WEBVTT

00:00:04.220 --> 00:00:08.079
<font color="#ffff80">‫من فهمیدم لحظاتی
‫در اتاق عمل وجود داره،</font>

00:00:08.350 --> 00:00:12.679
<font color="#ffff80">‫مخصوصاً وقتی حال مریضی
‫ رو به وخامت باشه،</font>

00:00:13.303 --> 00:00:18.727
<font color="#ffff80">‫ تو سخت تلاش میکنی
‫و خودت رو درش گم میکنی،</font>

00:00:19.010 --> 00:00:21.980
<font color="#ffff80">‫تمام مشکلاتت،</font>

00:00:22.370 --> 00:00:25.275
<font color="#ffff80">‫رابطه‌هات،</font>

00:00:25.590 --> 00:00:28.487
<font color="#ffff80">‫اهداف شغلیت،</font>

00:00:28.720 --> 00:00:31.323
<font color="#ffff80">‫ترسهات،</font>

00:00:32.420 --> 00:00:35.869
<font color="#ffff80">‫همشون.. محو میشن!</font>

00:00:43.130 --> 00:00:46.964
<font color="#ffff80">‫این حتی ربطی به
‫تو و مریضت نداره!</font>

00:00:47.960 --> 00:00:51.134
<font color="#ffff80">‫این تویی و خودت!</font>

00:00:51.727 --> 00:00:53.727
<font color="#ffff80">‫دستهات،</font>

00:00:55.010 --> 00:00:56.431
<font color="#ffff80">‫تواناییت،</font>

00:01:01.137 --> 00:01:04.227
<font color="#ffff80">‫ممکنه بهش بگید
‫حافظه عضلانی؛</font>

00:01:04.580 --> 00:01:06.858
<font color="#ffff80">‫یا بودن در محدوده‌ی امن!</font>

00:01:10.368 --> 00:01:13.248
<font color="#ffff80">‫اما هرچی که صداش کنید..</font>

00:01:13.272 --> 00:01:14.845
<font color="#ffff80">‫چیز کمیابیه!</font>

00:01:15.550 --> 00:01:17.933
<font color="#ffff80">‫و هیچوقت دلت نمیخواد
که تموم بشه</font>

00:01:18.417 --> 00:01:20.097
<font color="#c0c0c0">‫آناتومی گری
‫قسمت 14 فصل 17</font>

00:01:20.914 --> 00:01:26.181
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:27.182 --> 00:01:29.799
<i>‫این قسمت
‫«Good as Hell»</i>

00:01:33.000 --> 00:01:35.220
‫- هی
‫- هی

00:01:35.260 --> 00:01:36.310
‫بچه‌ها خوبن؟

00:01:36.350 --> 00:01:37.610
‫آره، عالی

00:01:37.660 --> 00:01:41.970
‫گذشتن از پارک بخاطر اعتراضات، یه کم بیشتر طول کشید
‫ اما مامان اسنک درست کرده بود

00:01:42.010 --> 00:01:44.800
‫مشاوره چطور بود؟

00:01:44.840 --> 00:01:46.410
‫- مجازی
‫ - آره

00:01:46.450 --> 00:01:49.004
‫برای همین اومدی؟
‫تا مطمئن شی که رفتم؟

00:01:49.029 --> 00:01:53.322
‫نه، اومدم تا مطمئن شم که کارت تموم شده،
‫چون میخوام یه چیزی نشونت بدم

00:01:53.410 --> 00:01:56.150
‫بیا.

00:01:57.020 --> 00:01:58.590
‫- هی
‫- هی

00:01:58.640 --> 00:02:00.200
‫شیفتت یه کم پیش تموم نشد؟

00:02:00.250 --> 00:02:02.200
‫آره، رفتم یه سر به مِر بزنم

00:02:02.250 --> 00:02:03.680
‫هنوز هیچ تغییری نکرده

00:02:03.730 --> 00:02:07.340
‫اون بهتر میشه
‫درست مثل "جنیلین"

00:02:07.380 --> 00:02:08.730
‫تو حتی جنیلین رو نمیشناختی

00:02:08.780 --> 00:02:11.260
‫اون پرستار ICU مورد علاقمه

00:02:11.300 --> 00:02:12.910
‫ممکنه اولین روزم به صورت رسمی باشه

00:02:12.950 --> 00:02:16.027
‫اما رابطه ما.. به خیلی وقت
‫ پیش برمیگرده

00:02:16.052 --> 00:02:19.961
‫ من فقط خوشحالم که
‫بخاطر کرونا از دستش ندادیم،

00:02:19.985 --> 00:02:22.180
‫اون یکی از ماست؛
‫بفرما خودش اومد!

00:02:22.220 --> 00:02:25.180
‫خانمها و آقایان،
‫جنیلین داره میره خونه!

00:02:25.230 --> 00:02:26.790
‫وای!

00:02:26.840 --> 00:02:29.580
‫وای
‫ خیلی خوب!

00:02:29.620 --> 00:02:30.670
‫وای

00:02:34.320 --> 00:02:35.540
‫هی ببخشید

00:02:35.590 --> 00:02:36.500
‫هی، از دستش دادیم؟

00:02:36.540 --> 00:02:37.540
‫نه، درست به موقع رسیدین

00:02:37.590 --> 00:02:39.110
‫آه

00:02:39.150 --> 00:02:41.070
‫ شش هفته در بیمارستان

00:02:41.110 --> 00:02:43.770
‫دهمین ترخیص رسمی ما در این هفته

00:02:43.810 --> 00:02:45.680
‫آه، روزی رو که
‫استخدامش کردم یادمه

00:02:45.730 --> 00:02:48.160
‫هیچوقت ازش پشیمون نمیشم

00:02:51.061 --> 00:02:52.501
‫تو خوبی؟

00:02:54.170 --> 00:02:56.690
‫این باید مردیت میبود

00:03:07.400 --> 00:03:09.620
‫آه، من از این روزهای اورژانس متنفرم

00:03:09.660 --> 00:03:11.320
‫همه چیز خیلی اورژانسیه

00:03:11.360 --> 00:03:14.416
‫امشب چی نگاه کنیم؟

00:03:14.441 --> 00:03:16.800
‫هرچی خودت میخوای!
‫من که با نیکو ام.

00:03:16.840 --> 00:03:19.116
‫شب‌های فیلم دیدن مقدسن لیوای!

00:03:19.116 --> 00:03:23.929
‫شبهای فیلم دیدن جدیده؛ از وقتی یار سکسیت
‫ناپدید شده؛ منو از یار خودم محروم نکن!

00:03:23.954 --> 00:03:29.640
‫ امروز باید با بیلی درباره جراحی‌زنان صحبت کنم، و میدونم که
‫وبر هرچی، لازمه رو بهم گفته ، اما اون هنوزم بیلیه!

00:03:29.680 --> 00:03:31.600
‫تو هر روز باید
‫با بیلی صحبت کنی

00:03:31.640 --> 00:03:33.568
‫من برنامه‌هام رو لغو میکنم
‫درحالیکه که تو واقعاً انجامش میدی

00:03:33.593 --> 00:03:35.600
‫هی  اوه، اینو یادت رفت!

00:03:35.650 --> 00:03:37.780
‫اوه، خب،میتونستم بعداً بگیرمش!

00:03:37.820 --> 00:03:40.040
‫اوه، این یه جورایی سر راه بود

00:03:40.080 --> 00:03:43.807
‫خوب، اگر یه کشو یا چیزی
‫بهم بدی، اینجوری نمیشه

00:03:45.920 --> 00:03:47.960
‫سکسش هنوز خوبه؟

00:03:48.010 --> 00:03:49.660
‫آه، معرکه است

00:03:49.700 --> 00:03:51.440
‫دیدی الان چقدر
‫ازت حمایت کردم؟

00:03:51.490 --> 00:03:53.050
‫خدافظ!

00:03:54.360 --> 00:03:56.710
‫باشه، فلیکس، و دامنه
‫حرکتیت چطور بوده؟

00:03:56.750 --> 00:03:59.717
‫هنوز وقتی پرت میکنم درد میگیره، فکر
‫میکردم، این فصل برمیگردم توی زمین

00:03:59.742 --> 00:04:03.720
‫هی تدی بهم زنگ نزد تو با کسی
‫از بیمارستان حرف نزدی؟ چون من..

00:04:03.760 --> 00:04:07.460
‫متاسفم، من فقط یه خواب از مردیت دیدم؛
‫من دارم میرم.

00:04:07.500 --> 00:04:12.770
‫ببخشید، فلیکس. اوم، میدونی، هنوز روزهای
‫اولیه است؛ تو تازه چهار ماه از عملت گذشته

00:04:12.810 --> 00:04:14.990
‫و اون یک پارگی گسترده بوده

00:04:15.030 --> 00:04:16.820
‫این آخرین فصلیه که توسط
‫ مدرسه D-1 پیگیری میشه.

00:04:16.860 --> 00:04:18.340
‫هاه؟

00:04:18.380 --> 00:04:19.780
‫ چرا هنوز اینجای؟

00:04:19.820 --> 00:04:22.390
‫درسته، من رفتم.

00:04:22.430 --> 00:04:26.040
‫اوه... آره، فلیکس، بازم باید کمی صبر کنی
‫این قراره..

00:04:26.090 --> 00:04:28.211
‫من خیلی متاسفم.
‫فلیکس، درسته؟

00:04:28.236 --> 00:04:30.508
‫- تو راست دستی؟
‫- آره

00:04:30.532 --> 00:04:32.140
‫آملیا!

00:04:32.180 --> 00:04:34.620
‫میدونم این عجیبه
‫منم جراحم

00:04:34.660 --> 00:04:37.230
‫و فقط، میخواستم
‫یه چیزی رو باهات چک کنم

00:04:37.270 --> 00:04:42.115
‫متوجه شدی که بازوی چپت
‫از بازوی راستت قویتر شده؟

00:04:42.115 --> 00:04:43.730
‫آره، یه جورایی! چرا؟

00:04:43.754 --> 00:04:45.760
‫چی شده؟

00:04:46.675 --> 00:04:51.110
‫اگه این یک مسئله عصبی باشه، میتونه چیزی فراتر
‫از حرفه‌اش رو پایان بده اگر درمان نشه، پس من..

