﻿WEBVTT

00:00:07.160 --> 00:00:10.930
شبی در 19 آپریل 1989، یک دونده به طرز بی‌رحمانه‌ای
.در پارک مرکزی نیویورک مورد ضرب و شتم و تجاوز قرار گرفت

00:00:11.951 --> 00:00:19.981
،"پنج نوجوان، به نامهای "آنترون مک‌کری"، "کوین ریچاردسون
.یوسف سلام"، "ریموند سانتانا" و "کوری وایز" مجرم شناخته شدند"

00:00:20.262 --> 00:00:26.932
آنترون مک‌کری"، به منظور حفظ حریم خصوصی خود درخواست"
.کرد فقط صدای وی برای این فیلم ضبط شود

00:00:26.933 --> 00:00:34.933
دادستانهای شهر نیویورک و پلیس درگیر در این پرونده
.هیچ گونه توضیحی ارائه ندادند

00:00:39.000 --> 00:00:47.000
.:Eros &amp; BlueAugust:.
..::wWw.IMDb-Dl.CoM::..

00:00:49.672 --> 00:00:51.608
:"ماتیاس ریس"
...من بهشون ورودی رو نشون دادم

00:00:51.628 --> 00:00:53.851
.همون مسیری که اومده بود

00:00:55.919 --> 00:00:57.783
.بهشون نشون دادم کجا دور زد

00:01:01.876 --> 00:01:04.937
بهشون نشون دادم از کجا
...شاخه‌ی درخت رو برداشتم

00:01:05.454 --> 00:01:07.947
...و پايين جاده رو

00:01:07.967 --> 00:01:10.709
...جايي که با شاخه درخت تو سرش زدم

00:01:10.729 --> 00:01:13.276
.و جايي که اونو کشون کشون تا اونجا بردم

00:01:16.723 --> 00:01:18.364
... فقط ناله می‌کرد

00:01:18.384 --> 00:01:20.692
هي ميگفت بسه
.و سرشو تو دستاش گرفته بود

00:01:20.712 --> 00:01:23.439
.خودت که ميدوني ، درد داشت

00:01:25.672 --> 00:01:27.118
.داشت خونريزی می‌کرد

00:01:30.654 --> 00:01:33.438
...نميتونم توضيح بدم اون شب تو پارک بعد از اينکه

00:01:33.458 --> 00:01:34.935
. از اونجا رفتم چي شد

00:01:34.955 --> 00:01:38.429
اما بهتون اطمينان ميدم که
...اون بچه ها به هيچ وجه

00:01:38.449 --> 00:01:41.490
اومدن اون زن رو نديدن
...يا اصلاً خبر نداشتن

00:01:41.510 --> 00:01:43.295
.که اون از کدوم طرفی داشته می‌اومده

00:01:45.530 --> 00:01:47.373
.من خودم يکي از اونها هستم

00:02:06.502 --> 00:02:08.003
آماده ای؟ -
.بله -

00:02:08.399 --> 00:02:10.442
...تقريبا ساعت 1:30 دقيقه بامداد امروز

00:02:10.462 --> 00:02:12.373
...دو مرد درحال قدم زدن در پارک مرکزي

00:02:12.393 --> 00:02:16.732
،به سمت شمال خيابان شماره 102 بودند
.که در مسير با زني روبرو شدند

00:02:16.752 --> 00:02:19.311
، اون زنده بود
.در حقيقت هنوز زنده است

00:02:19.331 --> 00:02:21.782
.زن فقط يک سوتين بر تن داشت

00:02:21.802 --> 00:02:24.320
،او لخت و عريان در اين منطقه افتاده بود

00:02:24.340 --> 00:02:26.257
و ظاهرا يکي دو ساعتي به
.همين وضع رها شده بود

00:02:26.277 --> 00:02:28.662
.دماي بدنش به شدت افت کرده بود

00:02:28.682 --> 00:02:30.772
...اطراف دهانش  یه تکه پارچه بود

00:02:30.792 --> 00:02:32.636
،که با اون صورتش رو پوشانده بودند

00:02:32.656 --> 00:02:37.110
و از همان پارچه براي بستن دستها
.به صورتش استفاده کرده بودن

00:02:37.130 --> 00:02:39.248
،به سرش به دفعات ضربه وارد شده

00:02:39.268 --> 00:02:40.550
.و بدنش گل آلود بود

00:02:40.570 --> 00:02:43.041
...بنظر ميرسه که از تو جنگل

00:02:43.061 --> 00:02:45.660
.به داخل بوته ها کشيده شده

00:02:45.680 --> 00:02:48.402
...اون به بيمارستان " متروپوليتن " انتقال داده شده

00:02:48.422 --> 00:02:50.573
.که آنجا تحت تدابير و مراقبت هاي جدي است

00:02:57.901 --> 00:03:02.923
...من يه نگاهي به پرونده کردم و بعنوان يه روزنامه نگار

00:03:02.943 --> 00:03:05.150
.شک و ترديد بيشتري داشتم

00:03:05.816 --> 00:03:09.810
ميدونين که خيلي از افراد
...وظيفه‌شون را انجام ندادند

00:03:10.759 --> 00:03:15.280
، خبرنگاران ، پليس ها
.دادستان ها ، وکلاي مدافع

00:03:15.300 --> 00:03:18.998
.اين نشان دهنده آغاز يک جنگ بود

00:03:19.542 --> 00:03:22.705
...و اين مردان جوان نماینده‌هایی

00:03:22.725 --> 00:03:25.336
.برای این دست موارد بودن

00:03:25.787 --> 00:03:30.213
.که حقيقت ، واقعيت و عدالت جزئي از اون نبودن

00:03:47.563 --> 00:03:48.776
...گاوهای نر در حال تاختن هستند

00:03:48.796 --> 00:03:50.780
آقاي " گاتي " شما پاسپورت داريد؟

00:03:50.800 --> 00:03:53.485
...هشدار در مورد شيوع ايدز ، نيويورک

00:03:54.423 --> 00:03:56.073
.اگه خوشت نیاد، اخراج میشی

00:03:57.412 --> 00:03:58.727
...يک حمله نژادپرستانه‌ی وحشيانه

00:03:58.747 --> 00:04:00.631
..."در ميانه کناری ساحل "هووارد

00:04:00.651 --> 00:04:02.869
جمعيتي از سفيدپوستان
...به 3 مرد سياه پوست حمله کردند

00:04:02.889 --> 00:04:05.307
.شهردار نيويورک آن را تصفيه حساب نژادي ناميد

00:04:05.327 --> 00:04:07.095
.دوربينو خاموش کن ، مرد

00:04:10.936 --> 00:04:14.056
.نيويورک " شهري پليسي با رشد جنايي غير قابل کنترل"

00:04:14.076 --> 00:04:16.446
سيستم دادگاه جنايي
.ديگه پاسخگو نيست

00:04:16.512 --> 00:04:18.662
.آنها او را "شورشی مترو " ناميدند

00:04:18.682 --> 00:04:21.368
: گتز" بالاي سر يکي از قربانياش خم شد و گفت"

00:04:21.388 --> 00:04:23.172
.خيلي هم بد بنظر نميرسي "
..."اینم یکی دیگه

00:04:23.192 --> 00:04:24.341
،اگه گلوله ي بيشتري داشتم
به همه شون شليک ميکردم

00:04:24.361 --> 00:04:25.542
.بارها و بارها

00:04:25.562 --> 00:04:27.264
اين زماني است که
.کسي بخاطر خودش استقامت ميکند

00:04:29.736 --> 00:04:31.087
...جوان 25 ساله، مایکل استوارت

00:04:31.107 --> 00:04:32.524
...یوسف هاوکینز 16ساله

00:04:32.544 --> 00:04:34.595
...جايي که "النور بامپرز" 67 ساله زندگي ميکرد

00:04:34.615 --> 00:04:36.799
تا زمانی که پليس براي بيرون کردن او آمد
.ولی با کشتن قضیه به اتمام رسید

00:04:36.819 --> 00:04:40.004
.نيويورک هم اکنون پايتخت خشونت هاي نژادي است

00:04:40.024 --> 00:04:41.373
.من هستم
.من هستم

00:04:41.393 --> 00:04:42.810
.همه
.همه

00:04:42.830 --> 00:04:45.582
اگه بخواين از اسلحه استفاده کنين
.ما هم اسلحه برميداريم

00:04:45.602 --> 00:04:48.020
.هيچ کدام از ما امنيت نداره
...حتي اگه درها را

00:04:48.040 --> 00:04:49.490
.پشت سرش قفل کند

00:04:49.510 --> 00:04:51.728
هم اکنون مرحله ي جديدي از خشونت هاي
.تصادفي در شهر وجود دارد

00:04:51.748 --> 00:04:56.103
اين غيرقابل تحمل است و اين شهر
...با خشم  ، خودش برعليه

00:04:56.123 --> 00:04:58.726
، کساني که مرتکب شرارت و جنايت ميشوند
.قيام خواهد کرد

00:05:08.179 --> 00:05:10.331
هارلم1989

00:05:10.351 --> 00:05:14.306
.محله ي من ، محله کوچکيه

00:05:14.326 --> 00:05:15.374
...زماني که جوانتر بودم ، بچه ها ميگفتن

00:05:15.394 --> 00:05:17.812
.اينجا حومه ي "هارلم "ـه

00:05:17.832 --> 00:05:20.102
.3پروژه متفاوت اطراف محله من بود

00:05:22.607 --> 00:05:25.594
..."ریموند سانتانا"، "کوین ریچاردسون"

00:05:25.614 --> 00:05:30.236
،"کوری وایس"، "یوسف سلام"
. اونها رو نميشناختم

00:05:30.256 --> 00:05:31.524
.ولی اطراف محله مون مي ديدمشون

00:05:41.311 --> 00:05:42.895
.من زماني در " برانکس " زندگي ميکردم

00:05:42.915 --> 00:05:45.100
.تو "برانکس " زندگي آرامش بيشتري داره

00:05:45.120 --> 00:05:47.571
.گرچه، اينم يه پروژه بود

00:05:47.591 --> 00:05:51.846
، همه چيز کاملا برنامه ريزي شده بود
.همه همديگرو ميشناختن

00:05:51.866 --> 00:05:54.852
، زماني که به " هارلم " اومدم
.هارلم" خيلي سريع بود"

00:05:54.872 --> 00:05:55.987
.همه چيز سريع حرکت می‌کرد

00:05:56.007 --> 00:05:59.628
ماشينها سريع حرکت ميکردند
.مردم، حرف زدنشون

00:05:59.648 --> 00:06:00.815
.شوک فرهنگي بزرگي بود

00:06:04.022 --> 00:06:05.607
.مک‌کری"، من فقط يه بچه بودم"

00:06:05.627 --> 00:06:08.311
،من و مادرم صميمي بوديم

00:06:08.331 --> 00:06:11.217
.اما پدرم بهترين دوستم بود

00:06:11.237 --> 00:06:13.388
.فکر می‌کردم يه اَبَرقهرمان‌ـه

00:06:13.408 --> 00:06:16.361
.اون توي همه تيم هاي لیگ کوچیک من مربيگري ميکرد

00:06:16.381 --> 00:06:17.515
.يه معلم عالي بود

00:06:19.419 --> 00:06:22.173
، من دفاع بازي ميکردم
(پرتاب کننده بودم. ( در بيس بال

00:06:22.193 --> 00:06:23.408
...تو يک تيم کوچک تو ميتوني

00:06:23.428 --> 00:06:26.114
هر پستي رو بگيري
.بيرون زمين ، گيرنده ي توپ

00:06:26.134 --> 00:06:27.701
.اما پست مورد علاقه من دفاع بود

00:06:35.051 --> 00:06:36.801
.سانتانا": پدر من اهل " پورتريکو" است"

00:06:36.821 --> 00:06:39.507
و مادرم يک دورگه
.پروتريکويي سياه پوست‌ـه

00:06:39.527 --> 00:06:41.644
بنابراين ، پدرم شبيه به
.پورتريکويي با پوست روشن‌ـه

00:06:41.664 --> 00:06:44.282
.و از طرفي مادرم پوست تيره تري داشت

00:06:44.302 --> 00:06:46.839
.پس ، ما تو هر دوتا دنیا بودیم

00:06:52.919 --> 00:06:55.238
.یوسف سلام": من در اسکيت سواري مهارت داشتم"

00:06:55.258 --> 00:06:58.444
.توي بازيهايي مثل قايم باشک مهارت داشتم

00:06:58.464 --> 00:07:00.515
...عادت داشتم با مردم زيادي از

00:07:00.535 --> 00:07:01.468
.محله مون بچرخم

00:07:03.840 --> 00:07:06.125
کوری وایس": بچه که بودم "يوسف" رو ميشناختم"

00:07:06.145 --> 00:07:08.429
.و بايد بگم او بچه ي خوبي بود

00:07:08.449 --> 00:07:13.841
..."او و خانواده اش به مجتمع "اسکامبورگ

00:07:13.861 --> 00:07:15.796
.نقل مکان کردند

00:07:19.071 --> 00:07:22.425
"کوری" و "یوسف"
.ما توي همچين ساختماني بزرگ شديم

00:07:22.445 --> 00:07:25.298
...پس معلومه که ما همدیگه رو دیده بودیم و والدینمون هم

00:07:25.318 --> 00:07:27.552
.روزانه با هم برخورد داشتن

00:07:31.662 --> 00:07:33.847
.او برام مادر ، خواهر و برادر بود

00:07:33.867 --> 00:07:35.984
...مادرم مجرد بود

00:07:36.004 --> 00:07:37.472
.توي دانشگاه "پارسونز" تدريس ميکرد

00:07:39.344 --> 00:07:43.031
همه ما رو تشويق ميکرد که
.کارهاي خوب و باهدف انجام بديم

00:07:43.051 --> 00:07:44.019
.هرکاری باشه

00:07:47.460 --> 00:07:49.678
...زماني که بچه بودم مشکل شنوايي داشتم

00:07:49.698 --> 00:07:50.832
.مشکل شنوايي کوچيک

00:07:54.006 --> 00:07:57.660
اما فهميدم فقط خودم هستم که ميتونم اينو ناديده بگيرم

00:07:57.680 --> 00:08:00.183
.و به جايي برسم که روي زندگيم تاثير نذاره

00:08:03.725 --> 00:08:05.910
.من توي خانواده بزرگي رشد کردم

00:08:05.930 --> 00:08:07.813
.زنان زيادي توي خانواده ام بودند

00:08:07.833 --> 00:08:10.519
.مادرم به  اضافه 4 خواهرم

00:08:10.539 --> 00:08:13.592
او يه بچه است و همونطوري
.هم رفتار کرده

00:08:13.612 --> 00:08:19.236
.تنها پسر مامان بغير از 5بچه و يک نوزاد

00:08:19.256 --> 00:08:22.226
.پس اون تو قلب ما بود
.دوست داشتني ، شيرين براي همه

00:08:25.334 --> 00:08:26.551
...اون موقع من

00:08:26.571 --> 00:08:27.586
...عاشق موسیقی و

00:08:27.606 --> 00:08:31.453
.دیدن فیلم بودم
...ترکونده بود  "MTV Raps" برنامه‌ی

00:08:31.473 --> 00:08:32.533
.و ما هم نگاه ميکرديم

00:08:32.553 --> 00:08:35.182
...فیلم رو ضبط میکرديم و بارها و بارها تو کل روز

00:08:35.202 --> 00:08:36.759
.نگاه می‌کردیم

00:08:36.779 --> 00:08:38.557
: پدرم ميومد خونه و ميگفت

00:08:38.577 --> 00:08:40.871
از وقتي که من رفتم تو هنوز داري"
"اين ويدئو رو نگاه ميکني؟

00:08:40.891 --> 00:08:42.961
.همون، چشم‌انداز منو مشخص کرده بود

00:08:44.238 --> 00:08:49.147
...فکر کنم همون موقع بود که فهمیدم چی میخوام

00:08:49.167 --> 00:08:52.386
...اما من هرگز
.من هرگز به اونجا نرسيدم

00:09:09.681 --> 00:09:13.163
...نيويورک" در اواخر دهه 1980"

00:09:13.183 --> 00:09:16.632
.بطور کامل متضاد و دو دسته بود

00:09:16.652 --> 00:09:19.765
ثروت زيادي در حال تزريق به شهر بود

00:09:19.785 --> 00:09:24.234
...بغير از صنايع مالي که حدودا در اوايل 1980

00:09:24.254 --> 00:09:26.352
.غوغا کرده بودند

00:09:27.655 --> 00:09:31.370
بنابراين شهري که براي چندين دهه دچار سقوط شده بود

00:09:31.390 --> 00:09:35.070
.برگشت و تغيير کرد

00:09:35.090 --> 00:09:41.406
...اما تمام يک سمت شهر که در اختيار

00:09:41.426 --> 00:09:47.342
...قاچاقچيان دارو ، کراک و... بود بطور کامل

00:09:47.362 --> 00:09:48.341
.توسط اونها قرق شده بود

00:09:48.361 --> 00:09:49.928
.و ضررهاي هنگفتي بوجود اومده بود

00:09:52.229 --> 00:09:55.710
...بخاطر وجود همين اختلافات اجتماعي بود

00:09:55.730 --> 00:09:57.863
.که شهر "نيويورک" دو قسمت شده بود

00:10:06.633 --> 00:10:09.649
...اين شهر ، زماني که من واردش شدم

00:10:09.669 --> 00:10:14.084
.در مرز ورشکستگي قرار داشت و مردم هم اميدي به بهبود نداشتند

00:10:14.104 --> 00:10:15.584
...ما شهري بوديم سرشار از

00:10:15.604 --> 00:10:19.486
.بحران هاي متوالي و يک بحران عظيم اقتصادي

00:10:19.506 --> 00:10:22.520
.سيستم آموزش و پرورش در حال فروپاشي بود

00:10:22.540 --> 00:10:24.587
...نهادهاي سياسي در جلب مردم شکست خورده بودند

00:10:24.607 --> 00:10:27.289
.و نتونسته بودن به اهدافشون برسن

00:10:27.309 --> 00:10:29.222
...همسايگان قدیمی ، شيک ، زيبا

00:10:29.242 --> 00:10:32.257
.و نجيب از هم جدا شده بودن

00:10:32.277 --> 00:10:36.292
.و البته که مهمتر از همه جنايت بود

00:10:36.312 --> 00:10:39.726
...چندين حادثه براي من اتفاق افتاد که من

00:10:39.746 --> 00:10:42.494
اونها رو بعنوان بخشي طبیعی
.از زندگي در "نيويورک" ميدونستم

00:10:42.514 --> 00:10:45.361
...زد و خورد ها و غارت ها و دزدي ها

00:10:45.381 --> 00:10:48.195
.و من حتي يک کدوم از اينها رو گزارش ندادم

00:10:48.215 --> 00:10:50.080
.فقط فکر کردم اینطوری بهتره

00:10:51.382 --> 00:10:53.298
...مردم به این باور رسیده بودن

00:10:53.318 --> 00:10:57.465
...که بلوکشون امنه ، خيابونايي که توش راه ميرفتن

00:10:57.485 --> 00:11:00.299
.تا به مترو برسن براي رفتن سرکار ، امنه

00:11:00.319 --> 00:11:03.000
...خط متروشون ،که اونها رو هر روز

00:11:03.020 --> 00:11:05.034
...با قطار به همون نقطه ميرسوند

00:11:05.054 --> 00:11:06.535
.امنه

00:11:06.555 --> 00:11:12.269
...اونها از اين طريق يک مسير امن رو معين کرده بودن

00:11:12.289 --> 00:11:14.355
.بهش ميگفتن ، باغ وحشت

00:11:17.191 --> 00:11:23.907
حدوداي سال 84 بود که کراک وارد "نيويورک" شد

00:11:23.927 --> 00:11:26.207
.و باعث افزايش جرم و جنايت شد

00:11:26.227 --> 00:11:29.509
.هيچ شکي درش نيست

00:11:29.529 --> 00:11:31.209
...زمانيکه جنگ کراک اتفاق افتاد

00:11:31.229 --> 00:11:35.511
همه نوجوانان به سرعت صاحب پول زياد و اسلحه شدند.

00:11:35.531 --> 00:11:39.079
...تو "بدفورد استای‌وسنت" جنجال به پا شد

00:11:39.099 --> 00:11:40.646
...تو "هارلم" جنجال به پا شد

00:11:40.666 --> 00:11:43.914
 .تو "براونز‌ویل" شرق نیویورک جنجال به پا شد

00:11:43.934 --> 00:11:45.682
.باید می‌ترسیدیم

00:11:45.702 --> 00:11:48.848
.اگه نمی‌ترسیدیم غیرمنطقی بود

00:11:48.868 --> 00:11:52.850
اما مردم از رشد فزاينده جنايت ها رنج ميبردند

00:11:52.870 --> 00:11:57.352
،نزاع هاي گروهي ، نزاع بر سر مواد مخدر
.واقعيتي بود که مردم ما رو به خاطرش مقصر می‌دونستن

00:11:57.372 --> 00:12:01.453
...بيشترين قاتلين افراد فقير ، جوان

00:12:01.473 --> 00:12:05.020
.طبقه سياهان کارگر و بچه هاي سياه بود

00:12:05.040 --> 00:12:07.222
...:و غالب پيام اجتماعي اين بود

00:12:07.242 --> 00:12:09.774
.زنده يا مرده بودن تو براي کسي مهم نيست

00:12:17.744 --> 00:12:20.726
...تا جايي که به من مربوطه ، اواخر دهه هشتاد

00:12:20.746 --> 00:12:24.927
در "نيويورک" جامعه سياه پوستان
.زير شکنجه و حمله قرار داشت

00:12:24.947 --> 00:12:28.462
"در معرض خطرترين گونه ها در آمريکا"

00:12:28.482 --> 00:12:33.415
. که يک تعبير عمومي بود براي مردان جوان سياه پوست

00:12:47.520 --> 00:12:49.769
.شب خوبي بود

00:12:49.789 --> 00:12:53.770
...ما رفتيم بيرون ، بسکتبال بازي ميکرديم

00:12:53.790 --> 00:12:55.055
.جايي که من در "اسکامبورگ" زندگي ميکردم

00:12:57.124 --> 00:12:58.772
.تعطيلات داشت شروع ميشد

00:12:58.792 --> 00:13:00.907
.مدرسه تعطیل بود

00:13:00.927 --> 00:13:02.540
.دوتا از دوستام خواستن بچه‌ها برن جايي دیگه بازی کنن

00:13:02.560 --> 00:13:04.975
...من بهش گفتم

00:13:04.995 --> 00:13:07.375
.این دور و بر زیاد دردسر درست کردی"

00:13:07.395 --> 00:13:09.475
".برو پارک

00:13:09.495 --> 00:13:11.261
.من اونشب اونو فرستادمش به اون پارک

00:13:13.963 --> 00:13:15.429
.پس، منم احساس گناه ميکنم

00:13:20.898 --> 00:13:22.580
...در حال بيرون اومدن

00:13:22.600 --> 00:13:25.448
.از رستوران خيابان 110 ام بودم

00:13:25.468 --> 00:13:27.200
.تمام خيابان 110ام رو قدم زديم

00:13:28.801 --> 00:13:32.683
..."تقريبا جلوي وروردي مجتمع "اسکامبورگ

00:13:32.703 --> 00:13:37.552
"ورودي خيابان 110 ام و "مديسون
.گروهي از مردم بودند

00:13:37.572 --> 00:13:42.805
.مردم رو اون گوشه ديدم که اجتماع کردند

00:13:44.440 --> 00:13:47.121
...چه بچه هاي خوب و چه بد

00:13:47.141 --> 00:13:51.323
.ميان بيرون تا کمي تفريح کنند

00:13:51.343 --> 00:13:53.624
.من چهره بعضي هاشون رو نمي شناختم

00:13:53.644 --> 00:13:55.458
...بعضي هاشون ميومدن مدرسه من

00:13:55.478 --> 00:13:56.909
.بعضي هاشون در همسايگي ما زندگي مي کردن

00:13:58.311 --> 00:14:00.193
.يوسف" اومد سمت من"

00:14:00.213 --> 00:14:01.193
...کوري" رو ديدم. گفتم"

00:14:01.213 --> 00:14:02.626
.هي بيا اينجا"

00:14:02.646 --> 00:14:04.394
".ما ميخوايم توي پارک اجتماع کنيم

00:14:04.414 --> 00:14:08.395
.دوست صميميم عقب کشید

00:14:08.415 --> 00:14:11.130
همه‌مون داشتیم بسکتبال بازی می‌کردیم
.و اون انگار داشت ميگفت : نرو

00:14:11.150 --> 00:14:12.181
.اينجا بمون

00:14:13.916 --> 00:14:15.416
.مورد بعدی که می‌دونم اینه که داشتیم می‌رفتیم پارک

00:14:26.553 --> 00:14:28.736
...چند نفری قدم می‌زدیم

00:14:28.756 --> 00:14:30.603
.همدیگه رو دست مینداختیم

00:14:30.623 --> 00:14:32.636
،می‌پریدیم رو سر و کول همدیگه
.همدیگه رو کتک می‌زدیم

00:14:32.656 --> 00:14:33.770
.مسخره بازی درمی‌آوردیم

00:14:33.790 --> 00:14:35.722
.به سمت جاده ي اصلي حرکت کرديم

00:14:38.057 --> 00:14:39.990
.و مردم به ماشينها سنگ ميزدن

00:14:42.226 --> 00:14:45.375
.دونفر ، رو موتور دو پشته سوار شده بودند

00:14:45.395 --> 00:14:48.508
و چندتا بچه اذيتشون ميکردن
.يا بهشون چيزايي ميگفتن

00:14:48.528 --> 00:14:50.009
...و اونها سعي ميکردن مقاومت کنن

00:14:50.029 --> 00:14:53.777
...و موتورسوارا خودشونو نگه داشتن و تعادلشون حفظ کردن

00:14:53.797 --> 00:14:56.145
.و به راهشون ادامه دادن

00:14:56.165 --> 00:14:58.912
...يه بي خانمان داشت از خيابون رد ميشد

00:14:58.932 --> 00:15:00.964
.و پسرا محاصره اش کردن

00:15:02.532 --> 00:15:04.547
.یه کم غذا همراهش داشت

00:15:04.567 --> 00:15:05.582
...بضي از بچه ها از گروه جدا شدن

00:15:05.602 --> 00:15:08.199
.غذاشو گرفتن و کتکش زدن

00:15:09.701 --> 00:15:11.783
واقعا بدجوري داشتن اونو ميزدن

00:15:11.803 --> 00:15:15.118
...و یه موقع یه نفر

00:15:15.138 --> 00:15:19.252
.يه بطري آبجو آورد و بعد با اون به سرش زدن

00:15:19.272 --> 00:15:20.819
...می‌دونی، یه جورایی باورنکردنی بود

00:15:20.839 --> 00:15:23.654
...دیدن اون کارا، و دیدن ربودن این یارو

00:15:23.674 --> 00:15:26.372
.حمله کردن به این نوجوون‌ها

00:15:28.307 --> 00:15:32.224
.يادمه وقتي پليس اومد همه متفرق شدن

00:15:32.244 --> 00:15:34.158
...اونها یه چراغ روشن کردن و گروه یه جورایی

00:15:34.178 --> 00:15:36.958
.ناپديد شدند. همه شون فرار کردن.

