WEBVTT

00:00:02.990 --> 00:00:06.710
<i>مِردیت: جراح ها ضرب المثلی دارن که
.«میگه: «همۀ خونریزیها بالاخره بند میان
</i>

00:00:06.740 --> 00:00:10.030
<i>این یک جورایی بیان دیگۀ این
.«ضرب المثله که: «این نیز بگذرد
</i>

00:00:10.220 --> 00:00:12.840
.<i>هر بحرانی آخرش به پایان میرسه
</i>

00:00:12.960 --> 00:00:15.590
.<i>بالاخره یا بیمارت رو نجات میدی یا نمیدی
</i>

00:00:15.630 --> 00:00:16.420
...آیا میخوان از من در مورد

00:00:16.460 --> 00:00:17.830
.بِیلی: بن -
[زنگ آسانسور]

00:00:17.900 --> 00:00:20.600
.درسته. تو نمیتونی چیزی بهم بگی

00:00:20.630 --> 00:00:21.830
حال عُمر چطوره؟

00:00:21.870 --> 00:00:23.000
...من نمیتونم

00:00:23.040 --> 00:00:25.270
.این رو هم نمیتونی بهم بگی

00:00:25.310 --> 00:00:26.810
[آه کشیدن] -
.فقط کارم رو انجام میدم -

00:00:26.840 --> 00:00:29.140
.ممنون... رئیس

00:00:29.180 --> 00:00:30.380
[زنگ آسانسور]

00:00:30.410 --> 00:00:32.310
چقدر خوبه که دیگه در حال نجات جون آدمها نیستم

00:00:32.350 --> 00:00:35.050
.چون اینطوری میتونم متوجه باز شدن در آسانسور بشم

00:00:36.050 --> 00:00:37.850
...<i>مردیت: پس
</i>[زنگ آسانسور]

00:00:37.890 --> 00:00:40.150
.<i>بالاخره در هر دو صورت خونریزی بند میاد
</i>

00:00:40.190 --> 00:00:41.390
[نفس عمیق]

00:00:41.420 --> 00:00:46.560
<i>واقعیتش، بین ضرب المثلها
.این یکی زیاد دلداری دهنده نیست
</i>

00:00:46.590 --> 00:00:50.660
[بوق زدن دستگاه]
استفانی: عمر سینگ، در وضعیت یک
روز بعد از جراحی شکم و سینه

00:00:50.700 --> 00:00:53.100
.برای ترمیم آسیبهای وارده در اثر تصادف

00:00:53.170 --> 00:00:53.930
دلوکا؟

00:00:53.950 --> 00:00:56.200
.عُمَر کمی بعد از جراحی دچار ایست قلبی شد

00:00:56.240 --> 00:00:58.870
.دکتر شفرد اون رو تحت «هیپوترمی درمانی» گذاشت
(پایین آوردن دمای بدن به سطح مورد نظر)

00:00:58.910 --> 00:01:00.370
.به عنوان بخشی از پروتکل احیای جدید

00:01:00.410 --> 00:01:02.210
.بهم بگو چرا -
...امیدوار بودیم خنک کردن بیمار -

00:01:02.240 --> 00:01:03.780
.اون داره هشیاریش رو بدست میاره

00:01:03.810 --> 00:01:05.710
.و خودش داره تنفس میکنه
.به زودی لولۀ تنفسی رو در میارن

00:01:05.750 --> 00:01:06.810
.خدا رو شکر

00:01:06.850 --> 00:01:08.310
.گِری، تو باید بری

00:01:08.350 --> 00:01:09.980
.اونها منتظرتن -
.باشه -

00:01:12.250 --> 00:01:15.550
.من یک کمیتۀ مشورتی تشکیل دادم

00:01:15.590 --> 00:01:17.520
.شامل گِری، هانت و پیِرس

00:01:17.560 --> 00:01:20.430
.اونها قراره ماجرای وارِن رو تحلیل کنن

00:01:20.460 --> 00:01:23.260
.بِیلی، ما در موردش صحبت کردیم -
[نفس عمیق] -

00:01:23.300 --> 00:01:24.960
تو به عنوان رئیس کارکنان بخش جراحی

00:01:25.000 --> 00:01:26.100
.خودت باید تصمیم گیری کنی

00:01:26.130 --> 00:01:28.130
به عنوان رئیس این کارکنان بخش جراحی

00:01:28.170 --> 00:01:29.600
.من باید محدودیتهای خودم رو بشناسم

00:01:29.640 --> 00:01:32.840
و این رو میدونم که نمیتونم نسبت به همسرم

00:01:32.870 --> 00:01:34.940
.و آیندۀ شغلیش بی طرف باشم

00:01:34.980 --> 00:01:39.310
به عنوان رهبر گروه عدم بی طرفی خودم رو با

00:01:39.350 --> 00:01:44.020
.تشکیل یک کمیتۀ مشورت برای بررسی ماجرا حل کردم

00:01:44.050 --> 00:01:45.750
به محض اینکه اونها پیشنهاداتشون رو در مورد

00:01:45.790 --> 00:01:47.690
اینکه چطور باید پیش بریم به من بدن

00:01:47.720 --> 00:01:49.450
من به عنوان رهبر گروه

00:01:49.490 --> 00:01:54.560
.تصمیم گیری نهایی در مورد همسرم رو انجام میدم

00:01:54.600 --> 00:01:57.730
به عنوان یک انسان خدای بزرگ رو شکر میکنم که

00:01:57.770 --> 00:02:03.770
مسؤلیت مرگ هر دو والدین
.اون بچه ها متوجه همسر من نیست

00:02:03.800 --> 00:02:05.200
[نفس عمیق]

00:02:05.240 --> 00:02:08.240
♪

00:02:13.410 --> 00:02:15.680
.اُون: بشین وارِن -
[بسته شدن در]

00:02:15.720 --> 00:02:18.050
وقتی میراندا بهم گفت کمیته تحقیق تشکیل شده

00:02:18.090 --> 00:02:21.450
.یک مشت وکیل و افراد بیمارستانی رو تصور میکردم

00:02:21.490 --> 00:02:24.320
.من... خوشحالم که کمیته شماها هستین

00:02:24.360 --> 00:02:25.820
[زنگ تلفن]

00:02:25.860 --> 00:02:27.390
.بیاین به کارمون برسیم

00:02:27.430 --> 00:02:29.690
مَگی: دکتر وارِن، آگاه باشید که هدف این کمیته

00:02:29.730 --> 00:02:35.000
درک حادثۀ رخداده و ارائۀ توصیه های
.لازم جهت برخورد انضباطی مقتضی هستش

00:02:35.040 --> 00:02:38.840
عدم همکاری کامل و یا کتمان اطلاعات
از این کمیته، بلافاصله منجر به

00:02:38.870 --> 00:02:43.410
.عزل شما از طرح پذیرش رزیدنت خواهد شد

00:02:43.440 --> 00:02:45.510
.خیلی خب

00:02:45.550 --> 00:02:47.210
آیا این شرایط رو قبول میکنید؟

00:02:47.250 --> 00:02:48.880
.بله

00:02:48.920 --> 00:02:52.180
.خیلی خب، شروع میکنیم

00:02:52.220 --> 00:02:54.550
جکسون: آیا اون هنوزم به من
اتهام آزار و اذیت میزنه؟

00:02:54.590 --> 00:02:56.620
.موقع اومدن سعی کردم وسط راه ملاقاتش کنم

00:02:56.660 --> 00:02:58.120
...سعی کردم از لحاظ اخلاقی درست رفتار کرده باشم

00:02:58.160 --> 00:03:01.130
کاترین: ظاهراً مسیر اخلاقیات
.با قرارهای منع سنگ فرش شده

00:03:01.160 --> 00:03:02.590
.متأسفم. دیگه حرف نمیزنم

00:03:02.630 --> 00:03:04.430
.در واقع قرار منع برای ما مفیده

00:03:04.470 --> 00:03:06.130
وقتی به دادگاه ببریمش و این موضوع مطرح بشه

00:03:06.170 --> 00:03:08.600
اون نخواهد تونست اتهامات رو ثابت کنه

00:03:08.640 --> 00:03:10.470
و این شخصیت اون رو زیر سؤال میبره

00:03:10.500 --> 00:03:12.340
.که دقیقاً ما هم میخوایم ماجرا به همون سمت بره

00:03:12.370 --> 00:03:14.670
چرا؟ -
چون به محض اینکه اون بچه متولد بشه -

00:03:14.710 --> 00:03:18.080
تو شانس خیلی خوبی برای
.گرفتن حضانت کامل بچه خواهی داشت

00:03:18.110 --> 00:03:20.110
آپریل: حضانت کامل؟

00:03:20.150 --> 00:03:22.310
.نه، اون هرگز این کار رو نمیکنه

00:03:22.350 --> 00:03:23.520
.چرا میکنه

00:03:23.550 --> 00:03:25.280
آریزونا: میدونم که من فقط برای حمایت اینجام

00:03:25.320 --> 00:03:26.820
ولی چرا جکسون باید اینکار رو بکنه؟

00:03:26.850 --> 00:03:29.860
چون این دقیقاً همون کاریه که
.من به خود آپریل توصیه میکنم

00:03:29.920 --> 00:03:32.160
چه بخوای و چه نخوای آپریل

00:03:32.190 --> 00:03:34.760
.این قرار منع باعث یک رقابت تسلیحاتی شده

00:03:34.800 --> 00:03:36.700
.درخواست قرار منع یک اشتباه بود

00:03:36.730 --> 00:03:38.530
نمیشه راحت پسش بگیریم؟

00:03:38.570 --> 00:03:42.000
.جدی بهت میگم، اصلاً سعی نکن باهاش صحبت کنی

00:03:42.040 --> 00:03:44.540
.قرار منع لازمه پا بر جا بمونه

00:03:44.570 --> 00:03:47.370
باید کارها رو با هم انجام بدیم، باشه؟

00:03:49.410 --> 00:03:52.110
.این دقیقاً چیزیه که سعی میکردم ازش اجتناب کنم

00:03:52.150 --> 00:03:55.350
...بعد از تمام اتفاقاتی که برای «ساموئل» افتاد

00:03:55.380 --> 00:03:57.080
.فقط میخوام این بچه ایمن باشه

00:03:57.120 --> 00:03:59.820
خوبه. دیدی؟... پس خودت این
.رو حس کردی که بچه ات در خطره

00:03:59.850 --> 00:04:03.190
.عالیه. از همین میتونیم استفاده کنیم

00:04:03.220 --> 00:04:05.920
[آه کشیدن]

00:04:05.960 --> 00:04:08.260
[صحبتهای نامفهوم از بلندگو]

00:04:08.300 --> 00:04:10.160
!پِنی: عجب

00:04:10.200 --> 00:04:11.460
شکستگی لگن؟

00:04:11.500 --> 00:04:13.230
.رفته زیر پای یک اسب

00:04:13.270 --> 00:04:15.370
.فردا روز موعوده

00:04:15.400 --> 00:04:19.700
...«بورسیۀ پرمینجر»
.آره یا نه، میمونی یا میری

00:04:19.740 --> 00:04:22.070
اوه، مگه هنوز بهشون جواب ندادی؟

00:04:22.110 --> 00:04:24.710
به نظرت من بدون اینکه با تو صحبت
کنم بهشون جواب میدادم؟

00:04:24.750 --> 00:04:25.840
.نه

00:04:25.880 --> 00:04:27.110
نه. منظورم اینه که

00:04:27.150 --> 00:04:29.550
.بورسیۀ پرمینجر یک موقعیت تکرار نشدنیه

00:04:29.580 --> 00:04:31.120
اگر بگم آره

00:04:31.150 --> 00:04:35.390
.باید حداقل برای یک سال برم به نیویورک

00:04:35.420 --> 00:04:36.760
.درسته

00:04:36.790 --> 00:04:37.760
تو باهاش مشکلی نداری؟

00:04:37.790 --> 00:04:39.860
آیا تو مشکلی نداری؟

00:04:39.890 --> 00:04:42.790
...خب، همونطور که گفتی

00:04:42.830 --> 00:04:45.200
.این یک موقعیت تکرار نشدنیه

00:04:46.970 --> 00:04:50.840
.خیلی خب، باید این رو ببرم اتاق عمل

00:04:50.870 --> 00:04:53.000
[صاف کردن گلو]

