﻿WEBVTT

00:00:01.800 --> 00:00:50.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:56.000 --> 00:00:58.600
او ميرسه
واقعاً، جمعيت اون بيرون زياده

00:00:58.800 --> 00:00:59.800
جو"، رو ميکنه به اونايي"

00:01:01.800 --> 00:01:04.100
که به شعر و موزيکش
توجه ميکنن، ميگه

00:01:04.100 --> 00:01:06.600
آهاي، اين مَرديه که"
"بزبان من حرف ميزنه

00:01:14.400 --> 00:01:16.000
خيال ندارين
توضيحي در باره ي

00:01:16.000 --> 00:01:17.300
....موزيک-تون بدين

00:01:17.300 --> 00:01:18.200
چيزي براي
گفتن نيست

00:01:18.200 --> 00:01:19.600
همش تو موزيکِ، مَرد

00:01:19.600 --> 00:01:21.100
همش تو موزيکِ

00:01:22.200 --> 00:01:24.200
اگه يکي
در حد و اندازه ي "جان لنون" بياد و بخواد

00:01:24.200 --> 00:01:27.200
آهنگ "دنياي ديگه" رو باز خواني کنه، اون
کوبين" خواهد بود"

00:01:27.800 --> 00:01:29.300
جسد رهبر گروه
نيروانا کورت کوبين

00:01:29.300 --> 00:01:31.600
صبح جمعه تو خونه اش
در سياتل پيدا شده

00:01:31.600 --> 00:01:34.000
ظاهراً علت مرگ
شليک گلوله ي شاتگان

00:01:34.000 --> 00:01:35.500
به سرش بوده

00:01:35.800 --> 00:01:38.400
تکنسين برقي
به اتاق بالاي گاراژ

00:01:38.400 --> 00:01:41.200
خونه ي کوبين ميره

00:01:41.200 --> 00:01:43.700
و در اون موقع صبح
با ديدن اين منظره

00:01:44.100 --> 00:01:45.700
و يادداشت خودکشي شوکه ميشه

00:01:45.700 --> 00:01:47.300
اين اتفاق کمي مرموز مياد

00:01:47.300 --> 00:01:49.300
يک مورد خيلي معما گونه

00:01:50.100 --> 00:01:53.000
قبلاً گزارش شده بود
....که کورت کوبين گم شده

00:01:53.000 --> 00:01:57.000
و "کورتني لاو" يک کارآگاه....
بنام "تام گرانت" استخدام کرده بود

00:01:57.000 --> 00:01:58.000
از اينجور

00:01:58.000 --> 00:02:00.200
موارد گمشدن اشخاص تجربه داشتم

00:02:00.200 --> 00:02:02.800
و قبل از هر
واکنشي، بلافاصله

00:02:02.800 --> 00:02:06.500
شروع به ضبط
خيلي از گفتگوهايي که در اين مدت

00:02:06.500 --> 00:02:09.200
کاري با کورتني
داشتم کردم

00:02:09.600 --> 00:02:13.500
اسمم

00:02:13.500 --> 00:02:16.100
ميتونه
شبيه خودکشي درست کرده باشن

00:02:16.100 --> 00:02:18.400
با موارد مشابهي که
اين شکلي بودن، شروع کردم

00:02:18.400 --> 00:02:19.900
و با اين طرز تفکر
کارم رو جلو بردم

00:02:19.900 --> 00:02:22.100
شبيه اون خودکشي هايي بود که
به آدمکشي هم ختم ميشد

00:02:22.100 --> 00:02:23.600
همسر کوبين
کورتني لاو" خواننده"

00:02:23.600 --> 00:02:25.700
اون موقعيکه جسد کشف ميشه

00:02:25.700 --> 00:02:27.200
با گروهش در انگلستان
برنامه داشتن

00:02:27.200 --> 00:02:29.100
همچنانکه معموله
يک ميراثي از اين بهش ميرسيد

00:02:29.100 --> 00:02:31.000
که ارزش آن
ده ميليون دلار ميشد

00:02:31.000 --> 00:02:32.400
که انگيزه ميتونست باشه

00:02:32.400 --> 00:02:33.800
"آيا "کورتني لاو
کورت کوبين رو کشته؟

00:02:33.800 --> 00:02:36.700
آيا دستي در اين دسيسه
داشته؟

00:02:36.700 --> 00:02:41.700
اينا موارد قابل توجهي-ست
که طرفداران متعصبش بهش معتقدن

00:02:42.600 --> 00:02:44.500
هيچ گزارش پزشکي

00:02:44.500 --> 00:02:47.400
يا نظر پزشک قانوني هم
نميتونه به آسوني

00:02:47.400 --> 00:02:49.700
براي پيدا شدن قاتل
کمکي کنه

00:02:49.700 --> 00:02:52.100
کاملاً ممکنه براي
....يک افسر پليس يک تکه يِ بخصوص

00:02:52.100 --> 00:02:55.800
...از مدرک براش مهم نباشه يا متوجه نشه...

00:02:55.800 --> 00:02:58.000
از چشمش بيافته و نبينه...

00:02:58.000 --> 00:03:00.000
کورت کوبين اتاق رو از داخل

00:03:00.000 --> 00:03:01.200
قفل نکرده بود

00:03:01.200 --> 00:03:03.500
او کارت گواهينامه ي
رانندگي هم نداشت

00:03:03.500 --> 00:03:05.700
کسي هم
يادداشت خودکشي رو باور نداشت

00:03:05.700 --> 00:03:07.800
سه بار هم
بهش مقدار مرگ آوري

00:03:07.800 --> 00:03:10.400
هروئين تزريق کرده بود

00:03:10.400 --> 00:03:12.400
رسانه ها هم
همين رو ميگن

00:03:59.000 --> 00:04:00.700
مطمئني اونجا نيست؟

00:04:03.600 --> 00:04:05.900
آره پنج دقيقه درِ خونش رو زدم

00:04:06.600 --> 00:04:08.300
اگه اونجا بود
جواب ميداد

00:04:08.800 --> 00:04:10.600
بسيار خب
ميخوام براي آخرين بار باشه

00:04:10.600 --> 00:04:12.600
"اونم براي يک تفنگ "شاتگان

00:04:22.700 --> 00:04:24.000
بريم

00:04:42.900 --> 00:04:44.300
دقت کن

00:04:53.600 --> 00:04:55.300
کورت؟

00:04:55.300 --> 00:04:56.900
!کورت

00:05:26.700 --> 00:05:27.600
اگه پيداش کنيم
قصد داريم

00:05:27.600 --> 00:05:28.900
برش داريم، درسته؟

00:05:29.500 --> 00:05:30.900
آره

00:05:31.500 --> 00:05:33.200
بطور قانوني چطوري ميتونم
يکي بخرم

00:05:33.200 --> 00:05:34.900
....که به اسمم باشه، پس

00:05:36.500 --> 00:05:38.400
اينجا نيست، ميتونه
زير تخت باشه؟

00:05:38.400 --> 00:05:39.600
شايد

00:05:42.100 --> 00:05:44.300
نه. بسيار خب
بيا کمک کن

00:05:46.900 --> 00:05:48.300
خيلي خب، اين چيه؟

00:05:48.700 --> 00:05:49.900
نظري نداري، خب؟

00:05:49.900 --> 00:05:51.800
روهيپنول <font color=#FF0000>روان گردان</c>
هر جا بودن، اينم بود

00:05:51.800 --> 00:05:52.900
چي؟

00:05:52.900 --> 00:05:54.200
کورت پيش خودش نگهميداشت و ميگفت
کسي اونا رو ميدزده

00:05:54.200 --> 00:05:56.300
اما اونا که اونجا زندگي ميکردن

00:05:56.300 --> 00:05:58.400
اينا از همون هاست که کورت
در رُم استفاده کرد

00:05:58.400 --> 00:06:00.100
خب زنش نخواست
اونا رو برداره

00:06:00.100 --> 00:06:01.200
آهان

00:06:02.100 --> 00:06:03.900
آخ، يک دقيقه صبر کن

00:06:03.900 --> 00:06:05.300
آيا زنش راضي ميشد
اگه اونا رو برميداشتين؟

00:06:05.300 --> 00:06:06.400
آهان

00:06:12.700 --> 00:06:14.100
اونا اينجا قانوني هستن؟

00:06:14.100 --> 00:06:15.900
آره اونا کاملاً
....قانوني هستن، اونا مثل

00:06:15.900 --> 00:06:17.300
موارد مصرفش چيه؟

00:06:17.300 --> 00:06:18.800
اونا
.... داروي مسکن-ان و براي

00:06:18.800 --> 00:06:21.400
رفع درد بيخوابي،
....اونا رو به مردم ميفروشن

00:06:21.400 --> 00:06:22.800
و اگه طولش بديم
ديگه نميتوني

00:06:22.800 --> 00:06:24.600
از مصرف اونا خودداري کني؟

00:06:24.600 --> 00:06:26.500
نه، اونا خوبن

00:06:28.800 --> 00:06:31.600
خب معلومه که
تفنگ اينجا نيست

00:06:31.600 --> 00:06:35.000
نه، فکر نميکنم
که اينجا باشه

00:06:43.400 --> 00:06:44.100
آيا جاي ديگه اي هم هست که نگشتيم؟

00:06:44.100 --> 00:06:45.100
نه

00:06:46.000 --> 00:06:47.200
خب

00:08:52.000 --> 00:08:53.700
اسم من "تام گرانت" است

00:08:53.700 --> 00:08:55.900
من در آوريل 1994 بوسيله ي
کورتني لاو مامور شدم که

00:08:55.900 --> 00:08:59.900
که شوهرش کورت کوربين رو
پيدا کنم

00:09:03.000 --> 00:09:06.300
پدرم يک معلم مدرسه بود

00:09:06.300 --> 00:09:10.000
مردي که هرگز
ديگه گيرم نمياد

00:09:10.000 --> 00:09:12.400
و در تموم عمرم دروغ نگفته ام

00:09:13.500 --> 00:09:17.300
او بهترين الگو و مدل برامه
اگه کسي ازم بپرسه

00:09:18.700 --> 00:09:21.700
اون زمان
دانشجو دانشکده بودم

00:09:21.700 --> 00:09:24.800
خودم
ميخواستم يک افسر پليس بشم

00:09:25.600 --> 00:09:27.900
و از قسمت "اِي.ال" دانشکده
بخش کلانتري فارغ التحصيل شدم

00:09:27.900 --> 00:09:31.900
که اون روز براي من
و خانواده ام افتخار آميز بود

00:09:32.500 --> 00:09:34.900
اولين مأموريتم
گشت زني در حوزه ي

00:09:34.900 --> 00:09:37.600
استحفاضي
در غرب هاليوود بود

00:09:41.400 --> 00:09:45.000
وقتي قسمت آموزشي رو تموم کردم
از کارهاي يکنواخت رها شدم

00:09:45.000 --> 00:09:46.800
و بعد
در آزمون کارآگاه خصوصي تست دادم

00:09:46.800 --> 00:09:50.000
و جواز کار بعنوان
مأمور تحقيق رو کسب کردم

00:09:57.000 --> 00:10:01.100
ميدونستم آنچه برايم مفيده
بدست آوردن اين مدرکه که هميشه ميخواستم

00:10:01.100 --> 00:10:04.700
منطق و احساس دروني ام
باعث شد اينکار انجام بشه

00:10:06.000 --> 00:10:09.800
خودکشي ها و قتل هاي
زيادي پيش ميومد

00:10:09.800 --> 00:10:12.900
و در حل آنها سعي ميکردم
هيچ پيشدآوري نکنم

00:10:14.400 --> 00:10:16.900
و اگه احساس ميکردم
موکلي براي کمک پيشم ميآد

00:10:16.900 --> 00:10:21.100
و روال کار رو در آنچه کار
تحقيق رو پيش ميره خراب ميکنه

00:10:21.100 --> 00:10:23.500
به خودم حق ميدادم که بهش بگم
"اين ميتونه خوب باشه"

00:10:23.500 --> 00:10:25.700
"اما ممکنه براي تو هم خطرناک باشه"

00:10:25.700 --> 00:10:28.600
خط زدن صورت خيلي احتمالات
باعث ميشه به يک نتيجه ي روشن نرسي

00:10:28.600 --> 00:10:30.900
اگه چيزي هم پيدا کني
يک طرح کم رنگي بدست ميآد

00:10:30.900 --> 00:10:32.500
بعد ما با "تام گرانت" ملاقات کرديم

00:10:32.500 --> 00:10:35.000
او توجه مون رو جلب کرد
روش بخصوصي داشت

00:10:35.000 --> 00:10:37.800
شناخته شده و
تو کارش مصمم بود

00:10:37.800 --> 00:10:40.400
يک موافقت عمومي
در مدت درازي که از آن ماجرا ميگذشت

00:10:40.400 --> 00:10:43.300
در ما ايجاد شده بود
که متقاعد کننده بود

00:10:43.300 --> 00:10:46.300
لغت دسيسه
در واقع يک اصطلاح معمولي است

00:10:46.300 --> 00:10:49.600
که به سادگي به دو
يا چند آدمي که در توطئه اي

00:10:49.600 --> 00:10:52.200
نقشه کشيدن و در ارتکاب به
جنايت دست داشتن گفته ميشه

00:10:52.200 --> 00:10:55.300
حتي شريک شدن با يکي
در ارتکاب به دزدي کوچکي هم

00:10:55.300 --> 00:10:58.300
واقعاً ميتونه اون رو
در توطئه مظنون بکنه

00:10:59.200 --> 00:11:02.400
وقتي کسي بعنوان تئوريست
توطئه پيشم ميآد

00:11:02.400 --> 00:11:06.000
من اون رو يک بي احترامي تلقي ميکنم
ميدونم که اون چه منظوري داره

00:11:06.700 --> 00:11:09.700
هزينه ي کار من مثل
هزينه ي يک وکيل نيست

00:11:09.700 --> 00:11:14.000
و باعث نميشه ازت محافظت کنه
و از رفتن به زندان خلاصت کنه

00:11:14.000 --> 00:11:17.400
شغلم بعنوان يک کارآگاه خصوصي
پيدا کردن حقيقته

00:11:17.400 --> 00:11:20.500
و اين، پيدا کردن حقيقت رو
از موضوع ساده ميکنه

00:11:20.500 --> 00:11:22.800
و تو واسه ي اين بهم پول ميدي

00:11:34.100 --> 00:11:37.200
روز يکشنبه عيد پاک
تو دفترم بودم

00:11:37.200 --> 00:11:39.900
و با يک کارآگاه ديگه
مشغول بوديم

00:11:39.900 --> 00:11:42.100
که اسمش "بن کلوگمن" بود
و با هم روي

00:11:42.100 --> 00:11:45.000
پرونده اي کار ميکرديم
که تلفن زنگ زد

00:11:46.600 --> 00:11:47.800
حالا کي تو عيد پاک زنگ ميزنه؟

00:11:47.800 --> 00:11:50.400
معذرت ميخوام
با اجازه، فقط براي چند لحظه؟

00:11:51.400 --> 00:11:53.300
"بنگاه خصوصي رسيدگي و حل جرايم"
چطور ميتونم کمکتون کنم؟

00:11:53.300 --> 00:11:55.700
صداي زني بود
که از اونطرف خط حرف ميزد

00:11:55.700 --> 00:11:57.600
صدا آهسته و گوش خراش ميومد

00:11:57.600 --> 00:12:00.000
خب اگه کسي بطور غير قانوني
کارت اعتباري-تون رو بکار ببره

00:12:00.000 --> 00:12:02.500
شايد بهترين کار براي
اينجور کارها مراجعه به پليس باشه

00:12:02.500 --> 00:12:05.100
و بعد او گفت
"شوهرم و من"

00:12:05.100 --> 00:12:09.100
به نوعي معروفيم و احتياج داريم"
"در اسرع وقت بکارمون رسيدگي بشه

00:12:10.800 --> 00:12:12.100
اسم شوهرتون؟

00:12:12.100 --> 00:12:13.400
من رو دست انداختين؟

00:12:13.400 --> 00:12:14.700
.نه، نه

00:12:14.700 --> 00:12:16.900
اون زمان من 47 ساله بودم
"و "برن گلوکمن

00:12:16.900 --> 00:12:19.000
همکارم 29 ساله بود

00:12:19.000 --> 00:12:21.200
و بلافاصله اونا رو شناخت
که کي هستن

00:12:21.200 --> 00:12:24.500
و حتي در رُم چه اتفاقي
درست چند هفته قبل

00:12:24.500 --> 00:12:26.100
براشون افتاده بود

00:12:26.100 --> 00:12:28.700
ايام تعطيلي بود
و البته، که اونجا پيداشون ميشد

00:12:28.700 --> 00:12:31.800
حتي اگه همه ي کارآگاه خصوصيها
هم کار ميکردن، او ميتونست

00:12:31.800 --> 00:12:34.100
ميون دفتر تلفن بگرده
و نشونه ي ما رو پيدا کنه

00:12:34.100 --> 00:12:37.200
و احتمال ميدادم که يکي از
اونايي بودم که او بهشون زنگ ميزد

00:12:37.200 --> 00:12:38.700
و فکر کنم او
احتمالاً غافلگير ميشد

00:12:38.700 --> 00:12:40.600
وقتي گوشي تلفن رو برميداشت

00:12:40.600 --> 00:12:42.200
شماره ي اتاق چيه؟

00:12:42.900 --> 00:12:45.900
کمتر اتفاق ميوفته که
يک کارآگاه خصوصي

00:12:45.900 --> 00:12:49.800
پيش موکلش بره، با اينهمه
مطمئن بودم که از ميزان اجرتم پشيمان ميشه

00:12:53.100 --> 00:12:55.000
وقتي شرايط پذيرفته شد
که با "کورتني"ملاقات کنيم

00:12:55.000 --> 00:12:58.500
"در هتل "پنينسولا
اولين چيزي که گفت

00:12:58.500 --> 00:13:01.000
اين کلماتشه
اونا مال من نيستن

00:13:03.800 --> 00:13:08.100
تو اين رو به رسانه ها فاش کردي
از تويِ لعنتي شکايت ميکنم

00:13:09.700 --> 00:13:12.400
خب، سلام بهتون
همچنين

00:13:12.400 --> 00:13:14.000
حالتون چطوره؟

00:13:16.900 --> 00:13:19.000
کورت چند روز قبل
از مکان بازپروري اومد

00:13:19.000 --> 00:13:20.700
"يه بليط برگشت به "سياتل
خريده بود و کسي از اون خبر نداشت

