﻿WEBVTT

00:00:00.421 --> 00:01:00.461
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:03:01.701 --> 00:03:06.060
اقتباسي آزاد بر اساسِ
«اثري ادبي از «ماکس بلچر

00:03:50.381 --> 00:03:56.379
هنگامي که در پيِ آن برمي‌آيم
... تک تکِ لحظاتِ گذشته را

00:03:56.740 --> 00:04:03.222
،در غم يا شاديِ بخصوصش بازسازي نمايم
... حسي از گذرا بودنِ زندگي

00:04:03.421 --> 00:04:09.262
،و نيز از فقدانِ اهميتِ آنچه ما هستيِ بشري مي‌ناميم
.مرا در بر مي‌گيرد

00:04:15.540 --> 00:04:16.840
.بفرماييد

00:04:16.980 --> 00:04:19.461
.متشکرم، آقا

00:04:29.902 --> 00:04:32.401
دنبالِ کي مي‌گردين؟ -
.«دنبالِ دکتر «جافالان -

00:04:32.502 --> 00:04:34.380
.از اولين راهرو دستِ چپ بريد

00:04:34.902 --> 00:04:36.219
!برو کنار

00:04:58.940 --> 00:05:01.421
ترسيدي، «مانو»؟ -
.نه -

00:05:02.580 --> 00:05:05.019
.موردي برايِ ترس وجود نداره

00:05:09.899 --> 00:05:11.862
.مطمئن باش همه چيز روبراه ميشه

00:05:15.579 --> 00:05:18.081
موقعي که ازتون عکس گرفته ميشه
.بايد نفسِ‌تون رو حبس کُنيد

00:05:18.182 --> 00:05:20.782
.مي‌خوام عکسِ راديوگرافي خوب دربياد

00:05:21.220 --> 00:05:22.660
.دراز بکشيد

00:05:23.501 --> 00:05:26.139
سردتون شده؟
اون هم تويِ اين گرما؟

00:05:26.542 --> 00:05:27.842
.يه کمي

00:05:37.620 --> 00:05:39.579
.فقط چند دقيقه طول مي‌کشه

00:05:54.382 --> 00:05:56.302
.اين صفحه رو ميذارم زيرتون

00:06:05.180 --> 00:06:06.480
!حالا

00:06:10.502 --> 00:06:15.660
يأسي تلخ و طاقت‌فرسا
.در سرش وزوز مي‌کرد

00:06:16.500 --> 00:06:18.140
!عکسِ خوبي شده

00:06:19.300 --> 00:06:22.702
... اما همونطور که حدس ميزدم

00:06:23.420 --> 00:06:25.502
.مسأله اصلاً رماتيسم نيست

00:06:26.300 --> 00:06:29.958
.يکي از مهره‌هايِ ستونِ فقرات آسيب ديده
.در واقع يکي از مهره‌ها مفقود شده

00:06:30.059 --> 00:06:33.700
مفقود شده؟ -
.بفرماييد بشينيد -

00:06:35.259 --> 00:06:36.780
پرسيديد چطوري؟

00:06:38.020 --> 00:06:42.701
.خُب منظور اين نيست که مثلِ سرقت از يک مغازه دزديده شده باشه
.بلکه اون مهره توسطِ ميکروب‌ها سائيده شده

00:06:44.582 --> 00:06:48.521
.بکُلي خورده شده
.مثلِ يک دندانِ کرم‌خورده

00:06:48.622 --> 00:06:50.679
يعني تويِ ستونِ فقرات
اين اتفاق افتاده؟

00:06:50.780 --> 00:06:54.179
!مگر نه اينکه مهره‌ها اونجا قرار دارن؟

00:06:54.340 --> 00:06:56.222
.بله، کاملاً تخريب شده

00:06:58.141 --> 00:07:01.719
: ما بهش ميگيم
.بيماريِ «پوت»، سلِ ستونِ فقرات

00:07:01.820 --> 00:07:03.341
.که به مهره‌ها آسيب ميزنه

00:07:03.901 --> 00:07:05.219
خيلي وخيمه؟

00:07:05.979 --> 00:07:08.078
.شما اينجا اومدي تا بهبود پيدا کُني

00:07:08.179 --> 00:07:11.039
پس اين قيافه‌يِ ترس‌خورده
!بهت کمکي نمي‌کُنه

00:07:11.140 --> 00:07:14.181
.کمي شهامت داشته باشيد
.اين بيماري قابلِ درمانه

00:07:19.380 --> 00:07:21.942
.و اما يک موردِ مشکوک ِديگه

00:07:27.859 --> 00:07:30.382
درست همونطور که
.اشعه‌يِ ايکس نشون داده بود

00:07:31.780 --> 00:07:33.980
.به مهره‌ها آسيب رسيده

00:07:35.220 --> 00:07:37.400
ولي نکته‌يِ اميدوارکُننده اينه که
.هيچ قوزي شکل نگرفته

00:07:37.501 --> 00:07:41.219
!وگرنه آخر و عاقبتش مثلِ «ريچاردِ سوم» ميشد
[ريچاردِ سوم : پادشاه گوژپشتِ انگلستان]

00:07:42.000 --> 00:07:44.800
".اکنون اين است زمستانِ دلتنگيِ ما"
[ريچاردِ سوم، ويليام شکسپير، پرده‌يِ اول، صحنه‌يِ اول]

00:07:45.381 --> 00:07:47.582
شما به تئاتر علاقه داري؟ -
.بله، همينطوره -

00:07:48.580 --> 00:07:50.262
.تاق‌باز بشو

00:07:54.539 --> 00:07:55.839
.کمربندت رو باز کُن

00:08:06.382 --> 00:08:08.600
.اينجا يک دمل وجود داره

00:08:08.701 --> 00:08:11.238
چرک و عفونتِ مهره‌ها
.تا اينجا سرايت کرده

00:08:11.339 --> 00:08:13.859
.مجبوريم دمل رو بترکونيم -
چطوري؟ -

00:08:14.419 --> 00:08:16.101
.کارِ آسونيه

00:08:18.021 --> 00:08:19.742
بد موقع اومدم؟

00:08:20.540 --> 00:08:21.840
.نه

00:08:22.341 --> 00:08:25.820
.بعداً ادامه ميديم
.از تشخيصِ من خاطرجمع باشيد

00:08:27.341 --> 00:08:28.480
.مي‌توني لباس بپوشي

00:08:28.581 --> 00:08:32.040
،من اومدم تا خداحافظي کُنم
.و ازتون تشکر کُنم

00:08:32.141 --> 00:08:34.099
.خواهش مي‌کُنم، عزيزم

00:08:35.581 --> 00:08:40.101
: به قولِ معروف
.پزشک تنها وسيله است، وگرنه شفا دستِ خداست

00:08:41.299 --> 00:08:42.782
!فوق‌العاده‌ست

00:08:43.661 --> 00:08:46.142
ببينيد، اين خانم همين پارسال
.به اينجا اومدن

00:08:46.341 --> 00:08:50.101
نه، صبر کُنيد، انگار سالِ 1935 بود؟
.و حالا کاملاً بهبود پيدا کردن

00:08:50.699 --> 00:08:53.321
.بهتون تبريک عرض مي‌کُنم، خانم -
.ممنونم -

00:08:53.422 --> 00:08:55.598
.هر از گاهي حتماً به ما سر بزنيد -
.چَشم، آقايِ دکتر -

00:08:55.699 --> 00:08:57.500
.ما رو فراموش نکُنيد

00:08:58.902 --> 00:09:01.939
.اميدوارم هميشه سالم و سلامت باشيد -
.ممنونم، خانم -

00:09:14.780 --> 00:09:17.860
مدتِ طولانيه که اون دمل
رويِ پوستِ‌تون دراومده؟

00:09:18.182 --> 00:09:20.740
الان پُره از چرک و عفونتي که از طريقِ
.استخوان‌هايِ ناخوش بهش سرايت کرده

00:09:21.020 --> 00:09:24.380
.راستش هيچوقت متوجهش نشدم
ميشه ترکوندش؟

00:09:24.860 --> 00:09:28.918
.البته. خوشبختانه به موقع اقدام کرديد
... چون اگر خودش مي‌ترکيد

00:09:29.019 --> 00:09:32.982
.بسيار درسرساز ميشد -
.بله، متوجه هستيم -

00:09:34.740 --> 00:09:38.560
مي‌تونيد از پسِ مخارج بربياييد؟
.هزينه‌ها اصلاً ارزان نيستن

00:09:38.661 --> 00:09:42.600
.هر کاري از دستم بربياد انجام ميدم
.آخه اين تنها پسرِ ماست

00:09:42.701 --> 00:09:45.182
اهلِ کجا هستيد؟ -
.«رومان» -

00:09:46.022 --> 00:09:48.640
.شرط مي‌بندم شما تاجر هستيد

00:09:48.741 --> 00:09:52.021
.بله، من دو دهنه مغازه‌يِ شيشه‌فروشي دارم

00:09:52.182 --> 00:09:55.300
از اين بابت که مشکلي وجود نداره؟ -
!خدا نکُنه -

00:09:57.339 --> 00:10:01.901
.او احساسِ شکنندگيِ بسيار مي‌کرد

00:10:04.020 --> 00:10:05.941
.«کارمن سيلوا»
نامِ مستعارِ «اليزابت ويت» ملکه‌يِ روماني]
[.که در عينِ حال شاعر و نويسنده نيز بود

00:10:08.459 --> 00:10:11.662
In patria nostra multae silvae sunt
[.در کشورِ ما هست بسيار جنگل‌هايي]

00:10:12.180 --> 00:10:14.262
Quae bestiis abundant
[.چه وفوري از بکر بودگي]

00:10:16.339 --> 00:10:19.181
.بيا بريم يه نگاه به دريا بندازيم -
.باشه، حتماً -

00:10:25.901 --> 00:10:28.000
برايِ عيادت اومدين؟ -
.بله -

00:10:28.101 --> 00:10:31.461
!بيايين به ما ملحق بشين -
.ولي من بايد برم داخل -

00:10:33.262 --> 00:10:36.801
انگار يک قرن ميشه
!که شما رو زيارت نکرديم

00:10:36.902 --> 00:10:39.881
راستش درگيرِ يه سري
.کارهايِ احمقانه بودم

00:10:39.982 --> 00:10:42.638
«رفته بودم «کلادوو
.برايِ ديدنِ مادرم

00:10:42.739 --> 00:10:46.240
!باور نمي‌کُنم، داريد دروغ ميگيد -
.جدي ميگم! همين ديروز برگشتم -

00:10:46.341 --> 00:10:48.479
کمي ليموناد براتون بيارم؟ -
.نه، ممنونم -

00:10:48.580 --> 00:10:53.019
مي‌خواين برايِ بالا رفتن از پله‌ها کمکِ‌تون کُنم؟ -
!شما بهتره بريد به مريض‌هاتون برسيد -

00:11:21.861 --> 00:11:26.062
!از اين کار بدم مياد! من که ديگه بچه نيستم -
!باشه، خيله خُب -

00:11:27.460 --> 00:11:29.461
.تويِ اينجا که هستي خوش‌رفتار باش

00:11:30.939 --> 00:11:33.581
من برات پول مي‌فرستم
.تا حالت خوب بشه

00:11:33.899 --> 00:11:35.199
... اگه من کار مي‌کُنم

00:11:36.261 --> 00:11:38.998
.تمامش بخاطرِ توئه
.اينو فراموش نکُن

00:11:39.099 --> 00:11:40.942
.هم من و هم مادرت

00:11:41.222 --> 00:11:43.300
.ما غير از بچه‌هامون کسي رو نداريم

00:11:48.461 --> 00:11:50.980
.معذرت مي‌خوام که يه کمي برآشفته شدم

00:11:53.380 --> 00:11:56.740
،من نسبت به شما، هم احساسِ دِين مي‌کُنم
.و هم احساسِ گناه

00:11:58.702 --> 00:12:02.661
ولي اين موقعيتِ فعلي باعث شده
.عصبي بشم

00:12:02.780 --> 00:12:07.542
مطمئنم حالت خوب ميشه و دستِ ماها رو
.در روزگارِ پيري‌مون مي‌گيري

00:12:07.899 --> 00:12:09.199
.آره، همينطوره

00:12:10.260 --> 00:12:14.942
اونوقت من تويِ بستر
: دراز مي‌کشم و فرياد ميزنم

00:12:15.379 --> 00:12:19.360
!«مانو»! «مانو»! «مانو»
!جنگ شروع شده

00:12:19.461 --> 00:12:23.862
!اينجا نبردِ «ماراششتي»-ه! تفنگِ منو بهم بده
نبردِ ماراششتي : آخرين نبردِ عمده ميانِ]
[امپراتوريِ آلمان و پادشاهيِ روماني در جنگِ جهانيِ اول

00:12:23.981 --> 00:12:27.720
!ما داريم با ژنرال «ماکِنزن» مبارزه مي‌کُنيم

00:12:27.821 --> 00:12:30.862
!به ژنرال «گريگورسکو» خبر بده

00:12:31.300 --> 00:12:34.159
ولي جداً موقعي که پير بشم
تو باهام چکار مي‌کُني، پسرم؟

00:12:34.260 --> 00:12:38.381
!ازت مراقب مي‌کُنم ديگه
!با يه گلوله تويِ مغز

00:12:46.982 --> 00:12:50.419
بيمارهايِ اينجا
.زندگيِ عاديِ خودشون رو ادامه ميدن

00:12:51.540 --> 00:12:55.139
،بيرون ميرن، موسيقي گوش ميدن
... لباس‌هايِ معمولي مي‌پوشن

00:12:55.461 --> 00:12:58.321
تويِ ايوان زيرِ آفتاب
... دراز مي‌کشن

00:12:58.422 --> 00:13:00.640
!و به هيچ چيزِ اين دنيا اهميتي نميدن

00:13:00.741 --> 00:13:02.760
.فقط برايِ خودشون دراز مي‌کشن

00:13:02.861 --> 00:13:06.382
تو حتي مي‌توني بصورتِ درازکش
.درشکه هم بروني

00:13:06.501 --> 00:13:08.022
.مثلاً درشکه‌يِ سبکِ دوچرخ رو

00:13:08.582 --> 00:13:09.882
.آره

00:13:11.420 --> 00:13:14.581
.دلم هوسِ کوفته‌ماهي کرده

00:13:16.020 --> 00:13:17.741
!بفرما! کوفته‌ماهي

00:13:18.102 --> 00:13:19.699
!برگرديد

00:13:21.581 --> 00:13:25.141
!نبايد بي‌خبر اينجا رو ترک کُنيد -
.معذرت مي‌خوايم -

00:13:32.060 --> 00:13:34.278
.اين هم از اتاقِ‌تون

00:13:34.379 --> 00:13:38.181
.اتاق رو با سولفور ضدِ عفوني کرديم

00:13:38.300 --> 00:13:42.340
.دستشويي هم در انتهايِ راهروئه

00:13:43.979 --> 00:13:47.820
!خيلي معرکه‌ست
ازش خوشت مياد، «مانو»؟

00:13:48.100 --> 00:13:53.342
!مثلِ هتل مي‌مونه
!انگار «گراند هتل ويکتوريا»يِ «رومان»-ه

00:13:54.259 --> 00:13:56.141
!يا انگار هتل «ريتزهاک»-ه

00:13:57.062 --> 00:13:59.981
!اينجا اصلاً حس نمي‌کُني بيمار هستي

00:14:00.699 --> 00:14:04.182
قبل از من کي اينجا بوده؟ -
.خيلي‌ها -

00:14:04.500 --> 00:14:07.542
کسي هم اينجا مُرده؟ -
!البته که نه -

00:14:10.099 --> 00:14:14.700
.بيمارِ قبلي يه دختر خانم بود
.اما بعدش به «برک-سور-مر» در فرانسه رفت

00:14:16.220 --> 00:14:20.060
.آقايِ دکتر هم همين الان ميان

00:14:23.819 --> 00:14:26.300
بيمارهايِ زيادي مثلِ من اينجا هستن؟

00:14:26.461 --> 00:14:31.020
مثلِ شما؟ من حتي نمي‌دونم
!شما رو چطور صدا کُنم

00:14:31.941 --> 00:14:34.801
: سه کلمه را فرياد کُنيد"
"!شامپاين، شراب، راين

00:14:34.902 --> 00:14:37.820
!منظورم رو رسوندم؟ -
!چه جور هم -

00:14:38.219 --> 00:14:42.638
.بعضي از بيمارها حتي ده تا از مهره‌هاشون مشکل داره
.و بعضي‌هايِ ديگه هم پاهاشون مشکل داره

00:14:42.739 --> 00:14:46.321
اما شما مشکلي ندارين. اينطور که شنيدم
.دملِ چرکيِ شما اونقدرها هم ناسور نيست

00:14:46.422 --> 00:14:50.139
ناسور؟ -
.منظورم اينه که نترکيده -

00:14:51.022 --> 00:14:53.422
فقط عفونتش يه مقدار
.به مهره‌ها رسوخ کرده

00:14:55.219 --> 00:14:57.101
.بله، نترکيده

00:14:57.300 --> 00:15:02.921
،بعضي‌ها ميگن باز شدنِ دملِ چرکي
.يعني باز شدنِ درِ مرگ

00:15:03.022 --> 00:15:06.880
دکترها اينطور ميگن؟ -
.نه، بيمارهايِ خرافاتي -

00:15:06.981 --> 00:15:08.421
!به نظرِ من که فقط يه مُشت حيوونن

00:15:17.299 --> 00:15:22.579
،آرزوهايي تازه و اميدهايي تازه
.به شکلي عظيم درونم بارور گشت

00:15:23.220 --> 00:15:24.520
.دارويِ بي‌حسي

00:15:27.341 --> 00:15:31.742
،اگر دمل سر باز نکُنه
.تقريباً هيچ خطري وجود نداره

00:15:34.022 --> 00:15:35.918
و در عرضِ يک ثانيه
!کارش تمامه

00:15:36.019 --> 00:15:38.879
لازمه عفونت رو طوري تخليه کُنيم
.که دمل نترکه

00:15:38.980 --> 00:15:40.981
اگه سر باز کُنه چي؟

00:15:41.499 --> 00:15:45.000
اونوقت ممکنه در تماس با باکتري‌ها
... عفوني شده

00:15:45.101 --> 00:15:47.340
.و موجبِ مسموميتِ خون بشه

00:15:47.539 --> 00:15:50.840
گاهي اوقات بيمار حتي به مدتِ چند روز
.از درد نعره ميزنه

00:15:50.941 --> 00:15:53.660
و گاهي اوقات هم بيمار
.چيزي متوجه نميشه

00:15:54.221 --> 00:15:56.702
و دمل به مدتِ چندين سال
.همينطور چرک و عفونت تراوش مي‌کُنه

00:15:57.700 --> 00:16:03.260
،لازمه که از اين موارد اطلاع داشته باشيد
.تا از هر گونه سراسيمگي پرهيز کُنيد

00:16:04.220 --> 00:16:07.080
ولي ما به عفونت
.اجازه‌يِ تراوش کردن نميديم

00:16:07.181 --> 00:16:09.420
و در نتيجه، خيلي زود
.دمل ناپديد ميشه

00:16:29.979 --> 00:16:31.279
!حرکت نکُنيد
!حرکت نکُنيد

00:16:41.299 --> 00:16:43.479
!تمام شد
!تمام شد

00:16:43.580 --> 00:16:46.741
!اينجا رو نگاه کُنيد، دوستِ من
!اين هم از عفونت

00:16:49.540 --> 00:16:51.902
.دمل کاملاً از عفونت پُر شده بود

00:16:52.662 --> 00:16:54.739
.همينطور به پشت دراز بکشيد

00:16:56.659 --> 00:17:00.219
.بذاريد به پشت دراز کشيدن عادت کُنه

00:17:00.741 --> 00:17:02.861
.فعلاً اجازه ميديم همينطور بمونيد

00:17:03.141 --> 00:17:05.720
.و بعد بدنِ‌تون رو گچ مي‌گيريم

00:17:05.821 --> 00:17:08.540
گچ؟ -
.اصلاً چيزِ حادي نيست -

00:17:08.859 --> 00:17:11.820
فقط از ستونِ فقراتِ‌تون
.در برابرِ شکستگي محافظت مي‌کُنه

00:17:13.862 --> 00:17:19.181
گويي در گوشتِ لمس‌شده از دارويِ بي‌حسي
.چنگالي فرو ميرفت

