﻿WEBVTT

00:00:10.666 --> 00:00:20.498
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:21.666 --> 00:00:26.498
<font color=Lime>دو دختر انگليسي</c>

00:01:11.465 --> 00:01:20.016
بخش هاي انگليسي به صورت شنيداري ترجمه شده

00:01:34.999 --> 00:01:37.023
<font color=Lime>اثري از فرانسوا تروفو</c>

00:01:43.999 --> 00:01:47.623
ديشب داستان‌مون رو بررسي کردم
يه روزي چاپش خواهم کرد

00:01:47.791 --> 00:01:50.540
موريل " فکر ميکنه بدرد بقيه هم بخوره "

00:02:53.749 --> 00:02:54.748
مادر

00:02:55.749 --> 00:02:56.873
چيشده کلود ؟

00:02:57.041 --> 00:02:58.248
منتظرت بودم

00:02:58.416 --> 00:03:00.915
نميتوني خودت رو معرفي کني ؟

00:03:14.291 --> 00:03:15.998
آن براون
مادرم دربارت برام گفته بود

00:03:16.166 --> 00:03:17.957
و همينطور درباره شما

00:03:18.916 --> 00:03:20.623
از پاريس خوشت اومد ؟

00:03:21.249 --> 00:03:23.165
... بله من متوجه شدم که پاريس

00:03:23.791 --> 00:03:25.290
از پاريسي ها خوشم مياد

00:03:25.374 --> 00:03:26.373
و انگليسيا ؟

00:03:26.583 --> 00:03:29.832
اونا کمتر زندگي مي‌کنن، آزادي کمتري دارند

00:03:29.999 --> 00:03:32.957
اما در نوع خودشون آدماي منطقي و خيالبافي هستند

00:03:33.166 --> 00:03:35.540
از فرانسوي ها که شوکه نشدي ؟

00:03:36.166 --> 00:03:38.957
شوکه ؟ نه ولي سورپرايز شدم

00:03:39.124 --> 00:03:41.165
اونا بيشتر از ما دروغ ميگن

00:03:41.333 --> 00:03:43.623
اما وقتي بي‌عدالتي ها رو ببيني، چيز بدي هم نيست

00:03:50.208 --> 00:03:51.873
پس همديگه رو ديدين ؟

00:03:53.333 --> 00:03:57.623
حيف شد کلود نميتونه پاريس رو بهت نشون بده

00:03:58.374 --> 00:04:00.123
ولي اغلب بيا به ديدن‌مون

00:04:01.583 --> 00:04:03.832
شما دو تا بايد انگليسي حرف بزنين

00:04:03.999 --> 00:04:06.873
کلود نياز به تمرين داره

00:04:07.041 --> 00:04:11.207
او حجابش را بالا برد. کلود به عفت و لذت برهنگي او فکر ميکرد

00:04:11.458 --> 00:04:13.290
اين نکته را در دفترخاطراتش نوشت که

00:04:13.458 --> 00:04:16.832
او همسن خودش است و به نظر دختري حساس و معقول است

00:04:17.749 --> 00:04:20.123
مادر آنها در کودکي با هم دوست بودند

00:04:20.374 --> 00:04:22.415
آن " اغلب اوقات به ديدن کلود مي‌آمد "

00:04:22.583 --> 00:04:26.332
آنها مانند دوستان بسيار قديمي کتاب ها و نظراتشان را با هم درميان مي‌گذاشتند

00:04:26.749 --> 00:04:29.082
آن " ميخواست مجسمه ساز بشود "

00:04:29.249 --> 00:04:32.998
او " رودين " را درحالي يافت که در انگلستان ناشناخته بود
( رودين : مجسمه ساز فرانسوي قرن 19 )

00:04:33.499 --> 00:04:36.832
آن از خواهرش موريل حرف ميزد، دو سال کوچکتر از خودش

00:04:37.083 --> 00:04:40.040
يه عکس از ده سالگي موريل پيدا کرد

00:04:40.833 --> 00:04:43.540
صورت گرد، دهان زيبا، ابروهاي صاف

00:04:43.708 --> 00:04:45.415
و نگاهي خجالتي

00:04:46.416 --> 00:04:50.415
آن گفت : بيا ببينش، دوست دارم با هم قدم بزنين

00:04:50.624 --> 00:04:52.832
تو ديگه به چيزي نياز نداري

00:04:53.291 --> 00:04:54.415
بدش به من

00:05:11.249 --> 00:05:14.165
بنابراين کلود براي ديدن " براون ها " به ولز رفت

00:05:14.624 --> 00:05:16.998
مادرش هيچ مخالفتي نکرد

00:06:15.454 --> 00:06:18.705
اوه خداي من -
امضاش کن آقاي فلينت، خيلي مسخره است -

00:06:18.999 --> 00:06:21.206
نه نه نميخوام امضاش کنم

00:06:21.375 --> 00:06:24.044
اون دزد بايد بيشتر از من بهش نياز داشته باشه

00:06:24.211 --> 00:06:26.750
ما که نميدونيم -
اينطور به نظر مياد -

00:06:32.676 --> 00:06:36.046
مادر اين کلوده، ميشه خونه رو نشونش بدم -
بله حتما -

00:06:36.930 --> 00:06:39.552
اين مرد فرانسوي جوان براي اقامت اومده

00:06:39.849 --> 00:06:42.471
... اما در مورد اين دزدي

00:08:11.716 --> 00:08:15.132
دوست داري ؟ -
بله خيلي خوشمزس مادام-

00:09:49.880 --> 00:09:53.131
از تو سپاسگذاريم پروردگار
بابت نعماتي که به ما ارزاني داشتي

00:09:53.425 --> 00:09:55.252
آمين

00:10:55.601 --> 00:11:00.263
فکر ميکنم گل هاي زيبايي رو در اينجا خواهيم داشت آقاي فلينت -
بسيار باشکوه خواهد شد -

00:11:00.438 --> 00:11:05.147
اما نميدونم از کجا ميتونم تهيه کنم -
دفه بعدي که از لندن برگشتم براتون کمي مي‌گيرم -

00:11:05.317 --> 00:11:08.900
واقعا ؟ خيلي ممنون ميشم -
قابلي نداره -

00:11:09.070 --> 00:11:12.025
فکر کردم بعدش رز بکاريم

00:11:13.824 --> 00:11:16.825
تو خونه که هميشه خوب رشد ميکنن

00:11:17.369 --> 00:11:21.034
باد خوبي مياد -
بله عصر دلپذيريه -

00:11:21.205 --> 00:11:25.951
عصر بخير آقاي فلينت -
اوه عصر بخير آقاي کلود -

00:11:26.126 --> 00:11:27.834
چطورين آقاي فلينت

00:11:28.002 --> 00:11:32.250
خدانگهدار خانم براون -
خدانگهدار آقاي فلينت -

00:11:41.638 --> 00:11:44.344
موريل کاراي عجيبي ميکنه

00:13:48.743 --> 00:13:51.032
تجزيه و تحليل

00:13:52.663 --> 00:13:54.621
اول در مورد مادر

00:13:55.457 --> 00:13:58.743
سعي مي‌کند از بحث و جدل ها خودداري کند

00:13:58.918 --> 00:14:01.125
و محبت بيشتر نشان ميدهد

00:14:01.837 --> 00:14:03.415
دوم

00:14:03.964 --> 00:14:05.756
خواهرم

00:14:06.090 --> 00:14:08.499
من حسادت نمي‌کنم

00:14:09.260 --> 00:14:10.838
سوم

00:14:11.345 --> 00:14:13.137
کلود

00:14:13.847 --> 00:14:17.548
من کاري ميکنم که فکر کنه بهتر از چيزيم که هستم

00:14:18.267 --> 00:14:19.892
و در آخر

00:14:20.477 --> 00:14:23.395
نبايد به چشمام آسيب بزنم

00:15:04.013 --> 00:15:09.767
موريل کلود نمياين ؟ -
بله الان داريم ميايم -

00:17:21.000 --> 00:17:24.833
آتش نشان ؟ -
خير -

00:17:27.256 --> 00:17:28.455
اکتشافگر

00:17:28.632 --> 00:17:30.459
دکتر زيبايي -
اختر شناس -

00:17:30.633 --> 00:17:34.252
نه هيچکدام

00:17:34.553 --> 00:17:37.389
يک نزديک بينه -
من ميدونم، يه ملوانه -

00:17:37.556 --> 00:17:39.430
اوه بله خودشه

00:17:40.600 --> 00:17:43.138
آقاي کلود بايد جريمه بشي

00:17:43.436 --> 00:17:45.144
بله توضيح بده

00:17:47.856 --> 00:17:50.893
بازي بوسه چطوره ؟ -
ايده عاليه -

00:17:51.067 --> 00:17:53.689
خانم براون عزيز ميشه صندلي رو بردارم

00:17:53.861 --> 00:17:55.522
سپاسگذارم

00:17:57.614 --> 00:18:00.781
مرد جوان، بايد جلوي صندلي زانو بزنيد

00:18:00.950 --> 00:18:04.533
و آن را از بين ميله هاي صندلي ببوسيد

00:22:04.942 --> 00:22:08.477
نميخوايم که سرما بخوريم
بايد گرم بشيم

00:22:09.362 --> 00:22:14.404
من ميدونم
بياين مثل سال پيش آبميوه گيري کنيم

00:22:14.575 --> 00:22:17.493
من خودم وسط ميشينم خيلي سردم شده

00:22:18.995 --> 00:22:21.913
بشينم ؟ -
صبر کنين -

00:22:23.457 --> 00:22:25.249
صبر کنين صبر کنين

00:22:25.501 --> 00:22:27.790
ميشمارم : يک
 يک

00:22:27.961 --> 00:22:32.504
دو
 سه

00:22:39.679 --> 00:22:42.550
نوبت توعه بيا

00:22:43.390 --> 00:22:45.929
- ترجمه نشده -

00:22:52.106 --> 00:22:54.514
يک
دو

00:22:54.816 --> 00:22:55.683
- ترجمه نشده -

00:23:17.919 --> 00:23:20.126
کافيه بريم

00:23:22.714 --> 00:23:25.288
وقتشه بريم خونه

00:23:25.967 --> 00:23:28.293
بايد از تو مزارع رد بشيم

00:23:28.719 --> 00:23:32.883
ببينيم بارون قطع شده ؟

00:25:33.280 --> 00:25:37.278
حالا از تو ميگم
تو يه موجود تنها هستي

00:25:37.450 --> 00:25:40.985
يه فرانسوي هستي
البته نه به معناي واقعي کلمه

00:26:12.145 --> 00:26:15.479
بگو که اشتباه کردي -
 ما اشتباه کرديم -

00:26:15.648 --> 00:26:17.522
بگو من اشتباه کردم

00:26:17.691 --> 00:26:22.152
منم ميگم
من اشتباه کردم

00:26:22.820 --> 00:26:24.102
اشتباه ميکنم

00:27:10.276 --> 00:27:11.937
کلود کاري نداري ؟

00:27:12.111 --> 00:27:16.358
ميخواي بياي تو ؟ -
چيزي نيست راحتم -

00:27:17.574 --> 00:27:21.406
بريد کلود رو ببرين پياده روي
خسته شده

00:27:21.869 --> 00:27:24.111
تقريبا تموم شد

00:27:24.871 --> 00:27:27.659
تموم کردي موريل ؟ -
نه من نميام -

00:27:27.832 --> 00:27:31.035
اون مهمون‌توعه، بايد بهش رسيدگي کني -
من ميخوام بمونم -

00:27:31.210 --> 00:27:33.250
بيا موريل بيرون هوا دلپذيريه

00:27:33.420 --> 00:27:36.623
نميدونم تو چت شده -
من نميخوام برم -

00:27:39.050 --> 00:27:41.376
برو قدم بزن

00:34:10.454 --> 00:34:12.827
اينجاست مادر

00:38:46.431 --> 00:38:49.100
با من بيا لطفا -
نه خودت بهش بده -

00:38:49.267 --> 00:38:51.390
- ترجمه نشده -

00:41:03.335 --> 00:41:06.171
من هر چي که دارم مال تو

00:41:06.755 --> 00:41:09.673
به جز اون چيزي که ازم ميخواي

00:45:53.490 --> 00:45:57.191
بخاطر مادام راک سعي ميکنم فرانسوي صحبت کنم
هر چند خيلي خوب نيست

00:45:57.368 --> 00:45:58.863
- ترجمه نشده -

00:54:40.715 --> 00:54:44.499
چي شده ؟ -
هيچي من خستم برميگردم -

00:54:44.676 --> 00:54:47.049
بخاطر چشماته ؟ -
نه مال اون نيست -

00:54:47.220 --> 00:54:49.047
برو استراحت کن من شام رو حاضر ميکنم

00:54:49.222 --> 00:54:53.967
همش شده همين
"برو استراحت کن. در اتاقت رو ببند. ديگه کار نکن "

00:54:54.142 --> 00:54:57.097
تنهام بذار

00:55:07.487 --> 00:55:10.239
وقتي عصباني‌ام خيلي زشت ميشم

00:57:32.230 --> 00:57:33.476
مادر

00:57:33.648 --> 00:57:35.725
مادر -
چي شده ؟ -

00:57:35.900 --> 00:57:37.525
اون چش شده ؟

00:57:50.287 --> 00:57:52.825
کلود ديگه منو دوست نداره

00:57:54.082 --> 00:57:56.408
مجبور بود يک سال صبر کنه

00:57:57.793 --> 00:58:03.000
حالا ميدونه که ديگه منو دوست نداره
بايد بهم ميگفت

00:58:05.007 --> 00:58:07.962
اطمينان داشتم که دوسش دارم

00:58:09.052 --> 00:58:11.259
ديگه منو دوست نداره

00:58:12.138 --> 00:58:14.297
ديگه منو دوست نداره

00:58:15.891 --> 00:58:18.513
ما با هم اين تصميم رو نگرفتيم

00:58:19.102 --> 00:58:21.179
اون همچين تصميمي گرفت

00:58:22.397 --> 00:58:24.224
براي من بهتره

00:58:24.565 --> 00:58:27.935
و بهتر براي کلود که ديگه منو دوست نداره

00:58:48.710 --> 00:58:53.917
اين جمله رو نمي‌فهمم
اين ذهنيت رو درک نمي‌کنم

00:58:54.673 --> 00:58:58.339
کجايي کلود ؟ با اين زن ها؟

00:58:58.843 --> 00:59:01.335
دنبال چه چيزي در اون ها هستي ؟

00:59:01.846 --> 00:59:03.969
تو خيلي کنجکاوي

00:59:04.932 --> 00:59:08.467
چه بخواي چه نخواي من همسر تو هستم

00:59:09.685 --> 00:59:13.814
خواهر يا دوست
 هر چي که تو بخواي

00:59:14.398 --> 00:59:16.806
دقيقا همن چيزي که ميخواي

01:00:25.122 --> 01:00:27.116
نوبت توعه موريل

01:00:40.593 --> 01:00:42.386
نميتونم خواهرش باشم

01:00:43.012 --> 01:00:44.970
- ترجمه نشده -

01:00:46.181 --> 01:00:48.755
اما بايد تمام عمرم رو بدون اون بگذرونم

01:00:49.100 --> 01:00:50.928
خيلي بد ميشه

01:00:58.650 --> 01:01:00.774
من اين نامه رو با قلبم نوشتم

01:01:00.943 --> 01:01:04.395
اون کار اشتباهي نکرده
به محبت نياز داره

01:01:04.571 --> 01:01:06.648
هنوز هم برادرمه

01:01:06.823 --> 01:01:09.445
او عشق رو برام به ارمغان آورد ولي من رد کردم

01:01:09.617 --> 01:01:13.069
آماده نبودم
اول اينطوري فکر مي‌کردم

01:01:13.245 --> 01:01:19.366
دوباره کلود رو مي‌بينم ؟ هرگز
اما از اونجا که اون بخشي از من است چه فرقي دارد

01:01:19.834 --> 01:01:21.662
من از او ميترسم

01:01:21.919 --> 01:01:23.580
برايش خواهم نوشت
من خواهر تو هستم "

01:01:26.173 --> 01:01:29.091
منتظر شب مي‌مانم
تا گريه کنم

01:01:39.642 --> 01:01:43.225
حالا که شب شده، نمي‌توانم گريه کنم

01:01:43.562 --> 01:01:45.223
مي‌لرزم

01:02:56.538 --> 01:03:00.406
ما سعي ‌مي‌کنيم در مورد زندگي و شخصيت او قضاوت کنيم

01:03:00.583 --> 01:03:03.501
دانستن اين موارد سخت است

01:03:04.086 --> 01:03:06.495
تحسين يا ترس

01:03:06.797 --> 01:03:09.288
...قطعا چيزي که هست

01:03:09.466 --> 01:03:11.376
چه اتفاقي براش افتاد ؟

01:03:20.642 --> 01:03:23.014
کمکم کن روي تخت بزارمش

01:03:24.978 --> 01:03:26.888
عزيز من

01:03:29.482 --> 01:03:31.559
ميرم يکم آب بيارم

01:03:43.410 --> 01:03:45.783
فکر کردم کارم تموم شده

01:03:46.037 --> 01:03:50.830
ولي نه
اين حالت دوباره و دوباره به من برميگرده

01:03:52.167 --> 01:03:55.204
ميدونم که کلود هرگز بر نمي‌گرده

01:03:55.670 --> 01:04:00.214
که من هرگز اونو دوباره نمي‌بينم
که ديگه منو دوست نداره

