﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:58.309 --> 00:01:02.439
:"برگرفته از رمان معروفِ "ورکور

00:01:34.596 --> 00:01:37.682
"خــاموشي دريا"

00:01:38.308 --> 00:01:42.812
،با ياد و خاطره‌ی شاعر شهيد
."سَن پل روو"

00:02:23.436 --> 00:02:25.772
...اين فيلم در پي آن نيست تا
راه حلّي براي مسأله‌ي روابط "

00:02:25.855 --> 00:02:29.275
.بين فرانسه و آلمان پيشنهاد دهد
که تا زماني که

00:02:29.359 --> 00:02:33.363
...افکار نازي هاي بيرحم

00:02:33.446 --> 00:02:36.908
در اذهان ملت باقي بماند

00:02:36.991 --> 00:02:39.327
.مسئاله اي حل نشدني خواهد بود

00:03:04.102 --> 00:03:06.521
.اينگونه بود که او رفت

00:03:07.522 --> 00:03:12.026
.او نيز مانند بقيه تسليم زندگي شد

00:03:12.110 --> 00:03:17.031
.مانند همه‌ي اين ملت بيچاره

00:03:17.115 --> 00:03:22.370
 و سعي ميکنم همه چيز درباره‌ي آنچه
.دراين شش ماه اتفاق افتاده را به باد بياورم

00:03:22.704 --> 00:03:25.665
...آن شب، حرفهايش

00:03:25.748 --> 00:03:29.836
...و سرکشي هايي که حتي
آن مرد نيز جرأت ايستادن

00:03:29.919 --> 00:03:33.131
.در مقابل دستورات بالادست هايش را نداشت

00:03:40.388 --> 00:03:46.227
.ورودش همزمان با تدارکات نظامي وسيعي بود

00:04:17.717 --> 00:04:22.263
.هنگاهي که سرباز بلندقد به
همراه يک سرباز ديگر برگشت

00:04:45.286 --> 00:04:49.707
.به زباني که مثلاً فرانسه بود صحبت ميکردند

00:04:49.791 --> 00:04:51.668
.اما من يک کلمه هم نميفهميدم

00:04:54.295 --> 00:04:57.298
.ولي من اتاقهاي خالي را نشانشان دادم

00:04:59.842 --> 00:05:01.803
.و به نظر راضي بودند

00:05:09.727 --> 00:05:11.688
،صبح روز بعد

00:05:20.780 --> 00:05:24.367
.يک ماشين نظامي راه
خود را به داخل باغ باز کرد

00:05:47.515 --> 00:05:50.810
.دو سرباز دو جعبه را پياده کردند

00:06:17.462 --> 00:06:22.592
.چند ساعت بعد اتومبيل رفت
و صداي سم اسيها به گوش رسد

00:06:23.134 --> 00:06:25.053
.سه سواره نظام پيدايشان شد

00:06:44.906 --> 00:06:51.120
...آنها گيره‌ي ميز کارم رو
بين دو سنگ ديوار گذاشته بودند

00:06:51.621 --> 00:06:57.460
.و اسبها را با طنابي به آن بسته بودند
.جلوي آتليه‌ي من

00:06:58.878 --> 00:07:03.633
.تا دو روز هيچ اتفاقي نيافتاد

00:07:04.133 --> 00:07:08.846
.کسي را نديدم

00:07:08.930 --> 00:07:12.600
،اسب سواران صبح زود با اسبهايشان ميرفتند

00:07:16.020 --> 00:07:20.900
.و شبها نيز با آنها برمگشتند
.و بر روي حصيري که انداخته بودند ميخوابيدند

00:08:07.655 --> 00:08:10.324
.بعد، در صبح روز سوم ماشين نظامي برگشت

00:08:17.665 --> 00:08:22.211
.بيزحمت يه جفت ملافه ميخواستم، خانم

00:08:22.295 --> 00:08:24.172
.مثل هرشب برادرزاده ام قهوه ام رو برام آورد

00:08:24.839 --> 00:08:28.676
.قهوه کمکم ميکنه خوابم ببره

00:08:56.871 --> 00:08:58.539
.در انتهاي اتاق، تقريباً
در تاريکي نشسته بودم

00:09:19.560 --> 00:09:22.104
.با اجازه

00:09:23.814 --> 00:09:25.608
.اسم من "ورنر ون ابرناک"ـه

00:09:44.919 --> 00:09:47.088
...معذرت ميخوام. من

00:09:47.505 --> 00:09:50.216
.اين کار ضروري بود،بهرحال
.اگه امکان داشت جلوش رو ميگرفتم

00:09:52.927 --> 00:09:56.222
افراد من نهايت تلاششون رو خواهند کرد
.تا مزاحم شما نباشن

00:10:23.416 --> 00:10:28.004
بنده احترام زيادي براي افرادي که
.وطنشون رو دوست دارن، قائلم

00:10:56.949 --> 00:11:01.412
،همين الان به اتاقم خواهم رفت
.ولي بلد نيستم کجاست

00:11:02.330 --> 00:11:07.877
،برادرزاده ام در رو باز کرد و روانه‌ي
پله ها شد ...شروع به بالا رفتن از اونها کرد

00:11:07.960 --> 00:11:12.256
..بدون اينکه به افسر نگاه بکنه
.اگار که تنها بود

00:11:12.631 --> 00:11:14.342
.افسر رفت به دنبالش

00:11:15.384 --> 00:11:18.346
.فهميدم که کمي پاش ميلنگه

00:11:40.701 --> 00:11:42.536
.برارزاده‌م به پايين برگشت

00:12:17.738 --> 00:12:20.741
.خدا رو شکر که آدم محترمي به نظر مياد

00:12:34.922 --> 00:12:39.885
صبح روز بعد هنگامي که مشغول صرف صبحانه
.در آشپزخانه بوديم، افسر اومد پايين

00:12:40.428 --> 00:12:45.558
.از راه پله‌ي متفاوتي پايين اومده بود

00:12:45.641 --> 00:12:49.687
.نميدونم که صدامون رو شنيده
بود يا اينکه اتفاقي اومده بود

00:12:49.770 --> 00:12:55.443
:گفت
.شب خيلي خوبي رو سپري کردم

00:13:20.009 --> 00:13:23.846
.اميدوارم شب شما هم خوب بوده باشه

00:13:24.847 --> 00:13:28.017
.شهردار پيرتون گفت که بايد
در يک کاخ اقامت داشته باشم

00:13:28.100 --> 00:13:31.061
.ولي خوشخالم که اشتباه کرده و من رو به
اينجا فرستاده .اينجا از يه کاخ خيلي زيباتره

00:13:51.999 --> 00:13:55.044
،اون در همون وقت شب قبل برگشت

00:13:55.127 --> 00:13:57.004
.ما مشغول صرف قهوه بوديم

00:13:57.671 --> 00:14:01.383
.در زد ولي منتظر برادرزاده ‌م

00:14:01.467 --> 00:14:03.093
نموند تا در رو باز
کنه .خودش داخل شد

00:14:08.807 --> 00:14:10.935
.ميترسم مزاحمتون بشم

00:14:17.983 --> 00:14:21.278
اگه مايليد از آشپزخانه داخل ميشم؟

00:14:23.781 --> 00:14:25.991
.اونوقت ميتونيد اين در رو قفل کنيد

00:14:40.464 --> 00:14:42.383
.شب خوبي رو براتون آرزمندم

00:14:43.551 --> 00:14:46.053
.ما هيچوقت در رو قفل نکرديم

00:14:46.136 --> 00:14:51.392
.مطمئن نبوديم که منظوري داره يا اينکه نه

00:14:51.475 --> 00:14:54.853
 من و برادرزاده‌م تصميم گرفتيم
...زندگي‌مون رو اصلاً عوض نکنيم

00:14:54.937 --> 00:14:58.566
.حتي جزئياتش رو

00:14:58.649 --> 00:15:03.112
.انگار که افصر اصلاً وجود نداره
.انگار که اون يک روحه

00:15:03.487 --> 00:15:08.242
.اما ته قلبم اين کار دليل ديگري هم داشت

00:15:08.659 --> 00:15:13.581
.معذب کردن بقيه رو دوست ندارم
.حتي اگه دشمنم باشه

00:15:14.582 --> 00:15:17.334
،براي مدت زيادي، شايد يک ماه

00:15:17.418 --> 00:15:20.504
.همين سناريو تکرار شد

00:15:20.588 --> 00:15:23.090
.افسر در ميزد و داخل ميشد

00:15:23.507 --> 00:15:27.344
و چند کلمه در مورد دما، آب و هوا

00:15:27.761 --> 00:15:30.514
.و اين جور موضوعات کم اهميت صحبت ميکرد

00:15:30.598 --> 00:15:34.435
ويژگي مشترکشون اين بود که
.به جواب احتياجي نداشتند

00:15:34.893 --> 00:15:38.856
.معمولاً جلوي شومينه مي ايستاد
.به دور و برش نگاه ميکرد

00:15:38.939 --> 00:15:44.111
و خنده‌اي خفيف حاصل از لذت اين تجربه
.روي صورتش نقش ميبست

00:15:44.403 --> 00:15:48.365
.هميشه همان تجربه
.و همان لذت

00:15:48.741 --> 00:15:52.578
...چشمانش بر روي ظاهر
خميده‌ي برادرزاده‌م متوقف ميشد

00:15:52.661 --> 00:15:55.706
.که هميشه جدي و سرسخت بود ...

