﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:35.390 --> 01:40.400
‫در تلاش برای متحد کردن سرزمین، نخست وزیر سائو سائو
‫ موفق شد گنتوکو را متقاعد و حمایت او را جلب کند.

01:40.900 --> 01:46.200
‫با این‌حال، پس از آن که امپراتور مضطرب یک فرمان مخفی خونین را برای گنتوکو، بر علیه سائو سائو نوشت...

01:46.470 --> 01:49.810
‫گنتوکو بهانه‌ی حمله به یوان شو را
‫ برای ترک ژو چانگ به کار برد...

01:50.810 --> 01:54.950
‫که بیشتر مثل رها کردن ببری
‫ با نیش های تیز در طبیعت بود.

02:03.750 --> 02:07.690
‫«هنر جنگ چو فی»

02:09.590 --> 02:16.100
‫گنتوکو پس از ترک جوشو، موفق شد در نان‌یانگ،
‫ شکست سختی را به یوان شو وارد کند.

02:18.170 --> 02:24.110
‫پس از شکست یوان شو، گنتوکو و
‫ دو برادرش به شهر ژیائو پی بازگشتند.

02:26.580 --> 02:30.620
‫این به این دلیل بود که آنها می خواستند
‫ از حمله سائو سائو به جوشو اجتناب کنند.

02:40.120 --> 02:43.400
‫«شهر ژیائو پی»

02:42.530 --> 02:45.900
‫بنده چین تو از جوشو هستم؛ لطفاً دروازه رو باز کنید!

02:49.370 --> 02:50.870
‫چین تو-دونو به اینجا اومدن.

02:51.440 --> 02:53.770
‫این موقع شب، چه مشکلی پیش اومده؟

02:54.370 --> 02:56.170
‫گنتوکو-دونو تشریف دارن؟

02:57.840 --> 03:01.850
‫داره سمت منطقه کاهینو گشت می‌زنه؛
‫فردا برمی‌گرده.

03:02.650 --> 03:07.070
‫«چین تو»

03:03.380 --> 03:08.720
‫نخست وزیر به ژنرال شاچو دستور داده
‫ که گنتوکو-دونو رو اینجا بکشه.

03:09.960 --> 03:10.790
‫چی گفتی؟!

03:12.660 --> 03:15.990
‫سائو سائوی لعنتی! بالأخره کار خودتو کردی، ها؟

03:16.700 --> 03:21.170
‫پس بیا بجنگیم و سر شاچو رو از تنش جدا کنیم!

03:22.700 --> 03:26.340
‫اما فکر نمی‌کنید بهتره اول اینو به گنتوکو-دونو گزارش بدید؟

03:27.170 --> 03:31.240
‫این بی‌فایده‌ست؛ این‌طوری فقط فکر برادر رو درگیر می‌کنم.

03:32.010 --> 03:35.950
‫لطفاً صبر کنید! ژنرال شاچو الانم دروازه‌ها رو بسته.

03:36.410 --> 03:39.680
‫به سختی حفاظت می‌شن؛ وارد شدن کار راحتی نیست.

03:40.450 --> 03:42.550
‫پس باید چیکار کنم؟

03:43.120 --> 03:44.720
‫به پرچم ارتش سائو سائو نیاز داریم.

03:45.160 --> 03:50.600
‫پرچم؟ فکر کنم وقتی یو فو شکست خورد،
‫چندتا ازشون اینجا مونده بود.

03:51.230 --> 03:58.070
‫عالیه؛ با اون پرچم‌ها، خودمونو جای افراد
‫ سائو سائو جا می‌زنیم و می‌خوایم دروازه‌ها رو باز کنن.

03:58.600 --> 04:01.470
‫این خیلی خوب می‌شه! بیا بریم، برادر!

04:01.870 --> 04:07.310
‫بسیار خب! بریم! فکر می‌کنم بهتره قبل از اینکه
‫ بهت مشکوک بشن برگردی، چین تو-دونو.

04:08.250 --> 04:11.050
‫حتماً، از داخل بهتون کمک می‌کنم.

04:11.450 --> 04:12.720
‫این‌طوری معرکه می‌شه!

04:20.360 --> 04:23.760
‫«شهر جوشو»

04:25.260 --> 04:32.670
‫گوش بدید! ما ارتش ژو چانگ، تحت
‫ فرماندهی چو ریو هستیم؛ باید ژنرال رو ببینیم.

