﻿WEBVTT

00:27.699 --> 00:33.749
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:34.616 --> 00:36.368
‫من کار هاي بدردنخور نميدم

00:36.496 --> 00:37.895
‫اگه يه مرد خوب...

00:39.415 --> 00:40.689
‫مياد پيش من

00:40.814 --> 00:44.488
‫و ميگه "ممنونم ديويد به خاطر اين فرصت و حمايت هاي بي دريغت"

00:44.613 --> 00:46.364
‫"در زمينه ي شغلي"

00:46.492 --> 00:48.880
‫"ولي ميخوام پيشرفت کنم و نميخوام درجا بزنم"

00:49.011 --> 00:51.729
‫اونوقت من ميتونم اين آرزو رو برآورده کنم

00:51.850 --> 00:53.805
‫واسه ي خود خودت

00:54.409 --> 00:57.206
‫مسئله اينه که تو حرفت يه چيزه و عملت چيز ديگه

00:57.327 --> 01:00.682
‫قضيه اين که هنوز مدرک ليفتراکت رو نگرفتي

01:00.807 --> 01:05.320
‫اوني که کار تو انبار ميده يکي از دوستاي شخصي خودمه، اوکي؟

01:06.244 --> 01:08.074
‫ميدونم که آدم اين کار هستي

01:09.923 --> 01:11.640
‫سامي، اي پيريِ بي مصرف

01:12.522 --> 01:14.353
‫ژنرال برنت-مايستر هستم

01:14.481 --> 01:16.869
‫برا پوزيشن راننده فورکليفت تبليغ کردي؟

01:17.280 --> 01:20.555
‫نه، سراغش نرو. من مرد مورد نظر پيشمه. بي نقصه

01:21.240 --> 01:24.628
‫ميپرسي مدرک ليفتراکش رو گرفته؟ خودش تست برگذار ميکنه

01:26.757 --> 01:29.031
‫آره، آره، آموزش کمک هاي اوليه هم داشته

01:30.796 --> 01:34.150
‫آره، رزومه رو اين بعد از ظهر برات ميفرستيم

01:36.353 --> 01:38.912
‫يکشنبه ميبينمت گناهامو برات اعتراف کنم آره؟

01:39.912 --> 01:41.902
‫الين چطوره؟ هنوز ولت نکرده؟

01:44.070 --> 01:45.469
‫خيلي خب، ميبينمت

01:47.549 --> 01:49.584
‫زنش ولش کرده، يادم رفته بود

01:53.067 --> 01:54.499
‫ديويد برنت

01:55.186 --> 01:57.859
‫من دوازده ساله تو اين بيزينس بودم

01:58.944 --> 02:02.458
‫هشت سالشو به عنوان مدير عمومي تو ورنام هاگ کار کردم

02:02.583 --> 02:04.141
‫که طي اون مدت تيم خودم رو دور هم جمع کردم

02:06.222 --> 02:07.974
‫دانِ دوست داشتني
‫(دان يعني طلوع)

02:08.101 --> 02:11.137
‫دان تينزلي، منشي

02:12.061 --> 02:14.210
‫- يه عمره با ما بودي، نه؟
‫- آره

02:14.340 --> 02:16.692
‫دروغ نگم، همه بچه هاي اينجا...

02:16.817 --> 02:19.331
‫حداقل يکي دوباري با طلوع آفتاب بيدار شدن!

02:19.456 --> 02:20.730
‫چي؟!

02:23.336 --> 02:25.212
‫ميتونم لطفا نامه هامو بگيرم؟

02:25.335 --> 02:26.687
‫آره

02:26.814 --> 02:28.327
‫فقط يه فکس اومده

02:30.893 --> 02:32.962
‫- دان، اين از دفتر اصليه
‫- ميدونم

02:33.092 --> 02:36.288
‫چند بار بهت بگم، يه کشوي مخصوص براي فايل هاي دفتر اصلي هست

02:36.411 --> 02:38.526
‫- به من که نگفتي...
‫- اسمش سطل زباله س!

02:39.689 --> 02:41.519
‫بهتره اونو بهم پس بدي

02:41.729 --> 02:43.399
‫مردم بهم ميگن من بهترين رييس دنيام

02:43.528 --> 02:45.882
‫بهم ميگن "ما هيچ وقت تو جايي مثه اينجا کار نکرديم"

02:46.007 --> 02:49.124
‫"تو چقد خنده داري، ما رو تشويق ميکني که بهترينِ خودمون باشيم"

02:49.245 --> 02:51.918
‫همينه ديگه چيکار کنم، اگه حقيقت داشته باشه که چه خوب

02:54.684 --> 02:57.913
‫- امروز باهام مهربون باش، دان
‫- چرا؟

02:58.122 --> 03:00.351
‫خدايا، ديشب مست کردم

03:00.481 --> 03:03.712
‫با فينچي بيرون بودم، کريس فينچ. رفته بوديم بارگردي

03:04.280 --> 03:06.236
‫شراب اينا جور بود

03:06.359 --> 03:07.712
‫مستـ... ـوش بودم

03:07.838 --> 03:09.431
‫مست

03:09.997 --> 03:11.431
‫بيهوش

03:11.917 --> 03:13.986
‫هيچوقت با من و فينچي نيا بيرون

03:14.116 --> 03:15.833
‫نه، نميام

03:16.035 --> 03:17.309
‫بايد يه بار امتحان کني

03:17.436 --> 03:20.232
‫يه سريا هستن سنِ من که ميزنه 50 سالشون باشه

03:20.833 --> 03:22.312
‫فکر ميکني چند ساله به نظر ميام؟

03:22.434 --> 03:24.024
‫- سي و شِـ...
‫- سي، آره

03:24.153 --> 03:27.542
‫راستي در مورد همين، بايد يکم آرومتر پيش برم

03:27.672 --> 03:29.389
‫يه ذره زيادي مشروب ميخورم

03:29.591 --> 03:32.706
‫اگه هر شبِ هفته زيادي به حساب مياد!

03:32.830 --> 03:34.308
‫و هر وعده غذايي!

03:40.106 --> 03:41.983
‫- چقد اين هفته خوردم؟
‫- چي؟

03:42.106 --> 03:44.414
‫چند تا آبجو اين هفته خوردم اگه حساب دستته؟

03:44.545 --> 03:46.136
‫- حساب تو که دستم نيست
‫- نه نيست؟

03:46.264 --> 03:48.379
‫يجوري حرف ميزني انگار در مورد مشروب خوردنم زياد ميدوني

03:48.503 --> 03:49.902
‫بهت برنميخورد؟

03:50.822 --> 03:53.939
‫اگه، ميدوني، قضيه برات شخصي ميشد؟

03:54.062 --> 03:57.291
‫فکر کن اگه من از اين چيزا بهت ميگفتم

03:58.619 --> 04:02.293
‫ميتونم يه چيزي بهت بگم بسوزي، مثلا "تو يه خورده..."

04:03.538 --> 04:05.926
‫ولي نميگم، چون يه آدم حرفه اي هستم

04:06.856 --> 04:08.847
‫و حرفه اي بودن يعني...

