﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:34.940 --> 01:38.840
‫نخست وزیر سائو سائو دستور حمله به گنتوکو در جوشو را صادر کرد.

01:39.340 --> 01:48.850
‫گنتوکو با آگاهی از روش های فریبکاری و استتار جنگی سائو سائو،
‫لیو تایی و یو جو را اسیر و به سائو سائو بازگرداند.

01:49.120 --> 01:55.550
‫با این حال، این باعث عصبانیت سائو سائو شد
‫ و تصمیم گرفت به گنتوکو حمله کند.

02:02.420 --> 02:07.270
‫«انزوای ژنرال دلیر»

02:15.430 --> 02:18.540
‫«شهر جوشو»

02:26.880 --> 02:30.450
‫برادر، یه‌نفر رو از کاهینو آوردم.

02:30.960 --> 02:35.050
‫یه‌نفر؟ کوان، من منتظر کسی نبودم.

02:35.760 --> 02:38.970
‫بله... خیلی ناگهانی بود...

02:47.610 --> 02:49.380
‫مدت زیادی گذشته.

02:49.780 --> 02:52.880
‫ها؟ از کجا این خانم زیبا رو می‌شناسی، برادر؟

02:54.280 --> 02:58.140
‫راستش، منم نمی‌شناسمش؛ قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

02:58.520 --> 03:00.980
‫«کوران»

02:58.750 --> 03:01.320
‫چو فی-سان، با قبل هیچ فرقی نکردید.

03:01.560 --> 03:04.190
‫عه؟! تو منم می‌شناسی؟!

03:06.560 --> 03:08.500
‫اوه، تو باید کوران باشی!

03:08.860 --> 03:12.300
‫بله؛ گنتوکو-سنسه خوشحالم که دوباره می‌بینمتون.

03:13.400 --> 03:17.110
‫همم... منم همین‌طور... حتماً از راه دوری اومدی.

03:17.510 --> 03:22.110
‫عه؟ تو همون جغله... عا نه...
‫همون دختره از روستای لو سانگی؟

03:22.380 --> 03:27.920
‫حالا یه خانم خوشگل شدی؛ غافلگیر شدم!

03:28.550 --> 03:33.020
‫آره؛ منم اولش غافلگیر شدم؛
‫تقریباً باورم نمی‌شد.

03:34.220 --> 03:37.460
‫خب... حال مادرم خوبه؟

03:40.800 --> 03:46.670
‫حتماً خیلی تنهاست، درسته؟
‫راستش، دلم می‌خواد بعداً به دیدارش برم.

03:49.370 --> 03:50.110
‫کوران؟

03:50.870 --> 03:56.570
‫گنتوکو-ساما... مادرتون... شدید بیمار بود...

04:02.320 --> 04:05.520
‫مادرم... فوت کرده؟

04:06.560 --> 04:09.660
‫بله... می‌خواستم مدت‌ها پیش اینو بهتون بگم...

04:20.700 --> 04:27.440
‫مادر... مادر! مادر!

04:39.450 --> 04:46.310
‫مادرتون یه‌بار گفت... اگه پسرش موفق بشه،
‫نمی‌تونه به خونه برگرده.

04:46.960 --> 04:52.770
‫با این‌حال، شما پسرشید و مادرتون
‫ اعتماد زیادی بهتون داشت.

04:54.270 --> 04:57.310
‫مادر، منو برای ناسپاسیم ببخش.

04:58.070 --> 05:03.250
‫هیچ‌وقت فراموشت نکردم؛
‫چندین بار به برگشتن به خونه فکر کردم...

05:04.950 --> 05:09.120
‫کوران... ممنون که تا آخرین لحظه
‫کنار مادر مریضم بودی...

05:10.150 --> 05:11.640
‫خواهش می‌کنم.

05:12.220 --> 05:16.630
‫به‌خاطر مهربونی و راهنمایی اونه که تونستم تا الان زندگی کنم.

05:17.290 --> 05:22.400
‫فقط امیدوار بودم بتونید
‫برای آخرین‌بار ببینیدش...

