﻿WEBVTT

00:00:03.900 --> 00:00:05.900
حالتون خوبه؟

00:00:08.200 --> 00:00:10.800
آقاي کارل ليمل حس مي کنه
اين کمي ناخوشاينده که

00:00:11.100 --> 00:00:15.600
اين فيلمو بدون چند کلام اخطار دوستانه شروع کنيم.

00:00:15.700 --> 00:00:19.000
ما مي خواهيم داستان فرانکنستاين رو فاش کنيم.

00:00:19.500 --> 00:00:21.400
مرد علم،

00:00:21.500 --> 00:00:25.100
کسي که انساني را بر اساس تصوراتش خلق کرد،

00:00:25.200 --> 00:00:27.900
بدون اهميت به خدا.

00:00:29.600 --> 00:00:32.900
اين يکي از عجيب ترين داستان هايي است که تا به حال گفته شده.

00:00:33.600 --> 00:00:36.900
اين داستان با دو تا از بزرگترين رازهاي خلقت سر و کار داره:

00:00:36.900 --> 00:00:39.000
زندگي و مرگ.

00:00:40.600 --> 00:00:42.600
فکر کنم شما رو به هيجان در بياره.

00:00:42.700 --> 00:00:45.300
ممکنه شما رو شوکه کنه.

00:00:45.400 --> 00:00:47.800
حتي ممکنه شما رو بترسونه.

00:00:48.900 --> 00:00:53.500
پس اگه هيچ کدوم از شما ها اهميتي نميديد
که چنين فشاري به اعصابتون وارد بشه،

00:00:53.600 --> 00:00:56.000
اين انتخاب شماست که...

00:00:56.100 --> 00:00:58.700
خوب، ما بهتون هشدار داديم.

00:02:05.900 --> 00:02:10.500
... dona eis, Domine:
et lux perpetua luceat eis.

00:02:10.600 --> 00:02:12.700
آمين.

00:02:37.900 --> 00:02:40.500
بيا پايين. بيا پايين، احمق !

00:04:14.200 --> 00:04:15.900
حالا!

00:04:16.000 --> 00:04:18.000
زود باش!

00:04:21.200 --> 00:04:23.300
عجله کن، عجله کن.

00:04:23.324 --> 00:04:41.324
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:04:42.200 --> 00:04:44.900
ماه داره طلوع مي کنه.
وقتي براي تلف کردن نداريم.

00:04:46.800 --> 00:04:48.900
مواظب باش!

00:04:55.700 --> 00:04:57.800
اينجاست!

00:05:07.000 --> 00:05:11.100
داره استراحت مي کنه.
در انظار يک زندگي جديد.

00:05:34.200 --> 00:05:36.300
رسيديم.

00:05:42.300 --> 00:05:45.500
نگاه کن، هنوز اينجاست.

00:05:48.000 --> 00:05:50.300
برو بالا و طنابو ببر.

00:05:50.400 --> 00:05:53.300
- نه!
- برو. اون بهت آسيبي نميرسونه.

00:05:54.600 --> 00:05:56.600
بيا چاقو رو بگير.

00:06:19.200 --> 00:06:20.900
نگاه کن.

00:06:22.800 --> 00:06:25.000
چاقو اينجاست.

00:06:25.000 --> 00:06:27.100
دارم ميام.

00:06:30.500 --> 00:06:32.500
همه چيز رو به راهه؟

00:06:32.600 --> 00:06:36.100
گردنش شکسته. مغزش غير قابل استفاده است!

00:06:37.100 --> 00:06:39.100
بايد يه مغز ديگه پيدا کنيم.

00:06:48.700 --> 00:06:50.800
همين خوبه، مرد.

00:07:10.900 --> 00:07:13.600
و سرانجام، خانم ها و آقايون،

00:07:13.700 --> 00:07:17.600
ما اينجا يکي از بهترين انواع مغز انسان

00:07:17.700 --> 00:07:20.200
که تو دانشگاه توجه منو به خودش جلب کرده رو داريم.

00:07:20.300 --> 00:07:23.800
و اينجا، مغز غير طبيعي يه نوع جنايتکار.

00:07:23.900 --> 00:07:25.700
نگاه کنيد، خانم ها و آقايون،

00:07:25.800 --> 00:07:28.900
پيچيدگي در نرمه ي جلويي

00:07:29.000 --> 00:07:31.700
نسبت به مغز يه آدم معمولي کمتر يافت ميشه،

00:07:32.000 --> 00:07:36.800
و همچنين فساد متفاوت نرمه وسطي.

00:07:36.900 --> 00:07:39.200
همه ي اين ويژگي هاي فاسد شده رو

00:07:39.300 --> 00:07:42.500
با سابقه ي مردان مرده ي قبل از ما،

00:07:42.500 --> 00:07:47.800
آنها که زندگيشان پر از جنايت و پرخاش و قتل بود
مقايسه کنيد.

00:07:47.900 --> 00:07:50.800
اينها براي بررسي بعدي توسط شما اينجا مي مونن.

00:07:50.900 --> 00:07:53.800
ممنون، آقايون.
کلاس تعطيله.

00:09:29.000 --> 00:09:31.500
Herr Victor Moritz.

00:09:34.400 --> 00:09:36.200
ويکتور.

00:09:36.200 --> 00:09:38.800
- خوشحالم که اومدي.
- اليزابت، اين چيه؟

00:09:38.900 --> 00:09:42.300
- او، تو از هنري شنيدي.
- آره، اولين کلمه پس از چهار ماه.

00:09:42.400 --> 00:09:44.900
همين الان اومد.

00:09:45.000 --> 00:09:48.200
- ويکتور، بايد بهم کمک کني.
- البته.

00:09:49.400 --> 00:09:51.200
مي ترسم.

00:09:51.300 --> 00:09:56.600
من اينا رو بارها و بارها خوندم، ولي
اينها کلماتي هستن که من متوجه نميشم.

00:09:56.700 --> 00:09:57.800
گوش کن.

00:09:58.200 --> 00:10:01.000
"تو بايد بهم ايمان داشته باشي،
اليزابت. صبر کن."

00:10:01.100 --> 00:10:04.300
"کار من بيشترين اهميت رو داره،
حتي بيشتر از تو."

00:10:04.400 --> 00:10:07.100
"در شب، بادها در کوهها ضجه مي کشند.""

00:10:07.200 --> 00:10:09.200
"اينجا هيچ کس نيست."

00:10:09.300 --> 00:10:12.500
"چشمان کنجکاو نمي توانند از راز من سر در بياورند."

00:10:12.600 --> 00:10:15.100
- منظورش چي ميتونه باشه؟
- بعد از اين چي ميگه؟

00:10:17.500 --> 00:10:21.900
"من در يه برج ساعت رها شده نزديک شهر گولدستات زندگي مي کنم."

00:10:22.000 --> 00:10:25.400
"فقط دستيارم اينجاست
که به من در انجام آزمايشاتم کمک کنه."

00:10:25.900 --> 00:10:29.800
- اوه. آزمايشاتش.
- آره، اين چيزيه که منو ميترسونه.

00:10:29.900 --> 00:10:33.800
روزي که ما نامزد کرديم،
اون درباره ي آزمايشاتش به من گفت.

00:10:33.800 --> 00:10:38.500
اون گفت اونقدر به يه کشف بزرگ نزديک شده بود
که به عقل خودش هم شک کرد.

00:10:38.600 --> 00:10:42.500
نگاه عجيبي تو چشماش بود.
يه راز.

00:10:42.600 --> 00:10:44.800
کلمات اون منو به اينجا اورد.

00:10:45.500 --> 00:10:49.900
البته، من هيچوقت به اون شک نداشتم.
اما هنوز، من نگرانم. نمي تونم کمکي بکنم.

00:10:50.000 --> 00:10:54.500
و حالا اين نامه. اين همه ترديد قابل قبول نيست.
بايد بدونم.

