﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:30.490 --> 01:36.560
‫درحالی که گنتوکو به جیانگ لینگ می‌گریخت،
‫کنگ مینگ درحال گرفتن نیروی پشتیبانی بود.

01:36.610 --> 01:39.130
‫و مورد حمله نیروهای سائو سائو قرار گرفت.

01:39.660 --> 01:42.120
‫این امر قربانیان زیادی را در میان مردم بی‌گناه به جا گذاشت.

01:42.370 --> 01:49.240
‫چو ئون وظیفه حفاظت از همسر گنتوکو، کوران را
‫ بر عهده داشت؛ با این‌حال، او در طول نبرد جان باخت.

01:49.740 --> 01:55.380
‫در حالی که گنتوکو و افرادش در کوه جینگ به دام افتاده بودند،
‫ کنگ‌مینگ نیروهای کمکی را برای آزادی آنها رهبری کرد.

01:57.630 --> 02:03.400
‫«مذاکره بزرگ کنگ‌مینگ»

02:04.440 --> 02:10.180
‫گنتوکو از شهر جیانگ‌لینگ محافظت می‌کند که لیو چی،
‫ پسر لیو بیائو فرماندهی آن را بر عهده دارد.

02:04.520 --> 02:09.500
‫«منطقه جینگ‌ژو ـ شهر جیانگ‌لینگ»

02:11.150 --> 02:17.290
‫بدترین کابوس سائو سائو کسی نیست
‫ جز کنگ‌مینگ، مشاور گنتوکو.

02:18.920 --> 02:22.560
‫گنتوکو حتماً نقشه داره که با سون کن از وو متحد بشه.

02:22.960 --> 02:27.260
‫اگه کنگ‌مینگ بتونه از قدرتِ وو
‫ استفاده کنه، غیرقابل‌تصور می‌شه.

02:27.830 --> 02:30.070
‫الان نقشه‌ای نداریم که
‫ سریع از شر گنتوکو خلاص بشیم؟

02:33.300 --> 02:38.010
‫نخست‌وزیر، چطوره نماینده‌ممون رو
‫ به سون کن بفرستیم و درخواست اتحاد کنیم؟

02:39.710 --> 02:40.410
‫چرا؟

02:41.010 --> 02:44.510
‫چون در این زمان می‌تونیم
‫نیروهامون رو به اینجا در مرز وو بفرستیم.

02:44.910 --> 02:48.880
‫به بهونه‌ی حمله به گنتوکو می‌ریم؛
‫همچنین یه پیام هشدار هم براشون می‌فرسته.

02:51.050 --> 02:51.890
‫به‌نظر جالبه.

02:52.820 --> 02:56.060
‫اینطوری می‌تونیم سون کن رو بترسونیم
‫ و در نهایت مجبورش کنیم تسلیم شه.

02:57.390 --> 02:59.630
‫خیلی‌خب! بیا نقشه رو شروع کنیم!

03:00.800 --> 03:03.230
‫ارتش اصلی رو به مرز وو بفرستین!

03:04.670 --> 03:05.530
‫چشم!

03:08.870 --> 03:11.910
‫وقتی وو نابود شه، تمام زمین مال من می‌شه.

03:13.310 --> 03:17.210
‫کل ارتش سائو سائو، شامل سواره نظام
‫ و نیروی دریایی، حدود 830,000 نفر بود.

03:17.510 --> 03:21.620
‫علاوه بر ارتش جینگ‌ژو که اخیراً تسلیم شده بود،
‫تعداد آنها بیش از یک میلیون نفر می‌شود.

03:22.080 --> 03:29.990
‫او آنها را بیش از 300 مایل در امتداد مرز پخش کرد؛
‫ این هشداری به وو به حساب می‌آید.

03:31.970 --> 03:36.560
‫«وو»

03:31.970 --> 03:36.560
‫«شو»

03:31.970 --> 03:36.560
‫«وای»

03:32.260 --> 03:37.030
‫پادشاهی وو دارای آب و هوای گرم و خاک بسیار حاصلخیز بود.

03:37.630 --> 03:41.840
‫فرماندار وو، سون کن، از نسل
‫استراتژیست معروف، سون تزو بود.

03:41.940 --> 03:46.240
‫پدرش سون کن و برادر بزرگترش
‫ سون ساکو از دنیا رفتند.

03:48.140 --> 03:54.020
‫به منظور حفظ امنیت در نزدیکی مرز، سون کن
‫ نیروهای خود را در اطراف چای سانگ مستقر کرد.

