﻿WEBVTT

00:00:00.993 --> 00:00:28.173
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:31.198 --> 00:00:43.344
‫..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:00:47.681 --> 00:00:48.782
‫نمیتونم باور کنم که اینکارو کرد.

00:00:48.882 --> 00:00:51.251
‫میدونی چیه، کارمن؟
‫تموم شد. دیگه باهاش کاری ندارم

00:00:51.351 --> 00:00:53.189
‫

00:00:55.656 --> 00:00:56.857
‫

00:00:57.190 --> 00:00:58.158
‫میدونی چیه؟

00:00:58.258 --> 00:00:59.993
‫این اخرین باره که من و
‫اینجوری با خودش می کشه.

00:01:00.093 --> 00:01:02.095
‫چون دیگه نمیخوام بهش فکر کنم.

00:01:02.195 --> 00:01:03.730
‫من لیاقتم خیلی بهتر از اینه. مگه نه؟

00:01:03.830 --> 00:01:05.202
‫معلومه که هستی.

00:01:06.667 --> 00:01:08.710
‫

00:01:10.837 --> 00:01:12.710
‫

00:01:23.383 --> 00:01:24.651
‫

00:01:24.751 --> 00:01:26.624
‫

00:01:39.232 --> 00:01:40.911
‫

00:01:48.875 --> 00:01:50.577
‫

00:01:50.811 --> 00:01:52.957
‫

00:02:11.732 --> 00:02:13.969
‫

00:02:35.589 --> 00:02:37.462
‫من باید باهاش قرار بذارم.

00:02:38.258 --> 00:02:40.594
‫استر؟ استر؟

00:02:40.694 --> 00:02:41.662
‫چیه؟

00:02:41.762 --> 00:02:43.339
‫تو هنوز متاهلی.

00:02:43.830 --> 00:02:46.306
‫این کبودی رو یه طلاق در نظر بگیر.

00:02:48.268 --> 00:02:50.414
‫

00:03:07.688 --> 00:03:09.595
‫

00:03:11.558 --> 00:03:13.393
‫استر، تو باید زور بزنی

00:03:13.493 --> 00:03:15.400
‫این چیه؟... این سیگاره؟

00:03:15.562 --> 00:03:18.198
‫روشن نیست. اینکارو
‫فقط برای استرس گاهی وقتا انجام میدم.

00:03:18.298 --> 00:03:19.433
‫مرتیکه دیوونه

00:03:19.533 --> 00:03:22.636
‫تو چرا سیگار می کشی؟ اونم وقتی
‫که باید یه بچه رو به دنیا بیاری؟

00:03:22.736 --> 00:03:24.871
‫این یه جور استرسه همونطور که
‫در مورد گفت. خانوم.

00:03:24.971 --> 00:03:25.939
‫مستم هستی؟

00:03:26.039 --> 00:03:28.275
‫اگه یه دکتر سفید پوست هوشیار
‫تو این شهر میخواین

00:03:28.375 --> 00:03:29.977
‫

00:03:30.077 --> 00:03:31.378
‫درست نیست؟

00:03:31.478 --> 00:03:33.248
‫

00:03:33.380 --> 00:03:36.550
‫مرد، این یچه باید درشت باشه

00:03:36.650 --> 00:03:38.552
‫

00:03:38.652 --> 00:03:42.231
‫امیدوارم فقط قبل از اینکه اون من و
‫بکشه تو من اون و بکشم بیرون.

00:03:43.990 --> 00:03:45.258
‫باباش اینجاست؟

00:03:45.358 --> 00:03:46.866
‫یا مسیح

00:03:47.494 --> 00:03:49.264
‫

00:03:49.596 --> 00:03:50.797
‫

00:03:52.999 --> 00:03:54.167
‫

00:03:54.267 --> 00:03:55.235
‫

00:03:55.335 --> 00:03:56.536
‫

00:03:58.405 --> 00:04:01.074
‫ببخشید من توی حموم بودم.

00:04:01.174 --> 00:04:03.610
‫یه خورد چیمیگاس تند خوردم.
‫[غذای معروفی در تگزاس و مکزیک]

00:04:03.710 --> 00:04:05.078
‫-اوه، باشه
‫-اوه، مرد

00:04:05.178 --> 00:04:07.114
‫باورت نمیشه چطوری سوختم

00:04:07.214 --> 00:04:09.082
‫آره مطمئنم سوختی. باشه. من باید برگردم سرکار

00:04:09.182 --> 00:04:10.417
‫- آره
‫- بسیار خب، گابریلیتو. بیا داخل

00:04:10.517 --> 00:04:12.719
‫- عجله کن یه فیلم بردار
‫- باشه مامان

00:04:12.853 --> 00:04:14.930
‫

00:04:22.696 --> 00:04:24.569
‫هی، هی، هی، کجا داری میری؟

00:04:24.765 --> 00:04:26.633
‫اون پایین باید موهات در اومده باشه
‫تا بتونی بری اونجا.

00:04:26.733 --> 00:04:27.701
‫

00:04:27.801 --> 00:04:29.102
‫موهای پایینت در اومده؟

00:04:29.202 --> 00:04:30.437
‫من که مو دارم.

00:04:30.537 --> 00:04:32.439
‫

00:04:32.539 --> 00:04:33.507
‫مامانت کجاست؟

00:04:33.607 --> 00:04:35.912
‫اونجا داره با اون پیرمرده حرف میزنه.

00:04:36.109 --> 00:04:37.583
‫کدوم پیرمرد؟ بابات کجاست؟

00:04:37.778 --> 00:04:39.046
‫من بابا ندارم

00:04:39.146 --> 00:04:41.326
‫- گابریل، زود باش
‫- باشه مامان

00:04:51.558 --> 00:04:54.636
‫من نمیتونم این و بهت اجاره بدم بچه.
‫این یه فیلم R-Rate هست.
‫[نا مناسب باری بچه های زیر 17 سال]

00:04:55.061 --> 00:04:57.366
‫خب، مامانم گفته اشکال نداره.

00:04:57.597 --> 00:05:01.101
‫- عالیه، دوباره ازش بپرس
‫- اون با من.

00:05:03.637 --> 00:05:05.612
‫هی مامان. میتونم این و اجاره کنم؟

00:05:05.806 --> 00:05:07.708
‫آره پسر، عجله کن. باید بریم

00:05:07.808 --> 00:05:11.380
‫- باشه ممنون
‫- بهت گفتم

00:05:11.611 --> 00:05:13.046
‫بعد از اینکه فیلمت تموم شد.

00:05:13.146 --> 00:05:15.482
‫اینجاها رو تمیز کن و تکالیفت
‫رو انجام بده. باشه؟

00:05:15.582 --> 00:05:17.318
‫- باشه مامان
‫- بسیار خب

00:05:17.517 --> 00:05:20.163
‫و یادت باشه در مورد چی حرف زدیم؟

00:05:20.587 --> 00:05:23.890
‫میخوام در موردش فکر کنی
‫اینکه وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی

00:05:23.990 --> 00:05:25.158
‫باشه؟
‫باشه

00:05:25.258 --> 00:05:26.727
‫- واقعا
‫- واقعا

00:05:26.827 --> 00:05:28.829
‫باشه. یه بوس بده

00:05:28.929 --> 00:05:30.363
‫- دوست دارم
‫- منم

00:05:30.463 --> 00:05:32.540
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- تو هم همینطور

00:05:45.011 --> 00:05:46.815
‫

00:05:58.692 --> 00:06:00.929
‫

00:06:09.703 --> 00:06:12.539
‫25 سال بعد

00:06:12.639 --> 00:06:14.274
‫گوینده: خانم ها و آقایان

00:06:14.374 --> 00:06:17.577
‫به افتخار گابریل ایگلیسیاس

00:06:17.677 --> 00:06:19.220
‫

00:06:45.538 --> 00:06:47.073
‫فلافی، فلافی

00:06:47.173 --> 00:06:56.316
‫فلافی، فلافی

00:06:56.416 --> 00:06:58.289
‫- خلیج قرمز

00:06:59.019 --> 00:07:00.562
‫

00:07:03.857 --> 00:07:05.798
‫دلم براتون تنگ شده بود...

00:07:08.228 --> 00:07:10.530
‫ممنون ممنون ممنون
‫ممنون ممنون

00:07:10.630 --> 00:07:12.104
‫ممنون ممنون ممنون

00:07:13.733 --> 00:07:15.935
‫قسمت 215

00:07:16.136 --> 00:07:19.039
‫چهارده، سیزده، دوازده

00:07:19.139 --> 00:07:20.807
‫یازده، ده

00:07:20.907 --> 00:07:22.509
‫نه. هشت، هفت

00:07:22.609 --> 00:07:26.655
‫ش. پبج. چهار. سه. دو و یک

00:07:27.881 --> 00:07:29.924
‫اونا میتونن صداتون و بشنون

00:07:34.454 --> 00:07:37.023
‫خدای من، من باید اینجا رو کوچیکتر نگاه کنم. هان؟

00:07:37.123 --> 00:07:38.927
‫کوچیکه، کوچیه

00:07:39.225 --> 00:07:41.098
‫اون خیلی کوچولوعه. آره

00:07:43.163 --> 00:07:44.798
‫قبل از اینکه چیز دیگه ای بگم. شماها

00:07:44.898 --> 00:07:49.843
‫یه دست بزرگ برای
‫خلیج قرمز آقای چویی گومز بزنین!

00:07:51.404 --> 00:07:53.106
‫

00:07:54.774 --> 00:07:59.445
‫اولین مردی که من و توی رادیو
‫در خلیج قرمز گذاشت.

00:08:01.081 --> 00:08:02.851
‫ممنونم. چویی

00:08:03.283 --> 00:08:05.685
‫و البته،
‫یه دور بزرگ دیگه تشویق

00:08:05.785 --> 00:08:08.021
‫برای دوستم، مرد اسطوره ای
‫افسانه ای

00:08:08.121 --> 00:08:10.460
‫بزنین برای مارتین!

00:08:12.092 --> 00:08:13.794
‫

00:08:16.463 --> 00:08:19.432
‫خیلی جالبه که چطور شما
‫بچه ها اون و میشناسین.

00:08:19.532 --> 00:08:20.533
‫اون و میبینن و دوسش دارین

00:08:20.633 --> 00:08:23.313
‫اونه، باید مارتین باشه

00:08:23.837 --> 00:08:25.338
‫جدا، با اون موهای دیوانه کنندش

00:08:25.438 --> 00:08:28.008
‫خالکوبی هاش! ریش بزی
‫دقیقا میدونین اون کیه.

00:08:28.108 --> 00:08:29.509
‫حالا تو این ساختمون

00:08:29.609 --> 00:08:32.178
‫

00:08:32.278 --> 00:08:36.883
‫من دیدم انی دختر اون و ول کرده.
‫به طرف مارتین میدوئه و جیغ میکشه.

00:08:36.983 --> 00:08:38.351
‫و بعدش اون و بغل کرد

00:08:38.451 --> 00:08:40.420
‫و بعدش مارتین بهش نگاه کرد
‫گفت:" رفیق"

00:08:40.520 --> 00:08:44.327
‫من گفتم:" هی، اون متهم مقابلت نیست
‫توام بغلش کن."

00:08:44.491 --> 00:08:46.170
‫خیلی لطیف بود.

00:08:46.626 --> 00:08:48.094
‫خب بعدش دختره برگشت

00:08:48.194 --> 00:08:50.563
‫و من و نگاه کرد و گفت" هی"

00:08:50.663 --> 00:08:52.865
‫و بعدش من اینطوری بودم" هی"

00:08:52.966 --> 00:08:56.202
‫و اون گفت"
‫میشه ازمون عکس بگیرین؟"

00:08:56.302 --> 00:08:58.004
‫

00:08:59.039 --> 00:09:00.473
‫باشه بسیار خب

00:09:00.573 --> 00:09:03.643
‫خب میدونی مثل چی بود. آره
‫برو بریم

00:09:03.743 --> 00:09:05.745
‫من آماده م که عکس بگیرم

00:09:05.845 --> 00:09:07.881
‫و اون مارتین رو بغل میکنه و

00:09:07.981 --> 00:09:12.687
‫و میگه" نمیتونم صبر کنم تا به دوستام
‫بگم که مارتین رو دیدم"

00:09:12.886 --> 00:09:14.588
‫

00:09:16.990 --> 00:09:18.931
‫

00:09:19.726 --> 00:09:22.770
‫من کپ کردم. اینطوری بودم
‫" لبخند بزن"

00:09:23.063 --> 00:09:25.243
‫لبخند بزن

00:09:26.766 --> 00:09:27.901
‫خیلی ناراحت شده بود

00:09:28.001 --> 00:09:30.103
‫میگفت: " داداش. اون من و شناخت"

00:09:30.203 --> 00:09:32.405
‫اما اون فکر کرده بود من یکی دیگه م"

00:09:32.505 --> 00:09:36.949
‫من گفتم" هی، بیخیال، من رپو رو برای
‫سه سال اداره می کردم. باشه؟"
‫[رپو: برنامه تلویزیونی آمریکایی]

00:09:37.610 --> 00:09:40.814
‫" فقط ازت ممنونم که تو من و شناختی"

00:09:42.182 --> 00:09:43.249
‫خب بذارین بگم که بعدش چه اتفاقی افتاد

00:09:43.349 --> 00:09:45.418
‫از آخرین باری که ما در اینجا
‫خلیج بودیم.

00:09:45.518 --> 00:09:48.755
‫به هر حال، امبدوارم دکوراسیون صحنه ما رو در اینجا
‫دوست داشته باشین.

00:09:48.855 --> 00:09:50.830
‫

00:09:56.362 --> 00:09:57.836
‫آره

00:09:58.565 --> 00:10:01.534
‫از آخرین زمانی که اینجا بودم.
‫یه چیزایی تغییر کرده

00:10:01.634 --> 00:10:06.112
‫یکی از اونا اینکه که
‫من حدودا 100 پوند کم کردم.

00:10:07.640 --> 00:10:08.910
‫آره

00:10:10.443 --> 00:10:11.781
‫

00:10:14.380 --> 00:10:16.683
‫من میدونم بعضی از شماها این جلو
‫دارین به من اینطوری نگاه میکنین

00:10:16.783 --> 00:10:18.621
‫"خب، یعنی تو چقدر بزرگ بودی؟"

00:10:19.419 --> 00:10:21.621
‫میدونم.
‫هرکول. هرکول

00:10:21.721 --> 00:10:23.457
‫آره...

00:10:24.624 --> 00:10:26.693
‫به هر حال، شماها
‫بذارین بگم که چی شد

00:10:26.793 --> 00:10:29.129
‫در واقع من فهمیدم
‫که یه بیماری کوچیک دارم.

00:10:29.229 --> 00:10:32.332
‫حدودا دو سال پیش تشخیصش دادم.
‫دیابت نوع دو

00:10:32.432 --> 00:10:36.045
‫حالا، حداکثر 445 پوندم.

00:10:36.736 --> 00:10:39.472
‫آره، این فلافی قبل بود. خب؟

00:10:39.572 --> 00:10:42.548
‫بخوام صادق باشم.
‫لعنتی. همیشگی نیست

00:10:42.775 --> 00:10:47.219
‫445 پوند. سرحد کشف
‫کانال چاقی هست

00:10:48.748 --> 00:10:51.861
‫" من نمیتونم از خونه برم. آره؟"

00:10:52.418 --> 00:10:54.320
‫

00:10:54.420 --> 00:10:56.896
‫" او میخواست بره تو فیلم ها"

00:10:58.258 --> 00:10:59.492
‫واقعا بد بود بچه ها

00:10:59.592 --> 00:11:04.673
‫و خب من هر روز صبح بیدار میشدم
‫با قندخون 300

00:11:04.964 --> 00:11:08.501
‫حالا هر کسی در مورد دیابت میدونه.
‫این قند بالاست

00:11:08.601 --> 00:11:11.371
‫و به تعداد کافی انجامش دادین.
‫و احتمالا...

00:11:11.471 --> 00:11:12.911
‫" واضح"

00:11:13.673 --> 00:11:16.342
‫خیلی سخته

00:11:16.442 --> 00:11:19.316
‫برای گفتن خداحافظ

00:11:19.445 --> 00:11:22.319
‫اون ها اون و تو خامه دفن کردن.

00:11:22.782 --> 00:11:25.785
‫شیرین ترین مراسم دفن
‫بوده که تا حالا وجود داشته.

00:11:25.885 --> 00:11:29.157
‫همه یه کاپ کیک گرفتن.
‫خیلی خوب بود.

00:11:30.957 --> 00:11:33.626
‫من تو مطب دکتر بودم.
‫و دکتر بهم گفت

00:11:33.726 --> 00:11:36.896
‫" گوش کن ، گابریل.
‫تو 445 پوند هستی"

00:11:36.996 --> 00:11:39.966
‫وزنت ازکنترل خارج شده.
‫دیابتت از کنترل خارج شده.

00:11:40.066 --> 00:11:41.201
‫تو 35 سالته.

00:11:41.301 --> 00:11:44.370
‫من تضمین میکنم تو بیشتر از دو سال
‫زندگی نخواهی کرد.

00:11:44.470 --> 00:11:46.739
‫و من هیلی احساساتی شدم. میدونین.
‫گفتم" جدی میگی؟"

00:11:46.839 --> 00:11:49.275
‫اون گفت" نهایت دو سال"

00:11:49.375 --> 00:11:52.749
‫و من گفتم " اما من تازه
‫دارم پول در میارم"

00:11:55.315 --> 00:11:56.950
‫خب، میتونه یه مراسم
‫خاکسپاری خوب بشه.

00:11:57.050 --> 00:11:59.355
‫من گفتم" چه خریه"

00:11:59.919 --> 00:12:02.422
‫خب در نهایت برای من خیلی
‫زمان برد که در موردش یه کارایی رو انجام بدم.

00:12:02.522 --> 00:12:04.724
‫چون این اولین باری نبود که من
‫سعی کرده بودم وزن کم کنم.

00:12:04.824 --> 00:12:06.226
‫برای مدت زمان زیادی
‫این اتفاق افتاده بود.

00:12:06.326 --> 00:12:09.095
‫اما وقتی یه نفر بهت میگه تو داری میمیری.
‫تو واقعا از خواب بیدار میشی.

00:12:09.195 --> 00:12:12.599
‫پس حمایت از دوستام. خانوادم رو داشتم.

00:12:12.699 --> 00:12:15.802
‫میدونی، مخصوصا من کارت اعتباری
‫مربوط به هر جایی رو داشتم.

00:12:15.902 --> 00:12:18.171
‫مارتین. خیلی بهم کمک کرد

00:12:18.271 --> 00:12:21.574
‫چون اون همیشه من و
‫به رفتن به باشگاه ورزشی تشویق میکرد.

00:12:21.674 --> 00:12:23.820
‫بیا بریم تمرین داداش

00:12:24.611 --> 00:12:26.620
‫بیا بریم یه کاری بکنیم

00:12:27.046 --> 00:12:29.149
‫و مهمترین چیز
‫" بیا بریم تمرین" اینه

00:12:29.249 --> 00:12:31.818
‫ما با هم تو یه مسیر 46 هفته ای بودیم
‫تو یه سال

00:12:31.918 --> 00:12:34.654
‫پس ما با هم خیلی خوردیم.
‫و اون همیشه حواسش بود من چی میخورم.

00:12:34.754 --> 00:12:36.422
‫و اگر اون من و میدید که
‫دنبال چیزی هستم

00:12:36.522 --> 00:12:38.591
‫که نباید باشم. من و کنترل میکرد.

00:12:38.691 --> 00:12:40.927
‫خصوصل صبحانه.
‫اون وعده غذایی مورد علاقه منه.

00:12:41.027 --> 00:12:42.295
‫من عاشق صبحونه هستم.

00:12:42.395 --> 00:12:44.197
‫اما اونا همیشه تو
‫اون هتل های خوبا بهمون میدادن.

00:12:44.297 --> 00:12:45.865
‫جایی که صبحونه های اقلیمی میدادن.

00:12:45.965 --> 00:12:47.300
‫با بوفه. و ...

00:12:47.400 --> 00:12:50.603
‫اگر من دارم تخم مرغ میخورم و گوشت خوک
‫و سوسیس. مورد نداره

00:12:50.703 --> 00:12:52.672
‫آره، بعضی از اینا چاق کننده ست.
‫اما حدس بزن چی

00:12:52.772 --> 00:12:54.274
‫قند نه

00:12:54.374 --> 00:12:59.648
‫اگر مارتین مدید من دارم
‫دنبال کلوچه و شیرینی می گردم. نمایش راه مینداخت

00:13:00.046 --> 00:13:02.615
‫اون توی فاصله 15 قدمی از من منتظرم میموند.

00:13:02.715 --> 00:13:03.816
‫و شروع میکرد به فریاد زدن

00:13:03.916 --> 00:13:06.486
‫جلوی همه مردم تو رستوران

00:13:06.586 --> 00:13:08.959
‫اوه، آره، اون هنوز تومحله کلیمی هاست

00:13:09.389 --> 00:13:10.390
‫

00:13:10.490 --> 00:13:14.029
‫من اهمیت نمیدم اگر اون جا هتل
‫لاکچری ریتز- کارلتون هست. مارتین اینحاست.

00:13:15.728 --> 00:13:16.963
‫شروع میکنه فریاد زدن.

00:13:17.063 --> 00:13:19.971
‫اون تو 15 قدمی من منتظر میمونه. و بعد شروع میکنه

00:13:20.233 --> 00:13:21.935
‫واقعا داداش؟

00:13:22.302 --> 00:13:25.038
‫میخوای اون و بذاری تو دهنت؟
‫فلافی؟

00:13:25.138 --> 00:13:27.473
‫میدونی داری
‫با بدنت چیکار میکنی؟

00:13:27.573 --> 00:13:30.151
‫هی، یه ذره احترام بذار به خودت.

00:13:31.411 --> 00:13:33.989
‫و موقع صبحونه من و گریه مینداخت.

00:13:34.814 --> 00:13:36.683
‫من ناراحت.
‫" من کلوچه نمیخوام"

00:13:36.783 --> 00:13:38.985
‫نمیخوامش.
‫کلوچه نمیخوام

00:13:39.085 --> 00:13:40.887
‫من هرزه کوچولو نیستم. نیستم

00:13:40.987 --> 00:13:42.894
‫من هرزه کوچولو نیستم

00:13:43.790 --> 00:13:45.325
‫اما ببین. اون یه دوست واقعیه

00:13:45.425 --> 00:13:46.826
‫کسی بود که من و چک میکرد و بهم یاد آوری میکرد

00:13:46.926 --> 00:13:49.970
‫" هی، داداش، تومیخوای من و دیوونه کنی.
‫من فقط میخوام تو زنده بمونی"

00:13:50.263 --> 00:13:51.698
‫من بهش احترام گذاشتم.

00:13:51.798 --> 00:13:53.233
‫این دلیلیه که من عاشق اون رفیقم

00:13:53.333 --> 00:13:56.502
‫و گاهی وقتا
‫من مارتین رو چک میکنم

00:13:56.602 --> 00:13:57.906
‫آره

00:13:59.972 --> 00:14:01.674
‫باور کنین

00:14:01.774 --> 00:14:04.010
‫هر دو این راه رو میریم.
‫گاهی من باید مارتین رو چک کنم

00:14:04.110 --> 00:14:07.513
‫در مورد وزنش. اما اون این روح
‫شیطانی رو داره. همچنین.

00:14:07.613 --> 00:14:09.182
‫باور کنین آره

00:14:09.282 --> 00:14:11.217
‫گاهی وقتا فضای محدودی هست

00:14:11.317 --> 00:14:12.852
‫توی هتل ها جایی که ما اونجا می ایستیم

00:14:12.952 --> 00:14:15.121
‫خب گاهی ما دو تامون تو
‫یه اتاق هستیم

00:14:15.221 --> 00:14:18.091
‫و مارتین به طور تصادفی
‫دختری رو توی اتاق میاره

00:14:18.191 --> 00:14:20.393
‫ساعت 3 صبح. من و از خواب بیدار میکنه

00:14:20.493 --> 00:14:24.505
‫من بهش نگاه میکنم و میگم"
‫واقعا؟"

00:14:26.799 --> 00:14:29.741
‫میخوای اون و تو دهنت بذاری؟

00:14:36.209 --> 00:14:39.612
‫میدونی که چیکار میخوای
‫با بدنت بکنی؟

00:14:39.712 --> 00:14:42.620
‫هی، یکم احترام بخود داشته...

00:14:43.216 --> 00:14:45.953
‫نمیذاره. واقعا نمیذاره... خب

00:14:47.820 --> 00:14:49.055
‫بذارین بهتون بگم...

00:14:49.155 --> 00:14:50.923
‫من تو مطب دکتر بودم
‫و اون بهم گفت

00:14:51.023 --> 00:14:55.933
‫" گوش کن گابریل.
‫واضحه که تمرینات اون و قطع نمیکنه"

00:14:56.763 --> 00:15:00.740
‫من ه دوست دارم که
‫متخصص داخلیه

00:15:00.867 --> 00:15:02.735
‫من فکر میکنم به طور عالی برات سودمنده

00:15:02.835 --> 00:15:06.773
‫حداقل حرفاش و گوش کن ببین چی
‫میگه. ضرری نداره

00:15:06.873 --> 00:15:08.107
‫خب بعدش بهم یه کارت داد.

00:15:08.207 --> 00:15:11.877
‫رو کارت نوشته بود"
‫مرکز جراحی BH"
‫[بیلگاری هولدینگز]

00:15:12.178 --> 00:15:14.747
‫من یه قرار ملاقات گذاشتم.
‫و رفتم اونحا

00:15:14.847 --> 00:15:15.915
‫در زدم

00:15:16.015 --> 00:15:17.784
‫در چیزی نگفت

00:15:17.884 --> 00:15:20.153
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:15:20.253 --> 00:15:21.754
‫در واقع گفت

00:15:21.854 --> 00:15:24.933
‫" مرکز چاقی های ناسالم"

00:15:26.359 --> 00:15:28.630
‫آره، اون لعنتی درمانی نبود

00:15:29.695 --> 00:15:33.099
‫خب من فهمیدم اینجام. من
‫اون جا رو چک کردم. پس وارد شدم.

00:15:33.199 --> 00:15:37.203
‫رفتم سمت پذیرش و چرسیدم
‫" درست اومدم؟"

00:15:37.303 --> 00:15:38.705
‫اون خیلی خونسرد بود.

00:15:38.805 --> 00:15:41.815
‫"بله آقا. شما
‫درست اومدین"

00:15:42.041 --> 00:15:45.255
‫" میتونم ازتون یه چیزی بپرسم؟
‫"حتما"

00:15:45.478 --> 00:15:46.546
‫چرا چیزی که این جا نوشته

00:15:46.646 --> 00:15:49.315
‫" مرگز چاقی ناسالم " روی دره؟

00:15:49.415 --> 00:15:51.651
‫دکتر ترجیح دادن اونطور باشه

00:15:51.751 --> 00:15:53.453
‫چرا روی کارت اون نوشته نیست؟

00:15:53.553 --> 00:15:56.029
‫چون اونوقت شما اینجا نمیومدین.

00:15:58.391 --> 00:15:59.359
‫اولین باره؟

00:15:59.459 --> 00:16:00.660
‫آره، اولین باره

00:16:00.760 --> 00:16:02.829
‫اون یه تخته دستم داد. و
‫رفت

00:16:02.929 --> 00:16:04.831
‫لطفا یه تخته بردارین و
‫بنشینید

00:16:04.931 --> 00:16:06.466
‫اونا چند دقیقه دیگه صداتون میکنن

00:16:06.566 --> 00:16:08.901
‫خب من برگشتم و نشستم روی
‫نیمکت

00:16:09.001 --> 00:16:10.670
‫و من شروع به پر کردن
‫فرم ها کردم

00:16:10.770 --> 00:16:13.306
‫و فرم های بیمه و این چیزا داخلش نبود.

00:16:13.406 --> 00:16:15.475
‫در واقع بیشتر از یه پرسشنامه بود.

00:16:15.575 --> 00:16:17.043
‫اونا از شما یه گروه سوال میپرسن

00:16:17.143 --> 00:16:19.479
‫و شما از یک تا ده به اونها جواب میدین.

00:16:19.579 --> 00:16:21.814
‫فکر میکنین چقدر ناسالمین؟

00:16:21.914 --> 00:16:23.716
‫و این خوب نیست. نیست

00:16:23.816 --> 00:16:25.885
‫و منم اینطوری
‫" شانسی می زدم8.9.9.9.9."

00:16:25.985 --> 00:16:27.320
‫10.9.9.10.9

00:16:27.420 --> 00:16:29.322
‫10.10.10.10.10.10

00:16:29.422 --> 00:16:34.037
‫و بعد از اینکه پرسشنامه ها رو پر کردم
‫خارج از در، شنیدم...

00:16:34.494 --> 00:16:36.298
‫

00:16:44.604 --> 00:16:46.078
‫

00:16:47.507 --> 00:16:49.175
‫ناگهان در باز شد

00:16:49.275 --> 00:16:51.511
‫و یه آدم اومد تو...

00:16:51.611 --> 00:16:53.222
‫

00:16:57.116 --> 00:16:58.989
‫

00:17:02.321 --> 00:17:04.057
‫

00:17:05.324 --> 00:17:08.334
‫من اینطوری بودم" اوه، خدای من،
‫توام مریضی"

00:17:09.962 --> 00:17:12.698
‫فورا، نمره هام رو بهتر زدم.

00:17:12.798 --> 00:17:13.933
‫فوری

00:17:14.033 --> 00:17:15.701
‫4.4.3.3.3.2.2.2

00:17:15.801 --> 00:17:17.270
‫1.1.1.1.1.1.1

00:17:17.370 --> 00:17:19.243
‫من خیلی هم سالمم

00:17:19.839 --> 00:17:21.541
‫

00:17:21.641 --> 00:17:23.476
‫اون راهش رو به سمت
‫پذیرش ادامه داد.

00:17:23.576 --> 00:17:26.712
‫و "
‫شما برای ساعت 8:30 قرار دارین؟"

00:17:26.812 --> 00:17:28.286
‫

00:17:30.149 --> 00:17:32.385
‫اولین باره که میاین اینجا؟

00:17:32.485 --> 00:17:34.596
‫

00:17:38.090 --> 00:17:41.100
‫چون دکتر ترجیح دادن اینطوری باشه

00:17:42.995 --> 00:17:45.064
‫

00:17:45.164 --> 00:17:48.607
‫چون بعد مشا نمیومدین اینجا. اوه ، خدا

00:17:49.835 --> 00:17:51.804
‫این فرم ها رو بردارین و بنشینید

00:17:51.904 --> 00:17:53.473
‫چند دقیقه دیگه صداتون میکنن

00:17:53.573 --> 00:17:54.807
‫

00:17:54.907 --> 00:17:56.476
‫خب اونم برگشت

00:17:56.576 --> 00:17:59.484
‫و به من نگاه کرد و نیمکت من

00:18:00.446 --> 00:18:02.057
‫و اینطوری....

00:18:02.348 --> 00:18:04.425
‫

00:18:05.017 --> 00:18:09.233
‫قسم میخورم صحنه های فیلم
‫Pacific Rim برام تداعی شد.
‫[فیلم اکشن و فانتزی سال 2013]

00:18:09.555 --> 00:18:11.958
‫و اون...

