﻿WEBVTT

00:00:00.006 --> 00:00:17.006
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:17.980 --> 00:00:19.950
‫می تونیم به این شخص اعتماد کنیم؟

00:00:20.500 --> 00:00:21.600
‫"آیزاک"؟

00:00:22.800 --> 00:00:24.790
‫مجبوریم.

00:00:24.840 --> 00:00:30.590
‫چطوره یه کم صبر کنیم و تو سال جدید سنگ ها رو
‫از اینجا ببریم؟

00:00:30.940 --> 00:00:34.310
‫اون موقع نمی تونیم از اینجا ببریمشون،
‫پلیس هر کسی رو که می شناسم تحت نظر گرفته.

00:00:34.360 --> 00:00:36.670
‫همین حالا باید سنگ ها رو جا به جا کنیم، "سارا".

00:00:36.720 --> 00:00:38.320
‫منو نگا کن.

00:00:39.680 --> 00:00:43.920
‫بیا سنگارو ول کنیم و خودمون رو از شر
‫این چیزا خلاص کنیم.

00:00:45.080 --> 00:00:47.070
‫بیا امشب وسایلمون رو جمع کنیم.

00:00:47.120 --> 00:00:49.710
‫هر چی که الان داریم میتونه
‫مارو به آمریکا برسونه.

00:00:49.760 --> 00:00:52.610
‫نیم میلیون "فرانک" از دستتمون می ره.

00:00:52.635 --> 00:00:53.774
‫از پسش بر می یایم.

00:00:53.800 --> 00:00:55.990
‫اگه تا فردا صبح بر نگشتم،

00:00:56.040 --> 00:00:58.493
‫تمامی اجناسی که داخل مغازه مونده جمع کن و
‫از اینجا برو.

00:00:58.518 --> 00:00:59.334
‫نه.

00:00:59.360 --> 00:01:03.120
‫- نه، بدون تو از اینجا نمی رم.
‫- اینجا دیگه برات امن نیست.

00:01:04.120 --> 00:01:06.080
‫و من احتمالا مُردم.

00:02:09.200 --> 00:02:11.200
‫"اُسکار"!

00:02:26.880 --> 00:02:28.390
‫ببخشید که دیر کردم.

00:02:28.440 --> 00:02:33.030
‫طبق نقشه ی شهر پیش نرفتم و ده دقیقه رو در
‫ جاده به طرف پاریس گذروندم.

00:02:33.080 --> 00:02:34.680
‫پول رو آوردی؟

00:02:43.827 --> 00:02:47.660
‫<c.color80ff00>رواِن اَتکینسون</c>

00:02:47.684 --> 00:02:50.684
‫<c.color80ff00>در</c>

00:02:52.059 --> 00:02:56.526
‫<c.lime><b>سربازرسِ پلیس مِیگرِت : شب در تقاطع</b></c>

00:03:04.646 --> 00:03:09.279
‫<c.color80ff00>برگرفته از رمان جُرج سیمون</c>

00:03:21.680 --> 00:03:24.280
‫همین جا، بیا عقب، عقب، عقب!

00:03:31.240 --> 00:03:33.510
‫جُ جُ! جُِ جُ ؟

00:03:33.560 --> 00:03:37.230
‫چند تا شیرینی می خوای؟
‫تازه از تنور در اومده.

00:03:37.280 --> 00:03:40.190
‫- ممنون.
‫- شوهرم همین الان رفت سر کار.

00:03:40.240 --> 00:03:43.190
‫معمولا صبح ها دو تا شیرینی می خوره.

00:03:43.240 --> 00:03:46.230
‫خودمو می شناسم، اگه شیرینی هارو ببرم خونه
‫خودم می خورم.

00:03:46.280 --> 00:03:50.070
‫یه نگاه بهم بنداز! اگه یه ذره دیگه وزن اضافه کنم
‫دیگه لباسی واسه پوشیدن ندارم.

00:03:50.120 --> 00:03:53.920
‫نمی دونم چرا اگه بیشتر غذا بخورم تو دردسر
‫می افتم، سریع چاق می شم.

00:04:19.160 --> 00:04:21.560
‫صبح بخیر، من اومدم.

00:04:24.840 --> 00:04:26.440
‫صبح بخیر!

00:04:27.720 --> 00:04:31.070
‫می دونی اگه یه روزی جواب "صبح به خیر" منو
‫بدی سوپرایز می شم.

00:04:31.120 --> 00:04:33.110
‫و احتمالا حمله ی قلبی بهم دست می ده.

00:04:33.160 --> 00:04:36.550
‫بعدش مجبور می شی با یه آدم دیگه
‫پشت تلفن حرف بزنی

00:04:36.600 --> 00:04:40.390
‫تا یه آمبولانس بفرستن، و این حالتو می گیره.

00:04:44.560 --> 00:04:46.760
‫دوباره روشنش کن، لطفا.

00:04:56.800 --> 00:04:58.800
‫قهوه ات رو برات می یارم.

00:05:22.520 --> 00:05:25.800
‫خانم "میشون" اومده.

00:05:27.960 --> 00:05:31.240
‫صبحانه 10 دقیقه دیگه در اتاق
‫ناهار خوری آمادست.

00:05:32.240 --> 00:05:34.390
‫ممنون.

00:05:34.440 --> 00:05:36.600
‫امیدواربودم وقتی می یام سراغت
‫از جات بلند شده باشی.

00:05:39.120 --> 00:05:41.120
‫ببخشید.

00:06:11.920 --> 00:06:13.720
‫کـــــمـــــک!

00:06:19.600 --> 00:06:22.080
‫روزی که یه پلیس بمیره خیلی غمناکه.

00:06:22.880 --> 00:06:25.710
‫اولین دیدار من با "کلود دومولن" 30 سال پیش در

00:06:25.760 --> 00:06:30.070
‫دانشکده افسری در کنار تعدادی از
‫شما حضار بود.

00:06:30.120 --> 00:06:33.950
‫و بعد 28 سال خدمت به مردم پاریس،

00:06:34.000 --> 00:06:36.750
‫"کلود" شایسته ی یک بازنشستگی طولانی بود.

00:06:36.800 --> 00:06:39.150
‫ولی دیگه در بین ما نیست.

00:06:39.200 --> 00:06:42.710
‫عشق و مهربانی که در قلبش داشت
‫در راه خدمت به مردم

00:06:42.760 --> 00:06:45.040
‫صرف کرد.

00:06:48.320 --> 00:06:49.690
‫ازت سپاسگزاریم، "کلود"...

00:06:50.840 --> 00:06:54.440
‫...به خاطر خدماتت و
‫به خاطر رفاقت و دوستیت.

00:06:56.040 --> 00:06:58.630
‫از اینکه همسر و خونوادش به مراسم نیومدند،
‫تعجب کردم.

00:06:58.680 --> 00:07:00.800
‫اون سال هاست که با "جولیت" صحبت نکرده بود.

00:07:01.600 --> 00:07:03.390
‫حالش خوبه؟

00:07:03.440 --> 00:07:06.560
‫به محض اینکه برگرده سر کار حالش خوب می شه، قربان.

00:07:13.040 --> 00:07:16.350
‫پس می خوای دوست دخترت رو امشب ببری سینما، بعدش؟

00:07:16.400 --> 00:07:19.150
‫خب، مشکل اینه که در هفته فقط یه شب مرخصی داره.

00:07:19.200 --> 00:07:23.870
‫در سینما واقعا نمی شه صحبت کرد. فقط  کنار هم
‫می شینیم و به پرده سینما خیره می شیم.

00:07:23.920 --> 00:07:26.040
‫خب، کارای دیگه ای هم می شه در سینما کرد.

00:07:30.360 --> 00:07:31.630
‫"ژانوی یِی".

00:07:31.680 --> 00:07:33.190
‫رئیس.

00:07:33.240 --> 00:07:35.760
‫بازرس "گرندژان" از "آرپاژون" پشت خطه.

00:07:38.920 --> 00:07:41.270
‫"لوئیس". خیلی وقت می شه صحبت نکردیم.

00:07:41.320 --> 00:07:44.310
‫"مَیگرِت"، می تونی چند تا از افرادت رو به ایستگاه قطار ببری؟

00:07:44.360 --> 00:07:48.710
‫ما یه مظنون به قتل داریم که در حال سوار شدن به قطار
‫پاریس دیده شده.

00:07:48.760 --> 00:07:51.510
‫- سوار کدوم قطار شده؟
‫- فکر میکنیم قطار ساعت 11:10.

00:07:51.560 --> 00:07:53.230
‫"ژانوی یِی".

00:07:53.280 --> 00:07:57.270
‫اسمش "کارل اندرسون" ـه و ممکنه که
‫مسلح باشه.

00:07:57.320 --> 00:07:59.470
‫می تونی مشخصاتشو بهم بدی؟

00:07:59.520 --> 00:08:02.910
‫مردی بلند قد، 30 ساله و یکی از شیشه های
‫عینکش دودی هست.

00:08:02.960 --> 00:08:05.880
‫- اون به همراه یه زن در حال سفره.
‫- زنشه؟    - نه، خواهرشه.

00:08:06.840 --> 00:08:10.230
‫["همه ی مسافران نیو اورلئان...]

00:08:10.280 --> 00:08:13.480
‫[...به باجه مربوطه مراجعه کنند.]

00:08:15.160 --> 00:08:17.960
‫[مسافران نیو اورلئان هر چه سریعتر سوار شن.]

00:08:22.480 --> 00:08:24.480
‫اونا پلیسَن؟

00:08:25.520 --> 00:08:28.070
‫- بیا اینجا.
‫- "کارل"، داری اذیتم می کنی.

00:08:28.120 --> 00:08:29.390
‫ساکت باش.

00:08:29.440 --> 00:08:31.150
‫داری اذیتم می کنی، "کارل"!

00:08:31.200 --> 00:08:33.710
‫- کاریت ندارم.
‫- اذیتم می کنی! دردم می یاد!   - ساکت باش!

00:08:33.760 --> 00:08:37.310
‫- پلیس! ولش کن بذار بره!  - دستاتو بگیر بالا!
‫- چَمِدونو بذار زمین! -چمدونو بذار زمین.

00:08:37.360 --> 00:08:39.920
‫- وای.
‫- چمدونو بذار زمین! دستاتو بگیر بالا.

00:08:46.600 --> 00:08:49.600
‫- "کارل"؟
‫- بچرخ، دستاتو بگیر پشتت.

00:09:02.160 --> 00:09:04.150
‫از این طرف ببرینش.

00:09:04.200 --> 00:09:07.910
‫- خواهرم نباید اینجا باشه. اون کاملا بی گناه ـه.
‫- راه بیوفت.

00:09:07.960 --> 00:09:10.640
‫شما حکم قانونی برای بازداشت خواهرم ندارید.

00:09:12.920 --> 00:09:15.520
‫خانم، باید از ماشین پیاده بشین، لطفا.

00:09:16.840 --> 00:09:18.840
‫از ماشین پیاده نمی شه، رئیس.

00:09:22.400 --> 00:09:24.070
‫اسمت چیه؟

00:09:24.120 --> 00:09:25.600
‫من کجام؟

00:09:29.760 --> 00:09:31.750
‫شما در اداره مرکزی پلیس هستید.

00:09:31.800 --> 00:09:36.350
‫کاری که می خوایم بکنیم اینه که شما رو ببریم داخل و
‫چند تا سوال ازتون بپرسیم.

00:09:36.400 --> 00:09:38.400
‫منو ببرید خونه.

00:09:40.160 --> 00:09:42.150
‫می خوام برم خونه.

00:09:42.200 --> 00:09:44.190
‫درک میکنم.

00:09:44.240 --> 00:09:46.830
‫و، خوشبختانه، خیلی زود شما رو می بریم خونه.

00:09:46.880 --> 00:09:48.200
‫"میگرت".

00:09:49.400 --> 00:09:50.790
‫"لوئیس".

00:09:50.840 --> 00:09:53.950
‫همسایه ها میگن برادرش اونو داخل اتاق خواب
‫حبس می کنه.

00:09:54.000 --> 00:09:56.120
‫بیشتر از یک سال می شه که همسایه ها اونو ندیدن.

00:09:57.200 --> 00:10:01.070
‫ببریدش خونه، اونجا باهاش صحبت می کنم.
‫اجازه ندید با کسی صحبت کنه.

00:10:01.120 --> 00:10:03.110
‫افسر "بِرتینت" آدرسو به شما نشون می ده.

00:10:03.160 --> 00:10:06.750
‫و "مِیگرِت" من باهاش صحبت می کنم، می دونم که
‫تمام بازجویی های مربوط به قتل ها رو تو اینجا انجام می دی،

00:10:06.800 --> 00:10:09.230
‫ولی در رابطه با این زن واضحه که ما می تونی
‫ در"آرپاژون" انجامش بدیم.

00:10:09.280 --> 00:10:11.390
‫- مقتول کیه؟
‫- اونو نمی دونیم.

00:10:11.440 --> 00:10:13.510
‫کیف پولی همراه جسد نبود در نتیجه
‫نتونستیم شناساییش کنیم.

00:10:13.560 --> 00:10:18.150
‫ولی تو ماشین "اندرسون" با یه گلوله تو سرش پیدا
‫شده. "اندرسون" مسلح بوده؟

00:10:18.200 --> 00:10:20.320
‫- "ژانوی یِی" اون مسلح بوده؟
‫- بله، رئیس.

00:10:24.920 --> 00:10:27.120
‫خب، بفرما همه چی جور در می یاد.

00:10:27.840 --> 00:10:30.310
‫اسم و آدرستون رو لطفا بگید؟

00:10:30.360 --> 00:10:32.350
‫اسم من "اندرسون" ـه.

00:10:32.400 --> 00:10:34.390
‫با اسم کوچیک "کارل".

00:10:34.440 --> 00:10:38.430
‫دارای تابعیت دانمارکی ، و مقیم خانه "تری ویدوز"
‫در "آرپاژون" هستم.

00:10:38.480 --> 00:10:40.750
‫بند کفش و کمربندت رو در بیار.

00:10:40.800 --> 00:10:43.550
‫- این کارو نمی کنم.
‫- بذارشون داخل جعبه.

00:10:43.600 --> 00:10:45.950
‫درخواست دارم شان من کمی حفظ بشه.

00:10:46.000 --> 00:10:48.910
‫- اگه امکانش باشه.
‫- اشکالی نداره، بازرس.

00:10:48.960 --> 00:10:50.590
‫"دانمارکی"، هان؟

00:10:50.640 --> 00:10:52.550
‫می تونید عینکتون رو دربیارید، لطفا؟

00:10:52.600 --> 00:10:54.910
‫- درخواست مشاوره کنسولگری داده؟
‫- نه.

00:10:54.960 --> 00:10:57.990
‫تمایلی به دریافت مشاوره کنسولگری ندارم.

00:10:58.040 --> 00:11:00.590
‫مطمئنم بعد از یه بازجویی کوتاه

00:11:00.640 --> 00:11:03.710
‫به این نتیجه می رسید که نه من و نه خواهرم

00:11:03.760 --> 00:11:06.590
‫نقشی در مرگ مَردی که در گاراژ خونمون
‫پیدا شد، نداریم.

00:11:06.640 --> 00:11:08.560
‫عینکتون رو در بیارید.

00:11:16.080 --> 00:11:19.190
‫مردی که مُرده در گاراژ خونتون پیدا شد، کی هست؟

00:11:19.240 --> 00:11:20.710
‫هیچ نظری ندارم.

00:11:20.760 --> 00:11:22.470
‫قبلا هیچ وقت ندیده بودیش؟

00:11:22.520 --> 00:11:25.510
‫ خب، فکر می کنم شما اساسا سوال قبلی
‫رو دوباره می پرسید، این طور نیست؟

00:11:25.560 --> 00:11:29.470
‫- نه.
‫- خُب، اگه قبلا دیده بودمش می تونستم بگم کیه.

00:11:29.520 --> 00:11:32.670
‫و از این لحاظ که هیچ نظری در مورد هویتش ندارم،
‫در نتیجه نمی تونستم قبلا دیده باشمش.

00:11:32.720 --> 00:11:36.750
‫هدف هر دو سوالتون پیدا کردنِ هویتش ـه.
‫فقط دوست دارید سوالتون رو به طرز دیگری بیان کنید؟

00:11:36.800 --> 00:11:40.360
‫- گوش کن ببین چی می گم...
‫- فقط به ما بگید امروز صبح چه اتفاقی افتاد.

00:11:41.200 --> 00:11:43.990
‫خانم "میشون" با شیرینی های که پخته بود از
‫راه رسید.

