﻿WEBVTT

00:00:01.449 --> 00:00:08.546
<i>برنده جايزه ژان ويگو در سال 1974</i>

00:00:33.368 --> 00:00:36.902
<i>مردي که خواب است</i>

00:00:38.505 --> 00:00:44.347
<i>فيلمي از
ژرژ پرک و برنارد کيسان</i>

00:01:07.289 --> 00:01:12.340
<i>متن از ژرژ پرک
«بر اساس رمان خود به نام «مردي که خواب است</i>

00:01:12.364 --> 00:01:32.364
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:06:35.219 --> 00:06:38.126
،ساعتت زنگ مي زند

00:06:41.408 --> 00:06:43.770
،از جايت تکان نمي خوري

00:06:44.648 --> 00:06:46.872
،در تختت مي ماني

00:06:47.771 --> 00:06:49.263
.دوباره چشمانت را مي بندي

00:06:51.810 --> 00:06:54.028
،اين يک عملِ از پيش فکر شده نيست

00:06:54.638 --> 00:06:56.282
يا به عبارتي بهتر
،اين اصلاً يک عمل نيست

00:06:57.000 --> 00:06:58.680
:بلکه يک فقدان عمل است

00:06:59.021 --> 00:07:00.478
،عملي که انجامش نمي دهي

00:07:01.703 --> 00:07:03.623
اعمالي که از انجامشان
.سر باز مي زني

00:07:05.940 --> 00:07:07.364
،زود به تختخواب رفتي

00:07:08.011 --> 00:07:09.490
،خواب آرامي داشتي

00:07:10.505 --> 00:07:12.271
،ساعتت را کوک کرده بودي

00:07:12.813 --> 00:07:14.159
،صداي زنگش را شنيدي

00:07:14.656 --> 00:07:17.415
دستکم چند دقيقه مي شد
،که منتظر بودي زنگ بزند

00:07:17.779 --> 00:07:19.423
،پيش تر، از گرما بيدار شده بودي

00:07:19.511 --> 00:07:20.814
،يا از نور

00:07:21.004 --> 00:07:22.560
.يا از انتظار

00:07:25.495 --> 00:07:27.680
،تکان نمي خوري
.تکان نخواهي خورد

00:07:29.081 --> 00:07:32.144
،کسي ديگر، يک همسان
يک بدل شبح‌مانند و وظيفه‌شناس

00:07:32.429 --> 00:07:35.165
احتمالاً به جايت يک به يک
اعمالي را انجام مي دهد

00:07:35.309 --> 00:07:36.710
:که تو ديگر انجامشان نمي دهي

00:07:37.569 --> 00:07:42.115
،بلند مي شود، صورتش را مي شويد
.اصلاح مي کند، لباس مي پوشد، به بيرون مي رود

00:07:42.874 --> 00:07:44.870
،مي گذاري با جست و خيز از پله‌ها پايين برود

00:07:45.117 --> 00:07:46.350
،در خيابان بدود

00:07:47.054 --> 00:07:48.393
،به داخل اتوبوسِ در حال حرکت بپرد

00:07:48.681 --> 00:07:51.370
و در ساعت تعيين شده
.به درهاي سالن امتحان برسد

00:07:51.894 --> 00:07:53.197
.تو خيلي دير بلند مي شوي

00:07:54.802 --> 00:07:58.242
بر چهار، هشت يا دوازده برگه
:آنچه را که مي داني نمي نويسي

00:07:58.359 --> 00:07:59.580
،آنچه که فکر مي کني

00:07:59.815 --> 00:08:02.246
آنچه که مي داني بايد
،در مورد از خود بيگانگي فکر کني

00:08:02.600 --> 00:08:03.716
،در مورد کارگران

00:08:04.138 --> 00:08:06.099
،در مورد مدرنيته
،در مورد تن آسودگي

00:08:06.557 --> 00:08:08.553
،در مورد يقه سفيدها
،در مورد ماشيني شدن

00:08:08.906 --> 00:08:10.455
،در مورد دانسته‌هايمان از ديگران

00:08:10.892 --> 00:08:12.736
،در مورد مارکس رقيب توکويل

00:08:13.064 --> 00:08:15.084
.در مورد وبر دشمن لوکاچ

00:08:16.282 --> 00:08:19.299
به هر حال تو چيزي نمي نوشتي
چون چيز زيادي نمي داني

00:08:19.393 --> 00:08:20.638
.و اصلاً فکر نمي کني

00:08:22.836 --> 00:08:24.432
.صندليت خالي مي ماند

00:08:25.842 --> 00:08:27.638
.ليسانست را به پايان نمي رساني

00:08:27.932 --> 00:08:30.250
.هرگز فوق ليسانست را شروع نمي کني

00:08:43.185 --> 00:08:44.606
.ديگر ادامه تحصيل نمي دهي

00:08:45.839 --> 00:08:48.434
مانند هر روز، يک کاسه نسکافه
.درست مي کني

00:08:49.408 --> 00:08:52.978
مانند هر روز، چند قطره
.شير غليظ شيرين به آن اضافه مي کني

00:08:54.095 --> 00:08:55.234
،صورتت را نمي شويي

00:08:56.080 --> 00:08:57.254
.به زحمت لباس مي پوشي

00:08:58.311 --> 00:09:02.855
در يک تشت پلاستيکي صورتي
.سه جفت جوراب مي گذاري تا خيس بخورند

00:09:34.187 --> 00:09:36.119
به سمت در خروجي سالن امتحان نمي روي

00:09:36.318 --> 00:09:40.359
تا بفهمي چه سوال‌هايي براي سنجيدن
.ذکاوتِ آزمون دهندگان مطرح شده بود

00:09:42.191 --> 00:09:43.471
به کافه‌اي نمي روي

00:09:43.506 --> 00:09:45.232
که رسم ايجاب مي کرد مانند هر روز

00:09:45.326 --> 00:09:47.604
براي پيدا کردن دوستانت
.آنجا باشي

00:09:50.036 --> 00:09:52.490
يکي از آنها، صبح روز بعد

00:09:52.631 --> 00:09:55.320
آن شش طبقه‌اي را که به اتاقت
.منتهي مي شود بالا مي آيد

00:09:56.854 --> 00:09:58.627
،مي گذاري در بزند

00:09:58.956 --> 00:10:00.259
،صبر کند

00:10:00.752 --> 00:10:02.290
،دوباره در بزند

00:10:02.516 --> 00:10:03.643
،کمي محکمتر

00:10:03.878 --> 00:10:05.181
،باز هم صبر کند

00:10:05.381 --> 00:10:06.661
،با بي حالي در بزند

00:10:06.825 --> 00:10:08.152
،به آرامي صدايت کند

00:10:08.234 --> 00:10:09.079
،درنگ کند

00:10:09.455 --> 00:10:10.930
.به پايين برگردد

00:10:25.716 --> 00:10:29.702
بقيه هم آمدند؛
.روز بعد، دو روز بعد

00:10:30.180 --> 00:10:34.483
،در زدند، منتظرت شدند
،صدايت کردند

00:10:34.662 --> 00:10:36.753
.پيغام گذاشتند

00:10:53.056 --> 00:10:55.924
بر روي تخت باريکت لميده مي ماني؛

00:10:56.044 --> 00:10:59.151
،دست‌ها پشت گردن
.زانوها بالا

00:10:59.928 --> 00:11:02.079
،نه دوست داري کسي را ببيني

00:11:02.437 --> 00:11:08.233
،نه حرف بزني، نه فکر کني
.نه بيرون بروي، نه تکان بخوري

00:11:12.535 --> 00:11:14.687
در يک چنين روزي است

00:11:14.806 --> 00:11:17.555
-کمي ديرتر، کمي زودتر-

00:11:17.674 --> 00:11:20.781
که بدون تعجب پي مي بري
،که يک جاي کار مشکل دارد

00:11:20.841 --> 00:11:24.486
،که زندگي کردن را بلد نيستي
.که هيچوقت ياد نخواهي گرفت

00:11:26.600 --> 00:11:29.707
.آفتاب تيز بر صفحه فلزي بام مي تابد

00:11:30.424 --> 00:11:33.651
گرماي اتاق زيرشيروانيت
.غيرقابل تحمل است

00:11:34.368 --> 00:11:37.714
،نشسته‌اي
،محصور ميان تختخواب و قفسه

00:11:37.834 --> 00:11:39.447
.يک کتابِ باز روي زانوهايت است

00:11:40.523 --> 00:11:42.554
.مدتهاست که ديگر آنرا نمي خواني

00:11:43.092 --> 00:11:46.139
چشمانت به يک قفسه چوبي سفيد
،خيره مانده‌اند

00:11:46.438 --> 00:11:50.979
به يک تشت پلاستيکي صورتي
.که در آن شش جوراب شناورند

00:11:52.316 --> 00:11:55.304
دود سيگار رها شده‌ات
،از زيرسيگاري بالا مي آيد

00:11:55.423 --> 00:11:56.634
،تقريباً به يک خط راست

00:11:56.636 --> 00:12:01.616
و بر روکش پُر درز و شکافِ
.زير سقف پخش مي شود

00:12:12.871 --> 00:12:15.918
.چيزي خراب شده

00:12:16.938 --> 00:12:18.906
.تو ديگر احساس ثبات نمي کني

00:12:19.589 --> 00:12:23.951
،چيزي که تا آن زمان به تو قوت قلب مي داد
،دلگرمت مي کرد

00:12:24.130 --> 00:12:27.297
،احساس موجوديتت
تصور تعلق به دنيا

00:12:27.369 --> 00:12:30.878
و غوطه‌ور بودن در آن
.کم کم از تو فاصله مي گيرد

00:12:31.616 --> 00:12:35.986
گذشته‌ات، حال‌ات، آينده‌ات
:با هم در مي آميزند

00:12:37.031 --> 00:12:39.071
،آنها چيزي نيستند جز سنگيني اندامت

00:12:39.154 --> 00:12:40.694
،ميگرنِ بي علائمت

00:12:40.868 --> 00:12:42.985
،تلخي و ولرمي نسکافه‌ات

00:12:43.620 --> 00:12:46.104
اين انبار که از آن
،به عنوان اتاق استفاده مي کني

00:12:46.550 --> 00:12:48.783
اين دخمه با طول 2,92 متر

00:12:48.893 --> 00:12:50.621
و عرض 1,73 متر

00:12:50.893 --> 00:12:53.376
.که مساحتش به زحمت پنج متر مي شود

00:12:53.556 --> 00:12:56.664
اين اتاق زيرشيرواني که تو
،ساعت‌هاست از آن تکان نخوردي

00:12:56.776 --> 00:12:58.798
.روزهاست از آن تکان نخوردي

00:12:59.952 --> 00:13:03.222
تختي که روي آن نشسته‌اي
خيلي کوچکتر از آن است که شب‌ها بتواني

00:13:03.497 --> 00:13:05.121
.پاهايت را کامل دراز کني

00:13:05.473 --> 00:13:08.755
خيلي باريکتر از آن است که بتواني
.بي احتياط غلت بزني

00:13:09.117 --> 00:13:12.705
نگاه مي کني
-با ديده‌اي تقريباً شگفت زده-

00:13:13.011 --> 00:13:17.405
به يک تشت پلاستيکي صورتي
.که دستکم حاوي شش جوراب است

00:13:19.881 --> 00:13:23.051
،داخل اتاقت مي ماني
،بي آنکه غذا بخوري

00:13:23.437 --> 00:13:24.772
،بي آنکه مطالعه کني

00:13:25.272 --> 00:13:26.969
.تقريباً بي آنکه حرکت کني

00:13:27.080 --> 00:13:29.528
،خيره مي شوي به تشت

00:13:29.750 --> 00:13:32.114
،قفسه
،زانوهايت

00:13:32.309 --> 00:13:34.645
،نگاهت در آينه‌ي ترک‌خورده

00:13:34.784 --> 00:13:37.343
.کاسه، کليد برق

00:13:38.072 --> 00:13:40.185
،گوش مي کني به سروصداي خيابان

00:13:40.352 --> 00:13:42.661
،قطرات شير آب پاگرد

00:13:42.967 --> 00:13:44.524
،سروصداهاي همسايه‌ات

00:13:45.052 --> 00:13:46.638
،گلو صاف کردن هايش

00:13:46.916 --> 00:13:48.727
،سرفه‌هاي پياپيش

00:13:49.695 --> 00:13:51.438
.صداي سوت کتريش

00:13:53.199 --> 00:13:56.623
چشم مي دوزي به
،خطوطِ پر پيچ و خمِ يک ترک نازک روي سقف

00:13:56.714 --> 00:13:58.729
،حرکات عبث يک مگس

00:13:58.793 --> 00:14:01.429
.پيشروي تقريباً قابل ردگيري سايه‌ها

00:14:08.282 --> 00:14:10.631
،تو 25 سال سن داري و 29 دندان

00:14:10.843 --> 00:14:12.737
،سه پيرهن و هشت جوراب

00:14:13.191 --> 00:14:15.206
،پانصد فرانک در ماه براي زندگي

00:14:15.388 --> 00:14:17.206
،چند کتاب که ديگر آنها را نمي خواني

00:14:17.346 --> 00:14:19.240
.چند صفحه که ديگر به آنها گوش نمي دهي

00:14:19.891 --> 00:14:22.497
.دوست نداري چيزهاي ديگر را به ياد بياوري

00:14:22.772 --> 00:14:24.893
،نشسته‌اي و تنها مي خواهي انتظار بکشي

00:14:24.984 --> 00:14:27.999
انقدر انتظار بکشي
.تا ديگر چيزي براي انتظار کشيدن باقي نماند

00:14:31.138 --> 00:14:32.654
.ديگر دوستانت را نمي بيني

00:14:33.411 --> 00:14:34.977
.در را به روي کسي باز نمي کني

00:14:35.625 --> 00:14:37.489
دنبال نامه‌هايت
.به پايين نمي روي

00:14:37.883 --> 00:14:41.246
کتاب‌هايي را که از کتابخانه آموزشگاه
.امانت گرفتي پس نمي دهي

00:14:41.916 --> 00:14:43.946
.براي پدر و مادرت نامه نمي نويسي

00:14:47.131 --> 00:14:50.964
فقط شب‌ها بيرون مي روي
.مثل موش‌ها، گربه‌ها و هيولاها

