﻿WEBVTT

00:00.140 --> 00:02.713
قصدت از نزديک شدن به خانم"ماريان داشوود" چيه؟

00:02.907 --> 00:04.674
تو چه حقي داري که اين سوال رو از من بپرسي؟

00:05.187 --> 00:08.513
همه ي رفتارشون اين نکته رو نشون ميده که
.اونا بطور خصوصي با همديگه نامزد کردن

00:08.674 --> 00:10.134
پس چرا اون رو توي جمع اعلام نميکنن؟

00:11.329 --> 00:13.520
...عمه من تجارتش رو دوباره

00:13.674 --> 00:15.919
.با فرستادنِ من به لندن راه انداخته

00:16.065 --> 00:19.268
کِي برميگردي؟
.ماريان" ميخواد بدونه"

00:19.912 --> 00:21.230
!"ولـــوبي"

00:22.206 --> 00:25.248
نميتونم اين رو از ذهنم بيرون کنم
.که چرا "ادوارد" به ديدنمون نيومده

00:25.401 --> 00:28.068
واسه همين تصميم گرفتم يه نامه بنويسم
.و مستقيما ازش دعوت کنم

00:28.283 --> 00:30.516
.لطفا اجازه بديد هرزمان که خوش مناسب دونست بياد

00:31.420 --> 00:34.240
,اگه واسه ي دادن پيشنهاد ازدواج به تو نيست
پس اون واسه ي چي به اينجا اومده؟

00:34.584 --> 00:35.760
.نميدونم

00:35.942 --> 00:38.106
تو با آقاي"رابرت فراس" آشنا شدي؟

00:38.291 --> 00:40.209
. نه , با برادر بزرگترش

00:40.684 --> 00:44.010
!با "ادوارد فراس"؟

00:44.255 --> 00:45.680
.ما با هم نامزد کرديم

00:47.052 --> 00:50.776
.امشب ما به يه جمعي دعوت شديم

00:50.960 --> 00:52.784
!نگا کن ! اونجاست

00:53.166 --> 00:55.473
تروخدا بگو موضوع چيه؟

00:55.649 --> 00:56.776
.ببخشيد

01:01.780 --> 01:02.945
...اجازه بديد

01:02.969 --> 01:22.969
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:36.220 --> 01:41.951
"  قــــســـــمت سوم  "

01:57.837 --> 01:59.323
اومدي خودي نشون بدي؟

02:21.117 --> 02:25.117
.ماريان" , الان خيلي زوده"
!برگرد بخواب. ممکنه سرما بخوري

02:25.347 --> 02:27.278
.زود تموم ميشه

02:34.980 --> 02:38.489
ماريان" ميشه ازت بخوام...؟-
.نه "الينور" , هيچي نخواه-

02:38.838 --> 02:40.999
.ميدوني که همه چي تموم شده

03:16.053 --> 03:18.781
!اوه , ديشب عجب آدماي بدرد نخوري اونجا بودن

03:19.512 --> 03:22.776
,تعجب نکردم که چرا زود رفتيد
!من هم نزديک بود غـــش کنم

03:23.067 --> 03:26.776
شارلوتِ" عزيز نبايست اونجا ميومد"
...چون نزديکِ زايمانشه

03:27.267 --> 03:28.906
.ولي دلش ميخواست که بياد

03:29.071 --> 03:31.538
.اون عاشقِ جشن هاي شبانه است

03:32.703 --> 03:36.013
(!آقاي "پالمر" گفت بزودي قراري توي دردسربيفته(بچه

03:41.735 --> 03:43.451
خوب , چه خبر از آقاي "و" ؟

03:43.988 --> 03:47.179
دربارت چي فکر ميکنه؟
...تو يه هفته است که منتظر ديدنشي

03:47.332 --> 03:50.363
و حالا که دوکلمه باهاش حرف زدي ميخواي برگردي خونه؟

03:50.678 --> 03:53.391
.بيا , حالا يکي از اين شاه ماهي ها رو امتحان کن

03:53.920 --> 03:55.345
.نه , ممنونم خانم

03:55.514 --> 03:57.982
خوب , بايد بگم يه تيکه گوشت سرخ شده برات درست کنن؟

03:58.932 --> 04:02.380
عجيبه , دخترِ بزرگي مثل تو هيچي نخوره؟

04:02.619 --> 04:05.731
.آه ... پست يه چيزايي آورده-
,دوتاش برايِ شماست خانم-

04:05.960 --> 04:10.711
."و يکي هم براي خانم "ماريان داشوود...

04:15.887 --> 04:18.477
!اميدوارم هر چي دلت ميخواد توش پيدا کني

04:21.537 --> 04:25.737
اوه , عزيزم , خوب شد. فکر کنم
,بيشتر از اين نميتونست انتظار رو تحمل کنه

04:25.921 --> 04:29.170
.واسه ي ديدنش کاملا رنگ پريده و پريشون بود

04:32.146 --> 04:36.100
اميدوارم مشکلي بين اون و آقاي "ولوبي" وجود نداشته باشه؟

04:36.708 --> 04:38.593
اينا فقط درد هاي عاشق شدن هستن؟

04:38.854 --> 04:41.429
.ماريان" و آقايِ "ولوبي" عاشق هم نيستن خانم"

04:41.643 --> 04:43.827
! ! !حتما ماه هم از پنير ساخته شده
(اصطلاحي براي نپذيرفتنِ يک حرف)

04:44.026 --> 04:47.107
...بيخيال خانم "الينور" ، من اونقدرا هم بي تجربه نيستم

04:47.260 --> 04:50.095
.ولي اين حقيقته خانم ، شما اشتباه ميکنيد

04:52.466 --> 04:54.986
.اگه اجازه بديد ميخوام برم پيشش

05:05.159 --> 05:06.983
...اوه , "الينور" , اين بدترين

05:09.052 --> 05:12.301
.اين بدترين چيزيه که تصورش رو ميتونستم بکنم
.مثل اينه که اصلا نميشناسمش

05:14.591 --> 05:17.166
...خانم محترم ، من خيلي نگرانِ اين هستم که

05:17.288 --> 05:19.545
...رفتارِ ديشبِ من طوري بوده باشه که

05:19.729 --> 05:21.721
.مورد پسند شما واقع نشده باشه

05:21.867 --> 05:24.165
...بنابراين خيلي متاسفم از اينکه بيشتر از احساساتم

05:24.333 --> 05:27.878
.نتوانستم رفتار کنم
. ازشما پوزش مي طلبم

05:27.985 --> 05:30.728
.من مدتهاست که در جاي ديگري نامزد کرده ام

05:31.057 --> 05:33.049
...بنا به درخواستِ خودتان ، اين نامه را

05:33.244 --> 05:36.524
به همراه تار مويي که پيش من به امانت
.بود برايتان ارسال ميدارم

05:36.723 --> 05:39.221
...خانم محترم-
!الينور" ، من نميفهمم"-

05:39.377 --> 05:41.860
.ما مثله يه روح توي دوتا بدن بوديم

05:42.059 --> 05:43.484
. اين تحقير آميزه

05:46.376 --> 05:48.062
،"ماريان"

05:48.399 --> 05:52.568
.اگه اين چيزيه که اون ميخواد ، بهتره که از شرِ اون خلاص بشي

05:53.703 --> 05:56.569
،فکرشو کن ، اگه نامزديت با اون چند ماه طول ميکشيد

05:56.701 --> 05:59.007
.اون ممکن بود تورو توي تنگنا قرار بده

06:01.578 --> 06:03.478
.نامزدي وجود نداشت

06:05.011 --> 06:06.068
چي؟

06:07.187 --> 06:09.670
.همونطور که تو فهميده بودي ، اون شايستگي نداشت

06:09.880 --> 06:12.240
ولي بهت گفته بود که دوستت داره؟-
...آره-

06:14.968 --> 06:15.979
.نه

06:17.477 --> 06:20.281
هيچوقت زياد اين رو بهم نگفت ولي
...هر چي که گفت و

06:20.802 --> 06:21.998
.انجام داد...

