﻿WEBVTT

00:00:20.000 --> 00:00:40.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:44.378 --> 00:00:47.746
«« چــشـــمــه‌يِ بــاکـــره »»

00:00:49.049 --> 00:00:53.669
«نويسنده‌يِ فيلمنامه : «اولا ايساکسون
بر اساسِ تصنيفي مربوط به افسانه‌اي قرنِ سيزدهمي

00:01:10.404 --> 00:01:12.612
: مديرِ فيلمبرداري
«اسون نيکويست»

00:01:33.093 --> 00:01:37.007
: کارگردان
«اينگمار برگمن»

00:03:29.000 --> 00:03:31.117
.اي «اودين»، ظهور بفرما
[ايزدِ ايزدان در اساطيرِ اسکانديناوي]

00:03:35.549 --> 00:03:37.962
.اي «اودين»، ظهور بفرما

00:03:54.317 --> 00:03:56.980
.فرود بيا و مرا نجات ببخش

00:03:57.404 --> 00:04:02.240
اي پدرِ آسماني، اي پسر و اي روح‌القدس؛
... با لشگرِ انبوه فرشتگانِ‌تان

00:04:02.409 --> 00:04:06.403
ما را در اين روز محافظت فرموده
.و همواره از دامِ شيطان دور نماييد

00:04:06.747 --> 00:04:09.285
،پروردگارا، مگذار وسوسه
... شرم و خطر

00:04:10.500 --> 00:04:13.459
بر اين بندگانِ فرمانبردارت
.دامنگير گردد

00:04:22.387 --> 00:04:26.256
امروز جمعه‌ست؛ روزِ مصائبِ
.«خداوندگارمان «عيسي مسيح

00:04:49.039 --> 00:04:50.780
.چقدر خدا بهم رحم کرد

00:04:50.957 --> 00:04:54.576
نزديک بود اون بيرون تويِ تاريکي
.زيرِ پا له‌شون کُنم

00:04:55.962 --> 00:04:59.205
!طفلکي
!طفلکِ بينوا

00:04:59.800 --> 00:05:02.167
برو و به زندگيِ فلاکت‌بارِ محقرت
،ادامه بده

00:05:02.302 --> 00:05:05.466
همون نوع زندگي‌اي که خداوند
.برايِ تمامِ ما مقدر کرده

00:05:14.564 --> 00:05:16.977
تمامِ شب رو کجا بودي؟

00:05:23.406 --> 00:05:25.318
هرچند برات اهميتي نداره
... کجا بخوابي

00:05:25.492 --> 00:05:27.825
ولي حداقل مي‌تونستي
.برايِ شيردوشي برگردي

00:05:27.994 --> 00:05:30.782
من مجبور شدم با اين پاهايِ کم‌بنيه و بي‌قوت
.مدام اينطرف و اونطرف بدوم

00:05:32.499 --> 00:05:35.583
!«يا «عيسي بنِ مريم
!اين ديگه چه قيافه‌ايه؟! موضوع چيه؟

00:05:36.169 --> 00:05:39.378
!موضوع چيه؟
... هيچي غير از همون داستانِ هميشگي

00:05:39.548 --> 00:05:41.665
،که حرومزاده
.حرومزاده بوجود مياره

00:05:41.842 --> 00:05:45.256
!دنده‌ت هم نرم
آخه اين چه طرزِ رفتاريه که داري؟

00:05:45.428 --> 00:05:48.921
مدام مثلِ يه گربه‌يِ وحشي
.آبِ دهان پرتاب مي‌کُني و دندان قروچه مي‌ري

00:05:49.140 --> 00:05:52.178
تو بايد با زانوهايِ لُخت در پيشگاه خداوند زانو بزني
.و ازش بخاطرِ رحم و شفقتش شکرگزاري کُني

00:05:52.352 --> 00:05:55.186
چون بهت اجازه داده به همچين مزرعه‌اي بياي
... و در چنين خانه‌اي اقامت کُني

00:05:55.355 --> 00:05:56.846
و درست مثلِ
.فرزندِ اين خانواده باشي

00:05:57.023 --> 00:05:59.481
اما تو دختري سرکش و وحشي هستي
.و هميشه هم همينطور خواهي بود

00:06:00.360 --> 00:06:02.192
اون کاسه‌يِ شير
!هنوز جلويِ درِ وروديه

00:06:42.652 --> 00:06:45.986
بايد به کليسا بري و برايِ
.حضرتِ «مريمِ باکره» شمع روشن کُني

00:06:46.114 --> 00:06:48.231
من؟ -
.بله -

00:06:48.700 --> 00:06:52.239
مگه قرار نيست «کارين» اين کار رو بکُنه؟ -
.امروز حالِ «کارين» چندان خوش نيست -

00:06:52.787 --> 00:06:56.201
حالا که موقعِ مراسمِ عشايِ صبحگاهي گرفته خوابيده
!قطعاً حالش کاملاً خوب مي‌شه

00:06:56.499 --> 00:06:59.583
.فکر کُنم تب کرده باشه
.چون بدنش خيلي داغ بود

00:06:59.920 --> 00:07:02.412
قطعاً علتش اينه که ديشب داشت
!از تبِ رقاصگي بدجور مي‌سوخت

00:07:02.589 --> 00:07:04.421
!مراقبِ حرف زدنت باش

00:07:04.549 --> 00:07:07.917
اصلاً از اين نمي‌ترسم که دخترم
.پا جايِ پاهايِ کثيفِ تو بگذاره

00:07:08.178 --> 00:07:11.762
چون شما دو نفر مثلِ گُل و خار
.با همديگه فرق داريد

00:07:11.932 --> 00:07:14.015
کارِ هميشگيت همينه که به ديگران نيش بزني
.و از آزار دادنِ‌شون لذت ببري

00:07:14.184 --> 00:07:15.800
و نمي‌توني هم
.جلويِ خودت رو بگيري

00:07:15.977 --> 00:07:18.515
اصلاً همون موقع که فهميديم خودت رو دچارِ
.چه گند و کثافتي کردي، بايد بيرونت مي‌انداختيم

00:08:14.327 --> 00:08:17.411
پروردگارا، بر اين نانِ کفافِ روزانه‌يِ ما
.خير و برکت عطا فرما. آمين

00:08:22.752 --> 00:08:24.584
کارين» کجاست؟»

00:08:24.713 --> 00:08:27.672
مگر نه اينکه مي‌بايست
شمع‌ها رو به کليسا ببره؟

00:08:27.841 --> 00:08:29.833
.امروز حالِ «کارين» چندان خوش نيست

00:08:30.719 --> 00:08:34.838
.ولي ديشب که ناخوش به نظر نمي‌رسيد
.اين دختر هميشه شيفته‌يِ اينه که تا لنگِ ظهر بخوابه

00:08:35.015 --> 00:08:37.348
،در هر حال
.امروز ناخوشه

00:08:37.517 --> 00:08:41.136
ولي نمي‌شه که يهو اينقدر بيمار شده باشه
.که نتونه شمع‌ها رو به کليسا ببره

00:08:41.438 --> 00:08:43.725
.قراره «فريدا» شمع‌ها رو ببره

00:08:44.107 --> 00:08:47.817
ولي مي‌دوني که طبقِ رسم و سنت
.حتماً بايد يک دوشيزه‌يِ باکره شمع‌ها رو ببره

00:08:47.944 --> 00:08:50.027
تو هميشه وقتيکه موضوع
... بر سرِ «کارين» باشه

00:08:50.196 --> 00:08:51.858
دغدغه‌يِ انضباط و وظيفه
.پيدا مي‌کُني

00:08:52.115 --> 00:08:55.654
و تو هم هميشه وقتيکه موضوع
.بر سرِ «کارين» باشه، نرم و سُست مي‌شي

00:08:58.246 --> 00:09:00.704
آخه اون تنها فرزنديه
.که برام باقي مونده

00:09:00.874 --> 00:09:03.457
پس همين دليلِ مضاعفي‌ست بر اينکه
.بايد به نحوِ صحيح تربيت بشه