00:14:52.936 --> 00:14:54.391
.در خيابان‌ها پرسه مي زني

00:14:54.739 --> 00:14:58.066
راهت را به داخل سينماهاي کوچک و کثيفِ
.بولوارهاي بزرگ کج مي کني

00:15:19.962 --> 00:15:21.704
،گاهي تمام شب را راه مي روي

00:15:21.979 --> 00:15:23.949
.گاهي تمام روز را مي خوابي

00:15:24.691 --> 00:15:26.964
،تو يک سرگرداني، يک خوابگرد

00:15:27.327 --> 00:15:28.479
.يک جلبک

00:15:29.315 --> 00:15:32.906
حس ميکني توانِ زندگي کردن
.و عمل کردن و ساختن را نداري

00:15:33.999 --> 00:15:35.650
،فقط مي خواهي دوام بياوري

00:15:35.908 --> 00:15:38.075
.چيزي جز انتظار و فراموشي نمي خواهي

00:15:51.007 --> 00:15:54.249
.هيچ چيز را رد نمي کني
.هيچ چيز را پس نمي زني

00:15:55.082 --> 00:15:56.976
،ديگر پيشرفت نمي کني

00:15:57.463 --> 00:15:59.083
.اما قبلش هم پيشرفتي نمي کردي

00:15:59.439 --> 00:16:01.877
،ديگر راهي را پيش نمي گيري
.تو رسيده‌اي

00:16:02.679 --> 00:16:05.135
.ديگر دليلي براي پيشروي نمي بيني

00:16:06.823 --> 00:16:10.045
:بهانه‌هاي کوچکي کافي بودند

00:16:10.366 --> 00:16:12.889
،در يکي از روزهاي بسيار گرم ماه مه

00:16:13.410 --> 00:16:17.166
يک حرف ربط نابه‌هنگام در متني
،که رشته‌اش را گم کرده بودي

00:16:17.485 --> 00:16:20.369
يک کاسه نسکافه که مزه‌اش
،ناگهان به تلخي زد

00:16:21.164 --> 00:16:25.636
و يک تشت پلاستيکي صورتي
حاوي شش جوراب شناور در چرکاب

00:16:26.326 --> 00:16:28.262
،کافي بودند تا چيزي خراب شود

00:16:28.707 --> 00:16:29.797
،زايل شود

00:16:30.020 --> 00:16:31.288
نابود شود؛

00:16:32.083 --> 00:16:34.998
و در روز روشن
اين حقيقت دلسردکننده آشکار گردد

00:16:35.176 --> 00:16:37.623
-اين حقيقت توامان غمگين و مضحک-

00:16:37.935 --> 00:16:39.715
.که تو ميلي به ادامه دادن نداري

00:16:49.232 --> 00:16:52.458
:شب‌ها، اتاقت از تو محافظت مي کند

00:16:52.659 --> 00:16:54.906
،تخت باريکي که بر رويش لم مي دهي

00:16:55.123 --> 00:16:57.949
سقفي که آنرا هر لحظه
.از نو کشف مي کني

00:16:58.483 --> 00:17:02.309
شب‌ها، تک و تنها
،در ميانِ جمعيت بولوارهاي بزرگ

00:17:02.532 --> 00:17:05.291
کمابيش از سروصدا و نورها
،احساس شادماني مي کني

00:17:05.402 --> 00:17:07.783
.از شلوغي و فراموشي

00:17:10.403 --> 00:17:14.118
موجي را دنبال مي کني که پيش مي رود و پس مي آيد؛
،از ميدان جمهوري تا ميدان مدلن

00:17:14.238 --> 00:17:15.817
.از ميدان مدلن تا ميدان جمهوري

00:17:20.702 --> 00:17:21.823
،زمان‌هاي بي مصرف

00:17:22.315 --> 00:17:23.467
،گذرگاه‌هاي خالي

00:17:24.013 --> 00:17:26.879
،ميل گذرا و دردناک به ديگر نشنيدن

00:17:27.036 --> 00:17:28.335
،به ديگر نديدن

00:17:28.783 --> 00:17:30.955
.به ساکت و بي حرکت ماندن

00:17:31.559 --> 00:17:33.978
.روياهاي جنون آساي انزوا

00:17:35.069 --> 00:17:37.487
سرگرداني توام با فراموشي
:در کشور کورها

00:17:37.689 --> 00:17:41.159
،خيابان‌هاي عريض و خالي
،نورهاي سرد

00:17:41.742 --> 00:17:44.921
چهر‌ه‌هاي خاموش که نگاهت
.بي توجه از روي آنها مي گذرد

00:17:53.470 --> 00:17:59.068
،گويي در پس قصه‌ي کودکي آرام و اميدبخشت
،شاگرد زرنگ بودنت

00:17:59.401 --> 00:18:03.528
در پس علائم آشکار و بسيار آشکار بلوغت

00:18:03.794 --> 00:18:06.855
طرح هاي مدادي بر روي-
،چارچوب در کمدها

00:18:07.055 --> 00:18:11.647
،مدارک تحصيلي، شلوارهاي بلند
،اولين سيگارها

00:18:11.914 --> 00:18:13.977
،سوزش اصلاح، الکل

00:18:14.177 --> 00:18:16.772
کليد زير پادري
،براي شبگردي آخر هفته‌ها

00:18:17.038 --> 00:18:18.106
،از دست دادن بکارت

00:18:18.199 --> 00:18:20.892
-اولين سفر هوايي، اولين تجربه سخت

00:18:21.697 --> 00:18:24.493
،گويي همواره رشته ديگري جريان داشته

00:18:24.759 --> 00:18:28.553
،همواره حاضر بوده
،همواره در فاصله نگه داشته شده

00:18:28.946 --> 00:18:32.140
و اکنون شروع کرده به
،بافتن تار و پود زندگي بازيافته‌ات

00:18:32.680 --> 00:18:34.936
،دکور خالي زندگي متروکت

00:18:35.384 --> 00:18:37.997
:تصاوير مستتر اين حقيقتِ عيان شده

00:18:38.611 --> 00:18:41.391
،اين کناره‌گيريِ مدت‌ها به تعويق افتاده

00:18:41.724 --> 00:18:43.721
-اين طلب آرامش

00:18:43.987 --> 00:18:46.117
،تصاوير بي جان و محو

00:18:46.516 --> 00:18:48.646
عکس‌هايي با نور خيلي زياد؛‌

00:18:48.846 --> 00:18:51.575
،تقريباً سفيد، تقريباً بي روح

00:18:51.907 --> 00:18:54.436
:تقريباً پيشاپيش کهنه شده

00:18:55.368 --> 00:18:58.896
،خياباني در شهرستان
،کرکره‌هاي کشيده

00:18:59.029 --> 00:19:03.821
،سايه‌هاي تيره
،مگس‌هاي وزوزکنان در يک منطقه نظامي

00:19:04.287 --> 00:19:07.481
،سالني پوشيده از روکش‌هاي خاکستري

00:19:08.029 --> 00:19:10.891
،غبارات معلق در پرتوي آفتاب

00:19:11.290 --> 00:19:12.821
،دشت‌هاي باير

00:19:13.220 --> 00:19:15.283
،قبرستان‌هاي يکشنبه

00:19:15.483 --> 00:19:18.345
.گردش با اتومبيل

00:19:26.525 --> 00:19:29.593
،يک روز پنجشنبه بعدازظهر
،مرد بر يک تختخواب باريک مي نشيند

00:19:29.659 --> 00:19:34.718
،کتابي باز بر روي زانوهايش است
.نگاهش غايب

00:19:41.294 --> 00:19:44.787
،تو تنها يک سايه‌‌ي تيره هستي
،يک هسته‌ي سختِ بي تفاوتي

00:19:44.915 --> 00:19:47.811
.يک نگاه بي سو که از ديگر نگاه‌ها مي گريزد

00:19:48.280 --> 00:19:51.262
.لب‌هاي خاموش، چشم‌هاي بي فروغ

00:19:51.432 --> 00:19:54.712
،از اين پس مي تواني با نيم‌نگاهي در چاله‌هاي آب
،در ويترين‌ها

00:19:54.882 --> 00:19:57.396
،بر بدنه پرجلاي اتوموبيل‌ها

00:19:57.523 --> 00:20:00.548
.بازتاب‌هاي ناپايدار زندگي کندت را ببيني

00:20:05.194 --> 00:20:07.409
.آب از شير پاگرد چکه مي کند

00:20:07.792 --> 00:20:09.496
.همسايه‌ات خواب است

00:20:09.849 --> 00:20:14.841
،صداي ضعيف موتورِ تاکسي‌اي که ايستاده
.بيش از شکستن سکوت خيابان، بر آن تاکيد مي کند

00:20:16.793 --> 00:20:18.992
.فراموشي در حافظه‌ات رسوخ مي کند

00:20:20.543 --> 00:20:24.399
ترک هاي سقف
.هزارتوي نامعقولي را شکل مي دهند

00:20:29.822 --> 00:20:31.865
،آن روزهاي پوچ

00:20:32.125 --> 00:20:33.625
گرماي درون اتاقت

00:20:33.747 --> 00:20:35.073
،همچون درون يک ديگ

00:20:35.265 --> 00:20:36.817
.همچون درون يک کوره

00:20:37.446 --> 00:20:40.098
،و آن شش جوراب، کوسه‌هايي بي‌حال

00:20:40.237 --> 00:20:43.990
نهنگ‌هايي خفته
.در لگن پلاستيکي صورتي

00:20:46.428 --> 00:20:48.312
،آن ساعتي که زنگ نزد

00:20:48.434 --> 00:20:49.691
،که زنگ نمي زند

00:20:50.668 --> 00:20:52.744
.که براي بيدار کردنت زنگ نخواهد زد

00:20:54.590 --> 00:20:55.689
.لم مي دهي

00:20:56.021 --> 00:20:57.486
.غلت مي زني

00:20:58.376 --> 00:21:00.051
.در خواب فرو مي روي

00:21:10.589 --> 00:21:13.084
.اتاقت مرکز دنياست

00:21:13.410 --> 00:21:14.539
،اين لانه

00:21:14.628 --> 00:21:17.689
اين انبار زير شيرواني که تا ابد
.بوي تو را حفظ خواهد کرد

00:21:17.734 --> 00:21:19.739
اين تخت که در آن
،به تنهايي غلت مي زني

00:21:19.902 --> 00:21:20.912
،اين قفسه

00:21:21.048 --> 00:21:22.191
،اين کف‌پوش

00:21:22.281 --> 00:21:25.117
اين سقف که صدهزار بار
،ترک‌هايش را شمرده‌اي

00:21:25.221 --> 00:21:27.063
،پوسته‌هايش را، لکه‌هايش را

00:21:27.154 --> 00:21:28.179
.برجستگي هايش را

00:21:28.847 --> 00:21:31.862
اين سينک دستشويي که
،به کوچکي اثاثيه يک خانه عروسکي است

00:21:32.279 --> 00:21:33.497
،اين تشت

00:21:33.572 --> 00:21:34.374
،اين پنجره

00:21:34.463 --> 00:21:36.883
،اين کاغذ ديواري که تمام گل‌هايش را مي شناسي

00:21:37.048 --> 00:21:38.919
،اين روزنامه‌هايي که بارها و بارها خوانده‌اي

00:21:38.978 --> 00:21:40.894
.که بازهم بارها و بارها خواهي خواند

00:21:41.401 --> 00:21:44.045
اين آينه‌ي شکسته که فقط
تصوير چهره‌ي تو را

00:21:44.046 --> 00:21:46.406
در سه قسمت نامساوي
.منعکس کرده است

00:21:47.089 --> 00:21:48.456
.اين کتاب‌هاي چيده شده

00:21:50.299 --> 00:21:52.304
قلمروي تو اينجا آغاز مي شود
،و به پايان مي رسد

00:21:52.349 --> 00:21:53.863
سروصداهايي آنرا در بر مي گيرند

00:21:53.910 --> 00:21:57.419
:که اکنون تنها ارتباط ميان تو و جهان هستند

00:21:58.514 --> 00:22:01.654
قطرات آبي که از شير پاگرد
،چکه مي کنند

00:22:03.050 --> 00:22:04.568
،سروصداهاي همسايه‌ات

00:22:04.969 --> 00:22:06.330
،گلو صاف کردن‌هايش

00:22:06.854 --> 00:22:08.145
،سرفه‌هاي پياپيش

00:22:09.702 --> 00:22:11.813
.همهمه‌ي بي وقفه شهر

00:22:18.232 --> 00:22:21.215
،پايين در تقاطع خيابان
،صداي مکرر ضربات ترمز

00:22:21.791 --> 00:22:22.803
،توقف ها

00:22:23.082 --> 00:22:24.077
،گاز دادن ها

00:22:24.600 --> 00:22:26.101
،شتاب گرفتن ها

00:22:27.022 --> 00:22:30.285
آهنگ قاطعي به زمان مي دهند
،که نه دستکمي از چکه‌هاي خستگي ناپذير آب دارد

00:22:30.773 --> 00:22:32.658
.نه ناقوس کليساي سن روک

00:22:36.496 --> 00:22:40.401
ساعتت مدت‌هاست
.پنج و ربع را نشان مي دهد

00:22:43.002 --> 00:22:44.729
در سکوت اتاقت

00:22:44.834 --> 00:22:46.422
،زمان ديگر نفوذ نمي کند

00:22:46.904 --> 00:22:48.267
،در اطراف است

00:22:48.431 --> 00:22:49.685
،يک ميانجي هميشگي

00:22:49.876 --> 00:22:50.775
،عذاب آور

00:22:51.293 --> 00:22:52.520
،تحريف شده

00:22:52.792 --> 00:22:54.019
:کمي مشکوک

00:22:55.034 --> 00:22:58.142
زمان مي گذرد اما تو هيچوقت
.ساعت را نمي داني

00:22:59.368 --> 00:23:00.704
،ساعت ده است

00:23:01.058 --> 00:23:02.367
،يا شايد يازده

00:23:02.585 --> 00:23:03.812
،دير است

00:23:03.921 --> 00:23:04.793
،زود است

00:23:04.984 --> 00:23:06.075
،روز فرا ميرسد

00:23:06.238 --> 00:23:07.519
.شب فرو مي افتد

00:23:08.419 --> 00:23:10.327
،سروصداها هيچگاه تماماً قطع نمي شوند

00:23:10.927 --> 00:23:12.699
زمان هيچگاه کاملاً متوقف نمي شود

00:23:13.387 --> 00:23:16.637
حتي اگر تنها نقش رخنه‌اي کوچک را
،در ديوار سکوت بازي کند

