﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:30.990 --> 01:38.280
‫لیو بی گنتوکو امیدوار بود که پس از سرکوب
‫شورشیان زرین‌پوش، جایگاهی دریافت کند.

01:38.820 --> 01:42.170
‫هرچند، پس انتظار برای مدت مدیدی،
‫پاداشی به او فرستاده نشد.

01:42.990 --> 01:48.000
‫وزیر چو کی پس از اطلاع از این مورد،
‫حس کرد این ناعادلانه است و نزد امپراتور رفت.

01:48.000 --> 01:51.070
‫متأسفانه ده خادم مانع او شدند و
‫او را مخفیانه به قتل رساندند.

01:51.860 --> 01:55.110
‫گرچه، خون چو کی، بی‌ثمر ریخته نشد.

01:55.780 --> 01:59.650
‫کمی بعد، گنتوکو، بخش‌داریِ روستایی را
‫در شهر انشی، به‌عنوان پاداش دریافت کرد.

02:02.420 --> 02:06.710
‫«دام فرستاده سلطنتی»

02:08.230 --> 02:14.570
‫بخشی که گنتوکو به آن منصوب بسیار صلح‌آمیز بود،
‫با وجود اینکه از کوچک‌ترین‌ها بود.

02:12.830 --> 02:15.810
‫«روستای ژونگشان، شهرستان آنشی»

02:15.060 --> 02:18.830
‫روستای آنشی در گذشته دارای جنگ،
‫غارتگری، دزدی، یا راهزنان بود.

02:18.830 --> 02:24.410
‫اما پس به روی کار آمدن گنتوکو، راهزنان ناپدید شده
‫و روستاییان توانستند با آرامش امرار معاش کنند.

02:25.160 --> 02:30.740
‫از پیر تا جوان، همه گنتوکو را
‫دوست دارند و به او احترام می گذارند.

02:34.660 --> 02:36.610
‫هوی، یو سن، بدش به من!

02:36.610 --> 02:38.630
‫نه، نمی‌دم، داداش.

02:38.950 --> 02:42.010
‫همم... خسیس! دیگه دلم نمی‌خواد باهات بازی کنم.

02:42.880 --> 02:43.760
‫بدجنس!

02:43.760 --> 02:44.740
‫آهای!

02:51.450 --> 02:53.580
‫ای وای! آقای جنگجو ـه!

02:53.580 --> 02:58.220
‫جنگجو، نمی‌خوام مانجوم رو بهش بدم
‫ولی می‌گه دیگه نمی‌خواد باهام بازی کنه.

03:01.690 --> 03:04.870
‫یو کتسو! شبیه ده خواجه رفتار نکن!

03:07.080 --> 03:08.910
‫اصلاً ده خواجه کی هستن؟

03:11.020 --> 03:15.150
‫کسایی که برای به‌دست آوردن چیزی
‫که می‌خوان، با دیگران بدرفتاری می‌کنن.

03:15.460 --> 03:16.610
‫گوش کن، یو سن!

03:17.040 --> 03:18.570
‫پسرها نباید راحت گریه کنن.

03:18.890 --> 03:20.890
‫و اینکه، برادرها باید مراقب همدیگه باشن.

03:20.890 --> 03:21.350
‫باشه!

03:21.610 --> 03:24.160
‫هی... می‌تونم مدل مبارزه‌تو ببینم؟

03:24.160 --> 03:25.460
‫منم می‌خوام ببینم.

03:25.860 --> 03:29.160
‫احمق‌ها، صلح و شادی
‫خیلی خیلی از مبارزه بهترن.

03:29.980 --> 03:32.440
‫ولی اگه همیشه صلح باشه، بیکار نمی‌شی؟

03:39.220 --> 03:43.470
‫یک‌روز، یک بازرس امپراتوری از پایتخت سر رسید.

03:40.720 --> 03:43.600
‫«بازرس امپراتوری»

03:44.420 --> 03:47.840
‫شغل او این بود که وجود بقایای
‫ارتش زرین‌پوشان را بررسی کرده

03:47.840 --> 03:50.350
‫و انجام‌وظیفه درست گنتوکو را بررسی کند.

