﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

01:47.800 --> 01:49.030
کارت تموم ـه , باکی

01:49.030 --> 01:51.040
میام سراغت باکی

01:51.040 --> 01:54.540
بمیر , باکی

01:54.540 --> 01:56.040
<i>... باکی</i>

01:56.040 --> 01:58.110
<i>... هانما باکی</i>

01:58.110 --> 02:04.080
<i>... اصلاً نمیدونم الان کجاست یا داره چیکار میکنه</i>

02:04.080 --> 02:11.590
<i>... شرایط مطمئناً بعد از اون موضوع براش سخت شد و رفت</i>

02:11.590 --> 02:13.450
<i>... باکی</i>

02:15.130 --> 02:21.120
آن پسر

02:27.570 --> 02:33.240
<i>... دفعه-ی اوّلی که دیدمش , متوجه نوعِ نگاهش شدم</i>

02:33.240 --> 02:36.650
<i> ... اون برقِ چشما برای چیزی تشنه بود</i>

02:36.650 --> 02:40.080
<i>... هیچ بچه‌ایی با این نگاه ندیدم</i>

02:40.080 --> 02:44.560
<i> . میخواستم با اون باشم , میخواستم بشناسمش</i>

02:44.560 --> 02:48.030
<i>... با اون چشمایی که داشت</i>

02:48.030 --> 02:53.120
<i>! امّا تنها کاری که کرد مبارزه کردن بود بدونِ اینکه چیزی بگه</i>

03:02.710 --> 03:06.280
. مثلِ اينکه شايعات حقيقت داشت , کيدو سان --
. آري --

03:06.280 --> 03:08.150
ولي جريان چيه !؟

03:08.150 --> 03:10.610
يه بچه-ي تنها چرا بايد بياد وسطِ اينهمه آدم !؟

03:10.610 --> 03:13.280
. انقدر حرف نزن نگا کن

03:13.280 --> 03:14.810
... چشم

03:18.620 --> 03:20.650
! او...اومد

03:33.740 --> 03:37.240
... تنهاست --
! جدي خودشُ دس بالا گرفته --

03:37.240 --> 03:39.610
!!! باکي

03:39.610 --> 03:42.310
میترسی بیای اینطرف !؟

04:08.540 --> 04:10.010
! نايتو سان

04:12.210 --> 04:13.900
! بی شرف

04:15.280 --> 04:19.510
فک کردي خيلي گردن کلفتي ؟
! ببينم با شمشيرِ من چيکار ميکني

04:22.220 --> 04:23.380
! کيتازاوا سان

04:27.220 --> 04:29.190
! کيتازاوا سان

04:29.190 --> 04:32.830
<i>! قوی بود , واقعاً قوی بود</i>

04:32.830 --> 04:37.230
<i>هرچقدر حریف قوی‌تر بود , باکی با خوشحالیِ بیشتر باهاشون مبارزه میکرد</i>

04:37.230 --> 04:40.670
<i>! حتّی اگر 100 نفر بودن</i>

04:48.250 --> 04:49.350
! پسره-ی انتر

04:49.350 --> 04:51.540
! زورش زیاده
! پس بيايد همگي بريزيم سرش

04:52.920 --> 04:54.320
. احمقا

04:56.120 --> 05:01.060
! رفقا ! رفـــقا مون

05:01.060 --> 05:05.100
اون ميدونِ که هر حلظه حداکثر 4 نفر ميتونن بهش حمله کنن

05:05.100 --> 05:09.120
...امّا کیدو سان ... اونا هم 100 نفرن که ميشه 25 تا مبارزه-ي 4 نفره

