﻿WEBVTT

00:00:02.490 --> 00:00:22.490
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:40.073 --> 00:00:44.577
گوش کن ، صدا ـش شبیه جغد هو هو کُنِ سینه قهوه ایِ گِرد منقار ـه

00:00:44.578 --> 00:00:50.583
شِرمَن» ، تو واقعا من رو این همه آوردی»
تا فقط به پرنده ها نگاه کنی ؟

00:00:50.584 --> 00:00:52.051
فکر کردم از پرنده ها خوش ـت میاد

00:00:52.052 --> 00:00:56.188
آره ، ولی گاهی وقت ها دوست دارم
به چیز های دیگه هم نگاه کنم
(!! لعنت بر اون ذهن منحرف ـت)

00:00:56.189 --> 00:01:00.393
مثلا چی ؟ -
مثلا فیلم سینمایی -

00:01:01.895 --> 00:01:06.198
هیسسس. شنیدی ؟
چغد همین نزدیکی ها ـست

00:01:25.085 --> 00:01:26.886
«شرمن» -
بله ؟ -

00:01:26.887 --> 00:01:30.456
این پرنده ، چشم های به طور عجیبی ، بزرگ داره ؟

00:01:30.457 --> 00:01:33.926
بله ، اینطور فکر میکنم
چون در شب شکار میکنه

00:01:33.927 --> 00:01:36.329
و منقاری بزرگ و نوک تیز

00:01:38.098 --> 00:01:39.999
و خَز داره ؟

00:02:23.200 --> 00:02:26.200
اسکوبی دو
عجی مجی دو

00:04:00.200 --> 00:04:02.200
«کارخانه شیمیایی «کارلوف

00:04:04.845 --> 00:04:07.847
کار او بود
اسکوبی دو » هیولا رو گرفت »

00:04:07.848 --> 00:04:10.077
اسکوبی دوبی دو

00:04:16.656 --> 00:04:18.424
این یه هیولای راستکی نیست که

00:04:18.425 --> 00:04:21.794
در واقع ، این هیولا ، خانم «تِملِر» ـه
حسابدار کارخانه

00:04:21.795 --> 00:04:24.730
نقشه من خیلی کامل بود
شما ها چطوری تونستید که ... ؟

00:04:27.300 --> 00:04:30.669
سلام مامان ، نمی تونم حرف بزنم
در حال توضیح دادن هستم

00:04:30.670 --> 00:04:32.571
چی ؟ گوشی دست ـت

00:04:32.572 --> 00:04:35.374
میشه جمع بندی کنی «فردی» ؟
گوش میکنم

00:04:35.375 --> 00:04:37.977
خانم «تملر» در واقع
یه جاسوس شرکتی ـه

00:04:37.978 --> 00:04:41.580
او وانمود کرد که به اصطلاح هیولای شیمیایی ـه
تا مردم رو فراری بده

00:04:41.581 --> 00:04:44.811
و در همون هنگام ، او فرمول های
محرمانه کارخانه رو میدزدید

00:04:45.585 --> 00:04:51.048
از این پس ، تنها حساب و کتابی که میدن دست ـت
کتاب های کتابخونه ی زندان ـه
(تیکه به حساب دار بودن خانم تملر)

00:04:53.793 --> 00:04:56.629
خب ، یه پرونده موفق دیگه هم بسته شد

00:04:56.630 --> 00:05:00.766
خیلی خب رفیق ، میگم پیروزی ـمون رو
با یه مهمونی توی ساندویچی حسن کچل جشن بگیریم

00:05:00.767 --> 00:05:02.167
آره

00:05:02.168 --> 00:05:04.603
ساندویچی حسن کچل ، ساندویچی حسن کچل

00:05:04.604 --> 00:05:06.872
من یه نظر بهتر دارم

00:05:06.873 --> 00:05:09.775
شگی» خواهر کوچک تر من»
مَدِلین» رو یادت ـه ؟»

00:05:09.776 --> 00:05:12.878
دینکلی» کوچولو که همه ـش پلک میزد ؟»
مثلا ، مگه میشه یاد ـم بره ؟
(دینکلی نام خانوادگی ولما ـست)
(استفاده میکنه که من ، مثلا ، ترجمه کردم like شگی عادت داره توی بیشتر جمله ها ـش از)

00:05:12.879 --> 00:05:15.447
اصلا حرف ـت خوب نبود
او واقع از تو خوش ـش میومد

00:05:15.448 --> 00:05:19.051
ببخشید «ول» ، «مد» بچه ی خوبی ـه
باید یه وقتی یه سر بهش بزنیم

00:05:19.052 --> 00:05:22.388
اون وقت ، حالا ـست
مامان ـم میخواد یه سَری بهش بزنیم

00:05:22.389 --> 00:05:24.857
مشکلی پیش اومده ؟ -
ممکنه اینطور باشه -

00:05:24.858 --> 00:05:27.693
مدلین» به یه مدرسه خاص برای»
یادگیری جادوگری میره

00:05:27.694 --> 00:05:31.030
و ، خب ، بر اساس حرف های مامان ـم

00:05:31.031 --> 00:05:34.333
مدرسه توسط یه شیر دال ، تهدید شده

00:05:34.334 --> 00:05:38.470
یا ابرفرض ، شیر دال نه
منظور ـم اینه که هرچیزی به جز شیر دال
(رو در مواقعی که خیلی میترسه میگه و من یا ابرفرض ترجمه کردم zoinks شگی عبارت)

00:05:38.471 --> 00:05:39.872
مثلا ، شیر دال چیه ؟

00:05:39.873 --> 00:05:42.408
یه موجود ـه که
نصف شیر و نصف عقاب ـه
(دال ، واژه ای هم معنی عقاب است)

00:05:42.409 --> 00:05:44.076
نتونسته تصمیم بگیره که کدوم باشه !!؟

00:05:44.077 --> 00:05:46.879
«یه افسانه ـست «شگی
که توی قرون وسطی میگفتن

00:05:46.880 --> 00:05:48.514
واقعا که وجود نداره

00:05:48.515 --> 00:05:50.349
قبلا هم خواستید با این جمله ، گول ـم بزنید

00:05:50.350 --> 00:05:52.918
بیاید دیگه ، نمی تونیم
به مامان «ولما» بگیم نه

00:05:52.919 --> 00:05:56.522
ولی نمی تونیم اول به مهمونی توی ساندویچی حسن کچل
بگیم بله ؟

00:05:56.523 --> 00:06:01.426
ساندویچی حسن کچل ، ساندویچی حسن کچل
ساندویچی حسن کچل

00:06:09.002 --> 00:06:11.570
خیلی خب «اسکوبی دو» ، برو ماهیگیری
(گو فیش ، بازی ای ـسته با ورق که وقتی فرد مقابل کارت خواسته شده را ندارد میگوید گوفیش یا به فارسی برو ماهیگیری و حریف باید از بانک کارت بردارد ، ویکیپدیا توضیحات مناسبی دارد)

00:06:11.571 --> 00:06:13.105
«نمی تونم «شگی

00:06:13.106 --> 00:06:16.208
چرا ؟ -
چون قلاب ماهیگیری ندارم

00:06:17.711 --> 00:06:19.845
8کیلومتر جلوتر بپیچید

00:06:19.846 --> 00:06:21.747
مواظب چاله های جاده باشید

00:06:21.748 --> 00:06:25.084
به استثتای اونی که توی صندلی عقب ـه
این یه لطیفه بود
(مترجم : هر هر هر)

00:06:25.085 --> 00:06:26.719
چاله چوله

00:06:26.720 --> 00:06:30.689
مواظب باش. میشه حواس ـت به جاده باشه ؟

00:06:30.690 --> 00:06:33.926
درباره ی این مکان یاب تازه ی ماشین معما
«مطمئن نیستم «فرد

00:06:33.927 --> 00:06:36.528
از کجا گواهینامه گرفتی ؟
سوپری سر کوچه ؟

00:06:36.529 --> 00:06:38.464
میدونم ، خیلی شگفت انگیر نیست ؟

00:06:38.465 --> 00:06:41.934
این مدرسه ی جادوگری ـه ؟
شبیه یه قلعه ـست

00:06:41.935 --> 00:06:43.369
یه قلعه ـست

00:06:43.370 --> 00:06:45.804
امارت «اُ فِلِنِری» نخست توی ایرلند بوده

00:06:45.805 --> 00:06:48.407
و اونجا هم به رخدادن رخداد های مرموز داخل ـش معروف بوده

00:06:48.408 --> 00:06:51.844
توی قرن 19 ـم ، صاحب ـش
«لُرد «شِیمِس اُ فلنری

00:06:51.845 --> 00:06:55.147
این ساختمان رو آجر به آجر به آمریکا منتقل میکنه

00:06:55.148 --> 00:06:58.917
اینجا نوشته که «شِیمِس اُ فلنری» جادوی سیاه
تمرین می کرده

00:07:00.120 --> 00:07:02.221
خیلی ترسناک ـه ، نه «اسکوبی» ؟

00:07:02.222 --> 00:07:04.323
آره ، ترسناک ـه

00:07:04.324 --> 00:07:07.126
ترسناک تر هم میشه
وقتی که او از دنیا رفت

00:07:07.127 --> 00:07:11.130
به دستور «شیمس» توی یه مقبره
توی یه جزیره نزدیک دریاچه ، دفن ـش کنن

00:07:11.131 --> 00:07:14.566
پسر ، خیلی خوشحال ـم که لباس شنا ها ـمون رو نیاوردیم

00:07:14.567 --> 00:07:18.771
اخیرا قلعه به مزایده گذاشته شده
و جادوگر برای خرید ـش ، پول زیادی پیاده شده

00:07:18.772 --> 00:07:23.504
درخت کاج بعدی ، بپیچ سمت چپ
چپ ، از خواب بیدار شید مردم

00:07:28.181 --> 00:07:29.948
مطمئنی این راه درست ـه ؟

00:07:29.949 --> 00:07:33.919
آروم باش پسر شال دار
از راه خوش منظره داریم میریم

00:07:33.920 --> 00:07:36.955
همه بهش میگن شال
این یه شال گردن ـه

00:07:36.956 --> 00:07:39.515
کنار اون بید مجنون ، بپیچ سمت راست

00:07:39.959 --> 00:07:41.892
باشه

00:07:42.595 --> 00:07:45.256
کنار اون گل صد تومانی ، بپیچ سمت چپ

00:07:47.867 --> 00:07:50.130
کنار اون راسو که رسیدی
دور بزن

00:07:55.008 --> 00:07:58.310
فرد» این راه نمی تونه درست باشه»

