﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.770 --> 01:42.040
‫در پایتخت، چانگ‌آن، تو تاکوی ظالم امپراتور را زندانی
‫ و با زور قدرت را به دست گرفت.

01:44.240 --> 01:47.650
‫او که مسحور زیبایی چو سن شده بود، به دام یک تله افتاد.

01:47.880 --> 01:53.750
‫این باعث شد که زیردست وفادارش، یو فو با خیانت به او، بکشتش.

01:59.210 --> 02:04.600
‫«دشمنی میان دو قهرمان»

02:04.800 --> 02:10.000
‫«منطقه حاکمیت سائو سائو»
‫«شهر انشو»

02:05.630 --> 02:10.240
‫پس از مرگ تو تاکو، همه رهبران نظامی و حاکمان
‫برای تقویت قدرت نظامی خود به رقابت پرداختند.

02:11.570 --> 02:18.040
‫در میان آنها سائو سائو موتوکو از انشو،
‫ که به عنوان قهرمان آشوب نیز شناخته می‌شود.

02:18.410 --> 02:23.950
‫در حال حاضر او چندین جنگجوی سرشناس
‫ و یک میلیون نفر سرباز را گرد هم آورد.

02:35.230 --> 02:38.610
‫«نایب‌السلطنه‌ی انشو»
‫«سائو سائو ـ موتوکو»

02:41.610 --> 02:44.830
‫«برادر سائو سائو ـ سائو کو»

02:42.730 --> 02:45.240
‫برادر، هنوز نخوابیدید.

02:48.510 --> 02:49.810
‫آسمان درحال حرکته...

02:51.640 --> 02:56.250
‫سائو کو؛ همه‌چیز توی زمین توسط سه چیز اداره می‌شه.

02:57.020 --> 03:02.150
‫فرد باید به این سه تسلط داشته باشه:
‫ بهشت، زمین و انرژی انسان

03:02.450 --> 03:07.760
‫بهشت سرنوشته، زمین مناطق تحت حکومت،
‫و انرژی انسان استعداده

03:08.060 --> 03:08.460
‫بله.

03:09.930 --> 03:14.470
‫برادر، شما از قبل سرنوشت رو دارید؛
‫کمبودی هم از استعداد ندارید.

03:15.170 --> 03:17.070
‫پس فقط منطقه حکومت می‌مونه.

03:18.770 --> 03:22.240
‫با دشمنی با این عظمت، انشو به‌قدر کافی بزرگ نیست.

03:23.010 --> 03:23.640
‫درسته.

03:29.920 --> 03:33.050
‫اوه... تو همچین حوض کوچیکی، یه ماهی بزرگ هست.

03:34.920 --> 03:39.960
‫افسانه ها می‌گن که یه ماهی بوده که
‫ به اژدها تبدیل شده و در آسمان پرواز کرده.

03:40.560 --> 03:44.060
‫تو این لحظه، شما به‌زودی اژدهایی
‫می‌شید که به آسمان پرواز می‌کنه.

03:45.530 --> 03:49.970
‫سائو کو... فرماندار و دوک‌ها
‫ قصد فتح جهان رو دارن.

03:50.870 --> 03:52.470
‫این مسیر طولانی و خطرناکی‌ـه.

03:52.670 --> 03:53.470
‫بله.

03:54.670 --> 03:57.840
‫راستی... یو فو توی چانگ‌آن چی شد؟

03:58.210 --> 04:02.110
‫بله... با اینکه سخت تلاش کرد با
‫همسایه غربی‌ش، یوان شو متحد بشه،

04:02.380 --> 04:04.720
‫یوان شو هنوز متقاعد نشده.

04:05.250 --> 04:09.450
‫با خیانت و کشتن پدرخوانده‌‌ش،
‫و انکار و ناسپاسیِ حمایت همه،

04:10.260 --> 04:11.860
‫دیگه هیچکس بهش اعتماد نمی‌کنه.

04:13.490 --> 04:17.330
‫ممکنه ناسپاس باشه، ولی من تقصیرو گردن یو فو نمیندازم.

04:18.030 --> 04:21.700
‫پدرخوانده‌ش برای مدت زیادی هیچ پاداش خوبی بهش نداده بود.

