﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.610 --> 01:38.320
‫رقابت برای برتری بین نخست‌وزیر سائو سائو
‫و یوان شائو، حاکم جی شو...

01:38.550 --> 01:43.260
‫در نبردی بزرگ و سرنوشت‌ساز در کوان دو، به اوج خود رسید.

01:43.460 --> 01:49.790
‫همانطور که کنگ‌مینگ پیش بینی کرده بود، یوان شائو
‫ کاملاً شکست خورد و بلافاصله پس از آن مُرد.

01:50.460 --> 01:54.900
‫بعدها، سائو سائو توانست بقیه مرزهای شمالی را ایمن کند.

01:59.850 --> 02:06.570
‫«اسب پلید ـ نزدیک مرگ در جریان رودخانه»

02:07.760 --> 02:12.970
‫«منطقه جیانگ ژیا»

02:08.050 --> 02:12.320
‫هفت سال پس از نبرد کوان، گنتوکو
‫ از جنگ علیه سائو سائو اجتناب کرد.

02:12.380 --> 02:15.490
‫و به لیو بیائو در جینگ‌ژو پناه برد.

02:16.290 --> 02:25.490
‫لیو بی به دنبال جبران خسارت لیو بیائو، موافقت کرد که
‫ از طرف او یک شورش را در جیانگ‌ژیا  سرکوب کند.

02:46.560 --> 02:50.040
‫«پسر ناتنی کوان ـ په»

02:50.670 --> 02:56.680
‫«لیو بی ـ گنتوکو»

02:51.630 --> 02:52.730
‫به اون اسب نگاه کن!

02:54.840 --> 02:58.640
‫اسبِ چو وو، «اسب هزار مایلی» نام داره.

02:59.710 --> 03:03.350
‫اون ژنرال دشمن، چو وو، به زودی کشته می‌شه!

03:03.590 --> 03:04.290
‫برو!

03:04.750 --> 03:05.730
‫دارم میام!

03:06.400 --> 03:07.050
‫بیا!

03:10.490 --> 03:14.360
‫چن سون! سرت مال چو فی-ساماست!

03:14.390 --> 03:15.660
‫خوابشو ببینی!

03:35.640 --> 03:39.990
‫«جینگ ژو»

03:36.910 --> 03:41.120
‫جینگ‌ژو مکانی بسیار مرفه در جنوب چین است.

03:41.320 --> 03:47.160
‫پس از اینکه گنتوکو به لیو بیائو در سرکوب شورش جیانگ ژیا
‫ کمک کرد، لیو بیائو بیشتر به گنتوکو اعتماد کرد.

03:50.630 --> 03:55.960
‫به لطف کمک شما گنتوکو-دونو،
‫جینگ شو حالا مرفه‌تر و امن‌تر از قبله.

03:56.730 --> 04:04.140
‫هرچند، در مرز، ژانگ لو، حاکم هان ژونگ، و سون کوان، حاکم وو،
‫همچنان به تحریکم ادامه می‌دن. این نگران کننده است

04:04.710 --> 04:07.910
‫اگه دستور بدید افرادم در مرز باشن،
‫مشکلی وجود نداره.

04:08.610 --> 04:11.810
‫اجازه می‌دید ژنرال‌های من به کار رسیدگی کنن؟

04:12.850 --> 04:17.550
‫ممنون می‌شم اگه انجامش بدید؛
‫اینطوری جینگ‌ژو خیلی امن‌تر می‌شه.

04:24.560 --> 04:27.570
‫«همسر لیو بیائو ـ بانو کای»

04:27.600 --> 04:28.360
‫خواهر...

04:29.500 --> 04:31.870
‫چرا انقدر دیروقت اینجا اومدی؟

04:32.570 --> 04:33.050
‫لطفاً...

04:33.440 --> 04:34.800
‫دیگه کافیه، تنهامون بذارید.

04:34.800 --> 04:35.500
‫چشم.

04:40.380 --> 04:44.610
‫اربابم از گنتوکو خواسته تا از مرز دفاع کنه.

04:45.050 --> 04:46.380
‫چی؟ گنتوکو؟!

04:52.520 --> 04:58.490
‫ارباب من، شنیدم دستور دادید تا گنتوکو از مرزمون دفاع کنه.