05:23.700 --> 05:27.840
‫کوران... من الان دارم همون کاری که مادرم
‫ بهم سپرده بود رو انجام می‌دم...

05:28.470 --> 05:35.040
‫اون کار ساختن کشوری امن و آباده؛
‫برای همین نتونستم به خونه برگردم...

05:35.440 --> 05:35.910
‫بله...

05:36.880 --> 05:41.730
‫کوران، وقتی موقعیتش بود،
‫بیا با بقیه از قبر مادر بازدید کنیم.

05:41.980 --> 05:44.020
‫مادرتون حتماً از این خیلی خوشحال می‌شه.

05:51.960 --> 05:55.530
‫برادر، فکر نمی‌کنی یکم بدجنس بودیم؟

05:56.100 --> 05:57.330
‫راجع به چی حرف می‌زنی؟

05:58.030 --> 06:04.010
‫درباره برادر بزرگ‌ترمون... حالا که فرماندار جوشوئه،
‫باید یه عیال برای خودش جفت‌وجور کنه، نه؟

06:05.070 --> 06:08.080
‫ما به‌عنوان برادرهاش، باید نگران این موضوع باشیم...

06:08.640 --> 06:13.450
‫درست می‌گی... فقط داشتیم روی جنگ و ارتش تمرکز می‌کردیم.

06:14.680 --> 06:17.920
‫فکر نمی‌کنی خوب می‌شه با کوران ازدواج کنه؟

06:20.360 --> 06:23.020
‫دقیقاً فکر منو خوندی...

06:25.260 --> 06:28.360
‫خب پس... چطوری می‌تونیم به‌هم بندازیمشون؟

06:31.270 --> 06:36.470
‫برادر بزرگ‌مون درست مثل ما،
‫خیلی به زن‌ها فکر نمی‌کنه...

06:38.980 --> 06:45.680
‫«پایتخت ـ ژو چانگ»

06:39.540 --> 06:46.350
‫در همین حال، در پایتخت ژو چانگ، فرمان مخفی
‫ امپراتور شیان برای کشتن سائو سائو فاش شد.

06:46.550 --> 06:52.400
‫تمام دست‌اندرکاران و کسانی که با خون خود
‫ این فرمان را امضا کردند، دستگیر و اعدام شدند.

06:53.560 --> 06:57.530
‫از بین امضاکننده‌ها، فقط لیو بی گنتوکو
‫ زنده مونده؛ نمی‌ذارم از زیرش فرار کنه.

06:57.730 --> 07:03.700
‫البته که باید مجازاتش کنیم؛ هرچند، اگه اون و
‫ یوان شائو در جی شو باهم متحد بشن، دردسر می‌شه.

07:04.530 --> 07:12.610
‫نه؛ یوان شائو مردی نامصممه؛ حتی اگه با جوشو
‫ در جنگ باشیم، برای نبرد باهامون مردد می‌مونه.

07:12.910 --> 07:20.180
‫منم فکر می‌کنم یوان شائو مردی مردده؛
‫بسیار خب... به گنتوکو در جوشو حمله می‌کنیم!

07:21.320 --> 07:27.930
‫سائو سائو شخصاً 200000 مرد را به سمت جوشو رهبری و
‫ آنها را به 5 گردان تقسیم کرد و سپس از شاندونگ به راه افتادند.

07:28.390 --> 07:36.440
‫این خبر به گنتوکو هشدار داد؛ او به سرعت
‫ از یوان شائو در جی شو درخواست کمک کرد.

07:36.900 --> 07:41.170
‫هرچند، پاسخ یوان شائو، گنتوکو را متعجب کرد...

07:41.540 --> 07:43.440
‫چی؟! ارسال پشتیبانی رو رد کرد؟!

07:43.640 --> 07:52.320
‫بله؛ گفت نوه‌ش در بستر مرگه؛ هیچ‌کس اجازه
‫ شکار نداره؛ پس دستور داد که نیرویی نفرستن.

07:53.050 --> 07:57.220
‫شکار زمین تا آسمون با جنگ فرق داره!
‫معلومه که یوان شائو بهمون خیانت کرده!