00:11:44.040 --> 00:11:46.190
‫این خانم همون همسایه ای هست که
‫فریاد زد و بقیه رو خبر کرد.

00:11:46.240 --> 00:11:47.950
‫برای شما کار می کنه؟

00:11:48.000 --> 00:11:49.990
‫به اندازه ی پولی که بهش می دم،

00:11:50.040 --> 00:11:52.670
‫برامون غذا درست می کنه.

00:11:52.720 --> 00:11:57.430
‫در واقع برای من کار نمی کنه، ولی از این نوع زن هایی هست
‫ که مشغله زیادِ فکری داره و از کار کردن لذت می بره.

00:11:57.480 --> 00:11:59.080
‫- و چه کسی ...
‫- چه ساعتی این کارها انجام شد؟

00:11:59.880 --> 00:12:05.310
‫معمولا ساعت 8 ، مگر اینکه سرش گرم شیرینی پختن
‫باشه، اون وقت ممکنه ساعت 8:15

00:12:05.360 --> 00:12:07.150
‫بعدش چی شد؟

00:12:07.200 --> 00:12:08.750
‫خُب...

00:12:08.800 --> 00:12:11.790
‫من دیدمش که داره به سرعت بالو پر می زنه،
‫مثل وقتی که غاز وحشت زده میشه.

00:12:11.840 --> 00:12:15.990
‫و بعدش که رفتم ببین علتش چیه،
‫جنازه ی یه مرد رو تو ماشینم پیدا کردم.

00:12:16.040 --> 00:12:17.870
‫جنازه چطوری رفته داخل ماشین شما؟

00:12:17.920 --> 00:12:20.120
‫در این زمینه نمی تونم کمکی بکنم.

00:12:22.120 --> 00:12:23.910
‫این تفنگ شماست؟

00:12:23.960 --> 00:12:25.510
‫بله.

00:12:25.560 --> 00:12:27.670
‫- شما کلکسیونر هستید؟
‫- بله.

00:12:27.720 --> 00:12:31.030
‫کلکسیونر سلاح های گرم. هم میدانی و هم ورزشی.

00:12:31.080 --> 00:12:33.780
‫چرا وقتی دستگیر شدید تفنگ پیشتون بود؟

00:12:34.720 --> 00:12:36.390
‫در این زمینه نمی تونم کمکی بکنم.

00:12:36.440 --> 00:12:40.030
‫- منظورت چیه؟
‫- خُب، فکر می کنم منظورم کاملا واضح ـه.

00:12:40.080 --> 00:12:42.190
‫نمی دونستم که تفنگ همراهم ـه.

00:12:42.240 --> 00:12:45.030
‫فکر میکردم داخل کلکسیونم در "آرپاژون" باشه.

00:12:45.080 --> 00:12:47.720
‫وقتی که جنازه رو در ماشینت دیدی...

00:12:48.920 --> 00:12:53.240
‫...چرا شما و خواهرتون به جای اینکه پلیس رو خبر کنید،
‫فرار کردید؟

00:12:58.400 --> 00:13:00.400
‫خواهرم، "اِلسه"، من...

00:13:04.640 --> 00:13:06.640
‫در این زمینه نمی تونم کمکی بکنم.

00:13:07.720 --> 00:13:11.520
‫سلام، بازرس "لاپوینت" هستم از پلیس قضایی.

00:13:12.520 --> 00:13:16.640
‫می خوام سابقه ی یک فرد با ملیت دانمارکی
‫که در بازداشت ماست بررسی کنم

00:13:17.640 --> 00:13:19.560
‫اسمش "کارل اندرسون" هست.

00:13:20.560 --> 00:13:22.560
‫33 سال داره...

00:13:24.600 --> 00:13:27.880
‫دیروز، ما ساعت 8 شام رو در اتاق
‫خواهرم خوردیم.

00:13:31.960 --> 00:13:34.950
‫- همسایتون شام رو درست کرده بود؟
‫- نه، خودم برا دونفرمون املت درست کردم.

00:13:35.000 --> 00:13:36.990
‫این قدر بلدم که بتونم

00:13:37.040 --> 00:13:39.030
‫یه شام مجردی درست کنم.

00:13:39.080 --> 00:13:42.980
‫بعدش در ساعت 8:30 درِ اتاق خواهرم رو قفل
‫کردم و به اتاق خودم رفتم.

00:13:50.240 --> 00:13:53.510
‫- تو کی هستی؟
‫- خدایا، اصلا به حرف های من توجه می کردی؟

00:13:53.560 --> 00:13:58.230
‫سفارت دانمارک می گه هیچ اطلاعاتی از فردی به نام"کارل اندرسون"
‫که با مشخصات تو مطابق باشه، ندارن...

00:13:58.280 --> 00:14:02.950
‫- مطئمنم که دارند.  -... که در "آرپاژون" یا هر نقطه دیگه ای از فرانسه زندگی کنه
‫- اسمم یه اسم دانمارکی رایج ـه.  - بنابراین...

00:14:03.000 --> 00:14:04.590
‫...تو کی هستی؟

00:14:04.640 --> 00:14:06.630
‫اسم من"اندرسون"ـه و در آرپا...

00:14:06.680 --> 00:14:08.950
‫فکر می کنی من نمی فهم کی هستی؟

00:14:09.000 --> 00:14:14.630
‫یا با خانوادت تماس نمی گیرم و بهشون نمی گم که چیکار کردی،
‫خواهرتو  زندانی کردی،

00:14:14.680 --> 00:14:16.280
‫مرتکب قتل شدی؟

00:14:18.040 --> 00:14:20.030
‫چرا خواهرتو حبس کردی؟

00:14:20.080 --> 00:14:22.150
‫برای اینکه ازش محافظت کنم.

00:14:22.200 --> 00:14:24.200
‫در برابر چی؟

00:14:26.520 --> 00:14:28.120
‫در برابر همه چی.

00:14:29.200 --> 00:14:33.510
‫در برابر وسوسه، اغوا، آدما. از
‫کشف شدن مَردهایِ مُرده تو خونش!

00:14:33.560 --> 00:14:35.560
‫من در برابر همه چی ازش محافظت می کنم.

00:14:57.620 --> 00:15:00.420
‫اگه تمایل دارید می تونید روی صندلی بشینید،
‫خودمون می تونیم یه کم قهوه درست کنیم.

00:15:04.720 --> 00:15:06.160
‫ببخشید، خانم...

00:15:16.840 --> 00:15:18.600
‫معذرت می خوام، خانم؟

00:15:27.280 --> 00:15:29.350
‫سلاح قتل هَمون"تپانچه ی لوله کوتاه" بوده؟

00:15:29.400 --> 00:15:31.790
‫اخیرا ازش استفاده شده، بنابراین احتمالا
‫اسلحه قتل باشه.

00:15:31.840 --> 00:15:36.310
‫- از "مورس" می خوام تا چند تا آزمایش روش انجام بده.
‫- نیاز نیست پای "مورس" رو بکشی وسط. مشخصه که کالیبرشون یکسان ـه.

00:15:36.360 --> 00:15:38.510
‫- من قبلا "مورس" رو فرستادم به "آرپاژون"
‫- کِی؟

00:15:38.560 --> 00:15:41.230
‫می خواستم قبل از اینکه جسد منتقل بشه
‫"مورس" یه نگاهی بهش بندازه.

00:15:41.280 --> 00:15:43.950
‫- من قبلا دستور دادم که جسدو انتقال بِدَن.
‫- جلوی انتقالو گرفتم.

00:15:44.000 --> 00:15:47.150
‫چیزی اینجا نیست که " گرندژان" نتونه از پسش
‫بر بیاد، همین طوره؟

00:15:47.200 --> 00:15:51.430
‫من فقط دوست داشتم یکی دو روز باهاش صحبت کنم.
‫مسائلی هست که نمی تونم ازشون سر در بیارم.

00:15:51.480 --> 00:15:55.470
‫مثل چی؟ من سر در آوردم، اون جسد رو داخل ماشینش
‫مخفی کرده تا بعدا از شرش خلاص بشه.

00:15:55.520 --> 00:15:57.390
‫ولی چرا صندلی جلو و نه صندوق عقب؟

00:15:57.440 --> 00:16:00.550
‫نمی دونم. آدم غیر عادی ـه؟
‫دوست داره که اطراف اجساد مرده باشه؟

00:16:00.600 --> 00:16:04.030
‫اون با جسد و اسلحه دیده شده و سعی می کرده
‫فرار کنه.

00:16:04.080 --> 00:16:06.280
‫و هنوزم این پریشون و مضطربش نمی کنه.

00:16:07.200 --> 00:16:10.510
‫من تقریبا این حرفشو باور دارم که می گه، در این
‫زمینه نمی تونه کمکی بهمون بکنه.

00:16:10.560 --> 00:16:12.350
‫- داره دروغ می گه.
‫- شاید.

00:16:12.400 --> 00:16:17.110
‫اما وقتی تو اسم خانواده و خواهرش رو بردی
‫دچار اضطراب و پریشونی شد.

00:16:17.160 --> 00:16:19.310
‫دوست دارم بفهمم دلیل این اضطراب
‫و پریشونی چیه.

00:16:19.360 --> 00:16:24.150
‫باشه برای یه روز دیگه. از اینکه امروز صبح در مراسم
‫خاکسپاری شرکت نکرده بودی، تعجب کردم، " گرندژان".

00:16:24.200 --> 00:16:27.720
‫- تو و "دومولن" باهم در بخش هشتم کار نمی کردید؟
‫- درسته، کار می کردیم.

00:16:30.840 --> 00:16:32.440
‫صـــحــــیــــح.

00:16:34.040 --> 00:16:36.030
‫باید به مراسم می یومدی، "لوئیس".

00:16:36.080 --> 00:16:37.670
‫چطوری مُرد؟

00:16:37.720 --> 00:16:41.510
‫تنها، سه هفته می شد مرده بود. همه اطرافش پر از بطری
‫مشروب بود.

00:16:41.560 --> 00:16:43.350
‫راه خوبی برای مُردن نیست.

00:16:43.400 --> 00:16:45.120
‫نه، نیست.

00:17:17.680 --> 00:17:21.840
‫- اون کیه؟
‫- اون باید شوهر خانمی که پخت و پز میکنه باشه.

00:17:28.920 --> 00:17:31.510
‫خُب، امروز بعد از ظهر بهتون حسودیم نمی شه، رئیس.

00:17:31.560 --> 00:17:33.270
‫چرا پس؟

00:17:33.320 --> 00:17:35.430
‫دو تا زن داخل خونه منتظر شما هستند.

00:17:35.480 --> 00:17:39.150
‫یکی داخل اتاق خوابش سنگر گرفته،
‫اون یکی هم یه دم حرف می زنه.

00:17:39.200 --> 00:17:43.390
‫بنابراین بهش گفتم، "من قهوه رو آماده می کنم"
‫ولی اصلا توجهی نکرد.

00:17:43.440 --> 00:17:47.990
‫اون مرد عجیب غربیه. با اون عینک نیمه دودیش
‫کارهای عجیبی می کنه

00:17:48.040 --> 00:17:51.430
‫و دوست نداره هیچ کسی سر از کارش در بیاره،
‫صحبت کردن باهاش خیلی سخته.

00:17:51.480 --> 00:17:56.390
‫اغلب احساس می کنم که دارم باهاش صحبت می کنم ولی
‫وقتی صحبتم تمام می شه متوجه می شم با خودم حرف می زدم.

00:17:56.440 --> 00:17:58.710
‫معمولا شما قهوه درست می کنید؟

00:17:58.760 --> 00:18:03.960
‫بله، ولی امروز صبح پارافین چراغ قهوه ساز تموم شده بود،
‫برای همین به گاراژ رفتم تا کمی پارافین بیارم.

00:18:05.440 --> 00:18:07.430
‫پارافین رو در گاراژ نگه می دارند؟

00:18:07.480 --> 00:18:09.480
‫بله، همین طوره.

00:18:15.760 --> 00:18:18.830
‫وقتی که به گاراژ رفتم،

00:18:18.880 --> 00:18:22.470
‫که هیچ وقتِ دیگه نمی رم، حتی اگه ازم بخواید یا
‫مجبورم کنید.

00:18:22.520 --> 00:18:25.520
‫هیچ کس نمی خواد شما رو مجبور به انجام کاری کنه.

00:18:34.160 --> 00:18:37.830
‫- "مورس"؟
‫- امیدوارم نخوای در مورد هویتش ازم سوال کنی، "مِیگرِت".

00:18:37.880 --> 00:18:40.150
‫هر کدوم از لباس هاش از یه جایی خریداری شده.

00:18:40.200 --> 00:18:41.990
‫کت و شلوارش انگلیسی ـه.

00:18:42.040 --> 00:18:43.830
‫پیراهنش فرانسوی ـه.

00:18:43.880 --> 00:18:46.870
‫- از چه نوع سلاحی استفاده شده؟
‫- یه تپانچه کوچک از نوع کوتاه بُرد.

00:18:46.920 --> 00:18:51.070
‫می تونی نشانه هایی از سوختگی بر روی پوستش
‫ببینی، این نوع سوختگی نشون می ده که

00:18:51.120 --> 00:18:55.110
‫لوله ی تفنگ در فاصله ی دو اینچی
‫سرش قرار گرفته.

00:18:55.160 --> 00:18:59.110
‫- زمان قتل کی بوده؟
‫- از دمای بدنش می شه گفت که کمتر از 12 ساعت پیش.

00:18:59.160 --> 00:19:01.150
‫در نتیجه بعد از نیمه شب.

00:19:01.200 --> 00:19:03.390
‫مثل همه ی قتل های تمیزی که انجام میشه.

00:19:03.440 --> 00:19:05.430
‫و... من این...

00:19:05.480 --> 00:19:08.680
‫"کلاه یهودی" رو تو جیبش پیدا کردم.

00:19:14.000 --> 00:19:15.990
‫داخل ماشین کشته شده؟

00:19:16.040 --> 00:19:18.430
‫خُب، هیچ لکه ای که ناشی از پاشیدن خون باشه وجود نداره،

00:19:18.480 --> 00:19:21.150
‫هیچ ماده مغزی که در حال تخریب باشه وجود نداره،
‫در نتیجه نه، داخل ماشین کشته نشده.

00:19:21.200 --> 00:19:23.190
‫ئاخل گاراژ چی ؟

00:19:23.240 --> 00:19:26.840
‫هیچ ردی از خون داخل گاراژ نیست،
‫بنابراین، نه، یه جای دیگه به قتل رسیده.

00:19:33.880 --> 00:19:35.880
‫بیچاره ی بد شانس.

00:19:47.200 --> 00:19:49.190
‫چیکار می کنی؟

00:19:49.240 --> 00:19:53.110
‫اگه لباس هاش از شهرهای مختلف باشه احتمالا برای
‫گذاران زندگی سفر می کرده.

00:19:53.160 --> 00:19:57.030
‫و بخشی از لباس هات که بیشترین احتمال رو داره از
‫نزدیکی محل زندگیت خریده باشی

00:19:57.080 --> 00:19:58.800
‫کفش هات هستند.

00:20:07.160 --> 00:20:08.760
‫بیا بشین.

00:20:09.840 --> 00:20:11.400
‫وای!

00:20:12.480 --> 00:20:14.470
‫اونا برا من ـه؟

00:20:14.520 --> 00:20:16.630
‫بله عزیزم، از "روئِن" خریدم.

00:20:16.680 --> 00:20:18.790
‫همیشه برام یه چیزی می یاری.

00:20:18.840 --> 00:20:20.830
‫عجب دختر خوش شانسی هستم، مـــــن.

00:20:20.880 --> 00:20:22.880
‫ممنونم، "ریچارد".

00:20:23.880 --> 00:20:25.870
‫پس، اونا "دانمارکی" رو دستگیر کردند؟

00:20:25.920 --> 00:20:28.600
‫- آره.
‫-اونو به قتل متهم کردند؟

00:20:29.920 --> 00:20:31.910
‫همه چی مرتبه.

00:20:31.960 --> 00:20:34.840
‫الان من اینجام. تو خیلی شجاع بودی.

00:20:35.920 --> 00:20:38.120
‫آره، شجاعت به خرج دادم.

00:20:39.240 --> 00:20:41.240
‫تمام روز رو...

00:20:47.760 --> 00:20:50.870
‫- می تونم در مور دیشب چند تا سوال ازتون بپرسم؟
‫- بله، مشکلی نیست.

00:20:50.920 --> 00:20:53.120
‫- اسمت چیه؟
‫- "اسکار ویتٍن".