04:09.735 --> 04:12.169
‫و من فقط همينو ميخوام، اوکي؟ همين

04:15.694 --> 04:17.205
‫مايه خجالته

04:27.289 --> 04:29.358
‫- چطوري؟!
‫- نکن اون کارو!

04:32.807 --> 04:35.116
‫خيلي خب بابا. چيه، عادت ماهانه ته؟

04:36.126 --> 04:38.434
‫فقط هشت تا آبجو ديشب خوردم

04:38.565 --> 04:39.918
‫همين

04:41.244 --> 04:42.643
‫اه...

04:46.242 --> 04:48.072
‫اوه، نه. اوه، خدايا

04:49.081 --> 04:53.594
‫اينجا گفته: "رييس و رهبر تيم در کمال وحشت در حالت مستي مشاهده شدند"

04:56.878 --> 04:59.232
‫فکر نکني امشب با آگي دوباره دارم ميرم بيرون ها

04:59.357 --> 05:02.428
‫فکر کنم بريم يه شب آروم تو کتابخونه داشته باشيم - مثه اينکه نع!

05:03.715 --> 05:05.228
‫فکر نميکنم

05:06.074 --> 05:11.146
‫من نماينده ي فروشم، کارم اينه که با مشتري ها پاي تلفن در مورد...

05:11.272 --> 05:14.787
‫تعداد و نوع کاغذ...

05:14.912 --> 05:16.947
‫و اينکه بتونيم براشون تهيه کنيم...

05:17.071 --> 05:20.505
‫يا اينکه اونا بتونن هزينه ش رو بدن صحبت ميکنم

05:21.989 --> 05:24.865
‫و حرف زدن در موردش هم حوصله م رو سرميبره

05:27.507 --> 05:28.780
‫چطوري؟!

05:28.906 --> 05:30.577
‫سلام، چطوري؟!

05:30.705 --> 05:31.979
‫چطوري

05:32.864 --> 05:34.854
‫تو اخراجي، کينان. مست بدبخت

05:35.944 --> 05:37.262
‫ديگ به ديگ ميگه روت سياه

05:39.302 --> 05:40.893
‫اوه، خدايا

05:41.021 --> 05:42.534
‫چيا داشته تعريف ميکرده؟

05:42.660 --> 05:43.935
‫همش حقيقت داره

05:44.060 --> 05:45.413
‫مچمو گرفتي

05:45.540 --> 05:47.928
‫با چند تا از رفقاش رفتيم بيرون، مگه نه؟

05:48.059 --> 05:50.936
‫بهم ميگه "اگه ميخواي باهامون بيا ديويد"

05:51.057 --> 05:53.855
‫"ولي بهت گفته باشم، اينا بعد از چند تا آبجو حسابي پرسروصدا ميشن ها"

05:53.976 --> 05:57.809
‫بهش گفتم "بذار ببينم ميتونم تحملشون کنم يا نه." آخرش خودم از همه شون بدتر بودم!

05:58.015 --> 06:00.733
‫گفتن "اون ديوونه هه کيه ديگه؟" گفت اون رييسمه

06:00.853 --> 06:03.492
‫گفتن "ما که نميتونم تحملش کنيم، بايد بريم." بعدم رفتن!

06:03.692 --> 06:06.286
‫اوه خدايا، باورنکردني بود

06:09.130 --> 06:10.563
‫مسکن!

06:13.568 --> 06:14.844
‫چي؟

06:15.809 --> 06:17.083
‫هيچي

06:20.527 --> 06:22.278
‫- بعدا ميبينمت
‫- ميبينمت

06:22.406 --> 06:23.680
‫مراقب خودت باش

06:29.044 --> 06:33.274
‫ميشه به بخش تعميرات زنگ بزني؟ يه بوي ناجور تو آسانسور پيچيده

06:33.401 --> 06:36.279
‫(ديويد): دفتر اصلي اصلا تو کار من دخالت نميکنن

06:36.401 --> 06:39.119
‫جنيفر ممکنه يه بار در هفته بياد پايين

06:39.559 --> 06:42.789
‫جنيفر تيلور-کلارک. ما کاميلا پارکر-بولز صداش مي کنيم! (دوشيزه انگليس)

06:43.478 --> 06:45.832
‫تو صورتش نميگم ولي. نه چون ازش ميترسم ها

06:46.037 --> 06:49.823
‫اينو از اون يارو شيکه "برتون" که با سامسونت ميره و مياد گرفتم

06:49.955 --> 06:52.992
‫دو قرون چهار قرون کرديم و ديگه

06:53.114 --> 06:57.265
‫اوکي، جلسه با جنيفر تيلور-کلارک از الان شروع شد

06:58.232 --> 06:59.631
‫- بله...
‫- بپرس

06:59.753 --> 07:01.902
‫چيزي هست بخواي به دستور جلسه اضافه کني؟

07:02.030 --> 07:03.544
‫دستور جلسه گرفته نداره ام

07:03.670 --> 07:05.979
‫- جان؟
‫- دستور جلسه اي نگرفتم، نه

07:06.190 --> 07:09.305
‫- امروز يکي برات فکس کردم
‫- ما فکسي دريافت کرديم، دان؟

07:09.429 --> 07:11.145
‫آره، فکر کنم

07:11.268 --> 07:13.223
‫پس چرا الان تو دستم نيست؟

07:13.347 --> 07:17.941
‫چون يه شرکت چرخش با ارتباطات ميچرخه

07:18.066 --> 07:21.101
‫گذاشتيش تو يه سطل که گفتي کشوي مخصوصه

07:21.664 --> 07:23.016
‫اون که آره، اون شوخي بود

07:23.143 --> 07:26.691
‫شوخيش برا قبضا بود، خيلي برا فکس جواب نميده

07:26.822 --> 07:28.812
‫- ميخواي يه نگاه به مال من بندازي؟
‫- آره

07:30.341 --> 07:33.218
‫آره خب، خودش ميگه که رييسه ولي...