04:22.600 --> 04:26.370
‫درسته... چطوره پدر خودمون رو اینجا بیاریم؟

04:27.210 --> 04:34.150
‫این ایده خوبیه؛ اگه پدر بدونه شما الان
‫ نایب‌السلطه شدید، خیلی بهتون افتخار می‌کنه.

04:35.380 --> 04:41.620
‫فقط از پدر می‌خوام تا آخر عمر با شادی و آرامش
‫ زندگی کنه؛ سائو کو، ترتیب اومدنش رو بده.

04:41.990 --> 04:42.750
‫الساعه!

04:45.960 --> 04:48.430
‫پدر... دلم برات تنگ شده...

04:49.660 --> 04:55.230
‫زمانی افراد سائو سائو پیشش رفتند، پدر سائو سائو،
‫سائو سو با کمال میل همراهشون به انشو آمد.

04:52.250 --> 04:55.100
‫«پدر سائو سائو ـ سائو سو»

04:58.100 --> 05:02.300
‫«شهر جو شو»

04:58.300 --> 05:05.210
‫او به سلامت به شهر جو شو رسید؛ جایی که
‫ فرماندار آن، تو کن، به گرمی از او استقبال کرد.

05:07.380 --> 05:11.580
‫به دلیل اینکه تو کن قصد ساخت
‫ روابط خوبی با سائو سائو داشت،

05:12.020 --> 05:16.720
‫نه تنها ضیافتی برپا کرد،
‫بلکه هدایای زیادی به سائو سو داد

05:14.610 --> 05:17.180
‫«نایب‌السلطنه‌ی جو شو»
‫«تو کن»

05:16.720 --> 05:18.990
‫و مردانش رو برای همراهی او تا مقصدش فرستاد.

05:20.160 --> 05:23.960
‫هرچند، این به‌زودی جو شو را موقعیتی سخت گرفتار می‌کند.

05:35.270 --> 05:42.150
‫ها! همراهی یه مرد پیر کسل‌کننده‌ست؛
‫دو روز دیگه می‌رسیم ولی الانشم خسته شدم.

05:44.750 --> 05:46.650
‫چطوره گنجش رو بدزدیم و فرار کنیم؟

05:49.090 --> 05:50.890
‫آره... گنجش...

05:51.790 --> 05:55.330
‫تا حالا دستامون رو به هیچ گنجی دراز نکردیم...

05:55.960 --> 06:00.870
‫بیاید ازش غارت کنیم، درست مثل زرین‌پوشان؛ چطوره؟

06:01.670 --> 06:04.000
‫خیلی‌خب! تصویب شد! راه بیفتین!

06:11.840 --> 06:13.250
‫این سروصدا چیه؟

06:18.320 --> 06:19.950
‫شماها چی می‌خواید؟

06:20.190 --> 06:21.520
‫بمیر!

06:34.830 --> 06:38.870
‫چی؟! پدر... پدر... کشته شده؟!

06:39.370 --> 06:39.840
‫بله.

06:41.240 --> 06:45.440
‫پدر توسط افراد تو کن در جو شو، مرگ تلخی داشت.

06:54.520 --> 06:56.220
‫این چطور ممکنه؟!

06:58.020 --> 07:01.390
‫نفرین بهت، تو کن! نمی‌بخشمت!

07:01.990 --> 07:04.330
‫به همه آماده‌باش بدید! سریع!

07:06.030 --> 07:08.930
‫شنیدی چی گفتم، سائو کو! به جو شو حمله می‌کنیم!

07:09.300 --> 07:12.240
‫بله؛ کاری می‌کنیم به‌خاطر اعمال‌شون تاوان بدن!

07:14.870 --> 07:20.280
‫سائو سائو در خشم خود، تمام
‫ ارتش یک میلیونی خود را جمع کرده

07:20.280 --> 07:22.180
‫و آنها را آماده حمله به جو شو کرد.

07:20.280 --> 07:24.580
‫«انتقام بی‌حرمتی»

07:22.580 --> 07:26.750
‫او روی بنرهای خود کلمات «انتقام بی‌حرمتی» را نوشت.

07:30.860 --> 07:36.730
‫با نزدیک‌شدن یک میلیون نیروی قدرتمند سائو سائو
‫ به جو شو، فرماندار آن، تو کن، در نگرانی عمیقی بود.

