WEBVTT

00:00:02.680 --> 00:00:05.116
<font color="#00ff00"><i>‫«ولتر» گفته هنر پزشکی یعنی</i></font>
<font color="#ff0000">‫(فیلسوف مشهور فرانسوی.)</font>

00:00:05.117 --> 00:00:09.321
<font color="#00ff00"><i>‫سرگرم نگه‌داشتن بیمار تا همزمان
‫طبیعت بیماری رو درمان کنه.</i></font>

00:00:09.322 --> 00:00:11.323
<font color="#00ff00"><i>‫بنابراین طبق گفته یکی از بزرگترین</i></font>

00:00:11.324 --> 00:00:13.191
<font color="#00ff00"><i>‫فیلسوف‌های فرانسوی در تاریخ</i></font>

00:00:13.192 --> 00:00:15.493
<font color="#00ff00"><i>‫جراح‌ها در واقع
‫دست یاری‌دهنده نیستن</i></font>

00:00:15.494 --> 00:00:18.529
<font color="#00ff00"><i>‫و ماها بیشتر شبیه
‫دلقک‌های سیرک هستیم.</i></font>

00:00:18.530 --> 00:00:22.100
‫متأسفم. فقط...

00:00:22.101 --> 00:00:23.900
‫می‌دونم.

00:00:23.901 --> 00:00:26.935
‫جام زهر رو بنوش که
‫به کمکت نیاز دارم.

00:00:29.808 --> 00:00:31.842
<font color="#00ff00"><i>‫اما یاری کردن به شکل‌های
‫زیادی اتفاق میوفته</i></font>

00:00:31.843 --> 00:00:33.744
‫دیگه کشیدن انگشتام رو ترک کردم.

00:00:33.745 --> 00:00:35.313
‫یا...

00:00:35.314 --> 00:00:38.081
‫نه، حداقل الان وقتی این کار رو
‫می‌کنم خودم متوجه می‌شم.

00:00:38.082 --> 00:00:42.151
‫تمریناتی رو هم که بهم
‫نشون دادید دارم انجام می‌دم.

00:00:43.855 --> 00:00:45.690
‫واقعاً دارم متوجه یه تغییری می‌شم.

00:00:45.691 --> 00:00:47.491
‫سعی نکن عجله کنی.

00:00:47.492 --> 00:00:49.059
‫زمان می‌بره که داروها به تعادل برسن.

00:00:49.060 --> 00:00:52.918
‫درسته... اما...

00:00:54.132 --> 00:00:55.966
‫مثلاً، برای نمونه، شما یه ذره...

00:00:55.967 --> 00:00:58.001
‫فکر کنم...

00:00:58.002 --> 00:01:01.472
‫ماست ریخته روی چونه‌تون.

00:01:01.473 --> 00:01:03.674
‫کل این مدت می‌خواستم
‫بهش اشاره کنم

00:01:03.675 --> 00:01:05.674
‫اما این کار رو نکردم. برای همین...

00:01:06.306 --> 00:01:08.045
‫فکر می‌کنم داریم پیشرفت می‌کنیم.

00:01:08.046 --> 00:01:11.048
<font color="#00ff00"><i>‫و یه حسی بهم می‌گه ولتر
‫هیچ‌وقت آئورت یک بیمار رو</i></font>

00:01:11.049 --> 00:01:13.283
<font color="#00ff00"><i>‫توی دستش نگرفته و ضربان
‫حجم خون کسی رو</i></font>

00:01:13.284 --> 00:01:15.719
<font color="#00ff00"><i>‫که زندگیش در دست‌های اونه
‫بین انگشت‌هاش حس نکرده.</i></font>

00:01:15.720 --> 00:01:17.718
‫منم می‌گم همینطوره.

00:01:19.623 --> 00:01:22.657
‫تو اون بار رو با یک چوب
‫بیسبال داغون کردی؟

00:01:23.594 --> 00:01:25.729
‫زیاد هم شبیه رفتار
‫آدمای غیرالکلی نبود.

00:01:25.730 --> 00:01:26.730
‫نه.

00:01:26.731 --> 00:01:29.899
‫افسانه‌ای بود
‫اما شبیه غیرالکلی‌ها نه.

00:01:29.900 --> 00:01:33.668
‫و همسرم...

00:01:34.872 --> 00:01:37.006
‫به بیماری ترسناکی مبتلا شده.

00:01:37.007 --> 00:01:38.140
‫اوه، رفیق.

00:01:38.141 --> 00:01:41.010
‫- و تو با «آلی» بودی، نه؟
‫- آره.

00:01:41.011 --> 00:01:43.312
‫پس به یه پشتیبان نیاز داری؟

00:01:43.313 --> 00:01:45.213
‫اگر خودت مایل باشی.

00:01:45.816 --> 00:01:48.017
‫رابطه‌ت با دعا کردن
‫و مدیتیشن چطوره؟

00:01:48.018 --> 00:01:50.859
‫اوه... اهلش نیستم.

00:01:50.860 --> 00:01:54.456
‫خیلی خب، پس چطوره
‫از همون‌ها شروع کنیم؟

00:01:54.457 --> 00:01:56.924
‫فردا باهام تماس بگیر.

00:02:01.700 --> 00:02:04.500
<font color="#ff9933">"Don't Know Who I Am" ترانه ♫
♫ "Rebecca Roubion" از</font>

00:02:13.877 --> 00:02:15.511
‫اوه! دکتر بیلی.

00:02:15.512 --> 00:02:17.213
‫دقیقاً همون کسی که
‫دنبالش می‌گشتم.

00:02:17.214 --> 00:02:19.248
‫حالا دیگه اینجا زندگی می‌کنی

00:02:19.249 --> 00:02:22.418
‫یا اینکه هر هفته از
‫آلمان برمی‌گردی اینجا

00:02:22.419 --> 00:02:24.287
‫که در اینصورت چرا؟

00:02:24.288 --> 00:02:25.487
‫اوه.

00:02:25.488 --> 00:02:26.822
‫خب....

00:02:26.823 --> 00:02:28.991
‫اونطور که معلومه...

00:02:28.992 --> 00:02:30.859
‫من حامله‌ام.

00:02:30.860 --> 00:02:32.861
‫بچه آون رو.

00:02:32.862 --> 00:02:35.464
‫آون و آملیا شفرد دوباره
‫برگشتن با هم

00:02:35.465 --> 00:02:39.034
‫و خواهرای آملیا هم با
‫من مشکلاتی دارن.

00:02:39.035 --> 00:02:41.503
‫هرچند حق دارن. این قضیه...
‫زیاد هم خشک و بی‌روح نیست.

00:02:41.504 --> 00:02:43.539
‫اونقدر که حتی شاید بشه
‫گفت به مرز مضحک بودن رسیده.

00:02:43.540 --> 00:02:46.274
‫و... و هنوز دکتر بیلی

00:02:46.275 --> 00:02:49.244
‫من به یک شغل نیاز دارم.
‫واقعاً به کار احتیاج دارم.

00:02:49.245 --> 00:02:51.079
‫احتیاج دارم سرم با کار گرم بشه

00:02:51.080 --> 00:02:53.880
‫و... بدجور هم بهش نیاز دارم.

00:02:54.884 --> 00:02:56.051
‫اوه، من خیلی متأسفم.

00:02:56.052 --> 00:03:00.854
‫باید همه اینا رو دوباره
‫به الکس کرو بگی.

00:03:07.897 --> 00:03:10.165
‫- اسم تو هم روی بورده؟
‫- آره. متأسفم.

00:03:10.166 --> 00:03:11.366
‫می‌خوام اونجا باشم وقتی که...

00:03:11.367 --> 00:03:14.369
‫نه، نه، تا چند ساعت دیگه کلی بچه
‫کوچولو دارن میان خونه من.

00:03:14.370 --> 00:03:15.704
‫گفتی دوست داری کمک کنی.

00:03:15.705 --> 00:03:17.705
‫من هیچی راجع به ابرقهرمان‌ها نمی‌دونم.

00:03:17.706 --> 00:03:20.541
‫خب به بیلی بگو عمو الکس
‫جون آدم‌ها رو نجات می‌ده

00:03:20.542 --> 00:03:22.577
‫و این یعنی اون واقعاً
‫یک ابرقهرمانه.

00:03:22.578 --> 00:03:24.111
‫آره، درسته.
‫قطعاً هم جواب می‌ده.

00:03:24.112 --> 00:03:25.847
‫اوه دکتر کرو می‌شه باهاتون بیام؟

00:03:25.848 --> 00:03:27.782
‫اوه، آره. چیه؟
‫تو اینجا زندگی می‌کنی؟

00:03:27.783 --> 00:03:29.383
‫خب... شرایط پیچیده‌ست.

00:03:29.384 --> 00:03:30.585
‫کاترین! تو برگشتی.

00:03:30.586 --> 00:03:32.620
‫- حالت چطوره؟
‫- حال من چطوره؟

00:03:32.621 --> 00:03:34.054
‫چرا خودت بهم نمی‌گی؟

00:03:34.055 --> 00:03:35.456
‫چون انگار موقع گفتن موضوع

00:03:35.457 --> 00:03:37.558
‫به همه خیلی حالت خوب بوده.

00:03:37.559 --> 00:03:39.894
‫- کاترین، من...
‫- چیزی نگو.

00:03:39.895 --> 00:03:41.629
‫شما از کادر درمان من
‫اخراجی، دکتر گری

00:03:41.630 --> 00:03:44.331
‫و اگر برای شغلت توی این
‫بیمارستان ارزش قائلی

00:03:44.332 --> 00:03:46.400
‫بهت پیشنهاد می‌کنم تا
‫وقتی خشم من فروکش نکرده

00:03:46.401 --> 00:03:49.034
‫جلوی چشمام پیدات نشه.

00:03:56.111 --> 00:03:58.045
‫- سلام.
‫- سلام.

00:03:58.046 --> 00:03:59.513
‫چه قشنگ شدی.

00:03:59.514 --> 00:04:01.447
‫مرسی. خاک‌سپاری سیسی بود.

00:04:01.448 --> 00:04:03.149
‫آره. چطور پیش رفت؟

00:04:03.150 --> 00:04:04.584
‫دردناک بود.

00:04:04.585 --> 00:04:06.319
‫و قشنگ.

00:04:06.320 --> 00:04:07.954
‫کلی از مشتری‌های
‫مجردش اونجا بودن.

00:04:07.955 --> 00:04:09.956
‫قریب به یقین امشب
‫خیلی‌ها با هم جفت می‌شن.

00:04:09.957 --> 00:04:11.525
‫- با عقل جور در میاد.
‫- آره.

00:04:11.526 --> 00:04:12.926
‫تو در چه حالی؟

00:04:12.927 --> 00:04:14.861
‫- با مامانت صحبت کردی؟
‫- اوه، آره.

00:04:14.862 --> 00:04:17.296
‫آره دیشب شام
‫همه با هم بودیم

00:04:17.297 --> 00:04:19.465
‫و امروز هم همه‌مون
‫با هم جراحی داریم پس...

00:04:19.466 --> 00:04:22.068
‫تو جراحی داری؟
‫کاترین جراحی داره؟

00:04:22.069 --> 00:04:25.972
‫دقیق‌تر بخوام بگم، یک تخلیه
‫لگن که به رحم کاری نداره.

00:04:25.973 --> 00:04:27.874
‫بیمار هم آماده ملاقات با ماست.

00:04:27.875 --> 00:04:29.741
‫- اهومم.
‫- خیلی خب.

00:04:40.621 --> 00:04:42.221
‫صبح بخیر، گری.

00:04:42.222 --> 00:04:44.023
‫یک تروما داره میاد.

00:04:44.024 --> 00:04:46.902
‫آره، برای همینه منم اینجام.

00:04:46.960 --> 00:04:48.661
‫تو اینطوری منتظر تروما می‌مونی؟

00:04:48.662 --> 00:04:51.230
‫مگه بایستی چطوری صبر کنم؟

00:04:51.231 --> 00:04:53.999
‫نمی‌دونم. شاید یکم
‫متفاوت با مواقع عادی.

00:04:54.000 --> 00:04:56.000
‫پس...

00:04:56.437 --> 00:04:58.269
‫شبیه این...

00:04:59.906 --> 00:05:02.075
‫آره.

00:05:02.076 --> 00:05:04.410
‫سلام، آمبولانس کجاست؟

00:05:04.411 --> 00:05:05.545
‫هنوز نرسیده اینجا.

00:05:05.546 --> 00:05:06.546
‫می‌بینی؟

00:05:06.547 --> 00:05:07.980
‫جو می‌دونه چطور
‫منتظر تروما باشه.

00:05:07.981 --> 00:05:10.416
‫استرس قبل از اینکه بهش
‫نیاز پیدا کنی، فایده‌ای نداره.

00:05:10.417 --> 00:05:11.617
‫من به اون کار اعتقادی ندارم.

00:05:11.618 --> 00:05:12.918
‫به این اعتقاد نداری؟

00:05:12.919 --> 00:05:15.853
‫اوهومم.

00:05:17.924 --> 00:05:20.524
‫و حالا راست وایمیستم.

00:05:32.338 --> 00:05:33.806
‫- سلام.
‫- سلام.

00:05:33.807 --> 00:05:34.807
‫داغون به نظر میای.

00:05:34.808 --> 00:05:35.941
‫ممنون.

