﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:59.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:08.131 --> 00:01:11.631
برگرفته از پدیده های واقعی

00:02:58.380 --> 00:03:03.380
مصلوب ساختن
(تصویر عیسی بر بالای صلیب، بر صلیب آویزی)

00:03:11.405 --> 00:03:13.505
او در حین جن گیری تسخیر شد و مرد

00:03:13.507 --> 00:03:15.975
چهار روز پیش این اتنفاق افتاد،
و اونا متهم و دستگیر شدن

00:03:15.977 --> 00:03:18.279
برای قتل -
چرا قتل؟ -

00:03:18.281 --> 00:03:20.314
چون گزارش کالبد شکافی میگه
که این یه آدمکشی بوده

00:03:20.316 --> 00:03:22.516
واقعا نیک، یه تسخیر شده بدون داستان؟

00:03:22.518 --> 00:03:25.018
اون برای 3 روز به صلیب بسته
شده بوده، بدون هیچ آب و غذایی

00:03:25.020 --> 00:03:26.589
اونا مصلوبش کردن
(به صلیب کشیدن)

00:03:27.389 --> 00:03:28.557
اون فقط 23 سال داشت

00:03:30.593 --> 00:03:32.727
در واقع، من امروز صبح سعی کردم که
امروز صبح با وکیل کشیش صحبت کنم

00:03:32.729 --> 00:03:34.061
و اون گفت که میتونه یه مصاحبه به من بده

00:03:34.063 --> 00:03:36.631
قانون شماره اول: سر دبیران
قانون رو تعیین میکنن

00:03:36.633 --> 00:03:38.767
یه خبرنگار خوب اونو پیدا
میکنه، اینو قبلا بهم یاد دادی

00:03:38.769 --> 00:03:40.901
جفتمون میدونیم که برای چی اینکارو میکنی -
این یه داستان خوبه -

00:03:40.903 --> 00:03:43.639
نه این یه فرصته برات تا از
اعتماد من سو استفاد کنی

00:03:43.641 --> 00:03:46.508
و اینکار مادرت رو برنمیگردونه

00:03:46.510 --> 00:03:50.412
ما داریم راجب یک کشیش صحبت میکنیم که
به اسم دین یه زن جوون رو به قتل رسونده

00:03:50.414 --> 00:03:52.514
مردم حق دارن راجب این بدونن

00:03:52.516 --> 00:03:54.719
به عنوان یه خبرنگار،
زیاد معقول به نظر نمیای

00:03:56.921 --> 00:04:00.490
باشه، دایی فیل،تو دو طرف داستان رو میخوای؟

00:04:00.492 --> 00:04:02.825
این چطور، یه مرد دیوانه که یه راهبه رو کشته

00:04:02.827 --> 00:04:05.464
یا یه مرد مقدس که جنگ با
شیطان رو از دست داده؟

00:04:06.766 --> 00:04:08.700
زودباش

00:04:08.702 --> 00:04:10.033
بذار سر در بیارم

00:04:10.035 --> 00:04:11.635
خواهش میکنم؟

00:04:11.637 --> 00:04:13.970
خیلی خب، بهت یه فرصت میدم

00:04:13.972 --> 00:04:15.973
ولی با من چکش میکنی -
ممنونم فیل -

00:04:15.975 --> 00:04:20.414
تو پافشاری مادرت رو داری، اینو بهت میدم

00:04:37.799 --> 00:04:39.335
خانم رالینز

00:05:29.188 --> 00:05:31.622
دکتر نیت خوبی داشت

00:05:31.624 --> 00:05:34.458
ولی تو نمیتونی با قرص و دارو
شیطان رو از بدن مردم بیرون بکشی

00:05:34.460 --> 00:05:38.163
خدا و من هردو خوب میدونیم که حقیقت کجاست

00:05:38.165 --> 00:05:41.098
ولی این تویی که توی زندانی

00:05:41.100 --> 00:05:43.635
شاید اون فکر میکنه که منو
پشت این دیوار ها لازم دارن

00:05:43.637 --> 00:05:48.173
جایی که خیلی ها ایمانشون رو از دست
میدن و چیزی ندارن که آسودشون کنه

00:05:48.175 --> 00:05:51.943
چه حسی داشتی وقتی فهمیدی
که کلیسا پشتت نیست؟

00:05:51.945 --> 00:05:53.914
انتظارشو داشتم

00:05:53.916 --> 00:05:56.715
اونا هیچوقت شیوه انجام کار من
رو دوست نداشتن، ولی مشکلی نیست

00:05:56.717 --> 00:05:58.785
من هیچوقت برای اونا اینکارو نمیکردم

00:05:58.787 --> 00:06:01.455
ولی من اینکارو برای خدا
و گروه خودم انجام دادم

00:06:01.457 --> 00:06:04.491
خب اول از همه چرا فکر میکنی
که اون تسخیر شده بود؟

00:06:04.493 --> 00:06:07.829
اون راجب تجربه جنسی که داشت بهم گف

00:06:07.831 --> 00:06:10.865
اون خودشو دست یه پسر در آلمان داده بود

00:06:10.867 --> 00:06:13.968
این باعث شده بود که ایمانش زیر
سوال بره، و تبدیل به یه هدف بشه

00:06:13.970 --> 00:06:18.506
من مطمئنم که گمراه سازیش
تحت تاثیر شیطان بوده

00:06:18.508 --> 00:06:22.544
میدونی، شیاطین همه جا
هستن، منتظر یه فرصت

00:06:22.546 --> 00:06:24.946
اونا گفتن که تو اونو به صلیب کشیدی

00:06:24.948 --> 00:06:27.715
فقط بخاطر اینکه ما باید
اونو روی صلیب میذاشتیم

00:06:27.717 --> 00:06:29.718
!نه

00:06:32.590 --> 00:06:34.156
شیطان قصد ما رو میدونست

00:06:34.158 --> 00:06:36.658
و دربرابر آدلینا خیلی خشن شده بود

00:06:52.144 --> 00:06:54.578
پس ما آدلینا رو به کلیسا بردیم

00:06:54.580 --> 00:06:57.215
میخواستیم اونو تا اونجایی که
میتونستیم به خدا نزدیکتر کنیم

00:07:08.696 --> 00:07:11.096
یه مدتی طول کشید تا اسم شیطانی
که اونو تسخیر کرده بفهمیم،

00:07:11.098 --> 00:07:13.565
ولی در آخر فهمیدیم

00:07:13.567 --> 00:07:19.238
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07:22.577 --> 00:07:25.177
من میدونستم که دارم با یه
شیطان قوی مقابله میکنم

00:07:25.179 --> 00:07:27.847
چون میتونست از اسم خدا و
مریم مقدس استفاده کنه

00:07:27.849 --> 00:07:30.018
کمتر شیطان ها میتونن

00:07:30.020 --> 00:07:32.754
آخرای روز سوم بود

00:07:32.756 --> 00:07:35.092
وقتی که تونستم حس کنم که
شیطان شروع به تسلیم شدن کرده

00:08:18.638 --> 00:08:20.638
لحظه ای که به چشماش نگاه کردم،

00:08:20.640 --> 00:08:22.607
میدونستم که جن گیری به پایان رسیده

00:08:22.609 --> 00:08:25.376
شیطان کشمکش بین منو با اسقف دیده بود

00:08:25.378 --> 00:08:27.979
و این همه چیز رو که تا اون
لحظه انجام داده بودم خراب کرد

00:08:27.981 --> 00:08:30.082
و دیگه نگران نبود

00:08:30.084 --> 00:08:32.685
اگر اون مزاحم نمیشد ،
اون دختر الان زنده بود

00:08:32.687 --> 00:08:34.557
خب چه اتفاقی افتاد؟

00:08:35.889 --> 00:08:40.225
اون خسته بود و آسیب پذیر

00:08:40.227 --> 00:08:44.163
شیطان زندگی اونو در راه بیمارستان گرفت

00:08:44.165 --> 00:08:46.667
اگر من یذره بیشتر زمان
داشتم، اون الان زنده میموند

00:08:46.669 --> 00:08:50.170
من درک میکنم که جن گیری
نیاز به سال ها تجربه داره

00:08:50.172 --> 00:08:53.774
تا تشخیص بدی و با کسی
که تسخیر شده مقابله کنی

00:08:53.776 --> 00:08:55.342
ولی تو هیچی نداشتی

00:08:55.344 --> 00:08:57.711
همینطور حضرت موسی

00:08:57.713 --> 00:09:00.584
ولی با قدرت خدا اون
دریای سرخ رو شکافت

00:09:04.154 --> 00:09:08.658
من از درسام سر باز کردم
چون قانون های سخت کلیسا

00:09:08.660 --> 00:09:11.226
به من جازه نمیداد که به کسایی
که من نیاز دارن کمک کنم

