﻿WEBVTT

00:00:00.210 --> 00:00:20.595
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:22.210 --> 00:00:33.595
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:00:37.610 --> 00:00:40.895
روزي روزگاري

00:00:40.897 --> 00:00:43.346
شهري نه چندان دور از يه شهر بزرگ وجود داشت

00:00:44.806 --> 00:00:48.977
جاده ي اصلي از وسطش رد ميشد
اما فقط چند تا کار محدود توش در جريان بود

00:00:49.185 --> 00:00:51.297
کافي شاپ، ابزار فروشي

00:00:51.298 --> 00:00:53.409
دفتر کلانتر

00:00:54.660 --> 00:00:56.798
و همه جور آدم هم توش بود

00:00:56.954 --> 00:00:59.562
آدماي آواره، نوجوون هاي فراري

00:00:59.718 --> 00:01:04.098
،مذهبي هاي افراطي
...بازنشسته هاي پيري که

00:01:04.463 --> 00:01:07.748
خب، اين شهر اونايي بود
که دلشون ميخواست

00:01:07.904 --> 00:01:10.198
به حال خودشون رها بشن

00:01:10.824 --> 00:01:13.118
و همينطور هم بود

00:01:17.550 --> 00:01:22.347
"کلانتر، "بابي لاگرينج
چندين سال بود که اونجا کار ميکرد

00:01:22.817 --> 00:01:26.031
همينطور هم دستي تو صنايع چوب داشت

00:01:28.500 --> 00:01:30.742
اما شگفت انگيز ترين چيز در مورد شهر

00:01:30.898 --> 00:01:35.695
اين بود که تو کل شهر هيچ زنگي وجود نداشت
به جز برج ساعت که 7 تا صفحه داشت

00:01:36.790 --> 00:01:40.857
ميشد ساعت رو از هر قسمت
شهر "سوان-والي" ديد

00:01:41.952 --> 00:01:45.394
،اما هر صفحه ي ساعت
زمان متفاوتي رو بيان ميکرد

00:01:46.645 --> 00:01:51.077
بدون شک، يه چيز شيطاني اون تو وجود داشت

00:01:53.632 --> 00:01:56.239
شايد به خاطر قتل هاي وحشتناکي بودش

00:01:56.396 --> 00:01:58.481
که چندين سال قبل رخ داده بود

00:01:58.638 --> 00:02:00.723
اونقدر وحشتناک که حتي نميشه در موردش صحبت کرد

00:02:00.880 --> 00:02:03.591
اما شهر هميشه در زير سايه ـش بود

00:02:05.416 --> 00:02:10.057
يا شايدم بابت اون نوجوون هايي بودش
که اون طرف درياچه دور هم جمع شده بودن

00:02:10.317 --> 00:02:13.394
بعضي از مردم فکر ميکردن اونا
کاراي خيلي بدي کردن

00:02:13.550 --> 00:02:15.844
شيطان پرستي ميکردن

00:02:16.366 --> 00:02:19.338
، طوري که لباس ميپوشيدن
، موسيقي اي که ميزدن

00:02:19.494 --> 00:02:22.988
و رهبر مرموزشون که
به اسم "فلامينگو" صدا ميزدنش

00:02:23.144 --> 00:02:25.438
اغواگر نوجوون هاي بي گناه

00:02:25.960 --> 00:02:29.610
و بعضيا هم ميگفتن... خيلي بدتر از اين حرفاست

00:02:32.425 --> 00:02:35.710
در يه زمان نامشخص بود
که يه نويسنده ي

00:02:35.867 --> 00:02:38.943
"داستان هاي عامه پسند، "هال بالتيمور

00:02:39.204 --> 00:02:42.697
وارد "سوان-والي" شد

00:02:42.854 --> 00:02:46.660
تا يه سري جديد از امضا کردن رمان ـه جديدش که در مورد
<c.yellow>-در امريکا، نويسنده بعد از انتشار کتاب جديدش در کتاب)
(فروشي ميشينه و اون رو براي طرفدار هاش امضا ميکنه</c>

00:02:46.816 --> 00:02:49.110
جن و پري بود رو انجام بده

00:02:49.893 --> 00:02:52.030
ببخشيد. ميدونيد کتاب فروشي کجاست؟

00:02:52.187 --> 00:02:55.211
اين دور و بر کتاب فروشي نيستش -
عالي شد -

00:02:56.358 --> 00:03:00.425
<c.yellow>«ابــزار فــروشــي»</c>

00:03:11.844 --> 00:03:16.589
<i>!مامان، يالا! بهم قول دادي منو مي بري سينما</i>

00:03:17.423 --> 00:03:19.978
تا حالا کتاباي هيجان انگيز "هال بالتيمور" رو خوندين؟

00:03:20.135 --> 00:03:22.429
نه ممنون

00:03:31.710 --> 00:03:34.155
تا حالا کتاباي هيجان انگيز "هال بالتيمور" رو خوندين؟

00:03:34.317 --> 00:03:37.758
نه... "هال بالتيمور" ديگه کيه؟

00:03:37.915 --> 00:03:41.460
بنده هستم -
اوه، از ملاقات باهاتون خوشوقتم -

00:03:41.669 --> 00:03:44.693
و شما ... ؟ -
"استيسي" -

00:03:45.580 --> 00:03:47.874
اوه ببخشيد، شرمنده

00:03:48.134 --> 00:03:50.440
"سلام "استيسي"، خدافظ "استيسي

00:03:52.097 --> 00:03:54.183
سلام عليک -
سلام -

00:03:54.339 --> 00:03:57.781
شما اسلحه هم ميفروشين؟

00:03:58.302 --> 00:04:00.492
اسلحه نه، فقط مهمّات

00:04:00.648 --> 00:04:02.943
مهمات؟ -
بله -

00:04:03.203 --> 00:04:05.579
چاقو؟ -
اونم ميفروشيم -

00:04:08.313 --> 00:04:12.432
!"هال بالتيمور"
من يکي برميدارم

00:04:13.319 --> 00:04:17.907
ممکنه... امضا کنيدش؟ -
البته -

00:04:18.064 --> 00:04:22.913
"به اسم "بابي لاگرينج

00:04:23.486 --> 00:04:27.710
<i>!تقديم به "بابي لگرينج"، با بهترين جادوگر ها
<c.yellow>تلفظ کلمه ي جادوگر و آرزو در انگليسي)
(شباهت بسيار زيادي بهم ديگه دارن</c></i>

00:04:30.421 --> 00:04:34.227
مقايسه شدن با "استفان کينگ" چه احساسي داره؟
<c.yellow>(نويسنده ي امريکايي معروف در ژانر وحشت و معمايي)</c>

00:04:35.427 --> 00:04:37.512
حس زياد خوبي نيست

00:04:37.669 --> 00:04:43.300
...خب، ميدوني، من
خودمم داستاناي ترسناک مينويسم

00:04:43.926 --> 00:04:47.732
جدي ميگي؟
و کلانتر شهر هم هستي؟

00:04:48.514 --> 00:04:50.808
چهل سالي ميشه

00:04:51.903 --> 00:04:57.013
از نظرت عيبي نداره يکم از داستان هاي منو بخوني؟

00:04:57.482 --> 00:04:59.568
خيلي ممنونت ميشم

00:04:59.725 --> 00:05:02.279
ميدوني، ما يه قتل عام داشتيم

00:05:02.749 --> 00:05:05.043
خيلي وقت پيش

00:05:05.199 --> 00:05:08.134
خيلي از مردم بابتش شهر رو ترک کردن

00:05:09.266 --> 00:05:14.533
خب، من يه مدتي تو اين شهر ميمونم

00:05:14.689 --> 00:05:16.983
و بعدشم راهمو ميکشم و ميرم

00:05:17.818 --> 00:05:22.041
شما نويسنده ي داستان هاي مرموز هستين
و به قتل عام علاقه اي ندارين؟

00:05:22.197 --> 00:05:24.492
نه

00:05:26.369 --> 00:05:28.507
...شما الان با من بياين

00:05:28.663 --> 00:05:32.730
يه چيز جالب توي مُرده خونه بهتون نشون ميدم

00:05:34.920 --> 00:05:37.579
توي مُرده خونه يه چيز جالب داري؟ -
بله قربان -

00:05:37.944 --> 00:05:40.238
همين الان؟ -
بله قربان -

00:05:41.177 --> 00:05:43.471
...يه پايان داستاني هست

00:06:07.508 --> 00:06:09.594
خودم ميدونم که چه وضعي داره

00:06:09.595 --> 00:06:11.680
...شبيه يه

00:06:11.836 --> 00:06:13.843
!يا عيسي مسيح
بذار يه سوال ازت بپرسم

00:06:13.845 --> 00:06:15.851
چند وقته داري اينجا کار ميکني؟

00:06:16.216 --> 00:06:20.491
ديگه يه برانکارد رو با يه آدم مُرده
از روي پام رد نميکني

00:06:20.648 --> 00:06:22.942
شرمندم، کلانتر

00:06:27.687 --> 00:06:32.380
از اين اتفاقا زياد اينجا ميوفته؟ -
قبلاً اتفاق افتاده -

00:06:32.536 --> 00:06:34.778
به نظر مياد يه قاتل سريالي باشه

00:06:34.779 --> 00:06:37.020
که به عنوان نشونه ش، يه تيکه چوب
اون تو فرو کرده

00:06:43.069 --> 00:06:47.136
نميخوام صورتشو ببينم -
منم سرزنشت نميکنم -

00:06:47.292 --> 00:06:50.577
منظورم اينه که، اين واقعاً يه تراژديه
چون اون فقط يه دختر بچه ـست

00:06:50.733 --> 00:06:51.802
آربس"؟"

00:06:51.803 --> 00:06:52.871
جونم؟ -
!"آربس" -

00:06:53.028 --> 00:06:56.052
خيلي خب، خيلي خب -
!ناسلامتي سر کاري ها -

00:06:58.190 --> 00:07:00.692
ميشناسيش؟ -
اين دختره رو؟ -

00:07:01.475 --> 00:07:04.082
اينجا همه جور آدمي هست. آواره ها، فراري ها

00:07:04.238 --> 00:07:06.753
بدتر از اونا... اون بچه ها کنار درياچه

00:07:07.523 --> 00:07:09.817
همه جور آدمي

00:07:12.529 --> 00:07:17.951
نظرت چيه راجع بهش يه کتاب بنويسيم؟
من و تو

00:07:20.923 --> 00:07:23.218
...ميخواي

00:07:23.426 --> 00:07:25.720
بذاري اون چوبه تو بدنش همينطوري بمونه؟

00:07:33.594 --> 00:07:36.566
سلام. ممنون ميشم اگر اين
فلاکس منو پر از قهوه کنين

00:07:36.722 --> 00:07:39.016
به روي چشم

00:07:46.733 --> 00:07:48.819
ادگار آلن پو" تو اين شهر زندگي کرده؟"
<c.yellow>(يکي از نويسندگان معاصر و معروف امريکايي)</c>

