﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:34.160 --> 01:37.700
‫کوان از اردوگاه سائو سائو
‫ بدون مشکل به هی بی رفت.

01:37.900 --> 01:41.700
‫در همین حال، گنتوکو موفق شد خود را از یوان شائو آزاد کند.

01:42.370 --> 01:47.270
‫اکنون گنتوکو به افسران وفادار خود ملحق شد.

01:47.940 --> 01:55.610
‫سائو سائو و یوان شائو در حال حاضر با هم دشمنی دارند
‫و به نظر می‌رسد نبرد شدید بین آنها اجتناب‌ناپذیر است.

02:01.650 --> 02:07.630
‫«نبرد کوان دو»

02:08.790 --> 02:14.780
‫«منطقه هی بی ـ شهر جی شو»

02:09.130 --> 02:13.130
‫سون ساکو، فرمانروای وو، در جوانی به دلیل بیماری درگذشت
‫ و برادر کوچکترش، سون کن جانشین او شد.

02:13.630 --> 02:18.240
‫سون کن فرمانروایی بزرگ و محبوب افسران و رعایایش است؛
‫ و قدرت او به‌طور پیوسته در حال افزایش است.

02:18.970 --> 02:25.280
‫یوان شائو با فرستادن سفیری به دنبال
‫ حمایت سون کن علیه سائو سائو شد.

02:26.110 --> 02:26.650
‫با این‌حال...

02:27.110 --> 02:32.390
‫«فرماندار جی شو»
‫«یوان شائو ـ بنچو»

02:27.460 --> 02:33.320
‫شنیدم که سون کن، حاکم وو، با سائو سائو متحد شده.

02:35.750 --> 02:38.720
‫مشخصه که می‌خواد از دست ما خلاص بشه!

02:39.090 --> 02:40.790
‫سون کن رو هرگز نمی‌بخشم!

02:41.060 --> 02:46.900
‫با این‌حال، نیروهامون توی هی بی به
‫ تنهایی می‌تونن سائو سائو رو شکست بدن!

02:49.570 --> 02:51.300
‫لطفاً به من گوش بدید...

02:54.840 --> 02:55.210
‫ارباب من...

02:55.970 --> 02:59.440
‫مگه تو مریض نبودی و تو خونه نمی‌موندی؟

02:59.740 --> 03:05.020
‫بله... بعد شنیدن اخبار اخیر،
‫نگران بودم، پس اینجا اومدم.

03:05.480 --> 03:05.980
‫چی؟!

03:07.420 --> 03:13.120
‫ارباب من، فکر می‌کنم بهتره فقط سکوت کنیم و
‫بعد بررسی وضعیت، تا زمان مناسب صبر کنیم.

03:13.230 --> 03:15.590
‫ساکت شو! الان وقت مناسبه!

03:16.060 --> 03:19.970
‫چطور می‌تونی چنین سخنان گستاخانه‌ای بگی؟!

03:20.670 --> 03:23.540
‫لطفاً به من گوش بدید؛ الان
‫ بخش زیادی از نیروهامون، جدیدن.

03:23.700 --> 03:25.640
‫هرگز نمی‌تونن هیچ نبردی رو ببرن.

03:27.270 --> 03:32.210
‫وقت گوش دادن به مزخرفاتت رو ندارم!
‫همین الان اعدامش کنید!

03:36.510 --> 03:38.080
‫لطفاً عصبانی نباشید!

03:38.150 --> 03:39.780
‫مریضه، لطفاً ببخشیدش!

03:41.120 --> 03:45.120
‫وقتی با پیروزی برگشتم، سر تو و سائو سائو رو
‫ باهم توی مراسم قربانی می‌کنم!

03:45.420 --> 03:47.230
‫بندازیدش توی زندان!

03:54.500 --> 03:55.730
‫وقت جنگه!

04:04.380 --> 04:09.480
‫بنابراین، نیروها در ایالات هو بی:
‫جی شو، کی شو، یو شو و بیان شو....

