﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:34.500 --> 01:40.800
‫گنتوکو توسط فرستاده امپراتوری با طرح
‫اتهامات واهی، مورد توهین و تهمت قرار گرفت.

01:41.640 --> 01:45.920
‫چو فی در نهایت به حدِ خود رسیده
‫و از بازرس انتقام گرفت.

01:47.500 --> 01:50.380
‫به دلیل اینکه سیاست در پایتخت فاسد بود،

01:50.380 --> 01:58.700
‫گنتوکو، کوان، و چو فی بالأخره تصمیم گرفتند
‫مقام را ترک کرده و به تبعید بروند.

02:00.120 --> 02:05.610
‫«توطئه‌ی ده خادم»

02:11.720 --> 02:13.460
‫از هلاکت زرین‌پوشان 5 سال می‌گذرد.

02:14.400 --> 02:17.740
‫سراسر چین همچنان در هرج‌ومرج قرار دارد.

02:18.960 --> 02:23.450
‫این آشوب به‌خاطر
‫سیاست کثیف ده خادم بود.

02:30.790 --> 02:38.340
‫(سلسله هان به دو دوره تقسیم می شود:
‫هان سابق (یا غربی) و هان فعلی (یا شرقی).

02:30.790 --> 02:35.160
‫دوازدهمین امپراتور از سلسله هان فعلی،
‫امپراتور لینگ، به دلیل سبک زندگی زیادش.

02:35.160 --> 02:38.340
‫به‌طور معمول بیمار بوده، و اکنون در بستر مرگ است.

02:38.790 --> 02:42.170
‫شهبانو کا کو، با وجود اینکه از
‫یک خانواده فقیر آمده بود، اما ملکه شد؛

02:42.400 --> 02:45.500
‫این به لطف نفوذ ده خادم در دربار بود.

02:46.300 --> 02:52.190
‫برادر بزرگتر او، کا شین نیز
‫از طریق روابط، ژنرال اعظم ارتش شد.

02:53.540 --> 02:56.840
‫«ژنرال اعظم ـ کا شین»

02:53.540 --> 02:56.840
‫ژنرال اعظم درواقع ژنرال کل ارتش کشور می‌شه.

02:59.010 --> 02:59.610
‫اومد.

03:00.740 --> 03:02.980
‫مادر! ژنرال اعظم اومده.

03:10.190 --> 03:10.820
‫برادر...

03:12.070 --> 03:15.800
‫امروز برای دیدنِ امپراتور مریض اومدم،
‫تازگی‌ها خیلی وزن کم کرده.

03:16.200 --> 03:17.970
‫منم نگران هستم.

03:18.500 --> 03:20.150
‫اگه اتفاقی براش بیفته...

03:20.370 --> 03:23.550
‫خواهر، تو هنوز شاهزاده بین و منو اینجا داری.

03:24.110 --> 03:26.720
‫بله؛ هر اتفاقی هم بیفته،
‫این پسر الانشم وارث اونه.

03:32.910 --> 03:36.350
‫ده خادم که تنها خادمانِ پادشاه هستند،
‫از درجات پایین شروع به‌کار کردند.

03:36.000 --> 03:38.490
‫«از ده خادم اعظم»
‫«کنسکی»

03:36.590 --> 03:40.720
‫با این وجود سریع اعتماد امپراتور را جلب کرده،
‫و باعث هرج‌ومرج در سراسر پادشاهی شدند.

03:41.620 --> 03:44.060
‫«دوازدهمین امپراتور سلسله هان فعلی»
‫«امپراتور لینگ»

03:44.490 --> 03:46.140
‫بالأخره بیدار شدید، سرورم.

03:47.980 --> 03:49.190
‫خودتی، کنسکی؟

03:49.900 --> 03:52.580
‫چه بد... فکر نمی‌کنم وقت زیادی داشته باشم.

03:53.200 --> 03:55.400
‫چی عرض می‌کنید، اعلی‌حضرت؟

03:56.000 --> 03:58.110
‫کنسکی، گوش کن... می‌خوام که بهم کمک کنی...