03:50.990 --> 03:55.490
‫هه! این روستا چه مرگشه؟
‫چرا برای فرستاده‌ی سلطنتی تعظیم نمی‌کنن؟

04:05.300 --> 04:09.070
‫بنده فرماندار بخش آنشی، لیو بی گنتوکو هستم.

04:09.740 --> 04:12.580
‫من فرستاده‌ی شخش امپراتور هستم.

04:13.180 --> 04:19.880
‫گنتوکو، بهترین محل استراحت رو
‫برای اقامتم در اینجا آماده کردی، درسته؟

04:20.170 --> 04:25.150
‫بله؛ شاید به اندازه پایتخت مجلل نباشه،
‫اما سعیم رو کردم بهترین موارد دراختیارتون بذارم.

04:25.590 --> 04:29.770
‫خب، انتظار هم نمی‌ره این روستای عقب‌مونده چیزی برای ارائه داشته باشه.

04:29.770 --> 04:33.250
‫بذارید ببینم چی دارید؛ همه‌چیزو نشونم بدید.

04:33.250 --> 04:33.940
‫بله.

04:34.920 --> 04:36.280
‫اوه، راستی، گنتوکو...

04:37.110 --> 04:38.630
‫بهم بگو چه تجربه‌هایی داری؟

04:39.360 --> 04:43.510
‫بله؛ بنده از روستای ژو میام؛
‫از نوادگان شاهزاده چوزان هستم.

04:43.510 --> 04:46.640
‫به‌دلیل تلاش‌هام برای سرکوب زرین‌پوشان،
‫این مقام فرمانداری بهم عطا شد.

04:47.050 --> 04:51.820
‫اوه... پس می‌گی با امپراتور نسبت داری؟

04:52.300 --> 04:53.010
‫بله.

04:53.010 --> 04:57.980
‫که درسته، چرا فرمانداری همچین
‫روستای کوچیکی رو بهت دادن؟

04:58.270 --> 05:02.320
‫گنتوکو... این داستانو از خودت درآوردی، مگه نه؟

05:02.700 --> 05:05.260
‫خیر... جرئت این‌کارو ندارم.

05:05.260 --> 05:06.260
‫ساکت شو!

05:06.730 --> 05:09.000
‫داری چه چرندیاتی بلغور می‌کنی؟

05:09.000 --> 05:12.410
‫چطور جرئت ادعا کنی با امپراتور نسبت داری؟

05:14.070 --> 05:16.130
‫حتماً یه روستاییِ بی‌نام و نشونی.

05:17.200 --> 05:21.140
‫گوش کن! می‌تونم بوی دروغ‌هاتو از کیلومترها حس کنم.

05:21.960 --> 05:22.560
‫بله!

05:23.120 --> 05:27.590
‫پس، چطوره برای کمی استراحت بریم داخل؟

05:30.020 --> 05:31.960
‫حالیت می‌شه، مگه نه، گنتوکو؟

05:31.960 --> 05:33.480
‫بذار ببینیم چند مرده حلاجی.

05:37.700 --> 05:40.570
‫جناب بازرس، حتماً از راه دوری تشریف آوردید...

05:40.570 --> 05:42.570
‫یکم مهمون‌نوازی داشته باش.

05:42.570 --> 05:43.290
‫چشم.

05:43.550 --> 05:46.070
‫مگه چندتا بازرس داریم، می‌دونی که...

05:46.070 --> 05:49.270
‫پذیرایی و سرگرم‌کردن یه فرستاده‌ی
‫سلطنتی نباید این‌طوری باشه.

05:50.020 --> 05:52.150
‫اوه... پس باید چطور باشه؟

05:55.520 --> 05:59.990
‫معلومه که موقعی که دارم چای می‌خورم،
‫باید چندتا دختر ناز همراهیم کنن.

06:00.500 --> 06:01.540
‫در این‌باره...

06:02.130 --> 06:03.270
‫پوزش می‌خوام...