07:58.260 --> 08:05.500
‫یوان شائو-دونو مردی بخشنده نیست؛ اگه می‌خواید
‫ از جوشو دفاع کنید، باید شخصاً به جی شو برید.

08:08.000 --> 08:09.770
‫فعلاً، باید خودمون ازش دفاع کنیم.

08:18.180 --> 08:19.650
‫منو صدا زدید؟

08:19.950 --> 08:20.480
‫بله.

08:21.780 --> 08:28.520
‫حتماً از قبل شنیدی... جوشو به‌زودی وارد جنگ می‌شه؛
‫امیدوار بودم بخوای توی کو ریو مخفی بشی.

08:29.020 --> 08:31.890
‫گنتوکو-ساما؛ من نمی‌خوام از اینجا برم.

08:33.130 --> 08:37.060
‫شنیدم این نبرد، آینده‌ی جوشو رو تعیین می‌کنه.

08:37.800 --> 08:42.170
‫پس، قلب من آماده‌ست؛ لطفاً بذارید همراه شما باشم.

08:42.430 --> 08:47.910
‫نمی‌تونی! اگه اتفاقی برات بیفته،
‫چطور باید جواب مادرمو بدم؟

08:48.240 --> 08:52.880
‫ولی مادرتون بود که ازم خواست تنهاتون نذارم!

08:53.250 --> 08:55.080
‫چی؟ این درخواست مادرمه؟

08:55.780 --> 09:00.990
‫بله؛ به‌علاوه، از زمان بچگی آرزوم بوده...

09:02.590 --> 09:07.490
‫خواهش می‌کنم... بذارید تا آخر عمرم در کنارتون باشم.

09:18.340 --> 09:19.120
‫کوران...

09:19.840 --> 09:20.970
‫گنتوکو-ساما...

09:25.510 --> 09:29.950
‫کمی بعد، گنتوکو و کوران با یکدیگر ازدواج کردند.

09:30.520 --> 09:39.950
‫سپس او را به کوان در ژیا پی سپرد، در حالی که
‫ او و چو فی از شهر ژیائو پی دفاع می‌کردند.

09:38.640 --> 09:41.650
‫«شهر ژیائو پی»

09:42.260 --> 09:44.250
‫فکر می‌کنم اخیراً اتفاقات زیادی افتاده...

09:46.130 --> 09:49.340
‫برادر، چطوره بهشون حمله کنیم و اسب‌هاشونو بدزدیم؟

09:49.940 --> 09:50.600
‫بدزدیم؟

09:51.400 --> 09:57.910
‫می‌تونم با یه حرکت نیروهای سائو سائو رو کله‌پا کنیم؛
‫بعد یه حمله رو کوان از ژیا پی ترتیب بدیم تا کارشونو تموم کنیم.

09:58.340 --> 10:00.530
‫اما دشمن، نیروهای زیادی داره!

10:08.120 --> 10:10.260
‫این منطقه، حومه شهر ژیائو پی‌ـه.

10:11.760 --> 10:14.230
‫نابودش می‌کنم و جوشو رو به‌دست میارم...

10:19.130 --> 10:19.990
‫نشونه طالع بد!

10:21.000 --> 10:29.910
‫نه؛ شکسته‌شدن پرچم توسط باد جنوب‌غربی
‫ نشونه‌ی حمله شبانه‌ست؛ بهتره اینو محاسبه کنیم.

10:31.040 --> 10:35.060
‫حتی خدایان هم حمله دشمن رو
‫ فاش کردن؛ آماده دفاع بشین!

10:35.210 --> 10:35.850
‫چشم!

10:45.220 --> 10:48.930
‫برادر... بیا تا دشمن از خستگی خوابیده حمله کنیم!

10:49.460 --> 10:50.530
‫خیلی‌خب... بریم!

10:50.730 --> 10:51.330
‫باشه!

11:04.410 --> 11:05.280
‫اون چیه؟

11:05.640 --> 11:08.010
‫توی تله افتادیم! چو فی! مراقب باش!

11:13.620 --> 11:15.640
‫لعنتی! از پشت هم اومدن!