00:15:36.978 --> 00:15:40.159
.وقتش بود که من برم خونه

00:15:40.179 --> 00:15:43.046
.از پارک وقتي بيرون اومدم که همه پراکنده شده بودند

00:15:45.247 --> 00:15:47.128
...داشتيم ميرفتيم بيرون که يه نفر گفت

00:15:47.148 --> 00:15:48.662
...بريم بقيه پسرا رو پيدا کنيم

00:15:48.682 --> 00:15:49.796
.و در بريم

00:15:49.816 --> 00:15:51.681
"بریم خونه"
.و همین کارو هم کردیم

00:15:54.550 --> 00:15:58.120
ما از خاکريزهاي خيابان69 ام پايين رفتيم

00:15:58.140 --> 00:16:00.792
.و از صخره هاي طرف ديگه بالا رفتيم

00:16:00.812 --> 00:16:02.011
.نزديک يه مخزن آب بوديم

00:16:04.149 --> 00:16:07.501
...يادم يه مرد داشت مي دويد و تعدادي بچه

00:16:07.521 --> 00:16:09.605
.بهش سنگ پرتاب مي کردن

00:16:09.625 --> 00:16:11.742
.و اونم همونطوري مي دويد

00:16:11.762 --> 00:16:14.079
.يه نفر ديگه هم داشت مي دويد

00:16:14.099 --> 00:16:16.115
...و زماني که به وسط منطقه رسيد

00:16:16.135 --> 00:16:18.085
.اونها بيرون اومدن و پريدن روش

00:16:18.105 --> 00:16:21.507
.ما از دور تماشا مي کرديم
.من این کارو نکردم

00:16:23.946 --> 00:16:26.364
،من اینجوری بودم، وای، اين پسر اونو بلندش کرد

00:16:26.384 --> 00:16:27.933
.و کوبوندش به دروازه

00:16:27.953 --> 00:16:30.103
.بعدشم شروع کرد به مشت و لگد زدن بهش

00:16:30.123 --> 00:16:32.158
.بعد يه نفر داد زد: پليس

00:16:34.129 --> 00:16:36.612
.آشوب

00:16:36.632 --> 00:16:37.981
...بعضي از يک طرف

00:16:38.001 --> 00:16:40.418
.و بعضي هاشون از طرف ديگه فرار کردند

00:16:40.438 --> 00:16:42.122
سعي کرديم يه راه خروج پيدا کنيم

00:16:42.142 --> 00:16:43.174
.به بيرون پارک

00:16:44.778 --> 00:16:47.397
.فکر کنم بين ساعتاي 9 تا 10 شب بود

00:16:47.417 --> 00:16:49.700
...من اون زمان در حال ترک پارک بودم

00:16:49.720 --> 00:16:50.753
.چونکه من سري مقررات داشتم

00:16:54.159 --> 00:16:56.910
... يادم مياد با اين گروه کوچک

00:16:56.930 --> 00:16:58.565
.تا 1 ، 2 و 3 قطار در "برادوي" راه رفتيم

00:17:00.536 --> 00:17:02.085
...تنها جرم  من اونشب

00:17:02.105 --> 00:17:03.640
.پريدن از روي نرده بود

00:17:06.611 --> 00:17:08.495
...تو پارک مرکزي غربی

00:17:08.515 --> 00:17:10.131
...يه ماشين جلوي من ترمز کرد

00:17:10.151 --> 00:17:11.766
.و دو مامور پريدن بيرون

00:17:11.786 --> 00:17:15.306
...يکيشون منو گرفت

00:17:15.326 --> 00:17:17.542
و وقتي برگشتم ،  جمعيت پراکنده شده بود

00:17:17.562 --> 00:17:18.611
.و همه فرار مي کردند

00:17:18.631 --> 00:17:21.549
...پليس منو تعقيب ميکرد و منم جايي نداشتم

00:17:21.569 --> 00:17:24.387
اونجا يه ديوار بود که ازش پريدم

00:17:24.407 --> 00:17:27.524
.و برگشتم داخل پارک

00:17:27.544 --> 00:17:29.394
.بهمون دستبند زدند و گذاشتنمون توي ماشين

00:17:29.414 --> 00:17:31.364
...و بعش همکارش دويد و از بالاي ديوار

00:17:31.384 --> 00:17:33.351
.پريد داخل پارک

00:17:35.356 --> 00:17:38.842
.يه نفر گفت : بايست و گرنه شليک ميکنم

00:17:38.862 --> 00:17:42.147
.ترسم داشت بيشتر و بيشتر ميشد پس فقط فرار ميکردم

00:17:42.167 --> 00:17:44.350
.يکي از پليسا زد زير پام

00:17:44.370 --> 00:17:48.089
.تمام لباسام کثيف و گلي شده بود

00:17:48.109 --> 00:17:52.897
.او يه کلاه داشت که اونو جلوي صورتم مي چرخوند

00:17:52.917 --> 00:17:54.618
...بهم دستبند زد و من گفتم

00:18:06.470 --> 00:18:10.358
فکر کنم يه چيزي مثل اين گفتم : چه خبر شده؟

00:18:10.378 --> 00:18:13.227
...و گفت

00:18:13.247 --> 00:18:16.467
اونم گفت: من بهت نگفتم ندو؟

00:18:16.487 --> 00:18:19.037
"و شبيه اين " کوچولو ، حيوون کوچولو

00:18:19.057 --> 00:18:21.707
.و چيزاي ديگه

00:18:21.727 --> 00:18:27.501
".من گفتم : "خودت مي دوني که من کاري نکردم

00:18:31.476 --> 00:18:33.827
.و يه مدتي داخل ماشين پليس نشستيم

00:18:33.847 --> 00:18:35.228
...اونا يه چند نفري رو دستگير کردن

00:18:35.248 --> 00:18:38.184
..و ما رو هم به کلانتری فرستادن

00:18:51.639 --> 00:18:53.189
.ما رو بردند داخل

00:18:53.209 --> 00:18:55.659
...ازمون عکس گرفتن

00:18:55.679 --> 00:18:56.880
.و بعدش ما رو انداختن توي يه اتاق

00:18:58.950 --> 00:19:01.401
.14سالم بود. هیچوقت بازداشت نشده بودم

00:19:01.421 --> 00:19:04.707
.هيچ وقت بهم دستبند نزده بودن

00:19:04.727 --> 00:19:05.828
.تا حد مرگ مي ترسيدم

00:19:07.164 --> 00:19:09.915
.می‌تونم پليسي رو که بهم زل زده بود رو بياد بيارم

00:19:09.935 --> 00:19:14.788
"گفت :" اون چيه روي صورتت؟

00:19:14.808 --> 00:19:18.862
منم گفتم :" يکي از خودتون ، يکي از آدماي خودتون

00:19:18.882 --> 00:19:20.532
".منو زد

00:19:20.552 --> 00:19:23.737
"و اونم گفت :" کدوم يکي از همکارام؟

00:19:23.757 --> 00:19:26.007
.کجا؟ بيا جلو به من نشونش بده

00:19:26.027 --> 00:19:27.961
.ميدوني ، انگار داشتم دروغ می‌گفتم

00:19:30.666 --> 00:19:33.518
: ازم پرسيد :" بعدش چي ميشه؟" و بچه ها گفتن

00:19:33.538 --> 00:19:35.588
...يه بليط دادگاه خانواده بهت ميديم"

00:19:35.608 --> 00:19:38.126
."و تو هم بدون اتلاف وقت اونجا خواهي بود

00:19:38.146 --> 00:19:40.714
.خيلي وقت بود اونجا نشسته بوديم

00:19:49.394 --> 00:19:51.479
...بعد از مدتي

00:19:51.499 --> 00:19:53.968
.اونا به والدينمون زنگ زدند

00:19:55.905 --> 00:19:59.209
...با مادرم از کلانتری تماس گرفتن

00:19:59.259 --> 00:20:02.408
. و بهش گفتن بياد "کوين" رو از اونجا ببره

00:20:02.428 --> 00:20:05.144
...اونجا حوزه پارک مرکزي بود

00:20:05.164 --> 00:20:08.614
.که من معتقدم يه اجتماع غيرقانوني ست

00:20:08.634 --> 00:20:12.684
:3تا پليس در خونه منو زدن و گفتن

00:20:12.704 --> 00:20:15.320
"خبر نداري پسرت توي اداره پليسه؟"

00:20:15.340 --> 00:20:16.855
".من گفتم :"نه

00:20:16.875 --> 00:20:18.823
".گفتن:" يالا بريم

00:20:18.843 --> 00:20:20.325
من لباس پوشيدم

00:20:20.345 --> 00:20:22.594
...و مادرم که اونجا بود

00:20:22.614 --> 00:20:23.928
.خيلي ترسيد

00:20:23.948 --> 00:20:25.764
".و گفت :" منم باهات ميام

00:20:25.784 --> 00:20:28.767
.اونم باهام اومد

00:20:28.787 --> 00:20:31.535
.والدين زيادي رو ديدم

00:20:31.555 --> 00:20:34.405
...احساس بهتري داشتيم

00:20:34.425 --> 00:20:37.626
.فکر می‌کردیم همه‌چی درست میشه

00:20:49.538 --> 00:20:51.154
...دونده حدود ساعت 1:30 صبح

00:20:51.174 --> 00:20:53.957
.توسط عابرين پيدا شده بود

00:20:53.977 --> 00:20:58.861
...زير درختي در شمال شرقي منتهي به پارک بود

00:20:58.881 --> 00:21:02.464
.و اونو به بيمارستان "متروپوليتن" منتقل کردن

00:21:02.484 --> 00:21:04.533
.جمجمه‌اش شکسته بود

00:21:04.553 --> 00:21:09.172
.مقدار زيادي از مايعات بدنشو از دست داده بود

00:21:09.192 --> 00:21:12.759
.تقريبا مرده بود

00:21:14.562 --> 00:21:18.513
... بچه ها تقريبا آزاد شده بودند تا زمانيکه

00:21:18.533 --> 00:21:21.916
...کاراگاهي که از شدت جراحات قرباني آگاه شده بود

00:21:21.936 --> 00:21:26.620
".با کلانتری تماس گرفت و گفت :" اون بچه ها رو نگه دارين

00:21:26.640 --> 00:21:28.255
...و اون از اون لحظاتي بود

00:21:28.275 --> 00:21:32.378
.که همه چيز يه سمت اونا نشونه رفته بود

00:21:35.181 --> 00:21:37.331
، دفعه بعدی که صدای مادرمو شنيدم

00:21:37.351 --> 00:21:38.398
.وقتی بود که منو بيدار کرد

00:21:38.418 --> 00:21:39.566
: و گفت

00:21:39.586 --> 00:21:41.968
".من هنوز تو کلانتری هستم"

00:21:41.988 --> 00:21:43.504
"منم بهش گفتم :" چرا هنوز اونجايي؟

00:21:43.524 --> 00:21:46.239
.اونم گفت :" خب ، اونا ميگن

00:21:46.259 --> 00:21:47.907
".درگير کاغذبازي‌ان

00:21:47.927 --> 00:21:49.509
.من مونده بودم چي شده

00:21:49.529 --> 00:21:52.111
...بهشون گفتم ميتونم پسرمو ببينم یا نه چون

00:21:52.131 --> 00:21:54.079
.توي اتاق روبرو با بقيه ديدمش

00:21:54.099 --> 00:21:57.416
".اونا هم گفتن :" نه ، بايد تا صبح صبر کنين

00:21:57.436 --> 00:22:01.086
".منم به مادرم گفتم :" پيشش بمونه و بذاره من برم سرکار

00:22:01.106 --> 00:22:03.555
.احتمالا تا صبح هر جوري شده آزادش ميکنن

00:22:03.575 --> 00:22:07.377
.همه چيز مرتب بود و منم رفتم سرکار

00:22:20.891 --> 00:22:23.074
...ابتدا پرونده به حوزه پارک مرکزي

00:22:23.094 --> 00:22:25.042
.داده شده بود

00:22:25.062 --> 00:22:29.480
اما چون گمان مي‌رفت اون زن
فوت خواهد کرد و پرونده هاي قتل

00:22:29.500 --> 00:22:32.215
.اختصاصاً به دايره جنايي تحويل داده ميشه

00:22:32.235 --> 00:22:36.319
...و "منهتن شمالي" حوزه ي با اعتباري بود

00:22:36.339 --> 00:22:37.320
.به خاطر کارآگاهاش

00:22:37.340 --> 00:22:39.423
... با پرونده هاي تمام شده زياد و

00:22:39.443 --> 00:22:42.159
.ثابت قدم بودنشان

00:22:42.179 --> 00:22:47.196
دو دادستان
."ليندا فرستين" و " اليزابت لدرر"

00:22:47.216 --> 00:22:49.866
.اونا هم جزيي از بازجويي ها بودند

00:22:49.886 --> 00:22:52.835
...و نه تنها بعنوان دادستان فعاليت داشتن

00:22:52.855 --> 00:22:53.787
.بلکه بعنوان مامور تحقيق هم کار می‌کردن

00:22:59.326 --> 00:23:02.244
...آماده رفتن به سرکار بودم و

00:23:02.264 --> 00:23:04.613
.که اخبار رو شنيدم

00:23:04.633 --> 00:23:09.585
.و ناگهان ذهنتون شروع به تجزيه و تحليل ميکنه

00:23:09.605 --> 00:23:10.685
...يک زن سفيد پوست ناشناس

00:23:10.705 --> 00:23:12.687
.مورد تجاوز قرار گرفته در "پارک مرکزي شمالي" پيدا ميشه

00:23:12.707 --> 00:23:13.888
..اوه

00:23:13.908 --> 00:23:15.623
...تقريبا هر روز به گروهاي قومي و نژادي

00:23:15.643 --> 00:23:17.992
،در "نيويورک" فکر ميکردم
...اینجاست که

00:23:18.012 --> 00:23:21.362
...قلبت انگار از حرکت وامیسته و دل و روده‌ت به هم می‌پیچه

00:23:21.382 --> 00:23:24.164
.و با خودت فکر می‌کنی، خواهش می‌کنم نذار ما باشیم

00:23:24.184 --> 00:23:27.134
...پليس هم اکنون 5 نوجوان را دستگير کرده ست...

00:23:27.154 --> 00:23:29.336
.اول ما 5 نفر با هم بوديم

00:23:29.356 --> 00:23:34.125
.بعد جدا از هم توي اتاقهاي مختلفي گذاشتنمون

00:23:36.229 --> 00:23:37.911
.پليسا ميامدن و ميرفتن

00:23:37.931 --> 00:23:41.148
...و يکيشون گفت : " خب شنيديم که يک زن

00:23:41.168 --> 00:23:44.317
".هتک حرمت شده و کتک خورده توي پارک بوده

00:23:44.337 --> 00:23:46.352
"بعد گفت :"چه اتفاقي براي اون زن افتاد؟

00:23:46.372 --> 00:23:48.654
"منم گفتم : " کدوم زن؟

00:23:48.674 --> 00:23:50.857
"اونم گفت :" منظورت چيه کدوم زن؟

00:23:50.877 --> 00:23:53.558
".هموني که توي پارک بهش تجاوز شده بود"

00:23:53.578 --> 00:23:55.261
".گفتم : " آره من توي پارک بودم

00:23:55.281 --> 00:23:59.197
.و آره، همون دور و بر بودم "

00:23:59.217 --> 00:24:00.198
".اما من چيزي درباره اش نميدونم

00:24:00.218 --> 00:24:01.300
"منظورت چيه چيزي نميدوني؟"

00:24:01.320 --> 00:24:02.601
.تو... منم گفتم :" نه

00:24:02.621 --> 00:24:05.871
".هرگز با خانمي برخورد نکردم

00:24:05.891 --> 00:24:07.539
پس حالا دوباره برميگرديم به همون حرفات

00:24:07.559 --> 00:24:08.907
.از ابتدا

00:24:08.927 --> 00:24:10.775
"تو چکار کردي؟"
"چه کسي باهات بود؟"

00:24:10.795 --> 00:24:14.845
"چه کسي باهات اومده بود؟"
.و بازم همون جواب هاي تکراري

00:24:14.865 --> 00:24:17.014
...اونا یه کم عصبانی شدن چون فکر کنم

00:24:17.034 --> 00:24:19.536
.از هیچکس حرفی نشنیده بودن

00:24:21.271 --> 00:24:23.654
...کاراگاهان سعي مي کردند تکه هايي از

00:24:23.674 --> 00:24:26.623
... داستان رو بهم وصل کنند و

00:24:26.643 --> 00:24:29.994
:حل کنند آنچه رو که ميدونستن اتفاق افتاده
.سرانجام يک زن

00:24:30.014 --> 00:24:34.031
...پايين دره اي تو پارک، شخصي تقريبا مرده

00:24:34.051 --> 00:24:37.433
و تعداد ديگري از مردم زخمي و
...یا مورد آزار قرار گرفته

00:24:37.453 --> 00:24:38.735
.و از یه طرف هم همين بچه ها

00:24:38.755 --> 00:24:43.473
در نتيجه تلاش کردن داستاني براي بالارفتن

00:24:43.493 --> 00:24:45.341
.از نردبان حقيقت بسازند

00:24:45.361 --> 00:24:49.045
.اون شب تو پارک مرکزی جنجال به پا شده بود

00:24:49.065 --> 00:24:52.682
. و گروههايي از بچه ها اون اطراف بودند براي خرابکاري

00:24:52.702 --> 00:24:55.851
فهمیدن این موضوع زیاد سخت نیست
...که چرا این بچه‌ها محکوم شدن

00:24:55.871 --> 00:24:58.921
...چرا به این شدت ازشون بازجویی شد

00:24:58.941 --> 00:25:02.824
...چرا پلیس باور داشت که اونا یکی

00:25:02.844 --> 00:25:05.560
.یا همشون مجرم هستن

00:25:05.580 --> 00:25:07.247
.حالا فقط باید ثابت می‌کردن

00:25:09.550 --> 00:25:11.299
کارآگاه ديگه اي داخل اتاق شد

00:25:11.319 --> 00:25:13.000
.و مادربزرگم رو صدا کرد

00:25:13.020 --> 00:25:16.337
"گفت : " ميتونم بيرون چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟

00:25:16.357 --> 00:25:19.473
.و زماني که مادربزرگم رو بيرون برد همه چي شروع شد

00:25:19.493 --> 00:25:20.841
...بهم خيره شد. اينطوري

00:25:20.861 --> 00:25:24.010
".اين بچه از کاري که کردم متنفره"

00:25:24.030 --> 00:25:26.447
...يادمه يک نفر بهم گفت

00:25:26.467 --> 00:25:29.149
ميخواي 25 سال از عمرت رو"
"تو "جزيره ي ريکر" بگذرونی؟

00:25:29.169 --> 00:25:30.550
"يا ميخواي به خاطر تجاوز بري زندان؟"

00:25:30.570 --> 00:25:31.985
"...چونکه اونا پسرايي رو که به زنا تجاور میکنن رو نميخوان"

00:25:32.005 --> 00:25:33.753
.و چيزايي شبيه اين

00:25:33.773 --> 00:25:38.390
...من فقط ميگفتم : " من ، من ، من به اونا گفتم

00:25:38.410 --> 00:25:41.293
".نميدونم درباره چي دارين حرف ميزنين

00:25:41.313 --> 00:25:42.995
.ماموراي ديگه هم داخل شدند

00:25:43.015 --> 00:25:45.164
.يه مرد کوتاه قامت با موهاي قرمز

00:25:45.184 --> 00:25:48.167
قیافه‌ش جوری بود که انگار می‌گفت
".اوه، پس این... همینجاست"

00:25:48.187 --> 00:25:50.436
".و "آرویو" هم میگه "آره، اینجاست

00:25:50.456 --> 00:25:52.538
".نميخواد بهمون بگه چه اتفاقي افتاده

00:25:52.558 --> 00:25:55.641
"منم که اونجا نشسته بودم  گفتم:" آه ، چه خبره؟

00:25:55.661 --> 00:25:59.010
، حالا "آرويو" داشت سر من و اون پسر داد مي کشيد

00:25:59.030 --> 00:26:00.378
.صندلي رو کشيد روبروي من

00:26:00.398 --> 00:26:02.047
.دم گوش من نعره مي کشيد

00:26:02.067 --> 00:26:05.650
،آرویو" جلوم داد می‌زد"
...دود سیگارش رو تو صورت من بیرون میداد

00:26:05.670 --> 00:26:07.585
...و بعد این یارو اومد کنارم

00:26:07.605 --> 00:26:08.953
.و سرم داد می‌زد

00:26:08.973 --> 00:26:10.588
".انگار که بگن "می‌دونی... تو اینکارو کردی

00:26:10.608 --> 00:26:12.790
آلتت رو کردی تو بدن اون زن، مگه نه؟

00:26:12.810 --> 00:26:14.558
و منم می‌گفتم :"داري درباره ي چي حرف مي زني؟

00:26:14.578 --> 00:26:17.061
".من چيزي رو توي بدن کسي نکردم

00:26:17.081 --> 00:26:21.065
.و یه کم گریه کردم
.بعدش "هارتیگان" وارد عمل شد

00:26:21.085 --> 00:26:24.635
...خدا رو شکر کردم ، اون لحظه خدا رو شکر کردم

00:26:24.655 --> 00:26:27.037
.که "هارتيگان" مانع از شکنجه من توسط اون شد

00:26:27.057 --> 00:26:28.372
...بعد دوباره یکی دیگه اومد داخل

00:26:28.392 --> 00:26:32.609
،داد و فریاد می‌کرد
...به قسمتهای خصوصی بدنم دست می‌برد

00:26:32.629 --> 00:26:35.044
.بعد روم تف انداخت

00:26:35.064 --> 00:26:37.480
: و بعدش مادرم اومد پشت در و گفت

00:26:37.500 --> 00:26:38.514
".من بايد پسرمو ببينم"

00:26:38.534 --> 00:26:39.882
".بايد پسرمو ببينم"

00:26:39.902 --> 00:26:42.585
...وقتي يکي از کاراگاهها رو ديدم يه نگاهي به بيرون کردم

00:26:42.605 --> 00:26:45.855
.شانه ي مادرمو گرفت و روي صندلي نشوندش

00:26:45.875 --> 00:26:48.357
همينطوري که داشت صحبت ميکرد ، درو بست

00:26:48.377 --> 00:26:49.759
.و ازم سوال کرد

00:26:49.779 --> 00:26:57.399
.اونا مي دونستن مادرم يه شخص ضعيف و ناتوان‌ـه

00:26:57.419 --> 00:26:59.301
.و از همين استفاده کردند

00:26:59.321 --> 00:27:00.336
.و از همين استفاده کردن

00:27:00.356 --> 00:27:04.072
.افسران پليس ،  بيرون از اداره با من ملاقات کردن

00:27:04.092 --> 00:27:05.973
...گفتن :" خودت مي دوني مادرت

00:27:05.993 --> 00:27:09.244
حالش خوب نيست و چون تو بالغ شدي
...مي توني به جاش اينجا بموني

00:27:09.264 --> 00:27:10.979
... و ما هم مادرت رو

00:27:10.999 --> 00:27:15.582
با يه اسکورت مي فرستيم خونه و
".مطمئن ميشيم حالش خوبه

00:27:15.602 --> 00:27:18.952
".و گفتن: " اون با اين جريان همکاري کرده

00:27:18.972 --> 00:27:21.822
".مطمئنيم شما هم بخوبي همکاري مي کنيد

00:27:21.842 --> 00:27:24.324
...مدام می‌گفتن

00:27:24.344 --> 00:27:25.658
".برادرت می‌تونه بره خونه"

00:27:25.678 --> 00:27:26.793
.برادرت می‌تونه بره خونه

00:27:26.813 --> 00:27:28.394
"...برادرت "
.و منم فقط همینو می‌خواستم

00:27:28.414 --> 00:27:29.947
.فقط می‌خواستم اونو برگردونم خونه

00:27:43.462 --> 00:27:45.677
.محکم در زدن

00:27:45.697 --> 00:27:47.913
.3یا4 تا کارآگاه بودن

00:27:47.933 --> 00:27:50.148
...فکر کردم به خاطر ضرب و جرحِ

00:27:50.168 --> 00:27:51.768
.آدمای تو پارک اومدن

00:27:53.671 --> 00:27:56.354
.پدرم اجازه داد وارد بشن

00:27:56.374 --> 00:27:57.956
اون مردا در مقايسه با پدرم

00:27:57.976 --> 00:28:00.091
.شبيه غول بودند

00:28:00.111 --> 00:28:02.426
.ازم خواست کفشامو بپوشم

00:28:02.446 --> 00:28:05.830
.به پدرم گفت که می‌خواد منو ببره کلانتری

00:28:05.850 --> 00:28:07.798
...پدرم با مادرم تماس گرفت

00:28:07.818 --> 00:28:11.135
.و مادرم ما رو توي کلانتری ملاقات کرد

00:28:11.155 --> 00:28:15.306
.اونا ازم سوالاتي درباره زن دونده "پارک مرکزي" مي کردن

00:28:15.326 --> 00:28:17.507
، و من می‌گفتم : " اونجا فقط  يه زن بود

00:28:17.527 --> 00:28:19.510
.که با مردي سوار دوچرخه بود

00:28:19.530 --> 00:28:21.177
".ولی اونا همینطور ادامه می‌دادن

00:28:21.197 --> 00:28:24.314
"گفت :" تو مطمئني؟
".منم گفتم :" آره

00:28:24.334 --> 00:28:26.583
"از اون زني که بهش تجاوز شده چه خبر؟"

00:28:26.603 --> 00:28:30.220
"من :" کدوم زن بهش تجاوز شده؟

00:28:30.240 --> 00:28:32.387
.ادامه دادن به سوال کردن درباره زني که بهش تجاوز شده

00:28:32.407 --> 00:28:35.491
".و منم مدام تکرار ميکردم :" فقط يک زن اونجا بود

00:28:35.511 --> 00:28:38.528
.اونا از مادرم خواستن اتاقو ترک کنه

00:28:38.548 --> 00:28:40.195
...به چهره ي پدرم نگاه کردم و اون پرسید

00:28:40.215 --> 00:28:41.363
"داري حقيقتو ميگي؟"

00:28:41.383 --> 00:28:42.532
".آره پدر ، دارم حقيقتو ميگم"

00:28:42.552 --> 00:28:44.333
".قسم می‌خورم که حقيقتو ميگم

00:28:44.353 --> 00:28:46.869
.هميشه به پدرم راست ميگفتم

00:28:46.889 --> 00:28:48.837
.من هيچي درباره هيچ دونده اي نمي دونم"

00:28:48.857 --> 00:28:50.205
،آدماي زيادي رو مي شناسم که کتک خوردن"

00:28:50.225 --> 00:28:52.708
".اما من باهاشون کاري نداشتم

00:28:52.728 --> 00:28:55.711
.ازم خواستن دوباره داستان رو بگم

00:28:55.731 --> 00:28:57.513
.الان دیگه سرم داد می‌زدن

00:28:57.533 --> 00:29:01.667
تو صورتم حرف می‌زدن، بهم اشاره می‌کردن
.می‌زدن تو سینه‌م