00:13:20.700 --> 00:13:22.100
بعد از اينکه برگشت

00:13:22.100 --> 00:13:24.100
وقتي وارد اتاق شديم
او يک لباس توريِ نازکي

00:13:24.100 --> 00:13:28.900
که هيکلش رو نشون ميداد
به تَن داشت

00:13:28.900 --> 00:13:32.600
و از اين لحاظ
اصلأ ناراحت نبود

00:13:34.900 --> 00:13:36.100
به شرکتهاي کارت اعتباري
زنگ زدم

00:13:36.100 --> 00:13:38.200
و بهم گفتند که
کارت بسرقت رفته

00:13:38.200 --> 00:13:39.900
و اونا بايد باطلش کنن

00:13:42.100 --> 00:13:43.200
نفهميدم؟

00:13:43.800 --> 00:13:44.900
چي؟

00:13:45.900 --> 00:13:47.400
بسرقت رفته

00:13:47.400 --> 00:13:48.900
نه

00:13:49.400 --> 00:13:52.300
عاقبت کورتني بهمون گفت
"که کارت اعتباري "کورت

00:13:52.300 --> 00:13:54.900
در واقع دزديده نشده
خودش به شرکتهاي کارت اعتباري

00:13:54.900 --> 00:13:58.500
زنگ زده و از اونا خواسته
که اونا رو باطل کنن تا هيچکس

00:13:58.500 --> 00:13:59.900
ازشون استفاده نکنه

00:13:59.900 --> 00:14:02.500
او احساس کرده که با اينکار
ميتونه از رسيدن پول به شوهرش

00:14:02.500 --> 00:14:04.700
جلوگيري کنه

00:14:05.300 --> 00:14:07.300
مطمئنم که شوهرت راه ديگه اي
براي بدست آوردن پول سراغ داره

00:14:07.300 --> 00:14:08.700
من رو بچه گير آوردي؟

00:14:08.700 --> 00:14:10.600
کورت بيچاره است
هيچ دوستي نداره

00:14:10.600 --> 00:14:13.200
دوباره، تو کلماتش
"تو نميفهمي"

00:14:13.200 --> 00:14:14.400
"....اين پسره حتي نميتونه براي"

00:14:14.400 --> 00:14:17.000
خودش يک تاکسي لعنتي هم
!بگيره ، که يه جايي بره، بود

00:14:17.700 --> 00:14:18.500
هي

00:14:18.500 --> 00:14:22.700
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:14:27.800 --> 00:14:29.500
اون برام مواد جور ميکنه

00:14:31.500 --> 00:14:33.200
در اون زمان اين تصور رو
نميتونستم بکنم

00:14:33.200 --> 00:14:35.800
يه مکان بازپروري باشه

00:14:35.800 --> 00:14:39.500
بعد اون رو فهميدم
اما اسمش مسخره ميومد

00:14:39.500 --> 00:14:41.700
در مدت زمانيکه باهاش بودم
مواد زده

00:14:41.700 --> 00:14:44.500
و از اثر اون منگ بود

00:14:44.500 --> 00:14:47.200
اونجا کسي براي سرکشي نبود
که بفهمه اونجا چه خبره؟

00:14:47.200 --> 00:14:49.500
گوش کن
کورت" از بازپروري ميگريزه"

00:14:49.500 --> 00:14:52.200
و يک تفنگ (شاتگان) ميخره
احساس کردم که

00:14:52.200 --> 00:14:53.800
ميخواد يک چيزِ بدي اتفاق بيوفته، خب؟

00:14:53.800 --> 00:14:56.400
در ميون همه ي اين مکالمات
او طوري حرف ميزنه

00:14:56.400 --> 00:14:59.000
که چطور در او ميل به خودکشي بود
و فکر همه چطوره

00:14:59.000 --> 00:15:00.700
و او ميره که عزم خودکشي کنه

00:15:00.700 --> 00:15:01.700
همه
اين رو ميدونن و انيجور فکر ميکنن

00:15:01.700 --> 00:15:02.700
و خودکشي ميکنه

00:15:02.700 --> 00:15:03.900
يک لحظه صبر کنين

00:15:03.900 --> 00:15:05.900
اگه او يه تفنگ خريده
و قصد خودکشي داره

00:15:05.900 --> 00:15:07.400
اونچه ميمونه مسئله ي
کارت اعتباري است

00:15:07.400 --> 00:15:10.100
و اينا اهميت چنداني نداره
که بتونيم بهتون کمک کنيم

00:15:10.700 --> 00:15:14.100
بسيار خوب، از اونجاست که
ميخوام شما شروع کنين

00:15:15.900 --> 00:15:18.700
از اولش با يک دروغ مصلحتي
باهامون تماس گرفته بود

00:15:18.700 --> 00:15:21.700
که براي اون (کارتهاي اعتباري) ميخواد
ما رو استخدام کنه

00:15:21.700 --> 00:15:25.100
که درست نبود، و بعد
او شروع به گفتن چيزهايي

00:15:25.100 --> 00:15:27.100
ديگه اي که اونا رو
نگفته بود، کرد

00:15:27.100 --> 00:15:29.600
اونا هم منطقي نبودن
و اونا رو تو ذهنش ساخته بود

00:15:29.600 --> 00:15:32.600
پس همشون تو خالي بودن
و قابل تأمل نبود

00:15:32.600 --> 00:15:34.000
نميدونم با اين مورد
چيکار بکنم

00:15:34.000 --> 00:15:36.800
اما ما همه چي رو که گفت
پرونده کرديم

00:15:37.400 --> 00:15:39.900
جستجوي اون روز نيمه تمام موند
و به روزهاي بعد کشيد

00:15:39.900 --> 00:15:44.400
که زندگيم رو
کلاً تغيير داد

00:15:44.400 --> 00:15:47.100
اسم کورت کوبين
دائماً تو سرم بود

00:15:47.100 --> 00:15:50.800
احتمالاً روزي 3 يا 400 دفعه
کمترينش

00:15:50.800 --> 00:15:55.000
و اون حدود 20 سال ادامه داشت

00:15:55.000 --> 00:15:57.500
در اين مدت ايميل ها و نامه هايي
بدستم ميرسيد

00:15:57.500 --> 00:16:00.800
که از طرف طرفدارانش بود
چون فردي بسيار مشهور بود

00:16:00.800 --> 00:16:04.800
و اين باعث ميشد
از دفعه ي قبل، هي

00:16:04.800 --> 00:16:06.900
تو فکرِم تکرار بشه، کورت کوبين
کورت کوبين، کورت کوبين

00:16:06.900 --> 00:16:08.900
،کورت کوبين
کورت کوبين، کورت کوبين

00:16:08.900 --> 00:16:10.700
کورت کوبين، کورت کوبين

00:16:56.700 --> 00:16:58.300
در "آبِرديين" به جايي رسيدن

00:16:59.900 --> 00:17:02.300
در اصل زياد به چشم نميآد

00:17:02.300 --> 00:17:04.400
در 9 ماه از سالش
خيلي کسل کننده است

00:17:04.400 --> 00:17:06.400
آسمانش پوشيده از ابر و باراني يِ

00:17:06.400 --> 00:17:10.400
در اين نواحي زندگي کردن سخته
و آدماش زود افسرده ميشن

00:17:10.400 --> 00:17:12.600
استخدام شدن
در "آبرديين" تنها فرصتي است

00:17:12.600 --> 00:17:16.200
که راحت گير نميآد

00:17:16.200 --> 00:17:19.200
بيشترين بخش افرادش
از طبقه ي متوسط به پايين جامعه اند

00:17:19.200 --> 00:17:21.600
فکر نميکنم که ميخواهيم
فقير مطرح بشيم

00:17:21.600 --> 00:17:23.300
اما بين مان گرسنه پيدا نميشه

00:17:23.300 --> 00:17:25.000
همه در اولين 2 هفته ي ماه
....براي

00:17:25.000 --> 00:17:27.400
خوشگذروني به....
کافه ها ميرن

00:17:27.400 --> 00:17:29.700
و در 2 هفته ي آخر ماه
کافه ها از آدم خالي يِ

00:17:29.700 --> 00:17:33.800
و اون تا حد زيادي
زندگي اونجا رو توضيح ميده

00:17:33.800 --> 00:17:35.700
کورت" بزرگ شده ي"
کوچه و خيابونِ

00:17:35.700 --> 00:17:37.800
او و مادرش
در اون بيرون براي نيم يا 45 دقيقه

00:17:37.800 --> 00:17:42.300
کنار هم بودن و حرف ميزدن
من رو همسرم هم در حاليکه تو رختخواب

00:17:42.300 --> 00:17:46.100
در بالاي پله ها ميخوابيديم
صداهاشون رو ميشنيديم

00:17:46.100 --> 00:17:49.900
کورت کوبين" رو از"
دوره يِ دبيرستان ميشناختم

00:17:49.900 --> 00:17:53.700
او با 2 پسر بزرگتر من
در اطراف مي پلکيد

00:17:53.700 --> 00:17:56.400
نيمکتي هست که در حال حاضر هم
که من هستم وجود داره

00:17:56.400 --> 00:17:58.400
که "کورت" رو اون ميخوابيد

00:17:58.400 --> 00:18:03.400
او چندين روز اونجا ميموند
و همينطور کارش رو تکرار ميکرد

00:18:03.800 --> 00:18:08.800
و اون بنوعي در اين مدت
که حدوداً يکسال طول کشيد تغيير کرد

00:18:09.700 --> 00:18:13.600
و دچاره يک دلتنگي که ناشي از خود
منطقه است، شد. اما من همچنين فکر ميکنم

00:18:13.600 --> 00:18:16.200
اين ناشي از رقابتي است در اون دوره
بين گروه هايِ موسيقي

00:18:16.200 --> 00:18:18.000
که در ايالت واشينگتون بوجود آمده بود، شد

00:18:18.000 --> 00:18:19.200
و غير از اين ديگه نميشه چيزي گفت

00:18:19.200 --> 00:18:22.900
زمونه صبر نميکنه، خب
ميخواي چيکار کني

00:18:22.900 --> 00:18:24.200
مجبوري فوراً يک کاري کني

00:18:24.200 --> 00:18:26.200
مردم علاقمند شدن يک وسيله ي
موسيقي تهيه کنن و خودشون بنوازن

00:18:26.200 --> 00:18:27.900
و فکر کنم که موسيقي اونا
....همه ي افراد معمولي

00:18:27.900 --> 00:18:29.600
اون منطقه رو تحت تآثير قرار داد....

00:18:29.600 --> 00:18:33.000
در مجاورت اون محله
در اون ور بلوک، ما زندگي ميکرديم

00:18:33.000 --> 00:18:36.300
اونکه از اون گروه شد
"ملوينس"

00:18:36.300 --> 00:18:40.200
"متال-کريچ"
در همسايگي مون زندگي ميکرد

00:18:40.200 --> 00:18:43.300
خاطراتي از-شون داريم
که مردم درست کردن

00:18:43.300 --> 00:18:45.500
من عادت داشتم اون رو
....در حاليکه کنار پرچين ها ايستاده

00:18:45.500 --> 00:18:49.000
و با چوب درام ميزنه، ببينم....
....پدرش يک "فورد" قديمي هم داشت

00:18:49.000 --> 00:18:52.800
که او عادت داشت
روي اونم بزنه

00:18:52.800 --> 00:18:55.900
وقتي او اولين بار "ملوينس"رو ميبينه
انگار اولين بارِ که زنگي ميکنه

00:18:55.900 --> 00:18:58.200
درست در اون لحظه است
که ميفهمه که ميخواد چيکار کنه

00:18:58.200 --> 00:19:00.500
اون روزِ که زندگيش عوض ميشه

00:19:00.500 --> 00:19:03.800
قبل از "نيروانا" ما
"قطار بي ترمز"
ناميده ميشديم

00:19:03.800 --> 00:19:06.000
و بعد گروه "قطار بي ترمز" ما ميره
....که تو راديو برنامه ي

00:19:06.000 --> 00:19:08.600
زنده اجرا کنه....
يادمه يک نيمه شب سر و صدا ميشه

00:19:08.600 --> 00:19:11.300
در اوايل روز بعدش که
با کورت اجرا داشتم

00:19:11.300 --> 00:19:14.300
کورت" سه پايه ي نقاشي گذاشته"
و نقاشي ميکشيد

00:19:14.300 --> 00:19:17.200
نقاشيه، نگاهي
بهش انداختم و گفتم

00:19:17.200 --> 00:19:18.200
"اين ديگه چه کوفتيه؟"

00:19:18.200 --> 00:19:21.100
اون يک تصوير از قلم گنده اي بود

00:19:21.100 --> 00:19:23.100
با کلاهي که سرش بود

00:19:23.900 --> 00:19:26.000
از آن روز به بعد
"Pencap Chew"
ناميده شديم

00:19:26.000 --> 00:19:27.600
ما بعنوان گروه
"Pencap Chew"
چند تا برنامه اجرا کرديم

00:19:27.600 --> 00:19:31.700
و کورت واسش تلاش کرد
خب، ما "تِد اِد فِرِد" بوديم

00:19:31.700 --> 00:19:34.500
و به دل اونا نچسبيد
پس اسم "بليس" رو گذاشتيم

00:19:35.400 --> 00:19:37.000
بليس" چهارمين اسم شد"

00:19:37.000 --> 00:19:39.800
و بعد پنجمين اسم
نيروانا" در اومد"

00:19:41.200 --> 00:19:43.800
من اون رو يک فرد
بخصوص نميديدم

00:19:43.800 --> 00:19:46.500
احساس بخصوصي بغير از
ما داشت

00:19:46.500 --> 00:19:48.400
فکر کنم مردم به خطا
به او گرايش داشتن

00:19:48.400 --> 00:19:50.400
درسته، زيرا او
شخص ساکتي بود

00:19:50.400 --> 00:19:53.100
کورت" رو بهتر از"
همه نميديدم

00:19:53.100 --> 00:19:54.900
اون رو يک آدم خوشبين ميبينم

00:19:54.900 --> 00:19:57.200
او بهم اميد ميداد

00:19:57.200 --> 00:19:59.100
اميد داشتن، اونم چند روزي
خارج از اين چار چوب زمونه

00:19:59.100 --> 00:20:00.900
با موزيکم

00:20:00.900 --> 00:20:04.100
و "Mudhoney"،"Nirvana" گروههاي
کارهايي انجام ميدادن "Melvins"

00:20:04.100 --> 00:20:05.500
احتمالاً

00:20:05.500 --> 00:20:09.500
بنظرم، شجاعت است که کار رو جلو ميبره
و او اون شجاعت رو داشت

00:20:09.500 --> 00:20:12.400
و اونم با اختلاف زيادي

00:20:12.400 --> 00:20:15.900
او استعداد خيلي زياد
اونم به مقدار شگرفي داشت

00:20:15.900 --> 00:20:19.400
که از ذاتش سرچشمه ميگرفت
پس اون نامحدود بود

00:20:19.400 --> 00:20:21.000
هر چي ميخواست انجام ميداد

00:20:21.400 --> 00:20:24.400
چه لحظه ي خوبي مشه
....که وقتي، گيتارهاي برقي

00:20:24.400 --> 00:20:28.100
شروع به نواختن ميکنن
بعنوان يک خواننده و يک ترانه سرا

00:20:28.100 --> 00:20:31.500
با ميل بيشتري نسبت به يک
گيتار زنه راک به اين فکر باشم

00:20:32.000 --> 00:20:33.900
که بايستي با اون بهترين
کار رو انجام بدم از اون

00:20:33.900 --> 00:20:36.500
وقته که حرفه ايم و
روي صندلي مينشينم

00:20:36.500 --> 00:20:40.400
"و مثلاً از "جاني کش
بعضي چيزهايي يا ديگري (گيتار) ميزنم

00:20:41.300 --> 00:20:44.600
و اون شوخي بردار نيست
اما کي ميدونه؟

00:20:46.000 --> 00:20:48.100
"آخرين خاطره يِ واقعيم از "کورت

00:20:48.100 --> 00:20:52.000
اين خوب نيست بگم
....اما تو مسيري عازم

00:20:52.000 --> 00:20:53.700
کاري بودم که مجبور به گاز زدن شدم...

00:20:53.700 --> 00:20:55.500
کنار يکي از
کارفرما-هاي سابقم نگهداشتم

00:20:55.500 --> 00:20:58.500
و براي اتومبيلم در حال گاز زدن بودم
و در آن حال

00:20:58.500 --> 00:21:00.200
راديويي داشتن که روشن بود

00:21:02.800 --> 00:21:04.600
اونا از دور همچنانکه به شنيدن
راديو گوش ميکردن

00:21:04.600 --> 00:21:07.300
ايستادن و پول گاز منم پرداختن
....و اون، مثل

00:21:10.800 --> 00:21:12.700
اون روز رو نميتونم فراموش کنم

00:21:27.400 --> 00:21:28.400
من به شرکت کارت اعتباري
زنگ زدم

00:21:28.400 --> 00:21:31.800
همانطوري که گفتم و....