00:20:54.040 --> 00:20:56.030
‫چه موقع از شب تعطیل می کنید، "اسکار"؟

00:20:56.080 --> 00:20:58.070
‫ما هیچ وقت نمی بندیم، مگه نه "جُ"؟

00:20:58.120 --> 00:21:00.190
‫لابد باید شلوغ ترین گاراژ فرانسه باشید.

00:21:00.240 --> 00:21:03.550
‫تمام کامیون های میوه از سراسر کشور از اینجا رد می شن.

00:21:03.600 --> 00:21:07.110
‫- دیشب شما مرد جوانی رو ندیدید که از تقاطع به این سمت بیاد؟
‫- نه، ندیدیم.

00:21:07.160 --> 00:21:09.110
‫حدودا سی ساله؟ با کلاه "همبورگی"؟

00:21:09.160 --> 00:21:10.950
‫این همونی شخصیه که کشته شده؟

00:21:11.000 --> 00:21:14.910
‫کسایی که اونجا زندگی می کنن خیلی عجیب غریبن،
‫همیشه بعد از ساعت 9 چراغاشون خاموشه.

00:21:14.960 --> 00:21:18.880
‫گهگاهی صدای شلیک گلوله از باغشون می یاد،
‫دیشب صدایی نیومد.

00:21:31.240 --> 00:21:33.040
‫سلام.

00:21:35.040 --> 00:21:37.480
‫گمون کنم می خواستید با من صحبت کنید.

00:21:41.160 --> 00:21:45.320
‫برادرت همیشه تفنگ هاشو این طوری رها می کنه یا
‫اون ها رو در جای امنی قفل می کنه؟

00:21:46.800 --> 00:21:50.110
‫قصد ندارید در مورد واقعه ی امروز صبح
‫سوال بپرسید؟

00:21:50.160 --> 00:21:51.760
‫سوالمو جواب بدید، لطفا.

00:21:54.280 --> 00:21:56.280
‫می شه یه سیگار بردارم؟

00:21:57.480 --> 00:21:59.080
‫بله، بفرمایید.

00:22:00.600 --> 00:22:03.710
‫برادرم هیچ وقت سلاح های گرمشو تو کمد قفل نمی کنه.
‫دوست داره همیشه دم دستش باشن.

00:22:03.760 --> 00:22:06.160
‫امروز صبح چه اتفاقی افتاد؟

00:22:08.000 --> 00:22:10.200
‫یه آدم باشخصیت سیگارمو روشن می کنه.

00:22:12.600 --> 00:22:14.600
‫شما آدم با شخصیتی هستید؟

00:22:31.400 --> 00:22:34.560
‫امروز صبح، برادرم در حالی که سرو وضع ...

00:22:35.760 --> 00:22:37.750
‫...مناسبی نداشتم اومد به اتاقم

00:22:37.800 --> 00:22:41.310
‫بهم گفت که یه جسد داخل گاراژ ـه و باید اینجا رو
‫سریع ترک کنیم.

00:22:41.360 --> 00:22:43.350
‫می دونی اون جسد چه کسی بود؟

00:22:43.400 --> 00:22:44.950
‫بهش نگاه نکردم.

00:22:45.000 --> 00:22:49.990
‫ولی نمی شناسمش و نمی تونم به شما بگم که برادرم
‫اونو می شناسه یا نه؟

00:22:50.040 --> 00:22:53.040
‫نظر برادرتون بود که هر دو از اینجا برید؟

00:22:54.120 --> 00:22:56.120
‫بله، من پیشنهاد کردم که بمونیم.

00:22:57.200 --> 00:23:01.550
‫من مطئمن بودم مردم درک می کنن که اگه برادرم کسی رو
‫کشته حتما دلیلی واسش داشته.

00:23:01.600 --> 00:23:03.870
‫پس برای چی باهاش از اینجا رفتی؟

00:23:03.920 --> 00:23:06.920
‫ما فقط همدیگه رو داریم، سربازرس.

00:23:08.640 --> 00:23:11.360
‫ما دوتا تنها باقی مونده ی خانوادمون در
‫دانمارک هستیم.

00:23:12.800 --> 00:23:14.800
‫و برادرم...

00:23:16.200 --> 00:23:18.480
‫...برادرم دارایی خانواده مون رو از دست داد.

00:23:19.720 --> 00:23:22.240
‫این اتفاق اونو زمین گیر کرد حتی بیش از، از دست دادن چشمش.

00:23:24.640 --> 00:23:26.830
‫چطوری چشمش رو از دست داد؟

00:23:26.880 --> 00:23:28.880
‫در یه سانحه ی هوایی.

00:23:30.160 --> 00:23:32.150
‫آتیشی در اتاقک خلبان اتفاق می افته

00:23:32.200 --> 00:23:35.470
‫وقتی تونست نجات پیدا کنه، یکی از چشم هاش رو از دست
‫داده بود.

00:23:35.520 --> 00:23:37.840
‫- کِی این اتفاق افتاد؟
‫- سه سال پیش.

00:23:49.600 --> 00:23:52.110
‫سوال دیگه ای از من دارید یا

00:23:52.160 --> 00:23:54.160
‫اینکه می تونم به اتاقم برگردم؟

00:23:58.360 --> 00:24:00.350
‫الان برای پول درآوردن چکار می کنه؟

00:24:00.400 --> 00:24:03.560
‫طراحی محصول برای شرکت "دوما و فیلس" در "پاریس".

00:24:05.080 --> 00:24:07.080
‫"اندرسون" فامیل واقعی شماست؟

00:24:17.960 --> 00:24:19.350
‫"اِلسه"؟

00:24:20.400 --> 00:24:21.400
‫بله، هست.

00:24:23.680 --> 00:24:25.880
‫از برادرت نترس.

00:24:27.600 --> 00:24:29.600
‫ازش می ترسم.

00:24:30.520 --> 00:24:32.990
‫در خانواده ما نوعی از دیوانگی وجود داره.

00:24:33.040 --> 00:24:35.040
‫پدربزرگم خودشو کشت،

00:24:36.120 --> 00:24:38.400
‫اما قبلش بقیه رو هم کشته بود.

00:24:42.240 --> 00:24:44.710
‫رئیس می خواد حواست به "اندرسون" باشه.

00:24:44.760 --> 00:24:47.110
‫باشه، به نگهبان اطلاع می دم تا چکش کنه.

00:24:47.160 --> 00:24:50.510
‫نه، رئیس می خواد تو بری، می خواد بند کفش و
‫کرواتش رو

00:24:50.560 --> 00:24:53.750
‫ازش بگیری و تا وقتی که اون برگرده بیرون سلولش
‫بشینی.

00:24:53.800 --> 00:24:57.560
‫- اون خودشو دار نمی زنه.
‫- خُب، اگه تو اونجا باشی، این کارو نمی کنه.

00:25:02.680 --> 00:25:05.070
‫می تونی بازم با پلیس "آنتورپ" تماس بگیری؟

00:25:05.120 --> 00:25:08.520
‫ببین بازرگان یهودی ای رو می شناسن که با این
‫مشخصات تطابق داشته باشه.

00:25:12.280 --> 00:25:14.280
‫بَه، ببینم چی داری؟

00:25:20.000 --> 00:25:21.990
‫نگهبان! نگهبان، کلیدا رو بیار.

00:25:22.040 --> 00:25:23.880
‫زودباش! نگــهـبان!

00:25:24.960 --> 00:25:26.480
‫بِجُنب!

00:25:30.000 --> 00:25:31.950
‫خیلی خُب.

00:25:32.000 --> 00:25:35.430
‫گرفتمت. کمربندو باز کن.
‫زودباش! کمربندو باز کن.

00:25:35.480 --> 00:25:37.310
‫کمر بند!

00:25:37.360 --> 00:25:38.880
‫بِجُنب!

00:25:41.400 --> 00:25:43.400
‫خوبه خوبه، گرفتمش، گرفتمش.

00:25:45.760 --> 00:25:48.360
‫- حالش خوبه.
‫- بذارش زمین. بذار بشینه!

00:26:11.060 --> 00:26:13.060
‫چرا سعی کردی خودتو بکشی؟

00:26:13.800 --> 00:26:16.000
‫اگه اینجا باشم نمی تونم از خواهرم محافظت کنم.

00:26:17.560 --> 00:26:19.760
‫الانم که همش اینجا هستم، این طور نیست؟

00:26:22.960 --> 00:26:25.360
‫اگه به من کمک کنی، می تونم کمکت کنم.

00:26:28.720 --> 00:26:30.710
‫چطوری می تونم کمکت کنم؟

00:26:30.760 --> 00:26:32.750
‫با صادق بودن.

00:26:32.800 --> 00:26:36.030
‫یه آدم مرده تو ماشینم پیدا شده،
‫من با یه تفنگ دستگیر شدم.

00:26:36.080 --> 00:26:37.840
‫نمی دونم چطوری این چیزا اتفاق افتاده.

00:26:39.920 --> 00:26:42.920
‫من باهات صادق بودم، سربازرس.

00:26:44.080 --> 00:26:46.030
‫و این هیچ کمکی نمی کنه.

00:26:46.080 --> 00:26:48.320
‫اسمت چیه؟

00:26:49.320 --> 00:26:51.310
‫پدربزرگرم یه بار بهم گفت

00:26:51.360 --> 00:26:55.230
‫یک از پست رفت کننده ترین گام های که توسط جامعه در
‫طور عمر حیاتش برداشته می شه

00:26:55.280 --> 00:26:57.990
‫رشد قدرت و تسلط پلیس بوده.

00:26:58.040 --> 00:27:03.760
‫اون می گفت در حال حاضر هر آدم بی تربیت و غیر متمدنی می تونه
‫در اتاق پذیرایی یه آدم با شخصیت بایسته و توی سخنانش شک و تردید ایجاد کنه.

00:27:04.760 --> 00:27:09.680
‫اون می گفت اولین باری که پدرش با یه افسر پلیس ملاقات داشته،
‫از املاکش بیرونش کرده.

00:27:11.360 --> 00:27:13.640
‫اسم املاک خانولدگیتون چیه؟

00:27:18.120 --> 00:27:22.990
‫شما یه آدم با شخصیت از یک بخش کوچک و فرهیخته ی اجتماع دانمارک هستید.

00:27:23.040 --> 00:27:26.430
‫آسیب هایی که بهت وارد شده باعث می شه تا سریعا
‫قابل شناسایی باشی.

00:27:26.480 --> 00:27:29.760
‫فقط مساله زمانه تا بفهمم اسمت چی هست.

00:27:36.240 --> 00:27:39.520
‫یه آدم بد ریخت بودن چه احساسی داره؟

00:27:43.400 --> 00:27:45.390
‫وقتی که داشتم از هواپیما نجات پیدا می کردم،

00:27:45.440 --> 00:27:47.430
‫فکر می کردم دارم می میرم

00:27:47.480 --> 00:27:50.080
‫و داشتم به این فکر می کردم که مستحق مرگ هستم،
‫و با این حال...

00:27:51.640 --> 00:27:53.640
‫متوجه شدم در حال دعا به درگاه خدا هستم.

00:27:54.640 --> 00:27:57.110
‫برای اولین بار در عمرم صداش می زنم،

00:27:57.160 --> 00:27:59.160
‫که اگه زنده بمونم می خوام کارهای خوب بکنم.

00:28:00.320 --> 00:28:04.310
‫دیگه زندگیم بیهوده نخواهد بود، می خوام در
‫دنیا کارهای پسندیده بکنم.

00:28:04.360 --> 00:28:05.960
‫رئیس.

00:28:11.400 --> 00:28:14.430
‫پلیس "آنتورپ" هویت مردِ کشته شده رو
‫شناسایی کرده.

00:28:14.480 --> 00:28:16.280
‫اسمش "آیزاک گلدبرگ"ـه.

00:28:17.800 --> 00:28:22.510
‫می بینی، اونا درمورد مقداری الماس که از یه سرقت بزرگ
‫در لندن جا به جا شده اطلاع داشتند

00:28:22.560 --> 00:28:25.080
‫و مظنون بودن که سنگ ها پیش اون ـه.

00:28:30.880 --> 00:28:35.040
‫جواهر فروشی به اسم "آیزاک گلدبرگ" در شهر"آنتورپ"
‫می شناسی؟

00:28:36.640 --> 00:28:38.640
‫نه نمی شناسم.

00:29:21.440 --> 00:29:26.120
‫- اگه گذاشته بودن خودشو دار بزنه، یه لطفی در حق همه کرده بودن.
‫- آره، درسته.

00:29:31.080 --> 00:29:33.080
‫- دارن آزادش می کنن.
‫- چی می گی ؟

00:29:34.400 --> 00:29:36.320
‫هِـــــی!

00:29:39.080 --> 00:29:41.280
‫هی! نرو!

00:29:42.920 --> 00:29:46.110
‫بایست! وایسا! هِــــــــی!

00:29:46.160 --> 00:29:47.760
‫هِـــــــــــی!

00:29:49.440 --> 00:29:55.350
‫از طریق کنترل مرزی فهمیدیم ساعت 10 شب گذشته ماشین "گلدبرگ"
‫به طرف فرانسه در حال حرکت بوده.

00:29:55.400 --> 00:30:00.270
‫اگه اون در ساعات اولیه بامداد کشته شده باشه یعنی
‫مستقیما تا "آرپاژون" رو رانندگی می کرده.

00:30:00.320 --> 00:30:02.310
‫ماشینش یه رنو آبی،

00:30:02.360 --> 00:30:06.360
‫با پلاک "P3016" بوده،
‫باید پیداش کنیم.

00:30:07.360 --> 00:30:11.110
‫پلیس "بلژیک " می گه هیج الماسی در سکونت گاه
‫"گلد برگ" پیدا نکرده.

00:30:11.160 --> 00:30:14.150
‫که این معنی رو می ده، اون باید برای فروش الماس ها به
‫"آرپاژون" اومده باشه.

00:30:14.200 --> 00:30:17.110
‫و از اونجایی که موقع دستگیری "اندرسون" هیچ الماسی پیشش نبوده،

00:30:17.160 --> 00:30:20.310
‫یا الماس ها پیش "اندرسون" نیست یا هنوز اونها رو
‫جا به جا نکرده.

00:30:20.360 --> 00:30:23.270
‫برای همین می خوام که 24 ساعته تحت نظر باشه،

00:30:23.320 --> 00:30:25.320
‫چرا گذاشتی "اندرسون" بره؟

00:30:27.000 --> 00:30:30.670
‫به خاطر اینکه معتقدم وقتی تو زندان محبوس باشه
‫هیچ استفاده ای برامون نداره...

00:30:30.720 --> 00:30:33.510
‫- چرا استفاده ای نداره؟
‫- اگر دوست داری بدونی بذار حرفمو تموم کنم.

00:30:33.560 --> 00:30:36.990
‫...به خاطر اینکه اگه آزاد باشه می تونیم تحت نظر بگیریمش.

00:30:37.040 --> 00:30:40.990
‫و در صورتی که گناه کار باشه، ممکنه مارو به محل الماس ها
‫هدایت کنه و خودشو در مذان اتهام قرار بده.

00:30:41.040 --> 00:30:44.350
‫کاملا مشخص که گناه کاره! وقتی اون دستگیر کردیم
‫آلت قتل همراهش بوده.

00:30:44.400 --> 00:30:47.710
‫- ممکنه شخصی تفنگ رو در لباسش قرار داده باشه.
‫- بذار حرفمو تموم بشه!

00:30:47.760 --> 00:30:50.990
‫اون در حال فرار بوده، اون سعی کرد با
‫کشتن خودش از زیر تیغ عدالت فرار کنه

00:30:51.040 --> 00:30:54.030
‫و جسد رو در ماشین لعنتیش نگهداری می کرده.

00:30:54.080 --> 00:30:57.950
‫نمی دونیم اگه اون مقصر باشه، چه کسی جسدو
‫اونجا گذاشته.
‫شاید کسی براش پاپوش درست کرده باشه.

00:30:58.000 --> 00:31:01.310
‫اگه گناه کار باشه، الماس های "گلدبرگ" رو
‫یه جایی نگه می داره

00:31:01.360 --> 00:31:03.840
‫و وقتی که خواست جا به جاشون کنه ما
‫تحت نظر داریمش.

00:31:05.200 --> 00:31:07.190
‫همیشه فکر می کنی حق با توئه،

00:31:07.240 --> 00:31:09.760
‫این طور نیست، "مِیگرِت"؟
‫همیشه. تموم این سال ها.

00:31:10.760 --> 00:31:14.230
‫ولی من دیگه یکی از نوکرای حمال تو نیستم.

00:31:14.280 --> 00:31:15.950
‫این تحقیقات من ـه.

