WEBVTT

00:02:00.140 --> 00:02:18.140
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:18.438 --> 00:02:20.356
.«سلام، «جورج
.من هستم

00:02:20.439 --> 00:02:22.857
امروز حالت چطوره، عزيزم؟

00:02:24.443 --> 00:02:26.444
چُرتت برده بود، يا فقط چشم‌هات رو
رويِ‌هم گذاشته بودي؟

00:02:26.445 --> 00:02:28.571
الان واست يه فنجون
.چايِ تازه‌دم درست مي‌کُنم

00:02:28.947 --> 00:02:30.989
.يه دقيقه هم طول نمي‌کِشه
.با يکي‌دو‌تا بيسکويت

00:02:50.467 --> 00:02:52.510
.بفرما، عزيزم

00:02:59.476 --> 00:03:01.477
بهتر نشد؟

00:03:01.478 --> 00:03:03.521
.چرا، دستت درد نکُنه

00:03:06.983 --> 00:03:09.068
.يه‌خُرده بيشتر -
يه‌خُرده بيشتر؟ -

00:03:09.986 --> 00:03:12.363
!اينم از اين
چيزِ ديگه‌اي نياز نداري، عزيزم؟

00:03:12.488 --> 00:03:13.989
مطمئني؟

00:03:13.989 --> 00:03:16.031
چايِ‌ت رو بنوش
.قبل از اينکه سرد بشه

00:03:16.492 --> 00:03:17.993
.من ديگه راه ميفتم

00:03:17.993 --> 00:03:19.994
به «آيوي» بگو
سراغش رو گرفتم، باشه؟

00:03:19.995 --> 00:03:21.996
و يه‌وقت شيطوني نکُني
.از جات پا بشي

00:03:21.997 --> 00:03:24.374
.باي‌باي، عزيزم

00:03:27.502 --> 00:03:29.503
.«سلام، «رِج -
.«عصرت بخير، خانمِ «درِيک -

00:03:29.504 --> 00:03:31.505
حالت خوبه، عزيزم؟ -
.شکرِ خدا شکايتي ندارم -

00:03:31.506 --> 00:03:33.424
مي‌ري واسه صرفِ چايِ‌ت؟ -
.آره -

00:03:33.508 --> 00:03:35.384
واسه خوردن چي داري؟ -
.کمي نون و چربيِ حيووني -

00:03:35.509 --> 00:03:38.011
همه‌اش همين؟ -
.با يه فنجون چاي -

00:03:38.012 --> 00:03:40.346
.«از خودت مراقبت کُن، «رِج
.بهت که گفته بودم

00:03:40.514 --> 00:03:42.515
اصلاً بايد يه شب برداري بياي خونه‌يِ ما
.چاي دورِ هم باشيم

00:03:42.516 --> 00:03:45.435
.نمي‌خوام مزاحمِ‌تون بشم -
.اوه، اينقدر رودربايستي نکُن -

00:03:45.519 --> 00:03:48.521
اصلاً همين فردا چطوره؟
.مي‌توني بعد از اتمامِ کارِت بياي پيشِ‌مون

00:03:48.522 --> 00:03:50.064
مي‌دوني که کجا زندگي مي‌کُنيم؟
.ما تويِ شماره‌يِ 82 هستيم

00:03:50.523 --> 00:03:52.024
و يه‌کمي هم
!پروارت مي‌کُنم

00:03:52.025 --> 00:03:53.734
دوست نداري بياي؟

00:03:54.027 --> 00:03:56.529
مطمئني؟ -
.«اصلاً مزاحم نيستي، «رِج -

00:03:56.529 --> 00:03:59.156
.پس قبوله -
!اوه، معرکه شد -

00:03:59.532 --> 00:04:01.033
خُب پس
.فردا مي‌بينمت

00:04:01.033 --> 00:04:03.075
!يه‌وقت فراموشت نشه‌ها

00:04:15.338 --> 00:04:17.380
.«سلام، «نلي -
روبه‌راه هستي، «ورا»؟ -

00:04:17.841 --> 00:04:19.926
به‌نظرت هوا سرد نيست؟ -
.آره -

00:04:44.365 --> 00:04:46.366
!هيچ‌جا خونه‌يِ آدم نمي‌شه

00:04:49.870 --> 00:04:51.955
.حالا يه فنجون چاي مي‌چسبه

00:05:11.682 --> 00:05:13.767
تو هستي، «اِتل»؟ -
.سلام، مامان -

00:05:16.687 --> 00:05:19.105
امروز هوا سوزدار بود، نبود؟ -
.آره -

00:05:48.217 --> 00:05:49.718
.«اوه، يه‌لحظه برو کنار، «اِتل

00:05:49.718 --> 00:05:51.719
.ببخش، مامان -
داري چکار مي‌کُني؟ -

00:05:51.720 --> 00:05:53.637
دارم دست‌هام رو همونطوري که
.بهم گفته بودي مي‌شورم

00:05:53.722 --> 00:05:55.723
.اوه باشه. انگار باباتون هم اومد -
.سلام، بابايي -

00:05:55.724 --> 00:05:58.642
سلام، ماماني. روبه‌راهي، «اِتل»؟ -
.آره -

00:05:58.726 --> 00:06:00.227
خودت روبه‌راهي، بابا؟ -
.آره، متشکرم -

00:06:00.228 --> 00:06:02.229
روزِ خوبي داشتي؟ -
بد نبود. تو چطور؟ -

00:06:02.230 --> 00:06:04.982
.شکرِ خدا شکايتي ندارم -
.اوه «اِتل». قوريِ چاي رو ببر -

00:06:05.232 --> 00:06:07.233
!واي خدايا، دارم از گشنگي هلاک مي‌شم
!مي‌تونم يه اسب رو درسته بخورم

00:06:07.234 --> 00:06:09.736
.دست‌هات رو بشور، بابايي
.الان بشقاب‌ها رو مي‌ذارم سرِ سفره

00:06:09.737 --> 00:06:12.114
.اول دم‌پايي‌هام رو بده بپوشم

00:06:19.245 --> 00:06:22.205
خُب ظاهراً اون رويِ پايِ خودشه، مگه نه؟
.و به نظر هم مياد به اندازه‌يِ کافي آدمِ خوبي باشه

00:06:22.247 --> 00:06:24.248
.اوه، آره. و خيليم سخت‌کوشه -
يه‌کمي ريزه‌ميزه و طاس نيست؟ -

00:06:24.249 --> 00:06:25.917
.نه -
.نه، آدمِ تنومنديه -

00:06:26.251 --> 00:06:27.753
.همين روبرو زندگي مي‌کُنه -
اوه، پس اينطوريه؟ -

00:06:27.753 --> 00:06:30.588
دارم شاخ درميارم که چطور هر شب
!نون و چربيِ حيووني مي‌خوره

00:06:30.756 --> 00:06:32.256
ولي خوردنِ نون و چربيِ حيووني
.که هيچ اشکالي نداره

00:06:32.257 --> 00:06:33.342
!آخه نه هر شب

00:06:33.759 --> 00:06:35.760
.از نظرِ من که مهم نيست -
... اوه، جداً؟ دوست دارم ببينم صورتت چه شکلي مي‌شه -

00:06:35.761 --> 00:06:38.262
اگه هر روز موقعِ صرفِ عصرانه
!نون و چربيِ حيووني بذارم سرِ سفره

00:06:38.262 --> 00:06:40.222
نه، حالا خودم واسش
.يه تاس‌کبابِ خوشمزه درست مي‌کُنم

00:06:40.264 --> 00:06:42.641
مي‌شه پودينگِ ميوه هم داشته باشيم، مامان؟ -
.البته که مي‌شه -

00:06:42.767 --> 00:06:44.267
.من عاشقِ پودينگِ ميوه هستم -
!تو که خودت پودينگِ ميوه هستي -

00:06:44.268 --> 00:06:46.394
!اوه، خيلي بامزه بود -
حالا چرا لباسِ بيرونت رو درنياوردي؟ -

00:06:46.771 --> 00:06:48.271
.آخه امروز سه‌شنبه‌ست، بابا
.و بايد برم مدرسه‌يِ شبانه

00:06:48.272 --> 00:06:49.774
!اوه، که اينطور -
.کارِ خوبي مي‌کُني -

00:06:49.774 --> 00:06:51.734
.و بايد تا چند دقيقه‌يِ ديگه برم

00:06:52.777 --> 00:06:54.862
!پودينگِ ميوه

00:07:19.218 --> 00:07:21.344
.امروز عصر با «ديويد» قرار دارم

00:07:23.680 --> 00:07:26.099
.سينه‌هات خيلي کوچيک به نظر مي‌رسن

00:07:27.683 --> 00:07:30.102
وزن کم کردي؟

00:07:31.687 --> 00:07:33.773
.نمي‌دونم

00:07:42.073 --> 00:07:44.324
.«خيلي دلپذير بود، «ورا
.ازت خيلي ممنونم

00:07:44.574 --> 00:07:46.575
.آره، خيلي خوشمزه بود -
.خواهش مي‌کُنم. قابلي نداشت -

00:07:46.576 --> 00:07:48.577
چرا رويِ کاناپه نمي‌شيني، «رِج»؟
.اينجا رو خونه‌يِ خودت بدون

00:07:48.578 --> 00:07:50.621
.آره، «رِج». بگير بشين
.حالا يه سيگارم با هم دود مي‌کُنيم

00:07:51.081 --> 00:07:52.581
.«آبِ کتري رو عوض کُن ، «اِتل

00:07:52.582 --> 00:07:55.419
.بفرمايين -
.دستت درد نکُنه -

00:07:58.587 --> 00:08:00.673
سيد»؟» -
!اوه، دمت گرم، رفيق -

00:08:06.095 --> 00:08:08.096
کار و بار چطوره، «استن»؟

00:08:08.097 --> 00:08:10.598
تويِ کارِ ماشين بودي؟ -
.آره، مکانيکِ ماشين -

00:08:10.598 --> 00:08:13.393
خُب ديگه، ماشين‌ها رو که ميارن، ما قطعاتِ‌شون رو
.تعمير مي‌کُنيم و دوباره مي‌ذاريم سرِ جاشون

00:08:13.601 --> 00:08:15.602
فقط هم 2 نفر هستيم، مي‌دوني؟
.من و برادرم

00:08:15.603 --> 00:08:17.604
اوه، پس يه‌جور
کار و کاسبيِ خونوادگيه؟

00:08:17.605 --> 00:08:20.607
.خُب راستش، کار مالِ «فرانک»-ه
.من واسش کار مي‌کُنم. يعني باهاش کار مي‌کُنم

00:08:20.608 --> 00:08:22.819
و خودتم هميشه تويِ کارِ
راه‌سازي بودي، «رِج»؟

00:08:23.111 --> 00:08:25.612
.نه، اين کارو تويِ جنگ شروع کردم -
!اوه -

00:08:25.612 --> 00:08:27.114
تويِ جنگ
چه نوع کاري مي‌کردي، «رِج»؟

00:08:27.115 --> 00:08:28.657
.تويِ بخشِ سرباز مهندسي بودم -
!اوه، که اينطور -

00:08:29.117 --> 00:08:31.118
ما پايگاه‌هايِ آمريکايي‌ها رو
.آسفالت مي‌کرديم

00:08:31.119 --> 00:08:32.619
جداً؟ -
.آره، همينطوره -

00:08:32.619 --> 00:08:35.621
.سالِ 1940 عازمِ فرانسه شدم -
عجب! يعني به همون زودي؟ -

00:08:35.622 --> 00:08:38.082
تويِ «دانکرک». و موقعيکه دشمن
.به اونجا رخنه کرد، همه‌مون در رفتيم

00:08:38.125 --> 00:08:40.626
.دوباره عازم شديم  "D-Day" بعداً چند روز پس از
روزِ پياده شدنِ قوايِ متفقين در نرماندي به تاريخِ 6 ژوئن 1944]
با نام رمزيِ عملياتِ نپتون که سرانجام به شکستِ آلمانِ نازي
[.و دولِ محور در جنگِ جهانيِ دوم منجر گرديد

00:08:40.626 --> 00:08:41.960
.درست مثلِ خودت، بابايي

00:08:42.129 --> 00:08:44.338
ولي ما حدوداً يک ماه
.عازمِ اونجا شديم  "D-Day" بعد از

00:08:44.630 --> 00:08:46.631
.«درست بعد از نبردِ «کان -
اوه، جداً؟ -

00:08:46.632 --> 00:08:49.634
و چه کشتاري راه افتاد. ولي در نظر داشته باش
.که ديگران نسبت به ما کارهايِ بدتري انجام دادن

00:08:49.635 --> 00:08:51.636
،من تويِ بخشِ خدماتِ نظامي
.راننده بودم

00:08:51.637 --> 00:08:55.515
از نورماندي تويِ شمالِ فرانسه
... يورش رو آغاز کرديم، به بلژيک رسيديم

00:08:55.640 --> 00:08:57.142
.و آخرش سر از هامبورگ درآورديم

00:08:57.143 --> 00:08:59.144
.«منم تويِ هامبورگ بودم، «رِج

00:08:59.145 --> 00:09:01.146
جدي؟ -
.خُب البته نه همون موقع -

00:09:01.147 --> 00:09:04.149
.نه. منظورش بعد از جنگه. موقعِ خدمتِ سربازي -
.آره، همينطوره که گفتي -

00:09:04.149 --> 00:09:07.151
و چيزي که ديدم اينه که ارتشِ خودمون
.حتي از آلمان‌ها هم بدتر بودن

00:09:07.152 --> 00:09:09.028
سربازي‌رفتنش واسه همه‌مون
.خيلي سخت و بد بود

00:09:09.029 --> 00:09:11.989
ولي خدمت برايِ هيچکس راحت نبود، مگه نه؟ -
.اصلاً و ابداً، بابا -

00:09:14.034 --> 00:09:16.035
درسته، آخه ما هم قبل از جنگ
تويِ رسته‌يِ تخريب‌چي‌ها خدمت کرديم؛

00:09:16.035 --> 00:09:18.661
.من و برادرم -
اوه، برادرتم همين اطراف زندگي مي‌کُنه؟ -

00:09:19.038 --> 00:09:21.039
.حالا ديگه نه
.آخه الان استرالياست

00:09:21.040 --> 00:09:22.540
.تويِ ملبورن -
اوه، جداً؟ -

00:09:22.540 --> 00:09:24.583
حدودِ 2 سال پيش
.رفت اونجا

00:09:26.045 --> 00:09:27.921
تا اونجا راه دور و درازيه، نيست؟

00:09:28.047 --> 00:09:29.047
خُب در زمانِ جنگ
.برادرم تويِ برمه بود

00:09:29.048 --> 00:09:31.549
.برادرِ منم تويِ برمه بود -
جداً؟ -

00:09:31.549 --> 00:09:33.550
و خُب راستش همونجا
،چند تا رفيقِ استراليايي پيدا کرد

00:09:33.551 --> 00:09:36.221
بعدش که برگشت اينجا، با يه دخترِ اسکاتلندي
.ازدواج کرد و عازمِ استراليا شد

00:09:36.554 --> 00:09:38.555
!اوه، عجب

00:09:38.555 --> 00:09:40.641
تويِ جنگ
اسير هم شد، «رِج»؟

00:09:41.558 --> 00:09:43.434
در اين مورد
.«هرگز صحبتي نمي‌کُنه، «استن

00:09:43.560 --> 00:09:45.686
درسته، دوستِ منم هرگز
.صحبتي درباره‌اش نمي‌کُنه

00:09:48.565 --> 00:09:50.566
کسي از رفقات رو هم
از دست دادي، «رِج»؟

00:09:50.567 --> 00:09:52.361
.آره، چند تايي‌شون رو

00:09:52.568 --> 00:09:55.071
منم يکي‌دو تا دوست رو
.از دست دادم

00:09:55.072 --> 00:09:56.989
منم بهترين رفيقم رو
.از دست دادم

00:09:56.989 --> 00:09:59.824
.اوه، راست مي‌گي. اسمش «بيل» بود -
.آموزشي رو با همديگه گذرونديم و هميشه با هم بوديم -

00:09:59.992 --> 00:10:01.993
... تويِ فلسطين اتفاق افتاد

00:10:01.994 --> 00:10:04.372
موقعي که داخلِ يه باغِ پرتقال
.کمين کرده بوديم

00:10:05.498 --> 00:10:07.541
و من مجبور شدم
.جسدش رو کول کُنم

00:10:09.000 --> 00:10:12.002
.«برو بشين کنارِ «رِج

00:10:12.003 --> 00:10:14.004
.خيلي دردناکه نيست -
.آره، وحشتناکه -

00:10:14.005 --> 00:10:15.507
به اندازه‌يِ کافي
گرم هستي، «رِج»؟

00:10:15.508 --> 00:10:17.175
.بخاري رو روشن کُن، بابايي

00:10:23.014 --> 00:10:24.516
.مادرم رو هم تويِ «بليتز» از دست دادم
بليتز : يورش و بمبارانِ هوايي در خلالِ جنگِ جهانيِ دوم که از سويِ]
،آلمانِ نازي عليه بريتانيا انجام شد. در اين يورشِ راهبردي
لندن و ديگر نقاطِ بريتانيا، 57 شبِ پي‌درپي از سويِ نيرويِ هواييِ
[.آلمانِ نازي موردِ تهاجمِ هوايي و بمباران قرار گرفتند

00:10:24.516 --> 00:10:26.850
جدي مي‌گي، «رِج»؟

00:10:27.017 --> 00:10:29.018
،«تويِ بازارِ «چپل استريت
.مارسِ 1941

00:10:29.019 --> 00:10:31.522
.اوه، ما هم اون بمبارون رو يادمونه
مگه نه، بابايي؟

00:10:31.523 --> 00:10:33.524
.شيشه‌هايِ پنجره از موجِ انفجار شکستن -
.آره، همينطور بود -

00:10:33.524 --> 00:10:35.108
.بمب همين نزديکي‌ها افتاد
.«تويِ خيابونِ «پنتون

00:10:35.526 --> 00:10:37.026
.روبرويِ کليسا -
.اوه، پس اينطور -

00:10:37.027 --> 00:10:39.028
البته آپارتمان‌هايِ ما
.هيچ آسيبي نديدن

00:10:39.028 --> 00:10:41.321
ولي مادرم که يه تُک‌پا رفته بود
... خاله‌ام رو ببينه و خريد کُنه

00:10:41.532 --> 00:10:43.575
.کُشته شد

00:10:49.038 --> 00:10:50.540
يه فنجونِ ديگه چاي
ميل داري، «رِج»؟

00:10:50.540 --> 00:10:52.583
.از شنيدنش متأسفم، رفيق

00:10:55.043 --> 00:10:57.044
.«پذيراييِ دلپذيري بود، «ورا

00:10:57.045 --> 00:10:59.088
.خيلي ازت ممنونم

00:11:17.064 --> 00:11:18.940
خُب، از گشت و گذارتون
.لذت ببرين

00:11:19.066 --> 00:11:21.568
سوزان»، اگه دارين با ماشينِ»
... اسپورتِ روباز مي‌رين

00:11:21.568 --> 00:11:23.569
.حواست باشه پالتو بپوشي -
.چَشم، مي‌پوشم -

00:11:23.570 --> 00:11:25.614
.فعلاً، جوون -
.خداحافظ، آقا -

00:11:32.078 --> 00:11:34.164
.«شب بخير، «سيد

00:11:34.580 --> 00:11:36.581
.شب بخير، بابا -
.«شب خوش، «اِتل -

00:11:36.582 --> 00:11:38.583
.شب خوش، بابا

00:11:38.584 --> 00:11:40.628
.«شب بخير، «اِتل

00:11:41.086 --> 00:11:43.129
.شب بخير

00:11:45.591 --> 00:11:47.592
فردا قراره کجا بري؟
پيشِ خانمِ «ولز»؟

00:11:47.592 --> 00:11:49.593
نه، فردا مي‌رم
.«پيشِ خانمِ «فاولر

00:11:49.594 --> 00:11:51.595
.امروز صبح پيشِ خانمِ «ولز» بودم
.خدا خيرش بده

00:11:51.596 --> 00:11:53.681
.شب بخير، عشقم -
.شب بخير، عزيزم -

00:11:57.101 --> 00:12:00.020
!«اوه، «استنلي
!پاهات يخه

00:12:00.104 --> 00:12:03.066
.واسم گرمِ‌شون کُن -
.باشه -

00:12:06.110 --> 00:12:08.111
به‌گمونم «رِج» مي‌تونه
... واسه هر دخترِ نازنيني

00:12:08.112 --> 00:12:09.112
.شوهرِ خوبي بشه

00:12:09.113 --> 00:12:11.114
ولي همچين آدمي قراره کجا
با يه دختر آشنا بشه؟

00:12:11.114 --> 00:12:13.115
ولي ما دو نفر که تونستيم
.همديگه رو پيدا کُنيم

00:12:13.116 --> 00:12:15.159
.آره خُب

00:12:15.619 --> 00:12:17.663
!معجزات واقعاً اتفاق ميفتن

00:12:25.628 --> 00:12:27.713
.ولم کُن

00:12:28.130 --> 00:12:30.173
.نکُن

00:12:32.134 --> 00:12:34.220
.تمومش کُن

00:12:36.138 --> 00:12:38.973
.تو فوق‌العاده زيبايي، مي‌دوني -
... من ديگه بايد -

00:12:40.642 --> 00:12:43.644
.من ديگه بايد يه تاکسي بگيرم -
!هيــــس -

00:12:43.645 --> 00:12:45.563
.يالا بيا برقصيم

00:12:45.647 --> 00:12:48.108
!اينقدر احمق نباش

00:12:49.650 --> 00:12:51.694
.جداً ازت معذرت مي‌خوام -
واسه چي؟ -

00:12:53.154 --> 00:12:55.197
!آخه گرامافون ندارم

00:12:56.657 --> 00:12:58.701
!اصلاً هم خنده نداره

00:13:01.662 --> 00:13:04.664
!اصلاً خنده نداره -
خنده نداره؟ -

00:13:04.664 --> 00:13:06.749
!پس اصلاً خنده نداره

00:13:07.667 --> 00:13:10.628
!خنده نداره، ها؟

00:13:49.665 --> 00:13:51.666
.«اوه، صبح بخير، خانمِ «فاولر

00:13:51.667 --> 00:13:53.668
.«صبح بخير، خانمِ «درِيک

00:13:53.668 --> 00:13:55.669
واي، سرِ راهتون هستم؟

00:13:55.670 --> 00:13:57.713
چيزي گُم کردين؟

00:14:06.181 --> 00:14:09.183
سرِ راهت که نيستم، آره؟ -
... اوه نه، فقط اينکه -

00:14:09.184 --> 00:14:11.226
گاهي اوقات
.نمي‌تونم خوب ببينم

00:14:11.685 --> 00:14:13.686
.من اينطوري هستم ديگه

00:14:13.687 --> 00:14:15.730
.غير از چيزهايِ ديگه

00:14:34.540 --> 00:14:37.042
حالت خوبه، مادر؟

00:14:37.042 --> 00:14:39.043
امروز هنوز بلند نشدي؟

00:14:51.055 --> 00:14:53.140
!ولش کُن

00:15:19.582 --> 00:15:21.583
عروسيِ خودتونه، آقا؟

00:15:21.584 --> 00:15:23.252
.اصلاً و ابداً

00:15:23.586 --> 00:15:26.088
نه، يکي از خواهرهامه
.که داره ازدواج مي‌کُنه

00:15:26.088 --> 00:15:28.089
.اوه، فوق‌العاده‌ست -
.آره -

00:15:28.090 --> 00:15:31.509
.ولي بذار حقيقت رو بهت بگم
.من هنوز نامزدش رو نديدم

00:15:31.593 --> 00:15:33.594
،آخه اون يه‌کمي آدم مرموزيه
... واسه همين من

00:15:33.595 --> 00:15:35.596
.مي‌شه دستِ‌تون رو واسم بياريد پايين -
.آره -

00:15:35.597 --> 00:15:37.598
خُب حالا کِي قراره
مراسم رو برگزار کُنين؟

00:15:37.599 --> 00:15:39.600
،يه هفته‌يِ ديگه
.همين شنبه‌اي که مياد

00:15:39.601 --> 00:15:42.061
.اوه، پس وقتِ چندان زيادي نداريم -
.و تويِ «هولي‌هد» برگزار مي‌شه. بايد برم اونجا -

00:15:42.103 --> 00:15:43.938
فقط بي‌زحمت دست‌هاتون رو
.واسم بياريد پايين، آقا

00:15:44.105 --> 00:15:45.606
.باشه، باشه -
.متشکرم -

00:15:45.606 --> 00:15:47.607
پس مي‌شه جليقه رو هم
باهاش واسم آماده کُني؟

00:15:47.608 --> 00:15:49.276
.به‌هيچ‌وجه مشکلي نيست، آقا

00:15:49.610 --> 00:15:52.612
همونطور که گفتم، ما مبلغِ 10 گينه
.واسه يه لباسِ دوتيکه مطالبه مي‌کُنيم

00:15:52.613 --> 00:15:54.614
که برايِ يه لباسِ سه‌تيکه
.مبلغش بالغ بر 13 گينه مي‌شه