00:23:17.262 --> 00:23:18.467
نقش يک همهمه‌ي آهسته

00:23:18.608 --> 00:23:19.922
و به تدريج فراموش شده

00:23:20.277 --> 00:23:23.082
.که از ضربان قلبت هم قابل تمايز نيست

00:23:28.035 --> 00:23:30.203
اتاقت زيباترين جزيره‌ي متروک است

00:23:30.481 --> 00:23:34.729
و پاريس متروکه‌اي است که
.احدي تا به حال از آن عبور نکرده

00:23:39.238 --> 00:23:41.578
تو به هيچ چيز ديگري نياز نداري
،جز اين آرامش

00:23:42.012 --> 00:23:43.486
،جز اين سکوت

00:23:43.833 --> 00:23:45.827
،جز اين خمودگي

00:23:46.520 --> 00:23:48.601
جز بالا‌ و پايين آمدن قفسه سينه‌ات

00:23:48.861 --> 00:23:51.636
که نشان مي دهد
.هنوز تاب زندگي را داري

00:24:13.692 --> 00:24:15.426
،نياز نداشتن

00:24:16.380 --> 00:24:19.674
.انتظار تا باقي نماندن چيزي براي انتظار

00:24:20.281 --> 00:24:22.275
.پرسه زدن، خوابيدن

00:24:22.795 --> 00:24:25.483
.خود را به جمعيت و خيابان سپردن

00:24:26.090 --> 00:24:29.385
،دنبال کردن جوي‌ها، نرده‌ها
.کناره‌ي آبراه‌ها

00:24:29.992 --> 00:24:31.899
،پيمودن خاکريزها
.عبور از بيخ ديوارها

00:24:32.159 --> 00:24:33.546
.تلف کردن وقتت

00:24:33.893 --> 00:24:37.621
،بي ميل بودن، بي خشم بودن
.بي عصيان بودن

00:24:44.479 --> 00:24:46.526
به مرور زمان
:با زندگي واقعيت مواجه خواهي شد

00:24:46.614 --> 00:24:47.731
،يک زندگي بي تحرک

00:24:47.777 --> 00:24:48.952
،بدون پستي و بلندي

00:24:49.054 --> 00:24:50.246
.بدون تزلزل

00:24:51.308 --> 00:24:53.780
،روز به روز
،فصل به فصل

00:24:53.969 --> 00:24:56.756
:چيزي آغاز مي شود که پاياني نخواهد داشت

00:24:56.992 --> 00:25:00.401
.زندگي نباتي‌ات، زندگي باطل شده‌ات

00:25:10.865 --> 00:25:13.342
.اينجا، دوام آوردن را مي آموزي

00:25:14.436 --> 00:25:15.837
،گاهي تو ارباب زماني

00:25:15.970 --> 00:25:17.303
ارباب دنيا

00:25:17.589 --> 00:25:20.332
که عنکبوتي کوچک و هشيار است
.در مرکز تارت

00:25:20.694 --> 00:25:22.084
:تو بر پاريس سلطه داري

00:25:23.071 --> 00:25:25.319
بر شمال شهر
،از خيابان اپرا حکومت مي کني

00:25:25.662 --> 00:25:27.490
،بر جنوب از گيشه‌هاي لوور

00:25:27.776 --> 00:25:30.271
.بر شرق و غرب از خيابان سنت اونوره

00:25:35.131 --> 00:25:36.895
،بايد همه چيز را ياد بگيري

00:25:37.155 --> 00:25:39.038
.همه آن چيزهايي که ياد گرفتني نيستند

00:25:39.334 --> 00:25:40.518
،انزوا

00:25:40.625 --> 00:25:41.836
،بي تفاوتي

00:25:42.078 --> 00:25:43.288
،صبر

00:25:43.692 --> 00:25:45.225
.سکوت

00:25:50.770 --> 00:25:52.061
،تو تنهايي

00:25:52.142 --> 00:25:55.182
و چون تنهايي
.ديگر نبايد به ساعت نگاه کني

00:26:02.518 --> 00:26:05.865
خود را رها مي کني
.و به راحتي با اين وضعيت خو مي گيري

00:26:06.242 --> 00:26:08.905
مي گذاري گذشت زمان
،خاطره‌ي‌ چهره‌ها را از ذهنت پاک کند

00:26:09.013 --> 00:26:10.922
،آدرس‌ها را، تلفن‌ها را

00:26:11.138 --> 00:26:13.397
.لبخندها را، صداها را

00:26:16.763 --> 00:26:18.592
فراموش مي کني که
،فراموشي را ياد گرفته‌اي

00:26:18.754 --> 00:26:21.363
که روزي خود را
.ملزم به فراموشي کردي

00:26:22.251 --> 00:26:24.026
.ديگر وارد کافه‌ها نمي شوي

00:26:24.349 --> 00:26:26.609
ديگر با چهره‌اي مضطرب

00:26:26.878 --> 00:26:30.752
نمي روي اتاق‌پشتي‌ها را به دنبال کساني
.جستجو کني که ديگر نمي شناسي

00:26:31.642 --> 00:26:37.668
ديگر در صف‌هايي که هر دو ساعت در مقابل هفت سينماي
.خيابان شامپليون شکل مي گيرند، به دنبال کسي نمي گردي

00:26:38.018 --> 00:26:40.170
.تو تنهايي

00:26:41.222 --> 00:26:43.536
ياد مي گيري که
،مثل يک مرد تنها قدم بزني

00:26:43.670 --> 00:26:45.795
،ول بگردي، پرسه بزني

00:26:46.091 --> 00:26:49.319
،ببيني بي آنکه نگاه کني
.نگاه کني بي آنکه ببيني

00:26:50.046 --> 00:26:51.875
،شفافيت را ياد مي گيري

00:26:51.983 --> 00:26:53.032
،بي تحرکي را

00:26:53.220 --> 00:26:54.969
.عدم وجود را

00:26:57.608 --> 00:26:59.088
،ياد مي گيري نشسته بماني

00:26:59.303 --> 00:27:00.702
،خوابيده بماني

00:27:00.944 --> 00:27:02.343
.ايستاده بماني

00:27:02.854 --> 00:27:06.055
ياد مي گيري که به تابلوها
،همچون تکه‌اي از ديوار نگاه کني

00:27:06.324 --> 00:27:10.993
و به ديوارها، همچون بوم‌هايي که بايد روي آنها
،بدون خستگي هزاران مسير را دنبال کني

00:27:11.262 --> 00:27:13.172
،هزارتوهايي بي امان

00:27:13.387 --> 00:27:15.566
نوشته‌هايي که هيچ کس
،از آنها رمزگشايي نخواهد کرد

00:27:16.685 --> 00:27:18.648
.چهره‌هايي در حال واپاشي

00:27:36.043 --> 00:27:37.872
،در جزيره سن لويي غوطه‌ور مي شوي

00:27:38.230 --> 00:27:39.425
،خيابان ووژيرار را پيش مي گيري

00:27:39.779 --> 00:27:42.992
،مي روي نزديک ايستگاه پرر
.نزديک قصر لاندون

00:27:43.691 --> 00:27:45.063
،به آرامي راه مي روي

00:27:45.197 --> 00:27:46.596
،مسيري که آمدي را بر مي گردي

00:27:46.811 --> 00:27:48.210
.خود را به ويترين‌ها مي کشي

00:27:49.567 --> 00:27:51.826
مي روي و بر لبه‌‌ي پل لوئي-فيليپ مي نشيني

00:27:52.069 --> 00:27:56.400
و به شکل‌گيري و واپاشي گردابي کوچک
.در زير تاق‌ها نگاه مي کني

00:27:57.449 --> 00:27:59.278
،لنج‌ها دور مي شوند

00:27:59.682 --> 00:28:02.617
.بازي امواج آب با ستون‌ها را مختل مي کنند

00:28:03.693 --> 00:28:05.576
ماهيگيراني که بي حرکت نشسته‌اند

00:28:05.845 --> 00:28:08.589
.به گردش مداوم شناور قلابشان نگاه مي کنند

00:28:13.883 --> 00:28:20.138
دور ميدان‌ها مي چرخي و از کنارت کودکاني مي گذرند
.که يک خط کش فلزي را روي نرده‌ها مي کشند

00:28:28.357 --> 00:28:32.484
مي نشيني روي نيمکتي با پايه‌هاي چدني
.که به شکل پنجه‌هاي شير تراش خورده‌اند

00:28:32.867 --> 00:28:37.034
نگهبان پير و معلول براي گذراندن زمان
.با دايه‌هاي جوان گپ مي زند

00:28:37.143 --> 00:28:43.875
با نوک کفشت بر اندک شن روي زمين، چند دايره
.يا مربع يا حروف اول نامت را مي کشي

00:28:54.973 --> 00:28:57.123
.در اطرافِ ورودي گورستانِ زيرزميني قدم مي زني

00:28:57.502 --> 00:28:59.771
.مي روي زير برج ايفل صاف مي ايستي

00:29:00.108 --> 00:29:02.167
.به بالاي چند بناي يادبود مي روي

00:29:02.546 --> 00:29:06.581
،از تمام پل‌ها مي گذري، از تمام خاکريزها عبور مي کني
،از تمام موزه‌ها بازديد مي کني

00:29:07.052 --> 00:29:10.036
.از قصر اکتشافات، از آکواريوم تروکدرو

00:29:10.456 --> 00:29:14.239
،مي روي به پارک گل باگاتل
،شب به خيابان کافه‌ها، اول صبح به خيابان بازارها

00:29:14.450 --> 00:29:16.888
،ساعات شلوغي به ايستگاه سن لازار

00:29:17.182 --> 00:29:19.956
.ظهر پانزدهم اوت به ديدار هواپيماهاي کنکورد

00:29:31.850 --> 00:29:38.029
در باغ لوکزامبورگ، بازنشسته‌ها را نگاه مي کني
.که مشغول بازي‌هاي مختلف با ورق هستند

00:29:39.206 --> 00:29:43.536
،بر روي يک نيمکت که با تو فاصله‌اي ندارد
،پيرمردي موميايي

00:29:43.704 --> 00:29:46.646
،بي حرکت، پاهايش جفتِ هم

00:29:47.193 --> 00:29:50.786
چانه‌اش بر روي دسته عصايي که
،آنرا دو دستي چسبيده

00:29:51.375 --> 00:29:53.897
ساعت هاست که به روبرو

00:29:54.191 --> 00:29:56.251
.ماتش برده است

00:29:56.797 --> 00:29:58.394
.تحسينش مي کني

00:29:58.731 --> 00:30:02.051
.دنبال رازش مي گردي؛ نقطه ضعفش

00:30:02.693 --> 00:30:04.226
.اما او آسيب‌ناپذير به نظر مي رسد

00:30:05.052 --> 00:30:06.800
،حتي آب از دهانش سرازير نمي شود

00:30:07.213 --> 00:30:08.779
.لب‌هايش را تکان نمي دهد

00:30:09.244 --> 00:30:10.570
.به ندرت پلک مي زند

00:30:12.214 --> 00:30:15.020
:خورشيد به دورش مي گردد

00:30:16.312 --> 00:30:20.426
شايد حواسش تنها
.به دنبال کردن سايه‌اش است

00:30:21.159 --> 00:30:24.430
حتماً از مدت‌ها پيش
.نقاطي را نشان کرده

00:30:25.515 --> 00:30:27.150
،ديوانگيش، اگر ديوانه باشد

00:30:27.434 --> 00:30:30.155
شايد اين است که خود را
.يک ساعتِ آفتابي مي پندارد

00:30:34.366 --> 00:30:35.788
تو دوست داري شبيه او باشي

00:30:36.160 --> 00:30:40.412
اما بدون شک چون در هنرِ پير بودن
پختگي لازم را نداري

00:30:40.845 --> 00:30:42.701
.خيلي زود بي قرار مي شوي

00:30:43.565 --> 00:30:46.330
پاهايت بي اختيار
،شروع به تکان دادن شن‌ها مي کنند

00:30:46.567 --> 00:30:47.911
،نگاهت سرگردان است

00:30:48.503 --> 00:30:52.256
انگشتانت را بي وقفه روي هم مي گذاري
.و از روي هم بر مي داري

00:30:52.572 --> 00:30:57.075
.باز هم راه مي روي؛ بي هدف
.گم مي شوي، به دور خودت مي گردي

00:30:57.589 --> 00:30:59.880
گاهي مقاصد مسخره‌اي را
:در نظر مي گيري

00:31:00.310 --> 00:31:01.495
،دومنيل

00:31:01.614 --> 00:31:02.839
،کلينيانکور

00:31:03.036 --> 00:31:04.774
،بولوار گوويون سن سير

00:31:05.169 --> 00:31:07.381
.موزه پستخانه

00:31:14.137 --> 00:31:17.257
وارد کتاب‌فروشي‌ها مي شوي
.و کتاب‌ها را بي آنکه بخواني ورق مي زني

00:31:18.691 --> 00:31:20.615
.به اداره پست خيابان پيراميد مي روي

00:31:22.153 --> 00:31:24.202
.بورس دانشجوييت را دريافت مي کني

00:31:25.329 --> 00:31:27.720
،وارد نمايشگاه‌هاي نقاشي مي شوي
،مقابل هر تابلو مي ايستي

00:31:27.955 --> 00:31:30.561
،سرت را به سمت راست خم مي کني
،چشمانت را تنگ مي کني

00:31:31.175 --> 00:31:34.296
.عقب و جلو مي روي تا بهتر ببيني

00:31:34.697 --> 00:31:39.991
هنگام خروج، کتابي را با خط بد امضا مي کني
.و يک آدرس جعلي زيرش مي نويسي