06:03.590 --> 06:05.220
‫تو این روستا هیچ دختر زیبایی نداریم.

06:05.220 --> 06:06.790
‫چی؟! مسخره‌ست!

06:07.240 --> 06:09.180
‫چقدر شرم‌آور!

06:09.820 --> 06:15.210
‫لیو بی، شهر همسایه، لینگ ژو، به‌خاطر
‫دخترای زیباش معروف است.

06:15.480 --> 06:18.440
‫به‌عنوان فرماندار اینجا، باید اینا رو بهتر از من بدونی.

06:18.440 --> 06:19.260
‫بله.

06:19.520 --> 06:23.300
‫عذر می‌خوام؛ لطفاً منو ببخشید.

06:23.590 --> 06:26.700
‫از یه بچه‌ی دهاتی انتظار دیگه‌ای هم نمی‌رفت.

06:33.210 --> 06:34.260
‫آشغال!

06:34.260 --> 06:35.280
‫چو فی!

06:41.800 --> 06:44.720
‫در صورتی که چیزی نیاز داشتید،
‫لطفاً بهم اطلاع بدید.

06:45.380 --> 06:47.240
‫این غذا مزه آشغال می‌ده.

06:47.240 --> 06:49.860
‫چطور جرئت این زهر مارو بهم بدید؟! احمق‌ها!

06:52.830 --> 06:56.630
‫تقصیر منه که نمی‌توننم نیازهاتون
‫را تأمین کنم، از حضورتون عذر می‌خوام.

06:57.380 --> 07:00.890
‫با حساب این، حتماً حاکم بی‌دقتی هم هستی.

07:00.890 --> 07:03.990
‫از فردا صبح، با دقت
‫نحوه ریاستت رو بررسی می‌کنم.

07:06.930 --> 07:08.250
‫دیگه طاقتم طاق شد.

07:09.300 --> 07:10.500
‫چو فی!

07:09.750 --> 07:10.500
‫جلومو نگیر!

07:11.530 --> 07:13.680
‫برادر! یعنی اصلاً برات مهم نیست، ها؟

07:14.240 --> 07:17.970
‫اون لیو بی گنتوکویی که براش احترام قائلیم
‫داره جلو چشمامون تحقیر می‌شه.

07:17.970 --> 07:20.360
‫تـ ـ تا کِی می‌خوای ساکت بشینی؟

07:20.700 --> 07:22.070
‫چـ ـ چی گفتی؟

07:22.070 --> 07:26.730
‫چطور جرئت داری انقدر گستاخانه با فرستاده‌ی سلطنتی حرف بزنی؟

07:27.030 --> 07:28.570
‫اینجا گستاخ کدوم‌مونه؟

07:29.600 --> 07:32.770
‫تا الانم تو بهترین حالت ازت پذیرایی کردیم!

07:33.480 --> 07:37.610
‫بازرس احمق! تن لشتو دو شقّه می‌کنم! بیا جلو ببینم!

07:38.180 --> 07:40.610
‫چـ ـ چو کای!

07:41.080 --> 07:43.270
‫سریع اون گستاخ رو سرجاش بشون!

07:44.260 --> 07:45.790
‫اوه...! با کمال میل!

07:45.790 --> 07:47.960
‫بیا جلو ببینم، کله‌خر!

07:47.960 --> 07:49.220
‫بس کن! چو فی!

07:54.140 --> 08:00.830
‫جناب بازرس، ما فقط چند روستاییِ بی‌سوادیم؛
‫لطفاً بدرفتاری‌مون رو ببخشید.

08:00.830 --> 08:02.940
‫مطمئن می‌شم، دیگه تکرار نشه.

08:02.940 --> 08:08.070
‫برعکس ما، شما یه افسر بالامقام هستید؛
‫به بزرگی خودتون ما رو ببخشید.

08:09.100 --> 08:12.020
‫اگه دوباره اتفاق بیفته همه‌شو از چشم تو می‌بینم!

08:12.020 --> 08:15.190
‫برای همین یه‌بار چشم‌پوشی می‌کنم.

