﻿WEBVTT

00:00:00.044 --> 00:02:45.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:51.015 --> 00:02:53.349
!به من حمله کن

00:03:23.565 --> 00:03:28.599
[خنديدن]
به زودي به آن خواهي رسيد، جاني

00:03:28.599 --> 00:03:31.599
[نفس نفس زدن]
من، پدر؟ واقعا؟

00:03:31.599 --> 00:03:34.599
اکنون، به حرکت ادامه بده
در امتداد مسير برو و تمرين کن

00:03:41.982 --> 00:03:44.599
[آوازخواني به زبان فرانسه]

00:03:59.599 --> 00:04:02.600
[ آه کشيدن]

00:04:03.098 --> 00:04:07.099
او، پادشاه خوبي خواهد شد
مهيا خواهد شد

00:04:07.099 --> 00:04:10.599
روش، همين است
!ادامه بده، پسرم

00:04:13.099 --> 00:04:15.600
آيا مذهب را يافته اي، هنري؟

00:04:15.600 --> 00:04:19.599
آيا  اکنون از بهشت به پايين مي نگري
و مي بيني چه کسي بر تخت شاهي ات تکيه داده؟

00:04:19.599 --> 00:04:22.600
بايد قبل از مردن بدانم

00:04:22.600 --> 00:04:27.099
افسانه اي از پادشاهي با نام لير وجود دارد
که مشترکات زيادي با من دارد

00:04:27.099 --> 00:04:30.100
هر دوي ما داراي قلمرو سلطنت هستيم
و سه فرزند که آنها را مي پرستيم

00:04:30.100 --> 00:04:33.099
و هر دو سالخورده ايم
،اما در انتها

00:04:33.099 --> 00:04:36.600
،او قلمروش را تکه تکه مي کند
من نمي توانم اين عمل را انجام دهم

00:04:36.600 --> 00:04:39.599
،من يک امپراطوري بنا نهاده ام
و بايد بدانم که برقرار خواهد بود

00:04:39.599 --> 00:04:41.600
،تمامي بريتانيا
...نيمي از فرانسه

00:04:41.600 --> 00:04:45.600
،من، برترين قدرت در طول هزار سال هستم
و پس از من، جان خواهد آمد

00:04:52.182 --> 00:04:55.600
تو را از دست خواهم داد، هنري
اينطور نيست؟

00:04:56.099 --> 00:04:59.100
...اليس، در دوران خودم با

00:04:59.600 --> 00:05:02.600
،کونتسها، دخترکان شيردوش، روسپيان

00:05:02.733 --> 00:05:05.100
...و تازه کاراها، .فاحشه ها، کوليها، زنان هرزه

00:05:05.600 --> 00:05:08.100
و پسران خردسال
آشنا بوده ام

00:05:08.100 --> 00:05:13.100
،اما هيچ کجا در دنياي باختري پروردگار
آيا بجز تو کسي را براي عشق ورزيدن يافته ام

00:05:14.100 --> 00:05:16.099
و رزاموند؟

00:05:16.349 --> 00:05:20.100
او مرده -
و النور -

00:05:20.400 --> 00:05:23.600
ستاره دريايي، همسر مهربانم؟

00:05:24.100 --> 00:05:28.100
ملکه ات چطور است؟ -
تصور مي کنم، در حال زوال -

00:05:28.100 --> 00:05:30.600
نه، به اين زن زشت سيما حسود نباش

00:05:30.600 --> 00:05:33.601
او، در زمره اسبابي نيست
که به ايشان عشق بورزم

00:05:33.601 --> 00:05:37.600
چند شوهر را سراغ داري که
همسرانشان را به زندان انداخته باشند؟

00:05:37.600 --> 00:05:43.101
ده سال است که زن شهوت پرست را
از تعلقات شهواني محافظت نکرده ام

00:05:43.101 --> 00:05:48.100
[شيهه اسب]
!کاپيتان مارشال، ويليام

00:05:50.601 --> 00:05:53.100
مراسم کريسمس را در شينون برپا خواهيم کرد

00:05:53.100 --> 00:05:55.601
از پادشاه فرانسه درخواست نموده ايم
که به ما ملحق شود

00:05:55.601 --> 00:06:00.100
مي خواهم ريچارد و جفري آنجا باشند
پسرانم را پيدا کن و به ايشان خبر بده

00:06:00.100 --> 00:06:02.601
سپس، برو و ملکه را از برج سالزبري بياور

00:06:02.601 --> 00:06:06.101
چنانچه ملکه سرباز زد؟ -
النور؟ -

00:06:06.101 --> 00:06:09.100
او اين امر را به خاطر
دنيا از دست نخواهد داد

00:06:11.068 --> 00:06:13.101
[شيهه اسب]

00:06:38.101 --> 00:06:40.602
[سرود دسته جمعي به زبان ايتاليايي]

00:07:10.102 --> 00:07:12.102
[مرد]
!ريچارد

00:07:12.601 --> 00:07:14.602
!ريچارد

00:07:20.602 --> 00:07:24.102
[نفس نفس زدن]
سلام، ريچارد

00:07:46.603 --> 00:07:49.101
[صداي پرندگان]

00:08:35.603 --> 00:08:37.103
!به پيش

00:08:37.603 --> 00:08:41.603
[فرياد سربازان]

00:08:56.653 --> 00:08:58.103
[فرياد به زبان فرانسه]

00:09:08.070 --> 00:09:09.603
[جيغ زدن]

00:09:14.021 --> 00:09:15.604
!به پيش

00:09:49.487 --> 00:09:52.605
[شيهه اسب]
[جيغ زدن]

00:10:01.604 --> 00:10:03.604
[ويليام]
جفري؟

00:10:05.104 --> 00:10:06.605
!جفري

00:10:08.604 --> 00:10:11.104
!جفري

00:10:11.104 --> 00:10:13.104
پدر خواهان ديدار من است

00:10:25.936 --> 00:10:27.936
[نزديک شدن صداي پا]

00:10:28.904 --> 00:10:30.937
[گشودن قفل در]

00:10:38.353 --> 00:10:39.936
!اعليحضرت

00:10:42.937 --> 00:10:45.937
بايد در مراسم کريسمس حاضر شوم

00:10:45.937 --> 00:10:48.437
بله بانو

00:10:48.437 --> 00:10:51.437
کجا؟ -
در شينون -

00:11:37.571 --> 00:11:39.437
[صداي ناقوس]

00:11:44.937 --> 00:11:46.937
[بانگ خروس]

00:11:55.438 --> 00:11:59.438
[اليس]
هنري، چه مي شود اگر، تنها براي يک بار
کاري را که به من گفته شده، انجام ندهم؟

00:11:59.438 --> 00:12:01.937
ظرف يکروز، اينجا تبديل به جنگل خواهد شد

00:12:01.937 --> 00:12:04.438
،اگر اکنون گله کنم
دوام نخواهم داشت

00:12:04.771 --> 00:12:06.439
تو دوام خواهي داشت

00:12:06.937 --> 00:12:09.938
...تو همچون صخره هستي
هيچ چيز، تو را بر زمين نخواهد زد

00:12:15.438 --> 00:12:19.439
،در اين اتاقها اليس، در اين کريسمس
تمامي دشمناني را که مي خواهم، دارم

00:12:19.439 --> 00:12:23.438
بيشتر از آنچه تصور مي کني، دشمن داري
آيا تو نيز هستي؟

00:12:23.438 --> 00:12:26.439
آيا درخت بيد من، به
پيچک سمي تبديل شده؟

00:12:26.938 --> 00:12:29.938
،اگر تصميم مي گرفتم زحمت باشم، هنري
تا چه اندازه زحمت مي توانستم باشم؟

00:12:29.938 --> 00:12:32.438
نه چندان

00:12:32.855 --> 00:12:35.439
مي توانم نقشه هايت را نقش بر آب کنم -
تو نمي داني چيستند -

00:12:35.439 --> 00:12:38.438
مي دانم که مي خواهي ريچارد را از ارث محروم کني -
وهمينطور النور -

00:12:38.438 --> 00:12:40.439
او مي داند که هنري جوان مرده

00:12:40.938 --> 00:12:44.438
شاه جوان در تابستان مرد و تا بحال، وارثي تعيين نکرده ام
...او مي داند که من خواهان جان

00:12:44.438 --> 00:12:47.938
بر تخت سلطنت هستم و مي دانم او خواهان ريچارد است
ما در اين مورد، با هم بسيار بي پرده سخن مي گوييم

00:12:48.021 --> 00:12:50.938
،هنري، من نمي توانم معشوقه تو باشم
چانچه با فرزندت ازدواج کنم

00:12:51.355 --> 00:12:52.938
چرا نمي تواني؟
جاني اهميتي نمي دهد

00:12:53.439 --> 00:12:55.439
جاني ات را دوست ندارم -
او پسر خوبي است -

00:12:55.439 --> 00:12:57.938
داراي جوش پوستي است
و بوي کود مي دهد

00:12:57.938 --> 00:12:59.938
!تنها 16 سال دارد
در مورد جوش، نمي تواند کاري انجام دهد

00:12:59.938 --> 00:13:03.439
!مي تواند استحمام کند

00:13:03.654 --> 00:13:06.439
،ملکه انگلستان بودن
آنقدرها هم وحشتناک نيست

00:13:06.439 --> 00:13:08.439
هيچ چشمي براي تو اشک نخواهد ريخت

00:13:08.439 --> 00:13:11.439
تو چطور؟ -
نمي دانم -

00:13:11.439 --> 00:13:13.938
بسيار محتمل است
[بانگ خروس]

00:13:13.938 --> 00:13:18.439
فقط آرزو دارم تو را از دست ندهم
نمي تواني مرا پنهان کني؟

00:13:18.439 --> 00:13:21.439
نمي توانم به سادگي ناپديد شوم؟ -
مي داني که نمي تواني -

00:13:21.439 --> 00:13:26.440
برادر کوچکت، فيليپ، پادشاه فرانسه، اکنون
خواهان ازدواج تو يا بازگرداندن جهاز تو است

00:13:26.440 --> 00:13:29.939
تنها تو را به خاطر جهازت گرفتم
...تو هفتمين

00:13:29.939 --> 00:13:34.938
حامي و نگهدارنده بودي و تنها همين
[نزديک شدن سريع صداي پا]

00:13:34.938 --> 00:13:36.939
براي دانستن چگونه بوده ام؟

00:13:40.440 --> 00:13:44.939
هي، موضوع چيست، پسر جوان؟ -
هيچ چيز -

00:13:47.906 --> 00:13:50.439
[پارس سگ]

00:14:05.439 --> 00:14:09.440
!جف -
!جاني -

00:14:09.440 --> 00:14:12.440
راي من است؟ -
من عاشق کريسمس هستم -

00:14:18.439 --> 00:14:20.939
جهاز من، باعث چه تفاوت نظري خواهد شد؟

00:14:20.939 --> 00:14:24.440
بگذار فليپ آن را بازگرداند، چندان زياد نيست -
نمي توانم -

00:14:24.940 --> 00:14:29.440
وکسين بخش کوچکيست، اما براي من حياتيست -
و من نيستم -

00:14:29.940 --> 00:14:32.939
اين، اقبال من بوده است که در عشق
بانويي ملاک گرفتار شده ام

00:14:33.440 --> 00:14:35.940
زماني که با النور ازدواج کردم
پنداشتم، مرد خوشبختي هستم

00:14:35.940 --> 00:14:38.440
ثروتمندترين بانوي گيتي
صاحب اکوتين

00:14:38.940 --> 00:14:42.440
وسيعترين استان اقليم
و همينطور زيبا

00:14:43.940 --> 00:14:47.440
او زيبا بود، مي داني -
و تو او را مي پرستيدي -

00:14:47.440 --> 00:14:52.441
حافظه از بين مي رود
زماني که او را مي پرستيدم، دوراني داشته است

00:14:52.940 --> 00:14:57.940
اجازه بده موهايت را ببافيم
هيچ چيز در زندگي، به کمال ارتباطي ندارد

00:15:00.441 --> 00:15:04.440
،اگر بگويم کار من و تو به اتمام رسيده
اينطور است

00:15:04.440 --> 00:15:08.940
،اگر بگويم با جان ازدواج کن
جان است

00:15:08.940 --> 00:15:11.440
تو را در کنار خود خواهم داشت

00:15:11.440 --> 00:15:14.441
و از تو، همانطور که مي خواهم
استفاده مي کنم

00:15:17.440 --> 00:15:20.940
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15:25.441 --> 00:15:28.941
...آه، کريسمس
ايام پرحرارت و لعل فام

00:15:28.941 --> 00:15:31.440
،باده گرم بخار مي کند
آتش شب عيد مي خروشد

00:15:31.440 --> 00:15:33.441
و ما فربگاني هستيم
درون آتش

00:15:33.441 --> 00:15:35.941
به زودي اينجا خواهد بود -
چه کسي؟ -
مادر -

00:15:35.941 --> 00:15:40.441
هنوز مي خواهد تو پادشاه شوي؟ -
ما به صميميتي که در گذشته بوديم، نيستيم  -

00:15:40.441 --> 00:15:42.941
اگر قرار باشد که هاي و هوي کنيم
و گونه پرمويش را ببوسيم، من اين کار را نخواهم کرد

00:15:43.190 --> 00:15:45.940
،چيزي که بر آن بوسه مي زني، شاهزاده کوچک
به خودت مربوط است

00:15:46.441 --> 00:15:48.941
من، مورد علاقه پدر هستم
اين موضوع اهميت دارد

00:15:49.023 --> 00:15:52.940
تو مرا به سختي مي شناسي، جاني
پس، تمنا مي کنم به آبرويم ايمان داشته باشي

00:15:52.940 --> 00:15:56.941
،من، يک سرباز وفادار هستم
شاعر گهگاه، و پادشاه خواهم شد

00:15:57.108 --> 00:15:59.442
...فقط به خاطر داشته باش
پدر، به بهترين وجه، عاشق من است

00:15:59.858 --> 00:16:02.941
چرا جان؟
جان، به هيچ وجه به تو اهميت نمي دهد

00:16:03.441 --> 00:16:06.941
ما عميقا يکديگر را دوست مي داريم -
هيچ يک از ما، عاشق تو نيست -

00:16:06.941 --> 00:16:09.441
چون در نبرد هستيم؟

00:16:09.441 --> 00:16:14.940
،بگو هرسه به دنبال سلطنت هستند
به تو مي گويم که يک شاهزاده ناتوان اينگونه نيست

00:16:14.940 --> 00:16:19.442
،ممکن است عليه من دست به توطئه بزنند
و اين امر، آنها را همانگونه مي کند که من مي خواهم

00:16:19.442 --> 00:16:22.441
[صداي زنگ]
من در تمام عمرم سرگرم توطئه چيني بوده ام

00:16:22.441 --> 00:16:26.941
راه ديگري براي پادشاه شدن، زنده بودن و
به 50 سالگي رسيدن، همه با هم، نيست

00:16:26.941 --> 00:16:29.941
قصد جنگيدن براي تو را دارم -
اه، چه خوب -

00:16:32.941 --> 00:16:35.942
[سرود دسته جمعي به لاتين]

00:17:20.941 --> 00:17:24.942
[ادامه سرود]

00:18:39.076 --> 00:18:43.443
محل عبورت چطور بود؟
آيا مجراي عبور برايت تفکيک شد؟

00:18:44.443 --> 00:18:47.444
زماني که گفتم هموار شد

00:18:47.444 --> 00:18:50.443
تقاضاي بيشتري نکردم

00:18:57.943 --> 00:19:02.943
چه گرامي هستي که اجازه خروج از زندانرا دادي -
تنها براي تعطيلات -

00:19:03.076 --> 00:19:08.444
مانند دبستان، مرا جوان نگاه مي داري
اين هم از اليس نجيب

00:19:09.943 --> 00:19:13.444
نه، همانگونه که قبلا خوشامد مي گفتي
به من خوشامد بگو

00:19:14.444 --> 00:19:16.943
من شکننده نيستم

00:19:16.943 --> 00:19:20.444
مهرباني، بار سنگيني است
من تاب تحملش را دارم

00:19:21.860 --> 00:19:25.444
اه، اما من پسران خوش قيافه اي دارم

00:19:25.349 --> 00:19:29.444
جان، بسيار پاکيزه و مرتب هستي

00:19:29.444 --> 00:19:32.444
هنري به خوبي از تو مراقبت نموده است
و ريچارد

00:19:32.444 --> 00:19:35.944
عبوس مباش، عزيزم
...چشمانت را کوچک و زشت مي کند

00:19:36.444 --> 00:19:38.943
و چانه ات را سست

00:19:38.943 --> 00:19:41.444
جفري

00:19:41.444 --> 00:19:43.444
فليپ هنوز اينجاست؟ -
هنوز نه -

00:19:43.944 --> 00:19:45.445
اميدوار باشيم که او نيز همچون پدرش
به بلوغ رسيده باشد

00:19:45.943 --> 00:19:48.944
سايمون ساده و بي تکلف
لويي خوب خوب

00:19:48.944 --> 00:19:52.445
،چنانچه به جاي تمامي آن دخترکان
...پسران را براي او اداره کرده بودم

00:19:52.445 --> 00:19:54.944
همچنان ملکه فرانسه بودم

00:19:54.944 --> 00:19:57.444
و نمي بايد همديگر را مي شناختيم

00:19:57.444 --> 00:20:00.944
،اينچنين فرشتگاني
وظيفه جنسيت در تاريخ هستند

00:20:01.193 --> 00:20:02.944
[هياهو]

00:20:02.944 --> 00:20:05.445
آن، فليپ است

00:20:07.328 --> 00:20:09.944
هنري کجاست؟ -
بالا همراه با فاحشه خانواده -

00:20:09.944 --> 00:20:13.445
[خنده]
زننده است و روشي جلف براي صحبت درباره نامزدت

00:20:13.445 --> 00:20:15.944
نامزد من -
نامزد هرکي -

00:20:15.944 --> 00:20:17.944
من او را بالا آوردم
و او نزد من، محبوب و عزيز است

00:20:17.944 --> 00:20:20.945
او همچنان نقشه پادشاهي جان را در سر دارد -
البته که چنين است -

00:20:20.945 --> 00:20:25.445
من، چقدر طماع هستم
و تويي، پادشاه، پادشاه، پادشاه

00:20:25.445 --> 00:20:28.445
دو نفر از شما، بايد بدون اميد زيستن را ياد بگيرند -
آه، اما کدام دو نفر؟ -

00:20:28.945 --> 00:20:30.944
بيا تمامي آنها را ناديده بگيريم
و تا ابد زندگي کنيم

00:20:30.944 --> 00:20:33.944
دندان به دندان تا به ابديت
[خنديدن]

00:20:35.445 --> 00:20:37.444
آه، پسران من

00:20:37.944 --> 00:20:40.945
پادشاه فرانسه و من، مکالمه
محسوس کوتاهي خواهيم داشت

00:20:40.945 --> 00:20:42.945
همچون دو جراح در پي يافتن يک توده

00:20:42.945 --> 00:20:46.445
وضعيتها را تشريح خواهيم کرد
و من در ابتدا، پيشنهادهاي بسياري خواهم داشت
طبيعتا، او سر باز خواهد زد

00:20:46.445 --> 00:20:49.445
،من، عمل بهتري انجام خواهم داد
و به همين ترتيب در خلال تعطيلات، تا زماني که پيروز شوم

00:20:49.945 --> 00:20:54.445
،در طي اين تشريفات مسرورآميز
شما پشتيبان پدرتان خواهيد بود

00:20:57.445 --> 00:20:59.445
[هياهو]

00:21:02.162 --> 00:21:03.445
[پچ پچ کردن]

00:21:05.361 --> 00:21:07.945
[جيغ ناگهاني]
[پارس سگ - صداي پرندگان]

00:21:28.529 --> 00:21:30.445
[هلهله جمعيت]

00:21:44.279 --> 00:21:47.446
!فرمانروا -
!لطف داريد -

00:21:48.779 --> 00:21:50.945
به شينون خوش آمديد

00:21:59.945 --> 00:22:03.446
[آه کشيدن]
آه، اينطور بهتر است

00:22:07.446 --> 00:22:11.447
به من گفته شده که شما تحت تأثير
يک پسر 17 ساله قرار گرفته بوديد

00:22:11.447 --> 00:22:14.946
من النور هستم، کسي که ممکن بود مادرت شود -
ملکه النور -

00:22:15.028 --> 00:22:17.447
و مشخصا ديگران نيز اينجا هستند

00:22:17.447 --> 00:22:20.446
استنباط من اين است که شما براي
خواهرتان و جهازش آشفته هستيد

00:22:20.829 --> 00:22:23.446
،شانزده سال پيش
شما و ما عهدنامه اي نوشتيم

00:22:23.446 --> 00:22:26.447
زمان آن فرا رسيده، آن شرايط به انجام رسيده -
بهتر است من هم فکر کنم -

00:22:26.829 --> 00:22:28.946
:موقعيت ما اينطور است که

00:22:28.946 --> 00:22:31.946
يا پيمان زناشويي را نگاه مي داريد
يا وکسين برخواهيد گرداند

00:22:31.946 --> 00:22:35.946
،اليس با ريچارد ازدواج مي کند
يا بدون درنگ بخش را برمي گردانيم

00:22:35.946 --> 00:22:38.447
آشکار، مختصر و کاملا گويا

00:22:38.579 --> 00:22:40.947
...موقعيت من

00:22:40.947 --> 00:22:43.446
،خب، فرانکلي، فليپ
بسيار پيچيده است

00:22:43.446 --> 00:22:46.447
،دو سال پيش
...ملکه و من، بنا به دلايلي پذيرفتيم

00:22:46.447 --> 00:22:48.946
اکوتين را به ريچارد بدهيم

00:22:48.946 --> 00:22:50.946
که ريچارد را بسيار قدرتمند مي کند

00:22:51.447 --> 00:22:53.447
چگونه مي توانم اليس را نيز به او بدهم؟

00:22:53.447 --> 00:22:55.946
،مردي که او با وي ازدواج مي کند
تو را به عنوان يک متحد خواهد داشت

00:22:55.946 --> 00:22:59.946
ازدواج آنها يا بازگشت وکسين
شرايطي است که شما و لويي گزارده ايد

