﻿WEBVTT

00:00:00.772 --> 00:00:20.772
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:05:04.796 --> 00:05:12.897
«« در قفســــي شيشــــه‌اي »»

00:06:33.844 --> 00:06:35.562
"... پدر و مادرِ عزيزم"

00:06:35.887 --> 00:06:39.312
،پس از تصادفي که برايِ «کلاوس» رُخ داد"
".اوضاع همچنان رو به وخامت گذارده است

00:06:40.225 --> 00:06:42.023
"... او عملاً قادر به صحبت نيست"

00:06:42.477 --> 00:06:45.401
،و من بيش از آنکه همسرش باشم"
".گويي به برده‌اش تبديل گشته‌ام

00:06:45.856 --> 00:06:49.702
پس از تفکرِ بسيار در اين خصوص، نهايتاً به اين نتيجه رسيده‌ام که"
".لزومِ استخدامِ پرستار برايِ تيمارداريِ وي به شدت احساس مي‌شود

00:06:50.569 --> 00:06:52.913
و مايل هستم که آن پرستار"
".اهلِ کشورِ خودمان باشد

00:06:53.071 --> 00:06:54.994
چرا که با مردمانِ اين سرزمين"
".هيچگونه سازگاري ندارم

00:06:56.199 --> 00:06:59.123
مي‌توانيد در اين مورد"
"،با دکترِ سابقِ‌مان رايزني نماييد

00:06:59.870 --> 00:07:03.795
همان کسي که به ما برايِ آوردنِ دستگاهِ"
".تنفسِ مصنوعي به اين کشور مساعدت نمود

00:07:04.750 --> 00:07:09.130
وي هنگامِ جنگِ جهاني، در انجامِ آزمايشات"
".بر رويِ کودکان، دستيارِ «کلاوس» بود

00:07:09.630 --> 00:07:12.634
.او به «کلاوس» بسيار مديون است"
".بنابراين دستِ ما را پس نخواهد زد

00:07:14.009 --> 00:07:15.477
".من به شدت محتاجِ کمک هستم"

00:07:16.094 --> 00:07:18.597
«عليرغمِ فلج‌شدگي‌اي که «کلاوس"
"... در اثرِ سقوط به آن دچار شده است

00:07:19.056 --> 00:07:21.855
وي همچنان قادر مي‌باشد برايِ"
"،ساليانِ طولاني زنده بماند

00:07:21.933 --> 00:07:24.482
مشروط بر آنکه همواره"
".به دستگاه متصل باشد

00:07:24.561 --> 00:07:26.780
من بايد زمانِ بيشتري را"
".به خودم و دخترم اختصاص دهم

00:07:27.689 --> 00:07:29.157
«وضعيتِ «رِنا"
".مرا بسيار نگران مي‌سازد

00:07:29.441 --> 00:07:31.489
زيرا ضروري‌ست که او"
".همچنان به مدرسه برود

00:07:32.861 --> 00:07:35.614
حال آنکه از هنگامِ تبعيدمان"
"... در 8 سال پيش

00:07:35.697 --> 00:07:38.667
".دائماً در اين خانه محبوس بوده‌ايم"

00:07:39.576 --> 00:07:41.499
".هرگز احساسي بدتر از اين نداشته‌ام"

00:07:42.579 --> 00:07:45.879
حتي گاهي اوقات با خود مي‌انديشم"
".بسيار بهتر ميشد اگر «کلاوس» فوت مي‌نمود

00:07:49.795 --> 00:07:54.847
.از بابتِ پولي که برايِ‌مان فرستاديد سپاسگزارم"
".پرستار فراموشِ‌تان نشود

00:07:55.217 --> 00:07:57.515
".«دوستدارِ شما، دخترتان، «گريسِلدا"

00:08:00.263 --> 00:08:01.606
.مامان

00:08:19.491 --> 00:08:23.667
!خانم! خانم
!بياييد اينجا

00:08:23.829 --> 00:08:26.628
!هي، داري کجا ميري؟

00:08:34.923 --> 00:08:36.846
!خانم

00:08:37.509 --> 00:08:40.058
چي شده؟ -
!عيهنو خودِ شيطون مي‌مونه -

00:08:40.137 --> 00:08:42.856
کي؟ -
.همينطور هُل داد رفت داخل -

00:08:43.014 --> 00:08:45.392
کجا رفت؟ -
.رفت تويِ اتاقِ شوهرتون -

00:08:45.559 --> 00:08:47.152
.«رِنا»

00:08:48.770 --> 00:08:50.647
.برو چند نخ سيگار واسم بيار

00:08:56.236 --> 00:08:57.362
کلاوس»؟»

00:08:58.071 --> 00:09:00.915
حالت خوبه؟

00:09:09.541 --> 00:09:11.635
به جايِ گريه کردن
بگو ببينم کي داخله؟

00:09:11.710 --> 00:09:14.133
.نمي‌دونم -
حداقل بگو بدونم مَرده يا زن؟ -

00:09:14.254 --> 00:09:15.972
.نمي ... نمي‌دونم

00:09:18.216 --> 00:09:19.889
.ميرم اون يکي کليد رو بيارم

00:09:21.428 --> 00:09:24.682
.وقت داره مي‌گذره
.بايد تصميمت رو بگيري

00:09:24.765 --> 00:09:27.268
استخدام شدنِ من
.به تو بستگي داره

00:09:27.893 --> 00:09:31.363
،بعد از اون چيزي که بهت گفتم
.بايد منو استخدام کُني

00:10:17.192 --> 00:10:19.115
خُب، بگو ببينم کي هستي؟
اينجا چکار داري؟

00:10:20.445 --> 00:10:22.288
.من پرستار هستم

00:10:22.948 --> 00:10:25.542
،شنيدم شوهرتون بيماره
... به همين خاطر اومدم

00:10:25.700 --> 00:10:27.873
.تا ازش مراقبت کُنم

00:10:28.036 --> 00:10:30.505
فکر نمي‌کُنم اين طرزِ صحيحي
!برايِ درخواست کردنِ شغل باشه

00:10:31.915 --> 00:10:34.293
،در هر صورت
.ما به هيچکسي نياز نداريم

00:10:34.876 --> 00:10:37.095
ولي گمون مي‌کُنم شوهرتون
.به من نياز داشته باشه

00:10:38.255 --> 00:10:42.510
،ما تويِ بيمارستانِ شهر با همديگه آشنا شديم
.قبل از اينکه شما به اينجا بياييد

00:10:42.676 --> 00:10:44.349
.متأسفم، اما امکانش وجود نداره

00:10:44.886 --> 00:10:46.183
.«گريسِلدا»

00:10:48.473 --> 00:10:51.568
مي‌خوام اين پسر
.پيشم بمونه

00:10:51.726 --> 00:10:54.946
... ولي آخه فکر نمي‌کُنم که

00:11:13.164 --> 00:11:14.916
.لطفاً يه لحظه ما رو تنها بذاريد

00:11:27.137 --> 00:11:28.980
جريان چيه؟

00:11:29.806 --> 00:11:31.274
دوست دارم همين پسر
.ازم پرستاري کُنه

00:11:31.349 --> 00:11:34.273
ولي فکر نمي‌کُني برايِ همچين کاري
بيش از حد کم و سن سال باشه؟

00:11:34.769 --> 00:11:37.022
ترجيح ميدم يه جوونِ کم و سن و سال
.اين کارو انجام بده

00:11:39.399 --> 00:11:40.992
مشخص نيست اونها قراره
.چه جور آدمي رو برامون بفرستن

00:11:41.151 --> 00:11:43.495
،هر کسي رو هم که بفرستن
!مطمئناً بهتر از اين ابلهه

00:11:43.945 --> 00:11:45.913
به علاوه، من ديگه تويِ نامه
.از پدر و مادرم درخواستِ پرستار کردم

00:11:46.448 --> 00:11:48.291
.همين امروز براشون تلگراف بفرست

00:11:48.450 --> 00:11:50.999
،معلومه که همچين کاري نمي‌کُنم
.اگه قرار بر استخدامِ اين پسر باشه

00:11:51.620 --> 00:11:54.339
،گريسِلدا»، خواهش مي‌کُنم»
.اين منم که بيمار هستم

00:11:54.539 --> 00:11:56.291
!نه! اصلاً سر در نميارم

00:11:57.751 --> 00:12:01.597
!«گريسِلدا» -
اسمش چيه؟ -

00:12:01.922 --> 00:12:03.924
آنجلو»؟»