00:21:33.500 --> 00:21:34.900
بهم گفتند که او
دو تا بليط از

00:21:34.900 --> 00:21:36.200
هواپيمايي يونايتد خريده

00:21:36.700 --> 00:21:38.000
به کجا؟

00:21:38.000 --> 00:21:40.500
نميدونستن يا
نميخواستن بهم بگن

00:21:41.800 --> 00:21:44.100
بهم گفتن او مبلغ زيادي
براشون پرداخت کرده بود

00:21:44.100 --> 00:21:46.200
اينقدر، نميدونم

00:21:50.100 --> 00:21:52.500
شايد او ميخواست با
مايکل دوباره بيرون بره

00:21:52.500 --> 00:21:53.600
مايکل

00:21:53.600 --> 00:21:55.000
بخاطر پول

00:21:56.600 --> 00:21:58.700
؟ R.E.M  رهبر آواز خوان گروهه

00:22:01.500 --> 00:22:06.400
بهرحال، حساب کردم
او گيتارش رو برميداره و از سياتل

00:22:06.400 --> 00:22:08.400
پرواز ميکنه و بعد در
آتلانتا فرود ميآد

00:22:08.400 --> 00:22:09.600
اما او دو تا بليط داره

00:22:09.600 --> 00:22:11.900
او براي کس ديگه اي
هم بليط خريده بود؟

00:22:17.300 --> 00:22:20.000
فکر کنم "کورت" ميخواست ازم جدا شه

00:22:20.000 --> 00:22:21.700
چرا ميخواي اين رو بگي؟

00:22:21.700 --> 00:22:26.300
او در"رُم" يک يادداشت برام گذاشت
در اون ميگفت داره من رو ترک ميکنه

00:22:27.000 --> 00:22:29.300
موضوعِ جدايي
هر زماني تقريبأ پيش ميآد

00:22:29.300 --> 00:22:31.000
بعد از اون ميون حرفا

00:22:31.000 --> 00:22:33.500
هر وقت "کورتني" حرف
جدايي رو پيش ميآورد

00:22:33.500 --> 00:22:35.400
حرفاش معمولأ
....چيزهاي بودن مثلِ

00:22:40.800 --> 00:22:42.200
تنها چيزي که باعث ميشه
جدايي اتفاق بيوفته

00:22:42.200 --> 00:22:44.700
اگه منم در اون ببينم انجام ميدم، خيانتِ

00:22:45.400 --> 00:22:46.200
آيا او بي وفايي کرده بود؟

00:22:46.200 --> 00:22:49.400
آره! آره، اينطور فکر ميکنم

00:22:49.400 --> 00:22:52.200
کورتني" در چندين مورد"
ياد آوري کرد که فکر ميکرد

00:22:52.200 --> 00:22:55.400
که "کورت" با " کريستين-پفاف"
ميتونستن با هم رابطه ايجاد کنن

00:22:55.400 --> 00:22:56.800
نوازنده يِ گيتار بِيس

00:22:56.800 --> 00:22:59.800
او خيلي حسود بود، و
او اغلب احساس ميکرد همسرش ميتونست

00:22:59.800 --> 00:23:01.900
با "کيتلين" هم رابطه
داشته باشه

00:23:01.900 --> 00:23:03.200
فروشنده يِ موادش

00:23:03.200 --> 00:23:05.800
اگه "کورت" تو سياتل باشه
اونم اونجاست

00:23:05.800 --> 00:23:08.100
بنظر ميرسيد
....حسودي خيلي از آدما رو ميکرد

00:23:08.100 --> 00:23:11.100
که نزديک "کورت" بودن، ميخواست....
....از کوچيکترين کارهايي که او

00:23:11.100 --> 00:23:13.000
انجام ميداد با خبر شه....

00:23:17.500 --> 00:23:21.800
پس ديروز تو اخبار به همه
....شايع کردم

00:23:21.800 --> 00:23:26.300
که در مصرف دارو زياده روي کردم
و کارم به بيمارستان کشيده

00:23:26.300 --> 00:23:29.400
فکر ميکردم که "کورت" نگران ميشه
و باهام تماس ميگيره

00:23:30.100 --> 00:23:31.700
....نميدونم، در واقع

00:23:32.500 --> 00:23:35.800
حساب کردم که
اين کارم در عرض يک هفته نتيجه ميده

00:23:36.500 --> 00:23:41.500
و ارزش اين رو داره
اما من ابعاد اون رو حساب نکردم

00:23:42.000 --> 00:23:43.300
موقعيکه اين حرف رو ميزدم، خب

00:23:49.700 --> 00:23:53.100
مونده بودم به اين يارو خبرنگاره از
آسويشتت پررس" چي بگم؟"

00:23:53.100 --> 00:23:56.900
بايد گفته ام رو تأييد ميکردم
...و اونوقت شايع ام ادامه پيدا ميکرد

00:23:56.900 --> 00:23:58.300
و حرفم رو تصديق کردم، خب؟

00:23:58.300 --> 00:24:00.300
چي بهت بگم، اين برام
فقط روده درازي ميشه

00:24:00.300 --> 00:24:01.500
خب

00:24:22.600 --> 00:24:24.200
در غير اينصورت
مصرف دارو انکار ميشد

00:24:24.200 --> 00:24:25.900
و براي اينکه کارم بگيره يک همدردي
لازم بود

00:24:29.600 --> 00:24:32.800
و مطبوعات هميشه
ملاحظه ام ميکردن بعنوان اينکه

00:24:32.800 --> 00:24:36.900
زندگي حزن انگيز و لعنتيم رو
بهر ترتيب کامل کنن، خب ديگه نميدونم

00:24:45.600 --> 00:24:49.300
خيلي تشکر ميکنم
اطلاعات زيادي گيرمون اومد

00:24:49.600 --> 00:24:51.400
ما کارمون رو خواهيم کرد

00:25:07.100 --> 00:25:11.100
قبلاً متقاعد شده بوديم
که "تام" راستگوست

00:25:11.100 --> 00:25:12.500
خب باورش شده بود
همانطوريکه ميشنيده

00:25:12.500 --> 00:25:14.100
او اصلاً دروغگو نبود

00:25:14.100 --> 00:25:16.800
او صحيح و سالم همه چي رو
به محل کارمون آورد

00:25:16.800 --> 00:25:20.200
به نرمي بازشون کرد، و اونا
همين نوارهاي کاست بودن

00:25:20.200 --> 00:25:22.600
فقط ساعتها ساعت صداي نوار کاست

00:25:23.500 --> 00:25:26.000
و بعد شروع به پخش
نوارهاي کاست برامون کرد

00:25:26.900 --> 00:25:30.600
و حقايق اونجا بود

00:25:42.400 --> 00:25:45.600
او در عين حال تو اين ميون
....هم کنترل شده بنظر ميرسيد

00:25:45.600 --> 00:25:47.500
و هم خيلي عصباني....

00:26:04.400 --> 00:26:07.400
چيزهايي در اون وجود داشت
که غير متداول بود

00:26:07.400 --> 00:26:11.200
و توشون چيزهايي پيدا ميشد بيش از
آنچه که گفته بوده باشم

00:26:11.200 --> 00:26:12.700
با پليس سياتل
تماس گرفتم

00:26:13.500 --> 00:26:15.600
و گزارش فرد گمشده اي رو اعلام کردم

00:26:15.600 --> 00:26:17.300
اونا پرسيدن
وقتي برگشته بودي؟

00:26:17.300 --> 00:26:20.200
او گزارش رو با نام
وندي اٌکانِر" ثبت کرده بود"

00:26:20.200 --> 00:26:21.900
"مادر "کورت-کوبين

00:26:28.000 --> 00:26:29.800
اگه اون رو
با اسم خودم اعلام ميکردم

00:26:29.800 --> 00:26:32.000
"اونوقت تمام "مديا
....که بعد متوجه ميشدن که

00:26:32.000 --> 00:26:34.600
گزارش شخص گمشده....
به اسم مادر کورت کوبين نبوده

00:26:34.600 --> 00:26:36.100
اونوقت همه چي دروغ ميشد

00:26:36.100 --> 00:26:38.500
در چهارم آوريل، مادر کورت کوبين
....وندي اُکانر

00:26:38.500 --> 00:26:41.000
گزارشي
مبني بر گمشدن پسرش اعلام کرده

00:26:41.000 --> 00:26:42.900
چون پسرش بنابر گزارش پراکنده
....فرار کرده

00:26:42.900 --> 00:26:44.600
اين نقل قوله از
"مکان بازپروري"

00:26:44.600 --> 00:26:47.300
او به روشني توضيح نداده که آيا
....اون در مکان بازپروري بوده

00:26:47.300 --> 00:26:49.900
يا نه، اما آنچه که
مردم ميگن

00:26:49.900 --> 00:26:52.300
او از دست کورت عصباني بوده
چون اون يک تفنگ

00:26:52.300 --> 00:26:53.500
تهيه کرده بود

00:26:53.500 --> 00:26:56.600
مادرش خودکشي آگاهانه ي اون رو مطرح کرده

00:26:56.600 --> 00:26:58.600
در اون بايد
چيزهاي اضافه ميشد، درسته؟

00:26:59.000 --> 00:27:00.000
درسته

00:27:00.200 --> 00:27:01.500
درباره ي کاتلين چي؟

00:27:01.500 --> 00:27:03.300
ميدونم اونا باهمن

00:27:03.300 --> 00:27:04.700
کسي رو گذاشته ام که
آپارتمانش رو زير نظر بگيره

00:27:04.700 --> 00:27:06.100
او اونجا پيدا نميشه

00:27:06.100 --> 00:27:07.600
ميخوام کسي رو
هم تو خونه ات بذارم

00:27:07.600 --> 00:27:10.500
چون دير يا زود
او ميخواد برگرده

00:27:11.000 --> 00:27:13.600
اما اگه
کورت هنوز در سياتل باشه

00:27:13.600 --> 00:27:18.000
اون بيرون مخفي ميشه و ديگه
نميخواد که به خونه برگرده

00:27:19.400 --> 00:27:23.500
او دوست داره تو هتل بمونه
اونم تو هتل هاي پايين شهر

00:27:27.000 --> 00:27:29.600
او نام "سايمون-ريچي" رو بکار ميبره

00:27:30.700 --> 00:27:33.500
"و يا "بيل-بايلي

00:27:34.100 --> 00:27:35.700
بايد اونا رو چک کني

00:27:37.400 --> 00:27:39.100
روز بعد، روز دوشنبه
وقتي هيچ موفقيتي

00:27:39.100 --> 00:27:43.600
در هتل هاي عالي
سياتل پيدا نکرديم

00:27:43.600 --> 00:27:47.500
ما شروع به زنگ زدن به
ديگر هتل هاي درجه پايين کرديم

00:27:47.500 --> 00:27:51.100
و برامون معلوم شد که در
يک هتل معمولي فردي به

00:27:51.100 --> 00:27:53.500
با نام بيل-بايلي اتاقي کرايه کرده

00:27:53.500 --> 00:27:54.700
ميخوام يکي از بچه ها رو
اونجا بفرستم

00:27:54.700 --> 00:27:56.200
ببينه اون کورت هست يا نه

00:27:56.200 --> 00:27:57.100
نه نه نه نه
نه، نميخوام کورت بدونه

00:27:57.100 --> 00:27:58.600
که ما مراقب اونيم

00:27:58.600 --> 00:27:59.900
کسي رو اونجا بفرست

00:27:59.900 --> 00:28:02.500
فقط مواظب اونا
تو هتل باشه، خب؟

00:28:03.200 --> 00:28:04.700
خب

00:28:07.200 --> 00:28:09.700
نميدونم 15 يا 20 دقيقه ي بعدش

00:28:09.700 --> 00:28:12.000
منظورت چيه که
به هتل زنگ زدي؟

00:28:12.000 --> 00:28:14.100
فکر کردم گفتي که
....نميخواي کورت بفهمه که

00:28:14.100 --> 00:28:15.900
....نه! من، تام

00:28:15.900 --> 00:28:19.900
باشه، گوش کن
....اگه اونجا نباشه

00:28:19.900 --> 00:28:21.300
بعدش ما احتياج داريم به فکر
فراهم کردن گروهي

00:28:21.300 --> 00:28:22.600
براي جستجو در محدوده ي واشينگتون باشيم

00:28:22.600 --> 00:28:24.100
زمان رو از دست ميديم، تام

00:28:24.100 --> 00:28:25.900
ميدوني که او
اونجاها پيدا نميشه

00:28:25.900 --> 00:28:27.900
يک دليل بيار که
نميخواي تو خونه ات

00:28:27.900 --> 00:28:28.900
مراقبش باشيم؟

00:28:28.900 --> 00:28:31.200
خب، چون احتياج نيست

00:28:31.200 --> 00:28:34.100
کالي" اونجاست، او بهم ميگه"
اگه سر و کله ي کورت پيدا بشه

00:28:48.500 --> 00:28:50.800
تو گفتگويي
در اوايل

00:28:50.800 --> 00:28:52.700
کورتني" بهم گفت"
که به "کالي" اعتماد نداره

00:28:52.700 --> 00:28:55.200
و گفت اون يکي از بهترين
دروغگوهايي است که تابحال ديده

00:28:55.200 --> 00:28:56.800
اما حالا، يکدفعه
بهم ميگه

00:28:56.800 --> 00:28:57.900
او به هيچکس چيزي نميگه

00:29:07.400 --> 00:29:08.400
من اينجا نميتونم برات
مفيد باشم

00:29:08.400 --> 00:29:09.700
چون ميخوام اونجا باشم

00:29:09.700 --> 00:29:12.300
دوست دارم در عمليات جستجو
سياتل شرکت کنم

00:29:13.300 --> 00:29:15.400
ميدونم اونجا افرادي در اختيار دارم
از آدماي محلي

00:29:15.400 --> 00:29:19.000
و اگه اونجا باشم ميتونم
رُل کوچکي بعهده بگيرم

00:29:19.600 --> 00:29:21.800
عاليه، ميتوني بري

00:29:22.300 --> 00:29:25.000
عالي شد، عالي شد

00:29:25.000 --> 00:29:26.400
چرا تو نميري اونجا، کورتني؟

00:29:26.400 --> 00:29:28.400
چون نميتونم

00:29:28.400 --> 00:29:30.900
کارهايي براي
مواظبت از اينجا دارم

00:29:32.000 --> 00:29:33.300
ببين، اون رو تقدير ميکنم
اگه تو به کسي نگي

00:29:33.300 --> 00:29:34.800
اونجا سفر ميکردم

00:29:34.800 --> 00:29:37.100
اگه يکي بدونه
ممکنه به کورت بگن

00:29:37.100 --> 00:29:39.300
و بعد اون ميتونه بگريزه

00:29:39.300 --> 00:29:42.200
کاملاً، فکر کنم
راست ميگي

00:29:42.900 --> 00:29:45.600
باشه، منم قصد دارم کاري کنم

00:29:50.200 --> 00:29:53.300
تام، حضرت مسيح رو
نجات بده

00:30:21.300 --> 00:30:24.200
واقعاً داشتم
آماده ميشدم تا به سياتل پرواز کنم

00:30:24.200 --> 00:30:26.700
کورتني درباره ي
ديلان-کارسون" بهم گفت"

00:30:26.700 --> 00:30:28.900
ديلان" همه ي پاتوقها رو ميشناسه"
....اون خونه رو

00:30:28.900 --> 00:30:30.500
خيلي خوب ميشناسه

00:30:30.500 --> 00:30:33.100
ديلان-کرسون" بهترين"
دوست کورت بود

00:30:33.100 --> 00:30:36.000
پس بنظرت
او تمايل به خودکشي داشت؟

00:30:36.000 --> 00:30:37.800
نه، ابداً

00:30:38.800 --> 00:30:40.600
او تو فشار سنگين بود
اما نه ديگه اونقدر

00:30:40.600 --> 00:30:42.400
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30:42.400 --> 00:30:43.800
ميدونم او و کورتني
مسئله داشتن

00:30:43.800 --> 00:30:46.400
....يک مقدار مسئله ي از قبل، اما

00:30:48.500 --> 00:30:50.300
اين رو نميدونم، چرا
کورت باهاش ازدواج کرد

00:30:50.300 --> 00:30:52.300
زياد طول نکشيد
که اونا درباره ي همه چي اختلاف داشتن

00:30:52.300 --> 00:30:55.100
هميشه با هم دعوا داشتن
که بسته به نوعش بود

00:30:55.100 --> 00:30:58.100
اين مورد تو رُم
...آيا کسي رو متوجه نکرد

00:30:58.100 --> 00:31:00.600
که اون باعث بشه....
سعي کنه خودش رو بکُشه؟

00:31:00.600 --> 00:31:03.100
نه، اون يک تصادف بود

00:31:03.100 --> 00:31:04.700
همه ازش با خبرن

00:31:04.700 --> 00:31:06.800
ازش چند بار پرسيدم
....در اين باره که آيا کورت

00:31:06.800 --> 00:31:10.500
تمايل به خودکشي داشت يا نه
و اون تقريبأ در جواب يک متلک ميگفت

00:31:10.500 --> 00:31:12.300
اون بود مثل
"نه، البته که نه"

00:31:12.300 --> 00:31:16.200
چون فکر ميکنم
اگه او بدرستي متمايل به خودکشي باشه

00:31:16.200 --> 00:31:18.700
همچنانکه زنش به اون ميگه
چرا زنش بهش اجازه ميده که يک تفنگ بخره؟

00:31:18.700 --> 00:31:20.800
او خودکشي نکرده

00:31:20.800 --> 00:31:23.300
اون روز ما اون تفنگ رو
براي حفاظت از او خريديم

00:31:23.300 --> 00:31:25.600
اخيراً يه دزدي
در خونه پيش اومده بود

00:31:25.600 --> 00:31:28.000
پليس بتازگي تفنگ ديگرش رو
ضبط کرده بود

00:31:28.000 --> 00:31:30.300
پس من اون رو به اسم خودم ثبت کردم

00:31:32.700 --> 00:31:35.000
بهم اعتماد کن، اگه او قصد خودکشي داشت
هرگز بهش اجازه نميدادم

00:31:35.000 --> 00:31:36.800
يک تفنگ بخره

00:31:41.700 --> 00:31:43.900
کورتني-لاو خواننده ميگه
کوبين يک يادداشت خودکشي

00:31:43.900 --> 00:31:46.400
بهش نوشته بود
که در يه قسمت ميگه

00:31:46.400 --> 00:31:49.900
ديگه بيش از اين طاقت ندارم"
"اين زندگي رو ادامه بدم

00:31:49.900 --> 00:31:52.000
يک افسانه بود
"که، "آره، درسته

00:31:52.000 --> 00:31:53.700
همه ميدونستن او به فکر خودکشي بود

00:31:53.700 --> 00:31:56.000
"اون درست معلوم بود"

00:31:56.000 --> 00:31:58.800
پس سورپرايز بزرگي نبود
وقتي عاقبت خودش رو کشت

00:31:58.800 --> 00:32:01.000
و بعد ميري پيش افراد
نزديک اون

00:32:01.000 --> 00:32:02.900
آدمايي که ميدونستن اون بهترينه

00:32:02.900 --> 00:32:05.700
و هيچکدوم از اونا
باور نميکردن او خودکشي کرده باشه

00:32:05.700 --> 00:32:08.900
هرگز از کورت حرفي  درباره ي
خودکشي يا همچين چيزي نشنيده بودم

00:32:08.900 --> 00:32:10.700
پيشم هميشه اون
خوشحال بنظر ميرسيد

00:32:10.700 --> 00:32:13.600
ساکت، خجالتي اما
بطور قطع شاد

00:32:13.600 --> 00:32:16.500
اشاره اي هم بهم نکرد
که افسرده شده

00:32:16.500 --> 00:32:20.400
موزيک و شعرش
....تجسم يک سمت تاريکه

00:32:20.400 --> 00:32:24.400
با مقداري از احساساتش، اما....
فکر ميکنم او تجليل يافته

00:32:24.400 --> 00:32:26.600
مردم شروع کردن به آناليز
....شعرها و نگاهي  که به چند تا

00:32:26.600 --> 00:32:28.500
چيزهايي که
او نوشته و گفته کردن

00:32:28.500 --> 00:32:30.400
البته، به اين نگاه کن"
"اينجا چي نوشته

00:32:30.400 --> 00:32:33.100
معلومه، او"
"درباره ي خودکشي صحبت کرده

00:32:33.100 --> 00:32:36.200
خسته ام از آدمايي که
فکر رو سعي-شون اينه

00:32:36.200 --> 00:32:38.500
توي شعرهايم تعابير بيش از اندازه اي بدهن

00:32:38.500 --> 00:32:39.900
يک زمانهايي پيش ميآد وقتي
....شعرهايي مينويسم، در جاهايي

00:32:39.900 --> 00:32:43.200
وقتي به آخراش ميرسه
چون آدم تنبليم

00:32:43.200 --> 00:32:45.100
در اونا خودم رو پيدا ميکنم
که داره خودش رو نشون ميده

00:32:45.100 --> 00:32:47.100
با توصيفاتي که در اونه

00:32:47.600 --> 00:32:51.000
اونجا ممکنه در يک يا دو خط
از يک آهنگ پراکنده باشه

00:32:51.000 --> 00:32:54.300
اما بخدا قسم ميخورم
....برادر، واقعي نيست

00:32:54.300 --> 00:32:56.400
نه بيشتر از اوني که نشون ميده....