04:09.550 --> 04:15.420
‫که در مجموع 700,000 سرباز داشت، همه شروع
‫ به راهپیمایی به سمت پایتخت، ژو چانگ کردند.

04:21.300 --> 04:27.020
‫«ژو چانگ ـ اقامتگاه نخست‌وزیر»

04:33.000 --> 04:37.880
‫دشمن 700,000 نفره؛ جون یو، برای ما چقدره؟

04:38.460 --> 04:41.400
‫مگه نمی‌گن تعداد تأثیری در نتیجه جنگ نداره؟

04:42.330 --> 04:46.170
‫مهم‌ترین مسئله اینجا، آذوقه هستش.

04:47.040 --> 04:50.610
‫استفاده از مردان کمتر، که یعنی منابع کمتر به‌نظرم بهتره.

04:51.270 --> 04:53.910
‫پس فکر می‌کنی باید این‌بار از چندنفر استفاده کنیم؟

04:54.580 --> 04:56.180
‫70,000 سرباز نخبه کافیه.

04:57.280 --> 04:59.380
‫چی؟! فقط 70,000؟

05:00.020 --> 05:00.620
‫بله.

05:01.020 --> 05:04.020
‫چطور ممکنه؟! خیلی کمه! برنده نمی‌شیم!

05:04.320 --> 05:05.990
‫بله! خیلی تعداد کمیه!

05:06.350 --> 05:08.090
‫سائو کو، چی فکر می‌کنی؟

05:08.570 --> 05:15.010
‫نخست‌وزیر، یه سرباز نخبه می‌تونه
‫ 10 نفر... نه، 20 نفر رو شکست بده.

05:09.910 --> 05:14.050
‫«برادر کوچک‌تر سائو سائو ـ سائو کو»

05:15.810 --> 05:17.850
‫بنابراین، تعداد مسئله مهمی نیست.

05:18.380 --> 05:22.120
‫خیلی‌خب! جون یو! می‌تونی 70,000
‫سرباز نخبه رو تحت فرمان داشته باشی.

05:22.890 --> 05:23.360
‫ممنون!

05:25.420 --> 05:32.670
‫«کوان دو»

05:26.860 --> 05:32.930
‫70,000 مرد سائو سائو و 700,000 مرد یوان شائو در جنوب
‫ رودخانه زرد در قله کوان دو روبروی هم قرار می‌گیرند.

05:33.730 --> 05:39.770
‫نبرد سرنوشت‌ساز بین دو قدرت بزرگ در شرف آغاز است.

05:41.340 --> 05:48.590
‫«ارتش یوان شائو ـ مقر فرماندهی»

05:51.250 --> 05:51.950
‫یوان شائو-ساما...

05:55.320 --> 05:56.760
‫چی شده، سو جو؟

05:57.290 --> 06:05.230
‫بله؛ براساس گزارش جاسوس‌هامون،
‫منابع دشمن به اندازه‌ی ما نیست.

06:05.800 --> 06:09.970
‫بنابراین، می‌تونیم با طولانی کردن نبرد، آذوقه‌شون رو تموم کنیم.

06:10.340 --> 06:11.300
‫چی؟

06:11.870 --> 06:19.480
‫پس فقط نیازه از مقرمون دفاع کنیم؛
‫وقتی غذاشون تموم بشه، راحت شکست می‌خورن.

06:20.210 --> 06:23.580
‫در این حالت، با کمترین تلاش، پیروزی برای ماست.

06:23.880 --> 06:30.220
‫خفه شو! معلوم شد تو درست مثل
‫ تیان فنگ هستی! می‌خوای ارتشم رو نابود کنی؟!

06:30.320 --> 06:32.090
‫نه... منظورم این نیست...

06:32.460 --> 06:36.700
‫کافیه! نگهبان‌ها! تا آخر جنگ بندازیدش توی زندان!