00:04:53.040 --> 00:04:54.340
[آه کشیدن]

00:04:54.370 --> 00:04:55.670
[زنگ تلفن، مکالمات نامفهوم]

00:04:55.710 --> 00:04:56.880
رِجی دالتون»؟»

00:04:56.910 --> 00:04:58.640
.من دکتر جو ویلسون هستم

00:04:58.680 --> 00:05:00.580
.پرونده ات میگه دچار فتق شدی

00:05:00.610 --> 00:05:02.050
.آره. خیلی بده

00:05:02.080 --> 00:05:04.520
.خیلی خب، بذار یک نگاهی بکنم. دراز بکش

00:05:04.550 --> 00:05:06.750
.میخوام پیراهنت رو بالا بزنم

00:05:06.790 --> 00:05:08.720
خیلی خب، چند وقته که اینجوریه؟

00:05:08.760 --> 00:05:11.360
من حدود شش ماه پیش جراحی کردم

00:05:11.390 --> 00:05:14.430
.و بعد مدتی این کوچولو شروع به بیرون اومدن کرد

00:05:14.460 --> 00:05:15.490
شش ماه پیش؟

00:05:15.530 --> 00:05:17.260
.آره. بالافاصله همون موقع رفتم نشونش دادم

00:05:17.300 --> 00:05:18.460
اونها گفتن میتونن عملش کنن اما

00:05:18.500 --> 00:05:19.970
.اونقدرها اورژانسی نیست

00:05:20.000 --> 00:05:21.900
...منم دست نگه داشتم

00:05:21.940 --> 00:05:22.930
.اوه، خدای من

00:05:22.970 --> 00:05:24.240
.اوه، نه، نه

00:05:24.270 --> 00:05:25.240
رجی، حالت خوبه؟

00:05:25.270 --> 00:05:26.300
.آره

00:05:26.340 --> 00:05:27.870
...مشکل اینجاست که

00:05:27.910 --> 00:05:30.910
...الان فصل آلرژی هستش و هر بار که عطسه میکنم

00:05:30.940 --> 00:05:32.240
.اون کوچولو میزنه بیرون

00:05:32.280 --> 00:05:35.250
.آره. به نظرم برای جراحی زیاد معطل کردم

00:05:35.280 --> 00:05:36.480
...چون

00:05:36.520 --> 00:05:37.850
.اوه! اوه! نه -
.خیلی خب رجی، باهاش مقابله نکن -

00:05:37.880 --> 00:05:39.420
.اینطوری فقط بدترش میکنی

00:05:39.450 --> 00:05:41.620
[عطسه کردن]

00:05:41.660 --> 00:05:43.490
دیگه بدتر از این؟

00:05:49.100 --> 00:05:50.300
آیا بچه ام داره میمیره؟

00:05:50.330 --> 00:05:51.000
.نه

00:05:51.030 --> 00:05:52.530
[بوق دستگاه]

00:05:53.800 --> 00:05:56.100
مَگی: قبل از اینکه تو حتی
.بهش دست بزنی در باز شده بود

00:05:56.140 --> 00:05:57.540
.میدونم. اینطوری به نظر میرسه

00:05:57.570 --> 00:06:00.140
.این چیزیه که اتفاق افتاده، وارِن، درست اونجا

00:06:00.170 --> 00:06:02.410
.تو گفتی اصلاً ندیدی که درها باز شدن

00:06:02.440 --> 00:06:04.080
.آره. یعنی، نه

00:06:04.110 --> 00:06:05.580
خب پس کدومش... دیدی یا ندیدی؟

00:06:05.610 --> 00:06:06.880
.ندیدم که باز شدن

00:06:06.910 --> 00:06:08.080
.درست جلوی تو بود

00:06:08.120 --> 00:06:10.180
.«میدونم، اما من «ندیدمش

00:06:10.220 --> 00:06:11.520
.توی ذهنم نقش نبست

00:06:11.550 --> 00:06:12.950
.مَگی: خیلی خب، من رو روشن کن

00:06:12.990 --> 00:06:14.390
...آیا
[آه کشیدن]

00:06:14.420 --> 00:06:17.090
آیا قبلش تصمیمت رو گرفته بودی که بشکافی؟ -
.نه -

00:06:17.120 --> 00:06:19.320
یا فکر کردی تا وقتی که سوار آسانسور بشین

00:06:19.360 --> 00:06:20.930
و به اتاق عمل برسین خیلی دیر میشه؟

00:06:20.960 --> 00:06:22.260
.نه

00:06:22.300 --> 00:06:26.060
بِن، اگر الان دروغ بگی باعث میشه
.کارمون خیلی زود به پایان برسه

00:06:26.100 --> 00:06:28.500
.من - ندیدم - باز شدن

00:06:32.340 --> 00:06:35.370
♪

00:06:37.410 --> 00:06:38.780
.من با مادربزرگت صحبت کردم

00:06:38.810 --> 00:06:41.750
.اون تا چند ساعت دیگه میاد اینجا

00:06:41.780 --> 00:06:45.450
.پدرت هنوز دوران بهبودی طولانی ای پیش رو داره

00:06:45.520 --> 00:06:49.120
.اما همین که بهوش اومده واقعاً نشونۀ خوبیه

00:06:49.160 --> 00:06:51.060
.شما گفتین وقتی بهوش اومد میتونم ببینمش

00:06:51.090 --> 00:06:52.290
.گفتم

00:06:52.330 --> 00:06:53.390
.و خواهی دید

00:06:53.430 --> 00:06:55.290
کِی؟ -
الان چطوره؟ -

00:06:55.330 --> 00:06:57.860
.بیا بریم

00:06:57.900 --> 00:06:59.460
...اما قبل از اینکه بریم داخل

00:06:59.500 --> 00:07:01.200
به پدرت یک سری لوله وصل شده

00:07:01.230 --> 00:07:02.870
...اما این طبیعیه -
!داریم رد میشیم -

00:07:02.900 --> 00:07:04.940
...پس وقتی دیدیش نترسی...

00:07:04.970 --> 00:07:06.000
!صبر کن، جاسمین

00:07:06.040 --> 00:07:07.640
بابا؟ -
...دلوکا، لولۀ مکش رو بیار -

00:07:07.670 --> 00:07:08.870
.خیلی خب، آوردم -
بابا؟ -

00:07:08.910 --> 00:07:10.780
.لورازپام بیشتری بزنین -
!چکارش شده؟ -

00:07:10.810 --> 00:07:11.840
.آملیا: باید دوباره به ونتیلاتور وصلش کنیم
(دستگاه تنفس مصنوعی)

00:07:11.880 --> 00:07:12.940
.برای لوله گذاری سریع آماده اش کنین

00:07:12.980 --> 00:07:14.980
.جاسیمن، اونها باید کارشون رو بکنن

00:07:15.020 --> 00:07:16.380
.شما گفتین اون بهوش اومده

00:07:16.420 --> 00:07:17.850
!شما گفتین حالش خوبه

00:07:17.880 --> 00:07:19.350
.میدونم، میدونم، عزیزم

00:07:19.390 --> 00:07:20.990
.بیا

00:07:23.360 --> 00:07:26.290
.بِن: برای امروز کارشون با من تموم شد

00:07:26.330 --> 00:07:28.030
.خیلی خب

00:07:28.060 --> 00:07:30.160
میخوان با بقیۀ دکترهایی
.که درگیر بودن صحبت کنن

00:07:30.200 --> 00:07:31.960
.متوجه شدم -
میخواستم بیمارهای بعد از عملم رو چک کنم -

00:07:32.000 --> 00:07:33.500
.اما اونها گفتن که نمیتونم برگردم سر کارم

00:07:33.530 --> 00:07:37.100
...تا وقتی که -
.آره، بهتره تماسی با هیچ بیماری نداشته باشی -

00:07:37.140 --> 00:07:40.370
...خیلی خب، پس
[بالا کشیدن بینی]

00:07:40.410 --> 00:07:44.310
.میرم «تاک» رو زودتر از مدرسه بردارم

00:07:44.340 --> 00:07:47.010
میدونی، مدتیه بهم التماس میکنه
.به اون مرکز تفریحی جدید بریم

00:07:47.050 --> 00:07:48.850
بِیلی: آیا اتاقش رو تمیز کرده؟

00:07:48.880 --> 00:07:50.350
.نمیدونم

00:07:50.380 --> 00:07:53.450
خب، تا وقتی که اتاقش رو تمیز
.نکرده حق رفتن به اونجا رو نداره

00:07:53.490 --> 00:07:55.250
.خودت هم میدونی بن -
منم خرس گنده ای هستم برای خودم -

00:07:55.290 --> 00:07:56.820
و اون موقع که این قانون
.رو گذاشتیم خودم اونجا بودم

00:07:56.860 --> 00:07:57.990
...لازم نیست که تو به من بگی

00:07:58.020 --> 00:08:00.530
...خب، ظاهراً لازمه چون تو

00:08:00.560 --> 00:08:03.160
.خیلی خب، بس کن. بس کن. فقط بس کن

00:08:03.200 --> 00:08:05.700
♪

00:08:05.730 --> 00:08:09.530
...میراندا

00:08:09.570 --> 00:08:11.470
.من رو نگاه کن

00:08:11.510 --> 00:08:12.540
...میراندا، من

00:08:12.570 --> 00:08:13.970
.خیلی باهام بد بودی

00:08:14.010 --> 00:08:15.740
.امروز صبح، خیلی باهام بد بودی

00:08:15.780 --> 00:08:17.680
.متأسفم

00:08:17.710 --> 00:08:20.880
این ماجرا... این ماجرا مثل یک
.کامیون داره من رو زیرش له میکنه

00:08:20.910 --> 00:08:23.150
...حس میکنم -
.میدونم -

00:08:23.180 --> 00:08:25.250
.منم همینطور

00:08:25.290 --> 00:08:30.190
...خب، پس ما باید اینها رو از هم جدا کنیم

00:08:30.220 --> 00:08:33.220
.رئیس و دکتر وارِن» یک طرف»

00:08:33.260 --> 00:08:38.230
.بِن و میراندا» هم یک طرف»

00:08:38.270 --> 00:08:42.100
مثل دین و سیاست؟

00:08:42.140 --> 00:08:45.440
.دین و سیاست

00:08:45.470 --> 00:08:47.470
[در زدن]

00:08:47.510 --> 00:08:49.770
.دکتر بِیلی، مادر عمر سینگ اینجان

00:08:49.810 --> 00:08:51.340
.بهش بگو الان میام

00:08:51.380 --> 00:08:53.710
...بن -
.خونه میبینمت -

00:08:57.820 --> 00:09:00.390
حالا خونه دینه یا سیاست؟

00:09:01.790 --> 00:09:04.560
.دین، به نظرم

00:09:08.860 --> 00:09:14.830
<font color="#008000">زیرنویس از بابک
</font><i>ترجمه شده از زیرنویس
Caio</i>
برای درک بهتر، زیرنویس به)
فارسی روان ترجمه شده و معادلهای
(محاوره ای فارسی در آن بکار رفته است

00:09:17.030 --> 00:09:19.590
.در واقع فتق های بعد از جراحی زیاد هم نادر نیستن

00:09:19.670 --> 00:09:22.130
اما با توجه به اندازه اش باید
شیوۀ خاصی رو در پیش بگیریم