00:15:55.789 --> 00:15:58.584
...وقتي که بلاخره چشم از او برميداشت

00:15:58.667 --> 00:16:02.713
.در چشمانش نوعي خنده‌ي رضايت ميديدم ...

00:16:02.796 --> 00:16:04.673
.شب خوبي رو براتون آرزومندم

00:16:09.553 --> 00:16:12.389
.يک شب تاگهان شرايط عوض شد

00:16:12.473 --> 00:16:17.519
.برف درخشاني به همراه باران شروع به باريدن
کرد .که همزمان انسان رو منجمد و خيس ميکرد

00:16:42.086 --> 00:16:46.215
بزرگترين چوب ها روکه براي چنين روزهايي
.کنار گذاشته بودم، روي آتش گذاشتم

00:16:46.799 --> 00:16:51.970
،هرچند تصور ميکردم که الان
افسر پوشيده از برف برميگرده

00:16:52.054 --> 00:16:53.639
.اون برنگشت

00:16:54.181 --> 00:16:56.558
.خيلي از وقت هميشگيش گذشته بود

00:16:56.642 --> 00:16:59.395
.و اولين بار بهش فکر کردم

00:17:02.022 --> 00:17:06.276
.برادرزاده‌م بسيار دقيق
و آرام مشغول بافندگي بود

00:17:07.027 --> 00:17:11.949
...بلاخره صداي پا شنيديم
.ولي از داخل خونه ميومد...

00:17:12.533 --> 00:17:16.870
.از صداي ناهماهنگ پاها، فهميدم که افسره

00:17:16.954 --> 00:17:21.333
 از در ديگه اي وارد اتاقش شده و
.و الان از اتاقش ميومد

00:17:21.417 --> 00:17:26.463
 بدون شک نميخواسته با يونيفرم خيس
.و از مد افتاده ش ببيننش

00:17:26.547 --> 00:17:28.382
.ابتدا لباسهاش رو عوض کرده بود

00:17:28.465 --> 00:17:33.137
،و با صداي پاهاي يکي سنگين يکي سبک
.از پله ها پايين اومد

00:17:33.220 --> 00:17:37.558
.در باز شد و افسر نمايان شد
.لباس شخصي پوشيده بود

00:17:38.058 --> 00:17:40.644
.من رو ببخشيد. يکم سردمه
.خيس شدم و اتاقم کمي سرده

00:17:40.728 --> 00:17:43.230
.اگه ميشه چند دقيقه خودم

00:17:43.313 --> 00:17:45.941
رو نزديک آتشتون گرم کنم

00:17:57.119 --> 00:17:59.246
.خوبه

00:18:01.749 --> 00:18:07.129
.تازه اين چيزي نيست
.زمستان فرانسه فصل نرميه

00:18:07.212 --> 00:18:09.923
.زمستان جايي که من ازش ميام خيلي سخته

00:18:10.799 --> 00:18:15.304
.اونجا جنگلهاي سوزني داريم
.بسيار فشرده

00:18:15.387 --> 00:18:17.514
.برف سنگيني روشون ميشينه

00:18:18.140 --> 00:18:22.770
.درختاي اينجا حساسن
.برف مثل تور رو اونها ميشينه

00:18:23.437 --> 00:18:28.150
...آلمان مثل يک گاو خشمگين و قويه

00:18:28.233 --> 00:18:30.611
.که براي بقا به قدرتش نيازمنده

00:18:32.237 --> 00:18:39.203
.اينجا(فرانسه) حساس، متفکر و شاعرانه‌ست

00:18:49.338 --> 00:18:52.132
.هميشه فرانسه رو دوست داشتم. هميشه

00:18:52.883 --> 00:18:56.804
.بچگيم و در زمان جنگ اول سپري کردم
.که معني خاصي برام نداشت

00:18:57.221 --> 00:19:00.390
.ولي از اون موقع هميشه دوستش داشتم

00:19:01.183 --> 00:19:05.479
.اما علاقه‌م از راه دور
بود. مثل يک شاهدخت دور

00:19:08.232 --> 00:19:10.484
.بخاطر پدرم بود

00:19:18.242 --> 00:19:20.160
.بخاطر پدرم

00:19:23.288 --> 00:19:25.415
.اون ميهن پرست بزرگي بود

00:19:26.041 --> 00:19:28.627
.شکست براش بسيار غذاب آور بود
.ولي اون فرانسه رو دوست داشت

00:19:31.880 --> 00:19:36.009
.اون "بري يان" رو دوست داشت.
به "بري يان"و جمهوري "وايمار"

00:19:36.093 --> 00:19:39.096
اعتقاد داشت (جمهوري تشکيل
شده در آلمان به سال 1919)

00:19:42.766 --> 00:19:44.560
.اون بسيار مشتاق بود

00:19:47.479 --> 00:19:51.942
.هميشه ميگفت، "بري يان" آلمان و فرانسه رو مانند
زن‌وشوهر متحد خواهد کرد (بري يان: سياستمدار فرانسوي)

00:19:52.860 --> 00:19:56.405
.اون فکر ميکرد که بلاخره
خورشيد از اروپا طلوع حواهد کرد

00:19:56.488 --> 00:19:58.490
.اما "بري يان" شکست خورد

00:19:58.574 --> 00:20:04.288
پدرم فرانسه رو وقتي که .هنوز در دست
اشراف زادگان ستمگرتون بود، ديده بود

00:20:04.371 --> 00:20:08.125
.افرادي مثل "وندل"،

00:20:08.208 --> 00:20:09.877
"هانري بوردو" و مارشال پير

00:20:10.294 --> 00:20:17.050
،اون بهم گفت، هيچوقت قبل
از اينکه با لباس نظامي بري

00:20:18.218 --> 00:20:21.638
.به فرانسه نرو

00:20:22.472 --> 00:20:26.560
.من اين قول رو وقتي که داشت ميمرد بهش دادم .در
زمان جنگ، من همه‌ي اروپا رو بلد بودم .به جز فرانسه

00:20:28.854 --> 00:20:35.068
.من يک موزيسين هستم
.نوازنده نيستم. موسيقي ميسازم

00:20:38.405 --> 00:20:40.407
.همه‌ي عمرم اين بوده

00:20:41.408 --> 00:20:45.370
.براي همين يکم برام عجيبه که
خودم رو در لباس يک جنگجو ميبينم

00:20:47.205 --> 00:20:52.419
...ولي من
.از اين جنگ پشيمان نيستم

00:20:54.671 --> 00:20:58.592
.نه. به نظرم از اين جنگ چيز بزرگي عايد ميشه

00:21:03.889 --> 00:21:06.475
.من رو ببخشيد اگه
باعث رنجشتون شدم

00:21:06.934 --> 00:21:11.647
.ولي قلباً به اين اعتقاد دارم

00:21:12.064 --> 00:21:14.441
،جداي از علاقه‌م به فرانسه

00:21:14.524 --> 00:21:18.862
.چيزهاي خوبي براي
آلمان و فرانسه به دست مياد

00:21:19.613 --> 00:21:24.493
،فکر ميکنم همونطور که پدرم گفت .روزي
مياد که خورشيد از اروپا طلوع خواهد کرد

00:21:38.298 --> 00:21:40.217
.شب خوبي رو براتون آرزومندم

00:21:58.652 --> 00:22:02.406
.شايد به دور از انسانيت باشه
که يک کلمه هم جوابش رو نميديم

00:22:05.033 --> 00:22:07.661
.کمي احساس شرمندگي کردم

00:22:09.287 --> 00:22:12.958
.از آن روز به بعد، اين الگوي ملاقات هاش بود

00:22:13.500 --> 00:22:17.671
.خيلي کم اون رو با يونيفرم ميديديم

00:22:18.213 --> 00:22:20.590
.ابتدا لباسش رو عوض ميکرد...
.بعد در ميزد

00:22:20.674 --> 00:22:23.427
...حالا يا بخاطر اين بود که
يونيفرم دشمن رو از ديد ما دور کنه

00:22:23.510 --> 00:22:27.389
.يا اينکه کاري کنه فراموش کنيم
.و ما رو به اين شخصيت عادت بده

00:22:27.472 --> 00:22:29.391
.شايد هم هردو

00:22:29.474 --> 00:22:32.269
.در ميزد و داخل ميشد
.و منتظر جوابي که ميدونست نميديم، نميشد

00:22:32.352 --> 00:22:34.563
.اين کار رو در طبيعي ترين حالت ميکرد
.و مي اومد خودش رو گرم کنه

00:22:35.522 --> 00:22:40.193
.اين بهانه ش بود

00:22:40.277 --> 00:22:42.779
.ولي نه خودش و
نه ما باور نميکرديم

00:22:42.863 --> 00:22:45.323
.و سعي هم نميکرد اين رسم
و رسومش رو پنهان کنه...