04:33.240 --> 04:34.710
‫ممکنه دروازه رو باز کنید؟

04:35.170 --> 04:41.450
‫ما سربازها تحت ژنرال شاچو هستیم؛
‫مدرکی داری که از ارتش سائو سائو هستی؟

04:42.010 --> 04:43.550
‫به پرچم نگاه کنید!

04:45.950 --> 04:52.190
‫به‌خاطر تاریکی شب، نمی‌شه پرچم رو دید؛
‫پس نمی‌تونیم دروازه رو باز کنیم!

04:52.690 --> 04:54.860
‫در زمان روز به اینجا برگردید!

04:55.990 --> 04:59.460
‫برادر! اگه آفتاب بالا بیاد، لو می‌ریم.

05:03.030 --> 05:05.600
‫شاچو-دونو، ما عجله داریم!

05:06.440 --> 05:15.110
‫اینکه ما رو بیرون نگه می‌دارید، به این معنیه که
‫ متحد گنتوکو و علیه نخست‌وزیر هستید؟

05:16.880 --> 05:21.020
‫اگه دروازه رو باز نکنید، نخست‌وزیر مجازات‌تون می‌کنه!

05:22.850 --> 05:32.030
‫وایسید! متوجه شدم که واقعاً از
‫ ارتش نخست‌وزیر هستید؛ دروازه رو باز کنین!

05:24.480 --> 05:28.780
‫«ژنرال شاچو»

05:37.940 --> 05:41.810
‫خوش آمدید؛ بابت گستاخیم عذرخواهی می‌کنم.

05:42.410 --> 05:45.140
‫خدایی بابت زحمت شرمنده، شاچو!

05:51.620 --> 05:54.620
‫کوان و چو فی! گول خوردیم!

05:55.120 --> 05:56.020
‫وایسا ببینم!

05:56.690 --> 05:57.660
‫کمکم کنین!

05:57.960 --> 05:59.520
‫بمیر!

06:02.730 --> 06:07.100
‫حمله شده! ارتش گنتوکو حمله کرده!

06:12.440 --> 06:14.170
‫شلیک! بهشون شلیک کنین!

06:43.520 --> 06:44.650
‫دیر کردم!

06:44.650 --> 06:46.140
‫برادر!

06:48.040 --> 06:49.540
‫گردن شاچو رو زدم!

06:50.710 --> 06:51.340
‫احمق!

06:52.810 --> 06:55.310
‫کوان! چرا با من مشورت نکردی؟

06:55.710 --> 06:58.580
‫متأسفم؛ فکر می‌کردم باهاش موافق باشی...

06:59.320 --> 07:00.020
‫ممکن نیست!

07:01.550 --> 07:05.090
‫این‌طوری سائو سائو رو دشمن خودمون می‌کنیم.

07:06.120 --> 07:11.200
‫ولی سائو سائو یه دستور برای کشتنت داده بود، نه؟

07:11.800 --> 07:15.970
‫با وجود اون دستور، مشکلش چیه که شاچو رو بکشیم؟

07:16.430 --> 07:21.170
‫چرا باید می‌کشتیمش؟ فقط دستگیر کردنش کافی نبود؟

07:22.210 --> 07:27.010
‫من از ژو چانک فرار کردم چون ضعیفم؛
‫اینو درک می‌کنی؟

07:28.280 --> 07:31.150
‫فکر می‌کنی سائو سائو درباره این ساکت می‌مونه؟!

07:32.480 --> 07:36.050
‫ما الان قطعاً قدرت مقابله با سائو سائو رو نداریم.

07:36.860 --> 07:39.290
‫درسته، زیاده‌روی کردیم؛ معذرت می‌خوایم.

07:39.720 --> 07:43.360
‫این به پیشنهاد من بود؛ عذر می‌خوام.

07:44.100 --> 07:46.830
‫کاریه که انجام شده؛ شرمندگی فایده نداره.

07:47.670 --> 07:52.240
‫حالا، سائو سائو حتماً به جوشو
‫حمله می‌کنه؛ باید مراقب باشیم.

07:52.800 --> 07:54.870
‫لطفاً نگران نباشید.

07:55.310 --> 07:57.910
‫چین تو-دونو، نقشه‌ی خوبی دارید؟

07:58.510 --> 08:01.850
‫بله؛ بیاید از یوان شائو، درخواست کمک کنیم.