00:07:58.311 --> 00:08:01.006
بهتره خدمات پس از فروش ـش رو
بررسی کنم

00:08:16.563 --> 00:08:19.431
ببینید ، این راه به مدرسه میره

00:08:19.432 --> 00:08:21.200
اونهاشش

00:08:21.400 --> 00:08:22.700
«آموزشگاه جادوگری «وِرلین مِرلین

00:08:43.890 --> 00:08:46.324
وای خدا -
«ولما» -
(عبارتی ـه که ولما وقتی چیز عجیبی میبینه به کار میبره jinkies)

00:08:47.660 --> 00:08:50.321
«مدلین»

00:08:50.897 --> 00:08:53.832
خیلی خوب ـه که میبینم ـت
خیلی دوست داشتنی شدی

00:08:53.833 --> 00:08:57.436
وای خدای من . باورم نمیشه
تو راستی راستی اینجایی . خواهر بزرگ ـم

00:08:57.437 --> 00:09:00.072
«سلام «مدلین -
«سلام «دافنه -

00:09:00.073 --> 00:09:02.473
«سلام «فردی

00:09:02.709 --> 00:09:05.144
«سلام «اسکوبی

00:09:19.058 --> 00:09:21.116
«سلام «شگی

00:09:22.162 --> 00:09:24.463
«سلام «مدلین

00:09:24.464 --> 00:09:26.056
همگی خوش اومدید

00:09:30.870 --> 00:09:35.073
من «وِرلین مِرلین» هستم
استاد آموزشگاه جادوگری

00:09:35.074 --> 00:09:37.201
عجی مجی

00:09:41.848 --> 00:09:47.217
و این بانوی دوست داشتنی هم
«دستیار صحنه ی سابق من ـه . «بلور

00:09:47.220 --> 00:09:50.789
فکر کنم این مدرسه قوانین
برای لباس پوشیدن نداره

00:09:50.790 --> 00:09:52.457
آره

00:09:52.458 --> 00:09:55.928
خوش اومدید ، من دستیاری تردست ، تدریس میکنم

00:09:55.929 --> 00:09:59.665
همچین مسئول نگه داری از
دستیار های ستاره جادویی ـمون هستم

00:10:05.738 --> 00:10:08.807
این «وِرنون» ـه
اجرا کننده ستاره ـمون

00:10:08.808 --> 00:10:12.277
ولی نگران نباشید
او یه گربه ی واقعا ناز ـه

00:10:12.378 --> 00:10:14.313
از دیدار با شما خوشبخت ـم

00:10:18.351 --> 00:10:20.152
1 ، 2 ، 3

00:10:20.153 --> 00:10:22.020
4 ، آخیش

00:10:22.021 --> 00:10:25.157
بهتر ـه عجله کنیم
دیگه هوا تقریبا تاریک ـه

00:10:25.158 --> 00:10:28.694
نمیخوایم بیرون باشیم وقتی
همون که میدونید ، پیداش بشه

00:10:28.695 --> 00:10:30.262
«خیلی خب «مارلِن

00:10:30.263 --> 00:10:32.464
مارلن» ، کمک یار صحنه ـست»

00:10:32.465 --> 00:10:34.266
او کار های پشت صحنه رو انجام میده

00:10:34.267 --> 00:10:36.201
بدون او نمی تونیم برنامه اجرا کنیم

00:10:36.202 --> 00:10:38.937
مارلن» لطفا وسایل مهمان ها رو»
ببر داخل

00:10:38.938 --> 00:10:42.074
همین الان رییس
تو میبینم ـتون

00:10:42.075 --> 00:10:46.170
«آره «اسکوبی
مثلا ، شاید ما بهتر باشه بریم تو

00:10:47.914 --> 00:10:49.472
پس از من تکرار کنید

00:10:50.383 --> 00:10:52.475
باز شو کنجد
(عبارتی که علی بابا به درِ غار گفت تا باز شود)

00:10:53.553 --> 00:10:57.386
باز شو کنجد

00:11:05.965 --> 00:11:09.195
امیدوارم توی قلعه ی «اُ فلنری» بهتون خوش بگذره

00:11:09.202 --> 00:11:13.639
اینجا بزرگترین آموزشگاه جادوگری ای ـه که وجود داره

00:11:13.640 --> 00:11:16.742
وای ، میخوام بدونم دانش آموز ها پس کجا هستن

00:11:16.743 --> 00:11:18.176
نمی دونم

00:11:18.177 --> 00:11:22.314
توی اتاق ها ـشون
جایی که امن ـه

00:11:22.315 --> 00:11:24.583
این هم خانوم «آلما رامبِل بانز» ـه

00:11:24.584 --> 00:11:27.152
او سرپرست قلعه بود ، پیش از اینکه من بخرم ـش

00:11:27.153 --> 00:11:30.055
و او حالا مستخدم دانش آموز ها ـست

00:11:30.056 --> 00:11:33.125
فقط حیواناتی که نمایش اجرا میکنن
حق ورود دارن

00:11:34.327 --> 00:11:37.596
مشکلی نیست ، «اسکوبی» هم
کمی آموزش دیده

00:11:37.597 --> 00:11:39.860
آره

00:12:00.954 --> 00:12:05.356
مثلا ، وقتی بچه بود ـه ، سر ـش به سنگ خورده

00:12:05.591 --> 00:12:10.425
بسیار خب ، من اتاق ها ـتون رو بهتون
نشون میدم

00:12:20.707 --> 00:12:24.540
آگهی قلعه قیفی
برداشت نخست

00:12:24.777 --> 00:12:26.478
ما قیف های قلعه قیفی هستیم

00:12:26.479 --> 00:12:28.513
و سالم هستیم

00:12:28.514 --> 00:12:31.783
برید به سوپر مارکت ـتون و چند تا بخرید

00:12:31.784 --> 00:12:35.053
مزه های مورد علاقه بزرگتر ها رو
به بستنی بچه ها آوردیم

00:12:35.054 --> 00:12:36.254
جگر -
پیاز -

00:12:36.255 --> 00:12:40.826
بروکلی -
خوراک شناس ها عاشق ما هستن -

00:12:40.827 --> 00:12:43.929
صبر کنید ، صبر کنید

00:12:43.930 --> 00:12:46.365
ببخشید که مهمونی رو خراب می کنم

00:12:46.366 --> 00:12:50.769
ولی به خوبی یادم ـه که برای
یه بستنی کَره ای کلم فندقی هم پول دادم

00:12:50.770 --> 00:12:55.070
ببخشید ، من اینجا ـم

00:12:55.742 --> 00:12:57.266
اِوا خاک به سر ـم

00:12:58.077 --> 00:13:00.738
به خاطر امام زاده بیژن

00:13:03.049 --> 00:13:06.918
میشه یکی بیاد این گند کاری
رو درست کنه

00:13:06.919 --> 00:13:11.823
و تو
قیف ـت چروک شده

00:13:11.824 --> 00:13:13.325
بله ؟

00:13:13.326 --> 00:13:16.628
«آقای «کِردِلز» ، منم ، «آموس

00:13:16.629 --> 00:13:21.433
یاد ـتونه گفتید اگه دانش آموز های بیشتری اومدن
بهتون زنگ بزنم ؟

00:13:21.434 --> 00:13:26.638
4تا بچه و با یه سگ رو دیدم -
4تا بچه و یه سگ ؟ -

00:13:26.639 --> 00:13:30.776
ورلین» باید خیلی نا امید شده باشه»
اگه داره حیوانات رو هم برای آموزشش میپذیره

00:13:30.777 --> 00:13:34.646
شاید همون که میدونی
دوباره ، بره ملاقات ـشون

00:13:34.647 --> 00:13:39.518
اون این روز ها ، تقریبا شبانه میاد بیرون فقط
و هر دفعه هم خشن تر میشه

00:13:39.519 --> 00:13:42.087
فکر کنم امشب رخداد های خیلی بدی پیش بیاد

00:13:42.088 --> 00:13:45.352
حتما به من خبر بده

00:13:50.363 --> 00:13:55.197
هیچکس قرار نیست اینجا رو تمیز کنه ؟

00:13:55.435 --> 00:13:58.603
بعضی میگن لرد «اُ فلنری» جادوی واقعی رو تمرین می کرده

00:13:58.604 --> 00:14:01.640
و راز های زیادی رو داخل دیوار های قلعه پنهان کرده

00:14:01.641 --> 00:14:04.976
بر اساس افسانه ، او حتی یه شیر دال
رو احضار کرد تا از ـشون محافظت کنه

00:14:04.977 --> 00:14:10.816
و هیولا رو توی اون برج قدیمی نگه میداشت
که بهش میگن لانه ی شیر دال

00:14:10.817 --> 00:14:15.220
چرا «ورلین مرلین» خراب ـش نمیکنه
تا یه خوابگاه برای دانش آموز ها یا همچین چیزی بسازه ؟

00:14:15.221 --> 00:14:19.324
او میخواد یه روزی تعمیرش کنه
ولی فعلا رفتن بهش ممنوعه

00:14:19.325 --> 00:14:22.327
کاری که میکنه به دوران کودکی ـش بر میگرده

00:14:22.328 --> 00:14:24.596
او با اجرا ی نمایش عروسکی توی محله شروع کرد

00:14:24.597 --> 00:14:27.165
اینجا هم ویترین جام ها ـست

00:14:27.166 --> 00:14:29.568
این «ورلین مرلین» ـه وقتی که
روی صحنه بوده

00:14:29.569 --> 00:14:30.902
شگفت انگیز نیست ؟

00:14:30.903 --> 00:14:33.839
اصلا نمی دونستم انقدر به جادو
«علاقه داری «مدلین

00:14:33.840 --> 00:14:36.308
در نهایت دست کم ، به یه چیزی چسبیدی

00:14:36.309 --> 00:14:39.044
ترم پیش کجا رفتی ؟
مدرسه دلقک ها ؟

00:14:39.045 --> 00:14:43.081
خب من دنبال علاقه ـم می گشتم

00:14:43.082 --> 00:14:46.284
«همه با یه کتاب معما توی دست ـشون به دنیا نمیان «ولما

00:14:46.285 --> 00:14:48.220
خب ، به نظر من جادو خیلی باحال ـه

00:14:48.221 --> 00:14:50.789
همیشه از انجام ـش شگفت زده میشدم

00:14:50.790 --> 00:14:53.125
به همون اندازه که «ولما» دوست داره
معما ها رو حل کنه

00:14:53.126 --> 00:14:57.963
من دوست دارم راز های جادو رو بفهمم
و این مدرسه برای این کار بهترین ـه