00:17:35.620 --> 00:17:38.879
وقتي شکمت رو با اون آمپولِ قطور
... سوراخ مي‌کردن

00:17:38.980 --> 00:17:40.900
حس کردم ديگه نمي‌تونم
.رويِ زانوهام بايستم

00:17:41.979 --> 00:17:45.182
اگه بيشتر طول مي‌کشيد
.غش مي‌کردم مي‌افتادم زمين

00:17:47.862 --> 00:17:50.500
.تو فوق‌العاده شجاع هستي، پسرم

00:17:55.899 --> 00:17:57.301
.من برم هزينه‌يِ بيمارستان رو پرداخت کُنم

00:18:33.581 --> 00:18:36.860
،نبايد تنهايي هيچ جا بريد
.حتي دستشويي

00:18:40.781 --> 00:18:45.020
،به محضِ اينکه زنگ رو بزنيد
.خودم لگن رو براتون ميارم

00:18:57.819 --> 00:18:59.459
.«اين برايِ شماست، آقايِ «نلو

00:19:00.622 --> 00:19:02.598
.مرحمتِ شما کم نشه، قربان

00:19:02.699 --> 00:19:05.142
.خوب مراقبش باشيد

00:19:05.702 --> 00:19:09.238
.اون هنوز يه پسربچه‌ست -
.مطمئن باشيد اينجا از هيچ بابت کم و کسري نداره -

00:19:09.339 --> 00:19:14.942
هر چيزي لازم داشتيد، فقط کافيه زنگ بزنيد
تا من فوراً خودم رو برسونم. باشه؟

00:19:15.940 --> 00:19:17.860
.ممنونم

00:19:35.021 --> 00:19:40.620
،کساني که در اطرافم بودند ترحم‌انگيز به نظر مي‌رسيدند
... از اين بابت که چقدر ساده‌دلانه

00:19:40.742 --> 00:19:44.060
،به آنچه انجام مي‌دادند و احساس مي‌کردند
.باور داشتند

00:20:14.139 --> 00:20:15.702
چرا مي‌خندي؟

00:20:16.662 --> 00:20:17.962
!آخه خيلي مضحکه

00:20:26.742 --> 00:20:29.061
!دکتر نکُنيد! ولم کُنيد

00:20:37.382 --> 00:20:40.182
.دلم برات تنگ ميشه -
!اين حرف‌ها رو بي‌خيال شو -

00:20:40.662 --> 00:20:42.302
.گرامافون يادت نره

00:20:42.781 --> 00:20:44.782
به محضِ اينکه برسم خونه
.برات مي‌فرستمش

00:20:48.979 --> 00:20:52.182
.فقط شجاع باش، پسرم -
!همين کارو مي‌کُنم، نگران نباش -

00:20:53.779 --> 00:20:55.840
.از طرفِ من، مامان و خواهرهام رو ببوس

00:20:55.941 --> 00:20:57.581
.راديو رو هم بفرست

00:20:57.780 --> 00:21:00.380
يه ليست از کتاب‌هايي که
.مي‌خوام رو هم برات آماده مي‌کُنم

00:21:01.582 --> 00:21:03.078
.بعداً با هم تلفني حرف ميزنيم

00:21:03.179 --> 00:21:06.102
.اينجا تلفن هم داريم -
!مي‌بيني؟ تلفن هم دارن -

00:21:14.381 --> 00:21:15.681
.خُب ديگه، خداحافظ

00:21:17.142 --> 00:21:20.141
،قوي باش
.و زود خوب بشو

00:21:22.460 --> 00:21:23.820
.سفر به سلامت

00:21:28.262 --> 00:21:33.819
!قلبت استوار باد، سفلي‌جنابا
!باشد که بس زود گردي ستاره‌ماهيِ آب‌ها

00:21:41.979 --> 00:21:43.300
.خير پيش

00:22:08.820 --> 00:22:14.139
احساسي زنده از اينکه
.هر آنچه رُخ مي‌دهد واقعي نيست

00:22:31.622 --> 00:22:33.301
خيلي وقته که بيمار شدين؟

00:22:34.141 --> 00:22:38.118
،آره، خيلي وقته
.ولي همين تازگي متوجهش شدن

00:22:38.219 --> 00:22:40.361
.همه‌مون همين مشکل رو داريم

00:22:40.462 --> 00:22:42.340
بيماري‌تون چيه؟

00:22:42.620 --> 00:22:45.700
!"کلمه‌اي که بسا چيزها در دلِ خويش دارد" -
چي؟ -

00:22:45.861 --> 00:22:49.421
،«بيماريِ «پوت
!«کلمه‌اي که بسا چيزها در دلِ خويش دارد : «پوت

00:22:50.381 --> 00:22:53.920
: حتماً اون تبليغ رو شنيدين که ميگه
کلمه‌اي که بسا چيزها در دلِ خويش دارد : «موت»"؟"

00:22:54.021 --> 00:22:57.101
.جمله‌يِ تبليغيِ شامپاينِ «موت»-ه

00:22:57.300 --> 00:23:00.181
"!«کلمه‌اي که بسا چيزها در دلِ خويش دارد : «موت"

00:23:00.380 --> 00:23:02.700
!فقط اينکه کلمه‌يِ من بجايِ «موت»، «پرسيوال پوت»-ه
پرسيوال پوت : جرّاحِ بريتانياييِ قرنِ هجدهم]
[و از بنيانگذارانِ رشته‌يِ ارتوپدي در طب

00:23:04.182 --> 00:23:06.060
شما چطور؟ -
.مالِ من هم همينه -

00:23:06.539 --> 00:23:08.502
"!صدايي که بسا چيزها در دلِ خويش دارد"

00:23:09.381 --> 00:23:11.620
بدنِ شما رو گچ گرفتن؟

00:23:12.979 --> 00:23:16.182
يعني نفهميدين؟ -
.آخه اصلاً قابلِ تشخيص نيست -

00:23:16.420 --> 00:23:20.460
دکتر «جافالان» اونها رو به تنِ
!هر مشتري‌اي که از راه ميرسه مي‌دوزه

00:23:21.619 --> 00:23:25.800
استاد بزرگِ گچ گرفتن
!و قصابِ نشتر زن

00:23:25.901 --> 00:23:28.879
!در واقع ايشون يک دامپزشک هستن -
!جداً؟ -

00:23:28.980 --> 00:23:31.580
!همينطوري گفتم -
!شوخي نکُنيد -

00:23:32.102 --> 00:23:36.261
،فقط با شما شوخي مي‌کُنم
!چون شما انرژيِ حيات القاء مي‌کُنيد

00:23:38.980 --> 00:23:42.939
!با همين عصايِ زيربغل مي‌زنمت‌ها -
.مراقب باشيد نريزيدش -

00:23:45.861 --> 00:23:49.221
شما بيمارِ جديد هستين؟ -
.بله -

00:23:49.382 --> 00:23:51.601
.«امانوئل» -
.ارنست». از آشنايي‌تون خوشوقتم» -

00:23:51.702 --> 00:23:55.241
.اينجا بعضي‌ها هستن که چشمِ ديدنِ يهودي‌ها رو ندارن -
!بذار نداشته باشن -

00:23:55.342 --> 00:23:57.518
.«ويکتور» -
.«امانوئل» -

00:23:57.619 --> 00:24:00.198
،اما من از شما خوشم مياد
!چون مريض هستيد

00:24:00.299 --> 00:24:03.520
.والنتين» هميشه نقشِ لژيونرِ «گاردِ آهنين» رو بازي مي‌کُنه»
گاردِ آهنين : نامِ حزبي سياسي در روماني تا اوايلِ جنگِ جهانيِ دوم]
[با ايدئولوژيِ يهودستيزي، ملي‌گرايي، فاشيسم و ضديت با کمونيسم

00:24:03.621 --> 00:24:07.861
بازي مي‌کُنم؟
!من واقعاً لژيونرِ «گاردِ آهنين» هستم

00:24:08.582 --> 00:24:12.979
خُب حالا تويِ چه رشته‌اي تحصيل مي‌کُني؟
!سبد-دوزي زيرِ آب؟

00:24:13.102 --> 00:24:14.441
.نه، شيمي

00:24:14.542 --> 00:24:17.521
،ولي فعلاً بيمار هستم
.پس تحصيلي هم در کار نيست

00:24:17.622 --> 00:24:21.819
سولانژ»! بيا با برادرِ»
!دردمندِ جديدمون آشنا بشو

00:24:21.942 --> 00:24:24.279
!در رنج و دردي بي‌پايان

00:24:24.380 --> 00:24:27.299
اسمِ شما فرانسويه، مادموازل؟

00:24:28.500 --> 00:24:30.421
.بله، اسمِ من همينه

00:24:30.781 --> 00:24:32.901
.«سولانژ»
.يعني : فرشته‌يِ آفتاب

00:24:33.062 --> 00:24:35.158
"... فرشته‌يِ خدا، فرشته‌يِ نگهبانِ عزيزِ من"
[دعايي مرسوم در ميانِ مسيحيانِ کاتوليک]

00:24:35.259 --> 00:24:36.559
.اسمِ دلفريبيه

00:24:37.820 --> 00:24:41.279
،ولي اسمِ اصليش «زاگا»ست
.«همينطوري اسمِ خودش رو گذاشته «سولانژ

00:24:41.380 --> 00:24:43.139
!اي آدمِ بيشعور

00:24:45.381 --> 00:24:46.940
اشکال نداره من هم ازش بخورم؟

00:25:50.139 --> 00:25:54.782
.احساسي سترگ از ترک‌شدگي

00:26:08.022 --> 00:26:10.860
!ما که قرار نيست بکُشيمت

00:26:14.742 --> 00:26:20.141
واقعاً پسرِ گُنده‌اي مثلِ تو
!نمي‌تونه پانسمان شدن رو تحمل کُنه؟

00:26:22.541 --> 00:26:24.780
!مي‌بيني؟ اون پسرِ خوبي نبوده

00:26:30.862 --> 00:26:33.662
حالا هر چقدر دلت مي‌خواد
!نعره بزن! بلندتر

00:26:35.259 --> 00:26:37.060
!هنوز هم داري گريه مي‌کُني؟

00:26:37.620 --> 00:26:41.499
،بهت گفته بودم موقعِ کار
!اينجا تجمع نکُن

00:26:50.980 --> 00:26:52.280
آقايِ دکتر؟

00:26:54.701 --> 00:26:57.960
حالِ پسرم چطوره؟ -
پسر؟ -

00:26:58.061 --> 00:26:59.420
.آها، حالش خوبه

00:27:00.660 --> 00:27:03.958
.فقط عفونت به بيضه‌هاش نزديک شده

00:27:04.059 --> 00:27:05.941
.مجبورم براش اِتر تجويز کُنم

00:27:06.140 --> 00:27:08.040
ولي حالش خوب ميشه؟ -
.بله، خوب ميشه -

00:27:08.141 --> 00:27:11.158
.فعلاً همراهش بريد به اتاقش

00:27:11.259 --> 00:27:12.860
.ما اينجا کُلي کار داريم

00:27:18.021 --> 00:27:19.342
اوضاع چطوره؟

00:27:20.939 --> 00:27:24.499
پس مي‌خواي امروز
کارِ گچ گرفتن رو انجام بديم؟

00:27:24.860 --> 00:27:29.622
.بله، امروز
.ديگه به دراز کشيدن عادت کردم

00:27:31.380 --> 00:27:33.101
!آفرين پسرِ شجاع

00:27:33.381 --> 00:27:37.719
چون معمولاً بيمارها مي‌خوان
!مثلِ موشِ وحشت‌زده در برن

00:27:37.820 --> 00:27:39.120
!دقيقاً همينطوره

00:27:42.021 --> 00:27:44.821
ولي به هر حال، دير يا زود
.مجبوري اين کار رو انجام بدي

00:27:45.419 --> 00:27:47.820
.چون به بهبودِ نقطه‌يِ عفوني‌شده کمک مي‌کُنه

00:27:49.421 --> 00:27:51.821
و از شکستگيِ ستونِ فقرات هم
.جلوگيري مي‌کُنه

00:28:05.261 --> 00:28:09.861
اين روپوش بايد تا وقتي که
.ما گچ رو درمياريم تنت بمونه

00:28:15.901 --> 00:28:18.701
چرا اينقدر قيافه‌يِ وحشت‌زده
به خودت گرفتي؟

00:28:23.140 --> 00:28:25.340
.بريد باز هم گچ بياريد

00:28:31.342 --> 00:28:36.342
[عملِ گچ‌گرفتن]  Gypsum factum -
.نترس، من مردِ لُخت زياد به چشم ديدم -

00:28:39.179 --> 00:28:42.459
!تو کيلومترها از اين چيز به چشم ديدي -
!و فرسنگ‌ها مايلِ دريايي -

00:28:45.062 --> 00:28:47.539
!«موبي ديک»
رُمانِ مشهورِ قرنِ نوزدهمي نوشته‌يِ]
[هرمان ملويل» نويسنده‌يِ آمريکايي»

00:29:24.019 --> 00:29:26.819
.ستونِ فقراتت رو راست بگير

00:29:27.579 --> 00:29:31.980
"... تماميِ روياهايم به حقيقت پيوستند سرانجام" -
!بگذار گچ گرفتنت را دهم من انجام -

00:29:42.539 --> 00:29:44.740
.نفست رو بده داخل -
.باشه -

00:29:45.181 --> 00:29:48.261
!شما خيلي شبيه تابلويِ نقاشيِ «مفتشِ اعظم» اثرِ «ال گرِکو» هستيد
[ال گرِکو : نقاش و مجسمه‌سازِ اسپانيوليِ دورانِ رنسانس]

00:29:49.659 --> 00:29:53.741
!شايد تناسخش باشه -
!«ال گرِکو» رو ميگه، نه «ولاسکز» -
[ديه‌گو ولاسکز : نقاشِ اسپانيوليِ قرنِ هفدهم]

00:29:54.662 --> 00:29:55.962
!يوناني
[.گرِکو به معنايِ يوناني مي‌باشد]

00:30:25.340 --> 00:30:27.859
مي‌توني اونطرفت رو برگردوني؟

00:30:31.542 --> 00:30:33.819
!خيلي سنگينه

00:31:00.299 --> 00:31:05.100
،همبسته با ناخوشيِ ديگر بيماران
.همبسته با قالبِ گچِ خويش

00:31:14.300 --> 00:31:16.301
.به پشت درازش کُنيد

00:31:19.741 --> 00:31:22.860
!مثلِ يه مجسمه شدم

00:31:23.140 --> 00:31:28.161
،بعضي‌ها براي بدست آوردنِ يه مجسمه
.مجبورن هزاران کار انجام بدن

00:31:28.262 --> 00:31:29.562
... در حاليکه تو

00:31:29.979 --> 00:31:31.840
!فقط کافي بود کمي بيمار بشي

00:31:31.941 --> 00:31:35.480
!مجسمه‌اي از پوست و گچ -
!دقيقاً -

00:31:35.581 --> 00:31:38.598
،چخوف» گفته انسان‌ها بايد از هر نظر زيبا باشن»
[آنتون چخوف : نويسنده‌يِ بزرگِ قرنِ نوزدهمِ روس]

00:31:38.699 --> 00:31:42.701
،از نظرِ چهره، لباس
.روح و قالبِ اندام

00:31:42.981 --> 00:31:46.821
!حالا سوسيس رو بذاريم رويِ منقل
.مي‌ذاريمت اونجا تا خشک بشي

00:32:00.979 --> 00:32:03.558
اوه، داستانِ اون دکتره رو
.هنوز تمام نکردم

00:32:03.659 --> 00:32:07.381
داشتين مي‌گفتين که اون دکتر
.رويِ زنداني‌ها آزمايش مي‌کرد

00:32:10.180 --> 00:32:12.181
.سالِ 1870 اين اتفاق افتاده

00:32:13.620 --> 00:32:20.060
دکتره تويِ شوربايِ بعضي از اون زنداني‌ها
.ذرتِ کپک‌زده مي‌ريخت و به خوردشون ميداد

00:32:20.701 --> 00:32:23.761
.در نتيجه، اون زنداني‌ها به «پلاگر» مبتلا شدن
پلاگر : نوعي ناخوشي که پوست را ترکانده]
[.و حتي بيمار را به جنون سوق ميدهد

00:32:23.862 --> 00:32:25.162
آخه چرا؟

00:32:25.382 --> 00:32:28.981
اين کار رو برايِ مطالعه‌يِ ارتباطِ بينِ اين بيماري
.و رژيمِ غذاييِ بر اساسِ ذرت انجام مي‌داد

00:32:31.100 --> 00:32:33.641
زنداني‌هايي که
به «پلاگر» مبتلا شدن، مُردن؟

00:32:33.742 --> 00:32:35.582
.بعضي‌هاشون مُردن

00:32:38.580 --> 00:32:41.299
.بعضي آدم‌ها چه سرنوشتي دارن

00:32:53.821 --> 00:32:56.341
.آقايِ دکتر -
چيه؟ -

00:32:56.701 --> 00:33:00.160
.اين گرما داره حالم رو بد مي‌کُنه

00:33:00.261 --> 00:33:03.379
!نه بابا
!يه وقت همينجا بالا نياري؟

00:33:04.339 --> 00:33:06.501
!بياييد اين کوچولو رو بلند کُنيد

00:33:06.939 --> 00:33:09.700
گوشِ‌تون با منه؟
.بياييد بلندش کُنيد

00:33:15.740 --> 00:33:17.902
،ولي اينطوري با اون سرعتي که بايد
.خشک نميشي

00:33:25.259 --> 00:33:26.861
!«مجسمه‌يِ «نلسون
[«بنايي در لندن به يادبودِ دريادار «هوراشيو نلسون]

00:33:29.579 --> 00:33:31.822
.حواست باشه خوب استراحت کُني

00:33:33.181 --> 00:33:38.139
،هر وقت حوصله‌ام سر رفت
!رقصِ بندري و رقصِ فاکس‌تروت و رقصِ جاوا مي‌کُنم

00:33:39.659 --> 00:33:41.699
!اين پسره خيلي بامزه‌ست‌ها

00:33:43.699 --> 00:33:45.581
!آفرين! خنده بر هر دردِ بي‌درمان دواست

00:34:06.582 --> 00:34:12.899
،هر لحظه از زندگيم، هر حرکتي که مي‌کُنم
... هر دردي که حس مي‌کُنم، هر آنچه گويي در زندگيم رُخ مي‌دهد

00:34:13.021 --> 00:34:19.020
،هر حادثه‌اي که فکر مي‌کُنم بي‌نهايت اهميت دارد
.هيچ نيست مگر اتمي گم‌گشته در اقيانوسي بيکران از وقايعِ تماميِ جهان

00:34:41.261 --> 00:34:42.561
.دهنت رو باز کُن

00:34:45.500 --> 00:34:47.662
هيچ خانه‌اي نبايد"
"!بي‌آسپيرين بماند

00:35:13.939 --> 00:35:15.239
بفرماييد؟

00:35:20.302 --> 00:35:24.380
!وقت بخير، قربان
!مي‌بينم که يونيفورمِ ژنرالي‌تون رو به تن کردين

00:35:25.382 --> 00:35:27.621
!بدجور تويِ گند و کثافت فرو رفتم

00:35:28.059 --> 00:35:32.358
حس مي‌کُنم انگار داره از پوستم رد ميشه و تا مغزِ استخونم
.فرو ميره و تويِ ستونِ فقراتم جريان پيدا مي‌کُنه

00:35:32.459 --> 00:35:33.781
!نفرت‌انگيزه

00:35:34.460 --> 00:35:37.459
نگران نباش. تا دو سه روزِ ديگه
.کاملاً خشک ميشه

00:35:40.182 --> 00:35:43.461
.هيچوقت به اين آشغالِ لعنتي عادت نمي‌کُنم

00:35:43.860 --> 00:35:46.401
.تمامِ حرکاتم رو مختل کرده

00:35:46.502 --> 00:35:48.780
.چيزي نيست، بهش عادت مي‌کُني

00:35:57.819 --> 00:35:59.119
.چه بارونِ وحشتناکيه

00:36:00.380 --> 00:36:02.942
من يکي که خوشحالم
.داره بارون مياد

00:36:03.579 --> 00:36:06.302
،برايِ مريض بودن
!بهترين آب و هواست

00:36:08.421 --> 00:36:12.181
چون حالا همه‌يِ مردم تويِ خونه‌هاشون موندن
.و مثلِ ما دلتنگ هستن

00:36:13.421 --> 00:36:17.461
،مساعد بودنِ آب و هوا
.همه چيز رو بدتر مي‌کُنه

00:36:18.582 --> 00:36:21.760
من همين روزهايِ باروني رو
،ترجيح ميدم

00:36:21.861 --> 00:36:25.340
يعني وقتيکه آدم‌ها مثلِ سگِ کتک‌خورده
!تويِ خونه‌هاشون مي‌چپن

00:36:26.661 --> 00:36:28.101
.نمي‌دونم والا

00:36:29.499 --> 00:36:34.499
يه چيزي رو ازت بپرسم؟
اون خانم‌خوشگله، «سولانژ» کيه؟