00:09:04.878 --> 00:09:07.370
.ديشب خواب‌هايِ بدي ديدم

00:09:11.676 --> 00:09:15.135
نبايد شب‌ها اينقدر بي‌رحمانه و سخت‌گيرانه
.با مراسمِ توبه خودت رو آزار بدي

00:09:17.599 --> 00:09:20.057
حالا «اينگه‌ري» رو بفرست
.تا «کارين» رو بيدار کُنه

00:09:20.226 --> 00:09:21.888
.خودم مي‌رم

00:09:25.607 --> 00:09:29.066
باشه، برو و تنبل‌خانم رو
!بيدار کُن

00:09:29.569 --> 00:09:31.936
اينگه‌ري»، غذايِ تويِ راهش رو»
.براش آماده کُن

00:09:32.113 --> 00:09:35.072
کمي پنير هم لايِ پيراشکي
.براش بذار

00:09:35.241 --> 00:09:37.073
.و کمي هم گوشتِ گوسفند

00:11:49.209 --> 00:11:50.871
ناخوش هستي، «کارين»؟

00:11:51.044 --> 00:11:52.706
.نه، ناخوش نيستم

00:11:52.921 --> 00:11:54.913
.فقط خوابم مياد

00:11:56.382 --> 00:11:59.216
نمي‌شه لطفاً امروز صبحونه رو
تويِ رختخواب صرف کُنم؟

00:11:59.552 --> 00:12:03.842
پدر مي‌گه بايد فوراً بلند بشي و به کليسا بري
.و برايِ حضرتِ «مريمِ باکره» شمع روشن کُني

00:12:04.015 --> 00:12:05.847
!نه

00:12:06.976 --> 00:12:09.343
،اگه حالت چندان خوب نيست
.فريدا» رو مجبور مي‌کُنم بره»

00:12:09.479 --> 00:12:12.597
.ولي من مريض نيستم -
.خُب پس بايد بري -

00:12:12.899 --> 00:12:15.061
حالا که اينطوريه
.مي‌خوام ردايِ زردم رو بپوشم

00:12:15.235 --> 00:12:17.522
ولي دخترم، امروز
.روزِ وسطِ هفته‌ست

00:12:17.654 --> 00:12:19.065
!پس نمي‌رم

00:12:20.907 --> 00:12:23.490
ديگه داري مثلِ دختربچه‌ها
.رفتار مي‌کُني

00:12:28.206 --> 00:12:32.746
،وقتي من به سن و سالِ تو بودم
... اگه با همچين لحني به والدينم جواب مي‌دادم

00:12:32.919 --> 00:12:35.707
يه کتکِ درست و حسابي نصيبم مي‌شد
.و هيچي هم برايِ خوردن گيرم نمي‌اومد

00:12:35.964 --> 00:12:38.923
پس يه کتکِ درست و حسابي نصيبم کُنيد
!و هيچي هم برايِ خوردن بهم نديد

00:12:39.259 --> 00:12:42.423
يا اينکه بجايِ نون و کره
!بهم نون و توت بديد

00:12:42.804 --> 00:12:47.265
،مي‌دوني که من نمي‌تونم نسبت بهت سخت‌گيري کُنم
.هر چند بايد چنين کاري مي‌کردم

00:12:47.433 --> 00:12:49.220
!پس داري مي‌خندي

00:12:49.560 --> 00:12:51.176
ولي بهت هشدار مي‌دم
.که پدر عصبانيه

00:12:51.354 --> 00:12:53.687
اينطوري آخرش باعث مي‌شي
.که پيشش خجالت‌زده بشم

00:12:53.815 --> 00:12:55.772
،ردايِ زردِ ابريشميم رو بيار

00:12:55.942 --> 00:12:58.275
و همينطور دامنِ يکشنبه‌ها
.و شنلِ آبيم رو

00:12:58.444 --> 00:12:59.901
... اونوقت، هم من شاد مي‌شم

00:13:00.071 --> 00:13:03.064
هم تو شاد مي‌شي
!و هم پدر شاد مي‌شه

00:13:03.241 --> 00:13:07.235
،اونوقت خواهي ديد مادر
،که با چه ابهت و وقاري به کليسا مي‌رم

00:13:07.412 --> 00:13:10.120
و اسبم «مشکي» چنان به‌نرمي
... سُم‌هاش رو بلند کُنه و يورتمه بره

00:13:10.248 --> 00:13:12.615
.که انگار داره به زيارت مي‌ره

00:13:12.750 --> 00:13:17.461
،و اونوقت، نه به چپ نگاه مي‌کُنم و نه به راست
،فقط مستقيم به جلو نگاه مي‌کُنم و پيش مي‌رم

00:13:18.047 --> 00:13:22.132
و فقط به شمع‌ها و مادرِ مقدسِ پروردگارمون
.فکر خواهم کرد

00:13:29.267 --> 00:13:30.974
جوراب‌هايِ سفيدم رو هم
!يادت نره

00:13:31.561 --> 00:13:34.269
و همينطور کفش‌هايِ آبيِ
!مرواريد-نشونم رو

00:13:54.167 --> 00:13:57.331
ولي مواظبش باش. چون اين با پيراهن‌هايِ معمولي
.که هر روز مي‌پوشي فرق داره

00:13:59.339 --> 00:14:02.332
اين پيراهن توسطِ 15 دخترِ باکره
.دوخته شده

00:14:09.599 --> 00:14:12.433
!حالا اينقدر هول نکُن، دختر

00:14:17.273 --> 00:14:19.890
يعني اون 15 نفر دخترِ باکره
همزمان با همديگه مي‌دوختنش؟

00:14:20.026 --> 00:14:21.688
.بله

00:14:26.366 --> 00:14:29.859
بيا بگير بشين
.تا موهات رو شونه کُنم

00:14:52.100 --> 00:14:54.808
.نه، مي‌خوام گيسوم افشون باشه

00:14:54.977 --> 00:14:57.310
آخه اينطوري به اين پيراهنِ فاخر
.بيشتر مياد

00:14:58.022 --> 00:15:02.357
،اگه هميشه بخواي فقط کاري که خودت دوست داري رو بکُني
.شيطان رو محظوظ خواهي کرد

00:15:02.693 --> 00:15:05.561
و اونوقت قديسين بوسيله‌يِ جوشِ صورت و دندان‌درد
.مجازاتت خواهند کرد

00:15:05.738 --> 00:15:08.230
چرا تو هميشه دائماً
از شيطان صحبت مي‌کُني؟

00:15:08.366 --> 00:15:10.198
.پدر هرگز چنين کاري نمي‌کُنه

00:15:11.035 --> 00:15:14.528
چون شيطان کودکانِ معصوم رو
،گمراه مي‌کُنه

00:15:15.081 --> 00:15:19.451
و در طلبِ اينه که نيکي رو در وجودشون
.پيش از اينکه بتونه شکفته بشه، نابود کُنه

00:15:19.627 --> 00:15:22.335
ولي من هميشه
.دعاهام رو مي‌خونم، مادر

00:15:24.590 --> 00:15:27.207
ديشب با چه کسي رقصيدي؟

00:15:28.761 --> 00:15:30.423
... خُب راستش

00:15:30.680 --> 00:15:31.921
... با اون رقصيدم

00:15:32.098 --> 00:15:33.134
... با اون

00:15:33.474 --> 00:15:35.056
.و با اون

00:15:36.394 --> 00:15:38.386
چرا مي‌خواي بدوني؟

00:15:38.563 --> 00:15:41.101
.آخه ديشب خواب‌هايِ هولناکي ديدم

00:15:41.274 --> 00:15:43.061
چه خوابي ديدي، مادر؟

00:15:47.321 --> 00:15:50.029
کاشکي من هم
.خواب مي‌ديدم

00:15:50.658 --> 00:15:53.617
!خواب‌هايِ باشکوه و شگفت‌انگيز

00:15:54.287 --> 00:15:56.279
.ولي هيچوقت خواب نمي‌بينم

00:16:00.084 --> 00:16:01.950
!حالا نوبتِ دامنه، مادر

00:16:02.128 --> 00:16:05.417
اون آبيه، و همينطور اون کمربندي
!که قيطان‌هايِ طلايي داره