00:09:11.228 --> 00:09:13.931
ممنونم، این همه چیزی بود که نیاز داشتم

00:09:16.300 --> 00:09:18.638
خدا به من گفت که تو اینجایی که کمک کنی

00:09:28.880 --> 00:09:32.150
چون اون خیلی بی مسئولیت بود، بهش
دوز بالایی از آدرنالین زده شد

00:09:32.152 --> 00:09:33.718
وقتی که آمبولانس رسید

00:09:33.720 --> 00:09:35.252
پزشک قانونی باید تعیین میکرد که آیا

00:09:35.254 --> 00:09:37.888
این دلیل مرگ بوده -
خب اون چطور مرد؟ -

00:09:37.890 --> 00:09:42.061
خب به طور ساده، حنجرش دچار
مشکل شده بود، و قطع جریان هوا

00:09:42.063 --> 00:09:43.995
چون بدون آب سر کرده بوده؟

00:09:43.997 --> 00:09:46.931
یه فاکتور هایی هست،
ولی بنظر درست نیست

00:09:46.933 --> 00:09:50.301
در بیشتر موارد، این خفگی که
باعث نابود شدن حنجره میشه

00:09:50.303 --> 00:09:51.673
اون خفه شده بود؟

00:09:53.073 --> 00:09:55.174
هیچ اثر کبودی نبود

00:09:55.176 --> 00:09:57.711
وقتی من منطقه گردن رو کالبد شکافی کردم،
در واقع فکر کردم که اون

00:09:57.713 --> 00:09:59.812
سرطان دهان یا حنجره داشته

00:09:59.814 --> 00:10:02.115
که در بعضی موارد میتونه
بر حنجره تاثیر بذاره

00:10:02.117 --> 00:10:05.486
اما نمونه های بافت و
بیوپسی ها غیرقابل تصور بودند،

00:10:05.488 --> 00:10:07.254
همونطور که فکر میکردم

00:10:07.256 --> 00:10:09.026
چرا مگه؟

00:10:10.959 --> 00:10:12.796
چون تاحالا چیزی مثل این ندیده بودم

00:10:17.233 --> 00:10:19.070
امیدوارم دلشو داشته باشی

00:10:29.748 --> 00:10:32.748
اگر نمیدونی این چیه

00:10:32.750 --> 00:10:35.118
این چطور ممکنه که یه علت قطعی مرگ باشه؟

00:10:35.120 --> 00:10:37.520
اگر ما فاکتور های کافی داشتیم،

00:10:37.522 --> 00:10:39.756
میتونستیم یه حدس درست و حسابی بزنیم

00:10:39.758 --> 00:10:42.225
و در این زمینه، اون چیزی که
اون دختر برای 3 روز تحمل کرد

00:10:42.227 --> 00:10:44.527
مسلما در مرگ اون دست داشته

00:10:44.529 --> 00:10:46.900
تصاویر به اندازه کافی به ما میگن

00:10:58.145 --> 00:11:01.412
چطور پیش رفت؟
با کشیش صحبت کردی؟

00:11:01.414 --> 00:11:04.849
پدر دمیترو، آره. اون خیلی یکندس و
میگه که تنها دلیلی که اون راهبه مرد

00:11:04.851 --> 00:11:07.553
بخاطر اینه که بیشاپ گرونیک نذاشت
تا جن گیری رو به پایان برسونه

00:11:07.555 --> 00:11:10.422
ولی ماموری که من ملاقات کردم
فکر میکنه که این یه قتله

00:11:10.424 --> 00:11:13.793
امروز روز تشییع جنازس، دارم میرم
تاناکو ببینم چی میتونم پیدا کنم

00:11:13.795 --> 00:11:18.065
خیلی خب، مراقب خودت باش،
و بعدا به من زنگ بزن

00:13:58.372 --> 00:14:01.140
ببخشید ، خواهر؟ -
بله؟ -

00:14:01.142 --> 00:14:03.308
شما به خواهر مرینسکو نزدیک بودید؟

00:14:03.310 --> 00:14:05.612
از وقتی بچه بودیم

00:14:05.614 --> 00:14:08.048
اسم من نیکول رالینزه و من یه خبرنگارم

00:14:08.050 --> 00:14:09.650
خواهش میکنم فقط ما رو تنها بذارید

00:14:09.652 --> 00:14:12.285
ببین، من فقط راجب چیزی که اتفاق
افتاده کنجکاوم، فقط همین

00:14:12.287 --> 00:14:15.389
من متوجه نمیشم که پدر دمیترو
چطور میتونه اونو کشته باشه

00:14:15.391 --> 00:14:16.993
اونا نکشتنش

00:17:45.985 --> 00:17:48.819
چیکار میکنی؟

00:17:48.821 --> 00:17:51.556
متاسفم، قصد مزاحمت نداشتم -
باید همین حالا بری -

00:17:51.558 --> 00:17:53.759
...فقط میخواستم بدونم که آیا میتونید کمکم کنید -
از این طرف -

00:17:53.761 --> 00:17:55.962
با جواب دادن به سوال هایی...
درباره مرگ خواهر مارینسکو

00:17:55.964 --> 00:17:57.866
از این طرف. همین حالا

00:18:35.640 --> 00:18:38.040
سلام. یه اتاق دارید؟

00:18:38.042 --> 00:18:40.411
بله، البته -
عالیه -

00:18:42.480 --> 00:18:44.447
نمیدونی اون بیرون چخبره، میدونی؟

00:18:44.449 --> 00:18:46.283
اون ماسک ها چیه؟

00:18:46.285 --> 00:18:48.717
اونا دارن خودشون رو برای
مراسم استرینگو آماده میکنن

00:18:48.719 --> 00:18:50.387
و اون چیه؟

00:18:50.389 --> 00:18:52.354
خیلی وقت پیش، یکبار در سال،

00:18:52.356 --> 00:18:54.859
روستایی ها بدن کسی رو که فکر میکردن

00:18:54.861 --> 00:18:57.727
یه آدم شیطانی از خاک در می
آوردن و قلبش رو در می اوردن

00:18:57.729 --> 00:19:02.900
بعد آتشش میزدن، خاکسترش رو
با آب قاطی میکردن و مینوشیدن

00:19:02.902 --> 00:19:05.403
...اونا ماسک ها رو میپوشیدن تا صورت هاشون رو بپوشونن

00:19:05.405 --> 00:19:08.340
محافظت میکرد از شناسشون
در برابر روح های مرده

00:19:08.342 --> 00:19:11.876
ولی حالا یه جشن دیگست
برای نوشیدن و خوشگذرونی،

00:19:11.878 --> 00:19:14.680
خیلی از شما بهش میگید...چی میگید

00:19:14.682 --> 00:19:16.081
هالووین -
آره -

00:19:16.083 --> 00:19:18.817
و برای چند شب خواهید موند؟

00:19:18.819 --> 00:19:20.486
میتونم وقتی خواستم برم بهتون بگم؟

00:19:20.488 --> 00:19:21.923
بله، البته

00:20:02.600 --> 00:20:06.570
با روشن کردن شمع های نیایش،
ما فقط نیایشگر نیستیم،

00:20:06.572 --> 00:20:09.906
ولی نیایشمون سمبول روشنایی مسیح میشود

00:20:09.908 --> 00:20:13.109
روشنایی همچنین قدرت خیر را تصدیق میکنه

00:20:13.111 --> 00:20:14.846
در برابر تاریکی شیطان

00:20:15.880 --> 00:20:17.849
من پدر آنتون هستم

00:20:17.851 --> 00:20:19.417
نیکول رالینز

00:20:19.419 --> 00:20:21.119
کسی هست که بخواید براش دعا کنید

00:20:21.121 --> 00:20:23.888
در واقع، اومدم اینجا با شما صحبت کنم

00:20:23.890 --> 00:20:26.724
من شما رو در خاکسپاری خواهر مارینسکو دیدم

00:20:26.726 --> 00:20:28.897
میشه ازتون یه چند تا سوال بپرسم؟

00:20:32.600 --> 00:20:36.004
فکر میکنید که پدر دمیترو
برای مرگ ایشون مسئوله؟

00:20:37.872 --> 00:20:40.706
فکر نمیکنم زیاد عادلانه
باشه که من چیزی بگم،

00:20:40.708 --> 00:20:42.074
چون من اونجا نبودم

00:20:42.076 --> 00:20:43.942
فکر میکنی این عادلانه باشه که بگی

00:20:43.944 --> 00:20:46.545
که اگر اون واقعا احساس کرده بود
که اون دختر تسخیر شده بود،

00:20:46.547 --> 00:20:49.015
پس این ایمانش بود که اون رو به کشتن داد؟

00:20:49.017 --> 00:20:51.554
بنظر میاد که در ایمانت زیاد اعتقاد نداری

00:20:53.055 --> 00:20:55.989
ایمان یاد داده میشه، چیزی
نیست که باهاش زاده بشی،

00:20:55.991 --> 00:20:59.626
بنابراین هرچیزی که باهش باور
داری ، عملت رو تعریف میکنه

