﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:32.240 --> 01:37.260
‫ژنرال یوان شائو و سائو سائو، یک ارتش متحد از
‫ 100,000 نفر برای شکست تو تاکو تشکیل دادند.

01:37.260 --> 01:41.020
‫آنها توانست نیروهای او را در دو سنگر فتح کنند:
‫دروازه سی شویی و دروازه هو لائو.

01:41.600 --> 01:46.560
‫با وجود اینکه شجاعت گنتوکو، کوان
‫و چو فی باعث افزایش روحیه‌ی ارتش شد،

01:46.570 --> 01:52.520
‫این سائو سائو بود که باعث به‌دست آمدن پیروزی شد.

02:01.150 --> 02:06.970
‫«جاه‌طلبی احیاشده»

02:08.130 --> 02:12.040
‫«شهر لو یانگ»

02:08.320 --> 02:13.150
‫نیروهای تو تاکو با خروج از قلعه‌ی
‫دروازه هو لائو، به سمت لو یانگ برگشتند.

02:13.560 --> 02:17.400
‫با این حال، رسیدن ارتش اتحاد
‫به لو یانگ، تنها به زمان وابسته بود.

02:19.700 --> 02:23.930
‫با کشته‌شدن ژنرال‌مون، روحیه‌ی ارتش
‫خیلی پایین اومده.

02:19.900 --> 02:24.110
‫«نخست وزیر ـ تو تاکو»

02:24.110 --> 02:28.870
‫یو فو! اون سرِ سون کن که قول‌شو دادی کدوم گوریه؟!

02:29.310 --> 02:34.290
‫«یو فو ـ فوسن»

02:29.750 --> 02:34.870
‫نبرد تازه شروع شده؛ حتماً وضعیت رو تغییر می‌دم.

02:35.500 --> 02:37.850
‫هیچ‌وقت اون حرف‌ها یادت نره!

02:37.850 --> 02:38.720
‫چشم!

02:39.140 --> 02:41.880
‫لی جو، نقشه‌ت برای نبرد بعدی چیه؟

02:42.320 --> 02:47.410
‫«لی جو»

02:42.320 --> 02:43.230
‫بله.

02:43.230 --> 02:48.390
‫فکر می‌کنم بهتره مخفیانه پایتخت رو
‫به چانگ آن تغییر بدیم؛ چطوره؟

02:48.760 --> 02:51.820
‫چی؟ پایتخت رو به چانگ آن منتقل کنیم؟

02:51.820 --> 02:57.010
‫چون چانگ آن زمین ناهموار داره،
‫دفاع کردن ازش رو آسان‌تر می‌کنه.

02:57.780 --> 03:01.830
‫اولین امپراتور هان نیز چانگ آن رو به‌عنوان پایتخت انتخاب کرد.

03:02.110 --> 03:06.840
‫و همچنین اونجا پایتخت و محل
‫زندگیِ 12 امپراتور اول بوده.

03:08.010 --> 03:11.810
‫ولی اگه تو چانگ آن شورش کنن،
‫اون نقشه کاملاً بلااستفاده می‌شه.

03:12.290 --> 03:16.970
‫یا می‌تونیم شهروندای اینجا رو به چانگ آن
‫منتقل، و به زندگی اونجا وادارشون کنیم.

03:16.970 --> 03:19.760
‫همم! خیلی‌خب! همین الان انجامش بده!

03:19.760 --> 03:20.820
‫چشم!

03:22.790 --> 03:25.300
‫سرورم، لطفاً تجدید نظر کنید!

03:25.300 --> 03:31.040
‫لو یانگ یه پایتخت تاریخیه که
‫مردم برای ساختنش خیلی تلاش کردن.

03:31.040 --> 03:33.060
‫چطور می‌تونیم به‌راحتی بی‌خیالش بشیم؟

03:33.060 --> 03:36.850
‫ساکت شو! اگه با تصمیمم مخالفت کنی، نمی‌بخشمت!

03:37.430 --> 03:39.680
‫مقامش رو بگیرین و از جلو چشمم دورش کنین!

03:39.680 --> 03:41.820
‫نخست وزیر! لطفاً صبر کنید!

03:41.820 --> 03:45.950
‫همم! الاناست که ارتش شورشی برسه؛
‫چرا باید به شهروندا اهمیت بدم؟

03:45.950 --> 03:50.390
‫نخست وزیر! انتقال به چانگ آن،
‫به مقدار زیادی بودجه نیاز داره.