00:05:35.942 --> 00:05:37.743
‫نه، منظورم این بود اگر
‫مریضی بهتره بری خونه.

00:05:37.744 --> 00:05:40.445
‫اورژانس پر از آدماییه که از
‫من اوضاعشون خیلی خرابتره.

00:05:40.446 --> 00:05:42.746
‫- آره، فصل آنفلوزاست.
‫- آره.

00:05:43.149 --> 00:05:44.382
‫لباس ضدعفونی پوشیدی؟

00:05:44.383 --> 00:05:45.684
‫آره.

00:05:45.685 --> 00:05:47.119
‫باید با پیرس مصاحبه کنم

00:05:47.120 --> 00:05:49.054
‫که یخرده آدمو بدجور عصبانی می‌کنه.

00:05:49.055 --> 00:05:51.423
‫تو می‌دونستی الکس کرو
‫الان رئیس موقته؟

00:05:51.424 --> 00:05:53.258
‫کارهای روزگار خیلی عجیبه.

00:05:53.259 --> 00:05:55.559
‫پس می‌خوای اینجا کار کنی؟

00:05:56.262 --> 00:05:58.895
‫و منم بعدش متوجه شدم.

00:05:59.265 --> 00:06:00.332
‫این دیگه عادی شده.

00:06:00.333 --> 00:06:01.533
‫وای، وای، صبر کن یه دقیقه.

00:06:01.534 --> 00:06:03.669
‫این حرف‌ها از کجا میاد؟

00:06:03.670 --> 00:06:05.337
‫تو گفتی می‌خوای
‫یه راه‌حلی پیدا کنیم

00:06:05.338 --> 00:06:06.738
‫منم سعی دارم
‫همین کار رو بکنم.

00:06:06.739 --> 00:06:08.273
‫آره، منم، اما هنوز خیلی
‫چیزها هست که حل بشه.

00:06:08.274 --> 00:06:10.375
‫این وضعیت همه‌ش افتضاح و درهمه.

00:06:10.376 --> 00:06:12.544
‫خیلی خب، اما بذار
‫یادآوریت کنم که دلیل

00:06:12.545 --> 00:06:14.812
‫اینکه من تمام زندگیم رو
‫رها کردم بخاطر تو بود

00:06:14.813 --> 00:06:16.281
‫تا بتونی جزئی از زندگی
‫بچه‌مون باشی.

00:06:16.282 --> 00:06:17.282
‫گوش کن تدی، تو یک روز

00:06:17.283 --> 00:06:18.683
‫بعد از عروسی کرو اومدی

00:06:18.684 --> 00:06:20.918
‫قبل از اینکه من و آملیا
‫پیش هم برگشته باشیم.

00:06:20.919 --> 00:06:22.687
‫به نظر من که اتفاقاً خیلی
‫هم با همدیگه اومدید.

00:06:22.688 --> 00:06:24.088
‫درسته، درسته
‫ولی تو با یک نگاه

00:06:24.089 --> 00:06:25.823
‫نتیجه گرفتی و فکر کردی
‫که از کل ماجرا خبر داری.

00:06:25.824 --> 00:06:27.425
‫شاید اگر فقط با من
‫صحبت کرده بودی

00:06:27.426 --> 00:06:28.793
‫یخرده بیشتر با من
‫رک و راست بودی...

00:06:28.794 --> 00:06:30.695
‫دختر نوجوونتون در رو باز کرد!

00:06:30.696 --> 00:06:32.897
‫شاید اینطوری می‌تونستی...
‫خیلی‌ها را از کلی درد نجات بدی

00:06:32.898 --> 00:06:34.766
‫اما، نه، پنج هفته کامل
‫صبر کردی تا...

00:06:34.767 --> 00:06:36.401
‫صبر کن، آیا سعی داری...
‫آیا می‌خوای القا کنی

00:06:36.402 --> 00:06:38.370
‫اینکه تو و آملیا دوباره برگشتید
‫پیش هم در واقع تقصیر من بوده؟

00:06:38.371 --> 00:06:39.937
‫حرف من اینه که
‫الان وضعیت گندیه

00:06:39.938 --> 00:06:42.474
‫اما اگر تو یه ذره بیشتر روراست
‫بودی می‌تونست بهتر باشه.

00:06:42.475 --> 00:06:44.442
‫یه سری اسم‌هایی براش داشتم

00:06:44.443 --> 00:06:48.411
‫اما «اوضاع گند» از همه‌شون بهتره.

00:06:50.983 --> 00:06:52.150
‫آملیا.

00:06:52.151 --> 00:06:54.784
‫هی، آملیا، متأسفم.

00:06:58.924 --> 00:07:00.624
‫سلام.

00:07:00.625 --> 00:07:02.625
‫باید بگم...

00:07:02.928 --> 00:07:04.996
‫من به یه شغل احتیاج دارم

00:07:04.997 --> 00:07:08.063
‫و کرو بهم گفت بایستی
‫با تو صحبت کنم.

00:07:11.470 --> 00:07:13.293
<font color="#33bbff">«آناتومی گری»
(فصل پانزدهم - قسمت دهم)</font>

00:07:22.252 --> 00:07:24.886
‫دچار اتساع شکم شده. ممکنه
‫یه خونریزی داخلی داشته باشه.

00:07:24.887 --> 00:07:25.920
‫بیاید یه سونو بگیریم.

00:07:25.921 --> 00:07:27.922
‫یه مقدار لینگرلاکتات و یک واحد
‫خون او-منفی آویزون کنید.

00:07:27.923 --> 00:07:29.357
‫از بالکون هتل افتاده؟

00:07:29.358 --> 00:07:31.826
‫از ارتفاع سه طبقه.
‫ظاهراً نرده‌ها شکسته.

00:07:31.827 --> 00:07:34.143
‫حس می‌کنم لگن وضعش پایداره
‫اما عکس رادیوگرافی می‌خوام.

00:07:34.144 --> 00:07:36.364
‫- بله دکتر لینکلن.
‫- اوه خدای من. اوه خدای من!

00:07:36.365 --> 00:07:38.867
‫«ناتاشا»، من همینجام.

00:07:38.868 --> 00:07:41.102
<i>‫من درست اینجام.
‫اوه خدای من.</i>

00:07:41.103 --> 00:07:42.971
‫اوه خدای من. آیا اون...

00:07:42.972 --> 00:07:44.505
‫داروی خاصی مصرف می‌کنه؟

00:07:44.506 --> 00:07:46.207
‫آیا قبلاً سابقه جراحی داشته؟

00:07:46.208 --> 00:07:49.210
‫آه... اوه... اون... اون گاهی
‫دچار سردرد میگرنی می‌شه و...

00:07:49.211 --> 00:07:51.645
‫و یک جای زخم بخاطر اینکه...
‫آپاندیسش رو درآوردن داره.

00:07:51.646 --> 00:07:54.983
‫آیا... آیا اون... من...

00:07:54.984 --> 00:07:56.650
‫عروسی‌مون برای فردا بود.

00:07:56.651 --> 00:07:58.619
‫اون نمی‌خواست قبل از ورودش
‫به مراسم عروسی ببینمش

00:07:58.620 --> 00:08:01.435
‫و من... اون برای خودش
‫اتاق هتل جدا گرفت.

00:08:01.436 --> 00:08:03.290
‫هی، هی، هی.
‫اسمت چیه رفیق؟

00:08:03.291 --> 00:08:05.092
‫«گرت»... «بولند».

00:08:05.093 --> 00:08:07.694
‫گرت، بهترین کاری که می‌تونی
‫برای کمک به ناتاشا بکنی

00:08:07.695 --> 00:08:09.096
‫اینه که اجازه بدی
‫افراد این اتاق

00:08:09.097 --> 00:08:10.693
‫کاری رو که بلدن
‫بتونن انجام بدن. باشه؟

00:08:10.694 --> 00:08:12.195
‫باشه، باشه. اوه خدایا.

00:08:13.730 --> 00:08:16.764
‫من فکر می‌کردم عروسی
‫من خیلی افتضاح بوده.

00:08:17.301 --> 00:08:18.834
‫متأسفم که اینو گفتم آملیا.

00:08:18.835 --> 00:08:21.070
‫- ما داشتیم دعوا می‌کردم و این چیزی...
‫- پیش میاد.

00:08:21.071 --> 00:08:22.171
‫زوج‌ها دعوا هم می‌کنن.

00:08:22.172 --> 00:08:23.506
‫اوه، بس کن.
‫ما با هم زوج نیستیم.

00:08:23.507 --> 00:08:24.607
‫کیا با هم زوج نیستن؟

00:08:24.608 --> 00:08:27.143
‫آون و تدی آلتمن.
‫فقط همونان که هستن.

00:08:27.144 --> 00:08:28.377
‫از همون بچه تابلوئه دیگه.

00:08:28.378 --> 00:08:29.678
‫اوه، پای بچه در میونه؟

00:08:29.679 --> 00:08:31.214
‫شما مشکلی داری؟

00:08:31.215 --> 00:08:32.681
‫می‌دونی راستش آره.
‫ما سرمون شلوغه.

00:08:32.682 --> 00:08:34.016
‫اونقدر که این مدت
‫خبردار نشدم بخاطر چی

00:08:34.017 --> 00:08:37.686
‫داری این دعوا رو می‌بازی.
‫پس... می‌تونی بری.

00:08:37.687 --> 00:08:39.755
‫- آملیا، خواهش می‌کنم.
‫- آون، حق با اونه.

00:08:39.756 --> 00:08:41.356
‫ما داریم به جنگ زشت‌ترین
‫توموری می‌ریم که

00:08:41.357 --> 00:08:44.458
‫تا حالا دیدم.
‫احتیاج به تمرکز داریم.

00:08:46.763 --> 00:08:48.396
‫آلتمن همونه که بلوند و قدبلنده. آره؟

00:08:48.397 --> 00:08:52.265
‫من دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم.

00:08:52.802 --> 00:08:56.238
‫«اوما پکستون»، ۲۵ ساله
‫برای تخلیه کامل لگن

00:08:56.239 --> 00:09:00.142
‫با بازسازی فلپ برای درمان
‫تومور عودکننده واژن اینجاست.

00:09:00.143 --> 00:09:01.476
‫کامل نه دکتر هلم.

00:09:01.477 --> 00:09:03.746
‫ما رحم رو حفظ می‌کنیم.

00:09:03.747 --> 00:09:04.880
‫اوه.

00:09:04.881 --> 00:09:06.148
‫وای، این امکان‌پذیره؟

00:09:06.149 --> 00:09:07.315
‫الان هست.

00:09:07.316 --> 00:09:09.184
‫چون من تکنیکش رو بوجود آوردم.

00:09:09.185 --> 00:09:12.054
‫اولین پزشک‌هام منو به
‫شیمی‌درمان و پرتو‌درمانی

00:09:12.055 --> 00:09:13.822
‫بستن، اما بازم تومور برگشت

00:09:13.823 --> 00:09:16.758
‫برای همین گفتن مجبورم بیشتر
‫اندام‌های درونیم رو دربیارم

00:09:16.759 --> 00:09:20.061
‫اما دکتر فاکس از بین تمام جنبه‌های
‫منفی یک نکته مثبت پیدا کرد.

00:09:20.062 --> 00:09:21.729
‫- دکتر وبر؟
‫- من یک برش روی شکم‌تون

00:09:21.730 --> 00:09:24.165
‫ایجاد می‌کنم و
‫رکتوم رو درمیارم که

00:09:24.166 --> 00:09:26.167
‫یک کولستومی بسازم و
‫دکتر فاکس هم

00:09:26.168 --> 00:09:28.069
‫در همین زمان مثانه‌تون رو درمیاره و

00:09:28.070 --> 00:09:29.436
‫یک یوروستومی درست می‌کنه.

00:09:29.437 --> 00:09:31.505
‫بعد هم من تومور و
‫هرچیز دیگه‌ای رو

00:09:31.506 --> 00:09:33.041
‫بجز رحم خارج می‌کنم.

00:09:33.042 --> 00:09:34.776
‫بازسازی واژنتون رو
‫من به دست می‌گیرم.

00:09:34.777 --> 00:09:37.611
‫هر قسمت نامناسب رو هم با پوست
‫و چربی شکم پوشش می‌دیم.

00:09:37.612 --> 00:09:40.413
‫پس... پیچیده نیست.

00:09:41.684 --> 00:09:43.785
‫تا وقتی نمی‌دونستم شاید
‫نتونم اصلاً بچه‌دار بشم

00:09:43.786 --> 00:09:46.453
‫اصلاً فکر نمی‌کردم بچه بخوام

00:09:46.454 --> 00:09:50.424
‫برای همین ازتون
‫متشکرم دکتر فاکس.

00:09:50.425 --> 00:09:52.827
‫اوما، ما قبلاً راجع به این صحبت کردیم

00:09:52.828 --> 00:09:54.761
‫اما حالا که وقتش فرا رسیده

00:09:54.762 --> 00:09:56.830
‫واقعاً مجبورم دوباره ازت بپرسم.

00:09:56.831 --> 00:09:59.199
‫این جراحی طولانی، پیچیده

00:09:59.200 --> 00:10:00.867
‫و خیلی هم شخصی هستش.