08:02.510 --> 08:03.920
‫چی؟ یوان شائو؟

08:04.220 --> 08:08.020
‫بعد از نابودی کوسون سان،
‫قدرت یوان شائو چندین برابر شد.

08:08.720 --> 08:12.960
‫درحال‌حاضر، تنها کسی که می‌تونه جلوی سائو سائو بجنگه، یوان شائو هستش.

08:14.130 --> 08:19.800
‫ولی من تازه برادر کوچیک‌ترش، یوان شو رو کشتم؛
‫امکان نداره منو ببخشه.

08:20.700 --> 08:26.140
‫راستش، توی جوشو یه‌نفر به نام ته‌گن هستش.

08:27.170 --> 08:33.140
‫این مرد رابطه خوبی با یوان شائو داره؛
‫بیاید برای کمک ازش درخواست کنیم.

08:36.720 --> 08:38.850
‫پیش‌بینی چین تو درست بود.

08:39.380 --> 08:42.520
‫به‌دلیل دوستی‌اش با ژنگ ژوان

08:40.750 --> 08:45.670
‫«یوان شائو»

08:42.520 --> 08:47.630
‫یوان شائو با 100,000 مرد برای مقابله
‫ با سائو سائو به لیو بی کمک می‌کند.

08:49.360 --> 08:57.400
‫در همین‌حال، سائو سائو از وضعیت آگاه بود
‫ و در پاسخ، بلافاصله ارتش 200,000 نفره خود را

08:57.400 --> 08:59.500
‫به حرکت درآورد.

08:59.970 --> 09:06.650
‫در همین‌لحظه، نخست‌وزیر به لیو تای
‫ و ئو جو دستور داد تا به گنتوکو حمله کنند.

09:01.200 --> 09:04.600
‫«لیو تای»

09:05.260 --> 09:08.560
‫«ئو جو»

09:11.220 --> 09:17.390
‫نخست‌وزیر، نگران اینم که اون دو نفر نتونن گنتوکو رو شکست بدن.

09:18.420 --> 09:21.860
‫فکر می‌کنم باید دستور رو به ژنرال خیلی قوی‌تری بدید.

09:23.270 --> 09:27.000
‫کو یو، برای همین گفتم پرچمم رو با خودشون ببرن.

09:29.230 --> 09:37.380
‫گنتوکو خوب از قدرتم آگاهه؛ پس وقتی
‫ پرچمم رو ببینه، بهم حمله نمی‌کنه.

09:38.410 --> 09:44.880
‫در همین‌حال، ما با یوان شائو مقابله می‌کنیم؛
‫بعد از اون، کار گنتوکو رو تموم می‌کنیم.

09:45.650 --> 09:52.060
‫که این‌طور؛ درحال شکست ارتش یوان شائو،
‫می‌تونیم جوشو رو زیرنظر داشته باشیم.

09:53.630 --> 09:55.160
‫باید برای جنگ آماده بشیم!

09:57.900 --> 10:01.800
‫«استان هی بی ـ لی یانگ»

09:58.000 --> 10:03.000
‫با این حال، ارتش یوان شائو موفق شد ارتش
‫ سائو سائو را گیج کرده تا به یکدیگر حمله کنند.

10:03.230 --> 10:05.540
‫بدین ترتیب، سائو سائو اجباراً به ژو چانگ بازگشت.

10:06.540 --> 10:11.110
‫بنابراین، سائو سائو خود را وقف دشمن دیگرش
‫ در جوشو، که گنتوکو بود، کرد.

10:18.620 --> 10:21.620
‫چه رو مخ! داداش، بیا بریم باهاشون بجنگیم!

10:22.420 --> 10:32.060
‫نمی‌شه؛ اگه باهاشون بجنگیم، ما رو توی دربار
‫ خائن می‌شناسن؛ نمی‌تونم به امپراتور خیانت کنم.

10:33.370 --> 10:35.500
‫عجب دردسری شده ها!

10:36.030 --> 10:39.040
‫ولی بازم، الان سه ماهه که حرکت نکردن...

10:41.510 --> 10:44.340
‫روی اون پرچم‌ها، افتخار فرمانده نهفته‌ست.