00:36:36.941 --> 00:36:39.919
.يکي از بيمارهايِ سابقه
.از يوگسلاوي به اينجا اومده

00:36:40.020 --> 00:36:43.118
بيمار؟ -
.آره، مدتِ سه سال تويِ گچ بود -

00:36:43.219 --> 00:36:46.061
.اما بعد کاملاً بهبود پيدا کرد

00:36:46.422 --> 00:36:47.820
!سه سال

00:36:50.062 --> 00:36:54.081
پس چرا هنوز اينجاست؟ -
.تويِ دفترِ يه وکيل‌دعاوي کار مي‌کُنه -

00:36:54.182 --> 00:36:56.341
.دوست نداره اينجا رو ترک کُنه

00:36:57.462 --> 00:36:59.301
اينجا مثلِ يه ماده‌يِ مخدر
.اعتيادآوره

00:36:59.539 --> 00:37:02.381
.انگار تويِ خون نفوذ مي‌کُنه

00:37:03.141 --> 00:37:05.440
قبلاً با يکي از هموطن‌هاش
.ازدواج کرده بوده

00:37:05.541 --> 00:37:08.379
ولي وقتي مريض ميشه
.شوهره ترکش مي‌کُنه

00:37:09.500 --> 00:37:11.420
.خيلي مهربون و باوقاره

00:37:11.981 --> 00:37:13.820
نکُنه از اين دختره خوشت اومده؟

00:37:14.100 --> 00:37:17.240
.راستش اون خيلي احمقه
.و تازه، بقيه‌يِ مريض‌ها هم دلِ‌شون پيشش گيره

00:37:17.341 --> 00:37:19.441
پس نکُنه تو هم عاشقش هستي؟

00:37:19.542 --> 00:37:21.900
.نه، من فقط کردمش

00:37:24.422 --> 00:37:26.360
چطور ميشه دوباره ببينمش؟

00:37:26.461 --> 00:37:28.960
خونِ جواني تويِ تُخم‌هات
!طوفان مي‌کُنه‌ها

00:37:29.061 --> 00:37:32.341
باشه، يه کاري مي‌کُنم موقعِ صرفِ چاي
.همديگه رو ببينين

00:38:20.022 --> 00:38:24.219
انزجاري ناگهاني
.درآميخته با تأثري توصيف‌ناپذير

00:38:35.382 --> 00:38:37.621
!اين هم رفيقِ گچ‌کاري‌شده‌يِ جديدمون

00:38:39.859 --> 00:38:41.159
!«مبارک باشه، «امانوئل

00:38:42.221 --> 00:38:45.301
مي‌خوايم اين شراب رو بنوشيم
!به افتخارِ خانم‌هايِ نازنازي

00:38:48.100 --> 00:38:50.700
ارنست»، نوشيدنيِ ديگه‌اي هم داري؟» -
.آره -

00:38:50.822 --> 00:38:53.061
.هم کنياک هست، هم براندي

00:38:56.582 --> 00:38:58.958
!برو بابا، مگه مي‌خواي به کُشتنِ‌مون بدي؟

00:38:59.059 --> 00:39:01.982
از آواز خوندنم خوشت نمياد؟ -
تو به اين قارقار ميگي آواز خوندن؟ -

00:39:02.139 --> 00:39:04.879
يالا تمومش کُن، وگرنه با همين چوب‌زيربغل
!ميزنم تويِ مُخت‌ها

00:39:04.980 --> 00:39:08.179
!برو کونت رو بده بابا -
!جمع کُن ببينم -

00:39:08.659 --> 00:39:10.979
!الان مي‌برمت اون کنج مي‌ذارمت

00:39:30.259 --> 00:39:32.141
!ديدي با خاک يکسانت کردم؟

00:39:36.422 --> 00:39:40.480
«ما همه‌مون مي‌دونيم که تو و «ايزا
با هم سر و سري دارين. مگه نه، «ايزابلا»؟

00:39:40.581 --> 00:39:43.241
چطور همچين فکري
به کله‌ات خطور کرده؟

00:39:43.342 --> 00:39:45.900
اصلاً بذارين اين قضيه رو
.فيصله‌اش بدم

00:39:47.101 --> 00:39:50.598
من در برابرِ اين هيأت منصفه‌يِ محترم
... قسم مي‌خورم

00:39:50.699 --> 00:39:54.421
«که بينِ من و خانمِ «ايزابلا
.هيچ سر و سري نيست

00:39:54.582 --> 00:39:57.119
.ما فقط با هم دوست هستيم

00:39:57.220 --> 00:40:00.261
،ولي اگر هم بينِ ما چيزي وجود داشته
!به هيچکسِ ديگه‌اي مربوط نيست

00:40:00.541 --> 00:40:04.399
تو ما رو احمق فرض کردي؟
!همه‌مون مي‌دونيم که شما هر شب همديگه رو مي‌بينين

00:40:04.500 --> 00:40:08.239
!راستش رو بگو، بعدش چکار مي‌کُنين؟ -
!آخه به شماها چه ربطي داره؟ -

00:40:08.340 --> 00:40:11.361
،ما فقط با همديگه صحبت مي‌کُنيم
.و کتاب مي‌خونيم

00:40:11.462 --> 00:40:15.121
.شما که خودتون مي‌دونيد تا پايينِ پاهاش گچ گرفته شده -
خُب که چي؟ -

00:40:15.222 --> 00:40:18.081
آدم از رويِ قالبِ گچ هم
!مي‌تونه عشق‌بازي کُنه

00:40:18.182 --> 00:40:21.101
!همه‌تون گوش کُنيد
!تو هم همينطور

00:40:21.942 --> 00:40:24.721
به شرافتِ سربازيم
... جداً سوگند مي‌خورم

00:40:24.822 --> 00:40:28.819
«که بينِ من و «ايزابلا
!هيچ چيزي وجود نداره

00:40:29.261 --> 00:40:32.881
و در ضمن، شما همه‌تون مي‌دونيد
.ايزابلا» تا پايينِ پاهاش گچ گرفته شده»

00:40:32.982 --> 00:40:35.718
ولي تو مي‌توني تمامِ بدنش رو
!از بالا تا پايين غرقِ بوسه کُني

00:40:35.819 --> 00:40:39.222
!اين حقيقت نداره -
!لابد کُسش رو هم مي‌بوسي -

00:40:41.821 --> 00:40:43.980
!يالا عذرخواهي کُن -
!چرا بايد معذرت بخوام؟ -

00:40:56.820 --> 00:40:58.601
!واي کلاهم

00:40:58.702 --> 00:41:01.060
!باشه، باشه، کاريش ندارم
!ديگه ولم کُن

00:41:01.340 --> 00:41:03.260
يه نوشيدني‌اي چيزي
.واسم بيار

00:41:04.220 --> 00:41:07.899
!مرتيکه‌يِ مستِ شپشو

00:42:03.982 --> 00:42:05.282
!«سولانژ»

00:42:15.379 --> 00:42:18.540
لطفاً بذاريد اين کلاه باشکوه
.پيشِ من بمونه

00:42:18.820 --> 00:42:20.540
!«به‌جاش کلاه منو بگير، «سولانژ

00:42:32.340 --> 00:42:33.480
!بيا سمتِ من

00:42:33.581 --> 00:42:35.939
!تو رو خدا بيا سمتِ من
!بيا سمتِ من

00:43:01.820 --> 00:43:04.182
ديگه نمي‌خواين بازي رو ادامه بدين؟

00:43:38.100 --> 00:43:43.318
،خلائي مهيب در سينه‌اش حس مي‌کرد
.همچون نيازي شديد به تنفس يا گريستن

00:43:43.419 --> 00:43:45.399
مي‌خواي دکتر رو خبر کُنيم؟

00:43:45.500 --> 00:43:48.300
.نه -
بگو کجات درد مي‌کُنه؟ -

00:43:49.659 --> 00:43:52.900
.چيزي نيست، الان خوب ميشه -
.بگو ديگه -

00:43:54.539 --> 00:43:56.782
.کبدم؛ کبدم درد مي‌کُنه

00:43:57.300 --> 00:43:59.718
مشروب خوردي؟ -
.نه -

00:43:59.819 --> 00:44:03.121
،با اين گچي که دورِ بدنته
.نبايد مشروب بخوري

00:44:03.222 --> 00:44:05.499
.حالا آروم بگير

00:44:06.739 --> 00:44:09.718
حس مي‌کُنم عضله‌هايِ دورِ کبدم
.دارن دچارِ گرفتگي ميشن

00:44:09.819 --> 00:44:12.219
.الان واست کمپرسِ آبِ سرد ميارم

00:44:13.382 --> 00:44:16.480
ممکنه درد داره از سمتِ
،ستونِ فقرات سرايت مي‌کُنه

00:44:16.581 --> 00:44:19.921
.يا از سمتِ يکي ديگه از مهره‌هايِ کمرت -
.اميدوارم اينطور نباشه -

00:44:20.022 --> 00:44:21.238
.شما همه‌تون اميدوار هستين

00:44:21.339 --> 00:44:24.699
!من تنها بيمارِ حرفه‌اي هستم

00:44:25.981 --> 00:44:27.919
!چون از اميد، دست شستم

00:44:28.020 --> 00:44:30.600
.الان 6 ساله که کارم همينه

00:44:30.701 --> 00:44:34.940
ماه آينده قراره دوازدهمين
.عملِ جرّاحيِ عمرم رو انجام بدم

00:44:36.019 --> 00:44:39.758
،پس بايد گفت تو يه بيمارِ قهرمان هستي
!نه يه بيمارِ حرفه‌اي

00:44:39.859 --> 00:44:42.319
!يه «نيکادورِ» سلِ ستونِ فقرات
[نيکادور : عضوِ جوخه‌يِ مرگِ گاردِ آهنين]

00:44:42.420 --> 00:44:46.261
!يه فرمانده‌يِ گاردِ آهنين
!«سروان «پوت

00:44:46.460 --> 00:44:51.078
،گاردِ آهنين و سروان"
"... به شاهينِ گچي تبديل مي‌کُنند ما را

00:44:51.179 --> 00:44:54.281
،«گاردِ آهنين و سروان و «ميکائيل فرشته‌يِ مقرب"
"!سلِ‌استخواني هستند ما را
[.گاردِ آهنين، بنامِ ميکائيل فرشته‌يِ مقرب نيز شهرت داشته است]

00:44:54.382 --> 00:44:57.020
!جناب سروان رو مسخره نکُن

00:44:57.619 --> 00:45:00.840
!و همينطور قهرمان‌هايي مثلِ «بليماچه» و «کارانيکا» رو
: کنستانتين بليماچه و نيکو کارانيکا]
[شاعرانِ مطرحِ کشورِ روماني در قرنِ بيستم

00:45:00.941 --> 00:45:02.921
ولي گاردِ آهنين
!فقط يه مشت قاتل و جاني هستن

00:45:03.022 --> 00:45:06.281
.دوکا» مستحقِ به قتل رسيدن نبود» -
!چرا، مستحقش بود -
يون گئورگ دوکا : نخست وزيرِ روماني که در پيِ تلاش]
[.برايِ سرکوبيِ جنبشِ گاردِ آهنين سرانجام ترور شد

00:45:06.382 --> 00:45:08.600
.چون با گاردِ آهنين مخالف بود

00:45:08.701 --> 00:45:12.598
،اگه «نيکادور»ها تويِ آلمانِ هيتلري بودن
!مثلِ قهرمانِ ملي پرستيده ميشدن

00:45:12.699 --> 00:45:17.660
،در حاليکه اينجا تويِ روماني
.اونها رو اعدام مي‌کُنن يا به حبسِ ابد مي‌فرستن

00:45:19.461 --> 00:45:24.321
نظرت راجع به «چوران» و متفکرهايِ نسلِ جديد چيه؟
اميل چوران : فيلسوفِ قرنِ بيستمِ رومانيايي که در آثارش]
،موضوعاتي چون نيهيليسم، پوچي، مرگ و خودکشي
[.يأس، بدبيني، رنج و عذاب محوريت داشتند

00:45:24.422 --> 00:45:26.598
همون نويسنده‌يِ کتابِ
!بر قله‌هايِ نااميدي» و اين چيزها؟»

00:45:26.699 --> 00:45:29.079
.زياد ازش خوشم نمياد

00:45:29.180 --> 00:45:31.959
«بيا اينو بخون ببين نظرِ «چوران
.راجع به «هيتلر» چيه

00:45:32.060 --> 00:45:34.741
.روزنامه رو بده بهش -
.بده تا يه نگاه بندازم -

00:45:35.059 --> 00:45:37.558
،به هر حال به نظرِ من
.هيتلر» يه ديوانه‌يِ زنجيريه»

00:45:37.659 --> 00:45:42.120
کاري هم ندارم نظرِ «چوران» و
!بوران» و «کوران» راجع بهش چيه»

00:45:42.221 --> 00:45:44.379
.ولي من ضدِ يهود نيستم

00:45:44.782 --> 00:45:47.459
!مگر از جنبه‌يِ سياسي و اقتصادي

00:45:47.620 --> 00:45:51.821
چون همه چيز زيرِ سرِ
!بانکدارهايِ خرپولِ يهوديه

00:45:52.262 --> 00:45:58.099
ولي شما داري موفقيت‌هايِ هنرمندان و نويسندگان و صنعتگرانِ يهودي
.که به سختي امرار معاش مي‌کُنن رو ناديده مي‌گيري

00:45:58.341 --> 00:46:02.560
شما هم مثلِ تمامِ اشخاصِ ضدِ يهود، فقط داري
!راجع به بانکدارهايِ يهودي ياوه‌سرايي مي‌کُني

00:46:02.661 --> 00:46:05.079
اون ترانه‌يِ معروفِ ضدِ يهود چطوريه؟

00:46:05.180 --> 00:46:12.419
"... بايد که ما دهقانان گرديم آزاد" -
"... بايد که از رنج و محنت گرديم آزاد" -

00:46:12.741 --> 00:46:19.280
مگذاريم يهوديانِ کثيف و بيگانگان"
"!بي‌رحمانه خونِ ما را بمکند بي‌امان

00:46:19.381 --> 00:46:20.481
.اين اصلاً تفکرِ معقولي نيست

00:46:20.582 --> 00:46:24.759
!عاشقِ اون "بمکند" گفتنت هستم -
!برو کونت رو بده، بيشعور -

00:46:24.860 --> 00:46:29.601
خانمِ «سولانژ»، بي‌زحمت مقاله‌يِ
.چوران» رو برامون بخون»

00:46:29.702 --> 00:46:32.120
.به هر حال، اين نظرِ يک جوانِ روشنفکره

00:46:32.221 --> 00:46:35.480
و تويِ روزنامه‌يِ معتبرِ
.ورمئا» هم چاپ و منتشر شده»

00:46:35.581 --> 00:46:38.500
همون قسمتيه که
.زيرش خط کشيده شده

00:46:39.421 --> 00:46:41.801
!ميشه خلاصه‌اش کُني؟

00:46:41.902 --> 00:46:45.038
هيتلريسم را مي‌توان"
"،پذيرفت يا مردود دانست

00:46:45.139 --> 00:46:50.798
،ليکن انديشه‌اي اينچنين، در آلمان نوعي شيوه‌يِ زندگي است"
"،بدونِ توجه و ورايِ هرگونه شرايطِ سياسي‌اي که عيناً حاکم باشد

00:46:50.899 --> 00:46:54.519
زيرا تحتِ هر شرايطي، همين انديشه"
".در آگاهيِ فرديِ همگان رسوخ نموده است

00:46:54.620 --> 00:46:57.641
،و در واقع، انديشه‌اي اينچنين"
".به معنايِ تاريخِ آلمان است

00:46:57.742 --> 00:46:59.319
!من که هيچي متوجه نشدم

00:46:59.420 --> 00:47:03.120
آبشخورِ هيتلريسم"
"... از ذاتِ آلمان ناشي گشته

00:47:03.221 --> 00:47:07.878
و ورطه‌يِ جداسازنده‌يِ تفکرِ آلماني"
".از تفکرِ فرانسوي را عميق‌تر مي‌گرداند

00:47:07.979 --> 00:47:12.580
گويي هيتلريسم تأييديه‌اي‌ست"
".بر خصومتِ تاريخيِ آلمان‌ها

00:47:14.219 --> 00:47:19.041
آنچه برايِ من علاقه برمي‌انگيزد اين است که"
"،هيتلريسم چگونه به شکلي غيرِ منطقي پرورده مي‌شود

00:47:19.142 --> 00:47:23.939
آن هم از طريقِ تفکرِ مردسالارانه که صرفاً"
".خواهانِ سلطه بوده و هيچگونه نقدي را برنمي‌تابد

00:47:24.299 --> 00:47:30.459
يک ناسيونال-سوسياليست بايد بي‌هيچ فکر و انديشه‌اي"
".در اين رسالتِ تاريخي مشارکت جويد

00:47:30.939 --> 00:47:36.622
اين جنبش به سادگي اصولِ حياتِ فلسفي را"
"،به شکلي عامه‌پسند مبتذل گردانيده است

00:47:38.100 --> 00:47:43.080
و حتي مفاهيمِ جسمِ خاکي در برابرِ روحِ متعالي، که مربوط به"
".آئين‌هايِ عرفاني است را به شکلي نوين عرضه نموده است

00:47:43.181 --> 00:47:46.237
"... نياز به يک پيشوا"

00:47:46.338 --> 00:47:47.438
.اصلاً سر درنميارم

00:47:47.539 --> 00:47:49.260
.و برام اهميتي هم نداره

00:47:49.459 --> 00:47:51.120
.حق با «امانوئل»-ه -
!چي؟ -

00:47:51.221 --> 00:47:53.779
.ببينم اينجا چي نوشته

00:47:56.701 --> 00:48:01.701
توصيه به مردانِ جوان"
": برايِ اظهارِ عشق به بانوانِ زيبا

00:48:02.139 --> 00:48:08.260
حتي شاعرانه‌ترين سوگندهايِ عشق نيز"
".بي‌روح و خالي از لطف خواهند گشت اگر نفسِ شما بدبو باشد

00:48:08.659 --> 00:48:12.380
پس برايِ اجتناب از اين امر، با مصرفِ آدامسِ"
"!مارکِ «بيچ‌نات» دهانِ خود را خوشبو گردانيد

00:48:13.140 --> 00:48:17.541
"!چرا که حتي قديس «جان کريسوستوم» نيز از آن استفاده مي‌نموده است"
[از مقدسينِ يونانيِ کليسايِ ارتدکسِ مسيحي در قرونِ چهارم و پنجم]

00:48:19.860 --> 00:48:21.119
.کاش من هم ازشون مي‌جويدم

00:48:21.220 --> 00:48:22.979
.ولي نفسِ تو که بدبو نيست

00:48:23.182 --> 00:48:26.080
.خودم که نمي‌تونم اينو تشخيص بدم -
.خُب من دارم بهت ميگم -

00:48:26.181 --> 00:48:28.361
.شايد بخاطرِ اينه که نفسم بهت نميرسه

00:48:28.462 --> 00:48:33.420
ليک چه کسي را توان بازگوييِ"
"اين داستانِ اندوهناک است؟

00:48:33.742 --> 00:48:37.340
!چقدر خودشيريني مي‌کُنه -
!اي يهوديِ موذي -

00:48:40.020 --> 00:48:42.999
.چوران» تحتِ تأثيرِ «نائه يونسکو» قرار داره»
نيکلاي يونسکو : فيلسوف و روزنامه‌نگارِ]
[قرونِ نوزدهم و بيستمِ رومانيايي

00:48:43.100 --> 00:48:44.961
.از سبکِ نوشتاريش مشخصه

00:48:45.062 --> 00:48:49.078
اين مملکت پُر شده از
!نائه يونسکو»هايِ کوتوله»

00:48:49.179 --> 00:48:52.438
پس ازش خوشت نمياد؟ -
!اون يه ضدِ يهودِ ابلهه -

00:48:52.539 --> 00:48:56.859
،از اون کثافت‌هايِ روزگاره
.يه حرومزاده‌يِ نفرت‌انگيزِ به تمامِ معناست

00:48:58.099 --> 00:49:02.339
،ولي من فکر نمي‌کُنم که اون ضدِ يهود باشه
.خودِ من هم نيستم

00:49:02.461 --> 00:49:07.440
اون حرفش اينه که يهودي‌ها
.هيچوقت دست به يه انقلابِ واقعي نزدن

00:49:07.541 --> 00:49:10.678
و انقلابِ راستين، همونيه که
.الان در آلمان در حالِ وقوعه