00:29:04.504 --> 00:29:07.155
.همینطور کاراشون ادامه داشت

00:29:07.175 --> 00:29:11.057
.چندين دفعه بخاطر گريه ي من متوقف شد

00:29:11.077 --> 00:29:15.963
.من هيچ حمايتي نداشتم. پدرم هيچ کاري نکرد

00:29:15.983 --> 00:29:17.982
.ترسيده بودم

00:29:20.920 --> 00:29:22.335
.ساعتها گذشت

00:29:22.355 --> 00:29:24.037
.زمان مي رفت

00:29:24.057 --> 00:29:25.539
.مدام سوال مي کردن

00:29:25.559 --> 00:29:27.051
.بدون غذا ، بدون نوشيدني

00:29:27.071 --> 00:29:30.161
.غذا نخوردم. نخوابیدم

00:29:30.366 --> 00:29:33.070
.واقعا نميدونستم کي قراره تموم بشه

00:29:40.370 --> 00:29:43.121
...تکذیب پشت تکذیب

00:29:43.141 --> 00:29:48.044
"دروغ میگی، می‌خوام حقیقت رو بشنوم"
.تا ساعتها می‌تونست ادامه پیدا کنه

00:29:48.465 --> 00:29:51.809
...و هدف اینه که مظنون رو درهم بشکنن

00:29:51.829 --> 00:29:55.473
...تا به حالت ناامیدی و عجز برسه، اینطوری

00:29:55.493 --> 00:29:59.155
.مظنون خسته بشه و دنبال راهی برای فرار بگرده

00:30:00.931 --> 00:30:03.421
.پدرمو به کناري کشيدن

00:30:03.441 --> 00:30:04.792
، بعدش پدرم برگشت به اتاق

00:30:04.812 --> 00:30:06.432
.بنظر ميرسيد عوض شده

00:30:06.452 --> 00:30:07.737
".عوض شده بود. گفت :"گوش کن

00:30:07.757 --> 00:30:08.974
".بهشون چيزي که ميخوان بشنون رو بگو"

00:30:08.994 --> 00:30:11.785
".بعدش مي توني بري خونه

00:30:11.805 --> 00:30:14.428
...اگه اون چنین چیزی نمی‌گفت

00:30:14.448 --> 00:30:15.464
.من حقیقت رو می‌گفتم

00:30:15.484 --> 00:30:16.789
.تو حقیقت گیر افتاده بودم

00:30:20.837 --> 00:30:22.525
: هارتيگان" نشست و گفت"

00:30:22.545 --> 00:30:25.569
.ببين "ري". من ميدونم تو کار اشتباهي نکردي

00:30:25.589 --> 00:30:28.413
، اما اون پسرايي که تو اتاقاي ديگه هستند

00:30:28.433 --> 00:30:29.919
".گقتند تو اينکارو کردي

00:30:29.939 --> 00:30:32.427
،اونا بهم گفتند :" تو هيچي نميگي

00:30:32.447 --> 00:30:35.004
".اما اونا اسم تو رو آوردن

00:30:35.024 --> 00:30:36.978
".منم گفتم " من هيچ کاري نکردم

00:30:36.998 --> 00:30:39.019
".اونم گفت "خب ، واسه همين اينجام که کمکت کنم

00:30:39.039 --> 00:30:40.609
.چون من ميدونم تو کاري نکردي

00:30:40.795 --> 00:30:43.240
".تو بچه ي خوبي هستي. از این کارا نمی‌کنی

00:30:43.260 --> 00:30:45.638
.عکسي از "کوين ريچاردسون" درآورد

00:30:45.658 --> 00:30:47.337
"و ادامه داد " تو اين بچه رو مي شناسي؟

00:30:47.357 --> 00:30:49.036
".و من :" نه ، نمي شناسمش

00:30:49.056 --> 00:30:51.202
"خراش زير چشمشو ديدي؟"

00:30:51.222 --> 00:30:54.099
.بخاطر اون زنه. ميدونيم اون اينکارو کرده"

00:30:54.119 --> 00:30:56.050
".داره میره زندان

00:30:57.516 --> 00:31:01.760
...تو اون لحظه گفتم من

00:31:01.780 --> 00:31:06.790
...من اینا رو نمی‌شناسم، اینکه
...من فقط می‌خوام

00:31:06.810 --> 00:31:11.720
.مشکل رو حل کنم و شامل اسم اونا هم می‌شد

00:31:11.740 --> 00:31:14.152
...خیلی‌خب. اگه... اگه تو می‌خوای

00:31:14.172 --> 00:31:15.983
بندازی گردن من، پس منم
.میندازم گردن تو

00:31:16.003 --> 00:31:18.116
.اونا منو راهنمایی کردن و منم یادداشت کردم

00:31:18.136 --> 00:31:19.748
.اونا افکارشونو به من خورونده بودن

00:31:19.768 --> 00:31:22.812
"خب ، او چيکار کرد؟ "آنترون مک کري" چيکار کرد؟"

00:31:22.832 --> 00:31:25.443
.او بهم چندتا اسم داد. منم بهش گفتم

00:31:25.463 --> 00:31:28.576
،نمی‌تونم بهتون بگم کیا بودن
.چه شکلی بودن

00:31:28.596 --> 00:31:32.790
، اگه به من صدتا اسم ميداد
.منم صد نفرو در صحنه ي جنايت قرار ميدادم

00:31:32.810 --> 00:31:35.009
"مک کري": منم فکر ميکردم"چطوري مي تونن دروغ بگن؟"

00:31:35.029 --> 00:31:36.932
پس پیش خودم فکر کردم
".منم کارشو تلافی می‌کنم

00:31:36.952 --> 00:31:42.441
.اون لحظه ، به خودم گفتم ، فقط ميخوام برم خونه

00:31:42.461 --> 00:31:44.844
...فکر ميکردم برتري بیشتری دارم چونکه

00:31:44.864 --> 00:31:47.011
: اونجا که بودم ، کاراگاهي پيشم بود که مي گفت

00:31:47.031 --> 00:31:49.081
".مطمئنم تو ميري خونه"

00:31:49.101 --> 00:31:52.047
.داشتم فکر مي کردم که من هرگز نميرم خونه

00:31:52.483 --> 00:31:54.530
.بهشون اونچه رو که مي خواستن بشنون گفتم

00:31:54.774 --> 00:31:56.094
.پس دروغ گفتم

00:31:57.234 --> 00:31:58.108
.دروغ گفتم

00:31:59.582 --> 00:32:01.033
،گفتم :"خب ، ميدوني کجاست

00:32:01.053 --> 00:32:03.370
".کنار مخزن آب اتفاق افتاده

00:32:03.390 --> 00:32:06.606
.صحنه جرم رو کنار مخزن آب توصیف کردم

00:32:06.626 --> 00:32:08.441
...و اون که واقعا نمي دونست چي بگه

00:32:08.461 --> 00:32:11.209
"يه نگاهي به من کرد و گفت: "درباره ي چي حرف ميرني؟

00:32:11.229 --> 00:32:13.479
.ازم پرسيد اون خانم چي پوشيده بود

00:32:13.499 --> 00:32:14.879
.من نمي دونستم چون اونجا نبودم

00:32:14.899 --> 00:32:18.551
...يادم اومد يکي از مرداي دونده اي که بهش حمله شده بود

00:32:18.571 --> 00:32:20.553
.يه شورت آبي و بلوز سفيد داشت

00:32:20.573 --> 00:32:22.955
.منم گفتم اينو پوشيده بود

00:32:22.975 --> 00:32:25.523
".بعد گفت:"باید یه کم باور پذيرتر بشه

00:32:25.543 --> 00:32:27.560
...ميدوني ،"ري"، کامل باور نمي کنن"

00:32:27.580 --> 00:32:28.562
".مگه اينکه تو ديده باشي

00:32:28.582 --> 00:32:29.561
"گفت :" تو کجا بودي؟

00:32:29.581 --> 00:32:31.063
".گفتم: " از دور ديدمش

00:32:31.083 --> 00:32:32.230
".داشتم نگاه می‌کردم"

00:32:32.250 --> 00:32:34.100
".و اون گفت "نه، خودت باید تو صحنه باشی

00:32:34.120 --> 00:32:36.668
.انگار که مجبور بودی

00:32:36.688 --> 00:32:39.170
...همون طوری زمان می‌گذشت

00:32:39.190 --> 00:32:41.540
.و پدرم کاری نمی‌کرد

00:32:41.560 --> 00:32:44.142
.پس منم با خودم گفتم آره

00:32:44.162 --> 00:32:47.631
باید یه کاری بکنم"
.تا از اینجا بزنم بیرون

00:32:49.467 --> 00:32:52.817
.بعد ما زن دونده را ديديم

00:32:52.837 --> 00:32:55.054
یه شورت خاکستری با یه
...شلوار دوچرخه سواری سیاه

00:32:55.074 --> 00:32:56.554
.و یه تاپ سفید پوشیده بود

00:32:56.574 --> 00:32:59.156
...من مرد سياه پوست  "کوين" رو ديدم

00:32:59.176 --> 00:33:02.627
.با زخمي روي صورت که در حال مجادله با يک زن بود

00:33:02.647 --> 00:33:04.429
...یه آدم سياه لاغر بلند قد

00:33:04.449 --> 00:33:05.930
.با يک لوله به سينه اش زد

00:33:05.950 --> 00:33:08.066
...من عقب کشیدم و همه مردم

00:33:08.086 --> 00:33:09.366
.باهاش همدردي مي کردن

00:33:09.386 --> 00:33:12.504
.آنترون" اومد و شروع به پاره کردن لباسهاش کرد"

00:33:12.524 --> 00:33:14.524
پسر پورتريکويي با گرمکن مشکي

00:33:14.544 --> 00:33:15.623
.پريد روش

00:33:15.643 --> 00:33:19.662
.سعی کردم اونو بگیرم
.رو صورتم خراش انداختم

00:33:20.028 --> 00:33:23.580
.آنترون" شلوار زن رو درآورد و او جيغ مي کشيد"

00:33:23.600 --> 00:33:26.013
.آنترون" باهاش سکس کرد"

00:33:26.154 --> 00:33:27.442
".و بعدش "کوين

00:33:27.609 --> 00:33:28.734
...و او هم فرياد ميزد

00:33:28.754 --> 00:33:29.944
."بسه" ، "کمک"

00:33:30.204 --> 00:33:32.322
.من اونی بودم که بهش تجاوز نکردم

00:33:32.639 --> 00:33:35.597
.کوين" شلوارشو درآورد و باهاش سکس کرد"

00:33:36.113 --> 00:33:38.690
.وقتي روي زمين افتاده بود به سينه هاش چنگ زدم

00:33:47.421 --> 00:33:51.250
.يه پسر 14 ساله اينطوري صحبت نميکنه

00:33:51.270 --> 00:33:53.007
خودت که ميدوني؟

00:33:53.027 --> 00:33:54.103
...اون موقع، من خام بودم

00:33:54.123 --> 00:33:58.779
.می‌دونستم خودمو گرفتار نمی‌کنم

00:33:58.799 --> 00:33:59.840
.اونموقع گريه مي کردم

00:33:59.860 --> 00:34:00.968
".گفت :" نگران نباش. خوب کار کردي

00:34:00.988 --> 00:34:03.408
".همه چی درست میشه"

00:34:04.052 --> 00:34:05.927
...اولین باری که رفتم اونجا، بهم گفتن

00:34:05.947 --> 00:34:09.488
.که شاهد داشتم، و بعد همه‌چی ناگهانی شد

00:34:09.508 --> 00:34:14.711
.منو به تجاوز به یه زن و ضرب و شتم اون متهم کردن

00:34:14.731 --> 00:34:17.272
.و اعتراف نامه رو براي مادرم خوندن

00:34:17.292 --> 00:34:19.902
".نگاهم کرد و من گفتم:"نه مامان ، من اينکارو نکردم

00:34:19.922 --> 00:34:22.848
".و اونم اینطوری گفت "باشه ، ميدونم تو اينکارو نکردي

00:34:26.907 --> 00:34:29.383
توي اتاق قدم ميزدم و میتونستم ببينم که

00:34:29.403 --> 00:34:30.548
.اون وحشت کرده

00:34:30.568 --> 00:34:33.909
.تونستم ببينمش که داشت مي لرزيد

00:34:33.929 --> 00:34:38.733
گفتم :" کوين، نمي تونم باور کنم
".اين زنو ديدي که بهش تجاوز شد

00:34:38.753 --> 00:34:40.594
.و اون نگام کرد

00:34:40.614 --> 00:34:42.976
".گفت :"اَنجي ، من تجاوزي نديدم

00:34:50.396 --> 00:34:53.471
"گفتم:" کوين ، پس چرا اين حرفا رو زدي؟

00:34:53.491 --> 00:34:56.583
".گفت:" چونکه بهم گفتن اگه اينا رو بگم مي تونم برم خونه

00:34:58.015 --> 00:35:00.357
...ولی اونا مثل یه دسته نوازنده بودن

00:35:00.377 --> 00:35:02.254
.انگار که همه‌ی این کارا رو ساختن

00:35:02.274 --> 00:35:06.314
اونقدر احساس گنگي مي کردم که هيچي نمي فهميدم

00:35:06.334 --> 00:35:07.996
.تا اينکه خيلي دير شد

00:35:13.041 --> 00:35:16.029
.زمانيکه برگشتم ، اونا پسرمو ناپديد کرده بودند

00:35:16.049 --> 00:35:18.024
.ديگه اونجا نبود

00:35:18.044 --> 00:35:19.221
"گفتم :"پسرم کجاست؟

00:35:19.241 --> 00:35:21.385
.گفت که به اداره پليس ديگه اي منتقلش کردند

00:35:21.405 --> 00:35:23.780
.پدرم برگشته بود

00:35:23.800 --> 00:35:26.483
.اما وقتي که اومده بود ديگه خيلي دير بود

00:35:26.503 --> 00:35:29.103
.4يا 5 ساعت منتظر موندم

00:35:29.123 --> 00:35:32.032
،و وقتي اومد ، دستبند به دست

00:35:32.052 --> 00:35:34.260
.و پليسای زيادي همراهش بودن

00:35:34.280 --> 00:35:36.123
، پدرم اونجا نشسته بود

00:35:36.143 --> 00:35:39.084
.همون داستانو گفتم اما الآن زن رو بهش اضافه کردم

00:35:39.104 --> 00:35:42.112
، پدرم ،اولين بار بود که اينو مي شنيد

00:35:42.132 --> 00:35:45.573
"نگاهي به من کرد و گقت:" چي؟

00:35:45.593 --> 00:35:47.136
"اتفاق افتاده؟"

00:35:47.156 --> 00:35:49.183
...و من ساکت شدم چونکه حالا

00:35:49.203 --> 00:35:51.693
.پدرم اينجا بود و من نمي تونم بهش دروغ بگم

00:35:51.713 --> 00:35:53.990
و من...ميخواستم بهش بگم

00:35:54.010 --> 00:35:57.101
".پدر هيچي نگو. حواست باشه"

00:35:59.651 --> 00:36:04.431
.در اون روزها ، احتمالا 6 قتل در روز رخ ميداد

00:36:04.592 --> 00:36:07.989
در اتاقهاي خبري ، مردم هميشه توجه نمي کنن

00:36:08.009 --> 00:36:11.048
.چه اتفاق وحشتناکي اون روز رخ داده

00:36:11.068 --> 00:36:13.949
.اين يکي متفاوت بود

00:36:22.114 --> 00:36:24.573
شب گذشته ، يک زن دونده با لباس نامناسب

00:36:24.593 --> 00:36:28.085
.و بيهوش در "پارک مرکزي" پيدا شده

00:36:28.105 --> 00:36:31.700
.حدوداً در فاصله ي 200 فوتي شمال تقاطع خيابان 102 ام

00:36:31.720 --> 00:36:35.079
: آنچه ميدانيم اتفاق افتاده اينگونه ست

00:36:35.099 --> 00:36:38.391
قرباني در حال دويدن از تقاطع خيابان 102 ام بود که

00:36:38.411 --> 00:36:40.767
.در اين موقع شش مرد جوان به او حمله مي کنند

00:36:40.787 --> 00:36:43.412
...او را به داخل بوته ها نزديک جايي که

00:36:43.432 --> 00:36:48.028
درياچه" ميگن کشيده شده و"
.مورد ضرب و شتم و تجاوز جنسي قرار گرفته

00:36:48.048 --> 00:36:50.473
...5جوان در خيابان69 ام و مسیر

00:36:50.493 --> 00:36:52.513
.دهانه‌ی غربی دستگیر شدن

00:36:52.533 --> 00:36:55.291
...معتقديم اين جوانان و ديگر افراد مسئول

00:36:55.311 --> 00:36:57.364
...2 يا 3مورد دیگر از آزار و اذیت دونده‌ها و عابرین

00:36:57.384 --> 00:37:03.086
.شب گذشته در پارک هستند

00:37:03.106 --> 00:37:04.893
...ما به تازگی در حال جستجوی دیگر افراد هستیم

00:37:04.913 --> 00:37:06.183
.که معتقدیم در این حادثه نقش داشته‌اند

00:37:09.696 --> 00:37:11.685
وقتي اومدم خونه ، يادمه به خودم گفتم

00:37:11.705 --> 00:37:14.029
".پسر، يه گروه ماشين پليس ناشناس اين بيرونه"

00:37:14.049 --> 00:37:15.869
"موندم چه اتفاقي افتاده؟

00:37:15.889 --> 00:37:21.490
یه وقتایی "کوری" رو تکون می‌دادم و
...اونم می‌گفت شنیده که

00:37:21.510 --> 00:37:25.673
.اونا... دنبال ما می‌گردن

00:37:25.693 --> 00:37:27.914
.پس من و اون رفتیم طبقه بالا

00:37:27.934 --> 00:37:30.056
.کارآگاه‌ها پشت در خونه‌شون بودن

00:37:30.076 --> 00:37:31.761
..."و می‌گفتن "این یکی از اوناست

00:37:31.781 --> 00:37:33.201
".که دنبالش بودیم"

00:37:33.221 --> 00:37:34.707
.اسممو چک کردن

00:37:34.727 --> 00:37:36.748
.و از "کوري" پرسيدن تو کي هستي

00:37:36.768 --> 00:37:38.522
.نگاهي به ليست کرد

00:37:38.542 --> 00:37:41.735
".گفت :"نه ، اسم تو اينجا نيست

00:37:41.755 --> 00:37:45.380
".و بعد گفتن :" تو مي توني بري

00:37:45.400 --> 00:37:47.354
".می‌تونی با رفيقت بیای مرکز شهر"

00:37:47.374 --> 00:37:48.444
".برمی‌گردی"

00:37:50.285 --> 00:37:52.106
...ما رفتيم به کلانتری

00:37:52.126 --> 00:37:54.214
.و 7سال بعد برگشتم خونه

00:37:54.234 --> 00:37:56.039
.اون 13 سال بعد برگشت خونه

00:37:59.923 --> 00:38:01.041
...اونا ميگفتن

00:38:01.061 --> 00:38:02.212
.يه اتفاقي توي پارک افتاده"

00:38:02.232 --> 00:38:04.721
"شما اونشب توي پارک بودين ،درسته؟

00:38:04.741 --> 00:38:07.766
"گفتم :" توي پارک بودم اما خبر ندارم

00:38:07.786 --> 00:38:08.937
"شما چي مي گين؟

00:38:08.957 --> 00:38:12.719
.کوین" میگه که چنین اتفاقی افتاده"

00:38:12.739 --> 00:38:15.930
".آنترون" میگه اتفاق افتاده"

00:38:15.950 --> 00:38:18.306
...موقع شرح وقایع جلومو می‌گرفتن

00:38:18.326 --> 00:38:21.217
...و می‌گفتن "اینجا بود

00:38:21.237 --> 00:38:24.396
"که اون زن رو گرفتی؟ کجا بود؟"

00:38:24.416 --> 00:38:27.910
.صدا خيلي خيلي ترسناک بود

00:38:27.930 --> 00:38:31.691
.احساس ميکردم واقعا عصباني اند

00:38:31.711 --> 00:38:34.267
و می‌دونی چیه؟

00:38:34.287 --> 00:38:37.699
.ممکن بود ما رو ببرن پشت کلانتری و بکشنمون

00:38:39.473 --> 00:38:41.161
.زمان زيادي گذشته بود

00:38:41.181 --> 00:38:42.516
.من حتي نمي دونستم ساعت چنده

00:38:44.893 --> 00:38:47.618
هارتيگان" گفت: "کوري؟"

00:38:47.638 --> 00:38:50.495
.بنظر خيلي خسته مياي مرد

00:38:50.515 --> 00:38:56.652
 .خيلي خسته و داغون
.و ميخواي بري خونه

00:38:56.672 --> 00:38:58.694
...اما نميري خونه تا زماني که

00:38:58.714 --> 00:39:01.672
".داستانو تعريف کني

00:39:01.692 --> 00:39:04.450
...اونا يه داستاني شبيه اين درست کرده بودن

00:39:04.470 --> 00:39:06.992
".خب ، ما اثر انگشت تو رو روي شلوارش داريم"

00:39:07.012 --> 00:39:09.233
...با خودم گفتم "چطوري اثر انگشتمو گرفتن

00:39:09.253 --> 00:39:10.690
"و روي شلوارش گذاشتن؟

00:39:13.839 --> 00:39:16.127
...کاراگاه "ناجنت" یه افسر جوان

00:39:16.147 --> 00:39:19.006
.با انرژي زيادي اومد تو

00:39:19.026 --> 00:39:22.886
.صورتشو روي صورتم گذاشت
.دستشو گذاشت روي صورتم

00:39:22.906 --> 00:39:29.074
.به صورتم چنگ زد ، سرمو تکون داد
".من از تو يه داستان مي خوام"

00:39:29.094 --> 00:39:33.641
.من فقط يه اقرارنامه نوشتم تا راضيشون کنم

00:39:34.018 --> 00:39:36.872
...تا صورتمو ول کنه .سعي کردم

00:39:37.024 --> 00:39:38.394
.کاري کنم از اونجا خلاص بشم

00:39:40.838 --> 00:39:44.680
.و آخر سر ازم خواست امضاش کنم

00:39:44.700 --> 00:39:47.367
.خب ، منم امضا کردم

00:39:49.537 --> 00:39:53.254
اين پسرا محبوس بودن و

00:39:53.274 --> 00:39:57.926
.تحت بازجويي هاي مختلف به مدت 14 تا 30 ساعت

00:39:57.946 --> 00:40:02.064
...زماني که تحت فشاري ، زماني که خسته اي

00:40:02.084 --> 00:40:06.233
...زماني که نوجواني و به بلوغ و عقل کامل نرسيدي

00:40:06.253 --> 00:40:09.222
".فکر مي کني:"باشه ، فقط مي خوام تموم بشه

00:41:03.208 --> 00:41:04.725
.اسم من "اليزابت لدرر" ــه

00:41:04.745 --> 00:41:07.560
.من معاون وکيل مدافع ناحیه در "نيويورک" هستم

00:41:07.580 --> 00:41:10.997
...ميخوام ازت چند تا سوال درباره ي اتفاقاتي که

00:41:11.017 --> 00:41:13.366
...در "پارک مرکزي" در شب 19 آوريل 1989

00:41:13.386 --> 00:41:16.136
.رخ داد ، بپرسم

00:41:16.156 --> 00:41:18.338
 ...قبل از اون، می‌خوام یه توصیه بهت بکنم

00:41:18.358 --> 00:41:21.941
در مورد حقوقت، با اتهاماتی که ممکنه
الان بهت وارد بشه، خب؟

00:41:21.961 --> 00:41:23.376
...تو حق داري سکوت کني

00:41:23.396 --> 00:41:25.078
.و به سوالا جواب ندي

00:41:25.098 --> 00:41:26.146
فهميدي؟

00:41:26.166 --> 00:41:27.781
.بله ، فهميدم

00:41:27.801 --> 00:41:28.781
...هر چيزي که تو بگي

00:41:28.801 --> 00:41:29.849
.مي تونه عليه خودت در دادگاه استفاده بشه

00:41:29.869 --> 00:41:30.849
فهميدي؟

00:41:30.869 --> 00:41:32.185
.بله ، فهميدم

00:41:32.205 --> 00:41:33.686
...تو حق داري با يک وکيل مشورت کني

00:41:33.706 --> 00:41:35.855
...قبل از هر سوالي و در طي بازجويي

00:41:35.875 --> 00:41:36.856
.يه وکيل داشته باشي

00:41:36.876 --> 00:41:38.758
فهميدي؟

00:41:38.778 --> 00:41:40.192
ميشه با صداي بلند جواب بدي؟

00:41:40.212 --> 00:41:41.326
.بله

00:41:41.346 --> 00:41:42.461
...اگه وکيل نداري

00:41:42.481 --> 00:41:44.597
...يا نمي توني وکيل بگيري، يک وکيل به رايگان

00:41:44.617 --> 00:41:47.065
.قبل از هر سوالي برات مهياست

00:41:47.085 --> 00:41:48.133
متوجه شدي؟

00:41:48.153 --> 00:41:50.636
.ممنونم. بله

00:41:50.656 --> 00:41:52.105
...حالا که من حقوقتو بهت يادآوري کردم

00:41:52.125 --> 00:41:53.972
...آيا حاضري حقيقت رو به من بگي

00:41:53.992 --> 00:41:56.775
که تو "پارک مرکزي" در شب 19 آوريل1989 چه اتفاقي افتاد؟

00:41:56.795 --> 00:41:58.343
.بله

00:41:58.363 --> 00:42:01.514
...در حال حاضر در اين اتاق کاراگاه "نوجنت" هستند

00:42:01.534 --> 00:42:03.315
.که تو باهاش ملاقات کردي

00:42:03.335 --> 00:42:06.919
".کاراگاه "نوجنت" به من گفت:" بيا اينجا

00:42:06.939 --> 00:42:10.255
...همون داستانی رو تعریف می‌کنی که"

00:42:10.275 --> 00:42:12.491
...به من و بقیه‌ی همکارام  گفتی"

00:42:12.511 --> 00:42:14.193
".میری اونجا و داستان رو تعریف می‌کنی"

00:42:14.213 --> 00:42:15.828
.من قراره تو اتاق باشم

00:42:15.848 --> 00:42:17.681
و می‌خوام مطمئن بشم که
".همین کارو می‌کنی

00:42:19.650 --> 00:42:20.865
ايشون کاراگاه "مک کيب" هستن

00:42:20.885 --> 00:42:22.367
."و کاراگاه "هيلدبرنت

00:42:22.387 --> 00:42:24.736
.فکر کنم قبلا همو ملاقات کردين

00:42:24.756 --> 00:42:28.307
.در حال حاضر ، والدينت اينجا هستند

00:42:28.327 --> 00:42:32.376
میشه لطفاً نام کاملتون رو بگين؟

00:42:32.396 --> 00:42:34.012
.اسمم "ليندا مک کري" ست

00:42:34.032 --> 00:42:35.280
".بابي مک کري"

