﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:32.050 --> 01:40.860
‫سائو سائو یک قهرمان بلندپرواز هرج‌ومرج، یک میلیون سرباز
‫خود را با هدف انتقام مرگ پدرش به جوشو حرکت داد.

01:41.460 --> 01:46.060
‫فرماندار جوشو، تو کن، از گنتوکو کمک گرفت،
‫که بلافاصله به کمک او شتافت.

01:46.600 --> 01:50.440
‫اما چون یو فو به پایگاه او در انشو حمله کرد،

01:50.440 --> 01:54.970
‫کائو کائو مجبور به عقب نشینی و
‫ پذیرفتن پیشنهاد آتش‌بس گنتوکو شد.

01:59.650 --> 02:04.460
‫«استراتژی دو لبه»

02:12.460 --> 02:18.260
‫پس از اینکه سرزمین آنها، انشو، از آنها گرفته شد،
‫ نیروهای سائو سائو تضعیف شدند.

02:18.330 --> 02:22.230
‫و اینک قصد مبارزه با یو فو
‫برای بازپس‌گیریِ پو یانگ را دارند.

02:25.010 --> 02:28.620
‫«سائو سائو ـ موتوکو»

02:33.410 --> 02:36.460
‫«سائو کو»

02:37.050 --> 02:40.230
‫«مشاور ـ چین کیو»

02:40.790 --> 02:42.820
‫تنها چیزی که می‌خوام مرگ یو فو ـه.

02:42.920 --> 02:44.790
‫باید اونو از شهر بکشیم بریم.

02:45.660 --> 02:47.390
‫سائو کو، نقشه رو اجرا کن!

02:47.530 --> 02:47.930
‫چشم!

02:51.330 --> 02:52.360
‫حمله!

02:57.900 --> 02:59.100
‫یه زلزله؟

02:59.140 --> 03:00.270
‫ا ـ اون چیه؟!

03:10.750 --> 03:13.250
‫گروه کماندار! سریع حمله کنید!

03:29.930 --> 03:35.040
‫لعنت بهت، سائو سائو! حتی فکرشم نکن
‫ که جلوی این ساکت می‌مونم! گردنت رو می‌زنم!

03:35.140 --> 03:37.940
‫نگران نباشید؛ هنوز وقت شما نرسیده...

03:37.980 --> 03:40.280
‫چین کیو! منظورت چیه؟

03:39.820 --> 03:43.320
‫«مشاور ـ چین کیو»

03:40.910 --> 03:47.090
‫دشمن الان درحال برنامه‌ریزی‌ـه؛ ما منتظر رسیدن
‫ نیروی پشتیبانی می‌مونیم، بعد از شهرمون دفاع می‌کنیم.

03:47.720 --> 03:50.620
‫وقتشو ندارم که منتظر پشتیبانی بمونم!
‫رخش سرخم رو آماده کن!

03:57.030 --> 03:58.130
‫حمله!

04:13.110 --> 04:14.780
‫سائو سائو! کجایی؟!

04:17.980 --> 04:21.580
‫«کیو چو ـ چوکو»

04:17.980 --> 04:22.220
‫یو فو! حریفت منم، کیو چو چوکو!

04:22.620 --> 04:26.420
‫اوه! اون جنگجوی روستایی تویی؟! بیا جلو!

04:32.030 --> 04:36.230
‫«دیان وی»

04:32.230 --> 04:37.340
‫کیو چو! برو کنار! بذار این دیان وی
‫ بهت جنگیدن یاد بده!

04:37.340 --> 04:39.940
‫دو به یک؟ جفت‌تون بیاید جلو!

04:47.280 --> 04:48.950
‫سریعاً یو فو رو محاصره کنید!

04:53.020 --> 04:56.490
‫پس می‌خوان محاصره‌م کنن؛ فعلاً بهتره برم.

05:00.730 --> 05:02.990
‫نذارید فرار کنه! بگیریدش!