03:58.110 --> 04:00.960
‫اعلی‌حضرت، ازم چه درخواستی دارید؟

04:02.310 --> 04:05.580
‫از مادرم، ملکه دونگ بخواه
‫از شاهزاده کیو مراقبت کنه.

04:06.350 --> 04:08.840
‫می‌خوام که شاهزاده کیو وارثِ من باشه.

04:09.180 --> 04:12.300
‫اوه، پس می‌خواید شاهزاده کیو-ساما وارث شما باشه؟

04:14.060 --> 04:15.870
‫شاهزاده کیو رو بیشتر از همه دوست دارم...

04:16.040 --> 04:18.700
‫در این‌صورت، باید ژنرال کا شین رو بکشید.

04:20.300 --> 04:21.580
‫چی؟ کا شین رو بکشم؟!

04:23.100 --> 04:28.600
‫با اینکه درحال‌حاضر ژنرال اعظم هستش،
‫از یک خانواده‌ی فقیر میاد، درسته؟

04:28.600 --> 04:30.590
‫این‌کار اجتناب‌ناپذیره؟

04:30.910 --> 04:31.410
‫بله.

04:31.910 --> 04:35.310
‫کا شین قطعاً می‌خواد
‫پسرِ خواهرش رو امپراتور بعدی کنه.

04:35.610 --> 04:39.290
‫حتی اگه قضیه این نبود،
‫اون مردی بدذاته.

04:39.810 --> 04:43.600
‫اگه کا شین رو نکشید، سرورم، قرارگیری
‫شاهزاده کیو به‌عنوان وارث‌تون امکان‌پذیر نیست!

04:43.910 --> 04:45.390
‫و پیشنهادت کشتن‌شه؟

04:45.990 --> 04:47.840
‫خودم به مورد رسیدگی می‌کنم، سرورم.

04:59.200 --> 05:01.790
‫زمان مقرر دارو رسیده.

05:18.300 --> 05:21.140
‫برادر... دکتر سلطنتی برای گزارش خدمت رسیده.

05:18.530 --> 05:21.300
‫«برادر کوچک‌ترِ سائو سائو ـ سائو کو»

05:22.490 --> 05:24.640
‫سائو کو، مورد مهمی‌ـه؟

05:24.990 --> 05:25.590
‫بله.

05:26.290 --> 05:30.400
‫گفت که ده خواجه نقشه‌ی قتل
‫ژنرال اعظم کا شین رو در سر دارن.

05:30.700 --> 05:31.880
‫پس که این‌طور!

05:32.700 --> 05:37.250
‫خواجه‌ها، گرگ‌های چموشی هستن. فکر می‌کنم
‫می‌تونن راحت سر کا شین رو زیر آب کنن.

05:37.810 --> 05:39.760
‫همم... فکر کنم وقتش رسیده...

05:40.940 --> 05:47.340
‫ژنرال سائو سائو؛ تنها درعرض چند سال،
‫خود را به مقام‌های ارتش رساند.

05:47.340 --> 05:52.870
‫او واقعاً مردی است که توانایی اداره
‫جهان در این دوران آشوب را دارد.

05:53.190 --> 05:59.840
‫او کسی بود که همیشه نقشه بر سر دارد و لیو بی
‫گنتوکو با وی برای سرکوب شورش همکاری کرده.

06:27.990 --> 06:31.070
‫ژنرال؛ مورد مهمی‌ـه؛ لطفاً دخترها رو بیرون بفرستید.

06:31.290 --> 06:32.190
‫تنهامون بذارید.

06:32.290 --> 06:33.590
‫بله.

06:36.410 --> 06:37.980
‫موضوع چیه، این شو؟

06:37.980 --> 06:41.200
‫اون خواجه‌های لعنتی قصد قتل شما رو دارن.

06:41.200 --> 06:43.950
‫چی؟! می‌خوان منو بکشن؟!