00:20:59.628 --> 00:21:02.929
آره، ولی خدا بهت اختیار داده

00:21:02.931 --> 00:21:05.702
این تصمیم که اون آموزش
ها رو یاد بگیری یا نه

00:21:08.070 --> 00:21:11.105
یه راهبه ای بود که گریه
کنان همراه تابوت میرفت

00:21:11.107 --> 00:21:14.142
بله، خواهر وادووا -
و مردی که کنار ایشون ایستاده بود؟ -

00:21:14.144 --> 00:21:17.712
اون مرد برادر آدلینا بود، استفان مارینسکو

00:21:17.714 --> 00:21:19.681
اونا این اطراف زندگی میکنند؟ -
آره -

00:21:19.683 --> 00:21:21.183
اون یه تاکستان در شمال شهر داره

00:21:21.185 --> 00:21:25.587
خواهر وادوا گفت که "اونا" نکشتنش

00:21:25.589 --> 00:21:29.159
اتفاقی اینجا داره میوفته که کلیسا
از اون خواسته تا دربارش حرف نزنن؟

00:21:29.161 --> 00:21:31.828
فکر میکنم اگر جواب کلیسا
به این سوال ها رو میخوای،

00:21:31.830 --> 00:21:33.963
بهتره با بیشاپ گرونیک صحبت کنی

00:21:33.965 --> 00:21:36.098
صومعه پدر دمیترو تحت حکومت اون بود

00:21:36.100 --> 00:21:38.202
و همینطور تقدیس مسئولیت

00:21:38.204 --> 00:21:41.474
میتونی اونو توی سنت یوسف
در بخارست پیداش کنی

00:21:43.109 --> 00:21:45.076
...من کنجکاوم

00:21:45.078 --> 00:21:47.779
این عادیه که یه نفر رو به
صلیب ببندند در حین جن گیری؟

00:21:47.781 --> 00:21:50.815
نه، امیدوارم چیزی که دنبالش رو پیدا کنی

00:21:50.817 --> 00:21:57.153
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:23:30.158 --> 00:23:33.260
لطفا، بشین

00:23:33.262 --> 00:23:35.598
ممنونم که منو دیدید

00:23:36.764 --> 00:23:38.632
درباره دیروز متاسفم

00:23:38.634 --> 00:23:42.103
اون زمان و مکان خوبی حتی برای هم نبود

00:23:42.105 --> 00:23:44.739
من هم عذرخواهی میکنم

00:23:44.741 --> 00:23:48.177
چیزی که اتفاق افتاد برای همه ما مبهم بوده

00:23:49.678 --> 00:23:52.814
متوجهم که یسری سوالات داری

00:23:52.816 --> 00:23:54.849
بله

00:23:54.851 --> 00:23:56.952
دوست دارم بدونم که چرا کلیسا از

00:23:56.954 --> 00:23:59.120
عمل پدر دمیترو دفاع نمیکنه

00:23:59.122 --> 00:24:02.059
جن گیری خارج از کارهای کلیسا نیست

00:24:05.863 --> 00:24:08.365
چرا یه قدمی نزنیم

00:24:10.168 --> 00:24:13.235
پس از سقوط کمونیسم 20 سال پیش

00:24:13.237 --> 00:24:15.972
مردم تونستن که درباره دین دوباره یاد بگیرن

00:24:15.974 --> 00:24:19.243
یک موج عظیم در ساخت صومعه ها و کلیسا ها

00:24:19.245 --> 00:24:23.883
انقدر زیاد که کلیسا نمیتوانست
خیلی سریع روحانیون رو درس بده

00:24:25.250 --> 00:24:28.418
پدر دمیترو یکی از اونا بود

00:24:28.420 --> 00:24:32.424
در واقع من کسی بودم که بهش فرمان دادم

00:24:32.426 --> 00:24:35.726
آیا اون قبلا جن گیری انجام داده؟

00:24:35.728 --> 00:24:40.032
بله، و این یه مشکل دیگری
بود که باهاش داشتیم

00:24:40.034 --> 00:24:43.670
بعضی از کشیش ها یک یا دوبار
در سال جن گیری میکنند،

00:24:43.672 --> 00:24:46.339
و خیلی ها اصلا انجام نمیدن

00:24:46.341 --> 00:24:49.241
اون در طول این ده ماه، 4 بار جن گیری کرد

00:24:49.243 --> 00:24:51.244
چرا انقدر زیاد؟

00:24:51.246 --> 00:24:53.346
به دلیل فقرا در اون منطقه

00:24:53.348 --> 00:24:56.350
که رو به کلیسا میارن تا
مریضی هاشون رو درمان کنن

00:24:56.352 --> 00:25:00.720
قبل اینکه به رومانی برن که سیستم
بهداشتی ضعیف و خرابی داره

00:25:00.722 --> 00:25:03.356
خواهر مارینسکو تسخیر نشده بود

00:25:03.358 --> 00:25:05.029
اون به طور ذهنی مریض بود

00:25:06.863 --> 00:25:10.397
من باید مدت ها پیش به خدماتش خاتمه میدادم

00:25:10.399 --> 00:25:13.233
و اونوقت هیچکدوم از این اتفاق ها نمیفتاد

00:25:13.235 --> 00:25:15.769
فکرشم نمیکنی که چقدر سخت دعا کردم

00:25:15.771 --> 00:25:18.874
که اون روشنایی رو ببینه
و مسیرش رو تغییر بده

00:25:18.876 --> 00:25:21.376
این منو فریب میده

00:25:21.378 --> 00:25:24.782
پنهان در جامه مقدس

00:25:28.954 --> 00:25:30.987
هی -
به جایی رسیدی؟ -

00:25:30.989 --> 00:25:33.757
آره، من با بیشاپ گرونیک صحبت کردن
و اون گفت که جن گیری رو متوقف کرد

00:25:33.759 --> 00:25:36.792
چون راهبه تسخیر نشده بود و بنظر میرسید
که پدر دمیترو داشت اون رو میکشت

00:25:36.794 --> 00:25:40.129
کشیش نباید اول اجازه کلیسا
برای جن گیری رو میگرفت؟

00:25:40.131 --> 00:25:43.267
قرار بوده، ولی ظاهرا اونا در
گذشته باهاش مشکلات زیادی داشتن

00:25:43.269 --> 00:25:47.437
فیل، این اولین باری نیست که اون روی کسی
که نیاز به جن گیری نداشته، جن گیری کرده

00:25:47.439 --> 00:25:51.442
حدس میزنم که این داره به داستان مرد دیوانه
ای که یه زن دیوانه رو کشته تبدیل میشه، هان؟

00:25:51.444 --> 00:25:52.977
منم همینو میگم

00:25:52.979 --> 00:25:56.147
اتفاقی که برای اون افتاد، بی رحمی بود

00:25:56.149 --> 00:25:59.217
به هر حال، من دارم برمیگردم به سومعه
تا ببینم دیگه چی میتونم پیدا کنم

00:25:59.219 --> 00:26:03.454
خیلی خب، مراقب خودت باش و بعدا بهم زنگ بزن

00:30:26.342 --> 00:30:29.346
دارم میرم به جهنم

00:30:36.252 --> 00:30:37.620
من تقریبا تو رو نشناختم

00:30:43.361 --> 00:30:45.827
یه دقیقه وقت داری؟

00:30:45.829 --> 00:30:47.763
من هنوز برام باورش سخته

00:30:47.765 --> 00:30:51.834
که اونا تنوستن ببین که اون راهبه داره میمیره،
چطور تونستن این کارو باهاش بکنن

00:30:51.836 --> 00:30:55.372
چون از نقطه نظر اونا اونا
هیچکاری با اون زن راهبه نمیکردن

00:30:55.374 --> 00:30:57.343
اونا سعی در متوقف کردن
شیطان از این کار بودن

00:30:59.344 --> 00:31:01.143
هیچ جن گیری اینطور نیست،

00:31:01.145 --> 00:31:02.813
ولی مرحله های مختلفی داره که باید دنبال کنی

00:31:02.815 --> 00:31:06.750
وقتی که فهمیدیم قربانی تسخیر شده

00:31:06.752 --> 00:31:09.720
اولین چیزی که ما بهش رجوع میکنیم، زمان حاضره

00:31:09.722 --> 00:31:12.089
این مهمه که بفهمی شیطان کیه

00:31:12.091 --> 00:31:13.857
تا بتونی به بیرون برونیش

00:31:13.859 --> 00:31:17.328
در بیشتر موارد، کنترل بدن رو در دست داره،

00:31:17.330 --> 00:31:20.264
مثل قبول نکردن غذا و آب

00:31:20.266 --> 00:31:22.768
دومین چیز که ما بهش میگیم نقطه انفصال

00:31:22.770 --> 00:31:25.570
معمولا ترس زیاد، گیج شدن

00:31:25.572 --> 00:31:28.677
همراه با توهم، بو ها و صداها

00:31:30.344 --> 00:31:33.512
سومین چیز برخورده

00:31:33.514 --> 00:31:35.781
جن گیر حالا در نبرد مستقیم با شیطانه

00:31:35.783 --> 00:31:38.851
همونطوری که میخواد در بدن
قربانی به عنوان ساکن بماند