07:33.539 --> 07:40.648
‫وقتي داريم دست به دست هم يه کاري رو انجام ميديم غروري نبايد سرراه باشه

07:40.896 --> 07:43.250
‫مثه يه شوخيِ به جاس

07:43.895 --> 07:47.489
‫من اينجا وسطِ آفريقام

07:47.614 --> 07:49.683
‫دارم مگسا و فقر و گرسنگي رو ميبينم

07:49.813 --> 07:51.485
‫و ايشون، اگه رييس در نظرشون بگيريم

07:51.612 --> 07:55.240
‫اون با مجرياي برنامه تو استوديوئه

07:55.370 --> 07:57.725
‫اونا دارن کارشونو ميکنن و پولا رو ميشمرن، خدا قوت

07:57.850 --> 08:01.205
‫ولي دستاشون تميزه، وقتي که من اين پايين تو دفترم

08:01.328 --> 08:03.081
‫با بچه کوچولو هاي گرسنه

08:03.887 --> 08:06.401
‫درسته، از جلسه قبلي

08:06.526 --> 08:08.517
‫آلن و اعضاي شورا تصميم گرفتن

08:08.647 --> 08:12.081
‫که ما نميتونيم هم يه شاخه "سوييندن" و هم يه "اسلاو" داشته باشيم

08:12.205 --> 08:13.876
‫- اوه...
‫- نه، ديويد، هول نکن

08:14.004 --> 08:15.516
‫نه ميخوام بشنوم، ادامه بده

08:15.723 --> 08:18.032
‫- صداي آژير قرمز مياد
‫- نه، نه، هول نکن

08:18.163 --> 08:20.312
‫- ما هنوز تصميمي...
‫- هول نکنم؟

08:20.442 --> 08:23.591
‫ما هنوز تصميمي نگرفتيم. من با نيل تو سوييندن حرف زدم

08:23.720 --> 08:25.550
‫همينو به اونم گفتم

08:25.679 --> 08:27.398
‫تصميم يا با توئه يا اون

08:27.519 --> 08:30.794
‫که منو متقاعد کنيد که شاخه ي تو ميتونه اون يکي رو به خودش ملحق کنه

08:30.918 --> 08:33.351
‫- اوکي. مشکلي نيست
‫- ولی اینو بدون که...

08:33.477 --> 08:36.070
‫- این قضیه باعث میشه مجبور بشیم بعضیا رو رها کنیم
‫- ببین؟

08:36.195 --> 08:40.710
‫هیچ وقت اینو نمیخواستم بشنوم جِنی، چون رها کردن کارکنان همیشه غم انگیزه

08:40.834 --> 08:44.063
‫من اینو واسه مردای نیل هم آرزو نمیکنم، چه برسه به مردای خودم... زنا هم همینطور

08:44.192 --> 08:47.821
‫با اومدشون کنار میام. نیل برای رها کردن کارکنانش نگرانه؟

08:47.951 --> 08:50.862
‫- بله، البته که هست
‫- خوبه، چون منم خیلی نگرانم. واسه رها کردن کارکنانش منظورمه

08:51.070 --> 08:54.266
‫ولی من به عنوان یه بیزینس من برام قابل درکه اگه این چیزا لازم باشه

08:54.388 --> 08:56.185
‫- اونم این چیزا براش قابل درکه؟
‫- دیوید

08:56.307 --> 08:59.983
‫- بذار فعلا درباره ی رها کردن کسی حرف نزنیم
‫- دیر یا زود باید حرفشو پیش کشید

09:00.108 --> 09:02.018
‫بله، ولی در حال حاضر تصمیمی که باید بگیریم

09:02.147 --> 09:05.933
‫اینه که آیا تو کارکنان سوییندن رو به شاخه ت ملحق میکنی یا اونا تو رو؟

09:06.065 --> 09:08.624
‫- آره، میارمشون اینجا
‫- نه...

09:08.744 --> 09:10.813
‫نه، من و تو با هم تصمیم نهایی رو نمیگیریم

09:10.943 --> 09:12.819
‫- من تصمیم میگیرم
‫- تو که تصمیم رو میگیری ولی...

09:12.942 --> 09:14.772
‫- تو خودتو ثابت میکنی
‫- با شواهد و حقایق

09:14.981 --> 09:16.652
‫اوکی، محدودیت زمانی وجود داره واسه...؟

09:16.860 --> 09:18.895
‫بذار بره روی پیغام گیر

09:19.100 --> 09:22.773
‫سلام رفیق، الان این دور و بر نیستم پس لطفا یه ماساژ (مسیج) بذار

09:22.898 --> 09:24.172
‫

09:24.298 --> 09:26.527
‫- فینچ هستم
‫- کریس فینچ، بچه خوبیه

09:26.657 --> 09:29.727
‫- هنوز از دیشب خماری، گنده بک؟
‫- اه، خجالتم نمیکشه

09:29.856 --> 09:32.164
‫امروز با جنیفر جلسه داری، نه؟

09:32.295 --> 09:34.047
‫- از طرف من یکی حسابشو برس
‫- اه

09:34.254 --> 09:36.244
‫- خیلی خب، گوش مخملی
‫- افتضاح، مرد افتضاحیه

09:36.373 --> 09:37.726
‫دامنش رو هم دید نزن

09:37.852 --> 09:39.126
‫- دیوید؟
‫- اصلا نگاه نکردم

09:39.252 --> 09:43.129
‫میشه فعلا این قضیه رو بین خودمون نگه داریم؟
‫نمیخوام بیخودی کسی رو نگران کنم

09:43.250 --> 09:46.798
‫مطمئن باش، زیر سلطه ی رژیمِ من، این قضیه از این دفتر خارج نمیشه

09:47.208 --> 09:49.403
‫اونوقت از رها کردن منظورشون چیه؟

09:49.608 --> 09:51.359
‫تو بودی همینجوری ول میکردی میرفتی؟

09:51.847 --> 09:55.044
‫- تو چی؟
‫- خب، نمیدونم

09:55.645 --> 09:57.874
‫کیث و جیمی همش از این صحبتای...

09:58.004 --> 09:59.483
‫میدونم، همه شون دیوونه شدن

09:59.605 --> 10:02.481
‫صحبتای سیکرت در مورد بیکار شدن دارن

10:02.604 --> 10:04.160
‫من که اصلا اهمیت نمیدم

10:14.679 --> 10:16.111
‫ایشون آقای برنت هستن

10:17.358 --> 10:19.109
‫- مچمو گرفتی، خودمم
‫- خوب هستید؟ سلام

10:20.077 --> 10:22.112
‫ریکی هاوارد هستم از آژانس کاریابی

10:22.236 --> 10:23.749
‫ورنا منو فرستاده که امروز کارمو شروع کنم

10:23.875 --> 10:25.274
‫موقتی

10:25.755 --> 10:27.585
‫فقط کارکنان خودم

10:27.794 --> 10:29.432
‫- ریکی؟
‫- آره

10:29.553 --> 10:30.827
‫"ریکی!"

10:31.593 --> 10:35.140
‫"ریکی، نه ریکی!"
‫اسم دوست دختره تو سریال ایست اندِرز چی بود؟

10:35.271 --> 10:37.340
‫- بیانکا
‫- "ریکی، ولش کن!"

10:37.470 --> 10:38.983
‫دان بهت گفت من عصبانی بودم؟

10:39.109 --> 10:41.304
‫آره، گفت عصبی بودی و به هم ریختی

10:41.429 --> 10:44.385
‫- من عصبی نبودم که
‫- نه ببخشید، شوخی کردم

10:44.507 --> 10:47.020
‫فقط گفت که شما خیلی بامزه ای و اینا...

10:47.146 --> 10:49.023
‫هممون بامزه ایم اینجا، نیستیم؟

10:49.145 --> 10:51.055
‫بخشی از رزومم شده تا الان

10:51.185 --> 10:52.458
‫حالا نه به طور رسمی

10:52.584 --> 10:54.176
‫اوکی، بیا شروع کنیم

10:54.305 --> 10:55.622
‫به سوی خط مقدم!

