﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:08.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:09.000 --> 00:00:15.000
‫‹کِوین براونلو› بازسازیِ فیلمِ ناپُلِئون به کارگردانیِ
‫‹اَبِل گانس› را در سالِ ۱۹۶۹ شروع کرد و بعد منجر به...

00:00:15.100 --> 00:00:17.100
‫همکاری با آرشیوِ ملّیِ مؤسّسۀ فیلمِ بریتانیا شد.

00:00:17.200 --> 00:00:19.200
‫در سالِ ۲۰۰۰ این نسخۀ طولانی‌تر تولید شد.

00:00:19.300 --> 00:00:22.198
‫این امر با استفاده از کلّیۀ برش‌هایِ فیلم
‫که تا کنون به دست آمده، صورت گرفت.

00:00:22.200 --> 00:00:25.200
‫این بازسازیِ دیجیتالیِ جدید با استفاده از
‫نگاتیوِ ۲٬۰۰۰ فیلم انجام شده است.

00:00:25.300 --> 00:00:28.380
‫در سراسرِ فیلم، آهنگ‌ها و ته‌رنگ‌هایِ
‫فیلم به صورتِ کامل تولیدِ مجدّد شده‌اند.

00:00:28.400 --> 00:00:31.498
‫با استفاده از ابزارهایِ بازسازیِ پیشرفته،
‫تصویر پایدار شده، آسیب و افتِ کیفیتِ آن...

00:00:31.500 --> 00:00:35.000
‫به صورتِ اساسی ترمیم گردیده و گسترۀ
‫وسیعی از منابعِ فیلم یکپارچه شده است.

00:00:59.000 --> 00:01:09.707
‫ناپُلِئون

00:01:09.808 --> 00:01:15.308
‫کارگردان: اَبِل گانس

00:02:45.214 --> 00:02:48.714
‫«مایلم که از بازپسینانِ خود باشم،

00:02:48.915 --> 00:02:51.915
‫تا به چشمِ خویش ببینم که یک شاعر...

00:02:53.116 --> 00:02:55.916
‫چگونه درباره‌ام می‌اندیشد،
‫احساس می‌کند و به زبان می‌آورد.»
‫– ناپُلِئون

00:02:57.417 --> 00:03:00.417
‫تمامیِ رویدادها و نقلِ‌قول‌هایی که
‫به صورتِ مستقیم از تاریخ ذکر شده‌اند،

00:03:00.618 --> 00:03:05.518
‫با واژۀ ‹هیستوریکال› همراه‌اند.

00:03:09.000 --> 00:03:12.419
‫در طیِ زمستانِ به‌یادماندنیِ سالِ ۱۸۷۳ میلادی،

00:03:12.620 --> 00:03:14.520
‫هنگامی که تودۀ برفِ زیادی...

00:03:14.721 --> 00:03:18.681
‫در حیاطِ مدرسۀ ‹برییِن کالج› انباشته شده بود...
‫(مدرسه‌ای نظامی در فرانسه ویژۀ فرزندانِ نجیب‌زادگان)

00:04:06.200 --> 00:04:07.982
‫ناپُلِئون بُناپارت

00:04:11.422 --> 00:04:13.822
‫ده نفر در برابرِ چهل نفر.

00:04:30.500 --> 00:04:33.523
‫پدرانِ روحانی، دانش‌آموزان را
‫به این نبردها ترغیب می‌کردند...

00:04:33.724 --> 00:04:36.524
‫و آن‌هایی را که در این میان با خَلقِ
‫استراتژیِ جدید و یا مهارتشان...

00:04:36.725 --> 00:04:40.625
‫از دیگران متمایز بودند، تشویق می‌کردند.

00:04:40.826 --> 00:04:44.800
‫امروز، کنجکاویِ آن‌ها بسیار شدّت گرفته است...

00:05:21.901 --> 00:05:25.998
‫سردسته‌هایِ تیمِ مقابل، ‹فیلیپو› و ‹پِکادوک›،

00:05:26.000 --> 00:05:29.902
‫دشمنانِ شخصیِ ناپُلِئون در برییِن بودند.

00:05:30.203 --> 00:05:34.303
‫بر حسبِ تصادف در آینده مشخص می‌شود که
‫این دو در دورانِ امپراتوریِ ناپُلِئون،

00:05:34.504 --> 00:05:38.600
‫در قامتِ مخالفانش با هم متّحد می‌شوند.

00:05:55.401 --> 00:05:58.301
‫به امیدِ غافلگیریِ ناپُلِئون...

00:06:43.302 --> 00:06:46.002
‫‹تریستان فلوری›، شاگردآشپز.

00:08:40.199 --> 00:08:41.803
‫مواظب باش ناپُلِئون...!

00:08:48.704 --> 00:08:52.304
‫«فیلیپو داره سنگ می‌ذاره داخلِ گلوله‌هایِ برفی‌ش!»

00:10:02.600 --> 00:10:04.100
‫«ممنونم!»

00:10:53.670 --> 00:10:57.601
‫با صلابتی غیرمنتظره، دستور می‌داد...

00:10:57.802 --> 00:11:01.902
‫و در میانِ این نبرد، بی‌حرکت نظاره‌گر بود.

00:15:15.003 --> 00:15:18.403
‫«برندۀ این نبرد جلو بیاد!»

00:15:28.004 --> 00:15:30.104
‫«اسمت چیه؟»

00:15:32.000 --> 00:15:38.200
‫«ناپُلِئون.»
‫(با همان لهجۀ کُرسیکایی‌اش،
‫نامش را این‌گونه تلفّظ کرد: ناپ-آی-اونی.)

00:15:41.201 --> 00:15:46.999
‫«چی گفتی؟ پوشال داخلِ بینی؟»

00:16:03.552 --> 00:16:06.902
‫«پسرم، آیندۀ روشنی در پیش داری.

00:16:07.103 --> 00:16:10.823
‫یادت باشه این ‹پیچِگرو› بود که این حرف رو بهت زد.»

00:17:04.901 --> 00:17:09.601
‫درسِ جغرافیا: مطالعۀ آب‌و‌هوایِ جزایر.

00:18:11.232 --> 00:18:15.100
‫«از اون‌جایی‌که کُرسیکا
‫یه جزیرۀ نیمه‌متمدّنه...»

00:18:32.701 --> 00:18:36.101
‫کُرسیکا، زیباترین جزیرۀ جهان است.

00:18:55.002 --> 00:18:57.002
‫«اوه! داشتم فراموش می‌کردم.

00:18:57.203 --> 00:18:59.603
‫یه صخر‌ۀ کوچکِ بی‌نام و نشان در اقیانوس...»

00:19:15.203 --> 00:19:23.603
‫‹سنت-هلن›
‫(جزیره‌ای در جنوبِ اقیانوسِ اطلس، تحتِ سلطۀ بریتانیا)

00:20:11.604 --> 00:20:14.704
‫استادان و دانش‌آموزان، همگی...

00:20:15.105 --> 00:20:19.905
‫این بچّۀ مغرورِ آتشین‌مزاج را...

00:20:20.106 --> 00:20:23.400
‫که میانِ آنان در انزوایی درنده
‫زندگی می‌کرد، دوست نداشتند.

00:20:34.801 --> 00:20:37.999
‫این‌جا خیلی غمگینم...

00:20:38.300 --> 00:20:41.300
‫قلبم برایِ این مردمی که...

00:20:41.601 --> 00:20:44.501
‫اطرافم را گرفته‌اند، ساخته نشده.

00:20:46.902 --> 00:20:49.702
‫امّا من تحمّل خواهم کرد.

00:20:49.903 --> 00:20:53.903
‫کسی چه می‌داند، ممکن است روزی فرا برسد
‫که بتوانم آزادی را به میهنم بازگردانم.

00:20:54.104 --> 00:20:57.500
‫سرنوشتِ یک امپراتوری اغلب
‫به دستانِ یک مرد رقم می‌خورد.
‫– ناپُلِئون

00:21:14.800 --> 00:21:17.701
‫«ناپُلِئون داره تو رخت‌خوابش نامه قایم می‌کنه، آقا.»

00:22:15.700 --> 00:22:19.803
‫تنها مایۀ تسلّیِ بُناپارت،
‫پستویِ تریستان فلوری است.

00:22:39.204 --> 00:22:41.504
‫مونسی شکوهمند در تیره‌روزی،

00:22:41.805 --> 00:22:43.999
‫هدیه‌ای از طرفِ داییِ پدرش، ‹پاراویچینی›،

00:22:44.300 --> 00:22:47.800
‫عقاب‌بازِ بزرگِ [شهرِ] ‹آژاکسیو›.

00:25:03.402 --> 00:25:05.502
‫«کی عقابِ من رو آزاد کرد؟»

00:25:36.503 --> 00:25:39.003
‫«پس همه‌تون گناهکارید!»

00:27:16.700 --> 00:27:18.604
‫«فکر می‌کنی کی هستی؟»

00:27:21.905 --> 00:27:23.405
‫«یه مرد!»

00:28:08.700 --> 00:28:11.206
‫«من معتقدم که اون به یه جایی می‌رسه.

00:28:11.499 --> 00:28:14.607
‫مثلِ سنگِ گرانیتِ حرارت‌دیدۀ آتشفشان، سرسخته.»

00:31:16.008 --> 00:31:20.808
‫ناپُلِئون و انقلابِ فرانسه

00:31:21.309 --> 00:31:25.409
‫نُه سال بعد در باشگاهِ انقلابیِ ‹کلاب دِس کوردِلییِرز›.
‫(محفلی دوستانه و محبوب در زمانِ انقلابِ فرانسه)

00:31:27.510 --> 00:31:31.110
‫مرگ بر ستمگر

00:32:12.811 --> 00:32:17.711
‫‹کَمیل دِسمولینز›، منشیِ ‹دانتون›، و همسرش، ‹لوسیِل›.

00:33:52.900 --> 00:33:54.712
‫سه خداوندگار...

00:34:02.453 --> 00:34:04.313
‫دانتون...

00:34:13.414 --> 00:34:16.494
‫‹مارا›...

00:34:26.015 --> 00:34:28.115
‫‹روبسپییِر›...

00:34:55.416 --> 00:34:56.516
‫«وِرّاج‌ها!»

00:36:12.900 --> 00:36:18.617
‫«دوستِ شما، ‹دیتریک›، افسری از ارتشِ راین را
‫همراه با سرودی به اسمِ ‹مارسیز›، به این‌جا فرستاده.

00:36:18.619 --> 00:36:20.999
‫نسخه‌هایی از این سرود را...

00:36:21.300 --> 00:36:24.300
‫قبل از برگزاریِ جلسه، در بینِ مردم توزیع کنیم؟»

00:38:01.501 --> 00:38:02.501
‫«گوش بدید!»

00:38:37.902 --> 00:38:41.002
‫جمعیتِ حاضر احساس کردند که
‫شعله‌ای دارد افروخته می‌شود؛

00:38:41.303 --> 00:38:45.603
‫شعله‌ای که می‌تواند تاریخِ جهان را تغییر دهد.

00:40:00.804 --> 00:40:02.800
‫«اسمت چیه؟»

00:40:04.501 --> 00:40:06.941
‫‹روگی دِ لایِل›.

00:40:48.002 --> 00:40:49.502
‫«مردم، بشینید!»

00:41:00.403 --> 00:41:02.203
‫«بیایید این سرود رو یاد بگیریم، بچّه‌ها.»

00:42:43.600 --> 00:42:46.704
‫«اون بیرون مثلِ خر عَرعَر می‌کنن.»

00:44:16.405 --> 00:44:18.605
‫«من به نیابت از مردم فرانسه،
‫از شما تشکّر می‌کنم، موسیو.

00:44:18.656 --> 00:44:21.100
‫سرودِ میهنیِ شما توپخانه‌هایِ
‫بسیاری رو نجات خواهد داد.»

00:44:28.999 --> 00:44:31.100
‫«سپاسگزارم ستوان.

00:44:31.399 --> 00:44:33.820
‫اسمتون رو بهم بگید تا بتونم
‫پیشگویی‌تون رو به خاطر بسپارم.»

00:44:36.800 --> 00:44:38.402
‫«ناپُلِئون بُناپارت.»

00:45:53.203 --> 00:45:56.103
‫در خانه‌ای فقیرانه

00:45:56.504 --> 00:45:59.504
‫سکانسِ از دست رفته:

00:46:00.499 --> 00:46:05.399
‫بُناپارت محلّ‌ِ اقامتش در پاریس را
‫با دو مردِ کُرسیکایی‌،

00:46:05.899 --> 00:46:09.498
‫‹پوزو دی بورگو› و ‹سالیچِتی›، که از او
‫خوشِشان نمی‌آید، تقسیم می‌کند.

00:46:09.500 --> 00:46:12.900
‫بُناپارت آن‌قدر در مضیقه است که...

00:46:13.399 --> 00:46:19.400
‫با مقوّا برایِ خودش
‫یک جفت چکمه درست می‌کند.