05:01.000 --> 05:04.130
‫چطوره می‌تونید به گنتوکو-دونو انقدر اعتماد کنید؟

05:04.900 --> 05:09.400
‫فکر نمی‌کنم مرد قابل‌اعتمادی باشه؛
‫همچنین پیشینه‌ی ناچیزی هم داره.

05:09.870 --> 05:14.420
‫«فرماندار جینگ‌ژو ـ لیو بیائو»

05:10.140 --> 05:13.780
‫من و گنتوکو هردو از نسل سلسله هان هستیم.

05:14.580 --> 05:18.580
‫می‌خواد از فاجعه جلوگیری کنه،
‫پس موقتاً اینجا مخفی شده.

05:20.420 --> 05:26.920
‫اما مگه یکی از افرادش، چو فی... قبلاً یه راهزن نبوده؟

05:28.060 --> 05:33.330
‫ازش مطلع هستم؛ ولی اون هم همراه گنتوکو مخفی شده.

05:34.200 --> 05:35.860
‫فکر نمی‌کنم  به این سادگی باشه!

05:36.300 --> 05:45.040
‫اگه از اون‌چنین مردی بخوایم از مرز دفاع کنه،
‫ پادشاهی‌مون خیلی زود نابود می‌شه!

05:45.510 --> 05:49.080
‫ساکت شو! یه زن هیچی درباره سیاست نمی‌دونه!

05:50.550 --> 05:55.550
‫چطور می‌ تونم متقاعدتون کنم؟ اگه این پادشاهی نابود شه...

05:56.320 --> 05:58.920
‫چه بلایی سر بچه‌هامون میاد؟

05:59.990 --> 06:00.620
‫ارباب من!

06:05.890 --> 06:08.830
‫می‌دونم که مرزها، مکان‌های بسیار مهمی هستن.

06:10.130 --> 06:16.500
‫اگه اونا رو به غریبه‌ها بسپرم،
‫افراد و خانواده‌م رو در خطر میندازه.

06:21.280 --> 06:24.280
‫لیو بیائو از مخالفت خانواده‌ی خود می‌ترسید.

06:24.350 --> 06:30.190
‫بنابراین از گنتوکو خواست تا درعوض، از شین‌یه،
‫ شهری در نزدیکی جینگ‌ژو دفاع کند.

06:37.790 --> 06:40.660
‫شنیدم امرور میاید؛
‫پس اومدم ازتون استقبال کنم.

06:37.960 --> 06:41.810
‫«مهمون افتخاری لیو بیائو»
‫«ایساکی ـ جیبو»

06:41.200 --> 06:44.970
‫اوه، ایسکی-دونو، واقعاً مایه افتخار بنده‌ست.

06:45.470 --> 06:47.870
‫نه، اختیار دارید؛ بنده‌نوازی می‌کنید!

06:48.340 --> 06:53.310
‫اگه وقت آزاد داشتم، میام باهاتون
‫ صحبت کوتاهی داشته باشم.

06:56.340 --> 07:00.250
‫ا ـ این...! گنتوکو-دونو، این اسب رو از کجا آوردید؟!

07:00.750 --> 07:05.520
‫وقتی ژنرال شورشی، چو وو رو سرکوب کردم گرفتمش.

07:06.120 --> 07:08.090
‫در واقع، اسبی که سوارش بود رو گرفتم.

07:10.390 --> 07:12.830
‫بهتره که بر این اسب سوار نشید.

07:15.000 --> 07:18.500
‫...به این اسب «دی لو» (نشان نفرین) می‌گن. نگاه کنید

07:19.200 --> 07:25.710
‫پاهای سفید و نقطه‌ای سفید روی سرش داره؛
‫فکر می‌کنم این اسب براش سوارکارش شانس بدی میاره.

07:29.240 --> 07:32.910
‫از هشدارتون متشکرم، ولی به خرافات باور ندارم.

07:33.480 --> 07:37.550
‫یه اسب نمی‌تونه برای سوارکارش بدشانسی بیاره؛
‫فقط بستگی داره چطور ازش سواری می‌گیری.

07:39.320 --> 07:45.730
‫کاملاً درست می‌گید، گنتوکو-دونو؛ مثل اینه که
‫ بگیم قدرت یه ارتش به رهبرش وابسته‌ست.

07:46.330 --> 07:46.860
‫با اجازه!