00:18:12.058 --> 00:18:14.397
‫من اینطوری بودم

00:18:15.361 --> 00:18:18.337
‫نه. نه. هیچ کس اینجا نمیشینه

00:18:18.798 --> 00:18:20.739
‫

00:18:20.900 --> 00:18:23.239
‫آره، همش واسه تو، داداش

00:18:24.136 --> 00:18:25.505
‫

00:18:25.605 --> 00:18:27.307
‫

00:18:29.275 --> 00:18:31.352
‫

00:18:34.213 --> 00:18:35.681
‫

00:18:35.781 --> 00:18:36.982
‫

00:18:38.751 --> 00:18:40.089
‫

00:18:42.655 --> 00:18:44.698
‫

00:18:48.394 --> 00:18:49.962
‫اون برگشت

00:18:50.062 --> 00:18:51.964
‫

00:18:52.064 --> 00:18:54.667
‫و اون شروع کرد یه ذره خودش رو با اکراه عقب کشید

00:18:54.767 --> 00:18:57.570
‫حالا اون چی تو سرشه
‫من میبینم اون داره میاد به طرف من؟

00:18:57.670 --> 00:18:58.804
‫اون...

00:18:58.904 --> 00:19:00.447
‫

00:19:01.807 --> 00:19:03.309
‫ناگهان
‫پشت زانوهاش

00:19:03.409 --> 00:19:05.978
‫به لبه نیمکت خورد
‫صدای کلیک رو می شنوی.

00:19:06.078 --> 00:19:07.413
‫

00:19:07.513 --> 00:19:09.148
‫و بعدش ولو شد

00:19:09.248 --> 00:19:11.183
‫

00:19:11.283 --> 00:19:14.123
‫اون خودش و انداخت و منم پریدم بالا

00:19:16.589 --> 00:19:18.324
‫و در این لحظه
‫اونا اسم من و صدا زدن.

00:19:18.424 --> 00:19:20.493
‫" آقای ایگلسیاس"
‫" هی، شانس آوردم"

00:19:20.593 --> 00:19:22.033
‫

00:19:22.294 --> 00:19:25.164
‫خب من رفتم به مطب.
‫به پرستار سلام کردم.

00:19:25.264 --> 00:19:26.666
‫پرستار خیلی خوب بود.

00:19:26.766 --> 00:19:29.669
‫به علاوه که خیلی خوب بود
‫یه طرفدار هم بود.

00:19:29.769 --> 00:19:31.504
‫چی میتونست بهتر از این برای من باشه؟

00:19:31.604 --> 00:19:33.005
‫اون اومد سمتم و ...

00:19:33.105 --> 00:19:35.841
‫" آقای ایگلیسیاس، این یه افتخاره..."

00:19:35.941 --> 00:19:38.044
‫من یه هوادار بزرگم

00:19:38.144 --> 00:19:41.723
‫من تا جایی که امکان داره
‫بدون درد این و انجام بدم.

00:19:42.448 --> 00:19:44.491
‫باید شما رو وزن کنم.

00:19:45.451 --> 00:19:47.853
‫من" میدونی چیه؟ من خوبم.
‫من خودم رو تو خونه وزن کردم"

00:19:47.953 --> 00:19:50.895
‫من 445 پوندم. من خوبم.

00:19:51.323 --> 00:19:53.525
‫من باید تاییدش کنم.
‫[ مطمئن بشم]

00:19:53.793 --> 00:19:57.338
‫من تو سرم این بود"
‫چرا من این دروغ وگفتم؟"

00:19:58.464 --> 00:20:00.733
‫میدونین منظورم چیه؟
‫اگر شما 200 پوند هم باشین

00:20:00.833 --> 00:20:04.036
‫و دروغ بگین و بگین 195 پوند هستم.
‫من میفهمم

00:20:04.136 --> 00:20:06.405
‫اما یکبار شما
‫یه سطح اطمینان می رسین.

00:20:06.505 --> 00:20:08.685
‫

00:20:08.974 --> 00:20:10.619
‫کاملا واضحه

00:20:11.544 --> 00:20:13.212
‫خب من گفتم: " باشه. کجاست؟"

00:20:13.312 --> 00:20:15.214
‫ببخشید؟
‫" کجاست؟ ترازو کجاست؟"

00:20:15.314 --> 00:20:16.983
‫چون من میخوام بپرم رو ترازو

00:20:17.083 --> 00:20:18.718
‫

00:20:18.818 --> 00:20:21.554
‫ازش بالا برم. تا آخرش اون بالا بمونم
‫و بیام پایین

00:20:21.654 --> 00:20:23.322
‫میدونین ترازو من در مورد
‫چی دارم حرف میزنم؟

00:20:23.422 --> 00:20:25.257
‫یه دسته سنگین داره.
‫وقتی شما میری روی اون

00:20:25.357 --> 00:20:27.036
‫و صداش در میاد؟

00:20:28.260 --> 00:20:29.729
‫من بهش میگم " ترازوی نازی"
‫[حزب نازی ها]

00:20:29.829 --> 00:20:32.098
‫شما میری اونجا، و
‫" سیگ هیل"
‫[ژشت سلام دادن ارتش هیتلر دست راست بالا میاد]

00:20:32.198 --> 00:20:33.706
‫

00:20:34.567 --> 00:20:35.871
‫

00:20:37.703 --> 00:20:38.904
‫اون شروع کرد به خندیدن

00:20:39.004 --> 00:20:41.674
‫گفت" آقای ایگلیسیاس شما
‫خیلی احمقین"

00:20:41.774 --> 00:20:44.614
‫در واقع، ترازوی ما صنعتیه

00:20:48.347 --> 00:20:51.017
‫هر زمانی که کسی از کلمه
‫صنعتی استفاده میکنه

00:20:51.117 --> 00:20:54.127
‫و شما اون جمله رو میشنوین
‫هوهو. قاطی میکنین

00:20:55.588 --> 00:20:58.491
‫اون گفت "آقای ایگلیسیاس
‫اون دقیقا داخل زمین گذاشته شده"

00:20:58.591 --> 00:20:59.992
‫روی زمین

00:21:00.092 --> 00:21:03.068
‫گفتم خدای من. من یه سمای هستم
‫[کامیونی که پشتش اتاقک برای حمل بار داره]

00:21:06.031 --> 00:21:07.366
‫و بعد اون به من دستورات رو داد

00:21:07.466 --> 00:21:09.969
‫اون رفت " آقای ایگلیسیاس،
‫گوش کن. آروم وایسا"

00:21:10.069 --> 00:21:11.837
‫من این دکمه کوچیک توی دیوار رو فشار میدم

00:21:11.937 --> 00:21:13.172
‫یه صدایی میده

00:21:13.272 --> 00:21:16.008
‫و بعدش وزن شما روی
‫این پنجره کوچولو نشون داده میشه

00:21:16.108 --> 00:21:17.510
‫و من فکر کردم که" صدا میده؟"

00:21:17.610 --> 00:21:20.586
‫توی سرم این بود،
‫امیدوارم این نباشه...

00:21:20.713 --> 00:21:22.620
‫

00:21:23.449 --> 00:21:24.817
‫من خیلی هیجان داشتمو منتظر بودم

00:21:24.917 --> 00:21:28.287
‫و اون دکمه و زد و خیلی جذاب بود واقعا

00:21:28.387 --> 00:21:30.191
‫یه صدایی مثل
‫صدای کازینو داد

00:21:30.556 --> 00:21:31.624
‫

00:21:31.724 --> 00:21:32.825
‫

00:21:32.925 --> 00:21:34.326
‫صبر کن کفشام

00:21:34.426 --> 00:21:35.866
‫

00:21:36.095 --> 00:21:38.631
‫میخندین؟
‫کفشام سه پوند وزن دارن.

00:21:38.731 --> 00:21:40.433
‫

00:21:41.100 --> 00:21:44.136
‫خب بعدش اون با من
‫به سمت مطب دکتر اومد

00:21:44.236 --> 00:21:45.638
‫من نشستم. دکتر راه میرفت

00:21:45.738 --> 00:21:47.139
‫و با من یک ساعت حرف زد

00:21:47.239 --> 00:21:50.076
‫مخلص کلام، چیزی که اون گفت اون
‫میخواست معده من و برداره

00:21:50.176 --> 00:21:53.479
‫به عقیده اون، این اندازه
‫یک لیگ فوتباله

00:21:53.579 --> 00:21:56.816
‫و اون میخواست اون و ببره و
‫اندازه یه تخم مرغ درستش کنه.

00:21:56.916 --> 00:21:58.884
‫بنابراین، فقط میتونین یه تخم مرغ بخورین

00:21:58.984 --> 00:22:00.820
‫و اینطوری وزنتون رو پایین میارین

00:22:00.920 --> 00:22:02.655
‫مشکل با کنار گذاشتن معده اینه

00:22:02.755 --> 00:22:05.991
‫اگر تو به برنامه
‫روحانی اون ها نچسبی

00:22:06.091 --> 00:22:07.660
‫نه تنها وزنت رو از دست نمیدی

00:22:07.760 --> 00:22:09.228
‫وزن بالاتری هم بدست میاری

00:22:09.328 --> 00:22:11.163
‫و یه سری عواقب هم داری.

00:22:11.263 --> 00:22:13.566
‫و بعد اون پرسید
‫" زیاد مسافرت میری؟"

00:22:13.666 --> 00:22:16.235
‫من" من 46 هفته در طول سال رو تو جاده هستم"

00:22:16.335 --> 00:22:17.703
‫اون گفت" این برات کار نمیکنه"

00:22:17.803 --> 00:22:19.983
‫من گفتم " موافقم . من دو تا تخم مرغ دوست دارم"

00:22:20.206 --> 00:22:21.885
‫

00:22:22.341 --> 00:22:23.409
‫من گفتم" خب، من باید چیکار کنم؟"

00:22:23.509 --> 00:22:25.244
‫گفت" نمیدونم اما این برات کار نمیکنه"

00:22:25.344 --> 00:22:27.513
‫خب من مطب رو ترک کردم و
‫من کارم تموم بود.

00:22:27.613 --> 00:22:28.681
‫به ماشینم رسیدم

00:22:28.781 --> 00:22:30.182
‫خیلی افسرده شده بودم چون من دوس داشتم

00:22:30.282 --> 00:22:31.751
‫یکی به من گفته بود تو دو
‫سال وقت داری تا زندگی کنی"

00:22:31.851 --> 00:22:35.187
‫جراحی آخرین امید من بود.
‫و من شروع کردم به گریه کردن.

00:22:35.287 --> 00:22:36.722
‫ناراحت بودم. توی ماشین بودم
‫گریه می کردم

00:22:36.822 --> 00:22:38.357
‫" من دارم چه غلطی با خودم میکنم"

00:22:38.457 --> 00:22:42.161
‫و تنها چیزی که میتونست خوشحالم
‫کنه این بود که تو ماشین غذا بخورم

00:22:43.162 --> 00:22:44.363
‫و من فهمیدم که اون
‫صدای شیطانه.

00:22:44.463 --> 00:22:46.365
‫بعضی از شما الان میگین
‫" این چیزیه که تو میخواستی

00:22:46.465 --> 00:22:48.300
‫تو اون وضعیت با اون شروع کنی؟"

00:22:48.400 --> 00:22:50.970
‫آره، اما این تنها چیزیه
‫که بهم حس میده.

00:22:51.070 --> 00:22:52.805
‫یه دلیله که چرا بهش این و میگن

00:22:52.905 --> 00:22:55.207
‫غذای راحت
‫من بهش فکر کردم

00:22:55.307 --> 00:22:57.143
‫هر زمانی که شما میبینین
‫یکی داره همبرگر میخوره

00:22:57.243 --> 00:23:00.014
‫هیچوقت ناراحت به نظر نمی رسه.
‫اونا همیشه خوشحال به نظر میان.

00:23:00.479 --> 00:23:02.047
‫شما ممکنه ناراحت قدم بردارین

00:23:02.147 --> 00:23:03.449
‫برین داخل و ممکنه ناراحت قدم بزنین بیرون.

00:23:03.549 --> 00:23:06.485
‫اما وقتی خوردن همبرگر اتفاق میته

00:23:06.585 --> 00:23:08.765
‫زندگی بهتر از اون نمیتونه باشه.

00:23:08.988 --> 00:23:10.422
‫درسته

00:23:10.522 --> 00:23:11.723
‫

00:23:14.360 --> 00:23:17.496
‫دخترم به من میگه که
‫من میتونم وقتی همبرگر میخورم صداهایی بسازم.

00:23:17.596 --> 00:23:19.465
‫نمیدونستم. ظاهرا اینکارو میکردم

00:23:19.565 --> 00:23:21.400
‫من دارم همبرگر میخورم. و من...

00:23:21.500 --> 00:23:22.974
‫

00:23:28.274 --> 00:23:31.644
‫اون میگه"
‫داری اون و میخوری یا داری اون و میخوری؟"

00:23:31.744 --> 00:23:34.151
‫

00:23:36.048 --> 00:23:38.918
‫دربارش فکر کن. کی وقتی داره
‫فست فود میخوره ناراحته؟

00:23:39.018 --> 00:23:39.952
‫من بهتون میگم کی ناراحته

00:23:40.052 --> 00:23:42.588
‫کسی ناراحته که داره سالاد میخوره
‫کسی که داره به اونا که فست فود میخورن نگاه میکنه

00:23:42.688 --> 00:23:45.090
‫کی ناراحته؟

00:23:45.190 --> 00:23:49.270
‫خب من به رستوران فست فود
‫با یه M بزرگ جلوش رسیدم

00:23:50.129 --> 00:23:52.431
‫و یه نفر اونجا صحبت میکرد که
‫" میتونم کمکتون کنم؟"

00:23:52.531 --> 00:23:55.769
‫و من گریه می کردم. و گفتم
‫" به فکرت نمی رسه"

00:23:56.769 --> 00:24:01.307
‫احتمالا چیزی که من و از نفس انداخته بود انجام میدادم
‫من شروع کردم به خوردن غذای کم کالری

00:24:01.407 --> 00:24:04.343
‫حالا، من غذای نا سالم نمیخورم

00:24:04.443 --> 00:24:08.314
‫من هنوز هم فست فود میخورم هر روز.
‫و مردم براشون سوال پیش میاد.

00:24:08.414 --> 00:24:11.483
‫تو چطور فست فود میخوری
‫و 100 پوند کم کردی؟

00:24:11.583 --> 00:24:13.118
‫من براتون یه مثال میزنم

00:24:13.218 --> 00:24:15.888
‫من رفتم به مغازه همبرگر و
‫یه چیز برگر دوبل سفارش دادم .

00:24:15.988 --> 00:24:17.122
‫من نون نمیخورم

00:24:17.222 --> 00:24:18.958
‫پیاز نمیخورم
‫گوجه و کچاپ

00:24:19.058 --> 00:24:21.060
‫گوشت میخورم. پنیر.
‫سس خردل

00:24:21.160 --> 00:24:23.966
‫ومن این سه تا رو سفارش میدم.
‫سه رژیم غذایی سودا

00:24:24.296 --> 00:24:26.365
‫و مردم میگن این ناسالمه

00:24:26.465 --> 00:24:28.500
‫کلسترولت تو رو میکشه

00:24:28.600 --> 00:24:31.370
‫موافقم. اما حدس بزنین

00:24:31.470 --> 00:24:33.472
‫کلسترول 10 ساله من و داره میکشه

00:24:33.572 --> 00:24:35.007
‫دیابت میخواد این و انجام بده با دو سال.

00:24:35.107 --> 00:24:36.843
‫همین الان. من با هشت دارم میبرم

00:24:38.744 --> 00:24:40.548
‫

00:24:43.349 --> 00:24:46.223
‫آره، این " راه حل فلافی" هستش

00:24:46.785 --> 00:24:48.320
‫خیلی از مردم اینجا
‫دارن دیوونه میشن

00:24:48.420 --> 00:24:51.066
‫فلافی راه فرار پیدا کرده.
‫آره

00:24:51.423 --> 00:24:53.025
‫حالا من شروع کردم به غذای کم کالری

00:24:53.125 --> 00:24:56.595
‫یوگا رو شروع کردم و میدونم
‫این صداها مثل یه جوک هستن

00:24:56.695 --> 00:24:58.664
‫

00:24:58.764 --> 00:25:01.367
‫نه، یوگا خیلی کمک کرد

00:25:01.467 --> 00:25:03.836
‫و بعد من شروع کردم
‫به وزنه زدن

00:25:03.936 --> 00:25:05.604
‫و برام به نوعی سخت بود

00:25:05.704 --> 00:25:07.907
‫چون الان من مردمی رو
‫توی نمایشام دارم که بهم میگن

00:25:08.007 --> 00:25:10.009
‫ما خبر داریم یه کوچولو فرق کردی

00:25:10.109 --> 00:25:12.044
‫تو یه فلافی کمتر کوچیکی

00:25:12.144 --> 00:25:14.713
‫چی شده؟
‫اگه تو وزن کم کردی؟

00:25:14.813 --> 00:25:16.181
‫ما چی صدات کنیم؟

00:25:16.281 --> 00:25:17.516
‫ما چی صدات کنیم؟

00:25:17.616 --> 00:25:20.524
‫با کاهش وزن. بهم بگین
‫"بافی" مهم نیست

00:25:21.820 --> 00:25:24.690
‫نکته اینه، من تلاش نمیکنم وزن کم
‫کنم برای دلایل بیهوده

00:25:24.790 --> 00:25:25.858
‫من خیلی محکمم

00:25:25.958 --> 00:25:27.526
‫نکته اینه که من تلاش میکنم
‫وزن کم کنم

00:25:27.626 --> 00:25:30.396
‫پس من میتونم با خانواده م باشم.
‫میتونم با دوستام باشم.

00:25:30.496 --> 00:25:32.598
‫و میتونم با شما باشم.

00:25:32.698 --> 00:25:34.502
‫

00:25:41.473 --> 00:25:43.108
‫من سعی نمیکنم هیچ کس رو نصیحت کنم

00:25:43.208 --> 00:25:44.643
‫این چیزیه که من بهش رسیدم
‫تو زندگی با شما.

00:25:44.743 --> 00:25:45.978
‫نه، شما برگر دوست دارین؟
‫بکشینش

00:25:46.078 --> 00:25:47.621
‫

00:25:48.380 --> 00:25:50.716
‫من فقط میگم که من چه فکری میکردم
‫و بعد مردم چه فکری میکنن

00:25:50.816 --> 00:25:53.719
‫" اوه، اون تلاش می کنه وزن کم کنه،
‫چون فیلم بازی میکنه"

00:25:53.819 --> 00:25:56.989
‫" اون میخواد بهتر به نظر برسه.
‫اون میخواد پذیرفته بشه.

00:25:57.089 --> 00:25:59.391
‫اون میخواد قب...."
‫نه، نه، نه

00:25:59.491 --> 00:26:01.727
‫پیچ و تابش ندین. بچه ها.
‫حتی فکر هم نکنین.

00:26:01.827 --> 00:26:05.230
‫در بالاترین وزنم که 445 پوند،

00:26:05.330 --> 00:26:09.234
‫سطح پذیرفته شدن من
‫شگفت انگیز بوده. باشه؟

00:26:09.334 --> 00:26:11.170
‫برای شما خیلی مشکله

00:26:11.270 --> 00:26:12.574
‫

00:26:14.206 --> 00:26:15.741
‫برای شما خیلی سخته

00:26:15.841 --> 00:26:18.010
‫در وزن 445 پوند.

00:26:18.110 --> 00:26:20.679
‫یه زنی بود که اونا رو به
‫رخ من می کشید

00:26:20.779 --> 00:26:23.050
‫در وزن 445 پوند

00:26:23.749 --> 00:26:25.485
‫مرد بودن.

00:26:27.719 --> 00:26:32.061
‫و، خلیج قرمز، بذاریم بهتون در مورد
‫یه چیزایی در مورد مردای همجنسگرا بگم.

00:26:32.958 --> 00:26:35.832
‫من نمیدونم شما اینجایین.
‫توی صف دیدمتون

00:26:37.429 --> 00:26:39.164
‫من میخوام بهتون یه
‫چیزایی در مورد مردای همجنسگرا بگم.

00:26:39.264 --> 00:26:41.300
‫مردای همجنسگرا بسیار خلاق خستن

00:26:41.400 --> 00:26:44.970
‫خیلی مقاومن،
‫و خیلی فرصت طلب.

00:26:45.070 --> 00:26:47.910
‫وقتی اونا میخوان
‫یه ماموریت رو به انجام برسونن.

00:26:49.808 --> 00:26:52.611
‫اونا مردایی هستن که مستقیما
‫حساب کردن

00:26:52.711 --> 00:26:54.213
‫من براتون یه مثال می زنم.
‫بهتون یه داستان میگم.باشه؟

00:26:54.313 --> 00:26:58.317
‫خب، یه شب، من و مارتین
‫توی بار بودیم. و داشتیم مشروب میخوردیم

00:26:58.417 --> 00:26:59.985
‫و نباید تعجبی داشته باشه

00:27:00.085 --> 00:27:02.322
‫" واقعا؟ اونا مشروب میخوردن؟"
‫آره. میخوردیم. خب...

00:27:03.255 --> 00:27:05.724
‫همونطور که مشروب میخوردیم
‫مارتین توجهش جلب شد

00:27:05.824 --> 00:27:08.460
‫به مکالمه ای که بین
‫دو نفر اتفاق افتاد. و داشت میشنید

00:27:08.560 --> 00:27:11.397
‫حدودا 15 قدم بین ما و اون
‫دو تا دختر فاصله بود.

00:27:11.497 --> 00:27:13.832
‫اونا همون طور که
‫جلو عقب میرفتن. یکیشون اینطوری گفت

00:27:13.932 --> 00:27:17.569
‫" باورم نمیشه ما یه شیشه
‫رو تموم کردیم.

00:27:17.669 --> 00:27:21.442
‫" حالا ما باید چطوری
‫برگردیم خونه؟"

00:27:21.807 --> 00:27:24.810
‫مارتین بلند شد و به من نگاه
‫کرد، و گفت.

00:27:24.910 --> 00:27:27.454
‫" داداش، الان بر میگردم"

00:27:28.981 --> 00:27:31.821
‫و بعد شروع کرد، شکار کنه.

00:27:32.017 --> 00:27:33.218
‫

00:27:33.318 --> 00:27:35.293
‫

00:27:40.993 --> 00:27:43.162
‫مردای گی دقیقا یه روش مشابه دارن

00:27:43.262 --> 00:27:45.497
‫اونا گوش میکنن. تمرکز میکنن
‫و توجه میکنن.

00:27:45.597 --> 00:27:47.733
‫اونا منتظر یه گاو بودن
‫که از بقیه گله جدا شده باشه.

00:27:47.833 --> 00:27:50.479
‫خب اونا میتونن کنار وایسن و ضربه بزنن

00:27:51.103 --> 00:27:53.605
‫چهار ساعت بعد،
‫من و مارتین توی بار هستیم

00:27:53.705 --> 00:27:56.175
‫و من شانزدهمین شات تکیلا رو میرم بالا.

00:27:56.275 --> 00:27:57.242
‫

00:27:57.342 --> 00:27:59.818
‫آره و من حس میکنم خارق العاده ست

00:28:02.014 --> 00:28:04.716
‫و به مارتین گفتم:
‫داداش، من یادم نمیاد

00:28:04.816 --> 00:28:08.187
‫آخرین بار چند تا شات تکیلا خوردم

00:28:08.287 --> 00:28:10.389
‫و مارتین جواب داد
‫داداش، تو دیوونه ای. فلافی.

00:28:10.489 --> 00:28:13.025
‫تو دیوانه ای. همینجا
‫وایسا. باید برم بشاشم."

00:28:13.125 --> 00:28:14.626
‫و خب اون رفت دستشویی

00:28:14.726 --> 00:28:16.595
‫و من پشت به بار تکیه داده بودم

00:28:16.695 --> 00:28:18.931
‫بار تنها چیزی بود که من و نگه داشته بود
‫تا بایستم

00:28:19.031 --> 00:28:21.700
‫و از سرتا سر اتاق،
‫این پسر وایساده بود

00:28:21.800 --> 00:28:24.970
‫به دوستاش نگاه کرد و
‫گفت" الان بر میگردم"

00:28:25.070 --> 00:28:26.681
‫

00:28:36.715 --> 00:28:39.794
‫و بعد اون شروع کرد. شکار رو.

00:28:40.986 --> 00:28:43.188
‫

00:28:45.824 --> 00:28:47.059
‫

00:28:47.159 --> 00:28:49.161
‫و اون اومد تو صورتم و
‫بهم گفت

00:28:49.261 --> 00:28:52.397
‫" من باید بگم که یکی
‫از بزرگترین طرفدارای تو هستم"

00:28:52.497 --> 00:28:54.066
‫اوه خدای من

00:28:54.166 --> 00:28:57.436
‫هر زمان یکی به من گفته
‫که یکی از طرفدارای منه

00:28:57.536 --> 00:28:59.571
‫اتوماتیک من لبخند میزنم

00:28:59.671 --> 00:29:01.908
‫و حتی بیشتر از اون
‫من مشروب میخورم

00:29:02.841 --> 00:29:06.614
‫آره، اگر مشروب میخورم
‫این طوری میگم " ممنون. ممنون"

00:29:07.512 --> 00:29:10.716
‫من خیلی تعظیم کردم. خم شدم
‫" ممنون"

00:29:16.888 --> 00:29:18.957
‫پسره دستش رو روی شونه م گذاشت

00:29:19.057 --> 00:29:20.926
‫و گفت" من باید بگم

00:29:21.026 --> 00:29:22.828
‫مشکلاتم رو از من گرفتی...

00:29:22.928 --> 00:29:24.496
‫و مکث کرد

00:29:24.596 --> 00:29:28.642
‫و با حالت فشرده شدن تو
‫صورتش گفت" اوه خدای من!

00:29:30.535 --> 00:29:32.408
‫ورزش میکنی؟

00:29:34.273 --> 00:29:37.647
‫من خیلی مست بودم. گفتم " یه کم"

00:29:40.646 --> 00:29:42.917
‫تو اولین نفری هستی
‫که متوجه شد."

00:29:44.716 --> 00:29:46.151
‫و اون
‫" اوه، تو میتونی همه چی رو بگی"

00:29:46.251 --> 00:29:48.120
‫و دوباره با صورت فشرده
‫گفت. من گفتم "اه..."

00:29:48.220 --> 00:29:49.688
‫" متاسفم. من زیاده روی کردم؟"

00:29:49.788 --> 00:29:51.456
‫" نه داش، تو نمیفهمی.

00:29:51.556 --> 00:29:54.327
‫" من استرسم از بین رفته.
‫خیلی حس خوبی دارم."

00:29:55.727 --> 00:29:57.029
‫میخوام هر دو شونه‌تو بمالم

00:29:57.129 --> 00:29:59.565
‫پشتت و بخارونم؟

00:29:59.665 --> 00:30:01.970
‫واوواو!

00:30:05.737 --> 00:30:07.280
‫هی، برو بریم

00:30:09.574 --> 00:30:12.144
‫اون شونه هام و گرفت

00:30:12.244 --> 00:30:15.647
‫شونه هام و گرفت، و
‫من و برگردوند

00:30:15.747 --> 00:30:17.749
‫حالا من صورتم به متصدی بار هست

00:30:17.849 --> 00:30:20.352
‫و متصدی بار سعی
‫داره بهم هشدار بده

00:30:20.452 --> 00:30:23.531
‫و متصدی بار اینطوری بود" سلااام"

00:30:23.689 --> 00:30:25.960
‫سلام

00:30:26.525 --> 00:30:28.636
‫سلام

00:30:31.663 --> 00:30:33.638
‫دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:30:36.768 --> 00:30:39.676
‫منم خیلی مست بودم...

00:30:41.840 --> 00:30:45.043
‫پسره گردنم و خوب ماساژ داد

00:30:45.143 --> 00:30:46.822
‫منم اینطوری...

00:30:48.313 --> 00:30:51.153
‫حس خوبی بود. خودم و از بار هل دادم به عقب

00:30:52.284 --> 00:30:55.354
‫در این لحظه
‫مارتین از دستشویی اومد

00:30:55.454 --> 00:30:57.089
‫اون دید که چه اتفاقی داره میفته

00:30:57.189 --> 00:30:59.591
‫متوقفش نکرد.
‫یه کلمه هم حرف نزد

00:30:59.691 --> 00:31:03.065
‫

00:31:05.731 --> 00:31:07.599
‫پسره من و به پشت
‫برگردوند. و گفت

00:31:07.699 --> 00:31:10.936
‫من باید بگم.
‫اگه تو مال من بودی

00:31:11.036 --> 00:31:15.378
‫هر روز زندگیت برای
‫آشپزی می کردم.

00:31:16.408 --> 00:31:18.977
‫در این لحظه
‫مارتین مکالمه رو قطع کرد

00:31:19.077 --> 00:31:21.246
‫مثل یه داور موقع تموم
‫کردن یه مبارزه بد.

00:31:21.346 --> 00:31:22.781
‫و من و بغل کرد. نگه داشت

00:31:22.881 --> 00:31:25.083
‫و گفت" رفیق"
‫و منم گفتم "رفیق"

00:31:25.183 --> 00:31:26.618
‫و بعد یه نگاهی یه پسره کردم

00:31:26.718 --> 00:31:28.955
‫" هی، آشپزی چی بلدی درست کنی؟"

00:31:30.255 --> 00:31:32.090
‫و مارتین زد بهم
‫"گابریل" "چی؟"

00:31:32.190 --> 00:31:34.393
‫و من و کشوند برد. و من رفتم

00:31:34.493 --> 00:31:36.795
‫" مارتین، چیکار داری میکنی؟"

00:31:36.895 --> 00:31:39.097
‫" تو نمیتونی این کار و بکنی. این گستاخیه"

00:31:39.197 --> 00:31:41.733
‫او گفت" رفیق. اون پسره داره تلاش میکنه
‫برات تله بذاره"

00:31:41.833 --> 00:31:44.336
‫نه، مارتین، نه

00:31:44.436 --> 00:31:46.946
‫" اون تلاش می کرد به من غذا بده"

00:31:48.173 --> 00:31:51.081
‫" چرا تو همیشه
‫راه تغدیه‌م و میبندی؟"

00:31:51.543 --> 00:31:53.812
‫من دوستتم.
‫من دوستتم گابریل.

00:31:53.912 --> 00:31:57.082
‫تو دوست من نیستی
‫تو دوست من نیستی

00:31:57.182 --> 00:32:00.329
‫آخرین بار کی شونه هام رو ماساژ دادی؟

00:32:00.852 --> 00:32:03.755
‫آخرین بار کی بهم گفتی،
‫فلافی برات غذا میپزم؟

00:32:03.855 --> 00:32:07.298
‫تو برام آشپزی نکردی.
‫همیشه کلوچه ها رو از دستم دور میکردی

00:32:09.428 --> 00:32:11.463
‫ما خیلی سخت با هم بحث کردیم بچه ها

00:32:11.563 --> 00:32:14.073
‫حالا این پسره فکر میکنه ما همجنسگراییم

00:32:15.100 --> 00:32:17.169
‫اون اینطوری بود" اوه، خدای من.
‫من یه خونه خراب کنم."

00:32:17.269 --> 00:32:19.073
‫و بعدش فرار کرد.

00:32:21.940 --> 00:32:24.279
‫نکته این داستان اینه که

00:32:25.944 --> 00:32:29.091
‫من شروع کردم به وزن کم
‫کردن به دلیل تندرستی

00:32:30.715 --> 00:32:33.259
‫بعضی از شماها میگین که
‫" اون یه کوچولو دور شد ازش"

00:32:33.418 --> 00:32:34.858
‫

00:32:35.654 --> 00:32:39.458
‫چیزی که من فکر میکنم جالبه اینه که
‫الان مردم دارن در مورد نمایشام سوال میپرسن

00:32:39.558 --> 00:32:42.494
‫اینطوری میگن"خب،
‫گابریل میخواد در مورد چی حرف میزنه

00:32:42.594 --> 00:32:44.463
‫اگه اون به وزن کم کردنش ادامه بده؟

00:32:44.563 --> 00:32:46.208
‫دیگه چی میمونه که در موردش حرف بزنه؟

00:32:46.731 --> 00:32:48.500
‫من جدا،
‫بین میزان

00:32:48.600 --> 00:32:50.635
‫دوستای دیوونه ای که دارم

00:32:50.735 --> 00:32:53.572
‫و میزان مشروبی که میخورم
‫تو یه زمان مرتب

00:32:53.672 --> 00:32:56.808
‫و جاهایی که به طور
‫تصادفی میرم

00:32:56.908 --> 00:32:59.211
‫من همیشه باری شما بچه ها
‫داستان دارم برای گفتن.