00:10:00.868 --> 00:10:03.003
‫آیا مطمئنی با تماشا کردن
‫بقیه پزشک‌ها

00:10:03.004 --> 00:10:05.299
‫از گالری مشکلی نداری؟

00:10:05.339 --> 00:10:07.174
‫شما یک پیشگام هستید

00:10:07.175 --> 00:10:10.596
‫و این کار ممکنه به زن‌های
‫بیشتری شبیه من کمک کنه.

00:10:10.745 --> 00:10:13.057
‫پس آزادانه آموزش بدید.

00:10:13.380 --> 00:10:16.347
‫خیلی خب، دوستان.
‫بیاید کار رو تموم کنیم.

00:10:19.020 --> 00:10:22.089
‫من همین الان برمی‌گردم، باشه؟

00:10:22.090 --> 00:10:23.289
‫انگار طاعون اومده.

00:10:23.290 --> 00:10:26.057
‫برونشیت، سینه‌پهلو و
‫تعدادی هم ورم معده‌ای-روده‌ای.

00:10:26.627 --> 00:10:27.660
‫وای! شما خوبی؟

00:10:27.661 --> 00:10:29.362
‫اوه. چی داریم؟

00:10:29.363 --> 00:10:30.896
‫گری و لینک توی اتاق ترومای دو هستن

00:10:30.897 --> 00:10:32.098
‫با یه زنی که از
‫بالکون سقوط کرده.

00:10:32.099 --> 00:10:34.100
‫بقیه هم تقریباً همگی
‫علائم شبیه آنفولانزا دارن.

00:10:34.101 --> 00:10:36.669
‫از جمله شما، اگر اشتباه نکنم.

00:10:36.670 --> 00:10:37.837
‫ببین، اگر می‌خواید یکم استراحت کنید

00:10:37.838 --> 00:10:39.205
‫می‌تونم اگر موردی اورژانسی
‫پیش اومد پیجتون کنم.

00:10:39.206 --> 00:10:40.473
‫- مورد اورژانسی داره میاد!
‫- اوه... اوه.

00:10:40.474 --> 00:10:42.041
‫- ببخشید! ببخشید! ببخشید!
‫- سعی می‌کنم طاقت بیارم.

00:10:42.042 --> 00:10:43.909
‫می‌شه لطفاً یک سرم رینگرلاکتات

00:10:43.910 --> 00:10:45.911
‫و چهار میلی‌گرم زوفران
‫برام آماده کنی؟

00:10:45.912 --> 00:10:48.013
‫- آره. حتماً میارم.
‫- مرسی.

00:10:48.014 --> 00:10:49.582
‫برای همین ما جلسات بین بخش‌های
‫مختلف، گزارشات مرگ و میر

00:10:49.583 --> 00:10:52.818
‫و بوردهای تومور ریه و امثالهم رو
‫توی اتاق کنفرانس برگزار می‌کنیم.

00:10:52.819 --> 00:10:54.354
‫خوبه، هنوزم اونجا برگزارشون می‌کنید.

00:10:54.355 --> 00:10:55.721
‫من بودم که جلسات رو
‫از سالن ارائه

00:10:55.722 --> 00:10:58.022
‫به اونجا منتقل کردم که تعامل
‫باز و صادقانه‌تری بوجود بیاد.

00:10:58.023 --> 00:11:00.292
‫«تعامل باز و صادقانه‌تر».

00:11:00.293 --> 00:11:02.060
‫از کی تا حالا؟!

00:11:02.061 --> 00:11:04.396
‫آخه خواهر من در حال حاضر
‫حسابی اوضاع روحیش خرابه

00:11:04.397 --> 00:11:06.732
‫چون خود تو موفق به برقراری
‫یک تعامل باز و صادقانه نشدی.

00:11:06.733 --> 00:11:07.866
‫من بهشون گفتم.

00:11:07.867 --> 00:11:09.947
‫خیلی دیر بهشون گفتی.

00:11:11.837 --> 00:11:15.286
‫آیا می‌خوایم بتونیم با هم
‫کار کنیم یا نه دکتر پیرس؟

00:11:17.677 --> 00:11:20.044
‫من چیزی جز تعریف‌های عالی
‫از کار شما تا حالا نشنیدم

00:11:20.045 --> 00:11:22.247
‫دکتر آلتمن و من از این
‫لحظه همه کینه‌های

00:11:22.248 --> 00:11:27.884
‫شخصیم رو به خاطر اخلاقیات
‫حرفه‌ای به یه گوشه دیگه می‌چپونم.

00:11:32.123 --> 00:11:34.158
‫- با شماره سه... یک، دو، سه.
‫- چی داریم؟

00:11:34.159 --> 00:11:35.826
‫بیماری که توی مغازه
‫خواروبار فروشی از حال رفته.

00:11:35.827 --> 00:11:38.362
‫آخرین فشارش ۱۱۰ روی ۵۰ و
‫با نبض ۸۲ بوده.

00:11:38.363 --> 00:11:40.063
‫خانم، آیا هشیاری‌تون رو از دست دادید؟

00:11:40.064 --> 00:11:42.099
‫نه، فکر نمی‌کنم.

00:11:42.100 --> 00:11:43.401
‫سلام بچه‌ها. شما چی دیدید؟

00:11:43.402 --> 00:11:45.703
‫اون اینجوری بود: «آخ! دلم.»

00:11:45.704 --> 00:11:47.738
‫بعدش اینجوری: «آخ! صورتم.»

00:11:47.739 --> 00:11:49.307
‫مرسی بچه‌ها.
‫خیلی مؤدبید.

00:11:49.308 --> 00:11:52.142
‫خانم آیا علائم دیگه‌ای مثل
‫گیجی یا سردرد هم دارید؟

00:11:52.143 --> 00:11:55.112
‫اوه، آره، سردرد
‫چون «گیب» تازه امروز بهم گفت

00:11:55.113 --> 00:11:56.947
<i>‫که مهلت پروژه‌ش تا فرداست...</i>

00:11:56.948 --> 00:11:58.516
<i>‫- دست به من نزن!
‫- اول تو به من دست زدی!</i>

00:11:58.517 --> 00:12:00.250
‫الانم آنفلوانزا گرفتم و
‫از بچه‌ها هم بدم میاد

00:12:00.251 --> 00:12:01.819
‫انگار زندگی داره
‫مجازاتم می‌کنه.

00:12:01.820 --> 00:12:04.020
‫اگه بتونید یه چیزی
‫برای درد دلم بهم بدید

00:12:04.021 --> 00:12:05.622
‫و چندتا آرام‌بخش هم به بچه‌ها...

00:12:05.623 --> 00:12:06.523
‫- اون موقع دیگه می‌تونیم بریم.
<i>‫- هی، بپا.</i>

00:12:06.524 --> 00:12:08.391
‫هی، بچه‌ها، بچه‌ها، تمومش کنید.

00:12:08.392 --> 00:12:09.592
‫آیا بهتر نیست با
‫والدینشون تماس بگیریم؟

00:12:09.593 --> 00:12:11.361
‫والدینشون منم...

00:12:11.362 --> 00:12:13.062
‫از موقعی که خواهرم مرد

00:12:13.063 --> 00:12:15.131
‫و الانم کاملاً واضحه که
‫دارم می‌ترکونم... آخ!

00:12:15.132 --> 00:12:16.433
‫شکم یک مقدار حساس شده.

00:12:16.434 --> 00:12:17.834
‫اشمیت، می‌شه ببینی
‫آیا سی-تی باز هستش یا نه؟

00:12:17.835 --> 00:12:19.536
‫وای! سی-تی؟
‫نه، نه، من خوبم.

00:12:19.537 --> 00:12:22.038
‫من فقط آنفلوانزا دارم و
‫آنتی‌بیوتیک هم مصرف کردم

00:12:22.039 --> 00:12:24.572
‫آخه از پارسال یه مقدار
‫مونده بود برای همون...

00:12:25.843 --> 00:12:26.876
‫فکر بدی بوده؟

00:12:26.877 --> 00:12:28.578
‫بدون تجویز پزشک؟ بله.

00:12:28.579 --> 00:12:30.012
‫می‌دونم تحت استرسی

00:12:30.013 --> 00:12:32.148
‫و این هم شاید فقط یک
‫آنفلوانزای ساده‌ست اما...

00:12:32.149 --> 00:12:33.882
‫«کلر» اگر آنفلوانزا نباشه

00:12:33.883 --> 00:12:36.852
‫بعدش واقعاً آرزو می‌کردی
‫کاش اینجا مونده بودی. باشه؟

00:12:36.953 --> 00:12:38.286
‫حال خودتون خوبه؟

00:12:38.287 --> 00:12:40.489
‫اوه، آره.
‫آره، من خوبم.

00:12:40.490 --> 00:12:42.822
‫اونم انگار شبیه منه.

00:12:44.494 --> 00:12:47.496
‫مایع آزاد در لگن و شکم.

00:12:47.497 --> 00:12:48.564
‫عکس‌های رادیوگرافی آماده‌ست.

00:12:48.565 --> 00:12:50.632
‫ویزیت بیماران بعد از عمل انجام
‫شد. چی رو اینجا نبودم؟

00:12:50.633 --> 00:12:52.100
‫خودت بگو.

00:12:52.101 --> 00:12:54.035
‫دچار لگن ویندسوئپت شده.

00:12:54.036 --> 00:12:56.071
‫- ویندسوئپت؟
‫- ترکیب چند نوع شکستگیه.

00:12:56.072 --> 00:12:57.205
‫در یک طرف فشردگی
‫قدامی خلفی

00:12:57.206 --> 00:12:58.874
‫و در طرف دیگه
‫فشردگی جنبی رو داریم.

00:12:58.875 --> 00:13:00.542
‫مفصل خاجی خاصره‌ای
‫گسترده شده و

00:13:00.543 --> 00:13:01.810
‫شکستگی استخوان
‫خاجی رو اینجا می‌بینید؟

00:13:01.811 --> 00:13:04.346
<i>‫بدم نمیاد برای بررسی عصبی
‫ببریمش بالا به اتاق عمل.</i>

00:13:04.347 --> 00:13:06.248
‫اونجا که رسیدیم می‌تونیم
‫سی-تی ضمن عمل انجام بدیم.

00:13:06.249 --> 00:13:07.649
‫صد درصد موافقم. بزن بریم.

00:13:07.650 --> 00:13:09.385
‫صبر کنید، نمی‌خوایم اول
‫لگنش رو تثبیت کنیم؟

00:13:09.386 --> 00:13:10.919
‫- البته.
‫- نع.

00:13:10.920 --> 00:13:12.153
‫نع؟ اون شکستگی لگن داره.

00:13:12.154 --> 00:13:13.521
‫نمی‌خوای لااقل
‫براش بایندر لگن بذاری؟

00:13:13.522 --> 00:13:15.889
‫نع. بالا می‌بینیمتون.

00:13:18.560 --> 00:13:19.961
‫خیلی خب. فشارش پایین افتاده.

00:13:19.962 --> 00:13:22.462
‫همگی باید راه بیوفتیم.

00:13:31.029 --> 00:13:32.796
‫اون کاملاً برای لاپاراتومی
‫اکتشافی آماده‌ست.

00:13:32.797 --> 00:13:34.265
‫خیلی خب، چی باعث شده که تو

00:13:34.266 --> 00:13:36.784
‫فکر کنی من و لینک
‫جفت خوبی هستیم؟

00:13:36.785 --> 00:13:38.653
‫باشه، گوش کن، قبل از
‫اینکه من با الکس آشنا بشم

00:13:38.654 --> 00:13:40.688
‫لینک بهترین آدمی
‫بود که می‌شناختم

00:13:40.689 --> 00:13:43.891
‫و الکس هم حتماً همین حرف
‫رو درباره تو می‌گفت، پس...

00:13:43.892 --> 00:13:46.461
‫کوتاه بیا.
‫لینک مرد خیلی خوبیه.

00:13:46.462 --> 00:13:48.063
‫و سگ‌های نژاد لابرادور هم
‫سگ‌های خوبی هستن.

00:13:48.064 --> 00:13:49.397
‫همیشه از دیدن آدم
‫خوشحال می‌شن

00:13:49.398 --> 00:13:50.999
‫خیلی هم بامزه و
‫دوست‌داشتنی و پرانرژین.

00:13:51.000 --> 00:13:52.767
‫گوش کن، اون یک لابرادور نیست.

00:13:52.768 --> 00:13:55.769
‫کافیه موفق بشی اونو بشناسی.

00:13:57.006 --> 00:13:59.441
‫کی آماده‌ست که یک لگن رو
‫برگردونیم سرجاش؟

00:13:59.442 --> 00:14:00.741
‫من هستم.

00:14:00.742 --> 00:14:03.009
‫من «آماده» هستم.

00:14:03.579 --> 00:14:05.013
‫تو تا این بالا دویدی؟

00:14:05.014 --> 00:14:07.482
‫راه‌پله‌ها رو دویدم. می‌دونی باعث
‫می‌شه خون به جریان بیوفته.

00:14:07.483 --> 00:14:09.283
‫ما باید این خانم رو نجات بدیم.
‫اون داره ازدواج می‌کنه.

00:14:09.284 --> 00:14:13.219
‫ما باید همه اونا رو نجات بدیم
‫حتی اون‌ها که ناراحت و تنهان.