07:53.100 --> 07:58.570
‫اندکی پس از اینکه لیو بی و همراهانش به شین یه
‫ نقل‌مکان کردند، کوران پسری را به دنیا آورد.

07:57.020 --> 08:01.350
‫«شهر شین یه»

07:59.440 --> 08:07.280
‫از آنجایی که لیو بی در حال حاضر زمینی از خود نداشت،
‫تولد کودک نگرانی او را کمی آرام کرد.

08:08.850 --> 08:14.860
‫بانو در طول زایمانش رویای ستاره شمالی
‫ (دو ژینگ) رو دید، پس اسم پسر رو آتو گذاشت.

08:15.320 --> 08:17.060
‫آتو؟ اسم خوبیه...

08:17.530 --> 08:19.260
‫برادر، خیلی خوشحالم!

08:19.930 --> 08:24.730
‫وقتی توی باغ هلو، برادری‌مون رو
‫ سوگند خوردیم، همین حسو داشتم.

08:25.200 --> 08:30.270
‫چو فی، امروز با اون‌موقع فرق داره؛
‫پس دوباره «برادر» صدا کردنشو از دهنت بنداز.

08:31.040 --> 08:31.640
‫آخه چرا؟

08:32.540 --> 08:37.380
‫چون الان یه همسر و شهر برای محافظت داره،
‫ باید «ارباب» صداش کنی.

08:37.650 --> 08:43.150
‫گرفتم... ولی مگه این شهر فقط خونه موقتی‌مون نیست؟

08:43.650 --> 08:47.790
‫برادر... نه... ارباب می‌تونه یه شهر برای خودش داشته باشه...

08:49.220 --> 08:51.660
‫ولی ارباب‌مون از سختی‌های زیادی عبور کرده.

08:57.230 --> 09:01.710
‫«پسر گنتوکو ـ آتو»

08:59.970 --> 09:04.340
‫هربار « آتو» صداش می‌کنم، لبخند می‌زنه؛
‫فکر می‌کنی درکش می‌کنه؟

09:04.640 --> 09:07.440
‫احتمالش هست؛ پسر باهوشیه.

09:08.840 --> 09:11.880
‫نه... خودمم هوش بیشتری نیاز دارم.

09:12.510 --> 09:18.520
‫از جو شو ، کی شو، جینگ‌ژو گذر کردیم؛
‫ولی هنوز زمینی برای خودم ندارم.

09:19.720 --> 09:25.890
‫ولی مگه افراد ماهری مثل کوان-دونو یا چو فی-دونو رو
‫ کنار خودت نداری تا توی اون هدف کمکت کنن؟

09:26.700 --> 09:32.370
‫فقط استفاده از زور بازو سرزمینی رو برام نمی‌کنه؛
‫خرد بیشتری لازم دارم؛ محض خاطر تو و آتو.

09:33.030 --> 09:37.010
‫وقتی زمین خودمون رو بگیریم، می‌تونیم
‫ یه زندگی آروم رو تا عمرمون داشته باشیم.

09:37.810 --> 09:43.040
‫تو سختی‌ها و مشکلات زیادی رو تحمل کردی،
‫با این‌حال نمی‌تونیم هیچ‌کاری برای کمک بهت بکنیم...

09:44.850 --> 09:50.090
‫متأسفم؛ فقط به‌عنوان پدری
‫ حرف می‌زدم که به فکر بچه‌شه.

09:51.350 --> 09:54.890
‫حتماً خسته هستی؛ می‌خوای یکم زودتر بخوابی؟

09:56.630 --> 09:57.360
‫لبخند زد!

09:58.290 --> 10:00.000
‫حتماً داره خواب خوبی می‌بینه.

10:00.730 --> 10:03.170
‫«شهر جینگ‌ژو»

10:03.900 --> 10:08.640
‫از آخرین‌باری که باهم نوشیدیم
‫مدتی می‌گذره؛ حالت چطوره؟

10:09.170 --> 10:12.270
‫بله... این اواخر انقدر مشغول بودم که نشد بهتون سر بزنم.

10:13.580 --> 10:15.940
‫ولی خوبه که فقط یک پسر داری...

10:18.150 --> 10:24.490
‫همانطور که می ‌دونی، من با همسر مرحومم لیو کی یک پسر
‫ و از همسر فعلی‌م لیو زونگ، یه پسر دیگه دارم.