06:36.760 --> 06:37.200
‫بله!

06:38.930 --> 06:41.370
‫انگار اقبال هی بی به اینجا تموم می‌شه...

06:46.770 --> 06:52.520
‫«مقر ارتش سائو سائو ـ شهر کوان دو»

06:53.710 --> 06:56.580
‫کاکو جون، وضعیت دشمن چطوره؟

06:56.750 --> 07:00.890
‫بله! 700,000 مرد یوان شائو،
‫از همه‌طرف این شهر رو احاطه کردن.

07:01.120 --> 07:04.290
‫در محیط 90 مایلی، به شدت توسط
‫ سربازهای با روحیه محافظت می‌شن.

07:07.260 --> 07:08.860
‫بالأخره اومد! یوان شائو!

07:09.290 --> 07:11.360
‫نخست‌وزیر... لطفاً نگران نباشید.

07:11.960 --> 07:16.100
‫قدرت‌شون فقط در تعداده، ولی
‫ می‌تونیم راحت از پسشون بر بیایم.

07:17.140 --> 07:21.210
‫هرچند، اگه نبرد رو کش بدن،
‫متأسفانه فکر می‌کنم آذوقه‌مون تموم می‌شه.

07:22.140 --> 07:23.710
‫پس باید سریع جنگ رو تموم کنیم!

07:25.140 --> 07:26.480
‫بهشون حمله می‌کنیم!

07:38.710 --> 07:42.080
‫«چوکو لیانگ ـ کنگ مینگ»

07:52.930 --> 07:54.000
‫یوان شائو!

07:55.840 --> 08:00.310
‫یادت نره که اون زمان جلوی امپراتور
‫به‌عنوان یه ژنرال اعظم خوب ازت تعریف کردم!

08:00.480 --> 08:03.710
‫و حالا اومدی بهم حمله کنی؛ این جای تشکرته؟!

08:03.710 --> 08:05.980
‫ساکت شو! سائو سائو، ای خائن!

08:06.280 --> 08:11.620
‫جنایت‌هات برای مردم و خدایان فاش شده؛
‫یه خائن نباید باهام اینطور حرف بزنه!

08:11.750 --> 08:13.460
‫اینجام تا به هرج‌ومرج پایان بدم!

08:13.990 --> 08:15.490
‫دهنتو ببند، خیانتکار!

08:16.290 --> 08:17.060
‫حمله!

08:17.230 --> 08:18.260
‫حمله!

08:42.880 --> 08:45.320
‫حالا! دشمن رو برام نابود کنید!

08:51.860 --> 08:53.330
‫شلیک!

09:06.240 --> 09:08.210
‫بیا عقب، کاکو جون!

09:18.850 --> 09:21.060
‫نیروهای نخبه‌شون این بود، ها؟!

09:27.560 --> 09:30.130
‫روحیه نیروهای دشمن بعد پیروزی‌شون بالا رفته.

09:30.730 --> 09:34.170
‫چیز مهمی نیست؛ نذارید ارزش زمان رو توی این نبرد بفهمن.

09:34.840 --> 09:37.670
‫بذار توانایی خودشون رو دست‌بالا بگیرن، سائو کو!

09:38.270 --> 09:38.940
‫بله!

09:38.940 --> 09:43.750
‫کاکو جون، به ارتشت بگو فعلاً استراحت کنه؛
‫دشمن ممکنه هرزمانی حمله کنه.

09:43.750 --> 09:43.990
‫بله!

09:49.750 --> 09:53.840
‫دشمن توی مقرش قایم شده؛ فکر می‌کنم ترسیدن!

09:56.490 --> 10:02.540
‫اگه همین‌طور قایم بشن... شین پای، چندتا
‫برج‌محاصره جلوی مقرشون بذار و بترسونشون.

10:02.540 --> 10:02.840
‫چشم!

10:03.090 --> 10:06.770
‫هرچی بیشتر بهتر؛ چندتا کماندار هم برای محافظت ازشون ببر.