00:46:41.201 --> 00:46:43.201
‫آن روز در میانِ آن ثروتمندانِ بی‌عار،

00:46:43.502 --> 00:46:46.702
‫‹ژوزِفین دِ بوهارنه›،

00:46:47.103 --> 00:46:53.504
‫به دنبالِ مادمازِل ‹لِنورمَنت›،
‫کف‌بینِ معروف، می‌گشت.

00:48:16.705 --> 00:48:22.905
‫«چه اقبالِ شگفت‌انگیزی...
‫مادام، شما قرار است ملکه شوید!»

00:48:35.400 --> 00:48:40.205
‫شبِ دهمِ اوت،
‫ناگهان شورش گسترده شد...

00:48:40.207 --> 00:48:45.107
‫و پژواکِ یورش به تاجِ پادشاهی در
‫سرِ بُناپارت طنین‌انداز شد.

00:49:01.500 --> 00:49:07.108
‫گوشه‌هایی از یک رویدادِ بزرگ،
‫که از پسِ اتاقی کوچک دیده می‌شود.

00:49:42.450 --> 00:49:46.909
‫دل بستن به قتلِ عام، کار بیهوده‌ای است.

00:49:47.310 --> 00:49:49.510
‫اگر مواظب نباشیم،

00:49:49.811 --> 00:49:53.111
‫بهترین ثمره‌هایِ انقلاب،
‫از دست خواهند رفت.

00:49:59.900 --> 00:50:03.212
‫در مجلسِ ملّی، مرگِ دردناکِ مقامِ سلطنت.

00:51:11.713 --> 00:51:15.513
‫«اگر انقلاب کوره است،
‫همانا کارگاهِ آهنگری نیز است!

00:51:15.814 --> 00:51:18.514
‫بیایید تا همین الآن جمهوری را بسازیم!»

00:52:28.815 --> 00:52:31.815
‫این مردان چقدر بزدل و پست هستند.

00:52:32.216 --> 00:52:36.216
‫مردم به زحمت ارزشِ چنین دردسری را دارند.

00:52:36.517 --> 00:52:39.516
‫هر کدام به دنبال پیشبردِ منافعِ خویش هستند...

00:52:39.518 --> 00:52:42.518
‫و برایِ رسیدن به موفّقیت...

00:52:42.819 --> 00:52:45.259
‫دست به اعمالِ شنیعی می‌زنند.

00:53:42.920 --> 00:53:46.450
‫اعلامیۀ حقوقِ بشر و شهروند

00:54:31.801 --> 00:54:36.650
‫«این کاری است که امروز شما
‫با حکومتِ سلطنتی کرده‌اید.»

00:55:46.451 --> 00:55:47.951
‫هر لحظه‌ای که می‌گذشت،

00:55:48.252 --> 00:55:51.552
‫هم‌زمان با فروپاشیِ سلطنت،

00:55:51.853 --> 00:55:53.813
‫ناپُلِئون احساسِ مبهمی داشت؛
‫از سرچشمۀ نوری که...

00:55:54.154 --> 00:55:57.054
‫در درونش در حالِ شعله‌ور شدن بود.

00:56:54.955 --> 00:56:58.055
‫بُناپارت که سال‌ها به کُرسیکا برنگشته بود،

00:56:58.456 --> 00:57:01.556
‫همراه با خواهرش ‹اِلیزا›،
‫واردِ آژاکسیو می‌شوند،

00:57:01.957 --> 00:57:07.457
‫تا احساساتِ ملّی‌گرایانه را احیا کنند.

00:57:22.958 --> 00:57:26.558
‫اِلیزا بُناپارت

01:00:09.359 --> 01:00:11.059
‫‹مادر لتیزیا›!

01:00:57.060 --> 01:00:59.000
‫بهترین دوستِ خانوادۀ بُناپارت،

01:00:59.301 --> 01:01:01.680
‫‹سانتو-ریچیِ› چوپان.

01:02:25.151 --> 01:02:27.200
‫«سلام، پسرعمو!»

01:02:42.500 --> 01:02:45.700
‫«الان وقتِ تفریح نیست، ناپُلِئون.»

01:02:55.101 --> 01:02:58.301
‫«باید بلافاصله از حقایقِ وحشتناکی باخبر بشی.»

01:03:16.202 --> 01:03:19.302
‫«پائولی، پیر و بزرگِ ما،

01:03:19.603 --> 01:03:21.999
‫پدرِ موردِ احترامِ همۀ ما،

01:03:22.400 --> 01:03:25.400
‫قصد داره ما رو به انگلیسی‌ها بفروشه.»

01:04:29.401 --> 01:04:35.201
‫«تا من زنده‌م، هرگز کُرسیکا
‫به تصرّفِ انگلیسی‌ها در نمی‌آد.»

01:05:19.902 --> 01:05:22.302
‫تمامیِ صحنه‌هایِ کُرسیکا...

01:05:22.703 --> 01:05:27.000
‫دقیقاً در مکان‌هایی که حوادث رخ داده...

01:05:27.404 --> 01:05:32.600
‫فیلم‌برداری شده‌اند.
‫(یادداشت مؤلّف)

01:05:33.150 --> 01:05:34.800
‫خانه‌اش.

01:05:36.501 --> 01:05:40.701
‫ناپُلِئون در ۱۵ اوتِ ۱۷۶۹
‫در این خانه متولّد شده است.

01:06:13.122 --> 01:06:15.902
‫روستایش.

01:08:19.903 --> 01:08:26.104
‫ناپُلِئون برایِ تأمّل در سرنوشتِ
‫زادبومِ کوچکِ خویش، به غارِ کازونی،

01:08:26.505 --> 01:08:30.405
‫محلّ‌ِ رؤیاهایِ جوانی‌اش، آمد.

01:09:01.106 --> 01:09:04.606
‫خانواده‌اش.

01:10:01.900 --> 01:10:06.607
‫پوزو دی بورگو، دادستانِ کنونیِ کُرسیکا و دفتردارِ پائولی،

01:10:06.999 --> 01:10:12.508
‫حسادتِ شدیدی به خانوادۀ ناپُلِئون داشت.

01:10:23.509 --> 01:10:25.909
‫ناپُلِئون به عنوانِ نمایندۀ رسمیِ فرانسه،

01:10:26.310 --> 01:10:29.610
‫از طرفِ افرادی مانندِ پائولی که طرفدارِ...

01:10:29.911 --> 01:10:32.711
‫حکومتِ انگلیس بودند، طرد شد.

01:10:32.912 --> 01:10:36.352
‫و این قضیه بذرِ کینه را
‫در دلِ پوزو پرورش داد.

01:10:51.153 --> 01:10:53.153
‫«مرگ بر ناپُلِئون بُناپارت!»

01:13:04.954 --> 01:13:07.954
‫ناپُلِئون با نادیده گرفتنِ توصیه‌هایِ خانواده‌اش،

01:13:08.355 --> 01:13:11.655
‫مبنی بر فرار از خشمِ مردم،

01:13:12.199 --> 01:13:16.456
‫هر روز به پرتگاهِ متروکۀ
‫‹لِس سانگوینیرس› می‌رفت...

01:13:16.900 --> 01:13:22.257
‫تا دربارۀ آینده با دوستِ خود،
‫اقیانوس، گفت‌وگو کند.

01:14:12.000 --> 01:14:14.458
‫پائولی

01:14:20.859 --> 01:14:25.000
‫«ناپُلِئون بُناپارت به واسطۀ
‫مکاتباتِ پنهانی‌ش با مجلس،

01:14:25.501 --> 01:14:28.501
‫حالا، جدّی‌ترین مانعِ اتّحادِ ما با انگلیسه.

01:14:29.000 --> 01:14:31.502
‫به نامِ کُرسیکا، سرزمینِ آبا و اجدادی،

01:14:31.950 --> 01:14:34.903
‫اجازه بدید که اون رو بکُشم!»

01:15:49.108 --> 01:15:54.300
‫در ‹مولِن دو روی›، جایی که سیاست حاکم است.
‫(یکی از سه آسیابِ یخچالیِ روستایِ ترویس مولِنز)

01:16:43.604 --> 01:16:49.040
‫دستورِ قضایی:
‫خطاب به مقاماتِ مدنی و نظامی برایِ تعقیب و
‫دستگیریِ ناپُلِئون بُناپارت، به دلیلِ خیانت به کشورش.

01:16:49.042 --> 01:16:56.507
‫مبلغِ پانصد پوند به کسی که زنده یا مردۀ او را
‫به شورایِ کُرسیکا بیاورد، پرداخت خواهد شد.
‫– پائولی.

01:17:10.708 --> 01:17:13.028
‫برادرانِ ناپُلِئون، ‹لوسیِن› و
‫‹جوزِف›، در لباسِ مبدّل...

01:17:13.399 --> 01:17:15.209
‫برایِ کمک گرفتن از مقاماتِ فرانسوی...

01:17:15.599 --> 01:17:19.510
‫عازمِ ‹کالوی› شدند.
‫(شهری کوچک در شمالِ غربیِ کُرسیکا)

01:18:37.711 --> 01:18:40.250
‫«چی کار می‌خوای بکنی؟»

01:18:43.251 --> 01:18:44.951
‫«یه کاری می‌کنم، مادر!»

01:18:57.052 --> 01:19:00.052
‫زندگیِ این افسرِ جوان،

01:19:00.453 --> 01:19:02.500
‫از این لحظه تا زمانِ بازگشتش به فرانسه،

01:19:02.754 --> 01:19:07.054
‫تبدیل به یکی از شگفت‌انگیزترین
‫داستان‌هایِ ماجراجویانه می‌شود.

01:19:16.055 --> 01:19:18.554
‫«اسپانیا، سرزمینِ آبا و اجدادیِ ما، حامیِ ‹بوتافوکو› است!
‫(یکی از نجیب‌زادگانِ کُرسیکایی و از مخالفانِ ناپُلِئون)

01:19:18.556 --> 01:19:20.760
‫مرگ بر ناپُلِئون بُناپارت!»

01:19:27.161 --> 01:19:30.560
‫«خیر، ایتالیا سرزمینِ آبا و اجدادیِ ما،
‫حامیِ دوکِ ‹ساوی› است!
‫(یکی از سرزمین‌هایِ الحاقی به فرانسه)

01:19:30.562 --> 01:19:32.762
‫مرگ بر ناپُلِئون بُناپارت!»

01:19:42.063 --> 01:19:44.363
‫«خیر، انگلستان سرزمینِ آبا و اجدادیِ ما،
‫حامیِ پائولی است!

01:19:44.564 --> 01:19:47.264
‫مرگ بر ناپُلِئون بُناپارت!»

01:20:08.000 --> 01:20:10.300
‫«خیر... سرزمینِ آبا و اجدادیِ ما فرانسه است،

01:20:12.600 --> 01:20:13.500
‫همراه با من!»

01:21:52.600 --> 01:21:56.602
‫«اگر می‌توانستید رؤیایی که
‫روحم رو آزار می‌ده، درک کنید،

01:21:56.803 --> 01:21:58.900
‫همگی از من تبعیت می‌کردید!»

01:22:16.000 --> 01:22:20.440
‫«مگر نمی‌بینید که فرانسه مادرِ همۀ ماست؟»

01:22:31.841 --> 01:22:33.441
‫«باور کنید...

01:22:33.700 --> 01:22:35.700
‫مردی میاد که امیدِ ملّت رو...

01:22:36.001 --> 01:22:38.581
‫دوباره به هم پیوند می‌ده و سپس...»

01:25:42.000 --> 01:25:43.950
‫«ما با فرانسه در جنگیم!»

01:26:39.051 --> 01:26:41.451
‫«من این پرچم رو برمی‌دارم.
‫این پرچم برایِ شما زیادی بزرگه!»

01:27:30.352 --> 01:27:40.254
‫خبرِ اعلانِ جنگ، در ارتباط با فرارِ بُناپارت،
‫مردم را به وجد آورد.

01:31:28.355 --> 01:31:30.945
‫دریا – آخرین چارۀ تبعید.

01:31:46.846 --> 01:31:48.346
‫«بدونِ بادبان – بدونِ پارو!»

01:32:26.447 --> 01:32:28.480
‫«پرچم رو بهتون برمی‌گردونم!»

01:33:13.781 --> 01:33:15.581
‫سرانجام، در ۲۶ ماهِ مِۀ ۱۷۹۳،

01:33:15.782 --> 01:33:17.792
‫پس از تعقیب و گریزی قهرمانانه،

01:33:17.993 --> 01:33:20.833
‫ناپُلِئون با قایقِ ‹اوچیا›یی‌اش رهسپارِ دریا شد.
‫(بخشِ کوچکی در کُرسیکا)

01:33:50.201 --> 01:33:52.280
‫قانون‌شِکنان.

01:37:17.381 --> 01:37:20.500
‫همواره بیشه از قانون‌شِکنان محافظت می‌کند.