05:07.300 --> 05:09.030
‫هیچکس به پای رخش سرخ نمی‌رسه...

05:21.350 --> 05:23.510
‫مشکل چیه؟! دروازه رو باز کنید!

05:35.660 --> 05:37.300
‫پس تو تیان پیری!

05:37.530 --> 05:42.430
‫این شهر در ابتدا متعلق به سائو سائو-ساما بوده؛
‫پیشنهاد می‌کنم به ایشون برش گردونید.

05:43.670 --> 05:46.700
‫چی گفتی؟! چین کیو کجاست؟!

05:46.800 --> 05:50.740
‫نوچه‌تون مدت‌ها پیش فرار کرده!

05:52.010 --> 05:53.540
‫هیچ‌وقت نفهمیدم که فریبم دادی!

05:54.080 --> 05:56.710
‫چاره‌ای جز فرار نداریم؛ لطفاً عجله کنید!

06:00.990 --> 06:08.730
‫به محض اینکه سائو سائو انشو را بازپس گرفت،
‫ به پایگاه یو فو رفت تا انتقامی سخت بگیرد.

06:09.290 --> 06:12.660
‫یو فو چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت.

06:21.810 --> 06:28.210
‫حالا فقط لیو بی گنتوکو مونده؛ وقتشه تا
‫ انتقام بگیریم و جوشو ر, تسخیر کنیم.

06:29.350 --> 06:34.190
‫اگه به‌خاطر یو فوی لعنتی نبود،
‫مدت‌ها پیش جوشو به دستام می‌افتاد.

06:34.790 --> 06:40.330
‫گرچه، حمله به جوشو بلافاصله بعد مرگ
‫ تو کن، به‌نظر مناسب نیست، درست نمی‌گم؟

06:43.060 --> 06:46.100
‫.در حال‌حاضر نمی‌دونیم ارتش یو فو
‫ در کجا مستقر شده

06:47.000 --> 06:52.070
‫پس دنبالش بگردید! سائو کو،
‫ باید بدونی که از چی می‌ترسم...

06:52.570 --> 06:56.740
‫اگه خودشو توی جوشو با گنتوکو متحد کنه،
‫توی دردسر بزرگی می‌افتیم!

06:57.280 --> 07:00.980
‫بله، اولین اولویت‌مون نابودی یو فو هستش.

07:01.510 --> 07:07.190
‫از شر گنتوکو هم خلاص می‌شیم؛ جوشو به دستای
‫ من می‌افته! هیچکس نمی‌تونه جلومو بگیره!

07:09.050 --> 07:14.160
‫پس از اینکه یو فو پایگاه خود را از دست داد،
‫ او و ارتشش به اجبار سرگردان شدند.

07:14.990 --> 07:24.740
‫حالا مزه اعمالش با سائو سائو را کاملاً چشیده بود؛
‫سربازانش چاره‌ای دنبال کردن او نداشتند.

07:37.150 --> 07:41.950
‫لعنت بهت، یوان شائو! نه تنها قبولم نکردی،
‫بلکه برای کشتنم سرباز فرستادی! نابخشودنی‌ـه.

07:42.020 --> 07:44.220
‫پس باید به سفرمون ادامه بدیم.

07:44.590 --> 07:48.730
‫حالا پایگاهمون افتاده دست سائو سائو؛
‫همه‌چیز سریع تغییر می‌کنه...

07:49.130 --> 07:53.000
‫سائو سائو الان می‌خواد به جوشو حمله کنه...
‫یه ایده‌ای دارم، ژنرال!

07:53.060 --> 07:54.270
‫چی؟! چه ایده‌ای داری؟

07:54.630 --> 07:59.470
‫بعد مرگ تو کن، فرمانداریِ جوشو
‫ به لیو بی گنتوکو منتقل شد...

08:01.370 --> 08:04.640
‫خیل‌خب... یه نامه براش بنویس و
‫ ازش بپرس حاضره ما رو بپذیره یا نه.