01:04:01.467 --> 01:04:05.168
هرگز

01:04:38.539 --> 01:04:41.410
اين خاطرات رو ديگه براي کلود نمي‌نويسم

01:04:41.583 --> 01:04:43.411
بيهوده است

01:04:43.668 --> 01:04:47.713
اگه يکي بنويسم، براي خودم خواهد بود

01:05:00.891 --> 01:05:03.180
من هرگز ازدواج نخواهم کرد

01:08:14.633 --> 01:08:16.377
خوب به نظر ميرسي

01:09:53.464 --> 01:09:56.169
اين کار رو زمستون تو ولز کشيدم

01:10:10.061 --> 01:10:11.936
اين جديدتره

01:10:39.502 --> 01:10:41.579
مستخدم

01:30:18.679 --> 01:30:23.804
صليب روي انگشت به معناي

01:30:24.100 --> 01:30:25.974
ناکام در عشق

01:30:26.143 --> 01:30:28.017
اين ممکنه به معني

01:30:28.437 --> 01:30:31.189
شما دو بار با همون مرد ملاقات ميکني

01:30:32.065 --> 01:30:34.437
که شمارو به سمت

01:30:34.608 --> 01:30:36.317
نگراني ميبره

01:30:36.902 --> 01:30:39.524
شما در کار خود تحسين برانگيز هستين ولي

01:30:39.779 --> 01:30:41.060
اين اقدام ممکنه براتون

01:30:41.364 --> 01:30:43.938
ناخوشايند تموم بشه

01:30:45.284 --> 01:30:48.036
و من ؟ -
ببينم -

01:30:50.079 --> 01:30:53.200
سردرگمي زيادي مي‌بينم

01:30:53.749 --> 01:30:57.913
اما شايد فقط سطحي باشه

01:30:58.211 --> 01:31:01.663
شما سازشگر هستيد
خيلي طول ميکشه تا بفهمين

01:31:01.964 --> 01:31:03.839
که دقيقا چه ميخواهيد

01:31:04.299 --> 01:31:06.091
اما در آخر زندگي هماهنگي خواهيد داشت

01:31:06.384 --> 01:31:09.339
شما عاشق چندين مرد خواهيد شد و نميدونيد چيکار مي‌کنيد

01:31:10.805 --> 01:31:13.592
ممکنه ازدواج شادي داشته باشيد

01:31:13.891 --> 01:31:16.465
ولي اينجا خطر بزرگي مي‌بينم

01:31:19.812 --> 01:31:21.141
بايد مراقب خودتون باشيد

01:31:28.653 --> 01:31:30.646
ميشه اين رو پست کني

01:31:32.531 --> 01:31:35.485
فکر مي‌کردم ديگه براي کلود نمينويسي

01:31:35.658 --> 01:31:38.529
آخرين چيزي که از من دريافت مي‌کنه

01:38:35.503 --> 01:38:40.082
بله ولي خيلي وقته گذشته
و تو هم زنان بسياري رو ميشناسي

01:45:04.865 --> 01:45:09.325
اغلب تو نامه هام بهت گفتم که ميخوام در مورد زندگي خودم بهت چيزايي بگم

01:45:10.369 --> 01:45:14.414
کنجکاو نشدي ؟ -
نه. يه روز که خواستي خودت بهم ميگي -

01:45:15.915 --> 01:45:19.783
خوب، خودت هم يه چيزاييش رو حدس ميزني

01:45:22.921 --> 01:45:24.749
سخته

01:45:28.884 --> 01:45:31.127
من سه داستان عاشقانه دارم

01:45:31.678 --> 01:45:35.178
برعکس پشيمون نيستم

01:45:35.348 --> 01:45:37.886
اگه تو نمي‌گفتي باور نمي‌کردم

01:45:38.058 --> 01:45:41.344
ولي اين منم
و ميخوام تو بدوني

01:45:44.105 --> 01:45:46.015
درمورد " نيکلا " چي فکر ميکني ؟

01:45:46.190 --> 01:45:50.769
انگاري عاشقت بود، فقط همين ؟ -
اون يکي‌شون بود -

01:45:52.237 --> 01:45:54.526
غيرممکنه

01:45:57.366 --> 01:45:59.573
کاملا ممکنه

01:46:01.077 --> 01:46:03.616
چرا اينا رو امشب بهم ميگي ؟

01:46:04.580 --> 01:46:07.119
بخاطر تو و کلود

01:46:07.499 --> 01:46:10.454
قبول کرد که تو رو به دريا ببره و اين عاليه

01:46:10.794 --> 01:46:13.285
ميدونم که اين چه معني برات داره

01:46:13.588 --> 01:46:15.462
به همين دليل بايد بهت بگم

01:46:15.631 --> 01:46:19.961
ببين آن الان دير وقته و دوتامون خسته هستيم
بزار براي فردا

01:46:20.135 --> 01:46:25.129
نه بايد بهت بگم -
باشه -

01:46:25.681 --> 01:46:27.888
ديورکا رو يادته ؟

01:46:28.225 --> 01:46:30.348
يه روز تو لندن همو ديديم

01:46:31.102 --> 01:46:35.396
من با اون هم خوابيدم -
چطور تونستي -

01:46:36.190 --> 01:46:38.349
منو سرزنش ميکني

01:46:38.775 --> 01:46:41.812
نه فقط گوش ميدم

01:46:50.034 --> 01:46:51.233
آن تو گفتي سه نفر

01:46:52.244 --> 01:46:54.154
سومي کيه ؟

01:46:55.789 --> 01:46:58.162
!خودت ميدوني کيه -
نه -

01:46:58.333 --> 01:47:01.251
ديورکا نيکولا و -
ميدوني -

01:47:02.002 --> 01:47:04.079
ميدوني -
 نه -

01:47:06.589 --> 01:47:08.168
نميتونم بگم

01:47:10.259 --> 01:47:12.003
کلود

01:47:40.617 --> 01:47:42.824
متاسفم موريل

01:47:46.914 --> 01:47:48.789
!متاسفم

01:47:50.876 --> 01:47:52.703
من نميتونم کمکت کنم

01:52:08.212 --> 01:52:11.629
خوشا به حال کساني که عطش عدالت دارند

01:52:11.798 --> 01:52:13.507
زيرا آنها موفق خواهند شد

01:52:13.675 --> 01:52:17.340
خوشا به حال کساني که مهربانند
زيرا مورد رحمت قرار مي‌گيرند

01:52:17.803 --> 01:52:20.129
شما انوار دنيا هستيد

01:52:32.816 --> 01:52:35.651
تا يکشنبه آينده

01:53:04.258 --> 01:53:08.007
مادر آقاي ديورکا

01:53:31.405 --> 01:53:33.731
چه سفر طولاني

01:53:34.074 --> 01:53:36.447
چه سفر طولاني

01:53:37.911 --> 01:53:39.988
زيباست

01:54:30.454 --> 01:54:33.206
حالا اگه ميخواين دکتر خبر کنين

01:54:33.999 --> 01:54:36.490
مشتاق ديدنش هستم

00:06:47.958 --> 00:06:48.998
چخبره ؟

00:06:49.166 --> 00:06:51.498
" همسايمون آقاي " فلينت

00:06:51.666 --> 00:06:53.998
قايقش امروز دزديده شده

00:06:54.166 --> 00:06:57.165
پليس برگه شکايت براش آورد، ولي اون امضا نکرد

00:06:57.708 --> 00:07:00.582
اون ميگه که دزده حتما بهش احتياج داشته

00:07:00.749 --> 00:07:02.082
!احسنت

00:07:02.249 --> 00:07:04.582
حالت و رفتار اينجا خيلي خاصه

00:07:04.749 --> 00:07:06.790
ميخوام خونه رو بهت نشون بدم

00:07:16.791 --> 00:07:19.332
من و موريل تو اين اتاق هستيم

00:07:26.416 --> 00:07:29.123
اون هم اتاق مادره

00:07:33.083 --> 00:07:34.332
و اين هم اتاق تو

00:07:34.499 --> 00:07:35.498
بسيار زيباست

00:07:39.374 --> 00:07:41.332
کمکت ميکنم -
خيلي قشنگه -

00:07:42.791 --> 00:07:45.415
کلود اينا رو باز کن، بعدا مادر رو ملاقات ميکني

00:07:51.124 --> 00:07:53.332
امشب موريل رو ميبيني

00:08:03.666 --> 00:08:06.207
کلود متوجه شد مادام "براون" زني تودار و محتاط است

00:08:06.458 --> 00:08:10.582
آن " درباره کلود صحبت کرده بود. ولي مادام براون خودش متوجه شده بود "

00:08:22.624 --> 00:08:25.040
موريل بهشون ملحق نشد

00:08:25.374 --> 00:08:26.790
او به چشمانش آسيب رسانده بود

00:08:27.999 --> 00:08:30.207
آنها در سکوت به خوردن مشغول شدند

00:08:30.374 --> 00:08:32.457
کلود به صندلي خالي زل ميزد

00:08:32.624 --> 00:08:34.123
صندلي موريل

00:08:37.791 --> 00:08:41.915
روز بعد بوم را برداشته و براي نقاشي کردن به صخره اي کنار دريا رفتند

00:08:43.916 --> 00:08:46.290
حيف شد موريل اينجا نيست

00:08:55.958 --> 00:08:57.582
کلود، شام حاضره

00:08:57.666 --> 00:08:59.457
دارم ميام

00:09:09.916 --> 00:09:11.665
موريل با ما شام ميخوره

00:09:13.291 --> 00:09:15.082
ولي اصلا بهش خيره نشو

00:09:35.333 --> 00:09:37.165
آن دربارت صحبت کرده بود

00:09:37.333 --> 00:09:38.957
و همينطور درباره شما

00:09:58.166 --> 00:09:59.165
سفر خوبي بود ؟

00:09:59.624 --> 00:10:01.665
خيلي خوب، اصلا حالت تهوع نداشتم

00:10:02.083 --> 00:10:05.457
اصلا حالت تهوع نداشتم " مثل بچه هاي کوچيک حرف ميزني "

00:10:05.666 --> 00:10:08.998
موريل هم وقتي از دندون پزشکي اومد مثل بچه ها شده بود

00:10:09.166 --> 00:10:11.915
و بهش ميگفتيم اگه درد داره بگو، اونم ميگفت

00:10:12.083 --> 00:10:14.457
"نه " اصلا گريه نکردم

00:10:30.291 --> 00:10:32.873
مادر عزيز، بالاخره موريل رو ديدم

00:10:33.416 --> 00:10:36.207
کوتاهتر از " آن" و موي قرمزي داره

00:10:36.374 --> 00:10:38.248
چشمانش رو بانداژ کرده

00:10:38.416 --> 00:10:40.957
او يک سمت بانداژ را برميداشت تا بشقاب را ببيند

00:10:41.124 --> 00:10:43.248
صدايش کم ولي درشت است

00:10:43.416 --> 00:10:45.332
که کاملا با چهره خجالتي و بي روح‌ش مطابقت دارد

00:10:45.499 --> 00:10:47.957
دستهايش به نظر نرم مي‌آمد

00:11:32.166 --> 00:11:35.290
آيا آن و موريل ولت کردند ؟

00:11:36.249 --> 00:11:38.790
آن کار داشت و موريل هم خسته بود

00:11:38.958 --> 00:11:41.207
پس اومدم پياده روي کنم

00:11:47.041 --> 00:11:51.165
کلو يک کتاب را در اتاقش پيدا کرد. يک هديه ناشناس

00:11:51.541 --> 00:11:53.623
يافتم " اثر ادگار آلن پو "

00:12:10.083 --> 00:12:11.207
ميياي بيرون ؟

00:12:11.291 --> 00:12:12.915
الان ميام

00:12:20.749 --> 00:12:23.248
ميخواستم مثل موقعي که پاريس بوديم باهات حرف بزنم

00:12:24.333 --> 00:12:27.373
نميدونم چطور اينو بهت بگم

00:12:27.999 --> 00:12:29.332
فقط بيانش کن

00:12:31.291 --> 00:12:34.457
من انگار تو رو بيهوده اينجا آوردم

00:12:36.791 --> 00:12:40.040
مادر از دست موريل عصباني شده، اين يعني همه چيز خراب شده

00:12:40.249 --> 00:12:41.998
متوجه نشدم

00:12:43.416 --> 00:12:47.915
موريل به چشماش آسيب زده که اونم بخاطر استادشه
که تو شب کار ميکنه

00:12:48.124 --> 00:12:50.332
فکر کنم روي کتاب کار ميکنن

00:12:51.541 --> 00:12:53.998
... مادر ميگه بايد بهش ميگفتي

00:12:54.166 --> 00:12:56.540
... نبايد چيزي رو مخفي کردي

00:12:57.333 --> 00:12:59.582
موريل پذيرفته که اشتباه ميکرده

00:12:59.749 --> 00:13:02.873
ولي ميگه تو زندگي بايد ريسک کني

00:13:03.083 --> 00:13:06.665
و تا ابد که نميشه با مادرت مشورت کني

00:13:07.166 --> 00:13:09.540
کل خانواده نگران شدن

00:13:10.374 --> 00:13:12.040
... و همچنين

00:13:15.708 --> 00:13:17.332
.او ادامه نداد

00:13:17.499 --> 00:13:19.457
کلود ميخواست دستش را بگيرد

00:13:19.624 --> 00:13:22.665
او در خيالش ادامه صداي سرد او را تکرار کرد

00:13:22.833 --> 00:13:25.040
" و همچنين مرا ببوس "

00:13:25.374 --> 00:13:29.248
او سعي در از بين بردن اين تفکر احمقانه را داشت

00:13:31.333 --> 00:13:33.082
تو هنوز به من نگفتي

00:13:33.916 --> 00:13:35.915
از موريل خوشت اومد ؟

00:13:36.999 --> 00:13:40.665
... هنوز نشناختمش، وقتي چشماش رو ببينم

00:13:40.874 --> 00:13:43.623
وقتي ببيني، همه چي عوض ميشه

00:14:27.499 --> 00:14:30.707
چه کسي آب مرا گل آلود مي‌کند "
کي اينقدر گستاخ است ؟

00:14:33.624 --> 00:14:35.873
زوزه گرگ، سخت و سرد است "

00:14:38.999 --> 00:14:42.248
بخاطر اين کارت مجازات خواهي شد "

00:14:47.458 --> 00:14:50.207
بابا، بره بع‌بع مي‌کند "

00:14:50.374 --> 00:14:53.748
تمنا ميکنم اعليحضرت، خشم خود را کنترل کنيد "

00:14:58.541 --> 00:15:02.873
درنظر داشته باش که من اشتياق خودم رو کنترل کردم "

00:15:57.166 --> 00:15:58.665
آن سه نفر جدايي ناپذير شدند

00:15:58.833 --> 00:16:01.373
کلود، غرور نداشتن آنها را دوست داشت

00:16:01.541 --> 00:16:03.915
آنها هيچوقت با کسي بد حرف نميزدند

00:16:04.083 --> 00:16:06.623
موريل حالا با عينک تيره کار ميکرد

00:16:06.916 --> 00:16:08.915
سيماي او هنوز پنهان بود

00:16:09.083 --> 00:16:10.957
او دوباره تنيس را برداشت

00:16:11.124 --> 00:16:12.998
چابک و انعطاف پذير بود

00:16:13.166 --> 00:16:16.665
درحال رفتن به خانه، "آن" جلوتر راه ميرفت، پاهايش چرخش داشت

00:16:17.958 --> 00:16:21.040
... مادام براون آنها را مجبور به خواندن

00:16:21.833 --> 00:16:23.873
کتاب بينوايان ويکتور هوگو کرده بود

00:16:24.249 --> 00:16:27.290
آن" از " ورلن " ميخواند، موريل فقط انجيل"
( ورلن : شاعر فرانسوي )

00:16:27.458 --> 00:16:30.915
کلود به اين موضوع حمله کرد. او سماجت داشت

00:16:31.333 --> 00:16:32.998
سپس ناراحت شد

00:16:33.208 --> 00:16:34.248
ناراحتت کردم ؟

00:16:34.416 --> 00:16:36.540
نه برعکس، ازت ممنونم

00:16:36.708 --> 00:16:39.248
تو زياد حرف زدي، ولي ما بايد به خودمون بيايم

00:16:39.416 --> 00:16:41.290
تو بهم کمک ميکني بتونم فکر کنم

00:16:41.458 --> 00:16:42.748
من آرومم

00:16:43.708 --> 00:16:45.332
بايد بريم داخل

00:16:58.624 --> 00:17:01.332
مادر عزيز، من شروع به واکاوي موريل کردم

00:17:01.541 --> 00:17:03.707
او شبيه کسي نبود که "آن" توصيفش کرده بود

00:17:03.874 --> 00:17:05.457
ولي هنوز در حال بهبودي هست

00:17:05.624 --> 00:17:09.790
خواهران پذيرفته شده‌ام، مرا قاره  صدا ميزنن که معناي اشتباهي ميده

00:17:10.083 --> 00:17:12.998
!همون " سلام فرانسه " اونا رو ترجيح ميدم

00:19:16.416 --> 00:19:17.873
بازي هاي احمقانه‌اي مي‌کنند

00:19:18.041 --> 00:19:19.832
کلود هميشه ميباخت

00:19:20.291 --> 00:19:21.498
به آنها گفت که

00:19:21.666 --> 00:19:24.457
خودکشي در فرانسه جرم نيس

00:19:24.624 --> 00:19:28.248
فرانسوي ها اگه اين کارو بکنن به زندان ميفتن "

00:19:28.416 --> 00:19:29.415
حتي تو ؟ "

00:19:29.499 --> 00:19:30.832
بله البته "