00:15:54.615 --> 00:15:56.324
... خُّب، من الان پول همراهم دارم، پس

00:15:56.616 --> 00:15:58.117
.اوه، فوق‌العاده‌ست

00:15:58.118 --> 00:16:00.620
ضمناً مي‌خوام کُتم درست مثلِ
.هميني باشه که الان پوشيدي

00:16:00.620 --> 00:16:03.622
ولي شما اون کُتِ دو‌طرف‌دگمه‌خور رو
.انتخاب کرده بودين، آقا

00:16:03.623 --> 00:16:05.416
.به همراه 4 عدد دگمه‌اش -
.آره -

00:16:05.625 --> 00:16:07.626
و در واقع، تنها تفاوتش
.برگردانِ يقه‌شه

00:16:07.627 --> 00:16:09.628
چون اگه دگمه‌هاش رو
... تا اون آخريش ببندين

00:16:09.629 --> 00:16:11.630
.بهتون جلوه‌يِ بسيار موثرتري مي‌ده

00:16:11.630 --> 00:16:12.630
.اوه

00:16:12.631 --> 00:16:15.008
و همراه با اون رنگِ آبيِ روشن
... و همينطور خطوطِ راه‌راهش

00:16:15.134 --> 00:16:17.386
،قدتون رو بلندتر نشون مي‌ده
.و جلوه‌يِ برجسته‌تر و شيک‌تري بهتون مي‌بخشه

00:16:17.636 --> 00:16:19.637
،و قطعاً وقتيکه پا تويِ کليسا مي‌ذارين
... تأثيرِ ظاهرتون رو

00:16:19.638 --> 00:16:21.139
در نظرِ ديگران
.بيشتر مي‌کُنه، آقا

00:16:21.139 --> 00:16:23.140
خُب اين دقيقاً همون چيزيه که
.من مي‌خوام، آقا

00:16:23.141 --> 00:16:24.684
.پس حالا بي‌زحمت روتون رو به آينه بکُنين -
.باشه -

00:16:26.144 --> 00:16:29.647
!يعني با اين لباس، ديگه گُلِ سرسبدِ مجلس مي‌شم؟ -
.اوه، بله آقا -

00:16:29.647 --> 00:16:32.649
!اونوقت شبيه «جورج رافت» مي‌شم -
.واقعاً همينطوره، آقا -
[جورج رافت : بازيگرِ آمريکاييِ مطرحِ سينمايِ کلاسيکِ هاليوود]

00:16:34.652 --> 00:16:36.653
و حتي بابام هم
!نمي‌شناسدم، نيست؟

00:16:36.654 --> 00:16:39.031
خُب راستش، اگه قصد داريد
... ظاهرتون شبيه «جورج رافت» بشه، آقا

00:16:39.156 --> 00:16:42.117
هر وقت خواستين، ما مي‌تونيم يه جفت
.روکشِ کفش هم واستون جور کُنيم

00:16:42.159 --> 00:16:44.160
.اوه، نه
.روکشِ کفش، نه

00:16:44.161 --> 00:16:45.996
.هر چي ميلِ شما باشه، آقا

00:16:46.163 --> 00:16:47.664
حالا  مي‌خوام اندازه‌يِ
.دورِ پاتون رو بگيرم

00:16:47.664 --> 00:16:49.749
.باشه

00:16:55.672 --> 00:16:57.673
.يالا ديگه

00:16:57.673 --> 00:16:59.966
گير کرده؟

00:17:01.677 --> 00:17:03.762
.درست شد

00:17:04.680 --> 00:17:06.556
جويسي» حالش خوبه؟»

00:17:06.682 --> 00:17:08.934
.آره، خوبه

00:17:09.184 --> 00:17:11.227
الان مدت‌ها مي‌شه
.که ما نديديمش

00:17:12.687 --> 00:17:14.688
تازگي شروع کرده صحبت از
.نقلِ‌مکان‌کردن بکُنه

00:17:14.689 --> 00:17:16.190
نقلِ‌مکان‌کردن به کجا؟

00:17:16.191 --> 00:17:18.443
.به يه خونه‌يِ بزرگ‌تر

00:17:18.693 --> 00:17:20.694
ولي خونه‌تون که
به اندازه‌يِ کافي بزرگه، مگه نه؟

00:17:20.695 --> 00:17:22.738
.آره

00:17:25.199 --> 00:17:27.242
.و شما حتي يک سال هم نيست که اونجايين -
.مي‌دونم -

00:17:33.707 --> 00:17:36.000
راستش ديشب
.يه مهمونيِ کوچولو داشتيم

00:17:36.209 --> 00:17:38.169
جداً؟ -
.خودت مي‌دوني که «ورا» چطوريه -

00:17:38.211 --> 00:17:40.212
يه مردِ جوون رو پيدا کرده که
.تنهايي زندگي مي‌کُنه، و خانواده‌اي نداره

00:17:40.213 --> 00:17:42.882
و دعوتش کرد واسه صرفِ چاي
.بياد پيشِ‌مون

00:17:44.717 --> 00:17:46.218
.قلبِ اين زن از طلاست

00:17:46.219 --> 00:17:49.638
.واقعاً عينهو الماسه -
.تو مردِ خوش‌اقبالي هستي -

00:17:49.722 --> 00:17:51.765
خودتم در مجموع
.«مردِ خوش‌اقبالي هستي، «فرانک

00:18:23.754 --> 00:18:25.755
اصلاً چرا دعوتش کرد
بياد بهشون سر بزنه؟

00:18:25.756 --> 00:18:28.258
.آخه اون رويِ پايِ خودش زندگي مي‌کُنه -
.کُلي از آدم‌ها هستن که رويِ پايِ خودشون زندگي مي‌کُنن -

00:18:28.258 --> 00:18:31.427
نکُنه قصد داره اونها رو هم
!به صرفِ چاي دعوت کُنه، آره؟

00:18:31.761 --> 00:18:33.262
،خُب «ورا» اينطوريه ديگه
مگه نيست؟

00:18:33.263 --> 00:18:35.223
شايد اون مَرده دلش مي‌خواد
.تنها باشه

00:18:36.265 --> 00:18:38.266
پس «ورا» هم بايد
.سرش به کارِ خودش باشه

00:18:38.267 --> 00:18:40.268
!اصلاً اين «ورا» يه‌کمي نخودِ هر آشه
!خدا خيرش بده

00:18:40.269 --> 00:18:42.771
آخرش يکي از همين روزها
.خودشو تويِ دردسر مي‌ندازه

00:18:42.771 --> 00:18:45.565
ولي خوشحالم که به اينجا
نقلِ‌مکان کرديم، مي‌دوني؟

00:18:45.774 --> 00:18:48.776
،راستي، امروز صبح يه ماشين‌لباسشويي ديدم
.که قيمتش 25 پونده

00:18:48.777 --> 00:18:50.778
.«اوه نه. الان نه، «فرانک
.نرو سراغِ حساب‌کتاب‌هات

00:18:50.779 --> 00:18:53.281
.فقط 10 دقيقه طول مي‌کِشه -
!اوه، خوب مي‌دونم 10 دقيقه‌يِ تو چطوريه -

00:18:53.281 --> 00:18:55.323
!بيشتر شبيه 1 ساعت و 10 دقيقه‌ست

00:18:57.785 --> 00:19:00.245
فکر کردم قراره يه شبِ ديگه
.مثلِ اون قديم‌ها داشته باشيم

00:19:00.288 --> 00:19:02.581
اول اينو تموم مي‌کُنم و بعدش مي‌تونيم
.يه شبِ ديگه مثلِ اون قديم‌ها داشته باشيم

00:19:02.790 --> 00:19:04.791
.خيله‌خُب، عزيزم

00:19:10.798 --> 00:19:12.799
فرانک»؟»

00:19:12.799 --> 00:19:14.842
فرانک»؟»

00:19:16.303 --> 00:19:18.304
خوابيدي؟

00:19:18.305 --> 00:19:20.347
.بدونِ من، نگير بخواب

00:19:24.811 --> 00:19:26.896
فرانک»؟»

00:19:33.319 --> 00:19:35.361
يالا ديگه، حالا بيا
!رويِ من قرار بگير

00:19:37.322 --> 00:19:40.324
!يالا ديگه -
نمي‌شه بذاريمش واسه فردا؟ -

00:19:40.325 --> 00:19:42.367
نه، بايد همين الان
انجامش بديم. باشه؟

00:20:34.876 --> 00:20:36.961
.بعد از ظهرت بخير، عزيزم

00:20:38.379 --> 00:20:40.421
.متشکرم

00:20:44.385 --> 00:20:46.345
.از اين طرف

00:20:58.398 --> 00:21:00.399
.خُب ديگه، عزيزم

00:21:00.400 --> 00:21:02.442
اولين کاري که بايد
... انجام بديم

00:21:03.403 --> 00:21:05.488
اينه که کتري رو بذاريم
.تا آب جوش بياد

00:21:11.910 --> 00:21:13.954
اوه، همين يه کاسه رو دارين؟

00:21:28.426 --> 00:21:30.427
.خُب، اينم از اين

00:21:30.428 --> 00:21:32.470
يه حوله مياري، عزيزم؟

00:21:40.937 --> 00:21:43.023
.خيلي خوبه
تختت کجاست؟

00:21:44.940 --> 00:21:46.984
.اين طرفه

00:21:52.448 --> 00:21:55.283
حالا، کاري که
... ازت مي‌خوام بکُني

00:21:55.451 --> 00:21:56.951
اينه که زيردامنت رو
... واسم دربياري

00:21:56.952 --> 00:21:59.245
.و اينجا دراز بکشي

00:21:59.455 --> 00:22:01.456
.مضطرب نباش

00:22:01.457 --> 00:22:03.458
،چونکه من اينجام تا کمکت کُنم
مگه نيست؟

00:22:03.459 --> 00:22:05.460
.و اين همون کاريه که مي‌خوام بکُنم
... بنابراين

00:22:05.461 --> 00:22:08.046
بپر تويِ تخت
.و منم زودي برمي‌گردم

00:23:06.308 --> 00:23:08.394
.خُب، اينم از اين

00:23:11.313 --> 00:23:13.314
.واسم بپر تويِ تخت

00:23:13.314 --> 00:23:14.816
چه مدت طول مي‌کِشه؟

00:23:14.817 --> 00:23:16.734
.نه خيلي زياد، عزيزم

00:23:16.819 --> 00:23:18.820
.پاهات رو باز کُن

00:23:18.821 --> 00:23:20.822
تنهايي زندگي مي‌کُني؟

00:23:20.823 --> 00:23:22.824
.فقط واسه يه مدتِ کوتاهه

00:23:22.824 --> 00:23:24.992
،حالا کاري که قصد دارم انجام بدم
.اينه که يه‌کوچولو داخلت رو لمس کُنم

00:23:25.326 --> 00:23:27.327
پس حواست رو جمع کُن تا همه‌چيز
.همونطوري که بايد باشه

00:23:27.328 --> 00:23:28.830
و بعدش آب‌صابون رو
،مي‌ريزيم اون داخل

00:23:28.830 --> 00:23:31.331
.تا واسم کاملاً شل و ول و نرم بشي -
منظورتون چيه؟ -

00:23:31.331 --> 00:23:33.040
.هيچي، فقط دراز بکش، عزيزم

00:23:35.837 --> 00:23:37.879
... حالا دستم رو خيس مي‌کُنم

00:23:38.338 --> 00:23:40.382
.و لمسش مي‌کُنم

00:23:41.341 --> 00:23:43.427
.چيزي نيست
.چيزي نيست

00:23:45.846 --> 00:23:47.930
حالا اين لوله رو
.مي‌فرستيم داخل

00:23:50.851 --> 00:23:52.935
.چيزي نيست

00:23:53.853 --> 00:23:56.397
.ببين، آب داره مي‌ره داخل

00:24:07.365 --> 00:24:09.366
... وقتي حسِ پُر شدن کردي

00:24:09.367 --> 00:24:11.411
.متوقفش مي‌کُنيم

00:24:13.370 --> 00:24:15.456
امروز سرِ کار رفتي؟

00:24:16.750 --> 00:24:19.752
.همين صبحي رفته بودم

00:24:19.752 --> 00:24:21.794
.انگار هوا هم داره تغيير مي‌کُنه -
.آره -

00:24:27.760 --> 00:24:29.845
... حالا

00:24:31.764 --> 00:24:33.806
حسِ پُر شدن نداري؟ -
.چرا -

00:24:41.773 --> 00:24:43.774
.خودتو خوب خشک کُن

00:24:43.775 --> 00:24:45.735
حوله رو واسه يه دقيقه
.همونجا نگه دار

00:24:45.777 --> 00:24:47.819
.و منم کاسه رو تميز مي‌کُنم

00:25:00.289 --> 00:25:02.290
... خُب، حالا اتفاقي که قراره بيفته

00:25:02.291 --> 00:25:03.959
... اينه که فردا يا پس‌فردا

00:25:04.293 --> 00:25:06.294
اون پايين
.کمي احساسِ درد مي‌کُني

00:25:06.295 --> 00:25:08.798
.در اينصورت، بايد خودت رو به دستشويي برسوني
... بعدش خونريزي شروع مي‌شه

00:25:08.798 --> 00:25:11.925
.و همه‌اش بيرون مياد -
منظورتون چيه که «همه‌اش بيرون مياد»؟ -

00:25:12.300 --> 00:25:15.302
.يعني ديگه همه‌چيز تموم مي‌شه، عزيزم
.و درست مثلِ روزِ اولت مي‌شي

00:25:16.806 --> 00:25:18.807
پس نمي‌ميرم، آره؟

00:25:18.808 --> 00:25:20.809
.نه، عزيزم

00:25:20.809 --> 00:25:23.310
،خيله‌خُب
.من ديگه راه ميفتم

00:25:23.311 --> 00:25:25.355
.تو زحمت نکش تا دمِ در بياي، خودم مي‌رم -
.نه، من چيزيم نيست -

00:25:31.820 --> 00:25:34.530
.مراقبِ خودت باش، عزيزم -
.باشه -

00:25:52.338 --> 00:25:54.173
تا يکي‌دو روزِ ديگه،200 صندوق
.واسه مغازه‌مون مياد

00:25:54.340 --> 00:25:56.341
و قراره رئيسم 8 جفت از اون
.جوراب‌نايلوني‌ها رو بهم ببخشه

00:25:56.342 --> 00:25:57.342
من خودم چندتايي
.جوراب‌نايلوني دارم

00:25:57.342 --> 00:25:59.343
من 3 تا از جوراب‌نايلوني‌‌هات رو
.«برمي‌دارم، «سيد

00:25:59.344 --> 00:26:02.346
در عوضش چي پيشنهاد مي‌دي؟ -
.بهت 5 بسته ورقِ بازي مي‌دم -

00:26:02.347 --> 00:26:04.223
چي؟ در عوضش 5 بسته
ورقِ بازي مي‌دي؟

00:26:04.349 --> 00:26:06.350
.همين ديگه -
!نه، نه -

00:26:06.351 --> 00:26:08.854
.اينها جوراب‌نايلوني‌هايِ ايتاليايي هستن
.مالِ کشورِ چک نيستن

00:26:08.854 --> 00:26:10.563
.«آره، عالين، «آل -
.اينش واسم مهم نيست -

00:26:10.856 --> 00:26:12.356
من دارم بهت 5 بسته ورقِ بازي
... پيشنهاد مي‌دم

00:26:12.356 --> 00:26:14.357
.در عوضِ 3 جفت جوراب‌نايلوني
.قبول کُن وگرنه بيخيالش بشيم

00:26:14.358 --> 00:26:16.318
واسه‌يِ رو کم‌کُني
!با «ران» مي‌خوايش، ها؟

00:26:16.360 --> 00:26:18.112
منظورم اينه که، يا من دارم
... به يه زبونِ ديگه حرف مي‌زنم

00:26:18.362 --> 00:26:20.865
!يا ايشون يه‌کمي دندون‌گرد تشريف دارن -
!حرفت رو زدي ديگه -

00:26:20.865 --> 00:26:23.283
.ببين. بکُنش 10 بسته ورق

00:26:26.370 --> 00:26:27.872
.بهت 6 تا مي‌دم. اصلاً باشه، 7 تا -
.نه، 8 تا -

00:26:27.872 --> 00:26:29.873
.ببين، شنبه با خودت بيارشون

00:26:29.874 --> 00:26:32.709
"بعدش به دوست‌دخترت مي‌گي : "اوضاع چطوره، عزيزم؟ دوست داري بريم گردش؟
!و يه جفتِ‌شون رو سُر مي‌دي تويِ جيبش. ايامِ خوشِ عاشقي همينه ديگه

00:26:32.877 --> 00:26:35.295
.خيله خُب، 8 تا -
!قبوله. آفرين پسرِ خوب -

00:26:37.380 --> 00:26:39.381
منم در عوضِ يه جفتش
.بهت دو بسته چاي مي‌دم

00:26:39.382 --> 00:26:41.468
!قضيه‌يِ شما دو تا چيه؟
!دارين نمايشِ دو نفره اجرا مي‌کُنين؟

00:26:46.388 --> 00:26:48.389
.«سلام، «لي‌لي -
!از دستِ اين پله‌هايِ نکبتِ‌تون -

00:26:48.390 --> 00:26:51.392
!واسم در حُکمِ مرگ هستن -
حتماً صدايِ جوشيدنِ کتري رو مي‌شنوي؟ -

00:26:51.393 --> 00:26:53.312
.نه

00:26:54.396 --> 00:26:56.397
همين تازگي قوري رو هم
.نو کردم

00:26:56.398 --> 00:26:59.400
اون يکي هفته رو
چطور گذروندي؟

00:26:59.400 --> 00:27:00.902
.درست مثلِ هميشه

00:27:00.903 --> 00:27:03.237
لابد دخترک استرس داشت، نيست؟ -
.نمي‌دونم -

00:27:03.404 --> 00:27:05.405
.ولي کارش رو سر و سامون دادم
.و ديگه خيالش رو راحت کردم

00:27:05.406 --> 00:27:07.909
اين کارِ هميشگيته، نيست؟ -
يه دونه بيسکويت مي‌خواي، «لي‌لي»؟ -

00:27:07.909 --> 00:27:09.910
.نمي‌تونم بهش نه بگم

00:27:09.911 --> 00:27:11.912
.متشکرم

00:27:11.913 --> 00:27:13.914
.يکي ديگه هم واست آوردم -
اوه، جداً؟ -

00:27:13.915 --> 00:27:15.665
پس جمعه‌ست، درسته؟ -
جمعه که واست مشکلي نداره؟ -

00:27:15.917 --> 00:27:17.918
.نه -
.به خانمه گفتم رأسِ ساعتِ 5 -

00:27:17.919 --> 00:27:19.920
.باشه، هيچ مشکلي نيست -
کمي چاي مي‌خواي؟ -

00:27:21.922 --> 00:27:24.423
ساردين چطور؟ -
.«من اين هفته اوضاعم خوبه، «لي‌لي -

00:27:24.424 --> 00:27:26.592
اوه، اين دفعه چه نوع شيريني‌اي خريدي؟ -
.شيرينيِ آب‌نباتي -

00:27:28.427 --> 00:27:30.804
«بگير. نمي‌خواي واسه دخترت «اِتل
يه‌کمي برداري؟

00:27:30.931 --> 00:27:32.932
خُب حالا قيمتش چقدري شد؟

00:27:32.933 --> 00:27:35.434
.پاکتي 2 پني
.ولي 1 پني بده، 80 تا شيريني مالِ تو

00:27:35.434 --> 00:27:37.478
.باشه، پس صبر کُن

00:27:44.944 --> 00:27:46.945
.«خيابونِ «کِلپ -
.اوه، مي‌دونم کجاست -

00:27:46.946 --> 00:27:48.905
.اسمش «نورا»ست
.و تا همين حالاش 7 تا بچه داره

00:27:48.948 --> 00:27:50.949
اوه، يعني نمي‌تونسته کاريش بکُنه؟

00:27:50.950 --> 00:27:53.368
نه ديگه. مگه تو خودت تونستي؟ -
.من فقط يه سکه‌يِ 3 پني دارم -

00:27:53.451 --> 00:27:54.953
.پولِ خُرد باهام هست

00:27:54.953 --> 00:27:56.453
شوهرش هم همونجاست؟

00:27:56.454 --> 00:27:58.163
.به‌گمونم همينطور باشه

00:27:58.455 --> 00:28:00.456
و اگه از من مي‌پرسي، تقصيرِ شوهره‌ست
.که نمي‌تونه خودشو کنترل کُنه

00:28:00.457 --> 00:28:02.960
.خيلي وحشتناکه
.زنِ بيچاره

00:28:02.961 --> 00:28:05.712
!دنده‌ش هم نَرم

00:28:05.964 --> 00:28:07.965
واسه مادرت
ساردين نمي‌خواي؟

00:28:07.965 --> 00:28:10.466
.«نه، ديگه نمي‌تونه از اين چيزها بخوره، «لي‌لي
.آخه سوزشِ معده مي‌گيره

00:28:10.467 --> 00:28:12.176
اصلاً اوضاعِ مادرت چطوريه؟

00:28:12.469 --> 00:28:14.470
.اوه، خودت که مي‌دوني
.داره کم‌کم پيرتر مي‌شه

00:28:14.470 --> 00:28:16.471
مگه همه‌مون همينطور نيستيم؟

00:28:16.472 --> 00:28:18.473
.بايد «اِتل» باشه

00:28:18.474 --> 00:28:20.851
تو هستي، «اِتل»؟ -
.سلام، مامان -

00:28:20.978 --> 00:28:22.478
.لي‌لي» اومده» -
.اوه -

00:28:22.478 --> 00:28:24.187
.«سلام، «اِتل

00:28:25.481 --> 00:28:27.024
.سلام

00:28:28.483 --> 00:28:30.527
يه فنجون چاي مي‌خواي؟ -
.آره بي‌زحمت، مامان -

00:28:38.994 --> 00:28:41.996
هنوز دوست‌پسر نگرفته؟ -
.نه -

00:28:41.997 --> 00:28:44.039
.واسم تعجبي نداره

00:28:48.502 --> 00:28:51.005
.«پذيراييِ فوق‌العاده‌اي بود، «ورا
.خيلي ازت متشکرم

00:28:51.006 --> 00:28:53.424
.خواهش مي‌کُنم، «رِج». قابلِ تو رو نداشت -
داري لباس وصله مي‌کُني؟ -

00:28:53.507 --> 00:28:55.009
آره. خودت لباسي نداري
که نياز به رفو داشته باشه؟

00:28:55.009 --> 00:28:57.760
مي‌بينم که کمي از زانوش
!از شلوارش زده بيرون

00:28:58.012 --> 00:28:59.512
.آره، همينطوره -
.سرِ کار اينطوري شد -

00:28:59.512 --> 00:29:01.764
.هنوز فرصت نکردم برم سر وقتش -
دوزندگي‌هات رو خودت انجام مي‌دي؟ -

00:29:02.016 --> 00:29:03.516
،راستش من خيلي دست و پا چلفتي هستم
.ولي خُب به هر حال سعيم رو مي‌کُنم

00:29:03.516 --> 00:29:05.059
بايد لباس‌هات رو
.«بياري همينجا، «رِج

00:29:05.518 --> 00:29:07.020
شلوارت نياز به يه
.وصله‌يِ کوچولو داره

00:29:07.020 --> 00:29:09.021
خودم واست از مغازه‌مون
.«کمي پارچه ميارم، «رِج

00:29:09.022 --> 00:29:11.398
چه نوع پارچه‌ايه؟
.«فاستونيِ نيرودريايي، مارکِ «19 اونس

00:29:11.524 --> 00:29:12.983
.بدش به مامان تا واست رفوش کُنه
.اصلاً مشکلي نداره

00:29:13.026 --> 00:29:15.027
.منم مي‌تونم انجامش بدم -
.البته، اونم مي‌تونه -

00:29:15.028 --> 00:29:17.821
.اِتل» کارِتو راه‌مي‌ندازه» -
.آخه نمي‌خوام بيفتي تويِ زحمت -

00:29:18.031 --> 00:29:21.033
.اشکالي نداره -
.خيلي ازت متشکرم -

00:29:21.034 --> 00:29:24.369
!واست خرج داره‌ها
!مي‌شه نيم کراون

00:29:24.536 --> 00:29:26.913
بازم شيريني مي‌خواي؟ -
.تشکر -

00:29:36.547 --> 00:29:38.548
داري چکار مي‌کُني، عشقم؟ -
.مي‌رم بگيرم بخوابم -

00:29:38.549 --> 00:29:41.052
.تو مريضي

00:29:41.052 --> 00:29:42.761
.بايد سريع دست بکار بشين

00:29:43.054 --> 00:29:45.055
خيلي طول مي‌کِشه؟ -
.نه، عزيزم -

00:29:45.056 --> 00:29:47.057
آخه به شوهرم نگفتم، مي‌دونين؟
.و قرارم بود الان سرِ کار باشه