00:07:48.975 --> 00:07:51.478
البته -
"توي هتل قديمي "چيکرينگ -

00:07:53.407 --> 00:07:55.702
خيلي وقت پيش

00:07:56.536 --> 00:07:58.674
هتل "چيکرينگ"؟
ممنون

00:07:58.830 --> 00:08:01.124
روز خوبي داشته باشين

00:08:11.135 --> 00:08:13.430
<i>"هتل "چيکرينگ</i>

00:08:37.728 --> 00:08:40.022
<i>1843
ادگار آلن پو</i>

00:08:40.804 --> 00:08:43.098
با احترام، قربان

00:09:36.856 --> 00:09:41.079
<c.yellow>دختر عزيزم
اين آخرين رمان منه</c>

00:09:41.236 --> 00:09:44.208
<c.yellow>من بهش افتخار ميکنم
همونطور که به تو افتخار ميکنم</c>

00:09:44.364 --> 00:09:46.658
<c.yellow>دوستت دارم، پدر</c>

00:09:48.483 --> 00:09:52.081
<i>"هال بالتيمور"
«طالع ـه مسافر»</i>

00:10:03.813 --> 00:10:07.880
<i><c.yellow>تقديم به پدرم با عشق</c>
«ويکي»</i>

00:10:31.938 --> 00:10:34.024
...ميخوام يه چيزي بنويسم

00:10:34.181 --> 00:10:36.683
ميخوام يه چيزي براي خودم بنويسم
يه چيز کاملاً شخصي

00:10:36.840 --> 00:10:38.925
اصلا با عقل جور در مياد؟

00:10:39.082 --> 00:10:42.054
من بايد طلسم اين سيکل معيوب رو از بين ببرم

00:10:42.262 --> 00:10:44.766
فقط يه راه براي انجامش هست
و منم دارم سعي ميکنم انجامش بدم

00:10:44.792 --> 00:10:46.277
من يه کتاب جن و پري ديگه نمينويسم

00:10:46.434 --> 00:10:50.918
اينو بهش گفتم و... همين ديگه! ميخوام
يه کاري براي خودم بکنم

00:10:51.283 --> 00:10:53.369
تو که اينکارو قبلا هم انجام دادي

00:10:53.525 --> 00:10:56.341
وقتي مشروب ميخوردي... قبل
"از حادثه ي "ويکي

00:10:58.843 --> 00:11:01.289
نميتونم تو اينکارا عجله کنم

00:11:01.659 --> 00:11:04.005
تو از پسش بر مياي
...من ميدونم که

00:11:04.162 --> 00:11:06.456
...ميدونم منظورت چيه که

00:11:07.551 --> 00:11:11.566
فقط بايد يه بار ديگه انجامش بدي
از شرش يه بار براي هميشه خلاص شو

00:11:11.722 --> 00:11:14.773
بعدش ميتوني وقت بذاري و چيزي رو بنويسي

00:11:14.774 --> 00:11:17.823
،که خودت واقعا دلت ميخواد
من کاملاً درکت ميکنم

00:11:18.657 --> 00:11:21.264
به... به "سام" زنگ زدي تا بگي پيش پرداخت ميخوايم؟

00:11:21.421 --> 00:11:23.454
خب آره زنگ زدم و خيلي هم تحقيرآميز بود

00:11:23.455 --> 00:11:25.488
و من يه داستان جن و پري ديگه نمينويسم

00:11:25.853 --> 00:11:28.147
تو داري خوش ميگذروني
...و من اينجا گير افتادم

00:11:28.148 --> 00:11:30.441
...نه، گوش کن

00:11:31.067 --> 00:11:34.821
به رقم هاي جادويي نياز دارم
تا با اين قبض ها کنار بيام

00:11:34.977 --> 00:11:38.523
تظاهر ميکنم که هيچ مشکلي وجود نداره
منم که رو ميز غذا ميذارم

00:11:38.679 --> 00:11:42.746
نميتوني اينجوري صحبت کني ديگه
...بزرگ شو! بزرگ شو

00:11:42.955 --> 00:11:46.136
مردم هميشه از من ميپرسن چطور
اينقدر در مورد جادوگرا ميدونم؟

00:11:46.292 --> 00:11:48.947
و منم بهشون ميگم : چون با يکيشون ازدواج کردم

00:14:42.373 --> 00:14:44.980
سلام

00:14:44.981 --> 00:14:47.588
سلام. تو از کجا اومدي؟

00:14:48.578 --> 00:14:51.394
از پايين جاده. از جلوم رد شدي

00:14:55.096 --> 00:14:57.234
داري به دندون هام نگاه ميکني

00:14:57.390 --> 00:15:00.519
نه، نگاه نميکنم... فقط نميدونستم از کجا يهو ظاهر شدي

00:15:00.727 --> 00:15:03.438
بابت دندون هام اعتماد به نفسم رو از دست دادم

00:15:03.751 --> 00:15:06.046
نشونم بده

00:15:08.392 --> 00:15:11.312
دندونات مشکلي ندارن. فقط ارتودونسي شدن

00:15:12.772 --> 00:15:16.995
در هر صورت ازشون متنفرم -
نه، چيزيشون نيست. دارن رشد ميکنن -

00:15:18.142 --> 00:15:21.479
بابت همين دندون هام بهم ميگن خون آشام

00:15:23.200 --> 00:15:25.715
"اما تو ميتوني بهم بگي "وي -
وي"... اسم خوبيه" -

00:15:26.537 --> 00:15:28.727
اسم واقعيت چيه؟

00:15:28.883 --> 00:15:31.178
ويرجينيا

00:15:31.751 --> 00:15:34.045
ويرجينيا"، حدوداً 13 ساله اي؟"

00:15:34.567 --> 00:15:37.921
آره 12 سالمه اما بزرگتر
به نظر ميام، چون قدم بلنده

00:15:39.312 --> 00:15:43.170
من تو رو ميشناسم. تو هموني هستي که
داستان هاي جن و پري مينويسي

00:15:43.379 --> 00:15:46.942
و اومدي اينجا تا توي مغازه ي
ابزار فروشي اون کتاب ها رو امضا کني

00:15:47.133 --> 00:15:49.427
من عاشق کتاب هاتم

00:15:49.688 --> 00:15:52.921
:مخصوصاً جايي که "اليزابت" ميگه

00:15:53.077 --> 00:15:56.206
<i>من رو هيچوقت فراموش نکن
وگرنه از قبرم، نفرينت ميکنم</i>

00:15:56.362 --> 00:15:58.656
اون بخش مورد علاقه ـمه

00:15:59.282 --> 00:16:02.202
ممنون. از ظاهرت خوشم مياد

00:16:02.932 --> 00:16:05.226
اوه، آره

00:16:05.695 --> 00:16:07.989
من اينطوري لباس ميپوشم ديگه

00:16:10.753 --> 00:16:14.924
تو از من ميترسي؟ -
چي؟ -

00:16:15.550 --> 00:16:17.844
آره

00:16:18.261 --> 00:16:20.556
!يه ذره

00:16:21.755 --> 00:16:25.665
اين ناقوس تا حالا 3 بار سررسيدن نيمه شب رو اعلام کرده
<c.yellow>(ناقوس هاي کليسا ساعت 12 شب به صدا در ميان)</c>

00:16:25.978 --> 00:16:28.690
اينجا پيگيري کردن زمان خيلي بيهوده ست

00:16:29.576 --> 00:16:32.161
براي همينم نتونستم به مراسم امضاي کتاب هات برسم

00:16:36.563 --> 00:16:38.649
اين هتل قديميه هنوز بازه

00:16:38.805 --> 00:16:41.464
بيا، برات يه نوشابه ميخرم عزيزم

00:16:41.829 --> 00:16:43.915
من يه دختر دارم که همسن توئه

00:16:44.071 --> 00:16:47.638
نه. فکر نميکنم ايده ي خوبي باشه

00:16:48.712 --> 00:16:53.248
بايد ميومدم مغازه ي ابزار فروشي
تا باهات در مورد داستانم حرف بزنم

00:16:54.239 --> 00:16:56.533
خب الان برام تعريف کن -
نه، نميتونم -

00:16:59.974 --> 00:17:02.269
يالا

00:17:09.725 --> 00:17:12.123
!ما بازيم
!بياين داخل

00:17:13.166 --> 00:17:17.859
من... رفتم يکم قدم بزنم، فکر کنم گم شدم

00:17:21.300 --> 00:17:25.159
چه بلايي سر اون دختر کوچولو اومدش؟ -
کدوم دختر کوچولو؟ -

00:17:28.496 --> 00:17:31.103
گفتين رستوران بازه؟ -
در رستوران هميشه بازه -

00:17:31.259 --> 00:17:33.345
با اون برج ساعت قديمي
و همه ي زمان هاي متفاوتش

00:17:33.346 --> 00:17:35.431
ميشه هر زماني صبحانه خورد

00:17:36.108 --> 00:17:38.403
صحيح

00:17:40.749 --> 00:17:44.347
...خب، جناب آقاي -
"بالتيمور" -

00:17:44.868 --> 00:17:46.954
!ساعت لعنتي

00:17:47.110 --> 00:17:49.509
اون ساعت هيچوقت زمان درست رو نشون نميداد

00:17:49.665 --> 00:17:52.376
،تو فقط صبر کن
کلي غافلگير ميشي

00:17:52.794 --> 00:17:55.088
فقط زنگش مهمه

00:17:55.244 --> 00:17:57.538
و اونم که خيلي عالي کار ميکنه

00:17:58.164 --> 00:18:01.308
بهتر از قبلش -
من فقط يه... آبجو ميخورم -

00:18:01.553 --> 00:18:06.025
ملوين"، کارش اينه که اون ساعت بزرگ"
توي کليسا رو تنظيم کنه

00:18:06.350 --> 00:18:09.427
يه کار بيهوده و واقعا پردردسره

00:18:09.635 --> 00:18:12.190
اونا مکانيسم کارشون قديميه و از انقضا افتاده

00:18:12.347 --> 00:18:14.484
من تقريبا هر روز تنظيمشون ميکنم

00:18:14.641 --> 00:18:19.462
اون 7 تا صفحه ي ساعت طوري بهم نگاه ميکنن انگار
من بودم که براي هرکدومشون يه زمان متفاوت گذاشتم