00:31:41.215 --> 00:31:43.546
.در انتهاي کافه‌ مي نشيني

00:31:43.835 --> 00:31:47.003
،لوموند مي خواني؛ خط به خط
.بر حسب قاعده

00:31:47.303 --> 00:31:49.507
.اين يک تمرين خيلي خوب است

00:32:18.857 --> 00:32:22.946
پانصد تا هزار مطلب
.از جلوي چشمان موشکاف و تيزبينت عبور کرده

00:32:23.165 --> 00:32:25.886
اما حافظه‌ات به دقت
.از حفظ آنها خودداري کرده است

00:32:26.420 --> 00:32:29.605
تو با همان مقدار بي ميلي خواندي
،که شهر پنت اموسون ضعيف بود

00:32:29.880 --> 00:32:31.086
،نيويورک باثبات

00:32:31.516 --> 00:32:37.060
که بايد به تجربه‌ي قديمي‌ترين بانک رهني فرانسه
،و شبکه متخصصينش اعتماد کرد

00:32:38.153 --> 00:32:42.113
که خسارات فلوريدا در اثر توفان باربارا
،بالغ بر سه ميليارد است

00:32:43.929 --> 00:32:48.095
که ژان پل و لوکاس با افتخار
.تولد خواهر کوچکشان لوسي را اعلام مي کنند

00:32:50.631 --> 00:32:54.591
هنوز مي تواني شگفت‌زده شوي از اينکه
،برحسب يک قاعده‌ي نهايتاً بسيار ساده

00:32:54.689 --> 00:32:59.871
با ترکيب حدود سي علامت چاپي
.مي توان هر روز هزاران پيغام به وجود آورد

00:33:01.584 --> 00:33:03.513
اما تو چرا بايد آنها را با ولع بخواني؟

00:33:03.995 --> 00:33:05.596
چرا بايد از آنها رمزگشايي کني؟

00:33:07.584 --> 00:33:10.769
تنها چيزي که برايت مهم است
.گذشت زمان و تحت تاثير قرار نگرفتن است

00:33:11.010 --> 00:33:13.886
چشمانت خطوط را دنبال مي کنند؛
.به آرامي، تک به تک

00:33:43.174 --> 00:33:46.996
بي تفاوتي نسبت به دنيا
.نه جهل است نه خصومت

00:33:49.421 --> 00:33:52.348
تو خواهان از نو کشف شدنِ
تفريحات سالم دوران بي سوادي نيستي

00:33:52.382 --> 00:33:55.791
بلکه مي خواني
.ولي خوانده‌هايت را ملاک برتري نمي داني

00:33:57.626 --> 00:34:04.304
تو خواهان لخت و عور راه رفتن نيستي بلکه لباس را
.لزوماً نشانه آراستگي يا شلختگي نمي بيني

00:34:04.640 --> 00:34:08.777
تو خواهان مردن از گرسنگي نيستي
.بلکه صرفاً مي خواهي خود را سير کني

00:34:09.493 --> 00:34:10.569
،خوردن

00:34:10.725 --> 00:34:11.508
،خوابيدن

00:34:11.837 --> 00:34:13.101
،راه رفتن

00:34:13.430 --> 00:34:14.745
لباس پوشيدن

00:34:15.098 --> 00:34:18.815
بايد تنها اعمال و رفتار و بديهيات باشند

00:34:19.077 --> 00:34:21.985
.و نه گواه و مايه مباهات

00:34:24.907 --> 00:34:29.509
لباست، غذايت، خوانده‌هايت
.ديگر به جاي تو حرف نخواهند زد

00:34:30.965 --> 00:34:35.920
تو ديگر به آنها وظيفه‌ي دشوار و ناممکنِ
.معرفي کردنت را نخواهي سپرد

00:34:46.239 --> 00:34:48.115
،پيراهن و کتت را مي پوشي

00:34:49.031 --> 00:34:50.202
،روزنامه مي خواني

00:34:51.131 --> 00:34:52.726
،پينبال بازي مي کني

00:34:54.267 --> 00:34:56.736
،روزانه يکي دو بار، به ندرت بيشتر

00:34:57.081 --> 00:35:00.439
ترکيب کمابيش معين و قابل محاسبه‌اي
:از پروتئين و کربوهيدرات را هضم مي کني

00:35:00.834 --> 00:35:03.106
،در فرم يک تکه گوشت بريان گاو

00:35:03.353 --> 00:35:06.118
خلال‌هاي سيب زمينيِ
تفت داده شده در روغن داغ

00:35:06.415 --> 00:35:07.995
.و يک ليوان شراب سرخ

00:35:08.538 --> 00:35:09.970
به عبارتي يک استيک

00:35:10.118 --> 00:35:12.637
،که قطعاً تورندو نيست

00:35:13.251 --> 00:35:16.065
چيپسي که هيچ کس آنرا
،سيب‌زميني سرخ‌کرده نمي نامد

00:35:16.460 --> 00:35:19.966
شرابي با اصالت نامشخص
.اگر نگوييم مشکوک

00:35:20.460 --> 00:35:24.312
،اما معده‌ات ديگر فرقشان را نمي فهمد
.ذائقه‌ات هم همينطور

00:35:24.855 --> 00:35:27.769
:کلمات بيشتر تاب آورده‌اند

00:35:28.164 --> 00:35:31.127
مدتي زمان برد تا ديگر
،گوشت برايت سفت نباشد

00:35:31.226 --> 00:35:33.991
،سيب‌زميني چرب نباشد
.شراب ترش نباشد

00:35:34.236 --> 00:35:37.396
تا برخي صفات توهين‌آميز از جمله
غذاي عمله‌خفه‌کن

00:35:37.545 --> 00:35:40.162
.کم کم از معني خالي شوند

00:35:40.705 --> 00:35:45.051
،تا غم، فقر، کمبود، نياز

00:35:45.199 --> 00:35:49.001
شرمي که بي‌امان با اين چربي‌هايي که
،چيپس نام گرفته توام مي شوند

00:35:49.248 --> 00:35:52.754
،با اين سفتي که گوشت نام گرفته
،با اين تلخي که شراب نام گرفته

00:35:53.001 --> 00:35:54.581
.ديگر بر تو اثري نگذارند

00:35:55.668 --> 00:35:58.532
.ديگر بر تو سنگيني نکنند

00:35:59.419 --> 00:36:02.629
.هيچ تحقيري غذايت را همراهي نمي کند

00:36:02.975 --> 00:36:05.049
.شراب قرمز سر مي کشي

00:36:05.246 --> 00:36:08.505
.استيک و چيپس مي خوري

00:36:24.646 --> 00:36:26.541
برنامه‌هاي پيچيده‌اي را
،براي گردش در نظر مي گيري

00:36:26.963 --> 00:36:29.916
پر از قوانيني که تو را ملزم به عبور از
.کژراهه‌هايي طولاني مي کنند

00:36:31.312 --> 00:36:32.568
.به ديدار آثار تاريخي مي روي

00:36:33.788 --> 00:36:34.951
،کليساها را مي شماري

00:36:35.047 --> 00:36:35.810
،مجسمه‌هاي سوارکاري را

00:36:36.031 --> 00:36:37.353
،توالت‌ها را

00:36:37.441 --> 00:36:38.675
.رستوران‌هاي روسي را

00:36:39.089 --> 00:36:42.083
مي روي به ديدار پروژه‌هاي عظيم ساختماني
،در امتداد رودها و کنار بندرها

00:36:42.599 --> 00:36:44.967
خيابان‌هاي پاره پاره که
،يادآور مزارع شخم‌زده‌اند

00:36:45.225 --> 00:36:46.624
،لوله‌کشي‌ها

00:36:46.947 --> 00:36:48.991
.آپارتمان‌هاي در حال تخريب

00:36:50.945 --> 00:36:54.905
به اتاقت بر مي گردي
.و بر تختِ زيادي باريکت ميفتي

00:36:55.745 --> 00:36:57.811
به حساب ترک‌هاي سقف
.رسيدگي مي کني

00:37:06.348 --> 00:37:09.167
.اغلب، با خودت ورق بازي مي کني

00:37:10.437 --> 00:37:13.902
،بر روي تختت
.چهار رديفِ سيزده تايي ورق مي چيني

00:37:14.160 --> 00:37:15.602
.چهار آس را بر مي داري

00:37:16.054 --> 00:37:18.482
هدف از اين بازي
منظم کردن چهل هشت کارت باقيمانده

00:37:18.516 --> 00:37:21.942
با استفاده از آن چهار قسمت خالي است
.که پيش تر به آس ها تعلق داشتند

00:37:22.493 --> 00:37:24.611
اگر يکي از اين جاهاي خالي
،در ابتداي يک رديف باشد

00:37:24.803 --> 00:37:26.215
.حق داري آنجا يک «دو» قرار دهي

00:37:26.473 --> 00:37:28.333
،مثلاً اگر بعد از شش باشد

00:37:28.453 --> 00:37:30.140
مي تواني هفتِ همان خال را قرار دهي؛

00:37:30.391 --> 00:37:31.613
بعد از هفت، هشت؛

00:37:32.061 --> 00:37:33.266
بعد از هشت، نه؛

00:37:33.507 --> 00:37:35.229
.بعد از سرباز، بي بي

00:37:35.935 --> 00:37:37.467
اگر جاي بعدي
،متعلق به شاه باشد

00:37:37.561 --> 00:37:39.920
نمي تواني ورقي قرار بدهي
.و جاي خالي مي سوزد

00:37:40.454 --> 00:37:43.691
.شانس تقريباً هيچ نقشي در اين بازي ندارد

00:37:44.198 --> 00:37:48.571
از همان ابتدا قابل پيشبيني است که چهار جاي خالي
چه زماني به خانه‌هاي شاه منتهي مي شوند

00:37:48.640 --> 00:37:51.627
و اگر آنها را به ترتيب پر کني
.نتيجه‌اش باخت است

00:37:52.023 --> 00:37:53.865
اما تو فقط مي تواني
،از يک جاي خالي استفاده کني

00:37:53.900 --> 00:37:57.395
،سپس يکي ديگر، برگردي به اولي
،بروي سراغ سومي، چهارمي

00:37:57.489 --> 00:37:58.781
.و دوباره دومي

00:38:00.279 --> 00:38:02.534
.با اين وجود، به ندرت برنده مي شوي

00:38:02.801 --> 00:38:05.004
هميشه در يک نقطه
بازي گير مي کند؛

00:38:05.228 --> 00:38:08.035
جايي که نصف يا يک سوم ورق ها
چيده شده‌اند

00:38:08.113 --> 00:38:11.418
و نمي تواني جاهاي خالي را پر کني
.و هربار سر و کله يک شاه پيدا نشود

00:38:12.228 --> 00:38:14.741
،طبق قانون، دو حرکت ديگر مي تواني انجام دهي

00:38:14.931 --> 00:38:18.107
اما بازي به ندرت پيش از آن تمام مي شود
،که تمام ورق‌ها را جمع کني

00:38:18.348 --> 00:38:21.860
،دو سه بار آنها را بُر بزني
.و براي تلاشي دوباره آنها را از نو پخش کني

00:38:23.214 --> 00:38:27.760
،ورق‌ها را بُر مي زني، آنها را پخش مي کني
.چهار آس را بر مي داري، دست را نگاه مي کني

00:38:28.379 --> 00:38:29.993
،بازي را کمي تصادفي آغاز مي کني

00:38:30.101 --> 00:38:33.436
فقط حواست هست که خيلي زود
.سر و کله شاه‌ها پيدا نشود

00:38:33.813 --> 00:38:35.884
،به تدريج بازي شکل مي گيرد

00:38:36.190 --> 00:38:39.338
،محدوديت‌ها نمايان مي شوند
:امکانات به چشم مي آيند

00:38:39.660 --> 00:38:41.839
.يک ورق پيشاپيش سر جاي مناسبش است

00:38:42.166 --> 00:38:46.174
با يک حرکت مي تواني به يکباره
.پنج يا شش ورق را بچيني

00:38:46.470 --> 00:38:49.025
.يک شاه جلوي حرکتت را گرفته

00:38:49.348 --> 00:38:51.420
.تقريباً هيچوقت برنده نمي شوي

00:38:52.038 --> 00:38:55.564
،گاهي تقلب مي کني
،کمي، به ندرت

00:38:56.098 --> 00:38:57.596
.بسيار به ندرت

00:38:58.876 --> 00:39:00.753
،بردن مساله‌ات نيست

00:39:00.839 --> 00:39:02.905
چون بردن اصلاً براي تو
.معنايي ندارد

00:39:14.235 --> 00:39:15.931
،اما رفته رفته بيشتر بازي مي کني

00:39:16.507 --> 00:39:18.349
.بازي هاي طولاني تر

00:39:18.935 --> 00:39:20.329
،گاهي تمام بعدازظهر

00:39:20.543 --> 00:39:21.903
،يا به محض بيدار شدنت

00:39:22.420 --> 00:39:24.073
.يا تا خود صبح

00:39:25.028 --> 00:39:28.317
در اين بازي چيزي وجود دارد
،که تو را مسحور مي کند

00:39:28.885 --> 00:39:32.276
،شايد حتي بيشتر از بازي آب‌ها در زير پل

00:39:32.483 --> 00:39:34.331
،از هزارتوهاي سقف

00:39:35.135 --> 00:39:39.939
از شاخک‌هاي اندکي تيره که روي قرنيه‌ات
.به آرامي تاب مي خورند

00:39:40.989 --> 00:39:43.416
،بسته به مکان
،بسته به موقعيت

00:39:43.752 --> 00:39:46.834
.هر کارت جاذبه ويژه‌اي پيدا مي کند

00:39:47.023 --> 00:39:48.142
،تو دفاع مي کني

00:39:48.177 --> 00:39:49.072
،نابود مي کني

00:39:49.158 --> 00:39:50.174
،مي سازي

00:39:50.225 --> 00:39:52.652
،طرح مي ريزي
:پشت سر هم نقشه مي کشي

00:39:52.948 --> 00:39:55.817
،تمريني بي حاصل
،مخاطره‌اي که هيچ کيفري ندارد

00:39:56.137 --> 00:39:57.891
:يک نظم دادن بي ارزش

00:39:58.334 --> 00:40:00.331
چهل و هشت ورق
تو را به اتاقت مقيد مي کنند

00:40:00.504 --> 00:40:03.224
و تو کمابيش احساس شادماني مي کني
،وقتي که يک 10 بر سر جايش باشد

