﻿WEBVTT

00:01:26.400 --> 00:06:49.520
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07:22.767 --> 00:07:24.977
می خواستيد با من صحبت کنين دکتر؟

00:07:25.145 --> 00:07:27.563
<i>خانم "فوگلر" رو دیدید خواهر "آلما"؟</i>

00:07:27.689 --> 00:07:28.689
نه، هنوز نه

00:07:28.815 --> 00:07:30.899
<i>بذارید وضعیتش رو براتون توضیح بدم</i>

00:07:31.026 --> 00:07:34.653
<i>و اینکه چرا شما برای مراقبت
از اون استخدام شدید</i>

00:07:35.613 --> 00:07:38.115
<i>همونطور که می دونید خانم فوگلر بازیگره</i>

00:07:38.241 --> 00:07:41.618
<i>"در اواسط آخرین اجراش از نمایش "الکترا</i>
<i>نمایشنامه‌ای از سوفوکل تراژدی نویس بنام]</i>
<i>[یونانی، 409-410 پیش از میلاد</i>

00:07:42.120 --> 00:07:46.332
<i>،ساکت میشه و به اطراف نگاه می کنه
طوری که انگار متعجبه</i>

00:07:46.458 --> 00:07:49.084
<i>بیشتر از یک دقیقه ساکت می مونه</i>

00:08:01.931 --> 00:08:04.516
<i>بعد از اون از همکاراش عذرخواهی می کنه</i>

00:08:04.684 --> 00:08:07.353
<i>میگه که ناگهان احساس کرده
تمایل غریبی به خندیدن داره</i>

00:08:07.687 --> 00:08:09.855
<i>روز بعد از تئاتر تلفن کردن</i>

00:08:10.023 --> 00:08:12.775
<i>که بپرسن آیا جلسه‌ی تمرین رو فراموش کرده؟</i>

00:08:12.901 --> 00:08:16.528
<i>پیشخدمت به اتاقش میره و می بینه
که اون هنوز تو تختخوابه</i>

00:08:16.696 --> 00:08:19.948
<i>بیدار بود، اما به سوال ها جواب نمی داد
و حرکتی نمی کرد</i>

00:08:21.159 --> 00:08:23.952
حالا سه ماهه که این وضعیت ادامه داره

00:08:24.079 --> 00:08:26.830
هر آزمایشی که فکرش رو بشه کرد داده

00:08:27.123 --> 00:08:29.041
:نتیجه روشنه

00:08:29.167 --> 00:08:32.669
،اون کاملاً سالمه
هم از لحاظ ذهنی و هم از لحاظ جسمی

00:08:32.796 --> 00:08:36.507
حتی مسأله‌ی نوعی واکنش هیستریک
هم در میون نیست

00:08:36.633 --> 00:08:39.093
سوالی هست، خواهر آلما؟

00:08:39.552 --> 00:08:43.305
اگه نیست، حالا می تونید برید
خانم فوگلر رو ببینید

00:08:51.356 --> 00:08:53.399
سلام خانم فوگلر

00:08:54.901 --> 00:08:56.860
من خواهر آلما هستم

00:08:56.986 --> 00:09:00.489
من استخدام شدم که یه مدت از شما مراقبت کنم

00:09:02.659 --> 00:09:05.661
شاید باید کمی از خودم براتون بگم

00:09:05.787 --> 00:09:08.414
بیست و پنج سالمه و نامزد کردم

00:09:08.706 --> 00:09:11.875
گواهينامه‌ی پرستاريم رو دو سال پيش گرفتم

00:09:12.877 --> 00:09:15.254
پدر و مادرم بيرون شهر مزرعه دارن

00:09:16.089 --> 00:09:19.633
مادرم هم قبل از اونکه ازدواج کنه پرستار بود

00:09:21.344 --> 00:09:25.097
- باید برم سینی شامتون رو بیارم
جگر سرخ شده و سالاد میوه

00:09:25.306 --> 00:09:27.349
به نظر خوشمزه میاد

00:09:28.101 --> 00:09:32.020
سر تخت رو بیارم بالا؟
همینجوری راحتید؟

00:09:38.611 --> 00:09:42.239
<i>،خواهر آلما
نظر اولیه‌تون چیه؟</i>

00:09:43.199 --> 00:09:45.868
نمی دونم چی بگم دکتر

00:09:46.286 --> 00:09:49.705
،اولش به نظر می رسه صورت مهربونی داره
تقریباً بچه گونه

00:09:49.831 --> 00:09:52.166
...اما بعد که چشمهاش رو می بینی

00:09:52.709 --> 00:09:55.127
توصیف اون خیلی سخته

00:09:56.004 --> 00:09:58.005
...شاید من نباید

00:09:58.131 --> 00:10:00.299
<i>چی می خوای بگی خواهر آلما؟</i>

00:10:00.592 --> 00:10:03.135
داشتم فکر می کردم باید این کار رو قبول نکنم

00:10:03.261 --> 00:10:05.804
<i>چرا؟ چیزی شما رو ترسونده؟</i>

00:10:05.972 --> 00:10:08.056
نه، به هیچ وجه

00:10:08.183 --> 00:10:11.894
اما شاید خانم فوگلر باید
پرستار مسن تری داشته باشه

00:10:12.020 --> 00:10:14.062
کسی با تجربه‌ی بیشتر

00:10:14.189 --> 00:10:17.483
من شاید نتونم از عهده‌اش بر بیام -
<i>عهده‌اش؟ از چه نظر؟ -</i>

00:10:17.609 --> 00:10:19.818
از نظر ذهنی -
<i>ذهنی؟ -</i>

00:10:20.445 --> 00:10:24.281
اگه اون آگاهانه تصمیم گرفته که
حرف نزنه یا حرکت نکنه

00:10:24.407 --> 00:10:26.825
،که مسأله‌ی مد نظره
...با توجه به اینکه سالمه

00:10:26.951 --> 00:10:28.577
<i>خب؟</i>

00:10:28.703 --> 00:10:31.914
پس این نشون دهنده‌ی قدرت بالای ذهنیه

00:10:32.040 --> 00:10:34.041
ممکنه از عهده من خارج باشه

00:10:36.002 --> 00:10:38.712
فکر کردم ممکنه
بخواید غروب آفتاب رو تماشا کنيد

00:10:38.838 --> 00:10:40.881
می تونم بعداً پرده ها را بکشم

00:10:43.843 --> 00:10:45.886
رادیو رو روشن کنم؟

00:10:46.137 --> 00:10:48.388
فکر کنم یه نمایش داره پخش میشه

00:10:50.225 --> 00:10:52.851
<i>منو ببخش عزیزم</i>

00:10:53.311 --> 00:10:56.146
<i>باید منو ببخشی</i>

00:10:56.314 --> 00:11:00.067
<i>تنها چیزی که می خوام بخشش توئه</i>

00:11:01.444 --> 00:11:05.697
به چی می خندین؟
بازیگره خیلی خنده داره؟

00:11:06.366 --> 00:11:10.452
<i>تو از رحم و مروت چی می دونی؟ ها؟</i>

00:11:11.955 --> 00:11:14.456
<i>تو از رحم و مروت چی می دونی؟</i>

00:11:19.462 --> 00:11:22.339
من از این چیزها سر در نمیارم

00:11:23.132 --> 00:11:25.300
از فیلم و تئاتر خیلی لذت می برم

00:11:25.426 --> 00:11:28.053
ولی می ترسم، اغلب نِمیرم

00:11:28.221 --> 00:11:31.223
هنرمندها رو خیلی تحسین می کنم

00:11:31.891 --> 00:11:35.978
فکر می کنم هنر در زندگی خیلی مهمه

00:11:36.104 --> 00:11:40.232
بخصوص برای کسایی که به هر دلیلی
دارن تقلا می کنن

00:11:41.651 --> 00:11:46.321
اما دارم خطر می کنم در مورد همچین
مسائلی با شما حرف می زنم

00:11:46.614 --> 00:11:48.991
بذارید ببینم می تونم موسیقی پیدا کنم

00:11:50.326 --> 00:11:52.077
این خوبه؟

00:11:54.872 --> 00:11:57.165
،پس شب بخیر
خوب بخوابید

00:13:48.403 --> 00:13:50.278
لعنتی

00:13:58.204 --> 00:13:59.913
مسخره است

00:14:00.581 --> 00:14:03.166
...شما می تونید تقریباً هر چیزی رو که می خواید

00:14:03.918 --> 00:14:06.253
و خوشحالتون می کنه انجام بدین...