11:19.020 --> 11:21.230
‫چو فی... در این صورت، بیا بریم!

11:21.560 --> 11:22.330
‫باشه!

11:48.350 --> 11:49.520
‫چو فی!

11:50.320 --> 11:51.490
‫برادر!

11:54.590 --> 11:57.130
‫نمی‌تونم اینجا بمیرم! عقب‌نشینی!

12:04.400 --> 12:07.390
‫جوشو کاملاً تحت کنترل سائو سائو درآمد.

12:08.010 --> 12:12.710
‫از این رو، کوان در ژیا پی نیز در معرض
‫ تهدید است و سقوط آن تنها بحث زمان است.

12:15.080 --> 12:20.320
‫در این‌لحظه، گنتوکو در راه جی شو است
‫ تا شخصاً از یوان شائو درخواست کمک کند.

12:31.160 --> 12:33.030
‫کوان، کوران رو به تو می‌سپارم.

12:40.630 --> 12:43.340
‫«شهر جوشو»

12:47.200 --> 12:50.730
‫نخست‌وزیر، مطابق دستور، پدر و پسر
‫چین که و چین تو رو کشتیم.

12:51.100 --> 12:57.110
‫همچنین تمام همدستان گنتوکو رو
‫ در سراسر جوشو اعدام کردیم.

12:58.040 --> 12:59.940
‫و اینکه... خبری از گنتوکو نیست؟

13:00.290 --> 13:04.490
‫«برادر کوچک‌تر سائو سائو ـ سائو کو»

13:00.580 --> 13:05.550
‫نمی‌دونیم کجاست؛ شنیدم قلمرو سلطنتش رو
‫ ترک کرده؛ صحتش رو بررسی می‌کنیم.

13:05.710 --> 13:09.330
‫برام پیداش کنین؛ خب... شهر ژیا پی چطور؟

13:09.650 --> 13:15.460
‫قبل از مرگ چین تو، گفت گنتوکو و دختری
‫ به نام کوران در جوشو باهم ازدواج کردن.

13:15.760 --> 13:18.740
‫اون دختر الان تحت محافظت کوران توی ژیا پی هستش.

13:21.000 --> 13:26.600
‫پس گنتوکو ازدواج کرده... الان که از همسر جدیدش
‫ جدا شده، حتماً خیلی تنهاست.

13:26.840 --> 13:33.110
‫وقتی یو فو از ژیا پی حفاظت می‌کرد، برای حمله
‫ بهش سختی داشتیم؛ حالا کوان یه حریف قوی‌تره.

13:34.210 --> 13:37.440
‫ولی اگه خیلی لفتش بدیم، یوان شائو برای حمله بهمون میاد.

13:38.110 --> 13:38.980
‫ایده‌ای ندارید؟

13:39.680 --> 13:41.980
‫باید کوان رو از شهر بکشیم بیرون.

13:43.350 --> 13:49.740
‫همه گوش کنن، من کوان رو بیشتر از همه برای شجاعت و صلابتش تحسین می‌کنم؛ پس می‌خوام زنده بگیرمش.

13:50.390 --> 13:52.360
‫نقشه‌ای برای این‌کار وجود نداره؟

13:53.200 --> 13:58.900
‫کوان یه جنگجوی خیلی قدرتمنده؛ همین‌طوری
‫ کشتنش سخته، چه برسه دستگیریش.

13:59.700 --> 14:02.240
‫دقیقاً برای همین می‌خوام کنارم باشه!

14:09.210 --> 14:15.350
‫عذر می‌خوام! من کوان یو رو خوب می‌شناسم؛
‫فکر می‌کنم بتونم در این‌باره باهاش صحبت کنم.

14:09.560 --> 14:14.950
‫«ژنرال چو ریو ـ ونیوان»

14:15.580 --> 14:17.920
‫چو ریو... حاضری این وظیفه رو قبول کنی؟

14:18.520 --> 14:25.260
‫نخست‌وزیر، باید کوان یو رو از ژیا پی بیرون بکشیم؛
‫وقتی اون نباشه، راحت می‌تونیم ژیا پی رو تصرف کنیم.

