﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:37.410 --> 00:00:43.410
راشامون
شاهکاري از : آکيرا کوروساوا

00:00:47.630 --> 00:00:50.840
:تهيه کننده
" جينگو مينورو "
با همکاري : ماساييچي ناگاتا

00:00:50.920 --> 00:00:54.340
سوجيرو موتوکي

00:00:54.420 --> 00:00:58.430
" بر اساس داستان " در بيشه
" نوشته ي  " ريونوسوکه آکوتاگاوا

00:00:58.510 --> 00:01:03.020
" فيلم نامه : " آکيرا کوروساوا
" و " شينوبو هاشيموتو

00:01:03.100 --> 00:01:05.520
: مدير فيلم برداري
" کازو مياگاوا "

00:01:05.600 --> 00:01:07.600
:صدا
" اوتاني "

00:01:07.690 --> 00:01:10.020
:طراح توليد
" تاکاشي ماتسوياما "

00:01:10.110 --> 00:01:12.530
:آهنگساز
" فوميو هاياساکا "

00:01:40.140 --> 00:01:43.390
: بازيگران

00:01:43.470 --> 00:01:45.980
" توشيرو ميفونه "
( " تاجي مارو - " راهزن )

00:01:46.060 --> 00:01:48.400
" ماچيکو کايو "
( " ماساکو - " زن  )

00:01:48.480 --> 00:01:50.810
" تاکاشي شيمورا "
( هيزم شکن )

00:01:50.900 --> 00:01:53.230
" ماسايوکي موري "
( " تاکه هيرو - " سامورائي )

00:01:53.320 --> 00:01:55.690
" مينورو چياکي "
( راهب )

00:01:55.780 --> 00:01:57.900
" کيچيجيرو اودا "
(رهگذر)

00:01:57.990 --> 00:02:00.160
" نوريکو هونما "
( احضار کننده ي روح )

00:02:00.240 --> 00:02:02.410
" دايسوکه کاتو "
(پليس)

00:02:02.490 --> 00:02:08.460
: کارگردان
" آکيرا کوروساوا "

00:02:48.000 --> 00:02:52.290
... نمي فهمم
! اصلاً سر در نميارم

00:03:36.840 --> 00:03:40.920
! عجيبه
! خيلي عجيبه

00:03:42.760 --> 00:03:44.510
! سر در نميارم

00:04:05.950 --> 00:04:07.450
چي شده ؟

00:04:10.660 --> 00:04:12.750
از چي سر در نمياري ؟

00:04:16.130 --> 00:04:18.960
! تا حالا همچين داستان عجيبي نشنيده بودم

00:04:19.500 --> 00:04:21.920
... خوب ، بگو ببينم چي شده

00:04:22.760 --> 00:04:27.640
حالا که يه راهب دانا هم اينجاست ...

00:04:29.430 --> 00:04:35.400
نه ! حتي يه راهب مشهور و دانا
... از معبد " کيو ميزو " هم

00:04:36.100 --> 00:04:39.480
نمي تونه سر از اين قضيه در بياره ...

00:04:40.820 --> 00:04:44.400
پس شما هم اين داستان عجيب رو مي دونيد ؟

00:04:44.490 --> 00:04:49.990
من با اين مرد ، همين الآن با چشم خودمون ديديم
و با گوش خودمون شنيديمش

00:04:50.080 --> 00:04:51.830
کجا ؟

00:04:52.330 --> 00:04:54.330
توي دادگاه

00:04:54.410 --> 00:04:56.080
دادگاه ؟

00:04:57.500 --> 00:04:59.920
يه مرد به قتل رسيده بود

00:05:00.000 --> 00:05:03.670
فقط يه نفر؟

00:05:04.630 --> 00:05:07.430
! اين که چيزي نيست

00:05:07.890 --> 00:05:11.640
فقط روي همين دروازه ، حداقل پنج ، شش تا
جسد ناشناس افتاده

00:05:12.640 --> 00:05:14.390
حق داري

00:05:14.770 --> 00:05:20.070
... جنگ ، زلزله ، طوفان

00:05:20.860 --> 00:05:24.950
... آتش ، خشکسالي ، طاعون ...

00:05:25.530 --> 00:05:29.030
هر سال پشت سر هم ...
... هيچي جز بلا نصيبمون نشده

00:05:33.370 --> 00:05:38.710
... راهزن ها هم که هر شب جلومون رو مي گيرن

00:05:40.090 --> 00:05:43.630
من آدم هاي زيادي رو ديدم

00:05:43.710 --> 00:05:47.970
... که مثل حشره کشته شده بودن

00:05:49.220 --> 00:05:54.850
ولي حتي من هم ...
... داستاني به اين ترسناکي نشنيده بودم

00:06:01.520 --> 00:06:05.110
ترسناکتر از چيزي که بشه تصور کرد ...

00:06:09.030 --> 00:06:11.240
اين بار

00:06:12.080 --> 00:06:15.540
... کم کم دارم ايمانم رو به انسان ها از دست ميدم

00:06:16.080 --> 00:06:22.090
ترسناکتر از راهزن ها
... طاعون

00:06:22.960 --> 00:06:27.720
خشکسالي ، آتش سوزي يا جنگ بود ...

00:06:28.260 --> 00:06:30.590
... ببين راهب

00:06:31.180 --> 00:06:33.350
نمي خواد برامون موعظه کني ...

00:06:33.430 --> 00:06:37.980
بايد داستان جالبي باشه
... حداقل تا وقتي که بارون بند بياد

00:06:38.270 --> 00:06:42.810
، ولي اگه ميخواي موعظه کني ...
! ترجيح ميدم به صداي بارون گوش کنم

00:07:14.100 --> 00:07:16.810
پس گوش بده

00:07:17.060 --> 00:07:19.600
... شايد تو بتوني بگي معنيش چيه

00:07:19.680 --> 00:07:24.060
من که از هر سه تاش ، هيچ سر در نياوردم

00:07:24.150 --> 00:07:26.980
کدوم سه تا ؟ -
... خوب -

00:07:27.690 --> 00:07:30.240
باشه ، برات تعريف ميکنم ...