00:14:09.298 --> 00:14:12.843
من با "کارل هنریک" ازدواج می کنم
و صاحب دو تا بچه میشیم

00:14:12.969 --> 00:14:15.011
که من بزرگ می کنم

00:14:15.972 --> 00:14:19.057
اين تصميم گرفته شده، در درونمه

00:14:19.892 --> 00:14:22.436
حتی لازم نیست بهش فکر کنم

00:14:23.563 --> 00:14:25.814
این یه احساس امنیت فوق العاده‌ست

00:14:26.941 --> 00:14:30.110
من شغلی دارم که دوستش دارم
و ازش لذت می برم

00:14:31.404 --> 00:14:33.113
...اینم چیز خوبیه

00:14:33.865 --> 00:14:35.949
اما به شیوه‌ی دیگه‌ای

00:14:36.826 --> 00:14:38.577
ولی خوبه

00:14:39.078 --> 00:14:40.579
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:14:42.457 --> 00:14:44.082
خوبه

00:14:51.591 --> 00:14:54.676
نميدونم اون واقعاً مشکلش چیه

00:14:57.597 --> 00:14:59.598
"الیزابت فولگر"

00:15:02.497 --> 00:15:03.998
الیزابت

00:16:40.783 --> 00:16:43.702
می خواید نامه رو باز کنم خانم فوگلر؟

00:16:50.751 --> 00:16:52.627
بخونمش؟

00:16:58.509 --> 00:17:00.635
براتون بخونمش؟

00:17:09.145 --> 00:17:10.937
"الیزابت، عزیزترینم"

00:17:11.439 --> 00:17:14.900
از اونجایی که اجازه ندارم ببینمت"
"به جاش برات می نویسم

00:17:15.067 --> 00:17:18.862
اگه نمی خوای نامه‌ام رو بخونی"
"می تونی نادیده‌اش بگیری

00:17:20.740 --> 00:17:25.410
اما من نمی تونم دست از تلاش"
"برای تماس با تو بردارم

00:17:25.578 --> 00:17:28.914
"چون این پرسش مدام عذابم میده"

00:17:29.123 --> 00:17:31.750
"که آیا من به نوعی بهت آسیب رسوندم؟"

00:17:31.876 --> 00:17:34.836
"آیا من ندونسته به شکلی بهت صدمه زدم؟"

00:17:35.713 --> 00:17:39.758
"آیا سوء تفاهمی وحشتناک بین ما وجود داشت؟"

00:17:45.890 --> 00:17:48.350
واقعاً باید ادامه بدم؟

00:17:56.734 --> 00:17:59.945
،تا جایی که من می دونم"
"ما این اواخر خوشبخت بودیم

00:18:00.071 --> 00:18:02.072
"...مطمئناً هیچ وقت تا این اندازه"

00:18:02.782 --> 00:18:04.616
"به هم نزدیک نبودیم..."

00:18:06.160 --> 00:18:08.787
":یادت میاد می گفتی"

00:18:09.080 --> 00:18:11.373
"...تازه دارم می فهمم ' "

00:18:11.499 --> 00:18:13.750
" ' ازدواج یعنی چی؟..."

00:18:13.876 --> 00:18:15.877
"...تو به من یاد دادی ' "

00:18:16.545 --> 00:18:18.630
متوجه نمیشم چی نوشته

00:18:19.465 --> 00:18:22.300
"...تو به من یاد دادی ' "
حالا فهمیدم

00:18:22.677 --> 00:18:26.179
تو به من یاد دادی ' "
"...که ما باید همدیگه رو به شکل

00:18:26.305 --> 00:18:29.224
"...دو تا بچه‌ی مشتاق..."

00:18:29.350 --> 00:18:33.353
سرشار از خیرخواهی و..."
"بهترین نیات ببینیم

00:18:34.063 --> 00:18:35.500
"...اما تحت"

00:18:36.800 --> 00:18:37.890
الان... الان متوجه شدم

00:18:37.900 --> 00:18:42.320
تحت کنترل نیروهایی که تنها تا حدی..."
" ' می تونیم اونها رو کنترل کنیم

00:18:43.030 --> 00:18:45.657
"یادت میاد این حرف ها رو می زدی؟"

00:18:47.118 --> 00:18:49.494
"داشتیم تو جنگل قدم می زدیم"

00:18:49.620 --> 00:18:52.539
"و تو ایستادی و کمربند پالتوم رو گرفتی"

00:19:00.715 --> 00:19:03.675
یه عکس هم همراه نامه هست

00:19:04.510 --> 00:19:08.179
،یه عکس از پسرتون
...نمی دونم اگه

00:19:09.140 --> 00:19:11.224
می خواید ببینیدش خانم فوگلر؟

00:19:13.185 --> 00:19:15.395
خیلی با نمکه

00:19:47.678 --> 00:19:50.597
...الیزابت، فکر نمی کنم دیگه دلیلی داشته باشه

00:19:50.723 --> 00:19:53.141
که اینجا تو بیمارستان بمونی...

00:19:53.350 --> 00:19:55.435
اینجا موندن فقط اذیتت می کنه

00:19:55.561 --> 00:19:57.729
از اونجایی که نمی خوای برگردی خونه

00:19:57.855 --> 00:20:00.023
...پیشنهاد می کنم همراه خواهر آلما به

00:20:00.149 --> 00:20:02.233
خونه‌ی تابستونی من در کنار دریا برید...

00:20:04.403 --> 00:20:06.738
فکر می کنی متوجه نمیشم؟

00:20:07.239 --> 00:20:10.033
رویای ناامیدانه‌ی بودن

00:20:10.159 --> 00:20:12.452
،نه به نظر رسیدن
بلکه بودن

00:20:14.580 --> 00:20:18.500
آگاه و بیدار در هر لحظه

00:20:19.752 --> 00:20:22.921
همزمان، شکاف بین اون چیزی
...که از نظر دیگران هستی

00:20:23.089 --> 00:20:25.131
با اون چیزی که از نظر خودت هستی...

00:20:25.257 --> 00:20:28.510
...احساس سرگیجه و اشتیاق مداوم

00:20:28.636 --> 00:20:31.262
به برداشتن نقاب، یک بار برای همیشه...

00:20:32.056 --> 00:20:35.433
،به دیده شدن درون واقعی‌ات
تنزل پیدا کردن...

00:20:36.227 --> 00:20:38.436
شاید حتی نابود شدن

00:20:39.897 --> 00:20:43.399
،هر تُن صدایی یه دروغه
هر حرکت و اشاره ای کذبه

00:20:43.526 --> 00:20:45.568
و هر لبخندی یه شکلکه

00:20:46.612 --> 00:20:48.863
اقدام به خودکشی؟

00:20:49.323 --> 00:20:52.117
نه، خیلی زننده‌ست

00:20:53.202 --> 00:20:55.286
آدم همچین کارهایی نمی کنه

00:20:55.412 --> 00:20:58.790
اما می تونی از حرکت کردن
یا حرف زدن امتناع کنی

00:20:59.041 --> 00:21:01.167
در اونصورت حداقل دروغ نمیگی

00:21:01.293 --> 00:21:04.712
می تونی از بقیه جدا شی
و خودت رو حبس کنی

00:21:04.839 --> 00:21:07.048
...اونوقت دیگه مجبور نیستی نقش بازی کنی

00:21:07.174 --> 00:21:10.093
نقاب به صورت بزنی...
و اداهای ساختگی در بیاری

00:21:10.219 --> 00:21:12.220
...پس ممکنه فکر کنی

00:21:12.888 --> 00:21:15.140
اما حقیقت بهت نیرنگ های کثیفی می زنه...

00:21:15.558 --> 00:21:18.476
مخفیگاهت به اندازه‌ی کافی نفوذ ناپذیر نیست

00:21:18.644 --> 00:21:21.479
زندگی از هر جهت بهش رسوخ می کنه

00:21:24.775 --> 00:21:26.901
مجبوری عکس العمل نشون بدی

00:21:28.112 --> 00:21:31.239
...هیچکی نمی پرسه این واکنش اصیله یا نه

00:21:31.365 --> 00:21:34.075
داری دروغ میگی یا راست میگی...

00:21:34.201 --> 00:21:37.287
همچین سوالهایی فقط در تئاتر اهمیت دارن

00:21:37.413 --> 00:21:39.455
حتی اونجا هم به ندرت مهم‌اند

00:21:40.749 --> 00:21:42.834
من درکت می کنم الیزابت

00:21:42.960 --> 00:21:46.087
...می فهمم که حرف نمی زنی و حرکت نمی کنی

00:21:46.672 --> 00:21:50.675
اینکه این بی تفاوتی رو به ساختار...
فوق العاده ای تبدیل کردی

00:21:51.552 --> 00:21:54.012
می فهمم و تحسینت می کنم

00:21:55.306 --> 00:21:59.350
فکر می کنم باید این نقش رو تا آخرش بازی کنی

00:22:00.060 --> 00:22:02.437
تا وقتی که دیگه جالب نباشه

00:22:02.563 --> 00:22:06.191
،بعد می تونی رهاش کنی
...همونطور که در نهایت

00:22:07.026 --> 00:22:09.152
همه‌ی نقش های دیگه‌ات رو رها می کنی...