06:22.596 --> 06:26.258
اون ميدونست که من دوستش دارم واسه همين
.طوري رفتار کرد که من فکر کنم اون هم منو دوست داره

06:26.453 --> 06:28.890
حرفم رو باور ميکني ، "الينور"؟-
.البته که باور ميکنم-

06:29.641 --> 06:33.365
شما دوتا رو باهم ديدم.هيچکس نميتونست
.توي عشق شما شک کنه

06:33.636 --> 06:37.498
.اوه ، "الينور" ، بايد برم خونه
ميشه فردا بريم؟

06:38.448 --> 06:40.073
فردا؟-
.آره-

06:41.279 --> 06:45.371
.من فقط بخاطرِ "ولوبي" اومدم اينجا
ولي الان کي ديگه به من اهميت ميده؟

06:46.761 --> 06:49.243
...همه ي دوستاي تو بهت اهميت ميدن ، و

06:49.397 --> 06:53.044
،اينکه فردا بريم تقريبا ممکن نيست
.ما بيشتر از اين ها مديون خانم "جنينگر" هستيم

06:53.228 --> 06:56.793
باشه چند روز ديگه ، ولي من بيشتر از
. اين نميتونم توي لندن بودن رو تحمل کنم

06:58.954 --> 07:00.808
حالت چطوره , عزيزم؟

07:01.682 --> 07:02.831
!بـــيــچــاره

07:04.103 --> 07:05.651
.حالش خيلي بد به نظر مياد

07:06.060 --> 07:08.773
شارلوت طبقه پايينه ، همه ي
.شهر از اين قضيه با خبر هستن

07:09.355 --> 07:12.896
اون با هزينه ي 50000 پوند با
.خانم "گري" ازدواج کرده

07:14.638 --> 07:18.485
من از صميم قلب آرزو ميکنم که اون زنه
.قلب "ولوبي" رو به درد بياره

07:22.373 --> 07:24.733
.ماريان " عزيزم ، خودت رو کنترل کن"

07:24.932 --> 07:27.859
خوشحال باش "الينور" ، تو اصلا نميدوني
.که من دارم چه زجري رو تحمل ميکنم

07:54.560 --> 07:57.963
!اوه خانم "داشوود" ، چه فاجعه اي
حتما خيلي ناراحته؟

07:58.147 --> 08:00.783
دوشيره "استيل" حال خواهر من زياد
.خوب نيست واسه همين توي اتاقش مونده

08:00.953 --> 08:03.451
!ولي اون دوستاي قديمي مثل من و "لوسي" رو ميبينه

08:03.620 --> 08:05.949
...ما حتي يه کلمه هم  دربارش حرفي نميزنيم
("درباره آقاي "ولوبي)

08:06.133 --> 08:08.294
!ولي اين مردها عجب جونوَر هاي کثيفي هستن

08:08.458 --> 08:11.385
...همين الان دکتر"ديوويس" که خيلي بهم توجه ميکنه اومده بود توي کالسکه

08:11.523 --> 08:14.834
.هر چند که من اصلا بهش مَحَل نميزارم
.الانم بدون هيچ حرفي گذاشت رفت

08:14.987 --> 08:17.914
پس بنابراين خواهرِ شما تنها موردي نيست
.که مثل يه کفش کهنه کنار گذاشته ميشه

08:18.037 --> 08:19.960
!آنه" ! زبونت رو نگه دار"

08:21.149 --> 08:24.138
.به خواهرت بگو که من خيلي واسش ناراحتم

08:24.674 --> 08:29.670
چون بعد از اينکه عاشق شد ، به راحتي
.فريب خورد و ترکش کرد

08:30.298 --> 08:31.493
...خوشبختانه

08:31.631 --> 08:35.800
ما مردي رو ميشناسيم که توي چنين شرايطي خيلي
مودبانه و با مهرباني رفتار ميکنه، اينطور نيست؟

08:50.779 --> 08:52.372
اونا رفتن؟-
.آره-

08:54.028 --> 08:55.100
.متشکرم

08:57.016 --> 08:58.748
به مامان نامه نوشتي؟

08:59.775 --> 09:00.771
...آره

09:01.952 --> 09:03.484
.مستقيما ... همونطور که ميخواستي

09:05.185 --> 09:07.040
.اوه ... اون سرهنگ "براندون" ـه

09:07.423 --> 09:10.488
،من نميتونم اون رو ببينيم "الينور"
.بهش بگو نميتونم اونو ببينم

09:14.214 --> 09:16.099
.خانم "داشوود" ، يه چيزايي هست که ميخوام بهتون بگم

09:16.200 --> 09:18.360
.و فکر کنم که خواهرتون بايد اونها رو بدونن

09:19.234 --> 09:21.936
...اولين گفتگويي که باهاتون داشتم رو يادتون مياد

09:22.141 --> 09:25.743
همون موقع که بهتون گفتم: خواهرتون "ماريان" من رو
.ياد يکي ميندازه که قبلا اون رو ميشناختم

09:25.988 --> 09:27.229
.يادم مياد

09:27.991 --> 09:29.723
.اون يکي از اقوام من بود

09:30.229 --> 09:32.282
.ما از کوچکي با همديگه بزرگ شده بوديم

09:33.570 --> 09:35.968
...غير ممکنه بتونيد اين قضيه رو درک کنيد ولي

09:38.830 --> 09:41.251
.بنظرِ من ، ما همه چيزِ همديگه بوديم

09:42.140 --> 09:45.611
...به اصرار پدرم ، اون با برادرِ بزرگترم ازدواج کرد ولي

09:45.818 --> 09:47.534
...برادرم به اون هيچ توجهي نداشت

09:49.905 --> 09:53.062
.و برادرم اون طور که ميبايست از زندگيش لذت نمي برد

09:54.459 --> 09:57.448
.وقتي که خبرِ طلاق اونها رو شنيدم ، شرق هند بودم

09:59.083 --> 10:02.531
وقتي به انگليس برگشتم ، همه جا رو
.واسه پيدا کردنش جستجو کردم

10:06.511 --> 10:09.285
...در نهايت اون رو توي بيمارستانِ گداها پيدا کردم

10:10.113 --> 10:11.017
...در حال مرگ

10:13.639 --> 10:15.172
...و اون يه بچه داشت

10:16.766 --> 10:18.881
،يه دختر کوچولو ، سه سالش بود

10:20.000 --> 10:21.371
.که تحت حفاظتِ من قرار گرفت

10:21.532 --> 10:23.034
اون الان چند سالشه؟

10:23.793 --> 10:25.892
.15سالشه

10:26.806 --> 10:28.492
...بخاطرِ بي احتياطي که رخ داد

10:28.660 --> 10:32.147
من به اون اجازه دادم که به "بَس" بره
.تا پيش يکي از اقوامِ دوستاش بمونه

10:32.959 --> 10:34.339
.فوريه گذشته

10:34.947 --> 10:36.617
.اون بطور ناگهاني ناپديد شد

10:37.230 --> 10:39.391
...اولين خبري که از اون دريافت کردم

10:39.556 --> 10:41.548
...توي نامه اي بود که امروز صبح از طرفِ

10:41.717 --> 10:44.874
.گروهِ ما توي "دلفورد" به دستم رسيد-
.پس واسه همين بود که به سرعت رفتيد-

10:45.012 --> 10:47.495
...اون همونطور به حالِ خودش رها شده بود

10:48.931 --> 10:51.598
.و الان هم داره بچه اش رو تحمل ميکنه

10:53.038 --> 10:55.521
.شايد تا الان ارتباط اين موضوع رو حدس زده باشيد

10:58.552 --> 10:59.579
."ولوبي"

11:06.966 --> 11:09.525
...شما بهتر ميدوني چطور به "ماريان" بگي

11:10.672 --> 11:12.817
.و چقدر از اين موضوع نيازه که اون بدونه

11:18.948 --> 11:20.817
.ماريان" من خيلي متاسفم"

11:38.280 --> 11:40.755
."ويليامِ" کشور گشا ، "ويليام روفوس"

11:41.207 --> 11:43.523
. "هنريِ اول" ، بعدش "استفان"