00:32:59.311 --> 00:33:00.846
‫داستان های شانسی.

00:33:00.946 --> 00:33:02.557
‫

00:33:08.153 --> 00:33:10.088
‫داستان ها رو کس دیگه نداره

00:33:10.188 --> 00:33:13.801
‫داستان من و مارتین
‫که از هند برگشتیم

00:33:14.759 --> 00:33:16.063
‫آره

00:33:16.595 --> 00:33:19.931
‫خب بذارین بهتون بگم. من شروع کردم
‫فیسبوک و توییتر پست گذاشتم.

00:33:20.031 --> 00:33:22.000
‫که ما میریم اونجا و نمایش اجرا میکنیم

00:33:22.100 --> 00:33:24.403
‫و مردم شروع کردن برام پیام فرستادن

00:33:24.503 --> 00:33:26.171
‫سوالایی مثل من میخوام چیکار کنم.

00:33:26.271 --> 00:33:30.008
‫اول از همه." تو هند مردم میتونن
‫متوجه منظورت بشن؟"

00:33:30.108 --> 00:33:31.910
‫انگلیسی رو خوب متوجه میشن؟

00:33:32.010 --> 00:33:34.946
‫اونا میتونن داستان های
‫طولانی تو رو دنبال کنن؟

00:33:35.046 --> 00:33:37.249
‫وقتی رسیدیم اونجا، من متوجه شدم

00:33:37.349 --> 00:33:40.018
‫که بیشتر مردم در هند
‫انگلیسی صحبت میکنن

00:33:40.118 --> 00:33:44.189
‫از بیشتر همه مردم
‫آمریکا و کانادا که با هم صحبت میکنن

00:33:44.289 --> 00:33:47.834
‫ممکنه بدون اغراق به خوبی
‫مکزیک باشه

00:33:48.293 --> 00:33:49.728
‫چون اونجا خیلی از مردم

00:33:49.828 --> 00:33:51.430
‫هستند و آره، اونا ایترنت دارن

00:33:51.530 --> 00:33:53.732
‫به اینترنت دسترسی دارن.
‫بالیوود دارن. هالیوود دارن

00:33:53.832 --> 00:33:55.901
‫فرهنگ آمریکایی رو میفهمن

00:33:56.001 --> 00:33:58.970
‫خیلی بیشتر از
‫چیزی که ما ازونا درک میکنیم

00:33:59.070 --> 00:34:02.441
‫دومین مورد، مردم تلاش کردن
‫به من هشدار بدن در مورد رفتن به اونجا.

00:34:02.541 --> 00:34:06.812
‫" گابرین، مواظب باش.
‫هند یه کشور جهان سومیه

00:34:06.912 --> 00:34:08.713
‫تو هند آب نخور

00:34:08.813 --> 00:34:11.883
‫چون یه انگلایی تو آبه که
‫تو رو مریض میکنه

00:34:11.983 --> 00:34:15.554
‫از مردمی که تو خیابون غذا دارن، غذا نخر.
‫خصوصا گوشت های خیابونی.

00:34:15.654 --> 00:34:18.723
‫چون یه انگلایی توش داره
‫که تو رو واقعا مریض میکنه

00:34:18.823 --> 00:34:21.927
‫و مهمتر از همه،
‫اونجا خیلی جرم و جنایت اتفاق میفته

00:34:22.027 --> 00:34:24.496
‫تا دیر وقت بیرون نمون.
‫وقتی آفتاب رفت پایین

00:34:24.596 --> 00:34:26.469
‫توام برو پایین

00:34:27.832 --> 00:34:29.601
‫منم اینطوری بودم" این بده؟"

00:34:29.701 --> 00:34:31.312
‫"صدای توی سرم"

00:34:32.337 --> 00:34:33.805
‫خب " اجازه بدین بریم
‫سر اصل مطلب.

00:34:33.905 --> 00:34:36.141
‫جرم و جنایت زیاد وجود داره.
‫تا دیر وقت بیرون نمون.

00:34:36.241 --> 00:34:38.577
‫از فروشنده های خیابونی
‫هیچ غذایی نخر

00:34:38.677 --> 00:34:40.946
‫و آب هم نخور

00:34:41.046 --> 00:34:43.281
‫چرا اون صدا آشناست؟

00:34:43.381 --> 00:34:45.151
‫

00:34:47.118 --> 00:34:48.956
‫اون مکزیکه

00:34:49.454 --> 00:34:51.429
‫

00:34:57.862 --> 00:34:59.798
‫وقتی من و مارتین رسیدیم اونجا

00:34:59.898 --> 00:35:03.535
‫ما فهمیدیم مردم هند و مردم
‫مکزیک

00:35:03.635 --> 00:35:05.937
‫مشترکات زیادی دارن. بچه ها

00:35:06.037 --> 00:35:10.709
‫من دارم بهتون میگم که دیوانه وار
‫ما شبیه همیم. مخصوصا تو غذا.

00:35:10.809 --> 00:35:12.277
‫غذاها خیلی شبیه هستن

00:35:12.377 --> 00:35:15.447
‫برای مثال. مکزیکی ها عاشق
‫نون ذرت مکزیکی هستن

00:35:15.547 --> 00:35:17.949
‫مردم هند عاشق نان پودری هستن

00:35:18.049 --> 00:35:20.952
‫که یه نوع نرم تر از
‫نون ذرته
‫[تورتیلا: نان ذرت مکزیکی]

00:35:21.052 --> 00:35:23.722
‫مکزیکی ها عاشق مرغ کبابی
‫هندیا هم عاشق مرغ کبابی

00:35:23.822 --> 00:35:25.557
‫مکزیکی ها عاشق غذاهای داغ و تند هستن.

00:35:25.657 --> 00:35:28.627
‫هندی ها غذاهای تند و داغ رو اختراع کردن

00:35:28.727 --> 00:35:31.630
‫بیشتر مردم مکزیک
‫نوشیدنی فانتا میخورن

00:35:31.730 --> 00:35:34.466
‫بیشتر مردم هند هم فانتا میخورن.

00:35:34.566 --> 00:35:36.334
‫هندی ها گاو رو می پرستند

00:35:36.434 --> 00:35:38.614
‫مکزیکی ها عاشق باربیکیو هستند

00:35:40.739 --> 00:35:42.714
‫کلی تشابه هست

00:35:43.408 --> 00:35:44.976
‫اکثر مردمی که من
‫ملاقات کردم اونجا

00:35:45.076 --> 00:35:47.479
‫خیلی سخت کوش و فروتن بودن.

00:35:47.579 --> 00:35:50.015
‫و من میخوام بهتون بگم که
‫هر بار با یکی شون حرف زدم

00:35:50.115 --> 00:35:51.650
‫همیشه به یه روش سلام کردم

00:35:51.750 --> 00:35:53.818
‫اونا به من نگاه میکردن
‫دستاشون رو اینطوری کنار هم میذاشتن

00:35:53.918 --> 00:35:57.531
‫و یه ذره خم میشدن
‫و میگفتن" ناماسته"

00:35:57.989 --> 00:35:59.991
‫که معنیش محترمانه سلام کردنه

00:36:00.091 --> 00:36:01.693
‫خیلی شیرین و دلپذیره

00:36:01.793 --> 00:36:04.829
‫و بعد من متوجه شدم که مردم هند.
‫وقتی من باهاشون حرف میزنم

00:36:04.929 --> 00:36:06.498
‫اینکار و با سرشون انجام میدن.

00:36:06.598 --> 00:36:11.338
‫جایی که شروع میکنن
‫حرف زدن سرشون رو به این طرف و اون طرف تکون میدن

00:36:11.670 --> 00:36:13.171
‫حالا، اول. وقتی شما متوجه میشی.
‫فکر میکنی

00:36:13.271 --> 00:36:15.075
‫" که اون بد خوابیده

00:36:15.273 --> 00:36:18.886
‫اون گردنش رو پیچ و تاب میده.
‫یه دونه بالش از تمپر پدیک بگیر
‫[شرکت سازنده بالش از فوم ویسکولاستیک]

00:36:20.278 --> 00:36:21.846
‫حالا، وقتی اون ها شروع به صحبت میکنن

00:36:21.946 --> 00:36:23.081
‫سرشون شروع میکنه به حرکت کردن.
‫من دیگه متوجه این موضوع هستم

00:36:23.181 --> 00:36:26.084
‫پسری که مدارک ما رو توی هتل
‫چک میکرد خیلی باحال بود.

00:36:26.184 --> 00:36:28.753
‫او اینطوری بود" گوش کنین.
‫اگر مشکلی داشتین در هر زمانی. مهم نیست

00:36:28.853 --> 00:36:30.522
‫میز جلوتون تلفن هست
‫شماره صفرو بگیرین

00:36:30.622 --> 00:36:32.424
‫ما یه نفر رو می فرستیم تو اتاقتون
‫و به شما کمک میکنه

00:36:32.524 --> 00:36:34.225
‫هر چیزی که شما نیاز داشتین. ما اینجا هستیم

00:36:34.325 --> 00:36:35.927
‫باشه؟ این خیلی خوبه

00:36:36.027 --> 00:36:38.363
‫حالا، یکی از چیزایی که من
‫متوجه شدم اینه بیشتر اونا حرف میزنن

00:36:38.463 --> 00:36:40.865
‫و مردم هند هیجان بیشتری دارن

00:36:40.965 --> 00:36:43.468
‫بیشتر سرشون شروع
‫میکنه به اطراف چرخیدن

00:36:43.568 --> 00:36:46.204
‫یه نفر توی هتل
‫داشت با متصدی نعره میزد

00:36:46.304 --> 00:36:47.639
‫" اون فلافی هست"
‫و پسره اینطوری بود

00:36:47.739 --> 00:36:49.074
‫" اوه، خدای من. باورم نمیشه

00:36:49.174 --> 00:36:51.376
‫من این و میشناسم. فکر میکردم این تو باشی.
‫فکر میکردم این توباشی.

00:36:51.476 --> 00:36:52.978
‫" اوه، خدای من.نمی تونم باور کنم.
‫خیلی دیوانه کننده ست.

00:36:53.078 --> 00:36:54.780
‫خدای من، فلافی. فلافی. فلافی

00:36:56.414 --> 00:37:01.393
‫حتی دیوانه کننده تر از این که دهان
‫در واقع به گردن وصله

00:37:01.820 --> 00:37:03.388
‫وقتی دهان از حرکت کردن وا میسته

00:37:03.488 --> 00:37:05.991
‫حرکت سر متوقف میشه
‫دهان اجازه داره خاموش بشه

00:37:06.091 --> 00:37:08.960
‫و وقتی شما مردم هند رو میبینین که
‫با هم حرف میزنن. این و میبینین

00:37:09.060 --> 00:37:10.629
‫"باشه. بذار بهت یه چیزی بگم.
‫باشه درسته."

00:37:10.729 --> 00:37:13.565
‫"اوه، باشه. صبر کن. وایسا. وایسا. وایسا
‫وایساو اویسا. صبر کن. باشه"

00:37:13.665 --> 00:37:17.039
‫اگه شما هندی بودین. و لکنت زبان
‫داشتین. اینطوری نوارتون گیر میکرد.

00:37:18.169 --> 00:37:21.172
‫" من...من...من"

00:37:21.272 --> 00:37:23.247
‫یه نفر اون و متوقف کنه

00:37:23.908 --> 00:37:25.553
‫

00:37:28.379 --> 00:37:29.781
‫من نمیخوام دروغ بگم، بچه ها.

00:37:29.881 --> 00:37:33.893
‫وقتی اولین بار این اتفاق رو دیدم
‫فکر کردم این عصبیه.

00:37:34.352 --> 00:37:36.187
‫فکر کردم بامزه بود.

00:37:36.287 --> 00:37:38.123
‫اما وقتی در موردش فکر کردم

00:37:38.223 --> 00:37:41.092
‫حرکت سر یه شکل
‫از بیان کردنه.

00:37:41.192 --> 00:37:43.428
‫فرقی نداره کجای
‫دنیا زندگی می کنین

00:37:43.528 --> 00:37:47.032
‫مردم خودشون رو با راههای
‫منحصر بفرد خودشون بیان میکنن.

00:37:47.132 --> 00:37:49.434
‫چه از طریق
‫بیان عصب صورت

00:37:49.534 --> 00:37:53.038
‫حرکت دست،
‫حرکت بدن. کلمات اضافی

00:37:53.138 --> 00:37:55.540
‫در هر جایی که هستید،
‫چیزها فرق می کنن.

00:37:55.640 --> 00:37:58.810
‫و این چطوری بیا کردن عبارات در هند هستش

00:37:58.910 --> 00:38:01.279
‫حالا برگردیم به تمام
‫چیزای مکزیکی - هندی.

00:38:01.379 --> 00:38:05.316
‫چیزای دیگه ای که ما در اشتراکات با
‫مردم هند سهیم هستیم.

00:38:05.416 --> 00:38:06.451
‫حرکت سر.

00:38:06.551 --> 00:38:08.119
‫حالا، بعضی از شما امشب
‫اینطوری هستین

00:38:08.219 --> 00:38:10.989
‫" احمق، ما سرمون رو حرکت نمیدیم"

00:38:11.089 --> 00:38:13.158
‫آره، جرکت میدیم. یه کم متفاوته

00:38:13.258 --> 00:38:17.270
‫ببین، با مردم هند.
‫حرکت سر این طرف واون طرفه

00:38:17.729 --> 00:38:21.433
‫مکزیکی ها، سرمون رو به
‫جلو و عقب حرکت میدیم.

00:38:23.735 --> 00:38:28.973
‫تفاوت بین اونچه که با مکزیکی ها هست،
‫خیلی خیلی ناراحت کننده ست

00:38:29.073 --> 00:38:31.076
‫به ابن منظور که
‫شما حرکت سر رو میبینین.

00:38:31.176 --> 00:38:32.644
‫در غیر اینط صورت. نمیتونی بگی

00:38:32.744 --> 00:38:34.813
‫با هندیا. تمام وقت

00:38:34.913 --> 00:38:36.915
‫" اوه، امروز خیلی روز خوبیه"
‫(لهجه هندی)

00:38:37.015 --> 00:38:39.050
‫" امروز چه روز زیباییه"

00:38:39.150 --> 00:38:41.019
‫" من خیلی خوشحالم.
‫خیلی خوبه. خیلی خوب."

00:38:41.119 --> 00:38:43.822
‫"اوه، خدای من، من باورم نمیشه
‫انقدر خوبه. خیلی قشنگه...

00:38:43.922 --> 00:38:46.925
‫مکزیکی ها، وقتی ما عصبانی میشیم
‫که یه چیزی بیرون اومد

00:38:47.025 --> 00:38:48.593
‫برای غیرلاتین ها، هی، باور کن

00:38:48.693 --> 00:38:50.995
‫فرض کنین شما ترافیک رو مکزیک بریدین
‫چیزی که اتفاق میفته رو میبینین.

00:38:51.095 --> 00:38:52.330
‫

00:38:52.430 --> 00:38:54.007
‫

00:38:58.603 --> 00:39:00.009
‫

00:39:05.443 --> 00:39:07.779
‫بامزه ست، نمیدونم چرا مردم
‫سیاه پوست میخندن

00:39:07.879 --> 00:39:09.180
‫همتون این کارو میکنین

00:39:09.280 --> 00:39:11.416
‫"اوه، نه، تو نمیدونی، اوه، جهنم. نه"

00:39:11.516 --> 00:39:13.351
‫من میدونم اون در موردم حرف میزنه

00:39:13.451 --> 00:39:16.825
‫من زنگ و شنیدم. من زنگ
‫و شنیدم

00:39:21.726 --> 00:39:24.236
‫اینکار و کردم سرگیجه گرفتم.

00:39:28.566 --> 00:39:30.368
‫خب بچه ها بذارین بهتون بگم

00:39:30.468 --> 00:39:33.772
‫اگر شما همیشه
‫به موقعیتی برسید

00:39:33.872 --> 00:39:36.177
‫که به هند سفر کنین

00:39:36.574 --> 00:39:38.443
‫تشویقتون میکنم که برین اونجا

00:39:38.543 --> 00:39:41.379
‫شما کلی چیزای
‫زیبا میتونین میبینین.

00:39:41.479 --> 00:39:43.715
‫کلی چیزای شگفت انگیز میتونین ببینین.

00:39:43.815 --> 00:39:46.618
‫شما میرین بعضی چیزا ناراحت کننده میبینین.
‫چیزای افسرده کننده

00:39:46.718 --> 00:39:49.053
‫و بعضی چیزای واقعا وحشتناک

00:39:49.153 --> 00:39:52.061
‫سر تا سر، یه گردش متوازنه

00:39:53.358 --> 00:39:56.261
‫اما وقتی شما بر می گردین به اینجا
‫به ایالات متحده

00:39:56.361 --> 00:40:00.565
‫شما قدر همه تفاوت های زندگیتون رو میدونین

00:40:00.665 --> 00:40:02.367
‫باور کنین

00:40:03.034 --> 00:40:05.214
‫تضمین میکنم. بچه ها.

00:40:06.037 --> 00:40:07.739
‫مردم زیادی در هند هستند

00:40:07.839 --> 00:40:10.909
‫و با مردم زیادی
‫که ازترافیک زیاد می رسن

00:40:11.009 --> 00:40:11.976
‫اولین چیز اول

00:40:12.076 --> 00:40:15.621
‫ترافیک امریکایی و ترافیک هند.
‫خیلی فرق داره.

00:40:16.281 --> 00:40:18.416
‫اینجا، هر اتفاقی در بزرگراه بیفته

00:40:18.516 --> 00:40:20.559
‫تمام بزرگراه متوقف میشه.

00:40:20.852 --> 00:40:24.465
‫در هند، ده بار ترافیک میشه.
‫اما بازم حرکت میکنه

00:40:26.190 --> 00:40:28.693
‫مشکل آمریکایی ها،
‫ما با تصادف ها تحت تاثیر قرار می گیریم

00:40:28.793 --> 00:40:31.473
‫ما با دیدن صجنه مرگ
‫تحت تاثیر قرار می گیریم

00:40:32.697 --> 00:40:34.432
‫این دلیل چیزیه که ما در
‫آزادراه ها سرعتمون رو کم میکنیم

00:40:34.532 --> 00:40:37.001
‫ما میگیم ما نمیخوایم این و ببینیم،
‫اما تو ترافیک چه اتفاقی میفته؟

00:40:37.101 --> 00:40:38.303
‫میدونی...

00:40:38.403 --> 00:40:40.139
‫" اون ور چه خبره؟"

00:40:41.039 --> 00:40:42.741
‫

00:40:43.942 --> 00:40:45.977
‫حتی تصادف هم نیست

00:40:46.077 --> 00:40:47.445
‫شما میتونین تو آزاد راه 101 باشین

00:40:47.545 --> 00:40:50.381
‫و یه ماشین لاستیکش میترکه. و دور
‫خودش می چرخه.

00:40:50.481 --> 00:40:52.116
‫

00:40:52.216 --> 00:40:53.384
‫هیچ چیز آسیب ندیده.

00:40:53.484 --> 00:40:55.820
‫به ترافیک جلوی رومون نزدیک میشیم.

00:40:55.920 --> 00:40:57.997
‫میدونین چه اتفاقی میفته
‫برای بقیه بزرگراه؟

00:40:58.323 --> 00:41:00.366
- Untranslated Line -

00:41:00.725 --> 00:41:03.769
‫حتی توی بقیه بزرگراه ها،
‫جایی که تصادف نباشه

00:41:04.295 --> 00:41:05.663
‫

00:41:05.763 --> 00:41:09.000
‫و دوباره " چرا؟ چی شده؟
‫چی شده؟"

00:41:09.100 --> 00:41:10.134
‫

00:41:10.234 --> 00:41:14.277
‫" معذرت میخوام. شاید یکی مرده باشه
‫ببخشید. اوه"

00:41:15.907 --> 00:41:17.742
‫دز هند، اگر تصادف هم رخ بده

00:41:17.842 --> 00:41:19.911
‫وسط خیابون.
‫میدونی چیکار میکنن؟

00:41:20.011 --> 00:41:23.014
‫توقف نمی کنن.
‫از کنارش رانندگی میکنن

00:41:23.114 --> 00:41:25.750
‫و این معنیش
‫این نیست که نسبت به موقعیت ها حساس نیستن

00:41:25.850 --> 00:41:27.685
‫هستن. خیلی هرج و مرج بیشتری

00:41:27.785 --> 00:41:29.554
‫در یک وضعیت معین اتفاق می افته

00:41:29.654 --> 00:41:31.155
‫اونا فقط باید به محل کار برسن.

00:41:31.255 --> 00:41:32.523
‫اونا میبینن چه اتفاقی افتاده

00:41:32.623 --> 00:41:34.192
‫و باور کنین. اونا
‫از روی صمیمیت

00:41:34.292 --> 00:41:35.835
‫از اطرافش رانندگی میکنن.

00:41:35.960 --> 00:41:37.537
‫میگن "خیلی برات متاسفم"

00:41:37.929 --> 00:41:39.472
‫

00:41:40.498 --> 00:41:44.168
‫هیچ چیزی در هند جریان
‫ترافیک رو متوقف نمیکنه.

00:41:44.268 --> 00:41:48.239
‫اونا باید از نقطه آ برسن به نقطه بی،
‫و پس باید برن. میرن.

00:41:48.339 --> 00:41:49.574
‫اگر تصادف کنن.
‫از اطرافش رانندگی میکنن

00:41:49.674 --> 00:41:51.075
‫اگر چیزی خیابون
‫رو بند بیاره

00:41:51.175 --> 00:41:53.578
‫اونا از پیاده رو رد میشن.

00:41:53.678 --> 00:41:55.380
‫شگفت انگیزه. راه رانندگی.

00:41:55.480 --> 00:41:56.915
‫و اینجا چیز دیگه ست.

00:41:57.015 --> 00:41:59.183
‫هیچ کس اونجا از چراغ راهنما استفاده نمیکنه

00:41:59.283 --> 00:42:01.753
‫هیچ کس از چراغ راهنما استفاده نمیکنه.

00:42:01.853 --> 00:42:03.521
‫اونا از بوق استفاده میکنن

00:42:03.621 --> 00:42:05.023
‫حالا، اگر شما فردا بری هند.

00:42:05.123 --> 00:42:06.858
‫از وقتی شما می رسین تا
‫وقتی بر میگردین

00:42:06.958 --> 00:42:08.927
‫شما به طور مداوم صدای
‫بوق میشنوین

00:42:09.027 --> 00:42:11.896
‫این یه زبان واقعیه
‫وقتی مردم دارن رانندگی میکنن

00:42:11.996 --> 00:42:13.504
‫بهتون نشون میدم. شما داری رانندگی میکنی

00:42:13.731 --> 00:42:14.732
‫

00:42:14.832 --> 00:42:16.200
‫ماشین سمت راستته

00:42:16.300 --> 00:42:17.568
‫ماشین سمت چپته.

00:42:17.668 --> 00:42:18.703
‫نور بالا رو روشن کن

00:42:18.803 --> 00:42:20.538
‫اونا وقتی رانندگی میکنن
‫با هم حرف هم میزنن

00:42:20.638 --> 00:42:24.609
‫و در هر لحظه دلتنگ همن.

00:42:24.709 --> 00:42:27.045
‫همچنین، شما در
‫آزاد راه 101 خواهید بود

00:42:27.145 --> 00:42:28.579
‫و شش لاین وجود داره

00:42:28.679 --> 00:42:30.882
‫در هند، شما شش لاین میبینین
‫اما حدس بزنین چی؟

00:42:30.982 --> 00:42:32.786
‫12 تا ماشین کنار هم حرکت میکنن

00:42:34.018 --> 00:42:36.554
‫آره. خط دارن. اما اونا اساسا
‫میذارن که

00:42:36.654 --> 00:42:39.130
‫مسیرهای کمتر یا بیشتری رو
‫برای رفتن داشته باشین.

00:42:40.158 --> 00:42:41.926
‫این به همدیگه نزدیکن.

00:42:42.026 --> 00:42:43.895
‫و حتی به وضوح با هم
‫ارتباط برقرار میکنن.

00:42:43.995 --> 00:42:45.163
‫

00:42:45.263 --> 00:42:46.264
‫شما همه چیز می بینید.

00:42:46.364 --> 00:42:48.933
‫ماشین ها، کامیون ها، ون ها،
‫موتروسیکلت ها، عابر پیاده

00:42:49.033 --> 00:42:51.804
‫گاوها، بچه ها،
‫همه منتظر روشنایی هستن.

00:42:54.605 --> 00:42:56.975
‫و اونا در روشنایی
‫با بوق حرف می زنن.

00:42:57.075 --> 00:42:59.744
‫" خیلی خب، میتونی بری.
‫میتونی بری."

00:42:59.844 --> 00:43:01.785
‫"خواهش میکنم. خواهش میکنم. برو، برو"

00:43:03.614 --> 00:43:06.150
‫هیچی جربان ترافیک اونجا
‫رو متوقف نمیکنه.

00:43:06.250 --> 00:43:09.687
‫مردم هند رانندگی میکنن... مثل مورچه فکر میکنن.

00:43:09.787 --> 00:43:12.023
‫میدونی چطور مورچه ها در
‫یک صاف مستقیم حرکت میکنن.

00:43:12.123 --> 00:43:15.927
‫و اگه چیزی تو مسیر وجود داشته باشه.
‫مثل یه صخره. مورچه ها دو نیم میشن.

00:43:16.027 --> 00:43:19.263
‫به اطراف صخره میرن. و دوباره به هم
‫میپوندند. یا میرن بالای صخره.

00:43:19.363 --> 00:43:22.633
‫بدترین حالت سناریو، اونا یه چاله بزرگ
‫حفر میکنند و از زیر صخره رد میشن.

00:43:22.733 --> 00:43:25.436
‫این قوه اندیشه رانندگی در هند است.

00:43:25.536 --> 00:43:29.115
‫یه مرد میتونه وسط
‫خیابون شلیک کنه.

00:43:29.273 --> 00:43:30.474
‫

00:43:31.309 --> 00:43:32.643
‫مردم فقط به هم دیگه نگاه میکنن.

00:43:32.743 --> 00:43:34.923
‫یکی این و دستگیر کنه.

00:43:35.880 --> 00:43:38.016
‫و اون و خرکش میکنن به سمت پیاده رو.

00:43:38.116 --> 00:43:40.351
‫و اگه تصادف بشه و اونا نیاز داشته باشن
‫که دور بزنن

00:43:40.451 --> 00:43:42.620
‫حدس بزن چه اتفاقی میفته که اون پسر
‫تو پیاده باشه

00:43:42.720 --> 00:43:44.194
‫

00:43:45.723 --> 00:43:48.960
‫هیچی تو هند ترافیک رو متوقف نمیکنه.

00:43:49.060 --> 00:43:51.297
‫به جز گاو!

00:43:52.763 --> 00:43:55.366
‫حالا، من میدونم ما همیشه داستان هایی
‫شنیدیم و جوک هایی در مورد اون خوندیم.

00:43:55.466 --> 00:43:57.301
‫" اوه، مردم هند همبرگر نمیخورن"

00:43:57.401 --> 00:43:59.804
‫من این و پرسیدم و فهمیدم.

00:43:59.904 --> 00:44:03.808
‫این باور هستنش که گاوها
‫مردمانی هستن که قبلا مردن.

00:44:03.908 --> 00:44:05.576
‫و اون ها اینطوری تجلی دوباره پیدا کردن.

00:44:05.676 --> 00:44:07.812
‫و زندگی جدیدشون الان گاو هست.

00:44:07.912 --> 00:44:09.380
‫این دلیل اینه که اونا، گوشت گاو نمیخورن.

00:44:09.480 --> 00:44:12.550
‫و دلیل اینکه اونا به همه گاوها عشق میورزن
‫و احترما میذارن در سراسر دنیا.

00:44:12.650 --> 00:44:14.318
‫من این و مستقیما دیدم.

00:44:14.418 --> 00:44:17.321
‫یه گاو داره از خیابان عبور میکنه
‫تا وقتی ما رانندگی میکنیم.

00:44:17.421 --> 00:44:18.856
‫و اون گاوها میدونن. اون ها از خود راضی هستن

00:44:18.956 --> 00:44:21.295
‫اونا میدونن که میتونن عبور کنن.

00:44:21.492 --> 00:44:23.061
‫عصبانی هستن...

00:44:23.161 --> 00:44:25.307
‫تمام ماشین ها...

00:44:25.429 --> 00:44:28.408
‫و گاوها با نهایت خودنمایی عبور میکنن.

00:44:31.369 --> 00:44:33.139
‫

00:44:35.506 --> 00:44:37.341
‫هیچ کس به گاوها کاری نداره.

00:44:37.441 --> 00:44:39.911
‫هیچ کس سر گاوها نعره نمیزنه.
‫هیچ کس به گاوها دست نمیزنه.

00:44:40.011 --> 00:44:42.513
‫اونا منتظر میمونن که گاو
‫عبور کردنش رو تموم کنه.

00:44:42.613 --> 00:44:45.054
‫گاوی که ما دیدیم اونجا نشست.

00:44:46.617 --> 00:44:49.229
‫راننده ماشین رو خاموش کرد.

00:44:49.787 --> 00:44:51.622
‫شروع به توییت گذاشتن کرد.

00:44:51.722 --> 00:44:54.025
‫" یه گاو...

00:44:54.125 --> 00:44:55.998
‫وسط خیابونه"

00:44:57.228 --> 00:44:58.896
‫

00:44:58.996 --> 00:45:00.698
‫"#moomoo."

00:45:00.798 --> 00:45:02.341
‫

00:45:06.470 --> 00:45:09.107
‫من از راننده پرسیدم
‫" چه خبر شده؟"

00:45:09.207 --> 00:45:11.216
‫"آقا، یه گاو اونجاست"

00:45:11.642 --> 00:45:13.111
‫دارم میبینم که گاو اونجاست.

00:45:13.211 --> 00:45:15.746
‫میخوای براش بوق بزنی؟ دور بزنی؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:45:15.846 --> 00:45:19.283
‫ما نمیتونیم...
‫نمیتونیم برای گاو بوق بزنیم.

00:45:19.383 --> 00:45:21.688
‫ما باید منتظر بمونیم تا گاو حرکت کنه.

00:45:22.086 --> 00:45:23.488
‫شوخی میکنی.

00:45:23.588 --> 00:45:26.132
‫من شوخی نمیکنم.
‫ما باید منتظر گاو بمونیم.

00:45:27.592 --> 00:45:31.638
‫ما یه ربع پیش از کنار
‫یه مرده رانندگی کردیم.

00:45:32.730 --> 00:45:34.632
‫احتمالا مرده بود.

00:45:34.732 --> 00:45:36.206
‫

00:45:45.443 --> 00:45:47.612
‫جدا، وضعیت راننده ها اونجا

00:45:47.712 --> 00:45:49.814
‫خیلی سخته. بچه ها.

00:45:49.914 --> 00:45:51.949
‫یه روز صبح، یه روز صبح
‫در حالی که ما اونجا بودیم

00:45:52.049 --> 00:45:55.019
‫من باید خیلی سریع میرفتم به فرودگاه.
‫چون خواب مونده بودم.

00:45:55.119 --> 00:45:56.454
‫و خب من یه تاکسی خبر کردم.

00:45:56.554 --> 00:45:58.856
‫و 50 دلار گذاشتم کف دستش.

00:45:58.956 --> 00:46:01.259
‫و گفتم: آقا
‫من خیلی دیرم شده

00:46:01.359 --> 00:46:03.828
‫باید هر چه قدر امکان داره
‫زودتر به فرودگاه برسم.