01:38:14.901 --> 01:38:17.601
‫بادِ گرم و ناخوشایندی وزیدن گرفت.

01:38:29.002 --> 01:38:32.402
‫ناپُلِئون از ترسِ طوفان،
‫سعی کرد که نزدیکِ ساحل بماند.

01:39:39.703 --> 01:39:42.703
‫ناپُلِئون که با نهایتِ سرعت به سمتِ
‫دریایِ آزاد رانده شده بود،

01:39:42.999 --> 01:39:47.204
‫داشت با سرنوشت، نبرد قهرمانانه‌ای را می‌آغازید.

01:40:08.480 --> 01:40:11.505
‫همان شب، هم‌زمان،

01:40:11.806 --> 01:40:15.206
‫طوفانِ سهمگینِ دیگری در مجلس، در گرفته بود.

01:40:31.307 --> 01:40:35.147
‫«نتیجه‌گیریِ من؟ کیفرخواستِ عمومی
‫برایِ تمامِ ‹ژیروندین‌ها›ست!»
‫(نام حزبی سیاسی)

01:41:03.708 --> 01:41:05.308
‫مجلس مات و مبهوت بود.

01:46:51.109 --> 01:46:52.808
‫بنابراین همۀ غول‌هایِ انقلاب،

01:46:52.810 --> 01:46:55.110
‫یکی پس از دیگری...

01:46:55.410 --> 01:46:57.710
‫در گردابِ خشمِ پادشاهیِ ترور...

01:46:58.111 --> 01:47:01.311
‫از بین رفتند.

01:47:06.612 --> 01:47:10.612
‫و مردی که همراهِ بی‌باکِ اقیانوس بوده...

01:47:10.913 --> 01:47:14.913
‫و بادبانِ سه رنگش را در بادِ انقلاب گشوده،

01:47:15.314 --> 01:47:20.484
‫فاتحانه به بلندایِ تاریخ روانه می‌شد.

01:48:06.285 --> 01:48:08.705
‫در سپیده‌دم، مشیّتِ تاریخی به وقوع می‌پیوندد؛

01:48:08.906 --> 01:48:11.406
‫برادرانِ بُناپارت از راهِ دریا به کالوی برمی‌گردند.

01:49:54.007 --> 01:49:55.306
‫«تمامیِ اعضایِ خانواده!

01:49:55.308 --> 01:49:57.868
‫به سرعت پیش به سویِ ساحلِ ‹اَسپرِتو›!»

01:50:27.101 --> 01:50:28.900
‫چند ساعت بعد.

01:50:56.501 --> 01:50:58.601
‫«افسوس، ای فرزندهایم!

01:50:58.802 --> 01:51:02.002
‫خانۀ فقیرانۀ ما با دستورِ پائولی غارت شد...

01:51:02.303 --> 01:51:06.103
‫و حالا مجبوریم از میهنِ عزیزمون فرار کنیم.»

01:51:20.904 --> 01:51:23.604
‫«حالا دیگه خانوادۀ بُناپارت یک وطن...

01:51:23.905 --> 01:51:26.500
‫و تنها یک وطن داره؛ فقط...»

01:51:28.600 --> 01:51:29.601
‫«فرانسه!»

01:52:02.802 --> 01:52:07.600
‫«کاپیتان، اجازه بدید که
‫اون کشتیِ مشکوک رو غرق کنم.»

01:52:09.400 --> 01:52:10.701
‫«نه، نِلسون...»

01:52:17.500 --> 01:52:22.700
‫«باروتمون رو با شلیک به چنین
‫چیزِ بی‌اهمّیتی، ضایع نکن.»

01:52:50.001 --> 01:52:52.001
‫قیصر و سرنوشتش.

01:52:52.302 --> 01:52:54.900
‫امپراطورِ آینده، سه پادشاه و یک ملکه،

01:52:55.201 --> 01:52:57.400
‫در چند متر مربّع...

01:52:57.701 --> 01:53:00.230
‫میانِ دریا و آسمان.

01:53:30.931 --> 01:53:42.031
‫میان‌پرده

01:53:44.732 --> 01:53:49.300
‫پردۀ دوّم

01:53:50.401 --> 01:53:53.801
‫در پاریس، یکی از آن سه خدایان...

01:53:54.302 --> 01:54:01.402
‫در شُرُفِ قتل به دستِ گردبادی انقلابی بود.

01:54:18.603 --> 01:54:22.603
‫‹شارلوت کُردِی›، طرفدارِ متعصّبِ ژیروندین‌ها،

01:54:22.999 --> 01:54:24.904
‫از زمانِ سقوطِ آن‌ها،

01:54:25.205 --> 01:54:31.306
‫رؤیایِ انتقام از شخصِ خونخوارِ مارا
را ‫در سر می‌پروراند.

01:54:37.607 --> 01:54:40.607
‫«زنِ جوانی اهلِ ‹کان› اصرار داره شما رو ببینه.

01:54:40.650 --> 01:54:43.608
‫طبقِ گفتۀ خودش، اتّهاماتِ جدّی‌ای برایِ ارائه داره.

01:54:43.999 --> 01:54:46.109
‫من به جایِ شما بودم، حاضر به دیدنش نمی‌شدم.»

01:55:26.610 --> 01:55:29.110
‫«لیستی از افرادِ مظنون رو براتون اورده‌م.

01:55:29.411 --> 01:55:32.050
‫امّا نمی‌تونم در حضورِ دیگران چیزی بگم.»

01:55:55.351 --> 01:55:59.500
‫«ما رو تنها بذار...
‫اون پرده رو هم بکِش!»

01:57:00.401 --> 01:57:07.301
‫محاصرۀ ‹تولون›

01:57:07.502 --> 01:57:10.502
‫در سپتامبرِ ۱۷۹۳، بندرِ تولون...

01:57:10.803 --> 01:57:17.456
‫که به دستِ ۲۰٬۰۰۰ نیرویِ انگلیسی،
‫ایتالیایی و اسپانیایی اشغال شده بود،

01:57:17.458 --> 01:57:24.755
‫از طرفِ ارتشِ فرانسه، تحتِ فرماندهیِ
‫ژنرال ‹کارتو›، محاصره گردید.

01:58:08.556 --> 01:58:12.199
‫کارتویِ نقّاش، ژنرالی که ارتشِ
‫محاصره‌کننده را فرماندهی می‌کرد،

01:58:12.457 --> 01:58:16.457
‫به داشتنِ اقبالِ درخشان شهرت داشت.

01:58:25.358 --> 01:58:29.158
‫تریستان فلوری، شاگردآشپزِ پیشینِ برییِن،

01:58:29.559 --> 01:58:33.600
‫صاحبِ مسافرخانه‌ای در تولون شده بود.

01:59:08.701 --> 01:59:12.601
‫سالیچِتی، نمایندۀ کُرسیکا در مجلسِ ملّی،

01:59:12.999 --> 01:59:16.950
‫به عنوانِ سرپرستِ ارتشِ تولون گماشته شده بود.

01:59:30.951 --> 01:59:34.751
‫«به سلامتیِ ژنرال کارتویِ کبیر،

01:59:35.152 --> 01:59:36.952
‫فاتحِ آیندۀ تولون.»

01:59:43.253 --> 01:59:47.853
‫یک افسرِ جوانِ توپخانه
‫تازه به تولون رسیده است.

02:00:18.000 --> 02:00:22.450
‫نیروهایِ جمهوری در وضعیتی بودند که
‫از نوآوری حمایت می‌کردند.

02:02:54.951 --> 02:03:01.151
‫‹وایولِن›، دخترِ تریستان فلوری.

02:03:25.452 --> 02:03:29.052
‫«مردِ جوان، برایِ چه کاری به این‌جا اومدی؟»

02:03:30.353 --> 02:03:34.553
‫«به عنوانِ جانشینِ فرماندهِ توپخانه اومده‌م، قربان.»

02:03:36.254 --> 02:03:37.754
‫«توپخانه؟»

02:03:48.255 --> 02:03:50.555
‫«چرا؟ ما که نیازی نداریم!

02:03:50.799 --> 02:03:53.450
‫ما تولون رو با شمشیر و سرنیزه می‌گیریم!»

02:04:15.751 --> 02:04:20.191
‫«مردِ کوچکِ من، اگه تو جایِ من بودی،
‫چی کار می‌کردی؟»

02:05:12.800 --> 02:05:15.292
‫«به محضِ این که قلعۀ ‹اِیگولِت› تسخیر بشه،

02:05:15.593 --> 02:05:17.993
‫ارتشِ انگلیس شهر رو ترک می‌کنه.»

02:05:25.000 --> 02:05:28.494
‫«خب، کاپیتانِ توپخانه، معلوم شد
‫که از جغرافیا سررشتۀ چندانی نداری.»

02:05:49.795 --> 02:05:51.595
‫«مردِ جوان یادت باشه،

02:05:51.796 --> 02:05:54.050
‫اوّل این که توپخانه بلااستفاده است،
‫و دوّم این که...»

02:05:59.251 --> 02:06:01.451
‫«و دوّم این که از همه چیز بدتره.»

02:06:35.652 --> 02:06:37.552
‫«این بار دیگه تردید نمی‌کنم،

02:06:37.753 --> 02:06:40.153
‫دانشکدۀ برییِن رو بهش یادآوری می‌کنم.»

02:06:58.354 --> 02:07:00.454
‫«کاپیتان، من...»

02:07:03.855 --> 02:07:06.155
‫«نان، زیتون و سکوت!»

02:08:09.256 --> 02:08:10.999
‫بی‌کفایتیِ کارتو محرز...

02:08:11.057 --> 02:08:13.347
‫و ژنرال ‹داگومییِر› به جایِ او گماشته شد.

02:08:23.648 --> 02:08:25.500
‫ناپُلِئون در آموزشِ افراد و اسب‌ها...

02:08:25.551 --> 02:08:27.600
‫اشتیاقِ بسیاری از خود نشان داد.

02:08:58.701 --> 02:09:01.501
‫طولی نکشید که ژنرال داگومییِر...

02:09:01.662 --> 02:09:04.200
‫به ویژگی‌هایِ بی‌همتایِ افسرِ توپخانه‌اش، پی بُرد.

02:09:42.401 --> 02:09:43.850
‫سرکشی.

02:10:53.800 --> 02:10:55.050
‫«قدّت خیلی کوتاهه!»

02:11:12.000 --> 02:11:16.061
‫تولون به عنوانِ یکی از تسخیرناپذیرترین...

02:11:16.362 --> 02:11:19.162
‫دژهایِ جهان شناخته شده بود.

02:12:03.563 --> 02:12:07.563
‫«ژنرال همشهری، قدرتِ شلیکِ
‫جبل‌الطّارقِ کوچک باعث شده که...

02:12:07.964 --> 02:12:11.964
‫نتونیم از اون استحکامات استفاده کنیم.

02:12:12.365 --> 02:12:15.265
‫دستور دادیم که توپ‌ها رو از اون‌جا بردارن.»

02:12:21.466 --> 02:12:26.366
‫استحکاماتِ انگلیس در «جبل‌الطّارقِ کوچک».

02:12:51.267 --> 02:12:53.367
‫«توپ‌ رو به جایِ خودش برگردونید.»

02:12:56.168 --> 02:12:58.508
‫«غیرِممکنه، کاپیتان.»

02:13:00.309 --> 02:13:03.100
‫«غیرِممکن در قاموسِ ما فرانسویان نیست.»

02:13:43.001 --> 02:13:45.121
‫«به عنوانِ جانشینِ فرمانده،
‫حواست به کارِ خودت باشه...

02:13:45.202 --> 02:13:48.502
‫و بذار تا من هم در مقامِ سربازِ توپخانه،
‫وظیفه‌م رو انجام بدم.

02:13:48.703 --> 02:13:51.600
‫این توپخانه باید این‌جا بمونه، و اِلّا من می‌رم!»

02:13:54.401 --> 02:13:57.601
‫«سرِ افراد حتّی به سببِ جواب‌هایی
‫با گستاخیِ کم‌تر از این هم بر باد رفته!»

02:14:26.602 --> 02:14:30.002
‫«بهتر؛ دیگه نیازی به شن و ماسه هم ندارم!»

02:14:33.303 --> 02:14:36.163
‫«رفیق ‹ژونات›، من از تو خوشم می‌آد.»

02:15:14.164 --> 02:15:16.964
‫آتشبارِ مردانِ بی‌باک

02:16:29.165 --> 02:16:33.255
‫«کاپیتان بُناپارت، شما رو به مقامِ
‫فرماندهیِ توپخانه منصوب می‌کنم.»

02:16:59.756 --> 02:17:03.356
‫«برایِ بازپس‌گیریِ تولون،
‫همون بهتر که این کار رو به بُناپارت بسپاریم.»

02:17:17.157 --> 02:17:22.257
‫بُناپارت با آزادیِ عملی که پیدا کرده بود،
‫فوراً دست به حمله زد.