00:22:13.365 --> 00:22:16.492
<i>بدین ترتیب در پایان تابستان
...خانم فوگلر و خواهر آلما</i>

00:22:16.619 --> 00:22:19.037
<i>به خانه‌ی تابستانی دکتر میروند...</i>

00:22:19.205 --> 00:22:23.249
<i>اقامت در کنار دریا به خوبی
به بازیگر می سازد</i>

00:22:23.918 --> 00:22:26.252
<i>...بی تفاوتی ویرانگر او در بیمارستان</i>

00:22:26.378 --> 00:22:29.255
<i>،با پیاده روی های طولانی...
...گردش های ماهیگیری بیرون شهر</i>

00:22:29.381 --> 00:22:32.467
<i>آشپزی، نامه نوشتن و سایر تفریحات...
از بین می رود</i>

00:22:33.385 --> 00:22:36.221
<i>خواهر آلما از انزوای
منطقه روستایی لذت می برد</i>

00:22:36.347 --> 00:22:39.390
<i>و با نهایت توجه از بیمارش مراقب می کند</i>

00:23:21.433 --> 00:23:24.769
نمی دونی مقایسه کردن دست ها بد شانسی میاره؟

00:23:43.330 --> 00:23:45.248
<i>...الیزابت</i>

00:23:45.374 --> 00:23:47.834
<i>ممکنه یه چیزی رو از کتابم برات بخونم؟</i>

00:23:47.960 --> 00:23:49.919
<i>یا اینکه مزاحمت میشم؟</i>

00:23:50.045 --> 00:23:51.754
<i>:چیزی که نوشته اینه</i>

00:23:51.880 --> 00:23:54.590
<i>"تمامی اضطرابی که در درونمان متحمل می شویم"</i>

00:23:54.967 --> 00:23:58.970
<i>،تمامی رویاهای منع شده‌مان"
"بی رحمی غیر قابل توضیحمان</i>

00:23:59.096 --> 00:24:01.306
<i>"ترسمان از انقراض"</i>

00:24:01.557 --> 00:24:04.517
<i>"و بینش دردناکمان نسبت به شرایط زندگی زمینی"</i>

00:24:05.227 --> 00:24:10.648
به آرامی امیدمان به یک رستگاری آنجهانی"
"را شکل داده اند

00:24:11.191 --> 00:24:13.985
"...فریاد عظیم ایمان ما و تردیدمان‌"

00:24:14.153 --> 00:24:16.279
"...بر علیه تاریکی و سکوت..."

00:24:16.405 --> 00:24:20.241
"...وحشت آورترین گواه متروک بودنمان..."

00:24:20.367 --> 00:24:23.494
"و دانش ناگفته‌ی ما از آن است..."

00:24:25.539 --> 00:24:27.832
فکر می کنی درسته؟

00:24:31.837 --> 00:24:34.005
من که گمون نمی کنم

00:24:35.174 --> 00:24:38.843
...عوض شدن
ولی من خیلی تنبلم

00:24:39.261 --> 00:24:41.596
در موردش هم احساس گناه می کنم

00:24:41.722 --> 00:24:44.098
،کارل هنریک سرزنشم می کنه
میگه بلندپروازی ندارم

00:24:44.224 --> 00:24:46.434
میگه مثل خوابگردها دور خودم می چرخم

00:24:46.560 --> 00:24:48.394
فکر می کنم این منصفانه نیست

00:24:48.520 --> 00:24:51.064
من با بالاترین نمره تو کلاسم
فارغ التحصیل شدم

00:24:51.190 --> 00:24:53.441
اما شاید منظور دیگه ای داشته باشه

00:24:56.153 --> 00:24:58.654
...می دونی
اُه، ببخشید

00:24:58.781 --> 00:25:01.532
می دونی بعضی وقتها چی فکر می کنم؟

00:25:02.159 --> 00:25:04.577
...تو بیمارستانی که امتحاناتم رو دادم

00:25:04.703 --> 00:25:06.871
اقامتگاهی برای پرستارهای سالمند هست...

00:25:06.997 --> 00:25:10.500
کسایی که همه‌ی عمرشون پرستار بودن
...و برای کارشون زندگی کردن

00:25:10.626 --> 00:25:12.960
و همیشه یونیفرم به تن داشتن...

00:25:13.087 --> 00:25:15.171
اونها اونجا تو اتاقهای کوچیکشون زندگی می کنن

00:25:15.297 --> 00:25:18.174
فکرش رو بکن آدم به چیزی اینقدر
...راسخانه اعتقاد داشته باشه

00:25:18.300 --> 00:25:20.218
که کل زندگیش رو وقف اون کنه...

00:25:20.344 --> 00:25:23.304
چيزی برای معتقد بودن داشتن، کاری کردن

00:25:23.430 --> 00:25:26.224
باور داشتن به اینکه زندگی‌ات معنایی داره

00:25:26.392 --> 00:25:28.101
من اینطوری دوست دارم

00:25:28.602 --> 00:25:31.729
،اینکه محکم به چیزی بچسبی
مهم نیست چی باشه

00:25:31.855 --> 00:25:33.773
من فکر می کنم باید اینجوری باشه

00:25:33.899 --> 00:25:36.734
اینکه برای آدم های دیگه معنایی داشته باشی

00:25:36.902 --> 00:25:38.986
موافق نیستی؟

00:25:42.950 --> 00:25:46.536
می دونم بچه گونه به نظر میاد
ولی من بهش اعتقاد دارم

00:25:48.080 --> 00:25:50.415
عجب بارون شدیدی

00:25:51.834 --> 00:25:54.627
اُه آره، ازدواج کرده بود

00:25:54.920 --> 00:25:57.296
پنج سال با هم رابطه داشتیم

00:25:57.423 --> 00:26:00.007
بعد ازش خسته شد، البته

00:26:00.426 --> 00:26:04.053
،من شدیداً عاشق شده بودم
اون اولین عشقم بود

00:26:04.430 --> 00:26:07.640
همه‌اش رو مثل یه عذاب طولانی به یاد میارم

00:26:09.184 --> 00:26:12.478
،دوره های طولانی رنج
...و لحظه های کوتاهی که

00:26:13.981 --> 00:26:17.024
حالا که سیگار کشیدن رو یادم دادی
به خاطرم اومد

00:26:17.151 --> 00:26:19.152
اون مدام سیگار می کشید

00:26:19.820 --> 00:26:22.238
الان که بهش نگاه می کنم
همه‌اش خیلی ملال آور به نظر میاد

00:26:22.364 --> 00:26:24.615
مثل یه "رمان کیلویی" ده سنتی واقعی
<i>نوعی کتاب‌های داستانی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل]
[قرن بیستم در آمریکا به قیمت حدود ده سنت به فروش می‌ رفت</i>

00:26:26.660 --> 00:26:29.954
به طرز عجیبی هیچ وقت کاملاً واقعی نبود

00:26:31.039 --> 00:26:33.624
نمی دونم چطوری توضیحش بدم

00:26:34.042 --> 00:26:36.961
لااقل من هیچوقت برای اون واقعی نبودم

00:26:38.130 --> 00:26:41.174
اما درد و رنجم واقعی بود؛
مطمئناً همینطور بود

00:26:42.759 --> 00:26:45.803
...اما به شکل ناخوشایندی اینا همه‌اش به نوعی

00:26:45.929 --> 00:26:48.014
بخشی از اون رابطه بود...

00:26:48.140 --> 00:26:50.892
انگار قرار بود همینجوری باشه

00:26:51.768 --> 00:26:54.437
حتی چیزهایی که به همدیگه می گفتیم

00:27:01.320 --> 00:27:04.697
خیلی ها بهم گفته‌ان که شنونده‌ی خوبی هستم

00:27:04.823 --> 00:27:06.657
خنده دار نیست؟

00:27:06.783 --> 00:27:09.577
هیچکس هیچوقت به خودش زحمت نداده
بهم گوش کنه

00:27:09.703 --> 00:27:12.663
،مثل تو که الان داری اینکار رو می کنی
واقعاً داری گوش میدی

00:27:12.831 --> 00:27:16.667
فکر کنم تو اولین کسی هستی که تابحال
به حرفهای من گوش کرده

00:27:16.835 --> 00:27:19.003
به هیچ وجه نمی تونه جالب باشه

00:27:19.171 --> 00:27:21.464
به جاش می تونی یه کتاب خوب بخونی

00:27:21.590 --> 00:27:24.175
،یه بند دارم حرف می زنم
امیدوارم نرنجونده باشمت

00:27:24.760 --> 00:27:28.638
حرف زدن حس خیلی خوبی میده
یه حس صمیمی و خوشایند

00:27:28.764 --> 00:27:32.099
هیچوقت تو کل زندگیم همچین احساسی نکرده بودم

00:27:34.353 --> 00:27:36.354
همیشه دلم می خواست یه خواهر داشته باشم

00:27:36.480 --> 00:27:39.065
،کلی برادر دارم
هفت تا

00:27:39.191 --> 00:27:41.275
عجیبه، نه؟
آخر از همه من به دنیا اومدم

00:27:41.401 --> 00:27:44.904
یادمه تمام عمرم دور و برم پر از پسر بود

00:27:45.697 --> 00:27:47.698
اما از پسرها خوشم میاد

00:27:48.158 --> 00:27:50.034
...البته مطمئنم تو اینو از روی این همه

00:27:50.160 --> 00:27:53.079
تجربیاتت به عنوان بازیگر می دونی...