00:14:57.964 --> 00:15:00.398
پس اون شیر دال چی ؟
... مامان گفت که

00:15:00.399 --> 00:15:03.235
مامان خیالات برش داشته
این فقط یه افسانه ی قدیمی ـه

00:15:09.442 --> 00:15:11.009
این زنگ شام ما ـست

00:15:11.010 --> 00:15:12.534
عجی مجی

00:15:14.914 --> 00:15:17.782
و چون شما مهمانان افتخاری ویژه هستید

00:15:17.783 --> 00:15:20.478
از سر آشپر خواستم که

00:15:20.686 --> 00:15:21.920
منم

00:15:21.921 --> 00:15:24.256
یک میهمانی شاهانه بر پا کند

00:15:24.257 --> 00:15:25.690
میهمانی

00:15:25.691 --> 00:15:29.490
مثلا ، فکر کنم کلمه جادویی رو گفت

00:15:36.969 --> 00:15:41.173
تعداد مهمانان افتخاری ، از تعداد
دانش آموز ها بیشتر ـه

00:15:41.174 --> 00:15:42.607
و آموزگار ها کجا هستن ؟

00:15:42.608 --> 00:15:47.145
خیلی ها ـشون به لطف شیر دال ترسناک و پیر
از اینجا رفتن

00:15:47.146 --> 00:15:49.841
که البته کسی ندیده ـتش هنوز

00:15:50.416 --> 00:15:54.052
پیش از اینکه آغاز کنیم
کمی روشنایی برای شام

00:15:54.053 --> 00:15:55.645
عجی مجی

00:16:04.463 --> 00:16:08.833
ایولا ، شام با نور شمع

00:16:08.834 --> 00:16:11.461
چه عشقولانه

00:16:11.771 --> 00:16:14.068
بیا بزنیم تو رگ

00:16:18.544 --> 00:16:21.513
«خدایا ، «اسکوبی
! فکر کنم خوب پخته نشده

00:16:23.015 --> 00:16:25.104
نگران نباشید
نترسید

00:16:25.105 --> 00:16:29.147
خوراک مورد علاقه ـتون ظاهر میشه

00:16:30.623 --> 00:16:32.149
«بزن توی گوش ـم «اسکوبی

00:16:32.150 --> 00:16:37.494
پیتزا پپرونی با پنیر اضافه
همراه با خیار شور

00:16:41.500 --> 00:16:46.198
اسنک اسکوبی با سُس گیلاس
و خامه ی پُف کرده

00:16:54.380 --> 00:16:57.282
وای ، «ورلین» شگفت انگیز ـه

00:16:57.283 --> 00:17:00.149
من پختم ـش

00:17:08.828 --> 00:17:10.352
اون چیه ؟

00:17:39.892 --> 00:17:43.020
عجب شب تاریکی ـه

00:17:44.096 --> 00:17:47.005
از اون شب ها ـست که
شیاطین و

00:17:47.006 --> 00:17:51.136
غولچه ها و مزاحم های دیگه ای رو
جذب میکنه

00:17:51.137 --> 00:17:52.906
«خانم «رامبل بانز

00:17:52.907 --> 00:17:56.408
میشه بعضی از ما برگردیم توی اتاق ها ـمون ؟

00:17:56.409 --> 00:17:59.002
فکر کنم

00:18:04.317 --> 00:18:06.217
پیست ، «شگی» بیا

00:18:06.218 --> 00:18:09.587
تا همه دارن خوراک میخورن ، میخوام یه چیز
ویژه ای رو بهت نشون بدم

00:18:09.588 --> 00:18:12.624
مثلا حالا ؟ -
آره ، تا وقتی ماه هنوز توی آسمون ـه -

00:18:12.625 --> 00:18:15.794
قول میدم خیلی برات جالب باشه

00:18:15.795 --> 00:18:21.225
میدونی «مدلین» ، این پیتزا
به نظرم خیلی خیلی خیلی جالب ـه

00:18:22.068 --> 00:18:24.195
بیا دیگه

00:18:34.714 --> 00:18:37.849
مطمئنی میخوای توی این تاریکی بری بیرون ؟
خیلی ترسناک ـه

00:18:37.850 --> 00:18:40.452
آموس» باغبان همیشه توی تاریکی بیرون ـه»

00:18:40.453 --> 00:18:43.421
آره خب ، اون یارو هم خیلی کلا ترسناک ـه

00:18:43.422 --> 00:18:46.858
چیزی که میخوام نشون ـت بدم ، همراه قلعه
به اینجا آورده شده

00:18:46.859 --> 00:18:49.761
بیش از 2 قرن پیش

00:18:54.333 --> 00:18:57.461
زود باشید بچه ها
درست بعد از این پیچ ـه

00:19:09.715 --> 00:19:12.240
رسیدیم

00:19:17.456 --> 00:19:21.448
تصویر این ساعت آفتابی رو
روی یکی از دیوار های قلعه دیدم

00:19:26.465 --> 00:19:31.766
وقتی که ماه کامل باشه
... و اینطوری بپیچونی ـش

00:19:53.325 --> 00:19:57.695
اون «شیمس اُ فلنری» ـه
مردی که قلعه رو از ایرلند به اینجا آورد

00:19:57.696 --> 00:20:01.859
وای ، مثلا ، اون خلال دندون گنده رو بِنگَر

00:20:01.867 --> 00:20:06.955
شگی» اون عصای جادویی ای ـه»
که برای احضار و کنترل شیر دال استفاده میشده

00:20:06.956 --> 00:20:09.908
چی ؟ فکر کردم گفتی شیر دال
یا افسانه ـست

00:20:09.909 --> 00:20:12.110
نمی خواستم بقیه بترسن

00:20:12.111 --> 00:20:14.579
!! دارم به تو میگم چون تو شجاعی

00:20:14.580 --> 00:20:17.849
شجاع ؟ «شگی» ؟ شجاع ؟

00:20:22.755 --> 00:20:25.223
شرمنده

00:20:27.259 --> 00:20:30.094
مثلا ، حالا این نوشته ترسناک چی میگه ؟

00:20:30.095 --> 00:20:34.899
میگه : نگهبان بالدار ، برخیز و از قلعه نگهبانی کن

00:20:38.771 --> 00:20:42.536
نگاه نکن
! ولی فکر کنم برخیزید

00:21:26.819 --> 00:21:29.446
از این طرف

00:21:30.022 --> 00:21:32.012
بخواب

00:21:33.526 --> 00:21:34.993
«فکر خوبی بود «شگی

00:21:34.994 --> 00:21:36.561
مثلا ، کی فکر میکنه ؟

00:21:41.467 --> 00:21:45.803
دیدی چطوری «ورلین مرلین» اون پس خوراک رو
از ناکجا یک هو ، ظاهر کرد ؟

00:21:45.804 --> 00:21:48.206
نه راست ـش
داشتم به «بلور» نگاه میکردم

00:21:48.207 --> 00:21:49.841
تنها کاری که «بلور» کرد
یه اشاره بود

00:21:49.842 --> 00:21:53.011
روشی که انجام ـش داد
خیلی ساده بود

00:21:53.012 --> 00:21:54.579
من هم میتونم اشاره کنم

00:21:54.580 --> 00:21:57.815
معمولا وقتی اشاره میکنی ، دست ـت رو میزنی
به عینک های من و میندازی ـشون

00:21:57.816 --> 00:22:01.119
سخت نگیر «ولما» ، الان
! دست کم ، یک ساعت هست که اینکار رو نکرده

00:22:01.120 --> 00:22:03.611
هر هر ، خیلی خندیدیم پسر شال دار

00:22:05.658 --> 00:22:07.625
! شیر دال

00:22:08.994 --> 00:22:11.985
! شیر دال ـه

00:22:20.005 --> 00:22:22.006
خدایا ، اونهاشش

00:22:22.007 --> 00:22:25.408
درسته بابایی
گفتم که راستکی ـه

00:22:27.246 --> 00:22:29.509
یا امام زاده هودینی
(هودینی : از بزرگترین شعبده بازان تاریخ که کارهای بزرگی رو برای بار نخست انجام داد)

00:22:29.815 --> 00:22:32.684
باز شو کنجد
باز شو کنجد

00:22:32.685 --> 00:22:35.346
همین حالا باز شو کنجد

00:22:40.025 --> 00:22:42.493
از این طرف بچه ها

00:22:59.900 --> 00:23:01.700
!!! شیر دال
مدرسه جادوگری را تهدید میکند

00:23:01.914 --> 00:23:07.018
وقتی «مکس ول» رو توی مدرسه ـتون نام نویسی کردم
انتظار نداشتم هیولا های بی شاخ و دم

00:23:07.019 --> 00:23:10.455
عضوی از برنامه ی درسی باشن
روز خوش آقا

00:23:10.456 --> 00:23:14.359
ولی ما نمی دونستیم که شیر دال واقعی ـه

00:23:14.360 --> 00:23:19.160
ورلین» بیچاره»
بقیه دانش آموز ها ـش هم رفتن

00:23:20.499 --> 00:23:21.866
کجا دارید میرید ؟

00:23:21.867 --> 00:23:24.969
مگه «مدلین» رو به خاطر شیر دال
بر نمیگردونیم خونه ؟

00:23:24.970 --> 00:23:28.633
«نه «شگی
شیر دال ما رو کنجکاو کرده

00:23:38.317 --> 00:23:40.084
به نظر میاد مدرسه تعطیل ـه

00:23:40.085 --> 00:23:43.788
او کیه ؟ -
کالوین کِردِلز» ، پادشاه قیفی» -

00:23:43.789 --> 00:23:47.986
از وقتی «ورلین» توی مزایده شکست ـش داد
داره تلاش میکنه قلعه «اُ فلنری» رو بخره

00:23:48.060 --> 00:23:50.828
آلما» ، مانند همیشه زیبایی»

00:23:50.829 --> 00:23:53.631
بیا ، یه دونه با طعم ماهی ساردین و روغن کرچک بخور

00:23:53.632 --> 00:23:57.068
رنگ صورت ـت دوست داشتنی ـت رو
بهتر میکنه

00:23:57.069 --> 00:24:01.596
تلاش نکن با این بستنی ها ـت
«سر من رو گول بمالی «کالوین