03:55.280 --> 04:03.590
‫با این‌حال، پس از رسیدن نامه‌ی سائو سائو،
‫ افسران وو به دو دسته تقسیم شدند.

04:04.210 --> 04:08.490
‫«فرماندار وو: سون کن ـ ژونگمو»

04:04.230 --> 04:09.530
‫فرماندار وو، سون کن به سختی فکر می‌کند
‫ تا راه‌حلی برای این وضعیت پیدا کند.

04:10.200 --> 04:15.470
‫او ایده‌ای داشت و وزیر وفادار خود، لو شوکو را
‫ به یک مأموریت مخفی فرستاد.

04:16.070 --> 04:22.540
‫لو شوکو که به‌عنوان نماینده‌ای به وو می‌رفت، در واقع تلاش داشت
‫ تا وضعیت نیروهای سائو سائو در جیانگ ژیا را دریابد.

04:17.990 --> 04:21.970
‫«افسر دستیار: لو شوکو ـ زوجینگL

04:26.830 --> 04:28.540
‫«منطقه جینگ‌ژو ـ جیانگ‌ژیا»

04:29.820 --> 04:35.460
‫من نمی‌تونم سائو سائو رو ببخشم!
‫ به‌عنوان پسر لیو بیائو، ازش نمی‌گذرم!

04:35.500 --> 04:39.480
‫«شهردار شهر جیانگ‌ژیا ـ لیو کی»

04:36.020 --> 04:40.860
‫همچنین، برادر کوچیکم، لیو سو،
‫به دست سائو سائو کشته شده.

04:42.260 --> 04:49.170
‫حس شما رو درک می‌کنم؛ و اینکه سائو سائو
‫ بیشتر نیروی دریایی جینگ‌ژو رو تصرف کرده.

04:49.940 --> 04:55.410
‫ارباب! نیروی دریایی برادر کوان توی ژیاکو حدود 10,000 نفره!
‫لیو کی-دونو هم 10,000 نیروی دریایی داره!

04:56.480 --> 04:59.310
‫می‌تونیم با این 20,000 مرد، سائو سائو رو شکست بدیم!

04:59.810 --> 05:07.660
‫بعد از تسلیم‌شدن جینگ‌ژو، جمع کل افراد سائو سائو بیشتر
‫از 1,000,000 نفر شده؛ فکر نمی‌کنم شانس برد داشته باشیم.

05:07.860 --> 05:10.790
‫ولی اگه یه فکری نکنیم؛ قطعاً می‌بازیم!

05:11.560 --> 05:14.260
‫حالا باید چیکار کنیم، مشاور کنگ‌مینگ؟

05:16.870 --> 05:20.140
‫چطوره با سون‌کن از وو متحد بشیم؟

05:21.240 --> 05:22.340
‫سون کن؟!

05:22.870 --> 05:23.870
‫ولی...

05:24.240 --> 05:28.610
‫در این نبرد، حتی نیازی نیست از
‫ افراد خودمون استفاده کنیم.

05:28.910 --> 05:33.720
‫اگه با سون‌کن متحد بشیم، می‌تونیم در نبردی
‫سرنوشت‌ساز مقابل سائو سائو حضور پیدا کنیم.

05:34.420 --> 05:37.120
‫اگه سون‌کن برنده بشه، می‌تونیم جینگ‌ژو رو پس بگیریم.

05:37.290 --> 05:41.320
‫اگه سائو سائو برنده بشه، می‌تونیم سرزمین وو رو تصرف کنیم.

05:41.490 --> 05:48.330
‫ولی وو یه منطقه‌ی بزرگ، با افسرهای زیادیه؛
‫واقعاً حاضرن که باهامون متحد بشن؟

05:48.500 --> 05:52.770
‫ارباب، در این‌زمان سائو سائو داره
‫ ارتشش رو در امتداد مرز وو به رخ می‌کشه.

05:53.370 --> 05:56.300
‫فکر می‌کنید حاکمینِ وو از این مورد نترسیدن؟

05:59.840 --> 06:02.030
‫وو تجربه‌ی کمی در جنگ داره.

06:02.940 --> 06:06.950
‫مطمئنم به‌زودی کسی رو اینجا می‌فرستن
‫ تا وضعیت سائو سائو رو بررسی کنن.

06:07.450 --> 06:08.350
‫در اون زمان...

06:09.380 --> 06:13.360
‫با استفاده از قدرت زبانم، اتحادشون رو برای خودمون می‌کنم.