00:19:30.916 --> 00:19:33.623
همه چيز را بعد از تغيير مکان، توضيح خواهد داد

00:19:33.791 --> 00:19:36.123
ترجيح ميدم وسط شما نباشم

00:19:36.708 --> 00:19:38.998
دوست دارم هر دوي شما رو ببينم

00:19:41.041 --> 00:19:44.207
وقتي ميخواستم خودکشي کنم 15 سالم بود

00:19:44.874 --> 00:19:46.915
در اتاقم رو قفل کردم

00:19:47.124 --> 00:19:50.040
و چراغ الکلي رو زير تختم گذاشتم

00:19:50.624 --> 00:19:54.748
اونو روشن کردم و بعد آروم دراز کشيدم

00:19:55.083 --> 00:19:56.498
يه تيغ برداشتم

00:19:57.166 --> 00:19:59.332
و خيلي با دقت مچ دستم رو مي‌بريدم

00:20:00.166 --> 00:20:01.832
خون فوران کرده بود

00:20:01.999 --> 00:20:05.373
بعد غش کردم، و وقتي بيدار شدم تو اتاق مادرم بودم

00:20:06.708 --> 00:20:09.790
مچ دستم بانداژ شده بود، و مادر کنارم نشسته بود

00:20:10.333 --> 00:20:12.582
دکتر هم اونجا بود، با حالت عصباني

00:20:12.833 --> 00:20:14.332
تخت حتي آتش هم نگرفته بود

00:20:14.499 --> 00:20:17.790
آشپز دود رو از زير در ديده بود

00:20:18.166 --> 00:20:19.457
مادرت ؟

00:20:19.624 --> 00:20:20.665
هيچي نگو

00:20:20.999 --> 00:20:22.748
خوشبحالش

00:20:23.999 --> 00:20:25.582
خونه‌تون چقدر ارتفاع داشت ؟

00:20:26.666 --> 00:20:28.873
ساختمون ؟ شش طبقه بود فکر کنم

00:20:29.708 --> 00:20:30.790
تشييع جنازه باشکوهي ميشد

00:20:30.958 --> 00:20:33.248
کلود، تو بخاطر يک رويا داشتي ميمردي

00:20:33.416 --> 00:20:35.123
... ولي ممکن بود حتي

00:20:35.291 --> 00:20:37.623
بچه هاي طبقه بالارو هم به کشتن بدي

00:20:38.124 --> 00:20:39.457
اينطور فکر نمي‌کنم

00:20:42.791 --> 00:20:45.498
کلود، حالا از موريل خوشت اومد ؟

00:20:45.958 --> 00:20:47.332
در نوع خودش عاليه

00:20:47.833 --> 00:20:48.957
همين ؟

00:20:49.749 --> 00:20:52.540
پس رعد و برق من اصابت نکرد
( حرف هايم نتيجه نداد )

00:20:54.874 --> 00:20:58.457
بايد بيشتر شما دو تا رو تنها بذارم

00:20:59.291 --> 00:21:00.373
داره مياد

00:21:09.708 --> 00:21:12.248
.اونها پياده بازگشتند
درحاليکه دوچرخه را در دست داشتند

00:21:12.458 --> 00:21:15.915
در کنار رودخانه‌اي متلاطم توقف داشتند

00:21:19.458 --> 00:21:22.498
آنها تصميم گرفتند در آبي شنا کنند که مانند " آن " پرخروش

00:21:22.666 --> 00:21:26.165
.مانند کلود گردابي، و به سان موريل برکه آرامي بود

00:21:29.458 --> 00:21:31.290
کلود احساس در خانه بودن را همراه آنها مي‌کرد

00:21:31.458 --> 00:21:33.832
درباره آنها در خاطرات خود نوشت

00:21:33.999 --> 00:21:35.665
" ولي تماشاي آنان بهتر بود

00:21:36.041 --> 00:21:38.665
ميتوانم در اين صفحات از آنها بنويسم

00:21:39.499 --> 00:21:41.373
اما ترجيح ميدم تماشا‌شون کنم

00:21:43.208 --> 00:21:46.915
کم‌کم موريل شبيه همان فردي شد که آن تعريفش را

00:21:48.333 --> 00:21:49.832
در ابتداي ملاقات کرده بود

00:22:32.708 --> 00:22:35.332
وقتي کلود نظاره گر بود آنها مي‌خنديدند

00:22:35.499 --> 00:22:39.165
مادام براون مانند يک توپ بين آنها هل داده ميشد

00:22:55.041 --> 00:22:58.123
ناگهان او در يک بازي عجيب اسير آنها شد

00:22:58.291 --> 00:22:59.998
دختر ها او را فشار ميدادند

00:23:00.166 --> 00:23:01.582
جرات نفس کشيدن نداشت

00:23:01.749 --> 00:23:04.665
حتي تابحال دست آنها را هم لمس نکرد

00:23:04.833 --> 00:23:06.207
حالا پشت‌شان را با وارد کردن فشار

00:23:06.374 --> 00:23:07.957
به او مي‌چسباندند

00:23:08.124 --> 00:23:10.582
اين کار بي احتياطي بود

00:23:11.333 --> 00:23:14.957
مادام براون مي‌خنديد
کلود مشاهده کرد که او يک مرتبه خيلي زيبا شده بود

00:23:36.666 --> 00:23:38.415
اونا اسم اين بازي رو

00:23:38.583 --> 00:23:40.540
آبميوه گيري " گذاشتند "

00:23:41.124 --> 00:23:44.748
آن و موريل خيلي بهتر از دختراي فرانسوي هستند

00:23:44.999 --> 00:23:47.040
يه جورايي خواهر من شدن

00:23:47.208 --> 00:23:49.165
چه شکلي بودن ؟

00:23:49.374 --> 00:23:51.457
" اول، خواهرم " آن

00:23:51.916 --> 00:23:53.748
کتاب‌هايي که خوشم مياد رو ازش قرض گرفتم

00:23:53.916 --> 00:23:57.332
او اينجور کتاب ها رو دوست نداره، ما در اين مورد مشاجره کرديم

00:23:57.541 --> 00:24:00.582
بعدش خنديد و گفت که فقط يک دختر معموليه

00:24:00.833 --> 00:24:04.207
آن " موريل را بالاتر از خودش مي‌داند "

00:24:04.583 --> 00:24:07.498
موريل زيباتر نيست، او متفاوت است

00:24:07.666 --> 00:24:09.498
وقتي از صخره بالا مي‌رفتيم

00:24:09.666 --> 00:24:12.707
شبيه " آنجلوي کوهنورد " شده بود

00:24:13.124 --> 00:24:14.957
آنجلوي کوهنورد

00:24:15.833 --> 00:24:18.832
ران هايش با شدت تکان ميخورد

00:24:18.999 --> 00:24:20.873
به نظر تحريک کننده ميومد

00:24:21.041 --> 00:24:23.040
ولي او خيلي عفيف است

00:24:23.208 --> 00:24:25.207
موريل بسيار با حيا است

00:24:28.333 --> 00:24:29.790
آقاي کلود عاشقش شده

00:24:31.166 --> 00:24:32.457
عاشق کي؟

00:24:32.624 --> 00:24:34.165
مادموازل موريل

00:24:34.333 --> 00:24:36.123
کلود عاشق موريل شده ؟

00:24:36.416 --> 00:24:39.498
احمقانه است! عاشق هر دوشون شده

00:24:46.958 --> 00:24:48.207
برو

00:24:50.666 --> 00:24:51.665
مياي ؟

00:24:51.749 --> 00:24:52.915
نه امروز نميام مرسي

00:24:54.208 --> 00:24:56.415
ترجيح ميدم نيام -
اصرار ميکنم بياي -

00:24:57.124 --> 00:24:59.207
ميخوام بمونم

00:25:01.624 --> 00:25:03.165
خوش بگذره

00:25:10.374 --> 00:25:12.540
انگليسيت بهتر نميشه

00:25:12.708 --> 00:25:15.165
بايد با مردم انگليسي ديگه هم صحبت کني

00:25:15.541 --> 00:25:17.998
من فقط ميتونم با يک نفر در آن واحد صحبت کنم

00:25:18.166 --> 00:25:19.540
وقتي دو نفر بشه

00:25:19.708 --> 00:25:22.332
اونا به هم اضافه ميشن و منو ناديده ميگيرن

00:25:24.541 --> 00:25:27.123
من انگليسي اين کلمات رو پيدا کردم
" منطق "

00:25:27.291 --> 00:25:29.748
" نفرت انگيز " ، " بي‌احساس "

00:25:30.208 --> 00:25:31.957
" و " غير قابل تصور

00:25:39.999 --> 00:25:42.457
و تو هم خيلي صريح و داراي اعتماد بنفس بيش از حد هستي

00:25:42.624 --> 00:25:44.123
تو از زندگي چيزي نميفهمي

00:25:44.291 --> 00:25:45.498
و تو ميفهمي ؟

00:25:45.666 --> 00:25:47.832
به عنوان مثال عشق، عشق فيزيکي

00:25:47.999 --> 00:25:50.707
چرا فيزيکي ؟ تنها عشق موجود عشق واقعيه

00:25:51.124 --> 00:25:52.790
که ميشه همون عشق فيزيکي

00:25:52.958 --> 00:25:54.748
کلود تو خيلي حرف ميزني

00:25:56.624 --> 00:25:59.332
يک مرد " اروپايي " به اين توجه ميکنه

00:25:59.499 --> 00:26:02.707
که مخاطبان جزيره‌اش خسته شده اند

00:26:08.374 --> 00:26:09.957
نه مرسي گرسنه نيستم

00:26:24.083 --> 00:26:27.207
" موريل او را مطيع خود کرده بود، درست به مانند " آن

00:26:27.374 --> 00:26:29.707
با همان شرايط ولي يک ماه بعد

00:26:29.874 --> 00:26:32.707
خواهرها بسيار شبيه هم بودند، ولي کاملا برعکس

00:26:32.874 --> 00:26:35.998
کلود از اينکه آنها مثل يک برادر با او برخورد مي‌کردند تعجب کرده بود

00:27:52.291 --> 00:27:55.373
موريل دو روز آينده رو در اتاقش ماند

00:27:55.624 --> 00:27:58.665
کلود باور نميکرد که او مريض شده باشد

00:27:59.333 --> 00:28:01.332
آيا او موريل را به نوعي ناراحت کرده بود ؟

00:28:01.499 --> 00:28:04.332
نميتوانست مطالعه يا به چيزي فکر بکند

00:28:04.499 --> 00:28:06.248
به موريل فکر ميکرد

00:28:48.166 --> 00:28:51.082
من تو رو رنجوندم، تو مريض نيستي ؟

00:28:51.499 --> 00:28:54.373
مريض نيستم، فقط نتونستم بخوابم

00:28:54.749 --> 00:28:56.457
به تو فکر مي‌کردم

00:28:57.541 --> 00:28:59.665
نبايد بهم فکر کني

00:29:00.083 --> 00:29:03.040
چرا از من ناراحتي ؟ مگه من چيکار کردم ؟

00:29:03.208 --> 00:29:05.540
عصباني نيستم، ميترسم

00:29:06.374 --> 00:29:07.457
ترس ؟

00:29:07.624 --> 00:29:09.332
وقتي ميگم ميترسم

00:29:09.499 --> 00:29:11.623
" تو هميشه ميپرسي " از چي ميترسي ؟

00:29:12.083 --> 00:29:15.290
شايد " ترس " معني ديگري هم در فرانسه داشته باشه

00:29:26.791 --> 00:29:29.123
حتي وقتي فکر ميکردم که عصباني هستي

00:29:29.291 --> 00:29:31.248
... نميتونستم بهت اعتراضي بکنم

00:29:31.416 --> 00:29:33.165
!بايد بهم اعتراض کني

00:29:33.333 --> 00:29:36.165
دوست ها همديگه رو انتقاد مي‌کنند نه اينکه از هم تعريف بکنند

00:29:36.416 --> 00:29:38.998
منو سرزنش کن تا منم همه چيزت رو بگم

00:29:48.833 --> 00:29:50.498
شب بخير کلود

00:29:52.041 --> 00:29:53.790
چرا بهم دست ميزني؟

00:29:55.541 --> 00:29:58.540
چون تو زميني هستي، اينطوري دوست دارم

00:29:59.749 --> 00:30:01.707
ديگه بايد بريم بخوابيم

00:30:48.874 --> 00:30:52.290
کلود، ما چند تا سوال داشتيم

00:30:53.041 --> 00:30:54.540
تو بگو آن

00:30:54.999 --> 00:30:57.415
... ولي من نميدونم

00:30:57.749 --> 00:30:59.415
چرا ميدوني، يادت نيست ؟

00:31:00.708 --> 00:31:02.415
البته

00:31:02.624 --> 00:31:03.998
معمايي شد

00:31:06.333 --> 00:31:09.457
( ما درمورد " زن سرخپوش " کنجکاو شديم بدونيم ( داستان زن روسپي

00:31:09.624 --> 00:31:11.040
اوه خداي من

00:31:12.208 --> 00:31:15.248
تمام تلاشم رو ميکنم تا پاسخ بدم

00:31:16.166 --> 00:31:18.998
يه شغل تاييد شده تو فرانسه است ؟

00:31:19.624 --> 00:31:21.748
تحت نظارت پليسه

00:31:21.916 --> 00:31:23.832
دختر ها هر ماه مورد آزمايش قرار مي‌گيرند

00:31:23.999 --> 00:31:25.373
چقدر ترسناک

00:31:25.541 --> 00:31:27.457
خونه هاي مخصوصي وجود داره

00:31:28.708 --> 00:31:30.457
منظورت فاحشه خونه هاست ؟

00:31:30.624 --> 00:31:32.373
معني اون کلمه رو ميدوني ؟

00:31:33.749 --> 00:31:36.373
ما اطراف اردوگاه نظامي‌مون شش تا از اون خونه ها داشتيم

00:31:36.541 --> 00:31:37.915
تو هم رفتي ؟

00:31:38.083 --> 00:31:41.165
من به يکي از خونه ها که بهترينش بود رسيدگي کردم

00:31:41.708 --> 00:31:45.248
افسرها، کارمندان دولت و افراد شهر ازش استفاده مي‌کردند

00:31:45.499 --> 00:31:49.332
پله هاي اونجا براي حفظ حريم خصوصي غربال شده بودند

00:31:49.499 --> 00:31:50.498
فکر خوبيه

00:31:50.583 --> 00:31:52.748
از داخل، اونجا بي عيب و نقص بود

00:31:52.833 --> 00:31:54.915
دخترها کاملا با حيا لباس پوشيده بودند

00:31:55.083 --> 00:31:57.040
گفتم که اومدم اينجا تا صحبت کنم

00:31:57.208 --> 00:31:59.665
يک زن جذاب گفت

00:31:59.833 --> 00:32:01.998
" بسيار خب، ميرم مادام رو صدا بزنم "

00:32:03.458 --> 00:32:05.373
مادام يعني زني که اونجا مسئول بود
( !مادام به زن شوهردار هم گفته مي‌شود )

00:32:05.541 --> 00:32:08.332
يک زن چاق و سبزه و قابل احترام

00:32:08.499 --> 00:32:10.957
اون برام نوشيدني آورد

00:32:11.124 --> 00:32:13.040
من از خونه مرتبي که داشت تعريف کردم

00:32:13.208 --> 00:32:15.040
ازم تشکر کرد

00:32:15.208 --> 00:32:17.665
بهش گفتم کارش رو ادامه بده

00:32:17.833 --> 00:32:20.165
احساس مي‌کرد جزوي از جامعه است

00:32:20.333 --> 00:32:22.707
درست مانند يک شهردار يا سرهنگ

00:32:22.874 --> 00:32:24.915
!که هردوي اونها هم مشتريش بودن

00:32:25.083 --> 00:32:27.873
ما به بهداشت عمومي کمک مي‌کنيم "

00:32:28.041 --> 00:32:30.832
و همينطور بهتر زندگي کردن خانواده

00:32:31.249 --> 00:32:33.790
! من نميذارم بيماري يا يک رسوايي به بار بياد

00:32:33.958 --> 00:32:35.790
زن وظيفه شناسيه

00:32:36.041 --> 00:32:38.498
واقعا فکر مي‌کرد نقش مفيدي رو بازي ميکنه ؟

00:32:39.208 --> 00:32:40.207
کاملا

00:32:40.416 --> 00:32:41.832
باورنکردنيه

00:32:41.916 --> 00:32:44.498
ولي ما کي هستيم که بخوايم اونو محکوم کنيم ؟

00:32:45.124 --> 00:32:48.290
شايد يه روز بتوني ما رو ببري

00:32:49.333 --> 00:32:51.540
بخاطر خودمون هم که شده ميخوايم ببينيم

00:32:53.124 --> 00:32:55.665
... شما رو ببرم ؟ اره شايد

00:32:56.333 --> 00:32:57.998
واقعا چرا که نه ؟

00:33:03.666 --> 00:33:07.457
جايي که درس ميخونديم بهمون يه چيزاي ضروري رو گفتن

00:33:07.916 --> 00:33:09.165
براي مثال

00:33:09.374 --> 00:33:12.998
من معني " باکره " رو نميدونستم تا اينکه " ژرمينال " رو خوندم
( ژرمينال از مشهورترين آثار اميل زولا )

00:33:13.166 --> 00:33:14.415
درسته موريل ؟

00:33:14.583 --> 00:33:17.915
براي اينکه بين دو چيز يکي رو انتخاب کني، بايد هر دو رو خوب بشناسي

00:33:18.249 --> 00:33:20.498
من نميتونم گناه يا تقوا رو انتخاب کنم

00:33:20.666 --> 00:33:22.832
چون فقط تقوا رو ميشناسم

00:33:30.208 --> 00:33:31.707
آن از کلود تشکر کرد

00:33:31.874 --> 00:33:34.790
" تو ما رو بخاطراز خودراضي بودن‌مون تکان دادي "

00:33:35.249 --> 00:33:36.915
اونا با دوچرخه برگشتند

00:33:37.208 --> 00:33:40.582
کلود از پشت گردن موريل خوشش مي‌آمد

00:33:40.749 --> 00:33:42.873
او ميتوانست بدون ديده شدن به او خيره بشود

00:33:49.166 --> 00:33:50.915
مادر کارت داره

00:33:53.083 --> 00:33:54.082
بعد از شام ؟

00:33:54.166 --> 00:33:56.040
بهتره الان بري

00:34:11.291 --> 00:34:13.957
کلود دو چيز رو بايد بهت بگم

00:34:20.958 --> 00:34:22.623
اوليش اينه که

00:34:22.958 --> 00:34:24.915
من مادرت رو تحسين ميکنم

00:34:25.083 --> 00:34:28.457
اون از دوستان منه، شخصيت بزرگي داره

00:34:29.166 --> 00:34:32.873
شوهرش رو خيلي قبلتر از اينکه من جوون بشم، از دست داده

00:34:33.041 --> 00:34:36.207
با وجود فرصت هاي بسياري که داشت،هرگز تجديد ازدواج نکرد

00:34:37.833 --> 00:34:39.373
دومين چيز اينه که

00:34:39.458 --> 00:34:43.332
من يک مکالمه‌اي رو ديشب اينجا شنيدم

00:34:43.499 --> 00:34:46.207
خوشبختانه فکر ميکردم " آن " اونجا بوده

00:34:46.374 --> 00:34:49.040
بهم گفت که اون نبوده

00:34:49.874 --> 00:34:53.207
من به دخترهام اعتماد دارم و ميدونم که تو هم مرد محترمي هستي