10:07.160 --> 10:08.670
‫چشم، قربان! الساعه!

10:26.820 --> 10:28.130
‫اون چیه؟

10:36.010 --> 10:37.620
‫شلیک کنید!

10:55.110 --> 10:55.980
‫ا ـ این...

11:03.160 --> 11:05.660
‫در این‌‌صورت، نمی‌تونیم مقابله کنیم...

11:14.160 --> 11:17.290
‫چرا فقط کارشون رو تموم نکنیم؟

11:17.390 --> 11:19.930
‫نه، وایسا؛ سائو سائو مرد مبتکریه.

11:20.330 --> 11:24.450
‫شاید بی‌چاره به‌نظر برسه،
‫ولی نباید توی دامش بیفتیم.

11:24.930 --> 11:26.430
‫بیا آرایش جنگی رو بررسی کنیم.

11:27.020 --> 11:27.550
‫چشم!

11:28.120 --> 11:33.050
‫ما پنج روزه که قایم شدیم؛ اگه با این وضع پیش بریم، نیروهامون تضعیف می‌شن.

11:33.360 --> 11:34.990
‫همین‌طور، مواد غذایی‌مون درحال تموم‌شدنه!

11:36.420 --> 11:41.260
‫مشکل اصلی اون برج‌های محاصره‌کننده‌ن،
‫ما می‌تونیم چندتا منجنیق برای نابود کردنشون بسازیم؟

11:41.760 --> 11:42.560
‫منجنیق؟

11:42.870 --> 11:46.940
‫بله؛ از نیروی گرانش مخالف برای پرتاب سنگ‌های سنگین استفاده می‌کنه.

11:47.470 --> 11:51.340
‫به چه دردی می‌خوره؟ از اون اسباب‌بازی مقابل دشمن استفاده کنیم؟

11:52.470 --> 11:55.610
‫نه؛ ایده خوبیه؛ ته ایکو، همون‌کارو کن!

11:55.680 --> 11:56.210
‫چشم!

12:01.300 --> 12:02.310
‫نمایش خوبی می‌شه!

12:04.050 --> 12:07.150
‫یوان شائو 700,000 سرباز، در حالی که
‫ سائو سائو فقط 70,000 مرد دارد..

12:07.920 --> 12:16.220
‫کنگ مینگ شاهد این برخورد است و با فاش شدن
‫ اسرار نبرد کوان دو، چیزهای جدیدی را به‌چشم می‌بیند.

12:18.740 --> 12:21.060
‫می‌دونم قصدت چیه، سائو سائو!

12:37.720 --> 12:39.350
‫این صدا چیه؟

12:48.130 --> 12:49.930
‫چـ ـ چی...

13:20.400 --> 13:22.130
‫چطور می‌تونن شکست‌مون بدن؟!

13:22.700 --> 13:25.630
‫لعنت بهت،‌ سائو سائو! اینو یادم می‌مونه!

13:34.780 --> 13:36.910
‫کارت عالی بود،‌ ته ایکو!

13:37.310 --> 13:38.510
‫خیلی ممنونم.

13:40.880 --> 13:43.020
‫یوان شو الان باید غم شکستشو داشته باشه.

13:43.490 --> 13:44.550
‫فعلاً خیلی زوده.

13:45.220 --> 13:49.590
‫فقط از زیر یه حقه قسر در رفتیم؛
‫یوان شائو، چه حقه‌های دیگه‌ای تو آستینت داری؟

13:50.560 --> 13:52.090
‫یه حمله ناگهانی؟

13:52.660 --> 13:55.560
‫بله؛ می‌تونیم از پشت بهشون یورش ببریم.

13:56.260 --> 14:01.100
‫سائو سائو سریع این نقشه بچگانه رو می‌فهمه؛
‫از تاکتیک موش‌کور استفاده می‌کنیم.