08:15.190 --> 08:16.550
‫خیلی ازتون متشکرم.

08:17.480 --> 08:20.890
‫دهاتی‌های بی‌تمدن همینن دیگه! بیا بریم، چو کای!

08:20.890 --> 08:21.450
‫چشم!

08:25.220 --> 08:28.380
‫هروقت بخوای با کمال میل حریفت می‌شم، بچه پررو!

08:29.420 --> 08:30.760
‫چی گفتی؟!

08:31.140 --> 08:32.190
‫دیگه کافیه!

08:33.740 --> 08:35.240
‫چرا جلومو گرفتی؟!

08:35.740 --> 08:38.070
‫به‌قدر کافی برادر رو تحقیر کرد!

08:38.070 --> 08:39.740
‫خوب بهش فکر کن، چو فی!

08:40.390 --> 08:46.040
‫اگه اونو بکشی، برادر از مقامش خلع،
‫و به‌عنوان تبهکار شناخته می‌شه.

08:47.130 --> 08:52.250
‫با اینکه این یه روستای کوچیکه،
‫ما براش خیلی زحمت کشیدیم.

08:52.810 --> 08:54.900
‫و حالا می‌خوای همه‌ش رو به خطر بندازی؟

08:55.800 --> 08:58.460
‫ا ـ اینو درک می‌کنم... ولی...

08:58.460 --> 09:01.670
‫الانشم خیلی به داداشمون زور گفته!

09:03.320 --> 09:05.230
‫هردوتون... دیگه کافیه!

09:05.870 --> 09:10.720
‫ما فقط روستایی‌های ساده‌ایم، و طبیعیه که نتونیم
‫ فرستاده‌ی سلطنتی درست پذیرایی کنیم.

09:11.130 --> 09:12.180
‫برادر...

09:12.180 --> 09:13.770
‫خیلی‌خب؛ بیاید بریم خونه.

09:15.210 --> 09:15.710
‫بیا!

09:17.280 --> 09:21.000
‫در آن زمان، توهین به فرستاده امپراتوری،
‫همانند سرپیچی از شخص امپراتور بود.

09:21.750 --> 09:26.690
‫پس فقط می توانستند مقابل غرور و
‫گستاخی فرستاده امپراتور سکوت کنند.

09:27.560 --> 09:32.390
‫پس از اینکه گنتوکو در موردش فکر کرد، صبح روز بعد
‫برای انجام وظیفه به بازرس گزارش داد.

09:33.210 --> 09:35.590
‫چـ ـ چی گفتید؟! هدیه؟

09:36.380 --> 09:44.150
‫دقیقاً! نه فقط برای بازرس، بلکه باید
‫به ما هم بدی؛ درکش خیلی ساده‌ست.

09:44.150 --> 09:44.980
‫هدیه...؟

09:46.280 --> 09:47.940
‫ولی ما فقط یه روستای کوچیکیم!

09:48.430 --> 09:51.480
‫همه فقط کشاورزای فقیرن و الانشم پول
‫درآوردن براشمون سخته.

09:51.480 --> 09:53.380
‫چطوری قراره هدیه بدیم؟

09:54.220 --> 09:56.760
‫این مشکل خودتونه.

09:57.050 --> 09:59.280
‫پس فقط از این کشاورزات باج بگیر.

09:59.770 --> 10:01.390
‫چطوری می‌تونی اینو بگی؟

10:02.640 --> 10:06.090
‫اگه متوجه نیستی بهت می‌گم بهت می‌گم...

10:06.090 --> 10:10.960
‫هرکاری که می‌خواید بکنید به خودتون
‫مربوطه و برام مهم نیست؛ با اجازه.

10:18.030 --> 10:21.210
‫این سمت! این سمت!

10:21.210 --> 10:23.270
‫کجایی؟ کجایی؟

10:23.270 --> 10:25.700
‫اگه بگیرمت، مهربون نیستما...

10:32.810 --> 10:34.340
‫گرفتمت! گرفتمت!

10:35.790 --> 10:36.690
‫بیا اینجا!