00:34:54.458 --> 00:34:57.790
اونا ايده هايي دارن که من اينجا بازگو نميکنم

00:34:57.958 --> 00:35:00.040
اين ايده ها از وقتي تو اومدي اينجا، پيدا شدن

00:35:00.749 --> 00:35:02.332
اونا برام توضيح دادن

00:35:02.583 --> 00:35:05.582
اگرچه من سعي کردم، ولي نميتونم باهاش موافقت کنم

00:35:05.833 --> 00:35:08.873
اين ايده ها منجر به آزادي رفتاري ميشه

00:35:09.041 --> 00:35:11.415
که اظهارنظرهاي تحريک کننده‌ايه

00:35:12.749 --> 00:35:15.623
از ديدگاه کاملا علمي

00:35:16.291 --> 00:35:19.082
يک دختر براي اظهارنظر خودش نبايد کاري بکنه

00:35:19.249 --> 00:35:21.540
اعتبارش رو خدشه دار ميکنه

00:35:23.416 --> 00:35:26.415
از " آن " سوال کردم که چطور باهات بوده

00:35:26.583 --> 00:35:29.415
آيا اشاره به انحراف يا تمايل

00:35:30.124 --> 00:35:31.332
در او ديده

00:35:31.583 --> 00:35:33.707
يا حتي قصدي ؟ اون هم گفت خير

00:35:33.874 --> 00:35:35.248
و من هم باورش کردم

00:35:35.708 --> 00:35:39.457
ازش درباره تو و موريل پرسيدم، باز هم همون جواب رو داد

00:35:40.958 --> 00:35:44.748
در آخر گفت

00:35:45.208 --> 00:35:47.498
به گمانم موريل و کلود "

00:35:47.666 --> 00:35:50.623
يک احساساتي رو برا همديگه دارن

00:35:50.791 --> 00:35:52.248
" ولي خودشون هنوز متوجه نشدن

00:35:53.458 --> 00:35:55.790
امروزه ما اين چيزا رو ميفهميم

00:35:56.708 --> 00:35:58.498
... بنابراين بايد ازت خواهش کنم

00:35:58.666 --> 00:36:01.082
نه، دنبالم بيا

00:36:09.291 --> 00:36:13.123
بايد ازت بخوام که با دوستمون آقاي " فلينت " بموني

00:36:13.958 --> 00:36:15.457
خونش اونجاست

00:36:16.374 --> 00:36:17.998
همچنين ميخوام بگم که

00:36:18.333 --> 00:36:21.332
اگر پيش بيني " آن " به حقيقت بپيونده

00:36:21.458 --> 00:36:24.373
يا اگه يکي از اين روزا اين احساسات عجيب

00:36:24.541 --> 00:36:26.082
بين تو و موريل ديده بشه

00:36:26.249 --> 00:36:29.165
و هر دوي شما از مواجه شدن باهاش نفرت داشته باشيد

00:36:29.374 --> 00:36:32.457
من شخصا مخالف نخواهم بود

00:36:32.958 --> 00:36:37.040
هر چند درمورد ازدواج هاي بين المللي ترديد هايي دارم

00:36:41.166 --> 00:36:44.748
درميان سردرگمي کلود، يک فکر هنوز هم باقي بود

00:36:44.916 --> 00:36:47.832
اينکه موريل عاشق او شده باشد

00:36:49.166 --> 00:36:52.207
عشق " قلب کلود را هدف گرفته بود "

00:36:52.374 --> 00:36:54.707
مدام خواب او را مي‌ديد

00:36:54.874 --> 00:36:56.665
از اينکه او را نمي‌ديد، افسرده شده بود

00:36:56.833 --> 00:36:59.290
حالا تنها يک هدف داشت، موريل

00:37:00.624 --> 00:37:02.457
در اتاقش در خانه آقاي فلينت

00:37:02.791 --> 00:37:05.248
کلود نميتوانست بخوابد

00:37:05.416 --> 00:37:08.582
" با خود ميگفت " آن مرا به موريل متعهد ساخته است

00:37:08.749 --> 00:37:12.082
بايد دليلي وجود داشته باشد
با اين وجود از اين عشق هنوز نوميد نشده بود

00:37:12.249 --> 00:37:14.248
من موريل رو دست دارم، اما ترديد دارم

00:37:14.416 --> 00:37:16.582
فکر ميکرد موريل او را دوست نداشته باشد

00:37:16.791 --> 00:37:21.040
کاري که مادام براون کرده بود، دري را براي کلود باز کرد

00:37:21.124 --> 00:37:24.248
او بايد  وارد عمل شود، براي موريل خودش را بخطر بيندازد

00:37:25.624 --> 00:37:27.748
موريل، چهره سفت و سخت تو

00:37:27.916 --> 00:37:31.248
هنگاميکه به آرامي لبخند ميزني، در قلب من نقش بسته است

00:37:31.749 --> 00:37:33.623
هر روز به اندازه يه عمر ميگذره

00:37:33.958 --> 00:37:36.707
من تو را به همراه فرزندمون در خانه‌ خود ميبينم

00:37:37.249 --> 00:37:38.915
اين خيال مرا در خود غرق مي‌کند

00:37:39.083 --> 00:37:40.790
بايد درآمدي داشته باشم

00:37:40.958 --> 00:37:44.498
اين کار اولويت بيشتري بر کتاب هايي که ميخوام بنويسم دارد

00:37:45.249 --> 00:37:46.998
شرکت آريالاي فلينت، نياز به کسي داره

00:37:47.166 --> 00:37:49.665
که مکاتبات فرانسوي رو رسيدگي کنه

00:37:49.833 --> 00:37:52.373
من قبول ميکنم، من کشور شما رو قبول ميکنم

00:37:52.541 --> 00:37:55.332
تو رو دوست دارم، ميخواهم همسرم بشوي

00:39:09.583 --> 00:39:11.165
يه نامه برات دارم

00:39:13.458 --> 00:39:14.873
پاسخ موريله ؟

00:39:20.083 --> 00:39:21.873
ميترسم بازش کنم

00:39:22.708 --> 00:39:24.457
ميدوني چي ميگه ؟

00:39:35.249 --> 00:39:38.790
کلود، تو منو نميشناسي. من يک دختر ساده ام "

00:39:39.083 --> 00:39:41.290
خانواده‌ام برام کافيه

00:39:41.458 --> 00:39:43.540
ناراحت نشو، به خودت بگو

00:39:43.708 --> 00:39:45.998
اون منو دوست نداره، و من هم اونو دوست ندارم

00:39:46.166 --> 00:39:47.873
ما خواهر و برادر هستيم

00:39:48.041 --> 00:39:50.290
" من هرگز همسرت نخواهم شد

00:39:56.458 --> 00:39:57.790
کلود بيچاره

00:40:00.416 --> 00:40:01.790
تقصير منه

00:40:02.291 --> 00:40:04.623
من همه اينا رو شروع کردم

00:40:04.791 --> 00:40:07.873
تو مقصر نيستي، به هر حال من بايد برم

00:40:10.083 --> 00:40:13.582
من هر چي که موريل گفته رو باور نمي‌کنم

00:40:15.999 --> 00:40:18.540
نميخوام بهت اميد الکي بدم

00:40:18.708 --> 00:40:21.498
ولي ممکنه که اون از فکر خودش هم خبر نداشته باشه

00:40:24.458 --> 00:40:26.082
نامه‌اش رو قبول دارم

00:40:26.333 --> 00:40:27.957
من زياده روي کردم

00:40:28.499 --> 00:40:30.415
بايد جنبه‌ام رو پايين بيارم

00:40:30.999 --> 00:40:33.165
و اين عشق رو نابود کنم

00:40:34.291 --> 00:40:35.748
اشتباه ميکني

00:40:36.083 --> 00:40:39.540
اگه جات بودم، هرگز عشقم رو از بين نمي‌بردم

00:40:40.166 --> 00:40:43.373
بله موريل ميتونه تغيير کنه

00:40:45.499 --> 00:40:47.082
فردا بيا ما رو ببين

00:40:47.249 --> 00:40:48.623
نه من نميام

00:40:49.333 --> 00:40:50.707
مياي

00:40:57.333 --> 00:41:00.290
کلود من تو رو تحسين مي‌کنم

00:41:32.999 --> 00:41:36.082
کلود، ميخوام باهات روراست باشم

00:41:36.624 --> 00:41:38.748
وقتي ازم خواستي باهات ازدواج کنم

00:41:38.833 --> 00:41:40.415
باخودم گفتم باورنکردنيه

00:41:40.583 --> 00:41:43.123
" پاسخ دادم : نه " هرگز

00:41:43.749 --> 00:41:46.832
آيا اين " هرگز " روي قلبت نقش بسته ؟

00:41:47.458 --> 00:41:49.290
بايد متوجهت ميکردم، درسته؟

00:41:50.083 --> 00:41:51.915
" من هنوزم ميگم " نه

00:41:52.124 --> 00:41:54.665
اما از گفتن " هرگز " صرف نظر مي‌کنم

00:41:55.583 --> 00:41:58.415
من مثل رودخانه‌اي هستم که بالا و پايين ميره

00:41:58.583 --> 00:42:01.582
به همين خاطره که نميتونم الان بهت جواب بدم

00:42:02.041 --> 00:42:03.498
پس هنوز اميدي هست ؟

00:42:03.666 --> 00:42:05.498
اميدي تازه

00:42:08.374 --> 00:42:09.498
خوبه

00:42:12.749 --> 00:42:14.248
ميشه به مادرم بگم ؟

00:42:14.333 --> 00:42:16.957
بله، اگه احساس ميکنه که نيازه

00:42:18.958 --> 00:42:21.873
نه کلود، چيزي نگو

00:42:22.499 --> 00:42:24.040
ديگه چيزي اضافه نکن

00:42:42.249 --> 00:42:43.748
مادر، من موريل رو دوست دارم

00:42:43.916 --> 00:42:46.748
صبر کردم تا بارقه‌اي از اميد بوجود بياد

00:42:47.083 --> 00:42:50.248
فکر مي‌کنم که تو خوشحال بشي
موريل به تو شباهت داره

00:42:50.583 --> 00:42:54.873
مادام براون به همچين ازدواج هايي اعتقاد نداره
ولي موريل رو آزاد گذاشته

00:42:55.041 --> 00:42:56.790
ما منتظريم تا تو برسي

00:42:56.958 --> 00:42:58.748
همه اينا کاملا اتفاقي بوده

00:44:12.124 --> 00:44:15.582
از اين نميترسم که تو رو از دست بدم
ولي نگرانت هستم

00:44:19.624 --> 00:44:21.623
چطور زندگي ميکني ؟

00:44:21.916 --> 00:44:22.957
و به چه کاري مشغول ميشي ؟

00:44:23.124 --> 00:44:25.790
درست مثل تو موريل هم ميخواد که من به نوشتن بپردازم

00:44:25.958 --> 00:44:29.707
اما خودم يک کار ثابت رو ميخوام شايد همکاري با آقاي فلينت

00:44:30.374 --> 00:44:32.123
هنوز آماده نيستي

00:44:33.916 --> 00:44:36.748
مطمئنم موريل خصوصيات خوب زيادي داره

00:44:36.916 --> 00:44:42.873
اما به مدت سه سال مجبور شده از چشماش مراقبت کنه
خودت بهم گفتي

00:44:45.083 --> 00:44:47.290
تو رو به اين ازدواج سوق دادند

00:44:47.374 --> 00:44:49.707
لازم نيست حتما بهش فکر کني

00:44:56.666 --> 00:44:59.123
وقتي پدرت مرد، من تو رو بزرگ کردم

00:44:59.708 --> 00:45:03.165
تو اثري از من هستي، تو رو گام به گام بزرگ کردم

00:45:03.583 --> 00:45:07.457
مادر کلود سختگير بود. او هرگز عشق فيزيکي را تجربه نکرده بود

00:45:07.666 --> 00:45:11.040
براي کلود ، اين حرف خصومت او را بيان مي‌کرد

00:45:12.416 --> 00:45:14.540
به اميد ارضي ساختن اين وصلت ناسازگار

00:45:14.708 --> 00:45:18.207
از آقاي فلينت براي پادرمياني خواسته شده بود

00:45:57.166 --> 00:46:00.873
ما اينجا ميخوايم درباره يک ازدواج صحبت کنيم

00:46:01.708 --> 00:46:03.832
نظرات موافق و مخالف رو گوش دادم

00:46:04.249 --> 00:46:09.457
مادر دختر ميخواد که براي اين موضوع تصميم سريعي گرفته بشه

00:46:09.708 --> 00:46:11.415
چه خوشايند باشه يا نه

00:46:11.749 --> 00:46:15.873
مادر مرد جوان معتقده اونا در شرايط سلامت رواني هستند

00:46:16.208 --> 00:46:19.207
که اين ازدواج رو ممکن ميسازه

00:46:19.958 --> 00:46:21.665
بعد از فکر کردن روي اين قضيه

00:46:21.916 --> 00:46:25.123
من اين پيشنهاد رو ميدم

00:46:25.749 --> 00:46:28.957
با تمام احترامي که براي مادرها قائل هستم

00:46:29.583 --> 00:46:32.582
موريل و کلود به مدت يک سال از هم جدا باشند

00:46:32.916 --> 00:46:37.165
طول اين مدت، اونا بايد با وجدان کامل مراقب خودشون باشند

00:46:37.374 --> 00:46:40.665
هرگز همديگر را نديده و يا براي هم نامه ننويسند

00:46:40.874 --> 00:46:43.748
چيزي که ازشون ميخوايم، فداکاري کردنه

00:46:43.958 --> 00:46:48.290
ولي اگه بعد اين يک سال، اونا باز هم تمايل به ازدواج داشتند

00:46:48.791 --> 00:46:50.707
يا رابطه دوستي‌شان را از سر بگيرند

00:46:51.416 --> 00:46:53.373
هرگز نبايد مادر کلود

00:46:53.791 --> 00:46:57.457
يا مادر موريل جلوي راه اونا بايستند

00:47:00.416 --> 00:47:04.040
مادر کلود ميدانست در طول يک سال اتفاقات زيادي ميتواند بيفتد

00:47:04.749 --> 00:47:08.790
پسرجوان آن را بي‌رحمانه ميدانست
آنها آرزوي با هم بودن را داشتند

00:47:51.583 --> 00:47:54.915
اگه شجاع باشيم، خيلي سخت نخواهد بود

00:47:55.583 --> 00:47:57.498
کلود، منو ببين

00:47:58.666 --> 00:48:00.373
يه فکري دارم

00:48:00.583 --> 00:48:03.623
بيا هردومون خاطرات‌مون رو براي همديگه بفرستيم

00:48:08.208 --> 00:48:10.540
چه اتفاقي ممکنه بيفته اگه يکي از ما بميره ؟

00:48:21.249 --> 00:48:22.873
!خدا همراه ماست

00:49:22.499 --> 00:49:24.915
بايد براي کلود دعا کنم

00:49:25.208 --> 00:49:28.332
نميدونم چه معني ميده، ولي بخاطر خودشه

00:49:28.999 --> 00:49:32.790
اگه تصميم بگيرم حامله بشم، نميدونم چطوري بايد باشه

00:49:33.333 --> 00:49:36.248
اگه بعد اين يک سال کلود هنوزم منو دوست داشته باشه

00:49:36.416 --> 00:49:37.873
بهش ميگم

00:49:38.041 --> 00:49:41.040
" من مال تو هستم، هر کاري ميخواي باهام بکن "

00:49:42.416 --> 00:49:45.290
... اگه کلود يک دزد دريايي بود و منو مي‌ربود

00:49:45.458 --> 00:49:47.373
باز هم راضي بودم

00:49:51.999 --> 00:49:55.915
کلود با خود ميگفت : اين آخرين تابستان من
با مادرم، پيش از ازدواج با موريله

00:49:56.083 --> 00:49:59.832
او همچنين کاملا مراقب بود که نقش " پسر خوب " را درست بازي کند

00:50:00.166 --> 00:50:03.832
درست مثل ديويد کاپرفيلد، او هرگز پدرش را نميشناخت

00:50:04.166 --> 00:50:06.540
مادر درباره اظهار عشق پدر ميگفت

00:50:07.833 --> 00:50:09.915
مادرش مرده بود

00:50:11.916 --> 00:50:16.498
روز بعد از خاکسپاري، منو از مادرم خواستگاري کرد

00:50:17.749 --> 00:50:19.498
بعدش اومد پيش من

00:50:20.208 --> 00:50:22.415
من گفتم : چيزي سرجاش نيست ؟

00:50:22.583 --> 00:50:24.623
اون گفت : درسته

00:50:24.999 --> 00:50:29.040
بهم ابراز علاقه مي‌کرد، نه با گل دادن
بلکه با کتاب هاي زيبايي که ميداد

00:50:30.249 --> 00:50:32.123
خيلي زود ازدواج کرديم

00:50:32.333 --> 00:50:34.707
اون 31 و من 23 سالم بود

00:50:35.249 --> 00:50:38.123
ما نزديک باغ‌هاي لوکزامبورگ زندگي مي‌کرديم

00:50:39.416 --> 00:50:41.707
بعدش من منتظر تو بودم

00:50:41.958 --> 00:50:44.665
يکشنبه ها که از حاملگي خسته ميشدم

00:50:44.833 --> 00:50:46.540
ميخواستم توي باغ بشينم

00:50:47.541 --> 00:50:48.707
پير " ميگفت "

00:50:50.416 --> 00:50:53.373
" بيا بريم موزه لوور تا اينجوري پسرمون هنردوست بار بياد "