00:42:35.300 --> 00:42:37.081
و نسبت شما چيه؟

00:42:37.101 --> 00:42:38.083
.مادرشم

00:42:38.103 --> 00:42:39.318
.و...پدرش

00:42:39.338 --> 00:42:42.354
.ميخوام حقوقتونو بهتون يادآوري کنم

00:42:42.374 --> 00:42:44.523
.هرچيزي که شما در اين پرونده بگين قابل دفاع ست

00:42:44.543 --> 00:42:48.025
...چرا یه پدر یا مادر تو اون لحظه نمیگه

00:42:48.045 --> 00:42:51.430
می‌خوایم با یه وکیل مشورت کنیم؟

00:42:51.450 --> 00:42:56.268
...دلیلش موقعیت و روشی بود

00:42:56.288 --> 00:43:00.471
که اونا توسط پلیس تهدید شدن، چون

00:43:00.491 --> 00:43:03.508
.دستپاچه شده بودن

00:43:03.528 --> 00:43:06.612
.حتی به ذهنشون خطور نکرده

00:43:06.632 --> 00:43:07.845
...متذکر ميشم

00:43:07.865 --> 00:43:09.680
...الآن ساعت 4:40 دقيقه صبح

00:43:09.700 --> 00:43:12.250
.روز 21 آوريل 1989 ست

00:43:12.270 --> 00:43:15.186
.آقاي ديگري در اينجا حضور دارند

00:43:15.206 --> 00:43:16.254
اين آقا کيه؟

00:43:16.274 --> 00:43:17.255
.پدرم

00:43:17.275 --> 00:43:18.556
...آقا ، میشه لطفاً

00:43:18.576 --> 00:43:19.690
.اسم و آدرستون رو بگين

00:43:19.710 --> 00:43:22.025
"پاول ال.ريچاردسون"

00:43:22.045 --> 00:43:25.997
.پدرم ، آدم ساکت و عبوسيه

00:43:26.017 --> 00:43:29.499
...پس

00:43:29.519 --> 00:43:34.604
.من احساس شرم ميکردم که حتي چرا اونجام

00:43:34.624 --> 00:43:38.708
.نبايد اين حسو ميداشتم چونکه من بيگناه بودم

00:43:38.728 --> 00:43:40.677
...در اين اتاق هم اکنون

00:43:40.697 --> 00:43:43.680
.کاراگاهان "آرويو" و "شيهان" حضور دارند

00:43:43.700 --> 00:43:44.982
...من تحت فشار بودم که

00:43:45.002 --> 00:43:48.652
... يه شاهد بي دفاع باشم يا بهشون

00:43:48.672 --> 00:43:49.954
.داستاني رو که ميخوان بگم

00:43:49.974 --> 00:43:51.755
آقا، میشه لطفاً اسمتون رو بگين؟

00:43:51.775 --> 00:43:53.790
.اسمم "ريموند سانتانا" ست

00:43:53.810 --> 00:43:55.558
.به تبعاتش فکر نمي کردم

00:43:55.578 --> 00:43:56.927
.به هيچي فکر نمي کردم

00:43:56.947 --> 00:43:58.628
...به تنها چيزي که فکر مي کردم

00:43:58.648 --> 00:44:00.664
.اين بود که برم خونه

00:44:00.684 --> 00:44:02.565
.فقط همين

00:44:02.585 --> 00:44:03.900
.ميخوام چند تا سوال ازت بپرسم

00:44:03.920 --> 00:44:06.503
...اینجا ازم فیلم می‌گیرن

00:44:06.523 --> 00:44:14.244
و منم توش گیر افتادم، پس الان
...دارم به این فکر می‌کنم که اونو بفروشم

00:44:14.264 --> 00:44:18.081
تا مطمئن بشم که مردم بدونن
.من کاری نکرده بودم

00:44:18.101 --> 00:44:19.982
سعي کردی لمسش کني؟

00:44:20.002 --> 00:44:21.051
.به هيچ وجه

00:44:21.071 --> 00:44:22.352
...امروز به پلیس نگفتی که

00:44:22.372 --> 00:44:23.720
...سعی کردی اونو بگیری

00:44:23.740 --> 00:44:25.488
و همون موقع خراش برداشتی؟

00:44:25.508 --> 00:44:27.057
.نه، اینطوری نه

00:44:27.077 --> 00:44:28.624
.نه که حسش کنم

00:44:28.644 --> 00:44:30.125
باشه. نه به این شکل؟ -
.سعی کردم جلوی اتفاق رو بگیرم -

00:44:30.145 --> 00:44:32.761
...ولی تلاش کردي

00:44:32.781 --> 00:44:34.496
به بگیرمش، مثلاً دستاشو بگیرم
.یا همچین چیزی

00:44:34.516 --> 00:44:35.731
سعی کردی دستاشو بگیری؟

00:44:35.751 --> 00:44:37.733
.سعی می‌کردم جلوشونو بگیرم

00:44:37.753 --> 00:44:39.301
تو ديدي "آنترون" باهاش نزديکي کنه؟

00:44:39.321 --> 00:44:40.303
.بله

00:44:40.323 --> 00:44:41.503
...روش دراز کشيده بود

00:44:41.523 --> 00:44:43.406
يا زانو زده بود یا جور دیگه؟

00:44:43.426 --> 00:44:44.908
.روش خوابيده بود

00:44:44.928 --> 00:44:47.943
خب. چه مدت روش دراز کشيده بود؟

00:44:47.963 --> 00:44:50.379
..."تا یه مدت کوتاه و بعدش "ريموند

00:44:50.399 --> 00:44:52.314
.رفت

00:44:52.334 --> 00:44:53.416
.داشتيم به سمت غرب مي رفتيم

00:44:53.436 --> 00:44:55.151
.که همون موقع "کوين" رو ديدم

00:44:55.171 --> 00:44:57.454
همونجا "کوين" رو ديدي؟

00:44:57.474 --> 00:44:58.754
کسي با "کوين" بود؟

00:44:58.774 --> 00:45:01.457
.آره ، يه زن

00:45:01.477 --> 00:45:02.458
کي با "کوين" بود؟

00:45:02.478 --> 00:45:03.492
.یه زن

00:45:03.512 --> 00:45:06.028
.يه زن

00:45:06.048 --> 00:45:07.262
زن چي پوشيده بود؟

00:45:07.282 --> 00:45:09.698
.نمي تونم بگم
.خيلي تاريک بود

00:45:09.718 --> 00:45:11.000
باهاش چکار مي کرد؟

00:45:11.020 --> 00:45:12.368
.بحث مي کردن

00:45:12.388 --> 00:45:13.769
...بقيه چيکار مي کردن

00:45:13.789 --> 00:45:15.938
وقتي "کوین" باهاش بحث مي کرد؟

00:45:15.958 --> 00:45:17.472
...آنترون" رفت سمت لباساش"

00:45:17.492 --> 00:45:20.542
.و "لوپز" هم دستاشو نگه داشته بود

00:45:20.562 --> 00:45:22.945
...کوين" چکار مي کرد وقتي"

00:45:22.965 --> 00:45:24.446
...استيو لوپز" دستاشو گرفته بود"

00:45:24.466 --> 00:45:25.447
و با آجر میزدش؟

00:45:25.467 --> 00:45:27.582
.باهاش سکس مي کرد

00:45:27.602 --> 00:45:28.750
تو کجا ايستاده بودي؟

00:45:28.770 --> 00:45:31.020
.کنار "کوين" ايستاده بودم

00:45:31.040 --> 00:45:32.754
نگاه مي کردي؟

00:45:32.774 --> 00:45:35.007
.نه ، من زن رو گرفته بودم

00:45:38.011 --> 00:45:40.061
به جز "کوين ريچاردسون" کي باهاش سکس داشت؟

00:45:40.081 --> 00:45:42.782
.من بجز اون کس ديگه اي رو نديدم

00:45:44.985 --> 00:45:47.935
کسي باهاش سکس کرد؟

00:45:47.955 --> 00:45:48.970
.بله

00:45:48.990 --> 00:45:51.339
آدماي زيادي باهاش سکس داشتن؟

00:45:51.359 --> 00:45:52.840
.آره. اول اون پسر سياهه بود

00:45:52.860 --> 00:45:54.475
اون پسر پورتريکويي هم بود؟

00:45:54.495 --> 00:45:56.395
و بعدش روش خوابيد؟

00:45:59.699 --> 00:46:01.182
تو اين عکس چيه؟

00:46:01.202 --> 00:46:02.183
.خودشه

00:46:02.203 --> 00:46:03.251
همون زني که ديدي؟

00:46:03.271 --> 00:46:05.119
.آره

00:46:05.139 --> 00:46:06.154
...وقتی تو دیدیش

00:46:06.174 --> 00:46:07.155
همین شکلی شده بود؟

00:46:07.175 --> 00:46:09.208
.بله ، بله خانم

00:46:14.180 --> 00:46:16.596
...تو کسي رو ديدي که اونو بزنه

00:46:16.616 --> 00:46:18.150
با دستای بسته؟

00:46:21.254 --> 00:46:23.036
...ديدم -
..."و اینم بگم ، "کوري -

00:46:23.056 --> 00:46:25.205
...نمي خوام فکر کني

00:46:25.225 --> 00:46:26.874
...که مجبوری این حرفو بزنی

00:46:26.894 --> 00:46:29.443
...اما ميخوام بدونم چی دیدی

00:46:29.463 --> 00:46:32.597
.که توضيح بده چطور اينقدر بد صدمه دیده

00:46:36.002 --> 00:46:42.222
...من ديدم که "کوين" يه سنگ برداشت

00:46:42.242 --> 00:46:47.594
،یه سنگ کوچیک
.و با اون به سر و صورتش ميزد

00:46:47.614 --> 00:46:49.062
سنگ چقدر بود؟

00:46:49.082 --> 00:46:55.535
اندازه‌ی یه کف دست بود، تقریباً
.به این بزرگی

00:46:55.555 --> 00:46:58.271
.بزرگ بود، سنگ سختی بود

00:46:58.291 --> 00:47:00.358
.اینطوری می‌زدش

00:47:05.197 --> 00:47:06.847
...داري اينو ميگي چون من

00:47:06.867 --> 00:47:08.447
...نه ، نه -
من من ازت می‌پرسم؟ -

00:47:08.467 --> 00:47:09.850
چرا اينو قبلا نگفتي؟

00:47:09.870 --> 00:47:11.784
ها؟ -
چرا اينو قبلا نگفتي؟ -

00:47:11.804 --> 00:47:13.385
...چون یادمه

00:47:13.405 --> 00:47:15.155
.خودمو که تو تاریکی یه نگاه گذرا کردم

00:47:15.175 --> 00:47:17.491
...يادم مياد يه سنگ برداشت

00:47:17.511 --> 00:47:20.526
.از... از تو خاک

00:47:20.546 --> 00:47:22.461
چرا چيزي رو بهشون گفتي که حقيقت نداشت؟

00:47:22.481 --> 00:47:24.048
که نديده بودي؟

00:47:28.420 --> 00:47:30.137
...فکر کنم... تقریباً مطمئنم

00:47:30.157 --> 00:47:33.439
.فقط مي خواستم زندگيمو نجات بدم

00:47:33.459 --> 00:47:36.041
...بيام بيرون ، فقط از اونجا بيام بيرون

00:47:36.061 --> 00:47:38.444
...هر چه سريعتر ، تا جايي که ممکنه

00:47:38.464 --> 00:47:42.114
.چون بيشتر از چيزي که لازم بود طول کشيد

00:47:42.134 --> 00:47:44.216
...و ميدوني بعنوان يه بچه

00:47:44.236 --> 00:47:46.952
.هرگز همچین تجربه‌ای تو زندگیم نداشتم

00:47:46.972 --> 00:47:47.987
چند سالت بود؟

00:47:48.007 --> 00:47:49.522
16

00:47:49.542 --> 00:47:54.360
.16سالم بود و احساس 12 سالگي مي کردم

00:47:54.380 --> 00:47:56.128
داوطلبانه حقیقت رو بهمون گفتی؟

00:47:56.148 --> 00:47:57.363
.بله خانم

00:47:57.383 --> 00:47:58.563
چون خودت می‌خواستی؟ -
.بله خانم -

00:47:58.583 --> 00:47:59.565
کسي مجبورت کرده؟

00:47:59.585 --> 00:48:00.566
.نه خانم

00:48:00.586 --> 00:48:01.666
کسي تهديدت کرده؟

00:48:01.686 --> 00:48:03.202
نه

00:48:03.222 --> 00:48:05.271
...خيلي ازت ممنونم. هم اکنون

00:48:05.291 --> 00:48:09.507
.ساعت 3:40 دقيقه ست و بازحويي به اتمام رسيد

00:48:09.527 --> 00:48:12.577
.هي، بشين

00:48:12.597 --> 00:48:13.978
بايد چيزي رو امضا کني، ها؟

00:48:13.998 --> 00:48:15.164
هان؟

00:48:18.670 --> 00:48:19.884
...ما رو با بقيه پسرا

00:48:19.904 --> 00:48:21.786
.توي يه سلول گذاشتن

00:48:21.806 --> 00:48:24.757
حالا همه ي اون پسرايي
.که نمي شناختمشون اونجا بودن

00:48:24.777 --> 00:48:27.125
تو کي هستي؟

00:48:27.145 --> 00:48:28.560
.هرکدوم از اون یکی مي پرسيد

00:48:28.580 --> 00:48:30.361
"خب ، تو چي گفتي؟"

00:48:30.381 --> 00:48:31.764
"خودت چي گفتي؟"

00:48:31.784 --> 00:48:33.865
: و همه کلا يه چيزي ميگفتن

00:48:33.885 --> 00:48:36.100
.خب ، بهشون گفتم من با دوستم بودم"

00:48:36.120 --> 00:48:39.103
".و بعدش رفتيم. من که چيزي نديدم

00:48:39.123 --> 00:48:41.172
.هيچ کس چيزي رو که گفته بود، رو نمی‌کرد

00:48:41.192 --> 00:48:44.709
همه اين حس رو داشتن که نبايد بذارن حرفي
.از دهنشون در بره

00:48:44.729 --> 00:48:48.463
، چون اگه اجازه ميدادم اين اتفاق بيفته
.ديگه نمي تونستم برم خونه

00:48:52.501 --> 00:48:54.519
...امروز صبح در "نيويورک" ، يک دونده

00:48:54.539 --> 00:48:57.455
.بعد از يک حمله ي وحشيانه در "پارک مرکزي" زنده ماند

00:48:57.475 --> 00:48:59.524
...بطرز وحشيانه اي زخمي و بيهوش پيدا شده

00:48:59.544 --> 00:49:03.027
و در حاليکه فقط يک سوتين
.به تن داشت و دستانش بسته بودند

00:49:03.047 --> 00:49:05.829
...مظنونين، پسراي 14 و 15 ساله هستند

00:49:05.849 --> 00:49:08.299
.شبی پر از وحشت رو به وجود آوردن

00:49:08.319 --> 00:49:09.934
...ضرب و شتم یه سالمند

00:49:09.954 --> 00:49:13.238
حمله به یک دونده‌ی زن، کتک زدن
.مردم با یه لوله‌ی سربی

00:49:13.258 --> 00:49:15.606
...در اون زمان، گروهی از جوانان بالای 25 سال

00:49:15.626 --> 00:49:17.374
.در حال دویدن بودند

00:49:17.394 --> 00:49:19.509
...قرباني هم اکنون در شرايط بحراني

00:49:19.529 --> 00:49:20.511
.در بيمارستان "متروپوليتن" قرار دارد

00:49:20.531 --> 00:49:21.779
...دو شکستگي جمجمه

00:49:21.799 --> 00:49:24.815
.کمبود شديد خون و کاهش شديد درجه حرارت بدن

00:49:24.835 --> 00:49:26.484
...اگر زنده بماند احتمالاً

00:49:26.504 --> 00:49:27.618
.از صدمات مغزي رنج خواهد برد

00:49:27.638 --> 00:49:30.387
...8مظنوني که اين هفته احضار شدند

00:49:30.407 --> 00:49:32.356
.بين 14 تا 17 سال داشتند

00:49:32.376 --> 00:49:33.457
... بعضي از مردان جوان

00:49:33.477 --> 00:49:36.226
.به پليس گفتند که حالت طبيعي نداشتند

00:49:36.246 --> 00:49:38.880
.وحشی‌گری واژه‌ایست که در فرهنگ لغت یافت نمی‌شود

00:49:38.934 --> 00:49:40.942
...وحشی‌گری. پلیس شهر نیویورک ادعا می‌کند

00:49:40.962 --> 00:49:44.682
که واژه‌ای جدید رایج بین نوجوانهاست
...که به صورت دسته‌ای به کارهای خشونت‌آمیز دست می‌زنند

00:49:44.702 --> 00:49:46.924
.و برای تفریح به مردم حمله‌ور می‌شوند

00:49:46.944 --> 00:49:48.134
...دفتر حقوقی حوزه می‌گوید

00:49:48.154 --> 00:49:50.199
.اين نوجوانان اعتراف کرده اند

00:49:50.219 --> 00:49:54.027
سخنگو مي گويد که بعضي از
.اين اعترافات بصورت ويدئويي هستند

00:49:55.398 --> 00:49:59.800
."يک دونده ي زن و "پارک مرکزي

00:50:00.150 --> 00:50:02.704
.پارک مرکزي" مقدس بود"

00:50:02.724 --> 00:50:06.615
...اگه هر جاي ديگه اي غير از "پارک مرکزي" رخ ميداد

00:50:06.635 --> 00:50:08.351
، حتي اگه وحشتناک هم مي بود

00:50:08.371 --> 00:50:11.608
.نمي تونست به اين اندازه بد و ترسناک باشه

00:50:14.622 --> 00:50:18.215
...نه تنها براي من بلکه براي همه

00:50:18.235 --> 00:50:20.046
.جنايت قرن بود

00:50:27.496 --> 00:50:30.416
.در تمام طول مراحل پرونده ، ما داخل کلانتری بوديم

00:50:31.200 --> 00:50:34.449
هيچ مدرکي نداشتم براي
.اونچه که در بيرون جريان داشت

00:50:36.154 --> 00:50:37.767
میشه چند لحظه بایستین و با ما صحبت کنين؟

00:50:37.787 --> 00:50:39.346
بگين الآن چه اتفاقي در جريانه؟

00:50:39.366 --> 00:50:43.318
گفتن "اوه، آره، اخبار قسمتی
...از داستان رو فاش کرده

00:50:43.515 --> 00:50:45.487
".پس ممکنه چندتا گزارشگر اون بیرون باشن

00:50:45.507 --> 00:50:48.144
".بهشون هيچ توجهي نکن. فقط برو"

00:50:52.932 --> 00:50:55.016
...امروز، اخباري رو منتشر مي کنيم

00:50:55.036 --> 00:51:00.251
...در مورد 4مرد ، بين 14 تا 15 ساله که در

00:51:00.271 --> 00:51:03.934
...جريان اقدام به قتل، تجاوز و حمله به يک زن

00:51:03.954 --> 00:51:06.265
.در تاريخ 19 آوريل در "پارک مرکزي" دستگير شدند

00:51:06.509 --> 00:51:09.042
."گرفتنشون"
.احساسات همه اینجوری بود

00:51:09.062 --> 00:51:12.967
".خدا رو شکر به خاطر وجود بن وارد و پلیس نیویورک"

00:51:12.987 --> 00:51:14.076
"!گرفتنشون"

00:51:16.017 --> 00:51:19.057
...در پس‌زمینه‌ی شهر نیویورک

00:51:19.077 --> 00:51:22.249
...و جنایتی که هرکسی رو شوکه کرد

00:51:22.509 --> 00:51:25.484
...زیر چه فشارهایی بود  "NYPD" مي تونين تصور کنین که

00:51:25.504 --> 00:51:28.790
.که اين جنايت هرچه زودتر حل بشه

00:51:29.559 --> 00:51:31.270
...جک ماپل" يکي از معماران"

00:51:31.290 --> 00:51:34.746
...شورش پليس "نيويورک" در دهه‌ي 1990

00:51:35.007 --> 00:51:38.722
"یه بار بهم گفت که تو "رستوران "الینز
...کارآگاه‌هایی رو می‌بینه

00:51:38.742 --> 00:51:43.878
...که یه روز یا بیشتر درگیر پرونده‌ی دونده‌ی

00:51:44.061 --> 00:51:46.541
...پارک مرکزی هستن

00:51:46.702 --> 00:51:48.824
.بازداشتها رو جشن می‌گیرن

00:51:49.615 --> 00:51:54.549
...این حس به وجود اومده بود که از منظر اجرای قانون

00:51:54.934 --> 00:51:57.113
.این یه موفقیت بزرگ محسوب میشد

00:52:06.713 --> 00:52:09.520
...زمانيکه ما رو غل و زنجير کردن تا به حوزه‌ي ديگه بريم

00:52:09.980 --> 00:52:11.212
.مدام ازمون عکس مي‌گرفتن

00:52:12.019 --> 00:52:14.292
...من و "يوسف" همونطور که سرامون پايين بود

00:52:14.477 --> 00:52:16.484
.با هم ميرفتيم

00:52:16.888 --> 00:52:19.845
.وقتي که نورها رو ديديم ، هنوز نمي‌دونستيم چه خبره

00:52:19.865 --> 00:52:21.245
.هنوزم ‌نمي‌فهميديم

00:52:22.021 --> 00:52:23.795
...همونطور که داشتم  مي‌رفتم و ترسيده بودم

00:52:23.815 --> 00:52:24.903
.اما سرمو بالا نگه داشته بودم

00:52:24.923 --> 00:52:28.707
:و تمام چيزي که بهش فکر مي‌کردم اين بود
.بالاخره حقيقت آشکار ميشه

00:52:30.781 --> 00:52:33.513
...بعد از اينکه از اتاق بازجويي آوردنشون بيرون

00:52:33.628 --> 00:52:34.632
.عقب نشيني کردند

00:52:34.815 --> 00:52:37.534
.هر کدومشون از انجام دادن اونکار طفره ميرفت

00:52:37.882 --> 00:52:40.117
.ثابت و استوار ، بارها و بارها و بارها

00:52:40.303 --> 00:52:42.463
.ميگفتن : نه ، ما اينکارو نکرديم

00:52:43.078 --> 00:52:45.104
...براي اولين بار بعد از 19 آوريل

00:52:45.124 --> 00:52:48.639
بواسطه‌ي هرج و مرج بوجود اومده
..."در پارک مرکزي "منهتن" ، "رابرت مورگنتو

00:52:48.659 --> 00:52:51.541
بطور عمومي به مقامات رسمي
...در مورد حملاتي که کيفرخواست‌هايي

00:52:51.561 --> 00:52:53.652
...شامل 6 تا 8 مظنون ميشن و به جنايت‌هاي بسيار جدي

00:52:53.672 --> 00:52:56.072
.متهم ميشن ، هشدار داد

00:52:56.092 --> 00:52:57.638
...مورگنتو" : هر کدوم در اين حمله"

00:52:57.658 --> 00:53:00.812
.متهم به اقدام به قتل شدند
...در درجه‌ي اول تجاوز به عنف

00:53:00.832 --> 00:53:02.799
.لواط از نوع درجه‌ي اول

00:53:02.819 --> 00:53:04.543
.سواستفاده‌ي جنسي در درجه اول

00:53:04.563 --> 00:53:06.710
.دو تجاوز در درجه‌ي اول

00:53:06.866 --> 00:53:08.984
.و آشوب و شورش در درجه‌ي اول

00:53:43.349 --> 00:53:46.062
...هيچ راهي نيست که من بعنوان يه زن

00:53:46.082 --> 00:53:51.076
نتونم وحشت اون زن رو احساس کنم
...و براي خودم و هرزني که

00:53:51.096 --> 00:53:53.541
.که توي خيابون راه ميره ، احساس ترس ميکنم

00:53:54.053 --> 00:53:57.611
...رو صندلیم نشسته بودم و امیدوار بودم اون حالش بهتر بشه

00:53:57.631 --> 00:54:01.438
.ولی هيچ نشونه‌اي از بهبود اوضاع هوشیاریش وجود نداشت

00:54:07.590 --> 00:54:09.626
...برای من، یه بخش از اطلاعات

00:54:09.646 --> 00:54:12.641
که بهش پی بردم این بود
...دوستاش اومدن داخل

00:54:12.661 --> 00:54:14.697
...تا اونو بعد از ضربات وارد شده بهش

00:54:14.717 --> 00:54:15.882
.شناسایی کنن

00:54:16.049 --> 00:54:19.824
...و تنها راهي که دوستاش تونستن شناساييش کنن

00:54:19.844 --> 00:54:22.773
.حلقه‌اي بود که توي دستش بود

00:54:41.162 --> 00:54:43.658
.قرباني 28 ساله به کما رفته

00:54:43.678 --> 00:54:45.883
...یک معلم او را "دختر طلایی" نامید

00:54:45.903 --> 00:54:48.757
...یه کارمند بانک با سابقه‌ای درخشان

00:54:48.777 --> 00:54:51.940
که وحشیانه مورد ضرب و شتم و
،تجاوز قرار گرفته و موجب برانگیختن خشم

00:54:51.960 --> 00:54:54.587
.در یک شهر معروف به خاطر سهل‌انگاری شده

00:54:54.607 --> 00:54:57.263
...مظنونين اين جنايت که آخر اين هفته محاکمه شدند

00:54:57.283 --> 00:54:59.616
.بين 14 تا 17 سال سن داشتند

00:54:59.636 --> 00:55:01.165
تجاوز به عنف درجه يک

00:55:01.185 --> 00:55:02.799
لواط درجه يک

00:55:02.819 --> 00:55:04.522
سواستفاده جنسي درجه يک

00:55:04.542 --> 00:55:07.057
...ما محاکمه شديم و

00:55:07.077 --> 00:55:09.621
...يادم مياد که اونها اتهامات رو مي‌خوندند

00:55:09.641 --> 00:55:11.874
...دزدي درجه يک ، اقدام به قتل درجه يک

00:55:11.894 --> 00:55:13.226
.تجاوز درجه يک

00:55:13.246 --> 00:55:15.142
... و وکيل انگار ميگفت : "چيزي نگين

00:55:15.162 --> 00:55:16.071
".فقط سرتونو بندازين پايين

00:55:16.091 --> 00:55:17.536
...که اون پاهاي زن رو گرفته...