00:22:45.407 --> 00:22:49.536
،هر شب نمي اومد

00:22:50.495 --> 00:22:52.956
...ولي هيچ شبي رو يادم نمياد

00:22:53.040 --> 00:22:57.252
.که صحبت نکرده باشه

00:22:57.335 --> 00:23:03.175
.نزديک آتش مي‌ايستاد
...و در حين گرم کردن خودش

00:23:03.258 --> 00:23:07.929
...صداي رساش رفته رفته بلند تر ميشد

00:23:08.221 --> 00:23:14.728
.و دوست داشت در مورد
چيزهايي که ميپسنديد صحبت کنه

00:23:14.811 --> 00:23:17.022
.کشورش، موسيقي، فرانسه
.هميشه صحبت ها يه طرفه بود

00:23:17.105 --> 00:23:21.359
،هيچوقت سعي نکرد از ما درخواست يک جواب بکنه
.يا يک تائيد

00:23:21.443 --> 00:23:23.570
.يا حتي يک نگاه

00:23:26.114 --> 00:23:30.118
.خيلي زياد صحبت نميکرد
.هيچوقت از شب اول طولاني تر نبود

00:23:30.202 --> 00:23:34.122
.در حد چند تا جمله صحبت مبکرد
...گاهي بينشون سکوت ميکرد

00:23:34.206 --> 00:23:38.085
.گاهي با يک دعاي يکنواخت بهم وصلشون ميکرد

00:23:38.418 --> 00:23:42.756
...گاهي بي حرکت جلوي
شومينه مثل يک مجسمه مي ايستاد

00:23:42.839 --> 00:23:47.302
.گاهي هم چشمهاش رو بي
حرکت به يک شئ يا تابلو ميدوخت

00:23:47.385 --> 00:23:50.263
:بعد سکوت رو تموم
ميکرد،تعظيم ميکرد و ميگفت

00:23:50.347 --> 00:23:52.265
".شب خوبي رو برتون آرزومندم"

00:23:59.940 --> 00:24:03.568
...يک بار در روز هاي اول  سرزدن هاش، گفت

00:24:04.111 --> 00:24:07.614
تفاوت بين اين آتش و آتش خونه‌ي من چيه؟

00:24:07.948 --> 00:24:13.662
.همون چوب، همون گرما، همون شعله
.ولي نورش قرق ميکنه

00:24:13.745 --> 00:24:18.291
.نور بستگي به اشيايي داره که روشنشون ميکنه
.به کسايي که در اين اتاقن

00:24:26.716 --> 00:24:29.553
براي چي اين اتاق رو اينقدر دوست دارم؟

00:24:32.180 --> 00:24:33.849
!خيلي هم خوشکل نيست

00:24:34.182 --> 00:24:36.101
...اوه، من رو ميبخشيد.
منظورم اين بود که

00:24:36.935 --> 00:24:38.937
،مثل اتاق يک موزه هم نيست
...نميشه گفت اثاثتون عاليه

00:24:39.020 --> 00:24:41.982
.نه. ولي اين اتاق ذي روحه

00:24:42.691 --> 00:24:44.901
.همه ي اين خونه روح داره

00:24:45.986 --> 00:24:48.238
،"بالزاک"، "بودلر"،
کورنيل"، دِکارت"

00:24:50.657 --> 00:24:54.411
."فِنِلون"، "گوتيه"، "هوگو"

00:24:54.494 --> 00:24:57.831
.رسيدم  H به  A چه اسامي‌اي! و تازه از

00:24:57.914 --> 00:25:00.917
،"همچنين "مولير"، "راسين"، "رابله
..."پاسکال"، ستاندال"، "ولتر"، "مونتاني"

00:25:01.001 --> 00:25:05.172
.و بقيه

00:25:07.757 --> 00:25:11.511
.از انگليسي ها، زود
به ياد "شکسپير" مي افتيم

00:25:12.345 --> 00:25:16.516
."از ايتاليايي ها، "دانته
."از اسپانيا، "سروانتس

00:25:16.975 --> 00:25:18.935
.و از آلمان ما، فوراً "گوته" به يادمون مياد

00:25:19.769 --> 00:25:22.022
...بعد بايد بگردي

00:25:22.105 --> 00:25:24.941
،"اما، وقتي ميگن "فرانسه
اولين نفر چه کسي به ذهنمون ميرسه؟

00:25:25.358 --> 00:25:30.322
مولير"، "راسين"، "هوگو" ؟"

00:25:31.072 --> 00:25:33.575
ولتر"؟ "رابله"؟"

00:25:34.201 --> 00:25:36.203
يا چه کس ديگه اي؟

00:25:37.954 --> 00:25:41.041
،اين بزرگان مثل تماشاچي
هاي پشت در ورودي تئاترن

00:25:41.124 --> 00:25:43.251
.که نميدوني کي رو اول

00:25:45.837 --> 00:25:47.547
از همه به سالن اجازه بدي

00:25:48.089 --> 00:25:49.716
.ولي براي موسيقي، ياد ما ميفتيد

00:25:50.717 --> 00:25:52.844
."باخ"، "هندل"، "بتهون"،
"واگنر"، "موزارت"

00:25:53.386 --> 00:25:57.307
(اتريش را نيز جزو
آلمان حساب ميکند)

00:25:58.058 --> 00:25:59.893
چه اسمي اول از همه مياد؟

00:26:08.485 --> 00:26:10.528
!با اين حال داريم با هم ميجنگيم

00:26:23.250 --> 00:26:26.878
.اما اين آخرين
جنگه. ديگه با همديگه

00:26:26.962 --> 00:26:28.713
نميجنگيم .بلکه با همديگر
ازدواج خواهيم کرد

00:26:32.968 --> 00:26:34.469
.بله همينطوره

00:26:55.282 --> 00:26:58.285
.اين باشکوه ترين ازدواج جهان خواهد بود

00:27:04.708 --> 00:27:06.751
.شب خوبي رو براتون آرزومندم

00:27:33.987 --> 00:27:37.282
.دخترم، من ميرم خودم رو گرم کنم

00:28:21.493 --> 00:28:24.412
.ولي افسر هيچوقت به اين ملاقات اشاره نکرد

00:28:29.376 --> 00:28:31.086
،وقتي وارد "سنت" شديم
.خوشحال بودم که شايد پذيرايي

00:28:31.169 --> 00:28:33.797
گرمي ازمون بشه (سنت:
جزاير مستعمره‌ي فرانسه)

00:28:33.880 --> 00:28:38.301
،خيلي خوشحال بودم
.پيش خودم فکر ميکردم که اين آسون خواهد بود

00:28:38.676 --> 00:28:43.807
.ولي بعد متوجه شدم که اين همه‌ي ماجرا نيست
.همه‌ش ترسه

00:28:44.516 --> 00:28:47.977
.دلم به اين افراد سوخت،
و براي فرانسه ترسيدم

00:28:48.061 --> 00:28:51.731
"پيش خودم گفتم: "واقعاً
فرانسه قراره اينجوري بشه؟

00:28:53.316 --> 00:28:56.069
...نه، و بعد که ديدمش

00:28:56.694 --> 00:29:01.491
.خوشحالم که مناظرش بيرحمه

00:29:16.214 --> 00:29:21.469
...خوشحالم که اينجا پيرمردي باوقار

00:29:22.762 --> 00:29:24.931
.و يک دوشيزه ا‌ي کم حرف رو ملاقات کردم

00:29:26.516 --> 00:29:31.312
.بايد که بر اين سکوت چيره بشيم
.بايد که به سکوت فرانسه پايان بديم

00:29:32.439 --> 00:29:34.023
.اين کار خيلي خوشحالم خواهد کرد

00:29:40.196 --> 00:29:42.115
...سپس يک شب

00:29:44.075 --> 00:29:46.870
.بله، اينجوري بهتره، خيلي بهتر
.با اين کار اتحاد قوي تر ميشه

00:29:47.203 --> 00:29:51.791
.اتحادي که هر دو طرف بلند مرتبه تر ميشن

00:29:56.129 --> 00:29:59.090
.داستان کودکانه‌ي بسيار
زيبايي هست که خوندم

00:29:59.174 --> 00:30:02.010
.شما هم خونديدش، همه خوندن

00:30:02.552 --> 00:30:05.138
.نميدونم که عنوانش
در آلمان و فرانسه يکيه

00:30:05.221 --> 00:30:08.558
يا نه ."ما بهش ميگيم
"داستير اوند دي شون

00:30:08.641 --> 00:30:10.810
."ديــو و دلــبر"

00:30:12.020 --> 00:30:13.646
.دلبر بيچاره،اون تحت سلطه‌ي ديوه

00:30:14.147 --> 00:30:18.735
.زنداني ضعيفيه

00:30:18.818 --> 00:30:23.156
.اون مجبوره حضور سنگين و
سختش رو هر روز تحمل کنه

00:30:24.449 --> 00:30:29.162
.دلبر" مغروره. با وقاره"
.براش سخته

00:30:30.997 --> 00:30:33.374
.ولي "ديو" از چيزي که به نظر ميرسه بهتره
.آداب آنچنانيي نداره

00:30:34.209 --> 00:30:39.380
.شلخته‌ست. بي رحمه

00:30:40.173 --> 00:30:43.176
.در برابر "دلبر" زيباروي ، زشت به نظر مياد

00:30:43.510 --> 00:30:48.014
ولي اون هم قلب داره
.بله. روحي که براي بهتر از اين بودن مشتاقه

00:30:50.099 --> 00:30:52.018
.اگر که دلبر ميخواست

00:30:54.479 --> 00:30:56.773
.خيلي طول کشيد تا دلبر اين کار رو بکنه

00:30:57.273 --> 00:31:02.612
...ولي کم کم به درخششي که
در چشمان نافذش بود ، پي برد

00:31:02.946 --> 00:31:07.617
.نوري که ازش ميتونستي تمنا و عشق رو بخوني

00:31:08.034 --> 00:31:11.704
ديگه دلبر به چنگال هاي مهيبش

00:31:12.372 --> 00:31:14.165
.و زنجير هاي دستش
کمتر اعتنا ميکرد

00:31:14.249 --> 00:31:17.502
.تنفرش نسبت به ديو رو فراموش کرد

00:31:17.585 --> 00:31:19.546
.ديو هم تغيير شکل داد

00:31:19.629 --> 00:31:24.884
 طلسمي که اون رو
.در اين پوست وحشيانه ش زنداني بود خنثي شد

00:31:24.968 --> 00:31:31.182
.حالا اون شواليه اي بسيار
زيبا دلنشين و با ادب بود

00:31:31.266 --> 00:31:36.020
،که هر بوسه اي که از دلبر ميکرد ...
.ويژگي هاي برتري به اون ميداد

00:31:38.398 --> 00:31:42.318
.همدليشون اونها رو به سمت
والا ترين خوشبختي ها برد

00:31:43.236 --> 00:31:44.821
...فرزندانشون که ترکيبي از
استعداد هاي والدينشون بودند

00:31:44.904 --> 00:31:47.949
.زيباترين افراد روي زمين بودند...