00:46:03.928 --> 00:46:05.630
‫هر چند کنار خیابون باید بری

00:46:05.730 --> 00:46:07.298
‫یا جاده پشتی. من مشکلی ندارم .

00:46:07.398 --> 00:46:10.168
‫هر کاری میخوای بکن. فقط انجامش بده.

00:46:10.268 --> 00:46:11.435
‫و پول رو بهش دادم. و اون گرفت.

00:46:11.535 --> 00:46:13.671
‫بسیار خب.
‫بیا بریم. و من و سوار کرد.

00:46:13.771 --> 00:46:14.939
‫

00:46:15.039 --> 00:46:16.774
‫این پسر به هر جایی از خبابون برخورد می کرد

00:46:16.874 --> 00:46:19.680
‫توی خیابون 50 تا 70 مایل در ساعت رانندگی میکرد.

00:46:19.810 --> 00:46:22.422
‫به طور غیر قابل باوری زمان نداشتیم

00:46:22.647 --> 00:46:24.520
‫

00:46:24.882 --> 00:46:28.791
‫من متوجه شدم که ما از
‫چراغ قرمز رد شدیم

00:46:30.087 --> 00:46:33.097
‫شما تا حالا با کسی
‫تو ماشین بودین

00:46:33.291 --> 00:46:35.726
‫و توجه کنین که چه اتفاقی داره میفته

00:46:35.826 --> 00:46:38.629
‫و متوجه بشن که شما
‫چراغ قرمز رو رد کردین؟

00:46:38.729 --> 00:46:41.065
‫و شما بفهمین که چطور شروع کردین
‫به آماده سازی روح و جسم

00:46:41.165 --> 00:46:45.303
‫که خودتون رو آماده کنین ماشین سرعتش رو کم کنه

00:46:45.403 --> 00:46:48.472
‫و شروع کردین به پیش بینی
‫فشار از ترمز؟

00:46:48.572 --> 00:46:50.007
‫و اگر شما احساس نکنین

00:46:50.107 --> 00:46:52.310
‫از اینکه در یه نقطه معین آهسته برید

00:46:52.410 --> 00:46:54.145
‫تمام زنگ هشدار ها جلوی سرتون میاد

00:46:54.245 --> 00:46:56.147
‫به سینه راننده یه ضربه بزنین

00:46:56.247 --> 00:46:57.619
‫هی

00:46:59.250 --> 00:47:01.519
‫نه تنها من احساس نکردم

00:47:01.619 --> 00:47:04.155
‫که سرعت کم شده، بلکه بر عکسش رو حس کردم

00:47:04.255 --> 00:47:06.824
‫داشت به سمت چراغ گاز میداد.

00:47:06.924 --> 00:47:08.092
‫اون کمربند من و گرفت

00:47:08.192 --> 00:47:10.328
‫حتی نمیتونستم جیغ بزنم. من اینطوری بودم...

00:47:10.428 --> 00:47:11.834
‫

00:47:12.630 --> 00:47:14.098
‫و بعد...

00:47:14.198 --> 00:47:15.566
‫

00:47:15.666 --> 00:47:18.642
‫هی،وایسا،وایسا

00:47:19.603 --> 00:47:22.840
‫اون حتی نمیدونست چیکار کرده.

00:47:22.940 --> 00:47:24.075
‫اون به من نگاه کرد. و گفت

00:47:24.175 --> 00:47:25.979
‫" چته؟"

00:47:26.811 --> 00:47:28.379
‫منظورت چیه که چته رفیق؟

00:47:28.479 --> 00:47:30.681
‫مگه چراغ قرمز رو ندیدی؟

00:47:30.781 --> 00:47:32.416
‫میتونی آروم باشی

00:47:32.516 --> 00:47:35.492
‫تو ندیدی کسی اونجا باشه؟

00:47:38.956 --> 00:47:41.892
‫تو بهم گفتی. هر کار میخوای بکن
‫باشه؟

00:47:41.992 --> 00:47:45.002
‫هر کاری میخوای بکنی بکن.

00:47:46.063 --> 00:47:49.437
‫میخوای فریاد بزنی؟
‫یا میخوای به پروازت برسی؟

00:47:49.700 --> 00:47:51.769
‫به نکته خوبی اشاره کرد.
‫من مثل هی کلاس سومی گفتم

00:47:51.869 --> 00:47:54.015
‫میخوام به پروازم برسم.

00:47:54.839 --> 00:47:57.308
‫جدا، یه بازی ویدیویی بود
‫من میخواستم اون و ببینم.

00:47:57.408 --> 00:47:59.910
‫من میخواستم گرند تف اوتو هند رو ببینم
‫[بازی GTA]

00:48:00.010 --> 00:48:01.518
‫

00:48:01.800 --> 00:48:05.060
‫خیلی دیوانه کننده بود. بچه ها.
‫و چون ما اونجا بودیم

00:48:05.160 --> 00:48:08.180
‫من حتی به قسمت اجرای
‫خودمون نرسیده بودم.

00:48:08.280 --> 00:48:11.660
‫ما در بمبئی بودیم.
‫دهلی و بانگالور خب؟

00:48:11.760 --> 00:48:13.849
‫این سه تا از جاهای
‫هست که ما نمایش داشتیم

00:48:14.000 --> 00:48:17.220
‫بمبئی و بانگالوری،
‫خیلی خیلی خیلی خوب نمایش دادن

00:48:17.320 --> 00:48:20.180
‫حدود 1500 تا 2000 نفر اومده بودن.
‫که واقعا محشر بود.

00:48:20.280 --> 00:48:22.620
‫رفتن به اونجا.
‫هیجان انگیز بود."آره.

00:48:22.720 --> 00:48:24.140
‫و بعد ما به دهلی رفتیم.

00:48:24.240 --> 00:48:27.740
‫وقتی ما به دهلی رسیدیم
‫یه ذره دیوانه کننده بود.

00:48:27.840 --> 00:48:31.460
‫مارتین رفت روی سن و
‫جمعیت اون و شناخت

00:48:31.560 --> 00:48:35.860
‫و شروع کردن به سرود خوندن" مارتین"

00:48:35.960 --> 00:48:38.180
‫هر زمان که من اون و میشنیدم . خوشم میومد

00:48:38.280 --> 00:48:40.801
‫با خودم میگفتم. " اونا اون و میشناسن
‫میتونه یه اجرای خوب بشه."

00:48:41.560 --> 00:48:45.060
‫خب، مارتین شروع کرد به تعریف
‫کردن جوک هاش. و جمعیت شروع کردن به خندیدن.

00:48:45.160 --> 00:48:47.900
‫اون جوکای بیشتری تعریف کرد.
‫جمعیت خندیدنشون رو ادامه دادن

00:48:48.000 --> 00:48:49.940
‫ناگهان من شنیدم...

00:48:50.040 --> 00:48:52.049
‫

00:48:56.640 --> 00:48:58.683
‫مارتین یک کلمه هم بهشون نگفت.

00:48:58.800 --> 00:49:01.140
‫اون از سن اومد پایین.
‫و کمدین بعدی رفت بالا

00:49:01.240 --> 00:49:03.180
‫مارتین به طرف من اومد و گف

00:49:03.280 --> 00:49:05.140
‫"داش، من نمیدونم چه خبره،

00:49:05.240 --> 00:49:06.660
‫من نمیدونم اونجا چه خبره.

00:49:06.760 --> 00:49:08.460
‫سه تا پسر ردیف جلو هستن

00:49:08.560 --> 00:49:11.240
‫که اونا مثل کلینگون از
‫فیلم سناره دنباله دار میخندن

00:49:12.720 --> 00:49:16.402
‫من نمیخوام اونا رو اداره کنم.
‫میخوام اونا رو برای تو حفظ کنم.

00:49:16.880 --> 00:49:18.923
‫منم گفتم: اوه مرسی

00:49:19.720 --> 00:49:23.300
‫خب بعد، مارتین رفت بالا رو استیج
‫و من و معرفی کرد.

00:49:23.400 --> 00:49:25.660
‫" خانم ها و آقایان.
‫گابریل ایکلیساس"

00:49:25.760 --> 00:49:29.100
‫و بعد من رفتم روی سن و
‫جمعیت شروع کردن به گفتن

00:49:29.200 --> 00:49:31.180
‫"فلافی، فلافی"

00:49:31.280 --> 00:49:33.260
‫و من گفتم" واااوو.
‫چه طوری دهلی؟"

00:49:33.360 --> 00:49:35.164
‫

00:49:35.400 --> 00:49:38.100
‫و من شروع کردم به جوک گفتن .
‫اونا شروع کردن به خندیدن

00:49:38.200 --> 00:49:40.880
‫جوک های بیشتری گفتم.
‫بیشتر خندیدن

00:49:41.520 --> 00:49:43.285
‫و بعدش اون اتفاق افتاد

00:49:43.640 --> 00:49:46.491
‫

00:49:47.400 --> 00:49:50.420
‫حالا، ببین، من، من نمیتونم
‫این چیزا رو مهار کنم.

00:49:50.520 --> 00:49:53.769
‫خصوصا وقتی مرکز ردیف جلو هستن.

00:49:54.000 --> 00:49:57.761
‫خب، من متوجه شدم. اومدم جلوشون و گفتم:
‫اوه، سلام

00:49:58.720 --> 00:50:02.300
‫گفتم: ما اینجا چیکار میکنیم؟
‫" خب، شما بچه ها از کجا هستین؟"

00:50:02.400 --> 00:50:04.660
‫و پسر وسطی به من نگاه کرد و

00:50:04.760 --> 00:50:06.580
‫گفت: ما از آلمان هستیم.

00:50:06.680 --> 00:50:09.900
‫منم گفتم: "چه باحال، ما توی خونه آلمانی داریم."

00:50:10.000 --> 00:50:12.940
‫و تمام جمعیت واقعا تعجب کردن. صدای اونا رو میشد شنید.

00:50:13.040 --> 00:50:14.605
‫

00:50:16.360 --> 00:50:18.300
‫اونا هیجان زده بودن چون فکر میکردن

00:50:18.400 --> 00:50:21.300
‫من شروع کردم با مردم آلمان
‫جوک تعریف کنم.

00:50:21.400 --> 00:50:22.820
‫ویه نفر حتی وایساده بود.

00:50:22.920 --> 00:50:26.620
‫و فریا می زد" اینکارو نکن.
‫اینکارو نکن. اینکارو نکن"

00:50:26.720 --> 00:50:29.651
‫من گفتم" آروم باش پسر"
‫بشین. " اینکارو نکن"

00:50:29.880 --> 00:50:32.020
‫من نمیخوام مردم آلمان رو مسخره کنم

00:50:32.120 --> 00:50:34.420
‫که این آخرین چیزیه که من بخوام انجام بدم.
‫این اونا رو اذیت کرده بود

00:50:34.520 --> 00:50:38.500
‫من نمیخوام تا دو ساعت تو کوچه
‫ناکجاآباد کارم و تموم کنن

00:50:38.600 --> 00:50:41.860
‫و این آخرین بازی
‫باشه که میخوایم بهتون بگیم.

00:50:41.960 --> 00:50:44.606
‫با مردم آلمان جوک نساز

00:50:45.680 --> 00:50:48.860
‫در نتیجه من این شوخی
‫رو در مورد یه آلمانی بکنم

00:50:48.960 --> 00:50:51.481
‫من و با لهجه لگدمال میکنه.

00:50:51.800 --> 00:50:53.650
‫اینجا جاییه که این دیوونه میشن

00:50:53.880 --> 00:50:58.449
‫کناره ی سرم با یه چوب بیس بال ضربه دیده

00:50:59.680 --> 00:51:01.060
‫گوش کن چی میخوام بهت بگم
‫خلیج قرمز.

00:51:01.160 --> 00:51:03.860
‫کناره ی سرم با یه چوب بیس بال ضربه دیده

00:51:03.960 --> 00:51:05.540
‫البته نه چوبی که ازش تو لیگ های بزرگ
‫بیس بال استفاده میشه

00:51:05.640 --> 00:51:08.161
‫من دارم در مورد
‫" من میخوام خونت رو بریزم" حرف میزنم

00:51:11.640 --> 00:51:17.260
‫در هند،میلیون ها میلیون
‫میلیون خفاش میوه خوار وجود داره

00:51:17.360 --> 00:51:20.660
‫و یکی از همه اینا، در واقع شش تا ازونا.
‫توی ساختمون ها ساخته شدن

00:51:20.760 --> 00:51:22.860
‫و اونا اطراف مون پرواز میکنن.
‫و از سقف آویزان هستند

00:51:22.960 --> 00:51:25.060
‫و یکی از اوا تصمیم میگیره که
‫از پایین پرواز کنه.

00:51:25.160 --> 00:51:27.740
‫اما اساسا، وقتی ما
‫داریم با پا لگد میزنیم.

00:51:27.840 --> 00:51:31.726
‫من وارد خط پرواز خفاش شدم
‫اون دقیقا اینجا بهم ضربه میزنه

00:51:32.280 --> 00:51:33.540
‫منم میگم" این چی بود دیگه؟"
‫و نگاه می کنم.

00:51:33.640 --> 00:51:34.900
‫و میتونی ببینی و صداش و بشنوی.

00:51:35.000 --> 00:51:36.770
‫

00:51:39.040 --> 00:51:42.260
‫مردم هند این و میبینن و
‫با هیجان فریاد می زنن

00:51:42.360 --> 00:51:46.260
‫فریاد می زدن.
‫" اونا اینکارو کردن! اونا اینکارو کردن"

00:51:46.360 --> 00:51:48.940
‫بهت گفتیم. اینکارو نکن.
‫بهت گفتن اینکارو نکن.

00:51:49.040 --> 00:51:51.260
‫اونا شیطانن.
‫اونا شیطانن.

00:51:51.360 --> 00:51:54.220
‫رفیق. من اهمیتی نمیدم که شما
‫در مورد بد بودن آلمانی ها چه فکری میکنین

00:51:54.320 --> 00:51:56.682
‫اونا کنترلی روی خفاش ها ندارن

00:51:56.960 --> 00:51:58.940
‫مثل کسی نبود که اغلب
‫تعجب کرده و گفته

00:51:59.040 --> 00:52:02.722
‫" اوه، واقعا؟ خفاش منو کثیف کرد"

00:52:06.160 --> 00:52:09.220
‫خب تا اینجا، جمعیت جادو شده.

00:52:09.320 --> 00:52:12.100
‫این پسرا هم دارن میخندن

00:52:12.200 --> 00:52:14.767
‫و کلی خفاش لعنتی
‫هم دارن اطرافمون پرواز میکنن

00:52:15.200 --> 00:52:18.210
‫دو دقیقه اول اجرای من.

00:52:18.400 --> 00:52:20.260
‫من باید یک ساعت کار میکردم

00:52:20.360 --> 00:52:22.940
‫و حالا، من قبل از این کنترل جمعیت
‫رو از دست داده بودم. اونا فریاد میزدن.

00:52:23.040 --> 00:52:26.500
‫این پسرا هم عجیب میخندیدن.
‫من عصبی شدم. این اولین بار من بود.

00:52:26.600 --> 00:52:28.500
‫من نمیدونستم چطور باید از این خلاص بشم.

00:52:28.600 --> 00:52:32.020
‫من از این طرف سن به اون طرف رفتم.

00:52:32.120 --> 00:52:35.164
‫و شروع کردم این طرف اتاق
‫کارم رو انجام دادم.

00:52:35.440 --> 00:52:38.140
‫تلاش کردم به این طرف
‫تمرکزم رو هدایت کنم.

00:52:38.240 --> 00:52:42.168
‫و حالا من خیلی عصبی هستم. به لکنت زبون
‫افتادم. حتی یه وقفه هم نذاشتم. ادامه دادم.

00:52:42.360 --> 00:52:45.540
‫" میدونین چیه؟ تو آمریکا...

00:52:45.640 --> 00:52:48.180
‫همه تو آمریکا عاشق مست شدنن.
‫واقعا دیوانه کنندست.

00:52:48.280 --> 00:52:52.724
‫مثلا، مکزیکی ها،
‫بیشتر مکزیکی ها عاشق نوشیدن تکیلا هستن...

00:52:53.120 --> 00:52:57.881
‫بیشتر سیاه پوستا عاشق هنسی هستن.
‫سفید پوستا بیشتر عاشق جیگسار.

00:52:58.240 --> 00:53:01.125
‫اینجا توی هند، شما عاشق فانتا هستین.

00:53:02.040 --> 00:53:05.860
‫و وقتی من گفتم فانتا،
‫جمعیت دیوانه شد

00:53:05.960 --> 00:53:09.060
‫چون مثل یه نشونه محلی بود. اونا
‫فریاد میزدن

00:53:09.160 --> 00:53:12.060
‫اونا اینطوری بودن. جیغ می کشیدن.
‫" اوه، خدای من، اون میدونه، اون میدونه"

00:53:12.160 --> 00:53:13.620
‫شروع کردن به آواز خوندن.

00:53:13.720 --> 00:53:16.220
‫"فانتا، فانتا، فانتا نمیخوای؟ فانتا؟"

00:53:16.320 --> 00:53:18.204
‫فانتا نمیخوای. فانتا

00:53:21.080 --> 00:53:25.140
‫شور و شوق خیلی زیاد بود. به حدی که
‫من دوباره اجرام رو شروع کردم.

00:53:25.240 --> 00:53:28.780
‫خب من اون شکافی که ایجاد شده بود رو
‫با جوکای بیشتر، جوک های بیشتر و جوک های بیشتر درست کردم.

00:53:28.880 --> 00:53:32.340
‫پنج دقیقه گذشت.
‫پنج دقیقه گذشت.

00:53:32.440 --> 00:53:35.460
‫ناگهان
‫آلمانی ها عصبانی شدن.

00:53:35.560 --> 00:53:39.303
‫آخرش من اونا رو با جوک های
‫مشروب خوردنم ول کردم.

00:53:40.480 --> 00:53:43.700
‫یکی از وسط جمعیت ایستاد
‫و خودش رو به سن رسوند.

00:53:43.800 --> 00:53:45.700
‫حالا، سن تقریبا 5 فوت
‫بلندی داشت

00:53:45.800 --> 00:53:48.765
‫این یارو حدودا قدش 6.4 فوت بود.

00:53:49.560 --> 00:53:52.380
‫اون به من نگاه کرد و شروع کرد به
‫اشاره کردن و فریاد می زد.

00:53:52.480 --> 00:53:55.420
‫هی، چاقال، چاقال

00:53:55.520 --> 00:53:58.220
‫در مورد ما چی؟ هان؟
‫در مورد آلمانیا؟

00:53:58.320 --> 00:54:02.041
‫"ما با چی مست میکنیم؟" من گفتم:
‫" داداش، اون واسه پنج دقیقه پیش بود"

00:54:02.920 --> 00:54:05.220
‫" ما بهت یه شانس دادیم.!
‫ما با چی مست میکنیم؟"

00:54:05.320 --> 00:54:08.300
‫من گفتم" اول از همه، من معذرت میخوام آقا.
‫من واقعا الان عصبی هستم"

00:54:08.400 --> 00:54:12.525
‫من نمیدونستم آلمانیا قراره امشب اینجا باشن.

00:54:13.960 --> 00:54:15.491
‫من احساس کردم مثل هلند هستن.

00:54:18.760 --> 00:54:21.884
‫برام مهم نیست خندیدین یا نه.
‫اون یه جوک احمقانه بود

00:54:22.520 --> 00:54:24.100
‫اون به جوک احمقانه ست

00:54:24.200 --> 00:54:26.880
‫این تقصیر من نیست که
‫شما به تاریخ شکست خورده دارین

00:54:27.920 --> 00:54:30.930
‫تو بهتره یه جست و جو تو گوگل بکنی
‫و بفهمی چرا خیلی خنده داره.

00:54:33.520 --> 00:54:35.961
‫تمام سفید پوستای مسن هم اینطوری
‫حال کرده بودن و میگفتن:" خدا لعنتش کنه. آره"

00:54:37.200 --> 00:54:39.420
‫خب به هرحال. من ایستادم و اینکارو کردم

00:54:39.520 --> 00:54:42.180
‫" گوش کن آقا. شما باید
‫بنشینید. مردم دارن عصبی میشن"

00:54:42.280 --> 00:54:45.140
‫" شما باید بنشینید. که من بتونم اجرام رو تموم کنم.
‫اون پسره. قبول نکرد.

00:54:45.240 --> 00:54:48.020
‫" من نمیشینم. چاقال
‫تا وقتی تو به ما بگی ما مشروب چی میخوریم؟"

00:54:48.120 --> 00:54:50.100
‫من گفتم" گوش کن. من نمیدونم شماها
‫مشروب چی میخورین؟"

00:54:50.200 --> 00:54:53.740
‫و هندیا که اونجا بودن خیلی بامزه بودن
‫سعی می کردن کمکم کنن.

00:54:53.840 --> 00:54:57.169
‫اونا فریاد میزدن
‫"هی، اونا هم فانتا دوست دارن"

00:54:58.520 --> 00:55:02.060
‫و اون پسر هم میگفت" ما فانتا دوست نداریم. "
‫کفتم: رفیق

00:55:02.160 --> 00:55:04.700
‫"آقا، لطفا بش...."
‫" من تا وقتی بهمون نگی ما چی میخوریم نمیشینم"

00:55:04.800 --> 00:55:08.340
‫" بهمون بگو. چاقال"
‫من گفتم" گوش کن اقا، شما باید بنشینید

00:55:08.440 --> 00:55:10.260
‫و هی بمن نگی چاقال.

00:55:10.360 --> 00:55:13.020
‫

00:55:13.120 --> 00:55:17.206
‫من 100 پوند کم نکردم که اون به من
‫بگه چاقالو

00:55:18.560 --> 00:55:20.180
‫بهش گفتم" آقا اگر ننشینید

00:55:20.280 --> 00:55:23.580
‫به مشکل میخوریم. مخصوصا
‫اگه دوباره بهم بگی چاقال

00:55:23.680 --> 00:55:25.300
‫و اون لعنتی ابن کارو کرد.

00:55:25.400 --> 00:55:29.122
‫" چیکار میخوای بکنی چاقال؟
‫ما با چی مست میکنیم؟"

00:55:29.760 --> 00:55:31.980
‫حتی مارتین که پشت صحنه بود
‫میدونست

00:55:32.080 --> 00:55:34.340
‫اون میدونست که وقتی من به نقطه ای
‫برسم دیگه رد میدم

00:55:34.440 --> 00:55:36.961
‫من صداشو از اون پشت شنیدم.
‫" اینکارو نکن"

00:55:38.160 --> 00:55:39.580
‫خیلی دیره، فلافی عصبی شده

00:55:39.680 --> 00:55:41.780
‫خب، منم گفتم:" میخوای بدونی
‫شماها با چی مست میکنین؟"

00:55:41.880 --> 00:55:44.580
‫"بهم بگو" از من نپرس از
‫کجا اومده.

00:55:44.680 --> 00:55:47.850
‫دقیقا جلوی صورتش رسیدم و
‫گفتم" خون یهودی"

00:55:48.280 --> 00:55:50.289
‫

00:55:59.960 --> 00:56:03.881
‫حالا، ببینین، خودکار شماها به من
‫واکنشای متفاونی نشون دادین.

00:56:06.120 --> 00:56:08.860
‫در دهلی اون احتمالا بیشترین

00:56:08.960 --> 00:56:12.004
‫شوکی بود که تا حالا روی
‫سن اتفاق افتاده بود.

00:56:12.440 --> 00:56:16.940
‫خب شوکه شدن 2000نفر آدم در دقیقا
‫یک زمان

00:56:17.040 --> 00:56:19.140
‫خیلی ساکت شدن. بچه ها. خیلی ساکت.

00:56:19.240 --> 00:56:21.647
‫صدای نفس همه رو میشنیدی...

00:56:27.720 --> 00:56:29.700
‫و من هنوز ایستادم اینجا. و
‫دستم و تکون میدم.

00:56:29.800 --> 00:56:33.260
‫تا حالا چیزی گفتین که
‫خیلی بد باشه،

00:56:33.360 --> 00:56:37.180
‫و منظورم اینه که میدونستین
‫چیزی اونقدر بد از دهنتون در اومده باشه؟

00:56:37.280 --> 00:56:39.380
‫و شما سعی میکنین قطعش کنین اما دیگه خیلی دیره.

00:56:39.480 --> 00:56:41.842
‫دیگه از دهنتون در رفته
‫و شما اینطوری هستین" نه!"

00:56:43.360 --> 00:56:46.420
‫و خیلی دیره. " خون یهودی"
‫تمام صورتش این بود. درسته؟

00:56:46.520 --> 00:56:49.540
‫من اونجا ایسناده بودم و دستم تکون میخورد.
‫من یه اون نگاه میکردم و اون به من نگاه میکرد.

00:56:49.640 --> 00:56:51.060
‫و من...

00:56:51.160 --> 00:56:54.100
‫اون گفت" خوب بود!
‫خوب بود"

00:56:54.200 --> 00:56:56.528
‫"اوه، خدایا، ممنون. ممنون."

00:57:00.080 --> 00:57:02.726
‫اینجا تموم نشد.

00:57:03.480 --> 00:57:05.180
‫دارم بهتون میگم که خیلی دیوانه وار بود.

00:57:05.280 --> 00:57:07.100
‫خب، صبح بعدش
‫من و مارتین در حال پرواز

00:57:07.200 --> 00:57:09.620
‫برای برگشت به خونه از دهلی به لوس آنجلس هستیم.

00:57:09.720 --> 00:57:11.900
‫ما از خط هواپیمایی که
‫اسمش بریتیش بود پرواز کردیم.

00:57:12.000 --> 00:57:14.260
‫ما از دهلی به لندن. انگلستان رفتیم.

00:57:14.360 --> 00:57:16.420
‫و یه رابط اونجا داشتیم.

00:57:16.520 --> 00:57:20.580
‫یکبار که به انگلیس رسیدیم، اونا ارتباط ما
‫رو به هر دلیلی لغو کردن

00:57:20.680 --> 00:57:26.569
‫و خب ما یه خط هوایی دیگه بنام
‫لوفتانسا گرفتیم.

00:57:27.680 --> 00:57:30.042
‫خط هوایی آلمان بود.

00:57:30.800 --> 00:57:33.207
‫حالا، این دلیلی هست که من به کارما اعتقاد پیدا کردم.

00:57:33.560 --> 00:57:37.370
‫جدا، مارتین گفت" واقعا، خون
‫یهود؟ من گفتم" میدونم"

00:57:38.440 --> 00:57:41.804
‫من احساس کردم اونا
‫دارن میگن " مواظب باش فلافی"

00:57:44.560 --> 00:57:46.780
‫خب من کارت اعتباریم رو گذاشتم پایین.

00:57:46.880 --> 00:57:49.940
‫مطمئن شدم من و مارتین حداقل
‫به قسمت تجاری پرواز اونها رو رزرو میکنیم.

00:57:50.040 --> 00:57:51.300
‫" چون یه پرواز طولانی بود،

00:57:51.400 --> 00:57:54.740
‫و خب ما اونجا بودیم. توی
‫اون پرواز و هواپیما تیک آف کرد"

00:57:54.840 --> 00:57:56.700
‫

00:57:56.800 --> 00:57:59.620
‫در حدود 20 دقیقه که از پرواز گذشته بود.
‫ما اونجا نشستیم. و میخندیم.

00:57:59.720 --> 00:58:03.100
‫و سرپرست پرواز، با یه گاری کوچیک اومد تو راهرو

00:58:03.200 --> 00:58:06.060
‫و از راهرو اومد پایین و به من و دید
‫و گفت

00:58:06.160 --> 00:58:10.081
‫" سلام آقا، امروز
‫ترجیح میدین چه نوشیدنی بخورین؟"

00:58:11.000 --> 00:58:13.980
‫مارتین به من نگاه کرد. و زد به سینم.
‫و گفت:

00:58:14.080 --> 00:58:16.150
‫هی، بهش بگو

00:58:19.920 --> 00:58:24.445
‫"بهش بگو.داداش. زود باش. ازش بپرس.
‫اگر کسی..."

00:58:25.400 --> 00:58:28.020
‫" رفیق، خفه شو"
‫و دختره به مارتین نگاه کرد.

00:58:28.120 --> 00:58:30.420
‫" آقا، انتخاب امروز شما برای
‫نوشیدنی چیه؟"

00:58:30.520 --> 00:58:33.769
‫و مارتین گفت" آره، شما خون..."

00:58:35.280 --> 00:58:39.220
‫اونم گفت" بلودی مری؟"
‫"آره آره بلودی مری"

00:58:39.320 --> 00:58:42.171
‫

00:58:43.760 --> 00:58:45.260
‫خب ما به خونه برگشتیم.

00:58:45.360 --> 00:58:47.740
‫سعی کردم داستان رو برای
‫دوست دخترم و پسرم تعریف کنم.

00:58:47.840 --> 00:58:51.060
‫و دخترم، اون قاه قاه میخندید...

00:58:51.160 --> 00:58:53.840
‫انقدر خندید تا خسته شد. هیچ وقت
‫به جوکای من انقدر نمی خندید.

00:58:54.600 --> 00:58:57.780
‫پسرم فرانکی، از طرف دیگه
‫داشت نفسش بند میومد.

00:58:57.880 --> 00:58:59.081
‫

00:58:59.800 --> 00:59:01.580
‫و من میگفتم" واقعا؟
‫اون 16 سالشه.

00:59:01.680 --> 00:59:03.060
‫من گفتم" واقعا، فرانکی،
‫تو فکر میکنی اون خنده دار بود؟"

00:59:03.160 --> 00:59:06.500
‫من گفتم:" آره، بامزه بود. "
‫"کجای داستانم خیلی بامزه بود؟"

00:59:06.600 --> 00:59:08.484
‫اون گفت" اون افرادی که
‫داری در موردشون حرف میزنی"

00:59:08.640 --> 00:59:11.620
‫من گفتم" کی؟ هندیا؟"
‫اون گفت" نه، اون یکی"

00:59:11.720 --> 00:59:13.780
‫گفتم" اون آلمانیه؟"
‫گفت" آره، بامزه بود"

00:59:13.880 --> 00:59:15.940
‫من گفتم" چی در مورد
‫آلمانیا خیلی جالبه؟"

00:59:16.040 --> 00:59:17.540
‫" روشی که حرف میزنن؟"

00:59:17.640 --> 00:59:19.620
‫من گفتم" در مورد روشی که حرف
‫میزنن چیش جالب بود؟"

00:59:19.720 --> 00:59:22.844
‫اون گفت" اونا شبیه
‫سه تا خوک توی فیلم شرک بودن"

00:59:27.200 --> 00:59:29.300
‫من رفتم تو یوتیوپ و
‫اون لعنتی رو پیدا کردم.

00:59:29.400 --> 00:59:33.242
‫و به قدر کافی مطمئنا. اون سه تا
‫خوک اینطوری بودن" سلام! شرک"

00:59:33.480 --> 00:59:36.445
‫من منتظر بودم یکی
‫از اونا بگه " چاقال"

00:59:43.608 --> 00:59:46.010
‫به هر حال، از زمان
‫آخرین اجرای ویژه م

00:59:46.110 --> 00:59:49.382
‫من میخوام بهتون در مورد پسرم
‫فرانکی یه چیزی بگم.

00:59:49.614 --> 00:59:54.320
‫اون حالا، حالا، از دئودورانت استفاده میکنه.

00:59:54.819 --> 00:59:56.498
‫

01:00:02.860 --> 01:00:05.096
‫حالا برای بقیه شما که
‫دارین ما رو تماشا میکنین همین الان

01:00:05.196 --> 01:00:07.198
‫تعجب کردین که" اون داره در مورد
‫چی حرف میزنه؟"

01:00:07.298 --> 01:00:08.766
‫و افرادی که فیلم میبینن

01:00:08.866 --> 01:00:10.868
‫من این و نگرفتم
‫بذارین توضیح بدم.