03:50.390 --> 03:53.350
‫برای این‌کار باید مالیات رو افزایش بدید.

03:53.760 --> 03:57.630
‫درسته؛ خزانه هم دیگه خالی شده.

03:58.210 --> 04:00.520
‫باشه! تمام پول و
‫اموال مردم رو ضبط کنین!

04:00.520 --> 04:03.700
‫چشم! سریعاً ترتیبش رو می‌دم!

04:04.730 --> 04:06.060
‫وایسا، لی جو!

04:06.490 --> 04:11.350
‫اگه کسی رو اینجا باقی بذاری،
‫فقط شورشی‌های بیشتری رو جذب می‌کنه...

04:12.380 --> 04:13.010
‫متوجه شدم.

04:16.980 --> 04:19.350
‫عجله کنین! هرکی عقب بمونه می‌میره!

04:19.390 --> 04:22.410
‫دارم می‌گم همه‌تون کشته می‌شید! بدوئید!

04:24.960 --> 04:27.680
‫زود باش! زود باش! سریع!

04:31.200 --> 04:34.960
‫پیرمرد! جرئت داری که از دستور سرپیچی کنی؟!

04:34.960 --> 04:36.570
‫نه... چطور می‌تونم؟

04:36.570 --> 04:38.460
‫پس معنی این چیه؟

04:38.460 --> 04:46.840
‫اوه... تمنا می‌کنم... این ثمره‌ی 30 سال
‫زحمت منه... لطفاً بذارید نگه‌شون دارم...

04:51.200 --> 04:52.850
‫عزیزم!

04:52.890 --> 04:54.710
‫این سرنوشت سرکش‌هاست!

04:58.410 --> 05:01.280
‫شهر لو یانگ ناگهان به صحنه قتل‌عام تبدیل شد.

05:01.430 --> 05:06.430
‫لو يانگ

05:01.430 --> 05:06.430
‫هو لائو

05:01.430 --> 05:06.430
‫دروازه سی شویی

05:01.430 --> 05:06.430
‫هه نی

05:01.430 --> 05:06.430
‫یینگ چوان

05:01.430 --> 05:06.430
‫سي شو

05:01.430 --> 05:06.430
‫دروازه هان گو

05:01.430 --> 05:06.430
‫چن لیو

05:01.430 --> 05:06.430
‫وو چائو

05:02.110 --> 05:06.430
‫هرکسی که از حرکت امتناع کند بی‌رحمانه کشته می‌شود.

05:07.070 --> 05:11.660
‫امپراتور و همراهانش،
‫به همراه 150,000 نفر...

05:08.400 --> 05:12.980
‫چانگ آن

05:08.400 --> 05:12.980
‫وایکسینگ

05:11.660 --> 05:16.580
‫ تحت نظارت شدید نیروهای تو تاکو،
‫به زور به چانگ آن نقل مکان کردند.

05:22.290 --> 05:26.660
‫سائو سائو با دیدن شعله‌های شهر لو یانگ،
‫متوجه شد که تو تاکو فرار کرده.

05:26.660 --> 05:33.550
‫پس از دریافت گزارش سائو سائو، ژنرال یوان شائو
‫بلافاصله دستور داد تا تمام نیروها وارد شهر شوند.

05:38.070 --> 05:42.400
‫مراقب باشین! اگه چندتا دشمن باقی مونده باشن،
‫برای بررسی بیشتر بسپاریدشون به من.

05:53.790 --> 05:55.710
‫اینجا با خاک یکسان شده...

05:56.190 --> 05:58.640
‫انگار هیچکس زنده نمونده...

06:01.350 --> 06:03.580
‫تویی که اونجایی! بیا بیرون!

06:07.810 --> 06:08.920
‫یه بچه...

06:12.900 --> 06:14.420
‫دشمن نیستیم؛ نمی‌خواد بترسی...

06:16.530 --> 06:17.700
‫ای بابا...

06:20.160 --> 06:23.930
‫دختر جون... ترسیدن لازم نیست... ما اینجاییم تا نجاتت بدیم.

06:25.140 --> 06:25.920
‫یکم بخور...

06:29.900 --> 06:32.770
‫برادر... به احتمال زیاد والدین اون تا الان مردن.