10:56.502 --> 10:58.731
‫چی تو این شغل ناراحتم میکنه؟ ام...

11:00.742 --> 11:03.016
‫استعداد های هدررفته، میدونی؟

11:03.901 --> 11:06.333
‫ملت میتونن بیان پیش من ازم بپرسن

11:06.460 --> 11:09.291
‫"ببخشید دیوید، تو دوازده ساله تو این بیزینس بودی"

11:09.418 --> 11:12.887
‫"میتونی یکم از وقت گرانبهات رو بذاری به ما توضیح
‫بدی چجوری آدم یه تیم رو اداره میکنه؟"

11:13.017 --> 11:15.893
‫"چطوری آدم هم متمرکز رو کار نگهشون میداره و هم خوشحال"

11:16.016 --> 11:17.654
‫ولی نمیان بپرسن

11:18.495 --> 11:20.213
‫بخش غم انگیزش اینه

11:21.134 --> 11:24.762
‫اینجا... بخش حسابداریه

11:25.932 --> 11:27.250
‫اوکی؟

11:28.011 --> 11:29.444
‫مخای ریاضی

11:29.570 --> 11:32.800
‫نذار اسم کارشون گولت بزنه

11:32.930 --> 11:34.966
‫همه شون دیوونه ن، تک تکشون

11:37.327 --> 11:40.046
‫مخصوصا اون یکی، روانیه

11:41.566 --> 11:44.033
‫حالا منظورم تیمارستانی نیست، شوخی میکنم

11:44.165 --> 11:48.396
‫عمرا یه روانی رو بذارم تو بخش حسابداری

11:48.523 --> 11:51.559
‫- این سطل بازیافته
‫- آهان

11:51.682 --> 11:53.638
‫مشخصا مصرف کاغذمون بالاست

11:53.761 --> 11:55.160
‫تولیدمون هم همینطور

11:55.282 --> 11:57.351
‫- چون میفروشیمش
‫- آره

11:57.481 --> 11:59.038
‫کاغذ که رو درخت رشد نمیکنه
‫(به راحتی به دست نمیاد)

11:59.360 --> 12:01.190
‫میدونی که خمیرکاغذ رو از درخت میگیرن؟

12:02.039 --> 12:03.313
‫آره

12:04.118 --> 12:06.789
‫آقای دیویس، میشه بعدا بهتون زنگ بزنم؟
‫همین الان یه چیزی پیش اومد

12:06.917 --> 12:08.508
‫دو دقیقه دیگه زنگ میزنم، ممنون، خداحافظ

12:08.876 --> 12:10.195
‫چیکار داری میکنی؟

12:10.315 --> 12:11.715
‫- ها؟
‫- گَرِث، چیکار داری میکنی؟

12:11.915 --> 12:14.109
‫دارم این چیزمیزات رو از رو میزم کنار میدم، نمیتونم تمرکز کنم

12:14.234 --> 12:16.542
‫- اونجا که میز تو نیست
‫- چرا، ببین داره گوشه هاش میزنه تو میز من

12:16.673 --> 12:18.264
‫ببین داره از کناره هاش میزنه بیرون

12:18.992 --> 12:22.346
‫اوکی؟ یه کلمه، سه بخش: مرزبندی. گرفتی؟

12:23.471 --> 12:25.221
‫شما دیوید برنتِ شریف هستید!

12:25.350 --> 12:27.544
‫فقط برا اینکه روحیه جمع رو ببرم بالا

12:29.548 --> 12:32.743
‫دخترا رو فرستادم چند تا گلدون بگیرن که فضا شادتر بشه

12:32.867 --> 12:34.982
‫چون بعضی وقتا یجوری میشن...

12:39.184 --> 12:40.663
‫باتریش تموم شده

12:40.783 --> 12:44.661
‫یکی میره برا بیلی دهن گشاده باتری بخره؟
‫پولشو از خزانه ناچیزمون بردارید

12:45.822 --> 12:48.972
‫طنز ارزشش بیشتر از پوله

12:49.180 --> 12:51.374
‫آدم عوضی هستی گرث، عوضی و بی مصرف

12:51.499 --> 12:53.888
‫من که هنوز گوشم به تو نیست، برا همین بهم برنمیخوره

12:54.020 --> 12:57.454
‫خب اینم پس نمیشنوی دیگه؟
‫لاشی، لاشی ، لاشی

12:58.418 --> 12:59.690
‫لاشی

12:59.897 --> 13:01.296
‫اینجا رو بین

13:01.416 --> 13:03.292
‫ما ازینجور کارا میکنیم

13:03.856 --> 13:05.128
‫نقاشی میکشیم

13:06.095 --> 13:08.369
‫ببین تو این یکی باسنم بزرگه؟

13:09.253 --> 13:11.527
‫جوک جنسیتی نیست که، مرده داره اینو میگه

13:11.652 --> 13:13.562
‫اینم از این، خب...

13:13.692 --> 13:16.330
‫از این کارا تشویق میکنیم اینجا

13:20.249 --> 13:22.318
‫بالاخره یه چیز جالب هم دیدیم

13:28.366 --> 13:29.879
‫تیم رو که میشناسی، مگه نه؟

13:30.005 --> 13:31.279
‫- سلام
‫- خوبی؟

13:31.404 --> 13:34.794
‫اوه، مواظب باش. چشمت به این یکی باشه
‫گرث کینانِ بزرگ حاضر هستن!

13:35.523 --> 13:37.990
‫ریکی، کارمند موقت جدید. خودتو معرفی کن

13:38.122 --> 13:40.396
‫گرث کینان، مدیر عمومیِ دستیار

13:40.521 --> 13:43.240
‫دستیارِ مدیر عمومی منظورته. گرث مرد مورداعتماد منه

13:43.360 --> 13:46.431
‫به عنوان زیردست نیازش دارم - البته من که خاک پاتم!

13:46.559 --> 13:47.991
‫نه نیستم

13:48.118 --> 13:50.791
‫براش در مورد ماشینت و کونگ فو و اینا بگو

13:50.997 --> 13:53.113
‫آره، یه تی-آر-3 دارم

13:53.236 --> 13:56.512
‫خریدمش 1200 پوند، دستی به سر و روش کشیدم، الان 3000 تا می ارزه

13:56.636 --> 13:59.307
‫- ببین چه سودی کرده
‫- موتور جدید گذاشتم براش

13:59.435 --> 14:01.948
‫- ماشین قراضه خریده بود
‫- عکس دارم ازش

14:02.073 --> 14:03.745
‫این چیه دیگه؟!