00:40:03.413 --> 00:40:05.514
،وقتيکه هيچ شاهي مانعت نشود

00:40:05.660 --> 00:40:09.947
و کمابيش احساس شوربختي مي کني وقتي که تمامِ
.محاسبات صبورانه‌ات به نتيجه‌اي ناخوشايند ختم شوند

00:40:11.574 --> 00:40:16.170
گويي اين استراتژي گوشه‌گير و خاموش
،تنها راه پيش رويت را شکل مي داده

00:40:16.412 --> 00:40:19.028
.دليل وجودت شده بوده

00:40:26.248 --> 00:40:27.591
.شب است

00:40:28.718 --> 00:40:30.285
،چشمانت را مي بندي

00:40:30.664 --> 00:40:31.800
.بازشان مي کني

00:40:32.484 --> 00:40:36.754
شکل‌هاي ويروسي و ميکروبي
در داخل چشم يا بر سطح قرنيه‌ات

00:40:36.805 --> 00:40:38.648
،آرام به پايين سرازير مي شوند

00:40:38.897 --> 00:40:40.016
،ناپديد مي گردند

00:40:40.206 --> 00:40:41.566
،ناگهان دوباره در مرکز پديدار مي شوند

00:40:41.686 --> 00:40:42.805
،تقريباً به همان شکل

00:40:42.874 --> 00:40:44.148
،دايره يا حباب

00:40:44.260 --> 00:40:49.287
شاخک‌هاي کوچک، رشته‌هاي مجعدي که در کنار هم
.چيزي شبيه به يک حيوان اساطيري را شکل مي دهند

00:40:49.786 --> 00:40:51.215
،ردشان را گم مي کني

00:40:51.543 --> 00:40:53.006
،باز مي يابي

00:40:53.290 --> 00:40:54.857
چشمانت را مالش مي دهي

00:40:55.132 --> 00:40:56.613
،و رشته‌ها منفجر مي شوند

00:40:57.009 --> 00:40:58.610
.انتشار پيدا مي کنند

00:40:59.679 --> 00:41:01.418
،زمان مي گذرد

00:41:02.227 --> 00:41:04.190
.خوابت مي آيد

00:41:05.602 --> 00:41:09.682
کتابي باز را در کنارت
.روي تخت قرار مي دهي

00:41:10.972 --> 00:41:12.246
،همه چيز مبهم است

00:41:12.771 --> 00:41:14.235
.تپنده است

00:41:16.146 --> 00:41:19.606
.تنفست به طرز عجيبي منظم است

00:41:41.548 --> 00:41:47.144
با گذشت ساعت‌ها و روزها و هفته‌ها و فصل‌ها
،قيد همه چيز را مي زني

00:41:47.849 --> 00:41:50.966
.از همه چيز مي بُري

00:41:51.440 --> 00:41:54.660
گاهي با احساسي کمابيش شبيه به خلسه
پي مي بري

00:41:54.763 --> 00:41:55.899
،که آزاد هستي

00:41:56.313 --> 00:41:59.773
که هيچ باري بر دوشت نيست؛
.نه از چيزي خوشحال مي شوي نه ناراحت

00:42:01.693 --> 00:42:06.290
در اين زندگي خالي از فرسودگي
،که جز اين لحظات معلق هيچ هيجاني ندارد

00:42:06.384 --> 00:42:08.278
،به يک خوشبختي تقريباً بي خلل دست مي يابي

00:42:08.450 --> 00:42:09.380
،حيرت انگيز است

00:42:09.879 --> 00:42:12.272
.گاهي سرشار است از احساسات جديد

00:42:15.905 --> 00:42:22.617
،تو در يک پرانتز پر سعادت زندگي مي کني
.در خلائي پر نويد که هيچ انتظاري از آن نداري

00:42:23.080 --> 00:42:27.941
،نامرئي هستي
.زلال، شفاف

00:42:28.250 --> 00:42:30.178
:ديگر وجود نداري

00:42:30.564 --> 00:42:32.972
،طي ساعت‌ها
،طي روزها

00:42:33.157 --> 00:42:36.305
،در گذر فصل‌ها، در جريان زمان

00:42:36.791 --> 00:42:39.568
،جان سالم به در مي بري
،بدون شادي، بدون غم

00:42:39.815 --> 00:42:41.667
.بدون آينده و بدون گذشته

00:42:41.914 --> 00:42:45.741
،همين طور: به سادگي، آشکارا

00:42:46.111 --> 00:42:49.630
مثل قطره‌ي آبي که
،درون شير آب پاگرد شکل مي گيرد

00:42:49.876 --> 00:42:52.963
مثل شش جورابي که
،در يک تشت پلاستيکي صورتي خيس مي خورند

00:42:53.420 --> 00:42:55.210
،مثل يک مگس، مثل يک جلبک

00:42:55.457 --> 00:43:00.457
،مثل يک درخت
.مثل يک موش

00:43:06.012 --> 00:43:09.407
.با گذر زمان، سردي مزاجت شدت مي گيرد

00:43:09.839 --> 00:43:12.308
چشمانت ديگر کاملاً تلالوشان را
،از دست داده‌اند

00:43:12.802 --> 00:43:16.196
.بدنت کاملاً فرو ريخته

00:43:17.061 --> 00:43:23.295
آرامشي بدون کسالت و تلخي
.بر گوشه‌ي لبانت نمايان مي شود

00:43:24.947 --> 00:43:27.662
وارد خيابان‌ها مي شوي؛
،دست نيافتني هستي

00:43:27.971 --> 00:43:30.749
،در پناه فرسودگي لباست

00:43:30.934 --> 00:43:33.526
.بي جهتيِ گام‌هايت

00:43:34.452 --> 00:43:37.415
.تمام اعمالت اکتسابي اند

00:43:37.970 --> 00:43:40.281
.تنها کلمات ضروري را به زبان مي آوري

00:43:44.401 --> 00:43:49.081
،هرگز نمي گويي: لطفاً
.سلام، مرسي، به اميد ديدار

00:43:49.513 --> 00:43:52.044
.آدرس نمي پرسي

00:43:52.748 --> 00:43:53.982
.پرسه مي زني

00:43:54.229 --> 00:43:55.834
.راه مي روي

00:43:56.822 --> 00:44:00.402
،تمام لحظات برابرند
.تمام فضاها مثل هم اند

00:44:00.957 --> 00:44:04.352
،هيچ وقت عجله نداري
.هيچ وقت گم نمي شوي

00:44:04.969 --> 00:44:07.068
.خوابت نمي آيد

00:44:07.562 --> 00:44:10.154
.گرسنه نيستي

00:44:10.957 --> 00:44:14.125
،خود را رها مي کني
:خود را به خيابان مي سپاري

00:44:18.422 --> 00:44:21.877
تنها چيزي که لازم داري جمعيتي است
،در حال بالا يا پايين رفتن از شانز اليزه

00:44:21.885 --> 00:44:26.391
هيکلي خاکستري که در فاصله چند متريت
،ناگهان به داخل خياباني خاکستري بپيچد

00:44:26.762 --> 00:44:29.601
،يا يک روشنايي يا يک نبود روشنايي

00:44:29.786 --> 00:44:31.947
،يک سروصدا يا يک نبود سروصدا

00:44:32.132 --> 00:44:34.662
،يک ديوار، يک گروه
،يک درخت

00:44:34.971 --> 00:44:37.934
،آب، يک ايوان
،نرده

00:44:38.119 --> 00:44:41.514
،پوستر‌ها، سنگ‌فرش‌ها
،يک خط عابر

00:44:41.869 --> 00:44:46.005
،يک ويترين، يک چراغ قرمز روشن
،يک تابلوي خيابان

00:44:46.314 --> 00:44:52.856
،يک خرازي، يک راه‌پله
.يک فلکه

00:44:59.152 --> 00:45:01.251
.يا راه مي روي يا راه نمي روي

00:45:01.498 --> 00:45:03.535
.يا مي خوابي يا نمي خوابي

00:45:03.782 --> 00:45:05.880
.يا لوموند مي خري يا نمي خري

00:45:06.374 --> 00:45:08.102
.يا غذا مي خوري يا نمي خوري

00:45:08.473 --> 00:45:11.806
،مي نشيني، دراز مي کشي
،ايستاده مي ماني

00:45:12.096 --> 00:45:14.565
.وارد سالن‌هاي تاريک مي شوي

00:45:14.750 --> 00:45:16.664
.سيگار روشن مي کني

00:45:17.096 --> 00:45:19.812
،از خيابان مي گذري
،از رود سن مي گذري

00:45:20.059 --> 00:45:22.960
،توقف مي کني
.دوباره راه ميفتي

00:45:23.577 --> 00:45:27.095
.يا پينبال بازي مي کني يا نمي کني

00:45:39.981 --> 00:45:42.635
بي تفاوتي نه آغاز دارد و نه پايان؛

00:45:42.759 --> 00:45:46.030
يک وضعيت پابرجاست
.که هيچ چيز آن را متزلزل نمي کند

00:45:46.771 --> 00:45:49.795
:تنها برايت واکنش‌هاي غريزي باقي مانده‌اند

00:45:50.104 --> 00:45:52.696
وقتي چراغ قرمز است
،از خيابان عبور نمي کني

00:45:53.190 --> 00:45:56.091
براي روشن کردن سيگار
،از باد پناه مي گيري

00:45:56.690 --> 00:45:59.221
در صبح‌هاي زمستان
،خود را بهتر مي پوشاني

00:45:59.962 --> 00:46:06.319
گرمکن، جوراب، شرت و زيرپوشت را
.حدوداً يک بار در هفته عوض مي کني

00:46:19.390 --> 00:46:23.711
،بي تفاوتيْ زبان را تجزيه مي کند
.نشانه‌ها را مغشوش مي کند

00:46:24.020 --> 00:46:29.112
،تو صبوري و انتظار نمي کشي
،آزادي و انتخاب نمي کني

00:46:29.498 --> 00:46:33.201
وقت داري و هيچ چيز
.اشتياقت را بر نمي انگيزد

00:46:33.510 --> 00:46:38.371
،مي شنوي بي آنکه هرگز گوش کني
:مي بيني بي آنکه هرگز نگاه کني

00:46:38.679 --> 00:46:42.383
،شکاف‌هاي سقف
،تخته‌هاي پارکت

00:46:42.460 --> 00:46:46.395
،چينش کاشي ها
،چروک دور چشمانت

00:46:46.781 --> 00:46:50.098
،درخت‌ها، آب، سنگ‌ها

00:46:50.561 --> 00:46:56.965
،ماشين‌‌هايي که مي گذرند
.ابرهايي که در آسمان ابرهاي بزرگتر را شکل مي دهند

00:47:02.126 --> 00:47:05.212
.اکنون تو در بي کرانگي زندگي مي کني

00:47:05.662 --> 00:47:08.190
،تمام روزها از سکوت و سروصدا به وجود مي آيند

00:47:08.475 --> 00:47:10.055
،از روشنايي و سياهي

00:47:10.245 --> 00:47:14.037
،از لايه‌هاي مختلف، از انتظارات
.از به لرزه افتادن ها

00:47:14.290 --> 00:47:16.628
،سر مي خوري
:خود را به جريان مي سپاري

00:47:17.025 --> 00:47:20.249
،جست‌وجوي خلاء
،فرار از آن

00:47:20.502 --> 00:47:23.314
،قدم زدن، توقف کردن

00:47:23.757 --> 00:47:26.143
،نشستن
،پشت ميز قرار گرفتن

00:47:26.479 --> 00:47:29.595
.تکيه دادن، لم دادن

00:47:30.422 --> 00:47:32.247
:اعمال خودبه‌خودي

00:47:32.488 --> 00:47:36.224
،بيدار شدن، صورت شستن
.اصلاح کردن، لباس پوشيدن

00:47:36.680 --> 00:47:38.195
:چوب‌پنبه‌اي بر روي آب

00:47:38.453 --> 00:47:39.882
،خود را به جريان سپردن

00:47:39.951 --> 00:47:42.826
،به دنبال جمعيت رفتن
:ول گشتن

00:47:43.455 --> 00:47:45.262
،تابستان در سکوت سنگين

00:47:45.469 --> 00:47:47.191
،کرکره‌هاي پايين
،خيابان‌هاي متروک

00:47:47.475 --> 00:47:48.904
،آسفالت چسبناک

00:47:49.093 --> 00:47:51.589
،سبزي رو به سياهي برگ‌هاي ساکن

00:47:52.158 --> 00:47:54.826
،زمستان در نور سرد ويترين‌ها

00:47:55.110 --> 00:47:58.364
،تيرهاي چراغ برق
،بخارِ روي در کافه‌ها

00:47:58.674 --> 00:48:00.671
.شاخه‌هاي سياه‌رنگ درختان مرده

00:48:02.379 --> 00:48:04.209
.زندگيت خالي از هيجان است

00:48:04.502 --> 00:48:05.672
.در امنيت به سر مي بري

00:48:06.040 --> 00:48:10.085
،مي خوابي، غذا مي خوري
،راه مي روي، به زندگي ادامه مي دهي

00:48:10.433 --> 00:48:15.553
همچون موشي آزمايشگاهي که توسط
.دانشمندي بي اعتنا در يک هزارتو رها شده

00:48:20.333 --> 00:48:22.008
،نه سلسله‌مراتبي در کار است

00:48:22.324 --> 00:48:23.746
.نه ترجيحي

00:48:24.680 --> 00:48:30.243
بي تفاوتيت يکنواخت است: مردي خاکستري
.که برايش رنگ خاکستري اصلاً ملال‌انگيز نيست

00:48:30.812 --> 00:48:33.940
.بي اعتنا نيستي، بلکه بي طرفي

00:48:34.098 --> 00:48:36.943
آب مجذوبت مي کند، همانطور که سنگ؛

00:48:37.307 --> 00:48:39.330
تاريکي، همانطور که روشنايي؛

00:48:39.520 --> 00:48:41.353
گرما، همانطور که سرما؛

00:48:41.921 --> 00:48:43.849
تنها گام‌هايت وجود دارند

00:48:44.039 --> 00:48:46.283
و نگاهت که خيره مي شود
،و مي گذرد

00:48:46.472 --> 00:48:50.707
،بي اعتنا به زيبايي، زشتي
،چيزهاي آشنا، چيزهاي غافلگير کننده