10:44.740 --> 10:48.890
‫«مقر فرماندهی لیو تای»

10:45.680 --> 10:49.150
‫لیو تای، خبر مهم! نخست‌وزیر داره میاد!

10:49.250 --> 10:50.280
‫چی گفتی؟!

10:50.980 --> 10:52.920
‫نخست‌وزیر بسیار عصبانی هستن.

10:54.390 --> 10:59.690
‫گفت نیومده که ارتش مسخره‌تون رو سر و سامون بده.

11:00.060 --> 11:02.830
‫نه... فکر می‌کنم اشتباه متوجه شدید...

11:02.860 --> 11:06.970
‫معتقدم بعد یه‌مدت ایستادن، وقت حرکت شده.

11:07.170 --> 11:09.900
‫هوی، ئو جو، آماده حمله شو!

11:10.070 --> 11:16.940
‫و ـ وایسا! خودت فرمانده نبردی؛
‫چرا به من می‌گی آماده حمله بشم؟

11:16.980 --> 11:23.580
‫چی داری می‌گی؟ یه فرمانده چطوری
‫ باید جلودار حمله باشه؟ این وظیفه توئه!

11:23.720 --> 11:30.120
‫چه افسرهای بی‌مصرفی! خیلی‌خب،
‫بیاید انتخاب کنیم کدومتون می‌خواد بجنگه!

11:33.460 --> 11:38.300
‫دوتا چوب داریم؛ هرکس چوبی که
‫ دوتا شاخه داره رو بگیره می‌جنگه.

11:40.400 --> 11:41.370
‫ببینیم کدوم‌تون می‌جنگه.

11:42.570 --> 11:43.340
‫خب پس...

11:46.340 --> 11:48.910
‫خیل‌خب، ئو جو-دونو... موفق باشید.

11:49.670 --> 11:51.980
‫ئو چو-دونو، براتون آرزوی موفقیت می‌کنیم!

11:52.480 --> 11:53.080
‫بله...

11:54.510 --> 11:59.080
‫یک‌سری حرکات غیرمنتظره از دشمن ردیابی کردیم؛
‫گمون می‌کنم می‌خوان بهمون حمله کنن.

11:59.950 --> 12:02.820
‫سائو سائو، ای بی‌شرف! فک کردی حمله بهمون آسونه؟!

12:03.020 --> 12:06.990
‫خب... فکر می‌کنم سائو سائو دربین ارتش نباشه.

12:07.990 --> 12:11.930
‫اینکه نمی‌شه! مگه اون پرچمای خودش نیست؟

12:12.630 --> 12:13.930
‫شایدم می‌خواسته دست‌دست کنیم.

12:15.030 --> 12:19.670
‫برادر، فکر نمی‌کنی بهتره بهشون حمله کنیم
‫ و از صراحت موضوع باخبر بشیم؟

12:21.770 --> 12:23.540
‫اما خیلی پیشروی نکن، کوان!

12:23.640 --> 12:24.780
‫چشم، برادر.

12:25.080 --> 12:28.050
‫چی‌چی؟! داداش! منم باهات میام!

12:28.580 --> 12:30.480
‫چو فی، تو همین‌جا بمون!

12:30.620 --> 12:31.580
‫چرا آخه؟!

12:32.380 --> 12:34.050
‫اگه تو بری، همه‌چی رو به‌هم می‌زنی!

12:35.990 --> 12:37.090
‫راست می‌گه...

12:37.490 --> 12:39.590
‫باشه بابا... حرف حساب می‌زنن واسم.

12:47.700 --> 12:50.200
‫ارتش جوشو داره حمله می‌کنه!

12:53.470 --> 12:56.780
‫کـ ـ کوان... چیکار کنم...؟

12:56.940 --> 13:01.180
‫ئو جو... واسه چی انقدر وقت تلف می‌کنی؟ بهشون حمله کن!

13:01.480 --> 13:04.220
‫هـ ـ همگی! حمله کنید!

13:07.750 --> 13:09.250
‫تو هم همین‌طور!

13:19.660 --> 13:21.970
‫ئو چو-دونو! با من مبارزه کنید!

13:22.070 --> 13:26.440
‫کوان! بهتره تسلیم بشی! اون پرچمو می‌بینی؟!

13:27.910 --> 13:29.770
‫بهتره به سائو سائو بگی بیاد بیرون!