00:31:48.032 --> 00:31:50.910
اين قصه رو دوست داريد؟

00:31:58.626 --> 00:32:00.712
.من که هميشه دوستش داشتم

00:32:01.796 --> 00:32:06.342
.هميشه ميخوندمش

00:32:07.385 --> 00:32:09.137
...هر با من رو گريه مينداخت

00:32:10.471 --> 00:32:13.516
.ديو" رو مخصوصاً خيلي دوست داشتم"
.چون ميتونم زجرش رو درک کنم

00:32:14.934 --> 00:32:18.563
.حتي الان هم که در موردش
حرف ميزنم منو تحت تاثير قرار ميده

00:32:26.112 --> 00:32:28.031
.شب خوبي رو براتون آرزو ميکنم

00:32:38.666 --> 00:32:43.046
...يک شب وقتي براي آوردن
کمي توتون به اتاق بالا رفتم

00:32:43.129 --> 00:32:45.882
.صداي تکنوازي هايي از ساز ارغنون شنيدم ...

00:32:50.887 --> 00:32:53.222
 پيش در آمد هشتم و دنباله اي بود
.که برادرزاده‌م قبل از جنگ تمرين ميکرد

00:32:53.306 --> 00:32:55.725
...دفترچه نت ها در اون صفحه باز مونده يود

00:32:56.225 --> 00:32:59.228
.ولي تا اون موقع، برادر
زاده‌م دوباره تمرين نکرده بود

00:32:59.312 --> 00:33:04.067
.خوشحال و شوکه شده بودم که
اون دوباره برگشته بود سراغش

00:33:04.150 --> 00:33:07.945
چه انگيزه‌ي خارجي اي باعث
شده اون چنين تصميمي بگيره؟

00:33:45.191 --> 00:33:48.903
.نه. اون صندلي و کارش رو ترک نکرده بود

00:34:09.340 --> 00:34:13.553
.هيچي ازاين بالاتر نيست

00:36:02.286 --> 00:36:04.539
.بالاتر، واژه‌ي مناسبي نيست

00:36:05.665 --> 00:36:08.543
...وراي انسان، وراي گوشت و استخونش

00:36:09.293 --> 00:36:13.923
...اين باعث ميشه بفهميم...
نه سر در بياريم...نه

00:36:14.006 --> 00:36:21.764
.حس کنيم که طبيعت چيه

00:36:21.848 --> 00:36:25.643
.طبيعت الهي
.عاري از روح انساني

00:36:26.227 --> 00:36:29.772
.بله. اين يک موسيقي غير انسانيه

00:36:33.860 --> 00:36:35.361
.باخ"، اون بايد

00:36:35.695 --> 00:36:37.697
آلماني ميبود"

00:36:40.032 --> 00:36:42.493
.سرزمين ماست که اين
ويژگي غير انساني رو داراست

00:36:43.244 --> 00:36:47.206
"منظورم از "غير انساني

00:36:52.503 --> 00:36:55.464
.اينه که مقياس انسان رو نداره

00:36:55.548 --> 00:36:58.259
.اين موسيقي ايه که من دوست دارم

00:36:59.552 --> 00:37:01.345
.براي من مانند حضور خداست

00:37:02.346 --> 00:37:04.056
.ولي اين موسيقي من نيست

00:37:04.599 --> 00:37:07.894
.من ميخوام موسيقي اي با
مقياس هاي انساني بسازم

00:37:10.730 --> 00:37:14.025
.اين هم راهي براي رسيدن به حقيقته
.اين راه منه

00:37:14.108 --> 00:37:18.112
.راه ديگه اي نميخوام
.دنبال راه ديگه اي نميرم

00:37:19.822 --> 00:37:24.243
.حالا اين رو ميفهمم

00:37:24.994 --> 00:37:26.662
.از کي فهميدم

00:37:29.707 --> 00:37:31.709
.از وقتي که به اينجا اومدم

00:37:36.756 --> 00:37:43.471
.حالا به فرانسه نياز دارم. از اون
خيلي انتظار دارم .ميخوام که من رو بپذيره

00:37:43.554 --> 00:37:46.849
اگه به عنوان يک
بيگانه، يه مسافر يا يک

00:37:46.933 --> 00:37:48.935
فاتح اينجا باشم .هيچ
معني اي نخواهد داشت

00:37:50.186 --> 00:37:54.190
.اينجوري چيزي به آدم نميده
.چون نميتوني چيزي ازش بگيري

00:37:54.273 --> 00:37:58.653
.غناي اون، غناي بسيار اون، فتح شدني نيست

00:37:59.195 --> 00:38:01.405
.بايد که شيرش رو بنوشي

00:38:02.156 --> 00:38:07.119
.بايد که شيرش رو با
احساساتي مادرانه به تو ببخشه

00:38:07.536 --> 00:38:12.249
.ميدونم که اين به ما بستگي داره
.ولي به اون هم بستگي داره

00:38:13.542 --> 00:38:17.004
...بايد که اون قبول کنه
تا تشنگي مار و درک کنه

00:38:17.505 --> 00:38:20.007
.و اون رو رفع کنه

00:38:20.424 --> 00:38:23.511
.بايد قبول کنه که به ما بپيونده

00:38:27.473 --> 00:38:34.313
.من بايد خيلي اينجا زندگي کنم
.در خونه اي شبيه به اين

00:38:34.981 --> 00:38:37.858
.مانند يک زاده‌ي روستا، چنين روستايي
...بايد

00:38:38.275 --> 00:38:39.568


00:38:47.243 --> 00:38:49.578
.بر موانع غلبه کرد

00:38:50.955 --> 00:38:54.125
.همدلي هميشه باعث ميشه بر موانع چيره شد

00:39:04.218 --> 00:39:06.262
.شب خوشي رو براتون ارزومندم

00:39:13.352 --> 00:39:18.441
 همه‌ي حرفهايي که اون صد شب زمستاني زده شد
.رو به ياد ندارم

00:39:18.983 --> 00:39:21.235
.ولي درون مايه‌ي همشون يکي بود

00:39:21.318 --> 00:39:25.031
.هميشه در مورد اشتياق
زيادش از ديدن فرانسه بود

00:39:25.531 --> 00:39:28.951
.اشتياقي که اون قبل از اينکه
فرانسه رو بشناسه بهش داشت

00:39:29.035 --> 00:39:33.873
و عشقي که هر روزي که فرصت زيستن
در اينجا رو داشت .بشتر و بيشتر ميشد

00:39:45.134 --> 00:39:47.678
.و بايد اعتراف کنم که تحسينش ميکنم

00:39:49.013 --> 00:39:50.765
اون هيچ وقت دلسرد
نشد. هيچوقت سعي نکرد

00:39:50.848 --> 00:39:55.478
.تا سکوت خودسرانه‌ي ما رو بشکنه

00:39:55.561 --> 00:39:57.855
.با چند تا حرف سخت

00:39:58.564 --> 00:39:59.940
...برعکس، وقتي که اجاز ميداد
تا سکوت بر اتاق حکمفرما بشه

00:40:00.024 --> 00:40:02.985
...و مانند يک گاز سمي در اطراف اتاق پخش بشه

00:40:03.069 --> 00:40:07.782
.براي هرسه‌ـي ما...
.انگار که بيشتر از هميشه رها بود

00:40:07.865 --> 00:40:11.702
...اونموقع برادرزاده ام رو

00:40:12.328 --> 00:40:16.999
...با نگاه خندان و در عين
حال رسمي اي نگاه ميکرد

00:40:17.083 --> 00:40:22.171
.که از روز اول اين نگاه رو داشت

00:40:22.922 --> 00:40:29.970
 و من احساس ميکردم که روح برادرزاده‌م
.در زندان خودساخته‌ش درگيره

00:40:30.054 --> 00:40:35.267
.علامت هاي کوچکي معلوم بود
.مثل لرزش خفيف انگشتها

00:40:39.855 --> 00:40:44.026
"و بعد از اينکه بلاخره "ورنر ون ابرناک
...به آرامي و نرمي سکوت رو با