00:10:54.600 --> 00:10:57.100
ويکتور، اونو ديدي؟

00:10:57.100 --> 00:10:59.600
آره. حدود  هفته پيش.

00:10:59.700 --> 00:11:03.600
من ديدمش که داشت رو چوب ها تنها راه مي رفت.
درباره ي کارش هم با من صحبت کرد.

00:11:03.700 --> 00:11:06.300
ازش خواستم که آزمايشگاهش رو ببينم.

00:11:06.400 --> 00:11:09.300
اون فقط بهم خيره شد
و گفت هيچ کس اجازه نداره به اونجا بره.

00:11:09.400 --> 00:11:13.300
- روشش عجيب بود.
- اوه، چيکار ميتونيم بکنيم؟

00:11:13.400 --> 00:11:16.000
- اگه مريض باشه!
- حالا، نگران نباش.

00:11:16.000 --> 00:11:19.600
من ميرم پيش دکتر والدمن،
استاد قديمي هنري تو دانشکده ي پزشکي.

00:11:19.700 --> 00:11:22.200
شايد بتونه بيشتر درباره ي اين به من بگه.

00:11:22.300 --> 00:11:24.200
ويکتور، تو نور چشم مني.

00:11:24.300 --> 00:11:26.700
ميدوني من به خاطر تو حاضر به
نهايت دنيا برم.

00:11:26.800 --> 00:11:29.800
من نبايد اونو دوست مي داشتم.
من هنوز از صميم قلب دوستت دارم.

00:11:30.200 --> 00:11:32.400
کاش بودي.

00:11:34.100 --> 00:11:36.400
- ويکتور.
- متاسفم.

00:11:40.900 --> 00:11:43.400
شب به خير، ويکتور.
و مرسي. ممنون.

00:11:43.500 --> 00:11:47.200
شب بخير. و نگران نباش. قول ميدي؟

00:11:47.200 --> 00:11:49.300
قول نميدم.

00:11:53.800 --> 00:11:56.000
- ويکتور!
- چيه؟

00:11:58.200 --> 00:12:00.300
- من باهات ميام.
- نميتوني!

00:12:00.400 --> 00:12:02.900
بايد بيام. تا يه دقيقه ديگه حاضر ميشم.

00:12:07.700 --> 00:12:12.300
آقاي فرانکنستاين با استعدادترين مرد جوانه،
هنوز خيلي غير قابل پيش بينيه.

00:12:12.300 --> 00:12:14.400
اون برام دردسر درست ميکنه.

00:12:14.500 --> 00:12:18.300
من براي هنري نگرانم.
چرا دانشگاهو ترک کرد؟

00:12:18.400 --> 00:12:21.900
اون کارشو خوب انجام ميداد
و از اون خوشحال بود.

00:12:23.200 --> 00:12:27.400
ميدوني، تحقيقات اون در زمينه ي الکتريسيته ي شيميايي و زيستي

00:12:27.500 --> 00:12:31.200
خيلي جلوتر از نظريه هاي ما تو دانشگاه بود.

00:12:31.300 --> 00:12:34.100
در واقع، اونا به پيشرفته ترين مرحله دست يافتن.

00:12:34.200 --> 00:12:36.500
داشتن خطرناک ميشدن.

00:12:37.700 --> 00:12:40.000
آقاي فرانکنستاين شديدا عوض شده.

00:12:40.000 --> 00:12:42.600
منظورت اينه که به خاطر کارش عوض شده؟

00:12:42.700 --> 00:12:44.600
آره. به خاطر کارش.

00:12:44.700 --> 00:12:47.100
آرزوي غير معقولش براي آفرينش زندگي.

00:12:48.400 --> 00:12:50.800
چطور؟ چطور؟

00:12:52.400 --> 00:12:55.000
لطفا به ما همه چيزو بگو، هر چيزي که هست.

00:12:55.400 --> 00:12:58.800
اون گفت کالبدشکافي بدن هايي که ما
براي کنفرانس هامون استفاده مي کنيم

00:12:58.900 --> 00:13:02.100
به اندازه ي کافي براي آزمايشاتش خوب نبود.

00:13:02.100 --> 00:13:04.900
از ما خواست که بدن هاي ديگري در اختيارش بذاريم،

00:13:04.900 --> 00:13:09.000
و ما نميدونستيم چطور و از کجا اونها رو گير بياريم.

00:13:10.000 --> 00:13:12.500
من بهش گفتم که خواسته هاش غير منطقي هستن،

00:13:12.600 --> 00:13:16.000
و بعد اون دانشگاهو ترک کرد تا بدون مانع کار کنه.

00:13:16.100 --> 00:13:19.500
- اون چيزايي رو که ميخواست جاهاي ديگه پيدا کرد.
- اوه. بدن هاي حيوانات.

00:13:19.600 --> 00:13:22.700
خوب، مگه زندگي يه مشت خرگوش و سگ چه ارزشي داره؟

00:13:22.800 --> 00:13:25.200
تو نميفهمي من چي ميگم.

00:13:26.200 --> 00:13:29.600
آقاي فرانکنستاين فقط به زندگي انسان علاقه مند بود.

00:13:30.300 --> 00:13:33.600
اول از بين بردن و سپس به وجود آوردن اون.

00:13:34.300 --> 00:13:37.500
روياي احمقانه اش اين بود.

00:13:40.500 --> 00:13:43.500
- ميتونيم بريم پيشش؟
- از ديدنت خوشحال نخواهد شد.

00:13:43.600 --> 00:13:46.400
چه اهميتي داره؟ من بايد ببينمش.

00:13:46.900 --> 00:13:52.200
دکتر والدمن، تو رو هنري تاثير ميگذاري.
باهامون نمياي؟

00:13:52.200 --> 00:13:56.300
متاسفم، آقاي فرانکنستاين ديگه شاگرد من نيست.

00:13:56.400 --> 00:14:00.700
ولي برات احترام قائله.
بهمون کمک نمي کني بهش کمک کنيم؟

00:14:01.100 --> 00:14:04.000
خيلي خوب، فرولاين.
من بهت اخطار دادم.

00:14:04.000 --> 00:14:06.400
ولي اگه خيلي اصرار مي کني، من ميرم.

00:14:30.200 --> 00:14:32.600
- فريتز!
- سلام.

00:14:34.100 --> 00:14:37.800
- اون ارتباط ها رو تموم کردي؟
- آره، انجام شدن.

00:14:37.900 --> 00:14:41.600
خوب، بيا پايين، . کمک کن.
ما خيلي کار براي انجام دادن داريم.

00:15:05.700 --> 00:15:07.800
مواظب باش.

00:15:11.100 --> 00:15:12.500
احمق!

00:15:12.600 --> 00:15:14.700
اگه اين طوفان همون طور که انتظار دارم زياد بشه،

00:15:14.800 --> 00:15:18.100
قبل از اينکه شب تموم بشه
تو خيلي چيزا براي ترسيدن خواهي داشت.

00:15:18.200 --> 00:15:20.500
برو، الکترود ها رو محکم کن.

00:15:32.400 --> 00:15:34.800
اين طوفان با شکوه خواهد بود.

00:15:34.800 --> 00:15:37.500
همه ي رازهاي الکتريکي آسمان.

00:15:38.700 --> 00:15:42.200
و اين بار ما آماده ايم.
هي، فريتز؟ آماده.

00:15:44.600 --> 00:15:46.500
اوه!

00:15:46.600 --> 00:15:48.700
- چرا، مشکل کجاست؟
- نگاه کن.

00:15:51.200 --> 00:15:53.700
چيزي براي ترس نيست. نگاه کن.

00:15:54.900 --> 00:15:57.000
هيچ خون و پوسيدگي اي نيست.

00:15:58.100 --> 00:16:00.200
فقط کمي بخيه.