00:07:30.320 --> 00:07:33.320
... آروم باش و شمرده شمرده تعريف کن

00:07:34.240 --> 00:07:37.160
بعيد مي دونم بارون به اين زودي ها بند بياد ...

00:07:38.250 --> 00:07:40.750
" معبد " راشامون

00:07:57.350 --> 00:07:59.350
... جريان مربوط به سه روز پيشه

00:07:59.930 --> 00:08:03.980
رفته بودم جنگل تا هيزم جمع کنم ...

00:11:45.990 --> 00:11:48.620
با تمام سرعت دويدم تا به مامورها خبر بدم

00:11:49.790 --> 00:11:54.630
سه روز بعد ... يعني امروز
من رو براي شهادت دادن به دادگاه احضار کردن

00:11:56.340 --> 00:11:59.170
... بله ، کاملاً درسته

00:12:03.050 --> 00:12:08.770
من اولين کسي بودم که جنازه رو پيدا کرده ...

00:12:09.020 --> 00:12:12.270
چي ؟
شمشير يا چيز ديگه يي هم اونجا بود ؟

00:12:12.350 --> 00:12:15.190
نه ... هيچي نديدم

00:12:17.270 --> 00:12:20.780
... فقط يه کلاه زنونه که به شاخه ها گير کرده بود

00:12:21.440 --> 00:12:25.110
... يه کلاه سامورايي که له شده بود ...

00:12:25.700 --> 00:12:30.080
... و يه تکه طناب بريده شده نزديک جسد ...

00:12:31.120 --> 00:12:34.710
... و چند قدم جلوتر ، روي برگها

00:12:34.790 --> 00:12:38.380
... يه صندوق حَرز از زريِ سرخ

00:12:38.460 --> 00:12:40.130
بله

00:12:41.460 --> 00:12:46.800
اينها تمام چيزهايي بودن که من پيدا کردم
بله

00:12:48.720 --> 00:12:50.350
... بله

00:12:52.020 --> 00:12:57.190
... من مقتول رو زماني که هنوز زنده بود ، ديدم

00:12:58.110 --> 00:13:04.070
... سه روز پيش حوالي ظهر بود

00:13:05.740 --> 00:13:09.990
" توي جاده ي " سکي ياما ...
... " به " ياماشينا

00:13:27.930 --> 00:13:32.180
چهره ي زنه با روانداز پوشيده شده بود

00:13:32.850 --> 00:13:35.020
... براي همين من نتونستم صورتش رو ببينم

00:13:35.640 --> 00:13:40.110
مَرده هم مسلح به يه شمشير ...

00:13:40.190 --> 00:13:42.860
... و هم تير و کمان بود

00:13:46.200 --> 00:13:48.320
تصورش رو هم نمي کردم که ...

00:13:48.950 --> 00:13:53.910
... همچين سرنوشتي براش رقم خورده باشه

00:13:55.710 --> 00:13:59.460
زندگي انسان به سستي و زودگذري
شبنم صحبگاهيه

00:13:59.540 --> 00:14:02.840
متاثر کننده ست

00:14:04.880 --> 00:14:08.720
که زندگي اون بايد اينجوري تموم بشه

00:14:09.470 --> 00:14:12.060
من رو ببخشيد ...

00:14:15.730 --> 00:14:20.400
اين مرد ... من " تاجي مارو " رو دستگير کردم

00:14:21.230 --> 00:14:26.530
بله ، همون راهزن معروفي که
همه ازش صحبت مي کنن

00:14:28.820 --> 00:14:33.830
، زماني هم که دستگيرش کردم
... همين لباس تنش بود

00:14:33.910 --> 00:14:36.410
همين شمشير هم همراهش بود ...

00:14:38.620 --> 00:14:43.090
دو روز پيش ، نزديک غروب بود
... " کنار رودخانه ي " کاتسورا

00:15:00.480 --> 00:15:03.480
چي شده ؟

00:15:14.950 --> 00:15:19.040
... اونجا هفده تا تير با پر عقاب بود

00:15:19.750 --> 00:15:23.750
... يه کمان چرمي ، و يه اسب ...

00:15:24.630 --> 00:15:28.460
که همه اش متعلق به مقتول بوده ...
بله

00:15:30.590 --> 00:15:36.220
... تاجي مارو " معروف ، از اسبي که دزديده بود ، افتاده بود "

00:15:36.310 --> 00:15:39.310
احتمالاً اين مجازات کارهاي خلافش بوده ...

00:15:47.020 --> 00:15:49.490
تاجي مارو " از اسب افتاده بود ؟ "

00:15:50.610 --> 00:15:52.320
! احمق

00:15:55.870 --> 00:15:57.490
... اون روز

00:16:06.210 --> 00:16:09.840
داشتم با اسب تاخت و تاز مي کردم که ...
... يه دفعه حسابي تشنه ام شد

00:16:10.510 --> 00:16:12.800
... نزديک " اوزاکا " از يه چشمه مقداري آب خوردم ...

00:16:25.810 --> 00:16:28.940
... حتما يه مار سمي مرده ، توي آب افتاده بوده ...

00:16:29.030 --> 00:16:32.860
... چون بعد از مدتي ، دل درد عجيبي گرفتم ...

00:16:33.150 --> 00:16:38.280
اون موقع بود که ديگه نتونستم درد رو تحمل کنم ...
... و اومدم کنار رودخونه

00:16:39.040 --> 00:16:43.080
از اسب پياده شدم و روي زمين دراز کشيدم ...