06:14.320 --> 06:17.590
‫سپس سائو سائو و سون کن با یکدیگر می‌جنگن.

06:18.960 --> 06:19.830
‫اما...

06:21.630 --> 06:26.170
‫ولی اینکه وو کسی رو بفرسته یا نه، به خودشون بستگی داره...

06:27.240 --> 06:34.340
‫گزارش می‌دم! فرستاده‌ی سون کن، لو شوکو-دونو، بهتون
‫ ادای احترام کرده، و بابت فوت لیو بیائو-دونو تسلیت می‌گه.

06:39.180 --> 06:40.850
‫پس نقشه‌مون می‌تونه پیش بره...

06:41.420 --> 06:45.990
‫اما ما بدترین دشمنای هم هستیم؛
‫این اولین‌باره که فرستاده‌ای به اینجا می‌فرستن.

06:46.920 --> 06:51.330
‫تسلیت بهانه‌ای بیش نیست؛ لو شوکو
‫اومده تا نیروهای سائو سائو رو بررسی کنه.

06:51.660 --> 06:54.630
‫واقعاً چی تو کله‌شون می‌گذره؟

07:00.200 --> 07:05.740
‫ارباب، لو شوکو بعد از تسلیت گفتن،
‫قطعاً درباره نیروهای سائو سائو سؤال می‌پرسه.

07:06.170 --> 07:11.280
‫تمام این مدت، باید سؤالاتش رو
‫ با «نمی‌دونم» پاسخ بدید.

07:11.810 --> 07:14.320
‫بعدش، من میام در پاسخ‌ها بهتون کمک کنم.

07:15.320 --> 07:16.790
‫متوجه شدم.

07:19.650 --> 07:24.860
‫مراسم خاکسپاری تمام شد. لو شوکو-دونو
‫ می‌خوان مدتی با شما صحبت کنن.

07:26.660 --> 07:27.560
‫بگین بیاد.

07:31.730 --> 07:38.440
‫دورادور از نام و خرد بزرگ شما شنیده بودم؛
‫امیدوارم بتونم کمی ازتون راهنمایی بگیرم.

07:39.110 --> 07:44.510
‫بنده‌نوازی می‌کنید؛ از راه دوری برای ادای تسلیت اومدید؛
‫مطمئنم این برای لیو کی-دونو تسلی بزرگیه.

07:44.810 --> 07:46.380
‫خب، بفرمایید بنشینید.

07:49.580 --> 07:54.560
‫شنیده بودم به تازگی با سائو سائو جنگیدید؛ می‌خواستم
‫بدونم می‌تونید قدرت واقعی ارتشش رو بهم بگید یا نه.

07:55.190 --> 07:58.430
‫علاوه بر اون، می‌تونید بگید
‫ سائو سائو چه تعداد سرباز داره؟

07:58.530 --> 08:01.030
‫خب... درست یادم نیست...

08:03.200 --> 08:09.100
‫چون ارتش ما کوچیکه، تمام مدت مجبور به
‫ عقب‌نشینی شدیم؛ پس درباره نیروهای سائو سائو...

08:09.500 --> 08:14.080
‫پس... می‌دونید سائو سائو چه‌نوع استراتژی‌ای مقابل‌تون استفاده کرده؟

08:14.440 --> 08:16.510
‫راستش... نمی‌دونم...

08:18.950 --> 08:22.150
‫از اونجایی که داشتیم فرار می‌کردیم... به علاوه...

08:22.420 --> 08:27.890
‫ولی شما یه استراتژیست فوق‌العاده
‫ به نام چوکو لیانگ کنگ‌مینگ دارید...

08:28.120 --> 08:33.230
‫کسی که دوبار سائو سائو رو شکست داده و عصبانیش کرده...

08:33.730 --> 08:35.860
‫نمی‌تونید در اون‌باره بهم بگید؟

08:36.500 --> 08:39.830
‫نبردها به‌طور کل توسط کنگ‌مینگ ترتیب داده می‌شد...

08:40.670 --> 08:42.970
‫پس خودش جزئیات رو می‌دونه.

08:51.850 --> 08:54.850
‫اجازه بدید به سؤالات‌تون پاسخ بدم.

08:55.780 --> 08:58.390
‫در واقع، از قبل از تمام
‫حقه‌های سائو سائو اطلاع دارم.

08:58.790 --> 09:00.220
‫واقعاً؟ همه‌شون؟

09:00.960 --> 09:01.390
‫بله.