00:04:51.160 --> 00:04:54.200
‫هی من فقط میخوام چندتا
‫آزمایش ازت بگیرم، باشه؟

00:04:54.250 --> 00:04:55.550
‫باشه.

00:04:55.590 --> 00:04:57.470
‫شرایط حیاتی مردیت
‫چند روزیه که ثابته

00:04:57.510 --> 00:05:00.600
‫عکسش بطور محسوسی بهبود یافته

00:05:00.640 --> 00:05:03.780
‫و نیازش به اکسیژن
‫کم شده

00:05:03.820 --> 00:05:07.974
‫برای همینه که اون باید هردفعه
‫ بیشتر از 2دقیقه بیدار بمونه

00:05:08.780 --> 00:05:10.390
‫پس چرا نیست؟

00:05:10.440 --> 00:05:12.520
‫این چیه؟

00:05:12.570 --> 00:05:15.180
‫آزمایشهای امروزش
‫ افزایش آنزیمهای کبدی رو نشون میده

00:05:15.220 --> 00:05:17.920
‫ این ممکنه فقط
‫عارضه جانبی داروها باشه

00:05:17.960 --> 00:05:20.710
‫ اما ما میخوایم دستور چند تا
‫آزمایش جدید بدیم

00:05:20.750 --> 00:05:23.360
‫و همینطور میخوایم از،
‫قفسه سینه و شکمش سی.تی بگیریم

00:05:23.410 --> 00:05:25.150
‫ممکنه
‫به نظر زیادی بیاد اما..

00:05:25.190 --> 00:05:26.890
‫خب بیا انجامش بدیم

00:05:26.930 --> 00:05:30.410
‫ما دائم شاهد بیماران
‫بیشتری در این موقعیتیم

00:05:30.460 --> 00:05:37.070
‫انگار که درنهایت از مهلکه خارج میشن و یه
‫مشکل جدیدی سر راهشون سبز میشه، و اونا فقط...

00:05:37.344 --> 00:05:40.954
‫فقط نابود میشن!

00:05:43.160 --> 00:05:45.380
‫ما نمیتونیم بذاریم این
‫اتفاق برای مردیت بیافته

00:05:54.000 --> 00:05:56.570
‫درد داشتی؟

00:05:56.610 --> 00:06:00.187
‫میدونی، بدترین قسمتش این بود که
‫بدونی دارن اشتباه میکنن

00:06:00.360 --> 00:06:02.710
‫من نمیخواستم تورو ترک کنم،

00:06:02.750 --> 00:06:07.075
‫اما میدونستم، میدونی؟
‫از یه نقطه‌ای بعد..

00:06:08.800 --> 00:06:10.580
‫من اومدم بیمارستان

00:06:10.630 --> 00:06:12.670
‫میدونم.

00:06:12.720 --> 00:06:14.330
‫میتونستی بشنوی؟

00:06:17.680 --> 00:06:20.005
‫نه با گوشهام

00:06:20.720 --> 00:06:22.810
‫مردن طاقت‌فرساست.

00:06:24.470 --> 00:06:29.430
‫میدونی، اون لحظه‌ای که به عنوان یک
‫جراح، همه کاری برای مریضت انجام دادی

00:06:29.470 --> 00:06:34.430
‫من میتونم سعی کنم و ازشون
‫بخوام مبارزه کنن و زنده بمونن

00:06:34.480 --> 00:06:38.773
‫اما هیچوقت نمیتونم سطح
‫خستگی رو درک کنم

00:06:39.350 --> 00:06:46.970
‫اون به حدی میرسه که
‫میل به زندگی رو از بین میبره

00:06:49.270 --> 00:06:51.733
‫تو اینو فهمیدی

00:06:51.757 --> 00:06:54.659
‫تو بهم اجازه دادی که برم.

00:06:54.684 --> 00:06:56.859
‫تو بهم گفتی اشکالی نداره

00:06:57.850 --> 00:07:00.200
‫تو هوامو داشتی

00:07:00.240 --> 00:07:05.216
‫تو تا آخرین نفس هر چی
‫لازم داشتم بهم دادی.

00:07:17.390 --> 00:07:20.520
‫ زمان بیشتری برای
‫فکر کردن لازم ندارین؟

00:07:20.570 --> 00:07:22.570
‫نه

00:07:22.610 --> 00:07:27.010
‫باشه.
‫و پاسخ شما اینه که...

00:07:27.050 --> 00:07:29.530
‫الان که گفتم، نه!

00:07:29.570 --> 00:07:31.010
‫بیلی، آه

00:07:31.050 --> 00:07:33.060
‫من به راحتی به این تصمیم نرسیدم

00:07:33.100 --> 00:07:38.500
‫و بدون توصیه‌ی شما، شاید مجبور
‫شم کل دوره‌ اینترنیم رو دوباره بگذرونم

00:07:38.540 --> 00:07:41.460
‫فقط اگه بخوای تخصصت رو تغییر بدی؛
‫که قرار نیست بدی!

00:07:41.500 --> 00:07:43.110
‫این تصمیم شما نیست.

00:07:43.150 --> 00:07:46.144
‫نه، نیست، این تصمیمیه که
‫تو گرفتی!

00:07:46.168 --> 00:07:49.160
‫وقتی که قرارداد رو امضا کردی،
‫به عنوان سرپرست جراحی عمومی!

00:07:49.200 --> 00:07:51.190
‫که آخرین باری که چک کردم،
‫ هنوز چندسالی ازش مونده بود!

00:07:51.215 --> 00:07:52.510
‫بیلی، تو نمیتونی..

00:07:52.550 --> 00:07:54.250
‫من به این نیاز دارم

00:07:54.290 --> 00:07:57.340
‫و من جراح
‫نیاز دارم، ویلسون.

00:07:57.380 --> 00:08:05.350
‫من دارم از دستشون میدم به دلایل، بیماری، خستگی، قتل،
‫ یا مثلاً اوری، که با مرخصی ناگهانی میره

00:08:05.390 --> 00:08:06.960
‫تو باید به فکر بیمارستان باشی

00:08:07.000 --> 00:08:11.490
‫من فعلاً نمیتونم از پس از دست دادن
‫تو بر بیام، مخصوصاً الان که مردیت...

00:08:15.930 --> 00:08:21.540
‫ببین، ما میتونیم.. این موضوع رو
‫بعد از تموم شدن این داستانها دوباره بررسی کنیم

00:08:21.580 --> 00:08:24.110
‫اما در حال حاضر، پاسخم منفیه

00:08:27.720 --> 00:08:31.184
‫- باشه، فلیکس داره میاد
‫- عالیه

00:08:31.209 --> 00:08:33.084
‫برای ام.آر.آی همانگ شده؟

00:08:33.108 --> 00:08:34.973
‫- محض احتیاط که اونجا معطل نشه!
‫- بله

00:08:34.973 --> 00:08:37.588
‫- میدونی، خودم میتونستم متوجه ضعف سمت راست بشم
‫- آره میدونم

00:08:37.612 --> 00:08:40.050
‫ - ما تازه شروع کرده بودیم. و من روی شونه‌اش تمرکز کرده بودم
‫- آره، میدونم!

00:08:40.075 --> 00:08:43.565
‫- نیازی نیست که اشاره کنم مدام حواسم پرت میشد
‫- همش تقصیر منه فهمیدم

00:08:43.565 --> 00:08:46.260
‫- من حاضرم
‫- نه، ما نمیتونیم بریم مگی هنوز نرسیده

00:08:46.300 --> 00:08:49.000
‫ خب، این یعنی تو نمیتونی؛
‫ اما من میتونم، و باید.

00:08:49.050 --> 00:08:52.141
‫یا، میدونی، میتونم زنگ بزنم کوراسیک
‫ و تو اینجا بمونی

00:08:52.166 --> 00:08:53.650
‫- خوب، این کشف من بوده
‫- اوه؟

00:08:53.675 --> 00:08:56.758
‫متاسفم، تو نمیخوای یکی از راه
‫ برسه و بیمارت رو بدزده؟

00:08:56.783 --> 00:08:59.400
‫لطفا اینو ازم نگیر! من بیشتر
‫از یه ماهه که عمل نکردم.

00:08:59.425 --> 00:09:02.863
‫اوه، و این نیاز ناگهانییت به جراحی، هیچ
‫ ربطی به بیهوشی خواهرت نداره؟

00:09:02.888 --> 00:09:04.230
‫ن‍ه

00:09:04.280 --> 00:09:06.410
‫- من واقعاً دلم برای جراحی تنگ شده
‫ - فهمیدم.

00:09:06.450 --> 00:09:08.460
‫باشه. من بازم میام

00:09:08.500 --> 00:09:12.927
‫هی از دیدنت خوشحالم مگی ممنون
‫بابت تمام کمکهات، همه غذا خوردن

00:09:13.640 --> 00:09:15.200
‫سلام!

00:09:18.730 --> 00:09:21.470
‫ من فکر کنم این یک تفریح جدیده؟

00:09:21.510 --> 00:09:26.142
‫باید با حرکت "پلااستاپ" شروع میکردم
‫اما بچه میخواستن "مون‌واک" یاد بگیرن

00:09:26.167 --> 00:09:28.281
‫داشتم میترکوندم تا اینکه
‫ خوردم به اون نرده

00:09:28.306 --> 00:09:29.610
‫مامان من هیچوقت
‫چنین کاری نمیکنه

00:09:29.650 --> 00:09:32.000
‫- اون همیشه نگرانه
‫ - دکتر اشمیت دستور عکسبرداری از درشت نی دادم

00:09:32.040 --> 00:09:33.660
‫هروقت حاضر شد پیجم کن!