00:29:47.058 --> 00:29:49.059
.باشه، عزيزم -
آخه چطوري مريض شده و برگشته خونه؟ -

00:29:49.060 --> 00:29:51.102
زيردامنت رو
.واسم دربيار

00:29:54.064 --> 00:29:56.065
بعدش ديگه نمي‌تونم
بچه‌دار بشم، درسته؟

00:29:56.066 --> 00:29:58.567
.تا همين حالاش 7 تا دارم
.ديگه نمي‌خوام بيشتر از اين داشته باشم

00:29:58.568 --> 00:30:00.569
.مي‌دونم، عزيزم -
.زايمان منو مي‌کُشه -

00:30:00.569 --> 00:30:02.612
.حوله رو واسم بذار رويِ تخت

00:30:07.576 --> 00:30:09.619
.بشين همينجا رويِ لبه

00:30:10.579 --> 00:30:12.498
اون چيه؟ -
.فقط آب‌صابونه، عزيزم -

00:30:12.581 --> 00:30:14.541
.واسه ضدِعفوني‌کردن

00:30:14.582 --> 00:30:16.834
مي‌خواي دراز بکشم؟ -
.همينطوري که هستي بمون -

00:30:17.086 --> 00:30:20.088
.فقط بايد اينو تزريقش کُنم داخلت -
.خيله‌خُب -

00:30:20.089 --> 00:30:22.090
.چيزي نيست
حالت خوبه؟

00:30:22.091 --> 00:30:24.133
.آره

00:31:14.555 --> 00:31:16.556
.اوه، پسر

00:31:16.557 --> 00:31:19.184
چيه؟ -
.نگاه‌شون کُن. اون موبوره و اون مو مشکيه رو -

00:31:19.560 --> 00:31:21.603
!اوه، خيلي مرتب هستن -
همينطوره، نيست؟ -

00:31:23.563 --> 00:31:25.523
!اوضاع و احوال؟

00:31:26.566 --> 00:31:29.568
سمتِ راستيه، جذابه، چشم‌هايِ روشن و
.گيسويِ انبوهي داره و ظاهرش دوست‌داشتنيه

00:31:29.569 --> 00:31:31.278
.ولي اينجا نبايد خودمون رو ضايع کُنيم -
!«اوه، بي‌خيال، «کِني -

00:31:31.571 --> 00:31:34.865
!خودموني باش -
!ديدت رو بزن و از منظره لذت ببر -

00:32:31.627 --> 00:32:34.629
!بياين با هم عوض‌بدل کُنيم، قبوله؟ -
.باشه -

00:32:50.144 --> 00:32:52.145
«به گمونت «اِتل
ازش خوشش مياد؟

00:32:52.146 --> 00:32:54.147
خُب الان که باهاش
.رفته بيرون قدم بزنه

00:32:54.148 --> 00:32:57.401
اگه ازش خوشش نميومد
باهاش نمي‌رفت، مي‌رفت؟

00:32:59.653 --> 00:33:01.863
اون بايد «اِتل» رو
.واسه رقصيدن ببره

00:33:02.155 --> 00:33:05.074
.آخه فکر نمي‌کُنم اهلِ اين چيزها باشه -
.من‌که نمي‌تونم «رِج» رو در حالِ رقصيدن تصور کُنم -

00:33:10.663 --> 00:33:13.665
،حالا وقتي «اِتل» برمي‌گرده
!صورتش مثلِ لبو سُرخ‌شده، مگه نه؟

00:33:13.666 --> 00:33:16.251
!بابايي -
!و در اثرِ مشروب هم، تلو‌تلو مي‌خوره -

00:33:17.670 --> 00:33:20.130
!شايد آخرش معلوم بشه يه «فرد و جينجرِ» درست‌حسابي هستن
[«اشاره به زوجِ رقصنده‌يِ آمريکايي، «فرد آستر» و «جينجر راجرز]

00:33:20.172 --> 00:33:22.132
.و جفتِ همديگه بشن
!کي مي‌دونه؟

00:33:44.695 --> 00:33:47.530
از راه دور مياي؟ -
.نه زياد دور، عزيزم، نه -

00:33:48.699 --> 00:33:50.158
مطمئني نوشيدني ميل نداري؟

00:33:50.200 --> 00:33:52.326
.نه، متشکرم

00:33:52.703 --> 00:33:55.205
پس قبلاً هم اين کارو کردين، عزيزم؟ -
.آره، آخه معمولاً پيش مياد -

00:33:55.205 --> 00:33:56.998
.بفرمايين

00:33:57.207 --> 00:33:59.208
.يه کاسه و يه حوله

00:33:59.209 --> 00:34:01.210
.کتري هم رويِ گازه -
.اوه، متشکرم -

00:34:01.211 --> 00:34:03.713
مطمئني نوشيدني ميل نداري؟

00:34:03.713 --> 00:34:04.797
.نه، عزيزم

00:34:05.214 --> 00:34:07.257
!چيه؟

00:34:13.222 --> 00:34:15.223
مي‌دوني، موهات واقعاً
.دوست‌داشتني به نظر مي‌رسن

00:34:15.224 --> 00:34:17.225
اينطور فکر مي‌کُني؟ -
.آره -

00:34:17.226 --> 00:34:19.269
.اوه

00:34:20.729 --> 00:34:22.605
چطوره واسه همه‌مون
يه فنجون چاي بريزي؟

00:34:22.731 --> 00:34:24.774
چي؟ خودتم يه فنجون چاي مي‌خواي؟

00:34:26.234 --> 00:34:28.277
.اوه

00:34:28.736 --> 00:34:30.779
.موفق باشي

00:34:33.741 --> 00:34:35.242
.خيله‌خُب، عزيزم

00:34:35.242 --> 00:34:37.202
.حالا بايد زيردامنت رو دربياري

00:34:37.244 --> 00:34:39.245
.باشه، مشکلي نيست

00:34:42.249 --> 00:34:44.292
خُب، حالت چطوره؟

00:34:44.668 --> 00:34:46.169
.يه‌جورايي خيلي غافلگيرکُننده بود

00:34:46.169 --> 00:34:49.171
.آخه مدت‌هاست که نديدمت -
... آره. نه -

00:34:50.173 --> 00:34:52.174
شکر؟

00:34:52.175 --> 00:34:54.217
.نه، متشکرم

00:34:58.014 --> 00:35:00.516
.متشکرم که امروز اومدي -
.جداً؟ خواهش مي‌کُنم -

00:35:00.516 --> 00:35:02.809
همين يه بهانه‌اي شد واسه بيرون‌زدن
.از اون بانکِ دلگيرِ قديمي

00:35:02.810 --> 00:35:04.811
سيگار نمي‌خواي؟

00:35:04.812 --> 00:35:06.813
.نه، متشکرم

00:35:10.108 --> 00:35:12.068
... ازت متشکرم بخاطرِ

00:35:12.110 --> 00:35:14.111
.متأسفم

00:35:14.112 --> 00:35:16.155
موضوع چيه؟

00:35:18.616 --> 00:35:20.617
.اوه، متأسفم

00:35:20.618 --> 00:35:22.619
کمي کيک بردار. من خودم
.قبل از رسيدنت يه تيکه خوردم

00:35:22.620 --> 00:35:24.663
.نتونستم مقاومت کُنم
.آخه خيلي خوشمزه‌ست

00:35:26.123 --> 00:35:28.124
.مي‌خواستم باهات صحبت کُنم

00:35:29.126 --> 00:35:30.627
.بفرما شروع کُن

00:35:30.627 --> 00:35:32.837
... اوم

00:35:34.089 --> 00:35:35.882
تو اولين کسي هستي که
.به ذهنم خطور کرد

00:35:36.091 --> 00:35:38.134
واقعاً؟

00:35:47.101 --> 00:35:49.186
،«اي بابا، «سوزان
!چي شده؟

00:35:52.523 --> 00:35:54.608
... راستش من يه

00:35:56.026 --> 00:35:58.111
... دوستي دارم که

00:36:04.283 --> 00:36:06.369
.يه‌مقدار به کمک نياز داره

00:36:09.287 --> 00:36:11.373
.متأسفم

00:36:12.667 --> 00:36:14.710
.متأسفم

00:36:20.799 --> 00:36:23.134
،خودت رو تويِ دردسر انداختي
مگه نه؟

00:36:25.594 --> 00:36:27.680
،«اوه،  «سوزان
!چقدر تو خنگي

00:36:31.600 --> 00:36:33.686
کي بهت گفت
به من تلفن کُني؟

00:36:41.609 --> 00:36:44.654
خيله‌خُب، بهت مي‌گم
.بايد چکار بکُني

00:36:49.617 --> 00:36:52.120
،اوه، و موقعي‌که به ديدنِ اين روانپزشک مي‌ري
... بايد واسش يه دروغِ وحشتناک سرِهم‌کُني

00:36:52.120 --> 00:36:55.039
درباره‌يِ فلان عمه‌يِ ابله
.يا يه همچين چيزي

00:36:56.124 --> 00:36:58.125
بگير. با دستمال
.اشک‌هات رو پاک کُن

00:36:58.126 --> 00:37:00.169
.متشکرم

00:37:03.130 --> 00:37:05.214
.همه چيز رو‌به‌راه مي‌شه، مي‌دوني

00:37:17.060 --> 00:37:19.312
.«سلام «جورج
.«اوه، سلام «پگي

00:37:19.562 --> 00:37:21.563
امروز مرخصي گرفتي؟

00:37:21.564 --> 00:37:22.564
.بفرما بشين

00:37:22.565 --> 00:37:24.566
.«اوه، انگار «پگي» حالش خيلي خوبه، «جورج
.خدا حفظش کُنه

00:37:24.567 --> 00:37:26.568
اين داره يه‌کمي
.سُر مي‌خوره پايين

00:37:26.569 --> 00:37:28.570
«دوباره «آيوي
رويِ دنده‌يِ لج افتاده؟

00:37:28.571 --> 00:37:31.656
اوه عزيزم. حالا يه قوري چايِ تازه‌دم
.درست مي‌کُنيم

00:37:33.575 --> 00:37:36.077
،شک ندارم که تو هم بيسکويت مي‌خواي
درسته، «پگي»؟

00:37:38.580 --> 00:37:40.581
.«سلام «آيوي -
حالت چطوره، «ورا»؟ -

00:37:40.582 --> 00:37:42.583
امروز يکي از اون
روزهايِ بدته، نه؟

00:37:42.584 --> 00:37:44.585
.ديگه داره حالم به‌هم مي‌خوره -
.اوه، عزيزم -

00:37:44.586 --> 00:37:46.545
الان کتري رو مي‌ذارم
.جوش بياد

00:37:57.598 --> 00:37:59.557
ديشب نخوابيدي، عزيزم؟

00:37:59.600 --> 00:38:01.768
وقتي اينجوري مي‌شي
خوابت نمي‌بره، مگه نه؟

00:38:03.603 --> 00:38:05.604
اصلاً امروز موفق شدي
چشم رويِ‌هم بذاري؟

00:38:05.605 --> 00:38:08.107
.نه، نتونستم -
اوه، پس نتونستي؟ -

00:38:08.108 --> 00:38:09.943
ولي با اين وجود، الان تويِ
.«بهترين جايِ ممکن هستي، «آيوي

00:38:10.109 --> 00:38:12.611
آخه الان بايد
.سرِ کار مي‌بودم

00:38:12.612 --> 00:38:14.613
ولي با اين وضعيت که نمي‌توني
.بري سرِ کار

00:38:14.614 --> 00:38:16.406
بالاخره يه نفر بايد
.پول دربياره ديگه

00:38:16.616 --> 00:38:19.118
،اگه من از کار دست بکشم
.پگي» هم مي‌خواد از کار دست بکشه»

00:38:19.118 --> 00:38:21.119
ولي اگه اين وضعيت ادامه پيدا کُنه
.شغلم رو از دست مي‌دم

00:38:21.120 --> 00:38:23.121
.تقصيرِ خودت که نيست، عزيزم

00:38:23.122 --> 00:38:24.623
اصلاً مگه مي‌شه اينجور چيزها رو
به رئيس حالي کرد؟

00:38:24.623 --> 00:38:27.625
.اون آدم‌ها هيچ درکي ندارن

00:38:27.626 --> 00:38:29.627
!حرومزاده‌ها

00:38:36.467 --> 00:38:38.301
.خيله‌خُب

00:38:38.469 --> 00:38:40.470
اين اولين آبستنيِ شماست؟

00:38:40.471 --> 00:38:42.472
.بله

00:38:42.473 --> 00:38:44.474
و نظرِ پدر چيه؟

00:38:44.475 --> 00:38:46.977
... راستش

00:38:46.977 --> 00:38:48.978
.نمي‌خوام والدينم بفهمن

00:38:48.979 --> 00:38:51.189
.نه، نه، نه
.منظورم پدرِ نوزاده

00:38:55.485 --> 00:38:57.902
.هر جور ميلِ خودتونه
.بياييد بگيريد بشينيد

00:39:06.453 --> 00:39:09.330
گزينه‌يِ بچه‌داشتن رو
در نظر داريد؟

00:39:11.457 --> 00:39:13.543
.نمي‌تونم

00:39:15.379 --> 00:39:17.380
.بسيار خُب
.من بهتون کمک مي‌کُنم

00:39:17.381 --> 00:39:19.382
اما متأسفانه ناگزيريم
... در موردِ

00:39:19.382 --> 00:39:22.176
موضوعِ حساسِ پول
.بحث کُنيم

00:39:22.385 --> 00:39:24.428
مبلغِ 150 پوند
.براتون آب مي‌خوره

00:39:25.388 --> 00:39:27.806
چه مبلغي آماده داريد؟

00:39:27.890 --> 00:39:31.393
.فقط کمي بيش از 100 پوند

00:39:31.394 --> 00:39:33.520
.صحيح

00:39:33.896 --> 00:39:35.897
.خُب

00:39:35.898 --> 00:39:39.401
پس بذاريد بگيم فعلاً 100 گينه، قبوله؟
.بصورتِ پيش‌پرداخت، و نقداً

00:39:39.401 --> 00:39:41.986
حالا بهتون تأکيد مي‌کُنم
.که به ديدنِ يک روانپزشک بريد

00:39:42.361 --> 00:39:45.780
.يکيو مي‌شناسم -
جداً؟ -

00:39:46.700 --> 00:39:48.701
.بله

00:39:48.701 --> 00:39:50.702
پس من ترتيبِ
... بيمارستانِ خصوصي رو مي‌دم

00:39:50.703 --> 00:39:52.621
.و همينطور پزشکِ متخصصِ زايمان رو

00:39:52.705 --> 00:39:55.207
.«باکستر»
.مردِ فوق‌العاده خوبيه

00:39:55.207 --> 00:39:57.249
سوالي نداريد؟

00:40:00.212 --> 00:40:02.297
.روزِ قشنگيه

00:40:03.715 --> 00:40:05.799
.بله

00:40:07.219 --> 00:40:09.721
چند هفته‌ست که آبستن هستيد؟ -
.حدودِ 7 هفته -

00:40:09.721 --> 00:40:11.722
و باکره بوديد؟

00:40:18.729 --> 00:40:20.438
بله؟

00:40:21.732 --> 00:40:23.233
،«خانمِ «ولز
... بسيار کمک‌بخش خواهد بود

00:40:23.234 --> 00:40:25.985
اگر به سوالاتم پاسخ‌هايِ
،سرراست و صادقانه بديد

00:40:26.236 --> 00:40:28.278
.اگه براتون مقدور باشه

00:40:29.740 --> 00:40:31.824
پدرتون چه کاره‌ست؟

00:40:34.244 --> 00:40:36.329
پدرم؟ -
.بله -

00:40:40.250 --> 00:40:42.292
.تويِ وزارتِ دفاع کار مي‌کُنه

00:40:43.252 --> 00:40:45.212
و آيا والدينِ‌تون
ازدواجِ سعادت‌مندانه‌اي داشته‌ان؟

00:40:47.256 --> 00:40:51.133
.به نظرم همينطور باشه

00:40:52.261 --> 00:40:55.347
هيچ سابقه‌يِ بيماري‌هايِ رواني
در خانواده‌تون وجود داره؟

00:40:57.265 --> 00:40:59.266
.بله

00:40:59.267 --> 00:41:02.061
يکي از عمه‌هايِ مادرم
.خودکُشي کرده بود

00:41:04.272 --> 00:41:06.357
جداً؟

00:41:07.775 --> 00:41:09.859
.بله

00:41:12.279 --> 00:41:15.532
و وضعيتِ روحي‌روانيِ خودتون چطور؟
در حالِ حاضر چطور توصيفش مي‌کُنيد؟

00:41:18.785 --> 00:41:22.203
... اوم -
مضطرب؟ -

00:41:24.291 --> 00:41:26.376
افسرده؟

00:41:28.795 --> 00:41:31.505
از احساساتِ‌تون نسبت به
.پدرِ بچه برام بگيد

00:41:33.799 --> 00:41:35.800
عاشقش هستيد؟ -
.نه -

00:41:35.801 --> 00:41:37.760
اون عاشقِ شماست؟ -
.نه -

00:41:37.803 --> 00:41:39.804
در لحظه‌يِ لقاح
عاشقش بوديد؟

00:41:39.805 --> 00:41:41.848
.نه

00:41:43.308 --> 00:41:45.309
خودش رو بهتون تحميل کرد؟

00:41:58.823 --> 00:42:00.824
،«خانمِ «ولز

00:42:00.825 --> 00:42:02.826
اگه قرار بر اين باشه
... که بچه رو داشته باشيد

00:42:02.827 --> 00:42:04.828
خودتون نگهش مي‌داريد
يا به فرزندي مي‌ديدش؟

00:42:04.828 --> 00:42:06.829
.نمي‌تونم داشته باشمش

00:42:06.830 --> 00:42:08.873
ترجيح مي‌دم
.خودم رو بکُشم

00:42:13.837 --> 00:42:16.339
خُب، فکر نکُنم بتونيم اجازه بديم
.چنين اتفاقي رُخ بده

00:42:18.341 --> 00:42:20.426
مي‌تونيم؟

00:42:24.847 --> 00:42:26.890
.چاي داره دَم مياد

00:43:10.889 --> 00:43:12.849
.«خانمِ «ولز -
.سلام -

00:43:12.891 --> 00:43:14.393
.من پرستار «ويلوبي» هستم -
حالِ‌تون چطوره؟ -

00:43:14.393 --> 00:43:16.394
اين ساکِ شماست؟ -
.اوه، بله -

00:43:16.395 --> 00:43:19.271
.بي‌زحمت دنبالم بياييد -
.متشکرم -

00:43:19.398 --> 00:43:21.399
از راه دور مياييد؟ -
.نه واقعاً، نه -

00:43:21.400 --> 00:43:22.900
.«خانمِ «ولز -
.سلام -

00:43:22.900 --> 00:43:24.568
.من خواهر «بيچ» هستم -
حالِ‌تون چطوره؟ -

00:43:24.902 --> 00:43:26.903
.اميدوارم اينجا راحت باشيد

00:43:26.904 --> 00:43:28.905
.متشکرم

00:44:01.937 --> 00:44:03.981
.خُب، عزيزم

00:44:04.939 --> 00:44:06.983
.اينو واست مي‌ذارم زيرِ تخت

00:44:15.450 --> 00:44:17.534
،ديدي؟ زياد طول نکشيد
مگه نه؟

00:44:19.953 --> 00:44:22.456
چي؟ يعني به همين زودي تموم کردين؟ -
.آره، عزيزم -

00:44:22.457 --> 00:44:24.082
حالا کِي قراره
دوباره ببينمِ‌تون؟

00:44:24.459 --> 00:44:26.960
چي گفتي، عزيزم؟

00:44:26.960 --> 00:44:29.337
شما بايد دوباره بياييد، درسته؟

00:44:30.464 --> 00:44:32.465
اوه، نه عزيزم. من تمامِ کاري که
.بايد مي‌کردم رو انجام دادم

00:44:32.466 --> 00:44:34.091
حالا ديگه فقط بايد
.منتظر بموني

00:44:34.468 --> 00:44:36.969
يعني بايد منتظرِ چي بمونم؟

00:44:36.969 --> 00:44:39.430
.منتظرِ افتادنش، عزيزم

00:44:39.473 --> 00:44:42.475
اما تمامِ چيزي که بکار بردين
.فقط يه‌کمي آب بود

00:44:42.475 --> 00:44:44.476
.نگران نباش

00:44:44.477 --> 00:44:45.977
ولي اگه مشکلي پيش بياد
چه اتفاقي ميفته؟

00:44:45.978 --> 00:44:47.979
خُب تنها چيزي که قراره
... اتفاق بيفته اينه که

00:44:47.980 --> 00:44:50.024
... فردا

00:44:51.484 --> 00:44:53.985
يا يکشنبه، اون پايين
.احساسِ درد بهت دست مي‌ده

00:44:53.985 --> 00:44:55.986
پس بايد خودتو
.به دستشويي برسوني

00:44:55.987 --> 00:44:59.449
،بعدش شروع به خونريزي مي‌کُني تا همه‌اش بيرون بياد
.و اونوقت دوباره مثلِ روزِ اول صحيح و سالم مي‌شي

00:45:01.993 --> 00:45:04.078
و چيزي که الان احتياج داري
.يه فنجون چايِ داغِ خوشمزه‌ست

00:45:05.996 --> 00:45:08.040
.مراقبِ خودت باش، عزيزم

00:45:13.003 --> 00:45:15.047
.فعلاً

00:45:35.483 --> 00:45:37.567
.سلام، عزيزم -
.«صبح بخير، خانمِ «درِيک -

00:45:41.489 --> 00:45:43.698
.سلام، ماماني -
.صبح بخير، عزيزم -

00:45:44.991 --> 00:45:46.992
تعطيلاتِ آخرِ هفته‌ات چطور بود؟ -
.محشر بود. متشکرم -

00:45:46.993 --> 00:45:48.994
نورفوک» چطور بود؟»

00:45:48.995 --> 00:45:50.996
.اوه، قابلِ تحمل بود

00:45:50.997 --> 00:45:52.998
.وحشتناک آفتابي بود

00:45:52.999 --> 00:45:55.042
.بطورِ غيرِ عادي

00:46:14.018 --> 00:46:16.019
پول رو آوردي؟

00:46:16.020 --> 00:46:18.021
.مبلغِ 2 پوند آوردم

00:46:18.022 --> 00:46:20.400
فقط 2 پوند؟ -
.اين چيزيه که خانمه بهم گفت -

00:46:20.524 --> 00:46:22.525
.خُب بهت اشتباه گفته
.چون 2 گينه مي‌شه

00:46:22.526 --> 00:46:24.527
.اوه، متأسفم -
.متأسف‌بودن هيچ فايده‌اي نداره -

00:46:24.528 --> 00:46:26.446
اوه، پس مي‌خوايد همين الان
پرداخت بشه ديگه، درسته؟

00:46:26.530 --> 00:46:28.574
خُب معلومه که نمي‌خوام هفته‌يِ آينده
!پرداخت بشه، مي‌خوام؟

00:46:36.039 --> 00:46:37.540
،بگذريم
شوهرت کجاست؟

00:46:37.540 --> 00:46:39.833
.تويِ کُره‌ست
.حالا که مي‌پرسين

00:46:41.043 --> 00:46:43.044
تويِ ارتشه، نيست؟ -
.بله -

00:46:43.045 --> 00:46:45.797
.اين 2 گينه‌ست -
.خيلي مچکر -

00:46:50.052 --> 00:46:52.095
پس بچه مالِ اون نيست، نه؟

00:46:54.556 --> 00:46:56.641
موضوع چيه؟
!گربه زبونت رو خورده؟

00:47:02.063 --> 00:47:04.064
شما برايِ خيلي از دخترها
اين کارو مي‌کُنيد، نمي‌کُنيد؟

00:47:04.065 --> 00:47:06.066
!سرت به کارِ لعنتيِ خودت باشه

00:47:06.067 --> 00:47:08.320
.فقط دارم مي‌پرسم -
!و منم جوابت رو دادم -

00:47:09.070 --> 00:47:11.156
.خيله‌خُب

00:47:14.074 --> 00:47:16.160
.آدرست رو اينجا يادداشت کُن

00:47:18.078 --> 00:47:20.079
.خانمه رأسِ ساعتِ 5 اونجاست

00:47:20.080 --> 00:47:21.581
.به پول هم اشاره‌اي نکُن

00:47:21.581 --> 00:47:23.582
.اين بينِ خودم و خودته

00:47:23.583 --> 00:47:25.584
فهميدي؟ -
.بله -

00:47:25.585 --> 00:47:27.586
.خوبه

00:47:35.470 --> 00:47:36.970
مي‌توني روزِ جمعه
يه مورد رو انجام بدي؟

00:47:36.971 --> 00:47:38.473
ساعتِ 5؟ -
.آره -

00:47:38.473 --> 00:47:39.765
.هيچ مشکلي نيست

00:47:39.973 --> 00:47:41.475
.خانمه متأهله -
اوه، جداً؟ -

00:47:41.476 --> 00:47:43.769
.خودش رو کمي تويِ دردسر انداخته -
پس اينطوريه؟ -

00:47:43.977 --> 00:47:45.978
و حالا مسأله اينه که شوهره
مي‌خواد بدونه پدرِ بچه کيه؟

00:47:45.979 --> 00:47:48.357
اوه، اين که اصلاً خوب نيست، مگه نه، «لي‌لي»؟ -
.خُب، به نظرِ منم همينطوره -