00:27:53.622 --> 00:27:56.290
خیلی از کارل هنریک خوشم میاد

00:27:56.917 --> 00:27:59.877
اما آدم فقط یه بار واقعاً عاشق میشه

00:28:00.003 --> 00:28:02.046
بهش وفادارم

00:28:02.172 --> 00:28:06.175
می تونم بگم تو حرفه‌ی ما فرصت های
دیگه‌ای هم پیش میاد

00:28:09.221 --> 00:28:12.765
یه دفعه کارل هنریک و من یه خونه روستایی
کنار دریا اجاره کرده بودیم

00:28:13.100 --> 00:28:16.269
ماه ژوئن بود و ما کاملاً تنها بودیم

00:28:17.771 --> 00:28:20.189
یه روز وقتی کارل هنریک رفته بود شهر

00:28:20.315 --> 00:28:22.525
تنهایی رفتم ساحل

00:28:22.901 --> 00:28:25.528
روز گرم و دلپذیری بود

00:28:27.322 --> 00:28:29.865
یه دختر دیگه هم اونجا بود

00:28:29.992 --> 00:28:32.952
از یه جزیره دیگه تا اونجا پارو زده بود

00:28:33.078 --> 00:28:36.747
چون ساحل ما آفتابی تر و دنج تر بود

00:28:38.125 --> 00:28:41.919
،اونجا کنار هم دراز کشیده بودیم و حمام آفتاب می گرفتیم
کاملاً لخت بودیم

00:28:42.254 --> 00:28:46.132
.هر از گاهی یه چرتی هم می زدیم
به خودمون لوسیون ضد آفتاب زده بودیم

00:28:47.759 --> 00:28:51.679
از اون کلاه حصیری های ارزون قیمت هم
گذاشته بودیم سرمون، می دونی که؟

00:28:52.931 --> 00:28:55.850
من دور کلاه خودم يه روبان آبی بسته بودم

00:28:58.312 --> 00:29:01.480
...اونجا دراز کشیده بودم و از زیر کلاهم زیرچشمی

00:29:01.773 --> 00:29:05.776
منظره و دریا و خورشید رو نگاه می کردم...

00:29:06.111 --> 00:29:08.154
یه جورایی سرگرم کننده بود

00:29:13.785 --> 00:29:18.080
یکدفعه دو نفر رو دیدم که رو صخره های
بالا سرمون با عجله در حرکتند

00:29:20.125 --> 00:29:22.877
اونها قایم شدن و شروع کردن
دزدکی به ما نگاه کردن

00:29:23.962 --> 00:29:27.006
به اون دختره گفتم: "دو تا پسر اون بالان
"و دارن نگاهمون می کنن

00:29:27.132 --> 00:29:29.133
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:29:30.135 --> 00:29:34.138
"اون گفت: "بذار نگاه کنن
برگشت و به پشت خوابید

00:29:35.557 --> 00:29:38.142
احساس عجیبی بود

00:29:38.644 --> 00:29:41.604
می خواستم بلند شم و لباسم رو بپوشم

00:29:41.730 --> 00:29:44.148
...اما همون جا دمر در حالی که

00:29:44.316 --> 00:29:46.442
پشتم رو به آسمون بود دراز کشیدم...

00:29:46.568 --> 00:29:49.987
،به هیچ وجه خجالت زده نبودم
کاملاً آروم بودم

00:29:52.658 --> 00:29:55.576
...تموم مدت کاترینا هم اونجا کنارم با پستون ها

00:29:55.702 --> 00:29:58.704
و رون های چاقش دراز کشیده بود...

00:29:59.247 --> 00:30:02.667
فقط اونجا دراز کشیده بود
و آروم می خندید

00:30:05.671 --> 00:30:07.880
دیدم پسرها نزدیکتر شدن

00:30:08.006 --> 00:30:11.092
اونجا وایساده بودن و ما رو نگاه می کردن

00:30:12.094 --> 00:30:14.887
متوجه شدم خیلی جوون‌اند

00:30:16.264 --> 00:30:20.184
- بعد یکیشون - اونی که با دل و جرأت تر بود

00:30:20.977 --> 00:30:24.814
اومد و نزدیک کاترینا به حالت چمباتمه نشست رو زمین

00:30:25.524 --> 00:30:30.152
وانمود می کرد مشغول بازی کردن با انگشت های پاشه

00:30:32.864 --> 00:30:35.074
خیلی حس عجیبی داشتم

00:30:37.411 --> 00:30:40.037
:یه دفعه شنیدم کاترینا گفت

00:30:40.580 --> 00:30:43.958
"هی تو، چرا نمیای اینجا؟"

00:30:44.876 --> 00:30:46.877
بعد دستش رو گرفت

00:30:47.045 --> 00:30:49.463
و کمکش کرد شلوار و پیراهنشو در بیاره

00:30:49.589 --> 00:30:51.882
بعدش یه دفعه پسره روی کاترینا بود

00:30:52.676 --> 00:30:56.178
کاترینا دستهاش رو گذاشته بود پشت اون و
به خودش فشارش میداد

00:30:57.764 --> 00:31:00.891
اون یکی پسره فقط نشسته بود رو
تپه و نگاه می کرد

00:31:02.060 --> 00:31:05.896
شنیدم کاترینا تو گوش پسره یه چیزی
زمزمه کرد و خندیدن

00:31:07.065 --> 00:31:10.067
صورت پسره دقیقاً کنار صورت من بود

00:31:10.902 --> 00:31:13.654
قرمز شده بود و پف کرده بود

00:31:16.491 --> 00:31:18.701
:يه دفعه من برگشتم و گفتم

00:31:18.827 --> 00:31:21.454
"نمی خوای بیای پیش من؟"

00:31:22.289 --> 00:31:25.166
"کاترینا هم گفت: "حالا برو پیش اون

00:31:25.333 --> 00:31:27.501
...اون از روی کاترینا بلند شد

00:31:27.919 --> 00:31:30.796
،و افتاد روی من...
کاملاً راست کرده بود

00:31:30.922 --> 00:31:32.965
سینه هام رو چنگ می زد

00:31:33.091 --> 00:31:35.092
خیلی درد داشت

00:31:37.012 --> 00:31:39.764
یه جورایی آماده بودم و
تقریباً بلافاصله ارضا شدم

00:31:39.890 --> 00:31:41.766
باور می کنی؟

00:31:42.309 --> 00:31:47.062
می خواستم بهش بگم مواظب باش حامله‌ام نکنی

00:31:47.189 --> 00:31:49.398
که یه دفعه آبش اومد

00:31:50.150 --> 00:31:53.068
طوری حسش کردم که هیچوقت
قبلاً تجربه نکرده بودم

00:31:53.445 --> 00:31:56.447
اونجوری که اون اسپرم هاش رو پاشید توی من

00:31:56.948 --> 00:31:59.992
شونه هام رو محکم گرفت و خم شد به عقب

00:32:00.118 --> 00:32:02.453
چند بار ارضا شدم

00:32:05.874 --> 00:32:08.250
،کاترینا به پهلو دراز کشیده بود
...تماشا می کرد

00:32:08.376 --> 00:32:10.920
و اونو از پشت گرفته بود...

00:32:13.298 --> 00:32:16.509
...بعد از اینکه ارضا شد، کاترینا در آغوشش گرفت

00:32:16.635 --> 00:32:19.261
و از دست های اون برای...
ارضا شدن خودش استفاده کرد

00:32:20.013 --> 00:32:21.639
...وقتی کاترینا ارضا شد

00:32:21.807 --> 00:32:24.016
مثل یه روح جیغ کشید...

00:32:29.981 --> 00:32:33.067
بعد هر سه تامون شروع کردیم به خندیدن

00:32:33.193 --> 00:32:36.862
اون یکی پسره رو که روی تپه
نشسته بود صدا زدیم

00:32:36.988 --> 00:32:38.989
اسمش "پیتر" بود

00:32:43.203 --> 00:32:45.329
،اومد پایین
کاملاً گیج شده بود

00:32:45.455 --> 00:32:47.748
و با اینکه آفتاب تو آسمون بود داشت می لرزید

00:32:50.377 --> 00:32:54.213
کاترینا دکمه های شلوارش رو باز کرد
و شروع کرد به بازی کردن با اون

00:32:55.423 --> 00:32:58.676
و وقتی آبش اومد
کاترینا همه‌اش رو خورد

00:32:59.928 --> 00:33:02.680
اون خم شد و پشت کاترینا رو بوسید

00:33:03.431 --> 00:33:06.267
کاترینا برگشت و سر پیتر رو گرفت تو دستهاش

00:33:06.393 --> 00:33:08.102
و سینه هاش رو می مالید به اون

00:33:08.228 --> 00:33:12.231
اون یکی پسره دوباره اینقدر تحریک شد
که من و اون هم از اول شروع کردیم

00:33:13.358 --> 00:33:15.526
درست به خوبی دفعه‌ی قبل بود

00:33:18.488 --> 00:33:21.156
بعدش رفتیم شنا و از هم جدا شدیم

00:33:21.283 --> 00:33:25.119
وقتی رسیدم خونه کارل هنریک
از شهر برگشته بود

00:33:27.789 --> 00:33:31.542
شام خوردیم و یه کم از شراب قرمزی
که خریده بود نوشیدیم

00:33:33.920 --> 00:33:35.963
بعدش سکس کردیم

00:33:36.965 --> 00:33:40.467
،هیچوقت به اون خوبی نبود
چه قبل و چه بعد از اون

00:33:40.719 --> 00:33:42.219
می تونی بفهمی؟

00:33:42.971 --> 00:33:45.806
نهایتاً من باردار شدم البته

00:33:47.267 --> 00:33:49.393
...کارل هنریک که پزشکی می خوند

00:33:49.519 --> 00:33:53.564
منو برد پیش یکی از دوستای قابل اعتمادش...
و بچه رو سقط کردم

00:33:53.899 --> 00:33:57.735
جفتمون خلاص شدیم
هیچ کدوم بچه نمی خواستیم

00:33:58.111 --> 00:34:00.404
در هر حال اون موقع نمی خواستیم

00:34:06.828 --> 00:34:09.246
اصلاً معنی نداره

00:34:09.998 --> 00:34:12.499
هیچی جور در نمیاد

00:34:13.460 --> 00:34:16.629
اینکه برای چیزهای کوچیک
احساس عذاب وجدان کنی

00:34:16.755 --> 00:34:18.756
متوجه منظورم میشی؟

00:34:18.924 --> 00:34:22.176
پس تکلیف همه‌ی اون چیزهایی که تصمیم گرفته بودی
انجام بدی چی میشه؟

00:34:22.302 --> 00:34:25.095
دیگه مجبور نیستی انجامشون بدی؟

00:34:26.765 --> 00:34:28.724
...ممکنه یه نفر باشی

00:34:28.850 --> 00:34:31.852
و دقیقاً همزمان همون نفر باشی؟...

