﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:21.970 --> 00:00:27.030
<i>سالومه توسط
اسکار وایلد در سال 1893نوشته شده </i>

00:00:27.130 --> 00:00:30.390
<i>که شبیه هیچ کدوم از آثار دیگه ی او نیست</i>

00:00:30.490 --> 00:00:36.442
<i>اون نقشها رو عمداْ با شکوه و
 زرق و برق زیاد نوشته</i>

00:00:36.467 --> 00:00:42.465
<i>اون مکان رو در شهر باستانی یهودیه
در قصر پادشاه هیرود انتخاب میکنه </i>

00:00:42.490 --> 00:00:48.430
<i>و تمام ارجاعات در بازی مربوط
به آن دوران خاص از کتاب مقدس است</i>

00:00:48.741 --> 00:00:53.350
<i>تمامی بازیگران
نقشهاشون رو با لباس های مدرن تفسیر می کنند</i>

00:00:53.596 --> 00:00:58.968
<i>اما همه نقش ها معطوف به اون دوره هستند</i>

00:00:58.993 --> 00:01:03.302
<i>درست قبل از مرگ
مسیح</i>

00:01:07.670 --> 00:01:12.103
<b><i>سالومه
شاهزاده ی یهودیه</i></b>

00:01:15.242 --> 00:01:19.645
<b><i>پادشاه هیرود
ناپدری سالومه</i></b>

00:01:22.173 --> 00:01:27.173
<b><i>ملکه هیرودیا
مادر سالومه</i></b>

00:01:29.215 --> 00:01:34.215
<b><i>یحیی (تعمید دهنده)
پسرخاله عیسی مسیح</i></b>

00:02:00.440 --> 00:02:06.440
<b><c.red>سالومه</c></b>

00:02:13.930 --> 00:02:18.606
تالار ضیافت

00:02:31.073 --> 00:02:35.202
!شهدخت سالومه امشب چه زیباست

00:02:35.850 --> 00:02:40.870
!ماه را ببین
چه عجیب می نماید

00:02:40.895 --> 00:02:44.195
!مانند زنیست که از گور برخیزد

00:02:44.225 --> 00:02:46.165
چون زنی مرده است

00:02:46.410 --> 00:02:49.790
تو گوئی چشم به راه مردگانست

00:02:49.890 --> 00:02:55.190
نگاهش عجیبست به مانند شهدخت کوچکی که نقابی
,زرد بر چهره افکنده

00:02:55.290 --> 00:02:57.670
سیم بر ساق پوشیده باشد

00:02:57.770 --> 00:03:01.270
همچون شهدختی ست که بال بر پای دارد

00:03:01.504 --> 00:03:03.764
چون زنی مرده است

00:03:04.054 --> 00:03:06.674
آرام می جنبد

00:03:13.330 --> 00:03:15.702
کیستند این حیوانات وحشی که زوزه می کشند؟

00:03:15.727 --> 00:03:18.110
یهودیان. آنها
پیوسته چنینند

00:03:18.210 --> 00:03:20.390
درباره دین خود بحث می کنند

00:03:20.490 --> 00:03:22.710
چرا درباره دین خود بحث می کنند؟

00:03:22.735 --> 00:03:26.101
...نمی دانم چرا
کار همیشگی آنهاست

00:03:26.126 --> 00:03:30.414
به عقیده من بحث کردن درباره دین
 کاری خنده آور است

00:03:32.610 --> 00:03:36.230
!شهدخت سالومه امشب چه زیباست

00:03:36.330 --> 00:03:38.150
!تو پیوسته به نظر دوخته ای

00:03:38.250 --> 00:03:40.030
به او زیاد می نگری

00:03:40.130 --> 00:03:43.430
اینگونه نظر دوختن به مردم فرجام نیکی ندارد

00:03:43.530 --> 00:03:45.150
بسا که حادثه ای ترسناک را سبب شود

00:03:45.175 --> 00:03:48.596
امشب او بسیار زیبا شده

00:03:50.560 --> 00:03:53.030
حاکم سیمای گرفته ای دارد

00:03:53.130 --> 00:03:55.350
بله، او حزن انگیز می نماید
.

00:03:55.375 --> 00:03:57.155
او به چیزی نگاه میکند

00:03:57.180 --> 00:03:59.964
به کسی نظاره گر است

00:04:00.884 --> 00:04:03.190
به چه کسی نگاه می کند؟

00:04:04.618 --> 00:04:07.368
نمی شود گفت

00:04:08.311 --> 00:04:10.851
هرودیا جام
حاکم را پر کرده است

00:04:10.984 --> 00:04:16.350
آیا او شهبانو هرودیا است؟-
بلی او هرودیا همسر حاکم است-

00:04:16.821 --> 00:04:20.750
پس از من کسی خواهد آمد
بسا توانا تر

00:04:20.850 --> 00:04:25.070
مرا لیاقت آن نیست که بند نعلین او بگشایم

00:04:25.370 --> 00:04:29.470
چون او درآید مکانهای متروک مجلل گردند

00:04:29.495 --> 00:04:31.900
و مانند شکوفه ها خواهند شکفت

00:04:31.925 --> 00:04:34.425
چشمان نابینا روز را خواهند دید

00:04:34.450 --> 00:04:36.590
و گوشهای ناشنوا خواهند شنید

00:04:36.690 --> 00:04:39.070
...طفل نوزاده دست بر کنار

00:04:39.095 --> 00:04:43.195
او را ساکت کن
سخنانش همیشه مضحک است

00:04:43.220 --> 00:04:47.591
نه، نه. او مرد مقدسی ست

00:04:48.250 --> 00:04:54.270
و نیز بسیار بزرگوار است.هر روز هنگامی که غذایش
را برایش میبرم از من تشکر می کند

00:04:54.445 --> 00:04:57.145
او کیست؟
-پیغامبریست

00:04:57.170 --> 00:04:59.310
-نام او چیست؟
-یحیی

00:04:59.410 --> 00:05:03.590
او از کویر، که در آن
او از ملخ و عسل وحشی تغذیه می کرد آمد

00:05:03.690 --> 00:05:08.630
گروهی زیاد در پی اش بودند
حتی پیروانی نیز داشت

00:05:09.298 --> 00:05:14.631
-سخن از چه می گوید؟
-آنچه ما قادر به گفتنش نیستیم.گاه کلماتی وحشت انگیز می گوید

00:05:14.656 --> 00:05:17.670
اما فهمیدن سخنانش محال است

00:05:17.770 --> 00:05:23.510
-میتوان او را دید؟
-نه.حاکم دیدن او را منع کرده

00:05:23.610 --> 00:05:27.510
شهدخت چهره اش را در پس بادبزن نهان ساخت

00:05:27.610 --> 00:05:31.950
دستهای لرزان سپیدش چون بال کبوترانیست که به
سوی آشیانه در پروازند

00:05:32.125 --> 00:05:35.705
بسان پروانه های سپیدند
درست بسان پروانه های سپید

00:05:35.730 --> 00:05:40.670
به تو چه ربطی دارد؟
چرا به او می نگری؟

00:05:40.770 --> 00:05:45.749
تو نباید به او بنگری
اتفاق وحشتناکی روی خواهد داد

00:05:49.770 --> 00:05:54.030
-چه زندان عجیبی
-این یک چاه کهنه ست

00:05:54.130 --> 00:05:56.630
یک چاه کهنه
باید جایی بیماری آور باشد

00:05:56.730 --> 00:06:00.390
اوه، نه! مثلاً برادر بزرگ حاکم

00:06:00.490 --> 00:06:05.510
شوهر نخستین شهبانو هرودیا 12 سال در
این چاه محبوس بود

00:06:05.610 --> 00:06:11.550
و نمرد
پس از 12 سال او را خفه کردند

00:06:11.650 --> 00:06:15.754
خفه کردند؟ چه کسی جرات کرد؟

00:06:16.685 --> 00:06:22.825
مردی که آنسو ایستاده
نعمانٍ جلاد

00:06:22.850 --> 00:06:29.709
-آیا نترسید؟
-آه نه.حاکم اگشتری را برایش فرستاد

00:06:29.734 --> 00:06:35.585
-چه انگشتری؟
-انگشتر مرگ را.بنابراین او نترسید

00:06:35.610 --> 00:06:38.390
با این حال خفه کردن یک امیر کار وحشتناکیست

00:06:38.490 --> 00:06:42.849
چرا؟ امیران نیز چون دیگر مردم یک گردن دارند

00:06:42.874 --> 00:06:45.814
من این را وحشتناک می دانم

00:06:45.839 --> 00:06:51.465
شهدخت بر میخیزد
میز را ترک می گوید

00:06:51.490 --> 00:06:57.330
سیمایش در هم است ، چقدر رنگ پریده است
هرگز او را اینگونه ندیده بودم

00:06:57.330 --> 00:07:00.790
به او نگاه نکن
از تو می خواهم که به او نگاه نکنی

00:07:00.890 --> 00:07:04.430
چون کبوتری سرگردان است

00:07:04.530 --> 00:07:09.110
چون گل نرگسی ست که با وزش باد
در اهتزاز است

00:07:09.210 --> 00:07:12.039
چون گلی سیمین و نقره فام

00:07:13.885 --> 00:07:17.630
نخواهم ماند
مرا توانایی ماندن نیست

00:07:17.730 --> 00:07:19.870
از چه رو حاکم پیوسته به من می نگرد

00:07:19.970 --> 00:07:22.390
با چشمانش که همچون چشمهای موش کور
از میان پلکهای لرزنده نمایانست؟

00:07:22.565 --> 00:07:25.265
این عجیبست که شوهر مادرم
بدینسان نظر به من افکند

00:07:25.290 --> 00:07:30.225
نیتش را نمی دانم...ولی براستی چرا
می دانم

00:07:31.330 --> 00:07:35.001
مجلس ضیافت را ترک گفته اید ، شهدخت؟

00:07:35.370 --> 00:07:38.470
!چه دلپذیرست هوای اینجا
در اینجا آسوده می توان نفس کشید

00:07:38.570 --> 00:07:40.550
در تالار این یهودیان اورشلیم اند

00:07:40.650 --> 00:07:43.990
که یکدیگر را بر سر عقاید ابلهانه خود می درند

00:07:44.090 --> 00:07:47.390
بربر ها که می آشامند و می آشامند و شراب
خود بر زمین می رسزند

00:07:47.490 --> 00:07:50.590
و یونانیان ازمیری ، با چشمان سرمه کشیده
و گونه های غازه مالیده

00:07:50.690 --> 00:07:53.070
و با زلفان مجعد با طره های تابدار

00:07:53.170 --> 00:07:56.950
و ساکت و حیله گر مصریان با ناخن های دراز یشمین
و جبه های حنایی

00:07:57.050 --> 00:08:01.854
و رومیان پست و وحشی با لهجه ی نامفهوم عجیبشان

00:08:01.929 --> 00:08:05.105
آه ! چه سان از این رومیان متنفرم

00:08:05.130 --> 00:08:08.910
که با وجود پستی سیمای نجیبان به خود می گیرند

00:08:08.935 --> 00:08:11.035
!آیا میل به نشستن دارید ؟ شهدخت

00:08:11.210 --> 00:08:17.289
چرا با او سخن می گویی؟ چرا به او نکاه می کنی؟
اتفاق وحشتناکی روی خواهد داد

00:08:19.273 --> 00:08:23.693
چه خوشست تماشای ماه ! که همچون سکه ای کوچک

00:08:23.718 --> 00:08:27.310
یا به سان گلی سیمین است

00:08:27.410 --> 00:08:30.190
ماه ، خونسرد و پاکدامن

00:08:30.290 --> 00:08:33.990
بی شک او باکره است
او زیبایی باکرگی ست

00:08:34.090 --> 00:08:38.950
هیچگاه خود را نیالوده

00:08:39.050 --> 00:08:42.990
او نیز به سان دیگر اله ها
خود را تسلیم بشر نساخته

00:08:43.391 --> 00:08:51.011
استاد فرا آمده است.پسر انسان پدید گشته

00:08:54.863 --> 00:08:57.923
او پدید آمد
او پدید آمد

00:09:01.531 --> 00:09:04.759
پسر انسان پدید آمد

00:09:06.810 --> 00:09:10.390
-کیست که بانگ برداشت؟
-این پیمبر بود، شهدخت

00:09:10.490 --> 00:09:18.150
آه، پیمبر ! همانکسی که حاکم ازو هراسان ست

00:09:18.250 --> 00:09:20.310
ما درین باره چیزی نمی دانیم شهدخت

00:09:20.410 --> 00:09:23.715
این یحیی نبی بود که فریاد می زد

00:09:23.740 --> 00:09:26.060
آیا میل دارید که بگویم تخت شما
را به اینجا بیاورند ؟