00:47:49.483 --> 00:47:51.567
با اين وجود، بايد بهشون
کمک کرد، مگه نه؟

00:47:52.486 --> 00:47:54.445
با اون سياهه
اوضاع چطور پيش رفت؟

00:47:54.488 --> 00:47:56.613
.اوه، خيلي دلم واسش سوخت -
چون از وطنش خيلي دوره؟ -

00:47:56.989 --> 00:47:58.448
.خيلي ترسيده بود

00:47:58.492 --> 00:47:59.992
اصلاً امثالِ اين ياروها
اينجا چکار دارن؟

00:47:59.992 --> 00:48:02.994
خُب دارن سعي مي‌کُنن واسه خودشون زندگيِ بهتري
.درست کُنن ديگه. واسه من اصلاً تعجبي نداره

00:48:02.995 --> 00:48:05.497
.اينها بايد همون جايي که هستن بمونن -
.ولي آدم‌هايِ سختکوشي هستن -

00:48:05.497 --> 00:48:08.458
پس اصلاً شکر لازم نداري؟ -
حالا اين هفته مي‌خواي چقدر پول مطالبه کُني، «لي‌لي»؟ -

00:48:08.500 --> 00:48:10.501
.واسه تو مي‌شه 1.8 پوند

00:48:10.502 --> 00:48:12.545
.خيله‌خُب، باشه

00:48:18.009 --> 00:48:20.095
.بفرما -
.دستت درد نکُنه -

00:48:22.013 --> 00:48:24.099
.متشکرم

00:48:36.526 --> 00:48:37.943
.راستش خيلي مي‌ترسم

00:48:38.028 --> 00:48:40.406
سعي کُن خودتو
.مضطرب نکُني، عزيزم

00:48:40.530 --> 00:48:42.031
.م-متأسفم

00:48:42.031 --> 00:48:44.032
بايد هر طور شده
.خودمو جمع‌و‌جور کُنم

00:48:44.033 --> 00:48:48.036
واي، مجبورم چه چيزهايي رو
!از سر بگذرونم

00:48:48.037 --> 00:48:50.038
.اوه، مي‌دونم ديگه مجبورم
... ولي فقط اينکه

00:48:50.039 --> 00:48:52.040
.هيچکس خبر نداره

00:48:52.041 --> 00:48:54.042
.البته دوستم خبر داره
... ولي خبر نداره که

00:48:54.042 --> 00:48:56.085
منظورم اينه که
.خبر نداره امروزه

00:48:58.046 --> 00:49:01.549
،بنابراين اگه اتفاقي واسم رُخ بده
.هيچکس خبردار نمي‌شه

00:49:01.549 --> 00:49:03.967
،تو فقط بايد زيردامنت رو دربياري، عزيزم
.و دراز بکشي

00:49:06.554 --> 00:49:08.555
!اوه، اوه، نه
!نه، نه، نه

00:49:08.556 --> 00:49:10.599
!نه، نه، نه

00:49:13.561 --> 00:49:15.562
!اوه، نه، نه

00:49:15.563 --> 00:49:18.565
!واي، چقدر من آدمِ وحشتناکي هستم

00:49:35.081 --> 00:49:37.124
موضوع چيه؟

00:49:38.584 --> 00:49:40.293
.هيچي

00:49:40.586 --> 00:49:42.587
مگه امشب بهت خوش نگذشت؟

00:49:42.588 --> 00:49:44.589
.چرا

00:49:44.590 --> 00:49:46.633
تو چطور؟

00:50:00.605 --> 00:50:02.690
تا حالا به جابجا شدن
فکر کردي؟

00:50:04.108 --> 00:50:06.193
منظورت چيه؟

00:50:08.612 --> 00:50:10.655
نظرت درباره‌يِ ازدواج‌کردن چيه؟

00:50:13.116 --> 00:50:15.117
چي؟ يعني با تو؟

00:50:15.118 --> 00:50:17.161
.آره

00:50:21.124 --> 00:50:23.209
تا حالا اصلاً درباره‌اش
.فکر نکرده بودم

00:50:25.127 --> 00:50:27.212
.ولي من بهش فکر کردم -
جداً فکر کردي؟ -

00:50:28.130 --> 00:50:30.215
.حدوداً 3 يا 4 هفته‌اي مي‌شه

00:50:38.140 --> 00:50:40.225
نظرت چيه؟

00:50:43.144 --> 00:50:45.104
موافقي؟

00:50:51.152 --> 00:50:53.237
.آره

00:50:54.655 --> 00:50:56.740
.موافقم

00:51:09.169 --> 00:51:11.254
.پس خوبه

00:51:20.179 --> 00:51:22.222
.بهتره به مامانت بگي

00:51:38.196 --> 00:51:40.197
.بابا

00:51:40.197 --> 00:51:42.198
.بابا، بيدار شو -
موضوع چيه؟ -

00:51:42.199 --> 00:51:44.242
.من بايد برم آشپزخونه

00:51:50.207 --> 00:51:52.459
!واسه همين بيدارم کرد؟

00:51:53.210 --> 00:51:55.628
.«اوه، سلام «رِج -
.«سلام «استن -

00:51:55.712 --> 00:51:57.713
خوب خوابيدي؟

00:51:57.714 --> 00:51:59.757
.آره، خيلي خوب بود

00:52:03.594 --> 00:52:05.679
مي‌تونم دو کلام
باهات صحبت کُنم، «استن»؟

00:52:09.600 --> 00:52:11.685
موضوع چيه؟

00:52:15.606 --> 00:52:17.899
مي‌شه بهم اجازه بدي
با «اِتل» ازدواج کُنم؟

00:52:24.113 --> 00:52:25.906
از خودش پرسيدي؟

00:52:26.115 --> 00:52:28.158
.آره

00:52:30.119 --> 00:52:31.912
نظرش چي بود؟

00:52:32.121 --> 00:52:34.205
.نظرش مثبت بود

00:52:36.125 --> 00:52:38.126
!اوه، البته که مي‌تونيد

00:52:38.127 --> 00:52:40.128
مطمئني؟ -
!تبريک مي‌گم -

00:52:40.128 --> 00:52:42.088
.ازت خيلي ممنونم -
ورا»؟ «اِتل»؟» -

00:52:42.130 --> 00:52:44.632
مي‌دونين همين الان چه درخواستي ازم کرد؟ -
!واي که چقدر غافلگير شدم -

00:52:44.633 --> 00:52:46.634
!خيلي خوشحالم -
.منم همينطور -

00:52:46.634 --> 00:52:49.928
اين سرو صداها ديگه واسه چيه؟ -
!اين دو نفر همين الان با هم نامزد شدن -

00:52:50.138 --> 00:52:52.139
!اوه، تبريک مي‌گم، رفيق -
.خيلي ازت متشکرم -

00:52:52.140 --> 00:52:54.141
من اينجا روي ِاين صندلي
.خوابم برده بود

00:52:54.141 --> 00:52:56.142
.شرمنده که بيدارت کرديم

00:52:56.143 --> 00:52:57.894
!اوه، نگرانِ اينش نباشين

00:52:58.145 --> 00:53:01.147
.راستش ديشب ازش خواستگاري کردم -
اوه، جداً؟ -

00:53:01.148 --> 00:53:03.149
!جفتِ‌تون باريکلا دارين

00:53:03.150 --> 00:53:05.860
،«واي «رِج
!چه کارِ خوبي مي‌کُني

00:53:09.656 --> 00:53:12.158
.اينقدر قيافه‌يِ نگران به خودت نگير -
مطمئني؟ -

00:53:12.158 --> 00:53:14.660
،البته که مطمئنم. چونکه رفتم پيشِ دکتر
.پس الان مطمئنم

00:53:14.661 --> 00:53:16.162
راجع به زمانش
.و سايرِ چيزها

00:53:16.162 --> 00:53:18.163
پس ديگه بايد شروع کُني
.به خودت سخت نگيري

00:53:18.164 --> 00:53:19.957
چيه؟ نکُنه مي‌خواي
ازم مراقبت کُني؟

00:53:20.166 --> 00:53:22.209
.آره -
اوه، جداً؟ -

00:53:23.669 --> 00:53:25.670
بايد به «استن» و «ورا» هم
.خبر بديم

00:53:25.671 --> 00:53:27.672
آره، به «استن» و «ورا» هم
.خبر مي‌ديم

00:53:27.673 --> 00:53:29.674
ولي دقيقاً با همديگه
.موضوع رو بهشون مي‌گيم

00:53:29.675 --> 00:53:31.676
... با هم مي‌ريم اونجا

00:53:31.676 --> 00:53:34.678
.آخرِ هفته‌يِ آينده -
.صبحش باهاش هماهنگ مي‌کُنم -

00:53:34.679 --> 00:53:36.722
حالا لطفاً مي‌تونم
ماشين‌لباس‌شويي‌م رو داشته باشم؟

00:54:12.214 --> 00:54:14.215
.«صبح بخير، «فرانک -
.«صبح بخير، «استن -

00:54:14.216 --> 00:54:15.759
.يه خبري واست دارم

00:54:16.010 --> 00:54:18.637
چي؟

00:54:20.514 --> 00:54:22.515
.بگيرش
.حدس بزن

00:54:22.516 --> 00:54:24.017
خبرِ خوبيه
يا خبرِ بديه؟

00:54:24.017 --> 00:54:26.018
.خبرِ بد -
.اشتباه کردي. دوباره سعي کُن -

00:54:26.019 --> 00:54:28.062
،خيله‌خُب
.پس خبرِ خوبيه

00:54:31.524 --> 00:54:33.608
!پس يالا ديگه
بگو قضيه چيه؟

00:54:35.528 --> 00:54:37.529
!ها؟

00:54:37.530 --> 00:54:39.531
،مُقر بيا ديگه
!خروسِ پير

00:54:41.033 --> 00:54:43.034
،اِتل» کوچولويِ من»
.نامزد کرد

00:54:43.035 --> 00:54:44.536
چي؟ -
.ديروز بعد از ظهر -

00:54:44.536 --> 00:54:46.412
يعني با «رِج»؟ -
.خودمم باورم نمي‌شد -

00:54:46.538 --> 00:54:48.581
فکر مي‌کردم خواستگاري‌کردنِ‌شون
.سال‌ها طول مي‌کِشه

00:54:53.545 --> 00:54:55.546
.تبريک مي‌گم -
.«متشکرم، «فرانک -

00:54:55.546 --> 00:54:57.547
بايد خيلي به خودت
!افتخار کُني، مرد

00:54:57.548 --> 00:54:59.549
.بايد قيافه‌يِ «ورا» رو مي‌ديدي

00:54:59.550 --> 00:55:01.593
!انگار صاعقه زده بودش

00:55:03.554 --> 00:55:05.055
... خُب، روزِ يکشنبه

00:55:05.055 --> 00:55:06.556
«بايد تو و «جويسي
.برايِ صرفِ چاي بياييد منزلِ ما

00:55:06.557 --> 00:55:08.767
کمي آبجو هم آماده مي‌کُنيم
.و کمي شرابِ شيرين واسه دخترها

00:55:09.059 --> 00:55:11.060
هم به سلامتيِ اين زوجِ خوشبخت مي‌نوشيم
.و هم «رِج» مي‌تونه با خونواده آشنا بشه

00:55:11.061 --> 00:55:12.854
روزِ يکشنبه؟ -
.حدودِ ساعتِ 4 -

00:55:13.063 --> 00:55:15.481
پس به «جويسي» مي‌گي ديگه؟ -
.آره، بهش مي‌گم -

00:55:20.069 --> 00:55:22.070
مي‌توني حسش کُني، عزيزم؟
شروع به پُر شدن کرده؟

00:55:22.071 --> 00:55:23.572
.آره

00:55:23.573 --> 00:55:25.574
حسِ عجيب‌غريبي داري، «پَم»؟ -
.آره، مامان -

00:55:25.574 --> 00:55:27.075
منظور از اون حسي که گفتي
همينه ديگه، مگه نه؟

00:55:27.076 --> 00:55:28.534
.عجيب‌غريب -
.آره -

00:55:28.577 --> 00:55:30.412
شما اين کارو قبلاً هم انجام دادي ديگه، مگه نه؟ -
.آره، عزيزم -

00:55:30.579 --> 00:55:32.538
.پس مطمئنه -
مطمئنه ديگه، نيست؟ -

00:55:32.581 --> 00:55:33.956
.آره، عزيزم -
... و هر وقت که پُر شد -

00:55:34.082 --> 00:55:35.540
.ديگه متوقفش مي‌کُنيم

00:55:37.586 --> 00:55:39.587
انگار چهره‌تون رو
.يه جايي ديدم

00:55:39.587 --> 00:55:41.588
کي؟ من؟ -
.آره -

00:55:41.589 --> 00:55:43.632
جداً؟ -
.هر چند يادم نمياد کجا -

00:55:46.094 --> 00:55:48.095
حالت خوبه؟

00:55:48.095 --> 00:55:50.597
.«البته! تويِ رخت‌شوي‌خونه‌يِ «سان‌لايت

00:55:50.598 --> 00:55:53.600
!اوه، عزيزم -
تو «ورا» هستي، مگه نه؟ -

00:55:53.601 --> 00:55:55.644
.همينطوره -
.«ورا درِيک» -

00:55:56.603 --> 00:55:58.104
من قبل از جنگ
.مادرتون رو مي‌شناختم

00:55:58.105 --> 00:56:00.523
جداً؟ -
نکُنه اون زمان هم همين کارو مي‌کردي؟ -

00:56:00.607 --> 00:56:02.108
حسِ پُر شدن نمي‌کُني، عزيزم؟

00:56:02.109 --> 00:56:04.152
.آره

00:56:06.112 --> 00:56:08.197
،چيزي نيست
.چيزي نيست

00:56:10.116 --> 00:56:12.201
.حالا خودتو خوب خُشک کُن

00:56:33.638 --> 00:56:35.681
،اين آرومت مي‌کُنه
.يالا بخورش

00:56:35.973 --> 00:56:37.974
.آروم، آروم

00:56:37.975 --> 00:56:39.976
.حالا تبت مياد پايين

00:56:39.977 --> 00:56:41.978
.حالا تبت مياد پايين

00:56:54.491 --> 00:56:56.534
!به سلامتي -
!به سلامتي -

00:57:00.328 --> 00:57:02.372
.«سلامِ دوباره، «پامه‌لا
چه حسي داري؟

00:57:02.832 --> 00:57:04.833
حسِ ناخوشي، آره؟

00:57:04.834 --> 00:57:06.835
خُب، حالا لازمه که به شکمت
.يه نگاه ديگه بندازم

00:57:06.836 --> 00:57:09.337
نگران نباش، تا جايي که مي‌تونم
.سعي مي‌کُنم اذيت نشي

00:57:09.337 --> 00:57:11.922
پامه‌لا»، فقط لازمه که»
.پاهات رو صاف کُني

00:57:12.841 --> 00:57:14.550
!آفرين، دخترِ خوب
.همينطور صاف بذارشون رويِ تخت

00:57:14.843 --> 00:57:18.345
بهت قول مي‌دم که
.دست‌هايِ گرمي دارم

00:57:18.345 --> 00:57:21.182
.باسنت رو بگير بالا
!آفرين، دخترِ خوب! همينه

00:57:23.350 --> 00:57:25.102
حالا قصد دارم
... خيلي ملايم فشار وارد کُنم

00:57:25.352 --> 00:57:28.314
و مي‌خوام واسم بگي وقتي‌که
.دستم رو برمي‌دارم، چه اتفاقي ميفته

00:57:28.355 --> 00:57:29.857
!آفرين، دخترِ خوب
!باريکلا

00:57:29.857 --> 00:57:32.358
.بايد جراحيِ داخلي انجام بديم، خواهر -
.بسيار خُب، دکتر -

00:57:35.863 --> 00:57:38.323
.«خيله‌خُب، خانمِ «بارنز

00:57:38.364 --> 00:57:42.367
.من ... من واستون خبرهايِ خوبي ندارم
.خيلي متأسفم

00:57:42.368 --> 00:57:45.872
چرا؟ چرا؟ مگه چه اتفاقي افتاده؟ -
.قصد دارم عملِ جراحي انجام بدم -

00:57:45.872 --> 00:57:48.373
.پامه‌لا» دخترتون، بسيار ناخوشه» -
نمي‌ميره که، آره؟ -

00:57:48.373 --> 00:57:50.374
،صادقانه اميدواريم اينطور نشه
.«خانمِ «بارنز

00:57:50.375 --> 00:57:53.377
،اما وضعيت بسيار وخيمه
.و مطمئنم که شما درک مي‌کُنيد

00:57:53.378 --> 00:57:54.880
.بسيار خُب

00:57:54.880 --> 00:57:56.672
وقتي امروز عصر
... پامه‌لا» رو پذيرفتيم»

00:57:56.882 --> 00:57:58.883
شما توضيح داديد که دچارِ
.سقطِ جنينِ غيرِ عمد شده

00:57:58.884 --> 00:58:00.427
.بله

00:58:00.886 --> 00:58:03.262
اما اين تمامِ حقيقت نيست، درسته؟

00:58:04.890 --> 00:58:06.891
... «خانمِ «بارنز

00:58:06.892 --> 00:58:09.227
شما «پامه‌لا» رو مجبور کرديد
... که سعي کُنه

00:58:09.393 --> 00:58:11.394
بچه‌اش رو بندازه؟ -
!نه، من چنين کاري نکردم -

00:58:11.395 --> 00:58:12.730
.ولي يه نفر چنين کاري کرده

00:58:12.897 --> 00:58:15.482
،شما اين رو مي‌دونيد
.و من هم اين رو مي‌دونم

00:58:16.901 --> 00:58:20.403
خانمِ «بارنز»، من الان بيش از 25 ساله
.که طبابت مي‌کُنم

00:58:20.403 --> 00:58:22.906
اين خواهر و من، هر آخرِ هفته
.با مواردِ اينچنيني روبرو هستيم

00:58:22.907 --> 00:58:25.408
اينطور نيست، خواهر؟ -
.بله، همينطوره -

00:58:28.411 --> 00:58:31.413
.بسيار خُب

00:58:31.413 --> 00:58:33.457
.يه نفر اومد به خونه‌مون

00:58:34.918 --> 00:58:36.418
و چکار کرد؟

00:58:36.418 --> 00:58:38.921
يه صابونِ صورتي‌رنگ رو
،تويِ يه کاسه آبِ‌گرم رنده کرد

00:58:38.921 --> 00:58:40.380
يه بطريِ پُر از يه‌جور مايع هم داشت
... و بعدش

00:58:40.422 --> 00:58:43.299
از سرنگ هم استفاده کرد؟ -
.بله -

00:58:43.425 --> 00:58:45.426
و ترديدي نيست که دوباره
.از اون سرنگ استفاده خواهد کرد

00:58:45.426 --> 00:58:47.719
.و دوباره و دوباره و دوباره
... و اين خواهر و من

00:58:47.930 --> 00:58:50.390
مجبور خواهيم بود با مواردِ بسياري درست مثلِ
.موردِ «پامه‌لا» سر و کار داشته باشيم

00:58:50.431 --> 00:58:53.016
خانمِ «بارنز»، بايد جلويِ
.اينجور اشخاص گرفته بشه

00:58:56.938 --> 00:58:58.939
.لازمه که به پليس اطلاع بديد

00:58:58.940 --> 00:59:01.650
!اوه، من با اونها صحبتي ندارم

00:59:03.945 --> 00:59:05.946
.خواهر «کومبز» هستم

00:59:05.947 --> 00:59:08.615
الساعه. تويِ تالار
.«منتظرتون هستن، آقايِ «والش

00:59:09.950 --> 00:59:12.410
.متشکرم، خواهر

00:59:12.452 --> 00:59:15.956
،خانمِ «بارنز»، اگه به پليس اطلاع نديد
.اونوقت مجبورم خودم اين کار رو بکُنم

00:59:15.956 --> 00:59:19.375
،متأسفانه، انجامِ چنين کاري
.جزوِ تعهداتِ قانونيِ منه

00:59:19.458 --> 00:59:21.501
.معذرت مي‌خوام

00:59:37.475 --> 00:59:40.477
.معذرت مي‌خوام، پرستار -
بله، آقا؟ -

00:59:40.478 --> 00:59:43.480
.ما مأمورِ پليس هستيم
.دنبالِ خواهر «کومبز» مي‌گرديم

00:59:43.481 --> 00:59:45.524
.اوه، بله آقا
.لطفاً دنبالم بيايد

00:59:49.988 --> 00:59:52.072
.خواهر، پليس اومده

00:59:54.491 --> 00:59:56.994
.عصر بخير، خواهر
.من بازرسِ کارآگاه «وبستر» هستم

00:59:56.994 --> 00:59:58.995
.ايشون هم «دي.اس. ويکرز» هستن -
.عصر بخير -

00:59:58.996 --> 01:00:01.039
.اوه، عصرِ شما هم بخير

01:00:04.375 --> 01:00:06.169
.ما کنارِ جاده نشسته بوديم

01:00:06.377 --> 01:00:09.339
،و همه‌جا پُر بود از جنازه‌ها
.و بويِ گندِ بنزين

01:00:09.380 --> 01:00:11.381
ديگه از همه‌چيز
.سير و بيزار شده بودم

01:00:11.382 --> 01:00:13.383
و ديگه هيچ کاري هم
.نمي‌تونستم بکُنم

01:00:13.384 --> 01:00:15.385
،نمي‌تونستم فرار کُنم
... نمي‌تونستم گريه کُنم

01:00:15.385 --> 01:00:17.386
.نمي‌تونستم هيچ چيزيو حس کُنم
.فقط همونجا نشسته بودم

01:00:18.890 --> 01:00:21.266
و بعد يهويي
... يه دخترِ بزرگسال رو ديدم

01:00:21.391 --> 01:00:23.392
که از کنارمون
،تلوتلوخوران عبور مي‌کرد

01:00:23.393 --> 01:00:25.437
و به زبانِ فرانسه
.زيرِ لب من‌من مي‌کرد

01:00:26.396 --> 01:00:28.440
حدس بزن زيرِ دستش
چه چيزي با خودش حمل مي‌کرد؟

01:00:28.815 --> 01:00:31.610
چي؟ -
.يه جفت آينه‌يِ قديمي -

01:00:33.819 --> 01:00:36.279
اينو هيچوقت تا حالا
.واسم تعريف نکرده بودي

01:00:39.867 --> 01:00:41.868
ما چيزهايِ خيلي زيادي داريم
.که بايد بخاطرشون شکرگذار باشيم

01:00:41.868 --> 01:00:43.912
.آره، همينطوره -
.جدي مي‌گم -

01:00:46.374 --> 01:00:49.752
اول از همه اينکه تو اصلاً
.شبيه مادرت از آب درنيومدي

01:00:50.336 --> 01:00:52.379
.آخه اون که دستِ خودش نبود

01:00:53.880 --> 01:00:56.173
آخرش هيچوقت ازش پرسيدي
بابات کيه؟

01:00:57.342 --> 01:00:59.426
.نه

01:01:00.886 --> 01:01:03.888
اگه وقتي مادرم فوت کرد
... در عوضِ اينکه 12 سالم باشه، 11 ساله بودم

01:01:03.889 --> 01:01:05.890
،مجبور مي‌شدم به يتيم‌خونه برم
.«درست مثلِ «فرانک

01:01:05.891 --> 01:01:08.769
مي‌دونم. و مستقيماً
.رفتي سرِ کار

01:01:08.894 --> 01:01:10.396
آخه مجبور بودم خودم معاشم رو
تأمين کُنم، مگه نه؟

01:01:10.396 --> 01:01:13.147
.با اين حال، هيچ ضرري واست نداشت -
.آره خُب -

01:01:14.400 --> 01:01:16.984
.تمامِ چيزهايي که الان بدست آوردي رو ببين -
.آره -

01:01:18.404 --> 01:01:20.446
.من مردِ خوش‌اقبالي هستم

01:01:23.866 --> 01:01:26.411
شما امروز بعد از ظهر تلفن زديد
.و درخواستِ آمبولانس کرديد

01:01:26.411 --> 01:01:27.869
همينطوره؟ -
.بله -

01:01:27.870 --> 01:01:29.329
خُب، چرا اين کارو کرديد؟

01:01:29.414 --> 01:01:31.249
چون دخترم دچارِ سقطِ جنينِ
غيرِ عمد شده بود، غير از اينه؟

01:01:31.416 --> 01:01:33.875
سقطِ جنينِ غيرِ عمد؟ -
.بله -

01:01:33.875 --> 01:01:36.795
ولي آقايِ «والش» به ما گفتن
... يه نفر به خونه‌يِ شما اومده

01:01:36.920 --> 01:01:38.422
تا رويِ دخترتون
.يه عمل انجام بده

01:01:38.422 --> 01:01:39.922
«خُب بفرماييد ديگه! آقايِ «والش
!که همه‌چيزو بهتون گفته

01:01:39.923 --> 01:01:41.716
.دکتر همه‌چيزو مي‌دونه
پس چرا از خودش نمي‌پرسين؟

01:01:41.924 --> 01:01:43.925
،چون مي‌خوام از زبونِ خودتون بشنوم
.«خانمِ «بارنز

01:01:43.926 --> 01:01:45.845
.آقايِ دکتر بود که بهتون تلفن کرد
!من هيچوقت بهتون تلفن نکردم