00:40:44.110 --> 00:40:48.823
،صداي رسايش ميشکست

00:40:49.406 --> 00:40:53.285
.احساس ميکردم که
بهتر ميتونم نفس بکشم

00:40:53.953 --> 00:40:56.872
.من در يک خانه‌ي جنگلي متولد شدم

00:40:56.956 --> 00:40:59.458
.به مدرسه اي روستايي ميرفتم

00:41:00.376 --> 00:41:04.296
"تا وقتي که براي امتحانات
به "مونيخ .و براي درس

00:41:04.380 --> 00:41:06.382
موسيقي به "سالزبورگ"نرفتم،
اونجا رو ترک نکردم

00:41:06.841 --> 00:41:11.470
.تا اون موقع هميشه اونجا زندگي کردم
.شهر هاي بزرگ رو دوست نداشتم

00:41:11.554 --> 00:41:16.642
..."من "لندن"، "وين"، "رم"، "ورشو

00:41:16.976 --> 00:41:18.853
.و البته شهر هاي آلمان رو رفتم

00:41:20.146 --> 00:41:22.148
.ولي دوست نداشتم براي
زندگي کردن به اين شهر ها برم

00:41:23.065 --> 00:41:25.067
.هميشه "پراگ"رو دوست داشتم

00:41:25.442 --> 00:41:27.820
.هيچ شهري حال و
هواي اونجا رو نداره

00:41:28.279 --> 00:41:29.905
."و همچنين "نورمبرگ (شهري در
جنوب شرق آلمان. مرکز تجمعات نازي ها)

00:41:30.489 --> 00:41:33.534
.براي آلمان اين شهر مثل قلبه

00:41:33.617 --> 00:41:39.498
...چون اونجا ارواحي هست
که به قلب آدم نزديکن ...

00:41:39.582 --> 00:41:42.209
.هر سنگش با خاطره‌ي نياکان آلماني عجين شده

00:41:45.212 --> 00:41:49.008
.به نظرم فرانسه هم
همين رابطه رو با شهر

00:41:49.550 --> 00:41:52.887
"شارتر" داره (شهري
تاريخي در جنوب غرب فرانسه)

00:41:52.970 --> 00:41:56.432
.فرانسوي ها هم بايد حضور
نياکانشون رو در اونجا حس کنن

00:41:56.515 --> 00:41:58.058
.طراوت روحشون...
.شکوه ايمانشون، و مهربانيشون

00:42:01.353 --> 00:42:03.564
.تقدير من رو به "شارتر" هدايت کرد

00:42:47.441 --> 00:42:48.859
!خبردار

00:42:49.860 --> 00:42:53.239
.350 متر. آماده

00:42:55.658 --> 00:42:57.159
!آتش

00:43:02.122 --> 00:43:03.958
.اينگونه‌ست. خيلي چيزها

00:43:04.416 --> 00:43:07.127
در سر يک آلماني ميگذره

00:43:07.211 --> 00:43:10.756
.حتي بهترينشون
.و خيلي دوست داره که از اونها شفا پيدا کنه

00:43:25.187 --> 00:43:29.149
...در کاخي ييلاقي نزديکي خونه‌ي ما
.زن جواني زندگي ميکرد

00:43:29.984 --> 00:43:33.195
.اون خيلي زيبا و مهربان بود

00:43:33.279 --> 00:43:35.948
.اگه باهاش ازدواج ميکردم
پدرم خيلي خوشحال ميشد

00:43:36.949 --> 00:43:39.410
.وقتي پدرم فوت کرد تقريبا با هم نامزد بوديم

00:43:40.077 --> 00:43:42.955
.و معمولاً با هم بسيار
به پباده روي ميرفتيم...

00:44:12.818 --> 00:44:16.238
...يک روز به جنگل رفتيم

00:44:44.600 --> 00:44:47.102
.ورنر" خيلي خوشحالم"

00:44:48.687 --> 00:44:51.774
.همه‌ي مخلوقات خدا خيلي قشنگن -

00:44:52.149 --> 00:44:54.193
.بله. من هم خوشحالم -

00:44:56.653 --> 00:44:58.280


00:44:59.823 --> 00:45:02.201
!حيوون کثيف! من رو نيش زد

00:45:02.576 --> 00:45:04.244


00:45:05.788 --> 00:45:08.499
.ببين "ورنر"، گرفتمش

00:45:09.208 --> 00:45:18.217
.حالا ميخوام مجازاتش کنم
.پاهاش رو ميکنم. يکي يکي

00:45:25.641 --> 00:45:28.143
.خوشبختانه اون خواستگار هاي ديگه اي هم داشت

00:45:28.769 --> 00:45:30.396
.افسوس نميخورم

00:45:31.063 --> 00:45:35.692
.ولي من الان از دختران آلماني ميترسم

00:45:41.949 --> 00:45:44.243
.سياستمداران ما هم
همينطور هستن .براي همينه

00:45:44.326 --> 00:45:46.787
که هيچوقت نخواستم
باهاشون مناسبتي داشته باشم

00:45:46.870 --> 00:45:50.666
،حتي وقتي دوستانم برام مينويسن که
."بيا و به ما ملحق شو"

00:45:53.752 --> 00:45:56.797
.هميشه دوست داشتم که خونه بمونم

00:46:04.388 --> 00:46:08.350
.اين براي موفقيتم در موسيقي بهترين راه نبود
.ولي بد هم نبود

00:46:10.310 --> 00:46:13.689
.موفقيت در مقابل وجدان
راحت اهميت کمتري داره

00:46:14.064 --> 00:46:20.279
و در حقيقت ميدونستم که دوستانم و هيتلر
.ناب ترين و بزرگترين ايده ها رو دارند

00:46:20.863 --> 00:46:25.492
ولي اين رو هم ميدونستم که اونها آخر سر
.پاي حشره رو يکي يکي جدا خواهند کرد

00:46:26.660 --> 00:46:30.080
.اين بلاييه که هميشه وقي
تنها ميشن سر آلماني ها مياد

00:46:30.164 --> 00:46:32.291
.هميشه دوباره اينجوري ميشه

00:46:33.041 --> 00:46:37.713
و چه کسي از حزبي که
فرمانروايي ميکنه تنها تره؟

00:46:39.756 --> 00:46:41.842
.خوشبختانه الان ديگه اونها تنها نيستند
.اونها در فرانسه‌ـن

00:46:41.925 --> 00:46:45.220
.فرانسه اونها رو شفا خواهد داد

00:46:46.680 --> 00:46:49.391
.و اونها به اين پي خواهند برد

00:46:49.475 --> 00:46:53.479
ميدونن که فرانسه به اونها ياد خواهد داد
که چگونه .واقعاً با عظمت و پرهيزکار باشند

00:47:02.154 --> 00:47:06.950
.ولي براي اين، به عشق نياز دارند
.يک عشق تقسيم شده

00:47:08.202 --> 00:47:10.120
.شب خوبي رو براتون آرزومندم

00:47:10.996 --> 00:47:13.749
.روزهاي بلند بهاري از راه رسيد

00:47:13.832 --> 00:47:17.377
.حالا ديگر افسر هنگام آخرين
اشعه هاي خورشيد بازميگشت

00:47:47.991 --> 00:47:49.701
:پيشوا در تولد 52سالگي اش اعلام کرد
.تصميمات تاريخي وسيعي اتخاذ خواهد شد

00:47:49.785 --> 00:47:51.995
.يک شب با کتابي در دستش پايين اومد

00:48:03.298 --> 00:48:07.761
...نيم خنده اي تصنعي مانند کسي که

00:48:08.136 --> 00:48:11.723
.ميخواهد بقيه را خوشحال
کند بر لبانش نقش بسته بود

00:48:11.807 --> 00:48:16.061
:گفت

00:48:17.396 --> 00:48:20.482
.من رو ميبخشيد که به اين زودي مزاحمتون شدم
.ولي يه چيزي براتون دارم

00:48:20.566 --> 00:48:25.320
.صفحه اي از کتاب "مکبث"ـه
(نمايشنامه اي تراژدي، اثر شکسپير)

00:48:27.573 --> 00:48:29.366
.چه عظمتي

00:48:36.039 --> 00:48:41.003
.اين آخر کتابه قدرت "مکبث"
در حال زواله و با وفاداريِ اونها

00:48:41.086 --> 00:48:47.092
.که بالاخره عمق جاه طلبيش رو ميبينه

00:48:47.676 --> 00:48:53.015
نجيب زادگاني که از شرف اسکاتلند دفاع ميکنند
.منتظر مرگ قريب الوقوع اون هستند

00:48:53.307 --> 00:48:57.269
.يکي از اونها نشانه هاي مهيج
سقوتش رو اينگونه شرح ميده

00:49:00.105 --> 00:49:01.690
آنگوس" : حال او دستان قاتلين مخفي اش"
.که پيوسته به وي هستند را حس ميکند

00:49:02.065 --> 00:49:06.445
.او از طرف شورش هر لحظه
به خاطر کفرش نکوهش ميشود

00:49:06.778 --> 00:49:12.159
.آنهايي که دستور ميگرفتند،
تنها بخاطر ترس اطاعت ميکردند