00:09:26.085 --> 00:09:27.859
هوای باغ دلکش است

00:09:27.884 --> 00:09:30.624
او سخنانی وحشت انگیز در مورد مادرم
می گوید، چنین نیست؟

00:09:30.649 --> 00:09:32.830
ما هرگز سخنان او را نمی فهمیم ، شهدخت

00:09:32.855 --> 00:09:36.338
.آری ، از مادرم به زشتی سخن می گوید

00:09:36.363 --> 00:09:41.945
شهدخت ، حاکم از شما می خواهد که به مجلس ضیافت بازگردید
-من باز نخواهم گشت

00:09:41.970 --> 00:09:46.026
بر من ببخشائید ، اگر شما به تالار باز نگردید ممکنست واقعه ی ناگوار رخ دهد

00:09:46.051 --> 00:09:48.838
آیا پیرست این پیمبر؟

00:09:48.863 --> 00:09:51.832
شهدخت ، بهترست به تالار بازگردید
مرا اذن دهید که شما را تا آنجا همراهی کنم

00:09:51.857 --> 00:09:54.402
...این پیامبر

00:09:57.085 --> 00:10:01.625
 آیا پیرست؟
-نه شهدخت او جوان است

00:10:01.650 --> 00:10:06.586
نمی شود درین باره مطمئن بود
گروهی می گویند که او الیاس است
-الیاس کیست؟

00:10:06.611 --> 00:10:09.575
یک پیمبر بسیار قدیمی این سرزمین ، شهدخت

00:10:09.600 --> 00:10:13.559
چه پاسخی باید به حضرت حاکم بدهم؟

00:10:13.584 --> 00:10:15.630
ای سرزمین فلسطین شادی مکن

00:10:15.730 --> 00:10:18.470
ازین که عصائی که ترا می زد شکسته است

00:10:18.570 --> 00:10:22.070
چه از نسل مار اژدهایی پدید شود

00:10:22.170 --> 00:10:25.830
که زاده ی او پرندگان هوا را خواهد بلعید

00:10:26.274 --> 00:10:32.310
چه صدای عجیبی ! می خواهم با او سخن گویم

00:10:32.410 --> 00:10:34.510
تاسف دارم که این کار برای ما ممکن نیست

00:10:34.610 --> 00:10:37.550
حاکم نمی خواهد که کسی با او سخن گوید

00:10:37.650 --> 00:10:40.350
و حتی کاهن بزرگ را نیز از
ملاقات با او منع کرده

00:10:40.450 --> 00:10:43.190
-میل دارم تا با او سخن گویم
-این شدنی نیست شهدخت

00:10:43.290 --> 00:10:46.670
-با او سخن خواهم گفت
-بهتر نیست که به مجلس ضیافت باز گردید

00:10:46.770 --> 00:10:49.070
این پیمبر را پیش آورید

00:10:49.170 --> 00:10:52.398
ما جرات نداریم شهدخت

00:10:58.890 --> 00:11:05.310
قعر این گودال چه تاریک است! وحشتناک
است در چنین گودال تاریکی بودن

00:11:05.956 --> 00:11:09.297
به سان گوری ست

00:11:11.185 --> 00:11:13.265
آیاسخن مرا نمی شنوید؟

00:11:13.410 --> 00:11:17.870
بیرون آورید پیمبر را
میل به دیدن او دارم

00:11:17.970 --> 00:11:24.230
شهدخت جانهای ما از آن شماست
اما آنچه را که از ما خواسته اید نمی توانیم به جا آوریم

00:11:24.619 --> 00:11:31.222
و در حقیقت شما نباید چنین چیزی از ما بخواهید

00:11:31.991 --> 00:11:33.339
آه!

00:11:34.923 --> 00:11:37.510
آه! چه  خواهد شد؟

00:11:37.610 --> 00:11:40.550
من مطمئنم که مصیبتی روی خواهد داد

00:11:41.362 --> 00:11:44.084
خواست من برآورده خواهد شد
نارابوٍث ! نخواهد شد؟

00:11:44.109 --> 00:11:46.585
تو چنان خواهی کرد که من می گویم
من همواره به تو لطف داشته ام

00:11:46.610 --> 00:11:48.972
پس تو چنین خواهی کرد

00:11:48.997 --> 00:11:53.550
من به این پیمبر عجیب تنها نگاهی خواهم افکند
مردمان درباره اش پر سخن می گویند

00:11:53.650 --> 00:11:56.070
بارها شنفته ام که حاکم نیز از او سخن می گوید

00:11:56.995 --> 00:12:00.985
می پندارم که حاکم نیز ازو ترسانست

00:12:01.450 --> 00:12:06.470
آیا تو ، حتی تو ، نیز ازو بیم داری
ای نارابوث؟

00:12:06.570 --> 00:12:11.162
بیمی ازو ندارم شهدخت
مرا از هیچ آفریده ای بیم نیست

00:12:11.207 --> 00:12:12.785
ولی حاکم به تصریح منع فرموده

00:12:12.810 --> 00:12:15.311
کسی سرپوش این چاه را بردارد

00:12:15.336 --> 00:12:16.990
تو این کار را برای من خواهی کرد
نارابوث

00:12:17.015 --> 00:12:21.355
تو خود نیک می دانی که چنین خواهی کرد

00:12:21.605 --> 00:12:26.505
و بامداد چون در محمل خود بر پل بت خران بگذرم

00:12:26.597 --> 00:12:29.332
از ورای پرده ها حریر به تو می نگرم

00:12:29.357 --> 00:12:35.987
من به تو خواهم نگریست
...نارابوث . ممکن است

00:12:36.771 --> 00:12:40.636
... من
تبسمی به رویت کنم

00:12:42.650 --> 00:12:46.401
به من نگاه کن،
نارابوث

00:12:50.290 --> 00:12:53.279
مرا بنگر

00:12:57.725 --> 00:13:00.865
تو نیک می دانی آنچه از تو خواسته ام
 برآورده خواهی ساخت

00:13:00.890 --> 00:13:04.430
تو نیک می دانی این را

00:13:04.861 --> 00:13:08.281
می دانم که چنین خواهی کرد

00:13:08.551 --> 00:13:12.097
پیمبر را بیرون آورید

00:13:12.530 --> 00:13:15.270
شهدخت سالومه میل به دیدن او دارند

00:13:15.445 --> 00:13:18.305
آه! چقدر عجیب
ماه به نظر می رسد

00:13:18.330 --> 00:13:20.430
گوئی دست زن مرده ای می خواهد

00:13:20.530 --> 00:13:22.990
دست خود را با کفن بپوشاند

00:13:23.090 --> 00:13:24.950
نگاه عجیبی دارد

00:13:25.050 --> 00:13:28.110
چون شهدخت کوچکی ست که چشمانی
کهربایی داشته باشد

00:13:28.210 --> 00:13:34.699
در میان حریر ابرها چون شاهزاده خانمی
 لبخند می زند

00:13:42.930 --> 00:13:46.590
کجاست آن که پیمانه ی گناهانش لبریز گشته؟

00:13:46.690 --> 00:13:52.253
کجاست او که در جبه یی سیم بافت
جان خواهد داد؟

00:13:52.278 --> 00:13:54.345
در برابر
برابر چشم مردم؟

00:13:54.370 --> 00:13:57.790
گوئیدش تا پیش آید
باشد تا بشنود آوای کسی را

00:13:57.890 --> 00:14:04.470
که در بیغوله ها و در کاخ شاهان بانگ برداشته

00:14:04.570 --> 00:14:08.372
-از که سخن می گوید
-معلوم نیست شهدخت

00:14:08.397 --> 00:14:10.113
-...کجاست آن زن

00:14:12.610 --> 00:14:16.390
که چون نقش کلدانیان به دیوار بدید

00:14:16.415 --> 00:14:22.235
پرده ی شهوت دیدگانش ببست و
فرستادگان به کلده گسیل داشت؟

00:14:22.485 --> 00:14:25.481
این سخنان درباره ی مادر منست
-آه نه شهدخت

00:14:25.525 --> 00:14:28.025
بله، از مادرم سخن می گوید

00:14:28.058 --> 00:14:33.280
کجاست آن زن که خود را به مصریان جوان

00:14:33.305 --> 00:14:38.630
که در لباسهایی از ارغون های فاخر
ساخته بودند وا نهاد

00:14:38.730 --> 00:14:44.430
به مصریانی که سپرشان از سیم و زر
و جسمشان زورمند بود؟

00:14:44.530 --> 00:14:48.230
او را گوئید تا از بستر زشت کاریش به در آید

00:14:48.330 --> 00:14:50.670
از بستر
زنا کاریش

00:14:50.770 --> 00:14:55.710
باشد تا گوش به آوای کسی دهد که راه بر سرور
بزرگ هموار می سازد

00:14:55.810 --> 00:14:59.310
باشد که از شرارت هایش نادم گردد

00:14:59.410 --> 00:15:05.190
هرچند او هیچگاه توبه نخواهد کرد
بلکه با شتاب در پلیدی هایش غرقه خواهد گشت

00:15:05.290 --> 00:15:10.010
لکن ندایش دهید تا فرا آید ، چه او
<c.yellow>غربال خود در دست دارد</c>

00:15:10.035 --> 00:15:13.345
ولی او وحشتناک است
وحشتناک است

00:15:13.370 --> 00:15:17.267
شهدخت از شما خواهش دارم که اینجا نمانید

00:15:17.685 --> 00:15:19.945
این چشمان اوست که بیش از هر چیز
وحشت آور است

00:15:19.970 --> 00:15:22.790
چشمانش به سان حفره های تاریست
که بر پرده های تیره نقش می کنند و مشعلی در میان آن می درخشد

00:15:22.890 --> 00:15:25.910
همانند غارهای تیره که منزل اژدهاست

00:15:26.010 --> 00:15:29.110
همانند غارهای مصر است که در آنها اژدها
زندگی میکند

00:15:29.210 --> 00:15:34.957
همچون دریاچه های تیره ایست که از پرتو ماه
به جنبش در آمده باشد

00:15:38.750 --> 00:15:40.613
آیا نمی پنداری که دگر باره سخن گوید؟

00:15:40.638 --> 00:15:44.812
درینجا نمانید شهدخت از شما تمنا دارم
که در اینجا نمانید

00:15:46.000 --> 00:15:49.420
چه نحیفست ! همچون پیکره ظریف عاجیست

00:15:49.445 --> 00:15:54.825
همانند تصویری نقره فام است
یقین دارم که بسان ماه بی آلایشت

00:15:54.850 --> 00:15:59.750
او به مانند شعاع ماه یا چون
خدنگی نقره گون است

00:15:59.968 --> 00:16:03.070
بدنش باید به سردی عاج باشد

00:16:03.729 --> 00:16:07.542
-می خواهم از نزدیک به او بنگرم
-نه نه شهدخت

00:16:07.567 --> 00:16:11.988
-باید به او نزدیک تر گردم
-!شهدخت! شهدخت

00:16:20.850 --> 00:16:24.432
کیست این زن که مرا می نگرد؟

00:16:25.690 --> 00:16:28.394
از نگاهش بیزارم

00:16:28.890 --> 00:16:33.838
نمی دانم کیست و میل به شناختنش ندارم

00:16:33.863 --> 00:16:37.086
بگوئیدش تا دور شود
مرا با او کاری نیست

00:16:37.111 --> 00:16:44.109
من سالومه، دختر
هرودیا، شاهزاده  یهودیه ام

00:16:44.134 --> 00:16:47.714
دور شو ای دختر بابل

00:16:48.305 --> 00:16:50.740
به برگزیده خدا نزدیک نشو

00:16:50.765 --> 00:16:58.345
مادرت زمین را در شراب گناهش غرقه ساخته

00:16:58.370 --> 00:17:03.030
بانگ تبه کاری به گوش خدا رسانده است

00:17:03.130 --> 00:17:06.150
دگرباره سخن بگو یحیی
کلامت به من سرمستی می بخشد

00:17:06.481 --> 00:17:09.185
!شهدخت !شهدخت ! شهدخت

00:17:09.210 --> 00:17:12.870
باز هم سخن بگو
سخن بگو. ای یحیی و بگو مرا چه باید کرد