00:31:16.000 --> 00:31:20.070
‫باید با من مشورت می شد و من نمی خواستم
‫مظنون آزاد بشه.

00:31:20.120 --> 00:31:22.120
‫من یه جور دیگه فکر می کنم.

00:31:23.200 --> 00:31:25.880
‫و اینکه تو سرپرست این تحقیقات نیستی.

00:31:37.840 --> 00:31:39.840
‫["ژان-پائول"!]

00:31:48.880 --> 00:31:50.880
‫[آره، آمادس.]
‫[راش بنداز!]

00:31:52.160 --> 00:31:53.670
‫"ریچارد"!

00:31:53.720 --> 00:31:55.710
‫پلیس دانمارکی ـه رو آزاد کرده.

00:31:55.760 --> 00:31:57.640
‫چی گفتی؟

00:32:05.600 --> 00:32:08.600
‫[بذار فشار رو بررسی کنیم،
‫بعدش آمده به کار می شه!]

00:32:10.040 --> 00:32:13.030
‫- برو ببین چرا آزادش کردن.
‫- نمی تونم اینو ازش بپرسم.

00:32:13.080 --> 00:32:14.670
‫می تونی عزیـــــزم.

00:32:14.720 --> 00:32:18.400
‫اصلا عجیب به نظر نمی رسه. ببین به کس دیگه ای
‫مظنون شدن یا نه.

00:32:23.840 --> 00:32:25.440
‫تویی؟

00:32:31.320 --> 00:32:33.320
‫- آزادت کردن؟
‫- بله.

00:32:33.960 --> 00:32:36.160
‫چی بهشون گفتی؟

00:32:41.800 --> 00:32:43.800
‫حقیقت رو.

00:32:45.600 --> 00:32:47.590
‫حقیقت؟

00:32:47.640 --> 00:32:49.920
‫خُب، البته همشو نگفتم.

00:32:51.320 --> 00:32:54.310
‫مطمئنا مارو تحت نظر قرار می دن.

00:32:54.360 --> 00:32:56.350
‫پس باید در مورد ما سوء ظن داشته باشند.

00:32:56.400 --> 00:32:58.670
‫می ترسیدم هیچ وقت دوباره تو رو نبینم.

00:32:58.720 --> 00:33:02.320
‫فکر کردم اگه آزادت کنن
‫حتما دوباره فرار می کنی.

00:33:16.280 --> 00:33:19.760
‫وقتی ایمانم رو از دست دادم فکر کردم
‫اونا قصد ندارن آزادم کنن.

00:33:21.760 --> 00:33:23.760
‫هرگز بدون تو فرار نمی کنم.

00:33:24.760 --> 00:33:28.280
‫سلام؟ با اجازه دارم می یام داخل؟

00:33:33.480 --> 00:33:35.670
‫معذرت می خوام، نمی دونستم شما برگشتید.

00:33:35.720 --> 00:33:37.910
‫باید دو تا بشقاب می یاوردم.

00:33:37.960 --> 00:33:41.080
‫اونا هویت جسد مردی که در گاراژ بود رو
‫پیدا نکردند؟

00:33:42.640 --> 00:33:44.630
‫بله، معتقدم که شناساییش کردن.

00:33:44.680 --> 00:33:46.560
‫اگه می شه...

00:33:47.560 --> 00:33:50.430
‫...شام رو در اتاق ناهار خوری بذارید، ممنونم.

00:33:50.480 --> 00:33:52.830
‫اونا نفهمیدن قاتل کی ـه؟

00:33:52.880 --> 00:33:57.030
‫چون فکر می کنم اگه شما هنوز آزاد باشید
‫ممکنه امشب نتونم راحت بخوابم...

00:33:57.080 --> 00:33:59.790
‫یا اگه قاتل هنوز آزاد باشه.

00:33:59.840 --> 00:34:01.320
‫ببخشید.

00:34:17.160 --> 00:34:21.480
‫همین الان از کاراگاه های بخش شما به خاطر
‫رفتار زشتم عذرخواهی کردم و...

00:34:22.640 --> 00:34:24.640
‫یه عذرخواهی هم به تو بدهکارم.

00:34:25.800 --> 00:34:29.190
‫فکر می کردم خارج از "آرپاژون" هم می تونم به
‫روش خودم عمل کنم.

00:34:29.240 --> 00:34:32.280
‫من باید اول تو رو از تصمیم خودم با خبر می کردم..

00:34:34.080 --> 00:34:38.560
‫گمون کنم فقط رفقای قدیمی بتونن بدون هیچ قصد و
‫غرضی سر هم دیگه داد و فریاد بزنن.

00:34:40.160 --> 00:34:41.750
‫ببین،

00:34:41.800 --> 00:34:45.390
‫"کلیر" امشب به پاریس می یاد،
‫می خواد مقداری خرید انجام بده.

00:34:45.440 --> 00:34:48.030
‫تو و "لوئیز" برای شام به ما ملحق می شید؟

00:34:48.080 --> 00:34:50.510
‫مطمئنم خیلی دوست داره هر دوی شما رو ببینه.

00:34:50.560 --> 00:34:52.560
‫ما تعدادی از افراد رو برای مراقبت در "آرپاژون"
‫مستقر کردیم.

00:34:55.960 --> 00:34:58.160
‫تلاشم اینه که بینمون صلح و آشتی باشه، "مِیگرِت"

00:34:59.680 --> 00:35:01.760
‫ممنون، "لوئیس". خیلی خوب می شه.

00:35:13.920 --> 00:35:16.720
‫چقدر خوبه که می بینمتون.
‫چند وقت می شه؟

00:35:18.160 --> 00:35:21.430
‫- 16 سال.
‫- ما هم داشتیم راجبش داخل تاکسی حرف می زدیم.

00:35:21.480 --> 00:35:24.390
‫خُب، بایدم اینجوری باشه.
‫خانوما خیلی وقته همدیگه رو ندیدن.

00:35:24.440 --> 00:35:26.430
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

00:35:26.480 --> 00:35:29.200
‫- خانم. آقا.
‫- متشکرم.

00:35:30.880 --> 00:35:32.870
‫تو چطوری، "مِیگرِت"؟

00:35:32.920 --> 00:35:35.630
‫در مورد مرگ "کلود دومولن" خیلی متاسفم.

00:35:35.680 --> 00:35:37.510
‫ممنونم، "کلیر".

00:35:37.560 --> 00:35:39.150
‫ولی من خوبم.

00:35:39.200 --> 00:35:42.470
‫"مِیگرِت" می گه در مراسم خاکسپاری "کلود" افراد
‫کمی حضور داشتند.

00:35:42.520 --> 00:35:45.480
‫- خُب، می دونم که همسران نباید در این مسائل دخالت کنند...
‫- پس دخالت نکن.

00:35:51.680 --> 00:35:53.670
‫چطور مرد؟

00:35:53.720 --> 00:35:55.750
‫در تنهایی و بی کسی.

00:35:55.800 --> 00:35:57.800
‫غم انگیزه.

00:35:59.120 --> 00:36:03.190
‫من زمانی رو که هر چهارتامون با "دومولون" ها به مراسم
‫رقص می رفتیم، به خاطر می یارم.

00:36:03.240 --> 00:36:04.830
‫شما به خاطر دارید؟

00:36:04.880 --> 00:36:08.150
‫من سالهاست در فراموش کردن رقصم برگزیده می شم و
‫تو هم همین طور، "مِیگرِت".

00:36:08.200 --> 00:36:12.190
‫تو و "جولیت" به آپارتمان مادرم اومدید و با هم دیگه
‫لباس های خوشگل پوشیدیم.

00:36:12.240 --> 00:36:14.510
‫آره، یادمه، بعدش
‫به اون بار کوچیک رفتیم

00:36:14.560 --> 00:36:17.550
‫و منتظر موندیم تا تمرین رقصشون تموم بشه.
‫یادت می یاد؟

00:36:17.600 --> 00:36:19.910
‫دلم برای پاریس تنگ شده.

00:36:19.960 --> 00:36:22.510
‫زیاد به پاریس می یای؟

00:36:22.560 --> 00:36:24.510
‫بله، عادت منه.

00:36:24.560 --> 00:36:28.200
‫نیاز دارم هر دو ماه بیام خرید وگرنه
‫در اونجا (آرپاژون) دیوونه می شم.

00:36:30.480 --> 00:36:31.960
‫خانم.

00:36:37.600 --> 00:36:39.200
‫ممنون.

00:36:40.280 --> 00:36:44.750
‫"پسر جوانتر به پدرش گفت،"

00:36:44.800 --> 00:36:48.230
‫"سهمی را که از دارایی تو به من خواهد رسید،
‫ اکنون به من بده."

00:36:48.280 --> 00:36:50.870
‫"پدر دارایی خود را بین آن دو تقسیم کرد."

00:36:50.920 --> 00:36:52.920
‫امیدوارم تمام شبو دم پنجره بایسته.

00:36:54.920 --> 00:36:56.510
‫"پس از چندی،"

00:36:56.560 --> 00:36:59.910
‫"پسر کوچکتر آنچه داشت گرد‌آورد و
‫راهی دیاری دوردست شد"

00:36:59.960 --> 00:37:03.640
‫"و ثروت خویش را در آنجا به عیاشی بر‌‌باد داد."

00:37:04.720 --> 00:37:06.710
‫نمی دونم چی داره براش می خونه.

00:37:06.760 --> 00:37:08.560
‫حتما قصه های وقت خوابیدن.

00:37:11.080 --> 00:37:14.760
‫چرا نمی ری اون اطراف یه چرخی بزنی تا مراقب باشی،
‫شاید اون دزکی از جایی بیرون بیاد؟

00:37:16.440 --> 00:37:18.430
‫از بودن با من لذت نمی بری؟

00:37:18.480 --> 00:37:19.880
‫بدتر از این هم بهم گذشته.

00:37:27.240 --> 00:37:28.950
‫بفرمایید.

00:37:29.000 --> 00:37:31.190
‫من "ویسکی" 12 ساله می خورم.

00:37:31.240 --> 00:37:33.350
‫- خُب، چی فکر می کنی؟
‫[- صمیمی بود؟]

00:37:33.400 --> 00:37:35.400
‫در مورد اجاقی که با پارافین کار می کرد.

00:37:36.480 --> 00:37:39.790
‫و چرا یه نفر پارافین رو در سینک ریخته بود.

00:37:39.840 --> 00:37:42.230
‫- ریخته بودن؟
‫- می تونستم بوش رو حس کنم.

00:37:42.280 --> 00:37:44.000
‫مطمئنی؟

00:37:45.120 --> 00:37:50.320
‫فکر می کنم یه کسی می خواسته مطمئن بشه که خانم "میشون" امروز صبح به گاراژ بره.

00:38:01.080 --> 00:38:03.080
‫- [هنوز شروع نکرده، جُ جُ؟]
‫- [نه]

00:38:10.880 --> 00:38:12.880
‫- [عصر بخیر، ریچارد]
‫- [عصر بخیر]

00:38:17.240 --> 00:38:19.520
‫- [جُ جُ.]
‫- [عصر به خیر.]

00:38:37.440 --> 00:38:39.230
‫همه چی خوب پیش می ره؟

00:38:39.280 --> 00:38:41.070
‫هنوز دوست من هستی، "لوئیز"؟

00:38:41.120 --> 00:38:44.670
‫- البته که هستم.
‫- فکر می کنم می خواد از من طلاق بگیره.

00:38:44.720 --> 00:38:46.310
‫چی باعث شد این حرفو بزنی؟

00:38:46.360 --> 00:38:50.590
‫فکر می کنم اون با یه زن در پاریس درارتباطه.
‫و می دونستم که قبلا هم با زن ها در ارتباط بوده

00:38:50.640 --> 00:38:53.120
‫ولی... این یکی فرق می کنه.

00:38:54.400 --> 00:38:56.400
‫می دونی اون زن کیه؟

00:38:57.720 --> 00:38:59.310
‫نمی دونم.

00:38:59.360 --> 00:39:01.480
‫خُب، فرقش با قبل چیه؟

00:39:02.520 --> 00:39:04.520
‫به نظر احمقانه می یاد، ولی...

00:39:05.600 --> 00:39:07.600
‫...فقط متفاوت به نظر می رسه.

00:39:09.520 --> 00:39:11.830
‫معمولا، قبلا وقتایی که با زن ها در ارتباط بود...

00:39:11.880 --> 00:39:15.400
‫... تو خونه بیشتر بهم عشق می ورزید،
‫به خاطر اینکه خوشحال و راضی هست.

00:39:17.360 --> 00:39:21.350
‫ولی الان رفتارش داره همین جور سردتر می شه،
‫انگار داره آماده می شه که منو ترک کنه.

00:39:21.400 --> 00:39:24.920
‫- چی مگی "کلیر".
‫- من می تونم با مسائل کنار بیام، "لوئیز"، ولی...

00:39:27.680 --> 00:39:31.990
‫...نمی تونم ایستادگی کنم تا طرد بشم یا
‫مورد ترحم قرار بگیرم.

00:39:32.040 --> 00:39:34.350
‫مطمئنم که مساله ی جدی ای نیست.

00:39:38.920 --> 00:39:42.640
‫این چک از طرف بانک برگشت خورده، به خاطر اینکه
‫اون تاریخ چک رو ننوشته.

00:39:45.240 --> 00:39:47.440
‫برای مکانی به اسم "شِی مِیرِل" نوشته شده.

00:39:49.160 --> 00:39:51.160
‫مقدارش برای چنین جایی خیلی زیاده.

00:39:53.440 --> 00:39:55.760
‫دیروز می خواستم برم اونجا، ولی من...

00:39:56.880 --> 00:39:58.870
‫نمی تونستم باهاش روبرو بشم.

00:39:58.920 --> 00:40:00.910
‫کل روز رو تو هتل موندم.

00:40:00.960 --> 00:40:02.960
‫نمی خواستم اون زن رو ببینم.

00:40:05.200 --> 00:40:09.070
‫ولی تو می تونی؟ می تونی بفهمی که در اونجا از کسی
‫نگهداری می کنه یا نه؟

00:40:09.120 --> 00:40:14.280
‫- "کلیر"، فکر کنم نباید درگیر این مساله بشم؟ - خواهش می کنم؟
‫- با "لوئیس" صحبت کن.  -خواهش می کنم، می تونی این کارو برای من بکنی؟

00:40:18.520 --> 00:40:20.800
‫[باید مراقب باشی، رفیق.]

00:40:34.520 --> 00:40:37.790
‫شما جُ جُ هستید، درسته؟ بازرس "ژانوی یِی" هستم.
‫امروز صبح همدیگه رو ملاقات کردیم.

00:40:37.840 --> 00:40:39.320
‫بله، درسته.

00:40:41.240 --> 00:40:45.560
‫در ده دقیقه ی گذشته یه دوجین مرد رفتن داخل
‫این گاراژ. چه خبره؟

00:40:46.640 --> 00:40:49.110
‫جُ جُ؟ وایسا ببینم!

00:40:49.160 --> 00:40:52.270
‫- آروم باش، چیزی نیست.
‫- یه خبرایی داخل گاراژ هست.

00:40:52.320 --> 00:40:54.000
‫می دونم.

00:40:56.240 --> 00:40:57.510
‫قوانین رو می دونید، پسرا.

00:40:57.560 --> 00:40:59.920
‫فقط بذار بریم داخل.

00:41:16.080 --> 00:41:18.070
‫همه چی مرتبه رفقا، ادامه بدید.

00:41:18.120 --> 00:41:20.590
‫کی می خواد با من در مقابل مردی که لباس پوشیده
‫شرط ببنده؟

00:41:20.640 --> 00:41:23.040
‫- من، پنج به چهار طرف مقابل.
‫- قبوله، "ریچارد".

00:41:30.240 --> 00:41:33.470
‫این غیر قانونیه،
‫این یه مبارزه بی قانون ـه.

00:41:33.520 --> 00:41:35.760
‫خُب که چی؟ همه رو دستگیر کن.
‫بندازشون تو زندون.

00:41:37.800 --> 00:41:41.000
‫بی خیال، "ژانوی یِی". به نظر می رسه برای من
‫بی ضرر باشه.

00:41:42.120 --> 00:41:43.830
‫پنج به چهار.

00:41:43.880 --> 00:41:45.230
‫قبوله.

00:41:45.280 --> 00:41:48.600
‫- انگار همه رو می شناسی.
‫ - دوست دارم مبارزه رو تماشا کنم.

00:41:56.000 --> 00:41:57.870
‫بسشه دیگه، تمومه.