00:49:12.826 --> 00:49:17.789
.و نه بخاطر عشق

00:49:18.624 --> 00:49:21.960
.حال او احساس ميکند که
عنوانش در کنار او آرام گرفته است

00:49:22.044 --> 00:49:26.298
..همانند رداي يک غول بر پشت يک دزد کوتوله

00:49:31.637 --> 00:49:35.390
.اين چيزيست که شايد به
فرمانروايان چند شب بيقرار بدهد

00:49:37.768 --> 00:49:39.686
.دلم بحال اين مرد ميسوزه

00:49:39.770 --> 00:49:42.981
.با وجود حقارتي که
پيش من و شما داره

00:49:44.483 --> 00:49:49.655
.آنهايي که دستور ميگريرند، تا تنها
بخاطر ترس اطاعت ميکنند .نه عشق

00:49:51.448 --> 00:49:55.118
،رهبري که علاقه‌ي ملتش باهاش نيست
.يه عروسک خيمه شب بازي بيچاره‌ست

00:49:56.787 --> 00:50:00.749
...ولي ميتونيم به چيز
ديگه اي اميد داشته باشيم

00:50:00.832 --> 00:50:04.670
ولي چه کوهنورد دلسردي
ميتونه جاي اون رو بگيره؟

00:50:05.128 --> 00:50:06.880
...به کسي احتياج
داريم که قبول کنه

00:50:06.963 --> 00:50:10.008
اين کشور رو بفروشه

00:50:10.092 --> 00:50:12.594
....چون خيلي وقته فرانسه نميتونه

00:50:12.678 --> 00:50:15.764
دلخواسته به دست ما بيفته...

00:50:15.847 --> 00:50:19.393
.بدون از دست دادن عظمت در چشمانش

00:50:20.268 --> 00:50:26.608
.اغلب پست ترين ميانجي گري ها
باعث زيباترين اتحاد ها خواهد شد

00:50:26.692 --> 00:50:29.778
چون ديگه نه وساطت
از اين پست تر خواهد بود

00:50:29.861 --> 00:50:31.780
.و نه اتحاد از اين زيبا تر

00:50:32.906 --> 00:50:34.408
.اين قطار پاريسه

00:50:34.950 --> 00:50:39.037
 بايد به اطلاع ميزباناننم برسونم که
.ممکنه دو هفته نباشم

00:50:41.373 --> 00:50:43.500
.خيلي از رفتن به پاريس خوشحالم

00:50:43.583 --> 00:50:48.797
 مرخصي گرفتم و ميخوام مرخصيم رو
.براي اولين بار در پاريس بگذرونم

00:50:48.880 --> 00:50:54.010
.روز بزرگي براي منه

00:50:54.094 --> 00:50:56.430
بزرگترين روز بجز روز ديگري

00:50:57.139 --> 00:50:59.599
.که با تمام وجود
منتظرش خواهم بود

00:51:00.517 --> 00:51:04.730
.اون روز حتي بزرگتر هم خواهد بود

00:51:05.063 --> 00:51:07.774
.منتظر خواهم ماند. براي سالها اگر لازم باشه

00:51:10.110 --> 00:51:12.446
.قلب من بسيار صبوره

00:51:12.529 --> 00:51:16.366
.در پاريس دوستانم رو ملاقات خواهم کرد

00:51:16.450 --> 00:51:19.244
 خيلي هاشون جزو هيئت مذاکرات هستند
.که در حال ملاقات با سياستمدارانتون هستند

00:51:20.412 --> 00:51:24.332
.تا براي اتحاد بي نظيري
از دو ملت آماده سازي کنن

00:51:25.876 --> 00:51:28.336
.اينگونه من شاهد اين ازدواج خواهم بود

00:51:28.420 --> 00:51:32.299
،بايد بگم که براي فرانسه بسيار خوشحالم
.که زخمهاش به زودي التيام خواهد يافت

00:51:33.383 --> 00:51:35.761
.ولي براي آلمان و خودم خوشحال تر هم هستم

00:51:36.136 --> 00:51:38.597
...هيچ کس به اندازه ي آلمان از اين بخشش

00:51:39.181 --> 00:51:42.267
.با حفظ عظمت و آزادي

00:51:42.350 --> 00:51:48.523
فرانسه سود نخواهد برد

00:51:57.741 --> 00:51:59.868
.شب خوبي رو براتون آرزومندم

00:53:20.574 --> 00:53:24.077


00:53:24.160 --> 00:53:25.954
در "بولوني"، ارتش
فرانسه تهديد کرد

00:53:26.037 --> 00:53:27.998
.که به انگليس حمله خواهد کرد

00:53:28.081 --> 00:53:31.167
.سومين هم پيماني دور اروپا به وقوع پيوست

00:53:31.251 --> 00:53:33.420
.ناپلئون وارد "وين" شد
.او در جنگ "استرليز"پيروز شد

00:53:33.503 --> 00:53:36.047
.در کمتر از صد روز، ائتلاف منحل شد

00:53:40.510 --> 00:53:42.846
خداوند من را به اينجا
فرستاد، پروردگار

00:53:42.929 --> 00:53:46.433
آسمانها .تا شما را
از فرانسه بيرون برانم

00:54:15.879 --> 00:54:18.089
.وقتي برگشت اون رو نديديم

00:54:18.924 --> 00:54:22.969
.ميدونستيم که اونجاست
...چون وقتي مهموني در خونه باشه

00:54:23.053 --> 00:54:27.307
.حتي اگه نامرئي هم
باشه نشانه هايي وجود داره

00:54:28.475 --> 00:54:34.731
.ولي چندين روز، بيشتراز
يک هفته. اون رو نديديم

00:54:35.273 --> 00:54:39.861
بايد بهش اجازه ميدادم؟
.اين غيبت من رو آزار ميداد

00:54:40.695 --> 00:54:42.656
.بهش فکر ميکردم

00:54:42.739 --> 00:54:47.535
.احساس نگراني و افسوس ميکردم

00:54:48.078 --> 00:54:50.580
.ولي نه من و نه برادرزاده‌م
حرفي ازش نميزديم

00:54:51.206 --> 00:54:57.087
...ولي وقتي يک شب صداي
پاي ناهماهنگش رو شنيديم

00:54:57.629 --> 00:55:02.550
...ديدم که اون ناگهان
سرسختانه مشغول کارش شد

00:55:02.634 --> 00:55:09.641
...و از خط هاي کمرنگ صورتش

00:55:09.724 --> 00:55:13.645
...نشانه اي وجود داشت که
اون هم مصمم و هم منتظر بود

00:55:20.986 --> 00:55:23.488
.که افکار او هم مثل من بود

00:55:23.571 --> 00:55:25.865
يک روز بايد به مقر فرماندهي آلمان ها ميرفتم
تا .توضيحاتي در مورد لاستيک ماشين بدم

00:55:47.345 --> 00:55:48.596
.بفرماييد تو

00:56:03.403 --> 00:56:05.155
"به اميد اروپايي آزاد"

00:56:37.228 --> 00:56:38.730
چي ميخواي؟

00:56:40.190 --> 00:56:41.149
.جناب سروان

00:56:41.232 --> 00:56:43.651
.پنج تا کپي ازش بگير و يکيش رو

00:56:43.735 --> 00:56:45.236
براشون بفرست - .چشم جناب سروان -

00:57:22.232 --> 00:57:25.235
.چيزي ازاون روز
به برادرزاده‌م نگفتم

00:57:25.860 --> 00:57:28.863
.ولي زنها نوعي حس ششم دارند

00:57:29.489 --> 00:57:34.285
...همه‌ي شب اون چشمش رو از کارش برميداشت

00:57:34.369 --> 00:57:41.042
و با نگاه کردن به من
.سعي داشت چيزي رو از نگاهم بخونه

00:57:41.126 --> 00:57:44.087
و من هم مجبور ميشدم با استفاده از پيپم
.قيافه اي ناگويا به خودم بگيرم

00:57:44.170 --> 00:57:47.215
.بلاخره اون دستهاش رو انداخت
...انگار گه خسته شده باشه

00:57:58.143 --> 00:58:02.689
و در حال تا کردن بافتنيش...

00:58:14.826 --> 00:58:19.664
.از من اجازه خواست
تا زودتر بخوابه

00:58:37.932 --> 00:58:39.809
...من رو بوسيد و من هم

00:58:39.893 --> 00:58:44.230
در چشمان زيباي خاکستريش

00:58:44.314 --> 00:58:46.816
.سرزنش و اندوه سنگيني رو حس کردم

00:58:48.026 --> 00:58:53.114
.بعد از اينکه رفت، احساس عصباينيت
مضحکي در درونم شدت گرفت

00:58:53.198 --> 00:58:57.911
.عصبانيت از غمگيني و
داشتن برادرزاده اي غمگين

00:58:57.994 --> 00:59:00.455
.اين ديگه چه حماقتي بود

00:59:00.914 --> 00:59:02.832
.نميدونستم

00:59:02.916 --> 00:59:07.921
.اگر که حماقت بود،
معلوم بود که بسيار قديميه

01:00:03.434 --> 01:00:08.147
...سه روز بعد بود که درست
بعد از تموم کردن قهوه مون

01:00:08.231 --> 01:00:13.236
...صداي پاي آشنا با ناهماهنگي
معمولش به گوشمون خورد ...