00:50:54.541 --> 00:50:56.707
يه کالسکه ميگرفتيم و ميرفتيم

00:50:57.458 --> 00:50:59.457
يه کلکسيونر از کلود خواسته بود

00:50:59.624 --> 00:51:01.832
تا چند نقاشي رو براش انتخاب کنه

00:51:01.999 --> 00:51:04.832
يک نمايشگاه هنري مدرن در لندن افتتاح مي شد

00:51:04.999 --> 00:51:07.957
کلود تصميم گرفت بدون مادرش به آنجا برود

00:51:08.499 --> 00:51:11.540
مادر نگران بود که مبادا او به ديدار موريل برود

00:51:11.708 --> 00:51:13.623
نميخواي که بري ببينيش ؟

00:51:14.041 --> 00:51:16.748
نه مادر، سر قولم هستم

00:51:18.041 --> 00:51:20.123
موريل، بيا اينجا موريل

00:51:26.708 --> 00:51:29.790
کود، وقتي تو انگليس بوديم بهت گفتم

00:51:30.708 --> 00:51:32.623
توي شهر ما بودي ؟

00:51:32.791 --> 00:51:34.748
تو خيابون هامون قدم زدي ؟

00:51:35.166 --> 00:51:36.707
ميترسم که تورو ببينم

00:51:36.874 --> 00:51:39.123
هنوزم چشمانم به دنبال تو هستند

00:51:39.958 --> 00:51:42.873
دوست من کلود، آيا تو را دوست دارم ؟

00:51:43.374 --> 00:51:44.707
نه اصلا

00:51:46.124 --> 00:51:48.457
اگه همديگه رو ببينيم، من خواهم گفت

00:51:48.624 --> 00:51:50.582
تو همسر من نيستي "

00:51:50.749 --> 00:51:52.873
هرگز به من ابراز علاقه نکردي

00:51:53.041 --> 00:51:56.040
منو مجبور کردي تا توي اين عشق گرفتار بشم

00:51:56.333 --> 00:51:58.832
همين، خدانگهدار کلود

00:51:58.999 --> 00:52:00.915
کلود، من تو رو دوست ندارم

00:52:09.333 --> 00:52:13.748
به محض بازگشت کلود، مادرش به او گفت که بايد املاک خانوادگي را اداره کند

00:52:14.166 --> 00:52:18.165
او مسووليت 3 ساختمان به ارث رسيده از پدرش را عهده دار شد

00:52:18.916 --> 00:52:20.457
نماي زيبايي داره

00:52:20.666 --> 00:52:24.623
بله يه خورده کثيفه، ولي درست ميشه

00:52:24.791 --> 00:52:26.790
خونه فوق العاده اي ميشه

00:52:26.958 --> 00:52:28.665
مناسب براي يه فرد مجرد

00:52:28.833 --> 00:52:32.498
در يکي از ساختمان ها فضاي بزرگي وجود داشت

00:52:32.666 --> 00:52:34.457
او تصميم داشت به آنجا نقل مکان کند

00:52:39.249 --> 00:52:43.248
مقاله کلود درباره زنان نقاش برايش يک يادداشت تشکر به ارمغان آورد

00:52:43.416 --> 00:52:46.915
او با فرستنده ملاقات کرد، آتليه او عجيب و غريب بود

00:52:47.083 --> 00:52:49.707
ميدونستي ما قبلا هم همو ديده بوديم

00:52:50.124 --> 00:52:52.290
روز جمعه در ماسوليه

00:52:52.583 --> 00:52:53.665
بله اونجا بودم

00:52:53.833 --> 00:52:56.373
من نيمه شب اومدم، تو تازه رفته بودي

00:52:56.541 --> 00:52:57.998
درست مثل سيندرلا

00:52:58.166 --> 00:53:00.665
هيجان زده شدي درسته ؟

00:53:01.041 --> 00:53:02.415
زيباست نه ؟

00:53:06.333 --> 00:53:08.040
ميخواي همه من رو ببيني ؟

00:53:11.291 --> 00:53:12.623
... خيلي

00:53:13.416 --> 00:53:16.040
تعارف کردن از ضرورياته

00:53:16.208 --> 00:53:18.123
بيا من کار زياد دارم

00:53:18.499 --> 00:53:21.248
ميتونيم همديگه رو درجايي آرامتر ملاقات کنيم

00:53:21.958 --> 00:53:23.957
خوبه خوشحال ميشم

00:53:25.708 --> 00:53:26.957
چرا امشب نه ؟

00:53:27.124 --> 00:53:29.082
امشب ؟ چرا که نه

00:53:29.749 --> 00:53:33.373
چرا کاراي احمقانه امروز رو براي فردا نندازيم

00:53:33.708 --> 00:53:35.373
امشب ميبنمت

00:53:43.208 --> 00:53:45.207
درست مثل قبل باشين دخترا

00:53:46.583 --> 00:53:48.332
فراموش نکنين سرتون بالا باشه

00:53:48.499 --> 00:53:50.373
... اينطوري، کلاهت

00:53:50.666 --> 00:53:52.790
عاليه، دوست داشتني شدي

00:55:31.249 --> 00:55:33.582
مادر ايشون " مونيک مونفراند " هستند

00:55:33.791 --> 00:55:34.915
مادرم

00:55:42.499 --> 00:55:44.332
جمعه ميبينمت

00:55:44.499 --> 00:55:47.665
نه، جورج برميگرده، برات نامه مينويسم

00:55:55.624 --> 00:55:57.790
خب مادر، اعتراضت رو ميشنوم

00:55:58.499 --> 00:56:00.373
اعتراضي نيست، برعکس

00:56:00.541 --> 00:56:03.873
متعجب هم شدم که خونه چقدر خوب شده

00:56:05.583 --> 00:56:06.707
دوست داشتني

00:56:07.083 --> 00:56:08.415
کاملا دوست داشتني

00:56:12.708 --> 00:56:14.707
تو براي موريل نامه نوشتي ؟

00:56:15.583 --> 00:56:16.915
بله و نه

00:56:18.458 --> 00:56:19.582
... اين

00:56:20.499 --> 00:56:21.623
بيا بخونش

00:56:21.791 --> 00:56:24.290
تو برنده شدي، فقط شش ماه زمان برد

00:56:24.458 --> 00:56:25.998
بخونش

00:56:30.749 --> 00:56:34.540
موريل عزيز . من بايد تنها زندگي کنم "

00:56:34.708 --> 00:56:37.373
من تا مدتي به انگليس برنميگردم

00:56:37.583 --> 00:56:40.040
در اروپا سفر ميکنم. نقاش ها رو ميبينم

00:56:40.208 --> 00:56:43.123
دربارشون مينويسم، ترجمه ميکنم

00:56:43.541 --> 00:56:46.873
بايد بدون همسر و بچه زندگي کنم

00:56:47.208 --> 00:56:48.707
اين کار باعث راحت شدن تو ميشه

00:56:48.874 --> 00:56:50.665
من چند تا دوست زن دارم

00:56:50.833 --> 00:56:52.915
ولي نبايد ازدواج کنم

00:56:53.083 --> 00:56:57.873
من ميتونم بدون خواهرانم زندگي کنم
اونا هيچوقت جايگزين يا فراموش نخواهند شد

00:56:58.124 --> 00:57:00.373
بعضي وقت ها براي هم نامه مينويسيم

00:57:00.541 --> 00:57:03.373
ولي به خاطر خودت هم که شده بايد با هم خداحافظي کنيم

00:57:03.541 --> 00:57:05.040
" برادرت کلود

00:58:28.208 --> 00:58:31.123
ولي ازم نخواه خواهرت باشم

00:58:42.958 --> 00:58:45.748
دوستان زن

00:59:18.083 --> 00:59:19.790
کلود عزيز

00:59:20.249 --> 00:59:23.373
جواب تو نه است. ولي جواب من بله است

00:59:23.708 --> 00:59:26.748
ما جامون رو عوض مي‌کنيم، درست مثل صندلي هاي موسيقي

00:59:26.916 --> 00:59:30.373
تو ديگه نميخواي من دوستت داشته باشم

00:59:31.833 --> 00:59:35.207
اگر مي‌آمدي، ميديدي من چقدر دوستت دارم

00:59:35.583 --> 00:59:37.540
درست مثل " آن " و مادر

00:59:37.708 --> 00:59:40.332
اونا تلاش ميکنن تو رو تحت تاثير قرار بدن

00:59:41.333 --> 00:59:44.915
اگر مي‌آمدي، عشق من دوباره به تو جريان مي‌يافت

00:59:45.749 --> 00:59:47.582
تو نبايد بياي

00:59:51.291 --> 00:59:55.290
اگر روزي آغوشت را براي کسي باز کني

00:59:56.166 --> 00:59:58.623
من با عجله و لررزان سمت تو مي‌آمدم

00:59:59.749 --> 01:00:01.415
اينطوري نبايد ميشد

01:00:02.541 --> 01:00:05.082
کلود هرگز فکر نمي‌کردم منو برنجوني

01:00:05.958 --> 01:00:08.582
همين که زماني مرا دوست داشتي کافي است

01:00:09.624 --> 01:00:13.290
" به روي تخت ميفتم، گريه ميکنم و اسم تو رو ميگم

01:00:15.291 --> 01:00:18.873
موريل نامه را نفرستاد. نه آن يکي و نه نامه هاي ديگري که بعدا نوشت

01:00:26.499 --> 01:00:29.832
آيا کلود زماني که عشق‌مون رو نابود کرد، ناراحت شد ؟

01:00:31.291 --> 01:00:34.123
آيا مردها هميشه زن ها رو مجبور به بدست آوردن ميکنن

01:00:34.291 --> 01:00:36.498
و بعد ميگن نه مرسي ؟

01:01:22.666 --> 01:01:24.332
من خواهرت هستم :

01:02:03.874 --> 01:02:05.873
هنوز هم دعا ميکنم

01:02:08.124 --> 01:02:09.915
کلود براي پاکدامني‌ات دعا ميکنم

01:02:10.458 --> 01:02:12.582
افکار تو درمورد زنان تغيير خواهد کرد

01:02:15.291 --> 01:02:18.998
اگه کس ديگري را دوست داري، درست ميشه

01:02:21.583 --> 01:02:23.707
عشق زندگي را پيچيده نمي‌کند

01:02:23.874 --> 01:02:26.207
ولي بلاتکليفي عشق

01:02:28.249 --> 01:02:30.123
من نااميد شدم

01:02:30.333 --> 01:02:33.707
فقط ميدونم که بايد ادامه بدم، اين کار ضروريه

01:02:33.874 --> 01:02:36.540
بايد ادامه بدم

01:02:45.499 --> 01:02:48.707
زندگي از قطعاتي ساخته شده که متناسب با هم نيستند

01:04:06.708 --> 01:04:08.998
يا تمام کلود را ميخوام يا هيچي

01:04:10.374 --> 01:04:14.082
اگر ممکن نيست، بگذار مانند مرگ باشد

01:05:25.249 --> 01:05:27.332
اين جواب موريله

01:05:28.916 --> 01:05:31.082
بخونش، ميخوام نظرت رو بدونم

01:05:33.041 --> 01:05:35.790
کلود عزيز، خوشحالم که برام نامه نوشتي "

01:05:35.958 --> 01:05:39.582
بدين ترتيب يک سوتفاهم و يک وضعيت نادرست خاتمه يافت

01:05:39.999 --> 01:05:43.248
بهتر است که فورا از ازدواج خودداري کنيم

01:05:43.749 --> 01:05:46.665
آن و من براي هميشه دوستت خواهيم بود

01:05:46.833 --> 01:05:48.457
باغچه هنوز هم باشکوه است

01:05:48.624 --> 01:05:52.832
ما ميريم لندن تا نمايش هاي جديدي را ببينيم

01:05:53.041 --> 01:05:56.207
با احترام فراوان از طرف مادرم
" خواهر تو موريل

01:05:57.624 --> 01:05:59.207
يک نامه عالي

01:05:59.374 --> 01:06:01.832
ميدونستم دختر معقوليه

01:06:02.166 --> 01:06:04.290
مطمئن شدي ؟ خوشحالي ؟

01:06:05.374 --> 01:06:06.957
خوشحال نيستي ؟

01:06:07.166 --> 01:06:08.332
چرا  چرا

01:06:10.874 --> 01:06:12.790
اينو امانت گرفتي ؟

01:06:13.791 --> 01:06:15.332
بله دو تا

01:06:15.541 --> 01:06:18.665
!ولي اين يکي برميگرده به گالري

01:06:37.999 --> 01:06:39.123
... زمان مي‌گذرد

01:06:39.291 --> 01:06:44.790
کلود هنوز يک نويسنده نشده است  ولي مقاله هايي درباره هنر نوشت

01:06:45.083 --> 01:06:47.373
مادرش از کارهاي او چشم پوشي ميکرد

01:06:47.541 --> 01:06:50.707
!زنان زيادي، بسيار تهديد آميزتر از يک زن بودند

01:06:51.041 --> 01:06:52.665
کلود خواهرانش را فراموش کرد

01:06:53.166 --> 01:06:55.915
در " ولز " موريل به آرامي بهبود مي‌يافت

01:06:56.083 --> 01:06:58.332
بسياري از اوقات او به خواب ميرفت و ميگفت

01:06:58.499 --> 01:07:01.040
" امروز درباره کلود فکر نکردم "

01:07:29.416 --> 01:07:31.873
ميدونستي " آن براون " تو پاريسه ؟

01:07:32.374 --> 01:07:34.248
مادرش برام نوشته بود

01:07:34.958 --> 01:07:36.665
بهم نگفتي

01:07:36.999 --> 01:07:39.248
اين بخشي از قرارمون بود

01:07:39.416 --> 01:07:41.165
ولي اين " آنه " نه موريل

01:07:41.333 --> 01:07:43.040
فرقي نداره

01:07:43.583 --> 01:07:44.790
يه يادداشت براش مينويسم

01:07:44.958 --> 01:07:47.623
بجاي نوشتن برو باهاش صحبت کن

01:07:48.083 --> 01:07:49.665
تو چيکار ميکني ؟

01:07:49.833 --> 01:07:52.540
ميرم اين کتابا رو عوض کنم

01:07:52.708 --> 01:07:54.498
فردا ميبينمت

01:07:55.208 --> 01:07:56.373
ناراحت نيستي ؟

01:07:56.541 --> 01:07:58.207
نه نيستم

01:07:58.624 --> 01:07:59.832
تا فردا

01:08:07.833 --> 01:08:09.498
خيلي وقته برگشتي پاريس ؟

01:08:09.666 --> 01:08:10.873
از ژانويه

01:08:11.041 --> 01:08:12.998
درست وقتي رسيدم

01:08:15.416 --> 01:08:17.457
من چي ؟ تغييري کردم ؟

01:08:18.083 --> 01:08:21.123
جدي تر شدي. ولي خوب به نظر ميرسي

01:08:26.499 --> 01:08:28.915
نميخواي خبري از کسي بشنوي ؟

01:08:29.791 --> 01:08:32.123
به ... حالش چطوره ؟

01:08:33.499 --> 01:08:35.790
مريض شده بود، چشماش

01:08:37.791 --> 01:08:41.332
ولي از چيزهاي ديگه بيشتر رنج برده

01:08:42.124 --> 01:08:43.540
ميفهمم

01:08:43.791 --> 01:08:45.040
و حالا ؟

01:08:45.208 --> 01:08:47.832
بهتر شده، با بچه ها کار ميکنه

01:08:48.208 --> 01:08:50.540
يکشنبه ها درس ميده

01:08:51.166 --> 01:08:54.998
راستش، نميتونم بيشتر دربارش بهت بگم

01:08:56.249 --> 01:08:59.332
ديگه بهم اعتماد نداره و من بابتش متاسفم

01:09:07.416 --> 01:09:10.623
دو کلمه هست که ديگه تو خونه‌مون گفته نميشه

01:09:11.916 --> 01:09:14.540
" کلود " و " پاريس "

01:09:16.166 --> 01:09:18.415
آن در حال تبديل شدن به يک مجسمه ساز ميشد

01:09:18.583 --> 01:09:20.332
يک آتليه در پاريس داشت

01:09:20.499 --> 01:09:25.207
حالا مطمئن شده بود که موريل و کلود هرگز به هم نميرسن

01:09:25.416 --> 01:09:27.457
با اين حال خود آنها خيلي به هم نزديک مي شدند

01:09:27.541 --> 01:09:29.623
آن ديگه زير سايه موريل نبود

01:09:29.791 --> 01:09:33.207
حالا همان دختري شده بود که کلود اولين بار او را ديده بود

01:09:33.374 --> 01:09:36.582
آن بخاطر خودش آنجا بود و کلود اينطوري ميپسنديد

01:09:36.999 --> 01:09:39.998
آنها اغلب براي ديدن مسجمه بالزاک اثر رودين به موزه مي‌رفتند

01:09:40.083 --> 01:09:42.623
اين هنرمندي دستوري دريافت کرد که مجسمه را بسازد

01:09:42.791 --> 01:09:45.207
ولي بعدا با عصبانيت رد شد

01:09:45.749 --> 01:09:48.332
کلود بسياري از اوقات به آتليه آن ميرفت

01:09:48.708 --> 01:09:52.040
او را تشويق ميکرد. در کارش به او قوت قلب ميداد

01:09:57.083 --> 01:10:00.207
کلود مخصوصا امروز " آن " را زيبا يافت

01:10:03.166 --> 01:10:05.915
او ضربان قلب آن را مانند خود يافت

01:10:06.333 --> 01:10:08.998
موريل ديگر مانعي نبود

01:10:16.541 --> 01:10:18.748
فکري ديوانه وار به او هجوم آورد، سينه آن را لمس کند

01:10:18.916 --> 01:10:20.540
چرا تلاش نمي‌کند ؟

01:10:28.541 --> 01:10:31.707
ايا آن مي‌ترسد يا او را پس ميزند ؟

01:11:13.541 --> 01:11:15.582
نه کلود صبر کن

01:11:15.958 --> 01:11:17.165
گوش کن

01:11:17.333 --> 01:11:20.373
آن از کلود دور شد تا توضيح بدهد

01:11:21.624 --> 01:11:25.790
يه نفر هميشه او را تحت الشعاع قرار ميداد، او را وادار به سکوت مي‌کرد

01:11:26.124 --> 01:11:27.332
موريل

01:11:27.666 --> 01:11:30.040
آن کلود را به موريل معرفي کرده بود

01:11:30.208 --> 01:11:33.123
براي لذت بردن، تا ببيند افکارشان با هم يکسان است

01:11:33.333 --> 01:11:36.082
از ازدواج آنها تصويري بسازد، درحاليکه خود کنار ميرفت