00:16:01.800 --> 00:16:04.700
و نگاه کن. نتيجه ي نهايي اينجاست.

00:16:09.200 --> 00:16:11.800
- فريتز، مغزي که دزديدي.
- آره.

00:16:11.800 --> 00:16:14.900
بهش فکر کن-مغز يه مرد مرده

00:16:15.000 --> 00:16:18.600
داره صبر مي کنه تا دوباره در يه جسم زندگي کنه.
جسمي که من با دست هاي خودم آفريدم.

00:16:19.800 --> 00:16:21.900
با دست هاي خودم.

00:16:24.900 --> 00:16:27.800
بزار يه آزمايش نهايي داشته باشيم.
کليد ها رو بزن.

00:16:44.800 --> 00:16:46.500
خوبه.

00:16:46.600 --> 00:16:49.800
تو 1 دقيقه، طوفان بايد
به نهايت خودش برسه.

00:16:49.900 --> 00:16:51.900
سپس ما آماده خواهيم بود.

00:16:53.700 --> 00:16:55.800
چيه؟

00:16:58.500 --> 00:17:01.100
- يکي اونجاست.
- هيس! ساکت.

00:17:04.300 --> 00:17:06.800
بفرستشون بيرون!
هيچکس نبايد اينجا بياد.

00:17:08.600 --> 00:17:10.700
اينجا. بپوشونش.

00:17:23.400 --> 00:17:25.700
هر کي که هست، راهش نده.

00:17:25.700 --> 00:17:27.800
بذارشون به عهده ي من.

00:17:29.700 --> 00:17:33.200
اين همه وقت براي اومدن
الان بايد بيان!

00:17:37.900 --> 00:17:41.500
بهشون نشون ميدم، مزاحم شدن تو اين وقت شب.
خيلي کارها براي انجام دادن دارم.

00:17:41.500 --> 00:17:44.700
- صبر کن! خيلي خوب! خيلي خوب!

00:17:45.300 --> 00:17:47.900
صبر کن، دارم ميام.

00:17:49.100 --> 00:17:52.400
- فريتز، اون دکتر والدمنه.
- نمي توني ببينيش. برو بيرون.

00:17:57.100 --> 00:17:59.800
خيلي خوب، هر چقدر ميخواي در بزن!
نميذارم بياي تو.

00:18:07.900 --> 00:18:09.900
- هنري!
- فرانکنستاين!

00:18:10.000 --> 00:18:12.300
- هنري!
- فرانکنستاين!

00:18:12.400 --> 00:18:14.800
هنري!

00:18:14.900 --> 00:18:17.500
- درو باز کن!
- بزار بيايم تو!

00:18:17.600 --> 00:18:21.600
تو کي هستي؟ چي ميخواي؟
بايد منو تنها بذاري.

00:18:21.700 --> 00:18:24.200
من اليزابت هستم! درو باز کن!

00:18:34.800 --> 00:18:37.400
- هنري!
- فرانکنستاين!

00:18:39.400 --> 00:18:41.400
- چي ميخواي؟
- درو باز کن!

00:18:41.400 --> 00:18:45.400
- بايد منو تنها بذاري!
- حداقل به ما پناه بده.

00:18:53.200 --> 00:18:56.200
- اين ماجراي مسخره ي درهاي بسته چيه؟
- هنري!

00:18:56.300 --> 00:19:00.000
اليزابت، خواهش مي کنم، نمي خواي بري؟
نمي خواي فقط براي امشب بهم اعتماد کني؟

00:19:00.100 --> 00:19:04.800
- تو مريضي؟ مشکل چيه؟
- هيچي. من حالم خوبه. واقعا.

00:19:04.900 --> 00:19:07.500
نمي بيني نبايد کسي مزاحمم بشه؟

00:19:07.600 --> 00:19:11.400
تو همه چيزو خراب ميکني.
آزمايش من تقريبا تموم شده.

00:19:11.700 --> 00:19:14.100
يه لحظه صبر کن. فهميدم.

00:19:14.800 --> 00:19:18.200
من تو رو قبول دارم.
ولي نمي تونم امشب ترکت کنم.

00:19:18.300 --> 00:19:22.400
- بايد بري!
- هنري، تو آدم نيستي! ديوونه اي!

00:19:23.300 --> 00:19:25.400
من ديوونه ام؟

00:19:26.200 --> 00:19:28.800
خواهيم ديد که ديوونه ام يا نه.

00:19:33.000 --> 00:19:35.000
بيا.

00:19:49.400 --> 00:19:52.400
مطمئني ميخواي بياي؟

00:19:56.600 --> 00:19:57.600
خيلي خوب.

00:20:16.600 --> 00:20:20.100
منو ببخش. ولي منو مجبور کردن اقدامات غير معمول انجام بدم.

00:20:24.800 --> 00:20:26.900
بشين، لطفا.

00:20:28.800 --> 00:20:30.900
بشين!

00:20:35.500 --> 00:20:38.700
تو هم همينطور، اليزابت. لطفا.

00:20:41.900 --> 00:20:44.600
يه لحظه پيش، تو گفتي من ديوونه ام.

00:20:45.800 --> 00:20:48.900
- فردا خواهيم ديد.
- به اون دست نزن!

00:20:54.400 --> 00:20:57.300
متاسفم، دکتر، ولي مجبورم.

00:21:10.500 --> 00:21:12.600
لطفا.

00:21:17.300 --> 00:21:21.600
دکتر والدمن، من تو دانشگاه خيلي چيزها
از شما ياد گرفتم

00:21:21.700 --> 00:21:24.800
درباره ي اشعه ي بنفش، ماورا بنفش،
about the violet ray, the ultraviolet ray,

00:21:25.200 --> 00:21:28.600
که شما گفتيد بالاترين رنگ در طيف هست.

00:21:29.300 --> 00:21:31.800
شما اشتباه مي کرديد.

00:21:31.900 --> 00:21:35.900
اينجا، در اين تاسيسات،
من فراتر از اون رفتم.

00:21:38.100 --> 00:21:42.400
من اشعه ي بزرگي رو که اولين بار زندگي رو
به دنيا آورد کشف کردم.

00:21:42.500 --> 00:21:44.900
اوه. و ثابت مي کني؟

00:21:45.600 --> 00:21:48.200
امشب برات ثابت ميشه.

00:21:49.800 --> 00:21:53.400
اول من با حيوانات مرده تجربه کردم،

00:21:53.500 --> 00:21:57.700
و قلب يه انسان که من براي سه هفته زنده نگهش داشتم.

00:21:58.800 --> 00:22:04.100
ولي الان ميخوام اون اشعه رو وارد اون جسم کنم،

00:22:04.100 --> 00:22:06.500
و بهش زندگي ببخشم.

00:22:06.600 --> 00:22:09.900
و تو واقعا فکر ميکني ميتوني به مردگان زندگي ببخشي؟

00:22:10.900 --> 00:22:13.400
اون بدن نمرده.

00:22:13.500 --> 00:22:15.600
اون هيچوقت زندگي نکرده.

00:22:16.300 --> 00:22:20.200
من آفريدمش. من با دست هاي خودم ساختمش

00:22:20.200 --> 00:22:24.200
با بدن هايي که از قبرها در اوردم
از دارها، هر جا که بودن.

00:22:27.700 --> 00:22:30.300
برو خودت ببين.

00:22:32.400 --> 00:22:34.500
تو هم همينطور.

00:22:39.200 --> 00:22:41.300
مرده، آره؟

00:22:48.500 --> 00:22:51.000
صحنه ي خوبيه، نه؟

00:22:51.100 --> 00:22:53.500
يه مرد ديوونه،

00:22:53.600 --> 00:22:56.200
سه ناظر خيلي عاقل.

00:23:00.200 --> 00:23:01.000
آره!

00:23:02.000 --> 00:23:04.100
باتري ها رو چک کن!