14:03.873 --> 14:05.544
‫- آروم باش
‫- جونم به لبم رسید

14:05.673 --> 14:09.663
‫آروم باش بابا، ترمز بریدی
‫ابوعلی سینا اینجاست، چه خبر شده؟

14:09.791 --> 14:11.860
‫دوباره منگنه م رو گذاشته تو ژله

14:11.990 --> 14:14.821
‫سومین باره داره اینجوری میکنه، اولین بارشم خنده دار نبود

14:14.949 --> 14:17.984
‫- چرا این کارو کرده؟
‫- بهش گفتم ژله دوست ندارم

14:18.627 --> 14:20.423
‫لرزیدناش منو میترسونه

14:20.626 --> 14:23.663
‫آره اینو بدون، به محظ اینکه ضعف از خودت نشون بدی حمله میکنه

14:23.785 --> 14:25.740
‫چیه این تو؟

14:25.865 --> 14:27.138
‫منگنه م

14:27.264 --> 14:28.981
‫نکن اون کارو! بخورش تا دربیاد

14:29.103 --> 14:32.811
‫آدم گرسنه زیاده تو این دنیا، که خب ناراحت کننده س، اینم غذاست حیفه

14:32.941 --> 14:34.613
‫از کجا میدونه مال توئه؟

14:34.741 --> 14:36.652
‫چون با لاک غلط گیر اسممو روش نوشتم

14:36.780 --> 14:38.577
‫آره پس الان دیگه نخورش، مواد شیمیایی داره

14:38.699 --> 14:41.850
‫آها، تو میتونی شاهد من باشی، بهش یه اخطار جدی بده

14:41.978 --> 14:44.252
‫- از کجا میدونی که من بودم؟
‫- همیشه کار توئه آخه

14:44.457 --> 14:46.493
‫- اینجا خل بازیه
‫- نمیتونی ادبش کنی؟

14:46.618 --> 14:47.969
‫اووو شاید بزنم پشتش ادب شه!

14:51.174 --> 14:54.644
‫قضیه جوک های عملی اینه که باید بدونی کِی تمومش کنی

14:54.774 --> 14:58.129
‫الانم وقت تموم کردنِ گذاشتن چیزای گرث تو ژله ست

14:58.253 --> 14:59.844
‫گرث، مسئله ی بی ارزشیه (ترایفل اسم دسر هم هست)

15:01.731 --> 15:03.448
‫ایول، بازی با کلمات رو دوست دارم

15:03.570 --> 15:05.480
‫باید دستگیرش کنی (کاستارد هم اسم دسره)

15:06.250 --> 15:09.365
‫این با ما خیلی جوره. ما سه تا مثه لورل هاردی میمونیم... با یه نفر اضافه

15:09.568 --> 15:10.887
‫خدایا

15:11.008 --> 15:14.556
‫خب من بیشتر نگران صدمه به اموال شرکتم

15:16.406 --> 15:17.679
‫بی ارزش (ترایفل)

15:20.844 --> 15:23.482
‫دارم فکر میکنم ببینم دسر دیگه ای هست بشه گفت

15:25.242 --> 15:26.755
‫آره، اینجا اوکیه

15:26.882 --> 15:30.873
‫ولی بعضیا از محیط ریلکس دفتر سواستفاده میکنن

15:31.440 --> 15:34.192
‫منم مثه همه دوست دارم بخندم و شوخی کنم

15:34.318 --> 15:36.388
‫ولی خب بالاخره اینجا محل کاره

15:36.518 --> 15:39.156
‫من سه سال تو ارتشِ زمینی بودم

15:39.277 --> 15:42.427
‫و اونجا نمیتونی از این مسخره بازیا بکنی. جزو قوانینه

15:46.035 --> 15:47.513
‫اوکی پسر

15:47.635 --> 15:49.909
‫- برش گردون
‫- فقط دو ثانیه دارم ازش استفاده می کنم

15:50.032 --> 15:51.944
‫اسمم روشه: گرث

15:52.071 --> 15:53.710
‫خب نوشتی "گرت" درست بنویس

15:53.832 --> 15:56.628
‫- اگه میخوای قرض بگیری اول بپرس
‫- تو که همیشه میگی نه

15:56.751 --> 15:58.341
‫شاید برا همین باید اول بپرسی

15:58.470 --> 16:00.107
‫گرث، همونجا رو میز نشسته بود، اوکی؟

16:00.229 --> 16:02.264
‫خونه ش همونجاس، بذار بشینه

16:03.428 --> 16:06.102
‫اوکی

16:09.746 --> 16:11.701
‫فیلیپ، بگیر اونو از دستش!

16:11.825 --> 16:14.860
‫اگه رفتار احمقونه ت رو تموم نکنی میندازمش بیرون

16:15.783 --> 16:18.297
‫- جرئتشو که نداری، پس...
‫- الان که انداختمش، پس که چی؟

16:18.862 --> 16:20.420
‫اگه افتاد تو سر کسی کشتش چی؟

16:20.542 --> 16:24.055
‫فکر میکنن تو قاتلی چون اسم تو روشه

16:24.859 --> 16:27.498
‫چرا یه قاتل بخواد اسمشو رو آلت قتل بنویسه؟

16:27.619 --> 16:29.290
‫برا اینکه بقیه هی ازش قرض نگیرنش

16:30.857 --> 16:32.131
‫دیوید

16:32.257 --> 16:35.293
‫واقعا متنفرم ازینکه سطح منو با این کارا پایین میاری، واقعا بدم میاد

16:35.415 --> 16:38.327
‫- تو به چی می خندی؟
‫- اونو وارد قضیه نکن

16:38.456 --> 16:40.888
‫آفرین، ادامه بده. تو منو وادار به این کارا میکنی

16:47.732 --> 16:49.129
‫چیه این؟

16:49.811 --> 16:51.562
‫پاپ کرن از بن التن

16:51.690 --> 16:53.805
‫- خنده داره؟
‫- آره اوکیه

16:56.648 --> 16:58.843
‫همین یکم قبل یه لحظه از ترس مردم

16:59.847 --> 17:01.121
‫آره؟

17:01.247 --> 17:03.077
‫فکر کردم یه غده سرطانی پیدا کردم

17:03.206 --> 17:06.514
‫من هر از چندگاهی خودمو چک میکنم، ولی چیزی نیست

17:07.724 --> 17:09.123
‫ترسناکه

17:09.244 --> 17:10.676
‫سرطان پروستات

17:12.362 --> 17:14.477
‫سرطان تو بیضه ها

17:16.960 --> 17:18.870
‫- اون چیه میخوری؟
‫- پنیر بزیه

17:19.000 --> 17:20.717
‫- از پایین برداشتی؟
‫- اهم

17:24.317 --> 17:25.591
‫میبینمت

17:29.877 --> 17:33.549
‫همین الان از یه مشتری مهم یه شکایت دریافت کردم

17:33.674 --> 17:37.222
‫که میگفت ارقامی که بهش دادم اشتباه بوده و...