00:18:19.699 --> 00:18:22.423
ميدوني کي يه همچين چيزي رو اختراع کرد؟

00:18:23.140 --> 00:18:25.330
!هيتلر
و ميدوني الان کيا دارن ازش سود ميبرن؟

00:18:25.486 --> 00:18:28.421
!دکتر ها
و ميدوني چرا؟ به خاطر گُلف

00:18:28.928 --> 00:18:31.795
تا فقط يه بار ديگه گُلف بازي کنن
همه ي اين قضايا براي همينه

00:18:31.952 --> 00:18:35.654
تو نميتوني زمان رو تغيير بدي
زمانه که تو رو تغيير ميده

00:18:37.687 --> 00:18:39.955
موافق نيستي؟

00:18:39.956 --> 00:18:42.224
نظر تو راجع به همين تغيير زمان چيه؟

00:18:42.745 --> 00:18:46.916
حقيقتش بهش فکر نکرده بودم -
پس به چي فکر ميکردي؟ -

00:18:53.017 --> 00:18:55.572
اون قبره -
!قبر؟ -

00:18:55.728 --> 00:18:58.857
ميتوني روش راه بري. نگران نباش
کل کف زمين قبره

00:18:59.013 --> 00:19:01.490
و اين يکي؟

00:19:01.491 --> 00:19:03.967
دوازده تا بچه دقيقاً همونجا دفن شدن

00:19:04.279 --> 00:19:06.782
سيزده تا بچه با خونسردي کامل قتل عام شدن

00:19:07.460 --> 00:19:09.546
خب، حقيقتش حق با اونه

00:19:09.702 --> 00:19:14.186
در اصل اون پايين 12 نفر خاک شدن
اما يکيشون فرار کرد، و نفرين شده هم بود

00:19:16.376 --> 00:19:19.088
کي اين اتفاق افتاد؟ -
خيلي وقت پيش -

00:19:20.704 --> 00:19:24.406
ساعت درست شد
!ساعت درست شد

00:19:26.387 --> 00:19:28.763
هه... ساعت درست شد
!ساعت درست شد

00:20:42.535 --> 00:20:44.829
!گرفتمت، ابليس

00:20:48.479 --> 00:20:52.043
!خون ـم رو گرفت -
!مک بزنش! مک بزنش -

00:20:52.286 --> 00:20:54.580
!لعنت خدا بهش

00:20:54.736 --> 00:20:59.325
ساعت 4 صبح گازت گرفت -
ساعت 4 نيست که -

00:20:59.533 --> 00:21:02.607
ساعت داره ميگه ساعت 4 ـه -
شوخيت گرفته؟ -

00:21:04.539 --> 00:21:06.833
<i>!اون خود ابليسه</i>

00:21:52.039 --> 00:21:54.334
اونا بچه هاي کوچيک کشته شده ـن

00:22:17.902 --> 00:22:20.196
تو؟

00:22:24.367 --> 00:22:26.661
چرا اينجايي؟

00:22:27.965 --> 00:22:31.928
چي بهت گفتش؟ -
هيچي. مگه چي بايد بهم ميگفت؟ -

00:22:32.188 --> 00:22:36.255
!برو پي کارت پيرمرد
خودت ميدوني چکار کردي

00:22:41.522 --> 00:22:43.816
!بچه ها! عجله کنين

00:22:44.859 --> 00:22:47.164
ماه داره ميره پايين، وقت خوابه

00:22:50.741 --> 00:22:59.652
بلبل جان
‏<c.colora011ac>..::  www.bolboljan.net ::..</c>

00:23:06.497 --> 00:23:08.792
..."اوه "جيمي

00:23:17.812 --> 00:23:20.106
خدايا، من گُم شدم

00:23:22.296 --> 00:23:26.207
شايد اين همون چيزيه که بهش نياز دارم
...يه داستان

00:23:37.678 --> 00:23:39.972
صبر کن. کجا ميري؟

00:23:48.263 --> 00:23:50.609
...به من کمک کن

00:23:58.899 --> 00:24:02.184
"تو؟ خداي من، "ادگار پو

00:24:05.782 --> 00:24:08.076
راه رو بهم نشون بده

00:24:18.557 --> 00:24:20.851
!هال"، بيدار شو"

00:24:21.216 --> 00:24:24.397
هنوز تو تختي يا بيدار شدي؟ -
چي؟! من نبودم -

00:24:24.553 --> 00:24:28.464
منم، همسرت
!سلام

00:24:32.478 --> 00:24:35.763
هال"، بيدار شو"
ميدونم رو تختي

00:24:35.920 --> 00:24:38.005
چي شده؟ -
بيداري؟ منم -

00:24:38.162 --> 00:24:40.247
چي شده؟ همه چيز روبراهه؟

00:24:40.404 --> 00:24:42.750
!زنت داره صحبت ميکنه -
آره ميدونم کي هستي -

00:24:43.532 --> 00:24:45.670
...من

00:24:45.827 --> 00:24:49.633
من يه لحظه وقت ميخوام. چي... اوه خداي من
چکار کردي؟

00:24:50.676 --> 00:24:52.761
آره، همون

00:24:52.918 --> 00:24:55.003
ميدوني چقدر ارزششه؟ -
آره ميدونم -

00:24:55.160 --> 00:24:57.454
160هزار دلار

00:24:57.611 --> 00:25:00.426
نه ارزشش بيشتر از اين حرفاست
اصلا نميشه روش قيمت گذاشت

00:25:00.583 --> 00:25:04.337
نبايد اينطوري تو دستت بگيريش. اصلا
چطوري گيرش آوردي؟ آروم باش

00:25:04.493 --> 00:25:10.437
خواهش ميکنم صبر کن. هرکاري داري ميکني تمومش
کن و اونو بذار زمين. اصلا شوخي بردار نيست

00:25:11.011 --> 00:25:13.827
تو فکر ميکني... من که فکر نمي کنم بامزه باشه
اما کتاب خوبيه

00:25:14.035 --> 00:25:16.121
...آره، اين... اين
...ويتمن" فقط"

00:25:16.277 --> 00:25:18.128
فقط 4 تا کپي از اين نسخه ي خطي هستش

00:25:18.129 --> 00:25:19.979
ميدوني اين يعني چي ؟

00:25:20.240 --> 00:25:23.056
ويتمن" خودش اينو تايپ کرده" -
فکر ميکني من دارم شوخي ميکنم؟ -

00:25:23.212 --> 00:25:24.281
...خواهش ميکنم

00:25:24.282 --> 00:25:25.350
ميدوني چيه؟ فکر ميکنم به اين کتاب، بيشتر

00:25:25.506 --> 00:25:28.426
از خانواده ات اهميت ميدي

00:25:28.635 --> 00:25:31.033
براي دست زدن بهش
...بايد دستکش دستت کني

00:25:31.190 --> 00:25:33.484
يا پيش پرداخت رو بگير
يا باهاش خدافظي کن

00:25:33.640 --> 00:25:36.717
...خواهش ميکنم -
منو مجبور به اينکار نکن -

00:25:37.499 --> 00:25:40.366
دلم نميخواد، اما مجبورم

00:26:28.232 --> 00:26:30.526
لعنتي

00:26:54.564 --> 00:26:56.858
<c.yellow>«کـتـاب خـانـه ي سـوان-والـي»</c>

00:27:01.437 --> 00:27:03.523
...سلام. من دنبال ـه

00:27:03.524 --> 00:27:05.608
خانم "لاگرينج" خوابيده. ساکت باشين

00:27:07.590 --> 00:27:09.675
اوه ببخشيد

00:27:09.832 --> 00:27:13.794
ميخواستم بدونم شما اطلاعاتي
در مورد هتل قديمي "چيکرينگ" دارين؟

00:27:14.472 --> 00:27:16.766
پرونده ها رو بررسي ميکنم

00:27:26.934 --> 00:27:29.228
ممنون

00:27:40.126 --> 00:27:43.567
<c.yellow>ادگار پو داستاني در رابطه با
!برج ناقوس کليساي سوان-والي مينويسد</c>

00:27:55.977 --> 00:27:59.157
<c.yellow>!قتل عام بي گناهان
سوان-والي از هم پاشيده، شهروندان در شُک به سر ميبرند</c>

00:27:59.314 --> 00:28:02.964
<c.yellow>وزير خاطر نشان کرد که شيطان در برج ناقوس زندگي ميکند</c>

00:28:06.926 --> 00:28:09.221
<c.yellow>26ام سپتامبر سال 1955</c>

00:28:26.636 --> 00:28:28.930
<c.yellow>شيطان
برج ناقوس</c>

00:29:19.559 --> 00:29:21.854
لطفاً شماره ي دفتر کلانتر
شهر "سوان-والي"رو مرحمت کنين

00:29:22.010 --> 00:29:24.096
يک لحظه

00:29:24.252 --> 00:29:29.779
393-229-39-23 شماره اين هستش
مايل هستين تا ارتباط برقرار بشه؟

00:29:29.935 --> 00:29:32.230
بله

00:29:33.690 --> 00:29:35.827
دفتر کلانتر
ما تعطيليم

00:29:35.984 --> 00:29:38.904
بله، سلام. منم. يادتون مياد؟ نويسنده

00:29:39.217 --> 00:29:42.554
من پاي پنجره ـم
ميرم جلوي در ورودي

00:29:46.151 --> 00:29:48.446
خيلي خب

00:29:49.906 --> 00:29:51.991
ما تعطيليم -
ميتونم باهاتون صحبت کنم؟ -

00:29:52.148 --> 00:29:55.537
ببين، کلانتر ميگه تا وقتي اون جسد اون داخل
هستش، هيچ اتفاقي قرار نيست بيوفته

00:29:55.693 --> 00:29:57.779
اوه، کلانتر کجاست؟ -
الان يک شنبه ست -

00:29:57.935 --> 00:30:02.785
توي کليساست. قضيه ي يه رازه. زياد مذهبي نيستش -
گوش کن، گوش کن -

00:30:02.993 --> 00:30:06.591
گفتي کي مامور شهرباني مياد
تا اون چوب رو از بدن جسد در بياره؟

00:30:06.747 --> 00:30:09.250
من در مورد هيچي، لام تا کام حرف نزدم

00:30:10.136 --> 00:30:13.004
يه نفر گفتش همين هفته -
خب اون يه نفر من نبودم -

00:30:13.161 --> 00:30:15.246
ميتونم بيام داخل؟

00:30:15.403 --> 00:30:19.053
باشه اما ببين، نميتوني به هيچي دست بزني
همه ـشون مدرکن