00:24:51.100 --> 00:24:53.400
نگاه کن. داره تکون ميخوره.

00:24:54.800 --> 00:24:57.500
«زنده است. زنده است!»

00:24:59.600 --> 00:25:02.900
زنده است. داره تکون ميخوره. زنده است!

00:25:03.300 --> 00:25:06.700
زنده است! زنده است! زنده است!

00:25:06.800 --> 00:25:09.500
- زنده است!
- هنري، به خاطر خدا!

00:25:09.600 --> 00:25:12.300
به خاطر خدا؟!
الان ميدونم چي اونو...

00:25:26.100 --> 00:25:28.200
هنري حالش خوبه، ولي سرش خيلي شلوغه.

00:25:28.200 --> 00:25:30.400
گفت بزودي باهاتون تماس ميگيره.

00:25:30.500 --> 00:25:33.700
دربارش نگران نباش، بارون.
تا چند روز ديگه مياد خونه.

00:25:34.500 --> 00:25:37.500
شما همشو مرتب کردين، نه؟

00:25:37.600 --> 00:25:39.600
فکر ميکني من ديوونه ام، نه؟

00:25:39.700 --> 00:25:42.000
ولي نيستم.

00:25:42.100 --> 00:25:45.600
هر کسي با نصف يه چشم ميتونه ببينه که
يه مشکلي هست.

00:25:45.700 --> 00:25:48.600
و من دو چشم دارم، خوبش رو هم دارم.

00:25:48.700 --> 00:25:51.800
- خوب، اون چيه؟
- تو تو اشتباه هستي، بارون.

00:25:51.800 --> 00:25:54.600
مشکل پسر من چيه؟
چيکار داره ميکنه؟

00:25:54.700 --> 00:25:56.800
داره تجربه هاشو کامل ميکنه.

00:25:56.900 --> 00:26:00.200
چرا اون ميره کنار يه آسياب بادي خراب قديمي
زندگي ميکنه

00:26:00.300 --> 00:26:04.800
وقتي يه خونه ي آروم
يه حموم، غذا و نوشيدني خوب،

00:26:04.900 --> 00:26:09.100
و يه دختر زيباي سر در گم داره که پيشش برگرده.
ممکنه بهم بگي چرا؟

00:26:09.300 --> 00:26:13.000
- بارون، تو نميفهمي.
- خيلي خوب هم ميفهمم.

00:26:13.100 --> 00:26:16.400
يه زن ديگه تو کاره،
و تو ميترسي بهم بگي.

00:26:16.500 --> 00:26:19.300
بايد تجربه ي کثيفي باشه. ها!

00:26:19.400 --> 00:26:22.900
- اوه، ولي تو اشتباهي.
- تو از کجا ميدوني؟

00:26:23.000 --> 00:26:25.800
اگه اجازه بديد، آقاي بارون،
حاکم شهر.

00:26:25.900 --> 00:26:29.200
- خوب، بهش بگو بره پي کارش.
- ولي ميگه کارش مهمه.

00:26:29.300 --> 00:26:33.800
امکان نداره حاکم حرف مهمي داشته باشه.

00:26:35.100 --> 00:26:38.100
روز بخير، آقاي بارون. فرولاين.

00:26:38.400 --> 00:26:40.400
خوب، چي ميخواي؟

00:26:40.500 --> 00:26:43.300
اگه دردسره، برو بيرون.
من به اندازه ي کافي دردسر دارم.

00:26:43.600 --> 00:26:46.900
- اوه، دردسري نيست، قربان.
- منظورت چيه، "دردسري نيست"؟

00:26:47.000 --> 00:26:49.100
چيزي به جز دردسر وجود نداره.

00:26:49.200 --> 00:26:53.000
- من براتون اين گل ها رو اوردم.
- مرسي. آقاي واژل.

00:26:53.400 --> 00:26:56.700
در هر دو مقام من به عنوان يه شخص حقيقي يا حقوقي...

00:26:56.800 --> 00:27:00.700
بله، بله، بله، ما هممون درباره ي اون ميدونيم،
ولي تو چي ميخواي؟

00:27:00.800 --> 00:27:05.200
چيزي کي ميخوام بدونم اينه که
جشن عروسي چه روزي خواهد بود؟

00:27:05.300 --> 00:27:09.200
تا وقتي که هنري به حال طبيعي خودش برنگرده
هيچ عروسي اي در کار نخواهد بود.

00:27:09.800 --> 00:27:14.300
- ولي دهکده آماده شده.
- خوب بهشون بگو از حال آمادگي در بيان.

00:27:14.400 --> 00:27:16.900
ولي چنين عروس دوست داشتني اي...

00:27:17.000 --> 00:27:19.900
چنين مرد جواني،
شبيه پدرش.

00:27:20.000 --> 00:27:23.200
- خدا منع کرده.
- ولي، قربان، همه چيز آماده است!

00:27:23.300 --> 00:27:26.700
ميدونم!
لازم نيست هي بگي، ابله!

00:27:26.800 --> 00:27:28.900
چيزي براي گريه کردن نيست.

00:27:29.400 --> 00:27:32.900
روز بخير، خانم اليزابت.
روز بخير، آقاي موريس.

00:27:33.200 --> 00:27:35.800
روز بخير، آقاي واژل.

00:27:36.400 --> 00:27:38.600
روز بخير، آقاي بارون.

00:27:39.300 --> 00:27:42.000
ايشالا راحت بشي.

00:27:42.000 --> 00:27:45.300
اينجايي. ها! ميبيني چطوريه.

00:27:45.300 --> 00:27:49.600
کل دهکده منتظر بود،
عروس منتظر بود،

00:27:49.700 --> 00:27:54.800
و من منتظر بودم. هنري بايد
بياد خونه، حتي اگه به زور بيارمش.

00:27:54.900 --> 00:27:57.400
نه، نه، بارون. از کارش چه خبر؟

00:27:57.500 --> 00:28:00.300
چرت و مسخره بازي.
از عروسيش چه خبر؟

00:28:00.400 --> 00:28:03.200
يه زن ديگه تو کاره...

00:28:03.300 --> 00:28:05.400
و من دارم ميرم پيداش کنم.

00:28:17.900 --> 00:28:20.000
بيا بشين، دکتر.

00:28:20.700 --> 00:28:22.900
تو بايد مريض باشي.

00:28:23.000 --> 00:28:25.500
انتظار سلامت فوري رو داري؟

00:28:25.600 --> 00:28:29.000
اين خالق تو بايد تحت نظر باشه.

00:28:29.100 --> 00:28:31.900
حرفامو جدي بگير، اون ممکنه خطرناک باشه.

00:28:33.100 --> 00:28:35.400
خطرناک؟

00:28:35.500 --> 00:28:37.600
والدمن پير بيچاره.

00:28:40.600 --> 00:28:44.400
تا حالا خواستي کار خطرناکي انجام بدي؟

00:28:44.500 --> 00:28:48.600
اگه هيچکس براي اينکه از قضيه سر در بياره
تلاشي نکنه ما بايد چيکار کنيم؟

00:28:48.700 --> 00:28:52.500
تا حالا نخواستي اونور ابرها و ستاره ها رو ببيني؟

00:28:52.600 --> 00:28:55.700
يا بدوني چي باعث شکوفه زدن درخت ها ميشه؟

00:28:55.800 --> 00:28:58.700
و چي تاريکي رو به نور تبديل مي کنه؟

00:29:01.100 --> 00:29:05.200
ولي اگه تو اين حرفا رو بزني...
مردم بهت ميگن ديوونه.

00:29:07.500 --> 00:29:11.500
خوب، اگه ميتونستم حتي يکي از اين چيزا رو کشف کنم -

00:29:11.500 --> 00:29:13.800
مثلا، ابديت چيست -

00:29:14.400 --> 00:29:18.200
برام اهميت نداشت
که اونا فکر کنن ديوونه ام.