11:45.837 --> 11:50.328
."هنريِ دوم" ، "ريچاردِ اول" ، و پادشاه "جان"

11:52.285 --> 11:55.305
داري چي مينويسي؟
بهشون ميگي که برگردن خونه؟

11:55.488 --> 11:59.473
نه , فکر کنم بهتره که "ماريان" واسه
.يه مدتي خونه برنگرده

11:59.713 --> 12:03.407
.چون اگه برگرده خونه ، همه چي اونو ياد "ولوبي" ميندازه

12:04.725 --> 12:07.560
!دقيقا ! پادشاه ها و ملکه ها

12:10.321 --> 12:11.915
..."ريچارد دوم"

12:12.398 --> 12:14.520
ولوبي" يه آدمِ رَذله ! اينطور نيست مامان؟

12:14.697 --> 12:16.505
!مگ " ، پادشاه ها و ملکه ها"

12:17.143 --> 12:19.289
...اگه من بجاي خواهر ، يه برادر بودم

12:19.442 --> 12:21.741
.با "ولوبي" ميجنگيدم و باشمشيرم اونو ميکُشتم

12:21.910 --> 12:23.810
،خب ، پس بهتره اين کارو نکني

12:23.963 --> 12:26.315
.چون نميتونم ببينم که بخاطرِ قتل تو رو اعدام کردن

12:26.637 --> 12:29.840
.آرزو ميکنم يه مرد بودم
. دخترا هيچ کاري نميتونن بکنن

12:30.333 --> 12:32.862
...مردا ميتونن همه جا رو با اسب برن و همه کار بکنن

12:33.076 --> 12:36.341
!و دخترا فقط ميشينن و منتظر اتفاقات ميمونن

12:51.903 --> 12:54.462
.يکي از آينده و دورنماي "ماريان" ميترسيده

12:54.738 --> 12:56.093
...من اين رو نتيجه گرفتم که

12:56.424 --> 13:01.558
...اون خودش رو شيفته ي "ولوبي " کرده چون بهش حرفايي زده که

13:01.773 --> 13:04.496
!که  فقط با ازدواج ترجمه ميشن

13:04.757 --> 13:06.167
.ماريانِ" بيچــــاره"

13:06.397 --> 13:09.309
.مطمئن باش ، فقط همين از اون انتظار ميره

13:09.588 --> 13:12.369
،بدون شک هزينه هاي "ولوبي" از درآمدش بيشتر بوده

13:12.507 --> 13:15.657
.و فقط يه احمق يه شانسِ 50000 پوندي رو از دست ميده

13:15.841 --> 13:17.174
!منم همينو ميگم

13:18.461 --> 13:21.496
...اون الان خيلي درباره خسارت ها فکر ميکنه

13:22.555 --> 13:23.995
.شايد اينطور باشه

13:24.946 --> 13:26.785
،عزيزم ، من فکرشو کردم

13:27.014 --> 13:31.336
شايد ميبايست دخترهاي "داشوود" رو مجبور
.ميکرديم که واسه يه مدتي پيش ما بمونن

13:33.488 --> 13:35.389
."اوه ، نه "جان

13:35.987 --> 13:39.266
.فکر نميکنم که مادرشون تحت اين شرايط قبول کنه

13:41.995 --> 13:44.723
..."ولي به نظرِ من واقعا بايد يه کاري کنيم ، "فاني

13:44.923 --> 13:46.693
.حداقل براي الينور

14:04.867 --> 14:06.032
.متشکرم

14:12.162 --> 14:13.312
حالت خوبه؟

14:14.252 --> 14:15.509
بچه خوبه؟

14:16.214 --> 14:18.222
.خيلي خوبيم ، ازتون ممنونم

14:21.241 --> 14:23.141
واسه ما چه اتفاقي قراره بيفته؟

14:23.849 --> 14:25.474
.بايد استراحت کني

14:26.133 --> 14:27.788
.ازتون مراقبت ميشه

14:28.554 --> 14:31.328
.من اون روزي رو ميبينم که هيچي احتياج نداريد ، هردوتون

14:35.922 --> 14:37.860
...من تعجب ميکنم

14:38.497 --> 14:39.639
از چي؟

14:40.849 --> 14:41.922
.حرف بزن

14:43.735 --> 14:45.804
،اگه بتونم يه بار ديگه اونو ببينم

14:46.264 --> 14:48.885
،فکر کنم اگه اون بتونه بچه اش روببينه

14:49.099 --> 14:51.628
...اون ممکنه-
.اين يه درخواستِ بي مورده-

14:53.754 --> 14:57.708
.ولوبي"خبر داده که با يه زنِ جوانِ ثروتمند نامزد کرده"

15:12.341 --> 15:15.819
.شنيدم که سرهنگ "براندون" با شما تعاملِ خوبي داره

15:16.249 --> 15:17.092
.بله

15:17.733 --> 15:20.400
.تو بايد واسش تلاش کني ، "الينور" .واقعا بايد اين کارو کني

15:20.522 --> 15:22.629
.فکر ميکنم که تو ممکنه اونجا شانس داشته باشي

15:22.782 --> 15:24.698
،تو قدرتِ جذب کردنِ مردها رو توي خودت داري

15:24.958 --> 15:27.349
.راه درست اينه که بري سراغش و ازش استفاده کني

15:30.388 --> 15:31.813
...ولي "ماريانِ" بيچاره

15:32.257 --> 15:34.111
.ترسِ من همش واسه ي اونه

15:34.781 --> 15:37.547
.زيبايي و شکوهِ اون کاملا از بين رفته ، دخترکِ بيچاره

15:38.996 --> 15:40.230
.کاملا  رفته

15:42.161 --> 15:43.341
. . . با وجودِ

15:44.286 --> 15:46.263
، هر اتفاقي که قبلا افتاده

15:46.509 --> 15:49.153
.تو کاملا حق داري که به منظورِ درخواستمون پي ببري

15:49.344 --> 15:51.558
....خانمِ "فارس" تصميمِ قطعي گرفتن واسه ي ازدواج ِ

15:51.746 --> 15:53.784
.ادوارد" با خواهر زاده شون"

15:54.741 --> 15:57.102
.اين خانمِ محترم ، خانمِ "مورتون" هستن

15:58.328 --> 16:00.381
!خانمِ "مورتن"؟-
.بله-

16:00.872 --> 16:05.301
!با 30000پوند. يه قيمت مناسب واسه پيوندِ هر دو طرف

16:08.030 --> 16:11.540
.اما در حال حاضر سرهنگ "براندون" يه گزينه ي عاليه

16:11.968 --> 16:13.991
...در واقع ، من اومدم که تو رو دعوت کنم

16:14.175 --> 16:16.176
.که فردا شب شام رو توي ميدانِ "بارکلي" صرف کني

16:16.531 --> 16:20.501
.و اونجا هم سرهنگ رو ملاقات ميکني
..."و بعدش هم مادرم خانم "فارس

16:20.675 --> 16:23.940
.با کمالِ ميل به شما خوش آمد گويي ميگه

16:26.770 --> 16:29.391
!چقدر خوب شد که تونستي بياي

16:29.958 --> 16:33.161
...فکرشو کن! من و "آنه" امروز عصري رسيديم و

16:33.513 --> 16:36.364
!اَزمون دعوت شده که کلِ هفته رو اينجا بمونيم

16:38.318 --> 16:40.463
."منو ببخشيد ،خانم "داشوود

16:41.429 --> 16:44.601
.کسي اينجا به جز شما احساس من رو درک نميکنه

16:44.780 --> 16:46.558
!من از اضطراب دارم ميلرزم

16:46.757 --> 16:51.462
توي يه لحظه من بايد کسي رو ببينم که
.همه ي خوشبختي و شادي من به اون بستگي داره

16:52.152 --> 16:53.363
ادوارد"؟"

16:54.680 --> 16:56.918
اون هم اينجاست؟-
!نه ، نه-

16:57.270 --> 17:00.581
بخاطرِ علاقه ي شديدي که اون نسبت به من داره
...و وقتي که با هم هستيم ، نميتونه اونها رو پنهان کنه

17:00.795 --> 17:03.017
.ادوارد" از اينجا دور نگه داشته شده"