00:31:38.853 --> 00:31:40.756
یا باید به جهنم برگردد

00:31:42.891 --> 00:31:45.893
آخرین مرحله به عنوان انفجار شناخته میشه

00:31:45.895 --> 00:31:48.529
در پیروزی عالی اراده خداوند،

00:31:48.531 --> 00:31:50.865
شیطان میره به نام عیسی

00:31:50.867 --> 00:31:52.667
چون شناسایی شده

00:31:52.669 --> 00:31:56.373
ولی آدلینا مرد، چرا باید اونو بکشه؟

00:31:58.175 --> 00:32:00.574
اونو دیگه نیاز نداشت

00:32:00.576 --> 00:32:03.744
یه راهبه مرده، پنج روحانی
در زندان بخاطر مرگ،

00:32:03.746 --> 00:32:07.149
یکی دیگر از رنگ تیره
پارچه کلیسا

00:32:07.151 --> 00:32:10.253
و جن گیری نشد، آزاد بود که دوباره تسخیر کنه

00:32:10.255 --> 00:32:12.354
شیاطین میتونن دوباره تسخیر کنن؟

00:32:12.356 --> 00:32:14.389
بهش میگن انتقال

00:32:14.391 --> 00:32:17.194
شیطان از بدنی به بدن دیگر میره

00:32:17.196 --> 00:32:20.531
گاهی اوقات از طریق تماس
فیزیکی با کسی که تسخیر شده،

00:32:20.533 --> 00:32:23.667
ولی در بیشتر اوقات، روح
های ضعیف رو تسخیر میکنه

00:32:23.669 --> 00:32:27.774
کسی که تسخیر شده خشم شیطان
رو انعکاس میکنه و روحی سیاهه

00:32:33.947 --> 00:32:38.252
اطلاعات خوبی درباره شیاطین
داره، که ممکنه مفید باشه

00:32:43.558 --> 00:32:45.493
اینا چیه؟

00:32:47.627 --> 00:32:49.630
بعضی اوقات شیاطین کمک دارن

00:32:54.203 --> 00:32:56.368
مادرم میگفت که پرتو های خورشید

00:32:56.370 --> 00:32:58.371
انگشتان خداوند هستند

00:32:58.373 --> 00:33:00.643
راهنمایی میکنند و راه را نشان میدهند

00:33:26.936 --> 00:33:28.439
چی؟

00:34:34.343 --> 00:34:35.843
بیخیال

00:35:48.957 --> 00:35:50.660
سلام

00:35:54.663 --> 00:35:57.498
دیروز بهت گفتم که نمیخوام باهات صحبت کنم

00:35:57.500 --> 00:36:00.667
میدونم و متاسفم

00:36:00.669 --> 00:36:02.103
...ولی تو بهم گفتی که این پدر دمیترو نبود که

00:36:02.105 --> 00:36:03.641
چیز دیگه ای ندارم که بگم

00:36:04.708 --> 00:36:06.644
خواست خدا بوده

00:36:08.713 --> 00:36:10.115
خواسته تو چیه؟

00:36:11.516 --> 00:36:13.818
پدر دمیترو دوستت رو کشت

00:36:17.890 --> 00:36:19.826
کاری نیست که بتونم انجام بدم

00:36:24.163 --> 00:36:26.562
استفان بودی، درسته؟

00:36:26.564 --> 00:36:29.867
اگر پدر دمیترو آدلین
رو نکشت، پس کی کشت؟

00:36:29.869 --> 00:36:31.735
چرا برات اهمیت داره؟

00:36:31.737 --> 00:36:34.871
همه شما میخواید که دروغ
درباره خواهر من چاپ کنید

00:36:34.873 --> 00:36:36.740
چیزی که ما میگیم برات اهمیتی نداره

00:36:36.742 --> 00:36:38.476
و اون چیه؟

00:36:38.478 --> 00:36:40.546
اون توی سرش مریض نبود

00:36:40.548 --> 00:36:44.683
ببین، اگر چیزی داری که بگی
پس من میخوام که کمک کنم

00:36:44.685 --> 00:36:46.517
لطفا، اگر پدر دمیترو و راهبان

00:36:46.519 --> 00:36:48.856
خواهرت رو نکشتن، پس کی کشته؟

00:36:49.622 --> 00:36:50.991
بهم بگو

00:36:52.893 --> 00:36:54.596
شیطان بود

00:36:56.730 --> 00:36:58.133
باهام حرف زد

00:37:13.115 --> 00:37:14.584
آدلینا؟

00:37:33.505 --> 00:37:34.773
آدلینا

00:37:53.959 --> 00:37:55.260
آدلینا

00:38:21.690 --> 00:38:23.592
!آدلینا

00:38:36.635 --> 00:38:39.635
ما رو تنها بذار

00:38:55.760 --> 00:38:59.062
چیزی که در درون اون بود،
داشت من رو هم به چالش میکشید

00:38:59.064 --> 00:39:00.633
ایمان من رو امتحان میکرد

00:39:02.066 --> 00:39:05.101
من تو عمرم همچین چیز
شیطانی رو ندیده بودم

00:39:05.103 --> 00:39:08.972
آدلینا برای سال پیش توی آلمان بود،

00:39:08.974 --> 00:39:11.208
به عنوان یه پرستار بچه
برای یه خانواده کار میکرد

00:39:11.210 --> 00:39:14.344
که به تازگی دو بچه از
پرورشگاه به فرزندی گرفته بودن

00:39:14.346 --> 00:39:17.281
قبل اینکه بره برای اونا
کار کنه، وزارت خونه آلمان

00:39:17.283 --> 00:39:20.117
ازش خواست تا یه آزمون روان شناسی کامل بده

00:39:20.119 --> 00:39:22.756
این سیاست کشورشونه

00:39:24.825 --> 00:39:26.227
اون قبول شد

00:39:27.160 --> 00:39:29.395
اون برای چی برگشت؟

00:39:29.397 --> 00:39:31.831
اون میخواست که به صومعه برگرده

00:39:31.833 --> 00:39:35.333
اون میخواست در پرورشگاه کار کنه

00:39:35.335 --> 00:39:38.404
و هیچ اتفاقی در آلمان نیفتاد؟

00:39:38.406 --> 00:39:40.006
نه

00:39:40.008 --> 00:39:42.843
همه چیز از اونجایی که اون برگشت شروع شد

00:39:42.845 --> 00:39:45.012
اولین کاری که آدلینا میخواست انجام بده

00:39:45.014 --> 00:39:47.680
این بود که پدر گابریل رو
ببینه و یه هدیه بهش بده

00:39:47.682 --> 00:39:51.218
اون دوست داشت مجسمه های
حیوانات رو جمع آوری کنه

00:39:51.220 --> 00:39:53.221
ببخشید، پدر گابریل کیه؟

00:39:53.223 --> 00:39:55.390
اون کشیشی بود که واقعا هوامونو داشت

00:39:55.392 --> 00:39:58.692
وقتی که در پرورشگاه جوون بودیم

00:39:58.694 --> 00:40:00.828
اون و آدلینا بسیار به هم نزدیک بودن

00:40:00.830 --> 00:40:03.330
وقتی که ما رفتیم، اون اسقف شد

00:40:03.332 --> 00:40:05.733
ما اونو دیگه هیچوقت ندیدیم،

00:40:05.735 --> 00:40:08.102
به جز زمانی که اون برای دعا و کار

00:40:08.104 --> 00:40:10.872
اومد تا در صومعه بمونه

00:40:10.874 --> 00:40:12.210
!استفان

00:40:20.084 --> 00:40:21.750
!آدلینا

00:40:37.302 --> 00:40:39.403
اون جن گیری انجام میداد

00:40:39.405 --> 00:40:41.976
ما آرزو میکردیم که بتونه به آدلینا کمک کنه

00:41:13.242 --> 00:41:15.242
!نه

00:41:20.250 --> 00:41:24.018
پدر گابریل خودش رو از برج
ساعت به پایین پرت کرد

00:41:24.020 --> 00:41:28.823
ما نمیدونیم که چه چیزی میتونست
اونو به گناه نهایی وادار کرده باشه

00:41:28.825 --> 00:41:32.898
ما تماشا کردیم همینطور که آدلینا در
دستاش اونو گرفته بود و داشت میمرد