00:09:22.160 --> 00:09:24.130
...تا بستن شکاف بدون فشار روی

00:09:24.160 --> 00:09:25.490
داری... داری چکار میکنی؟

00:09:25.530 --> 00:09:28.630
.عادت کردم که بعدش برش گردونم سر جاش

00:09:28.660 --> 00:09:30.860
آیا کار درستی نیست؟

00:09:30.900 --> 00:09:34.190
...آااه

00:09:34.250 --> 00:09:35.680
.سلام

00:09:35.710 --> 00:09:38.510
.ویلسون، ما الان برمیگردیم

00:09:38.550 --> 00:09:39.880
.بیا

00:09:43.350 --> 00:09:45.120
اینجا چکار میکنی؟

00:09:45.420 --> 00:09:47.960
ویلسون برای بیمار سی-اِس-آر شما
.درخواست مشاوره داده بود

00:09:47.990 --> 00:09:50.410
اما واضحه که با وجود تو در
.اونجا نمیتونم کاری انجام بدم

00:09:50.460 --> 00:09:51.690
مگر اینکه تو بخوای قوانین قرار منعی که

00:09:51.720 --> 00:09:52.760
.خودت گرفته بودی رو نقض کنی

00:09:52.790 --> 00:09:55.130
.من هیچ... من هیچ چیزی رو نقض نمیکنم

00:09:55.160 --> 00:09:56.630
.چون تو باید بری

00:09:56.660 --> 00:09:58.330
.خواهش میکنم یک نفر دیگه رو بفرست -
چرا از بیمار نظرش رو نپرسیم؟ -

00:09:58.360 --> 00:09:59.430
اگر به خودش باشه مشاوره با بهترین جراح پلاستیک

00:09:59.470 --> 00:10:00.830
.توی این بیمارستان رو میخواد

00:10:00.870 --> 00:10:02.200
خودت هم خوب میدونی که این مورد به همون اندازه

00:10:02.230 --> 00:10:04.000
که به جراحی پلاستیک مربوطه
.به جراحی عمومی ربط داره

00:10:04.040 --> 00:10:05.800
درسته، و اینجا کلی جراح عمومی هست

00:10:05.840 --> 00:10:06.870
.ولی من تنهام
(جراح پلاستیک دیگه ای نیست)

00:10:06.910 --> 00:10:08.040
.من اول اومدم بالای سرش

00:10:08.070 --> 00:10:09.610
.رجی: اوه! اوه! نه
[عطسه کردن]

00:10:09.640 --> 00:10:11.340
!جو: یا خدا

00:10:14.310 --> 00:10:16.780
[مکالمات نامفهوم]

00:10:20.050 --> 00:10:21.890
[بهم خوردن در]

00:10:21.920 --> 00:10:24.190
.اون لحظه رو کاملاً از قلم انداختی

00:10:24.220 --> 00:10:25.360
کدوم لحظه؟

00:10:25.390 --> 00:10:27.960
.«اون لحظه که من بهت بگم: «برو به نیویورک

00:10:27.990 --> 00:10:30.430
.و تو بعدش ازم بخوای که با تو بیام اونجا

00:10:30.460 --> 00:10:31.430
.اون لحظه رو میگفتم

00:10:31.460 --> 00:10:33.130
.چی؟ وایستا

00:10:33.170 --> 00:10:36.430
.تو حتی نمیخواستی من با بچه ات ملاقات کنم

00:10:36.470 --> 00:10:37.900
.نه... اما تو باهاش ملاقات کردی

00:10:37.940 --> 00:10:39.140
.دخترم هم تو رو خیلی دوست داره. مشکلی هم نیست

00:10:39.170 --> 00:10:41.470
.کِلی، تو اینجا توی سیاتل زندگی میکنی

00:10:41.510 --> 00:10:42.910
.تو... تو اینجا خانواده داری

00:10:42.940 --> 00:10:44.110
.شغل داری

00:10:44.140 --> 00:10:46.310
نمیتونی به همین راحتی قید
.همه چیز رو بزنی و به نیویورک بیای

00:10:46.350 --> 00:10:47.880
.میدونم. باز هم دلیل نمیشه

00:10:47.910 --> 00:10:49.150
پِنی: چرا نمیشه؟

00:10:49.180 --> 00:10:51.620
.درستش این بود که این رو ازم میخواستی

00:10:51.680 --> 00:10:54.180
[آه کشیدن]

00:10:54.220 --> 00:10:56.350
[نیشخند]

00:10:56.390 --> 00:10:58.260
چی شده؟

00:10:58.290 --> 00:11:00.920
...تو

00:11:00.960 --> 00:11:03.860
ستودنی ترین زنی هستی
.که تا این لحظه دیدم

00:11:03.900 --> 00:11:04.960
واقعاً؟

00:11:06.900 --> 00:11:11.170
.و البته که من میخوام تو با من به نیویورک بیای

00:11:11.200 --> 00:11:13.070
.اما این شدنی نیست

00:11:15.070 --> 00:11:19.940
.همیشه میشه... رابطۀ از راه دور داشت

00:11:19.980 --> 00:11:22.350
.بله خب، درسته

00:11:22.380 --> 00:11:25.080
.سفرهای آخر هفته

00:11:26.390 --> 00:11:27.880
[آه کشیدن]

00:11:27.920 --> 00:11:29.420
.تلفنهای بی تربیتی

00:11:31.590 --> 00:11:32.990
دقیقاً چقدر بی تربیت؟

00:11:33.030 --> 00:11:35.090
[خندیدن]

00:11:43.040 --> 00:11:44.270
!خدای من

00:11:44.300 --> 00:11:46.700
.من یک کیت نخ بخیه لازم داشتم

00:11:46.740 --> 00:11:49.170
.نه. راستش الان نمیخوام. خداحافظ

00:11:49.210 --> 00:11:50.470
[بسته شدن در]

00:11:50.510 --> 00:11:51.540
[خندیدن]

00:11:51.580 --> 00:11:53.010
.الکس: بچه ها ما نمیتونیم به گذشته برگردیم

00:11:53.050 --> 00:11:54.710
هیچ راهی وجود نداره که بفهمیم
.مسئله باید چطور پیش میرفته

00:11:54.750 --> 00:11:56.380
آریزونا: مطمئناً اگر من بودم
شکمش رو توی راهرو نمیشکافتم

00:11:56.420 --> 00:11:57.550
،البته اگر مجبور نبودم

00:11:57.580 --> 00:11:59.520
.اما وارِن میگه هیچ انتخابی نداشته

00:11:59.550 --> 00:12:01.550
...البته به استثناء درهای آسانسور

00:12:01.590 --> 00:12:03.390
.آره. درها باز بودن

00:12:03.420 --> 00:12:04.860
چطور میشه یکی اون درهای باز رو نبینه؟

00:12:04.890 --> 00:12:05.990
و وضعیت بچه چطور بود؟

00:12:06.020 --> 00:12:08.690
.دچار اسیدوز شده بود، اکسیژن گیری نمیکرد

00:12:08.730 --> 00:12:10.460
.مجبور شدیم به اکسیژناسیون بیرونی وصلش کنیم -
.که موفقیت آمیز نبود -

00:12:10.500 --> 00:12:13.130
این نوع پرفیوژن برای بچه های
.کوچک میتونه سنگین باشه

00:12:13.170 --> 00:12:14.930
.ریگز پیشنهادش رو داد. ما همه موافقت کردیم

00:12:14.970 --> 00:12:16.200
صبر کن. پیشنهاد ریگز بوده؟

00:12:16.240 --> 00:12:17.730
.آره

00:12:17.770 --> 00:12:19.000
و تو باهاش موافقت کردی؟

00:12:19.040 --> 00:12:21.910
.خب، من نگران بودم ولی راه حل دیگه ای هم نبود

00:12:21.940 --> 00:12:26.240
پس، پیشنهاد ریگز باعث بغرنج تر شدن مشکل شد؟

00:12:26.280 --> 00:12:28.780
.همونطور که گفتم، انتخاب دیگه ای نداشتیم

00:12:28.810 --> 00:12:30.580
.خیلی خب

00:12:30.620 --> 00:12:32.020
فکر میکنم همۀ چیزهایی که لازم
.داشتیم رو ازتون پرسیدیم

00:12:32.050 --> 00:12:33.820
.ممنونم -
.خواهش میکنم -

00:12:33.850 --> 00:12:35.750
.مرسی -
.موفق باشین -

00:12:37.160 --> 00:12:38.150
[باز و بسته شدن در]

00:12:38.190 --> 00:12:39.520
.گوش کنین، فردا هم باید جلسه داشته باشیم

00:12:39.560 --> 00:12:40.690
با کی؟

00:12:40.730 --> 00:12:41.790
.ما صحبتهای همه رو شنیدیم

00:12:41.830 --> 00:12:43.260
.ما هنوز با ریگز صحبت نکردیم

00:12:45.130 --> 00:12:47.030
.اوه خدای من -
چیه؟ -

00:12:47.070 --> 00:12:48.160
.هیچی
[زنگ هشدار تلفن]

00:12:48.200 --> 00:12:49.530
به نظرت سر وارِن چی میاد؟

00:12:49.570 --> 00:12:50.700
.اوه. نمیدونم

00:12:50.740 --> 00:12:51.900
.تو که از حالا رفتنی شدی

00:12:51.940 --> 00:12:53.900
اگر وارِن هم بره اونها از
.ما تا سر حد مرگ کار میکشن

00:12:53.940 --> 00:12:56.110
.تمام جراحی ها به ما میرسه

00:12:56.140 --> 00:12:58.980
احساس خوبی نیست، اما دیگه
.ما اینجا رو میگردونیم

00:12:59.010 --> 00:13:00.780
[زنگ هشدار تلفن]
خدای من... [نیشخند]

00:13:00.810 --> 00:13:02.850
توی تلفن تو چه خبره؟ -
!داری چکار میکنی... بس کن -

00:13:02.880 --> 00:13:04.280
.نکن! نه، نه، نه -
چی؟ -

00:13:04.320 --> 00:13:05.780
.لطفاً بهم پسش بده -
کایل» کیه؟» -

00:13:05.820 --> 00:13:07.520
و چرا میخواد با زبونش یک سری
...عملیات رو برات انجام بده

00:13:07.550 --> 00:13:09.590
.هیس، هیس -
.جواب سؤال رو بده -

00:13:10.790 --> 00:13:12.260
.خیلی خب، بیاین اینجا

00:13:12.290 --> 00:13:13.890
.خواهش میکنم. ساکت باشین

00:13:13.930 --> 00:13:16.160
اون بیمار شفرد که اِم-اس داشت رو میشناسین؟

00:13:16.190 --> 00:13:18.660
...اوه -
قهرمان گیتار»؟» -

00:13:18.700 --> 00:13:20.530
تو داری با اون عملیات زبونی انجام میدی؟

00:13:20.570 --> 00:13:23.070
.نه... نه هنوز

00:13:23.100 --> 00:13:26.800
بهش گفتم شاید وقتی که از تور
.برگشت با هم بریم بیرون

00:13:26.840 --> 00:13:29.870
از اون موقع به هم پیامک میدیم
.و الان داره گوشیم رو ذوب میکنه

00:13:29.910 --> 00:13:32.840
.خیلی جذاب و واقعاً بی تربیتیه -
[زنگ هشدار تلفن]

00:13:32.880 --> 00:13:34.010
.آره. من با همین تلفن به مادرم هم زنگ میزنم

00:13:34.050 --> 00:13:35.810
[نیشخند] -
.اوه، خدای من -

00:13:35.850 --> 00:13:37.050
.مثلاً این

00:13:37.080 --> 00:13:38.820
جواب این رو باید با چی بدم؟

00:13:38.850 --> 00:13:40.850
.اینطوری

00:13:42.350 --> 00:13:44.190
!خدای من

00:13:46.020 --> 00:13:47.090
.ممنونم

00:13:47.130 --> 00:13:48.830
[زنگ هشدار تلفن]