10:25.290 --> 10:28.190
‫نمی‌دونم باید کدوم رو انتخاب کنم که وارثم باشه.

10:29.390 --> 10:32.290
‫ولی پسر بزرگ‌ترم، لیو کی، خیلی سلامت نیست...

10:33.130 --> 10:37.130
‫اگه پسر بزرگ‌تر رو رها کنید،
‫یعنی سنت دیرینه رو رها کردید.

10:37.800 --> 10:41.500
‫می‌ترسم این ممکنه غوغایی بین نزدیکان‌تون ایجاد کنه.

10:43.100 --> 10:50.110
‫درست می‌گی؛ با گوش کردن به توصیه‌ت،
‫ دیگه خیالم راحت شد؛ بیا یه نوشیدنی بخوریم!

10:50.650 --> 10:52.110
‫هی! لطفاً ساکه بیارید!

10:53.250 --> 10:57.950
‫چی؟! لیو کی رو به‌عنوان وارثش انتخاب کرد؟
‫ گنتوکو، چطور جرئت می‌کنی؟

10:58.650 --> 11:05.060
‫مهم نیست چی بشه، می‌خوام لیو زونگ جانشینش بشه؛
‫خواهر، نقشه‌ای برای این‌کار توی ذهنت داری؟

11:05.860 --> 11:07.460
‫فکر می‌کنی پرسیدن داره؟

11:09.060 --> 11:13.200
‫امشب، به در شرقی اتاق مهمان برو... و بکشش!

11:13.770 --> 11:15.800
‫اما اگه ارباب بفهمه چی؟

11:16.240 --> 11:19.980
‫اگه مدرکی باقی نذاری، هیچ‌کس هرگز نمی‌فهمه.

11:20.810 --> 11:22.180
‫که اینطور...

11:35.260 --> 11:35.890
‫برید!

11:51.060 --> 11:52.600
‫گنتوکو کجاست؟!

11:53.430 --> 11:55.270
‫بیرون هم نمی‌تونیم پیداش کنیم...

11:55.870 --> 11:59.870
‫فرار کرده؟ خیلی‌خب، یه ایده‌ای دارم!

12:08.680 --> 12:12.750
‫سال‌ها پیش برای محافظت از اینجا اومدم؛
‫فقط یکنواخت به یک منظره خیره می‌شدم.

12:13.550 --> 12:17.820
‫یه اژدها چطور می‌تونه در برکه دووم بیاره؟

12:18.620 --> 12:25.360
‫وقتشه تا اژدها شکل واقعی‌شو نشون بده
‫و در میان آسمان آبی حرکت کنه!

12:28.770 --> 12:32.400
‫نویسنده این شعر واقعاً قصد سرکشی داره.

12:33.240 --> 12:38.410
‫اینو رها شده وسط اتاقش پیدا کردم؛
‫شاید داره احساسات درونی‌ش رو آشکار می‌کنه.

12:38.910 --> 12:43.620
‫جاه‌طلبی گنتوکو مشخصه؛ لطفاً به شین یه نیرو بفرستید!

12:44.150 --> 12:48.550
‫وایسا! هیچ‌وقت نشنیدم گنتوکو بتونه شعر بنویسه.

12:49.250 --> 12:53.660
‫این فقط تلاش بی‌ارزش برای خراب‌کردن رابطه‌مونه.

12:57.260 --> 12:58.730
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته!

13:03.200 --> 13:07.170
‫گنتوکو مرد خیلی زیرکی‌ـه؛ نمی‌تونم نقطه‌ضعفی ازش پیدا کنم.

13:08.070 --> 13:13.350
‫ناراحت نباش؛ فقط باید گنتوکو رو از شین یه بکشی بیرون.

13:14.650 --> 13:16.410
‫اما... چطوری؟

13:17.620 --> 13:19.250
‫با جشن برداشت سالانه.

13:24.060 --> 13:28.830
‫سای مائو، الان وقت جشن برداشت سالانه‌مونه؛
‫می‌تونی همه افسرها رو دعوت کنی؟

13:28.830 --> 13:29.660
‫بله!

13:30.300 --> 13:33.570
‫راستی، ارباب، مایلید به‌عنوان میزبان
‫ در جشن شرکت کنید؟

13:34.330 --> 13:37.240
‫حس می‌کنم به‌خاطر بیماریم، با حضورم
‫ فقط تفریح بقیه رو خراب می‌کنم.