00:23:00.447 --> 00:23:02.947
درست اما نظري، پسر جوان
وکسين متعلق به من است

00:23:02.947 --> 00:23:06.447
با چه قدرتي؟ -
سربازان من اطراف آن هستند، اين امر آن را متعلق به من مي کند -

00:23:07.947 --> 00:23:09.947
!اکنون، به من گوش کن، پسر

00:23:09.947 --> 00:23:14.447
من يک پادشاه هستم -
من پسر کسي نيستم -
يک پادشاه -

00:23:14.663 --> 00:23:16.947
چون بر روي يک نازبالش ارغواني رنگ نشسته اي؟

00:23:17.247 --> 00:23:21.447
آقا -
فليپ -

00:23:21.447 --> 00:23:23.947
به هيچ وجه، چنين احساسي نداشته اي، پسر جوان

00:23:23.947 --> 00:23:27.447
از تمام صدايت استفاده کن
وقتي نعره مي زنم، تو نيز غرش کن

00:23:28.447 --> 00:23:32.946
به ياد خواهم داشت -
و همچنين اين را -

00:23:32.946 --> 00:23:35.447
ما دنيايي در مقياس کوچک هستيم

00:23:35.447 --> 00:23:38.448
ملت، يک موضوع انساني است
کاري را مي کند که ما انجام مي دهيم، براي دلايل ما

00:23:38.947 --> 00:23:40.947
،يقينا چنانچه متمدن باشيم
نمي توانيم چاقو ها را دور بيندازيم

00:23:40.947 --> 00:23:44.947
مي توانيم صلح برقرار کنيم
آن را در دستانمان داريم

00:23:44.947 --> 00:23:48.947
من، معلم خودم بوده ام، آيا اين همه چيز است؟ -
اه، فکر کن -

00:23:48.947 --> 00:23:51.448
براي دليلي اينجا آمدي
از من نمي پرسي، چنانچه پيشنهادي داشته باشم؟

00:23:51.947 --> 00:23:54.447
پيشنهادي داري؟
هنوز نه، ولي به يکي فکر خواهم کرد

00:23:54.947 --> 00:23:56.947
اه، در هر صورت

00:23:58.197 --> 00:24:00.948
بهتر از اين هستي که گمان کرده بودم

00:24:01.080 --> 00:24:03.947
مطمئن نبودم که توجه کرده باشي

00:24:08.448 --> 00:24:11.947
به چه خواهيم آويخت؟
درخت يا خودمان؟

00:24:12.281 --> 00:24:16.947
آيا به من مي گويي پدر، داراي شخصيت پادشاهي هستم؟ -
يک پادشاه با شکوه -

00:24:16.947 --> 00:24:19.448
و انتظار داري پدر، که بدون پيکار
تسليم شود؟

00:24:19.448 --> 00:24:22.448
البته که پيکار خواهي کرد
من تو را پرورش داده ام

00:24:22.448 --> 00:24:25.448
به پيشنهادي که به فليپ مي دهي، اهميتي نمي دهم
به نقشه هايي که در سر داري، اهميتي نمي دهم

00:24:25.448 --> 00:24:27.948
من صاحب اکوتين، اليس و تاج شاهي خواهم بود

00:24:27.948 --> 00:24:30.449
،براي به دست آوردن يکي
دست از ديگري نخواهم کشيد

00:24:30.449 --> 00:24:33.948
من اليس يا اکوتين را با آن
!چرکدانه متحرک مبادله نخواهم کرد

00:24:35.948 --> 00:24:37.947
نه، پسر محبوبت اين کار را نخواهد کرد

00:24:38.364 --> 00:24:41.448
شنيدي مرا چه خطاب کرد؟ -
به وضوح، عزيزم -

00:24:41.448 --> 00:24:44.948
احالا، عجله کن، تقريبا زمان شام است -
تنها زماني که پدر بگويد، انجام مي دهم -

00:24:44.948 --> 00:24:47.948
برو و بخور -
چيز اشتباهي گفتم؟ -

00:24:47.948 --> 00:24:49.948
هميشه چيز اشتباهي مي گويم -
و اخم نکن -

00:24:49.948 --> 00:24:52.449
اخم نمي کنم -
و صاف بايست! چندبار بايد اين را به تو بگويم؟ -

00:24:55.448 --> 00:25:00.448
و اين پادشاه بودن است -
و من صدراعظم او مي باشم -

00:25:00.698 --> 00:25:02.448
به تو گفته است؟

00:25:02.831 --> 00:25:04.948
،جان بر کشوري که من آن را اداره مي کنم
حکومت خواهد کرد، به عبارت ديگر

00:25:04.948 --> 00:25:07.448
،مالياتي را که من افزايش داده ام
او مي گيرد تا خرج کند

00:25:07.448 --> 00:25:11.449
خوشا به حال تو -
به خوشي پادشاه بودن نيست -

00:25:11.503 --> 00:25:13.449
ما تو را دوک بريتني نموده ايم
اين امر، آنقدر ناچيز است؟

00:25:13.781 --> 00:25:18.948
،هيچکس به تاج و تخت و جف توجهي نمي کند
چرا؟

00:25:18.948 --> 00:25:20.949
آيا صدراعظم بودن، به قدر کافي اقتدار ندارد؟

00:25:20.949 --> 00:25:23.948
موضوع، اقتدار نيست که از آن بي بهره باشم
توجه مهم است که از دست مي دهم

00:25:24.449 --> 00:25:26.949
هيچ تعلق خاطري به اينجا ندارم

00:25:26.949 --> 00:25:29.448
تو که فکر نمي کني، آن را بخواهم، نه؟

00:25:35.449 --> 00:25:37.948
هنري؟ -
همم -

00:25:37.948 --> 00:25:40.449
من اعترافي دارم -
بله؟ -

00:25:40.699 --> 00:25:44.948
من فرزندانمان را چندان زياد دوست نمي دارم -
[با دهان بسته خنديدن] -

00:25:45.115 --> 00:25:49.949
به غير از تو، فرزندي که بزرگ کردم، اما تحملش را نداشتم -
تو هرگز نگران من نبودي -

00:25:49.768 --> 00:25:53.449
بودم و هستم، باور کن
بستر هنري، همچون ايالت اوست

00:25:53.949 --> 00:25:56.949
،مي تواند آن را با گوسفندان آباد کند
براي همه کساني که به ايشان اهميت مي دهم

00:25:56.949 --> 00:25:58.948
که در موقع خود انجام داده است

00:25:59.248 --> 00:26:01.949
رزاموند، هفت سال است که مرده

00:26:02.249 --> 00:26:05.748
و دو ماه و هجده روز
هرگز او را چندان زياد دوست نمي داشتم

00:26:06.248 --> 00:26:09.249
تو روزها را مي شماري؟ -
اين اعداد، ساختگي هستند -

00:26:09.616 --> 00:26:11.749
...او، دوشيزه کليفورد را در مه ولز يافت

00:26:12.082 --> 00:26:14.214
و به منزل آورد
براي مشاهده از نزديک

00:26:14.248 --> 00:26:17.748
تمايل به چيزي که يافته بود،باعث شد
او را براي سالها مورد بررسي قرار دهد

00:26:17.748 --> 00:26:20.748
او عميقا عاشق دختر بود و دختر نيز همچنين
و همچنان، عزيزم

00:26:20.748 --> 00:26:25.249
،زماني که هنري مجبور به انتخاب بود
...ميان بانوي خود و سرزمينهاي من

00:26:25.249 --> 00:26:29.748
هيچ تفريحي به من آسيب نمي رساند
بسيار ساده است

00:26:29.748 --> 00:26:32.749
بعد از تمامي اين سالهاي تيمار محبت آميز

00:26:32.749 --> 00:26:35.748
گمان مي کني که مي توانستم
به تو آسيبي برسانم؟

00:26:36.249 --> 00:26:39.249
النور، با دو دستش
دربند و پشت سر تو

00:26:44.749 --> 00:26:47.249
دوست داشتني است، مگر نه؟

00:26:51.749 --> 00:26:54.249
بله، بسيار

00:26:55.250 --> 00:26:58.249
کداميک را براي عشق ورزيدن
...مي توانستم انتخاب کنم

00:26:58.249 --> 00:27:00.249
که زخم بيشتري به تو بزنم؟

00:27:00.249 --> 00:27:02.749
هيچ کس نيست
[با دهان بسته خنديدن]

00:27:02.749 --> 00:27:04.749
زمان، به جز چين و چروک کردن تو
کاري انجام نداده است

00:27:04.749 --> 00:27:07.749
حتي اين کار را هم نکرده است
...من، شش دختر و پنج پسر را تحمل کرده ام

00:27:07.749 --> 00:27:10.250
و 31 سال رابطه زناشويي با تو را

00:27:10.748 --> 00:27:13.749
چگونه توانسته ام؟
لحظاتي هستند که فقدان تو را احساس مي کنم

00:27:13.749 --> 00:27:17.749
بسيار؟ -
شک داري؟ -
سگ پشمالوي من -

00:27:17.749 --> 00:27:20.749
بنابراين، جاني کوچک، تاج و تخت را تصاحب مي کند

00:27:21.249 --> 00:27:23.250
شايعه اش را شنيده ام
اما گمان نمي کنم

00:27:23.250 --> 00:27:26.249
از دست دادن اليس براي تو که دوستش داري
سخت خواهد بود

00:27:26.249 --> 00:27:29.749
اين، آخرين وابستگي يک پيرمرد است
نه بيشتر

00:27:33.249 --> 00:27:36.749
[آه کشيدن]
زندگي در قلعه ات را، چه اندازه سخت مي داني؟

00:27:36.749 --> 00:27:40.749
در ابتدا مشکل بود
اما اين مربوط به گذشته است

00:27:40.749 --> 00:27:43.749
[با دهان بسته خنديدن]
دريافته ام که دنيا را به قدر کافي ديده ام

00:27:43.749 --> 00:27:46.250
هرگر به تو اجازه از دست دادنش را نمي دهم

00:27:47.250 --> 00:27:49.250
تو بسياري از جنگهاي مدني را
در برابر من هدايت کرده اي

00:27:49.250 --> 00:27:53.750
و نزديک بود در آخري پيروز شوم
هنوز، زماني که براي کريسمس

00:27:53.750 --> 00:27:57.250
بيرون مي آيم
...گهگاه

00:27:58.750 --> 00:28:01.750
دوست دارم که ببينمت

00:28:01.750 --> 00:28:03.749
کافيست

00:28:07.250 --> 00:28:09.251
من گرسنه ام
براي شام برويم داخل

00:28:09.251 --> 00:28:11.750
بازو به بازو -
و دست در دست -

00:28:14.250 --> 00:28:17.750
تو هنوز اعجاز يک انساني

00:28:17.750 --> 00:28:20.250
و تو بانوي من هستي

00:28:20.450 --> 00:28:22.251
[صداي زنگ]

00:28:31.750 --> 00:28:34.250
عجيب است، النور

00:28:34.250 --> 00:28:36.750
،تمام اين سالها
نبرد کرده ام و سوداگري

00:28:36.750 --> 00:28:41.750
،همچنانکه، تنها چيزي که به خاطرش زيسته ام
چيزي بود که پس از مرگم اتفاق افتاد

00:28:41.750 --> 00:28:44.251
اکنون، چيز ديگري دارم
که به خاطرش زندگي کنم

00:28:44.251 --> 00:28:46.750
اشتباهات بزرگي براي صلح کرده ام

00:28:47.750 --> 00:28:49.750
در شب عيد کريسمس

00:28:49.750 --> 00:28:54.750
،پس از مرگ لويي، تا زمان بلوغ فليپ
فرانسه اي نبود تا با آن بجنگم

00:28:54.750 --> 00:28:58.251
،در آن آرامش
...يافته ام که نگارش قانون تا چه اندازه خوب است

00:28:58.751 --> 00:29:02.251
يا وضع ماليات منصفانه تر
...يا تصميم گيري در جايگاه عدالت

00:29:02.750 --> 00:29:04.751
تا يک روستايي يک گاو ماده تهيه کند

00:29:06.251 --> 00:29:10.251
به تو مي گويم
هيچ چيز مهمتري در دنيا وجود ندارد

00:29:10.251 --> 00:29:14.252
اکنون، پسر فرانسوي به اندازه کافي بزرگ شده
و من خسته از پيکار هستم

00:29:18.751 --> 00:29:22.750
آيا همچنان به وکسين نياز داري، هنري؟

00:29:22.750 --> 00:29:26.251
حياتي تر از هميشه است
سربازان من در آنجا، يک روز با پاريس فاصله دارند

00:29:26.251 --> 00:29:28.751
بيست مايل پياده روي
بايد نگاهش داشته باشم

00:29:28.751 --> 00:29:31.751
!هنري، عزيزم

00:29:31.751 --> 00:29:35.751
،اگر اليس با ريچارد ازدواج نکند
خواهم ديد که وکسين را از دست مي دهي

00:29:36.252 --> 00:29:39.251
خب، گمان مي کردم هرگز اين را نگويي

00:29:39.251 --> 00:29:41.751
مي توانم انجامش دهم

00:29:41.751 --> 00:29:44.751
مي تواني تلاش کني

00:29:44.751 --> 00:29:49.252
عده اي از بارونها اينجا هستند
بهتر است دنبال زوجي دوست داشتني باشيم

00:29:49.252 --> 00:29:52.251
مي تواني عشق را آنگونه بخواني؟

00:29:53.251 --> 00:29:55.751
و عاطفه پايدار

00:29:57.085 --> 00:29:58.751
[پچ پچ کردن]

00:30:04.752 --> 00:30:10.751
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30:14.751 --> 00:30:18.752
،ريچارد من پادشاه بعدي است
نه جان تو

00:30:18.752 --> 00:30:21.751
تو را مي شناسم، هنري
تمامي پيچ و خمهاي تو را مي شناسم

00:30:21.751 --> 00:30:24.752
و در هر کنجي به انتظار تو خواهم بود

00:30:24.752 --> 00:30:27.252
،براستي آيا اينکه چه کسي پادشاه خواهد شد
براي تو مهم است؟

00:30:27.252 --> 00:30:30.252
،براي من مهم است
چون براي تو مهم است

00:30:30.252 --> 00:30:34.752
با من مجادله نکن، النور -
،مي خواهي چه کنم، واگذاري، انصراف، تسليم؟ -

00:30:34.952 --> 00:30:37.752
به من کمي آرامش بده -
کمي؟ -

00:30:37.834 --> 00:30:42.751
چرا اينقدر فروتن؟ آرامش ابدي چطور؟
اکنون، انديشه اي وجود دارد

00:30:43.168 --> 00:30:48.253
،چنانچه با من مخالفت کني
هرطور که بتوانم به تو ضربه خواهم زد

00:30:48.418 --> 00:30:50.252
[پارس سگ]

00:31:02.752 --> 00:31:05.752
هنري؟ -
خانم؟ -

00:31:05.752 --> 00:31:08.752
هرگز عاشق من بوده اي؟

00:31:08.752 --> 00:31:10.753
نه

00:31:11.752 --> 00:31:15.752
خوب
اين امر، قضيه را خوشايندتر مي کند

00:31:27.586 --> 00:31:29.253
[پارس سگ]

00:32:28.254 --> 00:32:30.754
خب، من آمده ام، اينجا هستم

00:32:31.254 --> 00:32:35.254
چه مي خواسته اي؟ -
فقط صحبت کردن -

00:32:35.254 --> 00:32:38.254
تنها نبوده ايم
...هر دوتاي ما، در

00:32:38.254 --> 00:32:41.254
چند وقت شده؟
دو سال؟

00:32:41.753 --> 00:32:43.754
متناسب به نظر مي رسي
نبرد، با تو همراهي کرده است

00:32:43.754 --> 00:32:47.753
خودم را مطلع نگاه داشته ام
از آن مسافت دور، تمام کشتار تو را دنبال کرده ام

00:32:47.753 --> 00:32:49.753
بنشين

00:32:49.753 --> 00:32:53.254
آيا اين يک ملاقات رسمي همراه با
آغوش و بوسه شبانگاه است و يا يک کمينگاه؟

00:32:54.254 --> 00:32:56.754
بيا اميدوار باشيم که
يک تجديد ديدار است

00:32:56.754 --> 00:32:58.754
آيا بايد عبوس به نظر بيايي؟

00:32:58.754 --> 00:33:01.255
به دنبال تو فرستادم تا بگويم
دوباره خواهان عشق تو هستم

00:33:01.255 --> 00:33:03.754
اما نمي توانم به چنين چهره اي
اين را بگويم

00:33:03.754 --> 00:33:06.754
عشق من، از تمامي چيزها
آن را براي چه مي خواهي؟

00:33:07.255 --> 00:33:10.754
چرا، براي خودش
چه قصد ديگري مي توانم داشته باشم؟

00:33:10.754 --> 00:33:13.254
،زماني که آماده شدي
به من خواهي گفت

00:33:13.254 --> 00:33:17.754
من زياد توطئه چيني مي کنم، مي دانم
دسيسه مي کنم و نقشه مي کشم

00:33:18.254 --> 00:33:22.255
،اينگونه است که يک ملکه
وقتش را در زندان مي گذراند

00:33:22.255 --> 00:33:24.754
اما براي من، چيزي فراتر از آن است

00:33:24.754 --> 00:33:28.255
آيا نمي توانم بگويم که پسرم را دوست دارم
و باورپذير جلوه کنم؟

00:33:31.254 --> 00:33:34.255
،اگر به جاي تو بودم
راهکار ديگري را امتحان مي کردم

00:33:34.255 --> 00:33:38.254
من سدي در برابر سيل احساسات تو نخواهم بست
احتمال طغيان کردن من وجود ندارد

00:33:38.254 --> 00:33:42.754
تو پسر راکدي هستي، راکد همچون مناجات
لا، لا، لا، هميشه بر روي يک نت

00:33:43.120 --> 00:33:47.255
دست از کليسا کشيده ام، خارج از ملالت
به همان اندازه مي توانم براي تو انجام دهم

00:33:47.255 --> 00:33:50.755
،هرگز دست از من نخواهي کشيد
نه تا زماني که اکوتين را در اختيار دارم

00:33:50.755 --> 00:33:55.754
فکر مي کني با عشق به تپه و دره، مرا تحريک مي کني؟ -
فکر مي کنم مي خواهي آن را پس بگيري -

00:33:56.255 --> 00:33:59.754
تو بسيار فريبکاري
درخواست آب نمي کني، وقتي تشنه اي

00:33:59.754 --> 00:34:03.755
مي توانستيم عنکبوتها را در تارهايي
که تو بافته اي گرفتار کنيم

00:34:03.755 --> 00:34:06.255
،چنانچه اينقدر منحرف هستم
چرا نمي روي؟

00:34:06.255 --> 00:34:09.255
آنجا در برزخ نباش

00:34:09.754 --> 00:34:13.256
عاشقم باش، بره کوچک
يا ترکم کن

00:34:14.754 --> 00:34:17.255
ترکت کنم، خانم؟

00:34:17.255 --> 00:34:19.255
با لذتي ناب

00:34:21.754 --> 00:34:26.255
عزيمت يک حرکت ساده است
پاي چپت را زمين مي گذاري، و سپس پاي راست

00:34:26.255 --> 00:34:28.256
!مادر -
ساکت، عزيزم، مادر مشغول مجادله است -

00:34:28.672 --> 00:34:32.255
پدر، شرايط معاهده را به پايان رسانيده

00:34:32.255 --> 00:34:36.255
چه خوب
پدرت کجاست؟

00:34:39.755 --> 00:34:41.538
[النور]
اه، اينجايي

00:34:41.788 --> 00:34:43.788
شرايط را براي فليپ ارائه کرده اي؟

00:34:43.788 --> 00:34:47.788
هنوز نه، اما به زودي به او اجازه حضور مي دهيم
اميدوارم همگي شما حضور داشته باشيد

00:34:49.288 --> 00:34:52.789
،اينجا هستيم تا شرايط را بدانيم
يا تمايل داري ما را آزار دهي؟

00:34:52.789 --> 00:34:56.288
...نه بهيچ وجه، شرايط -
چه چيزي به فليپ مي دهي، چه چيزي از مرا؟ -

00:34:56.288 --> 00:34:59.288
هرچه تو داري به من خواهد رسيد -
و چه چيزي نيست که به جفري برسد؟ -

00:34:59.288 --> 00:35:02.288
خداي من، پسرانم
هر سه شما نمي توانيد پادشاه باشيد

00:35:02.288 --> 00:35:05.288
هر سه ما مي توانيم تلاش کنيم -
اکنون، بيهوده است -

00:35:05.288 --> 00:35:08.287
مي خواهم که مرا کامياب کني
ريچارد

00:35:08.788 --> 00:35:11.288
...اليس و تاج
هر دو را به تو مي دهم

00:35:12.789 --> 00:35:14.288
من هيچ حس شوخ طبعي ندارم
اگر داشتم، مي خنديدم

00:35:14.788 --> 00:35:18.288
منظور من همين است -
من چطور؟ -

00:35:18.288 --> 00:35:20.288
من، محبوب تو هستم
کسي هستم که دوستش داري

00:35:20.288 --> 00:35:22.788
متاسفم جان
نمي توانم به خودم کمک کنم

00:35:23.038 --> 00:35:26.288
آيا مي تواني هرآنچه را که به تو داده ام، حفظ کني؟
آيا مي تواني در ميدان بر او غلبه کني؟

00:35:26.288 --> 00:35:28.789
تو مي تواني -
جان، من آنجا نخواهم بود -

00:35:29.004 --> 00:35:32.288
من هم شکست مي خورم
تمام روياهاي من براي تو از دست مي رود

00:35:32.288 --> 00:35:34.288
تو مرا ترغيب کردي -
من هرگز چنين نمي خواستم -

00:35:34.505 --> 00:35:37.288
به عنوان يک پدر، تو شکست خوردي، مي داني چرا؟ -
متاسفم جاني -

00:35:37.288 --> 00:35:40.789
هنوز نه
اما کار وحشتناکي انجام خواهم داد و تو متأسف خواهي شد

