﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:40.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:42.500 --> 00:00:59.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:01:52.000 --> 00:01:54.000
<i>سال 1947 بود</i>

00:01:54.400 --> 00:01:56.950
<i>دو سال بعد از جنگ
وقتی که من سفرم رو شروع کردم</i>

00:01:57.050 --> 00:02:00.200
<i>به جایی که پدرم به اونجا میگفت
مرکز فساد شمال</i>

00:02:00.300 --> 00:02:01.550
<i>نیویورک</i>

00:02:02.600 --> 00:02:03.950
<i>من رو استینگو صدا می کردن</i>

00:02:04.050 --> 00:02:06.800
<i>این اسم مستعاری بود که من رو
اون روزها به این اسم میشناختن</i>

00:02:06.900 --> 00:02:09.200
<i>البته اصلا اگر کسی میخواست صدام بزنه </i>

00:02:10.250 --> 00:02:13.400
<i>من پول کافی پس انداز کرده بودم تا رُمانم رو بنویسم</i>

00:02:14.250 --> 00:02:18.550
<i>چون من می خواستم و امیدوار بودم یا آرزو داشتم که یک نویسنده بشم</i>

00:02:19.000 --> 00:02:21.650
<i>اما روح من محدود و محصور مانده بود</i>

00:02:22.150 --> 00:02:25.600
<i>بیگانه با عشق و غریبه با مرگ</i>

00:02:28.500 --> 00:02:32.700
<i>در آن زمان به سختی می شد یک آپارتمان ارزون
در منهتن پیدا کرد</i>

00:02:34.700 --> 00:02:37.450
<i> بنابراین سفر اکتشافی من آغاز شد</i>

00:02:38.450 --> 00:02:40.900
<i>در جایی که به اندازه بروکلین عجیب بود</i>

00:03:04.950 --> 00:03:06.150
می دونم

00:03:06.600 --> 00:03:10.050
تو هم مثل همه داری به رنگ صورتی فکر میکنی

00:03:10.950 --> 00:03:14.300
ببین آخرین شوهر من، سول
زد تو کار یه معامله ای

00:03:14.800 --> 00:03:19.550
صدها و صدها گالن
از این رنگ مازاد نیروی دریایی

00:03:20.050 --> 00:03:23.900
ببین ، من حدس می زنم اونها  برای
قایق ها اصلا از رنگ صورتی استفاده نکردن ، ها؟

00:03:26.650 --> 00:03:28.450
باشه من اینجا رو می گیرم

00:04:14.000 --> 00:04:17.250
"والت ویتمن"
(شاعر مدرن و روزنامه‌نگار آمريکايي، پديدآورنده شعر آزاد آمريکا )

00:04:19.800 --> 00:04:23.700
یلتا از ورود يک نويسنده جوان از جنوب به قلمرو کاخ صورتي باخبرمون کرد

00:04:23.950 --> 00:04:28.300
همسايه هاي طبقه بالاي شما، شما را به صرف شام به اتاق سوفي دعوت مي کنند

00:04:28.450 --> 00:04:33.300
دقيقا بالاي سر شما، ساعت 8
 اين کتاب نشانه خوش آمد گويي به شماست

00:04:33.450 --> 00:04:38.100
از طرف قديمي ترين شاعر بروکلين به جديدترين شاعر بروکلين

00:04:38.150 --> 00:04:40.300
سوفي و ناتان

00:04:41.200 --> 00:04:42.300
اوهوم

00:04:44.300 --> 00:04:45.500
<i>آه، دوستت دارم</i>

00:05:15.100 --> 00:05:17.000
<i>نرو، نرو</i>

00:05:17.150 --> 00:05:19.050
<i> اینجا جای من نیست -
نه -</i>

00:05:27.850 --> 00:05:29.600
<i>ما به همدیگه نیاز داریم</i>

00:05:35.650 --> 00:05:38.000
<i>من بهت گفتم که من رو تنها بگذار</i>

00:05:38.100 --> 00:05:40.300
<i>از من دور باش! از سر راهم برو کنار</i>

00:05:40.400 --> 00:05:41.900
<i>نه، نه ، نکن</i>

00:05:42.850 --> 00:05:45.200
میدونی، من دروغ نمیگم -
تو دروغ میگی، دروغ می گی -

00:05:45.350 --> 00:05:46.900
!نه نمیگم -
!میگی -

00:05:47.200 --> 00:05:50.400
!لطفا نرو
!لطفاً از من دور نشو

00:05:50.600 --> 00:05:52.500
تو می دونی که ما به همدیگه احتیاج داریم
ناتان ، تو این رو می دانی

00:05:52.600 --> 00:05:53.650
ما به همدیگه احتیاج داریم

00:05:53.750 --> 00:05:54.650
من به تو نیاز دارم؟ -
آره داری -

00:05:54.750 --> 00:05:56.400
!بذار یه چیزی بهت بگم

00:05:56.500 --> 00:06:00.600
من به تو مثل هر بیماری غیرقابل تحمل
! لعنتی که می تونم اسمش رو ببرم نیاز دارم

00:06:00.700 --> 00:06:03.600
من به تو اندازه یک مورد بیماری
سیاه زخم احتیاج دارم، می شنوی؟

00:06:03.900 --> 00:06:05.450
مثل تریشین
(انگل کرم گوشت خوک)

00:06:05.550 --> 00:06:10.500
من به تو اندازه سنگ کیسه صفرا، پِلاگرا و آنسفالیت نیازدارم
(اولی مرض پوستی - دومی مرض ورم مغز)

00:06:10.600 --> 00:06:12.500
التهاب کلیه
!بخاطر مسیح

00:06:12.600 --> 00:06:14.500
!سرطان مغز

00:06:14.900 --> 00:06:17.250
من مثل مرگ به تو احتیاج دارم

00:06:17.550 --> 00:06:20.800
میشنوی؟ مثل مرگ -
نه ناتان -

00:06:21.750 --> 00:06:23.750
برگرد به کراکوف عزیزم
[کراکوف: شهری در لهستان]

00:06:24.300 --> 00:06:25.950
برگرد به کراکوف

00:06:31.550 --> 00:06:33.650
باشه، عصر بخیر

00:06:34.250 --> 00:06:35.900
خوش گذشت؟

00:06:36.000 --> 00:06:37.550
منظورم اینه که از نمایش کوچک ما لذت بردی؟

00:06:37.650 --> 00:06:40.600
آیا کمی از استراق سمع خود خارج می شوید؟

00:06:40.700 --> 00:06:43.050
شما فقط ... ببین در من باز بود
 فقط کنجکاو شدم ببینم که چه خبره

00:06:43.800 --> 00:06:46.600
درت باز بو؟
کنجکاو شدی ببینی که چه خبره؟

00:06:46.700 --> 00:06:51.350
خُب، اگر حرفهای من مثل جنوبی ها
با ادبیات جدید جور نیست، دهنم رو ببند

00:06:52.100 --> 00:06:55.550
خیلی بده که من این دور و اطراف
نخواهم بود تا باهم یه مناظره کوچیک داشته باشیم

00:06:55.750 --> 00:06:59.150
ما میتونستیم با حرف زدن راجع به این مزخرفات
لحظات فوق العاده ای داشته باشیم

00:06:59.250 --> 00:07:01.600
میتونستیم راجع به ورزش حرف بزنیم

00:07:02.150 --> 00:07:03.750
...ورزش جنوبی ها مثل

00:07:03.850 --> 00:07:07.700
زجرکُش کردن سیاه ها
فکر کنم اونجا به این کارها، تفریح میگن

00:07:09.500 --> 00:07:12.400
به امید دیدار خوشمزه
در یک زندگی دیگه می بینمت

00:07:16.250 --> 00:07:17.500
تو خوبی؟

00:07:18.450 --> 00:07:19.500
بله

00:07:21.050 --> 00:07:22.200
آره

00:07:30.000 --> 00:07:31.550
من خیلی متاسفم

00:07:36.650 --> 00:07:38.350
...اون واقعا

00:07:40.050 --> 00:07:41.900
اون... میدونید؟

00:07:43.050 --> 00:07:45.350
عذرخواهی نکن باشه؟

00:07:45.950 --> 00:07:48.450
من طبقه پایین اینجا زندگی می کنم
...اگر چیزی خواستی

00:07:48.550 --> 00:07:49.950
متشکرم

00:07:53.400 --> 00:07:55.050
تو خیلی مهربونی

00:07:55.450 --> 00:07:56.950
به هر حال من اینجا طبقه پایین هستم

00:07:57.050 --> 00:07:58.500
نه من خوبم

00:08:04.800 --> 00:08:06.250
من استینگو هستم

00:08:11.200 --> 00:08:13.450
لطفا ما رو ببخش

00:08:16.300 --> 00:08:17.800
...اونهم بگیریم دو تا

00:08:18.600 --> 00:08:22.300
...60سنت، هر بار 50 سنت جمع بشه

00:08:22.400 --> 00:08:23.700
60...

00:08:27.250 --> 00:08:28.400
بله

00:08:47.550 --> 00:08:50.300
ما تو رو برای شام دعوت کرده بودیم

00:08:51.100 --> 00:08:53.300
خیلی به شما فکر می کنم

00:08:54.450 --> 00:08:57.900
گوش کن ، من خیلی اوقات شب کار
می کنم و شب تایپ می کنم

00:08:58.650 --> 00:09:01.000
...اما اگر قرار باشه شما رو اذیت کنه ، نمی خواهم که

00:09:01.100 --> 00:09:02.050
!آه، نه

00:09:02.150 --> 00:09:03.250
وقتی دختر کوچکی بودم

00:09:03.350 --> 00:09:08.250
پدرم تایپ می کرد و من با
همون صدا می خوابیدم

00:09:09.800 --> 00:09:11.600
...اون صدا به من یه حسی میده

00:09:13.300 --> 00:09:14.900
خدایا، چطور می تونم بگم؟

00:09:15.000 --> 00:09:16.950
امنیت، امنیت داشتن

00:09:18.650 --> 00:09:20.050
پدر شما نویسنده بود؟

00:09:20.150 --> 00:09:21.850
...نه پدر من

00:09:21.950 --> 00:09:24.100
پدر من پروفسور (استاد) حقوق بود

00:09:24.200 --> 00:09:25.800
اون مقاله می نوشت

00:09:26.150 --> 00:09:29.650
در مورد هشدار دادن به مردم لهستان از تهدید نازی ها

00:09:30.600 --> 00:09:34.600
و تلاش برای کمک به آن یهودیانی که
 مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند

00:09:35.700 --> 00:09:39.350
آره ، اون صدای تایپ من رو یاد پدرم میندازه

00:09:40.700 --> 00:09:42.500
و یاد مهربونی هاش

00:09:43.400 --> 00:09:45.000
شما نمیخواین بیاین داخل؟ بفرمایید

00:09:45.850 --> 00:09:47.550
شاید حالا یه وقت دیگه

00:09:47.650 --> 00:09:49.600
خُب، اگر من رو میبخشید

00:09:51.000 --> 00:09:52.700
شب بخیر -
بله -

00:09:54.000 --> 00:09:55.100
استینکو، درسته؟

00:09:55.950 --> 00:09:57.350
استینگو

00:09:57.450 --> 00:09:59.350
استینگو، بله

00:09:59.850 --> 00:10:01.800
قبلا هیچ وقت این اسم رو نشنیدم

00:10:02.650 --> 00:10:03.900
ک نداره

00:10:04.300 --> 00:10:06.500
گرفتم -
گ درسته -

00:10:07.150 --> 00:10:08.250
بله قشنگه

00:10:09.450 --> 00:10:13.150
دوستانه است، میدونی
خوش آوا هست

00:10:13.450 --> 00:10:14.550
من خوشم میاد

00:12:13.550 --> 00:12:14.800
آه، ناتان

00:12:21.300 --> 00:12:22.850
آه، خدا

00:12:31.850 --> 00:12:35.200
نمی بینی سوفی؟
ما داریم می میریم

00:12:41.550 --> 00:12:45.250
برخیز و بدرخش، کودک عزیزم
اون استخوانهای سست رو تکون بده

00:12:45.850 --> 00:12:48.300
بلغور روی توری ، ذرت روی نان شیرمال

00:12:48.650 --> 00:12:51.000
خانم مسن جذاب میخواد که
کالسکه چهار اسبه رو ببنده

00:12:51.350 --> 00:12:55.000
تو میخوای به یه پیک نیک کنار دریا بری

00:12:55.550 --> 00:12:56.950
صبح بخیر، استینگو

00:12:57.050 --> 00:12:58.050
صبح بخیر

00:12:59.100 --> 00:13:02.400
ما می خواستیم با هم دوست باشیم

00:13:02.500 --> 00:13:05.200
و تو این روز قشنگ تابستونی بیرون بریم

00:13:05.300 --> 00:13:07.800
ازت میخواهیم که بیایی بالا و
با ما صبحانه بخوری

00:13:07.900 --> 00:13:09.200
...و بعدش -
بله -

00:13:09.350 --> 00:13:10.450
جزیره کانی

00:13:10.550 --> 00:13:12.100
جزیره کانی، آه پسر

00:13:14.000 --> 00:13:15.900
بابت دیشب متاسفم

00:13:16.550 --> 00:13:17.700
آره

00:13:48.850 --> 00:13:51.950
:من میدونم که به چی فکر میکنی
"چه آدم عجیبی"

00:13:52.050 --> 00:13:55.950
روزهای یکشنبه، ما دوست داریم کمی
متفاوت تر لباس بپوشیم و بریم بیرون

00:13:58.600 --> 00:14:00.100
باشه -
باشه؟ -

00:14:00.300 --> 00:14:01.650
میدونستم که میفهمی

00:14:01.950 --> 00:14:05.100
می بینی، اون بیرون همه مثل هم لباس می پوشن

00:14:05.450 --> 00:14:07.100
به آن افراد فقیر و رقت انگیز اون بیرون نگاه کن

00:14:07.200 --> 00:14:08.700
نگاشون کن; آدمهای یکنواخت

00:14:08.850 --> 00:14:11.600
همه شون توی خیابان قدم می زنند ، همه شبیه هم هستن

00:14:11.700 --> 00:14:14.450
همه شون یونیفرم وحشتناک و خسته کننده
 همیشگی رو می پوشن

00:14:14.750 --> 00:14:16.250
!تو خسته کننده ای

00:14:16.550 --> 00:14:17.550
صبح بخیر

00:14:19.300 --> 00:14:22.050
!حالا این یکی رو، به این نگاه کن، هدیه خدا

00:14:22.550 --> 00:14:24.100
یه بوس به من بده

00:14:24.550 --> 00:14:25.600
یه بوس

00:14:25.700 --> 00:14:27.850
خواهش می کنم -
بسیار خب، یه بوس -

00:14:28.000 --> 00:14:30.000
این چیزیه که لیاقتش رو داری-
یکی دیگه  -

00:14:30.100 --> 00:14:31.050
من یکی دیگه لازم دارم -
نه -

00:14:31.150 --> 00:14:33.000
من یکی دیگه باید داشته باشم

00:14:33.100 --> 00:14:35.300
!ناتان -
 نمی تونم دستهام رو ازت دور کنم -

00:14:35.500 --> 00:14:37.800
این ... نه
ناتان لاندا

00:14:38.150 --> 00:14:39.950
راجع به این چی فکر می کنی استینگو؟

00:14:40.050 --> 00:14:42.650
من اینجام، یه پسر خوب یهودی

00:14:43.750 --> 00:14:45.300
دارم 30 ساله میشم

00:14:45.450 --> 00:14:47.800
من دیوانه وار عاشق یک شیکسا شدم

00:14:48.400 --> 00:14:49.850
اون دیگه چیه؟
شیکسا چیه

00:14:49.950 --> 00:14:54.300
شیکسا یه دختر غیر کلیمی هست
یک بانوی نجیب فرهیخته

00:14:56.100 --> 00:14:57.500
اُه... اون؟

00:14:57.800 --> 00:15:01.300
...باشه، من فکر می کردم، اون

00:15:02.100 --> 00:15:03.900
اون یهودیه؟  -
آره  -

00:15:04.000 --> 00:15:05.150
یهودی؟

00:15:05.300 --> 00:15:08.800
نه، نه، نه، سوفی ما کاتولیک ـه

00:15:10.700 --> 00:15:14.300
آره خوبه، باشه
اما من دیگه کاتولیک نیستم

00:15:14.850 --> 00:15:16.350
من کاتولیک رو ترک کردم

00:15:17.850 --> 00:15:20.150
وقتی اولین بار اون رو اینجا دیدم

00:15:20.500 --> 00:15:23.250
او یک پارچه و استخوان و یک تکه مو بود
(لاغر و ژولیده با لباس کهنه)

00:15:23.700 --> 00:15:25.350
و یک سال و نیم بعد از اون

00:15:25.450 --> 00:15:28.250
بعد از اینکه روسها اون رو از اردوگاهی
که در آن بود آزاد کردند

00:15:28.350 --> 00:15:32.500
آره، اون شبیه اون چیز چیه که
پرنده ها رو باهاش میترسونن

00:15:32.700 --> 00:15:35.850
میدونی. اون چیه؟
مترسک

00:15:36.850 --> 00:15:38.650
من "اسکوربات" داشتم

00:15:38.750 --> 00:15:41.400
نه، نه، نه، نه منظورش اسکوربیت هست
(مرض کمبود ویتامین)

00:15:41.700 --> 00:15:44.400
و تیفوس و کم خونی و تب مخملک -
آره، آره -

00:15:44.500 --> 00:15:47.100
این یک معجزه لعنتی بود که اون
 زنده از اون اردوگاه بیرون آمد

00:15:47.200 --> 00:15:48.250
درسته

00:15:48.350 --> 00:15:52.050
منظورم اینه که
اون فکر میکرد من سرطان خون دارم

00:15:54.600 --> 00:15:56.450
فکر میکردم دارم می میرم

00:15:57.200 --> 00:16:00.850
اما این ناتان بود که تشخیص داد
که مریضی من فقط کم خونی ـه

00:16:01.550 --> 00:16:03.550
تو یه دکتری؟ -
نه، نه -

00:16:03.650 --> 00:16:05.600
حوزه کاری برادرم اینه

00:16:05.700 --> 00:16:07.750
اما من یک بیولوژیست (زیست شناس) هستم -
!آره -

00:16:08.300 --> 00:16:10.350
من فارغ التحصیل علوم از دانشگاه هاروارد هستم -
هاروارد -

00:16:10.450 --> 00:16:12.700
...و اون

00:16:12.800 --> 00:16:17.250
فوق لیسانس در رشد و توسعه
زیست شناسی سلولی

00:16:18.550 --> 00:16:20.650
آره من حالا دارم تحقیق می کنم -
اون توی شرکت "فایزر" کار می کنه -

00:16:20.750 --> 00:16:23.800
فایزر یک مرکز داروسازی بزرگه
اینجا توی بروکلین

00:16:23.900 --> 00:16:27.050
به هرحال من اون رو بردم پیش دوست برادرم

00:16:27.150 --> 00:16:29.500
یک دکتر که توی "کُلُمبیا پرسبیترین" تدریس میکنه
(بیمارستانی در منهتن نیویورک که متعلق به دو کالج پزشکی مشهور این شهر هست)

00:16:29.600 --> 00:16:30.700
آره

00:16:30.800 --> 00:16:32.850
اون تشخیص من رو تایید کرد

00:16:33.100 --> 00:16:35.300
و ما این عزیز کوچولو رو آوردیم اینجا

00:16:35.400 --> 00:16:37.900
و مقدار زیادی "فروس سولفات" بهش دادیم
(داروی آهن، برای درمان کم خونی)

00:16:38.900 --> 00:16:41.400
و اون مثل گل سرخ شروع کرد به شکوفا شدن

00:16:42.800 --> 00:16:46.200
یک گل سرخ

00:16:48.000 --> 00:16:50.050
یک گل سرخ لعنتی

00:16:53.450 --> 00:16:55.100
تو یه چیزی هستی

00:16:55.600 --> 00:16:58.750
از اینکه باعث شدی من مثل یه
گل سرخ به رشد کنم، ممنونم

00:17:08.600 --> 00:17:11.050
به رشد کنم" نه"
فقط، رشد کنم

00:17:11.300 --> 00:17:12.700
اون انگلیسیش خیلی خوبه
مدتیه که عالیه

00:17:12.800 --> 00:17:16.100
"به رشد"
خوب که چی؟ منظورم اینه که زبان مسخره ایه

00:17:16.200 --> 00:17:17.900
خیلی لغت هست که

00:17:18.000 --> 00:17:22.200
برای بیان سرعت ازشون استفاده میشه
سریع، تند، چابک

00:17:22.300 --> 00:17:24.100
و همه شون یک معنی دارن

00:17:24.200 --> 00:17:25.350
فرز، با سرعت

00:17:25.450 --> 00:17:26.600
تند رو

00:17:26.950 --> 00:17:28.400
بادپا -
تند و تیز -

00:17:28.750 --> 00:17:30.700
چالاک -
با شتاب -

00:17:30.800 --> 00:17:32.100
بالدار

00:17:32.550 --> 00:17:34.800
نه، نه، بس کن

00:17:35.700 --> 00:17:37.300
این احمقانه است

00:17:37.900 --> 00:17:41.550
توی زبان فرانسه، خیلی ساده است
"تو میگی "ویت

00:17:41.650 --> 00:17:44.850
"یا در زبان لهستانی، "شيبكو
"یا در زبان روسی "بیستروی

00:17:44.950 --> 00:17:48.500
فقط توی انگلیسی هست که خیلی پیچیده است

00:17:48.600 --> 00:17:50.000
چند تا زبان بلدی؟

00:17:50.100 --> 00:17:52.700
خب، پدر من یک زبانشناس بود
...منظورم اینه که

00:17:52.800 --> 00:17:56.500
اون به من زبان آلمانی، فرانسوی، روسی و مجارستانی یاد داد