08:05.040 --> 08:05.540
‫چشم.

08:06.480 --> 08:08.540
‫لو یانگ

08:06.480 --> 08:08.540
‫پو یانگ

08:06.480 --> 08:08.540
‫انشو

08:08.350 --> 08:10.730
‫جوشو

08:12.750 --> 08:15.130
‫«جوشو»

08:17.990 --> 08:19.990
‫برادر، اتفاق مهمی افتاده؟

08:20.090 --> 08:22.390
‫اگه در مورد حمله‌ی سائو سائو ـه، خودم حل‌وفصلش می‌کنم!

08:23.190 --> 08:28.830
‫بعد از اینکه توسط سائو سائو تعقیب شده،
‫یو فو ازمون درخواست پناه‌دهی کرده.

08:29.300 --> 08:30.570
‫ها؟ یو فو؟

08:30.770 --> 08:36.610
‫حتماً شوخیت گرفته! دعوت کردن اون
‫ شبیه راه دادن گرگ تو گله گوسفنداس!

08:37.340 --> 08:43.880
‫چو فی راست می‌گه، یو فو مردی غیرقابل اعتماده؛
‫برادر، خودتم اینو خوب می‌دونی.

08:44.620 --> 08:49.120
‫اینو می‌دونم... ولی... از قبل بهشون قول دادم...

08:49.750 --> 08:51.120
‫این احمقانه‌ست!

08:51.160 --> 08:51.820
‫برادر...

08:52.760 --> 08:59.500
‫توی این لحظه، یو فو جایی برای رفتن نداره؛ درست مثل
‫ گذشته ما، یه پرنده کوچیک دنبال یه زندگی جدید.

09:00.010 --> 09:03.050
‫ولی یو فو به هیچ‌عنوان آدم قابل‌اعتمادی نیست!

09:03.530 --> 09:05.840
‫امکان نداره! نمی‌تونم اینو قبول کنم!

09:06.670 --> 09:07.910
‫من ازش استقبال می‌کنم!

09:17.880 --> 09:24.820
‫شما خیلی بخشنده هستید! خیلی ازتون قدردانم، گنتوکو-دونو!

09:24.990 --> 09:29.790
‫وقتی شنیدم درحال تعقیب هستید،
‫با مصیبت‌تون همدردی کردم.

09:30.330 --> 09:34.400
‫برای فعلاً، لطفاً توی شهر ما،
‫ ژیائو پی، استراحت کنید.

09:34.700 --> 09:37.970
‫خیلی سپاس‌گزارم؛ امشب واقعاً شب لذت بخشی‌ـه.

09:39.670 --> 09:41.970
‫عجب ساکه‌ی دلپذیری!

09:44.940 --> 09:47.380
‫چه مزخرفاتی! عجب مرد دورویی!

09:47.510 --> 09:52.720
‫ولی به‌نظر میاد شما و من هدف یکسانی داریم.

09:53.120 --> 10:00.460
‫اگه من توی انشو به سائو سائو حمله نمی‌کردم،
‫شما هم توی وضعیت سختی گرفتار می‌شدید؛ درسته؟

10:02.230 --> 10:03.560
‫لعنتی!

10:08.030 --> 10:11.970
‫هی یو فو! چرا فکر می‌کنی تویی که ناجیِ مایی؟!

10:15.540 --> 10:20.950
‫پس داری می‌گی... اگه به‌خاطر تو نبود،
‫داداش گنتوکو نمی‌تونست فرماندار جوشو بشه؟!

10:21.310 --> 10:27.990
‫برادرم قبل از این داستان هم فرماندار بود!
‫امکان نداره تو خودشیفته‌ی گستاخ رو ببخشم!

10:33.630 --> 10:37.530
‫چو فی! نباید با مهمون‌مون این‌طوری برخورد کنی!

10:37.730 --> 10:40.870
‫به این عوضی گستاخ یه درس حسابی می‌دم!

10:41.000 --> 10:42.900
‫تو مست شدی؛ باهام بیا!