00:35:40.789 --> 00:35:45.288
تمام اينها را تمرين کرده بودي
يا في البداهه ساختي؟

00:35:45.288 --> 00:35:47.288
خداي من، زن
با واقعيتها روبرو شو

00:35:47.288 --> 00:35:49.789
کداميک؟
بسيار زياد هستند

00:35:50.089 --> 00:35:52.288
قدرت، تنها واقعيت است

00:35:52.705 --> 00:35:55.289
چگونه مي توانم او را
از تخت پادشاهي محافظت کنم؟

00:35:55.789 --> 00:35:57.789
تنها زماني آن را داشت
که من به او نمي دادم

00:35:57.789 --> 00:35:59.789
نه، تو مرا مجبور کردي که برايش ستيز کنم

00:35:59.789 --> 00:36:02.789
تو را مي شناسم، هرگز به من چيزي نمي دهي -
درست است، و نداده ام -

00:36:02.789 --> 00:36:05.289
تو اليس و پادشاهي را به دست مي آوري
اما من چيزي را که بيش از هرچيز مي خواهم، به دست مي آورم

00:36:05.289 --> 00:36:08.789
اگر پادشاه بودي، انگلستان دست نخورده باقي مي ماند
مي فهمم

00:36:09.171 --> 00:36:12.790
اکنون، تماما براي توست
تاج، دختر، تمام تجارت سياه

00:36:12.790 --> 00:36:14.789
کافي نيست؟

00:36:16.289 --> 00:36:19.289
نمي دانم به چه کسي بايد تبريک گفته شود

00:36:19.372 --> 00:36:23.789
شاهان، ملکه ها، شواليه ها، هرطرف که مي نگري
و من تنها گروگان هستم

00:36:23.789 --> 00:36:28.789
چيزي براي از دست دادن نداشته ام
اين امر،  مرا خطرناک مي سازد

00:36:30.289 --> 00:36:32.790
فرزند بيچاره -
جان بيچاره -

00:36:32.790 --> 00:36:37.289
چه کسي مي گويد جان بيچاره؟
هيچکس يکبار هم گريه نکرده است

00:36:37.289 --> 00:36:39.790
،خداي من، اگر برافروخته شوم
هيچ موجود زنده اي وجود نخواهد داشت

00:36:40.289 --> 00:36:42.289
چه کسي با ادرار خود
مرا خاموش مي سازد

00:36:42.276 --> 00:36:46.289
بيا ضربه اي به چخماق بزنيم و ببينيم

00:36:46.372 --> 00:36:49.789
تو تمام آن چيزي هستي که يک برادر کوچک روياي آن را دارد
مي داني؟

00:36:49.789 --> 00:36:53.289
قبلا، هميشه روياي تو را مي ديدم -
آه، جاني -

00:36:54.790 --> 00:36:58.289
به تو نشان خواهم داد، النور
هنوز بازنده نشده ام

00:37:04.789 --> 00:37:08.290
خب، مادر
اگر مرا مي خواهي، اينجا هستم

00:37:10.790 --> 00:37:15.290
جان، صدراعظمنش را از دست داده، نه؟ -
و تو يکي به دست آورده اي -

00:37:15.290 --> 00:37:19.289
چيز تلخي است که مادرت بايد بگويد

00:37:19.289 --> 00:37:23.290
او به من اعتماد ندارد، تو بايد بداني
کار هنري با جان تمام نشده

00:37:23.290 --> 00:37:27.790
او تا زمانيکه ماه از سرما آبي رنگ شود
وکسين را در اختيار خواهد داشت

00:37:27.790 --> 00:37:31.791
،و با توجه به روز عروسي ريچارد
خواهيم ديد که دومين نفر، ابتدا خواهد بود

00:37:31.791 --> 00:37:34.289
سوزن دوزي، به تنهايي مي تواند
سالها به طول بينجامد

00:37:34.674 --> 00:37:36.290
مي دانم

00:37:36.790 --> 00:37:38.791
مي داني که مي دانم

00:37:38.791 --> 00:37:41.790
مي دانيم که مي داني که مي دانم

00:37:41.790 --> 00:37:46.290
ما مي دانيم که هنري مي داند
و هنري مي داند که ما مي دانيم

00:37:46.290 --> 00:37:48.290
ما يک خانواده آگاه هستيم

00:37:48.707 --> 00:37:51.791
آيا ريچارد مرا صدراعظم خود خواهد کرد يا نه؟

00:37:53.290 --> 00:37:55.290
چرا جان را به زير مي کشي؟

00:37:55.589 --> 00:38:00.290
زيرا تو قصد برنده شدن داري -
هنوز که نشده ام -
برنده خواهي شد، با کمک من -

00:38:00.290 --> 00:38:03.290
مي توانم جان را اداره کنم
هرچه به او بگويم، خواهد بلعيد

00:38:03.290 --> 00:38:06.290
دستانش را خواهم گرفت و
او را به دامي که ترتيبش را داده اي خواهم برد

00:38:06.290 --> 00:38:08.291
تو خوبي
تو بهتريني، جف

00:38:08.791 --> 00:38:11.791
تو به جان در برابر من خيانت مي کني
...يا به من در برابر جان، يا

00:38:11.791 --> 00:38:16.291
مي تواني به من بگويي
راهي براي خيانت هرکس به هرکسي يافته اي؟

00:38:16.791 --> 00:38:18.791
هنوز نه، مادر
اما مشغول به کار بر روي آن هستم

00:38:19.174 --> 00:38:23.291
،اهميتي نمي دهم چه کسي پادشاه است
اما تو و هنري چرا

00:38:23.291 --> 00:38:26.791
دوست دارم شما دو تن را در
گردش با همديگر تماشا کنم

00:38:27.791 --> 00:38:30.291
تو استعدادي در نفرت ورزي داري

00:38:30.624 --> 00:38:33.290
تو خبره اي
بايد بداني

00:38:33.791 --> 00:38:36.291
لرد عزيز

00:38:36.291 --> 00:38:39.290
تمام اين سالها، عاشقم بوده اي

00:38:39.088 --> 00:38:44.792
اه، خدايا ببخش، ملکه را آشفته کرده ام -
به تو احتياج داريم، به ما کمک کن -

00:38:44.792 --> 00:38:46.791
چه... لذت فروختن تو را از دست بدهم؟

00:38:46.791 --> 00:38:49.291
صدراعظم ريچارد باش

00:38:52.291 --> 00:38:54.290
بي معني

00:39:00.291 --> 00:39:03.291
بسيارخب، معامله ها اينگونه
ساخته مي شوند

00:39:04.291 --> 00:39:07.291
چنانچه او را بخواهيم، در اختيارش داريم
[با دهان بسته خنديدن]

00:39:07.291 --> 00:39:09.791
او همه ما را خواهد فروخت
تو مي داني

00:39:10.291 --> 00:39:12.792
اما تنها در صورتيکه گمان کند
ما فکر کنيم که او اين کار را نخواهد کرد

00:39:14.292 --> 00:39:18.291
چرا مي بايست چنين فرزندان
با هوشي مي داشتم؟

00:39:18.291 --> 00:39:20.291
[صداي زنگ]

00:39:24.291 --> 00:39:27.792
موضوع چيست، ريچارد؟ -
هيچ -

00:39:27.792 --> 00:39:30.291
هيچ تو، چيز زيادي است

00:39:30.291 --> 00:39:33.291
زمانيکه برايت مي نويسم يا مي فرستم
يا صحبت مي کنم يا مي رسم

00:39:33.291 --> 00:39:37.291
هيچهاي تو مي آيد
همچون سنگها

00:39:37.291 --> 00:39:39.792
مرا به بازي نگير

00:39:39.792 --> 00:39:43.292
اگر مي توانستم هم نمي کردم
ساده تر از آني هستم که قبلا بودم

00:39:43.792 --> 00:39:45.291
زماني، اشتياق فراواني داشتم

00:39:45.792 --> 00:39:49.292
خواهان شعر و قدرت بودم
و نيز مردان جواني که هر دو را بيافرينند

00:39:49.792 --> 00:39:52.792
در آن روزها
حتي، هنري را نيز مي خواستنم

00:39:53.291 --> 00:39:57.292
،اکنون، تنها يک آرزو برايم مانده است
که تو را يک پادشاه ببينم

00:39:57.292 --> 00:39:59.792
تنها چيزي که مي خواهي ببيني
اندامهاي حياتي پدر بر بستري از کاهو است

00:39:59.792 --> 00:40:03.292
،براي تو اهميتي ندارد چه کسي پيروز مي شود
ماداميکه هنري شکست مي خورد، تو هر کاري مي کني

00:40:03.292 --> 00:40:05.292
تو بانوي مخالفت هستي

00:40:05.292 --> 00:40:09.292
تنها از اين يک پسر براي کينه جويي
در برابر شوهرت استفاده نخواهي کرد

00:40:11.292 --> 00:40:13.292
چقدر که اسارت من تو را تغيير داده است

00:40:14.792 --> 00:40:19.292
هنري قصد آسيب رساندن به من را داشت
در عوض، به تو ضربه زده است

00:40:21.792 --> 00:40:24.793
مردان، سابقا به اين ناخن طمع مي ورزيدند

00:40:25.292 --> 00:40:28.792
هنري 18 سال داشت، وقتي همديگر را ملاقات کرديم
و من ملکه فرانسه بودم

00:40:28.792 --> 00:40:32.292
از شمال تا پاريس حرکت کرد
...با ذهني مانند ارسطو

00:40:32.292 --> 00:40:36.292
و سرشتي همچون معصيتي فناپذير

00:40:36.292 --> 00:40:39.793
ما به يکباره، دستورات را درهم شکستيم

00:40:39.793 --> 00:40:43.792
سه ماه را صرف ابطال لويي کردم
سپس، در ماه مي، بهار

00:40:43.792 --> 00:40:46.292
...نه چندان دور از اينجا
...ازدواج کرديم

00:40:46.292 --> 00:40:49.293
کنت جوان، هنري
و کنتس او

00:40:49.793 --> 00:40:55.293
،اما در يک دوره سه ساله
من ملکه بودم و او پادشاه انگلستان

00:40:55.293 --> 00:41:01.293
در سال 21 انجام شد
5سال قبل از تو، ژنرال

00:41:01.542 --> 00:41:06.292
مي توانم حساب کنم -
...پس هيچ تامس بکتي وجود نداشت، يا رزاموند -

00:41:06.426 --> 00:41:09.793
بدون هماورد، تنها من

00:41:09.793 --> 00:41:14.293
،و سپس هنري جوان آمد
...و تو

00:41:14.293 --> 00:41:18.293
و تمام ديگر شکوفه ها در باغ من

00:41:18.293 --> 00:41:23.260
،بله، چنانچه عقيم مي بودم
امروز شادتر بودم، عزيزم

00:41:23.055 --> 00:41:25.794
آيا نقشه اي براي آسيب رسانيدن به من است؟ -
چه کار بيهوده اي -

00:41:26.293 --> 00:41:28.793
،با هنري، بر سر آنکه چه کسي بعد مي آيد، نبرد کرده ام
...تا سپيده دم چه کسي برآيد

00:41:29.127 --> 00:41:32.293
،و غروب کدام پسر باشد
و ما زنده نخواهيم بود تا آن را ببينيم

00:41:33.794 --> 00:41:35.793
به خودت نگاه کن

00:41:36.293 --> 00:41:39.293
تو را بيشتر از هنري دوست مي دارم

00:41:39.293 --> 00:41:41.793
و هزينه زيادي برايم داشته است -
چه مي خواهي؟ -

00:41:43.293 --> 00:41:47.294
مي خواهم همانگونه باشيم که قبلا بوديم -
نه، اين نيست -

00:41:47.294 --> 00:41:50.293
،بسيارخب پس
من اکوتين را مي خواهم

00:41:50.794 --> 00:41:55.294
اين مادري است که به ياد مي آورم -
مي توانيم برنده باشيم، مي توانم اليس را برايت بگيرم -

00:41:55.294 --> 00:41:58.794
مي توانم ترتيب ازدواج را بدهم
ولي بايد اکوتين را داشته باشم تا انجامش دهم

00:41:58.794 --> 00:42:01.760
بايد آن را بازپس گيرم -
متعلق به من است، و هرگز تسليمش نخواهم کرد

00:42:01.844 --> 00:42:05.794
وصيتنامه ام را بنويسم
به ريچارد--- همه چيز را؟

00:42:05.794 --> 00:42:09.794
پس مرا باور مي کني؟ کاغذ کجاست؟ -
در حال سوختن -

00:42:12.261 --> 00:42:14.261
دوستت دارم

00:42:14.261 --> 00:42:16.760
تو هيچ چيزي را دوست نداري

00:42:16.760 --> 00:42:20.760
تو ناقص هستي
قسمتهاي انساني تو مفقود شده است

00:42:20.927 --> 00:42:24.760
تو مرده اي، همانگونه که کشنده اي

00:42:24.760 --> 00:42:27.261
ترکم نکن

00:42:30.760 --> 00:42:33.261
تو سابقا دوست داشتني بودي

00:42:33.261 --> 00:42:35.261
عکسها را ديده ام

00:42:35.761 --> 00:42:38.710
به خاطر نمي آوري که
چگونه عاشق من بودي؟

00:42:38.794 --> 00:42:42.261
ما هميشه دست در دست هم بوديم

00:42:42.261 --> 00:42:46.261
حس آن اينگونه است -
به گرمي و زبري آن؟ -

00:42:46.261 --> 00:42:50.761
اين نخواهد سوخت
وصيتم را بر آن قلم خواهم زد

00:42:51.262 --> 00:42:53.261
همه چيز، به ريچارد

00:42:53.427 --> 00:42:55.261
!مادر

00:42:58.262 --> 00:43:00.760
،به خاطر مي آوري که من چگونه به تو اعداد

00:43:00.760 --> 00:43:03.261
فن شاعري و عودنوازي را آموختم؟

00:43:03.261 --> 00:43:06.760
مي بيني؟ تو به خاطر مي آوري

00:43:06.760 --> 00:43:10.261
به تو رقص را نيز آموختم
...و زبانها

00:43:10.261 --> 00:43:14.261
و تمام موسيقيهايي که مي دانستم
و چگونه عشق ورزيدن به چيزي که زيباست

00:43:14.761 --> 00:43:20.262
،خورشيد باحرارت تر شد و پس از آن
ما هر روز با هم بوديم

00:43:35.262 --> 00:43:38.711
[خنديدن]

00:43:39.761 --> 00:43:41.762
[جيغ کشيدن]

00:43:41.878 --> 00:43:43.761
[خنديدن]

00:43:48.262 --> 00:43:52.761
ويليام، به شاه فرانسه بگو که
او را در اتاق نشيمن خواهم ديد

00:43:52.761 --> 00:43:54.762
بله، سرورم -
تا نيم ساعت ديگر -

00:43:56.262 --> 00:43:58.262
نيم ساعت، خوببست

00:44:04.263 --> 00:44:07.762
البته، مي داني که کلمه اي از حقيقت
در شروط هنري وجود ندارد

00:44:09.262 --> 00:44:11.263
اگر يک هشدار است، متشکرم

00:44:11.263 --> 00:44:13.761
چنانچه اگر يک پيشنهاد باشد چطور؟

00:44:14.762 --> 00:44:17.762
"چنانچه اگر"
يک بازي براي شاگردان ممتاز است

00:44:17.762 --> 00:44:20.262
چنانچه اگر فرشتگان
بر سر سنجاق مي نشستند، چه مي شد؟

00:44:22.762 --> 00:44:25.762
اگر پادشاه بودم، چه مي شد؟

00:44:25.762 --> 00:44:28.262
اين، بازي توست، جف

00:44:29.262 --> 00:44:31.263
تو آن را بازي کن

00:44:45.762 --> 00:44:47.763
!جان

00:44:50.762 --> 00:44:54.263
اين را براي پدر ساختم
تمامي قطعات کار مي کنند

00:44:54.263 --> 00:44:57.262
ماهها زمان برد، من احمق نيستم -
مي دانم، اکنون، اين نقشه من است -

00:44:57.262 --> 00:45:00.763
من سه زبان خوانده ام
قانون را مطالعه کرده ام

00:45:00.763 --> 00:45:02.763
کدام نقشه؟

00:45:02.763 --> 00:45:05.263
با فليپ معامله اي کرده ايم -
چرا؟ -

00:45:05.762 --> 00:45:08.763
،چون تو خارجي و ريچارد داخل
و چه نوع معامله اي؟

00:45:08.763 --> 00:45:14.263
جنگ، اگر ما سه تن، به هم ملحق شويم وبجنگيم
مي توانيم بر ريچارد غلبه کنيم

00:45:14.263 --> 00:45:17.263
منظور تو نابود کردن اوست؟ -
همم -

00:45:18.263 --> 00:45:20.263
و همينطور مادر؟

00:45:20.263 --> 00:45:22.263
و همينطور مادر

00:45:22.263 --> 00:45:25.263
حالا، انجامش مي دهيم؟ تمام شده است؟ -
بايد فکر کنم -

00:45:25.263 --> 00:45:28.763
زماني نداري
شاهزادگان ديگري نيز داريم

00:45:28.763 --> 00:45:31.264
مي داني اين شاهزادگان کجا مي روند؟

00:45:33.762 --> 00:45:35.763
به سمت پايين

00:45:37.346 --> 00:45:41.263
بسيارخب، آيا جان خواهان جنگ است يا نه؟

00:45:41.680 --> 00:45:45.264
،تو چطور؟ چنانچه جان سربازانت را بخواهد
به او خواهي داد؟

00:45:45.264 --> 00:45:48.263
،اگر جان خواهان جنگ باشد
خودش دارد

00:45:48.263 --> 00:45:50.763
جان، آيا مي شنوي؟ -
هنوز در حال فکر کردن هستم -

00:45:51.264 --> 00:45:54.763
بگذار کمک کنم
يا تو بر تخت پادشاهي خواهي بود يا ريچارد

00:45:57.264 --> 00:45:59.763
گمان مي کني پيروز شويم؟

00:46:01.763 --> 00:46:03.763
مي دانم

00:46:12.264 --> 00:46:14.264
[فرياد جمعيت]

00:46:18.264 --> 00:46:21.264
!هنري

00:46:21.514 --> 00:46:26.264
!اما تو نمي فهمي
براي اندکي اعتماد صلح آميز، متشکر خواهم بود

00:46:26.264 --> 00:46:30.763
به قدر کافي، خوره در من رخنه کرده است -
!اما تو قول ريچارد را به من داده اي -

00:46:30.763 --> 00:46:33.764
خداي من
فکر نمي کني قصدم آن بود؟

00:46:33.764 --> 00:46:37.265
،پس، تمام آن نمايش
...تمام چيزهايي که به جان گفتي

00:46:37.265 --> 00:46:40.764
،گمان مي کني هرگز او را تسليم خواهم کرد
در حاليکه برايش هم پدري و هم مادري کرده ام
و او را مورد نوازش قرار داده ام

00:46:41.264 --> 00:46:45.265
!او تمام آن چيزي است که دارم
چندوقت به چند وقت شما مردم مجبوريد آن را بشنويد، هر شام؟

00:46:45.265 --> 00:46:47.264
آيا بايد سوپ را با کسي که دوستش داريم
و کسي که دوستش نداريم، آغاز کنيم؟

00:46:47.264 --> 00:46:49.264
فکر مي کنم که تمايل داري مرا
از يکي به ديگري دست به دست کني

00:46:49.764 --> 00:46:51.764
...کاري که من با تو
يک صفحه کلکسيون؟

00:46:51.764 --> 00:46:53.764
،يا من تمام چيزي هستم که داري
مانند جان؟

00:46:53.764 --> 00:46:56.764
بايد اکوتين را براي جان به دست بياورم

00:46:56.764 --> 00:47:01.764
،من با مردم صحبت مي کنم و تو در ايالات، گستاخانه پاسخ مي دهي -
آنها سرآسيمه مي شوند -

00:47:01.764 --> 00:47:04.265
اکوتين چه ارتباطي با النور دارد؟ آن که ايالت نيست
راهي براي شکنجه کردن من است

00:47:04.764 --> 00:47:07.764
دليل اينکه عصر را با ريچارد مشغول عشقبازي بود، همين است

00:47:07.764 --> 00:47:11.764
او را مجبور به ترک خواهد کرد
خداي من، عاشق استراق سمع بوده ام

00:47:11.764 --> 00:47:16.264
فکر کردم تو مي خرامي، آدم ساده دل
...و عود و فلوت مي زني

00:47:16.764 --> 00:47:20.265
[خنديدن]
حيرت آور است

00:47:20.765 --> 00:47:22.264
قطعا منم

00:47:22.681 --> 00:47:25.764
،فکر کردم تا زمانيکه پايين مي آيم
آنها را برده باشم

00:47:25.764 --> 00:47:28.265
چه به من مي دهي؟

00:47:28.265 --> 00:47:30.265
مانند طفلي هستي
هميشه مي پرسي

00:47:30.764 --> 00:47:32.764
براي هنري

00:47:32.764 --> 00:47:34.765
سنگين

00:47:34.765 --> 00:47:37.764
!اين سنگ قبر من است
النور، تو مرا تباه مي کني

00:47:37.764 --> 00:47:39.764
هرگز نتوانستم چيزي را از تو انکار کنم

00:47:40.265 --> 00:47:45.265
،نرو، ديدن اينکه تا چه اندازه محتاج توام
او را رنجيده خاطر مي کند

00:47:45.265 --> 00:47:49.265
تو به من احتياج داري، هنري
همچون خياطي که محتاج خرده ريز است

00:47:50.266 --> 00:47:52.764
اه، آن ديدگاه را مي دانم

00:47:52.764 --> 00:47:54.765
او قصد گفتن اين را دارد
که عاشق من است

00:47:54.965 --> 00:47:57.266
مانند زندگيم

00:48:01.765 --> 00:48:04.765
آنگونه صحبت مي کنم تا
او را هميشه در حال مستي نگاه دارم

00:48:04.765 --> 00:48:08.765
خب، با ريچارد چه کردي؟
آيا قلبش را شکستي؟

00:48:08.765 --> 00:48:11.765
فکر مي کني که او بايستي
اکوتين را به من بازگرداند؟

00:48:11.765 --> 00:48:15.265
دليلي بر انجام ندانش نمي بينم
به علاوه، قول تاج و تخت را به او داده ام

00:48:15.765 --> 00:48:20.265
پسر متعجب خواهد ماند اگر
قولهاي تو اينگونه نيکو باشند

00:48:20.265 --> 00:48:24.266
:پرسيدن اين سؤال بي مفهوم است
آيا هوا خوب است، در حاليکه
چيز ديگري براي استنشاق وجو ندارد