14:25.960 --> 14:29.770
‫اگه خبردار بشه که موقعیت گنتوکو نامعلومه،
‫قطعاً توی این دام میفته.

14:31.300 --> 14:35.570
‫خوبه! چو ریو، بعدش می‌تونی
‫شخصاً با کوان صحبت کنی.

14:36.170 --> 14:39.570
‫رؤیامه که اونو در خدمت خودم
‫ داشته باشم؛ روت حساب می‌کنم.

14:39.980 --> 14:41.210
‫بله؛ انجام‌شده حسابش کنید!

14:41.740 --> 14:45.660
‫«شهر ژیا پی»

14:45.380 --> 14:48.050
‫خیلی ساکته؛ چه‌خبر شده؟

14:51.420 --> 14:53.840
‫افراد ما هستن! حتماً از اسارت فرار کردن!

14:54.120 --> 14:55.160
‫دروازه رو براشون باز کنین!

14:55.210 --> 14:56.760
‫بله! دروازه رو باز کنین!

15:02.760 --> 15:05.500
‫شماها... از دست کی فرار می‌کردین؟

15:06.200 --> 15:10.890
‫هردوی جوشو و ژیائو پی به دستای دشمن افتادن؛
‫فقط این شهر در امان مونده.

15:10.940 --> 15:13.910
‫چی؟! پس برادرم... نه... ارباب چی شد؟!

15:14.940 --> 15:17.180
‫از موقعیت ایشون و ژنرال چو فی خبر نداریم...

15:33.700 --> 15:34.800
‫صبر کنید!

15:36.330 --> 15:40.240
‫کوان! اربابت، گنتوکو، الانم فرار کرده!

15:40.300 --> 15:40.840
‫چی؟!

15:41.300 --> 15:43.840
‫اون و چو فی، هردو گم‌وگور شدن!

15:44.370 --> 15:47.660
‫فکر کنم بهتره بری خونه و توی روستات استراحت کنی!

15:49.580 --> 15:52.130
‫لعنت بهت، کاکو جون! خیلی گستاخ شدی!

15:52.350 --> 15:53.350
‫حمله!

16:04.590 --> 16:05.860
‫می‌خوای فرار کنی، ها؟!

16:08.130 --> 16:09.410
‫وایسا، کاکو جون!

16:12.370 --> 16:13.220
‫کمین کردن؟!

16:13.970 --> 16:15.140
‫بیا اینجا، کوان!

16:15.270 --> 16:16.040
‫خیلی‌خب!

16:16.970 --> 16:19.640
‫کوان! حالا از شهرت فاصله داری!

16:20.290 --> 16:21.140
‫گول خوردم!

16:43.670 --> 16:44.430
‫کی اونجاست؟!

16:48.670 --> 16:50.570
‫امیدوارم فراموشم نکرده باشی، کوان!

16:51.270 --> 16:55.310
‫چو ریو... سائو سائو تو رو فرستاده منو بکشی؟

16:56.140 --> 16:57.580
‫پس باهام روبه‌رو شو!

16:57.880 --> 17:01.120
‫نیازی به کشتن همدیگه نیست؛ فقط اومدم حرف بزنیم.

17:01.750 --> 17:03.360
‫من تسلیم نمی‌شم!

17:03.920 --> 17:08.260
‫سائو سائو-دونو دستور دادن با همسر گنتوکو-دونو خوب رفتار کنیم.

17:08.720 --> 17:09.490
‫واقعاً؟!

17:09.670 --> 17:13.600
‫دستور مستقیم فرمانده‌مونه که مزاحمش نشیم.

17:14.200 --> 17:18.030
‫قصد داری که نظرمو عوض کنی؟
‫من خودمو برای مردن در میدون جنگ آماده کردم!

17:19.590 --> 17:23.090
‫این کاریه که یه جنگجوی واقعی باید انجام بده؟

17:23.140 --> 17:27.040
‫چی؟! این غرور یه جنگجوی وفاداره که
‫ بخواد تو میدون‌جنگ بمیره! چیش خنده‌داره؟!

