﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:08.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.500 --> 00:13.500
‫[ یورکشایر غربی، انگلیس ]

00:13.840 --> 00:14.800
‫اون شب...

00:15.920 --> 00:17.880
‫مامان می‌خواست بره بیرون

00:21.880 --> 00:23.480
‫وسط هفته بود...

00:25.160 --> 00:26.400
‫و ما رو خوابونده بود

00:27.520 --> 00:30.840
‫من پنج سالم
و خواهرم شش سالش بود

00:32.360 --> 00:36.920
‫و بعدش یادم میاد
‫که سونیا بیدارم کرد

00:38.560 --> 00:39.560
‫هنوز تاریک بود...

00:40.920 --> 00:42.080
‫و این حرف رو بهم زد...

00:42.760 --> 00:44.080
‫مامان نمیاد خونه

00:44.160 --> 00:46.080
‫زود باش، می‌ریم دنبالش

00:49.280 --> 00:51.200
‫حدود ساعت پنج بود

00:53.320 --> 00:55.000
‫سرد بود

00:56.640 --> 00:57.680
‫تاریک بود

01:00.080 --> 01:02.000
‫از وسط باغچه رد شدیم...

01:02.640 --> 01:05.360
‫از وسط یه سوراخ
‫در حصار به دشت پشتی رسیدیم

01:08.120 --> 01:09.480
‫یادمه با خودم میگفتم...

01:10.680 --> 01:12.000
‫آخه مامانم کجاست؟

01:15.280 --> 01:18.320
‫این جرمی وحشتناک علیه زنان بود

01:22.880 --> 01:25.600
‫و در قلب این جنایت
‫یه هیولا وجود داشت

01:26.720 --> 01:29.920
‫بعد از پنج سال، همه‌ی ما رو کنترل می‌کرد

01:31.760 --> 01:33.720
‫من هرگز فراموشش نمیکنم

01:37.040 --> 01:38.760
‫هرگز از ذهنم بیرون نمیره

01:39.440 --> 01:41.880
‫کار بیشتری ازم ساخته بود؟
‫باید بیشتر تلاش می‌کردم؟

01:46.080 --> 01:48.680
‫بزرگترین تحقیقات جنایی بود...

01:48.760 --> 01:50.960
‫که در تمام انگلستان انجام شده

01:51.760 --> 01:55.640
‫هیچ نیروی پلیسی تا این حد
‫فشار رو تجربه نکرده بود

01:58.480 --> 01:59.680
‫اونجا وایمیستادم...

01:59.760 --> 02:02.040
‫به پلیسها نگاه و گوش میکردم و میگفتم...

02:02.120 --> 02:04.880
‫خدایا! هیچوقت دستگیرش نمیکنن

02:07.880 --> 02:11.160
‫دنبال توهم ذهنی خودشون هستن

03:00.720 --> 03:03.120
‫صبح در برادکستینگ هاوس از راه رسیده

03:03.200 --> 03:05.760
‫جان هنری به شما خوشامد میگه
‫از رادیو دوشنبه‌ی لیدز

03:07.761 --> 03:10.761
‫[ لیدز، انگلیس شمالی ]

03:12.120 --> 03:13.600
‫در 1975...

03:14.680 --> 03:17.040
‫من یه مامور بودم، پاسبان پلیس...

03:17.680 --> 03:20.520
‫در پلیس یورکشایر غربی
‫در شمال انگلیس

03:23.200 --> 03:27.360
‫بهش میگفتن نیروی ویژه که
‫کارش بررسی جرائم بزرگ...

03:27.680 --> 03:31.560
‫جستجوهای منطقه‌ای، پرس‌وجوهای
‫خونه به خونه و حمله ضربتی بود...

03:32.480 --> 03:36.120
‫هر جا که نیاز به
‫تعداد زیادی افسر پلیس بود

03:38.040 --> 03:41.200
‫یه روز در دفتر بودیم
‫و داشتیم کلی کار اداری میکردیم...

03:42.600 --> 03:44.160
‫که به رییس زنگ زدن

03:45.040 --> 03:45.960
‫و گفتش...

03:46.280 --> 03:50.160
‫باشه، ون رو پر کنین. میریم لیدز
‫یه نفر کشته شده

03:54.080 --> 03:57.560
‫پلیس در حال تحقیق روی
‫جسد زنی‌ست که پیدا شده

03:58.160 --> 04:00.440
‫هویت این زن که هنوز مشخص نشده...

04:00.520 --> 04:04.000
‫در زمین بازی چپلتاون در منطقه لیدز پیدا شده

04:07.000 --> 04:09.040
‫باید منطقه رو جستجو میکردیم...

04:09.120 --> 04:13.480
‫به امید پیدا کردن چیزی
‫که شاید به تحقیقات کمک کنه

04:17.480 --> 04:19.120
‫روحیه بالایی داشتیم

04:19.360 --> 04:22.120
‫میشه گفت فرصتی بود
‫اسم‌ورسمی برای خودت پیدا کنی

04:24.240 --> 04:25.880
‫صبح خیلی سردی بود

04:27.960 --> 04:29.880
‫زانوهام حسابی خیس شده بودن

04:31.720 --> 04:32.960
‫اما اگه نگاه نکنی...

04:33.480 --> 04:34.480
‫پیدا نمی‌کنی

04:36.680 --> 04:39.120
‫سرش به طرز وحشیانه‌ای خُرد شده...

04:39.200 --> 04:41.400
‫و زخم‌های وحشتناکی به بدنش وارد شده...

04:41.480 --> 04:43.440
‫که پلیس حرفی ازش نمیزنه

04:44.440 --> 04:46.960
‫زخم‌های شدیدی بهش وارد شده بود

04:47.680 --> 04:51.800
‫و چند ثانیه آخرش روی
‫این سیاره وحشتناک بوده

04:55.440 --> 04:59.960
‫جسد شناسایی شده،
‫ویلما مک‌کن 28 ساله و مطلقه...

05:00.040 --> 05:04.720
‫در 137 متری خونه سازمانی که
‫با چهار بچه‌ش زندگی می‌کرده، پیدا شده

05:07.480 --> 05:09.920
‫بچه‌هاش هنوز در خواب عمیق بودن

05:11.040 --> 05:15.000
‫اصلا خبر نداشتن که مادرشون
‫چند متر دورتر افتاده و مرده

05:20.360 --> 05:22.200
‫تنها چیزی که یادمه...

05:22.960 --> 05:24.200
‫توی خیابون بودم...

05:24.280 --> 05:27.680
‫دوست داشتم که توی خیابونم،
‫چون میتونستیم هیاهو رو ببینیم

05:27.760 --> 05:29.960
‫مامان اینجا نیست، چیزیمون نمیشه،
‫گیر نمی‌افتیم

05:30.040 --> 05:32.520
‫و بعدش برگشتیم توی خونه...

05:34.080 --> 05:36.320
‫و پلیس ازمون سوالاتی رو پرسید

05:37.320 --> 05:40.400
‫یادمه که همه بهمون شیرکاکائو میدادن

05:40.880 --> 05:42.400
‫و حس خوبی داشت

05:42.720 --> 05:45.800
‫خیلی غیرعادی بود،
‫به خصوص در جایی که ما زندگی می‌کردیم...

05:45.880 --> 05:46.840
‫و ناگهان...

05:46.920 --> 05:50.440
‫این همه بهمون توجه میکردن. دوست‌داشتنی بود

05:51.520 --> 05:53.400
‫اما خبر نداشتیم چی شده

05:54.280 --> 05:57.000
‫و در نهایت، یادمه...

05:57.400 --> 05:58.680
‫افسر پلیس...

05:59.560 --> 06:00.880
‫ما رو نشوند

06:01.960 --> 06:03.240
‫و بهمون گفت...

06:06.480 --> 06:08.360
‫که مادرمون به بهشت برده شده...

06:08.560 --> 06:10.640
‫و دیگه هرگز نمیتونیم ببینیمش

06:23.880 --> 06:25.760
‫در 1974...

06:26.080 --> 06:29.240
‫من استاد رشته‌ی پزشکی قانونی...

06:29.320 --> 06:31.280
‫در دانشگاه لیدز بودم

06:33.520 --> 06:38.040
‫ویلما مک‌من با دو
‫ضربه به پشت سرش کشته شد

06:38.120 --> 06:40.840
‫سه گروه از جراحات چاقو داشت...

06:40.920 --> 06:43.440
‫دو تا در سینه، لباسش بالا زده شده بود...

06:43.760 --> 06:45.560
‫و یکی در شکم

06:46.280 --> 06:49.800
‫نکته غیرعادی جراحات چاقو...

06:50.520 --> 06:52.520
‫این بود که هر کسی این کار رو کرده بود...

06:53.440 --> 06:59.600
‫وقت گذاشته بود تا
‫چاقو رو فرو کنه و بعد با حوصله بیاد عقب

07:01.640 --> 07:03.920
‫باید به تجربه‌ت رجوع کنی...