00:41:43.040 --> 00:41:45.808
ما هممون شکه شده بودیم

00:41:45.810 --> 00:41:47.911
ولی آدلینا بیشترین شک بهش وارد شد

00:41:47.913 --> 00:41:50.246
اون براش مثل پدر بود

00:41:50.248 --> 00:41:53.117
ما حتی نمیدونیم که چرا اون بالا بود

00:41:53.119 --> 00:41:55.189
اون قبلا زنگ رو به صدا در نیاورده بود

00:41:57.090 --> 00:42:02.126
بعد از اون من همیشه آدلینا رو در
کلیسا پیدا میکردم، در حال گریه کردن

00:42:02.128 --> 00:42:04.165
اون خیلی ناراحت بود

00:42:06.033 --> 00:42:09.000
بعد یکبار، ما همه داشتیم میرفتیم برای مس
(جشن گرفتن آخرین غذایی که عیسی مسیح خورد)

00:42:09.002 --> 00:42:11.772
اون قبول نکرد که بیاد

00:42:43.974 --> 00:42:46.842
بعد از خیلی بدتر شد

00:43:22.983 --> 00:43:24.249
فیل، اون چیزای واقعی

00:43:24.251 --> 00:43:25.950
اتفاق های آشفته که اتفاق افتاد

00:43:25.952 --> 00:43:27.352
باورش میکنی؟

00:43:27.354 --> 00:43:29.654
خب، من به اون چیزی که اون
باور داره دیده، باور دارم

00:43:29.656 --> 00:43:32.424
حدس میزنم که وقتی در سرزمین
خون آشام ها و مقبره ها باشی،

00:43:32.426 --> 00:43:35.931
هر اتفاقی ممکنه بیوفته -
آره، منم همینو میگم -

00:43:42.070 --> 00:43:45.274
من اون قطعت رو درباره دعاهای بی جواب خوندم

00:43:47.909 --> 00:43:50.075
آنلاین شدم

00:43:53.448 --> 00:43:55.116
ممنونم

00:44:08.965 --> 00:44:10.999
برای کسی که به خدا باور نداره

00:44:11.001 --> 00:44:14.036
کنجکاوم بدونم که چرا داری سعی میکن

00:44:14.038 --> 00:44:15.638
که بقیه رو تشویق کنی که تو رو باور کنن

00:44:15.640 --> 00:44:18.277
اختیار، یادته؟

00:44:22.580 --> 00:44:26.149
It was interesting, the
number of people you quoted
این جذابه که، کسایی که تو بهشون نقل قول کردی

00:44:26.151 --> 00:44:28.117
کسایی که دعا کردن تا خدا کمکشون کنه

00:44:28.119 --> 00:44:31.155
ولی دعاهاشون بی جواب مونده

00:44:31.157 --> 00:44:33.523
راجب اون دعاهایی که شنیده شده (مستجاب) چی؟

00:44:33.525 --> 00:44:36.260
معجزه ها، پدیده های معجزه آسا

00:44:36.262 --> 00:44:38.461
که در طول قرن ها اتفاق افتاده؟

00:44:38.463 --> 00:44:41.401
بنابراین یه فرآیند انتخابی ، دعاهایی
که خداوند به اون پاسخ میده؟

00:44:44.705 --> 00:44:50.040
این که آیا شیطان، اراده مردم یا کفر باشه

00:44:50.042 --> 00:44:52.177
فکر میکنم برای مردم مهم باشه تا بفهمن

00:44:52.179 --> 00:44:53.980
که این خدا نیست که غیر قابل پیش بینی

00:44:53.982 --> 00:44:56.449
اون کسی نیست که موفق به پاسخ دادن نیست

00:44:56.451 --> 00:44:58.686
ما کسایی بودیم که در
دریافت کردن ناموفق بودیم

00:45:06.561 --> 00:45:08.363
چرا این برات خیلی مهمه؟

00:45:12.468 --> 00:45:14.434
فکر میکنم مردم دعا میکنن

00:45:14.436 --> 00:45:16.973
چون باور دارن که نمیتونن
اوضاع رو خودشون درست کنن

00:45:18.040 --> 00:45:19.542
همم

00:45:23.279 --> 00:45:26.380
وقتی کار میکردم، دو سال پیش

00:45:26.382 --> 00:45:28.483
یه تماس از پدرم داشتم

00:45:28.485 --> 00:45:32.787
بهم گفت که مادرم سرطان داره

00:45:32.789 --> 00:45:37.325
چیزی که اون به من نگفته بود این بود،
که اون دو سال پیش سرطان گرفته بود

00:45:37.327 --> 00:45:41.297
بدون اینکه به من چیزی بگه

00:45:41.299 --> 00:45:44.067
اونا نمیخواستم که من نگران باشم

00:45:44.069 --> 00:45:48.538
من خیلی برای کار سفر کردم،
ولی زیاد این اطراف نبودم

00:45:48.540 --> 00:45:54.644
وقتی برگشتم خونه، کشف
کردم که کارش تموم شده

00:45:54.646 --> 00:46:00.453
توسط مواد، شیمایی، بی نیاز

00:46:02.287 --> 00:46:04.622
و آماده بود

00:46:04.624 --> 00:46:07.494
"در آغوش پروردگارت"

00:46:09.595 --> 00:46:11.732
و پدرم یجورایی باهاش مشکل نداشت

00:46:13.700 --> 00:46:17.302
من زیاد آماده نبودم که بذارم اون
بره، بنابراین شروع به تحقیق کردم

00:46:17.304 --> 00:46:20.641
و من این برنامه جدید درمانی رو
پیدا کردم که بنظر براش عالی بود

00:46:22.543 --> 00:46:24.545
اون حتی امتحانش نکرد

00:46:26.246 --> 00:46:28.184
اون گفت که در دستان خداست

00:46:30.185 --> 00:46:35.089
التماس پدرم رو کردم که نظر مادرم
رو عوض کنه، ولی اون این کارو نکرد

00:46:35.091 --> 00:46:37.723
گفت که باید به آرزوهاش احترام بذاریم

00:46:37.725 --> 00:46:39.797
گفت دربارش باهم دیگه دعا میکنیم

00:46:41.297 --> 00:46:43.234
پس ما اونا تماشا کردیم که ذره ذره مرد

00:46:45.168 --> 00:46:46.804
من خیلی حالم بد بود

00:46:49.505 --> 00:46:52.307
اگر اون ایمان به زندگی پس از مرگ نداشت،

00:46:52.309 --> 00:46:55.376
اون احتمالا الان زنده بود

00:46:55.378 --> 00:46:58.783
اون برنامه درمانی ارزیابی
موفق 90 درصد داشت

00:47:03.221 --> 00:47:05.721
ایمانش باعث شد که امیدشو از دست بده

00:47:05.723 --> 00:47:08.491
فکر میکنم که ایمان اون باعث
شد که ایمان تو از بین بره

00:47:08.493 --> 00:47:10.860
اون باهاش مشکلی نداشت
(ایمانش)

00:47:10.862 --> 00:47:14.431
ارتباط اون با خدا فقط همین بود

00:47:14.433 --> 00:47:16.136
تو نباید قضاوتش کنی

00:47:17.704 --> 00:47:20.303
من در تلاش بودم که جونشو نجات بدم

00:47:20.305 --> 00:47:22.907
برای تو، نه برای اون

00:47:22.909 --> 00:47:27.478
فکر میکنم مشکل اینجا باشه، که تو
اگر واقعا وجود خدا رو پیدا کنی

00:47:27.480 --> 00:47:29.417
اونوقت کسی رو نداری که مقصر بدونی

00:47:41.929 --> 00:47:44.831
باید مراقب باشی

00:47:44.833 --> 00:47:48.534
طغیان تو علیه خدا و ضعف در ایمانت باعث
میشه که تو به یه هدف آسون تبدیل بشی،