02:18:55.258 --> 02:18:59.338
‫موفّقیت‌هایش ادامه می‌یابد،
‫تا آن‌جا که پادگانِ برجِ بزرگ را نیز...

02:18:59.559 --> 02:19:02.950
‫به محاصرۀ خود در می‌آورد.

02:19:46.800 --> 02:19:51.551
‫در ۱۱ دسامبرِ ۱۷۹۳، ستادِ ارتشِ فرانسه،

02:19:51.852 --> 02:19:55.852
‫شورایِ جنگِ سرنوشت‌سازی را برگزار کرد.

02:20:37.353 --> 02:20:40.153
‫«یا من دستور می‌دم، یا این که چیزی نمی‌گم.»

02:21:11.054 --> 02:21:16.894
‫شورایِ جنگِ دشمن، وضعیتِ
‫بسیار پیچیده و مبهمی داشت.

02:21:22.641 --> 02:21:24.841
‫‹هود›، دریاسالارِ انگلیسی.

02:21:30.642 --> 02:21:32.641
‫«ما اربابانِ دریا هستیم.

02:21:32.643 --> 02:21:36.643
‫ناوگانِ فرانسه گروگانِ ماست،
‫و اون رو در لنگرگاه زندانی کرده‌ایم.

02:21:36.844 --> 02:21:38.844
‫دژهایِ ما تسخیرناپذیرند.

02:21:39.145 --> 02:21:41.635
‫من هیچ نگرانی‌ای ندارم.»

02:22:30.036 --> 02:22:35.000
‫«تولون فقط یک نقطه‌ضعف داره،
‫اون هم دماغۀ اِیگولِته.

02:22:35.401 --> 02:22:38.501
‫اگه اون‌جا رو بگیریم، شهر در اختیارِ ماست.»

02:22:45.902 --> 02:22:49.302
‫«بنابراین، نیمه‌شب بایستی به شهر یورش ببریم.»

02:23:41.803 --> 02:23:44.893
‫«با نظم، خونسردی و در سکوت.»

02:24:36.694 --> 02:24:39.394
‫آماده‌سازی برایِ نبرد.

02:25:36.000 --> 02:25:38.995
‫«صبر داشته باشید! تازه ساعت هفت شده.

02:25:39.200 --> 02:25:42.866
‫فردا ساعت پنجِ صبح، دشمن رو غافلگیر می‌کنیم.»

02:25:51.567 --> 02:25:54.727
‫«نمی‌تونید دود راه بندازید، امّا می‌تونید بشینید.»

02:26:07.228 --> 02:26:09.428
‫«‹ویالا›، پسرکِ طبل‌زن،

02:26:09.629 --> 02:26:12.600
‫وقتی که مُرد، چند سالش بود؟»

02:26:16.901 --> 02:26:17.901
‫«سیزده.»

02:26:25.882 --> 02:26:27.702
‫«چه شانسی!

02:26:27.903 --> 02:26:30.850
‫این یعنی که من شش سال بیشتر عمر می‌کنم.»

02:27:18.351 --> 02:27:20.351
‫«ما در آستانۀ نبردیم،

02:27:20.552 --> 02:27:23.800
‫پس اجازه دارید که آواز بخونید.»

02:29:00.501 --> 02:29:04.201
‫علیٰ‌رغمِ دستورهایِ صریحِ فرماندهانِ ارتش،

02:29:04.302 --> 02:29:06.101
‫ناپُلِئون بر خلافِ نظرِ آن‌ها که نگرانِ طوفان بودند،

02:29:06.103 --> 02:29:10.103
‫به توپخانه دستورِ حمله داد.

02:29:46.204 --> 02:29:49.204
‫با آشکار شدنِ نقشۀ باشکوهِ حمله،

02:29:49.405 --> 02:29:55.906
‫ستونِ سربازانِ ‹ویکتور› و ‹دِلابورد› را
‫روانۀ جناحینِ ساردینیایی و اسپانیایی کرد...

02:29:57.807 --> 02:30:02.797
‫و خود نیز از وسط به نیروهایِ انگلیسی حمله‌ور شد.

02:32:20.480 --> 02:32:23.498
‫داگومییِر، دستورهایِ ناپُلِئون را نادیده می‌گیرد...

02:32:26.259 --> 02:32:28.599
‫و در حالی که خوشبختانه زخمِ کوچکی برداشته،

02:32:28.700 --> 02:32:31.900
‫نیروهایِ فرانسوی را وادار به عقب‌نشینی می‌کند.

02:33:44.501 --> 02:33:47.101
‫در این لحظه، اعضایِ کنگره...

02:33:47.402 --> 02:33:50.580
‫دستورِ لغوِ حمله را صادر می‌کنند.

02:34:06.900 --> 02:34:09.000
‫«ژنرال ‹هوچارد› و ‹کاستین› هم در پاریس...

02:34:09.300 --> 02:34:13.400
‫با اشتباهاتی خیلی کوچیک‌تر
‫سرشون زیر گیوتین رفته.»

02:34:22.001 --> 02:34:25.101
‫«بُناپارت مرتکبِ بزرگ‌ترین جنایتِ تاریخ شده.

02:34:25.402 --> 02:34:28.902
‫حمله به دشمن توی چنین شبی...
‫اون‌قدر احمقانه است که حتّی...

02:34:29.303 --> 02:34:33.600
‫با قطع شدنِ سرش هم نمی‌تونه
‫تاوانِ کارش رو پس بده.»

02:34:42.101 --> 02:34:44.701
‫«کاپیتان بُناپارت، بدونِ فوتِ وقت...

02:34:45.000 --> 02:34:48.502
‫حمله را متوقّف کنید.»
‫– دستور صادره از جانبِ ژنرال داگومییِر.

02:35:22.803 --> 02:35:24.243
‫«کاپیتان بُناپارت، بدونِ فوتِ وقت...

02:35:24.304 --> 02:35:26.704
‫حمله را متوقّف کنید.»
‫– دستور صادره از جانبِ ژنرال داگومییِر.

02:35:51.491 --> 02:35:52.751
‫«سخنوران!»

02:36:24.252 --> 02:36:27.152
‫«موفّقیتش رو تضمین می‌کنی؟»

02:36:39.853 --> 02:36:41.853
‫«فرماندهِ توپخانه مسئولیتِ شخصیِ...

02:36:41.999 --> 02:36:44.254
‫این حمله رو بر عهده گرفته...

02:36:44.455 --> 02:36:47.955
‫و تصمیم بر ادامۀ حمله داره.»

02:37:39.656 --> 02:37:43.656
‫هرگز بُناپارت چنان بی‌باکی‌ای
‫از خود نشان نداده است.

02:37:43.857 --> 02:37:47.857
‫همه جا حضور دارد، همه چیز را می‌بیند
‫و بر همه چیز اشراف دارد.

02:37:48.008 --> 02:37:52.058
‫از آسمان رعد و برق و از زمین نورِ
‫انفجارِ توپخانه، او را محاصره کرده‌اند.

02:37:52.459 --> 02:37:56.400
‫او در مرکزِ آتشبارِ دشمن، در حالِ خود بود.

02:38:30.481 --> 02:38:34.421
‫«و فردا، ژنرال، شما در تولون،
‫در خواب به سر خواهید برد.»

02:40:36.422 --> 02:40:38.322
‫«جهتِ لولۀ توپ‌ها رو بچرخونید!»

02:40:49.023 --> 02:40:51.023
‫تفنگدارانِ انگلیسی توسّطِ توپ‌هایِ خودشان...

02:40:51.324 --> 02:40:53.324
‫سلّاخی شدند.

02:40:53.525 --> 02:40:55.525
‫از میانِ آن کسانی که از سنگر دفاع می‌کردند،

02:40:55.726 --> 02:40:58.826
‫حتّی یک نفر هم نتوانست فرار کند
‫و جانِ سالم به‌در‌برد.

02:41:45.627 --> 02:41:48.057
‫حمله به جبل‌الطّارقِ کوچک.

02:42:42.058 --> 02:42:44.558
‫«این که چیزی نیست!

02:42:44.859 --> 02:42:48.779
‫همۀ این چیزها رو از قبل در برییِن دیده‌م.
‫پوشال در بینیِ دلاور!»

02:44:17.301 --> 02:44:21.301
‫ژنرال ‹اوهارا›یِ انگلیسی،
‫دستورِ عقب‌نشینی صادر می‌کند.

02:45:59.402 --> 02:46:02.402
‫در میانۀ ضجّه‌هایِ زخمی‌شدگان و افرادِ جان‌دهنده،

02:46:02.603 --> 02:46:05.603
‫تیراندازی متوقّف می‌گردد و
‫نبردهایِ تن‌به‌تن در می‌گیرد.

02:46:05.804 --> 02:46:09.424
‫تنها سلاحِ باقیمانده، شمشیر است.

02:47:53.225 --> 02:47:56.225
‫«اون افسرِ جوانی رو که دو ساعت می‌شه...

02:47:56.526 --> 02:48:01.000
‫مثلِ ببر مبارزه می‌کنه، پیشِ من بیار.»

02:48:31.701 --> 02:48:33.660
‫«اسمت چیه؟»

02:48:35.461 --> 02:48:37.561
‫«‹دوسه›».

02:49:14.162 --> 02:49:16.362
‫«اسکادرانِ انگلیسی رو خارج کن...»

02:49:36.763 --> 02:49:40.263
‫«و ناوگانِ فرانسوی رو بسوزون.»

02:50:03.164 --> 02:50:04.664
‫نیروهایِ فرانسوی،

02:50:04.765 --> 02:50:09.365
‫بعد از ۷۶ ساعت مبارزه در گِل و طوفان،

02:50:09.566 --> 02:50:12.266
‫استحکاماتِ انگلیسی‌ها را تصرّف کردند.

02:50:22.638 --> 02:50:26.238
‫«طبل‌ها؟ طبل‌هایِ هنگِ ششم کجاست؟»

02:50:49.039 --> 02:50:50.839
‫«طبل‌ها؟ آماده!»

02:50:52.840 --> 02:50:54.740
‫در زیرِ رگبارِ گلولۀ دشمن،

02:50:54.941 --> 02:51:06.243
‫کار تقدیر این بود که تگرگی غیرمنتظره،
‫جایِ آن طبل‌زنانِ هنگِ ششم را بگیرد.

02:52:14.444 --> 02:52:17.244
‫«من ایمان دارم که اون مرد
‫فرانسه رو نجات می‌ده!»

02:52:34.145 --> 02:52:35.545
‫پس از پیروزی.

02:53:33.146 --> 02:53:38.546
‫بر بلندایِ دماغۀ اِیگولِت، ۱۸ دسامبرِ ۱۷۹۳.

02:54:49.247 --> 02:54:51.947
‫«اسمِ اون کاپیتان چیه؟»

02:55:15.548 --> 02:55:18.547
‫سپیده‌دم، سرپرستانِ ارتش...

02:55:18.549 --> 02:55:22.548
‫که نشانِ سرتیپی را برایِ معذرت‌خواهی
‫از او آورده بودند،

02:55:22.550 --> 02:55:27.400
‫وی را سر نهاده بر طبلی و خوابیده یافتند.

02:55:50.601 --> 02:55:53.301
‫«فاتحِ تولون این‌جاست.»

02:57:02.302 --> 02:57:18.002
‫پایانِ دورۀ اوّل

02:57:20.603 --> 02:57:24.103
‫ناپُلِئون به کارگردانیِ اَبِل گانس

02:57:24.304 --> 02:57:28.000
‫دورۀ دوّم

02:57:28.101 --> 02:57:30.350
‫وحشت

02:57:30.500 --> 02:57:33.290
‫در خانۀ سالیچِتی، کسی که حسادتِ وی...

02:57:33.292 --> 02:57:38.853
‫نسبت به هموطنش بُناپارت، درست به اندازۀ
‫حسادتِ پوزو دی‌بورگو به ناپُلِئون بود.

02:58:01.354 --> 02:58:04.354
‫«می‌خوای به ناپُلِئون اتّهامِ جاسوسی بزنی؟

02:58:04.655 --> 02:58:08.855
‫بسیار خب، من چند شاهدِ
‫ساختگی برات فراهم می‌کنم.»

02:58:24.056 --> 02:58:26.556
‫سالیچِتی به نزدِ روبسپییِر می‌آید...

02:58:26.757 --> 02:58:30.227
‫تا با او همکاری کرده و ناپُلِئون را
‫به پایِ محاکمه بنشانند.

02:58:40.428 --> 02:58:43.727
‫«بذار ژنرال ناپُلِئون به جایِ ‹هِنرایِت›،

02:58:43.729 --> 02:58:47.199
‫به عنوانِ فرماندهِ دژِ پاریس پیشنهاد بشه.»

02:58:53.700 --> 02:58:56.700
‫«مردِ قدرتمندیه این بُناپارت؛

02:58:56.901 --> 02:58:59.281
‫درست همون چیزی که در پاریس
‫کمبودش رو احساس می‌کنیم.»