06:44.300 --> 06:49.180
‫«فرمانده عملیات ارتش متحد»
‫«یوان شائو»

06:45.790 --> 06:49.430
‫ارتش تو تاکو دیروز عازم شهر چانگ آن شده.

06:49.740 --> 06:53.530
‫مردم رو تبدیل به گروگان کرده؛ هوشمندانه‌ست...

06:53.990 --> 06:59.470
‫فرمانده... بهم اعتماد کنید... باید هرچه سریع‌تر دنبال‌شون کنیم.

06:59.790 --> 07:00.510
‫چی؟!

07:01.220 --> 07:05.010
‫اگه امپراتور و مردم باهاشون باشن،
‫نمی‌تونن خیلی دور شده باشن.

07:05.470 --> 07:07.630
‫اگه الان دنبال‌شون کنیم، ممکنه بهشون برسیم.

07:08.400 --> 07:14.760
‫نه؛ تازه لو یانگ رو فتح کردیم؛ سربازها خسته‌ن؛
‫پس دستور دادم استراحت کنن.

07:14.760 --> 07:18.230
‫فتح؟ اینجا همش یه‌مشت خرابه‌ست!

07:18.810 --> 07:26.230
‫ربودن امپراتور، سلاخی مردم، سوزاندن لو یانگ...
‫شرارت تو تاکو هیچ حد و مرزی نداره.

07:27.010 --> 07:30.950
‫اگه تو تاکو با موفقیت به چانگ آن برسه،
‫نبرد کشش پیدا می‌کنه.

07:31.410 --> 07:34.050
‫الان باید از فرصت استفاده کنیم و جلوشون رو...

07:34.050 --> 07:37.850
‫سکوت کن! به‌عنوان فرمانده،
‫دستور دادن وظیفه‌ی منه.

07:37.850 --> 07:41.680
‫وقتش الانه! اگه فرصتو از دست بریم،
‫ممکنه هرگز پیروزی رو به چشم نبینیم.

07:42.560 --> 07:43.980
‫من که متقاعد نشدم.

07:44.460 --> 07:49.840
‫صحبت با شما فایده‌ای نداره؛ بسیار خب...
‫به نیروهای خودم دستور حرکت می‌دم.

07:52.470 --> 07:55.230
‫جوونای عجول هیچی از جنگ نمی‌فهمن.

07:59.270 --> 08:02.640
‫با اینکه ارتش متحد از میان
‫بهترین آموزش‌دیده‌ها انتخاب شدند،

08:02.640 --> 08:07.420
‫10,000 نیروی سائو سائو، توسط برادرش،
‫سائو کو و ژنرالش کاکو جون

08:07.420 --> 08:10.030
‫از میان روستاییان انتخاب شده بودند.

08:10.960 --> 08:13.090
‫آماده‌ی حرکت بشین!

08:17.630 --> 08:21.710
‫«برادر کوچک‌تر سائو سائو: سائو کو»

08:18.230 --> 08:22.320
‫برادر... ولی تازه دستور
‫استراحت بهمون رسیده.

08:22.500 --> 08:26.700
‫چه‌خبر شده؟ ادامه این جنگ
‫ برای سربازها کار راحتی نیست.

08:22.930 --> 08:26.280
‫«کاکو جون»

08:26.700 --> 08:30.490
‫حرف نباشه، کاکو جون! سریعاً سربازها رو جمع کن!

08:31.060 --> 08:31.760
‫چشم!

08:32.740 --> 08:34.140
‫جمع بشید!

08:40.450 --> 08:43.620
‫الان یه حمله‌ی غافلگیرانه رو
‫به سمت ارتش تو تاکو ترتیب می‌دیم.

08:43.620 --> 08:48.980
‫ما به تنهایی قراره حمله کنیم؛
‫کسایی که اعتراض دارن، الان اعلام حضور کنن!

08:51.950 --> 08:55.590
‫چی شده؟! نمی‌تونی واضح‌تر حرف بزنی؟!

08:55.800 --> 08:59.740
‫پاداش... امیدوارم پاداش بیشتری برای این باشه...

08:56.120 --> 08:59.380
‫«دیان وی»

09:00.210 --> 09:04.560
‫چی؟ هنوز هیچ‌کاری نکردی
‫و درخواست پاداش داری؟

09:04.770 --> 09:09.640
‫خطرش بالاست و باید تنها انجامش بدیم؛ لیاقت‌مون اینه.