09:02.190 --> 09:07.100
‫ولی قدرت جنگیدن باهاش رو نداریم؛
‫پس بهتره در این مدت مخفی بشیم.

09:07.560 --> 09:12.030
‫خب، پس چرا گنتوکو-دونو در جینگ‌ژیا مونده؟

09:13.070 --> 09:19.140
‫چون جای دیگه‌ای برای رفتن نداشتن،
‫به‌طور موقت اینجا می‌مونیم.

09:19.870 --> 09:21.260
‫البته که جای دیگه‌ای هم دارید!

09:21.960 --> 09:25.950
‫اوه؟ منظورتون از این چیه؟

09:26.610 --> 09:29.220
‫ارباب من، سون کن.

09:29.650 --> 09:30.820
‫سون کن-دونو؟

09:31.990 --> 09:35.260
‫بله؛ ارباب من، سون کن، شش منطقه رو کنترل می‌کنه.

09:35.560 --> 09:40.700
‫مناطق آباد و نیروهای نخبه‌ی زیادی داره،
‫و قهرمانان بسیاری رو از سراسر جینگ‌دونگ جذب کرده.

09:41.230 --> 09:47.270
‫بر این اساس، چطوره برامون نماینده بفرستید؟
‫اینطوری می‌تونیم باهمدیگه مقابل سائو سائو کار کنیم.

09:47.440 --> 09:50.340
‫اما ما هیچ رابطه‌ی قبلی‌ای با ارباب شما نداریم.

09:50.810 --> 09:53.510
‫پس مطمئن نیستیم ارسال نماینده، ایده خوبی باشه.

09:53.980 --> 09:59.850
‫نه؛ برادر بزرگ‌ترتون، چوکو جین،
‫در وو به‌عنوان مشاور کار می‌کنه، درسته؟

10:00.250 --> 10:03.020
‫شما هم مایل نیستید اونو ببینید؟

10:03.280 --> 10:06.690
‫مخصوصاً اگه خودتون شخصاً به‌عنوان نماینده تشریف بیارید.

10:07.260 --> 10:11.660
‫مدت زیادیه که ندیدمش؛ البته که می‌خوام ببینمش.

10:12.060 --> 10:18.470
‫فکر می‌کنم ایده خوبی باشه اگه باهام به وو بیاید
‫ و در این رابطه با سون کن صحبت کنید.

10:19.100 --> 10:25.710
‫اما من مخالفم! کنگ‌مینگ مشاور منه؛
‫اجازه نمی‌دم همراهتون بیاد.

10:26.070 --> 10:28.540
‫پس چه زمانی می‌تونه بیاد؟

10:28.940 --> 10:31.110
‫نه! هیچ‌وقت نمی‌ذارم!

10:31.910 --> 10:37.520
‫ارباب، این مورد اضطراری‌ـه؛ لطفاً بذارید باهاشون به وو برم.

10:54.040 --> 10:56.070
‫اشکالی نداره که تنهایی بره؟

10:56.470 --> 10:59.370
‫شنیدم وو ژنرال‌های شجاعی داره.

10:59.870 --> 11:02.780
‫اگه مراقب نباشه، ممکنه جونشو از دست بده ها!

11:03.340 --> 11:04.650
‫کنگ‌مینگ زنده می‌مونه.

11:06.150 --> 11:09.150
‫مطمئنم سون کن و سائو سائو باهمدیگه می‌جنگن.

11:13.860 --> 11:17.060
‫کنگ‌مینگ با عزم راسخ به وو رفت.

11:17.630 --> 11:23.970
‫در حالی که گنتوکو از دور او را تماشا می‌کرد،
‫از اتحاد با وو و مبارزه با سائو سائو مطمئن بود.

11:27.380 --> 11:31.350
‫لو شوکو و کنگ‌مینگ به شهر چای‌سانگ رسیدند.

11:31.690 --> 11:37.290
‫هرچند، افسران غیرنظامی وو به رهبری چو شو
‫ و کو یو، ترجیح دادند تسلیم سائو سائو شوند.

11:37.560 --> 11:43.260
‫ترس بر آنان چیره شد و بالاجبار
‫ به سون کن تسلیم شدند.

11:51.870 --> 11:55.780
‫بیشتر افسرهای این شهر، مایلن تسلیم سائو سائو بشن، درسته؟

11:55.980 --> 11:59.780
‫وو سه نسله که از طریق جنگ‌ها
‫و تلاش‌های بی‌وقفه تقویت شده.