00:17:56.600 --> 00:17:58.400
زبانهای اسلاوی

00:17:59.150 --> 00:18:02.650
خب من الان چه زبونی رو دارم بلغور می کنم؟

00:18:03.600 --> 00:18:04.750
!انگلیسی

00:18:04.950 --> 00:18:07.950
شرط می بندم که پدرت آدم خیلی جالبی بوده

00:18:12.300 --> 00:18:14.300
...آره، پدر من

00:18:16.350 --> 00:18:17.950
آدم متمدنی بود

00:18:22.450 --> 00:18:25.200
کلمه درستش همینه، آره؟
"متمدن؟"

00:18:25.550 --> 00:18:27.400
خیلی کلمه خوبیه -
آره؟ -

00:18:27.500 --> 00:18:31.300
پدر من آدم متمدنی بود که در دوران
نا متمدنی زندگی می کرد

00:18:31.850 --> 00:18:34.800
آدمهای متمدن، اولین افرادی بودند که مُردند

00:18:37.200 --> 00:18:39.100
تو پیانو می زنی؟

00:18:39.400 --> 00:18:42.050
...نه، قبلا میزدم ولی

00:18:45.750 --> 00:18:47.500
دیگه نمی زنم

00:18:49.900 --> 00:18:51.550
دیگه هیچوقت

00:18:52.700 --> 00:18:55.200
مادرم پیانیست زیبایی بود

00:19:00.900 --> 00:19:05.050
ناتان من رو روز تولدم
با اون پیانو غافلگیر کرد

00:19:31.450 --> 00:19:33.150
من عاشق این قطعه ام

00:19:48.750 --> 00:19:50.250
وقتی که یه دختر بچه بودم

00:19:51.550 --> 00:19:53.650
یادم میاد که روی تخت دراز می کشیدم

00:19:53.750 --> 00:19:57.400
و صدای پیانو زدن مادرم رو طبقه
پایین گوش می دادم

00:19:59.600 --> 00:20:02.350
و صدای ماشین تایپ پدرم رو

00:20:05.200 --> 00:20:10.500
من فکر میکنم که هیچ بچه ای
همچین پدر و مادر شگفت انگیزی نداشته

00:20:16.650 --> 00:20:18.550
و همچین زندگی زیبایی

00:20:36.150 --> 00:20:37.800
سوانی"، تو این آهنگ رو بلدی، درسته؟"
(آهنگ معروف آمریکایی اثر جرج گرشوین1919)

00:20:53.900 --> 00:20:55.150
!استینگو، بزنش

00:21:59.900 --> 00:22:02.400
!آه، خدا

00:22:02.550 --> 00:22:05.050
<i>ناگهان من به شدت یکه خوردم</i>

00:22:06.500 --> 00:22:09.600
<i>صدای ناتان در شب گذشته، یادم اومد</i>

00:22:11.250 --> 00:22:14.850
<i>"نمی بینی سوفی؟ ما داریم می میریم"</i>

00:22:16.050 --> 00:22:18.550
<i>من نا امیدانه آرزو داشتم که فرار کنم</i>

00:22:19.250 --> 00:22:21.400
<i>تا چمدانم رو ببندم و برم</i>

00:22:22.200 --> 00:22:23.750
<i>اما این کار رو نکردم</i>

00:22:25.450 --> 00:22:27.650
<i>من پیش یِلتا زیمرمن موندم</i>

00:22:27.750 --> 00:22:32.400
<i>و اینطوری من به تحقق پیشگویی
 سوفی در مورد ما سه نفر کمک کردم</i>

00:22:32.500 --> 00:22:35.000
<i>ما بهترین دوستان همدیگه شدیم</i>

00:24:11.200 --> 00:24:16.250
این یک مثال هست که نشون میده
انگلیسی چطور باعث بروز احساسات میشه

00:24:16.350 --> 00:24:19.600
<i>سوفی عاشق این بود که بگه ناتان
چطوری جونش رو نجات داده</i>

00:24:20.500 --> 00:24:24.100
<i>دیدارش با اون برای سوفی یک معجزه بود</i>

00:24:24.200 --> 00:24:26.950
از آنجاییکه من نمیتونستم مانع مرگ شوم"

00:24:27.200 --> 00:24:30.100
او مهربانانه مانع من شد

00:24:30.200 --> 00:24:34.000
"(کالسکه نگه داشت اما فقط برای خودمان و ابدیت (جاودانگی

00:24:35.400 --> 00:24:37.250
شعر، شعر

00:24:37.350 --> 00:24:39.500
درک زبان به اندازه کافی سخت نیست

00:24:40.000 --> 00:24:43.350
فقط صحبت های زندگی روزمره
!اون حتما باید شعر بخونه

00:24:43.450 --> 00:24:47.700
زبان وقتی توسط هنرمندان نوشته می شه
 چقدر می تونه زیبا باشه

00:24:48.750 --> 00:24:51.850
من منتظرم که هفته آینده ببینمتون
ولی یادتون باشه که

00:24:53.050 --> 00:24:55.150
شما نباید دلسرد باشید

00:24:55.750 --> 00:24:57.200
خواهید دید

00:24:57.300 --> 00:25:00.600
یک روز از خواب بیدار میشید
و متوجه میشید که به انگلیسی خواب(رویا ) می دیدید

00:25:02.100 --> 00:25:04.850
ببخشید، اون شعر رو کی گفته؟

00:25:04.950 --> 00:25:06.650
دیکنز

00:25:06.750 --> 00:25:08.400
امیلی دیکنز

00:25:08.500 --> 00:25:09.950
متشکرم

00:25:14.800 --> 00:25:19.250
آنچه می خواهم این است که ما باید بتونیم زندگی
خود را تأمین کنیم نه اینکه زبان بسازیم

00:25:22.750 --> 00:25:25.650
حالتون خوبه خانم زاویستتوسکا؟

00:25:32.300 --> 00:25:33.600
بله

00:25:35.650 --> 00:25:38.250
ممنونم، خیلی خوبم

00:25:38.350 --> 00:25:39.750
یه کم خسته ام

00:25:39.850 --> 00:25:44.800
من متوجه شدم که که شما یه مقدار
خُب، تازگی ها حساس شدید

00:25:46.400 --> 00:25:47.750
امیدوارم فضولی نکرده باشم

00:25:47.850 --> 00:25:49.600
...نه، نه

00:25:51.200 --> 00:25:53.700
میشه کمکم کنید

00:26:01.500 --> 00:26:03.000
متشکرم

00:26:04.750 --> 00:26:06.550
...ممنونم از

00:26:08.300 --> 00:26:09.450
...از نگرانی تون

00:26:17.900 --> 00:26:19.350
خدا نگهدار

00:26:43.550 --> 00:26:46.950
...ببخشید آقا، میتونید لطفا به من بگید که

00:26:49.500 --> 00:26:53.350
توی کدوم فهرست می تونم

00:26:54.300 --> 00:26:55.550
...لیست

00:26:57.700 --> 00:27:01.100
کتابهای شاعر آمریکایی قرن 19

00:27:03.500 --> 00:27:05.600
امیلی دیکنز رو پیدا کنم؟

00:27:05.800 --> 00:27:07.800
توی اتاق فهرست، سمت چپ

00:27:09.500 --> 00:27:11.400
اما همچین لیستی پیدا نخواهید کرد

00:27:13.250 --> 00:27:15.150
آه، نمیتونم لیست رو پیدا کنم؟

00:27:16.850 --> 00:27:20.200
چرا نمی تونم پیدا کنم؟

00:27:23.400 --> 00:27:26.500
چارلز دیکنز یه نویسنده انگلیسی هست

00:27:27.400 --> 00:27:29.700
شاعر آمریکایی به اسم دیکنز نداریم

00:27:34.300 --> 00:27:38.550
متاسفم این، اون نیست
من مطمئنم خودشه، شاعر آمریکایی

00:27:41.050 --> 00:27:43.250
امیلی دیکنز -
!گوش کنید -

00:27:44.000 --> 00:27:45.750
من که بهتون گفتم -

00:27:46.750 --> 00:27:48.000
کسی به این اسم نداریم

00:27:48.450 --> 00:27:50.400
میخواهید براتون عکسش رو نشون بدم-
نه -

00:27:50.500 --> 00:27:53.500
دارم باهاتون حرف می زنم. می شنوید؟ -
بسیار خب -

00:28:10.000 --> 00:28:12.250
بسیار خب، چیزی نیست

00:28:18.800 --> 00:28:20.350
فقط دراز بکش استراحت کن

00:28:21.500 --> 00:28:23.000
اجازه بده دکتر همه چیز رو کنترل کنه

00:28:26.000 --> 00:28:27.500
تو خیلی زیبا هستی

00:28:28.950 --> 00:28:32.150
آره، تو چطوری اینقدر قشنگ شدی؟

00:28:36.450 --> 00:28:38.950
فکر می کنم دارم می میرم

00:28:42.100 --> 00:28:44.100
نه، نه، نه، نه

00:28:44.200 --> 00:28:47.250
نه نبضت

00:28:47.850 --> 00:28:51.250
نبضت خوبه، ثابته

00:28:52.500 --> 00:28:54.500
تو می تونی 100 سال عمر کنی

00:29:57.850 --> 00:29:59.900
چرا من اینقدر خسته ام؟

00:30:01.650 --> 00:30:03.800
دکتر فکر میکنه که تو باید یه کم رنگ

00:30:03.900 --> 00:30:06.550
زیر اون پوست زیبا و سفید خودت تزریق کنی

00:30:06.650 --> 00:30:09.300
تو رو می برم پیش برادرم

00:30:09.950 --> 00:30:12.500
اون بهترین دکتره

00:30:15.250 --> 00:30:16.400
...نه اما خود تو

00:30:16.500 --> 00:30:17.700
آه، تو فکر کردی من دکترم؟

00:30:17.950 --> 00:30:20.350
نه نه من زیست شناسم

00:30:21.550 --> 00:30:22.800
اخیرا خوب غذا خوردی؟

00:30:23.050 --> 00:30:26.050
بله، آه ، بله من

00:30:27.550 --> 00:30:31.750
من 6 ماهه که اینجا توی آمریکا هستم

00:30:34.050 --> 00:30:38.750
بهتر از هر زمانی توی زندگی ام غذا خوردم

00:30:39.900 --> 00:30:43.050
شما ممکن بود از کمبود آهن زمین بخوری و
 هرگز فرصتی برای جبران کردن نداشته باشی

00:30:44.250 --> 00:30:48.250
ببین، من میخوام الان برم
ولی میشه بعدا برگردم؟

00:30:48.400 --> 00:30:50.700
نه جواب نده، بعدا برمی گردم

00:30:56.150 --> 00:30:57.600
باشه؟

00:31:00.050 --> 00:31:01.550
آره، باشه

00:31:27.300 --> 00:31:29.000
تو از کِی اینجایی؟

00:31:29.950 --> 00:31:32.300
به اندازه ای که شام آماده بشه

00:31:34.300 --> 00:31:36.150
خیلی بهتر به نظر میرسی

00:31:38.500 --> 00:31:40.650
اینجا رو چیکار کردی؟

00:31:42.700 --> 00:31:43.950
زیبا به نظر میاد

00:31:44.900 --> 00:31:47.000
خوراک جگر گوساله داریم

00:31:47.650 --> 00:31:51.950
که ونیزیانو با سس مخصوص وینگریت درستش کرده
(سُسی با روغن و شراب)

00:31:52.050 --> 00:31:53.700
سرشار از آهنه

00:31:53.800 --> 00:31:57.250
و تره فرنگی که غنی از آهن هست

00:31:57.350 --> 00:31:59.500
همچنین برای بهتر شدن صدات هم موثره

00:32:00.200 --> 00:32:05.000
میدونی که نرون همیشه تره فرنگی میخورده؟
(نرون : امپراتور روم)

00:32:05.200 --> 00:32:06.900
برای اینکه صداش با جذبه بشه

00:32:07.100 --> 00:32:08.950
نه نمیدونستم

00:32:09.350 --> 00:32:14.100
بخاطر همین وقتی که سنکا داشته غرق می شده، میتونست آواز بخونه
(فیلسوف، سیاستمدار و معلم و مشاور پرقدرت و بانفوذ نرون )

00:32:15.650 --> 00:32:16.750
بذار کمکت کنم

00:32:16.850 --> 00:32:18.850
نه، تو نباید تکون بخوری

00:32:20.200 --> 00:32:21.200
آخ

00:32:25.450 --> 00:32:28.150
خانم شراب میل دارن؟

00:32:28.250 --> 00:32:29.450
!اُه

00:32:29.850 --> 00:32:32.250
"Château Margaux, Grand Cru."

00:32:32.350 --> 00:32:35.200
فرانسوی 1937

00:32:35.350 --> 00:32:37.250
خدای من

00:32:37.350 --> 00:32:40.550
روز خاص ، شراب ویژه

00:33:05.850 --> 00:33:08.050
میدونی، وقتی که

00:33:10.050 --> 00:33:13.300
آدم خوب زندگی کنه

00:33:15.200 --> 00:33:19.150
مثل یک قدیس، وقتی که بمیره

00:33:22.350 --> 00:33:27.200
این باید چیزی باشه که در بهشت
بهش میدن تا بنوشه

00:33:32.600 --> 00:33:33.700
آره

00:33:41.350 --> 00:33:43.150
توماس وُلف
(نویسنده آمریکایی)

00:33:51.150 --> 00:33:53.950
فرشته!، به سوی خانه نظر کن

00:33:57.200 --> 00:33:58.600
آه، خدا

00:33:59.450 --> 00:34:02.050
ولف به زبان لهستانی چه جوریه؟

00:34:18.450 --> 00:34:21.050
یک سنگ ، یک برگ ، یک درِ کشف نشده

00:34:25.350 --> 00:34:26.400
از سنگ

00:34:27.750 --> 00:34:28.750
یک برگ -
یک برگ -

00:34:30.400 --> 00:34:31.900
اون در -
اون در -

00:34:37.150 --> 00:34:38.500
از همه چهره های فراموش شده

00:34:38.600 --> 00:34:40.300
چهره های فراموش شده

00:34:41.350 --> 00:34:44.150
خدایا! این بار اوله

00:34:48.850 --> 00:34:51.550
که می شنوم توماس وُلف به زبان لهستانی
با صدای بلند خوانده میشه

00:34:51.650 --> 00:34:57.000
آره من هم بار اوله که می شنوم توماس وُلف
 به زبان انگلیسی با صدای بلند خوانده میشه

00:35:00.850 --> 00:35:04.500
اگر اون بیچاره می دونست که تو
به زبان لهستانی این رو میخونی

00:35:04.600 --> 00:35:05.650
به زبان لهستانی می نوشت

00:35:05.750 --> 00:35:07.100
نه من اینطور فکر نمی کنم

00:35:07.200 --> 00:35:09.300
آه، آره آره

00:35:14.550 --> 00:35:16.150
...تو

00:35:16.750 --> 00:35:19.050
تو توی اردوگاه کار اجباری بودی؟

00:35:22.700 --> 00:35:24.350
...آره ، نمیتونم

00:35:26.450 --> 00:35:28.300
به هر حال نمیتونم در موردش صحبت کنم

00:35:28.400 --> 00:35:29.500
متاسفم

00:35:31.400 --> 00:35:36.000
من خیلی کنجکاوم و راجع به چیزهایی که
به من ربطی ندارن، حرف می زنم

00:35:37.550 --> 00:35:38.750
...من

00:35:40.200 --> 00:35:42.500
میخوام خیلی چیزها رو راجع به تو بدونم

00:35:43.750 --> 00:35:45.750
به تو نزدیک بشم

00:35:53.000 --> 00:35:56.100
امیلی، امیلی دیکینسون؟
(بانوی شاعره آمریکایی شعرهای او درون‌مایه مرگ و جاودانگی دارند)

00:35:56.350 --> 00:35:58.050
همون زنه؟

00:35:58.700 --> 00:36:01.200
!آه نه، نه

00:36:02.900 --> 00:36:05.250
"متعلق به ناتان لاندا"

00:36:06.200 --> 00:36:08.100
ناتان تویی؟ -
منم -

00:36:08.600 --> 00:36:10.750
این کتاب توـه؟ -
نه مال توـه -

00:36:14.200 --> 00:36:15.500
ممنونم

00:36:16.800 --> 00:36:18.200
ممنونم

00:36:31.500 --> 00:36:33.900
این تخت را فراخ و گسترده بساز"

00:36:35.000 --> 00:36:37.800
این تخت را با هیبت و احترام آماده ساز

00:36:39.450 --> 00:36:43.300
...در آن ... تا  روز قیامت

00:36:44.050 --> 00:36:46.600
شگرف و لطیف

00:36:48.500 --> 00:36:50.650
به امیدی که تا آن روز
تشکش راحت و سالم باشد

00:36:52.150 --> 00:36:54.500
به امیدی که تا آن روز
بالشش نرم و لطیف باشد

00:36:56.150 --> 00:36:59.600
و به همین طنین طلایی، مزاحمی از آفتاب

00:37:00.550 --> 00:37:02.950
"اجازه نمی دهد که به این خلوت آسیبی برساند

00:37:15.050 --> 00:37:18.250
<i>ناتان ، دوست جدید و عزیز دوست داشتنی من </i>

00:37:18.350 --> 00:37:20.200
<i>چیزی رو به من معرفی کرد که
به نظر میومد جواب بی رحمی</i>

00:37:20.300 --> 00:37:24.750
<i>و اشتیاق شهوانی من بود</i>

00:37:25.050 --> 00:37:28.800
قبل از اینکه وارد تحلیلش بشم
 کاملاً به رابطه جنسی بی میل بودم

00:37:28.900 --> 00:37:30.550
میتونی تصور کنی؟

00:37:30.650 --> 00:37:32.750
الان تنها کاری که می تونم بکنم اینه
که به گاییدن فکر کنم

00:37:32.850 --> 00:37:35.450
ویلهم رایش من رو متوجه زنان زیبا کرد
(پزشک و روانشناس، محقق در زمینه بیماری‌های جنسی و جامعه‌شناسی)

00:37:35.550 --> 00:37:38.650
منظورم تاثیر سکس روی مغز

00:37:39.350 --> 00:37:42.500
<i>هنوز هم اسم اون سر زبونم ـه</i>

00:37:42.700 --> 00:37:45.000
<i>لزلی لاپیدوس</i>

00:37:46.500 --> 00:37:48.350
در بازه، بیا داخل

00:37:51.700 --> 00:37:53.000
!سلام

00:38:09.150 --> 00:38:11.100
!پسر ، تو عالی به نظر می آیی

00:38:11.600 --> 00:38:13.150
ممنونم -
آره -

00:38:15.800 --> 00:38:17.150
نوشیدنی چی دوست داری؟

00:38:17.250 --> 00:38:18.650
....من یه

00:38:21.850 --> 00:38:24.050
...نمیدونم بذار ببینم

00:38:27.300 --> 00:38:29.200
... من فکر میکنم -
!آه خدای من -

00:38:30.050 --> 00:38:31.750
آه، لعنتی

00:38:33.400 --> 00:38:35.750
!گاییدن، گاییدن رویایی

00:38:45.050 --> 00:38:46.900
!صبر کن! بگذار زنگ بخوره

00:38:52.000 --> 00:38:53.650
سلام. مادر

00:38:53.750 --> 00:38:57.300
من خوبم ، خوبم
بله ، من به شما گفتم که خوب می شم

00:38:57.400 --> 00:38:58.850
... آره گلها

00:38:58.950 --> 00:39:01.350
مطمئن باش که همه رو آب دادم

00:39:01.450 --> 00:39:04.350
غذای سگ رو هم دادم
...خوب مامان

00:39:04.750 --> 00:39:08.500
بله بابا
پرنسس کوچولوی شما حالش خیلی خوبه

00:39:08.600 --> 00:39:09.950
خب دیگه، خدا حافظ

00:39:11.750 --> 00:39:14.450
اونها برای تعطیلات آخر هفته میرن بیرون و
دوشیزه به خاطر بیماری توی خونه می مونه

00:39:14.550 --> 00:39:20.800
و اونها نگرانن که چطور من برای یک
 آخر هفته در این آپارتمان زنده می مونم

00:39:20.900 --> 00:39:24.800
برای همین فریزر رو پر کردن
و همه درها رو هم قفل کردن

00:39:24.950 --> 00:39:27.300
و فقط خدا میدونه دیگه چیکار کردن

00:39:29.450 --> 00:39:34.900
<i>این به این معنی بود که من و لزلی می تونیم
 تنها باشیم و هر کاری که بخواییم انجام بدیم</i>

00:39:35.000 --> 00:39:36.950
<i>لیوان من پُر شد</i>

00:39:37.050 --> 00:39:42.550
<i>و به مسیری ریخته شد که از وسط
اون فرش بدون عیب و لکه میگذشت</i>

00:39:42.650 --> 00:39:45.350
<i>و به خیابان پیرپات می رسید</i>

00:39:45.450 --> 00:39:49.450
<i>از میان جاهایی که همه احساسات
شهوانی توی بروکلین از اونجا رد می شد</i>

00:39:50.800 --> 00:39:52.350
<i>لزلی</i>

00:39:52.450 --> 00:39:55.500
<i>یک آخر هفته تنها با لزلی</i>

00:39:55.750 --> 00:40:00.250
تو این کتاب دی.اچ لارنس رو خوندی؟
"عاشق خانم چتِرلی"

00:40:00.850 --> 00:40:02.300
نه -
آه -

00:40:03.500 --> 00:40:07.800
اون جواب رو داده
اون خیلی چیزها در مورد گاییدن بلده

00:40:09.000 --> 00:40:11.050
...اون میگه

00:40:11.150 --> 00:40:14.500
اون میگه که وقتی که می گایی، به خدای تاریکی می رسی

00:40:15.750 --> 00:40:18.200
اُه-اُه، استینگو نظر من هم واقعا همینه

00:40:18.650 --> 00:40:22.450
گاییدن، رسیدن به خدایان تاریکی ـه

00:40:25.150 --> 00:40:27.400
بیا بریم به سمت خدایان تاریکی

00:41:00.500 --> 00:41:01.600
!نه

00:41:05.400 --> 00:41:08.200
خُب، من فکر می کنم این حق رو دارم که بپرسم که
چی شده؟