00:30:21.451 --> 00:30:23.745
به هيچي دست نزن، فهميدي؟

00:30:25.518 --> 00:30:30.159
اين مسئوليتش با منه و منم نميخوام ديگه اون
يارو سرم داد بزنه. از دستش خسته شدم ديگه

00:30:31.306 --> 00:30:33.600
الو؟ -
ميتونم با کلانتر صحبت کنم؟ -

00:30:33.861 --> 00:30:36.155
<i>فقط يه دقيقه</i>

00:30:36.885 --> 00:30:39.179
<i>!بابي</i>

00:30:40.222 --> 00:30:42.516
<i>تلفن</i>

00:30:45.593 --> 00:30:47.678
جانم؟ -
...هي کلانتر، اون -

00:30:47.835 --> 00:30:50.859
نويسنده اي که از خارج از شهر
اومده بود تو دفتر باهامه

00:30:51.485 --> 00:30:53.779
نميدونست الان يکشنبه ست؟

00:30:54.509 --> 00:30:56.803
بده باهاش صحبت کنم

00:30:57.585 --> 00:30:59.723
سلام "بابي"، "هال باليتمور" ـم

00:30:59.879 --> 00:31:03.529
نميتونستم داستان اين دختر بيچاره
رو از سرم بيرون کنم

00:31:03.738 --> 00:31:06.710
واقعاً؟ -
آره، تمام شب خوابش رو مي ديدم -

00:31:06.971 --> 00:31:09.369
ميخوام راجع بهش باهات يه کتاب بنويسم

00:31:12.654 --> 00:31:15.313
<i>!خـفـاش داريـن؟</i>

00:31:16.512 --> 00:31:19.484
پس تو هم کلانتري هم لونه ي خفاش ميسازي

00:31:19.641 --> 00:31:22.092
آره. و اينم يه لونه ي پرونده ست

00:31:22.665 --> 00:31:24.855
کاملاً باهم فرق دارن

00:31:25.011 --> 00:31:27.462
تشخيص دادنشون از هم کار سختيه

00:31:28.088 --> 00:31:30.903
معمولاً من در مورد جن و پري مينويسم
...اما

00:31:31.373 --> 00:31:34.240
اما خوناشام ها چي هستن جز
جادوگرايي که خون مي خورن؟

00:31:34.397 --> 00:31:36.535
کاملاً باهم فرق دارن

00:31:36.691 --> 00:31:38.777
حقيقتش ما اين دور و بر خوناشامي نداشتيم

00:31:38.985 --> 00:31:42.531
يا تا اونجايي که من يادم مياد
هر نوع جن و پري ديگه اي

00:31:42.844 --> 00:31:46.337
ميتونم از خواهرم بپرسم
آخه سن نوح رو داره

00:31:46.546 --> 00:31:49.309
به دفتر من خوش اومدين
بفرمايين بشينين

00:31:51.551 --> 00:31:55.462
<i>...تصورش کن
نوشته شده توسط</i>

00:31:55.723 --> 00:31:59.790
<i>هال بالتيمور و بابي لاگرينج
معرکه ست</i>

00:31:59.946 --> 00:32:03.231
<i>...يا
داستاني از "هال بالتيمور" برگرفته
"از ايده ي "بابي لاگرينج</i>

00:32:03.387 --> 00:32:07.037
منظورت چيه برگرفته از يه ايده؟
من خيلي بيشتر از ايده تو آستين دارم

00:32:07.194 --> 00:32:09.332
من يه شخصيت خيلي عالي دارم -
آره؟ کي؟ -

00:32:09.488 --> 00:32:13.816
!"بابي لاگرينج" -
آروم باش، بگو ببينم چي تو ذهنت داري -

00:32:14.285 --> 00:32:17.570
<i>:من اسمشو گذاشتم
«اعدام خوناشام»</i>

00:32:18.091 --> 00:32:20.386
و اين خوب فروش ميکنه

00:32:20.594 --> 00:32:22.888
بد نيستش. ادامه بده

00:32:23.305 --> 00:32:27.946
دختره... اون کيه؟
فقط يه فراريه؟

00:32:28.676 --> 00:32:31.022
يا فقط يه دختر 12-13 ساله که

00:32:31.179 --> 00:32:33.317
بزرگتر از سنش ديده ميشه؟

00:32:33.473 --> 00:32:35.767
يه آواره؟ بي خانمان؟

00:32:36.080 --> 00:32:38.479
چرا تو بدنش چوب بود؟ -
آره، چرا؟ -

00:32:38.635 --> 00:32:40.929
خب، اون آلت قتاله بودش؟

00:32:41.294 --> 00:32:43.745
يا اينکه ميخ چوبي رو بعد از قتل

00:32:44.110 --> 00:32:47.134
قاتل به عنوان نشانه ي خودش
تو بدنش فرو کرده بود؟

00:32:49.272 --> 00:32:53.130
ميبيني؟ يه سر ميخ چوبي خيلي نرم و صاف بود

00:32:54.330 --> 00:32:56.624
و اثر انگشتي روش نداشت

00:32:57.667 --> 00:33:02.829
و بعدش چوب وارد بدنش شده بود، آروم آروم

00:33:02.985 --> 00:33:05.227
نه با فشار و نه با زور

00:33:05.384 --> 00:33:09.711
يه جوري که بيشتر ميخورد
کار يه ماشين باشه نه آدم

00:33:09.920 --> 00:33:12.005
ماشين؟ -
آره -

00:33:12.162 --> 00:33:15.499
براي همينم اسم داستان رو "اعدام خوناشام" گذاشتم

00:33:15.708 --> 00:33:20.140
من فکر ميکنم اون توسط يه صندلي اعدام ـه طراحي شده

00:33:20.505 --> 00:33:22.799
براي خوناشام ها به قتل رسيده

00:33:25.093 --> 00:33:27.674
دستگاه اعدام، طراحي شده

00:33:27.675 --> 00:33:30.255
به صورت اختصاصي براي کشتن خوناشام ها

00:33:30.411 --> 00:33:33.957
خاصّه. دوست دارم بدونم واقعاً چه شکليه

00:33:34.166 --> 00:33:38.180
خب، من بهش فکر کردم
يه ماکت ازش ساختم

00:33:44.490 --> 00:33:46.575
آماده اي؟ -
آماده ـم -

00:33:46.732 --> 00:33:49.026
اين چطوره؟

00:33:50.694 --> 00:33:52.989
داشته باش

00:34:00.080 --> 00:34:02.374
خوشت اومد؟

00:35:10.314 --> 00:35:12.556
چه کمکي از دستم ساخته ست، "هال" ؟ -
"سلام "سام -

00:35:12.713 --> 00:35:15.528
يادته بهم گفتي اگر بتونم يه ايده ي توپ
پيدا کنم تو بهم پيش پرداخت رو ميدي؟

00:35:15.685 --> 00:35:17.979
يه پيش پرداخت ديگه -
آره، يکي ديگه. بيشتر -

00:35:18.709 --> 00:35:22.255
وقتي حرف از ايده ي خوب زدم منظورم
ايده اي بود که درست حسابي و گيرا باشه

00:35:22.411 --> 00:35:25.070
نه يه ايده ي آبگوشتي و سطحي
و از اين دست چرت و پرتا. ميدوني؟

00:35:25.227 --> 00:35:28.251
"آره، هيچکي نميتونه منظورشو به خوبي تو برسونه، "سام

00:35:28.407 --> 00:35:31.849
:اين اسم داستانه. تو فقط گوش کن
"اعدام خوناشام"

00:35:32.005 --> 00:35:34.299
خوناشام؟

00:35:34.664 --> 00:35:37.636
و شخصيت اول داستان هم
يه دختر بچه ست که به قتل رسيده

00:35:37.793 --> 00:35:40.139
زيباست -
آره زيبائه ولي فقط يه بچه ست -

00:35:40.295 --> 00:35:42.903
نه نه نه، منظورم اينه همين که
به قتل ميرسه زيباست

00:35:43.059 --> 00:35:46.605
اما بايد يه تاريخ و پيشينه اي داشته باشه
نبايد همينطوري کليشه اي در بياد

00:35:47.022 --> 00:35:50.046
خب بهم بگو، اين داستان اعدام چطورياست؟

00:35:50.202 --> 00:35:54.283
حالا از اونش سر در مياريم. منظورم اينه که
يه پايان معرکه و غيرقابل پيش بيني داره

00:35:54.521 --> 00:35:55.833
جدي ميگي؟

00:35:55.869 --> 00:35:58.128
کاملاً جدي ميگم. و فردا صبح هم
سير داستاني کاملش رو برات ميفرستم

00:35:58.336 --> 00:36:02.195
ولي بايد يه چک براي من بنويسي
و همين الان براي "دنيس" بفرستي. شوخي نميکنم

00:36:02.351 --> 00:36:04.645
حقيقتش اگه يه راست به حسابش بريزي
که ديگه چه بهتر

00:36:04.802 --> 00:36:07.305
ميدوني، من فکر نميکنم ايده ي
آنچنان قوي اي باشه

00:36:07.461 --> 00:36:09.729
اما "هال بالتيمور"، استاد داستان هاي جن و پري

00:36:09.730 --> 00:36:11.997
يه داستان در مورد خوناشام ها مينويسه؟

00:36:12.154 --> 00:36:14.448
!بد نيستش ها -
به هيچ وجه -

00:36:14.761 --> 00:36:16.847
اگر يه پايان داشته باشه -
پايان رو داره -

00:36:17.003 --> 00:36:19.297
!بي عيب و نقص -
!بي عيب و نقص -

00:36:20.184 --> 00:36:22.791
سام"، اما بايد کار زنم رو راه بندازي"

00:36:22.947 --> 00:36:26.962
براي همينم هست که دارم اينکارو ميکنم
باشه؟ 25 هزار دلار

00:36:27.118 --> 00:36:30.195
باشه. ميدوني چکار ميکنم؟
براي "دنيس" 10 هزار دلار واريز ميکنم

00:36:30.351 --> 00:36:33.532
گفتم 25 هزار دلار. خيلي هم ممنونت ميشم

00:36:33.740 --> 00:36:36.243
همونطور که گفتم، براي "دنيس" 10 هزار دلار واريز ميکنم

00:36:36.400 --> 00:36:37.833
اما من سير داستاني رو فردا صبح ميخوام

00:36:37.834 --> 00:36:39.267
وگرنه ديگه هيچ پولي نميدم

00:36:39.424 --> 00:36:42.083
سام"؟" -
و از اين ايده هاي آبکي هم نباشه -

00:36:46.046 --> 00:36:50.224
<i>اعدام خوناشام
به قلم هال بالتيمور
(برگرفته شده از ايده ي بابي لاگرينج)</i>