00:48:24.266 --> 00:48:26.766
دقيقا چيزيست که به او گفتم

00:48:27.266 --> 00:48:31.765
آن را در اختيار داري؟
آيا آن را پس خواهد داد؟

00:48:31.765 --> 00:48:34.765
اکوتين را نه براي جان

00:48:41.266 --> 00:48:45.765
بايد به او چيزي بدهم
هيچ توافقي امکانپذير نيست؟

00:48:45.765 --> 00:48:50.266
،عشق من،در دنيايي که درودگران احيا کننده هستند
هرچيزي امکانپذير است

00:48:50.266 --> 00:48:52.266
تو او را به دنيا آورده اي، لعنتي
!او پسر توست

00:48:52.266 --> 00:48:56.765
اه، قدرت پروردگار، بله
280روز او را تحمل کردم

00:48:56.765 --> 00:48:59.266
تمامش را به خاطر مي آورم

00:48:59.266 --> 00:49:01.766
تو به سختي رزاموند را يافته بودي

00:49:01.766 --> 00:49:05.765
چرا او به طور خاص، لعنتي؟
زنان ديگري را نيز يافته ام

00:49:07.266 --> 00:49:09.266
ديگران بيشماري را

00:49:09.766 --> 00:49:11.267
شماره تو چيست؟

00:49:11.765 --> 00:49:15.266
بيا تعداد روپوشهاي تختخوابي را که
گسترده اي شماره کنيم

00:49:17.766 --> 00:49:20.766
تامس بکت -
دروغ است -

00:49:21.766 --> 00:49:27.266
[با دهان بسته خنديدن]
مي دانم، هنوز نگران کاري هستي که انجام مي دهم

00:49:27.266 --> 00:49:30.267
!من اکوتين را براي جان مي خواهم
من آن را مي خواهم، و آن را خواهم داشت

00:49:30.267 --> 00:49:33.266
آيا اين يک تهديد است؟
آيا شکنجه است؟

00:49:33.766 --> 00:49:37.766
مرا خواهي جوشاند يا منبسط خواهي کرد؟ کدام؟
يا در من حفره ايجاد خواهي کرد؟

00:49:37.766 --> 00:49:40.267
،من اسناد را در اختيار دارم
و تو امضاء خواهي کرد

00:49:40.267 --> 00:49:44.267
چگونه مرا مجبور به... تهديد؟
"امضاء مي کني يا از تغذيه تو امتناع خواهم کرد"

00:49:44.267 --> 00:49:49.766
اشک؟
"اه، قبل از اينکه قلبم به درد آيد، امضاء کن"

00:49:49.766 --> 00:49:53.767
...من مانند زمين هستم، پيرمرد
هيچ راهي اطراف من وجود ندارد

00:49:54.267 --> 00:49:55.766
تو را مي پرستم

00:49:56.266 --> 00:49:59.267
قوس اشتياقت را نجات بده
آن جاده بسته است

00:50:00.767 --> 00:50:02.766
پيشنهادي برايت دارم، عزيزم

00:50:02.766 --> 00:50:05.267
يک معامله؟ يک معامله؟

00:50:05.267 --> 00:50:10.267
من گرانبهاترين ايالت اقليم را به جان مي دهم
براي چه؟

00:50:10.766 --> 00:50:14.267
تو به من بگو
فکربکر، براي چه

00:50:17.766 --> 00:50:19.767
آزادي تو

00:50:26.267 --> 00:50:28.767
اه

00:50:29.267 --> 00:50:31.766
،زمانيکه جاني اکوتين را به دست آورد
تو آزادي، به تو اجازه مي دهم بروي

00:50:32.101 --> 00:50:35.767
فکر کن: رها و شاد در لندن
زمستانها در پراونس
(منطقه اي در ساحل مديترانه)

00:50:35.767 --> 00:50:38.766
سفرهاي في البداهه براي ديدار ريچارد
...به هرجايي که در حال قتل عام مردم است

00:50:39.767 --> 00:50:43.767
تماما براي يک امضاء

00:50:43.767 --> 00:50:48.767
تو خوبي -
گمان کردم ممکن است التماس باشد، تو هميشه روياي مسافرت داشتي -

00:50:48.767 --> 00:50:50.767
بله

00:50:50.767 --> 00:50:54.767
من حتي لويي بيچاره را مجبور کردم
که مرا به جنگ صليبي ببرد

00:50:54.767 --> 00:50:57.268
درباره آن کفرگويي چه فکر مي کني؟

00:50:57.268 --> 00:51:02.767
پيشخدمتان زن را همچون زنان آسياي صغير ملبس کردم
و آنها را تا نيمه راه دمشق با پستانهاي عريان راه بردم

00:51:02.767 --> 00:51:05.767
،لويي يک حمله ناگهاني داشت
و من نزديک بود از بادزدگي بميرم

00:51:10.767 --> 00:51:13.268
اما سربازان تحت تأثير قرار گرفتند

00:51:18.268 --> 00:51:20.768
هنري، من در برابر ديوار هستم

00:51:23.268 --> 00:51:25.268
...که يک زنداني باشم

00:51:26.268 --> 00:51:28.768
...که با آجرهايي محصور شده

00:51:29.767 --> 00:51:31.767
...زمانيکه دنيا را شناخته اي

00:51:34.268 --> 00:51:37.767
من نخواهم دانست که
چگونه زنده ماندم

00:51:39.268 --> 00:51:44.269
،اين ده سال، هنري
غيرقابل تصور بوده است

00:51:46.768 --> 00:51:48.768
و اکنون

00:51:51.269 --> 00:51:54.768
،تو به من پيشنهاد مي کني
تنها چيزي را که مي خواهم

00:51:54.768 --> 00:51:57.269
...چنانچه تسليم کنم

00:51:57.269 --> 00:51:59.768
تنها چيزي را که برايم ارزشمند است

00:52:01.268 --> 00:52:04.269
کاغذ را امضاء کن
و ما اخبار خوبي را اعلام خواهيم کرد

00:52:04.269 --> 00:52:08.768
،ملکه آزاد مي شود
،جان اکوتين را به دست مي آورد
و ريچارد با اليس ازدواج مي کند

00:52:08.768 --> 00:52:12.269
بله، بگذاريم انجام شود

00:52:12.269 --> 00:52:14.268
امضاء خواهم کرد

00:52:16.768 --> 00:52:19.269
به يک شرط -
بگو -

00:52:19.269 --> 00:52:23.269
ازدواج را اکنون برگزار کن -
به چه دليل؟ -

00:52:23.269 --> 00:52:27.269
چرا، تو را شگفتزده کرده ام
يقينا غيرمنتظره نيست

00:52:27.269 --> 00:52:31.768
آنها براي 16سال در امتداد راهرو قدم زده اند
و اين يک راهپيمايي طولاني است

00:52:31.768 --> 00:52:35.269
جان مي تواند ساقدوش باشد
خنده دار است

00:52:35.269 --> 00:52:39.769
و تو مي تواني عروس را هديه بدهي
مي خواهم انجام دادنش به وسيله تو را تماشا کنم

00:52:39.769 --> 00:52:44.269
...اليس
مي توانم بدون او زندگي کنم

00:52:44.269 --> 00:52:46.769
و من گمان کردم تو عاشقش هستي -
پس هستم -

00:52:46.769 --> 00:52:50.270
خدا را شکر، مرا وحشتزده کردي
ترسيدم آسيبي نرساند

00:52:50.768 --> 00:52:53.269
تو، عجب مصيبتي هستي

00:52:55.769 --> 00:53:00.769
...در شگفتم
...آيا تا کنون در اين گمان بوده اي

00:53:01.769 --> 00:53:04.768
چنانچه با پدرت خوابيده باشم؟

00:53:08.769 --> 00:53:13.269
پدر من؟ -
دروغ است -

00:53:13.269 --> 00:53:15.269
اما شايعاتي وجود دارد

00:53:16.769 --> 00:53:18.270
تا بحال ظن نبرده اي؟

00:53:18.769 --> 00:53:21.769
خوارشمردن من، باشکوه است؟ ارزشمند است؟ -
نه -

00:53:21.769 --> 00:53:24.270
پس، بس کن -
چگونه؟ -

00:53:24.470 --> 00:53:26.769
دليل زندگي من، همين است -
به تو نشان خواهم داد -

00:53:27.136 --> 00:53:29.270
به وسيله مسيح، انجام خواهم داد
اين کار را خواهم کرد

00:53:29.270 --> 00:53:33.103
کشيش کجاست؟
!يکي براي من يک کشيش پيدا کند

00:53:34.769 --> 00:53:37.769
!تو
برو و يک اسقف برايم بياور

00:53:37.769 --> 00:53:40.770
به دورهام برو
او در تالار است

00:53:40.770 --> 00:53:44.270
از او بخواه که در کليسا ما را ملاقات کند -
!جان، ريچارد، جفري -

00:53:46.270 --> 00:53:48.270
[پارس سگ]

00:54:10.271 --> 00:54:12.770
[پارس کردن، خرناس کشيدن]

00:54:17.271 --> 00:54:20.270
مشکل چيست؟ چه شده؟ -
ريچارد دارد ازدواج مي کند -

00:54:20.770 --> 00:54:25.270
ازدواج؟ اکنون؟
ريچارد اکنون دارد ازدواج مي کند؟

00:54:25.270 --> 00:54:27.770
هميشه تندذهني تو مرا شگفتزده مي کند

00:54:27.770 --> 00:54:30.271
نمي تواني به من آسيبي برساني
تو، کيسه زرداب

00:54:30.271 --> 00:54:32.770
اما تو مي تواني پدر، چرا؟ -
چون اينطور مي گويم -

00:54:32.770 --> 00:54:36.271
عاليجناب، اسقف در کليسا منتظر است -
خوب است، کا را تمام کنيم -

00:54:36.271 --> 00:54:39.271
تو عروسي دوست داشتني خواهي ساخت
در شگفتم اگر بگريم

00:54:39.271 --> 00:54:42.770
به نظر مي رسد گمان مي کني اين امر در حال وقوع است -
همينطور است -

00:54:42.770 --> 00:54:44.770
او فقط دسيسه مي کند
نمي تواني بگويي زمانيکه هنري دسيسه مي کند؟

00:54:45.271 --> 00:54:47.270
نه اين دفعه -
او هرگز دست از من نخواهد کشيد -

00:54:47.270 --> 00:54:49.271
فکر مي کني نخواهم کرد؟ -
زيرا تو اينگونه گفتي -

00:54:49.271 --> 00:54:52.271
تو هلن من نيستي، براي نجات يک چهره، نبرد نخواهم کرد
کار ما به اتمام رسيده

00:54:52.271 --> 00:54:55.770
!تو را باور ندارم -
!ده دقيقه صبر کن -

00:54:58.771 --> 00:55:02.770
!خواهش مي کنم، ريچارد! ريچارد
...ما

00:55:02.770 --> 00:55:04.770
!وااقعا، نه

00:55:04.770 --> 00:55:07.271
[گريستن]

00:55:07.271 --> 00:55:10.271
خواهش مي کنم
ما به هم عشق مي ورزيم

00:55:13.771 --> 00:55:18.771
!بجنب -
!اين جنون است، انجامش نخواهم داد! نه -

00:55:19.188 --> 00:55:23.770
جنون! بگذار بروم هنري
!ريچارد، نه! بيا

00:55:24.020 --> 00:55:26.271
آن کلمات را نخواهم گفت
هيچکدام را

00:55:26.271 --> 00:55:28.771
!عاقلانه نيست
چرا از من دست مي کشي؟

00:55:28.771 --> 00:55:32.271
چه چيزي به دست مي آوري؟
چه منفعتي عايد تو مي شود؟

00:55:32.271 --> 00:55:35.771
!اه، اکوتين
البته

00:55:35.771 --> 00:55:37.770
چه چيز؟

00:55:37.770 --> 00:55:40.271
مادرت آزاديش را به دست مي آورد
و من اکوتين را

00:55:40.271 --> 00:55:42.771
يک پيشنهاد است، نه؟
تو موافقت کردي

00:55:42.771 --> 00:55:45.771
البته که موافقت کرده، مي دانستم، تماما ظاهرسازي بود
تمامش را باور کردم

00:55:45.970 --> 00:55:49.272
قصدم نيز همين بود -
ازدواج بي ازدواج، ازدواجي در کار نخواهد بود -

00:55:49.272 --> 00:55:52.272
اما، پسرم، نگاه کن
دورهام(ايالتي در انگلستان) منتظر است

00:55:52.272 --> 00:55:56.221
به خاطر من، با او ازدواج کن، درخواست زيادي نيست -
!هرگز -

00:55:56.304 --> 00:55:58.772
اما قولش را به فليپ داده ام
به جايگاه من فکر کن

00:55:58.772 --> 00:56:01.771
لعنت بر ازدواج و جايگاهت به جهنم -
تو جرأت به مبارزه طلبيدن مرا نداري -

00:56:02.272 --> 00:56:04.272
ندارم؟

00:56:04.771 --> 00:56:08.271
تو پادشاه فرانسه هستي
محض رضاي خدا، بلندتر صحبت کن، کاري بکن

00:56:08.271 --> 00:56:10.771
تهديد کن، بگو، مرا بترسان واقعا؟
!سماجت کن

00:56:10.939 --> 00:56:14.272
هيچگاه، منظور او ازدواج نبود

00:56:14.272 --> 00:56:18.272
دوباره بگو -
تو در غضب کردن عالي هستي، نحوه بازي کردن تو را دوست دارم -

00:56:18.272 --> 00:56:21.272
پسر، هرگز يک پادشاه را
رودررو، دروغگو خطاب نکن

00:56:21.771 --> 00:56:25.772
...من يک پسربچه نيستم
!براي تو يا هرکسي

00:56:25.772 --> 00:56:28.272
پسر، اينجا آمدي درخواست ازدواج کني
يا بخواهي وکسين را بازپس بگيري

00:56:28.772 --> 00:56:32.772
خداي من! هيچيک را به دست نمي آوري، پاسخ به هردو، منفي است -
!تو معاهده اي با فرانسه داري -

00:56:32.653 --> 00:56:36.273
پس، لعنت به معاهده و فرانسه
او هرگز ازدواج نمي کند، نه تا زمانيکه من زنده ام

00:56:36.273 --> 00:56:39.272
،زندگي تو و هرگز
دو زمان متفاوت هستند

00:56:39.605 --> 00:56:44.272
!نه با زمان سنج من، پسر -
[خنديدن]
!به شير گوش کن -

00:56:44.272 --> 00:56:48.273
بيا، مرا بترسان، ضايعش نکن، ريچارد -
همچون آدمي رئوف، آن را بپذير -

00:56:48.355 --> 00:56:50.273
پاي آسيب ديده ات چطور است؟ -
بهتر است، متشکرم -

00:56:50.273 --> 00:56:53.772
کمر آسيب ديده ات؟
داري پير مي شوي
خيلي اوقات مرا فقط يکبار خواهي داشت

00:56:53.772 --> 00:56:57.273
کي؟ اکنون 50ساله ام
خداي من، پسر، من پيرترين مردي هستم که مي شناسم

00:56:57.273 --> 00:56:59.272
من از يک دهه بر پاپ شده ام

00:57:02.772 --> 00:57:05.772
چه خواهد بود؟
قداره، زمانيکه 85ساله باشم

00:57:05.772 --> 00:57:09.222
اکنون، من دومين فرزند نيستم
دروغهاي هنري تو درون گنبد، مي داني

00:57:09.305 --> 00:57:13.272
مي دانم
او را آنجا ديده ام

00:57:13.556 --> 00:57:15.772
من تاج و تخت را خواهم داشت -
تو آن چيزي را خواهي داشت که پدر به تو بدهد -

00:57:15.772 --> 00:57:19.273
نفر بعدي صف، من هستم -
!براي هيچ چيز -

00:57:19.273 --> 00:57:21.272
پس ما اکنون قداره ها را در اختيار خواهيم داشت -
در اين لحظه؟ -

00:57:21.272 --> 00:57:23.273
!نه، در ميدان جنگ -
بنابراين، ما در جنگ هستيم؟ -

00:57:23.273 --> 00:57:26.273
بله، ما در جنگ هستيم، 2000نيرو در پواتير دارم -
آيا مي توانند صداي تو را بشنوند؟ -

00:57:26.273 --> 00:57:28.772
فرياد بزن و ببين چه کسي پاسخ مي دهد
انقدر به پواتير نزديک هستي که به دستش آوري

00:57:29.189 --> 00:57:34.772
تو شهامت در زندان نگاه داشتن مرا نداري -
تا وقتي همگي ما بر سر اينکه جان نفر بعد باشد -
به توافق برسيم، مي توانم و خواهم کرد

00:57:34.772 --> 00:57:38.273
تو پسر يک پادشاه هستي، پس با احترام با تو رفتار مي کنم
تو آزادي از قلعه را در اختيار داري

00:57:38.273 --> 00:57:40.773
قلعه، تاب نگاهداري مرا ندارد
نگهبانانت را حرکت بده

00:57:42.772 --> 00:57:46.273
به خدا قسم، بازهم پادشاهم
خارق العاده است

00:57:46.723 --> 00:57:50.273
آيا براي من خوشحالي، جف؟ - -
من براي هردويمان خوشحالم -

00:58:02.856 --> 00:58:05.773
[النور]
به خوبي آن را بازي کردي، خوب بودي

00:58:06.273 --> 00:58:10.773
بله، خوب بودم
تو را احمق فرض کردم، نه؟

00:58:10.773 --> 00:58:15.773
اه، خداي من
اما من شاه بودن را دوست دارم

00:58:15.773 --> 00:58:17.773
خب، هنري

00:58:18.140 --> 00:58:21.773
صاحب و ارباب

00:58:21.773 --> 00:58:23.773
اکنون چه مي شود؟

00:58:24.057 --> 00:58:25.773
نظري ندارم

00:58:26.273 --> 00:58:30.274
مي دانم در حال پيروز شدن هستم و پيروز خواهم شد
...اما اينکه حرکت بعدي چيست

00:58:34.773 --> 00:58:37.274
تو ترسيدي، نه؟

00:58:38.774 --> 00:58:41.274
نه
[خرخر کردن]

00:58:43.773 --> 00:58:45.274
فکر مي کنم ترسيدي

00:58:45.774 --> 00:58:50.773
ترسيدم، تو نبايد با هحساسات بازي کني، هنري
نه با احساسات من

00:58:52.274 --> 00:58:55.773
ممکن نبود که تو را از دست بدهم

00:58:55.773 --> 00:58:58.274
بايد بيش از آن چيزي که گمان مي کردم
تو را گرامي بدارم

00:59:01.275 --> 00:59:06.274
چهره معمايي به خود گرفته اي
در شگفتم چه حالتي داري؟

00:59:07.774 --> 00:59:10.274
لذت صرف

00:59:10.274 --> 00:59:14.274
من به همراه پسرانم محصور شدم

00:59:14.774 --> 00:59:17.774
کدام مادري، چنين رويايي ندارد؟

00:59:24.774 --> 00:59:27.274
يک چيز -
بله؟ -

00:59:28.275 --> 00:59:30.774
ممکن است هنگام بوسيدن او
تماشايت کنم؟

00:59:31.190 --> 00:59:34.274
اصلا نمي تواني صبر کني؟

00:59:34.274 --> 00:59:36.774
هرشب، تو را تماشا مي کنم

00:59:37.275 --> 00:59:40.274
التماس مي کنم
قبل از اينکه بخوابم

00:59:40.774 --> 00:59:43.275
همينجا رهايش کن

00:59:43.275 --> 00:59:46.774
حس کنجکاوي من عقلاني است

00:59:46.774 --> 00:59:49.774
مي خواهم ببينم که چقدر دقيق هستم

00:59:54.274 --> 00:59:57.775
اژدهاي درگاه را فراموش کن
بيا

01:00:01.275 --> 01:00:03.774
ايمان داشته باش عاشقت هستم
چون هستم

01:00:04.775 --> 01:00:07.775
ايمان داشته باش که متعلق به تو مي باشم
چون مي باشم

01:00:09.275 --> 01:00:13.775
به قناعت من ايمان داشته باش
و به لذتي که من مي دهي

01:00:15.276 --> 01:00:17.275
...و ايمان داشته باش

01:00:21.775 --> 01:00:24.275
بيش از اين مي خواهي؟

01:00:30.275 --> 01:00:34.276
من پيرمردي در جايگاهي پوچ هستم

01:00:35.776 --> 01:00:37.776
همراه من باش

01:01:17.109 --> 01:01:22.276
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:29.776 --> 01:01:33.777
چه زيبا مرا مي سازي

01:01:37.276 --> 01:01:42.777
،اگر سليمان اين صحنه را ديده بود
چه چيزي ممکن بود بخواند

01:01:44.777 --> 01:01:46.777
نمي توانم

01:01:51.777 --> 01:01:53.777
دوباره گم شده ام

01:01:56.277 --> 01:01:58.777
براي اين دفعه، کارم تمام است

01:02:01.277 --> 01:02:06.777
بسيارخب
کريسمسهاي ديگري نيز خواهد بود

01:02:08.777 --> 01:02:13.276
،بايد از نوک پستانهايت تو را بياويزم
اما بچه ها را دچار هراس مي کني

01:02:20.276 --> 01:02:23.277
به نرمي بوسه دادند، اينطور نيست؟

01:02:26.277 --> 01:02:29.777
دفعه بعد، در اختيارش خواهم داشت
مي توانم منتظر بمانم

01:02:29.777 --> 01:02:33.277
!اه، تو اينجايي

01:02:34.277 --> 01:02:38.778
مايه تسلي و همراه من

01:02:41.278 --> 01:02:44.277
براي يک سال ديگر اينجا محبوس مي شويم

01:02:46.778 --> 01:02:49.277
چهار فصل بيشتر

01:02:52.277 --> 01:02:54.278
چه پريشاني اي

01:02:57.277 --> 01:02:59.778
!زندگي چه کارهايي که نمي کند

01:03:06.561 --> 01:03:08.778
آيا زياد است؟

01:03:08.778 --> 01:03:10.778
از لوچي مطمئن باش
همبنطور که نزديک مي شوي

01:03:11.277 --> 01:03:14.778
ممکن است با زيبايي من کور شوي

01:03:14.594 --> 01:03:17.779
کريسمس مبارک
[بادهان‌ بسته‌ خنديدن‌]