00:41:09.200 --> 00:41:11.300
تو نمی فهمی

00:41:12.700 --> 00:41:14.900
نمی تونم تمام راه رو برم

00:41:18.300 --> 00:41:20.750
من در تحلیل هام به "مرحله فلات" رسیدم
:دومین مرحله از چرخه واکنش جنسی در انسان ]
[افزایش گردش خون، ضربان قلب، لذت جنسی همراه با افزایش تحریک

00:41:21.600 --> 00:41:24.050
قبل از رسیدن به مرحله صداهای جنسی این مرحله
در این مرحله زن و مرد ممکن است بطور غیر ارادی]
[شروع به درآوردن صدا ها و ناله های جنسی بکنند

00:41:24.150 --> 00:41:26.900
حتی یک کلمه از از این کلمات رو نمیتونستم بگم

00:41:27.750 --> 00:41:32.750
اون واژه چهار حرفی آنگلوساکسون
که هر کسی باید بتونه بگه

00:41:33.650 --> 00:41:36.300
حالا من کاملا می تونم که این صدا رو در بیارم

00:41:39.600 --> 00:41:43.750
<i>لزلی لاپیدوس می تونست بگه "گاییدن" ولی
نمی تونست انجامش بده</i>

00:41:50.500 --> 00:41:51.550
ناتان؟

00:41:52.250 --> 00:41:53.950
...خیلی خوشحالم که تو

00:41:54.250 --> 00:41:55.300
!اُه

00:41:55.400 --> 00:41:57.100
آره استینگو کوچولو

00:41:59.450 --> 00:42:01.300
استینگو؟ -
آره؟ -

00:42:03.750 --> 00:42:06.500
میخوای بیای بالا و شب رو با من باشی؟

00:42:06.600 --> 00:42:07.700
حتما

00:42:08.450 --> 00:42:10.900
میدونی وقتی ناتان در گیر کار میشه

00:42:11.000 --> 00:42:14.950
دیگه زمان رو فراموش می کنه
و من نمیدونم

00:42:17.950 --> 00:42:20.000
...استینگو، تو

00:42:20.100 --> 00:42:23.300
خیلی خوب شدی که این لباس "کاک ساکر" رو پوشیدی
["اشتباه در تلفظ به معنی  "کیرخور ها]

00:42:25.200 --> 00:42:27.350
این لباس "سیرساکر" من هست
[نوعی پارچه نخی  با برجستگی های منظم]

00:42:27.450 --> 00:42:30.150
آه بله درسته لباس نخی

00:42:43.100 --> 00:42:44.750
من عاشق اینجام

00:42:49.850 --> 00:42:51.800
خوشحالم که تونستی بخوابی

00:42:57.250 --> 00:42:59.700
دهنت زخم شده؟ با مزه حرف میزنی

00:43:00.750 --> 00:43:02.250
زبونم رو گاز گرفتم

00:43:02.650 --> 00:43:03.650
آهان

00:43:03.750 --> 00:43:05.000
میخوای یه چیزی برات بیارم؟

00:43:05.100 --> 00:43:06.800
نه خواهش می کنم، نه

00:43:06.900 --> 00:43:09.400
فقط لازمه که کاری به کارم نداشته باشی

00:43:10.600 --> 00:43:11.550
...هی، تو چیکار

00:43:11.650 --> 00:43:13.250
تو چیدمان مبل ها رو عوض کردی؟

00:43:13.350 --> 00:43:14.350
اممم

00:43:15.000 --> 00:43:18.100
آره، خوشت میاد؟ وقتی نمی تونم بخوابم این
کار رو می کنم. میدونی؟

00:43:18.200 --> 00:43:21.500
خیلی کار خوبیه، چون
...بعدش تو

00:43:22.350 --> 00:43:25.200
تو لازم نیست به هیچ چیز دیگه ای فکر کنی

00:43:26.000 --> 00:43:27.900
خُب، من هم امتحانش می کنم

00:43:28.000 --> 00:43:29.350
آه، نه

00:43:32.000 --> 00:43:33.750
...استینگو

00:43:33.850 --> 00:43:36.050
تو نباید مبلمان رو تکون بدی

00:43:39.600 --> 00:43:41.500
تو باید کوه ها رو تکون بدی

00:43:41.600 --> 00:43:43.250
فعلا که من نمی تونم زبونم رو هم تکون بدم

00:43:43.350 --> 00:43:46.050
شاید زیادی تکونش دادی

00:43:49.650 --> 00:43:51.650
چرا همه زن های دنیا
مثل تو نیستن؟

00:43:51.750 --> 00:43:53.800
باید بابت این خدا رو شُکر کنی

00:43:53.900 --> 00:43:56.700
من زن های خیلی زیادی رو توی زندگی تو می بینم

00:43:56.800 --> 00:44:02.200
زن های خیلی خوشگل که بهت عشق می ورزن
و باهات عشقبازی می کنن

00:44:03.050 --> 00:44:08.150
بعضی وقتها، من خودم رو می بینم
که برای همیشه تنها موندم

00:44:09.500 --> 00:44:13.450
اِه، استینگو! من با تو صادق نیستم

00:44:13.750 --> 00:44:15.950
من با خودم فکر می کنم
استینگو خیلی جوان ـه"

00:44:16.050 --> 00:44:18.400
"اون یه آمریکاییِ باهوش ـه
می دونی

00:44:18.500 --> 00:44:23.200
"اون واقعا هیچ مشکلی نداره"

00:44:23.350 --> 00:44:25.900
تو از کجا می دونی که من با استعدادم

00:44:26.000 --> 00:44:27.650
تو هیچ وقت چیزهایی که من نوشتم رو نخوندی

00:44:27.750 --> 00:44:30.000
خُب، منظورم اینه که
من راجع به کارِت حرف نمی زنم

00:44:30.100 --> 00:44:32.650
چون، میدونی
در مورد چیزی که

00:44:32.850 --> 00:44:36.100
...به خاطر اینکه می دونم یک نویسنده، اون دوست داره

00:44:36.500 --> 00:44:38.200
در مورد کارش سکوت کنه

00:44:39.950 --> 00:44:41.600
...داستان من در مورد پسری هست که

00:44:44.100 --> 00:44:45.900
یه پسر 12 ساله -
اوهوم؟ -

00:44:46.000 --> 00:44:49.450
...و -
آره، خُب، اُتوبیوگرافی هست؟ -

00:44:53.100 --> 00:44:56.050
آره، شاید نسخه اصلیش اینجوری باشه

00:44:57.700 --> 00:45:01.800
داستان در سالی اتفاق میوفته
که مادرش می میره

00:45:07.950 --> 00:45:10.600
من نمی دونستم که مادرت مرده

00:45:10.700 --> 00:45:11.950
وقتی 12 ساله بودم

00:45:12.050 --> 00:45:14.050
تو خیلی دوستش داشتی؟

00:45:14.150 --> 00:45:15.700
نه به اندازه کافی

00:45:16.150 --> 00:45:18.250
منظورت از "نه به اندازه کافی" چیه؟
منظورت چیه؟

00:45:18.350 --> 00:45:20.250
منظورم اینه که به اندازه کافی نه

00:45:25.650 --> 00:45:28.500
...خیلی وحشتناک هست که

00:45:32.250 --> 00:45:36.000
بیشتر از کسایی که بهشون عشق داری زندگی کنی
...منظورم اینه که

00:45:36.500 --> 00:45:38.100
گناه هست

00:45:38.200 --> 00:45:39.900
پدرت چی؟

00:45:40.000 --> 00:45:42.300
پدرم، مادر، شوهرم

00:45:44.650 --> 00:45:45.850
تو ازدواج کرده بودی؟

00:45:49.350 --> 00:45:51.250
آره من متاهل بودم

00:45:52.850 --> 00:45:58.500
من موقعی که خیلی جوان بودم
با یکی از شاگردهای پدرم ازدواج کردم

00:45:59.500 --> 00:46:01.850
دستیارش در دانشگاه

00:46:03.000 --> 00:46:04.900
نوشته های ضد نازی پدرت

00:46:05.000 --> 00:46:07.450
خُب، شاید اون نوشته ها اون رو توی دردسر انداختن

00:46:07.600 --> 00:46:08.800
اون نوشته ها

00:46:08.900 --> 00:46:12.650
خُب، یک روز من در مراسم
 ... عشای ربانی بودم و

00:46:14.100 --> 00:46:15.600
...من

00:46:18.300 --> 00:46:21.750
...به دلم بد افتاده بود

00:46:23.050 --> 00:46:25.750
...و خیلی ترس داشتم

00:46:25.850 --> 00:46:29.450
من دویدم رفتم بیرون کلیسا
و رفتم به دانشگاه

00:46:29.550 --> 00:46:32.500
و دیدم در ورودی قفل هست

00:46:33.800 --> 00:46:36.400
و آلمانی های خیلی زیادی اونجا بودن

00:46:36.900 --> 00:46:38.300
...و

00:46:38.400 --> 00:46:41.550
من اساتید رو دیدم
که آلمانی ها داشتن می کردنشون توی  کامیون

00:46:41.650 --> 00:46:45.700
این مثل یک بومِ نقاشی هست
که از دور می بینیش

00:46:46.550 --> 00:46:50.950
من چهره پدرم رو می بینم
و چهره همسرم رو پشت سرش

00:46:52.500 --> 00:46:54.000
...و

00:46:56.500 --> 00:46:58.000
...من نگاه کردم

00:47:00.000 --> 00:47:01.900
اما آلمانها اونها رو کشیدن بردن

00:47:02.000 --> 00:47:05.250
و من اون چهره ها رو هرگز دوباره ندیدم

00:47:05.350 --> 00:47:07.150
آلمانها، اونا رو بردن به زاخسنهاوزن، می دونی
[اردوگاه کار اجباری زاخسنهاوزن در ۳۵ کیلومتری شمال برلین]

00:47:07.250 --> 00:47:10.500
اونجا یه اردوگاه کار بود
اما روز بعدش اونها رو تیرباران کردن

00:47:10.600 --> 00:47:12.800
این چیزیه که ما شنیده ایم

00:47:17.300 --> 00:47:18.450
مادرت چی؟

00:47:18.550 --> 00:47:19.650
...مادرم

00:47:20.900 --> 00:47:22.400
...مادرم مرض

00:47:24.750 --> 00:47:27.950
...سل گرفت و

00:47:29.850 --> 00:47:32.300
اون خیلی مریض بود، میدونی

00:47:32.400 --> 00:47:35.900
اون داشت می مُرد و من کاری از دستم بر نمیومد

00:47:38.500 --> 00:47:41.450
...اما فکر می کنم اگر میتونستم گوشت بخرم

00:47:41.550 --> 00:47:44.950
اگر میتونستم گوشت برای مادرم بخرم
میتونستم تقویتش کنم

00:47:45.050 --> 00:47:47.300
پس رفتم به روستا

00:47:48.100 --> 00:47:51.850
روستایی ها گوشت نمک سود شده می فروختن

00:47:52.850 --> 00:47:56.250
و با اون پول رفتم بازار سیاه

00:47:56.350 --> 00:47:58.750
خرید کنم و بردارم بیارم

00:47:58.850 --> 00:48:00.000
ولی میدونی، این کار ممنوع بود
(خرید گوشت از بازار سیاه)

00:48:00.100 --> 00:48:03.400
چون همه گوشت ها رو برای آلمانها میبردن
میدونی

00:48:03.500 --> 00:48:05.100
...اگر می گرفتنت

00:48:05.200 --> 00:48:09.550
برای همین، من گوشت رو توی قطار
زیر دامنم قایمش کردم

00:48:09.650 --> 00:48:12.550
من وانمود کردم که حامله ام
میدونی

00:48:12.700 --> 00:48:14.600
خیلی می ترسیدم

00:48:15.300 --> 00:48:16.650
داشتم می لرزیدم

00:48:16.750 --> 00:48:19.000
...بعدش اون آلمانیه

00:48:21.400 --> 00:48:24.900
که جلوی قطار بود، من رو دید

00:48:25.000 --> 00:48:27.900
و گرفتم همونجا نشستم
اومد بالا سر من

00:48:28.000 --> 00:48:30.800
و از زیر دامنم گوشت رو کشید بیرون

00:48:37.950 --> 00:48:40.400
این بود که من رو فرستادن به آشوئیتز
[بزرگترین و مجهزترین اردوگاه کار اجباری که در طول اشغال لهستان توسط نازی‌ها ساخته شد]

00:48:42.950 --> 00:48:46.250
تو به آشوئیتز فرستاده شدی
چون گوشت خریدی؟

00:48:46.350 --> 00:48:50.150
نه، اونها چون دیدن که من ترسیده ام
من رو بردن به آشوئیتز

00:48:53.650 --> 00:48:55.250
آه، آره

00:48:56.500 --> 00:48:58.750
میدونی اینها یعنی چی؟ -
آره -

00:48:59.750 --> 00:49:02.450
تو توی آشوئیتز سعی کردی خودکشی کنی؟

00:49:03.650 --> 00:49:06.200
نه این مالِ بعد از اون اتفاقه

00:49:06.300 --> 00:49:08.300
....بعد از اون، من

00:49:11.500 --> 00:49:12.850
بعد از آزادی

00:49:12.950 --> 00:49:14.350
بعد از اینکه در امنیت بودی؟

00:49:14.950 --> 00:49:16.800
بله، امنیت، آره

00:49:18.200 --> 00:49:22.650
من در امنیت بودم، در سوئد
من توی اون اردوگاه پناهندگان بودم

00:49:24.050 --> 00:49:27.300
منظورم اینه که، خوب بود اونجا
اونها سعی میکردن بهم کمک کنن، میدونی

00:49:27.400 --> 00:49:29.800
اونها سعی می کردن

00:49:29.900 --> 00:49:32.400
...اونها سعی می کردن، ولی

00:49:38.000 --> 00:49:39.500
...من میدونستم که

00:49:41.250 --> 00:49:46.800
مسیح از من رو برگردونده

00:49:47.850 --> 00:49:51.650
و این مسیح بود که دیگه
به من اهمیتی نمیداد

00:49:51.750 --> 00:49:54.900
و می تونست اون افرادی رو که من
عاشقشون بودم رو، بِکُشه

00:49:57.150 --> 00:50:01.900
در عین حال من رو با احساس شرمندگی
زنده نگه داره

00:50:02.000 --> 00:50:04.950
اوه خدا، برای همین، من به اون کلیسا رفتم

00:50:05.700 --> 00:50:08.050
و شیشه ای رو که می دونستم اونجاست رو برداشتم

00:50:08.150 --> 00:50:12.350
و رگم رو زدم

00:50:12.450 --> 00:50:15.450
ولی البته نمردم

00:50:17.200 --> 00:50:19.100
البته که نمُردم

00:50:30.850 --> 00:50:35.300
استینگو، خیلی چیزها هست که تو
متوجه نمیشی

00:50:38.100 --> 00:50:41.550
...خیلی چیزهاست که

00:50:42.300 --> 00:50:45.800
نمی تونم بهت بگم

00:50:45.900 --> 00:50:47.500
ازت میخوام که به من اعتماد کنی

00:50:51.600 --> 00:50:53.500
من ازت میخوام که به من اعتماد کنی

00:50:55.750 --> 00:50:57.400
فقط به من اعتماد کن

00:51:09.000 --> 00:51:12.650
!اُه، خدا! این ناتان ـه

00:51:14.950 --> 00:51:16.400
!این ناتان ـه

00:51:18.100 --> 00:51:20.500
!سوفی -
!آسترید -

00:51:22.350 --> 00:51:25.350
این هفته توی شیفت شب بیمارستان
بروکلین کار می کنم

00:51:25.450 --> 00:51:27.750
مریض من یه خانم پیر هست
که از مادرم هم بدجنس تره

00:51:27.850 --> 00:51:29.000
اگر باور بکنید -
آره -

00:51:29.100 --> 00:51:32.400
خُب، شب بخیر، آسترید
خوب بخوابی

00:51:33.950 --> 00:51:36.650
اون آسترید بود. میدونی

00:51:36.750 --> 00:51:38.350
میشه در رو باز بذارم

00:51:38.450 --> 00:51:40.700
که اگه اون اومد، بتونم صداش رو بشنوم

00:51:40.800 --> 00:51:42.350
یه مشروب دیگه میخوای؟

00:51:44.100 --> 00:51:45.900
بطری خالیه -
... آره خوبه -

00:51:47.200 --> 00:51:50.500
من میدونم که بقیه بطری رو
ناتان کجا گذاشته

00:51:54.150 --> 00:51:56.500
مراقب باش، اینجا تاریکه

00:52:02.500 --> 00:52:03.750
!اُه، خدا

00:52:03.850 --> 00:52:07.000
اگر خیالت راحت میشه
بهش یه زنگی توی آزمایشگاه بزنیم

00:52:08.550 --> 00:52:10.200
نمیتونم این کار رو بکنم

00:52:10.300 --> 00:52:14.950
منظورم اینه که
اون دوست نداره موقعی که کار میکنه، بهش زنگ بزنم

00:52:15.300 --> 00:52:17.600
باشه، بهرحال

00:52:18.950 --> 00:52:21.050
من یک ساعت پیش این کار رو کردم

00:52:21.200 --> 00:52:23.900
اما کسی جواب نداد

00:52:24.000 --> 00:52:25.500
من مطمئنم که جعبه کلید تلفن خرابه

00:52:25.600 --> 00:52:28.950
،بله، فکر کنم درست میگی
مطمئنم اینطوره

00:52:29.050 --> 00:52:31.400
میدونی، بعضی وقتها وقتی اون
نمیتونه شب ها بخوابه

00:52:31.500 --> 00:52:34.900
میره بیرون و توی شهر یه قدمی میزنه

00:52:35.050 --> 00:52:38.000
میره به همه این محله های اطراف

00:52:38.550 --> 00:52:42.500
منظورم اینه که نمیدونم کجا میره
ولی یه دفعه که برگشت

00:52:42.600 --> 00:52:48.400
پای چشمش سیاه شده بود
فکّش باد کرده بود

00:52:48.500 --> 00:52:51.250
آره من گمون کردم که شکسته

00:52:54.600 --> 00:52:57.250
میدونی
ممکن بود صدمه ببیند

00:52:57.350 --> 00:53:01.550
من نمیدونم اون کجاست، ولی فکر می کنم
باید همین الان به پلیس زنگ بزنیم

00:53:01.650 --> 00:53:04.450
نه ، نگاه کن ، فکر می کنم باید دو ساعت صبر کنیم

00:53:04.600 --> 00:53:07.200
تا وقتی که یکی جعبه کلید تلفن رو تعمیر کنه صبر می کنیم

00:53:07.300 --> 00:53:08.650
اونوقت بهش زنگ می زنیم

00:53:08.750 --> 00:53:12.650
اون تا دیر وقت کار میکنه
شاید خسته شده و خوابش برده باشه

00:53:12.750 --> 00:53:16.450
آره شاید اونجا خوابش برده باشه

00:53:18.550 --> 00:53:21.100
من مطمئنم -
مطمئنم که حق با توئه -

00:53:26.100 --> 00:53:28.450
اینجا رو نگاه کن
الفبای نازی

00:53:31.550 --> 00:53:34.250
اون باید تمام چیزهایی رو که اون سالها
در مورد نازی ها می نوشتن رو داشته باشه

00:53:34.350 --> 00:53:39.150
بله، اون نسبت به نازی هایی که از
عدالت فرار کردن ، وسواس داره

00:53:40.250 --> 00:53:42.800
تو فکر می کنی همه اینها بعد
از آشنایی با تو شروع شده؟

00:53:43.050 --> 00:53:46.850
ببین، من میدونم که نباید
در مورد اونجا چیزی بهش می گفتم

00:53:46.950 --> 00:53:48.750
اما چیکار می تونستم بکنم

00:53:48.850 --> 00:53:51.750
...می دونم تقصیر من بود که -
ببین من می تونم بفهمم -

00:53:52.650 --> 00:53:54.000
با همه اینها اون یه یهودیه

00:53:54.950 --> 00:53:58.700
بله ، اون یهودیه، اما فکر نمی کنی
من هم عصبانی هستم؟

00:53:58.800 --> 00:54:03.050
این آدمها، این نازی های وحشتناک
...زندگی و پدر من رو

00:54:03.150 --> 00:54:06.350
آدمی به اون خوبی که سعی می کرد
به یهودی ها کمک کنه ، رو کشتن

00:54:06.650 --> 00:54:08.550
فکر نمیکنی که من عصبانی هستم؟

00:54:08.650 --> 00:54:11.600
ولی میدونی، میدونی، تو ناتان رو درک نمیکنی

00:54:13.300 --> 00:54:15.400
تو نمیدونی

00:54:20.600 --> 00:54:24.100
...اون
ممکنه اون چیکار کنه، میدونی. من فکر میکنم

00:54:24.200 --> 00:54:26.650
بعضی وقت ها فکر می کنم -
چی فکر میکنی؟ -

00:54:30.550 --> 00:54:32.350
چی فکر میکنی، خوشگل لهستانی

00:54:32.450 --> 00:54:33.700
!اُه ناتان

00:54:36.250 --> 00:54:37.950
تو حالت خوبه؟

00:54:38.050 --> 00:54:39.650
من کاملا خوبم
ولی شما دو تا چتونه؟

00:54:41.300 --> 00:54:46.100
آره، خوب، من خیلی وحشت کرده بودم
میدونی من احمق بودم

00:54:47.000 --> 00:54:49.550
من خیلی ترسیده بودم، می دونی، فکر می کردم
اتفاقی برات افتاده

00:54:49.650 --> 00:54:52.700
باید بهت زنگ میزدم
ولی نخواستم بیدارت بکنم

00:54:52.800 --> 00:54:54.700
ما سرِ کار به یه چیزی رسیدیم
یه چیز بزرگ

00:54:54.800 --> 00:54:56.050
آره؟ -
یه چیز بزرگ -

00:54:56.150 --> 00:54:57.650
خیلی عالیه ناتان

00:55:01.400 --> 00:55:03.150
آره عالیه

00:55:14.200 --> 00:55:16.100
ولی تو اینجا بودی

00:55:18.600 --> 00:55:20.100
با سوفی

00:55:21.250 --> 00:55:24.150
...بله، استینگو، تو میدونی، تو

00:55:24.250 --> 00:55:26.850
استینگو بعد از قرارش وقتی اومد خونه

00:55:28.050 --> 00:55:32.400
من صدای در رو شنیدم و گمون کردم تویی
...برای همین دویدم بیرون، ولی