00:24:03.442 --> 00:24:05.943
خواستم کمی هم برای بچه ها بیارم

00:24:05.944 --> 00:24:10.676
ولی میبینم کسی باقی نمونده

00:24:16.155 --> 00:24:19.090
بهت که گفتم «کردلز» ، من آماده ی فروش نیستم

00:24:19.091 --> 00:24:20.291
واقعا ؟

00:24:20.292 --> 00:24:23.361
حتی بعد از اون مشکل کوچیک حیوانات موذی ـت ؟

00:24:23.362 --> 00:24:25.930
آموزشگاه جادوگری ، برای سال ها ، آرزوی من بوده

00:24:25.931 --> 00:24:29.467
و به خاطر یه ترس کوچیک ، تسلیم نمیشیم
مگه نه گروه ؟

00:24:29.468 --> 00:24:33.004
امکان نداره -
... خب -

00:24:33.005 --> 00:24:35.673
چرا تو قلعه رو میخوای آقای «کردلز» ؟

00:24:35.674 --> 00:24:39.010
خب ، خانوم کوچولوی فضول و کنجکاو من

00:24:39.011 --> 00:24:44.415
رویای من اینه که ، اون رو به رستوران
اصلی خودم تبدیل کنم

00:24:44.416 --> 00:24:47.185
و بعد رستوران های بیشتری باز خواهم کرد

00:24:47.186 --> 00:24:50.488
به زودی در سرتاسر جهان
بچه هایی خواهند بود

00:24:50.489 --> 00:24:56.461
که بستنی قیفی ها من با مزه های سبزیجات و
و گوشت های مختلف رو میخورن

00:24:56.462 --> 00:25:00.295
ولی شیر دال ، همه ی مشتری های شما رو نخواهد ترسوند ؟

00:25:00.899 --> 00:25:03.334
... بله ، خب

00:25:03.335 --> 00:25:08.506
! من باوری به چیز هایی که باور ندارم ، ندارم
(مترجم : چقدر یاد جمله های یه نفر افتادم ، خخخ)

00:25:08.507 --> 00:25:10.341
«ما هم همینطور آقای «کردلز

00:25:10.342 --> 00:25:12.510
به همین دلیل ما میخوایم تحقیق کنیم

00:25:12.511 --> 00:25:16.948
با یا بی شیر دال
«پیشنهاد من برای همیشه پا برجا نخواهد بود «ورلین

00:25:16.949 --> 00:25:19.007
پیشنهاد میکنم ، تجدید نظر کنی

00:25:19.118 --> 00:25:21.586
اون هم خیلی زود

00:25:39.271 --> 00:25:42.501
اگه چیزی شنیدی به من زنگ بزن

00:25:45.644 --> 00:25:47.912
او راست میگه
من نمیدونم باید چیکار کنم

00:25:47.913 --> 00:25:50.648
ما یه مدرسه داریم
ولی کسی برای آموزش نه

00:25:50.649 --> 00:25:51.916
هنوز من رو داری

00:25:51.917 --> 00:25:55.253
من هم ناراحت نمیشم توی یکی
از کلاس ها ـت شرکت کنم

00:25:55.254 --> 00:25:58.456
ایده ی بدی هم نیست -
چی ؟ -

00:25:58.457 --> 00:26:01.159
ما باید توی چند تا کلاس شرکت کنیم
تا درباره ی جادو یاد بگیریم

00:26:01.160 --> 00:26:03.361
میتونه توی تحقیقات کمک ـمون کنه

00:26:03.362 --> 00:26:06.164
ما بسیار خوشحال میشیم به شما درس بدیم

00:26:06.165 --> 00:26:11.632
همه ی امکانات آموزشگاه «ورلین مرلین» در
اختیار شما ـست

00:26:12.200 --> 00:26:14.200
کلاس جادوگری امروز برگزار میشود

00:26:44.200 --> 00:26:46.200
کَلَک ناپدید کردن شال

00:27:05.200 --> 00:27:07.100
جلوه های ویژه جادوگری

00:27:33.200 --> 00:27:35.200
! آخ

00:27:45.200 --> 00:27:46.200
گوی آدمخوار

00:28:49.628 --> 00:28:51.195
چه خبر ـه ؟

00:29:17.489 --> 00:29:19.156
دافنه» ؟»

00:29:19.157 --> 00:29:20.358
«سلام «ول

00:29:20.359 --> 00:29:21.883
اینجا چه خبر ـه ؟

00:29:21.893 --> 00:29:24.195
دیگه از «دافنه» پیر و دست و پا چلفتی بودن
خسته شدم

00:29:24.196 --> 00:29:29.648
از حالا به بعد ، من «دافنه» جذاب هستم
با تعادل ، با کنترل ، دلپذیر

00:29:29.668 --> 00:29:33.270
این موضوع ربطی به «فرد» که دیوونه
بلور» شده نداره ؟»

00:29:33.271 --> 00:29:35.466
نه

00:29:40.979 --> 00:29:42.780
شاید

00:29:42.781 --> 00:29:44.682
چرا داری این وقت شب
اینجا ها میگردی ؟

00:29:44.683 --> 00:29:47.852
«فکر میکردم داری با خواهر ـت «مدلین
خاله بازی میکنی

00:29:47.853 --> 00:29:52.323
خیلی خوب ـه که «مد» رو دوباره می بینم
ولی به نظر نمیاد خیلی علایق مشترک داشته باشیم

00:29:52.324 --> 00:29:55.326
بین خودمون باشه
اون یه جورایی یه دنده ـست

00:29:55.327 --> 00:29:56.660
نه بابا
(به معنای خرخوان هم هست ، و دافنه به ولما تیکه میندازه که خرخونه nerd در جمله قبلی)

00:29:56.661 --> 00:29:59.797
وقتی به یه چیزی گیر میده ، دیگه نمیشه جلو ـش رو گرفت

00:29:59.798 --> 00:30:03.567
او همیشه به هرچیز کوچیکی جذب ـش میشه
مثل کنه میچسبه

00:30:03.568 --> 00:30:08.999
پس ماند یه ماده گِرد روی زمین ـه
ممکنه یه سرنخ باشه

00:30:09.074 --> 00:30:13.144
این راتیانه ـست ، رقصنده ها می مالن به کفش ها ـشون-
خودم میدونستم -
(راتیانه پودر شده)

00:30:13.145 --> 00:30:17.548
آره ، تو و خواهر ـت
مثل شب و روز هستید

00:30:23.789 --> 00:30:25.656
حتما گیر کرده

00:30:25.657 --> 00:30:28.887
یه دستی میرسونی ؟ -
حتما -

00:30:29.961 --> 00:30:34.522
ممنون. هیچی مثل بدنسازی نمی تونه
دست و پا چلفتی بودن رو کم کنه

00:30:40.639 --> 00:30:43.574
این به خاطر دست و پا چلفتی بودن ، نبود
خودش اتفاق افتاد

00:30:43.575 --> 00:30:45.702
بیا دیگه

00:31:05.464 --> 00:31:09.923
این چیز ها حتما همراه قلعه از ایرلند
به اینجا آورده شدن

00:31:10.902 --> 00:31:12.803
بعضی ها ـشون ، نو تر هستن

00:31:12.804 --> 00:31:16.874
سن این آلبوم نمیتونه بیشتر از 20 سال باشه
وای خدا

00:31:16.875 --> 00:31:18.776
این خانوم «رامبل بانز» نیست ؟

00:31:18.777 --> 00:31:21.178
نمیشه راحت شناخت ـش
چون داره لبخند میزنه

00:31:21.179 --> 00:31:23.948
مدلین» میگه «آلما» همه ی زندگی ـش»
اینجا کار کرده

00:31:23.949 --> 00:31:26.517
حتی پیش از اینکه «ورلین» اینجا رو
توی مزایده ببره

00:31:26.518 --> 00:31:29.520
این قلعه ، براش مثل خونه میمونه

00:31:29.521 --> 00:31:32.353
یا ... امام ... خمینی

00:31:32.424 --> 00:31:34.325
اون آقای «کردلز» ـه

00:31:34.326 --> 00:31:38.395
حتما دوست پسر دوست دختر بودن
همه مدلی هست

00:31:38.396 --> 00:31:40.431
فکر کنم

00:31:42.834 --> 00:31:46.770
ما باید نیرو ـمون رو افزایش بدیم
محض احتیاط اگه دوباره شیر دال رو دیدیم

00:31:46.771 --> 00:31:49.273
مثلا ، کی میتونه با شکم خالی فرار کنه !؟

00:31:49.274 --> 00:31:50.674
من که نمیتونم

00:31:54.379 --> 00:31:57.314
فکر کنم آشپزخونه رو خوب وقتی
«خالی کردیم «اسکوبی

00:31:59.151 --> 00:32:01.785
مثلا ، شکم ـت داره می غره

00:32:01.786 --> 00:32:03.412
شکم من نیست

00:32:05.524 --> 00:32:10.461
خب اگه شکم تو نیست
و شکم من هم نیست

00:32:11.796 --> 00:32:14.230
مثلا ، شکم اون ـه

00:32:21.106 --> 00:32:22.971
«اسکوبی»

00:32:27.779 --> 00:32:31.515
یا ابرفرض ، بن بست ـه
جایی برای قایم شدن نیست

00:32:31.516 --> 00:32:33.984
ببین

00:32:55.373 --> 00:32:56.574
درود بر شما

00:33:07.686 --> 00:33:11.212
مثلا ، بیخیال دیگه «اسکوبی» ، با اون
گربه ناز نازی دوست شو

00:33:13.191 --> 00:33:15.459
! یا امام غایب

00:33:15.460 --> 00:33:18.793
حالا که دوباره فکر میکنم
به نظرم نباید وقت غذا خوردن مزاحم ـش بشیم

00:33:37.315 --> 00:33:39.976
ببین

00:33:41.620 --> 00:33:44.020
عروسک

00:33:44.155 --> 00:33:48.751
مثلا ، اینجا باید جایی باشه که وسایل
جشن هالووین رو نگه میدارن

00:33:49.127 --> 00:33:53.063
آهای «اسکوبی» ، چند بار شده که به آدم های
کودن این شکلی بر بخوریم ؟

00:33:53.064 --> 00:33:57.334
و من پیروز میشدم اگه به خاطر شما بچه های فضول نبود
(جمله ای معروف که تقریبا در پایان تمامی قسمت های اسکوبی دو توسط شخصیت منفی گفته میشود)

00:33:59.771 --> 00:34:01.805
و سگ ـتون

00:34:07.245 --> 00:34:10.080
شما اینجا چی کار میکنید ؟

00:34:10.081 --> 00:34:13.050
... مثلا ، ما فقط داشتیم

00:34:13.051 --> 00:34:15.951
هیچکس اجازه ی ورود به اینجا رو نداره

00:34:21.893 --> 00:34:26.727
نه دانش آموزان ، نه بازدید کنندگان
و به ویژه ، نه آدم های شپشو

