﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.250 --> 01:36.990
‫نقشه اتحاد گنتوکو و سائو سائو
‫ مقابل یو فو فاش شد.

01:37.890 --> 01:41.560
‫یو فوی خشمگین به سمت گنتوکو در ژیائو پی حمله کرد...

01:41.990 --> 01:47.530
‫اما او در نهایت توسط چین که و چین تو به دام افتاده
‫ و آنها را وادار به جنگیدن با یکدیگر می‌کند.

01:48.530 --> 01:54.640
‫در این لحظه، نیروهای سائو سائو در حال تعقیب
‫ یو فویی هستند که در ژیائو پی مخفی شده.

02:00.180 --> 02:06.400
‫«یو فو _ نابودی در سرزمین برفی»

02:06.990 --> 02:11.070
‫شهر ژیائو پی

02:06.990 --> 02:11.070
‫شهر ژیائو کوان

02:06.990 --> 02:11.070
‫شهر جو شو

02:06.990 --> 02:11.070
‫شهر کاهینو

02:08.950 --> 02:12.890
‫یو فو در داخل شهر کاهینو توسط سائو سائو به دام افتاد.

02:13.720 --> 02:20.330
‫با این حال، کاهینو با رودخانه‌های ییشویی و سیشویی محصور شده،
‫ که یک مانع طبیعی را تشکیل داده و حافظت از آن را آسان می‌کند.

02:14.460 --> 02:17.280
‫«کاهینو»

02:21.160 --> 02:26.100
‫همچنین محاصره بین اواخر پاییز
‫ تا اوایل زمستان بود.

02:34.710 --> 02:40.580
‫می‌خواد برف بیاد؛ به‌قدری شدید ببار
‫ که نیروهای سائو سائو یخ بزنن!

02:41.550 --> 02:45.850
‫ژنرال، اگه به نیروهای طبیعی تکیه کنیم، رقب‌بار خواهد بود.

02:42.380 --> 02:46.600
‫«مشاور ـ چین کیو»

02:46.320 --> 02:47.060
‫چی؟!

02:47.720 --> 02:53.400
‫نیروهای سائو سائو حتماً خیلی خسته هستن؛
‫ به‌علاوه، به‌خاطر سرما می‌خوان خودشونو گرم کنن.

02:53.960 --> 02:57.770
‫مطمئنم اگه همین الان حمله کنیم
‫ می‌تونیم شکست‌شون بدیم.

02:58.800 --> 03:06.910
‫نه؛ اشتباه می‌کنی؛ ارتش‌مون تازه شکست خورده؛ روحیه خوبی
‫ برای جنگ ندارن؛ باید منتظر باشیم تا برف منجمدشون کنه.

03:07.610 --> 03:11.210
‫ولی ارتش اونا از ما هم خسته‌تر هستش.

03:11.610 --> 03:14.020
‫چین کیو! دیگه حرف نزن؛ خفه شو!

03:15.020 --> 03:15.450
‫چشم.

03:17.220 --> 03:18.190
‫یکی داره میاد!

03:22.690 --> 03:23.430
‫سائو سائوـه؟

03:25.190 --> 03:26.090
‫شلیک نکنین!

03:30.670 --> 03:33.500
‫چرا یهویی پاشدی اومدی اینجا؟!

03:34.340 --> 03:40.440
‫یو فو! ما به قصد حمله نیومدیم!
‫فقط می‌خوام بهت بگم با یوان شو متحد نشو!

03:40.710 --> 03:41.410
‫چی؟!

03:41.910 --> 03:48.680
‫یوان شو می‌خواد با شورش تاج و تخت رو تصاحب کنه؛
‫اگه باهاش متحد بشی، تو هم شورشی می‌شی.

03:49.150 --> 03:54.060
‫اگه به حرفم گوش بدی، از اعتبار و سرزمینت دفاع می‌کنم!