06:44.210 --> 06:46.960
‫بله؛ این اخبار بی‌شک حقیقت داره.

06:47.110 --> 06:48.960
‫ای خواجه‌های عوضی!

06:49.310 --> 06:53.380
‫کل ارتش رو جمع کن! تمام خواجه‌ها رو قلع و قمع می‌کنیم!

06:53.380 --> 06:53.980
‫چشم!

06:54.980 --> 06:59.690
‫مورد اعتماد ترین مرد کا شین، این شو،
‫یک فرمانده بسیار شجاع و ماهر است.

07:00.090 --> 07:05.520
‫این شو تمام ژنرال‌های ارتش را
‫احضار کرد تا در آماده‌باش باشند.

07:05.790 --> 07:11.070
‫زین پس، پایان تماشایی و رقت‌انگیز
‫سلطنت بیش از 400 ساله‌ی سلسله هان آغاز شد.

07:11.300 --> 07:16.450
‫هیچکس در زمین بدذات‌تر از ده خواجه نیست؛
‫امروز اون‌ها رو کاملاً از هستی نیست می‌کنیم.

07:16.710 --> 07:21.960
‫الان قصد جون من رو کردن، و بدون شک
‫بعدش میان سراغ تک‌تک شماها.

07:22.710 --> 07:28.230
‫باعث می‌شم با جونشون تاوان بدن!
‫اگه باهاش مشکلی دارین، الان بگین!

07:28.280 --> 07:29.920
‫هیچکس اعتراضی نداره؟!

07:33.660 --> 07:35.390
‫اگه نه، با نقشه پیش می‌ریم!

07:35.820 --> 07:36.620
‫ژنرال!

07:37.990 --> 07:43.800
‫ژنرال! گزارش می‌دم! یکی از افسران قصر
‫الان بهم خبر داد که امپراتور فوت شدن.

07:43.800 --> 07:45.450
‫چی؟! امپراتور فوت شده؟!

07:49.700 --> 07:55.640
‫خبر رسیده که ده خواجه می‌خواستن آخرین آرزوی امپراتور،
‫یعنی به دام انداختن و کشتن شما را برآورده کنن.

07:55.640 --> 07:56.410
‫چی گفتی؟!

07:56.650 --> 08:01.430
‫بعد شاهزاده کیو رو به‌عنوان امپراتور جدید منصوب کردن،
‫انگار همه‌چیز برنامه‌ریزی شده بود.

08:02.280 --> 08:03.430
‫دیگه تحملشو ندارم!

08:04.290 --> 08:07.190
‫امروز هر ده‌تاشون رو دستای خودم می‌کشم!

08:19.150 --> 08:21.940
‫هر ده‌تاشون باید کشته بشن! نذارین فرار کنن!

08:25.410 --> 08:27.090
‫چو جو، چه‌خبر شده؟!

08:27.810 --> 08:31.210
‫کنسکی-دونو، ژنرال کا شین و ارتش بزرگی به حمله کردن!

08:31.210 --> 08:31.810
‫چی؟!

08:32.210 --> 08:34.830
‫انگار نقشه‌ای که داشتیم لو رفته!

08:36.990 --> 08:39.590
‫چو جو! فرار کن! می‌ریم اتاق ملکه!

09:05.310 --> 09:07.500
‫پس فقط بلدی سرتو قایم کنی، ها؟

09:07.780 --> 09:09.990
‫مـ ـ من یکی از ده خادم نیستم!

09:12.190 --> 09:14.470
‫در این‌صورت، ریختتو نشونم بده، ترسو!

09:14.490 --> 09:16.140
‫آی! آخ!

09:16.690 --> 09:18.260
‫ها؟ چقدر ریش داری...

09:16.690 --> 09:20.260
‫در اون دوران، خواجه‌ها باید نباید ریش می‌ذاشتن.

09:18.660 --> 09:19.980
‫د ـ درسته!

09:22.580 --> 09:24.420
‫جـ ـ جلو نیا!