10:43.330 --> 10:50.140
‫برادر، حتماً حس شبیه من داری!
‫نباید به این عوضی نمک‌نشناس رحم کنیم!

10:52.580 --> 10:53.950
‫تمومش کن! چو فی!

10:53.950 --> 10:56.180
‫ولم کن! بذار دخلشو بیارم!

11:00.080 --> 11:03.420
‫خیلی عذر می‌خوام... کمی مست شده...

11:03.960 --> 11:10.090
‫موردی نیست... به خودم نمی‌گیرم؛
‫به‌هرحال، ساکه می‌تونه ذهن آدم رو خراب کنه.

11:12.690 --> 11:18.090
‫«استان انشو ـ شهر پو یانگ»

11:18.900 --> 11:22.570
‫چی؟! یو فو پیش گنتوکو توی جوشو پناه برده؟!

11:23.210 --> 11:28.310
‫بله؛  گنتوکو مهمان‌نوازانه باهاش برخورد کرده،
‫ و حتی بهش اجازه داده توی جوشو بمونه.

11:28.950 --> 11:32.780
‫نفرین بهت، گنتوکو! داری
‫ باهاش علیه من توطئه می‌کنی!

11:33.000 --> 11:36.000
‫سرورم، الان وقت مناسبی برای انتقام نیست.

11:36.000 --> 11:40.240
‫وگرنه، تنها خشم دوک و
‫ فرماندارهای دیگه رو برانگیخته می‌کنه.

11:42.410 --> 11:45.880
‫تا وقتی اون دوتا زنده باشن، خیالم راحت نمی‌شه!

11:49.660 --> 11:56.100
‫وقتی تو تاکو از نزدیک شدن ارتش متحد ترسید...
‫ پایتخت، لو یانگ را به آتش کشید.

11:56.100 --> 11:58.540
‫و امپراتور را سپری برای فرار به چانگ‌آن کرد.

11:59.140 --> 12:02.080
‫زمانی که یو فو تو تاکو را کشت،
‫دو ژنرالِ چانگ‌آن،

12:02.080 --> 12:04.710
‫لی چوی و کیو سی به استفاده از امپراتور ادامه دادند...

12:04.750 --> 12:06.580
‫تا به تمام خواسته‌های خود برسند.

12:07.650 --> 12:10.550
‫با خسته شدن از هردوی لی جو و کیو سی،

12:10.550 --> 12:14.360
‫امپراتور و تعدادی مشاور امین، از چانگ‌آن خارج شده...

12:14.390 --> 12:18.660
‫و به پایتخت قدیمی، لو یانگ عازم شدند.

12:19.080 --> 12:24.580
‫«لو یانگ»

12:27.000 --> 12:29.940
‫یعنی این باقی مونده‌های قصر لو یانگ‌ـه؟

12:30.180 --> 12:34.260
‫« امپراتور شان»

12:30.180 --> 12:34.260
‫امپراتور شیان شاهزاده ژی است. او اکنون حدود 16 سال دارد.

12:30.940 --> 12:35.280
‫اما الان امن نیست؛ می‌ترسم لی کاک و کیو سی
‫ دارن ما رو تا اینجا تعقیب ‌می‌کنن.

12:35.910 --> 12:43.180
‫اعلی‌حضرت، لطفاً‌ دلواپس نباشید؛ این مکان
‫ هنوز بازسازی نشده و به‌طور کامل محافظت نمی‌شه.

12:38.300 --> 12:42.480
‫«تو جو»

12:43.450 --> 12:47.790
‫من معتقدم که تمام قهرمانان این کشور
‫به جای چانگ‌آن، لو یانگ رو انتخاب می‌کنن.

12:48.520 --> 12:52.360
‫پس، منظورت اینه که هنوز قهرمان‌های وفاداری وجود دارن، تو جو؟

12:52.830 --> 12:57.580
‫بله؛ درحال حاضر، سائو سائو با 1,000,000 سربازش

12:57.580 --> 13:04.840
‫می‌تونن بهترین گزینه برای ما باشن
‫تا این مأموریت رو بهشون بسپاریم.