10:40.070 --> 10:44.770
‫فرستاده ای که قرار بود بازرس باشد،
‫درواقع قصد اخاذی دارد.

10:45.290 --> 10:49.070
‫افسران عالی‌رتبه‌ی پایتخت نیز به این شیوه کار می‌کنند.

10:54.770 --> 10:59.500
‫گنتوکو نمی‌توانست در مورد این اقدامات نفرت‌انگیز سکوت کند.

11:08.140 --> 11:10.450
‫چون سختی‌های درون قلب گنتوکو رو می‌دانستند،

11:10.450 --> 11:13.870
‫هردو چو هی و کوان حرفی در این‌باره نمی‌زدند.

11:18.550 --> 11:24.800
‫گنتوکو مقام پایینی دارد و هرچه بازرس علیه او بگوید،
‫به‌راحتی می‌تواند باعث نابود او گردد.

11:26.840 --> 11:30.900
‫صبر سه برادر دربرابر این تحقیر،
‫درحال تمام‌شدن بود.

11:46.390 --> 11:47.720
‫مگه درست نیست، کدخدا یو؟

11:48.140 --> 11:54.970
‫ما برادرا طاقت نداریم که ببینیم این
‫حرومزاده‌ی حریص به این روستا حکومت کنه.

11:55.460 --> 11:56.780
‫متوجه هستم.

11:56.780 --> 11:59.440
‫گنتوکو-دونو فرماندار خیلی مهربونی بوده.

12:00.360 --> 12:03.380
‫ما ایده‌آل‌های بزرگی برای
‫کمک به مردم و پادشاهی داشتیم.

12:03.960 --> 12:08.480
‫بعدش کنار هم رفتیم و با زرین‌پوشان جنگیدیم.

12:09.050 --> 12:13.100
‫و بعد اون بازرس عوضی
‫اومده برادرام مسخره می‌کنه!

12:13.100 --> 12:15.720
‫جنگجو، برو دهن اون سگا رو به خاک بمال!

12:15.720 --> 12:17.380
‫آره! دخلشونو بیار!

12:17.380 --> 12:18.220
‫آهای!

12:18.570 --> 12:21.660
‫آخه بابابزرگ! منم از اون یارو متنفرم!

12:21.660 --> 12:22.690
‫منم متنفرم!

12:24.720 --> 12:30.160
‫جنگجو... لطفاً با یه افسر عالی‌رتبه درگیر نشید؛ فقط صبور باشید.

12:30.980 --> 12:33.700
‫درسته؛ واقعاً نمی‌شه سر به سرشون گذاشت.

12:34.340 --> 12:36.880
‫خب... باید چه غلطی کنم؟

12:37.180 --> 12:41.040
‫داری می‌گی باید رؤیاهامون رو تغییر بدیم؟

12:47.120 --> 12:49.750
‫گنتوکو کجا رفته، چو کای؟

12:49.750 --> 12:54.220
‫از افرادم شنیدم که قراره
‫رستوران‌شون رو ببندن.

12:54.410 --> 12:58.580
‫چطور جرئت داره از یه فرستاده‌ی سلطنتی پذیرایی نکنه؟

12:58.880 --> 13:02.900
‫دقیقاً! می‌تونیم فقط مخفیانه بهش فشار وارد کنیم.

13:03.630 --> 13:06.780
‫به‌هرحال، باید هرکاری می‌گم انجام بده...

13:06.780 --> 13:09.030
‫خیلی‌خب! بیا نقشه‌مون رو پیش ببریم!

13:09.700 --> 13:12.200
‫فردا یه پیرمرد بردار و بیار پیش من.

13:12.200 --> 13:12.580
‫چشم!

13:13.440 --> 13:14.910
‫یه‌چشمه از قدرتامو نشونش می‌دم.

13:18.480 --> 13:20.250
‫خوش اومدی، پیرمرد!

13:21.070 --> 13:23.880
‫سرورم، می‌تونم بپرسم چرا منو احضار کردید؟

13:23.880 --> 13:26.230
‫امم... راستش، خیلی دلیل خاصی نیست.