00:41:57.920 --> 00:42:01.110
‫- بگیرش، بیرون که رفتیم بهم برش گردون.
‫- [بفرما، بگیرش]

00:42:01.160 --> 00:42:04.040
‫کاری می کنیم که فکر کنه نمی خوای به رئیسمون
‫اطلاع بدی.

00:42:09.280 --> 00:42:10.790
‫بِجُنب دیگه.

00:42:10.840 --> 00:42:12.950
‫به نظر نمیرسه از اون جاهایی باشه که بهش
‫علاقه داشته باشی.

00:42:13.000 --> 00:42:18.280
‫نه، نیست، ولی من همیشه نزدیک شب می یام چون
‫این جوونا فقط روی رفیقاشون شرط می بندند.

00:42:20.520 --> 00:42:22.790
‫"کلیر" فکر می کنه "لوئیس" می خواد
‫ازش جدا بشه.

00:42:22.840 --> 00:42:24.830
‫فکر می کنه یا مطمئنه؟

00:42:24.880 --> 00:42:27.310
‫"لوئیس" هیچ چیزی درباره ی اون زن بهت نگفته؟

00:42:27.360 --> 00:42:31.350
‫ازم خواست تا آدرس جایی که فکر می کنه
‫ اون زن رو نگه داشته بررسی کنم.

00:42:31.400 --> 00:42:33.640
‫فکر می کنم تو نباید درگیر این مساله بشی.

00:42:35.360 --> 00:42:36.950
‫اون ازم می خواد.

00:42:37.000 --> 00:42:41.560
‫قبلا هم زنان دیگه ای در زندگی شون بودن و
‫اون تونسته مدیرتش کنه و باهاش کنار بیاد.

00:42:42.640 --> 00:42:45.470
‫اون نمی خواد باهاش کنار بیاد.

00:42:45.520 --> 00:42:48.040
‫می خواد که ترکش نکنه.

00:42:49.120 --> 00:42:52.990
‫بعضی مواقع، فکر می کنم، که تو نمی فهمی همسر
‫یک افسر پلیس بودن چه حسی داره.

00:42:53.040 --> 00:42:57.470
‫ما باید با سهیم شدن شما در تموم اتفاق های بدی که
‫در پاریس رخ می ده، کنار بیایم.

00:42:57.520 --> 00:43:00.360
‫یا با زنان دیگه ی "لوئیس" یا دائم الخمر بودن "کلود"
‫کنار بیایم.

00:43:03.360 --> 00:43:06.550
‫"جولیت دومولن" می خواست بگه که چقدر
‫متنفره که هر شبش رو

00:43:06.600 --> 00:43:11.500
‫بدون دونستن اینکه "کلود" می یاد خونه یا در چه وضعیتی
‫می یاد خونه بگذرونه، حس می کرد یه زندانیه.

00:43:14.320 --> 00:43:15.760
‫تو هم همین حس رو داری؟

00:43:17.440 --> 00:43:19.440
‫می دونم که تو شبیه اون مردها نیستی.

00:43:20.600 --> 00:43:23.670
‫ولی نگرانم که یه روز زنده بر نگردی،

00:43:23.720 --> 00:43:26.320
‫که من تو رو به شغلت ببازم.

00:43:36.080 --> 00:43:38.080
‫باید جواب بدم.

00:43:42.280 --> 00:43:43.550
‫"مِیگرِت".

00:43:43.600 --> 00:43:48.670
‫رئیس،"رولند" و من شب رو صرف بررسی بریده های
‫روزنامه ها ی دانمارکی به همراه یه لغتنامه دانمارکی کردیم

00:43:48.720 --> 00:43:52.910
‫و گزارش های از یه سانحه ی هوایی که

00:43:52.960 --> 00:43:55.390
‫سه سال و نیم پیش رخ داده، پیدا کردیم.

00:43:55.440 --> 00:43:58.270
‫این گزارش در روزنامه..."داگبلادت"

00:43:58.320 --> 00:44:03.630
‫با عنوان "مردی سوخ...هو..... سا.." پیدا شد.

00:44:03.680 --> 00:44:06.390
‫- "لاپوینت".
‫- ببخشید. اومم...

00:44:06.440 --> 00:44:09.630
‫- اسم واقعی "اندروسون" رو پیدا کردی؟
‫- بله، پیدا کردم.

00:44:09.680 --> 00:44:11.310
‫باورتون نمی شه.

00:44:11.360 --> 00:44:12.670
‫ممکنه.

00:44:12.720 --> 00:44:15.680
‫به هرحال، پدرش فردا میاد اینجا.

00:44:25.000 --> 00:44:27.200
‫فامیلی پسرم "سیونس" ـه.

00:44:28.200 --> 00:44:30.200
‫با اسم کوچیک "کارل".

00:44:31.600 --> 00:44:33.600
‫اسم دخترم "اِلسه" هست.

00:44:34.600 --> 00:44:38.590
‫و آخرین باری که باهاشون در تماس داشتید
‫کی بوده، جناب سفیر؟

00:44:38.640 --> 00:44:41.470
‫اون ها جوانترین اعضای خانواده ی من هستن،

00:44:41.520 --> 00:44:44.280
‫نزدیک بودیم از جوانیشون.

00:44:46.360 --> 00:44:50.750
‫و همیشه یه چیز غیر قابل کنترل در
‫موردشون وجود داشت.

00:44:50.800 --> 00:44:52.910
‫روابط نامشروع.

00:44:52.960 --> 00:44:54.960
‫شیوه های زندگی عیاشی و زن بازی.

00:44:55.960 --> 00:44:59.960
‫پسر من بدون حس وظیفه شناسی بزرگ شده.

00:45:01.280 --> 00:45:03.470
‫وظیفه شناسی نسبت خانوادش یا کشورش.

00:45:03.520 --> 00:45:06.070
‫بچه های شما الان خیلی تغییر کردند.

00:45:06.120 --> 00:45:08.310
‫پسرتون آدم خیلی مذهبی ای هست.

00:45:08.360 --> 00:45:09.950
‫و نگه...

00:45:10.000 --> 00:45:13.590
‫پسرم یه جوان پوچ و بی ملاحظه است، "کامیلو".

00:45:13.640 --> 00:45:15.640
‫اون برای ما رسوایی به بار آورده.

00:45:17.600 --> 00:45:19.590
‫بنابراین...

00:45:19.640 --> 00:45:25.270
‫پنج سال پیش، تصمیم گرفتم اونها رو طرد کنم.

00:45:25.320 --> 00:45:27.310
‫هر دوشون رو.

00:45:27.360 --> 00:45:30.870
‫من اعتبار خانوادگی رو از اون ها سلب کردم

00:45:30.920 --> 00:45:33.910
‫و اون ها رو از استفاده ی نام خانوادگی مون منع کردم.

00:45:33.960 --> 00:45:37.240
‫بعد از سانحه ی هوایی هیچ تماسی باهاش نداشتید؟

00:45:38.320 --> 00:45:40.320
‫در مورد سانحه هوایی مطالعه کردم.

00:45:42.000 --> 00:45:45.070
‫بعد از سانحه پسر ارشدم باهاش
‫تماس گرفت

00:45:45.120 --> 00:45:49.030
‫و شاهد وقوع تحولات مذهبی در اون بود،

00:45:49.080 --> 00:45:51.470
‫ولی فکر می کنم فقط داره فیلم بازی می کنه.

00:45:51.520 --> 00:45:55.520
‫وقتی یه میوه فاسد می شه (می پوسه) دوباره
‫نمی تونه به بار بشینه.

00:45:56.640 --> 00:46:00.790
‫به اینجا اومدم چون این وظیفم بود که
‫شما رو از هویتش آگاه کنم

00:46:00.840 --> 00:46:04.790
‫به شما اعتماد می کنم که اسم اصلی یا
‫ارتباطش با من رو

00:46:04.840 --> 00:46:07.040
‫برای مطبوعات منتشر نمی کنید.

00:46:08.280 --> 00:46:12.270
‫جناب سفیر، پسرتون مظنون به قتل یک
‫شهروند بلژیکی ـه.

00:46:12.320 --> 00:46:15.310
‫آیا می دونید ارتباطی با اون کشور داره یا نه؟

00:46:15.360 --> 00:46:19.470
‫هیچ چیزی درباره ی ارتباطات پسرم نمی دونم.

00:46:19.520 --> 00:46:21.510
‫هیچی.

00:46:21.560 --> 00:46:24.360
‫و دوست هم ندارم بدونم، هیچ وقت.

00:46:32.440 --> 00:46:35.550
‫ ترجیح می دم به "اندرسون" نگیم که اسم
‫واقعی شو می دونیم.

00:46:35.600 --> 00:46:39.510
‫- چرا نگیم؟
‫- اگه گناه کاره، می خوام که فکر کنه هیچ سرنخی بدست نیاوردیم.

00:46:39.560 --> 00:46:43.350
‫- باعث می شه تا خیالش از این بابت راحت بشه و احیانا اشتباهی ازش سر بزنه.
‫- پس ما چیکار کنیم؟

00:46:43.400 --> 00:46:47.920
‫ببیند واقعا "اندرسون" شخصی بوده که در تقاطع
‫با "گلدبرگ" ملاقات داشته یا نه.

00:46:49.080 --> 00:46:51.070
‫[بفرمایید، خانم.]

00:46:53.160 --> 00:46:57.320
‫[قطار "مارسی" ایستگاه رو ترک کرد.]

00:47:11.440 --> 00:47:13.440
‫- کجاست؟
‫ اونجاست، قربان.

00:47:15.280 --> 00:47:17.280
‫"سارا گلدبرگ"؟

00:47:20.120 --> 00:47:22.550
‫فکر می کنم جسد شوهرم اینجا باشه.

00:47:22.600 --> 00:47:24.600
‫می خوام ببینمش.

00:47:38.180 --> 00:47:40.230
‫- دیشب اتفاقی نیوفتاد؟
‫- نه.

00:47:40.480 --> 00:47:43.480
‫"اندرسون" یه خورده "کتاب مقدس" رو براش خوند و
‫بعدش رفتن خوابیدن.

00:47:48.860 --> 00:47:51.670
‫دیشب چند تا مسابقه ی "بوکس"
‫در گاراژ برگزار شد.

00:47:51.720 --> 00:47:57.110
‫"برتینت" اونجا رشوه داد و سعی کرد مقداری
‫پول بده تا " گرندژان" بویی نبره.

00:47:57.160 --> 00:47:59.360
‫همسایه ی "اندرسون"..."میشون" هم اونجا بود.

00:48:05.960 --> 00:48:08.030
‫"مِیگرِت" اسم اصلی "اندرسون" رو فهمیده.

00:48:08.080 --> 00:48:11.390
‫- خیلی خوب.
‫- برو خونه، یه کم استراحت کن و گوش به زنگ باش.

00:48:11.440 --> 00:48:13.430
‫می خواهی هر دستگیری که انجام بشه ما
‫هم توش سهمی داشته باشیم.

00:48:33.800 --> 00:48:34.800
‫در بازه.

00:48:38.680 --> 00:48:40.670
‫صبح بخیر.

00:48:40.720 --> 00:48:45.120
‫داشتم می یومدم به جاسوساتون بگم که
‫امروز باید به پاریس برم.

00:48:46.120 --> 00:48:50.670
‫فکر می کردم اگه اونا منو ببینند که بدون اطلاع به
‫سمت پاریس حرکت کنم، بهم مشکوک بشن.

00:48:50.720 --> 00:48:52.710
‫چرا باید به پاریس برید؟

00:48:52.760 --> 00:48:54.750
‫امروز پانزدهم ماه ـه.

00:48:54.800 --> 00:48:57.550
‫روزی ـه که من باید مدل هامو به شرکت
‫"دوماس و فیلس" تحویل بدم

00:48:57.600 --> 00:48:59.790
‫و حقوقمو بگیرم. من...

00:48:59.840 --> 00:49:01.830
‫امیدوارم که این اجازه رو داشته باشم.

00:49:01.880 --> 00:49:04.830
‫البته. ولی من یه حکم برای جستجوی
‫خونه ی شما دارم.

00:49:04.880 --> 00:49:08.670
‫فکر کردم شاید دوست دارید وقتی خونه تون رو
‫می گردیم، اینجا حضور داشته باشید.

00:49:08.720 --> 00:49:10.710
‫متاسفانه باید به پاریس برم.

00:49:10.760 --> 00:49:14.360
‫ما اتاق خواهرتون رو هم می گردیم پس به
‫کلید اتاق نیاز داریم.

00:49:18.360 --> 00:49:19.960
‫البته.

00:49:35.200 --> 00:49:37.200
‫تعقیبش کنید.

00:49:39.200 --> 00:49:43.830
‫نگران این نیستید که برادرم پاریس رو بهانه
‫کرده تا فرار کنه؟

00:49:43.880 --> 00:49:45.480
‫نه.

00:49:46.560 --> 00:49:48.560
‫چی باعث شده این قدر مطمئن باشید؟

00:49:50.120 --> 00:49:53.800
‫چون حرفشو درمورد اینکه "آیزاک گلدبرگ" رو
‫نمی شناسه باور می کنم.

00:49:54.800 --> 00:49:58.470
‫اسمش چی بود؟ نمی خوای از من بپرسید شاید
‫بشناسمش؟

00:49:58.520 --> 00:49:59.950
‫می شناسیش؟

00:50:00.000 --> 00:50:01.360
‫نه.

00:50:05.880 --> 00:50:09.200
‫الان می تونید به جستجو ادامه بدید،
‫سربازرس "مِیگرِت".

00:50:18.640 --> 00:50:22.950
‫"کارل" معتقده اگه برای من "کتاب مقدس" رو بخونه،
‫من در آرامش پارسایانه ای به خواب می رم.

00:50:23.000 --> 00:50:25.190
‫ولی اغلب به یه چیز کمکی نیاز دارم.
‫(منظورش اینه که قرص می خوره)

00:50:25.240 --> 00:50:26.950
‫شما چطور؟

00:50:32.160 --> 00:50:34.600
‫به نظر می رسه آدم غمگینی باشید.

00:50:37.120 --> 00:50:39.120
‫بهم بگو چرا اینقدر غمگین هستی.

00:50:43.680 --> 00:50:45.870
‫یه مردی که می شناختمش هفته ی پیش مُرد.

00:50:45.920 --> 00:50:48.200
‫مَردِ خوب و درستکاری بود.

00:50:49.280 --> 00:50:51.280
‫ولی در بی کسی مُرد.

00:50:52.400 --> 00:50:54.400
‫هیچ کسی دوستش نداشته؟

00:50:55.480 --> 00:50:57.470
‫یه آدم فراموش شده.

00:50:57.520 --> 00:50:59.960
‫همه ی کسایی که دوستش داشتن فراموشش کردن.

00:51:00.840 --> 00:51:02.840
‫این چیزیه که ازش می ترسی؟

00:51:04.920 --> 00:51:06.710
‫نه.

00:51:06.760 --> 00:51:08.910
‫ خجالت نکش.

00:51:08.960 --> 00:51:11.150
‫همه ی مردها دنبال آرامش هستند.

00:51:11.200 --> 00:51:14.910
‫همشون می خوان مورد توجه قرار بگیرند،
‫اینو می دونم.

00:51:14.960 --> 00:51:16.960
‫این چیزیه که همتون رو مثل هم می کنه.

00:51:31.440 --> 00:51:33.440
‫آهای! هی!

00:51:37.720 --> 00:51:39.200
‫هـــــی!

00:51:58.360 --> 00:52:00.360
‫[دعاهایی در دین یهود]

00:52:01.960 --> 00:52:04.430
‫[دعاهایی در دین یهود]

00:52:04.480 --> 00:52:06.760
‫[دعاهایی در دین یهود]

00:52:09.920 --> 00:52:13.550
‫تلاشمو کردم تا پاتو از این قضیه بکشی بیرون.

00:52:13.600 --> 00:52:15.590
‫ولی حریص بودی.

00:52:15.640 --> 00:52:18.760
‫می گفتی هر چی بیشتر داشته باشیم،
‫می تونیم زندگی بهتری درست کنیم.

00:52:19.640 --> 00:52:21.310
‫چرا، "آیـــزاک".

00:52:23.400 --> 00:52:25.390
‫می خواستید کجا برید؟

00:52:25.440 --> 00:52:27.080
‫"آمریکا".

00:52:28.040 --> 00:52:30.030
‫در موردش قضاوت نکنید.

00:52:30.080 --> 00:52:32.280
‫کارهاش جزو "جرائم بدون قربانی" بود.

00:52:33.440 --> 00:52:36.950
‫آدمایی که از اون جواهرات دارن تا
‫خرخره بیمه هستند.