07:04.000 --> 07:06.720
‫و بگی این کار...

07:06.800 --> 07:12.320
‫توسط کسی انجام شده که تا حد
‫زیادی آزرده شده

07:16.200 --> 07:21.080
‫در پرونده‌ی ویلما مک‌کن مدرک علمی...

07:21.280 --> 07:23.160
‫برای شناسایی بسیار کم بود

07:24.600 --> 07:27.560
‫هیچ اثری از بافت، مدارکی که
‫بشه ردشو گرفت وجود نداشت

07:28.600 --> 07:32.120
‫پس، از همون اول شانس موفقیت...

07:32.200 --> 07:33.640
‫بسیار کم بود

07:37.080 --> 07:40.320
‫خب، میدونیم که تازه ساعت یک شب...

07:40.400 --> 07:42.760
‫در صبح سی‌ام بوده، دیروز صبح

07:43.160 --> 07:45.240
‫زن مُرده، ویلما مک‌کن...

07:45.320 --> 07:47.760
‫همینجا زنده و سرحال وایستاده بوده

07:48.320 --> 07:49.680
‫از اتاقش در...

07:50.640 --> 07:53.360
‫تاپ کلاب اومده بیرون،
‫که اونطرف خیابونه...

07:53.880 --> 07:55.840
‫و همینجا وایستاده بوده...

07:55.920 --> 07:57.720
‫و تازه ساعت یک صبح شده بوده...

07:57.800 --> 07:59.360
‫که مردی با یه ماشین شخصی...

07:59.800 --> 08:03.840
‫میزنه روی ترمز چون
‫می‌پره وسط خیابون

08:04.480 --> 08:07.600
‫میگه، میشه منو تا خیابون اسکات هال برسونین؟

08:07.680 --> 08:09.840
‫که جسدش همونجا پیدا شده

08:15.720 --> 08:19.320
‫صد سال قبل، چپلتاون بخشی
‫از شمال لیدز بود

08:20.400 --> 08:23.200
‫اما افراد پولدار به سمت
‫مناطق روستایی دوردست رفتن

08:23.480 --> 08:25.880
‫با اون شکوه چپلتاون هم رفت

08:26.080 --> 08:30.160
‫امروز، 21 درصد از
‫بزرگسالان این منطقه بیکارن

08:30.280 --> 08:35.520
‫پس وضعیت اجتماعی-اقتصادی
‫منطقه به طور کلی افت کرد

08:36.960 --> 08:41.520
‫چپلتاون بیشتر ساکنان سیاهپوست داشت

08:42.160 --> 08:43.280
‫آفریقایی-کاراییبی

08:45.440 --> 08:46.960
‫صحنه‌ی بزرگی بود...

08:47.040 --> 08:49.600
‫و سیاهپوستها کلوب‌های خودشونو داشتن

08:52.480 --> 08:55.560
‫پلیس خیلی سرکوبشون میکرد

08:55.640 --> 08:58.440
‫روابط با پلیس در
‫بهترین حالت، میشه گفت تیروتاره

08:58.520 --> 09:01.760
‫و همین کار بخش
‫جنایی رو دو برابر سخت‌تر میکنه

09:02.920 --> 09:07.720
‫خیلی از این آدمها دندون طلا داشتن،
‫روی دندونهاشون الماس گذاشته بودن

09:08.080 --> 09:10.680
‫و وقتی می‌خندیدن با خودت میگفتی،
‫دوست ندارم باهاش دربیافتم

09:10.760 --> 09:12.040
‫- صبح‌بخیر، قربان
‫- صبح‌بخیر

09:12.120 --> 09:14.320
‫در ارتباط با قتل ویلما مک‌کن پرس‌وجو میکنیم

09:14.400 --> 09:16.240
‫میشه چند تا سوال رو جواب بدین؟

09:16.320 --> 09:18.600
‫خونه به خونه پرس‌وجو می‌کنیم

09:18.680 --> 09:21.400
‫و مشکلی نداشتن،
‫با پلیس مشکلی نداشتن

09:23.560 --> 09:28.080
‫اما در اون زمان، اون منطقه قربانی شده بود

09:28.920 --> 09:32.880
‫میدونی، یه جورایی
‫اسامی نژادپرستانه روش میذاشتن

09:34.760 --> 09:37.960
‫پس نمیخواستن همکاری کنن
‫نمیخواستن کمک کنن

09:38.280 --> 09:41.280
‫یک منطقه رو به زوال ویکتوریایی، با محرومیت زیاد...

09:41.360 --> 09:44.760
‫جمعیت مهاجر زیاد
‫و فاحشه‌های بسیار

09:48.240 --> 09:52.760
‫و البته، چپلتاون منطقه قرمز اصلی بود

10:03.800 --> 10:05.760
‫جسد ویلما مک‌کن...

10:05.840 --> 10:09.360
‫بسیار نزدیک به منطقه قرمز چپلتاون پیدا شد...

10:10.640 --> 10:14.640
‫تقریبا از همون اول فرض پلیس بر این بود...

10:14.720 --> 10:21.280
‫که ممکنه خیلی به مسئله‌ی فاحشه‌ها مرتبط باشه

10:23.200 --> 10:24.920
‫یه فاحشه بود

10:25.200 --> 10:28.000
‫و با ادامه‌ی تحقیقات...

10:28.600 --> 10:32.000
‫متوجه شدیم که به ظاهر کمی هم دردسرساز بوده

10:32.840 --> 10:35.280
‫ویلما مک‌کن دختری بود
‫که زندگی شبانه رو دوست داشت

10:35.760 --> 10:38.440
‫با مردم در کلوب‌های شبانه معاشرت می‌کرد...

10:38.840 --> 10:41.440
‫و یه جورایی تن‌فروش بوده

10:44.600 --> 10:50.160
‫رسانه‌ها از عبارت دختر
‫خوشگذرون استفاده کردن

10:51.080 --> 10:52.320
‫اینجور چیزها

10:52.400 --> 10:54.800
‫اما راحت میشد فهمید جریان چیه

11:01.320 --> 11:04.800
‫سلایق مردم به الان خیلی نزدیک بود

11:05.920 --> 11:08.160
‫نمیدونم چرا تمایلی...

11:08.240 --> 11:10.440
‫برای لذت بردن از خشونت
‫و این چیزها وجود داره

11:11.640 --> 11:15.640
‫اما قتل و ضرب‌وشتم
‫دو چیزی هستن که توجه مردم رو جلب میکنه

11:20.600 --> 11:21.520
‫باید قبول کنم...

11:21.600 --> 11:25.960
‫وقت زیادی رو صرف فکر کردن
‫به آدمهایی مثل ویلما مک‌کن کردم

11:26.400 --> 11:30.080
‫اونا فقط یه داستان بی‌اهمیت دیگه بودن

11:33.480 --> 11:35.400
‫یه قتل ساده و رایج بود

11:37.200 --> 11:40.840
‫در روزنامه همون روز چاپ شد،
‫اما دو سه روز بعد...

11:40.920 --> 11:44.480
‫همون روزنامه برای پیچیدن
‫غذای یه نفر دیگه استفاده شد

11:46.000 --> 11:49.520
‫توی روزنامه میخونی، یه
‫فاحشه کشته شده، به قتل رسیده...

11:49.840 --> 11:52.440
‫و بی‌تفاوت رد میشی و
‫میری سراغ داستان بعدی

12:07.200 --> 12:08.800
‫زندگی مامانم جهنم بود

12:11.120 --> 12:12.480
‫مامانم یه بازمونده بود

12:14.080 --> 12:17.520
‫هر کاری لازم بود انجام میداد
‫تا پول بیاره خونه...

12:17.840 --> 12:20.320
‫و پول یه مشکل بزرگ بود

12:22.680 --> 12:25.520
‫گاهی میشد که مامانم ما رو...

12:25.600 --> 12:29.040
‫به خدمات اجتماعی می‌برد
‫و تهدید میکرد ما رو اونجا ول کنه...

12:29.800 --> 12:31.480
‫اگه نتونیم یکم پول گیر بیاریم

12:41.280 --> 12:44.600
‫چندین بار شد که
‫پیش خونواده‌های سرپرست رفتم...

12:44.680 --> 12:46.640
‫چون مامانم دچار فروپاشی شده بود

12:47.000 --> 12:50.680
‫احتمالا تنها چیزی بود که نیاز داشت
‫تا از دست بابام فرار کنه...

12:51.360 --> 12:55.200
‫که در اون زمان خشن، دائم‌الخمر
‫و یه قمارباز بزرگ بود

12:57.160 --> 13:01.400
‫در نهایت، مامان و بابا در اواخر سال 74 جدا شدن

13:03.000 --> 13:04.160
‫و این پایانش بود

13:13.600 --> 13:16.920
‫پلیس میدونست مامانم کشته شده
‫و یه قاتل آزاد می‌چرخه

13:17.480 --> 13:19.840
‫هرگز ترس رو فراموش نمیکنم...