00:14:15.724 --> 00:14:20.726
‫مطمئنی «دکتر گری» که می‌گفتی
‫بایستی ببرمش بیرون یکی دیگه نبوده؟

00:14:22.197 --> 00:14:24.899
<i>‫خیلی خب، فقط ریلکس باش و
‫سعی کن حرکت نکنی. باشه؟</i>

00:14:24.900 --> 00:14:27.702
‫من دو ساله که ریلکس نبودم.

00:14:27.703 --> 00:14:29.704
‫مادرم همیشه می‌گفت: «امیدوارم
‫یه روز بچه‌دار بشی و

00:14:29.705 --> 00:14:32.106
‫اونا هم رفتارشون با تو به
‫زشتی رفتار تو با من باشه.»

00:14:32.107 --> 00:14:33.941
‫منم می‌گفتم:
‫«فکر کردی خیلی زرنگی خانم.»

00:14:33.942 --> 00:14:35.409
‫«من هیچ‌وقت بچه‌دار نمی‌شم.»

00:14:35.410 --> 00:14:36.611
<i>‫اما بعد «سینتیا» مرد</i>

00:14:36.612 --> 00:14:40.147
<i>‫و حالا اون دو تا
‫زلزله مال من شدن.</i>

00:14:40.148 --> 00:14:42.082
‫سر و صداشون زیاده،
‫بوی بد می‌دن و

00:14:42.083 --> 00:14:44.451
‫فکر می‌کنن جک‌هایی که درباره
‫گوزیدن هستن خیلی خنده‌دارن

00:14:44.452 --> 00:14:47.086
‫و هیچ‌وقت هم دست از
‫خوردن برنمی‌دارن.

00:14:47.389 --> 00:14:51.658
‫من دوستشون دارم اما
‫اونا حال بهم‌زن هستن.

00:14:51.659 --> 00:14:53.326
‫فکر کنم من یه عذرخواهی
‫به مادرم بدهکارم.

00:14:53.327 --> 00:14:54.628
‫آره، منم.

00:14:54.629 --> 00:14:55.762
‫وای!

00:14:55.763 --> 00:14:57.697
‫روده عرضیش... خیلی بزرگه.

00:14:57.698 --> 00:15:00.500
‫انبساط سمی روده
‫بزرگ با علائم صفاقی.

00:15:00.501 --> 00:15:04.203
‫لازمه قبل از اینکه روده‌ش
‫سوراخ بشه ببریمش اتاق عمل.

00:15:04.204 --> 00:15:05.839
‫امیدوار بودم اگر به
‫شکل مدیال شروع کنیم

00:15:05.840 --> 00:15:08.172
‫بتونیم تومور رو قلمبه دربیاریم.

00:15:08.576 --> 00:15:10.410
‫- آه...
‫- جواب نمی‌ده.

00:15:10.411 --> 00:15:11.611
‫می‌دونم. فقط...

00:15:11.612 --> 00:15:14.014
‫بیا وارد شدن از پایین رو امتحان کنیم.

00:15:14.015 --> 00:15:16.149
‫شاید اگر از بالا بهش نزدیک بشیم...

00:15:16.150 --> 00:15:18.082
‫دارم همین کار رو می‌کنم.

00:15:19.420 --> 00:15:20.787
‫بازم جواب نمی‌ده.

00:15:20.788 --> 00:15:22.488
‫منم اینو می‌دونم شفرد.

00:15:22.489 --> 00:15:23.689
‫برای همینه که داریم
‫تمرین می‌کنیم.

00:15:23.690 --> 00:15:26.659
‫با این سرعت ظرف چه مدت
‫آماده می‌شیم؟... پنج سال؟

00:15:26.660 --> 00:15:28.727
‫ناراحتی‌های اون بچه و پدرش رو
‫سر این تومور کوچولومون خالی نکن.

00:15:28.728 --> 00:15:31.362
‫ما از پسش برمیایم.

00:15:33.700 --> 00:15:35.601
‫توی اتاق عمل مشاوره دارم.
‫الان برمی‌گردم.

00:15:35.602 --> 00:15:37.970
‫چی؟ تو... داری می‌ری؟

00:15:37.971 --> 00:15:42.774
‫لطف کن وقتی برمی‌گردی
‫یکم مثبت‌تر باش!

00:15:51.952 --> 00:15:52.985
‫چه جمعیتی!

00:15:53.786 --> 00:15:55.320
‫چه جراحی‌ای!

00:15:55.521 --> 00:15:57.923
‫به نظر خیلی پیچیده میاد.
‫امیدوارم به خوبی پیش بره.

00:15:57.924 --> 00:16:01.660
‫اگر خودت فکر می‌کردی شاید
‫داری آخرین جراحیت رو انجام می‌دی

00:16:01.661 --> 00:16:03.495
‫دلت نمی‌خواست قبل رفتن
‫سر و صدا بپا کنی؟

00:16:03.496 --> 00:16:05.230
‫کاترین بهت گفت؟

00:16:05.231 --> 00:16:06.398
‫امروز صبح.

00:16:06.399 --> 00:16:09.166
‫علائم بیماریش
‫آشکار شدن. درد داره.

00:16:10.003 --> 00:16:11.403
‫این جراحی ساده‌ای نیست.

00:16:11.404 --> 00:16:13.338
‫فکر می‌کنی این اصلاً فکر خوبیه؟

00:16:13.339 --> 00:16:16.208
‫به نظر من اون کاترین فاکسه.

00:16:16.209 --> 00:16:18.421
‫به نظر من...

00:16:18.478 --> 00:16:20.713
‫اون اینجا شاهکار خودشو خلق می‌کنه.

00:16:20.714 --> 00:16:24.552
‫و به نظرم یه تیم
‫کهکشانی در کنارش داره.

00:16:24.651 --> 00:16:26.817
‫اونا آماده‌ن.

00:16:31.890 --> 00:16:33.978
‫جای سوزن انداختن نیست.

00:16:34.127 --> 00:16:36.059
‫تیغ شماره ده.

00:16:41.501 --> 00:16:43.602
‫خونریزی نداره، پس چیزی
‫دال بر انجام جراحی نداریم.

00:16:43.603 --> 00:16:45.270
‫احتمالاً یک آسیب مغزی
‫آنوکسیک هستش.

00:16:45.271 --> 00:16:47.672
‫برای همین بعد عمل از
‫نزدیک تحت نظر می‌گیرمش.

00:16:47.673 --> 00:16:49.007
‫ممنون شفرد.

00:16:49.008 --> 00:16:50.074
‫بیسین.

00:16:50.075 --> 00:16:52.043
‫طحال خارج شد.

00:16:52.044 --> 00:16:54.045
‫خونریزی در قسمت بالا و
‫چپ شکم کنترل شد

00:16:54.046 --> 00:16:55.547
‫اما اینا باید از جای دیگه‌ای بیاد.

00:16:55.548 --> 00:16:57.182
‫- تا حالا چندتا واحد خون استفاده کردیم؟
‫- یازده تا.

00:16:57.183 --> 00:16:58.617
‫من می‌خوام ایلیاک
‫داخلی رو با کلمپ بگیرم

00:16:58.618 --> 00:17:00.051
‫تا سعی کنم خونریزی رو کند کنم.

00:17:00.052 --> 00:17:01.619
‫پارکر، برای یادگیری تو می‌گم

00:17:01.620 --> 00:17:02.787
‫اگر وضعیتشو توی اورژانس تثبیت

00:17:02.788 --> 00:17:04.722
‫کرده بودیم، واحدهای
‫کمتری مصرف می‌کردیم.

00:17:04.723 --> 00:17:06.223
‫بله دکتر گری.

00:17:06.224 --> 00:17:08.026
‫- نیکو، اینجا رترکشن بذار.
‫- الان.

00:17:08.027 --> 00:17:09.861
‫یک بایندر لگن خونریزی رو
‫به خودش جذب می‌کنه...

00:17:09.862 --> 00:17:11.228
‫این یک استاندارد درمان
‫خیلی ساده‌ست.

00:17:11.229 --> 00:17:13.264
‫- بله خانم.
‫- رترکشن بیشتر.

00:17:13.265 --> 00:17:15.566
‫تو با این ذهنیت که
‫«همه‌چیز خودش درست می‌شه»

00:17:15.567 --> 00:17:17.401
‫اصلاً چطوری
‫تونستی پزشک بشی؟

00:17:17.402 --> 00:17:19.203
‫من همونطور که همه دکتر
‫می‌شن دکتر شدم گری.

00:17:19.204 --> 00:17:20.905
‫پدر خودمو در آوردم
‫و رفتم به دانشکده پزشکی...

00:17:20.906 --> 00:17:22.439
‫چون سرطان داشت دکتر شد...

00:17:22.440 --> 00:17:24.375
‫جو! قصه تو نیست که تعریفش کنی.

00:17:24.376 --> 00:17:26.778
‫متأسفم. اما اون...
‫اون نخودی نیست.

00:17:26.779 --> 00:17:29.208
‫- احمق هم نیست.
‫- ممنونم.

00:17:29.209 --> 00:17:31.049
‫گرفتمش.

00:17:31.050 --> 00:17:32.683
‫چی؟ کجا؟

00:17:32.684 --> 00:17:33.917
‫اینجا رو ببین پارکر.

00:17:33.918 --> 00:17:35.986
‫باید مطمئن بشی که زیر
‫لبه لگنی رو پر کنی.

00:17:35.987 --> 00:17:37.288
‫اینجا همونجاییه که گیر یه عالمه

00:17:37.289 --> 00:17:38.789
‫اشکال عروقی زشت
‫و ناجور میوفتی.

00:17:38.790 --> 00:17:39.923
‫مثل رگ آبتوراتور
‫معروف به تاج مرگ.

00:17:39.924 --> 00:17:41.559
‫وقتی عکس رادیوگرافی رو
‫دیدم یه حدسی زدم.

00:17:41.560 --> 00:17:43.494
‫خودم هم معمولاً از بایندر
‫لگنی استفاده می‌کنم

00:17:43.495 --> 00:17:44.662
‫اما توی این مورد
‫می‌تونست باعث بشه

00:17:44.663 --> 00:17:47.431
‫اون سمتی که به داخل
‫چرخیده، به طرف داخل له بشه

00:17:47.432 --> 00:17:48.732
‫و حتی آسیب بیشتری ایجاد کنه.

00:17:48.733 --> 00:17:51.335
‫و نمی‌تونستی راحت همین رو
‫توی بخش اورژانس بگی؟

00:17:51.336 --> 00:17:54.371
‫به نظرم می‌تونستم، اما
‫متوجه نبودم بخشی از شغلم

00:17:54.372 --> 00:17:57.538
‫اینه که تو رو متقاعد کنم
‫که منم به اینجا تعلق دارم.

00:17:57.942 --> 00:17:59.543
‫فکر می‌کردم فقط آنفلوانزا دارم

00:17:59.544 --> 00:18:01.011
‫و آنتی‌بیوتیک‌ها هم
‫کلکش رو می‌کنن.

00:18:01.012 --> 00:18:02.213
‫نه، نه، آنتی‌بیوتیک‌ها باکتری‌های

00:18:02.214 --> 00:18:03.913
‫مفید داخل روده‌ت رو از بین بردن

00:18:03.914 --> 00:18:06.249
‫و همین باعث ورم خیلی شدید
‫شده که تو رو بیهوش کرده.

00:18:06.250 --> 00:18:07.250
‫اما ما درست به موقع پیداش کردیم.

00:18:07.251 --> 00:18:08.484
‫درست به موقع؟

00:18:08.485 --> 00:18:10.386
‫یعنی قبل از اینکه منو بکشه؟

00:18:10.387 --> 00:18:12.222
‫اوه خدایا... من... من نمی‌تونم بمیرم.

00:18:12.223 --> 00:18:14.657
‫اون پسرها نمی‌تونن یک
‫مادر دیگه رو از دست بدن.

00:18:14.658 --> 00:18:15.925
‫«الی» تازه به نقطه‌ای رسیده

00:18:15.926 --> 00:18:17.727
‫که دیگه شب‌ها گریه نمی‌کنه.

00:18:17.728 --> 00:18:18.894
‫اونا... اونا بهم احتیاج دارن.

00:18:18.895 --> 00:18:20.230
‫اون‌ها احتیاج دارن...

00:18:20.231 --> 00:18:21.464
‫خیلی خب، به نظر روده پاره شده.

00:18:21.465 --> 00:18:23.566
‫بیاید براش لوله بذاریم و
‫آماده عملش کنیم.

00:18:23.567 --> 00:18:24.767
<i>‫خیلی تکون می‌خوره.</i>

00:18:24.768 --> 00:18:26.936
‫صد واحد پروپوفول با صد
‫واحد سوکسینیل کولین بزنیم.

00:18:26.937 --> 00:18:29.468
‫- همین کار رو داشتم می‌کردم.
‫- خوبه.

00:18:30.107 --> 00:18:32.275
‫- چیه؟
‫- من... شرمنده.

00:18:32.276 --> 00:18:34.143
‫اوه خدای من.

00:18:34.144 --> 00:18:35.311
‫اوه خدایا، تو...

00:18:35.312 --> 00:18:37.312
‫من خیلی متأسفم.

00:18:37.313 --> 00:18:39.180
‫خیلی خب، همگی دست بکشید!
‫به من گوش کنید.