01:11:36.249 --> 01:11:38.457
پاکدامن است ؟ خير او واقع گراست

01:11:38.624 --> 01:11:40.582
بهش حسودي ميکني ؟

01:11:41.249 --> 01:11:43.332
بعضي وقت ها، ولي نه هميشه

01:11:43.874 --> 01:11:46.332
وقتي با هم تنيس بازي مي‌کردين

01:11:46.499 --> 01:11:48.290
يک زوج کامل بودين

01:11:48.458 --> 01:11:49.915
ولي نشديم

01:12:19.749 --> 01:12:21.998
هيچ مردي آن را لمس نکرده بود، حالا براي کلود شده بود

01:12:22.166 --> 01:12:25.498
او اولين نفر بود، ولي نه در آن آتليه، نه در پاريس

01:12:25.833 --> 01:12:26.957
از آنجا رفتند

01:12:27.041 --> 01:12:30.373
کلود کلبه اي را در درياچه‌اي در سوئيس کرايه کرده بود

01:12:30.666 --> 01:12:34.332
براي يک هفته به آنجا مي‌رفتند
سعي مي‌کردند به هم نزديک شوند

01:12:34.499 --> 01:12:36.915
آنها در عشق مصمم تر شده بودند

01:12:37.041 --> 01:12:40.123
به کلبه رسيدند و نقشه‌اي کشيدند که در يک جمله خلاصه ميشد

01:12:40.333 --> 01:12:42.332
" ما براي الان زندگي مي‌کنيم و بعدا درمورد برچسب ها نگران خواهيم شد "
 ( برچسب ها : حرف هاي مردم )

01:12:50.037 --> 01:13:10.704
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:14:01.499 --> 01:14:03.790
فردا بايد بريم کبريت بخريم

01:14:05.541 --> 01:14:07.748
يه غذاي گرم هم بخوريم

01:14:08.416 --> 01:14:10.748
صبر کن يه لحظه

01:14:27.749 --> 01:14:30.165
شب اول آن کلود را کنار زد

01:14:30.333 --> 01:14:32.707
او از پتو به عنوان پرده استفاده کرد

01:14:32.874 --> 01:14:35.582
کلود در سمت خودش لباس هايش را در آورد

01:14:35.749 --> 01:14:37.832
جزيره قشنگيه، مگه نه ؟

01:14:38.208 --> 01:14:40.832
مطمئنم پيرزنه به ما ميفروشتش

01:14:41.166 --> 01:14:43.290
نميدونم چقدر ميخواد به ما بفروشه

01:14:46.208 --> 01:14:47.748
دراز کشيدي ؟

01:14:48.249 --> 01:14:49.707
ميشه بيام ؟

01:14:50.833 --> 01:14:52.415
جواب نميدي

01:14:53.208 --> 01:14:54.498
خوابيدي ؟

01:15:45.708 --> 01:15:47.415
بله خيلي قشنگه

01:15:49.708 --> 01:15:51.248
بهم بگو ببينم آن

01:15:51.541 --> 01:15:54.582
تابحال شده يه مرد رو بخواي ؟

01:15:56.416 --> 01:15:59.290
يکي بود تابستون سال پيش، خيلي خوش قيافه بود

01:15:59.708 --> 01:16:01.915
صورتش کاملا متقارن بود

01:16:02.499 --> 01:16:04.165
خوابش رو ديدم

01:16:04.666 --> 01:16:06.915
خواب ديدم منو ميبوسه

01:16:07.083 --> 01:16:08.957
ميدونستم، مطمئن بودم

01:16:09.749 --> 01:16:12.207
حس کنجکاوي بزرگي در مورد مردها داري

01:16:12.374 --> 01:16:14.582
يک کنجکاوي الهي

01:16:15.416 --> 01:16:18.165
که باعث ميشه دلباختگان زيادي داشته باشي

01:16:19.166 --> 01:16:20.373
اينطور فکر ميکني ؟

01:16:21.124 --> 01:16:22.623
نميدونم

01:16:23.583 --> 01:16:26.123
من فقط به کارم اهميت ميدم

01:16:26.791 --> 01:16:29.332
من مجسمه ميسازم، نه بچه

01:16:34.124 --> 01:16:36.832
شب دوم : بوسه هاي بيشتر

01:16:36.999 --> 01:16:40.207
کلود آيا کلمه " دوست پسر " معناي بدي در فرانسوي داره ؟

01:16:41.874 --> 01:16:43.332
نه فقط محاوره‌ايه

01:16:43.499 --> 01:16:46.915
به معناي دوست. ولي با حرارت‌تر و صميمي تر

01:16:47.124 --> 01:16:49.540
پس من دوست پسر تو هستم ؟

01:16:51.666 --> 01:16:54.165
گاهي اوقات، ولي چيزي بيشتر از اونه

01:17:02.749 --> 01:17:06.915
دوست پسر ها از صميم قلب برو لب بوسه نميزنند

01:17:21.166 --> 01:17:24.207
از " باکره بودن "  خسته شدم ولي ميترسم

01:17:25.499 --> 01:17:26.623
ترس ؟

01:17:28.791 --> 01:17:31.082
اگه ميترسي پس صبر مي‌کنيم

01:17:32.333 --> 01:17:34.248
ناراحت نميشي ؟

01:17:37.166 --> 01:17:39.248
خوشحالم که زمان زيادي داريم

01:17:55.708 --> 01:17:56.998
چيزي نميگي ؟

01:17:58.958 --> 01:18:00.665
بهت گوش ميدم

01:18:00.958 --> 01:18:02.498
نگاهت ميکنم

01:18:05.374 --> 01:18:07.248
خوشحالم که اينجايي

01:18:21.291 --> 01:18:23.540
شب سوم، آن خيلي مشغول به نظر مي‌رسيد

01:18:23.708 --> 01:18:25.915
چيکار ميکني ؟

01:18:26.416 --> 01:18:27.832
تصميمم رو گرفتم

01:18:30.041 --> 01:18:31.998
امشب بدون پرده

01:18:36.708 --> 01:18:38.040
بدون لباس

01:18:45.041 --> 01:18:46.290
بدون دامن

01:18:48.499 --> 01:18:50.207
آن چي شده ؟

01:18:51.874 --> 01:18:53.748
لباس زير " آن " باورنکردني بود

01:18:53.958 --> 01:18:57.498
لباسش به مانند يک چاقوي تيز بود
فلانل پشمي قرمز شبيه به نظامي ها

01:18:57.916 --> 01:19:01.665
به آساني لباس‌هايش را کند و عريان به استقبال کلود رفت

01:19:31.208 --> 01:19:32.665
حالا کلود

01:19:33.458 --> 01:19:35.040
الان ديگه حاضرم

01:19:36.124 --> 01:19:37.123
مطمئني؟

01:19:37.208 --> 01:19:38.540
بله مطمئنم

01:19:39.041 --> 01:19:40.582
ديگه نميترسي ؟

01:20:16.708 --> 01:20:18.123
... من مجبور بودم

01:20:19.583 --> 01:20:21.123
خوشحالم

01:20:21.791 --> 01:20:24.165
چون تو منو خواستي

01:20:25.333 --> 01:20:27.748
ولي اين هنوز خواسته ما نيست

01:20:32.291 --> 01:20:34.415
انگار که تو تنها بودي

01:20:44.958 --> 01:20:47.707
يک هفته به اتمام رسيد، کلود ميخواست بماند

01:20:47.874 --> 01:20:50.998
" آن مخالف بود " حالا من زندگي رو متفاوت مي‌بينم

01:20:51.208 --> 01:20:54.540
ديگه ميتونم زندگي کردن رو خودم ياد بگيرم ولي فقط به تو عشق مي‌ورزم

01:21:07.708 --> 01:21:11.165
او به سمت خانه‌ در انگلستان مي‌رفت
کلود تنها به پاريس باز مي‌گشت

01:21:11.333 --> 01:21:13.915
آن آخرين وداع را با او کرد

01:21:14.083 --> 01:21:16.207
آنها آزاد بودند و اين معناي خوبي داشت

01:21:38.374 --> 01:21:39.998
موسيو کلود نامه دارين

01:21:40.166 --> 01:21:41.332
ممنون مادام

01:21:41.499 --> 01:21:42.998
حالا همينجا زندگي مي‌کنيد ؟

01:21:43.166 --> 01:21:44.623
براي يه مدتي

01:21:59.124 --> 01:22:02.665
کلود عزيز من ديروز رسيدم خونه "

01:22:02.833 --> 01:22:05.582
اين چند تا عکس از اتاق‌مونه

01:22:05.874 --> 01:22:07.748
مادر و موريل در خواب بودند

01:22:07.958 --> 01:22:09.290
گريه کردم

01:22:09.499 --> 01:22:11.707
تو خيلي بيشتر از مجسمه هاي من واقعي هستي

01:22:12.208 --> 01:22:14.082
احساس کردم ديروز منو بوسيدي

01:22:14.374 --> 01:22:16.082
چهارشنبه بعد از ظهر ساعت چهار

01:22:16.249 --> 01:22:18.082
اون موقع به من فکر مي‌کردي ؟

01:22:18.708 --> 01:22:22.623
وقتي به آينه نگاه مي‌کنم با خودم ميگم
ايکاش چيزهاي بيشتر بهت ميدادم

01:22:22.791 --> 01:22:25.498
موريل ميدونه من تو رو ديدم، فقط همين

01:22:25.958 --> 01:22:29.082
ميدونم که زن هاي ديگه اي باهات هستند
ولي من حسود نيستم

01:22:33.291 --> 01:22:35.582
سه ماه بعد آن به پاريس بازگشت

01:22:35.749 --> 01:22:38.915
روي پله ها بود که کلود فهميد او را بيشتر از قبل مي‌خواهد

01:22:56.541 --> 01:22:59.957
آن تغيير کرده بود. حالت " نيمه-بچه گانه " او تغيير کرده بود

01:23:00.124 --> 01:23:01.790
يک زن شده بود

01:23:01.958 --> 01:23:03.582
صبحانه خوردي ؟

01:23:03.749 --> 01:23:06.248
نه فکر کردم که با تو بخورم

01:23:06.583 --> 01:23:08.498
ولي من هيچي ندارم

01:23:08.666 --> 01:23:11.290
چشمان‌شان با هم تلاقي کرد  چشمان آن حالا با جرئت شده بود

01:23:12.124 --> 01:23:14.957
عشق بازي آنها براي هردو تازه بود

01:23:15.124 --> 01:23:18.082
آن حالا متوجه شده بود چطوري از بدنش استفاده کند

01:23:18.708 --> 01:23:20.248
چقدر عجيبه

01:23:22.249 --> 01:23:23.332
چي ؟

01:23:23.791 --> 01:23:25.582
که کسي رو اينقدر دوست داشته باشي

01:23:25.958 --> 01:23:29.832
کلود تازه متوجه شد که سه سال قبل بود که " آن " را ميخواست

01:23:32.791 --> 01:23:34.623
تو صبحانه مني

01:24:40.666 --> 01:24:43.540
کلود من خيلي خوشحالم

01:24:44.916 --> 01:24:46.832
من بايد عشاق زيادي داشته باشم

01:24:46.999 --> 01:24:49.332
بهت اجازه ميدم باز هم اون کارو بکني

01:24:52.333 --> 01:24:54.248
تا جاييکه ميتوني عاشقم باش

01:25:19.166 --> 01:25:22.790
خوشحالي  را نمي‌توان بر زبان آورد
اما غم را مي‌پوشاند. بدون توجه

01:25:23.083 --> 01:25:26.082
در يک جمع عمومي بود که کلود " آن " را بازيابي کرد

01:25:26.249 --> 01:25:28.748
بهتر لباس پوشيده بود، باهوشتر شده بود

01:25:28.916 --> 01:25:32.332
آنها به هم عشق مي‌ورزيدند، آن هنوز هم باکره به نظر مي‌رسيد

01:25:44.041 --> 01:25:46.748
آن نظريه کلود درمورد عشق آزاد را قبول کرده بود
 ( داشتن رابطه بدون ازدواج کردن :  free love )

01:25:46.916 --> 01:25:49.957
آن پيشنهادهاي ديگري هم داشت

01:25:50.124 --> 01:25:51.915
اما همه را رد مي‌کرد

01:26:08.416 --> 01:26:12.873
ديورکا " ي تنومند، از نژاد اسلاو "
آن " را در نظر گرفته بود. او کتاب چاپ کرد "

01:26:13.083 --> 01:26:15.540
تقريبا خوش‌قيافه، چشم هاي جذابي داشت

01:26:15.666 --> 01:26:17.540
از آن خوشش آمده بود، او را مي‌خواست

01:26:17.833 --> 01:26:18.832
کلود فکر مي‌کرد

01:26:18.999 --> 01:26:20.998
" اگه آن او را دوست داشت، آزاد بود "

01:26:21.249 --> 01:26:23.332
من منظور شما رو درست  متوجه نميشم، ولي حدس ميزنم

01:26:23.416 --> 01:26:26.457
کلود وقتي "آن" اين جمله را گفت ديد که چه منظوري داشت

01:26:26.541 --> 01:26:28.957
" من هميشه کمي ديرتر موفق ميشوم "

01:27:00.958 --> 01:27:03.248
کلود بقيه روز را گذراند، شب شد

01:27:03.416 --> 01:27:04.915
صبح روز بعد

01:27:37.249 --> 01:27:39.873
کلود، بايد باهات صحبت کنم

01:27:41.333 --> 01:27:43.373
دنبالم بيا

01:27:51.208 --> 01:27:52.498
گوش ميدم

01:27:52.666 --> 01:27:53.915
خودت ميدوني

01:27:54.083 --> 01:27:55.082
ديورکا

01:27:55.791 --> 01:27:57.873
وقتي در زدم اينجا بود

01:28:00.791 --> 01:28:02.082
دوسش داري ؟

01:28:02.249 --> 01:28:03.623
هنوز نميدونم

01:28:03.791 --> 01:28:05.790
اون تو رو دوست داره ؟

01:28:07.583 --> 01:28:11.082
اومد منو ببينه. کارم رو ديد

01:28:12.041 --> 01:28:14.248
نظرات سنجيده اي گفت

01:28:14.666 --> 01:28:16.373
بيرون نرفت

01:28:16.624 --> 01:28:18.790
... تا امروز صبح ما

01:28:22.166 --> 01:28:23.790
اين تو رو اذيت ميکنه ؟

01:28:24.541 --> 01:28:25.915
ناراحت شدي ؟

01:28:29.333 --> 01:28:30.873
... من فکر کردم تو

01:28:31.041 --> 01:28:33.207
درسته، ولي من هنوز هم شوکه شدم

01:28:34.208 --> 01:28:36.957
به هر حال، من قبول دارم. حق با توعه

01:28:38.833 --> 01:28:42.040
ديورکا ميگفت به مدت يک سال تنها بوده

01:28:42.249 --> 01:28:44.498
من همچين چيزي نميخواستم، من هنوز هم دوسش ندارم

01:28:44.666 --> 01:28:45.790
... بعدش اون خواست

01:28:45.958 --> 01:28:48.457
ديورکا آدم خوبيه

01:28:49.291 --> 01:28:51.457
تو هم اينطور فکر ميکني ؟

01:28:54.374 --> 01:28:57.582
اون ميخواست منو با خودش به ايران ببره

01:28:58.791 --> 01:29:00.457
فکر کنم بگم نه

01:29:02.416 --> 01:29:03.873
ايران بي نظيره

01:29:04.041 --> 01:29:06.540
آن، فقط خواسته تو مهمه

01:29:07.249 --> 01:29:09.707
بايد ديورکا رو ببيني، باهاش بري

01:29:10.208 --> 01:29:12.748
فکر ميکنم شما بايد مدتي رو با هم تنها باشين

01:29:12.916 --> 01:29:14.957
من نبايد ببينمت

01:29:15.999 --> 01:29:17.498
درسته کلود

01:29:27.958 --> 01:29:30.540
حالا آن دو عاشق منطقي داشت. کلود و ديورکا

01:29:30.708 --> 01:29:33.582
هردوي آنها هم ميدانستند آن اين موضوع را پنهان نکرد

01:29:33.749 --> 01:29:36.457
دو عاشق تحمل مي‌کردند. آن پيشرفت کرده بود

01:29:42.624 --> 01:29:45.790
قبل از سفر به ايران، وداع آنها تمام شب طول کشيد

01:29:53.166 --> 01:29:56.123
کلود عزيز، تو ايران را دوست خواهي داشت "

01:29:57.041 --> 01:29:58.707
تو زندگي من بودي

01:29:59.166 --> 01:30:03.040
فقط به يک دليل دلم برات تنگ شده بود. نميتونم بگم کدومش

01:30:03.499 --> 01:30:05.290
توي نامت گفتي

01:30:05.458 --> 01:30:07.832
از عشق نترس " قبول کردم "

01:30:07.999 --> 01:30:12.457
عموم به همسرش ميگفت از دريازدگي نبايد بترسه
اون بيشتر اوقات دريازده بود

01:30:13.291 --> 01:30:15.165
الان با موريل خونه ام

01:30:15.333 --> 01:30:18.082
تا سه ماه ديگه ميام پاريس. آن

01:31:55.083 --> 01:31:57.332
کلود خط موريل را شناخت

01:31:57.499 --> 01:32:00.415
او مي‌ترسيد نامه هايش را برگرداند

01:32:00.583 --> 01:32:03.373
درعوض اين جزيي از خاطرات اوست

01:32:03.541 --> 01:32:07.623
احتمالا محرمانه ترين اعترافي که تابحال خوانده بود

01:32:12.874 --> 01:32:15.457
کلود عزيز، ما هرگز همديگر را نخواهيم ديد "