13:20.800 --> 13:22.680
‫ترسی که تا اون موقع اصلا حس نکرده بودیم

13:25.000 --> 13:26.560
‫بهمون گفته شد وسایلمونو جمع کنیم

13:28.720 --> 13:30.120
‫خونه رو ترک کردیم

13:32.040 --> 13:35.080
‫یادمه با ماشین از لیدز رد شدیم...

13:35.920 --> 13:41.640
‫و در نهایت به یه
‫ساختمون بسیار بزرگ رسیدیم...

13:41.720 --> 13:44.280
‫مثل یه صومعه بزرگ بود

13:45.480 --> 13:47.760
‫اما نبود، یه یتیم‌خونه بود

13:50.280 --> 13:52.560
‫فکر کنم اون موقع فهمیدم...

13:52.800 --> 13:54.720
‫دیگه هرگز مامانم رو نمی‌بینم

14:00.960 --> 14:04.120
‫با گذر زمان، کارآگاهان کارشونو انجام می‌دادن...

14:04.400 --> 14:05.600
‫ما تلاش خودمونو میکردیم...

14:06.400 --> 14:07.720
‫اما مردم...

14:08.480 --> 14:09.480
‫نمیخواستن بدونن

14:10.960 --> 14:13.520
‫میگفتن یه زن فاحشه
‫به چیزی که حقش بوده رسیده

14:14.160 --> 14:15.480
‫هیچ همدردی وجود نداشت

14:23.560 --> 14:26.120
‫قتل غریبه‌ها بسیار دشواره

14:27.840 --> 14:29.400
‫یکی تصادفی رد میشه و میگه...

14:29.880 --> 14:32.640
‫باشه، امشب یکی رو میکشم

14:33.560 --> 14:35.040
‫و یه فرصت پیدا میکنه...

14:36.600 --> 14:39.040
‫و حداکثر استفاده رو از اون فرصت میکنه

14:42.880 --> 14:46.440
‫حس کردیم اگه قراره پرونده حل بشه...

14:46.880 --> 14:48.320
‫خیلی طول میکشه

14:49.640 --> 14:50.480
‫پس...

14:51.280 --> 14:54.960
‫فقط ادامه دادم، به کار
‫روزمره‌ی پلیسی خودم ادامه دادم

15:06.160 --> 15:09.000
‫به نظر می‌اومد همین یه قتل باشه

15:13.160 --> 15:15.000
‫اولین زن فاحشه نبود...

15:15.080 --> 15:17.160
‫که در لیدز کشته یا بهش حمله شده

15:17.240 --> 15:20.600
‫و فکر کردیم که
‫یه جورایی دیگه تموم میشه

15:43.200 --> 15:44.600
‫خیلی ناگهانی...

15:45.080 --> 15:46.680
‫چند ماه بعد...

15:48.280 --> 15:50.640
‫جسد یه زن...

15:50.800 --> 15:52.360
‫در پشت یه نونوایی...

15:53.360 --> 15:54.600
‫در چپلتاون پیدا شد

15:57.440 --> 15:59.160
‫برای جستجو رفتیم اونجا

16:00.680 --> 16:03.520
‫داشتن مرتب میشدن تا
‫صحنه جرم رو حفظ کنن

16:06.000 --> 16:07.560
‫گفتن تا کی اینجاییم، رییس؟

16:08.640 --> 16:10.080
‫گفتم تا هر وقت لازم باشه

16:10.840 --> 16:11.680
‫باشه

16:12.440 --> 16:15.400
‫در حال حاضر، هویت این خانم رو نمیدونیم...

16:15.720 --> 16:17.400
‫و میخوایم هر کسی که...

16:17.480 --> 16:18.960
‫این مشخصات براش آشناست...

16:19.040 --> 16:21.200
‫موهاش تقریبا قهوه‌ای روشنه...

16:21.280 --> 16:22.640
‫تقریبا 45 ساله

16:22.720 --> 16:24.000
‫انگیزه رو نمیدونیم

16:24.080 --> 16:27.560
‫در این مرحله احتمال تجاوز و
‫دزدی رو خیلی کم میدونیم

16:27.920 --> 16:32.440
‫هویت جسد، امیلی جکسون 43 ساله، مادر سه فرزند

16:35.280 --> 16:37.440
‫دفتر پزشکی قانونی زنگ زد...

16:37.720 --> 16:40.080
‫و گفت، میشه لطفا سر صحنه بیاین؟

16:40.520 --> 16:42.240
‫باید بررسی بشه

16:42.760 --> 16:46.200
‫در یه کوچه‌ی به نسبت گل‌آلود بود...

16:46.280 --> 16:48.560
‫سرش پشت به خیابون بود...

16:48.640 --> 16:50.760
‫و پاهاش به سمت خیابون

16:50.840 --> 16:53.840
‫پس وقتی یکی از گوشه خیابون می‌اومد...

16:55.160 --> 16:58.680
‫اولین چیزی که می‌دید امیلی جکسون بود...

16:58.960 --> 17:01.280
‫که روی زمین افتاده، پاهاش باز بودن...

17:02.400 --> 17:04.640
‫و پاهاش به طرف اون شخص بود

17:07.000 --> 17:10.240
‫نمیتونین در مورد قربانی حدس و گمان نزنین...

17:10.480 --> 17:14.800
‫در آخرین لحظات زندگی‌شون
‫چه احساسی داشتن...

17:15.280 --> 17:16.880
‫وقتی این اتفاق افتاده

17:21.840 --> 17:23.480
‫درست مثل ویلما مک‌کن...

17:24.000 --> 17:28.240
‫جسد نزدیک منطقه‌ی قرمز
‫چپلتاون پیدا شده بود...

17:29.880 --> 17:32.520
‫فاصله‌ی کوتاهی تا گایتی داشت

17:38.760 --> 17:42.240
گایتی یکی از اون
ناهنجاری‌های عجیبی بود

17:42.320 --> 17:43.480
که هر شهری داره

17:43.560 --> 17:45.920
و به نظر می‌رسه
ویژگی اصلی اون اینه که

17:46.000 --> 17:48.760
که رقص برهنه، از ساعات
گرگ‌ومیش تا سحر ادامه داشت

17:49.240 --> 17:52.040
نه فقط رقص برهنه، بلکه حرف از آدم‌هایی هست
که با شلاق سر و کار داشتن

17:52.120 --> 17:53.320
و خدا می دونه که دیگه چه خبر بود

17:54.160 --> 17:56.160
مشخصا محل تجمع افرادی بود

17:56.240 --> 17:58.960
که به این چیزها علاقه داشتن

18:01.320 --> 18:03.960
پس بدیهی‌ـه که
فاحشه‌ها رو جذب خودش کنه

18:06.886 --> 18:10.726
‫به تدریج، مشخص شد که امیلی جکسون...

18:11.446 --> 18:13.606
‫به عنوان یه فاحشه فعالیت داشته

18:15.326 --> 18:18.366
‫همیشه از ون خونواده استفاده میکرده...

18:19.406 --> 18:24.926
‫به لیدز میرفته و
‫ازش به عنوان وسیله کار استفاده میکرده

18:26.326 --> 18:29.246
‫یه بچه‌ی کوچیک و شوهر داشته...

18:29.326 --> 18:32.446
‫که در خطر اعلام ورشکستگی
‫و پیگیری قانونی قرار داشته...

18:32.526 --> 18:34.766
‫و مجبور بودن یه جوری پول دربیارن

18:39.006 --> 18:44.086
‫پلیس اومد دم در و در مورد مامانم بهم گفت

18:46.566 --> 18:49.966
‫و هفده و نیم سالگی برام خیلی تازگی داشت

18:51.046 --> 18:53.046
‫و...

18:57.686 --> 18:59.526
‫متوجه نبودم مسئله چقدر جدیه

19:02.686 --> 19:07.526
‫و اینطوری بود که فهمیدم
‫چه کار میکرده

19:09.526 --> 19:11.806
‫ضربه شدیدی بهم وارد شد

19:13.926 --> 19:17.126
‫ازم خواستن برم مامانم رو شناسایی کنم

19:17.966 --> 19:21.686
‫ملافه رو از روی صورتش
‫کشیدن تا شناساییش کنم

19:24.926 --> 19:28.726
‫بهم گفتن چه جراحاتی بهش وارد شده

19:28.806 --> 19:32.126
‫و 56 ضربه چاقو خورده بود

19:38.886 --> 19:41.406
‫وقتی جسد در سردخونه بررسی شد...

19:41.966 --> 19:46.286
‫دو شکستگی مشخص و دایروی...

19:46.566 --> 19:48.646
‫در پشت جمجمه به چشم می‌خورد...

19:48.846 --> 19:50.086
‫با دقت زیاد ضربه خورده بود

19:52.846 --> 19:56.126
‫پس از نظر آسیب‌شناس جرم‌شناسی...