00:32:56.400 --> 00:32:58.600
از شکم دردشه
يه چيز بزرگي بود

00:32:58.600 --> 00:33:01.500
اين شکم درديست که او
براي سالها تحمل کرده بود

00:33:01.500 --> 00:33:04.500
بسيار طاقت فرسا بوده که
باعث شد خودش رو به کشتن بده

00:33:04.500 --> 00:33:06.700
اون طوري حرف ميزد
انگار سوالي نشده

00:33:06.700 --> 00:33:10.800
و يکبار که تشخيص داده شد
مورد عمل قرار گرفت

00:33:10.800 --> 00:33:12.000
و درد از بين رفت

00:33:12.000 --> 00:33:13.800
شکم دردت چطوره؟

00:33:13.800 --> 00:33:14.900
....طوريت که ديگه نشده

00:33:14.900 --> 00:33:17.900
رفع شده

00:33:17.900 --> 00:33:19.400
آره؟ -
آره -

00:33:19.400 --> 00:33:22.700
عاقبت با داروهاي درست شکمي
تجويز شده ام

00:33:22.700 --> 00:33:27.700
بالاخره، بعد از 6 سال درد مداوم
که بود

00:33:28.500 --> 00:33:31.700
حالا بيش از يکساله مشکل
شکمي نداشته ام

00:33:31.700 --> 00:33:35.800
....شکم درد بنظر ميرسيد در

00:33:35.800 --> 00:33:37.900
وضع ظاهرش خيلي اثر گذاشته بود....

00:33:37.900 --> 00:33:39.600
او با "رولينگ-استون" يک مصاحبه
کرده بود

00:33:39.600 --> 00:33:42.100
که در اونجا ميگه او خوشحالتر از
اونه که تابحال بوده

00:33:42.100 --> 00:33:42.900
نظرت اينه؟

00:33:45.500 --> 00:33:49.400
وقتي ميشنوي کورتني
....بدقت در تموم وقت مصاحبه

00:33:49.400 --> 00:33:54.400
اين همه شرح ميده که چطور....
....پيش از اين سعي ميکرده

00:33:54.400 --> 00:33:56.800
خودکشي کنه و با همه....
....درباره ي خودکشي حرف ميزنه

00:33:56.800 --> 00:34:00.500
او ميدونه که....
داره ميره که يک افسانه بشه

00:34:01.200 --> 00:34:03.400
"راتر-چيلينگلي-لاو"
....ميگه که 3 تا  از عموهاشن

00:34:03.400 --> 00:34:05.700
که تقريباً....
مرتکب عمل خودکشي شدن

00:34:05.700 --> 00:34:08.100
"او ميگه "کوبين-کراس

00:34:08.100 --> 00:34:12.000
دورترين فاميل کوبين در تاريخ است
که خودکشي کرده

00:34:12.000 --> 00:34:14.600
"پدر "لِلاند-کوبين
او در "مونت-سانتو" يک افسر پليس بود

00:34:14.600 --> 00:34:18.600
يکروز او
به يک ميخونه (بار) ميره

00:34:18.600 --> 00:34:19.800
و روي يک صندلي ميخونه ميشينه

00:34:19.800 --> 00:34:21.600
1938 اين برميگرده به سال

00:34:21.600 --> 00:34:24.300
از هفت تيرش که تو جلدش
يک گلوله اي در ميره

00:34:24.300 --> 00:34:27.600
و بزمين ميخوره
....و بر اساس گزارش

00:34:27.600 --> 00:34:29.900
او به دور و بر ميخونه نگاه ميکنه
....و ميپرسه همه خوبن

00:34:29.900 --> 00:34:31.800
و بعد
بلافاصله بزمين ميوفته

00:34:31.800 --> 00:34:34.000
و ميميره

00:34:34.600 --> 00:34:37.600
از آنچه که "للاند" از برادرش هم
بهم گفت

00:34:37.600 --> 00:34:42.600
برادرش هم مشروب ميخوره
و از راه پله ميوفته

00:34:42.700 --> 00:34:44.900
و ميميره و از اين
عجيب تر

00:34:44.900 --> 00:34:46.100
نه تنها پدر بزرگ "کورت" است

00:34:46.100 --> 00:34:49.000
بلکه عمو بزرگشه
که خودکشي ميکنه

00:34:49.800 --> 00:34:51.500
يکي از مهمترين
عناصر اين پرونده

00:34:51.500 --> 00:34:54.900
که همه رو متقاعد ميکنه
که اون خودکشي کرده

00:34:54.900 --> 00:34:58.400
همانطوريکه گفته شد
"تلاش براي خودکشي در رُم است"

00:35:01.000 --> 00:35:02.600
کورت-کوبين رهبر گروه نيروانا

00:35:02.600 --> 00:35:04.400
به علت نامعلوم به کُما رفته
و به بيمارستان منتقل شده

00:35:04.400 --> 00:35:07.000
امروز صبح در ساعت 6 تو رُم ايتاليا

00:35:07.000 --> 00:35:09.700
مدير کاراش گفت
"اوضاعش وخيمه"

00:35:09.700 --> 00:35:11.300
و وضعيت ظاهرش
نشون ميده بدتر شده

00:35:11.300 --> 00:35:12.900
اين هنگامي رخ داد که
....همراه شامپاين

00:35:12.900 --> 00:35:15.500
براي کم کردن درد
قرص روهپينول نيز مصرف کرد

00:35:15.500 --> 00:35:18.700
در اون زمان کلمه يِ
خودکشي رو کورتني

00:35:18.700 --> 00:35:21.000
در مديا اصلاً براي
کورت بکار نميبرد

00:35:21.000 --> 00:35:24.200
اون بعنوان يک تصادف
در مصرف زياديِ دارو اعلام شد

00:35:24.200 --> 00:35:26.300
او از کُما بهوش اومد
و مدير کاراش گفت

00:35:26.300 --> 00:35:29.200
اين يک تصادف بوده
و نه يک اقدام براي خودکشي

00:35:29.200 --> 00:35:33.000
پيش از مرگ کورت
در اولين مصاحبه اي که کورتني داد

00:35:33.000 --> 00:35:35.700
او شروع به گفتن اقدام هاي
قبلي خودکشي کرد

00:35:35.700 --> 00:35:37.700
رُم يک اقدام براي خودکشي بود

00:35:37.700 --> 00:35:39.800
کورتني شروع به گفتن حقيقت به مردم کرد

00:35:39.800 --> 00:35:42.900
که کورت 60 تا قرص
خورده

00:35:43.900 --> 00:35:45.600
شما 60 تا قرص بخوري
اين ديگه يک تصادف بحساب نميآد

00:35:45.600 --> 00:35:47.300
يک اقدام براي خودکشي بحساب ميآد

00:35:47.300 --> 00:35:51.000
پس تصميم گرفتيم با
دکتري که کورت رو مداوا کرده بود تماس بگيريم

00:35:51.000 --> 00:35:56.000
"در رُم، دکتر "گالتا
بطور قاطع تأييد کرد

00:35:56.200 --> 00:35:59.400
که تو معده اش 60 تا
قرص بود

00:35:59.400 --> 00:36:01.900
و با اين حساب
يک اقدام به خودکشي بوده

00:36:01.900 --> 00:36:05.600
در اون زمان کورت و
کورتني هر دو گفته بودن که

00:36:05.600 --> 00:36:08.300
يک تصادفه، و
دکتر خلاف اون رو ميگفت

00:36:08.300 --> 00:36:11.100
پس اون ثابت ميکنه
که او سعي ميکرده

00:36:11.100 --> 00:36:12.700
قبلأ خودش رو بکُشه

00:36:12.700 --> 00:36:15.600
حکايت مدرک نيست
کسٍ ديگه اي هم نزديکٍ کورت نبود

00:36:15.600 --> 00:36:18.700
که بگه که خيال نداشت
خودکشي بکنه

00:36:18.700 --> 00:36:21.600
اما دنيا فقط حرفهاي کورتني رو
قبول داشت

00:37:04.300 --> 00:37:06.600
موقعيکه در سياتل با "ديلان" بودم
و اون اطراف رانندگي ميکرديم

00:37:06.600 --> 00:37:09.000
اشاره کردم بهش
که کورتني گفته

00:37:09.000 --> 00:37:11.900
که کورت الان تو
بهترين هتل ها ميمونه

00:37:11.900 --> 00:37:14.600
و او تقريباً شگفت زده شد

00:37:14.600 --> 00:37:16.600
او لبخندي زد
و گفت

00:37:16.600 --> 00:37:18.100
مسخره ست

00:37:18.100 --> 00:37:22.100
از هتلهاي تجملي نفرت داشت
و در هتلهاي ارزون قيمت ميموند

00:37:22.100 --> 00:37:24.600
بيشترين حدس در خونه هاي اجاره اي روزانه

00:37:24.600 --> 00:37:26.700
اون رو ديدي يا نه؟

00:37:27.500 --> 00:37:28.800
باشه، ول کن

00:37:36.100 --> 00:37:38.600
ميخوام براي بررسي اوضاع
با کورتني تلفني حرف بزنم

00:37:38.600 --> 00:37:40.200
نميدونم چه خبره

00:37:40.200 --> 00:37:43.400
ديلان بهم گفت وقتي اونا
تو اون هتل ها ميموندن

00:37:43.400 --> 00:37:45.500
معمولأ دو يا سه هفته
طول ميکشيد

00:37:45.500 --> 00:37:48.900
زندگي نبود جزء خوردن
کوکا کولا و چيپس سيب زميني

00:37:48.900 --> 00:37:50.900
بهمراه مصرف هروئين

00:37:58.000 --> 00:38:00.000
کورتني هميشه
با ديلان در تماس بود

00:38:00.000 --> 00:38:02.400
او از ديلان خواسته بود
که باهاش در تماس باشه

00:38:02.400 --> 00:38:05.300
تا ديلان راهنمايي
لازم رو بهم بده

00:38:05.300 --> 00:38:08.300
کورتني به مشکل برخورده
اون به بيمارستان افتاده

00:38:08.300 --> 00:38:10.200
و اجازه ي خروج نداره

00:38:10.200 --> 00:38:11.700
چي؟

00:38:11.700 --> 00:38:14.700
گفت که همه ي اين ماجرا يک
اشتباه بزرگه و حالش خوبه

00:38:15.100 --> 00:38:16.600
ازمون خواست به
خونه بريم و دوباره اونجا رو

00:38:16.600 --> 00:38:18.400
براي پيدا کردن تفنگ بگرديم

00:38:19.100 --> 00:38:20.700
فکر ميکنه احتمال داره
جايي تو اتاق خواب

00:38:20.700 --> 00:38:22.400
مخفي باشه

00:38:22.400 --> 00:38:24.200
جاي مخفي؟

00:38:24.200 --> 00:38:26.400
قبلاً در اين مورد بهمون
اشاره هم نکرده بود

00:38:26.400 --> 00:38:28.700
اما گفت اونجا محليه که
کورت تفنگ رو نگهميداره

00:38:28.700 --> 00:38:31.200
پس اگه محلش اونجاست، اونوقت
همونجا سر جاشه

00:38:32.000 --> 00:38:33.500
بزن بريم

00:38:50.800 --> 00:38:52.500
شب گذشته رو يادت ميآد؟

00:38:52.500 --> 00:38:53.900
نه

00:38:54.100 --> 00:38:57.200
يادداشتي بود که ظاهراً
از طرف "کالي" نوشته شده بود

00:38:57.200 --> 00:38:58.700
و احساسي در اون نبود

00:38:58.700 --> 00:39:02.600
کورت، باورم نميشه
   با نبود من چطور

00:39:02.600 --> 00:39:04.400
تو خونه زندگي ميکني

00:39:04.400 --> 00:39:07.400
به ضرر خودته که
تماسي با کورتني نداشتي

00:39:07.400 --> 00:39:10.500
چون عاقبت بهش اجازه ميدي
بفهمه که راضي هستي

00:39:10.500 --> 00:39:13.300
کورت، او خيلي ناراحته
و اين صبح

00:39:13.300 --> 00:39:15.300
حالش بد شده
و حالا اون

00:39:15.300 --> 00:39:17.400
دوباره تو بيمارستانه

00:39:18.100 --> 00:39:20.300
ما دوباره يک کمي
صندوق خانه ي مخفي رو جستجو کرديم

00:39:20.300 --> 00:39:22.200
اونجا تفنگي نبود

00:39:23.100 --> 00:39:26.200
"همسرته، عاشقته"

00:39:26.200 --> 00:39:28.200
"شما يک بچه دارين"

00:39:28.200 --> 00:39:31.400
با هم باشيد تو که آخرش"
"بهش ميگي حق با توئه

00:39:31.400 --> 00:39:33.300
"از غصه داره ميميره"

00:39:33.300 --> 00:39:35.000
"اين کارا خوب نيست، مَرد"

00:39:35.000 --> 00:39:36.600
"حالا يک کاري کن"

00:39:46.400 --> 00:39:48.500
بعداً وقتي با "رُز-مري" در
اين باره صحبت کردم

00:39:48.500 --> 00:39:50.300
و بهش گفتم در اين مورد
بهش بدگمانم

00:39:50.300 --> 00:39:53.600
او يکدفعه از کوره در ميره
و ميفهمه کالي در واقع از همه چي خبر داره

00:40:46.600 --> 00:40:48.800
ديلان و من يکراست به بيرون شهر
به "کارانتيون" رفتيم

00:40:48.800 --> 00:40:50.600
درست خارج از "سياتل" بود

00:40:51.500 --> 00:40:53.600
کورت و کوبين
هر دو خونه هاي شخصي خودشون رو داشتن

00:40:53.600 --> 00:40:55.700
و ما کنجکاو بوديم اونجا رو ببينيم شايد
اونجا از کورت مدرکي باشه

00:40:55.700 --> 00:40:57.900
که نشون بده اونجا بوده

00:40:58.900 --> 00:41:02.900
حدوداً نصف راه رو رفته بوديم
که در پمپ بنزين نگهداشتيم

00:41:02.900 --> 00:41:05.100
و ديلان يک تماس
تلفني ديگه گرفت

00:41:16.500 --> 00:41:18.500
يک تماس تلفني گرفتم
از طرف تکنسين برق-مون بود

00:41:18.500 --> 00:41:23.400
گري اسميت" که کارهاي"
نصب و تأمين روشنايي رو انجام ميداد

00:41:23.400 --> 00:41:24.800
ما تو اتاق بالايي يک کاري داشتيم

00:41:24.900 --> 00:41:28.100
فقط اون رو ميدونستيم که صاحبخونه
نوازنده ي ممتازه "راک" در سياتل است

00:41:28.600 --> 00:41:29.700
زياد هم برامون مهم نبود
که بدونيم اون واقعأ کيه

00:41:29.900 --> 00:41:32.600
او کلمه به کلمه حرف ميزد
و ميون کلماتش لکنت داشت

00:41:36.600 --> 00:41:38.900
او از پشت يک درب شيشه اي
نگاهي توي راهرو ميکنه

00:41:38.900 --> 00:41:42.700
درب قفل بوده
و از همون جا يک جسد ميبينه

00:41:46.800 --> 00:41:49.900
"و بهم ميگه "فکر کنم او به خودش شليک کرده

00:41:49.900 --> 00:41:52.500
منم با يک ايستگاه راديويي تماس گرفتم
و گفتم چه اتفاقي افتاده

00:41:52.500 --> 00:41:54.800
همچنانکه جواب ميدادم
يک تماسي از اون طرف خط

00:41:54.800 --> 00:41:57.400
برقرار ميشه
"و ميگه، " اون جور که فهميدم

00:41:57.400 --> 00:41:59.700
"خبرهاي باور نکردني اينجاست"

00:42:00.600 --> 00:42:02.100
هيچي؟

00:42:05.200 --> 00:42:07.400
يک دوستي از خودمون گفت
که شنيده يک جسد پيدا شده

00:42:07.400 --> 00:42:09.600
تو خونه ي کورت

00:42:09.600 --> 00:42:11.000
چي؟

00:42:16.300 --> 00:42:18.400
رهبر
گروه راک نيروانا مُرده

00:42:18.400 --> 00:42:20.100
اين صبح يک تکنسين برق
جسد کوبين رو پيدا کرده

00:42:20.100 --> 00:42:22.700
که خواننده ي "برکه" بود
در خونه اش در واشينگتن

00:42:22.700 --> 00:42:25.100
تکنسين به خبرگزاري "کومو" گفته
....که کارکنان اورژانس

00:42:25.100 --> 00:42:27.700
بهش گفتند که مرد متوفي....
کورت کوبين است

00:42:27.700 --> 00:42:29.100
وقتي شنيدم
که جسد پيدا شده

00:42:29.100 --> 00:42:31.800
"تو اتاقي بوده که "اتاق شيشه اي
....گفته ميشه، رو

00:42:31.800 --> 00:42:35.200
به ديلان کردم و گفتم....
"اتاق شيشه اي ديگه چيه؟"

00:42:35.200 --> 00:42:37.300
گفت
همون اتاق کوچيک لعنتي يِ

00:42:37.300 --> 00:42:38.500
"بالاي گاراژ"