01:00:13.319 --> 01:00:16.614
.که به سمت ما ميومد

01:00:17.615 --> 01:00:22.578
ناگهان اون شب زمستاني که براي اولين بار
.اين صداي پا رو شنيديم به يادم اومد

01:00:22.662 --> 01:00:24.163
.شش ماه قبل

01:00:24.789 --> 01:00:27.959
.فکر کنم اون روز هم باران ميباريد

01:00:28.793 --> 01:00:32.630
.برادرزاده‌م پارچه‌ي مربعي ابريشمي
اي روي شونه هاش انداخته بود

01:00:33.298 --> 01:00:37.051
.من هم دستهام رو بر روي جام پيپم گرم ميکردم
.و زمستان بود

01:00:37.135 --> 01:00:38.886
.احساس کردم که مردي رو پشت در ميبينم

01:00:39.304 --> 01:00:42.598
...انگشت سبابه‌ش رو

01:00:42.932 --> 01:00:45.727
بلند کرده، آماده‌ي در زدنه

01:00:45.810 --> 01:00:49.689
...و وقت رو هدر ميداد

01:00:50.023 --> 01:00:54.569
.براي عمل در زدن
.اون که ميخواست آينده رو به حرکت در بياره

01:00:56.112 --> 01:00:58.489
.بلاخره در زد

01:01:00.158 --> 01:01:05.955
.نه با سبکي ترديد به کسي،
نه با غلبه‌ي شرمساري ناگهاني

01:01:06.039 --> 01:01:09.250
.سه ضربه ي آرام و طولاني بود

01:01:09.334 --> 01:01:13.129
آرام. ضربه هايي که بدون شک .به همراه
تصميمي بود که راه برگشتي در آن نبود

01:01:14.672 --> 01:01:19.135
.منتظر بودم که مثل هميشه در ناگهاني باز بشه

01:01:19.802 --> 01:01:21.179
.اما ساکت موند

01:01:21.262 --> 01:01:26.184
.و اضطرابي غير قابل
تحمل من رو فرا گرفت

01:01:34.317 --> 01:01:36.027
.اون داره ميره

01:01:41.157 --> 01:01:43.242
،امشب براي اينکه
رفتار باوقاري داشته باشم

01:01:43.326 --> 01:01:47.872
چيکار بايد بکنم؟

01:01:53.503 --> 01:01:55.171
.بفرماييد آقا

01:02:06.724 --> 01:02:10.937
...ميدونستم که اگر به دقت به دستها نگاه کني

01:02:11.020 --> 01:02:15.066
.همانند صورت پر معني هستند

01:02:15.149 --> 01:02:17.568
.حتي بهتر از صورت

01:02:17.652 --> 01:02:20.780
.چون که اونها زود از
کنترل اعصاب خارج ميشن....

01:02:46.222 --> 01:02:48.641
.ميخواستم چيز مهمي رو بهتون بگم

01:03:25.303 --> 01:03:28.181
...هر چيزي که در اين شش ماه گفتم

01:03:30.141 --> 01:03:34.520
...هر چيزي که ديوار هاي اين اتاق شنيدن

01:03:39.525 --> 01:03:41.068
...بايد که

01:03:43.070 --> 01:03:44.989
.بايد فراموشش کنيد

01:03:57.627 --> 01:03:59.420
!چه نوري

01:04:17.146 --> 01:04:19.398
...من اين مردان پيروز رو ديدم

01:04:21.192 --> 01:04:22.902
.باهاشون صحبت کردم

01:04:25.112 --> 01:04:26.531
.بهم خنديدند

01:04:31.536 --> 01:04:33.788
.خيلي با اشتياق به اونجا رفتم

01:05:03.401 --> 01:05:05.194


01:05:23.421 --> 01:05:24.964
تربرينکا" ؟" (يکي از اردوگاه‌هاي کار
اجباري نازي هاوجمع آوري يهوديان در لهستان)

01:05:25.548 --> 01:05:26.924
بله، چرا مگه؟-

01:05:27.508 --> 01:05:30.678
معني "تربرينکا" چي هست؟
-

01:05:31.512 --> 01:05:33.139
.حالا ديگه هيچي-
چرا "حالا ديکه هيچي"؟ -

01:05:33.598 --> 01:05:36.934
.بذار در مورش صحبت نکنبم
.براي ترسو ها نيست

01:05:50.698 --> 01:05:53.701
.قتل عام ها در اتاق هاي
گاز در اينجا به وقوع پيوست

01:05:53.784 --> 01:06:00.541
"با گاز "کربن مونوکسيد ...
.و کوره هاي آدم سوزي

01:06:00.625 --> 01:06:05.504
...اخيراً ظرفيتشون به 500 نفر در  روز رسيده

01:06:06.172 --> 01:06:08.966
...اما پيشرفت ها هنوز ادامه داره

01:06:09.467 --> 01:06:13.054
...بنابرين در عرض چند ماه

01:06:13.137 --> 01:06:17.391
.اين آمار به 2000 نفر در روز خواهد رسيد

01:06:18.976 --> 01:06:25.149
.تربرينکا" 21 مارس 1941"

01:06:27.318 --> 01:06:29.111
!اوايل بهار

01:06:33.074 --> 01:06:36.952
.پس اين اتاق هاي گاز در حال استفاده‌ن

01:06:39.830 --> 01:06:43.876
.نه. "تربرينکا"  کار خودش رو انجام داده
.کارش تموم شده

01:06:45.544 --> 01:06:48.172
.ديگه کسي نمونده تا کشته بشه

01:07:06.691 --> 01:07:09.276
.مرکز آزمايشات شيميايي

01:07:09.360 --> 01:07:11.529
.مرکز درماني

01:08:45.998 --> 01:08:59.720


01:08:59.804 --> 01:09:06.393


01:09:08.354 --> 01:09:11.232


01:09:14.401 --> 01:09:18.656


01:09:20.491 --> 01:09:35.589


01:09:35.673 --> 01:09:43.889


01:09:45.015 --> 01:09:48.185


01:09:52.106 --> 01:09:57.444


01:10:44.116 --> 01:10:46.744
.از نظرت در اين مورد شوکه شدم

01:10:47.703 --> 01:10:50.331
هنوز نفهميدي که ما داريم خرشون ميکنيم؟

01:10:50.414 --> 01:10:54.585
فکر ميکني اونقدر احمقيم که اجازه
بديم فرانسه دوباره از جاش بلند بشه؟

01:10:57.755 --> 01:11:01.926
.ما موسيقي دان نيستيم

01:11:02.718 --> 01:11:04.803
.سياست چيز تخيلي اي نيست
فکر ميکني براي چي به جنگ اومديم؟

01:11:05.220 --> 01:11:06.722
بخاطر مارشال پيرشون؟
-

01:11:06.805 --> 01:11:09.350
.ما که ديووونه نيستسم -

01:11:09.433 --> 01:11:13.646
.ما فرصت اين رو داريم تا تمام فرانسه
رو نابود کنيم .واين کاريه که ما ميکنيم

01:11:14.021 --> 01:11:17.107
.نه فقط قدرتش رو، بلکه
روحش رو هم در هم بشکنيم

01:11:17.191 --> 01:11:21.195
.اينجاست که بزرگترين قدرت دروغ ميگه
.اين وظيفه ي ماست

01:11:22.029 --> 01:11:25.282
.هيچ اشتباهي نميکنيم

01:11:25.366 --> 01:11:27.576
...اين کار رو به دقت
و با خنده انجام ميديم

01:11:27.660 --> 01:11:30.746
.ولي ما کاري ميکنيم که فرانسه
روي شکمش سينه خيز بره

01:11:31.080 --> 01:11:35.209
.تو در جوانيت خيلي تحت تاثير
فرانسه قرار گرفتي .اين خطرناکه

01:11:35.292 --> 01:11:38.087
.ولي ما اروپا رو
از بيماريهاش علاج

01:11:38.170 --> 01:11:40.089
خواهيم کرد .ما اين سم
رو ريشه کن خواهيم کرد

01:11:40.172 --> 01:11:43.050
...البته براي نويسنده ها چاپلوسي ميکنيم

01:11:43.384 --> 01:11:46.095
.ولي ما قبلاً محاسبات لازم رو انجام داديم

01:11:46.178 --> 01:11:48.305
.در بلژيک و هلند
.و در هر کشوري که اشغال کرديم

01:11:48.389 --> 01:11:53.227
.کتابهاي فرانسوي به جز

01:11:53.310 --> 01:11:56.063
انتشارات فني آزاد خواهند بود

01:11:56.146 --> 01:11:57.856
.هيچ اثر ادبي اي نخواهد بود
!ابداً

01:11:57.940 --> 01:12:01.110


01:12:01.193 --> 01:12:04.613
.ما دندون مار رو ميکشيم

01:12:04.697 --> 01:12:09.159
.ميترسونيمشون

01:12:09.576 --> 01:12:13.205
،حالا اونها از جيبشون، از شکمشون
.و از صنعت و تجارتشون خواهند ترسيد

01:12:14.039 --> 01:12:18.502
.اين همه ي چيزيه که نگرانشن

01:12:18.585 --> 01:12:23.090
.البته استثتاهايي وجود داره
.ولي ما با تملق به کام مرگشون ميکشونيم