09:38.910 --> 09:42.480
‫ملکه کا! کمک‌مون کنید! کمک‌مون کنید!

09:45.580 --> 09:47.580
‫کمک...

09:59.800 --> 10:01.450
‫ده خواجه کجا رفتن؟

10:01.600 --> 10:03.550
‫سر تک‌تک‌شون رو بزنید!

10:30.230 --> 10:32.100
‫شیطان ترسو انگار ترسیده، ها؟

10:33.430 --> 10:34.700
‫فرصت‌مون الانه، برادر!

10:35.030 --> 10:35.950
‫وایسا!

10:36.200 --> 10:39.610
‫اگه بکشیمش، به‌عنوان شورشی شناخته می‌شیم.

10:43.510 --> 10:48.280
‫زبانِ کا شین با دیدن نتیجه وحشتناک
‫دستورات خود بند آمده بود.

10:49.050 --> 10:51.740
‫به‌هرحال، تنها همچین فرصتی،
‫او را به این کار وا می‌داشت.

10:52.390 --> 10:55.090
‫در غیر این‌صورت، صلح در پادشاهی هیچگاه عملی نمی‌گردید.

11:00.100 --> 11:02.410
‫ژنرال! چه مشکلی پیش اومده؟

11:03.900 --> 11:06.020
‫همم؟ چی شده؟

11:06.300 --> 11:08.730
‫ملکه کا-ساما منتظرتون هستن...

11:09.800 --> 11:11.760
‫این وقت شب چیکار داره؟

11:16.310 --> 11:21.430
‫اینو یادت باشه، دلیلی که الان اینجاییم
‫به‌ لطف ده خواجه بوده، برادر!

11:22.060 --> 11:23.780
‫آره، می‌شه گفت درسته.

11:24.490 --> 11:27.510
‫شنیدم کسی که می‌خواست بکشتت، فقط کنسکی بوده.

11:27.890 --> 11:33.180
‫و حالا که اون دیگه رفته، لطفاً از جون بقیه‌شون بگذر.

11:33.600 --> 11:36.680
‫باشه! باشه! گرفتم دیگه بسه!

11:40.140 --> 11:46.160
‫در حال‌حاضر، بزرگترین مانع برای امپراتور کیو،
‫مادر امپراتور لینگ، ملکه دونگ بود.

11:46.610 --> 11:52.510
‫کا شین و امپراتور کیو به‌طور مخفیانه
‫ملکه دونگ را به مکانی بسیار دور تبعید کردند.

11:53.320 --> 11:54.310
‫هرچند، در میان راه...

11:55.080 --> 11:57.130
‫ملکه دونگ، لطفاً بیاید پایین.

12:00.190 --> 12:03.300
‫یک دستوره؛ لطفاً همکاری کنید.

12:08.700 --> 12:13.950
‫در سلسله هان، فاجعه ای که در شرف وقوعه،
‫در درجه اول انتقام و کینه توزی است.

12:14.700 --> 12:20.670
‫سراسر چین، باری دیگر به دام هرج‌ومرجی بزرگ گرفتار شد.

12:23.710 --> 12:27.810
‫به دستور ژنرال کا شین، تمام افسران نظامی و
‫غیرنظامیانِ درون دربار سلطنتی جمع می‌شوند.

12:27.980 --> 12:30.190
‫تا شاهد عروج شاهزاده بین به سلطنت باشند.

12:30.990 --> 12:34.090
‫او به عنوان سیزدهمین امپراتور هان،
‫تحت عنوان امپراتور شائو منصوب شد.

12:35.190 --> 12:39.490
‫به‌نظر همه‌چیز مطابق نقشه کا شین و ملکه کا پیش می‌رود.

12:40.360 --> 12:42.490
‫«سیزدهمین امپراتور سلسله هان فعلی»
‫ امپراتور شائو»

12:43.050 --> 12:45.500
‫چرا امپراتور شائو انقدر احمقانه به‌نظر میاد؟

12:45.830 --> 12:48.030
‫به‌درد این دنیای پرهرج‌ومرج نمی‌خوره.