00:49:10.779 --> 00:49:13.600
،اين سفسطه‌ست
!سفسطه برايِ احمق‌ها

00:49:13.701 --> 00:49:16.879
شرم‌آوره که آدمي مثلِ اون، خودش رو
.تا حدِ چنين سفسطه‌بازيِ سخيفي تنزل ميده

00:49:16.980 --> 00:49:20.838
،سفسطه يا مفسطه
!به نظرِ من که حق با اونه

00:49:20.939 --> 00:49:23.718
!ول کُنين بابا
!بذاريد نشونِ‌تون بدم «هيتلر» چطوريه

00:49:23.819 --> 00:49:25.379
.اوا»، بيا بلندم کُن»

00:50:11.539 --> 00:50:14.500
".اگر ممکن است، اين جامِ رنج و عذاب را از مقابلِ من بردار"
[انجيلِ متي، بابِ 26، آيه‌يِ 39]

00:50:34.821 --> 00:50:36.461
.من ديگه بايد برم

00:50:37.540 --> 00:50:39.421
.کُلي کار دارم که بايد انجام بدم

00:50:39.621 --> 00:50:41.061
.کارم از ساعتِ 8 شروع ميشه

00:50:56.302 --> 00:50:59.760
"... چه دردي، چه عذابي"

00:50:59.861 --> 00:51:03.341
کشتي در حالِ غرق شدن است"
".حتي تا دکلِ اصلي

00:51:04.942 --> 00:51:08.260
و خدمه‌يِ در حالِ غرق شدن"
"... به درونِ اعماق

00:51:08.501 --> 00:51:12.342
با لگدهايِ محکمِ‌شان"
"!همديگر را مي‌کُنند ناکار

00:51:18.382 --> 00:51:21.641
!به سلامتيِ سلامتي -
پس مريض‌ها چي؟ -

00:51:21.742 --> 00:51:24.461
.مريض‌ها؟ مريض‌ها نيازي به سلامتي ندارن

00:51:24.741 --> 00:51:27.600
،چون از دراز کشيدن لذت مي‌برن

00:51:27.701 --> 00:51:30.200
و همينطور از اينکه رويِ چهارچرخه
.اين طرف و اونطرف برده بشن

00:51:30.301 --> 00:51:32.201
واقعاً اينطور فکر مي‌کُني؟ -
.آره -

00:51:32.302 --> 00:51:37.120
،ولي من در چنان موقعيتِ تراژيکي قرار دارم
!که حتي لازمه از نظرِ تکاملي به زماني برگردم که يک ليمو بودم

00:51:37.221 --> 00:51:39.078
چون هميشه دوست دارم
.کاملاً سالم و سلامت باشم

00:51:39.179 --> 00:51:42.620
در صورتيکه حالا فقط تويِ بسترم
.با حالتِ تهوع و تب‌دار دراز مي‌کشم

00:51:43.100 --> 00:51:47.420
.ولي حالا آزاديِ بيشتري داري

00:51:47.581 --> 00:51:49.939
آخه با اين آزاديِ کذايي
!چه غلطي بکُنم؟

00:51:50.381 --> 00:51:53.801
فقط هر روز بلند ميشم، دندون‌هام رو
... مسواک مي‌زنم و غذا مي‌خورم

00:51:53.902 --> 00:51:59.039
حتي اگه در اون روز، اتفاقِ فاجعه‌آميزي
،مثلِ تايتانيک رُخ داده باشه

00:51:59.140 --> 00:52:03.541
يا اگه کسي در حالِ تحمل کردنِ
.درد و رنجِ وحشتناکي، فوت کرده باشه

00:52:04.539 --> 00:52:07.619
.«مثلِ «جوردانو برونو -
.«بله، مثلِ «جوردانو برونو -
کشيش، فيلسوف و عارفِ ايتالياييِ قرنِ شانزدهم]
[.که به جرمِ ارتداد در رُم زنده سوزانيده شد

00:52:08.102 --> 00:52:10.639
من تا حدِ يکنواخت بودنِ
.زندگيِ حيواني تنزل پيدا کردم

00:52:10.740 --> 00:52:14.619
.ولي فکر نمي‌کُنم اينطوري باشه -
!بخاطرِ اينه که تو فعلاً هنوز اولِ کار هستي -

00:52:15.859 --> 00:52:20.859
ولي اگه بيماريت به شکلِ ناگهاني
و غيرِ منتظره‌اي علاج پيدا مي‌کرد؟

00:52:22.502 --> 00:52:26.700
و دوباره به همون بلندپروازي‌ها، جاه‌طلبي‌ها
... و اميد و آرزوهايِ گذشته برمي‌گشتي

00:52:26.861 --> 00:52:28.319
آيا اونها باز هم
اهميتِ سابقِ‌شون رو داشتن؟

00:52:28.420 --> 00:52:29.720
.من دارم ميرم

00:52:30.140 --> 00:52:33.161
!و شما رو با اين فلسفه‌يِ چلاقِ‌تون تنها ميذارم

00:52:33.262 --> 00:52:34.902
!حالا چرا چلاق؟

00:52:35.861 --> 00:52:37.221
!چون همينطوريه

00:52:38.062 --> 00:52:40.781
!«خوب بخوابييد، «افلاطون» و «ارسطو

00:52:41.422 --> 00:52:43.419
!«يا «پات» و «پاتاچون
[زوجِ کمديِ مشهورِ رومانيايي]

00:52:44.340 --> 00:52:45.640
.تو هم خوب بخوابي

00:52:46.299 --> 00:52:48.219
برايِ ديدنِ دوباره‌ات
.لحظه‌شماري مي‌کُنم

00:52:53.460 --> 00:52:55.542
.شب بخير -
.شب بخير -

00:53:08.060 --> 00:53:13.961
ما در خلائي اينچنين، احساساتي را شکل مي‌دهيم که خود
،تکه‌هايي از خلائي هستند که در فضايِ مجردِ درونيِ‌مان وجود دارند

00:53:14.062 --> 00:53:20.540
،و در آن خلاء، خودمان را زنده مي‌پنداريم
.حال آنکه آن خلاء همه چيز را به خود فرو مي‌کشد

00:53:37.140 --> 00:53:40.641
.چرک‌هايِ زيرِ گچ رو هم تميز کُنيد

00:53:40.742 --> 00:53:43.300
!واسه اين کار، «شاخه‌يِ زرين» دارم
اشاره به شاخه‌يِ زرين در اسطوره‌هايِ يونانِ باستان]
[.که برايِ ورود به جهانِ سفلي بکار ميرفته است

00:53:51.782 --> 00:53:53.779
!آره، همينجا

00:53:56.459 --> 00:53:57.900
.بذاريد خودم انجامش بدم

00:54:02.261 --> 00:54:04.879
!چقدر خوبه -
.بسّه ديگه، وگرنه خودت رو زخمي مي‌کُني -

00:54:04.980 --> 00:54:09.199
!فقط يه کمِ ديگه -
!داري بدترش مي‌کُني که -

00:54:09.300 --> 00:54:11.259
.خارش که اينطوري از بين نميره

00:54:11.501 --> 00:54:13.820
.برعکس بيشتر اذيتت مي‌کُنه

00:54:23.140 --> 00:54:24.440
.خودتو صاف کُن

00:54:27.221 --> 00:54:29.979
.آخرش واسم دردسر درست مي‌کُني

00:55:21.020 --> 00:55:25.179
.پوچيِ تمام و کمالِ اين روزِ باشکوه

00:55:29.019 --> 00:55:30.540
... در عرضِ يک سال

00:55:31.979 --> 00:55:36.219
يه آدمِ بيمار، به اندازه‌يِ فتح کردنِ
.يه امپراتوري انرژي صرف مي‌کُنه

00:55:36.422 --> 00:55:38.419
!البته رويِ محورِ منفيِ مختصات

00:55:39.621 --> 00:55:43.118
به همين دليل هر کدوم از ماها کسي هستيم
... که هيچوقت نمي‌تونستيم «قيصر» بشيم

00:55:43.219 --> 00:55:45.220
.«يا «ناپلئون» يا «نلسون

00:55:46.379 --> 00:55:49.281
تو از جرّاحي نمي‌ترسي؟ -
.به هيچ وجه -

00:55:49.382 --> 00:55:52.560
.موضوع اصلاً شهامت داشتن نيست -
!يه سکه به من کمک کُنيد، رئيس -

00:55:52.661 --> 00:55:54.838
کي بهت اجازه داده واردِ اينجا بشي؟
!برو بيرون ببينم

00:55:54.939 --> 00:55:57.900
.به طفلک کاري نداشته باش

00:55:58.940 --> 00:56:00.678
.بيا -
!دستت درد نکُنه، رئيس -

00:56:00.779 --> 00:56:02.101
!حالا برو بيرون ديگه

00:56:05.422 --> 00:56:07.741
.نه، من نمي‌ترسم

00:56:08.060 --> 00:56:11.140
من به جرّاحي از ديدگاه
.مطلقاً خنثي و بي‌طرفانه نگاه مي‌کُنم

00:56:14.542 --> 00:56:17.160
: مثلِ ديدگاه رواقيون، و همونطور که «مارکوس آئورليوس» گفت
[امپراتورِ روم در قرنِ دومِ ميلادي و از فيلسوفانِ رواقي]

00:56:17.261 --> 00:56:21.238
،آنچه بر ما تأثير مي‌گذارد، في نفسه خودِ آن امر نيست"
".بلکه نظر و ديدگاه ما نسبت به آن است

00:56:21.339 --> 00:56:22.979
.شايد

00:56:23.220 --> 00:56:26.998
،من تويِ اين 28 سال عمرم
.هر چيزي رو به چشم ديدم

00:56:27.099 --> 00:56:28.781
.هم خوب و هم بد رو

00:56:35.140 --> 00:56:37.701
!برو اونطرف ببينم، کلاغ زاغي

00:56:40.861 --> 00:56:42.981
اينها کي هستن؟

00:56:44.179 --> 00:56:46.019
!برو گمشو ديگه

00:56:49.862 --> 00:56:51.162
اينها کي هستن؟

00:56:51.782 --> 00:56:54.820
.دو نفر از هنرپيشه‌هايِ نمايش‌خانه
.هر دوشون جنده هستن

00:56:55.061 --> 00:56:57.679
چرا اين عکس رو پيشِ خودت
!نگه ميداري تا شق کُني؟

00:56:57.780 --> 00:57:00.959
من هميشه بعد از هر عملِ جرّاحي
.مشکلِ راست شدن پيدا مي‌کُنم

00:57:01.060 --> 00:57:03.839
برايِ همين، به اين عکس نگاه مي‌کُنم
.تا قوايِ جنسيم برگرده

00:57:03.940 --> 00:57:06.739
!از وياگرا هم بهتر جواب ميده

00:57:06.900 --> 00:57:08.200
!سکسي هستن، نه؟

00:57:38.861 --> 00:57:43.241
چقدر ناهمساز بود واقعيتِ ايامي که از درونش
،بسانِ رودخانه‌اي خاموش گذر مي‌نمودند

00:57:43.342 --> 00:57:48.580
،همان چيزي که وقتي با چشمانِ بسته
.لَخت و بي‌حرکت دراز مي‌کشيد، آن را حس مي‌نمود

00:57:59.259 --> 00:58:00.699
Quelle elegance
[!چه باشکوه]

00:58:01.060 --> 00:58:02.360
.«سلام، «نلو

00:58:20.782 --> 00:58:22.520
چيزِ ديگه‌اي لازم نداري؟

00:58:22.621 --> 00:58:24.219
.نه، همه چيز رو‌به‌راه‌ست

00:58:31.100 --> 00:58:35.480
،اين که نتونستي بياي اشکالي نداره
ولي چرا هيچ خبري بهم ندادي؟

00:58:35.581 --> 00:58:38.318
.حداقل مي‌تونستي يه يادداشت بفرستي

00:58:38.419 --> 00:58:42.638
ولي در عوض ترجيح دادي
!منو مثلِ يه ابله منتظر نگه داري

00:58:42.739 --> 00:58:45.399
!ديگه داري گنده‌اش مي‌کُني -
!به هيچ وجه -

00:58:45.500 --> 00:58:49.481
.خودت بودي که گفتي مياي سر ميزني

00:58:49.582 --> 00:58:53.440
به هر حال، مي‌تونستي
.يه خبري بهم بدي

00:58:53.541 --> 00:58:57.139
حداقل از حالا به بعد
.همچين کاري بکُن

00:58:57.262 --> 00:59:01.761
.بايد مودبانه برخورد کرد -
!مودبانه -

00:59:01.862 --> 00:59:05.240
ديگه داري مثلِ يه شوهرِ پيرِ حسود
!رفتار مي‌کُني‌ها

00:59:05.341 --> 00:59:07.300
!کينه‌توزانه حرف مي‌زني

00:59:07.661 --> 00:59:09.980
.خُب آخه ناراحت شدم

00:59:10.299 --> 00:59:14.381
حتي فرستاده بودم
.شراب و شکلات بخرن

00:59:15.260 --> 00:59:17.478
!پس بيا شراب رو بنوشيم

00:59:17.579 --> 00:59:22.559
،قبلاً با «ارنست» نوشيدمش
!عاشقِ سابقت

00:59:22.660 --> 00:59:24.759
!ديگه واقعاً داري حسودي مي‌کُني‌ها

00:59:24.860 --> 00:59:27.901
!من از مردهايِ حسود متنفر هستم

00:59:31.061 --> 00:59:35.820
،من قبلاً به خانم‌هايِ زيبا حسادت مي‌کردم"
"!تا اينکه از کِرِمِ «توکالون» استفاده کردم

00:59:38.381 --> 00:59:42.340
،اين آگهيِ تبليغاتي رو ديدم
.ولي کِرِمِ «نيوا» رو ترجيح ميدم

00:59:42.820 --> 00:59:48.240
در آب و هوايِ نامساعد، صورتِ خود را"
"!با کِرِمِ «نيوا» چرب نماييد

00:59:48.341 --> 00:59:54.179
نه فقط شب‌ها، بلکه همچنين روزها نيز"
"!استفاده از آن را فراموش نکُنيد

00:59:54.581 --> 00:59:59.101
: نظرت درباره‌يِ اون آگهيِ تبليغاتي چيه که ميگه
اشخاصِ عصبي، جوان مي‌ميرند"؟"

01:00:01.179 --> 01:00:02.861
بهت برخورد؟

01:00:03.621 --> 01:00:04.921
.از اين آگهي خوشم نمياد

01:00:07.219 --> 01:00:09.581
.چون من واقعاً جوان مي‌ميرم

01:00:10.421 --> 01:00:15.421
تو هميشه عاشقِ اين هستي
!که نقشِ قرباني رو بازي کُني

01:00:27.659 --> 01:00:30.221
.بابتِ يکشنبه معذرت مي‌خوام

01:00:30.620 --> 01:00:33.381
واقعاً کُلي کار داشتم
.که بايد انجام مي‌دادم

01:00:34.579 --> 01:00:39.040
،قرار بود چند تا کارخونه با هم ادغام بشن
.و من مجبور شدم کُلي صورتجلسه تايپ کُنم

01:00:39.141 --> 01:00:41.940
.حسابي از پا افتادم

01:00:42.539 --> 01:00:44.260
رئيست کيه؟

01:00:44.901 --> 01:00:48.198
سابقاً مأمورِ گرفتن
.و کُشتنِ سگ‌هايِ ولگرد بوده

01:00:48.299 --> 01:00:50.220
!ديگه خودت ببين چه جور آدميه

01:00:50.661 --> 01:00:53.380
باهاش سکس هم داري؟ -
.نه -

01:00:54.900 --> 01:00:56.200
!خوبه

01:01:04.262 --> 01:01:07.380
من به شکلِ وحشتناکي
.آدمِ تنبلي هستم

01:01:08.379 --> 01:01:11.939
،سکوت و آرامشِ اينجا
.بطورِ شگفت‌انگيزي با من سازگاره

01:01:13.981 --> 01:01:15.579
پُشتت درد نمي‌کُنه؟

01:01:16.220 --> 01:01:18.519
.مالِ من قبلاً خيلي درد مي‌گرفت -
.آره، درد مي‌کُنه -

01:01:18.620 --> 01:01:24.261
ولي اينکه رويِ تخت اينطرف و اونطرف
.بُرده ميشم رو خيلي دوست دارم

01:01:25.420 --> 01:01:30.259
فراموش کرده بودم که سکوت و آرامشِ کامل
.واقعاً وجود دارن

01:01:39.379 --> 01:01:42.281
.تو بايد تحصيلاتِ دانشگاهيت رو ادامه بدي

01:01:42.382 --> 01:01:46.198
،به زودي حالم خوب ميشه
.و بعدش دوباره برمي‌گردم سرِ درس و مشق

01:01:46.299 --> 01:01:49.459
.ولي فعلاً دوست دارم چيزهايِ ديگه‌اي مطالعه کُنم -
مثلاً چي؟ -

01:01:50.661 --> 01:01:53.499
.«مثلاً، «رودولف کارناپ
[فيلسوفِ آلمانيِ قرنِ بيستم]

01:01:54.862 --> 01:01:59.301
La science et la metaphysique devant l'analyse logique du langage
[علم و متافيزيک، پيش از تحليلِ منطقيِ زبان]

01:02:01.900 --> 01:02:04.718
.ايده‌هاي هيجان‌انگيزي داره

01:02:04.819 --> 01:02:06.420
چيزي ازشون شنيدي؟

01:02:07.580 --> 01:02:09.581
.اگه خودت توضيح بدي آسون‌تره

01:02:11.420 --> 01:02:13.221
.بيا نزديک‌تر

01:02:41.180 --> 01:02:44.340
!پس تو از اون فيلسوف‌هايِ زن‌گريز نيستي

01:02:44.620 --> 01:02:47.939
!زن‌گريز؟! من؟! ابداً

01:02:48.860 --> 01:02:50.580
Bien au contraire
[!کاملاً برعکس]

01:02:58.299 --> 01:03:03.859
احساسِ سرگيجه‌آورِ واقعيت
.پس از انتظاري طولاني مدت

01:03:04.220 --> 01:03:06.021
!واي خدايا، شعر

01:03:06.700 --> 01:03:11.259
!پس تو شعر هم ميگي؟ -
!اونها رو بهم پس بده -

01:03:11.739 --> 01:03:14.798
!خجالت نکش
.مطمئنم شعرهايِ دوست‌داشتني‌اي هستن

01:03:14.899 --> 01:03:17.422
.يکي‌شون رو واسم بخون -
.نمي‌تونم -

01:03:17.702 --> 01:03:21.700
چرا؟ -
.آخه الان وقتِ مناسبي برايِ اين کار نيست -

01:03:22.540 --> 01:03:26.199
!اوه، زود باش ديگه
!يکي از شعرهات رو واسم بخون

01:03:26.300 --> 01:03:29.678
نظرت چيه يکي از شعرهايِ «باکوويا» رو بخونم؟
.آخه شاعرِ محبوبِ منه

01:03:29.779 --> 01:03:32.719
!ولي من يکي از شعرهايِ خودت رو مي‌خوام

01:03:32.820 --> 01:03:34.260
!الان نه

01:03:35.381 --> 01:03:38.262
پس باشه، يکي از شعرهايِ
.باکوويا» رو بخون»

01:03:39.540 --> 01:03:41.061
.بيا اينجا

01:03:49.781 --> 01:03:53.958
،لحظاتي هستند که من صاحبِ همه چيز هستم در آنها"
".لحظاتِ سکوت و جنونِ خفيف

01:03:54.059 --> 01:03:59.280
،لحظاتِ قصه‌هايِ شيرين همچون روياهايي برساخته از سرخ‌گُل‌ها"
".لحظاتي که من صاحبِ همه چيز هستم در آنها

01:03:59.381 --> 01:04:02.959
مي‌داني؟ لحظاتي هستند که من"
".صاحبِ همه چيز هستم در آنها

01:04:03.060 --> 01:04:08.439
،زندگي جريان مي‌يابد در خطي طويل از کلمات"
"... بسانِ ترانه‌اي برساخته از نُتي کهن و باستاني از آن دورها

01:04:08.540 --> 01:04:11.420
لحظاتي هستند که من"
".صاحبِ همه چيز هستم در آنها

01:04:12.779 --> 01:04:16.140
.«اسم شعرش هست : «در خوشبختي

01:04:16.861 --> 01:04:21.318
.بيشتر به شعرهايِ «مينولسکو» شبيهه

01:04:21.419 --> 01:04:25.400
آخه اين چطور مي‌تونه
!شعرِ «مينولسکو» باشه؟

01:04:25.501 --> 01:04:28.879
!اون يه شاعرِ داغونه
!يه احمقِ به تمامِ معناست

01:04:28.980 --> 01:04:34.821
در حالي که معتبرترين
.و بزرگ‌ترين شاعرِ ما «باکوويا»ست