01:03:17.779 --> 01:03:20.778
...به همين دليل است که تو اينجايي
که اين را به من بگويي؟

01:03:20.778 --> 01:03:24.278
گمان کردم که
ممکن است تنها باشي

01:03:24.278 --> 01:03:27.278
اينجا، صدراعظم

01:03:27.278 --> 01:03:29.278
اندازه اش را امتحان کن

01:03:29.778 --> 01:03:31.779
گيج کننده است

01:03:32.277 --> 01:03:34.778
سومين زادروزم را به خاطر مي آورم

01:03:34.778 --> 01:03:37.779
نه فقط تصاويري از باغ يا هدايا

01:03:37.779 --> 01:03:41.278
بلکه چه کسي چه کاري براي چه کسي انجام داد
و چه احساسي داشت

01:03:41.778 --> 01:03:44.278
،حافظه ام، زمانهاي درو را به ياد مي آورد
...اما حتي يکبار نمي توانم چيزي

01:03:44.278 --> 01:03:46.779
از تو يا پدرت، گرمتر از خونسردي
به ياد آورم

01:03:47.278 --> 01:03:49.278
چرا اينگونه است؟

01:03:50.779 --> 01:03:53.779
نمي دانم

01:03:53.779 --> 01:03:58.278
پرسش ساده اي از جانب من نبود
و سزاوار پاسخ ساده اي نيستم

01:03:59.779 --> 01:04:05.278
زمانهايي وجود دارد که فکر مي کنم
هيچکدام از فرزندان را دوست نداشتيم

01:04:05.278 --> 01:04:08.279
،هنوز بسيار ساده است
فکر نمي کني؟

01:04:08.279 --> 01:04:11.779
،من خسته ام
و تو يک پاسخ ساده مي خواهي

01:04:11.779 --> 01:04:14.279
و من چيزي ندارم

01:04:14.279 --> 01:04:17.779
از همگي شما بيزارم

01:04:18.278 --> 01:04:20.779
فکر کردم بهتر است بيايم
و نگاهي از سر عشق بيندازم

01:04:20.779 --> 01:04:23.779
مادر خسته است
بيا و سوزنها را فردا فرو کن

01:04:23.779 --> 01:04:25.779
پس واکنش بيشتري نشان خواهم داد

01:04:25.779 --> 01:04:29.279
امشب، تحريک کردن اشخاص سرگرمي نيست -
حرامزاده ها ما را محصور کرده اند -

01:04:29.779 --> 01:04:33.278
چي، عزيزم؟ -
چنانچه براي تو جلب توجه مي کند، ما زندانيان اوييم -

01:04:33.278 --> 01:04:35.779
چرا بايد چنين باشد؟
در هر حال، زنداني او هستم؟

01:04:36.279 --> 01:04:38.278
اينگونه بود
اگر اشتباه مي گويم، تصحيحم کن

01:04:38.278 --> 01:04:41.279
اما گمان من بر اين بود که
تو تاج و تخت هنري را براي من مي خواستي

01:04:41.779 --> 01:04:45.278
نمي توانيم پيروز شويم، ريچارد
اين بار، شکست خورده ايم

01:04:45.278 --> 01:04:47.779
فکر مي کني کار من تمام است، نه؟ -
بله همينطور است -

01:04:47.779 --> 01:04:50.279
،بيشتر از دندانهايي که داري
تن به شکست داده ام

01:04:50.780 --> 01:04:52.779
،از يکي که براي من رخ مي دهد
آگاهي دارم

01:04:52.779 --> 01:04:56.279
مانند پسري خوب، داروي تلخت را بگير
آن را ببلع و به تخت برو

01:04:56.780 --> 01:04:59.279
من پادشاه خواهم بود -
!همينطور خواهد بود، اما نه امسال -

01:04:59.279 --> 01:05:03.279
!اه، رهايش کن ريچارد -
واکنشي انجام نده -

01:05:03.780 --> 01:05:05.780
نمي توانم -
آنقدرها هم مشکل نيست -

01:05:05.780 --> 01:05:09.279
:سعي کن پس از من بگويي
جان مي برد، من مي بازم

01:05:10.780 --> 01:05:12.780
و چنانچه جان بميرد چه؟

01:05:13.146 --> 01:05:15.279
!شهامتش را نداري -
يک چاقو -
چرا نداشته باشم؟ -

01:05:15.563 --> 01:05:17.780
او يک چاقو دارد -
البته که او يک چاقو دارد، او هميشه يک چاقو دارد -

01:05:17.946 --> 01:05:21.280
ما همگي يک چاقو داريم
سال 1183 است، و ما آدمهايي وحشي هستيم

01:05:21.280 --> 01:05:26.780
چقدر آن را تفهيم کنيم
اه، بچه خوکهاي من! ما خاستگاه جنگ هستيم

01:05:26.780 --> 01:05:30.279
،نه نيروي تاريخ
،نه روزگار، نه عدالت، نه کمبود آن

01:05:30.279 --> 01:05:33.280
،نه انگيزه ها، نه مذاهب
،نه نظريه ها

01:05:33.280 --> 01:05:36.230
،نه انواع حکومت
ونه هيج چيز ديگر

01:05:36.313 --> 01:05:39.780
ما قاتل هستيم
ما جنگ را به بار مي آوريم

01:05:39.780 --> 01:05:42.280
آن را حمل مي کنيم
همچون سفليس، در درون خود

01:05:42.280 --> 01:05:45.780
اجساد مرده در زمين و رود مي پوسد
چرا که زندگان بسيار پست فطرت هستند

01:05:45.980 --> 01:05:48.780
،محض رضاي خدا
آيا نمي توانيم اندکي به هم عشق بورزيم؟

01:05:49.280 --> 01:05:51.780
اينگونه است که صلح آغاز مي شود

01:05:52.780 --> 01:05:56.280
موارد بسياري داريم که به خاطر آنها
به يکديگر عشق بورزيم

01:05:56.280 --> 01:05:59.279
،چنين احتمالاتي داريم
فرزندانم

01:05:59.780 --> 01:06:01.280
مي توانيم دنيا را تغيير دهيم

01:06:01.780 --> 01:06:04.280
،زماني که يکديگر را در آغوش گرفتيم
فليپ چه کاري انجام مي دهد؟

01:06:04.480 --> 01:06:07.280
!اه، خداي من، فليپ

01:06:07.647 --> 01:06:10.781
بايد نبردي را آغاز کنيم
اگر پدر آگاهي يابد، نابود خواهم شد

01:06:10.781 --> 01:06:14.230
محکم باش جان، نترس -
کم و بيش، مشاور هستي -

01:06:14.313 --> 01:06:17.280
بدون من، کاري نکن، بذار من انجام دهم -
او عهدي با فليپ بسته است -

01:06:17.781 --> 01:06:19.781
تو جان را توصيه به جنگ کردي
...آن پسر بي باک

01:06:19.781 --> 01:06:21.780
او خودش را از ارث محروم کرده است

01:06:21.780 --> 01:06:24.781
...زمانيکه هنري دريابد
...وقتي به او بگويم جان چه کرده

01:06:24.863 --> 01:06:28.280
به کمي زمان احتياج دارم
تا زمانيکه بگويم، مي تواني فليپ را دور از جان نگاه داري؟

01:06:28.280 --> 01:06:31.280
هرچه بگويي -
ريچارد، مي خواهم قبل از درز اين خبر، از اينجا بيرون بروي -

01:06:31.280 --> 01:06:33.281
و آن يعني فليپ
برو به سوي او، نااميد باش

01:06:33.281 --> 01:06:35.280
...قول بده هرچه
،وکسين، بريتني

01:06:35.280 --> 01:06:38.781
زماني که آزاد هستي
و جان مورد توجه نيست، نقشه هاي بيشتري مي کشيم

01:06:38.781 --> 01:06:42.780
تو فليپ را مي بيني، تو سياستمدار هستي
تو با او صحبت کن

01:06:42.780 --> 01:06:45.280
تو يک دوست هستي
او را مي شناسم، من نيستم

01:06:48.781 --> 01:06:50.781
!و ريچارد

01:06:51.781 --> 01:06:54.781
يک چيز را قول بده

01:07:00.313 --> 01:07:02.781
[با دهان بسته خنديدن]
اين بار آن شيطان را در مشتم دارم

01:07:02.781 --> 01:07:05.781
آن احمق لعنتي گمان مي کند عاشق جان است
به آن اعتقاد دارد

01:07:05.781 --> 01:07:08.281
آن، همان جاييست که چاقو
...وارد مي شود

01:07:12.280 --> 01:07:14.281
چاقوها

01:07:15.781 --> 01:07:17.782
چاقوها

01:07:20.281 --> 01:07:23.281
آن آينه کجاست؟
من النور هستم، و من مي توانم به هرچيزي بنگرم

01:07:25.782 --> 01:07:28.781
خداي من، چه دختر دلفريبي

01:07:28.781 --> 01:07:32.281
چگونه پادشاه توانست
دست از او بکشد؟

01:07:46.614 --> 01:07:48.614
فليپ؟

01:07:49.114 --> 01:07:51.614
!فليپ

01:07:54.114 --> 01:07:56.114
سخت مشغول کار است
صبحگاه، من مي توانم پسر برگزيده باشم

01:07:56.114 --> 01:08:01.114
تاج و تخت استحقاق رسيدن به مرا دارد
آيا هنوز همراه من هستي؟، بايد با همه آنها نبرد کنيم

01:08:01.114 --> 01:08:03.114
زمانيکه اين اتفاق بيفتد، آنها با هم متحد خواهند شد
مي توانم بر روي قولت حساب کنم؟

01:08:03.615 --> 01:08:06.614
من چطور؟
تمام زمينهاي لنگلسيتان در فرانسه، اگر از تو حمايت کنم؟

01:08:06.614 --> 01:08:11.114
در اين صورت، با يکديگر هم پيمان هستيم؟ -
زاده شده ايم تا باشيم -

01:08:11.114 --> 01:08:13.614
،بهتر است موضوعي را به طور جدي بگويم
اما زماني ندارم

01:08:13.614 --> 01:08:16.614
رهسپار ديدار پدر هستم، همراه با خبرهايي
مبني بر اينکه جان يک خائن است
...پس از آن

01:08:16.780 --> 01:08:21.081
بوي تعفن مي دهي! مي داني؟
تو متعفني و بوي تعفن مي دهي

01:08:22.196 --> 01:08:24.615
!تو را خواهم کشت
!آه

01:08:24.830 --> 01:08:26.113
بي مصرف

01:08:26.580 --> 01:08:30.081
،چنانچه تو يک شاهزاده باشي
!هر بوزينه اي در آفريقا اميد خواهد داشت

01:08:30.164 --> 01:08:33.114
من تو را نجات داده ام
من قصد ديدار پدر را نداشتم، اما او چرا

01:08:33.580 --> 01:08:36.614
او به سوي هنري رفته و به تو خيانت کرده است
نگاه کن، در چهره اش نمايان است

01:08:37.031 --> 01:08:40.615
حقيقت دارد
نمي دانم چه کساني دوستان من هستند

01:08:40.615 --> 01:08:44.615
[کوبيدن به در]
[ريچارد]
فليپ؟

01:08:44.615 --> 01:08:46.615
فليپ؟

01:08:47.615 --> 01:08:50.615
ممکن است؟
دليل وجود پرده هاي منقوش همين است

01:08:52.114 --> 01:08:54.615
هرگز دوباره فرا نخواهم گرفت
همه چيز را تباه خواهم کرد

01:09:00.615 --> 01:09:04.114
ريچارد؟
سلام ريچارد

01:09:04.615 --> 01:09:08.115
تو نيمه خواب هستي، تا صبح منتظر خواهم ماند -
بيا داخل -

01:09:08.115 --> 01:09:11.114
مادر مرا فرستاد -
درهرحال، بيا داخل -

01:09:18.114 --> 01:09:20.615
کيمياگر ما، هنر ساختن
شراب سرخ رنگ جوشان را کشف کرده است

01:09:21.115 --> 01:09:25.615
،آن را بخار مي دهيم و زماني که خنک مي شود
آنرا شراب برنديواين مي ناميم

01:09:25.615 --> 01:09:29.115
،من زنداني ريچارد هستم
اين امر را جذاب مي بيني؟

01:09:29.615 --> 01:09:31.616
نه -
پس آن لبخند مليح چيست؟ -

01:09:31.616 --> 01:09:33.615
گمان کردم
،نمي توان فکر کنم چرا

01:09:33.615 --> 01:09:35.615
و از کي براي بار آخر
در پاريس بودي

01:09:36.115 --> 01:09:39.114
دو سال پيش مي تواند باشد؟ -
مي تواند، من نياز به يک ارتش دارم -

01:09:39.114 --> 01:09:41.115
تا بعد از سرما به طول مي انجامد -
بايد سربازان را در اختيار داشته باشم -

01:09:41.115 --> 01:09:44.616
آيا سالخورده ام؟
آيا از تو پيرتر به نظر مي آيم

01:09:44.616 --> 01:09:48.615
دو سال طاقت فرسا داشته ايم
مطالعه کرده ام، و آموزش پادشاه بودن ديده ام

01:09:49.115 --> 01:09:53.116
پاسخت را چيست... بله يا خير؟ -
زماني خواهي دانست که من بدهم -

01:09:53.116 --> 01:09:55.115
مي بيني؟
تغيير کرده ام

01:09:55.115 --> 01:09:58.616
من همان پسري نيستم که دو سال پيش
گمان مي کردي شکارش مي کني، به خاطر مي آوري؟

01:09:58.616 --> 01:10:01.116
،رقابت براي شکار گراز نر
تو اول پرواز مي کردي

01:10:01.615 --> 01:10:05.616
سپس من تقلا مي کردم
تمام روز تا تاريک شدن هوا

01:10:05.616 --> 01:10:09.615
نرو
بايد بدانم، کمکم خواهي کرد؟

01:10:09.615 --> 01:10:12.582
بنشين تا درباره اش گفتگو کنيم

01:10:22.616 --> 01:10:25.115
هرگز نمي نويسي -
به هيچکس -

01:10:25.115 --> 01:10:27.616
به چه دليل بايد تو را شاه انگلستان سازم؟

01:10:28.116 --> 01:10:30.582
،آيا نسبت به جان و جفري
در موقعيت بهتري نيستم؟

01:10:30.666 --> 01:10:33.616
،چرا بايد نبرد کني
زمانيکه مي توانم آدم شرير و نفهم داشته باشم؟

01:10:33.616 --> 01:10:37.116
بايد بجنگيم؟ -
هم اکنون در حال نبرد هستيم، شب خوش -

01:10:39.083 --> 01:10:41.616
هنوز هم يک پسربجه اي

01:10:41.832 --> 01:10:45.115
،ميان چندين راه
به کدام راه فکر مي کني؟

01:10:45.365 --> 01:10:49.617
نپرسيده اي که بهاي کمک تو چقدر است -
تو به من خواهي گفت -

01:10:49.617 --> 01:10:51.617
مي تواني وکسين را داشته باشي -
و ديگر چه؟ -

01:10:51.617 --> 01:10:54.083
تمام بريتني -
براي جفري است -
اهميتي دارد؟ -

01:10:54.166 --> 01:10:57.116
شايد براي جفري، و ديگر چه؟ -
کمک تو همين قدر ارزش دارد -

01:10:57.116 --> 01:10:59.116
،و در عوض
تو از من چه مي خواهي؟

01:10:59.199 --> 01:11:01.116
دوهزار سرباز

01:11:01.366 --> 01:11:03.116
و ديگر چه؟ -
پانصد شواليه سوار بر اسب -

01:11:03.583 --> 01:11:05.617
و ديگر چه؟ -
جنگ افزارها و تجهيزات محاصره -

01:11:05.782 --> 01:11:10.116
و ديگر چه؟ -
هرگز ننوشتم، چون گمان مي کردم هرگز پاسخ ندهي -

01:11:14.117 --> 01:11:16.617
تو ازدواج کردي

01:11:16.617 --> 01:11:20.617
تفاوتي دارد؟ -
ندارد؟ -

01:11:23.116 --> 01:11:27.117
من دو سال را در هر خياباني از جهنم
سپري کرده ام

01:11:31.116 --> 01:11:33.617
عجيب است
هرگز تو را آنجا نديدم

01:12:00.117 --> 01:12:02.117
هرگز نگفتي عاشقم بودي

01:12:09.618 --> 01:12:11.618
تا زمانش برسد

01:12:20.117 --> 01:12:23.618
[در زدن]

01:12:26.451 --> 01:12:28.117
هيس

01:12:31.117 --> 01:12:32.618
[در زدن]

01:12:43.618 --> 01:12:45.618
در شب، چندانکه دير نيست؟

01:12:47.118 --> 01:12:50.117
اميدوار بدوم بيايي -
!خوب -

01:12:50.452 --> 01:12:53.618
نتوانستيم مذاکره را ترک کنيم
جاييکه آنها بودند

01:12:56.618 --> 01:12:59.618
!آه

01:12:59.618 --> 01:13:03.118
همچنان، پدر را در تو جستجو مي کنم -
او آنجا نيست -

01:13:03.118 --> 01:13:05.618
دلتنگ او خواهم بود

01:13:06.118 --> 01:13:08.118
آيا ريچارد و ملکه
براي ديدن تو اينجا بوده اند؟

01:13:08.618 --> 01:13:12.117
اهميتي دارد؟
اگر تاکنون نشده، خواهد شد

01:13:12.584 --> 01:13:16.619
مي خواهم به توافق برسيم
پيش از اين، چيز بسيار کوچکي برايت باقي گذاردم

01:13:16.619 --> 01:13:19.118
بله
هيچ چيز، بسيار کوچک نيست

01:13:19.118 --> 01:13:21.618
متاسفم
!تو علاقه مند به من نيستي، جوانک

01:13:21.618 --> 01:13:25.118
پدرت هميشه مي گفت
"شيفته مردان قويتر باش"

01:13:25.118 --> 01:13:27.118
تعجبي ندارد که
او عاشق همه بود

01:13:28.618 --> 01:13:32.118
من آمده ام تا به تو
پيشنهاد صلح کنم

01:13:32.534 --> 01:13:35.618
لعنت بر صلحت

01:13:36.035 --> 01:13:39.119
پدرت گريسته است

01:13:39.335 --> 01:13:41.618
پدرم يک آدم گريان بود

01:13:43.619 --> 01:13:45.619
با من نبرد کن
و شکست خواهي خورد

01:13:46.035 --> 01:13:48.618
نمي توانم شکست بخورم، هنري

01:13:49.118 --> 01:13:52.118
زمان دارم
چرا، تنها به خودت نگاه کن

01:13:52.534 --> 01:13:56.118
جنگ افزارهاي سنگين و عظيم
اما هر سال، کمي سنگينتر مي شوند

01:13:56.118 --> 01:14:00.119
ماسه در درون جام، سنگ مي شود

01:14:00.119 --> 01:14:04.619
عجله اي ندارم، هنري
زمان دارم

01:14:04.619 --> 01:14:08.619
گمان کن که من با عجله پيش روم
گمان کن که بگويم انگلستان با فرانسه در جنگ است

01:14:08.619 --> 01:14:13.119
در نتيجه، فرانسه شکست مي خورد
براي برنده شدن، نيازي به جنگ کردن ندارم

01:14:13.619 --> 01:14:17.619
هرچه مي خواهي بردار، اين ايالت، آن يکي
براي مدتي طولاني نگه نخواهي داشت

01:14:18.619 --> 01:14:21.585
چه نوع شجاعتي داري؟

01:14:22.620 --> 01:14:24.619
...از نوع جزر و مدي

01:14:27.119 --> 01:14:29.620
مي آيد و مي رود

01:14:30.119 --> 01:14:33.619
خداي من، دوست دارم شکستت را از النور ببينم
بازهم شراب برندي؟

01:14:33.619 --> 01:14:38.619
آن را شناختي؟ -
در ايرلند مي جوشيدند، قبل از اينکه مارها بروند -

01:14:38.619 --> 01:14:43.620
خب، کارها براي هنري
کمي غم افزا هستند، اينطور نيست؟

01:14:43.620 --> 01:14:48.619
به ريچارد پاسخ مثبت خواهي داد، زمانيکه بيايد
جنگ افزارها، سربازان، هرچه بخواهد

01:14:48.619 --> 01:14:50.620
ابله هستم چنانچه پاسخ منفي بدهم -
بله -

01:14:51.119 --> 01:14:55.620
و قبل از شروع جنگ، تمامش را پس مي گيري -
اينطور نيست، اگر در جايگاه من باشي؟ -

01:14:55.953 --> 01:14:58.453
چرا جنگ با هنري، زمانيکه پسرانش
آن را براي تو انجام خواهند داد؟

01:14:58.535 --> 01:15:00.954
بله، دقيقا

01:15:01.203 --> 01:15:05.453
قول داده اي جوانک، تو يک متفکر درجه يک هستي -
متشکرم قربان -

01:15:18.953 --> 01:15:22.954
شب بخير -
شب بخير؟ مي روي؟ هنوز ترتيب چيزي را نداده ايم -

01:15:23.204 --> 01:15:26.453
هنگام ظهر، هداياي کريسمس را باز مي کنيم -
تا آن زمان، نمي تواني صحبت را خاتمه دهي -

01:15:26.954 --> 01:15:29.954
اه، اما چنين مي کنم، بسيار رضايتبخش بوده است -
چه چيز اينقدر رضايتبخش است؟ -

01:15:29.954 --> 01:15:34.954
پيروز شدن، اندکي پيش، من پيروز شدم
يقينا توجه کردي

01:15:35.371 --> 01:15:39.954
حتي يک چيز
در هيچ چيز لعنتيي پيروز نشدي

01:15:40.954 --> 01:15:43.954
ممم
[آه کشيدن]

01:15:43.954 --> 01:15:48.453
شيوه اي که ذهنت کار مي کند و
اينکه چگونه انساني هستي را کشف کرده ام

01:15:48.453 --> 01:15:50.454
به نقشه ها و انتظارات تو آگاهم

01:15:50.454 --> 01:15:52.454
،هر تدبيري که در سر داري
مغشوش کرده اي

01:15:52.454 --> 01:15:54.954
دقيقا مي دانم چه کاري انجام خواهي داد
و چه کاري انجام نخواهي داد

01:15:54.954 --> 01:15:56.954
و دقيقا به تو هيچ چيز نگفته ام

01:15:56.954 --> 01:16:01.453
به اين چشمان سالخورده، پسر، پيروزي به همين صورت است
خوب بخوابي