01:32:15.624 --> 01:32:17.373
و مطمئنا اين بهترين کاره

01:32:17.541 --> 01:32:19.540
ولي تو نبايد باور کني من باکره ام

01:32:19.708 --> 01:32:22.415
چيز ترسناکي هست که بايد بهت بگم

01:32:22.583 --> 01:32:26.498
اعتراف من رو بخون، ميفهمي که ما مثل هميم

01:32:28.208 --> 01:32:30.040
اينا رو از روي يک مقاله خوندم

01:32:30.166 --> 01:32:33.165
که من از بچگي عادت هاي ناخوشايندي داشتم

01:32:33.333 --> 01:32:36.832
بدن و مغزم ضعيف شده بود. از خودم سواستفاده کردم

01:32:37.166 --> 01:32:41.207
حالا ميدونم که ديگه يک زن عفيف نيستم

01:32:41.458 --> 01:32:43.873
وظيفه دونستم بهت اعتراف کنم

01:32:44.041 --> 01:32:47.123
.هيچ شرمي مانع من نخواهد شد ، من هميني‌ام که هستم

01:32:47.333 --> 01:32:51.707
اگر گمان مي‌کردي که من دست نخورده ام، در اشتباه بودي

01:32:52.083 --> 01:32:53.082
هشت سالم بود

01:32:53.166 --> 01:32:56.457
دختري به اسم کلاريس در کلاسمون نفر اول بود. من نفر دوم

01:32:56.833 --> 01:33:01.123
او مانند يک فرشته بدجنس به نظر مي‌رسيد، بهش گفتم ميخوام مثل اون بشم

01:33:01.874 --> 01:33:04.790
خانواده‌اش يک هفته اي رو با ما بودن

01:33:05.958 --> 01:33:07.707
کلاريس با من مي‌خوابيد

01:33:07.874 --> 01:33:09.998
به جاي " آن " که رفته بود

01:33:10.416 --> 01:33:14.832
.موقع خواب، او برهنه شد و گفت که من هم بايد بشم

01:33:15.499 --> 01:33:17.498
بعد منو در آغوش گرفت

01:33:18.416 --> 01:33:20.498
من خودم رو در اختيارش گذاشتم

01:33:20.833 --> 01:33:23.040
دو دختر کوچک تمام شب در آغوش هم بودند

01:33:23.208 --> 01:33:25.082
يکيشون آگاه و ديگري مطيع او

01:33:25.708 --> 01:33:30.290
کلاريس به من ياد داد بخش هاي خاصي از بدنم رو لمس کنم
بويژه يکي

01:33:31.041 --> 01:33:34.582
متقاعدم کرد که درباره رازمون با هيچکس صحبت نکنم

01:33:34.916 --> 01:33:38.832
وقتي او رفت، گاهي اوقات خودم تنهايي اين کار رو مي‌کردم

01:33:39.208 --> 01:33:41.790
من اون بخش از بدنم رو نمي‌فهميدم

01:33:41.958 --> 01:33:45.332
فقط ميدونستم که چيز شخصيه و نبايد کسي ببينه

01:33:45.499 --> 01:33:47.665
لازم نبود چيزي بگم

01:33:48.374 --> 01:33:51.623
عادتي که فکر مي‌کردم منو رها کرده بود، دوباره بازگشت

01:33:51.874 --> 01:33:55.165
دوباره انجام دادم، عصباني بودم
نميتونستم متوقفش کنم

01:33:55.624 --> 01:33:58.207
در يکشنبه گرمي در هفده سالگي بودم

01:33:58.374 --> 01:34:02.123
در مزرعه‌اي دراز کشيدم و به آسمان خيره شدم

01:34:02.541 --> 01:34:05.540
دوباره انجام دادم، يک نيروي ناشناس وادار به اين کار کرد

01:34:05.791 --> 01:34:07.707
بعضي وقت ها فکر ميکنم اين کار

01:34:07.874 --> 01:34:11.290
راهيه تا بتونم به خواب برم و پاهاي سردم رو گرم کنم

01:34:11.458 --> 01:34:13.998
اما از اين که برده باشم متنفر بودم

01:34:14.499 --> 01:34:17.040
باهاش مبارزه کردم، دستام رو بستم

01:34:17.208 --> 01:34:19.665
صورتم رو مخفي کردم، به خدا التماس مي‌کردم

01:34:19.958 --> 01:34:22.040
اگر نميتونستم بخوابم

01:34:22.208 --> 01:34:23.998
يا به چيز ديگه‌اي فکر مي‌کردم

01:34:24.166 --> 01:34:27.415
.دوباره مشغول ميشدم، بعد خودم رو از دعا کردن منع مي‌کردم

01:34:28.291 --> 01:34:31.498
اينجا يه کپي از نامه‌اي از آمريکاست

01:34:31.958 --> 01:34:33.123
که بهم کمک کرد

01:34:33.749 --> 01:34:35.165
دوست جوان من "

01:34:35.333 --> 01:34:37.790
درخواست شما دلسوزي من را برانگيخت

01:34:37.958 --> 01:34:41.623
من موقعيت شما رو درک مي‌کنم و هيچ مخالفتي ندارم

01:34:41.791 --> 01:34:44.415
برعکس صراحت شما رو تحسين مي‌کنم

01:34:45.333 --> 01:34:47.665
اگر بهش گرفتار شدي، با خودت بگو

01:34:47.833 --> 01:34:49.623
که اين تو نبودي

01:34:49.791 --> 01:34:51.415
از اين عمل متنفر باش

01:34:51.583 --> 01:34:53.873
بعد از رختخواب بيرون بيا

01:34:54.041 --> 01:34:56.207
و يک دوش سرد بگير

01:34:56.374 --> 01:34:59.165
وقتت رو با سرزنش کردن تلف نکن

01:34:59.333 --> 01:35:02.207
زندگي فعالي داشته باش، به ديگران کمک کن

01:35:02.374 --> 01:35:07.790
عاليرغم اينکه خودت اين عمل رو آموختي، متوقف ميشه

01:35:08.583 --> 01:35:09.582
" با بهترين آرزوها

01:35:25.833 --> 01:35:29.582
اعتراف موريل موجب کنجکاوي بيشتر کلود شد، تا برانگيخته شدن احساسات

01:35:29.791 --> 01:35:32.290
کلود گمان کرد اين خاطرات قابل فروش باشد

01:35:32.541 --> 01:35:37.373
او ميخواست به عنوان ناشناس آن را در چاپ محدود منتشر کند

01:35:37.624 --> 01:35:40.665
موريل رد کرد، و نگفت که چقدر از کار کلود ناراحت مي‌شود

01:35:40.833 --> 01:35:42.623
من از خودم سواستفاده کردم "

01:35:43.166 --> 01:35:45.457
حالا ميدانم که

01:35:45.999 --> 01:35:48.707
ديگه يک زن عفيف نيستم

01:35:51.666 --> 01:35:54.332
وظيفه دونستم بهت اعتراف کنم

01:35:54.833 --> 01:35:56.915
هيچ شرمي مانع من نخواهد شد

01:35:59.249 --> 01:36:01.082
.من هميني‌ام که هستم

01:36:02.041 --> 01:36:04.790
اگر گمان مي‌کردي که من دست نخورده ام

01:36:06.624 --> 01:36:09.415
حالا بدون در اشتباه بودي

01:36:17.708 --> 01:36:19.040
همينقدر گذاشته ؟

01:36:20.458 --> 01:36:23.498
املاک شما بيشتر از ايني که پيشنهاد شده ارزش داره

01:36:23.666 --> 01:36:26.123
درآمدي که از بقيه املاک داشتي

01:36:26.291 --> 01:36:30.290
شد  rue de Bagnolet همش صرف تعميرات ملک
 ( خياباني در فرانسه )

01:36:30.833 --> 01:36:33.707
تو چي ميگي ؟

01:36:34.124 --> 01:36:37.332
اين يکي رو بفروش، اون دو تا آتليه رو نگهدار

01:36:37.791 --> 01:36:39.498
من يه خريدار سراغ دارم

01:36:41.583 --> 01:36:43.040
بايد از مادرم بپرسم

01:36:43.208 --> 01:36:44.832
برو ولي سريع باش

01:36:45.166 --> 01:36:47.290
خريدار خودش نمياد

01:36:47.916 --> 01:36:49.248
منتظر ميمونم

01:37:02.666 --> 01:37:03.790
ببخشيد که اذيتت کردم مادر

01:37:03.958 --> 01:37:06.582
اينجا خيلي تاريکه، چراغ رو روشن کن

01:37:30.291 --> 01:37:33.123
رو بفروشيم  Rue de Bagnolet وکيل ميگه خونه توي

01:37:33.541 --> 01:37:34.623
تو نظرت چيه ؟

01:37:34.791 --> 01:37:36.957
هرکار ميکني همون درسته

01:38:12.208 --> 01:38:17.540
کلود تنها بود، او اکثر زناني را که مي‌خواست از دست داده بود

01:38:17.791 --> 01:38:20.332
آزاد بود که زندگي شخصي خودش را داشته باشد

01:38:20.499 --> 01:38:22.498
آيا از آزادي‌اش استفاده اي کرد ؟

01:38:22.874 --> 01:38:25.790
آن " وقتي برگشت بالغ ترشده بود. و همچنين زيباتر "

01:38:25.999 --> 01:38:29.457
به آغوش کلود پريد، از رابطه داشتن جلوگيري شد

01:38:29.666 --> 01:38:31.207
به من نگاه نکن

01:38:31.624 --> 01:38:33.665
اين حيا کردنت واسه چيه ؟

01:38:33.874 --> 01:38:36.082
من خيلي تو رو برهنه ديدم

01:38:41.124 --> 01:38:42.832
باشه برميگردم

01:38:46.749 --> 01:38:49.207
(ولي ائوروديس رو بياد بيار! ( همسر اورفئوس اسطوره يوناني

01:38:49.583 --> 01:38:51.998
اگر چشم هاي‌مان با هم تلاقي کنند تو ميميري

01:38:53.458 --> 01:38:55.248
چي داري ميگي ؟

01:38:55.624 --> 01:38:57.748
ائوروديس همسر اورفئوس

01:38:57.958 --> 01:39:00.582
آن قصد داشت فقط يک نفر را دوست داشته باشد

01:39:00.999 --> 01:39:03.248
اما اگر آن يک نفر کلود نبود

01:39:03.416 --> 01:39:05.707
بايد دربرابر غريزه‌اش مقاومت مي‌کرد

01:39:11.833 --> 01:39:13.540
من باهات روراست نبودم

01:39:15.208 --> 01:39:18.332
يه چيزي هست که بهت نگفتم

01:39:21.874 --> 01:39:24.123
من تنها به پاريس نيومدم

01:39:24.583 --> 01:39:25.582
ديورکا ؟

01:39:25.666 --> 01:39:28.290
نه ديورکا تو ايران موند

01:39:28.416 --> 01:39:30.248
اون تموم شد

01:39:31.416 --> 01:39:33.540
من با خودم موريل رو آوردم

01:39:36.958 --> 01:39:39.707
اون تو پاريسه، ميخواي ببينيش ؟

01:39:40.999 --> 01:39:42.582
... نميدونم

01:39:44.749 --> 01:39:47.873
اگه خودش بخواد منم ميخوام

01:39:48.083 --> 01:39:49.832
بله او ميخواد

01:39:50.791 --> 01:39:53.123
ميترسه که براي تو اين ملاقات مهم نباشه

01:39:53.291 --> 01:39:55.748
اون ميخواد قبل از رفتن تو رو ببينه

01:39:57.458 --> 01:39:59.998
درباره ما ميدونه ؟

01:40:00.791 --> 01:40:02.457
نه اصلا

01:40:02.708 --> 01:40:04.665
ولي بايد بهش گفته بشه

01:40:08.249 --> 01:40:10.873
حق با توعه، ولي نه هنوز

01:40:11.166 --> 01:40:12.915
نه هنوز نه

01:40:13.374 --> 01:40:14.998
ولي بايد انجام بشه

01:40:18.416 --> 01:40:21.332
اون امشب تو آتليه منه

01:40:57.708 --> 01:40:59.540
چهارسال ؟ انگار ديروز بود

01:40:59.708 --> 01:41:04.332
موريل دستش را محکم نگهداشته بود
انگار که بار اول بود

01:41:04.749 --> 01:41:08.873
فقط وقتي ميتوانست عينکش را بردارد که
پرده ها جلوي نور را بگيرند

01:41:45.833 --> 01:41:48.582
تو اين سالها چيزي ازت نشنيدم

01:41:48.916 --> 01:41:50.748
چيزي که مهم باشه

01:41:51.374 --> 01:41:52.540
تو هم چيزي ننوشتي

01:41:52.708 --> 01:41:53.998
نمي‌تونستم

01:41:54.166 --> 01:41:57.373
بعد از رفتنت، تقريبا ديد طبيعي چشمام رو از دست دادم

01:41:58.166 --> 01:41:59.832
آن هم رفته بود

01:41:59.999 --> 01:42:03.832
اول چشم چپ من تخليه شد و نزديک بود جفتشون رو از دست بدم

01:42:04.749 --> 01:42:06.873
سه ماه تموم توي تاريکي بودم

01:42:08.874 --> 01:42:12.873
اون زمان بود که از خدا بابت اينکه همسر نابينا به تو نداده بود، سپاسگذار بودم

01:42:13.791 --> 01:42:15.040
و حالا ؟

01:42:15.583 --> 01:42:17.207
بهتر شدم

01:42:17.749 --> 01:42:19.332
اومدم اينجا

01:42:19.916 --> 01:42:22.082
مي‌ترسيدم، ولي مي‌خواستم بيام

01:42:26.416 --> 01:42:29.165
پاکدامني موريل، کلود را نگران کرد

01:42:29.333 --> 01:42:32.207
گمان مي‌کرد دست نيافتني است

01:42:32.499 --> 01:42:34.998
کلود نمي‌توانست موريل را به مانند " آن " لمس کند

01:42:35.166 --> 01:42:38.332
احساس دورو بودن مي‌کرد. با اين حال به شدت تحت تاثير قرار گرفته بود

01:42:43.708 --> 01:42:45.873
غافلگيري از جانب موريل بود

01:42:59.333 --> 01:43:00.873
من تو رو خيلي دوست داشتم

01:43:01.291 --> 01:43:03.123
بخاطر تو زندگي مي‌کردم موريل

01:43:03.416 --> 01:43:05.415
من شادي و غم رو فهميدم

01:43:24.666 --> 01:43:26.290
داري بري ؟

01:43:26.708 --> 01:43:28.540
نمي‌خواي با من بموني ؟

01:43:29.291 --> 01:43:30.748
... نميتونم

01:43:31.499 --> 01:43:33.373
مي‌خواستم دوباره ببينمت ولي

01:43:33.541 --> 01:43:36.040
انتظار نداشتم اينقدر تحت تأثير قرار بگيرم

01:43:36.916 --> 01:43:39.332
من نميدونم به چي فکر کنم يا چه چيزي بخوام

01:43:40.708 --> 01:43:42.457
بعدا ميبنمت -
مطمئني ؟ -

01:43:43.041 --> 01:43:44.790
الان بايد برم

01:43:48.124 --> 01:43:49.790
بايد برم موريل

01:44:12.333 --> 01:44:14.290
بالاخره پيدات کردم

01:44:14.958 --> 01:44:17.040
يه نامه از موريل

01:44:22.916 --> 01:44:25.123
من ميدونم که اون هنوز هم عاشقته

01:44:36.041 --> 01:44:37.665
ميگه که عاشق منه

01:44:37.833 --> 01:44:40.665
ميخواد با من برگرده

01:44:41.333 --> 01:44:44.790
بايد قبول کني، ميدونم تو اون رو هم دوست داري

01:44:45.624 --> 01:44:46.957
بله دوسش دارم

01:44:47.583 --> 01:44:49.415
همون اندازه که قبلا دوسش داشتم

01:44:50.083 --> 01:44:52.040
بايد اول باهاش صحبت کني

01:44:52.374 --> 01:44:54.373
بايد همه چيز رو به موريل بگي

01:44:57.458 --> 01:44:58.457
باشه

01:47:53.166 --> 01:47:54.998
... بار ديگر موريل

01:47:55.166 --> 01:47:58.540
نيروي سرکوب شده عشقش را نمايان کرد

01:47:58.958 --> 01:48:01.540
آن " او را به مانند يک مريض به خانه برد "

01:48:01.833 --> 01:48:04.582
موريل نامه خداحافظي براي کلود نوشت

01:48:05.374 --> 01:48:08.915
کلود گوش کن، آن همه چيز را به من گفت
او نترسيد که من رنج ببينم

01:48:09.083 --> 01:48:11.790
وحشت زده شدم، حالا آرومم

01:48:11.958 --> 01:48:14.998
ميدونستم آن تو رو دوست داشت و هميشه هم داره

01:48:15.208 --> 01:48:16.665
اون از اول هم تو رو دوست داشت

01:48:16.833 --> 01:48:20.123
اما بخاطر من در سکوت از تو چشم پوشي کرد

01:48:20.333 --> 01:48:22.373
خودخواهيم باعث متوجه نشدن من شده بود

01:48:22.541 --> 01:48:25.998
... اون تو رو واسه من آورد. تقريبا ما نامزد شده بوديم

01:48:26.374 --> 01:48:29.832
اگر زني مانند آن يا من خودش رو دراختيار کسي بگذاره
با همون ازدواج مي‌کنه

01:48:30.416 --> 01:48:33.582
کلود، آيا تو دو همسر ميخواهي که با هم خواهر هستند ؟

01:48:34.083 --> 01:48:37.582
من و آن يک مرد رو دوست داريم غم انگيزه ولي غير عادي نيست

01:48:38.041 --> 01:48:40.415
شايد تا ابد به تو فکر کنم

01:48:40.583 --> 01:48:43.373
اما بخشي از من از تو فاصله ميگيره

01:48:43.916 --> 01:48:46.290
تا ساعتي ديگه اينجا رو به مقصد انگلستان ترک مي‌کنم

01:48:46.458 --> 01:48:48.957
بخاطر بوسه‌هايمان منو ببخش

01:48:51.624 --> 01:48:53.915
براي اولين بار کلود ناراحت شد

01:48:54.083 --> 01:48:56.957
درست مانند تمام کساني که موجب رنجش آنها داده بود

01:48:57.124 --> 01:48:58.832
در نااميدي غرق شده بود

01:48:59.541 --> 01:49:03.582
تا روزها در تاريکي پنهان شده بود. او هويت خود را زير سوال برده بود

01:49:04.041 --> 01:49:09.082
موقع خواب با خود تکرار مي‌کرد
" من هيچي نيستم. هيچي نميفهمم "