00:09:33.700 --> 00:09:36.480
‫باشه اریکا من میخوام
‫یه اولتراسوند شکمی ازت بگیرم

00:09:36.530 --> 00:09:38.050
‫اوه  خوبه

00:09:38.090 --> 00:09:40.100
‫من 50 پوند با کیوتین کم کردم

00:09:40.140 --> 00:09:41.790
‫این عضله ها رو ببین

00:09:41.840 --> 00:09:43.060
‫لعنتی

00:09:43.100 --> 00:09:44.800
‫اون نرده داغونم کرده

00:09:44.840 --> 00:09:46.410
‫آره
‫اوه

00:09:46.450 --> 00:09:49.714
‫خب اگه درد گرفت بگو بدونم

00:09:50.020 --> 00:09:52.240
‫50 پوند، ها؟

00:09:52.280 --> 00:09:56.240
‫وکیل فناوری، انبوهی از
‫پوله، اما... وکیل فناوریه

00:09:56.290 --> 00:09:59.160
‫شغل کم تحرکی، زندگی کم تحرک.

00:09:59.200 --> 00:10:04.340
‫بعدشم شیوع کرونا و من فهمیدم، اگه
‫دنیا داره به آخر میرسه، حداقل بذار خوشحال باشم

00:10:04.380 --> 00:10:06.210
‫من خیلی از خستگی خسته بودم، میدونی؟

00:10:06.250 --> 00:10:08.170
‫پس از شغلی که ازش متنفر بودم استعفا دادم

00:10:08.210 --> 00:10:09.820
‫وقتمو با بچه هام گذروندم،

00:10:09.870 --> 00:10:11.560
‫شروع به ورزش کردم

00:10:11.585 --> 00:10:14.923
‫بعدش با درست کردن بادوم
‫ زمینی ترد، شغل خودمو شروع کردم

00:10:14.948 --> 00:10:16.520
‫یکم تست کن

00:10:16.570 --> 00:10:18.180
‫اوه

00:10:18.220 --> 00:10:19.960
‫توی بیمارستان، خوردن نداریم!

00:10:20.010 --> 00:10:24.660
‫ام، خب، اریکا، به نظر میاد کمی
‫در زیر عضله شکمیت خونریزی داری

00:10:24.710 --> 00:10:28.410
‫بنابراین ما باید
‫برای ارزیابی شدتش سی.تی بگیریم

00:10:28.450 --> 00:10:31.714
‫خیلی خوب، هروقت آماده شد، پیجم کن اشمیت

00:10:32.410 --> 00:10:34.020
‫من بهش نمیگم اگه تو نگی

00:10:38.550 --> 00:10:45.070
‫و میدونم که ما اساساً فقط
‫تلفنی آشنا شدیم...

00:10:45.120 --> 00:10:47.550
‫اما من دارم با خواهرت ازدواج میکنم

00:10:47.600 --> 00:10:52.217
‫پس چطوره که بیدار شی و
‫بهم تبریکی چیزی بگی؟

00:10:52.650 --> 00:10:55.031
‫منظورم اینه من
‫شنیده بودم که تو سرسختی!

00:10:55.056 --> 00:10:57.593
‫اما فکر نمیکردم مریض بشی

00:10:59.220 --> 00:11:01.390
‫من نزدیکتر میخوامت!

00:11:01.440 --> 00:11:03.270
‫تو نگران بچه هایی

00:11:03.310 --> 00:11:04.440
‫اگر نزدیکتر شی...

00:11:04.480 --> 00:11:05.920
‫من هیچوقت نمیرم

00:11:05.960 --> 00:11:08.100
‫خب بنظرم این فقط حرفه

00:11:08.140 --> 00:11:10.710
‫بابای تو هم وقتی جوون بودی مرد!

00:11:10.750 --> 00:11:11.930
‫آره.

00:11:11.970 --> 00:11:13.312
‫و این تقریباً نابودم کرد

00:11:13.337 --> 00:11:14.840
‫اما نکرد!

00:11:15.126 --> 00:11:19.060
‫بچه‌ها نجات پیدا میکنن
‫و سختیها قویترشون میکنه

00:11:19.110 --> 00:11:25.030
‫بعضی وقتها بعضی وقتها
‫قویترشون میکنه، و بعضی وقتها تبدیلشون میکنه به...

00:11:25.070 --> 00:11:26.290
‫آملیا

00:11:28.680 --> 00:11:30.857
‫- اون داره عالی انجامش میده به هرحال
‫- میدونم

00:11:30.857 --> 00:11:33.484
‫- و اسم بچه‌ش رو گذاشته..
‫- میدونم!

00:11:35.430 --> 00:11:38.130
‫اوه

00:11:38.170 --> 00:11:39.780
‫مردم عاشقتن، مردیت.

00:11:41.780 --> 00:11:43.700
‫مردم نیازت دارن

00:11:43.740 --> 00:11:45.660
‫من خستم

00:11:45.700 --> 00:11:48.440
‫جسمت خسته است؛
‫اما روحت

00:11:48.490 --> 00:11:51.880
‫روحت حتی نمیذاره که بهت نزدیک بشم!

00:11:51.920 --> 00:11:53.710
‫تو هنوز داری میجنگی

00:11:55.190 --> 00:12:00.060
‫اصلاً تاحالا این
‫یکی دو سال گذشته رو دیدی؟

00:12:00.850 --> 00:12:02.890
‫آره

00:12:02.930 --> 00:12:05.240
‫برات سخت نبوده؟

00:12:05.280 --> 00:12:09.479
‫دیدن تنهاییِ تو برام سختتره

00:12:14.770 --> 00:12:19.390
‫میخوام بگم تو خوشگلی
‫اما این برات کمه

00:12:19.430 --> 00:12:21.260
‫بگو "از درون زیبایی"

00:12:21.300 --> 00:12:23.593
‫این همون چیزیه که
‫به زولا گفتم، بگه

00:12:23.618 --> 00:12:25.960
‫" زیبایی از درون "

00:12:26.000 --> 00:12:28.610
‫تو از درون زیبایی
‫ مردیت گری

00:12:37.750 --> 00:12:39.840
‫- گری چطوره؟
‫- بهتر نشده

00:12:39.880 --> 00:12:43.540
‫اون بیدار نمیمونه، و
‫آنزیمهای کبدیش افزایش یافته

00:12:43.587 --> 00:12:45.157
‫اثری از عفونت حاد نیست؟

00:12:45.190 --> 00:12:46.462
‫نه، اما این هیچ معنایی نمیده

00:12:46.486 --> 00:12:50.770
‫چون این بیماری احمقانه، بدون هیچ
‫سازگاریی باعث هرگونه عوارضی میشه

00:12:50.810 --> 00:12:53.878
‫خوب، این هنوز تازه است، هرروز
‫اطلاعات جدیدی ازش منتشر میشه

00:12:53.903 --> 00:12:59.057
‫آره، اطلاعات مبهم! ما هنوز هیچ تصوری از اثر
‫طولانی مدت این بیماری روی بیماران نداریم

00:12:59.082 --> 00:13:03.545
‫منظورم اینه که ممکنه باعث آسیب
‫دائمی ریه، آسیب عروقی یا مسائل عصبی بشه

00:13:03.570 --> 00:13:06.030
‫اوه، نه، لطفاً،
‫ادامه بده

00:13:06.055 --> 00:13:08.031
‫تام، من
‫متاسفم. این...

00:13:08.056 --> 00:13:10.703
‫من مطمئنم که تو خوبی!

00:13:10.812 --> 00:13:14.010
‫- خیلی خوب. اون آماده است.
‫- باشه.  عالی. ممنون

00:13:15.351 --> 00:13:16.270
‫تام، متاسفم من..

00:13:16.310 --> 00:13:19.507
‫هی دکتر، تو فقط حقایق رو
‫گفتی، متاسف نباش

00:13:19.637 --> 00:13:20.987
‫باشه.

00:13:27.240 --> 00:13:28.760
‫چی شده؟

00:13:28.800 --> 00:13:29.980
‫ کارولین هکستون.

00:13:30.020 --> 00:13:32.760
‫ایست قلبی.

00:13:32.810 --> 00:13:35.590
‫من که دیروز باهاش حرف زدم،
‫ حتی اکسیژن نیاز نداشت!

00:13:35.640 --> 00:13:40.290
‫آره، و بعدش شروع به آریتمی
‫کرد و بعدش وی-فیب شد

00:13:40.340 --> 00:13:42.950
‫اون 37 سالشه
‫مربی مهدکودک.

00:13:42.990 --> 00:13:45.250
‫اون 10 هزارتا برای خیریه جمع کرد

00:13:47.470 --> 00:13:48.910
‫فکر کردم این
‫هفته میره خونه

00:13:48.950 --> 00:13:51.873
‫آره  اونم همینطور!
‫همه ما همینطور

00:13:53.520 --> 00:13:55.660
‫من باید به خونوادش زنگ بزنم!

00:14:13.330 --> 00:14:16.330
‫سلام خانم هکستون
‫من دکتر هانتم

00:14:17.760 --> 00:14:20.070
‫نه نه، آم...

00:14:20.120 --> 00:14:22.550
‫نه، اون..

00:14:25.510 --> 00:14:28.951
‫هوم، یه مشکلاتی پیش اومد

00:14:30.950 --> 00:14:34.749
‫ببخشید خانم هکستون یه لحظه
‫ گوشی دستتون لطفاً

00:14:47.781 --> 00:14:49.725
‫لطفاً بگو درحال خوردن نیستی!

00:14:49.750 --> 00:14:51.707
‫نه، نیستم! فقط دارم بوشون میکنم!

00:14:51.731 --> 00:14:56.370
‫- دلم برای بوییدن چیزها تنگ شده
‫- چیزها رو، بعد از کار توی خونه خودت بو کن!

00:14:56.410 --> 00:14:59.732
‫خونه من بوی لباس کثیف
‫نشسته میده

00:15:01.720 --> 00:15:03.810
‫تاثیرگذاره، نه؟

00:15:03.850 --> 00:15:08.940
‫رها کردن یک شغل موفق، خوش هیکل
‫شدن، وقت گذرونی با خونواده، اون واقعاً..

00:15:08.964 --> 00:15:14.730
‫یه لیموناد درست کرده، از...
‫یک ویروس خیلی کشنده!

00:15:14.780 --> 00:15:17.170
‫باید باحال باشه

00:15:17.195 --> 00:15:18.870
‫ فکر میکنین اون باید
‫کار متفاوتی میکرد؟

00:15:18.918 --> 00:15:25.079
‫من فکر میکنم، اگه من یهو شروع
‫به پختن کلوچه و پرش از ارتفاع کردم

00:15:25.103 --> 00:15:27.538
‫یه لطفی بهم بکن، و جلومو بگیر!