00:55:17.556 --> 00:55:20.212
.و اينکه "سانتانا" مدعي ميشه ، بهش تجاوز ميکنن

00:55:20.232 --> 00:55:22.034
...و اینطوری نشد تا زمانی که

00:55:22.054 --> 00:55:26.054
.میافتی زندان و ضربه‌ی وارد شده احساس میشه

00:55:28.086 --> 00:55:30.913
."بازداشتگاه نوجوانان "اسپفورد

00:55:31.198 --> 00:55:34.311
.بچه‌هايي که مرتکب جنايات جدي شدن

00:55:35.659 --> 00:55:37.668
.قتل ، تجاوز

00:55:39.827 --> 00:55:41.343
...بعد اينکه وکيل مدافع اومد پايين

00:55:41.465 --> 00:55:42.780
.اومد و کنار ما نشست

00:55:42.985 --> 00:55:47.028
و گفت : "ميدونين، اصلا ميدونين
"پرونده‌تون چقدر خطرناکه؟

00:55:47.714 --> 00:55:50.532
:و ما اينطوري بهش گفتيم
"درباره‌ي چي داري حرف ميزني؟"

00:55:51.011 --> 00:55:53.938
.گفت: " شما توي کل روزنامه‌ها هستين

00:55:53.958 --> 00:55:56.034
.توي همه‌ي ايستگاههاي خبري

00:55:56.392 --> 00:55:58.120
".همه درباره‌ي شما حرف ميزنن

00:55:58.448 --> 00:56:01.960
".گفت : " خيلي خطرناکه که همه ميخوان شما زنداني بشين

00:56:06.341 --> 00:56:08.087
...چون "کوری" 16 سالش بود

00:56:08.320 --> 00:56:10.311
.اونو به " ريکرز آیلند " فرستادن

00:56:11.560 --> 00:56:15.081
...اسپفورد در برابر ریکرز آیلند

00:56:16.939 --> 00:56:18.522
...مثل یه باشگاه تفریحی بود

00:56:20.975 --> 00:56:23.238
...خصوصا زمانيکه به اتهام تجاوز"

00:56:23.258 --> 00:56:24.441
".اونجا باشي

00:56:25.459 --> 00:56:28.350
...خواه بچه باشي يا جوون 16 ساله

00:56:28.370 --> 00:56:32.003
.و يا يه بزرگسال بالغ. اصلا نمي‌تونم تصور کنم

00:56:33.965 --> 00:56:38.688
!ريکرز آیلند" در 16 سالگي"

00:56:40.354 --> 00:56:44.946
.مجبور شدم خيلي سريع بزرگ بشم

00:56:52.513 --> 00:56:54.879
...در اولين روزهاي بعد از حادثه

00:56:55.022 --> 00:56:57.567
...داستانهايي شنيده ميشد مبني بر اينکه

00:56:57.755 --> 00:56:59.802
.اين مرداي جوون گناهکار هستن

00:57:00.287 --> 00:57:03.001
.و تقريبا کسي درباره‌اش سوالي نميکرد

00:57:04.108 --> 00:57:07.551
...وقتی والدین یا مادربزرگهای

00:57:07.571 --> 00:57:10.698
...بعضی از این بچه‌ها که مرتکب جنایت شدن میان

00:57:10.718 --> 00:57:14.887
.همیشه مجبوریم بگیم مرتکب شدن، چون لازمه

00:57:16.882 --> 00:57:19.596
وقتی مادربزرگا میگن
".ولی اون پسر خوبیه"

00:57:20.187 --> 00:57:21.850
".چنین کاری نکرده"

00:57:21.959 --> 00:57:23.216
!حرفشونو باور نمی‌کنین

00:57:23.236 --> 00:57:25.012
.تنفر زيادي بوجود اومده بود

00:57:25.549 --> 00:57:27.202
.نمي‌تونستيم تلويزيون نگاه کنيم

00:57:27.222 --> 00:57:29.155
...یه اشتباه تو تربیت بچه‌ها

00:57:29.175 --> 00:57:31.972
و خانواده‌ها و زندگی خانوادگی
.تو شهرمون به وجود اومده

00:57:31.992 --> 00:57:34.359
...اينکار بی حرمتیه، اين

00:57:35.392 --> 00:57:36.726
.خشونته در اين شهر

00:57:36.746 --> 00:57:38.191
...کيفيت زندگي در اين شهر

00:57:38.211 --> 00:57:39.327
.داره بدتر و بدتر ميشه

00:57:39.347 --> 00:57:45.790
.این... نهایت یه هشداره

00:57:45.810 --> 00:57:48.994
.یه فریاد که میگه هیچکدوم ما در امان نیستیم

00:57:49.014 --> 00:57:50.985
....اين داستان، "نيويورک"ـي هاي زيادي رو عصباني کرده

00:57:51.005 --> 00:57:53.605
...و دیگران هم وحشت‌زده شروع به صحبت درمورد

00:57:53.625 --> 00:57:56.299
.شهری امنیتی با جنایاتی غیرقابل کنترل کردند

00:57:56.319 --> 00:58:01.844
".شهردار "کاچ" گفت :اين امتحاني براي سيستم خواهد بود

00:58:02.100 --> 00:58:07.031
...مردم ميخوان ببينن سيستم عدالت کيفري چطوري کار ميکنه"

00:58:07.051 --> 00:58:09.214
".و يا اصلا کار ميکنه

00:58:09.571 --> 00:58:11.787
...حمله‌ی بی‌رحمانه به یک کارمند جوان بانک

00:58:11.807 --> 00:58:14.260
...آتش یک جنگ جدید رو برای مجازات مرگ روشن کرده

00:58:14.382 --> 00:58:17.702
...گرچه براساس قانون مصوب، اینکار برای

00:58:17.722 --> 00:58:19.217
.سن 18 سال به بالا اعمال میشود

00:58:19.330 --> 00:58:20.682
.من خواهان مجازات مرگ هستم

00:58:20.702 --> 00:58:23.757
اگه کسي بخواد به خانواده‌ام يا
...کسي که دوستش دارم آسيب برسونه

00:58:23.777 --> 00:58:25.776
...مثل همون کاري که با اين زن کردن

00:58:25.796 --> 00:58:27.619
.احتمالاً ميخوام بميرن

00:58:27.639 --> 00:58:30.259
...بهتره باور کنید که من از آدمایی که این دختر رو

00:58:30.494 --> 00:58:33.498
.ربودن و بی‌رحمانه بهش تجاوز کردن متنفرم

00:58:33.518 --> 00:58:34.681
.بهتره باور کنید

00:58:34.701 --> 00:58:37.469
ترامپ" هزینه‌ای رو صرف رسوندن"
...حرفاش به گوش مردم از طریق

00:58:37.489 --> 00:58:41.292
.این آگهی تمام صفحه در 4 روزنامه‌ی شهر نیویورک کرد

00:58:41.434 --> 00:58:43.442
".مجازات اعدام را برگردانید"

00:58:43.602 --> 00:58:47.358
تبلیغات "ترامپ" روی مباحث شدید
.حال حاضر نیویورک تاکید دارد

00:58:47.461 --> 00:58:52.380
طبق جديدترين تحقيقات
...موسسه "گالوپ" ، 67% اهالي نيويورک

00:58:52.484 --> 00:58:55.263
.خواهان اعدام کردن چند تن از جنايتکاران زنداني هستن

00:58:58.400 --> 00:59:00.096
.اونا بچه بودن

00:59:00.462 --> 00:59:01.898
.بچه بودن

00:59:02.349 --> 00:59:04.993
...آوردن مجازات مرگ در متن پرونده‌اي

00:59:05.013 --> 00:59:09.201
.که در اون با بچه‌ها روبرو هستین، براي من ظالمانه بود

00:59:09.221 --> 00:59:11.380
...من فکر ميکنم اگه او يه زن جوون بود

00:59:11.400 --> 00:59:17.511
.اوني که توي يه کوچه در "بدفورد" پيدا شده بود

00:59:17.848 --> 00:59:21.246
...اگه توي "هارلم" پيدا ميشد

00:59:21.387 --> 00:59:26.373
...يا اگه در هر

00:59:26.393 --> 00:59:30.171
...منطقه‌ي تاريکي در اين شهر يا اين ايالت پيدا ميشد

00:59:30.546 --> 00:59:33.298
.دونالد ترامپ" هيچ حرفي نميزد"

00:59:33.318 --> 00:59:35.036
.حتي زمزمه هم نميکرد

00:59:35.439 --> 00:59:38.367
.تجاوزات بين نژادي به طرق مختلفي مخفي ميشدن

00:59:38.911 --> 00:59:42.598
.و در همون زمان تجاوز بزرگ ديگه‌اي در شهر اتفاق افتاد

00:59:43.640 --> 00:59:45.781
...زني که در "بروکلين" بهش تجاوز شده بود

00:59:45.801 --> 00:59:47.543
.و از پشت بام پرت شده بود

00:59:47.563 --> 00:59:49.902
.هيچ پوششي نداشت

00:59:49.922 --> 00:59:52.222
...چونکه حمله کننده‌ها و قرباني

00:59:52.457 --> 00:59:54.541
.از اعضاي همون گروه نژادي بودند

00:59:55.607 --> 00:59:59.126
...اگه یه زن سفید‌پوست باشه و اتهام هم این باشه که

00:59:59.146 --> 01:00:02.810
،اون به یه سیاه‌پوست سوءقصد کرده
...خود به خود شما رو

01:00:02.830 --> 01:00:07.431
،"برمی‌گردونه به موضوع "امت تیل
...که کاری نکرده بود جز معاشقه با یه زن

01:00:07.451 --> 01:00:11.421
.که سرانجامش به رودخونه‌ی می‌سی‌سی‌پی رسید

01:00:12.631 --> 01:00:19.299
،اگه اين اتفاق در سال 1901 رخ ميداد
.بدون محاکمه اعدام شده بودن

01:00:20.003 --> 01:00:24.551
...اونا رو اخته می‌کردن و بدن‌هاشونو مي‌سوزوندن

01:00:24.571 --> 01:00:25.951
.و اين ميشد پايان همه چيز

01:00:25.971 --> 01:00:28.331
.اما اين اتفاق در "نيويورک" سال 1989 رخ داد

01:00:28.351 --> 01:00:31.056
.او "جيم کرو ثوص" نبود

01:00:31.076 --> 01:00:33.645
...و در عين حال همون کلمات با همون

01:00:33.665 --> 01:00:35.253
.نتايج مخرب باز هم استفاده ميشن

01:00:36.591 --> 01:00:40.842
.اونها مردم رو دچار وحشت و ترس کردن

01:00:40.862 --> 01:00:41.982
.وحشی‌گری

01:00:42.002 --> 01:00:46.627
... توصيف حيواني خصوصيات مردان سياه پوست

01:00:46.647 --> 01:00:49.165
.اوباش ، آدم‌کش ها

01:00:51.791 --> 01:00:55.904
... يکبار که داشتيم براي شناسايي اين جوونا بعنوان متهم

01:00:55.924 --> 01:00:59.707
.ميرفتيم. سخت بود که از راهمون برگرديم

01:01:00.110 --> 01:01:05.200
.و نژاد ، قدرت و سياست واقعا اونو سخت و مشکل ميکنه

01:01:05.220 --> 01:01:08.063
.به شجاعت فوق‌العاده‌اي نياز داره

01:01:08.315 --> 01:01:11.263
...خيلي‌ها از جامعه‌ي سياه‌پوستا

01:01:11.283 --> 01:01:13.177
.مجبور به اقرار شدن

01:01:14.435 --> 01:01:17.928
.خيلي از ماها از دست بچه‌هامون ترسيده بوديم

01:01:18.416 --> 01:01:26.322
...تحت فشار، تجاوز شده و مالباخته بودیم

01:01:26.717 --> 01:01:29.990
...توی مترو اذیت شده بودیم و کیف پولمون رو دزدیده بودن

01:01:30.574 --> 01:01:32.724
.که اغلب اونا هم جوونای سیاه‌پوست بودن

01:01:35.211 --> 01:01:38.588
.مردم فقط ميگفتن : "وای، چه وحشتناک

01:01:39.067 --> 01:01:40.241
".چه وحشتناک

01:01:40.795 --> 01:01:43.519
،همه روشون رو از موضوع برگردونده بودن
.به جز یه عده‌ی کم

01:01:49.460 --> 01:01:52.509
...خبرهاي خوب اينه که بهبودهاي عصبي او"

01:01:52.529 --> 01:01:53.980
".بعد از حمله ادامه داره

01:01:54.828 --> 01:01:57.522
.براي اولين بار پدرشو صدا کرد : بابا

01:01:57.634 --> 01:01:59.213
.حسابهاي ساده رو انجام ميده

01:01:59.233 --> 01:02:01.765
.مغزش همچنان آرام کار ميکنه
...فکر ميکرد

01:02:01.785 --> 01:02:05.671
.که سال 1952ـه. ولي مغزش کار ميکنه

01:02:05.924 --> 01:02:10.611
.اون داره بهتر ميشه و تا الآن خوب بنظر ميرسه

01:02:10.733 --> 01:02:13.421
...مراقبتهاي پزشکي از دونده‌ي 28 ساله تا

01:02:13.441 --> 01:02:15.048
".بهبودي کامل ادامه دارد

01:02:15.068 --> 01:02:17.705
...اون تحت درمان جسمی و روحی

01:02:17.725 --> 01:02:19.134
.در بيمارستان "کنتيکت"ست

01:02:19.154 --> 01:02:21.724
...زن جووني که بهش حمله شده بود ، به طرز قابل قبولي

01:02:21.744 --> 01:02:24.880
...بهبود پيدا کرده، هر چند شايع شده که او نمي‌تونه هيچ گونه

01:02:24.900 --> 01:02:26.590
.جزئياتي در رابطه با حمله رو بياد بياره

01:02:43.667 --> 01:02:46.220
زمانيکه به قيد ضمانت
.آزاد شدم، فکر ميکردم پرونده مختومه شده

01:02:46.240 --> 01:02:47.713
.فکر کردم حقيقت برملا شده

01:02:47.733 --> 01:02:51.033
.تا برسم به خونه هيچي در مورد ضمانت نمي‌دونستم

01:02:51.053 --> 01:02:53.589
مادرم برام توضيح داد
.نه. براي اينکه بياي بيرون پول داديم"

01:02:53.609 --> 01:02:55.290
".هنوزم باید پول بديم

01:02:57.910 --> 01:02:59.412
.نمي‌تونستم برم مدرسه

01:02:59.432 --> 01:03:01.118
.پس يه معلم خصوصي گرفتم

01:03:01.557 --> 01:03:03.329
.زياد بيرون نمي‌رفتم

01:03:04.082 --> 01:03:07.795
خونه مي‌موندم. بازيهاي ويدئويي می‌کردم
.و درس می‌خوندم

01:03:11.375 --> 01:03:13.827
.پليس از ابتدا داستان رو کنترل ميکرد

01:03:14.087 --> 01:03:18.752
...اونها داستان و فرضیه رو خلق کردن و تمام قطعات داستان

01:03:18.772 --> 01:03:19.566
.سرجاي خودشون قرار گرفتن

01:03:19.826 --> 01:03:23.845
...مقامات یه گاه‌شناسی برای مطبوعات مشخص کردن

01:03:24.130 --> 01:03:27.188
.که این "وحشی‌گری" به خاطر چی بود

01:03:27.208 --> 01:03:29.876
...همگی باهم حدود ساعت 8:50 دقیقه بعدازظهر، وارد

01:03:30.136 --> 01:03:32.670
.روزنامه‌ها عاشق ثبت وقايعن

01:03:32.690 --> 01:03:33.994
.اسم اونا رو تيک-تاک گذاشتيم

01:03:34.014 --> 01:03:37.881
...دوست داریم بگیم، "اینطوری اون شب وحشت توی پارک

01:03:37.901 --> 01:03:38.634
".برملا شد

01:03:38.928 --> 01:03:42.254
.ساعت 8:55 اونابه مردی بزرگتر از خودشون حمله کردن

01:03:42.394 --> 01:03:47.877
خط زماني ميگه که اين بچه‌ها
...در اين مکان به بچه‌هاي بي‌خانمان حمله کردن

01:03:47.897 --> 01:03:50.386
...در همين جا به راننده‌ي تاکسي

01:03:50.406 --> 01:03:53.578
دوچرخه سوار و بعدش به دونده‌هايي
...که اطراف مخزن آب مي‌دويدن

01:03:53.598 --> 01:03:54.789
.حمله کردن

01:03:54.809 --> 01:03:55.758
...ساعت 9:25

01:03:55.778 --> 01:04:00.050
اونها اعمال مختلف شرارت آميز
.و نفرت‌انگيزي رو با مردم انجام دادن

01:04:00.400 --> 01:04:04.388
...حالا ، اين مردم اين اتفاقات رو همزمان يا بعدش

01:04:04.408 --> 01:04:07.769
.به پليس گزارش دادن

01:04:07.789 --> 01:04:11.149
.پس خط زمانی مشخصی وجود داره

01:04:12.783 --> 01:04:17.054
و کاری که اونا کردن اینه که
...با اضافه کردن حمله به دونده

01:04:17.074 --> 01:04:20.609
.توالی جرایم خودشون رو به انتها رسوندن

01:04:21.097 --> 01:04:23.129
.بعدش يه اتفاقی می‌افته

01:04:23.389 --> 01:04:28.168
تحرکات اون زن در اون شب
.شروع به آشکار شدن کرد

01:04:28.906 --> 01:04:32.775
و ما اتفاقی فهمیدیم که
...وقتی اون خونه‌ش رو ترک کرده

01:04:32.795 --> 01:04:35.567
به طور معمول چه مسیری رو
.برای رسیدن به پارک طی کرده

01:04:35.670 --> 01:04:39.500
...و نه لزوماً با قطعیت تمام

01:04:39.520 --> 01:04:43.724
...ولی با یه مدرک خاصی میشه فهمید

01:04:43.744 --> 01:04:46.885
که "تریشا میلی" 20 دقیقه بعد از
...ساعت 9 توی پارک

01:04:47.016 --> 01:04:51.840
.مورد حمله قرار گرفته بود

01:04:52.807 --> 01:04:57.351
به طور مشخص می‌دونیم که
...در اون زمان، اون بچه‌ها

01:04:57.371 --> 01:05:01.953
در حال کتک زدن و اذیت کردن مردم
.تو محوطه‌ی مخزن آب بودن

01:05:02.094 --> 01:05:04.206
.جنوب اون نقطه، توی پارک

01:05:04.620 --> 01:05:08.720
اونا تو زمانی که اون زن
...توی اون بخش از

01:05:08.740 --> 01:05:10.074
.پارک بوده، اونجا حضور نداشتن

01:05:10.094 --> 01:05:14.895
...و اگه فیلم اعترافات رو نگاه کنین، معلوم میشه که

01:05:14.915 --> 01:05:17.246
.اونا درواقع نمی‌دونن محل جنایت کجا بوده

01:05:17.266 --> 01:05:19.512
.زمان جنایت رو نمی‌دونن

01:05:19.532 --> 01:05:20.957
.و نمی‌دونن چطوری اتفاق افتاده

01:05:20.977 --> 01:05:22.716
.فقط می‌دونن اتفاق افتاده

01:05:26.287 --> 01:05:30.856
مشکل اینه که یه بار که شما
...باور قوی رو شکل دادین که یه نفر

01:05:30.876 --> 01:05:33.084
...گناهکارـه

01:05:33.104 --> 01:05:35.013
.توی جزئیات تناقض به وجود میاد

01:05:35.033 --> 01:05:38.072
...جزئی هستن ولی اساساً

01:05:38.092 --> 01:05:40.184
.باور ما رو در گناه اونا عوض نمی‌کنن

01:05:42.746 --> 01:05:46.085
...مشخص شد و هیچکدومش  DNA ولی وقتی نتایج

01:05:46.105 --> 01:05:50.674
مورد نظر نبود، بازجویی  DNA
...باید تو این مسیر

01:05:50.695 --> 01:05:53.334
متوقف میشد و باید حداقل
...تغییر مسیر داده و مسیر دیگه‌ای رو

01:05:53.354 --> 01:05:55.695
.دنبال می‌کردن

01:05:55.715 --> 01:05:59.552
.هارلن لوی" اون موقع دادستان بود"

01:05:59.572 --> 01:06:04.806
"و به یاد میاره که چطور "الیزابت لدرر
".گفته "خواهش می‌کنم بیاین به دفترم

01:06:04.826 --> 01:06:07.399
.تونسته اضطراب رو تو صداش حس کنه

01:06:07.419 --> 01:06:10.026
...و گفته "ببین، حس می‌کنم توی معده‌م

01:06:10.046 --> 01:06:12.021
.یکی پا می‌کوبه"

01:06:12.041 --> 01:06:14.448
...DNAای هیچ تطابق"

01:06:14.468 --> 01:06:17.043
".با هیچ کدوم از بچه‌ها دیده نشده

01:06:17.063 --> 01:06:20.200
...دور از ذهن‌ـه، با توجه به ماهیت این جنایت

01:06:20.221 --> 01:06:24.224
...و صحنه، که این پسرها ردی رو از خودشون

01:06:24.244 --> 01:06:28.247
،توی صحنه به جا نذاشتن
.یا اینکه روی اونا هم اثری از صحنه‌ی جنایت نبود

01:06:28.267 --> 01:06:32.703
.این عدم احتمال، قابل توجه‌ـه

01:06:32.723 --> 01:06:36.361
ولی بازم بهمون این امکان رو داده بود
.که پرونده رو تحت پیگرد قرار بدیم

01:06:36.381 --> 01:06:39.287
...و بحثهای ما با هیئت منصفه به خاطر اینه که

01:06:39.307 --> 01:06:42.213
اگه همه‌چی رو بدست نیاوردیم
...معنیش این نیست که بخشیش رو

01:06:42.233 --> 01:06:43.161
.نفهمیدیم

01:06:45.124 --> 01:06:49.461
الان اونا صحنه‌ی جرمی رو بازسازی کردن
...که انگار نفر ششمی هم وجود داره

01:06:49.482 --> 01:06:51.257
...نفر ششمی که به طرز اسرارآمیزی

01:06:51.277 --> 01:06:54.981
.تو هیچکدوم از اعترافات نشون داده نشد

01:06:55.001 --> 01:06:58.439
،ولی حتی اگه اونا راست هم گفته باشن
...که نفر ششم

01:06:58.459 --> 01:07:01.133
،تو اعترافاتشون غایبه
...اعتراف رو

01:07:01.153 --> 01:07:03.146
.در حقیقت نادرست می‌کنه

01:07:04.477 --> 01:07:07.384
.که معمای غیر قابل حلی رو ساخته

01:07:07.404 --> 01:07:12.337
...رد روی علفها در هر قسمتی که اون زن کشیده شده

01:07:12.357 --> 01:07:16.328
.18اینچ عرض داره، این پهنا

01:07:16.348 --> 01:07:21.515
نمیشه گفت که 5تا بچه، یا 10تا
...یا هرچندتای دیگه

01:07:21.535 --> 01:07:23.477
...که فرضاً تو این وحشی‌گری درگیر بودن

01:07:23.497 --> 01:07:29.761
این زن رو توی جاده بکشن
.و فقط یه رد 18 اینچی به جا بذارن

01:07:29.781 --> 01:07:36.345
.این رد، یه عکس از شروع این حمله‌ست

01:07:36.365 --> 01:07:41.433
.و توی این تصویر 5تا بچه وجود نداره، فقط یه نفره

01:07:41.453 --> 01:07:45.923
.دونفر، قربانی و مهاجم

01:08:06.005 --> 01:08:08.884
.ازش خواستم لباساشو دربیاره

01:08:09.369 --> 01:08:12.123
.وقتی می‌خواست بیاد سمتم یه چاقو برداشتم

01:08:13.041 --> 01:08:16.627
.و با چاقو موهاشو بریدم

01:08:17.116 --> 01:08:19.181
".و اونم می‌گفت "اه، زخمیم کردی

01:08:19.332 --> 01:08:22.149
،و نمی‌دونم حتی کجاشو زخمی کردم

01:08:22.169 --> 01:08:24.281
.نمی‌دونم کجاشو گرفته بودم

01:08:24.301 --> 01:08:29.130
...روی زمین لرزون و عصبی می‌دیدمش

01:08:29.150 --> 01:08:31.599
.پس رفتم طرف در

01:08:37.637 --> 01:08:44.341
ماتیاس ریس" مرد جوونی بود"
...که در سالهای انتهایی نوجوانی

01:08:44.361 --> 01:08:47.411
.تنها زندگی می‌کرد

01:08:47.431 --> 01:08:50.031
...واکمن‌ها و ساعت‌ها رو می‌دزدید

01:08:50.051 --> 01:08:51.631
.جواهرات می‌دزدید

01:08:51.651 --> 01:08:56.059
...بعدش شروع کرده به آزار جنسی

01:08:56.079 --> 01:09:00.144
.و حمله به تمامی زنهای اون حوالی

01:09:00.164 --> 01:09:05.857
...در آپریل 1989، دو روز قبل از حمله به دونده

01:09:05.877 --> 01:09:09.604
.در شمال پارک مرکزی به زنی حمله کرده بود

01:09:09.624 --> 01:09:14.131
...ولی اون زن متوجه بخیه‌ی روی چانه‌ش شده بود

01:09:14.151 --> 01:09:16.469
.و اونو با پلیس درمیون گذاشت

01:09:16.489 --> 01:09:22.779
...و یه کارآگاه جوان رفته بود به تمام بیمارستانهای ناحیه

01:09:22.799 --> 01:09:26.159
و فهمیده بود که کسی به اسم
..."ماتیاس ریس"

01:09:26.179 --> 01:09:29.708
.این بخیه‌ها رو روی چونه‌ش داره

01:09:29.990 --> 01:09:32.018
.این موضوع نادیده گرفته شده بود

01:09:32.469 --> 01:09:34.920
...اون "متجاوز بخش شرقی" بود و ما

01:09:34.940 --> 01:09:36.751
.تو "دیلی نیوز" اینو پوشش می‌دادیم

01:09:36.771 --> 01:09:39.282
...و یکی از افسران پلیس

01:09:39.302 --> 01:09:41.193
...که روی پرونده‌ی دونده کار می‌کرد

01:09:41.213 --> 01:09:45.342
..."همزمان روی یکی دیگه از پرونده‌های تجاوز "ریس

01:09:45.362 --> 01:09:50.170
،که بهش متهم شده بود کار می‌کرد
.در هردو پرونده رو یکی دونست  DNA نشانه‌های

01:09:50.517 --> 01:09:54.564
..."کارآگاه "مایک شی‌هان
...اون می‌دونست چون داشت

01:09:54.584 --> 01:09:56.649
...با "لیندا فیرستن" و "الیزابت لدرر" و بقیه‌ی

01:09:56.669 --> 01:09:58.902
...کارآگاه‌ها کار می‌کرد
...اون می‌دونست که

01:09:58.922 --> 01:10:03.361
با این  DNAای هیچ تطابق
.پنج جوون پارک مرکزی وجود نداشته

01:10:04.935 --> 01:10:07.235
...تنها شواهد واقعی که دادستان در اختیار داره

01:10:07.255 --> 01:10:10.656
:شواهدی‌ـه که وکلای مدافع بهشون دادن
...چندین ساعت تصاویر ویدیویی

01:10:10.676 --> 01:10:12.368
.از اعترافات

01:10:12.678 --> 01:10:15.866
...اون چیزی که به طور خاصی تو این پرونده نگران کننده‌ست

01:10:15.886 --> 01:10:19.774
...و همینطور تو خیلی پرونده‌های این چنینی، اینه که

01:10:19.794 --> 01:10:23.602
...اعترافی که یه بار گرفته شده، اعترافیه که

01:10:23.867 --> 01:10:25.861
.همه چیزو خراب می‌کنه

01:10:26.314 --> 01:10:31.160
،رو پس می‌زنن  DNA اعترافات
...اعترافات شهادت شهود رو

01:10:31.180 --> 01:10:35.257
،عوض می‌کنن
...اعترافات مقاومت ناپذیر، متقاعد کننده

01:10:35.277 --> 01:10:38.672
.و تاثیرات تقریباً غیر قابل برگشتی دارن

01:10:51.876 --> 01:10:53.676
...غربالگری اعضای هیئت منصفه امروز

01:10:53.696 --> 01:10:56.505
در پرونده‌ای که نیویورک و مردم رو
.تکان داد شروع شد

01:10:56.525 --> 01:11:00.130
...دادستان ها انتظار دارن 50 شاهد احضار بشه و احتمال میره

01:11:00.150 --> 01:11:01.558
.قربانی هم شامل اونها باشه

01:11:01.578 --> 01:11:06.131
با اینکه اون خاطره‌ای از حمله رو به یاد نداره
.دادستان انتظار داره که شهادت بده