00:55:33.100 --> 00:55:36.700
به هرحال، من صداش کردم، گفتم
"چرا نمیای بالا یه مشروبی باهم بخوریم؟"

00:55:36.800 --> 00:55:42.150
میدونی. آخه من نگران بودم
و اون دوست خیلی خوبیه برام

00:55:42.250 --> 00:55:44.900
ما داشتیم باهم معاشرت می کردیم

00:55:59.600 --> 00:56:04.050
پس تو خلوتگاه مقدس من رو دیدی

00:56:05.550 --> 00:56:09.050
الان تو همه رازهای تاریک و مبهم ناتان رو میدونی

00:56:10.250 --> 00:56:11.700
به سختی

00:56:18.650 --> 00:56:22.450
اونها 6 میلیون یهودی رو پاک سازی کردن

00:56:24.400 --> 00:56:26.450
و دنیا بهشون اجازه داد فرار کنن

00:56:29.700 --> 00:56:33.450
میخوای به جشن زجر کُش کردن
!ما ملحق بشی؟ پسر جنوبی

00:56:33.550 --> 00:56:36.300
من انتظار داشتم تو اینجا
چیزهای زیادی به من یاد بدی

00:56:37.750 --> 00:56:40.250
من باید برم، یه کاری دارم

00:56:40.350 --> 00:56:42.050
استینگو، صبر کن

00:56:42.150 --> 00:56:45.150
استینگو بهترین دوست ماست
چرا این کار رو باهاش کردی؟

00:56:46.150 --> 00:56:48.850
استینگو بهترین دوست ماست
ما باید ازش تشکر کنیم

00:56:48.950 --> 00:56:51.600
ناتان به من گوش کن

00:56:51.700 --> 00:56:56.300
من ترسیده بودم، من نمیدونستم
چیکار بکنم، اگر اون اینجا نبود

00:57:02.900 --> 00:57:04.400
این حقیقت داره

00:57:14.200 --> 00:57:16.700
من رو ببخش، رفیق قدیمی. من متاسفم -
بسیار خوب -

00:57:17.450 --> 00:57:20.400
حتما حق با سوفی عزیزم هست -
آره  -

00:57:20.500 --> 00:57:23.200
شاید کار من رو دیوونه کرده باشه، میدونی -
میدونم، میدونم کار می کنی -

00:57:23.300 --> 00:57:25.350
ما در حال رسیدن به یافته بزرگ هستیم -
میدونم عزیزم -

00:57:25.450 --> 00:57:28.250
من تنها یکی از اون دانشمندهای دیوانه هستم
ما همه از یه قُماشیم

00:57:28.350 --> 00:57:30.300
...بیخیال

00:57:30.900 --> 00:57:32.300
من میرم

00:57:33.950 --> 00:57:35.800
ممنونم -
آره -

00:57:36.250 --> 00:57:39.350
ممنونم بخاطر مراقبت هات از سوفی-
آره، بسیار خُب -

00:57:46.400 --> 00:57:48.900
اُه ناتان

00:57:50.150 --> 00:57:52.150
خیلی متاسفم

00:57:56.400 --> 00:57:58.300
عزیزم من خونه ام

00:58:03.100 --> 00:58:04.750
خوبه -
تو حالت خوبه؟ -

00:58:04.850 --> 00:58:07.300
آره، آره -
مطمئنی؟ -

00:58:07.400 --> 00:58:08.650
آره

00:58:08.750 --> 00:58:11.500
از این چیزها توی جنوب هم گیر میاد؟

00:58:13.850 --> 00:58:14.800
اوضاع چطوره؟

00:58:14.900 --> 00:58:16.450
خوب. داره خوب پیش میره

00:58:16.550 --> 00:58:17.900
!سریع فکر کن

00:58:19.150 --> 00:58:20.200
!یا خدا

00:58:22.700 --> 00:58:24.500
اومدی  و همه چیز را خراب کردی

00:58:24.600 --> 00:58:27.800
یتا، می دونی، همیشه بهترین ها را فراهم می کنه

00:58:27.900 --> 00:58:29.650
بهترین چیزی که می تونی در بروکلین پیدا کنی

00:58:30.800 --> 00:58:32.600
!لعنتی

00:58:34.400 --> 00:58:37.400
سوفی باید بعد از کار چرت بزنه

00:58:39.450 --> 00:58:41.650
اون از زمان جنگ، دیگه زیاد نمیخوابه

00:58:41.750 --> 00:58:44.850
اوضاع چطوره؟ -
آره، خوبه. ممنونم -

00:58:44.950 --> 00:58:46.400
خوب، بگذار یه نگاهی بهشون بندازم

00:58:46.500 --> 00:58:48.050
!نه، نه، نه، نه -
!بیخیال -

00:58:48.150 --> 00:58:51.850
من دخالت نخواهم کرد
... هیچ نظری نخواهم داد من حتی

00:58:51.950 --> 00:58:54.350
ببین، من این رو به کسی نشون نداده ام
 هیچ کس این رو ندیده

00:58:54.450 --> 00:58:57.350
آره ، اما من کسی نیستم من یه دوست هستم

00:58:57.450 --> 00:58:58.750
توی جنوب از این دوست ها نداشتی؟

00:58:58.850 --> 00:59:02.150
دوست"، کسی هست که به شخص دیگری علاقمند میشود"
به خاطر احساسات و عواطف آن شخص

00:59:02.250 --> 00:59:03.850
... ببین  -
کسی که مساعدت می کند -

00:59:03.950 --> 00:59:04.900
یک حامی ، یک پشتیبان

00:59:05.000 --> 00:59:07.050
ببین، وقتی که این رو شروع کردم، به خودم قول دادم که

00:59:07.150 --> 00:59:10.300
تاوقتی که تمومش نکردم، به هیچ کس نشونش ندم

00:59:10.400 --> 00:59:12.450
بعد از اون خودم آدمش رو پیدا می کنم

00:59:12.550 --> 00:59:14.100
...خُب

00:59:15.200 --> 00:59:18.850
باشه، منظورت اینه که تو از این
وحشت داری که کسی ازش خوشش نیاد

00:59:18.950 --> 00:59:20.500
وحشت" به معنای انباشته شدن از ترس  زیاد"

00:59:20.600 --> 00:59:23.250
تسخیر شدن توسط خوف حاد و مفرط

00:59:23.400 --> 00:59:25.550
که هر کسی رو میتونه قربانی کنه -
بسیار خب، باشه -

00:59:25.650 --> 00:59:27.700
آره، بسیارخوب، بسیار خوب

00:59:29.650 --> 00:59:31.700
بیا، شاید این یه ایده ای بهت بده

00:59:31.800 --> 00:59:33.000
آه، خدای من

00:59:35.500 --> 00:59:37.500
اون صفحاتی که توی ماشین تایپه، چی؟

00:59:37.600 --> 00:59:38.950
...نه این یه

00:59:40.000 --> 00:59:42.050
ناتان! بسن کن

00:59:42.750 --> 00:59:44.250
بسیار خُب

00:59:45.600 --> 00:59:48.900
استینگو! چی بدتر از این می تونه اتفاق بیوفته؟

00:59:49.650 --> 00:59:51.300
ممکنه من کشف کنم که تو نمیتونی بنویسی
خداخافظ

00:59:51.500 --> 00:59:52.900
خداخافظ -
اه، لعنتی -

00:59:53.000 --> 00:59:54.700
ناتان برگرد

00:59:54.800 --> 00:59:57.200
برشون می گردونم، رفیق

00:59:59.950 --> 01:00:01.450
باشه، خوبه

01:00:03.850 --> 01:00:05.350
استینگو، یه دقیقه صبر کن

01:00:06.300 --> 01:00:10.000
صبر کن!ناتان به من سفارش کرده که تو رو ببرم فیلم ببینی

01:00:10.100 --> 01:00:12.900
اون من رو محافظ تو کرده تا اون داستان رو بخونه

01:00:13.000 --> 01:00:16.600
آره، پس تو دیگه نمی تونی هیچ خشونتی به خرج بدی

01:00:22.000 --> 01:00:24.600
ناتان باید خوندن داستان رو تموم کرده باشه -
آره -

01:00:24.700 --> 01:00:25.900
بجنب، بیا بریم ببینیم

01:00:26.000 --> 01:00:27.600
فکر میکنم من توی اطاقم منتظر بمونم

01:00:27.700 --> 01:00:29.500
نه بیا

01:00:29.600 --> 01:00:32.250
اگه اون بخواد چیزی بگه بهم
بذار پایین بیاید و بگه

01:00:32.350 --> 01:00:33.900
اره، احمق نباش

01:01:19.450 --> 01:01:20.600
آفرین

01:02:42.250 --> 01:02:43.750
...روی این پُلی که

01:02:45.700 --> 01:02:48.100
نویسنده های خیلی بزرگ آمریکایی ایستادند

01:02:48.200 --> 01:02:51.200
و حرفهاشون رو زدند تا
آمریکا صداشون رو بشنوه

01:02:54.300 --> 01:02:57.250
به سرزمینی نگاه کنید که به
اونها ویتمن رو داده

01:02:57.500 --> 01:03:02.200
نویسنده ای از شرق آمریکا که رویای آینده
آمریکا رو در سر داشت و حرفهاش رو زد

01:03:05.050 --> 01:03:06.550
در این دوره

01:03:07.950 --> 01:03:10.800
که توماس وُلف و هارت کرین می نوشتند

01:03:13.850 --> 01:03:18.450
ما ورود استینگو را به معبد خدایان
خیر مقدم میگوئیم

01:03:19.950 --> 01:03:23.350
کسی که ما همه جملاتش را ابدی می دانیم

01:03:29.750 --> 01:03:31.950
به سلامتی استینگو

01:03:43.900 --> 01:03:46.950
<i>من با یه همچین مشوقی، چطور می تونستم که موفق نشم</i>

01:03:47.050 --> 01:03:51.500
<i>مشوقی با ذهنی بخشنده و امیدوار به زندگی</i>

01:03:52.550 --> 01:03:57.100
<i>ناتان حقیقتا و به طرز وحشتناکی مسحور کننده بود</i>

01:03:58.250 --> 01:03:59.450
!سوفی

01:04:01.100 --> 01:04:02.650
!ما انجامش دادیم

01:04:03.600 --> 01:04:05.550
!استینگو -
!ناتان -

01:04:10.950 --> 01:04:12.000
!ما انجامش دادیم

01:04:12.100 --> 01:04:13.800
چی؟ شما چیکار کردید؟

01:04:21.200 --> 01:04:22.450
!ناتان

01:04:25.000 --> 01:04:26.350
یادت هست بهت موقعی که اومدم خونه چی گفتم؟

01:04:26.450 --> 01:04:27.500
و اینکه ما داریم به یه چیز بزرگ می رسیم؟

01:04:27.600 --> 01:04:29.000
آره -
امروز ترکوندیمش -

01:04:29.100 --> 01:04:31.050
چی؟ چی؟ چی؟ چی؟

01:04:33.600 --> 01:04:35.750
الان بهت نمیتون بگم، درباره همه اش،امشب بهتون میگم

01:04:35.850 --> 01:04:37.250
نه، چند ساعت مگه چی میشه؟

01:04:37.350 --> 01:04:39.550
نه الان نمیتونم بهتون بگم

01:04:39.650 --> 01:04:40.850
بیخیال

01:04:41.750 --> 01:04:43.450
خیلی زود همه دنیا خواهد فهمید

01:04:43.550 --> 01:04:44.550
آه خدایا

01:04:44.650 --> 01:04:49.050
یکی از بزرگترین پیشرفتهای پزشکی در تمام تاریخ

01:04:50.850 --> 01:04:52.500
نمیتونم بهتون بگم

01:04:53.650 --> 01:04:54.650
بیخیال

01:04:54.750 --> 01:04:59.200
من در مورد استکهلم دارم حرف میزنم
سال دیگه، هر سه تامون باهم اونجاییم

01:04:59.750 --> 01:05:01.350
من در مورد جایزه نوبل لعنتی دارم حرف می زنم

01:05:01.450 --> 01:05:02.400
!اُه خدای من

01:05:02.500 --> 01:05:05.300
!متاسفم بچه ها، ولی اول باید برم یه جایی

01:05:06.050 --> 01:05:08.350
!صبر کنین، من یه چیزی دارم که باهاش جشن بگیریم

01:05:08.550 --> 01:05:10.800
اُه، نه، چی داری؟

01:05:11.850 --> 01:05:13.150
این یکی برای تو

01:05:13.250 --> 01:05:14.850
!اُه خدای من

01:05:15.600 --> 01:05:18.300
این هم با اونه -
!آه خدا، ناتان

01:05:18.850 --> 01:05:21.800
اُه، ناتان! چه لباس قشنگی

01:05:21.900 --> 01:05:23.250
خوشت میاد؟

01:05:27.850 --> 01:05:29.150
امتحانش کن

01:05:30.200 --> 01:05:32.000
بپوشش. بجنب دیگه
!بیا لباس رو بپوش و امتحنش کن

01:05:32.100 --> 01:05:33.250
!اُه خدای من

01:05:33.350 --> 01:05:34.300
بجنب، بجنب، بجنب

01:05:34.400 --> 01:05:36.350
.... میتونم برم -
داخل بوته ها، داخل بوته ها -

01:05:36.450 --> 01:05:39.200
بجنب. امتحانش کن. لطفا، میخوام ببینمش

01:05:39.300 --> 01:05:40.600
ناتان من نمیخوام  این کار رو بکنم -
میخوام ببینمش -

01:05:40.700 --> 01:05:42.650
میخوام اون رو تن تو ببینمش

01:05:42.750 --> 01:05:44.250
باشه، بالا نگهش دار

01:05:45.900 --> 01:05:48.250
این تکه بالا رو نداره -
تو بالایی؟

01:05:48.400 --> 01:05:50.400
ناتان، این خوشگله

01:05:52.450 --> 01:05:53.550
من باید برگردم به آزمایشگاه

01:05:53.650 --> 01:05:56.250
چرا نمی مونی تا با ما ناهار بخوری؟

01:05:56.350 --> 01:05:57.250
امشب جشن می گیریم

01:05:57.350 --> 01:05:58.350
به اینها نگاه کن

01:05:58.450 --> 01:06:01.150
میدونم، نمی تونم، نمی تونم
من باید برگردم سر کار

01:06:01.250 --> 01:06:02.750
امشب جشن می گیریم

01:06:02.850 --> 01:06:04.400
مطمئن باش که سوفی سالم برسه خونه، باشه؟

01:06:04.550 --> 01:06:06.000
امشب میخوام تو رو توی اون لباس ببینم

01:06:06.100 --> 01:06:07.600
به این کفشها نگاه کن

01:06:07.700 --> 01:06:09.400
امشب. امشب نگاهشون می کنم

01:06:11.400 --> 01:06:14.100
آه، عزیزم، بهت افتخار می کنم

01:06:18.250 --> 01:06:19.550
امشب

01:06:20.850 --> 01:06:24.250
تو بودی که این ایده رو به من دادی که بگیریمش

01:06:25.000 --> 01:06:26.400
این شبیه مال منه

01:06:26.500 --> 01:06:28.700
ساعت قشنگیه، آره؟

01:06:30.550 --> 01:06:33.400
دکتر کتز، رئیس من. میدونی، و همسرش

01:06:34.050 --> 01:06:36.000
خانواده اش در کار تجارت جواهرات هستن

01:06:36.100 --> 01:06:37.950
برای همین اون من رو با ماشین برد اونجا

01:06:38.550 --> 01:06:39.550
تا این ساعت حکاکی شده رو بگیرم

01:06:39.650 --> 01:06:41.050
درش از بالا باز میشه
مثل مال من

01:06:41.150 --> 01:06:43.600
...چی؟ انگشتت رو نزن

01:06:43.700 --> 01:06:45.100
اثر انگشتات، رو همه جاش موند

01:06:45.200 --> 01:06:46.550
من در این مورد چیزی نمی دونم

01:06:46.650 --> 01:06:48.550
به هر حال ، فکر می کنی اون این رو دوست داره؟

01:06:48.650 --> 01:06:49.650
حتما دوستش داره

01:06:49.900 --> 01:06:52.250
آره، من فکر می کنم اون خیلی خوشحال بشه

01:06:55.000 --> 01:06:59.600
میدونی، قیمتش خیلی بالاست، خیلی پول میارزه
بیشتر از اینکه من استطاعتش رو داشته باشم

01:06:59.700 --> 01:07:01.650
به هرحال، چه اهمیتی داره؟

01:07:02.500 --> 01:07:04.650
این روزها پول چیز خیلی مهمی به نظر نمی رسه

01:07:05.000 --> 01:07:06.450
اوهوم

01:07:07.000 --> 01:07:09.000
شامپاین رو بیار، زود باش

01:07:14.250 --> 01:07:16.450
اون داره میاد
بیارشون

01:07:16.550 --> 01:07:18.850
آوردم -
شامپاین اون پشته -

01:07:19.000 --> 01:07:22.050
وقتی رفتم توی مغازه، اون مارکی رو که
ناتان میخواستف یادم نبود

01:07:22.150 --> 01:07:23.300
آره، چه مارکیه؟

01:07:23.400 --> 01:07:26.200
پسره مغازه داره، یه چیزی مثل رُز گفت

01:07:26.300 --> 01:07:28.150
پسره مغازه داره گفت خیلی خوبه

01:07:31.700 --> 01:07:34.150
! سورپرایز -
! سورپرایز -

01:07:34.500 --> 01:07:37.400
این همون مارکی هست که میگفتی دوستش داری؟
من اون رو یادم نبود

01:07:42.000 --> 01:07:44.300
استینگو اون شامپاین رو برات خریده

01:07:45.400 --> 01:07:46.500
آره

01:07:47.000 --> 01:07:48.500
چه خوبه

01:07:49.400 --> 01:07:51.600
،قشنگه
نگاهش کن

01:07:51.750 --> 01:07:52.950
آره، دوستش داری؟

01:07:53.050 --> 01:07:54.050
خیلی بهت میاد

01:07:55.150 --> 01:07:57.500
وفاداری تو بیشتر میشه

01:07:59.150 --> 01:08:00.150
چی؟

01:08:01.350 --> 01:08:05.300
بهت نگفته بودم که تنها چیزی که
من ازت انتظار دارم

01:08:05.950 --> 01:08:09.100
تنها چیز، وفاداری هست

01:08:11.250 --> 01:08:15.100
و بهت نگفته بودم که اگر یه بار دیگه با این یارو کتز باشی

01:08:15.700 --> 01:08:17.250
یه بار دیگه، خارج از کار

01:08:17.350 --> 01:08:20.950
با این آدم پست متقلب حقیر، بیشتر از
ده قدم راه بری

01:08:21.050 --> 01:08:22.600
میزنم، کونت رو پاره می کنم؟ -
آره، ولی -

01:08:22.700 --> 01:08:23.750
و امروز بعد از ظهر

01:08:23.850 --> 01:08:25.750
اون تو رو با ماشین خودش آورد خونه -
آره، ولی -

01:08:25.850 --> 01:08:29.100
تو همه بعد از ظهر لعنتی رو با اون گذروندی؟
باهاش نبودی یعنی؟

01:08:29.200 --> 01:08:32.050
یا شاید بهتره بگم شما همه بعد از ظهر
رو باهم در حال عشقبازی گذروندین؟

01:08:32.150 --> 01:08:33.200
!ناتان

01:08:33.300 --> 01:08:35.200
لباس جدیدت رو برای اون هم پوشیدی؟ هان؟

01:08:36.200 --> 01:08:39.050
خب، اون میتونست اون لباس رو از تنت
توی یه اتاقِ تو یه هتل ارزون از تنت در بیاره

01:08:39.150 --> 01:08:42.250
مراقب ستون فقراتت بود

01:08:42.350 --> 01:08:43.550
موقعی که رو کولش انداخته بودت

01:08:43.650 --> 01:08:46.950
شرط میبندم که این کار خیلی رو با اون شومبول کایروپراکتیکش انجام میده
[شکلی از پزشکی جایگزین با تمرکز روی تشخیص و درمان اختلالات حرکتی دستگاه ماهیچه‌ای‌اسکلت انسان]

01:08:47.100 --> 01:08:48.600
نه صبر کن ناتان -
زود باش، میتونی بهم بگی -

01:08:49.150 --> 01:08:51.350
تو از کجا میدونی که اون سوفی رو آورده خونه؟

01:08:51.450 --> 01:08:53.550
تو اون رو بعد از ظهر تعقیب کردی؟ -
استینگو، نکن -

01:08:53.650 --> 01:08:56.550
چه احساسی بهت دست میده اگر بفهمی
که کتز اون رو رسونده خونه؟

01:08:57.350 --> 01:08:58.850
فکر میکنم احساس حماقت می کنی

01:08:58.950 --> 01:09:00.450
فقط بفهمید چرا اون رو به خونه رسونده

01:09:00.550 --> 01:09:02.050
لطفا این کار رو نکن

01:09:02.900 --> 01:09:07.900
جوجه آرتیست جنوبی ما از یه جنده لهستانی کوچولو دفاع می کنه

01:09:09.950 --> 01:09:13.950
حیف که جشن ما خیلی بیشتر از اون چیزی
 که من انتظارش رو داشتم، جهانی برگزار شد

01:09:14.050 --> 01:09:15.650
استینگو، فکر میکنم بهتره تو بری طبقه پایین

01:09:15.750 --> 01:09:17.300
ببین، من تو رو با اون تنها نمیذارم

01:09:17.400 --> 01:09:19.100
تو نمی فهمی -
!نه -

01:09:19.200 --> 01:09:20.700
تو با حضورت در اینجا اوضاع را بدتر می کنی -
اون قصد نداره این مزخرفات رو تموم کنه -