00:15:27.570 --> 00:15:29.360
‫اون بادوم‌زمینی تُرده!

00:15:29.400 --> 00:15:32.400
‫این درواقع خیلی سختتر
‫ از استادی در کلوچه پختنه

00:15:32.450 --> 00:15:33.891
‫اسکن ها ظاهر شد

00:15:35.840 --> 00:15:37.760
‫باشه. نفس عمیق رفیق

00:15:37.800 --> 00:15:41.500
‫اون بهم گفت، هرکاری میکنم
‫ بذارم کنارو سریعاً بیام اورژانس

00:15:41.540 --> 00:15:43.908
‫خوب، دکتر شپرد علاقه
‫داره که...

00:15:43.933 --> 00:15:46.590
‫همه چیز رو بزرگ کنه

00:15:46.640 --> 00:15:48.250
‫نتایج ام.آر.آی یکم دیگه حاضر میشه

00:15:48.290 --> 00:15:50.950
‫شما به نظر نگران میاید، و اون
‫مدام بهم میگه که من چیزیم نمیشه

00:15:50.990 --> 00:15:53.250
‫دکتر شپرد، بیسبال
‫ زندگی فلیکسه

00:15:53.300 --> 00:15:57.210
‫این چیزیه که اونو به کالج آورده و تنها امیدش
‫برای تحصیل در یک مدرسه سطح یکه

00:15:57.260 --> 00:16:00.543
‫شما چیکار میکردی، اگه یهو
‫دیگه نمیتونستی جراح باشی؟

00:16:01.040 --> 00:16:03.390
‫- تو کوراسیکو پیج کردی؟
‫- نه رادیولوژی

00:16:03.440 --> 00:16:05.756
‫اوه الان برمیگردم.

00:16:06.790 --> 00:16:08.750
‫اون مننژیوم، سی6-7 داره

00:16:08.790 --> 00:16:12.710
‫بده یه نگاهی بندازم لطفاً؛
‫این یک تومور ریز شیطونه

00:16:12.750 --> 00:16:16.673
‫ما باید یک فشردسازی مرکب چند سطحی
‫انجام بدیم؛ با یک برش گسترده شروع میکنیم

00:16:16.697 --> 00:16:19.670
‫اما این باعث بی‌ثبات شدن ستون فقرات گردنیش
‫میشه، بنابراین نیاز به یک سخت افزار داره

00:16:19.710 --> 00:16:21.020
‫بازوی ضربه زنیش رو فراموش کن!

00:16:21.060 --> 00:16:23.231
‫هرگونه خطایی خطر فلج‌شدگی داره

00:16:23.256 --> 00:16:28.030
‫ اتفاقات زیادی برای خواهرت
‫و زندگیمون افتاده، و مدت زیادی از وقتی...

00:16:28.070 --> 00:16:29.980
‫ هنوز اونقدرها کهنه نشدم ممنون

00:16:30.030 --> 00:16:31.200
‫تو میتونی بری، تام.

00:16:31.250 --> 00:16:34.080
‫- خب، یک میلی متر خطا..
‫- گفتم تو میتونی بری، تام.

00:16:34.120 --> 00:16:38.300
‫و تو اگه میخوای کمک کنی، میتونی بیمار
‫رو آروم کنی، تا من اتاق عمل رو رزرو کنم

00:16:42.820 --> 00:16:44.740
‫امروز چطوریم؟

00:16:44.765 --> 00:16:50.775
‫اوه، میدونی، فقط داشتم به این فکر میکردم که
‫چقدر خودخواهانه است که به دنبال آرزوهام برم

00:16:50.830 --> 00:16:53.638
‫منظورم لونا بود، اما
‫اوه، خوب شد فهمیدم

00:16:53.638 --> 00:16:59.140
‫روند لونا رو به بهبوده، پس لونا نقطه‌ی
‫روشنی در دریای بی حد و مرز بدبختیه

00:16:59.190 --> 00:17:00.301
‫داستان آرزوها چیه؟

00:17:00.326 --> 00:17:03.356
‫من میخواستم تغییر بدم به جراحی زنان
‫اما بیلی گفت الان زمان بدیه

00:17:03.356 --> 00:17:05.020
‫آره خب دروغ نگفته!

00:17:05.350 --> 00:17:06.980
‫ممنون

00:17:07.020 --> 00:17:09.791
‫ببین همه چی وقتی گری
‫دوباره سرپا شه مرتب میشه

00:17:09.816 --> 00:17:11.297
‫اگه اون دوباره سرپا شه!

00:17:11.322 --> 00:17:13.240
‫خوب، من فکر میکردم اون خوبه

00:17:13.290 --> 00:17:14.680
‫همه همینطوریم

00:17:14.720 --> 00:17:17.420
‫خوب، چقدر بده؟

00:17:17.470 --> 00:17:21.730
‫امروز صبح آنزیم های کبدیش
‫بالا رفته و کراتینینش بدتر شده،

00:17:21.770 --> 00:17:26.210
‫پس کلیه‌هاش دارن از کار
‫می‌افتن و هیچ‌کسی نمیدونه چرا!

00:17:26.260 --> 00:17:28.560
‫خدایا مصیبت پشت مصیبت میاد
‫مگه نه؟

00:17:28.610 --> 00:17:34.350
‫از این طریق یادم میمونه که چیزهای خیلی بدتری
‫ از فقط مرگ و بدبختی توی دنیا وجود داره

00:17:34.400 --> 00:17:37.557
‫حداقل، امیدوارم
‫وجود داشته باشه

00:17:38.270 --> 00:17:40.360
‫از سر راهت میرم کنار

00:17:46.806 --> 00:17:49.593
‫بگو یه چیزی پیدا کردی.

00:17:49.618 --> 00:17:54.103
‫عکس قفسه سینه مردیت پاکه؛
‫گرچه عکس شکمش اینطور نیست!

00:17:54.128 --> 00:17:57.110
‫ما یک انسداد در آی.وی.سی
‫ ورید کبدیش پیدا کردیم

00:17:57.160 --> 00:17:58.460
‫و این لخته در
‫کبدشه؟

00:17:58.510 --> 00:18:00.340
‫بله، این توضیح میده که
‫چرا اون نمیتونه بیدار بمونه

00:18:00.380 --> 00:18:02.380
‫بدنش داره با تجمع
‫آمونیاک مبارزه میکنه

00:18:02.420 --> 00:18:05.690
‫این یک لخته کوچیکه، اما
‫اگر به سرعت درمانش نکنیم،

00:18:05.730 --> 00:18:09.390
‫ ممکنه باعث آب آوردن بشه،
‫که فقط کبدش رو ضعیفتر میکنه!

00:18:09.430 --> 00:18:12.260
‫میشه لوله شانت آی.آر
‫یا ترومبولیک گذاشت؟

00:18:12.300 --> 00:18:15.082
‫قطعاً باید در مجموعه
‫آی.آر انجام بشه؛ اما..

00:18:15.106 --> 00:18:17.870
‫- فکر نکنم من بتونم انجامش بدم
‫- چرا که نه؟

00:18:17.920 --> 00:18:22.710
‫چون دکتر آلتمن هستش، و
‫چون دکتر گری خواهر مگیه،

00:18:22.750 --> 00:18:25.750
‫- و در صورت..
‫ - دکتر آلتمن!

00:18:25.800 --> 00:18:29.317
‫تو مطمئنی که میخوای این کارو کنی؟

00:18:29.890 --> 00:18:32.800
‫- این یک جراحی ساده است.
‫- من میدونم اون چیه

00:18:32.850 --> 00:18:34.200
‫دارم میپرسم تو..

00:18:34.240 --> 00:18:36.980
‫من یک بخش آی.آر رزرو میکنم

00:18:37.020 --> 00:18:38.160
‫آلتمن...

00:18:40.200 --> 00:18:42.680
‫تو مطمئنی؟

00:18:42.730 --> 00:18:45.290
‫مردیت وقتی برای این مکالمه نداره

00:18:53.740 --> 00:18:55.170
‫ هی

00:18:55.220 --> 00:18:56.610
‫وبر فرستاده چکم کنی؟

00:18:56.650 --> 00:19:00.130
‫نه، بهم گفت چی شده، و پرسید
‫ فکر میکنم تو برای این جراحی خوبی یا نه؟

00:19:00.180 --> 00:19:02.504
‫- و؟
‫ - و من بهش گفتم تو برای این عمل خوبی

00:19:02.528 --> 00:19:04.400
‫و هیچکسی بهتر از تو نیست!

00:19:04.440 --> 00:19:07.176
‫- ممنون.
‫ - و همچنین بهش گفتم که اگه مشکلی پیش بیاد،

00:19:07.200 --> 00:19:11.956
‫یا چیزی تحت کنترلت نباشه یا ازش خارج بشه،
‫مطمئن نیستم بعدش بتونی خوب بشی!

00:19:16.821 --> 00:19:18.670
‫امروز یک مربی مهدکودک
‫ رو از دست دادم.

00:19:18.720 --> 00:19:20.843
‫مجبور شدم با خونوادش تماس بگیرم؛
‫پای تلفن ترکیدم،

00:19:20.868 --> 00:19:26.160
‫ نمیدونم فهمیدن دارم گریه میکنم، یا فکر
‫کردن دارم خفه میشم؟ اما تقریباً جفتش بود!

00:19:26.200 --> 00:19:28.489
‫هیچوقت در طول زندگی حرفه‌ایم،

00:19:28.513 --> 00:19:33.860
‫زمان گفتن خبر به یه خونواده گریه نکرده بودم؛
‫این غیرحرفه‌ایه، و راستش واقعاً شرم آوره

00:19:33.910 --> 00:19:36.430
‫و بعد از اون همه چیزی که در
‫جنگ دیدیم، اون همه ضرر

00:19:36.470 --> 00:19:40.459
‫و این مربی مهد کودک که
‫تازه به سختی می شناختمش..

00:19:40.483 --> 00:19:42.139
‫داغونم کرد

00:19:43.349 --> 00:19:44.610
‫بخاطر..