00:12:08.011 --> 00:12:10.309
.مامانم ميگه بيا شام بخور

00:13:05.735 --> 00:13:08.238
!چقدر قشنگه -
.صدايِ ساعتِ مامانه -

00:13:11.199 --> 00:13:13.327
ابرو-ت چي شده؟

00:13:15.578 --> 00:13:16.921
.هيچي

00:13:23.294 --> 00:13:25.968
.تويِ يخچال هميشه غذا هست

00:13:26.256 --> 00:13:29.260
خدمتکار هفته‌اي سه بار مياد
.و ترتيبِ همه‌يِ کارها رو ميده

00:13:29.884 --> 00:13:31.227
.فقط کافيه گرمش کُني

00:13:32.053 --> 00:13:36.183
،مي‌توني هر وقت بخواي و هر چي دلت بخواد بخوري
.مادامي که اينجا مشغولِ کار هستي و کارِت رو درست انجام ميدي

00:13:36.307 --> 00:13:38.401
.همه‌چيز بايد مرتب و پاکيزه باشه

00:13:38.977 --> 00:13:43.323
.بايد روزي يک بار شوهرم رو شستشو کُني
.و در صورتِ نياز، بيش از يک بار در روز

00:13:44.733 --> 00:13:46.326
متوجه هستي چي ميگم؟

00:13:46.484 --> 00:13:48.111
و مهمتر از همه اينکه
.بايد سرگرمش کُني

00:13:49.821 --> 00:13:50.868
!بخور، بخور

00:13:51.614 --> 00:13:54.163
دستگاه بدونِ اينکه نياز به هيچ دخالتي باشه
.کارِ خودش رو انجام ميده

00:13:54.701 --> 00:13:59.673
فقط بايد حواست رو جمع کُني که هميشه
.به برق وصل باشه و شارژِ باتري پُر باشه

00:14:00.707 --> 00:14:03.711
يه کپسولِ اکسيژنِ کوچيک
.همون زير قرار داده شده

00:14:03.793 --> 00:14:07.297
،در صورتي‌که برايِ دستگاه مشکلي پيش بياد
.بهش تنفسِ دهان به دهان بده

00:14:07.630 --> 00:14:09.598
و رويِ قفسه‌يِ سينه‌اش
.فشار بيار

00:14:10.925 --> 00:14:12.848
به هر حال، قطعاً خودت تويِ بيمارستان
.تجربه‌يِ چنين کاري رو داشتي

00:14:13.720 --> 00:14:15.939
بقيه‌يِ جزئيات رو هم
.فردا برات توضيح ميدم

00:14:19.476 --> 00:14:21.023
.شب بخير

00:14:24.355 --> 00:14:25.572
رِنا»؟»

00:14:26.316 --> 00:14:27.989
.ديگه برو تويِ تختخوابت

00:18:56.753 --> 00:18:59.632
،حتماً خوابيدن تويِ اين دستگاه
.برات حسابي کسل‌کُننده‌ست

00:19:00.715 --> 00:19:02.809
مثلِ اين مي‌مونه که
.تويِ يه ويترين باشي

00:19:04.093 --> 00:19:05.766
.اما نگران نباش

00:19:07.430 --> 00:19:09.558
من خيلي کارها مي‌تونم
.برات انجام بدم

00:19:11.184 --> 00:19:13.357
مي‌تونم برات از قدم زدن‌هام
.تويِ محوطه تعريف کُنم

00:19:16.147 --> 00:19:18.149
مي‌تونم برات هر مأموريتي
.داشته باشي انجام بدم

00:19:20.568 --> 00:19:22.741
مي‌تونم برات از
.فيلمي که ديدم تعريف کُنم

00:19:25.573 --> 00:19:27.246
... مي‌تونم برات هر کاري انجام بدم

00:19:28.493 --> 00:19:30.461
.غير از اينکه به‌جات فکر کُنم

00:19:34.582 --> 00:19:36.505
امروز آفتاب
.درخششِ خيلي زيبايي داره

00:19:39.629 --> 00:19:41.302
.دريا آروم شده

00:19:44.384 --> 00:19:46.102
... و اونجا نزديکِ درخت‌ها

00:19:47.387 --> 00:19:49.105
.يه سگ نشسته

00:19:51.474 --> 00:19:53.147
... و يه کم دورتر

00:19:55.353 --> 00:19:56.525
... و باز هم دورتر

00:19:59.148 --> 00:20:02.652
مردي که پالتويِ تيره تنش کرده
.داره با يه پسر بچه قدم ميزنه

00:20:04.070 --> 00:20:06.289
پالتو تنش کرده؟
اون هم تويِ همچين گرمايي؟

00:20:07.949 --> 00:20:09.667
... مردم خيلي

00:20:09.992 --> 00:20:11.118
.خيلي عجيب هستن

00:20:14.789 --> 00:20:17.588
الان داره به اون پسر بچه
.سيگار تعارف مي‌کُنه

00:20:18.292 --> 00:20:19.635
... و پسر بچه

00:20:20.837 --> 00:20:21.884
... آره

00:20:22.922 --> 00:20:24.139
.اونو مي‌گيره

00:20:27.009 --> 00:20:29.762
به نظر مي‌رسه که اونها
.با همديگه دوست شده‌ان

00:20:31.973 --> 00:20:33.475
.حالا دارن ميرن

00:20:36.602 --> 00:20:39.230
.خُب، بهتره اصلاحِ صورتت رو تموم کُنم

00:21:04.589 --> 00:21:06.216
.نگاه کُن

00:21:07.300 --> 00:21:08.802
.خون

00:21:11.387 --> 00:21:13.185
آنجلو»؟»

00:21:14.974 --> 00:21:16.851
ميشه يه لحظه همراهم بياي؟

00:21:17.226 --> 00:21:19.354
بايد به خدمتکار
.آمپول تزريق کُني

00:21:20.021 --> 00:21:21.568
اما اصلاحِ همسرتون رو
.هنوز تموم نکردم

00:21:21.814 --> 00:21:24.067
.اونو ولش کُن
.بعداً انجامش ميدي

00:21:25.943 --> 00:21:27.536
.برگشتنت زياد طول نمي‌کِشه

00:21:28.362 --> 00:21:29.989
.اما بايد شستشوش کُنم

00:21:33.910 --> 00:21:35.082
!گفتم که بعداً

00:21:50.092 --> 00:21:51.844
آمپول رو گذاشتم
.تويِ آب تا بجوشه

00:21:52.094 --> 00:21:55.018
،اول مي‌خواستم خودم انجامش بدم
.اما بعد يادِ تو افتادم

00:21:55.306 --> 00:21:56.478
.آخه شغلِ تو همين کاره

00:21:56.641 --> 00:21:58.484
.نه، نه، خودتون انجامش بدين

00:21:59.310 --> 00:22:01.062
.مي‌خوام تو اين کار رو بکُني

00:22:09.654 --> 00:22:12.248
.آب جوش اومده -
.پس خم بشو اينطرف -

00:22:14.075 --> 00:22:16.624
!جداً درد هم داره؟ -
.نگران نباش -

00:22:54.448 --> 00:22:55.870
اول نمي‌خواي الکل بزني؟

00:23:11.716 --> 00:23:13.343
حباب‌هايِ هوا رو هم
خارج نمي‌کُني؟

00:23:18.973 --> 00:23:21.021
.خودت تمومش کُن
.من حالم زياد خوب نيست

00:23:29.900 --> 00:23:31.777
تو هيچوقت تويِ بيمارستان
کار نکردي، درسته؟

00:23:32.445 --> 00:23:34.243
!راستش رو به من بگو

00:23:34.322 --> 00:23:36.245
مي‌دونم که هيچوقت تويِ
!بيمارستان کار نکردي! مطمئنم

00:23:36.741 --> 00:23:39.119
مثلِ روز روشن بود که تا حالا
!به هيچکس آمپول تزريق نکردي

00:23:39.285 --> 00:23:40.377
.من فقط عصبي بودم

00:23:42.288 --> 00:23:45.508
به علاوه، کارِ من تويِ بيمارستان
.آمپول تزريق کردن نبود

00:23:46.459 --> 00:23:47.927
.من فقط دستيارِ پرستار بودم

00:23:48.002 --> 00:23:49.675
حالا از اين حرف
چه منظوري داري؟

00:23:51.589 --> 00:23:52.511
.هيچي

00:24:08.981 --> 00:24:10.028
.«آنجلو»

00:24:11.233 --> 00:24:13.782
چرا شوهرم اينقدر دوست داره
تو اينجا پيشش بموني؟

00:24:15.363 --> 00:24:17.457
چون تويِ بيمارستان
.من خيلي خوب ازش مراقبت مي‌کردم

00:24:18.282 --> 00:24:19.625
... حتي بهم گفتن که

00:24:19.700 --> 00:24:23.671
کافيه! نمي‌تونم هيچکدوم از
!دروغ‌هات رو باور کُنم! تمومش کُن