19:56.646 --> 19:59.926
‫اینجا بود که شباهت...

20:01.606 --> 20:04.206
‫با ویلما مک‌کن آشکار شد

20:09.686 --> 20:12.126
‫ارتباطی با قتلهای قبلی در لیدز داره؟

20:13.126 --> 20:14.846
‫خب، شباهت‌های زیادی...

20:14.926 --> 20:17.166
‫بین این قتل و قتل ویلما مک‌کن وجود داره...

20:17.246 --> 20:19.566
‫که در 29 اکتبر اتفاق افتاده

20:20.726 --> 20:22.966
‫و داریم احتمالات رو بررسی میکنیم

20:23.046 --> 20:25.726
‫از وقتی جسد خانم جکسون اینجا پیدا شد...

20:25.806 --> 20:29.726
‫و از وقتی قتلش با ویلما مک‌کن
‫در اکتبر گذشته ربط پیدا کرد...

20:29.806 --> 20:32.446
‫فاحشه‌های لیدز با ترس‌ولرز بیرون میان

20:33.046 --> 20:35.686
‫در هفته‌ی گذشته نظرتونو...

20:35.766 --> 20:37.766
‫در مورد مردی که دنبالشین تغییر دادین؟

20:37.846 --> 20:41.886
‫نه، کاملا مطمئنیم
‫که این مرد از فاحشه‌ها متنفره

20:44.846 --> 20:48.086
‫بخشی از جراحاتها شکل صلیب بودن...

20:49.846 --> 20:52.006
‫بقیه گرد

20:53.326 --> 20:56.086
‫بلافاصله این احتمال بوجود اومد...

20:56.166 --> 20:59.406
‫که آلت قتل یه پیچ‌گوشی فیلیپس بوده...

20:59.486 --> 21:01.526
‫به جای اینکه یه چاقو باشه

21:03.646 --> 21:05.166
‫علاوه بر این...

21:05.246 --> 21:09.726
‫یه جور ردپای مشخص...

21:11.246 --> 21:13.966
‫یه چکمه که روی یکی
‫از رانهای قربانی وجود داشت

21:14.046 --> 21:15.286
‫اندازه‌ی کفش...

21:17.086 --> 21:22.206
‫هفت بود، که برای یه مرد کوچیکه

21:22.286 --> 21:24.246
‫پس، سرنخ خوبی بود

21:25.526 --> 21:28.486
‫در اون زمان نشون داد
‫وضعیت روانیش چطوریه

21:30.086 --> 21:31.566
‫هیچ دلیلی...

21:32.046 --> 21:36.606
‫برای مهاجم وجود نداشت
‫که ران یه خانم رو لگد کنه

21:36.686 --> 21:39.366
‫به اندازه کافی کار انجام شده

21:40.846 --> 21:41.966
‫کشتن قربانی کافی نبوده

21:42.806 --> 21:45.166
‫باید تنفرش رو هم نشون میداده

21:47.886 --> 21:48.726
‫خب...

21:50.006 --> 21:50.846
‫چرا؟

21:54.646 --> 21:58.046
‫نرم، جذاب، بادوام...

21:58.486 --> 21:59.846
‫و آسان تمیز میشه...

21:59.926 --> 22:02.446
‫مخمل یه ماده‌ی گرون‌قیمته

22:07.886 --> 22:12.646
‫یورکشایر غربی، از جنگ
‫دوم جهانی به بعد، و احتمالا قبل از اون...

22:12.726 --> 22:14.806
‫نیروگاه انگلیس بود

22:16.966 --> 22:19.086
‫در لیدز قطارها ساخته می‌شدن

22:21.326 --> 22:24.606
‫بردفورد پایتخت نساجی دنیا بود

22:26.246 --> 22:30.806
‫از روی سیم وارد حلقه میشه
‫از حلقه به تیغه میرسه

22:30.886 --> 22:35.086
‫برش، برش، برش

22:36.006 --> 22:39.006
‫آسیاب‌ها در 24 ساعت روز
‫از حرکت بازنمی‌ایستادن

22:40.166 --> 22:41.446
‫ثروت عظیمی وجود داشت

22:46.486 --> 22:49.646
‫تا دهه‌ی هفتاد، رکود شروع شده بود

22:52.126 --> 22:56.206
‫به خاطر واردات خارجی
‫صنایع سنگین شروع به از هم پاشی کردن

22:56.286 --> 22:59.446
‫به خاطر واردات خارجی
‫نساجی هم از بین رفت

23:00.486 --> 23:03.566
‫مشخص بود که قرار نیست زیاد دوام بیارن

23:04.246 --> 23:06.966
‫بریتانیا انقلاب صنعتی رو اورده بود...

23:07.446 --> 23:11.886
‫و حالا اولین کشوریه که
‫از بیماری عصر پسا صنعتی رنج می‌بره

23:11.966 --> 23:13.246
‫با افزایش بیکاری...

23:13.326 --> 23:16.166
‫تعداد فرصتهای شغلی
‫به نصف رسیده...

23:17.806 --> 23:19.926
‫برای بسیاری از افراد مایه‌ی شکست بود

23:20.406 --> 23:24.526
‫زنانی که در چپلتاون تن‌فروشی میکردن
‫آدمهای سرسختی بودن...

23:24.606 --> 23:26.206
‫که گرفتار روزگار سختی شده بودن

23:29.446 --> 23:32.526
‫افرادی که پول داشتن از
‫این منطقه بیرون می‌رفتن...

23:32.606 --> 23:34.166
‫به لندن برمیگشتن

23:34.446 --> 23:36.166
‫جیب‌های پر از پول

23:38.446 --> 23:40.286
‫واقعا آغاز یک پایان بود

23:43.126 --> 23:48.326
‫عصربخیر، علیاحضرت، ملکه از
‫من دعوت کردن دولتی تشکیل بدم...

23:48.406 --> 23:50.846
‫و من این دعوت رو پذیرفتم

23:52.126 --> 23:54.446
‫مردم در این منطقه به شدت حس میکردن...

23:54.526 --> 23:57.486
‫که دولت مرکزی لندن نمیخواست بدونه

24:01.006 --> 24:02.206
‫مراقب خودشون بودن

24:11.406 --> 24:14.166
‫فکر کنم جیمز باند بود که گفت...

24:14.246 --> 24:16.726
‫یه بار اتفاقیه، دو بار شانسیه...

24:16.806 --> 24:19.566
‫اما سه بار، کار دشمنه

24:29.926 --> 24:34.006
‫هویت جسد آیرین ریچاردسون 28 ساله‌س

24:34.726 --> 24:36.366
‫آیرین ریچاردسون رو...

24:37.286 --> 24:42.926
‫یکی که سگش رو برای گردش در
‫صبح یکشنبه به روندهی پارک برده بود پیدا کرد

24:44.926 --> 24:48.606
‫صورت تا حدی رو به زمین بود...

24:52.726 --> 24:54.806
‫پاهاش رو به خیابون...

24:55.526 --> 24:57.646
‫و سرش پشت به خیابون

24:59.566 --> 25:05.446
‫چکمه‌هاش با دقت خاصی
‫روی پشت پاهاش گذاشته شده بودن

25:07.326 --> 25:09.766
‫کیف دستیش کنارش بود...

25:10.166 --> 25:13.646
‫و محتویات کیف دستی
‫کنار کیف ریخته بود...

25:13.726 --> 25:16.846
‫اما نه تنها از کیف بیرون ریخته شده بودن...

25:17.126 --> 25:19.446
‫بلکه به دقت چیده شده بودن

25:21.766 --> 25:25.086
‫حالا یک الگوی مشخص در حال شکل‌گیری بود...

25:25.446 --> 25:26.846
‫از ضرب‌وشتم...

25:26.926 --> 25:27.926
‫قتل...

25:28.006 --> 25:29.406
‫قطع عضو

25:30.806 --> 25:32.766
‫هیچ مدرکی از...

25:33.286 --> 25:34.526
‫تجاوز جنسی وجود نداشت

25:35.286 --> 25:37.766
‫هیچ مدرکی از اسپرم هم نبود

25:39.566 --> 25:42.886
‫و بعدش تمام اثراتش رو نشون داد

25:43.926 --> 25:46.006
‫شباهت‌هایی وجود داشتن

25:46.926 --> 25:50.966
‫این بار شکی وجود نداشت
‫که با یه قاتل زنجیره‌ای روبه‌رواییم

25:55.086 --> 25:58.286
‫چیزی که دنبالشین جلب کردن توجه‌س...

25:58.366 --> 25:59.566
‫عنوان چشمگیر...

25:59.646 --> 26:01.966
‫که مردم رو به خودش جذب کنه

26:02.046 --> 26:06.926
‫اگه بتونیم این عنوان
‫رو به این قتلهای وحشیانه نسبت بدیم...