01:01:45.928 --> 01:01:47.430
پس اين قضيه هيچ ربطي
!به من نداره

01:01:47.431 --> 01:01:49.765
،صداتون رو بياريد پايين
.«خانمِ «بارنز

01:01:49.932 --> 01:01:53.018
کسي که اين عمل رو انجام داد
چه کسي بود؟

01:01:54.395 --> 01:01:55.937
.يه زن

01:01:55.938 --> 01:01:57.939
اسمش رو مي‌دونيد؟ -
.نه -

01:01:57.939 --> 01:02:00.400
چطور با اين زن
تماس برقرار کرديد؟

01:02:00.401 --> 01:02:02.402
نمي‌دونم. آدم از از اينطرف و اونطرف
.مي‌پرسه ديگه

01:02:02.403 --> 01:02:04.446
از چه کسي پرسيديد؟ -
.همکارهام -

01:02:04.447 --> 01:02:05.990
،کجا کار مي‌کُنيد
خانمِ «بارنز»؟

01:02:06.448 --> 01:02:07.948
،اتحاديه‌يِ رختشوي‌خانه‌ها
.«در «کلارکن‌وِل رُود

01:02:07.949 --> 01:02:10.367
سرِ کار با چه کسي صحبت کرديد؟ -
حالا مگه چه اهميتي داره؟ -

01:02:10.452 --> 01:02:13.662
،دخترتون در آستانه‌يِ مرگه
.«خانمِ «بارنز

01:02:15.956 --> 01:02:18.041
همکاري‌کردن
.قطعاً به نفعِ‌تونه

01:02:20.919 --> 01:02:23.881
،قطعاً متوجه هستيد که اين
.يک مسأله‌يِ جناييه

01:02:26.467 --> 01:02:28.509
.بسيار خُب

01:02:29.470 --> 01:02:32.930
.«ورا» -
ورا»؟» -

01:02:32.930 --> 01:02:35.475
.«ورا درِيک» -
اين همون کسيه که سرِ کار باهاش صحبت کرديد؟ -

01:02:35.475 --> 01:02:38.144
.نه آقا، اين همون کسيه که اومد پيشمون
.همون کسيه که اون کارو انجام داد

01:02:38.478 --> 01:02:39.978
«پس «ورا درِيک
... همون شخصيه که

01:02:39.979 --> 01:02:41.439
رويِ دخترتون
عمل انجام داد؟

01:02:41.481 --> 01:02:43.899
.بله -
.پس شما اسمش رو مي‌دونيد -

01:02:43.982 --> 01:02:45.983
.بله

01:02:45.984 --> 01:02:47.985
از قبل باهاش آشنا بوديد؟

01:02:47.986 --> 01:02:51.239
جفتِ‌مون در سالِ 1931 با همديگه
.تويِ يه رختشوي‌خونه کار مي‌کرديم

01:02:51.449 --> 01:02:53.450
از اون موقع به بعد، بازم ديده بوديدش؟ -
.نه -

01:02:53.451 --> 01:02:55.535
مي‌دونيد کجا زندگي مي‌کُنه؟ -
.نه -

01:03:00.457 --> 01:03:02.541
،مشخصاتِ ظاهريش چه شکليه
.«خانمِ «بارنز

01:03:03.502 --> 01:03:07.254
.کوچولوئه، دست‌هاشم کوچولوئه
... قرار نيست که من

01:03:07.505 --> 01:03:10.507
بخاطرِ اين قضيه به دردسر بيفتم، درسته؟ -
واقعاً اين قضيه برحسبِ تصادف پيش اومده، آره؟ -

01:03:10.508 --> 01:03:12.008
يه کسي که شما
... سال‌ها نديده بوديدش

01:03:12.009 --> 01:03:13.677
ناگهان همينطوري
.سر و کله‌اش درِ منزلِ‌تون پيدا مي‌شه

01:03:14.010 --> 01:03:15.512
!ولي ... من دروغ نمي‌گم

01:03:15.513 --> 01:03:17.514
!شما دارين حرف‌هايِ منو مي‌پيچونين
!اين اصلاً منصفانه نيست

01:03:17.515 --> 01:03:18.598
.موردي نداره، عزيزم

01:03:18.973 --> 01:03:21.433
اشاره‌يِ من به اين نيست که
.«شما داريد دروغ مي‌گيد، خانمِ «بارنز

01:03:22.519 --> 01:03:24.771
من فقط دارم سعي مي‌کُنم
.به کُنه ماجرا پِي‌ببرم

01:03:26.523 --> 01:03:28.524
.بيا «سيد»، اينجاش رو بگير -
.بياريدش -

01:03:28.525 --> 01:03:30.526
حالا بهتر شد. اينجا هميشه
.در دسترسِ‌مونه

01:03:30.527 --> 01:03:32.528
فضايِ بيشتري هم بهمون مي‌ده، نيست؟ -
.اوه، آره -

01:03:32.529 --> 01:03:34.530
.روميزيِ کريسمس رو آوردم

01:03:34.531 --> 01:03:36.532
،ما مي‌خوايم قشنگ به نظر برسه
مگه نه، مامان؟

01:03:39.535 --> 01:03:40.743
بله؟ -
.بعد از ظهرتون بخير -

01:03:41.036 --> 01:03:43.037
شما خانمِ «ليليان کلارک» هستيد؟

01:03:43.037 --> 01:03:46.039
چطور مگه؟ کيه که مي‌خواد بدونه؟ -
.دي.آي. وبستر»، از اداره‌يِ پليسِ کلان‌شهر» -

01:03:48.501 --> 01:03:51.671
!اومديم بابا

01:03:53.506 --> 01:03:55.507
!«سلام! سلام «جويس -
رو‌به‌راهي، «استن»؟ -

01:03:55.507 --> 01:03:57.508
!صبر کُنيد نفسم سرِ جاش بياد -
!«سلام «جويس -

01:03:57.509 --> 01:03:59.510
!اوه، ظاهرش دوست‌داشتني نشده؟

01:03:59.511 --> 01:04:01.555
!خيله‌خُب، نازنينم -
!سلام، عزيزم -

01:04:01.556 --> 01:04:03.557
سلام عمه «جويس». حالت چطوره؟ -
.«سلام «سيدني -

01:04:03.558 --> 01:04:06.059
!واي، داخلِ اين پالتو رو نگاه کُنين -
کار و بار چطوره، عمو «فرانک»؟ -

01:04:06.059 --> 01:04:08.562
.«خيلي خوبه، «سيد -
.الان مدت‌ها مي‌شه که نديديمتون -

01:04:08.562 --> 01:04:10.062
عينهو ستاره‌هايِ سينما
!به نظر مي‌رسي

01:04:10.063 --> 01:04:10.981
.«تبريک مي‌گم، «اِتل
.خبرِ فوق‌العاده‌اي بود

01:04:11.064 --> 01:04:13.065
ازش خوشت مياد؟ -
!معلومه که خوشم مياد -

01:04:13.065 --> 01:04:14.900
.آسترش رو خودم دوختم -
اوه، جداً؟ -

01:04:15.067 --> 01:04:16.943
.تصويرِ يه يوزپلنگه -
!پس تصويرِ يه يوزپلنگه -

01:04:17.028 --> 01:04:18.028
خيله‌خُب بيا، اينجا رو
.منزلِ خودت بدون

01:04:18.028 --> 01:04:19.572
!عجب‌ها! نگاهش کُنيد

01:04:19.573 --> 01:04:21.949
اميدوارم حداقل تفنگت رو تويِ منزل
!«جا گذاشته باشي، عمه «جويس

01:04:23.033 --> 01:04:25.995
شما خانمِ «اِدنا مک‌کنزي» رو مي‌شناسيد؟

01:04:26.036 --> 01:04:27.036
حالا به‌فرض که بشناسم؟

01:04:27.037 --> 01:04:28.998
لطفاً فقط بهمون
.جواب‌هايِ سرراست بديد

01:04:29.039 --> 01:04:30.748
!تا ببينم

01:04:31.041 --> 01:04:33.084
«قطعاً شما با چاي‌خانه‌يِ «استاندارد
... واقع در

01:04:33.084 --> 01:04:35.085
هالووِي روُد» آشنايي داريد، خانمِ «کلارک»؟» -
.بله -

01:04:35.086 --> 01:04:37.087
چهارشنبه‌يِ گذشته اونجا بوديد؟ -
.چيزي يادم نمياد -

01:04:37.088 --> 01:04:39.591
اينطوري واقعاً به خودتون
.«کمکي نمي‌کُنيد، خانمِ «کلارک

01:04:39.591 --> 01:04:41.592
اصلاً تمامِ اين علم‌شنگه
!بابتِ چيه؟

01:04:41.593 --> 01:04:43.635
شما «ورا درِيک» رو مي‌شناسيد؟

01:04:46.555 --> 01:04:48.724
ظاهراً شما اينجا يه مغازه‌يِ
!بقاليِ تمام‌عيار داريد، خانمِ عزيز

01:04:49.099 --> 01:04:51.100
،اين واسه پيرمردپيرزن‌هاست
.و برايِ کريسمس

01:04:51.101 --> 01:04:52.560
بابتِ هر کيسه چاي
چقدر پول مطالبه مي‌کُنيد؟

01:04:52.561 --> 01:04:55.105
«شما چهارشنبه‌يِ گذشته از «جسيکا بارنز
مبلغِ 2 گينه گرفتيد؟

01:04:55.105 --> 01:04:56.272
اصلاً نمي‌دونم داريد راجع‌به
.چي صحبت مي‌کُنيد

01:04:56.564 --> 01:04:58.107
ولي من فکر مي‌کُنم که
.«خيليم خوب مي‌دونيد، خانمِ «کلارک

01:04:58.108 --> 01:05:00.401
راه امرارِ معاشِ معرکه‌اي
.برايِ خودتون به‌هم زديد

01:05:06.616 --> 01:05:08.617
انگار يه‌کوچولو رُژ
به لب‌هات زدي، «اِتل»؟

01:05:08.618 --> 01:05:10.619
جداً تويِ اون پيراهن
دوست‌داشتني به نظر نمي‌رسه؟

01:05:10.620 --> 01:05:11.828
خودت بافتيش؟

01:05:12.121 --> 01:05:13.121
نه، از بازار خريديمش، نيست؟

01:05:13.122 --> 01:05:15.041
،حالا با کارهايِ خونه چطور کنار مياي
عمو «فرانک»؟

01:05:15.082 --> 01:05:16.626
.من هميشه «فرانک» رو مشغول نگه‌مي‌دارم
مگه نه، «فرانک»؟

01:05:16.626 --> 01:05:19.085
،بالا رفتن از نردبام واسه خاکروبي
!بهترين بخشِ اين 6 ماه مي‌شه

01:05:19.085 --> 01:05:21.420
.همسايه‌هامون همين تازگي يه تلويزيون خريدن -
اوه، جداً؟ -

01:05:21.630 --> 01:05:23.088
.گذاشتنش تويِ اتاق‌پذيرايي -
خودتم تماشا کردي؟ -

01:05:23.089 --> 01:05:25.507
.فقط از تويِ پنجره ديدم -
.«تو هم ديگه بايد يکي بخري، «فرانک -

01:05:25.634 --> 01:05:27.635
.تويِ ليستم اين خريدِ بعديه -
ولي تلويزيون خيلي جالبه، مگه نه؟ -

01:05:27.636 --> 01:05:29.386
.فقط هم 36 دلار مي‌شه -
!اوه، 36 دلار -

01:05:29.638 --> 01:05:32.139
!يه‌کمي گرونه‌ها -
حالا از ماشينِ‌تون راضي هستين؟ -

01:05:32.139 --> 01:05:34.140
اوه، آره. رنگ و چيزهايِ ديگه‌اش هم
خيلي دوست‌داشتنيه. مگه نه، «فرانک»؟

01:05:34.141 --> 01:05:36.851
.مدلش «وي-8-پايلوت»-ه -
.به همين دليله که سرِ کار داره شيفتِ اضافه‌کاري انجام مي‌ده -

01:05:37.144 --> 01:05:38.646
اميدوارم اگه بشه، يه گشتِ کوچولو
.دورِ ساختمون باهاش بزنم

01:05:38.646 --> 01:05:40.146
.مي‌توني از پنجره ببينيش

01:05:40.147 --> 01:05:41.815
اوه، اين که همون خودش نيست، هست؟

01:05:42.149 --> 01:05:44.068
يه‌وقت اون بيرون واسش
مشکلي پيش نياد، «فرانک»؟

01:05:44.150 --> 01:05:45.609
.قبلاً که بهت گفتم چيزيش نمي‌شه -
.آره، چيزيش نمي‌شه -

01:05:45.610 --> 01:05:47.153
.شايد هم بشه

01:05:47.153 --> 01:05:48.612
آخه آدم هيچوقت نمي‌تونه
مطمئن باشه، مي‌تونه؟

01:05:48.613 --> 01:05:51.115
!بفرما، اومدش

01:05:51.157 --> 01:05:54.410
.«در رو واسش باز کُن، «اِتل
!حلال‌زاده‌ست‌ها

01:05:56.162 --> 01:05:58.163
.سلام، بفرما بيا داخل -
تو هستي، «رِج»؟ -

01:05:58.164 --> 01:06:00.207
.آره، «رِج» اومده
.يالا بيا داخل

01:06:01.668 --> 01:06:03.168
!بفرما، ايناهاش -
.بعد از ظهرتون بخير -

01:06:03.168 --> 01:06:04.502
!سلام، بخت و اقبالت چطوره، رفيق؟

01:06:04.671 --> 01:06:06.046
.رِج»، اين برادرم «فرانک»-ه»

01:06:06.171 --> 01:06:07.673
.«از ملاقاتت خوشوقتم، «رِج -
حالِ‌تون چطوره؟ -

01:06:07.673 --> 01:06:09.173
.تبريک مي‌گم -
.ايشون هم همسرش «جويس»-ه -

01:06:09.174 --> 01:06:10.676
.«سلام، «رِج -
حالِ‌تون چطوره؟ -

01:06:10.676 --> 01:06:12.760
خيله‌خُب، پالتوت رو دربيار. حالا ديگه مي‌تونيم
!غذا بخوريم. دارم از گشنگي هلاک مي‌شم

01:06:13.178 --> 01:06:14.680
مزاحمِ کسي که نشدم، آره؟

01:06:14.680 --> 01:06:16.681
!اوه، اينقدر احمق نباش
.يالا ديگه، بگيريد بشينيد

01:06:16.682 --> 01:06:19.141
به نظرت من کجا بشينم؟ -
!شيک به نظر مي‌رسه‌ها، نيست؟ -

01:06:19.141 --> 01:06:21.434
.اوه آره، همينطوره -
.«تو اونجا بشين، «رِج -

01:06:21.687 --> 01:06:24.689
.بيا، عمو فرانک. تو کنارِ خودم بشين -
!باشه، ولي دردسر درست نکُن -

01:06:24.689 --> 01:06:27.148
!يالا ديگه، حالا همگي نوشِ جان کُنيد -
.بشقاب‌هاتون رو پُر کُنيد -

01:06:27.149 --> 01:06:29.150
.اِتل»، اگه زحمتي نيست»

01:06:29.151 --> 01:06:31.444
!اين از برنج -
!اوه -

01:06:34.699 --> 01:06:36.783
!توجه، توجه

01:06:37.701 --> 01:06:39.702
مي‌نوشيم به سلامتيِ
.«اِتل» و «رِج»

01:06:39.703 --> 01:06:41.161
.«به خانواده‌مون خوش‌اومدي، «رِج

01:06:41.204 --> 01:06:43.205
و از صميمِ قلب، بهترين‌ها رو برايِ
!هر دو نفرتون آرزو دارم. به سلامتي

01:06:43.206 --> 01:06:44.665
!به سلامتي -
!به سلامتيِ اين زوجِ خوشبخت -

01:06:44.665 --> 01:06:46.666
!به سلامتي‌تون -
.خيلي ازتون متشکرم -

01:06:46.667 --> 01:06:48.419
و اگه بتوني در کنارِ همسرت
... به اندازه‌يِ نصفِ من خوشبخت باشي

01:06:48.669 --> 01:06:50.212
!اونوقت مردِ خوش‌شانسي هستي

01:06:50.212 --> 01:06:51.671
!آره واقعاً -
.اين حقيقتيه -

01:06:51.672 --> 01:06:53.757
ولي حالا ديگه هيچ راه
!«برگشتي نداري، «رِج

01:06:54.216 --> 01:06:55.675
واسه شامِ کريسمس
مياي پيشمون ديگه، مگه نه، «رِج»؟

01:06:55.676 --> 01:06:57.636
آره، نبايد کريسمسِ اينجا رو
!از دست بدي

01:06:57.677 --> 01:06:59.595
خودتون چي، «فرانک» و «جويس»؟
شمام مياييد اينجا ديگه، مگه نه؟

01:06:59.722 --> 01:07:01.723
.البته که مياييم -
.راستش ما هنوز هيچ برنامه‌اي نچيديم -

01:07:01.724 --> 01:07:04.100
.آخه بدونِ شماها مثلِ هميشه نمي‌شه -
.حتماً مياييم. نگران نباشين -

01:07:04.225 --> 01:07:05.727
!و حسابي خوش‌مي‌گذرونيم، مگه نه؟ -
.آره، همينطوره -

01:07:05.728 --> 01:07:08.062
و حتماً بايد تويِ ليستِ خانه و مسکن
.«ثبتِ نام کُنيد، «رِج

01:07:08.229 --> 01:07:10.230
اوه آره. بايد حتماً يه جايِ قشنگ
.واسه خودتون دست‌و‌پا کُنيد

01:07:10.231 --> 01:07:12.232
ولي منزلِ خودم
.هيچ مشکلي نداره

01:07:12.233 --> 01:07:14.943
،يادت مياد وقتي ازدواج کرديم
ما هم فقط يه اتاق داشتيم؟ آره، بابايي؟

01:07:15.194 --> 01:07:17.195
آره درسته. ما سال‌ها تويِ
.فقط يه اتاق زندگي مي‌کرديم

01:07:17.196 --> 01:07:19.741
.آره، و چه دورانِ خوشي هم همونجا داشتيم -
!و چه کريسمس‌هايي -

01:07:19.741 --> 01:07:22.492
ولي احتمالاً يکي از همين روزها
... آخرش خودتون به اين نتيجه مي‌رسين

01:07:22.576 --> 01:07:25.078
که يه اتاق کافي نيست. من يه‌کمي
.تويِ مطرح کردنِ اين موضوع پيش‌دستي کردم

01:07:25.078 --> 01:07:27.580
.رِج» خودش مي‌دونه منظورم چيه» -
!به حرفش توجه نکُن -

01:07:27.580 --> 01:07:30.082
!آره، و بعدش من دايي مي‌شم

01:07:30.083 --> 01:07:32.960
راستش خودِ ما هم يه خبري داريم
.«که بايد واستون بگيم؛ من و «جويس

01:07:32.960 --> 01:07:35.462
.آره -
اوه، جداً؟ -
خُب حالا چي هست؟ -

01:07:35.463 --> 01:07:37.464
من مجبور بودم کُلِ اين هفته
!زبون به کام بگيرم و چيزي نگم

01:07:37.465 --> 01:07:39.717
!اوه، عزيزم -
!يالا ديگه، «فرانک»! روش کُن ببينيم -

01:07:39.967 --> 01:07:41.968
بگم؟ -
.خُب ادامه بده ديگه -

01:07:41.969 --> 01:07:43.970
.جويس» داره بچه‌دار مي‌شه»

01:07:43.971 --> 01:07:45.972
!ما هم قراره يه خونواده تشکيل بديم

01:07:45.972 --> 01:07:47.973
!«تبريک مي‌گم، «فرانک

01:07:47.974 --> 01:07:49.600
!واقعاً خيلي واستون خوشحالم

01:07:49.976 --> 01:07:51.977
!«تبريک مي‌گم، عمو «فرانک

01:07:51.978 --> 01:07:54.438
!«تبريک مي‌گم، عمه «جويس -
.«لطف داري، «سيدني -

01:07:54.480 --> 01:07:57.482
!واي عجب اتفاقيه‌ها
!حالا جشنِ‌مون مضاعف مي‌شه، مگه نه؟

01:07:57.483 --> 01:07:59.818
بيا «جويس». بايد کمي بيشتر از معمول
!جامت رو پُر کُني، مگه نه؟

01:07:59.986 --> 01:08:02.446
!دهه، پس ايشون رو بي‌خيال شدي؟

01:08:02.488 --> 01:08:04.489
،«من برم درو باز کُنم. هي «سيد
.تو واسشون نوشيدني بريز

01:08:04.490 --> 01:08:06.491
خيله‌خُب، جام‌ها رو
!رد کُنيد اينجا

01:08:09.995 --> 01:08:11.496
.عصر بخير، آقا

01:08:11.496 --> 01:08:14.206
.دي.آي. وبستر» هستم، از اداره‌يِ پليسِ کلان‌شهر» -
اوه، بفرماييد؟ -

01:08:15.500 --> 01:08:17.585
«خانمِ «ورا درِيک
اينجا زندگي مي‌کُنن، آقا؟

01:08:18.503 --> 01:08:20.504
.بله، همينطوره، بله

01:08:20.505 --> 01:08:22.006
و شما هم بايد
جنابِ «درِيک» باشيد، آقا؟

01:08:22.006 --> 01:08:24.007
.بله

01:08:24.008 --> 01:08:26.009
الان خانمِ «ورا درِيک» منزل تشريف دارن؟ -
.بله -

01:08:26.010 --> 01:08:27.970
مايل هستيم با ايشون
.چند کلمه‌اي صحبت کُنيم

01:08:28.012 --> 01:08:29.888
.اگه ممکن باشه

01:08:30.014 --> 01:08:31.515
اوه راستش، ما الان
.مهموني داريم

01:08:31.515 --> 01:08:33.224
.دخترم همين تازگي نامزد کرده
.به همين مناسبت جشن گرفتيم

01:08:33.517 --> 01:08:36.519
.از اين بابت متأسفم، آقا
.ولي جداً لازمه که با همسرتون صحبت کُنيم

01:08:37.521 --> 01:08:39.522
در چه موردي؟ -
.اينو نمي‌تونم بهتون بگم، آقا -

01:08:39.522 --> 01:08:42.024
.اما موضوعِ بسيار جدي و مهميه

01:08:42.025 --> 01:08:43.985
.ولي آخه اون زنِ نازنينيه
... و تا حالا هرگز تويِ زندگيش

01:08:44.027 --> 01:08:46.028
.هيچ کارِ نادرستي انجام نداده -
.بله، آقا -

01:08:47.530 --> 01:08:49.615
اجازه هست بياييم داخل؟

01:08:52.034 --> 01:08:53.994
.صبر کُنيد، صبر کُنيد
.پليس اومده

01:08:53.994 --> 01:08:56.120
!ها؟

01:08:57.539 --> 01:08:59.540
.عصر بخير

01:08:59.541 --> 01:09:01.542
متأسفم که جشنِ‌تون رو
،قطع مي‌کُنيم

01:09:01.543 --> 01:09:03.795
ولي لازمه که با خانمِ
.ورا درِيک» صحبت کُنيم»

01:09:06.548 --> 01:09:08.549
.ايشون همسرم هستن

01:09:08.549 --> 01:09:11.551
چه خبر شده؟ -
لطفاً مي‌شه بشينيد، آقا؟ -

01:09:11.552 --> 01:09:13.595
کاري که بهت گفتن رو
.«انجام بده، «سيد

01:09:19.560 --> 01:09:21.978
حالا ممکنه باهاتون بصورتِ خصوصي
صحبت کُنم، خانمِ «درِيک»؟

01:09:31.070 --> 01:09:33.071
.«از اين طرف، خانمِ «درِيک

01:09:33.072 --> 01:09:35.324
چي شده، بابا؟

01:09:35.575 --> 01:09:37.076
.«صبر کُن، «سيد
.منم همراهش ميام

01:09:37.076 --> 01:09:39.494
،اگه براتون اشکالي نداره
.لطفاً تويِ اتاق‌پذيرايي بمونيد، آقا

01:09:39.578 --> 01:09:42.580
آخه اين کارها واسه چيه؟ -
.بعداً شما رو در جريان خواهيم گذاشت -

01:09:42.581 --> 01:09:44.582
.اما من شوهرش هستم
.حق دارم که بدونم

01:09:44.583 --> 01:09:46.584
.درک مي‌کُنم، آقا

01:09:46.585 --> 01:09:49.087
ولي اگه مي‌شه، کاري که ازتون
.خواسته شده رو انجام بديد

01:09:49.087 --> 01:09:51.171
.در رو مي‌بندم
.متشکرم

01:10:06.479 --> 01:10:08.564
.«خانمِ «درِيک

01:10:09.982 --> 01:10:12.317
.من بازرسِ کارآگاه «وبستر» هستم

01:10:12.359 --> 01:10:16.154
«اينها هم آقايِ بازرسِ گروهبان «ويکرز
.و خانمِ افسرِ مأمور «بست» هستن