00:17:13.045 --> 00:17:16.145
ای دختر سدوم به من نزدیک مشو

00:17:16.245 --> 00:17:18.465
بلکه نقاب بر رخ افکن

00:17:18.565 --> 00:17:21.465
و خاک بر سر بیز و در طلب پسر انسان
به صحرا شو

00:17:21.490 --> 00:17:26.670
کیست پسر انسان ؟ آیا او نیز
به زیبایی تست ای یحیی

00:17:31.355 --> 00:17:33.945
دور شو ای شیطان

00:17:33.970 --> 00:17:38.841
در کاخ بانگ بال فرشته ی مرگ می شنوم

00:17:39.102 --> 00:17:41.242
شهدخت از تو تمنا دارم که به تالار بازگردی

00:17:41.267 --> 00:17:45.727
ای فرشته خدا تیغ آهخته به کف در طلب کیستی ؟

00:17:46.045 --> 00:17:49.785
هنوز عمر آنکو در جبه ی سیم بافت جان خواهد داد
به سر نیامده

00:17:49.810 --> 00:17:56.030
!یحیی ! یحیی
من شیفته ی جسم توام

00:17:56.130 --> 00:18:00.710
بدنت به سفیدی سوسن است
سوسن کشتزارانی که دروگر را بدان گذر نیست

00:18:01.129 --> 00:18:05.230
بدنت به سپیدی برف کوهساران یهوداست

00:18:05.330 --> 00:18:07.670
که به دره ها سرازیر گردد

00:18:07.770 --> 00:18:14.465
گلهای گلزار ملکه عربستان همانند
بدن تو سپید نیست

00:18:14.490 --> 00:18:19.710
هیچ چیز در جهان
به سپیدی بدن تو نیست

00:18:19.810 --> 00:18:26.274
بگذار تا بدان دست کشم
-دور شو. ای دختر بابل

00:18:26.850 --> 00:18:30.630
گنه از زن بد به دنیا چیره گشت

00:18:30.730 --> 00:18:33.310
من نه به آوای تو

00:18:33.410 --> 00:18:40.218
بلکه به به ندای حق گوش فرا می دهم

00:18:41.821 --> 00:18:47.800
بدنت زشت و ترس آور است
همچون بدن جذامیان

00:18:47.825 --> 00:18:52.590
به سان دیوار اندوده ایست
که بر آن افعیان خزیده باشند

00:18:52.690 --> 00:18:57.733
چون دیوار گچ اندوده ایست که در آن کژدم لانه
ساخته باشد

00:18:57.758 --> 00:19:02.910
چون گور سپیدی ست انباشته از
آنچه نفرت انگیز است

00:19:03.010 --> 00:19:06.761
بدنت زشت و ترس آور است

00:19:09.248 --> 00:19:13.157
این دهان تو که مرا شیفته خود ساخته ای یحیی

00:19:13.182 --> 00:19:19.430
دهانت مانند نواری مخملی بر برجی از عاج

00:19:19.644 --> 00:19:24.590
چون اناری ست شکافته به ضرب خنجر عاج است

00:19:24.765 --> 00:19:27.585
گلهای اناری که در باغهای
 ؛سرزمین تیره؛ میشکفند

00:19:27.610 --> 00:19:32.790
و سرخ رنگ تر از گل سرخند
و بدینسان گلگون نیستند

00:19:32.890 --> 00:19:37.190
هرای سرخ رنگ کرناها که خبر از فرآمدن
شاهان می دهد

00:19:37.290 --> 00:19:41.065
و ترس در دل دشمنان می افکند
ازینگونه سرخ فام نیست

00:19:41.090 --> 00:19:44.270
دهانت سرخ فام تر از پای کسانیست

00:19:44.370 --> 00:19:47.670
که در چرخشت پای بر انگور می فشارند

00:19:47.770 --> 00:19:51.670
دهانت گلگون تر از پای کبوتران است

00:19:51.770 --> 00:19:56.630
که لانه در معابد ساخته اند ودانه از دست
کاهنان می خورند

00:19:56.730 --> 00:20:01.390
خون رنگ تر از پای کسی ست که در دل جنگل

00:20:01.490 --> 00:20:07.030
با ببرهای طلائی مصاف داده
شیران غران از پای افکنده

00:20:07.130 --> 00:20:12.310
دهان تو همانند پاره مرجانیست که ماهیگیران

00:20:12.410 --> 00:20:15.030
شباهنگام از دریا بر گرفته اند

00:20:15.130 --> 00:20:18.990
بهره ی شاهانش داشته اند

00:20:19.090 --> 00:20:24.990
برسان شنگرفی ست که از دل موآب به دست آید

00:20:25.090 --> 00:20:28.310
و شهریاران ضبط کنند

00:20:28.410 --> 00:20:32.710
...چون کمان شاهان پارسی ست

00:20:32.810 --> 00:20:37.950
که به شنگرفش اندوده...

00:20:38.050 --> 00:20:45.078
به مرجانش زینت داده اند

00:20:46.170 --> 00:20:49.030
در جهان هیچ چیز نیست

00:20:49.130 --> 00:20:54.519
به سرخی دهانت

00:21:00.170 --> 00:21:02.470
بهل مرا تا بران بوسه زنم

00:21:02.570 --> 00:21:10.379
هرگز! دختر بابل ! دختر سدوم! هرگز!

00:21:10.970 --> 00:21:16.390
بر لبانت بوسه خواهم داد
یحیی بر لبانت بوسه خواهم داد

00:21:16.490 --> 00:21:19.470
شهدخت ! شهدخت ! تو که
همچون باغ اسپرغمی

00:21:19.570 --> 00:21:23.590
تویی که کبوتر کبوترانی
به این مرد نگاه نکن به او منگر

00:21:23.690 --> 00:21:26.430
این سخنان را به او مگو
من تاب تحمل ندارم

00:21:26.530 --> 00:21:30.270
شهدخت ! شهدخت ! این سخنان را به زبان میاور

00:21:30.370 --> 00:21:35.113
-لب بر لبت خواهم نهاد یحیی
-!نه نه

00:21:51.850 --> 00:21:54.952
جوان شامی خود را کشت

00:21:55.850 --> 00:21:58.495
فرمانده جوان خود را کشت

00:21:58.694 --> 00:22:04.794
او که دوست من بود خود را کشت

00:22:04.819 --> 00:22:12.150
شهدخت
فرمانده ی جوان خود را کشت

00:22:13.050 --> 00:22:16.110
اجازه ده تا بوسه بر دهانت زنم

00:22:16.210 --> 00:22:20.150
ای دختر زنا تنها یک تن را توان رهایی تست

00:22:20.250 --> 00:22:23.990
و از هموست که من سخن ساز کرده ام
در طلبش شو

00:22:24.090 --> 00:22:29.830
حالی که او در دریای جلیل به قایقی نشسته
با پیروانش سخن می دارد

00:22:29.930 --> 00:22:34.270
در ساحل زانو بر خاک زن و او را به نام آواز ده

00:22:34.370 --> 00:22:40.790
چون سوی تو آید
و او به نزد هر آنکه به نامش بر خواند فرا شود

00:22:40.890 --> 00:22:46.610
رخ بر نعلینش بسای و عفو بر گناهانات بخواه

00:22:47.486 --> 00:22:51.271
مرا واگذار تا بوسه بر دهانت زنم

00:22:53.770 --> 00:22:58.790
از لبانت بوسه برخواهم گرفت ای یحیی

00:22:58.890 --> 00:23:05.539
تو نفرین زده ای سالومه
تو نفرین زده ای

00:23:09.645 --> 00:23:12.905
ما باید جسد را به جای دیگری ببریم

00:23:13.041 --> 00:23:15.781
حاکم جز به جسد آنان که خود کشته

00:23:15.920 --> 00:23:18.660
به دیدن اجساد دیگر میل ندارد

00:23:18.685 --> 00:23:23.465
درست است . باید جسد را پنهان کنیم
حاکم نباید آن را ببیند

00:23:23.640 --> 00:23:28.580
حاکم به اینجا نمی آید
او هرگز به بهار خواب نمی آید

00:23:28.605 --> 00:23:32.265
که بسیار از پیمبر هراسان است

00:23:32.290 --> 00:23:39.379
سالومه. کجاست سالومه؟

00:23:42.478 --> 00:23:45.246
شهدخت کجاست؟

00:23:46.191 --> 00:23:52.668
چرا به فرمان من به ضیافت بازنگشت؟

00:23:52.750 --> 00:23:57.330
!آه! این اوست

00:23:57.430 --> 00:24:03.316
تو نباید به او بنگری
تو پیوسته نظر بر او داری

00:24:08.043 --> 00:24:14.983
ماه را امشب نگاهی عجیب است . نی ؟

00:24:15.008 --> 00:24:22.588
بر سان زن مجنونی ست که از هر سو در تکاپوی
عاشقان ست

00:24:22.625 --> 00:24:25.485
برهنه نیز هست

00:24:25.585 --> 00:24:29.645
او
کاملا برهنه ست

00:24:29.670 --> 00:24:33.979
ابرها بر آنند تا برهنگیش را بر پوشند
ولی او وا نمی دهد

00:24:34.004 --> 00:24:39.393
تن برهنه بر سپهر می نماید

00:24:40.624 --> 00:24:43.447
بی شک در پی عاشقان ست

00:24:43.472 --> 00:24:47.005
آیا چون زنی می خواره
در پیچ و تاب نیست؟

00:24:47.030 --> 00:24:50.470
چون زنی سودا زده
نیست؟

00:24:50.551 --> 00:24:55.137
نی . ماه به شکل ماه ست
تمام

00:24:55.167 --> 00:24:57.809
...بنه به تالار باز گردیم
ترا کاری درینجا نیست

00:24:57.834 --> 00:25:00.457
درینجا خواهم ماند

00:25:00.563 --> 00:25:04.372
منسی فرش بر گستر

00:25:04.397 --> 00:25:10.533
شعله بر مشعلها انداز
و خوانچه های عاج و یشم بدینجا آور

00:25:10.558 --> 00:25:15.700
هوائی دلکش است
با مهمانانم افزونتر ساغر تهی خوام ساخت

00:25:15.725 --> 00:25:20.924
بر ماست که بزرگداشت تمام بر فرستادگان
قیصر رعایت داریم

00:25:20.949 --> 00:25:27.631
-بهر آنان در اینجا نمانده ای
-بلی هوا خوشست

00:25:27.656 --> 00:25:32.991
پیش آی هرودیا . مهمانان
انتظار ما می دارند

00:25:35.511 --> 00:25:37.207
لغزیدم

00:25:38.957 --> 00:25:43.085
آه در خون لغزیدم
این نشانه ایست نا میمون

00:25:43.110 --> 00:25:47.240
فالی ست بس بی شگون
خون درینجا بهر چیست؟

00:25:47.265 --> 00:25:51.046
و این جسد را درینجا چه کارست؟

00:25:51.071 --> 00:25:55.187
می پندارید من چون سلطان مصرم که ضیافتی
بر پا نمی دارد

00:25:55.221 --> 00:25:57.201
مگر اینکه به مهمانانش
لاشه ای بنمایاند؟

00:25:57.226 --> 00:26:02.285
-کیست این؟نظر بر او خواهم افکند
-این فرمانده ماست حضرت امیر

00:26:02.399 --> 00:26:05.801
همان جوان شامی که شما سه روز پیش
فرمانده اش کرده بودید

00:26:05.830 --> 00:26:08.848
من فرمانی بر قتلش نداده بودم

00:26:08.873 --> 00:26:13.213
-او خود را کشت حضرت امیر
-او خود را کشت؟

00:26:13.254 --> 00:26:16.234
به چه دلیل؟ من فرمانده اش ساخته بودم

00:26:16.259 --> 00:26:18.850
ما نمی دانیم، حضرت امیر
جز آنکه او خود را کشت

00:26:18.950 --> 00:26:21.883
شگفتا

00:26:21.950 --> 00:26:25.170
می پنداشتم تنها حکمای رومند که جان از خود
می گیرند

00:26:25.195 --> 00:26:28.805
ایا چنین نیست تیکلینوس
که فیلسوفان رومی رشته ی حیات خود می گسلند؟

00:26:28.830 --> 00:26:30.890
رواقیانند

00:26:30.990 --> 00:26:34.890
خود کشی این جوان مرا عجیب می نماید

00:26:34.915 --> 00:26:37.051
من متاسفم از کرده او

00:26:37.240 --> 00:26:41.690
و دریغی فزون
چه سیمایی نکو داشت

00:26:41.790 --> 00:26:45.109
حتی بسیار زیبا بود

00:26:45.332 --> 00:26:47.530
دیدگانی مخمور داشت

00:26:47.555 --> 00:26:51.730
یاد دارم پیوسته به سالومه می نگریست

00:26:51.830 --> 00:26:54.090
راستی، پر بر او نظر می افکند

00:26:54.115 --> 00:26:56.069
دیگرانی نیز هستند
که پر بدو می نگرند

00:26:56.094 --> 00:26:59.325
پدرش شهریاری بود. منش از
خطه سلطنت بدر راندم

00:26:59.350 --> 00:27:02.575
و تو ای هرودیا مادرش که شهبانویی بود
 کنیز خود ساختی