02:59:08.282 --> 02:59:11.350
‫«اگه قبول نکنه، پس من هم اون رو
‫در اختیارت خواهم گذاشت.»

02:59:28.651 --> 02:59:32.700
‫مارسِ ۱۷۹۴

02:59:32.901 --> 02:59:35.800
‫روبسپییِر، بعد از اعدامِ ‹هِبِرتیستِس‌ها›،

02:59:35.802 --> 02:59:37.798
‫در اوجِ قدرت، مسئولیتِ ادارۀ دولتِ انقلابی را بر عهده گرفت.

02:59:37.800 --> 02:59:41.800
‫او از جانبِ ‹سَنت-جاست› و ‹کوتان› حمایت می‌شد.

02:59:45.001 --> 02:59:51.301
‫خوفناک‌ترین شخصِ دستگاهِ ترور و وحشت:
‫سَنت-جاست.

03:00:05.302 --> 03:00:07.402
‫«دِمونتفورت؟»

03:00:13.403 --> 03:00:15.862
‫متّهم: دِمونتفورت، ۹۴ساله.

03:00:15.864 --> 03:00:18.700
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:00:23.700 --> 03:00:26.100
‫‹لوسیِل دِسمولینز›؟

03:00:31.765 --> 03:00:33.974
‫متّهم: لوسیِل دِسمولینز.
‫مجازات: مرگ

03:00:33.976 --> 03:00:36.676
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:00:45.077 --> 03:00:48.277
‫علاوه بر سَنت-جاست، کوتان نیز
‫یکی از تأثیرگذارترین اعضایِ...

03:00:48.478 --> 03:00:50.900
‫کمیتۀ امنیتِ عمومی بود.

03:01:17.701 --> 03:01:19.601
‫طبقِ دستورِ روبسپییِر،

03:01:19.802 --> 03:01:22.502
‫دانتون به دلیلِ توطئه علیهِ جمهوری،

03:01:22.703 --> 03:01:25.103
‫دستگیر و محکوم به مرگ شده است.

03:01:47.604 --> 03:01:49.700
‫«به دانتون رحم کنید!»

03:01:57.101 --> 03:01:59.601
‫«روبسپییِرِ پست‌فطرت!
‫سکویِ اعدام انتظارت رو می‌کِشه!

03:01:59.802 --> 03:02:02.300
‫نفرِ بعدی تو هستی!»

03:02:24.401 --> 03:02:27.601
‫«یادت نره که سرم رو به مردم نشون بدی.

03:02:27.802 --> 03:02:30.202
‫ارزشش رو داره.»

03:02:57.302 --> 03:03:00.802
‫کراموِل

03:03:34.903 --> 03:03:39.203
‫«بُناپارت فرماندهیِ دژِ پاریس رو قبول نکرده.

03:03:39.504 --> 03:03:45.000
‫اون نمی‌خواد که از شخصی مانندِ شما حمایت کنه.»

03:03:54.501 --> 03:03:56.501
‫کمیتۀ امنیتِ عمومی:

03:03:56.702 --> 03:04:00.702
‫با توجّه به رفتارِ مشکوکِ ژنرال بُناپارت،

03:04:00.999 --> 03:04:03.303
‫نمایندگانِ مردم اعتمادشان را...

03:04:03.604 --> 03:04:06.604
‫نسبت به او از دست داده‌اند.

03:04:06.999 --> 03:04:11.700
‫وِی را تعلیق کرده و دستگیر نمایید.
‫– روبسپییِر

03:04:38.901 --> 03:04:42.901
‫«من از ویسکونتس ژوزِفین دِ بوهارنه...

03:04:43.202 --> 03:04:47.000
‫نزدِ کمیتۀ امنیتِ عمومی شکایت می‌کنم.

03:04:47.301 --> 03:04:50.701
‫اون حتّی پرهیزگارترین افراد
‫رو هم می‌تونه اغوا کنه.»

03:04:59.100 --> 03:05:02.100
‫متّهم: ژوزِفین دِ بوهارنه
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:05:12.301 --> 03:05:15.200
‫متّهم: ژنرال ناپُلِئون بُناپارت

03:05:15.202 --> 03:05:18.402
‫متّهم: ژوزِفین دِ بوهارنه

03:05:18.700 --> 03:05:24.502
‫به واسطۀ این سرنوشتِ عجیب،

03:05:24.903 --> 03:05:31.953
‫ناپُلِئون و ژوزفین در آستانۀ مرگ قرار گرفتند.

03:05:40.954 --> 03:05:44.954
‫متّهم: ‹آندره چِنییِر›
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:05:53.255 --> 03:05:56.555
‫«شاعران ارزشی ندارند... محکوم به مرگ!»

03:06:01.576 --> 03:06:03.956
‫متّهم: آندره چِنییِر
‫مجازات: مرگ

03:06:04.257 --> 03:06:07.257
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:06:17.758 --> 03:06:23.358
‫زندانِ ‹قلعۀ کاغی› در ‹آنتیب›.
‫(قلعه‌ای ستاره‌شکل در جنوبِ شرقیِ فرانسه)

03:06:37.759 --> 03:06:47.800
‫هدفِ روبسپییِر این بود که
‫سرِ ناپُلِئون را زیرِ تیغۀ گیوتین ببَرد.

03:06:52.251 --> 03:06:56.001
‫ژوزِفین را بی‌رحمانه از
‫فرزندانش یوجین و هورتِنس جدا کردند...

03:06:56.302 --> 03:07:00.600
‫و به زندانِ کارمِس در پاریس انداخته بودند.

03:07:37.801 --> 03:07:41.101
‫ژوزِفین دِ بوهارنه.

03:09:07.302 --> 03:09:08.952
‫«آخه شما کی هستید آقا؟»

03:09:10.253 --> 03:09:13.373
‫ژنرال ‹هوک› هستم، مادام.

03:09:20.354 --> 03:09:21.754
‫سالیچِتی با گذر از آنتیب...

03:09:21.955 --> 03:09:24.755
‫سعی در برافروختنِ بُناپارت داشت.

03:09:57.456 --> 03:09:59.056
‫«دفاعیه‌ت رو آماده می‌کنی؟»

03:10:15.157 --> 03:10:17.757
‫«نه، نمی‌کنم. دارم به دنبالِ مسیری می‌گردم...

03:10:18.000 --> 03:10:21.500
‫که از طریقِ آبراهِ سوئِز بشه به شرق رفت.»

03:10:59.201 --> 03:11:01.001
‫حضور و غیابِ محکومان.

03:11:40.502 --> 03:11:42.902
‫«لوسیِل دِسمولینز.»

03:11:57.102 --> 03:11:58.902
‫«دِ بوهارنه!»

03:12:16.334 --> 03:12:18.433
‫ویکونت دِ بورهانه نیز،

03:12:18.435 --> 03:12:21.435
‫که دو سال پیش از ژوزِفین طلاق گرفته‌اند،

03:12:21.736 --> 03:12:25.106
‫باید تاوانِ اشراف‌زادگیِ خود را بدهند.

03:12:27.807 --> 03:12:29.707
‫«چی؟ هر دویِ شما؟»

03:12:29.858 --> 03:12:31.808
‫«خب، این دیگه به خودتون ربط داره.

03:12:31.900 --> 03:12:33.840
‫من فقط به یه سر نیاز دارم.»

03:12:40.941 --> 03:12:44.600
‫«مادام، فقط این بار،
‫اجازه بدید تا حقّ‌ِ تقدّم با من باشه.»

03:12:59.201 --> 03:13:02.521
‫«مادام، با بچّه‌هامون بدرود بگید.»

03:13:16.622 --> 03:13:17.632
‫«آندره چِنییِر.»

03:13:36.733 --> 03:13:39.533
‫حرارت‌سنجِ گیوتین.

03:14:07.234 --> 03:14:10.034
‫«همۀ این افراد رو بدونِ محاکمه اعدام کنید.

03:14:10.235 --> 03:14:12.235
‫بلافاصله لیست‌هاتون رو رونویسی کنید.

03:14:12.436 --> 03:14:14.486
‫روزانه ۳۰۰ سر لازم دارم.»

03:14:45.387 --> 03:14:48.950
‫«فرانسه هیچ‌وقت چنین هیجانی به خودش ندیده!»

03:15:24.651 --> 03:15:28.401
‫متّهم: ژوزِفین دِ بوهارنه
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:15:36.002 --> 03:15:38.401
‫خوشبختانه، ‹لا باسییِر› گوش‌به‌زنگ بود...

03:15:38.403 --> 03:15:41.303
‫این شخصیتِ غریبه برایِ نجاتِ بشریت،

03:15:41.504 --> 03:15:45.800
‫خود را ملزم به خوردنِ اسناد کرده بود.

03:16:03.801 --> 03:16:06.801
‫لا باسییِر پروندۀ ژوزِفین دِ بورهانه را جوید...

03:16:07.102 --> 03:16:11.102
‫و وِی زندگی‌اش را مدیونِ...

03:16:11.403 --> 03:16:15.000
‫فداکاریِ این قهرمانِ فوق‌العاده بود.

03:17:01.501 --> 03:17:06.001
‫«خوش به حالت که می‌تونی کاغذها رو هضم کنی.
‫من که از پسش برنمی‌آم.»

03:17:15.800 --> 03:17:19.790
‫متّهم: ناپُلِئون بُناپارت.
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:17:25.291 --> 03:17:28.450
‫«این یکی رو هم بخور.»

03:18:50.251 --> 03:18:53.971
‫متّهم: ناپُلِئون بُناپارت.
‫– کمیتۀ امنیتِ عمومی

03:19:46.699 --> 03:19:50.372
‫‹تِرمیدور›
‫(یازدهمین ماهِ تقویمِ انقلابِ فرانسه)

03:20:36.073 --> 03:20:37.733
‫«مرگ بر سَنت-جاست!»

03:20:38.434 --> 03:20:40.000
‫«مرگ بر روبسپییِر!»

03:20:51.001 --> 03:20:53.201
‫«مرگ بر این دو هیولا!»

03:21:08.302 --> 03:21:13.702
‫«رئیسِ مزدوران، برایِ آخرین بار
‫اجازه می‌دهید تا حرف بزنم؟»

03:21:20.603 --> 03:21:23.413
‫‹باراس›

03:21:47.254 --> 03:21:49.214
‫«من خودم رو به یه خنجر مسلّح کرده‌م...

03:21:52.815 --> 03:21:57.226
‫تا اگه کنگره شجاعتش رو نداشت که این کراموِلِ
‫نو-رسیده رو متّهم کنه، سینه‌ش رو بشکافم.»

03:22:15.327 --> 03:22:18.027
‫«خونِ دانتون داره خفه‌ت می‌کنه!»

03:22:26.608 --> 03:22:29.778
‫«تو داری مزارِ ژیروندین‌ها رو لگدمال می‌کنی!»

03:22:49.979 --> 03:22:50.979
‫«انسان‌هایِ چاپلوس!»

03:23:10.080 --> 03:23:13.000
‫«بله، ما بایستی قربانی‌هایی می‌دادیم،

03:23:13.201 --> 03:23:17.300
‫ولی مگر انقلاب مثلِ فانوسِ بزرگی نیست
‫که به این مزارها می‌تابه؟»

03:23:36.250 --> 03:23:38.200
‫«یادتون رفته که تویِ این دوره...

03:23:38.501 --> 03:23:41.300
‫فرانسۀ جدیدی رو براتون ساختیم؟!

03:23:41.601 --> 03:23:46.300
‫فرانسه‌ای که بشه توش زندگی کرد؟!»

03:23:54.500 --> 03:23:57.501
‫«دوازده‌هزار قانون رو به تصویب رسوندیم...

03:23:57.802 --> 03:24:01.850
‫که دو-سوّمش به اهدافِ بشردوستانه
‫اختصاص داره. یادتون رفته؟!»

03:24:32.851 --> 03:24:37.851
‫«ما همۀ این چیزها رو با داشتنِ
‫اون کرکسِ ‹لاوندی› در جناحِ لشکرمون...

03:24:38.152 --> 03:24:43.252
‫و با وجودِ طرفدارانِ سلطنت که مثلِ
‫گلّه‌هایِ ببر به دنبالمون بودن، به دست آوردیم!»

03:25:10.700 --> 03:25:12.753
‫«حالا دیگه می‌تونید هر یک از اعضایِ بدنمون رو...

03:25:13.054 --> 03:25:14.654
‫در گوشه‌هایِ مختلف پخش کنید.

03:25:14.755 --> 03:25:17.000
‫جمهوری‌خواهان از اون‌ها دوباره سبز می‌شن.»

03:26:00.581 --> 03:26:03.999
‫«من از خاکی که از اون ساخته شده‌م و
‫با اون دارم با شما حرف می‌زنم، متنفّرم.