00:24:25.581 --> 00:24:27.629
نمي‌دونم. ولي من
.نياز به کار کردن دارم

00:24:33.339 --> 00:24:36.559
!پس چي شد؟
!بهم آمپول مي‌زني يا نمي‌زني؟

00:24:57.446 --> 00:25:00.825
!از اين پسره حالم به هم مي‌خوره
!مي‌خوام بندازمش بيرون

00:25:01.325 --> 00:25:05.080
.تو نمي‌توني منو مجاب کُني
!اون هيچوقت تويِ بيمارستان کار نکرده؛ هيچوقت

00:25:05.162 --> 00:25:07.005
اصلاً چرا تو اينقدر
بهش علاقه داري؟

00:25:09.750 --> 00:25:11.969
،ديگه از اين زندگي
،خسته و دلزده شدم

00:25:12.086 --> 00:25:17.013
!از اين زندگيِ منزويِ دور از چشمِ مردم
!از اين تنهاييِ هميشگي! همه‌اش بخاطرِ توئه! فقط بخاطرِ تو

00:25:18.050 --> 00:25:20.644
،ديگه طاقتِ اين زندگي رو ندارم
!چه برسه به تحملِ اون پسره

00:25:21.804 --> 00:25:23.397
متوجه حرفم نيستي؟

00:25:24.265 --> 00:25:25.858
گريسِلدا»، من مي‌خوام»
.اون اينجا پيشم بمونه

00:25:25.933 --> 00:25:26.729
!آخه چرا؟

00:25:30.730 --> 00:25:32.073
!صحيح

00:25:33.649 --> 00:25:37.370
تو پسره‌يِ احمقي رو ترجيح ميدي که
... به هيچ وجه قادر نيست از شخصِ بيماري

00:25:37.653 --> 00:25:39.576
با اين وضعيتِ تو
.پرستاري کُنه

00:25:40.698 --> 00:25:41.574
!که اينطور

00:25:42.491 --> 00:25:45.870
من مي‌خوام اون اينجا
!پيشم بمونه. روشنه؟

00:25:47.413 --> 00:25:48.710
!روشنه

00:26:44.261 --> 00:26:45.729
چه اتفاقي افتاد؟

00:26:46.305 --> 00:26:47.852
صدايِ موتورِ دستگاه
.شنيده نمي‌شد

00:30:37.911 --> 00:30:41.632
رِنا»، ميشه کمکم کُني؟» -
.آخه دستم نمي‌رسه -

00:30:41.707 --> 00:30:44.051
،عجله کُن
!وگرنه ميفتيم زمين

00:30:50.257 --> 00:30:51.679
.چه خوشبوئه

00:30:52.342 --> 00:30:54.140
.اول بذار خُشکش کُنم

00:30:58.348 --> 00:30:59.816
.«مراقب باش، «رِنا

00:31:18.911 --> 00:31:21.380
،«خواهش مي‌کُنم، «آنجلو
حالا ميشه بازي کُنيم؟

00:31:21.455 --> 00:31:22.798
.خيله خُب

00:31:34.968 --> 00:31:36.595
.تو و بابا، روبرويِ من

00:31:36.678 --> 00:31:40.649
.نه، نه. من روبرويِ شما دو نفر -
.باشه. پس شروع مي‌کُنيم -

00:31:48.649 --> 00:31:50.651
.اين يکي، مي‌پره اينجا

00:31:53.487 --> 00:31:54.955
.من مخفي شدم

00:31:55.864 --> 00:31:57.707
،و حالا اين يکي
.مياد که شما رو بگيره

00:32:00.577 --> 00:32:02.500
،خُب اين يکي
.به اون يکي کمک مي‌کُنه

00:32:04.414 --> 00:32:07.008
.نه، حالا قطعاً اون ما رو مي‌گيره

00:32:11.338 --> 00:32:13.761
!کيش و مات
.من بُردم

00:32:18.137 --> 00:32:20.606
رِنا»، اين مسخره‌بازي‌ها رو»
.تموم کُن و برو به اتاقت

00:32:21.181 --> 00:32:22.398
.خودم هم پُشتِ سرت ميام

00:32:23.225 --> 00:32:25.148
!ولي آخه مامان -
!گفتم برو به اتاقت -

00:32:27.187 --> 00:32:30.487
،هر وقت داره بهم خوش مي‌گذره
.تو جلوم رو مي‌گيري. اين منصفانه نيست

00:32:32.526 --> 00:32:34.278
!حالا متوجه شدي؟

00:32:38.407 --> 00:32:39.454
!حرف نباشه

00:32:40.826 --> 00:32:43.705
!اين بساط رو جمع کُن
!اصلاً خوش ندارم شاهدش باشم

00:33:11.690 --> 00:33:13.488
".شب شده بود"

00:33:13.984 --> 00:33:16.828
صبحِ همان روز، طبقِ معمول"
"... قطاري پُر از

00:33:16.904 --> 00:33:19.908
پسراني مابينِ 6 تا 12 سال را"
".آورده بودند

00:33:22.242 --> 00:33:24.961
قرار بود از آن بچه‌ها"
"... آزمايشِ خون به عمل آورده

00:33:25.078 --> 00:33:28.173
و ايشان را طبقِ گروه خونيِ‌شان"
".طبقه‌بندي نماييم

00:33:29.458 --> 00:33:33.964
با اين وجود، اکثرِ آنها به همين زودي"
".تدريجاً علائمِ اپيدمي را از خود ظاهر مي‌ساختند

00:33:34.338 --> 00:33:36.432
چنين افرادي را به راحتي"
".امحاء مي‌نموديم

00:33:38.800 --> 00:33:41.679
دستيارِ من بوسيله‌يِ"
"... بندهايِ چرميِ ضخيم

00:33:41.762 --> 00:33:44.390
".آنها را به صندلي مي‌بست"

00:33:45.766 --> 00:33:49.487
سپس من آمپول‌ها را"
"... از هوا پُر مي‌نمودم

00:33:51.146 --> 00:33:53.365
آمپول‌هايي که البته"
"،در آن شرايطِ جنگي کمياب بودند

00:33:54.191 --> 00:33:57.491
و سوزنِ بلندِ آنها را"
".به قلبِ‌شان فرو مي‌کردم

00:34:00.447 --> 00:34:03.826
هرگز در حينِ انجامِ اين عمل، هيچگونه"
".احساسِ بخصوصي به من دست نمي‌داد

00:34:05.619 --> 00:34:07.872
".علتش را بعدها متوجه شدم"

00:34:09.873 --> 00:34:12.422
من هرگز به چشمانِ"
".آن بچه‌ها نگاه نمي‌نمودم

00:34:13.752 --> 00:34:16.380
و هيچگاه خودرا برايِ مشاهده‌يِ"
"... زجر و عذابِ طولاني مدتِ پيش از مرگِ آنان

00:34:16.463 --> 00:34:19.717
که 5 دقيقه‌يِ تمام"
".به طول مي‌انجاميد، دردسر نميدادم

00:34:21.301 --> 00:34:24.054
"... وحشت نيز، همچون گناه"

00:34:24.471 --> 00:34:26.314
".مي‌تواند فريبنده شود"

00:34:26.765 --> 00:34:28.483
من هنوز به اين کشف"
".نائل نگرديده بودم

00:34:30.227 --> 00:34:33.356
آن شب 3 پسر"
".همچنان زنده مانده بودند

00:34:34.773 --> 00:34:37.572
،نمي‌دانم چرا"
".اما آنها زنده بودند

00:34:37.943 --> 00:34:40.412
".بي‌حرکت و از نفس افتاده"

00:34:41.029 --> 00:34:44.829
،کم سن و سال‌ترينِ‌شان که شايد 10 سال داشت"
".بي‌وقفه به من خيره گشته بود

00:34:47.327 --> 00:34:50.126
نگاه چشمانِ وحشتزده‌اش"
".در عمقِ جانم نفوذ مي‌کرد

00:34:51.456 --> 00:34:55.336
،عليرغمِ احساسِ آشفتگي‌اي که داشتم"
".برايم صحنه‌اي بس لذتبخش بود

00:34:56.420 --> 00:34:58.422
"... او را از همراهانش جدا ساخته"

00:34:58.505 --> 00:35:02.726
.و به اتاقي ديگر بُردم"
".اتاق کوچک بود

00:35:03.969 --> 00:35:06.973
"... در را بستم و" -
!آنجلو»، بسّه ديگه» -

00:35:09.558 --> 00:35:11.435
من خيلي چيزها مي‌دونم، مگه نه؟

00:35:17.065 --> 00:35:19.363
اينو همون روزِ حادثه
.کِش رفتم

00:35:19.443 --> 00:35:21.616
جسدِ پسره رو هم
.خودم مخفي کردم

00:35:22.487 --> 00:35:25.036
از اون زمان به بعد، طوري
... اين خونه رو مي‌پائم که انگار