00:34:31.978 --> 00:34:34.021
منظورم دو نفره؟

00:34:34.147 --> 00:34:36.315
!خدایا، چقدر ابلهم

00:34:36.650 --> 00:34:39.944
در هر صورت دلیلی برای
های های گریه کردن وجود نداره

00:34:40.862 --> 00:34:43.280
یه دستمال بردارم

00:35:04.761 --> 00:35:06.720
تقریباً صبح شده

00:35:07.722 --> 00:35:10.099
هنوز داره بارون می باره

00:35:16.815 --> 00:35:19.441
یه بند داشتم حرف می زدم

00:35:19.567 --> 00:35:21.652
تو هم فقط گوش کردی

00:35:21.778 --> 00:35:23.570
چقدر برات حوصله سر بر بوده

00:35:23.697 --> 00:35:26.699
چی ممکن بود از زندگی من برای تو جالب باشه

00:35:27.367 --> 00:35:29.660
آدمها باید مثل تو باشن

00:35:31.121 --> 00:35:33.205
...می دونی چی فکر می کردم

00:35:33.331 --> 00:35:36.000
بعد از اینکه یه شب رفتم...
دیدن یکی از فیلمهات؟

00:35:36.167 --> 00:35:39.003
وقتی برگشتم خونه و تو آینه نگاه کردم
...فکر کردم

00:35:39.129 --> 00:35:41.130
ما شبیه همدیگه ایم...

00:35:42.132 --> 00:35:44.550
،منظورم رو اشتباه نگیری
تو خیلی از من خوشگلتری

00:35:44.676 --> 00:35:46.677
اما یه جورایی شبیه هم هستیم

00:35:46.845 --> 00:35:51.098
فکر می کنم اگه واقعاً تلاش کنم می تونم
به تو تبدیل بشم

00:35:51.516 --> 00:35:53.517
منظورم از درونه

00:35:55.353 --> 00:35:58.522
تو هم می تونی من باشی، درست همونطوری

00:35:59.816 --> 00:36:02.276
...هرچند روحت خیلی بزرگه

00:36:02.402 --> 00:36:04.862
و از همه جا می زنه بیرون...

00:36:08.324 --> 00:36:10.367
<i>...برو به رختخواب</i>

00:36:10.493 --> 00:36:13.203
<i>وگرنه همینجا سر میز خوابت می بره</i>

00:36:26.718 --> 00:36:29.261
دیگه باید برم به رختخواب

00:36:29.512 --> 00:36:31.722
وگرنه سر میز خوابم می بره

00:36:31.890 --> 00:36:34.266
که چندان راحت نیست

00:36:38.063 --> 00:36:39.563
شب بخیر

00:39:40.036 --> 00:39:41.745
الیزابت

00:39:44.457 --> 00:39:46.917
تو دیشب با من حرف زدی؟

00:40:18.366 --> 00:40:20.951
دیشب تو اتاق من بودی؟

00:41:03.536 --> 00:41:05.871
نامه تو رو هم ببرم؟

00:41:07.206 --> 00:41:09.082
بذار مزه‌اش کنم

00:41:11.002 --> 00:41:12.461
می بینمت

00:42:19.320 --> 00:42:22.280
،دوست عزیزم"
"می تونم برای همیشه اینجوری زندگی کنم

00:42:22.407 --> 00:42:25.367
"سکوت، انزوا، کاستن از نیازهام"

00:42:25.493 --> 00:42:29.413
حس کردن اینکه روح ضربه خورده‌ام سرانجام"
"شروع کرده به قد راست کردن

00:42:34.752 --> 00:42:38.088
"آلما به موثرترين شکل ممکن لوسم می کنه"

00:42:40.133 --> 00:42:44.094
فکر می کنم واقعاً از اینجا بودن لذت می بره"
"و خیلی با من انس گرفته

00:42:44.220 --> 00:42:48.181
شاید حتی به شکل جذاب و ناخودآگاهی"
"یه کم عاشقم شده

00:42:48.307 --> 00:42:51.935
در هر صورت، مطالعه حالاتش"
"خیلی سرگرم کننده‌ست

00:43:01.195 --> 00:43:04.197
بعضی وقت ها به خاطر گناهان"
"گذشته‌اش گریه می کنه

00:43:04.323 --> 00:43:07.409
یه عیاشی با یه پسر غریبه و"
"سقط جنین متعاقب اون

00:43:07.535 --> 00:43:10.328
...از این شکایت داره که"

00:43:10.455 --> 00:43:13.206
"تصوراتش از زندگی با اعمالش جور در نمیان...

00:48:57.635 --> 00:48:59.803
می بینم که داری نمایش نامه می خونی

00:49:00.262 --> 00:49:03.598
،نشونه‌ی خوبیه
به دکتر میگم

00:49:06.936 --> 00:49:09.020
فکر می کنی به زودی از اینجا بریم؟

00:49:09.146 --> 00:49:11.356
دلم داره برای شهر تنگ میشه

00:49:11.857 --> 00:49:13.566
تو چطور؟

00:49:29.250 --> 00:49:32.293
دوست داری یه کاری کنی که واقعاً خوشحالم کنه؟

00:49:33.504 --> 00:49:37.173
می دونم خواهش بزرگیه
اما الان می تونم از کمکت استفاده کنم

00:49:37.716 --> 00:49:39.300
چیز خطرناکی نیست

00:49:39.426 --> 00:49:42.178
ولی واقعاً دلم میخواد
باهام حرف بزنی

00:49:42.304 --> 00:49:44.514
لازم نیست چیز خاصی باشه

00:49:44.682 --> 00:49:48.184
،می تونیم راجع به هر چیزی صحبت کنیم
اینکه ناهار چی بخوریم

00:49:48.310 --> 00:49:50.937
الان بعد از توفان آب سرده یا نه

00:49:51.063 --> 00:49:53.523
آیا هوا برای شنا کردن خیلی سرده

00:49:53.691 --> 00:49:56.776
...فقط چند دقیقه ای صحبت کنیم
یک دقیقه

00:49:56.902 --> 00:49:59.195
می تونی از رو کتابت برام بخونی

00:49:59.363 --> 00:50:00.780
فقط چند تا کلمه بگو

00:50:03.742 --> 00:50:05.869
باید سعی کنم عصبانی نشم

00:50:06.036 --> 00:50:08.162
به خودت مربوطه که می خوای ساکت باشی

00:50:08.289 --> 00:50:11.291
اما من الان احتیاج دارم که باهام حرف بزنی

00:50:13.919 --> 00:50:15.753
...حتی نمی تونی

00:50:15.880 --> 00:50:17.422
یک کلمه بگی؟...

00:50:20.050 --> 00:50:22.135
می دونم که قبول نمی کنی

00:50:23.345 --> 00:50:25.555
نمی تونی بفهمی چه احساسی دارم

00:50:27.182 --> 00:50:29.559
...همیشه فکر می کردم هنرمندهای بزرگ

00:50:29.727 --> 00:50:32.645
احساس همدردی زیادی نسبت به بقیه مردم دارن...

00:50:33.355 --> 00:50:36.107
...که ناشی از دلسوزی فراوان

00:50:36.233 --> 00:50:38.234
و نیاز به کمک کردنه...