00:34:47.552 --> 00:34:50.954
مثلا ، رفیق ، چطوری از اینجا بریم بیرون ؟

00:34:50.955 --> 00:34:55.653
اسکوبی» ؟ «اسکوبی دو» ؟ کجایی ؟»

00:34:57.929 --> 00:34:59.997
کی چراغ ها رو خاموش کرد ؟

00:34:59.998 --> 00:35:02.295
من

00:35:02.567 --> 00:35:05.262
ترسناک بود

00:35:09.374 --> 00:35:11.967
«شگی» -
وای خدایا -

00:35:16.414 --> 00:35:18.115
اینجا کجاست ؟

00:35:18.116 --> 00:35:19.483
اینجا کارگاه خصوصی من ـه

00:35:19.484 --> 00:35:22.519
اینجا جایی ـه که من برای دانش آموزان ، توهم و خیال میسازم

00:35:22.520 --> 00:35:25.756
سر و صدا شنیدم
و این 2تا رو پیدا کردم که این اطراف فضولی میکردن

00:35:25.757 --> 00:35:30.489
چیزی نشده خانوم «آلما» ، من خوشحالم
که میتونم یه نمایش براشون اجرا کنم

00:35:36.101 --> 00:35:37.368
این شگفت انگیز ـه

00:35:37.369 --> 00:35:40.871
ممنون. این یه صفحه نمایش
حجمیِ 3بعدی ـه

00:35:40.872 --> 00:35:44.708
به عنوان یه به روز رسانی بهش نگاه کنید
برای ، میدونید که ، برجسته نما ها

00:35:44.709 --> 00:35:47.711
آره ، برادر بزرگ من یه مجری عالی ـه

00:35:47.712 --> 00:35:49.873
عجی مجی

00:35:51.783 --> 00:35:55.319
این یه توهم کوچیک بود که او
برای تور خداحافظی ـم درست کرد

00:35:55.320 --> 00:35:57.800
صبر کن بینم ، شما 2تا برادر هستید ؟ -
جالب ـه ، نه ؟ -

00:35:57.801 --> 00:36:01.725
من با نگاه ها سر رو کار دارم
در حالی که «مارلن» خوش شانس ، عقل کل ـه

00:36:01.726 --> 00:36:05.127
آره ، منِ خوش شانس

00:36:07.966 --> 00:36:11.702
من هنوز در قدم های نخستین هستم
هم اکنون فقط میتونم چیز های کوچک درست کنم

00:36:11.703 --> 00:36:13.704
... ولی یه روزی

00:36:13.705 --> 00:36:18.776
من همین حالا یه فکر به سر ـم زد
شاید شیر دال هم یه برجسته نمای غول آسا باشه

00:36:18.777 --> 00:36:21.211
آره ، برجسته نما ی غول آسا

00:36:21.212 --> 00:36:25.149
تلاش خوبی بود بچه ها
فقط اینکه برجسته نما ها نمی تونن درخت ها رو قطع کنن

00:36:25.150 --> 00:36:28.210
مثلا ، حتی کوچولو ها رو ؟ -
شرمنده -

00:36:28.219 --> 00:36:32.022
در ضمن ، بانو «بلور» ، اگه
این اسم واقعی ـت باشه

00:36:32.023 --> 00:36:35.692
تو چطور میدونی دقیقا کدوم دکمه رو بزنی
تا دستگاه خاموش بشه ؟

00:36:35.693 --> 00:36:38.855
چون روی دکمه نوشته خاموش ؟

00:36:39.200 --> 00:36:41.298
«اگه از من بپرسی «ورلین

00:36:41.299 --> 00:36:45.436
این دستگاه های الکترونیکی اَلَکی دقیقا دلیلی ـه که
مدرسه ـت نفرین شده

00:36:45.437 --> 00:36:50.774
دانش آموز ها نباید حقه بازی های
مسخره لاس وگاس رو یاد بگیرن

00:36:50.775 --> 00:36:54.077
اون ها باید جادوی راستین قلعه ی
اُ فلنری» رو بیاموزن»

00:36:54.078 --> 00:36:58.282
با همه ی اون شگفتی ها و عشقولانگی ها

00:36:58.283 --> 00:37:01.685
و خود شما هیچ داستانه عشولانه ای دارید که
بخواید به اشتراک بذارید ؟

00:37:01.880 --> 00:37:03.705
خدایا

00:37:03.706 --> 00:37:06.957
من فقط یه خدمتکار ـم

00:37:06.958 --> 00:37:09.493
داستان گفتن رو میذارم به عهده ی آموزگاران

00:37:09.494 --> 00:37:12.029
و اگه آموزگار ها به اندازه کافی باهوش باشن

00:37:12.030 --> 00:37:16.333
با فرهنگ قلعه ی «اُ فلنری» با احترام بیشتری
برخورد میکنن

00:37:16.334 --> 00:37:18.535
این همون دلیلی ـه که شیر دال بر میگرده

00:37:18.536 --> 00:37:19.770
منظور ـت چیه ؟

00:37:19.771 --> 00:37:24.041
اون اینجا ـست تا قلعه رو
به روز های جادوی واقعی برگردونه

00:37:24.042 --> 00:37:26.100
جوری که باید باشه

00:37:28.379 --> 00:37:32.216
«باشه باشه خانوم «رامبل بانز
فهمیدیم ، سپاس از شما

00:37:32.217 --> 00:37:35.452
خب ، هیچکس نمیتونه بگه که
او به کار ـش علاقه نداره

00:37:36.654 --> 00:37:39.022
شگی» ، «شگی» ، «شگی» ، وای خدای من ، پیدا ـش کردم»

00:37:39.023 --> 00:37:40.290
عصای جادویی رو پیدا کردم

00:37:40.291 --> 00:37:44.420
چی جادویی رو پیدا کردی ؟

00:37:52.003 --> 00:37:53.837
داشتم در مورد لرد «اُ فلنری» میخوندم

00:37:53.838 --> 00:37:58.342
او از یه عصای جادویی استفاده میکرد
تا شیر دال رو احضار و کنترل کنه

00:37:58.343 --> 00:38:00.777
عصای جادویی کجاست ؟

00:38:00.778 --> 00:38:03.480
لرد « اُ فلنری» اون رو توی مقبره خودش گذاشته

00:38:03.481 --> 00:38:07.251
که توی یه جزیره درست اینجا
توی دریاچه «سایه» ـست

00:38:07.252 --> 00:38:08.619
خیلی نزدیک ـه

00:38:08.620 --> 00:38:11.054
این همون سمتی ـه که شیر دال از سمت ـش اومد

00:38:11.055 --> 00:38:15.092
مطمئن باشید نمیخواید برید اونجا
دوستان من

00:38:15.093 --> 00:38:19.863
چیزی که اون کتاب خوشگل مشگل بهتون نمیگه ، اینه که
وقتی لرد «اُ فلنری» از ایرلند برگشت

00:38:19.864 --> 00:38:23.492
همراه ـش ، جیغ زن قبیله ـش هم اومد

00:38:23.768 --> 00:38:27.499
جیغ زن ، مثلا ، این چیز خوبی ـه ، نه ؟

00:38:28.006 --> 00:38:32.943
اون یه زن روح وحشتناک ـه
که به هرکس که شیون های او رو بشنوه ، مرگ رو هدیه میده

00:38:33.611 --> 00:38:35.245
صدا ـت نمیاد

00:38:36.981 --> 00:38:41.685
«بر اساس افسانه ، جیغ زن ، بر سر لرد «اُ فلنری

00:38:41.686 --> 00:38:45.055
جیغ زد ، و او همان لحظه نفس آخر ـش
رو کشید

00:38:45.056 --> 00:38:48.625
تا امروز ، اون روح
نگهبان مقبره ـست

00:38:48.626 --> 00:38:55.065
و آماده حمله به هر کسی ـه که
خواب جادوگر سیاه رو به هم بزنه

00:38:56.000 --> 00:38:59.731
همه ـتون عصر خوشی خواهید داشت

00:39:02.907 --> 00:39:06.310
خیلی خب
کی کیک میخواد ؟

00:39:06.311 --> 00:39:09.780
بیخیال »شگی» ، ما باید
اون عصا رو پیدا کنیم. اون ممکنه یه سرنخ باشه

00:39:16.921 --> 00:39:20.757
دریاچه «سایه» ، 400 متر جلوتر ـه
ترسناااااک ـه

00:39:27.999 --> 00:39:29.666
بهتر ـه همراه هم باشیم گروه

00:39:29.667 --> 00:39:32.135
یاد ـتون باشه که جیغ زن میتونه هرجایی باشه

00:39:32.136 --> 00:39:36.504
پسر ، مهم نیست چقدر تلاش کنم
! ولی نمیتونم این موضوع رو فراموش کنم

00:39:59.831 --> 00:40:03.664
همه به ساحل ، ای کسانی که میرید به ساحل

00:40:24.222 --> 00:40:26.690
داریم نزدیک میشیم گروه

00:40:26.691 --> 00:40:28.852
از این سمت

00:40:37.201 --> 00:40:40.397
نظر ـتون چیه که از بالا بریم ؟

00:40:45.043 --> 00:40:47.110
... تو چطوری این کار رو

00:40:53.551 --> 00:40:56.019
فرد» حال ـت خوب ـه ؟»

00:40:56.320 --> 00:40:57.788
آره

00:40:57.789 --> 00:41:00.691
فکر کنم هرکسی روز های بد شانسی
خودش رو تجربه میکنه

00:41:21.145 --> 00:41:24.375
فکر کنم «اسکوبی» یه چیزی پیدا کرده

00:41:31.322 --> 00:41:33.653
این علامت های عجیب رو ببینید

00:41:38.229 --> 00:41:40.330
هر سنگ متفاوت ـه

00:41:40.331 --> 00:41:43.322
و یکی دیگه هم کف زمین ـه

00:41:48.506 --> 00:41:50.405
یکی هم اینجا ـست

00:42:06.858 --> 00:42:09.526
خب ، فکر کنم هیچوقت نمی تونیم وارد اون
دخمه ی ترسناک بشیم

00:42:09.527 --> 00:42:13.428
بیاید برگردیم به قلعه و
جوجه کباب بزنیم

00:42:14.398 --> 00:42:17.033
حرکت کرد. پسر

00:42:17.034 --> 00:42:18.935
شگی موفق شد

00:42:18.936 --> 00:42:21.870
... بیاید دیگه ، شرط میبندم اگه هل ـش بدیم

00:42:22.006 --> 00:42:25.669
خیلی خب ، همه هل بدن

00:42:38.589 --> 00:42:41.956
یه در مخفی ، بیاید بریم

00:42:48.633 --> 00:42:50.566
اسکوبی» بدو»