00:35:25.115 --> 00:35:26.867
.آنجلو»، اين بازي نيست»

00:35:30.579 --> 00:35:32.923
نه، دستِ‌کم نه از اون نوع بازي‌هايي
.که بشه درباره‌اش حرف زد

00:35:33.457 --> 00:35:35.585
.فقط تو و من مي‌دونيم

00:35:36.376 --> 00:35:37.923
... مگر اينکه همسرت هم

00:35:38.003 --> 00:35:40.051
.نه، اون از هيچي خبر نداره

00:35:41.173 --> 00:35:43.847
در طيِ جنگ، من و او
،هرگز همديگه رو نديديم

00:35:43.925 --> 00:35:45.723
... و بعد از تبعيد شدنم هم

00:35:46.803 --> 00:35:50.057
،هر چند نه بطورِ کامل
... اما دستِ‌کم موفق شدم

00:35:52.726 --> 00:35:55.650
.دست از کُشتن بردارم

00:35:57.105 --> 00:35:59.733
هيچوقت شده بهشون فکر کُني؟ -
.هميشه -

00:36:01.151 --> 00:36:04.075
اگه بتوني، باز هم دوباره
همون کارها رو مي‌کُني؟

00:36:07.157 --> 00:36:08.750
.نمي‌دونم

00:36:09.284 --> 00:36:11.628
دوست نداري دوباره
همون کارها رو بکُني؟

00:36:15.665 --> 00:36:18.134
اگه تو نمي‌توني، من مي‌تونم
.بجات انجامش بدم

00:36:18.293 --> 00:36:20.796
.من تويِ قفسِ شيشه‌اي نيستم

00:36:22.255 --> 00:36:25.509
من مي‌تونم همون کسي باشم
.که تو قبلاً بودي

00:36:25.759 --> 00:36:27.352
متوجهي؟

00:36:28.595 --> 00:36:29.596
!نه

00:36:31.098 --> 00:36:33.226
!نه، «آنجلو»! نه

00:36:37.813 --> 00:36:40.487
.من مي‌خوام ياد بگيرم
.مي‌خوام مثلِ تو باشم

00:36:41.024 --> 00:36:43.243
اون آدمي که قبلاً بودي رو
.دوست دارم

00:36:45.028 --> 00:36:47.281
... اما تو ... تو -
!خفه شو -

00:37:13.515 --> 00:37:15.517
.آنجلو»، تو ديگه پسربچه نيستي»

00:37:15.642 --> 00:37:19.692
نه. حالا اين تويي
.که پسربچه هستي

00:37:21.064 --> 00:37:22.941
".او بي‌وقفه به من خيره گشته بود"

00:37:23.525 --> 00:37:26.620
نگاه چشمانِ وحشتزده‌اش"
".در عمقِ جانم نفوذ مي‌کرد

00:37:27.237 --> 00:37:30.366
،عليرغمِ احساسِ آشفتگي‌اي که داشتم"
".برايم صحنه‌اي بس لذتبخش بود

00:37:31.366 --> 00:37:33.835
"... او را از همراهانش جدا ساخته"

00:37:33.952 --> 00:37:37.172
".و به اتاقي ديگر بُردم"

00:37:38.415 --> 00:37:39.712
".اتاق کوچک بود"

00:37:40.750 --> 00:37:42.593
در را بستم و او را"
".در کُنجي گذاردم

00:37:44.004 --> 00:37:46.223
".شروع به درآوردنِ لباس‌هايم نمودم"

00:37:47.966 --> 00:37:49.934
".کودک بي‌حرکت بود"

00:37:56.475 --> 00:37:58.648
اول، بالاپوشِ سفيدم را"
"... از تن بيرون آوردم

00:38:00.103 --> 00:38:01.821
".و سپس يونيفورمم را"

00:38:02.898 --> 00:38:07.324
آهسته آهسته، دگمه‌هايِ"
".پيراهن و شلوارم را گشودم

00:38:07.944 --> 00:38:10.914
پسرک، سردرگم و منتظر"
"... به من نگاه مي‌کرد

00:38:11.531 --> 00:38:13.499
".به سانِ ديوانه‌اي"

00:38:13.575 --> 00:38:18.581
گمان کردم منتظر است مثلِ کاري که با ديگر همراهانش"
".کرده بودم به وي نيز آمپول تزريق نمايم

00:38:19.164 --> 00:38:22.418
اما خير، من فعلاً او را"
".مُرده نمي‌خواستم

00:38:23.460 --> 00:38:25.713
"سيگار مي‌خواهي، پسرک؟"

00:38:26.671 --> 00:38:28.639
".من در طلبِ لذت بودم"

00:38:29.257 --> 00:38:32.682
پول مي‌خواهي؟ اگر پول بخواهي"
".مي‌توانم مقداري به تو بدهم

00:38:33.845 --> 00:38:35.518
... پالتو

00:38:35.847 --> 00:38:38.270
".چشمانش همچون دو تونلِ بي‌انتها بودند"

00:38:38.350 --> 00:38:43.652
.کارِ زنت بود
".نزديک‌تر شدم. لختِ مادرزاد بودم"

00:38:45.398 --> 00:38:48.242
.کارِ زنت بود
.سعي کرد تو رو بکُشه

00:38:48.860 --> 00:38:50.737
.اون زن مي‌خواست تو رو بکُشه

00:38:52.405 --> 00:38:55.249
گردنش را خراشيدم"
".تا وحشتش را بهتر احساس کُنم

00:38:58.328 --> 00:39:02.208
... اون زن
.اون زن ... بايد بره

00:39:03.291 --> 00:39:05.714
اون از اينجا ميره، مگه نه؟

00:39:06.086 --> 00:39:09.932
.اونوقت ما ديگه تنها مي‌شيم
.و بعد مي‌تونيم با همديگه ادامه بديم

00:39:10.549 --> 00:39:12.222
همه چيز رو دوباره
.از نو شروع مي‌کُنيم

00:39:13.468 --> 00:39:17.769
.به دست‌مالي نمودنِ خود ادامه دادم"
".دستانم بر رويِ چشمانش قرار داشت

00:39:17.847 --> 00:39:20.316
همچنانکه تماشا مي‌کرد"
".چشمانش اندکي لوچ گرديدند

00:39:21.268 --> 00:39:24.863
.اون زن بايد بره
.ما بايد با هم تنها بمونيم

00:39:26.022 --> 00:39:27.319
.من فقط دنبالِ تو هستم

00:39:30.360 --> 00:39:32.829
".بر رويِ صورتش استمناء نمودم"

00:39:32.904 --> 00:39:35.999
،احساس مي‌کردم نفرت و انزجارش نسبت به من"
"... در اندرونم غوغايي به پا مي‌کُند

00:39:36.408 --> 00:39:38.035
".و همين به من لذت مي‌داد"

00:39:39.995 --> 00:39:41.588
.اون زن بايد بميره

00:39:43.582 --> 00:39:45.676
"سيگار مي‌خواهي، پسرک؟"

00:39:48.378 --> 00:39:49.470
مي‌خواهي؟

00:39:50.922 --> 00:39:52.845
مي‌خواهي؟

00:41:21.513 --> 00:41:22.560
بله؟

00:41:45.495 --> 00:41:47.964
.شوهرتون مي‌خواد شما رو ببينه

00:42:31.791 --> 00:42:33.088
.زود باش تميزش کُن

00:42:56.274 --> 00:42:58.117
ديگه نمي‌خوام هيچوقت
.ريختت رو ببينم

00:42:58.318 --> 00:42:59.991
.همين فردا از اينجا ميري

00:43:00.653 --> 00:43:03.782
.نه، من نه

00:53:19.188 --> 00:53:20.735
!شب خوش

00:54:35.306 --> 00:54:36.523
آنجلو»؟»

00:54:37.141 --> 00:54:38.484
آنجلو»، چي شده؟»

00:54:43.230 --> 00:54:44.482
.هيچي

00:54:47.860 --> 00:54:49.237
.فقط مادرت از اينجا رفت

00:54:57.286 --> 00:54:58.788
.من مي‌ترسم

00:55:02.082 --> 00:55:04.335
.امشب بيا پيشم بخواب

00:55:05.711 --> 00:55:06.963
.البته

00:55:07.713 --> 00:55:09.886
.خواهش مي‌کُنم -
.البته -

00:55:20.601 --> 00:55:22.194
.بيا

00:57:02.036 --> 00:57:03.333
چيه؟ داري نفسِ عميق مي‌کِشي؟

00:57:06.290 --> 00:57:08.759
بهتره اين خوراکي‌ها رو
.بذارم تويِ يخچال

00:57:25.768 --> 00:57:29.443
،جمعه‌ها کارم از هميشه سخت‌تره
.چون بايد بيشتر از روزهايِ معمول خوراکي بيارم