00:47:48.536 --> 00:47:51.607
مخصوصا راجب اتفاقی که
برای خواهر مارینسکو افتاد

00:47:53.308 --> 00:47:54.377
اتفاقی قبلا افتاده؟

00:47:56.212 --> 00:47:59.180
باور بکنی یا نکنی، شیاطین واقعین

00:47:59.182 --> 00:48:00.915
بهشت و جهنمی وجود داره،

00:48:00.917 --> 00:48:03.818
و اینجا، چیزی که داره روی میده

00:48:03.820 --> 00:48:07.454
میدون جنگه، تو به محافظت نیاز داری

00:48:07.456 --> 00:48:08.956
بدون ایمان، تو هیچی نداری

00:48:08.958 --> 00:48:10.791
خواهر مارینسکو چطور؟

00:48:10.793 --> 00:48:13.130
ایمانش ازش مراقبت کرد؟

00:48:15.767 --> 00:48:17.366
...به من گوش کن

00:48:17.368 --> 00:48:20.606
چیزی نیست. راه برگشتو بلدم

00:49:18.468 --> 00:49:19.736
حالت خوبه؟

00:49:24.940 --> 00:49:28.512
اون پسر که بیرون ایستاده، میدونی اون کیه؟

00:49:29.679 --> 00:49:32.046
اون تاویان آمانوره، یه ولگرده

00:49:35.753 --> 00:49:37.352
یه تختش کمه

00:49:37.354 --> 00:49:40.522
...اون بهم گفت

00:49:40.524 --> 00:49:42.024
معنیش چیه؟

00:49:42.026 --> 00:49:44.426
داره تماشات میکنه.
ولی این غیر ممکنه

00:49:44.428 --> 00:49:47.633
اون نمیتونه صحبت کنه، اون
بدون زبون بدنیا اومد

00:49:50.734 --> 00:49:52.603
این اطراف زندگی میکنه؟

00:49:52.605 --> 00:49:54.037
آره، اون توی یه مزرعه با پدرش زندگی میکنه

00:49:54.039 --> 00:49:57.840
تو اونو به تاناکو اوردی

00:49:57.742 --> 00:50:00.443
لطفا از اونا فاصله بگیر، اونا جیپسین
(مردمانی از هند که در نقاط جهان به صورت کاروان سفر میکنن)

00:50:00.545 --> 00:50:02.045
اونا دروغگو و متقلب

00:50:02.047 --> 00:50:04.049
توریست ها هدف های آسونی هستن

00:50:04.051 --> 00:50:05.586
اون ازت یه چیزی میخواد

00:52:51.498 --> 00:52:52.998
هی، نیک همه چی روبراهه؟

00:52:53.000 --> 00:52:55.266
هی -
اونجا باید 3 صبح باشه -

00:52:55.268 --> 00:52:56.770
...آره

00:52:58.272 --> 00:53:00.138
نمیدونم، سخته بخوای حس کنی

00:53:00.140 --> 00:53:03.012
این جور در نمیاد -
منظورت چیه؟ -

00:53:04.778 --> 00:53:06.181
...قبلا

00:53:08.682 --> 00:53:11.885
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:53:12.586 --> 00:53:15.788
حدس میزنم که خسته باشم

00:53:15.790 --> 00:53:17.893
میدونی چیه، من فردا باهات
تماس میگیرم، باشه؟

00:53:18.627 --> 00:53:19.926
خیلی خب

00:53:19.928 --> 00:53:22.031
یکمی استراحت کن، بعدا صحبت میکنیم

00:53:31.742 --> 00:53:33.108
دیشب یکمی نگرانم کردی

00:53:33.110 --> 00:53:34.876
آره، متاسفم

00:53:34.878 --> 00:53:37.077
جدی میگم نیک، اگر این برات زیاده

00:53:37.079 --> 00:53:38.814
ما نمیخوایم این داستان انقدر بد تموم بشه

00:53:38.816 --> 00:53:41.216
نه، من خوبم ، واقعا میگم

00:53:41.218 --> 00:53:43.185
در واقع، الان توی راهم تا
برم این پسر جیپسی رو ببینم
(مردمانی از هند که در نقاط جهان به صورت کاروان سفر میکنن)

00:53:43.187 --> 00:53:45.221
که بنظر میرسه، با اتفاقی
که داره میوفته در ارتباطه

00:53:45.223 --> 00:53:47.790
و بعد به برمیگردم به مکان خواهر وادووا

00:53:47.792 --> 00:53:50.692
خیلی خب، بهم خبر بده

00:53:50.694 --> 00:53:52.161
باشه، مشکلی نیست

00:55:00.903 --> 00:55:03.172
ممنونم که برگشتی

00:55:03.174 --> 00:55:06.409
ما از مردم میخوایم که حقیقت رو بفهمن

00:55:06.411 --> 00:55:12.047
آدلینا خجالت میکشید از کاری که انجام میداد

00:55:12.049 --> 00:55:14.217
اون میگفت که شیطان مدام بهش میگفت

00:55:14.219 --> 00:55:16.352
که چه آدم گناهکاری هستی

00:55:16.354 --> 00:55:17.856
و اون اینطور بود؟

00:55:20.025 --> 00:55:21.994
استفان این رو نمیدونه

00:55:23.829 --> 00:55:25.729
ولی من یه نامه از آدلینا دارم

00:55:25.731 --> 00:55:29.067
دو ماه قبل اینکه برگرده به خونه

00:55:29.069 --> 00:55:33.074
اون یه پسر در آلمان رو دید و عاشقش شد

00:55:35.174 --> 00:55:36.877
اون گفت که میخواد با آدلینا ازدواج کنه

00:55:38.813 --> 00:55:42.180
او میان احساساتش برای اون دیوونه شده بود

00:55:42.182 --> 00:55:44.052
و تهعد او به خدا

00:55:45.753 --> 00:55:47.856
اون در آخر خودش رو به اون پسر داد

00:55:49.824 --> 00:55:52.359
بعد از اون، آدلینا متوجه
شد که اون داره دروغ میگه

00:55:52.361 --> 00:55:54.227
تا اونو گول بزنه و به تخت بکشونه

00:55:54.229 --> 00:55:59.031
اون برگشت اینجا تا ببخشش خدا رو طلب کنه

00:55:59.033 --> 00:56:02.238
در ازاش، شیطان به جونش افتاد

00:56:54.328 --> 00:56:55.893
ما نمیدونستیم که چیکار کنیم

00:56:55.895 --> 00:56:57.962
خب خواهر لینا و من

00:56:57.964 --> 00:57:01.031
تمام نوع صلیب ها، نماد های مقدس

00:57:01.033 --> 00:57:04.238
و ظرف های آب مقدس رو در اتاقی
که اون خوابیده بود گذاشتیم

00:57:46.551 --> 00:57:49.350
چطور اونو تشخیص دادن که
بیماری اسکیزوفرنی داره؟
(نوعی بیماری ذهنی که باعث میشه تمامی افکار و احساسات مجازی باشند)

00:57:49.352 --> 00:57:53.091
یک شب، وقتی همگی به تخت رفته بودیم

00:59:06.504 --> 00:59:08.670
استفان آدلینا رو به سرعت به بیمارستان برد

00:59:08.672 --> 00:59:11.274
اون از اتفاقی که افتاده بود ناراحت بود،

00:59:11.276 --> 00:59:16.412
بنابراین اون همه چیزی که اتفاق
افتاده بود رو برای دکتر ها تعریف کرد

00:59:16.414 --> 00:59:20.584
اونا کسایی بودن که اسرار کردن
که آدلینا دکتر فونار رو ببینه

00:59:20.586 --> 00:59:23.086
اون روانشناسی بود که گفت

00:59:23.088 --> 00:59:25.191
آدلینا از اسکیزوفرنی رنج میبره

00:59:26.625 --> 00:59:28.394
تو هم عضوی از جن گیری بودی؟

00:59:30.363 --> 00:59:32.499
نه مستقیما، نه

00:59:33.966 --> 00:59:35.299
ولی من اونجا بودم

00:59:40.106 --> 00:59:41.572
من ترسیده بودم

00:59:41.574 --> 00:59:44.409
آب از همه جا میریخت

00:59:44.411 --> 00:59:46.013
منظورت چیه؟

00:59:48.449 --> 00:59:51.417
شیطان داشت بارون میباروند،

00:59:51.419 --> 00:59:53.319
و آب مقدس رو به مسخره میگرفت

01:00:19.450 --> 01:00:21.383
...مقالت

01:00:21.385 --> 01:00:23.053
تو حقیقت رو به اونا میگی، درسته؟

01:00:25.990 --> 01:00:27.559
ممنونم که با من صحبت کردید

01:00:48.314 --> 01:00:51.049
هرچیزی که داخل اون بود

01:00:51.051 --> 01:00:56.121
داشت منو به چالش میکشید،
ایمانمو امتحان میکرد

01:00:56.123 --> 01:00:59.190
تا حالا تو عمرم همچین
چیز شیطانی ندیده بودم،

01:00:59.192 --> 01:01:03.095
یا یه همچین تاریکی در چشم کسی

01:01:03.097 --> 01:01:06.264
آدلینا برای سال گذشته در آلمان بود،

01:01:06.266 --> 01:01:08.566
به عنوان یه پرستار کودک کار میکرد

01:02:54.617 --> 01:02:56.184
سلام

01:02:56.186 --> 01:02:57.519
حالت خوبه؟

01:02:57.521 --> 01:02:59.753
برق قطع شد

01:02:59.755 --> 01:03:03.094
متاسفم، نمیخواستم مزاحم بشم

01:03:03.895 --> 01:03:06.161
من خوشحال نبودم

01:03:06.163 --> 01:03:09.165
راجب اون مکالمنه ای اون شب تموم کردیم

01:03:09.167 --> 01:03:10.435
میخواستم عذرخواهی کنم

01:03:11.902 --> 01:03:13.402
مشکلی نیست

01:03:13.404 --> 01:03:14.874
یه پیشنهاد صلح

01:03:17.275 --> 01:03:18.874
داری منو گول میزنی برای صمیمیت؟

01:03:18.876 --> 01:03:21.478
نون رو یادم رفت

01:03:22.780 --> 01:03:25.347
اگر سوالت بیشتری داشتی،

01:03:25.349 --> 01:03:26.819
میدونی کجا پیدام کنی

01:03:28.720 --> 01:03:30.189
باشه

01:03:32.225 --> 01:03:33.527
چطوره من بازش کنم؟

01:03:34.928 --> 01:03:38.433
در واقع، تو بازش کن و من لباس میپوشم

01:05:01.520 --> 01:05:03.956
ممنونم که وقت گذاشتید منو ببینید دکتر فونار

01:05:03.958 --> 01:05:07.026
تو باید یچیزی راجب رومانی روستایی بدونی

01:05:07.028 --> 01:05:09.894
مرض های ذهنی، مثل اسکیزوفرنی، تیریت سندروم،

01:05:09.896 --> 01:05:13.365
و نوع های دیگر روان پریشی
معمولا در نظر گرفته میشوند