00:16:32.074 --> 00:16:34.566
،محکم‌تر ببندش

00:16:34.744 --> 00:16:37.361
،وگرنه اونجوري که بايد
.ردام پُف نمي‌کُنه

00:16:37.747 --> 00:16:39.739
.گردنبند رو فراموش کردي

00:16:39.916 --> 00:16:43.660
.گردنبند رو بذار برايِ روزِ يکشنبه
.تا همينجاش ديگه واسه امروز کافيه

00:16:47.965 --> 00:16:50.173
!جلويِ نور رو گرفتي

00:16:51.511 --> 00:16:54.504
پدرته، و حالا ببين
.که چقدر عصبانيه

00:16:59.060 --> 00:17:02.019
تو مريض هستي؟
انگار مادر چنين چيزي گفت؟

00:17:05.191 --> 00:17:07.023
به نظرت من شبيه مريض‌ها هستم؟

00:17:07.193 --> 00:17:10.561
يعني رنگ‌پريده و رنجور و
!ناخوش‌احوالم؟

00:17:10.738 --> 00:17:13.151
و آيا خوابيدن تا لنگِ ظهر
به نظرِ تو کارِ صحيحيه؟

00:17:13.324 --> 00:17:16.533
،پدر، وقتي به کليسا رفتم
... دستِ پدر «اريک» رو مي‌بوسم

00:17:16.702 --> 00:17:20.241
،و بابتِ اينکه به‌موقع به مراسمِ عشايِ صبحگاهي نرسيدم
.ازش طلبِ بخشش مي‌کُنم

00:17:21.374 --> 00:17:23.331
بهش مي‌گم
.مادر بيمار بود

00:17:23.501 --> 00:17:25.618
،پدر بيمار بود
.و «فريدا» هم بيمار بود

00:17:25.795 --> 00:17:27.502
و به همين خاطر
!هيچکس من رو بيدار نکرد

00:17:27.672 --> 00:17:29.880
و مي‌گم شمع‌ها
،هنوز آماده نشده بودن

00:17:30.633 --> 00:17:32.716
و اسبم «مشکي» هم
!هنوز نعل نشده بود

00:17:39.433 --> 00:17:44.394
حالا که اينطوريه، من اين دخترخانمِ ناقلا رو
... به کوهستان مي‌برم

00:17:44.730 --> 00:17:46.392
... و اعلام مي‌کُنم

00:17:46.566 --> 00:17:49.559
"!من چنين دختري نمي‌خوام"

00:17:49.902 --> 00:17:52.861
و بعد به مدتِ 7 سال
... در کوهستان زندانيش مي‌کُنم

00:17:53.239 --> 00:17:55.447
تا وقتيکه
!سر به راه بشه

00:17:55.616 --> 00:17:58.450
و بعد ميام و دوباره
.به منزل برمي‌گردونمش

00:17:58.619 --> 00:18:00.406
!البته شايد

00:18:03.916 --> 00:18:08.081
.اجازه بده «اينگه‌ري» هم بياد، پدر
.آخه اون هيچوقت پاش رو از مزرعه بيرون نمي‌ذاره

00:18:12.133 --> 00:18:16.753
زندگي کردن در جايي اين همه
!دور از کليسا، واقعاً که شرم‌آوره

00:18:17.054 --> 00:18:21.344
ترديدي نيست که زناني مثلِ تو نياز دارن
!اتاقکِ اعتراف‌گاه رو دمِ‌دستِ‌شون داشته باشن

00:18:22.018 --> 00:18:26.479
تو يکي ديگه چيزي نگو! مگه فراموشت شده
که از ترسِ جونت از کشورت فرار کردي؟

00:18:26.647 --> 00:18:29.435
،من همه چيز رو درباره‌ات مي‌دونم
!جنابِ پروفسور

00:18:29.609 --> 00:18:31.191
!باشه، باشه

00:18:31.360 --> 00:18:35.445
،ولي پرنده‌اي که پرواز کُنه، غذايِ خودش رو پيدا مي‌کُنه
.در حاليکه پرنده‌اي که تويِ لانه‌اش بمونه، از گرسنگي مي‌ميره

00:18:35.573 --> 00:18:37.940
مثلاً من زن‌ها و کليساهايِ بسياري رو
.به چشم ديدم

00:18:38.117 --> 00:18:42.031
خُب اون کليساها چه شکلي بودن؟ -
.بلند و رفيع همچون آسمان -

00:18:42.538 --> 00:18:44.200
.و عظيم

00:18:44.373 --> 00:18:47.081
و نه از چوب، بلکه از ملات و سنگ
.ساخته شده بودن

00:18:47.960 --> 00:18:51.624
و با پنجره‌هايي رنگارنگ
.همچون رنگين‌کمان

00:18:52.965 --> 00:18:55.298
تو هم مي‌توني
.«به کليسا بياي، «اينگه‌ري

00:18:55.468 --> 00:18:57.175
.پدر اجازه داده

00:19:00.890 --> 00:19:05.134
،بهتره دست بجنبونيد
.وگرنه تا شب هم به اونجا نمي‌رسيد

00:19:06.479 --> 00:19:07.936
.«زود باش، «اينگه‌ري

00:19:10.650 --> 00:19:12.312
.بيا کمي آبجويِ گرم بنوش

00:19:12.485 --> 00:19:15.102
،راه دور و درازي در پيش داري
.و هيچ چيزي هم نخوردي

00:19:15.279 --> 00:19:18.568
.«نمي‌خوامش. بدش به «اينگه‌ري
.اون هم داره همراهم مياد

00:19:18.741 --> 00:19:21.905
چه کسي اين اجازه رو داده؟ -
.همين تازه پدر اجازه داد -

00:19:25.039 --> 00:19:28.328
نمي‌خواي حداقل پيش از رفتن
بهم بوسه‌يِ خداحافظي بدي؟

00:19:39.762 --> 00:19:42.755
،«باشد که پروردگارمان «عيسي مسيح
.به زندگيِ جوانت، خير و برکت عطا فرمايد

00:19:51.065 --> 00:19:55.230
اين کيک‌هايِ پنيري
... و شمع‌ها رو

00:19:55.569 --> 00:19:58.312
از طرفِ من
.به پدر «اريک» بده

00:19:58.489 --> 00:20:00.856
به ايشون سلام و
... احتراماتِ من رو برسون

00:20:01.033 --> 00:20:03.571
: و بگو که اينها
!"برايِ همون کسي هستن که خودتون مي‌دونيد"

00:20:03.744 --> 00:20:08.535
«و ازشون درخواست کُن که حتماً 5 بار دعايِ «اي پدرِ ما
.و 15 بار دعايِ «درود بر حضرتِ مريم» رو بخونن

00:20:49.123 --> 00:20:52.992
باغستانِ سيبي مي‌شناسم من"
"،بس زيبا و دل‌انگيز

00:20:54.086 --> 00:20:57.921
و نيز دوشيزه‌بانويي"
".پاکدامن و بس شورانگيز

00:20:58.924 --> 00:21:03.214
طره‌هايِ زرّينِ گيسويش"
"،هستند جاري همچون طلا

00:21:03.804 --> 00:21:08.299
و چشمانش زلال و درخشان"
".به‌سانِ آسمان‌ها

00:21:09.018 --> 00:21:13.058
جويبارهايِ باغستان جريان دارند"
"،بس پُرنشاط و شادمان

00:21:13.397 --> 00:21:17.641
".در زيرِ آن سبزه‌ها و انبوه درختان"

00:21:18.152 --> 00:21:22.817
و دوشيزه‌بانو هست در ميانِ آنان"
".چونان نسيمِ بهاري وزان

00:22:07.576 --> 00:22:10.990
اوج مي‌گيرد پرنده‌يِ کوچک"
"،تا بلندايِ آسمان‌ها

00:22:11.163 --> 00:22:14.873
و مي‌خراماند بال‌هايش را"
".به‌نرمي بر رويِ بادها

00:22:15.376 --> 00:22:19.336
،چه خوش و طربناک است"
"،چه خوش و طربناک است پرواز

00:22:19.672 --> 00:22:23.416
و بر فرازِ کوه‌هايِ رفيع"
".جست و خيز کردن و سر دادن آواز

00:22:24.009 --> 00:22:27.343
جويبارهايِ باغستان جريان دارند"
"،بس پُرنشاط و شادمان