00:42:38.500 --> 00:42:40.600
اونا خرت و پرتا و
بعضي چيزا اونجا نگه ميداشتن

00:42:40.600 --> 00:42:42.400
صداش درست مثل جارو کردنه

00:42:42.400 --> 00:42:44.500
داخل کمد يا همچون چيزي

00:42:44.500 --> 00:42:45.700
بود
که از قصد در ميآورد

00:42:45.700 --> 00:42:47.900
بهت نگفته بودم
همه جاي خونه رو بگردي؟

00:42:48.700 --> 00:42:50.600
بازم
که گوشهات عيب پيدا کرده

00:42:50.600 --> 00:42:52.800
مجبوريم اين اتفاق وحشتناک رو
....در حال حاضر کنار بذاريم

00:42:56.900 --> 00:42:58.900
خونه رو از طبقه ي همکف
....وارسي کردم و

00:42:58.900 --> 00:43:00.800
چيزي که مانند يک مجسمه
بنظر ميرسيد رو ديدم

00:43:02.400 --> 00:43:04.900
لخته هاي خون رو ميتونستم تو گوش
و موهاش ببينيم

00:43:04.900 --> 00:43:08.500
و بلافاصله فهميدم که
يک کمي از اونا کَنده شده

00:43:13.000 --> 00:43:14.900
درها از تو قفل بودن

00:43:16.500 --> 00:43:18.800
تو اولين نگاه
فهميدم

00:43:18.800 --> 00:43:21.100
که تلف شده

00:43:24.000 --> 00:43:26.000
تفنگي هم رو زانوش بود
که آغشته

00:43:26.000 --> 00:43:27.600
با خونش بود

00:43:27.600 --> 00:43:28.900
هيچ کاري
نميتونستيم براش بکنيم

00:43:28.900 --> 00:43:30.900
پس به جسد دست نزديم

00:43:32.000 --> 00:43:35.400
کيف پولش رو
براي فهميدن هويتش چک کرديم

00:43:37.600 --> 00:43:39.400
افسري گفت
"اسم ميخواي؟"

00:43:39.400 --> 00:43:41.300
براي ثبت و گزارش
به اسم نياز داشتم

00:43:41.300 --> 00:43:44.200
گفت
"کوبين، کورت کوبين"

00:43:44.900 --> 00:43:46.800
يک چند لحظه اي
براي فکر کردن تأمل کردم

00:43:46.800 --> 00:43:49.800
و گفتم
"منظورت همون ستاره ي معروف راک"

00:43:50.800 --> 00:43:53.400
اين واقعه
دنياي موزيک رو شوک زده کرد

00:43:53.400 --> 00:43:56.500
جسدي که اين صبح پيدا شده
متعلق به ستاره ي معروف راک، کورت کوبين است

00:43:56.500 --> 00:43:58.600
جسد
....کوبين پيدا شده در حدوده

00:43:58.600 --> 00:44:00.000
ظاهراً
....يک خودکشي بوده

00:44:09.200 --> 00:44:10.500
خيلي سخت بود
که جسد رو بشه فقط

00:44:10.500 --> 00:44:12.600
از روي انگشت نگاري شناسايي کرد

00:44:12.600 --> 00:44:14.200
پليس نميتونست
جزئيات پيدا شده رو منتشر کنه

00:44:14.200 --> 00:44:16.900
يادداشت خودکشي کوبين هم
مربوط به چند سال قبل ميشد

00:44:16.900 --> 00:44:19.900
زماني که کوبين
....سخت در گير با چند تا

00:44:19.900 --> 00:44:21.600
مسئله تراژيک در 27 سالگيش بود

00:44:21.600 --> 00:44:25.100
او از اون گروه نوازندگان راکي بود
که از روشنايي معروفيت درخشيد

00:44:25.100 --> 00:44:27.400
و به اين روشنايي ناراحت کننده رسيد

00:44:28.000 --> 00:44:29.800
موقعي اونجا
رسيديم که

00:44:29.800 --> 00:44:32.300
هوا باروني و اطراف اون محل
مملو از آدم بود که خونه رو

00:44:32.300 --> 00:44:33.700
احاطه کرده بودن

00:44:33.700 --> 00:44:35.800
اونجا رو ميشد راحت از بالاي شاخ و برگ
درختان هم ديد

00:44:35.800 --> 00:44:37.200
اونجا بسيار مرتفع بود

00:44:37.200 --> 00:44:41.500
بدرستي نفهميدم چرا اين نکته رو
اون بيرون بهم اشاره نکرد

00:44:43.900 --> 00:44:45.500
امشب
سرمون شلوغ ميشه

00:44:46.100 --> 00:44:47.500
او "رولينگ-استون" است

00:44:47.500 --> 00:44:49.900
ديلان" خبرگزاري ها رو دوست نداشت"
و او به کورت نگفت که

00:44:49.900 --> 00:44:51.400
خبرگزاري ها رو دوست داره

00:44:51.400 --> 00:44:53.600
شايعه ي متداول
از دستشون دور بمون

00:44:54.200 --> 00:44:55.300
هو...هو....هو

00:44:55.300 --> 00:44:56.300
تام" هستم"
اجازه ي رسمي دارم، چطورييد؟

00:44:56.300 --> 00:44:57.700
خب

00:44:57.700 --> 00:45:00.100
"بوسيله ي "کورتي لاو
...استخدام شدم شوهر گمشده اش رو

00:45:00.100 --> 00:45:01.600
پيدا کنم

00:45:01.600 --> 00:45:04.400
اطلاعاتي دارم که فکر کنم
ميتونه کمک بکنه

00:45:04.400 --> 00:45:07.300
ميتونم با کارگاه مسئول
حرف بزنم؟

00:45:08.000 --> 00:45:08.800
صبر کن

00:45:21.300 --> 00:45:23.300
وقت نداره
با شما حرف بزنه

00:45:23.300 --> 00:45:26.300
ساعت 3 بعد از ظهر با اداره تماس بگيريد
اونوقت ميتونيد باهاش حرف بزنيد

00:45:26.300 --> 00:45:28.300
هنک کردم

00:45:28.300 --> 00:45:31.700
اگه جايِ افسر پليس
و در حال وارسي جسد بودم

00:45:31.700 --> 00:45:34.600
و اونوقت شخصي بهم ميگفت
يکي اينجاست

00:45:34.600 --> 00:45:37.000
که ميگه ديشب در اون خونه بوده

00:45:37.000 --> 00:45:38.900
"بهش ميگفتم "نگهش دارين

00:45:38.900 --> 00:45:41.600
حتي اگه اون بگه لازمه که بره"
"توقيفش هم ميکردم

00:45:41.600 --> 00:45:44.400
و اون رو نگه ميداشتم تا"
"شانسي باشه که باهاش حرف بزنم

00:45:44.400 --> 00:45:46.100
تو اجازه نداري
بذاري کسي مثل اون که بِره

00:45:46.100 --> 00:45:49.400
تو شانس اين رو داري تا
کار تحقيق خودت رو کاملتر کني

00:45:49.400 --> 00:45:54.200
و در اين مورد بطور قطع
حکم بدي که اين شخص چطور مُرده

00:45:54.200 --> 00:45:55.700
"پليس جنائي "سياتل
....طوري عمل

00:45:55.700 --> 00:45:58.900
و تحقيق ميکرد
که "انگاري" يک خودکشي است

00:45:58.900 --> 00:46:01.300
اگه اينطورم بوده، قطعاً
نبايستي به اوني که شب قبل

00:46:01.300 --> 00:46:04.000
اونجا بوده رو
بذارن که اوجا رو ترک کنه

00:46:04.000 --> 00:46:07.100
قبل از آنکه جسد تو اون وضعيت
پيدا بشه

00:46:07.600 --> 00:46:08.800
من "نورم استامپر" هستم

00:46:08.800 --> 00:46:11.500
حدود 34 سال
افسر پليس بودم

00:46:11.500 --> 00:46:16.500
و 6 سال آخر از 1994 تا 2000 رو
بعنوان رئيس پليس "سياتل" بودم

00:46:16.700 --> 00:46:19.700
نميخوام وانمود کنم که اونجا
افسر پليس هايي باشن

00:46:19.700 --> 00:46:23.900
که بدرستي و نيکوکاري
اونا بشه شک کرد

00:46:23.900 --> 00:46:27.900
اون مربوط به
مرگ کورت کوبين ميشد

00:46:33.800 --> 00:46:35.600
جان اِف کِندي
مارتين لوتر گينگ,

00:46:35.600 --> 00:46:38.300
اِلويس پريسلي، مارلين مونرو

00:46:38.300 --> 00:46:40.600
در طي 50 سال گذشته مثل يک

00:46:40.600 --> 00:46:42.900
رايزن آسيب شناس
در پيرامون بحث موارد پزشکي قانوني

00:46:42.900 --> 00:46:45.800
من درگير هزاران مورد
....اين چنيني

00:46:45.800 --> 00:46:48.600
حدوداً 18.000 کالبد شکافي قرار داشتم....
....و جوايزي هم با عنوان

00:46:48.600 --> 00:46:51.600
مسئول....
....نظارتي يا ارزيابي

00:46:51.600 --> 00:46:54.400
در 38.000 مورد کالبدشکافي نصيبم شده....

00:46:54.400 --> 00:46:56.400
شخصاً در تحقيق
....رسيدگي

00:46:56.400 --> 00:46:59.200
کنکاش و جستجوي
بيش از 8.000 قتل مشارکت داشتم

00:46:59.200 --> 00:47:01.700
من حاصل تحقيق
....حادثه رو در يک گزارش

00:47:01.700 --> 00:47:06.200
توجيحي....
که براي روشن شدن علت مرگ لازم بود

00:47:06.200 --> 00:47:09.300
از اولين مراحل شروع، تا از
....هر چيزي که تمام کارآگاهها

00:47:09.300 --> 00:47:13.400
درگير در اين رخداد
باهاش مواجه بودن و بدان اشاره کردن نوشتم

00:47:13.500 --> 00:47:18.300
حکم قانونيِ پليس
....در اين زمينه همان روز

00:47:18.400 --> 00:47:20.400
در اطلاعيه ي رسمي
اين بود

00:47:20.500 --> 00:47:24.200
که درست نيست پليس
اين حادثه رو اقدام به خودکشي بحساب نيآره

00:47:24.300 --> 00:47:26.500
...و وظيفه ي امروز اينه که

00:47:26.500 --> 00:47:28.000
اون رو بعنوان عامل قتل  بشناسه

00:47:28.000 --> 00:47:29.800
من نميخواستم اطلاعيه اي
درست کنم

00:47:29.800 --> 00:47:33.100
که اين، يک مورد خودکشي
بدون دلايل کافي باشه

00:47:33.100 --> 00:47:35.100
:مراحلي در اين زمينه لازم بود
علائم جرم

00:47:35.100 --> 00:47:37.600
نشانه هاي پزشکي
علائم زهر شناسي

00:47:37.600 --> 00:47:39.000
اينا تحقيق و بررسي يک مرگ است

00:47:39.000 --> 00:47:41.500
اونا درباره ي
ميزان مصرف دارو نميدونستن

00:47:41.500 --> 00:47:43.800
اونا درباره ي
مدرک اثر انگشت نميدونستن

00:47:43.800 --> 00:47:45.800
اونا هيچي نميدونستن
بجزء زمانيکه

00:47:45.800 --> 00:47:48.100
اونا تونستن
اون رو با تفنگ پيدا کنن

00:47:48.200 --> 00:47:50.700
بدين دليل ما دنبال آنچه
....که در تحقيقات مرگ مهمه هستيم

00:47:50.800 --> 00:47:52.700
ما نميخواهيم
....تحقيقات نارس در

00:47:52.700 --> 00:47:54.800
قتل ها، خودکشي ها
يا تصادفات درست کنيم

00:47:54.800 --> 00:47:56.500
اينا تحقيق و بررسي يک مرگ است

00:47:56.500 --> 00:48:00.400
مواردي هم روند کار رو برجسته
و تحت شعاع قرار ميده

00:48:00.400 --> 00:48:05.100
اين موارد معمولاً زمان
....زيادي ميبره چون ميدوني

00:48:05.100 --> 00:48:07.000
در اونا سوالات زيادي
پيش ميآد

00:48:07.000 --> 00:48:08.600
مردم ميآن و ميخواهن
....به تنهايي هر چيزي رو

00:48:08.600 --> 00:48:09.700
درباره ي اون بدونند

00:48:09.700 --> 00:48:11.400
در مورد
"فيليپ سايمور هافمن"

00:48:11.400 --> 00:48:14.000
اون رو با يک سرنگ
....تو دستش

00:48:14.000 --> 00:48:17.100
و با 50 بسته هروئين
....درست اونجا

00:48:17.100 --> 00:48:19.100
در آپارتمانش يافتن
که هنوز استفاده نکرده بود

00:48:19.100 --> 00:48:21.000
آخه بهتر از اين ديگه حاشيه مگه ميشه

00:48:21.000 --> 00:48:23.300
اونا کارشون رو ميدونن
که نبايستي توضيح بدهن

00:48:23.300 --> 00:48:26.200
بيانيه هاي رسمي بعنوان
....دليل و چگونگيِ مرگ

00:48:26.200 --> 00:48:29.600
از طرف پليس يا
حتي کارآگاهان جنايي ساخته نميشه

00:48:29.600 --> 00:48:31.300
اونا اون رو درست نمي کنن

00:48:33.900 --> 00:48:36.500
هرگز باور نميکنم
....پليس خودش رو از اول

00:48:36.500 --> 00:48:39.900
درگير در هر
نوعي دسيسه و

00:48:39.900 --> 00:48:42.400
گرفتار در باره ي مرگ کورت کوبين ميکرد

00:48:42.400 --> 00:48:45.100
فکر کنم اونا
گزارش برگه ي گمشدن اشخاص رو که

00:48:45.100 --> 00:48:47.000
بوسيله ي
کورتي لاو" تهيه شده بود رو"

00:48:47.000 --> 00:48:49.100
در هر آنچه که او
در آن گفته بود، بکار نميبردن

00:48:49.100 --> 00:48:53.100
اگه پليس هاي زير دستم
احياناً مي شنيدن يا متوجه ميشدن

00:48:53.100 --> 00:48:56.600
که کورت کوبين بدون مجوز
يک تفنگ تهيه کرده

00:48:56.600 --> 00:49:00.300
اونوقت يک اقذام به خودکشي محسوب ميکردن
و اون نتيجه ي

00:49:00.300 --> 00:49:01.700
کار رو تغيير ميداد

00:49:01.700 --> 00:49:04.700
آنچه که من اونا رو فرض
خودکشي حساب ميکردم

00:49:04.700 --> 00:49:06.800
در فضاي موقعيت اونجا
اينجور بنظر نميرسيد

00:49:06.800 --> 00:49:09.800
و قانع کننده نبود، چون
يک خودکشي، مساله اي نداره

00:49:09.800 --> 00:49:11.800
خب مجبور شدم، اقرار کنم
....که تناقضات زيادي

00:49:11.800 --> 00:49:13.100
در اين پرونده است

00:49:13.100 --> 00:49:14.600
واقعاً؟

00:49:14.600 --> 00:49:17.000
گزارش هايي که از
رسانه ها بيرون اومد ميگفت

00:49:17.000 --> 00:49:20.300
که کورت کوبين تويِ
اتاق گلخونه محبوس بوده

00:49:20.300 --> 00:49:22.200
به اين عکس نگاه کن

00:49:22.200 --> 00:49:24.200
آيا قفل چيزي
بهتون نميگه؟

00:49:24.900 --> 00:49:26.300
از کجا بدوونم
اين تصوير کجاست

00:49:26.300 --> 00:49:28.200
پس نميتونم چيزي بگم

00:49:28.200 --> 00:49:29.900
خب، متعلق به
درِ اتاق گلخونه است

00:49:29.900 --> 00:49:31.900
من هم بيرون و هم
داخل اونجا بودم

00:49:31.900 --> 00:49:34.500
و باور کنين
که در قفل بود

00:49:34.500 --> 00:49:35.800
خوب تو اين رو ميگي

00:49:36.700 --> 00:49:38.900
فرض کنيد که
حقيقت رو بهتون ميگم

00:49:38.900 --> 00:49:41.200
چرا ميگي
آيا خودش درب رو قفل کرده؟

00:49:41.200 --> 00:49:44.600
چون در قفل بوده

00:49:44.600 --> 00:49:45.800
به تصوير نگاه کن

00:49:45.800 --> 00:49:47.800
قفل کليد دار نيست
قفل پيچي است

00:49:47.800 --> 00:49:50.200
هر کي ميتونه اون رو بچرخونه
قفل کنه و در رو بطرف خودش بکشه و ببنده

00:49:50.200 --> 00:49:51.400
پشت سر اوناييکه اون رو ترک ميکنن

00:49:51.400 --> 00:49:53.100
ببين، قفل مشکلي نداره

00:49:53.100 --> 00:49:55.700
اونجا يک صندلي تا-شو بود
جلو، مقابل درب

00:49:55.700 --> 00:49:57.000
حالا چطور ميگي صندلي
مقابل در است

00:49:57.000 --> 00:49:58.500
بعد از اونکه هنوز تو
اتاق رو ترک نکردي؟

00:49:58.500 --> 00:50:01.300
تو گزارش پليس بوضوح
اومده که صندلي

00:50:01.300 --> 00:50:04.000
قابل نشستن بود
جلوي درهاي قفل نشده

00:50:04.000 --> 00:50:06.900
در اونطرف و سمت
ديگر اتاق

00:50:06.900 --> 00:50:09.800
اما در يکي از گزارشها
اضافه شده که صندلي

00:50:09.800 --> 00:50:12.400
ورودي رو بند آورده بود

00:50:13.900 --> 00:50:15.400
کسي گزارش داده
که اونجا يک صندلي بود که

00:50:15.400 --> 00:50:16.400
در رو بند آورده بود

00:50:16.400 --> 00:50:17.300
اون تو پرونده نبود

00:50:17.300 --> 00:50:18.900
نميدونم اون از کجا اومده

00:50:18.900 --> 00:50:20.500
اگه تو بتوني فقط
عکس هايي رو که افسر مسئول

00:50:20.500 --> 00:50:23.000
از صحنه وقوع گرفته بهم نشون بدي
ميتونيم به يک نتيجه اي برسيم