09:09.640 --> 09:11.800
‫چی؟! تو اصلاً کی هستی؟!

09:12.560 --> 09:15.080
‫یه افسر تحت فرمان کاکو جون-ساما، دیان وی.

09:15.080 --> 09:19.760
‫همه اینجا خسته شدن؛
‫امیدوار بودیم بشه آروم‌تر لشکرکشی کرد.

09:19.760 --> 09:22.620
‫اگه هنوزم ناراضی هستین، هرطور مایلید!

09:22.860 --> 09:24.860
‫بسیار خب!

09:28.760 --> 09:32.210
‫ما باید عجله کنیم! حرکت!

09:36.930 --> 09:37.960
‫آروم باش، چو فی!

09:38.700 --> 09:43.840
‫چطوری آروم باشم؟ یعنی بذاریم
‫نیروهای سائو سائو دنبال‌شون کنن؟

09:43.840 --> 09:50.210
‫بعد اون‌همه تلاش تو دروازه‌های سی شویی
‫ و هو لائو، برادر هیچ پاداشی دریافت نکرده.

09:50.790 --> 09:54.390
‫پس معلومه باید ما باشیم که
‫سرِ تو تاکو رو می‌گیریم.

09:54.390 --> 09:56.830
‫تا همه بفهمن چقدر بزرگ هستیم.

09:56.830 --> 09:58.160
‫ساکت باش، چو فی!

10:00.530 --> 10:02.860
‫فقط... تحملشو ندارم!

10:06.370 --> 10:08.140
‫اوه... گنتوکو-دونو!

10:11.740 --> 10:15.070
‫پس واقعاً همون‌طور که شنیدم
‫می‌خواید دنبال ارتش تو تاکو برید.

10:16.180 --> 10:21.260
‫اگه شما هم جنگجوهای شجاعی هستید
‫و به ما ملحق بشید، قطعاً بهتون پاداش می‌دم.

10:21.790 --> 10:24.170
‫بهتره هرچه سریع‌تر سرِ تو تاکو رو برای خودمون کنیم.

10:24.720 --> 10:28.790
‫سائو سائو-دونو؛ ما تحت فرمانِ
‫ژنرال کوسون سان هستیم.

10:29.210 --> 10:33.180
‫اگه بخوایم تنهایی عملی ترتیب بدیم،
‫در سیستم ارتش متحد اختلاف ایجاد می‌شه.

10:33.920 --> 10:38.770
‫چی داری می‌گی؟ اون سیستمی که
‫ازش حرف می‌زنی الان هم در هرج‌‌ومرجه.

10:38.770 --> 10:42.430
‫یوان شائو عجب آدم نابخردی‌ـه!

10:43.190 --> 10:46.990
‫خب دیگه، اگه واقعاً به این کشور اهمیت می‌دی،
‫باید با من بیای.

10:52.770 --> 10:54.670
‫دیدی؟ باز حرف مفت زد!

10:54.670 --> 10:57.720
‫چو فی! نیروهای تو تاکو حتماً باید آماده باشن.

10:57.720 --> 11:00.760
‫تازه، یو فو رو دارن؛ از الان بوی دردسر میاد!

11:01.250 --> 11:05.660
‫برادر! از یو فو ترسیدی؟
‫خودم می‌رم افقی‌ش می‌کنم.

11:05.660 --> 11:10.030
‫اونا امپراتور و مردم رو به‌عنوان سپر انسانی دارن.

11:10.670 --> 11:13.390
‫خبر نداریم از چه حقه‌هایی استفاده می‌کنن.

11:13.390 --> 11:14.570
‫ولی...

11:17.940 --> 11:21.610
‫واقعاً نگران نیروهای سائو سائو-دونو هستم؛
‫احتمالاً یکم زیاده‌روی کردن.

11:21.610 --> 11:25.140
‫آره... الان فقط می‌تونیم برای موفقیتش دعا کنیم.

11:40.730 --> 11:47.740
‫از ترس اینکه ارتش متحد به آنها نزدیک شود، تو تاکو
‫به همه دستور داد سریع به سمت چانگ آن حرکت کنند.

11:54.780 --> 11:58.500
‫چیه؟ حالت بده؟ خیل‌خب، خودم خلاصت می‌کنم!