07:37.160 --> 07:41.470
‫درحال‌حاضر، در حال برگزاری یک جلسه اضطراری
‫ برای بررسی نحوه برخورد با این وضعیت هستند.

07:43.370 --> 07:49.670
‫سرورم، این حقیقت که پدر سائو سائو
‫ کشته‌شده، قابل تغییر نیست.

07:49.610 --> 07:53.710
‫«می شو»

07:50.680 --> 07:54.350
‫فکر می‌کنم بهتره حقیقت رو بگیم
‫یه عذرخواهی صادقانه ارائه بدیم.

07:54.850 --> 07:58.610
‫«تو کن»

07:55.780 --> 07:57.950
‫ولی فکر می‌کنم خیلی دیره...

07:59.250 --> 08:03.890
‫در این‌صورت، می‌تونم از فرماندارهای
‫ همسایه برای میانجی‌گری کمک بخوایم.

08:04.120 --> 08:07.460
‫بله... نظر خوبیه...

08:10.430 --> 08:14.900
‫به‌نظر همه موافقن؛ پس نامه‌هایی
‫ برای اون هدف می‌نویسم...

08:15.110 --> 08:19.300
‫«کشور پینگ‌یوان»

08:16.600 --> 08:22.270
‫یکی از نامه ها از طریق پست فوری
‫ به لیو بی گنتوکو در پینگ‌یوان تحویل داده شد.

08:26.110 --> 08:31.050
‫گنتوکو قبل از آن می‌دانست که
‫ تو کن ذاتاً مردی درستکار است.

08:33.850 --> 08:40.160
‫خشم سائو سائو-دونو حتماً دلیلی داره؛
‫وگرنه امکان نداره تمام یک میلیون سربازش رو بسیج کنه.

08:40.760 --> 08:47.330
‫ممکنه به‌خاطر کشته‌شدن پدرش باشه؛
‫ولی بسیج کردن نیروها برای مسائل شخصی عاقلانه نیست.

08:50.640 --> 08:54.210
‫حتماً به‌خاطر اینه که می‌خواد به جو شو نفوذ کنه.

08:54.970 --> 08:59.880
‫برادر... بیا به جو شو کمک کنیم
‫و جلوی سائو سائو رو از حمله بگیریم.

09:04.880 --> 09:11.490
‫برادر... الان زمان خیلی مهمه... نباید با بی‌اعتناعی
‫ به درخواستش، تو کن-دونو رو ناامید کنیم.

09:12.490 --> 09:13.560
‫بیا بریم، برادر!

09:15.330 --> 09:19.230
‫مقابل یک میلیون مرد، ما فقط پنج‌هزار داریم.

09:20.030 --> 09:24.970
‫اون که خیالی نیست! ما دوتا کل ارتشش رو جمع کنیم!

09:26.440 --> 09:28.570
‫بذار ببینیم چطوری جلوی نیزه‌م وایمیسن!

09:29.410 --> 09:30.940
‫برادر، لطفاً تصمیم بگیر.

09:32.740 --> 09:33.580
‫بیاید کمکش کنیم!

09:56.000 --> 09:59.840
‫دیر کردیم؛ جوشو تا الان کامل محاصره شده.

10:00.370 --> 10:02.910
‫در این‌صورت باید با کله بریم توشون!

10:03.510 --> 10:04.480
‫این دیوونگیه!

10:04.880 --> 10:07.610
‫نه، چو فی درست می‌گه؛ بریم!

10:09.410 --> 10:10.320
‫برادر!

10:10.520 --> 10:12.020
‫هرکی اول برسه برده، داداش!

10:21.330 --> 10:25.330
‫دشمنه! زود باشید حمله کنید! بهشون شلیک کنید!

10:29.430 --> 10:31.070
‫همگی منو دنبال کنید!

10:32.470 --> 10:35.240
‫سر راه واینستا! راهو واسه ارتش بی‌نام‌ونشون باز کنید!

10:39.640 --> 10:41.310
‫چـ ـ چه‌خبر شده؟!

10:42.610 --> 10:49.020
‫اگرچه گنتوکو مردان کمی همراه خود داشت، اما
‫تصمیم گرفت تا از محاصره عبور، و به تو کن کمک کند.