00:22:27.513 --> 00:22:31.177
".در زيرِ آن سبزه‌ها و انبوه درختان"

00:22:31.475 --> 00:22:36.186
و دوشيزه‌بانو هست در ميانِ آنان"
".چونان نسيمِ بهاري وزان

00:22:54.874 --> 00:22:57.491
نکُنه نوزاد داره اذيتت مي‌کُنه، «اينگه‌ري»؟
آخه موضوع چيه؟

00:22:57.668 --> 00:22:59.876
.آخرش يه روز خودت مي‌فهمي

00:23:00.004 --> 00:23:04.419
البته بعد از اينکه عروسي کردم
.و با عزت و افتخار بانويِ خونه‌يِ خودم شدم

00:23:04.592 --> 00:23:06.458
حالا بعداً عزت و افتخارِ
... تو رو هم مي‌بينيم

00:23:06.635 --> 00:23:09.469
وقتيکه يه مرد به‌زور دست دورِ کمرت بندازه
!و بخواد زورکي ببوسدت و نوازشت بده

00:23:09.638 --> 00:23:12.551
هيچ مردي نمي‌تونه بدونِ ازدواج
.من رو به بستر ببره

00:23:12.683 --> 00:23:16.643
و اگه يه شب تويِ مرتع بهت بربخوره
!و بکشوندت پُشتِ بوته‌ها چطور؟

00:23:16.812 --> 00:23:18.553
باهاش مي‌جنگم
.و خودم رو از دستش آزاد مي‌کُنم

00:23:19.523 --> 00:23:21.606
و اگه اون مرد
از تو قوي‌تر باشه چطور؟

00:23:34.079 --> 00:23:36.071
مي‌دوني، ديگه برايِ مراسمِ
.عشايِ صبحگاهي خيلي دير شده

00:23:36.248 --> 00:23:39.332
پس بهتره که همينجا تويِ اين آفتابِ زيبا بشکفي
!تا اينکه تويِ کليسا پژمرده بشي

00:23:39.460 --> 00:23:41.417
ولي من دارم بخاطرِ شمع‌روشن‌کردن
.برايِ «حضرتِ مريم» به کليسا مي‌رم

00:23:41.587 --> 00:23:43.749
آها، صحيح! پس به افتخارِ
... «مريمِ باکره‌يِ مقدس»

00:23:43.923 --> 00:23:45.835
خودت رو اينطور آراسته کردي
!و زيور و زينت دادي

00:23:45.966 --> 00:23:47.798
درست مثلِ کاري که عروس
!برايِ داماد مي‌کُنه

00:23:47.968 --> 00:23:51.302
،نخير، دليلش اينه که امروز هوا خيلي مطبوعه
.و چون قصد داشتم برخلافِ خواستِ مادر کاري بکُنم

00:23:51.430 --> 00:23:53.922
فکر نکُن بخاطرِ
!انتظارِ ديدار با توئه

00:23:54.266 --> 00:23:56.223
ولي بابتِ ديشب
.«ازت متشکرم، «کارين

00:23:56.352 --> 00:23:58.514
.دليلي برايِ تشکر از من وجود نداره -
واقعاً مي‌گي؟ -

00:23:58.938 --> 00:24:01.897
نخير، وجود نداره. و خودت هم اين رو
.درست به‌اندازه‌يِ من، خوب مي‌دوني

00:24:13.786 --> 00:24:15.243
چي شده، «اينگه‌ري»؟

00:24:15.412 --> 00:24:17.950
من ديشب شما دو نفر رو
.با همديگه تويِ انبار ديدم

00:24:18.123 --> 00:24:20.285
آخه مي‌خواستم راجع به تو
،باهاش صحبت کُنم

00:24:20.459 --> 00:24:22.792
و درباره‌يِ کمک کردن به تو و نوزاد
.ازش جويا بشم

00:24:23.587 --> 00:24:26.580
و لابد بهت گفت فقط در صورتي کمکي در کار خواهد بود
... که لب‌هات رو بهش تقديم کُني

00:24:26.715 --> 00:24:29.503
و يا حتي بدتر، اگه باهاش
!رويِ کاه‌ها غلت بزني

00:24:32.972 --> 00:24:34.838
... تو بهش لبخند مي‌زدي

00:24:35.641 --> 00:24:37.598
و دستش رو موقعِ رقص
.تويِ دستت گرفته بودي

00:24:37.726 --> 00:24:40.560
من با تمامِ کساني که
.بهم پيشنهاد کردن، رقصيدم

00:24:44.149 --> 00:24:46.607
من رو ببخش
.که بهت سيلي زدم

00:24:47.111 --> 00:24:49.478
مجبور نيستي ازم
.طلبِ بخشش کُني

00:25:50.841 --> 00:25:54.209
.بيا برگرديم -
.آخه چرا؟ ما بايد حتماً به کليسا بريم -

00:25:54.344 --> 00:25:56.631
خودم شمع‌ها رو پيشِ پدرت برمي‌گردونم
.و براش توضيح مي‌دم

00:25:56.764 --> 00:25:59.381
آخه چرا؟ قطعاً پدر و مادر
.از همچين کاري خوش‌شِون نمياد

00:25:59.558 --> 00:26:02.972
.ولي جنگل خيلي تاريکه
!من نمي‌تونم بيشتر از اين ادامه بدم

00:26:05.022 --> 00:26:08.356
.اينقدر باشدت گريه نکُن
.آخه ممکنه به نوزاد آسيبي برسه

00:26:10.402 --> 00:26:12.564
پس شما خانم‌هايِ جوان
از جنگل ترسيديد؟

00:26:13.155 --> 00:26:15.989
.من نترسيدم
.و قصد دارم به کليسا برم

00:26:16.408 --> 00:26:19.572
مي‌شه تا موقعي که برمي‌گردم
دوستم همينجا تويِ کلبه‌تون استراحت کُنه؟

00:26:20.162 --> 00:26:22.996
.اينجا رو نگاه کُن
.اين برايِ هر دو نفرتون کافيه

00:26:26.085 --> 00:26:29.044
فکر کردي قصد داشتم
دوباره بهت سيلي بزنم؟

00:26:41.016 --> 00:26:42.678
نکُنه دردِ زايمانه؟

00:26:44.770 --> 00:26:46.602
!بدتر از اون

00:26:50.692 --> 00:26:53.105
بياييد. من مي‌تونم
.کمکِ‌تون بکُنم

00:27:29.773 --> 00:27:31.355
.بگيريد بشينيد

00:27:31.525 --> 00:27:35.815
الان مدت‌ها مي‌گذره از وقتيکه برام مهماني بياد
.که با نشستنش در کنارم بهم افتخار بده

00:27:47.082 --> 00:27:48.664
اسم‌ِتون چيه؟

00:27:48.834 --> 00:27:51.872
حالا ديگه من
.هيچ اسمي ندارم

00:27:55.674 --> 00:27:58.508
.چقدر اينجا ساکت و خلوته

00:27:59.845 --> 00:28:01.586
اينجا خيلي دورتر از اوني هستيد
.که همسايه‌اي داشته باشيد

00:28:02.055 --> 00:28:04.297
من هر چي رو که بايد بشنوم
... مي‌شنوم

00:28:04.516 --> 00:28:07.054
و هر چي رو که بايد ببينم
.مي‌بينم

00:28:07.644 --> 00:28:11.183
من چيزهايي که آدم‌ها در خفا
... نجوا مي‌کُنن رو مي‌شنوم

00:28:11.690 --> 00:28:15.525
و چيزهايي که فکر مي‌کُنن
.هيچکس نمي‌بينه رو مي‌بينم

00:28:16.153 --> 00:28:20.022
،خودِ شما هم مي‌تونيد اونها رو بشنويد
.البته اگه بخوايد

00:28:20.282 --> 00:28:22.365
.فقط بايد گوش کُنيد

00:28:25.204 --> 00:28:27.617
اين صدايِ کوبش
که از بيرون مياد چيه؟

00:28:28.207 --> 00:28:31.951
صدايِ 3 مردِ مُرده‌ست
.که دارن به سمتِ شمال مي‌تازن