17:37.832 --> 17:41.427
‫آره، خب من همه احتمالات رو در نظر گرفتم

17:41.552 --> 17:44.064
‫و کار به ماشین حساب کشیده

17:45.270 --> 17:48.227
‫نمیدونم، فکر کنم ماشین حساب مهندسی باشه
‫ببخشید، جنابعالی؟

17:48.429 --> 17:50.544
‫شنیدیم میخواید چند نفرو رها کنید، حقیقت داره یا نه؟

17:50.668 --> 17:52.897
‫- اوکی
‫- اونا که آخر اومدن باید اول برن

17:53.027 --> 17:56.813
‫من نمیدونم منبع خبرتون کیه

17:57.025 --> 17:58.696
‫اوکی، جمع کل رو بهم بگو

17:58.825 --> 18:02.657
‫نه، تو به من جمع کل رو بگو، من حساب میکنم، اوکی؟

18:03.463 --> 18:04.781
‫خب

18:04.902 --> 18:10.015
‫به علاوه 52... میشه 141

18:10.141 --> 18:11.936
‫اوکی خب این دفعه درست جواب داد

18:12.140 --> 18:14.528
‫- چیزی برای گفتن نیست...
‫- باهامون روراست باش

18:14.659 --> 18:17.092
‫روراستم. الان بهت راستشو میگم

18:17.217 --> 18:19.207
‫الان نمیتونم بهتون چیزی بگم

18:19.417 --> 18:22.328
‫دوست ندارم بچه بازی دربیارم، میدونی؟

18:22.456 --> 18:24.889
‫ولی خب گل که با گِل هم نشین بشه همین میشه

18:25.614 --> 18:27.127
‫چیکار میکنی؟

18:27.253 --> 18:29.608
‫نمیخوام صورتتو ببینم

18:29.733 --> 18:31.245
‫- نمیتونی این کارو بکنی
‫- چرا که نه؟

18:31.372 --> 18:32.691
‫مشکل ایمنی داره

18:34.531 --> 18:37.203
‫چرا؟ میترسی زیر جبعه مقوایی له شی؟

18:37.329 --> 18:40.162
‫نخیرم. اولا، جلوی نور رو میگیره

18:40.290 --> 18:43.360
‫دوما، سواستفاده از مدارک شرکت

18:43.488 --> 18:45.125
‫سواستفاده از مدارک؟ آره باشه

18:45.248 --> 18:48.477
‫به خاطر همینه که این قضیه رها کردن نفرات منو اذیت نمیکنه

18:48.606 --> 18:51.040
‫چون اگه مجبور باشم یه روز دیگه با ایشون کار کنم

18:51.166 --> 18:53.235
‫گلوی خودمو تیغ میزنم

18:54.124 --> 18:55.875
‫اونجوری نمیمیری که

18:56.003 --> 18:59.631
‫چاقو رو پشت نای فرو میبری و فشارش میدی پایین

19:02.281 --> 19:04.510
‫یا اینکه برا یه کار دیگه اقدام میکنم

19:05.160 --> 19:06.593
‫مواظب باش

19:11.598 --> 19:12.950
‫اوکی،ام...

19:13.157 --> 19:16.148
‫ممنون که اومدید. یه دقیقه بیشتر وقت نمیبره

19:16.275 --> 19:20.153
‫عه... خب، من از شایعاتی که پراکنده شده آگاهم

19:20.274 --> 19:22.229
‫و میخوام از این فرصت استفاده کنم تا حقیقت رو بهتون بگم

19:22.353 --> 19:24.388
‫من رهبر تیمم! من باید اول از همه بدونم

19:24.592 --> 19:26.344
‫آره، من دارم به همه میگم الان

19:26.551 --> 19:28.940
‫فقط سریع بهم بگو، تو گوشم بگو

19:29.070 --> 19:31.538
‫- میشه فقط بگی قال قضیه رو بکنی؟
‫- خیلی خب، باشه

19:31.671 --> 19:33.978
‫- میخوای بهشون بگم؟
‫- تو که نمیدونی قضیه رو

19:34.110 --> 19:36.416
‫اوکی، پس من بهت اجازه میدم خودت بهشون بگی

19:37.427 --> 19:38.906
‫کی اجازه ی تو رو نیاز داره

19:39.026 --> 19:41.415
‫اجازه رو بهت میدم، هرکاری میخوای بکن

19:42.506 --> 19:43.779
‫دفتر اصلی...

19:44.705 --> 19:49.458
‫تصمیم گرفتن با من اتمام حجت کنن

19:49.583 --> 19:52.460
‫و چیزی که جنیفر دربارش با من صحبت کرد اینه که

19:52.583 --> 19:55.413
‫یا شاخه ی سوییندن باید کوچیک تر بشه یا شاخه ی ما

19:56.980 --> 19:59.129
‫- و تو بهش این اجازه رو میدی؟
‫- نه، مالکوم

19:59.259 --> 20:01.727
‫- منو که تو جلسه ندیدی
‫- محرمانه س

20:01.859 --> 20:04.769
‫بهشون گفتم "اگه دفتر اصلی میخواد تو کار اینجا دخالت کنه باید اول با من دربیفته"

20:04.977 --> 20:08.491
‫"میتونی بری دست تو کار آدمای نیل بکنی، ولی اینجا من سرور این خانواده م"

20:08.616 --> 20:11.083
‫"بچه های منو نمیتونی دستمالی بکنی، فقط خودم میتونم"

20:11.215 --> 20:13.887
‫ولی دیوید، اگه تیم اینجا رو کوچیکتر بکنن...

20:14.014 --> 20:17.641
‫- فکر میکنی من میذارم این اتفاق بیفته؟
‫- از دستای تو که خارجه

20:17.772 --> 20:20.126
‫از دست من خارج نیست بهت قول میدم

20:20.251 --> 20:21.969
‫واقعا میتونی یه همچین قولی بدی؟

20:22.091 --> 20:23.523
‫به قبر مادرش قسم میخوره

20:23.650 --> 20:26.038
‫نمک فلفلشو زیاد نکن حالا... قولیه که دادم

20:26.249 --> 20:29.002
‫اوکی؟ و من بهم برمیخوره که یه همچین چیزی ازم بپرسی

20:29.128 --> 20:32.164
‫- آخه مسئله اینه که...
‫- ببخشید مالکوم، دان میخواد صحبت کنه

20:32.288 --> 20:35.164
‫فقط میخواستم بگم که منم تو جلسه ت با جنیفر بودم

20:35.367 --> 20:38.323
‫و اون گفت که ممکنه این اتفاق برای اینجا هم بیفته

20:41.004 --> 20:44.074
‫خب، اگه تو جلسه با جنیفر بودی

20:44.203 --> 20:48.672
‫شاید باید توافق محرمانه نگه داشتن اطلاعات جلسه رو

20:48.801 --> 20:50.153
‫رعایت میکردی

20:50.280 --> 20:52.110
‫آره، اطلاعات قدرت میاره

20:52.240 --> 20:55.036
‫پس نمیتونی با قطعیت بهمون بگو که شاخه ما آب میره یا اونا

20:55.159 --> 20:58.672
‫این کشتی منه و من ازتون خواستم که بهم اعتماد کنید
‫و با اعتماد به من هیچ اتفاق بدی نمیفته

20:58.797 --> 21:01.186
‫- قضیه درمورد اعتماد نیست
‫- چرا هست، مالکوم

21:01.316 --> 21:03.671
‫قضیه در مورد اعتماده، به من اعتماد میکنی یا نه؟

21:03.796 --> 21:06.183
‫- به من اعتماد میکنی؟ آره یا نه؟
‫- بله، بهت اعتماد دارم

21:06.314 --> 21:07.667
‫ببین، اعتماد داره

21:08.593 --> 21:12.062
‫- خب پس... جلسه به اتمام رسید
‫- اوکی خوبه

21:13.312 --> 21:15.541
‫منم همینو میگفتم، در واقع...