00:18:39.181 --> 00:18:41.617
‫همین الان پروپوفول و سوکسینیل
‫تصادفی داخل سرم من

00:18:41.618 --> 00:18:44.986
‫تزریق شد و این یعنی من
‫تا ۳۰ ثانیه دیگه فلج می‌شم.

00:18:44.987 --> 00:18:46.087
‫پس رئیس رو پیج کنید.

00:18:46.088 --> 00:18:47.489
‫دلوکا، عمل رو شروع کن. فوری.

00:18:47.490 --> 00:18:49.057
‫احتیاج پیدا می‌کنم یک
‫نفر برام یک لوله بذاره

00:18:49.058 --> 00:18:50.726
‫چون به محض اینکه از حال برم
‫راه هواییم رو از دست می‌دم

00:18:50.727 --> 00:18:52.661
‫و اگر نتونم نفس بکشم می‌میرم.

00:18:52.662 --> 00:18:56.896
‫در ضمن ممنون می‌شم اگر یکی
‫بتونه با شکستن...

00:19:00.831 --> 00:19:03.560
‫- بیمار لوله‌گذاری شد.
‫- خیلی خب، اشمیت. به من نگاه کن.

00:19:03.561 --> 00:19:05.218
‫لارنگوسکوپ رو سرجاش
‫تکون نده، باشه؟

00:19:05.219 --> 00:19:07.052
‫تیغ شماره ده.

00:19:09.658 --> 00:19:13.802
‫حالا، لوله رو از بین
‫تارهای صوتیش عبور بده.

00:19:13.803 --> 00:19:17.106
‫دکتر هانت، ممکنه الان
‫یه مقدار اذیت بشید.

00:19:17.107 --> 00:19:19.007
‫- اشمیت، اون نمی‌تونه صداتو بشنوه.
‫- من تا حالا این کار رو نکردم.

00:19:19.008 --> 00:19:20.442
‫به این معنی نیست
‫که نمی‌تونی، باشه؟

00:19:20.443 --> 00:19:22.376
‫حالا، بووی.

00:19:28.084 --> 00:19:30.252
‫انجامش دادم.
‫انجامش دادم!

00:19:30.253 --> 00:19:32.020
‫خیلی خب، بگ گرفتن رو
‫متوقف نکن. باشه؟

00:19:32.021 --> 00:19:33.889
‫ببریدش طبقه بالا.
‫بهش سرم وصل کنید.

00:19:33.890 --> 00:19:35.922
‫همین حالا. زود باشید. راه بیوفتید.

00:19:42.331 --> 00:19:44.433
‫اون توی کماست؟

00:19:44.434 --> 00:19:47.035
‫این یک کمای القایی
‫پزشکی هستش.

00:19:47.036 --> 00:19:49.204
‫داروهای آرام‌بخش اون رو
‫آروم نگه می‌دارن

00:19:49.205 --> 00:19:51.838
‫و به بدنش اجازه می‌ده
‫به تدریج بهبود پیدا کنه.

00:19:52.674 --> 00:19:54.609
‫اما...

00:19:54.610 --> 00:19:56.111
‫آیا بهوش میاد؟

00:19:56.112 --> 00:19:58.546
‫ناتاشا کلی خون از دست داده

00:19:58.547 --> 00:20:01.016
‫و بدنش هم تحت تنش
‫خیلی زیادی قرار گرفته.

00:20:01.017 --> 00:20:04.485
‫همیشه معلوم نیست بیمار چطور
‫از این شرایط بیرون میاد.

00:20:04.486 --> 00:20:05.887
‫پس اون بهوش نمیاد.

00:20:05.888 --> 00:20:07.588
‫ما نمی‌تونیم با اطمینان بگیم.

00:20:07.589 --> 00:20:11.059
‫ما به مراقبت و حمایت
‫ازش ادامه می‌دیم

00:20:11.060 --> 00:20:13.392
‫و هر کاری که بتونیم می‌کنیم.

00:20:14.496 --> 00:20:16.364
‫من نمی‌دونم چکار کنم.

00:20:16.365 --> 00:20:18.900
‫می‌تونی دستشو بگیری.
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی.

00:20:18.901 --> 00:20:21.534
‫شاید بتونه صدات رو بشنوه.

00:20:25.041 --> 00:20:27.953
‫اون می‌خواست یک
‫لباس آبی بپوشه...

00:20:28.311 --> 00:20:29.610
‫برای عروسی‌مون.

00:20:29.611 --> 00:20:32.340
‫اون آدم سنت‌گرایی نیست و...

00:20:32.341 --> 00:20:34.749
‫...بچه هم نیست.

00:20:34.750 --> 00:20:38.589
‫ما سال‌ها صبر کردیم
‫تا با هم آشنا شدیم.

00:20:39.254 --> 00:20:42.557
‫اما فقط بخاطر
‫همین رسم قدیمی...

00:20:42.558 --> 00:20:44.457
‫جدا از هم خوابیدیم.

00:20:45.894 --> 00:20:48.682
‫فکر می‌کردیم برامون شانس میاره.

00:20:49.465 --> 00:20:52.199
‫حالا که می‌دونم
‫زندگی با تو چجوریه

00:20:52.200 --> 00:20:55.134
‫نمی‌خوام بدون تو زندگی کنم.

00:20:59.842 --> 00:21:02.141
‫بیدار شو...

00:21:06.514 --> 00:21:08.914
‫...و باهام ازدواج کن.

00:21:12.454 --> 00:21:14.554
‫خواهش می‌کنم.

00:21:15.256 --> 00:21:17.290
‫خواهش می‌کنم.

00:21:27.335 --> 00:21:28.902
‫چی شده؟

00:21:28.903 --> 00:21:32.239
‫من فقط... خوشحالم که زنده‌ای.

00:21:32.240 --> 00:21:35.042
‫خوشحالم که هر دو زنده‌ایم.

00:21:35.043 --> 00:21:36.977
‫منم همینطور.

00:21:36.978 --> 00:21:39.646
‫- من جراحی دارم. تو مشکلی نداری؟
‫- نه.

00:21:39.647 --> 00:21:42.680
‫هی، ممنون که باهام ازدواج کردی.

00:21:44.518 --> 00:21:46.818
‫قابلی نداشت.

00:21:47.054 --> 00:21:48.421
<i>‫می‌دونم، شفرد. می‌دونم.</i>

00:21:48.422 --> 00:21:49.622
<i>‫من تک تک اون
‫سناریوها رو امتحان کردم!</i>

00:21:49.623 --> 00:21:51.257
<i>‫من فقط سعی دارم واقع‌بین باشم.</i>

00:21:51.258 --> 00:21:52.925
<i>‫شاید اگر دیگه برای
‫مشاوره دادن فرار نکنی...</i>

00:21:52.926 --> 00:21:54.260
<i>‫اون مسئله هیچ ارتباطی
‫با این وضع که</i>

00:21:54.261 --> 00:21:56.129
<i>‫که الان داریم دنبال یک پاسخ
‫غیرممکن می‌گردیم نداره.</i>

00:21:56.130 --> 00:21:57.463
<i>‫اون آملیا شفردی که به تومور</i>

00:21:57.464 --> 00:21:59.465
<i>‫عمل‌نشدنی «نیکول
‫هرمان» نگاه کرد و</i>

00:21:59.466 --> 00:22:01.700
‫گفت: «بله می‌تونم و
‫بایستی بتونم»؟

00:22:01.701 --> 00:22:03.269
‫اون زمان آملیا خودش تومور داشت.

00:22:03.270 --> 00:22:06.039
‫اما آملیای بدون تومور جراح عاقلیه

00:22:06.040 --> 00:22:07.540
‫که سؤالات عاقلانه می‌پرسه.

00:22:07.541 --> 00:22:09.163
‫- من...
‫- و الان هم داره در مقام

00:22:09.164 --> 00:22:12.711
‫سوم شخص صحبت
‫می‌کنه پس... می‌دونی...

00:22:12.712 --> 00:22:14.380
‫این چیزیه که ما باهاش طرفیم.

00:22:14.381 --> 00:22:15.781
‫باید بتونیم این رو به صورت
‫تصویری مجسم کنیم.

00:22:15.782 --> 00:22:17.482
‫بله، اینطوری خیلی معرکه
‫می‌شه اما شدنی نیست.

00:22:17.483 --> 00:22:19.217
‫چرا هست.

00:22:19.218 --> 00:22:20.886
‫خیلی خب، شما دو تا
‫خیلی بلند صحبت می‌کردید

00:22:20.887 --> 00:22:22.555
‫برای همین با وجود
‫چهره‌های عصبانی شما

00:22:22.556 --> 00:22:24.189
‫بخاطر گوش کردنم
‫عذرخواهی نمی‌کنم.

00:22:24.190 --> 00:22:25.824
‫- جو...
‫- نه، یه راهی وجود داره که

00:22:25.825 --> 00:22:27.927
‫که توموری شبیه اون رو
‫به شکل بصری مجسم کنید.

00:22:27.928 --> 00:22:29.394
‫یک سیستم خیلی
‫جدیده که به زودی

00:22:29.395 --> 00:22:31.063
‫برای اولین بار در «دانشگاه
‫کالیفرنیا، سن دیگو» بکار میوفته.

00:22:31.064 --> 00:22:32.598
‫- اسمش «اورب-آی» هستش.
‫- اوه.

00:22:32.599 --> 00:22:33.832
‫می‌شه این رو ببینیم...

00:22:33.833 --> 00:22:36.634
‫اون... آره، اشکالی نداره.
‫راحت باش.

00:22:37.403 --> 00:22:38.871
‫اون کیه؟

00:22:38.872 --> 00:22:42.074
‫اون یک فلوئه جراحیه که روی
‫پیشرفت‌های آینده پزشکی کار می‌کنه.

00:22:42.075 --> 00:22:43.609
‫همچین چیزی نداریم اصلاً.

00:22:43.610 --> 00:22:45.143
‫دارم خواب می‌بینم؟
‫آخه اون یدفعه

00:22:45.144 --> 00:22:48.714
‫با یک معجزه وارد شد و شبیه یک...
‫پری دریایی هستش.

00:22:48.715 --> 00:22:50.615
‫بازم اون تومور خیلی بزرگه تام.

00:22:51.116 --> 00:22:53.716
‫- بذار این شانس رو داشته باشم.
‫- خیلی خب.

00:22:54.319 --> 00:22:56.053
‫چیه؟

00:22:58.256 --> 00:22:59.490
‫می‌خوام زیر سرم باشه

00:22:59.491 --> 00:23:01.258
‫و علائم حیاتیش رو
‫هر ۱۵ دقیقه کنترل کنید.

00:23:01.259 --> 00:23:03.294
‫نمی‌خوام کوچکترین تغییری در
‫اعداد و ارقام دکتر هانت رو از دست بدم.

00:23:03.295 --> 00:23:05.262
‫- البته دکتر.
‫- چه اتفاقی افتاده؟

00:23:05.263 --> 00:23:06.497
‫اون گفت آنفولانزا گرفته.

00:23:06.498 --> 00:23:08.232
‫من بهش گفتم برو خونه
‫اما قضیه چیه؟

00:23:08.233 --> 00:23:10.401
‫پنومونی؟ آمبولی ریه؟
‫چه اتفاقی براش افتاده!؟

00:23:10.402 --> 00:23:14.103
‫اشتباهی حین جراحی بهش
‫ماده فلج‌کننده تزریق شد.

00:23:15.340 --> 00:23:17.108
‫اوه.

00:23:17.109 --> 00:23:19.077
‫اوم... این...

00:23:19.078 --> 00:23:20.444
‫من مواظبش هستم.

00:23:20.445 --> 00:23:22.847
‫قول می‌دم اطمینان حاصل کنم
‫اون به سلامت این شرایط رو بگذرونه.

00:23:22.848 --> 00:23:25.182
‫با کمال احترام، من هیچ‌جا نمی‌رم.

00:23:25.183 --> 00:23:26.949
‫هی.

00:23:28.386 --> 00:23:29.720
‫چیه؟

00:23:29.721 --> 00:23:34.056
‫تا حالا هیچ‌کس بهم
‫نگفته «با کمال احترام».

00:23:38.363 --> 00:23:39.630
‫باشه، مشکلی نیست. درک می‌کنم.

00:23:39.631 --> 00:23:41.964
‫ممنونم. ممنون.

00:23:43.034 --> 00:23:45.236
‫- همه‌چیز مرتبه؟
‫- نه.

00:23:45.237 --> 00:23:47.404
‫کلی بچه پنج ساله برای جشن
‫تولد دارن میان به خونه من

00:23:47.405 --> 00:23:49.706
‫و «هالک» هم
‫همین الان گفت نمیاد.

00:23:49.707 --> 00:23:50.974
‫«هالک قدرتمند.»
<font color="#ff0000">‫(شخصیت ابرقهرمانی خیالی و قدرتمند.)</font>

00:23:50.975 --> 00:23:52.309
‫چی؟

00:23:52.310 --> 00:23:55.827
‫اسمش «هالک بزرگ» هستش، نه «هالک».

00:23:56.214 --> 00:23:58.279
‫حالا هر چی.

00:23:58.783 --> 00:24:00.682
‫من می‌تونم کمک کنم.

00:24:01.318 --> 00:24:02.418
‫جدی؟

00:24:02.419 --> 00:24:03.987
‫بعد از چنین روزی که گذروندیم
‫مهمونی برام خوبه.