01:16:01.453 --> 01:16:03.454
...تو

01:16:05.704 --> 01:16:08.954
تو از پدرم هيچ ساختي

01:16:10.954 --> 01:16:12.954
تو هميشه بهتر بودي

01:16:14.454 --> 01:16:16.454
بر او تسلط داشتي

01:16:16.954 --> 01:16:19.454
با همسرش رابطه داشتي

01:16:19.454 --> 01:16:21.955
در هر نبردي، بر او چيره شدي

01:16:21.955 --> 01:16:24.454
هر معاهده اي را دشوار کردي

01:16:24.454 --> 01:16:27.454
تو او را به استهزا گرفتي

01:16:27.955 --> 01:16:31.454
،و مجبورش کردي به خاطر آن
عاشق تو باشد

01:16:31.454 --> 01:16:33.955
من آنجا بودم

01:16:33.955 --> 01:16:37.455
آخرين کلماتش خطاب به تو بود

01:16:37.455 --> 01:16:39.955
مرد نازنيني بود
و تو چيزي از آن نياموخته اي

01:16:40.454 --> 01:16:45.454
آموخته ام که تا چه اندازه
پدران از پسرانشان سرزندگي مي گيرند

01:16:45.454 --> 01:16:48.955
پادشاهي چون تو، سياستي آماده
براي هر رويدادي دارد

01:16:50.455 --> 01:16:53.454
مرز رسمي لواط چيست؟

01:16:53.588 --> 01:16:58.455
چگونه تاج سلطنت بر سر پسراني که
با پسران اين کار را مي کنند، قرار مي گيرد؟

01:17:03.455 --> 01:17:06.455
ريچارد راهش را به سوي
افسانه هاي بيشماري پيدا مي کند

01:17:06.455 --> 01:17:08.955
بيا از تو بشنويم و
ببينيم چگونه برابري مي کند

01:17:08.955 --> 01:17:11.455
زماني که 15 ساله بودم
مرا پيدا کرد

01:17:11.455 --> 01:17:13.455
مشغول شکار بوديم
تقريبا تاريک بود

01:17:13.455 --> 01:17:16.955
اسبم افتاد، من پرتاب شدم

01:17:16.955 --> 01:17:19.455
،زمانيکه بيدار شدم
ريچارد مشغول نوازشم بود

01:17:20.956 --> 01:17:22.955
پرسيد که آيا دوستش دارم

01:17:23.171 --> 01:17:27.455
"فليپ، مرا دوست داري؟"

01:17:28.955 --> 01:17:31.455
و پاسخ دادم، بله

01:17:31.455 --> 01:17:34.921
مي داني چرا به او پاسخ مثبت دادم؟

01:17:35.956 --> 01:17:40.455
تا روزي بتوانم به تو همه چيز را
درباره آن بگويم

01:17:40.455 --> 01:17:43.955
نمي تواني تصور کني که آن
بله" چه هزينه اي داشت"

01:17:43.955 --> 01:17:48.956
تصور کن با يک فاحشه سفليسي
...همبستر شده باشي

01:17:48.956 --> 01:17:52.956
و لبانت را چنان کج کني که گويي لبخند ميزني
و بگويي

01:17:52.956 --> 01:17:54.956
"بله"

01:17:56.456 --> 01:17:59.956
"دوستت دارم"

01:18:00.455 --> 01:18:03.456
...و من تو را"

01:18:03.456 --> 01:18:05.455
"زيبا مي دانم

01:18:08.455 --> 01:18:10.456
نمي دانم چگونه آن کار را کردم

01:18:10.705 --> 01:18:15.455
!نه! اينطور نبود -
اما همينطور بود -

01:18:17.956 --> 01:18:20.455
تو مرا دوست داشتي

01:18:26.957 --> 01:18:28.956
هرگز

01:18:38.456 --> 01:18:41.456
برو بيرون، لطفا

01:18:41.705 --> 01:18:43.456
نمي خواهم اينجا باشي

01:18:43.956 --> 01:18:46.456
اينجا بودن، لذت بزرگي نيست

01:18:46.456 --> 01:18:49.456
پس دروازکن سلطنتي، مرا پيچ خورده مي داند، نه؟

01:18:49.456 --> 01:18:52.957
به مادرت خواهم گفت، خوشنود خواهد شد -
مي داند، او مرا فرستاد -

01:18:52.957 --> 01:18:55.957
تو تمام و کمال متعلق به آن زن هستي

01:18:55.957 --> 01:18:59.456
تو چهار پسر داشته اي
دعوي تو عليه کيست؟

01:18:59.456 --> 01:19:01.456
نه هنري
نه برادر مدفون من

01:19:01.456 --> 01:19:05.456
نه آن مقبره کثافت
آن ابله حماسي

01:19:05.456 --> 01:19:08.957
چرا او؟
چرا هميشه او و نه من؟

01:19:08.957 --> 01:19:10.956
او ارشد بود
ابتدا به دنيا آمد

01:19:12.957 --> 01:19:15.957
يا مسيح، هنري
فقط همين؟

01:19:16.257 --> 01:19:18.456
تو با النور رفتي

01:19:18.540 --> 01:19:22.457
تو هرگز مرا فرانخواندي
هرگز نام مرا صدا نزدي

01:19:23.957 --> 01:19:27.957
قدم زده ام، خزيده ام
همه کار کرده ام

01:19:29.457 --> 01:19:33.456
اشتباه از من نيست
من مقصر نخواهم بود

01:19:34.957 --> 01:19:36.957
من تنها تو را مي خواستم

01:19:37.457 --> 01:19:41.456
نه، تاج مرا، تو پادشاهي مرا مي خواهي -
پادشاهيت را نگاه دار -

01:19:41.456 --> 01:19:43.457
همين کار را خواهم کرد -
اميدوارم تو را به کشتن دهد -

01:19:45.457 --> 01:19:49.457
شکر خدا، من فرزند ديگري هم دارم
خدايا شکر، به خاطر جان

01:19:49.756 --> 01:19:53.457
و به خاطر جفري بايد شکرگزار چه کسي باشيم؟
تو زياد به من فکر نمي کني

01:19:56.957 --> 01:19:59.958
زياد، من اصلا به تو فکر نمي کنم

01:19:59.872 --> 01:20:02.957
پرستار مي گفت که دستان من به تو رفته است

01:20:02.957 --> 01:20:06.457
ممکن است بيشتر از اين، از من به تو رسيده باشد
تلاش کن مرا ببيني

01:20:06.540 --> 01:20:09.957
مهارت نظامي ريچارد را نداشته ام
اما، او اينجا در حال خيانت به تو بود، من نه

01:20:09.957 --> 01:20:15.958
...من
خدا مي داند که در جان چه ميبيني
و او به تو نيز خيانت مي کند

01:20:16.091 --> 01:20:17.957
فکر مي کني که هرگز تو را
پادشاه خواهم کرد؟

01:20:18.457 --> 01:20:20.958
،مرا پادشاه خواهي کرد
چون تمام آن چيزي هستم که داري

01:20:21.340 --> 01:20:24.957
من صدر رعظم او بودم، از او بپرس چرا -
به قدر کافي شنيده ام -

01:20:25.457 --> 01:20:26.958
براي تحريک جان به خيانت

01:20:28.457 --> 01:20:31.457
ترديدي ندارم او پيشنهاد داد
ترديدي ندارم تو سعي کردي

01:20:31.457 --> 01:20:34.457
و ترديدي ندارم که جان مرا دوست مي دارد

01:20:34.675 --> 01:20:36.958
همچون آدمي شکم پرست
که عاشق نهار خود است

01:20:40.757 --> 01:20:42.958
تو آدم نادان

01:20:51.458 --> 01:20:53.457
خب، جان؟

01:20:54.958 --> 01:20:58.458
اينطور نيست که فکر مي کني -
چه فکري مي کنم؟ -

01:20:58.458 --> 01:21:02.458
چيزي که جفري گفت
هرگز عليه تو توطئه نکرده ام

01:21:02.458 --> 01:21:05.458
مي دانم، تو پسر خوبي هستي

01:21:05.458 --> 01:21:09.425
مي توانم اکنون بروم، لطفا؟
ديروقت است، بايد در بستر باشم

01:21:17.458 --> 01:21:21.458
نمي تواني صبر کني؟ نمي تواني به من اعتماد کني؟
تماما متعلق به توست

01:21:21.959 --> 01:21:23.958
نمي تواني آن را باور کني؟
آيا غم و غصه را خواهي شنيد؟

01:21:23.958 --> 01:21:26.959
فکر مي کني اين پادشاهي را براي چه کسي ساخته ام؟
!خودم

01:21:27.458 --> 01:21:29.459
پدر همه کار را براي من انجام داد

01:21:29.459 --> 01:21:32.959
کي مي توانم آن را داشته باشم، پدر؟
نه تا زمانيکه تو را دفن کنيم؟

01:21:33.258 --> 01:21:37.458
عاشقت بودم -
تو يک حرامزاده بي احساس و خونخواري، واقعا -

01:21:37.458 --> 01:21:40.458
و به هيچ چيز عشق نمي ورزي

01:21:43.459 --> 01:21:48.459
من همانم
تمام چيزي هستم که باقيمانده

01:21:48.459 --> 01:21:51.458
اينجا پدر
اينجا هستم

01:22:07.758 --> 01:22:09.459
[زمزمه کردن]

01:22:13.458 --> 01:22:17.959
،زندگي من، زماني که نوشته مي شود
بهتر از آنچه که بوده، خوانده خواهد شد

01:22:18.960 --> 01:22:22.459
(هنري پلاتتاژنت(خانواده سلطنتي انگستان
پادشاه قرن21

01:22:22.459 --> 01:22:24.959
لايقترين سرباز در دوران توانمندي

01:22:26.459 --> 01:22:28.959
افراد را به خوبي رهبري مي کرد
...به عدالت اهميت مي داد، وقتي مي توانس

01:22:28.959 --> 01:22:32.459
و براي 30 سال حکمراني کرد
در ايالتي به وسعت چارلمين

01:22:33.960 --> 01:22:38.459
او با زني بي نام و نشان
و بدون عشق ازدواج کرد

01:22:38.459 --> 01:22:42.959
،در اسکندريه يا روم يا کملات
چنين ملکه اي نبوده است

01:22:44.459 --> 01:22:48.460
زن براي او، فرزندان زيادي به دنيا آورد

01:22:48.460 --> 01:22:50.959
اما پسر نه

01:22:51.093 --> 01:22:53.960
پادشاه هنري هيچ پسري نداشت

01:22:55.460 --> 01:23:00.960
،او سه چيز پشمالو داشت
اما مالکيت آنها را رد کرد

01:23:00.960 --> 01:23:05.459
!شما متعلق به من نيستيد
!ما به هم ارتباطي نداريم

01:23:05.676 --> 01:23:08.460
!من شما را انکار مي کنم

01:23:08.460 --> 01:23:10.460
!هيچيک از شما، به پادشاهي من دست نخواهيد يافت
!براي شما هيچ چيز باقي نخواهم گذاشت

01:23:10.960 --> 01:23:15.460
!و آرزو دارم طاعون بگيريد
!اي کاش تمام فرزندانتان هلاک شوند

01:23:22.426 --> 01:23:24.425
پسران من مرده اند

01:23:29.426 --> 01:23:31.425
پسرانم را از دست داده ام

01:23:51.426 --> 01:23:53.926
جرأت مي کني که مرا لعن کني، نه؟

01:23:53.926 --> 01:23:56.426
خب، نفرينت را به تو پس خواهم داد

01:23:56.426 --> 01:23:59.427
!لعنت به تو

01:24:05.927 --> 01:24:07.926
پسران من مرده اند

01:24:09.927 --> 01:24:11.927
پسرانم را از دست داده ام

01:24:14.427 --> 01:24:18.426
[گريه کردن]
اه، يا عيسي

01:24:20.927 --> 01:24:22.927
تمام پسرانم

01:25:35.427 --> 01:25:37.427
هنري؟

01:27:31.929 --> 01:27:37.429
#شراب کريسمس داخل ظرف است#

01:27:39.429 --> 01:27:43.930
#زغال کريسمس قرمز است#

01:27:44.930 --> 01:27:50.429
#روزم را همراه عشقم خواهم گذراند#

01:27:50.429 --> 01:27:53.929
#در حال باز کردن تمامي هداياي خود#

01:27:53.929 --> 01:27:56.930
#در بستر#

01:27:58.930 --> 01:28:01.930
#مراسم عشاء رباني#

01:28:01.930 --> 01:28:04.930
#حالا به پايان رسيد#

01:28:04.930 --> 01:28:10.429
#دعاکنندگان کريسمس کارشان را انجام دادند#

01:28:13.430 --> 01:28:17.429
هيچکس ديگري سرود نمي خواند
چه خوب است که روز پرهيز باشد

01:28:17.429 --> 01:28:21.931
،زمانيکه کوچک بودم
کريسمس زمان دستپاچگي زيادي برايم بود

01:28:21.931 --> 01:28:25.430
...سرزمين مقدس دو پادشاه داشت
خدا و عمو ريموند

01:28:25.930 --> 01:28:28.931
هرگز نمي دانستم که تولد
چه کسي را جشن مي گرفتيم

01:28:28.931 --> 01:28:31.930
هنري اينجا نيست -
خوب، مي توانيم پشت سرش صحبت کنيم -

01:28:32.430 --> 01:28:34.430
چه شد؟ -
نمي داني؟ -

01:28:34.931 --> 01:28:38.430
منظره اي بود از رختخوابها و پرده هاي نقشدار
و چيزهاي ديگري که گفته شد

01:28:38.930 --> 01:28:40.930
شراب ادويه دار

01:28:40.930 --> 01:28:44.930
فراموش کرده بودم که هنري دوستش دارد
مي توانم بمانم؟

01:28:44.930 --> 01:28:48.430
اتاق توست، به همان اندازه که مال من است
اقامتگاه هردوي ما

01:28:48.430 --> 01:28:50.931
فشرده مانند فقرا
سه تن در يک بستر

01:28:52.430 --> 01:28:54.430
هرگز هنري را دوست داشته اي؟

01:28:54.430 --> 01:28:58.931
هرگز؟ در گذشته قبل از طوفان؟ -
به قدمت رزاموند -

01:28:58.931 --> 01:29:03.430
اه، مربوط به گذشته هاست، آدم ساده
هيچ سند مکتوب يا بازمانده اي وجود ندارد

01:29:03.430 --> 01:29:06.930
تصاويري وجود دارند، از تو زيباتر بود -
اه، بسيار زياد -

01:29:06.930 --> 01:29:10.931
چشمانش، در نور حقيقي، بنفش بودند
و تمامي دندانهايش کاملا مرتب

01:29:10.931 --> 01:29:12.931
...يک خصوصيت خوب و کمياب
کاملا مرتب

01:29:12.931 --> 01:29:17.430
بسيار لبخند مي زد
اما جويدن واقعا متمايزي داشت

01:29:17.430 --> 01:29:19.431
و تو از او متنفري
حتي حالا

01:29:19.431 --> 01:29:21.931
نه، اما بودم

01:29:21.931 --> 01:29:26.931
او خودش را جاي من گذاشت، مي داني
و بسيار سخت بود

01:29:26.931 --> 01:29:32.431
مانند تو، بر هنري رياست مي کرد
آن کرسي من است

01:29:33.931 --> 01:29:36.931
و بنابراين، او را مسموم کردي

01:29:36.931 --> 01:29:38.931
نه، هرگز رزاموند را مسموم نکردم

01:29:38.931 --> 01:29:40.931
[آرام خنديدن]
...اه، براي سقوط او دعا کردم

01:29:41.431 --> 01:29:44.931
،و زماني که اينطور شد
کمي لبخند زدم

01:29:44.931 --> 01:29:47.431
چرا شاد نيستي؟

01:29:47.431 --> 01:29:51.931
هنري تو را نگه مي دارد
تو بايد زرنگتر از من باشي

01:29:51.931 --> 01:29:53.931
براي تو احساس ترحم کرده ام

01:29:53.931 --> 01:29:56.431
اما در حال تبديل به چيز ديگري است

01:29:56.932 --> 01:29:58.931
چرا ترحم؟

01:29:58.931 --> 01:30:03.431
تو عاشق هنري هستي
اما پادشاهي او را نيز دوست داري

01:30:03.431 --> 01:30:05.931
به او مي نگري
،و شهرها

01:30:05.931 --> 01:30:09.932
زمينها، خط ساحلي، ماليات
را مي بيني

01:30:09.932 --> 01:30:12.431
تمام چيزي که مي بينم هنري است

01:30:13.931 --> 01:30:16.431
،او را براي من بگذار
آيا نمي تواني؟

01:30:17.932 --> 01:30:20.431
من سالها قبل او را ترک کردم

01:30:21.932 --> 01:30:24.432
و فکر کردم
مي توانستم تحريکت کنم

01:30:24.432 --> 01:30:26.931
آيا هميشه اينگونه بودي؟

01:30:26.931 --> 01:30:29.932
،زمانيکه جوان بودم و تو را مي پرستيدم
آيا تو اينچنين بودي؟

01:30:30.431 --> 01:30:32.932
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:30:32.932 --> 01:30:37.932
فرزندم، کار من تمام است
و آمده ام تا هرآنچه را که مي خواهد، به او بدهم

01:30:39.932 --> 01:30:43.932
مي داني چه چيزي را براي کريسمس
بايد دوست داشته باشم؟

01:30:43.932 --> 01:30:46.432
دوست دارم رنج کشيدن تو را ببينم

01:30:49.431 --> 01:30:52.932
اليس، فقط براي تو

01:30:57.432 --> 01:31:01.432
[گريستن]
کوچولوي من

01:31:02.933 --> 01:31:05.932
من مي ترسم، مادر -
نه، نه -

01:31:06.432 --> 01:31:08.432
[زمزمه کردن]

01:31:12.432 --> 01:31:13.932
[باز شدن در]

01:31:18.932 --> 01:31:21.933
آسمان، به وسيله ستارگان لکه دار شده است

01:31:27.432 --> 01:31:31.933
مردان خردمند، چگونه چشماني بايد داشته باشند تا
چيز جديدي را در ميان بسيار ببينند

01:31:31.933 --> 01:31:35.432
به نظر سرما خوردي -
مقداري شراب به عمل آورده ام -

01:31:35.432 --> 01:31:38.433
...متعجبم
اندک ستارگان کجايند؟

01:31:38.433 --> 01:31:42.432
نمي دانم
تصور مي کنم رازي درون آن نهفته است

01:31:42.432 --> 01:31:44.933
اين چيست؟ -
شراب گرم -

01:31:46.433 --> 01:31:48.432
براي چه اينگونه است؟

01:31:50.933 --> 01:31:53.934
تو به همان زيبايي هستي
که به خاطر مي آورم

01:31:55.933 --> 01:31:57.433
بفرما
بيوه زن من مي خواهد که مرا ببيند

01:31:57.933 --> 01:32:00.433
او آمده تا دريابد چه نقشه اي در سر داري -
مي دانم -

01:32:00.883 --> 01:32:03.933
مي خواهد تو بازگردي -
برو به اتاقت -

01:32:10.433 --> 01:32:12.933
پس، مي خواهي که بازگردم

01:32:14.934 --> 01:32:16.933
او فکر مي کند مي خواهم

01:32:16.933 --> 01:32:20.433
او فکر مي مي کند، نياز به عشق
هر گز نمي ايستد

01:32:20.433 --> 01:32:22.433
نکته اي در سر دارد

01:32:22.934 --> 01:32:24.933
من از تو شگفت زده ام
بعد از تمام اين سالها

01:32:24.933 --> 01:32:28.433
،هنوز همچون يک پل متحرک دموتراتيک
براي هرکسي پايين مي روي

01:32:28.433 --> 01:32:32.433
[خنديدن]
در سن من، تردد زيادي ديگر وجود ندارد

01:32:33.934 --> 01:32:36.433
به سلامتي بي پايان شما

01:32:39.634 --> 01:32:44.134
خب، خانم، در ذهن تو چه مي گذرد؟ -
تازه ريچارد را ديده ام -

01:32:44.550 --> 01:32:47.634
پسري باشکوه -
مي گويد تو منازعه کردي -

01:32:48.133 --> 01:32:50.134
هميشه انجام مي دهيم

01:32:50.134 --> 01:32:53.634
احساس اوست که تو قصد داري
آنها را از ارث محروم کني

01:32:53.634 --> 01:32:55.634
تصور مي کنم که نرم خواهم شد

01:32:55.800 --> 01:32:58.635
اينطور نيست؟ -
اهميت چنداني نمي دهم -

01:32:58.635 --> 01:33:01.133
،در واقع، در عجبم هنري
چنانچه براي چيزي اهميتي قائل شوم

01:33:01.133 --> 01:33:03.134
در عجبم اگر مانند هميشه گرسنه باشم

01:33:03.634 --> 01:33:06.134
مي توانم براي ساعتها به
دروغهاي تو گوش دهم

01:33:06.134 --> 01:33:10.634
پس شهوت تو زنگار بسته است
زيبارو

01:33:12.635 --> 01:33:14.635
هنري، بسيار خسته ام

01:33:14.768 --> 01:33:18.134
پس بخواب
بخواب و روياي مرا ببين

01:33:18.134 --> 01:33:20.134
هنري در اين حالت

01:33:20.384 --> 01:33:23.634
هنري، تمامش کن -
النور، آغاز نکرده ام -

01:33:23.634 --> 01:33:26.635
چه مي خواهي؟ نام مرا بر روي کاغذ مي خواهي؟
هرچيزي را امضاء خواهم کرد

01:33:26.635 --> 01:33:28.635
تو اکوتين را براي جان مي خواهي؟
براي جان است

01:33:28.635 --> 01:33:32.635
براي اوست، براي توست، براي هرکسي است -
در عوض چه؟ -