00:48:51.104 --> 00:48:56.160
هميشه فقط ترکيب اشکال و نورها را به خاطر مي سپاري
،که شکل مي گيرند و از هم مي پاشند؛ بي امان

00:48:56.350 --> 00:48:58.214
،همه‌جا، در چشمان تو

00:48:58.499 --> 00:49:02.197
،بر روي سقف، زير پايت
،در آسمان

00:49:02.341 --> 00:49:04.869
،در آينه‌ي ترک‌خورده‌ات
،در آب

00:49:05.059 --> 00:49:07.714
.در سنگ، در جمعيت‌ها

00:49:07.840 --> 00:49:09.799
،ميادين، خيابان‌ها

00:49:10.052 --> 00:49:13.529
،پارک‌ها و بولوارها
،درخت‌ها و نرده‌ها

00:49:13.750 --> 00:49:17.005
،مردها و زن‌ها
،بچه‌ها و سگ‌ها

00:49:17.464 --> 00:49:19.866
،ازدحامات، صف‌ها

00:49:20.228 --> 00:49:21.587
،خودروها و ويترين ها

00:49:22.273 --> 00:49:24.435
،ساختمان‌ها، سردرها

00:49:25.134 --> 00:49:27.218
،ستون‌ها، سرستون‌ها

00:49:27.862 --> 00:49:30.588
،پياده‌روها، جوي‌ها

00:49:30.944 --> 00:49:33.758
سنگ‌فرش‌هاي ماسه‌سنگي
،که زير نم باران برق مي زنند

00:49:34.302 --> 00:49:37.896
،سکوت، هياهو
،ازدحام ايستگاه‌ها

00:49:38.213 --> 00:49:40.425
،مغازه‌ها، بولوارها

00:49:40.701 --> 00:49:43.901
،خيابان‌هاي شلوغ، سکوهاي شلوغ

00:49:44.448 --> 00:49:46.661
،خيابان‌هاي متروک در يکشنبه‌هاي ماه اوت

00:49:46.937 --> 00:49:48.952
،صبح‌ها، عصرها

00:49:49.110 --> 00:49:52.744
.شب‌ها، سحرگاه‌ها و گرگ‌وميش‌ها

00:49:53.771 --> 00:49:56.181
،اکنون تو ارباب بي نام دنيايي

00:49:56.497 --> 00:49:58.947
همان که تاريخ ديگر بر رويش
،تسلطي ندارد

00:49:59.223 --> 00:50:02.897
،همان که ديگر بارش باران را حس نمي کند
.که ديگر متوجه نزديک شدن شب نمي شود

00:50:04.240 --> 00:50:06.848
:تنها چيزي که مي شناسي حقيقت خودت است

00:50:07.450 --> 00:50:11.084
،زندگيت که ادامه مي يابد
.نفس‌هايت، گام‌هايت

00:50:11.282 --> 00:50:15.707
،مي بيني آدم‌ها مي روند و مي آيند
.جمعيت‌ها و چيزها شکل مي گيرند و از هم مي پاشند

00:50:16.821 --> 00:50:20.732
از ويترين کوچکِ يک خرازي
چوب‌پرده‌اي را مي بيني

00:50:20.930 --> 00:50:23.616
و چشمانت ناگهان
.بر آن خيره مي شوند

00:50:24.485 --> 00:50:26.895
.به راهت ادامه مي دهي

00:50:27.053 --> 00:50:33.967
،تو دست نيافتني هستي: مثل يک درخت
.مثل يک جلبک، مثل يک موش

00:53:40.339 --> 00:53:45.355
اما موش‌ها براي به خواب رفتن
.ساعت‌ها تقلا نمي کنند

00:53:46.744 --> 00:53:52.685
اما موش‌ها يک‌باره وحشت‌زده و خيس عرق
.از خواب نمي پرند

00:53:54.768 --> 00:54:00.169
اما موش ها رويا نمي بينند
و تو بر عليه روياهايت چه مي تواني بکني؟

00:54:01.993 --> 00:54:03.999
،اما موش ها ناخن‌هايشان را نمي جوند

00:54:04.231 --> 00:54:06.731
خصوصاً به طور منظم
،براي چندين ساعت

00:54:06.997 --> 00:54:10.238
تا آنکه تنها يک زخمِ گسترش يافته
.به جاي پنجه‌شان باقي بماند

00:54:11.252 --> 00:54:16.653
تو نصف ناخن‌هايت را با دندان مي کني
.و گوشت زيرشان را زخمي مي کني

00:54:17.039 --> 00:54:22.363
پوست دور ناخن‌هايت را تا رسيدن به استخوان مي جوي؛
،آن قدر که خون از بند بالايي انگشتانت سرازير شود

00:54:22.826 --> 00:54:25.758
آن قدر که انگشتانت به حدي درد بگيرند
که براي ساعت ها

00:54:26.144 --> 00:54:29.770
هر تماسي غير قابل تحمل شود
چنان که نتواني چيزي را در دست بگيري

00:54:29.925 --> 00:54:32.471
و مجبور شوي دستانت را
.به داخل آب جوش فرو ببري

00:54:32.910 --> 00:54:38.046
اما آن موش‌هايي که تو مي شناسي
.پينبال بازي نمي کنند

00:54:38.569 --> 00:54:42.135
تو خود را به دستگاه‌ها مي چسباني؛
،چندين ساعت، چندين شب

00:54:42.170 --> 00:54:44.664
.خشم‌آلود، تب‌آلود

00:54:45.774 --> 00:54:48.374
،به هن و هن مي افتي
،آويزان مي شوي به دستگاه

00:54:48.632 --> 00:54:51.920
و با ضربات محکم کمرت
.جهش توپ فولادي را همراهي مي کني

00:54:52.652 --> 00:54:54.288
،مي روي به جنگ فنرها

00:54:54.408 --> 00:54:57.869
،نورها، شماره‌ها، راه‌ها

00:54:58.979 --> 00:55:02.939
،زن‌هاي مصوري که چشمانشان برق مي زند
.که بادبزن‌هايشان پايين مي آيد

00:55:03.645 --> 00:55:05.952
.با دستگاه نمي تواني بجنگي

00:55:06.528 --> 00:55:08.543
.مي تواني بازي کني يا بازي نکني

00:55:09.369 --> 00:55:11.074
.نمي تواني وارد گفتگو شوي

00:55:12.167 --> 00:55:14.577
.نمي تواني دستگاه را به حرف زدن واداري

00:55:15.667 --> 00:55:16.754
،بيهوده خود را به آن مي چسباني

00:55:17.024 --> 00:55:18.887
،جلويش نفس نفس مي زني

00:55:18.973 --> 00:55:21.435
دستگاه هيچ احساسي
،به ابراز دوستي تو ندارد

00:55:22.003 --> 00:55:23.673
،به عشقي که در جستجويش هستي

00:55:23.948 --> 00:55:26.079
.به ميلي که تو را به درد مي آورد

00:55:33.248 --> 00:55:34.866
،در خيابان ها پرسه مي زني

00:55:34.952 --> 00:55:36.639
وارد يک سينما مي شوي؛

00:55:37.362 --> 00:55:38.723
،در خيابان ها پرسه مي زني

00:55:38.964 --> 00:55:40.203
وارد يک کافه مي شوي؛

00:55:41.081 --> 00:55:42.493
،در خيابان ها پرسه مي زني

00:55:42.631 --> 00:55:43.922
به قطارها نگاه مي کني؛

00:55:44.767 --> 00:55:46.454
،در خيابان ها پرسه مي زني

00:55:46.712 --> 00:55:50.948
وارد يک سينما مي شوي و فيلمي را مي بيني
،که شبيه آن يکي است که به تازگي ديده‌اي

00:55:51.499 --> 00:55:52.523
،بيرون مي روي

00:55:52.902 --> 00:55:54.985
.در خيابان‌هاي بسيار پرنور پرسه مي زني

00:55:55.708 --> 00:55:58.325
،به اتاقت بر مي گردي
،لباست را در مي آوري

00:55:58.524 --> 00:56:00.745
،لاي ملافه‌ها مي لغزي
،چراغ را خاموش مي کني

00:56:00.951 --> 00:56:02.725
.چشمانت را مي بندي

00:56:03.921 --> 00:56:08.070
اکنون وقت آن رسيده که زن‌هاي روياهايت
،به سرعت برهنه شده و گرد تو جمع شوند

00:56:08.621 --> 00:56:11.428
وقت آن رسيده که باز هم
،کتاب‌هايي را که صد بار خوانده‌اي از نو بخواني

00:56:11.712 --> 00:56:15.224
که صدبار از اين دنده به آن دنده شوي
.بي آنکه خوابت ببرد

00:56:16.154 --> 00:56:19.270
وقت آن رسيده که چشمان بازت
،به تاريکي خيره بمانند

00:56:19.502 --> 00:56:22.911
دستت در جستجوي زيرسيگاري
،کورمال کورمال به سمت پايه‌ي تخت حرکت کند

00:56:23.083 --> 00:56:26.079
،در جستجوي کبريت
.آخرين سيگار

00:56:26.414 --> 00:56:29.720
.تو به آرامي وسعت بدبختيت را اندازه مي گيري

00:56:37.077 --> 00:56:39.835
،اکنون شب‌ها از خواب بيدار مي شوي

00:56:40.426 --> 00:56:42.275
،در خيابان‌ها پرسه مي زني

00:56:42.511 --> 00:56:46.983
مي روي و بر روي چهارپايه‌هاي بار مي نشيني
و براي ساعت‌ها تا آخر وقت

00:56:47.521 --> 00:56:49.034
همان جا مي ماني؛

00:56:49.371 --> 00:56:54.415
،با يک آبجو يا قهوه سياه
.يا يک ليوان شراب سرخ

00:56:56.513 --> 00:56:58.934
.تو تنها و سرگرداني

00:57:00.178 --> 00:57:03.574
،در خيابان هاي متروک قدم مي زني
،از کنار درختان رشد نيافته عبور مي کني

00:57:03.776 --> 00:57:06.769
،از کنار سردرهاي رنگ رفته
.ايوان‌هاي سياه رنگ

00:57:07.136 --> 00:57:10.868
.وارد زشتي بي اندازه‌ي محله باتينيول و پانتن مي شوي

00:57:11.171 --> 00:57:14.197
تنها با آبشارهاي والاس مواجه مي شوي
،که مدت هاست خشک شده‌اند

00:57:14.500 --> 00:57:17.459
،با کليساهاي بدساخت
،محوطه‌هاي ساختماني مخروبه

00:57:17.694 --> 00:57:19.443
.ديوارهاي رنگ و رو رفته

00:57:19.943 --> 00:57:21.995
پارک‌هايي که نرده‌هايشان
،تو را زنداني مي کند

00:57:22.331 --> 00:57:24.449
،مرداب‌هاي متعفن کنار دريچه‌هاي فاضلاب

00:57:24.584 --> 00:57:26.770
.درهاي غول‌آساي کارخانه‌ها

00:57:27.274 --> 00:57:33.192
در زير پياده‌روهاي فلزي محله اروپا
.لوکومتيوهاي بخاري ابر سفيد دودشان را پمپاژ مي کنند

00:57:33.394 --> 00:57:35.681
،در بولوار بابرس يا ميدان کليشي

00:57:35.998 --> 00:57:39.293
جماعت بي صبر چشمانشان را
.رو به آسمان بلند مي کنند

00:57:53.497 --> 00:57:56.422
،بدبختي از آسمان بر سرت نيامد

00:57:57.566 --> 00:58:00.595
.خود را با ملايمت در دلت جا کرد

00:58:01.330 --> 00:58:06.462
،زندگيت را به دقت آغشته کرد
.حرکاتت را، ساعاتت را، اتاقت را

00:58:06.841 --> 00:58:09.154
،ترک‌هاي سقف را از آنِ خود کرد

00:58:09.365 --> 00:58:13.782
،چروک‌هاي چهره‌ات بر روي آينه‌ي ترک‌خورده را
.دسته‌ي ورق‌ها را

00:58:14.749 --> 00:58:18.535
همراه با قطره‌ي آب از شير پاگرد
،جاري شد

00:58:19.124 --> 00:58:23.289
همنوا با صداي ناقوس کليساي سن روک
.هر يک ربع يک بار طنين انداز شد

00:58:24.411 --> 00:58:28.239
،دامش آن احساس کمابيش شور انگيز بود

00:58:28.575 --> 00:58:30.174
،آن تکبر

00:58:30.847 --> 00:58:34.380
آن نوع از شعف؛

00:58:34.801 --> 00:58:38.419
تو گمان مي کردي تنها به شهر نياز داري؛
،به سنگ‌هايش و خيابان‌هايش

00:58:38.797 --> 00:58:41.532
،به جمعيتي که تو را با خود مي برد

00:58:41.929 --> 00:58:45.968
فکر مي کردي تنها به يک صندلي رديف اول
.در يک سينماي محلي نياز داري

00:58:46.851 --> 00:58:49.333
،فکر مي کردي تنها به اتاقت نياز داري

00:58:49.627 --> 00:58:55.769
.به لانه‌ات، قفست، نقبت

00:58:56.883 --> 00:59:01.510
يک بار ديگر آن پنجاه و دو ورق را
.روي تخت باريکت پخش مي کني

00:59:03.529 --> 00:59:07.441
.توانايي‌هايت را از دست داده‌اي

00:59:08.933 --> 00:59:14.275
،دام: آن توهم خطرناکِ غلبه ناپذير بودن

00:59:14.822 --> 00:59:20.543
،هيچ حاصلي براي دنيا نداشتن
،مخفيانه فرار کردن، دست نيافتني بودن

00:59:21.202 --> 00:59:24.862
،تنها دو چشم که به مقابل مي نگرند
،همه چيز را مي بينند