03:56.660 --> 04:01.100
‫ولی اگه قبول نکنی! وقتی به این
‫ شهر حمله کنم، دیگه خیلی دیره!

04:01.500 --> 04:06.670
‫ می‌خوای میراث خوبی به‌جا بذاری یا میراث بد؟
‫کدوم؟ می‌خوام شخصاً جوابتو بشنوم!

04:07.870 --> 04:08.840
‫اما...

04:10.370 --> 04:11.070
‫گمشو!

04:13.980 --> 04:14.610
‫برادر!

04:16.850 --> 04:21.680
‫چین کیو! سرتو بیخ تا بیخ می‌بُرم! یادت باشه!

04:24.390 --> 04:27.290
‫چین کیو! دیگه زیاده‌روی کردی!

04:27.820 --> 04:33.830
‫ژنرال! چرا اینقدر ترسو شدید؟
‫متوجه نیستید که این یه تله‌ست؟

04:34.830 --> 04:37.300
‫اگه تسلیم بشید، می‌میرید!

04:37.700 --> 04:40.700
‫چی؟! عواقب این‌کار رو می‌فهمی؟!

04:41.200 --> 04:43.570
‫دشمن چطور می‌تونه این‌شکلی عمل کنه؟!

04:44.270 --> 04:48.770
‫«کو سه»

04:44.470 --> 04:51.610
‫ژنرال! معتقدم چین کیو-دونو درست می‌گن؛
‫سائو سائو مرد قابل‌اعتمادی نیست!

04:52.280 --> 04:53.880
‫شماها هم همین‌طور!

04:58.750 --> 05:02.820
‫شاید زیاد شلوغش کرده بودم؛ عذر می‌خوام.

05:03.120 --> 05:06.600
‫نه ابداً؛ من هم ازتون معذرت می‌خوام.

05:07.160 --> 05:11.630
‫سائو سائو می‌ترسه که نبرد طولانی بشه؛
‫برای همین این‌طور عمل کرد.

05:13.500 --> 05:17.170
‫به‌علاوه، وقتی زمستون برسه،
‫حمل و نقل آذوقه سخت می‌شه.

05:18.010 --> 05:22.440
‫هرچند، به‌نظر میاد فقط نیروهاش رو
‫ ثابت و بی‌حرکت نگه داشته.

05:23.010 --> 05:27.320
‫در این زمان، بهتره از یه استراتژی دوجانبه
‫ جلوی سائو سائو استفاده کنیم.

05:28.550 --> 05:29.520
‫استراتژی دوجانبه؟

05:29.960 --> 05:36.320
‫«استراتژی دوجانبه»

05:31.820 --> 05:36.460
‫بله؛ وقتی فردی یه آهو رو بگیره،
‫یکی باید چهار پا و شاخش رو بگیره.

05:37.190 --> 05:44.530
‫زمانی که نیروهاتون رو به خارج شهر هدایت می‌کنید،
‫ سائو سائو به نیروهاش دستور می‌ده که دنبال‌تون کنن.

05:45.200 --> 05:49.270
‫و بعد، به لشکر دوم دستور بدید از پشت به سائو سائو حمله کنه.

05:50.840 --> 05:53.140
‫این دشمن رو محاصره می‌کنه، درسته؟

05:53.910 --> 06:00.550
‫سائو سائو که از سو فو و یوان شو می‌ترسید،
‫برج‌های دیده بانی و سنگرهایی در کل منطقه برپا کرد.

06:01.250 --> 06:05.250
‫گنتوکو و برادرانش دستور داشتند که
‫ بر سد مقابل نان‌یانگ نظارت کنند.

06:01.870 --> 06:05.770
‫«ارتش گنتوکو ـ برج دیده‌بانی»

06:06.620 --> 06:12.530
‫اینجا تو سرما یه‌لنگه‌پا موندیم؛
‫حتماً تا الان سائو سائو سرِ یو فو رو گرفته.

06:13.030 --> 06:15.030
‫این کار خیلی احمقانه‌ست!