01:33:32.635 --> 01:33:34.635
براي هيچ چيز
براي کمي آرامش

01:33:34.635 --> 01:33:36.634
براي پاياني در اين
محض رضاي خدا

01:33:36.634 --> 01:33:38.635
مرا به انگلستان بازگردان
...مرا در زنجير کن

01:33:39.134 --> 01:33:41.635
و کليدش را مفقود کن
و بگذار تنها باشم

01:33:47.134 --> 01:33:49.135
قسم مي خورم

01:33:51.635 --> 01:33:55.135
قول مي دهم
اه، چه خوب

01:33:56.718 --> 01:33:59.134
خوب، خوب

01:34:01.635 --> 01:34:06.134
بالش مي خواهي؟
عسلي؟ دستمال گردن چطور؟

01:34:06.551 --> 01:34:11.135
قسم تو کفر است، قولت دشنام
!نامت بر کاغذ، هدر دادن خمير کاغذ است

01:34:11.218 --> 01:34:14.635
به خاطر خدا،  تو را  بدنام مي کنم
!توجه کن

01:34:16.635 --> 01:34:18.636
چگونه؟

01:34:19.135 --> 01:34:21.134
؟از کجا آغاز کرديم

01:34:22.635 --> 01:34:26.135
تابحال به کريسمس نائل شده ايم؟

01:34:29.135 --> 01:34:31.135
گام به گام

01:34:34.135 --> 01:34:36.135
اکنون براي من چه اتفاقي مي افتد؟

01:34:36.135 --> 01:34:40.636
،از چنين گربه مرده اي
اين يک کنجکاوي جالب توجه است

01:34:40.636 --> 01:34:44.135
،اگر مي خواهي نقشه هاي مرا بداني
کافيست بپرسي

01:34:44.135 --> 01:34:46.636
،غلبه بر چين، غارت واتيکان
يا به راه مذهب رفتن

01:34:47.135 --> 01:34:50.135
من، در زمره کساني نيستم
که اهميتي بدهم

01:34:50.135 --> 01:34:54.636
فقط اجازه بده پادشاهيم را به نام جان کنم
و به بستر بروم

01:34:54.636 --> 01:34:57.135
نه، تو خيلي مهرباني
من نمي پذيرم

01:34:57.135 --> 01:35:01.136
بيا مرد
اين را با خون يا دشنه مرکب آبي روشن امضاء خواهم کرد

01:35:01.136 --> 01:35:03.636
بيا انجامش دهيم -
بيا نکنيم -

01:35:03.636 --> 01:35:07.636
نه، فکر نمي کنم که بخواهم
امضاي تو را بر چيزي ببينم

01:35:10.136 --> 01:35:12.636
نمي خواهي؟ -
خداي بزرگ -

01:35:13.135 --> 01:35:16.636
لذتي که هنوز به وسييله
تحريک تو به دست مي آورم

01:35:16.636 --> 01:35:21.636
تو نمي خواهي جان، ايالات مرا داشته باشد؟ -
درست زدي به هدف -

01:35:21.636 --> 01:35:25.136
وقتي ازخودراضي هستي، نمي توانم تحملت کنم -
مي دانم، مي دانم -

01:35:25.136 --> 01:35:29.636
تو ريچارد را نمي خواهي  -و تو جان را نمي خواهي
آن را به چنگ آورده اي -

01:35:29.636 --> 01:35:33.136
بسيارخب، پس
!مرا درهم بشکن

01:35:33.136 --> 01:35:37.636
بگذار آن را داشته باشم
چه مي خواهي؟

01:35:40.136 --> 01:35:42.136
يک همسر جديد

01:35:50.136 --> 01:35:52.136
اه

01:35:55.137 --> 01:35:58.136
بنابراين

01:35:58.136 --> 01:36:01.137
من بايد ابطال شوم

01:36:04.637 --> 01:36:10.635
خب، آيا فکر مي کني که
پاپ مرا باطل خواهد کرد؟

01:36:10.636 --> 01:36:14.602
کاهن بزرگ به من يک دوره اسقفي مديون است
فکر کنم اين کار را خواهد کرد

01:36:16.137 --> 01:36:18.637
بيرون النور

01:36:18.637 --> 01:36:20.637
داخل اليس

01:36:23.637 --> 01:36:29.137
چرا؟ -
يک همسر جديد، برايم پسراني به دنيا خواهد آورد -

01:36:30.637 --> 01:36:34.136
...اين يک موضوع تک نفري است

01:36:34.637 --> 01:36:38.638
،از چيزي که فکرش را کرده ام
تو به اندازه کافي داشتي

01:36:39.054 --> 01:36:41.637
من يک پسر مي خواهم -
...مي توانستيم کشور را -

01:36:41.937 --> 01:36:46.637
،با دختراني که براي تو پسر به دنيا بياورند
داراي جمعيت کنيم

01:36:47.136 --> 01:36:49.637
چه تعداد از آنها؟
کمکم کن تا حرامزاده ها را بشمارم

01:36:49.970 --> 01:36:52.137
تمام پسران من حرامزاده اند

01:37:00.137 --> 01:37:04.137
واقعا قصد انجامش را داري -
محبوب من، با تمام وجودم -

01:37:04.638 --> 01:37:07.137
پسرانت، قسمتي از تو هستند

01:37:07.137 --> 01:37:09.637
مانند زگيل و غمباد
و من در حال از بين بردن آنها هستم

01:37:09.637 --> 01:37:13.137
ما آنها را به وجود آورده ايم
آنها پسران ما هستند

01:37:13.137 --> 01:37:16.137
،مي دانم، و خداي بزرگ
به آنها نگاه کن

01:37:16.304 --> 01:37:18.137
...جفري
يک شاهکار است

01:37:18.137 --> 01:37:22.138
او يک بشر نيست، دستگاه است
چرخ و دنده دارد

01:37:22.471 --> 01:37:25.638
...و جاني

01:37:25.638 --> 01:37:28.638
آيا خيانت اخير او نظر تو بود؟

01:37:31.137 --> 01:37:34.638
،به دروغش پي بردم
و گفتم، او جوان است

01:37:35.138 --> 01:37:37.638
،دريافتم فريبکاري مي کند
و گفتم، او فقط يک پسربچه است

01:37:37.638 --> 01:37:43.138
او را در حين دزدي، فاحشه بازي و
،تازيانه زدن خدمتکاران ديده ام
و او کودک نيست

01:37:43.138 --> 01:37:45.137
انساني است که ما ساخته ايم

01:37:45.137 --> 01:37:48.638
جان را با من سهيم نکن

01:37:49.138 --> 01:37:52.638
او، هنر توست -
و ريچارد مال تو -

01:37:54.638 --> 01:37:58.138
چگونه توانستي او را براي
معامله با فليپ روانه کني؟

01:37:59.638 --> 01:38:01.638
خسته بودم

01:38:01.638 --> 01:38:03.638
مشغول بودم

01:38:04.639 --> 01:38:06.639
آنها دوست بودند

01:38:06.639 --> 01:38:10.138
النور، او بهترين بود

01:38:12.138 --> 01:38:16.138
از همان ابتدا، تو او را درون گهواره گذاشتي
من هيچگاه فرصت نداشتم

01:38:16.138 --> 01:38:19.138
تو هرگز نخواستي -
از کجا مي داني؟ تو او را بردي -

01:38:19.639 --> 01:38:22.638
جدايي از شوهرت را مي توانستي تحمل کني
اما جدايي از پسرت را نه

01:38:22.638 --> 01:38:27.139
،هر کاري کرده ام
تو مرا مجبور به انجامش کردي

01:38:27.139 --> 01:38:29.138
،به خاطر ريچارد
مرا از بستر بيرون انداختي

01:38:29.138 --> 01:38:31.138
،نه تا زماني که تو مرا به خاطر رزاموند
بيرون انداختي

01:38:31.138 --> 01:38:37.138
آنقدرها هم ساده نيست
نخواهم پذيرفت که اينقدر ساده باشد

01:38:37.138 --> 01:38:41.139
تو را مي پرستسدم -
هرگز -

01:38:41.139 --> 01:38:43.638
هنوز هم مي پرستم

01:38:44.138 --> 01:38:47.139
،با وجود تمامي دروغها
اين يکي وحشتناکترين است

01:38:47.139 --> 01:38:52.138
مي دانم، به همين دليل است که
آن را براي اکنون ذخيره کردم

01:39:03.639 --> 01:39:08.639
!اه، هنري
هرچه را که ريسيده بوديم، پنبه کرديم

01:39:10.139 --> 01:39:14.139
ما را حاشا کن
ما انجامش داده ايم

01:39:17.139 --> 01:39:20.639
زماني را که همديگر را ملاقات کرديم
به خاطر مي آوري؟

01:39:20.639 --> 01:39:25.139
ساعت و رنگ جورابهايت را

01:39:30.139 --> 01:39:33.640
،به خاطر نور خورشيد
به سختي مي توانستم ببينمت

01:39:33.640 --> 01:39:36.639
باران مي باريد
اما مهم نيست

01:39:40.640 --> 01:39:44.640
،گفتگوي بسيار کوتاهي بود
تا جاييکه به خاطر مي آورم

01:39:44.640 --> 01:39:47.140
بسيار کوتاه

01:39:47.140 --> 01:39:51.139
هرگز چنين زيبايي نديده بودم

01:39:51.139 --> 01:39:54.140
حرکت کردم و به آن دست زدم

01:39:55.640 --> 01:39:59.139
خدا، کجا مي توانستنم چنين زخمي پيدا کنم؟

01:39:59.139 --> 01:40:02.140
در چشمان من

01:40:02.640 --> 01:40:04.640
عاشقت بودم

01:40:17.641 --> 01:40:20.640
ابطال بي ابطال

01:40:20.640 --> 01:40:24.641
چه؟ -
هيچ ابطالي در کار نخواهد بود -

01:40:25.139 --> 01:40:28.640
هيچگونه؟ -
نه، متاسفم، بدون آن بايد انجام دهي -

01:40:28.640 --> 01:40:32.140
خب، توهمي بيش نبود

01:40:32.140 --> 01:40:36.140
بسيار آسوده خاطرم
نمي خواستم تو را از دست بدهم

01:40:38.140 --> 01:40:43.140
بدون حس کنجکاوي
به طور عقلاني

01:40:43.641 --> 01:40:46.641
به نام عيسي، چطور مي توانستي
مرا از دست بدهي؟

01:40:48.640 --> 01:40:50.140
همواره يکديگر را مي بينيم؟
هميشه نزديک تو هستم؟

01:40:50.641 --> 01:40:53.140
هميشه با تو؟
آيا هميشه جايي هستم بجز جايي ديگر؟

01:40:53.641 --> 01:40:55.640
آيا مي نويسم؟
آيا پيغام ارسال مي کنيم؟

01:40:55.640 --> 01:40:59.641
آيا قايقهاي حامل هدايا، بر رودخانه تمز به سوي تو در حرکتند؟
آيا تو به خاطر آورده مي شوي؟

01:40:59.641 --> 01:41:01.641
تو مي شوي

01:41:01.641 --> 01:41:05.140
تو جزئي از من نيستي
ما هيچ وجه مشترکي نداريم

01:41:05.140 --> 01:41:09.640
چگونه مي تواني مرا از دست بدهي؟ -
زنجيرها را احساس نمي کني؟ -

01:41:09.640 --> 01:41:12.641
به قدر کافي مرا مي شناسي
و مي داني که متوقف نمي شوم

01:41:13.140 --> 01:41:16.641
من مجبور به متوقف کردن تو نيستم
من بايد تنها تو را به تأخير بيندازم

01:41:16.641 --> 01:41:22.141
هر دشمني که تو داري، دوستاني در رم دارد
ما براي تو ارزش زمان را داريم

01:41:22.141 --> 01:41:25.641
اين چيست؟
من فرو نمي ريزم

01:41:25.641 --> 01:41:30.141
نقش من، پوست نمي اندازد، براي سالها، نيکو هستم -
چند سال؟ -

01:41:30.224 --> 01:41:34.641
فرض کن براي يک سال تو را متوقف کنم
مي توانم، امکان دارد

01:41:34.641 --> 01:41:39.641
فرض کن اولين پسرت بميرد
براي ما اينگونه شد، امکان دارد

01:41:39.641 --> 01:41:43.141
فرض کن، دخترت بعدي باشد
براي ما اينگونه شد

01:41:43.141 --> 01:41:46.140
آن نيز امکان دارد

01:41:46.140 --> 01:41:49.641
پس پدر چه سني دارد؟

01:41:49.974 --> 01:41:52.474
تا چه حد طولاني

01:41:52.556 --> 01:41:56.473
،داراي نرمي استخوان، شيري
،چروکيده، با چشمان کم سو

01:41:56.473 --> 01:42:02.473
،دستان مجروح
باعث به وجود آمدن اين چيزها مي شوي

01:42:02.557 --> 01:42:04.974
خوبي توست که نگراني

01:42:04.974 --> 01:42:08.975
،و زمانيکه بميري
قابل تأسف است، اما ضروري

01:42:08.975 --> 01:42:14.474
براي اليس نحيف و شاهزاده اش
چه اتفاقي خواهد افتاد؟

01:42:14.474 --> 01:42:19.974
نمي تواني تصور کني
ريچارد انتظار بزرگ کردن کودک مضحک تو را مي کشد

01:42:20.474 --> 01:42:23.474
تو به او اجازه چينن کاري را نمي دهي؟

01:42:23.474 --> 01:42:27.975
اجازه به او؟
او را از در شيرخوارگاه بيرون خواهم کرد

01:42:28.392 --> 01:42:31.475
...تو آنقدرها هم ظالم نيستي

01:42:31.475 --> 01:42:35.975
ترشرويي نکن
براي انجامش، تا زمان مرگ تو صبر خواهيم کرد

01:42:35.975 --> 01:42:39.474
النور، چه مي خواهي؟

01:42:39.774 --> 01:42:41.474
...تنها همان چيزي که تو مي خواهي
يک پادشاه براي يک پسر

01:42:41.975 --> 01:42:45.475
مي تواني بيشتر درست کني، من نمي توانم
گمان مي کني مي خواهم ناپديد شوم؟

01:42:45.475 --> 01:42:50.975
،تنها چيزي که دارم يک پسر است
و تو مي تواني محوش کني و تو مرا ظالم مي خواني؟

01:42:51.225 --> 01:42:54.474
براي اين ده سال، تو با همه چيز
که من از دست داده ام، زندگي کرده اي

01:42:54.474 --> 01:42:58.475
،و در خلال آن زن ديگري را دوست داشته اي
و من ظالمم؟

01:42:58.475 --> 01:43:00.975
مي توانستم مانند يک گلابي پوستت را بکنم

01:43:00.975 --> 01:43:04.975
و خود پروردگار، به آن عدالت مي گويد

01:43:07.475 --> 01:43:09.975
به زودي خواهم مرد

01:43:10.975 --> 01:43:13.475
،روزي، به آرامي به زير آب خواهم رفت
و در وست مينستر -در جنوب لندن

01:43:13.475 --> 01:43:15.975
فرياد خواهند زد
"عمر پادشاه دراز باد"
براي کسي ديگر

01:43:15.975 --> 01:43:18.475
،التماست مي کنم
بگذار يکي از پسران من باشد

01:43:18.892 --> 01:43:23.442
آنقدرها احساساتي نيستم که گريه کنم

01:43:23.524 --> 01:43:28.475
من پسري ندارم -
تو پسران بيشماري داري، بيش از اين نيازي نداري -

01:43:33.475 --> 01:43:35.475
خب، برايم آرزوي خوشبختي کن
من عازمم

01:43:35.558 --> 01:43:38.475
به رم؟ -
جايي که پاپ محافظت مي شود -

01:43:38.975 --> 01:43:41.475
!جرأت رفتن نداري

01:43:41.775 --> 01:43:44.476
[فرياد زدن]
دوباره آن را ظهر بگو
تو به پشکل اسبهاي من خواهي گفت

01:43:44.476 --> 01:43:48.475
آدم ساده، از دست تو در عيد پاک خلاص خواهم شد
!مي تواني روزهاي حکمرانيت را بشماري

01:43:48.475 --> 01:43:50.476
،تو به رم مي روي
!ما عليه تو قيام خواهيم کرد

01:43:50.476 --> 01:43:52.975
چه کسي؟ -
ريچارد، جفري، جان و النور از اکوتين -

01:43:53.475 --> 01:43:56.976
،روزي که آن دلاوران متحد شوند
!روزي است که خوکها بال درآورده باشند

01:43:57.226 --> 01:44:00.475
گوشت خوک بر نوک درخت خواهد بود
!صبح بيا

01:44:01.976 --> 01:44:04.976
،آيا نمي بيني که به آنها يک انگيزه مشترک داده اي
پسران جديد؟

01:44:05.226 --> 01:44:07.475
،چنانچه کشور را ترک کني
کنترل آن را از دست داده اي

01:44:10.476 --> 01:44:14.475
تمام شما با هم؟ -
و همچنين فليپ، به ما ملحق مي شود -

01:44:15.976 --> 01:44:17.976
بله، حتما

01:44:19.476 --> 01:44:23.476
اکنون، مسافرتت به رم در چه حال است؟

01:44:23.976 --> 01:44:28.475
اه، من تو را دستگير مي کنم
دستگير، دستگير

01:44:28.775 --> 01:44:32.476
بهتر است هزاران سرباز ببرم
يا اينکه خودنمايي است؟

01:44:32.776 --> 01:44:34.977
خطر نکن

01:44:34.977 --> 01:44:39.476
اه، بيچاره، چگونه مي توانم اطلاعات بدهم؟
پيشبيني نادرستي کرده اي

01:44:39.976 --> 01:44:41.977
واقعا؟ چگونه؟

01:44:42.476 --> 01:44:46.476
بهتر بود دروغ مي گفتي
بهتر بود قول خوب بودن مي دادي، هنگاميکه نبودم

01:44:46.476 --> 01:44:50.976
بايد اجازه مي دادم سه پسرت آزاد باشند
بعد، مي توانستند با من ستيز کنند

01:44:50.976 --> 01:44:52.976
نمي تواني پسرانت را اينجا
در زنجير نگاه داري

01:44:52.976 --> 01:44:54.977
شيطان مي تواند، من چرا نه؟ -
شهامتش را نداري -

01:44:54.977 --> 01:44:57.976
چرا که نه؟ بگذار براي مدتي در شينون باشند -
من مانعش مي شوم -

01:44:58.060 --> 01:45:02.476
او مانعش مي شود -
آيا پدرت با من همبستر شد، يا نه؟ -

01:45:04.477 --> 01:45:08.476
بدون شک، تو قصد گفتن آنچه او کرده را به من داري -
تو را نگران مي کند؟ -

01:45:08.810 --> 01:45:12.976
در مورد هزاران انسان چطور؟
مي گويم پرجلوه باش و فراموشش کن

01:45:12.976 --> 01:45:16.977
ترکم نکن، هنري، من در وضع نامناسبي هستم
براي نگاه داشتن تو هر کاري خواهم کرد

01:45:16.977 --> 01:45:20.476
فکر مي کنم که فکر مي کني هدفي داري -
چيزي درخواست کن -

01:45:20.476 --> 01:45:23.977
النور، آن را گذرانده ايم، سالها گذشته -
امتحانم کن، عملي را نام ببر -

01:45:24.477 --> 01:45:27.977
!کسي نيست -
در مورد زنا کردن من با پدرت -

01:45:27.977 --> 01:45:30.977
چرا هست، تو مي تواني بميري -
اول تو، پيرمرد، فقط اميدوارم که آنجا باشم تا تماشا کنم -

01:45:31.477 --> 01:45:36.977
بسيار از مردن مي ترسي، بسيار از آن وحشت داري -
اه، النور بيچاره -

01:45:37.394 --> 01:45:42.977
اي کاش دروغ گفته بود -
دروغ گفت، گفت که هرگز عاشق پدرت نبوده است -

01:45:42.977 --> 01:45:44.977
هميشه مي توانم روي تو حساب کنم

01:45:44.977 --> 01:45:47.978
هرگز بدون فکر، به تو دست نزده ام
جفري، جفري

01:45:48.193 --> 01:45:51.477
،روزي که به من آزاري برساني
فرياد کمک سر خواهم داد

01:45:51.477 --> 01:45:54.477
شيپور بيبشتري از آنچه که لويي بر تن کرده
بر تو خواهم گذاشت

01:45:54.477 --> 01:45:56.977
بايد اهميت بدهم؟ -
اگر ترکم کني، تو را خواهم کشت -

01:45:57.477 --> 01:46:02.978
مي تواني سعيت را کني -
عاشق بدن پدرت بودم، او زيبا بود -

01:46:02.978 --> 01:46:06.978
هرگز اتفاق نيفتاد -
اکنون مي توانم بدنش را ببينم، توصيفش کنم؟ -

01:46:06.978 --> 01:46:08.978
!النور، اميدوارم بميري -
،بازوانش زمخت بودند -

01:46:09.228 --> 01:46:10.977
با جاي زخم در اينجا -
!نه -

01:46:10.977 --> 01:46:13.978
مي توانم بازوانش را احساس کنم -
!آنها را احساس مي کنم -

01:46:13.978 --> 01:46:15.978
[سرفه کردن، جيغ زدن]

01:46:16.360 --> 01:46:20.477
[شيون کردن]
!احساسش مي کنم

01:46:20.477 --> 01:46:22.978
چي؟
جريح دارت کرده ام؟

01:46:24.478 --> 01:46:26.477
[استفراغ کردن]
!بگذار تمام کنم

01:46:26.477 --> 01:46:29.477
تو در اتاق مجاور بودي
زمانيکه آن کار را انجام داد

01:46:46.979 --> 01:46:48.978
صحيح

01:46:48.978 --> 01:46:53.478
کدام خانواده اي نشيب و فرازهاي
زندگيش را ندارد؟

01:46:58.478 --> 01:46:59.979
سردم است

01:47:01.477 --> 01:47:03.978
نمي توانم چيزي احساس کنم

01:47:05.478 --> 01:47:07.478
ابدا هيچ چيز

01:47:10.478 --> 01:47:14.979
نمي توانستيم بازگرديم، اينطور نيست، هنري؟

01:47:20.111 --> 01:47:22.979
!ويليام

01:47:27.812 --> 01:47:31.812
!برخيزيد! برخيزيد
[فرياد زدن]

01:47:32.146 --> 01:47:35.396
[ادامه فرياد]

01:47:39.729 --> 01:47:43.312
،وقتي پادشاه به جنازه اش استراحت مي دهد
!هيچکس حق خواب ندارد

01:49:33.314 --> 01:49:35.814
[قفل شدن در]