00:50:38.402 --> 00:50:40.403
چقدر احمق بودم

00:50:44.074 --> 00:50:46.951
تو از من استفاده کردی
برای چی، نمی دونم

00:50:47.077 --> 00:50:50.580
حالا که دیگه بهم احتیاج نداری
من رو می اندازی دور

00:50:50.706 --> 00:50:54.417
آره، کاملاً متوجه‌ام چقدر جعلی به نظر میاد

00:50:54.543 --> 00:50:57.003
تو از من استفاده کردی و الان"
"داری میندازی‌ام دور

00:50:57.129 --> 00:51:00.256
اما واقعیه، هر کلمه‌اش
!همینطور این عینک

00:51:09.266 --> 00:51:11.267
بدجوری بهم آسیب زدی

00:51:12.061 --> 00:51:14.729
پشت سرم داشتی بهم می خندیدی

00:51:16.607 --> 00:51:19.067
نامه ای رو که برای دکتر نوشته بودی خوندم

00:51:19.193 --> 00:51:23.279
نامه بسته نبود و من همه چی رو خوندم

00:51:25.240 --> 00:51:27.492
تو وادارم کردی صحبت کنم

00:51:27.618 --> 00:51:29.953
و چیزهایی رو که هیچوقت
به کسی نگفته بودم بهت بگم

00:51:30.079 --> 00:51:33.206
،بعدش برداشتی فرستادیشون برای یکی دیگه
مورد عالی مطالعه، ها؟

00:51:33.332 --> 00:51:34.916
...تو نمی

00:51:35.167 --> 00:51:37.168
حالا دیگه حرف می زنی

00:51:37.294 --> 00:51:40.546
...اگه چیزی برای گفتن داری
خدای من

00:51:53.811 --> 00:51:55.478
نه نکن

00:52:07.366 --> 00:52:09.826
یه لحظه ترسیدی، نه؟

00:52:11.662 --> 00:52:15.540
برای یه ثانیه واقعاً ترسیدی، نه؟

00:52:16.125 --> 00:52:18.668
یه ترس حقیقی از مرگ، ها؟

00:52:19.253 --> 00:52:21.838
"فکر کردی "آلما دیوونه شده

00:52:22.006 --> 00:52:24.590
تو واقعاً چه جور آدمی هستی؟

00:52:25.467 --> 00:52:29.053
...،یا شایدم فقط فکر کردی "من این صورت رو به یاد میارم

00:52:29.179 --> 00:52:31.889
"این لحن صدا رو، این حالت چهره رو...

00:52:32.016 --> 00:52:34.517
چیزی بهت میدم که فراموش نکنی

00:52:56.373 --> 00:52:58.207
داری می خندی، آره؟

00:52:59.960 --> 00:53:02.378
اوضاع برای من به این سادگی نیست

00:53:02.921 --> 00:53:04.881
خیلی هم خنده دار نیست

00:53:05.966 --> 00:53:08.217
اما تو هميشه می خندی

00:54:33.554 --> 00:54:35.805
بايد اينطوری باشه؟

00:54:38.559 --> 00:54:42.687
،واقعاً اینقدر مهمه که آدم دروغ نگه
...همیشه راستش رو بگه

00:54:42.813 --> 00:54:45.148
با لحن صادقانه صحبت کنه؟

00:54:46.150 --> 00:54:49.485
واقعاً آدم می تونه بدون
ور ور کردن زندگی کنه؟

00:54:49.653 --> 00:54:53.698
بدون دروغ گفتن و بهونه تراشی
و طفره رفتن؟

00:54:54.992 --> 00:54:57.577
...بهتر نیست فقط خودت رو راحت کنی و

00:54:57.703 --> 00:55:00.538
نادون و سرسری و متقلب باشی؟...

00:55:02.291 --> 00:55:06.502
شاید بهتر باشه آدم خودش رو راحت بذاره
تا همونی که هست باشه

00:55:10.340 --> 00:55:12.341
نه، تو نمی فهمی

00:55:13.427 --> 00:55:15.178
تو نمی فهمی دارم چی میگم

00:55:15.345 --> 00:55:17.388
نمیشه روی آدمی مثل تو تأثیر گذاشت

00:55:17.514 --> 00:55:19.473
دکتر گفت تو از نظر ذهنی سالمی

00:55:19.600 --> 00:55:21.684
اما تردید دارم دیوونگی‌ات
از بدترین نوع نباشه

00:55:21.852 --> 00:55:23.519
تو نقش سالم بودن رو بازی می کنی

00:55:23.687 --> 00:55:26.189
و بدترین چیز اینه که همه هم باور می کنن

00:55:26.315 --> 00:55:29.525
،به جز من
چون من می دونم تو چقدر فاسدی

00:55:35.908 --> 00:55:37.700
خدایا، چی کار دارم می کنم؟

00:55:39.508 --> 00:55:40.600
الیزابت

00:55:41.205 --> 00:55:43.331
اليزابت، منو ببخش

00:55:43.457 --> 00:55:45.416
دارم مثل یه احمق رفتار می کنم

00:55:45.542 --> 00:55:49.170
،نمی دونم چی به سرم اومده
من اینجا هستم که به تو کمک کنم

00:55:49.296 --> 00:55:51.881
تقصیر اون نامه‌ی وحشتناکه

00:55:52.090 --> 00:55:54.050
خیلی ناامید شدم

00:55:54.218 --> 00:55:57.637
تو ازم خواستی در مورد خودم حرف بزنم

00:55:58.222 --> 00:56:00.848
،احساس خیلی خوبی داشت
خیلی مهربون و با ملاحظه به نظر می‌اومدی

00:56:00.974 --> 00:56:03.059
زیاد خورده بودم

00:56:03.227 --> 00:56:05.686
خیلی حس خوبی داشت که درباره‌ی
همه‌ چی صحبت کنم

00:56:05.812 --> 00:56:08.147
...گمون می کردم مورد تحسینم

00:56:08.273 --> 00:56:11.734
که بازیگر بزرگی مثل تو به خودش...
زحمت میده به حرفهام گوش کنه

00:56:11.902 --> 00:56:14.487
...حتی فکر کردم چه خوب میشه

00:56:14.613 --> 00:56:16.906
اگه حرفهایی که زدم یه جایی بدردت بخوره...

00:56:17.407 --> 00:56:20.910
اما افتضاح بود، نه؟
خودنمایی محض

00:56:21.078 --> 00:56:24.080
،الیزابت
ازت میخوام منو ببخشی

00:56:24.248 --> 00:56:27.458
من خیلی دوستت دارم
تو برام خیلی با ارزشی

00:56:27.584 --> 00:56:29.502
من خیلی چیزها ازت یاد گرفتم

00:56:29.628 --> 00:56:31.504
نذار مثل دشمن ها از هم جدا شیم

00:56:54.611 --> 00:56:58.447
نمی تونی منو ببخشی چون خیلی مغروری

00:56:58.573 --> 00:57:02.451
خودت رو تا حد من پایین نمی کشی
چون مجبور نیستی

00:57:02.619 --> 00:57:06.721
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:11.660 --> 01:01:13.702
<i>...صحبت نمی کنیم...</i>

01:01:13.870 --> 01:01:15.079
<i>...گوش نمیدیم...</i>

01:01:15.205 --> 01:01:16.914
<i>...نمی تونیم درک کنیم...</i>

01:01:20.205 --> 01:01:21.214
<i>الیزابت</i>

01:01:21.670 --> 01:01:23.337
<i>...چه معنایی داره...</i>

01:01:23.463 --> 01:01:25.839
<i>...گوش کردن... متقاعد کردن...</i>

01:02:09.342 --> 01:02:12.177
...وقتی می خوابی صورتت شل میشه

01:02:15.056 --> 01:02:17.725
دهنت باد می کنه و زشت میشه

01:02:20.770 --> 01:02:23.439
یه چین زننده رو پیشونیته

01:02:31.698 --> 01:02:34.450
...بوی خواب و اشک میدی

01:02:38.455 --> 01:02:41.206
نبضت رو روی گردنت می بینم

01:02:42.459 --> 01:02:45.502
جای یه زخم هم اینجا هست که
با آرایش می پوشونیش

01:02:45.609 --> 01:02:46.602
<i>الیزابت</i>

01:02:48.959 --> 01:02:49.902
<i>الیزابت</i>

01:02:51.635 --> 01:02:53.677
دوباره داره صدا می زنه

01:02:55.221 --> 01:02:57.723
...میرم ببینم این بیرون تو این جای دور افتاده

01:02:58.725 --> 01:03:01.727
توی تنهاییمون چی ازمون می خواد...

01:03:24.805 --> 01:03:25.507
...الیزا

01:03:27.800 --> 01:03:28.510
الیزابت

01:03:28.880 --> 01:03:31.006
متأسفم اگه ترسوندمت

01:03:32.258 --> 01:03:34.093
من الیزابت نیستم

01:03:34.469 --> 01:03:36.887
نیومدم اینجا که درخواستی بکنم

01:03:37.347 --> 01:03:39.473
نمی خواستم مزاحمت بشم

01:03:39.683 --> 01:03:41.767
فکر می کنی خبر ندارم؟

01:03:41.893 --> 01:03:44.687
دکتر همه چی رو برام توضیح داد

01:03:46.022 --> 01:03:49.817
اما سخت ترین بخشش توضیح دادن
به پسر کوچولوته

01:03:49.943 --> 01:03:51.985
هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم

01:03:53.530 --> 01:03:57.408
چیز عمیق تری این وسط هست
که رسیدن بهش سخته

01:03:58.868 --> 01:04:02.496
،تو کسی رو دوست داری
یا نه، میگی که دوستش داری

01:04:03.415 --> 01:04:07.292
،این چیزیه که محسوسه
حداقل تا جایی که از کلمات بر میاد

01:04:08.712 --> 01:04:12.214
آقای فوگلر
من همسر شما نیستم

01:04:12.382 --> 01:04:14.591
همینطور تو رو هم دوست دارن

01:04:14.718 --> 01:04:16.719
تو یه اجتماع درست کردی

01:04:17.262 --> 01:04:19.346
این بهت حس امنیت میده

01:04:19.723 --> 01:04:22.349
یه راه ممکن برای تحمل کردن پیدا کردی، نه؟

01:04:25.437 --> 01:04:29.565
چطور می تونم همه‌ی چیزایی که بهشون فکر کرده‌ام رو
...بدون اینکه گم بشم

01:04:29.899 --> 01:04:32.067
یا حوصله‌ات رو سر ببرم بهت بگم؟...

