﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01.390 --> 00:05.290
،ست بالاخره تونست داخل قلعه‌ی کاسلین مارلین بشه

00:05.820 --> 00:09.250
،ولی وقتی داشت از دست نگهبانا فرار می‌کرد داخل جای عجیبی شد

00:09.250 --> 00:11.270
.اون داخل یه دستگاه مرموز به دام افتاد

00:12.350 --> 00:15.770
،همون موقع شوالیه‌های جادوگر پیام ورود نمسیس روحی دریافت کردن

00:15.770 --> 00:18.470
.و برای شکست‌ دادنش راهی حومه شهر شدن

00:19.170 --> 00:21.610
،اوچو در تلاش

00:21.610 --> 00:23.990
،و میلی که می‌خواست قدرتش رو ثابت کنه

00:24.540 --> 00:28.860
.اونا وقتی دیدن که نمسیس شبیه سته غافلگیر شدن

00:40.260 --> 00:41.520
!ست

00:41.520 --> 00:42.520
ها؟

00:57.000 --> 01:10.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

02:26.000 --> 02:32.000
نبرد روحی

02:27.380 --> 02:29.390
"نبرد روحی"

02:36.580 --> 02:39.010
وسط هوا منجمد شد؟

02:39.330 --> 02:41.420
.این باید از دعای خیر مارلین بزرگ باشه

02:41.420 --> 02:42.820
...الان شانس ماست که

02:43.690 --> 02:44.760
...یعنی که

02:45.790 --> 02:47.740
!شوالیه‌ جادوگرا

02:50.380 --> 02:52.730
دوتا ازشون اونم الان، عه؟

02:52.730 --> 02:57.550
مثل همیشه، هفت‌ تا از شما
!روحی رو محاصره کنین تا نتونه فرار کنه