12:04.950 --> 12:08.590
‫زود باشید برید!‌ وگرنه عاقبت‌تون این می‌شه ها!

12:09.950 --> 12:13.550
‫«نیروهای سائو سائو»

12:18.500 --> 12:19.420
‫باید حرکت کنیم!

12:20.310 --> 12:23.870
‫فرمانده! نمی‌شه یه‌مدت اینجا اتراق کنیم؟

12:23.870 --> 12:29.180
‫چی داری می‌گی؟! اگه وقتو تلف کنیم،
‫تو تاکو قراره به چانگ آن برسه!

12:29.480 --> 12:32.050
‫سربازهای تو تاکو هم نیاز به استراحت دارن، نه؟

12:32.350 --> 12:35.880
‫شما داری تمام روز راه می‌ری؛ تا الان خسته نشدی؟

12:35.950 --> 12:39.690
‫ساکت باش! من کسی نیستم که بعد یه‌روز سفر خسته بشم!

12:39.890 --> 12:43.890
‫کاریش نمی‌شه کرد؛ دیگه دیروقته، پس قراره آروم راه بریم.

12:43.890 --> 12:47.300
‫چی؟! چطور جرئت می‌کنی همچین چیزی بگی!

12:48.330 --> 12:50.400
‫برادر! لطفاً‌ آروم باشید!

12:50.830 --> 12:54.700
‫حرکت در شب خیلی خطرناکه! باید آهسته راه بریم.

12:55.240 --> 12:56.200
‫هرکار می‌خواید بکنید!

12:57.670 --> 12:59.770
‫ای آدمای خیره‌سر! الان حرکت می‌کنیم!

13:04.680 --> 13:05.380
‫بریم!

13:17.130 --> 13:21.500
‫نیروهای تو تاکو که خیلی زودتر این محل را
‫ترک کرده بودند، به شهر یینگ‌یانگ رسیده بودند.

13:18.560 --> 13:22.670
‫«شهر یینگ‌یانگ»

13:22.500 --> 13:26.740
‫اما او به مردم اجازه ورود به شهر را نداد و آنها را بیرون کرد.

13:27.710 --> 13:30.970
‫در همین حین، گزارش‌هایی از سائو سائو و ارتش تعقیب‌کننده رسید.

13:30.970 --> 13:33.680
‫این امر ارتش تو تاکو را در وضعیت دشواری قرار داد.

13:34.440 --> 13:39.780
‫ارتش‌شون چیزی بالغ بر 10,000 سربازه؛
‫حدودای سپیده‌دم به اینجا می‌رسن.

13:40.890 --> 13:44.690
‫لعنت بهت، سائو سائو! چطور جرئت می‌کنی منو تعقیب ‌کنی!

13:45.450 --> 13:47.510
‫لی جو، باید چیکار کنیم؟

13:48.060 --> 13:52.790
‫نیازی به نگرانی نیست!
‫این شهر با کوه‌ها احاطه شده.

13:53.290 --> 13:55.520
‫نقشه‌ای برای شکست سائو سائو دارم.

13:56.060 --> 13:58.000
‫چی؟! یه‌جور نقشه داری؟

13:58.800 --> 14:00.000
‫بله.

14:06.440 --> 14:09.000
‫برادر، اینجا به‌طور عجیبی خیلی ساکته.

14:09.880 --> 14:14.380
‫احتمالاً‌ متوجه تعقیب ما نشدن؛
‫فوراً بهشون حمله‌ور می‌شیم.

14:15.050 --> 14:19.050
‫فرمانده! بهتره بعد از طلوع آفتاب حمله رو شروع کنیم.

14:19.050 --> 14:20.790
‫بازم تو! اون دیگه خیلی دیر می‌شه!

14:21.210 --> 14:24.250
‫از این می‌ترسم که اگه شکست بخوریم توی تاریکی نتونیم در بریم.

14:24.540 --> 14:25.890
‫دور شو، ملعون!

14:28.950 --> 14:32.350
‫زیادی سوت‌وکوره... کجا نیروهاشونو مخفی کردن؟

14:33.750 --> 14:34.550
‫یه تله‌ست؟

14:35.120 --> 14:40.660
‫چطور می‌تونید انقدر هراس داشته باشید؟ هی!
‫دنبالم بیاید تا حمله کنیم!

14:41.230 --> 14:43.030
‫حمله!