00:28:40.385 --> 00:28:46.302
الان مدت‌ها مي‌گذره از وقتيکه يک زن
!کنارم نشسته و صندليم رو برام تنگ‌تر کرده

00:29:01.615 --> 00:29:05.734
اين علاجِ تمامِ
.دردها و عذاب‌هايِ شماست

00:29:10.123 --> 00:29:13.742
و اين هم علاجِ تمامِ
.غم و غصه‌هايِ شماست

00:29:18.799 --> 00:29:22.713
با اين، خون ديگه
.از جريان بازمي‌ايسته

00:29:27.724 --> 00:29:31.513
با اين، ماهيِ تويِ نهر
.خشک مي‌شه

00:29:33.897 --> 00:29:37.140
و با اين، عقاب از آسمان
.سقوط مي‌کُنه

00:29:42.990 --> 00:29:45.949
!بله، قدرت در اينجاست

00:29:51.915 --> 00:29:54.123
،پس شما خونِ يک انسان رو ريختيد

00:29:55.460 --> 00:29:57.827
و به‌عنوانِ پيشکش و قرباني
.به «اودين» تقديمش کرديد

00:29:59.965 --> 00:30:03.129
به محضِ اينکه تويِ مسير ديدمت
!فوراً متوجه شدم که چي و کي هستي

00:30:03.385 --> 00:30:07.971
با ديدنِ چشم‌هات، دهانت
.و دست‌هات شناختمت

00:30:08.473 --> 00:30:10.214
.اما تو هراسان هستي

00:30:10.851 --> 00:30:12.763
.در حاليکه نبايد اينطور باشي

00:30:13.270 --> 00:30:15.728
من بهت توان و نيرو
.مي‌بخشم

00:32:54.222 --> 00:32:55.963
چه زنبورک‌دهنيِ
!کوچولويِ بامزه‌اي

00:32:56.475 --> 00:33:00.515
،از پدرم به ارث بردمش
... که از پدرِ خودش به ارث برده بوده

00:33:00.645 --> 00:33:02.352
که اون هم به نوبه‌يِ خودش
.از پدرش به ارث برده بوده

00:33:02.522 --> 00:33:04.138
مي‌شه لطفاً ببينمش؟

00:33:08.445 --> 00:33:09.981
شماها کي هستين؟

00:33:10.155 --> 00:33:14.445
ما 3 برادر هستيم که خيلي زود
.پدر و مادرمون رو از دست داديم و يتيم شديم

00:33:14.868 --> 00:33:16.655
پس الان چه کسي
ازتون مراقبت مي‌کُنه؟

00:33:16.870 --> 00:33:20.830
بُز مي‌چرونيم، از آبِ جويبارها مي‌نوشيم
.و از ريشه‌يِ درختانِ زمين تغذيه مي‌کُنيم

00:33:21.333 --> 00:33:23.325
مادرم برايِ سفرم
.ناهار کنار گذاشته

00:33:26.338 --> 00:33:28.830
... برادرم مي‌گه که -
ايشون لال هستن؟ -

00:33:29.007 --> 00:33:31.624
بله، اشرار زبانش رو بريدن
.و از حلقومش بيرون کشيدن

00:33:31.760 --> 00:33:32.671
!نه

00:33:34.137 --> 00:33:35.594
ولي من حرف‌هاش رو
.متوجه مي‌شم

00:33:35.722 --> 00:33:39.261
داره مي‌گه فقط در صورتيکه شما دوشيزه‌يِ محترم
... افتخار بديد و در خوردنِ اين غذا با ما همراهي کُنيد

00:33:39.434 --> 00:33:41.175
مي‌تونيم چنين هديه‌اي رو
.قبول کُنيم

00:33:41.561 --> 00:33:44.770
آخه من بايد بخاطرِ شمع‌روشن‌کردن
.برايِ «مادرِ مقدس» به کليسا برم

00:33:45.232 --> 00:33:48.896
برايِ مراسمِ عشايِ صبحگاهي؟ -
.نه، برايِ اين کار ديگه خيلي دير کردم -

00:33:49.027 --> 00:33:50.689
.آخه بيش از حدِ معمول خوابيدم

00:33:50.820 --> 00:33:53.813
،ولي حالا که مراسمِ عشايِ صبحگاهي تموم شده
.پس ديگه نبايد چندان عجله‌اي در کار باشه

00:33:53.990 --> 00:33:56.949
و اگه مادرِ گراميِ شما برايِ دوشيزه‌يِ محترمِ‌شون
... اين ناهار رو آماده کردن

00:33:57.077 --> 00:33:59.034
مطمئناً دوست دارن خودِ شما
.اون رو ميل کُنيد

00:33:59.621 --> 00:34:03.240
برادرم مي‌گه بيشه‌اي رو مي‌شناسه
،که کاملاً گرم و آفتاب‌گيره

00:34:03.416 --> 00:34:06.033
و اگر شما دوشيزه‌يِ محترم برايِ رفتن به اونجا
.بهمون ملحق بشيد، بسيار ما رو مفتخر خواهيد کرد

00:35:23.371 --> 00:35:26.364
،اي «مسيحِ» مبارک‌زاد
،اي فرزندِ پدرِ آسماني و اي خداوندگارِ ما

00:35:26.541 --> 00:35:29.579
تويي نانِ حيات‌بخشِ‌مان که همچون روح‌القدس
.از آسمان بر ما نزولِ اجلال نموده‌اي

00:35:35.383 --> 00:35:38.342
ما را شايسته‌يِ
،اين قوتِ جسماني گردان

00:35:38.511 --> 00:35:41.720
و روحِ ما را از مرگِ جاويدان
.نجات بخشاي

00:36:01.701 --> 00:36:05.490
برادرم کنجکاوه بدونه که مزرعه‌يِ
اين دوشيزه‌بانويِ زيبا و محترم کجاست؟

00:36:05.664 --> 00:36:08.702
اونجا از شرق به کوهستان
،و از غرب به جنگل مشرف مي‌شه

00:36:08.875 --> 00:36:12.744
و اونچنان وسيعه که بايد به گردن
... اونقدر فشار آورد و اونقدر کشيدش

00:36:12.879 --> 00:36:14.996
.تا بشه برج و باروهاش رو ديد

00:36:15.507 --> 00:36:18.170
پس شما دوشيزه‌بانويِ زيبا و محترم
!بايد دخترِ پادشاه باشيد؟

00:36:18.343 --> 00:36:21.882
پدرم هر روز خرقه‌هايِ ابريشمي مي‌پوشه
،و تاجِ زرّين بر سر مي‌ذاره

00:36:22.055 --> 00:36:24.843
و نيزه‌اش مثلِ طلا
.در آفتاب مي‌درخشه

00:36:25.016 --> 00:36:29.135
و دسته‌کليدهايِ مادرم اونقدر سنگين هستن
!که قادر نيست از کمرش آويزونِ‌شون کُنه

00:36:29.270 --> 00:36:33.765
بنابراين يک خدمتکار بايد مدام همه‌جا دنبالش بره
!و اونها رو براش بر رويِ يک بالشتک حمل کُنه

00:36:35.193 --> 00:36:38.061
و شما 3 نفر هم لابد بايد اون
... شاهزاده‌هايِ افسون‌شده‌اي باشيد

00:36:38.238 --> 00:36:40.480
که يک حوريِ دريايي
!طلسمِ‌شون کرده

00:36:40.657 --> 00:36:46.153
و بُزهاتون هم احتمالاً خرس‌ها و گرگ‌هايي هستن
!که اون حوريِ دريايي مسخِ‌شون کرده

00:37:07.600 --> 00:37:11.435
برادرم مي‌گه شما دوشيزه‌بانويِ زيبا و محترم
.چه دست‌هايِ سفيدي داريد

00:37:12.313 --> 00:37:16.728
بخاطرِ اينه که شاهدخت‌ها مجبور نيستن
.رخت‌شويي کُنن يا آتش روشن کُنن

00:37:22.782 --> 00:37:27.277
برادرم مي‌گه شما دوشيزه‌بانويِ زيبا و محترم
.چه گردنِ قشنگي داريد