03:26:04.301 --> 03:26:07.000
‫اون رو هم تقدیمِ شما می‌کنم!»

03:27:01.881 --> 03:27:04.281
‫«بزرگیِ اون‌ها بیشتر از سرِ ماست.»

03:27:36.082 --> 03:27:39.082
‫لیستِ افرادی که فردا صبح با
‫گیوتین اعدام خواهند شد:

03:27:39.383 --> 03:27:42.999
‫روبسپییِر، کوتان، سَنت-جاست، هِنرایِت
‫و تمامیِ طرفدارانِ روبسپییِر.

03:27:43.384 --> 03:27:46.770
‫پرونده‌ها را آماده کنید.

03:27:52.900 --> 03:27:53.971
‫«چه آشفته‌بازاری.»

03:28:40.472 --> 03:28:44.072
‫اخبار از طریقِ سیستمِ تلگرافیِ ‹چَپ›...
‫(کلاود چَپ، مخترعِ فرانسویِ سیستمِ مخابراتی سمافور)

03:28:44.173 --> 03:28:47.000
‫به سراسرِ فرانسه مخابره شده است.

03:29:09.501 --> 03:29:11.401
‫سالِ آتی در پاریس:

03:29:11.702 --> 03:29:14.000
‫بُناپارت علیٰ‌رغمِ تنگدستی‌اش،

03:29:14.303 --> 03:29:17.000
‫از پذیرشِ فرماندهیِ استانِ شورشیِ لا وِندی...

03:29:17.404 --> 03:29:20.104
‫که از جانبِ ‹آوبری›، وزیرِ جنگ،

03:29:20.305 --> 03:29:23.575
‫به وِی پیشنهاد شده بود، سر باز زد.

03:30:00.476 --> 03:30:03.476
‫«این که با فرمانِ من به کارزارِ جنگ...

03:30:03.777 --> 03:30:09.300
‫در لا وِندی بری، تو رو آزار می‌ده؟»

03:30:14.001 --> 03:30:19.001
‫«هنگامی که دویست‌هزار اجنبی
‫دارن به مرزهامون تجاوز می‌کنن،

03:30:19.402 --> 03:30:25.982
‫قطعاً به مصافِ شهروندانِ
‫فرانسوی رفتن، من رو آزار می‌ده.»

03:31:11.383 --> 03:31:12.783
‫مجلسِ ملّی:

03:31:12.984 --> 03:31:17.084
‫به موجبِ این حُکم، ژنرال بُناپارت...

03:31:17.350 --> 03:31:21.999
‫به دلیلِ امتناع از پذیرشِ منصبِ پیشنهادی،
‫از فهرستِ افسرانِ دارایِ مأموریت کنار گذاشته می‌شود.

03:32:06.000 --> 03:32:10.000
‫بُناپارت که در بخشِ نقشه‌برداریِ ارتش مستقرّ است،

03:32:10.201 --> 03:32:14.000
‫نقشه‌هایِ تحسین‌برانگیزِ خود را به ‹پونته کولانت›...

03:32:14.401 --> 03:32:17.101
‫و برایِ لشکرِ ایتالیا می‌آورد.

03:32:40.102 --> 03:32:44.902
‫«نقشه‌هایِ این مردِ جوان شگفت‌انگیزه!»

03:32:57.103 --> 03:33:00.702
‫خطاب به شهروند ‹شِرِر›، ژنرالِ فرماندهِ ارتش در ایتالیا،

03:33:00.704 --> 03:33:02.904
‫نقشه‌هایِ این ژنرالِ جوان را که سزاوارِ...

03:33:03.105 --> 03:33:05.055
‫نهایتِ توجّه از جانبِ شماست، بیازمایید.

03:33:10.600 --> 03:33:14.500
‫فرماندهِ کلّ‌ِ ارتشِ ایتالیا، آن زمان در ‹نیس› بود.

03:33:24.001 --> 03:33:29.900
‫ژنرال شِرِر قادر به درکِ نقشه‌هایِ بُناپارت نبود.

03:33:44.501 --> 03:33:47.101
‫کشیدنِ این نقشه‌ها کارِ آدمی دیوانه است!

03:33:47.302 --> 03:33:49.401
‫بگذارید تا هر که طرحِ آن‌ها را ریخته،
‫خود نیز به اجرا دربیاورد.

03:33:49.403 --> 03:33:51.900
‫ژنرال شِرِر، فرماندهِ کلِ ارتش در ایتالیا.

03:35:02.101 --> 03:35:06.401
‫فرانسه در این کشمکش با قحطی روبه‌رو بود.

03:35:06.802 --> 03:35:14.002
‫در این درماندگیِ غیرقابلِ‌تصوّر،
‫مردم از جمهوری روی‌گردان شده بودند.

03:35:24.603 --> 03:35:28.803
‫«اگر انقلاب در طیِ این یک هفته
‫رهبرش رو نتونه پیدا کنه،

03:35:29.104 --> 03:35:31.999
‫فرانسه از دست می‌ره.»

03:35:58.100 --> 03:36:01.190
‫«بایستی به دنبالِ یه رهبر باشیم.»

03:36:07.800 --> 03:36:13.191
‫«چرا اون جوانکِ عجیب و غریب،
‫بُنا... بُنا... پارت رو در نظر نمی‌گیرید؟»

03:36:16.492 --> 03:36:17.792
‫«نه!»

03:36:31.700 --> 03:36:34.693
‫«خیلی خب، بهش فکر می‌کنم...»

03:36:41.794 --> 03:36:47.000
‫و در دوازدهمِ ‹وِندِمییِر›...
‫(اوّلین ماه در تقویمِ انقلابِ فرانسه)

03:37:11.701 --> 03:37:16.998
‫«سلطنت‌طلبان از پُلِ ‹پانت نوف› عبور کرده‌ند...

03:37:17.000 --> 03:37:24.600
‫و در عرضِ یک ساعت به یک قدمیِ مجلس می‌رسند.»

03:37:36.800 --> 03:37:39.300
‫«برایِ سرکوبِ قیامِ سلطنت‌طلبان،
‫فوراً به یک ژنرال نیاز دارم.»

03:37:54.400 --> 03:37:58.150
‫«فاتحِ نبردِ تولون، بُناپارت رو پیشنهاد می‌کنم.»

03:38:02.551 --> 03:38:06.200
‫«کسی از محلّ‌ِ زندگی‌ش خبر داره؟»

03:38:12.001 --> 03:38:15.201
‫لیستِ ژنرال‌های موجود در وِندِمییِر:

03:38:15.402 --> 03:38:18.850
‫بُناپارت، نشانی: پاریس، خیابانِ مِل ۱

03:38:18.920 --> 03:38:22.000
‫باراس از این که فهمید چنین مردِ توانایی...

03:38:22.401 --> 03:38:29.000
‫در دسترس است، خیالش راحت شد.

03:38:40.501 --> 03:38:44.501
‫«قبول می‌کنم. من هیچ علاقه‌ای به اشخاصی
‫که به اون‌ها خدمت می‌کنم، ندارم.

03:38:44.702 --> 03:38:46.702
‫امّا وقتی که کشور به خطر افتاده،

03:38:46.903 --> 03:38:48.903
‫اوّلین کار، ساماندهیِ افرادیه که...

03:38:49.104 --> 03:38:52.250
‫پایه‌هایِ این دولت رو نگه داشته‌ن.»

03:39:02.751 --> 03:39:04.751
‫«بهت هشدار می‌دم باراس.

03:39:04.999 --> 03:39:10.653
‫همین که شمشیرم از نیام بیرون بیاد،
‫تا وقتی که دوباره نظم برقرار نشه، غلاف نمی‌شه.»

03:39:34.954 --> 03:39:39.254
‫ناپُلِئون ۸۰۰ اسلحه را برایِ تجهیزِ اعضایِ مجلس...

03:39:39.655 --> 03:39:43.855
‫به عنوانِ نیروهایِ ذخیره،
‫به مقابلِ ساختمانِ مجلس آورد.

03:39:44.356 --> 03:39:46.999
‫این برآورد باعثِ هشدار گردید...

03:39:47.357 --> 03:39:50.857
‫و سرانجام تهدیدِ بزرگ احساس شد.

03:40:20.900 --> 03:40:23.358
‫«سرِ جایِ خودتون بشینید، آقایون.»

03:40:35.059 --> 03:40:36.959
‫«سلاح‌ها رو توزیع کنید.»

03:42:01.560 --> 03:42:05.260
‫«ما فقط ۵٬۰۰۰ نفر نیرو داریم، در حالی که
‫تعداد نیروهایِ دشمن ۴۰٬۰۰۰ نفره.

03:42:05.661 --> 03:42:07.999
‫تمومِ اون ۴۰ توپی هم که داریم،

03:42:08.462 --> 03:42:14.599
‫شورشیانِ ‹سابلون› مصادره کرده‌ن.»

03:42:17.300 --> 03:42:18.900
‫«حالا... اون رو با تیر بزنید.»

03:42:27.601 --> 03:42:29.381
‫«تو آزادی که بری.»

03:42:50.650 --> 03:42:52.482
‫«ازت خوشم می‌آد.

03:42:52.600 --> 03:42:54.999
‫فرماندهیِ ۳۰۰ نفر سواره‌نظام رو بر عهده بگیر...

03:42:55.100 --> 03:42:57.600
‫و اون ۴۰ توپ رو از پیشِ سابلون‌ها پس بیار.

03:42:57.701 --> 03:43:01.780
‫توپ‌ها باید تا ساعت ۱ بامداد تویِ پاریس باشن.»

03:43:16.800 --> 03:43:17.861
‫«اسمت چیه؟»

03:43:20.662 --> 03:43:22.502
‫«‹مورات› هستم، ژنرال.»

03:43:57.153 --> 03:44:04.301
‫نبوغِ ناپُلِئون در طیِ وِندِمییِر، همانا استفاده از
‫برآوردهایِ دفاعی‌ای بود که...

03:44:04.702 --> 03:44:12.350
‫از پیشرویِ سلطنت‌طلبان جلوگیری کرد و
‫باعث شد درگیریِ مختصری میان آنان صورت گیرد.

03:45:34.850 --> 03:45:42.750
‫مردم چند لحظه بعد، سالیچِتی را که برایِ فرار
‫به شکلِ کالسکه‌چی درآمده بود، شناسایی کردند.

03:46:24.951 --> 03:46:26.351
‫«این دو مرد رو رها کنین.

03:46:26.452 --> 03:46:28.332
‫اون‌ها آزاد هستن.

03:46:28.500 --> 03:46:29.940
‫من می‌تونم به راحتی ببخشمشون،

03:46:30.134 --> 03:46:31.800
‫امّا نمی‌تونم فراموش کنم.»

03:46:53.301 --> 03:46:55.701
‫بخشِ عظیمی از پاریسی‌ها،

03:46:55.902 --> 03:46:58.942
‫از این رویداد کاملاً چشم‌پوشی کردند.

03:47:13.643 --> 03:47:16.423
‫«دلیلِ این جنجال چیه، آقایِ ‹فوشه›؟»

03:47:22.724 --> 03:47:27.000
‫«مادام، این بُناپارته که
‫دوباره به تاریخ پا می‌ذاره.»

03:48:06.101 --> 03:48:09.001
‫این اقبالِ خوب و غیرمنتظره باعث شد...

03:48:09.202 --> 03:48:11.201
‫این مردِ جوانِ بدنام که به تازگی
‫واردِ ۲۶سالگی شده است،

03:48:11.203 --> 03:48:14.633
‫به یکی از مهم‌ترین افرادِ فرانسه بدل گردد.

03:49:41.134 --> 03:49:44.634
‫«من پیشنهادم اینه که ناجیِ کنگره،

03:49:44.999 --> 03:49:52.235
‫نامزدِ مقامِ فرماندهیِ کلّ‌ِ ارتشِ داخلی بشه.»

03:50:15.900 --> 03:50:19.277
‫«از طریقِ صدایِ من،
‫انقلاب از شما تشکّر می‌کنه.»

03:50:21.578 --> 03:50:24.799
‫«از امروز، من خودم انقلاب هستم.»

03:53:19.900 --> 03:53:22.700
‫«چه خبر شده؟»

03:53:25.301 --> 03:53:28.601
‫«دو نفر دهقان این‌جا هستند که...

03:53:28.902 --> 03:53:31.830
‫خبرِ نجاتِ فرانسه به دستِ
‫ژنرال بُناپارت رو نشنیده‌ن.»

03:54:06.031 --> 03:54:07.771
‫واکنش

03:54:55.472 --> 03:54:58.241
‫۵۰ بطری شرابِ ‹آی›، ۶۰ بطری شرابِ ‹فالرنی›،
‫۸۰ بطری شرابِ ‹موسکاتل›.

03:54:58.243 --> 03:55:00.943
‫کمپوتِ گیلاس، آب‌نباتِ شکلاتی
‫با طعمِ زردآلو، ژلۀ انگورِفرنگی.