00:36:57.725 --> 00:37:00.593
شب... شرجي بود

00:37:01.115 --> 00:37:04.399
شب... ابري بود

00:37:05.077 --> 00:37:09.718
...غباري نشسته

00:37:10.552 --> 00:37:15.506
...بر روي درياچه ي

00:37:15.871 --> 00:37:18.165
بر روي درياچه ي غليظ بود

00:37:18.352 --> 00:37:22.941
...مه... شناور بود به مانند

00:37:24.505 --> 00:37:33.422
..."سکوت روياي "ويرجينيا

00:37:33.683 --> 00:37:35.977
نه، خيلي بده

00:37:39.262 --> 00:37:42.495
مه بر روي درياچه
...مه روي

00:37:44.790 --> 00:37:49.327
مه بر روي درياچه
فقط "سام" رو شکنجه ميداد

00:37:49.900 --> 00:37:52.872
...نشسته
...شناور شده

00:37:53.707 --> 00:37:56.001
...به مانند اشک

00:37:56.836 --> 00:37:59.286
در مقعد وال؟
!نخيرم

00:38:00.069 --> 00:38:06.170
...مه بر روي درياچه به مانند
لبه ي تيز تيغ بود

00:38:07.004 --> 00:38:10.863
مه روي درياچه منو ياد اولين همسرم ميندازه

00:38:11.228 --> 00:38:15.295
چون به مرور زمان محو ميشه
عقلمو از دست دادم

00:38:15.452 --> 00:38:17.746
حالا من يه ليستي دارم

00:38:17.902 --> 00:38:22.126
ناگهان تبديل به يه بازيکن
بسکتبال سياه پوست شدم

00:38:22.596 --> 00:38:27.236
...اون
...اون تماماً

00:38:28.227 --> 00:38:33.285
من دارم به عنوان يه بازيکن بسکتبال
همجسنگراي دهه ي 60ـي داستان رو تايپ ميکنم

00:38:33.546 --> 00:38:35.632
من از شلوارک هاي کوتاه خوشم مياد

00:38:35.788 --> 00:38:39.439
يکم زيادي لختين اما راحت هم هستن
بهم توي پريدن کمک ميکنن

00:38:41.368 --> 00:38:44.340
روي درياچه مه ـي وجود نداشت

00:38:44.862 --> 00:38:50.084
<i>فقط غبار بود - غباري  غبار آلود - خانم غبار پوش</i>

00:38:50.085 --> 00:38:55.307
<i>خانم "ويکي" کجايي عزيزم؟
<c.yellow>(ويکي اسم دختر هال هست)</c></i>

00:39:11.612 --> 00:39:15.263
<i>دختر نويسنده ي رمان هاي راز آلود
در سانحه ي قايق راني کشته شد</i>

00:40:53.609 --> 00:40:55.330
"دفتر کلانتر "سوان-والي

00:40:55.331 --> 00:40:57.051
معاون کلانتر "آربس" صحبت ميکنه

00:40:57.208 --> 00:41:01.953
آربس"، اين رفيق نويسنده ـمون منو فرستاد"
دنبال اينکه يه چندتا کاري براش انجام بدم

00:41:02.318 --> 00:41:04.612
خب اما الان تو مهمون خونه ـش نيست

00:41:05.447 --> 00:41:09.305
اگه ديديش بهش بگو من نيم ساعت ديگه صبر ميکنم

00:41:09.462 --> 00:41:11.704
و بعدش ديگه ميذارم و ميرم

00:41:11.860 --> 00:41:14.155
به رو چشم، کلانتر

00:41:14.416 --> 00:41:16.554
<i>چرا در قفل نيستش، "آربس"؟ </i>

00:41:16.710 --> 00:41:19.331
"براي تو درو باز گذاشتم، "پي.جي

00:41:20.412 --> 00:41:22.550
پس رژيمت چي ميشه؟

00:41:22.551 --> 00:41:24.688
وقتي تو با همبرگرم مياي ديگه اوضاع فرق ميکنه

00:41:24.845 --> 00:41:29.173
ميخواي يکم ورق بازي کنيم؟ -
باشه، اما کي ميخواي پول منو بدي؟ -

00:41:33.032 --> 00:41:35.952
پي.جي"، اين سيمش رو درست ميکني؟" -
باشه -

00:41:41.688 --> 00:41:44.973
هيچوقت اينجوري بي خبر وارد مُرده خونه نشو

00:41:45.129 --> 00:41:48.415
قلبم نميتونه تحملش کنه -
شرمنده من در زدم -

00:41:49.510 --> 00:41:53.264
خب، کلانتر جاي مهمون خونه ـت منتظره

00:41:53.577 --> 00:41:56.654
<i>:و گفتش
من فقط نيم ساعت اينجا ميمونم</i>

00:41:56.914 --> 00:41:59.209
باشه ممنون

00:41:59.678 --> 00:42:01.972
"تو بهم 18 دلار بدهکاري، "آربس

00:42:02.807 --> 00:42:15.530
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها و سريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:42:23.039 --> 00:42:27.732
اينسنوز، پروپوپوز، اسليپال
<c.yellow>(اسامي داروهاي خواب آور)</c>

00:42:29.193 --> 00:42:31.278
...نايتال
اين يکي رو هم تو ليستت نذاشته بودي

00:42:31.435 --> 00:42:34.407
اما من ازش خوشم اومد گفتم بدرد ميخوره

00:42:34.564 --> 00:42:36.858
اسليپنال -
دقيقاً همون چيزي که نياز داشتم -

00:42:40.456 --> 00:42:43.741
همونطور که گفتي اگه اينا رو باهم بخوري

00:42:43.898 --> 00:42:46.401
اثر خواب آور داره و خوابت ميگيره؟

00:42:47.079 --> 00:42:49.373
که دنبال سرش هم رويا مياد

00:42:50.520 --> 00:42:53.180
اما تو که روي دارو ها رو نخوندي -
چرا خوندم -

00:42:59.489 --> 00:43:03.348
تو اينطوري مينويسي؟
فکر ميکردم همه ي نويسنده هاي شهري

00:43:03.504 --> 00:43:05.695
وقتي ميخوان مطلب بنويسن
نشئه ميکنن و ميرن تو عالم هپروت

00:43:05.696 --> 00:43:07.885
...درسته، درسته، اما

00:43:08.041 --> 00:43:12.213
اون بيرون يه ايده ي داستاني خيلي توپ هستش
و منم يکي رو ميشناسم که منو بهش ميرسونه

00:43:19.826 --> 00:43:22.251
بگو ببينم تو شهر دکتري هستش

00:43:22.252 --> 00:43:24.676
که برام اين دفعه واقعاً يه نسخه بپيچه؟

00:43:24.832 --> 00:43:27.126
من نميتونم اينکارو بکنم
من که جزء مقامات دولتي نيستم

00:43:30.672 --> 00:43:34.270
روح محافظ"، به قلم بابي لاگرينج"

00:43:37.243 --> 00:43:40.632
پوستش به نرمي خامه ي اي
که از کره شناور ميشود، بود

00:43:40.789 --> 00:43:45.117
و يه لباس زنانه ي گشاد ميپوشيد
که مدام من رو بابتش اذيت ميکرد

00:44:14.005 --> 00:44:16.300
چي تو رو برگردونده اينجا؟

00:44:18.229 --> 00:44:20.524
من دارم سعي ميکنم يه راز رو حل کنم

00:44:21.671 --> 00:44:23.965
منتظرت بودم، دوست من

00:44:25.165 --> 00:44:27.511
اينجا، توي سردابه

00:44:37.680 --> 00:44:39.974
بعد از شما -
ممنون -

00:44:45.501 --> 00:44:49.725
...اگه شما "ادگار آلن پو" هستين، پس

00:44:51.759 --> 00:44:54.053
چه کمکي از دستم بر مياد؟

00:44:55.409 --> 00:44:57.704
خب، من براي داستانم يه پايان ندارم

00:44:57.860 --> 00:45:01.093
ميدونستي که "ديکنز" يه بار با من
در رابطه با تکنيکي مناظره کرد
<c.yellow>(چارلز ديکنز، نويسنده ي شهير انگليسي)</c>

00:45:01.249 --> 00:45:04.222
که توش اول پايان داستان رو بنويسيم

00:45:04.378 --> 00:45:07.663
و بعدش از آخر به اول شروع کنيم

00:45:15.485 --> 00:45:17.623
چه چيزايي نياز داري؟

00:45:17.780 --> 00:45:22.838
يه 40-50 خط براي هر صفحه
و حداقل 200 صفحه

00:45:23.516 --> 00:45:26.227
شخصيت اول داستان؟ -
يه دختر زيبا -

00:45:26.436 --> 00:45:29.304
لحن داستان؟ -
ماليخوليايي -

00:45:29.460 --> 00:45:31.755
اين نکته ها که حل شدن

00:45:32.380 --> 00:45:34.883
بريم سراغ ـه يه مرجع ؟
<c.yellow>(چيزي که داستان حول اون بچرخه)</c>

00:45:35.613 --> 00:45:40.463
آره... اين... برج ساعته که به ذهنم خطور کرده

00:45:40.828 --> 00:45:45.052
يه مرجع بايد خلاصه باشه
توي معروفترين کاراي خودم

00:45:45.208 --> 00:45:48.982
هميشه بهترين مرجع ـم يه کلمه بوده

00:45:49.171 --> 00:45:51.309
هيچوقت بيشتر نشده

00:45:51.466 --> 00:45:54.386
سختي اينجاست که کلمات و ريشه ي معاني اي وجود دارن

00:45:54.542 --> 00:45:56.785
که انسان دو پا از گفتنش عاجزه

00:45:56.941 --> 00:46:01.947
و بعدش ناگهان ايده ي يه موجود
که قادر به صحبت کردن باشه به وجود مياد

00:46:02.103 --> 00:46:05.493
و اگر بخوايم خيلي طبيعي
به قضيه نگاه کنيم، يه طوطي هم ميتونه اينکارو بکنه

00:46:06.588 --> 00:46:09.352
البته ميشه اين طوطي رو
به يه کلاغي که بتونه صحبت کنه تبديل کنيم

00:46:09.769 --> 00:46:13.211
اما اگه بخوايم به عنوان پرنده مقايسه بکنيمشون

00:46:13.680 --> 00:46:16.861
از لحاظ لحن داستاني زمين تا آسمون باهم فرق دارن

00:46:17.373 --> 00:46:21.076
حالا جدا از اين حرفا، امکانش هست
يه جرعه اي از اون ويسکي بخورم؟