02:57.550 --> 03:00.980
!بقیه تون برای یه حمله‌ی همه جانبه آماده شید

03:00.980 --> 03:03.930
!ما همه چیز‌مون و روی این حمله می‌ذاریم

03:03.930 --> 03:04.780
!اطاعت

03:05.160 --> 03:07.490
!بریم تو کارش! هماهنگی

03:07.490 --> 03:08.660
...جیزو

03:07.490 --> 03:08.660
!نه

03:08.660 --> 03:10.800
!نمی‌تونیم حمله کنیم

03:10.800 --> 03:12.670
!لطفاً حمله نکنین

03:12.670 --> 03:14.650
...چرا شما

03:14.650 --> 03:16.820
!لرد برانگور، لطفاً به حرف مون گوش بدین

03:16.820 --> 03:18.550
!اون نمسیس نیست

03:18.550 --> 03:19.870
!خرا

03:20.450 --> 03:23.820
!اولاً،‌من اونیم که دستور می‌ده

03:23.820 --> 03:26.210
...دوماً ... عه... دوماً

03:28.510 --> 03:30.180
!من اینو تحمل نمی‌کنم

03:30.180 --> 03:32.130
...التماس‌تون می‌کنم! فقط گوش کنین

03:32.130 --> 03:33.940
!شما از این حمله محروم می‌شین

03:33.940 --> 03:37.540
!برگردین به قلعه
!بعداً می‌رسم بهتون

03:37.540 --> 03:38.570
!وایسا، لطفاً

03:38.990 --> 03:41.420
!بریم تو کارش! هماهنگی

03:41.420 --> 03:42.320
!جیزونی

03:42.320 --> 03:43.770
!جیزونی

03:46.420 --> 03:49.120
!نه... لطفاً، وایسین

03:49.120 --> 03:50.930
!لطفاً این کارو نکنین

04:04.840 --> 04:06.310
!دارم بی حس می‌شم

04:08.660 --> 04:11.850
...خیلی بده! دارم

04:20.730 --> 04:22.110
...من باید

04:22.460 --> 04:24.350
.یه جوری از اینجا برم بیرون

04:29.660 --> 04:31.610
به حرکت واکنش نشون می‌ده؟

04:37.250 --> 04:40.300
!هی، تو یکم ضعیفی

04:40.300 --> 04:41.690
ازم می‌ترسی، نه؟

04:42.360 --> 04:44.050
...تو حتی

04:47.010 --> 04:48.930
!روحی حرکت کرد

04:51.260 --> 04:52.680
...ست

05:05.180 --> 05:07.950
!حرکت تموم کنندم...حرکت قفل کننده نهایی

05:15.050 --> 05:17.110
.برام سخته هیچ حسی ندارم

05:17.730 --> 05:19.860
.باید از اینجا بیام بیرون،‌ اونم سریع

05:20.970 --> 05:23.390
.یه لوله اونجاست

05:24.980 --> 05:27.540
یعنی خارج از محدوده ی جادوی پروژکتوره؟

05:28.530 --> 05:30.300
...اگه بتونم بپرم اونجا

05:33.290 --> 05:35.410
...بدنم ... نمی‌تونه

05:36.030 --> 05:39.730
!نه!‌ اینجا آخر کارم نیست

05:56.820 --> 05:58.000
!فرار کرد

05:58.810 --> 06:00.500
!سریع، کارش و تموم کن

06:00.500 --> 06:03.650
.چیزی نیست، دیابال

06:03.650 --> 06:06.150
!اون دیگه کارش تمومه

06:08.020 --> 06:09.780
...من

06:10.760 --> 06:13.750
...نمی‌خوام

06:21.470 --> 06:23.720
روحی ناپدید شد؟

06:23.720 --> 06:26.490
!چه خبره؟ ما که هیچکاری نکردیم

06:26.490 --> 06:28.530
...آه، مارلین بزرگ

06:28.530 --> 06:31.090
.این باید یکی از معجزات مارلین بزرگ باشه

06:32.280 --> 06:35.550
!آروم باشین
.اولین کاری که باید بکنیم اینه که باید آروم باشیم

06:35.550 --> 06:39.050
.ما که نمی‌دونیم روحی برای همیشه رفته یا نه

06:39.050 --> 06:43.570
.نصف‌تون اینجا با من می‌مونین تا مراقب اوضاع باشیم

06:43.570 --> 06:44.590
.اطاعت

06:44.590 --> 06:47.550
.نصف دیگه‌ هم، برگردین به قلعه و تو حالت آماده باش بمونین