00:27:02.600 --> 00:27:04.480
اینسان بر من او مهمان آمد
و راستی چنین بود

00:27:04.505 --> 00:27:08.085
از این رو فرمانده اش ساختم

00:27:08.644 --> 00:27:11.792
اندوه از مرگش دارم

00:27:12.098 --> 00:27:19.259
هی ... چرا نعشش به جاست
نظر بر او نخواهم فکند... دورش کنید

00:27:22.190 --> 00:27:26.091
آه! سرد است اینجا

00:27:26.170 --> 00:27:29.470
باد در وزشست . نی؟

00:27:29.570 --> 00:27:35.070
-نی بادی نیست
-...ترا گویم نسیمی می وزد

00:27:35.170 --> 00:27:41.150
و صوتی مانند ضربان بالهایی گسترده می شنوم

00:27:41.984 --> 00:27:43.950
 مانند ضربان بالهایی گسترده

00:27:44.050 --> 00:27:47.517
-آیا ترا به گوش نمی رسد
-چیزی نمی شنوم

00:27:47.989 --> 00:27:52.457
زیاده نشنفتم
لکن شنفتم

00:27:52.770 --> 00:27:57.470
بی گمان وزش باد بود
از من دور شد

00:27:57.570 --> 00:28:05.368
من دوباره آن را می شنوم...آیا ترا به گوش
نمی رسد؟ همانند ضربان بالهائیست

00:28:05.393 --> 00:28:09.478
چنین نیست .تو بیماری بگذار تا به تالار رویم

00:28:09.503 --> 00:28:15.173
من بیمار نیستم. این دختر
تست که بیمارست

00:28:15.770 --> 00:28:22.470
سیمای بیمار گونه دارد
هرگز بدینسان پریده رنگ ندیده ام

00:28:22.570 --> 00:28:25.470
ترا گفتم که باو منگری

00:28:25.770 --> 00:28:28.201
می فرا آورید

00:28:28.570 --> 00:28:33.590
سالومه،با من اندکی شراب بنوش

00:28:33.920 --> 00:28:39.465
شرابی پر قدر دارم
که تحفه ی قیصرست

00:28:39.490 --> 00:28:44.270
لب گل رنگت را غوطه در آن ده
تا من ساغر از جرعه ها تهی سازم

00:28:44.724 --> 00:28:47.184
من تشنه نیستم حاکم

00:28:47.209 --> 00:28:49.625
می شنوی چه سان پاسخم می دهد این دختر تو؟

00:28:49.650 --> 00:28:54.350
به جا می کند.تو چرا پیوسته
دیده بر او دوخته ای؟

00:28:54.525 --> 00:28:57.185
میوه رسیده پیش آورید

00:28:57.210 --> 00:29:02.315
سالومه، فرا آی و همگام من شو

00:29:03.245 --> 00:29:08.305
خوش دارم که بردانه ی میوه ای اثر از ثنایای
خرد تو بینم

00:29:08.620 --> 00:29:15.820
به دندان تکه ای کن و مانده به من وا نه

00:29:17.630 --> 00:29:20.210
میل به خوردن ندارم حاکم

00:29:20.235 --> 00:29:22.775
می نگری که چه سان پروریده ای دختر خود را؟

00:29:22.800 --> 00:29:25.900
من و دخترم را خاندانی نژاده است

00:29:26.014 --> 00:29:29.874
اما تو چه؟
پدرت شتر چران بود و دزد

00:29:30.029 --> 00:29:33.209
-تو سخن به دروغ می گوئی
-تو خود راستی از آن بهتر دانی

00:29:33.234 --> 00:29:37.694
سالومه، پیش آی و در بر من نشین
من اریکه مادرت را از آن تو خواهم کرد

00:29:42.010 --> 00:29:45.230
خسته نیستم
حاکم

00:29:45.330 --> 00:29:48.273
می نگری که چگونه نظری بتو دارد

00:29:49.170 --> 00:29:53.070
پیش آورید... چه؟

00:29:53.593 --> 00:29:56.980
چیست آنچه منش می طلبم؟
از یاد برده ام

00:29:57.247 --> 00:29:59.547
آه! بله، به یاد آوردم

00:29:59.572 --> 00:30:02.032
!هلا

00:30:02.837 --> 00:30:09.865
زمان آن رسیده است! آنچه از آن یاد کردم روی
داده است

00:30:09.890 --> 00:30:12.430
این کلام خداست

00:30:12.530 --> 00:30:15.990
هان بنگر برین روز موعود

00:30:16.015 --> 00:30:20.365
استاد آمد
پسر انسان آمد

00:30:20.390 --> 00:30:23.570
او را بگو تا ساکت شود
به آوایش گوش نخواهم داد

00:30:23.595 --> 00:30:26.535
این مرد تا به جاودان ناسزا گوی من ست

00:30:26.560 --> 00:30:33.100
او کلامی به رغم تو نپرداخته
وانگهی پیمبریست بس گرانقدر

00:30:33.482 --> 00:30:36.062
باور به پیمبران ندارم

00:30:36.087 --> 00:30:40.227
مگر کس تواند گوید که چه خواهد شد
چه کس آینده را میداند؟

00:30:40.349 --> 00:30:43.455
افزون برین او تا به جاودان
مرا ناسزا گوی است

00:30:43.480 --> 00:30:47.780
ولی پندارم که تو ازو بیم داری
بی گمان ازو هراسانی

00:30:47.805 --> 00:30:51.745
مرا باکی ازو نیست
مرا از هیچ آفریده ای باک نیست

00:30:51.770 --> 00:30:53.830
میگویم تو ازو هراسانی

00:30:53.930 --> 00:30:56.790
اگر ترا بیمی ازو نیست
چرا به یهودیانی

00:30:56.890 --> 00:30:59.550
که شش ماهست به طلب اویند نمی سپاریش؟

00:30:59.650 --> 00:31:02.630
به راستی سرور من
بهتر میبود اگر او را به ما وا می نهادید

00:31:02.730 --> 00:31:06.670
-بله سرورم
-این سخن را کفایتست. شما را پاسخ داده ام

00:31:06.770 --> 00:31:09.670
من او را به چنگ شما در نخواهم افکند

00:31:09.770 --> 00:31:13.230
او مردیست پرهیزکار که جمال خدا دیده

00:31:13.330 --> 00:31:17.350
این نا شدنیست از زمان
الیاس تا کنون کسی خدا را ندیده

00:31:17.450 --> 00:31:19.510
در این روز ها خدا خود را نمی نماید

00:31:19.610 --> 00:31:22.390
او خود را در همه چیز و همه جا نشان می دهد

00:31:22.490 --> 00:31:24.870
خدا همچنانکه در بدی مستترست
در نیکی ها نیز هست

00:31:24.970 --> 00:31:27.070
این عقیده ای بس خطرناکست

00:31:27.170 --> 00:31:30.750
کسی نمی تواند بگوید که کار خدا چگونه است
راه هایش پنهانیست

00:31:30.850 --> 00:31:33.110
بسا آنچه را که ما بد می دانیم خوب باشد

00:31:33.210 --> 00:31:35.110
و آنچه را که نیک می شماریم بد

00:31:35.210 --> 00:31:38.870
باید به ناچار تسلیم هر چیز شویم
 چه خدا تواناست

00:31:38.970 --> 00:31:43.070
-بسیار توانا
-او نیک و بد را با هم می کوبد

00:31:43.170 --> 00:31:44.990
 و رحم بر کسی نمی کند

00:31:45.090 --> 00:31:47.950
به راستی
خدا مخوفست . او نیک و بد را در هم می شکند

00:31:48.050 --> 00:31:52.230
همچون مردی که غله در هاون می کوبد
اما این مرد هرگز خدا را ندیده

00:31:52.330 --> 00:31:54.870
از زمان الیاس تا کنون هیچ کس خدا را ندیده

00:31:54.970 --> 00:31:59.670
بدینسان روز سرور بزرگ فرا آمد

00:32:01.810 --> 00:32:06.310
و من از فراز کوه ها می شنوم

00:32:06.335 --> 00:32:10.757
بانگ گامهای او را

00:32:11.970 --> 00:32:16.279
که ناجی جهان خواهد بود

00:32:17.737 --> 00:32:19.945
این را چه معنائیست؟

00:32:19.970 --> 00:32:23.426
منجی جهان
معنی آن چیست؟

00:32:23.451 --> 00:32:26.663
این یکی از القاب قیصر است

00:32:26.688 --> 00:32:29.430
لکن قیصر را آهنگ یهودیه نیست

00:32:29.455 --> 00:32:32.515
روز پیشین رقعه از او داشتم

00:32:32.540 --> 00:32:35.560
و این سخن را حاوی نبود

00:32:35.754 --> 00:32:39.534
و تو ای تی کلینوس که زمستان را به روم بودی

00:32:39.559 --> 00:32:42.179
گمان دارم که سخنی در این باره نشنفته ای

00:32:42.204 --> 00:32:47.567
حضرت امیر من در این باره چیزی نشنفته ام
و تنها لقب قیصر را بیان کردم

00:32:47.592 --> 00:32:50.350
این یکی از القاب قیصر است

00:32:50.375 --> 00:32:53.295
ولی قیصر را توان آمدن نیست

00:32:53.421 --> 00:32:56.063
او به رنج نقرس اندرست

00:32:57.010 --> 00:33:01.430
گویند پایش به سان پای پیل گشته

00:33:02.798 --> 00:33:05.818
نیز مصالح ملک در میان ست

00:33:05.843 --> 00:33:09.445
و انکو از روم به در شود
روم را از کف داده باشد

00:33:09.470 --> 00:33:15.806
هر چند قیصر سالاری ست
و اگر عزم کند آید

00:33:15.850 --> 00:33:19.550
با این وجود، من
گمان به آمدنش ندارم

00:33:19.650 --> 00:33:23.270
حضرت امیر
پیمبر سخن از قیصر نمی گفت

00:33:23.370 --> 00:33:26.350
-از قیصر نمی گفت؟
-نه حضرت امیر

00:33:26.450 --> 00:33:29.470
پس از که سخن می گفت؟

00:33:29.692 --> 00:33:34.797
از مسیح که ظهور کرده

00:33:35.018 --> 00:33:38.878
او در همه جا معجزاتی دارد

00:33:38.903 --> 00:33:42.003
به راستی در یک عروسی که در یکی از قصبات
جلیل بر پا شد

00:33:42.028 --> 00:33:46.088
او آب را به شراب تبدیل کرد

00:33:46.525 --> 00:33:50.785
و نیز دیده اند که بر فراز کوهی
با فرشتگان سخن می گفته

00:33:50.810 --> 00:33:52.510
!فرشتگان وجود ندارد

00:33:52.610 --> 00:33:56.070
فرشتگان وجود دارند، اما من باور نمی کنم
این مرد با آنها سخن گفته

00:33:56.170 --> 00:33:59.590
گروه زیادی دیده اند که
 با فرشتگان سخن می گفته

00:33:59.690 --> 00:34:04.430
-با فرشتگان نبوده
-چه سان این مردم مرا رنجه می دارند . خنده آورندن اینان

00:34:04.530 --> 00:34:07.190
همچنین درباره ی دختر یایروس معجزه ای کرد

00:34:07.290 --> 00:34:10.310
بله، این حقیقت دارد
هیچکس نمی تواند منکرش شود

00:34:10.410 --> 00:34:13.590
دیوانه اند این مردم
پر به ماه نگریسته اند

00:34:13.690 --> 00:34:16.838
فرمان ده ساکت شوند

00:34:16.970 --> 00:34:20.270
چیست این معجزه ی دختر یایروس؟

00:34:20.672 --> 00:34:27.305
دختر یایریوس مرده بود
و او زنده اش ساخت

00:34:27.330 --> 00:34:33.074
-او مردگان به پا می دارد؟
-بلی حضرت امیر او مردگان را زنده می کند

00:34:33.970 --> 00:34:38.016
من او را بدین کار اذن نمی دهم

00:34:38.051 --> 00:34:40.695
منعش می کنم

00:34:40.810 --> 00:34:44.510
هیچ کس را رخصت خیزاندن مردگان نمی دهم

00:34:44.610 --> 00:34:49.270
او را بیابند و بگویند منعش می کنم من
که مرده ای را جان دهد

00:34:49.370 --> 00:34:53.470
-حالی کجاست او؟
-گفته می شود که اکنون او در سامره است