06:15.960 --> 06:19.200
‫تمومش کن، چو فی! یو فو دشمن ناچیزی نیست!

06:19.700 --> 06:24.470
‫قبل اینکه برادر سلسه هان رو پس بگیره،
‫نمی‌تونه دشمن‌های بیشتری برای خودش بسازه.

06:26.110 --> 06:30.910
‫ولی سائو سائو به خودش مقام
‫نخست‌وزیر و بعد یه امپراتور رو داده!

06:31.610 --> 06:34.580
‫اون هیچ فرقی با یو فو نداره، درسته؟

06:35.780 --> 06:39.690
‫هوا خیلی سرده؛ چو فی، با یکم نوشیدنی چطوری؟

06:40.720 --> 06:42.390
‫این‌طوری عالی می‌شه!

06:43.890 --> 06:45.090
‫مگه می‌شه ردش کرد؟

06:45.860 --> 06:47.100
‫چو فی عجب آدمیه!

06:49.160 --> 06:51.300
‫بذار بقیه هم یه‌ذره نوشیدنی بخورن!

06:51.770 --> 06:54.350
‫«شهر کاهینو»

06:56.940 --> 06:59.810
‫ژنرال، برای استراتژی دوجانبه تصمیم گرفتید؟

07:00.980 --> 07:02.080
‫فکر می‌کنم نیازی بهش نیست.

07:04.010 --> 07:08.150
‫حضور اطمینان‌بخش من اینجا، برای سربازهامون مهمه.

07:09.020 --> 07:12.720
‫به‌علاوه، داره برف میاد؛ پس
‫ دفاع از این شهر آسون‌تر می‌شه.

07:13.020 --> 07:18.430
‫برف زیاد نمی‌مونه؛ اگه استراتژی دوجانبه رو
‫ دوست ندارید، استراتژی دیگه‌ای دارم.

07:19.430 --> 07:20.260
‫چی هست؟

07:21.130 --> 07:24.300
‫می‌تونیم از یوان شو-دونو از نان‌یانگ کمک بخوایم.

07:25.030 --> 07:30.340
‫ولی الان باهاش رابطه خوبی نداریم؛
‫چطور می‌تونه برام پشتیبانی بفرسته؟

07:30.940 --> 07:32.910
‫کو سه و او کای، ژنرال‌های معروفی‌ان.

07:33.540 --> 07:38.110
‫اگه بخوایم پیش یوان شو برن،
‫مطمئنم نیت خوب‌مون رو درک می‌کنن.

07:38.610 --> 07:44.120
‫اما دشمن سخت محاصره‌مون کرده؛ باشه...
‫500تا سرباز سواره‌نظام بهشون بده تا انجامش بدن.

07:51.130 --> 07:53.360
‫بیاید درحین شب از دشمن رد بشیم.

07:51.230 --> 07:55.850
‫«او کای»

07:51.230 --> 07:55.850
‫«کو سه»

07:53.900 --> 07:55.900
‫با همه‌تونم، نذارید دشمن ببینتتون!

08:06.940 --> 08:07.710
‫اون دشمنه؟

08:08.440 --> 08:11.680
‫انگار گروه گشت متحدمونه؛
‫نمی‌خواد نگران‌شون باشید.

08:12.080 --> 08:12.910
‫جدی؟

08:15.450 --> 08:20.890
‫چند روز بعد، چو فی متوجه شد که
‫ آن گروه کوچک، فرستاده‌ی یو فو

08:20.890 --> 08:23.530
‫برای گرفتن پشتیانی از یوان شو بوده.

08:24.230 --> 08:29.160
‫با این حس که گول خورده، چو فی
‫ در مسیر منتظر برگشت‌شان بود.

08:30.700 --> 08:33.640
‫فکر کردید می‌تونید به این راحتی برید و بیاید؟!

08:37.510 --> 08:38.340
‫چو فی‌ـه!

08:38.640 --> 08:39.440
‫فرار کنید!