13:29.910 --> 13:35.110
‫خفه! فکر کردی نخست‌وزیر با امثال تو می‌جنگه؟!

13:35.680 --> 13:40.450
‫پس خودت بیا جلو! نکنه ازم می‌ترسی؟!‌ ژنرالِ بزدل!

13:42.420 --> 13:44.390
‫چطور جرئت می‌کنی!

13:44.660 --> 13:46.390
‫اینوری! اینوری!

13:56.640 --> 14:00.010
‫ژنرال دشمن، ئو چو،
‫توسط کوان دستگیر شد!

14:05.910 --> 14:10.780
‫کارت عالی بود، کوان! حالا می‌دونیم
‫ لیو تای چرا بهمون حمله نکرد.

14:11.520 --> 14:17.220
‫برادر، چطور لیو تای هم دستگیر کنیم؟
‫بدون این‌ دوتا ژنرال،

14:17.220 --> 14:20.030
‫دشمن دیگه قادر به جنگ نیست.

14:20.830 --> 14:23.060
‫فکر خوبیه؛ روت حساب می‌کنم،‌ کوان!

14:23.660 --> 14:26.600
‫واسا بینم! این‌بار دیگه نوبت منه!

14:26.870 --> 14:31.470
‫تو؟ خیلی زود تحریک می‌شی؛ می‌دونی آخه...

14:31.570 --> 14:34.140
‫یعنی بهم اعتماد نداری، برادر؟!

14:35.170 --> 14:37.710
‫خیلی‌خب؛ خودت انجامش بده.

14:38.080 --> 14:40.710
‫مرسی! عالی شد!

14:41.150 --> 14:44.150
‫یادت باشه، چو فی!‌ سعی‌کن هیچکس رو نکشی!

14:45.520 --> 14:51.290
‫ما اینجاییم تا ژنرال دشمن، لیو تای رو دستگیر کنیم؛
‫نمی‌خوایم بکشیمش؛ فهمیدید؟

14:51.790 --> 14:54.060
‫چطور می‌خوایم دستگیرش کنیم؟

14:54.460 --> 14:58.000
‫فکر کردی من می‌دونم؟!
‫دستور دارم اونو بگیرم، و می‌گیرم.

14:58.260 --> 14:59.330
‫به پیش!

15:01.900 --> 15:02.800
‫امیدوارم طوریش نشه.

15:03.370 --> 15:05.340
‫اگه ساکه نخوره چیزیش نمی‌شه.

15:06.340 --> 15:07.670
‫دشمن درحال نزدیک‌شدنه!

15:08.810 --> 15:12.140
‫- چی؟!
‫- دشمن، ژنرال چو فی‌ـه!

15:13.980 --> 15:17.450
‫شماها دارین چه غلطی می‌کنید؟! نذارید وارد شن!

15:17.520 --> 15:19.250
‫شلیک! شکیک کنید!

15:24.090 --> 15:28.230
‫دشمن بیرون نمیاد؛ با این‌وضع عمراً لیو تای بیرون بیاد.

15:28.490 --> 15:30.660
‫خیل‌خب... یه فکر بکر دارم.

15:30.930 --> 15:34.930
‫نفله‌ها، بیاید انقدر فحش‌شون بدیم که پدرشون درآد!

15:37.040 --> 15:42.010
‫هی لیو تای، ترسو بیای بیرون! جربزه نداری باهامون بجنگی؟!

15:42.210 --> 15:45.080
‫بزدل، بیا بیرون!

15:45.880 --> 15:48.910
‫لعنتی! اون حرفا قشنگ می‌خوره جای حساس!

15:48.950 --> 15:53.620
‫ژنرال! واقعاً می‌خواید بذارید
‫ انقدر بددهنی کنن؟! بیاید حمله کنیم!

15:53.850 --> 15:58.390
‫دیوونه شدی؟ نباید با کله بهشون حمله کنیم!
‫ وگرنه روزگارمون سیاهه!

15:58.420 --> 15:59.520
‫بـ ـ باشه...

16:02.130 --> 16:04.230
‫دراصل، فقط از چوفی‌ـه که می‌ترسه.

16:04.560 --> 16:08.170
‫فایده نداره؛ ژنرال، این جواب نداد که.

16:08.470 --> 16:15.240
‫خیل‌خب، بیاید حمله شبانه رو امتحان کنیم،
‫نصف‌شبی می‌ریزیم اونجا!