00:24:03.988 --> 00:24:05.622
‫مهمونی بچه‌های پنج ساله؟

00:24:05.623 --> 00:24:07.157
‫من عضوی از گروه پیشاهنگی بودم

00:24:07.158 --> 00:24:08.525
و «اسمور»های خفنی درست می‌کنم.
<font color="#ff0000">‫(نوعی دسر در پیک‌نیک‌ها و شب‌نشینی‌ها
‫از مارشملو، شکلات و بیسکوئیت کراکر.)</font>

00:24:08.526 --> 00:24:10.794
‫ولی خب اگر نیازی به کمک نداری...

00:24:10.795 --> 00:24:12.495
‫نه، صبر کن.

00:24:13.631 --> 00:24:15.697
‫کمک رو قبول می‌کنم.

00:24:22.239 --> 00:24:24.648
‫مشکلی پیش اومده؟

00:24:24.876 --> 00:24:27.410
‫بافت خیلی شکننده‌ست.

00:24:27.411 --> 00:24:28.679
‫من می‌تونم کمکی بکنم؟

00:24:28.680 --> 00:24:32.480
‫می‌تونید ساکت باشید تا
‫من بتونم راحت فکر کنم.

00:24:36.453 --> 00:24:39.722
‫اون شگفت‌انگیزه.

00:24:39.723 --> 00:24:43.825
‫اگر منظورت از «شگفت‌انگیز» اینه که
‫اون دارای سطح نامعقول و بالایی از

00:24:43.826 --> 00:24:46.196
‫کله‌شقی هستش، بله.
‫اون شگفت‌انگیزه.

00:24:46.397 --> 00:24:48.430
‫تنها کسانی که از اون کله‌شق‌ترن

00:24:48.431 --> 00:24:51.231
‫همون دو نفری هستن که
‫کنارش دارن جراحی می‌کنن.

00:24:52.703 --> 00:24:57.039
‫دارم سعی می‌کنم در بیان
‫احساساتم بهتر باشم.

00:24:57.040 --> 00:24:59.842
‫من چنین چیزی است نخواستم.

00:24:59.843 --> 00:25:02.044
‫جکسون خواسته.

00:25:02.045 --> 00:25:06.014
‫حالا اون هیچی از احساساتش رو نه با
‫من و نه با کاترین درمیون نمی‌ذاره.

00:25:06.382 --> 00:25:07.616
‫ریچارد هم همینطوره.

00:25:07.617 --> 00:25:09.884
‫خدا می‌دونه الان توی فکر
‫کاترین چی می‌گذره.

00:25:09.885 --> 00:25:11.753
‫اونا کله‌شقن.

00:25:11.754 --> 00:25:14.521
‫مادر منم همین کار رو کرد.

00:25:15.658 --> 00:25:17.792
‫با مخفی کردن سرطانش از من
‫سعی داشت ازم محافظت کنه

00:25:17.793 --> 00:25:21.128
‫اما حالا فقط به این فکر می‌کنم
‫که چقدر زمان رو از دست دادم.

00:25:22.465 --> 00:25:24.966
‫و اینکه اگر فقط صحبت کرده بودن
‫اون‌ها هم از این زمان بهرمند می‌شدن.

00:25:24.967 --> 00:25:28.604
‫یعنی می‌خوای الان بالای
‫یک شکم باز شده

00:25:28.605 --> 00:25:30.439
‫همدیگه رو بغل کنن و
‫با هم حرف بزنن؟

00:25:30.440 --> 00:25:33.074
‫منظورم اینه اگر آدم منتظر
‫رسیدن زمان مناسب باشه

00:25:33.075 --> 00:25:35.344
‫ممکنه زمان زیادی رو از دست بده.

00:25:35.345 --> 00:25:38.245
‫طوفانی که باید بیاد
‫بالاخره می‌رسه.

00:25:38.981 --> 00:25:41.680
‫چطور می‌تونی انقدر
‫راحت اینو بپذیری؟

00:25:42.718 --> 00:25:47.187
‫منم دارم سعی می‌کنم چیزهایی
‫که دست من نیست رو کنترل نکنم.

00:25:53.027 --> 00:25:55.529
‫تمیز کنید.

00:25:57.053 --> 00:25:59.553
<font color="#ff9933">"Scared to Love" ترانه ♫
♫ "Aron Wright" از</font>

00:26:00.569 --> 00:26:03.669
‫هموستات، سریع.

00:26:05.173 --> 00:26:08.309
‫مامان، اگر درد زیادی داری من می‌تونم
‫جات رو بگیرم. مشکلی نیست.

00:26:08.310 --> 00:26:09.843
‫بله جکسون. درد دارم.

00:26:09.844 --> 00:26:12.747
‫دارم درد می‌کشم چون وقتی
‫این زن بهوش بیاد

00:26:12.748 --> 00:26:14.447
‫دیگه رحم نخواهد داشت.

00:26:14.448 --> 00:26:16.116
‫پرتودرمانی‌ها بافت‌های
‫بدنش رو جزغاله کردن.

00:26:16.117 --> 00:26:17.985
‫توی دستم از هم متلاشی می‌شن.

00:26:17.986 --> 00:26:19.386
‫مهم نیست چندبار سعی کنم

00:26:19.387 --> 00:26:22.089
‫باز هم نمی‌تونم بدون
‫به خطر انداختن تغذیه خون

00:26:22.090 --> 00:26:24.258
‫رحم رو جدا نگه دارم.

00:26:24.259 --> 00:26:27.560
‫به معنای واقعی کلمه داره
‫جلوی چشمم تجزیه می‌شه.

00:26:27.561 --> 00:26:30.462
‫بدنش تحت فشار زیادی بوده.

00:26:31.065 --> 00:26:32.499
‫تو نمی‌تونی درستش کنی.

00:26:32.500 --> 00:26:34.802
‫- منم نمی‌تونم.
‫- خیلی خب.

00:26:34.803 --> 00:26:36.702
‫هیچ‌کس نمی‌تونه
‫این رو درست کنه.

00:26:40.842 --> 00:26:43.143
‫رحم رو درمیارم.

00:26:43.144 --> 00:26:45.310
‫بووی.

00:26:50.517 --> 00:26:52.449
‫آماده؟

00:26:58.491 --> 00:27:00.691
‫شما ببندیدش.

00:27:11.192 --> 00:27:13.885
‫- به هانت فلج‌کننده زده شد؟
‫- بله، اما اشتباهی بود

00:27:13.886 --> 00:27:16.120
‫و ما هم براش لوله گذاشتیم
‫و بردیمش بیرون به یه اتاق دیگه.

00:27:16.121 --> 00:27:18.689
‫در ضمن من ناحیه
‫سوراخ شده رو پیدا کردم...

00:27:18.690 --> 00:27:19.857
‫و کامل شستشو دادی.

00:27:19.858 --> 00:27:22.192
‫خیلی خب. صحیح. چون یک
‫انبساط سمی روده بزرگ بود

00:27:22.193 --> 00:27:23.791
‫مجبوریم که...

00:27:23.792 --> 00:27:25.830
‫یک کولکتومی سابتوتال
‫با ایلئوستومی انجام بدیم.

00:27:25.831 --> 00:27:27.064
‫این کار رو هم کردم.

00:27:27.065 --> 00:27:29.732
‫خیلی خب، پس
‫چی باقی مونده؟

00:27:31.970 --> 00:27:34.538
‫من... نمی‌دونم.

00:27:34.539 --> 00:27:35.572
‫که نمی‌دونی؟

00:27:35.573 --> 00:27:37.408
‫چون این اولین بارمه.

00:27:37.409 --> 00:27:39.743
‫می‌شه فقط بهم بگید
‫بعدش باید چکار کرد؟

00:27:39.744 --> 00:27:41.711
‫تو نمی‌دونی، چون کاری
‫اصلاً باقی نمونده.

00:27:41.712 --> 00:27:44.815
‫کامل انجامش دادی.
‫تو یک قدم جلوتر رفتی.

00:27:44.816 --> 00:27:47.985
‫خیلی خب، زیادم
‫بخاطرش باد به غبغب ننداز.

00:27:47.986 --> 00:27:50.187
‫اما کارت حرف نداشت.
‫کارت عالیه.

00:27:50.188 --> 00:27:52.287
‫ببند.

00:27:56.161 --> 00:27:57.848
‫خیلی خب، باشه.

00:27:57.849 --> 00:27:59.188
‫نفس بکش، نفس بکش.
‫آفرین.

00:27:59.189 --> 00:28:00.615
‫خیلی خب، خیلی خب.
‫خیلی خب، نفس بکش.

00:28:00.616 --> 00:28:03.100
‫- خوش اومدید دکتر هانت.
‫- آه.

00:28:03.101 --> 00:28:05.477
‫دکتر دلوکا جراحی کلر رو تموم کرد.

00:28:05.478 --> 00:28:08.079
‫کولکتومی ساب‌توتال انجام
‫دادن و اون الان توی ریکاوریه.

00:28:08.080 --> 00:28:09.748
‫اوه عالیه. ممنونم.

00:28:09.749 --> 00:28:11.482
‫و ممنونیم از «شما» که نمردید.

00:28:11.483 --> 00:28:13.084
‫خیلی خب، کار ما تمومه.

00:28:13.085 --> 00:28:14.151
‫ممنون دکتر...

00:28:14.152 --> 00:28:16.953
‫اشمیت هستم
‫اما همه بهم می‌گن...

00:28:18.290 --> 00:28:21.256
‫می‌دونید چیه؟
‫نه. فقط همون دکتر اشمیت.

00:28:24.562 --> 00:28:26.497
‫حالت چطوره؟

00:28:26.498 --> 00:28:29.098
‫انگار یه آجر خورده توی سرم.

00:28:30.035 --> 00:28:32.267
‫اولین روزت با پیرس چطور بود؟

00:28:33.005 --> 00:28:34.471
‫آره، خب...

00:28:34.472 --> 00:28:37.807
‫اون خواهر آملیاست، پس دیگه...

00:28:39.111 --> 00:28:41.277
‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟

00:28:45.216 --> 00:28:47.248
‫گوش کن.

00:28:47.952 --> 00:28:49.619
‫من هیچ کار بدی
‫در حق آملیا نکردم.

00:28:49.620 --> 00:28:51.487
‫نکردم... و قصدم هم آزار کسی نبود

00:28:51.488 --> 00:28:53.456
‫و خودم هم می‌دونم که...
‫آدم بدون اشکالی نیستم

00:28:53.457 --> 00:28:56.092
‫و اینجا اشتباهات زیادی رو مرتکب شدم

00:28:56.093 --> 00:28:58.628
‫اما تو بودی که
‫یهو توی آلمان پیدات شد

00:28:58.629 --> 00:29:00.696
‫و بعد دوباره برگشتی اینجا
‫و این کارها رو انجام دادی.

00:29:00.697 --> 00:29:04.067
‫پس خواهش می‌کنم دیگه
‫اشتباهاتت رو گردن من ننداز.

00:29:04.068 --> 00:29:06.369
‫کار من در «لاندستول» یک
‫شغل بی‌نقص بود.

00:29:06.370 --> 00:29:08.838
‫من  اونجا مدیر بودم،
‫مورد احترام بودم

00:29:08.839 --> 00:29:11.408
‫و تا امروز اون شغل رو
‫به کسی ندادن

00:29:11.409 --> 00:29:13.944
‫و می‌دونی که دادن
‫مرخصی زایمان در آلمان...

00:29:13.945 --> 00:29:16.310
‫واقعاً سخاوتمندانه محسوب می‌شه.

00:29:17.614 --> 00:29:20.883
‫تو... تو... داری می‌گی
‫می‌خوای برگردی؟

00:29:20.884 --> 00:29:23.285
‫فقط دارم می‌گم موندن
‫در اینجا و جواب دادن

00:29:23.286 --> 00:29:25.455
‫به بیست سؤالی‌های کسی که
‫از من بدش میاد، برام سخته.

00:29:25.456 --> 00:29:28.023
‫حرف من اینه که نمی‌فهمم چرا
‫فقط من هستم که باید برای

00:29:28.024 --> 00:29:31.727
‫اینکه بچه‌مون پدر و مادرش رو داشته
‫باشه باید خودم رو قربانی کنم.

00:29:31.728 --> 00:29:32.895
‫منظورم اینه...

00:29:32.896 --> 00:29:34.163
‫...تو می‌تونی بیای آلمان.

00:29:34.164 --> 00:29:37.498
‫اون‌ها مرخصی‌های خوبی هم
‫برای پدر بچه‌ها می‌دن.

00:29:41.705 --> 00:29:43.372
‫همینجا بمون.
‫توی تروما کار کن.

00:29:43.373 --> 00:29:44.841
‫من نمی‌خوام برای تو کار کنم آون.

00:29:44.842 --> 00:29:46.542
‫- تو اصلاً حرفام رو شنیدی؟
‫- نه، نه.

00:29:46.543 --> 00:29:48.444
‫منظورم این بود...

00:29:48.445 --> 00:29:50.680
‫مدیریت بخش رو بعهده بگیر.
‫من برات کار می‌کنم.

00:29:50.681 --> 00:29:52.414
‫تو خیلی هم از سطح لازم بالاتری

00:29:52.415 --> 00:29:55.017
‫و هنوز هم یک موقعیت شغلی
‫اینجا داریم که پر نشده

00:29:55.018 --> 00:29:56.751
‫و... و حق هم با توئه.