05:11.940 --> 05:13.300
... کیدو سان

05:33.620 --> 05:35.110
! گرفتیمش

05:47.910 --> 05:50.240
! داره فرار ميکنه ! بريد دنبالش

06:04.250 --> 06:06.820
کيدو سان , نبايد جلوشونُ بگيريم ؟

06:06.820 --> 06:10.660
. به اندازه کافي دندونِ عملي دارم --
. کیدو سان --

06:23.510 --> 06:25.910
! اُه اُه , بیچارش کردن

06:33.620 --> 06:36.850
هوی کره خرا ... نصفه شبی چه غلطی میکنید ؟

06:36.850 --> 06:39.650
! ای داد ! کیدو ـه --
! زود باشید فرار کنید --

06:42.660 --> 06:46.560
! از وقتِ خوابتون گذشته , بريد خونه هاتون

06:46.560 --> 06:49.090
همينطور ميخواي ولشون کني برن ؟

06:51.770 --> 06:53.700
. هوي , باکي

07:00.240 --> 07:01.580
! کيدو سان

07:02.910 --> 07:05.350
! آ , تويي حاجي --
! کيدو سان --

07:05.350 --> 07:08.510
! به خاطر حمله به پليس بازداشتي

07:15.930 --> 07:18.360
. اينم یه ملاقاتِ ديگه با دندونپزشک

07:18.360 --> 07:22.260
. بسکه به اين خون خوارا پول دادم حالم بهم خورد

07:25.240 --> 07:28.840
کيدو سان , خوبي ؟ --
. من خوبم ... بهتر از اين جسدا --

07:28.840 --> 07:31.840
... باکی ... انگار باختی

07:31.840 --> 07:36.210
...  بزار ببینم حدودِ

07:36.210 --> 07:42.020
<i> ... هیچوقت نفهمیدم دلیلِ اون نورِ چشما چیه</i>

07:42.020 --> 07:44.780
<i> ... فقط به صدمه زدن به خودش ادامه میداد</i>

07:49.690 --> 07:53.990
اي بابا , فقط 37 تا ؟

07:55.800 --> 07:59.100
. جداً تو فکرِ 50 تا بودم

08:00.140 --> 08:05.580
<i> بچه ها معمولاً دوس دارن زخمایی که از مبارزه
... میخورن به بزگترا نشون بدن</i>

08:05.580 --> 08:12.920
<i> ... حتّی میتونن برای جلبِ توجه گریه کنن</i>

08:12.920 --> 08:15.090
<i> . امّا اون نه</i>

08:15.090 --> 08:18.460
<i> . زخمی میشد , امّا هیچوقت به کسی نشون نمیداد</i>

08:18.460 --> 08:22.690
<i> شرط میبندم حتّی هیچوقت به مادرِ خودشم چیزی بروز نداده</i>

08:22.690 --> 08:27.220
... الان که فکرشُ میکنم عجب مامانِ مامانی داشت

08:40.480 --> 08:43.740
! مامان --
! گفتی مامان --

08:58.960 --> 09:01.520
. تصمیم گرفتم تمرینامُ ول کنم

09:03.230 --> 09:05.940
... میخوام به روشِ خودم انجامش بدم

09:05.940 --> 09:08.470
! دیگه بر نمیگردم به باشگاهت

09:08.470 --> 09:11.370
... حتّی اگر اونجا همه چیز بهترین باشه بازم

09:21.790 --> 09:24.620
. همینطور قوی بزرگ شو , باکی

09:27.820 --> 09:31.560
. همونطور که پدرت قبل از تو قویتر شد

09:45.010 --> 09:53.320
<i> , وقتی فهمیدم اون حاج خانوم رهبرِ گروهِ آکزاوا
!  آکزاوا اِمی بوده , واقعاً شُکه بزرگی بود</i>

09:53.320 --> 09:57.750
<i> ... و وقتی که توی اخبار دیدم به خاطرِ بیماریِ مرموزی مُرده</i>

09:57.750 --> 10:03.660
<i> , و اونم درست همون موقع ناپدید شد
! فهمیدم که کاسه‌ایی زیرِ نیم کاسست</i>

10:03.660 --> 10:08.560
<i> امّا هیچ راهی برای فهمیدنش نداشتم , چون فقط یه پلیس گشت هستم</i>

10:09.400 --> 10:16.640
الان داری چیکار میکنی , باکی ؟
اصلاً میتونیم دوباره همدیگرو ببینیم ؟