01:09:20.800 --> 01:09:22.500
تو اون رو درک نمی کنی -
...بسیار خب؟ اون  -

01:09:22.600 --> 01:09:24.300
بزار این مزخرفات رو تمومش کنیم

01:09:24.400 --> 01:09:26.750
آره، بریز، بیا جشن بگیریم
میدونی چرا؟

01:09:27.600 --> 01:09:28.600
ما اینجاییم که  به سلامتی تو بنوشیم -
!آره -

01:09:28.700 --> 01:09:30.350
ولی ما دارم چیکار می کیم
به سلامتی چی داریم می نوشیم

01:09:30.450 --> 01:09:32.600
آره حق با توئه. راست میگی من واقعا متاسفم -
خیلی خوبه -

01:09:32.700 --> 01:09:34.400
نمیدونم چه مرگمه

01:09:34.500 --> 01:09:36.000
...اینجا

01:09:37.050 --> 01:09:39.450
...به سلامتی بهترین دوستم

01:09:41.100 --> 01:09:42.650
...و بهترین دخترم  -
بفرمایید -

01:09:42.950 --> 01:09:45.700
آره، ببین چی برات خریدم. به هرحال

01:09:50.450 --> 01:09:52.750
...کادو پیچی اش کرده بودم، اما، می دونی

01:09:55.950 --> 01:09:58.250
قشنگه، واقعا قشنگه

01:09:58.350 --> 01:09:59.350
خوشت میاد؟

01:09:59.450 --> 01:10:01.950
خوشم میاد؟ خوشم میاد؟ عاشقشم

01:10:02.050 --> 01:10:05.100
آره، شبیه مالِ استینگو هست

01:10:06.000 --> 01:10:07.200
آره؟

01:10:08.700 --> 01:10:09.750
آه، آره

01:10:09.850 --> 01:10:11.350
روش هم حکاکی شده

01:10:11.450 --> 01:10:13.000
این قشنگه، قشنگه

01:10:16.950 --> 01:10:19.800
این رو میخوریم به سلامتی

01:10:20.550 --> 01:10:26.000
جدایی کامل من از شما دو تا آشغال

01:10:26.200 --> 01:10:27.700
جدایی از تو

01:10:28.500 --> 01:10:31.600
کُس ماساژور زرنگ کینگز کانتی
(کینگز کانتی: نام دیگر منطقه بروکلین)

01:10:31.700 --> 01:10:34.500
و تو لجن زشت دیکسی
(در زبان عوام آمریکا دیکسی به ایالت‌های جنوبی آمریکا گفته می‌شود)

01:10:38.650 --> 01:10:41.150
تو نمیتونی من رو خر کنی استینگو جوان

01:10:42.050 --> 01:10:46.350
بخاطر اینکه تو خیلی با لطف به من اجازه دادی که
شاهکار بزرگ جنوبی رو بخونم

01:10:47.350 --> 01:10:50.650
اثر گریه آورِ از روی  دلسوزی به حالِ خودِ یک نوجوان
(ننه من غریبم بازی)

01:10:51.400 --> 01:10:53.200
بخاطر مادر بیچاره مرده ات

01:10:53.300 --> 01:10:54.900
با اون کاری نداشته باش ناتان

01:10:55.250 --> 01:10:58.200
با این حال ، اگر خوش بینانه به آن نگاه کنیم

01:10:58.300 --> 01:11:00.900
تو ممکنه در آستانه رسیدن به یک فرم کاملا جدید باشی

01:11:01.000 --> 01:11:03.100
فرم کتاب کُمیک جنوبی

01:11:04.300 --> 01:11:06.650
و حالا عزیز من، عزیزم -
...استینگو -

01:11:06.750 --> 01:11:08.800
میخوام ازت یه سوال بپرسم -
آره؟ -

01:11:08.900 --> 01:11:10.750
سوالی که مدتهاست کله من رو درگیر کرده

01:11:10.850 --> 01:11:14.000
آره، اون وقت شاید بتونی یه توضیحی به من بدی

01:11:14.500 --> 01:11:18.400
شاید یه توضیحی برای اینکه چرا تو اینجایی

01:11:18.500 --> 01:11:19.750
...صبر کن -
میدونی؟ آره -

01:11:20.300 --> 01:11:24.800
قدم زدن در خیابونها
غرق در عطر های فریبنده

01:11:26.700 --> 01:11:29.800
داشتن رابطه جنسی پنهانی

01:11:30.550 --> 01:11:34.300
نه با یکی که با دو نفر

01:11:34.400 --> 01:11:37.300
بشمُریدشون
آقایان و خانم ها

01:11:38.250 --> 01:11:41.050
دو کایروپراکتور
(متخصص  اختلالات حرکتی دستگاه ماهیچه‌ای‌اسکلتی انسان)

01:11:41.150 --> 01:11:45.800
خلاصه که هرد تا رو توی دست و بالش نگه داره

01:11:45.900 --> 01:11:48.500
چقدر صداقت دارن ایشون

01:11:48.600 --> 01:11:50.000
در حالی که توی آشوییتز

01:11:50.100 --> 01:11:53.850
ارواح میلیون ها مرده هنوز به دنبال پاسخ هستند

01:11:53.950 --> 01:11:55.000
نه

01:11:56.050 --> 01:11:57.400
بهم بگو

01:11:58.250 --> 01:11:59.500
بگو ببینم سوفی

01:11:59.700 --> 01:12:01.950
،همان یهود ستیزی

01:12:02.050 --> 01:12:05.050
که لهستان به خاطرش چنین شهرت جهانی پیدا کرده

01:12:05.150 --> 01:12:08.550
اون همون یهودستیزی نبود که
سرنوشت خودِ تو رو عوض کرد

01:12:08.650 --> 01:12:10.800
به تو کمک کرد و به نوعی از تو محافظت کرد

01:12:10.900 --> 01:12:14.100
طوری که تو یکی از انگشت شمار
 افرادی هستی که زنده موندن

01:12:14.850 --> 01:12:17.350
در حالیکه میلیونها نفر مُردن؟

01:12:19.150 --> 01:12:21.700
بگو ببینم، بگو چرا

01:12:22.200 --> 01:12:23.300
هان؟

01:12:23.400 --> 01:12:25.850
توضیح، لطفا

01:12:27.250 --> 01:12:32.450
!بگو چرا، شماره 11379 قدیمِ خوش شانس

01:12:33.150 --> 01:12:39.450
بهم بگو که چرا این جا رو برای
زندگی کردن انتخاب کردی؟

01:12:39.550 --> 01:12:42.800
چه ترفند باشکوه و استراتژی

01:12:42.900 --> 01:12:44.750
از اون کله دوست داشتنیت بیرون جهیده

01:12:44.850 --> 01:12:48.500
که بهت اجازه داد هوای پاک لهستان را تنفس کنی

01:12:49.250 --> 01:12:51.500
در حالی که اون جمعیت انبوه در آشوییتز

01:12:51.600 --> 01:12:55.650
آروم آروم با گاز خفه شدن؟

01:12:55.750 --> 01:12:56.700
نه

01:12:56.800 --> 01:12:57.750
!توضیح بده

01:12:57.850 --> 01:12:59.450
!بس کن -
!توضیح بده -

01:12:59.550 --> 01:13:00.700
!ولش کن

01:13:00.800 --> 01:13:02.300
!از سر راهم برو کنار

01:13:02.400 --> 01:13:04.650
...از سر راه من

01:13:06.100 --> 01:13:08.400
بر گم شو
برو بیرون

01:13:09.300 --> 01:13:11.650
گم شو بیرون
گم شو برو بیرون از اینجا

01:13:11.850 --> 01:13:13.200
!گم شو

01:13:16.350 --> 01:13:18.400
وقتی که از خونه داشتم می رفتم، اونها اینجا بودن

01:13:18.500 --> 01:13:21.850
برگشتم میبینم دوتا اتاق خالی ان
نه ناتان هست، نه سوفی

01:13:21.950 --> 01:13:23.150
کسی نمی دونه که

01:13:23.250 --> 01:13:25.900
ناتان) اون (سوفی) رو سوار تاکسی کرده)
و خودش از یه راه دیگه فرار کرده

01:13:26.000 --> 01:13:27.400
نمی تونم بگم که چقدر صدمه دیده ام

01:13:27.500 --> 01:13:29.050
دکتر بلک استاک -
 <i>بله -</i>

01:13:29.150 --> 01:13:31.850
گوش کنید، من یکی از دوستان سوفی زاویستُوسکا هستم

01:13:31.950 --> 01:13:33.650
و شما شاید در مورد من هم شنیده باشید
من استینگو هستم

01:13:33.750 --> 01:13:36.550
<i>اُه، نویسنده، سوفی خیلی به شما افتخار می کرد</i>

01:13:36.650 --> 01:13:39.250
بله، گوش کنید، من دارم سعی میکنم ردی ازش پیدا کنم

01:13:39.350 --> 01:13:41.200
<i>ولی مگه شما توی یه خونه زندگی نمی کنید</i>

01:13:41.400 --> 01:13:43.600
اوممم. اون دیشب ، نقل مکان کرده

01:13:43.700 --> 01:13:44.750
<i>نقل مکان کرده</i>

01:13:44.850 --> 01:13:46.750
<i>امروز صبح که زنگ زد، حالش خیلی خوب نبود</i>

01:13:46.850 --> 01:13:50.250
<i>من نگرانش شدم، دختر به این عزیزی</i>

01:13:50.350 --> 01:13:52.850
گوش کنید ، شما ایده ای دارید که چطور اون رو پیدا کنم؟

01:13:52.950 --> 01:13:54.900
<i>از دوست پسرش چه خبر؟</i>

01:13:55.850 --> 01:13:57.950
فکر می کنم به هم زدن

01:13:58.050 --> 01:13:59.950
<i>شاید رفته باشه با یکی از دوستانش بمونه</i>

01:14:01.850 --> 01:14:03.700
من هیچکدوم از دوستانش رو نمی شناسم

01:14:04.000 --> 01:14:08.750
<i>یه دختر لهستانی بود که برای استادی در کالج بروکلین کار می کرد</i>

01:14:08.850 --> 01:14:12.050
<i>من اسمش رو یادم میاد، اسمش سونیا واجینسکا بود</i>

01:14:12.800 --> 01:14:16.200
خانمی به نام سونیا واجینسکا اینجا کار می کنه؟

01:14:16.500 --> 01:14:19.800
نه، متاسفم. اون 6 ماه پیش برگشت به لهستان

01:14:19.900 --> 01:14:22.400
اما اگه بخواهید، من میتونم آدرسش رو بهتون بدم

01:14:22.500 --> 01:14:23.950
متشکرم

01:14:24.050 --> 01:14:27.000
اتفاقاً دوست اون ، سوفی زاویستوفسکا را نمی شناسید ، درسته؟

01:14:27.100 --> 01:14:28.250
بله میشناسم

01:14:28.650 --> 01:14:30.850
اون یه بار اومد اینجا تا سونیا رو ببینه

01:14:30.950 --> 01:14:33.200
ولی دیگه برنگشت اینجا

01:14:34.750 --> 01:14:39.800
من اون رو از روزهای حضورم در دانشگاه کراکوف میشناسم

01:14:40.100 --> 01:14:43.050
او دختر پروفسور بیگانسکی هست

01:14:43.150 --> 01:14:44.400
شما دانشجوی اون بودید؟

01:14:46.600 --> 01:14:49.500
من یک بار از اون یه سخنرانی شنیدم
همون  کافی بود

01:14:50.750 --> 01:14:54.050
من می دونم که اون خیلی بی پرده
در مورد نازی ها صحبت می کرد

01:14:55.150 --> 01:14:57.300
او دیوانه نازی ها بود

01:14:58.100 --> 01:15:01.350
فکر می کنم به همون اندازه ای که نازی ها از یهودی ها
 متفر بودن، اون هم ازشون(یهودی ها) در حد مرگ متنفر بود

01:15:02.400 --> 01:15:04.200
نازی ها کشتنش

01:15:05.050 --> 01:15:09.050
اونها یک روز اومدن و همه
شخصیتهای آکادمیک رو پاک سازی کردن

01:15:09.750 --> 01:15:13.350
اونها کارشون رو بخاطر عقاید سیاسی شون متوقف نکردن

01:15:13.450 --> 01:15:15.200
فکر می کنم تو اشتباه می کنی

01:15:16.150 --> 01:15:19.150
ببین ، شاید بایستی بهت نشون بدم

01:15:27.700 --> 01:15:29.400
بیگانسکی

01:15:32.700 --> 01:15:35.150
ببین بیگانسکی

01:15:35.600 --> 01:15:39.450
پرفسور حقوق در دانشگاه کراکوف

01:15:39.850 --> 01:15:42.800
از سال 1919 تا 1939

01:15:43.600 --> 01:15:46.650
شناخته شده بخاطر فعالیتهای
ضد یهودی اش

01:15:47.500 --> 01:15:51.200
"مروج عمده قانون "نیمکتهای گتو

01:15:51.300 --> 01:15:55.000
که نشستن دانشجویان یهودی در همان
مکان و نیمکتهایی که

01:15:55.100 --> 01:15:57.600
دانشجویان لهستانی دیگر نشسته بودند رو غیرقانونی می دونست
(باید در یک قسمت از سمتِ چپِ کلاسها می نشستند)

01:15:58.550 --> 01:16:00.000
...پس

01:16:01.300 --> 01:16:03.600
<i>آسترید، مادرت پشت خط تلفن ـه</i>

01:16:03.700 --> 01:16:05.800
<i>من به یتا گفتم دارم می رم</i>

01:16:08.000 --> 01:16:11.800
<i>چند هفته قبل ، نامه ای از پدرم دریافت کرده بودم</i>

01:16:12.300 --> 01:16:14.500
<i>اون یه مزرعه کوچک به ارث برده بود</i>

01:16:14.600 --> 01:16:16.800
<i>می دونست که پول من داشت تموم می شد</i>

01:16:16.900 --> 01:16:20.050
<i>پیشنهاد کرد که به جنوب برگردم و اونجا (مزرعه) زندگی کنم</i>

01:16:20.800 --> 01:16:23.100
<i>حوصله ماندن در بروکلین را نداشتم</i>

01:16:23.850 --> 01:16:26.050
<i>بیا پایین، مادرت منتظره</i>

01:16:26.150 --> 01:16:28.650
<i>بسیار خُب، دارم میام پایین</i>

01:16:35.600 --> 01:16:37.100
<i>سلام</i>

01:16:41.000 --> 01:16:42.600
<i>سلام</i>

01:16:42.700 --> 01:16:45.250
<i>!سوفی تو برگشتی</i>

01:16:45.550 --> 01:16:47.900
<i>آه،آره، سلام یتا</i>

01:16:49.350 --> 01:16:51.700
<i>اومدم بقیه وسایلم رو ببرم. می دونی؟</i>

01:16:52.000 --> 01:16:54.250
<i>از ناتان چیزی شنیدی؟</i>

01:16:54.350 --> 01:16:56.600
<i>نه ، حتی یه کلمه</i>

01:16:56.950 --> 01:17:00.850
<i>همین امروز چند نفر باربر فرستاد
تا بقیه چیزهاش رو بردارن</i>

01:17:01.700 --> 01:17:02.800
<i>باشه</i>

01:17:04.550 --> 01:17:06.100
<i>باشه</i>

01:17:09.650 --> 01:17:10.850
استینگو؟

01:17:14.850 --> 01:17:15.950
بله

01:17:29.950 --> 01:17:33.400
من از اونچه دیشب اتفاق افتاد متاسفم، تو این رو می دونی

01:17:33.500 --> 01:17:39.500
من میخوام بدونی که ناتان منظوری از اون
حرفهایی که در مورد کتابِ تو زد، نداشت

01:17:44.000 --> 01:17:46.100
خُب، میدونی

01:17:48.450 --> 01:17:51.200
من میدونم که اون واقعا نوشته های تو رو دوست داره

01:17:52.900 --> 01:17:55.550
ببین ، دیگه مهم نیست

01:18:02.100 --> 01:18:07.500
اما، منظورم اینه که، ما
هنوز هم با هم دوست بمونیم

01:18:11.700 --> 01:18:14.750
میدونی، من دارم میرم. من دارم میرم خونه

01:18:17.150 --> 01:18:19.850
برای من اونجا باید جای بهتری برای نوشتن باشه

01:18:20.950 --> 01:18:23.350
ما تو رو از اینجا فراری دادیم

01:18:24.600 --> 01:18:26.600
این هیچ ربطی به شما نداره

01:18:39.650 --> 01:18:42.000
من امروز با دکتر بلک استاک صحبت کردم

01:18:45.400 --> 01:18:46.450
!اُه

01:18:47.950 --> 01:18:50.950
اُه، استینگو، تو رفتی اونجا که من رو پیدا کنی؟

01:18:51.500 --> 01:18:53.900
وقتی که می خواستم برم، باید یه یادداشت برات میذاشتم

01:18:54.000 --> 01:18:58.100
اما من حتی فکرش رو هم نمی کردم
متاسفم

01:19:00.500 --> 01:19:02.500
متاسفم، نگرانت کردم

01:19:05.050 --> 01:19:08.500
اون فکر میکرد که دوستت سونیا
ممکنه بدونه تو کجایی

01:19:09.850 --> 01:19:14.200
سونیا؟ سونیا واجینسکا؟
ولی اون برگشته به لهستان

01:19:15.150 --> 01:19:16.900
بله، این رو میدونم

01:19:19.000 --> 01:19:21.150
رفتم کالج بروکلین

01:19:21.850 --> 01:19:22.900
هوم؟

01:19:25.500 --> 01:19:27.650
اونجا با یه استاد زبان کار می کرده

01:19:27.750 --> 01:19:28.900
بله

01:19:33.500 --> 01:19:35.550
آره، فکر می کنم که یه بار اون رو دیده باشی

01:19:40.750 --> 01:19:42.450
اون پدرت رو میشناخت

01:19:45.200 --> 01:19:47.050
آره، پدرم

01:19:53.650 --> 01:19:55.950
اون یه بار سخنرانی پدرت رو شنیده بود

01:19:57.050 --> 01:20:00.100
توی دانشگاه کراکوف، همون جاییکه
من مطمئنم پدرت اونجا تدریس می کرد

01:20:00.200 --> 01:20:03.650
آره، اگه اون گفته، حتما
در مورد پدرم هم بهت گفته

01:20:05.200 --> 01:20:07.200
سوفی، چرا بهم دروغ گفتی؟

01:20:11.500 --> 01:20:17.250
آره، دروغ گفتم چون... میدونی چرا؟
من خیلی می ترسیدم

01:20:18.100 --> 01:20:20.750
خیلی می ترسیدم، تنها بمونم

01:20:24.400 --> 01:20:25.750
...پس

01:20:39.900 --> 01:20:43.150
خداحافظ. دوست من

01:21:24.000 --> 01:21:26.300
...سوفی، من میخوام بدونم

01:21:32.850 --> 01:21:34.950
من باید حقیقت رو بدونم

01:21:37.500 --> 01:21:39.000
...حقیقت

01:21:41.000 --> 01:21:44.300
درکش رو آسون تر نمی کنه، می دونی

01:21:48.100 --> 01:21:53.500
منظورم اینه که فکر کن که حقیقت رو
در مورد من فهمیدی

01:21:53.600 --> 01:21:58.050
و بعدش من رو درک می کنی
و به خاطر همه کارهام، من رو می بخشی

01:22:00.550 --> 01:22:02.350
به خاطر همه دروغ هام

01:22:04.350 --> 01:22:06.700
قول میدم که هیچ وقت ترکت نکنم

01:22:08.150 --> 01:22:09.900
تو نباید هیچ وقت همچین قولی بدی

01:22:11.100 --> 01:22:14.850
هیچ کس، هیچ کس نباید هرگز
همچین قولی بده

01:22:24.200 --> 01:22:28.800
اُه، حقیقت. حقیقت
من حتی خودم هم نمی دونم حقیقت چیه

01:22:32.700 --> 01:22:35.350
بعد از همه اون دروغ هایی که بهت گفتم

01:22:50.500 --> 01:22:52.050
پدرم

01:23:01.850 --> 01:23:06.000
چطور میتونم توضیح بدم
چقدر عاشق پدرم بودم؟

01:23:12.550 --> 01:23:17.700
پدرم معتقد بود که کمال انسان یک چیز محتمل هست

01:23:19.900 --> 01:23:23.800
هر شب از خدا می خواهم که من رو ببخشه

01:23:23.900 --> 01:23:27.500
برای اینکه همیشه پدرم رو ناامید کرده ام

01:23:29.600 --> 01:23:31.250
و براش دعا می کنم

01:23:32.350 --> 01:23:36.500
تا من رو شایسته چنین انسان خوب و بزرگی بکنه

01:23:40.750 --> 01:23:42.150
<i>من یه زن بالغ بودم</i>

01:23:43.550 --> 01:23:45.950
<i>من کاملا به سن و سال پختگی رسیده بودم</i>

01:23:46.500 --> 01:23:48.550
<i>من یه زن متاهل بودم</i>

01:23:48.650 --> 01:23:53.100
<i>وقتی فهمیدم که  فراتر از همه اون
حرفهایی که میزدم از پدرم متنفرم</i>

01:23:56.300 --> 01:24:00.800
<i>زمستان سال 1938 بود</i>

01:24:02.650 --> 01:24:07.700
<i>و پدرم هفته ها روی سخنرانی کار می کرد که اسمش بود</i>

01:24:08.700 --> 01:24:11.450
<i>"معضل یهودی های لهستان"</i>

01:24:14.450 --> 01:24:17.150
<i>معمولاً من آن سخنرانی ها را تایپ می کردم</i>

01:24:17.250 --> 01:24:19.950
<i>ولی به معنی کلمات توجهی نمی کردم</i>

01:24:20.050 --> 01:24:26.200
<i>اما این بار به یک کلمه رسیدم، که چندین بار تکرار می شد</i>

01:24:26.300 --> 01:24:28.450
<i>که قبلاً هرگز نشنیده بودم</i>

01:24:39.050 --> 01:24:42.200
<i>اون نتیجه گیری می کرد که راه حل مسئله یهودیان لهستان</i>

01:24:42.650 --> 01:24:46.200
<i>هست "die Vernichtung"</i>
(برنامه نابودی یهودیان اروپا)