13:26.230 --> 13:29.880
‫سنی ازت گذشته، پس مطمئنم می‌تونی چیزی بنویسی، درسته؟

13:29.880 --> 13:32.170
‫بـ ـ بله... فکر می‌کنم...

13:32.920 --> 13:33.940
‫بیا...

13:38.130 --> 13:39.100
‫جنگجو!

13:39.100 --> 13:40.450
‫جنگجو!

13:40.450 --> 13:43.400
‫جنگجو! بیدار شو!

13:43.750 --> 13:45.580
‫ساکت شو!

13:45.790 --> 13:47.810
‫منگل! می‌گم بلند شو!

13:48.560 --> 13:51.630
‫بذار یکم دیگه بخوابم، باشه؟ شب به‌خیر!

13:52.380 --> 13:54.260
‫یه اتفاق بد افتاده!

13:54.590 --> 13:58.190
‫خوب نیست! یکی بابابزرگ رو اذیت کرده! بلند شو!

13:58.560 --> 14:01.800
‫چی؟! چرا منو زودتر بیدار نکردید؟!

14:07.910 --> 14:09.770
‫چی شده، کدخدا یو؟

14:10.340 --> 14:15.740
‫به‌زور شمشیر مجبورم کردن علیه
‫گنتوکو-دونو گزارش‌های دروغ بنویسم.

14:16.390 --> 14:18.020
‫چـ ـ چی گفتی؟!

14:18.360 --> 14:22.300
‫و تهدیدم کردن که اگه انجامش ندم،
‫نوه‌هام رو می‌کشن.

14:23.040 --> 14:27.230
‫پس مجبور شدم براشون شکایت‌های دروغ بنویسم.

14:32.600 --> 14:35.160
‫اون آشغال عوضی رو نمی‌بخشم!

14:39.350 --> 14:41.370
‫هی! دورازه رو باز کنین!

14:43.160 --> 14:48.360
‫من برادر لیو بی گنتوکو، چو فی هستم!

14:48.670 --> 14:50.440
‫بازرس‌تون رو خبر کنین!

14:56.190 --> 14:59.350
‫باشه... اگه دلتون نمی‌خواد دروازه رو باز کنید...

15:20.480 --> 15:22.410
‫گمشو، ای نخاله!

15:23.400 --> 15:27.290
‫اگه زندگی‌تون رو دوست دارین، از سر راه برین کنار!

15:27.990 --> 15:28.850
‫بگیریدش!

15:36.120 --> 15:37.500
‫قویه!

15:49.140 --> 15:51.540
‫پس واقعاً اومدی، ها؟! بچه!

15:51.820 --> 15:54.800
‫با جنابعالی کار ندارم! برام اون عقل‌کل رو بیار!

15:55.320 --> 16:00.510
‫دیر کردی! نامه شکایت با پیک برای
‫لو یانگ ارسال شده؛ شاید الانم رسیده باشه.

16:00.730 --> 16:02.480
‫لعنتی!

16:15.110 --> 16:16.230
‫تونست!

16:16.230 --> 16:17.760
‫جنگجو برنده شد!

16:18.970 --> 16:21.640
‫همم... باید از اینکه زنده‌ت گذاشتم ممنون باشی.

16:24.600 --> 16:26.890
‫داره خوابم می‌گیره؛ همین‌جا می‌خوابم.

16:26.890 --> 16:30.710
‫این‌طوری که کیف نمی‌ده! اینجا هیچ بازی‌ای نمی‌کنیم؟

16:30.710 --> 16:33.340
‫خب، پس بیاید قایم موشک بازی کنیم!

16:37.910 --> 16:40.590
‫تو زیردست گنتوکو، چی فی ای.

16:41.090 --> 16:42.990
‫کی اجازه داد بیای داخل؟!

16:43.810 --> 16:46.560
‫اول اجازه گرفتم بعد
‫گفتم همه یه چرتی بزنن.

16:47.030 --> 16:48.500
‫بعد اومدم داخل.

16:50.780 --> 16:53.920
‫چـ ـ چه گستاخ! چو کای! سریع بیا!