01:10:17.864 --> 01:10:19.907
.مي‌دونم چرا اينجا اومديد

01:10:20.867 --> 01:10:22.618
معذرت مي‌خوام؟

01:10:22.869 --> 01:10:25.246
.مي‌دونم چرا اينجا اومديد

01:10:29.375 --> 01:10:31.460
خُب چرا اينجا اومديم؟

01:10:33.712 --> 01:10:35.713
.بخاطرِ کاري که انجام مي‌دم

01:10:35.714 --> 01:10:37.715
بخاطرِ کاري که انجام مي‌ديد؟

01:10:37.716 --> 01:10:39.717
.بله

01:10:39.718 --> 01:10:42.428
،خُب اين کاري که انجام مي‌ديد چيه
خانمِ «درِيک»؟

01:10:47.767 --> 01:10:49.810
من به دخترهايِ جوون کمک مي‌کُنم
.مشکلِ‌شون رفع بشه

01:10:51.270 --> 01:10:53.271
شما به دخترهايِ جوون کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

01:10:53.272 --> 01:10:55.607
.درسته

01:10:55.608 --> 01:10:57.651
چطوري بهشون کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

01:11:03.490 --> 01:11:05.575
.ما امروز مهموني گرفتيم

01:11:09.496 --> 01:11:11.164
مي‌شه لطفاً بشينم؟

01:11:11.498 --> 01:11:13.583
.بله، البته

01:11:16.502 --> 01:11:18.544
بخاطرِ خونواده‌ام هم که شده
.نمي‌خوام اين جشن خراب بشه

01:11:20.506 --> 01:11:22.548
نمي‌شه فردا مراجعه کُنيد؟

01:11:29.389 --> 01:11:31.390
.«متأسفم، خانمِ «درِيک

01:11:31.391 --> 01:11:34.310
ولي مجبوريم همين امروز
.به اين مسأله رسيدگي کُنيم

01:11:35.395 --> 01:11:37.188
اوه، جداً؟

01:11:37.397 --> 01:11:39.440
.بله

01:11:40.399 --> 01:11:41.857
آخه مدتِ به اين طولاني
دارن راجع‌به چي صحبت مي‌کُنن؟

01:11:41.858 --> 01:11:43.402
.«نمي‌دونم، «سيد

01:11:43.402 --> 01:11:44.903
.لابد يه نفر به قتل رسيده

01:11:45.404 --> 01:11:47.405
!«اوه، پروردگارا! «سيدني -
!«بسه ديگه، «سيد -

01:11:47.406 --> 01:11:48.864
تويِ يکي از اون خونه‌هايي که
.نظافت مي‌کُنه رو مي‌گم

01:11:48.865 --> 01:11:50.574
منظورم اينه که يارو گفت
موضوعِ جدي و مهميه، مگه نگفت؟

01:11:50.909 --> 01:11:52.410
،لابد يه‌نفر يه‌چيزي رو کِش رفته
.فقط همين

01:11:52.411 --> 01:11:54.412
ولي آخه اينها
.چند تا کارآگاه بودن

01:11:54.413 --> 01:11:56.414
و لباس‌شخصي
پوشيده بودن، مگه نه؟

01:11:58.416 --> 01:12:00.417
مي‌شه لطفاً به سوالم
جواب بديد؟

01:12:00.418 --> 01:12:02.461
چطوري به دخترها کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

01:12:04.922 --> 01:12:07.007
.وقتيکه ديگه نمي‌تونن کاريش بکُنن

01:12:08.384 --> 01:12:10.469
وقتيکه ديگه نمي‌تونن کاريش بکُنن؟

01:12:11.387 --> 01:12:13.388
.همينطوره

01:12:13.389 --> 01:12:16.307
منظورتون اينه که
وقتي آبستن مي‌شن؟

01:12:21.938 --> 01:12:25.481
خُب بعد چطوري بهشون کمک مي‌کُنيد
مشکلِ‌شون رفع بشه؟

01:12:30.947 --> 01:12:33.615
کمکِ‌شون مي‌کُنم
.دوباره شروع به خونريزي کُنن

01:12:35.451 --> 01:12:37.536
يعني کمکِ‌شون مي‌کُنيد
از شرِ نوزاد خلاص بشن؟

01:12:39.455 --> 01:12:41.581
من زندگي‌شون رو بخاطرِ اون دخترها
تباه مي‌کُنم، نيست؟

01:12:44.835 --> 01:12:46.836
.شما اقدام به سقطِ جنين مي‌کُنيد

01:12:48.337 --> 01:12:50.131
درسته، خانمِ «درِيک»؟

01:12:51.340 --> 01:12:53.759
،شما اقدام به سقطِ جنين مي‌کُنيد
نمي‌کُنيد؟

01:12:57.179 --> 01:12:59.139
نه، کاري که من مي‌کُنم
.اين نيست، عزيزم

01:13:00.724 --> 01:13:02.725
شما همچين اسمي روش مي‌ذاريد؛

01:13:02.726 --> 01:13:04.727
.ولي اونها نياز به کمک دارن

01:13:04.728 --> 01:13:07.981
آخه به چه کسِ ديگه‌اي رو بندازن؟
.اونها هيچ کسي رو ندارن. و من بهشون کمک مي‌کُنم

01:13:10.192 --> 01:13:12.986
از همين طريق به
پامه‌لا بارنز» کمک کرديد؟»

01:13:14.195 --> 01:13:16.196
پامه‌لا»؟»

01:13:16.197 --> 01:13:17.655
.بله، کمکش کردم

01:13:17.656 --> 01:13:21.285
روزِ جمعه؟ -
.درسته -

01:13:23.120 --> 01:13:25.205
الان حالش خوبه؟

01:13:26.123 --> 01:13:28.208
،تا پايِ مرگ رفته بود
،«خانمِ «درِيک

01:13:29.959 --> 01:13:32.045
.همين ديشب

01:13:39.968 --> 01:13:41.969
.ولي زنده مي‌مونه

01:13:41.970 --> 01:13:43.971
.متشکرم -
... الان تويِ بيمارستان بستريه -

01:13:43.972 --> 01:13:45.933
.ولي زنده مي‌مونه

01:13:56.485 --> 01:13:59.904
،«خانمِ «درِيک
... من شما رو بازداشت مي‌کُنم

01:13:59.987 --> 01:14:01.447
... به جُرمِ انجامِ عملي غيرِقانوني

01:14:01.448 --> 01:14:03.908
... «بر رويِ «پامه‌لا مري بارنز

01:14:03.908 --> 01:14:06.535
،«ساکنِ خيابانِ 37 «فليکستون
... شماليِ يکم، لندن

01:14:07.912 --> 01:14:10.163
.در مورخِ 17 نوامبرِ 1950

01:14:11.749 --> 01:14:13.500
،شما ملزم نيستيد چيزي بگيد

01:14:13.751 --> 01:14:16.168
اما هر چيزي که بگيد، مي‌تونه به‌عنوانِ
.مدرک برعليه‌تون استفاده بشه

01:14:17.129 --> 01:14:19.130
متوجه هستيد؟

01:14:19.131 --> 01:14:21.132
.فکر کُنم آره، عزيزم

01:14:21.133 --> 01:14:23.677
مجبورم ازتون بخوام همراه من
.به اداره‌يِ پليس بياييد

01:14:25.637 --> 01:14:27.680
،«خانمِ «درِيک

01:14:28.139 --> 01:14:31.141
،آيا کسي از اشخاصِ حاضر در اون اتاق
از علتِ حضورِ ما در اينجا باخبر هستن؟

01:14:31.142 --> 01:14:33.893
!نه، نه

01:14:35.146 --> 01:14:37.231
شما که بهشون
چيزي نمي‌گيد، مي‌گيد؟

01:14:39.567 --> 01:14:41.652
.نه

01:14:43.362 --> 01:14:45.363
به هر حال، آيا تجهيزاتي که
... برايِ اجرايِ

01:14:45.364 --> 01:14:47.448
اين عمل‌ها
... موردِ استفاده قرار مي‌داديد

01:14:48.867 --> 01:14:50.952
در حالِ حاضر
در همين ملک هستند؟

01:14:53.830 --> 01:14:55.914
مي‌شه لطفاً برام بياريدشون؟

01:15:27.320 --> 01:15:29.405
مي‌تونيد انجامش بديد؟ -
.متشکرم، عزيزم -

01:15:40.831 --> 01:15:42.917
.لطفاً برامون بذاريدش رويِ تخت

01:15:49.715 --> 01:15:51.507
اشکال نداره نشونم بديد
داخلش چي هست؟

01:15:53.177 --> 01:15:55.887
ببخشيد، عزيزم؟

01:15:56.180 --> 01:15:58.056
.لازمه که محتوياتِ کيف رو ببينم

01:15:58.182 --> 01:16:00.225
.وقت رو هدر نديد

01:16:17.866 --> 01:16:19.910
مي‌شه لطفاً بازش کُنيد؟

01:16:40.136 --> 01:16:42.222
.متشکرم

01:16:47.185 --> 01:16:49.186
.يالا ديگه -
.از يارو بپرس، بابا -

01:16:49.187 --> 01:16:51.231
.«آخه اينجا خونه‌ته، «استن

01:16:55.484 --> 01:16:57.027
مي‌شه لطفاً داخلِ اتاق بمونيد؟

01:16:57.027 --> 01:16:59.238
مي‌خوام بدونم اين کارها بخاطرِ چيه؟ -
.من از چيزي خبر ندارم، آقا -

01:16:59.488 --> 01:17:01.031
.«آقايِ «درِيک

01:17:01.031 --> 01:17:02.992
مي‌شه لطفاً چند کلمه
باهاتون صحبت کُنم؟

01:17:03.033 --> 01:17:04.952
آخه چه خبر شده؟

01:17:05.035 --> 01:17:08.037
متأسفانه مجبورم همسرتون رو
... به اداره‌يِ پليس ببرم

01:17:08.037 --> 01:17:10.415
.تا بهمون در تحقيقاتِ‌مون کمک کُنه -
.باشه، پس منم همراهش ميام -

01:17:10.541 --> 01:17:12.542
در انجامِ اين کار
.مختاريد، آقا

01:17:12.543 --> 01:17:14.544
.مي‌تونيد هر کاري که ميلِ‌تونه انجام بديد -
جداً؟ -

01:17:14.545 --> 01:17:16.587
.مي‌گه بايد ببرنش اداره‌يِ پليس

01:17:22.552 --> 01:17:24.845
ولي لابد اشتباهي پيش اومده، مگه نه؟ -
.البته که همينطوره -

01:17:33.020 --> 01:17:34.980
چکار کُنيم؟ -
.آماده‌ست، گروهبان -

01:17:35.063 --> 01:17:37.107
پُشتِ سرِ گروهبان
.حرکت کُنيد

01:17:39.568 --> 01:17:41.652
.«همه‌چيز رو‌به‌راه مي‌شه، «ورا

01:17:45.072 --> 01:17:47.073
حتماً مي‌دونيد اداره‌يِ پليس کجاست، آقا؟ -
.بله، مي‌دونم -

01:17:47.074 --> 01:17:49.075
.فقط بايد پالتوم رو بيارم -
.من مي‌رسونمت -

01:17:49.076 --> 01:17:51.077
.تو همينجا بمون -
.ولي من ماشين دارم -

01:17:51.078 --> 01:17:53.122
.اگه همينجا بموني بهتره -
.همراه مامان برو، بابا -

01:17:54.539 --> 01:17:56.540
داري چکار مي‌کُني؟ -
.مي‌رم يه نگاه بندازم -

01:17:56.541 --> 01:17:58.834
!«سيد» -
!«فرانک» -

01:18:00.086 --> 01:18:02.589
.اِتل»، برگرد داخل»
.وگرنه سينه‌پهلو مي‌کُني

01:18:07.594 --> 01:18:09.136
!مامان

01:18:24.610 --> 01:18:27.152
.نگران نباش، عشقم
.من دارم همراهت ميام

01:18:38.121 --> 01:18:40.624
.«چيزي نيست، «ورا
.اين فقط روالِ معمولِ کاره

01:18:40.625 --> 01:18:42.626
.اصلاً جايِ نگراني نيست

01:18:42.627 --> 01:18:45.504
ما مراقبِ تمامِ اين چيزهايي که الان
.داريم ازت مي‌گيريم هستيم

01:18:45.630 --> 01:18:47.589
فقط بايد بهمون
.تحويلِ‌شون بدي

01:18:47.589 --> 01:18:49.590
.راحت بگير بشين

01:18:49.591 --> 01:18:51.592
.متشکرم

01:18:51.592 --> 01:18:53.969
خُب «ورا»، طلا و جواهري هم
همراهت داري؟

01:18:54.136 --> 01:18:56.012
.نه، عزيزم

01:18:56.138 --> 01:18:57.597
حلقه‌يِ عروسيت چطور؟

01:18:57.598 --> 01:18:59.599
متأسفانه مجبورم
.ازت بگيرمش

01:18:59.600 --> 01:19:01.601
ولي آخه واسم
.ممکن نيست

01:19:01.602 --> 01:19:03.687
.مي‌دونم واست خيلي سخته

01:19:05.147 --> 01:19:07.148
.من هيچوقت درش نياوردم

01:19:07.149 --> 01:19:08.608
.مي‌دونم

01:19:08.651 --> 01:19:10.652
.به مدتِ 27 ساله

01:19:10.653 --> 01:19:12.654
پس مراقبتِ ويژه و فوق‌العاده‌اي
.ازش به‌عمل مياريم

01:19:12.655 --> 01:19:14.656
.مقررات اينطوريه ديگه

01:19:33.382 --> 01:19:35.425
.متشکرم، نازنينم

01:19:37.886 --> 01:19:40.264
حالا مجبورم اينها رو به
.افسرنگهبانِ‌مون تحويل بدم

01:19:46.395 --> 01:19:48.396
شما مي‌دونيد اين تشريفات
چه مدت طول مي‌کِشه؟

01:19:48.396 --> 01:19:50.397
من هيچ اطلاعاتِ بيشتري
.نسبت به خودتون ندارم، آقا

01:19:50.398 --> 01:19:52.899
خواهش مي‌کُنم
.بگيريد بشينيد

01:20:10.417 --> 01:20:11.917
.معذرت مي‌خوام

01:20:11.917 --> 01:20:14.127
.معذرت مي‌خوام -
.بگيريد بشينيد، آقا -

01:20:29.184 --> 01:20:31.268
.«بلند نشيد، خانمِ «درِيک

01:20:47.701 --> 01:20:49.745
،«خُب، خانمِ «درِيک

01:20:52.247 --> 01:20:54.290
پس شما به زن‌هايي که
.تويِ دردسر افتادن کمک مي‌کُنيد

01:21:02.256 --> 01:21:04.466
چند وقته که داريد اين کار رو
انجام مي‌ديد؟

01:21:08.763 --> 01:21:10.764
.نمي‌دونم، عزيزم

01:21:10.765 --> 01:21:12.766
.خُب، حدوداً بگيد

01:21:12.767 --> 01:21:14.809
،مثلاً 5 سال
يا 10 سال؟

01:21:18.230 --> 01:21:20.231
.مدتِ طولاني‌تريه

01:21:20.232 --> 01:21:22.274
مثلاً 20 سال؟

01:21:26.779 --> 01:21:28.780
.شايد، بله

01:21:28.781 --> 01:21:30.824
.پس حدودِ 20 سال

01:21:34.286 --> 01:21:36.329
.نه

01:21:37.289 --> 01:21:39.332
.نمي‌دونم

01:21:42.293 --> 01:21:44.294
خانمِ «درِيک»، شما الان تويِ
... يک اداره‌يِ پليس

01:21:44.295 --> 01:21:46.296
به دليلِ ارتکاب به يک جُرمِ جناييِ جدي
. تحتِ بازداشت هستيد

01:21:46.297 --> 01:21:48.298
متوجهيد؟ -
.بله، متأسفم -

01:21:48.299 --> 01:21:50.425
پس بسيار اهميت داره
... که سعي کُنيد

01:21:50.760 --> 01:21:52.761
سوالاتم رو به‌شکلِ کاملاً صحيح
.پاسخ بديد

01:21:52.761 --> 01:21:54.846
.بله

01:21:56.765 --> 01:21:58.766
هنوز ... هنوز شوهرم اينجاست؟

01:21:58.767 --> 01:22:00.810
،«بله، خانمِ «درِيک
.اينجا هستن

01:22:06.316 --> 01:22:08.317
چطور شد که
... شروع کرديد به

01:22:08.318 --> 01:22:11.153
کمک‌کردن به دخترها
از اين طريق؟

01:22:28.336 --> 01:22:30.546
.نمي‌تونم

01:22:34.842 --> 01:22:36.843
.«نگران نباش، «ورا

01:22:36.844 --> 01:22:39.679
فقط به سوالاتِ بازرس
.پاسخ بديد

01:22:44.810 --> 01:22:46.811
،«خانمِ «درِيک

01:22:46.812 --> 01:22:48.855
وقتيکه دختر بوديد، برايِ خودتون هم
چنين اتفاقي افتاده بود؟

01:23:22.887 --> 01:23:24.888
.خيله‌خُب

01:23:24.889 --> 01:23:26.932
... تا جايي‌که مطلع هستيد

01:23:28.392 --> 01:23:29.893
برامون بگيد که آيا
... از دخترهايِ ديگه‌اي که

01:23:29.894 --> 01:23:31.937
در طولِ اين سال‌ها بهشون کمک کرديد
کسي دچارِ بيماري شد؟

01:23:35.899 --> 01:23:38.109
چي گفتيد، عزيزم؟
.مي‌بخشيد

01:23:38.902 --> 01:23:40.903
آيا هيچکدوم از اونها
کارش به بيمارستان کشيد؟

01:23:40.904 --> 01:23:42.905
.نه

01:23:42.906 --> 01:23:45.158
مطمئنيد؟

01:23:47.410 --> 01:23:49.495
.بله

01:23:50.413 --> 01:23:52.498
شما هميشه از سرنگ
استفاده مي‌کُنيد؟

01:23:55.417 --> 01:23:57.710
هيچوقت از ميلِ بافتني يا قلاب
استفاده نکرديد؟

01:23:57.920 --> 01:23:59.921
.نه -
يا هر نوع شيئِ فلزيِ ديگه؟ -

01:23:59.922 --> 01:24:01.965
.نه، نه. من همچين کاري نمي‌کردم

01:24:06.428 --> 01:24:08.930
،چه مقدار پول مطالبه مي‌کرديد
خانمِ «درِيک»؟

01:24:08.930 --> 01:24:11.391
چي؟

01:24:11.392 --> 01:24:13.434
چه مقدار پول
بهتون پرداخت مي‌کردن؟

01:24:16.938 --> 01:24:19.023
.من هيچ پولي نمي‌گيرم

01:24:21.401 --> 01:24:24.194
.من هيچوقت هيچ پولي نمي‌گيرم
... من که نمي‌خواستم

01:24:25.946 --> 01:24:28.031
... علتش اين نيست که

01:24:29.950 --> 01:24:31.951
پس مجاني کار مي‌کُنيد؟

01:24:31.952 --> 01:24:33.953
.البته که همينطوره

01:24:33.953 --> 01:24:35.996
.آخه اونها نياز به کمک دارن

01:24:42.461 --> 01:24:44.879
کسي به اسمِ خانمِ
ليليان کلارک» مي‌شناسيد؟»

01:24:49.927 --> 01:24:52.012
.بله

01:24:52.929 --> 01:24:55.014
چند وقته که مي‌شناسيدش؟

01:24:55.932 --> 01:24:59.435
.فکر کُنم از وقتي‌که بچه بوديم

01:24:59.477 --> 01:25:02.438
او دخترانِ جوان رو با شما
در تماس قرار مي‌داد، اينطور نيست؟

01:25:04.482 --> 01:25:06.775
.بعضي وقت‌ها

01:25:06.984 --> 01:25:09.069
همين شخص بود که شما رو با
پامه‌لا بارنز» در تماس قرار داد؟»

01:25:16.994 --> 01:25:20.538
«مي‌دونستيد که مبلغِ 2 گينه توسطِ مادرِ «پامه‌لا
به «ليليان کلارک» پرداخت شده؟

01:25:22.999 --> 01:25:25.084
.نه

01:25:26.002 --> 01:25:27.503
پس هرگز بهتون
هيچ پولي نمي‌داده؟

01:25:27.503 --> 01:25:29.546
.نه

01:25:32.008 --> 01:25:35.135
داريد حقيقت رو به من مي‌گيد؟ -
.بله، همينطوره -

01:25:42.976 --> 01:25:45.019
حالا مي‌شه لطفاً
ديگه برم خونه؟

01:25:47.522 --> 01:25:49.565
،«نه، خانمِ «درِيک
.متأسفانه بايد بگم نمي‌شه

01:25:51.526 --> 01:25:53.569
آخه بچه‌هام از نگراني
.مريض مي‌شن

01:25:59.033 --> 01:26:01.076
ديگه نبايد بيشتر از اين
.طول بکشه

01:26:04.538 --> 01:26:06.539
به هر حال، ما که نمي‌تونيم
تمامِ شب رو اينجا بمونيم، مي‌تونيم؟

01:26:06.540 --> 01:26:08.041
اگه مي‌خوايد بريد
.هيچ اشکالي نداره

01:26:08.041 --> 01:26:09.375
.از نظرِ ما اصلاً مهم نيست

01:26:09.501 --> 01:26:11.502
،استن» گفت همينجا بمونيم»
.پس موندن کاريه که انجام مي‌ديم

01:26:11.503 --> 01:26:13.504
ولي من از رانندگي تويِ تاريکي
.اصلاً خوشم نمياد

01:26:13.505 --> 01:26:15.590
به هر حال، همين الان هم
.هوا تاريک شده

01:26:16.507 --> 01:26:18.592
پس لطفاً مي‌شه حداقل
راديو رو روشن کُنيم؟

01:26:24.056 --> 01:26:26.891
.«بسيار خُب، خانمِ «درِيک
... حالا قصد دارم ازتون دعوت کُنم

01:26:27.059 --> 01:26:28.560
با زبونِ خودتون
،به‌دقت اظهاراتِ‌تون رو بيان کُنيد

01:26:28.560 --> 01:26:31.062
تا من اول بنويسمش
.و بعد براتون بازخونيش کُنم

01:26:31.063 --> 01:26:34.733
و در صورتيکه صحتش رو تأييد کرديد
امضاءِش کُنيد. روشنه؟

01:26:36.067 --> 01:26:38.068
.بله

01:26:38.069 --> 01:26:41.322
خُب، اگه با اين پرسش شروع کُنم که چند وقته
داريد به دخترها کمک مي‌کُنيد، پاسخِ‌تون چيه؟

01:26:43.574 --> 01:26:46.034
.مدتِ طولاني‌ايه

01:26:46.035 --> 01:26:47.911
مي‌تونيد دقيق بگيد؟

01:26:48.037 --> 01:26:50.122
دقيقاً چه مدت؟

01:26:51.582 --> 01:26:54.167
.اوم

01:26:54.585 --> 01:26:56.586
شما قبلاً برايِ جنابِ بازرس
: اينطور توضيح داديد

01:26:56.587 --> 01:26:58.588
."در حدودِ 20 سال"

01:26:58.588 --> 01:27:01.090
اوه، اينطور گفتم؟

01:27:01.091 --> 01:27:03.092
: پس اينطور مي‌نويسم

01:27:03.093 --> 01:27:06.054
"... من به مدتِ 20 سال"

01:27:06.095 --> 01:27:08.137
"... در حالِ کمک"

01:27:10.099 --> 01:27:12.184
".به دختران مي‌باشم"

01:27:13.561 --> 01:27:15.646
.به مدتِ حدوداً 20 سال -
.بله، قربان -

01:27:18.107 --> 01:27:19.942
آخه مگه بالا رفتن از يه ديوار
!چه مشکلي داره؟

01:27:20.108 --> 01:27:22.568
خُب، بستگي به اين داره
!که اون طرفش چي باشه، آقا

01:27:47.592 --> 01:27:51.011
«بدينوسيله شما «ورا رُوز درِيک
... متهم هستيد

01:27:51.096 --> 01:27:53.598
... که در مورخِ 17 نوامبرِ 1950

01:27:53.598 --> 01:27:56.600
،«در خيابانِ 37 «فليکستون
... شماليِ يکم

01:27:56.601 --> 01:27:58.602
با نيتِ قبليِ
... انجامِ سقطِ جنين

01:27:58.603 --> 01:28:01.021
بطورِ غيرِ قانوني و جنايت‌آميز
... از ابزاري بر رويِ

01:28:01.105 --> 01:28:03.398
«پامه‌لا مري بارنز»
،استفاده نموديد

01:28:03.607 --> 01:28:05.108
که اين امر
... مغاير با بندِ 58

01:28:05.109 --> 01:28:08.486
،قانونِ جرائمِ شخصي
.مصوبِ 1861 مي‌باشد

01:28:08.570 --> 01:28:12.114
مايل هستيد به‌عنوانِ پاسخ
مطلبي در دفاع از اين اتهام بگيد؟

01:28:12.115 --> 01:28:14.491
،البته ملزم به گفتنِ هيچ اظهارِ نظري نيستيد
.مگر اينکه چنين تمايلي داشته باشيد