10:18.640 --> 10:20.840
<i> ... باکی</i>

10:20.840 --> 10:27.270
اسمِ من کوریاگاواست , ممکن ـه که , شما کیدو سان باشید ؟

10:28.490 --> 10:29.980
... بله

10:32.590 --> 10:37.360
. که اینطور ... پس شما کارآگاه کیدو هستید

10:37.360 --> 10:42.370
... ارباب باکی در موردتون گفته بود
. به شما به عنوانِ "پلیسِ پیله" اشاره میکرد

10:42.370 --> 10:47.770
... خُب , پس شما برای آکزاوا اِمی سان --
... بله , من برای ایشون کار میکردم --

10:47.770 --> 10:50.840
... یه چیزی هست که میخوام ازتون بپرسم --
بله ؟ --

10:50.840 --> 10:55.880
در موردِ باکی ... اون الان چیکار میکنه ؟
الان کجاست ؟

10:55.880 --> 11:01.790
... منم نمیدونم --
چه بلایی سرش اومده ؟ --

11:01.790 --> 11:02.590
... چه عرض کنم

11:02.590 --> 11:07.250
! خواهش میکنم ! به من بگو
چرا ناپدید شده ؟

11:08.990 --> 11:10.690
... خیلی خُب

11:10.690 --> 11:14.500
... ارباب باکی با شخصِ خاصی مبارزه کردن

11:14.500 --> 11:17.900
... با پدرش , آقای هانما یوجیرو

11:17.900 --> 11:21.170
... برای اینکه دلِ مادرشُ بدست بیاره

11:21.170 --> 11:23.660
دلِ مادرشُ بدست بیاره ... ؟

11:36.290 --> 11:38.360
... برای بدست آوُردنِ مهرِ مادری

11:38.360 --> 11:44.830
ارباب باکیِ 13 ساله رفت تا هرچقدر میتونه مبارزِ قویتری بشه

11:44.830 --> 11:50.400
تا خواسته-ی مادرش که قویتر شدنِ اون مثلِ پدرش بود رو برآورده کنه

11:50.400 --> 11:55.540
... که این مسلماً برای بدست آوُردنِ عشق مادرش بود

11:55.540 --> 11:56.940
واقعاً ... ؟

11:56.940 --> 12:01.750
... باورش برای منم سخت بود
. امّا حقیقت داره

12:01.750 --> 12:07.220
, مادرش هیچوقت متوجه اون نشد
... تنها آقای یوجیرو

12:07.220 --> 12:11.520
! من از همه-ی چیزی که داشتم استفاده کردم

12:11.520 --> 12:16.130
! حتّی از بچه-ی خودم
! من انقدر دیوونه-ی اون مردم

12:16.130 --> 12:21.500
! رابطه-ی مادر و فرزند ؟ ها ! واقع بین باش
کی به همچین چیزی اهمیت میده ؟

12:21.500 --> 12:24.700
! هانما یوجیرو قویترینِ مردِ دنیاست

12:24.700 --> 12:28.160
. همه چیز در برابرِ اون بی‌معنی ـه

12:33.980 --> 12:38.180
چرا ؟
چرا اون عاشقِ من نمیشه ؟

12:38.180 --> 12:41.910
من جذابیتِ یه زنُ ندارم ؟

12:45.120 --> 12:46.650
... مادر

12:49.230 --> 12:54.130
! بخاطر ـه اینه که تو ضعیفی
! چون تو خیلی ضعیفی

12:54.130 --> 13:01.270
! تقصیر تو ـه
چرا من همچین بچه ضعیفی دارم ؟

13:01.270 --> 13:08.410
چطور ... چطور کسی میتونه همچین کاری
با یک بچه-ی 13 ساله انجام بده ؟