00:13:48.860 --> 00:13:50.890
به نظرت میتونی اینها رو به منم یاد بدی؟

00:13:50.960 --> 00:13:52.460
.آره

00:13:53.970 --> 00:13:55.870
.اینم نخ بخیه که میخواستی. متأسفم

00:13:55.900 --> 00:13:58.100
.اشکال نداره
[خندیدن]

00:13:58.140 --> 00:14:00.540
.فکر کنم باید در میزدم

00:14:00.570 --> 00:14:02.310
.اون داره میره -
چی؟ -

00:14:02.370 --> 00:14:04.540
.به نیویورک

00:14:04.580 --> 00:14:06.940
همون بورسیۀ پرمینجر؟

00:14:06.980 --> 00:14:08.510
[آه کشیدن]

00:14:08.550 --> 00:14:11.050
...خیلی متأسفم. اما میدونی

00:14:11.080 --> 00:14:13.080
.به این معنی نیست که همه چی باید تموم بشه

00:14:13.120 --> 00:14:15.320
.رابطۀ از راه دور غیرممکن نیست

00:14:15.350 --> 00:14:17.390
.مطمئن نیستم بتونیم طاقت بیاریم

00:14:17.420 --> 00:14:20.020
.خیلی نگرانم که همه چیز از هم بپاشه

00:14:20.060 --> 00:14:21.730
.پس اجازه نده

00:14:21.760 --> 00:14:25.030
.اراده کن که میتونی و محققش کن

00:14:25.060 --> 00:14:26.100
.اونجا نیویورکه

00:14:26.130 --> 00:14:27.230
.فقط یک پرواز شش ساعته است

00:14:27.270 --> 00:14:28.770
.آخر هفته و تماس تلفنی

00:14:28.800 --> 00:14:31.900
.میتونی مسئله رو حل کنی
.میکنی... باید بکنی

00:14:33.270 --> 00:14:35.470
.ممنونم

00:14:35.510 --> 00:14:36.610
.کلی -
بله؟ -

00:14:36.640 --> 00:14:37.970
[صاف کردن گلو]
شاید دفعۀ بعدی بهتر باشه برین

00:14:38.010 --> 00:14:39.480
.جایی که درش قفل داشته باشه

00:14:39.510 --> 00:14:41.410
[زنگ آسانسور]
[خندیدن]

00:14:41.450 --> 00:14:43.410
آپریل: تو بیمار من رو ازم دزدیدی؟

00:14:43.450 --> 00:14:44.850
.جکسون: اون بیمار منه

00:14:44.880 --> 00:14:47.150
.و در ضمن باید چیزی حدود 30 متر بری عقب

00:14:47.190 --> 00:14:48.520
!ریچارد: خیلی خب دیگه

00:14:48.550 --> 00:14:50.090
.اون مرد به یک جراح پلاستیک احتیاج داره

00:14:50.120 --> 00:14:51.250
.و یک جراح عمومی

00:14:51.290 --> 00:14:54.160
به همین خاطره قراره دکتر وبر
.همراه من بیان توی اتاق عمل

00:14:54.190 --> 00:14:55.660
.من رئیس بخش جراحی پلاستیک هستم
.اینجا اولویت با منه

00:14:55.690 --> 00:14:59.030
فقط به خاطر اینکه تو علیه من قرار
.منع ثبت کردی من خودم رو عقب نمیکشم

00:14:59.060 --> 00:15:00.260
...این... این یک

00:15:00.300 --> 00:15:01.300
.خیلی خب... باشه

00:15:01.330 --> 00:15:03.330
[آه کشیدن] -
.بسه دیگه -

00:15:03.370 --> 00:15:05.640
قرار نیست به خاطر اینکه شما دو نفر نمیتونین

00:15:05.670 --> 00:15:08.370
با هم توی یک اتاق باشین
.در حق این بیمار کم کاری کنیم

00:15:08.410 --> 00:15:10.070
.من با دکتر آوری میرم سر عمل

00:15:10.110 --> 00:15:11.370
.ختم کلام

00:15:14.210 --> 00:15:17.610
.فردا بعد از ساعت چهار وقتم آزاده

00:15:17.650 --> 00:15:21.120
♪

00:15:21.150 --> 00:15:22.420
[بوق زدن دستگاه]

00:15:22.450 --> 00:15:26.160
پس اون دیگه هیچ وقت بهوش نمیاد؟

00:15:26.190 --> 00:15:27.790
،بهوش اومد

00:15:27.830 --> 00:15:29.690
.اما دچار یک تشنج طولانی شد

00:15:29.730 --> 00:15:31.900
.احتمالاً دچار محرومیت از اکسیژن شده بوده

00:15:31.930 --> 00:15:33.660
.ما هنوز داریم سعی میکنیم دلیلش رو بفهمیم

00:15:33.700 --> 00:15:34.760
اما شما باید اطلاع داشته باشین که

00:15:34.800 --> 00:15:37.970
عکسهای اخیر اون فعالیت
.مغزی زیادی رو نشون نمیده

00:15:38.000 --> 00:15:41.040
عکسها حاکی از این هستن که
.اون دچار آسیب جدی ای شده

00:15:41.070 --> 00:15:44.610
به همین خاطر حتی اگر الان هم بهوش بیاد
.نمیشه گفت چقدر فعالیت مغزی خواهد داشت

00:15:44.640 --> 00:15:47.210
بِیلی: پسرتون فرم اعلام نظر دربارۀ مراقبتهای
.پزشکی پیش از وقوع رو قبلاً پر نکرده

00:15:47.250 --> 00:15:49.650
این فرمها برای مشخص کردن این هستن که

00:15:49.680 --> 00:15:52.350
آیا شما میخواید در صورت از کار افتادن قلب عُمَر

00:15:52.380 --> 00:15:54.480
.ما اون رو زنده نگه داریم یا نه

00:15:55.990 --> 00:15:57.620
[نفس عمیق]

00:15:57.660 --> 00:15:59.260
[ترکیدن بغض]
.من نمیدونم باید چکار کنم

00:15:59.290 --> 00:16:01.690
.تصمیم خیلی سختیه

00:16:01.730 --> 00:16:04.530
[گریه کردن]
.اون بچۀ منه

00:16:04.560 --> 00:16:07.460
.هنوز یادمه وقتی بغلش میکردم چه حسی داشتم

00:16:07.500 --> 00:16:09.600
...نمیتونم راحت

00:16:09.630 --> 00:16:11.230
.نمیدونم باید چکار کنم

00:16:11.270 --> 00:16:13.970
چکار کنم؟

00:16:15.440 --> 00:16:18.340
.شما باید برگه ها رو امضاء کنین

00:16:18.380 --> 00:16:20.680
خود بابا هم نمیخواد اینطوری توی رختخواب

00:16:20.710 --> 00:16:22.710
به دستگاهها وصل باشه

00:16:22.750 --> 00:16:25.580
.و چشمهاش همیشه بسته باشن

00:16:25.620 --> 00:16:27.180
.خودش هم از این شرایط بدش میاد

00:16:27.220 --> 00:16:29.650
...و میخواد

00:16:33.330 --> 00:16:35.790
.و میخواد پیش مامان باشه

00:16:35.830 --> 00:16:38.830
♪

00:16:45.340 --> 00:16:47.940
[بالا کشیدن بینی]

00:16:52.680 --> 00:16:53.940
.یک خودکار لازم دارم

00:16:53.980 --> 00:16:56.350
[بالا کشیدن بینی]

00:16:56.380 --> 00:16:59.380
♪

00:17:02.420 --> 00:17:04.750
.دوستت داریم بابا

00:17:12.380 --> 00:17:14.150
[آژیر از دوردست]

00:17:14.440 --> 00:17:15.850
تغییری اتفاق نیوفتاده؟ -
.نه -

00:17:16.570 --> 00:17:17.780
جلسات وارِن چطور پیش میره؟

00:17:17.830 --> 00:17:19.070
.مردیت: هنوز ادامه داره -
.مَگی: نباید ادامه پیدا کنه -

00:17:19.100 --> 00:17:21.300
.الان فقط این اُوِن هستش که از دست ریگز عصبانیه

00:17:21.340 --> 00:17:23.140
...درک میکنم که با هم دشمن خونی هستن اما

00:17:23.170 --> 00:17:25.050
.واقعاً هم بدجور دشمن خونی ان

00:17:25.080 --> 00:17:26.840
اُوِن حتی کلیات داستانشون رو هم برام نگفت

00:17:26.880 --> 00:17:28.740
.مجبور شدم از زیر زبونش بکشم

00:17:28.780 --> 00:17:30.050
.غیرممکن بود که به حرف زدن بیاریش

00:17:30.080 --> 00:17:31.780
.احتمالاً چون خودت در حال صحبت کردن بودی

00:17:31.820 --> 00:17:32.780
.بدجنس

00:17:32.820 --> 00:17:35.080
.مهربون باش -
.[نیشخند] -

00:17:35.120 --> 00:17:37.890
.ریگز به خواهر اُون خیانت کرده بود

00:17:37.920 --> 00:17:39.220
چی؟ -
چی؟ -

00:17:39.260 --> 00:17:42.560
به همین خاطر سوار هلیکوپتر
...شده و بعدش هم ناپدید شده

00:17:42.590 --> 00:17:44.260
.چون داشته ترکش میکرده

00:17:44.330 --> 00:17:46.360
.باز هم دلیل نمیشه، این مال قدیماست

00:17:46.400 --> 00:17:48.330
.و اون توی چشمهام نگاه کرد و بهم دروغ گفت

00:17:48.370 --> 00:17:49.930
یک داستان غمگین ساختگی درست کرد که

00:17:49.970 --> 00:17:52.900
سعی کرده خواهر اُون رو از سوار
شدن توی هلیکوپتر منصرف کنه

00:17:52.940 --> 00:17:56.640
اما اون میخواسته بیمارش رو نجات
.بده و چارۀ دیگه ای نداشته

00:17:56.670 --> 00:17:58.270
.اون خودش رو خیلی خوب جلوه داد

00:17:58.310 --> 00:18:00.640
...عجب. مثل آدمهای

00:18:00.680 --> 00:18:02.610
.آدمهای روان پریش. موافقم

00:18:02.650 --> 00:18:05.750
واسۀ همین اُون بهش اعتماد
.نداره و من هم تمایلی ندارم

00:18:05.780 --> 00:18:07.250
[بوق زدن سریع دستگاه]

00:18:07.280 --> 00:18:08.280
.ضربان قلب داره افت میکنه

00:18:08.320 --> 00:18:09.590
.من ترالی اورژانس رو میارم

00:18:09.620 --> 00:18:11.820
.نه، نه، صبر کن. اون دی-ان-آره
(بیماری که نباید احیای قلبی بشه)

00:18:11.860 --> 00:18:14.790
[تنفس از طریق دستگاه]
[بوق زدن دستگاه]

00:18:17.960 --> 00:18:20.930
♪

00:18:32.340 --> 00:18:34.240
.مَگی: از این مواقع متنفرم

00:18:34.280 --> 00:18:37.280
♪

00:18:40.650 --> 00:18:42.920
مِر؟

00:18:42.950 --> 00:18:46.090
.بِیلی باید باخبر بشه

00:18:58.040 --> 00:19:00.670
.بیدارم نکردی -
کلیدهام کجان؟ -

00:19:00.700 --> 00:19:02.440
چرا بیدارم نکردی؟ -
کلیدهای من رو ندیدی؟ -

00:19:02.470 --> 00:19:04.640
.اونها... خواستن که برم اونجا

00:19:04.680 --> 00:19:06.940
بله، لابد این جواب سؤال منه که
.میخواستم بدونم چرا من رو بیدار نکردی

00:19:06.980 --> 00:19:09.310
.وقتی از در اومدم داخل توی دستم بود

00:19:09.350 --> 00:19:11.680
.من تو رو بیدار میکنم، تو هم من رو بیدار میکنی
.این قانون ماست