00:34:53.570 --> 00:34:57.390
اگر او در سامره باشد آشکار
است که او مسیح نیست

00:34:57.490 --> 00:34:59.550
از سامره مسیح بر نخواهد خواست
-مسئله این نیست

00:34:59.650 --> 00:35:03.750
هرآنجا که باشد او را بیابید و بگوئیدش

00:35:03.775 --> 00:35:08.235
که اذنش نمی دهم جان به مردگان دهد

00:35:08.353 --> 00:35:12.263
آب به شراب بدل کردن

00:35:14.635 --> 00:35:17.335
ابرصان و نابینایان را شفا بخشیدن

00:35:17.360 --> 00:35:20.860
اگر خواهد مجازست که چنین کار ها کند

00:35:20.885 --> 00:35:24.505
و براستی شفا بخشیدن جذامیان کاریست نیک

00:35:24.530 --> 00:35:29.110
اما هیچکس را رخصت خیزاندن مردگان نمی دهم

00:35:29.210 --> 00:35:33.630
وحشت انگیز است اگر مردگان باز گردند

00:35:34.110 --> 00:35:38.585
آه ! روسپی سیه کار

00:35:38.610 --> 00:35:46.190
!دختر بابل با دیدگان زرفام و پلک های زراندوده

00:35:46.365 --> 00:35:50.345
وا نه تا انبوهی بر او ایستند

00:35:50.370 --> 00:35:51.910
و سنگسارش کنند

00:35:52.010 --> 00:35:54.270
-فرمان ده ساکت شود

00:35:54.295 --> 00:35:57.675
بهل سران سپاه را تا به شمشیر برند
و به ضرب سپر توتیایش کنند

00:35:57.850 --> 00:35:59.710
این سخنیست ننگ آور

00:35:59.810 --> 00:36:04.270
خواهد شد که جمع بدکاری
را از عرصه زمین محو کنم

00:36:04.370 --> 00:36:08.150
زنان را درس عبرتی شود

00:36:08.250 --> 00:36:11.710
از آنچه بر او رود

00:36:11.810 --> 00:36:15.870
می شنوی که چه می گوید؟
اذنش می دهی که زوجه ات را دشنام دهد؟

00:36:15.970 --> 00:36:18.190
او نام تو به میان نیاورد

00:36:18.290 --> 00:36:22.550
حکایتی عجیب است
تو نیک می دانی که او در پی ناسزا گویی به منست

00:36:22.650 --> 00:36:23.990
و من زوجه ی توام آیا چنین نیست؟

00:36:24.090 --> 00:36:27.670
راستی را هرودیاس گرامی و شریف
تو همسر منی

00:36:27.770 --> 00:36:30.150
و پیش از آن زوجه برادرم بودی

00:36:30.250 --> 00:36:33.950
این تو بودی که مرا از دست او گرفتی

00:36:34.050 --> 00:36:36.630
به راستی مرا توانائی بیش بود

00:36:36.730 --> 00:36:40.550
لکن بهل تا سخن از او نگوئیم
چه مرا خواست بدان نیست

00:36:40.650 --> 00:36:44.990
این را سبب سخنان هراس انگیز پیمبرست

00:36:45.090 --> 00:36:48.990
بیم آنست که مصیبتی پدید آید

00:36:49.090 --> 00:36:52.510
این سخن را کوتاه کنیم

00:36:52.610 --> 00:36:57.070
ای هرودیاس شریف
ما پاس میهمانان نمی داریم

00:36:57.170 --> 00:37:00.230
پر ساز تو جام مرا
که نیکت عزیز می دارم

00:37:00.330 --> 00:37:05.270
می اندر مینای سیمگون و ساغر بلورین انداز

00:37:05.370 --> 00:37:11.990
به نام قیصر می نوشیم
رومیان در اینجایند و ما را به نام قیصر نوشیدن باید

00:37:12.090 --> 00:37:16.810
!قیصر
!قیصر

00:37:16.910 --> 00:37:18.990
!قیصر

00:37:19.090 --> 00:37:22.390
آیا نظر به دخترت نمی افکنی
 که رنگ بر چهره ندارد؟

00:37:22.490 --> 00:37:25.070
تو را چه شود اگر او را رنگ پریده باشد؟

00:37:25.170 --> 00:37:28.230
هرگز بدینسانش رنگ پریده ندیده ام

00:37:28.330 --> 00:37:30.910
تو نباید به او بنگری

00:37:31.010 --> 00:37:38.190
در آن روز خورشید برسان
بوریای مویین به تیرگی گراید

00:37:38.290 --> 00:37:41.070
و ماه صبغه خون بر خورد گیرد

00:37:41.170 --> 00:37:46.070
و ستارگان مانند دانه های انجیر
بر زمین فرو بارند

00:37:46.170 --> 00:37:49.230
مانند دانه های انجیر فرو بارند

00:37:49.330 --> 00:37:54.590
و پادشاهان را هراس بر دل چیره گردد

00:37:54.690 --> 00:37:57.910
خواهم این روز را ببینم

00:37:58.010 --> 00:37:59.630
زمانی که ماه برنگ خون گردد

00:37:59.730 --> 00:38:03.430
و ستارگان چون دانه های
 انجیر بر زمین فروبارند

00:38:03.530 --> 00:38:06.710
این پیامبر سخن چون مستان می گوید

00:38:06.810 --> 00:38:08.830
لکن تحمل صدایش را نتوانم کرد

00:38:08.930 --> 00:38:11.630
من از صدایش متنفرم
فرمانش ده که ساکت گردد

00:38:11.730 --> 00:38:14.355
نخواهم گفت

00:38:15.810 --> 00:38:22.270
مرا درک کلامش میسر نیست
لکن مگر از مغیبات سخن می گوید

00:38:22.370 --> 00:38:27.630
آه! باور به مغیبات ندارم
او همچو مستان سخن می گوید

00:38:27.730 --> 00:38:32.070
مگر که سرمست از می خدا باشد

00:38:32.170 --> 00:38:34.110
چگونه شرابیست این می خدا؟

00:38:34.210 --> 00:38:38.510
فرآورده کدامین تاکستان است؟
و در کدامین چرخشت یافته آید؟

00:38:38.610 --> 00:38:41.670
تیکلینوس در ایامی که به روم بودی

00:38:41.770 --> 00:38:48.100
آیا از امپراطور سخنی نشنفتی؟

00:38:55.882 --> 00:38:59.588
در چه باره حضرت امیر؟

00:39:00.530 --> 00:39:03.394
در چه  باره؟

00:39:04.994 --> 00:39:09.064
آه! من از تو پرسشی داشتم آیا چنین نیست؟

00:39:09.138 --> 00:39:12.078
 فراموش کرده ام آنچه قصد پرسیدنش داشتم

00:39:12.103 --> 00:39:15.203
دگر باره به دخترم می نگری

00:39:15.776 --> 00:39:18.956
نباید بر او نظر افکنی
هم ایدون ترا گفته ام

00:39:18.981 --> 00:39:22.891
-ترا سخنی جز این نیست
-دگر باره می گویم

00:39:23.050 --> 00:39:26.990
و ترمیم معبد که پر سخن از آن گفته اند

00:39:27.090 --> 00:39:28.670
آیا به کرده خواهد پیوست؟

00:39:28.770 --> 00:39:33.230
و آیا راست می گویند که
پرده ی قدس ناپدید گشته؟

00:39:33.330 --> 00:39:36.150
این تو خود بودی که آن را دزدیدی

00:39:36.250 --> 00:39:40.990
به یاوه سخن می گویی. در اینجا نخواهم ماند
بنه به تالار رویم

00:39:41.015 --> 00:39:44.038
برقص برای من سالومه

00:39:44.570 --> 00:39:46.910
او را به رقص وا نمی گذارم

00:39:47.010 --> 00:39:49.390
میلی به رقص ندارم حاکم

00:39:49.490 --> 00:39:55.390
سالومه، دختر هرودیاس برقص برای من

00:39:55.747 --> 00:39:58.531
آسوده اش بگذار

00:39:59.925 --> 00:40:05.025
ترا فرمان می دهم که برقصی

00:40:05.050 --> 00:40:06.870
من نخواهم رقصید

00:40:06.970 --> 00:40:13.430
می بینی چه سان فرمانت می برد

00:40:13.530 --> 00:40:17.190
مرا چه شود اگر او رقص کند یا نه
هیچ است بهر من

00:40:17.290 --> 00:40:22.950
امشب شادم و خوشی ام را اندازه نیست

00:40:23.050 --> 00:40:25.550
هرگز بدینسان شاد نبوده ام

00:40:25.650 --> 00:40:29.230
حاکم اندوهگین به نظر می آید؟

00:40:29.330 --> 00:40:32.070
بلی او گرفته به نظر  می آید

00:40:32.170 --> 00:40:34.710
چون فراز اریکه ی خود نشسته

00:40:34.810 --> 00:40:37.430
ارغوانی بر تن ساز کرده

00:40:37.530 --> 00:40:42.270
ساغر زر گون گناه فرا چنگ آورده باشد

00:40:42.370 --> 00:40:46.470
فرشته خدا خواهدش زد

00:40:46.570 --> 00:40:49.990
و کرمها خواهندش خورد

00:40:50.090 --> 00:40:56.070
می شنوی چه بهرت می گوید
گوید کرم ها خواهندت خورد

00:40:56.170 --> 00:41:02.510
سخن از من نمی گوید
از شاه کاپادوکیه می گوید

00:41:02.610 --> 00:41:05.670
پادشاه کاپادوکیه
که دشمن من است

00:41:05.770 --> 00:41:08.990
این اوست که  کرم ها خواهندش خورد

00:41:09.090 --> 00:41:13.590
پیمبر هیچگاه کلامی به رغم من نیاورده

00:41:13.690 --> 00:41:18.270
گناهی از من نشمرده
مگر آنکه زوجه ی برادر زن کرده ام

00:41:18.370 --> 00:41:23.630
شایدست که این راستی ست
چه تو نازایی

00:41:23.730 --> 00:41:27.790
من نازایم، من؟

00:41:27.890 --> 00:41:31.830
این سخن توست
سخن تو که پیوسته نظر به دختر من داری

00:41:31.930 --> 00:41:34.710
سخن تو که رقص او را بهر خوشیت خواهانی؟

00:41:34.810 --> 00:41:38.030
این سخن یاوه است
من فرزندی زاده ام

00:41:38.130 --> 00:41:41.870
و تو هیچ فرزند نساخته ای نه
نه حتی از کنیزانت

00:41:41.970 --> 00:41:46.030
این تویی که عقیم هستی نه من

00:41:46.130 --> 00:41:49.830
خموش ای زن
ترا می گویم که نازایی

00:41:49.930 --> 00:41:52.030
تو مرا فرزندی نیاورده ای

00:41:52.130 --> 00:41:55.270
و پیمبر گوید که وصلت ما به جا نیست

00:41:55.370 --> 00:41:58.870
او می گوید که وصلتی تباهست

00:41:58.970 --> 00:42:01.710
که شرار از آن خیزد

00:42:01.810 --> 00:42:07.310
بیم دارم که بر حق باشد
مرا ثقت به راستی اوست

00:42:07.410 --> 00:42:11.070
لکن اکنون هنگام این سخن نیست

00:42:11.170 --> 00:42:14.150
می خواهم شاد باشم

00:42:14.250 --> 00:42:17.190
و به راستی شادمانم

00:42:17.290 --> 00:42:20.190
هیچگاه این اندازه شادان نبوده ام

00:42:20.290 --> 00:42:23.630
مرا به چیزی نیاز نیست

00:42:23.730 --> 00:42:28.550
شادم که تو امشب ازین گونه به سر خوشی
گرائیده ای .این سیره ی تو نبود

00:42:28.650 --> 00:42:34.190
لکن دیر گاهست. بنه به تالار رویم
از یاد مبر پگاه شکار خواهیم داشت

00:42:34.290 --> 00:42:39.350
همه بزرگداشتمان باید بر فرستادگان
قیصر پدید شود آیا جز اینست؟

00:42:39.450 --> 00:42:44.950
سالومه سالومه، برقص. از تو خواهانم
 که بهرم رقص کنی

00:42:45.050 --> 00:42:52.830
من به غم اندرم
امشب اندوهگینم

00:42:52.930 --> 00:42:57.670
چون بدینجا آمدم در خون لغزیدم که نشانه ای
بی شگون ست