11:59.910 --> 12:04.790
‫امن کردن این شش منطقه آسون نبوده؛
‫چطور می‌تونیم به سائو سائو تسلیم بشیم؟

12:05.190 --> 12:07.790
‫نظرات هردو طرف موجه هستش.

12:08.290 --> 12:10.730
‫همه به امنیت پادشاهی فکر می‌کنن.

12:11.090 --> 12:14.100
‫تسلیم‌شدن بدتر از مرگه!

12:14.200 --> 12:18.700
‫لطفاً تجدید نظر کنید! شاید افسرها بتونن
‫ تسلیم بشن، ولی یه حاکم نمی‌تونه!

12:19.700 --> 12:21.240
‫منظورت به من بود؟

12:22.000 --> 12:27.340
‫بله؛ مثلاً من به‌عنوان یه افسر می‌تونم تسلیم شم و
‫برم توی روستا به‌عنوان یه افسر روستایی کار کنم.

12:27.540 --> 12:32.150
‫ولی اگه شما هم تسلیم بشید، یعنی تمام قلمروتون رو از دست دادید.

12:32.610 --> 12:35.980
‫چو شو و افرادش، فقط به فکر امنیت خودشونن!

12:36.320 --> 12:38.420
‫منم بهش فکر کردم...

12:39.090 --> 12:42.560
‫ولی نمی‌تونیم مقابل ارتش سائو سائو پیروز بشیم.

12:43.020 --> 12:45.860
‫کنگ‌مینگ گفت یه استراتژی مقابل سائو سائو داره.

12:48.330 --> 12:50.770
‫خیلی‌خب! کنگ‌مینگ رو پیشم بیارید!

12:51.170 --> 12:51.770
‫چشم!

12:56.740 --> 13:01.610
‫پدر... برادر... تا به‌حال تو همچین
‫مخمصه‌ی عظیمی نبودم...

13:07.750 --> 13:12.750
‫افسران دولتی مانند چو شو از کنگ‌مینگ پرسیدند
‫ که نظر او در مورد نامه‌ی سائو سائو چیست.

13:13.250 --> 13:20.500
‫به ظاهر نظرش را می‌خواستند، اما
‫قصدشان کشیدن کنگ‌مینگ به مباحثه بود.

13:21.800 --> 13:23.350
‫بهتره در این مذاکره برنده بشم.

13:24.470 --> 13:30.140
‫برای متقاعد کردن سون کن برای جنگ، باید جناح چو شو
‫ که موافق تسلیم شدنن رو شکست بدم.

13:31.610 --> 13:35.680
‫این رودخونه چانگ‌جیانگ، روزی با
‫خون نیروهای سائو سائو پر خواهد شد.

13:43.180 --> 13:46.290
‫کنگ‌مینگ-دونو، فکر می‌کنم بهتره ردش کنید.

13:46.890 --> 13:48.620
‫نه، مذاکره رو قبول می‌کنم.

14:06.440 --> 14:09.180
‫ایشون چوکو لیانگ ـ کنگ‌مینگ-دونو هستن.

14:37.610 --> 14:41.600
‫«رئیس افسران دولتی ـ چو شو»

14:37.610 --> 14:41.380
‫چو شو هستم؛ خیلی خوش اومدید، کنگ‌مینگ-دونو.

14:41.640 --> 14:45.580
‫همه‌ی ما علاقه داریم نظرات شما رو بشنویم.

14:46.410 --> 14:51.790
‫با اینکه مهارت کمی دارم، سعی می‌کنم
‫تلاش کنم تا به سؤال‌هاتون پاسخ بدم.

14:52.120 --> 14:52.920
‫بسیار خب...

14:53.460 --> 15:00.630
‫شنیدم لیو بی گنتوکو-دونو سه‌بار برای ملاقات‌تون
‫ اومده و تازه بعدش حاضر شدید کمکش کنید.

15:01.200 --> 15:06.870
‫همچنین، ارتش گنتوکو قرار بود
‫همانند ببری باشه که بال درآورده.

15:07.500 --> 15:08.840
‫ولی نتیجه چی شده؟

15:11.170 --> 15:18.480
‫به‌جای ایجاد حکومت در جینگ‌ژو، ترجیح داد
‫ به‌طور مداوم از دست سائو سائو فرار کنه.

15:18.850 --> 15:20.350
‫در این‌باره چی می‌گید؟

15:25.190 --> 15:26.490
‫به سؤال‌تون پاسخ می‌دم.