00:46:21.492 --> 00:46:24.465
بله البته. خواهش ميکنم ادامه بديد

00:46:26.081 --> 00:46:28.376
خب، من به عنوان شخص خودم

00:46:29.575 --> 00:46:31.922
بين همه ي اين موضوعات ماليخوليايي و سياه

00:46:32.599 --> 00:46:36.513
چه چيزي با توجه به ذهن و ادراک بشر
از همه چيز برام تراژيک تر و غم انگيز تره؟

00:46:38.075 --> 00:46:40.369
مرگ

00:46:40.734 --> 00:46:44.958
و کي، اين موضوع ماليخوليايي و سياه

00:46:45.114 --> 00:46:47.200
بيشترين حالت شاعرانه رو داره؟

00:46:47.357 --> 00:46:52.102
وقتي که خودش رو تمام و کمال
در اختيار زيبايي قرار بده

00:46:53.406 --> 00:46:56.639
...مثلا مرگ يه دختر زيبا

00:46:57.212 --> 00:47:01.905
بدون شک، شاعرانه ترين موضوع دنياست

00:47:06.077 --> 00:47:09.779
و همينطور هم بدون شک
مرگ يه دختر جوون زيبا

00:47:09.936 --> 00:47:13.795
براي کساني که عاشقش بودن موضوعي دردناکه

00:47:24.224 --> 00:47:27.092
:پس من بايد اين ايده ها رو ترکيب ميکردم

00:47:27.509 --> 00:47:30.116
يه عاشق که از ديدن معشوقه ـش محروم شده

00:47:30.377 --> 00:47:33.245
و کلاغي که به طور مداوم
عبارت : "ديگه نه" رو تکرار ميکنه

00:47:33.401 --> 00:47:36.269
اونم توي شعري که بيشتر از 100 خط نيست
<c.yellow>(اشاره به شعر معروف "کلاغ"، اثر ادگار آلن پو)</c>

00:47:36.426 --> 00:47:39.450
عبارت "ديگه نه" در پايان هر بند شعر

00:47:39.607 --> 00:47:42.214
که اتفاقاً لحن سياه و ماليخوليايي هم داشت

00:47:46.855 --> 00:47:49.149
چطور پايان داستان رو پيدا ميکني؟

00:47:56.345 --> 00:47:58.651
داستان تو يه تراژديه

00:47:59.839 --> 00:48:03.698
توي هتل قديمي "چيکرينگ"ـي اتفاق
افتاده که من يه زماني توش خوابيدم

00:48:04.793 --> 00:48:10.373
بچه هاي زيادي توي شهر بودن
يتيم ها، فراري ها، بچه هاي گم شده

00:48:12.093 --> 00:48:16.317
چون قانون کاري نميکرد، همه ي بچه ها ميرفتن تحت سرپرستي
"کشيشي به اسم "آلن فلويد

00:48:16.891 --> 00:48:21.532
اون مرد مهربوني بود، بچه ها رو دوست داشت
و ازشون به خوبي مراقبت ميکرد

00:48:21.688 --> 00:48:26.590
بهشون دستورات مذهبي، عشق به خدا
و خوبي کردن رو ياد ميداد

00:48:38.792 --> 00:48:41.087
و يه شب اين حادثه (قتل) رخ داد

00:48:42.129 --> 00:48:45.988
يکي از بچه هاش گم شده بود
و همون موقع بود که به قضيه پي برد

00:48:47.970 --> 00:48:50.264
کي اينجا نيستش؟

00:48:50.473 --> 00:48:52.976
پيتر؟
...اون يکي

00:48:53.289 --> 00:48:55.594
از درياچه که رد نشده؟

00:49:12.374 --> 00:49:16.650
هيچوقت نزديک آدماي اون طرف درياچه نشين

00:49:19.049 --> 00:49:24.263
اين خيلي مهمه
اونا مثل... فاحشه ـن

00:49:25.254 --> 00:49:30.103
کثيفن. اون دزدهاي
...اون طرف درياچه

00:49:31.355 --> 00:49:33.649
اونا... اونا ناميرانن

00:49:35.057 --> 00:49:37.352
خوناشامن

00:49:49.189 --> 00:49:51.483
اون ازشون مراقب ميکرد
و بهشون غذا ميداد

00:49:52.005 --> 00:49:54.977
و نسبت به مسيح موعود اونهارو آگاه ميکرد

00:49:55.916 --> 00:49:58.679
براشون دعا ميکرد

00:49:59.618 --> 00:50:01.704
و نسبت به شيطان اونا رو آگاه ميکرد

00:50:01.860 --> 00:50:04.050
سرت رو برگردون
ممنون

00:50:07.805 --> 00:50:10.412
درسته... همينه

00:50:11.403 --> 00:50:15.314
مطمئن ميشيم که ترگل و خوشگل شدي، درسته؟

00:50:15.470 --> 00:50:19.798
يه روزي باهام ازدواج ميکني
حالا بذار جورابات رو در بيارم

00:50:25.587 --> 00:50:30.175
<i>خبري از داستانت نشد. من منتظرم
پايان داستان کجاست؟</i>

00:50:56.248 --> 00:50:59.325
کجاست؟

00:50:59.533 --> 00:51:03.184
تا حالا يکي از اينا ديدي؟ -
ميخواي باهاش چکار کني؟ -

00:51:03.340 --> 00:51:05.634
با ابتکاره که ميشه يه داستان کارآگاهي ساخت

00:51:06.104 --> 00:51:09.910
و "چارلي چن" هم خيلي سرگرم کننده ست
<c.yellow>(يه کاراگاه خيالي مثل شرلوک هولمز)</c>

00:51:11.005 --> 00:51:14.812
بابي لاگرينج"، يه کاراگاه ـه مبتکره"

00:51:15.855 --> 00:51:18.149
بعد از شما، قربان

00:51:21.852 --> 00:51:25.189
پي.جي"، اسم اين تخته ي بازيه"

00:51:26.076 --> 00:51:28.787
...اينجوري ميتونيم

00:51:30.143 --> 00:51:32.437
به قتل نزديک بشيم

00:51:32.802 --> 00:51:38.747
...و قاتل، احتمالاً
هنوز بين ماست

00:51:39.425 --> 00:51:41.824
بهتر نيست اينکارو توي يه جايي
جز مُرده خونه انجام بديم؟

00:51:45.630 --> 00:51:47.925
يکم نور رو کم کنيم

00:52:03.673 --> 00:52:05.967
!سلام

00:52:07.479 --> 00:52:11.442
ما تو رو ميشناسيم؟ -
بله -

00:52:11.599 --> 00:52:14.310
تو داري تکونش ميدي. ميتونم حسش کنم -
نخيرم -

00:52:14.467 --> 00:52:16.761
خفه شو

00:52:17.595 --> 00:52:21.402
...ا-و-ن

00:52:21.871 --> 00:52:24.166
!اون

00:52:25.574 --> 00:52:27.868
!تو رو ميخواد

00:52:42.260 --> 00:52:44.555
خيلي خب، ما تو رو ميشناسيم؟

00:52:46.484 --> 00:52:48.779
...-م

00:52:49.196 --> 00:52:55.036
<i>م-ن-ا-و-ن-د-خ-ت-ر-م</i>

00:52:55.766 --> 00:52:58.061
!من اون دخترم

00:53:02.962 --> 00:53:05.257
آربس"، اون ديگه چي بود؟"

00:53:11.618 --> 00:53:14.747
ازش بپرس -
چي ازش بپرسم؟ -

00:53:14.904 --> 00:53:17.198
کي تو رو کُشته؟

00:53:19.753 --> 00:53:22.048
<i>...ب</i>

00:53:28.096 --> 00:53:29.635
شريف، زير سر خودته
خودم دارم احساسش ميکنم

00:53:29.636 --> 00:53:31.173
!نخير جونم

00:53:38.473 --> 00:53:40.768
کي تو رو کشته؟

00:53:41.237 --> 00:53:43.532
<i>...ب</i>

00:53:50.154 --> 00:53:52.240
!خب، بچه هاي شرور کنار درياچه

00:53:52.396 --> 00:53:54.691
اونا ابليسن

00:53:55.838 --> 00:53:59.488
و اون يارو پسره، "فلامينگو". اين اونيه
که بقيه رو مبتلا ميکنه

00:53:59.645 --> 00:54:03.451
اون يه خوناشامه! مي بيني؟

00:54:03.608 --> 00:54:05.902
<i>...خدافظ</i>

00:55:05.974 --> 00:55:08.477
يالا "آربس"، تفنگت رو مخفي نگه دار

00:55:23.808 --> 00:55:27.354
تو بايد "سرسي" باشي -
دقيقاً -

00:55:27.510 --> 00:55:30.587
من دنبال "فلامينگو" ميگردم -
همين پشته -

00:55:43.832 --> 00:55:46.856
تحصيل کرده اي. اشعار "بودلر" رو بلدي
<c.yellow>(بودلر، شاعر فرانسوي)</c>

00:55:47.482 --> 00:55:51.497
من با زندگي عجينم، مرد
"و همينطور هم با روياهاي "بودلر

00:56:05.472 --> 00:56:08.340
اميدوار بودم بتوني بهم کمک کني يه دختر گم شده

00:56:08.497 --> 00:56:11.417
که حدودا 12-13 ساله ست رو پيدا کنم

00:56:15.901 --> 00:56:18.196
دختراي زيادي اينجا هستن

00:56:23.150 --> 00:56:27.008
مردم ميگن اتفاقايي که اينجا
ميوفته... شيطانيه

00:56:27.791 --> 00:56:30.085
نگرانش نيستي؟

00:56:30.294 --> 00:56:34.100
به دور و برت نگاه کنم. اينجا
به نظرت شيطاني مياد؟

00:56:38.533 --> 00:56:40.827
!به اون ماه نگاه کن

00:56:43.174 --> 00:56:45.364
خوشگله

00:56:45.520 --> 00:56:47.815
من يکم نگران بودم

00:56:48.545 --> 00:56:50.683
سه روزي ميشه که دختره رو نديديم

00:56:50.839 --> 00:56:53.212
فقط يه دختر بچه ست که من ازش مراقبت ميکنم

00:56:53.213 --> 00:56:55.584
اما نگرانم براش اتفاقي افتاده باشه

00:57:04.136 --> 00:57:06.431
<i>!آربس"! لعنتي"</i>

00:57:23.221 --> 00:57:25.359
تو؟

00:57:25.516 --> 00:57:27.602
چرا بدون يونيفرمي؟

00:57:27.967 --> 00:57:31.773
و به صورت غيررسمي اينجا اومدي
اينجا چه غلطي مي کني؟