17:03.172 --> 17:04.749
!اوه ، متوجه ام

17:04.903 --> 17:09.572
منظورِ من ، خانم"فارس" بود ، کسيکه
!اميدوارم يه روزي مادر صداش بزنم

17:14.162 --> 17:19.296
پس آقاي "ولوبي" ازدواج کرده و
.شـــهر رو تــرک کــرده

17:20.001 --> 17:21.626
.بله ؛ درواقع همينطوره ، مامان

17:22.280 --> 17:27.046
.تا حدِ زيادي ، يأس و نا اُميديــه اون خانم هاي جوان رو درک ميکنم

17:27.613 --> 17:29.575
.اونها اميدوار بودن که بهش (به "ولوبي") برسن، مامان

17:29.759 --> 17:32.333
!ولي "ولوبي" بدجور دوتاشون رو بازي داده بود

17:32.456 --> 17:34.740
!اون به جز ثروت ، گرفتارِ هيچي ديگه نميشه

17:36.803 --> 17:38.183
.اين غيرقابلِ تحمله

17:38.374 --> 17:40.987
آقايِ "ادوارد فارس" هم امشب به ما ملحق ميشن؟

17:41.141 --> 17:44.834
.نه ، پسرِ بزرگ من پيشِ "مورتن" مونده

17:45.018 --> 17:48.427
شايد شاهزاده "مورتن" رو بشناسيد؟-
.نه ؛ افتخار آشنايي رو نداشتم-

17:48.591 --> 17:50.430
.اونها يک خانواده ي بسيار برجسته هستن

17:50.862 --> 17:55.137
...خانم "مورتن" يه دخترِ زيباي استثنايي و

17:55.322 --> 17:57.283
.يک خانمِ کامل ِ جوان هست

18:02.078 --> 18:04.453
آقاي "فارس " از اينجا خوشتون اومده؟

18:04.745 --> 18:08.132
اگه خوشتون اومده ميتونم يه جاهاي خيلي زيبا
.واسه تير اندازي و شکار بهتون پيشنهاد بدم

18:08.296 --> 18:10.794
...ماهيگيري هم هست-
...بايد اعتراف کنم که-

18:11.008 --> 18:15.039
."من زياد ورزش هاي محلي رو دوست ندارم ، آقايِ "جان

18:15.617 --> 18:21.149
همينطور آداب و رسومش رو ، به هر حال
.به جاي خودشون قابل احترام ميتونن باشن

18:21.819 --> 18:24.869
آقاي "رابرت" ، اميدوارم فکر نکنيد که ما
!يه روستاييه کودن هستيم

18:25.053 --> 18:27.398
در حال حاضر ما آدم هاي خيلي
.خوبي توي "پليموث" داريم

18:27.597 --> 18:29.804
...مطمئنم که برادرتون "ادوارد" اونجا بهشون خيلي خوش ميگذره

18:29.957 --> 18:32.079
واقعا خيلي خوشحالن ، اينطور نيست "لوسي"؟

18:34.029 --> 18:36.681
واقعا ... "آنه" من از کجا بايد بدونم؟

18:38.283 --> 18:40.536
...من ازشون شنيدم که گفتن هيچ وقت به اندازه ي وقتي که

18:40.682 --> 18:42.881
.پيشِ ما توي "نورلند" بودن ، خوشحال نبودن

18:49.833 --> 18:50.937
خانم ها؟

18:57.700 --> 19:01.823
بفرماييد روي اين صندلي بشينيد مامان ، اين صندلي
.تميزه و زياد هم نزديک آتيش نيست

19:02.252 --> 19:05.899
.اجازه بديد بالش رو براتون درست کنم-
.ازتون سپاسگزارم-

19:06.067 --> 19:09.078
گفتي اسمت چي بود؟-
.لوسي استيل " ، خانم"-

19:09.364 --> 19:12.084
."اون دخترِ زيبا و نجيبي به نظر مياد "فاني

19:12.246 --> 19:13.594
.بله ، درواقع همينطوره

19:14.100 --> 19:16.123
ماريان" ميشه واسمون نوازندگي کني؟"

19:16.899 --> 19:17.957
...اگه شما بخوايد

19:18.088 --> 19:20.640
.ماريان" يه نوازنده ي کامل و حرفه ايه"

19:21.471 --> 19:25.042
.خانم "مورتن" هم خيلي خوب پيانو ميزنه

19:25.224 --> 19:27.063
.فکر کنم چنگ هم خيلي خوب بزنه

19:28.473 --> 19:32.304
خانم ماريان "داشوود" هم چنگ مينوازه؟-
.نه ، خانم-

19:34.721 --> 19:36.989
. مامان ، "الينور" يه جورايي هنرمنده نقاشه

19:37.204 --> 19:40.806
."اين يه نقاشي از "نورلند پارکه

19:43.472 --> 19:44.576
.بله

19:44.803 --> 19:49.263
به نظرتون سبک نقاشي اون
شبيه سبکِ خانمِ "مورتن"ــه؟

19:49.861 --> 19:52.895
.اون از همه دلپذيرتر نقاشي ميکشه

19:54.361 --> 19:56.522
.ولي اون (مورتن) همه چيزش عاليه

19:58.929 --> 20:02.699
"ببخشيد خانم ، ولي خانم "مورتن
چه ربـــطي بــه مـــا داره؟

20:03.094 --> 20:05.377
.الينور" کسيه که داريم دربارش گفتگو ميکنيم"

20:10.557 --> 20:13.638
الينورِ" عزيزم ، بهشون اعتنا نکن"
.اونا چيزي نميدونن

20:13.802 --> 20:15.993
.اجازه نده که ناراحتت کنن

20:21.100 --> 20:25.713
مشکلِ اون دختر چيه؟
!مثکه کامل قاطي کرده؟

20:27.736 --> 20:28.978
.("ولوبي")

20:44.698 --> 20:47.626
!دوست عزيزم ، من خيلي خوشحالم

20:47.993 --> 20:52.285
ديشب خيلي ميترسيدم ، ولي
!مادرِ "ادوارد" خيلي دل ربا بود

20:52.955 --> 20:55.192
.فکر کنم خيلي بهم علاقه مند شده

20:55.545 --> 20:58.503
.اون واقعا خيلي باهات خوش رفتار بود-
خوش رفتار بود؟-

20:58.702 --> 21:03.008
چيزي بيشتر خوش رفتاري ازش نديدي؟
.من خيلي بيشتر ازش ديدم

21:03.461 --> 21:08.595
ميدوني ؟ به نظرِ من تا الان نصفِ راه
.جلب اعتماد خانم "فراس" رو رفتيم

21:08.744 --> 21:10.889
...برات خيلي خوشحالم

21:11.073 --> 21:14.690
.ولي من ميترسم خانمِ "مورتن" برات يه سد بزرگ درست کنه

21:15.244 --> 21:18.202
به نظرِ تو خانم "فراس" تا الان "مورتن" رو
به عنوان عروسِ "ادوارد" قرار نداده؟

21:18.357 --> 21:20.486
.نه ، تو نبايد روحيه منو خراب کني

21:20.677 --> 21:23.513
...ممکنه يه حرفايي درباره خانم "مورتن" زده شده باشه

21:23.700 --> 21:29.393
ولي "ادوارد" به من قول داده نه به اون
.يـــا بـــه هــر کـــس ديـــگه

21:33.836 --> 21:35.353
..."آقاي "ادوارد فارس

21:38.388 --> 21:40.993
..."خانم "داشوود" .... "الينور

21:42.296 --> 21:46.066
.آقاي "فراس" ، فکر کنم خانمِ "لوسي استيل" روبشناسيد

21:50.690 --> 21:53.418
!آه ، بله .... البـــــته

21:54.552 --> 21:56.376
حال شما چطوره خانم"استيلز"؟

21:57.372 --> 21:59.793
.خوبم ، ممنون

22:00.386 --> 22:02.563
وخودتون ؛ خانم "داشوود"؟

22:02.800 --> 22:05.941
.من خوبم ، ممنونم-
.خيلي خوشحالم که اينو ميشنوم-

22:06.449 --> 22:09.682
و . . . "ماريان" ؟-
.اون خيلي از ديدنتون خوشحال ميشه-

22:09.882 --> 22:12.288
.من ميرم که بهش بگم ، عذر ميخوام

22:13.774 --> 22:17.943
.ادوارد " ؛ ميدونستم که مياي"-
."ماريان"