17:27.340 --> 17:31.910
‫واقعاً‌ خنده‌داره؛ خودت هنوز
‫متوجه سه‌گناهی که انجام دادی نشدی.

17:32.350 --> 17:33.190
‫چی گفتی؟!

17:33.880 --> 17:40.890
‫اولاً نمی‌دونی گنتوکو-دونو زنده‌ست یا مرده؛
‫ اگر الان بمیری سوگند برادری بین خودتونو زیر پا گذاشتی!

17:42.690 --> 17:49.330
‫دوماً، از جایی که مورد اعتماد همسر اربابت هستی،
‫چطور جرئت می‌کنی از زیر اون‌کار در بری!

17:50.430 --> 17:54.700
‫سوماً، درحال‌حاضر امپراتوری برای
‫ بازگردونی این سلسله به کمکت نیاز داره.

17:54.900 --> 17:58.620
‫و اگه بمیری، در اولین و مهمترین وظایفت شکست می‌خوری!

17:59.240 --> 18:00.840
‫کوان، خوب بهشون فکر کن!

18:06.820 --> 18:12.440
‫به گمونم درست می‌گی... اگه اینجا بمیرم هیچ فایده‌ای نداره.

18:13.290 --> 18:16.460
‫اما اگه زنده بودم، مضحکه نمی‌شم؟

18:17.330 --> 18:21.630
‫چرا بعد تسلیم‌شدن به نخست‌وزیر دربار‌ه‌ی اون فکر نمی‌کنی؟

18:22.660 --> 18:24.570
‫اما سه‌تا شرط دارم.

18:26.030 --> 18:26.890
‫می‌شنوم.

18:27.300 --> 18:33.210
‫اول، من به سائو سائو تسلیم نمی‌شم؛
‫به خاندان هان تسلیم می‌شم.

18:33.640 --> 18:37.630
‫دو، باید اجازه داشته باشم تا
‫ شخصاً‌ از جون همسرِ اربابم حفاظت کنم.

18:37.910 --> 18:39.640
‫همین‌طور... سه...

18:39.920 --> 18:47.510
‫اگر بفهمم گنتوکو کجاست، مهم نیست که چی بشه،
‫باید اجازه داشته باشم سائو سائو رو ترک کنم.

18:49.360 --> 18:53.500
‫اگه نتونه به این سه شرط عمل کنه، من خودمو تسلیم نمی‌کنم.

18:53.830 --> 18:59.090
‫ترجیح می‌دم از سر اون
‫ سه‌گناهی که نام بردی از شرم بمیرم.

19:01.900 --> 19:07.030
‫خیلی‌خب، به نخست‌وزیر دربارش می‌گم؛
‫اینجا منتظر باش، زود برمی‌گردم.

19:07.380 --> 19:12.710
‫من نخست‌وزیرِ هان هستم؛ همچنین
‫ سلسله هان جزئی از کشورمه؛ مشکلی نیست.

19:13.450 --> 19:16.040
‫می‌تونم اجازه‌ی نگهبانی از همسر گنتوکو هم بهش بدم.

19:16.850 --> 19:22.440
‫اما مشکلم سومی‌ـه... اگه بفهمه
‫ گنتوکو هنوز زنده‌ست ترکم می‌کنه؟

19:22.640 --> 19:26.040
‫این برای اینه که کوان رابطه نزدیکی با گنتوکو داره.

19:26.830 --> 19:32.640
‫گرچه، اگه بتونید قلبشو به‌دست بیارید،
‫مطمئنم تا همیشه پیشتون می‌مونه.

19:33.700 --> 19:37.660
‫چو ریو کاملاً درست می‌گه؛ هرسه شرطش رو قبول می کنم.

19:37.970 --> 19:40.460
‫پس، کوان رو خدمتتون میارم.

19:41.040 --> 19:42.190
‫روت حساب کردم، چو ریو.

19:42.340 --> 19:42.980
‫بله!

19:44.080 --> 19:46.280
‫این‌طوری، آرزوم به حقیقت می‌پیونده!

19:49.280 --> 19:52.520
‫باهاش حرف زدم؛ بیاید بریم پایین کوه.