00:16:47.790 --> 00:16:50.130
تاجي مارو " از اسب افتاده بود ؟ "

00:16:51.130 --> 00:16:54.220
! فقط يه احمق مي تونه همچين فکر احمقانه اي بکنه

00:16:57.010 --> 00:17:00.970
... من مي دونم که دير يا زود گردن من رو قطع مي کنيد

00:17:01.390 --> 00:17:03.730
... پس من هم چيزي رو مخفي نمي کنم ...

00:17:06.520 --> 00:17:09.730
تاجي مارو " که جلو شما نشسته " ...
اون مرد رو به قتل رسونده

00:17:12.400 --> 00:17:16.490
اون دوتا رو سه روز پيش ديدم
... يه ظهر گرم بود

00:17:17.030 --> 00:17:21.160
يه دفعه يه نسيم خنک ...
... برگ ها رو به حرکت درآورد

00:17:21.950 --> 00:17:26.830
اگه اون باد نيومده بود ...
... شايد من هم اون مرد رو نمي کشتم

00:20:00.700 --> 00:20:05.450
يه دفعه چشمم به اون زنه افتاد ...
... ولي اون خيلي زود دور شد

00:20:05.910 --> 00:20:08.330
... شايد به خاطر همين بود که ...

00:20:08.660 --> 00:20:11.790
... يه لحظه فکر کردم که يه فرشته رو ديدم ...

00:20:11.870 --> 00:20:14.330
همون لحظه بود که تصميم گرفتم به دستش بيارم ...

00:20:14.420 --> 00:20:16.590
... حتي اگه مجبور بشم مرده رو بکشم

00:20:19.130 --> 00:20:24.680
ولي چه بهتر بود که بدون ...
... خونريزي ، تصاحبش مي کردم

00:20:24.760 --> 00:20:30.560
پس تصميم گرفتم ، بدون اينکه مرده رو بکشم ...
... زنه رو به دست بيارم

00:20:32.230 --> 00:20:35.900
ولي وسط جاده ي " ياماشينا " نميشد ...

00:20:52.870 --> 00:20:54.540
چه کار داري ؟

00:21:07.260 --> 00:21:08.760
گفتم چي ميخواي ؟

00:21:19.980 --> 00:21:21.480
چي مي خواي ؟

00:21:42.000 --> 00:21:43.670
! نترس

00:21:47.260 --> 00:21:49.970
مي بيني ؟
به نظرت شمشير خوبي نيست ؟

00:21:52.640 --> 00:21:54.770
بيا ، خوب نگاهش کن

00:22:00.610 --> 00:22:05.440
... اون پشت ، يه قبر کهنه پيدا کردم

00:22:06.030 --> 00:22:08.320
وقتي داشتم زير و روش مي کردم ...

00:22:08.410 --> 00:22:12.620
... يه عالمه شمشير و آينه پيدا کردم

00:22:12.700 --> 00:22:15.330
اونها رو توي بيشه ي نزديک کوه مخفي کردم ...

00:22:15.410 --> 00:22:17.750
... جوري که کسي نتونه پيداشون کنه

00:22:18.540 --> 00:22:21.540
اگه بخواي ، خيلي ارزون بهت ميفروشمشون ...

00:23:57.260 --> 00:23:59.140
اونجا هستن

00:24:01.600 --> 00:24:03.440
تو جلو برو

00:24:47.520 --> 00:24:51.030
اونجاست . پشت اون کاج ها

00:26:45.140 --> 00:26:49.140
شوهرت يه دفعه حالش به هم خورد

00:26:57.150 --> 00:27:00.320
بدجوري رنگش پريد

00:27:00.410 --> 00:27:04.450
... و با اون چشم هاي سردش به من خيره شد

00:27:04.540 --> 00:27:08.830
... صورتش مثل صورت بچه ها پر طراوت بود ...

00:27:09.540 --> 00:27:11.130
وقتي اونجوري ديدمش

00:27:11.210 --> 00:27:14.750
به مَرده حسوديم شد ...
... و يه دفعه ازش متنفر شدم

00:27:14.840 --> 00:27:19.380
مي خواستم به زنه هم نشون بدم که چه بدبخت ...
... با طناب به درخت کاج بسته شده

00:27:19.470 --> 00:27:24.100
قبلاً هيچ فکرش رو نکرده بودم ...
... اما اين کار رو کردم

00:28:57.940 --> 00:29:01.690
تا حالا همچين زن تندخويي نديده بودم

00:31:24.380 --> 00:31:29.470
اينجوري بود که بدون کشتن مرد
... زنه رو صاحب شده بودم

00:31:33.600 --> 00:31:38.810
... تا اون لحظه هم قصد کشتن مرد رو نداشتم ...

00:31:40.190 --> 00:31:41.770
... ولي بعد از اون ...

00:31:43.650 --> 00:31:45.150
! صبر کن

00:31:46.780 --> 00:31:48.360
! صبر کن

00:31:49.440 --> 00:31:54.410
... يا تو يا شوهرم ، يکي بايد بميره

00:31:54.910 --> 00:31:56.990
... يکي از شما دوتا بايد بميره ...

00:32:07.550 --> 00:32:13.220
... شرمساري در برابر دو مرد ، از مردن بدتره ...

00:32:16.140 --> 00:32:20.230
... بعدش من ...

00:32:20.310 --> 00:32:24.600
با پيروز مبارزه خواهم بود

00:35:19.700 --> 00:35:23.030
اينجوري شد که من اون مرد رو کشتم
... البته مي خواستم با افتخار اين کار رو انجام بدم

00:35:23.120 --> 00:35:25.700
اون خيلي خوب مبارزه کرد

00:35:26.040 --> 00:35:28.710
بيست و سه بار شمشيرش رو پرتاب کرد

00:35:29.040 --> 00:35:34.000
اين رو خوب يادمه ...
... چون حسابي تحت تاثير قرار گرفته بودم

00:35:34.380 --> 00:35:38.010
کسي تا حالا بيشتر از بيست ضربه
در مقابل من مقاومت نکرده بود

00:35:42.430 --> 00:35:45.680
چي ؟ اون زن ؟

00:35:47.350 --> 00:35:49.100
! نمي دونم

00:35:49.770 --> 00:35:54.310
وقتي مَرده رو کشتم

00:35:54.690 --> 00:35:56.780
... برگشتم ولي اون رفته بود

00:35:57.320 --> 00:36:02.410
احتمالاً از مبارزه ترسيده بود و فرار کرده بود ...