06:47.550 --> 06:48.930
.لرد برانگور

06:48.930 --> 06:49.910
چیه؟

06:49.910 --> 06:53.750
!چندتا از رفیقامون وقتی روحی داشت حمله می‌کرد سقوط کردن

06:53.750 --> 06:54.940
چی؟

06:54.940 --> 06:59.580
پس، ام
...دومین ... ام ... دومین

06:55.250 --> 06:57.010
.ناپدید شدن

06:57.010 --> 06:59.550
.انگار که هیچ اتفاقی نیوفتاده

06:59.550 --> 07:02.550
!اوه،لعنت بهش
!به سرعت بفهمید الان چه اتفاقی داره میافته

07:01.130 --> 07:02.550
مشکل چیه؟

07:02.550 --> 07:03.610
.اطاعت

07:02.550 --> 07:04.370
.من حس خیلی بدی دارم

07:04.370 --> 07:05.490
عه؟

07:05.490 --> 07:08.190
،تا وقتی که ناپدید نشده بودن متوجه نشدم

07:08.870 --> 07:11.700
.ولی اتصالم با ست از بین رفته

07:11.700 --> 07:13.200
چی؟

07:19.870 --> 07:21.330
.یکی اونجاست

07:22.340 --> 07:23.810
شوالیه جادوگر؟

07:23.810 --> 07:27.840
.آره، احتمالا بخاطر جنگ سقوط کردن

07:28.190 --> 07:30.090
مُردن، نه؟

07:30.090 --> 07:33.070
.و اولویت اصلی ما جادوگر شاخ داره

07:43.600 --> 07:45.860
.می‌دونم، اونا هنوز زنده‌ن

07:46.460 --> 07:48.730
کسی که اونا رو نجات داده
.خوابون‌دتشون

07:48.730 --> 07:50.230
ولی کی؟

07:58.240 --> 08:00.640
...اون جادوگری که پانسمان

08:00.640 --> 08:02.670
.همونی که تو شهر رامبل بود

08:02.670 --> 08:03.740
.اره

08:03.740 --> 08:05.610
یکی از دوستای پسره شاخ داره؟

08:05.610 --> 08:07.180
.احتمالشزیاده

08:19.820 --> 08:21.890
،ای پدر تفتیش افکار

08:22.410 --> 08:24.140
...کسی که معجزه رو بنیانگذاری کرد

08:24.740 --> 08:27.020
!این شیطان را مجازات بفرما

08:27.390 --> 08:29.900
!این فاصله رو پاک کن

08:32.650 --> 08:35.180
دو تا تردست، عه؟

08:35.180 --> 08:36.910
.خوب نیست

08:56.130 --> 08:58.650
.چه شمشیرای تیزی

08:59.300 --> 09:02.300
،اگه گیریم توسط درخت از پشت محافظت نمی‌شد

09:02.300 --> 09:04.110
.گیریم هیچ شانسی نداشت

09:04.690 --> 09:08.300
،بهتر از همه، اگه این مرد مردد نبود

09:08.300 --> 09:12.190
.گیریم چاره‌ای جز ضد حمله زدن نداشت

09:16.020 --> 09:18.620
دراگانو! واسه چی وایسادی؟

09:18.930 --> 09:22.570
،اگه اون دوست جادوگر شاخ دار باشه

09:22.570 --> 09:26.500
.پس جون کلی آدم و تو شهر رامبل نجات داده

09:27.120 --> 09:30.380
!تسلیم شو، جادوگر باندپیچ

09:30.380 --> 09:31.630
ها؟

09:32.230 --> 09:33.050
!نوبه

09:43.670 --> 09:45.760
!نذار این چیزا نزدیک بشن

09:45.760 --> 09:49.270