22:18.287 --> 22:21.658
اميدوار بودم ديشب توي خونه ي خواهرت
بتونم ببينمت ، چرا نيومدي؟

22:21.873 --> 22:26.920
.من... يه جاي ديگه مشغول بودم-
يه جا ديگه مشغول بودي....؟-

22:27.112 --> 22:30.131
اون چي ميتونسته باشه وقتي که دوستاي عزيزتون
منتظر ديدنتون بودن؟

22:30.299 --> 22:34.391
شايد ، خانم "ماريان" شما فکر ميکني
.که مردهاي جوون هرگز نبايد جايي مشغول باشن

22:34.713 --> 22:38.038
.در صورتي که هيچ تمايلي واسه موندن اونجا ندارند-
.نه ، اينطور فکر نميکنم-

22:38.751 --> 22:42.827
من مطمئنم که هر چي بوده ، براي
.ادوارد" يه موضوعِ  حياتي بوده

22:43.134 --> 22:45.816
اون هميشه وقتي توي اين موقعيت
.قرار ميگيره ، هيچ حرفي نميزه

22:47.619 --> 22:52.447
،و بهرحال ... متاسفانه بايد شما رو تنها بزارم
.چون به خواهرم قول دادم

22:52.738 --> 22:54.914
.درواقع ، مستقيم بايد برم اونجا

22:55.114 --> 22:57.596
ولي دوباره بزودي برميگردي؟-
.خيلي زود ، اميدوارم-

22:57.924 --> 23:00.115
."خانم "داشوود" ، "ماريان" ، خانم "استيل

23:00.299 --> 23:03.716
اگه ميخوايد بريد به خونه ي خواهرتون ،شايد
...بخوايد با من پياده بريم

23:03.901 --> 23:06.169
.چون اونجا منتظرِ من هستن

23:07.931 --> 23:09.540
.البته

23:10.503 --> 23:11.805
.باعث افتخاره

23:39.254 --> 23:42.610
!باور کنيد من نميدونم "لوسي" کجا رفته

23:42.794 --> 23:45.323
:فقط اون بهم گفت
.آنه" ، بايد يه خبر کوچيکي رو به کسي برسونم"

23:45.553 --> 23:49.185
بعدش من گفتم: "چه خبري رو"؟-
."اون هم گفت: "مهم نيست

23:49.354 --> 23:51.361
.اون هيچي بهم نگفت

23:52.005 --> 23:54.364
گفتيد آقاي "ادوارد" امروز دارن ميان؟

23:54.525 --> 24:00.757
اوه ، بله ، فکر کنم اون رو از وقتي که توي
. مدرسه پيش عموت بود تا الان نديدي

24:00.925 --> 24:04.696
.نه ؛ راستش ما هر از گاهي ميبينيمش
.اون بطور منظم به ديدنمون مياد

24:06.381 --> 24:07.424
تويِ "پليموت"؟

24:08.637 --> 24:11.396
اون شما رو تويِ "پليموت" ملاقات ميکنه؟-
.آره ، گاهي اوقات-

24:13.250 --> 24:15.319
و چرا اون بايد اين کار رو کنه؟

24:15.549 --> 24:17.725
!چون به ديدن "لوسي" مياد ديگه

24:22.208 --> 24:25.013
!اوه ، نبايست اين رو ميگفتم
!اين يه رازه

24:25.411 --> 24:26.821
چه رازي؟

24:28.722 --> 24:30.775
.ازت ميخوام که جوابمو بدي

24:34.615 --> 24:40.025
.لوسي" و "ادوارد" عاشق هم هستن"
.اونا چهار ساله که با هم نامزد کرده اند

24:40.224 --> 24:41.251
چي؟

24:41.628 --> 24:43.452
!"جان" ! ؛ "جان"

24:43.712 --> 24:46.402
.تروخدا از دست من عصباني نشيد ، اين تقصير من نيست

24:47.253 --> 24:48.862
موضوع چيه؟

24:48.979 --> 24:52.320
هنري" کوچولو کاري کرده؟"-
!نه ، احمق! اون-

24:53.025 --> 24:54.160
! بهش بگو

24:55.401 --> 24:58.849
! بهش بگو
! ! ! بــــهـــش بــــگـــــو

24:59.258 --> 25:03.779
..."آقاي "ادوارد فراس" و "لوسي استيل"

25:07.073 --> 25:08.146
!"اوه , "جان

25:10.981 --> 25:12.958
مامان ، "فاني" ، قضيه چيه؟

25:13.137 --> 25:18.455
اين قضيه صحت داره که تو پنهاني
با اين خانمِ جوان نامزد کردي؟

25:20.535 --> 25:24.504
آنه" ، چيکار کردي تو! ! !؟؟"-
!متاسفم ! از دهنم پريد-

25:24.673 --> 25:25.837
.جوابِ منو بده

25:28.335 --> 25:30.166
...بله ، اين حقيقت داره ؛ مادر

25:31.821 --> 25:34.212
...و ازتون ميخوايم که واسه دوتامون دعا کنيد

25:37.062 --> 25:39.238
دعا کنم براتون ، آقا؟

25:40.200 --> 25:42.422
.خوب به اين حرفم توجه کن

25:42.974 --> 25:46.253
،اگه اين برنامه ي خنده دار رو رو تمومش نکني

25:46.448 --> 25:52.011
.هيچ چيزي از من بهت نميرسه
هيچي ، فـــهـــمـــيدي؟

25:52.206 --> 25:55.171
، برادر همه ي ارث تو رو صاحب ميشه

25:55.302 --> 25:58.459
...و تو هم توي خيابون از گرسنگي ميميري

26:00.719 --> 26:02.221
."دوشيزه "استيل

26:02.705 --> 26:05.203
.تو هم بيشتر از اين اينجا کاري نداري

26:05.632 --> 26:07.609
!تو همين الان از اين جا ميري

26:07.839 --> 26:10.628
،مادر ، اگه "لوسي" رو بيرون ميکنيد
.من هم بايد برم

26:12.299 --> 26:13.372
...پس برو

26:16.377 --> 26:18.951
.چيز ديگه اي واسه گفتن بهت ندارم

26:55.795 --> 26:58.323
اوه خدا ! اين چطور ممکنه؟

26:58.538 --> 27:01.465
.من هم خيلي شگفت زده شده ام
.فکرشو ميکردم اون خيلي احساساتي باشه

27:01.664 --> 27:03.825
!خوب ... خوب ... من هيچي  نفهميدم

27:04.745 --> 27:07.320
!من فکر ميکردم اون به يه جايي ديگه علاقه داره

27:08.876 --> 27:14.271
،الينور" ، خانمِ "فراس" بخوبي اين نکته رو فرمودن که"

27:14.665 --> 27:18.987
،هرچقدر که اعتراض کنن ،اونا به همديگه وابسته هستن

27:19.477 --> 27:23.967
.اگه منظورم رو متوجه ميشيد ، بهتره که نزاريم ضرر تبديل به دوتا بشه

27:24.178 --> 27:27.228
.و اون خوشحال ميشه اگه از يه اتفاق بدتر جلوگيري کنه

27:28.055 --> 27:33.802
ايشون حقيقتا خانم بسيار خوبي هستن و من از اينکه
.اينطور پريشان مي بينمشون ، واقعا ناراحتم

27:56.839 --> 27:58.923
چند وقته که اينو ميدوني؟

28:01.728 --> 28:04.195
.لوسي" خودش توي "بارتون پارک" بهم گفت"