12:51.080 --> 12:53.440
‫همم... شاهزاده کیو خیلی بهتر به‌نظر میاد.

12:53.810 --> 12:56.590
‫با اینکه جوونه، یه‌روز ممکنه امپراتور خوبی بشه.

12:57.010 --> 13:00.200
‫نمی‌شه جلو این قدرت بی‌حد و حصر کاشین وایساد، چو جو-دونو.

13:00.380 --> 13:05.200
‫یه ایده دارم، وقتی بقیه مطلع بشن
‫که ملکه دونگ رو کشته، کارش تمومه.

13:05.390 --> 13:08.790
‫اوه، وقتی همه بفهمن یه خیانتکاره،
‫چاره‌ای جز فرار نداره.

13:08.790 --> 13:11.700
‫دلم می‌خواد اون موقع صورت کا شین رو ببینم...

13:18.300 --> 13:20.420
‫چی؟! اون ده خواجه؟!

13:20.700 --> 13:23.210
‫بله! قصد تبعید کردنِ شما رو دارن.

13:23.210 --> 13:26.910
‫لعنتی! به این زودی یادشون رفت که از جونشون گذشتم؟

13:26.910 --> 13:29.340
‫لطفاً بهشون رحم نکنید؛ و دستورتون؟

13:29.340 --> 13:32.130
‫باشه! ارتش رو جمع کن!

13:32.480 --> 13:33.110
‫الساعه!

13:34.820 --> 13:39.060
‫نقشه‌ی حمله به‌سرعت به گوش ده خادم رسید.

13:39.250 --> 13:43.960
‫ده خادم سریعاً به خدمت خواهر کا شین،
‫ملکه کا رفتن تا طلب عفو کنند.

13:44.560 --> 13:51.500
‫خواجه‌ها مادام‌العمر از ترک قصر منع می‌شوند.

13:44.560 --> 13:51.500
‫او به کا شین گفت که از آغاز سلسله هان،
‫خواجه یک درجه پایین دائمی بوده است.

13:52.800 --> 13:58.970
‫فکر کردم درست می‌گه؛ پس
‫این‌بار هم از قید جون‌شون گذشتم.

13:59.210 --> 14:00.290
‫نباید این‌کارو کنید!

14:00.690 --> 14:01.520
‫چی؟!

14:02.110 --> 14:08.170
‫معتقدم اگه اینقدر بلاتکلیف بمونید،
‫خواجه‌ها در تبعیدتون موفق می‌شن.

14:08.380 --> 14:11.980
‫درضمن، بعد رفتن شما،
‫ملکه کا بوده که بهشون پناه داده.

14:12.190 --> 14:14.370
‫گن شائو، پس باید چیکار کنم؟

14:14.560 --> 14:17.690
‫خواسته‌ی همه اینه که ده خواجه رو مجازات کنن.

14:17.760 --> 14:23.550
‫برای همین، تمام ژنرال‌های پادشاهی رو جمع کرده،
‫و ارتش رو برای نابودی‌شون به حرکت دربیارید.

14:23.700 --> 14:25.800
‫همه ژنرال‌ها رو جمع کنم؟

14:26.780 --> 14:31.880
‫فکر کنم از این نظر بافکرتر از
‫خواهرم باشم؛ کسی اعتراضی داره؟

14:33.410 --> 14:34.210
‫بله.

14:34.340 --> 14:37.230
‫در این مورد، من، سائو سائو، صحبتی دارم.

14:39.980 --> 14:42.880
‫هر سلسله‌ای ممکنه خواجه‌های مغرور داشته باشه.

14:43.490 --> 14:46.890
‫ولی الان زمان مجازات‌شون رسیده.

14:47.390 --> 14:50.290
‫لازم نیست برای این عملیات تمام ژنرال‌ها رو جمع کنید.