.جادوگر احتمالا داخل یکی از اونا قایم شده

09:54.280 --> 09:55.660
رفته؟

09:55.660 --> 09:58.910
.نه، اون از نقطه کور ما برای فرار استفاده کرد

09:58.910 --> 09:59.910
.اونجاست

10:03.930 --> 10:05.350
خطا زد؟

10:05.350 --> 10:08.790
.ولی یکی با مهارت اون نمی‌تونه خطا بزنه

10:10.750 --> 10:13.750
!نمی‌تونی فرار کنی، همین الان تسلیم شو

10:13.750 --> 10:16.880
اون می‌تونه به جایی که توش بیوفته تلپورت کنه؟

10:20.750 --> 10:22.670
...هیچ راه فراری نیست

10:22.670 --> 10:24.260
.گیریم چاره‌ای نداره

10:41.010 --> 10:43.660
بالاخره از کمونت استفاده کردی؟

10:44.500 --> 10:45.540
.آره

10:46.370 --> 10:48.010
.ولی خیلی دیر استفاده کردی

10:48.510 --> 10:50.250
.رفته

11:14.820 --> 11:16.840
.خون

11:16.840 --> 11:19.270
...خون با ارزش گیریم

11:31.580 --> 11:33.040
!لئوگون

11:33.040 --> 11:36.430
!جرئت نکن به گیریم دست بزنی

11:36.430 --> 11:40.690
!من جرئت نمی‌کنم به ارباب گیریم دست بزنم

11:40.690 --> 11:43.610
هرگز!‌ فهمیدی؟

11:43.610 --> 11:46.600
.هرگز، بله

11:47.470 --> 11:49.660
...فقط ... می‌خوام

11:51.130 --> 11:55.230
.براتون مفید باشم، ارباب گیریم

11:55.620 --> 11:58.950
.فکر کردم که اون تیر رو از شونه‌تون دربیارم

12:03.710 --> 12:05.780
.گیریم هیچی حس نمی‌کنه

12:06.310 --> 12:07.930
.اینو می‌دونی

12:09.670 --> 12:14.510
قبل از اینکه خون لخته کنه
.از رو کف زمین جمعش کن

12:15.310 --> 12:18.500
.و مثل همیشه بذارش توی شیشه

12:18.890 --> 12:20.790
.یه قطره‌شم جا ننداز

12:21.580 --> 12:22.760
...در غیر این صورت

12:22.760 --> 12:26.130
.ارباب گیریم خیلی اعصبانی می‌شه

12:26.130 --> 12:27.760
!دقیقاً

12:28.700 --> 12:31.980
.وقتی تمومش کردی، یکم غذا حاضر کن

12:31.980 --> 12:35.770
چی؟ باید از یه مهمون پذیرایی کنم؟

12:36.250 --> 12:37.520
.نه

12:38.020 --> 12:41.780
.نه گیریم مجبور شد اون طرف در و مهر کنه

12:42.530 --> 12:45.660
.گیریم سفرش رو از اول شروع می‌کنه

12:47.010 --> 12:51.050
،چهار راه اصلی به سمت کیپ والکی رو بپیمایید

12:51.050 --> 12:56.370
.و کوتاه ترین برچ سفیندر رو دنبال کنید

12:56.970 --> 13:00.050
ارباب گیریم، می‌تونم همراه‌تون بیام؟

13:00.050 --> 13:01.170
!نه

13:02.820 --> 13:04.790
.بازم خوشحال بنظر میای

13:07.020 --> 13:09.180
.بله، درسته

13:09.810 --> 13:12.160
.تو باید اینجا کار کنی

13:12.160 --> 13:17.020
.بازدیدکنندگاه رو سرگرم کنید و باید از کسی که میدونی مراقبت کنی