00:42:54.906 --> 00:42:57.431
«زود باش «اسکوبی

00:43:14.458 --> 00:43:16.760
این نشان «اُ فلنری» ـه

00:43:16.761 --> 00:43:19.456
کمک کنید در رو بردارم

00:43:27.138 --> 00:43:29.339
این باید عصای «اُ فلنری» باشه

00:43:29.340 --> 00:43:32.468
و این هم باید «اُ فلنری» باشه

00:43:32.677 --> 00:43:34.711
من برش میدارم -
صبر کن ، صبر کن ، صبر کن -

00:43:34.712 --> 00:43:37.914
تنها شجاع ترین قهرمان
باید اون رو برداره

00:43:37.915 --> 00:43:40.940
خیلی خب

00:43:55.633 --> 00:43:59.369
اسکوبی» میشه بری کنار ؟» -
شرمنده ، شرمنده -

00:43:59.370 --> 00:44:01.271
مشکلی نیست و ممنون که یه دستی رسوندی

00:44:01.272 --> 00:44:05.640
«شگی» -
یا ابرفرض -

00:44:07.545 --> 00:44:11.948
«آوره ، ما اینیم دیگه ، «شگی راجرز
شجاع ترینِ قهرمانان

00:44:14.018 --> 00:44:17.120
شگی» یه مهمون داریم»

00:44:17.121 --> 00:44:21.858
پس ، مثلا ، چرا هیچکس بهش سلام نمیکنه ؟

00:44:25.496 --> 00:44:28.965
شجاع ترینِ قهرمانان

00:44:30.735 --> 00:44:34.271
پس اون جیغ زن ـه ؟
اون ترسناک به نظر نمیرسه

00:44:34.272 --> 00:44:36.831
آره ، یه جورایی خوشگل ـه

00:44:47.985 --> 00:44:50.146
از این طرف

00:44:58.829 --> 00:45:00.830
باید به قایق برگردیم

00:45:00.831 --> 00:45:04.528
نمی تونیم عصا رو ول کنیم
زود باشید

00:45:10.708 --> 00:45:12.676
کجا رفتن ؟ -
اون ها میان -

00:45:12.677 --> 00:45:14.144
بیا قایق رو برگردونیم

00:45:17.415 --> 00:45:19.007
! «مدلین»

00:45:21.218 --> 00:45:23.709
دارم میام

00:45:35.933 --> 00:45:38.594
«ما رو هل بده «شگی

00:46:20.711 --> 00:46:22.679
«پا های خوبی داری «شگی

00:46:22.680 --> 00:46:26.049
بیاید برگردیم به قلعه و این رو
برای پیدا کردن سرنخ بررسی کنیم

00:46:26.050 --> 00:46:29.246
باور ـم نمیشه چطور ما رو اونطوری نجات دادی

00:46:29.453 --> 00:46:33.690
آره خب ، من خیلی پاهای نیرومندی دارم

00:46:33.691 --> 00:46:37.274
بیشتر از پاها ـت ـه «شگی» ، این خودتی

00:46:37.275 --> 00:46:40.430
تو خیلی شگفت انگیزی
خیلی نیرومند

00:46:40.431 --> 00:46:44.992
فکر میکنم تو شجاع ترین
و شگفت انگیز ترین پسری هستی که میشناسم

00:46:45.136 --> 00:46:48.903
... وای خدا ، «مدلین» ، من

00:46:48.906 --> 00:46:50.907
من هم تو رو دوست دارم

00:46:54.078 --> 00:46:56.375
داره دیر میشه

00:47:07.458 --> 00:47:11.724
منتظر چی هستی ؟ آدرس ؟
! گاز بده ه ه ه ه ه ه ه

00:47:32.016 --> 00:47:33.316
چِخه شیر دال

00:47:33.317 --> 00:47:36.308
مثلا ، الان گم شو

00:47:37.988 --> 00:47:40.290
! فکر کنم باتری ـش تموم شده

00:47:40.291 --> 00:47:45.061
من یه بسته از مواد منفجره جادویی
برای تمرین کردن ، گذاشته بودم توی وَن

00:47:45.062 --> 00:47:48.398
مثلا ، «اسکوبی دو» بیا
دخل شیر دال رو بیاریم

00:47:48.399 --> 00:47:50.890
آره ، دخل ـش رو بیاریم

00:48:09.487 --> 00:48:13.089
فکر کنم «اسکوبی» یه ماده منفجره فعال
انداخت توی جعبه

00:48:13.090 --> 00:48:16.388
مثلا ، کدوم یکی ـه ؟ -
نمیتونم بگم -

00:48:29.540 --> 00:48:31.940
هنوز گم ـش نکردیم بچه ها

00:48:42.720 --> 00:48:45.655
زود ، برید تو

00:48:45.656 --> 00:48:48.556
آهای میخواید من رو این بیرون ول کنین ؟

00:48:51.929 --> 00:48:53.963
این همه آشوب برای چی ـه ؟

00:48:56.433 --> 00:48:59.925
! حمله ی شیر دال ، فرار

00:49:08.579 --> 00:49:11.014
«بیا عصا رو بدیم به «ورلین

00:49:16.487 --> 00:49:17.787
وای نه

00:49:17.788 --> 00:49:19.619
مثلا ، این کار رو نکن

00:49:27.398 --> 00:49:32.268
! «مدلین» -
! «ولما» -

00:49:32.269 --> 00:49:34.760
وای نه

00:49:35.940 --> 00:49:40.376
آقای «کردلز» ، اتفاقات ناگواری در این جا
داره رخ میده

00:49:40.377 --> 00:49:43.505
شاید بهتر باشه خودتون ببینید

00:49:55.226 --> 00:49:56.993
نمی فهمم

00:49:56.994 --> 00:49:59.462
چرا داری این همه وسایل جادوگری با خودت میبری ؟

00:49:59.463 --> 00:50:02.098
این ها تنها سلاحی هستن
که ما بر ضد شیر دال داریم

00:50:02.099 --> 00:50:05.034
ولی تو حتی نمی دونی شیر دال اون رو کجا برده

00:50:05.035 --> 00:50:06.836
یه نظر خیلی خوبی داریم

00:50:06.837 --> 00:50:09.906
به نظر ما ، حتما دلیل خوبی داره که بهش
میگن لانه ی شیر دال

00:50:09.907 --> 00:50:12.475
لانه ی شیر دال ؟
ولی اونجا امن نیست

00:50:12.476 --> 00:50:15.345
همه ی اون جا ، ممکنه روی سر ــتون خراب بشه

00:50:15.346 --> 00:50:19.549
مواظب خواهیم بود. تازه ، اگه سرنخی باشه
مطمئنم هستم که اونجا ـست

00:50:26.023 --> 00:50:28.718
مثلا ، من آماده ـم

00:50:30.194 --> 00:50:31.928
چرا زره پوشیدی ؟

00:50:31.929 --> 00:50:36.923
چون حتی با وجود این سیخ کباب
من باید تا میتونم از خودم محافظت کنم

00:50:38.002 --> 00:50:40.169
ورلی» ، حال ـت خوب ـه ؟»

00:50:40.170 --> 00:50:43.039
این موضوع شیر دال خیلی
«به من ضربه زده «مارلن

00:50:43.040 --> 00:50:46.776
وقت ـش ـه که درِ این مدرسه جادوگری رو
تخته کنم

00:50:46.777 --> 00:50:48.611
آرزو ی من

00:50:52.916 --> 00:50:55.718
چه احساسی ، چه احساسی

00:50:55.719 --> 00:50:58.421
«با احساس ترین اجرا ـت بود «ورلین

00:50:58.422 --> 00:51:00.590
حالا شادی کنید

00:51:00.591 --> 00:51:05.862
کالوین کردلز» مهربون ، اومده»
تا شب سپید رو به شب سیه تو بیاره

00:51:05.863 --> 00:51:09.032
چطوری اومدی داخل ؟ -
از در -

00:51:09.033 --> 00:51:13.870
من آدماده ـم تا تو رو از دست
این قلعه هیولا زده ، راحت کنم

00:51:13.871 --> 00:51:17.840
بهت یک سوم ... نه ، نه ، نه

00:51:17.841 --> 00:51:22.107
بُکُنِش یک هشتم
پولی که دادی رو پرداخت میکنم

00:51:24.648 --> 00:51:28.284
خب ، حالا خیلی وقت مناسبی برای
معامله املاک نیست

00:51:28.285 --> 00:51:30.153
وقتی پای مسائل پولی وسط باشه

00:51:30.154 --> 00:51:33.956
کالوین کردلز» هیچوقت کسی نیست»
که براش احساسات مردم اهمیت داشته باشه

00:51:33.957 --> 00:51:37.760
خب ، خب ، «آلما» شاید
من دارم در حق همه ـمون لطف میکنم

00:51:37.761 --> 00:51:41.264
خودت گفتی که پیش از اینکه این 2 نفر
قلعه رو بخرن ، هیچ شیر دالی در کار نبوده

00:51:41.265 --> 00:51:45.724
ولی تقصیر ما نیست -
«اشکالی نداره «مارلن -

00:51:45.936 --> 00:51:47.767
کجا رو باید امضا کنم ؟

00:51:50.007 --> 00:51:52.342
فکر کنم بهتر باشه صبر کنی تا
ما برگردیم

00:51:52.343 --> 00:51:56.279
یه کاسه ای زیر نیم کاسه ی
این شیر دال هست

00:51:56.280 --> 00:52:00.316
میدونید چیه ، من راستی راستی
از این دختره خوشم نمیاد

00:52:00.317 --> 00:52:04.253
فقط یه ساعت به ما وقت بده
بیاید بریم بچه ها

00:53:19.329 --> 00:53:22.131
چی شد ؟ -
مثلا ، اون جیغ زن بود -

00:53:22.132 --> 00:53:24.725
ولی وقتی اسکوبی سکندری خورد
اون از بین رفت

00:53:25.402 --> 00:53:26.994
یه سیم ـه

00:53:35.913 --> 00:53:39.682
این چیه ؟ یه دوربین ؟ -
«فکر نکنم «فرد -

00:53:39.683 --> 00:53:41.818
! کمک ! کمک

00:53:41.819 --> 00:53:43.519
«مدلین»

00:53:43.520 --> 00:53:45.681
مدلین» ؟ کجا ؟»