01:49:11.499 --> 01:49:14.623
به آرامي خود را با نوشتن کتاب التيام ميداد

01:49:14.833 --> 01:49:20.207
" عنوان کتاب او " جروم و جولين
در مورد يک زن که دو مرد را دوست داشت

01:49:20.499 --> 01:49:24.123
اين داستان خود او بود. جايش را با دو خواهر عوض کرده بود

01:49:50.083 --> 01:49:53.498
اتفاقي، ديورکا کتاب او را چاپ کرد

01:49:53.666 --> 01:49:57.582
ابتدا کلود با او سرد بود. بعد او را شناخت و از ديورکا خوشش آمد

01:49:57.874 --> 01:49:59.623
احساست دربارش چيه ؟

01:50:01.374 --> 01:50:03.082
بيشتر يه جور تسکين دهنده است

01:50:03.374 --> 01:50:05.582
وقتي مي‌نوشتم، راضي نبودم

01:50:05.916 --> 01:50:10.290
ناخوش احوال بودم، چون اين کار خاطرات رو برانگيخته مي‌کرد

01:50:10.749 --> 01:50:15.165
حالا احساس بهتري دارم، انگار که شخصيت ها به خاطر من تحمل مي‌کردند

01:50:15.333 --> 01:50:16.665
ميفهمم

01:50:17.499 --> 01:50:19.373
من کتابت رو خيلي دوست دارم

01:50:20.291 --> 01:50:22.582
اين کتاب خاطرات من رو هم زنده کرد

01:50:24.958 --> 01:50:27.290
حالا ميتونم بهت بگم که ازت خوشم نمياد

01:50:28.249 --> 01:50:30.457
تو هم منو عصبي ميکني

01:50:31.499 --> 01:50:34.290
آن " فقط براي تو دعا مي‌کرد "

01:50:34.833 --> 01:50:36.373
که هيچ کمکي نکرد

01:50:37.249 --> 01:50:38.707
تو ديديش ؟

01:50:42.333 --> 01:50:44.040
ميخواستم

01:50:45.541 --> 01:50:48.665
شنيدم با يک کوهنورد نامزد شده

01:50:49.541 --> 01:50:51.457
الان حتما ازدواج کردن

01:50:51.666 --> 01:50:54.207
نه اون نامزديش رو کنسل کرد

01:50:55.874 --> 01:50:57.123
چرا ؟

01:50:58.583 --> 01:51:01.832
فقط ميدونم تموم شده، نميدونم چرا

01:51:04.249 --> 01:51:05.998
هنوزم بهش فکر ميکني ؟

01:51:11.374 --> 01:51:14.082
داستان هاي عاشقانه بايد تموم بشن

01:51:14.249 --> 01:51:16.748
بايد شروع بشه ادامه داشته باشه و تموم بشه

01:51:18.083 --> 01:51:20.790
پس رابطمون با آن احتمالا تموم شده

01:51:23.124 --> 01:51:25.707
با اين حال نميدونم چرا ازدواجش رو به هم زده

01:51:26.249 --> 01:51:28.290
يه راه خوب براي فهميدنش هست

01:51:28.749 --> 01:51:30.290
برو و ازش بپرس

01:51:40.333 --> 01:51:43.332
ديورکا با هزاراميد به ولز رفت

01:51:43.499 --> 01:51:45.873
بعد از ايران، اجازه داد آن او را ترک کند

01:51:46.041 --> 01:51:47.915
نتوانسته بود عشق خود را به او نشان دهد

01:51:48.083 --> 01:51:51.415
حالا ميخواست آن را متقاعد کند دوباره شروع کنند

01:51:51.583 --> 01:51:53.498
ميخواست او را ترغيب کند باهم بروند

01:51:53.666 --> 01:51:56.165
قصد داشت آن را از مادرش خواستگاري کند

01:52:25.458 --> 01:52:26.873
منو به ياد داري ؟

01:52:27.791 --> 01:52:29.290
اومدم آن رو ببينم

01:53:48.041 --> 01:53:50.082
قبول ميکني ؟

01:53:51.333 --> 01:53:52.957
قول ميدي ؟

01:53:56.458 --> 01:53:58.290
ميشه به موريل بگم ؟

01:54:14.458 --> 01:54:16.665
باهاش صحبت کردم، اون حالا قبول ميکنه

01:54:16.833 --> 01:54:18.373
ممنون

01:54:46.374 --> 01:54:49.748
به همين دليل نامزدي‌ش رو به هم زده بود

01:54:50.999 --> 01:54:54.123
از قبل ميدونست که به " سل " مبتلا شده

01:54:55.541 --> 01:54:58.707
فوق العاده بود، هرگز به نامزدش نگفت

01:54:58.874 --> 01:55:02.165
گذاشت اون مرد فکر کنه که نظر " آن " برگشته

01:55:02.374 --> 01:55:04.290
و اينکه اون آدم بي ثباتي بوده

01:55:05.749 --> 01:55:09.332
من يکشنبه رسيدم اونجا، موريل داشت تو باغ درس ميداد

01:55:10.749 --> 01:55:12.082
همه چيز رو برام تعريف کرد

01:55:12.249 --> 01:55:14.623
فورا آن رو ديدم

01:55:14.791 --> 01:55:17.623
متقاعدش کردم که يک دکتر رو ببينه

01:55:18.916 --> 01:55:21.998
آن " همون بعدازظهر مرد. قبل از رسيدن دکتر "

01:55:23.374 --> 01:55:25.373
ولي چرا نمي‌خواست يه دکتر بياد ؟

01:55:25.708 --> 01:55:27.498
فکر ميکرد جدي نيست ؟

01:55:27.666 --> 01:55:30.873
اينطور فکر نمي‌کنم، ميدونست که داره ميميره

01:55:34.041 --> 01:55:36.373
شايد اينطوري با افتخار و شجاعانه بود

01:55:36.833 --> 01:55:40.415
پيش از مرگ يه جمله زيبا ولي ترسناک گفت

01:55:42.208 --> 01:55:44.207
" دهان من پر از خاک است "

01:55:45.499 --> 01:55:47.373
موريل چطور کنار اومد ؟

01:55:49.458 --> 01:55:53.290
موريل شبيه پيرزن هايي شده بود که ديگه واسه مرگ گريه نميکنه

01:56:41.958 --> 01:56:43.957
خبرايي از موريل دارم

01:56:46.958 --> 01:56:48.165
از کي ؟

01:56:48.624 --> 01:56:50.373
خبرايي برات آوردم

01:56:50.916 --> 01:56:54.082
اون ممکنه براي تدريس انگليسي به بروکسل بره

01:56:54.583 --> 01:56:56.623
تا دو روز ديگه توي کاله ميمونه
 ( کاله شهر بندري در شمال فرانسه )

01:56:57.458 --> 01:56:58.582
کاله ؟

01:57:57.624 --> 01:57:59.623
موريل اين اتاق منه

01:58:00.083 --> 01:58:02.748
تا نيم ساعت ديگه پايين مياي ؟

01:58:02.999 --> 01:58:04.290
بله خوبه

01:58:04.916 --> 01:58:06.415
ازين طرف مادام

01:59:59.916 --> 02:00:02.623
کلود بالاخره موريل را بعد از هفت سال بدست آورد

02:00:02.791 --> 02:00:06.540
او قصدش را کاملا آشکار به نمايش گذاشت. موريل ميتوانست فرار کند

02:00:06.916 --> 02:00:09.415
نه او فرار نکرد. آماده بود

02:00:10.666 --> 02:00:13.082
موريل سي ساله بود، اما بيست ساله به نظر مي‌رسيد

02:00:13.249 --> 02:00:16.248
او تازه و با نشاط بود، مانند برفي در دستان کلود

02:00:25.874 --> 02:00:28.123
کلود سماجت مي‌کرد، انتظار مقاومت از موريل را داشت

02:00:28.291 --> 02:00:31.457
اما او مقاومت نکرد، براي همان هدف تلاش مي‌کرد

02:00:47.416 --> 02:00:50.207
کلود مجبور کرد دهانش را باز کند

02:00:50.541 --> 02:00:53.040
موريل هم همين را مي‌خواست، با وجود ترسي که داشت

02:01:00.333 --> 02:01:03.123
يک نيروي مغناطيسي ناشناخته آن دو را به سمت هم جذب ‌مي‌کرد

02:01:06.083 --> 02:01:09.373
" بکارت او پاره شد. بسيار آسانتر از " آن

02:01:20.874 --> 02:01:22.790
هيچ رحمي وجود نداشت

02:01:22.958 --> 02:01:26.123
هدف کلود، تبديل موريل به يک " زن " بود

02:01:26.541 --> 02:01:27.915
که انجام شد

02:01:38.833 --> 02:01:40.998
خون جامه او را فرا گرفت

02:01:58.999 --> 02:02:00.207
موريل چيکار ميکني ؟

02:02:03.374 --> 02:02:04.957
دارم ميرم

02:02:09.291 --> 02:02:10.415
چرا؟

02:02:11.291 --> 02:02:12.457
بيا اينجا

02:02:34.083 --> 02:02:35.832
کلود عزيز من

02:02:36.666 --> 02:02:39.707
من اومدم پيشت تا اين ماجرا رو دفن کنيم

02:02:40.458 --> 02:02:42.832
خوشحالم که تو اولين نفر بودي

02:02:42.999 --> 02:02:46.248
چون تو بودي، چون تو اينطور ميخواستي

02:02:47.958 --> 02:02:49.373
نبايد گريه کنم

02:02:54.374 --> 02:02:57.707
به من گوش کن همانطور که قبلاً گوش ميدادي

02:02:58.041 --> 02:03:01.040
درست مثل وقتي که بهت گفتم عشق من رو به هيجان آورده

02:03:01.583 --> 02:03:04.290
حالا بهت ميگم که اين عشق بايد از بين بره

02:03:04.708 --> 02:03:06.415
من بايد براي خودم زندگي کنم

02:03:09.749 --> 02:03:11.623
نيازي نيست از هم جدا بشيم

02:03:12.041 --> 02:03:15.040
براي من خيلي وقته گذشته، ولي تو حالا همسر من هستي

02:03:15.624 --> 02:03:18.290
اولين باره که اينقدر از گفتن چيزي مطمئنم

02:03:18.458 --> 02:03:20.207
بله، اولين باره

02:03:21.749 --> 02:03:25.790
ما با هم عشق بازي کرديم، ممکنه تو حامله شده باشي

02:03:26.333 --> 02:03:31.165
" ما با هم ميريم به " برتاين
و منتظر بچه ميمونيم. کنار دريا

02:03:32.208 --> 02:03:35.123
من قصد دارم مادر بشم و خواهم شد

02:03:35.291 --> 02:03:38.248
ولي هيچ جايي براي من در زندگي تو نيست

02:03:38.666 --> 02:03:41.957
عشق ما يه بن بسته اما شرم آور نيست

02:03:42.624 --> 02:03:45.207
اينطور نيست
!نبايد بن بست باشه

02:03:45.416 --> 02:03:48.165
موريل ازت ميخوام همسر من باشي

02:03:48.333 --> 02:03:51.665
تو هرگز يه شوهر نبودي و نخواهي بود

02:03:52.416 --> 02:03:53.957
و اضافه کنم که

02:03:54.541 --> 02:03:58.290
عمل من از نظر اخلاقي خيلي خطرناک بود، ولي اين تصميم خودم بود

02:03:59.708 --> 02:04:01.623
ما از دو تبار مختلف هستيم

02:04:01.791 --> 02:04:04.248
آداب و رسوم مختلفي رو فرا گرفتيم

02:04:04.499 --> 02:04:06.873
من در عشق يک پيوريتن هستم
(پيوريتن‌ها فرقه اي از پروتستان‌هاي انگليسي که معتقدند  دختران از گناهي که حوا مرتکب شده‌ بود ارث مي‌برند)

02:04:07.374 --> 02:04:10.290
تو منو به اين خاطر دوست داري چون مجنون شدي

02:04:10.708 --> 02:04:13.165
موريل خواهش مي‌کنم بهم گوش کن

02:04:14.041 --> 02:04:17.498
همه اينها درست. ولي من حالا يه کس ديگه شدم

02:04:17.916 --> 02:04:19.207
به لطف تو

02:04:20.291 --> 02:04:24.165
تو ديگه کلود من نيستي، و خيلي وقته که تغيير کردي

02:04:24.624 --> 02:04:28.248
ارزش تو براي شغل و کارته
نه براي فرزندانت

02:04:29.166 --> 02:04:32.707
تو هدف من بودي و حالا من بايد ترکت کنم

02:04:34.083 --> 02:04:39.123
ما کسي رو بخاطر چيزي که هست دوست داريم
نه اينکه سعي کنيم اون رو عوض کنيم

02:04:39.666 --> 02:04:42.623
اگه موفق شده بوديم، اون کس ديگه نميتونست خودش باشه

02:04:55.749 --> 02:04:58.582
تو ديشب عشق رو به من آموختي

02:04:59.374 --> 02:05:02.498
بوسه هاي تو منو گيج کرده بود. من هنوز هم تو رو گرفتم

02:05:02.999 --> 02:05:06.498
من ميتونم بدون چشم يا پا زنده بمونم
ميتونم بدون تو زنده بمونم

02:05:07.124 --> 02:05:09.498
من ديگه از زندگي بدون تو هراسي ندارم

02:05:10.083 --> 02:05:12.623
زماني که با هم بوديم، طرز فکر تو منو تکون داد

02:05:12.874 --> 02:05:16.123
بعدش اون افکار اعتقاد من رو نابود کرد

02:05:17.874 --> 02:05:21.540
من برات ناراحت نيستم، تو به من نيازي نداري

02:05:22.958 --> 02:05:24.373
خداوند نگهدارت باشه

02:05:55.458 --> 02:05:57.373
کلود نظاره‌گر رفتن موريل بود

02:05:57.541 --> 02:06:00.415
آنها نيم ساعت پيش از رسيدن قطار آنجا بودند

02:06:00.708 --> 02:06:03.207
موريل به نظر راضي و مطمئن بود

02:06:03.374 --> 02:06:05.415
او رفت و کلود تنها شد

02:06:05.583 --> 02:06:08.832
مابين آنها دختر مرده‌اي بود که هرگز نامش را نياوردند

02:06:09.333 --> 02:06:13.957
فقط تولد است که مي‌تواند شبح مرگ را از بين ببرد
( با خلق موقعيت سه نفره جديد ( بچه اي به دنيا بيايد

02:06:14.958 --> 02:06:17.998
کلود عزيز، ما از اول ميدونستيم که ممکن بود اين اتفاق بيفته

02:06:18.166 --> 02:06:21.123
و بالاخره افتاد. من منتظر بچه تو بودم

02:06:21.291 --> 02:06:24.207
به لطف خدا تو در من زنده هستي

02:06:24.416 --> 02:06:26.748
اين کاغذ جسم توست و اين جوهر خون من

02:06:26.958 --> 02:06:29.165
من اصرار ميکنم واردش بشم

02:06:34.999 --> 02:06:37.207
سپس او دوباره نامه نوشت

02:06:43.374 --> 02:06:46.790
کلود عزيز، اين نامه خبراي بدي داره

02:06:47.083 --> 02:06:50.040
من اصلا حامله نشده بودم. ديروز متوجه شدم

02:06:50.666 --> 02:06:53.248
ساده است که من هم عميقا اينطور ميخواستم

02:06:53.416 --> 02:06:56.415
هرگز نبايد دوباره هم را ببينيم
هرچند من اينطور ميخوام

02:06:56.583 --> 02:06:59.957
ما نميتونيم شب هاي‌مون رو در " کاله " بگذرونيم

02:07:00.208 --> 02:07:02.748
ما خوشبختي را فقط بعد از اينکه اتفاق افتاد، متوجه ميشيم

02:07:11.166 --> 02:07:12.832
پايان ... پانزده سال گذشت

02:07:13.124 --> 02:07:15.957
موريل با يک معلم ازدواج کرد

02:07:16.124 --> 02:07:18.207
اونا يه دختر دارند

02:07:18.416 --> 02:07:21.290
مادام براون مرده است. خانه به فروش رسيد

02:07:21.458 --> 02:07:23.665
نامه هاي فرستاده شده به منزل براون ها بازگشت داده شد

02:07:26.249 --> 02:07:27.290
... پانزده سال بعد

02:07:27.458 --> 02:07:29.915
فرانسه پر از جنازه و ترکش شده بود

02:07:30.083 --> 02:07:33.248
ميليون ها نفر درگذشتند، کمتر کسي به خاطر دارد چرا

02:07:39.999 --> 02:07:40.998
پانزده سال بعد

02:07:41.083 --> 02:07:44.040
کلود از موزه رودين ديدن مي‌کرد

02:07:44.374 --> 02:07:47.290
مجسمه بالزاک اکنون مورد تحسين قرار گرفته بود

02:07:55.333 --> 02:07:59.207
کلود نجواهاي انگليسي را مي‌شنيد
دخترمدرسه‌اي هايي که از فرانسه بازديد کرده بودند

02:07:59.708 --> 02:08:03.790
او تصوير موريل در ده سالگي را به خاطر مي‌آورد
و دنبال شخصي با اين شباهت بود

02:08:04.458 --> 02:08:06.207
آيا دختر او مي‌توانست آنجا باشد ؟

02:08:07.249 --> 02:08:08.332
اين يکي ؟

02:08:08.583 --> 02:08:09.790
آن يکي

02:08:11.041 --> 02:08:12.207
يا اون موقرمزه ؟

02:08:13.291 --> 02:08:14.748
کلود به آن ها نگاه مي‌کرد

02:08:14.958 --> 02:08:16.582
او مي‌توانست بپرسد

02:08:16.749 --> 02:08:19.040
" کسي از شماها دختر موريل براون هست ؟ "

02:08:19.208 --> 02:08:21.165
نه چه فايده اي داشت

02:08:38.791 --> 02:08:39.957
سلام آقا شما بيکاري ؟

02:08:40.083 --> 02:08:41.582
مسافر دارم

02:08:45.374 --> 02:08:48.207
من چم شده ؟ چقدر پير شدم

02:08:59.374 --> 02:09:02.207
پايان

02:09:03.374 --> 02:09:35.207
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.