01:28:14.618 --> 01:28:16.619
و هر آنچه که بر زبان بياريد
... در صورتجلسه لحاظ خواهد شد

01:28:16.620 --> 01:28:18.663
و مي‌تونه به‌عنوانِ مدرک
.در نظر گرفته بشه

01:28:23.126 --> 01:28:25.127
.نه

01:28:25.127 --> 01:28:27.128
.متشکرم، گروهبان

01:28:27.129 --> 01:28:28.630
.خواهش مي‌کُنم، قربان

01:28:28.631 --> 01:28:30.674
.«از اين طرف، «ورا

01:28:38.640 --> 01:28:40.016
... «آقايِ «درِيک

01:28:40.141 --> 01:28:42.351
معلوم هست چه خبره؟
آخه تمامِ اين کارها واسه چيه؟

01:28:46.147 --> 01:28:48.649
.ببينيد، من قضيه رو براتون شرح مي‌دم
مي‌شه چند دقيقه‌اي تحمل بفرماييد تا برگردم؟

01:28:48.649 --> 01:28:50.984
.بگيريد بشينيد

01:28:58.158 --> 01:29:00.242
.قربان

01:29:03.163 --> 01:29:05.957
خانمِ «درِيک»، من همين الان داشتم
.با شوهرتون صحبت مي‌کردم

01:29:06.624 --> 01:29:08.917
ايشون که نمي‌دونن چرا شما
اينجا هستيد، مي‌دونن؟

01:29:09.169 --> 01:29:11.170
.نه

01:29:11.170 --> 01:29:13.505
به هر حال، ايشون مي‌خوان
از قضيه سر در بيارن، مي‌دونيد؟

01:29:20.012 --> 01:29:22.514
پس چرا خودتون بهشون نگيد؟

01:29:22.514 --> 01:29:24.556
مي‌تونم همين الان
.بيارمش داخل

01:29:30.021 --> 01:29:32.022
،فکر کُنم اين بهترين کار باشه
اينطور نيست؟

01:29:32.023 --> 01:29:34.066
.بله، عزيزم

01:29:35.526 --> 01:29:38.945
،اما خودِ من و اين مأمورِ خانم
مجبوريم حضور داشته باشيم، متوجهيد؟

01:29:44.785 --> 01:29:46.536
... پس هر وقت تموم کرديد -
.چَشم، قربان -

01:29:55.211 --> 01:29:57.295
.«آره، همينطوري، «ورا

01:30:03.094 --> 01:30:05.178
.متأسفم

01:30:09.558 --> 01:30:11.643
مگه چکار کردي
که بابتش متأسفي؟

01:30:24.113 --> 01:30:26.197
آخه چي شده، عشقم؟

01:30:31.619 --> 01:30:33.955
.وضعيتش رو ببينيد
واقعاً مستحقِ همچين چيزيه؟

01:30:37.084 --> 01:30:39.294
،مجبوريد همه چيز رو بهشون بگيد
.«خانمِ «درِيک

01:30:49.636 --> 01:30:51.680
... من -
چيه؟ -

01:31:44.188 --> 01:31:46.231
.همسرتون متهم هستن

01:31:47.690 --> 01:31:50.026
و متأسفم که بايد بگم
... ايشون مجبورند شب رو

01:31:50.194 --> 01:31:52.695
.همينجا در اداره‌يِ پليس بگذرونن

01:31:52.695 --> 01:31:54.656
ما به‌خوبي ازشون
.مراقبت مي‌کُنيم، آقا

01:31:54.656 --> 01:31:57.574
و فردا صبح هم بايد
.در برابرِ قاضي حاضر بشن

01:32:00.662 --> 01:32:02.747
مي‌شه بي‌زحمت
همراهم بياييد، آقا؟

01:32:03.665 --> 01:32:05.750
«به «اِتل» و «سيد
.هيچي نگو

01:32:06.209 --> 01:32:08.252
.بهم قول بده

01:32:39.156 --> 01:32:41.198
پس «ورا» کجاست؟ -
آره، مامان کجاست؟ -

01:32:43.160 --> 01:32:45.995
بابا؟

01:32:46.163 --> 01:32:47.664
اونها گفتن امشب رو
.همونجا نگهش مي‌دارن

01:32:47.664 --> 01:32:49.456
آخه واسه چي؟
بابا، جريان چيه؟

01:32:49.623 --> 01:32:51.499
اجازه بده پدرت
.پالتوش رو دربياره

01:32:55.629 --> 01:32:58.549
.بذاريد چند کلمه با عموتون «فرانک» صحبت کُنم
.فقط 5 دقيقه طول مي‌کِشه

01:32:58.632 --> 01:33:00.718
... آخه چرا نبايد بهمون بگي که -
.فقط 5 دقيقه -

01:33:11.186 --> 01:33:14.147
.«اون تويِ دردسرِ بدي گرفتار شده، «فرانک -
چرا؟ مگه چه اتفاقي افتاده؟ -

01:33:17.192 --> 01:33:19.152
حالا من بايد چکار کُنم؟

01:33:19.152 --> 01:33:21.195
آخه چي شده؟

01:33:23.155 --> 01:33:25.239
.بگو ديگه -
.نمي‌تونم -

01:33:30.704 --> 01:33:32.997
اون به دخترهايِ جوون کمک مي‌کرده
.مشکلِ‌شون رفع بشه

01:33:35.208 --> 01:33:37.250
منظورت چيه؟

01:33:38.712 --> 01:33:40.755
يعني از دستِ چيزي که تويِ خانواده
.براشون مشکل درست مي‌کرده خلاص بشن

01:33:44.717 --> 01:33:46.801
... منظورت اينه که

01:33:49.221 --> 01:33:51.222
.باورم نمي‌شه

01:33:51.223 --> 01:33:53.265
خودش جلويِ پليس‌ها
.اينو بهم گفت

01:34:05.236 --> 01:34:07.237
و ازم خواست
.چيزي به بچه‌ها نگم

01:34:07.238 --> 01:34:09.239
حالا بايد چکار کُنم؟

01:34:09.240 --> 01:34:11.241
.بايد حقيقت رو بهشون بگي -
.مي‌دونم -

01:34:13.744 --> 01:34:15.119
حالا چه بلايي
به سرش مياد؟

01:34:15.246 --> 01:34:17.121
فردا صبح
.قراره ببرنش دادگاه

01:34:18.207 --> 01:34:22.167
کوپر» اسمِ يه»
.وکيل‌دعاوي رو بهم داده

01:34:22.211 --> 01:34:25.213
.اولين کاري که فردا بايد بکُنم اينه که برم پيشش -
.منم همراهت ميام -

01:34:25.213 --> 01:34:26.213
جدي مي‌گي؟ -
.البته که ميام -

01:34:26.214 --> 01:34:27.757
.ممنونم

01:34:37.766 --> 01:34:39.851
.جويس»، پالتوت رو بردار»

01:34:41.769 --> 01:34:43.770
!خدا رو شکر که بالاخره رفتني شديم
.ببخشيد

01:34:43.771 --> 01:34:45.690
.فردا مي‌بينمت

01:34:45.773 --> 01:34:48.109
اِتل»، کلاهم کجاست؟»
لطفاً مياريش؟

01:34:49.735 --> 01:34:51.988
شايد بهتر باشه که
.«تو هم بري منزل، «رِج

01:34:53.281 --> 01:34:55.282
.آره، البته

01:34:55.283 --> 01:34:57.284
.«از ديدنت خوشوقت شدم، «رِج -
.منم از ديدنت خوشوقت شدم -

01:34:57.285 --> 01:34:59.286
.خُب ديگه، فعلاً -
.فعلاً -

01:34:59.287 --> 01:35:01.329
.شب بخير

01:35:02.290 --> 01:35:04.375
هنوز کلاه و پالتوت رو
.درنياوردي، بابا

01:35:05.792 --> 01:35:07.793
.فردا هم يه سر بزن -
.بعد از کار ميام -

01:35:07.794 --> 01:35:09.838
.باشه

01:35:12.299 --> 01:35:14.300
.«بابتِ مهموني ممنونم، «استن -
.خواهش مي‌کُنم -

01:35:14.301 --> 01:35:16.386
.«مراقبِ خودت باش، «رِج -
.تو هم همينطور، رفيق -

01:35:21.266 --> 01:35:23.350
.بگيرش

01:35:27.812 --> 01:35:29.813
چاي؟

01:35:29.814 --> 01:35:31.858
ساندويچ چطور؟

01:35:33.319 --> 01:35:35.361
.نه، ممنونم -
مطمئني؟ -

01:35:36.821 --> 01:35:38.906
.«خُب، پس شب بخير، «ورا

01:35:40.325 --> 01:35:42.367
.«متشکرم، «آرتور

01:35:51.335 --> 01:35:53.544
.باورم نمي‌شه

01:35:53.795 --> 01:35:55.796
چطور تونسته اين کارو بکُنه؟

01:35:55.797 --> 01:35:58.549
قصدش اين بوده که به مردم کمک کُنه
.«مشکلِ‌شون رفع بشه، «سيد

01:36:00.344 --> 01:36:02.428
.ولي قصدش اشتباه بوده

01:36:03.846 --> 01:36:06.556
،به هر حال، هر کاري که انجام داده
.از رويِ خوش‌قلبي و مهربوني انجام داده

01:36:09.352 --> 01:36:11.519
.اون ما رو سرافکنده کرده -
.نه -

01:36:33.375 --> 01:36:35.376
.«خانمِ «درِيک

01:36:35.376 --> 01:36:37.377
بله؟ -
.اسمِ من آقايِ «لوئيس»-ه -

01:36:37.378 --> 01:36:39.379
.و وکيلِ شما هستم

01:36:39.380 --> 01:36:41.881
امروز صبح «استنلي» اومدم پيشم
.و ازم خواست وکالتِ شما رو به عهده بگيرم

01:36:41.882 --> 01:36:44.635
.اوه -
.الان هم بيرون همراه «فرانک» منتظر هستن -

01:36:44.843 --> 01:36:46.220
فرانک» هم اينجاست؟»

01:36:46.387 --> 01:36:47.845
بله، و دارن از همديگه
!مراقبت مي‌کُنن

01:36:47.845 --> 01:36:50.390
... خُب، من چندتايي سوال دارم

01:36:50.390 --> 01:36:52.642
.که لازمه ازتون بپرسم
... اما تصور مي‌کُنم که

01:36:52.850 --> 01:36:55.852
خودِ شما هم، هزار و يک سوال داريد
.که مايليد از من بپرسيد

01:36:55.853 --> 01:36:57.939
بنابراين، چرا اول شما
!شروع نکُنيد؟ هوم؟

01:37:11.410 --> 01:37:13.911
نوبتِ پرونده‌يِ شماره‌يِ پنجِ
.حاضر در فهرست هست، عاليجناب

01:37:13.911 --> 01:37:15.955
.«ورا رُوز درِيک»

01:37:18.375 --> 01:37:19.917
.صبحِ‌تون بخير، عاليجناب

01:37:19.917 --> 01:37:22.711
برام سعادتي‌ست که امروز صبح
.بر له خانمِ «درِيک» در برابرِ اين دادگاه حاضر مي‌شم

01:37:22.920 --> 01:37:25.922
نيتِ من اين هست که درخواستي مبني بر
... آزادي به قيدِ ضمانت ارائه بدم

01:37:25.923 --> 01:37:28.341
،در خصوصِ شخصِ موضوعِ اين پرونده
.که مقرر هست توسطِ عاليجناب موردِ قضاوت قرار بگيرند

01:37:28.426 --> 01:37:29.926
اينطور که از جنابِ بازرس
... متوجه شدم

01:37:29.926 --> 01:37:32.761
پليس هيچ اعتراضي به اين درخواست
.وارد نخواهد داشت

01:37:33.930 --> 01:37:35.931
.«متشکرم، آقايِ «لوئيس

01:37:36.433 --> 01:37:38.016
شما «ورا رُوز درِيک» هستيد؟

01:37:38.435 --> 01:37:40.436
.بله

01:37:40.437 --> 01:37:42.312
آدرسِ‌تون کجاست؟

01:37:44.899 --> 01:37:47.609
... شماره‌يِ 82 -
ممکنه واضح‌تر صحبت کُنيد؟ -

01:37:48.902 --> 01:37:52.321
،شماره‌يِ 82
... «ساختمانِ «اسه‌کس

01:37:52.448 --> 01:37:55.908
... «خيابانِ «اوسلو

01:37:55.909 --> 01:37:58.953
.شماليِ يکم

01:37:58.953 --> 01:38:00.954
... شما متهم هستيد که

01:38:00.955 --> 01:38:02.956
... در مورخِ 17 نوامبرِ 1950

01:38:02.957 --> 01:38:05.168
،«در خيابانِ 37 «فليکستون
... شماليِ يکم

01:38:05.461 --> 01:38:08.463
... بطورِ غيرِ قانوني و جنايت‌آميز

01:38:08.463 --> 01:38:11.465
«از ابزاري بر رويِ «پامه‌لا مري بارنز
،استفاده نموديد

01:38:11.466 --> 01:38:14.968
که اين امر، مغاير با بندِ 58 قانونِ
.جرائمِ شخصي، مصوبِ 1861 مي‌باشد

01:38:14.968 --> 01:38:17.012
.«بنشينيد، خانمِ «درِيک

01:38:18.430 --> 01:38:20.431
.جنابِ بازرس

01:38:20.432 --> 01:38:22.850
... «بازرسِ کارآگاه «ارنست وبستر

01:38:22.976 --> 01:38:24.352
از دايره‌يِ جناييِ
.پليسِ کلان‌شهر

01:38:24.436 --> 01:38:26.437
به پروردگارِ متعال
... سوگند ياد مي‌نمايم

01:38:26.437 --> 01:38:28.481
،شهادتي که خواهم داد
... حقيقت باشد

01:38:28.482 --> 01:38:30.566
،تماميِ حقيقت
.و هيچ چيز مگر حقيقت

01:38:32.985 --> 01:38:34.986
... در پيِ دريافتِ يک تماسِ تلفني

01:38:34.987 --> 01:38:36.571
،از سويِ پرستارِ بخش
... «خواهر «کومبز

01:38:36.989 --> 01:38:39.991
،«جنابِ بازرسِ گروهبان «ويکرز
... خانمِ افسرِ مأمور «بست» و خودِ من

01:38:39.992 --> 01:38:42.869
به بيمارستانِ دولتيِ واقع در شمالِ لندن
... مراجعه کرديم و

01:38:45.956 --> 01:38:48.501
".مي‌دانم چرا اينجا آمديد"

01:38:48.501 --> 01:38:50.502
من به دخترانِ جواني که"
".به دردسر افتاده‌اند، کمک مي‌کُنم

01:38:50.503 --> 01:38:51.961
به آنها کمک مي‌کُنم"
".دوباره شروع به خونريزي کُنند

01:38:51.961 --> 01:38:54.631
من گفتم : "منظورتان اين است
"که اقدام به سقطِ جنين مي‌کُنيد؟

01:38:54.964 --> 01:38:57.509
ايشان گفتند : "من چنين اسمي بر رويش نمي‌گذارم؛
".بلکه صرفاً به آنان کمک مي‌کُنم

01:38:57.509 --> 01:39:01.011
«سپس پذيرفتند که بر رويِ «پامه‌لا بارنز
... عملي غيرِ قانوني انجام داده‌اند

01:39:01.011 --> 01:39:04.430
،و با شنيدنِ وضعيتِ بحرانيِ آن دختر
.به‌شدت پريشان و مضطرب گشتند

01:39:04.516 --> 01:39:06.517
من ايشان را بازداشت کرده
.و تفهيمِ اتهام نمودم

01:39:06.517 --> 01:39:09.393
و ايشان به درخواستِ اينجانب، تجهيزاتي که
،برايِ انجامِ عمل بکار رفته بود را ارائه دادند

01:39:09.520 --> 01:39:12.480
«که شاملِ يک سرنگِ نوعِ «هيگينسون
.و يک رنده‌يِ مخصوصِ پنير مي‌شدند

01:39:12.480 --> 01:39:15.482
سپس خانمِ «درِيک» ما را تا
،اداره‌يِ پليس همراهي کردند

01:39:15.483 --> 01:39:18.236
و در آنجا بطورِ داوطلبانه
.بيانِ اعتراف نمودند

01:39:18.486 --> 01:39:20.904
خانمِ «درِيک» در تمامِ مدتِ بازرسي
... رفتاري کاملاً همکاري‌جويانه داشتند

01:39:21.030 --> 01:39:24.032
بطوريکه تاکنون برايِ پليس
.چنين موردي سابقه نداشته است

01:39:24.033 --> 01:39:26.369
لذا ما هيچ اعتراضي به درخواستِ آزادي به قيدِ ضمانت
.برايِ اين متهم وارد نخواهيم داشت

01:39:26.536 --> 01:39:27.994
.«آقايِ «لوئيس

01:39:28.037 --> 01:39:30.038
.متشکرم، قربان

01:39:30.038 --> 01:39:32.039
درخواستِ من برايِ
... آزادي به قيدِ ضمانت

01:39:32.040 --> 01:39:34.041
بر اين اساس
... استوار هست

01:39:34.042 --> 01:39:36.002
«که خانمِ «درِيک
... به‌شکلي مفيد و کارا

01:39:36.044 --> 01:39:39.422
به‌عنوانِ مستخدم در چندين خانه
.مشغول به‌کار هستند

01:39:39.548 --> 01:39:41.549
همچنين ايشان دارايِ سکونت‌گاهي
.ثابت و دائمي هستند

01:39:41.550 --> 01:39:43.467
و از طرفي، متأهل و
،صاحبِ 2 فرزند مي‌باشند

01:39:43.552 --> 01:39:45.553
به‌علاوه‌يِ اينکه
،مادري مسن و سالخورده نيز دارند

01:39:45.554 --> 01:39:48.514
که تمامِ اين اشخاص، درخصوصِ وظايف و مسئوليت‌هايِ خانگي
.به ايشان متکي و وابسته هستند

01:39:48.557 --> 01:39:50.558
اينطور که متوجه شدم ايشان
... در تمامِ مدتِ بازرسي‌هايِ پليس

01:39:50.559 --> 01:39:52.434
... رفتاري کاملاً همکاري‌جويانه داشته‌اند

01:39:52.560 --> 01:39:54.561
... و ... و از بابتِ انجامِ اين عمل هم

01:39:54.562 --> 01:39:57.564
،هيچگونه حق‌الزحمه‌اي
... نه دريافت کرده‌اند

01:39:57.565 --> 01:39:59.566
.و نه طلب نموده‌اند

01:39:59.567 --> 01:40:03.069
همچنين ايشان تابحال
.هيچ سابقه‌يِ کيفري نداشته‌اند

01:40:03.069 --> 01:40:06.698
و البته قادر هم نيستند
.وثيقه‌اي فراهم کُنند

01:40:19.084 --> 01:40:21.085
بله، با آزادي به قيدِ ضمانت
.موافقت مي‌کُنم

01:40:21.086 --> 01:40:23.087
.بسيار منت‌گذارتون هستيم، عاليجناب

01:40:23.088 --> 01:40:25.131
.«قيام کُنيد، خانمِ «درِيک

01:40:30.094 --> 01:40:33.096
من آزاديِ شما به قيدِ ضمانت رو
... خواهم پذيرفت، در ازايِ وجه‌الضماني

01:40:33.097 --> 01:40:35.098
... به مبلغِ 50 پوند

01:40:35.099 --> 01:40:37.100
و مشروط به حاضر شدن
... در برابرِ اين دادگاه

01:40:37.101 --> 01:40:39.144
... تا 3 هفته‌يِ بعد

01:40:40.605 --> 01:40:42.856
.در مورخِ 18 دسامبر، قربان

01:40:44.066 --> 01:40:45.066
... رأسِ ساعتِ 10 بامداد

01:40:45.067 --> 01:40:47.068
.در مورخِ 18 دسامبر

01:40:47.069 --> 01:40:49.154
.متشکرم، جنابِ بازرس

01:41:11.133 --> 01:41:13.176
فکر نکُنم توانِ زندان‌رفتن رو
.«داشته باشم، «استن

01:41:24.145 --> 01:41:26.146
.بهتره من ديگه برم

01:41:26.147 --> 01:41:28.148
داري مي‌ري مغازه رو
چند ساعتي باز کُني؟

01:41:28.149 --> 01:41:30.150
فکر کُنم بايد
.همين کارو بکُنم

01:41:39.660 --> 01:41:41.702
.بذار پالتوت رو دربيارم

01:42:00.680 --> 01:42:02.722
سيد»؟»

01:42:09.646 --> 01:42:11.772
.«سلام، «سيد

01:42:23.659 --> 01:42:25.744
.فکر نمي‌کردم اينجا باشي

01:42:28.205 --> 01:42:29.748
بيا اينجا
.«بگير بشين، «سيد

01:42:31.207 --> 01:42:33.250
.مي‌خوام برم اتاقِ خودم

01:42:49.726 --> 01:42:52.060
من از وقتي 6 سالم بود
.اين زن رو مي‌شناسم

01:42:53.186 --> 01:42:55.271
.درست مثلِ يه مادر بود
.واسم درست مثلِ يه مادر بود

01:42:57.732 --> 01:43:00.442
... و هر دو نفرشون

01:43:00.735 --> 01:43:03.570
.پولِ کارآموزيِ منو پرداخت کردن -
.«آره، تمامِ اينها رو مي‌دونم، «فرانک -

01:43:05.740 --> 01:43:07.783
.تمامِ پس‌اندازشون رو بخشيدن

01:43:12.246 --> 01:43:14.915
،حتي وقتي جدا شدم تا رويِ پايِ خودم بايستم
.بازم مدام بهشون سر مي‌زدم

01:43:17.709 --> 01:43:20.169
ورا» بود که تويِ اتاق‌پذيرايي»
.بهم ياد داد چطور «والتز» برقصم

01:43:21.713 --> 01:43:23.756
هميشه ما رو شاد مي‌کرد
.و مي‌خندوند

01:43:23.756 --> 01:43:26.258
!گاوِ احمق

01:43:26.259 --> 01:43:28.636
چطور مي‌تونسته
اينقدر خودخواه باشه؟

01:43:43.233 --> 01:43:44.776
خُب، حالا جفتِ‌تون، چيزي رو که
.ما مي‌دونيم مي‌دونيد

01:43:44.776 --> 01:43:46.736
کاشکي هيچي ازش
.نمي‌دونستم، بابا

01:43:46.778 --> 01:43:48.738
.«خُب، اين آرزويِ همه‌مونه، «سيد

01:43:50.782 --> 01:43:52.867
.من واقعاً خيلي متأسفم

01:44:03.794 --> 01:44:05.879
آخه چطور تونستي
اون کارها رو بکُني، مامان؟

01:44:07.756 --> 01:44:09.757
.سر درنميارم

01:44:09.758 --> 01:44:11.968
توقع ندارم
.«ازش سردربياري، «سيد

01:44:12.760 --> 01:44:14.428
چرا اين کارو کردي؟

01:44:16.305 --> 01:44:18.306
.بايد مي‌کردم

01:44:18.307 --> 01:44:21.810
،ولي کارِت اشتباه بود
مگه نه؟ ها؟

01:44:22.812 --> 01:44:24.855
.فکر نمي‌کُنم اينطور باشه -
!البته که همينطوره -

01:44:27.816 --> 01:44:29.859
.اونها نوزادهايِ کوچولو بودن

01:44:32.821 --> 01:44:34.822
منظورم اينه که آدم
... در موردِ اين چيزها مي‌شنوه

01:44:34.823 --> 01:44:37.825
،و در موردشون تويِ روزنامه‌ها مي‌خونه
... ولي انتظار نداره که

01:44:37.826 --> 01:44:40.036
بيان دمِ درِ خونه‌اش
!و بگن مادرِ خودت اينکاره‌ست

01:44:41.829 --> 01:44:43.830
!تو اصلاً همچين حقي نداشتي -
!«بسّه ديگه، «سيد -

01:44:43.831 --> 01:44:45.040
چي بسّه؟

01:44:45.291 --> 01:44:47.292
خُب پس قراره چکار کُنيم، ها؟

01:44:47.293 --> 01:44:49.002
،بشينيم دورِ همديگه
... ادايِ خانواده‌هايِ خوشبخت رو دربياريم

01:44:49.295 --> 01:44:50.295
و وانمود کُنيم که
هيچ اتفاقي نيفتاده؟

01:44:50.296 --> 01:44:51.839
!گفتم بسّه ديگه -
.تو بهمون دروغ گفتي -

01:44:51.839 --> 01:44:53.423
.نخير، اون هرگز چنين کاري نکرده -
!چرا، کرده -

01:44:53.840 --> 01:44:56.342
.اون هرگز بهمون چيزي نگفت، پس هرگز دروغ نگفته -
!هيچ فرقي نداره -