28:05.815 --> 28:10.152
چطور ميتوني اين رو تحمل کني؟-
.تحملش ميکنم ، چون مجبورم-

28:10.965 --> 28:14.428
.و خوشحال بودم از اينکه احساسم رو از تو دور نگه ميداشتم

28:14.745 --> 28:17.581
...الان هم ميتونم دربارش فکر کنم و حرف بزنم

28:17.749 --> 28:20.661
.بدون هيچ احساس ناراحتي
.واسش آرزوي خوشبختي و شادي ميکنم

28:20.906 --> 28:22.163
اينو ميتوني بگي؟

28:23.966 --> 28:26.985
. شايد تو هيچ احساسي اصلا نداشتي

28:29.821 --> 28:32.181
تو فکر ميکني من احساسي نداشتم؟

28:35.280 --> 28:39.801
،ماريان" ، اين قضيه واسه ي چهار ماه ذهن منو مشغول کرده بود"

28:39.954 --> 28:43.234
.بدون اينکه بتونم با کسي دربارش صحبت کنم

28:43.941 --> 28:48.508
من بارها و بارها مجبور شدم به آرزوها و
.خوشحالي هاي "لوسي استيل" گوش بدم

28:48.677 --> 28:52.646
،خودم ميدونستم که از طرف "ادوارد" واسه هميشه کنار گذاشته شدم

28:53.259 --> 28:58.327
.و نامهربوني هاي خواهرش و گستاخي هاي مادرش رو تحمل ميکردم

29:00.286 --> 29:05.619
من از مجازاتِ دلبستگي داشتم رنج ميبردم
. . . بدون اينکه هيچ

29:08.179 --> 29:10.049
.هيچ لذتي از اون ببرم

29:14.894 --> 29:17.515
."ممکنه که اين رو نشون نداده باشم "ماريان

29:18.782 --> 29:22.736
ولي اين رو مطمئن باش که
.خيلي ناراحت بودم

29:38.173 --> 29:39.813
!زود باشيد! زود باشيد

29:41.269 --> 29:43.414
.اوه ، شما اينجاييد

29:43.920 --> 29:45.958
...شارلوت" بچه اش رو به دنيا آورده"

29:46.781 --> 29:51.685
!"يه پسر ناز! ما هممون داريم ميريم خونه ي "کليولند

29:51.885 --> 29:53.263
...من بايد جلو برم

29:53.433 --> 29:56.490
و سرهنگ شما رو همراهي ميکنه ، اون
.توي سالن پذيراييـــه

29:56.674 --> 29:59.482
."بويژه دوست داره که باهات حرف بزنه ، خانم "داشوود

29:59.758 --> 30:02.478
.به نظر من علاقه منده که ازت درخواست کنه

30:06.625 --> 30:08.878
!سرهنگ "براندون" زندگي منو نجات داده

30:10.640 --> 30:12.265
چطور ممکنه؟

30:14.221 --> 30:17.685
!ولي اون به زور منو ميشناسه-
...اون شناخت خيلي خوبي از تو داره-

30:18.436 --> 30:20.367
.همينطور از "ماريان" و از من

30:21.532 --> 30:23.233
...اون ميدونه ما چقدر

30:24.814 --> 30:26.561
.ما چطور درباره تو فکر ميکنيم

30:29.688 --> 30:32.554
.پس بايد واسه اين بابت ازت تشکر کنم-
...نه-

30:34.776 --> 30:36.140
.چيزايي که شايسته اونا بودي رو گفتم

30:37.535 --> 30:38.899
...خوب

30:39.665 --> 30:43.650
.من خيلي خيلي از اون و از تو "الينور" ممنونم

30:51.842 --> 30:53.359
...هر باري که همديگه رو ديديم

30:53.481 --> 30:57.053
غير ممکن بود که بتونم احساسات و
.افکار واقعي ام رو بيان کنم

30:57.543 --> 30:58.554
.بله

30:59.561 --> 31:01.875
.و الان از هميشه بيشتره-
.بله-

31:04.006 --> 31:05.967
شما چرا فکر بد درباره ي من نميکنيد؟

31:07.055 --> 31:08.603
.شما هرگز من رو فريب نداديد

31:09.339 --> 31:10.810
...و وقتي من شنيدم

31:13.568 --> 31:15.867
...وقتي که درباره ي نامزديت بهم گفته شد

31:17.446 --> 31:19.178
.همه چيز روشن شد

31:19.924 --> 31:21.886
.تو هيچ کار اشتباهي انجام ندادي

31:23.633 --> 31:24.890
...من نميخواستم

31:25.319 --> 31:27.188
...زياد درباره تو بلند پروازي کنم

31:27.449 --> 31:29.503
.اگه کار متفاوتي نسبت به من انجام داده باشي

31:32.152 --> 31:33.210
.متشکرم

31:50.343 --> 31:51.232
.خداحافظ

32:42.538 --> 32:43.519
.متشکرم

32:51.778 --> 32:53.801
.به "کليولند" خوش آمديد

32:54.214 --> 32:57.019
!ببينيد , آقاي "پالمر" کوچولو بهتون خوش آمد ميگه

33:02.092 --> 33:03.134
."اوه , "الينور

33:05.203 --> 33:08.130
.داشتم در مورد اون دختر بيچاره و بچه اش فکر ميکردم

33:08.999 --> 33:10.899
.مرد ها چه موجودات عجيبي هستن

33:12.570 --> 33:14.777
!آره ، واقعا

33:17.306 --> 33:19.022
اونا از ما چي ميخوان؟

33:19.702 --> 33:21.327
.نميتونم جوابت رو بدم

33:24.009 --> 33:27.427
الينور" شايد اونا مارو انسان حساب نميکنن"
!و واسشون شبيهِ يه اسباب بازي هستيم

34:59.890 --> 35:03.215
خواهرت کجاست؟-
.فکر کنم توي کتابخونه باشه-

35:04.074 --> 35:05.284
.نه ، اونجا نيست

35:06.598 --> 35:08.689
کسي اون رو بعد از صبحانه ديده؟

35:08.927 --> 35:11.027
پالمر" , شما خانم "ماريان" رو ديديد؟"

35:11.241 --> 35:14.123
.اون رفته پياده روي
!فقط شيطان ميدونه اون از کدوم راه رفته

35:26.037 --> 35:27.524
."ماريــــان"

36:11.102 --> 36:13.661
.اون خيلي سردشه ، يه آتيش توي اتاقش روشن کنيد

36:16.645 --> 36:18.928
بايد لباس هاش عوض بشه و
.بدنش گرم نگه داشته بشه

36:19.112 --> 36:22.116
.چندين بار با اين موقعيت برخورد داشته ام
...آتش روشن کنيد

36:26.786 --> 36:29.130
.من بايد شما رو تنها بزارم
...مطمئن شو که با سرعت انجام بشه

36:29.360 --> 36:31.598
.زمان خيلي حيات بخشه-
.بله ، ازت ممنونم-

36:47.696 --> 36:52.938
بيچاره "ماريان" ، اون بيش از اندازه
.بدبختي و بدشانسي کشيده

36:56.213 --> 36:59.263
حالش چطوره؟-
.يخورده بهتر شده-

37:00.627 --> 37:02.481
.سرهنگ ، اون ميخواد شما رو ببينه

37:30.702 --> 37:34.242
...با اطمينان ميگم اون فقط يخورده سرما خورده

37:35.866 --> 37:37.575
!اخمات رو باز کن ، سرهنگ

37:37.912 --> 37:41.130
فردا چشماي روشن و صورت
...خندانشو ميبيني

38:12.684 --> 38:13.680
ماريان"؟"

38:23.397 --> 38:25.374
، اون تبِ خيلي سختي داره

38:26.403 --> 38:28.977
.و من ميترسم که به ريه هاش آسيب برسه

38:30.127 --> 38:33.652
.اين آسيب ، بنظر ميرسه باعث عفونت بشه

38:33.897 --> 38:35.246
.آه , دختر بيچاره

38:38.066 --> 38:41.024
.در حال حاضر کار بيشتري از دست من واسش بر نمياد

38:43.001 --> 38:45.054
.تبِ اون خيلي به حالتِ بحراني نزديکه

39:03.190 --> 39:04.554
، سرهنگ براندون

39:04.999 --> 39:06.393
...من فکر ميکنم

39:07.221 --> 39:08.830
...يه نفر رو بايد بفرستيد

39:09.458 --> 39:13.121
که بره و مادرم رو بياره، به نظرِمن
.اون تا حدِ ممکن بايد توي اين موقعيت اينجا باشه