00:37:27.662 --> 00:37:31.906
به همين دليله که گردنبندهايِ طلا و جواهراتِ شاهدخت‌ها
.با درخششِ بيشتري جلوه‌گري مي‌کُنن

00:37:37.422 --> 00:37:42.793
برادرم مي‌گه شما دوشيزه‌بانويِ زيبا و محترم
.چه کمرِ ظريفي داريد

00:37:46.055 --> 00:37:48.763
اين رو ببُرش تا همه‌مون بتونيم
.با همديگه بخوريمش

00:37:50.018 --> 00:37:52.055
ولي شايد چاقو نداشته باشي؟

00:38:04.824 --> 00:38:08.283
مشخصاتِ اين حيوون چقدر شبيه به
.بُزِ «سيمون اسنولستا»ست

00:38:44.656 --> 00:38:48.149
ولي من دارم بخاطرِ شمع‌روشن‌کردن
.برايِ «مريمِ باکره» به کليسا مي‌رم

00:43:38.616 --> 00:43:41.108
تا ما برمي‌گرديم
.حواست به بُزها باشه

00:43:41.285 --> 00:43:43.948
،کاري که مي‌گم رو مي‌کُني
!وگرنه خودت مي‌دوني چه اتفاقي ميفته

00:45:55.670 --> 00:45:58.083
،اگه قصد داريد چيزي بگيد
.حرفِ‌تون رو واضح بزنيد

00:45:58.965 --> 00:46:01.298
،ما حرفي برايِ گفتن نداريم
... جز اينکه

00:46:02.260 --> 00:46:04.752
شب سرده
.و جاده دور و دراز

00:46:05.721 --> 00:46:07.212
اهلِ کجا هستيد؟

00:46:07.598 --> 00:46:10.591
.«اهلِ شمال، «وسترنول

00:46:12.687 --> 00:46:14.428
امسال زمستونِ اونجا
چطور بوده؟

00:46:14.981 --> 00:46:18.520
خيلي سخت و با سرمايِ شديد. بيماري هم
.زياد شايع شده و حتي خيلي‌ها ناخوش شدن

00:46:18.943 --> 00:46:22.607
،مردم از فرطِ گرسنگي ضعيف شدن و در حالِ مرگ هستن
،طوريکه به‌سختي مي‌تونن کلبه‌هاشون رو ترک کُنن

00:46:22.780 --> 00:46:24.772
و در نتيجه احشام در آخورها
.يکي‌يکي در حالِ تلف‌شدن هستن

00:46:25.992 --> 00:46:27.779
.درست همونطور که شنيدم

00:46:28.244 --> 00:46:30.861
چون شنيده بودم که امسال
.زمستانِ سخت و فلج‌کُننده‌اي داشتيد

00:46:33.958 --> 00:46:38.043
حالا عازمِ کجا هستيد؟ -
.داريم در جستجويِ کار به‌سمتِ مناطقِ جنوبي‌تر مي‌ريم -

00:46:39.130 --> 00:46:42.214
.مي‌تونيد در سالنِ عمارت بخوابيد
.امشب قراره يخبندان بشه

00:47:33.684 --> 00:47:35.767
.عصر بخير -
.عصر بخير -

00:47:37.855 --> 00:47:41.019
ما جلويِ در با ارباب ملاقات کرديم
.و ايشون بهمون اجازه دادن بياييم داخل

00:47:41.192 --> 00:47:43.275
.بشينيد اونجا تا ايشون بيان

00:48:13.766 --> 00:48:16.304
ظاهراً کفش‌هاتون کاملاً فرسوده شدن
.و از بين رفتن

00:48:22.108 --> 00:48:26.899
روز مي‌تونه زيبا آغاز بشه
.و در عينِ حال، با مصيبت به پايان برسه

00:48:27.571 --> 00:48:31.690
من تا به‌حال به‌ندرت صبحي مثلِ امروز ديدم
.که اينقدر نويدبخش و سرشار از اميد بوده باشه

00:48:33.744 --> 00:48:38.330
خورشيد آنچنان با تمامِ زيبايي و لطف و کَرَمش مي‌درخشيد
.که مصائب و نکبت‌هايِ زمستان فراموش مي‌شد

00:48:41.502 --> 00:48:44.336
حتي پاهايِ من از خوشحالي
.مي‌خواستن به رقص دربيان

00:48:45.172 --> 00:48:49.007
اما پيش از فرا رسيدنِ تاريکي
.خورشيدخانم فرو مُرد

00:48:50.886 --> 00:48:54.254
... حتي خودِ «ملکه‌يِ ارديبهشت» رو ديدم که به درونِ خورشيد فرو مي‌رفت
[ملکه‌يِ ارديبهشت : نمادِ جشنِ سالروزِ فرا رسيدنِ ماه ارديبهشت]

00:48:54.849 --> 00:48:57.512
.و ديگه هرگز برنگشت

00:50:21.894 --> 00:50:25.387
،اي «مسيحِ» مبارک‌زاد
،اي فرزندِ پدرِ آسماني، و اي خداوندگارِ ما

00:50:26.065 --> 00:50:27.806
تويي نانِ حيات‌بخشِ‌مان
... که همچون روح‌القدس

00:50:28.025 --> 00:50:30.358
از آسمان بر ما
.نزولِ اجلال نموده‌اي

00:50:31.070 --> 00:50:35.189
ما را شايسته‌يِ
،اين قوتِ جسماني بساز

00:50:35.366 --> 00:50:38.780
و روحِ ما را از مرگِ جاويدان
.نجات بخشاي

00:52:07.458 --> 00:52:10.201
کار رو تمام کرديد؟ -
.بله -

00:52:10.336 --> 00:52:12.919
مرتعِ شمالي رو کودپاشي کرديم
.و شخم زديم

00:52:14.089 --> 00:52:17.958
پدرِ من هميشه مي‌گفت : "خاکِ رُس رو با کودِ پُرمايه
".بارور کُنيد و ماسه رو با کودِ سبک

00:52:25.768 --> 00:52:28.306
خواهش مي‌کُنم برادر کوچولويِ
.بيچاره‌يِ من رو عفو بفرماييد

00:52:28.646 --> 00:52:30.228
رفتارش هميشه همينطوريه؟

00:52:30.606 --> 00:52:33.223
نه خانم، فقط وقتيکه به‌مدتِ طولاني
.گرسنگي کشيده باشيم

00:52:33.901 --> 00:52:37.315
شقيقه‌ها و دست‌هاش رو
... با نمک و سرکه مالش بده

00:52:37.488 --> 00:52:40.356
و يک ظرفِ چوبيِ گرم
.رويِ شکمش بذار تا گرم بمونه

00:52:40.532 --> 00:52:42.649
.فروتنانه ازتون سپاسگزاريم، خانم
.ولي نيازي به اين کار نيست

00:52:42.826 --> 00:52:45.409
هر چقدر کمتر لي‌لي به لالاش گذاشته بشه
!زودتر بهبود پيدا مي‌کُنه

00:53:05.182 --> 00:53:08.016
ما اينجا در مزرعه
.کارهايِ بسياري داريم

00:53:09.103 --> 00:53:11.186
بهتره فردا درباره‌اش
.با هم صحبت کُنيم

00:53:15.984 --> 00:53:20.149
،مي‌تونيد آتش رو روشن نگه داريد
.چون امشب سرمايِ استخوان‌سوزي در پيشه

00:53:33.210 --> 00:53:34.746
.شب بخير

00:53:40.300 --> 00:53:41.586
.بيا

00:53:42.302 --> 00:53:44.715
.يالا ديگه. بيا

00:54:00.571 --> 00:54:02.858
.شب بخير -
.شب بخير -

00:54:09.580 --> 00:54:12.118
دعاهات رو که هميشه مي‌خوني، درسته؟

00:54:12.249 --> 00:54:14.411
حتي با وجودِ اينکه
هيچکس ازت نگهداري نمي‌کُنه؟

00:54:15.878 --> 00:54:18.086
!واي واي، طفلکِ بينوا

00:54:18.881 --> 00:54:21.749
اما خداوند
،مهربان و بخشنده‌ست

00:54:22.301 --> 00:54:24.918
مهربان‌تر و بخشنده‌تر از
.اون‌چيزي که فکرش رو بکُني