01:05:13.367 --> 01:05:19.772
همانطور که اشاره کردی، آتش سوزی از نوعی خاص
آلودگی شیطانی در حال وقوع است

01:05:19.774 --> 01:05:23.076
خب برادرش گفت که اون هرگز نشونه
هایی از این قبیل رو نشون نداده

01:05:23.078 --> 01:05:25.745
ممکنه که خانواده ای وجود نداشته باشد
که سابقه اسکیزوفرنی رو داشته باشه

01:05:25.747 --> 01:05:28.081
ولی مسلما سابقه ذهنی وجود داره

01:05:28.083 --> 01:05:30.550
که در تشخیص من نقش دارن

01:05:30.552 --> 01:05:33.353
من باور دارم که مرگ پدر گابریل

01:05:33.355 --> 01:05:35.722
بدلیل ترس های دوران بچگیش بوده

01:05:35.724 --> 01:05:40.062
با اتفاقی که افتاد، پدرش خودکشی
کرد و مادرش که اونا رو رها کرد

01:05:40.064 --> 01:05:41.466
پدرش خودش رو کشت؟

01:05:43.434 --> 01:05:44.899
آره، و اون دید که این اتفاق افتاد

01:05:44.901 --> 01:05:49.470
به این دلیل بود که آدلینا به پرورشگاه اومد

01:05:49.472 --> 01:05:52.742
مرگ پدر و مادر ، سخت ترین تجربه ای که

01:05:52.744 --> 01:05:56.445
یه بچه میتونه بگذرونه، تنها گذاشته شده

01:06:12.097 --> 01:06:15.702
این اتاقی بود که ما آدلینا رو درمان کردیم

01:06:23.476 --> 01:06:26.378
مرگ پدر گابریل باعث تلخی شد

01:06:26.380 --> 01:06:30.916
و توهم و
در نهایت اسکیزوفرنیا

01:06:30.918 --> 01:06:33.322
که باید مدت زمان زیادی طول بکشد

01:06:36.590 --> 01:06:39.692
اون قسمت هایی رو داشت، درست در بیمارستان

01:06:39.694 --> 01:06:43.029
اون فکر میکرد که همه ما شیطانیم
که سعی در کشتن اون داریم

01:07:50.204 --> 01:07:52.939
شیاطین همه جا هستن، منتظر فرصت

01:07:52.941 --> 01:07:55.874
خواهر مارینسکو تسخیر نشده بود

01:07:55.876 --> 01:07:57.512
اون از نظر ذهنی مریض بود

01:08:00.013 --> 01:08:03.583
بهش میگن انتقال، شیطان از
بدنی به بدن دیگر وارد میشه

01:08:03.585 --> 01:08:06.520
ولی بیشتر اوقات روح های
ضعیف رو تسخیر میکنه

01:08:06.522 --> 01:08:08.056
خدا به من گفت که تو
اینجایی تا به من کمک کنی

01:08:55.909 --> 01:08:58.242
زیاد دور نیستی، طولش نمیدم

01:08:58.244 --> 01:08:59.813
ممنونم

01:10:39.221 --> 01:10:42.421
!نیکول! هی

01:10:42.423 --> 01:10:44.060
حالت خوبه؟

01:10:57.373 --> 01:11:00.707
فرار ازش چیزی که اون میخواد،

01:11:00.709 --> 01:11:02.310
چون یجورایی تو عضوشی

01:11:02.312 --> 01:11:04.745
من نمی مونم

01:11:04.747 --> 01:11:05.950
فکر میکنی اون ول میکنه؟

01:11:07.785 --> 01:11:12.186
درگیری ترس چیزی که دقیقا تاریکی میخواد

01:11:12.188 --> 01:11:13.992
...اما با درک ایمان

01:11:15.859 --> 01:11:18.193
تو یه چیزی داری که باهاش مبارزه کنی

01:11:18.195 --> 01:11:19.428
یه سپر دفاعی

01:11:19.430 --> 01:11:21.733
خداوند به تو رسیده

01:11:23.167 --> 01:11:25.701
اون میخواد که اینجا باشی -
که چیکار کنم؟ -

01:11:25.703 --> 01:11:29.139
نمیدونم. شاید خودت رو ببخشی

01:11:29.141 --> 01:11:31.411
ولی با فرار کردن به جوابی نمیرسی

01:11:32.912 --> 01:11:34.478
بذار کمکت کنم

01:11:34.480 --> 01:11:36.380
این شرکت اجاره ای بود

01:11:36.382 --> 01:11:38.416
اونا گفتن که ماشینت مشکلی نداشته

01:11:38.418 --> 01:11:41.118
شروع بکار کرد

01:11:41.120 --> 01:11:43.923
اونا قصد دارن اونو برات رها کنن

01:11:47.427 --> 01:11:50.965
تو اینجا در امانی، قول میدم

01:11:58.305 --> 01:12:04.910
من در بیمارستان بودم،
همراه مادرم، شبی که مرد

01:12:04.912 --> 01:12:07.981
اون میدونست که من راجب خدا چه حسی دارم

01:12:07.983 --> 01:12:11.517
ولی اون دستای منو گرفت

01:12:11.519 --> 01:12:17.491
و ازم خواست که عیسی رو به عنوان ناجی بپذیرم

01:12:17.493 --> 01:12:20.296
بنابراین دو نفرمون میتونیم
ابدیت رو با هم سپری کنیم

01:12:26.904 --> 01:12:30.208
حتی با مرگ اون، من گفتم نه

01:12:33.177 --> 01:12:34.913
و اون این رو با خودش برد

01:12:38.916 --> 01:12:41.754
حاضرم هرکاری بکنم تا بهش بگم که چقدر متاسفم

01:13:07.079 --> 01:13:10.816
هر اتفاقی که داره اینجا اتفاق میوفته،
من دیگه نمیخوام جزوی ازش باشم

01:13:10.818 --> 01:13:12.320
دارم میام خونه

01:13:14.221 --> 01:13:15.520
چه اتفاقی افتاد؟

01:13:15.522 --> 01:13:18.925
یه مرد بیگناه در زندانه؟

01:13:18.927 --> 01:13:20.395
نمیدونم چی بگم

01:13:21.863 --> 01:13:23.461
خیلی خب

01:13:23.463 --> 01:13:26.069
یه بلیط برات میفرستم در فرودگاه

01:13:28.437 --> 01:13:29.903
نیکول؟

01:13:29.905 --> 01:13:31.174
بله، من بعدا بهت زنگ میزنم

01:14:35.209 --> 01:14:37.144
پدر گابریل رو میشناختید؟

01:14:40.148 --> 01:14:41.283
نه

01:14:45.252 --> 01:14:49.254
این همون تاریخی که مادرم مرد

01:14:49.256 --> 01:14:51.595
میتونید به من بگید که کتبیه چی نوشته؟

01:14:55.430 --> 01:14:58.367
زین پس در آغوش پروردگار

01:15:13.382 --> 01:15:15.150
شیاطین میتونن دوباره تسخیر کنن؟

01:15:15.152 --> 01:15:17.286
بهش میگن انتقال

01:15:17.288 --> 01:15:19.988
شیطان از بدنی به بدن دیگر منتقل میشه

01:15:19.990 --> 01:15:23.594
گاهی اوقات از طریق تماس
فیزیکی با کسی که تسخیر شده

01:15:26.497 --> 01:15:29.065
فیل، دمیترو بی گناهه

01:15:29.067 --> 01:15:31.301
یجورایی پدر گابریل جزوی از اینا بوده

01:15:31.303 --> 01:15:34.006
من باید برگردم به صومعه
و تها تو این رو دربیارم

01:15:51.659 --> 01:15:53.461
دنبال چیزی میگردی؟

01:15:57.364 --> 01:16:01.032
این درسته که پدر گابریل در
دستان خواهر مارینسکو مرد؟