14:50.290 --> 14:52.290
‫لطفاً مسئله‌ی اصلی رو فراموش نکنید.

14:52.990 --> 14:54.500
‫ساکت شو، سائو سائو!

14:54.500 --> 14:56.730
‫برای حرف‌زدن تو یه مسئله‌ی مهم خیلی بچه‌ای.

14:57.100 --> 14:57.900
‫گمشو!

14:58.500 --> 14:59.400
‫چشم.

15:15.380 --> 15:18.020
‫برادر؛ شنیدم ژنرال سرزنش‌تون کرده، درسته؟

15:21.390 --> 15:23.780
‫کا شین و خواجه‌ها همه‌شون یه‌مشت احمقن.

15:24.360 --> 15:26.700
‫با جمع کردن تمام ژنرال‌ها توی پایتخت،

15:27.200 --> 15:31.000
‫یه ژنرال جاه‌طلب می‌تونه با استفاده از
‫هرج‌ومرج دربار، هرج‌ومرج بیشتری ایجاد کنه.

15:32.400 --> 15:34.600
‫این چطور ممکنه، برادر؟

15:35.620 --> 15:38.200
‫سائو کو؛ زمان موعود رسیده.

15:39.550 --> 15:42.030
‫ما کسی می‌شیم که از این آشوب استفاده می‌کنه.

15:45.700 --> 15:50.540
‫ژنرال اعظم کاشین سریعاً پیام‌هایی فرستاد تا
‫همه ژنرال‌های پادشاهی در پایتخت، لو یانگ، جمع شوند.

15:50.830 --> 15:53.860
‫پیش‌بینیِ سائو سائو در شرف تحقق بود.

15:55.190 --> 16:01.100
‫در همین‌حال، کسی که بیش از همه از این موضوع
‫هیجان زده بود، ژنرال تو تاکو از شی لیانگ بود.

16:01.700 --> 16:05.900
‫او کسی بود که اگر گنتوکو برای کمکش نمی‌رسید
‫در آستانه‌ی شکست مقابل زرین‌پوشان بود.

16:06.000 --> 16:08.000
‫با این حال، به لطف همدستی خود با ده خواجه،

16:08.200 --> 16:12.030
‫اکنون ژنرالی است که بیش از
‫200,000 سرباز را فرماندهی می‌کند.

16:09.030 --> 16:12.610
‫«نایب السلطنه شی لیانگ»
‫«تو تاکو - ژونگ یینگ»

16:09.030 --> 16:15.910
‫درجه نایب‌السلطنه با یک فرماندار برابری می‌کند.

16:13.910 --> 16:17.740
‫لی جو... به دستور نابودی ده خواجه از کا شین،
‫گفتن برای پشتیبانی بریم.

16:18.310 --> 16:20.660
‫این قطعاً فرصتی نادر از سوی آسمان‌هاست.

16:20.980 --> 16:24.330
‫ده خواجه، در وهله‌ی اول لزومی برای ترس ندارن.

16:25.390 --> 16:27.090
‫هیچ آینده‌ای تحت کا شین وجود نداره.

16:27.560 --> 16:29.460
‫نهایت چیزی که گیرم بیاد، یه افسر پایین‌رتبه‌ست.

16:29.820 --> 16:32.190
‫هرکاری لازم باشه برای استفاده از فرصتم می‌کنم.

16:32.390 --> 16:35.600
‫لی جو، سریع جواب بده و بگو
‫با سربازهامون برای پشتیبانی می‌ریم.

16:35.800 --> 16:37.730
‫بله؛ الساعه انجام می‌شه!

16:42.100 --> 16:44.010
‫حالا ماجرا داره جالب می‌شه.

16:45.500 --> 16:50.080
‫در پاسخ به دستور کا شین، هر شهر
‫دو یا سه ژنرال را به لو یانگ فرستاد.

16:50.510 --> 16:54.850
‫این ژنرال‌ها دلیرترین‌ها
‫میان دلیرهای پادشاهی بودند.