00:59:25.241 --> 00:59:27.218
.هيچ چيز را به خاطر نمي سپارند

00:59:28.143 --> 00:59:33.149
،مرد بي حافظه
.بي هراس

00:59:36.566 --> 00:59:38.711
،اما نه راه خروجي وجود دارد

00:59:39.216 --> 00:59:40.730
،نه معجزه‌اي

00:59:41.151 --> 00:59:42.960
.هيچ حقيقتي وجود ندارد

00:59:43.423 --> 00:59:46.620
نشسته‌اي بر فراز رود سن
.و پاهايت در هوا آويزان اند

00:59:47.024 --> 00:59:49.471
.از بيخ ديوارهاي کثيفِ خيابان‌هاي تاريک مي گذري

00:59:50.089 --> 00:59:53.833
چهار آسِ پنجاه و دو ورقت را
.بيرون مي کشي

00:59:54.800 --> 00:59:58.250
تا به حال چند بار
اين ژست معلول‌وار را به خود گرفته‌اي؟

00:59:58.586 --> 01:00:01.237
چند بار همان مسيري را پيش گرفته‌اي
که به هيچ کجا منتهي نمي شود؟

01:00:03.780 --> 01:00:06.346
،هيچ پناهي نداري جز اتاق مفلسانه‌ات

01:00:06.707 --> 01:00:08.446
،بردباري ابلهانه‌ات

01:00:08.674 --> 01:00:11.963
هزار و يک راه فرعي که هربار
.تو را به نقطه شروعت هدايت مي کنند

01:00:12.479 --> 01:00:14.167
،از پارک‌ها به موزه‌ها

01:00:14.425 --> 01:00:15.785
،از کافه‌ها به سينماها

01:00:16.104 --> 01:00:17.499
،از خاکريزها به باغ‌ها

01:00:17.843 --> 01:00:19.806
،سالن انتظار ايستگاه‌ها

01:00:19.892 --> 01:00:21.441
،لابي گراند هتل ها

01:00:21.760 --> 01:00:22.810
،فروشگاه‌ها

01:00:23.017 --> 01:00:24.153
،کتابفروشي‌ها

01:00:24.377 --> 01:00:25.737
.راهروهاي مترو

01:00:26.434 --> 01:00:28.156
،درخت‌ها، سنگ‌ها

01:00:28.345 --> 01:00:29.791
،آب، ابرها

01:00:30.015 --> 01:00:31.788
،شن، خشت

01:00:31.978 --> 01:00:32.959
،نور

01:00:33.235 --> 01:00:33.975
،باد

01:00:34.130 --> 01:00:35.335
.باران

01:00:36.084 --> 01:00:38.202
:تنها انزوايت اهميت دارد

01:00:38.563 --> 01:00:40.750
،هر کار که بکني
،هر جا که بروي

01:00:40.810 --> 01:00:42.876
،هر چيزي که ببيني بي اهميت است

01:00:43.014 --> 01:00:44.735
،هر کاري که مي کني بيهوده است

01:00:45.028 --> 01:00:46.681
.هر چيزي که به دنبالش مي گردي کاذب است

01:00:47.102 --> 01:00:51.372
تنها چيزي که وجود دارد انزواست
.که هربار دير يا زود با آن مواجه مي شوي

01:00:55.430 --> 01:00:58.873
تو به حرف زدن پايان دادي
.و تنها سکوت به تو پاسخ داد

01:01:00.509 --> 01:01:01.409
،اما آن کلمات

01:01:01.870 --> 01:01:05.966
آن هزاران، آن ميليون ها کلمه‌اي که
،در گلويت خشکيدند

01:01:06.403 --> 01:01:08.658
،کلمات بي حاصل
،فريادهاي شادي

01:01:08.908 --> 01:01:11.353
،کلمات عاشقانه
،خنده‌هاي ابلهانه

01:01:11.611 --> 01:01:13.815
پس تو کي آنها را باز مي يابي؟

01:01:14.934 --> 01:01:17.573
تو اکنون در وحشتِ سکوت
.زندگي مي کني

01:01:18.933 --> 01:01:21.516
اما مگر خودت از همه ساکت‌تر نيستي؟

01:01:35.888 --> 01:01:37.782
:هيولاها وارد زندگيت شده‌اند

01:01:38.023 --> 01:01:40.743
،موش‌ها، همنوعانت
.برادرانت

01:01:41.070 --> 01:01:44.256
.ده‌ها، صدها، هزاران هيولا

01:01:44.359 --> 01:01:47.498
،تو آنها را تشخيص مي دهي
.از طريق نشانه‌هايي نامحسوس آنها را شناسايي مي کني

01:01:47.618 --> 01:01:49.099
،از دزدکي رفتن‌شان

01:01:49.323 --> 01:01:50.579
،از سکوت‌شان

01:01:50.665 --> 01:01:55.370
از نگاه‌هاي پنهان و مردد و هراسانشان
.که با نگاه تو به سوي ديگري بر مي گردند

01:01:56.971 --> 01:02:01.733
،پشت پنجره اتاق‌هاي زيرشيرواني نکبت‌بارشان
.در نيمه‌هاي شب هم هنوز نوري به چشم مي خورد

01:02:02.503 --> 01:02:04.672
.صداي پايشان در شب طنين مي اندازد

01:02:10.102 --> 01:02:11.703
،اما اين چهره‌هاي بي سن

01:02:11.944 --> 01:02:13.855
،اين بدن‌هاي شکننده يا شل

01:02:14.010 --> 01:02:17.712
اين قوزي‌هاي خاکستري رنگ را
.تو مي تواني هر لحظه در کنارت حس کني

01:02:18.087 --> 01:02:20.842
،تو سايه آنها را دنبال مي کني
،تو سايه آنها هستي

01:02:20.928 --> 01:02:22.672
،مرتب به کمينگاه و دخمه آنها مي روي

01:02:22.930 --> 01:02:24.790
،تو هم همان پناهگاه را داري
:همان مامن

01:02:24.859 --> 01:02:26.942
سينماهاي محلي که
،بوي گند ماده ضدعفوني‌کننده مي دهند

01:02:27.011 --> 01:02:31.212
،پارک‌ها، موزه‌ها، کافه‌ها
.ايستگاه‌ها، متروها، بازارها

01:02:31.665 --> 01:02:33.954
نااميدها مانند تو روي نيمکت‌ها مي نشينند

01:02:34.201 --> 01:02:37.954
و مدام همان دايره‌ي ناقص را
با پايشان روي شن رسم مي کنند؛

01:02:38.591 --> 01:02:41.139
خوانندگان روزنامه‌هايي که
.در سطل زباله پيدا شده‌اند

01:02:42.360 --> 01:02:46.389
آنها هم همان گردش‌هاي تو را دارند؛
.همانقدر پوچ و همان قدر کند

01:02:46.888 --> 01:02:49.781
،مانند تو در مقابل نقشه‌ي مترو درنگ مي کنند

01:02:50.164 --> 01:02:53.126
کنار رودها مي نشينند
.و کلوچه‌هايشان را مي خورند

01:02:54.262 --> 01:02:55.071
،طردشده‌ها

01:02:55.886 --> 01:02:56.764
،نفي‌شده‌ها

01:02:57.022 --> 01:02:58.089
.تبعيدي‌ها

01:02:58.898 --> 01:03:02.807
،از بيخ ديوارها راه مي روند
.سرهايشان پايين، شانه‌هايشان افتاده

01:03:03.001 --> 01:03:05.308
،سنگ‌هاي سردرها را با عصبانيت چنگ مي زنند

01:03:05.497 --> 01:03:08.670
،با ظاهر وامانده‌ي ارتش شکست‌خورده‌
.‌به خاک افتاده‌ها

01:03:09.032 --> 01:03:12.888
،تو دنبالشان مي کني، زيرنظرشان مي گيري
:از آنها متنفري

01:03:13.146 --> 01:03:15.544
،هيولاهاي کمين کرده در اتاق‌هاي زيرشيرواني

01:03:15.992 --> 01:03:18.540
هيولاهاي دمپايي‌پوش که
،از کنار مغازه‌ها لخ‌لخ‌ راه مي روند

01:03:18.884 --> 01:03:20.572
،هيولاهايي با چشمان لوچ

01:03:20.847 --> 01:03:22.758
،هيولاهايي با اعمال مکانيکي

01:03:23.148 --> 01:03:24.818
.هيولاهاي وراج

01:03:24.939 --> 01:03:29.053
،با آنها شانه‌به‌شانه مي شوي، همراهيشان مي کني
:راهت را از ميانشان باز مي کني

01:03:29.570 --> 01:03:32.548
،خوابگردها، جانورصفت‌ها، پيرها

01:03:32.812 --> 01:03:35.236
،ابلهاني با کلاه‌هايي تا زير چشمشان

01:03:35.257 --> 01:03:36.244
،الکلي‌ها

01:03:36.312 --> 01:03:39.325
پيرهاي خرفتي که سعي دارند
،گرفتگي عضلات صورتشان را کنترل کنند

01:03:39.497 --> 01:03:41.391
،دهاتي‌هاي گمشده در شهر

01:03:41.512 --> 01:03:44.129
.بيوه‌ها، دغلبازها، کهنسال‌ها

01:03:44.960 --> 01:03:46.493
،آنها نزد تو آمدند

01:03:46.800 --> 01:03:48.585
.بازوي تو را گرفتند

01:03:48.750 --> 01:03:52.566
گويي چون تو منزوي بودي، منزوي‌ها را مي ديدي
.که از آسمان بر سرت مي آيند

01:03:52.731 --> 01:03:56.602
گويي تنهايان مي توانستند پشت يک پيشخوان
.هنگام سر کشيدن شراب با هم مواجه شوند

01:03:56.943 --> 01:03:58.299
،آنها که هرگز حرف نمي زنند

01:03:58.643 --> 01:03:59.965
،آنها که فقط با خودشان حرف مي زنند

01:04:00.483 --> 01:04:02.786
،پيرمردهاي ديوانه، پيرزن‌هاي الکلي

01:04:02.899 --> 01:04:04.343
.تبعيدي ها

01:04:05.172 --> 01:04:07.834
،آنها به انتهاي کتت آويزان مي شوند

01:04:07.922 --> 01:04:09.630
نفسشان را در مقابل صورت تو
.بيرون مي دهند

01:04:09.754 --> 01:04:13.192
با لبخند خوش‌مشربانه‌شان
،آرام آرام به تو نزديک مي گردند

01:04:13.316 --> 01:04:15.696
،با اعلاميه‌هاشان، با پرچم‌هاشان

01:04:15.964 --> 01:04:18.311
،مبارزان بدبخت نهضت‌هاي ابلهانه

01:04:18.656 --> 01:04:20.926
ترانه‌سراهاي غمگين
،که براي رفقايشان اعانه جمع مي کنند

01:04:21.083 --> 01:04:25.259
،يتيمان کتک‌خورده که روميزي مي فروشند
،بيوه‌هاي نزار که از حيوانات خانگي حمايت مي کنند

01:04:25.841 --> 01:04:28.122
،همه آنهايي که به تو نزديک مي شوند
،وقتت را مي گيرند

01:04:28.423 --> 01:04:31.805
،به تو چنگ مي اندازند
،حقايق ابلهانه‌شان را در صورتت تف مي کنند

01:04:31.840 --> 01:04:33.018
،سوال‌هاي ابديشان را

01:04:33.088 --> 01:04:35.115
،نيکوکاري‌هايشان را
.راه راست‌شان را

01:04:35.493 --> 01:04:37.843
،مبلغين ايمان راستين که دنيا را نجات خواهند داد

01:04:38.648 --> 01:04:41.880
،زردچرده‌ها، يقه‌پاره‌ها
:لکنتي‌هايي که زندگيشان را برايت تعريف مي کنند

01:04:41.957 --> 01:04:45.020
رفتنشان به زندان و آسايشگاه
.و تيمارستان و بيمارستان

01:04:45.376 --> 01:04:47.525
،معلمين پيري که در پي اصلاح الگوي تلفظ هستند

01:04:47.605 --> 01:04:50.690
،استراتژيست‌ها، چاه‌ياب‌ها
،شفادهنده‌ها، روشنفکرها

01:04:51.002 --> 01:04:52.668
همه آنهايي که با افکار جزميشان
،زندگي مي کنند

01:04:52.966 --> 01:04:54.261
،شکست خورده‌‌ها، از کار افتاده‌ها

01:04:54.611 --> 01:04:57.144
هيولاهاي بي‌آزار و خرفت که
متصدي‌هاي بار به سخره‌شان مي گيرند؛

01:04:57.245 --> 01:05:00.039
پياله‌شان را به قدري پر مي کنند
،که نتوانند به دهانشان برسانند

01:05:00.159 --> 01:05:03.680
پيروپاتال‌هاي خزپوش که در حال سر کشيدن مشروب
.سعي دارند وجهه موقر خود را حفظ کنند

01:05:06.496 --> 01:05:11.858
و از همه بدتر، خودپسندها، زرنگ‌ها، از خود راضي‌ها
،که گمان مي کنند مي فهمند، که لبخند تاييدآميز مي زنند

01:05:11.893 --> 01:05:14.614
،فربه‌ها و جوان‌مانده‌ها
،لبنياتي‌ها، آراسته‌ها

01:05:14.686 --> 01:05:18.078
،عياش‌هاي سرخوش، ژل‌زده‌هاي حومه
.پولدارها، کودن‌ها

01:05:18.216 --> 01:05:21.849
،هيولاهاي حق‌به‌جانب که از تو شهادت مي گيرند
.به تو خيره مي شوند، تو را خطاب مي کنند

01:05:21.986 --> 01:05:25.865
،هيولاهايي با خانوارهاي پرشمار
،با کودکان هيولايشان، سگ‌هاي هيولايشان

01:05:26.003 --> 01:05:27.914
،هزاران هيولا پشت چراغ قرمز

01:05:28.034 --> 01:05:29.601
،زن‌هاي وراج هيولاها

01:05:29.670 --> 01:05:31.615
هيولاهايي با سبيل
،و جليقه و بند شلوار

01:05:31.724 --> 01:05:34.289
هيولاهاي توريست که دسته دسته
،جلوي بناهاي بدمنظر جمع شده‌اند

01:05:34.393 --> 01:05:37.182
،هيولاهايي با لباس رسمي
.جمعيت هيولاها

01:05:37.259 --> 01:05:41.357
،تو پرسه مي زني اما جمعيت ديگر تو را با خود نمي برد
.شب ديگر از تو محافظت نمي کند