01:00:10.968 --> 01:00:13.972
‫در آخرین نمایش ویژه م، من به پسرم
‫فرانکی رجوع کردم

01:00:14.072 --> 01:00:17.909
‫و اینکه چطوری اون
‫از استفاده کردن از دئودورانت سرباز میزنه.

01:00:18.009 --> 01:00:20.044
‫و من بهش گفتم"
‫اگه تو اینکارو شروع نکنی"

01:00:20.144 --> 01:00:22.213
‫من تجارتت توی تلویزیون رو ترک میکنم.

01:00:22.313 --> 01:00:24.215
‫و دوستات من و میبینن که
‫دارم در مورد تو حرف میزنم

01:00:24.315 --> 01:00:26.384
‫و میان ازت در مورد من میپرسن.

01:00:26.484 --> 01:00:28.953
‫مطمئن باش. آخرین اجرام میترکونه.

01:00:29.053 --> 01:00:31.055
‫روز بعدش، فرانکی رفت به مدرسه.

01:00:31.155 --> 01:00:33.699
‫و اون بچه ها خیلی بی رحمانه رفتار کرده بودن.

01:00:34.392 --> 01:00:36.928
‫اون برگشت خونه.
‫کوله پشتیش رو خالی کرد.

01:00:37.028 --> 01:00:38.930
‫زیپش رو باز کرد و خالیش کرد.

01:00:39.030 --> 01:00:41.065
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

01:00:41.165 --> 01:00:43.276
‫" ببین چی کار کردی"

01:00:44.669 --> 01:00:48.442
‫من گفتم:" وای، ببین همه پولایی
‫رو که پس اندازه کرده بودیم"

01:00:50.007 --> 01:00:51.743
‫مادرش خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود.

01:00:51.843 --> 01:00:55.047
‫اون گفت:" درباره اینکه چطور حوله
‫نیاز داره حرف بزن"

01:00:56.114 --> 01:00:58.954
‫آره، اون تصمیم گرفت حوله هم بگیره.

01:01:00.451 --> 01:01:01.753
‫و این جالبه. چون

01:01:01.853 --> 01:01:03.688
‫برای ارتباط من با پسرم

01:01:03.788 --> 01:01:05.757
‫یه چالش کوچیکه.

01:01:05.857 --> 01:01:08.426
‫این نیست که من نتونم با یه
‫نوجوان ارتباط برقرار کنم. چون من میتونم.

01:01:08.526 --> 01:01:09.961
‫من میتونم اغلب با هرسنی ارتباط برقرار کنم.

01:01:10.061 --> 01:01:11.963
‫من میبینم امشب اینجا
‫افرادی با بچه هاشون اومدن.

01:01:12.063 --> 01:01:16.200
‫مشکل اینه، که پسر من من و به عنوان یه
‫آموزش دهنده ندیده.

01:01:16.300 --> 01:01:18.603
‫اون من و به عنوان کسی که
‫بهش میگه دوش بگیر میبینه.

01:01:18.703 --> 01:01:21.939
‫دئودورانت استفاده کن.
‫"خب بو نکن"

01:01:22.039 --> 01:01:24.142
‫دوستاش، از طرف دیگه

01:01:24.242 --> 01:01:26.544
‫من مثل یه بت برای دوستاشم.

01:01:26.644 --> 01:01:29.714
‫هر بار من فرانکی رو از مدرسه بر میدارم.
‫ترمز میکنم

01:01:29.814 --> 01:01:31.449
‫

01:01:31.549 --> 01:01:33.217
‫بچه ها ماشین من و میبینن

01:01:33.317 --> 01:01:35.520
‫اونا فریاد می زنن.
‫و به اون طرف میدون

01:01:35.620 --> 01:01:38.690
‫و دستشون رو میذارن
‫روی اون انگار که جای مقدسیه

01:01:38.790 --> 01:01:40.191
‫اونا ماشین رو لمس میکنن

01:01:40.291 --> 01:01:42.300
‫اون اینجاست

01:01:43.461 --> 01:01:44.629
‫بعضیاتون متوجه شدین. ممنون

01:01:44.729 --> 01:01:46.203
‫به هر حال...

01:01:47.331 --> 01:01:51.903
‫بعد بچه ها شروع میکنن ماشینم رو
‫ازاین طرف به اون طرف تکون میدن. آواز میخونن

01:01:52.003 --> 01:01:55.006
‫"فلافی، فلافی، فلافی"

01:01:55.106 --> 01:01:58.476
‫و فرانکی هم صندلی جلو نشسته .
‫قاطی میکنه.

01:01:58.576 --> 01:02:01.120
‫اینطوری میشه:" این مزخرفه"

01:02:02.280 --> 01:02:03.981
‫منم میگم" هی، رفیق.
‫از من عصبانی نباش"

01:02:04.081 --> 01:02:07.018
‫چون من تو مدرسه تون از تو معروف ترم

01:02:07.118 --> 01:02:08.558
‫متنفر کوچولو.

01:02:09.453 --> 01:02:11.556
‫اون با عصبانیت از ماشین
‫پیاده میشه.

01:02:11.656 --> 01:02:12.990
- Untranslated Line -

01:02:13.090 --> 01:02:16.328
‫اونا همچنان میخونن
‫" فلافی، فلافی"

01:02:17.862 --> 01:02:20.231
‫اینطوریه، دنیای ما خیلی
‫متفاوته

01:02:20.331 --> 01:02:22.100
‫دنبای اون شامل

01:02:22.200 --> 01:02:24.073
‫بازی GTA، بازی های ویدیویی

01:02:24.869 --> 01:02:27.140
‫یوتیوپ و دختراست

01:02:27.305 --> 01:02:29.644
‫اون دو تاش واقعا خوبه.

01:02:30.775 --> 01:02:33.148
‫اون یکیش نه خیلی زیاد.

01:02:33.611 --> 01:02:35.379
‫و این چیزی نیست که
‫من سعی کنم در موردش متنفر باشم

01:02:35.479 --> 01:02:36.748
‫من فقط به فرانکی گفتم

01:02:36.848 --> 01:02:39.851
‫" گوش کن، تو نیاز داری
‫بیشتر حرف بزنی

01:02:39.951 --> 01:02:42.687
‫" نیاز داری بیشتر پرحرفی کنی
‫و متقابلا اینطوریه"

01:02:42.787 --> 01:02:45.356
‫اون ترجیح میده بیشتر پیام بده.

01:02:45.456 --> 01:02:46.424
‫این همه چیزه.

01:02:46.524 --> 01:02:48.092
‫" رفیق، اون شروع کرد به یاد گرفتن،
‫شروع کرد...

01:02:48.192 --> 01:02:50.461
‫با من حرف زد. من دلم میخواست
‫بیشتر باهام حرف بزنی"

01:02:50.561 --> 01:02:52.597
‫" تو میتونی با حرف زدن با من
‫چیزای بیشتری یاد بگیری"

01:02:52.697 --> 01:02:56.037
‫" من فقط دارم میگم. من
‫فقط اینکارو حرفه ای انجام میدم."

01:02:56.734 --> 01:02:58.369
‫اما، نه، اون ترجیح میده پیام بده.

01:02:58.469 --> 01:03:01.038
‫این نقطه ایه که حالا
‫اگر من تو خونه باشم و داد بزنم

01:03:01.138 --> 01:03:04.542
‫" فرانکی، سطل آشغال و
‫بیرون بردی؟"

01:03:04.642 --> 01:03:06.711
‫هیچ جوابی نمیاد. ناگهان...

01:03:06.811 --> 01:03:08.279
‫

01:03:08.379 --> 01:03:09.580
‫گوشیم و بیرون میارم.

01:03:09.680 --> 01:03:11.086
‫جواب داده :"نه"

01:03:12.216 --> 01:03:14.218
‫اما اگه بگم." بهت پول میدم"

01:03:14.318 --> 01:03:17.089
‫" سلام"

01:03:17.922 --> 01:03:20.033
‫چون تو نمیتونی پول رو sms کنی

01:03:21.392 --> 01:03:23.928
‫اون بزرگترین چیزه الان.
‫من فقط میخوام اون آشغالا رو بیرون ببره.

01:03:24.028 --> 01:03:25.229
‫اون الان 16 سالشه.

01:03:25.329 --> 01:03:26.464
‫اون باید اینکارو
‫از وقتی ده سالش بود انجام میداد.

01:03:26.564 --> 01:03:28.132
‫اما،
‫دیر کردن بهتر از هرگز نکردنه.

01:03:28.232 --> 01:03:30.568
‫و چیزی که اون انجام میده
‫اینه میشینه تو اتاق

01:03:30.668 --> 01:03:33.137
‫و به بقیه خونه توجهی نداره.

01:03:33.237 --> 01:03:35.406
‫میشینه اینجا و هدفونش رو میذاره

01:03:35.506 --> 01:03:37.642
‫که من برای کریسمس اون
‫و چند سال پیش براش گرفتم.

01:03:37.742 --> 01:03:39.911
‫دکمه استودیوی
‫لعنتی رو میزنه

01:03:40.011 --> 01:03:42.580
‫و تمام صداهای دیگه قطع میشه

01:03:42.680 --> 01:03:44.081
‫اونا خیلی قوی هستن.

01:03:44.181 --> 01:03:46.584
‫که وقتی شروع میکنه به
‫دیدن ویدیوهای یوتیوپ

01:03:46.684 --> 01:03:49.120
‫حتی صدای خنده خودش و نمیشنوه.

01:03:49.220 --> 01:03:52.290
‫و برای منف اون خنده دارترین
‫چیز دنیاست

01:03:52.390 --> 01:03:54.492
‫من تو یه اتاق دیگه م.
‫و میتونم صداش رو بشنوم.

01:03:54.592 --> 01:03:56.427
‫این چیزیه که من میشنوم...

01:03:56.527 --> 01:03:58.172
‫

01:04:06.237 --> 01:04:07.643
‫

01:04:09.140 --> 01:04:12.810
‫من تو اتاق دیگه هستم.
‫" کی آلمانیا رو آورده؟"

01:04:16.047 --> 01:04:18.282
‫و من میرم به اتاق پذیرایی
‫و فراکی رو میبینم.

01:04:18.382 --> 01:04:19.784
‫و اون داره به گوشیش
‫نگاه میکنه و میخنده

01:04:19.884 --> 01:04:21.686
‫من بهش علامت میدم.
‫" هی، هی، هی"

01:04:21.786 --> 01:04:24.121
‫و اون اونا رو از گوشش در میاره.
‫" چیه؟ چه خبره؟ بابا"

01:04:24.221 --> 01:04:26.557
‫من میگم: فرانکی،
‫میتونی برام یه کاری خوب بکنی؟"

01:04:26.657 --> 01:04:30.136
‫" میتونی آشغالا رو ببری بیرون؟"
‫"باشه" و بعدش اونا رو میذاره رو زمین.

01:04:34.065 --> 01:04:35.767
‫"چی؟

01:04:36.133 --> 01:04:37.635
‫الان؟"

01:04:37.735 --> 01:04:40.040
‫من میگم " آره، الان"

01:04:40.504 --> 01:04:42.573
‫" وقتی تو ازم ماشین میخوای.
‫وقتی که ازم ماشین میخوای

01:04:42.673 --> 01:04:44.408
‫همون زمانه که تو ازم ماشین میخوای. دیرتر نه."

01:04:44.508 --> 01:04:46.688
‫بعد اون گفت:" ما کجا داریم میریم؟"

01:04:48.079 --> 01:04:49.981
‫" فقط آشغالا رو ببر"

01:04:50.081 --> 01:04:51.916
‫و بعد اون اینکارو کرد.
‫آشغالا رو بیرون برد

01:04:52.016 --> 01:04:55.152
‫اما اون انجام داد مثل کسی که
‫بزرگترین کار مورد علاقه من و تو دنیا انجام میده.

01:04:55.252 --> 01:04:57.922
‫بهم خیره میشه
‫و تماس چشمیشو با من قطع نمیکنه.

01:04:58.022 --> 01:04:59.667
‫اینطوری...

01:05:05.129 --> 01:05:08.003
‫و بعد اون کیسه رو نگه میداره تا جایی که بتونه.
‫بعد اون رو با صدا میندازه تو سطل...

01:05:08.299 --> 01:05:09.739
‫

01:05:10.167 --> 01:05:12.142
‫منم گفتم" رفیق، چقدر دراماتیک بود"

01:05:13.504 --> 01:05:16.073
‫دیوانه کنندست. ما با
‫اون یه مکالمه معمولی میخوام داشته باشم

01:05:16.173 --> 01:05:18.743
‫اما معمولا برای ما خیلی فعل و انفعال داره.

01:05:18.843 --> 01:05:20.378
‫من تو مکالمه جلو میرم.

01:05:20.478 --> 01:05:22.179
‫حتی اگه چیز کوچیک و
‫آنی باشه

01:05:22.279 --> 01:05:26.050
‫حداقل بهم یه شانس میده که یه مکالمه
‫دیگه باهاش داشته باشم.

01:05:26.150 --> 01:05:27.752
‫و دنبال یه چیزای کوچیک هستم.

01:05:27.852 --> 01:05:29.020
‫من منتظرم دسامبر برسه

01:05:29.120 --> 01:05:31.389
‫چون توی دسامبر فرانکی
‫خیلی پرحرف میشه.

01:05:31.489 --> 01:05:33.591
‫در غیر این صورت" اون " بچه یه کلمه ایه"

01:05:33.691 --> 01:05:36.193
‫والدین، میدونی منظورم چیه
‫بچه ها" بچه یک کلمه ای"؟

01:05:36.293 --> 01:05:38.362
‫سعی میکنی باهاشون حرف بزنی.
‫" هی، روزت چطور بود؟" "خوب"

01:05:38.462 --> 01:05:40.865
‫" تکلیف داری؟" "آره"
‫" میخوای انجام بدی؟" " شاید"

01:05:40.965 --> 01:05:42.033
‫" گرسنته؟" "هممم"

01:05:42.133 --> 01:05:43.367
‫" چی میخوای؟" " غذا"

01:05:43.467 --> 01:05:44.737
‫

01:05:48.172 --> 01:05:50.249
‫معمولا این چیزیه که بهش میرسم.

01:05:50.374 --> 01:05:53.077
‫اما دسامبر میچرخه.
‫حدس بزن دسامبر چی میشه

01:05:53.177 --> 01:05:55.046
‫دسامبر که میاد اون خیلی
‫خوش صحبت میشه.

01:05:55.146 --> 01:05:56.380
‫چون اون موضعو مورد بحث داره.

01:05:56.480 --> 01:05:58.716
‫ناگهان، اون از " بچه
‫ی کلمه ای" به خیلی تبدیل میشه.

01:05:58.816 --> 01:06:00.785
‫" هی، هفته ای که گذشت چطور بود بابا؟"
‫خوب بود؟"

01:06:00.885 --> 01:06:02.820
‫" آره، اجراهات چطور پیش میره؟
‫همه رو انجام دادی؟"

01:06:02.920 --> 01:06:04.455
‫" چیزی نیاز داری؟
‫چیزی میخوای؟"

01:06:04.555 --> 01:06:07.201
‫من فقط میگم" من میخوام
‫این روال جولای هم باشه"

01:06:08.359 --> 01:06:11.095
‫و من میدونم این غیر واقعیه.
‫اما حداقل یکبار.

01:06:11.195 --> 01:06:14.498
‫به من اجازه میده که واقعا باهاش حرف یزنم
‫بر خلاف مواقعی که غیر واقعی حرف میزنه.

01:06:14.598 --> 01:06:16.641
‫و اگر این چیزیه که اون انجام میده
‫پس چیزیه که اون انجام میده.

01:06:17.001 --> 01:06:20.404
‫علاوه بر اون،
‫من دنبال مسکلات می گردم.

01:06:20.504 --> 01:06:23.607
‫من از مشکلات خوشم میاد.
‫چون اگر مشکلات باشن

01:06:23.707 --> 01:06:26.677
‫فرانکی و من میتونیم با هم روش
‫کار کنیم که یه راه حل پیدا کنیم. درسته؟

01:06:26.777 --> 01:06:29.548
‫و من میبینم که به عنوان یه بوندینگ بزرگه.
‫[بوندینگ: کلاسایی در امریکا برای بهبود روابط
‫بین والدین و فرزند]

01:06:29.914 --> 01:06:31.315
‫حالا من و به اشتباه نمیندازه.

01:06:31.415 --> 01:06:33.561
‫گاهی وقتا اون گرونه.

01:06:34.785 --> 01:06:37.659
‫آره، میخندیدن
‫بذارین بگم.

01:06:37.855 --> 01:06:40.191
‫یک دفعه، گوشی آیفونش
‫رو توی مدرسه ازش گرفتن.

01:06:40.291 --> 01:06:42.426
‫و اومد خونه.
‫و خیلی حالش خراب بود.

01:06:42.526 --> 01:06:44.762
‫گفت" بابا، بابا
‫باید باهات حرف بزنم"

01:06:44.862 --> 01:06:46.263
‫" چیه؟ بهم بگو چبه؟"

01:06:46.363 --> 01:06:47.665
‫" اونا گوشیم و دزدیدن"

01:06:47.765 --> 01:06:49.740
‫گفتم" آها. واسه همین
‫میخوای حرف بزنی"

01:06:51.202 --> 01:06:52.937
‫و شروع کردم به خندیدن.
‫گفت:" خنده دار نیست"

01:06:53.037 --> 01:06:55.808
‫گفتم:" من نمیدونم
‫این چطوری خنده داره"

01:06:56.373 --> 01:06:57.808
‫گفتم: گ خب چه اتفاقی افتاده؟ فرانکی؟"

01:06:57.908 --> 01:06:59.944
‫" خب اونا قفسه من و تو مدرسه شکستن
‫و آیفون من و دزدیدن"

01:07:00.044 --> 01:07:00.978
‫" اونا آیفون دوستم هم دزدیدن"

01:07:01.078 --> 01:07:03.014
‫" و اگه ما همین الان بریم مدرسه
‫میتونین اون و گزارش بدیم"

01:07:03.114 --> 01:07:05.049
‫ما دقیقا میدونیم که کی اینکارو کرده.

01:07:05.149 --> 01:07:06.951
‫من گفتم: " گوش کن فرانکی
‫من دوست دارم

01:07:07.051 --> 01:07:08.719
‫اما واقعا خسته م.
‫تازه از پرواز رسیدم

01:07:08.819 --> 01:07:10.955
‫و واقعا، واقعا خسته م

01:07:11.055 --> 01:07:12.523
‫" قول میدم فردا صبح زود میبرمت

01:07:12.623 --> 01:07:14.625
‫و کمکت میکنم گزارش بدی و برمیگردیم."

01:07:14.725 --> 01:07:18.839
‫" میشه الان بریم؟" من گفتم"
‫فرانکی، جدا، خواهش میکنم. فردا"

01:07:18.996 --> 01:07:20.898
‫" من تلفنم و لازم دارم."
‫من گفتم:" گوش کن"

01:07:20.998 --> 01:07:22.967
‫" تو میتونی یه روز بدون تلفنت بگذرونی"

01:07:23.067 --> 01:07:25.903
‫اون راهش رو رفت و
‫بعد دور زد

01:07:26.003 --> 01:07:28.506
‫و داد زد

01:07:28.606 --> 01:07:30.342
‫" گوشیم و برداشتن"

01:07:31.675 --> 01:07:33.811
‫من بهش نگاه کردم گفتم
‫"هی، توام آزای من و گرفتی"

01:07:33.911 --> 01:07:35.556
‫" تا حالا شنیدی من جیغ بزنم؟"

01:07:36.514 --> 01:07:38.315
‫" فقط قبولش کردم و کنار میام"

01:07:38.415 --> 01:07:40.288
‫و ادامه میدیم.

01:07:41.752 --> 01:07:44.188
‫خب اون پرسید:
‫" چه اتفاقی میفته؟"

01:07:44.288 --> 01:07:46.590
‫گفتم:" خب، من میخوام برم
‫طبقه بالا و دوش بگیرم و احتمالا بخوابم."

01:07:46.690 --> 01:07:49.226
‫"نه، چی میشه اگر من
‫گوشیم رو پس نگیرم؟"

01:07:49.326 --> 01:07:51.362
‫گفتم:" سوال خوبی بود
‫فرانکی. من نمیدونم."

01:07:51.462 --> 01:07:53.397
‫" تو نمیخوای یه دونه جدید برام بخری؟"

01:07:53.497 --> 01:07:55.266
‫" نه، رفیق، من یه
‫گوشی برات خریدم"

01:07:55.366 --> 01:07:58.102
‫" این مسئولیت تو بود که
‫ازش مراقبت کنی."

01:07:58.202 --> 01:08:01.105
‫" این عادلانه نیست" من گفتم:
‫" زندگی عادلانه نیست"

01:08:01.205 --> 01:08:02.339
‫" اما اتفاق ها رخ میدن"

01:08:02.439 --> 01:08:05.176
‫" تو باید یه گوشی برام بگیری"
‫"رفیق، واقعا؟"

01:08:05.276 --> 01:08:08.179
‫و بعدش اون به من نگاه کرد و گفت،
‫و این یه جورایی من و گیج کرد.

01:08:08.279 --> 01:08:10.014
‫اون گفت: گ باید برام گوشی بخری"

01:08:10.114 --> 01:08:12.590
‫" برای تو هیچی نیست
‫که گوشی جدیدی برام بگیری"

01:08:15.519 --> 01:08:19.758
‫" برای تو هیچی نیست
‫که گوشی جدیدی برام بگیری"

01:08:20.124 --> 01:08:24.128
‫خلیج قرمز، پسرم فکر میکنه که
‫کاری که من انجام میدم آسونه.

01:08:24.228 --> 01:08:26.097
‫اون فکر میکنه آسونه،
‫چون تمام چیزی که میبینه

01:08:26.197 --> 01:08:27.965
‫اینه که وقتی اون یکی دوبار
‫اجرا رو در سال حضور داره

01:08:28.065 --> 01:08:31.268
‫اینه که من روی سن راه میرم.
‫شماها شروع میکنین به آواز خوندن.

01:08:31.368 --> 01:08:34.048
‫و بعد نیروهای جادویی باحال
‫تو این فضا ظاهرمیشن.

01:08:34.171 --> 01:08:35.543
‫

01:08:38.175 --> 01:08:40.711
‫اون تشخیص نمیده که این
‫واقعا یه شغله

01:08:40.811 --> 01:08:42.546
‫

01:08:42.646 --> 01:08:45.549
‫خب من بهش گفتم.
‫" گوش کن،فرانکیو این چطوریه؟"

01:08:45.649 --> 01:08:50.488
‫چطورهکه تو برام توضیح بدی چرا
‫من باید برای تو یه گوشی جدید بخرم؟"

01:08:50.588 --> 01:08:54.031
‫و اگر درست بود همین الان
‫برات میخرم. بگو

01:08:54.325 --> 01:08:56.027
‫" من گوشی میخوام"

01:08:56.894 --> 01:09:00.164
‫من گفتم:" نه فرانکی. تو یه نوجوونی.
‫احتیاج به گوشی نداری"

01:09:00.264 --> 01:09:03.000
‫یه تلفن همراه برای
‫یه نوجون ضروری نیست"

01:09:03.100 --> 01:09:05.469
‫" این تجمله. باشه؟"

01:09:05.569 --> 01:09:09.615
‫" این ضروری نیست"
‫" این تجملاته"

01:09:10.007 --> 01:09:11.584
‫

01:09:16.213 --> 01:09:19.083
‫اون گفت:" اگه یه بار مورد
‫فوری پیش اومد چی؟"

01:09:19.183 --> 01:09:22.086
‫گفتم : " مثلا چی؟
‫یکی گوشیت و بدزده؟"

01:09:22.186 --> 01:09:23.954
‫" امروز که تلفنت رو دزدیدن
‫چیکار داشتی کردی؟"

01:09:24.054 --> 01:09:27.291
‫" من رفته بودم...
‫رفته بودم به کافه تریا

01:09:27.391 --> 01:09:28.592
‫و با دوستم آنجل حرف می زدم

01:09:28.692 --> 01:09:30.628
‫و اون بهم اجازه داد از تلفنش
‫استفاده کنم و من به مامان زنگ زدم

01:09:30.728 --> 01:09:32.129
‫و من گفتم:" حدس بزن چی شد؟
‫اگه اون جواب نمیداد چی؟"

01:09:32.229 --> 01:09:33.764
‫" میتونستی بری به دفتر
‫و به اونا اطلاع بدی"

01:09:33.864 --> 01:09:37.637
‫" یه مورد فوری خانوادگی هست
‫لطفا مامان یا بابام رو خبر کنید. " بعد

01:09:37.868 --> 01:09:39.470
‫" چی میشه اگه شما نیاز
‫به نگهداشتن من دارید؟"

01:09:39.570 --> 01:09:42.114
‫" من میدونم تو به چه مدرسه ای باید بری."

01:09:42.406 --> 01:09:44.041
‫"در مورد وقتی که دارم با قدم زدن تا خونه حرف میزنم چی؟"

01:09:44.141 --> 01:09:46.177
‫" من مسیری که تو میری رو میدونم"

01:09:46.277 --> 01:09:49.113
‫و بعد اون یکی از بزرگترین
‫خط ها رو تا الان بیرون کشید.

01:09:49.213 --> 01:09:52.860
‫" میدونی چیه؟
‫تو خیلی در مورد من توی تلویزیون حرف میزنی"

01:09:53.150 --> 01:09:55.421
‫" مردم حالا میدونن من کی هستم.

01:09:57.554 --> 01:09:59.927
‫" اگه یه نفر سعی کنه من و بدزده چی؟"

01:10:02.593 --> 01:10:05.433
‫گفتم" تو وزنت 225 پونده. موفق باشی"

01:10:07.931 --> 01:10:09.400
‫" اونا تو رو نمیدزدن بدون

01:10:09.500 --> 01:10:11.168
‫گوشی آیفون و یه جعبه
‫بیسکویت شکلاتی.

01:10:11.268 --> 01:10:14.338
‫" اون تنها راهیه که باید باشه
‫تا اتفاق بیفته"

01:10:14.438 --> 01:10:16.540
‫من گفتم" فرانکی، تو میدونی چقدر خوش شانسی؟"

01:10:16.640 --> 01:10:19.343
‫" تو یه موبایل داشتی. من
‫تو مدرسه موبایل نداشتم"

01:10:19.443 --> 01:10:21.045
‫" مامانت تو مدرسه موبایل نداشت"

01:10:21.145 --> 01:10:22.513
‫" اگه ما احتیاج داشتیم تلفن بزنیم.

01:10:22.613 --> 01:10:25.916
‫باید خودمون حلش می کردیم
‫یا باید کارت تلفن میگرفتیم

01:10:26.016 --> 01:10:28.287
‫"اون چیه؟ اوه، خدای من"

01:10:29.086 --> 01:10:32.323
‫تلاش کردم که برای بچه م مفهوم
‫کارت تلفن رو توضیح بدم

01:10:32.423 --> 01:10:34.491
‫مثل توضیح دادن علم
‫موشک هست

01:10:34.591 --> 01:10:36.160
‫اون هرگز با این عقیده موافق نخواهد بود

01:10:36.260 --> 01:10:38.095
‫هرگز نمیدونه که جایی
‫تو صف موندن چطوریه.

01:10:38.195 --> 01:10:39.396
‫که بخوای از یه تلفن استفاده کنی.

01:10:39.496 --> 01:10:42.499
‫اول از همه، پیدا کردن
‫یه تلفن پولی

01:10:42.599 --> 01:10:44.735
‫اگه تو حالا یه تلفن پولی ببینی،
‫اینطوری میبینیش.

01:10:44.835 --> 01:10:47.004
‫"اوه، واو،
‫یادشون رفته اون جمع کنن.

01:10:47.104 --> 01:10:49.106
‫" دوربین و بردار و یه عکس بگیر"

01:10:49.206 --> 01:10:52.076
‫" چون نسل اینا منقرض شده
‫یه عکس بگیر"

01:10:52.176 --> 01:10:54.011
‫اون هرگر نمیدونه شبا تا
‫دیر وقت بیرون منتظر موندن چطوریه

01:10:54.111 --> 01:10:55.879
‫و اینکه بخوای از
‫یکی از اون تلفنای کثیف استفاده کنی.

01:10:55.979 --> 01:10:57.214
‫و گوشی رو بگیری

01:10:57.314 --> 01:10:58.849
‫و یکی از اون گوشی های کثیف که بهش آدامس چسبیده

01:10:58.949 --> 01:11:00.451
‫و سرتاسرش رو gonorrhea گرفته. درسته؟
‫[یک بیماری منتقله از طریق بیماری عفونی باکتریایی که سبب التهاب دستگاه تناسلی و دستگاه ادراری می شود.]

01:11:00.551 --> 01:11:02.052
‫و تو مجبوری اون و تمام مدت
‫دور از صورتت نگه داری.

01:11:02.152 --> 01:11:03.554
‫که اون باکتری بهت منتقل نشه.

01:11:03.654 --> 01:11:05.856
‫و بعد که تو تلفنت رو زدی، اون ...

01:11:05.956 --> 01:11:07.958
‫زمانی که در گذشته یه کارت تلفن
‫میگرفتی؟

01:11:08.058 --> 01:11:10.694
‫گرون بود. اون الان اینکارو مجبور نیست انجام بده.

01:11:10.794 --> 01:11:13.731
‫در گذشته، اگه تو یه تماس تلفن کارتی داشتی
‫یه ماموریت بود.

01:11:13.831 --> 01:11:15.799
‫یه ماموریت بود.
‫و گرون هم بود.

01:11:15.899 --> 01:11:17.568
‫اگه با کارت مامانم زنگ میزدی

01:11:17.668 --> 01:11:19.438
‫بهتر بود مساله مرگ و زندگی باشه.

01:11:19.970 --> 01:11:22.013
‫وگرنه خدا میدونه چی میشد.

01:11:22.539 --> 01:11:24.241
‫به مامانم زنگ میزدی در روز

01:11:24.341 --> 01:11:26.410
‫ما توی ولفیر و بخش 8 بودیم.

01:11:26.510 --> 01:11:28.245
‫هر پنی حساب شده بود.

01:11:28.345 --> 01:11:29.546
‫بهش زنگ میزدی

01:11:29.646 --> 01:11:30.914
‫

01:11:31.014 --> 01:11:32.116
‫" الو"

01:11:32.216 --> 01:11:33.817
‫و بعد اون معرفی میکرد

01:11:33.917 --> 01:11:35.460
‫"ATوT"
‫[شرکت مخابرات]

01:11:35.919 --> 01:11:38.222
‫" شما یک تماس تلفنی از ...

01:11:38.322 --> 01:11:41.558
‫" نماس گیرنده ، دارید.
‫بعد از صدای بوق نام خود را بگویید"

01:11:41.658 --> 01:11:43.894
‫

01:11:43.994 --> 01:11:45.062
‫"مامان، منم،
‫ساعت 6 در خیابان 7- 12 بیا دنبالم"

01:11:45.162 --> 01:11:47.231
‫" زود باش. دوست دارم .خداحافظ"

01:11:47.331 --> 01:11:48.932
‫" هزینه را می پذیرید؟"

01:11:49.032 --> 01:11:51.075
‫" سلام. نه. من تو راهم."

01:11:51.502 --> 01:11:52.772
‫

01:12:03.680 --> 01:12:06.583
‫اگه نمیتونستی تمام
‫پیامت رو بگی

01:12:06.683 --> 01:12:09.753
‫باید دوباره تماس میگرفتی. تمام این
‫پروسه رو دوباره تکرار میکردی

01:12:09.853 --> 01:12:12.690
‫و بعد یه جمله دیگه می گفتی
‫تا وقتی اونا تماس رو قطع کنن.

01:12:12.790 --> 01:12:15.402
‫به فرانگی گفتم : ما " پیامک روستایی"
‫صداش می کردیم

01:12:16.727 --> 01:12:19.196
‫چون اون هرگز محبور نبود اینکار و بکنه.

01:12:19.296 --> 01:12:22.533
‫مشکل ایه، پسر من خیلی لوس بود.