01:16:01.034 --> 01:16:02.304
آره

01:16:04.472 --> 01:16:07.109
اون از این اداره استفاده
میکرد وقتی اینجا بود

01:16:10.611 --> 01:16:13.581
آخرین جن گیری که قبل مرگش انجام داد چی بود؟

01:16:13.583 --> 01:16:16.150
نه، نه ، من نمیدونم

01:16:16.152 --> 01:16:21.491
اون عادت داشت که قرار ملاقات هاش رو
اینجا نگه داره، و میتونیم ببینیم

01:16:24.393 --> 01:16:27.098
...و آخرین نفر

01:16:28.564 --> 01:16:30.565
تیویان آمانور بود -
آره -

01:16:30.567 --> 01:16:34.035
اون یه پسره که همین اطراف زندگی میکنه

01:16:34.037 --> 01:16:37.475
آره، میدونم اون کیه

01:16:45.682 --> 01:16:47.219
آقای آمانور؟

01:16:48.685 --> 01:16:50.487
انگلیسی صحبت میکنید؟ -
کمی -

01:16:50.489 --> 01:16:52.589
اشکال نداره یه چند تا سوال ازتون بپرسم؟

01:16:52.591 --> 01:16:54.724
درباره چی؟ -
درباره پدر گابریل -

01:16:54.726 --> 01:16:58.127
و کاری که برای پسرتون انجام داد -
اون هیچ کاری برای تاویان نکرد -

01:16:58.129 --> 01:17:01.264
پدر گابریل نیومد تا پسرتون رو ببینه؟ -

01:17:01.266 --> 01:17:04.368
نه، تاویان برام اوردش. چرا اینجایی؟

01:17:04.370 --> 01:17:07.507
من فکر میکنم مرگ پدر گابریل با چیزی
که اینجا اتفاق افتاده در ارتباطه

01:17:12.344 --> 01:17:16.748
پدر به من گفت که تاویان خیلی خاصه

01:17:16.750 --> 01:17:18.650
مستحکم با خدا

01:17:18.652 --> 01:17:21.287
سر من افکار بد و سیاه داره

01:17:21.289 --> 01:17:23.088
هیچ چیز منو خوشحال نمیکنه

01:17:23.090 --> 01:17:26.526
خواهرم بهم گفت که این یه
نفرینه و ما سعی کردیم بشکنیمش،

01:17:26.528 --> 01:17:28.661
ولی همه چیز بدتر شد

01:17:28.663 --> 01:17:32.201
صدای درون سرم بهم گفت که پسرم رو بکشم

01:17:33.769 --> 01:17:35.235
تقریبا انجامش دادم

01:17:35.237 --> 01:17:38.272
تاویان منو به کلیسا اورد برای کمک،

01:17:38.274 --> 01:17:42.477
ولی صداها میگفت که منو میکشه اگر برم داخل

01:17:42.479 --> 01:17:44.280
بنابراین تاویان پدر رو اورد اینجا

01:17:46.248 --> 01:17:49.620
من هر روز از خدا تشکر میکنم
، برای کاری که برای من کرد

01:17:52.522 --> 01:17:55.457
آیا پدر گابریل اسم شیطان رو در متوجه شد؟

01:17:55.459 --> 01:17:59.297
نمیدونم. من چیزی یادم نمیاد

01:18:25.359 --> 01:18:28.425
یه مدتی طول کشید تا اسم شیطانی
که اون رو تسخیر کرده بود، بفهمیم

01:18:28.427 --> 01:18:30.398
!آگارس

01:18:31.832 --> 01:18:33.501
تلفنی داری که بتونم استفاده کنم؟

01:18:47.781 --> 01:18:50.316
آنتون، من همه چیزو فهمیدم، آخرین جن گیری

01:18:50.318 --> 01:18:52.586
که پدر گابریل انجام داد روی پدر تاویان بود

01:18:52.588 --> 01:18:54.788
اسم شیطان آگارس بود

01:18:54.790 --> 01:18:57.291
اگر پدر گابریل توسط شیطان تسخیر شده بود،

01:18:57.293 --> 01:18:59.760
اون باید به آدلینا منتقلش کرده باشه

01:18:59.762 --> 01:19:01.596
آنتون، انتقال بوده

01:19:04.733 --> 01:19:06.236
!نیکول

01:20:20.515 --> 01:20:22.418
!نیکول

01:20:56.522 --> 01:20:59.088
دوست داری روی ضعیف ها دعا بخونی، شیطان؟

01:20:59.090 --> 01:21:01.659
داری زمانتو از دست میدی
اون ایمانی نداره که تحریف کنه

01:21:04.363 --> 01:21:06.630
تو بیشتر از اینا نیاز داری
تا با من مبارزه کنی، شیطان

01:21:27.556 --> 01:21:30.090
!آنتون، داره منو میکشه

01:21:39.869 --> 01:21:41.968
نیکول، از خدا طلب کمک کن

01:21:41.970 --> 01:21:44.872
تو برای مبارزه با این
شیطان نیاز به ایمان داری

01:21:46.709 --> 01:21:47.941
!خفه شو شیطان

01:21:47.943 --> 01:21:49.444
!سکوت اختیار کن

01:21:49.446 --> 01:21:52.646
!من تو رو آزار میدم. تو میتونی متوقفش کنی

01:21:52.648 --> 01:21:56.551
تو میتونی تمومش کنی، نیکول

01:21:56.553 --> 01:21:57.852
!رهاش کن شیطان

01:21:57.854 --> 01:21:59.489
!رهاش کن شیطان

01:22:02.060 --> 01:22:03.759
من نیاز به مصلوب کردن تو ندارم

01:22:03.761 --> 01:22:05.594
تا تو رو به جهنم برگردونم، شیطان

01:22:05.596 --> 01:22:07.629
!من در حال حاضر اسمتو میدونم، آگارس

01:22:13.705 --> 01:22:15.439
تو کارت با اون تمومه آگارس

01:22:15.441 --> 01:22:17.875
من تو رو آزار میدم توسط
خدای زنده، خدای مطهر

01:22:17.877 --> 01:22:20.611
که زیاد این دنیا رو دوست
داشت که پسرش را رها کرد

01:22:20.613 --> 01:22:24.514
بیدار، کمک کننده شیطان، مخترع
و استاد تمام فریب

01:22:24.516 --> 01:22:26.517
از فریب دادن موجودات انسانی دست بردار

01:22:26.519 --> 01:22:28.752
و ریختن به آنها
سم لعنت ابدی

01:22:28.754 --> 01:22:32.556
بیگان، کمک کننده شیطان
دشمن رستگاری انسان

01:22:32.558 --> 01:22:34.525
به کلیسای مقدس مکان بده

01:22:34.527 --> 01:22:36.528
توسط مسیح به دست آورد
قیمت خونش

01:22:42.536 --> 01:22:44.969
تو باید بجنگی یا هیچوقت
دوباره مادرت رو نمیبینی

01:22:44.971 --> 01:22:48.441
تو بهم گفتی که اون بهت یاد
داده که یه جنگجو باشی

01:22:50.711 --> 01:22:52.646
!تو میتونی انجامش بدی، بجنگ

01:22:52.648 --> 01:22:54.748
نذار این شیطان به جهنم بکشونتت

01:22:54.750 --> 01:22:57.550
نمیتونم بدون کمک تو اینکارو بکنم

01:23:00.555 --> 01:23:02.723
در برابر دستان قدرتمند خداوند زانو خم کن

01:23:02.725 --> 01:23:05.826
ما را لرزاند و فرار کرد
نام مقدس عیسی را فراخوانید

01:23:05.828 --> 01:23:08.129
این اسم که باعث میشود جهنم بلرزد

01:23:08.131 --> 01:23:11.698
Holy is the Lord, the God of armies.
مقدس خداوند است، خدای ارتش ها

01:23:11.700 --> 01:23:13.167
برو شیطان

01:23:13.169 --> 01:23:15.672
آگارس برو

01:23:33.959 --> 01:23:35.525
نیکول؟

01:23:35.527 --> 01:23:36.926
زودباش، نیکول

01:23:36.928 --> 01:23:38.198
!نفس بکش

01:23:39.831 --> 01:23:42.866
نیکول، نفس بکش

01:24:24.146 --> 01:24:26.149
من مادرم رو دیدم

01:25:44.073 --> 01:25:50.473
پدر دمیترو و چهار راهب دیگر برای قتل مجرم شناخته شدن
آنان بعد از 7 سال در زندان آزاد شدن

01:25:50.497 --> 01:25:53.600
پس از آزادی، پدر دمیترو به تاناکو بازگشت
او به جن گیری همراه گروه خودش ادامه داد

01:25:56.201 --> 01:27:21.201
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.