08:46.410 --> 08:48.020
‫وایسید! نمی‌ذارم در برید!

08:59.030 --> 09:00.730
‫دشمنین؟ می‌گیرمتون!

09:09.300 --> 09:10.710
‫دستگیرشون کنید!

09:13.960 --> 09:17.580
‫«ارتش سائو سائو ـ مقر فرماندهی»

09:18.380 --> 09:20.650
‫چی؟! یوان شو رخش سرخ رو می‌خواد؟!

09:21.320 --> 09:25.620
‫فکر می‌کنیم که شرطی‌ـه که
‫در ازای کمک به یو فو تحمیل شده.

09:27.290 --> 09:30.560
‫چو فی! از حالا باید شب‌ها دیده‌بانی بدی!

09:31.360 --> 09:38.430
‫اگه رخش سرخ رو دیدی، باید سریع بهمون
‫ خبر بدی تا بتونیم محاصره‌شون کنیم؛ فهمیدی؟

09:39.670 --> 09:40.270
‫بله!

09:44.440 --> 09:48.410
‫عوضی مغرور! فکر کردی سرمو جلوت خم می‌کنم؟!

09:48.480 --> 09:49.510
‫بی‌خیالش شو، چو فی...

09:49.780 --> 09:52.480
‫من نوچه‌ی سائو سائو نیستم!

09:55.550 --> 10:00.360
‫رخش سرخ؟! یوان شوی لعنتی!
‫ می‌خواد از مشکلم سوءاستفاده کنه!

10:01.790 --> 10:05.460
‫ژنرال، باید فعلاً به درخواستش رضایت بدیم.

10:05.930 --> 10:09.100
‫چی؟! می‌گی الان نمی‌تونم هیچ‌کاری انجام بدم؟!

10:09.830 --> 10:16.000
‫فقط برای یه مدته؛ وقتی حمله‌مون تموم شد،
‫می‌تونیم ازش پسش بگیریم.

10:16.400 --> 10:21.080
‫که این‌طور... ولی به‌جز من،
‫هیچکس نمی‌تونه از رخش سرخ سواری بگیره.

10:21.640 --> 10:26.780
‫معتقدم وو کای زندانی‌شده تا الان مقداری اطلاعات
‫ به سائو سائو داده؛ باید این‌کار رو در سریعاً‌ انجام بدیم.

10:27.220 --> 10:30.190
‫خیلی‌خب... خودم شخصاً بهش رسیدگی می‌کنم....

10:41.200 --> 10:46.300
‫همین حالا بگو چه کسی هستی! اگه جوابمو ندی،
‫ من، کوان، بهت حمله می‌کنم!

10:46.700 --> 10:49.540
‫کوان؟! لعنتی! پیشروی کنید!

10:51.710 --> 10:53.740
‫دشمنن! نذارید فرار کنن!

10:57.980 --> 11:00.320
‫وایسا! فک کردی داری کجا می‌ری؟!

11:05.850 --> 11:06.820
‫یو فوـه!

11:07.260 --> 11:08.060
‫چو فی‌ـه!

11:11.360 --> 11:12.560
‫برادر، یو فوـه!

11:12.830 --> 11:13.560
‫نذار فرار کنه!

11:16.500 --> 11:17.770
‫وایسا ببینم!

11:23.100 --> 11:24.340
‫تف توش!

11:34.050 --> 11:35.180
‫بهش نمی‌رسیم!

11:35.550 --> 11:38.850
‫اما تونستیم مانع درخواست کمکش از یوان شو بشیم.

11:42.890 --> 11:48.260
‫رخش سرخ، شرمنده‌تم... تا الان چندین و چند دفعه جونمو نجات دادی...

11:51.170 --> 11:56.710
‫تو رفیق شفیق‌می، تو رو هیچ‌وقت به کسی نمی‌دم... به هیچکس...