00:57:29.897 --> 00:57:32.491
بعدش هم بايد برم تويِ سردابه
.زيتون‌ها رو پرورده کُنم

00:57:35.027 --> 00:57:37.450
.نيازي نيست -
چي؟ -

00:57:37.613 --> 00:57:40.082
.نيازي نيست زيتون‌ها رو پرورده کُني -
عجب! آخه چرا؟ -

00:58:07.184 --> 00:58:09.528
کِي رفت؟ -
.ديروز عصر -

00:58:09.895 --> 00:58:11.238
!يعني همينطوري گذاشت رفت؟

00:58:11.397 --> 00:58:14.025
خُب البته قبلش بهم گفت
.بايد چکار کُنم

00:58:14.358 --> 00:58:16.952
گفت يکي دو ماه بعد
.دوباره برمي‌گرده

00:58:17.111 --> 00:58:18.488
!از دستِ اين خارجي‌ها

00:58:18.654 --> 00:58:23.330
بهم گفت تويِ اين مدت
.ديگه نيازي نيست شما بياييد اينجا

00:58:23.492 --> 00:58:26.166
پس چه کسي خريدها رو انجام ميده؟ -
.من -

00:58:26.328 --> 00:58:29.377
خُب وقتي تو بيرون ميري
کي از آقا مواظبت مي‌کُنه؟

00:58:29.540 --> 00:58:32.794
.از اين بابت مشکلي نيست
.وقتي من نباشم، «رِنا» حواسش به همه چيز هست

00:58:32.960 --> 00:58:35.930
!باشه، به خودشون مربوطه

00:58:37.423 --> 00:58:39.972
ها، راستي! اونها حقوقِ دو ماه رو
.بهم بدهکار هستن

00:58:40.384 --> 00:58:43.513
.اوه، آره، راست ميگيد
چقدر ميشه؟

00:58:43.679 --> 00:58:46.273
،مبلغِ 2200 پزوتا
... که به علاوه‌يِ خوراکي‌هايي که خريدم

00:58:47.099 --> 00:58:48.942
.ميشه 3700 پزوتا

00:58:49.476 --> 00:58:52.901
.باشه، حتماً
.پولِ‌تون رو کنار گذاشت تا من بهتون بدم

00:58:54.773 --> 00:58:57.322
،شما بريد تويِ آشپزخونه
.من همين الان برمي‌گردم

00:58:57.901 --> 00:58:59.153
.روز بخير

00:59:00.237 --> 00:59:04.037
.سلام
پرده کجاست؟

00:59:16.378 --> 00:59:18.756
خيله خُب، اگه نمي‌خواين
... جوابم رو بدين

00:59:19.673 --> 00:59:21.675
رِنا» موقعِ بازي کردن»
.پاره‌اش کرد

00:59:22.551 --> 00:59:24.144
.بعداً يکي ديگه آويزون مي‌کُنم

00:59:24.470 --> 00:59:27.269
،واي خدايا! دختر جون
!آخرش يه روز خودت رو ناقص مي‌کُني

00:59:28.015 --> 00:59:30.063
خيله خُب. نشونم بدين
.اجاق گاز چطور کار مي‌کُنه

00:59:32.269 --> 00:59:33.270
!بيا، بيا

01:00:42.506 --> 01:00:44.554
خدمتکار رو
.دست به سر کردم

01:00:45.092 --> 01:00:46.560
.به پول احتياج دارم

01:00:47.469 --> 01:00:49.187
.بگو ببينم کجاست

01:00:51.181 --> 01:00:54.651
... اين کار فقط بخاطرِ توئه
.«و بخاطرِ «رِنا

01:00:57.855 --> 01:00:59.528
.خواهش مي‌کُنم

01:01:02.651 --> 01:01:06.701
،تويِ ميزِ اتاق کارمه
.داخلِ کشويِ بالايي سمتِ راست

01:01:09.032 --> 01:01:11.376
.ولي احتمالاً قفل باشه

01:01:12.953 --> 01:01:14.205
خُب کليد کجاست؟

01:01:15.873 --> 01:01:18.843
گريسِلدا» هميشه با يه زنجير»
.از گردنش آويزونش مي‌کرد

01:01:27.384 --> 01:01:29.933
تو اينجا چکار مي‌کُني؟ -
.هيچي -

01:01:30.429 --> 01:01:32.022
.چند لحظه برو بيرون

01:01:56.163 --> 01:01:57.756
،خيله خُب
.من ديگه ميرم

01:01:58.790 --> 01:02:01.134
خيلي خوشحالم
.که برايِ شما کار کردم

01:02:01.293 --> 01:02:05.673
،هر وقت هم که خانم برگشتن
.حتماً خبرم کُنين

01:02:05.839 --> 01:02:09.434
،و اگه يه روزي، روزِ مبادايي
... به چيزي نياز پيدا کردين

01:02:09.593 --> 01:02:12.096
.فقط کافيه خبرم کُنين

01:02:12.804 --> 01:02:14.226
!واي خدايا

01:02:14.723 --> 01:02:17.727
!به خاطرِ اين دستگاهه‌ست
!بدجور عصبيم مي‌کُنه

01:02:17.893 --> 01:02:20.191
!عينهو فيلم‌هايِ سينمايي مي‌مونه

01:02:21.939 --> 01:02:24.738
.خُب ديگه، بايد برم
.داره دير ميشه

01:02:24.816 --> 01:02:27.569
بايد قبل از اينکه هوا
.تاريک بشه برسم منزل

01:02:27.736 --> 01:02:32.867
.وگرنه جلويِ پام رو نمي‌بينم و ميفتم تويِ چاله‌اي چيزي
!اونوقت ديگه کي مي‌تونه پيدام کُنه؟

01:02:34.952 --> 01:02:36.829
.خُب ديگه، عصرتون بخير

01:02:37.579 --> 01:02:39.581
!اينقدر اخمو نباشيد، قربان

01:02:40.207 --> 01:02:41.800
!اوضاع اونقدرها هم بد نيست

01:02:47.589 --> 01:02:49.762
".حذرکُنان از آتش عبور کرديم"

01:02:49.925 --> 01:02:52.348
من از رويِ بي‌قراري"
".با باتومم بازي مي‌کردم

01:02:53.136 --> 01:02:55.605
"... از سمتِ راست به چپ"

01:02:55.973 --> 01:02:58.726
".از حصارِ سيم‌هايِ خاردار گذر نموديم"

01:03:00.811 --> 01:03:02.484
".به سرعت چنين نموديم"

01:03:02.646 --> 01:03:06.025
آنسوتر، دودِ هيمه‌هايِ آتش"
".قابلِ مشاهده بود

01:03:07.234 --> 01:03:10.204
از سربازخانه‌اي که در همان نزديکي"
".قرار داشت نيز دودي بيرون مي‌زد

01:03:11.196 --> 01:03:13.540
".سرانجام رسيديم"

01:03:14.491 --> 01:03:18.166
در حدودِ 20 کودک"
".ما را انتظار مي‌کِشيدند

01:03:20.664 --> 01:03:24.134
،همگي به يکديگر شباهت داشتند"
".همچون کپي‌هايي بي‌انتها

01:03:26.461 --> 01:03:28.714
".کارِ زياد خسته‌ام کرده بود"

01:03:29.589 --> 01:03:33.014
حس مي‌کردم دوست دارم بروم"
".و قهوه يا هر نوشيدنيِ ديگري بنوشم

01:03:33.885 --> 01:03:37.105
،آن کودکان پيش از اين"
".با مرگ آشنا گشته بودند

01:03:39.057 --> 01:03:42.061
چرا که بازيِ مرگ را با"
"... خانواده‌هايشان و دوستانِ‌شان

01:03:42.310 --> 01:03:44.529
".به چشم ديده بودند"

01:03:45.522 --> 01:03:48.742
،از تماميِ آن مکان"
".بويِ مرگ به مشام مي‌رسيد

01:03:51.486 --> 01:03:54.160
،آن کودکان"
"،نه غمگين بودند و نه هراسان

01:03:56.950 --> 01:04:01.080
درست همچون حيوانات که هيچگاه نمي‌توان"
".از ظاهرشان به احساساتِ‌شان پِي بُرد