39:14.684 --> 39:16.876
.البته ، خودم همين الان ميرم

40:54.110 --> 40:56.823
!"الينور"-
!"اوه ، "ماريان-

41:07.672 --> 41:10.998
.عذر ميخوام خانم ، يه آقايي پايين با شما کار دارن

41:11.273 --> 41:12.530
يه آقـــا؟

41:22.205 --> 41:23.370
."خانم "داشوود

41:24.305 --> 41:28.059
...ببخشيد من وقت ندارم-
!خواهش ميکنم! ميخوام توضيح بدم-

41:28.663 --> 41:30.456
...من ميخوام عذرخواهي کنم

41:32.801 --> 41:34.410
.و بخوام که من رو ببخشيد

41:36.827 --> 41:38.053
،"آقاي "ولوبي

41:38.896 --> 41:40.490
.شما نبايست ميومديد اينجا

41:40.643 --> 41:44.589
شايد واسه شما خيلي مشکل باشه که
.در مورد من بهتر فکر کنيد، ولي تلاش کردن مي ارزه

41:46.585 --> 41:49.068
،اولين باري که به "دوونشير" اومدم و خواهرتون رو ديدم

41:49.206 --> 41:52.164
اعتراف ميکنم ، فقط به فکر منافع
.و خوش گذروني هاي شخصي بودم

41:53.814 --> 41:55.485
...اما برخلاف خواسته

41:55.852 --> 41:58.243
.من واقعا عاشقِ اون شدم

41:58.994 --> 42:00.925
.و فکر ازدواج با اون توي ذهنم افتاد

42:03.625 --> 42:05.096
...متاسفانه

42:05.985 --> 42:07.747
.يه شرايط و اتفاقايي رخ داد

42:07.977 --> 42:11.808
شــرايط؟-
.بله، يه شرايطِ بد-

42:13.873 --> 42:15.130
...عمه ي من

42:15.635 --> 42:17.827
...به نحوي از اين اتفاق با خبر شد

42:20.065 --> 42:21.337
، کار و بار

42:22.412 --> 42:24.447
پست و مقام، بدون شک
.شما داستان رو شنيديد

42:24.600 --> 42:26.320
.آره شنيدم ، يه بچه

42:27.210 --> 42:30.844
يه دخترِ بي گناه که فقط 15 سالشه ،کسي
.که تو اون رو با بي فکري رهاش کردي

42:30.957 --> 42:34.248
چون اون موقع من خيلي خوش گذرون بودم ، ولي اون
.خودش مي بايست اين کار رو نکنه

42:37.126 --> 42:39.210
.من نميخوام که کار خودم رو توجيه کنم

42:39.408 --> 42:41.262
خوب ، عمه ات چي گفت؟

42:41.446 --> 42:43.576
...اون از من حمايت نميکرد

42:44.491 --> 42:46.783
.همينطور خانواده ي اون ازم حمايت نميکردن
...من واقعا بي پول شده بودم

42:46.883 --> 42:49.397
.کلي بدهي داشتم ، هيچ اميدي برام نمونده بود-
...پس واسه همين تصميم گرفتي بري لندن تا-

42:49.497 --> 42:51.881
.يه همسرِ پولدار  پيدا کني-
من چيکار ميتونستم بکنم؟-

42:52.747 --> 42:56.410
.تو بايد گول زدنِ اون دخترِ بيچاره رو جبران کني

42:56.594 --> 42:58.624
.بايد حقيقت رو به خواهرم بگي

42:58.816 --> 43:00.857
نامه اي که به لندن نوشتي رو يادت مياد؟

43:00.968 --> 43:02.950
.همه ي اون رو "سوفيا" گفته بود

43:03.142 --> 43:05.670
ميدوني من چقدر از نوشتنِ اون زجر کشيدم؟

43:05.795 --> 43:08.322
ميدوني من چقدر زجر ميکشم از اينکه
با همسري زندگي ميکنم که از من بيزاره؟

43:08.440 --> 43:11.808
،تو با خواهر من با بي رحمي رفتار کردي
.تو درباره زنت تحقير آميز حرف ميزني

43:11.923 --> 43:13.874
.اون لايقِ دلسوزي تو نيست

43:14.041 --> 43:16.907
وقتي که ازدواج کرديم اون ميدونست
.که من هيچ علاقه اي بهش ندارم

43:20.661 --> 43:22.976
با اين حال ، شما من رو مي بخشيد ، خانم "داشوود"؟

43:24.888 --> 43:26.941
يا اينکه من همه اي حرف ها رو بيخود زدم؟

43:27.141 --> 43:28.857
...تو عشقِ خواهرِ من بودي

43:29.501 --> 43:31.646
...ولي الان تو اون رو براي هميشه از دست دادي

43:32.382 --> 43:34.696
.و من هم از اين بابت خوشحالم-
.تو منو تحقير کردي-

43:42.195 --> 43:45.045
اون در حال حاضر بيشتر از
.اين نميتونه از تو آسيب ببينه

44:10.845 --> 44:14.002
اون حالش خوبه ، خطر ازش دور شده و
.الان هم داره دوره نقاهت رو ميگذرونه

44:15.887 --> 44:17.404
.اوه , خدا رو شکر

44:20.883 --> 44:22.017
."ولــــوبي"

44:23.971 --> 44:25.872
.هنوز هم به سختي باورم ميشه

44:26.975 --> 44:28.891
.هممون فريبش رو خورديم

44:31.867 --> 44:34.012
.به نظر من اون خودش رو هم فريب داد

44:36.694 --> 44:40.664
...اون ميخواست با کلمات قشنگ خودش رو توصيف کنه

44:42.273 --> 44:43.284
.همونطور که من اينکار رو کردم

44:48.284 --> 44:51.150
آه ،مامان ، از اينکه داريم
.ميريم خونه خيلي خـــوشــحالم

45:20.328 --> 45:23.086
.به نظر من ، سرهنگ "براندون" يه انسان استثناييه

45:23.454 --> 45:24.435
.همينطوره

45:25.595 --> 45:27.373
.چه غم و اندوه هايي اون کشيده

45:28.867 --> 45:30.867
...اون به عشق اولش وفادار موند

45:31.020 --> 45:33.442
.حتي بعد از اينکه اون ازش دور افتاد

45:34.400 --> 45:36.208
.حتي بعد از مرگِ اون

45:37.153 --> 45:39.146
.به نظر من ، اين عشقِ حقيقيه

45:42.865 --> 45:44.505
...عشق اون چيزي نيست که ما ميگيم يا

45:44.903 --> 45:47.738
...احساس ميکنيم ، بلکه اون چيزيه که ما انجام ميديم

45:49.557 --> 45:50.845
.يا موفق نميشيم انجام بديم

45:52.163 --> 45:53.251
.کاملا درسته

46:02.144 --> 46:05.393
ماريان"! من الان همه ي پادشاه ها و"
.ملکه هاي انگليس رو ميشناسم

46:05.592 --> 46:08.550
ميخواي اسم اونا رو بشنوي؟-
!خيلي دوست دارم-

46:09.909 --> 46:12.192
،"ويليامِ"فاتح ، "ويليام روفوس"

46:12.361 --> 46:16.024
، "هنريِ اول" ، "اِستِفان"
، "ام. . . "هنريِ دوم

46:16.253 --> 46:18.460
."ريچاردِ اول" و "پادشاه جان"

46:19.345 --> 46:21.861
!چرا اون ميخواد بره ، وقتي که اِنقدر خوبي داره؟

46:21.977 --> 46:24.187
.قبلا شنيده ام که يکي از قهرمان ها اين کار رو انجام داده

46:24.325 --> 46:26.287
.در عينِ ملايمت و نجابت ، رفته

46:28.494 --> 46:31.329
!نه بارِ اون ، اسبِ وحشي از رفتن ممانعت کرده

46:49.889 --> 46:52.862
...الينور" ، به رفتارِ پاييز گذشته ي خودم که نگاه ميکنم"