15:27.390 --> 15:29.990
‫تصرف جینگ‌ژو قطعاً با شکست مواجه شد.

15:30.830 --> 15:34.260
‫اما ارباب من، گنتوکو، مردی شریفه.

15:35.200 --> 15:41.800
‫پس از مرگ لیو بیائو-دونو، نمی‌خواست
‫ حتی نیمی از قلمرو رو تصاحب کنه.

15:42.400 --> 15:45.070
‫این با شغل مشاوری‌تون در تضاد قرار داره.

15:45.710 --> 15:49.180
‫به‌عنوان یه مشاور، باید مردم رو نجات بدید.

15:49.680 --> 15:53.050
‫باید ارتش رو رهبری کنید تا خائنین رو مجازات کنید، درسته؟

15:53.780 --> 15:55.030
‫ولی به‌جاش چیکار کردید؟!

15:56.250 --> 15:58.990
‫پیشنهاد دادید شین‌یه به مقصد قلعه فان ترک بشه.

15:59.290 --> 16:02.520
‫و کشیدن مردم همراهتون، جونشونو به‌خطر انداختید.

16:02.790 --> 16:07.100
‫و الان همه‌شون در سفر به جیانگ‌ژیا پراکنده و درمانده شدن.

16:07.760 --> 16:15.200
‫قبل از اینکه مشاور گنتوکو-دونو بشید،
‫شرایطش خیلی بهتر از این بوده، مگه نه؟

16:16.000 --> 16:19.710
‫نه... به منافع خودتون فکر می‌کردید!

16:19.970 --> 16:22.410
‫لطفاً منو به‌خاطر صراحتم ببخشید.

16:26.880 --> 16:33.200
‫«روک کبیر = پرنده بزرگ افسانه‌ای»

16:26.880 --> 16:29.620
‫روک کبیر می‌تونه ده‌ها هزار مایل پرواز کنه

16:31.150 --> 16:33.460
‫یعنی یه پرنده اهلی می‌تونه این جاه‌طلبی رو درک کنه؟

16:34.190 --> 16:36.890
‫چو شو-دونو هم همانند همون پرنده اهلی‌‌ـه.

16:37.560 --> 16:38.310
‫چی؟!

16:39.190 --> 16:47.200
‫برای بهبودی یک مرد بیمار، مجبور بود غذاهای نرم مانند فرنی بخوره
‫ و داروهای ضعیف بنوشه تا «چیِ» خودش رو در تعادل نگه داره.

16:47.740 --> 16:52.670
‫اگر مستقیماً داروهای قوی مصرف می‌کرد، می‌تونست زندگیش رو تهدید کنه.

16:55.180 --> 17:01.650
‫به قیاس، گنتوکو در شین مردی بسیار بیمار،
‫و فاقد سرباز و تجهیزات بود.

17:02.120 --> 17:08.990
‫با این وجود، اون تونست با تاکتیک‌های آتش، ارتش قدرتمند
‫سائو سائو رو شکست بده و یک پیروزی بزرگ به دست بیاره.

17:15.360 --> 17:20.000
‫و اکنون موقت در جیانگ‌ژیا مخفی‌شده
‫ تا بتونه نیروی خودش رو بازیابی کنه.

17:20.400 --> 17:22.570
‫به‌محض بهبودی، پروازش در سراسر پادشاهی به‌چشم می‌‌بینیم.

17:23.240 --> 17:27.740
‫علیرغم قدرت کمش، او همچنان شجاعت مبارزه
‫با دشمن بسیار بزرگتر رو داشت.

17:28.310 --> 17:30.910
‫و نسبت به‌کسانی که قدرت بسیاری دارن اما بزدلانه رفتار می‌کنن...

17:31.050 --> 17:34.450
‫تمام دنیا به چنین مقایسه شرم‌آوری می‌خنده!

17:42.460 --> 17:44.430
‫ببخشید، یه‌سؤالی داشتم.

17:45.160 --> 17:49.130
‫چه نوع استراتژی‌ای در مقابل
‫ ارتش یک‌میلیون‌ نفریه به‌کار می‌گیرید؟

17:49.630 --> 17:50.940
‫اینکه یک‌میلیون نفرن اهمیتی نداره.

17:51.570 --> 17:54.540
‫بیشترین‌شون از ارتش‌های سابق
‫ یوان شائو و لیو بیائو اَن که بهش پیوستن.