13:37.640 --> 13:41.470
‫اوه درسته! چطوره بذاریم
‫ هردو پسرم از طرف من شرکت کنن؟

13:41.810 --> 13:46.080
‫هردو پسرتون هنوز خیلی جوونن؛
‫ممکنه برخی فکر کنن قصد فخرفروشی دارید.

13:46.580 --> 13:47.650
‫که اینطور...

13:48.980 --> 13:53.550
‫در این‌صورت... چطوره از گنتوکو-دونو
‫بخوایم به‌عنوان میزبان حضور پیدا کنن؟

13:54.920 --> 13:58.520
‫گنتوکو-دونو واقعاً می‌تونه میزبان خیلی خوبی بشه!

13:59.520 --> 14:03.930
‫بله؛ پس هرچه سریع‌تر
‫ یه دعوت‌نامه به شین‌یه می‌فرستم.

14:12.040 --> 14:15.070
‫اینطوری، هیچ بهونه‌ای برای شرکت‌نکردن نداره.

14:15.770 --> 14:17.810
‫نذار این‌بار قسر در بره!

14:18.380 --> 14:22.780
‫چشم؛ افراد زیادی رو اطراف ساختمون
‫ می‌فرستم تا این‌بار فرار نکنه.

14:23.110 --> 14:26.210
‫«شهر شین یه»

14:27.290 --> 14:32.320
‫حمله سائو سائو معلوم نیست کی قراره رو سرمون خراب شه، بعد اینا جشن می‌گیرن!

14:32.660 --> 14:36.730
‫ارباب! من می‌گم این یکی از تاکتیک‌های سای مائو باشه!

14:37.360 --> 14:39.900
‫فکر می‌کنم بهتر باشه اگه دعوت‌نامه رو رد کنید.

14:40.270 --> 14:44.640
‫نمی‌تونم؛ ازم خواستن تا میزبان
‫ جشن برداشت سالانه‌شون باشم.

14:44.970 --> 14:48.070
‫اگه رد کنم ممکنه باعث شک لیو بیائو-دونو بشه.

14:48.970 --> 14:53.480
‫پس بذارید 300 سربازِ من همراهی‌تون کنن
‫تا از امنیت‌تون اطمینان پیدا کنیم.

14:54.750 --> 14:56.010
‫فکر می‌کنم چو ئون درست می‌گه..

14:58.020 --> 15:01.790
‫من نمی‌تونم بیام؛ چو ئون بهتره حواست جمعِ جمع باشه ها!

15:02.190 --> 15:03.660
‫بله؛ تلاشم رو می‌کنم.

15:08.060 --> 15:12.500
‫ارباب، من نگرانم... ممکنه چیزی باشه...

15:13.270 --> 15:17.670
‫چو ئون باهامه؛ نگرانی نمی‌خواد؛ فقط اینجا پیش آتو بمون.

15:18.540 --> 15:19.040
‫بله...

15:19.370 --> 15:21.110
‫حرکت می‌کنیم!

15:25.680 --> 15:30.160
‫«شهر جینگ ژو ـ منطقه ژیانگ‌یانگ»

15:27.210 --> 15:33.720
‫جشنواره برداشت سالانه جینگ‌ژو
‫ توسط همه مردم جشن گرفته می‌شود.

15:34.190 --> 15:40.890
‫به همین مناسبت، همه افسران در جینگ‌ژو،
‫اعم از غیرنظامی و نظامی، برای جشن می‌آیند.

15:46.570 --> 15:50.900
‫سه‌تا از دروازه‌های شهر به‌سختی نگهبانی می‌شن.

15:51.400 --> 15:58.280
‫گرچه، دروازه غربی رو که به رودخونه تان خستم می‌شه رو
‫ نگهبانی نمی‌دیم؛ فکر نمی‌کنم اینطوری راه فراری داشته باشه.

15:59.140 --> 16:02.710
‫اینطوری فرار نمی‌کنه؛
‫بعد چند لیوان ساکه، انجامش می‌دیم.

16:03.150 --> 16:09.090
‫اما اگه گنتوکو رو بکشیم، ارباب بهمون شک نمی‌کنه؟

16:09.250 --> 16:12.360
‫وقتی مرده باشه، می‌تونم چندتا جنایت رو گردنش بندازیم.