00:50:23.000 --> 00:50:24.200
و هر دو خيالمون راحت بشه

00:50:24.200 --> 00:50:26.400
خب، اون عکسها رو
نشون نميديم

00:50:26.400 --> 00:50:28.400
احتمالاً هم هرگز نشون داده نشه

00:50:28.400 --> 00:50:32.100
ما عکس هاي خودکشي رو
منتشر نميکنيم

00:50:33.000 --> 00:50:34.400
يعني چي

00:50:34.400 --> 00:50:36.200
در اون پرونده هر جا که
من بودم

00:50:36.200 --> 00:50:37.500
عکساش است

00:50:37.500 --> 00:50:39.300
چرا اونا رو به ديگر
کارشناسان نداد؟

00:50:39.300 --> 00:50:40.800
به اين سوال جوابي ندارم

00:50:40.800 --> 00:50:44.300
اين کاري بود که پليس سياتل
کرده

00:50:44.300 --> 00:50:47.000
و فکر نکرد
چيکار کرده

00:50:47.000 --> 00:50:48.600
اما اونا هر چه کردن

00:50:48.800 --> 00:50:51.300
هيچي نميگه
و متقاعدم نميکنه، هيچي نيست

00:50:51.500 --> 00:50:53.100
بجزء يک خودکشي

00:50:53.700 --> 00:50:56.200
حالا تو چه
مرواريدي ميخواي برام بياري؟

00:50:57.900 --> 00:50:59.400
وقتش نيست

00:51:00.100 --> 00:51:03.100
کارآگاه کامرون
وقتي تسليم شد که دونست

00:51:03.100 --> 00:51:05.200
من از کاراش با خبرم

00:51:05.200 --> 00:51:08.100
او با يکي از کارآگاهاي خودش
در مورد مدرکي از صحنه ي قتلي

00:51:08.100 --> 00:51:11.800
که بوسيله ي يک کارآگاه جناي
ديگه دزديده شده بود

00:51:11.800 --> 00:51:15.800
و اونا دوباره اون رو ساخته بودن
تباني کرده بود

00:51:15.800 --> 00:51:17.800
اين رو بهش يادآوري کرده
و گفتم

00:51:17.800 --> 00:51:19.500
و نظرش عوض شد

00:51:27.000 --> 00:51:28.400
الان اطلاعاتي دارم که
بهت ميدم

00:51:28.400 --> 00:51:30.900
و علاقه اي ندارم بدونم
تو چيکارش ميکني

00:51:31.200 --> 00:51:34.400
اون رو ميفهمم اما
فکر کنم در مشاهداتت

00:51:34.400 --> 00:51:37.700
چيزهايي هست که
در تحقيقات-مون بکار نبرده ايم

00:51:51.800 --> 00:51:53.800
يک افسر مافوق
اجازه نداره

00:51:53.800 --> 00:51:56.800
با تحقيقات تجربي
و بدون ثابت شدن قتل

00:51:56.800 --> 00:51:59.500
نتيجه بگيره که آيا
يک صحنه، خودکشي هست يا نه

00:52:05.200 --> 00:52:08.200
به اعتقادم در 1994 اونا

00:52:08.200 --> 00:52:10.100
به هيچي
نگاه نکردن

00:52:10.100 --> 00:52:13.200
به ظاهر اگه اقدام به خودکشي شده
اون رو بحساب خودکشي گذاشته

00:52:13.200 --> 00:52:15.000
و پرونده رو بسته بودن

00:52:49.900 --> 00:52:52.900
افکار عمومي بوسيله ي
اخبار رسانه ها مسموم بود

00:52:52.900 --> 00:52:55.100
و من درگير پرونده اي بودم
که غير ممکن

00:52:55.100 --> 00:52:59.600
بنظر ميرسد بشه
بر افکار عمومي که بوسيله ي

00:52:59.600 --> 00:53:02.200
اخبار ساخته شده بود
پيروز شد

00:53:02.200 --> 00:53:05.000
چون به نوع بخصوصي
اين مرگ

00:53:05.000 --> 00:53:06.200
تعبير شده بود

00:53:06.200 --> 00:53:07.600
قضاوت بر اساس
مدارک سر صحنه بود که در اون

00:53:07.600 --> 00:53:09.700
ميگفت، کوبين
ظاهراً کنار پنجره اي

00:53:09.700 --> 00:53:12.500
روي يک صندلي، که رو
به چشم اندازي به بيرون بود، نشسته

00:53:12.500 --> 00:53:14.500
و مقدار زيادي دارو خورده
و تفنگش برداشته و

00:53:14.500 --> 00:53:17.200
انگشت شست-ش رو ماشه گذاشته
و به سرش شليک کرده

00:53:17.200 --> 00:53:19.000
آسيب فيزيکي چنان
شديد بوده که هويتش رو نميشد

00:53:19.000 --> 00:53:21.400
فقط از روي
اثر انگشت تشخيص داد

00:53:21.400 --> 00:53:22.700
يکخورده سورپرايز شدم

00:53:22.700 --> 00:53:24.300
معمولاً ساچمه هاي يک تفنگ شاتگان
سر رو زخمي ميکنه

00:53:24.300 --> 00:53:26.200
چند تايي ها رو ديده ام
در اين مواقع

00:53:26.200 --> 00:53:28.700
که ميشد تا حدي ريخت
صورت رو تشخيص داد

00:53:28.700 --> 00:53:31.600
سرش زمخت و بد شکل يا
بدجوري صدمه نديده بود

00:53:31.600 --> 00:53:33.900
فکر کنم حتماً
اون رو نميشناختم

00:53:33.900 --> 00:53:35.800
دليلي هم نميدادم
چرا يکي براش مهم باشه

00:53:35.800 --> 00:53:37.200
و کي ميخواد بدونه که چه منظوري داره

00:53:37.200 --> 00:53:39.200
تو گزارش خود پليس سياتل
اشاره شد

00:53:39.200 --> 00:53:42.900
"که افسر "لاوندووسکي
کيف پول کورت کوبين رو در

00:53:42.900 --> 00:53:44.800
اونجا پيدا کرده

00:53:44.800 --> 00:53:48.200
بعد از بررسي
کارت گواهي رانندگي نداشته

00:53:48.200 --> 00:53:50.800
و در يک قسمت
کيف کوبين

00:53:50.800 --> 00:53:53.200
يک عکسي براي
ارائه مدرک پيدا ميکنه

00:53:53.200 --> 00:53:55.800
بيشتر رسانه ها
گزارش دادن که کورت

00:53:55.800 --> 00:53:58.600
گواهينامه ي رانندگيش رو
به همراه مقدار زيادي از جزئيات ديگه

00:53:58.600 --> 00:54:00.200
آشکارا گذاشته

00:54:00.200 --> 00:54:03.200
که بدين طريق
هر کسي اون رو مشخص کنه

00:54:03.200 --> 00:54:05.400
اما اين کاملاً غلط بود

00:54:39.200 --> 00:54:42.000
لاو" کسي است که با "رومور" مخالفت ميکنه"
و ميگه که او و کوبين

00:54:42.000 --> 00:54:44.900
زندگيشون بهم نخورده بود
کوبين در اولين يادداشت خودکشي

00:54:44.900 --> 00:54:47.400
بهش نوشته بود
که گفته، در يک قسمت

00:54:47.400 --> 00:54:49.300
"بيش از اينا ديگه برام معنايي نداره"

00:54:49.300 --> 00:54:50.900
"اين زندگي رو نميتونم ادامه بدم"

00:54:50.900 --> 00:54:54.100
رسانه هاي خبري رُل بزرگي
در کش و قوس دادن اين امر داشتن

00:54:54.100 --> 00:54:56.300
جريان جان-کِنِدي
لزوماً از اون چيزاست

00:54:56.300 --> 00:54:59.500
احتياج به حفظ امانت
بدون خبرگزاريها

00:54:59.500 --> 00:55:01.000
اين چيزي بود که
لازم بود

00:55:01.000 --> 00:55:04.400
که برگرديم و
پدران مون رو پيدا کنيم

00:55:04.400 --> 00:55:07.000
چون بعضي وقتا
فشار از سوي خبرگزاريها

00:55:07.000 --> 00:55:10.000
ميتونست خيلي خيلي قابل توجه باشه

00:55:10.000 --> 00:55:12.200
من نظر درستي
درباره ي آنچه که ميخوندم

00:55:12.200 --> 00:55:15.100
يا آنچه که در تلويزيون ميديدم
نداشتم

00:55:15.100 --> 00:55:18.800
تا به خودم
به خود شخصي ي خودم اومدم

00:55:22.400 --> 00:55:25.700
گزارش سم شناسي
از کالبد شناسي کورت کوبين

00:55:25.700 --> 00:55:30.600
نشون از وجود 1.52 ميليگرم هروئين
در هر ليتر ميداد

00:55:30.600 --> 00:55:33.700
هر 5 ميليگرم
در يک مرحله

00:55:33.700 --> 00:55:37.400
از 0.035 ميليگرم عمل ميکنه

00:55:37.400 --> 00:55:39.800
بيشتر استفاده کنندگان حتي حرفه اي تر

00:55:39.800 --> 00:55:43.700
فقط 40 و يا 60 ميليگرم
در يک دفعه بکار ميبرن

00:55:43.700 --> 00:55:48.100
پس ميتونيد ببينيد که
بهش 1.52 مليگرم در ليتر رسيده

00:55:48.100 --> 00:55:50.500
شما درباره ي مقدار ميزاني
حرف ميزنيد که

00:55:50.500 --> 00:55:55.500
قطعاً متجاوز از 200 مليگرم
....تو بدن کورت کوبين

00:55:55.600 --> 00:55:57.300
تزريق شده بود....

00:55:57.300 --> 00:56:00.300
سه دفعه مقدار ميزاني است
يعني با عقل سليم  ميشه مرگ مهلک

00:56:00.300 --> 00:56:03.200
فکر کنم خيلي منطقي باشه
سوالهايي درباره ي

00:56:03.200 --> 00:56:04.800
سطح ميزان هروئين بوجود بيآد

00:56:04.800 --> 00:56:08.500
ما ميون 18 ساله ها موردي
پيدا نکرديم که

00:56:08.500 --> 00:56:12.400
بدن شخصي بتونه
آن ميزان هروئيني رو داشته باشه

00:56:12.400 --> 00:56:16.700
که تو بدن کورت کوبين بود
و هنوز زنده باشه

00:56:16.700 --> 00:56:18.100
اون مقدار
براي مرگ 70 نفر

00:56:18.100 --> 00:56:20.600
با ميانگين شخصي
سه برابر کشنده است

00:56:20.600 --> 00:56:22.400
حتي براي بيشتر
معتادين پُر طاقت هروئين

00:56:22.400 --> 00:56:23.900
اون مقدار، اونا رو از پا در ميآره

00:56:23.900 --> 00:56:25.500
او از خود بي خود ميشه

00:56:25.500 --> 00:56:28.000
و بعد يادداشتي
که تو آستين داشته مينويسه
و از اثر منگي ي هروئين

00:56:28.000 --> 00:56:29.900
شاتگان رو بر ميداره
در اون وضعيت اون رو عقب ميبره

00:56:29.900 --> 00:56:31.700
و ماشه رو ميکِشه

00:56:32.400 --> 00:56:35.000
اينا مواردي است
که با گزارشها همخوني داره

00:56:35.000 --> 00:56:38.400
اين گزارش چه واکنشهايي
ميتونست بوجود ميآره؟

00:56:38.400 --> 00:56:42.200
آيا در اون هنگام که ميخواست
به خودش شليک کنه، قبل از

00:56:42.200 --> 00:56:45.200
خوردن دارو، تتيجه ي کار رو ميدونسته؟

00:56:45.300 --> 00:56:49.600
دانش زيادي در فهم اينکه بدونم
مصرف هروئين

00:56:49.600 --> 00:56:52.700
با خودکشي چه رابطه اي داره
نميخواد

00:56:52.700 --> 00:56:56.600
اين مورد رو نميتونم درک کنم
که کسي به خودش

00:56:56.600 --> 00:57:00.500
به اون مقدار زياد
هروئين تزريق بکنه

00:57:00.500 --> 00:57:03.000
و بعد بتونه
خودکشي کنه

00:57:03.000 --> 00:57:06.000
حواس-ش درست عمل نميکرده
و کنترلي در حاليکه

00:57:06.000 --> 00:57:09.400
گرفتار هروئين بود، نداشته

00:57:09.400 --> 00:57:12.300
اينا پرسشهايي است
که جوابهاي قانع کننده ميخواد

00:57:12.300 --> 00:57:14.200
و در واقع، لازم به جواب است

00:57:14.200 --> 00:57:17.500
بيشتر پرسشها رو
ميشه جواب داد

00:57:17.500 --> 00:57:21.800
اگه گزارش پزشک قانوني
از کالبد شکافي

00:57:21.800 --> 00:57:23.800
از نگاه مَردُم ميومد

00:57:23.800 --> 00:57:26.900
قادر نبودم
گزارش سم شناسي و يا

00:57:26.900 --> 00:57:30.900
گزارش کالبدشناسي رو ببينم
چون ديگه نميشد

00:57:30.900 --> 00:57:34.600
با مستندات حقيقي
قدرت تجديدنظر داشته باشم

00:57:34.600 --> 00:57:37.700
گزارش کالبدشکافي
وقتي از طرف مردم باشه

00:57:37.700 --> 00:57:41.600
اونوقت نميشه کاري کرد، چون در اون
حوزه ي قضايي نيست

00:57:41.600 --> 00:57:44.600
در مورد کورت کوبين
قسمتيش از طرف مردم ساخته شد

00:57:44.600 --> 00:57:46.900
که اونم بخاطر آزادي اطلاعاتي
بود که منتشر ميشد

00:57:46.900 --> 00:57:48.100
چرا اونا اين کار رو کردن
نميدونم

00:57:48.100 --> 00:57:50.200
با اين ادراک، شايد
اونا حق داشتن

00:57:50.200 --> 00:57:52.600
امروز نميخوام اين بحث رو
داشته باشيم

00:57:54.300 --> 00:57:58.200
معتقدم
اون موردي بود که در 1997 روي داده بود

00:57:58.200 --> 00:57:59.800
و " کورت و کورتني " ناميده شد

00:57:59.800 --> 00:58:02.700
من در تهيه و هدايت با
" نيک برومفيلد"

00:58:02.700 --> 00:58:04.300
همکاري داشتم

00:58:05.000 --> 00:58:07.800
"ادعاي "تام گرانت
که 1.52 ميليگرم هروئين

00:58:07.800 --> 00:58:10.800
در هر ليتر خون
ناتوان ميکنه

00:58:10.800 --> 00:58:14.300
براي کورت صادق نبود
"بوسيله ي دکتر "کولين برِوِر

00:58:14.300 --> 00:58:17.400
که قبلاً مدير
بيمارستان "وِست مينستر" بود

00:58:17.400 --> 00:58:20.300
او اين اسلايد رنگي يک پاي بيماري رو
که به آسوني برابري ميکرد، به ما داد

00:58:20.300 --> 00:58:22.800
که در آن اون
مشابهتي دو برابر بيشتر

00:58:22.800 --> 00:58:25.800
از مقدار ميزاني که متعلق به کورت بود
داشت

00:58:25.800 --> 00:58:28.900
مسأله اي است که اين مرد
با "متادون" داشته

00:58:28.900 --> 00:58:32.800
نه با هروئين، و اون
با قورت دادن "متادون" بود

00:58:32.800 --> 00:58:35.500
خاصيت متادون
رفع درده

00:58:35.500 --> 00:58:38.000
تقريباً اون رو براي
درمان اعتياد هروئين بکار ميبرن

00:58:38.000 --> 00:58:41.500
و چون از طريق دهان خورده ميشه
خيلي آهسته جذب ميشه

00:58:41.500 --> 00:58:44.700
و مدتي طول ميکشه تا
وارد خون بشه، پس اون ميتونه

00:58:44.700 --> 00:58:47.200
حداقل يک و شايد دو ساعت
زمان ببره

00:58:47.200 --> 00:58:50.000
تا کاملاً تاثير کنه

00:58:50.000 --> 00:58:53.900
هروئيني رو  که مستقيم با يک
دست ديگه تو رگ تزريق کرده

00:58:53.900 --> 00:58:57.000
بلافاصله قادر ميشه
جريان پيدا کنه

00:58:57.000 --> 00:58:59.000
و در آن واحد
در مغز رسوخ ميکنه

00:58:59.000 --> 00:59:04.000
ميشه متادون دهاني
با هروئين رگي مقايسه کرد

00:59:04.500 --> 00:59:07.800
چه رفت و آمدي بين
سيبها و پرتقالها وجود داره؟

00:59:07.800 --> 00:59:09.600
فرق ميون سيب و پرتقال
بيش از اندازه بد است

00:59:09.600 --> 00:59:12.500
ميتونه هلو باشه و يا
مارچوبه سمي اگه مقايسه کنيد

00:59:12.500 --> 00:59:15.400
مطمئناً متحير ميشم که يک
دانشمند ذيصلاحِ قانوني

00:59:15.400 --> 00:59:18.600
بدين ترتيب بخواد که
مقايسه بکنه

00:59:24.300 --> 00:59:25.900
گزارش پليس سياتل
اشاره کرد

00:59:25.900 --> 00:59:29.800
که کورت کوبين رو با يک
شاتگان وارونه تو دست چپش

00:59:29.800 --> 00:59:31.800
در حاليکه لوله ي تفنگ رو
حريصانه گرفته بود، پيدا کرد

00:59:31.800 --> 00:59:35.000
با اين محکم گرفتن، معلومه
حالت لرزش تشنج آميزي داشته

00:59:36.000 --> 00:59:38.800
حالت متشنج يعني در آنحال
عضله ها سفت و خشک ميشه

00:59:38.800 --> 00:59:41.200
و در آخر مرگ فرا ميرسه

00:59:41.200 --> 00:59:44.900
اين وضعيت رو ميشه مورد
بحث گذاشت

00:59:44.900 --> 00:59:48.400
همچنانکه جسد
بدون کم و کاست و واضح نشون ميده

00:59:48.400 --> 00:59:50.900
در لحظه ي مرگ

00:59:50.900 --> 00:59:52.900
در اون حالتي که لوله تفنگ وارونه محکم

00:59:52.900 --> 00:59:56.400
در دست چپ کوبين قرار گرفته شده
که همانطورم هم بود

00:59:57.900 --> 01:00:00.600
ميشه اينطور
شما محاسبه کنين

01:00:00.600 --> 01:00:04.000
که پوکه ي گلوله ي شاتگان در
سمت چپ کوبين پيدا بشه

01:00:04.000 --> 01:00:06.800
عکس قضيه اي که با آن روبرو شديم
اين بود که پوکه ي گلوله