01:12:22.633 --> 01:12:25.969
‫و من فهمیدم این تقصیر منه.
‫100 در صد تقصیر منه.

01:12:26.069 --> 01:12:27.204
‫وقتی اون اول اومد تو زندگی من.

01:12:27.304 --> 01:12:29.973
‫وقتی اون هفت ساله بود.
‫خیلی قدر شناس بود

01:12:30.073 --> 01:12:32.209
‫همه چی با " ممنونم" همراه بود.
‫همه چیز با " اوه، خدای من

01:12:32.309 --> 01:12:33.777
‫" این خیلی خوبه. ممنون. ممنون
‫ممنون"

01:12:33.877 --> 01:12:37.251
‫با یه بغل بزرگ همراه با تشکر
‫دوست دارم و ممنون.

01:12:39.049 --> 01:12:41.952
‫و کاری که من انجام دادم این بود.
‫من شروع کردم بهش چیزایی رو دادم

01:12:42.052 --> 01:12:43.620
‫و من هرگز انتظار چیزی رو در قبال اون نداشتم

01:12:43.720 --> 01:12:45.956
‫و، با من، من همیشه راضی بودم.

01:12:46.056 --> 01:12:48.892
‫من به سختی کار می کردم
‫تا چیزای خوب رو تهیه کنم.

01:12:48.992 --> 01:12:51.295
‫و این گناه بود که من میخواستم
‫بهترین ها رو برای خانوادم داشته باشم؟

01:12:51.395 --> 01:12:52.896
‫من فهمیدم. میدونین چی رو؟
‫من خیلی تند رفتم.

01:12:52.996 --> 01:12:54.832
‫من میخواستم پسرم بهترین ها رو داشته باشه.

01:12:54.932 --> 01:12:56.567
‫اما شما نمیتونین به اونا
‫همه چیز رو بدین.

01:12:56.667 --> 01:12:59.636
‫چون بعدش اونا یاد نمی گیرن که
‫قدر چیزا رو بدونن و قدردان باشن.

01:12:59.736 --> 01:13:02.439
‫و من باید راه سخت رو میفهمیدم.

01:13:03.340 --> 01:13:05.042
‫

01:13:05.309 --> 01:13:06.954
‫

01:13:09.346 --> 01:13:11.315
‫این خیلی برام بزرگ بود که بخوام
‫به شما بگم. به هر حال

01:13:11.415 --> 01:13:13.384
‫که من بد جوری خراب کردم.
‫دخترم این رو به من نشون داد.

01:13:13.484 --> 01:13:15.419
‫اون گفت" تو خراب کردی"

01:13:15.519 --> 01:13:17.154
‫گفتم" کجای کارم اشتباه بوده؟"

01:13:17.254 --> 01:13:20.324
‫اون گفت" تو بهش اجازه ندادی هیچ چیز یاد بگیره.
‫بهش اجازه ندادی تلاش کنه.

01:13:20.424 --> 01:13:22.092
‫اجازه ندادی که تلاش کنه

01:13:22.192 --> 01:13:23.394
‫و برای داشتن چیزی کار کنه.

01:13:23.494 --> 01:13:25.396
‫پس البته که اون
‫برای چیزی قدردان نیست"

01:13:25.496 --> 01:13:29.644
‫و این خیلی ماه پیش مشهود شد.
‫زمان تولد؟

01:13:30.767 --> 01:13:33.337
‫من براش یه جفت کفش روزشی خریدم .

01:13:33.437 --> 01:13:35.205
‫نه یه جفت کفش ورزشی عادی.

01:13:35.305 --> 01:13:38.509
‫اونا یه جفت کفش
‫از مجموعه ای خاص بودن

01:13:38.609 --> 01:13:41.879
‫یه نوعی از کفش ها که مردم تو صف
‫منتظر میمونن از شب قبل

01:13:41.979 --> 01:13:43.046
‫که بتونن اونا رو بخرن.

01:13:43.146 --> 01:13:45.949
‫البته به جر من.
‫چون من یه اشاره میکنم و تمومه

01:13:46.049 --> 01:13:47.660
‫آره

01:13:48.952 --> 01:13:52.389
‫اونا خیلی کفش های خوبی بودن.
‫180 دلار قیمت داشتن ...

01:13:52.489 --> 01:13:54.691
‫آره، خیلی مسخرست خب

01:13:55.726 --> 01:13:56.860
‫من حتی اونا رو قایم هم نکردم. خب؟

01:13:56.960 --> 01:14:00.030
‫من اونا رو گذاشتم تو جعبه و منتظر موندم
‫که بیاد تو اتاق

01:14:00.130 --> 01:14:01.632
‫و من منتظر بودم و اون اومد داخل.

01:14:01.732 --> 01:14:04.735
‫من گفتم" تولدت مبارک" و
‫اون کفش ها رو دید

01:14:04.835 --> 01:14:07.771
‫اون به کفش ها نگاه کرد و
‫گفت

01:14:07.871 --> 01:14:10.541
‫" باحاله" همین " باحاله"

01:14:10.641 --> 01:14:12.309
‫گاهی وقتا خوش شانس باشم.
‫که اون دو بار بگه.

01:14:12.409 --> 01:14:14.020
‫" باحاله، باحاله"

01:14:14.645 --> 01:14:16.947
‫و بعدش اون رفت اطراف بگرده
‫ببینه بقیه هدیه ها که اونجان چی هستن.

01:14:17.047 --> 01:14:19.550
‫و به مادرش گفتم" دیدی؟ دیدی؟..."

01:14:19.650 --> 01:14:22.753
‫" عصبانی نشو. من بهت گفتم
‫تو بهش اجازه ندادی اون هیچ چیزی رو بدست بیاره"

01:14:22.853 --> 01:14:25.863
‫حالا این دلیلیه که اون رفتار رو میکنه.
‫اون پرتوقع شده.

01:14:26.390 --> 01:14:27.898
‫من گفتم " اوه...

01:14:28.425 --> 01:14:30.627
‫و من میخواستم ناراحت بشم. اما
‫اون کاملا درست میگفت.

01:14:30.727 --> 01:14:32.729
‫اون لوس شده بود

01:14:32.829 --> 01:14:34.398
‫اومد سمت من و گفت

01:14:34.498 --> 01:14:37.100
‫" بابا، من واقعا از
‫کنسول بازی ویدیوییم خسته شدم.

01:14:37.200 --> 01:14:38.735
‫" میتونم اون و به دوستم آنجل بدم؟"

01:14:38.835 --> 01:14:40.971
‫من گفتم" چی گفتی؟"

01:14:41.071 --> 01:14:43.474
‫" من از بازی کنسولم خسته شدم.
‫میتونم بدم بره؟"

01:14:43.574 --> 01:14:44.741
‫گفتم" شکسته؟"

01:14:44.841 --> 01:14:46.276
‫"نه"

01:14:46.376 --> 01:14:49.246
‫"چند وقته اون و داری؟"
‫"اوووه، 4 سال"

01:14:49.346 --> 01:14:51.648
‫گفتم" چند تا بازی با اون کنسول انجام دادی؟"

01:14:51.748 --> 01:14:53.016
‫" حدودا 300"

01:14:53.116 --> 01:14:54.117
‫

01:14:54.217 --> 01:14:56.158
‫من میتونم حس کنم شما
‫اونجا من و قضاوت کردین

01:14:57.187 --> 01:14:58.798
‫من فهمیدم گفتین"اووووه"

01:14:59.523 --> 01:15:01.024
‫شما الان من و قضاوت کردین

01:15:01.124 --> 01:15:03.126
‫من میتونم این و بفهمم.
‫اون خانم که اونجاست.

01:15:03.226 --> 01:15:05.829
‫اینطوری گفت" یه خورده مثل
‫دکتر فیل میمونه."
‫[دکتر روانشناس آمریکایی]

01:15:05.929 --> 01:15:07.130
‫" اون واقعا اون و مسخره کرد"

01:15:07.230 --> 01:15:08.431
‫آره، من صدات و شنیدم.

01:15:09.032 --> 01:15:11.435
‫بذارین من این و مستقیم
‫ثبت کنم. باشه؟

01:15:11.535 --> 01:15:14.972
‫من 300 تا بازی برای پسرم نخریدم

01:15:15.072 --> 01:15:16.373
‫چه اتفاقی افتاده

01:15:16.473 --> 01:15:19.610
‫من یه دوست دارم که هکر کامپیوتره

01:15:19.710 --> 01:15:22.112
‫برای 75 دلار

01:15:22.212 --> 01:15:25.154
‫300 تا بازی
‫برای پسرم تو کامپیوترش ریخت.

01:15:25.649 --> 01:15:28.552
‫آره، من پول دارم. اما
‫هنوزم یه روستایی هستم.

01:15:28.652 --> 01:15:30.160
‫

01:15:33.724 --> 01:15:34.959
‫آره

01:15:35.826 --> 01:15:38.195
‫خب من به فرانکی گفتم. " تو فهمیدی
‫که چقدر خوش شانسی؟"

01:15:38.295 --> 01:15:40.297
‫و بعد اون به چشام زل زد.
‫" اوه، خوش شانس"

01:15:40.397 --> 01:15:41.698
‫گفتم" آره رفیق، خوش شانسی"

01:15:41.798 --> 01:15:43.867
‫گفتم" تو یه کنسول بازی داری که
‫سالمه"

01:15:43.967 --> 01:15:45.969
‫" 4 ساله داریش و هنوزم کار میکنه"

01:15:46.069 --> 01:15:48.305
‫" اگه خراب بشه،
‫گارانتی بازگشت به فروشگاه داره"

01:15:48.405 --> 01:15:50.307
‫میتونی یه دونه جدید بگیری.
‫چون گارانتی داره

01:15:50.407 --> 01:15:52.209
‫که میتونی 4 سال دیگه هم داشته باشیش."

01:15:52.309 --> 01:15:53.677
‫چرا این یه توافق بزرگه؟

01:15:53.777 --> 01:15:55.846
‫" چون من وقتی هم سن تو بودم.
‫آتاری داشتم."

01:15:55.946 --> 01:15:57.682
‫مدل "Wii" ؟
‫نه

01:15:58.849 --> 01:16:00.417
‫"فرانکی، سال 1987

01:16:00.517 --> 01:16:04.555
‫من یه چیزی داشتم که
‫بهش میگفتن سیستم سرگرمی نینتندو.
‫. خب؟"

01:16:04.655 --> 01:16:06.198
‫

01:16:07.691 --> 01:16:10.963
‫سیستم سرگرمی نینتندو.

01:16:11.328 --> 01:16:13.163
‫4 سال هم کار نکرد.

01:16:13.263 --> 01:16:14.865
‫تهش 90 روز

01:16:14.965 --> 01:16:17.200
‫90 روز تو میتونستی
‫دکمه pOWER رو بزنی

01:16:17.300 --> 01:16:19.236
‫و میدی صفحه نور قرمز میزنه

01:16:19.336 --> 01:16:20.671
‫صفحه نور فرمز

01:16:20.771 --> 01:16:22.339
‫جایی که شما باید به زمین
‫نگاه کنین یا به راه

01:16:22.439 --> 01:16:25.813
‫یا به اون صحنه ؟

01:16:26.109 --> 01:16:28.111
‫و بعد آنچه شما باید انجام بدین اینه که
‫به اتاری ضربه بزنین

01:16:28.211 --> 01:16:29.346
‫و یه برچسب نقره ای میومد

01:16:29.446 --> 01:16:31.682
‫یه برچسب نقره ای با
‫800 شماره روش

01:16:31.782 --> 01:16:33.216
‫و شما 800 شماره رو می گرفتی

01:16:33.316 --> 01:16:35.352
‫و اونا با یه نفر تو ژاپن شما
‫رو وصل میکردن

01:16:35.452 --> 01:16:37.254
‫کسی که حس می کردی مثل یه احمقی

01:16:37.354 --> 01:16:39.022
‫آره، اون باعث میشد شما حس کنین یه احمقین

01:16:39.122 --> 01:16:40.257
‫شما بهش زنگ میزدین و

01:16:40.357 --> 01:16:43.226
‫اون اینطوری میگفت
‫" هزینه تعمیر آتاری 250 هست"

01:16:43.326 --> 01:16:44.761
‫250 واسه تعمیر؟

01:16:44.861 --> 01:16:47.064
‫اما یه مدل جدیدترش 150 میشه.

01:16:47.164 --> 01:16:49.866
‫و اگه شما نتونستین 150
‫برای برند جدید پرداخت کنین

01:16:49.966 --> 01:16:52.603
‫انگار ما نتونستیم 150 برای یه مدل جدیدتر پرداخت کنیم

01:16:52.703 --> 01:16:54.204
‫شما باید تبدیل به یه
‫متخصص فنی بشین.

01:16:54.304 --> 01:16:56.707
‫تو سن 7، 8، 9
‫ده یازده سالگی

01:16:56.807 --> 01:16:58.108
‫و شما باید برید تو آشپزخونه

01:16:58.208 --> 01:17:00.944
‫و داغون ترین چاقوی کره مالی
‫ممکن رو پیدا کنین

01:17:01.044 --> 01:17:03.046
‫درسته؟ یکیش که خمیده شده
‫و زنگ زده بود

01:17:03.146 --> 01:17:05.148
‫و باید اون رو میبردیم
‫پشت اتاق پذیرایی.

01:17:05.248 --> 01:17:07.951
‫چون شما باید یه عمل جراحی انجام بدین.

01:17:08.051 --> 01:17:09.820
‫شما باید یه عمل جراحی انجام بدین

01:17:09.920 --> 01:17:12.760
‫و آتاری رو به زندگی برگردونین.

01:17:13.824 --> 01:17:15.128
‫آره

01:17:18.328 --> 01:17:20.097
‫شما باید برای بازی کار کنین

01:17:20.197 --> 01:17:21.665
‫مجبور بودین اون و جدا کنید
‫بعد دوباره بهم ببندین.

01:17:21.765 --> 01:17:23.233
‫روشن. دوباره راه اندازی. روشن. دوباره
‫راه اندازی. روشن. دوباره راه اندازی.

01:17:23.333 --> 01:17:26.336
‫مثل عملیات CPR بود.
‫[دستگاهی که به بیمار جهت احیا دوباره ضربان قلب شوک میده]

01:17:26.436 --> 01:17:27.838
‫یه کارتریج نگه میداشتین

01:17:27.938 --> 01:17:29.272
‫و اون و هی هل میدی پایین
‫هل میدی بالا

01:17:29.372 --> 01:17:31.274
‫هل میدی پایین. هل میدی بالا.هل میدی پایین. هل میدی بالا
‫هل میدی پایین. هل میدی بالا

01:17:31.374 --> 01:17:34.011
‫میذاری پایین
‫میذاری بالا. پایین. بالا. اکسیژن بده.

01:17:34.111 --> 01:17:35.312
‫

01:17:36.012 --> 01:17:37.953
‫

01:17:43.086 --> 01:17:45.322
‫و اگه خوش شانس باشی.
‫خوش شانس باشی

01:17:45.422 --> 01:17:47.190
‫اون صدای جادویی رو می شنوین

01:17:47.290 --> 01:17:48.425
‫

01:17:48.525 --> 01:17:52.172
‫" زنده ست. زنده ست"

01:17:56.199 --> 01:17:59.102
‫شما خوشحالتر بودین از اینکه
‫کاری کردین بازی تون کار کنه.

01:17:59.202 --> 01:18:01.438
‫بعد بازی میکنین

01:18:01.538 --> 01:18:03.607
‫فرانکی هیچ وقت چیزی در این مورد نمیدونه.

01:18:03.707 --> 01:18:06.943
‫تعمیر کردن سیستم بازیش.
‫تا بتونه دوباره بازی کنه.

01:18:07.043 --> 01:18:09.046
‫اون هرگز با کارتریج سرو کله نزده.

01:18:09.146 --> 01:18:11.448
‫اون ظاهرا دیسک رو لمس کرده.

01:18:11.548 --> 01:18:14.518
‫اکثر بازی های الان،
‫از طریق وای فای اجرا میشن.

01:18:14.618 --> 01:18:16.119
‫و اگه وای فای از دست بره

01:18:16.219 --> 01:18:17.988
‫شما به همون روش نمیری
‫وای فای رو تعمیر کنی.

01:18:18.088 --> 01:18:20.123
‫شما میخوای مدرسه کارتریج قدیمی
‫آتاری رو تعمیر کنی

01:18:20.223 --> 01:18:21.458
‫این کار جواب نمیده.

01:18:21.558 --> 01:18:22.659
‫" وای فای از دست رفت" صبر کن

01:18:22.759 --> 01:18:23.794
‫

01:18:23.894 --> 01:18:25.198
‫دوباره تلاش کن.

01:18:26.163 --> 01:18:28.274
‫شما که نمیتونین وای فای رو لمس کنین

01:18:28.398 --> 01:18:32.636
‫وسیله ها و دستگاههایی که حالا
‫خیلی حساس و ظریفن

01:18:32.736 --> 01:18:33.737
‫شما هیچ چیز و نمیتونین لمس کنین

01:18:33.837 --> 01:18:35.238
‫همه چیز نیازمند متخصص هست

01:18:35.338 --> 01:18:37.808
‫یا کارشناس که بیاد و تعمیرش کنه.

01:18:37.908 --> 01:18:41.578
‫در گذشته،
‫اسباب و وسیله ها

01:18:41.678 --> 01:18:44.481
‫خیلی بهتر از وقتی که
‫شما به کار میبردین کار میکردن.

01:18:44.581 --> 01:18:46.886
‫فقط با یه خشونت کوچیک.

01:18:48.285 --> 01:18:50.420
‫به متخصص تعمیر زنگ نمیزدین

01:18:50.520 --> 01:18:52.589
‫اگه یه تلویزیون صفحه بزرگ داشتین

01:18:52.689 --> 01:18:54.524
‫و خطوطی بین اون وجود داشت

01:18:54.624 --> 01:18:55.996
‫چطور تعمیرش میکردین؟

01:18:56.760 --> 01:18:58.995
‫درسته؟
‫بعد چی میشد؟

01:18:59.095 --> 01:19:00.831
‫

01:19:05.468 --> 01:19:07.938
‫امشب اون روش قدیمی رو اجرا کنین

01:19:08.038 --> 01:19:10.013
‫روی یه صفحه نمایش تخت.
‫و ببینین چی میشه

01:19:10.440 --> 01:19:12.916
‫" صفحه نمایش احمق. وای. شکست"

01:19:13.777 --> 01:19:16.947
‫" بردار بذارش اینجا.
‫من گارانتی گرفتم. بیخیال. بریم"

01:19:17.047 --> 01:19:18.949
‫من به فرانگی گفتم" تو خیلی خوش شانسی"

01:19:19.049 --> 01:19:21.685
‫"تو در عصر تکنولوژی هستی که
‫خیلی شگفت انگیزه"

01:19:21.785 --> 01:19:23.055
‫" نیاز نیست نگران باشی"

01:19:23.220 --> 01:19:25.222
‫من میخوام اون بفهمه.
‫من میخوام اون درک کنه.

01:19:25.322 --> 01:19:26.757
‫من میخوام اون قدردان باشه

01:19:26.857 --> 01:19:29.860
‫اما در همین زمان. من باید یاد
‫بگیرم که به خودم رجوع کنم.

01:19:29.960 --> 01:19:31.428
‫گاهی وقتا اون یه چیزایی میگه.

01:19:31.528 --> 01:19:32.763
‫گاهی وقتا اون یه چیزایی به من میگه.

01:19:32.863 --> 01:19:36.408
‫و گاهی وقتا اونا خشن و
‫بی رحم هستن.

01:19:36.733 --> 01:19:39.536
‫برای مثال، هر دوشنبه
‫وقتی من میرم خونه

01:19:39.636 --> 01:19:42.939
‫هر دوشنبه شب من میرم خونه
‫و من همیشه با خانواده م بیرون میرم.

01:19:43.039 --> 01:19:45.242
‫اون همیشه شب فیلمه.
‫من عاشق فیلم دیدن دوشنبه ها هستم.

01:19:45.342 --> 01:19:48.712
‫هیچ صفی نیست. تو میری داخل.
‫میای بیرون. راحت پارک میکنی. خیلی خوبه.

01:19:48.812 --> 01:19:52.282
‫و من همیشه قبل بیرون رفتن به فرانکی
‫گقتم "هی، یک ساعت

01:19:52.382 --> 01:19:54.117
‫دیگه ما میریم. باشه. یک ساعت دیگه.

01:19:54.217 --> 01:19:55.552
‫آماده شو. باشه؟"

01:19:55.652 --> 01:19:56.920
‫" باشه"
‫" خوبه"

01:19:57.020 --> 01:19:59.890
‫و بعد من میرم تو اتاق
‫و یه چرت میزنم

01:19:59.990 --> 01:20:01.658
‫و گاهی وقتا خواب میمونم.

01:20:01.758 --> 01:20:04.561
‫و بعد، یک ساعت و نیم دیرتر.
‫فرانکی میاد پشت در و در میزنه

01:20:04.661 --> 01:20:06.429
‫اون درو باز میکنه

01:20:06.529 --> 01:20:07.935
‫در...

01:20:08.265 --> 01:20:11.067
‫و بیدار میشم. میگم" هی
‫چه خبره. فرانکی؟"

01:20:11.167 --> 01:20:13.779
‫" فکر کنم گفتی یه ساعت دیگه میریم"

01:20:14.371 --> 01:20:16.050
‫

01:20:17.407 --> 01:20:19.382
‫" اون یه ساعت چی شد"

01:20:20.877 --> 01:20:22.846
‫عصبانی نشدم. داد نزدم

01:20:22.946 --> 01:20:24.481
‫بهش نگاه کردم و گفتم

01:20:24.581 --> 01:20:27.584
‫" لطفا من و ببخشید آقا
‫من عذرخواهی میکنم"

01:20:27.684 --> 01:20:29.753
‫" به زودی اسبا رو میشورم

01:20:29.853 --> 01:20:32.966
‫" و کالسکه رو براتون اماده میکنم آقا"

01:20:36.092 --> 01:20:37.896
‫" چرا اینطوری باهام حرف میزنی؟"

01:20:38.028 --> 01:20:39.429
‫" من اینطوری باهات حرف میزنم

01:20:39.529 --> 01:20:42.642
‫" چون تو داری با من مثل یه احمق
‫حرف میزنی. آقا"

01:20:43.033 --> 01:20:44.935
‫ومن نمیتونم همچین رفتاری رو تحمل کنم

01:20:45.035 --> 01:20:48.307
‫که از فرزندم که در تطابق با من نیست میاد"

01:20:50.874 --> 01:20:52.485
‫چیز دیگه ای هست آقا؟

01:20:53.310 --> 01:20:55.512
‫

01:20:55.612 --> 01:20:57.758
‫" اوه، لاشخورا اینجا هستن"

01:20:58.381 --> 01:21:00.784
‫" اوه، اونا اینجان تا یه مقدار
‫از غذای من و بردارن"

01:21:00.884 --> 01:21:04.020
‫" قطعا، فرانکی.
‫چیز دیگه ای هست؟"

01:21:04.120 --> 01:21:05.121
‫" میخوای چیکار کنی؟"

01:21:05.221 --> 01:21:06.556
‫" من میرم تو اتاق آقا"

01:21:06.656 --> 01:21:07.624
‫" که چیکار کنی؟"

01:21:07.724 --> 01:21:09.835
‫" من میرم تا مادرت رو بی حرمت کنم فرانکی"

01:21:10.660 --> 01:21:14.637
‫" اون کاملا پرحرفه.
‫و یه نفر باید یه چیزی بذاره اونجاش."

01:21:16.399 --> 01:21:19.870
‫من اون شب یه اشتباه طلایی کردم

01:21:19.970 --> 01:21:21.805
‫یه اشتباه طلایی

01:21:21.905 --> 01:21:23.173
‫وقتی که اون و در مورد مادرش گفتم

01:21:23.273 --> 01:21:24.808
‫من فهمیدم

01:21:24.908 --> 01:21:27.850
‫که فرانکی خیلی در مورد
‫مادرش حساسه.

01:21:28.345 --> 01:21:32.148
‫و اون الان دقیقا تو سنی هست که
‫مهربونیش واقعا براش دردسر درست میکنه

01:21:32.248 --> 01:21:35.585
‫نه لزوما برای من، چون اگه من تلاش کنم
‫اون و بغل کنم. اون باهاش مشکلی نداره.

01:21:35.685 --> 01:21:37.320
‫چون اون هم سریع بغل میده.

01:21:37.420 --> 01:21:39.656
‫" هی، هی، چه خبره؟"

01:21:39.756 --> 01:21:42.698
‫هر چند، اگر مادرش دقیقا
‫نزدیک من وایساده بود

01:21:42.826 --> 01:21:45.061
‫و دستش و گرفته بودم

01:21:45.161 --> 01:21:48.164
‫اون چیزی که میبینه براش دشواره.
‫و اون صورتش رو اونطوری میکنه

01:21:48.264 --> 01:21:49.232
‫

01:21:49.332 --> 01:21:50.670
‫چیه؟

01:21:50.834 --> 01:21:52.172
‫

01:21:53.303 --> 01:21:54.504
‫" دست؟"

01:21:54.604 --> 01:21:55.872
‫" زشته بابا. "

01:21:55.972 --> 01:21:58.041
‫من اینطوری"اوه، زشت نیست.
‫فرانکی. زشت نیست"

01:21:58.141 --> 01:22:00.321
‫" عزیزم. دهنت رو باز کن"

01:22:01.277 --> 01:22:02.649
‫

01:22:06.282 --> 01:22:09.953
‫اون نقطه ضعفشه. و من برای
‫هر زمان این و انجام میدم.

01:22:10.053 --> 01:22:11.688
‫یه روز. من یکی از لباسام و
‫اتو میکردم.

01:22:11.788 --> 01:22:12.756
‫که میخواستم بپوشمش. خب؟

01:22:12.856 --> 01:22:15.091
‫من دارم اتو میکنم. و من دارم در مورد
‫نمره هاش باهاش حرف میزنم.

01:22:15.191 --> 01:22:16.793
‫و همونطور که دارم در مورد نمره هاش
‫باهاش حرف میزنم.

01:22:16.893 --> 01:22:18.528
‫و یه ماشین در حال
‫رانندگی جلوی خونه ست.

01:22:18.628 --> 01:22:19.763
‫و صدای باندش خیلی بلند بود.

01:22:19.863 --> 01:22:21.531
‫و شما بیس رو احساس میکنین

01:22:21.631 --> 01:22:23.566
‫

01:22:23.666 --> 01:22:26.278
‫خب من شروع کردم رقصیدن" آره"

01:22:27.137 --> 01:22:28.605
‫فرانکی شروع به خندیدن کرد.

01:22:28.705 --> 01:22:31.308
‫و حس خوبی بهم دست داد.
‫که باعث شدم پسرم بخنده

01:22:31.408 --> 01:22:34.714
‫اما بعدش اون شروع کرد به اشاره کردن

01:22:35.545 --> 01:22:36.780
‫" چرا تو داری اشاره میکنی؟"

01:22:36.880 --> 01:22:39.249
‫چون تو چاقی.
‫چاقیت همه جا رو گرفته.

01:22:39.349 --> 01:22:41.084
‫: تو چاقیت همه جا ور گرفته"

01:22:41.184 --> 01:22:44.120
‫گفتم" واقعا؟ چاقیم همه جا رو گرفته؟
‫خب حس بزن چیه؟"

01:22:44.220 --> 01:22:47.299
‫این شکم مامانت رو حشری میکنه.

01:22:47.690 --> 01:22:49.369
‫

01:22:49.826 --> 01:22:51.369
‫

01:23:00.103 --> 01:23:01.748
‫و اون...

01:23:04.741 --> 01:23:08.388
‫اگه ازش بخوام کاری انجام
‫بده انجام نمیده

01:23:08.845 --> 01:23:10.847
‫برای مثال. به عنوان والدین

01:23:10.947 --> 01:23:13.616
‫شما از بچه هاتون میخواین سر یه
‫ساعت مشخص برن بخوابن

01:23:13.716 --> 01:23:16.753
‫چون شما باید اونا رو صبح زود برای
‫مدرسه بیدار کنین

01:23:16.853 --> 01:23:19.155
‫فرانکی ساعت 11 شد

01:23:19.255 --> 01:23:21.958
‫کاملا دیر شده.
‫اگ ازم بخوای. مثل یه بچه

01:23:22.058 --> 01:23:24.527
‫گاهی وقتا اون تا نصفه شب ادامه میده.
‫بی صدا بازی میکنه.

01:23:24.627 --> 01:23:25.762
‫" اوه، من نمیدونستم ساعت چند بود"

01:23:25.862 --> 01:23:28.565
‫آره حالا هر چی. تو ساعت رو نگه داشتی

01:23:29.699 --> 01:23:31.968
‫اما من فهمیدم. من
‫بازی بی صدا انجام میدم. همچنین.

01:23:32.068 --> 01:23:34.437
‫خب بعدش اون میره به سمت اتاقش.
‫و میگه...

01:23:34.537 --> 01:23:36.806
‫" شب بخیر بابا. در و میبنده"

01:23:36.906 --> 01:23:37.941
‫

01:23:38.041 --> 01:23:39.476
‫فکر میکنه زرنگه

01:23:39.576 --> 01:23:42.545
‫یه حوله برمیداره. و شروع میکنه
‫حوله رو میپیچه

01:23:42.645 --> 01:23:44.447
‫و میذاره زیر در

01:23:44.547 --> 01:23:47.591
‫خب که من نتونم ببینم
‫که نور تلویزیون روشنه و از زیر در نورش نیاد.

01:23:48.118 --> 01:23:49.452
‫کاملا ماهرانه ست. نه؟

01:23:49.552 --> 01:23:52.756
‫اما، سلام، بقیه
‫در وامونده رو بپوشون.

01:23:53.890 --> 01:23:55.859
‫اون تلویزیون کون گنده شو روشن میکنه

01:23:55.959 --> 01:23:58.935
‫و با تصوراتش به اتاق خوابش میره.

01:24:01.097 --> 01:24:02.799
‫و خب چه اتفاقی میفته که
‫اون بیدار میمونه؟

01:24:02.899 --> 01:24:04.801
‫تا ساعت 2- 3 -4 صبح.

01:24:04.901 --> 01:24:07.470
‫و اون، اون باید ساعت 6 بیدار بشه

01:24:07.570 --> 01:24:10.473
‫ساعت زنگ میزنه خاموش میشه. و اون همینطور خوابه

01:24:10.573 --> 01:24:12.308
‫و اون واقعا زنگ میزنه- زنگ میزنه

01:24:12.408 --> 01:24:14.344
‫مثل رادیو هم نیست. اون لعنتی...

01:24:14.444 --> 01:24:16.513
‫

01:24:16.613 --> 01:24:18.451
‫تمام خونه بیدار میشه.اون؟

01:24:18.581 --> 01:24:20.124
‫

01:24:20.583 --> 01:24:21.985
‫و دقیقا ساعت اینجاست

01:24:22.085 --> 01:24:24.154
‫خب من از رختخواب بیرون میام و
‫میرم سمت اتاقش

01:24:24.254 --> 01:24:27.323
‫در و باز میکنم و اون حوله کوفتی
‫رو میندازم اونور.

01:24:27.423 --> 01:24:29.259
‫و بعد من میرم اون طرف

01:24:29.359 --> 01:24:30.493
‫

01:24:30.593 --> 01:24:31.661
‫

01:24:31.761 --> 01:24:33.634
‫

01:24:34.430 --> 01:24:37.008
‫و من داد میزنم" فرانکی، فرانکی"

01:24:37.433 --> 01:24:39.002
‫هیچ جوابی نمیاد. تکونش میدم

01:24:39.102 --> 01:24:40.670
‫" فرانکی بیدار شو"

01:24:40.770 --> 01:24:43.406
‫میدونین چی میشه وقتی من
‫پسرم رو سر صبح تکون میدم؟

01:24:43.506 --> 01:24:45.982
‫تو خواب داره غذا میخوره

01:24:46.476 --> 01:24:49.486
‫اتفاقی که میفته چیه.
‫من تکونش میدم. اونم اینکارو میکنه.