01:49:53.814 --> 01:49:56.314
!برخيزيد! برخيزيد

01:49:56.814 --> 01:49:58.315
!برخيزيد! برخيزيد

01:50:06.315 --> 01:50:09.314
،به او بگو وسايلش را جمع کند
زمانيکه هوا روشن شود، خواهد رفت

01:50:09.814 --> 01:50:11.814
[پارس سگ]

01:50:28.308 --> 01:50:30.814
!برخيزيد! برخيزيد

01:50:46.815 --> 01:50:49.815
[فرياد زدن]

01:51:13.815 --> 01:51:18.316
[تند تند صحبت کردن]
[فرياد زدن]

01:51:27.848 --> 01:51:29.815
[ضربات آهسته و منظم]

01:52:30.816 --> 01:52:33.816
هنري؟ -
در حال جمع کردن و خروج هستيم -

01:52:34.316 --> 01:52:37.816
آيا جنگي در آنجا برپاست؟ چه شد؟
هنري، موضوع چيست؟

01:52:38.317 --> 01:52:40.316
هيچ، به خاطر يک تغيير
باور مي کني؟

01:52:40.432 --> 01:52:44.266
تمام شب را کجا بودي؟ -
در حال مهيا کردن همراهانمان -

01:52:44.349 --> 01:52:46.317
براي چه؟ -
عازم رم، براي ديدن پاپ -

01:52:46.817 --> 01:52:48.316
او دوباره تو را طرد کرده است

01:52:48.816 --> 01:52:52.816
نه، قصد آزاد کردن مرا دارد
مي خواهم النور را ابطال کنم

01:52:52.816 --> 01:52:55.816
،کشور، وحشت زده خواهد شد
وقتي از ازدواج ناتمام ما مطلع شوند

01:52:55.816 --> 01:52:57.816
اه، جدي باش -
هستم -

01:52:57.816 --> 01:53:00.817
به نظر مي رسد، من و تو
ازدواج مي کنيم

01:53:03.317 --> 01:53:05.317
توسط خود پاپ

01:53:09.316 --> 01:53:11.816
چنين منظوري داري؟

01:53:11.816 --> 01:53:13.817
بايد زانو بزنم؟

01:53:15.317 --> 01:53:20.817
حيله ديگري که در کار نيست؟ -
تمرين جشن ازدواج بر روي کوبلستون در حال انجام است -

01:53:25.317 --> 01:53:27.317
[پچ پچ کردن]

01:53:38.016 --> 01:53:41.817
راهي براي توقف ما خواهد يافت -
چگونه؟ او اينجا نخواهد بود -

01:53:41.817 --> 01:53:43.817
،زماني که اوضاع تغيير کند
او را روانه برج سالزبري خواهيم کرد

01:53:43.817 --> 01:53:46.317
نزديک ظهر، با قايق و در مسير
رودخانه حمل خواهد شد

01:53:46.317 --> 01:53:48.317
،اگر او ما را متوقف نکند
ريچارد خواهد کرد

01:53:48.317 --> 01:53:51.817
ديگر نه، راهش را سد کرده ام
او در سرداب، همراه با برادرش و شراب است

01:53:52.318 --> 01:53:55.817
پسران شاه زمانشان را همرا با درگاه پادشاهي مي گذرانند
تو هنوز موافقت نکرده اي

01:53:55.817 --> 01:53:57.817
تمايل به اظهار رسمي داري؟

01:53:57.817 --> 01:54:01.817
آنجا، عزيزترين فرشته ام
بر روي تمامي سکه ها است

01:54:03.318 --> 01:54:06.818
اليس غمگين، با من ازدواج مي کني؟

01:54:08.317 --> 01:54:10.817
ملکه من باش

01:54:10.817 --> 01:54:13.318
ما يکديگر را دوست خواهيم داشت
و تو به من پسراني خواهي آورد

01:54:13.818 --> 01:54:16.817
شش تا داشته باشيم
اين کار را خواهيم کرد النور، يکي بهتر است

01:54:16.817 --> 01:54:19.318
اگر تو بخواهي
نام اولي را لويي خواهيم گذاشت

01:54:19.318 --> 01:54:22.817
لويي اول
براي پادشاهي اسکاتلند، چگونه است؟

01:54:31.318 --> 01:54:33.818
هنري، هيچگاه به آنها اجازه خروج نمي دهي

01:54:34.818 --> 01:54:38.817
شکستم دادي، به چه کساني اجازه خروج دهم؟ -
پسرانت -

01:54:39.184 --> 01:54:44.318
ايشان را در اين جامه قرار داده اي
و براي هميشه آنجا نگاه خواهي داشت

01:54:45.318 --> 01:54:48.318
هم اکنون؟ -
چانچه آزاد باشند، زماني که تو از دنيا مي روي -

01:54:48.318 --> 01:54:50.818
جامه است و يا صومعه اي براي من

01:54:51.817 --> 01:54:54.318
اما هنري، فرزندت چطور؟

01:54:54.601 --> 01:54:56.818
به خاطر فرزند، مرا دچار رنجش خاطر نکن
آن موجود نفرين شده، هنوز به دنيا نيامده

01:54:56.818 --> 01:54:58.817
اگر آنها آزاد باشند، او را خواهند کشت

01:54:59.102 --> 01:55:04.319
و من زنده نخواهم بود تا
کشتار فرزندان را ببينم

01:55:08.818 --> 01:55:10.818
!هنري

01:55:13.818 --> 01:55:16.319
به پايين مي روي؟

01:55:19.651 --> 01:55:23.818
براي رها کردن آنها يا نگه داشتن آنها؟

01:55:29.319 --> 01:55:33.319
آيا مي تواني به فرزندت بگويي

01:55:33.319 --> 01:55:36.818
پرتو آفتاب را براي آخرين بار ديده اي؟

01:55:39.319 --> 01:55:42.818
مي تواني، هنري؟

01:55:43.818 --> 01:55:47.319
بايد بتوانم

01:55:47.319 --> 01:55:49.320
اينطور نيست؟

01:58:37.988 --> 01:58:39.988
او اينجاست

01:58:41.987 --> 01:58:45.487
بدون من، هيچ رضايتمندي نخواهد داشت
او هرگز مرا در حال التماس نخواهد ديد

01:58:45.487 --> 01:58:50.487
چرا، تو ابله دلير
چنانچه يکي متلاشي شود، اهميت دارد

01:58:50.487 --> 01:58:53.487
،زماني که سقوط، تمام چيزيست که وجود دارد
اهميت دارد

01:59:13.655 --> 01:59:15.488
قايق من همراه جريان حرکت مي کند

01:59:15.488 --> 01:59:17.989
آمده ام خداحافظي کنم -
هنري مي داند تو اينجايي؟ -

01:59:18.405 --> 01:59:20.988
براي تو از هرکدام مقداري آورده ام -
نقشه چيست؟ -

01:59:21.104 --> 01:59:23.488
آيا او قصد دارد ما را اينجا نگه دارد؟ -
مخصوصا آن را انتخاب کردم -
محض رضاي خدا، مادر -

01:59:30.989 --> 01:59:32.989
نگهبانان بيروني، چه مقدار قدرت دارند؟ -
آنها مراقب هستند -

01:59:32.989 --> 01:59:35.488
محوطه، دروازه ها؟ -
در حال انجام اعمال هنري هستند، آشفتگي است -

01:59:35.488 --> 01:59:37.989
تو مي تواني به راحتي بيرون بروي -
ما به پوايتير مي رويم، او انتظارش را خواهد داشت -

01:59:37.989 --> 01:59:40.488
اما، زماني که او بازگردد، او را همراه با يک ارتش خواهيم ديد
تو نزديک به من مي ماني

01:59:40.488 --> 01:59:42.488
فرار کردن تو، کار مشکلي است -
به چه دليل، فرار؟ فکر مي کنم بايد بمانيم -

01:59:42.488 --> 01:59:45.488
همينجا بمانيم -
تا زمانيکه هتري بيايد؟ او خواهد آمد، اينطور نيست؟ -

01:59:45.488 --> 01:59:48.488
و تنها خواهد آمد

01:59:48.488 --> 01:59:50.438
سه چاقو براي هرسه -
فکر مي کني مي توانيم؟ -

01:59:50.521 --> 01:59:53.488
من فقط خطا مي کنم
شما او را خواهيد کشت، من نظاره مي کنم

01:59:53.688 --> 01:59:55.988
کجا مي روي؟ -
بالا براي هواخوري -

01:59:55.988 --> 01:59:59.989
او را متوقف نکن -
تو که فکر نمي کني اجازه دهم اين اتفاق بيفتد -

01:59:59.989 --> 02:00:03.488
اگر بگويي، اعدامهاي عجولانه اي در پيش خواهد بود
و تو آن را نمي خواهي

02:00:03.488 --> 02:00:05.989
نه، تو نمي خواهي يکي از ما را از دست بدهي
نه حتي من

02:00:06.488 --> 02:00:08.989
،تو زيرک هستي
اما در درستي تو متعجبم

02:00:08.989 --> 02:00:12.488
به او هشدار بده، پايان کار ماست
به او هشدار نده، پايان کار اوست

02:00:12.488 --> 02:00:16.489
بسيار واضح است -
چاقوها را برداريد و فرار کنيد -

02:00:16.489 --> 02:00:18.488
نه، حق با جفري است

02:00:18.488 --> 02:00:21.489
تو آدمکش نيستي

02:00:21.489 --> 02:00:24.488
دوباره نگاه کن -
ريچارد -

02:00:24.488 --> 02:00:27.989
آن را براي من مضايقه مي کني، تو اينها را آوردي
او را مرده مي خواهي؟ انجامش مي دهي

02:00:27.989 --> 02:00:30.990
تو، حيوان غير طبيعي

02:00:30.990 --> 02:00:33.989
غير طبيعي، مادر؟
به من بگو، طريقه طبيعت چگونه است؟

02:00:33.989 --> 02:00:37.489
اگر قارچهاي سمي رشد کنند
،و نوزادان با کمر خميده به دنيا آيند

02:00:37.489 --> 02:00:39.488
چنانچه غمباد رشد کند
...و سگها ديوانه شوند

02:00:39.488 --> 02:00:42.989
،و زنان، شوهرانشان را بکشند
غير طبيعي چيست؟

02:00:42.989 --> 02:00:45.990
بيا، بره ات اينجا ايستاده، بيا و با بوسه ات او را در آغوش بگير
او تماما مال توست

02:00:46.488 --> 02:00:51.489
نه، تو متعلق به من نيستي
من مسئول نيستم

02:00:51.489 --> 02:00:54.489
گمان مي کني چگونه اين را فرا گرفته ام؟ -
تحت نظر چه کسي اين را آموخته ام؟ -

02:00:54.489 --> 02:00:57.489
زماني که با هنري اول در پيکار بودي، چند ساله بودم؟ -
جوان، نمي دانم -

02:00:57.489 --> 02:01:01.489
چند مبارزه را تماشا کردم؟ -
اما آنها در مبارزه بودند، نه چاقويي پشت يک در -

02:01:01.489 --> 02:01:04.990
هرگز نشنيدم جسدي سوال کند، چگونه اينقدر سرد شده ام
به چه مي انديشيدي، وقتي با او پيکار مي کردي؟

02:01:05.489 --> 02:01:07.989
!تو، همه اينها رابراي تو انجام دادم -
به خاطر خوي حيواني غيرطبيعي؟ -

02:01:07.989 --> 02:01:10.489
تو مرگ پدر را مي خواستي -
نه، هرگز -

02:01:10.489 --> 02:01:14.490
تو سعي در کشتنش داشتي -
!بله -
چرا؟ چه مي خواستي؟ -

02:01:14.490 --> 02:01:17.990
مي خواستم هنري بازگردد

02:01:19.990 --> 02:01:21.990
!دروغگو

02:01:23.489 --> 02:01:26.990
من هنري را مي خواستم

02:01:27.356 --> 02:01:30.990
[جفري]
به او اعتماد نکن
چنانچه فرصتي به دست آورد، او را آگاه خواهد کرد

02:01:35.190 --> 02:01:39.990
عزيزم، عزيزم، هرچه
بايد با مادر انجام دهيم؟

02:01:43.573 --> 02:01:45.489
[باز شدن در]

02:02:17.857 --> 02:02:19.991
روشنايي مي خواهد

02:02:24.991 --> 02:02:29.991
،کاري که در زندان مي کنيم
نياز به سايه روز دارد

02:02:32.358 --> 02:02:34.491
من چندين شمع از کليسا دزديدم

02:02:34.491 --> 02:02:39.490
عيسي، قبطه آن را نمي خورد
و کشيش براي من کار مي کند

02:02:39.490 --> 02:02:42.990
وحشتناک به نظر مي رسي -
تو نيز همچنين -

02:02:44.490 --> 02:02:46.991
بسيار کم خوابيده ام

02:02:49.491 --> 02:02:52.490
مي توانيم زمان کوتاهي استراحت کنيم

02:02:57.490 --> 02:03:00.991
آنجا، بهتر است

02:03:01.157 --> 02:03:05.490
تابناک و شفاف
کاملا شبيه به صبح

02:03:05.991 --> 02:03:08.491
پسر خوش منظر

02:03:11.992 --> 02:03:15.491
از ما چه مي خواهي؟
بايد ديوانه باشي

02:03:15.491 --> 02:03:19.490
چرا بايد اينجا مي آمدي؟
لعنت! چرا آمدي؟

02:03:19.991 --> 02:03:21.991
تو بهترين بودي

02:03:21.991 --> 02:03:24.992
به او هم همين را گفتم

02:03:25.107 --> 02:03:27.491
تو، عاشق بودم

02:03:27.608 --> 02:03:30.491
قصد داري ما را اينجا نگاه داري

02:03:30.992 --> 02:03:34.991
تو هيچگاه نمي تواني به من اجازه خروج بدهي
مي داني که نمي تواني

02:03:34.991 --> 02:03:36.992
هرگز توقف نخواهم کرد

02:03:37.992 --> 02:03:40.492
من نيز نمي توانم

02:04:10.825 --> 02:04:12.659
...پسران شجاع

02:04:13.075 --> 02:04:15.158
چيزيست که من دارم

02:04:21.859 --> 02:04:24.158
بيا به طرفم

02:04:39.991 --> 02:04:42.159
[نفس نفس زدن]

02:04:47.158 --> 02:04:50.159
موضوع چيست؟
تو ريچارد هستي، نه؟

02:04:50.325 --> 02:04:52.659
اما تو هنري هستي

02:04:52.659 --> 02:04:57.159
لطفا مرا بازگردان
نمي توانيم دوباره سعي کنيم؟

02:04:57.159 --> 02:04:59.659
دوباره؟ -
هميشه پيشينه داشته ايم -

02:04:59.825 --> 02:05:04.659
اه، بله
هميشه داشته ايم

02:05:09.659 --> 02:05:12.660
!ادامه بده

02:05:21.659 --> 02:05:23.659
او را اعدام کن

02:05:26.159 --> 02:05:28.659
آيشان آدمکش هستند، نه؟

02:05:29.659 --> 02:05:32.660
خيانت بود، نبود؟

02:05:32.728 --> 02:05:38.159
،تو به آنها زندگي دادي
آن را مي گيري

02:05:45.159 --> 02:05:49.660
چه کسي مي گويد آن غول پيکر است؟
پادشاه منم، آن را عدالت مي نامم

02:05:57.159 --> 02:05:59.660
بنابراين، من، هنري
با عنايت پروردگار

02:06:00.159 --> 02:06:04.160
،پادشاه انگلستان
فرمانرواي اسکاتلند، ايرلند و ولز

02:06:04.661 --> 02:06:07.159
کنت آنجو، برتني، پواتون و نورمندي

02:06:07.660 --> 02:06:09.660
،مين گسکوني و اکوتين

02:06:11.160 --> 02:06:14.159
شما رو به مرگ محکوم مي کنم

02:06:14.159 --> 02:06:18.661
در اين روز کريسمس، در شينون
در سال 1183

02:06:22.277 --> 02:06:26.160
[سرود به زبان لاتين]

02:06:44.443 --> 02:06:45.610
[جيغ زدن]

02:07:05.661 --> 02:07:08.161
يقينا، چيزي نيست که قصدش را داشتم

02:07:11.661 --> 02:07:13.661
بچه ها

02:07:15.161 --> 02:07:17.161
بچه ها

02:07:21.161 --> 02:07:23.161
تمام چيزي است که ما داريم

02:07:26.160 --> 02:07:28.161
ادامه بدهيد

02:07:29.661 --> 02:07:31.662
تمام شد

02:07:34.161 --> 02:07:36.161
کار من با شما تمام شد

02:07:37.662 --> 02:07:39.661
کار ما با هم تمام شد

02:08:07.662 --> 02:08:12.161
[النور]
قدرت را دريغ مي کني، آن پسران را تباه خواهي کرد

02:08:18.161 --> 02:08:20.662
نمي توانم انجامش دهم، النور

02:08:22.662 --> 02:08:25.161
هيچکس فکر نمي کرد تو بتواني

02:08:32.662 --> 02:08:34.662
بيا استراحت کن

02:08:35.662 --> 02:08:40.662
من هيچ زني را در زندگي ام نمي خواهم -
تو خسته اي -

02:08:41.162 --> 02:08:44.663
،مي توانستم بر اروپا چيره شوم
تمام آن

02:08:44.663 --> 02:08:47.161
اما زناني در زندگي ام داشتم

02:08:49.362 --> 02:08:51.663
بفرما، برو بيرون، بفرما

02:09:00.662 --> 02:09:04.663
بايد سالها قبل تو را از ميان مي بردم

02:09:04.778 --> 02:09:08.662
مرا اينجا گذاشتي، مجبورم کردي همچون ديوانگان رفتار کنم
از من اخاذي کردي

02:09:09.029 --> 02:09:12.162
خودت انجام دادي

02:09:12.162 --> 02:09:14.662
به پاي من ننويس

02:09:14.828 --> 02:09:18.162
آن را بردار و حملش کن
من مي توانم

02:09:18.663 --> 02:09:22.162
زيانهاي من، عملکرد من است

02:09:22.162 --> 02:09:24.162
کدام زيانها؟

02:09:24.245 --> 02:09:26.663
من کسي هستم که هيچ چيز ندارد

02:09:26.945 --> 02:09:29.662
اعمال زندگيت را از دست داده اي، نه؟

02:09:31.162 --> 02:09:34.163
ايالات، هيچ هستند

02:09:34.163 --> 02:09:37.162
سرزمين، کثيف است

02:09:37.162 --> 02:09:42.663
مي توانم شکستهاي تو را داشته باشم و بخندم
اين کار را کرده ام

02:09:42.663 --> 02:09:46.162
،اگر تو شکست خورده هستي
به دليل شکننده بودن توست

02:09:48.163 --> 02:09:51.162
من بازنده شده ام

02:09:51.162 --> 02:09:53.663
تو بردي

02:09:54.163 --> 02:09:57.664
و من، بار ديگر نمي توانم تو را بازگردانم

02:10:00.162 --> 02:10:03.663
تو تمام آن چيزي هستي
که تا کنون دوست داشته ام

02:10:05.663 --> 02:10:10.163
به خاطر مسيح
تو نمي داني که پوچي چيست

02:10:11.163 --> 02:10:14.163
مي خواهم بميرم -
نه، نمي خواهي -

02:10:14.163 --> 02:10:17.163
مي خواهم بميرم -
حامي تو خواهم بود -

02:10:17.163 --> 02:10:20.663
هنري، مي خواهم بميرم -
النور -

02:10:20.663 --> 02:10:23.664
مي خواهم بميرم -
بگذار حامي تو باشم -

02:10:24.163 --> 02:10:26.163
مي خواهم بميرم

02:10:26.664 --> 02:10:29.663
خواهي مرد، مي داني
روزي در آينده

02:10:29.663 --> 02:10:32.163
تنها به قدر کافي در انتظار باش
و اين امر به وقوع خواهد پيوست

02:10:32.163 --> 02:10:34.164
[گريستن]

02:10:36.663 --> 02:10:39.163
پس اينگونه است
[خنديدن]

02:10:44.163 --> 02:10:47.664
ما درون گودال هستيم
تو به زندان بازخواهي گشت

02:10:47.664 --> 02:10:52.664
زندگي من تباه شده است
همديگر را از دست داده ايم

02:10:52.664 --> 02:10:54.664
و تو لبخند مي زني

02:10:56.663 --> 02:11:00.164
راهش همين است
من نااميدي را ثبت مي کنم

02:11:03.665 --> 02:11:07.164
،در زندگي، به جز اميد
همه چيز وجود دارد

02:11:09.664 --> 02:11:11.664
هر دوي ما زنده ايم

02:11:13.664 --> 02:11:16.664
،و تا جاييکه مي دانم
اميد همين است

02:11:25.164 --> 02:11:28.164
ما مخلوقات جنگل هستيم
هنري

02:11:29.664 --> 02:11:33.664
و تاريکي، پيرامون ماست

02:11:35.664 --> 02:11:40.165
...آنها را مي بيني
در آن کنج؟

02:11:40.165 --> 02:11:42.664
چشمانشان را مي تواني ببيني

02:11:50.665 --> 02:11:53.164
و ايشان نيز براي ما را

02:12:03.164 --> 02:12:05.164
من حريف همه چيز هستم

02:12:06.665 --> 02:12:08.665
تو نيستي؟

02:12:08.665 --> 02:12:12.665
...بايد بسيار احمق بوده باشم

02:12:12.665 --> 02:12:14.665
که عاشق تو نباشم

02:12:32.665 --> 02:12:35.165
،آيا براي عيد پاک
به من اجازه خروج مي دهي؟

02:12:35.165 --> 02:12:38.665
،با آمدن رستاخيز
مي تواني دوباره مرا از ميان برداري

02:12:38.665 --> 02:12:40.665
،شايد در مجال بعد
من اين کار را انجام دهم

02:12:40.665 --> 02:12:43.666
و شايد تو نتواني

02:12:53.165 --> 02:12:56.666
،مي داني
!آرزو دارم هرگز نميريم

02:12:56.666 --> 02:12:59.166
من نيز چنين آرزويي دارم

02:12:59.249 --> 02:13:01.665
گمان مي کني مجالي براي آن باشد؟

02:13:01.665 --> 02:13:03.666
[خنديدن]

02:13:08.783 --> 02:13:10.666
[خنديدن]

02:13:16.079 --> 02:13:18.166
[ادامه خنده]

02:13:22.163 --> 02:15:09.117
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.