00:19:44.809 --> 00:19:46.268
‫بخاطر کرونا

00:19:46.268 --> 00:19:47.353
‫آره

00:19:48.854 --> 00:19:54.140
‫تو خیلی چیزها رو پشت سر گذاشتی،
‫تدی، و تو تازه برگشتی، و این مردیته

00:19:54.190 --> 00:19:55.410
‫اگر مشکلی پیش بیاد...

00:19:55.450 --> 00:19:57.540
‫من ممکنه هیچوقت خوب نشم

00:20:00.800 --> 00:20:03.110
‫میتونی لطفاً دکتر اندوگو رو برام
‫پیج کنی؟

00:20:28.660 --> 00:20:31.844
‫دکتر شپرد، من با جراحان
‫مغز و اعصاب زیادی کار کردم؛

00:20:31.868 --> 00:20:33.831
‫هیچ کدومشون به
‫ خوبیِ تو نبودن!

00:20:33.858 --> 00:20:38.100
‫یک میلی متر اشتباه کنم،
‫به حرفه این بچه خاتمه میدم!

00:20:38.125 --> 00:20:41.695
‫- این چیزیه که تام گفت.
‫- این چیزیه که اون گفت و چیزی که من گفتم!

00:20:41.760 --> 00:20:44.660
‫اما تو آملیا شپردی!

00:20:46.240 --> 00:20:48.110
‫پس هوای اینو داری

00:21:05.870 --> 00:21:08.170
‫داره چیکار میکنه؟

00:21:08.220 --> 00:21:11.142
‫داره آماده‌ی ترکوندن میشه!

00:21:15.880 --> 00:21:17.750
‫اتفاقی افتاده؟

00:21:17.790 --> 00:21:20.270
‫- آره، تو بهم ملحق میشی
‫-  باشه.

00:21:20.320 --> 00:21:22.320
‫اون فقط خانواده‌ی تو یا مگی نیست؛

00:21:22.360 --> 00:21:24.410
‫اون مال منه
‫ اون مال همه است.

00:21:24.450 --> 00:21:28.763
‫پس، اون باید دو تا از بهترین جراحهای
‫قلب و عروق کشور رو داشته باشه!

00:21:28.788 --> 00:21:31.330
‫و قرار نیست به این فکر کنیم، که
‫اون چه معنایی برای ما، یا همه داره!

00:21:31.370 --> 00:21:34.583
‫ما قراره به هم کمک کنیم تا کاری رو کنیم
‫که میدونیم چجوری باید انجامش بدیم

00:21:34.608 --> 00:21:37.510
‫و تمام حرکات همدیگه رو تحت نظر میگیریم

00:21:37.550 --> 00:21:40.530
‫بدون خودخواهی، اینجا هیچ سوالی
‫احمقانه نیست، که پرسیده بشه!

00:21:40.555 --> 00:21:44.862
‫این فقط درمورد کاره، و ما قصد
‫داریم این لخته رو از بین ببریم.

00:21:44.887 --> 00:21:45.690
‫قبوله!

00:21:45.730 --> 00:21:47.170
‫باشه، پس..

00:21:48.780 --> 00:21:49.870
‫بیا بریم!

00:21:49.910 --> 00:21:51.570
‫اولتراساند؟

00:21:56.400 --> 00:21:58.270
‫الیس یه نقاشی ازمون کشیده

00:21:58.310 --> 00:22:00.660
‫من لباس عروسی تنمه،
‫و تو کت شلوار پوشیدی

00:22:00.710 --> 00:22:03.612
‫من یادداشت ازدواجمون رو
‫نشونش دادم، اما اون فقط...

00:22:03.637 --> 00:22:05.313
‫- ازش متنفر شد
‫- ازش متنفر شد

00:22:05.338 --> 00:22:08.953
‫- حس کرد رویاهاش خراب شده
‫- خوب، اینش به مامانم رفته!

00:22:18.070 --> 00:22:19.550
‫تو از عروسی متنفری

00:22:19.590 --> 00:22:22.160
‫من از عروسی متنفرم

00:22:22.210 --> 00:22:24.250
‫اما اگه میتونستم
‫این کارو براش میکردم

00:22:26.340 --> 00:22:28.531
‫میخوای چه قولی بدم؟

00:22:28.556 --> 00:22:31.475
‫که کمتر خودت رو زجر بدی.

00:22:44.840 --> 00:22:47.060
‫من نمیخوام بچه ها رو ترک کنم.

00:22:47.100 --> 00:22:50.202
‫منم نمیخوام بچه‌ها رو ترک کنی!

00:23:00.940 --> 00:23:03.380
‫هی زولا!

00:23:03.435 --> 00:23:06.965
‫معلم ریاضیت گفت امروز
‫زود از کلاس اومدی بیرون

00:23:06.990 --> 00:23:08.210
‫حالت خوبه؟

00:23:13.780 --> 00:23:15.390
‫چی شده؟

00:23:15.430 --> 00:23:16.690
‫اعصابم خورده

00:23:16.740 --> 00:23:19.040
‫- از کسی توی مدرسه؟
‫- از همه چیز

00:23:22.480 --> 00:23:25.490
‫ اخبار
‫اعتراضات رو دیدی؟

00:23:25.530 --> 00:23:27.230
‫ آره

00:23:27.270 --> 00:23:32.620
‫وقتی معلمهام میخوان ازش صحبت کنن،  واقعاً بنظر
‫عجیبه و انگار میترسن چیزی بگن

00:23:32.670 --> 00:23:34.230
‫پیش میاد

00:23:34.280 --> 00:23:36.450
‫تو میخوای بریم راهپیمایی؟

00:23:36.500 --> 00:23:37.630
‫میتونم ببرمت

00:23:37.670 --> 00:23:39.670
‫من نمیخوام بدون مامانم برم.

00:23:39.720 --> 00:23:41.980
‫اونم عصبانی میشد

00:23:42.020 --> 00:23:43.590
‫اما الان حتی نمیدونه
‫چه خبره

00:23:43.630 --> 00:23:46.590
‫اون میگفت توی بهترین بیمارستان
‫با بهترین دکترها کار میکنه

00:23:46.640 --> 00:23:47.940
‫همینطوره!
‫ما بهترینیم

00:23:47.990 --> 00:23:49.990
‫پس چرا نمیاد خونه؟

00:23:51.640 --> 00:23:53.430
‫ دکتر فاکس رو میشناسی؟

00:23:53.470 --> 00:23:58.442
‫اون بهم یه راهی یاد داد
‫که وقتی ناراحتم امتحان کنم،

00:23:58.466 --> 00:24:01.440
‫- ولی واقعاً کمک کرده
‫- چی؟

00:24:01.480 --> 00:24:03.130
‫جیغ زدن.

00:24:03.180 --> 00:24:04.530
‫ جدی میگم

00:24:04.570 --> 00:24:05.740
‫بچه بیدار میشه

00:24:05.790 --> 00:24:07.790
‫اشکالی نداره؛ به هرحال وقت شیرشه

00:24:07.830 --> 00:24:10.310
‫بیا
‫یالا

00:24:10.360 --> 00:24:11.230
‫باشه.

00:24:11.270 --> 00:24:13.400
‫بیا دیگه.
‫خودتو تکون بده.  حاضری؟

00:24:13.450 --> 00:24:17.280
‫یک، دو، سه.

00:24:17.320 --> 00:24:22.590
‫آآآآآآآآآ....

00:24:33.597 --> 00:24:36.527
‫عکستون نشون میده مشکل
‫ هماتوم غلاف راست روده دارید،

00:24:36.560 --> 00:24:39.401
‫که ناشی از خونریزی در زیر
‫عضلات میانی شکمتونه

00:24:39.426 --> 00:24:41.397
‫خودم رو خوب ترکوندم، مگه نه؟

00:24:41.397 --> 00:24:45.130
‫و مقدار سلولهای خونیتون پایینه؛
‫پس ما باید یک شب ازتون مراقبت کنیم

00:24:45.170 --> 00:24:47.778
‫تا مطمئن شیم
‫خونریزیتون بدتر نشه.

00:24:47.818 --> 00:24:50.791
‫خوب، شکستگی استخون درشت‌نی‌
‫بدون نیاز به جراحی خوب میشه، اما

00:24:50.816 --> 00:24:54.802
‫ما باید قبل از ترخیص گچ بگیریم
‫و حدود شش هفته داخلش بمونه

00:24:54.827 --> 00:24:58.205
‫خب میتونم از روی صندلی
‫ بادوم‌زمینی درست کنم!

00:24:58.930 --> 00:25:02.020
‫حتماً بادوم‌زمینیِ زیادی بُرده
‫تا به چنین وکیلی تبدیل بشی!

00:25:02.060 --> 00:25:03.670
‫ یک کارخونه ازش لازم داشتم!

00:25:04.116 --> 00:25:05.129
‫آره

00:25:06.590 --> 00:25:09.150
‫تو فکر میکنی من دیوونم، مگه نه؟

00:25:09.200 --> 00:25:10.680
‫من که چیزی نگفتم

00:25:10.720 --> 00:25:13.460
‫یه شعری بود که توی
‫ دبیرستان خوندم،

00:25:13.510 --> 00:25:20.120
‫یه زنی نزدیک صخره وایستاده بود و میترسید بره
‫ نزدیک لبه که بهتر ببینه، چون فکر میکرد ممکنه بیافته

00:25:20.170 --> 00:25:22.080
‫اما بعد یکی هلش داد.

00:25:22.120 --> 00:25:23.820
‫شعر درباره قتله؟

00:25:23.870 --> 00:25:25.137
‫ نه!

00:25:25.161 --> 00:25:27.610
‫چون اون سقوط نکرد...

00:25:27.650 --> 00:25:28.870
‫اون پرواز کرد!

00:25:28.910 --> 00:25:31.220
‫صخره یه استعاره بود

00:25:31.260 --> 00:25:33.400
‫از چیزی که که
‫ما میترسیم اتفاق بیفته

00:25:33.440 --> 00:25:37.920
‫چیزهای زیادی هست، که این دنیا به ما
‫میگه بهشون نیاز داریم، درحالیکه واقعاً نیازی نداریم!

00:25:37.970 --> 00:25:40.750
‫و نمیتونیم ببینمش، تا وقتی نپریم..