01:04:39.909 --> 01:04:43.579
مثل همیشه دوستت دارم

01:04:50.628 --> 01:04:53.464
نه، نگران نباش عشق من

01:04:53.965 --> 01:04:57.259
ما همدیگه رو داریم
ما به هم اعتماد داريم

01:04:57.385 --> 01:05:00.471
افکار همديگه رو می شناسيم
عاشق همدیگه ایم

01:05:00.597 --> 01:05:02.681
درسته، مگه نه؟ -
آره -

01:05:03.057 --> 01:05:07.060
مهم تلاش کردنه نه اونچیزی که ازش بدست میاد
درسته؟

01:05:09.689 --> 01:05:11.523
برای درک کردن همدیگه مثل بچه ها

01:05:11.649 --> 01:05:14.359
بچه هایی آزار دیده، درمونده و تنها

01:05:15.499 --> 01:05:16.399
الیزابت

01:05:16.905 --> 01:05:20.532
به پسر کوچولومون بگو مامان به زودی برمی گرده

01:05:21.075 --> 01:05:24.745
بگو مامان مریض بوده
اما در آرزوی دیدن پسر کوچولوشه

01:05:24.996 --> 01:05:27.956
یادت باشه یه اسباب بازی براش بخری

01:05:28.124 --> 01:05:30.542
،هدیه ای از طرف مامانش
فراموش نکنی

01:05:30.668 --> 01:05:33.045
خیلی بهت احساس علاقه می کنم

01:05:36.966 --> 01:05:39.134
تقریباً غیر قابل تحمله

01:05:40.553 --> 01:05:43.388
نمی دونم با این احساس چی کار کنم

01:05:45.266 --> 01:05:47.851
من از احساس علاقه تو سرزنده میشم

01:05:49.479 --> 01:05:52.689
الیزابت، دوست داری با من باشی؟

01:05:53.274 --> 01:05:55.275
به نظرت خوبه؟

01:05:57.487 --> 01:06:00.781
،تو عاشق شگفت انگیزی هستی
خودتم می دونی

01:06:00.907 --> 01:06:02.491
عزیزم

01:06:04.327 --> 01:06:06.411
یه آرام بخش بهم بده

01:06:06.538 --> 01:06:09.832
،بندازم کنار
دیگه نمی تونم ادامه بدم

01:06:09.999 --> 01:06:11.250
...عزیز دلم

01:06:11.376 --> 01:06:12.793
تنهام بذار

01:06:12.919 --> 01:06:15.087
،شرم آوره
!همه‌اش

01:06:15.672 --> 01:06:17.339
تنهام بذار

01:06:17.507 --> 01:06:20.133
من سردم، فاسدم، بی تفاوتم

01:06:21.052 --> 01:06:23.846
همه‌اش ساختگیه، دروغی بیش نیست

01:06:31.958 --> 01:06:32.975
الیزابت

01:06:33.398 --> 01:06:35.065
اونجا چی داری؟

01:06:35.859 --> 01:06:38.360
چی زیر دستت قایم کردی؟

01:06:38.528 --> 01:06:40.112
بذار ببینم

01:06:43.366 --> 01:06:47.703
،عکس پسرته
همون عکسی که پاره‌اش کردی

01:06:47.829 --> 01:06:49.913
باید در موردش حرف بزنیم

01:06:57.881 --> 01:07:00.048
حالا بهم بگو الیزابت

01:07:01.301 --> 01:07:03.176
پس من میگم

01:07:04.470 --> 01:07:07.514
یه شب تو یه مهمونی اتفاق افتاد، اینطور نیست؟

01:07:08.057 --> 01:07:10.642
دیر وقت بود و مهمونی پر از سر و صدا بود

01:07:11.811 --> 01:07:14.980
:نزدیکهای صبح یکی از تو جمعیت بهت گفت

01:07:15.648 --> 01:07:18.108
"...الیزابت، تو به عنوان یه زن"

01:07:18.234 --> 01:07:20.235
"...و یه هنرمند عملاً همه چی داری..."

01:07:20.403 --> 01:07:22.696
"اما خصوصیات مادرانه نداری..."

01:07:24.574 --> 01:07:27.576
،تو خندیدی
فکر می کردی مسخره‌ست

01:07:28.286 --> 01:07:32.289
اما بعد دیدی داری درباره چیزی که اون
گفته بود فکر می کنی

01:07:34.083 --> 01:07:36.376
بیشتر و بیشتر نگران شدی

01:07:37.211 --> 01:07:39.963
پس اجازه دادی شوهرت باردارت کنه

01:07:40.089 --> 01:07:42.257
می خواستی مادر باشی

01:07:43.593 --> 01:07:47.095
وقتی فهمیدی قضیه قطعی شده
ترسیدی

01:07:47.221 --> 01:07:50.223
،ترس از مسئولیت
از پایبند شدن

01:07:50.350 --> 01:07:52.726
ول کردن تئاتر

01:07:53.353 --> 01:07:55.979
از درد، از مردن

01:07:56.230 --> 01:07:58.857
از شکمت که داشت ورم می کرد

01:08:00.068 --> 01:08:02.569
اما تموم اون مدت نقش بازی کردی

01:08:02.695 --> 01:08:06.239
نقش یه مادر باردار جوون و خوشحال

01:08:07.325 --> 01:08:09.660
"همه گفتن: "الان خوشگل نشده؟

01:08:09.786 --> 01:08:12.120
"هیچ وقت به این زیبایی نبوده"

01:08:14.958 --> 01:08:18.377
در همون حین چند بار سعی کردی سقط کنی

01:08:19.921 --> 01:08:21.797
اما موفق نشدی

01:08:22.590 --> 01:08:24.800
وقتی متوجه شدی دیگه چاره ای نداری

01:08:24.926 --> 01:08:27.219
شروع کردی به نفرت از بچه

01:08:27.345 --> 01:08:30.055
و امیدوار بودی که نوزاد مرده به دنیا بیاد

01:08:33.434 --> 01:08:36.395
آرزو داشتی بچه مرده باشه

01:08:38.606 --> 01:08:41.316
تو یه بچه‌ی مرده می خواستی

01:08:46.155 --> 01:08:49.032
زایمان طولانی و سخت بود

01:08:49.158 --> 01:08:51.326
روزها درد کشیدی

01:08:52.704 --> 01:08:55.247
آخرش بچه با انبر زایمان به دنیا اومد

01:08:55.373 --> 01:08:59.268
...با تنفر به بچه‌ی جیغ جیغو‌ت نگاه کردی

01:08:59.394 --> 01:09:02.546
:و زمزمه کردی...
"نمیشه همین حالا بمیری؟ نمیشه بمیری؟"

01:09:05.008 --> 01:09:06.925
اما اون زنده موند

01:09:08.511 --> 01:09:11.179
بچه شب و روز گریه می کرد

01:09:14.225 --> 01:09:16.268
و تو ازش متنفر بودی

01:09:17.103 --> 01:09:20.605
ترسیده بودی
عذاب وجدان داشتی

01:09:22.859 --> 01:09:25.193
...عاقبت یه عده از اقوام و یه پرستار بچه

01:09:25.319 --> 01:09:27.362
ازش مراقبت کردن...

01:09:27.488 --> 01:09:31.491
و تو تونستی از بستر بیماری رها شی
و به تئاتر برگردی

01:09:34.328 --> 01:09:36.705
اما درد و رنج پایان نگرفت

01:09:37.832 --> 01:09:39.875
...پسرک سرشار از عشقی

01:09:40.043 --> 01:09:42.794
ژرف و بیکران به مادرش بود...

01:09:43.171 --> 01:09:45.130
اما تو مقاومت می کنی

01:09:45.256 --> 01:09:47.591
...ناامیدانه مقاومت می کنی

01:09:47.967 --> 01:09:50.844
چون احساس می کنی نمی تونی...
به این عشق پاسخ بدی

01:09:50.970 --> 01:09:53.346
...خیلی تلاش می کنی

01:09:54.557 --> 01:09:58.351
اما برخوردهات باهاش بی رحمانه و ناخوشاینده

01:09:58.478 --> 01:10:00.228
تو نمی تونی این کار رو بکنی

01:10:00.354 --> 01:10:02.397
سرد و بی تفاوتی

01:10:03.441 --> 01:10:05.567
و اون به تو نگاه می کنه

01:10:05.735 --> 01:10:08.653
دوستت داره و خیلی مهربونه

01:10:08.780 --> 01:10:12.240
دلت می خواد بزنیش چون تنهات نمیذاره

01:10:13.326 --> 01:10:17.329
،به نظرت نفرت انگیزه
...با اون لبهای کلفت و بدن زشتش

01:10:17.455 --> 01:10:20.082
و چشمهای مرطوب و ملتمسش...