00:53:45.756 --> 00:53:48.247
این بالا

00:53:52.729 --> 00:53:55.720
! کمک ! کمک

00:53:57.534 --> 00:53:59.831
! کمک

00:54:03.774 --> 00:54:08.404
! کسی صدای من رو میشنوه ؟ کمک

00:54:41.645 --> 00:54:44.477
پله تکون خورد

00:55:01.164 --> 00:55:03.325
این یه راه خروج ـه

00:55:21.151 --> 00:55:23.686
! کمک ! کمک

00:55:23.687 --> 00:55:25.814
او اون طرف ـه

00:55:51.648 --> 00:55:53.349
دوباره عصا رو امتحان کن

00:55:53.350 --> 00:55:55.784
عصا ؟

00:56:00.524 --> 00:56:04.926
مثلا ، تو نمی تونی رد شی پسر
(جمله ای معروف از فیلم ارباب حلقه ها که به همین صورت با زمین زدن عصا گفته شد)

00:56:09.700 --> 00:56:11.200
کار کرد

00:56:15.739 --> 00:56:17.706
کار نکرد

00:56:17.908 --> 00:56:19.932
دخل ـمون اومده

00:56:29.786 --> 00:56:32.117
نه هنوز

00:56:34.057 --> 00:56:36.286
بذارید حال کنه

00:56:47.204 --> 00:56:49.535
بمب های دودی

00:57:08.892 --> 00:57:11.257
! بدوید

00:57:24.408 --> 00:57:28.309
شگی» ، «اسکوبی» ، شما حال ـتون خوب ـه ؟»

00:57:30.814 --> 00:57:33.482
مثلا ، فکر میکنم هنوز همه جا ـم سالم ـه

00:57:33.483 --> 00:57:36.318
همونجا بمونید
ما میریم کمک بیاریم

00:57:36.319 --> 00:57:39.845
این بهترین ایده ای ـه که توی تمام ، مثلا ، عمر ـم شنیدم

00:57:47.330 --> 00:57:49.865
شیر دال -
برگشته -

00:57:49.866 --> 00:57:52.766
ولی ، مثلا ، «فرد» گفت که
اینجا بمونیم

00:57:56.406 --> 00:58:00.676
کمک ! کمک ! کسی صدای من رو میشنوه ؟

00:58:00.677 --> 00:58:04.480
مثلا ، تا کمک بیاد او حال ـش خوب خواهد بود
مگه نه ؟

00:58:04.481 --> 00:58:07.383
شگی» ، «مدلین» تو رو دوست داره»

00:58:07.384 --> 00:58:11.115
«خب ، حالا که از اون نظر میگی «اسکوبی

00:58:22.199 --> 00:58:26.829
مثلا ، رفیق ، این قفل مسخره رو ببین
و ما کلید ـش رو هم نداریم

00:58:27.738 --> 00:58:29.505
شگی» ببین»

00:58:32.776 --> 00:58:35.244
«کار ـت خوب بود «اسکوبی

00:58:37.748 --> 00:58:39.977
آره

00:59:13.483 --> 00:59:15.551
«شگی»

00:59:15.552 --> 00:59:19.454
سلام «مد» ، حال ـت خوب ـه ؟ -
حالا هستم -

00:59:21.091 --> 00:59:24.460
منظور ـم اینه که شیر دال من رو انداخت
توی برج و بعد پرواز کرد رفت

00:59:24.461 --> 00:59:27.296
امیدوارم برای خوردن شام بر نگرده

00:59:39.209 --> 00:59:42.845
زود باش «اسکوبی» ، یه چیزی
از این کیف بیار بیرون که برای فرار به ما کمک منه

00:59:42.846 --> 00:59:45.109
باشه

01:00:04.434 --> 01:00:06.333
میتونیم با اینا ، بریم پایین

01:00:07.504 --> 01:00:11.371
مثلا ، نمیدونم
یه جورایی خطر ناک ـه

01:00:14.177 --> 01:00:17.237
بیا دیگه -
برو -

01:00:45.842 --> 01:00:48.207
مثلا ، بزن به چاک ، گنجشک کوچولو

01:00:57.454 --> 01:01:00.089
این کمربند ایمنی نداره ؟

01:01:01.958 --> 01:01:03.792
اون بچه ها هیچی پیدا نمی کنن

01:01:03.793 --> 01:01:05.817
چرا یه چیز حتمنی رو ، به تاخیر بندازیم ؟

01:01:06.696 --> 01:01:09.231
فکر کنم درست میگی

01:01:09.232 --> 01:01:11.867
ولی از ناامید کردن دانش آموز ها ـم بیزارم

01:01:11.868 --> 01:01:14.859
آره ، چقدر ناراحت شدم
اینجا رو امضا کن لطفا

01:01:17.600 --> 01:01:18.200
سند

01:01:26.549 --> 01:01:28.710
شیر دال توی برج قدیمی ـه

01:01:29.986 --> 01:01:32.420
بیاید دیگه

01:01:40.997 --> 01:01:42.555
اونهاشن

01:01:47.537 --> 01:01:49.838
شگی» عصا رو دوباره امتحان کن»

01:01:49.839 --> 01:01:53.240
رفیق ، این ساخت چین ـه -
فقط امتحان کن -

01:01:54.511 --> 01:01:56.445
من کاملا بهت دستور میدم

01:01:56.446 --> 01:02:01.016
با یاد هودینی و جادوگر شهر اُز
(هودینی که پیش تر توضیح دادم ، جادوگر شهر اُز ، جادوگری در فیلمی به همین نام)

01:02:01.017 --> 01:02:04.486
و بچه های عینکی

01:02:04.487 --> 01:02:07.421
که ما رو بذاری زمین

01:02:14.931 --> 01:02:18.423
مثلا ، رفیق ، داریم ارتفاع کم میکنیم

01:02:29.379 --> 01:02:32.040
! یه کمک کوچولو ، یه کمک کوچولو

01:02:43.626 --> 01:02:46.993
شگی» دخل ـش رو آورد»
این شگفت انگیز نیست ؟

01:02:48.298 --> 01:02:50.129
آره

01:02:50.266 --> 01:02:52.301
تو واقعا شجاعی

01:02:52.302 --> 01:02:55.504
«مثلا ، من رو فشار نده «مدلین

01:02:55.505 --> 01:02:58.107
داری زره ـم رو خراب میکنی

01:03:09.986 --> 01:03:13.455
بیچاره به نظر زخمی شده
چرا پرواز نمیکنه ؟

01:03:16.292 --> 01:03:18.987
پاسخ ـت اونهاش

01:03:33.309 --> 01:03:37.579
شیر دال یه عروسک غول آسا ـست ؟ -
درست ـه -

01:03:37.580 --> 01:03:40.514
همه ی این ماجرا حالا روشن شد

01:03:43.853 --> 01:03:45.654
! بگریزید

01:03:55.799 --> 01:03:58.300
مارلن» ، تو ؟»

01:03:58.301 --> 01:04:03.138
مارلن» از این اسباب بازی استفاده کرد»
تا همه رو یک بار و برای همیشه بترسونه

01:04:03.139 --> 01:04:05.800
«ولی «شگی» و «اسکوبی
پته ـش رو ریختن روی آب

01:04:07.544 --> 01:04:09.878
پس هیولا هیچوقت راستکی نبوده

01:04:09.879 --> 01:04:14.216
نه ، فقط یه نسخه ی پیشرفته تر از عروسک هایی که توی
نمایش های جادویی ـتون از ـشون استفاده میکردید

01:04:14.217 --> 01:04:15.984
وقتی تو و «مارلن» بچه بودید

01:04:15.985 --> 01:04:19.855
اون بالن ، شیر دالی رو که بهش آویزون بود
می کِشید ، تا به نظر بیاد داره پرواز میکنه

01:04:19.856 --> 01:04:22.024
ولی چطوری بالن رو مخفی میکرد ؟

01:04:22.025 --> 01:04:25.494
یاد ـتون ـه وقتی شیر دال میومد همه جا رو مه میگرفت ؟

01:04:25.495 --> 01:04:30.193
بالن ، تولید کننده مه خودش رو داشت
تا مخفی بمونه

01:04:32.402 --> 01:04:36.271
من متوجه شدم که بعضی از بطری های توی
کارگاه «مارلن» ، گلیسرول بودن

01:04:36.272 --> 01:04:40.709
یه ماده شمیایی که حرفه ای ها
ازش توی دستگاه مه ساز استفاده میکنن

01:04:40.710 --> 01:04:42.845
من از مه استفاده کردم تا بالن رو مخفی کنم

01:04:42.846 --> 01:04:47.180
و بعد شیر دال رو از راه این
دسته ی مخصوص نمایش ، کنترل میکردم

01:04:51.054 --> 01:04:53.655
پس وقتی شیر دال توی برج به ما حمله کرد چی ؟

01:04:53.656 --> 01:04:57.459
نمیتونست همین عروسک بوده باشه -
نبود -

01:04:57.460 --> 01:05:02.331
پس از اینکه «ورلین» قلعه رو خرید
من شروع به بازسازی لانه ی شیر دال کردم

01:05:02.332 --> 01:05:06.802
فهمیدم که لرد «اُ فلنری» بخش هایی
از برج رو با دستگاه های خودش مجهز کرده

01:05:06.803 --> 01:05:09.805
نا مردم خرافاتی رو متقاعد کنه
یه هیولا اونجا زندگی میکنه

01:05:09.806 --> 01:05:11.807
وقتی مردم میومدن توی برج

01:05:11.808 --> 01:05:14.843
حمله شیر دال باعث میشد فراری بشن

01:05:14.844 --> 01:05:16.411
این راز رو پیش خودم نگه داشتم

01:05:16.412 --> 01:05:20.245
و اون دستگاه زهوار در رفته رو
با دستگاه های پیشرفته جایگزین کردم

01:05:23.019 --> 01:05:25.454
باشه ، ولی جیغ زن کی ـه ؟

01:05:25.455 --> 01:05:27.523
یه عروسک دیگه ، درست ـه ؟ -
کمی تا قسمتی-

01:05:27.524 --> 01:05:30.926
مارلن» چند تا کار گذاشته بود»
تا در جاهای مختلف ظاهر بشه

01:05:30.927 --> 01:05:33.762
حتی توی دریاچه ؛ تا به نظر بیاد داره ما رو
تعقیب میکنه

01:05:33.763 --> 01:05:35.831
همیشه یه عروسک نبود

01:05:35.832 --> 01:05:39.768
بله ، وقتی این رو فهمیدم
که اون دستگاه توی برج رو دیدم