01:04:03.373 --> 01:04:07.378
،سپس نگاهم به چشمانِ کوچک و درخشنده‌يِ آن پسرک افتاد"
".پسرکي که همه چيزش کوچک بود

01:04:07.669 --> 01:04:11.799
او به سيبي خيره مانده بود"
".که بر رويِ ميز رها گشته بود

01:04:12.132 --> 01:04:14.055
".من به سمتِ ميز رفتم"

01:04:15.969 --> 01:04:19.143
.پسرک به من نگاه کرد"
".چشمانش گويي مي‌خنديدند

01:04:19.389 --> 01:04:22.438
سيب را برداشتم"
".و بر رويِ زمين غلتاندم

01:04:22.851 --> 01:04:26.731
سايرِ کودکان بر آن هجوم آوردند، اما او بود"
".که سيب را به چنگ گرفت. مي‌دانستم که مي‌تواند

01:04:27.064 --> 01:04:30.318
،چند نفر از بچه‌ها سعي کردند سيب را از وي بقاپبند"
".اما من آنان را به کناري زدم

01:04:30.484 --> 01:04:32.987
".سپس پسرک را به اتاقِ کوچکِ‌مان بُردم"

01:04:36.990 --> 01:04:38.867
پسربچه حتي نيم‌نگاهي نيز"
".به من نينداخت

01:04:39.826 --> 01:04:41.419
".به آرامي شروع به خوردن نمود"

01:04:41.703 --> 01:04:43.376
"... او را بر صندلي نشاندم"

01:04:43.538 --> 01:04:45.836
".و گفتم لباسش را از تن بيرون آورد"

01:04:47.542 --> 01:04:50.796
خير، اول از همه، به سراغِ کيفم"
".و بندهايِ چرمي رفتم

01:04:51.088 --> 01:04:53.841
سايرِ کودکان با بندهايِ چرمي"
".به صندلي بسته شده بودند

01:04:54.341 --> 01:04:56.639
".همه چيز سريع انجام ميشد"

01:04:57.552 --> 01:05:00.305
".از پنجره به شعله‌هايِ آتش نگريستم"

01:05:04.434 --> 01:05:06.687
".به اتاقِ کوچک بازگشتم"

01:05:06.770 --> 01:05:08.488
"... او را ديدم که نشسته است"

01:05:08.855 --> 01:05:11.699
،مطلقاً بدونِ هيچگونه نگراني"
".و فقط مشغولِ خوردن

01:05:12.067 --> 01:05:14.195
به وي گفتم لباسش را"
".از تن بيرون آورد

01:05:14.486 --> 01:05:17.035
ماشين‌وار و با حواس‌پرتي"
".از حرفم اطاعت نمود

01:05:17.155 --> 01:05:20.329
.همچنان به خوردن مشغول بود"
".او را با بند به صندلي بستم

01:05:20.534 --> 01:05:23.583
اما تا جايي که بندها به وي اجازه مي‌دادند"
".همچنان به خوردن ادامه مي‌داد

01:05:23.662 --> 01:05:25.881
در جلويِ چشمانش"
".آمپول را آماده نمودم

01:05:28.667 --> 01:05:31.295
،به من خيره شد"
".بدونِ هيچ نگراني

01:05:31.878 --> 01:05:33.425
".همچنان به خوردن ادامه داد"

01:05:33.964 --> 01:05:36.308
".سپس نزديکش شدم"

01:05:36.591 --> 01:05:39.310
".آمپول را جلويِ صورتش گرفتم"

01:05:39.636 --> 01:05:41.764
".برايِ لحظه‌اي نگاهم کرد"

01:05:41.888 --> 01:05:45.734
.از نگاهش چيزي دستگيرم نشد"
".پس خشمي ناگهاني مرا دربرگرفت

01:05:46.309 --> 01:05:48.903
آمپول را به سينه‌اش"
".فرو کرده و تزريق نمودم

01:05:49.354 --> 01:05:52.073
سيب از دستش"
".بر کفِ زمين افتاد

01:05:52.440 --> 01:05:55.489
رويِ ميز نشستم"
".و زجر و عذابش را تماشا کردم

01:05:57.112 --> 01:06:00.662
تا به آن هنگام هيچگاه لذتي"
".چنين عظيم تجربه ننموده بودم

01:06:01.867 --> 01:06:05.167
،چنان بود که گويي صميمانه"
".با مرگ پيوند مي‌يافتم

01:06:50.582 --> 01:06:52.380
بابا عصباني نميشه؟

01:06:52.584 --> 01:06:54.177
.من عصباني نيستم

01:06:54.461 --> 01:06:56.338
... آره، ولي -
.«رِنا» -

01:06:57.297 --> 01:06:59.220
.من پدرت هستم

01:07:24.282 --> 01:07:26.159
اتفاقي افتاده؟ -
.نه -

01:07:26.785 --> 01:07:29.208
کفشت چي شده؟ -
.هيچي -

01:07:29.412 --> 01:07:31.005
.بده ببينم

01:07:35.293 --> 01:07:36.761
.خُب، چيزيش نيست

01:07:47.764 --> 01:07:49.016
!گوش کُن

01:07:50.141 --> 01:07:51.358
سيگار مي‌خواي؟

01:07:53.270 --> 01:07:54.567
.سيگاري نيستم

01:07:56.481 --> 01:07:57.733
.من هم همينطور

01:07:59.276 --> 01:08:00.619
مي‌خواي يه کم پول دربياري؟

01:08:01.152 --> 01:08:02.324
.باشه

01:08:03.822 --> 01:08:07.452
خيله خُب. پس کمکم کُن اين خريدها رو
.ببريم خونه‌يِ اون خارجي‌ها

01:08:18.670 --> 01:08:20.047
.برو تو

01:08:30.765 --> 01:08:32.767
.بذارش همينجا رويِ ميز

01:08:42.235 --> 01:08:44.329
واسم مدادرنگي آوردي؟

01:08:50.535 --> 01:08:51.957
.بيا بگير

01:08:57.751 --> 01:09:01.301
اون کيه؟ -
.يه پسربچه‌ست. کمکم کرد خريدها رو بيارم -

01:09:01.838 --> 01:09:03.715
!عينهو خنگول‌هاست

01:09:04.341 --> 01:09:05.968
ميشه يه لطفي در حقم بکُني؟

01:09:06.509 --> 01:09:09.638
برو کنارِ ساحل و کمي
.خارپُشت دريايي واسم جمع کُن

01:09:10.430 --> 01:09:13.900
قبل از غروبِ آفتاب، به اندازه‌يِ کافي
.وقت داري کُلي ازشون جمع کُني

01:09:14.184 --> 01:09:15.811
.من هم پيشِ پدرت مي‌مونم

01:09:15.935 --> 01:09:17.357
ميشه دستکش دستم کُنم؟

01:09:17.645 --> 01:09:19.773
.آره، دستکش‌ها کنارِ راه‌پله هستن

01:09:27.864 --> 01:09:30.287
مي‌خواي چيزي بخوري؟ -
.من ديگه بايد برم -

01:09:49.469 --> 01:09:50.516
.خداحافظ

01:10:10.824 --> 01:10:13.418
.بيا. مي‌خوام يه چيزي نشونت بدم

01:10:26.256 --> 01:10:27.678
.برو ديگه
.طبقه‌يِ بالاست

01:11:39.037 --> 01:11:41.665
اين ديگه چيه؟ -
.يه بيمار -

01:11:53.134 --> 01:11:55.228
.برات مهمون اومده

01:11:56.262 --> 01:11:57.479
ازش خوشت مياد؟

01:12:02.143 --> 01:12:03.816
کجا ميري؟

01:12:04.020 --> 01:12:06.944
.ميرم خونه
ميشه حالا پولم رو بهم بدي؟

01:12:07.398 --> 01:12:09.116
.همين الساعه

01:12:16.366 --> 01:12:17.913
.الان برمي‌گردم

01:12:29.921 --> 01:12:31.298
چه کارها مي‌کُني؟

01:13:32.233 --> 01:13:34.076
.به پسره بگو لباس‌هاش رو دربياره

01:13:35.069 --> 01:13:37.367
.تو ديوونه‌اي
.از اينجا بفرستش بره

01:13:38.406 --> 01:13:40.500
.حالا ديگه خيلي دير شده

01:13:41.659 --> 01:13:43.878
.بهش بگو لباس‌هاش رو دربياره

01:13:53.338 --> 01:13:55.557
،آن کودکان"
"،نه غمگين بودند و نه هراسان

01:13:55.632 --> 01:13:58.101
درست همچون حيوانات"
"... که هيچگاه نمي‌توان از ظاهرشان