01:11:06.151 --> 01:11:08.404
 ...ظاهر شدن جلوی مطبوعات ضربه‌ی احساسی

01:11:08.424 --> 01:11:10.262
.در پرونده‌ی محاکمه به اون وارد می‌کنه

01:11:14.938 --> 01:11:18.478
تا جایی که یادم میاد، می‌دونستم
.که ما قرار نیست تو این پرونده به پیروزی برسیم

01:11:19.314 --> 01:11:21.342
.تو روزنامه‌ها خیلی درموردش نوشته بودن

01:11:21.446 --> 01:11:23.314
.خیلی از مردم علیه ما بودن

01:11:26.460 --> 01:11:28.610
...همه ازمون دست کشیده بودن

01:11:28.741 --> 01:11:33.714
و احساس کردم مردم اونچه که به سر ما
.میاد رو پذیرفتن

01:11:34.220 --> 01:11:37.949
،اینطوری که "هر بلایی سر اون بچه‌ها بیاد
".فراموششون کن

01:11:43.842 --> 01:11:47.702
پدرم، موقع محاکمه که رسید
.من و مادرم رو ترک کرد

01:11:48.011 --> 01:11:49.008
.ناامید بودم

01:11:50.669 --> 01:11:51.845
.نمی‌تونستم درک کنم

01:11:51.865 --> 01:11:54.425
.و بعد از اون ازش متنفر شدم

01:11:57.826 --> 01:12:00.682
.من و مادرم دوتایی می‌رفتیم دادگاه

01:12:03.198 --> 01:12:05.291
...تظاهرات کننده‌ها فریاد می‌زدن

01:12:05.311 --> 01:12:07.461
".متجاوز، حیوون"

01:12:07.481 --> 01:12:09.386
".لیاقت زنده موندن نداری"

01:12:10.813 --> 01:12:13.966
.انگار که تمام دنیا علیه ما بودن

01:12:17.481 --> 01:12:21.696
...یه چیز عجیب برای من توی جلسه این بود که

01:12:21.716 --> 01:12:26.535
اون دقیقاً برعکس روشی بود
.که در خبرها به تصویر کشید

01:12:26.555 --> 01:12:31.164
...اون یه آدم خجالتی، آروم و غیرپرخاشگرـه

01:12:31.184 --> 01:12:33.972
.نه اون چیزی که توصیف کرد

01:12:38.974 --> 01:12:41.960
...توی دادگاه علنی اون دادستان مشخص کرد

01:12:41.980 --> 01:12:44.586
...که حرفهای اونا ممکنه شواهد اصلی علیه

01:12:44.606 --> 01:12:46.369
.سه متهم ردیف اول باشه

01:12:46.389 --> 01:12:47.533
شما کجا ایستاده بودین؟

01:12:47.553 --> 01:12:49.358
.من کنار "کوین" بودم

01:12:50.119 --> 01:12:51.668
داشتین نگاه می‌کردین؟

01:12:51.772 --> 01:12:53.527
.نه، سینه‌های زنه رو گرفته بودم

01:12:53.547 --> 01:12:56.154
.سخت بود که اون اعترافات رو باور نکرد

01:12:56.174 --> 01:12:57.759
آنترون" با لباسهای اون چیکار کرد؟"

01:12:57.779 --> 01:12:59.524
.سعی کرد درشون بیاره

01:12:59.544 --> 01:13:00.695
.به نظر واقعی میومد

01:13:00.715 --> 01:13:02.169
.این اعترافات به نظر واقعی می‌اومدن

01:13:02.189 --> 01:13:05.690
به نظر نمی‌رسید تمرین کرده باشن
.یا از خودشون درآورده باشن

01:13:06.000 --> 01:13:07.581
.من فکر می‌کنم "ریموند" دروغ گفته

01:13:07.601 --> 01:13:09.469
.معلوم میشه که "ریموند" دروغ گفته

01:13:09.581 --> 01:13:13.264
...وقتی بازپرس قضایی ازش سوال کرد

01:13:13.284 --> 01:13:14.456
.داشت دروغ می‌گفت

01:13:14.476 --> 01:13:18.464
...و من فکر می‌کنم خیلی ماهرانه... مشخص میشه

01:13:18.577 --> 01:13:20.502
.توی آزمایشهای فردا

01:13:20.522 --> 01:13:23.853
...یوسف سلام" اظهاراتش رو ضبط نکرد ولی پلیس میگه که"

01:13:23.873 --> 01:13:27.588
اون به طور شفاهی اعتراف کرد که
...با یه لوله‌ی سربی به زن دونده ضربه وارد کرده

01:13:27.608 --> 01:13:29.578
.در حالی که بقیه روی اون زن بودن

01:13:32.238 --> 01:13:34.821
.بابی برنز"... یکی از دوستای مامانم بود"

01:13:35.262 --> 01:13:37.694
.در اصل تو پرونده‌های طلاق وکالت می‌کرد

01:13:40.315 --> 01:13:41.761
.فکر می‌کردم آدم خوبی‌ـه

01:13:41.958 --> 01:13:46.475
...ولی یه بار که یادمه بهش نگاه می‌کردم

01:13:46.719 --> 01:13:48.470
.فکر کنم خوابیده بود

01:13:55.431 --> 01:13:58.398
...از لحاظ روانی، طاقت فرسا بود

01:13:58.629 --> 01:14:00.686
.معلوم نبود چه خبره

01:14:00.836 --> 01:14:04.254
،می‌دیدیم که چند نفر وایسادن
...کسی هم نمیگه

01:14:04.274 --> 01:14:05.212
.موفق شدی

01:14:11.326 --> 01:14:13.823
.این یه چشم انداز دیگه‌ست

01:14:13.946 --> 01:14:17.385
.دیگه پسرای "اسکاتسبرو" نمی‌خوایم

01:14:17.405 --> 01:14:18.446
.دیگه پسرای "اسکاتسبرو" نمی‌خوایم

01:14:18.466 --> 01:14:22.276
...هیچ شواهدی موجود نبود که بتونه به من نشون بده

01:14:22.296 --> 01:14:29.506
برای یه لحظه، هرچیزی که به اون مرتبط
.باشه، هرچیزی که جز بی‌گناهی اونو ثابت کنه

01:14:29.526 --> 01:14:31.223
.یوسف" بی‌گناه‌ـه"

01:14:31.243 --> 01:14:32.545
!نه عدالت. نه صلح

01:14:32.565 --> 01:14:34.150
!نه عدالت. نه صلح

01:14:34.170 --> 01:14:35.581
!نه عدالت. نه صلح

01:14:35.601 --> 01:14:36.431
!نه عدالت. نه صلح

01:14:36.451 --> 01:14:39.070
...اتهام به نژادپرستی به وجود اومده بود که مقامات

01:14:39.090 --> 01:14:42.042
پرونده رو با شدت دنبال کردن چون
...قربانی یه سفید پوست‌ـه

01:14:42.062 --> 01:14:44.307
.و مظنونین سیاه و اسپانیایی تبار هستن

01:14:44.327 --> 01:14:46.749
...در عین حال یه گروه از تظاهر کننده‌ها

01:14:46.769 --> 01:14:49.582
...با زن دونده بودن و یه کادر منظم

01:14:49.602 --> 01:14:51.977
...از معترضین که معتقد بودن دوست پسر

01:14:51.997 --> 01:14:53.066
.زن دونده به اون تجاوز کرده

01:14:53.086 --> 01:14:55.122
دوست پسر دونده کجاست؟

01:14:55.142 --> 01:14:57.160
دوست پسر دونده کجاست؟

01:14:57.180 --> 01:14:59.181
...همه‌ی مردم باید عصبانی باشن

01:14:59.294 --> 01:15:01.397
.که نژاد خاصی وجود نداره

01:15:01.417 --> 01:15:04.734
...باید یادمون باشه که این انسانیت‌ـه و مردم

01:15:04.754 --> 01:15:05.897
.باید حمایت کنن

01:15:06.133 --> 01:15:08.596
...دیروز شهردار "دیوید دینکینز" هم معترضین رو

01:15:08.616 --> 01:15:09.818
...محکوم کرد

01:15:09.838 --> 01:15:13.255
.که دونده رو در روز شهادت مسخره کردند

01:15:17.676 --> 01:15:21.160
،با گامهای لرزان راه می‌رفت
...به نرده چنگ می‌زد

01:15:21.180 --> 01:15:22.698
.تا در جایگاه شهود قراره بگیره

01:15:23.375 --> 01:15:25.140
.زخمهاش آشکار بودن

01:15:25.713 --> 01:15:28.605
.ولی با صدای دلنشین و محکم شروع به صحبت کرد

01:15:29.783 --> 01:15:31.978
.اون مثالی از یه معجزه بود

01:15:32.572 --> 01:15:35.559
...نمی‌تونست هیچ کمکی توی روند پرونده بکنه

01:15:35.579 --> 01:15:37.583
.چون خوشبختانه چیزی رو به خاطر نمی‌آورد

01:15:37.997 --> 01:15:42.081
...ولی حضور اون باعث تشویق و تحریک

01:15:42.101 --> 01:15:46.839
افکار عمومی شد که همصدا با اون
.و علیه اون پسرهای جوون بودن

01:15:49.122 --> 01:15:51.491
.من مثل یه مرد همونجا نشسته بودم

01:15:51.512 --> 01:15:53.572
.واقعاً امیدوار بودم اون خانم بتونه به یاد بیاره

01:15:53.593 --> 01:15:55.975
"باخودم گفتم، "چرا چیزی یادش نمیاد؟

01:15:56.209 --> 01:15:58.777
.یه بلایی سرش اومده ولی من اونکارو نکردم

01:16:02.851 --> 01:16:05.782
...با پایان یافتن محاکمه‌ی امروز

01:16:05.802 --> 01:16:07.900
...جلسه‌ی دفاع فردا آغاز می‌شود

01:16:07.920 --> 01:16:10.501
".با والدین "آنترون مک‌کری

01:16:11.433 --> 01:16:17.444
راهکار من این بود که سعی کنم
...هیئت منصفه رو راضی کنم که

01:16:17.464 --> 01:16:21.283
...احکام صادره صحیح نبودن، اونا محصول

01:16:21.303 --> 01:16:24.322
...اعمال فشار بودن و نباید پذیرفته بشن

01:16:24.342 --> 01:16:26.232
.و موثق نبودن

01:16:26.252 --> 01:16:30.092
...ولی وقتی اونا تو دادگاه شهادت دادن، رییس پلیس

01:16:30.112 --> 01:16:33.951
".گفت " فقط ازش پرسیدیم چه اتفاقی افتاد

01:16:34.326 --> 01:16:36.896
.به نظر من باورنکردنی بود

01:16:36.916 --> 01:16:40.709
...اونا این رو هم تکذیب کردن که ابداً

01:16:40.729 --> 01:16:42.946
.هیچ گونه تعهدی ندادن

01:16:42.966 --> 01:16:47.199
اونا حتی تکذیب کردن که
.آنترون" مظنون‌ـه"

01:16:47.875 --> 01:16:50.927
گرچه ازش خواست که حقیقت رو بگه
...و مهم نیست چه اتفاقی بیفته

01:16:50.947 --> 01:16:53.387
...و لباسهایی رو که پوشیده بود بیاره

01:16:53.407 --> 01:16:57.244
و همه‌ی چیزا رو، که باعث میشد
.کاملاً مشخص بشه که اون مظنون‌ـه

01:16:57.264 --> 01:16:59.027
.اونم گفت که فکر نمی‌کرده مظنون بوده باشه

01:16:59.047 --> 01:17:00.586
.چرت بود

01:17:00.878 --> 01:17:04.257
مشخص بود که بعضی از کارآگاهها
.داشتن دروغ می‌بافتن

01:17:05.679 --> 01:17:09.337
وکلای حاضر در این پرونده
...دفاعیه‌ی دیگه‌ای داشتن

01:17:09.357 --> 01:17:11.664
.اونم اینکه اونها در محل قتل حضور نداشتن

01:17:12.720 --> 01:17:18.835
.اونا جایی که دونده مورد حمله قرار گرفت نبودن

01:17:18.855 --> 01:17:20.279
چرا؟

01:17:20.299 --> 01:17:22.617
.داشتن بقیه‌ی مردم رو اذیت می‌کردن

01:17:23.749 --> 01:17:27.736
.این دفاع ارائه نشده بود

01:17:29.649 --> 01:17:31.730
..."تنها مدرک علیه "یوسف

01:17:31.750 --> 01:17:34.766
.شهادتی بود که کارآگاه "مک‌کنا" علیه‌ش داده بود

01:17:34.913 --> 01:17:39.352
...و با وحشتناکترین روش ممکن "یوسف" رو

01:17:39.372 --> 01:17:41.404
.تضعیف کرد

01:17:41.781 --> 01:17:46.247
...یادداشتهایی از "مک‌کنا" ارائه داد

01:17:46.267 --> 01:17:48.140
.که تو شهادت لحاظ نشده بود

01:17:48.160 --> 01:17:51.164
.و اون تنها مدرک علیه "یوسف" بود

01:17:53.598 --> 01:17:55.489
...یه بخش در طول جلسه‌ی محاکمه بود

01:17:55.509 --> 01:17:58.729
.فکر می‌کنم "پیتر ریورا" وکیلم، از خواب بیدار شد

01:17:58.749 --> 01:18:01.092
...و داشتن درمورد بیانیه‌ها حرف می‌زدن که چطوری

01:18:01.112 --> 01:18:03.606
.بیانیه‌ها به طور ناگزیر توسط پلیس اعلام شدن

01:18:03.626 --> 01:18:08.181
...یادم میاد یه چیزی می‌خوند و شنیدم که

01:18:08.201 --> 01:18:10.085
.شنیدم که داشت زمزمه می‌کرد

01:18:10.105 --> 01:18:11.789
.بلند نمی‌خوند ولی کنارم نشسته بود

01:18:11.809 --> 01:18:15.061
".می‌گفت "اونا اینکارو نکردن

01:18:15.081 --> 01:18:17.901
.شنیدم همینو گفت

01:18:17.921 --> 01:18:20.706
،و می‌گفت "خیلی‌خب، باشه
".شاید حالا اون می‌خواد بجنگه

01:18:20.726 --> 01:18:22.662
.ولی خیلی دیر شده بود

01:18:24.733 --> 01:18:26.519
.هیچ خونی روی بچه‌ها نبود

01:18:26.539 --> 01:18:28.774
.کسی اونا رو شناسایی نکرده بود

01:18:29.671 --> 01:18:31.953
...موضوع فقط باور کردن یا نکردن

01:18:31.973 --> 01:18:33.390
.اعترافات بود

01:18:33.820 --> 01:18:38.220
خیلی سخت بود تصور اینکه
...چرا کسی بیدار نمیشه که

01:18:38.240 --> 01:18:42.502
...چیزی رو ببینه که نه تنها اونا رو مقصر می‌کنه، بلکه پر از

01:18:42.522 --> 01:18:46.552
جزئیاتی‌ـه که به نظر می‌اومد
.اونها واقعاً اینکارو کردن

01:18:47.749 --> 01:18:51.336
،یه موضوع بود که منو درگیر می‌کرد
..."یوسف" و "آنترون"

01:18:51.356 --> 01:18:52.973
.توی اتاق اعتراف

01:18:52.993 --> 01:18:56.302
،و وکیل میگه که "می‌دونین
".ما تو این پرونده شکست می‌خوریم

01:18:57.040 --> 01:19:00.714
کاری که می‌خوایم انجام بدیم اینه که ببینیم
".آیا می‌تونیم براتون حکم مشروط ببریم

01:19:01.662 --> 01:19:05.231
".و یادمه بهشون گفتم، "می‌تونین از زیرش در برین

01:19:05.251 --> 01:19:09.754
".ولی من اگه کاری می‌کردم از زیرش درمی‌رفتم"

01:19:10.101 --> 01:19:12.979
لااقل یه زمانی رو برای"
".انجام این کار لازم داشتم

01:19:13.209 --> 01:19:16.887
ولی من کاری نکردم، می‌تونین"
".منو تا آخر عمر بندازین زندان

01:19:17.131 --> 01:19:20.228
...می‌دونین، نمی‌دونستم اون موقع چه معنی داره، ولی

01:19:20.248 --> 01:19:23.618
فقط می‌دونستم که هیچ راهی نیست
...که بتونم از زیرش در برم

01:19:23.638 --> 01:19:25.093
.به خاطر کاری که نکردم

01:19:25.224 --> 01:19:29.112
".گفتن، "خب یا باید شما سه‌تا باشین یا هیچکس

01:19:29.132 --> 01:19:32.286
.و ما هم همینطور به همدیگه نگاه می‌کردیم

01:19:32.306 --> 01:19:34.390
".به خودمون می‌گفتیم، "انگار همون هیچکس‌ـه

01:19:34.880 --> 01:19:36.828
.دارن میان بیرون. بگیرین

01:19:36.848 --> 01:19:39.521
جرم‌ها و نژادها تو این پرونده
...تا بیشتر از یک سال

01:19:39.541 --> 01:19:41.571
.نقش مهمی ایفا می‌کردن

01:19:41.898 --> 01:19:45.061
الان دیگه با هیئت منصفه بود که
...به گناهکاری رای بده یا بی‌گناهی

01:19:45.081 --> 01:19:46.215
.متهمین

01:19:46.235 --> 01:19:49.322
.نیویورک  ،ABC جان مکنزی"، خبر"

01:19:55.468 --> 01:19:59.269
ده روز از بررسی گذشته
...و به نظر می‌رسد که هیئت منصفه

01:19:59.289 --> 01:20:00.969
...قصد دارد به روزی برگردد که فکر می‌کند

01:20:00.989 --> 01:20:02.982
.این اتفاق رخ داده

01:20:03.002 --> 01:20:06.483
...اون فیلمهای اعترافاتی که توسط پلیس ضبط شده

01:20:06.652 --> 01:20:08.108
پرونده رو حل می‌کنه؟

01:20:08.128 --> 01:20:09.162
...هرروزی که

01:20:09.182 --> 01:20:11.546
...هیئت منصفه معطل می‌کرد

01:20:11.887 --> 01:20:15.481
.من خوشبین‌تر می‌شدم

01:20:15.741 --> 01:20:16.632
.مردم شوکه شده بودن

01:20:16.652 --> 01:20:20.095
چرا انقدر طولش میدن؟
!اونا که اعتراف کردن

01:20:21.947 --> 01:20:24.880
.کاملاً داشتم دیوونه می‌شدم

01:20:24.900 --> 01:20:27.744
...یعنی، همه داشتن این حقیقت رو که ما داریم

01:20:27.764 --> 01:20:29.245
.به خاطر من طولش میدیم، سرزنش می‌کردن

01:20:29.492 --> 01:20:33.150
...و منم مجبور بودم با همکارانم تو هیئت منصفه بجنگم تا

01:20:33.170 --> 01:20:36.477
.تناقضات بین 3 بیانیه رو درنظر بگیرن

01:20:36.608 --> 01:20:39.192
.ولی برای اونا مهم نبود

01:20:39.397 --> 01:20:42.035
.اگه اونا اعتراف کردن، اعتراف کردن دیگه، همین

01:20:42.827 --> 01:20:45.661
...همه لعن و نفرین نثارم می‌کردن و

01:20:45.681 --> 01:20:47.259
.می‌گفتن چه موش کثیفی هستم

01:20:47.616 --> 01:20:51.174
...و منم همینطور تاآخر ادامه دادم چون

01:20:51.559 --> 01:20:53.531
.راستشو بخواین نابود شده بودم

01:20:54.029 --> 01:20:59.136
بهونه‌های غیر محتملی رو
...در حکم به گناهکاری پیدا کردم

01:20:59.156 --> 01:21:00.471
.فقط به خاطر برون رفت از شرایط

01:21:14.887 --> 01:21:18.744
.وقتی حکم صادر شد، اونا ما رو بیرون کردن

01:21:18.959 --> 01:21:20.446
.دادگاه پر شده بود

01:21:22.000 --> 01:21:24.789
،شروع به خوندن کردن
.همه‌چی بی‌حرکت بود

01:21:25.133 --> 01:21:27.549
...یادمه اونجا وایساده بودم

01:21:27.569 --> 01:21:28.958
.منو همینطوری گناهکار اعلام کردن

01:21:28.978 --> 01:21:32.155
...همون موقع
.دنیا رو سرم خراب شد

01:21:32.675 --> 01:21:34.591
.یه چیزی تو دلم خالی شد

01:21:34.611 --> 01:21:38.336
.به خودم گفتم این دیوونگی‌ـه

01:21:38.356 --> 01:21:39.304
شوخیتون گرفته؟

01:21:39.324 --> 01:21:41.501
.اصلاً باورم نمیشد

01:21:42.320 --> 01:21:45.238
.بعد از اون هیچ چیزی نشنیدم
.همینطور نشسته بودم

01:21:45.398 --> 01:21:47.707
.برگشتم به مادرم نگاه کردم
.داشت گریه می‌کرد

01:21:51.257 --> 01:21:52.513
.همین

01:21:54.969 --> 01:21:57.853
،یکی از دوستام رادیو داشت
.و خبر رو شنیده بود

01:21:57.873 --> 01:22:01.806
گناهکار، گناهکار، گناهکار
...در تجاوز، دزدی، اذیت و آزار و ضرب و شتم

01:22:01.975 --> 01:22:03.562
.اشک از چشمام می‌اومد

01:22:03.918 --> 01:22:04.962
.دیوونه شده بودم

01:22:04.982 --> 01:22:08.899
مک‌کری" 16 ساله فکش قفل شده بود"
.و اشکاشو پاک می‌کرد

01:22:09.254 --> 01:22:11.837
...سانتانا" 15 ساله حیرت‌زده به جلوش نگاه می‌کرد"

01:22:12.022 --> 01:22:15.168
،در حالی که "سلام" به هیئت منصفه خیره شده بود
.بعدش برگشت به دادگاه

01:22:15.299 --> 01:22:17.643
.اندوه محض حکمفرما بود

01:22:18.088 --> 01:22:22.760
".آنترون" خم شد سمت من و گفت "خیلی ازتون ممنونم"

01:22:22.780 --> 01:22:24.771
".به خاطر تمام تلاشی که کردین"

01:22:25.270 --> 01:22:30.593
...این چیزی نیست که معمولاً از یه موکل ببینین

01:22:30.613 --> 01:22:34.717
...مخصوصاً اینکه همچین کاری رو از یه مرد جوان

01:22:34.737 --> 01:22:36.013
.انتظار ندارین

01:22:36.033 --> 01:22:37.856
.حقیقتاً سپاسگزارم

01:22:39.055 --> 01:22:41.573
".بهش نگاه کردم و گفتم "به خاطر کمکتون ممنونم

01:22:41.593 --> 01:22:43.373
.اون تلاششو کرده بود

01:22:43.861 --> 01:22:46.263
.با چشمای خودم دیدم تلاششو کرد

01:22:48.967 --> 01:22:50.772
.اول منو بردن بیرون

01:22:51.639 --> 01:22:54.838
.کمربندمو خواستن، بند کفشمو خواستن

01:22:55.609 --> 01:22:59.777
"و بعدشم "یوسف" و "آنترون
.یه کمی بعد از من اومدن بیرون

01:23:00.549 --> 01:23:01.758
.و بعدش گریه کردیم

01:23:01.778 --> 01:23:03.636
.داخل بازداشتگاه گریه می‌کردیم

01:23:03.842 --> 01:23:07.437
...انگار که نمی‌خواستیم بهشون نشون بدیم

01:23:07.457 --> 01:23:12.110
.چون نمی‌خواستی شکستت رو ببینن

01:23:12.355 --> 01:23:14.682
.برای همین وقتی برگشتیم گریه کردیم

01:23:16.228 --> 01:23:18.312
...خانواده‌های متهمین دادگاه رو بلافاصله

01:23:18.332 --> 01:23:19.964
.با چشمهای گریان ترک کردند

01:23:19.984 --> 01:23:22.435
.بدون پسرهای نوجوانشان اونجا رو ترک کردند

01:23:27.480 --> 01:23:28.519
!خیلی‌خب

01:23:28.539 --> 01:23:30.077
!ممنونم

01:23:32.087 --> 01:23:34.977
به نظر میاد قانون و مقررات
...در پرجمعیت‌ترین شهر کشور

01:23:34.997 --> 01:23:37.908
...امشب ترقی پیدا کرده چون برای اولین بار سه جوان

01:23:37.928 --> 01:23:40.477
...در پرونده‌ی دونده‌ی پارک مرکزی به خاطر تجاوز گروهی

01:23:40.497 --> 01:23:43.325
.حمله‌ی وحشیانه و سرقت گناهکار شناخته شدن

01:23:44.255 --> 01:23:45.517
از حکم صادر شده خوشحالین؟

01:23:45.537 --> 01:23:46.339
.بله

01:23:46.359 --> 01:23:50.000
...تو این پرونده کارآگاهها چقدر

01:23:50.020 --> 01:23:51.459
بهتون کمک کردن؟

01:23:51.479 --> 01:23:53.718
.تمام تلاششون رو کردن
.فوق‌العاده هستن

01:23:53.854 --> 01:23:56.736
درمورد عدم وجود شواهد ژنتیکی نگران بودین؟

01:23:56.756 --> 01:23:59.862
...خیلی از مردم براشون مهم بود که هیچ

01:23:59.882 --> 01:24:02.029
...مایع منی از متهمین که در بدن دونده پیدا شده

01:24:02.049 --> 01:24:03.503
.مطابقت نداره

01:24:03.523 --> 01:24:05.356
...فکر کنم به خاطر همین یه محاکمه‌ی دیگه هم برگزار میشه

01:24:05.376 --> 01:24:06.981
.بهتره درمورد شواهد حرفی نزنیم

01:24:07.001 --> 01:24:09.470
درمورد دورنمای یه محاکمه‌ی دیگه چه حسی دارین؟

01:24:09.490 --> 01:24:11.706
فکر کنم قبل از اینکه شروع بشه
.بتونم یه مرخصی برم

01:24:11.726 --> 01:24:14.487
اینکارو براشون می‌کنین؟ -
.اینکارو می‌کنم -

01:24:44.625 --> 01:24:46.042
.بهم پیشنهاد یه دادخواست دادن

01:24:46.062 --> 01:24:49.460
و من گفتم هیچ درخواستی نمی‌کنم
.چون بی‌گناه بودم

01:24:49.480 --> 01:24:54.526
و اینکه می‌خوایم به هر شکلی
".با این قضیه بجنگیم

01:24:58.847 --> 01:25:01.042
.واقعاً یه سیرک بود

01:25:01.464 --> 01:25:03.502
.اون موقع من 16 سالم بود

01:25:04.065 --> 01:25:07.098
.پس تا 2 سال درگیر بودم

01:25:09.347 --> 01:25:12.520
...هی می‌رفتم ریکرز آیلند و برمی‌گشتم

01:25:12.642 --> 01:25:15.225
.به دادگاه، انگار که شغلم‌ـه

01:25:16.548 --> 01:25:20.498
.تنها استدلال اون روی من نوار اعترافاتم بود

01:25:20.518 --> 01:25:21.900
پاهاشو پایین نگه داشته بودی؟

01:25:21.920 --> 01:25:25.071
.پاهاشو برای چی پایین نگه دارم؟ 5 ثانیه

01:25:25.091 --> 01:25:31.176
"به فیلمه نگاه کردم و باخودم گفتم "این منم؟

01:25:32.834 --> 01:25:37.202
".این منم؟ از خودم علیه خودم استفاده می‌کنه"