10:49.720 --> 10:54.460
‫ارتش یک‌میلیون نفره دربرابر یک نیروی پشتیبانی 5000 نفره؛
‫گنتوکو چگونه می‌تواند مقاومت کند؟

10:56.230 --> 11:01.500
‫می‌دونستم لیو بی گنتوکو همچین کاری می‌کنه؛ اون بی‌شک به کمکِ تو کن می‌ره.

11:02.200 --> 11:06.940
‫لعنت بهت، گنتوکو! جفت‌تون رو باهم می‌فرستم اون دنیا!

11:07.240 --> 11:10.310
‫به این می‌گن ارتش یک میلیون نفره؛ واقعاً نمای رعب‌انگیزیه!

11:11.010 --> 11:14.050
‫اینکه چیزی نیست! درواقع، عدد تو جنگ مهم نیست؛ مهم جربزه‌ست.

11:15.050 --> 11:15.950
‫گنتوکو-دونو...

11:17.120 --> 11:18.020
‫تو کن-دونو...

11:18.650 --> 11:23.290
‫بهم خبر رسیده که ارتش سائو سائو توی سپیده‌دم حمله می‌کنه.

11:24.260 --> 11:26.360
‫اگه می‌شه این مسئله رو به ما بسپارید.

11:26.860 --> 11:28.190
‫اگه فکر می‌کنید به صلاحه.

11:29.430 --> 11:36.970
‫سائو سائو مرد معقولی‌ـه؛ فکر می‌کنم می‌تونم
‫ باهاش مذاکره کنم؛ برای همین به اینجا اومدم.

11:37.400 --> 11:40.110
‫بله... بنده هر تصمیمی به‌نظرتون درست‌تره رو دنبال می‌کنم.

11:41.040 --> 11:46.810
‫واقعاً فکر کردی سائو سائو آدم حسابیه؟ اون یه آدم تشنه‌ به خونه.

11:47.750 --> 11:53.080
‫چو فی، می‌شه یه خواهشی ازت کنم؟
‫ می‌تونی نامه‌م رو به سائو سائو تحویل بدی؟

11:53.420 --> 11:57.360
‫حله ها... ولی اگه زیادی لفتش بده، می‌زنم صدا سگ بده!

11:57.690 --> 11:59.590
‫احمق! فقط خودتو زخمی می‌کنی!

12:00.690 --> 12:06.330
‫راحت دخل‌شون رو میارم... ولی قبل انجامش،
‫بهتره یه لیوان دیگه شراب بخورم.

12:07.000 --> 12:09.800
‫هوی! زیادی نخوری ها!

12:16.070 --> 12:16.940
‫تو کن-دونو!

12:24.070 --> 12:25.770
‫وایسا! کی هستی؟

12:26.130 --> 12:27.670
‫بـ ـ باز اونه!

12:28.770 --> 12:31.740
‫اومدی تو کمپ من چیکار کنی، مرتیکه؟!

12:32.070 --> 12:37.950
‫بشین بابا! من یکی از ژنرال‌های پینگ‌یوان،
‫ برادر لیو بی گنتوکو، چو فی ییده هستم.

12:38.380 --> 12:40.050
‫باید سریع سائو سائو-دونو رو ببینم!

12:40.480 --> 12:42.680
‫فکر کردی کی‌ای، پررو بازی درمیاری؟!

12:42.950 --> 12:45.590
‫انقدر ور ور نکن! برو بهش بگو!

12:55.760 --> 12:58.570
‫جنگجو چو فی؛ مشتاق دیدار.

12:59.830 --> 13:02.170
‫لطفاً جوابتو به نامه‌ای که آوردم بگو.

13:04.670 --> 13:08.710
‫امیدوارم دشمنی‌های شخصی را کنار بگذارید
‫ و برای پادشاهی ما بجنگید.

13:10.250 --> 13:11.150
‫مزخرف نگو!

13:13.050 --> 13:16.080
‫من، سائو سائو، از گنتوکو دستور نمی‌گیرم!

13:16.550 --> 13:17.920
‫پس این جوابته؟

13:19.220 --> 13:21.120
‫جواب من گردن‌زدن توئه.

13:22.190 --> 13:23.190
‫بیا بخورش!