00:19:11.720 --> 00:19:15.950
.اگر نصف شب پیجمون کردن، همدیگه رو بیدار میکنیم

00:19:15.990 --> 00:19:20.020
...باید بیدارم کنی تا بدونم که باید حواسم به تاک باشه

00:19:20.060 --> 00:19:21.720
.تا بدونم صبح سریع از خونه نرم بیمارستان

00:19:21.760 --> 00:19:23.960
به خیال اینکه تو کارهای صبحانه رو انجام دادی

00:19:23.990 --> 00:19:25.790
.و فقط یکم زودتر رفتی بیمارستان

00:19:25.830 --> 00:19:28.900
باید بدونم تا بچه مون رو همینطوری
.در حال خواب توی رختخواب ولش نکنم

00:19:28.930 --> 00:19:30.770
در حالی که باید بیدارش کنم
و براش صبحانه درست کنم

00:19:30.800 --> 00:19:32.070
.و ببرمش مدرسه

00:19:32.100 --> 00:19:33.670
.چون وظیفۀ من اینه

00:19:33.700 --> 00:19:36.610
...چون این قانون ماست، چون این

00:19:38.010 --> 00:19:40.040
.چون وقتی... پیجت میکنن باید من رو بیدار کنی

00:19:40.080 --> 00:19:41.710
میشه یک لحظه بیخیال اون کلیهای لعنتی بشی

00:19:41.750 --> 00:19:43.450
و بهم بگی چرا بیدارم نکردی میراندا؟

00:19:43.480 --> 00:19:45.210
.عُمَر داره میمیره

00:19:45.250 --> 00:19:47.320
و در همین حال که تو اینجا
ایستادی و سر من داد میزنی

00:19:47.350 --> 00:19:49.080
.سه تا بچه دارن یتیم میشن

00:19:49.120 --> 00:19:53.720
.بیدارت نکردم چون نمیخواستم الان باهات صحبت کنم

00:19:58.360 --> 00:19:59.430
.کلیدهام

00:20:02.870 --> 00:20:05.100
[باز و بسته شدن در]

00:20:10.340 --> 00:20:11.570
...پِنی: خیلی

00:20:11.610 --> 00:20:13.680
.جداً تو خیلی ماهری

00:20:13.710 --> 00:20:15.040
[نیشخند]
.من تنها نیستم

00:20:15.080 --> 00:20:16.650
[خندیدن] -
.کار گروهی -

00:20:16.680 --> 00:20:20.120
[خندیدن]

00:20:20.150 --> 00:20:22.350
.تنهایی نمیتونم

00:20:22.390 --> 00:20:24.650
.بدون تو بهم خیلی سخت میگذره

00:20:29.830 --> 00:20:32.430
.اصلاً ازم نخواستی که همینجا بمونم

00:20:35.270 --> 00:20:38.100
.نمیتونم

00:20:40.400 --> 00:20:41.540
.اوه

00:20:41.570 --> 00:20:43.840
...پنی

00:20:45.510 --> 00:20:47.040
.پنی، من میخوام که بمونی

00:20:47.080 --> 00:20:49.650
.من... من همه چیزم رو میدم تا تو بمونی

00:20:51.220 --> 00:20:52.450
.ولی خودم بهتر میدونم

00:20:52.480 --> 00:20:54.480
.من هم توی این شرایط بودم

00:20:54.520 --> 00:20:56.720
.این شروع یک ماجراجویی کاملاً متفاوت برای توئه

00:20:57.990 --> 00:21:00.060
.هیچ وقت نمیتونم ازت بخوام که ازش بگذری

00:21:00.090 --> 00:21:02.060
.من خیلی خیلی دوستت دارم

00:21:03.390 --> 00:21:04.730
...تو

00:21:04.760 --> 00:21:05.890
.دوستت دارم

00:21:05.930 --> 00:21:10.700
[خندیدن]

00:21:10.730 --> 00:21:12.570
.هِی

00:21:12.600 --> 00:21:16.340
.نه، نه، گریه نکن

00:21:18.680 --> 00:21:20.410
...من تو رو دوست دارم

00:21:20.440 --> 00:21:21.740
[آه کشیدن]

00:21:21.780 --> 00:21:23.310
.و تو هم من رو دوست داری

00:21:23.350 --> 00:21:24.480
[خندیدن]

00:21:24.520 --> 00:21:28.550
و من حالا باید برم اون طرف
...کشور که جون آدمها رو نجات بدم

00:21:28.590 --> 00:21:32.690
که خیلی... انسان دوستانه به نظر میاد
...درست مثل فیلمها اما

00:21:34.760 --> 00:21:38.130
.در واقع خیلی مزخرفه

00:21:48.010 --> 00:21:49.240
[بالا کشیدن بینی]

00:21:51.210 --> 00:21:53.980
...پنی

00:21:54.010 --> 00:21:55.340
.دوباره موقعش رسیده

00:21:58.620 --> 00:21:59.720
.وقتشه

00:22:02.890 --> 00:22:05.250
.ازم درخواست کن
(که با هم بریم نیویورک)

00:22:05.290 --> 00:22:07.860
.زود باش

00:22:07.890 --> 00:22:10.560
.ازم بخواه

00:22:15.270 --> 00:22:16.330
[زنگ در]

00:22:16.370 --> 00:22:18.030
آریزونا: سوفیا، دندونهات
!رو مسواک بزن، خانمی

00:22:18.070 --> 00:22:19.600
.من تا 10 دقیقۀ دیگه راه میوفتم

00:22:19.640 --> 00:22:20.970
[آواز خواندن پرندگان]

00:22:21.010 --> 00:22:23.070
.سلام -
...بچه ام یک مشکلی داره -

00:22:23.110 --> 00:22:24.840
.واقعاً، خیلی ناجوره

00:22:24.880 --> 00:22:26.380
ناجور؟ چطوری؟

00:22:26.410 --> 00:22:28.240
داشتم میرفتم بیمارستان

00:22:28.280 --> 00:22:31.450
.اونقدر ترسیده بودم که حتی نفسم بالا نمیومد

00:22:31.480 --> 00:22:33.720
...خونۀ تو نزدیک تر بود، واسۀ همین اومدم

00:22:33.750 --> 00:22:35.120
.صبر کن آپریل... آروم باش

00:22:35.150 --> 00:22:36.120
.فقط بهم بگو جریان از چه قراره

00:22:36.150 --> 00:22:37.390
حق با جکسون بود، مگه نه؟

00:22:37.420 --> 00:22:39.050
.که اشتباه میکنم آزمایشها رو انجام نمیدم

00:22:39.090 --> 00:22:40.990
[نفس نفس زدن]

00:22:41.030 --> 00:22:42.120
...نمیتونم

00:22:42.160 --> 00:22:44.360
.آریزونا، دوباره تحملش رو ندارم

00:22:44.430 --> 00:22:46.330
.نمیتونم

00:22:50.250 --> 00:22:52.010
آریزونا: اوه، تو دستیار
.کوچولوی خیلی خوبی هستی

00:22:52.040 --> 00:22:53.560
ولی بیا یکم تندتر راه بریم، باشه؟

00:22:53.590 --> 00:22:57.020
اوه، اَندرو. اَندرو بهت نشون میده که
بهترین کتابهای نقاشی کجا هستن، باشه؟

00:22:57.050 --> 00:22:57.910
!من؟ -
.آره -

00:22:57.950 --> 00:22:58.680
.باشه

00:22:58.720 --> 00:22:59.910
.بیا

00:22:59.950 --> 00:23:01.950
.من تن به سونوگرافی ندادم

00:23:01.990 --> 00:23:03.920
بیش از حد میخواستم این بچه سالم بمونه

00:23:03.950 --> 00:23:05.020
...و حالا اگه من باعث این اتفاق شده باشم

00:23:05.050 --> 00:23:06.850
.خیلی خب، خیلی خب، هیس، هیس، هیس، هیس
.اشکالی نداره

00:23:06.890 --> 00:23:07.960
...اگه میتونستیم ازش پیشگیری کنیم -
.خیلی خب، بذار یک نگاهی بندازم -

00:23:07.990 --> 00:23:10.190
بذار نگاه کنم، باشه؟ -
.باشه، باشه، باشه -

00:23:10.230 --> 00:23:12.390
[نفس عمیق]

00:23:12.430 --> 00:23:13.460
.ایناهاش

00:23:13.500 --> 00:23:14.900
.کوچولو اینجاست

00:23:14.930 --> 00:23:16.060
!اوه

00:23:16.100 --> 00:23:18.900
.همین... همین حس رو میگم. همین حس

00:23:18.940 --> 00:23:20.000
این چیه؟ چه حسیه؟

00:23:20.070 --> 00:23:22.340
.این تکون خوردن بچه است

00:23:22.370 --> 00:23:24.170
.نگاه کن

00:23:24.210 --> 00:23:26.410
.نبض جنینی خیلی قدرتمند

00:23:26.440 --> 00:23:28.480
[نیشخند]

00:23:28.510 --> 00:23:29.910
[نیشخند]

00:23:29.950 --> 00:23:33.710
.این بخاطر تکون خوردن بچه است

00:23:33.750 --> 00:23:35.120
...ساموئل هیچوقت

00:23:35.150 --> 00:23:37.420
.میدونم. قبلاً این چیزها رو حس نکرده بودی

00:23:37.450 --> 00:23:39.520
.میخوام طول دهانۀ رحم رو چک کنم

00:23:39.560 --> 00:23:40.760
.اون هم فقط بخاطر گرفتگی

00:23:40.790 --> 00:23:45.690
وگرنه کاملاً اطمینان دارم که
.این حس مربوط به یک بچۀ سالم هستش

00:23:45.730 --> 00:23:48.060
[خندیدن]

00:23:48.100 --> 00:23:49.130
کاترین: کمیته مشورتی؟

00:23:49.170 --> 00:23:51.100
.موضوع که خیلی واضح به نظر میاد

00:23:51.130 --> 00:23:54.440
.این کار اصلاً باعث راحتی تصمیم گیری انضباطی نمیشه

00:23:54.470 --> 00:23:57.100
.آره، به نظرم

00:23:57.140 --> 00:24:00.170
اگه قضیه مربوط به من و تو بود چی؟

00:24:00.210 --> 00:24:02.910
آیا برات آسون بود که تصمیم گیری کنی؟

00:24:02.950 --> 00:24:05.180
.تو و من هرگز در همچین موقعیتی قرار نمیگرفتیم

00:24:05.210 --> 00:24:06.910
.خب، کسی چه میدونه

00:24:06.950 --> 00:24:09.150
چرا، من میدونم، چون اگر تو همچین کاری کرده بودی

00:24:09.190 --> 00:24:11.850
.خودم با همین دستهام خفه ات کرده بودم

00:24:11.880 --> 00:24:12.210
[باز شدن در]

00:24:12.230 --> 00:24:14.190
[نیشخند]
...من که این کار رو نمیکردم

00:24:14.220 --> 00:24:15.820
!خودت رو که میشناسی -
.نگو تو رو خدا -

00:24:15.860 --> 00:24:16.890
[خندیدن]

00:24:16.930 --> 00:24:19.790
.جکسون: به نظرم همه ش همینها هستن

00:24:19.830 --> 00:24:21.000
همۀ چی؟

00:24:21.030 --> 00:24:25.900
خریدهای مشترک، گواهی ازدواج و
.حکم طلاق رو سر جمع کردم

00:24:25.940 --> 00:24:29.050
وکیل مون از جکسون خواسته
تمام مدارکی که سیر زمانی

00:24:29.060 --> 00:24:31.910
.مسائل رو نشون میده سر جمع کنه

00:24:31.940 --> 00:24:33.370
باید همین الان این کار رو انجام بدیم؟

00:24:33.410 --> 00:24:35.780
.آره، باید تا آخر هفته به دستش برسونم

00:24:35.810 --> 00:24:37.140
[آه کشیدن]