16:12.920 --> 16:19.900
‫اما فعلاً، یه جنگجوی بزرگ، چو ئون،
‫ کنار گنتوکو هستش؛ می‌تونه دردسر باشه.

16:20.270 --> 16:21.000
‫بسپاردش به من.

16:27.010 --> 16:31.040
‫چو ئون-دونو، می‌خوای اونجا باهامون نوشیدنی بخورید؟

16:31.680 --> 16:33.780
‫دخترهای خوبی هم برای همراهی‌تون داریم.

16:34.450 --> 16:36.680
‫درحال وظیفه‌م؛ نمی‌تون چیزی بخورم.

16:37.520 --> 16:39.480
‫اما یه‌ذره که به جایی برنمی‌خوره.

16:39.620 --> 16:42.550
‫یکم هم نمی‌خواید بچشید؟

16:42.890 --> 16:44.790
‫نه، باید دعوتتون رو رد کنم.

16:44.920 --> 16:49.160
‫آخه چرا؟ دوست داریم به داشتان قهرمانانه‌تون گوش کنیم...

16:49.330 --> 16:52.230
‫خقه! وقتی می‌گم رد می‌کنم، یعنی رد می‌کنم!

16:52.930 --> 16:57.170
‫چو ئون، یه دعوت از سر مهربونی رو پس نزن.

16:57.640 --> 17:00.110
‫فکر می‌کنم بتونی بری و باهاشون نوشیدنی بخوری.

17:00.240 --> 17:02.510
‫بله... اما ارباب، اینطوری...

17:04.010 --> 17:07.610
‫احتمالاً‌حوصله‌ت سررفته باشه؛ یکی‌دوتا نوشیدنی چیزی نمی‌شه.

17:07.850 --> 17:10.280
‫بله... اگه شما دستور می‌دید...

17:10.920 --> 17:14.020
‫خب، خب، بفرمایید این‌طرف، چو ئون-دونو!

17:20.930 --> 17:23.630
‫گنتوکو-دونو، بفرمایید نوشیدنی.

17:23.760 --> 17:26.230
‫اوه، ایسکی-دونو، ممنون می‌شم...

17:26.970 --> 17:31.670
‫شنیدم سای مائو داره نقشه قتلتون رو می‌چینه؛
‫فقط دروازه غربی بدون نگهبانه.

17:34.370 --> 17:35.540
‫از حضورتون مرخص می‌شم...

17:38.180 --> 17:39.810
‫گنتوکو-دونو، کجا می‌رید؟

17:40.580 --> 17:44.450
‫فکر می‌کنم کمی مست شدم؛ می‌رم که هوا بخورم.

18:00.830 --> 18:01.970
‫ای وای!

18:07.240 --> 18:08.010
‫وایسا!

18:28.960 --> 18:30.430
‫بد شد! دارن میان!

18:35.170 --> 18:36.570
‫برید! اونجاست!

18:37.000 --> 18:41.110
‫دی لو! باید بپری! منو از اینجا بیرون ببر!

18:41.410 --> 18:42.210
‫برو!

19:03.830 --> 19:06.830
‫چطور اون اسب از اینجا پرید؟

19:14.010 --> 19:19.410
‫گنتوکو اکنون بسیار احساس تنهایی می کرد؛
‫او به تازگی از یک خطر قریب الوقوع فرار کرده بود.

19:19.950 --> 19:24.620
‫با این‌حال، پس از فرار از خطر،
‫ او نم.ی‌داند کجا برود تا پنهان شود.

19:25.120 --> 19:27.950
‫و بالاخره گنتوکو به مکانی غیرمنتظره رسید...

19:33.740 --> 19:36.840
‫«استاد شیباکی ـ دچائو»

19:37.800 --> 19:40.930
‫امکانش هست اینجا البسه‌ام رو خشک کنم؟

19:41.670 --> 19:42.700
‫بله، بفرمایید.

19:43.000 --> 19:43.770
‫ممنونم.

19:44.670 --> 19:48.440
‫یه اسب دی لو داری؛ بعید نیست تونستی از خطر فرار کنی.

19:48.970 --> 19:52.840
‫این اسب از روی رودخونه‌ی تان پرید و جونمو نجات داد.

19:54.150 --> 19:56.410
‫خودمو معرفی نکردم... بنده...