00:29:18.900 --> 00:29:22.700
تو جووني، دوست من.
موفقيتت سرخوشت کرده.

00:29:22.800 --> 00:29:25.400
بيدار شو و حقايق رو در صورت ببين!

00:29:26.400 --> 00:29:28.800
اينجا ديوي داريم که مغزش...

00:29:28.900 --> 00:29:31.600
که مغزش زمان ميبره تا کامل شه.

00:29:32.300 --> 00:29:35.000
اين مغز خيلي خوبيه، دکتر.

00:29:35.100 --> 00:29:38.400
خوب تو بايد بدوني اون از آزمايشگاه شخصي خودت اومده.

00:29:39.300 --> 00:29:43.500
مغزي که از آزمايشگاه من دزديده شده بود
مغز يه جنايتکار بود.

00:29:53.300 --> 00:29:57.300
اوه، خوب.
به هر حال، اين فقط يه تکه پارچه ي مرده است.

00:29:57.400 --> 00:29:59.600
فقط شيطان ميتونه ازش بيرون بياد.

00:29:59.700 --> 00:30:02.700
اگه رو اين ديوانگي پافشاري کني
سلامتيت از بين ميره.

00:30:02.800 --> 00:30:05.400
من کاملا سالمم، دکتر.

00:30:05.700 --> 00:30:08.700
تو يه هيولا آفريدي
و اون تو رو از بين خواهد برد.

00:30:09.200 --> 00:30:11.400
صبر، صبر.

00:30:12.000 --> 00:30:14.900
همون طور که گفتيد، اين هيولا رو باور داريد.

00:30:15.000 --> 00:30:18.000
و اگه نداريد، خوب، بايد تنهام بذاريد.

00:30:18.100 --> 00:30:20.900
ولي به اليزابت فکر کن. به پدرت.

00:30:20.900 --> 00:30:23.100
اليزابت منو باور داره.

00:30:23.200 --> 00:30:26.000
پدرم؟ اون هيچوقت کسيو قبول نداره.

00:30:28.200 --> 00:30:30.900
من بايد بيشتر تجربه کنم.

00:30:31.000 --> 00:30:33.500
اون فقط چند روزشه، يادت باشه.

00:30:33.600 --> 00:30:37.100
همچنين، اون تا الان تو تاريکي مطلق
نگهداري شده.

00:30:37.200 --> 00:30:39.400
صبر کن تا به روشنايي بيارمش.

00:30:45.300 --> 00:30:48.300
داره مياد. بذار چراغو روشن کنم.

00:31:27.100 --> 00:31:29.100
بيا.

00:31:30.000 --> 00:31:32.100
بيا.

00:31:52.200 --> 00:31:55.500
بشين. بشين!

00:32:02.500 --> 00:32:04.800
ميبيني؟ مي فهمه!

00:32:05.700 --> 00:32:07.500
نگاه کن.

00:32:50.400 --> 00:32:54.500
مواظب باش فرانکنستاين، مواظب باش.

00:32:57.600 --> 00:32:59.600
چراغو خاموش کن.

00:33:17.500 --> 00:33:19.600
بشين.

00:33:21.400 --> 00:33:23.500
برو بشين.

00:33:42.200 --> 00:33:46.900
- ايندفعه مي فهمه. شگفت انگيزه.
- فرانکنستاين، کجاست؟!

00:33:47.000 --> 00:33:48.300
اوه!

00:33:48.400 --> 00:33:50.500
ساکت، ابله!

00:33:53.000 --> 00:33:55.300
با اون مشعل برو بيرون.

00:34:10.200 --> 00:34:12.700
- آه!
- سريع!

00:34:12.800 --> 00:34:15.000
طنابو بکش، سريع.

00:34:15.100 --> 00:34:16.900
بسه.

00:34:17.000 --> 00:34:20.000
- ببرش تو انبار.
- بهش شليک کن! اون يه هيولاست.

00:34:34.600 --> 00:34:36.700
سريع. سريع!

00:34:41.600 --> 00:34:45.000
نگهش دار! کل شهر بر عليه ما هستن!

00:34:45.100 --> 00:34:47.600
بيا بيرون.
اون به اندازه ي ده مرد قدرت داره.

00:34:49.800 --> 00:34:51.900
اينجا، بدش به من!

00:34:53.200 --> 00:34:55.400
بيا بيرون، فريتز.

00:34:55.500 --> 00:34:58.600
تنهاش بذار. تنهاش بذار.

00:35:27.250 --> 00:35:29.750
گوش کن. اون چيه؟ کي اونجاست؟

00:35:35.650 --> 00:35:37.950
اون فريتزه!

00:35:45.250 --> 00:35:47.450
زود باش، دکتر. سريع. زود باش.

00:35:54.650 --> 00:35:56.550
برگرد.

00:35:57.450 --> 00:35:59.550
برو بيرون!

00:36:00.250 --> 00:36:02.450
زود باش. سريع.

00:36:25.050 --> 00:36:28.150
او از فريتز بدش مياد.
فريتز هميشه اونو آزار ميده.

00:36:31.850 --> 00:36:33.850
بيا. کنار هم جمع بشيد.

00:36:33.950 --> 00:36:37.350
- چيکار ميتونيم بکنيم؟
- بکشينش، همونطور که بقيه ي حيوانات وحشيو ميکشيد.

00:36:37.450 --> 00:36:40.650
ما اول بايد بهش غلبه کنيم.
يه سوزن زير پوستي بهم بده.

00:36:40.650 --> 00:36:42.750
- اين قتله.
- اين تنها فرصت ماست.

00:36:42.850 --> 00:36:46.850
تا چند دقيقه ديگه اون از در مياد بيرون.
بيا، سريع، بجنب.

00:36:57.650 --> 00:36:59.950
- گرفتيش؟
- آره، اينجاست.

00:36:59.950 --> 00:37:03.650
- اون خيلي قويه.
- خوب. حالا.

00:37:04.750 --> 00:37:09.450
اونجا وايستا. وقتي به طرفت اومد،
آمپولو به پشتش تزريق ميکنم.

00:37:10.850 --> 00:37:12.950
- آماده اي؟
- آره.

00:37:36.550 --> 00:37:37.750
آه!

00:37:38.650 --> 00:37:40.750
برگرد! عقب!

00:38:12.650 --> 00:38:14.950
دکتر والدمن. دکتر والدمن!

00:38:16.050 --> 00:38:18.950
- صدمه ديدي؟
- نه، حالم خوبه. چيزي نيست.

00:38:18.950 --> 00:38:21.050
ببين کي اونجاست.

00:38:24.150 --> 00:38:27.550
چه اتفاقي داره مي افته؟ اليزابت و
پدرت دارن مياد ببيننت.

00:38:27.650 --> 00:38:29.250
- بيرون نگهشون دار.
- خيلي ديره!

00:38:29.350 --> 00:38:32.150
نبايد اونو ببينن.
اينجا، سريع، بهم کمک کن.

00:38:32.250 --> 00:38:34.350
سريع!

00:38:48.150 --> 00:38:53.250
هنري، زودباش، قبل از اينکه اليزابت و پدرت برسن
خونو از صورتت پاک کن.

00:39:01.350 --> 00:39:02.750
خوب، ...

00:39:02.850 --> 00:39:06.250
بايد بگم براي زندگي پسرم جاي خوبيه.

00:39:07.050 --> 00:39:10.350
- در جلويي اونه؟
- آره، همونه.

00:39:10.450 --> 00:39:12.250
درسته.

00:39:12.350 --> 00:39:14.550
من دوستش ندارم، ولي...

00:39:21.650 --> 00:39:24.450
به نظر نمي رسه کسي اينجا بوده باشه.

00:39:27.850 --> 00:39:29.950
خدا...

00:39:33.950 --> 00:39:37.050
چه... چه جاي ول افتاده اي.