01:24:50.350 --> 01:24:51.900
<i>نابودی</i>

01:24:55.150 --> 01:24:59.450
<i>من قصد نداشتم اونروز بعد از ظهر به گتو برم</i>
(به محله‌هایی که اقلیت یهودی در آن ساکن بودند گفته می‌شد)

01:24:59.550 --> 01:25:02.300
<i>اما یه چیزی باعث شد که به اونجا برم</i>

01:25:04.000 --> 01:25:06.650
<i>من اونجا موندم. نمیدونم چقدر طول کشید</i>

01:25:06.750 --> 01:25:10.850
<i>تماشای افرادی که پدر من
 اونها رو محکوم به مرگ کرده است</i>

01:25:12.700 --> 01:25:17.350
<i>برای همه این مردان ، این زنان ، این کودکان
die Vernichtung</i>

01:25:19.850 --> 01:25:21.350
<i>نابودی</i>

01:25:23.350 --> 01:25:26.450
یه دفعه یادم اومد که پدرم منتظر متن سخنرانیه

01:25:26.550 --> 01:25:29.800
و من با عجله برگشتم خونه
تا تایپ رو تموم کنم

01:25:29.900 --> 01:25:35.650
ولی در عجله و شتاب من برای تموم کردن اون

01:25:36.250 --> 01:25:40.050
من اشتباهات زیادی در اون جمله ها داشتم

01:25:41.400 --> 01:25:43.950
و به سرعت متن سخنرانی رو به دانشگاه بردم

01:25:44.050 --> 01:25:48.450
و پدرم هم قبل از سخنرانی وقت نداشت
که اون رو چک بکنه

01:25:48.550 --> 01:25:53.450
و اون در مقابل اون همه آدم، بلند شد و سخنرانی رو خواند

01:25:53.550 --> 01:25:59.000
و خطابه رو با اون همه اشتباه خوند
من دیدم که اون خیلی عصبانی شده

01:26:00.150 --> 01:26:02.950
و وقتی که سخنرانی تمام شد، اومد پیش من

01:26:04.100 --> 01:26:06.850
البته من با شوهرم بودم

01:26:08.300 --> 01:26:11.900
و در مقابل اون و همه همکارانش گفت

01:26:13.700 --> 01:26:20.100
"زوشا ، هوش تو اندازه تفاله است"

01:26:23.450 --> 01:26:24.750
تفاله

01:26:27.700 --> 01:26:30.000
من جرأت گفتن این رو نداشتم که بگم

01:26:30.100 --> 01:26:32.450
"بله ، اما نظرت در مورد یهودیان چیه؟"

01:26:33.350 --> 01:26:35.450
...مردم یهودی ، اما

01:26:38.650 --> 01:26:43.800
بعد از اون، پدرم به هر حال به من
اعتماد نکرد. و شوهرم هم همچنین

01:26:57.800 --> 01:27:00.050
پس از اون در ورشو

01:27:01.550 --> 01:27:03.300
من یه عاشق داشتم

01:27:04.550 --> 01:27:07.000
کسی که خیلی خیلی با من خوب بود

01:27:08.100 --> 01:27:10.650
تو باید به ما کمک کنی سوفی
[به لهستانی]

01:27:10.750 --> 01:27:13.550
دست از شکنجه اون بردارید

01:27:13.650 --> 01:27:17.500
<i>یوزف با خواهر ناتنی خود واندا زندگی می کرد</i>

01:27:17.600 --> 01:27:19.950
<i>او یکی از رهبران مقاومت بود</i>

01:27:21.150 --> 01:27:22.250
!سوفی
[به لهستانی]

01:27:23.750 --> 01:27:25.150
اون چیه؟

01:27:26.050 --> 01:27:30.350
این عکس بچه هایی هست که در برنامه "آلمانی شدن"، پذیرفته نشدن
(در دوران نازی‌ها، آلمانی‌سازی به سیاستی مبتنی بر پاک‌سازی قومی و در نهایت نسل‌کشی بعضی جوامع غیرآلمانی گفته میشد)

01:27:30.800 --> 01:27:33.000
(Lebensborn) برنامه لبنزبُرن
(برنامه نازیها برای بالا بردن نرخ تولد کودکان "نژاد آریایی" از طریق رابطه خارج از ازدواج)

01:27:33.650 --> 01:27:35.200
اینها بچه هایی هستن که

01:27:35.300 --> 01:27:37.950
از والدین لهستانی گرفته شده اند

01:27:39.150 --> 01:27:41.150
که در ابتدا تصور می شد

01:27:41.650 --> 01:27:44.550
خصوصیات نژاد آریایی رو دارن

01:27:45.100 --> 01:27:47.300
قرار بود اونها رو به آلمان ببرند

01:27:47.500 --> 01:27:49.850
و به عنوان آلمانی، بزرگ بشن

01:27:51.200 --> 01:27:53.950
اما ، در برخی موارد ، تصمیم گرفته شد

01:27:54.200 --> 01:27:57.250
که از نظر نژادی نامناسب هستند

01:27:57.700 --> 01:27:59.150
نامناسب

01:28:02.700 --> 01:28:05.000
به همین دلیل آنها پس فرستاده شدند

01:28:06.550 --> 01:28:08.400
برای دفع شدن

01:28:09.550 --> 01:28:14.450
تنها چیزی که از تو می خواهیم اینه که
چند تا از اسناد دزدیده شده گشتاپو رو ترجمه کنی

01:28:14.850 --> 01:28:16.350
من نمی تونم

01:28:17.150 --> 01:28:19.750
من نمی تونم فرزندانم رو به خطر بندازم

01:28:20.150 --> 01:28:22.300
ممکنه بچه های تو نفرات بعدی باشن

01:28:25.350 --> 01:28:29.050
نه نه، من نمیخوام خودم رو درگیر این ماجرا بکنم

01:28:35.350 --> 01:28:40.050
<i>دو هفته بعد گشتاپو یوزف رو کشت</i>

01:28:41.750 --> 01:28:43.500
<i>گلوش رو بریدن</i>

01:28:45.850 --> 01:28:47.700
اونها شهامت داشتند

01:28:50.250 --> 01:28:52.750
آه ، خدا ، اونها شهامت داشتند

01:28:57.100 --> 01:29:01.700
<i>خیلی از قتل یوزف نگذشته بود که من رو دستگیر کردن</i>

01:29:03.150 --> 01:29:06.500
<i>فرزندانم رو با من به آشویتس فرستادن</i>

01:29:09.800 --> 01:29:12.500
<i>وقتی که قطار به آشوییتس رسید</i>

01:29:14.250 --> 01:29:17.100
<i>آلمانها انتخاب می کردن که</i>

01:29:18.250 --> 01:29:21.000
<i>کی زنده بمونه و کی بمیره</i>

01:29:23.050 --> 01:29:25.350
...یان، پسر کوچک من

01:29:51.200 --> 01:29:55.200
<i>یان پسر کوچک من رو به کیندرلاگر فرستادن</i>

01:29:55.300 --> 01:29:57.750
<i>جایی که اردوگاه بچه ها بود</i>

01:30:02.050 --> 01:30:06.250
<i>و دختر کوچک من، اوا، به
کوره آدم سوزی شماره 2 فرستاده شد</i>

01:30:11.300 --> 01:30:13.300
<i>اون کشته شد</i>

01:30:19.350 --> 01:30:25.050
<i>به خاطر قدردانی از زبان آلمانی کامل من
و مهارت منشی گری من</i>

01:30:25.150 --> 01:30:29.650
<i>چیزهایی که پدرم خیلی خوب به من آموخته بود</i>

01:30:31.500 --> 01:30:34.500
<i>من رفتم سر کار</i>

01:30:34.600 --> 01:30:40.250
<i>برای رایشسفورر ، رودولف هس ، فرمانده آشویتس-بیرکنا</i>

01:30:43.600 --> 01:30:47.100
<i>روزی که اونها من رو برای کار برای هس بردند</i>

01:30:47.200 --> 01:30:50.200
<i>من مجبور شدم از کنار بلوک 25 رد بشم</i>

01:30:50.550 --> 01:30:52.950
<i>جایی بود که زندانیان رو می بردن اونجا</i>

01:30:53.050 --> 01:30:56.100
<i>اونهایی که برای مرگ انتخاب شده بودن</i>

01:30:57.250 --> 01:31:02.750
<i>افرادی که بعضی وقت ها مجبور بودن چند روز صبر کنن</i>

01:31:03.200 --> 01:31:06.150
<i>اونها لخت بودن و بهشون آب نمی دادن</i>

01:31:07.400 --> 01:31:10.500
<i>دستاشون رو از بین میله ها بیرون میاوردن</i>

01:31:10.700 --> 01:31:13.800
<i>و گریه می کردن، التماس می کردن</i>

01:31:16.500 --> 01:31:18.800
<font color=#00D8FF>ورود ممنوع</c>

01:31:34.300 --> 01:31:38.300
این زن، قراره  منشی فرمانده هس بشه
[به آلمانی]

01:31:42.000 --> 01:31:46.000
اون رو به طبقه پایین ببرید
ببینید (مطمئن باشید) که اون کاملا دوش می گیره

01:31:48.000 --> 01:31:50.300
لباسهات رو بده به من

01:31:51.700 --> 01:31:53.300
دوش آب اونجاست

01:31:54.700 --> 01:31:58.800
باید از این صابون ضدعفونی کننده استفاده کنی

01:31:59.800 --> 01:32:01.750
هم می سوزونه هم بوی بدی داره

01:32:02.000 --> 01:32:07.100
اما تو باید ازش استفاده کنی
چون اون دماغ (بویایی) خوبی داره

01:32:11.800 --> 01:32:13.000
!کفشهات

01:32:14.000 --> 01:32:15.700
کفشهات رو بذار اینجا

01:32:16.200 --> 01:32:21.350
لطفا اونها رو بر ندار
اونها رو پدرم بهم هدیه داده

01:32:22.500 --> 01:32:25.400
خدای من، تو چطوری اونها رو توی اردوگاه نگه داشتی؟

01:32:25.500 --> 01:32:28.500
قایمشون کردم
خواهش می کنم

01:32:31.300 --> 01:32:34.000
اگر اون اینها رو ببینه، همه شون رو دور میندازه
[به لهستانی]

01:32:34.200 --> 01:32:38.950
تمیزشون می کنم
لطفا، اینها تنها چیزهایی هستن که من دارم

01:32:43.550 --> 01:32:45.150
باشه، بسیار خُب

01:32:46.700 --> 01:32:48.000
ممنونم

01:32:49.700 --> 01:32:52.300
ممنونم

01:33:00.650 --> 01:33:01.850
نترس

01:33:03.000 --> 01:33:04.500
بهت گفته بودم که تو می تونی به ما کمک کنی

01:33:05.350 --> 01:33:07.150
تو به مقاومت کمک خواهی کرد؟

01:33:08.800 --> 01:33:10.500
ولی من چیکار می تونم بکنم؟

01:33:11.150 --> 01:33:15.800
اِمی هس، یه رادیو داره
اتاقش هم زیر دفتر کار پدرشه

01:33:16.050 --> 01:33:19.150
جایی که تو کار خواهی کرد
اگر تو بتونی رادیو رو برداری

01:33:19.350 --> 01:33:24.000
و بیاری پایین
من می تونم قاچاقی ببرمش بیرون

01:33:24.450 --> 01:33:26.600
مطمئن باش، من حتما رادیو رو بهت می دم

01:33:26.800 --> 01:33:31.400
تو قاچاقی می بریش بیرون
و من رو بخاطر دزدیدن رادیو، تیربارون میکنن

01:33:32.850 --> 01:33:35.850
به خاطر همینه که تو باید اعتماد هس رو به خودت جلب کنی

01:33:36.300 --> 01:33:37.800
ولی چه جوری؟

01:33:41.400 --> 01:33:46.050
اون یه مرده و تو یک زنی

01:33:47.850 --> 01:33:49.500
!البته

01:33:50.200 --> 01:33:53.750
کچلی ، گرسنگی ، بوی متعفن میکروب کش ها

01:33:53.900 --> 01:33:55.850
!خیلی تاثیرگزاره

01:33:56.100 --> 01:33:59.150
تو اشتباه می کنی تو شبیه آلمانی ها هستی

01:33:59.600 --> 01:34:05.300
تو به آلمانی ادبی صحبت می کنی
تو به تنهایی با اون کار خواهی کرد

01:34:05.550 --> 01:34:08.000
و اون یه مرد غمگینی هست

01:34:08.250 --> 01:34:11.400
پس یه کاری برای من بکن -
چی؟ -

01:34:11.500 --> 01:34:13.900
تو باید پسر من رو پیدا کنی

01:34:15.250 --> 01:34:18.150
اسمش یان هست
اون توی کمپ بچه هاست

01:34:19.050 --> 01:34:20.550
چی رو میخواهی بدونی؟

01:34:22.700 --> 01:34:24.650
اگه ... اگه...اون

01:34:25.700 --> 01:34:28.100
اون زنده هست یانه؟ -
آره -

01:34:29.250 --> 01:34:30.600
می فهمم

01:34:31.900 --> 01:34:35.350
شاید هس بتونه کاری بکنه که
اون رو از اونجا بیرون بیارن

01:35:31.350 --> 01:35:34.800
کیک مورد علاقه هیملر رو پختم
[به آلمانی]

01:35:37.200 --> 01:35:39.200
...این اون منشی جدید

01:35:39.500 --> 01:35:41.650
هست که از کمپ فرستادن

01:35:42.200 --> 01:35:44.150
ببرش توی دفتر

01:35:45.400 --> 01:35:47.400
هیملر نمی تونه شام بمونه با ما باشه

01:36:00.750 --> 01:36:02.400
<i>فکر می کنید کار سنجیده ایه؟</i>

01:36:02.500 --> 01:36:04.550
<i>چرا سنجیده؟</i>

01:36:04.700 --> 01:36:09.900
<i>شما گفتید فرارها و تأخیر در ساختمان باعث ناراحتی اون شده</i>

01:36:10.000 --> 01:36:11.200
<i>کافیه</i>

01:36:13.000 --> 01:36:17.400
<i>تصور کن که اون نگهبان احمق، دختر جدیده رو صاف
ببره توی آشپزخونه</i>

01:36:17.500 --> 01:36:20.450
<i>بدون ضد عفونی کردن، توی آشپزخونه</i>

01:36:21.250 --> 01:36:23.550
...منظورم اینه که بچه ها -
اونها کاملا سالم هستن -

01:36:24.650 --> 01:36:26.000
به خاطر اینه که اینجا خوب غذا بهشون داده میشه

01:36:26.300 --> 01:36:28.250
<i>چی می شد اگه ما هم می رفتیم؟</i>

01:36:30.900 --> 01:36:35.050
<i>اونها هم باید مثل بقیه بچه های
آلمانی فداکاری کنن</i>

01:36:49.700 --> 01:36:51.200
خوب به نظر می رسی
[به آلمانی]

01:36:53.400 --> 01:36:55.450
...من بدجوری مست بودم

01:36:57.200 --> 01:36:59.550
بعد از اینکه از اینجا رفتم

01:37:00.750 --> 01:37:02.850
می تونی تصور بکنی؟

01:37:03.750 --> 01:37:08.500
پدرم از من سوال کرد که روی چه نوع دارویی  اینجا کار می کنم؟

01:37:10.500 --> 01:37:12.350
چی می تونم بهش بگم

01:37:13.750 --> 01:37:16.750
من کار خدا رو انجام می دم

01:37:19.250 --> 01:37:22.000
من انتخاب می کنم که چه کسی زنده خواهد ماند و چه کسی خواهد مرد

01:37:23.750 --> 01:37:26.050
آیا این کار خدا نیست؟

01:37:27.750 --> 01:37:33.200
<i>تو خیلی جوان هستی و نمی تونی به یاد بیاری
که با آلمان شکست خورده چه کارها کردن</i>

01:37:33.600 --> 01:37:37.450
<i>اگر بخواییم زنده بمونیم ، نمی تونیم مهربان باشیم</i>

01:37:40.700 --> 01:37:43.300
<i>یه بیماری واگیر دار توی اردوگاه بچه هاست</i>

01:37:44.750 --> 01:37:48.800
<i>هر کاری بکنیم ، اونها مثل مگس می میرن</i>

01:37:49.800 --> 01:37:52.500
<i>شما نمی تونید اینقدر احساساتی باشید</i>

01:37:55.000 --> 01:37:57.800
و در آخر ویژگی بعضی از شخصیت ها...
[به آلمانی]

01:37:58.500 --> 01:38:02.600
،که ویژگی مشترک همه آدم های مناطق جنوبی هست

01:38:05.150 --> 01:38:07.200
...یک نوع کند ذهنی مسلم

01:38:08.800 --> 01:38:10.400
خیلی تند دارم حرف می زنم؟

01:38:11.000 --> 01:38:13.000
نه فرمانده

01:38:16.300 --> 01:38:18.000
ببخشید

01:38:18.700 --> 01:38:20.000
ببخشید که مزاحمت شدم

01:38:21.500 --> 01:38:24.450
اما فکر کردم شاید اگر می تونستی به برلین بری

01:38:24.550 --> 01:38:28.000
و برای هیملر توضیح بدی که
دستورش چقدر ناعادلانه است

01:38:28.350 --> 01:38:29.750
شاید نظرش عوض می شد

01:38:29.850 --> 01:38:34.400
هیچ درخواستی وجود نداره
ما داریم منتقل می شیم، همین

01:39:03.800 --> 01:39:05.650
قرص هام رو بده، زود باش

01:39:29.150 --> 01:39:31.350
می خواین دکتر رو خبر کنم؟ -
ساکت باش -

01:39:31.900 --> 01:39:33.550
غیر قابل تحمله

01:39:46.250 --> 01:39:48.050
الان بهترم

01:39:51.200 --> 01:39:54.150
این ارگوتامین معجزه می کنه
(داروی درمان سردردهای عروقی مانند میگرن)

01:39:56.050 --> 01:39:58.050
خوشحالم، فرمانده

01:40:13.800 --> 01:40:15.250
بشین

01:40:29.750 --> 01:40:31.800
چطوری اومدی اینجا؟

01:40:32.000 --> 01:40:37.050
زندانی های زیادی، خیلی خوش شانس نیستن
که یه همچین کاری پیدا کنن

01:40:39.850 --> 01:40:41.250
...من فکر میکنم

01:40:42.450 --> 01:40:44.600
این باید تقدیر باشه

01:40:47.700 --> 01:40:52.600
تقدیر من رو به شما رسوند

01:40:53.400 --> 01:40:56.700
چون که من میدونم که فقط شما می فهمید

01:40:59.750 --> 01:41:01.100
چی رو می فهمم؟

01:41:02.450 --> 01:41:04.700
که یه اشتباهی شده

01:41:11.600 --> 01:41:13.800
ممکن است یه چیزی به شما نشون بدم؟

01:41:16.250 --> 01:41:18.750
این یکی از قدیمی ترین اسناد لهستانیه

01:41:20.050 --> 01:41:23.350
که "راه حل نهایی" رو برای حل مشکل یهودی ها، پیشنهاد میکنه
(برنامه آلمان نازی برای کشتار جمعیِ سیستماتیکِ یهودیان )

01:41:23.750 --> 01:41:26.500
من به پدرم کمک کردم که این رو بنویسه

01:41:27.600 --> 01:41:31.900
شاید شما بی عدالتی صورت گرفته
در زندانی شدن من رو تشخیص بدید

01:41:35.900 --> 01:41:37.900
پس تو ادعا می کنی که بیگناه هستی

01:41:38.100 --> 01:41:42.700
قربان، من آزادانه به جرم خود در مورد یک
 اتهام جزئی اعتراف می کنم

01:41:42.800 --> 01:41:45.250
که باعث شد من به اینجا اعزام بشم

01:41:48.700 --> 01:41:53.250
من فقط از شما می خوام که این
اشتباه کوچک من، با سابقه ام مقایسه بشه

01:41:54.350 --> 01:41:58.050
نه تنها به عنوان یک هوادار لهستانی با ناسیونال سوسیالیسم
(منظور حزب نازی)

01:41:58.800 --> 01:42:04.100
بلکه به عنوان یک مبارز فعال
در عرصه جنگ مقدس علیه یهودیان

01:42:05.000 --> 01:42:09.050
آن مقاله ای که دست شماست، فرمانده! حرف من را اثبات می کنه

01:42:09.200 --> 01:42:13.800
بِهِتون التماس می کنم شما قدرت بخشش و عطوفت و آزادی را دارید

01:42:14.600 --> 01:42:15.900
خواهش می کنم

01:42:19.900 --> 01:42:24.450
تو فراموش کردی که یه لهستانی هستی
بنابر این تو دشمن رایش هستی

01:42:24.600 --> 01:42:27.250
و همواره هم خواهی بود

01:42:27.850 --> 01:42:30.250
حتی اگر در جرمی مقصر نباشی

01:42:48.100 --> 01:42:51.350
تو بی شرمانه با من معاشقه کردی

01:42:53.150 --> 01:42:55.950
خیلی سخت میشه باور کرد که تو یه لهستانی هستی

01:42:57.150 --> 01:43:00.150
با زبان آلمانی کامل و ظاهر و چهره ای که داری

01:43:00.500 --> 01:43:04.600
پوست روشن ، ساختار چهره ات

01:43:07.100 --> 01:43:09.300
خیلی مثل آریایی ها هستی

01:43:16.000 --> 01:43:19.600
تو یک زن جذاب متفاوت هستی

01:43:23.300 --> 01:43:26.650
چیز خاصی در مورد زنان آریایی هست

01:43:29.550 --> 01:43:32.100
زیبایی خالص و درخشان

01:43:33.000 --> 01:43:34.600
لطافت پوست

01:43:36.450 --> 01:43:38.550
و لطافت مویی دارند

01:43:41.900 --> 01:43:43.900
که به من الهام می کنه

01:43:44.700 --> 01:43:47.500
تا اون زیبایی رو بپرستم

01:44:18.700 --> 01:44:20.150
صبر کن

01:44:33.500 --> 01:44:37.200
،ببخشید فرمانده
یک سوال از طرف خانم هس ، قربان

01:44:37.700 --> 01:44:42.350
بچه تازه از آنفولانزا بهبود پیدا کرده
خانم میخواستن بدونن که