00:57:32.451 --> 00:57:36.779
اون گفتش تو باهاش مشکلي نداري
بهم 20 دلار هم داد

00:57:39.439 --> 00:57:41.733
آقاي همکار

00:57:42.150 --> 00:57:44.288
فکر ميکردم از اول تا آخر اين تحقيق

00:57:44.445 --> 00:57:47.208
ما باهم يه تيم هستيم

00:57:47.574 --> 00:57:51.119
بابي لاگرينج" دوست نداره گول بخوره"

00:57:51.954 --> 00:57:54.679
همينطورم دوست نداره کسي دست بندازش

00:57:57.085 --> 00:57:59.380
فلامينگو"ي معروف"

00:57:59.954 --> 00:58:02.717
...واي، واي، واي

00:58:04.282 --> 00:58:06.576
قاتل زن ها

00:58:12.938 --> 00:58:15.232
آربس"، اين قاتل رو دستگير کن"

00:58:17.005 --> 00:58:20.499
خوشش اومد
تازه اومده يا داره ميره؟

00:58:20.916 --> 00:58:23.210
يا شايد همين الانشم رفته؟

00:58:30.459 --> 00:58:32.597
اينا کليداي واقعي ـه ... ؟ -
خودشونن... کليداي واقعي همينان -

00:58:32.753 --> 00:58:34.839
واو، شگفت انگيزه

00:58:34.995 --> 00:58:36.403
اينا جداً کليد هاي برج ساعتن؟

00:58:36.404 --> 00:58:37.811
آره -
واقعا؟ -

00:58:38.176 --> 00:58:40.314
هي! برش گردون! کجا داري باهاش ميري؟

00:58:40.471 --> 00:58:43.197
بيخيال، يه دو ثانيه ست فقط -
چي؟ نميخواي که بري اون بالا؟ -

00:59:18.381 --> 00:59:20.884
جل الخالق! من ديروز اومدم اينجا

00:59:21.144 --> 00:59:25.160
و مشکلي براي باز کردن قفل نداشتم -
ديروز؟ -

00:59:25.316 --> 00:59:27.610
فکر کنم هفته ي پيش بود

00:59:29.644 --> 00:59:32.356
کي؟ -
شايد دو هفته قبل بود -

00:59:32.721 --> 00:59:35.015
بذار من امتحان کنم

00:59:36.997 --> 00:59:39.291
بفرما -
مرسي -

00:59:56.186 --> 00:59:58.481
اين ديگه چه کوفتي بود؟

01:00:02.444 --> 01:00:05.416
خودت بهم بگو. وقتي ميومدي اين بالا
متوجه چيزي مثل اين ميشدي؟

01:00:05.573 --> 01:00:09.796
من نميام اون بالا. اينجا نفرين شده ست
يعني اينو نميفهمي؟

01:00:10.005 --> 01:00:12.091
اين بوي چيه؟ -
!بوي ابليس -

01:00:12.247 --> 01:00:14.385
!ابليس اونجا زندگي ميکنه

01:00:14.542 --> 01:00:17.670
اون بالا فقط خودتي و خودت
!من ديگه دارم ميرم

01:00:18.400 --> 01:00:20.695
!خدافظ شما

01:00:40.811 --> 01:00:50.105
<c.red>توجه</c>
زيرنويس در بخش هايي از فيلم هماهنگ نبوده و بايستي به صورت دستي در لحظه هماهنگ شود
<c.color6ff6ff>براي تنظيم و هماهنگي دستي زيرنويس روي فيلم به آموزش موجود درسايت بلبل جان مراجع کنيد</c>

01:00:53.159 --> 01:00:54.273
با ما بيا، بابايي

01:00:55.244 --> 01:00:57.403
با ما بيا بابايي
بهم کمک کن بابايي

01:00:58.240 --> 01:01:01.212
<i>با ما بيا، بابايي
به من کمک کن بابايي. با ما بيا بابايي</i>

01:01:01.421 --> 01:01:03.506
<i>کمک... با ما بيا بابايي</i>

01:01:03.663 --> 01:01:07.209
<i>با ما بيا... به من کمک کن بابايي</i>

01:01:40.582 --> 01:01:42.876
گوش کن

01:02:24.614 --> 01:02:26.909
اونا شيطانين؟

01:02:27.847 --> 01:02:30.142
نه

01:02:31.133 --> 01:02:33.427
نه

01:02:34.053 --> 01:02:36.347
بهم بگو اون دختره رو کي کشت؟

01:02:36.817 --> 01:02:39.111
بهم بگو

01:02:40.154 --> 01:02:42.500
ميگي که ميخواي حقيقت رو بدوني
اما آيا واقعاً دلت همينو ميخواد؟

01:02:42.709 --> 01:02:45.264
معلومه که ميخوام که حقيقت رو بدونم -
يه عواقبي هم داره -

01:02:46.151 --> 01:02:48.445
مگه چاره ي ديگه اي هم دارم؟

01:02:49.644 --> 01:02:51.939
کل داستان رو بهم بگو

01:02:52.095 --> 01:02:54.390
هرجور مايلي، دوست من

01:02:55.120 --> 01:02:59.448
اتفاقايي افتاده که حتي به خاطر آوردنشون
هم باعث شرمندگيت ميشه

01:03:03.202 --> 01:03:06.644
بيا -
مرسي. چاقوئه خيلي تيزه ها -

01:03:08.886 --> 01:03:11.024
دلم ميخواد بدونم ليموناد چه ترکيب مرموزي داره

01:03:11.181 --> 01:03:14.414
براي همه ـمون يه ليموناد ويژه درست ميکنيم

01:03:16.917 --> 01:03:20.671
آفرين، کارتون خوبه

01:03:20.880 --> 01:03:23.174
اين آبميوه بوي بد ميده -
مراقب باش -

01:03:24.582 --> 01:03:26.876
انگشتت رو بريدي

01:03:34.490 --> 01:03:36.888
بيا "اليس". خواهش ميکنم

01:03:37.149 --> 01:03:39.444
بيا

01:03:40.956 --> 01:03:43.250
ببين چي پيدا کردم

01:03:46.379 --> 01:03:48.439
صبر کن. ديگه به چيزي لب نزن

01:03:48.440 --> 01:03:50.498
ليموناد رو نخور. اون يه چيزي توش ريخته

01:03:51.385 --> 01:03:54.044
!نه، نخور -
!اما من ليموناد دوست دارم -

01:03:54.201 --> 01:03:56.365
!"ويرجينيا" -
خيلي خب، خيلي خب -

01:03:56.366 --> 01:03:58.529
...نه، سرجاتون وايستين

01:03:59.050 --> 01:04:01.658
ويرجينيا" داره خنگ بازي در مياره"

01:04:01.814 --> 01:04:04.838
همه اتون از اين ليموناد شيرين و خوشمزه ميخورين

01:04:14.120 --> 01:04:18.292
!وايستين! وايستين -
!ولش کن -

01:04:19.439 --> 01:04:22.203
و بعدش، اون يه تصميم شوم گرفت

01:04:23.507 --> 01:04:27.365
اون فکر ميکرد که روح بچه ها
نفرين شده تا تبديل به خوناشام بشن

01:04:27.939 --> 01:04:31.503
براي همين توي ليمونادشون داروي خواب آور ريخت
و بعد، گلوشون رو بُريد

01:04:42.018 --> 01:04:44.574
ميشه جلوش رو بگيري؟
!خواهش ميکنم

01:04:45.043 --> 01:04:47.337
يه کاري بکن

01:04:57.506 --> 01:04:59.800
مرگ يا زيبايي؟

01:05:06.058 --> 01:05:09.134
يه بچه، سعي کرد خودش رو نجات بده

01:05:11.272 --> 01:05:13.567
!ويرجينيا

01:05:16.435 --> 01:05:18.729
داري بازي مورد علاقه ـمون رو ميکني؟

01:05:20.398 --> 01:05:22.692
پيدات ميکنم

01:05:33.017 --> 01:05:35.311
!گرفتمت

01:05:43.759 --> 01:05:46.053
!ويرجينيا

01:05:47.148 --> 01:05:49.443
!ويرجينيا

01:06:04.774 --> 01:06:07.746
اوه نه -
!ويرجينيا -

01:08:08.359 --> 01:08:10.653
!گرفتمت

01:08:12.322 --> 01:08:16.181
اما اون هيولا گرفتش، دست و پاش رو بست
و توي سردابه زندانيش کرد

01:08:21.082 --> 01:08:23.377
!نه

01:08:28.487 --> 01:08:30.782
!انقدر جيغ نزن

01:08:30.990 --> 01:08:34.223
بهت که گفتم، خدا ازت
!ميخواد که دهنتو ببندي

01:08:40.637 --> 01:08:43.140
درسته... هرچقدر دلت ميخواد جيغ بکش

01:08:44.235 --> 01:08:46.530
حتي خدا هم ديگه الان نميتونه صدات رو بشنوه

01:10:04.248 --> 01:10:08.889
در اون روز ها، با زيبايي خيره کننده ش
بود که دوستش داشتم

01:10:09.254 --> 01:10:11.966
نه به عنوان "ويرجينيا"ي زنده

01:10:12.122 --> 01:10:14.417
بلکه به عنوان "ويرجينيا"ي روياها

01:10:26.149 --> 01:10:28.444
مي بيني؟

01:10:28.965 --> 01:10:31.260
...دوست عزيز

01:10:32.094 --> 01:10:35.275
اون... خواهر زاده ي خودم بود

01:10:37.882 --> 01:10:40.177
همسر عزيزم بود

01:10:41.793 --> 01:10:44.087
اسمش "ويرجينيا" بود

01:10:44.765 --> 01:10:47.060
اما من خودم اسم هاي زيادي روش گذاشته بودم

01:10:47.633 --> 01:10:49.928
"لنور"

01:10:50.554 --> 01:10:52.848
"برنيس"

01:10:54.204 --> 01:10:58.219
"بانو "لايجيا
"مدئين آشر"

01:10:58.428 --> 01:11:00.513
"آنابل لي"

01:11:00.670 --> 01:11:02.964
"اليونورا"

01:11:55.058 --> 01:11:58.917
!جناب آقاي نويسنده و همکار بنده
!درو باز کن. بيدار شو