00:29:56.752 --> 00:29:58.938
‫تدی...

00:29:59.239 --> 00:30:01.456
‫تو برای اومدن به اینجا
‫خیلی فداکاری کردی

00:30:01.457 --> 00:30:03.359
‫و حالا...

00:30:03.693 --> 00:30:05.560
‫حالا نوبت منه.

00:30:05.561 --> 00:30:08.229
‫داری شغل خودت رو
‫به من می‌دی؟

00:30:08.230 --> 00:30:10.197
‫تدی...

00:30:10.567 --> 00:30:13.535
‫تو خیلی بیشتر داری بهم می‌دی.

00:30:22.000 --> 00:30:24.800
<font color="#ff9933">"Keep My Fire Burning" ترانه ♫
♫ "Waldeck" از</font>

00:30:45.298 --> 00:30:48.502
‫- سلام.
‫- من امروز جون دکتر هانت رو نجات دادم.

00:30:48.503 --> 00:30:51.271
‫دیگه عینکی همیشه نبودم.

00:30:51.272 --> 00:30:52.606
‫دست و پا چلفتی نبودم.

00:30:52.607 --> 00:30:54.642
‫چیزی از دستم نیوفتاد.

00:30:54.643 --> 00:30:58.344
‫من... حس کردم انگار
‫یک آدم دیگه‌ام.

00:31:00.214 --> 00:31:01.715
‫فکر می‌کنم بخاطر توئه.

00:31:01.716 --> 00:31:04.117
‫فکر می‌کنم تو داری
‫تنم رو از این‌ها می‌شوری.

00:31:04.118 --> 00:31:06.987
‫یا مثلاً یه تعبیر دیگه
‫که کمتر تحریک‌کننده باشه.

00:31:06.988 --> 00:31:10.657
‫به نظر من تو همیشه همین بودی اما...

00:31:10.658 --> 00:31:13.191
‫فقط خودت نمی‌دونستی.

00:31:27.341 --> 00:31:29.142
‫تو جون منو نجات دادی.

00:31:29.143 --> 00:31:31.044
‫ممنون بابت این انجام این کارها.

00:31:31.045 --> 00:31:33.146
‫واقعاً نیازی نیست که
‫همه‌ش اینو تکرار کنی.

00:31:33.147 --> 00:31:34.948
‫خوشحالم که کمکی بکنم.

00:31:34.949 --> 00:31:37.617
‫تو به نظر میاد... استرس داشته باشی.

00:31:37.618 --> 00:31:39.086
‫فکر می‌کردم اعتقادی
‫به استرس نداری.

00:31:39.087 --> 00:31:40.220
‫به وجود داشتنش اعتقاد دارم.

00:31:40.221 --> 00:31:42.922
‫فقط به این معتقد نیستم که
‫اجازه بدی زندگیت رو راه ببره.

00:31:42.923 --> 00:31:45.792
‫گذروندن دوران کودکی
‫توی یک بیمارستان

00:31:45.793 --> 00:31:47.293
‫و از دست دادن نصف
‫دوستانی که اونجا پیدا کردی

00:31:47.294 --> 00:31:48.962
‫بخاطر همون سرطانی که تو
‫ازش جون سالم به در بردی

00:31:48.963 --> 00:31:50.597
‫و دیدن اینکه پدر و
‫مادرت از هم جدا شدن

00:31:50.598 --> 00:31:53.199
‫چون به سختی می‌تونستن
‫هزینه درمان تو رو تقبل کنن...

00:31:53.200 --> 00:31:56.534
‫همه این‌ها باعث شده اجازه ندم
‫هر چیزی بتونه بر من مسلط بشه.

00:31:56.904 --> 00:31:58.304
‫رفیق!

00:31:58.305 --> 00:31:59.639
‫اینجا رو نگاه کن!

00:31:59.640 --> 00:32:02.607
‫توی تقریباً نیم‌ساعت
‫همه اینا رو درست کردیم.

00:32:03.276 --> 00:32:04.944
‫با این حال من تمام امروز
‫با تو خیلی زشت برخورد کردم.

00:32:04.945 --> 00:32:07.346
‫به معنای واقعی کلمه من هیچ
‫کاری نکردم که شایسته این باشم.

00:32:07.347 --> 00:32:09.190
‫درسته.

00:32:09.191 --> 00:32:13.149
‫اما... به نظرم یه جورایی این
‫بازی موش و گربه رو دوست دارم.

00:32:14.854 --> 00:32:17.089
‫لابد چون بقیه زن‌ها خودشونو
‫راحت پرت می‌کنن طرفت؟

00:32:17.090 --> 00:32:20.258
‫من هرگز از چنین
‫عبارتی استفاده نمی‌کنم.

00:32:20.259 --> 00:32:21.860
‫آماده‌ای یا نه!
‫ما اومدیم!

00:32:21.861 --> 00:32:24.963
‫- سلام!
‫- تولدت مبارک بیلی!

00:32:24.964 --> 00:32:26.898
<i>‫خیلی خب!</i>

00:32:26.899 --> 00:32:28.934
‫نظرت چیه؟

00:32:28.935 --> 00:32:30.235
‫- بیاین بچه‌ها!
‫- هی!

00:32:30.236 --> 00:32:31.236
‫هدیه‌ها برن درست اونجا.

00:32:31.237 --> 00:32:32.704
‫صبر کن.

00:32:32.705 --> 00:32:35.107
‫تو «ثور» هستی؟
<font color="#ff0000">‫(شخصیت ابرقهرمان خیالی با سلاح پتک.)</font>

00:32:35.108 --> 00:32:37.142
‫همینطوره.

00:32:37.143 --> 00:32:38.543
‫خیلی باحاله!

00:32:38.544 --> 00:32:40.912
‫حالا بگید کدوم یکی از شما
‫بچه‌ها پتک منو دزدیده؟

00:32:40.913 --> 00:32:43.112
‫آه!

00:32:55.927 --> 00:32:57.762
‫من اوستومی‌ها رو کامل کردم

00:32:57.763 --> 00:33:00.364
‫و جکسون هم
‫با یک فلپ بستش.

00:33:00.365 --> 00:33:02.166
‫اوما توی ریکاوریه.

00:33:02.167 --> 00:33:04.333
‫حالش چطوره؟

00:33:04.970 --> 00:33:07.503
‫وضعیتش پایداره.

00:33:12.243 --> 00:33:13.878
‫نگاه کن مامان، می‌دونم
‫خیلی دلسرد شدی.

00:33:13.879 --> 00:33:14.979
‫دلسرد شدم؟

00:33:14.980 --> 00:33:16.914
‫من شدیداً عصبانیم.

00:33:16.915 --> 00:33:19.115
‫تو تواناییمو برای تموم کردن
‫اون جراحی زیر سؤال بردی.

00:33:19.116 --> 00:33:21.552
‫با خودت فکر کردی و اینطور
‫نتیجه گرفتی من ناتوانم که...

00:33:21.553 --> 00:33:23.387
‫تو یه تومور عظیم
‫توی نخاعت داشتی

00:33:23.388 --> 00:33:25.121
‫ولی هیچ حرفی ازش نزدی.

00:33:25.122 --> 00:33:26.823
‫حتی به منم نگفتی سرطان داری.

00:33:26.824 --> 00:33:28.725
‫آمادگی اینو نداشتم که
‫کس دیگه‌ای رو وارد قضیه کنم.

00:33:28.726 --> 00:33:30.327
‫ولی کردی.

00:33:30.328 --> 00:33:33.029
‫- تو به مگی گفتی.
‫- من به مگی نگفتم.

00:33:33.030 --> 00:33:35.265
‫- به مردیت گفتم.
‫- صحیح. لابد خیلی فرق می‌کنه.

00:33:35.266 --> 00:33:37.201
‫تام کوراسیک.

00:33:37.202 --> 00:33:39.536
‫متوجه شدم.
‫فقط افرادی که اهمیت دارن.

00:33:39.537 --> 00:33:40.970
‫- به کسایی گفتم که می‌تونستن کمک کنن.
‫- وای!

00:33:40.971 --> 00:33:42.372
‫خدای بزرگ، این حرفت اهانت‌آمیزه.

00:33:42.373 --> 00:33:43.872
‫اصلاً می‌دونی
‫این حرفت یعنی چی؟

00:33:43.873 --> 00:33:45.709
‫ریچارد، خواهش می‌کنم.
‫وقتی که تو توی بارها ول می‌گردی

00:33:45.710 --> 00:33:48.477
‫و چوب بیسبال می‌چرخونی
‫چطور می‌تونم بهت تکیه کنم؟

00:33:48.478 --> 00:33:50.213
<i>‫- نه، نه، این دیگه به اون مربوط نمی‌شه...</i>
‫- صبر کن، چی؟

00:33:50.214 --> 00:33:51.981
‫و در ضمن موضوع
‫صحبت ما این نیست.

00:33:51.982 --> 00:33:54.417
<i>‫شما همه مثل بچه کوچولوهایی
‫که هیکلشون بزرگه رفتار می‌کنید.</i>

00:33:54.418 --> 00:33:56.686
<i>‫- این مشکل «منه»!
‫- اوه، صد البته.</i>

00:33:56.687 --> 00:33:58.855
<i>‫درست مثل آلزایمر همسر
‫اولم که مشکل «خودش» بود.</i>

00:33:58.856 --> 00:34:00.590
<i>‫- این‌ها مشکلات همه‌مون هستن.</i>
‫- نه، نه.

00:34:00.591 --> 00:34:02.225
‫- بهتره نری اون داخل.
<i>‫- ببخشید. صبر کن، می‌شه برگردیم؟</i>

00:34:02.226 --> 00:34:04.761
‫- اونجا طوفان... بزرگی در جریانه.
<i>‫- توی بار چه اتفاقی افتاده؟</i>

00:34:04.762 --> 00:34:06.896
‫یک طوفان خیلی خیلی بزرگ.

00:34:06.897 --> 00:34:07.997
<i>‫جدی می‌گی؟
‫این کار چندش آوره.</i>

00:34:07.998 --> 00:34:09.298
‫آمین.

00:34:09.299 --> 00:34:11.500
‫بس کنید! بس کنید! بس کنید!

00:34:11.501 --> 00:34:14.670
‫هنوز هم در نگفتن به
‫شما اشتباه نمی‌کردم.

00:34:14.671 --> 00:34:17.006
‫چرا می‌کردی... این کار همیشگیه توئه.

00:34:17.007 --> 00:34:18.474
‫این دقیقاً همون کاریه
‫که همیشه می‌کنی...

00:34:18.475 --> 00:34:20.676
‫می‌خوای همه‌چیز و همه‌کس
‫در اطرافت رو کنترل کنی.

00:34:20.677 --> 00:34:22.145
‫و نگاه کن وقتی نمی‌کنم
‫چه اتفاقی میوفته.

00:34:22.146 --> 00:34:24.247
‫من برای دو روز
‫رفتم و همسرم

00:34:24.248 --> 00:34:26.482
‫حالا سابقه دستگیری داره.
‫با یه تبهکار ازدواج کردم.

00:34:26.483 --> 00:34:27.883
‫مامان، الان خودش گفت
‫اونا سعی می‌کردن

00:34:27.884 --> 00:34:29.084
‫به کسایی که نشان
‫ترک دارن الکل بدن.

00:34:29.085 --> 00:34:30.686
‫منم بودم اون بار
‫لعنتی رو داغون می‌کردم.

00:34:30.687 --> 00:34:32.588
‫ممنونم، یعنی اینکه...

00:34:32.589 --> 00:34:35.124
‫حتی این هم... حتی این...
‫برای رفتار من دلیل خوبی نیست.

00:34:35.125 --> 00:34:37.693
‫الان بهتر متوجه می‌شم، اما...

00:34:37.694 --> 00:34:39.995
‫ما می‌تونیم از پس
‫خبرهای بد بربیایم. مگه نه؟

00:34:39.996 --> 00:34:41.330
‫ما جراحیم.

00:34:41.331 --> 00:34:43.299
‫و ما خانواده تو هستیم.

00:34:43.300 --> 00:34:44.711
‫ما لیاقت دونستن
‫حقیقت رو داریم.

00:34:44.712 --> 00:34:46.569
‫هر دوتون می‌دونید اگر
‫زودتر به شما گفته بودم

00:34:46.570 --> 00:34:49.938
‫تا الان منو با گرفتن همه آزمایش‌های
‫ممکن دیوونه کرده بودید.

00:34:49.939 --> 00:34:51.073
‫لااقل توماس...

00:34:51.074 --> 00:34:52.475
‫نگو... دیگه اسم اون مرد رو نیار.

00:34:52.476 --> 00:34:55.411
‫ریچارد، صادقانه می‌گم، حسادت تو
‫اصلاً جزو جذابیت‌هات محسوب نمی‌شه.

00:34:55.412 --> 00:34:57.480
‫دروغ گفتن هم اصلاً
‫به تو نمیاد کاترین.

00:34:57.481 --> 00:34:58.881
‫نه، تو حق نداری
‫این حرف رو بهم بزنی.

00:34:58.882 --> 00:35:00.782
‫حق نداری اینطوری باهام حرف بزنی!

00:35:00.783 --> 00:35:02.384
‫اونم نه حالا که در
‫چنین شرایطی هستم!