13:08.410 --> 13:11.750
! این دیگه ... خیلی بی‌رحمیه

13:11.750 --> 13:15.090
... و بلاخره با اون مبارزه کرد

13:15.090 --> 13:18.180
... با پدرش , هانما یوجیرو

14:30.130 --> 14:32.230
... اون یوجیروی ـه

14:32.230 --> 14:34.890
! ... که غرقِ در خودش میشه

14:37.600 --> 14:39.800
! ... خانوم

14:48.580 --> 14:51.050
... من پیروز شدم

15:00.060 --> 15:10.730
... میدونم اونُ بیشتر از من دوس داری , بیشتراز هرکسی

15:10.730 --> 15:17.710
... میدونم چون ضعیفم باعثِ ناراحتیت شدم

15:17.710 --> 15:29.420
امّا اگر شکستش بدم , بلاخره منم دوست میداری ؟

15:29.420 --> 15:33.120
... منم دوس داشته باش --
... احمق --

15:49.610 --> 15:52.710
... فقط به اندازه-ی ذرّه‌ایی از عشقت به اون
... خواهش میکنم

15:52.710 --> 15:56.170
.. خواهش میکنم , منُ هم

16:09.390 --> 16:11.290
! ... چقدر احمقم

16:21.100 --> 16:24.160
! یوجیروووو

16:27.010 --> 16:29.710
! حالا با من مبارزه کن

16:29.710 --> 16:31.410
... مبهوت شده بودم

16:31.410 --> 16:37.620
! خانوم برای محافظت از پسرش آقای یوجیرو رو به مبارزه طلبید

16:37.620 --> 16:40.750
... کاری که یک مادرِ واقعی میکنه

17:02.280 --> 17:06.540
... فکرشم نمیکردم حسِ زنانتُ به خاطرِ حس مادری کنار بگذاری

17:22.600 --> 17:26.930
... چیه ؟ اینکه اصلاً چیزی نبود

17:43.450 --> 17:46.450
... چه زنِ فوق‌العاده‌ایی

20:23.950 --> 20:28.120
... باید برای باکی خیلی سخت بوده باشه

20:28.120 --> 20:32.820
زمانی که با مادرش پیوند خورد
... همون زمانی بود که از هم جدا شدند

20:34.260 --> 20:38.530
, در حالی که ارباب باکی اون پیوند رو نتونست بدست بیاره

20:38.530 --> 20:42.070
! ارباب با افرادِ زیادی پیوند خورده بود

20:42.070 --> 20:45.300
افرادِ زیادی ؟ --
! بله --

20:45.300 --> 20:47.300
... یوری چاکوفسکی

20:47.300 --> 20:49.240
... هانایاما کائورو

20:49.240 --> 20:50.910
... میمونِ یاشا

20:50.910 --> 20:53.740
... و گایّا

20:53.740 --> 20:58.210
... با اونها از طریقِ مبارزه پیوند خورده بود

20:58.210 --> 21:04.690
و بعد از اون به سفری رفت که به قدرتی برسه تا بر یوجیرو غلبه کنه

21:04.690 --> 21:08.990
. مطمئنم که با افرادِ زیادی هم در این زمان پیوند میخوره

21:08.990 --> 21:10.760
... که اینطور

21:10.760 --> 21:16.200
... پس حالا انقدر بزرگ شده که دیگه نیازی به کمکِ من نداره

21:16.200 --> 21:20.540
. این باید بین خودمون بمونه --
. متوجهم --

21:20.540 --> 21:23.060
... اگه میخوای یه نخ از این بردار

21:24.010 --> 21:27.440
. نه , توی ترکم

21:30.610 --> 21:34.070
... دیدارِ خوبی بود --
. بله به همچنین --

21:35.180 --> 21:38.750
. خُب پس , شبتون بخیر --
. شب بخیر --

21:39.620 --> 21:41.790
! کوریاگاوا سان  --
بله ؟ --

21:41.790 --> 21:44.690
حالا خودتون میخواید چیکار کنید ؟

21:44.690 --> 21:50.330
میشینم و اتفاقاتی که گذشته و در آینده پیشِ رو هست رو تماشا میکنم

21:52.600 --> 21:55.410
... به امیدِ دیدار , باکی

21:55.410 --> 22:00.240
... خُب دیگه , برم یه نوشیدنی بخورمُ برم خونه

22:10.000 --> 22:30.000
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

22:30.024 --> 23:00.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.