01:25:38.770 --> 01:25:41.510
...کوین ریچاردسون" 16 ساله تو بیشتر جلسه‌ی محاکمه"

01:25:41.530 --> 01:25:43.760
.ساکت بود، ولی مادرش نه

01:25:43.920 --> 01:25:46.388
.اون برنامه ریزی شده بود
.برنامه ریزی شده بود

01:25:46.408 --> 01:25:47.430
..."وکیل "ریچاردسون

01:25:47.450 --> 01:25:50.601
میگه که اون ادعا نمی‌کنه نوار اعترافاتش
.با اعمال فشار بوده

01:25:50.882 --> 01:25:53.669
...به جای اون، "ریچاردسون" همراه با گروه بوده

01:25:53.689 --> 01:25:55.885
.ولی هیچوقت هیچ جرمی مرتکب نشده

01:25:55.905 --> 01:25:58.223
وکیل "وایز" گفته که سعی می‌کنه
...نشون بده که اعترافات

01:25:58.243 --> 01:25:59.519
.به زور بوده

01:25:59.660 --> 01:26:01.857
...با گذاشتن اون تحت فشار مداوم

01:26:01.960 --> 01:26:03.519
...به مدت 1 ساعت و 24 دقیقه

01:26:03.631 --> 01:26:06.392
بعد از اینکه مدت 24 ساعت
...مورد بازجویی قرار گرفته بوده

01:26:06.570 --> 01:26:08.757
.اون میزان فشار روش بوده

01:26:08.777 --> 01:26:13.029
...از وکیلم "کالین مور" پرسیدم

01:26:13.301 --> 01:26:15.140
قراره شهادت بدم؟

01:26:16.249 --> 01:26:20.347
.و بازپرس قضایی اومد و تا منو درهم بشکنه

01:26:21.207 --> 01:26:24.576
باید بلند می‌شدم و می‌گفتم
"!زنیکه تو که منو نمی‌شناسی"

01:26:24.596 --> 01:26:26.963
جوری حرف می‌زنی انگار منو می‌شناسی"
".ولی نمی‌شناسی

01:26:31.433 --> 01:26:32.962
...گزارشگرها داشتن می‌دویدن

01:26:32.982 --> 01:26:36.555
و مردم هم داشتن می‌دویدن و من
"با خودم گفتم "چه خبر شده؟

01:26:36.575 --> 01:26:38.160
".که یه نفر گفت "حکم صادر شد

01:26:41.965 --> 01:26:43.749
".اولین چیزی که شنیدم گناهکار بود"

01:26:44.262 --> 01:26:47.472
.و همه‌چی بعدش محو شد

01:26:48.697 --> 01:26:51.275
"قاضی گفت "به چه نتیجه‌ای رسیدین؟

01:26:51.458 --> 01:26:55.814
".گناهکار به ضرب و شتم، آزار مردم و تجاوز جنسی"

01:26:57.570 --> 01:26:58.884
.همین

01:27:00.138 --> 01:27:02.889
...یادمه همونجا بهم دستبند زدن

01:27:04.419 --> 01:27:07.593
...و اون موقع بود که کاملاً احساس تنهایی می‎‌کردم

01:27:08.221 --> 01:27:11.244
.چون قبلاً حداقل خانواده‌م ازم حمایت می‌کردن

01:27:13.366 --> 01:27:18.875
ولی اون لحظه‌ای که درها بسته شد
...و من تو سلول بودم

01:27:19.340 --> 01:27:23.969
.فکر کردم زندگیم دیگه به آخر رسیده

01:27:33.227 --> 01:27:36.418
!از جلو چشمم برو کنار

01:27:36.438 --> 01:27:37.570
...بیرون از صحن دادگاه

01:27:37.590 --> 01:27:39.505
...حامیان دو تن از نوجوونها خشمشون رو

01:27:39.525 --> 01:27:40.763
.ابراز کردن

01:27:42.557 --> 01:27:45.741
!گورتون رو گم کنین

01:27:45.761 --> 01:27:49.210
داخل، "کوین ریچاردسون" 16 ساله
.با صدای بلند گریه می‌کرد

01:27:49.380 --> 01:27:52.120
.مادرش داد زد "دوستت داریم"، و بیهوش شد

01:27:52.140 --> 01:27:54.184
.بعدش به یه بیمارستان منتقل شد

01:27:54.204 --> 01:27:57.222
..."کوری وایز" فریاد زد "نژادپرستی"

01:27:57.242 --> 01:27:58.556
.همینطور که از دادگاه بیرون می‌رفت

01:27:58.576 --> 01:28:01.219
...دادستان تحت تدابیر شدید امنیتی از دادگاه خارج شد

01:28:01.239 --> 01:28:03.435
.در حالی که جمعیت خشمگین دورش حلقه زده بودن

01:28:03.455 --> 01:28:05.331
!دروغ میگین...! دروغ گفتین

01:28:05.651 --> 01:28:08.234
.این دومین محاکمه در پرونده‌ی دونده بود

01:28:08.254 --> 01:28:10.716
تابستان پیش، سه نوجوون
...به تجاوز و آزار و اذیت متهم شدن

01:28:10.736 --> 01:28:13.647
و در حال حاضر دوره‌ی محکومیتشون رو
.در مرکز نوجوانان می‌گذرونن

01:28:37.489 --> 01:28:39.706
.این آزمایشی‌ـه که شهردار "کاچ" رو دستپاچه کرده

01:28:39.726 --> 01:28:45.598
اون دیگه در مسند قدرت نبود ولی
.مردم حس می‌کردن سیستم نادیده گرفته شده

01:28:56.179 --> 01:29:00.165
من به مرکز نوجوانان بزهکار با
.امنیت بالا رفتم

01:29:00.185 --> 01:29:05.077
.من و "یوسف سلام" یه جا مستقر شدیم

01:29:07.345 --> 01:29:14.215
...یادمه که می‌گفتم باید با هم قوی بمونیم

01:29:14.235 --> 01:29:15.671
...و سعی کنیم این شرایط رو بگذرونیم چون

01:29:15.691 --> 01:29:17.989
.تنها چیزی که در حال حاضر داریم همدیگه‌ست

01:29:19.575 --> 01:29:22.358
...اوایل خیلی سخت بود چون به چشم یه متجاوز

01:29:22.378 --> 01:29:26.229
...بهم نگاه می‌کردن، و... اون منو مسئول

01:29:26.249 --> 01:29:29.624
.یکی از جنایات فجیع در تاریخ ایالت نیویورک می‌دونست

01:29:30.413 --> 01:29:33.438
...شما ممکنه آرومترین آدم باشین ولی بعدش تبدیل میشین به

01:29:33.458 --> 01:29:36.775
...چیزی که مجبورین از خودتون محافظت کنین تا

01:29:36.795 --> 01:29:41.641
از ضرب و شتم درامان باشین، یا
.بدتر، حتی کشته بشین

01:29:41.661 --> 01:29:45.535
...پس منم مجبور بودم با شرایط کنار بیام و در اصل

01:29:45.555 --> 01:29:47.705
.مجبور بودم زود بزرگ بشم

01:29:49.142 --> 01:29:52.822
،اونجا واقعاً عجیب بود، می‌دونین
...آدما می‌مردن

01:29:52.842 --> 01:29:54.288
.به خاطر زیاد سیگار کشیدن

01:29:55.184 --> 01:29:56.617
.واقعاً دیوونه‌کننده بود

01:30:10.994 --> 01:30:12.487
چرا من؟

01:30:13.006 --> 01:30:15.580
.چندبار خدا رو لعن و نفرین کردم

01:30:15.990 --> 01:30:18.192
.ایمانم رو از دست داده بودم

01:30:18.212 --> 01:30:22.698
...گمش کرده بودم

01:30:22.718 --> 01:30:25.316
...هیچ اعتقادی نداشتم

01:30:26.096 --> 01:30:29.156
.و نمی‌دونستم... چیکار کنم

01:30:33.682 --> 01:30:35.714
.پدرم هر چند وقت یه بار می‌اومد

01:30:35.734 --> 01:30:38.386
ازم معذرتخواهی کرد
.ولی من قبول نکردم

01:30:39.904 --> 01:30:41.709
.مادرم زیاد می‌اومد

01:30:42.282 --> 01:30:44.555
...بعضی وقتا مجبور بودم بهش بگم تو خونه بمونه

01:30:44.575 --> 01:30:47.092
.چون هوا خیلی خراب میشد

01:30:47.693 --> 01:30:49.682
.ولی بازم می‌اومد

01:30:54.188 --> 01:30:56.516
...وقتی شنیدم پدرم فوت کرده

01:30:57.282 --> 01:30:58.826
...به هم ریختم

01:30:59.831 --> 01:31:04.114
...ناراحت شدم و فکر کردم، فکر کردم که اون

01:31:04.134 --> 01:31:06.200
.تا حد مرگ مشروب خورده

01:31:07.440 --> 01:31:11.721
از ... چی بهش میگن؟
سیروز کبدی؟

01:31:12.160 --> 01:31:16.835
ولی کسی بهم خبر نداد یا
...این فرصت رو بهم ندادن

01:31:16.855 --> 01:31:18.599
.که پیشش باشم

01:31:18.619 --> 01:31:21.583
.فقط یه جا خبرشو خوندم، همین

01:31:23.211 --> 01:31:24.657
.همین

01:31:33.202 --> 01:31:37.495
.ولی با گذشت زمان، من شروع به تغییر کردم

01:31:38.409 --> 01:31:40.858
.تونستم مدرکم رو بگیرم

01:31:40.878 --> 01:31:42.761
.تونستم دیپلم بگیرم

01:31:42.781 --> 01:31:44.163
.دوست پیدا کردم

01:31:44.183 --> 01:31:47.567
.فرصت اینو پیدا کردم که به کالج برم

01:31:47.587 --> 01:31:51.006
یه مراسم فارغ‌التحصیلی واقعی بود
.با کشیش و همه‌ی آدما

01:31:51.659 --> 01:31:55.167
 ...من تونستم مدرک کالجم رو قبل از اینکه

01:31:55.187 --> 01:31:57.046
.تو زندان لغو کنن بگیرم

01:31:57.600 --> 01:32:01.008
چون برنامه رو متوقف کردن
.من مدرک نگرفتم

01:32:01.774 --> 01:32:04.153
.بعد از اون، کار و کاسبی راه انداختم

01:32:04.173 --> 01:32:05.735
"مثل همون کاری که تو فروشگاه "تیلور
...انجام می‌دادم و انگار اون کار

01:32:05.755 --> 01:32:07.831
.پولسازترین شغل توی زندان بود

01:32:08.629 --> 01:32:11.062
.فکر کنم ساعتی 30 سنت درآمد داشت

01:32:13.219 --> 01:32:15.067
...عصرتون بخیر، هوا در نیویورک

01:32:15.087 --> 01:32:17.172
،47درجه
..."نماینده‌ی حزب جمهوری‌خواه "رادلف جولیانی

01:32:17.192 --> 01:32:18.804
...شهردار وقت "دیوید دینکینز" رو شکست داد

01:32:18.824 --> 01:32:20.040
...شهردار "دینکینز" شورش سیاه پوستان رو

01:32:20.060 --> 01:32:22.909
.که به ضرر اون بود در نطفه خفه کرد

01:32:22.929 --> 01:32:25.895
جولیانی" وعده داد رویکردهای"
...سرسختانه‌تری نسبت به بی‌خانمان‌ها و جرایم

01:32:25.915 --> 01:32:26.681
.در پیش خواهد گرفت

01:32:26.701 --> 01:32:28.617
جولیانی": کارگرهای خیابونی و"
...سروصداهای بیش از حد

01:32:28.637 --> 01:32:30.018
...و گداهای پرخاشگر

01:32:30.038 --> 01:32:32.322
...جرم و جنایت 33% نسبت به زمان مشابه

01:32:32.342 --> 01:32:33.655
...در سال قبل کاهش پیدا کرده

01:32:33.675 --> 01:32:34.858
...از سال 1990 تا کنون

01:32:34.878 --> 01:32:37.126
...میزان قتل در نیویورک سقوط کرده

01:32:37.146 --> 01:32:39.730
.نیویورک دیگر پایتخت جنایت نیست

01:32:47.258 --> 01:32:49.108
.عفو مشروط بهم خورد

01:32:49.128 --> 01:32:53.247
.و دادرسی دو دقیقه طول کشید

01:32:53.267 --> 01:32:54.667
.رفتم داخل

01:32:55.769 --> 01:32:58.038
.خودمو معرفی کردم

01:32:58.873 --> 01:33:01.788
...به مدت زمانی که اون تو بودم نگاهی انداختن

01:33:01.808 --> 01:33:03.638
...و فهمیدن که تمام این مدت هیچ دردسری

01:33:03.658 --> 01:33:04.963
.درست نکردم

01:33:06.409 --> 01:33:08.203
.فقط می‌خواستن یه چیزی رو بدونن

01:33:08.551 --> 01:33:11.202
"گفتن "تو جرمی مرتکب شدی؟

01:33:11.495 --> 01:33:12.715
".منم گفتم "نه

01:33:13.224 --> 01:33:15.513
".بهم گفتن "روز خوبی داشته باشی

01:33:42.792 --> 01:33:45.242
...وسایل شخصیمو برداشتم

01:33:45.262 --> 01:33:47.645
...پولای تو حسابم رو

01:33:47.665 --> 01:33:49.761
.و منو رسوندن به ایستگاه اتوبوس

01:33:51.704 --> 01:33:54.172
...هرجا توقف می‌کردیم به مادرم زنگ می‌زدم

01:33:54.369 --> 01:33:56.533
.خبر می‌دادم که کجام

01:33:57.585 --> 01:34:00.336
دور و برم رو نگاه می‌کردم و
.با خودم می‌گفتم وای، آزاد شدم

01:34:05.720 --> 01:34:07.403
رسیدم خونه، ساختمونی رو که
...توش زندگی می‌کردم فراموش کرده بودم

01:34:07.423 --> 01:34:08.805
.چون تمام ساختمونا شبیه هم شده بودن

01:34:08.825 --> 01:34:10.937
.منم رفتم تو ساختمون اشتباهی

01:34:11.862 --> 01:34:14.262
.پدر و مادرم دویدن طبقه پایین

01:34:16.603 --> 01:34:19.150
...روزی که آزاد شد گفت "اونا

01:34:19.170 --> 01:34:20.166
".منو با اتوبوس می‌فرستن خونه

01:34:20.186 --> 01:34:22.320
".ما گفتیم، "نه. خودمون میایم دنبالت

01:34:22.340 --> 01:34:24.056
...و البته، خانواده‌م به گریه افتادن

01:34:24.076 --> 01:34:26.025
.باعث شد منم گریه‌م بگیره

01:34:26.045 --> 01:34:30.163
.همه یکه خورده بودن
 ...از خوشحالی شوکه بودیم

01:34:30.183 --> 01:34:34.921
...سوار ماشین شدیم

01:34:34.941 --> 01:34:37.235
.و گازشو گرفتیم و پشت سرمونم نگاه نکردیم

01:34:37.255 --> 01:34:40.503
و همینطور روندیم. حدوداً 3 ساعت
.تا شهر فاصله داشتیم

01:34:41.442 --> 01:34:45.134
.و همینطور مستقیم می‌رفتیم و توقف هم نکردیم

01:34:47.003 --> 01:34:47.936
.زیبا بود

01:34:50.111 --> 01:34:52.324
...من وقتی آزاد شدم

01:34:52.344 --> 01:34:54.259
.بهترین احساس روی زمین رو داشتم

01:34:54.279 --> 01:34:55.828
."گفتم "واااو

01:34:55.848 --> 01:34:58.064
.یه شروع تازه نصیبم شده بود

01:34:58.084 --> 01:35:00.853
.می‌تونم سعی کنم زندگیمو بهتر از قبل کنم

01:35:00.873 --> 01:35:02.569
.آره، اومد خونه

01:35:02.589 --> 01:35:06.741
.و منم خوشحال بودم که خونه‌ست. همین

01:35:06.761 --> 01:35:10.671
...ولی می‌دونین، کلی چیزا با خودم آورده بودم

01:35:10.830 --> 01:35:12.887
.که اصلاً نمی‌دونستم وجود دارن

01:35:13.269 --> 01:35:15.411
...دوست داشتم تو اتاقم بمونم چون اتاقم اندازه‌ی

01:35:15.431 --> 01:35:17.054
.یه سلول بود

01:35:17.074 --> 01:35:19.590
...رفتم حموم و وسایلمو شستم

01:35:19.610 --> 01:35:21.993
.زیر دوش وسایلمو شستم

01:35:22.013 --> 01:35:23.962
.پرخاشگر بودم

01:35:23.982 --> 01:35:26.965
...اگه تو یه اتاق با کلی آدم باشم

01:35:26.985 --> 01:35:30.503
می‌تونم حرف بزنم ولی نمی‌تونم
...ارتباط چشمی برقرار کنم

01:35:30.523 --> 01:35:32.190
.چون سرم گرم دید زدن اتاق‌ـه

01:35:34.697 --> 01:35:36.744
...وقتی رسیدم خونه پدرم اونجا زندگی می‌کرد

01:35:36.764 --> 01:35:39.072
.با مادرم، چون برگشته بودن پیش همدیگه

01:35:40.965 --> 01:35:43.886
...ولی راستش من
.با پدرم حرف نزدم

01:35:43.906 --> 01:35:46.344
تو یه خونه زندگی می‌کردیم، ولی حتی
.باهاش حرف هم نمی‌زدم

01:35:47.544 --> 01:35:50.195
متوجه مریضیش شدم چون
.وزن زیادی از دست داده بود

01:35:50.215 --> 01:35:53.402
.واقعاً مریض بود. ولی اهمیتی برام نداشت

01:35:55.774 --> 01:35:57.769
.مادرم سعی می‌کرد ما رو مجبور به حرف زدن کنه

01:35:57.924 --> 01:35:59.961
"منم با خودم می‌گفتم "یادت نیست باهامون چیکار کرد؟

01:35:59.981 --> 01:36:01.795
".تو رو ترک کرد"

01:36:03.597 --> 01:36:07.371
...مادرم تماس گرفته بود و گفته بود

01:36:07.391 --> 01:36:09.885
".پدرت فوت کرده"

01:36:09.905 --> 01:36:12.193
."منم گفته بودم "خیلی‌خب

01:36:13.308 --> 01:36:16.531
.ولی دیدنش تو اون وضع آزارم میداد

01:36:17.647 --> 01:36:19.680
.همیشه بهترین دوستم بود

01:36:26.538 --> 01:36:29.787
.من به عنوان یه متجاوز جنسی برچسب خورده بودم

01:36:30.557 --> 01:36:35.038
.و مجبور بودم هرماه آمارم رو ثبت کنم

01:36:36.268 --> 01:36:39.084
.تو اولین قدم برای اداره پست درخواست دادم

01:36:39.104 --> 01:36:41.256
.می‌خواستم کار پیدا کنم

01:36:41.559 --> 01:36:44.400
ولی آدم صادقی بودم و
...وقتی اونا ازم پرسیدن تا حالا

01:36:44.420 --> 01:36:46.228
زندان بودم؟

01:36:46.248 --> 01:36:47.537
.جواب دادم بله

01:36:48.204 --> 01:36:49.753
.و اونا هم استخدامم نکردن

01:36:51.055 --> 01:36:53.415
.دوست داشتم از نیویورک بزنم بیرون

01:36:53.547 --> 01:36:55.339
.یه دخترعمو داشتم که تو "مریلند" زندگی می‌کرد

01:36:55.359 --> 01:36:57.254
.یه جورایی از "مریلند" خوشم می‌اومد

01:36:57.629 --> 01:37:01.442
...تمام روز رو اونجا دنبال کار گشتم

01:37:01.934 --> 01:37:04.338
.و یه کاری تو فاضلاب پیدا کردم

01:37:06.639 --> 01:37:09.723
...ماهها بدون پول گذروندم

01:37:09.743 --> 01:37:11.438
.و هیچکاری نمی‌تونستم بکنم

01:37:11.458 --> 01:37:13.595
.نمی‌تونستم شغلی دست و پا کنم

01:37:13.759 --> 01:37:15.530
.یه سربار شده بودم

01:37:15.684 --> 01:37:17.635
...تو خونه‌ی پدریم غذا می‌خورم

01:37:17.655 --> 01:37:20.180
...چون یه آدم بالغم

01:37:20.200 --> 01:37:21.996
.و کمکی هم نمی‌کنم

01:37:22.593 --> 01:37:24.676
".گفتم "کاری از دست من برنمیاد

01:37:24.696 --> 01:37:26.747
.این نقطه ضعفم بود

01:37:27.331 --> 01:37:28.913
"و باز گفتم "می‌دونین چیه؟

01:37:28.933 --> 01:37:31.449
".می‌خوام بزنم تو کار مواد"

01:37:31.469 --> 01:37:33.203
.شروع به فروختن مواد کردم

01:37:54.204 --> 01:37:57.893
...تمامی متهمین پرونده‌ی دونده به خونه‌هاشون رفتن

01:37:57.913 --> 01:37:59.255
."یه جز یه نفر، "کوری وایز

01:37:59.275 --> 01:38:01.478
...اون بزرگترین عضو گروه محکومین بود و

01:38:01.498 --> 01:38:02.988
.طولانی‌ترین حکم رو داشت

01:38:03.179 --> 01:38:05.328
...دیگه به جلسات هیئت عفو مشروط نمی‌رفت

01:38:05.348 --> 01:38:07.846
.حتی دیگه به خودش زحمت نمی‌داد گناهش رو انکار کنه

01:38:09.198 --> 01:38:13.740
...یه روز اواخر سال 2001 "ماتیاس ریس" اونو ملاقات می‌کنه

01:38:14.351 --> 01:38:16.125
."در زندان "آبرن

01:38:17.262 --> 01:38:19.552
...این اولین بار بود که از سال 1989 تا الان

01:38:19.572 --> 01:38:23.393
همدیگه رو ملاقات می‌کنن، از وقتی که
.هردوی اونا در "ریکرز آیلند" زندگی می‌کردن

01:38:23.995 --> 01:38:28.552
.و در اون زمان، تصادفی در اتاق تلویزیون همدیگه رو دیدن

01:38:28.791 --> 01:38:32.303
.و اونجا بود که کم کم یه چیزایی روشن شد

01:38:33.138 --> 01:38:35.561
".اون گفت "می‌خواستم ازت معذرتخواهی کنم

01:38:35.730 --> 01:38:39.599
.تو "ریکرز آیلند" یه دعوا سر تلویزیون باهم داشتیم

01:38:40.009 --> 01:38:43.502
".گفتم "ماتیاس، طوری نشده که پسر

01:38:44.140 --> 01:38:48.493
ما اینجاییم. قرار هم نیست"
".هیچکدوم از ما آزاد بشه

01:38:48.572 --> 01:38:49.567
".نگران اون موضوع نباش"

01:38:49.587 --> 01:38:51.580
...ریس" چیزی به اون نمیگه"

01:38:51.844 --> 01:38:55.584
ولی شروع می‌کنه به حرف زدن
.با آدمای تو زندان

01:38:55.912 --> 01:38:58.840
هی، من با یکی آشنا شدم که"
...به خاطر جنایتی که

01:38:58.860 --> 01:39:01.010
".من مرتکب شدم، داره مجازات میشه

01:39:01.236 --> 01:39:04.263
.یه بازرس می‌فرستن و این بیانیه رو صادر می‌کنه

01:39:04.538 --> 01:39:06.856
...اونو به دفتر بازپرسی قضایی منهتن می‌فرستن که

01:39:06.876 --> 01:39:10.737
...اصلاً خبر نداشت این پرونده مال 13 سال پیشه

01:39:11.468 --> 01:39:14.352
...که این مدت بایگانی شده و از ذهن همه پاک شده

01:39:14.372 --> 01:39:17.394
...به جز کسایی که درگیرش بودن و تصادفاً

01:39:17.414 --> 01:39:18.698
.برگشتن به زندگی

01:39:21.377 --> 01:39:25.473
،بالای ورودی رو بهشون نشون دادم
.مسیری که اون اومده بود

01:39:27.163 --> 01:39:31.023
جایی رو که سه تا شاخه برداشتم
...و رفتم تو جاده رو نشون دادم

01:39:31.043 --> 01:39:34.161
.جایی که اونو به داخل کشیدم

01:39:35.945 --> 01:39:37.721
.من کسی هستم که اینکارو کرد

01:39:42.657 --> 01:39:45.615
،وقتی "کوری وایز" رو توی "آبورن" دیدم
...تو چشماش دیدم

01:39:45.635 --> 01:39:48.216
...رنجی رو که داشت تحمل می‌کرد

01:39:48.742 --> 01:39:51.887
...می‌دونست یه نفر 13 سال از زندگیش رو تو زندان

01:39:51.907 --> 01:39:54.512
...تباه کرده، به خاطر کاری که نکرده

01:39:54.616 --> 01:39:58.361
...می‌دونست همه‌ی این بچه‌ها به خاطر کاری بازداشت شدن

01:39:58.381 --> 01:40:00.099
 .که انجام ندادن

01:40:00.881 --> 01:40:02.703
می‌خوای یه چیزی رو بدونی؟

01:40:02.723 --> 01:40:04.889
...من هرکاری که ممکن بود رو کردم که بتونم

01:40:04.909 --> 01:40:06.674
.جلو بیام و به حقیقت اقرار کنم

01:40:06.984 --> 01:40:10.145
...به جایی رسیدم که اگه مردم کاری نکنن

01:40:10.165 --> 01:40:13.394
...یا اگه کار درست رو انجام ندن، پس

01:40:13.647 --> 01:40:15.332
.هیچ کار دیگه‌ای نیست که بتونم انجام بدم

01:40:20.569 --> 01:40:26.394
...شنیدن این موضوع بعد از این همه محاکمه و عذاب

01:40:26.414 --> 01:40:28.156
...که از سر گذروندم

01:40:30.991 --> 01:40:38.913
...کشمکش، دعوا و کتک خوردن

01:40:41.867 --> 01:40:44.468
...تمام کارایی که لازم نبود

01:40:47.240 --> 01:40:49.482
!حس خیلی خوبی داره

01:40:51.067 --> 01:40:54.596
...دفتر "مورگنتا" شروع می‌کنه به بازرسی جامع

01:40:54.616 --> 01:40:55.217
.درمورد پرونده

01:40:55.237 --> 01:40:58.175
...پرونده‌های قدیمی رو بیرون کشیدن و فهمیدن

01:40:58.195 --> 01:41:02.813
مایع منی ناشناخته‌ای از متجاوز هست
.که با نمونه‌ی "ریس" می‌خونه

01:41:04.080 --> 01:41:05.921
.بعد شروع به مصاحبه با "ریس" کردن

01:41:06.033 --> 01:41:10.000
...ریس" 13 سال بعد اومد و بلافاصله جزئیاتی رو"

01:41:10.020 --> 01:41:12.386
...عنوان کرد که کار رو تایید و تصحیح کرد

01:41:12.406 --> 01:41:13.654
.که پلیس نمی‌دونست

01:41:13.674 --> 01:41:17.419
دختره رو توصیف کرد در حالی که با یه
...شلوار ورزشی و یه تیشرت