17:11.800 --> 17:13.600
‫گزارش می‌دم، ژنرال کا شین!

17:14.110 --> 17:18.020
‫فرماندار شی لیانگ، ژنرال تو تاکو
‫و ارتشش الان خارج شهر مستقر هستند.

17:18.510 --> 17:21.510
‫برای چی داری دست‌دست می‌کنی؟!
‫بهش بگو سریع بیاد داخل!

17:22.010 --> 17:25.810
‫خب... گفت، اون و سربازهاش
‫خسته شدن و کمی استراحت نیاز دارن.

17:26.210 --> 17:29.480
‫کافیه! همین‌الان اون و سربازاشو بیار اینجا!

17:29.480 --> 17:29.990
‫چشم!

17:30.290 --> 17:31.850
‫تو تاکو قطعاً هیچ حرکتی نمی‌کنه.

17:32.490 --> 17:33.990
‫خواسته‌ش کاملاً مشخصه.

17:34.630 --> 17:38.390
‫آخرین‌باری که اومد لو یانگ،
‫تو خیلی چیزا مداخله کرد؛ خیلی چیزا...

17:38.990 --> 17:46.620
‫جمع‌آوری ژنرال‌ها در لو یانگ،
‫قطعاً به گوش ده خواجه رسیده بود.

17:47.500 --> 17:51.100
‫خواجه‌ها، به رهبری چو جو،
‫برای طرح نقشه‌ی بعدی گرد هم آمدند.

17:51.910 --> 17:55.910
‫کا شین 500,000 سرباز رو توی پایتخت جمع کرده، چو جو-دونو.

17:56.110 --> 17:58.210
‫وقتی به حرکت دربیان، کارمون تمومه.

17:58.810 --> 17:59.710
‫باید چیکار کنیم؟

17:59.980 --> 18:03.790
‫الان وضعیت آشفته و غیرقابل پیش‌بینی‌ـه. آروم باش.

18:03.990 --> 18:07.690
‫با این وجود، تمام افرادی که داریم تنها 50 نفره.

18:08.090 --> 18:10.850
‫فقط کافیه کا شین رو بی‌سر و صدا بکشیم.

18:10.990 --> 18:13.340
‫چی؟! توی سکوت بکشیمش؟

18:13.600 --> 18:19.280
‫درسته! وقتی بمیره، می‌تونیم از فرصت
‫برای پراکنده‌کردن بقیه استفاده کنیم.

18:19.800 --> 18:25.710
‫که این‌طور... بعد فقط نیازه
‫به تأثیرگذارترین ژنرال نزدیک بشیم.

18:26.410 --> 18:29.260
‫بیاید با استفاده از اسم ملکه کا، کا شین رو بکشیم به قصر.

18:29.510 --> 18:30.610
‫کی باید این‌کارو کنه؟

18:30.910 --> 18:32.510
‫اگه یکی از ما بره، نقشه لو می‌ره.

18:33.220 --> 18:35.980
‫اگه مراقب نباشیم، جون خودمون هم در خطر میفته...

18:36.590 --> 18:38.890
‫فکر می‌کنم بنده بتونم کمی کمک کنم.

18:39.390 --> 18:41.390
‫د ـ دکتر هیتوکو!

18:42.260 --> 18:45.330
‫کا شین الانشم محکوم به فناست؛ بهتون کمک می‌کنم.

18:46.190 --> 18:47.830
‫اما باید سریع انجام بشه.

18:47.830 --> 18:49.770
‫شما مناسب‌ترین فرد هستید.

18:50.100 --> 18:51.500
‫خیلی‌خب، آقایون...

18:56.000 --> 18:57.810
‫عذر می‌خوام؛ من دکتر سلطنتی، تن هیتوکو هستم.

18:58.210 --> 19:00.820
‫به دستور ملکه کا، خدمت رسیدم.

19:06.980 --> 19:09.990
‫خواهرم می‌خواد که منو ببینه، دکتر؟

19:10.020 --> 19:10.590
‫بله.