01:44:42.550 --> 01:44:47.300
به نظر شما اینفیگینی به اندازه کافی
بهبود پیدا کرده که بره به جشن

01:44:47.550 --> 01:44:50.400
یا باید با دکتر اشمیت مشاوره کنن؟

01:44:50.500 --> 01:44:54.900
اگر خانم هس فکر می کنه که اون به اندازه کافی
حالش خوب شده، بره به جشن

01:44:55.000 --> 01:44:58.450
من هم انتظار دارم که اون به اندازه
کافی حالش خوب شده باشه که بره به جشن

01:45:29.050 --> 01:45:32.600
ریسک بزرگی خواهد بود که
با تو ارتباط داشته باشم

01:45:35.200 --> 01:45:38.100
اگر نمی خواستم اینجا رو ترک کنم
این ریسک رو می کردم

01:45:40.000 --> 01:45:44.450
ولی من باید برم، پس تو هم باید بری

01:45:45.250 --> 01:45:49.900
من تو رو می فرستم به بلوک 3
تو فردا خواهی رفت

01:46:00.050 --> 01:46:04.000
فرمانده ، می دونم که نمی تونم چیز زیادی برای خودم بخوام

01:46:04.500 --> 01:46:07.000
و اینکه شما باید از قوانین پیروی کنید

01:46:09.700 --> 01:46:13.800
اما من التماس می کنم قبل از اینکه
من رو برگردونید، یک کار برای من انجام دهید

01:46:14.600 --> 01:46:18.600
من یک پسر کوچک توی کمپ دارم. اسم او یان ـه

01:46:20.900 --> 01:46:24.350
یان زاویستوفسکی 10 ساله

01:46:26.400 --> 01:46:28.800
من نگران سلامتی اون هستم

01:46:29.400 --> 01:46:33.150
از شما التماس می کنم که راهی برای آزادی او در نظر بگیرید

01:46:33.900 --> 01:46:36.400
اون نحیف ـه ، و بسیار جوان

01:46:40.400 --> 01:46:41.650
لطفا

01:46:42.250 --> 01:46:46.900
اگر من با حضور خود ، حتی اندکی شما را تحت تأثیر قرار داده ام

01:46:47.300 --> 01:46:49.900
بهتون التماس میکنم که این کار رو بکنید

01:46:51.700 --> 01:46:55.100
من آزادی خودم رو نمی خوام ، فقط پسر کوچکم را آزاد کنید ، لطفا

01:46:56.250 --> 01:46:59.900
تو فکر می کنی می تونی یه کاری بکنی
که من خلاف مقررات عمل کنم؟

01:47:00.100 --> 01:47:03.900
اون هم به خاطر اینکه به تو علاقه نشون دادم؟
منزجر کننده هست

01:47:05.150 --> 01:47:10.650
!یک راه قانونی وجود داره
اونهم برنامه "لِبِزبُرن" هست

01:47:10.750 --> 01:47:13.300
اون(پسر) کاندیدای کاملی برای این برنامه هست

01:47:13.400 --> 01:47:18.550
شما میتونید بچه من رو از اردوگاه
به برنامه "لِبِزبُرن" منتقل کنید

01:47:18.650 --> 01:47:22.700
اون رو به رایش (آلمان) بفرستید
تا بعنوان یک آلمانی خوب بزرگ بشه؟

01:47:23.350 --> 01:47:27.450
اون بلونده و مثل آلمانی ها به نظر میاد

01:47:27.750 --> 01:47:30.650
و به خوبیِ من زبان آلمانی صحبت می کنه

01:47:32.650 --> 01:47:36.050
نمی دونید پسر کوچولوی من، یان

01:47:36.150 --> 01:47:39.350
چقدر مناسب برنامه "لِبِزبُرن" هست؟

01:47:47.200 --> 01:47:50.000
فردا پسرت رو میارم اینجا

01:47:50.400 --> 01:47:54.100
تو اون رو خواهی دید، و بعدش
برنامه رو هماهنگ می کنیم تا اون رو از کمپ جابجا کنیم

01:48:48.350 --> 01:48:52.300
تو کاری در این اتاق نداری
[به آلمانی]

01:48:54.000 --> 01:48:56.050
...متاسفم خانم، من فقط

01:48:56.750 --> 01:49:01.100
تو اومدی اینجا که رادیو رو بدزدی
تو داشتی اون رو برمیداشتی

01:49:01.400 --> 01:49:03.100
به پدرم خواهم گفت

01:49:03.300 --> 01:49:05.600
اون تو رو مجازات خواهد کرد

01:49:08.450 --> 01:49:11.650
من فقط می خواستم یه نگاهی
بهش بکنم، قسم میخورم

01:49:12.000 --> 01:49:16.150
من از اینجا رد می شدم
...من تا حالا رادیو ندیدم

01:49:16.250 --> 01:49:18.950
خیلی کوچولو و خیلی هوشمنده

01:49:19.100 --> 01:49:22.650
من باور نمی کردم که اون واقعا کار کنه
...من فقط

01:49:23.100 --> 01:49:24.800
!دروغگو
تو میخواستی اون رو بدزدیش

01:49:25.000 --> 01:49:27.250
از نگاه به چهره ات این رو فهمیدم

01:49:28.550 --> 01:49:32.700
شما باید حرفم رو باور کنید
من نمیخواستم رادیوی شما رو بردارم

01:49:33.350 --> 01:49:36.500
آره، میخواستی. اون 70 مارک قیمتشه

01:49:36.900 --> 01:49:40.150
تو میخواستی تو زیرزمین آهنگ گوش کنی
تو یه لهستانی کثیفی

01:49:40.550 --> 01:49:44.350
مادرم میگه لهستانی ها از کولی ها هم بدترند

01:49:44.550 --> 01:49:46.200
حتی کثیف ترند

01:49:47.150 --> 01:49:48.350
!تو متعفنی

01:50:03.850 --> 01:50:05.000
بیدار شو

01:50:06.350 --> 01:50:08.400
تو غش کردی

01:50:18.900 --> 01:50:22.300
نفس عمیق بکش
هوای سرد به هوشت میاره

01:50:26.050 --> 01:50:30.050
سرت رو صاف نگه دار تا جریان خون به سرت برگرده

01:50:30.900 --> 01:50:34.900
راهنمای کمک های اولیه می گه که
سیلی زدن به این کار کمک میکنه

01:50:38.200 --> 01:50:40.850
صاف بشین و به تخت تکیه بده

01:50:44.950 --> 01:50:47.700
یه چیزی بگم، تو خیلی قشنگی

01:50:48.100 --> 01:50:50.150
مادرم میگه که تو باید سوئدی باشی

01:50:57.550 --> 01:51:01.600
اون علامت روی لباست چیه؟

01:51:02.350 --> 01:51:04.400
نشان قهرمانی شنای منه

01:51:04.500 --> 01:51:07.600
وقتی فقط 8ساله بودم، قهرمان شدم

01:51:08.750 --> 01:51:09.950
اِمی، تو کجا قهرمان شدی؟

01:51:10.100 --> 01:51:13.550
توی داخائو. داخائو خیلی بهتر از آشوییتز بود

01:51:13.750 --> 01:51:18.350
ما یه استخر آب گرم فوق العاده داشتیم
فقط مخصوص بچه های افسران

01:51:18.500 --> 01:51:20.500
آلبوم عکسهام رو نشونت میدم

01:51:34.500 --> 01:51:36.950
این منم. وقتی بچه بودم

01:51:39.000 --> 01:51:41.600
این منم وقتی که مدال رو گرفتم

01:51:43.000 --> 01:51:45.550
این اون استخرِ داخائو هست

01:51:46.700 --> 01:51:48.900
این منم با مامانم

01:51:52.250 --> 01:51:55.700
این هم منم با پدرم

01:51:58.300 --> 01:51:59.800
اِمی؟

01:52:00.300 --> 01:52:02.450
من لباس هام رو درآوردم

01:52:03.000 --> 01:52:05.900
شاید فردا با هم بریم شنا

01:52:06.000 --> 01:52:08.000
عالیه، بابا

01:52:08.500 --> 01:52:10.850
شب بخیر، اِمی -
شب بخیر، بابا -

01:52:16.750 --> 01:52:22.800
<i>من سر اون رادیو شکست خوردم
 همانطور که در زندگیم بارها شکست خورده بودم</i>

01:52:24.400 --> 01:52:29.500
ولی اون شب، پیش خودم هی تکرار می کردم

01:52:31.650 --> 01:52:35.150
من پسرم رو نجات دادم. من پسرم رو نجات دادم"

01:52:36.400 --> 01:52:38.750
فردا می تونم ببینمش

01:52:40.950 --> 01:52:43.400
و می تونم ازش خداحافظی کنم

01:52:44.100 --> 01:52:46.650
"و اون اینجوری نجات پیدا خواهد کرد

01:52:46.750 --> 01:52:50.450
آه، خدایا، من اون شب چقدر احساس خوشحالی می کردم

01:52:52.150 --> 01:52:53.850
چقدر امیدوار بودم

01:52:56.350 --> 01:52:59.950
<i>ولی هس به قولش عمل نکرد</i>

01:53:03.050 --> 01:53:07.350
<i>من هرگز نفهمیدم که چه بلایی سر پسرم اومد</i>

01:53:14.950 --> 01:53:17.250
...خُب، حالا میدونی که چرا دیگه

01:53:18.950 --> 01:53:21.000
نمی خواستم زنده بمونم

01:53:29.300 --> 01:53:31.400
تا موقعی که ناتان اومد

01:53:32.300 --> 01:53:35.050
و اون من رو مجبور کرد که بخاطرش زندگی کنم

01:53:47.600 --> 01:53:49.900
بخاطر من زندگی کن، سوفی

01:53:50.800 --> 01:53:52.250
بخاطر من زندگی کن

01:53:55.950 --> 01:54:00.600
اُه، خدای من، ما با تو چیکار کردیم؟

01:54:57.750 --> 01:54:59.250
!موریس، بیا اینجا

01:55:00.500 --> 01:55:01.750
!استینگو

01:55:01.850 --> 01:55:04.650
! ناتان صندلی رو بذار زمین
... الان موقع

01:55:05.750 --> 01:55:06.750
! صندلی رو بذار زمین

01:55:06.850 --> 01:55:08.050
صندلی رو بذار زمین -
صندلی رو بذار زمین -

01:55:24.450 --> 01:55:25.900
!استینگو

01:55:26.200 --> 01:55:27.750
اُه، یه تماس تلفنی

01:55:28.150 --> 01:55:30.950
این دکتر لاندو ـه، برادر ناتان

01:55:31.050 --> 01:55:33.850
بسیار خب، ممنونم

01:55:37.100 --> 01:55:38.700
آره، سلام

01:55:38.800 --> 01:55:40.900
<i>سلام، لری هستم، برادر ناتان</i>

01:55:41.000 --> 01:55:42.100
!بله؛ لری

01:55:42.200 --> 01:55:45.400
<i>ناتان خیلی ذکر خیرت رو میکرد
من میدونم شما دوستای خوبی هستین</i>

01:55:45.500 --> 01:55:48.050
خُب اون ذکر خیر تو رو می کرد

01:55:48.200 --> 01:55:52.250
<i>خوشحال میشم اگر یه قرار ملاقاتی باهم بذاریم</i>

01:55:52.350 --> 01:55:54.950
حتما، آره، فقط بگو کِی و کجا؟

01:55:56.200 --> 01:55:58.800
برادر من به دنیای تو فکر می کنه

01:56:00.350 --> 01:56:02.850
من تا حالا کسی رو باهوش تر
از ناتان ندیدم

01:56:04.200 --> 01:56:06.600
چنین گستردگی علم و دانش

01:56:06.700 --> 01:56:07.700
درست میگی

01:56:08.700 --> 01:56:12.800
اون متقاعد شده که تو یک نویسنده بزرگ خواهی شد

01:56:12.900 --> 01:56:14.350
چیزی که روزگاری آرزو داشت من باشم

01:56:14.450 --> 01:56:15.950
حالا لطفا بنشین

01:56:16.400 --> 01:56:19.050
به نظر من ، اون استعداد هر چیزی رو که انتخاب کنه ، داره

01:56:19.150 --> 01:56:23.650
اون به تو و سوفی گفته که یک پژوهشگر زیست شناس است

01:56:28.000 --> 01:56:29.900
توی فایزر

01:56:34.100 --> 01:56:35.200
...این

01:56:37.950 --> 01:56:42.450
بیولوژیست بودن یک نقاب برای برادرم هست...

01:56:42.900 --> 01:56:46.900
اون هیچ درجه ای در هیچ زمینه ای نداره
 همه اینها ظاهرسازیِ ساده است

01:56:50.050 --> 01:56:53.150
حقیقت اینه که او کاملا دیوانه است

01:56:56.850 --> 01:56:58.350
!یا مسیح

01:56:58.450 --> 01:57:00.000
یکی از اون حالت هایی که

01:57:00.100 --> 01:57:03.700
هفته ها، ماه ها و حتی سالها ادامه پیدا میکنه
بدون هیچ نشانه و نمود ظاهری

01:57:04.600 --> 01:57:08.550
اوه ، اون یه شغل در فایزرداره،توی  کتابخانه شرکت

01:57:08.650 --> 01:57:10.200
یه شغل که زیاد نیاز به دقت نداره
من براش پیدا کردم

01:57:10.300 --> 01:57:13.150
جاییکه میتونه کلی مطالعه کنه
بدون اینکه برای کسی مزاحمت ایجاد کنه

01:57:13.250 --> 01:57:15.000
و گاهی اوقات کمی تحقیق می کنه

01:57:15.100 --> 01:57:17.600
برای یکی از زیست شناسان تحت استخدام شرکت

01:57:19.100 --> 01:57:22.500
من مطمئن نیستم که ناتان من را خواهد بخشید
 اگر بدونه که من به تو اینها رو گفتم

01:57:22.600 --> 01:57:26.150
اون من رو مجبور کرد قسم بخورم
که به سوفی نگم. سوفی چیزی نمیدونه

01:57:28.400 --> 01:57:31.900
ظالمانه ترین شوخی اینه که
اون یه بچه کاملاً باهوش به دنیا آمد

01:57:32.400 --> 01:57:34.400
توی همه کارها از همه بهتر بود

01:57:34.800 --> 01:57:38.750
حتی همه معلم های ناتان فکر می کردن که
اون به یه جاهایی می رسه

01:57:39.350 --> 01:57:41.650
میدونی، از اون بچه هایی بود که

01:57:43.450 --> 01:57:46.100
همه روش حساب می کنن

01:57:47.500 --> 01:57:49.400
اون موقع 10 سالش بود

01:57:49.500 --> 01:57:54.300
،به ما گفته شد که نبوغ این بچه
 یک حالت پارانوئید اسکیزوفرنی هست

01:57:56.000 --> 01:57:59.150
از اون به بعد، تنها مدارسی که اون
رو برای تحصیل قبول می کردن

01:58:00.700 --> 01:58:02.600
آسایشگاه های روانی گرون قیمت بود

01:58:06.350 --> 01:58:07.850
من چه کار می تونم بکنم؟

01:58:09.800 --> 01:58:14.400
اگر اون بتونه از مواد دور باشه
ممکنه که فرصتی داشته باشه

01:58:15.300 --> 01:58:17.900
مواد؟ چی مصرف میکنه؟

01:58:18.950 --> 01:58:20.450
بنزدرین ، کوکائین
(همان آمفتامین)

01:58:21.450 --> 01:58:22.550
تو نمی دونستی؟

01:58:22.650 --> 01:58:24.150
نه نمیدونستم

01:58:25.850 --> 01:58:28.250
من نمی خوام بهت بگم که ازت می خوام
جاسوسی اون رو بکنی

01:58:28.350 --> 01:58:31.400
ولی اگر حساب کارهاش رو داشته باشی

01:58:31.500 --> 01:58:33.900
و هر از گاهی بوسیله تلفن گزارش کارهاش
رو به من بدی

01:58:34.000 --> 01:58:36.550
من میتونم بفهمم که حالش چطوره

01:58:40.050 --> 01:58:42.500
متاسفم که مجبور شدم تو رو
اینجوری درگیر این قضیه بکنم

01:58:44.750 --> 01:58:46.950
فکر نمی کنم که تو بتونی درک کنی

01:58:48.550 --> 01:58:50.350
من عاشق هردوی اونهام

01:58:53.400 --> 01:58:55.400
اونها دوستان منن

01:59:21.600 --> 01:59:23.100
صبح بخیر، آقای استینگو

01:59:23.300 --> 01:59:25.300
ما ترسیده بودیم که اتفاق بدی برای شما افتاده باشه

01:59:25.400 --> 01:59:28.050
در راه بازگشت به مزارع صورتی

01:59:28.150 --> 01:59:31.700
دوشیزه سوفی تمام تلاشش این بود که
من تحقیقاتم رو شروع کنم

01:59:35.550 --> 01:59:37.550
آه! دوشیزه سوفی
واقعا که آدم رو مسحور می کنید

01:59:37.650 --> 01:59:39.200
خیلی ممنونم

01:59:40.950 --> 01:59:43.950
خُب، چطورید، میخواهید بعد از ظهر رو چیکار کنید؟

01:59:45.750 --> 01:59:47.250
بیا عزیزم

01:59:48.350 --> 01:59:52.350
این ایده ناتان بود که تو رو با یه
بعدازظهر جنوبی سوپرایز کنیم

01:59:52.450 --> 01:59:55.100
کتاب تو من رو ترغیب کرد که در مورد جنوب تحقیق کنم

01:59:55.200 --> 01:59:57.250
و همینطور در مورد یک سفر کوتاه

01:59:57.750 --> 02:00:01.900
بله، دوشیزه سوفی و من در مورد
امکان مسافرت

02:00:02.500 --> 02:00:05.850
به دیکسی عزیز شما در ماه اکتبر، با هم صحبت داشتیم

02:00:05.950 --> 02:00:07.800
... و داشتیم فکر می کردیم -
آره -

02:00:07.900 --> 02:00:10.350
...اگر دوشیزه سوفی موافق باشه -
حتما -

02:00:11.800 --> 02:00:14.800
من فکر میکردم شاید بتونیم یه ماه عسل بریم

02:00:16.600 --> 02:00:19.950
و شما هم به ما ملحق بشین
نه بعنوان بهترین دوست

02:00:21.400 --> 02:00:23.050
بلکه بعنوان ساقدوش

02:00:47.000 --> 02:00:48.900
من افتخار این رو دارم که

02:00:51.000 --> 02:00:55.500
در مراسم ازدواج، دست تو رو درخواست کنم
(خواستگاری کنم)

02:00:59.950 --> 02:01:03.050
و بگیرمش و نگهش دارم

02:01:05.200 --> 02:01:07.200
...از روز عروسی

02:01:09.200 --> 02:01:11.500
تا وقتیکه مرگ ما را از هم جدا کند

02:01:18.300 --> 02:01:19.800
...با این حلقه

02:01:21.250 --> 02:01:23.200
حسن نیتم را به تو اثبات می کنم

02:01:48.400 --> 02:01:53.600
من به این سنت قدیمی اعتقاد دارم که
داماد باید به ساقدوش هدیه بده

02:02:04.000 --> 02:02:06.450
من به ناتان گفتم که تو مجبوری

02:02:06.550 --> 02:02:10.200
اون کتاب رو برای یه مدت بزاری کنار
تا پول دربیاری

02:02:10.300 --> 02:02:13.250
و این موضوع اون رو خیلی ناراحتش کرد

02:02:17.150 --> 02:02:18.400
اوممم

02:02:21.000 --> 02:02:23.550
ناتان، من امکان نداره این رو قبول کنم

02:02:23.850 --> 02:02:26.450
استینگو، اون رو رد  نکن

02:02:28.300 --> 02:02:30.300
استعدادت رو هدر نده

02:02:34.600 --> 02:02:36.900
نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم

02:02:37.300 --> 02:02:41.200
خانم لاندو، ممکنه افتخار این دور رقص
رو به من بدید؟

02:03:23.100 --> 02:03:25.400
آیا در مورد ناتان هیجان انگیز نیست؟

02:03:26.800 --> 02:03:28.300
منظورت چیه؟

02:03:29.300 --> 02:03:30.800
تو نمیدونی؟

02:03:32.550 --> 02:03:35.050
قراره این یک راز باشه

02:03:36.350 --> 02:03:41.000
اون به من اعتماد کرد و گفت که اون و تیمش

02:03:41.100 --> 02:03:43.900
درمانی برای فلج اطفال کشف کردن

02:03:45.000 --> 02:03:46.900
توی خونه من

02:03:48.300 --> 02:03:51.300
کاش سول هم زنده بود و این روز رو میدید

02:03:51.400 --> 02:03:53.400
ماشین آماده است، خانم زیمرمن

02:03:53.500 --> 02:03:54.750
آره، الان میام پایین

02:03:54.850 --> 02:03:57.200
وقتی ناتان تو رو دید، چی بهت گفت؟

02:03:58.500 --> 02:04:00.000
من اون رو ندیدم

02:04:00.250 --> 02:04:03.250
خب، اون و سوفی
دو ساعت قبل از اینجا رفتن

02:04:03.350 --> 02:04:05.400
اون یه چیزی می گفت که دنبال تو می گرده

02:04:05.500 --> 02:04:08.000
و یک بار برای همیشه همه چی رو
بی پرده بهت بگه

02:04:08.100 --> 02:04:09.650
صبر کن ببینم. چی؟

02:04:09.750 --> 02:04:11.250
فکر می کنم تو اونها رو گم کردی

02:04:11.350 --> 02:04:14.100
سوفی می گفت که اون توهم زده
و چیزها رو داره تصور میکنه

02:04:14.200 --> 02:04:17.150
داشت تلاش می کرد بهش دلداری بده
وقتی اون این کار رو می کرد

02:04:17.250 --> 02:04:20.500
خدا می دونه در اون لحظه چه احساسات "ماشوگِنا"یی از سرش می گذشت
(در فرهنگ عبری، به معنای شخص مجنون صفت است)