00:52:37.000 --> 00:52:39.430
‫چنین کارایی جزو "جرایم بدون قربانی"
‫حساب نمی شن.

00:52:39.480 --> 00:52:45.440
‫وقتی شما هم به همون شکلی ما جنگ رو از سرمون گذروندیم، بگذرونید
‫معنای واقعی جرم رو درک خواهید کرد.

00:52:48.080 --> 00:52:50.080
‫می خوام محلی که اون کشته شده رو ببینم.

00:52:51.480 --> 00:52:54.670
‫می دونید همسر شما برای دیدن چه کسی به
‫"آرپاژون" اومد؟

00:52:54.720 --> 00:52:57.510
‫بله، و می خوام که اونا تقاص کارشون رو پس بدن.

00:52:57.560 --> 00:52:59.800
‫اونا؟ بیشتر از یه نفر بودن؟

00:53:01.200 --> 00:53:04.520
‫می خوام برای شوهرم در محلی که مرده
‫دعا بخونم.

00:53:05.600 --> 00:53:08.440
‫بعدش بهتون می گم با چه کسی قرارملاقات داشت.

00:53:22.120 --> 00:53:23.910
‫چیکار داری می کنی؟

00:53:23.960 --> 00:53:25.950
‫متوجه شدم کل روز رو چیزی نخوردی

00:53:26.000 --> 00:53:28.400
‫و برادرت هم می گفت "اُملت" دوست داری.

00:53:31.120 --> 00:53:33.240
‫برادرم"املت" های وحشتناکی درست می کنه.

00:53:36.240 --> 00:53:38.520
‫برادرت "آیزاک گلدبرگ" رو می شناخت؟

00:53:48.080 --> 00:53:51.800
‫اگه برادرت اینجا نباشه،
‫دلیلی برای ترسیدن وجود نداره.

00:53:53.960 --> 00:53:56.480
‫ما بعد از سانحه هوایی مدتی رو
‫در "آنتورپ" گذروندیم.

00:53:57.560 --> 00:53:59.870
‫اون جواهر فروش یکی از همکاراش بود.

00:53:59.920 --> 00:54:01.910
‫باهاش ملاقات داشتی؟

00:54:01.960 --> 00:54:03.430
‫من؟

00:54:03.480 --> 00:54:07.920
‫نه، من در اتاق یه مهمانخانه محبوس بودم.

00:54:09.600 --> 00:54:12.390
‫ولی "کارل" بعضی مواقع بهم می گه با کیا
‫ملاقات داشته.

00:54:12.440 --> 00:54:16.440
‫"گلدبرگ" کسی بود که می تونست چیزایی مثل
‫انگشترهای من رو بفروشه.

00:54:17.640 --> 00:54:19.640
‫برادرت دیگه چه کسایی رو می شناخت؟

00:54:21.840 --> 00:54:25.150
‫من همه رو نمی شناسم، ولی اون درمورد
‫"گلد برگ" بهم گفت.

00:54:25.200 --> 00:54:27.200
‫همسرِ "گلدبرگ" چی؟

00:54:28.640 --> 00:54:31.510
‫اون در راه اینجاست تا هر چیزی رو که
‫می دونه به ما بگه.

00:54:31.560 --> 00:54:35.190
‫اگر چیزای بیشتری می دونی، باید قبل از اینکه
‫اون برسه بهم بگی.

00:54:35.240 --> 00:54:37.360
‫من نمی دونم برادرم چکار می کرد.

00:54:38.440 --> 00:54:40.240
‫آخ، بیا.

00:54:51.080 --> 00:54:54.400
‫اگر اون برنگرده، امشب پیشم می مونی؟

00:54:58.240 --> 00:55:00.560
‫خیلی وقته که شب ها تنها نبودم.

00:55:09.080 --> 00:55:11.080
‫من رو حبس میکنی و ازم محافظت کنی؟

00:55:18.960 --> 00:55:20.960
‫چی شده که داره برمی گرده؟

00:55:25.520 --> 00:55:29.230
‫- چه اتفاقی افتاد؟  - از جاده منحرفم کردن.
‫- "اندرسون" کجاست؟

00:55:29.280 --> 00:55:32.190
‫- گمش کردم. شرمنده.
‫- باید یه نگاهی به زخمت بندازیم.

00:55:32.240 --> 00:55:34.310
‫- کی از جاده منحرفت کرد؟
‫- ندیدمش.

00:55:34.360 --> 00:55:36.990
‫با شرکت "دوما و فیلس" تماس بگیرید
‫ببینید "اندرسون" کجاست

00:55:37.040 --> 00:55:39.870
‫و همه ی پلیس های بزرگراه رو بفرستید تا
‫دنبال ماشینش بگردند.

00:55:39.920 --> 00:55:41.920
‫- کمکی از دستم بر می یاد؟
‫- زخمشو تمیز می کنیم.

00:55:43.440 --> 00:55:45.630
‫پس ندیدی کی از جاده منحرفت کرد؟

00:55:45.680 --> 00:55:47.080
‫نـــه!

00:56:03.200 --> 00:56:05.600
‫حدود یه ساعت پیش اون رسید اینجا، رئیس.

00:56:08.200 --> 00:56:10.230
‫- ساکت باش. سرتو بالا نگه دار.

00:56:10.280 --> 00:56:12.630
‫- کمک می کنه.
‫- چرا این کار باید کمک کنه؟

00:56:12.680 --> 00:56:15.950
‫- چیزی بود که مادرم بهم می گفت.
‫- اووو، مادرت یه دکتر بوده، درسته؟

00:56:17.320 --> 00:56:20.200
‫فقط یکمی روشو فشار بده و نِق نزن.

00:56:30.640 --> 00:56:34.870
‫اگه "اندرسون" بتونه از مرز رد بشه و به
‫"بلژیک" بره، هیچ وقت پیداش نمی کنیم.

00:56:34.920 --> 00:56:38.200
‫معلومه که می دونه چطوری در دنیای تبهکارا
‫گلیمشو از آب بکشه بیرون.

00:57:32.520 --> 00:57:34.110
‫سلام، "مِیگرِت" هستم.

00:57:34.160 --> 00:57:35.950
‫- منم.
‫- سلام.

00:57:36.000 --> 00:57:37.990
‫دیرتر می یای خونه؟

00:57:38.040 --> 00:57:39.510
‫امیدوارم.

00:57:39.560 --> 00:57:41.840
‫امیدوارم امشب بتونم سرو ته قضیه رو هم بیارم.

00:57:42.920 --> 00:57:45.390
‫هنوز راجب "کلود دومولن" فکر می کنی؟

00:57:45.440 --> 00:57:46.990
‫از کجا فهمیدی؟

00:57:47.040 --> 00:57:49.070
‫به خاطر اینکه می شناسمت.

00:57:49.120 --> 00:57:51.120
‫داری می خندی؟

00:57:54.400 --> 00:57:57.390
‫پس"لوئیس" می خواد به خاطر معشوقه اش
‫ "کلیر" رو ترک کنه؟

00:57:57.440 --> 00:57:59.430
‫از کجا فهمیدی اون قضیه رو بررسی کردم؟

00:57:59.480 --> 00:58:01.240
‫به خاطر اینکه می شناسمت.

00:58:02.320 --> 00:58:04.310
‫در "شی میریل" اتاقی نداره.

00:58:04.360 --> 00:58:06.830
‫ولی "لوئیس" هر سه شنبه یه اتاق مراسم
‫در اونجا اجاره می کنه.

00:58:06.880 --> 00:58:09.280
‫بنابراین به "کلیر" گفتم جایی برای نگرانی
‫وجود نداره.

00:58:10.640 --> 00:58:12.630
‫چرا اون یه اتاق مراسم اجاره می کنه؟

00:58:12.680 --> 00:58:16.150
‫برای "پوکر". صاحب بار می گفت بعضی وقت ها،
‫دخترها هم باهاشون هستن.

00:58:16.200 --> 00:58:18.870
‫ولی اون فقط جمع "لوئیس" با دوستای قدیمشه.

00:58:18.920 --> 00:58:20.600
‫هیچ وقت آدم پوکر بازی نبودم.

00:58:21.600 --> 00:58:23.790
‫نه. ولی فکر کنم خیلی توش خوب باشی.

00:58:23.840 --> 00:58:26.080
‫بعدا می بینمت.

00:58:27.160 --> 00:58:28.600
‫خدانگهدار.

00:58:32.080 --> 00:58:35.390
‫- "میشون" برای گذرون زندگیش چیکار مینه؟
‫- اون فروشنده ی...

00:58:35.440 --> 00:58:38.630
‫اوومم، درواقع نمی دونم فروشنده ی چی.

00:58:38.680 --> 00:58:40.670
‫"اسکار"، شغل "میشون" چیه؟

00:58:40.720 --> 00:58:42.720
‫به هتل ها ملحفه می فروشه.

00:58:43.920 --> 00:58:45.990
‫به همه جای فرانسه سفر می کنه.

00:58:46.040 --> 00:58:49.040
‫اگه از اینجا نقل مکان کنه، نصف بنزین هام رو
‫نمی تونم بفروشم.

00:58:59.960 --> 00:59:02.120
‫- دیر کردی.
‫- آره.

00:59:03.520 --> 00:59:06.390
‫چه خبره؟ چرا پلیسا این اطراف پرسه می زنند؟

00:59:06.440 --> 00:59:11.160
‫زنِ مردی که کشته شده بود داره می یاد اینجا تا به"مِیگرِت"
‫بگه که شوهرش برای ملاقات چه کسی اومده بوده به اینجا.

00:59:12.800 --> 00:59:14.790
‫- از کجا اینو می دونی؟
‫- "جُ جُ" یهم گفت.

00:59:14.840 --> 00:59:18.710
‫پلیس کل روز رو اینجا بوده،
‫داره خونه ی "دانمارکی ها" رو می گرده.

00:59:18.760 --> 00:59:23.470
‫پلیسا اینجا هم اومدن و چند تا سوال ازم پرسیدن،
‫ولی مطمئن نیستم چیز بدرد بخوری بهشون گفته باشم.

00:59:23.520 --> 00:59:25.510
‫همش در مورد پارافین و

00:59:25.560 --> 00:59:28.360
‫اون اجاقِ کوچیکِ نفرت انگیزِ "دانمارکی"ها
‫سوال می پرسیدن.

00:59:35.280 --> 00:59:37.280
‫اومدن.

00:59:42.040 --> 00:59:44.030
‫ داخل خونه باهاش حرف می زنی؟

00:59:44.080 --> 00:59:45.560
‫بله.

01:00:10.680 --> 01:00:12.270
‫سرتونو بدزدید!

01:00:12.320 --> 01:00:14.320
‫همگی، سرتونو بدزدید!

01:00:16.080 --> 01:00:19.200
‫بلند نشید. یه نفر کمک خبر کنه.

01:00:20.960 --> 01:00:22.600
‫از اونجا شلیک کردن.

01:00:26.800 --> 01:00:29.800
‫- " گرندژان"، چراغا!
‫- با چراغای جلوی ماشین اونجا روشن کن.

01:00:45.360 --> 01:00:46.010
‫رئیس!

01:00:46.160 --> 01:00:47.950
‫رئیس، حالت خوبه؟

01:00:48.000 --> 01:00:49.590
‫بله، خوبم.

01:00:49.640 --> 01:00:52.360
‫- پس چراغا کجان؟
‫- " گرندژان"!

01:00:53.400 --> 01:00:55.720
‫روی ما ننداز! "لوئیس!"

01:00:57.760 --> 01:01:00.840
‫- اونجا!
‫- نور رو بنداز اونجا!

01:01:08.400 --> 01:01:10.600
‫ایست وگرنه شلیک می کنم!

01:01:22.800 --> 01:01:25.000
‫تفنگتو بده من. تفنگتو بده من!

01:01:47.760 --> 01:01:49.470
‫من یه وکیل می خوام، " گرندژان".

01:01:49.520 --> 01:01:51.840
‫- ببریدش اونجا.
‫- همین الان برام یه وکیل بیارید.

01:01:54.440 --> 01:01:57.470
‫رئیس، هفت تیرِ"میشون" شلیک نکرده.

01:01:57.520 --> 01:01:59.310
‫ببین.

01:01:59.360 --> 01:02:02.790
‫جای زخم هاش مثل زخم تفنگ تک تیر انداز هست،
‫مثلِ تفنگ شکاری.

01:02:02.840 --> 01:02:05.430
‫برگرد اونجا ببین چی می تونی پیدا کنی.

01:02:05.480 --> 01:02:06.960
‫باشه.

01:02:09.040 --> 01:02:13.190
‫- دستتو به من نزن.
‫- تو یه کرمِ کوچولوی قاتل هستی!  - ولم کنید.

01:02:13.240 --> 01:02:14.870
‫- من هیچ کسی رو نکشتم.
‫- پستِ عوضی! تفاله!!

01:02:14.920 --> 01:02:19.030
‫- اینو از من دور کنید! ازم دورش کنید!
‫- فقط پست ترین آدم ها زنا رو می کشن!!

01:02:19.080 --> 01:02:21.230
‫- من اونو نکشتم!
‫- "لوئیس"!

01:02:21.280 --> 01:02:22.880
‫من نبودم که شلیک کردم!

01:02:23.880 --> 01:02:25.910
‫من نکشتمش!

01:02:25.960 --> 01:02:27.670
‫اونا رو از این جا ببر بیرون.

01:02:27.720 --> 01:02:29.310
‫برید بیرون.

01:02:29.360 --> 01:02:31.960
‫یه کس دیگه ای هم داخل علفزار بود.

01:02:33.560 --> 01:02:35.150
‫کی؟

01:02:35.200 --> 01:02:36.910
‫صورتشو ندیدم.

01:02:36.960 --> 01:02:39.870
‫بعد از اینکه صدای شلیک شنیدم،
‫صدای پای یه نفر رو شنیدم که داره می دوه.

01:02:39.920 --> 01:02:43.510
‫- ار کدوم سمت؟
‫- نمی دونم چون شما دویدید سمت من،

01:02:43.560 --> 01:02:46.510
‫و منم وقتی به خودم اومدم، که داشتم
‫می دویدم سمت خونه.

01:02:46.560 --> 01:02:48.950
‫توی باغ با یه تفنگ چیکار می کردی؟

01:02:49.000 --> 01:02:52.470
‫- به خاطر اینکه فکر می...
‫- چون می خواسته همون طور که اون "یهودی" رو کشته،
‫اون زن رو هم بکشه!

01:02:52.520 --> 01:02:54.790
‫چون نمی خواسته اون زن حرفی بزنه!

01:02:54.840 --> 01:02:58.120
‫- من هیچ کسی رو نکشتم!
‫- از اسلحه اش گلوله ای شلیک نشده، "لوئیس".

01:02:59.200 --> 01:03:01.920
‫از اسلحه اش گلوله ای شلیک نشده.

01:03:08.640 --> 01:03:11.240
‫اون بیرون توی باغ با تفنگ چیکار می کردی؟

01:03:14.200 --> 01:03:16.200
‫من یه وکیل می خوام، "مِیگرِت".

01:03:17.280 --> 01:03:20.280
‫قبل از اینکه حرف دیگه ای بزنم ، می خوام
‫با یه وکیل صحبت کنم.

01:03:44.240 --> 01:03:47.670
‫- "ریچارد"! چی شده؟
‫- بگیریدش.  - کجا پیداش کردی؟

01:03:47.720 --> 01:03:50.350
‫تقریبا 30 متر اونطرف تر از جایی که
‫اونو دستگیر کردیم.

01:03:50.400 --> 01:03:53.310
‫این مال "اندرسون" ـه. امروز صبح
‫قاطی بقیه تفنگ ها دیدمش.

01:03:53.360 --> 01:03:55.350
‫معذرت می خوام، عزیزم.

01:03:55.400 --> 01:03:57.480
‫- چرا؟ چرا معذرت می خوای؟
‫- خیلی خیلی معذرت می خوام.

01:03:58.280 --> 01:04:00.990
‫- برو ببین این از کلکسیون "اندرسون" کم شده یا نه.
‫- باشه، رئیس.

01:04:01.040 --> 01:04:04.030
‫- مطمئنا تو هیچ کدوم از این مسائل نقشی نداری؟
‫- برید کنار، خانم.

01:04:04.080 --> 01:04:07.030
‫- باید ببریمش داخل ماشین.
‫- نه! نه! نه! حتما اشتباهی کردید!

01:04:07.080 --> 01:04:08.720
‫- برید کنار، لطفا.
‫-خیلی خیلی متاسفم.

01:04:09.880 --> 01:04:11.360
‫نــــــــــه!