00:24:37.180 --> 00:24:39.310
.پس من شما رو تنها میذارم

00:24:39.350 --> 00:24:42.050
.باز هم بابت دیروز ممنونم قربان

00:24:42.090 --> 00:24:43.250
.سپاسگزارم که هوای من رو داشتین

00:24:43.290 --> 00:24:44.590
.من از تو طرفداری نکردم

00:24:44.620 --> 00:24:47.590
من هوای بیماری رو داشتم که
پزشکهاش نمیتونستن حتی به اندازه ای

00:24:47.620 --> 00:24:50.120
.با هم کنار بیان که بتونن کارشون رو انجام بدن

00:24:50.930 --> 00:24:52.990
ناتان: اون بچه دچار از کار افتادگی تنفس شده بود

00:24:53.030 --> 00:24:55.130
.علیرغم بالاترین حد تنفس مصنوعی

00:24:55.160 --> 00:24:58.070
کاملاً با معیارها همخوانی داشت، به همین
.خاطر اکسیژانسیون بیرونی تنها راه حل بود

00:24:58.100 --> 00:24:59.370
.موافقم

00:24:59.400 --> 00:25:00.430
.خیلی خب

00:25:00.470 --> 00:25:01.870
اُون: شاخص اکسیژن گیریش روی چند بود؟

00:25:01.900 --> 00:25:04.770
.حدود 45 بود، لااقل برای 20 دقیقه

00:25:04.810 --> 00:25:05.810
.خیلی خب

00:25:05.840 --> 00:25:08.710
و تو از احیای تهاجمی استفاده کردی؟

00:25:08.750 --> 00:25:10.110
.بله، البته

00:25:10.150 --> 00:25:12.780
اونها سعی کردن اسیدی شدن
متابولیسمش رو با مایعات درست کنن

00:25:12.820 --> 00:25:16.820
...اما پی-هاشِ اون برابر
.میتونم عددش رو از پرونده بخونم

00:25:16.850 --> 00:25:18.150
.پرونده دست ماست

00:25:18.190 --> 00:25:19.990
پس این سؤال ها برای چیه؟

00:25:20.020 --> 00:25:22.220
.اینها بخاطر دکتر وارِن هستش

00:25:22.260 --> 00:25:24.290
.ممنون دکتر ریگز. شما میتونین برین

00:25:24.330 --> 00:25:25.790
.خواهش میکنم

00:25:25.830 --> 00:25:27.460
بهت خوش گذشت؟

00:25:27.500 --> 00:25:29.030
[آژیر از دوردست]
[باز و بسته شدن در]

00:25:29.070 --> 00:25:31.630
پس اگر پیشنهاد ریگز باعث مرگ بچه شده باشه

00:25:31.670 --> 00:25:34.300
...ما باید -
.باز هم نظر من تغییری نمیکرد -

00:25:34.340 --> 00:25:36.670
.چارۀ دیگه ای نبوده -
.معلوم نیست -

00:25:36.710 --> 00:25:38.870
خیلی خب، بهتره دیگه به اصل موضوع برگردیم

00:25:38.910 --> 00:25:42.910
.چون تو وقت من رو سر خیالات بی فایده هدر دادی

00:25:42.950 --> 00:25:45.650
.این مسئله در مورد دکتر ریگز و تو نیست

00:25:45.680 --> 00:25:48.650
...اینجا هدف پاسخ دادن به یک سؤاله

00:25:48.680 --> 00:25:52.950
آیا به نظر ما بن وارِن داره حقیقت رو میگه؟

00:25:52.990 --> 00:25:54.920
.پس بیاین جوابش رو بدیم

00:25:54.960 --> 00:25:56.890
میرا: فشار خونش داره پایین میاد

00:25:56.930 --> 00:25:59.560
.و ضربان قلبش خیلی بی نظمه

00:25:59.600 --> 00:26:05.270
ساعتها گذشته و اون دیگه
.فعالیتهای تشنجی نشون نداده

00:26:05.300 --> 00:26:08.500
میتونیم برای کنترل قلبش بهش دارو بدیم

00:26:08.540 --> 00:26:10.400
.و مایعاتی هم برای تقویت فشارش تجویز کنیم

00:26:10.440 --> 00:26:11.610
.نه

00:26:11.640 --> 00:26:12.970
خانم سینگ؟

00:26:13.010 --> 00:26:16.010
♪

00:26:16.810 --> 00:26:18.450
[بوسیدن]

00:26:18.480 --> 00:26:21.850
.اون رفته

00:26:21.880 --> 00:26:24.720
.پسر من رفته

00:26:25.760 --> 00:26:27.990
[زنگ آسانسور]

00:26:28.020 --> 00:26:30.590
[مکالمات نامفهوم]

00:26:34.930 --> 00:26:37.900
[بسته شدن در آسانسور]

00:26:37.930 --> 00:26:39.430
...آیا عُمَر

00:26:41.370 --> 00:26:43.200
تموم کرده؟

00:26:43.240 --> 00:26:47.110
.میتونی... میتونی این رو بهم بگی

00:26:51.480 --> 00:26:53.310
.هنوز منتظریم

00:26:56.150 --> 00:26:59.050
[زنگ آسانسور]

00:27:01.290 --> 00:27:02.860
دین؟

00:27:02.890 --> 00:27:05.890
♪

00:27:14.240 --> 00:27:17.300
[زنگ آسانسور]

00:27:17.340 --> 00:27:20.880
[باز شدن در آسانسور]

00:27:20.910 --> 00:27:24.110
.سیاست

00:27:24.150 --> 00:27:27.150
♪

00:27:31.090 --> 00:27:35.320
...چیز جدیدی پیدا کردید یا

00:27:35.360 --> 00:27:37.790
.وارِن، لازمه بهمون بگی چرا

00:27:37.830 --> 00:27:39.390
چرا چی؟

00:27:39.430 --> 00:27:42.000
چرا وقتی که در آسانسور باز شد

00:27:42.030 --> 00:27:44.030
...تصمیم گرفتی بهش توجه نکنی

00:27:44.070 --> 00:27:45.370
...بهتون گفتم و گفتم که

00:27:45.400 --> 00:27:47.430
مردیت: ...و هر طور شده شکم
.گرچن مک کی رو شکافتی

00:27:47.470 --> 00:27:48.800
.من هیچ چیزی رو انتخاب نکردم...

00:27:48.840 --> 00:27:50.200
.اصلاً انتخابی نداشتم

00:27:50.240 --> 00:27:53.810
مجبور شده بودم از دانش و
توانایی ای که داشتم استفاده کنم

00:27:53.840 --> 00:27:56.340
تا با نجات جون اون به
...سوگندی که خوردم وفادار بمونم

00:27:56.380 --> 00:27:57.910
.چون در باز نشده بود

00:27:57.950 --> 00:27:59.380
.نه، باز شد. کاملاً واضحه

00:27:59.420 --> 00:28:01.920
.من دارم میگم، من این اتفاق رو ندیدم

00:28:04.720 --> 00:28:06.650
.نمیفهمم چطور تو متوجه این اتفاق نشدی

00:28:06.690 --> 00:28:08.960
.چرا. میفهمی. باید بفهمی

00:28:08.990 --> 00:28:11.360
.شماها جراح هستین

00:28:11.390 --> 00:28:13.990
.خودتون میدونین

00:28:14.030 --> 00:28:15.930
...وقتی در حال جراحی هستید

00:28:15.970 --> 00:28:19.230
وقتی دست شماست که فرد به
...دنبال هر نفس، نفس دیگه ای بکشه

00:28:19.270 --> 00:28:22.040
...وقتی قلب تپندۀ اون رو در دست دارید

00:28:22.070 --> 00:28:25.240
وقتی شما مسؤل حیاتش هستید

00:28:25.270 --> 00:28:32.050
هیچ چیز دیگه ای رو نه میبینید
.نه میشنوید و نه حس میکنید

00:28:35.320 --> 00:28:38.820
.همۀ دنیا از نظرت محو میشه

00:28:40.720 --> 00:28:43.790
.خودتون این رو میدونین

00:28:43.830 --> 00:28:46.590
.همه تون میدونین

00:28:46.630 --> 00:28:50.970
.نمیتونین بهم بگین اینطور نیست

00:28:51.000 --> 00:28:53.770
[بوق زدن سریع دستگاه]

00:28:55.240 --> 00:28:57.140
چه اتفاقی داره میوفته؟

00:28:57.170 --> 00:28:59.410
.حملات متوالی «تاکی کاردی بطنی» داره
.به نظرم داره تموم میکنه

00:28:59.440 --> 00:29:02.210
مادرش تازه بچه ها رو
...برای نهار برده پایین. آیا

00:29:02.240 --> 00:29:04.680
آیا باید بیارمش اینجا؟

00:29:06.620 --> 00:29:07.580
رئیس؟

00:29:07.620 --> 00:29:08.580
.ترالی اورژانس

00:29:08.620 --> 00:29:09.620
چی؟

00:29:09.650 --> 00:29:11.190
!درسته، ترانلی اورژانس میخوام، همین الان

00:29:11.220 --> 00:29:12.450
.سی-پی-آر رو شروع کن
(احیای قلبی ریوی)

00:29:12.490 --> 00:29:15.420
.دکتر بیلی به نظرم ما نباید این کار رو بکنیم

00:29:15.460 --> 00:29:17.360
.یک آمپول ِاِپی (اِپینفرین) بهش بزن

00:29:17.390 --> 00:29:19.030
چه خبره؟ -
...دکتر شفرد، من... من -

00:29:19.060 --> 00:29:20.790
بِیلی داری چکار میکنی؟ -
.خیلی خب -

00:29:20.830 --> 00:29:22.030
.خوبه. روی 100 شارژ کن

00:29:22.060 --> 00:29:23.900
مگه قرار نیست اون احیا نشه؟

00:29:23.930 --> 00:29:25.200
.چرا، مادرش موافقت کرد -
[شارژ شدن دستگاه شوک]

00:29:25.230 --> 00:29:27.030
!برین کنار

00:29:27.100 --> 00:29:29.500
[ادامۀ بوق زدن]

00:29:29.540 --> 00:29:31.110
.خیلی خب، روی 150 شارژ کن

00:29:31.140 --> 00:29:32.740
.اِپی رو آماده کنین

00:29:32.780 --> 00:29:34.810
.بِیلی ما به مادرش گفتیم احیاش نمیکنیم

00:29:34.840 --> 00:29:36.910
[بوق زدن دستگاه]
[شارژ شدن دستگاه شوک]

00:29:36.950 --> 00:29:38.310
!برین کنار

00:29:38.350 --> 00:29:40.410
[ادامۀ بوق زدن]

00:29:40.450 --> 00:29:42.750
!روی 200 -
!بِیلی -

00:29:42.790 --> 00:29:44.350
[کاهش بوق زدن دستگاه]

00:29:58.950 --> 00:30:00.220
[بوق زدن دستگاه]

00:30:00.310 --> 00:30:02.910
قلبش ایستاد؟

00:30:03.300 --> 00:30:06.730
...بله، ولی فقط برای چند لحظه و بعدش

00:30:06.770 --> 00:30:09.070
.شما تصمیم گرفتید احیاش کنید

00:30:09.100 --> 00:30:11.370
.ولی من اون برگه ها رو امضاء کرده بودم

00:30:11.440 --> 00:30:14.240
.جاسمین و من... تصمیمون رو گرفته بودیم

00:30:14.270 --> 00:30:15.840
.بله، میدونم

00:30:15.880 --> 00:30:18.910
.میخواستم بهش یک فرصت دیگه بدم

00:30:18.950 --> 00:30:22.050
یعنی فکر میکنید هنوز امید وجود داره؟

00:30:22.080 --> 00:30:23.450
.متوجه نمیشم

00:30:23.480 --> 00:30:26.550
.دیروز داشتیم در مورد آسیب مغزی صحبت میکردیم

00:30:26.590 --> 00:30:28.750
.رئیس، کارِت دارم

00:30:33.990 --> 00:30:35.990
[صحبتهای نامفهوم از بلندگو]