13:05.770 --> 13:09.880
‫اعلی‌حضرت... الان، دنیا در آشوبه, تمام اشرافیان و حاکمان...

13:09.880 --> 13:12.150
‫جاه‌طلبی بزرگی برای تحمیل به دیگران دارن.

13:12.210 --> 13:16.420
‫خصوصاً سائو سائو؛ جاه‌طلبی اون فرد تصاحب این پادشاهی برای خودشه.

13:17.150 --> 13:21.790
‫این یه‌مقدار دردسرسازه...
‫اما بیاید برای فعلاً زیاد نگرانش نباشیم.

13:21.960 --> 13:26.190
‫معتقدم برای زمان فعلی می‌تونه
‫ فرد مفیدی برای پادشاهی‌مون باشه.

13:27.830 --> 13:32.100
‫فکر خوبیه؛ تو جو، به افرادمون دستور بده
‫ تا برای تقاضای کمک سائو سائو رو خبر کنن!

13:32.800 --> 13:33.540
‫اطاعت.

13:34.900 --> 13:39.940
‫فرمان امپراتوری از لو یانگ فرستاده شد که
‫از سائو سائو خواسته بود تا هراس‌های امپراتور را از بین ببرد.

13:40.480 --> 13:44.680
‫در عوض، امپراتور به او موقعیتی پیشنهاد،
‫ و او را یک قهرمان واقعی اعلام می‌کند.

13:45.110 --> 13:49.580
‫خدایان قطعاً با من هستن... هیچ چیزی برای وحشت ندارم...

13:57.990 --> 14:01.960
‫نیروهای سائو سائو دو شورشی لی چوی
‫ و کیو سی را شکست دادند؛ و در عوض،

14:01.100 --> 14:05.820
‫«پایتحت _ ژو چانگ»

14:01.960 --> 14:04.430
‫امپراتور او را به مقام ژنرال اعظم ارتقا داد.

14:04.470 --> 14:06.530
‫حالا او حتی قدرت بیشتری در دست دارد.

14:06.440 --> 14:11.360
‫«اقامتگاه نخست وزیر ـ ژو چانگ»

14:07.340 --> 14:11.370
‫او امپراتور را متقاعد کرد که لو یانگِ ویران‌شده را ترک کند

14:11.370 --> 14:15.640
‫و ژو چانگ را پایتخت جدید منصوب کنید.

14:19.110 --> 14:19.850
‫جو میکو...

14:20.050 --> 14:20.450
‫بله.

14:21.650 --> 14:25.550
‫تا همین حالا هم زمان زیادی گذشته؛
‫حالا با گنتوکو و یو فو باید چیکار کنم؟

14:25.360 --> 14:30.880
‫«مشاور ژون یو»

14:26.120 --> 14:32.560
‫فرستادن سربازها برای مبارزه باهاشون ایده خوبی نیست؛
‫ چرا از رویکرد «دعوای دو ببر بر سر غذا» استفاده نمی‌کنیم؟

14:32.930 --> 14:34.860
‫و کاری کنیم همدیگه رو بکشن؟

14:35.260 --> 14:38.270
‫چی؟ «دعوای دو ببر بر سر غذا»؟

14:38.630 --> 14:44.970
‫بله... به گفته افسانه‌ها... دو ببر قدرتمند
‫ وجود داشتند که هرچی رو در دید خود می‌خوردند.

14:41.340 --> 14:45.220
‫تاکتیک «دعوای دو ببر بر سر غذا»

14:45.510 --> 14:51.610
‫با مشاهده یک طعمه، این دو
‫تا سر حد مرگ با یکدیگر می‌جنگند.

14:51.810 --> 14:54.820
‫در نهایت یکی از آنها می‌میرد و
‫دیگری به شدت مجروح بیرون میاید.