13:17.020 --> 13:21.070
.این تنها راهیه که زنده بمونی

13:25.990 --> 13:28.310
.وقتی کارت تموم شد به زخم هات برس

13:29.370 --> 13:32.370
.بله، ارباب گیریم

13:34.470 --> 13:38.880
.پسر، گیریم این دفعه نمی‌تونه بیاد و نجاتت بده

13:39.670 --> 13:42.870
.مراقب باش دست تردست‌ها نیوفتی

13:48.950 --> 13:50.610
.بنظر میاد اون مُرده

13:50.610 --> 13:53.090
.سم حتماً اثر خودش و گذاشته

13:53.090 --> 13:56.390
ولی اصلاً این پسر کیه؟

13:56.390 --> 13:59.390
چطور راه اینجا رو پیدا کرده؟

14:07.370 --> 14:10.410
.دیگه نمی‌تونم چیزی رو حس کنم

14:11.190 --> 14:13.620
دارم می‌میرم؟

14:14.420 --> 14:16.520
قبل از اینکه بتونم کاری کنم؟

14:16.520 --> 14:18.250
قبل از اینکه بتونم چیزی یاد بگیرم؟

14:18.870 --> 14:22.920
پس... هدف زندگیم تا الان چی بود؟

14:24.000 --> 14:27.530
.من رو برام قلدری  و الوده صدام میکردن

14:28.110 --> 14:30.050
.منو بستن

14:31.300 --> 14:34.900
.ولی آلما منو از اونجا کشید بیرون

14:37.910 --> 14:41.900
،اولین بار تو پامپو هیلز با نمسیس جنگیدم

14:42.510 --> 14:43.570
.و منو قشنگ مشت و مال داد

14:47.790 --> 14:50.430
،حتی جادوگری که بهش اعتماد داشتم

14:51.020 --> 14:52.290
.بهم خیانت کرد

14:56.310 --> 14:58.580
...ولی ... من هنوز

14:59.750 --> 15:02.380
.می‌خواستم جادوگری بشم که از همه محافظت می‌کنه

15:07.710 --> 15:08.740
...بعدش

15:09.590 --> 15:12.140
.حس کردم یه چیزی عوض شده

15:16.310 --> 15:18.890
،وقتی آلما راجب رادیانت بهم گفت

15:18.890 --> 15:20.410
...من از پامپو هیلز رفتم

15:24.220 --> 15:26.890
.بلافاصله توسط توسط تفتیش افکار دستگیر شدم

15:29.570 --> 15:32.740
،اونجا بود که با میلی و داک آشنا شدم

15:37.700 --> 15:39.810
،بعد از اینکه به آرتمیس رسیدم

15:39.810 --> 15:42.790
.اون یارو با شکوه ما رو توی قرض زیادی گیر انداخت

15:46.590 --> 15:49.050
.کلی اتفاق افتاد

15:52.500 --> 15:54.340
.ولی خیلی باحال بودن

15:56.220 --> 15:58.750
.یاگا کلی کار سخت انداخت گردنم

16:01.300 --> 16:04.980
.بعدش، ما یه کار تو شهر رامبل گرفتیم

16:07.790 --> 16:11.230
.ما تاج و خانوده‌ش رو اونجا دیدیم

16:18.450 --> 16:20.040
،بعدش شروش شروع شد

16:26.390 --> 16:28.170
.و من کونراد و شکست دادم

16:46.500 --> 16:48.900
،در حالی که داشتم از برج ساعت بالا می‌رفتم

16:48.900 --> 16:51.580
.کسی رو دیدم که ادعا می‌کرد داداشمه

16:58.580 --> 17:01.710
.بالای برج با اون جنگیدم

17:14.300 --> 17:16.180
،فکر می‌کردم بالاخره همدیگه رو فهمیدیم ولی

17:23.580 --> 17:25.050
.نتونستم نجاتش بدم

17:31.980 --> 17:35.900
،من خیلی عصبانی بودم و کنترل خودمو از دست دادم

17:38.730 --> 17:40.620
.بعدش یه شکست خورده شدم

17:41.620 --> 17:45.670
،بعدش، با اینکه به آلما قول داده بودم

17:46.230 --> 17:47.790
.یه هیولا شدم

18:00.670 --> 18:03.210
.حس می‌کردم دیگه خودم نیستم

18:04.780 --> 18:06.600
،از اینکه به یه نفر دیگه آسیب بزنم می‌ترسیدم

18:08.010 --> 18:09.970
.برای همین از هرکسی که برام مهم بود فاصله گرفتم

18:13.700 --> 18:14.580
...ولی

18:19.230 --> 18:23.190
.من با این کار به میلی آسیب زدم

18:34.340 --> 18:36.630