14:43.130 --> 14:44.770
‫هجوم می‌بریم!

15:01.350 --> 15:07.650
‫سائو سائوی خشمگین ارتش جلودار را
‫برای حمله به شهر یینگ یانگ هدایت می‌کند

15:10.260 --> 15:14.030
‫گرچه، تنها تعداد کمی سرباز شهر را نگهبانی می‌دهند.

15:16.190 --> 15:19.030
‫سپس سائو سائو به سربازان دستور می‌دهد تا به تعقیب ادامه دهند.

15:23.740 --> 15:24.410
‫کی اونجاست؟

15:29.310 --> 15:32.250
‫منتظرت بودم، سائو سائو! غزلتو بخون!

15:32.610 --> 15:35.020
‫یو فو! تو تاکو کجاست؟

15:36.350 --> 15:38.760
‫خیلی قبل‌تر از کوه‌ها فلنگو بست.

15:39.080 --> 15:39.820
‫چی؟!

15:41.150 --> 15:43.360
‫سائو سائو! الان راه فرار نداری!

15:43.720 --> 15:45.140
‫دشمن‌ها محاصره‌مون کردن!

15:45.760 --> 15:47.230
‫توی تله افتادیم، برادر!

15:48.990 --> 15:51.330
‫سائو سائو! تازه فهمیدی توی تله افتادی؟

15:51.660 --> 15:57.040
‫ای شورشیِ نمک‌نشناس! جرئت کردی نخست‌وزیر رو
‫به‌قتل برسونی؟! حالا با مجازاتت روبه‌رو می‌شی!

15:58.040 --> 16:00.940
‫لعنت بهت، لی جو! همین‌جا سرت رو می‌گیرم!

16:14.350 --> 16:17.220
‫برادر، اینجا رو به ما بسپارید! جلوتر برید!

16:17.660 --> 16:18.960
‫می‌خوای فرار کنیم؟!

16:19.520 --> 16:22.790
‫ژنرال! الان دیگه جون شما نه فقط متعلق به خودتون،‌ بلکه به همه‌ست!

16:22.790 --> 16:25.130
‫لطفاً‌ اینجا رو به ما بسپارید!

16:28.630 --> 16:29.830
‫عجله کن، برادر!

16:31.140 --> 16:33.740
‫سائو کو، این‌بار به حرفت اعتماد می‌کنم...

16:38.840 --> 16:41.220
‫نذارید سائو سائو فرار کنه! برید دنبالشون!

16:57.960 --> 16:59.230
‫فقط خودم موندم...

17:12.440 --> 17:16.450
‫سائو کو... کاکو جون... امیدوارم سالم باشید.

17:18.080 --> 17:20.450
‫بقیه افرادم جون سالم به‌در بردن؟

17:21.350 --> 17:23.260
‫این یه شکست کامل بود؟

17:50.350 --> 17:53.550
‫اشتباه نبود! این فرمانده دشمن، سائو سائوـه!

17:54.650 --> 17:56.060
‫شانس بهمون رو کرده!

17:58.420 --> 18:00.330
‫وایسید! با همه‌تونم!

18:07.400 --> 18:09.330
‫نذارین فرار کنن!

18:25.050 --> 18:27.550
‫چه احمقایی! فقط قراره غرق بشن!

18:27.750 --> 18:29.750
‫برادر! لطفاً طاقت بیار!

18:31.190 --> 18:32.290
‫فقط یکم دیگه!

18:55.780 --> 18:56.510
‫کی اونجاست؟!

18:56.850 --> 18:58.250
‫دشمنه! باید فرار کنیم!

19:00.490 --> 19:02.290
‫دارن فرار می‌کنن! بگیریدشون!

19:07.390 --> 19:08.190
‫برادر!

19:12.730 --> 19:13.440
‫برادر!

19:13.870 --> 19:16.560
‫سائو کو! اینجا برام آخر خطه!

19:17.540 --> 19:19.100
‫باید تا آخر کنار هم بجنگیم!

19:20.060 --> 19:24.140
‫فقط منم که دارم از دشمن فرار می‌کنم،
‫و مطمئنم افرادم منو ول کردن.

19:25.110 --> 19:26.710
‫این دیگه واضح بود...

19:28.710 --> 19:33.050
‫الان دیگه، چیزی برای از دست دادن ندارم؛
‫سائو کو، زندگی خودم رو می‌گیرم!