14:55.580 --> 15:00.020
‫و اون‌زمان می‌تونیم ببر زخمی‌شده رو
‫ شکست بدیم؛ این به‌نظرتون خیلی راحت‌تر نیست؟

15:00.520 --> 15:05.560
‫بدون تلاش زیاد، هر دو ببر می‌میرن
‫ اما چطور قراره این‌کارو انجام بدیم؟

15:06.290 --> 15:12.630
‫گنتوکو فقط توسط تو کن منصب فرمانداریِ
‫ جوشو رو دریافت کرد؛ پس اون فرماندار برحق نیست.

15:13.740 --> 15:21.310
‫بیایید از نام امپراتور استفاده کنیم تا
‫ به گنتوکو دستور بدیم که یو فو رو بکشه

15:22.510 --> 15:29.120
‫بعد از اینکه گنتوکو شکست خورد، اون‌وقت با
‫یو فو سروکله می‌زنیم؛ خیلی‌خب... بیا عملیش کنیم!

15:28.890 --> 15:31.070
‫«شهر جوشو»

15:36.260 --> 15:42.360
‫چه لفتش داده! اصلاً این نماینده امپراتوری
‫ حرف حسابش چیه؟ بیا بریم یه نگاه بندازیم.

15:42.730 --> 15:44.500
‫هی... الان نگران چی هستی؟

15:44.670 --> 15:48.800
‫همین الانش کلی وایسادیم!
‫ شاید الان برادر رو دارن بازجویی می‌کنن...

15:51.540 --> 15:52.840
‫برادر... خبر خوب بود؟

15:57.550 --> 15:58.580
‫چی نوشته؟

15:59.480 --> 16:01.550
‫برادر قراره فرماندار برحق جوشو بشه...

16:03.380 --> 16:04.720
‫این خوبه که، نه؟

16:05.050 --> 16:07.790
‫اما، نیازه که اول یو فو رو بکشه...

16:08.790 --> 16:16.030
‫چه بهتر! این‌بار پاش بیفته،‌ می‌تونم بدون مخالفت کسی
‫ سر اون عوضی رو از تنش جدا کنم!

16:16.700 --> 16:18.600
‫چو فی... انقدر چیزای احمقانه نگو!

16:18.800 --> 16:25.540
‫چیش احمقانه‌ست؟ اعتماد به اون بیشتر احمقانه‌ست!
‫ هردو پدرخونده‌هاشو کشته...

16:25.910 --> 16:28.780
‫و حتی انشو رو وقتی سائو سائو اونجا نبود کش رفته...

16:30.280 --> 16:37.090
‫من همه چیزهایی که چو فی گفت رو درک می‌کنم.
‫اما کشتن بی‌خانمانی که به من پناه برد...

16:37.650 --> 16:40.990
‫قرار نیست بین من و یو فو فرقی ایجاد کنه، درست نمی‌گم؟

16:41.620 --> 16:46.260
‫اما خب... این دستور امپراتوره...
‫آخه نمی‌شه ردش کرد که.

16:46.760 --> 16:49.860
‫اشتباهه! این فقط دستور سائو سائوـه!

16:53.800 --> 16:58.210
‫من هنوز قادر به عمل‌کردن به این دستور نیستم؛
‫باید اول ببینیم چطور بهش رسیدگی کنیم.

17:01.510 --> 17:04.380
‫هرچی هم بشه، اون مرتیکه قرار نیست یه‌لنگه‌پا وایسه.

17:22.700 --> 17:24.530
‫یو فو! اینجا چی می‌خوای؟

17:24.900 --> 17:30.000
‫شنیدم که گنتوکو-دونو به‌عنوان فرماندارِ جوشو منصوب شده،

17:30.000 --> 17:33.240
‫پس اومدم تا تبریکم رو به عرض‌شون برسونم.

17:33.710 --> 17:34.840
‫می‌شه بهش اطلاع بدی؟

17:35.280 --> 17:40.420
‫تو خواب ببینی! ای کرم خیره‌سر! خودم جلوت وایمیستم!