00:36:02.780 --> 00:36:05.990
... از جاده ي کوهستاني خارج شدم ...

00:36:06.080 --> 00:36:09.290
ولي تنها چيزي که پيدا کردم ...
... اسبش بود که داشت مي چريد

00:36:10.120 --> 00:36:13.790
... خيلي از روحيه ي خشن اون زن خوشم اومده بود ...

00:36:14.830 --> 00:36:18.250
ولي آخرش فهميدم که ...
! با بقيه ي زنها هيچ فرقي نداره

00:36:18.630 --> 00:36:21.220
حتي دنبالش هم نگشتم

00:36:23.760 --> 00:36:27.140
چي ؟ شمشير مرد ؟

00:36:28.260 --> 00:36:31.520
توي شهر با مشروب معامله ش کردم

00:36:32.690 --> 00:36:35.810
چي ؟ خنجر زنه ؟

00:36:38.610 --> 00:36:44.570
يه دسته ي مرواريد نشان داشت

00:36:45.280 --> 00:36:47.950
... به نظر خيلي گرون قيمت ميومد

00:36:48.870 --> 00:36:51.120
... اصلا حواسم به اون نبود ...

00:36:51.200 --> 00:36:53.500
! بزرگترين اشتباه زندگيم همين بوده

00:37:15.520 --> 00:37:17.650
... در بين راهزن ها

00:37:17.730 --> 00:37:22.150
" تاجي مارو " در علاقه به زنها معروفه

00:37:22.860 --> 00:37:27.820
چون پاييز پارسال هم جسد يه زن جوان ...

00:37:27.910 --> 00:37:32.700
و کنيزش که به معبد رفته بودن
توي کوهستان پيدا شده بود

00:37:32.790 --> 00:37:34.960
حتماً اون هم کار خودش بوده

00:37:41.050 --> 00:37:46.180
کي مي دونه چي به سر اون زنه آورده ؟

00:37:46.970 --> 00:37:48.800
خُب

00:37:51.680 --> 00:37:55.520
اون زنه ... خودش توي دادگاه حاضر بود

00:37:58.350 --> 00:38:04.320
مامور ها توي معبد پيداش کرده بودن ...
. بعد از اون ماجرا اونجا مخفي شده بوده

00:38:04.570 --> 00:38:06.070
! دروغه

00:38:07.110 --> 00:38:11.370
! همش دروغه
تاجي مارو " و اون زن ، هر دوتاشون دروغ ميگن "

00:38:11.990 --> 00:38:14.700
! دروغگويي خصلت آدميزاده

00:38:18.540 --> 00:38:21.960
بعضي وقتها آدم حتي به خودش
! هم نمي تونه راست بگه

00:38:22.050 --> 00:38:24.010
... شايد اين طور باشه

00:38:29.680 --> 00:38:34.470
ولي علتش اينه که انسان موجود ضعيفيه ...
براي همين

00:38:34.560 --> 00:38:38.520
بعضي وقتها حتي به خودش هم دروغ ميگه

00:38:38.600 --> 00:38:40.270
! يه موعظه ي ديگه

00:38:41.520 --> 00:38:46.690
راست و دروغش برام مهم نيست
... به هر حال داستان جالبيه

00:38:48.820 --> 00:38:51.030
داستان زنه چي بود ؟ ...

00:38:52.450 --> 00:38:58.000
" خوب ، با داستان " تاجي مارو

00:38:59.620 --> 00:39:01.580
... از زمين تا آسمون فرق داشت

00:39:01.670 --> 00:39:07.630
توي چهره اش هيچ اثري از اون تند خويي ...
... که " تاجي مارو " گفته بود ، وجود نداشت

00:39:14.430 --> 00:39:18.060
زيادي آروم و سر به راه بود ...
آدم دلش براش مي سوخت

00:39:46.300 --> 00:39:49.170
... اون مرد با کيمونوي آبي رنگ

00:39:51.760 --> 00:39:54.430
... بعد از اين که کارش با من تموم شد ...

00:39:55.930 --> 00:40:01.690
... با افتخار تمام گفت که همون " تاجي مارو " ي معروفه ...

00:40:04.810 --> 00:40:09.690
و مرتب شوهر من رو که با طناب بسته بود ...

00:40:19.790 --> 00:40:21.710
مسخره مي کرد

00:40:24.330 --> 00:40:27.960
... شوهر بيچاره ي من ... چقدر وحشت زده بود ...

00:40:31.510 --> 00:40:34.680
... هر چي بيشتر تقلا مي کرد ...

00:40:37.260 --> 00:40:44.230
... طناب ها ... سفت تر مي شدن ...

00:40:47.480 --> 00:40:50.320
... من به سمتش دويدم

00:40:50.690 --> 00:40:54.530
... لا اقل سعي کردم برم پيشش

00:42:42.560 --> 00:42:44.470
حتي الآن هم

00:42:46.600 --> 00:42:49.100
که به چشمهاش فکر مي کنم

00:42:49.980 --> 00:42:54.150
... خون توي رگهام منجمد ميشه ...

00:42:57.650 --> 00:43:02.370
... چيزي که توي چشمهاش بود ، خشم نبود

00:43:03.620 --> 00:43:07.580
... ناراحتي هم نبود ...