01:12:23.632 --> 01:12:27.011
.از اين آسونتر نميشه -
.فقط براي يه بشقاب عدس -

01:12:27.428 --> 01:12:29.513
حالا فهميدي مشغول به چه کاري هستيم؟

01:12:31.181 --> 01:12:32.766
فهميدي؟
-

01:12:32.850 --> 01:12:34.977
فکر ميکني ما شکست ميخوريم؟-

01:12:35.060 --> 01:12:37.104
.ما امکانات قوي تري داريم

01:12:38.981 --> 01:12:43.652
.ما سقوط فرانسه رو تضمين ميکنيم
.براي هميشه

01:12:44.111 --> 01:12:46.155
.اين مسئاله‌ي مرگ و زندگيه

01:12:46.989 --> 01:12:50.701
.خشونت ميتونه پيروزي بياره
.ولي نميتونه فرمانروايي بکنه

01:12:50.784 --> 01:12:55.372
.ما اين رو ميدونيم
.براي فرمانروايي بيشتر از يک ارتش لازمه

01:12:55.456 --> 01:12:59.668
.ولي نه به قيمت روح
.نه به اين قيمت

01:12:59.752 --> 01:13:03.547
.روح؟ تا حالا زياد از
اين اتفاقها براش افتاده

01:13:03.630 --> 01:13:05.716
.روح جاودانه‌ست .ما ميخوايم يک

01:13:05.799 --> 01:13:08.677
امپراطوري هزار ساله تاسيس کنيم
.اول بايد نابود کنيم

01:13:08.761 --> 01:13:14.308
.اين حق ما و وظيفه‌ي ماست

01:13:50.803 --> 01:13:52.846
در 19 سپتامبر1941 "

01:13:52.930 --> 01:13:54.848
".يک سرباز ديگر
آلمان به قتل رسيد

01:13:54.932 --> 01:13:57.434
،براي رسيدن به سزاي
اعمال بزدلانه‌شان"

01:13:59.353 --> 01:14:02.231
":اين افراد تير باران شدند

01:15:09.590 --> 01:15:11.550
.يه لحضه صبر کن

01:15:21.935 --> 01:15:24.104
.خانم، يک قوطي کبريت لطفاً

01:15:33.906 --> 01:15:36.450


01:15:42.122 --> 01:15:44.208
.هيچ اميدي نيست

01:15:45.000 --> 01:15:46.877
.هيچ اميدي

01:15:47.502 --> 01:15:49.046
.هيچي

01:15:57.137 --> 01:15:59.473


01:16:00.057 --> 01:16:01.558
.هيچکدوم

01:16:02.142 --> 01:16:03.977
."نه تنها نويسندگان
معاصر. نه تنها "پگي

01:16:04.061 --> 01:16:08.607
."پروست"، "برسون"

01:16:09.149 --> 01:16:13.320
.بلکه همه‌ي اونها
.همه‌ي اونها

01:16:20.953 --> 01:16:25.082
.اونها آتش رو خاموش خواهند کرد
.در يک چشم به هم زدن

01:16:27.251 --> 01:16:29.920
.اين نور ديگر هيچگاه به اروپا نخواهد تابيد

01:16:33.048 --> 01:16:34.633


01:16:40.305 --> 01:16:42.516
.يکي از اين افراد دوست من بود

01:16:43.475 --> 01:16:45.269
.اون برام مثل يک برادر بود

01:16:46.019 --> 01:16:51.358
.ما با هم درس ميخونديم

01:16:52.943 --> 01:16:55.779
.ما سه ماه رو با همديگه در "نورمبرگ" بوديم

01:16:58.240 --> 01:17:00.117
.من براي اون آهنگهام رو اجرا ميکردم

01:17:00.867 --> 01:17:02.703
.اون شعر هاش رو برام ميخوند

01:17:04.997 --> 01:17:08.208
.اون قبلا احساساتي و رمانتيک بود

01:17:10.377 --> 01:17:12.212
.ولي من رو تنها گذاشت

01:17:13.046 --> 01:17:16.550
.و رفت تا شعر هاش رو در "مونيخ" بخونه

01:17:17.467 --> 01:17:19.469
.براي دوستان جديدش

01:17:19.803 --> 01:17:22.264
.هميشه وقتي مينوشت از من
ميخواست تا بهش ملحق بشم

01:17:25.642 --> 01:17:28.645
.اون بود که در پاريس با دوستانش ملاقات کردم

01:17:30.188 --> 01:17:32.399
.ديدم چه بلايي سرش آوردن

01:17:34.651 --> 01:17:39.531
.اون از همه‌شون عصباني تر بود
.اون عصبانيت و خنده رو با هم ترکيب کرده بود

01:17:41.158 --> 01:17:43.535
"داد ميزد که: " زهر آلود

01:17:43.618 --> 01:17:46.830
شده. بايد دندون سميش رو بکشيم

01:17:49.499 --> 01:17:53.879
:گفتم
"ميفهمي داري چيکار ميکني؟"

01:17:55.547 --> 01:17:59.926
.نگاهش کردم
.به چشمان روشنش نگاه کردم

01:18:00.427 --> 01:18:04.681
.اون به چيزي که ميگفت اعتقاد داشت
.اين وحشتناک ترين قسمتشه

01:18:05.640 --> 01:18:07.684
.اونها چيزي که ميگن رو انجام خواهند داد

01:18:08.810 --> 01:18:11.063
.مصمم و با قاعده

01:18:12.189 --> 01:18:14.524
.من اين شياطين خودسر رو ميشناسم

01:18:21.448 --> 01:18:26.244
.لبانش باز شد و فکر کردم که
ميخواد شروع به نصيحت بکنه

01:18:26.328 --> 01:18:30.499
.فکر کردم که ميخواد ما
رو تشويق به شورش بکنه

01:18:30.832 --> 01:18:33.585
.ولي هيچ حرفي از دهنش درنيومد

01:18:37.297 --> 01:18:41.593
:انها بهم گفتن که
."اين حق ماست و وظيفه‌ي ماست"

01:18:43.178 --> 01:18:44.888
."وظيفه‌ي ما"

01:18:45.347 --> 01:18:50.977
 خوش به حال کسي که خيلي آسان
.مسير انجام وظيفه‌ش رو پيدا کرد

01:18:55.607 --> 01:18:59.027
:در تقاطع ها نوشته شده
.از اين راه برويد

01:19:00.404 --> 01:19:06.076
.اين راه شما را به قله
هاي افتخار نخواهد برد

01:19:07.244 --> 01:19:10.914
...اين راه شما را به دره
اي غم انگير خواهد کشاند ...

01:19:11.623 --> 01:19:16.002
.در قعر تاريکي. به جنگلي تاريک

01:19:23.427 --> 01:19:25.095
.خداوندا، بهم نشون بده

01:19:26.430 --> 01:19:29.099
وظيفه‌ي من کجا آرميده

01:19:42.112 --> 01:19:45.991
آيا وظيفه ميتونه به معناي
قبول کردن جنايت باشه؟

01:20:03.133 --> 01:20:05.093
.من از حقوقم استفاده کردم

01:20:05.552 --> 01:20:08.597
.درخواست خدمت در خط مقدم رو کردم

01:20:09.598 --> 01:20:12.017
.بلاخره باهاش موافقت کردن

01:20:14.311 --> 01:20:16.897
.فردا ميتونم برم و به جبهه ملحق بشم

01:20:17.439 --> 01:20:19.399


01:20:24.529 --> 01:20:26.323
.به سمت جهنم

01:20:42.881 --> 01:20:44.925
.شب خوشي رو براتون آرزومندم

01:20:51.473 --> 01:20:52.849
.خدانگهدار

01:21:01.274 --> 01:21:02.901
.خدانگهدار

01:21:03.276 --> 01:21:06.905
.بايد براي شنيدن اين کلمه منتظر بموني

01:21:07.322 --> 01:21:09.533
.ولي بلاخره اين رو شنيدم

01:21:09.866 --> 01:21:12.536
.ون ايبرناک"نيز شنيد"

01:22:55.639 --> 01:22:57.474
.وسايلم رو ببر طبقه پايين

01:23:46.606 --> 01:23:51.861
سرپيچي از دستورات جنايت کارانه
.کار شايسته اي است

01:24:13.049 --> 01:24:14.551
.همه چيز آماده‌ست جناب سروان

01:24:23.226 --> 01:24:24.561
.باشه.

01:24:25.228 --> 01:24:26.604
دارم ميام

01:25:16.529 --> 01:25:20.366
.مثل هميشه برادرزاده‌م صبحانه رو آماده کرد

01:25:20.909 --> 01:25:23.453
.و در خاموشي براي من سرو کرد

01:25:24.370 --> 01:25:26.623
.در خاموشي قهوه رو صرف کرديم

01:25:37.967 --> 01:25:42.931
 و در بيرون آفتاب کمرنگي
.از لابه لاي مه بر ما ميتابيد

01:25:43.973 --> 01:25:47.936
.برايم خيلي سرد بود

01:25:54.609 --> 01:25:58.988
.برايم خيلي سرد بود
(اکتبر 1941)

01:26:03.117 --> 01:26:06.246
.چاپ اين کتاب با هزينه‌ي
يک وطن پرست انجام گرفت

01:26:06.329 --> 01:26:12.335
 چاپ کتاب در زمان اشغال فرتسه به دست نازي ها
.در 20 فوريه 1942 به پايان رسيد

01:26:12.359 --> 01:26:24.359
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.