01:00:06.800 --> 01:00:09.800
در سمت راست کوبين پيدا شد

01:00:09.800 --> 01:00:13.200
خروجي خازن فشنگ در سمت
راست کوبين نشون ميده

01:00:13.200 --> 01:00:16.200
اگه اون رو وارونه شليک بکنه
همچنانکه پيدا شده

01:00:16.200 --> 01:00:19.900
و همينطور لرزش تشنج آميز
درست باشه

01:00:19.900 --> 01:00:22.600
در نتيجه گيري پليس سياتل
مسير پوکه شاتگان رو

01:00:22.600 --> 01:00:25.200
نسبت به گلوله ي شاتگان غيرمنطقي
توضيح داد يعني شاتگان

01:00:25.200 --> 01:00:27.800
از سمت راسته کوبين
شليک شده

01:00:27.800 --> 01:00:30.900
شاتگان وارونه، لگد زده
و پوکه از سمت چپ

01:00:30.900 --> 01:00:33.600
بيرون انداخته شده
و بالاخره

01:00:33.600 --> 01:00:35.300
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:00:35.300 --> 01:00:38.200
پيشنهاد اين سناريو
اصلاً غيرممکنه

01:00:38.200 --> 01:00:41.500
چون شاتگان وارونه
موقع شليک لگد نميزنه

01:00:41.500 --> 01:00:43.900
تشنج مرگ آور
هم کاملاً بي اساسه

01:00:43.900 --> 01:00:47.600
اونجور محکم به چنگ گرفتن
دقيقاً جهت شاتگان رو

01:00:47.600 --> 01:00:49.700
وقتي شليک شده نشون ميده

01:00:49.700 --> 01:00:53.200
پليس سيانل سناريو اتفاق افتاده رو
اينجور توضيح داده

01:00:53.200 --> 01:00:55.800
و در اون مُچ کوبين مجبور ميشه
با يک زاويه خم بشه

01:00:55.800 --> 01:00:58.800
که از نظر آناتومي غيرممکنه

01:00:58.800 --> 01:01:02.200
تشنج مرگ آور بطور دقيق
جهت رو نشون ميده

01:01:02.200 --> 01:01:05.700
که دست کوبين
متحمل لحظه ي مرگ بوده

01:01:05.700 --> 01:01:08.600
تنها راهي که پوکه ميتونه
به طرف مقابل اتاق

01:01:08.600 --> 01:01:12.200
بيوفته، وقتي که
پوکه از مخزن بيرون پريده

01:01:12.200 --> 01:01:14.800
و در سمت راست کوبين
به يک مانع خورده

01:01:14.800 --> 01:01:18.600
و در سمت چپ کوبين کمانه کرده
و روي ژاکت که رو زمين بوده اوفتاده

01:01:18.600 --> 01:01:22.800
صحنه ي جرم بوضوح نشون ميده
مانع چنين هم قابل بحث نبود

01:01:22.800 --> 01:01:26.200
که بعد باعث سوال بشه
اگه بدرستي کوبين در گلخونه

01:01:26.200 --> 01:01:29.500
تنها بوده
وقتي ماشه رو کشيده

01:01:30.300 --> 01:01:32.800
کورت
خودکشي نميکرد

01:01:33.300 --> 01:01:34.700
تلويزيون ديدي؟

01:01:34.700 --> 01:01:35.800
روزنامه  خوندي؟

01:01:35.800 --> 01:01:37.300
همشون ميگن
او خودکشي کرده

01:01:37.300 --> 01:01:39.200
کورتني گفت براي يک مدت طولاني
دارو مصرف ميکرده

01:01:39.200 --> 01:01:40.600
او گفت
يکبار تو رُم بود

01:01:40.600 --> 01:01:42.000
که قصد داشت خودکشي کنه

01:01:42.000 --> 01:01:43.300
درست نيست

01:01:43.300 --> 01:01:45.300
گرفتاري کآرول
رُزماري بود

01:01:45.300 --> 01:01:48.100
که منو جلو کشيد
چون اگه کسي

01:01:48.100 --> 01:01:51.600
با موقعيت رُزماري کآرول
بود بهم ميگفت

01:01:51.600 --> 01:01:54.000
چيزي بود بهم ميگفت

01:01:54.000 --> 01:01:57.900
بعد من اون رو حساب نکردم
ديوونه نبودم

01:01:57.900 --> 01:01:59.400
يک ديوونه نبودم

01:01:59.400 --> 01:02:01.000
او دو هفته قبل باهام تماس گرفت

01:02:01.000 --> 01:02:03.400
که به کورت بگه اون رو ترک ميکنه
و ازم خواست منبع درآمد و

01:02:03.400 --> 01:02:05.900
بهترين وکيل بد طينت طلاق رو
که ميتونم پيدا کنم

01:02:05.900 --> 01:02:07.100
حتي ازم خواست
اگه هيچ راهي نبود

01:02:07.100 --> 01:02:08.400
از همشون دوري کنم

01:02:08.400 --> 01:02:09.900
و حدوداً مدت زمان
هم بهم گفت

01:02:09.900 --> 01:02:12.600
که کورت باهاش تماس گرفته
و ازش خواسته، اگه او ميتونه

01:02:12.600 --> 01:02:15.200
نام کورتني رو از ارث
محروم کنه

01:02:31.100 --> 01:02:33.100
بنظر عجيب نميآد که کورتني
حتي يکبار هم به سياتل

01:02:33.100 --> 01:02:35.400
براي جستجوي او نرفته؟

01:02:35.400 --> 01:02:37.200
کاملاً

01:02:37.900 --> 01:02:39.900
وقتي منم پيشنهاد کردم بياد
گفت او نميتونه

01:02:39.900 --> 01:02:43.000
چون با چند استوديو ضبط
اينجا قرارداد داشت

01:02:43.000 --> 01:02:45.200
او با هيچ استوديو ضبط
قرارداد نداشت

01:02:45.700 --> 01:02:47.900
آنچه نميفهمم اينه
اولين شبي رو که اونجا

01:02:47.900 --> 01:02:49.900
تو گلخونه بودي
چطور نميتوني ببيني

01:02:49.900 --> 01:02:51.400
يک دقيقه صبر کن، من حتي
وجود داشتن گلخونه رو

01:02:51.400 --> 01:02:53.600
نميدونستم تا
روزي که از راديو شنيدم

01:02:53.600 --> 01:02:55.600
اما کورتني به ديلان گفت
اونجا رو چک کنه

01:02:55.600 --> 01:02:57.400
چهارشنبه شب تو خونه ام
وقتي او با کورتني تماس گرفت

01:02:57.400 --> 01:03:00.800
شنيدم بهش گفت
گلخونه رو چک بکنه

01:03:09.800 --> 01:03:13.300
بيشترين حرف مضحک عموم اين بود
که خونه پيداش بشه

01:03:13.300 --> 01:03:15.100
که در مورد، پيدا کردن کورت بود

01:03:15.100 --> 01:03:18.300
کورت درازکش 20 فيت
اونطرفتر مرده بود که هرگز پيدا نميشد

01:03:18.300 --> 01:03:22.200
چه ميشه درباره ي توانايي هاش مانند
شخصيت ذاتيش گفت؟

01:03:23.000 --> 01:03:25.200
به شب باروني برگردم

01:03:25.200 --> 01:03:28.200
او ادعا ميکنه شب بود
و دقيقاً فکر نميکرد اونجا باشه

01:03:28.200 --> 01:03:30.500
ميگه هيچکس بهش نگفت
ديلان مطمئناً بهش نگفته

01:03:30.500 --> 01:03:32.800
ديلان ميبايست دونسته باشه
که اونجا بوده

01:03:32.800 --> 01:03:34.600
آيا جاي ديگه اي نيست؟

01:03:34.600 --> 01:03:35.900
نه

01:03:36.200 --> 01:03:38.900
خب ميرم بررسي کنم
تا مطمئن بشم

01:03:38.900 --> 01:03:40.800
واقعاً ميتونستي پيداش کني
اگه بدقت همه جا رو جستجو

01:03:40.800 --> 01:03:42.000
ميکردي

01:03:59.100 --> 01:04:01.100
وقتي تو سياتل
از کورتني خواستم يادداشت رو ببينم

01:04:01.100 --> 01:04:02.600
او اجازه نداد

01:04:02.600 --> 01:04:04.600
ظاهراً کورتني
به "دني گوالبرگ" اجازه داده بود

01:04:04.600 --> 01:04:07.200
شوهرش يادداشت رو ميبينه
....اما او (دني گوالبرگ)اجازه نميده

01:04:07.200 --> 01:04:10.000
رزماري اون رو ببينه، پس....
اون گيج ميشه

01:04:10.000 --> 01:04:11.600
و اون رو بيش از اندازه بدگمان ميکنه

01:04:11.600 --> 01:04:14.600
و منم
خيلي بدگمان ميشم

01:04:14.600 --> 01:04:17.800
مطابق شنيده ي وکيل شخصي کورتني

01:04:17.800 --> 01:04:20.500
مدير برنامه ساز
کورت و کورتني
رزماري کارول

01:04:21.100 --> 01:04:23.800
"مادر تعميدي "فرانسيس بين

01:04:24.500 --> 01:04:28.100
تقريباً بهتر از هر کسي
ميتونه شخص

01:04:29.000 --> 01:04:32.000
تام" گرانت باشه"

01:04:32.800 --> 01:04:35.700
اونا در اواسط
طلاق گرفتن بودن

01:04:35.700 --> 01:04:38.300
که کورت مشغول طرح نقشه اي
براي ارثيه جديد بود

01:04:39.400 --> 01:04:41.800
و بيشترين اهميت اون
فکر کنم ضبط صدا هاست

01:04:41.800 --> 01:04:45.400
که واقعاً در نوارها برايم داشته

01:04:46.300 --> 01:04:51.200
که در آن رزماري کارول
به يادداشت خودکشي نگاه ميکنه

01:04:51.200 --> 01:04:53.600
و بلافاصله نتيجه ميگيره
که اون تقلبي است

01:05:33.900 --> 01:05:36.300
باور دارم کورتني هرگز فکر نميکرد
ديگرون هم قصد کنن

01:05:36.300 --> 01:05:38.200
حتي يادداشت رو ببينن

01:05:38.200 --> 01:05:40.700
اگه کلکي در کپي گرفتن از يادداشت
بکار نميبستم

01:05:40.700 --> 01:05:42.500
اونا اون رو نميديدن

01:05:43.300 --> 01:05:45.100
شنيدم روز بعد تو تلويزيون
يادداشت رو خوندي

01:05:45.100 --> 01:05:47.700
و کمي
درباره ي بعضي چيزاش گيج شدم

01:05:48.500 --> 01:05:52.000
که در اون يادداشت ميگفت
"من تو رختخواب دراز کشيدم"

01:05:52.000 --> 01:05:54.700
اگه کورت تو رختخواب دراز کشيده
هنگاميکه يادداشت رو مينويسه

01:05:54.700 --> 01:05:57.500
چرا شب قبلش که من اونجا بودم
رختخواب بهم نخورده بود؟

01:05:57.500 --> 01:05:59.800
در اون بنظر ميرسيد مثل اينکه
کسي تو تخت نبوده

01:05:59.800 --> 01:06:02.800
تو تختخواب دراز ميکشيدم
و براي طرفدارهاي کورت

01:06:02.800 --> 01:06:04.600
پيام مينوشتم

01:06:04.600 --> 01:06:06.400
مطمئني چي داري ميگي؟

01:06:06.400 --> 01:06:09.900
چون احتمال کمي ميدم که
....کورت تو تخت دراز

01:06:09.900 --> 01:06:11.000
کشيده بوده....

01:06:11.000 --> 01:06:13.500
نگاه کن، بهت نشون ميدم، خب؟

01:06:15.000 --> 01:06:19.600
فقط يک کپي است، اما
پليس ها اصلش رو دارن

01:06:21.700 --> 01:06:26.000
بدون عينکم
نميتونم بخونم

01:06:26.000 --> 01:06:27.700
ميخوام از اون داشته باشم
يک کپي ماشيني ازش مينويسم

01:06:27.700 --> 01:06:29.400
بعداً ميخونم

01:06:31.000 --> 01:06:33.200
خب، عيب نداره

01:06:45.600 --> 01:06:48.500
هيچ فکر نميکردم
همش رو بخونم

01:06:48.500 --> 01:06:51.400
کاملاً درسته
تا آخر شب

01:06:51.400 --> 01:06:53.400
بعد اون رو ترک کرد
و به خونه ي من اومد

01:06:53.400 --> 01:06:54.900
شب ششم

01:06:54.900 --> 01:06:57.600
رزماري کارول کنارم
روي اجراي نمايشها باهام کار ميکرد

01:06:57.600 --> 01:07:00.500
محرمانه بهم اطلاعات
ميداد

01:07:00.500 --> 01:07:03.200
او از بيرون
موفق شد ظاهر مثبتي داشته باشه

01:07:03.200 --> 01:07:04.400
فکر ميکني
اونطوري بود؟

01:08:41.800 --> 01:08:45.400
مشاوره روي تلفنت

01:08:45.400 --> 01:08:47.500
....و اون روش تو ميتونه

01:08:47.500 --> 01:08:48.900
قبلاً يک چيزهايي
بهم قول داده بودي

01:08:48.900 --> 01:08:50.800
و اينطوري جور در نميآد

01:08:52.300 --> 01:08:54.600
تقريباً بلافاصله
بعد از اون مرگ کورت کوبين

01:08:54.600 --> 01:08:57.400
در رسانه ها منتشر شد
اين حادثه

01:08:57.400 --> 01:09:00.200
باعث شروع خودکشي ها شد

01:09:00.200 --> 01:09:02.500
بچه ها شروع به کشتن خودشان کردن

01:09:02.500 --> 01:09:05.300
طرفدارهاي کورت کوبين. طرفدارهاي نيروانا

01:09:05.300 --> 01:09:07.800
در همه ي دنيا
اين اتفاق افتاد

01:09:07.800 --> 01:09:12.200
حالا منم يک پدرم
و درسته

01:09:13.700 --> 01:09:14.900
دلم رو به درد مياره

01:09:14.900 --> 01:09:16.700
با خانواده هاي زيادي حرف زدم

01:09:17.400 --> 01:09:21.200
وقتي يادداشت خودکشيها
و روزنامه ها رو ميخوني

01:09:21.200 --> 01:09:25.000
واقعاً به اهميت کورت
که رو افراد اين نسل اثر

01:09:26.100 --> 01:09:28.100
گذاشته فهميده ميشه

01:09:28.800 --> 01:09:32.600
فکره از درست دادن
يک بچه انصافاً ناگواره

01:09:32.600 --> 01:09:35.900
بدين جهت بر آن شدم که
يک کاري بکنم

01:09:35.900 --> 01:09:37.900
چون فکر ميکردم
"شايد بتونه کمکي بکنه"

01:09:37.900 --> 01:09:39.900
"بعضي از اين خودکشيهاي تقليدي رخ نده"

01:10:04.500 --> 01:10:06.100
مثلاً آناليز کردن يادداشت
ميتونست کمک کنه

01:10:06.100 --> 01:10:09.600
ما ميتونيم تعيين کنيم
کورت چقدرش رو نوشته

01:10:10.500 --> 01:10:13.100
مسلماً وقتي به دستخط نگاه ميکني

01:10:13.100 --> 01:10:16.300
نامرتب بودن اون به چشم مياد
اختلاف با آخراي نامه است

01:10:16.300 --> 01:10:18.900
که نامه از اون
در جريان متن استفاده ميکنه

01:10:18.900 --> 01:10:21.300
و در اون قطعاً به منظور نظرش
اشاره داره هنگامي که

01:10:21.300 --> 01:10:24.300
از دستاش بعنوان مدرک بر حق بودنش
سوال ميکنه

01:10:24.300 --> 01:10:28.500
واقعاً از بين ما بعنوان
يک پليس اوني که بيش از

01:10:28.500 --> 01:10:30.900
اندازه خوب بفهمه
و بخواد خوب نظر بده

01:10:30.900 --> 01:10:33.900
يک مدرک قانوني، امتحان کننده ايست
که صحتش رو بخاطر درستيه

01:10:33.900 --> 01:10:36.500
منظورش
امتحان ميکنه

01:10:36.500 --> 01:10:39.400
من بعنوان نمونه دستخطي را
....که در کوله پشتي

01:10:39.400 --> 01:10:43.300
کورتني لاو" پيدا شده بود"
و اون يک ورق تمريني از

01:10:43.300 --> 01:10:46.600
حروف مختلف الفبايي بود رو
مورد بررسي قرار دادم

01:10:46.600 --> 01:10:51.300
من اون رو با يادداشت خودکشي
مورد مقايسه قرار دادم

01:10:51.300 --> 01:10:53.900
آنچه درباره ي ورق تمريني برام
جالب اومد

01:10:53.900 --> 01:10:57.100
ترکيب  قرار گرفتن حروف بود
و حرفاي خاصي که

01:10:57.100 --> 01:11:02.100
قسمتهايي ازش با آخراي
يادداشت خودکشي جور در ميومد

01:11:02.100 --> 01:11:05.700
ممکنه يکي ديگه
با مقداري مهارت

01:11:05.700 --> 01:11:09.200
طرز نگارش رو ميتونسته
در واقع کپي کنه

01:11:09.200 --> 01:11:11.700
مخصوصاً اون چند خط آخري رو

01:11:14.300 --> 01:11:17.300
يکي، از مشخصه ها
که در اين يادداشت

01:11:17.300 --> 01:11:21.800
تعجب برانگيزه، اينه که
قطعه ي بزرگ اين يادداشت

01:11:21.800 --> 01:11:25.100
که اصليترين قسمت و بمقدار بسيار
زيادي در ارتباط با موسيقي است

01:11:25.100 --> 01:11:29.200
تنها قسمت
خيلي کوچکي از يادداشته

01:11:29.200 --> 01:11:33.200
چهار سطر آخر
درباره ي روابط با

01:11:33.200 --> 01:11:34.900
خانواده است

01:11:35.700 --> 01:11:38.500
اما چيز ديگه ي
جالب از لحاظ زبان شناسي

01:11:38.500 --> 01:11:43.500
درباره ي دومين و آخرين
چهار سطر يادداشت

01:11:44.200 --> 01:11:49.200
اينه که در اون چقدر
از طرفين ميخواد کمترين خسارت رو