00:43:09.790 --> 00:43:15.760
يه نور سرد بود که بي خيالي و نفرت توش ديده ميشد

00:43:23.300 --> 00:43:24.970
! بس کن

00:43:25.600 --> 00:43:27.980
! اينجوري به من نگاه نکن

00:43:33.020 --> 00:43:34.690
... خيلي بي رحمانه ست

00:43:35.980 --> 00:43:38.240
... من رو بزن

00:43:39.150 --> 00:43:41.410
! من رو بکش

00:43:41.490 --> 00:43:46.410
ولي اينجوري بهم نگاه نکن ...
! خواهش مي کنم بس کن

00:45:10.540 --> 00:45:12.790
! من رو بکش

00:45:14.250 --> 00:45:16.460
! زودباش من رو بکش

00:45:50.450 --> 00:45:52.040
! بس کن

00:45:53.290 --> 00:45:54.540
! بس کن

00:46:00.500 --> 00:46:02.130
! تمومش کن

00:46:46.170 --> 00:46:53.100
... احتمالاً بعدش غش کرده بودم

00:47:01.310 --> 00:47:04.070
... وقتي به هوش اومدم و اطراف رو نگاه کردم ...

00:47:12.370 --> 00:47:15.040
تصور کنيد چه حالي شدم ...

00:47:28.550 --> 00:47:34.510
... خنجر خودم رو ديدم

00:47:36.060 --> 00:47:40.940
... که توي سينه ي شوهرم فرو رفته بود

00:47:54.700 --> 00:47:58.950
... شوکه شده بودم

00:48:01.460 --> 00:48:04.960
... يادم نمياد چطور از جنگل خارج شدم ...

00:48:10.550 --> 00:48:13.180
... وقتي به خودم اومدم

00:48:16.470 --> 00:48:22.440
... کنار يه مرداب ايستاده بودم ...

00:48:29.530 --> 00:48:32.360
... در دامنه ي يه کوه ...

00:48:34.120 --> 00:48:37.790
... خودم رو توي مرداب پرت کردم ...

00:48:39.830 --> 00:48:44.710
... سعي کردم خودم رو بکشم ...

00:48:56.640 --> 00:49:01.140
... ولي موفق نشدم ...

00:49:03.230 --> 00:49:08.650
يه زن بيچاره و بي دفاع
مثل من ديگه چه کار مي تونست بکنه ؟

00:49:43.480 --> 00:49:47.310
! که اينطور
... هر چي بيشتر ميشنوم ، گيج تر ميشم

00:49:49.520 --> 00:49:53.280
ولي زنها هميشه از اشک هاشون براي خَر کردن ...
... بقيه خوب استفاده مي کنن

00:49:53.360 --> 00:49:55.860
... اونها حتي خودشون رو هم گول ميزنن ...

00:49:56.700 --> 00:50:00.660
پس خيلي نميشه به داستان اون زن اعتماد کرد ...

00:50:02.330 --> 00:50:05.410
... پس حالا داستان شوهرش رو گوش کن

00:50:05.500 --> 00:50:07.540
! اون که مُرده بود

00:50:08.540 --> 00:50:11.340
يه مُرده چطوري مي تونه داستانش رو بگه ؟

00:50:11.420 --> 00:50:14.130
از طريق احضار روح

00:50:15.470 --> 00:50:17.220
! دروغه

00:50:17.930 --> 00:50:20.100
حتي داستان اون هم دروغه

00:50:21.890 --> 00:50:26.560
ولي مُرده ها که دروغ نميگن

00:50:27.230 --> 00:50:29.100
از کجا معلومه ؟

00:50:30.900 --> 00:50:34.150
نمي تونم باور کنم که اون چقدر گناهکار بوده

00:50:35.530 --> 00:50:37.950
! بي خيال

00:50:38.030 --> 00:50:40.910
تو کسي رو سراغ داري که واقعاً خوب باشه ؟

00:50:40.990 --> 00:50:43.740
! شايد خوبي فقط يه چيز ساختگي باشه

00:50:43.830 --> 00:50:45.660
! وحشتناکه

00:50:46.620 --> 00:50:50.040
... آدم هميشه دوست داره چيزهاي بد رو فراموش کنه

00:50:50.130 --> 00:50:52.420
... و به خوبي هاي ساختگي ايمان بياره ...

00:50:52.500 --> 00:50:55.840
! اينجوري راحت تره ... -
مسخره ست -

00:50:59.260 --> 00:51:04.100
بگذريم
داستان مَرد مُرده رو تعريف کن

00:51:51.150 --> 00:51:54.320
... اکنون من در تاريکي مطلق به سر مي برم

00:51:54.730 --> 00:51:59.700
... و در عذاب و ظلمات هستم ...

00:51:59.990 --> 00:52:04.870
نفرين به آنان که مرا ...
بدين جهنم تاريک افکنده اند

00:52:42.860 --> 00:52:47.790
، راهزن ، بعد از حمله به همسرم
... سعي داشت او را فريب دهد

00:52:47.870 --> 00:52:50.450
همسرم روي برگها نشسته بود ...
... و به زمين خيره مانده بود

00:52:52.040 --> 00:52:57.210
... راهزن ، بسيار حيله گر بود ...

00:52:58.050 --> 00:53:01.420
... مي گفت حالا که پاکدامنيت لکه دار شده است ...

00:53:01.920 --> 00:53:04.130
... ديگر نمي تواني با همسرت به سر بري ...

00:53:04.220 --> 00:53:07.050
... ديگر نمي تواني با همسرت به سر بري ...

00:53:07.140 --> 00:53:11.100
... شوهرت را رها کن و با من ازدواج کن ...

00:53:11.180 --> 00:53:15.650
مي گفت که به خاطر علاقه اي ...
... که به او داشته ، به او حمله کرده است

00:53:16.270 --> 00:53:18.820
وقتي که همسرم اين حرفها را شنيد ...