،می‌خواستم باهاش کنار بیام

18:37.430 --> 18:40.890
...وقتی که داشتم خودم رو از مخمصه رها میکردم

18:42.900 --> 18:44.210
.من اینجا دیگه به ته خط رسیدم

18:45.290 --> 18:46.520
...اگه حداقل

18:49.910 --> 18:51.020
این چیه؟

18:51.460 --> 18:54.220
یعنی اینم قسمتی از منه؟

18:59.660 --> 19:01.570
!بذار بیام بیرون! بس کن

19:01.890 --> 19:05.340
!بس کن! نه... نه

19:06.780 --> 19:08.970
!نه...نه

19:08.970 --> 19:10.810
!نه! نه

19:11.260 --> 19:12.490
!کمکم کنین

19:13.180 --> 19:15.670
!تورو خدا کمکم کنین

19:22.930 --> 19:24.300
ست؟

19:25.140 --> 19:28.460
.مطمئنم صدای ست رو شنیدم که کمک می‌خواست

19:29.140 --> 19:32.940
.ولی بنظر نمیاد کسی دیگه هم صداش رو شنیده باشه

19:32.940 --> 19:34.890
توام شنیدی؟

19:34.890 --> 19:35.830
!آره

19:35.830 --> 19:39.040
!ما باید سریع برگردیم
!فکر کنم از قلعه میاد

19:39.040 --> 19:39.940
!باشه

19:41.370 --> 19:42.420
...ست

19:48.870 --> 19:51.460
.بیاین جسدش رو بندازیم تو آب

19:52.050 --> 19:56.540
.این جریان تا دریا مه الود پیش میبرش

19:56.540 --> 19:59.840
.وایسا، یه بخش‌هایی از پوستش دارن سیاه می‌شن

19:59.840 --> 20:03.840
.اوه، احتمالاً بخاطر سم نمسیسه

20:02.010 --> 20:03.840
!ا - ازش فاصله بگیرین

20:03.840 --> 20:07.020
!سریع، ازش دور شین و حالت دفاعی بگیرید

20:31.630 --> 20:35.000
این قدرتی که ازش ساطع می‌شه چیه؟

20:51.630 --> 20:53.520
!دو - دور شو

20:56.540 --> 20:58.670
!بـ - بکشینش

21:02.550 --> 21:03.340
!گلاو

21:08.660 --> 21:09.910
!سیات

21:12.950 --> 21:14.410
!کونرا

21:16.920 --> 21:18.660
!ما اینکارو باهم می‌کنیم

21:18.660 --> 21:19.290
!درسته

21:20.060 --> 21:21.030
!گلاو

21:26.800 --> 21:28.430
!شلیک کنین

21:28.430 --> 21:30.590
!بهش امون ندین

21:30.590 --> 21:33.120
.آروم باش، دیابال

21:33.120 --> 21:34.810
.راهی واسه جون سالم به در بردن نداره

21:35.210 --> 21:39.490
.ما با جادوی حمله‌ای که بهش زدیم یه ارتش رو نابود می‌کنیم

21:40.370 --> 21:41.170
...چی

21:49.570 --> 21:51.450
.الان چاره‌ای ندارم

21:55.980 --> 21:59.710
.این کلاً انفجار بود

21:59.710 --> 22:02.170
.اوه، داره میادش

22:15.450 --> 22:20.730
.خب ... این زخما بیشتر از اونیه که من بتونم درمون‌شون کنم

22:22.700 --> 22:27.350
.فکر کنم باید ببرمت تا اون تورو ببینه

22:25.990 --> 22:29.990
ادامه دارد

22:27.340 --> 22:37.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

24:00.000 --> 24:20.740
آنچه در قسمت بعد خواهید دید

24:00.490 --> 24:03.500
،میلی و اوکوهو دنبال ردپایی از ست بعد از ناپدید شدنشن

24:03.500 --> 24:08.600
اونا وارد جنگل کایلت می‌شن
.که گفته می‌شه هیچکسی نمی‌تونه از اونجا خارج بشه

24:08.600 --> 24:11.730
،ست در اعماق این جنگل مرموز خوابیده

24:11.730 --> 24:13.460
.جایی که زمان و فضا تحریف شدن

24:13.870 --> 24:17.260
،اون زن مرموزی که با قدرتش به ست کمک می‌کنه

24:17.260 --> 24:20.020
.زنه میره

24:20.020 --> 24:23.390
قسمت بعدی رادیانت
ست در جنگل زمان

24:20.740 --> 24:25.020
ست در جنگل زمان

24:25.020 --> 24:30.250
ارباب گیریم
ارباب گیریم
ارباب گیریم

24:25.020 --> 24:30.250
پایان