00:30:38.200 --> 00:30:42.030
.بِیلی، توضیح بده با خودت چی فکر میکنی

00:30:42.070 --> 00:30:44.240
.برگه های دی-نی-آر بیمار من امضاء شده

00:30:44.270 --> 00:30:48.340
.بیمار مستحق یک فرصت دوباره است

00:30:50.580 --> 00:30:52.510
خانوادۀ اون مستحق این هستن که

00:30:52.550 --> 00:30:54.980
.این بیمارستان به خواسته شون احترام بذاره

00:30:55.010 --> 00:30:56.250
...شفرد

00:30:56.280 --> 00:30:57.620
این عادلانه نیست که

00:30:57.650 --> 00:30:59.820
.که بجای وارِن، بیمار رو زجرش بدیم

00:30:59.850 --> 00:31:02.390
.خودت این رو میدونی -
.دکتر شفرد، مواظب حرف زدنت باش -

00:31:10.530 --> 00:31:12.230
♪

00:31:16.300 --> 00:31:17.970
.حق با تو بود و ازت متشکرم

00:31:18.000 --> 00:31:20.600
.من عاشق اینم که حق با من باشه
در مورد چی حق با من بود؟

00:31:20.640 --> 00:31:22.340
.پِنی. ما مسئله رو حل کردیم

00:31:22.380 --> 00:31:23.770
.اوه! آخ جون -
.آره -

00:31:23.810 --> 00:31:26.180
...نه، سوفیا که میگفت -
.میتونم کلاً باهاش برم -

00:31:26.210 --> 00:31:28.080
چی؟ -
.نه. نشدنی به نظر میرسید -

00:31:28.110 --> 00:31:30.250
تا اینکه واقعاً بهش فکر کردم
.و دیدم غیر ممکن نیست

00:31:30.280 --> 00:31:31.980
.یک ماجراجوئیه

00:31:32.020 --> 00:31:33.150
.شوخی میکنی

00:31:33.190 --> 00:31:35.090
داری شوخی میکنی؟ -
میدونم، خیلی غیرمنتظره ست، نه؟ -

00:31:35.120 --> 00:31:36.550
.ولی من هر جایی میتونم کار پیدا کنم

00:31:36.590 --> 00:31:37.920
به احتمال قوی همراه با بودجۀ پژوهشی

00:31:37.960 --> 00:31:39.590
و اونجا دوستانی هم دارم که
...میتونن کمکم کنن خونه ای پیدا کنم

00:31:39.630 --> 00:31:40.790
...وایستا، نه... تو

00:31:40.830 --> 00:31:42.230
.تو یک دختر داری -
.آره، میدونم -

00:31:42.260 --> 00:31:43.460
هنوز وضع خیلی چیزها رو باید مشخص کنم

00:31:43.500 --> 00:31:44.800
...ولی حق با تو بود
...مسئله حل شدنی بود

00:31:44.830 --> 00:31:46.030
فقط یک پرواز شش ساعته کافیه که

00:31:46.070 --> 00:31:48.170
تو بتونی بیای و سوفیا رو
.هر موقع که دوست داشتی ببینی

00:31:48.200 --> 00:31:49.370
ما هم این مسئله رو حل میکنم، مگه نه؟

00:31:49.400 --> 00:31:52.940
اوه، لعنتی، بعداً در موردش صحبت میکنیم، باشه؟

00:31:52.970 --> 00:31:55.310
.ولی... ممنونم ازت

00:31:55.340 --> 00:31:57.980
♪

00:31:58.010 --> 00:32:01.050
مَگی: تمام جراحانی که روی خانم
مک کِی و بچه اش کار کرده بودن

00:32:01.080 --> 00:32:03.350
.همه یک چیز رو گفتن، از جمله خود وارِن

00:32:03.380 --> 00:32:04.780
مردیت: اینکه یک گوشه گیر افتادن

00:32:04.820 --> 00:32:05.880
.و هیچ انتخابی نداشتن

00:32:05.920 --> 00:32:07.350
تنها تفاوت در مورد وارِن

00:32:07.390 --> 00:32:08.890
.اینه که تشخیص بدیم آیا دروغ میگه یا نه

00:32:08.920 --> 00:32:11.190
.آیا باور میکنیم که ندیده در باز شده یا نه

00:32:11.220 --> 00:32:13.220
حالا به نظرتون دروغ میگفته؟

00:32:13.260 --> 00:32:16.360
.نه -
.نخیر -

00:32:16.400 --> 00:32:18.430
.اُون: به اعتقاد ما وارِن متوجه در نشده

00:32:18.460 --> 00:32:20.360
اعتقاد داریم تمرکز اون کاملاً روی

00:32:20.400 --> 00:32:22.800
.مسؤلیتش نسبت به بیمار جمع شده بوده

00:32:22.840 --> 00:32:25.500
♪

00:32:27.710 --> 00:32:29.710
.خب، ممنون از همه تون

00:32:29.740 --> 00:32:31.980
.اوهومم

00:32:35.280 --> 00:32:38.380
[باز و بسته شدن در]

00:32:38.420 --> 00:32:41.050
.به نظر اونها وارِن تلاش خودش رو کرده

00:32:41.090 --> 00:32:43.020
.اما باز هم دو نفر فوت کردن

00:32:43.060 --> 00:32:45.560
[آه کشیدن]

00:32:45.590 --> 00:32:48.330
میخوای چکار کنی؟

00:32:50.730 --> 00:32:53.060
شش ماه؟

00:32:53.100 --> 00:32:55.370
!شش ماه بدون عمل جراحی

00:32:55.400 --> 00:32:59.170
برای شفافیت بیشتر میگم: «شش ماه
.«تعلیق از طرح پذیرش رزیدنت

00:32:59.210 --> 00:33:00.900
!من رو از کار توی بیمارستان معلق میکنی؟

00:33:00.940 --> 00:33:01.970
.بله

00:33:02.010 --> 00:33:03.170
...چطور میتونی

00:33:03.210 --> 00:33:06.610
آیا میدونی چقدر عقب میوفتم؟

00:33:06.650 --> 00:33:07.950
.دیگه هرگز نمیتونم خودم رو برسونم

00:33:07.980 --> 00:33:09.480
قراره از این تنبیه چه درسی بگیرم؟

00:33:09.520 --> 00:33:14.320
آیا تو کوچکترین پشیمونی ای احساس نمیکنی؟

00:33:14.350 --> 00:33:16.390
!چرا، چرا

00:33:16.420 --> 00:33:18.820
چطور همچین سؤالی ازم میکنی؟
.البته که حس میکنم

00:33:18.860 --> 00:33:21.760
من مدام ماجرا رو توی ذهنم مرور میکنم

00:33:21.790 --> 00:33:23.490
.و سعی میکنم بفهمم چطور میتونم تغییرش بدم

00:33:23.530 --> 00:33:26.130
.معلومه که پشیمونم

00:33:26.170 --> 00:33:28.770
.اما شش ماه... دیگه تنبیه انضباطی نیست

00:33:28.800 --> 00:33:30.530
.برای یک جراح مثل حکم اعدامه

00:33:30.570 --> 00:33:32.600
.مثل اینکه همین الان اخراج شده باشم

00:33:35.510 --> 00:33:38.110
.فقط همینه دکتر وارِن

00:33:40.180 --> 00:33:42.780
من سعی کردم جون اون رو با
.تنها راهی که میدونستم نجات بدم

00:33:42.820 --> 00:33:44.310
.تو... اونها این رو میدونن

00:33:44.350 --> 00:33:47.320
.خودت هم میدونی

00:33:47.350 --> 00:33:50.250
♪

00:33:59.170 --> 00:34:01.930
[صحبتهای نامفهوم از بلندگو]

00:34:03.650 --> 00:34:09.970
♪

00:34:12.350 --> 00:34:14.320
[زنگ تلفن]

00:34:15.130 --> 00:34:16.340
!پِنی: سوفیا

00:34:16.580 --> 00:34:18.380
!سلام

00:34:18.410 --> 00:34:20.080
[نیشخند]

00:34:20.150 --> 00:34:22.690
[صحبتهای نامفهوم]

00:34:22.720 --> 00:34:23.760
.سلام

00:34:23.790 --> 00:34:24.790
آماده ای؟ -
آماده ای؟ -

00:34:24.830 --> 00:34:25.930
.بزن بریم

00:34:25.960 --> 00:34:27.330
[نیشخند]

00:34:27.360 --> 00:34:28.790
[باز شدن در]

00:34:28.830 --> 00:34:30.200
!اوه، متشکرم

00:34:30.230 --> 00:34:32.330
[بسته شدن در]

00:34:32.370 --> 00:34:35.270
[آژیر از دور دست]

00:34:35.300 --> 00:34:37.370
،ناتان: پیِرس، قبل از اینکه بری

00:34:37.410 --> 00:34:39.640
تاکوما میخواد بیماری رو بفرسته که
...استنت گذاریش به مشکل خورده

00:34:39.670 --> 00:34:41.570
.بایپس» اورژانسی چهارتا رگ»

00:34:41.610 --> 00:34:42.610
نمیخواستم قبل از هماهنگ کردن با تو

00:34:42.640 --> 00:34:44.140
...اجازه اش رو بدم، اما

00:34:44.180 --> 00:34:46.550
خب، آیا وضعیت بیمار اونقدر
که بخوان منتقلش کنن پایدار هست؟

00:34:46.580 --> 00:34:48.010
.تا جایی که به من مربوطه، آره

00:34:48.050 --> 00:34:49.150
.خیلی خب، باشه

00:34:49.220 --> 00:34:51.720
.انجامش بده

00:34:51.750 --> 00:34:53.120
چیزی شده؟

00:34:53.150 --> 00:34:55.690
.هیچی، هیچی

00:34:55.720 --> 00:34:58.360
اُون دربارۀ من چی بهت گفت؟

00:34:58.390 --> 00:35:01.960
...مردیت گفت

00:35:02.000 --> 00:35:04.460
...خواهرمه و بهم گفت

00:35:04.500 --> 00:35:06.500
.در مورد مگان بهت گفت

00:35:06.530 --> 00:35:09.270
چرا در مورد همچین چیزی باید دروغ بگی؟

00:35:09.300 --> 00:35:11.340
.نباید ازت سؤال کنم

00:35:11.370 --> 00:35:13.110
.اصلاً هیچ ربطی به من نداره

00:35:13.140 --> 00:35:15.980
...و من هم معمولاً آدمی نیستم که

00:35:16.010 --> 00:35:18.940
.واضحه که تو هیچ توضیحی به من بدهکار نیستی

00:35:18.980 --> 00:35:21.810
اما تو آدم خوبی هستی...