00:53:18.900 --> 00:53:22.240
... طوري به او نگاه کرد ، انگار که تسخير سخنان او شده

00:53:27.830 --> 00:53:33.540
... هيچ وقت به آن زيبايي نديده بودمش ...

00:53:40.090 --> 00:53:46.050
... و پاسخ همسرم به آن راهزن ...

00:53:46.140 --> 00:53:50.350
... در مقابل شوهر به بند کشيده شده اش چه بود ؟ ...

00:53:53.770 --> 00:53:55.480
! هر جا

00:53:58.110 --> 00:54:00.690
! هر جايي که تو بگي باهات ميام

00:54:02.690 --> 00:54:04.900
... اين چيزي بود که همسرم بر زبان آورد

00:54:08.070 --> 00:54:11.370
... ولي اين تنها گناه او نبود

00:54:11.450 --> 00:54:16.080
وگرنه من اينگونه در تاريکي و عذاب نبودم ...

00:54:31.140 --> 00:54:33.140
! خواهش مي کنم اون رو بکش

00:54:33.220 --> 00:54:36.440
تا وقتي که او زنده ست ، من نمي تونم با تو بيام

00:54:37.100 --> 00:54:39.020
! بکشش

00:54:40.230 --> 00:54:44.070
... آن سخنان مثل بادي سهمگين بود

00:54:44.150 --> 00:54:48.280
که مرا به اعماق تاريکي ها پرتاب مي کرد ...

00:54:53.330 --> 00:55:00.880
آيا تا به حال چنين سخنان بي رحمانه اي
از زبان هيچ انساني خارج شده بود ؟

00:55:01.380 --> 00:55:05.460
حتي راهزن هم از شنيدنشان بر خود لرزيد

00:55:07.050 --> 00:55:11.970
! خواهش مي کنم اون رو بکش

00:55:47.210 --> 00:55:50.760
مي خواي با اون چه کار کنم ؟

00:55:51.590 --> 00:55:57.180
بهش رحم کنم يا بکشمش ؟
فقط کافيه اشاره کني

00:56:00.730 --> 00:56:03.770
فقط به خاطر همين کلمات

00:56:03.860 --> 00:56:07.320
حاضر بودم از گناه راهزن بگذرم

00:56:11.570 --> 00:56:15.580
بکشمش يا بذارم بره ؟

00:56:44.150 --> 00:56:47.610
نمي دانم چند ساعت سپري شد ؟

00:57:30.190 --> 00:57:32.030
! در رفت

00:57:32.570 --> 00:57:35.280
! حالا من بايد يه فکر ديگه به حال خودم بکنم

00:58:00.350 --> 00:58:02.350
همه چيز در سکوت فرو رفته بود

00:58:03.930 --> 00:58:07.150
صداي گريه ي کسي را مي شنيدم

00:58:08.310 --> 00:58:10.900
کسي داشت گريه مي کرد

00:58:11.860 --> 00:58:14.610
او که بود ؟

01:00:39.920 --> 01:00:42.010
همه چيز در سکوت فرو رفته بود

01:00:43.930 --> 01:00:46.390
سکوت مطلق

01:00:48.140 --> 01:00:51.140
... ناگهان خورشيد چهره در تاريکي برد

01:00:52.770 --> 01:00:57.230
... و سکوتي عميق مرا در بر گرفت ...

01:00:59.360 --> 01:01:04.450
... من همان جا در تاريکي رها افتاده بودم ...

01:01:06.990 --> 01:01:12.370
... بعد کسي به آرامي به من نزديک شد ...

01:01:13.420 --> 01:01:19.210
و دستي آرام ، خنجر را

01:01:20.840 --> 01:01:24.260
از قلبم بيرون کشيد

01:01:53.160 --> 01:01:54.750
! حقيقت نداره

01:01:54.830 --> 01:01:59.590
خنجري در کار نبود
اون رو با شمشير کشتن

01:02:37.500 --> 01:02:40.250
... داره جالب ميشه

01:02:40.340 --> 01:02:45.630
انگار تو خودت همه چي رو با چشمهاي خودت ديدي ...

01:02:49.800 --> 01:02:52.680
پس چرا به دادگاه چيزي نگفتي ؟

01:02:53.810 --> 01:02:56.230
نمي خواستم خودم رو درگير کنم

01:02:56.310 --> 01:02:58.810
... اينجا که ديگه مي توني بگي

01:02:59.850 --> 01:03:01.520
... يالا ، بگو ببينم چي شده ...

01:03:01.610 --> 01:03:04.730
داستان تو بايد از همه جالب تر باشه ...

01:03:04.820 --> 01:03:09.660
من نمي خوام گوش بدم
! باز هم يه داستان ترسناک ديگه

01:03:10.370 --> 01:03:12.990
! اين داستان ها ، اين روزها ، معمولي هستن

01:03:13.080 --> 01:03:14.950
حتي من شنيدم يه روح شيطاني

01:03:15.040 --> 01:03:19.540
... اينجا توي معبد " راشامون " زندگي مي کنه
شنيدم که از دست آدم ها فرار کرده اينجا ...

01:03:23.170 --> 01:03:27.590
! زود باش
بگو ببينم چي مي دوني

01:03:32.510 --> 01:03:36.310
من کلاه زن رو توي جنگل پيدا کردم

01:03:36.390 --> 01:03:38.180
قبلاً اين رو گفته بودي

01:03:40.690 --> 01:03:46.150
، چند متر دورتر
شنيدم يه زن داره گريه مي کنه

01:03:46.740 --> 01:03:49.240
از پشت يه بوته
... مرد رو ديدم که طناب پيچ شده بود

01:03:49.740 --> 01:03:54.330
و زنه که داشت گريه مي کرد ...
" و همين طور " تاجي مارو

01:03:56.080 --> 01:04:00.620
پس دروغ گفتي که جسد رو پيدا کردي ؟

01:04:00.710 --> 01:04:03.790
نمي خواستم خودم رو درگير کنم

01:04:05.710 --> 01:04:08.210
خيلي خوب ، بعدش چي شد ؟

01:04:08.760 --> 01:04:11.380
ادامه بده
تاجي مارو " داشت چه کار مي کرد ؟ "

01:04:14.430 --> 01:04:19.310
روي زمين نشسته بود و داشت
از زن طلب بخشش مي کرد

01:04:22.270 --> 01:04:27.150
... تا امروز ، هر وقت خواستم کار بدي بکنم ، کردم

01:04:27.230 --> 01:04:30.070
چون دلم مي خواسته ...