26:07.006 --> 26:10.766
‫خب، مردم واقعا
‫شروع میکنن به خوندنش، نه؟

26:11.406 --> 26:14.846
‫پس، دنبال یه دست‌آویز هستین. خب، قصاب

26:15.206 --> 26:18.686
‫چون شباهتی وجود داره...

26:18.766 --> 26:20.846
‫به قتلهای وایتچپل در دهه 1880

26:23.326 --> 26:27.486
‫هیچکس به طور کامل ثابت نکرد
‫که جک قصاب کی بوده

26:27.566 --> 26:29.726
‫در شرق لندن فعالیت داشته

26:30.646 --> 26:34.486
‫همون جراحات،
‫همون نوع زنها

26:35.486 --> 26:39.406
‫مردم تقریبا بلافاصله
‫جذب این ایده شدن...

26:39.846 --> 26:44.686
‫که قاتل افسانه‌ای
‫دوران ویکتوریا دوباره ظهور کرده

26:45.126 --> 26:46.966
‫و اینجا در یورکشایره

27:01.686 --> 27:03.206
‫در طول اون دوره...

27:03.486 --> 27:07.926
‫دنیس هوبان ترفیع گرفت
‫و تحقیقات رو رها کرد

27:08.366 --> 27:11.926
‫و جیم هابسون که
‫معاونش در لیدز بود...

27:12.406 --> 27:14.366
‫به جای اون قرار گرفت

27:15.046 --> 27:19.406
‫خب، در نظر داشته باشین که
‫احتمالا دو قتل قبلی که در لیدز اتفاق افتادن...

27:19.486 --> 27:21.326
‫هنوز حل نشدن

27:21.846 --> 27:24.566
‫شباهت‌های بسیاری بین این دو وجود داره...

27:24.806 --> 27:26.446
‫اما سعی میکنم ذهنم رو باز نگه دارم

27:26.526 --> 27:29.606
‫این زن زندگی آبرومندانه‌ای داشته...

27:30.006 --> 27:32.406
‫تا ده روز قبل از اینکه با مرگش روبه‌رو بشه

27:32.926 --> 27:37.646
‫بعدش به نظر میاد که جایگاه‌شو از دست داده
‫و آواره‌ی خیابونها شده

27:37.966 --> 27:40.286
‫و ممکنه سوار ماشین یه نفر شده باشه...

27:40.566 --> 27:42.846
‫و شاید مرتکب تن‌فروشی شده باشه

27:43.646 --> 27:47.046
‫جیم هابسون یه پلیس سنتی
‫با حس ششم بسیار قوی بود

27:48.926 --> 27:52.046
‫یه افسر پلیس بسیار توانا و کارکشته بود...

27:52.126 --> 27:54.086
‫که میدونستی کار رو به نتیجه میرسونه

27:55.766 --> 27:58.926
‫اما نیروی پلیس میشه گفت...

27:59.406 --> 28:00.886
‫دچار یه جور بی‌نظمی بود

28:03.046 --> 28:05.166
‫هیچکس نمیدونست پس فردا...

28:05.246 --> 28:06.966
‫کی رییس میشه

28:10.086 --> 28:14.886
‫در 1971، از نیروی دریایی مرخصی گرفته بودم

28:15.446 --> 28:19.286
‫در مرکز بردفورد داشتم گشت میزدم...

28:19.926 --> 28:21.686
‫و خیلی حوصله‌م سررفته بود

28:22.926 --> 28:27.126
‫و به یه تابلوی تبلیغاتی پلیس برخوردم

28:27.446 --> 28:30.566
‫نوشته بود به پلیس بردفورد ملحق بشین

28:30.886 --> 28:32.206
‫حوصله‌تون سر نمیره

28:33.126 --> 28:35.286
‫و همین کار رو کردم و حوصله‌م سر نرفت

28:37.286 --> 28:40.126
‫معدنچی زغال‌سنگ در هادرزفیلد بود...

28:40.606 --> 28:43.766
‫و چند سالی میشد
‫که با همسرم قرار میذاشتم...

28:43.846 --> 28:47.006
‫وقتی بیست سالم شد گفت،
‫باید یه شغل آبرومند پیدا کنی

28:47.846 --> 28:49.006
‫منم به پلیس پیوستم

28:51.326 --> 28:55.286
‫احتمالا یکصد نیروی
‫پلیس در سرتاسر این کشور وجود داشتن

28:55.526 --> 28:59.366
‫شهرهای بزرگ، لیدز، منچستر، بیرمنگام...

28:59.446 --> 29:01.446
‫نیروی پلیس خودشونو داشتن

29:01.566 --> 29:04.126
‫اما شهرستان‌ها، شهرهای کوچیک...

29:04.206 --> 29:06.006
‫هادرزفیلد، بارنزلی...

29:06.086 --> 29:11.046
‫دیوزبری، ویکفیلد، هالیفکس،
‫همه نیروهای کوچیک خودشونو داشتن

29:12.046 --> 29:15.406
‫و این شهرها از نظر کارآگاهان...

29:15.806 --> 29:18.646
‫سرسخت‌تر بودن و مصاحبه‌های سخت‌تری داشتیم

29:20.046 --> 29:22.606
‫فکر کنم خیلی کله گنده بودیم...

29:22.686 --> 29:25.846
‫چون ما پلیس شهری ویژه بودیم...

29:25.926 --> 29:30.526
‫و پلیس روستا رو یه مشت
‫خرسوار و شلغم جمع‌کن...

29:31.686 --> 29:33.966
‫در کل کشاورز میدونستیم

29:36.846 --> 29:38.846
‫بهمون میگفتن خلبانهای شهری

29:40.406 --> 29:41.286
‫قبلا میگفتن...

29:41.366 --> 29:45.006
‫یه پلیس لیدز رو از اینجا میشناسی
‫که با گوشه‌ی دهنش حرف میزنه

29:45.086 --> 29:48.446
‫اینطوری حرف میزنن. از این جور حرفها

29:49.166 --> 29:51.406
‫میگفتن، و همیشه پول زیادی دارن

29:53.006 --> 29:55.446
‫میدونی، یه آپارتمان در ماربلا گرفتم

29:55.886 --> 29:57.366
‫قربان، خیلی خوبه

30:00.486 --> 30:03.486
‫تا سال 74، بخشداری‌ها کوچیک...

30:03.726 --> 30:08.286
‫لیدز سیتی، بردفورد سیتی
‫با شهرستان ادغام شدن

30:09.166 --> 30:12.806
‫به نظرم نیروی بزرگتر بیشتر فاصله گرفت

30:12.886 --> 30:14.406
‫افسران جابه‌جا شدن

30:14.486 --> 30:17.766
‫و بنابراین آگاهی و نزدیکی به مردم...

30:18.286 --> 30:21.526
‫شناخت مجرمان، شناخت
‫فاحشه‌های منطقه...

30:21.606 --> 30:24.006
‫شناخت خبرچین‌هایی که
‫اطلاعات رو بهشون میدادن...

30:24.086 --> 30:26.366
‫با این ادغام تا حد زیادی از بین رفت

30:29.046 --> 30:33.206
‫و حالا برای اولین بار
‫یه قاتل زنجیره‌ای مونده بود روی دستمون

30:44.326 --> 30:48.286
‫در اون روزگار، پلیس بودن
‫یه جور زندگی بود نه کار

30:49.126 --> 30:52.846
‫پس تمام نیروی پلیس، ناامید،
‫نگران و مضطرب بود...

30:52.926 --> 30:54.366
‫چون نمیتونستن حلش کنن

30:56.646 --> 31:00.646
‫سه قتل در یه منطقه، با شرایط مشابه...

31:00.726 --> 31:02.286
‫جسد به شکل مشابهی رها شده

31:04.086 --> 31:06.846
‫تنها چیزی که پیدا کردن رد لاستیک بود

31:10.246 --> 31:14.366
‫رد لاستیکهای متنوعی وجود داشت
‫که نظر پلیس رو به خودش جلب کرد

31:16.966 --> 31:21.366
‫اما ده‌ها هزار ماشین ممکن بود
‫با اون لاستیکها جور دربیان

31:25.766 --> 31:28.646
‫پس، تحقیقات سخته

31:29.486 --> 31:31.646
‫یه عکس از رد لاستیک میگیری

31:31.726 --> 31:33.846
‫یه قالب گچی از رد لاستیک تهیه میکنی

31:35.526 --> 31:39.606
‫هزاران کار برای
‫گرفتن رد این افراد انجام شد

31:40.446 --> 31:43.486
‫از طرفی میخوای طرف نفهمه...

31:43.766 --> 31:45.726
‫که داری به لاستیک‌هاش نگاه میکنی...

31:45.806 --> 31:48.086
‫چون معلومه که لاستیکها رو عوض میکنن

31:50.686 --> 31:53.926
‫پس چه جور تصویری تونستین بسازین؟

31:54.006 --> 31:56.646
‫خب، شکی نیست
‫که یه آدم خشنه

31:57.006 --> 32:00.286
‫شاید یه مرد 25 تا 35 ساله باشه

32:00.606 --> 32:02.766
‫یه مرد عادی توی خیابون...