01:24:59.656 --> 01:25:00.757
‫خب میدونین من چیکار میکنم؟

01:25:00.857 --> 01:25:04.527
‫خودم و میرسونم به تختش و
‫آروم میشینم بالا سرش

01:25:04.627 --> 01:25:07.797
‫و تمام وزنم رو میندازم روش. تمامش رو.

01:25:07.897 --> 01:25:10.077
‫آروم. میتونی صداش و بشنوی.

01:25:10.667 --> 01:25:12.210
‫

01:25:13.670 --> 01:25:19.183
‫"خدایا، خدایا
‫تو خیلی گنده ای. خیلی گنده ای"

01:25:19.542 --> 01:25:21.111
‫و بعد توی گوشش زمزمه میکنم

01:25:21.211 --> 01:25:23.516
‫مامانتم همین و میگه.

01:25:24.647 --> 01:25:26.383
‫

01:25:37.227 --> 01:25:40.865
‫من میدونم یه روز، پسرم یه کتاب در
‫مورد گندکاری های فلافی مینویسه.

01:25:42.665 --> 01:25:44.606
‫اینم یه جور دیوونگیه.

01:25:45.668 --> 01:25:47.670
‫من با مادرش حرف زدم

01:25:47.770 --> 01:25:50.907
‫من با مادر فرانکی حرف زدم
‫و اون میگه" گوش کن

01:25:51.007 --> 01:25:53.910
‫میخوام یه چیزی رو بهت
‫بگم. عصبانی نشو.

01:25:54.010 --> 01:25:57.419
‫" دلیلی که تو و فرانکی
‫همیشه دارین تو سرو کله هم میزنین

01:25:58.514 --> 01:26:01.058
‫اینه که شما دو تا تون
‫اساسا شبیه همین"

01:26:01.684 --> 01:26:03.253
‫و من گفتم" ما شبیه هم نیستیم"

01:26:03.353 --> 01:26:04.954
‫اون گفت"
‫خصوصیات رفتاریتون شبیه هم هست"

01:26:05.054 --> 01:26:06.256
‫" سبکی که که شما بچه ها فکر میکنین شبیه

01:26:06.356 --> 01:26:08.958
‫دقیقا...
‫حالت هاتون تو یه زمینه ست.

01:26:09.058 --> 01:26:10.093
‫" این شباهته"

01:26:10.193 --> 01:26:12.295
‫و یادت باشه.
‫در اصطلاح فرانکی پسر خوانده منه

01:26:12.395 --> 01:26:14.097
‫پس دخترم روی این پافشاری میکنه.
‫که ما شبیه همیم.

01:26:14.197 --> 01:26:16.934
‫من" سلام. من از اول
‫اونجا نبودم"

01:26:18.801 --> 01:26:21.271
‫اما نه اون اصرار داره.
‫" شما پسرا شبیه همین"

01:26:21.371 --> 01:26:22.939
‫و من شروع میکنم زندگیمون رو آنالیز میکنم.

01:26:23.039 --> 01:26:24.541
‫شروع میکنم زندگی فرانکی رو آنالیز میکنم.

01:26:24.641 --> 01:26:26.109
‫و زندگی خودم رو آنالیز میکنم.

01:26:26.209 --> 01:26:27.777
‫و من اونا رو تجزیه تحلیل میکنم.
‫میدونی چیه؟

01:26:27.877 --> 01:26:30.947
‫زندگی ما روی این
‫موازات دیوونگی پیش رفته

01:26:31.047 --> 01:26:32.715
‫میخوام یه چیزی بهتون بگم.

01:26:32.815 --> 01:26:35.451
‫تو تمام اتفاقات ویژه قبلیم
‫همیشه با مامانم حرف زدم

01:26:35.551 --> 01:26:37.520
‫مامانم. مامانم. مامانم. مامانم

01:26:37.620 --> 01:26:39.956
‫من هرگز واقعا به پدرم رجوع نکردم.

01:26:40.056 --> 01:26:42.492
‫چون پدرم اصلا وقتی من داشتم
‫بزرگ میشدم پیشم نبود.

01:26:42.592 --> 01:26:43.993
‫و من یه بار یه جوک ساختم

01:26:44.093 --> 01:26:46.329
‫در مورد اینکه چطور مامانم گفت که
‫پدر من یه ماریاچی بود
‫[ژانر موسیقی]

01:26:46.429 --> 01:26:48.131
‫حقیقت داره.
‫و اینکه اون یارویی بود

01:26:48.231 --> 01:26:50.274
‫کسی که روی بطری سس داغ بود.

01:26:51.567 --> 01:26:53.838
‫پدر من او یاروی روی شیشه سس بود.

01:26:54.904 --> 01:26:57.140
‫خب بعد از اون

01:26:57.240 --> 01:27:00.043
‫مردم شروع کردن به
‫سوال پرسیدن در مورد پدرم

01:27:00.143 --> 01:27:02.045
‫و خب اونا میگفتن" خب داستان
‫پدرت چیه؟"

01:27:02.145 --> 01:27:03.980
‫و حس واقعا ناخوشایندی برای
‫بازگو کردن این واقعیت بود

01:27:04.080 --> 01:27:05.648
‫که من بدون اون بزرگ شدم

01:27:05.748 --> 01:27:07.817
‫و هیچ کس نمیخواد به مردم بگه
‫" من بدون یه پدر بزرگ شدم"

01:27:07.917 --> 01:27:10.587
‫برای من، این خیلی شخضی بود
‫و من شروع کردم به ساختن یه دیوار.

01:27:10.687 --> 01:27:14.023
‫که مردم سوال پرسیدناشون و متوقف کنن.
‫خصوصا در این مورد

01:27:14.123 --> 01:27:17.827
‫" نظرت چیه اگه پدر بخواد
‫تو رو ببینه؟"

01:27:18.628 --> 01:27:20.396
‫و برای من که بیشتر از سی سال دارم

01:27:20.496 --> 01:27:21.898
‫و خب همیشه همین چیز مشابه رو میگم

01:27:21.998 --> 01:27:23.866
‫میگم" خب، اگر پدرم بخواد من رو ببینه

01:27:23.966 --> 01:27:26.146
‫بهش میگم باید بلیط بخره"

01:27:27.270 --> 01:27:28.504
‫باید بره تو صف

01:27:28.604 --> 01:27:30.907
‫" اگر پدرم بخواد من و ببینه
‫بهش خواهم گفت که یه بلیط بخر"

01:27:31.007 --> 01:27:32.481
‫" بهش خواهم گفت که یه بلیط بخر"

01:27:32.608 --> 01:27:34.210
‫" پدرم خواست 30 سال بعد من و ببینه"

01:27:34.310 --> 01:27:37.520
‫"من تصمیم گرفتم براش یه بلیط بخرم.
‫من این و برای بیشتر از هفت سال گفتم.

01:27:38.014 --> 01:27:39.659
‫و حدس بزن کی بلیط خرید؟

01:27:39.882 --> 01:27:40.883
‫

01:27:40.983 --> 01:27:43.254
‫خلیج قرمز. حدودا واقعی شد.

01:27:44.654 --> 01:27:46.022
‫بذارین این و بهتون بگم.

01:27:46.122 --> 01:27:49.459
‫خب من یه اجرا توی لوس آنجلس
‫توی کلوب طنز داشتم

01:27:49.559 --> 01:27:51.127
‫که بهش میگفتن کلوب جادو و طنز

01:27:51.227 --> 01:27:53.596
‫حدودا 250 صندلی داشت

01:27:53.696 --> 01:27:56.366
‫و مدیر ریچارد
‫قبل از من روی سن اومد.

01:27:56.466 --> 01:27:57.767
‫و اون گفت" هی، گوش کن. گاب

01:27:57.867 --> 01:28:00.770
‫پدرت پشت اتاقه.
‫میتونیم پول مشروب و غذاش رو بپردازیم؟

01:28:00.870 --> 01:28:02.905
‫من گفتم" چی داری میگی؟"
‫اون گفت" پدرت اون پشته"

01:28:03.005 --> 01:28:04.207
‫" غذا و مشروبش رو حساب کنیم؟"

01:28:04.307 --> 01:28:06.476
‫گفتم" گوش کن. من پدرم و بیشتر از 30 ساله که ندیدم"

01:28:06.576 --> 01:28:08.378
‫" که یه نفر تلاش کرده غذا
‫و مشروب مجانی بخوره...

01:28:08.478 --> 01:28:09.912
‫بندازش بیرون.
‫هیچی براش پرداخت نکنین

01:28:10.012 --> 01:28:11.881
‫گرفتم داداش.
‫بعد من رفتم رو سن

01:28:11.981 --> 01:28:15.253
‫من اجرام رو شروع کردم و
‫مشکلی نبود. اجرا خیلی خوب پیش می رفت.

01:28:16.052 --> 01:28:18.421
‫من بعد از اجرا از نفس افتاده بودم و
‫یه دید و بازدید انجام دادم.

01:28:18.521 --> 01:28:20.556
‫عکس گرفتم.
‫و دی وی دی ها رو امضا کردم.

01:28:20.656 --> 01:28:22.825
‫پدرم بیرون رفت و توی صف قرار گرفت

01:28:22.925 --> 01:28:25.595
‫با بقیه طرفدارانم تلاش کرد
‫که من و ببینه.

01:28:25.695 --> 01:28:28.097
‫و مدیرم رفت آخر صف

01:28:28.197 --> 01:28:29.832
‫و اومد پیش من و گفت

01:28:29.932 --> 01:28:31.901
‫" گوش کن گاب...

01:28:32.001 --> 01:28:33.603
‫اون کسی که آخر صف ایستاده

01:28:33.703 --> 01:28:37.307
‫من یه حسی دارم که اون
‫میتونه پدرت باشه.

01:28:37.407 --> 01:28:39.951
‫من گفتم:" واقعا؟ تو؟ چرا؟"

01:28:40.276 --> 01:28:45.721
‫" من این شماره رو دیدم. گاب.
‫اسمش جیسوسه"؟

01:28:46.416 --> 01:28:50.393
‫و من گفتم" خب، این شانس 1 در 4 هست
‫که اینطوری بشه. نه؟"

01:28:52.188 --> 01:28:53.690
‫جدی میگم. تو نمیتونی یه سنگ پرت کنی

01:28:53.790 --> 01:28:56.934
‫توی لوس آنجلس بدون اینکه
‫به جیسوس برخورد نکنه. واقعا نمیتونی
‫(این اسم زیاده)

01:28:58.594 --> 01:29:01.698
‫خب گفتم" همین؟"

01:29:01.798 --> 01:29:05.501
‫اون گفت:" گاب. من میخوام باهات صادق باشم.
‫چشماشم مثل توعه"

01:29:05.601 --> 01:29:08.304
‫گفتم:" واقعا؟ با تمان اینا

01:29:08.404 --> 01:29:11.607
‫تو تمام بدن من همین دو تا چیز کوچولو رو
‫پیدا کردی که ما دو تا رو مقایسه کنی؟"

01:29:11.707 --> 01:29:13.509
‫" شوخی میکنی؟"

01:29:13.609 --> 01:29:17.780
‫و بعد اون گفت" متولد 25 دسامبره؟

01:29:17.880 --> 01:29:21.851
‫و قلبم وایساد. چون تولد
‫پدر من در واقع کریسمس هست.

01:29:21.951 --> 01:29:23.219
‫هر سال، مادرم یادم مینداخت

01:29:23.319 --> 01:29:26.656
‫" کریسمس مبارک. اون دوباره
‫اینجا نیست. هدیه ت و بازکن"

01:29:26.756 --> 01:29:28.324
‫و خب همیشه این چرخه تکرار میشه

01:29:28.424 --> 01:29:30.827
‫" 25 دسامبر. 25 دسامبر.
‫25 دسامبر"

01:29:30.927 --> 01:29:35.131
‫خب اون من و خیلی بد شوکه کرد.
‫من شروع به لرزیدن کردم.

01:29:35.231 --> 01:29:37.433
‫من خیلی عصبانی بودم. چون
‫دسته ای از احساساتم درگیر بود. من عصبانی بودم.

01:29:37.534 --> 01:29:40.403
‫ناراحت بودم. عصبانی بودم. در اون زمان
‫همه رو با هم داشتم.

01:29:40.503 --> 01:29:42.705
‫و مردم میومدن سمتم. میگفتن
‫" حالت خوبه؟"

01:29:42.805 --> 01:29:44.307
‫و من این گفته رو تکرار میکردم تکرار میکردم

01:29:44.407 --> 01:29:47.210
‫گفتم" پدرم اینجاست. پدرم اینجاست.
‫پدرم اینجاست. پدرم اینجاست"

01:29:47.310 --> 01:29:49.345
‫و اونا گفتن" خوبه. پدرت اینجاست تا حمایتت کنه"

01:29:49.445 --> 01:29:50.980
‫منم گفتم" من اون و بیشتر از سی
‫ساله که ندیدم"

01:29:51.080 --> 01:29:53.726
‫و اونا اینطوری بودن" زننده ست
‫زننده ست"

01:29:54.951 --> 01:29:57.320
‫خب من به مدیرم گفتم" برو آخر صف و اون و بیرون بیار"

01:29:57.420 --> 01:29:59.489
‫الان زمان و مکان مناسبی برای اینکار
‫نیست

01:29:59.589 --> 01:30:01.591
‫پس اون رفت و باهاش حرف زد

01:30:01.691 --> 01:30:03.993
‫بعد من دیدم اون دور شد و
‫بعد وایساد.

01:30:04.093 --> 01:30:07.330
‫و برگشت من و نگاه کرد و
‫دست تکون داد.

01:30:07.430 --> 01:30:09.234
‫و اون خیلی من و عصبانی کرد.

01:30:09.699 --> 01:30:13.169
‫علاوه بر اینکه من و عصبانی
‫کرد. یکی از دیوی دی هام و نگه داشته بود.

01:30:13.269 --> 01:30:17.006
‫که واقعا من و داغون کرد. چون
‫من امضاش کرده بودم.

01:30:17.106 --> 01:30:18.683
‫من براش چی نوشته بودم؟

01:30:19.775 --> 01:30:22.319
‫" هی. تا الان کجا بودی؟"

01:30:27.350 --> 01:30:29.685
‫خب اون اطلاعاتش رو گرفت و داد به من.

01:30:29.785 --> 01:30:32.622
‫من اطلاعات رو به دوست دخترم دادم.
‫و من دید و بازدید ها رو تموم کردم.

01:30:32.722 --> 01:30:34.290
‫من تو ماشین نشستیم. برگشتیم خونه.

01:30:34.390 --> 01:30:36.192
‫و هیچی نمیگفتم.
‫فقط می لرزیدم.

01:30:36.292 --> 01:30:38.127
‫و عرق کرده بودم و
‫دخترم گفت: " تو حالت خوبه؟"

01:30:38.227 --> 01:30:39.228
‫گفتم" گوش کن. میدونی چیه؟"

01:30:39.328 --> 01:30:42.198
‫" من این سناریو رو توی ذهنم
‫به مدت سی سال بازی کردم"

01:30:42.298 --> 01:30:43.699
‫" من چیکار باید بکنم
‫اگر اون خودش رو نشون داد"

01:30:43.799 --> 01:30:45.368
‫من فکر میکردم آماده م بودم تا این و مدیریت کنم.

01:30:45.468 --> 01:30:47.203
‫" و من نبودم. عصبانی بودم"

01:30:47.303 --> 01:30:49.539
‫و اون گفت" عزیزم. گوش کن.
‫چطوره فعلا بخوابیم

01:30:49.639 --> 01:30:51.240
‫و فردا با هم دیگه این و حلش کنیم؟

01:30:51.340 --> 01:30:54.110
‫" فقط بخواب. و سعی کن آروم باشی.
‫و من گفتم" فکر خوبیه"

01:30:54.210 --> 01:30:55.611
‫خب ما رفتیم به تختخواب.

01:30:55.711 --> 01:30:58.147
‫اون خوابش برد و من ..
‫نمیتونم. نمیتونم بخوابم.

01:30:58.247 --> 01:31:01.651
‫حدود ساعت 3 صبح.
‫من گفتم" من بیشتر از این نمیکشم"

01:31:01.751 --> 01:31:03.419
‫خب من دوست دخترم رو بیدار کردم.
‫گفتم" عزیزم. بیدار شو"

01:31:03.519 --> 01:31:06.393
‫" چیه؟ چی شده؟"
‫گفتم" گوش کن. بهش زنگ بزن"

01:31:06.656 --> 01:31:08.891
‫" همین الان؟" گفتم " آره"

01:31:08.991 --> 01:31:12.900
‫" الان ساعت 3 صبحه.
‫بی احترامیه"

01:31:13.696 --> 01:31:16.638
‫من گفتم" سلام. کی سی سال صبر کرده؟"

01:31:17.533 --> 01:31:21.270
‫" باشه." خب اون تلفن رو آورد و به پدرم زنگ زد.

01:31:21.370 --> 01:31:23.139
‫و اون با بوق اول جواب داد.

01:31:23.239 --> 01:31:25.808
‫و من تونستم صدای صحبتشون رو بشنوم.

01:31:25.908 --> 01:31:27.343
‫و بعدش اون تلفن رو قطع کرد
‫و گفت

01:31:27.443 --> 01:31:30.313
‫" گوش کن. عزیزم. بابا میخواد
‫تو بدونی

01:31:30.413 --> 01:31:33.149
‫تو بدونی که اون هیچ پولی نمیخواد.
‫هیچ پولی نمیخواد.

01:31:33.249 --> 01:31:36.586
‫" هیچی ازت نمیخواد.
‫اما ده دقیقه بهش وقت بدی"

01:31:36.686 --> 01:31:38.521
‫خب اون میتونه چند تا سوال ازت بپرسه

01:31:38.621 --> 01:31:40.756
‫و امیدوارانه سوالا رو جواب بدی

01:31:40.856 --> 01:31:45.266
‫"من، شخصا، فکر میکنم تو نیاز داری مذاکره کنی.
‫چون تو دیوونمون کردی"

01:31:48.197 --> 01:31:50.308
‫دوست دخترم واقعیت رو گفت.

01:31:50.900 --> 01:31:53.580
‫خب من گفتم" گوش کن. بهش زنگ بزن"

01:31:53.869 --> 01:31:55.171
‫" بذار بدونه که من میخوام امروز ببینمش

01:31:55.271 --> 01:31:56.472
‫توی همون کلاب طنز که امروز همو دیدیم."

01:31:56.572 --> 01:31:58.474
‫اون گفت" باشه"
‫بهش زنگ زد

01:31:58.574 --> 01:32:01.777
‫و تلفن رو قطع کرد. و گفت"
‫خب عزیزم. من این قرار و گذاشتم"

01:32:01.877 --> 01:32:04.981
‫" ساعت 7 صبح توی کلوب.
‫حالا میتونیم بخوابیم؟"

01:32:05.081 --> 01:32:06.949
‫و من گفتم" گوش کن.
‫من باید یه کارای بکنم"

01:32:07.049 --> 01:32:11.153
‫اون گفت" چی؟ " و من از رختخواب اومدم
‫بیرون و توی اتاق راه میرفتم

01:32:11.253 --> 01:32:13.956
‫توی اتاق یه آینه بزرگ دارم.

01:32:14.056 --> 01:32:16.125
‫و این آینه بزرگ.
‫جلوی منه

01:32:16.225 --> 01:32:19.395
‫و من شروع کردم حرفام رو جلوی آینه
‫تمربن کردم

01:32:19.495 --> 01:32:22.798
‫من اون و بیشتر از سی سال ندیدم.
‫حالا فکر کنین

01:32:22.898 --> 01:32:27.637
‫این تنها چیزیه که واقعا تمرین میخواد.
‫من نمیتونم تمرین کنم

01:32:27.737 --> 01:32:31.307
‫چون نمیدونم اگه دیدمش بخندم

01:32:31.407 --> 01:32:33.142
‫جدا. من میتونم تمام روز جلوی آینه وایسم

01:32:33.242 --> 01:32:35.478
‫

01:32:35.578 --> 01:32:36.984
‫

01:32:37.346 --> 01:32:39.882
‫واضحه که خیلی خنده داره.
‫باشه.

01:32:39.982 --> 01:32:42.162
‫من فردا دوباره تلاش میکنم

01:32:43.252 --> 01:32:44.820
‫خب من جلوی آینه هستم

01:32:44.920 --> 01:32:48.157
‫خیلی احساساتیم. و تمام سینه م
‫قرمز روشنه

01:32:48.257 --> 01:32:50.826
‫چون من دارم کارای احمقانه میکنم.
‫حرکات احساسات گونه.

01:32:50.926 --> 01:32:53.329
‫من اینجا ایستادم. و
‫اینکارو میکنم

01:32:53.429 --> 01:32:55.666
‫" فکر میکنی کی هستی؟"

01:32:56.966 --> 01:32:58.434
‫" فکر میکنی کی هستی؟"

01:32:58.534 --> 01:33:00.102
‫و دوست دخترم من و گرفت
‫اون من و گرفت.

01:33:00.202 --> 01:33:02.405
‫" عزیزم. آروم باش."
‫و من ناگهان گفتم

01:33:02.505 --> 01:33:05.608
‫گوش کن. این تنها راهیه که من میفهمم
‫چطور باید این قضیه رو روبراه کنم. باشه؟

01:33:05.708 --> 01:33:06.842
‫" یکم به من فضا بده"

01:33:06.942 --> 01:33:08.578
‫" قول میدم فردا آدم بهتری بشم"

01:33:08.678 --> 01:33:10.947
‫" این تنها راهیه که میدونم چطور
‫باید بااین کنار بیام.

01:33:11.047 --> 01:33:14.383
‫" لطفا درک کن. و اون گفت
‫" فهمیدم. جای نگرانی نیست"

01:33:14.483 --> 01:33:18.087
‫" من توی اتاقم اگه کاری باهام داشتی."
‫و خب اون رفت تو اتاق

01:33:18.187 --> 01:33:20.790
‫و من احساساتی شدن، و داد زدن و
‫جیغ کشیدنم رو ادامه دادم.

01:33:20.890 --> 01:33:23.626
‫و بعدش، اون بهم گفت که
‫من صدام خیلی بلند بوده

01:33:23.726 --> 01:33:26.462
‫با جیغام و ضربه هام. و من
‫فرانکی رو از خواب بیدار کردم.

01:33:26.562 --> 01:33:28.230
‫و اون گفت که فرانکی اومد
‫تو اتاق پذیرایی

01:33:28.330 --> 01:33:32.435
‫و اون صدای جیغام و ضربه هام و اینا رو شنیده
‫بود و کلی ترسیده بود

01:33:32.535 --> 01:33:35.204
‫و اون دیده بود من جلو آینه وایسادم و دارم
‫خودم و میزنم

01:33:35.304 --> 01:33:38.575
‫و گرخیده بود.گفته" بهتره
‫آشغالا رو ببرم بیرون"

01:33:38.808 --> 01:33:40.351
‫

01:33:46.682 --> 01:33:49.318
‫حالا اشتباه نکنم.
‫حالت عصبیه اما در اون لحظه

01:33:49.418 --> 01:33:50.720
‫من آگاه نبودم.
‫و اهمیت ندادم

01:33:50.820 --> 01:33:52.888
‫تمرکزم این بود" من میخوام به این مرد
‫چی بگم؟"

01:33:52.988 --> 01:33:57.927
‫خب من خودم رو تو هچل انداخته بودم.و بالاخره
‫حوالی ساعت یه ربع به هفت

01:33:58.027 --> 01:34:01.163
‫من و دوست دخترم تو ماشین بودیم.
‫و داشتیم به سمت کلوب طنز میرفتیم

01:34:01.263 --> 01:34:03.232
‫یه ربع دیر کردیم.و میدونین چیه؟

01:34:03.332 --> 01:34:05.001
‫گفتم" خوبه.
‫خوشحالم که دیر کردیم"

01:34:05.101 --> 01:34:06.902
‫این راه. ما قدم میزنیم تا کلوب

01:34:07.002 --> 01:34:08.638
‫من بهش نگاه میکنم و
‫شروع به حرف زدن میکنم.

01:34:08.738 --> 01:34:11.073
‫جلوی کلوب ترمز کردیم.

01:34:11.173 --> 01:34:14.977
‫من از ماشین پیاده شدم. به سمت
‫پیاده رو راه افتادم

01:34:15.077 --> 01:34:19.417
‫پدرم هم همچنین 15 دقیقه دیر کرده بود.
‫و لبه پیاده رو داشت راه میرفت

01:34:20.950 --> 01:34:22.118
‫اون توجه من و جلب کرد.

01:34:22.218 --> 01:34:24.186
‫چون من برنامه نداشتم تو خیابون ببینمش

01:34:24.286 --> 01:34:26.589
‫من برنامه داشتم اون
‫و داخل کلوب ببینم. خب حالا من منجمد شدم.

01:34:26.689 --> 01:34:28.129
‫من اینطوری یودم...

01:34:28.557 --> 01:34:31.897
‫اون به من نگاه کرد و
‫اینکارو کرد

01:34:36.699 --> 01:34:38.267
‫و برای من ." میدونی چیه؟ نه."

01:34:38.367 --> 01:34:41.203
‫" تو نمیتونی اینکار و بکنی.
‫تو نمیتونی بعد 30 سال خودتو نشون بدی و خصوصا من و بغل کنی."

01:34:41.303 --> 01:34:44.774
‫توی ذهنم این بود" بغلش کنم یا
‫بزنمش؟"

01:34:44.874 --> 01:34:47.343
‫و اگر دوست دخترم اونجا نبود. من
‫کونش گذاشته بودم.

01:34:47.443 --> 01:34:50.613
‫اینکار و با یه بچه نکنین.
‫و جدا. نمیتونین.

01:34:50.713 --> 01:34:52.915
‫- شما نمیتونین بفمین...

01:34:59.722 --> 01:35:02.792
‫خب دوست دخترم به من نگاه کرد و گفت وضعیت
‫رو از یه دید دیگه دید.

01:35:02.892 --> 01:35:05.628
‫خب اون گفت" میدونی چیه؟"
‫و من ...

01:35:05.728 --> 01:35:08.564
‫خب من رفتم سمتش.
‫و دستام و دورش حلقه کردم

01:35:08.664 --> 01:35:09.665
‫و صادقانه بگم

01:35:09.765 --> 01:35:12.902
‫خالی ترین بغلی بود که
‫تا حالا کسی بهم داده بود

01:35:13.002 --> 01:35:15.204
‫و من بغلش کردم و
‫اون توی گوشم شروع به گریه کرد

01:35:15.304 --> 01:35:17.406
‫و وقتی اون شروع به گریه کرد
‫من هلش دادم عقب

01:35:17.506 --> 01:35:19.642
‫و من گفتم" نه، اینطوری
‫تلاش نکن. نه"

01:35:19.742 --> 01:35:22.011
‫و اون گفت" نه. نه
‫متاسفم. متاسفم. متاسفم."

01:35:22.111 --> 01:35:24.747
‫و من گفتم" برگرد. برو داخل. "
‫گفت" باشه. باشه"

01:35:24.847 --> 01:35:26.882
‫و اون برگشت و رفت داخل. و من شروع کردم به لرزیدن

01:35:26.982 --> 01:35:29.151
‫و دوست دخترم گفت" تو خوبی؟
‫" گفتم" من الان عصبانی هستم"

01:35:29.251 --> 01:35:30.653
‫گفت" عزیزم. فقط نفس بکش"

01:35:30.753 --> 01:35:33.389
‫من سعی کردم نفس بکشم و آروم بشم.
‫و اون قدم میزد

01:35:33.489 --> 01:35:36.392
‫5 دقیقه گذشت. و من گفتم
‫" بسیار خب. میتونیم بریم"

01:35:36.492 --> 01:35:38.094
‫من رفتم داخل.

01:35:38.194 --> 01:35:41.864
‫من دیدم که نشسته. و من رفتم جلوش و ...

01:35:42.264 --> 01:35:44.400
‫" فکر کردی کی هستی؟"

01:35:44.500 --> 01:35:46.769
‫دوست دخترم من و گرفت.
‫" عزیزم آروم باش"

01:35:46.869 --> 01:35:49.743
‫" هی، تو دیدی من تو خونه
‫چیکار کردم"

01:35:54.810 --> 01:35:57.379
‫و من شروع کردم با پدرم سنگامو وا کندم
‫و سوالام رو پرسیدم.

01:35:57.479 --> 01:36:00.182
‫" چرا؟ کجا بودی؟ چه
‫اتفاقی افتاد؟ حتی تلاش کردی؟"

01:36:00.282 --> 01:36:02.685
‫" چی تو زندگیت چطور بود که خیلی مهم بود؟

01:36:02.785 --> 01:36:04.520
‫و چی بود که واقعا به من ترجیحش دادی

01:36:04.620 --> 01:36:08.524
‫که یه جواب سخت بهم داد
‫برای تمام سوالام

01:36:08.624 --> 01:36:11.127
‫چون من اونا رو تو خاطراتم با خواهرام
‫و مادرم مقایسه کرده بودم.

01:36:11.227 --> 01:36:12.762
‫و بیشتر از هر چیزی،
‫میخواستم بیرون بریزم.

01:36:12.862 --> 01:36:15.297
‫میخواستم داد بزنم. میخواستم فحش بدم.
‫میخواستم جیغ بزنم.

01:36:15.397 --> 01:36:18.234
‫میخواستم کتک کاری کنم. و
‫اون نمیخواست این موقعیت رو به من بده.

01:36:18.334 --> 01:36:21.605
‫پس من شروع کردم به بهونه گیری.
‫گفتم" میدونی چیه. بابا؟"

01:36:21.837 --> 01:36:23.038
‫

01:36:23.138 --> 01:36:25.511
‫" مامانم بخاطر تو رفتارش با من فرق میکرد"

01:36:27.209 --> 01:36:29.078
‫اون گفت" خب، تو یه چیزایی میدونی"

01:36:29.178 --> 01:36:33.382
‫"مادرت مجبور بود هر آنچه برای
‫درست بزرگ کردنت لازمه انجام بده.

01:36:33.482 --> 01:36:35.818
‫" ببین چطور خوب بزرگ شدی"

01:36:35.918 --> 01:36:38.291
‫گفتم" اوه، راست میگه"

01:36:40.222 --> 01:36:42.766
‫ظاهرا اون هم یه آینه داره. مثل من.

01:36:45.761 --> 01:36:47.229
‫خب من همینطور
‫با سوالای بیشتر اون و گیر مینداختم.

01:36:47.329 --> 01:36:49.398
‫و اون با جوابای سخت
‫به میدان بر میگشت.

01:36:49.498 --> 01:36:50.666
‫احتمالا من به نکته رسیدم

01:36:50.766 --> 01:36:53.836
‫جایی که من شروع کردم به پرسیدن
‫همون سوالای تکراری و تکراری.

01:36:53.936 --> 01:36:55.905
‫تا ببینم میتونم جوابای مختلف بگیرم.

01:36:56.005 --> 01:36:59.074
‫و اون زیاده روی بود و من
‫تو یه حلقه افتاده بودم.

01:36:59.174 --> 01:37:02.745
‫چیز بعدی که فهمیدم.
‫پدرم هم شروع کرد ب جوک گفتن.

01:37:02.845 --> 01:37:06.115
‫منم گفتم" جدا؟ 30 سال. و
‫حالا تو داری جوک میگی؟"

01:37:06.215 --> 01:37:09.819
‫و خیلی جوک هایی نبودن
‫که من و اذیت کنن.

01:37:09.919 --> 01:37:12.292
‫و در واقع اونا با مزه بودن.

01:37:13.689 --> 01:37:17.933
‫منظورم اینه، واقعا خنده دار بودن.
‫دوست دخترم میخندید.