01:04:16.240 --> 01:04:18.230
‫"ریچـــــارد"! "ریچــــــــــارد"؟

01:04:18.280 --> 01:04:19.950
‫ریچــــــــــارد!

01:04:20.000 --> 01:04:22.590
‫وای، نـــــــه، خاک عالم بر سرم شد!

01:04:24.640 --> 01:04:25.230
‫"ریچـــــــارد"!

01:04:25.280 --> 01:04:27.950
‫این تفنک یکی از تفنگ های کلکسیونِ
‫شخصی "اندرسون"ـه.

01:04:28.000 --> 01:04:32.950
‫ما دو تا پوکه ی گلوله در باغ پیدا کردیم. فکر میکنم پزشک
‫قانونی تایید کنه که آلت قتل همین تفنگ ـه.

01:04:33.000 --> 01:04:36.590
‫پس "میشون" وقتی شنیده "سارا گلدبرگ" داره می یاد،
‫باید تفنگ رو دزدیده باشه.

01:04:36.640 --> 01:04:39.670
‫- اون گفت کس دیگه ای هم در باغ بوده.
‫- خُب، بوده.

01:04:39.720 --> 01:04:43.430
‫- "اندرسون"؟
‫- "اندرسون" خیلی وقته با جیب های پر از الماسش رفته.

01:04:43.480 --> 01:04:44.950
‫دیگه هیچ وقت نمی تونیم اون رو ببینیم.

01:04:45.000 --> 01:04:47.470
‫ماشینش نزدیک مرز "بلژیک" پیدا شده.

01:04:47.520 --> 01:04:51.720
‫نمی خوام سرزنشت کنم، مِیگرِت، ولی این یه
‫اشتباه بود که گذاشتی از حبس بیاد بیرون.

01:04:52.840 --> 01:04:56.110
‫پس... داریم می گیم که "اندرسون" و "میشون"
‫هم دست بودند؟

01:04:56.160 --> 01:04:59.350
‫حتما بودن. اونا "گلدبرگ" رو با فریب به
‫تقاطع کشوندند و کشتنش.

01:04:59.400 --> 01:05:04.030
‫اونا می خواستن بعدا ترتیب جسد رو بدن ولی
‫اون زن جسد رو پیدا کرد و همه رو خبر کرد.

01:05:04.080 --> 01:05:08.390
‫- بعد از این مساله، در حال فرار بودن یا می خواستن ردپاشون رو پاک کنن.
‫- این چیزیه که فکر می کنی؟

01:05:08.440 --> 01:05:10.070
‫بله.

01:05:10.120 --> 01:05:11.670
‫بسیار خُب.

01:05:11.720 --> 01:05:15.020
‫گزارشتون رو تا فردا صبح به دستم برسونید.
‫بیاید سرو ته این پرونده رو هم بیاریم.

01:05:19.880 --> 01:05:22.870
‫می تونی از پس این کار بر بیای، "لوئیس"؟ من باید
‫برم خونه.

01:05:22.920 --> 01:05:25.390
‫بله، البته که می تونم. و بابت همه ی
‫ کمک هات ممنونم.

01:05:25.440 --> 01:05:28.240
‫خیلی خوب بود که این تیم قدیمی
‫دوباره با هم کار کردند.

01:05:29.000 --> 01:05:31.550
‫خُب، کی شهادت نامه رو از از مکانیک گرفت؟

01:05:31.600 --> 01:05:32.880
‫من گرفتم.

01:05:40.960 --> 01:05:43.560
‫- وای، برگشتی.
‫- نمی خواستم بیدارت کنم.

01:05:44.640 --> 01:05:47.160
‫تا نمی یومدی خونه دوست نداشتم برم تو
‫ تخت بخوابم.

01:05:49.480 --> 01:05:51.750
‫- همه چی خوب پیش می ره؟
‫- نه، نمی ره.

01:05:51.800 --> 01:05:54.390
‫منتظر مهمونی یا تشنه ای؟

01:06:02.920 --> 01:06:03.920
‫رئیس.

01:06:03.960 --> 01:06:06.280
‫بیاید تو، مستقیم دست چپ.

01:06:10.560 --> 01:06:14.360
‫-شب بخیر.  - شب بخیر.
‫-اووو، "ژانوی یِی""لاپوینت" بفرمایید.

01:06:17.760 --> 01:06:21.160
‫- خُّب، شب بخیر، من برم بخوابم.
‫- نه، لطفا بمون.

01:06:22.880 --> 01:06:24.680
‫بفرمایید.

01:06:27.200 --> 01:06:29.200
‫موضوع چیه، رئیس؟

01:06:31.360 --> 01:06:33.880
‫علت اصلی ای که مردم عصبانی می شن چیه؟

01:06:36.960 --> 01:06:38.950
‫به خاطر اینکه ترسیدن.

01:06:39.000 --> 01:06:42.800
‫" گرندژان" در دو روز اخیر دوباره حالت
‫ترس بهش دست داد.

01:06:44.080 --> 01:06:46.270
‫یه بار، وقتی که شما "اندرسون" رو آزاد کردید

01:06:46.320 --> 01:06:48.720
‫یه بار هم وقتی که "میشون" می خواست حرف بزنه.

01:06:50.080 --> 01:06:52.080
‫چی باعث شده این قدر بترسه؟

01:06:53.240 --> 01:06:55.240
‫فکر می کنید پای اونم گیره؟

01:06:59.000 --> 01:07:00.990
‫ده سال پیش،

01:07:01.040 --> 01:07:03.030
‫وقتی که از بخش هشتم رفت،

01:07:03.080 --> 01:07:07.550
‫شایعاتی مبنی بر اینکه چرا "کلود دومولن" اونو به
‫جایی خارج از پاریس منتقل کرده وجود داشت.

01:07:07.600 --> 01:07:09.310
‫که اون رشوه می گرفته؟

01:07:09.360 --> 01:07:12.200
‫اونا فقط شایعه بودن، هیچ وقت نفهمیدم.

01:07:13.200 --> 01:07:15.910
‫,ولی الان اون و "کلیر" تعطیلاتشون رو
‫در جاهای خیلی خوبی می گذرونند.

01:07:15.960 --> 01:07:17.550
‫- ما استطاعت همچین حاهایی رو نداریم.
‫- نه نداریم.

01:07:17.600 --> 01:07:21.080
‫اگر هم رشوه بگیره، در کارایی مثل
‫اجازه ی انجام بوکس غیر مجاز و

01:07:22.160 --> 01:07:24.150
‫...وشبیه این هست، رئیس.

01:07:24.200 --> 01:07:26.670
‫خُب... شاید خیلی حریص شده.

01:07:26.720 --> 01:07:28.510
‫شاید همین طور باشه.

01:07:28.560 --> 01:07:30.950
‫چون اگه "میشون" حقیقت رو گفته باشه

01:07:31.000 --> 01:07:34.430
‫که امشب کس دیگه ای هم توی باغ بود،

01:07:34.480 --> 01:07:36.480
‫چه کسی می تونست باشه؟

01:07:37.560 --> 01:07:39.830
‫چه کسی در اونجا با ما نبود؟

01:07:39.880 --> 01:07:41.710
‫پاسبانِ " گرندژان".

01:07:41.760 --> 01:07:43.350
‫"برتینت".

01:07:43.400 --> 01:07:45.990
‫یه لحظه، پس "میشون" هم درگیر همه
‫ماجرا شده بود؟

01:07:46.040 --> 01:07:47.830
‫فکر می گنم درگیر بوده.

01:07:47.880 --> 01:07:51.880
‫به خاطر اینکه روز بعد از قتل "گلد برگ"،
‫با تاکسی اومد خونه.

01:07:53.360 --> 01:07:56.230
‫الان، اون یه فروشنده است،
‫و برای امرار معاش سفر می کنه.

01:07:56.280 --> 01:07:57.910
‫پس چرا ماشین خودشو نبرده؟

01:07:57.960 --> 01:08:02.070
‫به خاطر اینکه اون ماشین "گلد برگ" رو می رونده و
‫قصد داشته اون رو به فروش برسونه.

01:08:02.120 --> 01:08:04.910
‫ و برای فروشش ، مجبور شده که
‫ظاهر ماشین رو تغییر بده.

01:08:04.960 --> 01:08:09.030
‫و "اسکار ویتن" پشت گاراژش یه فروشگاه
‫رنگ آمیزی داره.

01:08:09.080 --> 01:08:11.790
‫پس، فکر می کنی هر چهار تاشون درگیر ماجرا بودن؟

01:08:11.840 --> 01:08:14.790
‫در چهار سال گذشته و در هر سه شنبه شب،

01:08:14.840 --> 01:08:17.510
‫"لوئیس " به شهر می یومده تا
‫شب رو پوکر بازی کنه.

01:08:17.560 --> 01:08:19.310
‫درسته.

01:08:19.360 --> 01:08:22.630
‫بنابراین چی می شه اگه چهار مردی که
‫در "شی میریل" پوکر بازی می کنن

01:08:22.680 --> 01:08:24.670
‫و چند تا دختر میارن

01:08:24.720 --> 01:08:27.840
‫" گرندژان"، پاسبانش...

01:08:28.920 --> 01:08:30.910
‫..."میشون"...

01:08:30.960 --> 01:08:33.390
‫و مکانیک گاراژ، "اسکار" باشند؟

01:08:33.440 --> 01:08:35.430
‫"اندرسون" باهاشون نیست؟

01:08:35.480 --> 01:08:37.470
‫فکر می کنم براش پاپوش درست کردن.

01:08:37.520 --> 01:08:39.710
‫فکر می کنم جسد رو داخل ماشین قرار دادن

01:08:39.760 --> 01:08:42.760
‫و مطمئن شدن که زنِ "میشون" اونو پیداش می کنه و
‫به همه خبر می ده.

01:08:45.480 --> 01:08:49.310
‫- فردا صبح یه بررسی کامل درمورد "اسکار ویتن" انجام بده.
‫- باشه، رئیس.

01:08:49.360 --> 01:08:53.230
‫سعی کن بفهمی "میشون" روز بعد از
‫قتل "گلدبرگ" کجا رفته

01:08:53.280 --> 01:08:55.360
‫و ببینید اون ماشین "گلد برگ" رو می رونده یا نه.

01:08:56.560 --> 01:08:58.560
‫من به "آنتورپ" می رم.

01:09:08.600 --> 01:09:13.400
‫هیچ کدوم از افراد داخل این عکس ها رو می شناسید؟

01:09:14.200 --> 01:09:16.190
‫- نه.
‫- مطمئنید؟

01:09:16.240 --> 01:09:18.200
‫نه.

01:09:25.280 --> 01:09:27.440
‫تا حالا این مرد رو دیدید؟

01:09:28.160 --> 01:09:30.160
‫تا حالا این مرد رو دیدید؟

01:09:36.160 --> 01:09:38.160
‫برای اطلاعات خوب پول می دم.

01:09:40.240 --> 01:09:42.230
‫حالا کی هست که باید سعی کنم بشناسمش؟

01:09:42.280 --> 01:09:43.840
‫"ریچارد میشون".

01:09:44.840 --> 01:09:47.040
‫به نظر می رسه حالش خوب نباشه.

01:09:47.760 --> 01:09:49.750
‫تا حالا این اطراف دیدیش؟

01:09:49.800 --> 01:09:51.630
‫که در مورد "گلد برگ" سوال بپرسه؟

01:09:51.680 --> 01:09:53.600
‫نه.

01:09:57.680 --> 01:09:59.680
‫"لوئیس  گرندژان".

01:10:01.520 --> 01:10:03.510
‫هیچ وقت ندیدمش.

01:10:03.560 --> 01:10:08.680
‫و اگر هم دیده باشمش، از خیابون رد می شدم.
‫من می تونم از یه مایلی یه پلیسو تشخیص بدم.

01:10:11.160 --> 01:10:13.150
‫تموم شد؟

01:10:13.200 --> 01:10:15.200
‫نه، یکی دیگه هست.

01:10:22.120 --> 01:10:24.120
‫نه.

01:10:35.360 --> 01:10:37.360
‫اسمش "اندرسون"ـه.

01:10:38.600 --> 01:10:41.990
‫حدود یک سالی می شه این طرفا نبوده. برای
‫یه مدتی یهو ظاهر شد

01:10:42.040 --> 01:10:45.320
‫و حالتش مثل آدمای رنجش آور و نفرت انگیزِ
‫مذهبی بود، اگه منظورمو بفهمی.

01:10:46.080 --> 01:10:48.070
‫سعی می کرد زنایی که پاکی شون رو از دست
‫دادن نجات بده.

01:10:48.120 --> 01:10:51.590
‫روی یه جعبه ی صابون توی خیابون می ایستاد و
‫دزد ها رو

01:10:51.640 --> 01:10:54.550
‫راجب اینکه چه طور با دست خودشون چیزهایی رو
‫که دزیدن بر می گردونن، موعظه می کرد.

01:10:54.600 --> 01:10:56.590
‫اون یه احمق بود.

01:10:56.640 --> 01:10:58.830
‫در مورد خواهرش چی؟

01:11:00.920 --> 01:11:03.190
‫این زن خواهرش نیست.

01:11:03.740 --> 01:11:05.440
‫خواهرش مُرد.

01:11:13.840 --> 01:11:15.910
‫"اسکار ویتن" در پخش هشت شناخت شده است.

01:11:15.960 --> 01:11:18.381
‫اون سابقا یه بوکسور بوده که زده تو کار دزدی.
‫" گرندژان"

01:11:18.406 --> 01:11:20.414
‫شخصا سه بار اونو دستگیر کرده.

01:11:20.440 --> 01:11:22.864
‫وقتی اون به "آرپاژون" فرستاده شد،
‫به نظرم برای "اسکار" نقشه کشیده بوده.

01:11:22.889 --> 01:11:24.254
‫باهاش صحبت کن. تو بهش بگو.

01:11:24.280 --> 01:11:27.790
‫رئیس، به نظرم " گرندژان" "اسکار" رو
‫به گاراژ انتقال داده

01:11:27.840 --> 01:11:31.030
‫اونها ازش به عنوان یه پوشش برای جابه جایی
‫محموله های دزدی استفاده می کنن.

01:11:31.080 --> 01:11:32.070
‫با استفاده از کامیون های میوه.

01:11:32.095 --> 01:11:34.934
‫بله، راحت انجام میشه، کامیون ها
‫هر روز از اونجا رد می شن.

01:11:34.960 --> 01:11:36.510
‫بیا.

01:11:36.560 --> 01:11:40.350
‫"میشون" بعضی از اجناس گرون قیمت رو
‫از طریق هتل ها جابه جا می کرده.

01:11:40.400 --> 01:11:43.830
‫دیدنش که با یه کیف دستی حلقه ها و
‫گردنبندها رو به نمایش می ذاره.

01:11:43.880 --> 01:11:47.790
‫و بعدش پسر پیشخدمت در "روئن" گفت که
‫اون یه رنو قرمز داشت.

01:11:47.840 --> 01:11:51.270
‫شبیهِ همون رنویِ "گلدبرگ"، درست روزِ
‫بعد از کشتن شدن "گلدبرگ"، دیده شد.

01:11:51.320 --> 01:11:53.310
‫چکار می خوای بکنی، رئیس؟

01:11:53.360 --> 01:11:55.430
‫الماس ها هنوز دستِ یه کسی هست.

01:11:55.480 --> 01:11:56.950
‫درسته.

01:11:57.000 --> 01:11:58.710
‫کی بر می گردید؟

01:11:58.760 --> 01:12:00.750
‫مستقیم به "آرپاژون" می رم.

01:12:00.800 --> 01:12:04.590
‫خواهر "اندرسون" دوسال پیش بر اثر
‫ذات الریه فوت کرده.

01:12:04.640 --> 01:12:09.390
‫زنی که اون حبسش می کنه فاحشه ای به نام
‫"اِما بِرَنت " ـه.

01:12:09.440 --> 01:12:11.630
‫اونا زنو شوهرند.

01:12:11.680 --> 01:12:14.550
‫رابطِ من می گه اون زن "گلدبرگ" رو می شناسه.

01:12:14.600 --> 01:12:19.920
‫اون همه رو می شناسه. و رابط بین
‫"آرپاژون" و "گلدبرگ"ـه.

01:12:23.480 --> 01:12:27.270
‫- امشب کار می کنی؟
‫- خُب، امروز سه شنبه است، مگه نه؟ همیشه کار دارم.

01:12:27.320 --> 01:12:31.910
‫فکر کردم، بعد از این همه کاری که در بارانداز
‫انجام دادی، بخوای کمی استراحت کنی.