01:41:17.439 --> 01:41:18.792
.سفید می‌دویده

01:41:18.812 --> 01:41:21.176
.این همون لباسی‌ـه که خانم "میلی" پوشیده بود

01:41:21.196 --> 01:41:22.941
.بهشون راجع به واکمن گفت

01:41:23.072 --> 01:41:25.561
.معلوم شد دختره با یه واکمن می‌دویده

01:41:25.581 --> 01:41:28.119
.هیچکس نمی‌دونست چون اینا توی صحنه پیدا نشده بود

01:41:28.246 --> 01:41:30.939
.تعریف می‌کنه که چطوری کفشاشو درآورده

01:41:30.959 --> 01:41:34.944
...وقتی پلیس به صحنه رسیده و اونو پیدا کردن

01:41:34.964 --> 01:41:38.949
...کفشای اون
...یه لنگه‌ش یه جا بوده

01:41:38.969 --> 01:41:40.951
.یه لنگه دیگه‌ش یه جای دیگه

01:41:40.971 --> 01:41:44.097
تعریف کرد که کلیداشو برداشته
...و سعی کرده آدرسشو گیر بیاره

01:41:44.219 --> 01:41:45.958
.و بعد کلیدا رو پرت می‌کنه

01:41:45.978 --> 01:41:49.095
...خب، این معمای کلیداشو هم حل کرد

01:41:49.115 --> 01:41:50.476
.چون درش قفل بوده

01:41:50.496 --> 01:41:54.868
...اینها دلایلی هستن که حتی زحمتکش‌ترین شاگردهای

01:41:54.888 --> 01:41:59.308
...پرونده براشون سخت بود باهاش روبرو بشن

01:41:59.328 --> 01:42:00.876
.به عنوان چندتا داستان ساختگی

01:42:00.896 --> 01:42:06.716
.هیچ شکی نبود که "ریس" می‌دونست چه اتفاقی افتاده

01:42:06.736 --> 01:42:10.353
...اون توی صحنه و مسیر وجود داشت که  DNA و

01:42:10.373 --> 01:42:12.224
...جنایت رو کاملاً به همون روشی مرتکب شده

01:42:12.244 --> 01:42:14.559
.که جرایم دیگه‌ش رو انجام داده

01:42:14.579 --> 01:42:16.461
...این دلیل اینه که "ریس" یه بیانیه‌ی

01:42:16.481 --> 01:42:18.202
.دقیق رو تحویل داده

01:42:25.332 --> 01:42:26.796
.سه شیفت کار کردم

01:42:26.816 --> 01:42:30.111
.از 8 شب تا 6:30 صبح بود

01:42:30.825 --> 01:42:33.716
...رفتم خونه، از حموم اومدم بیرون که

01:42:33.736 --> 01:42:36.252
.برنامه ورزشی رو نگاه کنم، دختر عموم زنگ زد

01:42:36.272 --> 01:42:38.821
.CNN اینطوری کرد "ترون"، "ترون" بزن

01:42:38.841 --> 01:42:40.290
"و من گفتم "چرا؟ چه خبره؟

01:42:40.310 --> 01:42:42.327
".اونم گفت "حقیقت برملا شد. حقیقت برملا شد

01:42:42.347 --> 01:42:43.660
"حقیقت برملا شد؟ از چی حرف می‌زنی؟"

01:42:43.680 --> 01:42:45.164
...پرونده‌ت! کسی که این کارو کرده"

01:42:45.184 --> 01:42:48.467
.اون حقیقت رو گفته، اعتراف کرد
".اون اینکارو کرده

01:42:48.487 --> 01:42:50.035
"و من گفتم "داری جدی میگی؟

01:42:50.055 --> 01:42:51.837
.جدی میگی؟" و شروع کردم به گریه"

01:42:51.857 --> 01:42:56.731
شواهد ژنتیکی به طور قطع
.ریس" رو به قربانی مرتبط می‌کنه"

01:42:56.751 --> 01:42:58.546
...پسرم شنبه بهم زنگ زد

01:42:58.566 --> 01:43:01.048
".و من گفتم "ازت می‌خوام بشینی

01:43:01.068 --> 01:43:02.564
".یه خبر برات دارم"

01:43:03.219 --> 01:43:05.438
"و اون گفت "چه خبری برام داری؟

01:43:05.458 --> 01:43:07.156
".یه صندلی بذار، بشین. بهت میگم"

01:43:07.176 --> 01:43:09.960
اون گفت "اوه، می‌دونی، اونا یارویی رو
".که اون کارو کرده پیدا کردن

01:43:09.980 --> 01:43:11.175
"و من گفتم "چی؟

01:43:11.898 --> 01:43:14.263
...اونم میگه "آره، کسی رو که

01:43:14.283 --> 01:43:16.394
".جنایت رو انجام داده پیدا کردن

01:43:16.667 --> 01:43:19.171
...و منم گفتم پسر
.باید فحش بدم

01:43:19.191 --> 01:43:21.626
".گفتم، "گورتو گم کن بیا اینجا

01:43:21.870 --> 01:43:24.478
".گفت "نه. واقعاً میگم. یارو رو پیدا کردن

01:43:24.498 --> 01:43:26.370
".به زودی میای خونه"

01:43:26.390 --> 01:43:28.548
".و من گفتم "آره، باشه. همینی که تو میگی

01:43:28.568 --> 01:43:29.885
.اون تنها کسی بود که امید داشت

01:43:29.905 --> 01:43:32.320
ولی من گفتم "می‌دونی چیه؟
".بعداً باهات حرف می‌زنم

01:43:34.108 --> 01:43:36.260
.بیرون بارون می‌اومد

01:43:36.655 --> 01:43:39.874
...از پنجره بیرون رو نگاه کردم و پیش خودم گفتم

01:43:39.894 --> 01:43:42.439
"لعنتی. واقعاً این یارو رو پیدا کردن؟"

01:43:43.387 --> 01:43:45.990
.و راجع بهش فکر می‌کردم
.بعد شروع به گریه کردم

01:43:55.435 --> 01:43:57.885
ما چرا اینجاییم؟
!پنج متهم پارک مرکزی

01:43:57.905 --> 01:44:00.521
ما چرا اینجاییم؟
!پنج متهم پارک مرکزی

01:44:00.541 --> 01:44:01.928
!تو برف

01:44:02.381 --> 01:44:05.104
...جنبشی از طرف مدافعین بود برای سرنگون کردن

01:44:05.291 --> 01:44:07.845
.محکومیت در زمینه‌ی شواهدی که به تازگی کشف شده

01:44:08.108 --> 01:44:12.732
...و "مارگنتا" نه تنها گفت که شواهد جدید

01:44:12.752 --> 01:44:14.413
...احتمالاً ما رو به سمت قضاوت دیگه‌ای هدایت می‌کرد

01:44:14.433 --> 01:44:19.877
بلکه به من و بقیه گفت "اگه اونچه رو که الان می‌دونیم
...اون موقع می‌فهمیدیم

01:44:20.056 --> 01:44:25.650
".اصلاً اون پسرا رو متهم هم نمی‌کردیم

01:44:26.833 --> 01:44:31.228
...اعتقاد من به "رابرت مارگنتا" انقدری هست که

01:44:31.248 --> 01:44:33.281
.با تصمیمش مخالفتی نکنم

01:44:33.301 --> 01:44:34.517
.این قدم اول‌ـه

01:44:34.537 --> 01:44:37.888
...واکنش دفتر وکلای مدافع ناحیه

01:44:37.908 --> 01:44:42.075
...به واگذاری، یا موافقت یا رضایت به برنامه‌ای هست که

01:44:42.095 --> 01:44:43.497
.احکام صادره کنار گذاشته بشن

01:44:43.517 --> 01:44:46.933
قاضی باید در خصوص این
.حکم رسمی رو صادر کنه

01:44:47.130 --> 01:44:50.379
.انتظار داریم که حکم سریعاً صادر بشه

01:44:52.077 --> 01:44:54.913
...می‌خوام یه بیانیه رو از طرف

01:44:54.933 --> 01:44:58.086
.دفتر وکیل ناحیه "رابرت مارگنتا" براتون بخونم

01:44:58.819 --> 01:45:00.309
...دفتر گفته

01:45:00.329 --> 01:45:05.107
مقایسه‌ی اظهاریه‌ها، تناقضات"
".نگران کننده‌ای را نشان می‌دهد

01:45:06.121 --> 01:45:09.064
...داستانهای شرح داده شده توسط پنج متهم یکی یکی"

01:45:09.084 --> 01:45:12.531
...با هم متفاوت‌ـه تقریباً در هر جزئیاتی"

01:45:12.551 --> 01:45:14.718
...از جنبه‌ی مهم جنایت"

01:45:14.850 --> 01:45:16.568
،کی حمله رو شروع کرد"

01:45:16.671 --> 01:45:18.229
،کی قربانی رو به زمین انداخت"

01:45:18.249 --> 01:45:19.794
،کی لباساشو درآورد"
،کی اونو کتک زد

01:45:20.070 --> 01:45:21.723
،کی نگهش داشت"
،کی بهش تجاوز کرد

01:45:21.836 --> 01:45:22.906
...تو مسیر حمله"

01:45:22.926 --> 01:45:24.518
".چه سلاحی مورد استفاده قرار گرفته

01:45:24.538 --> 01:45:27.524
.و ترتیب اتفاقات رخ داده تا رسیدن به محل مورد نظر"

01:45:28.041 --> 01:45:31.139
و چندتا چیزی که اونا گفتن"
...به سادگی با حقایق

01:45:31.159 --> 01:45:32.567
".منتشر شده مغایرت داشت

01:45:32.933 --> 01:45:36.383
.حالا، این یه رسوایی بزرگ‌ـه

01:45:39.955 --> 01:45:41.953
...من در حال حاضر یه درخواست‌نامه دارم

01:45:41.973 --> 01:45:45.869
..."از طرف تمام متهمین : "کوری وایز

01:45:45.889 --> 01:45:49.767
،"یوسف سلام"، "کوین ریچاردسون"
..."ریموند سانتانا"

01:45:49.787 --> 01:45:52.779
...آنترون مک‌کری"، تمامی کیفرخواست علیه هرکدام"

01:45:52.799 --> 01:45:55.313
.از آنها به طور کامل منفصل شد

01:45:55.596 --> 01:45:56.919
.اعطا شد

01:45:56.939 --> 01:46:00.572
.همگی کریسمس خوبی داشته باشید
.سال نو مبارک

01:46:00.592 --> 01:46:01.708
!ممنونم

01:46:05.226 --> 01:46:07.841
...قاضی، مرور پرونده‌ی دونده‌ی پارک مرکزی رو به عهده داره

01:46:07.861 --> 01:46:09.972
...که ساعتی دیگه حکم رو اعلام می‌کنه که اون

01:46:09.992 --> 01:46:13.637
.محکومیتها علیه پنچ مرد جوان باید کنار گذاشته بشه

01:46:13.657 --> 01:46:16.194
...این بازگشتی خیره‌کننده در یکی از بحث‌برانگیزترین

01:46:16.214 --> 01:46:18.553
.پرونده در تاریخ پرونده‌های جنایی این شهرـه

01:46:20.808 --> 01:46:24.855
.اون بهترین کریسمس تا... اولین... ببخشید

01:46:24.875 --> 01:46:28.099
...بهترین کریسمس عمر من و مادرم بود

01:46:28.119 --> 01:46:29.697
...فقط تو خونه همدیگه رو بغل کردیم

01:46:29.717 --> 01:46:32.280
.که انگار به اندازه‌ی یه عمر بود

01:46:35.005 --> 01:46:36.771
.اتفاق قشنگی بود

01:46:39.400 --> 01:46:40.489
.هنوزم هست

01:46:42.577 --> 01:46:44.912
...همیشه عکسای مادرم رو می‌بینم که مادرم راه میره

01:46:44.932 --> 01:46:47.657
".با یه پیرهن "یوسف بی‌گناه است

01:46:47.677 --> 01:46:51.842
...و بعد وقتی تمام اتهامات رو برداشتن

01:46:52.102 --> 01:46:54.009
...اون کتش رو باز کرد

01:46:54.029 --> 01:46:57.719
...و تی‌شرت "یوسف سلام بی‌گناه است" رو با یه لبخند بزرگ

01:46:57.739 --> 01:47:01.935
رو صورتش نشون داد، که بگه نه تنها
...بهتون اینو گفتم، بلکه

01:47:01.955 --> 01:47:03.597
.امروز خیلی هم خوشحالم

01:47:05.916 --> 01:47:08.681
...حالا 4 تن از 5 متهم آزاد شدن
...اونا مدت زیادی رو در زندان سپری کردن

01:47:08.701 --> 01:47:10.790
...ولی "ریموند سانتانا" پشت میله‌ها باقی می‌مونه

01:47:10.810 --> 01:47:12.446
.به خاطر یه محکومیت غیرمرتبط

01:47:12.466 --> 01:47:15.109
...ولی مدت زمانی که به خاطر اتهام مواد می‌گذرونه

01:47:15.129 --> 01:47:17.609
براساس این حقیقت‌ـه که اون
...در پرونده‌ی دونده‌ی پارک مرکزی

01:47:17.629 --> 01:47:19.852
.یه بزهکار حمل مواد بوده

01:47:19.872 --> 01:47:23.341
پس وکلای نزدیک به پرونده‌ به نمایندگی از پنج نفر
...به من می‌گفتن که انتظار دارن

01:47:23.361 --> 01:47:26.530
...احقاق حق کنن و "ریموند سانتانا" رو قبل از کریسمس

01:47:26.550 --> 01:47:28.819
.به خونه و پیش والدینش برگردونن

01:47:29.525 --> 01:47:31.171
.جشن بود

01:47:31.191 --> 01:47:33.734
!همه جست و خیز می‌کردن و هورا می‌کشیدن

01:47:33.754 --> 01:47:35.302
.همه جیغ می‌زدن

01:47:35.322 --> 01:47:39.133
.داری میری خونه. تموم شد"
".داری میری خونه

01:47:39.153 --> 01:47:41.030
...افسر تأدیبی بهم گفت، "خب می‌دونی

01:47:41.050 --> 01:47:42.566
".خیلیا اون بیرون وایسادن

01:47:42.586 --> 01:47:45.040
می‌خوای از در عقب بری؟"
".یه ماشین برات جور می‌کنم

01:47:45.060 --> 01:47:46.898
".از راه پشتی می‌تونی بری"

01:47:47.089 --> 01:47:48.900
".و منم گفتم "خب، من یه مرد آزادم

01:47:48.920 --> 01:47:52.662
!از در جلو میرم"
"!در رو باز کن تا بریم

01:47:52.964 --> 01:47:56.110
،وسط اون همه فلاش دوربین
...ریموند سانتانا" زندان رو به عنوان"

01:47:56.130 --> 01:47:59.125
،یه مرد آزاد ترک کرد
.که برای پدرش لذت‌بخش بود

01:47:59.145 --> 01:48:02.341
.من از همون اول همیشه معتقد بودم اون بی‌گناه‌ـه

01:48:03.576 --> 01:48:07.221
.منو دست بسته برده بودن

01:48:07.241 --> 01:48:11.321
.و حالا مثل یه مرد آزاد راه می‌رفتم

01:48:11.341 --> 01:48:14.157
...و گذر کردن از اون شرایط واقعاً عالی بود

01:48:14.177 --> 01:48:16.384
.و اینکه سرم رو بالا نگه دارم

01:48:16.404 --> 01:48:18.768
".و گفتم "گفتم که ما بی‌گناهیم

01:48:20.535 --> 01:48:22.263
.این یه معجزه‌ست

01:48:23.069 --> 01:48:26.614
...بذارین اینو بهتون بگم، وقتی تو اون محوطه بودم

01:48:26.634 --> 01:48:29.928
.گفته بودم باید خیلی براش دعا کنم

01:48:31.196 --> 01:48:35.110
.اونا هم گفتن شاید دعاهات مستجاب نشه

01:48:35.130 --> 01:48:38.080
چون خیلی برای اون بچه دعا کردم
.و حالا ببینین

01:48:39.062 --> 01:48:41.835
.اون بهترین روز زندگیم بود پسر

01:48:50.146 --> 01:48:54.533
...من شرمنده‌ی نیویورک شدم و همینطور

01:48:54.553 --> 01:48:59.991
...خیلی عصبانی، چون بی‌گناهی اونا هیچوقت

01:49:00.011 --> 01:49:02.066
.توجه بیشتری نسبت به گناهکاریشون جلب نکرد

01:49:02.508 --> 01:49:08.973
...صدای خشم پیرامون محاکمه‌ی اونا هنوزم بلند ـه

01:49:09.846 --> 01:49:11.827
.خبر خوب، بی‌گناهی اونا بود

01:49:12.072 --> 01:49:20.364
...5تا بچه رو زجر دادیم، به اشتباه متهمشون کردیم

01:49:20.881 --> 01:49:26.416
،تحت فشار گذاشتیمشون
.بهشون حمله کردیم، به خاطر جنایاتی که تصور می‌کردیم

01:49:26.436 --> 01:49:29.856
...از خودمون تعابیری درآوردیم که

01:49:29.876 --> 01:49:31.529
.اونا رو متهم کنیم

01:49:32.186 --> 01:49:34.517
.بعد انداختیمشون زندان

01:49:34.712 --> 01:49:36.531
.به اشتباه محکومشون کردیم

01:49:36.644 --> 01:49:39.281
...و وقتی معلوم شد که شواهد بر بی‌گناهی اونهاست

01:49:39.301 --> 01:49:45.875
...و آزادشون کردیم، سرسری به عدالت

01:49:46.476 --> 01:49:50.054
.اشاره کردیم و از جرم خودمون چشم‌پوشی کردیم

01:49:50.314 --> 01:49:55.538
داستان وقتی در مورد یه زن سفید‌پوست بود
...که توسط پنچ پسر سیاه‌پوست

01:49:55.669 --> 01:50:00.140
.مورد تجاوز قرار گرفته برای مردم جالبتر بود

01:50:00.490 --> 01:50:09.204
پوشش خبری سال 2002 بدتر از
.اتفاقی بود که سال 1989 افتاد

01:50:09.885 --> 01:50:15.699
...مقاومت بیشتر به حقیقت، سرسختی بیشتر

01:50:16.273 --> 01:50:17.950
.درمورد یک اشتباه

01:50:20.617 --> 01:50:24.804
...پلیس این بخش رو به عهده‌ی یه وکیل برجسته

01:50:24.824 --> 01:50:27.028
.به اسم "مایک آرمسترانگ" گذاشت

01:50:27.169 --> 01:50:30.285
تا بررسی کنه که تو پرونده‌ی دونده
.چه اتفاقی افتاده

01:50:30.305 --> 01:50:32.642
...و پلیس فهمید که

01:50:32.662 --> 01:50:35.093
...کار اشتباهی انجام نداده، هرچند اجازه داده

01:50:35.113 --> 01:50:38.004
...آدم مورد نظر قسر در بره و ظاهراً آدمای

01:50:38.024 --> 01:50:39.418
.اشتباهی رو به زندان بندازه

01:50:40.863 --> 01:50:45.305
.این یه حمایت سازمانی بود که داشت رخ می‌داد

01:50:47.747 --> 01:50:51.868
...لیندا فیرستین" توی بخش یه اسم بزرگ از خودش"

01:50:51.888 --> 01:50:53.644
.به خاطر این پرونده به جا گذاشت

01:50:54.671 --> 01:50:56.829
...برای حرفه‌ و اعتبار اون

01:50:56.849 --> 01:50:58.953
.خیلی مهم بود

01:51:05.897 --> 01:51:10.637
پس با گفتن این جمله شکست بزرگی خورد
".وقتی گفت "من همه‌چی رو اشتباه فهمیدم

01:51:10.657 --> 01:51:13.291
".و این بچه‌ها رو راهی زندان کردم"

01:51:15.018 --> 01:51:18.752
،هرکاری تو زندگیت بکنی
...بازم مرتکب اشتباه میشی

01:51:19.456 --> 01:51:22.254
.و با اون اشتباهت یا روبرو میشی با نمیشی

01:51:23.475 --> 01:51:26.677
.فکر نمی‌کنم مطبوعات با اشتباهشون روبرو شده باشن

01:51:29.953 --> 01:51:32.264
...فکر نمی‌کنم پلیس با حقیقتی که واقعاً اتفاق افتاده

01:51:32.284 --> 01:51:35.577
روبرو شده باشه، چون حقیقت
...اینه که اتفاقی که افتاده

01:51:35.597 --> 01:51:37.097
.تقریباً طاقت‌فرساست

01:51:37.660 --> 01:51:42.107
...به واسطه‌ی محاکمه‌ی اشتباه آدما به خاطر پارک مرکزی

01:51:42.127 --> 01:51:47.159
پرونده‌ی دونده، "ماتیاس ریس" به
...اذیت و آزار، ضرب و جرح

01:51:47.179 --> 01:51:49.059
.و قتل ادامه داده

01:51:49.661 --> 01:51:53.981
...و اونا می‌تونستن جلوشو بگیرن ولی با یه اشتباه

01:51:54.178 --> 01:51:55.324
.گیر افتادن

01:51:55.999 --> 01:51:58.741
.و هنوزم تو این اشتباه سرمایه‌گذاری کردن

01:52:00.035 --> 01:52:01.829
..."پاتریشیا مایلی"

01:52:04.768 --> 01:52:07.191
...برادرم، همه‌ی  پسرا

01:52:07.451 --> 01:52:09.365
...همه‌ی خانواده‌هامون

01:52:10.219 --> 01:52:12.050
.همه‌مون قربانی هستیم

01:52:15.435 --> 01:52:20.025
...هیچکس نمی‌خواد به خسارتی که به خانواده‌ی من

01:52:20.045 --> 01:52:22.015
.زده توجه کنه

01:52:22.035 --> 01:52:25.013
.کسی نمی‌خواد مسئولیتش رو قبول کنه

01:52:25.952 --> 01:52:29.377
از خودمون می‌خوام یادمون بمونه
...که اون روز چه اتفاقی افتاد و

01:52:29.397 --> 01:52:33.389
وحشتی که خودمون باعثش شدیم
...چون این اتفاق واقعاً یه آینه‌ی تمام نماست

01:52:33.617 --> 01:52:34.997
.از جامعه‌مون

01:52:35.223 --> 01:52:38.686
...و جای اینکه خودمون رو خوب نشون بدیم و فکر کنیم که

01:52:38.706 --> 01:52:40.685
...یه چیزی بوده که می‌تونیم ازش خلاص بشیم

01:52:40.705 --> 01:52:43.860
،و آدمای بهتری باشیم
...من فکر می‌کنم واقعاً باید

01:52:43.880 --> 01:52:46.462
اینو درک کنیم که ما
.آدمای خیلی خوبی هم نیستیم

01:52:47.105 --> 01:52:48.761
.غالب اوقات همینطوریم

01:52:59.506 --> 01:53:01.130
.همیشه پشت سر میذارم

01:53:01.994 --> 01:53:04.859
.اون سالهایی که ازم گرفته شد، خیلی چیزا رو از دست دادم

01:53:04.879 --> 01:53:09.203
...و حتی الان تو سن 36 سالگی که باید

01:53:09.462 --> 01:53:13.987
سرم گرم کار باشه، خونه و ماشین داشته باشم
...یا شایدم ازدواج کرده باشم

01:53:14.007 --> 01:53:15.869
.هیچ کدوم اینا رو ندارم

01:53:16.153 --> 01:53:18.650
.و نمی‌دونم چطوری دیگه اینا رو پس بگیرم

01:53:18.847 --> 01:53:20.368
.حالا اینجام

01:53:22.922 --> 01:53:25.692
.جوونیم رو از دست دادم

01:53:26.788 --> 01:53:28.972
.هفت سال از زندگیم رو از دست دادم

01:53:31.230 --> 01:53:38.494
...شور جوونیم رو از دست دادم و گم شدم بین چیزایی مثل

01:53:38.514 --> 01:53:43.213
...رفتن به مدرسه، مجلس رقص

01:53:43.233 --> 01:53:46.428
.و زندگی مثل یه بچه‌ی 14،15 ساله

01:53:54.039 --> 01:53:56.537
.میشه بخشید ولی نمیشه فراموش کرد

01:53:57.937 --> 01:53:59.920
.نمیشه چیزایی رو که از دست دادی فراموش کنی

01:54:02.512 --> 01:54:05.676
.با هیچ پولی نمیشه زمان رو به عقب برگردوند

01:54:06.386 --> 01:54:11.174
با هیچ پولی نمیشه زندگی
...از دست رفته رو بگردوند یا زمانی رو که

01:54:11.194 --> 01:54:13.245
.از دست دادی بگردونه

01:54:14.285 --> 01:54:15.710
.هیچی

01:54:17.973 --> 01:54:21.832
.زندگی به عنوان یه بزرگسال آسونتر نمیشه

01:54:21.852 --> 01:54:23.160
.سخت‌تر میشه

01:54:24.598 --> 01:54:28.623
...همیشه انجام دادن یه کار سختتره اگه

01:54:28.643 --> 01:54:31.605
.یه شکاف بزرگ از زندگیت رو ازت گرفته باشن

01:54:32.581 --> 01:54:35.919
...و اینطور نیست که چون اونا گفتن "خیلی‌خب

01:54:35.939 --> 01:54:39.957
،"محکومیتتون رو برمی‌داریم
.معنیش این باشه که روزای زندان رو هم پاک کردن

01:54:40.126 --> 01:54:42.041
.روزای توی زندان اتفاق افتاده

01:54:42.191 --> 01:54:45.037
.واقعیت‌ـه. واقعاً اونو گذروندیم

01:54:51.021 --> 01:54:52.927
...هرروز با خودم کلنجار میرم

01:54:53.581 --> 01:54:55.550
.ولی موفق شدم، می‌دونی

01:54:55.570 --> 01:54:57.396
.اومدم خونه، دردسر درست نکردم

01:54:57.759 --> 01:54:59.677
.از وقتی اومدم خونه کار کردم

01:54:59.981 --> 01:55:02.625
.مالیات میدم، مواظب بچه‌هامم

01:55:04.390 --> 01:55:06.123
...تمام تلاشم رو می‌کنم، پس

01:55:07.276 --> 01:55:10.874
.بهشون گفتم موفق میشم
.بهشون گفتم

01:55:11.853 --> 01:55:13.629
.حقیقت برملا شد

01:55:14.770 --> 01:55:16.460
.حقیقت برملا شد

01:55:19.770 --> 01:55:28.460
در سال 1995 تریشا میلی ماراتن شهر نیویورک را به پایان رساند"
و از خط پایان در پارک مرکزی گذشت. جایی نزدیک به مکانی
".که 6 سال قبل از آن مورد حمله قرار گرفت

01:55:29.461 --> 01:55:38.421
در سال 2003 نامش را به طور عمومی در کتابی با عنوان
من دونده‌ی پارک مرکزی" هستم، فاش کرد، که در آن به طور"
.مفصل بهبودی شگفت انگیز خود را شرح داد

01:55:40.202 --> 01:55:50.422
،در سال 2003، یک سال بعد از برطرف شدن محکومیتشان
پنج متهم پارک مرکزی شکایتی علیه شهر نیویورک، افسران پلیس
.و دادستانهایی که در محکومیتشان نقش داشتند، تنظیم کردند

01:55:51.453 --> 01:55:56.423
.شکایت، حل نشده باقی مانده است

01:55:59.424 --> 01:56:08.424
.:Eros &amp; BlueAugust:.
..::wWw.IMDb-Dl.CoM::..