01:13:58.760 --> 01:14:00.808
".به احساساتِ‌شان پِي بُرد"

01:14:00.887 --> 01:14:03.606
"... سپس نگاهم به چشمانِ کوچک و درخشنده‌يِ آن پسرک افتاد" -
!ولم کُن -

01:14:04.140 --> 01:14:06.108
".پسرکي که همه چيزش کوچک بود" -
!خواهش مي‌کُنم -

01:14:06.184 --> 01:14:08.107
"... او به سيبي خيره مانده بود که"

01:14:13.107 --> 01:14:14.484
.بهش بگو لُخت بشه

01:14:20.114 --> 01:14:21.081
!بهش بگو

01:14:23.701 --> 01:14:25.328
.لباس‌هات رو دربيار

01:14:28.748 --> 01:14:30.716
!نه، اينطوري نبود
!مگه نه؟

01:14:34.837 --> 01:14:36.430
!لباس‌هات رو دربيار

01:15:06.285 --> 01:15:07.502
کدوم يکي؟

01:17:14.664 --> 01:17:16.291
... «مي‌بيني، «کلاوس

01:17:16.874 --> 01:17:18.217
.من عاشقِ مرگ هستم

01:17:43.276 --> 01:17:44.653
داري چکار مي‌کُني؟

01:17:45.570 --> 01:17:47.868
مي‌خوام اينها رو
... بپيچم دورِ ستون‌ها

01:17:48.489 --> 01:17:50.412
.تا کبوترها نتونن فرار کُنن

01:17:51.492 --> 01:17:52.744
کبوترها؟

01:17:55.246 --> 01:17:56.964
.اينجا که هيچ کبوتري نيست

01:17:58.958 --> 01:18:00.301
.ولي قراره باشه

01:18:04.005 --> 01:18:06.929
کمکم مي‌کُني؟ -
.آره، حتماً -

01:18:53.596 --> 01:18:54.688
.روز بخير

01:19:02.772 --> 01:19:04.490
.من حالم زياد خوب نيست

01:19:05.024 --> 01:19:06.822
.خيلي کثيف هستم

01:19:10.696 --> 01:19:12.744
نميشه حداقل امروز شستشوم کُني؟

01:19:13.366 --> 01:19:16.119
فعلاً نه. الان کارهايِ مهمتري دارم
.که بايد انجام بدم

01:19:18.496 --> 01:19:20.294
پس «رِنا» کو؟ کجاست؟

01:19:23.376 --> 01:19:24.423
رِنا» کو؟»

01:19:29.799 --> 01:19:31.517
رِنا» کجاست؟»

01:19:55.992 --> 01:19:57.585
داري چکار مي‌کُني؟

01:19:59.996 --> 01:20:02.249
ميخوام اين اتاق رو
.کاغذ ديواري بگيرم

01:20:10.715 --> 01:20:11.841
.همين الان برمي‌گردم

01:20:16.012 --> 01:20:18.856
.رِنا» نخند»
.اون داره ديوونه ميشه

01:20:20.474 --> 01:20:24.354
.نه بابا
.اون داره خونه رو مرتب مي‌کُنه

01:20:24.770 --> 01:20:26.818
طبقه‌يِ پايين رو توري کِشيده؛
.خيلي قشنگ شده

01:20:27.481 --> 01:20:28.607
توري؟

01:20:29.400 --> 01:20:31.243
.آره، واسه کبوترها

01:20:32.319 --> 01:20:34.413
.رِنا»، ما بايد يه کاري بکُنيم»

01:20:35.197 --> 01:20:37.950
،آنجلو» ديگه ازم پرستاري نمي‌کُنه»
.حتي منو شستشو هم نميده

01:20:39.243 --> 01:20:41.120
... خُب وقتي مامان برگرده

01:20:43.289 --> 01:20:45.417
تو که نمي‌خواي
برايِ من اتفاقي بيفته؟

01:20:46.125 --> 01:20:47.468
.نه، بابا

01:20:49.003 --> 01:20:52.303
،من نگرانِ تو هستم
.و نگرانِ خودم

01:20:53.716 --> 01:20:56.185
.ولي بابا
.من حالم خيلي هم خوبه

01:20:58.804 --> 01:20:59.976
.واقعاً ميگم

01:21:00.473 --> 01:21:02.396
آنجلو» ميگه»
.حالا ديگه پدرمه

01:21:02.558 --> 01:21:04.481
.ولي پدرِ تو هنوز من هستم

01:21:06.562 --> 01:21:08.030
.مي‌دونم، بابا

01:21:09.023 --> 01:21:10.821
به نظرت درسته که من
تويِ همچين وضعيتي باشم؟

01:21:13.527 --> 01:21:15.529
... نه، ولي فقط

01:21:16.197 --> 01:21:17.995
بخاطرِ اينه که اون
.کُلي کار سرش ريخته

01:21:18.407 --> 01:21:21.456
،پس اگه اينطوره
چرا عذرِ خدمتکار رو خواست؟

01:21:24.246 --> 01:21:26.044
«چون «آنجلو
.ازش خوشش نمي‌اومد

01:21:27.666 --> 01:21:29.293
.من هم همينطور، بابا

01:21:31.504 --> 01:21:32.972
پس من چي؟

01:21:54.235 --> 01:21:55.532
!کاغذ ديواري اينه، آره؟

01:21:57.279 --> 01:21:58.747
"... در ماه دسامبر"

01:21:59.031 --> 01:22:03.377
،دائماً از سربازخانه‌يِ مجاور"
".صدايِ تمرينِ سرود به گوشِ‌مان مي‌خورد

01:22:04.453 --> 01:22:07.548
بنابراين اغلب خودم را جدا از ديگران"
".با کودکي سرگرم مي‌نمودم

01:22:08.290 --> 01:22:10.759
بسياري از اوقات مي‌توانستم"
"... صدايِ تک‌خوان را بشنوم

01:22:10.835 --> 01:22:14.339
آن هم درست هنگامي که در حالِ"
".مشاهده‌يِ تقلايِ مرگِ آن کودکان بودم

01:22:15.381 --> 01:22:19.682
به ياد دارم که قطعه‌اي از آن سرود را"
".مخصوصاً بيش از همه دوست مي‌داشتم

01:22:21.428 --> 01:22:23.806
،و کم کم بطورِ غيرِارادي، با شنيدنش"
"... لذتي که مرگِ کودکان

01:22:23.973 --> 01:22:26.317
به من مي‌بخشيد"
".برايم تداعي مي‌گشت

01:22:26.600 --> 01:22:28.477
متوجه گشتم که شنيدنِ"
"... آن قطعه سرود

01:22:28.644 --> 01:22:31.818
مرا به شکلي بي‌اندازه مفرط"
".تحريک و هيجان‌زده مي‌نمايد

01:22:32.940 --> 01:22:36.661
حتي گاهي اوقات، نفس نفس زدنِ کودکان"
"... اندکي پيش از مرگِ‌شان

01:22:36.819 --> 01:22:39.413
دقيقاً همچون خواندنِ آن سرود"
".در نظرم مي‌آمد

01:22:40.156 --> 01:22:42.659
گويي صدايِ آواز بود"
".که از ميانِ لبانِ‌شان بيرون مي‌زد

01:22:43.367 --> 01:22:46.211
دقيقاً نمي‌دانم چنين ايده‌اي"
"،از کجا به ذهنم خطور کرد

01:22:46.370 --> 01:22:48.964
ليکن به زودي آن را"
".به مرحله‌يِ عمل درآوردم

01:22:49.582 --> 01:22:52.210
"... يک روز، هنگامِ شنيدنِ سرود"

01:22:52.376 --> 01:22:55.095
از کودکان پرسيدم از بينِ ايشان"
"چه کسي آواز خواندن بلد است؟

01:22:55.296 --> 01:22:56.923
"چه کسي آواز خواندن بلد است؟"

01:22:57.673 --> 01:22:59.050
"چه کسي آواز خواندن بلد است؟"

01:22:59.508 --> 01:23:02.682
.يکي از کودکان پا پيش گذارد"
".به او گفتم : آوازي بخوان

01:23:03.012 --> 01:23:05.515
و او فوراً شروع به"
".آواز خواندن نمود

01:23:05.931 --> 01:23:07.808
".صدايي بسيار زيبا داشت"

01:23:08.309 --> 01:23:10.562
ترس و وحشت، صدايش را"
".حتي زيباتر نيز نموده بود

01:23:11.437 --> 01:23:14.737
دستش را گرفتم و او را به"
".سربازخانه‌يِ سرودخوانان بُردم

01:23:15.316 --> 01:23:17.865
به تک‌خوان گفتم آن قطعه از سرود را"
".به وي بياموزاند