19:36.120 --> 19:39.420
‫برادر، شما رهبر قبیله‌مون هستی! لطفاً تجدیدنظر کنید!

19:39.760 --> 19:41.630
‫دنیا بدون من ادامه داره، اما نه بدون شما!

19:42.330 --> 19:42.930
‫برادر!

19:45.960 --> 19:46.600
‫رسیدن؟!

20:02.080 --> 20:03.150
‫فرمانده!

20:09.450 --> 20:12.820
‫خداروشکر! خداروشکر که زنده‌اید!

20:13.530 --> 20:15.840
‫شما هم حالتون خوب بود؟!

20:16.430 --> 20:21.730
‫500 نیروی سواره‌نظامِ ما در حین مبارزه
‫با دشمن به دنبال شما می‌گشتن.

20:22.730 --> 20:25.740
‫درواقع... فکر می‌کردم منو رها کردید.

20:26.040 --> 20:30.540
‫به‌خاطر فرارِ تو تاکو، شما صبر خیلی کمی داشتید.

20:31.140 --> 20:35.750
‫از روی بی‌صبری، تمام این خطرات رو به‌جون خریدید.

20:35.750 --> 20:40.550
‫پس، از قصد شما رو عصبانی کردم
‫تا یکم زمان بخرم؛ لطفاً‌ منو ببخشید.

20:45.560 --> 20:47.730
‫می‌بخشمت؛ من هم اشتباه می‌کردم.

20:48.890 --> 20:50.230
‫از حالا روت حساب می‌کنم.

20:50.360 --> 20:55.830
‫بله؛ تصمیم گرفتم در زیر سایه‌ی
‫ارتش‌تون باشم و بدون افسوسی بمیرم.

20:59.370 --> 21:02.340
‫نیروهای تعقیب‌کننده کاملاً شکست خوردند؛ نیاز به نگرانی نیست.

21:03.580 --> 21:06.540
‫سائو کو... خوشحالم زندگی خودمو نگرفتم.

21:06.910 --> 21:11.250
‫بله؛ تا وقتی شما در امان باشید، ارتش ما پیروز این نبرده!

21:12.850 --> 21:17.220
‫تو تاکو! با اینکه امروز باختم، دلیلش رو می‌دونم.

21:18.390 --> 21:21.600
‫تونستم به ضعفِ خودم پی ببرم.

21:29.530 --> 21:35.240
‫خدایان ممکنه موانعی پیش رویم قرار بدن،
‫اما من سائو سائو هستم، قهرمان آشوب!

21:35.240 --> 21:37.280
‫به هر قیمتی شده فاتح این نبرد می‌شم!

21:42.980 --> 21:48.050
‫خبر شکست سائو سائو به سرعت
‫در ارتش متحد در لو یانگ پخش شد.

21:48.790 --> 21:53.020
‫این باعث تردید اشرافیان و حاکمان
‫برای تعقیب ارتش تو تاکو شده است.

21:53.630 --> 21:57.930
‫اختلاف در ارتش متحد از بحث‌های داغ اخیر است.

21:59.030 --> 22:02.570
‫برادر... به‌نظرتون سائو سائو-دونو زنده به اینجا می‌رسه؟

22:02.570 --> 22:08.740
‫قطعاً‌ میاد؛ اما از جایی که می‌خواست
‫به‌دنبال تو تاکو بره، خیلی نگران شدم.

22:09.110 --> 22:13.040
‫سائو سائو شکست خورد... و ژنرال‌های اینجا
‫دارن بساط‌شونو جمع می‌کنن برن خونه...

22:13.510 --> 22:15.250
‫بعداً قراره چی بشه؟

22:15.780 --> 22:20.890
‫سائو سائو-دونو بدون‌شک برمی‌گرده؛
‫اون مردی که من می‌شناسم، یقیناً برمی‌گرده.

22:21.090 --> 22:23.720
‫برادر... سائو سائو ممکنه روزی تبدیل به دشمنی نیرومند بشه.

22:26.660 --> 22:32.590
‫آرزوهای تو تاکو و سائو سائو هر دو مانند
‫دریایی مواج است که روزی زمین را به لرزه در خواهد آورد.

22:33.130 --> 22:39.140
‫تقابل بین این دو فرد نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود...

22:39.164 --> 23:09.164
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:09.188 --> 24:09.188
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.