03:55:01.044 --> 03:55:04.244
‫خوراکِ جگرِ اردک، کیکِ گوشتِ مارماهی،
‫خوراکِ گوشتِ آمیانی، ساندویچِ گوشتِ غاز.

03:55:06.100 --> 03:55:10.159
‫در این واکنشِ پرخروشِ زندگی علیهِ مرگ،

03:55:10.560 --> 03:55:14.760
‫عطشِ شادی سراسرِ فرانسه را در بر گرفت.

03:55:15.199 --> 03:55:19.199
‫۶۴۴ مجلسِ رقص به مناسبتِ بزرگداشتِ...

03:55:19.600 --> 03:55:23.399
‫قربانیانِ دورۀ وحشت و ترور برگزار گردید.

03:56:10.600 --> 03:56:13.748
‫جهتِ ورود به مجلسِ رقصِ قربانیان،

03:56:13.750 --> 03:56:21.350
‫افراد بایستی زندانی‌شدن، یا مرگِ پدر،
‫برادر و یا همسرِ خود را، به اثبات می‌رساندند.

03:57:04.651 --> 03:57:06.691
‫‹ژنرال وِندِمییِر›.
‫(اوّلین لقبِ ناپُلِئون بُناپارت)

03:57:25.052 --> 03:57:27.752
‫افسونِ سه بانویِ حاضر در مجلسِ رقص،

03:57:28.153 --> 03:57:31.293
‫آوازۀ ناگهانیِ بُناپارت را در سایۀ خود افکنده بود.

03:57:37.580 --> 03:57:41.060
‫«‹مادام تالییِن›.»

03:58:28.065 --> 03:58:31.265
‫«‹مادام ریکامییِر›.»

03:59:10.401 --> 03:59:11.781
‫«مادام ژوزِفین دِ بوهارنه.»

04:01:21.382 --> 04:01:23.282
‫«موسیو بُناپارت، درست در همین‌جا بود که...

04:01:23.483 --> 04:01:26.900
‫من رو به پایِ چوبۀ اعدام کِشوندن.»

04:02:27.901 --> 04:02:32.500
‫«تقدیم به سه بانویی که تمامِ پاریس رو
‫با جادویِ خودشون افسون کرده‌ند.»

04:02:56.101 --> 04:03:00.000
‫«به راستی که این بُناپارت آدمِ دلرباییه.»

04:04:20.901 --> 04:04:22.941
‫«فرانسه با داشتنِ افرادِ بی‌عار
‫و سبک‌مغزی مثلِ تو،

04:04:23.201 --> 04:04:26.951
‫در ورطۀ عمیقی فرو می‌ره.»

04:05:25.152 --> 04:05:31.507
‫یک بازیِ شطرنج برایِ جلبِ توجّهِ رزم‌آرا‌هایی
‫چون هوچ و بُناپارت، ترتیب داده شده بود.

04:06:05.008 --> 04:06:08.508
‫«مواظب باش. چیزی نمونده که ملکه‌ت رو بگیرم.»

04:06:20.809 --> 04:06:24.389
‫«من باخت رو قبول دارم. به قطعِ یقین
‫تو در این زمینه ژنرالِ بهتری نسبت به من هستی.»

04:07:32.490 --> 04:07:36.390
‫«ژنرال، شما از چه سلاح‌هایی بیشتر می‌ترسید؟»

04:07:37.700 --> 04:07:39.050
‫«بادبزن‌ها، مادام.»

04:08:52.151 --> 04:08:57.152
‫ناپُلِئون که دستورِ توقیفِ تمامیِ سلاح‌ها
‫از همۀ شهروندانِ غیرنظامی را صادر کرده است،

04:08:57.353 --> 04:09:02.293
‫درخواستی غیرمنتظره دریافت می‌کند.

04:09:19.954 --> 04:09:22.294
‫«از شما تقاضا دارم که اجازه دهید...

04:09:22.395 --> 04:09:24.844
‫شمشیرِ پدرم، الکساندر دِ بورهانه، را نگه دارم.»

04:10:02.745 --> 04:10:05.700
‫روزِ بعد، برایِ تشکّر از ژنرال...

04:12:59.601 --> 04:13:02.751
‫«هر وقت که سکوت می‌کنید،
‫بیشتر از قبل محبوب می‌شید.»

04:13:36.052 --> 04:13:38.400
‫دو ساعت بعد.

04:14:07.401 --> 04:14:08.801
‫رومئو.

04:14:32.702 --> 04:14:37.982
‫هیچ‌گاه تالْما، بازیگرِ جوان،
‫چنین دانش‌آموزِ سخت‌کوشی نداشته است.

04:15:09.583 --> 04:15:11.203
‫«چقدر که تو دوستش ‌داری!»

04:16:01.004 --> 04:16:03.150
‫«داری پاریس رو می‌بوسی؟»

04:16:08.351 --> 04:16:10.771
‫«پاریس؟ دهنِ ژوزفینه!»

04:16:46.172 --> 04:16:49.772
‫چه زیبا، ولو نااخلاق‌مدار،

04:16:50.173 --> 04:16:58.974
‫او زنی خوش‌برخورد
‫و آهنگسازی بااستعداد بود.

04:17:11.575 --> 04:17:13.775
‫قلبم آه می‌کِشد.
‫(قطعه‌ای از موتسارت، آهنگسازِ اتریشی)

04:17:42.566 --> 04:17:45.736
‫«به نظرت اون می‌تونه مادر رو خوشبخت کنه؟»

04:17:53.537 --> 04:17:56.437
‫او هر روز به هتل شانترین می‌آمد.

04:18:19.238 --> 04:18:23.198
‫و سایۀ کوچکِ سفیدِ ‹وایولِن› هم با او می‌آمد.

04:19:53.600 --> 04:19:57.639
‫ژوزفین با علمِ به این موضوع که...

04:19:57.940 --> 04:20:01.940
‫باراس می‌خواهد از شرّش خلاص شود،

04:20:02.241 --> 04:20:04.241
‫موافقت می‌کند که با ناپُلِئون ازدواج کند؛

04:20:04.542 --> 04:20:06.862
‫به این شرط که باراس ناپُلِئون را
‫فرماندهِ ارتشِ ایتالیا کند.

04:20:39.143 --> 04:20:44.899
‫«یوجین، به نظرت مادر واقعاً قصدِ ازدواج داره؟»

04:20:53.700 --> 04:20:57.000
‫«از این یارو، بُناپارت، خوشت می‌آد؟»

04:21:03.851 --> 04:21:05.251
‫«تو چی؟ تو ازش خوشت می‌آد؟»

04:24:04.352 --> 04:24:10.423
‫«ژوزفینِ عزیزم، آدم در کارِ عشق
‫نباید واضح‌تر از این ببینه!»

04:24:31.924 --> 04:24:33.824
‫آن شب.

04:28:33.725 --> 04:28:36.725
‫«فرماندهِ کلّ‌ِ ارتشِ ایتالیا...

04:28:37.026 --> 04:28:39.000
‫کارِ خودشان را کردند!»

04:29:23.701 --> 04:29:25.999
‫کشیدنِ این نقشه‌ها کارِ ‌آدمی دیوانه است!

04:29:26.300 --> 04:29:28.519
‫بگذارید تا هر که طرحِ آن‌ها را ریخته،
‫خود نیز به اجرا دربیاورد.

04:29:28.521 --> 04:29:31.880
‫ژنرال شِرِر، فرمانده‌کلّ‌ِ ارتش در ایتالیا.

04:29:56.081 --> 04:29:58.380
‫سرانجام!

04:30:26.381 --> 04:30:30.250
‫«من دخترِ شما رو به خدمتِ خودم در می‌آرم.

04:30:30.551 --> 04:30:36.550
‫پس شما هم می‌تونید بدونِ هیچ
‫نگرانی‌ای به ارتش ملحق بشید.»

04:31:53.351 --> 04:31:55.551
‫«ما باید با هم ازدواج کنیم، مادام.

04:31:55.852 --> 04:31:59.390
‫سریع... دفترخانه، مراسمِ ازدواج در کلیسا...
‫عقد‌نامه‌ها!»

04:32:07.191 --> 04:32:11.151
‫«سه ماه به خودم وقت داده‌م تا ایتالیا رو فتح کنم.»

04:33:02.152 --> 04:33:06.852
‫در ۹ مارسِ ۱۷۹۶، در ساعتِ ۱۰ شب،

04:33:07.353 --> 04:33:09.953
‫موسیو لِکلِرک، محضردارِ منطقۀ دو...

04:34:43.654 --> 04:34:45.854
‫«ازدواجتون چی می‌شه، قربان؟»

04:36:20.155 --> 04:36:21.685
‫«سریع‌تر.»

04:36:33.286 --> 04:36:34.646
‫«از همۀ اون موارد رد بشید!»

04:36:45.700 --> 04:36:49.247
‫«به نامِ قانون، آیا شما... می‌پذیرید؟»

04:36:50.700 --> 04:36:51.500
‫«بله!»

04:37:46.260 --> 04:37:49.090
‫«این بُناپارتِ شما داره من رو می‌ترسونه!»

04:38:47.591 --> 04:38:51.491
‫وایولِن نیز آن شب ازدواج کرد.

04:44:14.000 --> 04:44:25.392
‫میان‌پرده

04:44:30.400 --> 04:44:35.193
‫پردۀ چهارم

04:44:35.394 --> 04:44:41.000
‫شبِ ۲۱اُمِ ‹وِنتوس›، سالِ چهارم...
‫(ششمین ماه در تقویمِ انقلابِ فرانسه)

04:44:46.895 --> 04:44:48.395
‫۴۸ ساعت بعد از ازدواجش،

04:44:48.496 --> 04:44:54.396
‫۴۰٬۰۰۰ فرانکِ ناچیز را در میانِ
‫ارتشِ ایتالیایی‌اش تقسیم کرد.

04:46:32.398 --> 04:46:42.000
‫ناپُلِئون نمی‌خواست که
‫بدونِ تجدیدِ قوا در مجلس، پاریس را ترک کند؛

04:46:42.502 --> 04:46:48.802
‫مجلسی که اگر چه متروکه شده بود،
‫امّا هنوز هم با پژواکِ صدایِ انقلاب زنده بود.

04:46:49.001 --> 04:46:53.801
‫و به حالتِ مرموز و عجیبی کالسکه‌اش را
‫در مقابلِ مجلس متوقّف کرد؛

04:46:54.202 --> 04:46:58.422
‫مجلسی که گهوارۀ انقلاب بود و
‫او قصدِ تعمّق در آینده را داشت.

04:49:35.923 --> 04:49:41.223
‫«صدایِ ما را بشنو بُناپارت!
‫انقلاب دارد با تو حرف می‌زند.»

04:50:20.054 --> 04:50:26.125
‫«الان دیگه می‌دونیم که انقلاب بدونِ داشتنِ
‫اختیاراتی وسیع، نمی‌تونه شکوفا بشه.

04:50:26.326 --> 04:50:28.450
‫تو رهبریِ اون رو به عهده می‌گیری؟»

04:50:40.460 --> 04:50:45.992
‫«اگه انقلاب در اون سویِ مرزهایِ ما گسترده نشه،
‫از بین می‌ره.

04:50:46.393 --> 04:50:48.893
‫انقلابمون رو به اروپا می‌بَری؟»

04:50:51.794 --> 04:50:52.794
‫«بله.»

04:51:06.000 --> 04:51:08.000
‫«این حرفِ سَنت-جاسته!

04:51:08.301 --> 04:51:13.702
‫اگه چنان‌چه فراموش کنی که
‫وارثِ مستقیمِ انقلاب هستی،

04:51:14.000 --> 04:51:16.203
‫ما حمایتِ خودمون رو ازت
‫به طرزِ ناگواری دریغ می‌کنیم.

04:51:16.404 --> 04:51:18.604
‫به یاد می‌آری؟»

04:51:27.405 --> 04:51:30.755
‫«برنامه‌هات چیه، بُناپارت؟»

04:51:40.056 --> 04:51:42.056
‫«آزادسازیِ مردمِ ستمدیده،

04:51:42.257 --> 04:51:45.257
‫ادغامِ منافعِ اروپایِ بزرگ،

04:51:45.558 --> 04:51:48.550
‫از بین بردنِ مرزها...»

04:51:52.051 --> 04:51:53.151
‫«و...»

04:51:57.600 --> 04:52:00.122
‫«جمهوریِ جهانی!»

04:52:10.923 --> 04:52:13.523
‫«اروپا به یه ملّتِ واحد تبدیل می‌شه...

04:52:13.724 --> 04:52:16.724
‫و هر کس به هر کجا که مسافرت ‌کنه،

04:52:17.025 --> 04:52:20.650
‫همیشه خودش رو در سرزمینِ پدری‌ای مشترک احساس می‌کنه.»