16:54.540 --> 16:56.510
‫الان همه نوکرهات دارن لالا می‌کنن.

16:57.020 --> 16:59.270
‫کـ ـ کمکم کنین!

17:00.880 --> 17:03.670
‫چـ ـ چیکار می‌کنی؟ بذارم پایین!

17:07.320 --> 17:09.500
‫کـ ـ کمکم کنین!

17:10.020 --> 17:11.560
‫خوب گوشتو باز کن، جناب بازرس!

17:11.560 --> 17:15.490
‫دلیلی دنیا رو گه گرفته
‫به‌خاطر افسر شدنِ امثال توئه.

17:15.490 --> 17:17.690
‫امروز یه درس حسابی بهت می‌دم، پست‌فطرت!

17:18.670 --> 17:20.590
‫بـ ـ بهم رحم کن!

17:21.220 --> 17:22.060
‫خفه!

17:22.470 --> 17:23.700
‫آخ!

17:24.120 --> 17:26.930
‫تو هم از رفقای اون ده خادمی! بگیر!

17:27.920 --> 17:30.730
‫کـ ـ کمکم کنین! هرکاری بگی می‌کنم!

17:37.930 --> 17:38.780
‫دیگه دیره!

17:38.780 --> 17:43.240
‫برادرم رو به سخره گرفتی و
‫مردمو اذیت کردی! لیاقتت مرگه!

17:44.270 --> 17:46.220
‫لطفاً بهم رحم کن!

17:46.690 --> 17:47.520
‫تمومش کن!

17:47.820 --> 17:48.980
‫بـ ـ برادر!

17:49.640 --> 17:50.850
‫داری چیکار می‌کنی؟

17:51.700 --> 17:53.000
‫ولی... برادر!

17:54.570 --> 17:57.970
‫عواقب کاری که الان کردی
‫رو می‌دونی، چو فی؟!

18:00.260 --> 18:01.770
‫منو ببخش، برادر!

18:02.340 --> 18:05.960
‫گنتوکو-دونو! خوب موقعی اومدی! لطفاً منو آزاد کن!

18:09.580 --> 18:13.940
‫قول می‌دم هرکاری بگی می‌کنم!
‫شکایت هم لغو می‌کنم؛ لطفاً.

18:16.330 --> 18:20.080
‫برادر... واقعاً قصد داری آزادش کنی؟

18:21.860 --> 18:25.730
‫من هیچ‌وقت به‌خاطر لطف‌های کوچیکش،
‫جلوی اون که به درخت آویزونه سر خم نمی‌کنم.

18:26.560 --> 18:28.570
‫فقط برای امپراتور احترام قائلم.

18:29.660 --> 18:33.630
‫ولی برادر، متوجه سختی‌هایی که
‫قراره باهاش روبرو بشی هستی؟

18:36.600 --> 18:40.570
‫برای نابودیِ زرین‌پوشان کلی تلاش کردی،
‫و فقط مقداری کمی پاداش گرفتی.

18:41.200 --> 18:45.540
‫و حالا مجبور بودی تحقیرهای
‫این سگ سلطنتی رو تحمل کنی.

18:45.540 --> 18:49.000
‫فقط سکوت می‌کنی تا این پست‌فطرت‌ها به شرارت‌شون ادامه بدن؟

18:49.230 --> 18:51.600
‫اون هم درست نیست...

18:51.600 --> 18:53.090
‫نه؛ منظورم این نیست.

18:54.280 --> 19:00.820
‫برادر من. ما برای مردم، صلح و
‫عدالت می‌جنگیم. اینو فراموش کردی؟

19:03.000 --> 19:03.760
‫کوان!

19:04.380 --> 19:10.670
‫یه مثل قدیمی می‌گه، «تنه درخت بریده،
‫جای مناسبی برای اقامت پرندگان نیست.»

19:11.350 --> 19:14.680
‫ما هم الان توی جای اشتباهی «اقامت» می‌کنیم.

19:15.480 --> 19:18.940
‫خشم چو فی از همین طرز فکر خروشان شده.