21:15.671 --> 21:17.662
‫میتونم یه سوال کنم؟ به من اعتماد دارید؟

21:17.870 --> 21:19.861
‫- دستا بالا اگه به من اعتماد دارید
‫- ولش کن...

21:19.989 --> 21:21.707
‫- تو هم ازشون همینو پرسیدی
‫- دستتو بیار پایین

21:21.828 --> 21:23.784
‫من مدیر عمومیِ دستیارم

21:23.909 --> 21:26.466
‫دستیارِ مدیر عمومی. همه رفتن

21:27.546 --> 21:30.379
‫من نگران خودم نیستم، من که اوکیم

21:30.504 --> 21:33.860
‫ولی اگه قراره گوسفندا رو سوا کنن، خب بذار بکنن

21:33.985 --> 21:36.259
‫کار طبیعته دیگه

21:36.384 --> 21:39.055
‫تو جنگل بعضی آدما دووم نمیارن

21:39.702 --> 21:42.931
‫ببین، یه انبار رو مثلا تصور کن

21:43.061 --> 21:46.846
‫بعد فکر کن اونجا یه کوتوله داره یه لیفتراک رو میرونه

21:47.939 --> 21:49.610
‫جلوی لیفتراک رو که نمیتونه ببینه

21:49.738 --> 21:53.854
‫کفشای بزرگ مخصوص پاشه که بتونه پاش به پدال برسه

21:53.977 --> 21:55.967
‫چون پاهاش کوتاهه

21:57.855 --> 22:00.493
‫آنتون بچه خوبیه، سوتفاهم نشه

22:00.614 --> 22:02.843
‫ولی به نظرت باید اینجا کار کنه؟

22:06.292 --> 22:10.204
‫قیمت مدل اس-آر-ای-1 مات رو داری؟

22:10.330 --> 22:12.320
‫ندیده رو نشنیده میگیرم، گرث

22:13.849 --> 22:16.726
‫- بگو دیگه
‫- نه، نمیتونم صداتو بشنوم

22:16.848 --> 22:19.520
‫- همین یه چیزو بهم بگو
‫- اگه میخوای باهام صحبت کنی بهم زنگ بزن، اوکی؟

22:27.285 --> 22:29.434
‫

22:29.564 --> 22:31.871
‫- رو پیغام گیره که
‫- خب پس پیغام بذار

22:34.842 --> 22:38.992
‫سلام، منم گرث. قیمت مدل ماتِ...

22:39.120 --> 22:40.791
‫احساس احمق بودن بهم دست داد

22:40.919 --> 22:42.909
‫آره، واقعا احمقانه ست

22:43.038 --> 22:45.268
‫خیلی احـ... ببخشید رفیق، چی میخوای؟

22:45.997 --> 22:49.750
‫عه... قیمت تناژ مدل ماتِ اس-آر-ای-1 رو میخوام

22:49.876 --> 22:52.569
‫اینجا نوشته 160 ولی مطمئنم درست نیست

22:52.594 --> 22:55.312
‫چون وقتی امروز با گلین حرف زدم، گفت...

22:56.353 --> 22:57.944
‫آره، میدونم اونجا نیستی

22:58.992 --> 23:02.426
‫مشخصا نمیتونی بشنوی چی میگم، ولی با خودم هم حرف نمیزنم

23:02.550 --> 23:04.825
‫چون دارن فیلمبرداری میکنن

23:10.028 --> 23:11.620
‫حس خوبی داره

23:11.747 --> 23:14.101
‫- اون قسمتو با ناخنات بخارون
‫- ششش!

23:18.305 --> 23:21.978
‫هیچ فرقی نکرد، موهات اصلا مدل نمیگیره!

23:22.982 --> 23:24.937
‫ای بابا، دوباره دردسر شد، سَنج

23:25.063 --> 23:26.733
‫سنج، ایشون ریکی هستن

23:26.861 --> 23:28.852
‫- سلام رفیق
‫- از آشناییت خوشحالم

23:28.980 --> 23:32.131
‫ایشون بهترین ادایِ علی-جی رو در میارن

23:32.978 --> 23:34.299
‫من نمیتونم، خودت انجامش بده

23:34.419 --> 23:35.771
‫- انجام بده دیگه
‫- بلد نیستم

23:35.899 --> 23:38.253
‫- با یکی دیگه اشتباه گرفتی
‫- ای وای! ببخشید

23:38.378 --> 23:41.049
‫- تو نیستی، اون یکی بود
‫- اون یکی چی؟

23:41.176 --> 23:43.245
‫- چیز...
‫- پاکستانیه؟

23:43.375 --> 23:44.650
‫اه

23:44.775 --> 23:46.366
‫نژادپرستانه بود

23:49.773 --> 23:54.050
‫نه، من تنوع نژادی تو کارکنانم زیاد نیست

23:54.171 --> 23:56.810
‫ولی خب تو قوانین شرکت هم درج نشده

23:56.931 --> 24:00.239
‫رو در اتاقم هم ننوشتم "فقط سفیدپوست ها وارد شوند"

24:00.369 --> 24:04.918
‫من برام مهم نیست چه سیاه باشی، چه قهوه ای، چه زرد...

24:05.047 --> 24:08.356
‫شرقیا کارگرای خوبین، برای مثال

24:08.566 --> 24:10.715
‫میخوای آخر این هفته یه نوشیدنی بزنیم؟

24:10.845 --> 24:12.118
‫آره

24:12.244 --> 24:14.313
‫خب، برا همین داریم میریم بیرون...

24:14.443 --> 24:17.321
‫- کِی داری میری بیرون؟
‫- که یه نوشیدنیِ آخر هفته بزنیم

24:17.444 --> 24:19.160
‫- کِی خب؟
‫- فکر کردم امشب خوب باشه

24:19.283 --> 24:22.353
‫- عه، آره
‫- سلام رفیق
‫- سلام عزیزم

24:22.480 --> 24:24.674
‫- آماده ای آره؟
‫- آره

24:24.799 --> 24:27.075
‫مشکلی داری اگه من با بچه های دفتر برم بیرون؟

24:27.200 --> 24:28.756
‫نه، بیا بریم خونه، اوکی؟

24:28.879 --> 24:32.505
‫باشه، یه چند دقیقه فرصت بده چون الان بیست دقیقه به پنجه

24:32.637 --> 24:36.106
‫- خودتم بیا، خوش میگذره
‫- نه، لطف داری

24:36.236 --> 24:37.588
‫ما باید بریم

24:51.030 --> 24:52.621
‫ام...