16:15.540 --> 16:16.740
‫عالی نواختید!

16:22.610 --> 16:24.120
‫ژنرال! تبریک می‌گم!

16:27.790 --> 16:33.390
‫دشمن شروع به خوردن شراب با رعیت‌ها کرده؛
‫اگه زمانی بخوایم حمله کنیم، الان وقتشه.

16:33.690 --> 16:35.930
‫اونا فقط می‌خوان منو از اردوگاه بکشن بیرون.

16:41.870 --> 16:44.370
‫چه خوبه! هی، باز شراب بریز!

16:44.770 --> 16:45.440
‫بله، بله!

16:47.840 --> 16:48.840
‫خیلی شرمنده...

16:49.240 --> 16:50.340
‫چی کردی؟!

16:52.880 --> 16:56.550
‫ژ ـ ژنرال... ببخش! بهم رحم کن!

16:57.550 --> 17:00.220
‫ژنرال! تمنا می‌کنم!

17:02.120 --> 17:02.990
‫ژنرال!

17:07.460 --> 17:08.730
‫ژنرال!

17:09.530 --> 17:11.400
‫دیگه حال شراب‌خوری ندارم!

17:15.730 --> 17:22.040
‫فکر می‌کنم چو فی تا الان باید مست باشه؛
‫الان بهترین فرصت حمله‌مونه!

17:22.110 --> 17:23.940
‫احمق نباش، فقط می‌خوان منو بکشن بیرون.

17:31.180 --> 17:36.590
‫سربازهای دشمن دارن میان؛
‫می‌گن چو فی قراره امشب حمله کنه!

17:36.660 --> 17:38.320
‫فقط می‌خوان تحریکم کنن.

17:38.690 --> 17:43.860
‫وایسا ببینم... اگه راست باشه، تو بد دردسری میفتیم...
‫خیل‌خب، اول باید بازجویی‌شون کنیم!

17:43.860 --> 17:44.460
‫اطاعت!

17:45.530 --> 17:49.900
‫هوی! چرا از اردوگاه چو فی پاشدین اومدین اینجا؟!

17:50.340 --> 17:51.770
‫خب... چیز خاصی نیست...

17:52.840 --> 17:57.680
‫اما وقتی مست بود بدجور کتکم زد... آخ آخ...

17:58.280 --> 18:01.580
‫پس، اومدم اینجا که ازش انتقام بگیرم.

18:02.110 --> 18:04.950
‫آی آی! دردم گرفت!

18:07.650 --> 18:13.890
‫راست می‌گه... خیل‌خب،‌ نیروها رو برای یه حمله شبانه آماده کن!

18:14.290 --> 18:14.830
‫اطاعت!

18:22.870 --> 18:25.840
‫پس اومدی... همه پیشروی کنید!

18:28.240 --> 18:31.610
‫تعداد دشمن کمه؛ محاصره‌شون کنید و دخل‌شونو بیارید.

18:35.550 --> 18:36.980
‫دشمن اومد بیرون!

18:49.790 --> 18:51.800
‫ا ـ اون چطور ممکنه؟!

18:52.100 --> 18:53.770
‫بالأخره دم به تله دادی، لیو تای!

18:57.070 --> 18:58.100
‫چو فی!

18:58.700 --> 18:59.940
‫دورتو نگاه کن!

19:05.410 --> 19:07.750
‫ژنرال! نمی‌تونیم بیشتر نگه‌شون داریم!

19:08.480 --> 19:09.550
‫عقب‌نشینی!

19:09.750 --> 19:11.050
‫وایسا ببینم، لیو تای!

19:15.420 --> 19:17.320
‫امروز می‌خوام بهت شل بگیرم!

19:23.660 --> 19:24.660
‫اینو بیگی!

19:29.670 --> 19:31.940
‫هنر جنگ من همچین بدک نیست، ها؟

19:33.370 --> 19:34.670
‫ژنرال چو فی!

19:36.270 --> 19:40.980
‫اوه، کارت خوب بود؛ به‌لطف تو پیروز شدیم.

19:41.380 --> 19:45.120
‫بله... اما یه‌جور زدی هنو جاش مونده...

19:47.420 --> 19:51.290
‫اگه مظلوم جلوه‌ت نمی‌دادم،
‫ باورت نمی‌کردن؛ شرمنده‌تم.