19:11.090 --> 19:13.490
‫در این لحظه، سربازان زیادی سرتاسر لو یانگ هستن.

19:13.590 --> 19:14.790
‫ترک قصر امن نیستش.

19:15.460 --> 19:18.060
‫ملکه کا نگرانن که ممکنه
‫ اتفاق خطرناکی رخ بده.

19:18.490 --> 19:25.000
‫بنابراین، بهم دستور دادن که از ژنرال بخوام
‫به‌طور مخفیانه باهاشون دیدار کنن.

19:25.400 --> 19:27.070
‫آه... گرفتم... گرفتم!

19:27.330 --> 19:29.720
‫با اینکه مهم‌ترین فرد ممکنه؛
‫زن‌ها زنن دیگه.

19:30.010 --> 19:34.520
‫حتماً از وقوع جنگ ترسیده؛
‫خودم می‌رم آرومش می‌کنم.

19:34.810 --> 19:36.510
‫پس بنده هم همراهی‌تون می‌کنم.

19:37.110 --> 19:38.710
‫من همراهتون میام، ژنرال!

19:38.910 --> 19:40.280
‫هرطور میل خودتونه!

19:53.900 --> 19:56.770
‫ورود به قصر برای سربازان ممنوعه.

19:57.230 --> 19:58.400
‫متوجه هستم.

19:58.500 --> 19:59.920
‫فقط دو نفر باهام هستن.

20:00.000 --> 20:00.800
‫متأسفم، اما...

20:01.000 --> 20:05.920
‫ملکه کا، دستور دادن که تنها
‫اجازه ورود ژنرال کا شین رو به قصر بدیم.

20:06.210 --> 20:07.110
‫باشه قبوله...

20:07.810 --> 20:09.620
‫شما اینجا منتظر باشین! زود برمی‌گردم.

20:19.390 --> 20:22.390
‫سائو سائو... چیز مشکوکی حس نمی‌کنی؟

20:23.390 --> 20:24.490
‫نه... چیزی نیست...

20:31.400 --> 20:33.100
‫کا شین دیگه کارش تمومه.

20:33.500 --> 20:35.800
‫دیگه هیچ بهانه‌ای برای خواجه‌ها نیست!

20:52.390 --> 20:55.590
‫ژنرال اعظم کا شین! بالأخره از راه رسیدید!

20:55.990 --> 20:56.690
‫چی؟!

20:57.120 --> 21:03.300
‫تو مخفیانه ملکه دونگ رو کشتی؛
‫ای خیانتکار! بمیر!

21:10.960 --> 21:12.690
‫ای خواجه‌های متقلب!

21:36.700 --> 21:38.000
‫همگی!

21:39.000 --> 21:41.680
‫خوب نگاه کنین!

21:51.810 --> 21:53.010
‫کلاهخود ژنرال...

21:53.780 --> 21:58.100
‫ژنرال اعظم کا شین، مرتکب جرم
‫خیانت شده و لیاقتش مرگ بود.

21:58.390 --> 21:59.890
‫لعنت بهت، چو جو!

21:59.890 --> 22:03.270
‫امروز تمام شما خواجه‌ها رو سر به نیست می‌کنم!

22:05.590 --> 22:08.700
‫ای خواجه‌های خیانتکار! خودتون رو تسلیم کنید!

22:21.620 --> 22:29.000
‫دودلی و کوته‌فکری ژنرال کا شین،
‫او را به هلاکتش کشاند.

22:29.350 --> 22:32.390
‫یک ببر در کمین است، تو تاکو...

22:32.390 --> 22:35.990
‫و همچنین سائو سائو که بی‌شمار دسیسه دارد؛
‫هردو مردانی برجسته هستند.

22:36.790 --> 22:40.800
‫شهر لو یانگ درواقع یک هدف آسان برای افراد جاه طلب است.

22:40.824 --> 23:10.824
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:10.848 --> 24:10.848
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.