00:25:40.800 --> 00:25:42.930
‫شش...

00:25:42.970 --> 00:25:44.580
‫زیباست ..

00:25:44.630 --> 00:25:46.670
‫ششش...

00:25:46.710 --> 00:25:48.150
‫آ...

00:25:48.190 --> 00:25:50.240
‫نبضش ضعیفه

00:25:51.850 --> 00:25:54.030
‫هماتوم در حال گسترشه
‫اون خونریزی فعال داره

00:25:54.070 --> 00:25:55.160
‫بیا ببریمش اتاق عمل

00:25:55.200 --> 00:25:57.264
‫ما داریم میایم اتاق عمل

00:26:04.990 --> 00:26:06.650
‫استنت بعد از عمل به
‫نظر پایدار میرسه

00:26:06.690 --> 00:26:08.300
‫و آنزیم های کبدی؟  کراتینین؟

00:26:08.340 --> 00:26:09.210
‫در حال بهبوده

00:26:09.260 --> 00:26:11.300
‫پس چرا بیدار نمیشه؟

00:26:11.350 --> 00:26:13.158
‫- این زمان میبره.
‫- ما بهش زمان دادیم.

00:26:13.182 --> 00:26:15.870
‫ما بهش زمان دادیم.
‫و هر آزمایش و درمانی که میشد

00:26:15.920 --> 00:26:18.180
‫ما لخته رو کاملاً برداشتیم، کاملاً!

00:26:18.220 --> 00:26:21.790
‫و او هنوز بهوش نیومد ، و هنوز
‫پیشرفتی نداره، و هنوز هم به خونه نمیره

00:26:21.840 --> 00:26:22.840
‫- چرا نمیشه؟
‫- آلتمن..

00:26:22.880 --> 00:26:25.417
‫ببخشید، من نمیتونم!
‫باید برم قدم بزنم.

00:26:31.695 --> 00:26:33.475
‫ساکشن بیشتر

00:26:34.360 --> 00:26:37.720
‫این شریان اپی گاستریک تحتانیه.

00:26:37.770 --> 00:26:39.550
‫هموستات!

00:26:39.590 --> 00:26:42.966
‫آره، به نظر میاد اون یه روز
‫دیگه زنده میمونه تا اسکیت بازی کنه

00:26:42.991 --> 00:26:44.290
‫نخ سیلک 20

00:26:44.340 --> 00:26:47.470
‫میدونی مروارید چجوری
‫ درست میشه، اشمیت؟

00:26:47.495 --> 00:26:49.430
‫باید بدونم؟

00:26:49.470 --> 00:26:55.170
‫همه چیز با یه دونه‌ی
‫خیلی آزار دهنده‌ی شن شروع میشه؛

00:26:55.220 --> 00:27:00.115
‫که صدف دوستش نداره
‫و میخواد درون پوسته‌ش رو دست نخورده نگه داره

00:27:00.140 --> 00:27:06.270
‫پس، برای خلاص شدن از شر اون شِن،
‫ دورش رو با لایه‌ی داخلی پوسته‌ش میپوشونه.

00:27:06.320 --> 00:27:09.230
‫اینجا میخوایم شریان ثانویه رو مسدود کنیم

00:27:09.270 --> 00:27:10.620
‫خوبه

00:27:10.670 --> 00:27:12.230
‫عالی

00:27:12.280 --> 00:27:17.590
‫اما اینکار فقط باعث میشه اون شِن بزرگتر شه؛
‫ و حتی بیشتر برای صدف آزاردهنده شه!

00:27:17.630 --> 00:27:23.213
‫بنابراین، صدف همینجوری
‫لایه لایه اضافه میکنه..

00:27:23.237 --> 00:27:26.200
‫تا تبدیل شه به یه مروارید.

00:27:27.380 --> 00:27:28.380
‫گاز استریل

00:27:28.420 --> 00:27:29.820
‫پس، من یه شِنم،

00:27:29.860 --> 00:27:32.730
‫و شما سعی داری متحولم کنی؟

00:27:32.780 --> 00:27:34.300
‫داستان درباره تو نبود، اشمیت!

00:27:34.340 --> 00:27:40.040
‫این همه‌گیری شِنه
‫و راهش رو به خونه همه ما باز کرده

00:27:40.090 --> 00:27:44.700
‫اما معنیش این نیست که
‫حتماً همه چیز رو خراب کنه

00:27:44.750 --> 00:27:48.230
‫شاید این فرصتی
‫برای تغییر شکل باشه

00:27:48.270 --> 00:27:51.580
‫شاید اینجا اریکا
‫ایده درستی داشته باشه

00:27:51.620 --> 00:27:54.298
‫ حدس میزنم این همون کاریه که
‫جو ویلسون داره میکنه، درسته؟

00:27:54.410 --> 00:27:56.788
‫حالا چرا بحث از دست دادن یکی
‫از بهترین جراحهام رو پیش میکشی؟

00:27:56.812 --> 00:27:59.303
‫وقتی تازه به نقطه‌ی شادم رسیدم؟

00:27:59.303 --> 00:28:00.760
‫

00:28:00.800 --> 00:28:02.500
‫ای خدا

00:28:04.420 --> 00:28:06.940
‫خدافظ تومور

00:28:06.980 --> 00:28:09.510
‫شما دو نفر
‫واقعاً به هم وابسته‌این

00:28:10.550 --> 00:28:12.510
‫ازت خواسته کنارش باشی؟

00:28:12.560 --> 00:28:13.640
‫نه

00:28:13.690 --> 00:28:16.170
‫فقط همکاری مسالمت آمیز

00:28:16.210 --> 00:28:19.300
‫- تو اومدی کنارش باشی؟
‫- نه!

00:28:19.340 --> 00:28:22.341
‫بهش نگو اینو بهت گفتم، اما تماشای
‫ شپرد در اونجا لذت بخشه

00:28:22.366 --> 00:28:27.090
‫زیبا، متمرکز، با اعتماد به
‫نفس، مثل "پپن" برای "جردن"‍ه!

00:28:27.140 --> 00:28:28.440
‫از مردیت خبری نشنیدی؟

00:28:28.480 --> 00:28:32.580
‫آه نه، من..

00:28:32.620 --> 00:28:38.037
‫ تا حد زیادی سعی دارم، از همه‌ی
‫بخشهای بیمارستان دوری کنم، چون..

00:28:38.230 --> 00:28:42.110
‫این فقط خیلی سنگینه لینکلن

00:28:42.150 --> 00:28:45.837
‫کِی میتونیم سرِ خدا فریاد بکشیم؟
‫کی میتونیم یک بطری اسکاچ باز براش کنیم،

00:28:45.861 --> 00:28:48.856
‫و یک لیوان گنده‌ی سایزِ خدا براش
‫بریزیم، و از وسط میز هل بدیم سمتش،

00:28:48.881 --> 00:28:53.380
‫و وقتی اونقدر مست کرد که دیگه نتونست
‫داغونمون کنه، فقط.. سرش داد بکشیم؟

00:28:53.420 --> 00:28:56.985
‫این چجور شوخی بیمارگونه‌ایه؟

00:28:58.950 --> 00:29:01.910
‫من نمیفهمم چجوری توی این شرایط
‫هنوزم بچه ها سرطان میگیرن!

00:29:04.260 --> 00:29:07.246
‫این چجور شوخی بیمارگونه‌ایه؟

00:29:09.700 --> 00:29:10.920
‫بهوش اومد؟

00:29:10.960 --> 00:29:12.400
‫نه

00:29:13.620 --> 00:29:15.100
‫اگر اشتباه
‫کرده باشم چی؟

00:29:15.140 --> 00:29:16.400
‫تو نکردی

00:29:16.450 --> 00:29:19.540
‫اگه لخته رو قطع کرده باشیم و
‫باعث شده باشیم الان سکته کنه چی؟

00:29:19.580 --> 00:29:21.840
‫تدی، چیزی نیست، که همچین
‫چیزهایی رو نشون بده باشه؟

00:29:21.890 --> 00:29:24.096
‫پس چرا بهوش نیومد؟

00:29:25.720 --> 00:29:26.800
‫تدی، نفس بکش، باشه؟

00:29:26.850 --> 00:29:28.760
‫فقط، فقط نفس بکش

00:29:28.810 --> 00:29:29.850
‫ گوش کن، دستم رو بگیر.

00:29:29.890 --> 00:29:32.240
‫میتونی دستم رو حس کنی؟

00:29:32.290 --> 00:29:36.860
‫باشه فقط حسش کن، و روی
‫وزن دستم، روی دستت تمرکز کن.

00:29:38.420 --> 00:29:40.820
‫خوبه

00:29:40.860 --> 00:29:42.910
‫نه نه نه.

00:29:42.950 --> 00:29:45.833
‫- اوون، لطفاً
‫ - تدی، نه.

00:29:46.040 --> 00:29:49.040
‫گوش کن، من اینجام
‫من اینجا پیشتم

00:29:49.090 --> 00:29:51.180
‫باشه؟

00:29:51.220 --> 00:29:53.740
‫اما تو باید
‫حسش کنی، تدی.

00:29:53.790 --> 00:29:54.830
‫فقط حسش کن

00:30:10.110 --> 00:30:13.559
‫- دکتر وبر، شاید بهتر باشه شما برید!
‫- چرا؟

00:30:13.583 --> 00:30:18.990
‫چون من روز اولمه و میخوام یه چیزی
‫رو امتحان کنم که به خوبی میتونه باعث اخراجم بشه.

00:30:19.030 --> 00:30:22.164
‫- اصلاً نمیشه.
‫- باشه حداقل گوش کن ببین چی میگه!

00:30:22.189 --> 00:30:23.990
‫گوش کردم

00:30:24.030 --> 00:30:28.730
‫زولا همینجوریشم آسیب دیده است،
‫من نمیارمش بیمارستان

00:30:28.780 --> 00:30:30.479
‫ما باید یه کاری کنیم، مگی.

00:30:30.503 --> 00:30:33.236
‫شنیدن صدای دخترش، حس
‫کردنش، شاید بتونه کمک کنه!

00:30:33.260 --> 00:30:38.660
‫وینستون، اگه مامان تو یا مامان من، میتونستن
‫بمونن و زندگی کنن؛ میموندن و زندگی میکردن!