19:56.820 --> 19:58.680
‫لیو بی گنتوکو-دونو، درسته؟

19:58.920 --> 20:00.120
‫پس درباره‌م شنیده بودید؟

20:01.790 --> 20:07.260
‫البته که شنیدم؛ از چهره‌تون مشخصه که باید
‫ همون قهرمان نیکوکار باشید که مردم صحبت می‌کردن.

20:08.030 --> 20:11.200
‫اما چرا فردی با استعداد شما در جینگ ژو مخفی شده؟

20:11.600 --> 20:15.100
‫و تقریباً با نابودی‌تون هم روبه‌رو شدید؛ چه اسف‌بار...

20:15.600 --> 20:20.210
‫شما به‌نظر نمی‌رسه مرد عادی‌ای باشید؛
‫می‌تونم اسمتونو بدونم؟

20:20.990 --> 20:22.040
‫اوه...

20:22.240 --> 20:26.410
‫من فقط محققی ناشناسم؛ اسمم شیباکی هستش.

20:26.950 --> 20:31.050
‫(أو مرآة الماء)

20:26.950 --> 20:31.050
‫دوستانم بهم لقب «سوی کیو» (آب راکد) رو دادن.

20:32.920 --> 20:33.750
‫سوی کیو؟

20:34.850 --> 20:38.760
‫بفرمایید داخل تا مقداری شراب مهمون‌تون کنم.

20:43.300 --> 20:51.070
‫به‌خاطر شانس بدِ مکررم،‌
‫به اینجا رسیدم هیچ‌ دستاوردی نداشتم.

20:51.770 --> 20:56.110
‫این به‌خاطر شانس بد نیست؛
‫برای اینه که افراد بی‌استعدادی همراهت داری.

20:56.580 --> 21:02.610
‫نه! افسرهای داخلی‌م سون کان و می شو؛
‫و افسرهای نظامی‌م کوان، چو فی، و چو ئون-دونو هستن.

21:02.850 --> 21:04.580
‫چطور می‌گید افرادم استعدادی ندارن؟

21:05.020 --> 21:06.050
‫گنتوکو-دونو...

21:07.150 --> 21:14.130
‫مگه اسبِ دی لو به اژدها تبدیل نشد
‫و جونتون رو نجات نداد؟

21:14.290 --> 21:20.270
‫اما در ارتش‌تون، مشاوری وجود نداره که
‫ درست بتونه از اون استعدادهای ناب استفاده کنه.

21:20.430 --> 21:23.570
‫فکر نمی‌کنید این دلیلی باشه تا الان دستاوردی نداشتید؟

21:23.840 --> 21:27.970
‫سوی کیو-سنسه، چنین مشاوری هم وجود داره؟

21:29.140 --> 21:34.350
‫داره؛ اون با لقب «اژدهای خفته» شناخته می‌شه.

21:34.980 --> 21:38.650
‫و فرد دیگری هم «ققنوس نوظهور» هستش.

21:39.480 --> 21:45.760
‫اگه یکی از این دو رو به‌خدمت بگیرید،
‫تمام دنیا براتون قابل کسبه.

21:46.490 --> 21:48.830
‫«اژدهای خفته»... «ققنوس نوظهور»...

21:49.630 --> 21:54.300
‫سوی کیو-سنسه، می‌تونم اسم
‫ واقعیِ «اژدهای خفته» رو بدونم؟

21:55.500 --> 21:59.440
‫سوال خوبیه! اما باید یکم صبور باشی!

22:01.410 --> 22:02.970
‫خب، بفرمایید بخورید!

22:03.640 --> 22:06.680
‫بیاید با صحبت شب رو بگذرونیم.

22:06.780 --> 22:09.010
‫بله؛ از لطف‌تون ممنونم.

22:12.420 --> 22:13.270
‫«اژدهای خفته»؟

22:15.620 --> 22:20.060
‫سوی کیو-سنسه وجود «اژدهای خفته»
‫ و «ققنوس نوظهور» را فاش می‌کند.

22:20.560 --> 22:29.200
‫یک روز آن‌ها به گنتوکو کمک می‌کنند تا با سائو سائو مبارزه کند
‫و به عنوان مشاورین نظامی به او خدمت کنند.

22:30.040 --> 22:33.870
‫هرچند، «اژدهای خفته» کجا پنهان شده است؟

22:33.894 --> 23:03.894
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:03.918 --> 24:03.918
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.