46:53.337 --> 46:56.479
،خودم رو يه نادان ميبينم
.و کسي که نسبت به بقيه خيلي بي ملاحظه بود

46:58.023 --> 47:00.368
.تو نبايد رفتار خودت رو با اون مقايسه کني

47:00.628 --> 47:03.424
.نه , ولي رفتارم رو با چيزي که ميبايست باشم مقايسه ميکنم

47:05.180 --> 47:06.743
.با تو مقايسه ميکنم

47:08.250 --> 47:09.828
!اميدوارم که الان عاقل تر شده باشم

47:12.740 --> 47:16.005
تصميم گرفتم که به يه دوره ي
.مطالعه ي جدي وارد بشم

47:16.858 --> 47:20.015
سرهنگ "براندون" بهم قول داده که ميتونم به "دلفورد" برم

47:20.199 --> 47:23.019
واسه ي امانت گرفتن کتاب ها و
.نوت هاي پيانوي اون

47:23.233 --> 47:24.536
!اون خيلي بخشنده است

47:51.901 --> 47:53.832
.واسه ي جستجو بين کتابها تنهاتون ميزارم

47:55.932 --> 47:58.016
.وقتي آماده بوديد ، بيايد و پيدام کنيد

47:58.231 --> 47:59.227
.متشکرم

49:27.088 --> 49:28.500
.بيا

50:18.352 --> 50:20.299
،"ببخشيد ، خانم "الينور

50:20.452 --> 50:23.073
!خانم "فراس" بهتون سلام رسوندن

50:23.824 --> 50:26.674
خانم "فراس"؟-
!همون خانم "لوسي استيل" منظورمه-

50:27.022 --> 50:29.183
.امروز صبح پيششون بودم

50:29.397 --> 50:31.405
.اون گفت که يه هفته است ازدواج کرده

50:31.696 --> 50:34.439
.منم اومدم خبر اين شادي رو بهتون بدم

50:37.510 --> 50:39.149
."ممنون "توماس

50:41.571 --> 50:42.766
."اوه , "الينور

50:43.349 --> 50:45.004
.دقيقا انتظار همين رو داشتم

50:45.969 --> 50:48.161
.چيزي واسه تعجب يا ناراحتي نيست

50:49.016 --> 50:52.541
و يکم ديگه که بگذره ، مثل
،اين ميشه که اصلا هيچي اتفاق نيفتاده

50:53.675 --> 50:55.407
.که راه درستش هم همينه

50:55.683 --> 50:56.955
نبايد بريم داخل؟

52:07.159 --> 52:08.124
الينور"؟"

52:09.013 --> 52:09.951
چيه؟

52:13.611 --> 52:14.898
.من خوبم ،مامان

52:16.137 --> 52:17.210
. من خوشحالم

52:21.026 --> 52:22.758
.من کاملا از اين وضع رضايت دارم

52:51.004 --> 52:51.954
..."الينور"

52:53.947 --> 52:56.338
.سرهنگ "براندون" به من پيشنهاد ازدواج داد

52:56.951 --> 52:59.802
و تو چي بهش جواب دادي؟-
.من قبول کردم-

53:01.610 --> 53:03.358
.از دست من عصباني نشو

53:06.510 --> 53:08.456
چرا بايد از دستت عصباني بشم؟

53:11.307 --> 53:14.311
چونکه خيلي خودم رو غرق در
.عشق به "ولوبي" کردم

53:14.582 --> 53:17.371
چونکه خيلي غم و غصه و دردسر
.برات درست کردم

53:17.616 --> 53:20.206
.چونکه وقتي تو ناراحت بودي ، من خوشحال بودم

53:20.911 --> 53:24.574
سرهنگ "براندون" يه مردِ خيلي خوبه
.و ما خيلي بهش مديونيم

53:25.035 --> 53:27.303
ولي تو بخاطر قدرداني و تشکر
.نبايد با اون ازدواج کني

53:27.518 --> 53:28.744
."من اينکارو نکردم "الينور

53:29.365 --> 53:32.399
احساسات من نسبت به اون
.خيلي تغيير کرده

53:34.878 --> 53:36.288
."من اونو دوست دارم , "الينور

53:41.805 --> 53:44.165
.پس من خيلي برات خوشحالم

53:53.013 --> 53:56.191
.آرزو ميکنم که تو هم خوشحال و خوش بخت بشي-
!پس ميشم-

53:56.421 --> 53:59.578
بايد ببينم ميتونم واسه خودم
!يه سرهنگ پيدا کنم يا نه

54:22.373 --> 54:23.477
!اون "ادوارد"ــه

54:25.536 --> 54:27.713
!الينور" ! ، "الينور" ! ، اون "ادوارد"ــه"

54:29.736 --> 54:34.027
!الينور" ! ، "الينور" ! ، "ادوارد" اينجاست"

54:39.840 --> 54:41.281
!آه ، عزيزم

54:51.152 --> 54:53.083
."خـــانم ، آقايِ "ادوارد فراس

54:59.015 --> 55:01.774
.ادوارد" ، خوشحاليم که تو رو ميبينيم"

55:02.448 --> 55:03.920
. آرزوي خوش بختي ميکنم واست

55:06.479 --> 55:07.613
.متشکرم

55:08.515 --> 55:10.753
.اميدوارم خانم"فراس" خوب باشن

55:11.779 --> 55:14.461
.بله ، بله ، کاملا خوب هستن

55:16.883 --> 55:18.952
خانم "فراس" توي "اکستر" موندن؟

55:20.005 --> 55:21.875
.نه ، مادرم توي شهر هستن

55:22.718 --> 55:25.078
.ولي من منظورم همسرتون بود

55:27.790 --> 55:30.289
حتما منظورتون همسرِ "رابرت فراس" هست؟

55:33.119 --> 55:37.211
شما اين خبر رو نشنيديد. برادرم
.به تازگي با خانم "لوسي استيل" ازدواج کرده

55:37.712 --> 55:39.873
، وقتي که مادرم همه ارثيه من رو به "رابرت" داد

55:40.057 --> 55:42.616
...خانم "استيل" هم به اون علاقه مند شد

55:43.337 --> 55:45.160
.واسه همين نامزدي من رو رها کرد

55:46.428 --> 55:48.282
!"پس حالا ميتوني ازدواج کني "الينور

55:52.528 --> 55:54.459
."خانم "داشوود" ، "الينور

55:54.669 --> 55:57.028
.من بدون اينکه انتظاري داشته باشم به اينجا اومدم

55:57.167 --> 55:59.418
...بعد از اون اتفاق هايي که افتاد ، تو حق داري که همين الان

55:59.540 --> 56:02.086
.من رو بيرون کني
...ولي من نميتونم بدونِ اينکه

56:02.240 --> 56:04.830
شدتِ احساسي که نسبت بهت دارم رو
. بگم ، از اينجا برم

56:05.053 --> 56:08.731
.من تويِ "نورلند" عاشقِ تو شدم
...تقريبا همون لحظه ي اول ديدارمون

56:09.513 --> 56:13.360
من بخاطرِ قولي که به "لوسي" داده بودم
.نميتونستم احساساتم رو بيان کنم

56:13.600 --> 56:15.593
...اما فکر کنم تو اون رو حس کردي، و

56:15.853 --> 56:20.926
.متعجب و ناراحت بودي از اينکه چرا باهات رُک نيستم

56:21.156 --> 56:22.872
.اجازه بده الان باهات رُک بشم

56:25.357 --> 56:30.552
از اولين دفعه اي که ديدمت ، هر روز
. عشقم به تو در حال بيشتر شدنه

56:32.498 --> 56:34.843
...الينور" ميدونم که حق ندارم اميدوارم باشم"

56:35.547 --> 56:37.233
...اما بايد ازت اين درخواست رو بکنم

56:40.415 --> 56:42.070
ميتوني من رو ببخشي؟

56:44.154 --> 56:45.718
ميتوني من رو دوست داشته باشي؟

56:52.445 --> 56:55.747
با من ازدواج ميکني؟

56:55.771 --> 57:07.771
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

57:07.795 --> 57:19.795
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.