17:55.100 --> 17:56.270
‫نیازی نیست ازشون بترسیم.

17:57.640 --> 17:58.840
‫چه خنده‌دار!

17:59.210 --> 18:04.580
‫همین تازگیا بدجوری ضربه‌خورده بودی و
‫درخواست نیروی پشتیبانی کردی! بعد حالا اینو می‌گی؟

18:05.180 --> 18:06.950
‫این یه حرف بدون پایه‌واساسه!

18:07.950 --> 18:09.450
‫لازم نیست براش خودنمایی کنی!

18:13.760 --> 18:18.230
‫افراد گنتوکو فقط چندهزار نفر،
‫و افراد سائو سائو حدوداً یک‌میلیون بودن.

18:18.790 --> 18:20.800
‫بنابراین در جیانگ‌ژیا دنبال فرصت مناسبه.

18:21.760 --> 18:22.730
‫گرچه...!

18:23.300 --> 18:26.280
‫با اینکه ارتشِ وو بزرگ‌تره، با
‫سربازهای ماهر بهتر و آذوقه‌ی بسیاریه،

18:26.530 --> 18:28.640
‫همین‌طور از حفاظت رودخونه چانگ‌ژیانگ هم بهره می‌بره،

18:28.770 --> 18:31.270
‫شما هنوز می‌خواید به سائو سائو زانو بزنید و خودتونو تسلیمش کنید!

18:31.710 --> 18:34.580
‫این قطعاً‌ مضحکه‌ی عام و خاصه.

18:35.480 --> 18:38.710
‫بله، درست می‌گید...

18:39.910 --> 18:41.350
‫پس، اجازه بدید پاسخ بدم!

18:41.820 --> 18:48.790
‫شما دارید نقش دیپلمات زیرک رو
‫ مثل چو گی و سو شین بازی می‌کنید؟

18:49.490 --> 18:54.160
‫تو فقط داری از چو گی و سو شین به‌عنوان
‫دیپلمات‌های زیرک نام می‌بری، اما نه دستاوردهاشون.

18:54.600 --> 18:56.360
‫هردوی اونها قهرمانان بزرگی بودن.

18:57.170 --> 18:58.650
‫چو گی نخست‌وزیر پادشاهی شین،

18:59.300 --> 19:03.370
‫و سو شین مقامی عالی‌رتبه در شش پادشاهی مختلف داشت؛
‫هردو مردانی با استعداد خارق‌العاده بودن.

19:04.410 --> 19:10.010
‫و شما به محض اینکه به تهدید توخالی سائو سائو برخوردید،
‫به پیش ارباب‌تون رفتید و خواستار تسلیمش شدید.

19:11.110 --> 19:13.680
‫خیلی متأسفم؛ فکر کنم درست می‌فرمایید.

19:15.680 --> 19:16.320
‫بعدی؟

19:20.890 --> 19:22.520
‫پس، منم ازتون سؤالی داشتم.

19:20.990 --> 19:24.970
‫«کو یو»

19:23.120 --> 19:25.690
‫سائو سائو از سر اجبار امپراتور، یک اشراف شده،

19:26.030 --> 19:29.200
‫و همین‌طور از نوادگان نخست‌وزیری از سلسله‌ی هان، سنزوـه.

19:29.860 --> 19:35.500
‫از طرفی، با اینکه ادعا شده لیو بی گنتوکو-دونو
‫ از نوادگان شاهزاده جینگ از ژونگ‌شان‌ـه،

19:35.540 --> 19:37.040
‫این ادعا مدرک موثقی نداره.

19:37.570 --> 19:42.440
‫تنها چیزی که همه می‌دونن اینه که
‫ اون چیزی بیشتر از یه حصیر باف و کفّاش نبوده.

19:43.980 --> 19:48.750
‫از همین‌جهت، گنتوکو-دونو رو به‌سختی می‌شه
‫ به‌عنوان حریف لایقی مقابل سائو سائو دونست.

19:48.750 --> 19:50.550
‫جوابی هم برای این دارید، قربان؟

19:52.050 --> 19:53.150
‫پس بذار جوابتو بدم...

19:53.990 --> 19:59.630
‫با وجود اینکه سائو سائو تابع سلسله هان‌ـه،
‫جرئت اینو داره تا امپراتور رو بازیچه‌ی دست خودش بکنه.

20:00.200 --> 20:03.330
‫به‌خاطر جاه‌طلبی بی‌حدوحصرش، تمام زمین حالا در آشوبه.