04:52:36.751 --> 04:52:38.951
‫«برایِ رسیدن به این هدفِ مقدّس،

04:52:39.352 --> 04:52:41.352
‫جنگ‌هایِ زیادی لازم می‌شه،

04:52:41.653 --> 04:52:44.653
‫امّا همین‌جا خطاب به آیندگان اعلام می‌کنم...

04:52:44.854 --> 04:52:47.000
‫روزی می‌رسه که فتوحاتِ جنگی...

04:52:47.301 --> 04:52:50.641
‫بدونِ استفاده از توپ و سرنیزه میسّر می‌شه.»

04:54:23.842 --> 04:54:27.342
‫محبوبم، هر لحظۀ زندگی مرا از تو دور می‌سازد،

04:54:27.643 --> 04:54:33.284
‫و در هر لحظه احساس می‌کنم که
‫تحمّلم در برابرِ این جدایی کم می‌شود.

04:54:51.200 --> 04:54:52.385
‫«تدارکات.»

04:55:05.286 --> 04:55:06.486
‫«مدیریت.»

04:55:09.400 --> 04:55:10.637
‫«انبارِ باروت.»

04:55:47.238 --> 04:55:48.338
‫«بیمارستانِ صحرایی.»

04:55:53.539 --> 04:55:55.539
‫هزاران‌هزار بوسه برایت می‌فرستم،

04:55:55.840 --> 04:55:58.440
‫امّا تو هیچ بوسه‌ای برایم مفرست،

04:55:58.641 --> 04:56:01.241
‫زیرا آتش به جانم می‌اندازد.
‫– بُناپارت

04:59:01.742 --> 04:59:05.272
‫سرعتِ حرکتِ کالسکه بابِ میلِ او نیست...

05:00:00.800 --> 05:00:05.450
‫در ‹آلبِنگا›، ستادِ فرماندهیِ ارتشِ ایتالیا.

05:00:25.000 --> 05:00:28.251
‫حاضران شاملِ ‹سِروریِر›، ‹لا هارپ›،

05:00:28.552 --> 05:00:32.552
‫‹ویکتور›، ‹سِروُنی›، ‹مورِت›،
‫‹دوژارد›، ‹دون‌مارتین› و ‹ژوبِرت› بودند،

05:00:32.953 --> 05:00:35.953
‫و فرماندهیِ این گروهِ برجسته را...

05:00:36.354 --> 05:00:40.875
‫‹ماسِنا›یِ کبیر و ‹آگورو›یِ شکست‌ناپذیر به عهده داشتند.

05:00:54.851 --> 05:00:58.851
‫«تصوّرش رو بکنید که این تازه‌به‌دوران‌رسیده،
‫این ژنرال بُناپارتِ سرکش رو، به ما تحمیل کنند!

05:00:59.252 --> 05:01:04.052
‫من، آگورو، به شرافتم
‫قسم می‌خورم که ازش تبعیت نکنم.

05:01:04.453 --> 05:01:06.450
‫رو در رویِ اون می‌ایستم.

05:01:06.751 --> 05:01:09.250
‫تو چی کار می‌کنی، ماسِنا؟»

05:01:14.151 --> 05:01:16.181
‫«بذار فعلاً از راه برسه.»

05:01:36.982 --> 05:01:46.172
‫ارتشِ ایتالیا بدونِ غذا و لباس، و فاقدِ انضباط.

05:05:04.873 --> 05:05:07.753
‫«‹بِرتییِر›، رئیسِ ستادِ ارتشم.»

05:05:36.264 --> 05:05:39.250
‫«آگورو، ماسِنا، لا هارپ و سِروریِر:

05:05:39.465 --> 05:05:41.900
‫اردوکشیِ ایتالیایی‌ها داره شروع می‌شه.

05:05:42.201 --> 05:05:44.300
‫لشکرتون رو آماده کنید!»

05:05:50.401 --> 05:05:54.248
‫«چطوری؟ ما در برابرِ ۱۰۰٬۰۰۰ نیرویِ دشمن،
‫۳۵٬۰۰۰ نیرویِ ژنده‌پوش داریم،

05:05:54.250 --> 05:05:56.581
‫و در برابرِ ۲۰۰ توپِ دشمن، ۳۰ توپِ جنگی.

05:05:56.583 --> 05:06:00.333
‫اون‌وقت تو از ما می‌خوای که
‫حالتِ تهاجمی بگیریم؟»

05:06:15.914 --> 05:06:18.254
‫«ماسِنا، تو هنوز خام و بچّه‌ای.»

05:06:43.565 --> 05:06:47.560
‫«در عرضِ یک ساعت، از ارتشْ سان ببین.»

05:07:11.061 --> 05:07:14.000
‫«این پسرکِ جوونی که برامون فرستاده‌ن رو دیده‌این؟

05:07:14.301 --> 05:07:16.501
‫هیچ تمایلی به اطاعتِ ازش ندارم.

05:07:16.802 --> 05:07:19.422
‫امّا ماسِنا قصد داره که زنده‌زنده بخوردش!»

05:08:15.023 --> 05:08:17.023
‫«ممنون آقایان.

05:08:17.324 --> 05:08:23.100
‫به هر یک از شما ۴ کیسه سکّۀ طلا داده می‌شه
‫تا بتونید لشکرکشیِ نیروهاتون رو شروع کنید.»

05:08:54.401 --> 05:09:00.131
‫«می‌خوام بابتِ نحوۀ رفتارمون
‫موقعِ ورودش، معذرت‌خواهی کنم.»

05:09:10.832 --> 05:09:15.333
‫«قربان، هر چیزی را که می‌خواهید،
‫از من درخواست کنید، مگر زمان.»

05:09:22.333 --> 05:09:24.500
‫«این مردکِ کوتوله،

05:09:24.601 --> 05:09:27.321
‫با اون نگاهِ نافذش ترس به دلم می‌ندازه.»

05:09:40.822 --> 05:09:42.822
‫زندگی‌ام بدونِ تو همانندِ کابوسی است.

05:09:42.999 --> 05:09:45.999
‫این دلهرۀ هولناک راهِ نفسِ مرا گرفته است.

05:09:46.300 --> 05:09:47.500
‫من بیش از این دیگر زنده نیستم.

05:09:47.801 --> 05:09:51.701
‫چیزی بیشتر از زندگی، بیشتر از خوشبختی،
‫بیشتر از آسایش را، از دست داده‌ام.

05:09:52.102 --> 05:09:56.442
‫تقریباً امیدم را از دست داده‌ام.
‫تمنّا می‌کنم پاسخِ نامه‌ام را بدهی.

05:10:03.743 --> 05:10:10.043
‫اوّلین برخورد با ارتشِ ایتالیا.

05:10:37.744 --> 05:10:39.544
‫«به جایِ خود!»

05:11:31.605 --> 05:11:33.100
‫یک ساعت بعد.

05:12:32.901 --> 05:12:36.600
‫در عرضِ چند ساعت، بُناپارت احساس کرد که
‫اشتیاقِ بی‌نظیری در اطرافِ او شکل گرفته است.

05:12:36.620 --> 05:12:38.500
‫به شکلِ معجزه‌آسایی، نظم به اردوگاه برگشته بود.

05:12:43.701 --> 05:12:45.551
‫«راحت باشید!»

05:13:41.852 --> 05:13:47.052
‫آن شب برایِ اوّلین بار،
‫ارتش بااطمینان خوابید.

05:14:21.953 --> 05:14:24.953
‫صبحِ روزِ ۱۱ آوریلِ ۱۷۹۶،

05:14:25.254 --> 05:14:27.254
‫این جمعیتِ ژنده‌پوش،

05:14:27.555 --> 05:14:30.275
‫با روحیۀ ارتشی بزرگ از خواب برخواهد خاست.

05:15:49.506 --> 05:15:50.386
‫«سربازان!»

05:16:15.687 --> 05:16:18.927
‫«شما برهنه و گرسنه‌اید.»

05:16:28.628 --> 05:16:33.667
‫«دولت بسیار به شما بدهکار است،
‫امّا چیزی نمی‌تواند به شما بدهد.»

05:16:44.368 --> 05:16:47.368
‫«صبر و شجاعتی که شما در میانِ
‫این صخره‌ها از خود نشان می‌دهید،

05:16:47.669 --> 05:16:50.700
‫تحسین‌کردنی است، امّا...

05:16:51.101 --> 05:16:56.171
‫برایِ شما افتخار به ارمغان نمی‌آورد.»

05:17:14.672 --> 05:17:22.142
‫«من می‌خواهم شما را به سویِ
‫حاصل‌خیزترین دشت‌هایِ دنیا هدایت کنم.»

05:17:50.143 --> 05:17:57.143
‫«استان‌هایِ ثروتمند و شهرهایِ بزرگ،
‫در مُشتِ شما خواهند بود.»

05:18:07.274 --> 05:18:11.544
‫«از این طریق شما به شکوه، افتخار
‫و ثروت دست خواهید یافت.»

05:18:27.845 --> 05:18:35.445
‫«سربازانِ ارتشِ ایتالیا، آیا شما
‫فاقدِ شجاعت و پایداریِ لازم‌اید؟»

05:19:34.786 --> 05:19:38.646
‫و اکنون، در حالی که
‫رو به سمتِ ایتالیا چرخانده بود،

05:19:38.947 --> 05:19:42.616
‫خاکِ سرزمینِ موعود را نشان می‌داد،
‫که می‌خواست آن‌ها را به آن‌جا هدایت کند.

05:19:44.947 --> 05:19:47.237
‫«پیشاپیشِ من، ۵۰۰ متر پایین‌تر،

05:19:47.338 --> 05:19:49.937
‫جلگه‌هایِ غنی و حاصل‌خیزِ ‹پیِدمونت› قرار دارد،

05:19:49.939 --> 05:19:54.200
‫که رودخانه‌هایش مانندِ شمشیرِ دوهلالۀ طلا،
‫کج و معوّج بیرون جهیده است.»

05:20:17.900 --> 05:20:20.540
‫«سربازان، من به شما قول می‌دهم!»

05:20:34.000 --> 05:20:37.300
‫دو ساعت بعد، با سرعتی معجزه‌آسا،

05:20:37.600 --> 05:20:39.950
‫ارتشِ بزرگ در حالِ پیشروی بود.

05:21:48.300 --> 05:21:51.001
‫اروپا مات و مبهوت از خیزشِ ستاره‌ای که...

05:21:51.152 --> 05:21:53.300
‫در عرضِ چند روز می‌خواست
‫چهرۀ دنیا را عوض کند.

05:22:33.752 --> 05:22:37.000
‫یا آزادی، یا مرگ.

05:22:38.700 --> 05:22:42.101
‫۴۸ ساعت بعد، ناپُلِئون در ‹مونته‌نوته›،

05:22:42.502 --> 05:22:45.832
‫با خوشحالی دروازه‌هایِ ایتالیا را گشود.

05:24:18.900 --> 05:24:22.733
‫و با گذر از آن درهایِ گشوده،

05:24:23.134 --> 05:24:29.685
‫پُرشورترین سیلابِ قدرتِ انسانی را
‫که تاریخ به چشمِ خود دیده است، آزاد کرد.

05:25:17.286 --> 05:25:20.200
‫پاریس با شنیدنِ این ورودِ خیره‌کننده به ایتالیا،

05:25:20.507 --> 05:25:23.737
‫مرز‌هایِ اشتیاقِ خود را در هم شکست.

05:25:35.038 --> 05:25:39.139
‫او در ۱۶ آوریلِ ۱۷۹۶،
‫پیشی‌گرفته از کلّ‌ِ ارتش و هیئتش،

05:25:39.340 --> 05:25:43.941
‫بر فرازِ بلندایِ ‹مونته‌زِمولو›،
‫در ارتفاعِ ۸۲۲متری ایستاده بود.

05:26:09.421 --> 05:26:16.102
‫چشمانِ تیزبینِ او، تمامیِ آرزوها و
‫فتوحاتش را در آسمانِ ایتالیا حک می‌کند؛

05:27:54.103 --> 05:28:02.404
‫در حالی که گدایانِ شکوه و افتخار،
‫با شکم‌هایی خالی، امّا سرهایی مملو از ترنّم،

05:28:02.855 --> 05:28:06.565
‫تاریخ را با افسانه پیوند می‌زنند...

05:28:41.000 --> 05:28:47.123
‫روحِ ناپُلِئون بر بالِ رؤیایی شگفت‌آسا،
‫در راهِ ویران‌گری و پی‌افکنیِ تمدّن‌ها،

05:28:47.125 --> 05:28:50.250
‫با ابرها شانه‌به‌شانه می‌گردد.

05:29:32.661 --> 05:29:39.272
‫و در آسمان، رهبری حیرت‌آور،
‫ضربِ آهنگِ ارتش را تنظیم می‌کند.

05:31:04.773 --> 05:31:18.243
‫اَبِل گانس

05:31:19.308 --> 05:31:29.308
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

05:31:29.332 --> 05:31:49.332
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.