11:57.940 --> 12:02.010
‫چین کیو شوکه شده بود که پشتکارش تماماً بیهوده بوده.

12:02.880 --> 12:08.120
‫او بلافاصله متوجه شد که
‫ یو فو قهرمان واقعیِ او نیست.

12:11.770 --> 12:16.210
‫یک ماه بعد... بادهای تند زمستان شدت گرفته بود
‫ و هر دو ارتش را سرما دربر گرقت.

12:12.530 --> 12:16.440
‫«شهر کاهینو»

12:16.310 --> 12:22.780
‫سائو سائو و یو فو هر دو قادر به حرکت نبودند،
‫بنابراین مجبور شدند برای مدتی از مبارزه دست بکشند.

12:23.420 --> 12:29.960
‫یو فو که نتوانست از یوان شو کمک بگیرد،
‫روزهایش را با نوشیدن مشروب سپری کرد.

12:33.260 --> 12:38.430
‫آب‌وهوا خیلی سرده؛ با این‌وضع،
‫ سربازانمون به‌زودی در برف دفن می‌شن.

12:39.030 --> 12:45.540
‫ژنرال، اگه جنگ درحال طولانی شدنه، مردم به‌خاطر نگرفتن
‫ همچین شهر کوچیکی به ریش‌تون می‌خندن.

12:46.910 --> 12:51.560
‫در این‌صورت، نمی‌تونیم بدون درگیری
‫با یو فو به پایتخت برگردیم؟

12:52.110 --> 12:57.450
‫هرگز قابل انجام نیست؛ به‌عنوان فرمانده،
‫ نباید انقدر ناتوان رفتار کنید.

12:52.470 --> 12:56.720
‫«جون یو»

12:57.950 --> 13:01.190
‫یو فو متحمل شکست‌های زیادی شد؛
‫روحیه نیروهاش خیلی پایین اومده.

13:01.950 --> 13:07.660
‫همچنین، دو رودخانه هستن که شهر رو احاطه کردن؛
‫ می‌تونیم با استفاده از اونا به شهر حمله کنیم.

13:09.010 --> 13:12.720
‫[«شیاهو دون»

13:09.110 --> 13:12.880
‫با این سرمای آب، نمی‌تونن باهامون مقابله کنن.

13:13.850 --> 13:15.180
‫خیلی‌خب؛ انجامش می‌دیم!

13:32.430 --> 13:34.300
‫آبگیر رو باز کنید!

13:50.120 --> 13:55.960
‫کل شهر ژیا پی زیر آب رفته بود
‫ و نیروهای دفاعی مجهز نبودند،

13:55.960 --> 13:59.590
‫و آنها مجبور شدند روی سکوهای مرتفع بمانند.

14:03.400 --> 14:11.140
‫وحشت نکنید! نذارید این شهر غرق در آب بشه!
‫سکوهای مرتفع دست ماست؛ برف هم بهمون یاری می‌ده!

14:11.840 --> 14:16.680
‫زمانی که برف باریدن بگیره، نیروهای سائو سائو
‫توی برف زنده به‌گور می‌شن!

14:23.890 --> 14:29.390
‫این صورت منه؟! چرا انقدر لاغر شده؟
‫فهمیدم، باید به‌خاطر شراب باشه!

14:29.560 --> 14:33.930
‫نه! باید تمومش کنم! غیر این‌صورت، چطور می‌خوام ارتشو رهبری کنم؟

14:35.100 --> 14:37.330
‫ژنرال، چطور درمقابل این تاکتیک سیل مقابله کنیم؟

14:37.870 --> 14:39.500
‫استراژی‌مون اینه: شراب، بی‌شراب!

14:40.970 --> 14:48.480
‫هیچکس حق خوردن شراب نداره!
‫هرکس جرئت به‌خوردنش کرد رو گردن می‌زنم!

14:49.410 --> 14:50.910
‫اما چرا یهو همچین چیزی؟

14:51.580 --> 14:54.180
‫خفه! دیگه شراب موقوف!