13:24.190 --> 13:27.300
‫گزارش می‌دم، ارباب! خیلی فوری‌ـه!

13:30.900 --> 13:33.940
‫هوی وایسا! هنوز باهات حرف دارم! ‌سائو سائو!

13:36.340 --> 13:39.340
‫چی؟! یو فو به مرکز فرماندهی‌مون حمله کرده؟

13:39.540 --> 13:46.010
‫بله؛ دفاع انشو منهدم شده؛
‫نیروهاشون به‌سمت پو یانگ در حرکت هستنند.

13:47.120 --> 13:48.080
‫لعنتی!

13:48.220 --> 13:49.150
‫اشتباه کردیم...

13:50.150 --> 13:53.590
‫برادر... ما تقریباً انشو رو بدون هیچ نیرویی ول کردیم.

13:53.590 --> 13:56.490
‫درحال حاضر هیچ شانسی مقابل یو فو ندارن.

13:57.690 --> 14:01.460
‫ممکن نیست... سائو کو، به همه بگو عقب‌نشینی کنن!

14:01.630 --> 14:02.160
‫چشم!

14:02.160 --> 14:04.860
‫«دیان وی»

14:02.360 --> 14:05.330
‫اما... کاری که در جوشو داشتید چی می‌شه؟

14:11.510 --> 14:15.410
‫تچ... واقعاً که! اصلاً آدم جالبی نیست!

14:15.740 --> 14:19.580
‫پاسخ واقعی سائو سائو پذیرفتن آتش‌بس بود،

14:19.850 --> 14:26.290
‫تا بتواند روی یو فو تمرکز کند؛
‫اما چو فی از این موضوع آگاه نیست.

14:26.690 --> 14:31.290
‫عین چی جلو من دادوبیداد می‌کرد،
‫اما آخرم جنگو تموم کرد؟ چه عجیب‌غریبه...

14:31.890 --> 14:35.530
‫واقعاً همین‌طوری شد؛ خیالم راحت شد که
‫ تونستیم از خون و خونریزی دوری کنیم.

14:36.400 --> 14:38.330
‫در زمان فعلی، می‌تونیم یک نفس راحت بکشیم.

14:38.630 --> 14:39.970
‫گنتوکو-دونو...

14:40.440 --> 14:40.970
‫بله...

14:41.070 --> 14:48.280
‫فکر نمی کنم دیگه وقت زیادی داشته باشم... امیدوارم جانشینی من به‌عنوان فرماندارِ جوشو رو بپذیری.

14:50.110 --> 14:53.980
‫فکر می‌کنم این خواسته‌ی مردم جوشو نیز باشه؛
‫امیدوارم این پیشنهادو جدی بگیرید.

14:55.150 --> 14:58.750
‫چطور می‌تونم همچین پیشنهادیو قبول کنم؟ به خودم اجازه نمی‌دم.

14:59.590 --> 15:07.630
‫اگه شجاعت کافی رو نداشته باشی، اون‌وقت دیگه نمی‌تونی
‫ تمام پادشاهی رو نجات بدی... ازت خواهش می‌کنم...

15:08.100 --> 15:11.100
‫لطفاً خواسته قلبیِ تو-ساما رو برآورده کنید...

15:22.480 --> 15:26.210
‫ها؟! کل اون لشکر چندصد میلیونی پر زده رفته!

15:27.550 --> 15:31.820
‫راستی، برادر؛ درمورد پیشنهادی
‫ که دیشب گرفتی چیکار می‌کنی؟

15:32.320 --> 15:38.830
‫اگه پیشنهاد تو کن-دونو رو قبول کنم، سائو سائو قطعاً
‫ازش باخبر می‌شه؛ اون قراره زمانی تعیین‌کننده باشه.

15:41.500 --> 15:47.500
‫در حالی که سائو سائو با عجله به انشو برمی‌گشت،
‫پو یانگ تحت کنترل یو فو قرار گرفته بود.

15:47.500 --> 15:52.940
‫«استان انشو ـ شهر پو یانگ»

15:47.840 --> 15:53.640
‫حالا سائو سائو باید پایگاه اصلی خود را پس بگیرد.

15:54.440 --> 15:57.980
‫چقدر اعصاب‌خردکن! حالا مجبوریم شهر خودمون رو بازپس بگیریم.