14:01.200 --> 14:02.300
‫موش‌کور؟

14:02.600 --> 14:09.540
‫یه تونل بزرگ تا مقر دشمن حفر می‌کنیم؛
‫مطمئنم سائو سائو متوجهش نمی‌شه.

14:09.610 --> 14:12.380
‫اگه کشفش کنن، برامون خطرناک می‌شه!

14:13.380 --> 14:16.140
‫تا وقتی مراقب باشیم متوجه نمی‌شن؛ عجله کنین!

14:16.140 --> 14:16.650
‫اطاعت!

14:36.970 --> 14:39.110
‫دشمن هیچ حرکتی نمی‌کنه...

14:39.310 --> 14:41.680
‫نه؛ ‌احتمالاً مخفیانه دارن کاری می‌کنن.

14:45.660 --> 14:49.570
‫جاسوس‌هامون متوجه‌شدن که دشمن داره
‫ یه تونل به‌سمت مقرمون حفر می‌کنه.

14:50.390 --> 14:52.220
‫می‌خوان یه حمله زیرزمینی بکنن؟!

14:52.320 --> 14:55.990
‫زیرمون تونل بزنن؟ قراره از کجا بالا بیان؟

14:57.440 --> 14:58.910
‫کسی نقشه‌ای نداره؟

14:59.460 --> 15:02.860
‫نخست‌وزیر، بهترین کار می‌تونه
‫اکَندن یه خندق بزرگ دور شهر باشه.

15:03.250 --> 15:06.530
‫اینکه مسخره‌ست؛ این به دشمنمون بیشتر کمک نمی‌کنه؟

15:06.690 --> 15:11.390
‫ژنرال، شاید فراموش کردید چه چیزهایی شهر رو احاطه کردن...

15:12.290 --> 15:13.160
‫که اینطور!

15:14.330 --> 15:17.260
‫خیلی‌خب! ته ایکو، سریع اون نقشه رو عملی کن!

15:17.430 --> 15:17.800
‫اطاعت!

15:31.310 --> 15:31.910
‫بازش کن!

15:36.580 --> 15:37.720
‫چی شده؟!

15:42.970 --> 15:45.240
‫لعنتی! ای روباه مکار!

15:46.190 --> 15:48.160
‫با این‌وضع، فقط جنگ رو کش می‌دیم!

15:48.360 --> 15:52.800
‫کاک تو، سعی‌کن مسیرهای آذوقه‌گیری‌شون رو قطع کنی!

15:52.900 --> 15:53.420
‫چشم!

15:55.140 --> 15:59.650
‫استراتژی یوان شائو برای طولانی کردن جنگ،
‫ تضعیف روحیه نیروهای سائو سائو بود.

16:00.080 --> 16:02.820
‫ذخایر سائو سائو رو به تمام‌شدن است.

16:04.320 --> 16:10.130
‫سائو سائو نامه‌ای به ژو چانگ برای درخواست تدارکات فرستاد.

16:11.330 --> 16:15.430
‫اما فرستاده توسط یوان شائو دستگیر شد.

16:16.560 --> 16:20.140
‫پس واقعاً سائو سائو داره از پایتخت تقاضای تدارکات می‌کنه.

16:20.440 --> 16:22.740
‫ارباب، دیگه آذوقه دشمن تموم شده.

16:23.410 --> 16:27.680
‫این فرصت خوبی برای تقسیم نیروها
‫ به دو قسمته: یکی برای حمله به اردوگاه دشمن.

16:27.980 --> 16:35.150
‫و دیگری برای حمله به پایتخت، ژو چانگ؛
‫مطمئنم پیروزی بزرگی به ارمغان میاره.

16:35.920 --> 16:39.220
‫کو یو، سائو سائو افراد زبردست زیادی داره.

16:39.690 --> 16:43.630
‫مطمئنم این یه نامه دروغین برای به‌تله اناداختن منه.