00:42:57.770 --> 00:43:02.750
و یقین دارم که در قصر صدای
ضربان بالهایی شنیده ام

00:43:02.850 --> 00:43:05.110
ضربان بال هایی غول آسا

00:43:05.210 --> 00:43:07.470
چرائیش را نتوانم گفت

00:43:07.570 --> 00:43:13.810
پس برقص برای من.سالومه از تو تمنا دارم

00:43:16.010 --> 00:43:19.790
سالومه، اگر بهر من رقص کنی

00:43:19.890 --> 00:43:23.550
توانی خواست خود را بگویی

00:43:23.650 --> 00:43:30.910
تا من برآورم هم اگر نیم کشورم باشد

00:43:31.260 --> 00:43:35.400
آیا به راستی خواست من برآورده خواهی ساخت؟

00:43:35.425 --> 00:43:38.005
مرقص دخترم

00:43:38.030 --> 00:43:43.613
هرآنچه هم اگر نیم کشورم باشد

00:43:44.931 --> 00:43:47.760
سوگند می خوری، حاکم؟

00:43:50.850 --> 00:43:54.794
سوگند می خورم سالومه

00:43:55.050 --> 00:44:02.310
-به چه قسم یاد می کنی؟
-به حیاتم به تاجم و به خدایانم

00:44:02.410 --> 00:44:08.910
که هرآنچه خواهی به تو دهم
هم اگر نیم کشورم باشد

00:44:09.010 --> 00:44:12.270
اگر تو تنها رقص کنی برای من

00:44:12.370 --> 00:44:18.670
اه سالومه سالومه
برقص برای من

00:44:18.770 --> 00:44:21.270
تو قسم یاد کرده ای حاکم

00:44:21.370 --> 00:44:24.470
من قسم یاد کرده ام سالومه

00:44:24.570 --> 00:44:27.470
مرقص دخترم

00:44:27.570 --> 00:44:32.152
تو شهبانویی فریبا خواهی شد

00:44:34.362 --> 00:44:39.102
چه اگر نیم خطه ی شاهیم خواهی سالومه

00:44:39.247 --> 00:44:42.315
آیا زیبا نخواهد بود بدانگاه
که شهبانویی گردد؟

00:44:51.290 --> 00:44:56.315
آه سردست اینجا
باد سردی می وزد

00:44:58.138 --> 00:45:04.718
و به گوش من... این آهنگ از چه می شنوم؟

00:45:04.775 --> 00:45:08.991
گویی پرنده ای درشت هیکل

00:45:09.016 --> 00:45:14.430
بر فراز ایوان در پروازست

00:45:14.530 --> 00:45:20.350
چرا نمی توانمش دید؟
ضربان بالش وحشت انگیزست

00:45:20.450 --> 00:45:22.830
نفیر باد بالهایش
هراس انگیز است

00:45:22.930 --> 00:45:28.310
نسیمی سردست...لکن سرد نیست
گرم است

00:45:32.616 --> 00:45:34.836
خفه می شوم

00:45:34.970 --> 00:45:38.590
آب بر دست هایم ریزید
مرا برف دهید تا بخورم

00:45:38.690 --> 00:45:41.270
!بر دارید ردایم را بی درنگ ! بی درنگ
ردایم را

00:45:41.370 --> 00:45:47.710
لکن نه برجایش نهید! این تاج منست
که می آزاردم تاج گل من

00:45:47.810 --> 00:45:52.980
گل ها مانند آتشند
آتش به پیشانی ام افکنده اند

00:46:21.530 --> 00:46:28.270
آه! حال نفس توانم کشید
چه سانند این گلبرگ های سرخ فام

00:46:28.370 --> 00:46:32.235
همچون لکه های خون بر جامه ایست

00:46:33.090 --> 00:46:40.346
اما آن را ارزشی در نیست
نباید هر دیدنی را نشانه ای دانست

00:46:40.391 --> 00:46:44.142
چه از این زندگی نا شدنی گردد

00:46:45.302 --> 00:46:50.842
نکوتر آنست که گفته شود لکه های خون
همانند گلبرگهای گل سرخ دوست داشتنی اند

00:46:50.867 --> 00:46:53.927
بسا بهترست گفته شود که

00:46:57.302 --> 00:47:02.949
لکن ازین سخن بیشتر نگوییم
حالی من خوشحالم

00:47:03.796 --> 00:47:09.538
شادمان گشته ام

00:47:10.010 --> 00:47:14.590
آیا مرا حق آن نیست که شاد باشم؟
دخترت بر آنست که بهر من رقص کند

00:47:14.690 --> 00:47:18.870
آیا تو رقص نخواهی کرد سالومه؟
تو با من عهد کرده ای که برقصی

00:47:19.045 --> 00:47:21.594
من او را به رقص وا نمی نهم

00:47:21.619 --> 00:47:24.839
من بهر تو خواهم رقصید حاکم

00:47:24.864 --> 00:47:30.804
می شنوی چه می گوید دخترت؟
سر رقصیدن بهر من دارد

00:47:31.438 --> 00:47:34.470
نیک رایی ست سالومه

00:47:34.570 --> 00:47:40.670
و هنگامی که رقص بهر من کردی
از یاد مبر که بدانچه خواست داری

00:47:41.136 --> 00:47:48.150
خواهان گردی
هرآنچه خواهی . هم اگر نیم کشورم باشد

00:47:48.175 --> 00:47:51.635
-بدان قسم یاد کرده ام.نه؟
-تو بدان قسم یاد کرده ای

00:47:51.660 --> 00:47:56.840
و من هیچگاه عهد خود نشکسته ام
من از سوگند شکنان نیستم

00:47:56.978 --> 00:48:01.558
دروغ گفتن نتوانم
و عهدم را بنده ام

00:48:01.669 --> 00:48:04.969
و کلام من کلام شاهست

00:48:04.994 --> 00:48:09.134
پادشاه کاپادوکیه
همیشه دروغ می گوید

00:48:09.485 --> 00:48:14.625
اما او شهریار براستی نیست
او آدمی بزدل ست

00:48:14.650 --> 00:48:17.750
نیز به من وامی ست و بدهی اش را خواست
به بازگرداندن ندارد

00:48:17.850 --> 00:48:22.670
هم به فرستادگان من خواری روا داشته
سخن به گستاخی آورده است

00:48:22.770 --> 00:48:25.590
اما چون به روم رود قیصر به دارش آویزد

00:48:25.690 --> 00:48:29.710
برین باور دارم

00:48:29.810 --> 00:48:35.230
نیز اگر او چنین نکن خود خواهد مرد
و کرم ها خواهندش خورد

00:48:35.405 --> 00:48:41.014
این پیشگویی پیمبرست
نیک . درنگت بهر چیست سالومه؟

00:48:41.873 --> 00:48:44.550
انتظار می برم تا کنیزکانم عطرها

00:48:44.725 --> 00:48:50.145
و پوشاک هفت گانه ام بیاورند
و نعلین از  پایم به در کنند

00:48:50.170 --> 00:48:55.275
آه، تو بر آنی که با پای برهنه رقص کنی

00:48:55.609 --> 00:49:00.429
نیک است . آه ! نیک
پاهای کوچک تو

00:49:00.563 --> 00:49:03.223
پاهای کوچک تو به سان
کبوترانی سپید خواهد بود

00:49:03.490 --> 00:49:08.790
یا چون گلهای خرد سیم فامی که رقص بر درختان می کنند

00:49:08.890 --> 00:49:13.070
اما نه نه.سر رقصیدن بر خون دارد
خون بر زمین ریخته است

00:49:13.170 --> 00:49:16.110
او را نشاید که بر خون پایکوبی کند
این نشانه ایست بی شگون

00:49:16.210 --> 00:49:20.270
ترا چه شود اگر او رقص بر خون کند؟

00:49:20.295 --> 00:49:23.915
تو خود به کفایت در خون فرو شده ای

00:49:23.940 --> 00:49:28.860
مرا چه شود؟...آه . ماه را بنگر

00:49:28.885 --> 00:49:32.342
به سرخی گرائیده

00:49:32.367 --> 00:49:38.587
صبغه ی خون بر خود گرفته
پیمبر خبر به راستی داد

00:49:38.612 --> 00:49:44.192
او خبر داد که ماه به سرخی خون گردد.آیا نگفت؟

00:49:44.217 --> 00:49:46.315
...اوه، بله، نیک می بینم آن را

00:49:46.340 --> 00:49:51.505
و ستارگان چون دانه های انجیر فرو می افتند. نی؟

00:49:51.530 --> 00:49:54.820
و خورشیدبه تیرگی می گراید و همچون
پلاسی موئین می شود

00:49:54.845 --> 00:49:58.385
و پادشاهان زمین می هراسند

00:49:58.410 --> 00:50:01.910
لا اقل این راست تواند بود
پیمبر یک بار سخن راست گفته است

00:50:02.010 --> 00:50:05.192
پادشاهان زمین هراسانند

00:50:06.045 --> 00:50:11.585
بنه به تالار رویم . تو بیماری
در روم خواهند گفت که تو مجنون گشته ای

00:50:11.730 --> 00:50:13.870
به تو میگویم
بنه به تالار رویم

00:50:13.970 --> 00:50:20.989
این کیست که از ادوم با لباس سرخ از بصر آید

00:50:21.014 --> 00:50:24.150
در جلوه ی پوشاک خود رخشانست

00:50:24.175 --> 00:50:29.515
و در کثرت قوت خویش می خرامد
چرا جامه ات از ارغوان رنگ بر گرفته؟

00:50:29.765 --> 00:50:32.665
!همانا استاد باشد

00:50:32.690 --> 00:50:36.830
بنه با تالار رویم
آوای این مرد مرا دیوانه سازد

00:50:36.930 --> 00:50:39.950
من دخترم را به رقص وا نخواهم گذاشت
زمانی که او پیوسته فریاد بر می کشد

00:50:40.050 --> 00:50:44.630
من او را به رقص وا نمی نهم زمانی که
تو پیوسته بدینگونه او را می نگری

00:50:44.730 --> 00:50:47.230
سخن کوتاه
من او را به رقص وا نم نهم

00:50:47.330 --> 00:50:52.350
بر نخیز همسر من . این ترا
سودی در بر نخواهد داشت

00:50:52.375 --> 00:50:56.479
تا نرقصد به تالار باز نمی گردم

00:50:59.570 --> 00:51:04.150
رقص کن سالومه
رقص کن برای من

00:51:04.250 --> 00:51:09.355
مرقص دخترم

00:51:12.225 --> 00:51:14.929
من آماده ام حاکم

00:53:54.010 --> 00:53:56.350
!آه! شگفتا

00:53:59.195 --> 00:54:02.263
!آه! شگفتا

00:54:02.330 --> 00:54:09.331
دیدی که دخترت رقصید از برایم

00:54:23.246 --> 00:54:27.185
فر آی سالومه

00:54:27.723 --> 00:54:31.906
نزدیک شو. باشد که توانم ترا پاداش دهم

00:54:32.209 --> 00:54:37.320
من دست افشانان را به سزا پاسخ می دهم
ترا مزدی شاهانه خواهم داد

00:54:37.699 --> 00:54:44.345
هر آنچه خواهان باشی
چه را خواست بداشتن داری . بگو

00:54:44.470 --> 00:54:48.301
چه را خواست به داشتن داری؟

00:54:49.396 --> 00:54:51.572
بگو

00:54:52.102 --> 00:54:54.842
خواهانم که هم ایدون در طشتی سیمین

00:54:55.022 --> 00:54:58.302
در طشتی سیمین؟

00:54:59.828 --> 00:55:02.768
بی گمان آری در طشتی سیمین

00:55:02.793 --> 00:55:05.782
فریباست او .نی؟

00:55:06.615 --> 00:55:11.195
اما چه را خواهانی در طشت سیم فام؟
هلا

00:55:11.250 --> 00:55:18.693
هر انچه باشد به فرمانم بهره ات خواهند ساخت

00:55:19.435 --> 00:55:22.139
چیست خواست تو سالومه؟

00:55:25.450 --> 00:55:30.310
سر یحیی

00:55:30.410 --> 00:55:33.310
آه ! نیک کلامی ست دخترم

00:55:33.510 --> 00:55:38.456
نه، نه، سالومه. تو این از من نخواهی خواست

00:55:38.610 --> 00:55:40.790
به آوای مادرت گوش مدار

00:55:40.890 --> 00:55:45.030
او به هر زمان رای کژ بر تو می آورد
پا بر پی اش منه

00:55:45.130 --> 00:55:48.590
من پا بر پی مادرم نمی نهم
این خواست خاطر منست

00:55:48.767 --> 00:55:51.396
که سر یحیی را در طشتی سیمین خواهانم

00:55:51.421 --> 00:55:55.321
تو قسم یاد کرده ای حاکم
-از یاد مبر که پیمان بر کلامت بسته ای