01:11:49.800 --> 01:11:52.500
از اين يادداشت خودکشي مورد ملاحضه
قرار بده

01:11:52.900 --> 01:11:56.400
عاشقتم، بهتر از من"
"کسي پيدا نخواهد شد

01:11:56.400 --> 01:11:58.200
"مراقب کارهاي بعدي باش"

01:11:59.200 --> 01:12:02.900
اينا موارديند که
انتظار داريم در نامه هاي خودکشي

01:12:02.900 --> 01:12:07.300
يا در قتل هاي عمد
پيدا بشه

01:12:07.300 --> 01:12:11.700
چون اينا رفتارهاي کليشه اي هستن
توسط آدمايي که آنچه رو داشتن رو

01:12:11.700 --> 01:12:12.800
نميخوان از دست بدهند

01:12:19.300 --> 01:12:21.900
تعداد زيادي سوال است
که من با "ديلان" و "کالي" دارم

01:12:21.900 --> 01:12:24.300
مخصوصاً از "کالي" که
هفته ي گذشته مدت درازي

01:12:24.300 --> 01:12:26.700
تو اين خونه بوده

01:12:28.200 --> 01:12:31.300
کالي" رو ميگي، کمي قبل"
به مکان باز پروري رفت

01:12:31.400 --> 01:12:34.200
"فکر کنم به "اِل پاسُ

01:12:35.300 --> 01:12:37.500
"يا "جورجيا

01:12:39.300 --> 01:12:42.700
نه نه، نه. او با دوستاش
"تو "لس آنجلسِ

01:12:46.700 --> 01:12:48.500
منم با ديلان بالا کار دارم

01:12:49.500 --> 01:12:52.600
پس براي نيم يا يکساعت
براي پياده روي بيرون رفتم

01:12:52.600 --> 01:12:55.700
"برگشتني، پرسيدم" ديلان هنوز تو خونه ست

01:12:55.700 --> 01:12:58.400
"اون رو نديدم" و فقط
وانمود کردم که کسي

01:12:58.400 --> 01:13:00.500
بهم اجازه ميده بدوونم
کي ظاهر ميشه

01:13:00.500 --> 01:13:03.100
اونا گفتن، "آره، او
"بالاي پله ها پيش کورتني است

01:13:03.100 --> 01:13:04.500
که بنظرم عجيب بود

01:13:04.500 --> 01:13:06.000
او به خونه اومده بود
که باهام حرف بزنه

01:13:06.000 --> 01:13:10.200
نه بره بالاي پله ها و با
کورتني تجديد ديدار بکنه

01:13:10.800 --> 01:13:12.300
خب چيزهايي
در اين چند هفته ي آخر

01:13:12.300 --> 01:13:14.900
برام مورد سواله
که ميخوام اينجا بشينم

01:13:14.900 --> 01:13:17.000
و بخوام درباره ي اونا
باهام حرف بزني

01:13:19.900 --> 01:13:21.300
الان اون بالا مواد زدي؟

01:13:22.000 --> 01:13:23.200
هوم؟

01:13:23.800 --> 01:13:25.400
الان اون بالا مواد زدي؟

01:13:27.300 --> 01:13:28.100
آهان

01:13:28.100 --> 01:13:29.100
چي؟

01:13:29.100 --> 01:13:30.600
آره

01:13:30.600 --> 01:13:32.100
چرا اينکار رو کردي؟

01:13:32.100 --> 01:13:33.000
بهت گفتم اينجا ميام
گفتم که ما

01:13:33.000 --> 01:13:34.900
ميخواهيم حرف بزنيم

01:13:35.700 --> 01:13:36.200
ديلان

01:13:36.200 --> 01:13:37.700
هوم؟

01:13:37.700 --> 01:13:39.900
بهت گفتم که مجبوريم
اين گفتگو رو بکنيم

01:13:40.600 --> 01:13:41.600
آماده ام

01:13:41.600 --> 01:13:42.800
آماده اي؟

01:13:42.800 --> 01:13:44.000
مم ممم -
آماده نيستي؟ -

01:13:44.000 --> 01:13:45.400
به دلم افتاد
چرا کورتني ميخواد اينکار رو بکنه؟

01:13:45.400 --> 01:13:48.100
او ميدونست چندين سوال دارم
که ميخوام ازش بپرسم

01:13:48.100 --> 01:13:51.200
و او اون رو پايين پيشم
با حالت خماري از مصرف مواد

01:13:51.200 --> 01:13:53.900
ميفرسته، جوري که
به سختي ميتونست حرف بزنه؟

01:13:53.900 --> 01:13:56.100
تو جلو و پشت درب رو
وارسي ميکني؟

01:13:56.100 --> 01:13:57.900
تو درب جلويي رو وارسي کردي
يا درب پشتي رو؟

01:13:57.900 --> 01:13:58.600
آهان

01:13:58.600 --> 01:13:59.700
کدوم در؟

01:13:59.700 --> 01:14:01.000
هر دو رو

01:14:01.000 --> 01:14:02.000
هر دو درب. درب کناري رو
وارسي کردي؟

01:14:02.000 --> 01:14:03.100
نه

01:14:03.100 --> 01:14:04.100
تو به درب کناري
سر نزدي؟

01:14:04.100 --> 01:14:05.400
بخاطر نميارم

01:14:05.400 --> 01:14:06.300
بخاطر نمياري؟

01:14:06.300 --> 01:14:07.900
تو به گلخونه سر زدي؟

01:14:07.900 --> 01:14:09.100
نه

01:14:09.100 --> 01:14:10.500
تو به گلخونه
سر نزدي؟

01:14:10.500 --> 01:14:13.500
ديلان، ديلان. ميخوام
....درباره ي

01:14:14.900 --> 01:14:17.100
ميخوام درباره ي
گلخونه بگي

01:14:19.700 --> 01:14:21.000
ديلان

01:14:21.600 --> 01:14:23.000
ديلان به هروئين معتاد بود

01:14:23.000 --> 01:14:25.700
و به منبعي براي
هروئين محتاج بود

01:14:25.700 --> 01:14:30.000
کورت کوبين ديگه مُرده بود و حالا
کورتني لاو تامين کننده اش بود

01:14:30.000 --> 01:14:32.700
و به کورتني لاو وفاداري
ميکرد

01:14:33.700 --> 01:14:35.000
چون بهش خيلي محتاج بود

01:14:35.000 --> 01:14:37.300
ما بعداً فهميديم
که کورتني لاو براي چندين چندين

01:14:37.300 --> 01:14:39.800
سال پول هروئينش رو
تامين کرده

01:14:39.800 --> 01:14:43.300
و همچنين تقريباً تمام افرادي رو
که اطراف کورت بودن

01:14:43.300 --> 01:14:44.600
اونا به کورتني محتاج بودند

01:14:44.600 --> 01:14:46.500
اونا به پول کورتني
محتاج بودن

01:14:50.200 --> 01:14:53.500
وقت تلف کردنه،
وقت تلف کردنه

01:15:01.900 --> 01:15:04.900
احساس کردم وقتشه
به موکلم اخطار بدم

01:15:04.900 --> 01:15:07.300
که دارم دنبال سر نخ هايي
ميگردم

01:15:07.300 --> 01:15:10.300
که ممکنه تو نميخواي
در اين راه بهم کمک کني

01:15:10.300 --> 01:15:13.000
اما من مصمم ام
اون رو انجام بدم و فکر کردم

01:15:13.000 --> 01:15:16.700
که او سزاواره اون رو بدوونه
که قصد دارم اينکار رو بکنم

01:15:18.700 --> 01:15:21.300
او منظورم رو فهميد
از اون بابت مطمئنم

01:15:21.300 --> 01:15:23.700
و اشاره کردم
که بهش در درگير بودن

01:15:23.700 --> 01:15:25.600
در اين ماجرا مشکوکم

01:15:26.400 --> 01:15:28.400
چند روز که از
فرستادن نامه گذشت

01:15:28.400 --> 01:15:30.600
از کورتني يک تماس
داشتم

01:15:31.400 --> 01:15:33.900
او نه بدخُلق بود
و نه حتي عصباني

01:15:33.900 --> 01:15:36.200
او به نامه در واقع
اشاره هم نکرد

01:15:36.200 --> 01:15:39.700
من بطور اساسي گفتم، قصد دارم
تحقيقاتم رو ادامه بدم

01:15:39.700 --> 01:15:42.400
چه به نفعت باشه
چه نباشه

01:16:23.200 --> 01:16:24.400
همه ي اون چيزهايي که پيش امده
و ميشه همه ي اون

01:16:24.400 --> 01:16:26.500
مسائل سريع حل و فصل بشه
همينجاست

01:18:34.400 --> 01:18:36.600
بله، سلام، کورت رو ميخوام

01:18:38.200 --> 01:18:39.300
الو؟

01:18:54.000 --> 01:18:55.500
الو؟

01:18:57.000 --> 01:18:58.600
بله. سلام، کسي از اونجاي لعنتي
سرش ميشه

01:18:58.600 --> 01:19:00.200
اگه با کورت حرف نزنم

01:19:02.600 --> 01:19:05.100
سلام، "جولي برنستين" هستم

01:19:05.100 --> 01:19:07.600
"واقعاً واجبه با "دينت کورت
حرف بزنم

01:19:07.600 --> 01:19:09.000
گوشي لعنتي رو بهش بدين

01:19:23.400 --> 01:19:24.900
آره. خب، متشکرم

01:19:24.900 --> 01:19:26.500
نه، نه. مشکلي نيست

01:19:27.300 --> 01:19:28.700
خب، "دلتا" خوبه

01:21:41.800 --> 01:21:43.700
با نزديک شدن به 20 مين سالگرد
سوگواري

01:21:43.700 --> 01:21:46.600
"کارآگاه "مايک کيسينسکي
تحقيقي دوباره در مورد پرونده ي

01:21:46.600 --> 01:21:49.700
که بعنوان يک مامور در
دوره کاريش پيش اومده بود، انجام داد

01:21:49.700 --> 01:21:53.100
تحقيق کردن در مورد
مرگ کورت کوبين

01:21:53.500 --> 01:21:55.500
واقعاً هرگز نميتوني
بفهمي در يک پرونده

01:21:55.500 --> 01:21:57.600
با چه نوع
تئوري دسيسه اي اون بيرون

01:21:57.600 --> 01:21:59.100
ممکنه روبرو بشي

01:21:59.100 --> 01:22:02.700
مقدار ميزان هروئيني که
او تزريق کرده 10 برابر بوده

01:22:02.700 --> 01:22:06.400
که، در حد نرمال
هيچکس بکار نميبره

01:22:06.400 --> 01:22:08.200
حتي بعنوان يک مصرف کننده ي حرفه اي

01:22:08.200 --> 01:22:12.700
معتقدم خودش هروئين غليظي
درست کرده و بکار برده

01:22:22.300 --> 01:22:24.700
کارآگاه مايک کيسنسکي
چهار مورد از

01:22:24.700 --> 01:22:27.500
از عکسهاي صحنه ي جرم رو
برملا نکرد

01:22:27.500 --> 01:22:29.800
دو تا از اون عکسا
منتشر شده بودن

01:22:29.800 --> 01:22:32.100
اون روزي که
جسد کشف شد

01:22:32.100 --> 01:22:35.300
در اولين نگاه، فکر کنم
از روي فيلم چيزايي دستگيرمون ميشه

01:22:35.300 --> 01:22:36.700
شما هيچ
چيزي پيدا نکرديد

01:22:36.700 --> 01:22:39.100
که معتقد بشين
بغير از خودکشي چيزي است؟

01:22:39.100 --> 01:22:40.500
نه، هيچي

01:22:40.500 --> 01:22:42.900
چه افرادي قصد دارن
از ديدن تصاوير کورت کوبين

01:22:42.900 --> 01:22:44.100
نفع ببرن؟

01:22:44.100 --> 01:22:46.000
چطور ميخوان
از اونا نفع ببرن؟

01:22:46.000 --> 01:22:49.000
قصد ندارم تصميمم رو تغيير بدم
و بگم اين يک خودکشي نبوده

01:22:49.000 --> 01:22:51.400
در واقع من اون کسيم
که تصميم آخر رو ميگيره

01:22:51.400 --> 01:22:52.800
که چيکار ميخواهيم بکنيم

01:22:52.800 --> 01:22:56.200
اونجا يک نشونه هم نيست
که بطور قطع بگم

01:22:56.200 --> 01:22:58.500
که اين در واقع
....خودکشي بوده، اما در

01:23:14.400 --> 01:23:18.100
در تحقيق دوباره
نبايستي حتي معلوم ميشد

01:23:18.100 --> 01:23:21.600
که از طرفه
بخش پليس سياتل است

01:23:21.600 --> 01:23:25.300
از اونا انتظار ميره
در تحقيقات يک رفتار بي طرفانه

01:23:25.300 --> 01:23:28.100
جداي از پيشدآوري
که دوباره بعد از 20 سال حالا کرده، برگردن

01:23:28.100 --> 01:23:30.600
و بگن، آهاي مرد، راضي شدي؟

01:23:30.600 --> 01:23:34.600
اون بر احساس عمومي
اثر ميذاره

01:23:34.600 --> 01:23:38.700
مرگ کورت کوبين
دوباره سر آغاز يک تقاضا

01:23:38.700 --> 01:23:43.200
از يک دستگاه بيطرف
از کارشناسانه تا اون رو انجام بِدَن

01:23:43.200 --> 01:23:46.200
بعد تا يکي نتونه
با خيال راحت بگه

01:23:46.200 --> 01:23:51.100
که مرگ کورت کوبين
يک خودکشيه ساختگي بود

01:23:58.000 --> 01:24:00.100
برام بيشترين
تکه ي مدرک که مجبورم ميکنه

01:24:00.100 --> 01:24:03.800
متقاعد بشم
و نزديک به يقينِ

01:24:03.800 --> 01:24:06.900
که بقتل رسيده
ميزان هروئين تو بدنش است

01:24:08.400 --> 01:24:11.100
سابقه ي در مورد مدرکي
هم هرگز از وجود اسلوبي

01:24:11.100 --> 01:24:14.100
نيست که
کساني بتونن اون ميزان

01:24:14.100 --> 01:24:17.900
هروئين در بدنشون باشه
که کورت بکار ببره

01:24:17.900 --> 01:24:22.600
و هنوز هم هوشياريش باقي بمونه
و اون رو به خودکشي سوق بده

01:24:24.200 --> 01:24:27.100
"ما با يک متخصص "اف بي آي
صحبت کرديم و او گفت

01:24:27.100 --> 01:24:29.400
اگه شما دنبال راهي"
"به دور از قتل باشين

01:24:30.100 --> 01:24:31.900
"که يک معتاد رو بکُشين"

01:24:31.900 --> 01:24:36.900
خيلي آسونه که
کاري کنين که قتل در ظاهر

01:24:37.000 --> 01:24:40.200
شبيه تزريق زياد مواد
يا يک خودکشي باشه

01:24:40.800 --> 01:24:45.200
اين يک جرم بي عيب و نقصِ، و
بسيار اتفاق ميوفته

01:24:46.800 --> 01:24:51.500
ميدونيم کورت و کوبين
يک توافق قبل از ازدواج داشتن

01:24:52.300 --> 01:24:54.200
اونا در مسير جدايي
از همديگه بودن

01:24:54.200 --> 01:24:56.800
اين قطعي بود
اونا جدا بودن

01:24:56.800 --> 01:24:58.600
کورت از همسرش دست کشيده بود

01:24:59.200 --> 01:25:01.200
اگه از هم طلاق گرفته بودن

01:25:01.900 --> 01:25:05.000
بهش يک مقدار کوچکي
از توافق بعنوان حق دريافت

01:25:05.000 --> 01:25:07.400
از توافق قبل از ازدواج
ميرسيد

01:25:07.900 --> 01:25:11.800
وقتي کورت مُرد، او
وارث يک دارايي به ارزش

01:25:11.800 --> 01:25:15.000
شايد بيش از يک بيليون دلار
حق الامتيازهاي بعدي ميشد

01:25:15.800 --> 01:25:18.200
پليس بلافاصله
دنبال انگيزه بود

01:25:18.200 --> 01:25:19.700
انگيزه اينه هاش

01:25:22.200 --> 01:25:25.400
اهميتي نداره چه کساني
باور کنن، اين اتفاق

01:25:25.400 --> 01:25:29.300
بمراتب بسيار سريع براي انواعي ديگه
از چيزهايي انجام شده باشه

01:25:29.300 --> 01:25:34.000
که در اين نوع تحقيقات مرگ لازمه
که انجام بشه

01:25:34.000 --> 01:25:38.400
ما بايد در واقع با طرح نقشه هايي
با مطالعه قدم برداريم

01:25:38.400 --> 01:25:43.400
خصوصيات مورد بحث در رفتار
کليد اشخاصيِ که انگيزه داشتن که

01:25:44.300 --> 01:25:46.600
مرگ کورت کوبين رو ببينن

01:25:47.500 --> 01:25:51.100
اين در واقع يک مثال قديمي
خواهد بود از

01:25:51.100 --> 01:25:53.800
يک تحقيق
که نبايد رخ ميداد

01:25:53.800 --> 01:25:57.700
اگه، در واقع، کورت کوبين
مُرده باشه بعنوان اينکه

01:25:57.700 --> 01:26:01.700
دخيل در انجام خودکشي بوده
ممکنه از آگاه نکردن اون

01:26:01.700 --> 01:26:05.100
خجالت زده باشه
که اون رو چرا انجام نداده

01:26:05.100 --> 01:26:07.900
اون در واقع
مسئوليت ما بود

01:26:07.900 --> 01:26:11.000
بايد اين پرونده دوباره باز بمونه

01:26:11.000 --> 01:26:13.800
جوابم روشن است
بي معطلي

01:26:13.800 --> 01:26:16.400
آره، اين"
"پرونده بايد باز بمونه

01:26:16.400 --> 01:26:18.200
اون درباره ي درستي و نادرستي است

01:26:18.200 --> 01:26:22.400
درباره ي افتخاره
درباره ي اخلاقه

01:26:22.400 --> 01:26:24.200
اگه اون رو در وهله ي اول
درست در نظر نگيريم

01:26:24.200 --> 01:26:27.000
ما لعنتي رو در وهله ي دوم
خوب و بهتر درست بدست ميآريم

01:26:27.000 --> 01:26:29.000
و حالا بهتون بدرستي ميگم
که من اگه امروز

01:26:28.900 --> 01:26:32.300
رئيس بودم
اين تحقيق رو دوباره باز ميکردم

01:26:32.500 --> 01:27:32.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.