15:00.460 --> 15:06.730
‫ما که آخرش می‌بازیم؛ مهم‌تر از اون
‫شراب هم نمی‌تونیم بخوریم؟ مسخره‌شو درآورده!

15:07.900 --> 15:12.200
‫اگه کلی اسب براش ببریم، شک ندارم
‫سائو سائو استقبال گرمی ازمون می‌کنه!

15:12.970 --> 15:14.770
‫آهای شما! دارین کجا می‌رین؟!

15:16.100 --> 15:16.870
‫بجنب!

15:17.370 --> 15:19.470
‫خائن‌ها! شلیک کنید!

15:24.210 --> 15:26.780
‫شماها قرار بود از شهر دفاع کنید؛ چطور ممکنه؟!

15:29.720 --> 15:31.150
‫بفرمایید از این طرف!

15:36.160 --> 15:37.230
‫این دیگه چیه؟!

15:37.690 --> 15:43.100
‫تونستیم یک‌سری خائن رو دستگیر کنیم؛
‫پس تصمیم گرفتیم یکم جشن بگیریم.

15:43.900 --> 15:45.570
‫ژنرال، شما هم بفرمایید.

15:46.170 --> 15:51.840
‫لعت بهت، کو سه!‌ عمداً داری درمقابل دستور
‫ ممنوعیتِ شرابم عمل می‌کنی؟!

15:55.280 --> 16:03.450
‫ژنرال! هیچکس اجازه خارج‌شدن از شهر رو نداره؛‌ می‌شه قانون رو
‫ یکم شل‌تر بگیرید؟ این هم ما رو خائن به‌حساب میاره؟

16:03.720 --> 16:06.250
‫هنوز داری سماجت می‌کنی؟ زانو بزن!

16:10.360 --> 16:12.660
‫ژنرال، لطفاً‌ این کار رو نکنید!

16:13.130 --> 16:18.130
‫اگه کو سه رو بکشید، این فقط باعث خوشحالی دشمن می‌شه!

16:20.900 --> 16:22.100
‫لطفاً دیگه تمومش کنید!

16:22.440 --> 16:23.370
‫ببخشیدش!

16:24.410 --> 16:27.810
‫خیلی‌خب... اما... 100 ضربه شلاق بهش بزنید!

16:28.340 --> 16:28.840
‫اطاعت!

16:34.220 --> 16:34.880
‫بزنید!

16:37.850 --> 16:43.060
‫1... 2... 3... 4...

16:43.360 --> 16:47.560
‫5... 6... 7...

16:47.960 --> 16:53.740
‫ماه زمستانی بر شهر ژیا پی می‌درخشد
‫ و آینده ظالمانه و شوم آن را نشان می‌دهد.

16:54.500 --> 16:59.270
‫در حالی که روزهای سرنوشت ساز یو فو نزدیک است.

16:57.060 --> 16:59.340
‫56... 57...

17:00.210 --> 17:04.310
‫58... 59...60...

17:04.510 --> 17:05.710
‫سریع‌ترش کنید!

17:05.280 --> 17:12.120
‫61... 62... 63... 64...

17:12.720 --> 17:16.490
‫65... 66... 67...

17:18.260 --> 17:20.160
‫کو سه-دونو، لطفاً طاقت بیارید!

17:20.850 --> 17:23.630
‫90... 91...

17:26.270 --> 17:34.180
‫من قصدم این نبود که شراب بخورم...
‫فقط می‌خواستم روحیه سربازها رو بالا ببرم....

17:34.840 --> 17:43.050
‫ژنرال یو فو بی‌رحم و متعصبه!
‫اون به‌نظر نمیاد ارزش برای جونم قائل باشه!

17:43.850 --> 17:48.820
‫ما هم همین فکرو می‌کنیم؛ کو سه، بیا خودمون رو به سائو سائو تسلیم کنیم!

17:49.930 --> 17:52.360
‫دیگه انگار خوشنود کردنش هم فایده‌ای نداره.