17:46.220 --> 17:47.890
‫قرار نیست بذارم بری!

17:48.820 --> 17:52.330
‫چو فی! چرا منو کرم خیره‌سر خطاب کردی؟!

17:52.660 --> 17:57.400
‫تو چیزی جز یه شیطان طمعکار نیستی!
‫یه حکم محرمانه برعلیه‌ت صادر شده

17:57.400 --> 17:59.700
‫و الان همه سر جنابعالی رو می‌خوان!

18:00.200 --> 18:01.870
‫چی؟! حکم محرمانه؟!

18:02.240 --> 18:04.740
‫آره! درسته! حالا، بمیر!

18:06.740 --> 18:11.050
‫مزخرف نگو، چو فی! اگه فکر کردی بهتر از منی...

18:14.750 --> 18:15.650
‫بس کنید!

18:20.050 --> 18:21.820
‫شمشیرت رو غلاف کن و برو!

18:23.190 --> 18:24.560
‫ای خرشانس!

18:28.300 --> 18:35.070
‫یو فو-دونو، لطفا ما رو ببخش چو فی همش
‫ دوست داره دعوا بگیره؛ لطفا به‌خاطر من ببخشیدش.

18:35.400 --> 18:41.310
‫اگه شما می‌گید مشکلی نیست؛ و اینکه،
‫ درمورد حکم محرمانه درباره قتل من؛ درسته؟

18:42.040 --> 18:44.010
‫این مهمله؛ چطور همچین چیزی امکان داره؟

18:44.450 --> 18:45.880
‫پس، واقعیت نداره؟

18:46.310 --> 18:51.320
‫بله؛ یه‌فردی این حکم محرمانه رو دستکاری کرده.

18:51.620 --> 18:52.320
‫دستکاری؟!

18:53.590 --> 18:58.660
‫به احتمال بالا سائو سائو باشه
‫که می‌خواد بینمون دشمنی بندازه.

19:00.230 --> 19:01.030
‫متأسفانه...

19:01.760 --> 19:05.230
‫گنتوکو-دونو... بنده تماماً بهتون اطمینان دارم.

19:05.700 --> 19:08.400
‫منم همین‌طور... بهتون اعتماد دارم.

19:12.970 --> 19:17.310
‫لعنتی! اصلاً جالب نیست! چرا انقدر با یو فو پسرخاله شده؟!

19:18.150 --> 19:24.450
‫تا وقتی اون یارو این اطراف باشه،‌
‫دردسر هم همیشه باهاش هست! ای بابا!

19:24.550 --> 19:26.650
‫چو فی... باز داری مست می‌کنی؟!

19:26.820 --> 19:32.630
‫شراب نخورم چطور می‌خوام اینو قبول کنم؟! برادر!
‫چرا انقدر با اون مرتیکه آجی‌باجی شدی؟!

19:32.990 --> 19:36.160
‫چرا فقط حکم رو اجرا نمی‌کنی؟!
‫گردنشو می‌شه بیخ‌تابیخ برید!

19:37.500 --> 19:39.730
‫کشتن یو فو چه سودی داره؟

19:40.400 --> 19:45.440
‫کلی داره! الان بکشیمش، بعداً‌ قراره کلی از زحماتمونو کم کنه!

19:45.870 --> 19:48.380
‫چو فی! حواست به حرفات باشه!

19:48.710 --> 19:49.840
‫اما آخه...

19:51.980 --> 19:54.750
‫یک ضرب المثل قدیمی می‌گه: «هیچ کوهی جای دو ببر را ندارد»...

19:54.750 --> 20:01.460
‫سائو سائو امیدواره که من و یو فو تا سرحد مرگ باهم بجنگیم.

20:04.160 --> 20:08.030
‫اگه من یو فو رو بکشم،‌ درست تو دام سائو سائو افتادم.