15:58.550 --> 16:00.620
‫دزد لعنتی! باهات می‌جنگیم!

16:02.420 --> 16:05.150
‫اما اصلاً چطوری می‌تونه همچین شهری رو بگیره؟

16:08.690 --> 16:13.930
‫اول که نتونست جوشو رو بگیره، حالا هم خونه‌ش گرفته شده...

16:14.900 --> 16:18.000
‫اینا همش به‌لطف نقشه بی‌نقص چین کیوـه.

16:20.740 --> 16:24.760
‫«مشاور: چین کیو»

16:21.540 --> 16:27.240
‫خدایان به سائو سائو کمک خواهند کرد...
‫دفعه پیش سائو سائو رو از چنگال‌های تو تاکو نجات دادم...

16:27.680 --> 16:32.080
‫حتی اگه اینجا بمیره،‌ جونش متعلق به خدایانه؛
‫این نبرد، نبرد نهایی‌ـه!

16:32.310 --> 16:34.980
‫چین کیو... نقشه‌ای داری؟

16:35.580 --> 16:36.050
‫بله...

16:40.490 --> 16:42.690
‫چی؟!‌ الان یه دیدبانو گرفتی؟

16:43.090 --> 16:48.460
‫بله... گفت حاضره مخفیانه
‫وارد شهر پو یانگ بشه و از داخل کار ‌کنه.

16:49.100 --> 16:51.200
‫خیلی‌خب؛ خودم بازجوییش می‌کنم.

16:51.470 --> 16:51.630
‫چشم.

16:52.270 --> 16:54.270
‫آهای تو! درباره خودت بهم بگو.

16:54.640 --> 16:58.840
‫بله؛ بنده کاپیتان سواره‌نظامِ یو فو هستم.

16:59.370 --> 17:01.510
‫به‌عنوان یه کاپیتانِ یو فو، چرا به اینجا اومدی؟

17:02.610 --> 17:04.450
‫لطفاً به این نگاه کنید.

17:12.290 --> 17:16.020
‫از یه رعیت‌ـه که از ظلم یو فو صبرش به‌سر اومده.

17:16.890 --> 17:22.660
‫الان، یو فو داره به سمت لی‌یانگ می‌ره؛
‫این فرصت ما برای بازپس‌گیریِ پو یانگ‌ـه.

17:25.230 --> 17:29.640
‫امشب، اگه تیرهای آتشین دیدید،
‫من دروازه رو از داخل باز می‌کنم.

17:30.570 --> 17:35.210
‫سائو کو... سربازها رو آماده کن!
‫ما امشب شهرمون رو پس می‌گیریم!

17:35.340 --> 17:35.910
‫اطاعت!

17:36.880 --> 17:39.310
‫خب... با اجازه راه می‌افتم...

17:46.820 --> 17:48.160
‫تیرهای آتشین رو هنوز نزده؟

17:48.590 --> 17:49.760
‫برادر! اونجارو ببین!

17:54.060 --> 17:54.730
‫اون علامته!

17:55.160 --> 17:56.900
‫ارباب! دروازه شهر بازه!

18:05.410 --> 18:06.610
‫حمله کنید!

18:32.430 --> 18:34.670
‫ارباب! دروازه‌ی شهر بسته شده!

18:35.270 --> 18:36.370
‫چی؟!

18:37.470 --> 18:39.210
‫دیگه گیر افتادی، سائو سائو!

18:40.180 --> 18:41.980
‫تو تله افتادیم! بکشیدش!

18:42.080 --> 18:42.680
‫اطاعت!

18:43.350 --> 18:44.980
‫بمیر!

18:45.350 --> 18:47.780
‫کسی که باید بمیره توئی!

18:51.990 --> 18:53.860
‫ای وای! محاصره شدیم!

19:01.300 --> 19:03.900
‫ارباب! به‌نظرم باید سریع‌تر بریم بیرون!

19:04.400 --> 19:06.970
‫دیان وی! می‌ریم سمت شمال!

19:07.740 --> 19:08.370
‫اطاعت!

19:16.280 --> 19:17.780
‫این غیرممکنه!

19:17.850 --> 19:21.050
‫قصدشون این بود تا ما رو زنده به آتیش بکشن!