01:12:31.960 --> 01:12:33.560
‫آرزومه.

01:12:38.680 --> 01:12:40.670
‫کی برمی گردی؟

01:12:40.720 --> 01:12:42.720
‫منتظرم نباش، بخواب.

01:13:04.200 --> 01:13:05.870
‫همه چی مرتبه، "بابی"؟

01:13:05.920 --> 01:13:08.160
‫- بعدا می بینمت، "جُ".
‫- باشه.

01:13:09.200 --> 01:13:11.200
‫چشم از چیزا بر نَدار، "جُ".

01:13:32.640 --> 01:13:34.240
‫آمادست.

01:13:53.240 --> 01:13:55.630
‫تو و "اسکار" کاروبار خوبی در اینجا دارید.

01:13:55.680 --> 01:13:57.280
‫آره.

01:14:00.280 --> 01:14:02.960
‫فقط یه چیزی برام جای سوال داره، "جُ جُ".

01:14:04.040 --> 01:14:06.880
‫چرا خیلی از کامیون ها به تایرِ یدکیِ جدید نیاز دارند.

01:14:07.960 --> 01:14:10.790
‫هر بار که من به اینجا می یام، تو یا "اسکار"...

01:14:10.840 --> 01:14:12.840
‫...دارید یه تایر یدکیِ قدیمی رو دور می اندازید...

01:14:13.960 --> 01:14:15.960
‫...و جاش یه تایر یدکیِ جدید می ذارید.

01:14:20.520 --> 01:14:22.720
‫میشه یکی از اونها رو باز کنم؟

01:14:44.400 --> 01:14:49.320
‫همه چیز رو بهم بگو، "جُ جُ"، من هم به قاضی
‫توضیح می دم که تو باهامون همکاری کردی.

01:14:53.320 --> 01:14:55.310
‫"اسکار" دوباره اذیتم می کنه.

01:14:55.360 --> 01:14:57.360
‫مطمئن می شم که نتونه این کارو بکنه.

01:15:03.920 --> 01:15:07.120
‫اون و " گرندژان" همه ی کارا رو درست انجام
‫می دادن تا این که اون زن به اینجا اومد.

01:15:08.200 --> 01:15:09.910
‫"اِلسه"؟

01:15:09.960 --> 01:15:13.150
‫اون به برادرش داروی خواب آور می داد و
‫می یومد اینجا.

01:15:13.200 --> 01:15:16.550
‫اون در مورد شب هایی که خارج از پاریس
‫می گذروندن صحبت می کرد،

01:15:16.600 --> 01:15:19.790
‫می گفت اونجا از خستگی و ملالت داشته می مرده.

01:15:19.840 --> 01:15:22.440
‫" گرندژان" هر کاری براش می کرد.

01:15:24.280 --> 01:15:27.750
‫ایده ی "اِلسه" بود که سعی کنید الماس ها رو
‫از "آنتورپ" خارج کنید؟

01:15:27.800 --> 01:15:29.790
‫اونا (گلدبرگ) رو متقاعد کرد تا الماس ها رو بیارن.

01:15:29.840 --> 01:15:32.070
‫بهشون گفت اگه می خوان الماس ها رو
‫نیم میلیون آب کنن، بیاردشون.

01:15:32.120 --> 01:15:34.630
‫ولی اونا نیم میلیون نداشتن، این طور نیست؟

01:15:34.680 --> 01:15:38.120
‫به "اسکار" گفتم، درگیر نشو، قتل ـه،
‫ولی اون زن...

01:15:39.200 --> 01:15:40.870
‫اون گفت که...

01:15:40.920 --> 01:15:42.910
‫می تونن بندازنش گردن "اندرسون".

01:15:42.960 --> 01:15:44.760
‫بله.

01:15:46.800 --> 01:15:50.870
‫می گفت اگه اون برای قتل بازداشت بشه
‫مطمئنا خودشو می کشه.

01:15:50.920 --> 01:15:52.920
‫نمی تونست شرم کنه.

01:15:54.240 --> 01:15:57.560
‫می گفت اونا الماس ها گیرشون می یاد و
‫اون زن هم از شر "اندرسون" خلاص می شه.

01:15:58.640 --> 01:16:00.630
‫چه کسی "آیزاک گلدبرگ" رو کشت؟

01:16:00.680 --> 01:16:03.160
‫مردی که اون قول داده باهاش زندگی می کنه.

01:16:04.960 --> 01:16:06.760
‫" گرندژان".

01:16:09.760 --> 01:16:12.030
‫'اونا انداختنش داخل ماشین "اندرسون".

01:16:12.080 --> 01:16:14.790
‫کاری کردن که خانم "میشون" اونو پیدا کنه

01:16:14.840 --> 01:16:17.510
‫و "اِلسه" هم "اندرسون" رو متقاعد کنه که
‫باید فرار کنن.

01:16:17.560 --> 01:16:20.560
‫اونا می گفتن "اندرسون" مثل ـه چی بی گناه ـه.

01:16:30.400 --> 01:16:31.870
‫سلام؟

01:16:31.920 --> 01:16:33.910
‫سلام؟ کی هستی؟

01:16:55.640 --> 01:16:56.640
‫"کارل"؟

01:16:57.680 --> 01:16:59.270
‫"کارل"؟

01:16:59.320 --> 01:17:01.150
‫چه بلایی سرت اومده؟

01:17:01.200 --> 01:17:03.670
‫اون... سعی کرد منو بکشه.

01:17:03.720 --> 01:17:05.070
‫کی می خواست بکشتت؟

01:17:05.120 --> 01:17:07.040
‫"برتینت". همون افسر پلیس.

01:17:08.760 --> 01:17:10.760
‫اومدم ازت محافظت کنم.

01:17:11.720 --> 01:17:13.720
‫کجا... کجا داشتی می رفتی؟

01:17:15.240 --> 01:17:17.240
‫- هیچ جایی.
‫- ولی...

01:17:18.840 --> 01:17:20.840
‫چمدونت.

01:17:21.840 --> 01:17:24.430
‫چون من برنگشتم داشتی می رفتی؟

01:17:24.480 --> 01:17:26.080
‫هیسسس.

01:17:28.720 --> 01:17:30.310
‫دوستت دارم.

01:17:30.360 --> 01:17:31.950
‫هیسسس.

01:17:32.000 --> 01:17:34.480
‫و... خدا هم دوستت داره.

01:17:35.840 --> 01:17:38.960
‫همیشه داره نگات می کنه.

01:17:47.960 --> 01:17:49.950
‫-"اِما"!
‫-وای!

01:17:50.000 --> 01:17:51.800
‫"اِما"!

01:18:06.840 --> 01:18:09.830
‫الان که "میشون" مُرده به هر کدومِ ما
‫چند تا اضافه می رسه.

01:18:09.880 --> 01:18:13.790
‫- پس این دیگه آخریش بود؟
‫- شما هر کاری که دوست داشتید می تونید با گاراژ بکنید، برام مهم نیست.

01:18:13.840 --> 01:18:17.790
‫وقتی شما دوتا صبح از خواب پا می شید،
‫من و دختره خیلی وقته رفتیم.

01:18:17.840 --> 01:18:20.480
‫- کجا می رید؟
‫-هر جارفتیم بهتون می گم!

01:18:21.960 --> 01:18:24.080
‫اگه جای شما بودم، منم از اینجا می رفتم.

01:18:25.160 --> 01:18:26.960
‫می بینمتون، رفقا.

01:18:36.040 --> 01:18:38.040
‫برید دنبالش.

01:18:48.680 --> 01:18:49.880
‫واو!

01:18:52.200 --> 01:18:53.600
‫حالا.

01:19:01.480 --> 01:19:03.520
‫هی تو، بایست! بایست وگرنه شلیک می کنم!

01:19:11.280 --> 01:19:13.000
‫"تیری برتینت"...

01:19:15.200 --> 01:19:19.870
‫...من شما رو به اتهام قتل و توطئه برای قتل
‫بازداشت میکنم. احمق نباش. احمق نباش.

01:20:08.520 --> 01:20:10.520
‫همین الان اومدم به ایستگاه...

01:20:11.920 --> 01:20:14.040
‫... برای اولین بار در...

01:20:15.480 --> 01:20:17.470
‫سال ها احساس آزادی و رهایی می کردم.

01:20:17.520 --> 01:20:19.510
‫آزاد از شغل

01:20:19.560 --> 01:20:21.560
‫و آزاد از "کلیر".

01:20:28.400 --> 01:20:30.400
‫کجا داشتی می رفتی؟

01:20:31.880 --> 01:20:34.760
‫اون گفت اگه به "مونت کارلو" ببرمش، باهام
‫ازدواج می کنه.

01:20:35.760 --> 01:20:38.830
‫جتما می دونی اون چه طور زنی بود، "لوئیس".

01:20:38.880 --> 01:20:41.080
‫اون دوستم داره. همه چی بینمون خوب بوده.

01:20:42.680 --> 01:20:44.670
‫حتی اگه دوستم نداشته باشه...

01:20:44.720 --> 01:20:48.000
‫هر چی از دوباره رفتن به اون خونه بهتره.

01:20:51.560 --> 01:20:54.040
‫چطور این قدر از "کلیر" متنفر شدی؟

01:20:55.840 --> 01:20:58.840
‫به روانشناسیت نیازی ندارم، "مِیگرِت".

01:21:00.160 --> 01:21:03.950
‫تو و "دومولن"، باید کشیش می شدید نه پلیس.

01:21:04.000 --> 01:21:06.470
‫ولی شما فقط دوتا احمق هستید.

01:21:06.520 --> 01:21:11.030
‫تو و "لوئیز" در یه جای کوچیک زندگی می کنید
‫درحالی که بقیه دارن جیبشون رو پر پول می کنند.

01:21:11.080 --> 01:21:12.790
‫"اندرسون" درست شبیه توئه.

01:21:12.840 --> 01:21:16.830
‫اون فکر می کرد با دور کردن "اِما" از خیابون و
‫فاحشگی داره کار خوبی انجام می ده.

01:21:16.880 --> 01:21:19.190
‫ولی اون فقط بلیط خروج "اِما" از "آنتورپ" بود.

01:21:19.240 --> 01:21:21.430
‫- چه احمقی!
‫- و تو چی؟

01:21:21.480 --> 01:21:24.080
‫غیر از اینه که تو هم بلیط خروجش از
‫"آرپاژون" هستی؟

01:21:29.280 --> 01:21:32.440
‫هیچ وقت نمی تونی ذهن آدم ها رو بخونی،
‫مگه نه، "لوئیس"؟

01:22:04.040 --> 01:22:06.230
‫در مورد اینکه چه اتفاقی افتاده حرفی زد؟

01:22:06.280 --> 01:22:09.270
‫می گه "برتینت" در جاده ی پاریس
‫تا سر حد مرگ بهش آسیب زده

01:22:09.320 --> 01:22:11.320
‫و اونجا ولش کرده تا بمیره.

01:22:12.400 --> 01:22:16.120
‫اون باید حدود 20 کیلومتر تقلا کرده باشه که
‫خودشو به تقاطع برگردونه.

01:22:17.720 --> 01:22:19.710
‫بیداره؟

01:22:19.760 --> 01:22:21.760
‫همش در مورد "کتاب مقدس"ـش سوال می پرسه.

01:22:28.120 --> 01:22:30.120
‫"کارل"؟

01:22:31.200 --> 01:22:33.200
‫یکی اومده تو رو ببینه؟

01:22:33.840 --> 01:22:35.840
‫نه، پا نشو.

01:22:37.320 --> 01:22:38.720
‫خودشه؟

01:22:42.720 --> 01:22:44.110
‫نه.

01:22:44.160 --> 01:22:46.150
‫می تونی یه پیام براش ببری؟

01:22:46.200 --> 01:22:47.630
‫بش بگو...

01:22:47.680 --> 01:22:50.870
‫تا وقتی که در زندونه به خوندن "کتاب مقدس" ادامه بده.

01:22:50.920 --> 01:22:54.910
‫"برای گناه کاری که توبه کند، لذت وخوشیِ
‫بیشتری در بهشت وجود خواهد داشت"

01:22:54.960 --> 01:22:56.960
‫بهش می گم.

01:22:59.800 --> 01:23:02.000
‫و بهش بگو که منتظرش می مونم.

01:23:03.520 --> 01:23:05.520
‫هر چقدر که طول بکشه.

01:23:08.840 --> 01:23:10.840
‫فکر می کنم همه چی درست بشه.

01:23:59.320 --> 01:24:02.040
‫"کارل" در اه بیمارستان دچار ایست قلبی شده.

01:24:03.640 --> 01:24:05.430
‫مُرد؟

01:24:05.480 --> 01:24:07.270
‫نه.

01:24:07.320 --> 01:24:09.320
‫به نظر مقدر شده که زنده بمونه.

01:24:10.720 --> 01:24:12.510
‫چرا؟

01:24:12.560 --> 01:24:16.360
‫به همون دلیلی که با یک تیر تو بدنش تقلا کرده
‫که برگرده پیش تو.

01:24:18.360 --> 01:24:20.350
‫چون می خواست ازت محافظت کنه.

01:24:21.840 --> 01:24:23.830
‫ازم خواست که برات یه پیام بیارم.

01:24:23.880 --> 01:24:28.270
‫-نمی خوام بدونم پیامش چی بوده.
‫- اون گفت که هر چقدر محکومیتت طول بکشه منتظرت می مونه.

01:24:28.320 --> 01:24:30.320
‫نمی خوام بدونم.

01:24:39.480 --> 01:24:42.590
‫وقتی ما "میشون" رو با یه تفنگ در باغ پیدا کردیم،

01:24:42.640 --> 01:24:45.240
‫در واقع داشت می یومد که تو رو بکشه، این طور نیست؟

01:24:46.640 --> 01:24:48.840
‫تو ترتیب معامله با "گلد برگ" رو دادی.

01:24:49.960 --> 01:24:53.430
‫و "میشون" نمی تونست ریسک کنه که
‫"سارا گلدبرگ" تو رو شناسایی کنه

01:24:53.480 --> 01:24:55.480
‫و بعدش تو اونو لو بدی.

01:24:57.840 --> 01:24:59.840
‫از "میشون" خوشم می یومد.

01:25:00.920 --> 01:25:03.640
‫اون نمی خواست ازم محاظت کنه یا منو ببوسه، یا
‫ تصاحبم کنه.

01:25:04.720 --> 01:25:07.600
‫اون فقط نقشه ای رو می دید که
‫می تونه ازش پول در بیاره.

01:25:10.080 --> 01:25:12.870
‫مردا معمولا تا این حد با خودشون
‫رو راست نیستن.

01:25:12.920 --> 01:25:14.510
‫شما در خیال سیر می کنید

01:25:14.560 --> 01:25:16.550
‫یا یه راهی به سوی رستگاری

01:25:16.600 --> 01:25:18.990
‫یا یه راهی برای اینکه بتونید از زندگیتون فرار کنید.

01:25:19.040 --> 01:25:21.960
‫تو دیدی که "کارل" و "لوئیس" از زندگیشون فرار می کنند.

01:25:25.640 --> 01:25:27.240
‫بله.

01:25:28.240 --> 01:25:32.760
‫و یه لحظه بود که فکر کردم تو هم می تونی
‫بلیط با ارزشی برای خریدن باشی،

01:25:35.360 --> 01:25:37.360
‫ولی... نه.

01:25:40.080 --> 01:25:41.360
‫نه.

01:25:45.640 --> 01:25:47.920
‫شاید آخرش همه ی مردا بخوان فریبت بدن.

01:25:49.920 --> 01:25:51.910
‫من مریضِ تکرار همچنین چیزی بودم.

01:25:51.960 --> 01:25:54.520
‫فکر نمیکنم "کارل" می خواسته فریبت بده.

01:25:55.600 --> 01:25:57.400
‫فکر می کنم اون دوستت داره.

01:25:58.560 --> 01:26:03.270
‫و با راه و روش غیر عادیش احساس می کرد که داره
‫از تو در مقابل خطرات خیابون(فاحشگی) محافظت می کنه

01:26:03.320 --> 01:26:05.520
‫و با این کارخودش رو هم نجات می داده.

01:26:07.560 --> 01:26:09.830
‫اون از لحاظ عاطفی آسیب دیده بوده.

01:26:09.880 --> 01:26:12.150
‫ولی مرد خوبیه.

01:26:12.200 --> 01:26:14.240
‫و شوهرته.

01:26:18.560 --> 01:26:20.760
‫می بینیش؟
‫(ملاقاتش می کنی؟)

01:26:20.784 --> 01:26:32.784
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:26:32.808 --> 01:26:44.808
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.