00:55:55.346 --> 00:56:00.286
می دانم . عهد بسته ام و
به خدایانم قسم یاد کرده ام

00:56:00.311 --> 00:56:04.380
اما تمنا دارم سالومه
چیزی دگر بخواه

00:56:04.405 --> 00:56:09.145
نیم اقلیم مرا بخواه ارزانیت می دارم

00:56:09.170 --> 00:56:13.270
ولی بر خواست خود پای مفشار
- من از تو سر یحیی را خواستارم

00:56:13.370 --> 00:56:17.830
-نی . نی . خواست بدان ندارم
-تو قسم یاد کرده ای هرود

00:56:17.930 --> 00:56:20.790
بله، تو قسم یاد کرده ای, همه
شنفته اند , تو در برابر

00:56:20.890 --> 00:56:23.950
خاموش باش! با تو سخن ندارم

00:56:24.125 --> 00:56:27.345
اوه، دخترم به جا می کند
که سر یحیی را خواهانست

00:56:27.445 --> 00:56:31.385
او مرا در ناسزاهایش غرقه ساخته
از من سخن به زشتی ساز کرده

00:56:31.410 --> 00:56:34.550
همه توانند دید که دخترم مادرش
 را نیک دوست می دارد

00:56:34.650 --> 00:56:38.070
تسلیم مشو دخترم او قسم یاد کرده

00:56:38.170 --> 00:56:42.080
خموش با من سخن مگو

00:56:44.790 --> 00:56:49.970
سالومه . بیندیش . من هیچگاه
به تو تند نگشته ام

00:56:50.255 --> 00:56:54.220
پیوسته مهر بر تو داشته ام
بسا که دلبسته ات بودم

00:56:54.245 --> 00:56:57.505
از این رو مخواه از من چنین کاری

00:56:57.530 --> 00:57:02.910
این کرداری هراس انگیزست
از من انجام دادن کاری هراس انگیز می خواهی

00:57:03.010 --> 00:57:05.070
بی گمان سخن به جد نمی گویی

00:57:05.170 --> 00:57:10.390
...سر بریده از بدن را

00:57:12.050 --> 00:57:14.950
نگریستن نشاید...
حالیا، نه؟

00:57:15.050 --> 00:57:20.430
درخور یک دوشیزه نیست که
دیده بر چنین چیزی بردوزد

00:57:20.605 --> 00:57:26.905
چه خوشنودی از آن توانی یافت؟ هیچ . نی
این خواست تو نیست

00:57:26.930 --> 00:57:29.150
به من گوش فرا دار
مرا گوی زمردیست

00:57:29.325 --> 00:57:34.025
زمردی درشت که پیشکش معشوقه قیصرست

00:57:34.050 --> 00:57:36.430
چون بدان بنگری

00:57:36.530 --> 00:57:40.110
از آنچه در دوردست رخ دهد آگاه شوی

00:57:40.210 --> 00:57:44.150
قیصر خود به گاه رفتن به سیرک
همانند این با خود می دارد

00:57:44.250 --> 00:57:49.150
لکن زمرد من کلان تر است
به خوبی می دانم

00:57:49.250 --> 00:57:53.486
این درشت ترین زمرد های دنیاست

00:57:53.511 --> 00:57:56.571
بی گمان تو دل در آن خواهی بست؟

00:57:57.309 --> 00:58:00.265
بطلب آن را از من
به تو خواهمش داد

00:58:00.290 --> 00:58:02.310
سر یحیی را خواهانم

00:58:02.410 --> 00:58:05.870
به سخنم گوش نمی داری
ترا گوش شنوا نیست

00:58:05.970 --> 00:58:09.572
-بنه مرا تا سخن گویم
- سر یحیی

00:58:09.597 --> 00:58:13.070
نه . نه . تو آهنگ بدان نداری

00:58:13.170 --> 00:58:19.230
تو این از بهر رنجه داشتن من می گویی
چه تمام شب به تو نگریستم

00:58:19.330 --> 00:58:25.910
به راستی نظر بر تو دوختم
جمال تو در بندم افکند

00:58:26.010 --> 00:58:31.830
زیباییت به دشواریم گرفتار ساخت
و پر بر تو نگریستم

00:58:31.930 --> 00:58:34.830
ولی بیش بر تو نظر نخواهم دوخت

00:58:34.930 --> 00:58:40.670
به هیچ چیز و به هیچ کس نگه نباید کرد

00:58:40.770 --> 00:58:48.452
تنها باید به آینه نگریست
چه آینه ها تنها صورتک ها را می نماید

00:58:49.582 --> 00:58:53.208
!آه
.شراب! تشنه ام

00:58:53.233 --> 00:58:56.173
سالومه، وا نه دوست هم باشیم

00:58:56.262 --> 00:59:02.433
می خواستم چه بگویم . چه بود؟
به یاد آوردم

00:59:04.130 --> 00:59:09.976
سالومه نی نزدیک تر آی
بیم دارم سخنم را نشنوی

00:59:13.645 --> 00:59:19.625
سالومه تو طاووس های سپید مرا دیده ای
طاووس های سپید زیبایم

00:59:19.725 --> 00:59:24.665
که بین درختان مورد و سروهای آزاد می خرامند

00:59:24.690 --> 00:59:28.550
نوکشان به زراندوده دانه ی
زرگون خود می خورند

00:59:28.650 --> 00:59:34.150
پایشان از حنا رنگ گرفته

00:59:34.250 --> 00:59:37.990
چون بانگ بردارند باران فرو بارد

00:59:38.090 --> 00:59:43.310
و بدان گاه که پر گسترند
ماه بر سپهر جلوه کند

00:59:43.410 --> 00:59:46.590
دو به دو میان باغ

00:59:46.690 --> 00:59:49.750
گیاهان مورد و سرو های تیره رنگ می خرامند

00:59:49.850 --> 00:59:53.193
و هر کدام را بنده ای به تیمار ایستاده

00:59:53.570 --> 00:59:57.750
تمامی آنان را به تو می دهم
مرا صد تای از آنانست

00:59:57.850 --> 01:00:01.110
تنها ترا رها ساختن من از بند عهدم باید

01:00:01.210 --> 01:00:05.590
و نخواهی از من آنچه را که خواستاری

01:00:05.765 --> 01:00:08.505
وا نه به من سر یحیی را

01:00:08.530 --> 01:00:13.430
دخترم به جا می کند
تو نیز با طاووس هایت خنده آوری

01:00:13.530 --> 01:00:16.837
!خاموش

01:00:17.130 --> 01:00:23.670
تو پیوسته فریاد بر میکشی
چون درندگان بانگ بر می داری

01:00:23.770 --> 01:00:27.077
نباید چنین کنی

01:00:28.141 --> 01:00:30.242
...صدایت

01:00:34.090 --> 01:00:36.990
رنجه ام می دارد...

01:00:37.090 --> 01:00:39.430
ساکت . من می گویم

01:00:44.481 --> 01:00:50.189
سالومه، بیندیش که چه می کنی

01:00:50.330 --> 01:00:53.830
بسا که این مرد فرستاده خدا باشد

01:00:53.930 --> 01:00:59.350
او مردیست بی آلایش که انگشت خدا
بر او سوده

01:00:59.525 --> 01:01:04.465
خداوند بر دهانش سخنانی بیم انگیز نهاده

01:01:04.490 --> 01:01:08.950
در کاخ شاهی
همچون زمانی که در بیابان بود خدا با اوست

01:01:09.050 --> 01:01:12.190
هیچ نباشد این بودنی ست
کس چه می داند

01:01:12.290 --> 01:01:16.670
بودنیست که خدا یار اوست و همراه اوست

01:01:16.770 --> 01:01:24.310
گذشته ازین با مرگ او مرا رنجی در گیر آید

01:01:24.410 --> 01:01:27.870
او خود گفت در روز مرگش

01:01:27.970 --> 01:01:32.910
پیشامدی بد به هر کسی روی دهد
و این تنها بهر من خواهد بود

01:01:33.085 --> 01:01:36.425
به یاد آر که چون بدینجا آمدم در خون لغزیدم

01:01:36.450 --> 01:01:39.230
نیز ضربان بال هایی شنفتم

01:01:39.405 --> 01:01:41.745
ضربان بال هایی زورمند

01:01:41.770 --> 01:01:44.550
اینان نشانه های بی شگون بودند
یقین که باز هم بود

01:01:44.650 --> 01:01:50.350
یقین دارم دیگر نشانه هایی نیز بودند
که نتوانستمشان دید

01:01:50.450 --> 01:01:57.030
سالومه، بی گمان ترا خواست بدان نیست
که پیشامدی نا بهنجار بهر من رخ دهد؟

01:01:57.130 --> 01:02:01.870
ترا خواست نیست
پس بپذیر سخن مرا

01:02:01.970 --> 01:02:04.630
وا نه به من سر یحیی را

01:02:04.730 --> 01:02:08.336
آه! تو گوش به سخنم نمی دهی
آرام باش

01:02:08.581 --> 01:02:10.825
آرام باش

01:02:10.925 --> 01:02:13.625
من آرام هستم

01:02:13.650 --> 01:02:18.470
من از همه رو آرام هستم. گوش فرا دار

01:02:18.927 --> 01:02:24.185
من گوهر ها نهفته در این کاخ دارم

01:02:24.210 --> 01:02:26.950
گوهر ها که شگفت انگیزند

01:02:27.050 --> 01:02:31.310
گردن بند مرواریدی دارم بند شده به چهار رده

01:02:31.410 --> 01:02:35.470
ماننده به ماهی که به پرتوی سیمشان
به رشته کشیده اند

01:02:35.570 --> 01:02:38.390
به سان پنجاه ماه اندرون توری زرگون

01:02:38.490 --> 01:02:41.910
پیش ار این جایگه بر سینه ی عاجگون
شهبانویی داشته

01:02:42.010 --> 01:02:46.830
و تو چو آن را به گردنت بندی
همچو شهبانویی فریبا شوی

01:02:46.930 --> 01:02:50.990
مرا زبرجد هاییت زردگون
بسان دیدگان ببر

01:02:51.090 --> 01:02:56.470
سنگ هایی که پیوسته با
زبانه های سرد می سوزند

01:02:56.856 --> 01:03:01.476
سنگ هایی که رای آدمیان تار می سازد
و در تیرگی رنگ از رخ می دهند

01:03:01.699 --> 01:03:05.439
یاقوت هایی کبود به کلانی تخم مرغ

01:03:05.903 --> 01:03:10.505
و همرنگ نیلوفر که دریا در پهنه ی
آنان در جنبش است

01:03:10.530 --> 01:03:14.430
و ماه هیچگاه پرتو آبیشان را بر هم نزند

01:03:14.530 --> 01:03:21.350
زبرجد ها و یاقوت ها و عقیق ها و لعل ها

01:03:21.375 --> 01:03:26.355
با سنگهای یمانی بس فریبنده دارم

01:03:26.605 --> 01:03:32.865
و تمامیشان را به تو می دهم
و دیگر چیزها بر آن می افزایم

01:03:32.965 --> 01:03:36.425
شهریار هند برایم فرستاده داشته

01:03:36.450 --> 01:03:42.070
چهار بادبیزن ساخته از پر طوطی

01:03:42.245 --> 01:03:47.585
و پادشاه نومیدیا، جامه ای
برساخته از پر شترمرغ

01:03:47.685 --> 01:03:53.305
ساغر بلورینی دارم که زنان
را نگریست بدان روا نیست

01:03:53.330 --> 01:03:58.390
نی مردان جوان را مگر به ترکه زده شوند
اندرون درجی ساخته از صدف

01:03:58.570 --> 01:04:03.350
مرا سه فیروزه شگفت آور است

01:04:03.450 --> 01:04:08.670
هر آنکو آنان را به پیشانیش آویزد
تواند نابودنی ها در پندار پردازد

01:04:08.770 --> 01:04:16.411
و آنکو آنان را به دست برگیرد
تواند زنان را سترون گرداند

01:04:17.970 --> 01:04:24.590
اینان گنج هایی بس پر بهایند سالومه
گنج هایی که ارزش بدانها نتوان نهاد

01:04:24.690 --> 01:04:29.190
اینان گنج هایی بس پر بهایند
بی قیمت

01:04:29.290 --> 01:04:32.518
لکن هنوز پی دارد

01:04:33.850 --> 01:04:36.590
اندرون جعبه ای از آبنوس

01:04:36.690 --> 01:04:43.510
دو جام کهربایی دارم که
 به سان سیب های زرینند

01:04:43.610 --> 01:04:51.413
اگر بدخواهی زهر در آنها ریزد
همانند سیب های سیمین گردند