01:05:41.435 --> 01:05:45.291
.همچنان تا ابد راه مي روي
.رهروي خستگي ناپذير، فناناپذير

01:05:45.986 --> 01:05:49.653
،مي گردي، انتظار مي کشي
:در شهر کهنه پرسه مي زني

01:05:49.748 --> 01:05:51.883
،سنگ‌هاي سفيد دست نخورده‌ي سردرهاي بازسازي‌شده

01:05:51.969 --> 01:05:55.223
،سطل آشغال‌هاي سنگ شده
.صندلي‌هاي خالي که سرايدارها رويشان مي نشستند

01:05:55.490 --> 01:05:59.312
:در شهر متروکه پرسه مي زني
،داربست‌هاي رها شده در جلوي ساختمان‌هاي مخروبه

01:05:59.467 --> 01:06:01.361
.پل‌هاي شناور در ميان مه

01:06:01.852 --> 01:06:05.209
،شهر متعفن
.شهر فاسد، کريه

01:06:05.278 --> 01:06:07.590
شهر غمگين، روشنايي غمگين
.در خيابان‌هاي غمگين

01:06:07.659 --> 01:06:11.085
،دلقک‌هاي غمگين در سالن‌هاي موسيقي غمگين
،صف‌هاي غمگين بيرون سينماهاي غمگين

01:06:11.154 --> 01:06:13.260
.اثاثيه غمگين در مغازه‌هاي غمگين

01:06:13.311 --> 01:06:15.291
،ايستگاه‌هاي تاريک
،پادگان‌ها، انبارها

01:06:15.360 --> 01:06:17.891
آبجوفروشي‌هاي نحسي که در بولوارهاي بزرگ
،پشت سر هم رديف شده‌اند

01:06:17.960 --> 01:06:20.375
،شهر سرسام‌آور يا متروک
،رنگ‌باخته يا جنون‌آسا

01:06:20.595 --> 01:06:22.591
،شهر مخروبه، غارت‌شده، کثافت‌گرفته

01:06:22.786 --> 01:06:25.080
شهرِ پر از ورودممنوع‌ها
.و حصار‌ها و نرده‌هاي فلزي

01:06:25.137 --> 01:06:28.443
:شهر گورستان
،بازارهاي پوسيده، زاغه‌نشين در دل پاريس

01:06:28.529 --> 01:06:30.698
وحشت غيرقابل تحمل بولورارها
:هنگام گشت پليس

01:06:30.738 --> 01:06:33.286
.اوسمان، مژانتا، شارون

01:06:38.056 --> 01:06:40.638
،مثل يک زنداني
،مثل يک ديوانه در سلولش

01:06:40.656 --> 01:06:43.324
،مثل يک موش به دنبال راه خروج از هزارتو

01:06:43.393 --> 01:06:45.442
.تو کل پاريس را قدم مي زني

01:06:45.533 --> 01:06:47.272
،مثل يک گرسنه

01:06:47.341 --> 01:06:50.319
.مثل قاصدي که يک نامه‌ي بي آدرس دارد

01:07:06.115 --> 01:07:08.939
.اکنون ديگر پناهگاهي نداري

01:07:12.146 --> 01:07:14.241
.مي ترسي

01:07:17.604 --> 01:07:20.427
:منتظري که همه چيز متوقف شود

01:07:21.058 --> 01:07:22.797
،باران

01:07:23.284 --> 01:07:25.087
،زمان

01:07:26.141 --> 01:07:28.242
،انبوه ماشين ها

01:07:29.189 --> 01:07:31.031
،زندگي

01:07:31.582 --> 01:07:33.063
،آدم‌ها

01:07:33.756 --> 01:07:35.564
دنيا؛

01:07:36.322 --> 01:07:37.957
:که همه چيز در هم بشکند

01:07:38.061 --> 01:07:39.817
،ديوارها

01:07:40.666 --> 01:07:42.560
،برج‌ها

01:07:42.921 --> 01:07:45.246
کف‌ها و سقف‌ها؛

01:07:46.485 --> 01:07:48.689
،مردها و زن‌ها

01:07:48.814 --> 01:07:51.018
،سالخورده‌ها و کودکان

01:07:51.535 --> 01:07:53.050
،سگ‌ها

01:07:53.136 --> 01:07:54.926
،اسب‌ها

01:07:55.732 --> 01:07:57.281
،پرنده‌ها

01:07:57.488 --> 01:07:59.743
تک تک به زمين بيفتند؛

01:08:00.260 --> 01:08:02.291
،افليـج

01:08:03.208 --> 01:08:05.240
،طاعون‌زده

01:08:07.185 --> 01:08:09.148
صرع‌گرفته؛

01:08:11.369 --> 01:08:13.452
،که مرمرها خرد شوند

01:08:14.387 --> 01:08:17.107
،که چوب‌ها خمير شوند

01:08:17.727 --> 01:08:20.396
که خانه‌ها در سکوت
،تخريب شوند

01:08:23.587 --> 01:08:27.048
که باران سيل‌آسا
،نقاشي‌ها را حل کند

01:08:27.151 --> 01:08:30.646
لولاي کمدهاي صدساله را
،از جا بکند

01:08:31.061 --> 01:08:33.351
،پارچه‌ها را پاره پاره کند

01:08:33.907 --> 01:08:36.575
،جوهر روزنامه‌ها را پاک کند

01:08:43.318 --> 01:08:46.848
که آتشي بي شعله
،راه‌پله‌ها را فرو ببلعد

01:08:48.087 --> 01:08:50.657
که خيابان‌ها نشست کنند
و از وسط ترک بخورند

01:08:50.795 --> 01:08:53.533
تا هزارتوي باز کانال‌هاي فاضلاب
.نمايان شود

01:08:53.980 --> 01:08:58.198
که زنگار و غبار
.به شهر حمله کند

01:10:06.644 --> 01:10:12.083
،تو نمردي
.عاقلتر هم نشدي

01:10:12.494 --> 01:10:17.009
چشمانت را در مقابل آفتاب سوزان
.قرار ندادي

01:10:18.035 --> 01:10:22.243
دو بازيگر پير درجه دو
،به دنبالت نيامدند

01:10:22.654 --> 01:10:25.116
،تو را محکم بغل نکردند

01:10:25.630 --> 01:10:32.403
با تو وحدتي را شکل ندادند که نشود يکي را
.از بينتان جدا کرد بي آنکه دوتاي ديگر نابود شوند

01:10:32.916 --> 01:10:38.150
آتشفشان‌هاي دلرحم
.به تو توجهي نکردند

01:10:38.457 --> 01:10:41.433
.مادرت لباس‌هايت را وصله پينه نکرد

01:10:42.580 --> 01:10:47.486
تو براي هزارمين بار
،به دنبال واقعيت تجربه نمي روي

01:10:48.373 --> 01:10:52.901
و در کارگاه روحت وجداني را شکل نمي دهي
.که در نژادت بي نظير باشد

01:10:54.628 --> 01:10:56.780
،هيچ جد کهنسالي

01:10:57.176 --> 01:11:01.549
هيچ پيشه‌ور کهنسالي نه امروز و نه هيچوقت
.به ياري تو نخواهد آمد

01:11:03.387 --> 01:11:05.143
تو هيچ چيز ياد نگرفتي

01:11:05.556 --> 01:11:08.190
،جز اينکه انزوا چيزي يادت نمي دهد

01:11:08.663 --> 01:11:11.177
،که بي تفاوتي چيزي يادت نمي دهد

01:11:13.209 --> 01:11:18.690
تنها بودي و مي خواستي پل ميان خودت و دنيا را
.براي هميشه از بين ببري

01:11:19.602 --> 01:11:22.132
.اما تو بسيار ناچيزي

01:11:22.878 --> 01:11:25.737
،هيچ کاري نکردي جز قدم زدن در يک شهر بزرگ

01:11:26.106 --> 01:11:28.460
،جز پيمودن چند کيلومتر راه از جلوي سردرها

01:11:28.696 --> 01:11:32.092
.ويترين‌ها، پارک‌‌ها و خاکريزها

01:11:33.703 --> 01:11:36.460
.بي تفاوتي بي فايده است

01:11:37.167 --> 01:11:39.756
.سرپيچي تو بي فايده است

01:11:40.664 --> 01:11:43.690
.بيطرفي تو هيچ معنايي ندارد

01:11:44.713 --> 01:11:49.085
،خيال کردي مي گذري، خيابان‌ها را پشت سر مي گذاري
،در شهر قدم مي زني

01:11:49.253 --> 01:11:54.095
،قدم‌هاي مردم را دنبال مي کني
.به بازي سايه‌ها و شکاف‌ها راه پيدا مي کني

01:11:55.740 --> 01:11:58.026
.اما هيچ اتفاقي نيفتاد

01:11:58.732 --> 01:12:00.784
،نه معجزه‌اي

01:12:01.120 --> 01:12:03.138
.نه انفجاري

01:12:05.693 --> 01:12:09.258
هر روز که گذشت
.فقط صبرت لبريزتر شد

01:12:10.176 --> 01:12:13.304
زمان مي بايست کاملاً متوقف مي شد

01:12:13.673 --> 01:12:16.734
.اما هيچ کس توان مبارزه با زمان را ندارد

01:12:17.776 --> 01:12:21.509
توانستي تقلب کني، خرده ناني و لحظاتي را
،بدست آوردي

01:12:22.144 --> 01:12:24.061
،اما ناقوس‌هاي سن روک

01:12:24.161 --> 01:12:28.432
چراغ راهنماي تقاطع خيابان‌هاي پيراميد
،و سنت اونوره

01:12:28.869 --> 01:12:33.005
سقوط قابل پيشبيني قطره‌ي آب
از شير پاگرد

01:12:33.274 --> 01:12:35.527
،همواره ساعت‌ها را خاطر نشان کردند

01:12:35.729 --> 01:12:36.637
،دقايق را

01:12:36.872 --> 01:12:39.932
.روزها و فصل ها را

01:12:41.221 --> 01:12:43.878
مدت‌ها براي خودت
:پناهگاه ساختي و خرابشان کردي

01:12:44.012 --> 01:12:45.761
،نظم يا بي عملي

01:12:45.996 --> 01:12:47.812
،سرگرداني يا خواب

01:12:48.048 --> 01:12:49.124
،گردش‌هاي شبانه

01:12:49.426 --> 01:12:50.738
،لحظات خنثي

01:12:51.007 --> 01:12:54.201
.پرواز سايه‌ها و نورها

01:12:55.277 --> 01:12:58.438
شايد باز هم براي مدت‌ها بتواني
،به خود دروغ بگويي

01:12:58.674 --> 01:13:00.288
.خود را فريب بدهي

01:13:00.994 --> 01:13:02.843
.اما بازي تمام شده

01:13:03.488 --> 01:13:06.588
دنيا تکان نخورده
.و تو تغييري نکردي

01:13:07.114 --> 01:13:10.634
.بي تفاوتي تو را متفاوت نکرده است

01:13:11.685 --> 01:13:15.416
.تو نمردي
.ديوانه هم نشدي

01:13:16.571 --> 01:13:19.304
.هيچ نفريني بر تو سايه نيانداخته

01:13:19.934 --> 01:13:21.826
.هيچ عذابي در انتظارت نيست

01:13:22.193 --> 01:13:25.188
هيچ کلاغي
،نمي خواهد چشمانت را از حدقه در بياورد

01:13:25.601 --> 01:13:32.800
هيچ لاشخوري قرار نيست صبح و ظهر و شب
.به جگر تو نوک بزند

01:13:33.483 --> 01:13:37.108
هيچ کس تو را متهم نکرده
.و تو مرتکب جرمي نشدي

01:13:38.106 --> 01:13:42.467
زمان که حواسش به همه جا هست
.عليرغم خودت، راه حلي فراهم کرده

01:13:42.888 --> 01:13:47.406
،زمان که پاسخ را مي داند
.به جريان يافتن ادامه داده

01:13:47.871 --> 01:13:49.657
در يک چنين روزي است

01:13:49.973 --> 01:13:52.127
-کمي ديرتر، کمي زودتر-

01:13:52.495 --> 01:13:54.334
،که همه چيز از نو آغاز مي شود

01:13:54.491 --> 01:13:58.695
،که همه چيز آغاز مي شود
.که همه چيز ادامه مي يابد

01:13:59.430 --> 01:14:03.476
.مانند کسي صحبت نکن که در خواب و خيال است

01:14:04.002 --> 01:14:05.578
!نگاه کن

01:14:06.418 --> 01:14:08.783
!آنها را نگاه کن

01:14:09.518 --> 01:14:12.303
،آنها هزاران هزار هستند

01:14:12.724 --> 01:14:18.863
نگهبانان ساکت، زميني‌هاي بي حرکت
،که در کنار اسکله‌ها و خاکريزها گماشته شده‌اند

01:14:19.441 --> 01:14:22.015
،بر فراز سنگ‌فرش باران خورده‌ي ميدان کليشي

01:14:22.383 --> 01:14:24.590
،با سوداي اقيانوس در سر

01:14:24.751 --> 01:14:27.946
،در انتظار پخش شدن قطرات آب دريا در هوا
،شکستن امواج

01:14:28.209 --> 01:14:31.908
.جيغ گوش‌خراش مرغ‌هاي دريايي

01:14:32.648 --> 01:14:33.724
.نه

01:14:34.901 --> 01:14:37.692
،تو ديگر ارباب بي نام دنيا نيستي

01:14:37.928 --> 01:14:40.719
همان که تاريخ بر رويش
،تسلطي نداشت

01:14:40.902 --> 01:14:43.290
،همان که بارش باران را حس نمي کرد

01:14:43.491 --> 01:14:46.215
.که فرا رسيدن شب را نمي ديد

01:14:46.969 --> 01:14:52.618
،تو ديگر آن آدم دست نيافتني
.آن زلال، آن شفاف نيستي

01:14:53.571 --> 01:14:55.746
.مي ترسي

01:14:56.396 --> 01:14:57.976
.انتظار مي کشي

01:14:59.893 --> 01:15:04.802
در ميدان کليشي انتظار مي کشي
.تا بارش باران قطع شود

01:16:18.378 --> 01:16:22.178
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.