01:12:00.220 --> 01:12:02.515
بيدار شو

01:12:04.340 --> 01:12:07.103
!درو باز کن -
باشه، خيلي خب بابا -

01:12:10.754 --> 01:12:13.048
اينو ديدي؟ -
چي؟ -

01:12:15.760 --> 01:12:17.898
من مشترک مجله ي هفتگي "نويسنده" هستم

01:12:18.054 --> 01:12:20.140
و اين خبر تازه توش چاپ شده

01:12:20.296 --> 01:12:22.825
ميگه که تو تازگي 10 هزار دلار پيش پرداخت

01:12:22.826 --> 01:12:25.354
براي يه پروژه به اسم "اعدام خوناشام" گرفتي

01:12:25.563 --> 01:12:29.370
نه، نه. اون پولي بود که از کتاب هاي
قديميم طلبکار بودم

01:12:29.526 --> 01:12:32.394
و کل اون پول رفت تو حساب زنم
!اون خبر کذبه

01:12:32.551 --> 01:12:35.262
...اما داشتم فکر ميکردم از اسم

01:12:35.471 --> 01:12:37.557
<i>"اعدام خوناشام"</i>

01:12:37.713 --> 01:12:40.946
به قلم "هال بالتيمور و بابي لاگرينج" خوشم مياد

01:12:41.572 --> 01:12:43.918
همين الان 5 هزار دلارمو بهم بده

01:12:44.231 --> 01:12:47.203
تا وقتي داستاني نباشه خبري هم از پول نيست

01:12:47.360 --> 01:12:49.875
باشه؟ اول بايد يه پاياني براش پيدا کنيم -
پايان؟ -

01:12:50.228 --> 01:12:53.165
پايانش اينه که کي قاتل بوده! مثل
همه ي داستاناي جنايي ديگه

01:12:53.409 --> 01:12:56.225
حالا بذار از خواب بيدار شم -
پايان يعني قاتل کي بوده -

01:12:56.381 --> 01:12:58.519
خيلي خب -
تو چه ـت شده؟ -

01:12:58.676 --> 01:13:01.961
!داري بهترين داراييت رو الکي هدر ميدي -
آره؟ اون دارايي چيه اونوقت؟ -

01:13:02.169 --> 01:13:04.620
!بابي لاگرينج"ـه کاراگاه"

01:13:05.089 --> 01:13:08.635
تو بايد خيلي بيشتر از اينا
از "بابي لاگرينج" استفاده کني

01:13:08.792 --> 01:13:11.556
چون خودش ميتونه جنايات رو حل کنه

01:13:11.712 --> 01:13:14.528
مشخصه که اين قتل، کار يه قاتل سريالي بوده

01:13:14.684 --> 01:13:18.699
يه نفر که ميخواد دهن دخترا رو
اون طرف درياچه ببنده

01:13:18.856 --> 01:13:22.454
!چون اون دخترا تو ذهن مريض قاتل مثل سيب زمينين

01:13:22.610 --> 01:13:27.825
و بعد قاتل، با ذهن روانپريشي که داره اونا رو جزغاله ميکنه

01:13:28.138 --> 01:13:31.736
چون فکر ميکنه اونا يه مشت فاحشه ي شيطانين

01:13:31.892 --> 01:13:34.969
و اين تفکريه که تو يه ذهن مريض وجود داره

01:13:37.524 --> 01:13:41.956
اينطوري فکر ميکني "بابي"؟
فکر ميکني اونا فاحشه هاي شيطانين؟

01:13:42.113 --> 01:13:44.303
کيا؟ -
اون دختراي جوون -

01:13:44.459 --> 01:13:46.754
آره بابا! همه شون تو اين چيزاي

01:13:46.910 --> 01:13:51.916
شوم و تاريک هستن. مرگ
و... سکس رو هم پرستش ميکنن

01:13:53.898 --> 01:13:56.192
خودت چي فکر ميکني؟

01:13:59.582 --> 01:14:03.180
!اوه نه من نه، تو اينطوري فکر نميکني... نه

01:14:03.388 --> 01:14:05.683
!بابي لگرينج" نه"
!اونا

01:14:06.413 --> 01:14:09.437
اون فاحشه هاي شيطان پرستي که
کنار درياچه زندگي ميکنن

01:14:13.296 --> 01:14:18.458
آره بابا! همه شون تو اين چيزاي شوم و تاريکن
و مرگ و سکس رو هم پرستش ميکنن

01:14:19.345 --> 01:14:22.161
اونا در حق خودشون بدي کردن

01:14:23.517 --> 01:14:27.428
ميدوني؟ با گوشت تن ـشون و
ابليسي که درونشون وجود داره

01:14:33.372 --> 01:14:36.605
آقاي ماجراجو نميتونه بهشون فکر نکنه

01:14:39.317 --> 01:14:41.455
!من نيستم -
!من نيستم -

01:14:41.611 --> 01:14:43.749
اونان -
!اونان -

01:14:43.906 --> 01:14:45.991
گوشت و شيطان

01:14:48.182 --> 01:14:50.372
!من روحشون رو نجات دادم

01:14:51.936 --> 01:14:54.074
...تو

01:14:54.230 --> 01:14:56.316
در حق من قضاوت نکن

01:14:56.473 --> 01:14:59.184
در حق من قضاوت نکن
همه ي حرفات رو بزن

01:14:59.341 --> 01:15:02.157
...اوه خداوندا
من رو ببخش

01:15:02.313 --> 01:15:06.120
من رو بابت اينکه لذت رو
در راه غيرخدايي دنبال کردم ببخش

01:15:07.006 --> 01:15:11.751
من رو از روح و نگاهت محروم نکن

01:15:12.325 --> 01:15:16.288
...شايد روح من غبارآلود شده
اما به تنهايي از پس تميز کردنش بر نميام

01:15:16.601 --> 01:15:19.834
...اما در راه گذر از همه اينا

01:15:28.699 --> 01:15:32.558
...يه داستان قوي

01:16:01.342 --> 01:16:03.428
...من

01:16:03.584 --> 01:16:07.964
حتي نميتونم اون پايين رو نگاه کنم
و بدنم نلرزه. نگاه کن

01:16:10.155 --> 01:16:12.449
منظورت اين لرزش کوچيکه؟

01:16:19.489 --> 01:16:21.783
صبرکن، صبرکن، صبرکن

01:16:28.875 --> 01:16:33.359
جرئت نداري جلوتر بري؟ -
چي داري ميگي؟ پايان داستان رو بهم بگو -

01:16:33.516 --> 01:16:35.654
اگه همين الان تمومش نکني، هر کلمه اي

01:16:35.810 --> 01:16:39.168
که با قلمت مينويسي، يه افسانه ي دروغ به حساب مياد

01:16:40.086 --> 01:16:44.049
خودت... خودت پاياني هستي که دنبالشي

01:16:45.196 --> 01:16:48.221
چطور ميتونم دست بکشم وقتي اينقدر به پايان نزديکم؟

01:16:49.316 --> 01:16:51.610
پس وقتشه که با حقيقت رو به رو بشي

01:16:52.862 --> 01:16:56.669
وقتشه که اين داستان رو تموم کني
راه ديگه اي نيستش

01:17:22.481 --> 01:17:26.548
من واقعا خجالت ميکشم
بايد باهاش مي رفتم. اون دختر کوچولوي منه

01:17:27.226 --> 01:17:31.085
اون دخترمه. ميخواست با دوستاش بره قايق سواري

01:17:31.241 --> 01:17:33.588
فکر ميکردم سوار قايق هاي کوچيک ميشن

01:17:33.744 --> 01:17:37.081
فکر ميکردم قايق مخصوص بچه ها سوار ميشن
نميدونستم که سوار قايق هاي تندرو ميشن

01:17:41.097 --> 01:17:45.268
بايد باهاش ميرفتم اما خيلي مست بودم

01:17:48.554 --> 01:17:50.848
من با يه زني بودم

01:17:52.934 --> 01:17:55.228
واقعا خجالت ميکشم

01:17:57.783 --> 01:18:00.547
زنگ ساعتم رو گذاشتم تا باهاش برم

01:18:00.912 --> 01:18:04.145
اما زمان ساعتم اشتباه بود
براي همين به موقع زنگ نخورد

01:18:09.673 --> 01:18:11.967
...ميتونستم اونجا باشم، اما

01:18:13.896 --> 01:18:17.234
...اگه اونجا بودم شايد

01:18:19.893 --> 01:18:22.188
...واقعاً شرمنده ـم

01:18:22.970 --> 01:18:25.108
...واقعا شرمنده ـم

01:18:25.264 --> 01:18:28.132
...شايد اگر اونجا بودم هنوز زنده بود

01:18:30.948 --> 01:18:35.276
...بايد ميرفتم

01:18:38.301 --> 01:18:40.595
بايد باهاش ميرفتم

01:18:50.503 --> 01:18:54.101
ما در اين روح باهم سهيم هستيم، دوست من

01:18:55.561 --> 01:19:01.349
کار ما، بايد قبر چيزهايي دوست داشتني اي
که از دست داديم باشه

01:20:17.430 --> 01:20:19.724
<i>گناهکار</i>

01:20:19.819 --> 01:20:22.113
...اوه خدايا

01:21:39.706 --> 01:21:42.679
کمکم کن... کمکم کن بابايي

01:22:49.946 --> 01:22:52.710
کاملا عالي! چيز خيلي خوبيه

01:22:52.867 --> 01:22:55.683
!همونطور که گفتم، داستان استخون داريه

01:22:56.152 --> 01:22:58.446
اينطوري فکر ميکني، "سام"؟ -
آره -

01:23:00.219 --> 01:23:03.817
ديگه "هال بالتيمور"، استاد داستان هاي جن و پري نيست

01:23:04.808 --> 01:23:07.102
و نخواهد بود

01:23:09.397 --> 01:23:15.081
<c.yellow>کتاب "اعدام خوناشام" هال بالتيمور 30 هزار
نسخه فروش داشت که آمار بدي نيست</c>

01:23:15.237 --> 01:23:18.627
<c.yellow>خودکشي بابي لاگرينج سرانجام
با توجه به قتل معاونش، آربس</c>

01:23:18.783 --> 01:23:23.007
<c.yellow>به سه قتل "ميخ چوبي" ديگر مرتبط شد</c>

01:23:23.215 --> 01:23:26.344
<c.yellow>دنيس بالتيمور نسخه ي کمياب کتاب
"والت ويتمن" به نام "برگ چمن"</c>

01:23:26.501 --> 01:23:29.629
<c.yellow>رو که مال هال بود، هيچوقت نفروخت
اونها همچنان باهمديگه زندگي ميکنند</c>

01:23:29.838 --> 01:23:32.497
<c.yellow>فلامينگو" هم هيچوقت دوباره ديده نشد"</c>

01:23:37.438 --> 01:23:52.497
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:23:52.738 --> 01:25:01.497
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>