01:04:35.059 --> 01:04:36.759
به هر حال، منو يادِ
.شعرهايِ «مينولسکو» انداخت

01:04:36.860 --> 01:04:40.620
،هر چند از شعر سر رشته‌اي ندارم
!جنابِ آقايِ زن‌گريز

01:04:40.780 --> 01:04:42.781
!واقعاً هم که هيچ سر رشته‌اي نداري

01:05:08.620 --> 01:05:09.920
!نه

01:05:10.579 --> 01:05:13.239
.ممکنه بهت آسيب برسه -
!مزخرفه -

01:05:13.340 --> 01:05:14.640
.نه

01:05:15.540 --> 01:05:19.899
!خواهش مي‌کُنم -
.من بايد برگردم سرِ کارم -

01:05:20.582 --> 01:05:23.280
!خواهش مي‌کُنم
.مي‌دونم که ديگه برنمي‌گردي

01:05:23.381 --> 01:05:26.980
.برمي‌گردم. حرفم رو باور کُن
.بهم اعتماد داشته باش

01:05:35.500 --> 01:05:37.340
!اينقدر غم‌زده نباش

01:05:39.022 --> 01:05:41.779
اينطوري خيال مي‌کُنم
!مرتکبِ جنايت شدم

01:05:45.619 --> 01:05:47.382
.خيلي دوستت دارم

01:05:47.819 --> 01:05:49.221
.من هم دوستت دارم

01:05:50.020 --> 01:05:52.539
من هيچوقت تنهايي
.با بيمارها ملاقات نمي‌کُنم

01:05:55.342 --> 01:05:57.700
.خيلي بهت احتياج دارم

01:05:59.220 --> 01:06:00.520
.مي‌دونم

01:06:03.340 --> 01:06:10.380
به تماميِ آن رودها، آبشارها و مجراهايِ ظلمانيِ
،تماميِ اين مردماني مي‌انديشم که بر زمين هستند

01:06:10.621 --> 01:06:18.382
به طغيانِ اين ظلماتي که همچنانکه راه مي‌روند يا مي‌خوابند
... در زيرِ پوستِ‌شان و در ظلمات رُخ مي‌دهد، همچون در تماميِ موجودات

01:06:18.501 --> 01:06:25.459
،و حيواناتي که دارايِ رگ و شاهرگ هستند. و به آن حرارت مي‌انديشم
.به همان بخارات و همان غرّشِ خون که در نهايت به پوست منتهي مي‌شود

01:06:49.501 --> 01:06:53.878
هيچ چيز غم‌انگيزتر و تأثيرگذارتر از
،مراسمِ تدفين در زيرِ حرارت و نورِ آفتاب نيست

01:06:53.979 --> 01:06:58.702
،همان هنگام که آدميان و اشياء در آن بخارِ داغ بزرگ‌تر به نظر مي‌رسند
.چنانکه گويي از پشتِ ذره‌بيني ديده مي‌شوند

01:07:12.142 --> 01:07:15.502
پروردگارا، بر من رحم فرما"
".و گناهانم را محو کُن

01:07:16.300 --> 01:07:20.940
مرا از عصيانم کاملاً شستشو ده"
".و از گناهانم پاک ساز

01:08:14.542 --> 01:08:18.480
هر چيزي که زندگيِ آدمي را در احاطه دارد، برايِ کِرم‌هاست
،و نيز برايِ زباله‌هايي که جسمش خود با آنها هيچ تفاوتي ندارد

01:08:18.581 --> 01:08:22.902
،و سرنوشتِ او به رغمِ تماميِ چيزهايِ زيبايِ زندگيش
.نهايتاً به بوي تعفن ختم مي‌شود

01:08:23.339 --> 01:08:28.718
موقعِ مُردن، بيماري به شکلِ طعنه‌آميز
.ويکتور» رو به مسخره گرفت»

01:08:28.819 --> 01:08:30.119
.آره

01:08:30.781 --> 01:08:34.639
دکتر گفت احتمالاً بخاطرِ
.اختلالِ سيستمِ عصبي بوده

01:08:34.740 --> 01:08:39.320
،چون در عوضِ فرياد زدن و گريه کردن
.درد موجبِ خنديدنش شد

01:08:39.421 --> 01:08:42.638
!خيال کردي خيلي باهوشي؟ -
... شايد اين بهترين چيز باشه -

01:08:42.739 --> 01:08:44.940
.در حالِ خنديدن مُردن

01:08:46.982 --> 01:08:48.959
.من فکر مي‌کُنم خنده‌يِ عصبي بوده

01:08:49.060 --> 01:08:50.899
!کونِ خودت عصبيه

01:08:55.622 --> 01:08:59.519
ويکتور» به اين خانمه قول داده بود»
.اگه باهاش سکس کُنه، گرامافونش رو بهش مي‌بخشه

01:08:59.620 --> 01:09:04.020
ولي آخرش تويِ وصيتش گرامافون رو به اون
.سه بچه‌اي بخشيد که با هم تويِ يه اتاق هستن

01:09:05.740 --> 01:09:09.399
!پس لابد از سرِ بغض و کينه‌ست که قيافه‌اش اينطور زرد شده -
.گرامافونِ معرکه‌اي بود -

01:09:09.500 --> 01:09:11.059
.«اودئون وِرک برلين»

01:09:12.821 --> 01:09:15.260
"!راديو دوستِ شماست"

01:09:16.059 --> 01:09:17.878
کسي باز هم مارچوبه مي‌خواد؟

01:09:17.979 --> 01:09:20.039
!من -
!من هم -

01:09:20.140 --> 01:09:22.099
مارچوبه ديگه واسه چيه؟

01:09:23.182 --> 01:09:28.361
دکتر قصد داشت برايِ خانواده‌يِ
.عزادارِ متوفي کاري بکُنه

01:09:28.462 --> 01:09:29.779
!با مارچوبه

01:09:30.301 --> 01:09:36.219
،ما هر کاري که برايِ تسلا دادن ازمون بربياد انجام ميديم
!با صحبت، گُل و يا مارچوبه

01:09:38.461 --> 01:09:43.580
ايزا» کجاست؟» -
.مسکّن خورد رفت کمي دراز بکشه -

01:09:43.780 --> 01:09:47.581
تو کِي قراره مرخص بشي؟ -
.يه ماه ديگه -

01:09:47.819 --> 01:09:50.500
.قبل از کريسمس

01:09:51.302 --> 01:09:52.602
!«سولانژ»

01:09:54.340 --> 01:09:55.780
چيه؟

01:10:03.540 --> 01:10:07.500
.امشب بيا پيشم بمون
.بدونِ تو بودن رو نمي‌تونم تحمل کُنم

01:10:07.780 --> 01:10:09.220
.نمي‌تونم

01:10:15.659 --> 01:10:18.179
!دارم بهت التماس مي‌کُنم

01:10:34.502 --> 01:10:37.302
"!استور و واسيلاکه"
نامِ زوجِ کمدينِ مشهورِ رومانيايي که برنامه‌اي راديويي]
[.با عنوانِ «ساعتِ شادي» را اجرا مي‌نمودند

01:10:48.541 --> 01:10:51.060
!خيلي زيبا هستي

01:10:55.499 --> 01:10:58.299
"!واي که زندگي چقدر سخت و دشواره"

01:11:02.261 --> 01:11:08.340
،سدِ بي‌تفاوتِ ايجاد شده بواسطه‌يِ گچ
.مکانيسمي جديد، سرد، خشن و به شدت ديرپا ايجاد نمود

01:11:17.779 --> 01:11:21.742
چيه؟ -
.لبه‌يِ قالبِ گچ داره شکمم رو زخم مي‌کُنه -

01:11:28.101 --> 01:11:29.699
الان بهتره؟

01:11:29.940 --> 01:11:31.699
.آره، خوبه

01:12:17.979 --> 01:12:23.581
.تاريکي بر گردِ ما، همچون شرابي غليظ بود

01:12:29.061 --> 01:12:31.699
!من هنوز شعرت رو نشنيدم‌ها

01:12:32.379 --> 01:12:35.939
!تو گولم زدي -
.متأسفم -

01:12:36.380 --> 01:12:37.680
.گوش کُن

01:12:38.342 --> 01:12:44.919
،شيطان سياه است اما"
"!«نه به سياهيِ واکسِ «وولتور

01:12:45.020 --> 01:12:46.660
.اينو واسم ببندش

01:12:49.340 --> 01:12:51.460
: اين هم از شعري که مي‌خواستي

01:12:52.262 --> 01:12:55.062
.«اسمش هست : «برايِ يک دخترمدرسه‌اي

01:12:58.022 --> 01:13:04.900
،در آن ايامِ مدرسه، تو بودي بهتر از همگان"
"!من تو را تماشا مي‌کردم و بر خود مي‌لوليدم هر دمان

01:13:05.141 --> 01:13:14.062
،اکنون که نمره‌يِ قبولي گرفته‌اي از تماميِ امتحانات"
"!اي کِرمِ کتابِ من، بيا و مرا کُن ملاقات

01:13:19.499 --> 01:13:25.620
،«مي‌دوني، من دوستي دارم به اسمِ «مانولسکو
.که اشعارِ فوق‌العاده‌اي ميگه

01:13:28.300 --> 01:13:32.078
من بهش توصيه کردم
.اسمش رو عوض کُنه

01:13:32.179 --> 01:13:35.382
: و اسمِ خودش رو بذاره
.«مانولسکو-قبر»

01:13:35.739 --> 01:13:37.039
چرا؟

01:13:37.539 --> 01:13:40.560
.آخه اينطوري مهيج‌تر به نظر ميرسه

01:13:40.661 --> 01:13:47.981
.شنودگانِ عزيز، اينجا راديو ملي است"
"!اکنون به شعري رومانتيک از «مانولسکو-قبر» گوش فرا مي‌دهيم

01:13:48.380 --> 01:13:51.621
!اينطوري انگار يه نابغه‌يِ نفرين‌شده‌ست

01:13:52.539 --> 01:13:56.740
.بذار برات يکي از شعرهايِ «امينسکو» رو بخونم
[ميهاي امينسکو : شاعرِ رومانياييِ قرنِ نوزدهم]

01:14:09.699 --> 01:14:14.160
،آن هنگام که سايه برمي‌اندازد تاريک‌روشني"
"،پرندگان گردِ هم مي‌آيند با همدلي

01:14:14.261 --> 01:14:18.382
،ليک رگبارِ تيرهايِ افرادِ سلطان"
"!بر زمين مي‌افکند آنان را همچو باران

01:14:18.819 --> 01:14:22.881
!نمي‌دونستم اينقدر حسِ طنز داري -
!خدا نکُنه -

01:14:22.982 --> 01:14:25.859
تو به خدا اعتقاد داري؟ -
خودت چطور؟ -

01:14:26.619 --> 01:14:31.100
!گاهي اوقات
!ولي بيشترِ وقت‌ها بهش اعتقادي ندارم

01:14:31.860 --> 01:14:37.102
من فکر مي‌کُنم تنها چيزي که
.واسه‌يِ ما آدم‌ها اهميت داره، زندگيِ ابديه

01:14:37.301 --> 01:14:42.382
.يعني چيزي پس از مرگ
!حالا مي‌خواد خدا باشه يا نباشه

01:14:42.819 --> 01:14:44.540
!آخه چطور؟

01:14:45.339 --> 01:14:47.581
تصور کُن خدا به رويِ زمين
.نزولِ اجلال کُنه

01:14:49.301 --> 01:14:51.520
.مثلاً بياد به همين آسايشگاه

01:14:51.621 --> 01:14:55.041
... مياد  ad majorem Dei gloriam اونوقت با
«برايِ فر و شکوه و جلالِ هر چه عظيم‌ترِ پروردگار»]
[نامِ شعارِ انجمنِ يسوعيان از شاخه‌هايِ کليسايِ کاتوليک

01:14:55.142 --> 01:14:59.301
،با عيسي مسيح، با مريمِ باکره
... با فرشته‌ها

01:14:59.700 --> 01:15:02.500
!و حتي با ميکائيل فرشته‌يِ مقربِ گاردِ آهنين

01:15:03.179 --> 01:15:05.198
!شوخيِ باحالي بود

01:15:05.299 --> 01:15:10.839
اونوقت با منطقِ خشکِ رياضي‌وار ثابت ميشه
... که خدا وجود داره، که عيسي مسيح وجود داره

01:15:10.940 --> 01:15:14.219
ولي اين هم ثابت ميشه
.که انسان‌ها فاني هستن

01:15:14.979 --> 01:15:17.741
!و هيچ چيزي پس از مرگ وجود نداره

01:15:18.981 --> 01:15:22.702
،يعني خدا وجود داره
!اما پس از مرگ هيچ چيزي وجود نداره

01:15:23.462 --> 01:15:29.099
.ولي هيچ مذهبي همچين چيزي نميگه
.بيشتر شبيه به «بوگوميليسم» مي‌مونه
بوگوميليسم يا بوغوميليه : نام فرقه‌اي مانوي با جنبه‌هايِ عرفاني]
و معتقد به ثنويت در بالکانِ قرونِ وسطي که هم به اينکه
[.عيسي پسرِ خداوند است باور داشتند و هم به ديدگاه‌هايِ مانوي

01:15:29.499 --> 01:15:30.862
.نمي‌دونم

01:15:31.100 --> 01:15:33.742
.ولي اين هم خودش يه احتمال مي‌بود

01:15:34.579 --> 01:15:38.181
اونوقت آيا هنوز هم
 به خدا اهميتي مي‌دادي؟

01:15:39.459 --> 01:15:40.759
.نه

01:15:41.099 --> 01:15:45.220
Quod erat demonstrandum
!«البته، مثلِ «سقراط -
جمله‌اي لاتين که در پايانِ اثباتِ يک مسئله نوشته مي‌شود]
،«و اين معاني را مي‌رساند : «که بايد نشان داده مي‌شد
.«اثبات شد آنچه بايد (مي‌شد)» و يا «فهو المطلوب»
: ليکن تلويحاً اين معني نيز از آن استنباط مي‌گردد
[.«چيزي که مورد شک است»

01:15:56.259 --> 01:15:57.861
.زيرِ چشم‌هام پُف کرده

01:15:59.819 --> 01:16:03.239
اگه «عيسي مسيح» مي‌اومد
به چه زباني صحبت مي‌کرد؟

01:16:03.340 --> 01:16:07.878
من که نمي‌تونم تصورش رو بکُنم
!به زبانِ رومانيايي صحبت مي‌کرد

01:16:07.979 --> 01:16:10.180
!معلومه، به زبانِ صربي

01:16:22.740 --> 01:16:26.139
.من همين الان برمي‌گردم

01:16:46.299 --> 01:16:51.439
،اگه دملِ ديگه‌اي رويِ بدنت تشکيل نشه
.تا کريسمس از گچ درت مياريم

01:16:51.540 --> 01:16:54.420
و حتي ممکنه در عرضِ چند ماه
.قادر به راه رفتن بشي

01:16:54.539 --> 01:16:56.740
منو از گچ درميارين؟
!جداً؟

01:16:58.460 --> 01:17:01.540
.احتمالش وجود داره

01:17:01.659 --> 01:17:05.198
: اين تمامِ چيزيه که مي‌تونم بگم
.احتمالش وجود داره

01:17:05.299 --> 01:17:07.219
!اينطوري محشر ميشه

01:17:08.102 --> 01:17:11.101
!حرفه‌يِ ما رو دستِ‌کم نگير

01:17:11.301 --> 01:17:13.481
خيله خُب، حالا برو بيرون
.کمي هوايِ تازه بخور

01:17:13.582 --> 01:17:18.939
.تا جايي که مي‌توني هواخوري کُن، حتي اگه هوا سرد باشه -
.متشکرم، آقايِ دکتر -

01:17:29.341 --> 01:17:31.619
!هي، حالت چطوره؟

01:17:36.940 --> 01:17:39.982
،ظاهراً اينطور که ميگن
.قراره به زودي منو از گچ دربيارن

01:17:40.462 --> 01:17:42.862
!مبارک باشه

01:17:43.622 --> 01:17:45.441
!جلويِ راه رو گرفتي‌ها

01:17:45.542 --> 01:17:49.120
ميشه شما رو به اتاقم دعوت کُنم؟

01:17:49.221 --> 01:17:51.421
،مي‌تونيم با هم گپ بزنيم
.به موسيقي گوش کُنيم

01:17:51.579 --> 01:17:55.479
،تازه، يه صفحه‌يِ جديد هم برام آوردن
.«موسيقيِ «موتزارت»-ه و همينطور «مارين

01:17:55.580 --> 01:17:58.621
.باشه، حتماً ميام -
پس امشب مي‌بينمت؟ -

01:17:59.182 --> 01:18:02.181
!هي، مراقب باش

01:18:06.259 --> 01:18:11.021
!اين «براتيانو» هم خيلي خوش‌شانسه -
!آره، ولي فقط با کُلي دوز و کلک -
يون براتيانو : سياستمدارِ رومانياييِ قرنِ نوزدهم و بيستم]
[و نخست‌وزيرِ کشورِ روماني برايِ پنج دوره

01:18:13.701 --> 01:18:18.539
،اگه بخاطرِ اين مريضيِ لعنتيم نبود
.واردِ سياست شده بودم

01:18:19.100 --> 01:18:21.742
.من يه بار «آرجِتويانو» رو تويِ يه کافه ديدم
کنستانتين آرجِتويانو : سياستمدارِ رومانياييِ قرنِ نوزدهم و بيستم]
[و نخست‌وزيرِ کشورِ روماني برايِ يک دوره‌يِ کوتاه

01:18:22.141 --> 01:18:25.281
پشتِ يه ميز اون ته سالن نشسته بود
.و دو تا خانمِ لوند هم کنارش بودن

01:18:25.382 --> 01:18:29.261
همينطور مشروب مي‌خورد و فحاشي مي‌کرد
!و با دست درِ کونِ اون دو تا خانم مي‌زد

01:18:54.420 --> 01:18:58.478
... ناگهان به ياد آورد که زماني دانشجو بوده است
.که بلندپروازي‌ها و آرزوهايِ بسياري داشته است

01:18:58.579 --> 01:19:02.020
اما تمامِ اينها چه زماني اتفاق افتاده بودند؟

01:19:03.221 --> 01:19:07.219
اشکال نداره اگه بيام
رويِ تختت دراز بکشم؟

01:19:07.419 --> 01:19:08.719
.بيا

01:19:20.021 --> 01:19:23.939
اگر با اين دستِ ناقابل"
"... به اين معبدِ مقدس بي‌حرمتي نمايم

01:19:25.382 --> 01:19:28.000
"گناهي بخشودني مرتکب گشته‌ام؛"

01:19:28.101 --> 01:19:31.741
زيرا لبانم چون دو زائرِ شرمسار حاضرند"
".آن رفتارِ خشن را با بوسه‌اي نرم جبران کُنند
[رومئو و ژوليت، ويليام شکسپير، پرده‌يِ اول، صحنه‌يِ پنجم]

01:19:41.180 --> 01:19:43.261
.نه، نکُن. خواهش مي‌کُنم

01:19:43.461 --> 01:19:45.500
.سولانژ» ناراحت ميشه»

01:19:46.222 --> 01:19:49.519
مگه قراره کسي بهش بگه؟ -
.اصلاً خوشم نمياد اين کارو بکُنم -

01:19:49.620 --> 01:19:52.059
.آخه اون دوستِ منه

01:19:53.422 --> 01:19:57.518
فکر نمي‌کُنم خودِ «سولانژ» هم
.اونقدرها پاکدامن باشه

01:19:57.619 --> 01:20:01.039
!اون که «تِرِسا آويلا»يِ قديسه نيست
[قديسه‌يِ اسپانيوليِ قرنِ شانزدهم]

01:20:01.140 --> 01:20:02.899
!«يا «هيلدگارد فون بينگن
[فيلسوف، تارکِ دنيا و قديسه‌يِ آلمانيِ قرونِ يازدهم و دوازدهم]

01:20:03.141 --> 01:20:04.980
.واسم فرقي نداره

01:20:09.219 --> 01:20:14.398
ما اونقدر بيمار هستيم «ايزا»، که به شدت منزجرکُننده‌ست
... اگه بخوايم بابتِ اخلاقياتِ بورژوازي

01:20:14.499 --> 01:20:16.339
.دلنگراني به خودمون راه بديم

01:20:16.742 --> 01:20:19.521
.مسيحيت تمامِ ما رو نابود کرده

01:20:19.622 --> 01:20:22.061
ولي من نمي‌خوام
.کسي رو ناراحت کُنم

01:20:24.940 --> 01:20:26.998
... زندگي آنچنان بازي‌اي جدي است

01:20:27.099 --> 01:20:30.081
که ما برايش حتي
!آبکاريِ نيکل را هم اختراع نموده‌ايم