00:54:25.679 --> 00:54:28.137
امشب دعاهات رو
،بطورِ کامل بخون

00:54:28.557 --> 00:54:30.844
و از حالا به‌بعد هم ديگه هرگز
.دعا کردن رو فراموش نکُن

00:55:29.368 --> 00:55:33.908
مي‌بيني چطور دود، وسطِ روزنه‌يِ سقف
معلق مونده و در حالِ جنبيدنه؟

00:55:36.166 --> 00:55:38.533
انگار از ترس و وحشت
.داره به خودش مي‌لرزه

00:55:40.462 --> 00:55:43.500
در عينِ حال، فقط در صورتيکه
... واردِ هوايِ آزاد بشه

00:55:43.924 --> 00:55:47.463
تماميِ آسمون رو خواهد داشت
.تا داخلش چرخ بخوره

00:55:48.262 --> 00:55:50.345
.ولي اين رو نمي‌دونه

00:55:51.515 --> 00:55:57.261
و به همين دليله که فقط زيرِ تيغه‌يِ
.دودگرفته‌يِ سقف، چندک مي‌زنه و مي‌لرزه

00:55:59.857 --> 00:56:02.270
.انسان‌ها هم درست همينطور هستند

00:56:03.485 --> 00:56:07.069
اونها هم از نگراني همچون برگ‌هايي
... دستخوشِ طوفان، به خودشون مي‌لرزند

00:56:08.198 --> 00:56:10.190
،چون چيزهايي که مي‌دونند
،وحشت‌زده‌شون مي‌کُنه

00:56:11.201 --> 00:56:13.409
.و همينطور چيزهايي که نمي‌دونند

00:56:15.289 --> 00:56:16.450
... و تو

00:56:18.208 --> 00:56:21.201
تو به‌زودي مجبور خواهي بود
،از يک پُلِ چوبيِ باريک گذر کُني

00:56:22.337 --> 00:56:26.581
اونقدر باريک که نخواهي دونست
.پايِ خودت رو کجا بگذاري

00:56:28.176 --> 00:56:30.839
و سيلابي وحشيانه زيرِ پاهات
،در حالِ خروشيدن خواهد بود

00:56:31.972 --> 00:56:33.679
... سيلابي سياه

00:56:33.807 --> 00:56:35.890
که قصد خواهد داشت
.تو رو در خودش ببلعه

00:56:36.560 --> 00:56:38.927
اما تو بدونِ هيچ اشکال و مانعي
.عبور خواهي کرد

00:56:40.898 --> 00:56:43.390
و بعد پرتگاهي عظيم
... در برابرت قرار خواهد گرفت

00:56:44.735 --> 00:56:47.899
اونقدر ژرف و عميق
.که نخواهي تونست تهش رو ببيني

00:56:48.947 --> 00:56:51.405
دست‌هايي برايِ پايين‌کشيدنت
،به سمتت دراز خواهند شد

00:56:52.159 --> 00:56:54.116
اما نخواهند تونست
.بهت دست پيدا کُنند

00:56:57.998 --> 00:57:02.834
و نهايتاً به مقابلِ کوهي
... مخوف و سهمگين خواهي رسيد

00:57:03.921 --> 00:57:06.584
که شعله‌هايي سوزان همچون يک کوره
... ازش فوران مي‌کُنند

00:57:07.090 --> 00:57:10.333
و مغاکي گسترده و موحش
.در پايِ اون دهان باز مي‌کُنه

00:57:11.678 --> 00:57:14.091
در اونجا هزاران رنگ در حالِ درخشيدن
.و سوسو زدن خواهند بود

00:57:14.264 --> 00:57:15.926
،رنگ‌هايي مسين و آهنين

00:57:16.099 --> 00:57:18.762
و همينطور
.آبيِ زاجي و زردِ گوگردي

00:57:19.770 --> 00:57:24.356
شعله‌ها همچنانکه به دورِ سنگ‌ها حلقه مي‌زنند
.و اونها رو مي‌سايند، خواهند تابيد و برق خواهند زد

00:57:25.442 --> 00:57:28.606
و در اطرافِ‌شون انسان‌هايي رو خواهي ديد
،که جست و خيز مي‌کُنند و به خودشون مي‌پيچند

00:57:28.946 --> 00:57:30.903
.انسان‌هايي به کوچکيِ مورچه‌ها

00:57:32.115 --> 00:57:34.357
... چون اين کوره‌اي‌ست که

00:57:34.534 --> 00:57:39.074
جانيان، بدکاران و متجاوزين رو
.در خودش فرو مي‌بلعه

00:57:43.126 --> 00:57:46.244
اما درست در همون لحظه‌اي که
... تصور مي‌کُني محکوم به فنا شدي

00:57:46.380 --> 00:57:51.296
دستي تو رو محکم خواهد گرفت
... و بازويي به دورت حلقه خواهد زد

00:57:51.468 --> 00:57:54.461
... و تو رو به دور دست‌ها خواهد برد

00:57:56.056 --> 00:57:59.800
به جاييکه شر و بدي ديگه بهت دست نخواهد يافت
.و هيچ قدرتي بر تو نخواهد داشت

00:58:17.536 --> 00:58:20.199
«حتي اگه «کارين
... امشب به خونه برنگرده

00:58:21.248 --> 00:58:23.831
مطمئناً فردا صبح
.اينجا خواهد بود

00:58:28.797 --> 00:58:31.210
،خيله خُب
.«ديگه آروم بگير، «ماره‌تا

00:58:32.384 --> 00:58:34.967
چطور مي‌توني از
آروم‌گرفتن حرف بزني؟

00:58:35.387 --> 00:58:37.754
اصلاً اين تنها چيزيه که
.هميشه بلدي بگي

00:58:38.682 --> 00:58:42.847
،اگه من هم هميشه مثلِ تو بودم
چه بر سرمون مي‌اومد؟

00:58:43.228 --> 00:58:48.348
،تو هرگز به خودت نگراني راه نمي‌دي، هرگز عذابي نمي‌کِشي
.هرگز به درگاه خداوند دعا نمي‌کُني

00:58:51.695 --> 00:58:53.812
.«مُشت‌هات رو باز کُن، «ماره‌تا

00:58:53.989 --> 00:58:55.696
!مُشت‌هات رو باز کُن

00:59:03.206 --> 00:59:05.368
.مي‌دونم که دلواپسِ «کارين» هستي

00:59:05.542 --> 00:59:07.784
اون دختر
!تمامِ زندگيِ منه

00:59:11.089 --> 00:59:14.924
،به هر حال، اين اولين باري نيست که بدونِ اجازه‌يِ قبلي
.شب رو تويِ روستا سپري مي‌کُنه

00:59:15.052 --> 00:59:17.089
اون دختر
!تمامِ زندگيِ منه

00:59:40.160 --> 00:59:42.743
اون دختر تنها کسيه
.که برام باقي مونده

01:00:10.148 --> 01:00:11.889
دارن پسره رو
.کتک مي‌زنن

01:00:31.795 --> 01:00:34.333
به گمونم صدايِ فريادِ
.پسري که همراهتونه رو شنيدم

01:00:34.798 --> 01:00:39.133
.احتمالاً صدايِ جغد بوده که از سمتِ جنگل مياد
.ما تمامِ مدتِ شب دائماً داريم صداش رو مي‌شنويم

01:01:39.738 --> 01:01:41.695
... اين ردايِ ابريشمي

01:01:42.240 --> 01:01:46.280
،و چيزهايِ ديگه‌اي که تويِ خورجينه
.تمامِ چيزيه که از خواهرمون برامون باقي مونده

01:01:46.411 --> 01:01:48.528
خواهرمون حينِ مراسمِ تطهيرِ
.حضرتِ مريم» فوت کرد»

01:01:50.415 --> 01:01:52.782
اين برايِ ما
.يادبودِ گرانقدريه

01:01:54.127 --> 01:01:57.370
اما ... نياز
.قانوني نمي‌شناسه

01:01:57.547 --> 01:02:00.506
بنابراين با خودمون فکر کرديم
.اين رو برايِ فروش به شما پيشنهاد بديم