01:04:30.900 --> 01:04:33.070
... ولي امروز ، فرق مي کرد ...

01:04:33.530 --> 01:04:37.660
من تو رو داشتم ، ولي اين راضيم نمي کرد ...
دوست داشتم بيشتر داشته باشمت

01:04:37.740 --> 01:04:39.790
ناراحتم

01:04:39.870 --> 01:04:42.870
بهت التماس مي کنم با من ازدواج کني ...

01:04:46.750 --> 01:04:49.800
" راهزن معروف " تاجي مارو

01:04:52.340 --> 01:04:55.100
زانو زده و داره بهت التماس مي کنه

01:04:58.350 --> 01:05:02.310
... اگه تو بخواي ، حتي دست از راهزني هم بر مي دارم

01:05:02.390 --> 01:05:06.560
اينقدر دزدي کردم که بتونم ...
يه زندگي راحت برات بسازم

01:05:06.650 --> 01:05:10.820
، حتي اگه پول هاي دزدي رو هم نخواي ...
... مي رم مثل خر کار مي کنم

01:05:11.320 --> 01:05:15.160
توي خيابون ها دولا و راست ميشم ...
تا خرج زندگيمون رو در بيارم

01:05:15.820 --> 01:05:20.660
اگه با من بياي ، هر کاري که بگي مي کنم

01:05:21.750 --> 01:05:24.620
خواهش مي کنم با من ازدواج کن

01:05:26.710 --> 01:05:31.800
اگه جواب نه بدي ، مجبورم بکشمت

01:05:33.340 --> 01:05:35.800
خواهش مي کنم جواب بده

01:05:39.680 --> 01:05:42.890
گريه کردن رو تموم کن و جواب بده

01:05:42.980 --> 01:05:45.060
بگو حاضري که زن من بشي

01:05:45.480 --> 01:05:47.480
! بگو

01:05:59.780 --> 01:06:01.790
آخه چطور ؟

01:06:03.160 --> 01:06:08.920
يه زن چه حقي براي صحبت کردن داره ؟

01:06:28.860 --> 01:06:32.690
! فهميدم
منظورت اينه که ما مردها ، خودمون بايد تصميم بگيريم

01:06:35.320 --> 01:06:37.110
! دست نگه دار

01:06:37.860 --> 01:06:42.540
من نمي خوام زندگيم رو به خاطر
همچين زني به خطر بندازم

01:07:09.900 --> 01:07:14.110
تو با دو تا مرد بودي
پس چرا خودت رو نمي کشي ؟

01:07:19.450 --> 01:07:21.570
! رقت انگيزه

01:07:24.620 --> 01:07:28.870
من اين بدکاره رو نمي خوام
! ارزوني خودت

01:07:30.210 --> 01:07:34.840
فعلاً ترجيح ميدم زنم رو از دست بدم ، تا اسبم

01:08:30.560 --> 01:08:32.100
! نرو

01:08:32.190 --> 01:08:33.810
دنبالم نيا

01:08:46.450 --> 01:08:50.830
گريه نکن چون ديگه فايده اي نداره

01:08:52.710 --> 01:08:55.920
بس کن
زورت به اين زن رسيده ؟

01:08:56.960 --> 01:09:00.050
زنها ، طبيعتشون ضعيفه

01:09:26.530 --> 01:09:28.490
ضعيف شما دو تا هستيد

01:09:31.160 --> 01:09:37.130
... اگه تو خودت رو شوهر من مي دوني
چرا اين مرد رو نمي کشي ؟ ...

01:09:37.630 --> 01:09:41.420
بعدش مي توني به من بگي که خودم رو بکشم
مرد واقعي اين شکليه

01:09:42.630 --> 01:09:45.390
تو هم يه مرد واقعي نيستي

01:09:53.560 --> 01:09:57.560
وقتي که فهميدم تو " تاجي مارو " هستي
... دست از گريه کردن برداشتم

01:09:57.650 --> 01:10:00.650
... از اين زندگي مسخره و يکنواخت خسته شده بودم

01:10:01.650 --> 01:10:07.370
پيش خودم گفتم " تاجي مارو " مي تونه من رو
... از اين بدبختي نجات بده

01:10:07.870 --> 01:10:13.500
، اگه اون من رو نجات بده " ...
" حاضرم هر کاري براش بکنم

01:10:13.580 --> 01:10:15.580
! چه خيال باطلي

01:10:20.210 --> 01:10:23.920
ولي تو هم به بي عرضگي شوهرم بودي ...

01:10:25.220 --> 01:10:26.680
هميشه يادت باشه

01:10:26.760 --> 01:10:30.760
يه زن با فريبندگيش مرد رو از آن خودش مي کنه

01:10:31.260 --> 01:10:34.770
ولي مرد بايد با شمشيرش ، زن رو تصاحب کنه ...