01:20:30.182 --> 01:20:34.260
و برايِ زندگي نمودن، مجبوريم
!به اهميتِ چنين چيزهايي باور داشته باشيم

01:20:34.621 --> 01:20:38.759
اما بگذاريد به خاطر داشته باشيم
.که تمامِ اينها صرفاً يک بازي است

01:20:38.860 --> 01:20:40.739
.شايد اينطور نباشه

01:20:41.260 --> 01:20:44.379
.شايد رستگاريِ روح وجود داشته باشه

01:20:45.262 --> 01:20:49.179
ما فقط داريم زمانِ کوتاهي
.که داريم رو به هدر ميديم

01:20:49.701 --> 01:20:51.421
.زمان نمي‌تونه به هدر بره

01:20:52.381 --> 01:20:54.221
!شايد هم بره

01:20:56.859 --> 01:21:00.299
در موردِ محوريتِ انديشه‌يِ خودم
چيزي برات گفتم؟

01:21:00.821 --> 01:21:03.099
آره، انگار اون «سولانژ» بود
.که براش گفتم

01:21:03.859 --> 01:21:08.022
يک انسانِ عاقل و خردمند
: پيشِ خودش اينطور ميگه

01:21:08.540 --> 01:21:12.720
آن کسي بختيار است که نزدِ خود"
"... ساعتِ مرگش را همواره حاضر نگاه مي‌دارد

01:21:12.821 --> 01:21:15.239
".و هر روز مهيايِ مرگ مي‌شود"

01:21:15.340 --> 01:21:18.158
او صبحگاهان چنين مي‌انديشد که آن اندازه"
"،زنده نخواهد بود تا شب را به چشم ببيند

01:21:18.259 --> 01:21:22.240
و شباهنگام جرأت ندارد"
".وعده‌يِ ديدنِ روزِ بعد را به خويش دهد

01:21:22.341 --> 01:21:27.358
پس چنان زندگي مي‌کُند"
".که مرگ هرگز او را غافلگير ننمايد

01:21:27.459 --> 01:21:30.200
من هم سال‌هاست
.که همينطوري فکر مي‌کُنم

01:21:30.301 --> 01:21:35.620
.ولي هيچکس منو آدمِ عاقل و خردمندي نمي‌دونه -
.ولي تو عاقل و خردمند هستي -

01:21:36.019 --> 01:21:37.540
!«مارکوس آئورليا»

01:21:41.019 --> 01:21:42.501
!دست از سرم بردار

01:21:44.939 --> 01:21:47.301
.الان زنگ مي‌زنم پرستار بياد

01:21:55.061 --> 01:21:58.821
.اميدوارم از دستم دلگير نشده باشي -
!اصلاً و ابداً -

01:21:59.301 --> 01:22:01.820
.من هم برايِ تو همينو اميدوارم -
.نه، دلگير نشدم -

01:22:06.459 --> 01:22:08.421
.لطفاً منو ببريد اتاقم

01:22:12.099 --> 01:22:15.141
.«شب بخير، «مانو -
.شب بخير -

01:22:39.901 --> 01:22:43.181
.لازمه که آخرين مراسمِ مذهبي رو پيش از مرگِ‌تون انجام بديد -"
"!دست از سرم برداريد -

01:22:57.419 --> 01:23:02.899
امانوئل» چنين انديشيد که چه ميشد اگر تماميِ عمارت»
... ناگهاني به دنيايي همچون يک کشتي تبديل ميشد

01:23:03.099 --> 01:23:09.760
،کشتي‌اي که با تماميِ آن همه بيمارش، غرقه در نور
... بر امواجِ اقيانوس شناور است، درست در آخرين شبِ سفر

01:23:09.861 --> 01:23:16.420
پيش از غرق شدن و در هم شکستن با تماميِ آن قالب‌هايِ گچ، تماميِ آن
رنجوري‌ها و تماميِ آن يأس‌هايي که در آنجا گردِ هم جمع آمده بودند؟

01:23:30.700 --> 01:23:32.558
اگه رئيسِ بيمارستان
... از اين قضيه خبردار شد

01:23:32.659 --> 01:23:35.501
،نگو که ما بهت کمک کرديم
.وگرنه همه‌مون اخراج مي‌شيم

01:23:50.461 --> 01:23:53.541
.لطفاً يه دسته‌گُلِ داوودي برام بخريد

01:24:32.701 --> 01:24:35.960
او در خود رقتِ قلبي ناگهاني احساس نمود
.برايِ اشياء، خانه‌ها، بازارها

01:24:36.061 --> 01:24:39.540
: و در ذهنِ خويش چنين گفت
"!آه، بدرود، بدرود"

01:25:31.299 --> 01:25:35.561
،اعتياد به الکل را درمان کُنيد"
"!پيش از آنکه فردِ معتاد به الکل، قانون‌شکني کُند

01:25:35.662 --> 01:25:38.980
!تو اينجا چکار مي‌کُني؟ -
نمي‌خواي دعوتم کُني بيام داخل؟ -

01:25:39.179 --> 01:25:43.062
!منو مثلِ «آتلاس» رويِ کولِ‌شون تا اينجا حمل کردن
آتلاس : قهرماني در يونانِ باستان که]
[.جهان را بر رويِ شانه‌هايش نگاه داشته بود

01:25:45.619 --> 01:25:47.182
.بياييد داخل

01:26:03.578 --> 01:26:07.342
"!آقايون، بازرسِ کُل تشريف آوردن"

01:26:11.420 --> 01:26:17.180
کِي بياييم برتون گردونيم؟ -
!شايد خانم سرشون شلوغه و زياد وقت نداشته باشن؟ -

01:26:18.700 --> 01:26:21.899
.تا هر وقت دلت مي‌خواد بمون

01:26:25.340 --> 01:26:27.621
دوست داري چاي و بيسکويت
واست بيارم؟

01:26:29.541 --> 01:26:32.098
.نمي‌خواد خودت رو زحمت بدي

01:26:40.339 --> 01:26:41.979
.ميذارمش اينجا

01:26:44.582 --> 01:26:46.299
اوه، ببخشيد
.اصلاً حواسم نبود

01:26:46.859 --> 01:26:48.779
.«آندري»، «امانوئل»

01:26:51.421 --> 01:26:53.460
.از ملاقاتِ‌تون خوشوقتم

01:26:54.581 --> 01:26:57.399
.من ديگه بايد برم -
چرا؟ يه کمِ ديگه مي‌موندي؟ -

01:26:57.500 --> 01:27:00.941
اينجا موندنم مثلِ اينه که
.رويِ يه مار پا بذارم

01:27:01.259 --> 01:27:06.259
چون بايد برايِ مجله‌يِ بنيادِ سلطنتي
.متني رو ارسال کُنم

01:27:15.901 --> 01:27:20.060
.ديدنِ‌تون برام مايه‌يِ افتخار بود، آقا -
.برايِ من هم به‌همچنين -

01:27:22.379 --> 01:27:25.421
.با اجازه‌يِ شما، بانويِ عزيز

01:27:32.378 --> 01:27:35.998
.نمي‌دونستم باعثِ مزاحمت ميشم
.فقط مي‌خواستم غافلگيرت کُنم

01:27:36.099 --> 01:27:40.020
مي‌تونستي قبلش يه يادداشت بفرستي
.و خبر بدي

01:27:40.462 --> 01:27:42.599
اين آقايِ شيکِ
!خوش دک و پوز کي بود؟

01:27:42.700 --> 01:27:45.742
.يه دوست -
Amicus Plato ،آها -
: اشاره به اصلاحي يوناني که جمله‌يِ کاملِ آن بدين شکل مي‌باشد]
[.«افلاطون دوستِ من است، ليکن حقيقت دوستي نيکوتر است»

01:27:52.181 --> 01:27:54.140
مي‌دوني که اين واسه چيه؟

01:27:55.622 --> 01:27:58.422
،نه؟ پس بعداً برات ميگم
.ولي فعلاً نميشه

01:28:11.220 --> 01:28:14.780
لابد مي‌دوني که
اون گُل‌ها از طرفِ من هستن؟

01:28:16.619 --> 01:28:18.761
!خيلي خوشحالم که اومدي

01:28:18.862 --> 01:28:21.020
!حسابي غافلگير شدم

01:28:24.460 --> 01:28:28.139
اجازه بده تو رو
!محکم به قالبِ گچم بفشارم

01:28:29.779 --> 01:28:32.179
!«مثلِ «استادِ معمار مانوله
اشاره به افسانه‌اي رومانيايي مربوط به معمارِ]
[صومعه‌يِ «کورته‌آ ده آرجِش» واقع در منطقه‌يِ والاچيا

01:28:39.141 --> 01:28:44.158
،مانوله»، «مانوله»، اي استاد بنّايِ کبير»"
"،اين ديوار قلبم را در هم مي‌فشارد

01:28:44.259 --> 01:28:47.700
"!و جسمِ نحيفم را در هم مي‌شکند"

01:29:00.019 --> 01:29:03.982
!الان نه
.الان وقتِ پريود شدنمه

01:29:04.083 --> 01:29:04.998
.اشکالي نداره

01:29:05.099 --> 01:29:09.619
.آخه خون به همه جا مي‌پاشه -
!خواهش مي‌کُنم -

01:29:10.022 --> 01:29:16.900
،در بيرون، روزِ سپيد و بي‌رنگ ادامه دارد
.که در ناخوش‌گونگي‌اش و سرخوردگي‌هايِ پوچ و عبثِ بشري مي‌جوشد

01:29:17.978 --> 01:29:19.342
.نوبتِ منه

01:29:20.540 --> 01:29:23.900
چه کسي بيشتر از همه تويِ زندگيت تو رو ترسونده؟ -
!تو -

01:29:24.541 --> 01:29:25.939
!جدي هستم‌ها

01:29:27.221 --> 01:29:28.700
.تو زيبا هستي

01:29:29.660 --> 01:29:30.960
.مرسي

01:29:38.138 --> 01:29:40.917
فکر کُنم يه بار وقتي بچه بودم
.خيلي ترسيدم

01:29:41.018 --> 01:29:44.340
: چند پسرِ روزنامه‌فروش رو ديدم که فرياد ميزدن
"!بميريد، يهودي‌هايِ نجس"

01:29:44.739 --> 01:29:47.561
البته بيشتر به نظرم
.عجيب اومد تا ترسناک

01:29:47.662 --> 01:29:51.558
چون مي‌ديدم آدم‌ها درباره‌يِ
.مرگ حرف مي‌زنن، درباره‌يِ مرگِ من

01:29:51.659 --> 01:29:56.982
،و همينطور که از اونجا عبور مي‌کردم
.تقريباً نشنيدم صدايي از هيچکس دربياد

01:29:57.619 --> 01:30:02.441
برام عجيب بود که چرا در خياباني در روماني
... اينقدر راحت فرياد مرگ سر داده ميشه

01:30:02.542 --> 01:30:04.942
و مردم حتي برنمي‌گردن
نيم‌نگاهي بندازن؟

01:30:05.621 --> 01:30:09.419
.در حاليکه مرگ يک موضوعِ جديه

01:30:09.780 --> 01:30:14.721
اگه کسي تويِ خيابون‌ها فريادِ مرگِ
... مثلاً دستفروشها رو سر ميداد

01:30:14.822 --> 01:30:19.100
بالاخره ممکن بود باعثِ تعجبِ
.چند نفر از رهگذرها بشه

01:30:20.582 --> 01:30:22.061
!چه وحشتناک

01:30:23.500 --> 01:30:28.361
موضوع اين نيست که چرا اون سه پسر
"!مي‌تونستن فرياد بزنن : "بميريد، يهودي‌هايِ نجس

01:30:28.462 --> 01:30:32.158
موضوع اينه که فريادِ اونها مي‌تونه
.هيچ توجه و مخالفتي از سويِ ديگران برنيانگيزه

01:30:32.259 --> 01:30:33.661
.مثلِ سوتِ يک تراموا

01:30:34.982 --> 01:30:40.038
راستش تا حالا هيچوقت نتونستم با ديگران صحبت کُنم
... بدونِ اينکه با ترس از خودم بپرسم

01:30:40.139 --> 01:30:42.599
آيا اون شخصي که روبروم قرار داره
مي‌دونه من يهودي هستم؟

01:30:42.700 --> 01:30:46.940
و آيا منو بابتش مي‌بخشه؟

01:30:49.059 --> 01:30:52.139
.اين موضوع برايِ من هيچ اهميتي نداره -
.مي‌دونم -

01:30:54.739 --> 01:30:59.420
ترسناک‌ترين لحظه‌يِ زندگيِ تو کدومه؟ -
.من هميشه در حالِ ترسيدن از چيزي هستم -

01:31:00.099 --> 01:31:01.620
.ترسيدن، ترسيدن

01:31:02.741 --> 01:31:06.021
،ولي بدتر از همه
.هشتمِ ژوئنِ پارسال بود

01:31:06.140 --> 01:31:08.621
منظورت روزِ تاجگذاريه؟

01:31:09.899 --> 01:31:14.500
با دوست‌پسرم رفته بودم
.تا شاهدِ اين رويدادِ عظيمِ سلطنتي باشم

01:31:15.340 --> 01:31:18.459
،ما در صندلي‌هايِ رديفِ اول نشسته بوديم
.که ناگهان انفجار صورت گرفت

01:31:19.418 --> 01:31:22.422
دوست‌پسرم کشته شد
.ولي من زنده موندم

01:31:23.581 --> 01:31:26.139
!خداوندا، چقدر انفجارِ وحشتناکي بود

01:31:27.179 --> 01:31:30.301
تو واقعاً اونجا حضور داشتي؟ -
.آره -

01:31:30.739 --> 01:31:34.061
رفته بودي اون ياروهايي که به خاندانِ
سلطنتيِ روماني ادايِ احترام مي‌کردن رو ببيني؟

01:31:34.982 --> 01:31:39.060
آدم‌هايِ خيلي زيادي کشته شدن؟
.چون روزنامه‌ها تلفات رو فقط 10-12 نفر اعلام کردن

01:31:40.462 --> 01:31:41.821
.خيلي بيشتر از اين

01:31:42.301 --> 01:31:45.899
آدم‌هايِ زيادي رو ديدم که تکه تکه شده بودن
.و مغزشون همه جا پاشيده شده بود

01:31:47.258 --> 01:31:51.179
روزنامه‌ها برايِ حمايت از سياستمدارها
.دروغ گفتن تا آبروشون رو حفظ کُنن

01:31:51.379 --> 01:31:53.622
نماينده‌هايِ مجلس
.همه‌شون فاسد هستن

01:31:55.299 --> 01:31:58.639
خودم ديدم که خيلي از کشته‌شده‌ها رو
.تنگِ هم چپونده بودن

01:31:58.740 --> 01:32:00.040
.جنايتِ بزرگي بود

01:32:02.580 --> 01:32:03.982
!طفلکي

01:32:04.742 --> 01:32:07.181
!چه خوش‌شانس بودي که قسر جستي -
.البته -

01:32:08.340 --> 01:32:09.640
!البته

01:32:10.579 --> 01:32:12.822
عاشقِ اون دوست‌پسرت بودي؟

01:32:22.421 --> 01:32:24.418
مي‌خواي بريم کنار ساحل؟

01:32:25.059 --> 01:32:27.358
.ولي اول بايد دستشويي کُنم

01:32:27.459 --> 01:32:28.900
.واست يه ظرف ميارم

01:32:29.180 --> 01:32:33.381
!خجالت مي‌کشم -
!من خودم هم مريض بودم، يادت رفته؟ -

01:32:45.941 --> 01:32:50.619
واست يه درشکه مي‌گيريم
.تا بتوني باهاش بروني

01:33:01.939 --> 01:33:03.260
.دستِ‌تون درد نکُنه

01:33:04.538 --> 01:33:06.059
!چقدر باحاله

01:33:09.381 --> 01:33:11.339
اينطوري ديدِتون مناسبه؟

01:33:11.980 --> 01:33:13.638
.خيلي عاليه -
اون يکي آينه چطور؟ -

01:33:13.739 --> 01:33:16.879
.بله -
.تا ساعتِ 6 برگردين وگرنه مجبورم هزينه‌يِ اضافي مطالبه کُنم -

01:33:16.980 --> 01:33:19.699
.تا اون موقع برمي‌گرديم -
!نگين بهتون نگفتم -

01:33:20.340 --> 01:33:23.059
!از چک و چونه زدن خوشم نمياد -
.چک و چونه‌اي در کار نيست -

01:34:09.139 --> 01:34:12.117
اگر امروز تبديل گردم"
"... به قلوه‌سنگي درونِ جعبه‌اي

01:34:12.218 --> 01:34:15.681
و يا به پروانه‌اي زرّين"
"... درونِ کدر-شيشه‌اي

01:34:15.782 --> 01:34:18.638
اگر امشب تبديل گردم"
"... به قنديل‌هايِ يخي تب‌آلود

01:34:18.739 --> 01:34:22.379
،يا به ُمشتي بلور"
"... و يا به عروسکي روياآلود

01:34:22.821 --> 01:34:25.680
اگر اشيايي مي‌داشتم"
"... از درون جاندار

01:34:25.781 --> 01:34:28.641
،انديشه‌هايي بافته‌شده از ابريشم"
"... يا خاطراتي از شيشه‌اي ضخيم‌جدار

01:34:28.742 --> 01:34:31.559
دوست مي‌داشتم ملاقات‌هايت باشد"
"... النگوهايي از خون

01:34:31.660 --> 01:34:35.101
،لبخندي، گردنبندي، لحظه‌اي"
".انگشتري‌اي از نگيني آبگون

01:34:35.619 --> 01:34:37.021
کي اين شعر رو گفته؟

01:34:37.259 --> 01:34:38.559
.خودم

01:34:43.741 --> 01:34:45.899
.خيلي زيباست

01:34:50.138 --> 01:34:55.678
اگه من خوب بشم، اونوقت تو حاضري
نامزدم بشي و باهام ازدواج کُني؟

01:34:55.779 --> 01:34:57.419
واسه چي؟

01:34:57.818 --> 01:35:00.541
آخه من واقعاً خيلي دوست دارم
.اينطور بشه

01:35:00.860 --> 01:35:03.141
مگر نه اينکه من نسبت به سنِ تو
خيلي پيرتر هستم؟

01:35:04.339 --> 01:35:07.419
.من 32 سالمه -
!خُب اصلاً بهت نمي‌خوره -

01:35:07.580 --> 01:35:10.821
.و به علاوه، اين موضوع هيچ برام اهميت نداره
.پس بگو ديگه

01:35:11.220 --> 01:35:13.540
چي رو؟ -
همچين چيزي رو قبول مي‌کردي؟ -

01:35:14.380 --> 01:35:16.139
.بايد ببينيم چي پيش مياد

01:35:16.780 --> 01:35:19.840
چي رو ببينيم؟
نکُنه مي‌خواي از خوب شدنم مطمئن بشي؟

01:35:19.941 --> 01:35:23.438
دکتر «جافالان» خودش گفت
.به زودي گچِ منو باز مي‌کُنن

01:35:23.539 --> 01:35:26.037
!پس رويِ اين قضيه حساب نکُن -
.اينطور نيست -

01:35:26.138 --> 01:35:28.917
پس چي؟ -
.من يه زنِ آزاد هستم -

01:35:29.018 --> 01:35:33.360
.و اين آزادي رو دوست دارم
چرا بايد خودم رو زنداني کُنم؟

01:35:33.461 --> 01:35:35.841
منظورت اينه که زندگي کردن با من
!حکمِ زنداني شدن داره؟

01:35:35.942 --> 01:35:39.179
ازدواج با هر کسي، حکمِ زنداني شدن داره؛
.دستِ کم تا اندازه‌اي

01:35:39.901 --> 01:35:44.859
.من که نمي‌خوام تو رو زنداني کُنم
.تو باز هم آزاديِ خودت رو خواهي داشت

01:35:45.742 --> 01:35:49.880
،هر چند بغل کردنِ من
!يه زندانِ متفاوته

01:35:49.981 --> 01:35:52.020
!زنداني مملو از گُل‌ها

01:35:56.060 --> 01:36:00.261
زندگيِ ما رو در شهرِ «رومان» چطور مي‌بيني؟ -
در شهرِ «رُم»؟ -

01:36:01.021 --> 01:36:02.321
!«در شهرِ «رو-مان

01:36:04.462 --> 01:36:05.821
.نه، نه

01:36:07.219 --> 01:36:13.901
،رومان» شهرِ نکبتي و کثيفيه»
.با مردمي که از درون فاسد شدن