20:08.500 --> 20:10.500
‫تو هنوز متوجه‌ش نیستی؟!

20:21.180 --> 20:22.710
‫الحق که گنتوکویی!

20:23.580 --> 20:26.480
‫از قصد یو فو رو نمی‌کشی تا از اختلافات جلوگیری کنی...

20:26.880 --> 20:30.990
‫ژون یو... حقه‌ت این‌بار جواب نمی‌ده....

20:31.290 --> 20:34.720
‫بله؛ اجازه بدید از تاکتیک دومم...
‫«تحریک ببر به بلعیدن گرگ» رو اجرا کنم...

20:34.890 --> 20:37.830
‫چی؟! «تحریک ببر به بلعیدن گرگ»؟!

20:39.030 --> 20:43.360
‫الان بیاید یه پیغام‌رسون رو
‫ به یوان شو در نان‌یانگ بفرستیم

20:43.360 --> 20:46.170
‫که گنتوکو دستوری برای شکستش دریافت کرده.

20:47.370 --> 20:47.940
‫بعد؟

20:48.070 --> 20:53.710
‫بعد،‌ یک حکم امپراتوری رو به یو فو می‌دیم
‫ که یوان شو رو شکست بده.

20:54.080 --> 20:58.560
‫اون گنتوکوی احمق قطعاً نیروهایش را می‌فرسته.

20:58.250 --> 21:01.830
‫تاکتیک «تحریک ببر به بلعیدن گرگ»

21:01.480 --> 21:11.190
‫که این‌طور... وقتی گنتوکو سرش با مبارزه با یوان شو مشغوله،
‫اون گرگ، گنتوکو،‌ قلمروش رو ترک می‌کنه...

21:16.260 --> 21:22.640
‫بله؛ یو فو مردی ناسپاس و غیرقابل اعتماده؛
‫مطمئنم این کار رو می‌کنه.

21:24.010 --> 21:27.140
‫و گنتوکو هم حق سرپیچی از حکم امپراتوری رو نداره...

21:30.610 --> 21:34.580
‫سوءاستفاده از طبیعت ساده‌لوحِ گنتوکو؛
‫فکر می‌کنم جواب بده.

21:35.280 --> 21:38.790
‫خیلی‌خب! بیا عملیش کنیم!

21:39.790 --> 21:40.290
‫چشم!

21:49.260 --> 21:51.230
‫شکست‌دادن یوان شو در نان‌یانگ؟

21:51.870 --> 21:54.940
‫برادر... می‌ترسم این هم یکی دیگه از حقه‌های سائو سائو باشه.

21:55.240 --> 22:00.410
‫آره؛ عین روز روشنه؛ همم!
‫فک نکن هرکار بخوای می‌کنیم!

22:00.480 --> 22:02.310
‫تازه، ما هیچ کاری اونجا نداریم...

22:03.810 --> 22:05.080
‫پس اوکیه دیگه، داداش!

22:05.610 --> 22:09.950
‫نه... این دستور واقعی‌ـه؛ باید ازش اطاعت کنیم...

22:12.790 --> 22:14.220
‫نباید از دستور سرپیچی کنیم.

22:22.430 --> 22:23.900
‫بیاید به نان‌یانگ بریم!

22:25.570 --> 22:31.470
‫گنتوکو با دانستن اینکه این تله سائو سائو است، با  به‌خطر انداختن
‫ جان خود، مبارزات انتخاباتی را علیه نان‌یانگ رهبری می‌کند.

22:32.210 --> 22:36.480
‫هنگامی که گنتوکو حضور نداشت، یو فو ذات واقعی خود را نشان داد.

22:36.980 --> 22:44.220
‫آیا نقشه‌ی «تحریک ببر به بلعیدن گرگ» موفق خواهد شد؟
‫ آیا این در راستای افزایش جاه‌طلبی بی‌پایان سائو سائو خواهد بود؟

22:44.244 --> 23:14.244
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:14.268 --> 24:14.268
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.