01:02:01.551 --> 01:02:03.543
اينطور که متوجه شديم
... شما خانمي هستيد

01:02:03.678 --> 01:02:06.216
که قدر و ارزشِ
.چيزهايِ زيبا رو درک مي‌کُنيد

01:02:07.098 --> 01:02:10.387
و اين چيزيه که برايِ خواهرمون
.بيش از هر چيزِ ديگه‌اي عزيز و باارزش بود

01:02:17.400 --> 01:02:20.438
هرچند کمي کثيف و پاره
.و لک‌افتاده شده

01:02:21.071 --> 01:02:23.358
اما به گُل‌دوزي‌هايِ
.تحسين‌برانگيزش نگاه کُنيد

01:02:23.531 --> 01:02:26.274
.قطعاً کارِ دستِ 9 دوشيزه‌يِ باکره‌ست

01:02:32.249 --> 01:02:36.664
و مطمئناً انگشت‌هايِ بامهارتي مثلِ انگشت‌هايِ شما
.خوب مي‌دونن چطور دوباره اون رو مثلِ روزِ اولش کُنن

01:02:42.550 --> 01:02:45.418
... بايد اول از شوهرم بپرسم

01:02:46.263 --> 01:02:52.009
قيمتِ مناسبي که بايد برايِ چنين
.جامه‌يِ ارزشمندي پرداخت، چقدره

01:02:58.275 --> 01:03:03.816
حالا ديگه تنهاتون مي‌گذارم
.تا باز هم کمي بيشتر استراحت کُنيد

01:04:41.336 --> 01:04:43.328
چي شده، «ماره‌تا»؟

01:04:45.256 --> 01:04:47.919
اون چوپان‌ها اين رو برايِ فروش
.بهم پيشنهاد دادن

01:04:50.887 --> 01:04:52.549
.ردايِ «کارين»-ه

01:04:57.018 --> 01:04:58.884
و بر روش
.لکه‌هايِ خون نشسته

01:05:15.745 --> 01:05:17.702
مي‌خواي چکار کُني؟

01:05:18.456 --> 01:05:20.914
،اول از همه
.کلون رو پُشتِ در بنداز

01:05:21.042 --> 01:05:22.783
.اين کار قبلاً انجام شده

01:05:53.116 --> 01:05:55.733
نمي‌خواي کارگرهايِ مزرعه‌مون رو
همراهت ببري؟

01:06:07.297 --> 01:06:09.004
!مراقب باش

01:06:47.879 --> 01:06:49.916
به من بگو چي مي‌دوني؟

01:06:51.007 --> 01:06:52.339
حاضرم من رو بکُشي
.اما چيزي نگم

01:06:54.802 --> 01:06:57.089
گناه من، بزرگ‌تر از
.گناه اونهاست

01:06:57.388 --> 01:06:59.345
.من خواستم چنين اتفاقي بيفته

01:06:59.557 --> 01:07:02.550
،آخه از همون وقتيکه آبستن شدم
.نسبت بهش نفرت پيدا کرده بودم

01:07:05.772 --> 01:07:09.607
و درست در همون روزي که برايِ چنين اتفاقي
.دعا کردم، «او» اين کار رو کرد

01:07:10.652 --> 01:07:13.565
،اين کارِ «او» و من بود
.نه کارِ چوپان‌ها

01:07:13.821 --> 01:07:15.778
،او» بود که اونها رو مُسخّر کرد»
!هر 3 نفرشون رو

01:07:15.949 --> 01:07:19.033
و بعد يکهو اونها خودشون رو مثلِ
.شيطان‌هايِ واقعي، روش انداختن

01:07:19.202 --> 01:07:22.286
،رويِ زمين انداختنش
... بهش مسلط شدن

01:07:23.581 --> 01:07:25.538
.و تصرفش کردن

01:07:26.209 --> 01:07:28.292
تو ديديشون؟

01:07:29.170 --> 01:07:31.127
،من در جنگل مونده بودم

01:07:31.381 --> 01:07:33.043
به همين علت
.ديدمشون

01:07:34.050 --> 01:07:36.007
و من بودم که آرزويِ
.چنين چيزي رو کرده بودم

01:07:38.263 --> 01:07:41.427
حتي سنگي برداشتم تا باهاش
،سرشون رو له کُنم

01:07:41.849 --> 01:07:44.091
.اما بعد رهاش کردم

01:07:44.978 --> 01:07:46.970
... و وقتي کارشون تمام شد

01:07:47.355 --> 01:07:49.517
با يک چماق
.زدن و کُشتنش

01:07:51.526 --> 01:07:53.609
!و من اين رو هم ديدم

01:08:02.870 --> 01:08:04.987
.وانِ حمام رو گرم کُن

01:08:05.748 --> 01:08:08.411
.من مي‌رم شاخه‌هايِ درختِ غان بيارم

01:10:30.852 --> 01:10:33.469
.کاردِ قصابي رو برام بيار

01:18:32.291 --> 01:18:33.873
!نه

01:20:19.231 --> 01:20:21.644
خدا من رو ببخشه
.بخاطرِ اين کاري که کردم

01:20:59.688 --> 01:21:01.725
.بايد بريم «کارين» رو پيدا کُنيم

01:22:28.777 --> 01:22:32.270
من خيلي بيش از اندازه دوستش داشتم، «توره»؛
.حتي بيشتر از خودِ خداوند

01:22:32.448 --> 01:22:36.283
اما وقتي ديدم به تو بيش از من
.نظرِ لطف داره، کم‌کم ازش متنفر شدم

01:22:36.410 --> 01:22:39.903
.اين من هستم که خداوند قصدِ مجازاتش رو داشته
.من گناهکار هستم

01:22:40.914 --> 01:22:45.409
.«فقط تو نيستي که گناهکاري، «ماره‌تا
.و تنها خداوند قادره در موردِ گناهکار بودنِ آدم‌ها داوري کُنه

01:25:13.942 --> 01:25:15.729
.تو شاهدش بودي

01:25:16.737 --> 01:25:18.899
.پروردگارا، تو شاهدش بودي

01:25:21.783 --> 01:25:25.572
،شاهدِ مرگِ يک طفلِ معصوم و بيگناه
.و شاهدِ انتقامِ من

01:25:28.665 --> 01:25:30.657
و اجازه دادي
.که اين اتفاقات رُخ بده

01:25:36.048 --> 01:25:38.005
.اصلاً تو رو درک نمي‌کُنم

01:25:43.805 --> 01:25:46.218
.اصلاً تو رو درک نمي‌کُنم

01:25:56.735 --> 01:25:59.603
با اين حال، اکنون ازت
.درخواستِ عفو دارم

01:26:04.242 --> 01:26:07.326
من غير از اين، هيچ راه ديگري
... برايِ آشتيِ دوباره يافتن

01:26:07.454 --> 01:26:09.491
.با دست‌هايِ خودم رو نمي‌شناسم

01:26:11.416 --> 01:26:14.124
و غير از اين، هيچ راه ديگري
.برايِ ادامه دادن به زندگي نمي‌شناسم

01:26:25.806 --> 01:26:27.889
... بهت قول مي‌دم، پروردگارا

01:26:29.434 --> 01:26:33.553
... همينجا، در کنارِ جسدِ تنها فرزندم

01:26:34.022 --> 01:26:38.312
قول مي‌دم که به‌عنوانِ
... کفاره‌يِ معصيتم

01:26:38.860 --> 01:26:41.193
.کليسايي برايِ تو بنا کُنم

01:26:41.863 --> 01:26:44.150
در همين مکان
... اون رو بنا خواهم کرد

01:26:45.033 --> 01:26:47.195
... از ملات و سنگ

01:26:51.373 --> 01:26:53.535
.و با همين دست‌هايِ خودم

01:29:11.054 --> 01:29:17.016
،آه اي پروردگارا"
"... پذيرا شو روحِ مرا

01:29:19.020 --> 01:29:26.894
"... و آرامشِ جاودان عطايم فرما"

01:29:27.362 --> 01:29:35.452
"... آرامشي جاودان عطايم فرما"

01:29:35.912 --> 01:29:44.412
،در جوارِ خودت"
".آه اي پروردگارا

01:29:47.413 --> 01:29:57.413
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

01:29:57.437 --> 01:30:17.437
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.