01:37:18.961 --> 01:37:21.904
‫آره. من میتونستم صداش و بشنوم.
‫" واقعا؟"

01:37:22.865 --> 01:37:26.869
‫چیه؟ چیه؟ من میدونستم خوشت میاد."

01:37:26.969 --> 01:37:30.013
‫من گفتم" کابرونا،
‫فعلا که تو خوشت اومده"

01:37:31.573 --> 01:37:33.013
‫"آره"

01:37:33.943 --> 01:37:35.978
‫خب مکالمه به جایی نرسید.
‫من گفتم

01:37:36.078 --> 01:37:37.446
‫" میدونی چیه؟ میخوام موضوع رو عوض کنم"

01:37:37.546 --> 01:37:39.849
‫بذار تا با این مرد به عنوان
‫یه آدم عادی حرف بزنم

01:37:39.949 --> 01:37:41.350
‫و سعی نکنم اون و به عنوان پدرم ملاقات کنم.

01:37:41.450 --> 01:37:43.786
‫خب چیز بعدی که من میدونم. ما
‫به یه موضوع سرگرم کننده رسیده بودیم.

01:37:43.886 --> 01:37:45.221
‫و اون چیزی بود که ما دو تامون
‫با اون موافق بودیم.

01:37:45.321 --> 01:37:47.723
‫چون پدرم 20 سال
‫موریاچی بود.

01:37:47.823 --> 01:37:49.124
‫و البته من کاری رو میکنم که باید بکنم.

01:37:49.224 --> 01:37:51.627
‫اما این داستان ها و مدل
‫زندگی ها خیلی بهم شبیهن.

01:37:51.727 --> 01:37:53.763
‫ما کلی داستان در مورد
‫ایستگاه قطار برای هم تعریف کردیم.

01:37:53.864 --> 01:37:55.698
‫اما ایستگاهها، فرودگاهها،
‫بودن در ون مسافرکش

01:37:55.798 --> 01:37:58.133
‫این شهر رفتن. اون شهر رفتن.
‫این کشور. اون کشور.

01:37:58.233 --> 01:37:59.702
‫اومدن پیش خانواده ای که
‫دلتنگت هستن.

01:37:59.802 --> 01:38:03.305
‫یا اومدن به خونه پیش خانواده ای
‫که فقط میخوان چک تو رو ببینن.

01:38:03.405 --> 01:38:06.949
‫چیز بعدی که باید بدونم. ما شروع کردیم به
‫خندیدن. اون باهام مچ انداخت.

01:38:07.076 --> 01:38:09.979
‫و بعدش من گفتم" میدونی چیه؟
‫من میخوام باهات صادق باشم.

01:38:10.079 --> 01:38:12.815
‫گفتم" من سعی کردم. سعی کردم ازت
‫متنفر باشم. واقعا سعی کردم."

01:38:12.915 --> 01:38:16.518
‫گفتم" اما من فهمیدم. فهمیدم
‫که چه اتفاقی افتاد"

01:38:16.618 --> 01:38:19.555
‫" و میخوام بدونی که خیلی
‫ممنونم که تو اینجایی الان."

01:38:19.655 --> 01:38:23.492
‫" و من متاسفم که اون روش و
‫پیش گرفته بودم..."

01:38:23.592 --> 01:38:24.927
‫

01:38:25.027 --> 01:38:26.331
‫آره

01:38:34.103 --> 01:38:35.738
‫گفتم" من فکر میکنم که واقعا
‫به این نیاز داشتم"

01:38:35.838 --> 01:38:37.773
‫و گفتم" میدونم به این
‫نیاز داشتم." گفتم" آره"

01:38:37.873 --> 01:38:40.075
‫من گفتم" گوش کن.
‫ازت میخوام یه لطفی بکنی."

01:38:40.175 --> 01:38:42.845
‫" هر چی بخوای.
‫هر چی بخوای"

01:38:42.945 --> 01:38:46.348
‫گفتم" ببین. من هیچ
‫عکسی ازت ندارم"

01:38:46.448 --> 01:38:48.150
‫از مادرم و من باهم.

01:38:48.283 --> 01:38:50.185
‫این خیلی برای من بزرگه
‫اگه یه عکس

01:38:50.285 --> 01:38:52.688
‫سه نفره با هم بگیریم.
‫که بتونم اون و قاب بگیرم

01:38:52.788 --> 01:38:54.690
‫و بزنم به دیوار.
‫مایلی که با

01:38:54.790 --> 01:38:56.358
‫من و مامانم عکس بگیری؟

01:38:56.458 --> 01:39:00.696
‫" مشکلی نیست.
‫هر چی تو بگی. مشکلی نیست"

01:39:00.796 --> 01:39:02.298
‫گفتم" باشه. مرسی.
‫تشکر میکنم"

01:39:02.398 --> 01:39:05.737
‫گفتم" من فقط با مامانم هماهنگ کنم"
‫و اون گفت...

01:39:07.703 --> 01:39:10.508
‫و من اینطوری بودم." واقعا؟؟؟؟"

01:39:14.376 --> 01:39:15.778
‫خب من واقعا اینبارو بغلش کردم.

01:39:15.878 --> 01:39:19.381
‫و اطلاعاتش رو گرفتم. و اون بهم
‫گفت که میخواد برگرده به مکزیک.

01:39:19.481 --> 01:39:21.550
‫به مدت هشت ماه و
‫بعد برمیگرده.

01:39:21.650 --> 01:39:22.918
‫و اون گفت که من دو تا خواهر دارم.

01:39:23.018 --> 01:39:25.621
‫که من در مورد اون نمیدونستم.
‫و نمیتونسته بیارتشون.

01:39:25.721 --> 01:39:28.090
‫من و دوست دخترم، سوار ماشین شدیم.
‫و رفتیم خونه مادرم.

01:39:28.190 --> 01:39:29.658
‫

01:39:29.758 --> 01:39:31.794
‫رسیدیم جلوی خونه و
‫مامانم صدای ماشین رو شنید.

01:39:31.894 --> 01:39:34.496
‫اومد بیرون و گفت...

01:39:34.596 --> 01:39:35.664
‫" اینجا چیکار میکنین؟"

01:39:35.764 --> 01:39:39.707
‫گفتم" مامان. باورت نمیشه که
‫با کی شام خوردم"

01:39:40.069 --> 01:39:41.577
‫" اوباما"

01:39:42.071 --> 01:39:43.648
‫

01:39:46.041 --> 01:39:47.576
‫گفتم" نه، نه، مامان. این واقعا

01:39:47.676 --> 01:39:49.078
‫بزرگتر از اوباما ست.
‫اگه بتونی باور کنی"

01:39:49.178 --> 01:39:50.346
‫گفتم" بیا بریم تو خونه."

01:39:50.446 --> 01:39:52.247
‫این واقعا خوبه.
‫خیلی خوبه

01:39:52.347 --> 01:39:53.924
‫

01:39:54.783 --> 01:39:57.686
‫خب اون رفت تو خونه. من دنبالش رفتم.
‫و دوست دخترم هم پشت سر من.

01:39:57.786 --> 01:40:00.990
‫درو بستیم. گفتم" مامان. گوش کن"
‫گفتم" من باید بشینم"

01:40:01.090 --> 01:40:02.691
‫" چون میخوام باهات به یه توافق بزرگ برسم."

01:40:02.791 --> 01:40:05.260
‫"پسرم، تو خونه خودم
‫بهم نگو بشین"

01:40:05.360 --> 01:40:07.062
‫

01:40:08.030 --> 01:40:09.665
‫گفتم" مامان. باور کن
‫میخوای بشینی"

01:40:09.765 --> 01:40:11.033
- Untranslated Line -

01:40:11.133 --> 01:40:13.904
‫" چی؟ با کی شام خوردی؟کی؟ کی؟"

01:40:15.304 --> 01:40:18.207
‫" با پدرم.
‫و اون...

01:40:18.307 --> 01:40:20.077
‫

01:40:22.111 --> 01:40:24.613
‫و من بغلش کردم اونم
‫مثل هشت پا دستاش و اینطوری میزد

01:40:24.713 --> 01:40:26.586
‫

01:40:27.916 --> 01:40:29.618
‫من سعی میکردم اون و بگیرم و
‫به دوست دخترم نگاه کردم

01:40:29.718 --> 01:40:33.664
‫گفتم" عزیزم. کمکم کن."
‫گفت" اون مامان توعه. کار خودته"

01:40:35.057 --> 01:40:37.559
‫من اخرش مامان رو نشوندم و ...

01:40:37.659 --> 01:40:38.727
‫

01:40:38.827 --> 01:40:40.796
‫و اون پشت سر هم تکرار میکرد
‫پول پول

01:40:40.896 --> 01:40:43.132
‫پول. پول
‫اون پول میخواد

01:40:43.232 --> 01:40:44.934
‫الان اومده پول میخواد

01:40:47.169 --> 01:40:50.817
‫وقتی اون کاملا آروم شد
‫اولین چیزی که گفت این بود...

01:40:52.074 --> 01:40:53.981
‫" کی خوشگل تره؟"

01:40:54.676 --> 01:40:57.146
‫" واقعا مامان؟
‫تو 11 سال از اون بزرگتری

01:40:57.246 --> 01:40:58.514
‫و میخوای بدونی کدوم
‫خوشگلترین؟"

01:40:58.614 --> 01:40:59.982
‫" فقط پرسیدم"

01:41:00.082 --> 01:41:03.789
‫" تو خوشگلتری" " مثل یه دروغگویی"
‫" چرا خب ازم میپرسی؟"

01:41:05.521 --> 01:41:07.389
‫" چی مخیواد؟"

01:41:07.489 --> 01:41:08.724
‫" میخواد ماشین بخره؟
‫چی؟ چی؟ چی؟ چی؟

01:41:08.824 --> 01:41:10.526
‫گفتم" مامان. گوش کن"

01:41:10.826 --> 01:41:12.728
‫" پدرم. تمام چیزی که میخواد

01:41:12.828 --> 01:41:14.663
‫میخواست باهام حرف بزنه.
‫هیچ پولی نمیخواد

01:41:14.763 --> 01:41:15.831
‫اون ازم نمیخواد هیچی براش بخرم

01:41:15.931 --> 01:41:18.100
‫توی مکزیک یه مزرعه داره.
‫خیلی هم راضیه

01:41:18.200 --> 01:41:20.235
‫اون میخواست حرف بزنه و
‫چند تا سوال ازم بپرسه.

01:41:20.335 --> 01:41:23.338
‫و امیدوارانه جواب دادن به سوال ها.
‫و اون بهم گفت...

01:41:23.438 --> 01:41:25.274
‫" مامان. مامان. پدرم بهم گفت

01:41:25.374 --> 01:41:28.010
‫" که من دو تا خواهر دارم
‫که در موردش نمیدونستم"

01:41:28.110 --> 01:41:30.813
‫" اه، میتونستم بهت دربارش بگم"

01:41:30.946 --> 01:41:32.557
‫

01:41:36.885 --> 01:41:39.354
‫" تو میدونستی دو تا خواهر دارم
‫و بهم نگفته بودی؟

01:41:39.454 --> 01:41:42.191
‫پسرم. تو نمیخواستی یکیشم بدونی"

01:41:42.624 --> 01:41:43.592
‫

01:41:43.692 --> 01:41:45.260
‫" من تو رو به دنیا آوردم

01:41:45.360 --> 01:41:48.397
‫" با اونا حرف نمیزنی؟ ایمیل ندادی؟"

01:41:48.497 --> 01:41:50.040
‫

01:41:52.968 --> 01:41:56.038
‫خب ما یه ساعت خوب رو باهم حرف زدیم.
‫و بعد من اون رو آوردم

01:41:56.138 --> 01:41:58.774
‫گفتم" گوش کن. مامان.
‫من از پدر خواستم یه لطفی بکنه"

01:41:58.874 --> 01:42:01.043
‫" باید بکنی. باید خیلی چیزا
‫ازش بخوای..."

01:42:01.143 --> 01:42:02.344
‫

01:42:09.685 --> 01:42:10.752
‫

01:42:10.852 --> 01:42:12.821
‫گفتم" ببین. مامان. من برای همون
‫از تو هم میخوام یه لطفی بکنی"

01:42:12.921 --> 01:42:14.123
‫

01:42:14.223 --> 01:42:16.058
‫چرا؟ چرا من ...

01:42:16.158 --> 01:42:18.393
‫" من تو رو بزرگ کردم تا وقتی این
‫کابرن توی بارهای نیجوانا بود...

01:42:18.493 --> 01:42:19.865
‫

01:42:21.263 --> 01:42:22.464
‫" چرا ..."

01:42:23.232 --> 01:42:27.970
‫گفتم" مامان. گوش کن. این یه درخواست ساده ست
‫اما شاید کمی سخت باشه. باشه؟

01:42:28.070 --> 01:42:33.108
‫" من هیچ عکسی از تو خودم و پدرم سه تایی ندارم."

01:42:33.208 --> 01:42:35.877
‫چون اون هیچوقت نبود.
‫"ماماااان"

01:42:36.245 --> 01:42:37.613
‫من میدونم اون نبود. اما
‫تو میدونی چیه؟

01:42:37.713 --> 01:42:41.783
‫" الان که هست. و اون خیلی هم بد نیست.
‫خیلی معنی برام داره اگه بتونم

01:42:41.883 --> 01:42:44.086
‫یه عکس سه تایی بگیریم

01:42:44.186 --> 01:42:46.321
‫میتونم اون و قاب کنم و
‫بزنم به دیوار

01:42:46.421 --> 01:42:47.823
‫چرا؟

01:42:47.923 --> 01:42:49.291
‫" مامان. خب وقتی مردم
‫میان خونه

01:42:49.391 --> 01:42:51.593
‫" میتونم اون و نشون بدم و
‫بگم اونا پدر و مادرم هستن

01:42:51.693 --> 01:42:52.928
‫" من هیچوقت نمیتونستم اون کارو بکنم

01:42:53.028 --> 01:42:56.903
‫" حالا میتونم این و بگم.
‫ببینین. این پدرو مادر من هستن

01:42:57.132 --> 01:42:58.902
‫یه عکس

01:43:00.369 --> 01:43:02.242
‫" فقط یه دونه عکس"

01:43:03.872 --> 01:43:05.874
‫خب من گفتم"
‫میشه این لطف و برام بکنی؟

01:43:05.974 --> 01:43:07.943
‫یه عکس با همدیگه بگیریم؟

01:43:08.043 --> 01:43:09.478
‫میتونیم چند تا عکس
‫بگیریم

01:43:09.578 --> 01:43:11.513
‫و گفت" نه پسرم.
‫نمیتونی ازم این و بخوای"

01:43:11.613 --> 01:43:14.950
‫و ما سر و کله زدیم و
‫اون در نهایت موافقت کرد تا اینکارو انجام بده.

01:43:15.050 --> 01:43:17.119
‫گفت" باشه. اما الان نه"

01:43:17.219 --> 01:43:20.656
‫" نه پسرم. نه من باید
‫اماده بشم" گفتم" اوه خدایا. جدا؟"

01:43:20.756 --> 01:43:23.358
‫گفتم" خب. مامان. مساله همین جاست.
‫پدرم داره به مکزیک بر میگرده"

01:43:23.458 --> 01:43:26.695
‫" اون میره تا هشت ماه دیگه بر میگرده"
‫به انداره کافی طول میکشه؟

01:43:26.795 --> 01:43:28.941
‫میتونم هشت ماهه انجامش بدم.

01:43:29.131 --> 01:43:31.937
‫هشت ماه خوبه. هشت ماه

01:43:32.100 --> 01:43:34.169
‫" بسیار خب" و من هیجان
‫زده بودم.

01:43:34.269 --> 01:43:36.638
‫ما یه قرار تو رستوران گذاشتیم.
‫و بهش گفتم

01:43:36.738 --> 01:43:38.340
‫" ببین. کارا چطور پیش میره مامان"

01:43:38.440 --> 01:43:39.474
‫" ما میریم به این رستوران"

01:43:39.574 --> 01:43:41.510
‫"تو میشینی سمت چپم.
‫اون هم میشینه سمت راستم."

01:43:41.610 --> 01:43:43.645
‫و ما سه تا عکس میگیریم.
‫و بعد میتونیماز اونجا بریم.

01:43:43.745 --> 01:43:46.649
‫میخوام ببرمت رستوران قرمز طلایی.

01:43:48.583 --> 01:43:51.627
‫و اون گفت" چرا اون بشینه سمت راست؟"

01:43:51.853 --> 01:43:54.363
‫" خب تو بشین سمت راست.
‫اوه خدایااا"

01:43:55.857 --> 01:43:59.561
‫خب قرار برای هشت ماه بعد گذاشته شد
‫و متاسفانه برای من

01:43:59.661 --> 01:44:02.535
‫- مادرم قبل از اینکه اون موقع برسه فوت کرد.

01:44:03.298 --> 01:44:05.067
‫تنها سمت روشن عکس

01:44:05.167 --> 01:44:09.004
‫اینه که یه عکس از برادرم به دستم رسید

01:44:09.104 --> 01:44:14.343
‫یه عکس سیاه و سفید .8*10
‫عکسی از پدر و مادرم

01:44:14.443 --> 01:44:18.080
‫شبی که اونا توی بار در نیجوانا
‫همدیگر و ملاقات کردن وقتی پدرم...

01:44:18.180 --> 01:44:20.449
‫یه عکس از اون در هیبت
‫ماریاچی. درسته؟

01:44:20.549 --> 01:44:21.583
‫و اون میکروفن رو گرفته بود

01:44:21.683 --> 01:44:25.420
‫و مامانم جلوش نشسته بود ردیف وسط
‫با یه دامن کوتاه سفید

01:44:25.520 --> 01:44:28.290
‫و اون دستش رو گرفته بود و
‫به پدرم نگاه میکرد

01:44:28.390 --> 01:44:30.692
‫و اون داشت به پدرم نگاه میکرد

01:44:30.792 --> 01:44:32.994
‫" بریم فلافی رو بسازیم"

01:44:33.695 --> 01:44:35.169
‫

01:44:44.473 --> 01:44:47.643
‫من هیچوقت اون و فاب نگرفتم.
‫اون و توی خونه توی کشو نگه داشتم.

01:44:47.743 --> 01:44:50.279
‫برای من خیلی عجیبه که به
‫اون عکس معمولی نگاه میکنم

01:44:50.379 --> 01:44:52.080
‫پس اون و توی یه کشو نگه داشتم

01:44:52.180 --> 01:44:53.649
‫همیشه اون و باز میکنم و
‫نگاش میکنم

01:44:53.749 --> 01:44:56.361
‫میگم" بسیار خب، این
‫جالبه. " و باعث میشه لبخند بزنم.

01:44:56.852 --> 01:44:59.121
‫تمام اینا رو گفتم که بگم

01:44:59.221 --> 01:45:03.392
‫در مورد تمام چیزای مشترک
‫بین زندگی من و پسرم.

01:45:03.725 --> 01:45:07.629
‫تمام موقعیت هایی که پیش اومد.
‫جایی که پدرم به زندگیم برگشت.

01:45:07.729 --> 01:45:12.401
‫پدر فرانکی هم به زندگیش
‫برگشت و دقیقا در همون زمان.

01:45:12.501 --> 01:45:14.903
‫بعد از من، این روش خیلی غم انگیزتر بود

01:45:15.003 --> 01:45:17.005
‫از تمام موقعیت هایی که من با پدرم داشتم.

01:45:17.105 --> 01:45:19.241
‫این آدم به من ایمیل داد.
‫اون ایمیل من و داشت

01:45:19.341 --> 01:45:21.410
‫و البته
‫حالا اون تصمیم گرفته ازش استفاده کنه

01:45:21.510 --> 01:45:23.478
‫و من اسم رو به همون وزدی که دیدم شناختم

01:45:23.578 --> 01:45:24.746
‫و بعد ایمیلش رو باز کردم

01:45:24.846 --> 01:45:27.482
‫نوشته بود" میخوام ازت تشکر کنم که فرانکی رو بزرگ کردی

01:45:27.582 --> 01:45:29.284
‫میخوام تشکر کنم که اونجایی همراه فرانکی

01:45:29.384 --> 01:45:31.086
‫من میخوام جزیی از زندگی فرانکی باشم

01:45:31.186 --> 01:45:33.121
‫" من میخوام اون و ببرم ورزش
‫میخوام جزیی از این برنامه ها باشم."

01:45:33.221 --> 01:45:34.523
‫میخوام حامی مالی اون باشم...

01:45:34.623 --> 01:45:36.825
‫و من اینجا قاطی کردم.
‫قاطی...

01:45:36.925 --> 01:45:39.928
‫من جیغ کشیدم دوباره. گفتم" واقعا؟
‫حالا میخوای جزیی از اینا باشی؟"

01:45:40.028 --> 01:45:41.763
‫حالا میخوای جزیی از اینا باشی؟"

01:45:41.863 --> 01:45:43.532
‫" بعد از همه عشق
‫و زمان و انرژی

01:45:43.632 --> 01:45:46.668
‫که من برای بچه ای گذاشتم که حتی مال من نبود؟
‫شوخی میکنی باهام؟

01:45:46.768 --> 01:45:49.244
‫" من فقط خواستم آشغالا رو ببره بیرون"

01:45:52.541 --> 01:45:55.677
‫من شروع کردم به داد زدن روی صفحه
‫و دوست دخترم صدام رو شنید. و اومد تو

01:45:55.777 --> 01:45:56.778
‫گفت" چی شده؟ آروم باش"

01:45:56.878 --> 01:45:58.547
‫گفتم" به صفحه نگاه کن.
‫صفحه رو نگاه کن"

01:45:58.647 --> 01:46:02.517
‫" چیه؟ آروم باش" " به صفحه نگاه کن."
‫"آروم باش". اون شروع کرد به خوندن.

01:46:02.617 --> 01:46:04.519
‫و طولی نکشید که اون
‫و خوند و شروع کرد.

01:46:04.619 --> 01:46:06.188
‫" اوه، این اسکل. حالا
‫اومده همه چیز و خراب کنه..."

01:46:06.288 --> 01:46:07.856
‫و حالا من اون رو گرفتم

01:46:07.956 --> 01:46:10.602
‫خب من وایسادم و گفتم
‫" نه، اشکالی نداره..."

01:46:11.393 --> 01:46:12.936
‫" اما اون میخواد..."

01:46:13.995 --> 01:46:16.298
‫فرانکی صدای عصبی مادرش رو شنید

01:46:16.398 --> 01:46:21.236
‫و بعد اومد تو دفتر و گفت:
‫" کی مرده؟ کی مرده؟"

01:46:21.336 --> 01:46:23.839
‫گفتم" نه، فرانکی. هیچ کس نمرده. "
‫بیا اینجا" چرا مامانم گریه میکنه"

01:46:23.939 --> 01:46:25.741
‫میخوام بهت بگم چرا مادرت
‫گریه میکنه. بشین"

01:46:25.841 --> 01:46:27.709
‫" تو دردسر افتادم؟ آره؟"
‫" فرانکی. تو توی دردسر نیافتادی"

01:46:27.809 --> 01:46:30.615
‫" من اینکارو نکردم.هر چی هست
‫کردی. بشین.

01:46:32.948 --> 01:46:34.316
‫خب اون نشست.

01:46:34.416 --> 01:46:37.185
‫من از اون صندلی ها داشتم که
‫زیرش چرخ داره.

01:46:37.285 --> 01:46:38.320
‫و من نشستم

01:46:38.420 --> 01:46:40.689
‫اون نشست جلوی من.
‫و من نشستم پایین کنار مادرش.

01:46:40.789 --> 01:46:43.258
‫صندلیش رو گرفتم. و
‫اون رو نزدیک خودم کشیدم

01:46:43.358 --> 01:46:44.726
‫زانوش دقیقا تو چشم من بود

01:46:44.826 --> 01:46:47.095
‫و گفتم " گوش کن. فرانکی

01:46:47.195 --> 01:46:49.064
‫" چطوری بهت بگم احتمالا
‫سخت ترین

01:46:49.164 --> 01:46:51.742
‫چیزیه که بخوام بهت بگم...

01:46:52.534 --> 01:46:54.407
‫پدرت...

01:46:54.636 --> 01:46:57.839
‫پدرت...
‫پدرت میخواد تو رو ببینه

01:46:57.939 --> 01:46:59.982
‫اون به من نگاه کرد و گفت...

01:47:00.942 --> 01:47:02.519
‫" من اینجام"

01:47:05.180 --> 01:47:06.586
‫

01:47:09.217 --> 01:47:10.657
‫

01:47:22.664 --> 01:47:25.400
‫گفتم" فرانکی. من خیلی دوست دارم.
‫اما این منظور من نبود"

01:47:25.500 --> 01:47:28.544
‫" اوه خدای من. پدرت. پدر"

01:47:29.337 --> 01:47:30.872
‫" پدر- پدر؟"

01:47:30.972 --> 01:47:33.375
‫" اوه خدای من...

01:47:33.475 --> 01:47:35.416
‫" اون مردی که باعث شده تو به دنیا بیای"

01:47:37.212 --> 01:47:38.857
‫مسیح؟

01:47:39.748 --> 01:47:43.691
‫نه، خدای من. اون پدر منه.

01:47:50.859 --> 01:47:53.662
‫پدر بیولوژیکی تو.
‫فرانکی. بابااات

01:47:53.762 --> 01:47:58.035
‫" دوست پسر قبلی مادرت.
‫پدرت. بابات. رندی"

01:47:59.000 --> 01:48:02.137
‫و اون گیج نگاه کرد

01:48:02.237 --> 01:48:04.272
‫و مستقیما نگاه مایوسانه انداخت

01:48:04.372 --> 01:48:06.475
‫به اطرافش نگاه کرد.
‫و شروع کرد من من کردن

01:48:06.575 --> 01:48:10.645
‫و اون من من کردنش رو تموم کرد
‫و شروع کرد به من خاطراتش رو گفت.

01:48:10.745 --> 01:48:14.082
‫آخرین خاطره ای که با پدرش داشت
‫و بخوام باهاتون صادق باشم

01:48:14.182 --> 01:48:16.651
‫یه چیزی برای شنیدن
‫داستان گنگ به پسر بچه

01:48:16.751 --> 01:48:19.287
‫چیزی که اون میبینه تو به عنوان
‫یه ادم بالغ نمیبینی.

01:48:19.387 --> 01:48:22.491
‫این یه چیز دیگه ست وقتی
‫شما از بچه ها چیزی رو میشنوین

01:48:22.591 --> 01:48:23.959
‫و برای من.
‫" اوه خدای من"

01:48:24.059 --> 01:48:25.427
‫" چرا من اون و تو این وضعیت گذاشتم؟"

01:48:25.527 --> 01:48:27.596
‫اون شروع کرد به من گفتن.
‫و دوست دخترم گریه میکرد.

01:48:27.696 --> 01:48:29.264
‫و من حرفی نمیتونستم بزنم.
‫گفتم:" فرانکی..

01:48:29.364 --> 01:48:31.366
‫" هر چیزی که تو بخوای انجام بدی.
‫ما حمایتت میکنیم"

01:48:31.466 --> 01:48:33.768
‫" اگه بخوای پدرت رو ببینی.
‫من و مادرت کاری میکنیم این اتفاق بیفته.

01:48:33.868 --> 01:48:35.770
‫" اگه نخوای ببینیش.
‫نمیبیبنش

01:48:35.870 --> 01:48:38.340
‫اما تو الان به اندازه کافی میفهمی. و
‫این تصمیم با خودته.

01:48:38.440 --> 01:48:39.941
‫" خب هر موقع اماده بودی
‫به ما بگو"

01:48:40.041 --> 01:48:42.043
‫" و ما کاری میکنیم
‫اون ملاقات پیش بیاد."

01:48:42.143 --> 01:48:45.280
‫" فکر میکنی من باید چیکار کنم؟"
‫" فرانکی. کاش میتونستم بهت بگم"

01:48:45.380 --> 01:48:46.882
‫صادقانه میگم. کاش میتونستم بهت بگم"

01:48:46.982 --> 01:48:49.718
‫" اما تو دیدی من چیکار کردم.
‫داشتم جلوی آینه داد میزدم"

01:48:49.818 --> 01:48:53.022
‫" میدونم. داشتم جلوی آینه
‫داد میزدم. میدونم"

01:48:53.922 --> 01:48:56.558
‫" تو چیکار کردی؟" " خب، فرانکی. تو مورد من
‫اون فرق میکرد."

01:48:56.658 --> 01:49:00.161
‫" چون پدر من سی سال صبر کرده بود.
‫و خب من سی سال منتظر بودم"

01:49:00.261 --> 01:49:03.632
‫" و خوشبختانه من به بلوغ رسیده بودم

01:49:03.732 --> 01:49:05.901
‫و یه خورده بهتر میتونستم
‫این قضیه رو مدیریت کنم

01:49:06.001 --> 01:49:07.802
‫به علاوه مادرت کنارم بود و
‫هوام و داشت

01:49:07.902 --> 01:49:10.472
‫" خب من هیچ کار احمقانه ای نکردم" اما سی سال

01:49:10.572 --> 01:49:13.842
‫" در واقع گذشته بود. و حالا
‫ما...

01:49:13.942 --> 01:49:16.177
‫ما باید در این مورد صحبت کنیم

01:49:16.277 --> 01:49:18.346
‫خب سی سال برای من گذشته بود.

01:49:18.446 --> 01:49:20.882
‫و بعد اون به اطرافش نگاه کرد

01:49:20.982 --> 01:49:24.352
‫و انگار برای همیشه داشت میرفت
‫میخواستم ازش بپرسم که حالش خوبه

01:49:24.452 --> 01:49:26.521
‫اما نمیخواستم تصادفا باعث
‫بشم یه خاطره دیگه یادش بیاد

01:49:26.621 --> 01:49:28.657
‫و اون رو همون طوری گذاشتم و فقط منتظر موندم.

01:49:28.757 --> 01:49:30.325
‫و مادرش ناله میکرد. و
‫ما منتظر بودیم

01:49:30.425 --> 01:49:34.002
‫و بعدش بهم نگاه کرد و گفت
‫" میدونی چیه؟"

01:49:37.265 --> 01:49:39.308
‫" منم سی سال منتظر موندم"

01:49:43.171 --> 01:49:45.078
‫خدای من

01:49:46.608 --> 01:49:48.076
‫من حسابی زبونم بند اومده بود

01:49:48.176 --> 01:49:50.378
‫و شروع کردم به گریه کردم
‫اون دستش رو گذاشت روی شونه م

01:49:50.478 --> 01:49:52.113
‫و شروع کردم به گریه کردن با صدای بلند.

01:49:52.213 --> 01:49:54.683
‫و اون من و بغل کرد و من گفتم
‫" اوه خدای من"

01:49:54.783 --> 01:49:56.051
‫و ما همدیگه رو بغل کردیم و گریه کردیم.

01:49:56.151 --> 01:49:58.219
‫و مادرش گریه میکرد.
‫بعدش اون بهم نگاه کرد

01:49:58.319 --> 01:50:03.625
‫" حالا باید چیکار کنیم؟"
‫" حالا باید چیکار کنیم؟"

01:50:03.725 --> 01:50:05.860
‫" فکر میکنی من چیکار باید بکنم؟"

01:50:05.960 --> 01:50:08.037
‫" میخوام براش آیفون بخرم"

01:50:08.329 --> 01:50:10.065
‫

01:50:14.069 --> 01:50:16.010
‫خلیج قرمز متشکرم

01:50:16.404 --> 01:50:19.448
‫دوستتون دارم. ممنون

01:50:19.674 --> 01:50:21.285
‫

01:53:13.414 --> 01:53:15.184
‫من اومدم خونه پسرم

01:53:16.017 --> 01:53:17.552
‫به سوالام فکر کردی؟

01:53:17.652 --> 01:53:20.520
‫در مرود اینکه بزرگ شدی میخوای
‫چیکاره بشی؟

01:53:20.521 --> 01:53:32.200
‫..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:53:33.201 --> 01:54:53.201
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>