01:05:39.769 --> 01:05:43.906
در واقع اون یه پروژکتور بود
که «مارلن» برای نمایش های حجمی خودش استفاده میکرد

01:05:43.907 --> 01:05:45.741
یکی از خیلی ها ـشون

01:05:45.742 --> 01:05:50.679
هرکسی که وارد برج میشد ، یه چشم الکتریکی مخفی
رو فعال میکرد

01:05:51.548 --> 01:05:54.414
که باعث میشد روح هم فعال بشه

01:05:55.685 --> 01:05:59.922
فناوری ای که «مارلن» داشته ، خیلی
پیشرفته تر از اونی بوده که به شما نشون میداده

01:05:59.923 --> 01:06:02.824
مارلن» چرا اینکار رو کردی ؟»

01:06:02.825 --> 01:06:06.261
چون همه ی زندگی ـم حسودی ـم میشد
حسودی ـم به تو

01:06:06.262 --> 01:06:09.164
وقتی همه ی کار ها رو من میکردم
برای تو دست میزدن

01:06:09.165 --> 01:06:12.167
در نهایت تصمیم گرفتم که
نمایش جادویی خودم رو راه بندازم

01:06:12.168 --> 01:06:16.038
با عروسک ها و پروژکتور ها ـم
می تونستم یه تردست محبوب بشم

01:06:16.039 --> 01:06:17.372
چرا نشدی ؟

01:06:17.373 --> 01:06:19.474
چون برای اجرای نمایش پول لازم داشتم

01:06:19.475 --> 01:06:22.811
تنها راهی که میتونستم به دست ـش بیارم
این بود که تو بپذیری قلعه رو بفروشی

01:06:22.812 --> 01:06:25.881
که می دونستم این کار رو نمیکنی
مگر اینکه مجبور بشی

01:06:25.882 --> 01:06:28.817
نمیخواستم به کسی آسیب بزنم
به جون ننه ـم

01:06:28.818 --> 01:06:31.486
تنها کاری که میخواستم بکنم
این بود که همه رو فراری بدم

01:06:31.487 --> 01:06:35.253
پس از اینکه شیر دالِ خودکار ، پل رو خراب کرد
تلاش کردم جبران کنم

01:06:35.254 --> 01:06:38.093
برگشتم توی بالن تا شما رو بیارم پایین

01:06:38.094 --> 01:06:43.156
ولی این 2 جنگجوی نترس
پیش از اینکه بتونم حرفی بزنم به من حمله کردن

01:06:43.399 --> 01:06:47.436
چطوری شیر دال سقوط کرد ؟ -
پاسخ ـت اینجا ـست -

01:06:47.437 --> 01:06:49.004
عصای جادویی ؟

01:06:49.005 --> 01:06:53.066
مثلا ، پس فکر کنم در نهایت
تونست هیولا رو کنترل کنه

01:06:53.409 --> 01:06:55.711
من خیلی شرمنده ـم

01:07:03.152 --> 01:07:07.356
کی میتونست تصور کنه «مارلن» بیچاره
پشت این ماجرا باشه ؟

01:07:07.357 --> 01:07:10.348
تو ، تو همه ی این مدت میدونستی

01:07:11.694 --> 01:07:16.698
البته ، «آموس» تنها کسی بود
که هیچوقت نمی ترسید شب ها بره بیرون

01:07:16.699 --> 01:07:19.301
او حتما میدونسته که شیر دال ، اَلَکی ـه

01:07:19.302 --> 01:07:24.239
آموس» احتمالا «مارلن» رو تا لانه ی شیر دال دنبال کرده»
وقتی که داشته اونجا رو بازسازی میکرده

01:07:24.240 --> 01:07:29.278
می دیدم ـش که روز و شب میره اون تو
با جعبه های عجیب غریب

01:07:29.279 --> 01:07:31.580
پس کنجکاو شدم
و دزدکی نگاه کردم

01:07:31.581 --> 01:07:35.584
بله ، و حدس من اینه که او
«به تو هم گفت آقای «کردلز

01:07:35.585 --> 01:07:37.753
به همین دلیل تو نگران شیر دال نبودی

01:07:37.754 --> 01:07:40.822
حتی میتونستی ازش برای
گرفتن قیمتی پایین تر استفاده کنی

01:07:40.823 --> 01:07:45.487
وای ، این دختر کوچولو باهوش ـه -
گِل بگیر -

01:07:45.528 --> 01:07:47.863
«نیازی به پنهان کاری نیست آقای «کردلز

01:07:47.864 --> 01:07:50.832
داستان تو درباره ی
تبدیل قلعه به یه رستوران

01:07:50.833 --> 01:07:53.135
از اول هم باور پذیر نبود

01:07:53.136 --> 01:07:56.805
تو داشتی در واقع اون رو برای
خانم «رامبل بانز» میخریدی ، مگه نه ؟

01:07:56.806 --> 01:07:59.137
کالوین» راست میگه ؟»

01:07:59.175 --> 01:08:03.236
بله «آلما» درسته
میخواستم تو رو غافل گیر کنم

01:08:03.279 --> 01:08:06.782
ببینید ، سال ها پیش
من یه دکه بستنی فروشی اینجا باز کردم

01:08:06.783 --> 01:08:11.344
برای چند تا گردشگری که از
قلعه «اُ فلنری» بازدید میکردن

01:08:15.558 --> 01:08:18.857
اینجا بود که من با خدمتکار جذاب قلعه ، آشنا شدم

01:08:18.858 --> 01:08:21.962
«بانو «آلما رامبل بانز

01:08:25.001 --> 01:08:29.371
ما خیلی عاشق بودیم

01:08:29.372 --> 01:08:31.873
با ترس از اینکه فردی متولد در طبقه ی بالای جامعه
«مثل «آلما

01:08:31.874 --> 01:08:36.912
هیچوقت با یه بستنی فروش بدبخت
ازدواج نمیکنه ، از اینجا رفتم

01:08:36.913 --> 01:08:40.682
به امید اینکه روزی
برای خودم ، کسی بشم و برگردم

01:08:40.683 --> 01:08:45.654
افسوس ، انقدر درگیر جهان زهرآگین
قیف و بستنی شدم که

01:08:45.655 --> 01:08:48.919
هیچگاه بر نگشتم

01:08:49.025 --> 01:08:51.360
«ولی نتونستم تو رو فراموش کنم «آلما

01:08:51.361 --> 01:08:55.297
فکر کردم اگه این قلعه رو که انقدر
دوست داری برات بخرم

01:08:55.298 --> 01:08:58.130
دوباره من رو دوست خواهی داشت

01:08:58.267 --> 01:09:00.962
کالوین» نمیدونم چی بگم»

01:09:01.971 --> 01:09:06.100
خب ، فقط بگو که من رو می بخشی

01:09:07.543 --> 01:09:09.374
اَه

01:09:12.148 --> 01:09:15.550
خواهش میکنم «ورلین» ، من
دو برابر قیمت میپردازم

01:09:15.551 --> 01:09:18.820
«اینکار رو نکن «ورلین
دیگه نمیتونم پول رو قبول کنم

01:09:18.821 --> 01:09:21.490
نه حالا که دیگه فهمیدم
این مدرسه چقدر برات مهم ـه

01:09:21.491 --> 01:09:23.024
من اشتباه می کردم

01:09:23.025 --> 01:09:24.793
جای من اینجا با تو ـه

01:09:24.794 --> 01:09:28.130
یاد دادن چیز هایی که کشف کردیم به
بچه هایی که واقعا میخوان یاد بگیرن

01:09:28.131 --> 01:09:30.866
اون ها کسانی هستن که من واقعا
بهشون آسیب زدم

01:09:30.867 --> 01:09:34.029
فکر میکنم وقت ـش رسیده که جبران کنم

01:09:36.539 --> 01:09:40.575
از کارآموز تازه ـمون آغاز میکنم
«مدلین دینکلی»

01:09:40.576 --> 01:09:42.577
راستی راستی ؟
جدی میگی ؟

01:09:42.578 --> 01:09:45.577
با اشتیاق تو و آموزش ما

01:09:45.578 --> 01:09:48.483
تو می تونی بزرگترین رخداد تازه
در جادوگری بشی

01:09:48.484 --> 01:09:52.087
«شادباش میگم «مدلین
تو لیاقت ـش رو داری

01:09:52.088 --> 01:09:56.425
باید اعتراف کنم که توی این ماجرا
خیلی خوب از پس ـش بر اومدی

01:09:56.426 --> 01:09:57.605
ممنون

01:09:57.606 --> 01:10:01.891
«فکر کنم ما خواهر های «دینکلی
در نهایت یه چیز مشترک داریم

01:10:06.702 --> 01:10:08.328
سپاس از شما
آقایان و بانوان

01:10:08.404 --> 01:10:13.108
بستنی سازی قلعه قیفی که سازنده اون بستنی هایی هست
که باعث میشه شما از خوش حالی داد بزنید

01:10:13.109 --> 01:10:15.777
افتخار میکنه که پشتیباین مالی نخستین اجرا

01:10:15.778 --> 01:10:19.915
از دانش آموزانِ آموزشگاه جادوگری
برادران «مرلین » باشه

01:10:19.916 --> 01:10:23.418
و حالا میزبانان شما
«مارلن» و «ورلین»

01:10:23.419 --> 01:10:27.689
«برادران «مرلین

01:10:43.206 --> 01:10:46.374
او خیلی با نمک نیست ؟ -
آره -

01:10:46.375 --> 01:10:51.141
مگه تو نباید همراه ـش روی صحنه باشی -
یه دستیار آموزش دادم -

01:11:19.675 --> 01:11:24.513
چطوری اون کار رو کردی ؟ -
این راز من ـه پسر شال دار -

01:11:24.514 --> 01:11:28.950
«مثلا ، نمایش ـت خیلی شگفت انگیز بود «مد -
«ممنون «شگی -

01:11:28.951 --> 01:11:32.443
تو «اسکوبی دو» رو ندیدی ؟

01:11:35.900 --> 01:11:39.294
بیا بریم ، برو ، برو

01:11:52.875 --> 01:11:55.877
به نظر میاد سگ ـت شجاع تر
از اون چیزی ـه که فکر میکردی

01:11:55.878 --> 01:12:01.475
سپاس از شما ، سپاس از شما
سپاس از شما و سپاس از شما

01:12:04.186 --> 01:12:09.123
! اسکوبی عجی مجی دو

01:12:09.147 --> 01:12:29.147
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:12:29.171 --> 01:12:49.171
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.