00:35:02.385 --> 00:35:03.551
‫مامان، واقعاً الان می‌خوای...

00:35:03.552 --> 00:35:06.087
‫می‌خوام از موضوع سرطانم
‫سوء استفاده کنم؟ بله که می‌کنم.

00:35:06.088 --> 00:35:08.890
‫و از حالا غیرمنطقی می‌شم
‫و تصمیمات بدی می‌گیرم

00:35:08.891 --> 00:35:11.793
‫و هرقدر بخوام می‌تونم از موضوع
‫سرطانم سوء استفاده کنم

00:35:11.794 --> 00:35:14.727
‫چون این منم که آلوده به
‫این سرطان لعنتی شدم!

00:35:16.265 --> 00:35:20.967
‫و صحبت کردن با هردوی شما
‫باعث می‌شه حقیقت داشته باشه.

00:35:23.238 --> 00:35:25.805
‫هی. هی.

00:35:33.843 --> 00:35:36.505
‫اما شانس زیادی آوردیم که دکتر دلوکا
‫اونجا بودن تا جای من رو بگیرن.

00:35:36.506 --> 00:35:40.200
‫- وای! ای کاش خودم دیده بودم.
‫- اوهومم.

00:35:40.201 --> 00:35:43.118
‫تو حالت خوبه؟

00:35:43.689 --> 00:35:44.922
‫ما متأسفیم.

00:35:44.923 --> 00:35:47.090
‫بابت چی؟

00:35:47.193 --> 00:35:48.759
‫شما لازم نیست متأسف باشید.

00:35:48.760 --> 00:35:51.796
‫امروز روز خیلی ترسناکی بود.

00:35:51.797 --> 00:35:55.333
‫منم یه مدت به هر دوتون
‫احتیاج دارم که کمکم کنید.

00:35:55.334 --> 00:35:57.168
‫می‌تونید با رفتن سر کیف پول من

00:35:57.169 --> 00:35:59.769
‫و برداشتن یکم پول و خریدن
‫پیتزا برای خودتون شروع کنید.

00:35:59.770 --> 00:36:02.439
‫خاله کلر داره از گشنگی می‌میره.
‫پس برای منم نگه دارین.

00:36:02.440 --> 00:36:04.040
‫- بله خانم.
‫- چشم.

00:36:04.041 --> 00:36:06.975
‫- تو نمی‌تونی چیزی بخوری کلر.
‫- هیس!

00:36:07.412 --> 00:36:09.912
‫اگه حس کنن دارن کمک
‫می‌کنن حالشون بهتر می‌شه.

00:36:11.549 --> 00:36:14.318
‫باورم نمی‌شه نزدیک بود بمیرم.

00:36:14.319 --> 00:36:16.886
‫تو زیر دستان توانمندی بودی.

00:36:16.887 --> 00:36:19.389
‫ممنون که جونمو نجات دادی.

00:36:19.390 --> 00:36:20.990
‫اصلاً قابل نداشت.

00:36:20.991 --> 00:36:22.765
‫و همینطور شما.

00:36:23.394 --> 00:36:25.729
‫ممنونم که کاری کردی بمونم.

00:36:25.730 --> 00:36:27.603
‫خواهش می‌کنم.

00:36:37.400 --> 00:36:40.100
<font color="#ff9933">"Hold Your Breath" ترانه ♫
♫ "Ruelle" از</font>

00:37:12.308 --> 00:37:14.776
‫هی. هی.

00:37:14.777 --> 00:37:17.044
‫صادقانه بگم آون، من...
‫من خیلی خسته‌ام.

00:37:17.045 --> 00:37:19.347
‫کارم رو دادم به تدی.

00:37:19.348 --> 00:37:21.816
‫- خیلی خب.
‫- آره.

00:37:21.817 --> 00:37:24.552
‫چون می‌خوام بمونه.

00:37:24.553 --> 00:37:27.400
‫می‌خوام اینجا باشه.
‫می‌خوام بچه اینجا باشه.

00:37:27.401 --> 00:37:29.791
‫معلومه.

00:37:29.792 --> 00:37:31.459
‫حقیقت همینه آملیا.

00:37:31.460 --> 00:37:33.495
‫منم باید توانایی اینو داشته
‫باشم که حقیقت رو بهت بگم.

00:37:33.496 --> 00:37:34.796
‫من باید بتونم اشتباه کنم

00:37:34.797 --> 00:37:36.731
‫چون هیچ مسیر
‫روشنی وجود نداره.

00:37:36.732 --> 00:37:38.232
‫تنها چیزی که ازش مطمئنم

00:37:38.233 --> 00:37:40.301
‫اینه که دارم با تدی
‫بچه‌دار می‌شم

00:37:40.302 --> 00:37:42.536
‫و اینکه با تو یک خانواده
‫خیلی خیلی واقعی دارم

00:37:42.537 --> 00:37:46.006
‫و نمی‌خوام هیچ‌کدوم
‫اینها رو بدون تو باشم.

00:37:46.007 --> 00:37:48.175
‫دلم برات تنگ شده.

00:37:48.176 --> 00:37:50.609
‫دلم برای با هم بودنمون تنگ شده.

00:37:53.080 --> 00:37:56.781
‫من زمان احتیاج ندارم.

00:37:57.452 --> 00:37:59.708
‫تو رو نیاز دارم.

00:38:09.897 --> 00:38:12.889
‫چی باعث شد زودتر اینا رو نگی؟

00:38:13.535 --> 00:38:16.569
‫فلج شده بودم.

00:38:16.570 --> 00:38:18.404
‫- جدی گفتم...
‫- نه، به معنای واقعی کلمه.

00:38:18.405 --> 00:38:20.005
‫- چی؟
‫- آره، عجیب بود...

00:38:20.006 --> 00:38:21.173
‫- یعنی تو...
‫- آره.

00:38:21.174 --> 00:38:25.843
‫شبیه این بود که...

00:38:32.519 --> 00:38:33.986
‫چی؟

00:38:33.987 --> 00:38:36.055
‫امروز «روز تقلبه».
<font color="#ff0000">‫(روزی در بعضی رژیم‌های غذایی که
‫فرد می‌تواند رژیمش را کنار بگذارد.)</font>

00:38:36.056 --> 00:38:37.790
‫اوهومم...

00:38:37.791 --> 00:38:41.418
‫تو حدوداً در ۱۶ هفتگی هستی. نه؟

00:38:41.795 --> 00:38:43.028
‫تو توی سیرک کار می‌کنی؟

00:38:43.029 --> 00:38:45.963
‫یک هفته درمیون.
‫بلیط می‌خوای؟

00:38:46.433 --> 00:38:47.600
‫من تام هستم.

00:38:47.601 --> 00:38:49.067
‫ببخشید.

00:38:49.068 --> 00:38:51.737
‫تا بوی اون سیب‌زمینی‌های
‫سرخ‌شده‌ هست حرفاتو نمی‌فهمم.

00:38:51.738 --> 00:38:54.571
‫اوه، بفرما.

00:38:55.808 --> 00:38:57.941
‫بفرما. اگه می‌تونی بخور.

00:38:58.644 --> 00:39:00.011
‫من دستامو به پاهام دارم می‌مالم.

00:39:00.012 --> 00:39:01.780
‫من تا زمانی که مجبور نشم
‫چیزی توی دهنت نمی‌کنم.

00:39:01.781 --> 00:39:03.281
‫- من که حتی نمی‌شناسم تو رو.
‫- تقصیر خودته.

00:39:03.282 --> 00:39:04.549
‫اول سعی کردم خودمو معرفی کنم.

00:39:04.550 --> 00:39:06.852
‫تدی آلتمن.
‫رئیس جدید بخش تروما.

00:39:06.853 --> 00:39:07.886
‫می‌دونم.

00:39:07.887 --> 00:39:09.988
‫تام کوراسیک. جراح
‫مشهور مغز و اعصاب در جهان.

00:39:09.989 --> 00:39:11.423
‫- اوه.
‫- دیگه مشکلی نداریم؟

00:39:11.424 --> 00:39:13.224
‫بهتر شد.

00:39:13.225 --> 00:39:14.926
‫دلت خیلی یکی می‌خواد، نه؟

00:39:14.927 --> 00:39:16.728
‫- واقعاً می‌خوام.
‫- آره.

00:39:16.729 --> 00:39:19.196
‫بیا.

00:39:19.932 --> 00:39:21.966
<font color="#00ff00"><i>‫یاری دادن به شکل‌های
‫زیادی اتفاق میوفته.</i></font>

00:39:21.967 --> 00:39:23.066
‫- اوهومم.
‫- خیلی خب.

00:39:23.067 --> 00:39:25.269
<font color="#00ff00"><i>‫یک کلیه، یک حرکت محبت‌آمیز</i></font>

00:39:25.270 --> 00:39:27.936
<font color="#00ff00"><i>‫یا یک دوست که راه رو
‫برای آدم روشن کنه.</i></font>

00:39:29.841 --> 00:39:31.642
<font color="#00ff00"><i>‫با این حال...</i></font>

00:39:31.643 --> 00:39:34.910
<font color="#00ff00"><i>‫خیلی اوقات اصرار داریم که
‫خودمون تنها پیش بریم.</i></font>

00:39:37.616 --> 00:39:38.982
‫داره چکار می‌کنه؟

00:39:38.983 --> 00:39:40.584
‫سعی داره به تخم
‫چشمش دست بزنه.

00:39:40.585 --> 00:39:41.685
‫چرا؟

00:39:41.686 --> 00:39:45.454
‫چون می‌خوام به همون اندازه که
‫حس می‌کنم، ظاهرم هم متفاوت باشه.

00:39:46.878 --> 00:39:49.478
<font color="#ff9933">"Empress" ترانه ♫
♫ "Snow Patrol" از</font>

00:39:49.561 --> 00:39:51.960
‫- می‌خوای برات انجام بدم؟
‫- آره لطفاً.

00:39:53.765 --> 00:39:56.599
<font color="#00ff00"><i>‫می‌ترسیم نکنه ضعیف به نظر بیایم...</i></font>

00:39:56.600 --> 00:39:58.566
<font color="#00ff00"><i>‫یا اینکه اونقدرها محکم نیستیم.</i></font>

00:39:59.970 --> 00:40:01.971
<font color="#00ff00"><i>‫حقیقت اینه که همه ما این تونایی رو</i></font>

00:40:01.972 --> 00:40:04.173
<font color="#00ff00"><i>‫داریم که به تنهایی راهمون
‫رو در دل این دنیا ادامه بدیم.</i></font>

00:40:04.174 --> 00:40:05.809
‫حرفمو پس می‌گیرم.

00:40:05.810 --> 00:40:08.277
‫- چی رو؟
‫- دیگه بخاطر استرس داشتن مقصر نمی‌دونمت.

00:40:08.278 --> 00:40:10.012
‫داشتن سه تا بچه شوخی نیست.

00:40:10.013 --> 00:40:12.181
‫همینطور اینکه تو
‫مدیریت یک بخش رو داری

00:40:12.182 --> 00:40:13.282
‫و جایزه هم می‌بری.

00:40:13.283 --> 00:40:15.718
‫از اینکه بیشتر از این استرس‌زده
‫نیستی شوکه شدم.

00:40:15.719 --> 00:40:17.510
‫راستش، باورت نمی‌شه...

00:40:17.511 --> 00:40:19.088
‫با اینکه الان دارم
‫کنار ثور شراب می‌خورم

00:40:19.089 --> 00:40:20.222
‫تمام فکرم مشغول اینه که

00:40:20.223 --> 00:40:23.758
‫فردا یه عالمه کار باید انجام بدم.

00:40:24.628 --> 00:40:26.729
‫چیه؟

00:40:26.730 --> 00:40:28.130
‫تو ازم خوشت میاد.

00:40:28.131 --> 00:40:30.364
‫ازت بدم نمیاد.

00:40:32.535 --> 00:40:36.037
‫که خودش نسبت به امروز صبح
‫یک پیشرفته. مگه نه؟

00:40:37.240 --> 00:40:39.308
‫اگر مجبوری گوشی رو نگاه کن
‫من ازت ناراحت نمی‌شم.

00:40:39.309 --> 00:40:41.909
‫می‌خوام یکم به خودم استراحت بدم.

00:40:44.581 --> 00:40:47.549
‫اما فهمیدم چرا انقدر زیاد می‌دوی.

00:40:47.550 --> 00:40:50.453
‫تو از هر جراحی که تا حالا دیدم
‫بیشتر هله‌هوله می‌خوری.

00:40:50.454 --> 00:40:53.758
‫یکی از مزایای کودک
‫سرطانی بودن اینه که...

00:40:53.890 --> 00:40:56.224
‫می‌تونم هر چی بخوام بخورم

00:40:56.225 --> 00:40:59.025
‫و کسی نمی‌تونه بهم چیزی بگه.

00:41:03.099 --> 00:41:07.167
<font color="#00ff00"><i>‫اما بیشتر وقت‌ها ‫زندگی
‫با وجود یک همراه بهتره.</i></font>

00:41:08.424 --> 00:41:13.204
<font color="#ff0000">‫(پیام از دلوکا:)
‫«اولین پرواز تنهاییم رو حسابی اوج گرفتم.
‫می‌خوای با هم جشن بگیریم؟»</font>

00:41:15.928 --> 00:41:35.628
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