16:44.030 --> 16:50.400
‫نه؛ سائو سائو برای مدت زیادیه که توی این شهر مونده؛
‫ذخیره آذوقه‌ش باید به‌طور چشم‌گیری کم‌شده باشه.

16:50.960 --> 16:53.100
‫فکر نمی‌کنم یه تله باشه.

16:53.700 --> 16:58.240
‫ساکت شو! تو نمی‌دونی سائو سائو چه‌جور مردیه، احمق؟!

16:58.770 --> 16:59.270
‫بله...

17:00.710 --> 17:05.880
‫پوزش می‌خوام... این نامه‌ای هست که
‫ اخیراً توی منطقه دست‌به‌دست می‌شه...

17:08.280 --> 17:13.190
‫کو یو... هرگز تصور نمی‌کردم که یه جاسوس باشی!

17:14.920 --> 17:18.360
‫توی عوضی می‌خوای روی تصمیماتم تأثیر بذاری!

17:18.590 --> 17:22.600
‫این درست نیست! چطور می‌تونم هرگز چنین کار نفرت‌انگیزی ‌کنم؟

17:23.570 --> 17:30.410
‫خفه شو! که اینطور... گوش‌دادن به تو مثل اینه که
‫به سائو سائو گوش می‌دم! تو بهم خیانت کردی!

17:30.740 --> 17:36.110
‫چطور می‌شه... سائو سائو و من فقط دوست‌های بچگی بودیم؛
‫به خدا قسم می‌خورم که بهتون خیانت نکردم!

17:36.180 --> 17:36.910
‫خفه!

17:37.510 --> 17:40.580
‫گمشو بیرون! هیچ‌وقت نمی‌خوام ریختتو ببینم!

17:47.990 --> 17:52.860
‫اشتباه می‌کردم؛ از اول نباید به یوان شائو خدمت می‌کردم!

18:02.670 --> 18:07.710
‫مشاور نظامی یوان شائو، کو یوـه؛
‫ برای پیوستن به کائو کائو فرار کرده بود

18:08.910 --> 18:10.680
‫خودتو گم کردی،‌ یوان شو!

18:12.430 --> 18:12.960
‫برادر!

18:15.830 --> 18:18.940
‫برادر! کو یو بهمون تسلیم می‌شه!

18:19.300 --> 18:21.340
‫چی؟! کو یو؟!

18:25.210 --> 18:28.880
‫کو یو! خیلی وقت می‌شه ندیدمت! خوشحالم سالمی!

18:29.810 --> 18:34.250
‫شما نخست‌وزیرِ هان هستید؛
‫ منِ رعیت لایقش نیستم.

18:35.850 --> 18:37.390
‫به مقام فکر نکن.

18:37.890 --> 18:41.290
‫خب، چرا به یوان شائو خیانت کردی؟

18:42.030 --> 18:47.730
‫نقشه‌ای علیه شما گفتم؛ از جایی که آذوقه‌تون کم بود،
‫گفتم که باید به ژو چانگ هم حمله کنه.

18:48.200 --> 18:53.100
‫نه تنها به من مشکوک شد،
‫بلکه به فساد و اختلاس متهمم کرد!

18:53.810 --> 18:56.210
‫چی؟! حمله به ژو چانگ؟!

18:56.880 --> 19:01.950
‫اگه یوان شائو این کارو می‌کرد، کاملاً از پا میفتادم!

19:03.250 --> 19:09.090
‫به‌خاطرش متأسفم؛ اما اجازه بدید به‌عنوان افسر بهتون خدمت کنم.

19:10.060 --> 19:16.560
‫عالی می‌شه؛ هرچند همون‌طور که گفتی، آذوقه‌مون کمه؛
‫ نمی‌دونم چطور می‌تونم برات جبران کنم.

19:17.560 --> 19:23.170
‫درمورد آذوقه... یوان شائو بیشتر آذوقه‌ش رو
‫ توی انباری در وو چائو ذخیره کرده.