32:03.046 --> 32:06.726
‫که بدون شک اطراف خیابون تمپل تاون پرسه میزنه...

32:06.806 --> 32:09.086
‫و از زنها میخواد سوار ماشینش بشن...

32:10.206 --> 32:13.726
‫به نظر جیم هابسون طرف
‫حتما یه جور وسیله داشت

32:13.806 --> 32:16.126
‫میگفت بیاین چندین گروه
‫رو به چپلتاون بفرستیم...

32:16.646 --> 32:21.806
‫تا پلاک ماشینهایی که
‫در اون زمان مشخص اونجا بودن رو بردارن

32:25.566 --> 32:27.926
‫کلی نیروی پلیس در حال...

32:28.006 --> 32:31.326
‫برداشتن پلاکها شدن...

32:32.126 --> 32:34.086
‫در ماشینهای تک سرنشینه

32:35.166 --> 32:36.446
‫فکر کنم...

32:37.206 --> 32:38.366
‫خبر داشت...

32:39.366 --> 32:43.246
‫که توجه پلیس زیاد شده بود

32:56.486 --> 32:59.646
‫از دون به یورکشایر منتقل شدم

33:01.446 --> 33:04.206
‫ترفیع گرفتم و شدم کارآگاه ارشد

33:04.846 --> 33:07.926
‫میگفتن این عوضی کورنوالی کیه دیگه؟

33:08.926 --> 33:10.326
‫اهل کورنوال نبودم...

33:11.126 --> 33:12.646
‫و عوضی هم نبودم

33:17.486 --> 33:19.246
‫یادمه...

33:19.326 --> 33:21.606
‫با خونواده در یورکشایر دیلز بودم

33:22.526 --> 33:23.686
‫از ویکفیلد...

33:24.726 --> 33:27.646
‫اومدن خونه و تلفن زنگ خورد

33:32.086 --> 33:34.086
‫قصاب یه قتل انجام داده

33:36.326 --> 33:39.046
‫در آپارتمان همکف خودش در بردفورد...

33:39.126 --> 33:41.486
‫جسد پاتریشیا اتکینسون 33 ساله کشف شد...

33:46.526 --> 33:50.286
‫یه سری قتلهای جدی داشتیم
‫که در لیدز اتفاق افتادن...

33:50.806 --> 33:53.086
‫و حالا یکی هم در بردفورد داشتیم

33:57.206 --> 33:58.886
‫امروز، تعداد افسران پلیس...

33:58.966 --> 34:00.966
‫که دنبال قاتل پاتریشیا اتکینسون هستن...

34:01.046 --> 34:03.406
‫که آخرین بار در حال ترک هتل کارلایل کمی قبل از...

34:03.486 --> 34:05.806
‫تعطیل شدنش در شنبه شب دیده شده...

34:05.886 --> 34:07.286
‫دو برابر شده و به صد نفر سیده

34:07.926 --> 34:09.326
‫یه فاحشه بود

34:10.686 --> 34:15.006
‫قتل فاحشه یه جور قتل خاصه

34:16.446 --> 34:18.486
‫بیشتر قتلهایی که باهاشون سروکار داری...

34:18.846 --> 34:21.566
‫افرادی هستن که به دست آشنایان به قتل رسیدن

34:21.846 --> 34:23.486
‫وقتی با قتلی روبه‌رو هستین...

34:23.806 --> 34:26.046
‫که از همون اول کاملا مشخصه...

34:26.126 --> 34:28.406
‫به دست کسی کشته شدن
‫که اونا رو نمی‌شناخته...

34:28.486 --> 34:31.286
‫اونوقت تحقیقات خیلی سخت‌تر میشه

34:33.526 --> 34:37.086
‫چهارمین زن کشته شده
‫در شعاع 20 کیلومتری...

34:37.166 --> 34:38.766
‫در هجده ماه گذشته بوده...

34:38.846 --> 34:42.366
‫و از کارآگاه ارشد جان دومیل پرسیدم،
‫که آیا به نظرش...

34:42.446 --> 34:44.406
‫ارتباطی بین مرگ اون...

34:44.486 --> 34:46.486
‫و سه قتل حل نشده‌ی دیگه وجود داره یا نه

34:46.566 --> 34:50.046
‫- قتل وحشیانه‌ای بوده، نه؟
‫- بله، بسیار وحشیانه بوده

34:50.126 --> 34:52.966
‫ممکنه مردی که دنبالشین یه روانی باشه؟

34:53.046 --> 34:54.246
‫کاملا امکانش هست

34:54.326 --> 34:58.846
‫متوجه شدم که یه تیکه‌ی بزرگ
‫از من کندن و قراره از نزدیک...

34:58.926 --> 35:00.246
‫منو زیرنظر بگیرن و دنبالش رفتم

35:00.566 --> 35:02.286
‫دنبال چه سرنخ‌هایی هستین؟

35:02.366 --> 35:06.206
‫خب، افرادی در این منطقه هستن که میدونم...

35:06.286 --> 35:07.886
‫این خانم رو میشناختن

35:08.326 --> 35:09.726
‫خاطراتش رو دارم

35:10.366 --> 35:13.446
‫و افراد زیادی رو لیست میکنه،
‫اسامی زیادی وجود داره...

35:13.806 --> 35:15.886
‫مایلم تمام اون افراد رو ببینم

35:15.966 --> 35:18.006
‫شروع میکنم به بازپرسی برای پیدا کردنشون

35:18.486 --> 35:21.086
‫و به نظرم شاید برای
‫برخی از افراد مفید باشه...

35:21.166 --> 35:23.046
‫اگه بیان و منو ببینن...

35:23.126 --> 35:26.806
‫به جای اینکه من برم در مورد
‫حقایقی که میدونم پرس‌وجو کنم

35:36.326 --> 35:38.806
‫شنیدن قتل پاتریشیا...

35:39.366 --> 35:41.046
‫بلافاصله طنین‌انداز شد

35:43.726 --> 35:47.246
‫یکم پایینتر توی همین خیابون میرفتم کلاس رقص...

35:47.326 --> 35:49.286
‫پس دقیقا میدونستم آپارتمانش کجاست

35:50.806 --> 35:52.646
‫میدونستم منطقه‌ایه که...

35:52.726 --> 35:56.886
‫پر از آپارتمانهای تک‌خوابه‌ی قدیمی و متروکه‌س

35:58.646 --> 36:02.766
‫و آسیب‌پذیری پاتریشیا
‫ضربه‌ی سختی برام بود

36:03.926 --> 36:04.806
‫ناگهان...

36:05.086 --> 36:09.526
‫از نظر شخصی برام مهمتر شد

36:12.406 --> 36:16.286
‫این اتفاق دیروقت
‫در یه دشت ساده نیافتاده

36:16.566 --> 36:18.926
‫کسی وارد آپارتمانها شده...

36:19.246 --> 36:20.646
‫و رفته داخل اتاق یکی

36:24.766 --> 36:29.766
‫حتما توی چشمهای قاتل نگاه کرده
‫و خیال کرده در امانه

36:30.846 --> 36:33.046
‫و کسی رو دعوت کرده...

36:33.526 --> 36:37.286
‫که اونو در خلوت اطرافش بکشه

36:43.166 --> 36:44.566
‫پاتریشیا اتکینسون...

36:44.966 --> 36:48.086
‫اولین قربانی بود
‫که در آپارتمانش کشته شد

36:50.246 --> 36:53.686
‫رد چکمه و پا در خون دیده میشد...

36:54.126 --> 36:56.566
‫رو فرش به سمت در ورودی

36:56.646 --> 36:59.846
‫و از روی پراکندگی ردپاها میشه فهمید...

37:00.286 --> 37:04.046
‫که هر کسی این کار رو کرده به سمت در رفته...

37:04.486 --> 37:10.286
‫به همه چی نگاه کرده
‫و برگشته و جای جسد رو عوض کرده

37:11.446 --> 37:14.526
‫ردپاها با ردپای باقیمونده
‫در قتل امیلی جکسون جور در می‌اومد

37:14.606 --> 37:16.926
‫امیلی جکسون، مادر سه فرزند

37:21.619 --> 37:24.419
‫اما چنان تعداد این چکمه‌ها زیاد بود...

37:24.499 --> 37:27.419
‫که تصمیم گرفتن...

37:27.499 --> 37:31.859
‫فایده چندانی نداره این
‫سرنخ رو پی بگیرن

37:36.979 --> 37:41.139
‫فهمیدن اینکه زنی
‫با چنین شرایط وحشتناکی مرده...

37:41.579 --> 37:42.939
‫باعث شد بفهمم که...

37:43.019 --> 37:45.299
‫از اتفاقهای اطرافم هیچی نمیدونستم

37:45.379 --> 37:50.219
‫یه دختر ساده، منزوی،
‫خوش‌شانس و جوون بودم

37:50.779 --> 37:53.099
‫و احتمالا اولین باری بود که با خودم گفتم...