02:04:20.600 --> 02:04:22.200
من بهت گفتم مواظب باشی

02:04:22.350 --> 02:04:26.550
دفعه بعد به حرف موریس فینک گوش می کنی؟

02:04:26.650 --> 02:04:28.850
خدای من، انگار که من سگ نگهبان پاچه گیر هستم

02:04:28.950 --> 02:04:30.550
موریس، تو میدونی اون الان کجاست؟

02:04:30.650 --> 02:04:32.150
نه، نمیدونم

02:04:56.750 --> 02:04:58.250
سلام

02:04:58.350 --> 02:05:00.400
<i>خدا لعنتت کنه، برو به جهنم</i>

02:05:01.400 --> 02:05:02.800
ناتان؟

02:05:10.150 --> 02:05:11.350
تو حالت خوبه؟

02:05:11.450 --> 02:05:12.800
اُه، آره. من خوبم

02:05:12.900 --> 02:05:14.400
چه بلایی سر دستت اومده؟

02:05:14.500 --> 02:05:16.300
اون داشت دست من رو می شکست

02:05:16.400 --> 02:05:19.000
من ترسیده بودم و فرار کردم

02:05:19.100 --> 02:05:23.250
اون یه تفنگ داره، استینگو
فکر میکنم میخواد ازش استفاده کنه

02:05:24.800 --> 02:05:26.750
من نباید اونجا ولش می کردم

02:05:27.600 --> 02:05:28.950
باید بریم پیداش کنیم

02:05:29.650 --> 02:05:31.400
ناتان؟ -
 <i>استینگو -</i>

02:05:32.100 --> 02:05:34.500
<i>حالا گوش کن. به حرفام گوش کن</i>

02:05:34.600 --> 02:05:36.700
اون ناتان ـه؟ ناتان؟

02:05:36.800 --> 02:05:37.700
<i>آه خدایا</i>

02:05:37.800 --> 02:05:41.750
ناتان، عزیزم، من رو می بخشی؟ -
<i>تو با معشوقت اونجایی؟ -</i>

02:05:41.850 --> 02:05:44.100
<i>گوشی رو بذار جنده -</i>
نه، من عاشق توام -

02:05:44.200 --> 02:05:46.450
تو میدونی که ما عاشق تو ایم -
<i>تو جنده ای -</i>

02:05:47.100 --> 02:05:49.200
<i>نمیخوام دیگه باهات حرف بزنم</i>

02:05:49.300 --> 02:05:51.850
ناتان، ما تو رو خیلی دوست داریم، باشه؟

02:05:52.800 --> 02:05:54.650
ما کاری نخواهیم کرد که به تو آسیبی برسه

02:05:55.600 --> 02:05:57.350
حالا به ما بگو کجایی؟

02:05:57.450 --> 02:06:02.050
<i>خدا لعنتت کنه، برو به جهنم
تو همون کسی هستی که از پشت بهم خنجر زدی</i>

02:06:02.150 --> 02:06:05.700
<i>تو همون کسی هستس که من مثل
بهترین دوستم بهش اعتماد کردم</i>

02:06:06.450 --> 02:06:10.750
<i>و هر روز تله ات رو بزرگتر و بزرگتر پهن کردی</i>

02:06:10.850 --> 02:06:12.950
<i>اونوقت وایستادی خونسرد نگاه میکنی
انگار که هیچ خطایی ازت سر نزده</i>

02:06:13.050 --> 02:06:15.400
<i>اون موقع که دست نوشته هات رو دادی
تا من بخونم رو یادت بیار</i>

02:06:15.500 --> 02:06:18.200
<i>"وای، ناتان خیلی ممنون"</i>

02:06:18.300 --> 02:06:19.700
<i>اگر 15 دقیقه زودتر نیومده بودم</i>

02:06:19.800 --> 02:06:22.550
<i>تو با زنی که من داشتم باهاش ازدواج می کردم، خوابیده بودی</i>

02:06:22.650 --> 02:06:24.550
<i>!ازدواج! ازدواج</i>

02:06:24.650 --> 02:06:26.550
<i>دارم میگم "داشت می شد"، زمان گذشته</i>

02:06:26.650 --> 02:06:29.700
<i>چون قبل از اینکه با یه زن خائنِ بی وفای لهستانی
 ازدواج کنم توی جهنم می سوختم</i>

02:06:29.800 --> 02:06:33.650
<i>کسی که برای یه جنوبی آب زیرکاهِ کُس مغزِ
لِنگ هاشو هوا می کنه، تا اینجوری به من خیانت کنه</i>

02:06:33.750 --> 02:06:36.250
ناتان ما میخواییم بیاییم دنبالت
تو کجایی؟

02:06:36.350 --> 02:06:38.800
<i>بیایید پیش من؟ نه</i>

02:06:38.900 --> 02:06:41.000
<i>شما نیایین. همون جا که هستین بمونین
من دارم میام پیش تون</i>

02:06:41.100 --> 02:06:42.850
<i>با هر دو تونم</i>

02:06:42.950 --> 02:06:44.400
!خدایا، ناتان

02:06:44.500 --> 02:06:46.000
<i>فرار نکنید</i>

02:06:46.150 --> 02:06:51.050
<i>خودتون می دونید که با شما دوتا
 خوک فریبکار و غیرقابل توصیف چه خواهم کرد؟</i>

02:06:51.150 --> 02:06:53.100
<i>گوش کنید</i>

02:06:53.850 --> 02:06:55.750
<i>دارم میام پیش تون</i>

02:06:55.850 --> 02:06:56.950
آه، خدایا

02:06:57.050 --> 02:06:59.300
من به دفتر برادرش زنگ زدم

02:06:59.650 --> 02:07:02.700
لری توی تورنتو هست
اونا دارن سعی می کنن که بهش دسترسی پیدا کنن

02:07:02.800 --> 02:07:04.750
من باید اونجا می موندم

02:07:08.350 --> 02:07:10.500
شاید می تونستم کمکش کنم

02:07:12.150 --> 02:07:14.800
تا حالا حالش اینقدر بد نشده بود

02:07:17.600 --> 02:07:19.700
فکر می کنم، می تونست ما رو بکُشه

02:07:22.100 --> 02:07:24.100
فکر می کنم ممکن بود هر دوی ما رو بکُشه

02:07:24.200 --> 02:07:26.300
من اهمیتی به مُردن نمی دم

02:07:27.600 --> 02:07:30.500
من از این می ترسم که اون بدون من بمیره

02:07:44.550 --> 02:07:46.000
اُه، آره، بیا

02:07:46.600 --> 02:07:48.100
ممنونم

02:08:10.900 --> 02:08:11.950
استینگو؟

02:08:12.750 --> 02:08:14.000
هوم؟

02:08:14.350 --> 02:08:16.650
ما کجا داریم می ریم؟

02:08:20.050 --> 02:08:23.750
خُب، من میخوام دیدنیهلی واشینگتُن رو بهت نشون بدم

02:08:23.950 --> 02:08:25.800
میریم کنار کاخ سفید

02:08:26.950 --> 02:08:28.950
شاید یه سر به هری ترومن هم زدیم

02:08:29.450 --> 02:08:30.600
آره

02:08:31.600 --> 02:08:32.850
منظورم

02:08:34.850 --> 02:08:36.550
از اینکه کجا داریم میریم؟

02:08:37.950 --> 02:08:39.750
اینه که ما واقعا کجا داریم میریم؟

02:08:41.500 --> 02:08:44.050
خب، داریم میریم که تو رو ببرم به اون مزرعه

02:08:44.150 --> 02:08:46.150
که قبلا بهت در موردش گفتم
توی جنوب ویرجینیا

02:08:53.650 --> 02:08:56.000
فکر می کنم، بار اول که اونجا مستقر بشیم

02:08:57.250 --> 02:08:59.050
می تونیم تا ریچموند رانندگی کنیم

02:08:59.150 --> 02:09:02.400
یه گرامافون خوب تهیه کنیم
شاید چند تا آهنگ خریدیم

02:09:04.400 --> 02:09:07.600
منظورت چیه؟
"اونجا مستقر شدیم"

02:09:08.700 --> 02:09:12.700
خوب، من تو رو خیلی دوست دارم، سوفی

02:09:15.200 --> 02:09:19.100
و میخوام باهات ازدواج کنم

02:09:23.400 --> 02:09:26.750
میخوام که تو با من توی اون مزرعه زندگی کنی

02:09:28.200 --> 02:09:30.550
میخوام وقتی که من اونجا کتابهام رو مینویسم
تو کمکم کنی

02:09:30.650 --> 02:09:33.600
و میخوام که کمکم کنی تا تشکیل خانواده بدیم

02:09:34.950 --> 02:09:39.200
چون من خیلی خیلی زیاد عاشقتم

02:09:41.350 --> 02:09:44.300
...این خیلی امید زیادی هست که تو

02:09:46.800 --> 02:09:49.650
که تو هم من رو دوست داشته باشی؟

02:09:59.950 --> 02:10:05.050
گوش کن، استینگو، من الان
بیشتر از 30 سال سن دارم، می دونی

02:10:05.150 --> 02:10:08.450
تو میخوای با یه زن مسن لهستانی مثل من چیکار کنی؟

02:10:09.000 --> 02:10:12.200
درستش  میکنم
درستش  میکنم

02:10:13.000 --> 02:10:14.800
پیرزن

02:10:15.750 --> 02:10:17.500
اینجوری حرف نزن

02:10:19.500 --> 02:10:21.900
...تو همیشه برای من

02:10:24.550 --> 02:10:26.050
درجه یکی

02:10:32.850 --> 02:10:36.550
خوب، آره، باشه
ما میریم اونجا، مطمئن باش

02:10:37.750 --> 02:10:40.450
...ما می تونیم یه مدتی باهم اونجا زندگی کنیم

02:10:40.550 --> 02:10:44.200
ولی باهم ازدواج نکنیم
چون ممکنه بعدا یه تصمیم دیگه بگیریم، میدونی

02:10:45.700 --> 02:10:49.650
سوفی، توی یه روستای کوچیکی مثل اونجا

02:10:49.750 --> 02:10:52.100
در مورد جایی که قراره باهم زندگی کنیم، صحبت می کنم

02:10:52.200 --> 02:10:54.650
ما باید ازدواج کنیم

02:10:55.500 --> 02:10:59.100
خدایا، سوفی، اونها مسیحی ان
میدونی

02:11:01.350 --> 02:11:04.250
...خُب نمیدونم، منظورم

02:11:06.750 --> 02:11:10.150
اینه که اگر خیلی زود با هم ازدواج کنیم
من هم مدت زیادی عاشقت می مونم

02:11:16.300 --> 02:11:18.100
من می دونم که تو شیفته من شدی

02:11:24.450 --> 02:11:28.300
ولی بهمون زمان بده
فقط وقت بده

02:11:29.600 --> 02:11:31.650
ما با هم خوشبخت می شیم

02:11:46.450 --> 02:11:49.400
آخه تفاوت فقط توی سن و سال نیست فقط . میدونی

02:11:50.600 --> 02:11:52.700
بین من و تو استینگو

02:11:55.850 --> 02:12:00.500
تو باید یه مادر دیگه
برای بچه هات پیدا کنی

02:12:01.950 --> 02:12:03.200
فقط تو

02:12:04.050 --> 02:12:08.100
منصفانه نیست که بچه های تو، مادری مثل من داشته باشن

02:12:10.350 --> 02:12:13.000
سوفی، اونها خوشبخت ترین بچه های دنیا میشن

02:12:15.200 --> 02:12:17.950
می خوام یه چیزی رو بهت بگم

02:12:20.850 --> 02:12:25.500
می خوام یه چیزی رو بهت بگم
که تا حالا به هیچ کس قبلا نگفتم

02:12:30.200 --> 02:12:34.550
هرگز، ولی قبلش نیاز دارم
که یه چیزی بنوشم. میشه اول یه مشروب بدی؟

02:13:06.050 --> 02:13:09.250
....اون روزی که ما داشتیم

02:13:13.250 --> 02:13:17.550
به آشوییتز می رفتیم، بهار بود، می دونی

02:13:18.800 --> 02:13:21.000
و وقتی رسیدیم اونجا، شب بود

02:13:21.100 --> 02:13:24.800
شب گرمی بود. شب قشنگی بود

02:13:30.150 --> 02:13:32.300
مامان ، داری به من آسیب می زنی
[به لهستانی]

02:15:34.150 --> 02:15:36.050
تو خیلی زیبایی
[به آلمانی]

02:15:41.500 --> 02:15:43.550
دوست داشتم باهات توی تختخواب باشم

02:15:49.550 --> 02:15:51.400
تو یه لهستانی هستی؟
[لهستانی یهودی]

02:15:54.250 --> 02:15:55.700
!تو

02:15:58.100 --> 02:16:01.400
تو از اون کمونیست های کثیف هستی؟

02:16:11.800 --> 02:16:13.600
من یه لهستانی هستم

02:16:14.000 --> 02:16:18.000
من توی کراکوف به دنیا اومدم، من یهودی نیستم
بچه هام هم نیستن

02:16:18.100 --> 02:16:20.700
اونها یهودی نیستن
اونها نژاد خالص و اصیلی دارن

02:16:20.800 --> 02:16:21.900
من مسیحی ام

02:16:22.100 --> 02:16:24.600
من یه لهستانی کاتولیک ام

02:16:50.000 --> 02:16:51.350
تو کمونیست نیستی؟

02:16:54.300 --> 02:16:55.950
تو به خدا باور داری؟

02:16:56.150 --> 02:16:59.300
بله، آقا من به مسیح باور دارم

02:17:01.700 --> 02:17:05.900
خب، تو به مسیح باور داری
منجی عالم؟

02:17:06.000 --> 02:17:07.200
!بله

02:17:23.000 --> 02:17:25.050
...آیا او نبود که گفت

02:17:25.800 --> 02:17:28.050
بچه های کوچک رنج می کشند"

02:17:29.200 --> 02:17:31.750
"از اینکه به نزد من بیایند؟
[انجیل متی باب 19:14]

02:17:37.600 --> 02:17:40.200
تو می تونی یکی از بچه هات رو نگه داری

02:17:42.900 --> 02:17:44.350
ببخشید؟

02:17:45.350 --> 02:17:48.100
تو میتونی یکی از بچه هات رو نگه داری

02:17:49.150 --> 02:17:51.150
اون یکی باید بره

02:17:52.100 --> 02:17:54.550
منظورتون اینه که من حق انتخاب دارم؟

02:17:58.100 --> 02:18:00.800
خُب تو یه لهستانی هستی، نه یه جهود

02:18:02.900 --> 02:18:05.750
که این امتیاز رو به تو میده که حق انتخاب داشته باشی

02:18:08.150 --> 02:18:11.600
من نمیتونم انتخاب کنم
من نمیتونم انتخاب کنم

02:18:11.950 --> 02:18:13.650
ساکت باش -
 من نمیتونم انتخاب کنم -

02:18:14.500 --> 02:18:17.900
انتخاب کن! یا من هر دوشون رو می فرستم اون ور

02:18:18.600 --> 02:18:20.100
انتخاب کن

02:18:20.250 --> 02:18:22.950
!من رو وادار به انتخاب نکنید! من نمیتونم انتخاب کنم

02:18:23.050 --> 02:18:25.050
هردوشون رو میفرستم اون ور

02:18:26.850 --> 02:18:28.500
!خفه شو! بس کن

02:18:28.600 --> 02:18:32.250
!بهت گفتم خفه شو! انتخاب کن

02:18:32.900 --> 02:18:35.050
!من رو وادار به انتخاب نکنید! من نمیتونم انتخاب کنم

02:18:35.450 --> 02:18:37.950
هردوشون رو میفرستم اون ور -
 من نمیتونم انتخاب کنم -

02:18:38.050 --> 02:18:39.900
!این دوتا بچه رو ببرید اون ور

02:18:40.000 --> 02:18:41.200
!تکون بخورید

02:18:42.500 --> 02:18:43.550
دختر کوچولوم رو بگیر

02:18:45.750 --> 02:18:47.550
بچه ام رو بگیر

02:18:48.750 --> 02:18:52.000
دختر کوچولوم رو بگیر

02:19:21.250 --> 02:19:22.500
...خب

02:19:27.400 --> 02:19:30.600
فردا به اون مزرعه خواهیم رفت، آره

02:19:35.600 --> 02:19:38.150
....ولی لطفا، استینگو

02:19:41.200 --> 02:19:43.800
در مورد ازدواج حرفی نزن

02:19:54.100 --> 02:19:56.050
و بچه

02:20:07.300 --> 02:20:08.950
همین قدر کافیه

02:20:11.000 --> 02:20:13.200
می ریم اونجا

02:20:17.150 --> 02:20:18.550
زندگی کنیم

02:20:23.800 --> 02:20:25.250
برای یه مدت

02:21:52.900 --> 02:21:56.000
<i>من 22 سالم بود و باکره بودم</i>

02:21:56.100 --> 02:21:58.850
<i>و در نهایت او را در آغوشم می گرفتم</i>

02:21:58.950 --> 02:22:01.750
<i>الهه خیالات بی پایان  خودم رو</i>

02:22:03.200 --> 02:22:05.750
<i>شهوت من تمام نشدنی بود</i>

02:22:07.500 --> 02:22:11.750
<i>شهوت سوفی هم راهی بود
...برای غرق شدن در دنیای فراموشی شهوانی</i>

02:22:11.850 --> 02:22:14.700
<i>و پروازی بود از خاطرات و غصه ها</i>

02:22:16.500 --> 02:22:18.800
<i>بیشتر از اون، الان می بینم که</i>

02:22:20.150 --> 02:22:23.500
<i>یک تلاش دیوانه وار برای شکست دادن مرگ بود</i>

02:22:26.800 --> 02:22:28.600
<i>!عزیزترینم، استینگو</i>

02:22:30.450 --> 02:22:34.500
<i>تو یک عاشق زیبایی هستی که من باید ترکت کنم</i>

02:22:34.600 --> 02:22:39.950
<i>و من رو بخاطر خداحافظی نکردن
ببخش اما باید پیش ناتان برگردم</i>

02:22:41.300 --> 02:22:44.100
<i>باور کن که تو یک زن خیلی فوق العاده پیدا می کنی</i>

02:22:44.200 --> 02:22:46.500
<i>که تو رو توی اون مزرعه خوشبختت می کنه</i>

02:22:48.100 --> 02:22:52.900
<i>ولی وقتی از خواب بیدار شدم
احساس خیلی وحشتناکی داشتم</i>

02:22:54.300 --> 02:22:56.500
<i>و نا امیدی از ناتان</i>

02:22:56.600 --> 02:23:00.550
<i>علاوه بر اون، منظورم، انباشته بودن
 از احساس گناه و فکر مرگ</i>

02:23:00.650 --> 02:23:04.350
<i>مثل یخی بود که در خون من جریان داشت</i>

02:23:05.150 --> 02:23:09.650
<i>پس من باید دوباره با ناتان باشم به هر معنایی</i>

02:23:11.900 --> 02:23:15.100
<i>ممکنه دیگه تو رو نبینم</i>

02:23:17.150 --> 02:23:21.650
<i>ولی باور کن که شناختن  و آشنایی با تو
خیلی برای من مهم بود</i>

02:23:23.000 --> 02:23:25.900
<i>تو یه عاشق بزرگی هستی، استینگو</i>

02:23:27.500 --> 02:23:29.000
<i>سوفی</i>

02:23:35.200 --> 02:23:37.900
لاندو
L-A-N-D-A-U.

02:23:38.000 --> 02:23:40.100
اون توی یه آزمایشگاه دارویی کار می کرده

02:23:40.200 --> 02:23:43.500
و فکر می کنم اینطوری بوده که تونسته سیانور گیر بیاره
می دونی

02:23:43.600 --> 02:23:45.850
اونها کنار تخت پیداش کردن
می دونی

02:23:45.950 --> 02:23:47.300
میدونی چه آزمایشگاهی؟

02:23:47.400 --> 02:23:49.300
مطمئن نیستم کجا بود

02:26:04.150 --> 02:26:06.000
این تخت را فراخ و گسترده بگردان"

02:26:08.200 --> 02:26:10.400
این تخت را با هیبت و احترام آماده ساز

02:26:12.200 --> 02:26:13.450
در آن

02:26:15.750 --> 02:26:17.750
تا روز قیامت

02:26:19.000 --> 02:26:20.900
شگرف و لطیف

02:26:25.750 --> 02:26:27.800
به امیدی که تا آن روز
تشکش راحت و سالم باشد

02:26:29.850 --> 02:26:31.750
به امیدی که تا آن روز
بالشش نرم و لطیف باشد

02:26:33.850 --> 02:26:36.350
و به همین طنین طلایی، مزاحمی از آفتاب

02:26:38.000 --> 02:26:40.600
"اجازه نمی دهد که به این خلوت آسیبی برساند

02:26:45.700 --> 02:26:48.900
<i>و بالاخره سفر اکتشافی خودم رو تموم کردم</i>

02:26:49.000 --> 02:26:51.200
<i>در جایی به عجیبی بروکلین</i>

02:26:54.500 --> 02:26:58.650
<i>من گذاشتم تا عصبانیت
و غم سوفی و ناتان را رها کند</i>

02:26:58.750 --> 02:27:00.800
<i>و از خیلی از کسانی که</i>

02:27:00.900 --> 02:27:05.850
<i>خیانت به آنها و قصابی شدن
و شهادت بچه هاشون در روی زمین، اونها رو آزرده بود</i>

02:27:07.400 --> 02:27:09.800
<i>وقتی که بالاخره دوباره تونستم ببینمشون</i>

02:27:10.650 --> 02:27:15.250
<i>اولین اشعه های روز رو در انعکاس رودخانه "مرکی" دیدم</i>

02:27:17.550 --> 02:27:19.850
<i>اما اون روز، روز قیامت نبود</i>

02:27:20.600 --> 02:27:22.250
<i>فقط صبح بود</i>

02:27:23.400 --> 02:27:27.450
<i>صبح، شگرف و لطیف</i>

02:27:53.700 --> 02:29:00.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>