01:04:53.050 --> 01:04:56.870
در جعبه ای اندوده به کهربا

01:04:56.970 --> 01:05:01.310
صندل هایی دارم اندوده به شیشه

01:05:01.410 --> 01:05:07.790
شنل هایی دارم که ارمغان سرزمین سیریس اند

01:05:07.890 --> 01:05:12.910
و دستبند ها آراسته به لعل و به سنگ یشم

01:05:13.010 --> 01:05:16.910
که ره آورد سرزمین فرات اند

01:05:17.010 --> 01:05:20.590
ازین چه بیش خواهانی، سالومه؟

01:05:20.690 --> 01:05:25.270
بگو مرا هر آنچه خواست تست ترا خواهم داد

01:05:25.370 --> 01:05:33.239
هر آنچه خواهانی
جز یک چیز را

01:05:37.450 --> 01:05:41.520
...هر آنچه مراست به تو خواهم داد

01:05:42.770 --> 01:05:46.999
... جانش را وا نه

01:05:48.770 --> 01:05:56.470
ردای کاهن بزرگ به تو می دهم

01:05:57.370 --> 01:06:02.236
پرده ی قدس را به تو می دهم

01:06:11.090 --> 01:06:13.954
وا نه به من سر یحیی را

01:06:51.530 --> 01:06:55.914
خواسته اش بدو داده شود

01:06:59.133 --> 01:07:04.073
به راستی که فرزند مادرش است

01:07:07.924 --> 01:07:10.788
که برده است انگشتر مرا؟

01:07:14.104 --> 01:07:17.013
بر انگشت راستم انگشتری بود

01:07:17.770 --> 01:07:20.395
چه کس نوشیده است جام مرا؟

01:07:22.205 --> 01:07:27.625
می در جام من بود
لبالب از شراب بود

01:07:27.650 --> 01:07:30.832
کسی نوشیده است آن را

01:07:35.170 --> 01:07:38.590
بی گمان مصیبتی بر کسی روی می دهد

01:07:41.705 --> 01:07:45.251
از چه عهد بستم؟

01:07:46.931 --> 01:07:50.398
شاهان را سزا نیست که پیمان بندند

01:07:51.681 --> 01:07:55.466
اگر بر آن مانند بیم آورست

01:07:56.370 --> 01:07:59.710
و اگر بشکنند آن را نیز بیم آورست

01:08:00.435 --> 01:08:05.221
دخترم به جا کرده است

01:08:06.530 --> 01:08:12.636
یقین دارم که مصیبتی روی خواهد داد

01:08:35.036 --> 01:08:40.585
چرا این مرد فریاد بر نمی آورد؟

01:08:40.610 --> 01:08:44.350
اگر کسی آهنگ جان من کند
بانگ بر می دارم

01:08:44.450 --> 01:08:47.712
به مصاف می ایستم
سر فرو نخواهم آورد

01:08:51.567 --> 01:08:57.514
بزن نعمان
ترا می گویم شمشیرت را فرود آور

01:08:59.645 --> 01:09:06.785
آه چیزی به زمین افتاد
هراسش تیغ از دست افکند

01:09:06.885 --> 01:09:10.745
این برده را دل کشتن او نیست
سپاهیان را وا گذار تا به درون روند

01:09:10.845 --> 01:09:14.465
پیش آی. تو یار اوئی که کنون مرده است
نیست چنین؟

01:09:14.490 --> 01:09:18.210
خب، ترا می گویم...مردگان ما را کفایت نمی دارند
سپاهیان را فرا خوان

01:09:18.210 --> 01:09:20.710
و بگو تا وعده حاکم را به جا آرند

01:09:20.885 --> 01:09:26.225
چیزی که حاکم وعده داده بود به من

01:09:26.250 --> 01:09:32.390
پیش آئید . در چاه شوبد و سر این مرد
را بهر من آورید

01:09:32.765 --> 01:09:35.134
!حاکم، حاکم

01:09:35.190 --> 01:09:40.758
بگو سربازانت را تا سر یحیی بهر من آورند

01:10:32.845 --> 01:10:37.225
آه ! تو وانگذاردی مرا تا بر لبت بوسه دهم یحیی

01:10:37.250 --> 01:10:40.318
نیک هم ایدون لبت را خواهم بوسید

01:10:40.810 --> 01:10:44.430
چون بر میوه ای رسیده بر آن دندان خواهم فشرد

01:10:44.530 --> 01:10:49.230
لب بر لبت خواهم سود ای یحیی

01:10:49.330 --> 01:10:56.430
من این را خود گفته بودم.نی؟

01:10:56.530 --> 01:10:59.632
و اکنون بر آن بوسه می زنم

01:11:02.720 --> 01:11:08.420
اما چونست که بر من نمی نگری یحیی؟

01:11:08.595 --> 01:11:13.495
دیدگان هراس انگیزت که شراره ی خشم و نفرت
از آن بر می تافت اکنون بسته شده

01:11:13.520 --> 01:11:16.060
از چه دیده فرو بسته ای؟

01:11:16.085 --> 01:11:22.505
چشم هایت را بگشای
پلکهایت را بالا بر یحیی

01:11:22.605 --> 01:11:29.745
آیا هراسی ترا از نگریستن وا می دارد؟

01:11:29.770 --> 01:11:33.910
و زبانت که چون ماری سرخ رنگ زهر می پراکند
در جنبش نیست

01:11:34.010 --> 01:11:35.790
اکنون سخن ساز نمی کند
یحیی

01:11:35.890 --> 01:11:39.430
آن افعی گلگون که زهر کین بر من ریخت

01:11:39.530 --> 01:11:46.470
عجیب است ، نه؟ چنانست که افعی سرخ
 را جنبشی نیست؟

01:11:46.570 --> 01:11:49.710
ترا سر برخوداری از من نبود یحیی
تو مرا از خود راندی

01:11:49.810 --> 01:11:52.150
تو مرا با کلامی نا بهنجار یاد کردی

01:11:52.250 --> 01:11:59.971
مرا روسپی پست خواندی

01:12:02.336 --> 01:12:04.801
...من

01:12:05.610 --> 01:12:08.310
سالومه...

01:12:08.521 --> 01:12:13.228
دختر هرودیاس
شاهزاده یهودیه

01:12:14.250 --> 01:12:20.853
اما یحیی اکنون مرا زندگی به جاست و تو
تو اما مرده ای

01:12:21.330 --> 01:12:24.710
 و سرت از آن من است
با آن هر چه خواهم توانم کرد

01:12:24.810 --> 01:12:27.750
توانم آن را نزد سگان زمین و مرغان هوا اندازم

01:12:27.850 --> 01:12:33.581
تا آنچه سگان بر جای نهند
مرغان طعمه سازند

01:12:35.287 --> 01:12:38.276
!ای یحیی

01:12:38.690 --> 01:12:43.541
یحیی تو یگانه مردی بودی که منش دوست داشتم

01:12:44.050 --> 01:12:51.620
دیگران در من بیزاری می انگیختند
اما تو زیبا بودی

01:12:52.490 --> 01:12:57.230
بدنت چون ستونی از عاج
بود بر پایگاهی نقره فام

01:12:57.330 --> 01:13:03.230
بسان گلزاری انباشته از
کبوتران و زنبق های سیم فام

01:13:03.330 --> 01:13:09.230
ماننده برجی سیم رنگ بود
 آراسته با سپر های عاج

01:13:09.330 --> 01:13:14.390
در جهان پدیده ای به سپیدی
بدن تو یافت نمی گشت

01:13:14.490 --> 01:13:17.630
در جهان سیه رنگی سیه تر از زلفانت

01:13:17.730 --> 01:13:23.218
و سرخ فامی گلگون تر از لبهایت نبود

01:13:23.690 --> 01:13:27.710
دهانت مجمری عطر بیز بود

01:13:28.457 --> 01:13:36.324
چون بر تو نگریستم از آن آهنگ شگفت شنفتم

01:13:39.530 --> 01:13:44.097
از چه رو نظر بر من نیافکندی یحیی؟

01:13:44.930 --> 01:13:50.830
تو رخ در پس دست نهان داشتی

01:13:50.930 --> 01:13:54.350
تو پرده ی تیرگی بر دیدگان خدا دیده ات انداختی

01:13:54.450 --> 01:13:58.350
هلا تو دیده ای خدایت! یحیی

01:13:58.450 --> 01:14:04.158
اما مرا ... مرا هیچگاه ندیدی

01:14:07.930 --> 01:14:12.470
اگر نظر بر من انداخته بودی
 به من مهر می یافتی

01:14:13.115 --> 01:14:20.825
من ترا دیدم و دل بر تو بستم یحیی

01:14:20.850 --> 01:14:23.714
اوه، من تو را دوست داشتم

01:14:27.130 --> 01:14:29.470
و اکنون نیز ترا دوست دارم

01:14:29.495 --> 01:14:33.565
من تنها ترا دوست دارم

01:14:35.685 --> 01:14:41.745
من تشنه جمال تو و گرسنه ی جسم تو ام

01:14:41.770 --> 01:14:47.310
هیچ خوردنی و آشامیدنی در جهان
 میل مرا نتواند فرونشاند

01:14:47.410 --> 01:14:51.230
حالی . چه توانم کرد ای یحیی؟

01:14:51.330 --> 01:14:56.990
آتش شور مرا نه رودهای عظیم توانند فرو نشانند
و نه سیلاب های غریوا

01:14:57.090 --> 01:15:00.470
من شاهزاده ای بودم و تو مرا خوار ساختی

01:15:00.570 --> 01:15:05.350
من دوشیزه ای بودم و تو چشم مرا به شهوت
گشودی

01:15:05.450 --> 01:15:13.230
من پاکدامن بودم و تو درون مرا از اتش پر ساختی

01:15:13.330 --> 01:15:18.830
از چه رو به من نگه نیافکندی؟
یحیی

01:15:18.930 --> 01:15:25.310
اگر به من نظر کرده بودی
به من مهر می یافتی

01:15:25.410 --> 01:15:28.030
می دانم که خواستار من می شدی

01:15:28.130 --> 01:15:33.350
رمز عشق را فزونی بر راز مرگست

01:15:33.375 --> 01:15:38.400
ادمی باید تنها به عشق اندیشد

01:15:57.392 --> 01:16:02.292
بیرحم است دختر تو

01:16:02.759 --> 01:16:07.197
به حقیقت اهریمنی ست

01:16:07.570 --> 01:16:13.790
به راستی آنچه او کرد جنایتی ست بزرگ

01:16:13.890 --> 01:16:19.310
بی گمان جنایتی ست

01:16:19.410 --> 01:16:22.030
در حق خدایی ناشناخته

01:16:22.130 --> 01:16:28.470
نیک می شمارم آنچه را که دخترم به جای آورد
و من اکنون درینجا خواهم ماند

01:16:29.122 --> 01:16:35.300
آه! زن تبه کار سخن مگو

01:16:35.965 --> 01:16:38.025
بیا

01:16:38.797 --> 01:16:42.059
درینجا نخواهم ماند

01:16:42.690 --> 01:16:46.157
بیا، گویمت

01:16:46.890 --> 01:16:50.230
بی گمان مصیبتی هراس انگیز
روی خواهد داد

01:16:50.330 --> 01:16:57.190
منسی ایساچار عزیا
مشعلها را خاموش سازید

01:16:57.290 --> 01:17:00.510
به کسی نمی نگرم

01:17:00.610 --> 01:17:04.030
کسی را وا نمی نهم به من بنگرد

01:17:04.130 --> 01:17:07.517
خاموش سازید مشعل ها را

01:17:08.050 --> 01:17:13.155
پنهان سازید ماه را
پنهان سازید ستارگان را

01:17:15.250 --> 01:17:17.430
بیا، هرودیا

01:17:17.530 --> 01:17:22.270
خود را در کاخ مان پنهان داریم

01:17:22.370 --> 01:17:25.279
بیم در دلم رخنه کرده

01:17:30.723 --> 01:17:34.554
آخر لب ترا بوسیدم
ای یحیی

01:17:35.449 --> 01:17:37.835
دهان ترا بوسیدم

01:17:39.485 --> 01:17:43.945
از دهانت مزه ای تلخ چشیدم

01:17:43.970 --> 01:17:48.510
آیا تلخی خون بود؟

01:17:48.610 --> 01:17:52.554
آیا تلخی عشق بود

01:17:53.010 --> 01:17:58.479
می گویند که عشق تلخ ست

01:17:59.930 --> 01:18:02.441
باشد

01:18:03.970 --> 01:18:06.595
چه باک؟

01:18:09.970 --> 01:18:16.710
من آخر لبان ترا بوسیدم ای یحیی

01:18:16.855 --> 01:18:18.635
بکشید آن زن را

01:18:20.000 --> 01:18:30.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

01:18:30.024 --> 01:18:50.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.