00:39:37.150 --> 00:39:40.450
داري سعي ميکني بسوزونيش، آره؟
اون براي چيه؟ ها؟

00:39:40.550 --> 00:39:44.450
خوب، مشکل تو اونه؟
طوري نگاه کن که انگار که اسب بهت لگد زده.

00:39:44.750 --> 00:39:46.550
- هنري کجاست؟
- چرا...

00:39:46.650 --> 00:39:49.050
- خوب؟
- اون نبايد الان مورد مزاحمت قرار بگيره.

00:39:49.150 --> 00:39:52.350
اوه، نبايد؟ آها!
من به زودي به اين مسخره بازي فيصله ميدم.

00:39:52.450 --> 00:39:53.950
ويکتور، اون کجاست؟

00:39:54.050 --> 00:39:56.550
به نظر ميرسه اينجا همه رو ديوونه کنه.

00:39:56.550 --> 00:39:59.350
اوه، خدا... اون چيه؟

00:39:59.350 --> 00:40:02.550
ببخشيد. من دکتر والدمن هستم.

00:40:02.550 --> 00:40:05.950
اوه، آره؟ من بارون فرانکنستاين هستم.

00:40:06.050 --> 00:40:08.950
احتمالا ميدوني همه ي اين حماقت ها براي چيه.

00:40:09.050 --> 00:40:12.050
من... من کشته ميشم اگه بدونم.

00:40:12.150 --> 00:40:14.650
بهت توصيه ميکنم همين الان
هنري رو از اينجا بيرون ببري.

00:40:14.750 --> 00:40:17.650
خوب، فکر مي کني من براي چي اينجا هستم؟ تشکر؟

00:40:17.750 --> 00:40:18.850
نچ.

00:40:18.950 --> 00:40:21.550
کجايي، عزيزم؟
اوه، اونجايي.

00:40:21.650 --> 00:40:23.750
بذار ببينم بالاي اين پله هاي ترسناک چي هست.

00:40:23.850 --> 00:40:27.450
نمي دونم چطوري دارم ازشون بالا ميرم، ولي...

00:40:29.950 --> 00:40:32.250
تنهاشون بذار.

00:40:32.250 --> 00:40:36.450
نرده اي چيزي نيست؟
چقدر راه مونده؟

00:40:39.150 --> 00:40:41.150
بيا تو.

00:40:43.050 --> 00:40:45.150
- هنري.
- اليزابت.

00:40:48.350 --> 00:40:50.450
هنري!

00:40:51.150 --> 00:40:53.850
ويکتور! دکتر والدمن! سريع بيايد.

00:40:54.550 --> 00:40:58.950
- عزيزم، اونا باهات چيکار کردن؟
- فريتز بيچاره... همش تقصير منه...

00:40:59.050 --> 00:41:01.150
بيارش رو مبل.

00:41:11.250 --> 00:41:13.550
برندي داري؟

00:41:16.250 --> 00:41:18.350
زود، زود، زود.

00:41:21.250 --> 00:41:23.550
اينجا، انجامش ميدم.

00:41:23.550 --> 00:41:25.550
پسرم...حالا،حالا.

00:41:25.650 --> 00:41:27.450
حالا بخور. اينو بخور.

00:41:29.950 --> 00:41:32.850
اونجا. اونجا. اون بهتره.

00:41:32.950 --> 00:41:35.750
ميخوام با خودم ببرمت خونه، هنري.

00:41:35.850 --> 00:41:40.150
نه، نمي تونم. کارم. چي بر سر نتايج کارم مياد؟

00:41:40.250 --> 00:41:42.250
- ما اونا رو نگه ميداريم.
- و...

00:41:42.350 --> 00:41:44.950
من ميبينم که اونا به طرز بدي از بين رفتن.

00:41:45.050 --> 00:41:47.450
آره، آره. اينو به عهده ي من بذار.

00:41:47.550 --> 00:41:49.950
فريتز بيچاره. همش تغصير منه.

00:41:49.950 --> 00:41:52.350
اونجا، هنري.
الان ديگه نمي توني کاري بکني.

00:41:52.450 --> 00:41:55.150
بايد بياي خونه تا موقعي که حالت خوب شه.

00:41:55.250 --> 00:41:57.950
بزودي حالت خوب ميشه وقتي از اينجا بيرون بري.

00:44:09.050 --> 00:44:11.950
مثل اين ميمونه که خدا دوباره باهاته.

00:44:12.050 --> 00:44:14.450
خدا هيچوقت خيلي از تو دور نبود.

00:44:14.550 --> 00:44:17.150
ميدونم. ولي بهش توجه نکردم.

00:44:18.350 --> 00:44:22.050
کار من. اون روزها و شب هاي سخت.

00:44:23.250 --> 00:44:25.150
نمي تونستم به چيز ديگه اي فکر کنم.

00:44:25.250 --> 00:44:28.450
هنري، نبايد دوباره درباره ي اون چيزها فکر کني.

00:44:29.150 --> 00:44:31.650
- تو قول دادي.
- باشه.

00:44:31.750 --> 00:44:35.150
بذار درباره ي خودمون فکر کنيم.
عروسيمون کي خواهد بود؟

00:44:38.150 --> 00:44:40.250
بذار زودتر برگزارش کنيم.

00:44:40.350 --> 00:44:42.450
هر موقع تو دوست داري.

00:44:51.400 --> 00:44:53.600
براي سه نسل،

00:44:53.700 --> 00:44:58.000
اين گل هاي نارنجي
در عروسي هاي ما پوشيده شدن.

00:44:58.000 --> 00:45:00.700
جدت اينو مي پوشيد، هنري.

00:45:01.800 --> 00:45:04.800
مثل نوش به نظر ميرسه، نه؟

00:45:04.800 --> 00:45:09.300
و اينجا. اينجا هم يکي براي زيباتر کردن
بهترين مرد هست.

00:45:10.300 --> 00:45:15.800
30 سال پيش، من اينو رو سر مادرت گذاشتم، هنري.

00:45:16.900 --> 00:45:21.800
امروز، تا با گذاشتن اين بر سر اليزابت
منو خيلي خوشحال ميکني.

00:45:21.900 --> 00:45:24.900
و اميدوارم، در زمان 30 ساله.

00:45:24.900 --> 00:45:28.400
يکي از جوان هاي شما
طبق رسوم حمل خواهد شد.

00:45:28.900 --> 00:45:32.200
و حالا، با کمي شراب چطوري؟

00:45:33.900 --> 00:45:37.900
پدربزرگ من اين شرابو خريد و اينجا گذاشت.

00:45:39.000 --> 00:45:43.500
مادربزرگم نمي ذاشت ازش بخورم.
خدا بيامرزدش.

00:45:43.500 --> 00:45:46.000
براي سلامتي تو.

00:45:46.100 --> 00:45:49.100
خوب، همتون سير شدين؟
آره؟ بيايد.

00:45:49.200 --> 00:45:53.500
براي سلامتي پسري در خانه ي فرانکنستاين.

00:45:53.500 --> 00:45:56.200
پسري در خانه ي فرانکنستاين.

00:45:58.000 --> 00:46:00.800
اين هم يه سلامتي خوب و با نشاط
براي فرانکنستاين جوان.

00:46:00.800 --> 00:46:02.900
فرانکنستاين جوان.

00:46:05.200 --> 00:46:09.700
به خدمتکارا کمي شامپاين بدين.
اين براي اونها به هدر رفته.

00:46:11.100 --> 00:46:13.200
خوب، خوب، خوب.

00:46:16.100 --> 00:46:18.900
برو، پاکش کن. من برات انجامش ميدم.

00:46:19.000 --> 00:46:22.900
- خانه ي فرانکنستاين.
- براي خانه ي فرانکنستاين.

00:46:23.500 --> 00:46:26.000
از حالا به بعد بي خيال کار ميشيم.