00:30:38.700 --> 00:30:40.790
‫اما آدمها تصمیم نمیگیرن!

00:30:40.830 --> 00:30:42.230
‫این یک انتخاب نیست.

00:30:42.270 --> 00:30:44.230
‫مامانهای ما مریض بودن؛

00:30:44.270 --> 00:30:46.010
‫ اما مردیت...

00:30:46.060 --> 00:30:49.556
‫ما تنها مشکلی که احتمال
‫میدادیم، رو هم حل کردیم..

00:30:51.980 --> 00:30:53.540
‫این بار خیلی سنگینی
‫ برای یه بچه است

00:30:53.590 --> 00:30:56.718
‫اون فقط فکر میکنه که میاد تا مامانش رو
‫ببینه، کاری که خودشم دوست داره بکنه !

00:30:56.742 --> 00:30:58.601
‫ و تست مردیت الان منفیه این امنه

00:30:58.625 --> 00:31:04.780
‫مگی خودت که خوب میدونی، یک عامل روانشناختی هم در
‫بهبود وجود داره، من بارها و بارها اینو دیدم.

00:31:04.805 --> 00:31:07.579
‫- منم دیدم
‫- خب، فکر نمیکنی حداقل ارزش امتحانو داره؟

00:31:07.604 --> 00:31:11.787
‫مگی، چه جواب بده، چه نه
‫حداقل زولا میتونه دوباره مامانش رو ببینه

00:31:14.740 --> 00:31:16.090
‫بذار بهت زنگ میزنم

00:31:18.000 --> 00:31:19.390
هی

00:31:19.440 --> 00:31:20.740
‫من میخوام برم.

00:31:20.790 --> 00:31:22.350
‫میخوام مامانو ببینم.

00:31:31.930 --> 00:31:33.970
‫برداشتینش؟

00:31:34.020 --> 00:31:35.410
‫همشو؟

00:31:35.450 --> 00:31:37.460
‫همشو

00:31:37.500 --> 00:31:39.850
‫و بازوهام؟

00:31:39.890 --> 00:31:41.760
‫تو نشونمون بده

00:31:45.120 --> 00:31:46.680
‫اوه

00:31:50.080 --> 00:31:51.990
‫خیلی خوب، یکم استراحت کن.

00:31:55.170 --> 00:31:57.130
‫ باشه، من "اسکات" رو میخوام

00:31:57.170 --> 00:32:00.115
‫میفهمم تازه خیلی وقتم نیست رفتیم!
‫منم دلم براش تنگ شد

00:32:00.139 --> 00:32:04.000
‫ اوه، ممه‌هام درد گرفت،
‫باید شیر بدم، یا بدوشم یا هر دو!

00:32:04.050 --> 00:32:06.180
‫پس بزن بریم

00:32:06.220 --> 00:32:09.100
‫پانسمان تمیز و خشک و سالمه

00:32:09.140 --> 00:32:10.840
‫هیچ اثری از خونریزی نیست

00:32:10.880 --> 00:32:11.970
‫دردت چطوره اریکا؟

00:32:12.010 --> 00:32:13.190
‫غیرقابل‌تحمل نیست

00:32:13.230 --> 00:32:15.060
‫چقدر طول میکشه تا بتونم دوباره کار کنم؟

00:32:15.100 --> 00:32:18.437
‫خب، در کوتاهترین زمان،
‫ به تجارت تُردت برمی‌گردی

00:32:18.980 --> 00:32:21.940
‫منظورم کار واقعی بود، نه تُرد!

00:32:21.980 --> 00:32:24.980
‫- حداقل، اگه کسی استخدامم کنه
‫- برای شغلی که ازش متنفری؟

00:32:25.030 --> 00:32:29.290
‫برای شغلی که منو زنده و سرپا
‫نگه داره و بچه‌هام رو سیر کنه

00:32:29.330 --> 00:32:32.950
‫قرنطینه تعطیلات خوبی بود، اما
‫من نمیتونم توی ابرها زندگی کنم!

00:32:32.990 --> 00:32:37.040
‫من باید واقع بین باشم.
‫خدایا چه فکری میکردم؟

00:32:37.080 --> 00:32:40.390
‫که این دنیا چیزهای
‫بیشتری برای ارائه داره!

00:32:40.430 --> 00:32:41.820
‫اوه، اریکا

00:32:43.870 --> 00:32:45.610
‫میدونی، این احساسی،

00:32:45.650 --> 00:32:47.790
‫که مهم نیست هرچیم بشه
‫باید ادامه بدی!

00:32:47.830 --> 00:32:50.010
‫که همش روی شونه هاته

00:32:50.050 --> 00:32:56.450
‫این چیزیه که به عنوان زنان، به عنوان
‫زنان سیاه پوست به ما یاد داده شده.

00:32:56.490 --> 00:32:58.800
‫منم همین مشکل رو دارم

00:32:58.840 --> 00:33:02.020
‫و فشاری که برای اداره اینجا رومه؟

00:33:02.060 --> 00:33:04.853
‫من اصلاً عادت ندارم..

00:33:04.877 --> 00:33:10.290
‫به خودم استراحت بدم، هیچوقت خودمو آروم
‫نمیذارم، من هیچوقت، هیچوقت استراحت نکردم..

00:33:10.330 --> 00:33:13.810
‫و بعدش توی 40 سالگی
‫سکته قلبی کردم

00:33:13.860 --> 00:33:16.210
‫"استراحت" لغت زشتی نیست؛

00:33:16.250 --> 00:33:19.040
‫استراحت، تنبلی نیست؛

00:33:19.080 --> 00:33:22.639
‫ مهم نیست چی بهت گفته
‫شده، یا چند بار بهت گفتن!

00:33:22.664 --> 00:33:25.130
‫استراحت، استراحت عشقه.

00:33:25.505 --> 00:33:27.815
‫استراحت، صلحه.

00:33:29.130 --> 00:33:33.620
‫استراحت یک الگوی زیبا برای بچه‌هاته.

00:33:33.660 --> 00:33:35.880
‫و من...

00:33:35.920 --> 00:33:40.662
‫دوباره یادم رفته بودش؛ تا وقتی
‫که با تو آشنا شدم

00:33:42.150 --> 00:33:45.357
‫پس خیلی برای دست کشیدن
‫ از لذتهات عجله نکن

00:33:45.670 --> 00:33:50.529
‫تو میتونی، اینو به یه تحول
‫برای خودت تبدیل کنی

00:33:56.076 --> 00:33:57.030
‫هی

00:33:57.070 --> 00:33:59.080
‫این کوچکترین چیزیه که داریم،
‫برای کیه؟

00:33:59.105 --> 00:34:02.380
‫هرچی کمتر بدونی، بهتره

00:34:02.430 --> 00:34:05.080
‫و نگران نباش به
‫کسی نمیگم که از طرف تو بوده

00:34:05.130 --> 00:34:07.128
‫از نظر من مشکلی نیست
‫اگرم بگی

00:35:01.310 --> 00:35:04.360
‫خب، برو دیگه
‫اون منتظرته

00:35:04.400 --> 00:35:07.100
‫هی، اگه نظرت
‫تغییر کرد ایرادی نداره

00:35:07.140 --> 00:35:08.880
‫عیبی نداره اگه ترسیدی

00:35:11.890 --> 00:35:13.450
‫مامان؟

00:35:16.110 --> 00:35:17.240
‫این منم

00:35:18.330 --> 00:35:19.590
‫من اینجام.

00:35:21.409 --> 00:35:23.121
‫زوزو

00:35:26.080 --> 00:35:27.820
‫دلم خیلی برات تنگ شده.

00:35:38.780 --> 00:35:40.390
‫پیجت رو کردی

00:35:41.530 --> 00:35:43.960
‫جوابم منفیه

00:35:44.010 --> 00:35:46.700
‫یادت رفت قبلاً اینو بهم گفتی؟

00:35:46.750 --> 00:35:52.320
‫نه. من نمیذارم تو به کاری ادامه بدی
‫که دیگه راضیت نمیکه

00:35:52.360 --> 00:35:55.190
‫پس اونهمه جراحی که
‫از دست دادی، چی؟

00:35:55.240 --> 00:35:56.670
‫میخوای نظرمو عوض کنم؟

00:35:56.710 --> 00:35:58.060
‫نه

00:35:58.110 --> 00:36:02.200
‫ببین، دیگه تمام جراحی‌های
‫غیراورژانسی کنسل شدن

00:36:02.240 --> 00:36:05.460
‫و اگه مجبور باشم یک جراح
‫عمومی جدید استخدام کنم،

00:36:05.510 --> 00:36:07.730
‫میکنم، اما این مشکل تو نیست

00:36:07.770 --> 00:36:10.120
‫- مشکل منه!
‫- من کمکت میکنم یکی رو پیدا کنی که..

00:36:10.160 --> 00:36:12.600
‫هیس فقط..

00:36:12.640 --> 00:36:14.340
‫ممنونم
‫ممنونم

00:36:14.380 --> 00:36:16.600
‫فقط عاشقش باش، ویلسون.

00:36:16.650 --> 00:36:20.520
‫با همه وجودت
‫ عاشقش باش

00:36:26.480 --> 00:36:27.920
‫هی

00:36:27.960 --> 00:36:31.620
‫حال خانوم بادوم‌زمینیِ چطوره؟
‫شنیدم مجبور شدین سریعاً جراحیش کنین

00:36:31.660 --> 00:36:34.880
‫نیکو، من فکر میکنم، تو روی
‫یک صخره وایستادی و میترسی

00:36:34.930 --> 00:36:37.970
‫بنظر احمقانه میرسه، چون
‫تو هیچوقت از هیچی نمیترسی

00:36:38.020 --> 00:36:41.500
‫اما برای من،
‫داشتن یه فضای کوچیک توی آپارتمانت..

00:36:41.540 --> 00:36:43.460
‫آخر دنیا نیست!

00:36:43.500 --> 00:36:48.290
‫معنیش این نیست که هیچوقت نمیرم!
‫معنیش این نیست که داریم ازدواج میکنیم!