19:23.370 --> 19:28.140
‫چی؟! توی وو چائو ذخیره کرده؟! واقعاً اطلاعات مفیدیه!

19:28.940 --> 19:33.880
‫مردی که انبار رو نگهبانی می‌ده،
‫ مردی مست به‌نام چونیو کیونگ‌ـه.

19:34.280 --> 19:37.280
‫از امثال اون انتظار ندارم از نقشه یورش مخفیانه باخبر باشه.

19:39.620 --> 19:42.390
‫اینطوری، کار 700,000 سربازِ یوان شائو تمومه!

19:43.070 --> 19:48.560
‫خیلی‌خب! کاکو جون! 5,000 سرباز نخبه رو
‫ بردار و اول برو؛ بعداً‌ شخصاً اونجا میام.

20:00.040 --> 20:02.540
‫کاک تو، چرا این مجرمو اینجا آوردی؟

20:03.240 --> 20:07.480
‫خب، چون اصرار داشت که شما رو ببینه.

20:08.680 --> 20:12.450
‫لطفاً توجه کنید... ستاره‌ای درخشان رو از پنجره‌ی سلولم دیدم.

20:12.880 --> 20:19.290
‫ستاره درخشان با نوری خیره‌کننده از صورت فلکی بید و شبح
‫به‌سمت صورت فلکی ثور و چنگ به عقب حرکت کرد.

20:20.740 --> 20:26.350
‫این ممکنه نشانه‌ی حمله باشه؛ پیشنهاد می‌کنم
‫ از ذخیره غذامون در وو چائو محافظت کنید.

20:28.020 --> 20:31.720
‫این خرافات رو تموم کن!
‫بی‌جهت نگرانم می‌کنه!

20:32.150 --> 20:34.960
‫برش گردونید! نذارید توی جنگ دخالت کنه!

20:35.260 --> 20:36.020
‫ارباب من!

20:36.160 --> 20:36.720
‫خیلی‌خب!

20:37.320 --> 20:38.070
‫باهام بیا!

20:39.430 --> 20:42.300
‫احمقانه‌ست! هی! برام ساکه بیارید!

20:44.070 --> 20:51.340
‫5,000 نیروهای نخبه سائو سائو خط اول دفاعی را شکستند
‫ و برای حمله به وو چائو پیشروی کردند.

20:50.630 --> 20:55.150
‫«وو چائو»

20:52.370 --> 20:59.910
‫امروز بهار سال 200 میلادی، سال جیانان پنجم.
‫نیمه شب بیست و سوم ماه دهم است.

21:21.970 --> 21:23.140
‫شبیخون زدن!

21:23.510 --> 21:24.670
‫دشمن حمله کرده!

21:25.670 --> 21:27.540
‫یالا! حمله کنید!

21:57.170 --> 21:58.840
‫عالی بود، سائو سائو!

22:08.020 --> 22:10.990
‫یوان شائو مردی بلاتکلیف و فاقد خرد هستش.

22:12.120 --> 22:14.990
‫درحالی که سائو سائو توی جنگ
‫ خیلی زیرک و قاطع‌ـه...

22:17.190 --> 22:18.490
‫حتی در زمان بحران...

22:21.170 --> 22:25.280
‫«رودخانه زرد (هوانگ هی)»

22:21.430 --> 22:29.270
‫یوان شائو پس از شکست در وو چائو، با متحمل‌شدن
‫ شکست‌های پی‌درپی، تقریباً تمام 700,000 سرباز خود را از دست داد.

22:30.010 --> 22:35.580
‫علیرغم قدرت نظامی او، در پایان جنگ
‫تنها حدود 800 نفر برایش باقی مانده بود.

22:36.480 --> 22:43.620
‫درحالی که برای سائو سائو که آرزوی فتح پادشاهی را داشت،
‫این نبرد برایش پیشرفت بزرگی را رقم زد.

22:43.644 --> 23:28.644
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:28.668 --> 25:28.668
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.