01:44:56.343 --> 01:44:57.927
!نخير، فرق داره

01:45:10.815 --> 01:45:12.900
.اين کارِ کثيفيه

01:45:22.367 --> 01:45:24.410
حالت خوبه؟ -
.بيا داخل -

01:45:35.880 --> 01:45:37.923
اين اصلاً منصفانه
.به نظر نمي‌رسه

01:45:40.884 --> 01:45:42.885
.مادرِ منو در نظر بگيريد

01:45:42.886 --> 01:45:45.972
ما 6 نفر بوديم
.تويِ 2 تا اتاق

01:45:46.890 --> 01:45:48.933
اگه ثروتمند باشي
.هيچ مشکلي نداره

01:45:50.894 --> 01:45:52.895
ولي اگه نتوني
... شکمِ‌شون رو سير کُني

01:45:52.896 --> 01:45:54.897
،نمي‌توني هم دوستِ‌شون داشته باشي
مي‌توني؟

01:46:03.906 --> 01:46:05.866
.«طفلک «سيد -
.مي‌دونم -

01:46:05.866 --> 01:46:08.660
واسه «سيد»، همه‌چيز
.يا سياهه يا سفيد

01:46:08.869 --> 01:46:10.870
.آخه هنوز جوونه

01:46:10.871 --> 01:46:12.872
.نمي‌تونم سرزنشش کُنم

01:46:12.873 --> 01:46:14.874
سيد» هم بعدها»
.درست مي‌شه

01:46:14.874 --> 01:46:17.500
.«نمي‌دونم، «استن -
.بيا اينجا بغلم -

01:46:22.423 --> 01:46:24.424
فکر نکُنم بتونم
.به مادر چيزي بگم

01:46:24.425 --> 01:46:26.468
.لازم نيست اون چيزي بدونه

01:46:28.429 --> 01:46:30.472
.چيزي نيست

01:46:35.394 --> 01:46:38.647
.«آخرش اين خبر درز پيدا مي‌کُنه، «سيد
.و همه ازش خبردار مي‌شن

01:46:38.939 --> 01:46:40.940
و بعدش بعضي از آدم‌ها
،ديگه نمي‌تونن تويِ چشمِ‌مون نگاه کُنن

01:46:40.940 --> 01:46:43.192
.و تويِ خيابون ازمون رو برمي‌گردونن -
مي‌توني سرزنشِ‌شون کُني؟ -

01:46:43.401 --> 01:46:45.402
نکُنه تو هم مي‌خواي
يکي از اين آدم‌ها باشي؟

01:46:46.946 --> 01:46:49.822
يعني ديگه نمي‌توني تويِ چشمِ
مادرِ خودت نگاه کُني؟ ها؟

01:46:51.951 --> 01:46:53.952
يادته وقتيکه داشتي
... به جنگ مي‌رفتي

01:46:53.953 --> 01:46:57.456
،«برگشتي بهم گفتي : "«سيد
".حالا ديگه مردِ اين خونه تو هستي

01:46:57.456 --> 01:46:59.499
".پس بايد مراقبِ همه‌چيز باشي"
.و من همين کارو کردم

01:47:00.959 --> 01:47:02.960
.در حاليکه فقط 13 سالم بود

01:47:02.961 --> 01:47:05.171
،من و مامان، کارها رو با همديگه انجام مي‌داديم
.«و همينطور با «اِتل

01:47:07.465 --> 01:47:09.549
.احتمالاً اين کارو از همون موقع انجام مي‌داده -
.مي‌دونم -

01:47:10.927 --> 01:47:12.928
پس يعني تويِ تمامِ اين سال‌ها
چند دفعه اين کارو کرده، ها؟

01:47:12.929 --> 01:47:15.014
ده‌ها بار؟ صدها بار؟

01:47:16.474 --> 01:47:18.475
و خيله‌خُب، فرض مي‌کُنيم
... کاملاً منصفانه‌ست که

01:47:18.475 --> 01:47:21.185
از من و «اِتل» مخفيش کرده؛
.ولي آخه حتي به تو هم هيچي نگفته

01:47:21.478 --> 01:47:22.979
،يعني به‌نظرت اگه به من مي‌گفت
مي‌تونستم جلويِ اين کارو بگيرم، آره؟

01:47:22.980 --> 01:47:24.064
،اصلاً متوجه نمي‌شم
يعني تو هيچ عصباني نيستي؟

01:47:24.481 --> 01:47:26.691
،البته که مثلِ کفرِ ابليس عصبانيم
!پسره‌يِ احمق

01:47:32.446 --> 01:47:34.532
پس ازم مي‌خواي ببخشمش؟ -
.آره -

01:47:38.451 --> 01:47:40.704
.«تو بايد ببخشيش، «سيد
.اون مادرته

01:47:44.457 --> 01:47:46.626
اگه خودت کاري کرده بودي، اون همه‌چيز رو
بهت مي‌بخشيد، نمي‌بخشيد؟

01:47:50.505 --> 01:47:52.548
،مي‌دونم کارِ بدي انجام داده

01:47:56.511 --> 01:48:00.014
ولي خدا مي‌دونه که داره به‌اندازه‌يِ کافي
.بابتِ کاري که کرده، مجازات مي‌شه

01:48:02.016 --> 01:48:04.059
.ما نمي‌تونيم تنهاش بذاريم

01:48:08.981 --> 01:48:11.066
.نمي‌دونم چي بايد بهت بگم، مامان

01:48:12.985 --> 01:48:15.070
مجبور نيستي
.«چيزي بگي، «سيد

01:48:16.530 --> 01:48:18.614
،من بخاطرت وحشت کردم
.فقط همين و بس

01:48:20.033 --> 01:48:22.200
حالا ديگه مجبوري تنهايي
.از بابات مراقبت کُني

01:48:22.535 --> 01:48:25.495
البته، البته که
.اين کارو مي‌کُنم

01:48:37.049 --> 01:48:39.091
.خيلي دوستت دارم، مامان

01:48:50.061 --> 01:48:52.146
.قيام کُنيد

01:48:54.565 --> 01:48:57.067
.«ورا رُوز درِيک»

01:48:57.067 --> 01:48:59.068
شما را متعهد مي‌سازم
... برايِ حضور در محاکمه‌اي

01:48:59.069 --> 01:49:01.070
... که در دادگاه جناييِ مرکزي

01:49:01.071 --> 01:49:03.031
به‌عنوانِ آغازِ کارِ
... جلسه‌يِ بعدي

01:49:03.031 --> 01:49:05.449
در مورخِ 10 ژانويه‌يِ 1951
.برگزار خواهد شد

01:49:07.577 --> 01:49:09.578
من آزاديِ شما به قيدِ ضمانت را
... خواهم پذيرفت، در ازايِ وجه‌الضماني

01:49:09.579 --> 01:49:12.581
،به مبلغِ 50 پوند

01:49:12.582 --> 01:49:15.501
و گواهيِ اين حُکم را
.به وکيل‌مدافع واگذار خواهم کرد

01:49:15.585 --> 01:49:17.586
.بسيار منت‌گذارتون هستيم، عاليجناب

01:49:25.594 --> 01:49:29.514
.«ديگه نمي‌خوام اون زن رو ببينم، «فرانک
.حتي نمي‌تونم نزديکش باشم

01:49:29.598 --> 01:49:32.183
.ولي الان عيدِ کريسمسه -
... نمي‌خوام دورِ ميزِ شامي بشينم که اونم باشه -

01:49:32.391 --> 01:49:34.392
.و کنارش غذا بخورم

01:49:34.393 --> 01:49:36.436
.متأسفم. دستِ خودم نيست -
.ولي شوهرش برادرِ منه -

01:49:36.436 --> 01:49:38.772
به‌خيالت جوابشو چي بايد بدم؟ -
.من چه‌مي‌دونم -

01:49:40.690 --> 01:49:43.275
،اصلاً هيچوقت قرار نيست يه کريسمس
!خودمون باشيم و خودمون

01:49:44.236 --> 01:49:46.278
.فقط تو و من

01:49:56.580 --> 01:49:58.581
.خيله‌خُب، ميام

01:49:58.582 --> 01:50:00.793
.فقط بخاطرِ تو

01:50:01.585 --> 01:50:03.671
.هر چند زياد اونجا نمي‌مونم

01:50:05.089 --> 01:50:07.173
فقط يه نوشيدني مي‌خوريم
.و سريع برمي‌گرديم

01:50:08.092 --> 01:50:10.135
خيله‌خُب؟

01:50:16.474 --> 01:50:18.475
... خُب، من جواب‌هايي دريافت کردم

01:50:18.476 --> 01:50:20.477
از طرفِ 3 نفر از 4 کارفرمايِ
.«خانمِ «درِيک

01:50:20.477 --> 01:50:22.646
متأسفانه بايد بگم
... «که خانمِ «ولز

01:50:22.981 --> 01:50:25.440
اينقدر بزرگواري به خرج ندادن
.که حتي به دومين نامه‌ام هم پاسخ بدن

01:50:25.440 --> 01:50:28.192
،و عليرغمِ اينکه تمامِ اين اشخاص
... از خانمِ «درِيک» بسيار تعريف مي‌کُنن

01:50:28.443 --> 01:50:30.988
متأسفانه بايد بگم که هيچکدامِ‌شون
... تحتِ شرايطِ فعلي

01:50:30.988 --> 01:50:33.865
حس نمي‌کُنن قادر باشن به‌عنوانِ شاهد
.به نفعِ شما در محکمه حاضر بشن و شهادت بدن

01:50:35.492 --> 01:50:39.288
،البته خانمِ ... خانمِ «کيچنر»، به هر حال
.دعايِ خيرشون رو نثارتون مي‌کُنن

01:50:40.496 --> 01:50:42.497
... و خبرِ اميدوارکُننده‌تر اينکه

01:50:42.498 --> 01:50:44.499
من موفق شدم همکاري و مساعدتِ
... آقايِ «همپتون وارد» رو هم تأمين کُنم

01:50:44.500 --> 01:50:46.169
،که حقوق‌دانِ معرکه‌اي هستن

01:50:46.502 --> 01:50:49.005
و به بهترين وجه ممکن
.در دفاع از پرونده‌يِ ما مشارکت خواهند کرد

01:50:49.005 --> 01:50:51.506
بنابراين ممکنه که جنابِ قاضي، صدورِ حداقلِ
،حُکمِ مجازات رو برامون مناسب ببينن

01:50:51.506 --> 01:50:53.632
که صرفاً مي‌تونه
.فقط 18 ماه باشه

01:50:55.510 --> 01:50:57.470
... متأسفم که قادر نيستم بهتون

01:50:57.512 --> 01:50:59.556
.اميدي بيش از اين بدم

01:51:00.515 --> 01:51:02.601
.متأسفم

01:51:19.033 --> 01:51:21.034
تو حالت خوبه، «جويس»؟

01:51:21.035 --> 01:51:23.077
.بله، متشکرم

01:51:35.548 --> 01:51:37.592
نمي‌خواي از اون شکلات‌هات
يکي بخوري؟

01:51:40.053 --> 01:51:42.137
.اوه، آره

01:51:45.057 --> 01:51:47.058
اين يکي‌شون رو
.من مي‌خورم

01:51:47.059 --> 01:51:49.101
فرانک»؟»

01:51:52.563 --> 01:51:54.564
.نه

01:51:54.565 --> 01:51:56.566
اِتل»؟»

01:52:04.075 --> 01:52:06.117
.نه، خودت بخوري بهتره، رفيق

01:52:11.581 --> 01:52:14.166
اين بهترين کريسمسيه که
.من بعد از مدت‌ها داشتم

01:52:16.586 --> 01:52:18.672
.«خيلي ازت ممنونم، «ورا

01:52:20.548 --> 01:52:22.676
.محشره

01:52:53.078 --> 01:52:55.163
آيا شما «ورا رُوز درِيک» هستيد؟

01:52:57.624 --> 01:52:59.083
.بله

01:52:59.084 --> 01:53:00.627
،شما مدعي‌عليه

01:53:00.627 --> 01:53:02.628
متهم مي‌باشيد به
... استفاده از ابزاري

01:53:02.629 --> 01:53:04.630
به قصدِ تدارک و انجامِ
... عملِ سقطِ جنين

01:53:04.631 --> 01:53:06.550
که اين امر مغاير است
... با بندِ 58 قانونِ

01:53:06.633 --> 01:53:08.759
،جرائمِ شخصي
.مصوب به سالِ 1861

01:53:11.138 --> 01:53:12.638
... جزئياتِ اين عملِ مجرمانه

01:53:12.638 --> 01:53:15.975
بدين صورت است که
... در روزِ 17 نوامبرِ 1950

01:53:16.058 --> 01:53:18.059
... در يکي از مناطقِ لندن

01:53:18.060 --> 01:53:19.895
شما بطورِ غيرِ قانوني
... ابزاري بکار برديد

01:53:20.062 --> 01:53:22.522
به قصدِ تدارک و انجامِ عملِ
... سقطِ جنين، بر رويِ خانمي

01:53:22.522 --> 01:53:24.607
.«بنامِ  «پامه‌لا مري بارنز

01:53:25.525 --> 01:53:27.068
چه دفاعي داريد؟

01:53:27.068 --> 01:53:29.903
خود را گناهکار مي‌دانيد، يا بي‌گناه؟

01:53:32.073 --> 01:53:34.159
.من گناهکارم

01:53:35.076 --> 01:53:36.870
لطفاً ممکنه واضح‌تر
... «صحبت کُنيد، خانمِ «درِيک

01:53:37.078 --> 01:53:39.204
تا حاضرينِ در محکمه
بتونند صداتون رو بشنوند؟

01:53:41.081 --> 01:53:43.042
.من گناهکارم -
.متشکرم -

01:53:43.043 --> 01:53:45.003
.لطفاً بنشينيد

01:53:56.597 --> 01:53:58.473
.و تفهيمِ اتهام گشتند

01:53:58.599 --> 01:54:00.600
پس از درخواستِ
... مبني بر تحويل دادنِ

01:54:00.601 --> 01:54:03.102
تجهيزاتِ بکار رفته به‌منظورِ
،انجامِ عملِ سقطِ جنين

01:54:03.102 --> 01:54:07.105
،شخصِ متهم
... تعدادِ 9 شيء را

01:54:07.106 --> 01:54:09.609
از بالايِ کمدي در اتاقِ خواب
.ارائه دادند

01:54:09.609 --> 01:54:13.070
: که شاملِ اين اقلام مي‌باشند، حضرتِ قاضي
... «يک سرنگِ نوعِ «هيگينسون

01:54:14.112 --> 01:54:16.572
EW-1 که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛

01:54:16.573 --> 01:54:19.575
يک رنده‌يِ مخصوصِ پنير، که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛  EW-2

01:54:19.576 --> 01:54:21.577
... يک برسِ ميخي

01:54:21.577 --> 01:54:23.578
EW-3 که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛

01:54:23.579 --> 01:54:25.580
يک بطريِ حاويِ مايعِ
... ضدِ عفوني‌کُننده

01:54:25.581 --> 01:54:27.625
EW-4 که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛

01:54:27.626 --> 01:54:30.044
يک حوله‌يِ مچاله‌شده، که با برچسبِ
به نمايش گذاشته شده است؛  EW-5

01:54:30.127 --> 01:54:32.630
يک قالب صابونِ
... «مارکِ «کاربوليک

01:54:32.630 --> 01:54:34.631
... و يک کهنه‌يِ ظرف‌شوييِ مچاله‌شده

01:54:34.632 --> 01:54:37.842
EW-7 و  EW-6 که با برچسب‌هايِ
.به نمايش گذاشته شده‌اند

01:54:39.135 --> 01:54:40.970
... اين دو شيءِ اخير

01:54:41.097 --> 01:54:43.515
هر دو در داخلِ يک عدد قوطي
.قرار داده شده بوده‌اند

01:54:43.641 --> 01:54:46.101
EW-8 که با برچسبِ
.به نمايش گذاشته شده است

01:54:46.644 --> 01:54:49.646
... تماميِ اقلامِ فوق‌الذکر

01:54:49.646 --> 01:54:51.647
در کيفي پارچه‌اي
... نگهداري مي‌شده‌اند

01:54:51.648 --> 01:54:53.649
و اين کيف، همانطور که شما حضرتِ قاضي
... مي‌توانيد مشاهده بفرماييد

01:54:53.650 --> 01:54:55.692
EW-9 با برچسبِ
.به نمايش گذاشته شده است

01:54:58.153 --> 01:55:01.657
«دغدغه‌يِ «ورا درِيک
،ثروت‌اندوزي نبوده است

01:55:01.658 --> 01:55:04.159
بلکه ايشان صرفاً به‌سادگي
... به مردم کمک مي‌نموده‌اند

01:55:04.159 --> 01:55:07.663
.هرگاه که از وي درخواست مي‌شده است
.ايشان همواره به مردم کمک مي‌کرده‌اند

01:55:07.663 --> 01:55:10.373
و همين دل‌مشغوليِ ايشان
... نسبت به ديگران بوده است که

01:55:10.666 --> 01:55:12.625
وي را به ارتکابِ
... يکي از

01:55:12.625 --> 01:55:14.626
... وخيم‌ترين اعمالِ مجرمانه

01:55:14.627 --> 01:55:16.628
در کتابِ قانون
.رهنمون ساخته است

01:55:16.629 --> 01:55:19.173
... اما نيتِ ايشان

01:55:19.173 --> 01:55:21.174
کمک نمودن به آن
... دخترِ جوان بوده است

01:55:21.175 --> 01:55:23.176
.و نه آسيب رسانيدن به وي

01:55:23.177 --> 01:55:25.178
مي‌توانم به شما حضرتِ قاضي
... اطمينان دهم

01:55:25.178 --> 01:55:27.179
«که «ورا درِيک
... بيش از هر کسِ ديگري

01:55:27.180 --> 01:55:29.390
«از بهبودِ «پامه‌لا بارنز
.احساسِ سبک‌باري نموده است

01:55:30.977 --> 01:55:33.519
من اطمينان دارم که شما حضرتِ اشرف
... ترديدي بسيار اندک خواهيد داشت

01:55:33.520 --> 01:55:35.521
... در اين خصوص که

01:55:35.521 --> 01:55:38.523
اکنون اين زنِ بخت‌برگشته
... هيچگاه محتملاً

01:55:38.524 --> 01:55:40.860
.دوباره مرتکبِ خلاف شود

01:55:40.986 --> 01:55:43.946
،و اين بود دفاعيه‌يِ من از متهم
.حضرتِ قاضي

01:55:43.989 --> 01:55:45.990
.«متشکرم، آقايِ «همپتون وارد

01:55:50.035 --> 01:55:52.078
،مدعي‌عليه
.لطفاً قيام کُنيد

01:55:59.502 --> 01:56:02.046
،بدينوسيله، شما مدعي‌عليه
.مجرم تشخيص داده مي‌شويد

01:56:02.046 --> 01:56:04.047
... آيا مطلبي برايِ گفتن داريد

01:56:04.048 --> 01:56:07.134
در اين خصوص که چرا محکمه نبايد در موردِ شما
مطابق با قانون رأي دهد؟

01:56:08.052 --> 01:56:10.180
.نه

01:56:10.512 --> 01:56:12.598
لطفاً همچنان به‌حالتِ قيام
.باقي بمانيد

01:56:23.901 --> 01:56:25.902
،«ورا رُوز درِيک»

01:56:25.903 --> 01:56:28.613
شما مرتکبِ جنايتي شده‌ايد
... که وخامتِ آن

01:56:28.946 --> 01:56:30.989
.جايِ هيچگونه مبالغه‌اي ندارد

01:56:31.949 --> 01:56:33.950
قانون در اين مورد
... بسيار روشن و صريح است

01:56:33.951 --> 01:56:36.703
و شما عامدانه
.اين قانون را نقض نموده‌ايد

01:56:38.455 --> 01:56:40.290
... و علاوه بر اين

01:56:40.457 --> 01:56:41.958
... در انجامِ چنين کاري

01:56:41.958 --> 01:56:43.459
جانِ خانمِ جوانِ
... آسيب‌پذيري را

01:56:43.460 --> 01:56:45.795
.شديداً به خطر انداخته‌ايد

01:56:46.463 --> 01:56:48.464
و اگر بواسطه‌يِ
... مداخله‌يِ به‌هنگامِ

01:56:48.464 --> 01:56:50.465
... کادرِ پزشکي نبود

01:56:50.466 --> 01:56:53.636
محتملاً اينک به اتهامي حتي
... وخيم‌تر از آني که امروز

01:56:54.971 --> 01:56:57.181
،شما را به اينجا کشانده است
.در برابرِ من حاضر مي‌بوديد

01:56:58.934 --> 01:57:00.893
... حال

01:57:00.935 --> 01:57:02.894
،من کيفرخواستِ شما را شنيدم

01:57:02.937 --> 01:57:05.104
.و آن را منظور خواهم داشت

01:57:05.940 --> 01:57:07.440
همچنين با دقتِ فراوان به اظهاراتِ
... شهود و وکلايِ مدافعِ شما

01:57:07.440 --> 01:57:09.483
در خصوصِ تمکين‌ها و انقيادهايِ‌تان
.گوش سپرده‌ام

01:57:10.443 --> 01:57:12.444
،اما در شرايطِ فعلي
... هيچ چيز مرا مانع نمي‌شود

01:57:12.445 --> 01:57:14.948
از اينکه ترغيب شوم
... در موردِ شما

01:57:14.949 --> 01:57:16.950
... رويکردي متفاوت اتخاذ کرده

01:57:16.950 --> 01:57:19.910
و قرارِ محکوميتي
.غير از حُکمِ حبس صادر نمايم

01:57:19.910 --> 01:57:22.787
... در واقع

01:57:22.913 --> 01:57:25.915
... جديتِ مفرطِ جنايتِ شما

01:57:25.916 --> 01:57:27.917
... الزماً بايستي در حُکمي که

01:57:27.918 --> 01:57:30.920
،اکنون در شُرفِ صدورش هستم
.انعکاس يابد

01:57:30.921 --> 01:57:34.465
زيرا بايد همچون عاملي بازدارنده و متنبهانه
.در موردِ سايرين عمل نمايد

01:57:35.968 --> 01:57:37.969
بنابراين شما را
... محکوم مي‌نمايم

01:57:37.970 --> 01:57:40.387
... به گذراندنِ دوره‌يِ حبسي

01:57:40.973 --> 01:57:43.933
.که به‌مدتِ 2 سال و 6 ماه خواهد بود

01:57:45.768 --> 01:57:47.853
.ببريدش

01:58:00.782 --> 01:58:02.867
.همگي قيام کُنند

01:58:32.312 --> 01:58:34.896
اون فعلاً نمي‌تونه بياد اينجا
.بهت سر بزنه

01:58:36.273 --> 01:58:38.399
.نه واسه يه مدت

01:58:39.319 --> 01:58:41.320
آخه چرا نمي‌تونه؟

01:58:41.321 --> 01:58:43.322
.به‌جاش «اِتل» مياد

01:58:50.829 --> 01:58:52.914
نمُرده که، آره؟ -
.نه -

01:58:54.333 --> 01:58:56.375
.نه، نمُرده

01:59:05.175 --> 01:59:06.676
گفتي چقدر واست بُريدن؟

01:59:06.677 --> 01:59:09.137
.راستش، 2 سال و 6 ماه

01:59:09.179 --> 01:59:11.180
اولين سابقه‌يِ کيفريته؟

01:59:11.181 --> 01:59:12.682
.اوه، بله

01:59:12.682 --> 01:59:15.684
اون دختره مُرد؟ -
.نه، عزيزم -

01:59:15.685 --> 01:59:18.103
نمي‌دونم اگه مُرده بود
.بايد چه خاکي به‌سرم مي‌کردم

01:59:18.187 --> 01:59:19.688
ولي دختري که من
.روش کار کردم مُرد

01:59:19.689 --> 01:59:21.732
جداً؟ -
.مالِ منم همينطور -

01:59:23.192 --> 01:59:25.152
.اوه، عزيزم

01:59:25.152 --> 01:59:27.070
از چي استفاده مي‌کردي؟

01:59:30.199 --> 01:59:32.701
.از يه سرنگ -
!بفرما -

01:59:32.701 --> 01:59:35.703
،اينها که اگه صدها بارم ازشون استفاده بشه
.بازم مثلِ قلعه ايمن هستن

01:59:35.704 --> 01:59:37.288
.آره، نمي‌دونم چه اتفاقي افتاد

01:59:37.706 --> 01:59:39.749
ولي خُب، ما که نهايتِ سعيِ‌مون رو
.کرديم ديگه، نازنينم

01:59:42.710 --> 01:59:44.711
خودِ شماها چند وقته که اينجايين؟ -
.حدوداً 3 ساله -

01:59:44.712 --> 01:59:47.756
.منم 4 سال -
.و جفتِ‌مون بارِ دومِ‌مونه -

01:59:48.716 --> 01:59:50.717
.اوه

01:59:50.718 --> 01:59:52.553
!کلاهت رو بنداز هوا
.آخه مالِ تو فقط نصفِ مالِ منه

01:59:52.720 --> 01:59:54.681
قبل از اينکه خودتم بفهمي
.از اينجا مي‌ري بيرون

01:59:54.681 --> 01:59:56.848
.آره

01:59:59.226 --> 02:00:01.311
،خُب ديگه
.بعداً مي‌بينمِ‌تون

02:00:10.736 --> 02:00:12.779
حواست باشه
.«با کي‌ها مي‌پلکي، «درِيک

02:00:15.736 --> 02:00:19.779
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