00:36:48.330 --> 00:36:53.128
‫این فقط یعنی تو داری
‫یکم فضا برام ایجاد میکنی

00:36:54.770 --> 00:36:56.170
‫هاه

00:36:56.702 --> 00:36:59.264
‫خوب، بیا با من زندگی کن

00:36:59.560 --> 00:37:04.343
‫تو راست میگی، من اصرار دارم محیط شخصی خودمو داشته
‫باشم، چون بهم حس امنیت میده، اما..

00:37:04.367 --> 00:37:07.570
‫امنیت در برابر چی؟
‫تو؟

00:37:07.610 --> 00:37:10.570
‫من دوستت دارم
‫لیوای

00:37:10.610 --> 00:37:12.400
‫پس فقط...

00:37:12.440 --> 00:37:14.710
‫بیا با من زندگی کن

00:37:14.750 --> 00:37:17.580
‫آه، من فقط تازه یادم
‫افتاد که امشب نمیتونم بیایم.

00:37:17.620 --> 00:37:20.280
‫جو واقعاً خیلی از رفتن
‫جکسون ناراحته

00:37:20.320 --> 00:37:21.580
‫واقعاً؟

00:37:21.630 --> 00:37:24.060
‫آره و من بهش قول دادم
‫باهاش وقت بگذرونم

00:37:24.110 --> 00:37:26.280
‫اما... صحبت خوبی بود

00:37:26.330 --> 00:37:27.110
‫لیوای

00:37:27.150 --> 00:37:28.110
‫فردا میبینمت.

00:37:29.890 --> 00:37:30.940
‫-هی
‫-هی

00:37:30.980 --> 00:37:33.330
‫اوه! هوهو..
‫  بیلی گفت آره!

00:37:33.380 --> 00:37:34.900
‫عالیه. چی نگاه کنیم؟

00:37:34.940 --> 00:37:36.510
‫پس شبت با نیکو چی شد؟

00:37:36.550 --> 00:37:38.210
‫- اوه، اون سرش شلوغه
‫- اون که اونجا وایستاده

00:37:38.250 --> 00:37:40.884
‫آره آره.
‫حالا چی نگاه کنیم؟ هاهاها

00:37:45.350 --> 00:37:47.390
‫ اوه، آروم بچه‌ها

00:37:47.430 --> 00:37:48.780
‫خیلی خب

00:37:48.830 --> 00:37:50.790
‫آره چه قلعه باحالی

00:37:50.830 --> 00:37:52.050
‫برای یکی دیگه هم جا دارین؟

00:37:52.090 --> 00:37:53.660
‫رمز عبور؟

00:37:53.700 --> 00:37:55.620
‫-اوه... الاغ رنگین کمان؟
‫-  نه!

00:37:55.660 --> 00:37:56.970
‫من میرم به اسکات سر بزنم

00:37:57.010 --> 00:38:02.230
‫همین تازه 10 ثانیه پیش
‫یه چیزی غذا خورده

00:38:02.280 --> 00:38:04.280
‫متاسفم،باید بیدار نگهش میداشتم؟

00:38:04.320 --> 00:38:05.840
‫مامان؟ تو اینجا چکار میکنی؟

00:38:05.890 --> 00:38:07.580
‫زولا مامانو بیدار کرد؟

00:38:07.630 --> 00:38:10.200
‫- چی؟
‫- اون رفت تا مامان رو بیدار کنه.

00:38:11.810 --> 00:38:13.550
‫اتفاقی برای مردیت افتاده؟

00:38:27.520 --> 00:38:30.099
‫هیچ تغییری در
‫ذهنیتش نیست

00:38:30.560 --> 00:38:31.700
‫متاسفم

00:38:31.740 --> 00:38:33.480
‫خب، اینم یه راهی بود

00:38:33.520 --> 00:38:36.740
‫و مهم نیست چه اتفاقی
‫بیفته، تو تلاشتو کردی

00:38:36.790 --> 00:38:38.490
‫و من ممنونتم

00:38:38.530 --> 00:38:40.180
‫من میخوام اون زنده بمونه

00:38:42.400 --> 00:38:44.490
‫من هنوز باهاش آشنا نشدم

00:38:44.530 --> 00:38:45.970
‫و اون...

00:38:46.010 --> 00:38:48.230
‫اون فقط خواهر مگی نیست.

00:38:49.800 --> 00:38:52.460
‫او دکتر مردیت گریه

00:38:52.500 --> 00:38:55.070
‫بنابراین اون زنده میمونه، درسته؟

00:38:55.110 --> 00:38:57.420
‫خدایا لطفاً

00:38:59.420 --> 00:39:00.330
‫خدایا لطفاً

00:39:00.380 --> 00:39:06.135
<font color="#ffff80">‫در اون لحظات، وقتی همه چیز
‫محو میشه، تو در بهترین حالتتی</font>

00:39:07.492 --> 00:39:11.182
<font color="#ffff80">‫اما، یه مشکلی در
محو شدن توی کار، وجود داره</font>

00:39:11.599 --> 00:39:13.390
<font color="#ffff80">‫تو نمیتونی همه‌ی بیماران رو نجات بدی</font>

00:39:13.430 --> 00:39:15.390
‫این ایده ریچارد
‫و وینستون بود

00:39:15.440 --> 00:39:16.520
‫چی؟

00:39:20.830 --> 00:39:23.440
‫ایده‌ی خوبیه

00:39:23.490 --> 00:39:28.270
‫و مشقهای الیس رو که نگاه میکردم،
‫اون واقعاً خیلی خوب انجامشون میده

00:39:29.158 --> 00:39:30.702
‫من ترسیدم.

00:39:30.951 --> 00:39:32.301
‫ منم همینطور

00:39:32.450 --> 00:39:34.890
‫من نیاز دارم که امسال بهتر بشه!

00:39:35.582 --> 00:39:37.262
‫منم همینطور

00:39:40.290 --> 00:39:43.030
‫-چی شده؟حالش خوبه؟
‫-  آره. همونجوریه

00:39:43.070 --> 00:39:44.940
‫چی؟

00:39:44.990 --> 00:39:46.340
‫ چرا زولا رو آوردین؟

00:39:46.380 --> 00:39:48.080
‫فکری بهتری به ذهنم نرسید

00:39:48.120 --> 00:39:50.430
‫اوه خدای من.

00:39:50.470 --> 00:39:51.430
‫نمیتونم نفس بکشم.

00:39:54.390 --> 00:39:56.390
‫من خیلی متاسفم.
‫من باید بهت میگفتم

00:39:56.430 --> 00:39:58.430
‫تو توی جراحی بودی

00:39:58.480 --> 00:40:00.565
‫من نیاز دارم زنده بمونه

00:40:00.960 --> 00:40:02.440
‫من میخوام زنده بمونه

00:40:06.270 --> 00:40:07.570
‫ای خدا

00:40:07.620 --> 00:40:08.840
‫لطفاً، من میخوام اون زنده بمونه

00:40:08.880 --> 00:40:11.024
‫چخبر؟ چیزی شد؟ چیه؟

00:40:11.880 --> 00:40:16.500
‫همه چی، فقط.. همه چی

00:40:16.540 --> 00:40:19.370
‫همه چی شده

00:40:19.410 --> 00:40:21.823
‫<font color="#ffff80">و اگر جراحی تنها
‫چیزی باشه که داری،</font>

00:40:21.848 --> 00:40:26.507
‫<font color="#ffff80">مهم نیست که چقدر عالی باشی،
‫آخرش تو هم از بین میری</font>

00:40:31.820 --> 00:40:33.210
‫هنوز وقتش نشده

00:40:35.250 --> 00:40:38.080
‫اینجا هیچ دردی وجود نداره

00:40:38.130 --> 00:40:41.147
‫ میخوای یه رازی رو بدونی؟

00:40:42.870 --> 00:40:46.550
‫من حتی دلم برای درد هم تنگ شده

00:40:52.840 --> 00:40:54.930
‫تو باید بری.

00:40:56.580 --> 00:40:58.930
‫من خیلی خستم.

00:40:58.970 --> 00:41:00.580
‫هنوز زمانت نشده

00:41:03.190 --> 00:41:05.573
‫بچه هامون بهت نیاز دارن

00:41:07.850 --> 00:41:09.550
‫تو باید بری

00:41:09.590 --> 00:41:12.160
‫مامان، الیس
‫همش شبها میاد تو تختم

00:41:12.200 --> 00:41:15.160
‫همونجوری که من میومدم پیشت

00:41:15.210 --> 00:41:17.770
‫اولش فکر میکردم آزار
‫دهنده است، اما الان

00:41:17.820 --> 00:41:21.950
‫بهش میگم هر وقت بخواد
‫میتونه بیاد توی تختم

00:41:22.000 --> 00:41:25.700
‫و بعضی وقتها میذارم بیلی هم بیاد

00:41:25.740 --> 00:41:28.610
‫اما اون روی بالش‌های
‫روی زمین میخوابه

00:41:28.660 --> 00:41:30.870
‫ اما من همیشه روش
‫ پتو میکشم

00:41:32.570 --> 00:41:34.660
‫تو خیلی مهربونی زوزو

00:41:34.700 --> 00:41:36.360
‫مامان

00:41:39.580 --> 00:41:40.670
‫سلام.

00:41:53.380 --> 00:41:59.030
<font color="#ffff80">‫با اینکه از دست دادن تمام نگرانیها قشنگه،
‫اما تو چیزهای خوبی هم از دست میدی</font>

00:41:59.080 --> 00:42:00.770
‫مامان خیلی دوستت دارم

00:42:00.820 --> 00:42:03.250
‫ما هم خیلی دوستت داریم

00:42:03.315 --> 00:42:06.015
‫ما خیلی دوستت داریم

00:42:06.040 --> 00:42:08.560
‫تو بیداری

00:42:12.817 --> 00:42:15.729
<font color="#ffff80">‫و اگر امیدواری، یه جوری
‫زندگی کنی که ارزش زیستن رو داشته باشه...</font>

00:42:15.754 --> 00:42:18.660
‫ما عاشقتیم، زوزو.

00:42:18.710 --> 00:42:22.840
<font color="#ffff80">‫ قطعاً به چیزهای
‫خوب نیاز خواهی داشت.</font>

00:42:23.499 --> 00:42:35.793
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