17:53.230 --> 17:56.230
‫پس می‌گید... ژنرال یو فو رو رها کنیم؟

17:56.730 --> 17:59.970
‫آره! دیگه صبرمون به سر اومده!

18:01.100 --> 18:05.170
‫یه درخواستی دارم؛ ژنرال همیشه روی
‫ رخش سرخِ قابل‌اعتمادش حساب می‌کنه...

18:05.940 --> 18:14.720
‫اگه بتونم رخش سرخ رو بدزدم و پیش سائو سائو ببرم،
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؛ شما هم قصد همچین کاری دارید؟

18:20.260 --> 18:24.460
‫رخش سرخ، می‌دونم تو گناهی نداری؛ اما لطفاً یکم تحملم کن.

18:26.800 --> 18:34.300
‫در همان روزی که کو سه تسلیم شد،
‫ سائو سائو به شهر ژیا پی یورش برد.

18:35.070 --> 18:41.710
‫یو فو غافل از این بود که افسرانش نقشه‌ای
‫ برای سرقت رخش سرخِ او کشیده بودند.

18:42.610 --> 18:49.950
‫پس از پایان نبرد، یو فو خسته شد و به خواب رفت؛
‫چین کیو و همرزمانش جرئت نداشتند او را بیدار کنند.

18:55.290 --> 18:56.490
‫این دیگه چیه؟!

18:59.360 --> 19:03.330
‫ژنرال، ما و ژنرال کو سه به سائو سائو تسلیم شدیم.

19:03.630 --> 19:06.940
‫همه‌مون قول انجام خدماتی رو بهش دادیم.

19:08.470 --> 19:09.600
‫ای خائن‌ها!

19:10.270 --> 19:12.840
‫خائن واقعی توئی، پست‌فطرت!

19:13.740 --> 19:15.080
‫اینو یادم نمی‌ره!

19:16.110 --> 19:19.050
‫همین‌طور اسبت، رخش سرخ رو هم گرفتیم!

19:26.590 --> 19:28.160
‫نذارید داخل بیان! شلیک کنید!

19:33.500 --> 19:34.830
‫یه نفوذی کمکشون کرده!

19:40.170 --> 19:41.400
‫حمله!

19:44.970 --> 19:45.810
‫چین کیو!

19:47.640 --> 19:50.810
‫سائو! وقتش رسیده بکشمت!

19:57.190 --> 19:58.650
‫من نخواهم مرد!

20:02.590 --> 20:08.630
‫گزارش می‌دم، نخست‌وزیر؛ ما گیزوک و سو کن هستیم.

20:10.170 --> 20:12.930
‫کو سه-دونو دربارتون بهم گفت؛ یو فو کجاست؟

20:33.460 --> 20:36.360
‫من هرجور شده فرار می کنم! برید کنار!

20:39.160 --> 20:40.360
‫فرار نکن!

20:50.470 --> 20:53.910
‫لعنتی! چرا این اسب انقدر کنده؟!

21:03.850 --> 21:05.120
‫آشغال بی‌مصرف!

21:10.190 --> 21:11.990
‫بیاید جلو، عوضی‌ها!

21:15.800 --> 21:16.730
‫بیاید جلو!

21:22.870 --> 21:26.580
‫من... نمی‌تونم بمیرم...

22:06.080 --> 22:08.580
‫برادر... بالأخره، کشته شد.

22:09.020 --> 22:10.890
‫اهمیت نمی‌دم، سرش رو قطع کنید!

22:23.600 --> 22:28.100
‫رخش سرخ، که کو سه از یو فو دزدید،
‫ هنوز زنده و سالم است.

22:29.040 --> 22:36.750
‫پایان شکوهمند جنگجوی سرکش یو فو،
‫به‌راستی نقطه عطفی در عصر آشوب است.

22:36.774 --> 23:06.774
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:06.798 --> 24:06.798
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.