00:35:21.880 --> 00:35:24.620
...و یک جراح عالی ای و من

00:35:26.990 --> 00:35:28.850
چرا؟

00:35:28.890 --> 00:35:30.990
.من به مردیت دروغ نگفتم

00:35:32.290 --> 00:35:34.460
.اصلاً ولش کن، اشکال نداره

00:35:34.500 --> 00:35:37.860
.ببین، تمام چیزهایی که بهش گفتم واقعیت بود

00:35:37.900 --> 00:35:39.800
.اون بیمار وجود داشت

00:35:40.900 --> 00:35:42.570
.هلیکوپتر هم واقعی بود

00:35:45.010 --> 00:35:47.810
...من فقط بعضی قسمتهاش رو حذف کردم

00:35:47.840 --> 00:35:50.080
...اون قسمتی که با هم دعوا کردیم

00:35:50.110 --> 00:35:53.680
...اینکه من بهش خیانت کردم

00:35:53.710 --> 00:35:56.220
اینکه من بهترین کسی که توی
.زندگیم دیده بودم رو نااُمید کردم

00:35:56.250 --> 00:35:58.580
.تنها زنی که عاشقش شده بودم

00:35:58.620 --> 00:36:01.550
.و این قسمتها مربوط به من و مگان هستش

00:36:01.590 --> 00:36:06.130
.تو درست میگی
.به کسی گفتن اینها رو بدهکار نیستم

00:36:06.130 --> 00:36:12.000
...من اشتباه کردم

00:36:12.030 --> 00:36:14.830
.یک اشتباه بزرگ

00:36:14.870 --> 00:36:19.640
.و هنوز هم دارم... تاوانش رو پس میدم

00:36:21.340 --> 00:36:23.340
حل شد؟

00:36:23.380 --> 00:36:25.410
.حل شد

00:36:25.450 --> 00:36:28.450
♪

00:36:38.160 --> 00:36:39.190
[آژیر از دوردست]

00:36:39.230 --> 00:36:41.790
.خوشحالم که در این مورد محکم هستی

00:36:41.830 --> 00:36:44.000
.میدونم چقدر سخته

00:36:44.030 --> 00:36:46.300
.میدونم چه احساس بدی داری

00:36:46.330 --> 00:36:48.070
.یک موقع عاشق اون شخص بودی

00:36:48.100 --> 00:36:50.270
.پای یک بچه وسطه
[رعد و برق]

00:36:50.300 --> 00:36:53.010
...اما میخوام چیزی رو بهت بگم

00:36:53.040 --> 00:36:56.310
چیزی که تمام موارد
حضانت توی اون مشترک هستن

00:36:56.340 --> 00:36:59.350
.اون هم اینه که مثل یک جنگ میمونن

00:36:59.380 --> 00:37:02.410
.و مهم نیست که ببری یا ببازی

00:37:02.450 --> 00:37:05.320
در هر صورت آخرش احساس
.میکنی چیزی رو از دست دادی

00:37:05.350 --> 00:37:08.750
حالا آیا مطمئنی که میخوای وارد این جنگ بشی؟

00:37:08.790 --> 00:37:11.690
همسر سابقم میخواد بره اون طرف کشور

00:37:11.730 --> 00:37:15.960
.و دخترمون رو با خودش ببره... آره

00:37:16.000 --> 00:37:18.400
♪

00:37:18.470 --> 00:37:20.200
[صدای آژیر از دوردست]

00:37:20.230 --> 00:37:21.330
.سلام

00:37:21.370 --> 00:37:22.370
.وایستا

00:37:22.400 --> 00:37:24.000
جلوتر نیا، باشه؟

00:37:24.040 --> 00:37:25.870
.کاری باهات ندارم. از من دور بمون

00:37:25.910 --> 00:37:27.340
خیلی خب، از این جلوتر نمیام، باشه؟

00:37:27.380 --> 00:37:28.670
.فقط میخوام باهات صحبت کنم
.لازمه چیزی رو بهت بگم

00:37:28.710 --> 00:37:29.810
.لازمه به حرفهام گوش کنی

00:37:29.840 --> 00:37:31.580
میشه؟

00:37:31.610 --> 00:37:33.850
.باشه

00:37:33.880 --> 00:37:37.250
من درگیر کاغذ بازیهای وکیل مون شده بودم

00:37:37.290 --> 00:37:38.920
.اسناد ازدواج و بقیۀ چیزها

00:37:38.950 --> 00:37:40.350
.ببین... من به این حرفها احتیاجی ندارم

00:37:40.390 --> 00:37:43.420
در نگاه اول واقعاً نااُمید کننده به نظر اومد

00:37:43.460 --> 00:37:45.160
چون نتونستم چیزی پیدا کنم که

00:37:45.190 --> 00:37:46.360
.توی این پرونده بتونه کمکم کنه

00:37:46.390 --> 00:37:48.130
.همه چیز کاملاً منصفانه بود

00:37:48.160 --> 00:37:50.100
و بعد متوجه شدم علتش اینه که اینها رو

00:37:50.130 --> 00:37:55.330
...دو تا آدمی نوشتن که واقعاً عاشق همدیگه بودن

00:37:55.370 --> 00:37:57.470
آدمهایی که واقعاً
...میخواستن از همدیگه محافظت کنن

00:37:57.510 --> 00:37:59.840
.آدمهایی که بهترینها رو برای همدیگه میخواستن

00:37:59.910 --> 00:38:02.210
...و آپریل، من

00:38:02.240 --> 00:38:04.410
.نمیدونم اون دو نفر کجا رفتن

00:38:05.680 --> 00:38:08.080
.نمیدونم میتونیم رابطه مون رو درست کنیم یا نه

00:38:08.120 --> 00:38:09.650
.نمیدونم اصلاً باید درستش کنیم یا نه

00:38:09.680 --> 00:38:13.620
اما میدونم از آدمی که دارم
.بهش تبدیل میشم خوشم نمیاد

00:38:15.420 --> 00:38:17.460
...نمیخوام با تو مثل یک

00:38:17.490 --> 00:38:20.730
[بالا کشیدن بینی]

00:38:20.760 --> 00:38:24.760
کسی که این رو نوشته و امضاش کرده

00:38:24.800 --> 00:38:28.170
.بهترین دوست تو بوده

00:38:28.200 --> 00:38:31.970
...تو بهترین دوست من بودی آپریل

00:38:32.010 --> 00:38:35.370
.دوست مورد علاقۀ من

00:38:36.740 --> 00:38:41.880
و به این نتیجه رسیدم که باید
.با این آدم روبرو بشم

00:38:41.920 --> 00:38:46.720
باید با همدیگه همون طوری رفتار
.کنیم که موقع نوشتن اینها بودیم

00:38:54.700 --> 00:38:57.700
♪

00:39:00.700 --> 00:39:03.670
میخوای یک چیز فوق العاده رو حس کنی؟

00:39:06.740 --> 00:39:08.140
اوه. لگد زدن بچه بود؟

00:39:08.180 --> 00:39:09.780
.آره

00:39:09.810 --> 00:39:11.640
پسره داره لگد میزنه؟

00:39:11.680 --> 00:39:13.310
[نیشخند]
شاید هم دختره داره لگد میزنه؟

00:39:13.380 --> 00:39:15.510
این بچه میتونه لگد بزنه؟

00:39:17.890 --> 00:39:20.020
.بچه مون میتونه لگد بزنه

00:39:20.050 --> 00:39:21.450
.اوه، دوباره لگد زد

00:39:21.490 --> 00:39:24.120
[خندیدن]

00:39:28.060 --> 00:39:29.290
چرا تو هنوز اینجایی؟

00:39:29.330 --> 00:39:30.600
...باید برگردی پیش اونها. تو باید بری

00:39:30.630 --> 00:39:31.660
.پیش هانت و کمیتۀ اونها

00:39:31.700 --> 00:39:33.070
.باید مجبورشون کنی تجدید نظر کنن

00:39:33.100 --> 00:39:36.560
چیزی برای... اونها چیزی
.برای تجدید نظر کردن ندارن

00:39:36.600 --> 00:39:38.370
.اونها پیشنهاد دادن
.من هم تصمیم گیری کردم

00:39:38.410 --> 00:39:40.710
خیلی ساده است، من دیگه
.در مورد این موضوع صحبتی نمیکنم

00:39:40.740 --> 00:39:41.870
.دین و سیاست

00:39:41.910 --> 00:39:43.310
.حتماً دلیلی داره که اینها رو از هم جدا میکنن

00:39:43.340 --> 00:39:44.510
!گور بابای سیاست

00:39:44.550 --> 00:39:47.510
آیا میخوای دوباره برگردی بهم
...بگی «پارتی بازی» نداریم؟... شش ماه

00:39:47.550 --> 00:39:50.050
!همون «شش ماه» هم پارتی بازی بوده

00:39:50.080 --> 00:39:52.280
چی؟

00:39:52.320 --> 00:39:55.060
اگر جای تو کس دیگه ای بود
.تعلیق نمیشد... بلکه اخراج میشد

00:39:55.060 --> 00:39:56.320
اگر جای تو کس دیگه ای بود
.تعلیق نمیشد...اخراج میشد

00:39:56.360 --> 00:39:57.990
اونها بهت گفتن که من رو اخراج کنی؟

00:39:58.030 --> 00:40:00.030
.نه. «خودم» میخواستم اخراجت کنم

00:40:00.090 --> 00:40:02.530
.اونها منصرفم کردن

00:40:04.370 --> 00:40:06.900
اصلاً میدونی داری چکار میکنی؟

00:40:06.930 --> 00:40:09.400
آیا تو میدونی چه کار کردی؟

00:40:09.440 --> 00:40:12.070
.من یک اشتباه کردم میراندا
.آدمها همیشه اشتباه میکنن

00:40:12.110 --> 00:40:14.140
.جراح ها هم اشتباه میکنن

00:40:14.180 --> 00:40:15.870
.من نه، من همچین اشتباهی نمیکنم

00:40:15.910 --> 00:40:19.570
...تو مرتکب خطای بزرگی در قضاوتت شدی

00:40:19.580 --> 00:40:24.180
.که من دارم سعی میکنم بپذریم و ببخشمش

00:40:25.350 --> 00:40:28.620
و این برای من خیلی بیشتر
.از شش ماه طول خواهد کشید

00:40:31.060 --> 00:40:33.030
.<i>مردیت: همۀ خونریزی ها بند میان
</i>

00:40:33.060 --> 00:40:36.400
.متأسفم که تو رو نااُمید میکنم

00:40:38.370 --> 00:40:40.600
.<i>گاهی اوقات با هزینه همراهه
</i>

00:40:40.630 --> 00:40:43.200
.من هم همینطور

00:40:43.240 --> 00:40:45.600
<i>مثل از دست دادن یک دست
.یا خارج کردن یک عضو
</i>

00:40:49.680 --> 00:40:51.280
<i>...خودت انتخاب میکنی که تن به هزینه بدی
</i>

00:40:51.310 --> 00:40:52.980
[در زدن]
رئیس؟

00:40:57.590 --> 00:41:01.890
<i>چون سرانجام آخرش هر کاری
.میکنی تا از نابودی فرار کنی
</i>

00:41:06.530 --> 00:41:08.190
توی ساعت آخر شروع به حرکت کردن و

00:41:08.230 --> 00:41:10.260
.و پاسخ دادن به محرکهای آوایی کرد

00:41:10.300 --> 00:41:12.000
.و حالا علائم حیاتیش پایدار هستن

00:41:12.030 --> 00:41:13.630
.دوباره داره خودش رو پیدا میکنه

00:41:13.670 --> 00:41:15.000
...بِیلی: چی

00:41:15.040 --> 00:41:18.170
.یک در میلیون این اتفاق میوفته
.نباید همچین اتفاقی میوفتاد

00:41:20.140 --> 00:41:22.170
.<i>اما گاهی با یک معجزه، تلاشت جواب میده
</i>

00:41:22.210 --> 00:41:23.780
.<i>خونریزی بند میاد
</i>

00:41:23.810 --> 00:41:26.410
از ماجرای همسر و بچه اش خبر داره؟

00:41:26.450 --> 00:41:30.080
.نه، هنوز نه

00:41:30.120 --> 00:41:31.080
.در موردشون سؤال میکنه

00:41:33.190 --> 00:41:36.460
[نفس عمیق]

00:41:36.490 --> 00:41:40.060
.من اشتباه میکردم، بِیلی

00:41:40.090 --> 00:41:43.390
.تو جونش رو نجات دادی

00:41:45.900 --> 00:41:48.550
.و حالا باید برم داخل و خرابش کنم

00:41:48.660 --> 00:41:52.820
...<i>اما گاهی، هر چقدر تلاش کنی
</i>

00:41:55.060 --> 00:41:59.730
[باز و بسته شدن درب کشویی]

00:42:04.300 --> 00:42:06.940
.<i>...باز هم کافی نیست
</i>

00:42:18.720 --> 00:42:38.860
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