19:22.550 --> 19:26.720
‫سائو سائو! اینو به‌عنوان یه محبت بدون
‫ که می‌تونی تو زادگاهت بمیری!

19:27.590 --> 19:30.060
‫چین کیو! تو همه اینارو ترتیب دادی؟

19:30.390 --> 19:33.030
‫قرار نیست برای بار دوم نجاتت بدم! بمیر!

19:34.560 --> 19:35.930
‫دیان وی! بیا برگردیم!

19:36.030 --> 19:40.440
‫نه! این‌طوری به‌دام دشمن میفتیم؛ این تنها راهمونه!

19:40.470 --> 19:41.370
‫اما...

19:44.040 --> 19:45.970
‫یعنی باید از توی اون آتیش رد بشیم؟

19:46.140 --> 19:49.740
‫بله؛ بذارید من راهو براتون باز منم؛ برو!

19:59.650 --> 20:01.020
‫ا ـ ارباب!

20:06.560 --> 20:08.930
‫شهر خودش سنگ‌قبرش شد!

20:10.070 --> 20:15.470
‫اخبار تلاش سائو سائو برای بازیابی
‫ پو یانگ از یو فو، اما به‌دام افتادن و نابودی‌اش

20:15.770 --> 20:18.140
‫به سرعت در جوشو نشر یافت.

20:18.610 --> 20:23.140
‫اما در این بین، کاپیتان تو کن از دنیا رفت.

20:25.280 --> 20:34.020
‫گنتوکو-دونو لطفاً به آرزوی آخر اربابمون عمل کنید؛
‫لطفاً جانشینش باشید و فرماندار بشید.

20:36.490 --> 20:40.430
‫با اینکه سائو سائو فوت شد، اما آشوب هنوز به قوت خود باقی‌ـه.

20:42.100 --> 20:48.040
‫ما به رهبری قوی نیاز داریم تا بتونه
‫ هدایتمون کنه؛ لطفاً این مقامو بپذیرید.

20:48.840 --> 20:49.470
‫برادر!

20:49.970 --> 20:50.740
‫برادر!

20:55.080 --> 20:56.440
‫قبول می‌کنم.

20:57.410 --> 21:02.750
‫جسد سائو سائو سوار بر اسب با اسکورت ژنرال‌هایش
‫ به تپه‌های مالینگ منتقل شد.

21:03.690 --> 21:09.220
‫با اینکه شهرت او بسیار زیاد بود، مراسم تشییع او بسیار ساده بود.

21:12.660 --> 21:13.730
‫حمله!

21:18.030 --> 21:21.200
‫پیروان سائو سائو هم می‌تونن تو جهنم بهش ملحق بشن!

21:30.410 --> 21:32.910
‫خدایان نجاتم دادند! تماشام کن!

21:33.720 --> 21:35.020
‫زنده‌ست!

21:35.250 --> 21:36.720
‫به اطرافت نگاه بنداز!

21:37.620 --> 21:39.250
‫لعنت بهت، سائو سائو!

21:40.790 --> 21:46.430
‫اینجا رو برات سنگ‌قبرت می‌کنم، یو فو!
‫برو به درک! حمله کنید!

21:58.410 --> 22:01.910
‫ژنرال! توی خطر هستیم! باید عقب‌نشینی کنیم!

22:02.240 --> 22:04.710
‫لعنتی! تقاصشو پس می‌دن!

22:12.690 --> 22:15.920
‫یو فو مجبور به عقب‌نشینی شد.

22:19.890 --> 22:24.800
‫اگرچه سائو سائو از خطر فرار کرد،
‫اما پایگاه اصلی خود را از دست داد.

22:25.200 --> 22:30.310
‫در همان زمان، گنتوکو بدون ریختن حتی
‫ یک قطره خون، فرمانروای جوشو می‌شود.

22:30.770 --> 22:37.610
‫حالا درمقابل سائو سائو گنتوکو بود
‫که هر روز قدرتش بیشتر و بیشتر می‌شد.

22:38.350 --> 22:43.050
‫گنتوکو و سائو سائو اکنون دو فردی هستند
‫که بر این دنیای پر هرج‌ومرج حکومت می‌کنند.

22:43.074 --> 23:13.074
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:13.098 --> 24:13.098
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.