37:53.179 --> 37:57.419
‫باید بدونم زنها چطور زندگی میکنن
‫و فقر چه تاثیری روشون میذاره

37:58.779 --> 38:01.059
‫میخواستم یه گزارشگر بشم

38:09.099 --> 38:13.499
‫داشتم در هجده سالگی
‫به دورانی پر از امید میرسیدم

38:14.899 --> 38:16.579
‫میخواستم دنیا رو عوض کنم

38:18.459 --> 38:21.339
‫وقتی رفتم توی روزنامه کار کنم، خیلی ناامید شدم...

38:21.619 --> 38:23.979
‫چون خیلی طبقه‌بندی شده بودیم

38:25.419 --> 38:30.299
‫از عروسی‌های مجلل و جلسات زنان
‫و نمایشگاه‌های گل گزارش تهیه میکردیم

38:31.939 --> 38:35.019
‫مردها روی جرائم کار میکردن
‫مردها داستانهای جالب رو دنبال میکردن

38:36.299 --> 38:40.059
‫همون موقع بذرهای شک و تردید...

38:40.139 --> 38:42.899
‫در مورد برداشتی که از
‫این نوع زنها میشد کاشته شد

38:45.819 --> 38:49.019
‫رسانه‌ها و پلیس نتیجه گرفته بودن...

38:49.499 --> 38:53.099
‫که این مرد از فاحشه‌ها متنفر بوده

38:55.459 --> 39:01.219
‫توصیفی که در ذهن شما گذاشته میشه
‫اینه که اگه چنین زنی نباشین...

39:01.299 --> 39:04.539
‫که دوست‌پسر‌های زیادی داره،
مشکلی ندارین

39:17.859 --> 39:21.219
‫این لحظه‌ای بود
‫که همه چیز تغییر کرد

39:23.499 --> 39:26.379
‫در یه سطح کاملا متفاوت بود

39:31.059 --> 39:32.179
‫جین مکدونالد...

39:33.699 --> 39:34.939
‫شونزده ساله...

39:36.179 --> 39:37.699
‫یه قتل بسیار غم‌انگیز

39:40.339 --> 39:41.979
‫جسد جین...

39:42.059 --> 39:44.499
‫در این زمین بازی پرماجرا
‫در خیابون رجینالد پید شد

39:45.019 --> 39:47.779
‫اما پلیس نتیجه گرفته
‫که اینجا کشته نشده

39:48.419 --> 39:50.859
‫از علائم روی چمن میتونن بگن...

39:50.939 --> 39:54.219
‫که جسد بعد از قتل به اینجا کشیده شده

39:54.859 --> 39:57.139
‫وقتی رفتم تو یه راست به پلیس گفتم...

39:57.219 --> 40:00.779
‫قبل از اینکه حرفی بزنن، گفتم
‫جین مرده، نه؟

40:02.299 --> 40:06.219
‫اونا یکم عقب رو نگاه کردن و...

40:06.819 --> 40:10.499
‫اما فکر میکردم به خاطر کارهاییه که جوونها میکنن

40:11.019 --> 40:15.219
‫دوستاش راضیش کردن با پسرها
‫حرف بزنه و سوار ماشین شدن و تصادف کردن

40:15.299 --> 40:17.419
‫بدترین چیزی که تونستم بهش فکر کنم همین بود

40:18.099 --> 40:19.979
‫- تو...
‫- اصلا به فکر قتل نیافتادم

40:20.499 --> 40:21.419
‫در مورد جین نه

40:24.819 --> 40:26.659
‫برخلاف چهار قربانی قبلی...

40:26.739 --> 40:28.419
‫جین فاحشه نبود

40:28.499 --> 40:30.939
‫در خونه زندگی میکرد
‫و در فروشگاه کار میکرد

40:31.019 --> 40:34.979
‫اما چون دیروقت و تنها
‫در چپلتاون به خونه می‌رفته...

40:35.059 --> 40:38.499
‫پلیس باور داره که قصاب
‫خیال کرده اون فاحشه‌س

40:38.579 --> 40:40.619
‫حالا میترسم برای خرید...

40:40.699 --> 40:42.019
‫نزدیک چپلتاون بشم

40:42.099 --> 40:43.099
‫خیلی ترسناکه

40:43.179 --> 40:45.379
‫نباید بذاری بچه‌هات بیرون بازی کنن

40:45.459 --> 40:46.979
‫نظر عمومی چیه؟

40:47.059 --> 40:50.619
‫مردم اینجا خیال میکنن
‫یه نفر مسئول تمام این قتلهاست؟

40:50.699 --> 40:53.979
‫نمیدونیم، چون جین مثل بقیه نبود

40:54.379 --> 40:56.739
‫اصلا مثل اونا نبود.
‫جز دارودسته‌ی اونا نبود

40:57.179 --> 40:59.419
‫نباید بذاری بچه‌هات برن توی خیابون

40:59.859 --> 41:03.939
‫برای چنین زن جوونی شوک‌آوره. خوشگل بود

41:04.379 --> 41:05.339
‫همین لحظه بود...

41:05.419 --> 41:08.659
‫که پلیس یورکشایر غربی
‫کمی پا پس کشید...

41:08.739 --> 41:10.859
‫چون تا اون موقع فقط...

41:10.939 --> 41:13.579
‫با زنانی سروکار داشتن
‫که سبک زندگی خاصی رو دنبال میکردن

41:15.979 --> 41:20.499
‫یه دختر کاملا معصوم،
‫از یه خونواده‌ی کاملا معمولی...

41:21.299 --> 41:22.139
‫مرده

41:22.219 --> 41:24.699
‫رفتم شناساییش کنم و...

41:28.299 --> 41:29.979
‫ناراحت شدم و...

41:34.779 --> 41:37.019
‫خب، واقعا داغون شدن...

41:37.619 --> 41:39.099
‫حالشون خیلی بده

41:39.179 --> 41:41.699
‫در حال حاضر حال شوهر خیلی بده

41:41.779 --> 41:45.659
‫و امروز صبح مجبور شدم بهش آرام‌بخش بزنم...

41:45.739 --> 41:49.339
‫چون در حالت فروپاشی عصبی کامل قرار داره

41:49.419 --> 41:52.659
‫میدونی، تحمل این مسئله
‫برای یه مرد بسیار سخته

41:58.219 --> 42:01.419
‫برای اولین بار، رسانه‌های ملی علاقه‌مند شدن

42:03.499 --> 42:05.059
‫جین زیبا بود

42:05.139 --> 42:06.539
‫شونزده سالش بود

42:06.619 --> 42:10.459
‫و مهمتر از همه، پلیس بین قتل اون...

42:10.539 --> 42:13.819
‫و قتل زنهای دیگه تمایز قائل شده بود

42:13.899 --> 42:16.379
‫بهش میگفتن اولین قربانی بیگناه

42:17.179 --> 42:20.339
‫اولین باری بود
‫که سر از صفحه‌ی اول دراورد

42:20.539 --> 42:24.019
‫ناگهان، هر اتفاقی که
‫قبلا برای فاحشه‌ها افتاده بود...

42:24.099 --> 42:26.819
‫برای یه قربانی بیگناه افتاد

42:37.539 --> 42:40.979
‫توجه بسیار زیادی به خودش جلب کرد

42:42.139 --> 42:45.739
‫مردم خودشونو به زحمت
‫مینداختن تا اطلاعات برسونن

42:48.819 --> 42:52.659
‫شکار قاتل فاحشه‌های محلی رو...

42:52.739 --> 42:55.659
‫تبدیل به یه داستان بزرگ کشوری کرد

42:57.699 --> 43:01.499
‫افراد بیشتر و بیشتری براش
‫وقت صرف کردن و روش تمرکز کردن

43:01.579 --> 43:04.819
‫تبدیل شد به موضوع شماره یک
‫عنوان شماره یک

43:06.219 --> 43:07.779
‫پس رییس میگه...

43:07.859 --> 43:10.939
‫چه کار کنم؟ نمیشه بذارم همینطوری پیش بره

43:11.019 --> 43:12.499
‫باید یه سری تغییرات بدیم

43:14.179 --> 43:17.379
‫پس جورج اولدفیلد که رییس...

43:17.819 --> 43:22.579
‫بخش جنایی یورکشایر غربی بود،
‫به عنوان بازرس ارشد این پرونده منصوب شد

43:26.659 --> 43:29.459
‫در واکنش به نارضایتی مردم...

43:29.539 --> 43:31.059
‫به خاطر رسیدگی به این پرونده...

43:31.139 --> 43:34.339
‫این هفته تیمی جدید
‫به رهبری جورج اولدفیلد به کار گرفته شدن

43:34.779 --> 43:36.579
‫قصد داشته چطوری بره خونه؟

43:37.059 --> 43:41.059
‫متوجه شدیم که قصد داشته
‫پیاده از خیابون بکت بره...