19:19.430 --> 19:20.390
‫برادر...

19:21.320 --> 19:25.350
‫کوان... راستش، منم قبل‌تر در این‌باره فکر کردم.

19:25.820 --> 19:26.400
‫چی؟

19:26.400 --> 19:27.270
‫برادر... تو...

19:28.400 --> 19:32.560
‫فکر می‌کردم اگه دقت کافی رو نداشتم،
‫روستا به کلی نابود می‌شد.

19:33.060 --> 19:37.760
‫پس فکر کردم یه‌مدتی، بهتره خشم‌مون
‫رو درون خودمون نگه داریم.

19:38.770 --> 19:43.880
‫ولی اوضاع به اینجا کشید؛ کوان، ما واقعاً اشتباه می‌کردیم!

19:44.920 --> 19:47.680
‫بیاید این پست رو رها، و عقب‌نشینی کنیم!

19:48.580 --> 19:49.380
‫برادر!

19:58.090 --> 20:02.210
‫این چرندیات و مزخرفات رو تموم کنین و سریع منو بیارین پایین!

20:02.860 --> 20:07.280
‫با اینکه یه سگ امپراتوری فاسد
‫و خیانتکاری، خودمو کنترل کردم.

20:07.880 --> 20:09.860
‫پس همین یه‌بار از جونت می‌گذرم؛ بدرود!

20:10.330 --> 20:12.820
‫یادت باشه! نمی‌ذارم راحت قسر در بری!

20:16.810 --> 20:17.880
‫اینو بگیر!

20:20.180 --> 20:21.550
‫اینم بگیر!

20:28.160 --> 20:30.020
‫دیگه دست روی دست نمی‌ذاریم.

20:30.390 --> 20:33.420
‫همگی با اون سگ خائن می‌جنگیم.

20:33.420 --> 20:37.940
‫جنگجو... بازر خیلی سریع فرار کرد؛ لطفاً مراقب باش.

20:38.400 --> 20:42.160
‫باشه؛ گوش کنین؛  برادرها باید حواس‌شون به‌هم باشه.

20:42.950 --> 20:43.470
‫آره!

20:43.910 --> 20:44.480
‫آره!

20:45.660 --> 20:47.510
‫کدخدا یو، مراقبت کنید!

20:47.510 --> 20:51.330
‫چشم! امیدوارم هرچه زودتر به هر خواسته‌ای که دارید برسید!

20:51.330 --> 20:52.670
‫سفر به سلامت!

20:53.180 --> 20:54.480
‫خدافظ!

20:54.480 --> 20:57.580
‫جنگجو! زیادی مشروب نخوری ها!

20:57.580 --> 20:58.520
‫باشه!

20:58.520 --> 20:59.680
‫خدافظ!

21:00.260 --> 21:02.910
‫خداحافظ!

21:26.380 --> 21:28.900
‫برادر؛ لطفاً بذار یکم آب بیارم.

21:29.760 --> 21:31.050
‫منم... می‌رم دستشویی.

21:57.760 --> 21:59.840
‫هرجفت‌تون خیلی خسته شدید.

22:01.980 --> 22:05.780
‫خب، وقتی آبشار رودخونه رو دیدم،
‫خواستم چندتا ماهی بگیرم.

22:06.070 --> 22:09.350
‫آره! فقط چند ماهی «کوچولو» بعد
‫بردیمشون ساحل و خشک‌شون کردیم.

22:19.500 --> 22:22.850
‫گنتوکو، کوان یا چو فی رو مقصر نمی‌دونست،

22:23.340 --> 22:26.340
‫چون قلب‌هاشون محکم به هم متصله.

22:26.340 --> 22:29.470
‫رابطه‌شون باارزش‌تر از یه مقام ناچیز بود.

22:30.020 --> 22:36.890
‫تصمیم گرفتند که دنیای فاسد سیاست را ترک کرده
‫و پیشرفت خود را به‌سوی آینده‌ای جدید دنبال کنند.

22:36.914 --> 23:06.914
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:06.938 --> 24:06.938
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.