01:23:18.611 --> 01:23:20.909
چند روز بعد"
".کودک دوباره بازگشت

01:23:21.488 --> 01:23:25.083
او را به همان اتاقِ هميشگي بُردم"
".و وادار به آوازخواندنش کردم

01:23:26.035 --> 01:23:29.414
رگ‌هايِ آبي‌رنگِ متورم شده‌يِ گردنش"
".مرا به شدت تحريک نمود

01:23:33.792 --> 01:23:35.544
.برايِ امشب ديگه کافيه

01:25:18.355 --> 01:25:19.698
کجا ميري؟

01:25:20.274 --> 01:25:22.572
.ميرم پيشِ بابا -
.لازم نيست. بگير بشين -

01:25:23.152 --> 01:25:25.450
.پيشش باشم آروم‌تر ميشه -
!بهت گفتم بگير بشين -

01:25:32.328 --> 01:25:34.501
.لازم نيست نگرانِ پدرت باشي

01:25:36.999 --> 01:25:39.468
... برايِ خودت هم
.نگران نباش

01:25:40.377 --> 01:25:41.674
.من ازت مراقبت مي‌کُنم

01:25:43.255 --> 01:25:45.678
پس اون چي؟ -
!بهت گفتم نگرانش نباش -

01:25:50.554 --> 01:25:52.147
!دوباره چيزي گفتي؟

01:25:54.975 --> 01:25:57.649
بهم گفت دوست داره که
.خدمتکار دوباره برگرده

01:25:58.479 --> 01:26:00.402
.من هم همينطور
... چون فکر مي‌کُنم

01:26:00.939 --> 01:26:03.317
،اگه ادامه بدي
!برات بد تموم ميشه

01:26:04.276 --> 01:26:06.324
!اينجا من رئيس هستم

01:26:18.499 --> 01:26:20.251
آنجلو»، اگه وضع بخواد»
... همينطوري ادامه پيدا کُنه

01:26:20.417 --> 01:26:22.636
.ترجيح ميدم منو بکُشي

01:26:26.965 --> 01:26:29.935
.حالا ديگه هيچي واسم مهم نيست -
.مي‌دونم -

01:26:30.719 --> 01:26:32.471
.اما من بايد به فکرِ «رِنا» هم باشم

01:26:32.554 --> 01:26:37.355
آخرش سر و کله‌يِ يه نفر پيدا ميشه
.و قضيه رو مي‌فهمه

01:26:37.935 --> 01:26:40.905
.شايد اينطور بشه
.پس بايد عجله کُنيم

01:26:41.647 --> 01:26:43.274
... اگه فقط به حرفم گوش مي‌دادي

01:26:44.274 --> 01:26:46.948
چي؟
به چي بايد گوش بدم؟

01:26:50.572 --> 01:26:52.666
من بخاطرِ توئه
.که تا اينجا اومدم

01:26:56.787 --> 01:26:58.539
.دارم ميرم شهر

01:27:02.251 --> 01:27:03.924
«مواظب باش برايِ «رِنا
.اتفاقي نيفته

01:27:06.422 --> 01:27:07.469
.خداحافظ

01:28:43.018 --> 01:28:44.270
پس اون آدم مريضه کجاست؟

01:28:44.603 --> 01:28:46.401
.طبقه‌يِ بالاست
!زود باش

01:28:50.067 --> 01:28:52.240
چيزي خوردي؟ -
.نه، داشتم مي‌رفتم بخورم -

01:28:52.319 --> 01:28:54.538
.بذار واسه بعد. برو تويِ اتاقت -
!نمي‌خوام -

01:28:54.696 --> 01:28:56.744
!بهت گفتم برو تويِ اتاقت

01:29:04.957 --> 01:29:06.334
!خواهش مي‌کُنم بذار برم

01:29:12.214 --> 01:29:13.215
!برو تو

01:29:25.477 --> 01:29:26.899
!آواز بخون

01:29:28.355 --> 01:29:29.948
!آواز بخون
!اين همون بيماره‌ست

01:29:31.525 --> 01:29:33.448
!دارم ميگم آواز بخون

01:29:38.740 --> 01:29:42.540
،بچه‌مون به دنيا اومده"
"،به دنيا اومده بچه‌مون

01:29:44.037 --> 01:29:48.167
،بچه‌مون به دنيا اومده"
"،به دنيا اومده بچه‌مون

01:29:50.210 --> 01:29:52.679
،به دنيا اومده بچه‌مون"
"،به دنيا اومده بچه‌مون

01:29:52.754 --> 01:29:58.511
،به دنيا اومده بچه‌مون"
"... به دنيا اومده بچه‌مون

01:30:42.721 --> 01:30:43.688
!آواز بخون

01:33:05.614 --> 01:33:07.287
... «رِنا»

01:33:08.575 --> 01:33:10.669
.آنجلو» ديوونه‌ست»

01:33:11.495 --> 01:33:13.122
.آره، بابا

01:33:15.582 --> 01:33:17.084
تو رو هم اذيت کرده؟

01:33:17.959 --> 01:33:20.838
.آره. گشنه‌مه

01:33:21.963 --> 01:33:23.840
الان کجاست؟

01:33:25.634 --> 01:33:29.013
نمي‌دونم. آخه تويِ اتاقم
.زنداني شده بودم

01:33:30.096 --> 01:33:32.724
.رِنا»، ما بايد يه کاري بکُنيم»

01:33:34.726 --> 01:33:36.649
... وحشت‌زده نشو

01:33:38.021 --> 01:33:41.150
اما امکان داره که اون
.به هر دو نفرمون آسيب برسونه

01:33:41.566 --> 01:33:44.661
آره، بابا. ولي شايد فقط به خاطرِ اينه
.که حالش خوب نيست

01:33:46.363 --> 01:33:48.036
.نه، «رِنا»، اينطور نيست

01:33:49.157 --> 01:33:51.251
.اون مادرت رو کُشت

01:33:53.411 --> 01:33:55.209
.آره، بابا

01:33:56.122 --> 01:33:57.749
تو اينو مي‌دونستي؟

01:33:59.543 --> 01:34:00.886
.آره، بابا

01:34:02.003 --> 01:34:03.880
... و اون پسرها رو

01:34:07.342 --> 01:34:09.060
تو اينو هم مي‌دونستي؟

01:34:10.095 --> 01:34:11.768
.نه، نمي‌دونستم

01:34:14.140 --> 01:34:16.814
رِنا»، به چيزي که»
.بهت ميگم گوش کُن

01:34:17.686 --> 01:34:19.688
.برو يه کاغذ بردار

01:34:20.856 --> 01:34:24.201
بايد نامه‌اي که بهت ميگم رو
.بنويسي و برسوني به شهر

01:34:26.361 --> 01:34:28.739
نامه رو بده
.به همون خدمتکارمون

01:34:29.865 --> 01:34:33.335
ازش بخواه بياد اينجا
.و به بابابزرگ و مامان‌بزرگت هم تلفن بزنه

01:34:34.536 --> 01:34:36.254
.باشه، بابا

01:34:59.060 --> 01:35:01.654
ولي اونها که بلايي
سرِ «آنجلو» نميارن؟

01:35:01.813 --> 01:35:05.408
رِنا»، اگه اونها»
... بلايي سرِ «آنجلو» نيارن

01:35:07.277 --> 01:35:09.154
آنجلو»ئه که»
.بلايي سرِ ما مياره

01:35:11.531 --> 01:35:12.953
.من حاضرم، بابا

01:36:02.165 --> 01:36:03.417
!«رِنا»

01:36:10.298 --> 01:36:11.641
!رِنا»، بيا اينجا»

01:37:17.657 --> 01:37:19.204
!قبلاً بهت اخطار کرده بودم

01:37:26.708 --> 01:37:27.880
.ببين

01:39:57.734 --> 01:39:59.736
سيگار مي‌خواي؟

01:40:58.962 --> 01:41:00.805
مي‌خواي يه کم پول دربياري؟

01:41:01.464 --> 01:41:03.432
مي‌خواي يه کم پول دربياري؟

01:43:09.300 --> 01:43:12.895
"... اجسادِ همسرم و پسربچه‌ها را"

01:43:12.970 --> 01:43:16.816
مي‌توانيد در بشکه‌هايِ شراب"
".واقع در سردابه پيدا کُنيد

01:43:17.892 --> 01:43:21.146
".«امضاء ... «کلاوس"

01:44:39.557 --> 01:44:40.900
آنجلو»؟»

01:48:24.824 --> 01:48:26.918
.«متشکرم، «آنجلو

01:48:26.942 --> 01:48:38.942
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:48:38.966 --> 01:48:50.966
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.