00:46:31.500 --> 00:46:35.300
- گوش کن! به اونها گوشي کن!

00:46:36.200 --> 00:46:40.000
پسران و دختران دهکده اون بيرونن.

00:46:52.900 --> 00:46:55.900
اين فوق العاده است که بتوني اين همه

00:46:56.000 --> 00:46:58.300
آدمو اينقدر دوستانه کنار چند بتري آبجو ببيني.

00:46:58.400 --> 00:47:00.900
فردا همه شون در حال جنگيدن خواهند بود.

00:47:00.900 --> 00:47:03.000
شکي نيست!

00:47:03.100 --> 00:47:05.900
- دارن تو رو صدا مي کنن، بارون.
- هي هو.

00:47:06.000 --> 00:47:08.300
خوب، فکر کنم بهتر باشه خودمو نشون بدم.

00:47:14.200 --> 00:47:16.300
ساکت!

00:47:16.400 --> 00:47:18.700
از همتون متشکرم.

00:47:18.800 --> 00:47:22.200
خيلي خوشحالم که همتونو ميبينم،
و اميدوارم به اندازه ي کافي آبجو باشه.

00:47:22.300 --> 00:47:24.700
خيلي بيشتر هست. اونا از کجا اومدن.

00:48:00.500 --> 00:48:04.300
ماريا. تو اينجا وايستا.
من ميرم يه نگاهي به تله هام بندازم.

00:48:04.300 --> 00:48:08.100
بعد ميريم به دهکده تا يه روز فوق العاده داشته باشيم.

00:48:08.200 --> 00:48:10.100
- طول که نمي کشه، بابا؟
- اوه، نه.

00:48:10.100 --> 00:48:13.100
اگه فرنز اومد، بهش بگو زود ميام.

00:48:13.200 --> 00:48:16.200
بابا، نميموني يه کم باهام بازي کني؟

00:48:16.300 --> 00:48:18.400
سرم خيلي شلوغه، عزيزم.

00:48:18.500 --> 00:48:21.100
تو بمون و با گربه بازي کن، چطوره؟

00:48:21.500 --> 00:48:23.900
- خداحافظ، بابا.
- خداحافظ.

00:48:23.900 --> 00:48:25.700
دختر خوبي باش.

00:48:26.700 --> 00:48:28.700
بيا اينجا، گربه کوچولو.

00:48:58.400 --> 00:49:01.300
تو کي هستي؟ من ماريا هستم.

00:49:03.000 --> 00:49:05.100
با من بازي مي کني؟

00:49:19.600 --> 00:49:22.000
گل هاي منو دوست داري؟

00:49:45.200 --> 00:49:48.400
تو اونها رو داشته باش و من هم اينها رو.

00:49:54.800 --> 00:49:57.000
ميتونم يه قايق بسازم.

00:50:00.800 --> 00:50:02.900
ميبيني مال من چطور شناور ميشه؟

00:50:12.400 --> 00:50:14.500
اوه!

00:50:23.200 --> 00:50:25.700
نه، تو داري به مد آسيب ميرسوني! نه!

00:51:34.500 --> 00:51:37.900
- هنري.
- اليزابت!

00:51:39.100 --> 00:51:42.100
چه دوست داشتني نگاه مي کني.
ولي تو نبايد اينجا باشي.

00:51:42.200 --> 00:51:44.300
بايد براي يه دقيقه ببينمت.

00:51:48.300 --> 00:51:50.400
چرا؟ قضيه چيه؟

00:51:55.500 --> 00:51:57.800
ميتوني مارو براي يه لحظه تنها بذاري؟

00:51:58.400 --> 00:52:00.500
البته. چرا که نه.

00:52:08.500 --> 00:52:10.800
- چرا، قضيه چيه؟
- خيلي خوشحالم که سالمي.

00:52:10.800 --> 00:52:13.100
سالم؟ معلومه که سالمم.

00:52:13.100 --> 00:52:16.300
ولي نگران به نظر مي رسي. مشکلي هست؟

00:52:16.300 --> 00:52:18.000
نه.

00:52:18.100 --> 00:52:20.400
نه، احمقيت منو فراموش کن.

00:52:20.500 --> 00:52:23.000
اون فقط يه حس بود.
هيچ مشکلي نيست.

00:52:23.100 --> 00:52:25.100
البته که نيست!

00:52:25.200 --> 00:52:29.000
هنري، من مي ترسم. خيلي مي ترسم!

00:52:29.700 --> 00:52:32.200
دکتر والدمن کجاست؟
چرا براي عروسي دير کرده؟

00:52:32.200 --> 00:52:34.900
اون هميشه دير ميکنه. به زودي ميرسه.

00:52:36.000 --> 00:52:38.100
يه اتفاقي داره مي افته.

00:52:38.200 --> 00:52:41.100
من حسش ميکنم. نمي تونم از ذهنم دورش کنم.

00:52:41.200 --> 00:52:43.500
تو فقط عصبي هستي.

00:52:43.600 --> 00:52:45.800
همه ي ذوق و شوق ها و تدارک ديدن ها.

00:52:46.100 --> 00:52:50.500
نه. نه، مربوط به الان نيست. اينو هر روز حس ميکنم.

00:52:51.400 --> 00:52:53.900
يه چيزي بين ما داره اتفاق ميفته.

00:52:54.000 --> 00:52:56.400
ميدونم چيه. ميدونم چيه.

00:52:56.500 --> 00:52:59.500
بشين و استراحت کن. خيلي خسته به نظر ميرسي.

00:53:01.000 --> 00:53:05.500
- اگه فقط ميتونستم جونمونو از دست اون نجات بدم.
- از چي، عزيزم؟ از چي؟

00:53:06.900 --> 00:53:08.300
نمي دونم!

00:53:08.400 --> 00:53:12.700
اگه ميتونستم اونو از ذهنم بيرون کنم!
اگه مجبور باشم تو رو از دست بدم ميميرم، هنري.

00:53:12.800 --> 00:53:15.400
از دستم بدي؟ چرا، من هميشه با تو هستم.

00:53:16.000 --> 00:53:18.500
واقغا هنري؟ مطمئني؟

00:53:19.800 --> 00:53:22.000
خيلي دوستت دارم.

00:53:22.100 --> 00:53:26.100
مطمئنا. چه زيبا نگاه مي کني.

00:53:27.000 --> 00:53:29.100
هنري! هنري!

00:53:29.200 --> 00:53:31.600
چي شده؟ چي شده؟!

00:53:31.700 --> 00:53:33.800
هنري! دکتر والدمن!

00:53:34.300 --> 00:53:38.100
- دکتر والدمن چي شده؟
- هنري، منو تنها نذاز!

00:53:38.100 --> 00:53:41.700
- نه، عزيزم. تو اينجا بمون.
- هنري! هنري!

00:53:42.300 --> 00:53:44.200
دکتر والدمن در برج به قتل رسيده.

00:53:44.300 --> 00:53:45.100
هيولا.

00:53:45.200 --> 00:53:48.300
اون در حال ايجاد رعب و وحشت در کوهپايه ها ديده شده.

00:53:49.600 --> 00:53:52.100
اون تو خونه است.

00:53:52.200 --> 00:53:54.300
بالاي پله هاست!

00:54:22.200 --> 00:54:24.300
تو انباريه.

00:55:11.800 --> 00:55:13.900
اليزابته! زود باش.

00:55:27.600 --> 00:55:29.500
اليزابت!

00:55:29.500 --> 00:55:31.800
چي شده؟

00:55:35.400 --> 00:55:38.700
- نذار بياد اينجا.
- نه، نه، نه، عزيزم. همه چي رو براهه.

00:55:39.000 --> 00:55:43.300
- نذار بياد اينجا.
- همه چه درسته عزيزم. همه چي رو براهه.

00:55:56.600 --> 00:55:58.900
اوه، نگاه کن! اون مارياست!