01:36:15.340 --> 01:36:18.999
،مردمِ اون شهر احمق هستن
.بدونِ هيچ شور و هيجاني

01:36:19.100 --> 01:36:20.939
مُرده هستن
.در حالي که هنوز زنده‌ان

01:36:21.742 --> 01:36:24.622
.نمي‌دونم
.به هر حال کنارِ هم خواهيم بود

01:36:24.979 --> 01:36:29.720
من به دانشگاه برمي‌گردم، مگر اينکه
.رو تنگ گرفته باشن  Numerus Clausus
[به معنايِ شماره‌يِ محدودِ ورودي‌هايِ يک دانشگاه]

01:36:29.821 --> 01:36:33.139
،رو  Numerus Valahicus يا
.همونطور که به شکلِ پُر طمطراق اسمش رو گذاشته بودن

01:36:33.780 --> 01:36:35.998
.و تو هم مي‌توني بياي اونجا و کار کُني

01:36:36.099 --> 01:36:40.518
،اونوقت من هم بخاطرِ دو نفرمون ميرم سرِ کار و کار مي‌کُنم
.و بعدش صاحبِ دو تا بچه‌يِ نازنازي ميشيم

01:36:40.619 --> 01:36:42.102
.و زندگيِ خوبي خواهيم داشت

01:36:42.420 --> 01:36:44.221
!تو خيلي بچه هستي

01:36:45.262 --> 01:36:46.859
و بعدش، تو هيچوقت
... منو نخواهي رنجوند

01:36:47.059 --> 01:36:49.961
.و هميشه هم ازم مراقبت خواهي کرد

01:36:50.062 --> 01:36:52.500
!اينطوري نيست -
!چرا، هست -

01:36:56.259 --> 01:36:57.559
پس آره يا نه؟

01:36:58.141 --> 01:37:00.380
،نمي‌دونم
!بايد ببينيم چي پيش مياد

01:37:00.902 --> 01:37:02.202
.باشه

01:37:02.741 --> 01:37:05.040
.منتظر مي‌مونم تا تصميمت رو بگيري

01:37:05.141 --> 01:37:08.578
منتظر نمون، آخه اينطوري
!حس مي‌کُنم تحتِ فشار هستم

01:37:09.780 --> 01:37:15.278
،تو همينطور به نوشتنِ شعر ادامه بده، و خوب بشو
!بعدش ببينيم چي پيش مياد

01:37:15.379 --> 01:37:17.660
اينقدر خودت رو
... بيش از حد خسته نکُن

01:37:17.902 --> 01:37:21.500
.وگرنه درمانت بي‌فايده ميشه -
.فهميدم -

01:37:22.502 --> 01:37:24.958
اينقدر رويِ موضوعاتِ مختلف
.پافشاري نکُن

01:37:25.059 --> 01:37:28.619
!درخواست کردن که پافشاري کردن نيست

01:37:30.140 --> 01:37:32.621
مي‌دونم، ولي آخه من نمي‌خوام
.تو رنج بکشي

01:37:32.820 --> 01:37:34.740
!ولي من اصلاً رنج نمي‌کشم

01:37:37.382 --> 01:37:40.679
بعضي‌ها فکر مي‌کُنن رنج کشيدن
.هدفِ غاييِ مراسمِ عشايِ ربّانيه

01:37:40.780 --> 01:37:47.238
،اونها خودشون رو در رنج کشيدن غوطه‌ور مي‌کُنن
... و عاشقش هستن، چون اونو همچون اقتداري دروني مي‌بينن

01:37:47.339 --> 01:37:51.099
اقتداري که اونها رو نسبت به سايرين
.رفعت و سيادت ميده

01:37:52.500 --> 01:37:56.681
.من با همچين آدم‌هايي برخورد داشتم. البته طبيعيه -
.نه، اينطور نيست -

01:37:56.782 --> 01:38:01.820
هيچ چيز احمقانه‌تر از غروري که
.در اثرِ رنج بوجود مياد نيست

01:38:02.019 --> 01:38:05.821
نمي‌دوني چطور با افتخار زخم‌هايِ شکافته‌شده‌يِ
.خودشون رو به همديگه نشون ميدن

01:38:06.458 --> 01:38:09.161
ببين، هر وقت من مي‌شنوم
... يکي از دوستانم در رنجه

01:38:09.262 --> 01:38:13.281
آرزو مي‌کُنم مي‌تونستم کاري کُنم
.که اون دوستم ديگه رنج نکشه

01:38:13.382 --> 01:38:16.798
مثلاً حتي الان هم که
... به هر حال بيمار هستم

01:38:16.899 --> 01:38:23.200
هميشه آرزو مي‌کُنم اي کاش مي‌تونستم
.با تشنج‌هايِ طولاني‌مدت، دردِ دوستانم رو خنثي کُنم

01:38:23.301 --> 01:38:26.679
مثلاً مي‌تونستم
.يه دملِ دردناک رو خوب کُنم

01:38:26.780 --> 01:38:29.299
.نه از رويِ دلسوزي يا خيرخواهي

01:38:29.779 --> 01:38:34.779
بلکه به عنوانِ عملي شرافتمندانه
.بر عليه حماقتِ درد و رنجِ جسماني

01:38:35.420 --> 01:38:42.059
به رغمِ وضعيتم، دردهايم، يا مرگِ سرزده‌ام، تماميِ چيزهايِ پيرامونم
... همچنان اشکال و احجامِ معينِ خويش را حفظ خواهند نمود

01:38:42.259 --> 01:38:49.701
و شايد جايي در خياباني، مردي برايِ لحظه‌اي توقف کرده
.جعبه کبريتي از جيبش بيرون کشيده و سيگارش را روشن کُند

01:38:59.861 --> 01:39:03.060
.ديگه بايد برگرديم
.داره دير ميشه

01:39:07.461 --> 01:39:09.101
چت شده؟

01:39:10.859 --> 01:39:12.159
!«سولانژ»

01:39:13.820 --> 01:39:19.580
مطمئنم که عشقِ ما
!آخرش يه روز به پايان ميرسه

01:39:19.779 --> 01:39:24.559
.آره، با مرگِ‌مون به پايان ميرسه -
!نه، خيلي زودتر! خيلي جلوتر از اون چيزي که بايد باشه -

01:39:24.660 --> 01:39:28.960
.سولانژ»، هرگز هيچ چيزي به پايان نميرسه»
.مخصوصاً عشق

01:39:29.061 --> 01:39:34.821
،تو مدام در آينده زندگي مي‌کُني
!در حاليکه من آينده‌اي ندارم

01:39:35.258 --> 01:39:37.179
.انگار فراموش کردي که من بيمار هستم

01:39:37.739 --> 01:39:41.180
و در ضمن، تو هيچ دليلي
.برايِ غصه خوردن نداري

01:39:44.939 --> 01:39:46.579
!خواهش مي‌کُنم منو ببخش

01:39:54.819 --> 01:39:57.619
!عزيزم، بويِ دريا و اشک ميدي

01:40:53.222 --> 01:40:59.081
اکنون نتايجِ نهاييِ آراءِ شمارش‌شده‌يِ"
": انتخاباتِ دسامبرِ 1937 به شرحِ زير اعلام مي‌شود

01:40:59.182 --> 01:41:02.542
".حزبِ ليبرالِ ملي، 35.9 درصدِ آراء"

01:41:03.260 --> 01:41:06.501
".حزبِ مليِ دهقانانِ، 20.4 درصدِ آراء"

01:41:07.860 --> 01:41:13.858
و بطورِ شگفت‌انگيز، حزبِ لژيونر با کسبِ 15.58 درصدِ آراء"
".در رده‌يِ سومِ قرار گرفته است

01:41:14.100 --> 01:41:16.861
"... همچنين حزبِ مليِ مسيحي با 9.1 درصدِ آراء"

01:41:31.100 --> 01:41:39.298
،احساس نمودم سرم در زندانِ جمجمه‌ام
.به شکلي موحش و دردناک فشرده مي‌شود

01:41:48.019 --> 01:41:55.822
اي «کودرينو»، تو هستي ناجيِ ما، تويي که در اين زمانه‌يِ دشوار"
".برايِ ما فرستاده شده‌اي از سويِ خداوند، اي شهريار
کورنليو کودرينو : سياستمدارِ راست‌گرايِ]
[رومانيايي و رهبرِ حزبِ گاردِ آهنين

01:41:56.620 --> 01:42:04.462
،رهايي ده ما را از اين نوميدي و فلاکت"
".با گاردِ پُرتوانِ آهنينت، اي باشهامت

01:42:15.659 --> 01:42:18.400
شفا پيدا کردين؟ -
.آخرش پام رو بُريدن -

01:42:18.501 --> 01:42:21.899
.ديگه بهش احتياج نداشتم -
پس قطعش کردن؟ -

01:42:22.141 --> 01:42:25.140
آره، حالا از اين
!به عنوانِ کير استفاده مي‌کُنم

01:42:29.260 --> 01:42:33.300
بايد سوراخش کُنيم
.و عفونت رو بيرون بکِشيم

01:42:35.139 --> 01:42:39.320
آخه چرا همچين اتفاقي افتاده؟
شما که گفتين حالم داره بهتر ميشه؟

01:42:39.421 --> 01:42:42.301
حساب و کتابي برايِ اين بيماري وجود نداره
.که بشه با اطمينان حرف زد

01:42:42.739 --> 01:42:45.462
.با اين حال، اصلاً جدي نيست
.قابلِ درمانه

01:42:46.298 --> 01:42:47.700
.بله، موردِ حادي نيست

01:42:49.221 --> 01:42:51.222
.کاتي» هم درست مثلِ تو بود»

01:42:51.701 --> 01:42:56.782
،بعد از باز کردنِ گچش، براش آتل‌بندي کرديم
.و الان حالش کاملاً خوب شده

01:43:08.739 --> 01:43:10.379
.نگران نباش

01:43:16.419 --> 01:43:18.620
!آروم باش، آروم باش

01:43:31.541 --> 01:43:34.099
!تموم شد
!آفرين، آفرين

01:43:35.182 --> 01:43:39.439
خيلي شجاعانه تحمل کردي! خيال کردم الانه که
!آسايشگاه رو با نعره‌هات بذاري رويِ سرت

01:43:39.540 --> 01:43:42.820
با اين همه چرک و عفونت
.دارويِ بي‌حسي ديگه کارساز نبود

01:43:43.622 --> 01:43:46.702
.انگشتِ شستم رو گاز گرفتم -
!آفرين، آفرين -

01:43:47.861 --> 01:43:49.739
.اين ضعفِ بنيه در اثرِ عدمِ تحرکه

01:43:50.661 --> 01:43:52.700
.يا در اثرِ عفوني شدنِ ستونِ فقراته

01:43:53.061 --> 01:43:56.701
اين جمودِ مفاصلِ زانو
.نياز به آتل‌بندي داره

01:43:56.858 --> 01:43:59.539
وگرنه ديگه هيچوقت
.تواناييِ راه رفتن رو بدست نمياري

01:44:02.979 --> 01:44:04.279
!اينو گوش کُنيد

01:44:04.581 --> 01:44:09.038
به هر کسي که بتواند از محلِ اختفايِ"
"... «ميتيکا تيگارو» معروف به «هاپلئا»

01:44:09.139 --> 01:44:11.879
و يا خودرويِ 8 سيلندرِ کريسلر ايمپريالِ "
"... مدلِ 1933 که توسطِ وي دزديده شده

01:44:11.980 --> 01:44:18.021
خبري بدست دهد، مبلغِ 5 هزار لئو"
".مژدگاني تعلق خواهد گرفت

01:44:18.900 --> 01:44:24.061
!اين مملکت، خلوتگاه دزدهاست -
!همه‌اش بخاطرِ فقره -

01:44:24.741 --> 01:44:28.980
،اگه با آتل‌بندي صاف نشد
.مجبور به انجامِ عملِ جرّاحي ميشيم

01:44:31.979 --> 01:44:34.779
درد مي‌کُنه؟ -
.آره -

01:44:37.021 --> 01:44:40.998
متأسفم، ولي مجبوريم
.برايِ يه مدت بذاريم همينطوري بمونه

01:44:41.099 --> 01:44:42.658
!استراحتِ مطلق

01:44:43.580 --> 01:44:45.980
.ديگه نبايد به سالنِ غذاخوري بري

01:44:46.179 --> 01:44:50.542
.بابتِ جشنِ سالِ نو هم شرمنده
.سلامتي به همه چيز اولويت داره

01:44:54.140 --> 01:44:55.440
!فقط استراحت کُن

01:45:10.502 --> 01:45:15.621
،هر روز دردي ديگر و عذابي ديگر
.هر روز رنجي بيشتر و يأسي بيشتر

01:45:19.219 --> 01:45:22.902
... چهار، سه، دو، يک

01:45:32.259 --> 01:45:34.299
!«سالِ نو مبارک، «مانو

01:45:35.539 --> 01:45:36.839
!زود خوب بشو

01:45:44.340 --> 01:45:46.061
!گائيدمش

01:45:46.778 --> 01:45:51.379
!گائيدمش

01:46:01.382 --> 01:46:06.582
.کشف و شهودي تازه، مملو از اندوه

01:46:17.621 --> 01:46:18.921
.بفرماييد

01:46:19.622 --> 01:46:20.982
.سلام، خانم

01:46:31.261 --> 01:46:36.061
ننه جان، ميشه ما رو تنها بذاري؟ -
.البته، عزيزم -

01:46:39.982 --> 01:46:42.701
.اينجا حسِ خيلي خوبي دارم

01:46:43.941 --> 01:46:47.662
.اين اتاق پُر از آرامشه

01:46:49.221 --> 01:46:53.019
باعث ميشه تازه بفهمم
.چقدر تويِ اتاقِ خودم تنها هستم

01:46:54.182 --> 01:46:58.460
.من هم احساسِ تنهايي مي‌کردم
.مخصوصاً تويِ دو سالِ اولي که اينجا اومدم

01:46:58.778 --> 01:47:00.741
.ولي بعد بهش عادت کردم

01:47:01.340 --> 01:47:05.422
،به مريضيم، به قالبِ گچ
... به پانسمان‌ها

01:47:06.781 --> 01:47:08.578
عجيب نيست؟

01:47:09.338 --> 01:47:11.900
بعضي‌ها شفا پيدا مي‌کُنن
.و بعضي‌ها هم نه

01:47:12.180 --> 01:47:15.919
«مثلاً به نظر مي‌رسيد «ويکتور
.داره بهبود پيدا مي‌کُنه، اما بعدش مُرد

01:47:16.020 --> 01:47:19.759
يا «کاتي» که ناخوش بود
.الان حالش کاملاً خوبه

01:47:19.860 --> 01:47:21.980
ارنست» هم که چند وقت پيش»
.مرخص شد

01:47:23.182 --> 01:47:24.580
عجيبه که آخه چرا؟

01:47:25.382 --> 01:47:29.299
چرا بعضي‌ها زنده مي‌مونن
و بعضي‌ها نه؟

01:47:29.579 --> 01:47:32.022
!دارم از تعجب شاخ درميارم

01:47:32.701 --> 01:47:35.301
من الان مدت‌هاست که ديگه
.دست از تعجب کردن برداشتم

01:47:36.218 --> 01:47:38.419
.واقعاً تحسينت مي‌کُنم

01:47:40.462 --> 01:47:44.820
اصلاً تمامِ کساني که نسبت به بيماري‌شون
.بي‌تفاوت هستن رو تحسين مي‌کُنم

01:47:45.020 --> 01:47:49.120
ولي آره، اگه خودِ من تا اين اندازه تسليم مي‌شدم
.حالِ بدتري پيدا مي‌کردم

01:47:49.221 --> 01:47:51.460
.فکر نمي‌کُنم اينطور باشه -
.چرا، همينطوره -

01:47:52.020 --> 01:47:55.241
گاهي اوقات شب‌ها از خواب بيدار ميشم
.و قالبِ گچم رو به شکلِ ديوانه‌واري احساس مي‌کُنم

01:47:55.342 --> 01:47:59.059
،آرزو مي‌کُنم اي کاش ميشد تکه‌تکه‌اش کُنم
.و بعد دندان قروچه ميرم و مثلِ يه بچه مي‌زنم زيرِ گريه

01:47:59.420 --> 01:48:01.701
.من هم همينطوري بودم

01:48:02.062 --> 01:48:03.362
.همه‌مون همينطوري بوديم

01:48:03.621 --> 01:48:07.317
ما هم شب‌ها از خواب بيدار ميشديم
.و به قالبِ گچِ‌مون چنگ يا مُشت مي‌زديم

01:48:07.418 --> 01:48:09.360
،اما بعد از مدتي
.ديگه آدم احساسش نمي‌کُنه

01:48:09.461 --> 01:48:12.342
: پزشک‌ها بهش ميگن
.بافتِ التيام يافته

01:48:12.779 --> 01:48:17.061
مي‌دوني چيه؟ -
.آره، يعني وقتي بدن پوست ميندازه -

01:48:17.660 --> 01:48:23.059
همون پوستِ کبود و ورم کرده‌ايه
.که رويِ زخمِ بهبود يافته شکل مي‌گيره

01:48:23.301 --> 01:48:28.318
،مثلِ پوستِ طبيعي مي‌مونه
.فقط نسبت به گرما و سرما يا لمس کردن بي‌حسه

01:48:28.419 --> 01:48:32.260
.که اينطور -
.آره. درست مثلِ ما بيمارهايِ قديمي -

01:48:32.582 --> 01:48:36.521
ما ديگه نسبت به درد و رنج
.بي‌حس هستيم

01:48:36.622 --> 01:48:39.099
.ولي من اينطور نيستم -
!هنوز جا داري -

01:48:41.821 --> 01:48:46.061
از ما حتي قهرمان‌بازيِ
!سلِ واقعي هم دريغ شده

01:48:46.579 --> 01:48:50.780
!سلِ ريوي، رومانتيک‌تر مي‌بود

01:48:50.979 --> 01:48:53.660
!ما نابغه‌هايِ نفرين‌شده‌ايم

01:48:54.339 --> 01:48:57.038
بيا همه جا کمي
.مرگِ‌موش پخش کُنيم

01:48:57.139 --> 01:48:58.859
و بعد صبح وقتيکه
... بالايِ سرشون مي‌ريم

01:48:59.700 --> 01:49:04.998
،مي‌بينيم : "پنجه‌هايشان در اثرِ جمودِ نعشي
".همچون حالتِ دعا خواندن به هم چسبيده بود

01:49:05.099 --> 01:49:08.098
.ولي من نمي‌خوام بميرم

01:49:42.301 --> 01:49:43.601
!هيس

01:49:51.141 --> 01:49:52.539
!بهم دست نزن

01:49:52.861 --> 01:49:54.939
!شرمنده، خيلي درد مي‌کُنه

01:49:59.700 --> 01:50:02.139
چه اتفاقي افتاده؟ -
!برو بيرون -

01:50:03.260 --> 01:50:04.917
!نلو»، خواهش مي‌کُنم کمکم کُن»

01:50:05.018 --> 01:50:06.582
!آخه الان وقتِ اين کارها بود؟

01:50:10.659 --> 01:50:13.259
!نلو»، منو ببر پيشِ دکتر» -
.همين الساعه -

01:50:20.179 --> 01:50:22.902
!آخه پيشِ خودت چه فکري کردي؟ -
!ببخشيد -

01:50:30.101 --> 01:50:31.822
.خواهش مي‌کُنم باز هم بهم سر بزن

01:50:58.460 --> 01:51:03.320
ظلماتي که اين همه جان‌هايِ بسيار را به درونِ خويش
... فرو بُرده و ناپديد کرده بود، همچنان غليظ مي‌نمود

01:51:03.421 --> 01:51:07.979
حال آنکه از جان‌ها و زندگي‌هايي که به درونش
.رهسپار گشته بودند، هيچگونه ردي بر جاي نمانده بود

01:51:09.580 --> 01:51:11.700
.خودم مي‌تونم انجامش بدم

01:51:11.819 --> 01:51:14.598
،لزومي نداره خودت رو خسته کُني
.اون هم وقتي ما اينجا هستيم

01:51:14.699 --> 01:51:17.159
.آخه اين کارِ خيلي آسونيه

01:51:17.260 --> 01:51:20.141
من مي‌تونم خيلي کارها رو
.خودم انجام بدم

01:51:24.698 --> 01:51:27.821
.داشتين در موردِ «ساموئل» برام مي‌گفتين

01:51:28.300 --> 01:51:32.421
،وقتي برايِ مهموني پيشمون اومد
.يه مقدار گوشتِ حلالِ طبقِ آيينِ يهود ذبح شده آورد

01:51:33.219 --> 01:51:36.720
راستش اصلاً خوشم نمياد که تو اينجا
.نمي‌توني گوشتِ حلال بخوري