43:41.539 --> 43:45.539
‫به تقاطع خیابون بکت و هیرهیل برسه

43:45.939 --> 43:48.299
‫ترسی در نیروی پلیس ایجاد شد...

43:48.859 --> 43:52.699
‫وقتی جورج اولدفیلد ناگهانی
‫سر از صندلی ریاست دراورد

43:54.179 --> 43:56.499
‫فکر کنم عنصر غافلگیری بود...

43:56.579 --> 44:00.099
‫که ناگهان یکی سر از شهر دراورد...

44:00.179 --> 44:03.499
‫در حالی که به نظر جیم هابسون مسئول پرونده بود

44:05.419 --> 44:07.099
‫به نظر من...

44:07.179 --> 44:11.579
‫اون بهترین افسر پلیس برای
‫ریاست پلیس یورکشایر غربی نبود

44:12.499 --> 44:17.339
‫لجوج بود، یه مرد یورکشایری لجوج

44:18.179 --> 44:20.299
‫جورج رو یه مرد روستایی می‌بینن...

44:20.979 --> 44:24.259
‫که مسئول این جرائم شده،
‫که جرائم شهری هستن

44:24.899 --> 44:28.859
‫میگفتن ما خیلی بیشتر از اون
‫با قتل سروکار داشتیم

44:29.099 --> 44:30.419
‫اون چطور میخواد حلش کنه؟

44:34.339 --> 44:35.539
‫کار آسونی نیست

44:35.619 --> 44:38.019
‫باید یواش‌یواش پیش بریم

44:38.099 --> 44:39.899
‫به خونه‌ها سر بزنیم و سوال بپرسیم

44:39.979 --> 44:42.419
‫اما اگه میخوایم حلش کنیم
‫باید این کار انجام بشه

44:43.499 --> 44:44.499
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

44:44.579 --> 44:46.379
‫خونه به خونه از همه...

44:46.459 --> 44:48.859
‫در مورد قتل شنبه شب سوال میپرسیم

44:48.939 --> 44:52.739
‫اسمش جین مکدونالد بوده
‫و در خیابون اسکات هال زندگی میکرده

44:53.699 --> 44:54.739
‫میشناختیش؟

44:54.819 --> 44:56.019
‫- نه
‫- نه

44:56.539 --> 45:02.139
‫همین که 25 کارآگاه به سوالاتشون
‫در کیفلی، بردفورد و لیدز ادامه میدن...

45:02.219 --> 45:04.859
‫فهمیدن حس مردم محلی سخت نیست

45:12.259 --> 45:16.139
‫خیلی سخته برای افرادی
‫که اهل اینجا نیستن توضیح بدی...

45:16.219 --> 45:19.059
‫این اتفاق چه تاثیری روی مردم داشته

45:20.819 --> 45:23.499
‫تهدید خطرناک قصاب بسیار واقعیه

45:23.579 --> 45:26.899
‫کسانی که در منطقه حملات اون
‫زندگی میکنن در ترس همیشگی به سر میبرن

45:26.979 --> 45:28.659
‫زنان اینجا چقدر ترسیدن؟

45:28.739 --> 45:31.859
‫خیلی ترسیدن. همه
‫در موردش حرف میزنن

45:31.939 --> 45:34.179
‫فکر کنم وقتشه دستگیر بشه

45:34.259 --> 45:36.019
‫میدونی، خیلی نگران‌کننده‌س...

45:36.099 --> 45:38.979
‫برای تمام زنان آبرومندی
‫که اینجا زندگی میکنن

45:42.139 --> 45:43.899
‫زمانی که جین مکدونالد کشته شد...

45:43.979 --> 45:46.419
‫به گرفتن قاتل نزدیکتر نشده بودن...

45:46.499 --> 45:50.779
‫نسبت به زمانی که ویلما مک‌کن کشته شد

45:53.099 --> 45:57.259
‫در دهه 1970، هر گونه شناسایی...

45:57.739 --> 45:59.539
‫روی خون و مایعات بدن...

45:59.859 --> 46:02.179
‫براساس گروه خونی انجام میشد

46:03.139 --> 46:07.659
‫بیش از 50 درصد مردم از گروه خونی او هستن

46:08.019 --> 46:10.339
‫گروه خونی رایج بعدی آست...

46:11.419 --> 46:12.619
‫و بعد ب...

46:13.699 --> 46:14.939
‫بعدش آ ب

46:16.899 --> 46:19.179
‫شصت میلیون نفر در این کشور دارین...

46:19.259 --> 46:21.339
‫پس دایره‌ی جستجو بسیار بزرگه

46:23.059 --> 46:27.419
‫و البته در تمام این موارد
‫نه از اسپرم خبری بود و نه از بزاق

46:27.899 --> 46:30.699
‫پس، اصلا هیچی برای ادامه دادن وجود نداشت

46:33.939 --> 46:37.659
‫متوجهم که چرا پلیس
‫خیلی درمونده شده بود

46:42.059 --> 46:45.499
‫واکنش پلیس این بود که...

46:45.579 --> 46:49.139
‫کارهایی رو بکنن که
‫نشون بده میخوان این مرد رو بگیرن

46:49.219 --> 46:55.779
‫پس برای اولین بار، یه نامه در روزنامه
‫یورکشایر ایونینگ خطاب به اون دیدیم

47:03.339 --> 47:04.979
‫تا الان پنج نفر رو کشتی

47:08.019 --> 47:11.899
‫در کمتر از دو سال پنج زن
‫رو در لیدز و بردفورد قصابی کردی

47:15.899 --> 47:20.019
‫به باور همه انگیزه‌ت تنفر
‫وحشتناک از فاحشه‌هاست

47:23.019 --> 47:27.059
‫تنفری که باعث میشه
‫بخوای قربانی‌هاتو خرد و سلاخی کنی

47:29.859 --> 47:33.899
‫اما در نهایت این اشتیاق بیمارگونه
‫در یکشنبه به بیراهه رفت

47:34.299 --> 47:37.259
‫یه دختر شونزده ساله‌ی بیگناه...

47:37.339 --> 47:41.419
‫یه دختر شاد، محترم و از طبقه‌ی کارگر...

47:41.499 --> 47:44.419
‫از یه خونواده‌ی نجیب در لیدز
‫سر راه تو قرار گرفت

47:47.299 --> 47:48.659
‫دیروز چه حسی داشتی...

47:48.739 --> 47:52.539
‫وقتی فهمیدی جنگ مقدس و خونینت
‫علیه ولگردان خیابونی...

47:52.619 --> 47:54.659
‫تا این حد به خطا پیش رفته...

47:54.739 --> 47:58.979
‫که چاقوی انتقام‌خواه تو
‫یه قربانی بیگناه رو هدف بگیره؟

47:59.659 --> 48:02.339
‫شکی نیست که بیمار روانی هستی...

48:02.859 --> 48:05.259
‫باید مقداری پشیمونی...

48:05.339 --> 48:09.459
‫به خاطر آلوده شدن دستت
‫به خون جین در خودت حس کنی

48:15.979 --> 48:18.219
‫به نظرتون قصاب دوباره حمله میکنه؟

48:18.299 --> 48:20.779
‫فکر کنم احتمالش زیاد باشه

48:20.859 --> 48:24.179
‫سوال مهم کی و کجاشه؟

48:24.899 --> 48:29.659
‫هر یکشنبه صبح که
‫تلفن زنگ میزنه میترسم و میگم...

48:30.219 --> 48:31.619
‫دوباره اتفاق افتاد؟

48:40.059 --> 48:42.899
‫در جولای 1977...

48:43.699 --> 48:48.099
‫در صدر اخبار اومد که به
‫زنی در برفورد حمله شده

48:49.499 --> 48:51.579
‫اسمش مارین لانگ بود

48:53.499 --> 48:56.939
‫به پشت سرش ضربه خورده بود

48:58.499 --> 49:01.419
‫چهار یا پنج بار چاقو خورده بود

49:03.419 --> 49:05.419
‫قصاب دوباره حمله کرده بود

49:09.859 --> 49:10.899
‫دوباره نه

49:11.899 --> 49:14.579
‫گفتم نه. دوباره نه. دیگه نه

49:17.619 --> 49:19.419
‫با این ایده آشنایی داشتیم...

49:19.499 --> 49:22.659
‫که با این مرد دربیافتی، در آخر میمیری

49:23.939 --> 49:26.899
‫هیچی از بازمونده نشنیده بودیم

49:29.739 --> 49:33.419
‫مارین لانگ اولین قربانی قصابه که زنده مونده

49:34.619 --> 49:37.019
‫بالاخره پیشرفتی حاصل شد

49:38.899 --> 49:44.859
‫زنی پیدا شد که زنده مونده
‫و میتونست در موردش حرف بزنه

49:44.883 --> 49:56.883
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

49:56.907 --> 50:08.907
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.