبر داشتی

21:18.630 --> 21:19.930
اینطوره؟

21:19.930 --> 21:23.090
تو قدیما شوالیه جادوگر یا همچین چیزی بودی؟

21:23.440 --> 21:24.630
.نه

21:24.630 --> 21:26.620
کلش چیزی که باید می‌گفتی؟

21:26.620 --> 21:29.100
.همیشه خیلی مرموزی

21:29.500 --> 21:31.600
.گیریم گیریمه

21:32.010 --> 21:36.030
.ولی خب خدایی خیلی کنجکاوم بدونم چی زیر اون بانداژه

21:37.090 --> 21:38.600
...می‌گم، گیریم

21:40.610 --> 21:42.070
!دوباره نه

21:43.230 --> 21:47.020
...خدایا
.هیچوقت چیزی راجب خودش بهم نمی‌گه

21:51.100 --> 21:52.870
لتورپون، ها؟

21:54.630 --> 21:56.100
.فکر کنم باید یه نگاهی بهش بندازم

22:05.550 --> 22:08.630
.پسر، مثل خر مستم

22:10.410 --> 22:11.710
چی شده؟

22:13.110 --> 22:13.940
...ببین

22:19.490 --> 22:22.830
!دو - دولاهان

22:25.630 --> 22:29.990
ادامه دارد

23:27.340 --> 23:38.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

24:00.000 --> 24:20.740
قسمت بعدی

24:00.590 --> 24:02.330
،بعد از گوش دادن به نصیحت گیریم

24:02.330 --> 24:06.610
.ست تصمیم می‌گیره دوباره با میلی و داک حرف بزنه

24:07.020 --> 24:10.010
،ولی وقتی رفت به دیدنشون

24:10.010 --> 24:12.910
به دلایلی
.میلی باهاش سرد برخورد کرد

24:13.470 --> 24:16.950
،میلی حس می‌کنه از ست صدمه دیده
،و درک نمی‌کنه چه خبره

24:16.950 --> 24:18.930
.و بهش گفت خداحافظ

24:19.540 --> 24:24.170
قسمت بعد در رادیانت
"باران بی صدا، قلب‌های سرد"

24:20.740 --> 24:25.020
"باران بی صدا، قلب‌های سرد"

24:25.020 --> 24:30.250
دوراکون؟

24:25.020 --> 24:30.250
بنظر میاد ست رو دوست داره

24:25.020 --> 24:30.250
پایان