01:51:36.821 --> 01:51:40.500
در حاليکه حداقل بايد هر از گاهي
.طبقِ سنت عمل کُني

01:51:41.341 --> 01:51:43.100
.بذار به حالِ خودش باشه

01:51:44.340 --> 01:51:46.498
.اجازه بده من براش تعريف کُنم

01:51:47.539 --> 01:51:51.558
،وقتي «سامي» به رختخواب رفت
.بعد از مدتي يهو شنيديم صدايِ خر و پفش بلند شده

01:51:51.659 --> 01:51:56.502
.پس همراه «افرايم» به اتاقش رفتيم
.تويِ اتاقِ تو خوابيده بود

01:51:56.701 --> 01:51:58.001
.طبقه‌يِ بالا

01:51:58.460 --> 01:52:03.040
،افرايم» رفت زيرِ تختخواب»
.و من هم تويِ گنجه‌ي لباس خودم رو قايم کردم

01:52:03.141 --> 01:52:07.559
بعدش «افرايم» شروع کرد
... تختخواب رو اينطوري تکون دادن

01:52:07.660 --> 01:52:09.101
!ببخشيد

01:52:11.059 --> 01:52:17.261
من هم شروع کردم تکون دادنِ گنجه
!"و داد زدم : "واي، واي

01:52:18.781 --> 01:52:22.660
،سامي» خيال کرد زلزله اومده»
... وحشت‌زده شد و

01:52:23.220 --> 01:52:25.481
!خودش رو از پنجره پرت کرد بيرون -
!عجب احمقيه -

01:52:25.582 --> 01:52:27.341
.نه، فقط وحشت‌زده شده بود

01:52:27.859 --> 01:52:31.780
آخه تويِ زلزله‌يِ سالِ 1910
.چندين ساعت زيرِ آوار مونده بود

01:52:32.782 --> 01:52:36.100
بعدش چي شد؟ -
.خُب ما هم حسابي ترسيديم ديگه -

01:52:36.541 --> 01:52:40.080
همينطور عينهو مُرده
.دراز به دراز اونجا افتاده بود

01:52:40.181 --> 01:52:42.939
.ولي فقط لگنش شکسته بود

01:52:43.580 --> 01:52:47.140
!انصافاً خيلي خوش‌شانس بود
!ما هم همينطور

01:52:48.499 --> 01:52:51.520
عصباني شده بود؟ -
.آره، حتي گفت ميره ازمون شکايت مي‌کُنه -

01:52:51.621 --> 01:52:55.920
: همينطور هوار مي‌کشيد
"!همه‌تون رو مي‌ندازم زندان"

01:52:56.021 --> 01:53:00.720
: ما سعي کرديم آرومش کُنيم
"!سامي»، اين فقط يه شوخي بود»"

01:53:00.821 --> 01:53:03.540
"!يعني تحملِ شوخي کردن رو نداري؟"

01:53:03.659 --> 01:53:06.539
ولي همين نشون ميده که يه شوخي
!چه کارها که نمي‌تونه بکُنه

01:53:06.938 --> 01:53:09.262
.خلاصه ما رو نبخشيده

01:53:12.061 --> 01:53:15.159
ولي باز هم خيلي احمقانه‌ست
!که خودش رو از پنجره پرت کرده بيرون

01:53:15.260 --> 01:53:18.480
احمقانه؟ آخه فکر مي‌کرد
.تويِ خونه‌يِ خودش خوابيده

01:53:18.581 --> 01:53:21.500
.خونه‌يِ خودشون، طبقه‌يِ بالاتر نداره

01:53:21.742 --> 01:53:23.680
«مثلِ قضيه‌يِ «ايتزاک
!که از پرتگاه افتاده بود پايين

01:53:23.781 --> 01:53:25.761
!نگو -
!بذار واسش تعريف کُنم -

01:53:25.862 --> 01:53:27.579
.ايتزاک» از يه پرتگاه ميفته پايين»

01:53:28.661 --> 01:53:33.038
بعد يکي از شاخه‌ها رو مي‌گيره
"!و داد مي‌زنه : "کمک! کمک

01:53:33.139 --> 01:53:37.540
«و بعد صدايِ پرطنينِ «يهوه
: به گوشش مي‌رسه

01:53:37.658 --> 01:53:44.098
شاخه را رها کُن، چرا که من به دو تن"
"!از فرشتگانم فرمان مي‌دهم تو را بگيرند

01:53:44.501 --> 01:53:50.381
: ايتزاک» هم که شاخه رو ول کرده و خبري نشده ميگه»
"!يعني اون بالا هيچ کسي نيست؟"

01:53:50.542 --> 01:53:52.900
!اونوقت تو از گوشتِ حلال ميگي

01:54:02.741 --> 01:54:06.701
.امروز هوا آفتابيه -
.درسته، آفتابي و يخ‌زده‌ست -

01:54:07.979 --> 01:54:10.099
.آره، هوا هنوز خيلي سرده

01:54:11.101 --> 01:54:12.401
.بفرماييد

01:54:20.179 --> 01:54:22.299
.سلام، خانم -
.سلام -

01:54:26.062 --> 01:54:27.621
.غذاتون رو آوردم

01:54:32.582 --> 01:54:35.021
،ببينم خانم
مانو» رفتارش خوبه؟»

01:54:35.462 --> 01:54:38.921
بله، بله، ايشون بيمارِ
.مودب و خوش‌رفتاري هستن

01:54:39.022 --> 01:54:42.301
!آخه هميشه عينهو يه بچه بدقلقي مي‌کُنه -
!مامان -

01:54:42.420 --> 01:54:47.000
و هميشه عادت داره
!با اشخاصِ خيالي حرف بزنه

01:54:47.101 --> 01:54:50.241
هر چيزِ جزيي و بي‌اهميتي هم
!مي‌تونه اشکش رو دربياره

01:54:50.342 --> 01:54:55.878
حتي مي‌تونه بدونِ هيچ دليلي
!همينطور تا ابد گريه کُنه

01:54:55.979 --> 01:54:57.861
.ولي ايشون حالا ديگه گريه نمي‌کُنن

01:54:58.298 --> 01:55:01.120
مطمئنم که خداوند بعدها
.پاداشِ اين همه عذابش رو خواهد داد

01:55:01.221 --> 01:55:06.021
چرا، حقيقت داره! و تويِ مدرسه هم اينقدر باهوش بود
!که حتي معلم‌ها و اساتيد ازش مي‌ترسيدن

01:55:06.739 --> 01:55:09.899
!و چه شعرهايي ميگه -
!شعرهايي که هيچکس ازشون سر درنمياره -

01:55:10.341 --> 01:55:13.739
شکلات برمي‌داريد، خانم؟ -
!راست ميگه! هيچکس ازشون سر درنمياره -

01:55:19.261 --> 01:55:21.742
،دو تا برداريد
!تا شايد دوقلو بزائيد

01:55:22.702 --> 01:55:24.380
.متشکرم -
.خواهش مي‌کُنم -

01:55:25.178 --> 01:55:27.460
.روزِ خوبي داشته باشيد -
.روزِ شما هم خوش باشه -

01:55:32.421 --> 01:55:34.379
!«راچليکا ناچمانسون»

01:55:36.218 --> 01:55:37.481
.شکلات‌ها رو مي‌ذارم همينجا

01:55:37.582 --> 01:55:40.781
يه جورايي شکلات
.طعمِ چايي رو بهتر مي‌کُنه

01:55:41.702 --> 01:55:44.659
.بريم ديگه
.وگرنه قطارمون رو از دست ميديم

01:55:45.062 --> 01:55:47.900
!بجنب -
.بذار يه کمِ ديگه بمونيم -

01:55:54.700 --> 01:55:56.000
.سردت نشه

01:56:09.461 --> 01:56:11.662
.خيلي خوشحالم که تونستيم ببينيمت

01:56:12.902 --> 01:56:14.202
.من هم همينطور

01:56:15.540 --> 01:56:20.340
،بيهودگي حفره‌هايِ جهان را پُر مي‌نمود
،هچون مايعي که در تماميِ جهات پخش مي‌گردد

01:56:20.501 --> 01:56:25.739
،و آسمانِ سرپناه، آسمانِ جاودان، پوچ و نامتعين
.رنگِ يأس و نوميدي بر خود مي‌گرفت

01:56:58.982 --> 01:57:03.222
.دکتر گفت حالِ «ايزا» بدتر شده -
آخه چطوري؟ -

01:57:04.262 --> 01:57:09.441
تمامِ پايِ سمتِ راستش
.پُر شده از زخم‌هايِ عميق و ناسور

01:57:09.542 --> 01:57:10.842
!خداوندا

01:57:11.258 --> 01:57:14.461
حتي شايد مجبور بشن
.پاش رو قطع کُنن

01:57:15.540 --> 01:57:18.837
خودِ «ايزا» اينو مي‌دونه؟ -
.حتي روحش هم خبر نداره -

01:57:18.938 --> 01:57:21.980
،بهش چيزي نگو
.وگرنه به هم مي‌ريزه

01:57:22.141 --> 01:57:23.441
.باشه

01:57:24.341 --> 01:57:28.718
دکتر بهش گفته بايد
،به يه بيمارستانِ ديگه منتقل بشه

01:57:28.819 --> 01:57:33.921
،واسه عملِ جرّاحي
.تا حالش خوب بشه

01:57:34.022 --> 01:57:37.739
بنده‌خدا خيلي خوشحاله. خيال مي‌کُنه
.تا شفا پيدا کردنش ديگه چيزي نمونده

01:57:39.179 --> 01:57:41.678
کسي به مادرش چيزي نگفته؟

01:57:41.779 --> 01:57:43.741
.خودم بهش تلفن کردم

01:57:48.579 --> 01:57:52.581
!طفلکي -
.حالا قراره ببرنش بيمارستان -

01:58:09.300 --> 01:58:13.680
حسي غريب از خودخواهي و امنيت و يا شايد خُرده‌رياکاري‌اي
... اخلاقي مي‌طلبد به تماشايِ شخصِ بيماري نشستن

01:58:13.781 --> 01:58:18.820
با علم به اينکه او تا چند وقتِ ديگر خواهد مُرد، حال آنکه
.خودِ آن شخص کوچکترين ظني از اين موضوع نبرده است

01:58:25.059 --> 01:58:26.861
.مي‌خوام يه رازي رو بهت بگم

01:58:27.621 --> 01:58:30.939
،اين بزرگ‌ترين رازِ منه
.پس برايِ هيچکس تعريفش نکُن

01:58:31.142 --> 01:58:32.442
.تعريف نمي‌کُنم

01:58:34.540 --> 01:58:38.899
«من و ننه «لئانا
.هر روز ورق بازي مي‌کُنيم

01:58:39.939 --> 01:58:44.740
،هر چند سرِ چيزي بازي نمي‌کُنيم
.ولي من تويِ ذهنم سرِ روزها شرط مي‌بندم

01:58:45.062 --> 01:58:47.900
يعني چي؟ -
.سرِ روزهايِ عمرم -

01:58:49.259 --> 01:58:53.779
،ورق‌هايي که ازش مي‌برم
... روزهايي هستن که به عمرِ من اضافه ميشن

01:58:53.902 --> 01:58:55.699
.و از عمرِ اون کسر ميشن

01:58:56.302 --> 01:58:57.742
.که اينطور

01:58:58.621 --> 01:59:01.340
.تا الان حدودِ 400 روز بدست آوردم

01:59:02.499 --> 01:59:03.940
.بيشتر از يک سال

01:59:04.980 --> 01:59:08.540
.البته اون از چيزي خبر نداره
.فقط صورتش همينطوري داره پُف مي‌کُنه

01:59:08.782 --> 01:59:11.620
در صورتيکه چهره‌يِ من هر روز
داره بهتر به نظر مياد. مگه نه؟

01:59:12.380 --> 01:59:14.262
.آره، درسته

01:59:20.140 --> 01:59:24.541
اگه مي‌تونستم، واسه عملِ جرّاحي
.همراهت مي‌اومدم

01:59:25.739 --> 01:59:27.421
.کاتي» همراهم مياد»

01:59:27.701 --> 01:59:31.342
حالا ديگه حتي به عصا هم
.احتياجي نداره

01:59:34.778 --> 01:59:38.878
شايد با ورق‌بازي، تمامِ ايامِ عمرِ
... ننه «لئا» رو ازش بگيرم

01:59:38.979 --> 01:59:41.579
.و آخرش همونجا کنارم فوت کُنه

01:59:46.982 --> 01:59:50.742
وقتي حالم خوب بشه، بيا با هم بريم
.سالنِ رقص و برقصيم

01:59:51.221 --> 01:59:52.619
نظرت چيه؟

01:59:53.498 --> 01:59:54.798
.باشه

01:59:56.459 --> 02:00:00.380
رويِ اين بسترِ مرگم
.ساعيانه تمرين مي‌کُنم

02:00:00.779 --> 02:00:02.139
!تمرين

02:00:08.060 --> 02:00:12.440
مرگِ او مرگِ من بود، و هر آنچه پس از آن انجام دادم
... و تمامِ لحظاتي که پس از آن زندگي نمودم

02:00:12.541 --> 02:00:17.422
انفعالي سرد و مبهم از
.مرگِ پيش‌آينده‌يِ مرا، درونِ خويش دارد

02:00:25.178 --> 02:00:26.478
خيلي داغونه؟

02:00:27.701 --> 02:00:31.860
!مزخرف نگو
.قطعاً التيام پيدا مي‌کُنه

02:00:33.100 --> 02:00:35.021
.پانسمان رو عوض کُنيد

02:00:35.420 --> 02:00:38.619
!حسابش رو مي‌رسيم
.نگران نباش

02:01:00.622 --> 02:01:01.922
.اين هم از اين

02:01:31.741 --> 02:01:37.221
،پيشتر تنها مادرش در هنگامِ کودکيِ وي
.او را اينچنين در قنداق پوشانيده بود

02:02:20.179 --> 02:02:21.899
.اينقدر نوازشم نکُن

02:02:26.419 --> 02:02:29.397
وقتي مُردم، به مراسمِ
.تشييع جنازه‌ام نيا

02:02:29.498 --> 02:02:31.100
.اين کارو برات قدغن مي‌کُنم

02:02:31.741 --> 02:02:35.339
.تو نمي‌ميري. حالت خوب میشه
.بهت قول ميدم

02:02:55.622 --> 02:02:57.139
.منو ببخش

02:02:58.298 --> 02:03:00.380
.فکرم درست کار نمي‌کُنه

02:03:00.660 --> 02:03:05.180
.از گله و شکايت خوشم نمياد
.از آه و ناله‌هايِ احساسات‌گرايانه هم متنفرم

02:03:05.859 --> 02:03:07.159
.اشکال نداره

02:03:08.378 --> 02:03:09.780
!چرا، داره

02:03:11.662 --> 02:03:13.540
.يه جورايي حق داري

02:03:15.022 --> 02:03:20.001
من در موردِ رابطه‌مون فکر مي‌کُنم
.و تا چند ماه ديگه تصميمم رو مي‌گيرم

02:03:20.102 --> 02:03:22.099
.تو هم در موردش فکر کُن

02:03:24.622 --> 02:03:26.262
.من که تصميمم رو قبلاً بهت گفتم

02:03:27.578 --> 02:03:29.341
.ولي باز هم در موردش فکر کُن

02:03:41.379 --> 02:03:43.699
.چند وقت پيش، يه خواب ديدم

02:03:44.739 --> 02:03:46.039
چه خوابي؟

02:03:48.061 --> 02:03:51.141
،خواب ديدم اينجا هستم
،تويِ اتاقم

02:03:51.982 --> 02:03:53.741
.اما همه چيز عجيب و غريب بود

02:03:55.499 --> 02:03:58.478
... بعد داشتم تويِ مرغزارها قدم ميزدم

02:03:58.579 --> 02:04:00.342
.که ناگهان يه اسبِ مُرده ديدم

02:04:01.981 --> 02:04:03.281
.تجزيه شده بود

02:04:04.101 --> 02:04:08.022
،اما جمجمه‌ي باشکوهي داشت
.درست مثلِ عاج

02:04:08.302 --> 02:04:12.580
سفيد بود و دندون‌هايِ بزرگ و زردش
.در معرضِ ديد مونده بود

02:04:15.701 --> 02:04:23.101
بعد متوجه شدم که اين پنجره‌ها
.حدقه‌يِ چشم‌هايِ اون جمجمه هستن

02:04:26.580 --> 02:04:29.902
.من درونِ اون جمجمه‌ي اسب بودم

02:04:31.622 --> 02:04:37.582
،اين ترک‌هايِ رويِ ديوارها
.درزهايِ رويِ استخوانِ جمجمه بودن

02:04:41.579 --> 02:04:44.221
.و اين کتاب‌ها هم دندون بودن

02:04:44.782 --> 02:04:47.420
.دندون‌هايِ اون اسب

02:04:49.340 --> 02:04:52.781
اينطور بود که من
.درونِ اون جمجمه بودم

02:04:57.338 --> 02:04:58.779
آخرش چطور تموم شد؟

02:05:01.658 --> 02:05:02.958
.همه‌اش همين بود

02:05:04.381 --> 02:05:06.221
،مثلِ بتن سفت و محکم شده بودم

02:05:08.739 --> 02:05:10.660
،از سرما مي‌لرزيدم

02:05:11.980 --> 02:05:14.780
.و نمي‌‌دونستم چکار بکُنم

02:05:19.342 --> 02:05:21.300
.من به خواب هيچ اعتقادي ندارم

02:05:51.379 --> 02:05:57.220
،مثلِ بتن سفت و محکم شده بودم، از سرما مي‌لرزيدم
.و نمي‌‌دانستم چکار بکُنم

02:06:37.102 --> 02:06:40.819
،به محضِ اينکه اونجا رسيديد
.اين پرونده رو به دکتر بديد

02:06:45.661 --> 02:06:49.839
... «پدرت اونجا تويِ ايستگاه قطارِ «بخارست

02:06:50.138 --> 02:06:53.741
«با آمبولانسِ بيمارستانِ «سان وينست ده پاول
.به استقبالت مياد

02:06:53.902 --> 02:06:56.681
.اونجا عملِ جرّاحي رو انجام ميدن

02:06:56.782 --> 02:06:59.718
ولي برايِ بهبودي و بازيابي
!برگرد همينجا

02:06:59.819 --> 02:07:01.557
.خيلي ازتون سپاسگزارم

02:07:01.658 --> 02:07:06.939
واقعاً متأسفم که اينجا، شرايط و امکانات
.برايِ عملِ جرّاحي مهيا نيست

02:07:09.818 --> 02:07:11.118
!شجاع باش

02:08:00.579 --> 02:08:04.900
تماميِ يأس و نوميديم به شکلي دردناک
.دوباره درونم مي‌خروشيد

02:08:19.622 --> 02:08:25.901
،گاردِ آهنين و سروان"
"... به شاهينِ آهنين تبديل مي‌کُنند ما را

02:08:26.899 --> 02:08:32.659
،«گاردِ آهنين و سروان و «ميکائيل فرشته‌يِ مقرب"
".ياور و پشتيبان هستند ما را

02:08:52.339 --> 02:08:54.658
.از اين در رد نميشه

02:08:55.741 --> 02:08:57.899
.بيايين اينطرف

02:08:58.421 --> 02:09:01.221
.بدينش بالا تا من از اينجا بگيرمش

02:09:06.420 --> 02:09:09.237
.خواهش مي‌کُنم اول پاهاش رو نديد بالا -
چطور مگه؟ -

02:09:09.338 --> 02:09:12.699
.آخه شگون نداره -
.پس بچرخونيدش -

02:09:32.340 --> 02:09:34.341
.اجازه بديد رد بشيم

02:09:43.622 --> 02:09:44.757
!اين يارو چلاقه

02:09:44.858 --> 02:09:48.061
.بريد سرِ جاهاتون بشينيد، بچه‌ها

02:10:00.061 --> 02:10:01.939
!حالا يه کاريش مي‌کُنيم

02:10:04.742 --> 02:10:06.620
،بفرماييد بشينيد
.بفرماييد بشينيد

02:10:11.980 --> 02:10:15.260
بيماريش چيه؟ -
.راحتش بذار -

02:10:21.219 --> 02:10:24.499
حالا پيشخدمت چطور رد بشه؟

02:10:41.978 --> 02:10:47.238
،خاک‌ِ سرد و سنگين به درشتي بر تابوت افشانيده شد
... حال آنکه مردمانِ خسته با لباس‌هايِ پُر از گرد و خاک و خيس از عرق

02:10:47.339 --> 02:10:51.179
به زندگيِ مصرانه‌يِ خويش
.بر رويِ زمين ادامه مي‌دادند

02:11:56.180 --> 02:12:57.180
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>