01:10:20.208 --> 01:10:22.751
فکر می کنی اون منزجر کننده‌ست و می ترسی

01:10:23.961 --> 01:10:26.004
اونجا چی داری؟

01:10:26.380 --> 01:10:28.924
چی زیر دستت قایم کردی؟

01:10:29.258 --> 01:10:30.801
بذار ببینم

01:10:35.181 --> 01:10:38.934
،عکس پسرته
همون عکسی که پاره‌اش کردی

01:10:39.185 --> 01:10:41.394
باید در موردش حرف بزنیم

01:10:50.071 --> 01:10:52.364
حالا بهم بگو الیزابت

01:10:55.284 --> 01:10:57.202
پس من میگم

01:10:59.956 --> 01:11:02.707
یه شب تو یه مهمونی اتفاق افتاد، اینطور نیست؟

01:11:03.543 --> 01:11:05.877
دیر وقت بود و مهمونی پر از سر و صدا بود

01:11:07.713 --> 01:11:11.049
:نزدیکهای صبح یکی از تو جمعیت بهت گفت

01:11:11.592 --> 01:11:14.261
"...الیزابت، تو به عنوان یه زن"

01:11:14.387 --> 01:11:16.513
"...و یه هنرمند عملاً همه چی داری..."

01:11:16.722 --> 01:11:19.141
"اما خصوصیات مادرانه نداری..."

01:11:20.935 --> 01:11:24.229
،تو خندیدی
فکر می کردی مسخره‌ست

01:11:25.314 --> 01:11:29.317
اما بعد دیدی داری درباره چیزی که اون
گفته بود فکر می کنی

01:11:29.652 --> 01:11:31.987
بیشتر و بیشتر نگران شدی

01:11:32.780 --> 01:11:35.532
پس اجازه دادی شوهرت باردارت کنه

01:11:37.285 --> 01:11:39.452
می خواستی مادر باشی

01:11:41.914 --> 01:11:45.417
وقتی فهمیدی قضیه قطعی شده
ترسیدی

01:11:46.335 --> 01:11:50.088
،ترس از مسئولیت
از پایبند شدن

01:11:50.214 --> 01:11:52.507
ول کردن تئاتر

01:11:53.217 --> 01:11:55.760
از درد، از مردن

01:11:56.179 --> 01:11:58.889
از شکمت که داشت ورم می کرد

01:12:01.225 --> 01:12:03.685
اما تموم اون مدت نقش بازی کردی

01:12:03.811 --> 01:12:07.189
نقش یه مادر باردار جوون و خوشحال

01:12:08.524 --> 01:12:10.734
"همه گفتن: "الان خوشگل نشده؟

01:12:10.860 --> 01:12:12.861
"هیچ وقت به این زیبایی نبوده"

01:12:14.447 --> 01:12:17.949
در همون حین چند بار سعی کردی سقط کنی

01:12:18.826 --> 01:12:20.785
اما موفق نشدی

01:12:22.413 --> 01:12:24.873
وقتی متوجه شدی دیگه چاره ای نداری

01:12:26.500 --> 01:12:28.919
شروع کردی به نفرت از بچه

01:12:30.880 --> 01:12:33.632
و امیدوار بودی که نوزاد مرده به دنیا بیاد

01:12:37.011 --> 01:12:40.013
آرزو داشتی بچه مرده باشه

01:12:44.227 --> 01:12:46.853
تو یه بچه‌ی مرده می خواستی

01:12:51.150 --> 01:12:54.027
زایمان طولانی و سخت بود

01:12:54.695 --> 01:12:56.947
روزها درد کشیدی

01:12:58.241 --> 01:13:00.909
آخرش بچه با انبر زایمان به دنیا اومد

01:13:01.577 --> 01:13:05.872
با تنفر به بچه‌ی جیغ جیغو‌ت نگاه کردی
:و زمزمه کردی

01:13:05.998 --> 01:13:08.124
"نمیشه همین حالا بمیری؟"

01:13:08.251 --> 01:13:10.085
"نمیشه بمیری؟"

01:13:10.753 --> 01:13:13.380
بچه شب و روز گریه می کرد

01:13:13.506 --> 01:13:15.590
و تو ازش متنفر بودی

01:13:16.300 --> 01:13:19.761
ترسیده بودی
عذاب وجدان داشتی

01:13:21.931 --> 01:13:24.266
...عاقبت یه عده از اقوام و یه پرستار بچه

01:13:24.392 --> 01:13:26.393
ازش مراقبت کردن...

01:13:26.519 --> 01:13:30.438
و تو تونستی از بستر بیماری رها شی
و به تئاتر برگردی

01:13:32.483 --> 01:13:34.359
اما درد و رنج پایان نگرفت

01:13:36.821 --> 01:13:38.863
...پسرک سرشار از عشقی

01:13:38.990 --> 01:13:41.908
ژرف و بیکران به مادرش بود...

01:13:42.410 --> 01:13:45.203
...ناامیدانه مقاومت می کنی

01:13:45.329 --> 01:13:48.540
چون احساس می کنی نمی تونی...
به این عشق پاسخ بدی

01:13:48.666 --> 01:13:50.959
...خیلی تلاش می کنی

01:13:52.003 --> 01:13:55.672
اما برخوردهات باهاش بی رحمانه و ناخوشاینده

01:13:55.798 --> 01:13:57.632
تو نمی تونی این کار رو بکنی

01:13:58.301 --> 01:14:00.760
سرد و بی تفاوتی

01:14:01.637 --> 01:14:03.722
و اون به تو نگاه می کنه

01:14:03.973 --> 01:14:06.808
دوستت داره و خیلی مهربونه

01:14:07.059 --> 01:14:10.645
لت می خواد بزنیش چون تنهات نمیذاره

01:14:11.522 --> 01:14:15.483
،به نظرت نفرت انگیزه
...با اون لبهای کلفت و بدن زشتش

01:14:15.651 --> 01:14:18.236
و چشمهای مرطوب و ملتمسش...

01:14:18.362 --> 01:14:20.947
فکر می کنی اون منزجر کننده‌ست و می ترسی

01:14:29.040 --> 01:14:30.540
!نه

01:14:32.001 --> 01:14:34.002
من مثل تو نیستم

01:14:34.337 --> 01:14:36.671
احساس من مثل تو نيست

01:14:37.298 --> 01:14:40.800
من خواهر آلما هستم
من فقط اینجام که به تو کمک کنم

01:14:41.093 --> 01:14:43.136
من الیزابت فوگلر نیستم

01:14:43.262 --> 01:14:45.430
تو الیزابت فوگلری

01:14:45.848 --> 01:14:47.974
...واقعاً دوست دارم داشته باشم

01:14:49.268 --> 01:14:51.186
...دوست دارم

01:14:53.522 --> 01:14:55.023
...ندارم

01:15:29.225 --> 01:15:31.309
من خیلی چیزها یاد گرفتم

01:15:46.033 --> 01:15:48.410
بذار ببینم چقدر می تونم جلوی خودم رو بگیرم

01:15:54.542 --> 01:15:58.420
من هیچوقت مثل تو نمیشم
من همیشه تغییر می کنم

01:15:58.546 --> 01:16:01.423
تو می تونی هر کاری میخوای بکنی
اما نمی تونی منو تحریک کنی

01:16:35.666 --> 01:16:37.459
یه چیزی بگو

01:16:38.586 --> 01:16:40.462
یه شمع بتراش

01:16:40.588 --> 01:16:42.547
یه جور متفاوت بودن

01:16:42.756 --> 01:16:45.300
الان نه
نه، نه

01:16:46.677 --> 01:16:49.345
هشداردهنده و خارج از زمان

01:16:49.472 --> 01:16:51.014
پيش‌ بينی‌ نشده‌

01:16:51.140 --> 01:16:54.976
وقتی قرار بود اتفاق بیفته، نیفتاد
پس... شکست خورده

01:16:55.144 --> 01:16:57.061
تو اینجا هستی

01:16:57.188 --> 01:16:59.147
اما من باید انجامش بدم

01:16:59.315 --> 01:17:01.191
نه از درون، نه

01:17:01.317 --> 01:17:03.568
بگو جمع کن و بقیه رو نصیحت کن

01:17:03.694 --> 01:17:06.029
شاید یه درمونده

01:17:11.243 --> 01:17:14.996
...من انجامش ميدم، آره
اما نزديکترين چيز چيه؟

01:17:15.706 --> 01:17:17.749
بهش چی میگن؟

01:17:17.875 --> 01:17:19.501
نه، نه، نه

01:17:19.960 --> 01:17:22.879
به ما، ما، به من، من

01:17:23.005 --> 01:17:25.465
بسیاری از کلمات
و بعدش نفرت

01:17:25.591 --> 01:17:29.052
درد تحمل ناپذیر، حالت تهوع

01:19:01.103 --> 01:19:03.438
حالا سعی کن به من گوش کنی

01:19:04.148 --> 01:19:06.441
بعد از من تکرار کن

01:19:10.821 --> 01:19:12.405
هیچی

01:19:15.951 --> 01:19:17.452
هیچی

01:19:18.829 --> 01:19:20.663
نه، هیچی

01:19:27.630 --> 01:19:29.130
هیچی

01:19:30.633 --> 01:19:32.216
خودشه

01:19:32.593 --> 01:19:34.302
خوبه

01:19:34.428 --> 01:19:36.471
همونجوریه که باید باشه

01:22:20.500 --> 01:24:00.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.