19:51.690 --> 19:54.030
‫حالا برا جایزه‌ این ژنرال واس خودت.

19:55.190 --> 19:56.700
‫خیلی تشکر!

19:57.460 --> 19:58.730
‫برمی‌گردیم اردوگاه!

20:01.170 --> 20:04.540
‫از کاری که کردی پشیمون نیستی؟

20:04.870 --> 20:08.840
‫الانا مطمئناً نخست‌وزیر داره می‌ره سمت جوشو...

20:09.170 --> 20:09.810
‫چو فی!

20:09.980 --> 20:10.580
‫بله!

20:12.040 --> 20:13.250
‫هی! اینو ببینین!

20:17.780 --> 20:19.850
‫چرا این‌کارو کردی؟

20:20.920 --> 20:22.490
‫بفرمایید، لطفاً‌ از این طرف!

20:27.790 --> 20:30.360
‫ئو جو، معنی این چیه؟

20:31.300 --> 20:38.140
‫لیو تای-دونو، ما هیچ‌وقت قصد درافتادن
‫ با نخست‌وزیر رو نداشتیم؛ اون فقط یه سوءتفاهم بود.

20:40.070 --> 20:46.650
‫لیو تای، اصلاً بهم بد نمی‌گذره،
‫خیلی خوب باهام رفتار کردن.

20:47.550 --> 20:50.520
‫پس، شما نمی‌خواستید به نخست‌وزیر خیانت کنید؟

20:50.580 --> 20:54.790
‫درسته؛ برای همینه که قصد
‫کشتنت رو نداریم؛ قصد ما دوستیه.

20:55.620 --> 21:00.730
‫کوان، چو فی، از این آقایون خوب پذیرایی کنین.

21:01.370 --> 21:02.430
‫بله.

21:07.430 --> 21:10.070
‫الان خوبه که جنگ به خوبی و خوشی تموم شد...

21:11.570 --> 21:18.240
‫با اینکه گردن‌زدن اون دوتا کار راحتیه،
‫اما این‌کار باعث خشم سائو سائو می‌شه.

21:19.380 --> 21:25.320
‫درست می‌فرمایید؛ اگه نکشیمشون، فکر می‌کنم سائو سائو
‫قراره طرز برخورد خوبی باهامون داشته باشه.

21:28.690 --> 21:36.360
‫پس از آنکه گنتوکو با آن‌ها با احترام برخورد کرد؛
‫ پس از بازگشت به ژو چانگ اعتماد ژنرال‌ها به او بالا رفت.

21:39.760 --> 21:45.160
‫«ژو چانگ ـ عمارت نخست‌وزیر»

21:42.270 --> 21:48.540
‫هنگامی که آنها به ژو چانگ بازگشتند تا
‫نیت خوب گنتوکو را گزارش کنند، سائو سائو خشمگین شد.

21:53.140 --> 21:59.250
‫لعنت بهت،‌ گنتوکو! با خوب رفتار کردن با
‫ لیو تای و ئو جو، داری منو به مضحکه می‌گیری!

22:00.020 --> 22:06.020
‫اجازه‌شو نمی‌دم! باید برای حمله به جوشو خودمونو آماده کنیم!

22:06.390 --> 22:07.890
‫لطفاً تجدیدنظر کنید، سرورم!

22:08.160 --> 22:08.730
‫چی؟

22:09.230 --> 22:15.970
‫زمستون داره از راه می‌رسه؛ یادتون که نرفته
‫ چقدر حمله به‌سمت یو فو دشوار بوده؟

22:17.940 --> 22:20.240
‫اگه می‌خواید حمله کنید، لطفاً‌تا بهار صبر کنید.

22:22.440 --> 22:27.950
‫که این‌طور... منتظرم باش، گنتوکو! می‌ذارم تا بهار زنده بمونی!

22:29.280 --> 22:34.620
‫دشمنیِ بین گنتوکو و سائو سائو را
‫دیگر نمی‌توان بیش از این پنهان کرد.

22:35.320 --> 22:42.960
‫زمانی که بادهای زمستان شروع به وزیدن می‌کنند، هیچکس
‫نمی‌تواند پیش‌بینی کند که تا بهار چه اتفاقی خواهد افتاد.

22:42.984 --> 23:12.984
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:13.008 --> 24:13.008
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.