20:04.430 --> 20:06.650
‫این کاملاً‌ مشخص می‌کنه که یک خائنه!

20:09.600 --> 20:14.640
‫خود امپراتور اصل‌ونسب گنتوکو رو تأیید،‌ و بهش مقام اشرافی اعطا کرد،

20:15.610 --> 20:18.410
‫و می‌گی هیچ مدرکی براش نیست؟

20:19.880 --> 20:22.000
‫حتی امپراتور اول هان هم اول یه رعیت ساده بود.

20:22.750 --> 20:26.150
‫اینکه اربابم پیشینه‌ی ساده‌ای داره، مشکلش چیه؟

20:26.790 --> 20:27.340
‫کو یو!

20:28.120 --> 20:30.930
‫پیشنهاد می‌دم بحث‌های بچگونه‌ت رو برای بعد نگه‌داری!

20:35.300 --> 20:38.970
‫بنده می‌تونم جوابتون رو بدم؛ کنگ‌مینگ-دونو...

20:41.340 --> 20:43.810
‫همه! ساکت باشید!

20:44.940 --> 20:46.390
‫این بگومگوی بی‌فایده رو تمومش کنین!

20:46.640 --> 20:51.250
‫کنگ‌مینگ-دونو از میهمانان محترم‌مون هستن؛
‫اینجوری باید باهاش رفتار کنید؟!

20:51.910 --> 20:55.580
‫و حتی درباره استراتژی حمله‌تون
‫ مقابل دشمن هم صحبت نکردید!

21:00.690 --> 21:02.260
‫بابت این موضوع معذرت می‌خوام.

21:03.260 --> 21:07.730
‫از جایی که نظر بنده رو می‌خواستن،
‫مجبور شدم بایستم و پاسخشون رو بدم.

21:08.930 --> 21:13.470
‫بنده هم باید عذرخواهی کنم؛ ارباب، سون کن، منتظرتون هست.

21:20.110 --> 21:21.010
‫لیو!

21:23.680 --> 21:24.350
‫برادر!

21:28.250 --> 21:29.280
‫واقعاً زمان زیادی گذشته!

21:30.220 --> 21:32.220
‫حالتون روبه‌راه هست؟

21:32.490 --> 21:35.470
‫«برادر بزرگ‌تر کنگ‌مینگ ـ ژو جین»

21:32.750 --> 21:36.090
‫وقتی اینجا رسیدی، چرا نیومدی به دیدنم؟

21:37.060 --> 21:39.540
‫درحال‌حاضر دارم به امورات اربابم، لیو بی گنتوکو رسیدگی می‌کنم.

21:40.260 --> 21:42.860
‫وقتی کارم تموم شد، حتماً بهتون سر می‌زنم.

21:44.100 --> 21:46.170
‫پس تا اتمام کارت صبر می‌کنم، متأسفم.

21:46.700 --> 21:49.300
‫واقعاً دوست‌دارم یه‌مقدار باهات بنوشم و گپ بزنم.

21:49.870 --> 21:50.340
‫حتماً.

21:51.040 --> 21:52.470
‫منتظرش هستم.

21:59.580 --> 22:01.640
‫فکر می‌کنم برادر وظیفه‌ی بزرگی رو به‌دوش می‌کشه.

22:02.150 --> 22:06.520
‫اگه اربابم بتونه با گنتوکو خوب کنار بیاد،
‫مطمئنم سائو سائو شکست می‌خوره.

22:06.820 --> 22:09.570
‫با اینکه من خواستار تسلیم‌شدن اربابمم...

22:09.920 --> 22:13.700
‫در کمال تعجب، خود برادرم مصمم به جنگیدنه؛
‫واقعاً‌ چه موقعیت دشواری...

22:18.030 --> 22:22.720
‫برای کنگ مینگ ایجاد اتحاد با وو
‫ در زمان فعلی اولویت اصلی بود.

22:23.140 --> 22:29.510
‫اگر قدرت‌های روی زمین به سه‌دسته تقسیم می‌شدند،
‫ سائو سائو و سون کن اولین کسانی بودند که سهمی داشتند.

22:30.080 --> 22:32.250
‫اوضاع چگونه می‌تواند توسعه یابد؟

22:32.780 --> 22:38.520
‫این بستگی به پاسخ سون کن دارد و اینکه
‫چقدر کنگ‌مینگ می‌تواند او را متقاعد به برپاییِ اتحاد کند.

22:38.544 --> 23:08.544
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:08.568 --> 24:08.568
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.