19:53.020 --> 19:53.860
‫صبر کن!

19:54.260 --> 19:59.860
‫الان باید به شهر برگردم،
‫ همسر گنتوکو در غیابش فرمانداره

20:01.330 --> 20:04.630
‫باید بهش بگم چه اتفاقاتی افتاده و یک‌سری مقدمات رو آماده کنم.

20:04.830 --> 20:06.840
‫چرا باید همچین کارهایی کنید؟

20:07.340 --> 20:09.430
‫از الان می‌خوام یه چیزو روشن کنم.

20:10.110 --> 20:16.750
‫می‌خوام تا نیروها 30 مایل از شهر ژیا پی
‫ فاصله داشته باشن؛ هیچکس اجازه نزدیک شدن نداره!

20:22.480 --> 20:25.550
‫کوان اینو گفت؟ البته که به اینم عمل می‌کنم.

20:25.890 --> 20:29.830
‫خیلی‌خب، طبق حرفش، نیروها رو از شهر خارج کن.

20:30.730 --> 20:36.280
‫اما، اگه بهمون خیانت کنه و
‫ سعی‌کنه از شهر دفاع کنه چی؟

20:37.300 --> 20:41.210
‫من هرکاری می‌کنم تا کوان رو متحد خودمون کنم!

20:41.470 --> 20:45.460
‫به‌علاوه، با توجه به شخصیت کوان،
‫فکر نمی‌کنم بهمون خیانت کنه!

20:45.570 --> 20:46.310
‫بله!

20:55.280 --> 20:57.450
‫کوان-دونو، خوشحالم سالمید!

20:59.760 --> 21:04.310
‫معذرت می‌خوام که نگرانتون کردم، بانوی من؛
‫اما امنیت شما برامون فعلاً‌ در اولویته.

21:05.630 --> 21:08.880
‫دشمن گفته بود شما قراره به‌زودی برگردید.

21:09.930 --> 21:16.340
‫ازتون خواهش می‌کنم... لطفاً‌ اجازه بدید به وظایفم عمل،
‫و از امنیت شما اطمینان حاصل کنم، بانوی من.

21:16.640 --> 21:22.370
‫شما و گنتوکو-ساما قسم خوردید تا درکنار یکدیگه بمیرید؛
‫به تصمیمات شما اطمینان دارم.

21:22.840 --> 21:24.430
‫خودمو به شما می‌سپارم.

21:24.680 --> 21:30.070
‫خیلی ازتون ممنونم؛ من، کوان، با تمام وجود ازتون حفاظت می‌کنم.

21:47.300 --> 21:49.650
‫بنده، کوان یونچانگ به نخست‌وزیر ادای احترام می‌کنم.

21:50.440 --> 21:54.490
‫خوش اومدی! خداروشکر تونستم راضی‌ت کنم؛ واقعاً خوشحال شدم!

21:56.340 --> 22:01.900
‫امیدوارم هیچ‌وقت از عمل به سه‌شرطم پشیمون نشید.

22:02.880 --> 22:05.750
‫زمانی که کاری انجام بدم، ازش پشیمون نمی‌شم.

22:05.920 --> 22:06.720
‫متشکرم.

22:08.190 --> 22:11.760
‫کوان تشریف‌فرما شدن، ضیافتی آماده کنید!

22:11.890 --> 22:12.660
‫بله!

22:19.770 --> 22:26.460
‫آرزوی مادام‌العمر سائو سائو محقق شد؛
‫جنگجوی بزرگ، کوان، اکنون در خدمت او است.

22:27.040 --> 22:31.180
‫کوان همچنین عروس جدید گنتوکو، کوران را با خود آورد.

22:31.490 --> 22:34.390
‫در حالی که هنوز سرنوشت گنتوکو و چو فی مشخص نیست.

22:35.020 --> 22:43.080
‫تکلیف برادری که روزی با گنتوکو قسم مرگ می‌خورد
‫ و حالا راهی دیگر را درپیش گرفته است، چه خواهد شد؟

22:43.104 --> 23:13.104
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:13.128 --> 24:13.128
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.