24:57.428 --> 24:59.941
‫- تو کیسه ت چی داری؟
‫- بهش بگو بعدا میبینمش اوکی؟

25:00.067 --> 25:01.897
‫حتما بهش میگم، مراقب خودت باش

25:07.504 --> 25:09.335
‫- ترس روز اول رو داشتی؟
‫- آره

25:09.463 --> 25:10.975
‫- خوب بود؟
‫- آره، خوب بود

25:11.942 --> 25:13.853
‫فضای دفتر رو که دیدی

25:13.981 --> 25:15.380
‫ریلکسه

25:17.340 --> 25:19.171
‫اوه پسر

25:19.299 --> 25:20.812
‫ما سخت کوشیم

25:20.938 --> 25:22.691
‫منظورم بیشتر تو خوش گذروندنه

25:23.257 --> 25:27.169
‫یه موقعیا وقتی باید کار کنیم خوش میگذرونیم، که تقصیرش گردن خودمه

25:27.297 --> 25:28.571
‫ام...

25:29.376 --> 25:33.652
‫من مچشونو نمیگیرم که اونا هم مچ منو نگیرن، دخترا عاشقمن

25:34.494 --> 25:36.449
‫عاشق اونجوری نه، فکرت جای اشتباه نره

25:36.573 --> 25:37.847
‫ولی خب...

25:37.973 --> 25:41.963
‫به نظرم یه اتمسفری درست کردم که توش من اول یه دوستم

25:42.091 --> 25:45.445
‫و دوم یه رییس. احتمالا سوم یه دلقک

25:45.569 --> 25:46.923
‫وایسا یه لحظه

25:47.049 --> 25:49.358
‫شوخی های عملی که دستت اومده؟

25:49.488 --> 25:50.887
‫آهان، آره

25:51.008 --> 25:53.282
‫وقت شوخی عملیه، منو لو نده

25:55.166 --> 25:56.565
‫بیا تو

25:58.685 --> 26:01.676
‫بعدش دفتر اصلی گفت که... آره

26:01.803 --> 26:03.635
‫- فکس واست اومده
‫- ممنون

26:03.762 --> 26:07.311
‫دان، نرو. یه صندلی برا خودت بیار، میخواستم الان صدات کنم

26:07.441 --> 26:09.431
‫یه حرف کوتاه دارم

26:12.439 --> 26:13.713
‫ام...

26:15.078 --> 26:18.149
‫همونجور که میدونی، باید یه سریا رو رها کنیم

26:18.358 --> 26:20.348
‫و تو کارمو اینجا راحت کردی

26:20.477 --> 26:22.512
‫ولی خب در هر صورت باید تو رو اول از همه رها کنم

26:22.636 --> 26:24.113
‫چی؟

26:24.314 --> 26:26.989
‫چرا؟

26:27.114 --> 26:28.546
‫دزدی

26:28.674 --> 26:29.993
‫کش رفتن

26:30.993 --> 26:32.584
‫- دزدی؟
‫- بله

26:34.631 --> 26:36.905
‫ام... چی من تا حالا دزدیدم؟

26:37.030 --> 26:40.223
‫کاغذ چسبون؟

26:41.429 --> 26:43.623
‫چقد مگه ارزش دارن، 12 پنی؟

26:43.748 --> 26:45.703
‫- انجیل همراهت داری ریکی؟
‫- نه

26:45.827 --> 26:47.703
‫همانا دزدی نکنید مگر اینکه ارزشش 12 پنی یا کمتر باشد

26:47.826 --> 26:50.736
‫اگه هزار تا کاغذ چسبون که ارزشش 12 پنیه بدزدی، چقد پول درآوردی؟

26:51.745 --> 26:53.018
‫یه عالمه

26:53.144 --> 26:54.940
‫چرا باید کاغذ چسبون بدزدم؟

26:55.063 --> 26:58.135
‫برا اینکه سرِ رولِ ماریجوانا رو...

26:58.262 --> 27:00.217
‫- ته سیگار
‫- مچتو گرفتم معتاد

27:00.342 --> 27:02.411
‫- الان جدی هستی؟
‫- آره

27:03.620 --> 27:06.418
‫نمیتونم... خدایا

27:07.418 --> 27:10.729
‫من یدونه گیره کاغذ هم ندزدیدم و داری اخراجم میکنی

27:10.859 --> 27:13.211
‫و خبر خوب اینه که حق سنوات هم لازم نیست بدم

27:13.336 --> 27:16.453
‫چون تخلف کردی و میتونم بندازمت بیرون

27:16.575 --> 27:18.611
‫

27:27.530 --> 27:29.327
‫بیا حالا...

27:31.690 --> 27:33.327
‫شوخی کردم

27:49.043 --> 27:51.238
‫دختر خوب، ما دوتا داشتیم شوخی میکردیم

27:52.362 --> 27:54.034
‫آفرین، خوب یاد گرفتی

27:55.161 --> 27:57.038
‫شوخی عملی که ضرری نداره

27:57.240 --> 27:59.070
‫"خیلی ممنون، امیدوارم خوشت اومده باشه"

28:00.759 --> 28:02.510
‫بهتره الان به کارام برسم

28:07.916 --> 28:09.474
‫کثافت

28:10.715 --> 28:11.989
‫سخت نگیر

28:13.475 --> 28:15.544
‫چه مرد کوچولوی تاسف باری هستی

28:16.872 --> 28:18.146
‫هستم واقعا؟

28:21.472 --> 28:22.823
‫نمیدونستم

28:25.310 --> 28:28.744
‫مهم ترین چیز برای یه شرکت چیه؟

28:28.868 --> 28:30.539
‫ساختمون؟

28:30.668 --> 28:32.147
‫سهام؟

28:32.947 --> 28:34.426
‫سود؟

28:36.266 --> 28:40.416
‫آدما. مهم ترین سرمایه یه شرکت آدماشه. نه؟

28:40.544 --> 28:44.774
‫پرافتخارترین لحظه من اینجا وقتی نبود که سود رو 17 درصد افزایش دادم

28:44.902 --> 28:48.530
‫یا وقتی که هزینه ها رو بدون از دست دادن یک نفر از کارمندام کاهش دادم، نه

28:48.661 --> 28:52.653
‫یه پسر جوون یونانی، اولین کارش تو این کشور بود، یک کلمه هم انگلیسی حرف نمیزد

28:52.780 --> 28:57.056
‫ولی اومد بهم گفت "آقای برنت، لطفا پدرخواندگی بچه م رو قبول میکنی؟"

28:57.177 --> 28:58.451
‫آره دیگه...

29:02.136 --> 29:04.012
‫نتونستم پدرخوانده بشم، باید اخراجش میکردیم

29:04.135 --> 29:06.046
‫کارش خیلی بد بود. خیلی بد

29:12.893 --> 29:16.519
‫# چه می ماند از تو، عشق من؟

29:18.930 --> 29:23.046
‫# وقتی از تو بگیرند

29:23.808 --> 29:26.082
‫# کیف و کفشی را

29:26.207 --> 29:30.357
‫# که با عرق جبین پدربزرگت خریده بودی #

29:30.381 --> 29:37.781
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.