01:16:14.770 --> 01:16:17.360
! من نمي خوام بميرم

01:19:04.690 --> 01:19:07.400
! پس داستان واقعي از اين قرار بوده

01:19:07.490 --> 01:19:10.370
من دروغ نمي گم
همه رو با چشمهاي خودم ديدم

01:19:10.450 --> 01:19:12.330
! اين رو تو ميگي

01:19:12.410 --> 01:19:14.830
حقيقت همينه . من دروغ نمي گم

01:19:14.910 --> 01:19:17.330
، خوب ، کسي که دروغ ميگه
! که خودش نميگه دروغ گفتم

01:19:17.410 --> 01:19:19.250
! وحشتناکه

01:19:19.330 --> 01:19:22.420
، اگه مردم به حرف هم اعتماد نکنن
دنيا تبديل به جهنم مي شه

01:19:22.500 --> 01:19:24.050
حق با تو ئه ! دنيا تبديل به جهنم شده

01:19:24.130 --> 01:19:26.470
... نه ، من به انسان ها ايمان دارم

01:19:28.010 --> 01:19:30.510
نمي خوام دنيا تبديل به جهنم بشه ...

01:19:31.220 --> 01:19:33.640
! با داد زدن چيزي عوض نمي شه

01:19:33.720 --> 01:19:37.890
بگو ببينم ! از بين اون سه تا داستان
کدومشون رو ميشه باور کرد ؟

01:19:37.980 --> 01:19:41.860
! همشون احمقانه ست

01:19:43.070 --> 01:19:47.780
نگران نباش
! اگه آدم ها عاقل بودن که اينجوري نمي شد

01:20:49.630 --> 01:20:51.220
داري چه کار مي کني ؟

01:20:55.430 --> 01:20:57.390
به تو چه ربطي داره ؟

01:21:00.060 --> 01:21:02.940
! وحشتناکه -
وحشتناک ؟ -

01:21:03.020 --> 01:21:06.110
بالاخره که يکي اين کيمونو رو بر مي داره

01:21:06.190 --> 01:21:08.400
چرا اون يکي ، من نباشم ؟

01:21:09.150 --> 01:21:11.700
خيلي شيطانيه -
شيطاني ؟ -

01:21:12.110 --> 01:21:14.820
پس کاره پدر و مادر اون بچه چي بوده ؟

01:21:15.320 --> 01:21:19.870
حالشون رو کردن ، بعد بچه رو انداختن دور

01:21:19.950 --> 01:21:21.750
شيطان اونها هستن

01:21:21.830 --> 01:21:24.210
! نه ، اشتباه مي کني

01:21:25.330 --> 01:21:28.750
اون جعبه ي حَرز روي کيمونو رو نمي بيني ؟

01:21:28.840 --> 01:21:31.840
اون رو گذاشتن تا از بچه مراقبت کنه

01:21:31.920 --> 01:21:34.510
فکر کن چه حسي داشتن وقتي بچه شون رو رها مي کردن

01:21:34.590 --> 01:21:37.510
! من وقت فکر کردن به احساسات بقيه رو ندارم

01:21:37.600 --> 01:21:41.100
اين خودخواهيه -
مگه چه عيبي داره ؟ -

01:21:41.180 --> 01:21:44.350
... بخواي مثل سگ زندگي کني که نميشه

01:21:44.440 --> 01:21:47.610
اگه خودخواه نباشي ، دوام نمياري ...

01:21:56.450 --> 01:21:58.660
! لعنت به تو

01:21:59.620 --> 01:22:03.290
...  همه خودخواه و دروغگو شدن

01:22:03.370 --> 01:22:06.380
... همه هم يه بهانه دارن ...

01:22:07.000 --> 01:22:12.300
... راهزن ، زن ، مرد ...

01:22:14.050 --> 01:22:15.720
... و تو ...

01:22:22.180 --> 01:22:26.190
! حتما خودت اينطوري نيستي
واقعاً مسخره ست

01:22:26.600 --> 01:22:31.570
شايد بتوني سر دادگاه رو شيره بمالي ...
... ولي من گول نمي خورم

01:22:47.830 --> 01:22:50.790
بگو ببينم با اون خنجر چه کار کردي ؟

01:22:51.300 --> 01:22:53.760
... هموني که دسته ي مرواريد کاري شده داشت ...

01:22:53.840 --> 01:22:56.510
... هموني که " تاجي مارو " ازش حرف مي زد ؟ ...

01:22:57.010 --> 01:23:00.010
چي به سرش اومد ؟ ...
! نکنه خودش توي علف ها ناپديد شده

01:23:01.010 --> 01:23:05.350
اگه کار تو نبوده ، پس کي دزديدتش ؟ ...

01:23:08.520 --> 01:23:10.650
! مثل اينکه من درست حدس زدم

01:23:13.690 --> 01:23:18.030
! يه دزد يه دزد ديگه رو نصيحت مي کنه
اين خودخواهي نيست ؟

01:23:31.920 --> 01:23:35.380
حرف ديگه اي براي گفتن نداري ؟

01:23:36.130 --> 01:23:38.130
! اگه نداري ، من رفتم

01:24:55.670 --> 01:24:59.550
چه کارش داري ؟
مي خواي همين چيز کوچکي هم که مونده ، ببري ؟

01:25:09.470 --> 01:25:13.980
... من خودم شش تا بچه دارم

01:25:15.150 --> 01:25:22.400
يکي ديگه ، چندان فرقي به حالم نداره ...

01:25:29.700 --> 01:25:36.290
از حرفي که زدم شرمسارم

01:25:39.500 --> 01:25:41.340
توي روزي مثل امروز

01:25:41.760 --> 01:25:47.470
نميشه به کسي بد گمان نشد

01:25:51.390 --> 01:25:53.890
... من بايد شرمسار باشم ...

01:25:55.690 --> 01:26:00.360
من ارزش انسانيت خودم رو نفهميدم ...

01:26:00.440 --> 01:26:03.740
... نه ... من به تو مديونم

01:26:16.710 --> 01:26:20.710
... ازت ممنونم ...

01:26:22.460 --> 01:26:26.800
فکر کنم بتونم دوباره ايمانم به انسان ها رو حفظ کنم ...

01:26:27.640 --> 01:26:29.300
خواهش مي کنم

01:27:40.000 --> 01:27:50.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

01:27:50.024 --> 01:28:10.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.