00:57:00.800 --> 00:57:03.500
ساکت! ساکت! ساکت!

00:57:03.500 --> 00:57:05.300
چي شده؟

00:57:05.800 --> 00:57:08.500
ماريا. اون غرق شده.

00:57:09.600 --> 00:57:12.800
مرد بيچاره ي من.
چرا مياريش اينجا پيش من؟

00:57:13.200 --> 00:57:15.500
ولي... ولي اون به قتل رسيده.

00:57:20.900 --> 00:57:24.000
ساکت! فکر کنم عدالت اجرا شده.

00:57:24.100 --> 00:57:26.100
اون کيه؟

00:57:34.900 --> 00:57:37.700
- اليزالت حالش چطوره؟
- نميدونم.

00:57:37.800 --> 00:57:42.100
اون هنوز گيجه. فقط به من نگاه ميکنه
و چيزي نميگه. اين ديوونه کننده است.

00:57:42.200 --> 00:57:44.500
آروم، پيرمرد. حالش خوب ميشه.

00:57:44.500 --> 00:57:46.500
- روز عروسيمون.
- محکم.

00:57:46.600 --> 00:57:48.800
عروسيتون حداکثر يه روز عقب ميفته.

00:57:48.900 --> 00:57:52.600
- يه روز؟ فکر نمي کنم.
- منظورت چيه؟

00:57:52.700 --> 00:57:56.900
تا موقعي که اين آفريده ي ترسناک من زنده است
هيچ عروسي اي برگزار نخواهد شد.

00:57:57.000 --> 00:58:00.400
من با اين دست ها ساختمش و
با اين دست ها از بين مي برمش.

00:58:00.500 --> 00:58:02.400
- بايد پيداش کنم!
- من باهات ميام.

00:58:02.400 --> 00:58:05.600
نه. تو اينجا بمون و از اليزابت مراقبت کن.

00:58:05.700 --> 00:58:11.100
من اينجا رو در پناه تو ترک مي کنم، هر اتفاقي که بيفته.
مي فهمي؟ در پناه تو.

00:58:18.500 --> 00:58:22.800
ساکت! ساکت! ساکت!

00:58:23.700 --> 00:58:24.800
لودويگ

00:58:24.900 --> 00:58:28.300
تو چوب ها رو بگرد.
اونا گروه تو هستن.

00:58:28.400 --> 00:58:31.600
- ميگيريمش!
- ساکت!

00:58:31.700 --> 00:58:33.600
آقاي فرانکنستاين.

00:58:33.700 --> 00:58:37.800
تو به کوهها ميري.
اونا مردم تو هستن.

00:58:38.300 --> 00:58:41.700
من... من گروه سومو تا درياچه رهبري ميکنم.

00:58:42.400 --> 00:58:47.400
و يادتون باشه... يادتون باشه...
اگه تونستيد، زنده بگيريدش،

00:58:47.500 --> 00:58:49.800
ولي بگيريدش!

00:58:50.400 --> 00:58:54.700
آساکت! همه ي دره ها و شکاف ها رو بگرديد،

00:58:54.800 --> 00:58:56.900
ولي ديو بايد پيدا بشه!

00:58:58.500 --> 00:59:00.700
آماده ايد؟

00:59:00.700 --> 00:59:03.300
مشعل هاتونو روشن کنيد و بريئ.

01:00:08.500 --> 01:00:09.900
وايستيد!

01:00:09.900 --> 01:00:11.700
فرانکنستاين، کوه ها!

01:00:11.800 --> 01:00:13.500
لودويگ!

01:00:13.600 --> 01:00:16.000
بچه هاي درياچه، از اين طرف!

01:00:54.700 --> 01:00:57.100
زود باشيد، پسرا! دور هم جمع شيد.

01:00:57.200 --> 01:00:59.800
شما اونجا رو بگريد.
بقيه با من بيايد.

01:01:14.800 --> 01:01:17.600
با دقت نگاه کنيد! زود باشيد! عجله کنيد!

01:01:20.300 --> 01:01:22.800
آقاي فرانکنستاين! آقاي فرانکنستاين!

01:01:29.100 --> 01:01:32.100
زود باشيد، پسرا! سريع! اين طرف!

01:01:36.600 --> 01:01:40.300
کدوم طرفي رفت؟
کدوم طرفي رفت؟ بهم بگو! بهم بگو!

01:01:40.400 --> 01:01:41.600
اونجا.

01:01:41.700 --> 01:01:43.800
تو اينجا بمون و مواظب اون باش.

01:01:43.900 --> 01:01:47.300
بقيه، دنبال من بيايد.
زود باشيد! سريع!

01:02:07.400 --> 01:02:10.400
نه، برگرد! اينوري.

01:02:23.500 --> 01:02:26.000
آقاي فرانکنستاين!

01:02:26.100 --> 01:02:28.400
آقاي فرانکنستاين، کجايي؟

01:02:31.000 --> 01:02:34.100
فکر کنم اون بالاست. بيا، دنبالم کن.

01:02:34.200 --> 01:02:36.100
سريع!

01:02:46.900 --> 01:02:49.000
سلام!

01:02:55.800 --> 01:02:57.900
آتش. آتش!

01:03:00.200 --> 01:03:02.000
کمک! کمک!

01:03:04.500 --> 01:03:07.100
- گوش کن.
- کمک!

01:03:07.200 --> 01:03:09.300
اون فرانکنستاينه.

01:03:09.400 --> 01:03:11.500
اونوري!

01:03:35.600 --> 01:03:38.100
اينوري! زود باشيد، سريع! عجله کنيد!

01:03:40.900 --> 01:03:44.000
نگاه کنيد، اونجان!
سگ ها رو ول کنيد!

01:05:33.300 --> 01:05:35.300
اوناهاش اونجاست! قاتل.

01:06:13.800 --> 01:06:15.500
زنده است.

01:06:15.600 --> 01:06:17.700
فرانکنستاين!

01:06:18.300 --> 01:06:20.300
فرانکنستاين.

01:06:22.500 --> 01:06:26.000
بياريدش پايين به دهکده و ببريدش خونه.

01:06:28.900 --> 01:06:31.000
فاتل!

01:06:35.900 --> 01:06:38.000
آسياب رو بسوزونين!

01:06:47.100 --> 01:06:50.000
آسيباب رو بسوزونين! نمي تونه فرار کنه.

01:07:33.500 --> 01:07:35.000
آه!

01:07:35.024 --> 01:07:55.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:07:57.700 --> 01:08:00.600
گرفتيش؟ زود باش، عجله کن.

01:08:08.400 --> 01:08:10.500
سريع، سريع.

01:08:11.900 --> 01:08:14.300
خوب، بريد جلو و بزنيد.

01:08:20.800 --> 01:08:23.400
خوب، خوب، خوب، همه ي اينا براي چيه؟

01:08:23.500 --> 01:08:25.600
تو چي ميخواي، هان؟

01:08:26.300 --> 01:08:27.600
اين چيه؟

01:08:27.700 --> 01:08:29.600
اگه لطف کنيد، آقاي بارون،

01:08:29.600 --> 01:08:34.700
فکر مي کنيم حال آقاي هنري با يه ليوان از
شراب مادربزرگش خوب ميشه.

01:08:34.800 --> 01:08:37.400
خانم پير خوب، مادربزرگ من.

01:08:38.600 --> 01:08:43.300
اين نشونه ي دورانديشي اونه که
نذاشته پدربزرگ من از اين بنوشه.

01:08:51.100 --> 01:08:53.500
آقاي هنري به اين نياز نداره.

01:08:55.300 --> 01:08:58.200
همونطور که قبلا گفتم، دوباره ميگم،

01:08:58.300 --> 01:09:02.800
به سلامتي پسري در خانه ي فرانکنستاين.

01:09:02.800 --> 01:09:05.700
بله، حتما، قربان. اميدواريم، قربان.